آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29



جستجو



 



شهادت عبارت است از اظهارات اشخاص خارج از دعوی که امر مورد اختلاف را دیده یا شنیده یا شخصاً از آن آگاه شده‌اند یعنی شخصی به نفع یکی از اصحاب دعوی و بر ضرر دیگری اعلام اطلاع و خبر از وقوع امری نماید، اگر وسیله آگاهی گواه قوه بینایی او باشد گواه را شاهد عینی و گواهی او را «مشاهده» نامند و اگر وسیله آگاهی قوه سامعه باشد گواه را شاهد سمعی و گواهی او را «اسماع» خوانند.
در تمامی ادوار و هم‌چنین در همه سیستم‌های حقوقی شهادت شهود به عنوان یکی از ادله اثبات دعوی همواره مورد استفاده طرفین دعوی اثبات ادعاهای آنان بوده است لیکن حدود استفاده و درجه اعتبار آن از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.
اهمیت دلیل مذکور در دوران گذشته به دلیل صداقت انسان‌های آن ادوار از یک سو و فقدان دستاوردهای عملی و تکنیکی از سویی دیگر بسیار بیشتر از دوران فعلی بوده است.
در ایران باستان به خاطر اهمیتی که برای گفتار افراد قائل بودند شهادت برادر له برادر دیگر و شهادت زن برای شوهر بدون در نظر گرفتن درجه قرابت و خویشاوندی مورد استماع قرار می‌گرفت.(۱)
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
تکلیف اخلاقی و اجتماعی آحاد افراد جامعه در مقابل دستگاه عدالت ایجاب می کند که افراد در مواقع مختلفی اقدام به اداء شهادت نموده و در صورت استدعای طرفین دعوی و نیاز دستگاه قضایی در مراجع قضایی قانونی حضور یافته و فرشته عدالت را در جهت آشکار نمودن چهره حق یاری و مساعدت نماید.
در اجتماعاتی که افراد به اصول اخلاقی و مذهبی پای بند نباشند استفاده از شهادت می‌تواند اثرات سویی ببار آورد و باعث تضییع حقوق افراد شود بالعکس در جوامعی که افراد مقید به راستگویی هستند و ادای شهادت را تکلیف خود می‌شناسند می‌تواند در احیاء حقوق مؤثر واقع شود؛ از طرف دیگر گواه حتی وقتی که کمال صداقت را داشته باشد باز هم کمتر پیش می‌آید گواهی او خالی از اشتباه و اشکال باشد زیرا ممکن است از حقیقت اموری که بیان آن را از او درخواست می‌کنند کاملاً آگاهی نداشته و واقعه را به درستی ندیده یا نشنیده باشد یا نتوانسته همه را به خوبی در حافظه خود نگهدارد به همین خاطر قانون‌گذار
شرایط سنگینی برای استماع گواهی معین کرده است (مواد ۱۳۱۳ق. م و ۱۵۵ آ.د.ک) از جمله آن که ادای شهادت باید از روی قطع و یقین بوده و مفاد آن در معنا توافق داشته باشد و همچنین مطابق با دعوی باشد (مواد ۱۳۱۵، ۱۳۱۶ و ۱۳۱۷ ق.م).
تعداد شهود در حقوق اسلام موضوعیت داشته و صرف‌نظر از شرایط فردی که شهود باید از جهت اداء داشته باشند هر یک از موضوعات مذکور در محاکمه با نصاب خاصی از شهود قابل استماع و اثبات است ولی در حقوق ایران صرف‌نظر از موارد خاص، مورد شهادت عددی نبوده بلکه وزنی است به عبارت بهتر اصولاً ارزش گواهی به عدّه شهود بستگی ندارد بلکه به کیفیت ادای گواهی آنها ارتباط دارد.(۲)
در برخی از کتب فقهی اصطلاح بیّنه نوعاً به جای اصطلاح شهادت استعمال گردیده است و بیّنه را مطابق با شهادت شهود تلقی نموده و علت این امر آن بوده است که در اغلب موارد از شهادت شهود به عنوان بیّنه دعوی استفاده می‌شده است. یکی از نویسندگان حقوقی(۳) بینّه را این گونه تعریف نموده است:
«از نظر فقهی اصطلاح بیّنه به معنی تعدادی شهود که قانوناً شهادت و گواهی آنان می‌تواند یک قضیه حقوقی اعم از جزایی یا مدنی را اثبات نماید تعریف شده است»
قبل از اصلاحیه مورخ ۸/۱۰/۱۳۶۱ قانون مدنی مصوب مجلس شورای اسلامی، میزان ارزش شهادت شهود با عنایت به مواد (۱۳۰۶) الی (۱۳۱۲) آن قانون جهت اثبات دعاوی مدنی بسیار محدود بوده و ارزش آن با توجه به میزان و موضوع دعوی با الهام از قانون مدنی فرانسه دارای نصاب بوده و حداکثر تا پانصد ریال قابلیت اثبات و استناد داشت. اما با عنایت به اصلاحیه مزبور و همچنین اظهارنظر مورخ ۸/۸/۱۳۶۷ فقهای شورای نگهبان و قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب ۴/۸/۱۳۷۰ مجلس شورای اسلامی راجع به حذف مواد (۱۳۱۰)، (۱۳۰۸)، (۱۳۰۷)، (۱۳۰۶)و (۱۳۱۱) و همچنین غیر شرعی اعلام نمودن ماده (۱۳۰۹)(۵) قانون مدنی تحول ریشه‌ای و اساسی در ارتباط با ارزش شهادت شهود در نظام حقوقی ما به وقوع پیوست. علاوه بر این، مبانی قانونی مربوط به شهادت را می‌توان در مواد (۱۴۸) الی (۱۷۲) از قانون آیین دادرسی کیفری و مواد (۲۲۹) لغایت (۲۴۷) از قانون آیین دادرسی مدنی یافت که در خور تأمل فراوان است.
ماده (۱۳۰۶) سابق قانون مدنی اشعار می‌داشت: «جز در مواردی که قانون استثناء کرده است هیچ یک از عقود و تعهدات و ایقاعات که موضوع آن عین یا قیمتی که بیش از پانصد ریال باشد. نمی‌توان فقط به استناد شهادت ثابت کرد» ولی این حکم مانع از این نیست که محاکم برای حکم و مزید اطلاع و کشف حقیقت از اظهارات شهود استفاده کنند. از سویی دیگر ماده (۱۳۱۰) نیز مقرر می‌داشت: اگر موضوع دعوی، عقد یا ایقاع بیش از پانصد ریال باشد نمی‌توان آن را به وسیله شهود اثبات کرد، اگر چه مدعی، مدعی به خود را به پانصد ریال تقلیل داده یا از مازاد آن صرف نظر کند.» پس از پیروزی انقلاب با عنایت به اینکه تطبیق قوانین با موازین اسلامی به موجب اصل چهارم قانون اساسی در سرلوحه کار قانون‌گذار قرار گرفت. لذا در این راستا مواد فوق‌الذکر در اصلاحیه مورخ ۸/۱۰/۱۳۶۱ مجلس شورای اسلامی حذف گردید. چه آن‌که اصولاً در حقوق اسلام اثبات دعاوی به استناد شهادت شهود دارای هیچ محدودیتی نمی‌باشد، لذا در مغایرت مواد محذوف با موازین اسلامی علی‌الظاهر تردیدی وجود ندارد. بنابراین، حذف مواد مرقوم کاملاً منطقی و قابل توجیه می‌باشد. از سوی دیگر با توجه به گذشت سالیان دراز از زمان تصویب قانون شهادت و امارات مصوب سال ۱۳۰۸ و همچنین سقوط ارزش واحد پول ایران محدوده دعاوی را که موضوع آن عیناً و قیمتاً حداکثر پانصد ریال باشد دیگر وجود نداشت و به این ترتیب صرف نظر از فقدان مشروعیت موارد مرقوم، اصولاً مواد فوق‌الاشعار با توجه به شرایط اقتصادی حتی از اهداف قانون‌گذار در سال ۱۳۰۸، به کلی به دور افتاده است.
همان‌طور که معروض داشتیم، استناد به شهادت شهود یکی از دلایل مورد قبول جهت اثبات دعاوی حقوقی در تمام سیستم‌های حقوقی می‌باشد و پذیرش آن به عنوان یکی از دلایل اثبات دعوی مورد اتفاق‌نظر همه رژیم‌های حقوقی است و تفاوت سیستم‌های حقوقی صرفاً در ارتباط با موضوعات قابل اثبات با شهادت و همچنین تشخیص ارزش شهادت و درجه اعتبار آن می‌باشد.
در مورد معیار و ملاک سنجش ارزش شهادت در میان سیستم‌های حقوقی دنیا دو نظریه عمده و اصلی وجود دارد.
نظریه اول: به موجب این نظریه شهادت شهود در اثبات دعاوی مدنی موضوعیت دارد به ترتیب که پس از انجام تشریفات ادای شهادت،پس از استماع شهادت شهود، قاضی محکمه ملزم به صدور رأی بر مبنای مفاد و اقتضای شهادت است و به عبارت دیگر بعد از ادای شهادت قاضی حق ارزیابی مؤدای شهادت و احیاناً اعتراض و تردید در آن را ندارد. از جمله سیستم‌های حقوقی طرفدار این نظریه می‌توان قانونی مدنی فرانسه در قرن هجده میلادی و همچنین قانون آیین دادرسی مدنی سابق اتریش را نام برد.
در فقه امامیه نیز رأی قاضی محکمه تابع شهادت شهود می باشد و شهادت و بینه شرعی که واجد صلاحیت و شرایط لازم در شرع باشد موضوعیت دارد و قاضی محکمه موظف به صدور رأی بر اساس مقتضای شهادت می باشد. در این صورت چنانچه حکم حاکم مطابق مؤدای حق باشد حکم مزبور ظاهراً و باطناً نافذ و معتبر است و چنانچه حکم صادره مطابق با واقع قضیه نباشد حکم قاضی از نظر ظاهری نافذ است و برای مشهودله جایز است که مشهود به چنانچه مال است تملک و آن را درخواست کند مگر اینکه به حال شهود جاهل باشد. شایان توجه است که دسته‌ای از فقها اسلامی اعتقاد دارند که قاضی مکلف به صدور رأی بر اساس مقتضیات شهادت شهود نیست، چرا که گواهی و شهادت خبری است که همواره در آن احتمال صدق و کذب می رود و هیچگاه نمی‌تواند مفید قطع و یقین باشد بلکه ایجاد ظن و گمان می‌کند که در هر حال احتمال اثبات خلاف آن وجود دارد. توضیح این که دادرس می‌تواند چنانچه به هنگام صدور رأی در مفاد و مؤدای گواهی تردید نماید و احتمال کذب بودن آن را بدهد، از صدور رأی بر مبنای آن اجتناب کرده و برعکس در صورت احراز صحت شهادت شهود طبق مقتضای آن انشای رأی می کند و چنانچه علی‌رغم ارزیابی جوانب مختلف موضوع، شک و تردیدی در وجود او باقی باشد در این حالت می‌تواند ضمن رد شهادت شهود با اتکال به وجدان و ایمان شرعی خود و با توسل به آیه شریفه «و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل» عمل نماید. از سوی دیگر در فقه امامیه شهادت موضوعیت داشت و چنانچه شهود به تعداد معینه در شرع بوده و دارای اوصاف خاص شرعی از جمله عدالت، ایمان، طهارت مولد و سایر شرایط مقرر باشند قاضی مکلف به صدور رأی بر مبنای آن می باشد.
نظریه دوم: به موجب این نظریه گواهی و شهادت صرفاً به مثابه ابزار و وسیله‌ای جهت اثبات دعاوی بوده ودر مسیر رسیدن به حقیقت قضیه دارای جنبه طریقی است. لذا قاضی هیچ الزامی به صدور رأی بر اساس شهادت شهود ندارد و مخیر است چنانچه آن را موافق با علم واطمینان خود بیابد براساس آن انشای رأی نماید و اگر از نظر او، مؤدای شهادت شهود مقرون به صحت نبوده و اطمینان بخش و مفید علم نباشد از ترتیب اثر دادن به آن امتناع نماید. از جمله سیستم های حقوقی که موافق این عقیده می باشند قانون مدنی کشور لبنان است.
در حقوق ایران نیز ضمن پذیرش نظریه دوم، مقنن معتقد به طریقت داشتن شهادت شهود بوده و به موجب ماده (۲۴۱) قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب۲۱/۱/۱۳۷۹ تشخیص ارزش و تأثیر گواهی به نظر دادگاه محول شده است.همچنین در مقام تائید این نظر، ماده (۱۷۱) از قانون آیین دادرسی در امور کیفری نیز مقرر نموده است چنانچه دادگاه شهود معرفی شده را واجد شرایط قانونی تشخیص دهد شهادت آنان را می پذیرد والاّ رد می‌کند.
۱_ تعارض شهادت با اقرار:
اقرار در لغت به معنای تثبیت کردن چیزی یا کسی در جایی است و طبق ماده (۱۲۵۹)ق.م، اقرار عبارت است از اخبار به حق غیر به ضرر خود. تعریف فقهی اقرار نیز نزدیک به تعریف قانون مدنی می باشد. لذا اولاً: اقرار اخبار است و موجد حقی نبوده و از جنس انشاء نیست و مانند هر خبری امکان صدق و کذب در آن می رود. به همین دلیل است که ماده (۱۲۷۶) قانون مدنی اشعار می‌دارد: «اگر کذب اقرار نزد حاکم ثابت شود آن اقرار اثری نخواهد داشت.» ثانیاً در اقرار، اقرار کننده باید اخبار به حقی برای مقرّله نماید. مانند آن که پس از طرح دعوی از سوی خواهان خواسته دعوی مورد تأکید و تأیید خوانده قرار گیرد یعنی به حق خواهان اقرار نماید. ثالثاً: اخبار به حق باید به نفع غیر و به ضرر مقر باشد مانند آن که مستاجر اقرار به عدم پرداخت اجاره بهای عین مستاجره نماید. در غیر این صورت اخبار به حق غیر و به ضرر دیگری گواهی تلقی می‌گردد. بعد از تعریف مختصری از اقرار به حدود تأثیر اقرار و تعارض آن با شهادت می پردازیم.
با عنایت به ماده (۲۰۲) قانون آیین دادرسی مدنی که اشعار می‌دارد: « هر گاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذی حق بودن طرف او باشد، دلیل دیگری برای ثبوت آن لازم نیست.»
در ابتدای امر به نظر می رسد که اقرار از همه دلایل موثرتر است و هر گونه تاملی را رفع می کند و قاضی محکمه در هر حال مکلف به صدور رأی طبق مفاد اقرار است. اما با دقت در شرایط اقرار و همچنین ماهیت آن مشخص می‌گردد که دلیل مذکور دارای اعتبار مطلق نبوده و همانند دلائل دیگر قابل خدشه است. زیرا همانگونه که در تشریح عناصر اقرار مذکور افتاد اقرار از جنس اخبار است و مانند هر خبر همواره احتمال صدق و کذب بودن آن وجود دارد به این لحاظ است که طبق ماده (۱۲۷۷) قانون مدنی کذب بودن مفاد اقرار قابل اثبات شناخته شده است.
کذب بودن مفاد اقرار ممکن است ناشی از شوخی، یا تبانی مقر و مقرّله باشد. مثلاً شخصی پس از صدور اجراییه اموال بدهکار خود را توقف می کند و بدهکار به قصد فرار از دین با همسرش تبانی کرده و همسر او به عنوان شخص ثالث مبادرت به اعتراض می کند و مدعی می‌گردد که اموال توقیف شده اموال شوهرش نبوده بلکه از آن اوست و شوهر بدهکار نیز جهت رهایی اموال توقیف شده از دست بستانکاران اقرار می‌کند اموال مذکور متعلق به همسرش می باشد. بدیهی است که در صورت احراز این تبانی از سوی دادگاه اقرار مذکور فاقد اثر بوده و مقرّله قادر به استناد بدان نخواهد بود. دیگر آنکه اقرار در صورتی معتبر است که واجد شرایط قانونی باشد بنابراین اگر مقرّله به استناد ماده (۱۲۷۷) قانون مدنی مدعی شود که اقرار او فاسد بوده و فاقد اعتبار است و یا مبتنی بر اشتباه بوده است و یا اینکه برای اقرارخود، متوسل به عذر موجهی گردد مانند اینکه ثابت نماید اقرار در مقابل گرفتن وجه نقد یا سند و یا حواله بوده که وصول نشده است و همچنین معلوم شود که عقلاً و عادتاً امکان تحقق موضوع اقرار وجود ندارد و حقی که مقراخبار به وجود آن
آن می کند مورد تأیید قانون نباشد در کلیه این حالات اقرار به عمل آمده از سوی مقر بی اثر و فاقد اعتبار است. بنابراین اعتبار اقرار نسبی است.
در خصوص تعارض اقرار با شهادت باید گفت: عملاً تعارضی بین این دو وجود ندارد زیرا اقرار و شهادت همواره در طول یکدیگر بوده و هیچگاه هم‌زمان با هم مورد عمل واقع نمی‌گردند و در هر صورت امکان معارضه آنان متصور نمی‌باشد. چرا که پس از اقرار مقر، چنانچه دادگاه اقرار را مطابق با شرایط قانونی تشخیص و مورد تأیید قرار دهد به موجب ماده (۲۰۲) قانون آیین دادرسی مدنی به سراغ دلایل دیگر از جمله شهادت شهود نمی‌رود.
بنابراین گستره شهادت در تعارض بین شهادت و اقرار فقط در صورتی است که سایر ادله نباشند آن‌گاه می‌توان از شهادت به عنوان دلیل استفاده کرد.
پس نتیجه می‌گیریم که دامنه و اعتبار شهادت با وجود اقرار محدود می‌شود وشاید بتوان به صراحت گفت که دیگر شهادت با وجود اقرار با «جمیع شرایط قانونی» جایگاهی ندارد. و در صورت فقدان سایر ادله می‌توان از شهادت استفاده کرد.
۲_ تعارض شهادت و اماره قضایی:
براساس ماده (۱۳۲۱) قانون مدنی اماره عبارت است از اوضاع و احوالی که به حکم قانون یا در نظر قاضی دلیل بر امری باشد به عبارت دیگر اماره امر معلوم و خارجی است که دادرس با توجه به آن متوجه امر مجهولی شده و با بهره گرفتن از آن امر معلوم، حکم به وجود مجهول می دهد. با عنایت به تعریف فوق الذکر اماره قضایی اوضاع و احوالی است که از نظر قاضی دلیل بر امری شناخته شود.عده ای از نویسندگان حقوقی اعتقاد دارند که اماره قضایی مبتنی بر ظن و گمان و احتمال است و قاضی در اماره قضایی مقصد به صحت و حقانیت نمی یابد.(۷) برخی معتقدند که اعتبار امر قضایی براساس قطع و یقین است که از اوضاع و احوال موجود در خارج برای دادرس حاصل می‌گردد و اگر دادرس از اوضاع و احوال قطع به وجود امر مجهول ننماید به آن اوضاع و احوال هیچ ترتیب اثری نخواهد داد(۸)
یکی دیگر از نویسندگان حقوقی در تأیید مفید علم و قطع بودن اماره قضایی می‌گوید: «اماره قضایی برای دادرس ایجاد اطمینان می‌کند. این اطمینان را در اصطلاح فقها، علم هادی می‌نامند» کسانی که مبنای اماره را ظن دادرس معرفی کرده اند دلیل قاطع ندارند، به استناد ظن و گمان که بر حجیت آن تصریح قانون اعلام نشده است نباید حقوق مردم را ملعبه قرار داد. شان قاضی استواری در کردار و رفتار است تا امنیت قضایی پدید آید. اماره قضایی اغلب مبتنی بر استنتاج است و دادرس کمتر به روش استقراء عمل می‌کند زیرا استقراء امری است که از امور جزئی به امور کلی پی برده ولی روش رسیدگی در دادرسی معمولاً اینگونه نیست و قاضی از روی قرائن موجود در پرونده به حقیقت امر نایل می شود.
در صورت تعارض فیمابین شهادت و اماره قضایی باید گفت که اماره قضایی مقدم است زیرا: اولاً: طبق ماده (۲۴۱) قانون آیین دادرسی مدنی تشخیص درجه و ارزش گواهی به نظر دادگاه می‌باشد و قانون‌گذار دست قاضی را در این خصوص کاملاً بازگذارده است تا به هر نحو که صلاح می‌داند عمل نماید.
ثانیاً: شهادت موجب ظن به مشهود به است و اماره قضایی مفید علم و لذا ظن تاب معارضه و مقابله با علم را ندارد و چنانچه قائل به این موضوع باشیم که شهادت شهود نیز مفید علم است، باید توجه به این نکته ظریف داشته باشیم که علم حاصل از شهادت علم نوعی است در حالی که علم حاصل از اماره قضایی علم شخصی می‌باشد و طبیعی است که در تعارض فیمابین علم شخصی و نوعی تقدم و رحجان با علم شخصی می‌باشد.
در اینجا نیز دامنه و اعتبار شهادت در تعارض فیمابین اماره قضایی بسیار محدود می‌گردد به طوری که براساس توضیحات گفته شده نمی‌تواند تاب معارضه با اماره را داشته باشد و بسیار محدود می‌گردد به طوری که اصلاً در مقابل اماره به شماره نمی آید. البته در مورد امارات قانونی شاید بتوان گفت که شهادت شهود از اعتبار بیشتری برخوردار بوده و می‌تواند آن ها را از اعتبار بیاندازد چنانکه ماده (۱۳۲۳) قانون مدنی در این خصوص مقرر کرده است: «امارات قانونی در کلیه دعاوی اگرچه از دعاوی باشد که به شهادت شهود قابل اثبات نیست معتبر است مگر این که دلیل برخلاف آن موجود باشد.» زیرا اماره قانونی مفید ظن نوعی است نه شخصی و شهادت در دوران با آن از اعتبار بالاتری برخوردار است.
شهادت از وضع محدود سابق ، خارج شده همه موادی که اجازه نمی داد به عنوان دلیل مستقل در بسیاری از دعاوی مورد استفاده واقع شود حذف شده است بنابراین در هر پرونده ای ممکن است جمعی به عنوان شاهد معرفی گردند اساسا در آینده ممکن است افراد سعی کنند عقود و معاملات و به طور کلی تمام ارتباطات حقوقی خود را با حضور افرادی شکل دهند تا دلیل اثباتی شهادت را همواره داشته باشند اما از آنجا که سوء استفاده از شهادت هم مشکل نیست معرفی شهود تلقینی هم سابقه دارد و هم اگر ایمان قوت نداشته باشد ، به آن متوسل می شوند ، باید راهی برای شناسایی و ارزشیابی وجود داشته باشد ، تا شهادت درست ، از شهادت نادرست تفکیک شود ، یک طریق را قانون مدنی در مقابل برداشت محدودیتهای از شهادت جایگزین کرده است ، و آن سخت گیری در شرایط شاهد است ، شاهد باید عادل باشد با ایمان باشد و تشخیص آن به عهده دادرس است که راه های معین هم دارد طریق دیگر ماده ۴۲۴ آ-د-م است که می گوید :
« تشخیص درجه ارزش و تاثیر گواهی به نظر دادگاه است » با این ترتیب دادرس دادگاه است که اولا احراز عدالت را در شاهد بنماید و ثانیا با بهره گرفتن از کلماتی که گواه بیان می کند و حرکات و قیافه و نگاه او تشخیص دهد تا چه میزان اظهارات وی حقیقت دارد بنابراین همیشه تعداد گواه نمی تواند ملاک باشد، ممکن است قاضی شهادت یک نفر را برابر با واقع و با ارزش تشخیص دهد و شهادت چند نفر مقابل او را ، قابل ارزش نشناسد . البته درست نیست که دادرس دادگاه با نگاه و قیافه و راه رفتن شاهد چنین ارزیابی کند ولو اینکه روانشناسی ماهر ، و با تجربه ای باشد . دادرس دادگاه اختیار دارد برای این که شهادت را ارزیابی کند هر سوالی را که برای کشف حقیقت و مبانی گواهی لازم می داند از گواه بنماید (ماده ۴۲۱آ-د-م ) به همین دلیل است که دادگاه می تواند بدون اینکه عمل او جنبه بازپرسی پیدا کند و از بی طرفی خارج شود یا طرح سوالات متعدد از گواه ، بفهمد که آیا شهادت او تلقینی است ، یا بر اساس مشهودات واقع شده است و اگر بر مبنای مشهود اوست آیا از لحاظ روانی و حافظه قدرت حفظ مشهودات خود را برای مدتی دارد یا این که قوه تخیل او قوی است و حوادث را به نحو دیگری ترسیم می کند آیا شهادت او ناشی از شهادت دیگران و یا مسموعات و شایعات است یا ملاحظات عینی او است ، آیا نحوه شهادت او توام با قطع و یقین است یا با تردید و دودلی ، یعنی خودش هم به مرور موضوع را فراموش کرده و بنابراین با قاطعیت نمی تواند اظهاری بکند به هر حال دادرس باید وقتی به شهادت ترتیب اثر بدهد که برای او مفید قطع و یقین باشد عکس العمل کسی که علیه او شهادت داده می شود می تواند برای دادرس گویا باشد مخصوصا نوع اعتراضی که او به شهادت می نماید برای ارزشیابی قابل توجه است ذکاوت و زیرکی دادرس دادگاه در تشخیص و ارزیابی درست شهادت نقش مهمی دارد .
ب-ارزش شهادت
در فقه شیعه علاوه بر شرایط شاهد ، موادی شهادت ، تعداد شاهد هم مورد نظر قرار گرفته و به اعتبار موضوع دعوی عده گواهان فرق می‌کند در اموری که جنبه خصوصی دارد و اصطلاحا حق الناس اطلاق می‌شود گاهی دو شاهد مرد لازم است مثل طلاق ، نسب ، گاهی به وسیله شهادت دو مرد یا یک شاهد مرد و دو شاهد زن ، یا یکی شاهد مرد و قسم مورد اثبات می‌گردد که غالب اختلافات مربوط به اموال و معاملات را در بر می‌گیرد ، عقود معاوضی ، قرض ، رهن ، دیون ، وصیت تکمیلی ، جرایمی که باعث تادیه دیه است . به همین ترتیب از شهادت استفاده می‌شود بعضی امور با شهادت مردان یا زنان به تنهایی یا به همراهی گواهی مردان اثبات می‌گردد مثل ولادت ، اما در اموری که عنوان حق الله دارد بعضی با چهار شاهد مرد ثابت می‌شود مثل لواط ، بعضی با چهار شاهد مرد یا سه مرد و دو زن ، که در زنا چنین است و موجب رجم محصن می‌گردد . هر گاه دو مرد و چهار زن گواهی دهند مجازات شلاق است و اگر یک مرد و شش زن شهادت بدهند آن شهادت پذیرفته نیست در مورد حدود ، مثل مجازات سرقت یا شرایط خاص ، شرب مسکر ، مورد با دو شاهد مرد اثبات می‌گردد ، حق الله هیچ زمانی به گواهی یک مرد و دو زن یا یک شاهد مرد و قسم و یا گواهی چهار زن ثابت نمی‌گردد .
قانون مدنی ، عده گواهان را برای اثبات دعوی معین نکرده است ، مدعی می‌تواند گواهانی را که دارد تعرفه نماید دادگاه تا حدی که تشخیص دهد از آنان استماع شهادت می کند گاهی اصحاب دعوی یک یا دو نفر
گواه دارند همان افراد را معرفی می‌کنند اصولا برای حوادث و وقایع حقوقی ، نمی‌توان از قبل گواه تدارک دید مع الوصف در پاره ای از دعاوی ، قانون حداقل تعداد گواه را مشخص کرده است مثل دعوی اعسار که قانون تصریح کرده ، مدعی اعسار باید شهادت کتبی لااقل چهار نفر از اشخاصی که از وضع معیشت و زندگی او با خبر باشند به عرض حال خود ضمیمه نماید در قوانین جاری کشور ارزش بیان شاهد به نظر دادگاه است می‌تواند شهادت یک نفر را درست و قانع کننده بداند ولی شهادت ده نفر طرف مقابل را رد کند و تلقینی بشناسد .
گفتار دوم: قدرت اثباتی شهادت
نقش شهادت به عنوان یکی از ادله اثبات دعوی ، بسیار برجسته است و سرنوشت جان ، مال و ناموس افراد را تعیین می‌کند .
با توجه به این ، سزاوار نیست در اثبات دعاوی که بعضا اثرات مهم و تبعات سنگینی در پی دارد به امری دارای منشا غیر منضبط ، مبهم ، نامعلوم و در نهایت ، غیر قابل اطمینان ( شهادت غیر مستند به حس ) تمسک نمود بنابراین در آن دسته از دعاوی که شهادت مثبت دعوی است ، بجز مواردی که به دلیل خاص ، صرف استفاضه در آن‌ها کافی است ، باید استناد به حس بودن علم را شرط پذیرش شهادت بدانیم .
علاوه بر دلایل قبل ، اگر استناد به حس بودن را شرط پذیرش شهادت بدانیم ، در امور کیفری موافق با قاعده « تفسیر به نفع متهم » نیز خواهد بود که از قواعد مهم حفظ حقوق متهم در دعاوی کیفری است .
فقهای اهل سنت نیز استناد به حس را در شهادت شرط دانسته و فرموده‌اند : « سزاوار است که شاهد در ادای شهادت ، لفظ شهادت را به کار برد و بگوید ، شهادت می‌دهم به فلان واقعه … نه این که بگوید ، « علم دارم » یا « یقین دارم » ، چه در این صورت ، شهادت او قابل پذیرش نیست . ۱
عده ای از علما ۲شهادت مستند به کتابت را مردود می‌شمارند ، علامه در تحریر الاحکام تاکید می کند که « ولو دستخط ، ایمن از تزویر باشد » شهادت مستند به آن مردود است .
شهید اول در این باره فرموده است :
« به نظر محقق حلی و علامه حلی ، شهادت بدون علم ، جایز نیست و شهادت بر اساس خط ، اعتبار ندارد ، ولو ایمن از تزویر باشد ، ولی اکثر علما فرموده‌اند : اگر مدعی ، فرد قابل اعتمادی باشد و فرد مورد اطمینان دیگری هم شاهد او باشد ، شهادت به استناد خط صحیح است ، به دلیل روایت عمر بن یزید از امام صادق (ع) ۱
تعدادی از علمای معاصر نیز مانند مرحوم خویی در مبانی تکمله المنهاج و سید محمد شیرازی در الفقه ، شهادت بر اساس کتابت را با شرایطی قبول دارند .
آیه الله خویی می‌گوید :
شهادت به مضمون برگه ای که شاهد نوشتن آن را به یاد ندارد ، در صورتی که احتمال خدعه در آن برود و یا نوشتن آن ورقه جهت شهادت نباشد ، بلکه به دواعی دیگری باشد ، جایز نیست ، اما اگر دانسته شود که نوشتن بر این برگه به خاطر استفاده از آن در شهادت می‌باشد و احتمال خدعه هم در آن نرود ، شهادت بر اساس آن جایز است ، ولو نوشتن آن را به یاد نیاورد . ۲
شیرازی هم در کتاب الفقه می‌نویسد :
شهادت بر اساس خط ، در صورتی که شاهد ، اصل ماجرا به یادنش نباشد به شرطی صحیح است که اطمینان داشته باشد که این خط متعلق به اوست ، والا اگر دستخط به نظر او مشکوک باشد ، شهادت جایز نیست .
صحت شهادت مذکور به دلایل ذیل است :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1400-07-30] [ 08:59:00 ب.ظ ]




تشخیص یک شروع کننده محیطی، بسیار سخت است زیرا ممکن است حادثه ای که موجب شروع دیابت شده باشد طی چندین سال قبل از بروز بیماری اتفاق افتاده باشد .
شروع کننده های محیطی معروف شامل ویروس ها [۱۳] پروتئین های شیر گاو و ترکیبات نیتروز اوره می باشند(۵۳).
تعدادی از مداخلات توانسته اند از دیابت در مدلهای حیوانی جلوگیری نمایند. بعضی از مداخلات بطور مستقیم سیستم ایمنی را مورد هدف قرار می دهند( داروهای سرکوب کننده ایمنی، حذف انتخابی سلولهایT، القاء تحمیل ایمونولوژیک نسبت به پروتئین حتی سلول بتا پانکراس) در صورتیکه روش های دیگر با بلوک سیتوکین های سیتوتوکسیک یا افزایش مقاومت سلولهای جزایر به فرایند تخریب از مرگ سلول بتا جلوگیری می کنند(۴۶).
این نتایج در مدلهای حیوانی انجام گرفته و این مداخلات در جلوگیری از دیابت ملیتوس نوع ۱ در انسان موفق نبوده اند(۴۶).
۲-۱-۲. دیابت نوع ۲
مقاومت به انسولین و ترشح غیر طبیعی انسولین از دلایل اصلی ایجاد و توسعه دیابت ملیتوس نوع ۲ است. اگر چه هنوز مباحثی وجود دارد که مقاومت به انسولین مقدم بر نقص در ترشح انسولین می باشد. چهار پایه اصلی، خصوصیات پاتوفیزیولوژی این بیماری را تشکیل می دهندکه عبارتنداز: مقاومت به انسولین، نقص عملکرد سلول بتا، تولید گلوکز کبدی[۱۴] نامنظم و جذب روده ای گلوکز به طور غیر طبیعی(۳۴).
در مراحل اولیه این اختلال، مقاومت محیطی به انسولین(در عضله و بافت چربی) با تولید انسولین بیشتر توسط سلولهای بتا جبران شده و قند خون را در حد طبیعی حفظ می کنند. با مرور زمان سلولهای بتا به تدریج توانایی جبران این فرایند یعنی افزایش پیشرونده مقاومت به انسولین را از دست می دهند و سرانجام هیپرگلیسمی با علائم بالینی به عنوان دیابت ملیتوس بروز می نماید(۳۴).
اگر بچه ای هم پدر و هم مادرش دیابت نوع۲ داشته باشند ۴۰% احتمال ابتلای بچه به دیابت نوع۲ وجود دارد. پس سابقه خانوادگی هم در پاتوژنز بیماری نقش دارد(۱۸).
۲-۱-۳. سولفونیل اوره‌ها( گلی بن کلامید )
داروهای گروه سولفونیل اوره، با تحریک لوزالمعده باعث می شوند که انسولین بیشتری ترشح شود و به این طریق، قند خون کاهش پیدا کند. این داروها دارای اثرات مشابه انسولین هستند زیرا آنها باعث می گردند که انسولین خون افزایش یابد و امکان دارد که انسولین خیلی زیاد ترشح شود(۹).
در صورتی که انسولین زیادی ترشح گردد، قند خون شدیداً کاهش پیدا می کند و ممکن است علایم کاهش قند خون(هیپوگلیسمی) را به وجود آید(۹).
همانند انسولین، داروهای سولفونیل اوره نیز می توانند دارای اثر کوتاه، متوسط یا طولانی باشند. داروی کلرپروپامید از انواع طولانی اثر می باشد در حالی که داروی گلی بن کلامید از انواع با اثر متوسط است. گلی بن کلامید[۱۵] (گلیبورید)، بیشترین دارویی است که جهت درمان بیماران دیابتی نوع ۲ به کار می رود(۹).
مصرف گلی بن کلامید سبب افزایش ترشح انسولین از سلول های بتای پانکراس و یا افزایش پاسخ بدن به انسولین می شود(۳۰).
۲-۲. آلوکسان
آلوکسان که مشتقی از اسیداوریک می باشد بعنوان یک عامل دیابتوژنیک شناخته شده است اولین بار بیش از ۵۰ سال پیش برای القای دیابت در حیوانات آزمایشگاهی به کار گرفته شد(۴۱).
پایان نامه
عملکرد سیتوتوکسیک این ماده دیابت زا مربوط به رادیکالهای اکسیژن فعال است که بطور انتخابی روی سلولهای بتای پانکراس اثر گذاشته آنرا تخریب می کند. آلوکسان و محصولات آن با ایجاد رادیکالهای سوپراکسید یک سیکل کاهنده را می سازند که به تبدیل می شوند. عملکرد رادیکالهای آزاد باعث تخریب سریع سلولهای بتا می شود( ۴۳).
آلوکسان همان( ۲، ۴، ۵، ۶- تتراکسی پیریمیدین ، ۵، ۶ دی اکسی یوراسیل ) است که به وسیله اکسیداسیون اسید اوریک ساخته می شود. وقتی بصورت داخل وریدی، داخل پریتونئال یا زیرپوستی استفاده شود، عملکرد دیابت زایی خواهد داشت(۵۴).
دوز مورد نیاز برای دیابت بسته به گونه حیوانی، روش تجویز و وضع تغذیه ای دارد. جزایر لانگرهانس انسان نسبت به موش صحرایی[۱۶] به آلوکسان مقاوم ترند(۵۴). بیشترین دوز داخل وریدی که درموش صحرایی ایجاد دیابت می کند kg/ 65mg می باشد(۲۰و۵۷). وقتی آلوکسان داخل پریتونئال یا زیرپوستی استفاده می شود، دوز مؤثر باید ۳-۲ برابر شود. دوز داخل پریتونئال زیر kg/ mg150برای ایجاد دیابت در رت کافی نیست(۷۲). در ضمن حیوانات ناشتا به آلوکسان مستعدترند زیرا قند خون افزایش یافته محافظت نسبی در برابر آلوکسان ایجاد می کند(۲۱و۳۲). پس از تزریق آلوکسان به موش صحرایی یک افزایش ناگهانی در غلظت انسولین در بدن موجود زنده رخ می دهد(۲۱). آلوکسان یک ماده آب دوست و ناپایدار است و نیمه عمر آن در PH خنثی و دمای ۳۷ حدود ۵/۱ دقیقه است و در دمای پایین تر طولانی است(۱۶).
آلوکسان سریعاً بوسیله سلولهای بتا جذب می شود و سپس عملکرد خود را انجام می دهد(۳۵). کبد و بافت های دیگر در برابر رادیکالهای ازاد اکسیژن در مقایسه با سلولهای بتای پانکراس مقاوم ترند و این مقاومت آنها را در برابر مسمومیت آلوکسان حفظ می کند(۶۹). شکل ۱-۳ مکانیسم تولید اکسیژن فعال توسط آلوکسال را در سلولهای β پانکراس موش صحرایی نشان می دهد. G و G ، گلوکوکیناز فعال و غیر فعال را نشان می دهد.H ، رادیکال آلوکسان است. و (C ) ، غلظت C داخل سلول است(۴۳).
S - -SHHS- -S
GK0 GKi
HAo
دیالوریک اسید آلوکسان
O2O2
O2 -۲H H2O2+O2-O2
F F O
کلسیم از مایع خارج سلولی برداشته می شود.
تخریب سلولهای پانکرانس افزایش © کلسیم در منبع داخل سلولی متابولیسیم اش زیاد
می شود.
پاک شدن کللسیم از سیتوپلاسم محدود می شود
شکل (۲-۱) : مکانیسم تولید اکسیژن فعال توسط آلوکسان در سلولهای پانکرانس موش صحرایی
افزایش غلظت C باعث دپولاریزه شدن سلولهای β پانکراس می شود. افزایش ناگهانی در میزان انسولین هم ممکن است ناشی از افزایش ناگهانی غلظت C سیتوزول باشد که آلوکسان باعث آن شده است. وقتی انسولین بیش از میزان طبیعی آزاد شود، با کمک رادیکالهای آزاد اکسیژن سلولهایβ را تخریب می کند.
به دام اندازنده ها[۱۷]ی RNS و ROS می توانند از مرگ سلولهای بتا توسط موادی از قبیل آلوکسان ، STZ و سیتوکین های پیش التهابی جلوگیری نمایند . درشرایط آزمایشگاهی[۱۸] افزودن عوامل به دام اندازندۀ رادیکال آزاد( نظیر سوپراکسید دسموتاز ، کاتالاز، به دام اندازنده های رادیکال هیدروکسیل و شلاته کننده های فلزی) به سلولهای بتا ایزوله شده، از مرگ این سلولها توسط آلوکسان، (۷۴). STZ (72). و یا سیتوکین ها(۲۹) جلوگیری می کند. مطالعات نشان می دهند که در شرایط آزمایشگاهی بیان زیاد CuZnSOD در حیوانات ترانس ژنیک موجب محافظت در مقابل ایجاد دیابت القاء شده توسط STZ یا آلوکسان می گردد(۵۶).
از طریق آنزیم پلی ADP ریبوزیلاسیون هم DNA تخریب می شود مواد شیمیایی که باعث مهار پلی ADP ریبوزیلاسیون شوند اثر سمیت آلوکسان را تخفیف می دهند. این توانایی در آنتی اکسیدانها وجود دارد. اثر محافظتی گلوکز هم می تواند بخاطر تداخل قند با پمپ ناقل گلوکز باشد که جذب آلوکسان را مهار می کند. گلوکز با محافظت از گلوکوکیناز اثر سمی آلوکسان را خنثی می کند(۴۳).
استعداد واضحی از سلولهای بتا در برابر استرس اکسیداتیو وجود دارد که مربوط به سطح پایین آنتی اکسیدانها در مقایسه با بافت های دیگر است مثل ریه، کبد، کلیه. یک سری از نژادهای موش به آلوکسان مقاوم ترند چون انتی اکسیدانهای خون آنها بالاتر است(۲۵).
۲-۳. گیاهان دارویی
طی سالیان متمادی داروهای طبیعی خصوصا گیاهان دارویی اساس و حتی در برخی موارد تنها درمان محسوب می شدند و در عین حال مواد اولیه موجود در آنها در صنعت داروسازی مورد استفاده قرار می گرفت. با گذشت زمان بر تعداد گیاهان دارویی شناخته شده افزوده و زمینه های کاربرد آنها نیز گسترده شد. امروزه نیز پرشکان و محققین بسیاری از کشورها مجددا توجه خود را به منابع طبیعی و گیاهان دارویی معطوف داشتند(۸) .
۲-۳-۱. تلکا
درخت تلکا[۱۹] که به گلابی وحشی موسوم است، در جنگل های شمال ایران از ارسباران تا گرگان پراکنده است و در ارتفاعات مختلف رشد می کند. این گیاه جزء خانواده روزاسه می باشد. ارتفاع آن ۵ متر و دارای برگ تخم مرغی گرد با انتهای کند است که این انتها در برگ های جوان کمی کشیده است(۶۴) .
شکل(۲-۲) : درخت تلکا
روی برگ ها صاف و براق وپشت برگ های جوان حاشیه تارعنکبوتی فرا گرفته که رفته رفته صاف می گردد و دارای رنگ سبز روشن می باشد و طول پهنک ۴-۲ سانتی متر و طول دمبرگ تقریباً دو برابر آن است. گل هایش سفید و داخل کاسبرگ ها پشمین و سرخ می باشد(۱۲).
شکل( ۲-۳) : برگ درخت تلکا
میوه آن کوچک و گرد یا کمی گلابی شکل است و بر روی پایکی به طول ۳ سانتی متر قرار دارد و قطر آن حدود ۱.۵ سانتی متر، رنگ آن سرخ تیره متمایل به سیاهی است و روی آن خال های سفید دیده می شود. برگ این گیاه حاوی مقادیری از یک فئول گلیکوزید به نام آربوتین می باشد(۱۲).
۲-۳-۲. آربوتین
آربوتین یک هیدروکینون گلوکوزید است. فرمول ساختاری آربوتین[۲۰] با وزن مولکولی ۲۵/۲۷۲ که به نام هیدروکینون- بتا - دیگلکوپیرانوزید[۲۱] و متشکل از مولکول گلوکز با فنول در موقعیت پارا است . در طول موج nm 286 حداکثر جذب را برابر اشعه فراء بنفش دارا می باشد . آربوتین در گرما ناپایدار است و می تواند به شکل های مختلفی تجزیه شود .
شکل( ۲-۴) : ساختمان شیمیایی آربوتین
آربوتین دارای منشأ گیاهی می باشد و در برگ، پوست درخت و میوه برخی گیاهان از خانواده روزاسه مقادیر قابل ملاحظه ای از این ماده وجود دارد(۶۱). آربوتین در این گیاهان در مقابل برخی بیماری های باکتریایی نقش حفاظتی دارد که احتمالاً این فعالیت باکتری کشی مربوط به هیدروکینون ها می باشد، که در اثر فعالیت آنزیم بتا – گلوکوزیداز از آربوتین حاصل می شود (۲۶).
آربوتین به دلیل خاصیت آنتی اکسیدانی به تنهایی گلوکز خون را کاهش می دهد(۷۰).
از آنجا که گلیسرهیزین، آربوتین وهیدروکینون-α-گلیکوزوید، گلوز خون که پس از صرف غذا افزایش می یابد را کاهش میدهند پس میتوانند مواد کمکی مفیدی برای درمان آزمودنی های دیابتی باشند(۷۰).
از گیاهان حاوی آربوتین برای ضد عفونی کردن مجاری ادراری در عفونت های دستگاه ادراری استفاده می شود . حداکثر اثرات ضد عفونی کنندگی آربوتین ۳-۴ ساعت بعد از مصرف است (۲۴و۶۵). آربوتین دیورتیک است، آربوتین اثر ضد آفتاب و آنتی اکسیدان دارد. به عنوان عامل سفید کننده[۲۲] در فرمولاسیون اشکال دارویی موضعی محافظ در برابر تابش های شدید اشعه uv به کار برده می شود . مصرف میوه های تازه تیره پیروس[۲۳] در انسان، فعالیت ضدتوموری و فعالیت ضد جهش ژنی در برابر باکتری سالمونلاتیفی موریوم نشان داده اند(۱۴) .
مهمترین منبع سرشار شناخته شده از آربوتین در گیاه انگور خرس با نام علمی( Arctostaphylos uva- ursi) از خانواده ایرکاسه[۲۴]می باشد. طبق تحقیقات فارماکوپه و همکاران، میزان مشتقات هیدروکینون که آربوتین نیز از مشتقات هیدروکینون است، در این گیاه حدود ۷ درصد می باشد(۷۱). از عصاره این گیاه به عنوان ضدعفونی کننده مجاری ادراری در التهابات متوسط مجاری ادراری و صفرا و همچنین دفع سنگ کلیه استفاده می شود.
شکل(۲-۵) : گیاه انگور خرس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:59:00 ب.ظ ]




برای از بین بردن این بیش برازش، باید ورودی‌های شبکه عصبی را کاهش داد. به عبارتی باید اجازه بیش برازش را به شبکه‌های عصبی نداد. در این مقاله برای این کاهش تعداد متغیرها از داده کاوی استفاده شده است. داده کاوی علم کاوش داده‌ها جهت کشف دانش است. علم داده کاوی با ارائه راهکارهای مختلف، اولین رکن استفاده از داده‌ها جهت کشف دانش را حذف داده‌های اضافی و شاخ و برگ‌های غیر ضروری می‌داند و لذا در این مقاله از چند تکنیک داده کاوی که در ادامه شرح داده خواهد شد استفاده گردیده است. همچنین، همانگونه که ذکر شد، مدل‌هایی که برای پیش بینی‌های کوتاه مدت مورد استفاده قرار می‌گیرند، مدل ‌های سری زمانی و تحلیل‌های تکنیکال می‌باشند. از آنجا که ما قصد پیش بینی قیمت بسته شدن سهام را به صورت روزانه داریم نیز، با تلفیق این دو مدل، با بهره گرفتن از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال و قیمت‌های روزهای قبل به پیش بینی می‌پردازیم.
پایان نامه - مقاله
قسمت دوم این مقاله به تحقیقات مشابه، قسمت سوم به تعریف فرایند و روش انجام تحقیق، قسمت چهارم به نتایج تحقیق، قسمت پنجم نتیجه گیری و قسمت ششم به منابع تخصیص یافته است.

۱-۴- پژوهش‌های مشابه

لو و همکاران[۹] (۲۰۱۴) پس از بررسی دلایل بیش برازش[۱۰] و تعمیم نامناسب شبکه‌های عصبی[۱۱]، با اعمال تغییراتی در شبکه عصبی و به کار بردن کلاسی از تأخیر سازنده RBF[12] شبکه‌های عصبی؛ موفق شده است که شبکه عصبی با دقت بیشتر و البته تعداد نرون های[۱۳] کمتر در لایه پنهان[۱۴] شبکه عصبی ساخته و نتایج آن را در دنیای واقعی امتحان کرده است.
لاهمیری[۱۵] (۲۰۱۳) با به کاربردن تبدیلات گسسته ویولت (SWT)[16] و تقسیم سری زمانی[۱۷] قیمتی به دو بخش ماژور[۱۸] و مینور[۱۹]، نتیجه می‌گیرد که بخش ماژور در واقع دارای فراوانی و پراکندگی پایین تری بوده و برای پیش بینی روند بلند مدت قیمت سهام مناسب است. وی پس از تبدیلات مذکور، با بهره گرفتن از شبکه‌های عصبی بازخور برگشتی[۲۰]، به پیش بینی قیمت سهام پرداخته و با بررسی تئوری خود در ۱۵ پایگاه داده[۲۱]، نتیجه می‌گیرد که الگوریتم پیشنهادی وی از مدلهای ARMA [۲۲]و RW[23] عملکرد بهتری دارد.
تیکنور[۲۴] (۲۰۱۳) با در نظر گرفتن قیمت‌های روزانه و اندیکاتورهای[۲۵] تحلیل تکنیکال[۲۶] به عنوان ورودی شبکه عصبی، قیمت بسته شدن[۲۷] روز بعد را پیش بینی می‌کند. وی با بیان پیچیدگی‌های موجود در روند[۲۸] تغییرات قیمت سهام و مشکلات پیش بینی آن، برای جلوگیری از بیش برازش و بیش آموزش[۲۹] پیشنهاد می‌کند که شبکه عصبی توسط الگوریتم بیزین[۳۰] کنترل شده[۳۱] و برای مدل‌های با پیچیدگی بالا جریمه هایی[۳۲] تعیین گردد تا از بیش برازش و بیش آموزش جلوگیری شود. وی صحت ادعای خود را در سهام‌های مایکروسافت[۳۳] و گلدمن[۳۴] به بوته آزمایش می‌گذارد.
بیسون[۳۵] (۲۰۱۴) با بیان این مسئله که سرمایه گذاری در بازار سهام، به دلیل بازده خوب آن همواره مورد توجه سرمایه گذاران بوده است؛ کسب بازده و سود مناسب در این بازار را منوط به دانستن و پیش بینی کردن نقاط بازگشت[۳۶] قیمت می‌دانند. لذا پیش بینی قیمت سهام در روزهای آینده را مهمترین امر در راه رسیدن به این مهم می داند. وی با بهره گرفتن از فیلتر کلمن[۳۷]، داده ها را پیش پردازش کرده و با شبکه‌های عصبی دینامیک[۳۸] به پیش بینی قیمت می پردازد. وی برای اثبات کارایی مدل پیشنهادی، چهار سهم از بازار سهام هند؛ بمبئی[۳۹] را انتخاب و بررسی کرده است.
الیویرا[۴۰] (۲۰۱۳) با مهم دانستن این مسئله که پیش بینی جهت تغییر قیمت سهام سهم به سزایی در تنظیم سیاست‌های[۴۱] معامله گران دارد، پیشنهاد می‌کند که با بهره گرفتن از داده‌های تاریخی[۴۲] در مدل‌های ریاضی[۴۳] می‌توان به صحت و دقت خوبی در پیش بینی رسید. وی با بیان این مسئله که سه نوع تحلیل سری زمانی، تکنیکال و فاندمنتال[۴۴] برای تحلیل داده های تاریخی به کار گرفته می شوند، شبکه عصبی طراحی می‌کند که داده‌های ورودی آن، از ورودی های هر سه تحلیل ذکر شده می‌باشد. در واقع وی هر سه تحلیل را با هم یکی کرده و از قابلیت های هر کدام استفاده می‌کند. همچنین پیشنهاد می‌کند که استفاده محض از تمام داده‌ها باعث بیش برازش و پایین آمدن دقت شبکه می‌شود و لذا با بهره گرفتن از تکنیک های متعدد داده کاوی، داده ها را پیش پردازش[۴۵] می‌کند. وی صحت گفته‌های خود را در بازار سهام برزیل تأیید می‌کند.
کارا و همکاران[۴۶] (۲۰۱۱) با بیان این مسئله که پیش بینی جهت تغییرات قیمت سهام امری چالش برانگیز[۴۷] و در صورت صحت بسیار پر سود است، بسط مدل‌های ریاضی برای این مهم را به دلیل پیچیدگی‌های ذاتی بازار سهام بسیار مشکل می‌داند. وی با بهره گرفتن از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال به عنوان ورودی، کارکرد و نتایج عملکرد دو الگوریتم دسته بندی شبکه های عصبی و ماشین های بردار پشتیبان[۴۸] را بررسی کرده و با مقایسه نتایج، کارکرد شبکه های عصبی را بهتر و مفید تر می‌یابد.
جاسمی و همکاران[۴۹] (۲۰۱۱) شبکه‌های عصبی را به همراه تحلیل تکنیکال و نمودارهای شمعی ژاپنی[۵۰] به کار می برد، وی در پژوهشی به جای اینکه با شبکه‌های عصبی قیمت و یا اندیکاتورها را پیش بینی کند، در صدد پیش بینی و برازش یک مدل رگرسیون[۵۱] می‌باشد که متغیرهای مستقل آن، اندیکاتورهای تکنیکی و متغیر مستقل آن روند کوتاه مدت قیمت است. اندیکاتورهای تکنیکی توسط دو روش داده‌های خام[۵۲] و تحلیل تکنیکال به ترتیب به تعداد پانزده و بیست و چهار عدد تعریف شده‌اند. در نهایت با آزمایش بر روی داده‌های حاضر در یاهو فایننس[۵۳] به این نتیجه می‌رسد که نتایج پیش بینی به این روش بسیار کارآمدتر از متدهای کلاسیک است.
چانگ[۵۴] (۲۰۱۲) با ارائه مدل جدیدی از شبکه‌های عصبی تحت عنوان شبکه عصبی نیمه متصل[۵۵] به پیش بینی قیمت سهام به وسیله اندیکاتورهای تکنیکال می‌پردازد. این شبکه جدید، از نظر تابع فعال سازی[۵۶]، تعداد لایه‌ها و اتصال نرون‌ها با شبکه های عصبی معمول تفاوت دارد. نخست اینکه اتصال داشتن یا نداشتن دو نرون با هم تصادفی تعیین می‌گردد. تفاوت دوم در تصادفی بودن تعداد لایه ها نیز می‌باشد و سرانجام تابع فعال سازی نیز به جای سیگموید[۵۷]، تابع سینوسی[۵۸] انتخاب می‌گردد. وی برای اثبات کارآمدی الگوریتم پیشنهادی، آن را از سه نظر امتحان می‌کند. اوّل دقت پیش بینی آن را یعنی تفاوت مقادیر پیش بینی شده و مقادیر واقعی سنجیده، سپس از نظر بیش برازش با مدل‌های معمولی شبکه عصبی مقایسه کرده و در نهایت عملکرد آن را با سایر الگوریتم‌های رقیب مقایسه کرده است.
لو[۵۹] (۲۰۱۰) با این مقدمه که پیش بینی قیمت سهام و اساسا پیش بینی در تمام بازارهای مالی کاری سخت و چالش برانگیز است، استدلال می‌کند که این امر به دلیل وجود اغتشاش[۶۰] فراوان در میان داده‌های پیش بینی کننده است. وی پیشنهاد می‌کند که با به کار بردن آنالیز متغیر مستقل یکپارچه[۶۱]؛ در ابتدا باید در میان داده‌های پیش بینی کننده آنهایی که مستقل هستند را یافته، اغتشاش موجود در آنها را از بین برده و پس از آن ورودی ها را به منظور پیش بینی قیمت به شبکه عصبی داد. وی برای اثبات مدعای خود دو شاخص بازار بورس تایلند[۶۲] و نیکی[۶۳] را انتخاب کرده و با مقایسه عملکرد الگوریتم پیشنهادی با اغتشاش زدایی توسط امواج ویولت و سپس به کار بردن شبکه‌های عصبی بازخور بازگشتی و همچنین با شبکه‌های عصبی معمولی بدون فیلترینگ و همچنین قدم زدن تصادفی؛ الگوریتم پیشنهادی را کارا می‌یابد.
وانگ و همکاران[۶۴] (۲۰۱۱) نیز اظهار می‌دارد که پیش بینی قیمت سهام به دلیل بالا بودن تعداد متغیرهای مستقل امری مشکل و چالشی است. وی پیشنهاد می‌کند در ابتدا توسط الگوریتم[۶۵] WDBP با بهره گرفتن از ویولت اغتشاشات موجود میان داده ها از بین رفته و توسط شبکه‌های عصبی پس خور بازگشتی، پیش بینی انجام گیرد. همچنین برای اثبات الگوریتم پیشنهادی خود، آن را در بازار شانگهای[۶۶] به بوته آزمایش گذاشته و عملکرد بهتر الگوریتم پیشنهادی را نسبت به شبکه عصبی پس خور بازگشتی تصدیق می کند.

۱-۵- ضرورت انجام تحقیق و اهمیت تحقیق

همانگونه که پیش‌تر و در ادبیات موضوعی دیده شد، پیش بینی قیمت بالا و قیمت پایین برای یک دوره جلوتر، پیش از این انجام نشده است و خلاء وجود مدلی برای پیش بینی که به طور عملی قابل استفاده باشد، احساس می شود. پیش از این، در پژوهش های مشابه، تنها قیمت بسته شدن پیش بینی می شده است و این در حالی است که پیش بینی کننده سهم، ممکن است مالک سهام نباشد. در این حالت، پیش بینی کننده توانایی عملی برای استفاده از مدل را ندارد. دلیل این امر این است که وی احتمالا مجبور است، سهام را با همان قیمتی که پیش بینی می کند، خریداری کند. لذا در این پژوهش، به پیش بینی دو قیمت بالا و پایین پرداخته شده و توسط آن، پیش بینی کننده این فرصت را دارد که در قیمت پایین سهام را خریداری کرده و در قیمت بالا آن را بفروشد.

۱-۶- اهداف تحقیق

اهداف اصلی این پژوهش عبارتند از :

 

    • شناسایی مؤثرترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال برای پیش بینی قیمت سهام مورد نظر

 

    • داده کاوی سری های زمانی برای تشخیص شبیه ترین سری زمانی به سری زمانی هدف، جهت پیش‌بینی تغییرات آینده سهام هدف، با بهره گرفتن از تغییرات گذشته قیمت سهم مشابه

 

    • طراحی و ساخت شبکه عصبی برای پیش بینی قیمت‌های بالا و پایین سهام مورد نظر

 

 

۱-۷- ساختار تحقیق

در ادامه این پژوهش و در فصل دوم، به معرفی شبکه های عصبی و انواع آن، داده کاوی و نقش آن در پیش پردازش داده ها و داده کاوی سری‌های زمانی و اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال می‌پردازیم. در فصل سوم به بیان روش تحقیق انجام شده با جزئیات کامل، شامل مراحل سه گانه پیش پردازش و ساخت اطلاعات و ابزارهای به کارگرفته شده در هر مرحله، معماری شبکه عصبی و الگوریتم‌های فعال سازی و همچنین الگوریتم‌های رقیب خواهیم پرداخت. در فصل چهارم، نتایج عملی به دست آمده از داده کاوی سری‌های زمانی و ساخت شبکه عصبی، به تفصیل توضیح داده می‌شود و نتایج به دست آمده، با نتایج الگوریتم‌های رقیب مقایسه می گردد. در انتها و در فصل پنجم، به بررسی نتایج و پیشنهادات برای تحقیقات آتی خواهیم پرداخت

فصل دوم

 

ادبیات تحقیق

 

۲-۱- مقدمه

بازارهای مالی به دلیل خصوصیات منحصر به فردی نظیر عدم نیاز به سرمایه کلان، سادگی و کم هزینه بودن معاملاتشان و عدم وجود ریسک نکول[۶۷]، در عصر اخیر به یکی از پرطرفدارترین حوزه‌های سرمایه گذاری تبدیل شده‌اند. حکومت‌ها و دولت‌ها نیز به این دلیل که می‌توانند با گرد هم آوردن سرمایه‌های اندک و سرمایه های کلان، بودجه‌های عظیمی برای امور کشوری فراهم کنند، همواره به گسترش این بازارها کمک کرده و با تصویب قوانین متعددی از جمله معافیت‌های مالیاتی در تلاش برای کشاندن پس اندازهای مردم به این بازارها بوده اند. به دلیل همین خصوصیات، حجم عظیمی از سرمایه گذاران به این حوزه وارد شده و این بازارها با سرعت چشمگیری نیز در حال رشد هستند. این حجم زیاد سرمایه گذاران، برای کسب سود از این بازارها وارد آن شده و لذا همواره به دنبال راه‌هایی برای افزایش دامنه سود خود بوده اند. این مسئله باعث شده است که سرمایه گذاران همواره به دنبال پیش بینی اتفاقات آینده و قیمت ها در بازار بوده و از این طریق کسب سود کنند؛ به همین دلیل است که همزمان با رشد این بازارها، مدل های بسیار متنوعی برای پیش بینی بوجود آمده و در حال گسترش نیز هستند. به طور کلی شاید بتوان سرمایه گذاران را به دو دسته تقسیم کرد، آنها که به مدل کارایی بازار سرمایه اعتقاد داشته و به پیش بینی این بازارها معتقد نیستند؛ و آنهایی که به روش های مختلفی به پیش بینی در این بازارها می پردازند. در مورد نظریه کارایی بازار در ادامه به تفسیر سخن گفته خواهد شد و لذا در ادامه به مرور روش های متنوعی که برای پیش بینی قیمت سهام بوجود آمده و به کار گرفته شده اند خواهیم پرداخت. به صورت کلی می‌توان گفت که تلاش برای پیش بینی بازارهای مالی در سه حوزه اتفاق افتاده است، حوزه اول به بررسی ساختار بازار، سهام موجود در آن و صنایع پرداخته و با شناسایی ویژگی های خاص این بازارها به تشخیص و معرفی صنایع و یا سهام برتر پرداخته و سرمایه گذاران را از این طریق یاری می‌کنند. حوزه دوم به ایجاد یک مدل برای استراتژی‌های سرمایه گذاری پرداخته و سعی دارند با شناسایی نقاط خرید و فروش سهام، کاری کنند که سرمایه گذاران در کمترین قیمت خرید و در بیشترین قیمت اقدام به فروش نمایند. حوزه سوم اما به پیش بینی قیمت سهام می‌پردازند، جایی که بیشترین گستردگی استفاده از الگوریتم‌ها و مدل‌های مختلف در آن وجود دارد. این حوزه را می‌توان به صورت کلی در سه بخش یا سه دیدگاه دید؛ تحلیل تکنیکال[۶۸]، تحلیل بنیادین[۶۹] و تحلیل با مدل‌های هوش مصنوعی[۷۰]. در ادامه به توضیح مختصری در مورد هر یک از این دیدگاه ها خواهیم پرداخت.

۲-۱-۱- تحلیل تکنیکی

روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها در بازار از طریق مطالعه وضعیت گذشته بازار است. در این تحلیل از طریق بررسی تغییرات و نوسان‌های قیمت‌ها و حجم معاملات و عرضه و تقاضا می‌توان وضعیت قیمت‌ها در آینده را پیش‌بینی کرد. این روش تحلیل در بازار ارزهای خارجی، بازارهای بورس اوراق بهادار و بازار طلا و دیگر فلزات گران‌بها کاربرد گسترده‌ای دارد.
این نوع تحلیل با بهره گرفتن از مطالعه رفتار و حرکات قیمت و حجم سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده سهم صورت می‌پذیرد. تغییرات قیمت سهم با بهره گرفتن از پیشینه تاریخی و نمودار توسط تحلیل گر تکنیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. این روش بیشتر مورد استفاده سفته‌بازان قرار می‌گیرد و بدین صورت قصد دارند تا بازده مورد نظر خود را در هنگام بالا رفتن قیمت سهم افزایش دهند. در واقع سرمایه گذاران با دیدگاه کوتاه مدت از این روش بهره می‌جویند.
تحلیل تکنیکی (فنی)، با آزمون قیمت‌های گذشته و حجم مبادلات حرکت‌های آینده، قیمت را پیش بینی می‌کند. اساس این تحلیل‌ها بر استفاده از نمودار و رابطه‌های ریاضی و هندسی متمرکز است تا بدین گونه روندهای کوچک و بزرگ بدست آید. در این راستا فرصت‌های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات بازار مشخص می‌شود.

۲-۱-۲- تحلیل بنیادین

تحلیل بنیادین یک شرکت شامل تحلیل گزارشات مالی و سلامت مالی شرکت، مدیریت و امتیازات رقابتی، رقبا و بازارهای مربوطه‌ است. هنگامیکه این تحلیل در بازارهای آتی[۷۱] و فارکس[۷۲] به کار می‌رود، تمرکز اصلی بر شرایط اقتصادی، نرخ بهره، تولید، سودآوری و مدیریت است. وقتی سهام، قراردادهای آتی یا ارز مورد تحلیل بنیادین قرار می‌گیرد، دو رویکرد اساسی وجود دارد: تحلیل پایین به بالا و تحلیل بالا به پایین. این عبارات جهت تمیز دادن چنین تحلیلهایی از سایر تحلیل‌های سرمایه گذاری نظیر تحلیل‌های کمی و تکنیکی است. تحلیل بنیادین بر اساس داده‌های گذشته و فعلی با هدف پیش بینی مالی انجام می‌پذیرد. اهداف متعددی برای این تحلیل وجود دارد. تعیین ارزش سهام شرکت و پیش بینی تغییرات آتی قیمت، برآورد عملکرد تجاری و ارزیابی مدیریت و اتخاذ تصمیمات داخلی جهت محاسبه ریسک اعتباری در تحلیل بنیادین اساس پیش بینی بر مبنای وقایع و رخدادهای واقعی پایه گذاری شده‌است. معامله گر با تحلیل اتفاقات و اخبار دنیای واقعی و بر اساس دانش و استراتژی خود، به پیش بینی بازار می‌پردازد. استراتژی روش محاسبه نقاط ورود به بازار و خروج از آن است. پایه نظر تحلیل گران بنیادی این است که تمام تغییرات در قیمتها حتماً یک علت اقتصادی بنیادی دارد.

۲-۱-۳- تحلیل توسط مدل‌های علمی

مدل‌های علمی بسیار متنوعی برای استفاده در پیش بینی، در چند دهه اخیر معرفی و به کارگیری شده‌اند. از مدل‌های کلاسیک پیش بینی رگرسیونی[۷۳] گرفته تا متدهای متنوع و به روزی که در سری‌های زمانی[۷۴] معرفی می شوند؛ از جمله کارهای ارزشمند استفاده شده در این عصر هستند. در سال های اخیر اما، استفاده از الگوریتم های کلاسیک معرفی شده کمتر شده و خبرگان مالی به استفاده از روش‌های نوین معرفی شده توسط علم هوش مصنوعی روی آورده‌اند. دلیل این امر این است که پیچیدگی بسیار زیاد بازار سهام، استفاده از مدل‌های خطی را محدود کرده است. در واقع رفتار غیر خطی کاملا در قیمت سهام مشخص بوده و تخمین آن با متدهای خطی باعث ایجاد خطای زیادی می‌گردد. در این میان، استفاده از الگوریتم‌های کلاسیک غیر‌خطی نیز کارایی چندانی ندارند. دلیل این امر نیز این است که در این متدها باید مدلی که قرار است به داده‌ها برازش شود باید از قبل معلوم باشد و همچنین این مدل‌ها دارای محدودیت زیادی در شکل و پیچیدگی هستند و لذا استفاده از این مدل‌ها، به مراتب حتی از مدل‌های خطی نیز کارایی کمتری دارند. در این میان، حجم بالای داده‌های موجود و محدودیت‌های مدل‌های کلاسیک نیز از جمله مشکلات دیگری است که این حوزه را به سمت استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی سوق داده است.
علم هوش مصنوعی با معرفی ابزارهای بسیار متنوعی مثل شبکه‌های عصبی[۷۵] ، ماشین بردار پشتیبان[۷۶] و الگوریتم‌های فراابتکاری[۷۷] امکانات بی نظیری را برای کار با داده های فراوان، تخمین مدل‌های بسیار پیچیده و سرعت عمل بالا در برازش فراهم آورده و به همین دلایل با اقبال بسیار زیادی روبرو شده است. در این میان، قابلیت استفاده از شبکه‌های عصبی برای پیش بینی قیمت بسیار بالاتر از ابزارهای دیگر است. دلیل این امر این است که این شبکه‌ها قابلیت تخمین مدل‌های پیچیده تر و کار با تعداد داده های بسیار زیادتر را دارد. در تحقیقات انجام شده عصر حاضر نیز بیشترین استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی در حوزه پیش بینی سهام، به استفاده از این شبکه ها باز می‌گردد.
نکته مهمی که در مورد این شبکه‌ها وجود دارد این است که این شبکه‌ها اغلب دارای بیش برازش می‌گردند. به این معنا که مدل را حتی از حد واقعی خود نیز پیچیده تر تخمین می‌زنند. برای جلوگیری از این اتفاق، باید معماری‌های مناسبی را برای شبکه انتخاب کرده و الگوریتم های یادگیری را نیز به درستی استفاده کرد. علاوه بر این لازم است که میزان اطلاعات ورودی به این شبکه نیز محدود شده و پیچیدگی‌های احتمالی را از بین ببرد. در مورد شبکه های عصبی و معماری ها و الگوریتم‌های یادگیری آنها در ادامه به تفصیل پرداخته خواهد شد، اما در مورد کاهش حجم ورودی ها و به گزین کردن آنها، از علم داده کاوی استفاده می شود. این علم میان رشته ای با ابزارهای بسیار متنوعی که تعریف می‌کند، قابلیت های بی نظیری را برای پیش پردازش داده ها و توصیف مجموعه داده ها معرفی می‌کند. این علم نیز در ادامه به تفصیل توضیح داده خواهد شد. شکل (۱) مروری کلی بر بخش مقدمه و تحلیل های ممکن در بازار سرمایه را نشان می دهد :
شکل ۱-۱ : دسته بندی کلی تحلیل های کاربردی در بازار سرمایه
همانگونه که ذکر شده؛ بررسی‌های انجام شده در بازار سرمایه در سه حوزه کلی شناسایی سهام مناسب برای سرمایه گذاری، شناسایی و به کارگیری استراتژی مناسب برای خرید و فروش در بازار و پیش بینی قیمت‌های آینده سهام قرار می‌گیرند. همچنین، به صورت کلی تحلیل‌های ممکن در مورد قیمت سهم در آینده در سه بخش تحلیل تکنیکی، تحلیل بنیادین و تحلیل توسط متدهای ریاضی قرار می‌گیرند. متدهای ریاضی نیز در دو دسته متدهای کلاسیک و متدهای هوش مصنوعی قرار گرفته و بررسی می شوند. در ادامه این تحقیق، در ابتدا به بررسی امکان پیش بینی و نظریه کارایی بازار سرمایه پرداخته و سپس به توضیح شبکه عصبی و داده کاوی پرداخته خواهد شد.

۲-۲- آیا بازار سرمایه پیش بینی پذیر است؟

 

۲-۲-۱- نظریه کارایی بازار سرمایه

بیش از ربع قرن است که توجه استادان مالی و اقتصادی دانشگاه‌ها متوجه کارایی بازار سرمایه (Capital Market Efficiency) در کشورهای مختلف شده است. برای کشورهای سرمایه‌داری، کارا بودن بازار از اهمیت زیادی برخوردار است، چرا که در صورت کارا بودن بازار سرمایه، هم قیمت اوراق بهادار به درستی و عادلانه تعیین می‌شود و هم تخصیص سرمایه که مهم‌ترین عامل تولید و توسعه اقتصادی است، به صورت مطلوب و بهینه انجام می‌شود. در دنیای مالی سه سطح کارایی بازار وجود دارد:

 

    • کارایی اطلاعاتی[۷۸]

 

    • کارایی تخصیصی[۷۹]

 

  • کارایی عملیاتی[۸۰]
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:58:00 ب.ظ ]




۱-۵-مقدمه
همواره کشورها در عرصه‌ی بین‌الملل و نظام جهانی در مواجه با سایر بازیگران بین‌المللی از اهداف و سیاست‌های کلان بلند مدت برخوردارند این اهداف و سیاست‌ها با تغییر دولت‌ها تغییر نمی‌یابد و تنها روش و راهبرد تأمین این اهداف تغیر می‌یابد. آمریکا نیز به عنوان ابر قدرت جهانی از این قاعده مستثنا نمی‌باشد. پس از حوادث ۱۱ سپتامبر آمریکا وارد دوران جدیدی شد و ما شاهد شکل گیری سیاست خارجی نوین آمریکا که همان مبارزه با تروریسم، ترویج ارزش‌های آمریکایی و دموکراسی، مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی و دولت‌ها یاغی و طرفدار تروریسم، افزایش نظامی گری و استراتژی تهاجمی بودیم.
این همان سیاست کلان آمریکا در عرصه‌ی جهانی است که با تغییر رؤسای جمهور دولت‌ها تغییر نمی‌یابد اما از آنجا که رؤسای جمهور جدید دنباله رو دولت‌های قبلی در چگونگی تأمین اهداف مزبور نمی‌باشند و هر کدام روش و راهبرد خاص خویش را دارند که این مهم نیز از طریق شناخت عوامل تأثیر گذار بر شکل گیری راهبرد های سیاست خارجی قابل شناخت است. در فصل پیش رو تلاش شده شباهت‌ها و تفاوت‌های راهبرد های سیاست خارجی بوش و اوباما را در خاورمیانه مورد بررسی قرار گیرد و در جمع بندی به تأثیر عوامل مشترک و مؤثر در شکل گیری و ایجاد شباهت‌ها و تفاوت‌ها اشاره شده است.
۲-۵-نقاط مشترک راهبردهای بوش و اوباما
در تحلیل اشتراکات راهبرد های بوش و اوباما نسبت به مسائل خاورمیانه نقاط زیر قابل توجه است:
- در دوره بوش پسر تلاش آمریکا بر این بود تا در منطقه‌ی خاورمیانه مروج ارزش‌های آمریکایی بوده و دفاع از این ارزش‌ها حتی به قیمت مداخله در کشورهای هدف را مشروع جلوه دهد. طرح خاورمیانه بزرگ در دوره بوش در همین راستا می‌باشد. اوباما نیز در راستای سیاست‌هایش در خاورمیانه همواره سعی در ترویج ارزش‌های آمریکایی داشته و سعی کرده از طریق حضور پر رنگ در کشورهای منطقه این مهم را به سر انجام برساند.
- مبارزه با تروریسم و رسالت پاک‌سازی جهان از نیروهای شر که در دوره بوش مطرح بود در دکترین اوباما نیز از اهداف اصلی سیاست خارجی اوباما مطرح گردیده و مبارزه با القاعده و طالبان به عنوان تروریست‌های منطقه و برخورد با کشورهای حامی تروریسم از برنامه‌های اوباما در این راستا قلمداد می‌شود.
- افزایش نظامی گری و روحیه‌ی تهاجمی در دوره بوش و اوباما. از آنجا که تروریسم دشمن اصلی و جدید آمریکا در دوران جدید می‌باشد و از لحاظ قدرت با شوروی دشمن سابق آمریکا توان برابری ندارد بنابراین آمریکا از وضعیت توازن قوا خارج و به وضعیت تهاجمی وارد شد که از نقاط مشترک در دوران بوش و اوباما می‌باشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
- افزایش حضور نظامی در منطقه خاورمیانه و تقویت نظامی کشورهای منطقه از طریق انعقاد قرارداد های فروش تسلیحات نظامی به کشورهایی از جمله عربستان، امارات، قطر، کویت و…
بوش با حمله نظامی به افغانستان و عراق نیروهای خود را در منطقه مستقر ساخت و با آمدن اوباما گرچه نیروها از عراق خارج شدند اما شمار نیروها در افغانستان و سایر پایگاه‌ها از جمله پایگاه العدید افزایش یافت و حضور غیر علنی و نامحسوس آمریکا را در عرصه‌ی امنیتی و سیاسی عراق شاهد هستیم.
- حمایت از اسرائیل به عنوان محور نظم مورد نظر آمریکا در خاورمیانه و پیوند خوردن منافع ملی آمریکا با منافع اسرائیل و حمایت از این رژیم بدون تردید از مشترکات راهبرد های سیاست خارجی کاخ سفید در دوران بوش و اوباما بوده است.
- مدرنیزه کردن هر چه بیشتر قوای نظامی و دفاعی آمریکا با افزایش و بالا بردن خرید وسائل الکترونیکی حمایت کننده هواپیماهای جنگی، گسترش پروژه ساخت زیر دریایی و کشتی‌های جنگی، خرید هلیکوپتر و ماشین‌های سبک جنگی برای ارتش، حفظ برتری هسته‌ای و اتمی، توسعه و به کار گذاردن موشک‌های قاره پیما در نقاط مختلف جهان، کنترل وسایل ارتباطات بین‌المللی نظیر تلفن، اینترنت و ماهواره، تقویت بخش‌های جدید نیروی فضایی، افزایش پرسنل نظامی، مستقر کردن و جایگزینی قوای نظامی آمریکا در خاورمیانه از سیاست‌های مشترک بوش و اوباما می‌باشد. (۱)
- تلاش برای تحکیم رهبریت جهانی فعلی آمریکا که در دوران بوش و اوباما از اولویت‌های مهم راهبرد های سیاست خارجی آن‌ها شمرده می‌شود. در یک‌جانبه گرایی بوش مشارکت دیگران پذیرفته نمی‌شد و آمریکا هژمون بود در چند جانبه گرایی نیز کماکان حفظ و تداوم قدرت هژمون وجود دارد اما در پی مشارکت دیگران تحت لوای رهبری خود می‌باشد.
- موضوع تقویت دیپلماسی عمومی در دوران بوش به خصوص در دور دوم ریاست جمهوری‌اش به طور جدی در دستور کار نو محافظه کاران قرار گرفت و اوباما نیز از روزهای آغازین حضور در کاخ سفید بهره گیری از دیپلماسی عمومی را رهیافت دولت خود برای تحقق اهداف فرا ملی اعلام کرد. هر دو دوره بوش و اوباما مکرراً از اهمیت تأثیر بر افکار عمومی و اصطلاحاً دیپلماسی خیابانی صحبت شد و توجه جدی به دیپلماسی عمومی بعد از ۱۱ سپتامبر و آگاهی آمریکا از شدت احساسات ضد آمریکایی در جهان نمودار شد ادامه یافت. اوباما از دیپلماسی عمومی به عنوان یک مکمل که می‌تواند برداشت منفی ملت‌ها نسبت به آمریکا را به یک برداشت مثبت مبدل سازد استفاده نمود.
- استفاده از قدرت نرم که برای اولین بار توسط جوزف نای[۸۸] در سال ۱۹۹۰ مطرح شد در دوره دوم ریاست جمهوری جرج بوش نیز مطرح شد و کابینه بوش زمانی که دست‌یابی به اهداف سیاست خارجی آمریکا از طریق نظامی را غیر ممکن یافتند استفاده از جنگ نرم را مطرح کردند که این امر در دوره اوباما نیز بخشی از برنامه‌های او در قبال مخالفین خود بوده است. (۲)
- احیای طرح سناتور جی ویلیام فولبرایت برای تک فرهنگی کردن جهان که این هدف در کشورهای اسلامی خاورمیانه با جدیت بیشتری دنبال می‌شود. این طرح که آموزش محور می‌باشد مد نظر دستیاران بوش و اوباما بوده است. در برنامه فولبرایت گفته شده که تبادلات هنری و ادبی بیشترین توانایی را در پیروزی بر قلب‌ها و ذهن‌های جهانیان دارد و نقش اصلی را در تک فرهنگی کردن جهان و تثبیت باورهای غربی در دنیا بر عهده دارد.
- اندیشمندان نو محافظه کار آمریکا در دوره بوش همانند توماس فرید من و چایکن پس از انجام پژوهش‌های تحقیقاتی خود اعلام کردند که دنیای غرب اگر به امنیت آتی خود می‌اندیشد باید از هیچ تلاشی برای جلوگیری از یکپارچگی مسلمانان فرو گذار نکند. این دو اگر چه نو محافظه کار بودند اما به اوباما نیز پیشنهاد کردند در سخنرانی‌ها از مفهوم جهان اسلام که نشانه یکپارچگی دارد اجتناب کرده و به جای آن از مفهوم مسلمانان استفاده کنند لذا ایجاد تفرقه در جهان اسلام همانند بوش در دستگاه مدیریتی اوباما نیز در اولویت می‌باشد.
- در رابطه با ایران اولویت بوش و اوباما مهار قدرت ایران و حفظ توازن منطقه‌ای به نفع امنیت و منافع ملی رژیم صهیونیستی است. موضوع انزوای ایران، متهم کردن ایران به حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر، تحریم‌های بین‌المللی، تداوم پروژه ایران هراسی و حمایت از مخالفین به خصوص پس از سال ۸۸ در دستور کار بوش و اوباما قرار داشته است.
- امنیت و تأمین انرژی از دیگر سیاست‌های مشترک بوش و اوباما در خاورمیانه می‌باشد. نفت و انرژی یکی از دلایل حضور آمریکائیان از ابتدا در خاورمیانه بوده و همواره این موضوع در سیاست‌های کلان و خرد مورد توجه قرار می‌گرفته است. بدیهی است که در دوران بوش و با توجه به سوابق خانوادگی او به صورت پر رنگ‌تر و در دوران اوباما نیز به عنوان یکی از اولویت‌های منافع ملی کشور مد نظر قرار گرفته است.
۳-۵-نقاط تفاوت راهبردهای بوش و اوباما
مقایسه رؤسای جمهور آمریکا از جمیع جهات روشن کننده تشابه‌ها و تفاوت‌ها است. اوباما و بوش بی تردید دو رئیس جمهور متفاوت با یکدیگرند هر چند در مسئولیت و اداره نقش دستگاه حکومتی آمریکا نقش مشترکی را دارا هستند. اما شاید مهم‌ترین تفاوت‌های آن‌ها را بتوان در موارد ذیل بر شمرد:
- در دولت بوش مسائل عمدتاً یک‌جانبه گرایانه پیگیری می‌شدند و ایالات متحده در مقام قدرت برتر و هژمون به تنهایی و بدون هماهنگی با دیگر قدرت‌های بزرگ اقدام می‌کرد و عدم همراهی دیگران مانعی در مقابل آمریکا برای دنبال کردن سیاست‌هایش نبود. اما دولت اوباما اصلاحات اساسی را در دیپلماسی یک‌جانبه گرایانه دوران بوش اعمال کرده و در واقع دیپلماسی انعطاف پذیر چند جانبه ای را به نمایش گذارده است. رویکرد اوباما نه تنها سبب شد که در بحران سوریه متحدین اروپایی این کشور اعتماد داشته باشند و به او اعتماد کنند بلکه سبب کاهش هزینه‌های آمریکا نیز شد.
با تغییر رویکرد یک‌جانبه گرایی به چند جانبه گرایی باید به ضلع مکمل آن مبنی بر توجه و تأکید بر بهره گیری از ظرفیت‌های نوین منطقه‌ای که برای حل بحران‌ها و همچنین فرصت سازی‌های جدید است اشاره داشت. برخلاف استراتژی یک‌جانبه گرایی که اقدام به صورت سریع و بدون فوت وقت صورت می‌گیرد ضرورت چند جانبه گرایی این است که به تدریج تلاش شود سایر دولت‌ها با دولت هژمون همراه شوند. (۳)
بدیهی است هنگامی که به یک جانبه گرایی در یک دوره و چند جانبه گرایی در دوره دیگر اشاره می‌شود این امر به معنی جایگزینی کامل هر یک از آن‌ها نسبت به یکدیگر نیست بلکه صرفاً تأکید بر رویه و روند غالب در سیاست گذاری‌ها و کارکردها دارد.
گرچه باراک اوباما بر رویکرد های چند جانبه در روابط بین‌الملل تأکید دارد اما بر حسب سنت‌های سیاسی خارجی و امنیتی هرگز در هنگام ضرورت از اقدامات یک‌جانبه پرهیز نخواهد کرد تصور دولت اوباما به عنوان دولتی که با نظامی گری مخالف است تصوری اشتباه است.
- سیاست خارجی آمریکا در دوران بوش بدون برنامه رها شده است به شکلی که تکیه بیش از حد بر قدرت نظامی و بی توجهی به دیپلماسی و مراعات نکردن وضعیت متحدان از ویژگی‌های آن است. اما اوباما با تجربه گرفتن از سیاست‌های یک‌جانبه گرایی بوش سیاست خارجی آمریکا را به سوی احیای تعهد واشنگتن به دیپلماسی و اجتناب از کاربرد اصلاحاتی چون شرارت و دولت سرکش هدایت کرد. در واقع بوش در سیاست خارجی نوعاً از ابزار های مبتنی بر زور و اعمال اراده آمریکایی استفاده می‌کرد در حالی که اوباما می‌تواند از ابزار سازمان‌های بین‌المللی و همچنین دیپلماسی گفت و گو بهره بگیرد و با تصحیح رویکردهای آمریکا در نقاطی که سیاست خارجی آمریکا مرتکب بزرگ‌ترین اشتباهات گردید زمینه را برای بازگشت به حال تعامل فراهم آورد.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که اوباما هرگز بیان نداشته که اگر فرصت حراست از امنیت آمریکا ایجاب کند دست به حمله نظامی نخواهد زد. به عنوان نمونه اوباما در قبال ایران غالباً جمله همه گزینه‌ها روی میز قرار دارند را تکرار می‌کند. بنابراین اوباما بسته به موقعیت‌های مختلف تغییر را هم به مثابه راهبرد و هم تاکتیک به کار گرفته است.
- در خصوص حل مناقشات منطقه‌ای در خاورمیانه بوش به راه حل‌های نظامی یک‌جانبه و سریع روی آورده بود در حالی که مذاکرات اوباما با حامد کرزای، مقامات کویتی، رهبران دولت عراق، ملک عبدالله و ایهود اولمرت نشان می‌دهد که وی از الگوی مشارکت منطقه‌ای و چند جانبه گرایی در حل بحران‌های امنیتی منطقه‌ای پیروی خواهد کرد. اوباما همواره تأکید می‌کند که کشورهای ذی‌نفع باید در روند بحران‌های منطقه‌ای مشارکت فعال داشته باشند در غیر این صورت بحران‌های منطقه‌ای می‌تواند جایگاه و موقعیت آمریکا را تضعیف کند. (۴)
- در حالی که بوش در حمله به عراق تروریست‌ها را بهانه‌ای اساسی قرارداد اوباما سعی را بر آن داشت تا روند مبارزه با تروریست‌ها را در عراق تغییر دهد. اوباما با مهیا کردن بستر داخلی در عراق برای مبارزه با تروریست سعی کرد تا هزینه‌های این مبارزه را متوجه حکومت عراق کند. اوباما با بیرون کشیدن نیروهای نظامی خود از عراق از سویی شکل داخلی به مبارزه با تروریست در عراق داد و از سوی دیگر هزینه‌های نیروهای نظامی خود را به حداقل رسانید. اوباما با تن دادن به تشکیل حکومت ملی در عراق که ریاست آن را با توجه به اکثریت عراق شیعیان در دست دارند به مراتب بیشتر از بوش به دموکراسی در عراق محوریت داد.
- طرح خاورمیانه بزرگ در کابینه بوش بر این مفروض استوار است که انجام اصلاحات اقتصادی، بهبود حقوق بشر و استقرار دموکراسی در خاورمیانه با افزایش مشارکت مردم منطقه در دستاوردهای توسعه‌ی اقتصادی و سرنوشت سیاسی کشورهای خود موجب کاهش نا رضایتی و محو بستر رشد بنیاد گرایی و تروریسم خواهد شد. اما این مسئله خصوصاً با اشغال دراز مدت عراق نتیجه معکوس داشته و منجر به تضعیف قدرت یک‌جانبه گرای ایالات متحده شده است. تحلیل بیانیه‌های انتخابات تشکیل دولت اوباما و اعمال آن از سال ۲۰۰۸ تا کنون این امکان را می‌دهد که مفهوم کلی سیاست خارجی دکترین اوباما را تشخیص دهیم. این دکترین استفاده از قدرت هوشمند و گفتگو همراه با امتیاز دهی برای حفظ صلح خاورمیانه است.
- فلسفه اوباما در نگرش وی نسبت به دو جنگ اخیر خاورمیانه بازتاب یافته است. اوباما جنگ عراق را به مثابه جنگی یک جانبه، باز دارنده و خلاف اصول حقوق بین‌المللی تعریف کرد و در عین حال جنگ افغانستان را به مثابه جنگی که با مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد در پاسخ به حملات مستقیم به ایالات متحده و با حمایت ائتلاف بین‌المللی گسترده انجام شد در نظر گرفت و توجیه نمود. (۵)
در حالی که بوش با انگیزه‌ی مبارزه با تروریسم و تغییر رژیم صدام به عنوان حامی تروریسم و در قالب جنگ پیشگیرانه به عراق حمله کرد و در حمله به افغانستان نیز مبارزه با تروریسم و عاملان حادثه ۱۱ سپتامبر را مد نظر قرار داد و سیاست‌هایش در افغانستان مبتنی بر سیاست‌های نظامی و امنیتی و نظامی گری صرف و سرکوب و کشتار غیر نظامیان بود و گرچه با سقوط طالبان افغانستان را در مسیر پیشرفت قرار داد اما نداشتن برنامه‌ای قوی در جهت دولت-ملت سازی و امنیت مرزهای افغانستان و پاکستان و به عبارتی سیاست قوی منطقه‌ای از نقاط ضعف سیاست بوش در افغانستان می‌باشد. (۶)
- بوش بر آن بود که ایالات متحده قادر است به صورت فعال آینده امنیتی جهان را بر اساس منافع خود شکل دهد و این فرایند به وسیله استفاده آمریکا از قدرت و استراتژی‌های سخت افزاری نظیر تغییر رژیم میسر می‌گردد. بر عکس دولت فعلی، ایالات متحده را به عنوان قدرت پیشتاز و نه انحصاری در جامعه بین‌المللی می‌نگرد و در نتیجه بر استفاده از قدرت نرم افزاری برای شکل دهی به ائتلاف‌های مطلوب جهت مدیریت محیط بین‌المللی تأکید دارد. (۷)
اوباما برای ترمیم چهره آمریکا به جایگزینی سیاست خارجی یک جانبه گرا، غیرت ساز و متکی به سخت افزار بوش با سیاست‌های مد نظر خویش نظیر جنگ پیشگیرانه با بهره گرفتن از دیپلماسی چند جانبه و همکاری نزدیک با هم پیمانان و سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد وعده گفتگو با کشورهایی نظیر ایران، سوریه حل معضلات پیچیده بین‌المللی نظیر مناقشه اعراب و اسرائیل را طرح ریزی نمود.
اوباما بر خلاف بوش برنامه عمل خود را بر محوریت قدرت نرم افزاری قرار داد و دست کم در مواضع اعلامی خود تمامیت زیادی به استفاده از قدرت سخت افزاری ندارد. برای مثال اوباما می‌گوید: «من در پی آغازی نوین برای رابطه میان آمریکا و اسلام بر اساس علایق و احترام متقابل در اینجا حاضر شده‌ام».وی تصریح می‌کند اسلام و آمریکا در تقابل یکدیگر نبوده و تشبهاتی در زمینه عدالت و پیشرفت، تساهل و تحمل و کرامت انسانی دارند. (۸)
- بوش و اوباما مخالف با سیاست هسته‌ای ایران یعنی تأکید بر چرخه مستقل سوخت هسته‌ای هستند اما با دو شیوه و دو نوع دیپلماسی. دیپلماسی هسته‌ای بوش در قبال ایران دیپلماسی اکراه و اجبار و یا به عبارتی زور و تهدید (قدرت سخت) بود؛ و دیپلماسی هسته‌ای اوباما اقناع یا زبان مذاکره و تهدید (قدرت هوشمند).یکی به دنبال تغییر رژیم بود و دیگری به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران اما با یک هدف مشترک:جلوگیری از استقلال هسته‌ای ایران. (۹)
دولت بوش همواره ملت و دولت ایران را از هم جدا دانسته و به مردم ایران پیام می‌داد؛ و در مورد ایران از واژه رژیم صحبت می‌کرد اما اوباما در رابطه با ایران علاوه بر مردم رهبران ایران را نیز مخاطب قرار داده و از عبارت کامل جمهوری اسلامی ایران نام می‌برد یعنی مشروعیت حکومت ایران را پذیرفته و سخن از تغییر رژیم نیست و به نوعی از این طریق به مردم ایران احترام می‌گذارد. (۱۰)
گرچه اوباما نیز پس از ماجرای سال ۸۸ گاه و بیگاه از ایران به عنوان رژیم مانند بوش یاد می‌کرد. (۱۱)
اوباما همچنین غنی سازی تا سقف ۲۰ درصد را در نامه نگاری خود به رؤسای جمهور برزیل و ترکیه می‌پذیرد و جنگ سرد را به جنگ نرم در عرصه تقابل با ایران تبدیل می‌کند و به جای تکیه بر گزینه نظامی به اعمال هم‌زمان مهار و هم زیستی می‌پردازد.
به طور کلی می‌توان راهبرد اوباما در خصوص ایران را نسخه‌ای بهبود یافته از راهبرد سه ساله دولت بوش دانست:
همراهی با متحدان اروپایی، روسیه، ارائه مشوق‌های اقتصادی و سیاسی به ایران در عوض قطع برنامه‌های هسته‌ای و تهدید آن با خطر تحریم در صورت عدم قطع برنامه‌هایش.
اوباما ایالات متحده را همواره با اروپایی‌ها به مذاکره با ایران کشاند و در عوض خواهان حمایت اروپا و شورای امنیت برای تحریم‌های شدید تر از دولت بوش مانند قطع واردات بنزین ایران شد. (۱۲)
۴-۵-نتیجه گیری
همان‌گونه که در ابتدای فصل آمد همواره کشورها در عرصه‌ی سیاست خارجی و روابط بین‌الملل از استراتژی کلان و بلند مدت برخوردارند که با تغییر رؤسای جمهور این اصول تغییر نمی‌یابد. اما نباید فراموش کرد که رئیس جمهور جدید دنباله رو رویکردهای دولت قبلی در عرصه‌ی سیاست خارجی نیست و جا پای رئیس جمهور قبلی نمی‌گذارد اما آرایش زمین بازی را هم بر هم نمی‌زند.
کشور آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر اصول سیاست خارجی کلان خویش را این‌گونه تعریف کرد: مبارزه با تروریسم، ترویج ارزش‌های آمریکایی، افزایش نظامی گری، مبارزه با اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی و دولت‌های یاغی طرفدار تروریسم.
بوش در راهبرد سیاست خارجی خویش از طریق یک‌جانبه گرایی، جنگ پیشگیرانه، حمله‌ی نظامی به کشورهای حامی تروریسم و تغییر رژیم آن‌ها و… سعی در تأمین این اهداف داشت. اما با شکست راهبرد بوش و نا رضایتی عمومی از وضع موجود اوباما با شعار تغییر توانست انتخابات سال ۲۰۰۸ را به نفع خود به پایان برساند.
بنابراین راهبرد های سیاست خارجی اوباما چند جانبه گرایی، دیپلماسی گفتگو، مقابله با افراط گرایی، تجدید نیرو علیه تروریسم، درگیر سازی استراتژیک و جلوگیری از تکثیر تسلیحات هسته‌ای و کشتار جمعی و اشاعه‌ی دموکراسی قرار گرفت.
با اندک تأملی می‌توان دریافت که این رئوس همان رئوس راهبردی بوش در قالب طرح خاورمیانه بزرگ هستند. به عبارت دیگر اوباما در تعریف استراتژی و منافع آمریکا در خاورمیانه بر اساس فضای کلی حاکم بر سیاست گذاری آمریکا پس از جنگ سرد حرکت می‌کند؛ و شعار تغییر اوباما در روش‌های دست‌یابی اهداف و به صورت محتاطانه است نه تغییر سیاست‌های کلان چرا که اهداف کوتاه برد و متغیر به دلیل کیفیات ذاتی و تحت تأثیر شرایط و تحولات قابلیت تجدید نظر دارند اما تغییر کیفی و کمی در اهداف ثابت یا دراز مدت با موانع، هزینه‌ها و فشارها و مقاومت‌های ساختاری در دو طرف محیط درونی و بیرونی مواجه است که تحت چنین شرایطی اصولاً شعار تغییر به معنای حقیقی کلمه فرصت تجلی و تبلور نمی‌یابد.
البته نباید فراموش کرد که اوباما در مسیر راهبردی‌اش بر خلاف بوش نه بر اساس سخت افزار قدرت بلکه با تکیه بر آموزه‌های آرمانی و لیبرالی از قدرت نرم در این راه بهره برداری می‌کند؛ لذا برنامه‌های اوباما نه یکسره تداوم برنامه‌های رهبران پیشین است و نه تغییر کامل در مبانی و اصول قدرت هژمونیک آمریکا.
نکته قابل بحث آن است که این تغییرات مورد اشاره از طریق شناخت عوامل مشترک و تأثیر گذار بر شکل گیری راهبرد های سیاست خارجی آمریکا در هر دوره‌ای قابل شناخت می‌باشد. عوامل مد نظر این پژوهش عبارتند از شخصیت رئیس جمهور، کنگره و نظام جهانی.
با نگاهی دیگر به تفاوت‌های راهبردی بوش و اوباما و مد نظر قرار دادن عوامل فوق می‌توان به نکته‌ی مورد اشاره پی برد. یک‌جانبه گرایی بوش در قبال چند جانبه گرایی اوباما را می‌توان در تفاوت نظام جهانی در هر کدام از ادوار مشاهده کرد. نظام جهانی در دوران بوش عبارت بود از نظام تک قطبی با محوریت آمریکا که شاهد هیچ قدرت یا ابر قدرت دیگری نبودیم اما در دوران اوباما اوضاع متحول گردید. روسیه قدرت خویش را باز یافته و با چین وارد پیمان همکاری در راستای موازنه سازی در مقابل آمریکا بر آمده اروپا در نظام جهانی خواستار همکاری بیشتر با سایر قدرت‌ها و آمریکا می‌باشد و با تک روی‌های آمریکا مخالف است. همچنین تحولات خاورمیانه شرایط را از شرایط دوران بوش متمایز می‌سازد و این خود، اوباما را ملزم به اتخاذ چند جانبه گرایی در دوران جدید می‌سازد.
ترجیح قدرت نرم بر قدرت سخت در دوران اوباما را نه تنها در باز سازی چهره آمریکا و کسب مشروعیت دوباره بلکه در شخصیت این دو رئیس جمهور می‌توان دریافت که اوباما به عنوان فردی که در دوران کودکی شاهد مردان قوی در زندگی‌اش نبوده و مشاهده زندگی سخت مردمان کنیا و سیاه پوستان آمریکا در منطقه شیکاگو اوباما را بر آن داشت تا از قدرت نرم در ازای قدرت سخت یا جنگ که نتیجه‌ای اسفبار بر زندگی مردمان دارد بهره جوید. خدمت به مردم در قالب سازمان گر اجتماعی برای حل مشکلات مردم و ساعت‌ها گوش دادن به صحبت‌های آنان روحیه‌ی جمع گرایی برای حل مشکلات را در او به ودیعه گذاشت.
نا گفته نماند برخی از تغییرات مد نظر در دوره اوباما ناشی از شکست راهبرد های بوش و در جهت جبران آن‌ها می‌باشد. برای مثال کسری بودجه به دلیل هزینه‌های جنگ باعث شد اوباما در قالب جمع گرایی هزینه‌ها را با دیگران تقسیم کند و یا تک روی‌های بوش که باعث تخریب وجهه آمریکا گردیده بود در نتیجه رفتار در قالب جمع سرپوشی بر این شکست ها بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:57:00 ب.ظ ]




آموزش نامناسب یکی از مهمترین دلایل شکست بسیاری از پروژه های ERP می باشند. به رغم سرمایه گذاری میلیونها دلار و هزاران ساعت کار در پروژه های پیاده سازی ERP این پروژه ها به دلیل عدم آموزش با شکست مواجه می شوند. یک مسئله خاص و ویژه در پیاده سازی سیستم ERP، گزینش برنامه مناسب آموزش و تعلیم کاربر نهایی می باشد. اما بهر حال یادآوری این نکته مهم است که هدف عمده و اساسی از آموزش ERP، درک صحیح و مؤثر از فرآیندهای کسب وکاری مختلف نهفته شده در سیستم ERP می باشد. برنامه آموزش دربرگیرنده تمام جنبه های سیستم بوده و به طور مستمر ادامه می یابد (نلسون و چنی[۷۸]، ۱۹۸۷).
۲-۱۲-۶-۶ ارتباطات
پینتو و اسلوین[۷۹] (۱۹۹۸) ، ارتباطات را به عنوان یک جزء کلیدی در طول ۱۰ فاکتور پیاده سازی پروژه فرض کرده و عنوان می کنند که ارتباطات در داخل تیم پروژه، بین تیم و بقیه سازمان و همچنین خدمت گیرنده ضروری می باشد. ارتباطات ضعیف بین اعضای تیم مهندسی مجدد(جزئی از سیستم پیاده سازی ERP) و سایر اعضای سازمان باعث بروز مشکلات در پیاده سازیهای مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کاری می گردد.
۲-۱۲-۶-۷ ارزیابی سیستم موجود
سیستم­های سنتی، سیستم های اطلاعاتی موجود در سازمان هستند که فرآیندهای تجاری فعلی، ساختار سازمانی، فرهنگ و فناوری اطلاعاتی سازمان را پوشش می دهند. این سیستمها منبع مناسبی برای اطلاعات مورد نیاز چهت پیاده سازی سیستمهای ERP می باشند. در فرایند پیاده سازی سیستم های ERP مطالعه سیستم های سنتی موجود بایستی انجام شود تا در مورد اینکه کدامیک از سیستمها جایگزین شوند و کدامیک از سیستم های سنتی را می­ شود دوباره مورد استفاده قرار داد،تصمیم گیری گردد (استیوز و پاستور[۸۰]، ۲۰۰۰).
دانلود پایان نامه
۲-۱۲-۶-۸ آرمان پروژه
نظر به اینکه پیاده سازیهایERP از چهارچوب زمانی یک پروژه معمولی کسب و کاری فراتر می روند، بنابراین اهداف روشن، طرح کسب وکاری و آرمان برای جهت دهی تلاشهای مستمر سازمانی لازم می باشند. برنامه کسب و کاری باید دارای منافع استراتژیک و مشهود در سازمان بوده و منابع، هزینه ها، ریسکها و خطوط زمانی را در نظر داشته باشد (ناه و همکارانش، ۲۰۰۱).
۲-۱۲-۶-۹ استراتژی پیاده سازی
گرایش سازمان به تغییر، گزینه استراتژی ERP را تحت تاثیر قرار می دهد. به طور مثال، ابتدا می توان چهار چوب کلی بسته نرم افزاری را پیاده سازی کرد و با عملیاتی شدن سیستم و آشنا شدن کاربران با آن، به تدریج می توان قابلیت‌های دیگر را اضافه کرد. مزیت عمده این نوع پیاده سازی سرعت و سادگی آن می باشد. نوع دیگر استراتژی، پیاده سازی کل سیستم به صورت همزمان می باشد . همچنین رویکردهای مختلفی برای مرتبط کردن سیستم های موجود در سازمان با ERP وجود دارد (هولند و لایت، ۱۹۹۹).
۲-۱۲-۶-۱۰ استخدام مشاوران
بسیاری از سازمانها از مشاوران در جهت تسهیل فرایند پیاده سازی استفاده می کنند. مشاوران ممکن است در صنایع خاصی مجرب بوده، دانش کافی درباره ماژولهای خاصی داشته باشند و بتوانند نرم افزار مناسب سازمان را تعیین کنند. این مشاوران در مراحل مختلف پیاده سازی از جمله: تجزیه و تحلیل الزامات، توصیه و سفارش نرم افزار مناسب و مدیریت پیاده سازی بکار گرفته شوند. دلایل مختلفی از جمله توصیه فروشنده نرم افزار، فقدان متخصصان ERP و متخصصان کسب و کار در سازمان منجر به استفاده از مشاوران می گردد (سورمز و نلسون، ۲۰۰۱).
۲-۱۲-۶-۱۱ محک زنی
در محک زنی روش های بکار گرفته شده در یک سازمان با سایر سازمان های هم خانواده مقایسه می شود و هدف آن شناختن بهترین اقداماتی است که عملکرد بهتری را بدست می دهد. بهترین اقدامات اغلب در هنگام فاز محک زنی مهندسی مجدد شناسایی می شوند.
بهترین اقدامات اغلب جو سازمانی را تغییر می دهد و تلاش می کند تا بهبودهای چشمگیری را در عملکرد به همراه داشته باشد (استیوز و پاستور، ۲۰۰۰).
۲-۱۲-۶-۱۲ تغییر فرایند کسب و کارBPC [۸۱]
BPC به عنوان اقدام سازمانی برای طراحی فرآیندهای کسب و کاری جهت نیل به بهبود در عملکرد (مانند کیفیت، قابلیت پاسخگویی، هزینه، انعطاف پذیری، رضایت مندی و سایر معیارهای بحرانی فرایند) از طریق تغییرات در روابط بین مدیریت، فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی و افراد تعریف می گردد. در بررسی نتایج BPC ملاحظات زیر صورت می گیرد:
الف) توانایی سازمان برای مدیریت تغییر در این شرایط
ب) شرایط محیطی برای تغییر(موتوانی و همکاران[۸۲]، ۲۰۰۲).
۲-۱۲-۶-۱۳ انتخاب نرم افزار
انتخاب ERP مناسب، مستلزم تصمیم گیری مهم درباره بودجه، چارچوبهای سازمانی، اهداف و خروجی های پروژه می باشد. انتخاب صحیح ERPکه مطابقت بیشتری با نیازهای اطلاعاتی و فرآیندهای سازمانی داشته باشد، برای اطمینان از تغییر کمتر و پیاده سازی موفق مهم می باشد. انتخاب ERPغلط به معنای تعهد به برنامه های کاربردی و معماری می باشد که تطابقی با اهداف استراتژیک یا فرآیندهای کسب و کار سازمان ندارند (سورمز و نلسون، ۲۰۰۱).
۲-۱۲-۶-۱۴ رویکرد پیاده سازی
به طور معمول برای پیاده سازی سیستم های ERP رویکردهای مختلفی وجود دارد که هر رویکردی که برای پیاده سازی انتخاب شود باید بیان روشنی از کار و حوزه پروژه داشته باشد. این حوزه باید شامل سلولهای انتخاب شده برای پیاده سازی و مشخص نمودن فرآیندهای کسب و کار درونی و بیرونی حوزه باشد.
نتایج مطالعات انجام شده بر روی شرکت هایی که سیستم ERP را بکار گرفته اند نشان می­دهد که نوع رویکرد پیاده سازی انتخاب شده بر مدت زمان، هزینه پیاده سازی و میزان رضایت از آن تاثیر دارد (استیوز و پاستور، ۲۰۰۰).
۲-۱۲-۶-۱۵ آزمایش سیستم
هر یک از کارکردهای سیستم ERP هم به تنهایی و هم در ارتباط با بقیه کارکردها مورد تست قرار می گیرد. بعد از پیاده سازی کل سیستم،آزمایش و تست کامل آن ضروری و مهم می باشد و بدون آن گذر به مرحله دیگر باعث ایجاد مشکلات اساسی می گردد. تست و معتبر سازی سیستم ERP، به منظور حصول از اطمینان کار سیستم از لحاظ فنی و عملی بودن پیکربندی های کسب و کاری می باشد.
زمانیکه فرآیندهای کسب و کار اجرا می گردند، یک تست مهم از چگونگی تطابق فرآیندهای ارائه شده به وسیله سیستم با فرآیندهای مورد نظر سازمان انجام می گیرد (المشاری و همکاران، ۲۰۰۳).
۲-۱۲-۶-۱۶ یکپارچه سازی سیستم ERP
یکی از پیچیدگی های پیاده سازی ERP، موضوع یکپارچه سازی ماژولهای آن می باشد. تکنولوژی میان افزاری (نرم افزاری که بین دو یا بیش از دو نوع نرم افزار قرار می گیرد واطلاعات را در بین آنها ترجمه می کند) برای یکپارچه سازی نرم افزارهای مختلف ERP مورد استفاده قرار می­گیرند. اما این تکنولوژی برای همه سیستم­های ERP موجود نمی باشند. علاوه بر این اغلب فروشندگان میان افزار تمایل به تمرکز بر جنبه های فنی آن دارند و از ابعاد فرآیندهای کسب وکار غافل می مانند. در بسیاری از اوقات، سازمانها خود اقدام به توسعه رابط هایی برای برنامه های کاربردی تجاری می نمایند. تحقیقات نشان می دهد که سازمانها بیش از ۵۰٪ بودجه IT خود را به یکپارچه سازی برنامه های کاربردی اختصاص می دهند (المشاری و همکاران، ۲۰۰۳).
۲-۱۲-۷ مدل Umble، Haft،Umble
پیاده سازی سیستم های ERP هزینه بر و دارای ریسک بالا می باشد. این سیستم ها باعث تغییراتی در فرآیندهای کسب و کار سازمانها می گردند. بنابراین بررسی عواملی که در حد وسیع تعیین کننده موفقیت پیاده سازی این سیستم ها می باشند، امری ارزشمند می باشد (امبل و همکاران[۸۳]، ۲۰۰۳).
۲-۱۲-۷-۱ عوامل کلیدی موفقیت
۲-۱۲-۷-۱-۱ درک و فهم روشن از اهداف استراتژیک
یکی از الزامات پیاده سازی ERP این است که افراد کلیدی در سراسر سازمان آرمان روشن و واضحی از چگونگی عملیات سازمان در جهت ارضاء مشتریان، رشد و توانمندی کارکنان و تسهیل امور تأمین کنندگان در طی سه تا پنج سال آینده داشته باشند. همچنین باید تعاریفی از اهداف، انتظارات و خروجی ها وجود داشته باشد. در نهایت، سازمان به طور دقیق چگونگی پیاده سازی سیستم ERP و نیازهای کسب و کار مورد بررسی توسط سیستم ERP را مشخص می سازد.
۲-۱۲-۷-۱-۲ حمایت مدیریت عالی سازمان
پیاده سازی موفق نیازمند رهبری قوی، حمایت و مشارکت مدیریت عالی سازمان می باشند. از آنجائیکه تجزیه و تحلیل و تفکر مجدد در مورد فرآیندهای کسب و کاری موجود امری بحرانی می باشد، پروژه پیاده سازی دارای کمیته ای می باشد که متعهد به یکپارچه سازی کسب و کار، درک و فهمERP ، پشتیبانی کامل از هزینه ها و پشتیبان پروژه می باشد. علاوه بر این هر پروژه دارای قهرمان (پشتیبان) پروژه می باشد.
۲-۱۲-۷-۱-۳ مدیریت پروژه
پیاده سازی موفق ERP نیازمند مدیریت قوی پروژه می باشد. مدیریت پروژه شامل تعریف روشن از اهداف، ایجاد و توسعه برنامه کاری، برنامه ریزی منابع و پیگیری دقیق پیشرفت پروژه می باشد . در مدیریت پروژه، حوزه پروژه(ماژولهایی که باید پیاده سازی شوند) به طور واضع مشخص می شود. اگر مدیریت تصمیم به پیاده سازی یک نرم افزار استاندارد ERP بگیرد، نیاز به تغییر کد پایه ای ERP کمتر خواهد بود. این موضوع به نوبه خود، پیچیدگی پروژه را کاهش داده و پیاده سازی در درون زمان بندی مورد نظر انجام می گیرد.
۲-۱۲-۷-۱-۴ مدیریت تغییر سازمانی
ساختار سازمانی و فرآیندهای کسب و کار موجود در بسیاری از سازمانها با ساختار ابزارها و انواع اطلاعات ارائه شده به وسیله سیستم های ERP سازگار نیستند. حتی انعطاف پذیری سیستم ERP نیز منطق خود را به استراتژی سازمان و فرهنگ سازمانی تحمیل می کند. بنابراین، پیاده سازی سیستم ERP نیازمند مهندسی مجدد فرآیندهای کلیدی کسب و کار و حتی توسعه و ایجاد فرآیندهای کسب و کار جدید پشتیبانی اهداف سازمانی می باشد.
متأسفانه بسیاری از مدیران اجرایی به ERP به عنوان یک سیستم نرم افزاری ساده و به پیاده سازی ERP به عنوان یک چالش تکنولوژیکی ابتدایی می نگرند. آنها نمی دانند که ممکن است به طور اساسی راه و روش عملیاتی سازمان را تغییر دهد. هدف نهایی از پیاده سازی ERP بهبود کسب و کار می باشد و این موضوع صرفاً پیاده سازی یک نرم افزار نمی باشد. به طور واضح پیاده سازیهای ERP باعث تغییرات عمیقی در فرهنگ سازمانی می گردند. اگر افراد به طور مناسب برای تغییرات سریع آماده نشوند، افکارها، مقاومت ها و هرج و مرج از نتایج قابل پیش بینی تغییرات ایجاد شده بوسیله پیاده سازی خواهند بود. اما اگر تکنیکهای مناسب مدیریت تغییر بکار گرفته شود، سازمان می تواند از فرصتهای فراهم شده بوسیله سیستم جدید ERP (ERP که موجب بهبود در کسب وکار گشته واطلاعات زیادی را در دسترس قرار می دهد) بهره مند گردد. انعطاف پذیری سازمان در جهت بهره مندی از مزایای کامل سیستم ERP ضروری می باشد.
۲-۱۲-۷-۱-۵ تیم پیاده سازی
تیم پیاده سازی ERP مرکب از افرادی می باشد که دارای مهارت، موفقیتهای قبلی، شهرت وانعطاف پذیری می­باشند. مسئولیت تصمیم گیری بحرانی بر عهده این افراد می باشد. مدیریت به طورمستمر با تیم پیاده سازی ارتباط دارد. تیم پروژه به خاطر مسئولیش در ایجاد برنامه اولیه تفصیلی پروژه با زمان بندی کلی پروژه، تخصیص مسئولیتها برای فعالیتهای مختلف و تعیین زمان های خروجی دارای اهمیت ویژه ای است.
۲-۱۲-۷-۱-۶ صحت داده ای[۸۴]
صحت داده ها برای کارکرد مناسب سیستم ERP ضروری می باشد. اگر شخصی داده های اشتباهی وارد سیستم ERP بکند، به جهت ماهیت یکپارچه ERP باعث بروز اشکال در سراسر سازمان می گردد. بنابراین آموزش کاربران بر اهمیت صحت داده ها و ورود داده های صحیح از اولویت بالایی در پیاده سازی ERP برخوردار می باشد. تمامی افراد در سازمان در داخل سیستم ERP کار می کنند. این افراد مطلع هستند که سازمان متعهد به استفاده از سیستم جدید و قبول تغییرات ناشی از آن بوده و نمی توانند به استفاده از سیستم قدیمی ادامه دهند. در جهت پایبندی به این تعهد، تمامی سیستم های غیر رسمی و قدیمی موجود در سازمان کنار گذاشته می شوند.
۲-۱۲-۷-۱-۷ آموزش و تعلیم گسترده
اگر افراد در مورد نحوه کار سیستم ERP آموزش نبینند، سیستم را به طور دلخواه خویش دستکاری خواهند کرد. پیاده سازیERP نیازمند دانش کافی در مورد سیستم برای کمک به افراد (برای حل مسأله) در چار چوب سیستم می باشد.
منافع کامل ERP حاصل نخواهدشد، مگر اینکه کابران نهایی بتوانند به طور مناسب از سیستم استفاده کنند. در جهت اطمینان از آموزش موفق کاربر نهایی، برنامه آموزشی در شروع و ترجیحاً قبل از شروع پروژه آغاز می­ شود. اغلب مدیران اجرایی سطح آموزش و تعلیم مورد نیاز برای پیاده سازی ERPرا همانند هزینه های آن به صورت کمتری تخمین می زنند. مدیریت عالی سازمان باید دارای تعهد کامل در زمینه تخصیص بودجه کافی برای آموزش وتعلیم کاربران نهایی باشد. معمولاً ۱۵-۱۰ درصد کل بودجه پیاده سازی را به عنوان هزینه های آموزش فرض می کنند.
۲-۱۲-۷-۱-۸ اندازه گیری عملکرد
برای ارزیابی اثر سیستم جدید بر کسب وکار سازمان، معیارهای اندازه گیری عملکرد به طور دقیق تعریف و معین می گردند. این معیارها نشان دهنده چگونگی عملکرد سیستم هستند. همچنین این معیارها طوری طراحی می شوند که تشویق کننده رفتارهای مطلوب باشند. این معیارها ممکن است شامل خروجی های بی موقع، حاشیه سود خالص، زمان سفارش تا تحویل به مشتری، گردش موجودیها، عملکرد فروشنده و غیره باشند.
معیارهای ارزیابی پروژه قبل از شروع تعیین می گردند. اگر پیاده سازی سیستم، پاداشی نداشته باشد، موفق نخواهد بود. داشتن درک روشن از هدف مشتری برای مدیریت، فروشندگان، تیم پروژه و کاربران سیستم ضروری می باشد. زمانیکه تیمها به اهداف مشخص شده نائل می آیند، پاداش ها به روش خیلی واضحی تخصیص می یابند.
۲-۱۲-۷-۱-۹ استفاده چند محلی[۸۵] از ERP

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:57:00 ب.ظ ]