دخالت ثالث در ایفای دین مدیون زمانی امکان پذیر است که دین قائم به شخص مدیون نباشد و شخص ثالث ضمن اهلیت داشتن باید جایزالتصرف نیز باشد؛ لذا در موردی که صغیر ممیز و غیررشید اقدام به پرداخت دین دیگری می نمایند اختلاف است که آیا عمل آن ها حتی با تنفیذ سرپرست نیز باطل است یا این که اگر سرپرست تنفیذ کند صحیح است، در غیر این صورت باطل می باشد.
دخالت شخص ثالث در ایفای دین دیگری ممکن است به طور ارادی صورت گیرد یعنی این که او عالماً و عامداً اقدام به انشاء عمل حقوقی نماید که منجر به پرداخت دین مدیون شود؛ هم چنین ممکن است به طور غیرارادی یا قهری صورت گیرد.
در مورد مفهوم شخص ثالث در اجرای احکام مدنی و اجرای اسناد، گر چه در چندین ماده از مواد این قانون و آئین نامه اصطلاح مذکور به کار برده شده است اما تعریفی در ق.ا.ا.م از آن به عمل نیامده است؛ لذا شاید بتوان گفت؛ ثالث به شخصی گفته می شود که در دادرسی منتهی به صدور رأی دخالت نداشته باشد، بنابراین علاوه بر خواهان و خوانده، وارد ثالث و مجلوب ثالث نیز از اصحاب دعوی محسوب می شوند و ثالث تلقی نمی شوند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که «ثالث» در اجرای احکام و اجرای اسناد اشخاصی غیر از محکوم علیه و محکوم له و متعهد و متعهدله می باشند. در مورد ورود ثالث در اجرای احکام مدنی و اجرای اسناد نیز لازم به ذکر است که در اکثریت موارد ثالث به طور ارادی وارد می شود اما گاهی اوقات نیز ورود ثالث قهری و به حکم قانون می باشد.
شخص ثالث که اراده خود را بر اجرای حکم اعلام می دارد باید شرایط عمومی تحقق یک عمل حقوقی در او جمع باشد؛ بنابراین علاوه بر این که باید قصد انجام عمل حقوقی (اجرای حکم یا سندی که محکوم علیه یا متعهدآن دیگری است) را داشته باشد باید اراده اش نیز در این میان سالم باشد یعنی تحت تأثیر اکراه و اشتباه صورت نگرفته باشد او علاوه بر این باید اهلیت قانونی برای وقوع این عمل حقوقی را دارا باشد و هم چنین تحت تأثیر مستی، بیهوشی اقدام به چنین کاری ننماید. ضمن این که باید آن چه را که در جهت اجرای حکم یا سند معرفی می کند از مال خودش باشد.
در خصوص این که آیا شخص ثالث در مورد هر محکوم به یا سندی حق دخالت در اجرای حکم یا سند را دارد یا خیر باید بین دو مورد تفکیک قائل شد. در مواردی که محکوم به یا موضوع تعهد مال می باشد؛ اصل دخالت شخص ثالث در اجرای احکام و اسنادبه موجب تبصره ماده ۳۴ ق.ا.ا.م و ماده ۲۴ آئین نامه اجرای مفاد اسناد لازم الاجرا به صراحت پذیرفته شده است مگر در موادی که موضوع حکم محکومیت یا موضوع سند تحویل عین معین باشد که در این فرض امکان ورود شخص ثالث پذیرفته نیست مگر این که فرض ماده ۴۶ ق.ا.ا.م یا ماده ۲۹ آئین نامه اجرای مفاد اسناد لازم الاجرا روی دهد. یعنی عین معین تلف شود یا دسترسی به آن ممکن نباشد و طرفین در مورد قبول قیمت آن تراضی کنند یا دادگاه قیمت آن را معین کند و متعهدله هم بهای روز اجراء تعهد را که به وسیله کارشناس رسمی با دستور رئیس تعیین میگردد خواسته باشد، که در این حالت امکان دخالت شخص ثالث ممکن است. اما اگر محکوم به عمل باشد اگر چه ق.ا.ا.م در مورد امکان دخالت شخص ثالث به صراحت سخن نگفته است اما با وحدت ملاک از مفهوم ماده ۲۶۸ ق.م و نص ماده ۴۷ ق.ا.ا.م می توان گفت هر جا که مباشرت شخص محکوم علیه در انجام تعهد شرط باشد امکان دخالت شخص ثالث وجود ندارد مگر آن که محکوم له از این شرط صرف نظر کند اما در سایر موارد امکان دخالت شخص ثالث قابل تصور است.
۱۹۹۸
نتایج این پژوهش نشان میدهد که حسابرسان دارای نام تجاری احتمالاً از سوی صاحب کارانی است تمایل درونی به سوی اقلام معوق دارند کنار گذاشته میشوند و حتی اگر شرکتهای حسابرسی شده توسط حسابرسان درونی دارای نام تجاری سطوح بالاتری از کل اقلام معوق را داشته باشند. آن ها به طور واقعی ذخایر احتیاطی را کمتر نشان میدهند.
حسن شهرت حسابرس و توانایی نظارت حسابرس
فرانسیس میدو و اسپارکس۱۹۹۹
بارتو و همکاران[۲۱] (۲۰۰۰)، در تحقیق خود برای ارزیابی کیفیت حسابرسی از شش موسسهای بزرگ حسابرسی استفاده کردند. آنان فرض کردند که حسابرسی توسط این شش موسسهای بزرگ، دارای حداکثر کیفیت میباشد و شرکتهای صاحب کاری که موسسههایی غیر از شش موسسهای بزرگ آن ها را حسابرسی میکنند، سعی در ارائهیاقلام تعهدی اختیاری بیشتری برای ایجاد تغییر سود دارند.کارامانیس و لینوکس[۲۲] (۲۰۰۶) نیز معتقدند که بین حسابرسی موسسههای بزرگ و کیفیت حسابرسی رابطهی مثبت وجود دارد.
شواهد حاکی از آن است که حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی اثر بخش تری را ارائه میکنند و تغییرات ساختاری در شرکتهای حسابرسی در جهت دستیابی به تخصص صنعت، حاکی از آن است که تخصص صنعت نقش مهمی را در کیفیت حسابرسی بازی میکند.در مطالعهای که توسط کند[۲۳](۲۰۰۸) و از طریق پرسشنامه انجام شد و پاسخ دهندگان آن، مؤسسات حسابرسی بودند تخصص صنعت حسابرس بدین گونه تعریف شد : تخصص صنعت حسابرس شامل خلق ایدههای سازنده جهت کمک)خلق ارزش افزوده (به صاحب کاران، همچنین فراهم نمودن دیدگاهها و یا راهکارهای تازه برای برخی از موضوعهایی که صاحب کاران در صنایع مربوط به خود با آن مواجه میشوند.از آنجایی که حاجت مختلف تخصص صنعت حسابرس به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، تحقیقات گذشته شاخصهای مختلفی را برای اندازهگیری تخصص صنعت حسابرس به کار گرفتهاند. رویکرد سهم بازارو رویکرد سهم پرتفویغالباً به عنوان شاخصهایی برای تخصص صنعت حسابرس به کار گرفته میشوند(اعتمادی و همکاران، ۱۳۸۸).
الف) رویکرد سهم بازار: رویکرد سهم بازار، یک متخصص صنعت را به عنوان یک مؤسسه حسابرسی که خودش را از سایر رقبایش از نظر سهم بازار در یک صنعت خاص متمایز کرده است، تعریف می کند. این رویکرد فرض میکند که با مشاهده سهم نسبی بازار مؤسسات حسابرسی که به یک صنعت خاص ارائه خدمت میکنند، میتوان به میـزان دانش تخصص صنعت مؤسسه حسابـرسی پی برد. مؤسسهای که سهم بزرگتری از بازار را در اختیار دارد، از دانش تخصصی باﻻتری در مورد آن صنعت خاص برخوردار است.بعلاوه، سهم معنادار بازار در یک صنعت نشان دهندهی سرمایه گذاری معناداری است که در مؤسسات حسابرسی در توسعهفنآوریهای حسابرسی خاص صنعت صورت گرفته است به طوری که انتظار میرود مزایای ناشی از بهبود کیفیت حسابرسی و صرفه اقتصادی افزایش یابد.
ب) رویکرد سهم پرتفوی: رویکرد سهم پرتفوی، توزیع نسبی خدمات حسابرسی را در صنایع مختلف برای هر مؤسسه حسابرسی مورد لحاظ قرار میدهد. این رویکرد بیشتر به راهبردهای مؤسسهی حسابرسی مربوط است. صنایع صاحبکار مؤسسهی حسابرسی با بیشترین سهم پرتفوی، نشان دهندهی صنایعی هستند که مؤسسات حسابرسی دانش پایهای معناداری را در ارتباط با آن صنایع ایجاد کردهاند و سهم بزرگ پرتفوی نشاندهندهی این است که سرمایه گذاری معناداری توسط مؤسسات حسابرسی در توسعهی فن آوری های حسابرسی مربوط به آن صنعت صورت گرفته است.با بهکارگیری این رویکرد، احتمالاً مؤسسات بیشترین منابع را برای توسعه دانش خاص صنعت اختصاص دادهاند، حتی اگر آن ها سهم عمدهی بازار را در آن صنعت در اختیار نداشته باشند. رویکرد سهم پرتفوی بر خلاف رویکرد سهم بازار، مزیت نسبی بر سایر حسابرسان را در تعیین تخصص صنعت حسابرس دخالت نمیدهد.اعتمادی و همکاران (۱۳۸۸) طی تحقیقی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که شرکتهایی که حسابرس آن ها، متخصص صنعت است، دارای سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری کمتر و ضریب واکنش سود باﻻتری نسبت به شرکتهایی که حسابرس آن ها، متخصص صنعت نیست، هستند؛ به عبارت دیگر، حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیتتری به صاحب کاران خود ارائه میکنند. جول و همکاران[۲۴] (۲۰۰۵) در تحقیق خود برای اندازهگیری کیفیت حسابرسی از تخصص موسسهای حسابرسی در صنعت صاحب کار نیز استفاده کردند. آنان معتقد بودند موسسههای حسابرسی که در صنعت صاحب کار تخصص داشته باشند، با کیفیت بیشتری به حسابرسی آن میپردازند. فرگوسن و استاکس[۲۵])٢٠٠٢)، ژائو و ایلدر (۲٠٠٢) و بالسم (۲۰۰۳) نیز در تحقیقهای خود از تخصص حسابرس در صنعت صاحب کار برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی استفاده کردند.
تداوم انتخاب حسابرس در مقابل جابهجایی یا چرخش حسابرس
کمران[۲۶] (۲۰۰۵)، اثر تداوم انتخاب حسابرس بر کیفیت حسابرسی را از دو منظر قابل بررسی میداند. تداوم انتخاب حسابرس موجب شده است تا حسابرس به مرور دانش خاص مشتری را کسب کند، که این موضوع باعث افزایش صلاحیتحرفهای حسابرس و کیفیت حسابرسی میشود. اما، از سوی دیگر تداوم انتخاب حسابرس موجب نزدیکی بیش از حد حسابرس به مدیریت صاحبکار میشود که این موضوع ممکن است اثر منفی بر استقلال حسابرس و کیفیت حسابرسی داشته باشد.حسابرسی صورتهای مالی و سایراطلاعات مالی از مهمترین ابزارهای حصول اطمینان از شفافیت اطلاعات شرکتها به شمار میرود. حسابرسان مستقل از طریق اعتباردهی به صورتهای مالی و سایر اطلاعات مورد رسیدگی آلودگیها رااز اطلاعات مالی میزدایند و موجب شفافیت اطلاعاتی شرکتها میشوند. بر همین اساس، حسابرسی صورتهای مالی توسط حسابرسان مستقل به عنوان یکی از الزامات اصلی بورسهای مختلف دنیا به شمار میآید. در دهه اخیر، که به دلیل برخی رسواییهای مالی نظیر رسواییهای حسابداری شرکتهای انرون، ورلدکام و نظایر آن استقلال حسابرسان همواره مورد سؤال قرار گرفت، نهادهای نظارتی حرفه حسابداری و بازار سرمایه به منظور تقویت استقلال حسابرسان، تغییر منظم آن ها را به عنوان یکی از راهکارها پیشنهاد، یا الزام کرده، و به اجرا گذاشتهاند.بررسی سوابق در کشورمان در این زمینه نشان میدهد که فـرآیند تغییـر حسابرسان مستقل در سالهای گذشته به دلیل محدود بودن حسابرسی توسط چند مؤسسه بزرگ از جمله مؤسسه حسابرسی صنایع ملی و سازمان برنامه، مؤسسه حسابرسی بنیاد مستضعفان و موسسه حسابرسی شاهد به شکل مدون و رسمی و در غالب مفاد قانونی وجود نداشت و فقط گروههای حسابرسی مسئول اجرای تعدادی از کارهای خاص با نظر مدیران مؤسسه تغییر میکرد. در سال ۶۶٣١ سازمان حسابرسی با ادغام این مؤسسات تشکیل شد. . در سازمان حسابرسی به دلیل تنوع و تعدد صاحب کاران و به منظور اعمال کنترل و بررسی بیشتر، گروههای حسابـرسی مسئول اجـرای کار در دورههای زمانی با میانگین سه سال تغییر مییابند. این جابجایی ممکن است مسئولیت انجام حسابرسی یک شرکت را از یک مدیر سلب، و به مدیر دیگری در داخل آن سازمان محول کند؛ لذا فرایند تغییر صرفاً بین گروههای مختلف در درون سازمان حسابرسی انجام میشود و در زمره مقررات تغییر حسابرس، آن گونه که در سایر کشورها مد نظر است، قرار نمیگیرد.
اما در نهایت با تصویب دستورالعمل مؤسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس و اوراق بهادار در تاریخ ٨ مرداد ماه سال ۱۳۶۸ توسط شورای عالی بورس و اوراق بهادار، تغییر منظم حسابرس مستقل در دوره زمانی چهار ساله الزامی شد و تمام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و سایر اشخاص تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار موظف به رعایت آن شدند) بولو، مهام و گودرزی، ۱۳۸۹(.
۲ -۲-۱۱- دیدگاههای مرتبط با الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس
۲-۲-۱۱-۱-دیدگاه موافقان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس
موافقان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس اغلب از سه دلیل زیر برای توجیه دیدگاه خود استفاده میکنند:
الف) نزدیکی بیش از حد به مدیریت:قانون گذاران و افکار عمومی بر این باور هستند که رابطهیطولانی حسابرس با صاحبکار باعث ایجاد سطحی از نزدیکی بین این دو میشود که این موضوع استقلال حسابرس را خدشه دار کرده و کیفیت حسابرسی را کاهش میدهد. در سال ۱۹۸۵ ریچارد شلبی[۲۷]،نمایندهی کنگرهی آمریکا، این سؤال را مطرح کرد که وقتی یک موسسهای حسابرسی کارکنان خود را برای مدت زیادی مانند ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال در یک شرکت مستقر میکند، چگونه میتوان انتظار داشت که این موسسه، مستقل باقی بماند؟
ماهیت کار حسابرسی به صورتی است که ارتباط روزانهی حسابرس با مدیریت شرکت مورد رسیدگی را ایجاب میکند. رابطهی بلند مدت حسابرس- صاحبکار ممکن است باعث نزدیکی بیش از حد حسابرس با مدیریت صاحبکار شده و موجب به وجود آمدن یک رابطهی صمیمانه بین این دو شود. این رابطهی صمیمانه ممکن است به کوتاه آمدن حسابرس در اختلاف نظرهای پیش آمده در حین کار حسابرسی یا حتی تبانی بین حسابرس و مدیریت صاحبکار شود.تجربهیرابطهی شرکت انرون[۲۸]و موسسهای حسابرسی آرتور اندرسون[۲۹]مثال خوبی برای نزدیکی بیش از حد حسابرس به مدیریت است. حسابرسان موسسه حسابرسی آرتور اندرسون و مشاورانشان یک دفتر ثابت در ساختمان مرکزی شرکت انرون داشتند. آنان مرتب و به صورت روزانه با مدیریت و کارکنان شرکت انرون در تماس بوده و حتی در فعالیتهای تفریحی و خیریه نیز به صورت مشترک شرکت میکردند. در این شرایط، برای حسابرس بسیار سخت خواهد بود که بتواند کار حسابرسی را به صورتی انجام دهد که سطح مناسبی از تردید حرفهای حفظ شده و به استقلالحسابرس لطمه وارد نشود. از سوی دیگر، مدیریت هم در موارد اختلاف نظر با حسابرس میتواند از طریق درخواست-های دوستانه، امتیاز به دست بیاورد. طرفداران الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس ادعا میکنند که تعویض ادواری حسابرس میتواند باعث شود که حسابرس جدید در فضایی پاک به کار حسابرسی بپردازد. این فضای پاک بین حسابرسان و صاحب کاران موجب دستیابی به اهداف حسابرسی خواهد شد.
ب) عدم توجه به جزئیات و ساده انگاری امور به دلیل یکنواخت شدن کار: تداوم انتخاب حسابرس، ممکن است کار حسابرسی را برای حسابرسان به صورت یک کار یکنواخت و تکراری جلوه دهد. این موضوع باعث کاهش صلاحیت حرفهای حسابرس خواهد شد. شاکلی[۳۰] (۱۹۸۲) معتقد است تداوم انتخاب حسابرس میتواند باعث اعتماد به نفس بیش از حد، عدم نوآوری و کاهش بهکارگیری روشهای دقیق و موشکافانه در بین حسابرسان شود. همچنین، او معتقد است که مدیریت و کارکنان صاحبکار نیز در اثر تعامل طولانی مدت با حسابرس، با خصوصیات شخصی و کاری وی آشنا شده و میتوانند با بهره گرفتن از این آشنایی، دست به تخلف بزنند.
آرل و همکاران (۲۰۰۵) نیز معتقدند حسابرسان در بازگشت به کار قبلی، برای اموری مانند برنامه ریزی حسابرسی، بودجه بندی و تهیهی اطلاعات مورد نیاز برای حسابرسی سال جاری، اغلب اوقات به کار برگهای سال گذشته تکیه میکنند. این تکیه بیش از حد به مدارک سال گذشته و پیش بینی نتایج به جای توجه به تغییرات کوچک اما مهم، ممکن است باعث عدم دست یابی به اهداف حسابرسی شود.
ج) تمایل به حفظ صاحبکار: تمایل به داشتن درآمد ساﻻنه بلند مدت از محل حقالزحمهی حسابرسی، ممکن است باعث شود تا حسابرس برای ابقا در سمت خود،رضایتمندی صاحبکار را به عنوان یکی از عوامل موثر بر تصمیم گیریهای خود در نظر بگیرد. آیا در شرایطی که گزارشگری بر خلاف میل صاحبکار ممکن است به از دست دادن درآمدهای احتمالی آینده منجر شود، حسابرس میتواند مستقل باقی بماند؟ زمانی که تعویض ادواری حسابرس الزامی باشد حسابرس، صاحبکار و سایر افراد ذینفع میدانند که تعویض حسابرس در موعد مقرر انجام خواهد شد و هرگونه انحراف از زمان بندی تعویض ادواری با واکنش منفی یکی از طرفهای ذینفع روبرو خواهد شد. بنابراین، بخش بزرگی از فشارهای وارده بر حسابرسان در طی مذاکره از بین خواهد رفت. دانستن این که در سالهای بعد شرکت صاحبکار توسط موسسه دیگری حسابرسی خواهد شد و آن موسسه ممکن است برخی اشتباهات و تخلفات سالهای قبل را کشف و گزارش کند، باعث خواهد شد تا حسابرس برای حفظ اعتبار و وجههی حرفهای خود، تمایل بیشتری به کشف و گزارش اشتباهات و تخلفات داشته باشد. بنابراین، میتوان گفت که تعویض ادواری حسابرس باعث خواهد شد تا منافع حسابرس و منافع صاحبکار در یک جهت نباشد، و این تضاد منافع به افزایش کیفیت حسابرسی کمک خواهد کردآرل و همکاران،(۲۰۰۵).تحقیقها نشان دادهاست حسابرسان برای جلب مشتری جدید در سال اول حقالزحمه حسابرسی کمتری پیشنهاد میدهند. این در حالی است که، حسابرسان معمولاً در سالهای اولیه رابطهی خود با صاحبکار، به دلیل نداشتن آشنایی با شرکت مورد رسیدگی و نوع فعالیتهای آن، متحمل هزینههای باﻻیی میشوند. در نتیجه، آنان تلاش میکنند تا با ابقای مجدد، این زیان را در سالهای بعدی رابطهی خود با صاحبکار جبران کنند(فرانسیس و سیمون[۳۱]، ۱۹۸۷).
۲-۲-۱۱-۲- دیدگاه مخالفان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس
مخالفان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس نیز اغلب از سه دلیل زیر برای توجیه دیدگاه خود استفاده میکنند:
الف) از دست رفتن دانش خاص مشتری: آشنایی حسابرس با شرکت مورد رسیدگی باعث میشود تا وی درکبهتری از موضوعات و تغییرات ایجاد شده داشته باشد. پیچیدگیهای زیادی که در قرن اخیر در محیط کسب و کار شرکتها پدید آمده است، موجب شده که حسابرس نتواند در مدت زمان کوتاه با فعالیتهای شرکت مورد رسیدگی آشنایی کامل پیدا کند. در حالی که حسابرس مسئول کار، از اثر منحنی یادگیری خود میتواند برای کشف اشتباهات و تخلفات اساسی استفاده کند، حسابرس جدید ممکن است به دلیل عدم شناخت کافی از شرکت صاحبکار، مجبور باشد بیشتر به اظهارات و برآوردهای مدیریت تکیه کند. بنابراین، این موضوع موجب افزایش ریسک حسابرسی میشود. تحقیقهای فراوانی از قبیـل استایس[۳۲](۱۹۹۱) و والکر و همکاران[۳۳] (۲۰۰۱) هم به این نتیجه رسیدهاند که اغلب قصورهای حسابرسی در سالهای اولیه رابطهی حسابرس- صاحبکار که حسابرس هنوز دانش کافی در ارتباط با صاحب کار خود ندارد، روی میدهد. سینت[۳۴] (۲۰۰۴) هم در تحقیق خود به این نکته اشاره میکند که حدود ۷۹ درصد موسسههای حسابرسی مستقل و شرکتهای سهامی عام در آمریکا معتقدند به دلیل عدم آشنایی حسابرس با شرکت مورد رسیدگی در سال-های ابتدایی رابطهی حسابرس– صاحبکار، ریسک حسابرسی افزایش مییابد.
ب) افزایش هزینههای حسابرسی: الزام تعویض ادواری حسابرس موجب افزایش هزینههای مستقیم و غیرمستقیم حسابرسی خواهد شد. سینت (۲۰۰۴) به این نکته اشاره میکند که همهیموسسههای حسابرسی مستقل بزرگ بر این عقیده هستند که به دلیل نیاز حسابرس به کسب دانش اولیه در ارتباط با صاحبکار جدید و نوع عملیات وی، هزینههای حسابرسی سال اول پس از تعویض ادواری موسسه حسابرسی، بیشتر از ۲۰ درصد هزینهی حسابرسی در سالهای بعدی رابطهی حسابرس– صاحبکار خواهد بود. آرنز و لوئبک[۳۵] (۱۹۷۶) در تحقیق خود سه دلیل زیر را برای افزایش هزینههای مستقیم حسابرسی در سال اول رسیدگی یک شرکت نسبت به سالهای پس از آن بیان میکنند:
نیاز به رسیدگی مواردی مانند داراییهای ثابت مشهود و نامشهود و همچنین، سود انباشته که اثر دائمی بر حسابهایترازنامهای دارند. در مورد این حسابها نیاز است که در سال اول رسیدگی، معاملات مربوط به سالهای گذشته نیز بررسی شود. در حالی که، در صورت تداوم انتخاب حسابرس، در سالهای بعد تنها معاملات مربوط به همان سال بررسی خواهد شد.
حتی اگر صورتهای مالی به صورت مقایسهای ارائه نشده باشند، برای دستیابی به یک صورت سود و زیان قابل اتکا باید ماندههای اول دوره حسابهایترازنامهای سال جاری نیز بررسی شوند. در حالی که، در صورت تداوم انتخاب حسابرس، با توجه به این که ماندههای پایان دورهی سال قبل توسط همین حسابرس بررسی شدهاند، این حسابها نیازی به بررسی دوباره نخواهند داشت.
عدم آشنایی حسابرس با نوع عملیات و سیستم کنترل داخلی صاحبکار موجب میشود که وی ماندهها و نسبت -های مورد نیاز برای مقایسه با نتایج واقعی سال جاری و همچنین نتایج سالهای قبل را به عنوان مبنایی برای طراحیبرنامه حسابرسی، در اختیار نداشته باشد. در نتیجه، این عدم آشنایی قبلی موجب خواهد شد که حسابرس در سال اول رسیدگی نیاز به بررسی نمونههای بیشتری داشته باشد و این موضوع موجب افزایش هزینه و زمان رسیدگی خواهد شد.
ج) تغییر شکل رقابت بین موسسههای حسابرسی: در اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد، شرکتها انگیزهی زیادی برای سرمایهگذاری دارند. زیرا، اگر شرکتها قادر به افزایش مشتریان خود باشند، آن گاه این سرمایه گذاریها به سودآوری خواهد رسید. الزام تعویض ادواری حسابرس موجب میشود تا موسسههای حسابرسی پس از اتمام یک دورهی مشخص، مجبور به از دست دادن یک مشتری باشند و تا چند سال بعد نیز قادر به ارائه خدمات به این مشتری نباشند.این موضوع موجب خواهد شد به تدریج موسسههایی که قبلاً سهم بیشتری از بازار را در اختیار داشتند، مجبور به ترک مشتری خود شده و در مقابل موسسههایی که پیشتر سهم کمتری از بازار را در اختیار داشتند. اکنون فرصتهای بیشتری برای جلب مشتری در اختیار داشته باشند. قابل پیش بینی است که این روند موجب خواهد شد تا پس از چند دوره چرخش، الزام تعویض ادواری حسابرس باعث مساوی شدن سهم موسسههای حسابرسی از بازار ارائه خدمات حسابرسی شود. روند برابر شدن سهم بازار باعث میشود که موسسههای حسابرسی به جای سرمایهگذاریهای به موقع، این سرمایهگذاریها را تا تثبیت نهایی سهمشان در بازار به تأخیر بیندازند. در حقیقت، الزام تعویض ادواری حسابرس باعث میشود تا موسسههای با کارایی باﻻتر نتوانند پاداش بهتر بودن خود را دریافت کنند. زیرا، این قوانین به تدریج موجب کاهش تقاضا برای خدمات آن ها خواهد شد. در مقابل، موسسههای حسابرسی با کارایی کمتر نه تنها ضرر و زیانی متحمل نمیشوند، بلکه حتی ممکن است با افزایش مشتری نیز مواجه شوند. به این ترتیب میتوان گفت در یک نظام مبتنی بر الزام تعویض ادواری حسابرس، انگیزهها برای بهبود کارایی کاهش مییابد. در این شرایط، قوانین در درازمدت با برابر کردن سهم بازار موسسههای حسابرسی، باعث کاهش انگیزه این موسسهها برای رقابت شده و با ایجاد مانع بر سر راه رقابت بین موسسههای حسابرسی به طور غیرمستقیم باعث کاهش کارایی حسابرسی میشود( آراندا و پاز آرس، ۱۹۹۷).
۲-۲-۱۲-تجدید ارائه صورتهای مالی
از نظر تئوری، اطلاعات حسابداری با این هدف ارائه میشود که به سرمایهگذاران و اعتباردهندگان در پیشبینی جریانهای نقدی آتی کمک کند. در جهت دستیابی به چنین هدفی، لازم است که ارقام مالی گزارش، منعکسکننده واقعیت اقتصادی باشد. اگر چنین اتفاقی روی دهد، بازار کاراتر میشود اما اگر تضاد ناشی از نمایندگی، منجر به مدیریت سود گردد، بازار کارا نخواهد بود و سرمایه به استفادههای نادرست و غیر بهینه میرسد. عدم تقارن اطلاعاتی، سوء استفاده از انتخابهای حسابداری، نبود افشای کامل و برآوردهای غیرواقعبینانه برخی از ابزارهای مورد استفاده جهت مدیریت سود میباشد. اگر مدیر در تلاش خود برای فریب دادن بازارهای مالی موفق باشد، حجم معاملات زیادی با این پیشفرض که اطلاعات گزارششده منعکس واقعیتند انجام خواهد شد. در نتیجه، اطلاعات حسابداری دیگر برای سرمایهگذاران مفید نخواهد بود زیرا در انعکاس صادقانه وضعیت اقتصادی ناموفق است. به عبارت دیگر، ارقام نادرست گزارششده منجر به تصمیمات اقتصادی نادرست میگردد. این امر نیازمند این است که صورتهای مالی در دورههای آتی تجدید ارائه گردد.
تجدید ارائه سود (و به طور کلی تجدید ارائه در صورتهای مالی) در سالهای اخیر، بسیار رایج شده است. چنین افزایشی، باعث میشود که ابهامات و سؤالاتی برای سرمایهگذاران و قانون گذاران در مورد کیفیت گزارشگری مالی به وجود آید. به صورت کلی، تجدید ارائه صورتهای مالی حاکی از وجود مشکلی در گزارشگری دوره (دورههای) قبل میباشد که در دوره جاری، موجب ضرورت یافتن تعدیل جهت اصلاح آن شده است. در این قسمت، توضیحاتی جهت درک فرایند تجدید ارائه صورتهای مالی ارائه شده، سپس برخی از انگیزهها و نیز پیامدهای آن ذکر شده و سپس راهکارهایی که در عمل برای خنثی کردن و یا حداقل کاهش پیامدهای منفی آن استفاده میشود بیان میشود.
۲-۲-۱۲-۱- تاریخچه تجدید ارائه صورتهای مالی
تا پیش از دهه ۱۹۷۰ رویه یکسان و استانداردی در برخورد با تغییرات حسابداری و اصلاح اشتباهات وجود نداشت. در سال ۱۹۷۱، هیئت اصول حسابداری بیانیه شماره ۲۰ را با عنوان تغییرات حسابداری منتشر نمود. طبق این بیانیه شرکتها باید اثر انباشته تغییر رویههای حسابداری را در متن صورتهای سود و زیان ارائه میکردند. اما الزامی برای تجدید ارائه صورتهای مالی مقایسهای مطرح نشده بود. در بیانیه شماره ۲۰ چند استثناء برای ارائه اثرات انباشته تغییر رویههای حسابداری مطرح شده بود که عبارت بودند از تغییر روش لایفو به هر روش دیگر جهت حسابداری موجودی کالا، تغییر رویه حسابداری در مورد پیمانهای بلند مدت و تغییر رویه در صنایع استخراجی (بلوم و فوگلیسر[۳۶]، ۲۰۰۶). در بیانیه شماره ۲۰، اشتباهات حسابداری به عنوان اقلامی معرفی شده بود که ناشی از اشتباهات ریاضی، اشتباه در بهکارگیری رویههای حسابداری یا تعبیر نادرست یا نادیده گرفتن واقعیتهای موجود در زمان تهیه صورتهای مالی باشد. بر خلاف تغییر رویه حسابداری در این بیانیه تاکید شده بود که در صورت بروز اشتباه، تجدید ارائه صورتهای مالی مقایسهای حاوی اشتباه در کنار اصلاح مانده ابتدای دوره سود انباشته ضرورت دارد (بلوم و فوگلیسر۲۰۰۶). در پی انتشار بیانیه شماره ۱۷۷ کمیسیون بورس و اوراق بهادار امریکا در سال ۱۹۷۹ شرکتها ملزم شدند در صورت تغییر رویه حسابداری یا اصلاح اشتباهات حسابداری، آن را به تایید حسابرس شرکت برسانند و تأییدیه مذکور را ضمیمه صورتهای مالی منتشر شده نمایند. همچنین در سال ۱۹۷۹، کمیسیون بورس و اوراق بهادار امریکا قاعده حسابداری شماره۶۰۸۴ را منتشر نمود که طبق آن مدیریت شرکتها ملزم بودند در صورت دستیابی به اطلاعات جدید یا کشف اشتباهات قبلی، هرگونه حقایق یا اطلاعات با اهمیت در این مورد را به روشنی افشا نمایند (مور[۳۷]، ۲۰۰۷).از سال ۲۰۰۲ تاکنون هیئت تدوین استانداردهای بینالمللی حسابداری پروژهای را جهت هماهنگسازی و تطابق بیشتر آغاز کردند. یکی از بخشهای این پروژه منتج به تدوین استاندارد حسابداری مالی شماره ۱۵۴ امریکا شده که جایگزین بیانیه شماره ۲۰ هیئت اصول حسابداری و استاندارد حسابداری مالی شماره۳ هیئت تدوین استاندارد حسابداری مالی امریکا شده است. استاندارد بینالمللی شماره ۸ نیز در سال ۲۰۰۳ دستخوش برخی تغییرات شد تا سرانجام الزامات دو استاندارد تشابه بسیاری به یکدیگر پیدا کرد (بلوم و فوگلیسر۲۰۰۶).
با جایگزین شدن بیانیه شماره ۱۵۴ به جای بیانیه شماره ۲۰، نحوه برخورد با اشتباهات حسابداری تغییری نکرد و همچنان در موارد بروز اشتباه، بر تجدید ارائه صورتهای مالی مقایسهای حاوی اشتباه در کنار اصلاح مانده حسابهای مربوط تاکید شده است، علاوه بر این تجدید ارائه صورتهای مالی در مورد تغییر رویههای حسابداری و تغییر شخصیت واحد گزارشگر نیز الزامی شد.
منبع :سالنمه آماری سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای سال ۱۳۸۸
۲-۴-۱۹- بهسازی های مهندسی ترافیک کم هزینه :
این گزارش نتایج یک بررسی را در مورد بهسازی های مهندسی ترافیک کم هزینه، شامل انواع اقدامات، هزینه ها و سودها، ارائه می دهد. مهندسان و طراحان ترافیک به طور سنتی و از مدت ها پیش گسترده وسیعی از اقدامات را برای کاهش تصادفات و تسهیل ازدحام ترافیکی در بزرگراه های کشور دنبال کرده اند. در برخی موارد، بهترین راه حل از لحاظ هزینه به سرمایه گذاری دربودجه های دولتی نیاز دارد. درموارد دیگر، کارآمدترین راه حل از لحاظ هزینه را می توان با اجرای راه حل های کم هزینه تر به دست آورد.هدف این گزارش به اشتراک گذاشتن روش هایی است که برای ارائه راه حل های کم هزینه برای بهبود ایمنی و جریان ترافیک اجرا شده اند.این گزارش تلاش دارد تا به عنوان محرک یا مقدمه ای برای موضوع بهسازی های کم هزینه مهندسی ترافیک عمل کند. هدف ما ارائه اطلاعاتی درمورد انواع اقدامات کم هزینه اجرا شده همراه با هزینه ها ومزایای آنها به مهندسان طراحان ترافیک است. ” کم هزینه” واژه ای نسبی است. دستگاه های مجری پروژه های بزرگ با بودجه ها ی زیاد ممکن است یک پروژه ” کم هزینه” را طور متفاوتی ببینید با آنچه یک دستگاه دارای بودجه محدود می بیند. برای هدف این بحث ” کم هزینه ” به صورت پروژه یا استراتژی ای به کار برده می شود که عموما به یک سرمایه گذاری $۱۰۰۰۰ تا $۵۰۰۰۰ نیاز دارد. وسعت هزینه بسیاری از استراتژی های مورد بحث در گستره چند صد دلار تا چندهزار دلار هستند. با این حال، تحقیق انجام شده در این مطالعه نشان می دهد که “کم هزینه” به معنای ” کم فایده” یا کم سود نیست. نتایج تحقیق در این پروژه، بر اساس مرور مقالات و مصاحبه با کارمندان عامل حمل ونقل در سراسر کشور هستند. نتایج، یک مجموعه از استراتژی های کم هزینه موثر و موفق را که عاملان برای بهبود ایمنی و کاهش ازدحام ترافیک به کار گرفته اند، ارائه می دهند. خوشبختانه، بسیاری از رویه های ارائه شده به دیگر جوامعی که با مشکلات مشابهی سروکار دارند نیز قابل انتقال اند. این گزارش به ۵ بخش تقسیم می شود.بعد از این بخش مقدمه ای، بخش دوم به شرح چند بهاری کم هزینه مهندسی ترافیک می پردازد که در بسیاری از مناطق اجرا شده اند.بخش سوم د رمورد دلیل ذکر شده برای اهمیت پرداخت به بهسازی کم هزینه، یک از دلایل این است که بودجه بندی محدودی در دسترس مدیر قانونی محلی برای مدیریت مشکلات روزافزون ظرفیت و ایمنی می باشد. بخش چهارم مزایای حاصل از اجرای بهسازی های کم هزینه را بر اساس چند مثال که در بخش های مختلف کشور انجام شده اند، بررسی می کند. بخش آخر نیز چند روش تجربی یا ابتکاری کم هزینه را برای افزایش ایمنی و کاهش ازدحام ترافیک توصیف می کند. بهسازی های مهندسی ترافیک کم هزینه چه هستند؟ تحقیقات تاکید کرده اند که استراتژی های کوتاه مدت تراکم هزینه کهاز شانه راه، راه های باریک، وسایل مقرراتی و تکنولوژی برای مدیریت سفر و کنترل ترافیک استفاده می کنند، می توانند ظرفیت را افزایش دهند و اقدامات و ایمنی را در یک گره ترافیکی خاص در دالانی از یک کلان شهر به جمعیت افزایش دهند. تکنیک های بهسازی کم هزینه مهندسی ترافیک نوعا کاربرد منطقه ای دارند یا به بخش های کوتاه تری که طول کلی یک شریان پررفت و آمد را در برنمی گیرند، محدود می شوند. برخی از این استراتژی های عبارتند از علامت گذاری پیاده روها، علامت گذاری ثابت و متحرک، روشنایی جاده ها، برجسته کردن میانه، انفصال جدول ها، تغییر هندسی جاده ها یا کنترل راه های حاشیه ای. این استراتژی ها، هشدار، راهنمایی و کنترل مورد نیاز راننده را ارائه می دهند تا عملکردآگاهانه و ایمنی را تضمین کنند. یک درک از انواع اقدامات کم هزینه ای که اجرا شده اند، به بهترین شکل از طریق بررسی چند برنامه موفق به دست می آید. ازجمله انجمن خود روی میشیگان (AAA میشیگان)، وزارت مهندسی ترافیک شهر وینستون سلم در کار و لینای شمالی، و وزارت مهندسی ترافیک شهرناکسویل درتسنی.AAA میشیگان برنامه ای را برای تشخیص و شناسایی مکان های پر تصادف شهرهای دیترویت وگرند رپیدز آغاز کرد. در طی شش سال گذشته، AAA میشیگان ۳۲۵ تقاطع را در دیترویت وگرند رپیدز بررسی کرد و بهسازی های ایمنی کم هزینه را رد ۱۲ مکان اجرا کرد. فعالیت های اجرایی درتقاطع ها عبارتند بودند از : * اعمال وقفه های کاملا قرمز.* جایگزینی چراغ راهنماهای ۱۸ اینچی با ۱۲ اینچی.* تغییر نحوه نصب چراغ راهنماها برای بهتر دیده شدن، مثلا با قرار دادن دو چراغ روبروی یکدیگر، قراردادن یک چراغ بالای هر لاین حرکت یا با بالابردن چراغ ها برفراز راه ها با بهره گرفتن از تاسیسات آچار بوکس.* نصب چراغ راهنماهای ثانویه در مکانی بالاتر از چراغ اول برای بهتر دیده شدن در برخی مناطق. * نصب صفحه متحرک روی سیگنال های ترافیکی برای بهتر دیده شدن در برخی مناطق.* ایجاد لاین های گردش به چپ از طریق نواربندی مجدد مسیرها و فازهای گردش به چپ انحصاری در مناطق مورد نیاز و.* حذف پارکینگ داخل خیابان.
مطالعه و بررسی تصادفات بعد از اجرای این بهسازی ها در دتیرویت نشان داد که تصادفات به طور کلی بیش از %۵۰ کاهش یافتند وصدمات کلی در تقاطع های مورد نظر بیش از %۶۰ کاهش یافتند. یک مطالعه هزینه سود نیز به عنوان بخشی از این پروژه انجام شد و نشان داد که یک بازگشت ۱۵:۱ برای بهسازی تقاطع های دیترویت و یک بازگشت ۱۶:۱ برای تقاطع های گرند رپیدز وجود دارد.در سال ۱۹۸۶، بخش مهندسی ترافیک شهر وینستون سلم در کارولینای شمالی برنامه ای سالانه را در پیش گرفت. مناطق تصادف خیز راتشخیص دهد و به اقداماتی برای حل مشکل انها دست بزند. این برنامه مطاعاتی قبل و بعد از اجرای اقدامات در ۳۶۴ مکان انجام داد و در هر سال ۴۰ تا ۵۰ مکان جدید را به بررسی خود اضافه کرد. در این برنامه، تصاف های مناطق مورد نظر تا %۴۹ کاهش یافتند و تصادفات به طور کلی تا %۱۳٫اقدامات کم هزینه اجرا شده در مکان های تصادف خیز این برنامه عبارتند بودند از : - ایجاد یک لاین گردش به چپ در محدوده جاده موجود.- ایجاد فازهای گردش به چپ برای سیگنالهای موجود.-جایگزینی علامت های ” آزاد” با علامت های “ایست” در تقاطع ها.- جایگزینی ایستهای دو طرفه با ایست های چند طرفه.- نصب چراغ های راهنما.- استفاده از علامت های بزرگتر و بهتر نصب قطعات کوتاه خط محوری و ردیف چراغ های ایست در مکان های ایست نصب علامت های ایست دوگانه به علاوه یک علامت برای سمت چپ رنگ کردن پیام ابتدا بایستید و ایستت روی پیاده رو حذف سیگنال ها از حالت چشمک زن برنامه ریزی شده در دیر وقت شب یا صبح بسیار زود نصب علامت T قرمز ( دو سیگنال قرمز به طور افقی بالای یک سیگنال زرد و سبز قرار داده شوند. ) جایگزینی فازهای گردش به چپ مجاز با فازهای گردش به چپ کاملا” حفاظت شده. وزارت مهندسی ترافیک تعدادی از اقدامات بهسازی کم هزینه را در طی سالها با موفقیت انجام داد مثال های این اقدامات عبارتند از : نصب آینه های فاصله دید در مکانهایی که حذف مانع فاصله دید با خاکبرداری و اقدامات بسیار گران می شود نصب چراغهای جرقه زن در سیگنال ها برای آگاه کردن مردم در نواحی که روشنایی پس زمینه ممکن است مانع دیده شدن سیگنال شود ایجاد وقفه های طولانی تر در زمانبندی چراغها در جایی که چیزهایی مثل بدنه پل ها با سیگنال ها تداخل می کنند نصب کلاهک چراغ راهنما برای ارائه دید بهتر در فاصله دید محدود –فرهم کردن عرض های کمتر راه برای ایجاد راه های اضافی – نصب فلاشرهای آشکار ساز برای رفع مشکلات فاصله دید در مکان هایی که حذف موانع خیلی گران تمام می شود. دو دستگاه دولتی در نیویورک و وزارت حمل و نقل دولتی نیویورک[۱۸] و وزارت بزرگراه های دولتی نیویورک[۱۹] در طی دهه ۱۹۹۰ به نصب نوارهای کنگره دار در دو طرف شانه جاده پرداختند که این نوارها در برخورد با لاستیک اتومبیل ایجاد صدا و لرزش می کنند NYSDOT تقریبا” ۸۰۰۰ کیلومتر از شانه راه را به این نوارها اختصاص داد و بین سال های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۸ این میزان نصب نوارها را در بزرگراهها ی داخل ایالتی و شهری انجام داد. در همین دوره NYSTA 3131 کیلومتر از شانه راه را در ۸۱% بزرگ راه های نیویورک به این نوارها مجهز کرد که این میزان بین سال های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ به ۳۸۶۴ کیلومتر رسید این هر دو دستگاه دولتی در اثر بخشی و سودمندی این نوارهای هشدار دهنده را با جمع آوری داده ها قبل و بعد از نصب آنها ارزیابی کردند هردوی آنها نتیجه گرفتند که نصب این نوارها تعداد تصادفات را حداقل ۶۵% تا ۷۰% کاهش داد.خصوصا” NYSTA دریافت که تعداد تصافات ناشی از خروج جاده ۸۸% کاهش یافت و مرگ ها ۹۵% کاهش یافت با بهبو کارآیی تولید و افزایش تعداد تاسیسات ساخت هزینه خرید این نوارهای هشداردهنده به طور چشمگیری کاهش یافت برای مثال NYSTA گزارش می دهد که هزینه متری خطی یک نوارهشداردهنده در سال ۱۹۹۳ ۶۳/۳ دلار بود ولی در سال ۱۹۹۶ به ۳۸٫ دلار رسید این هزینه ها شامل هزینه نگهداری و تعمیر و حفاطت از ترافیک نمی شوند. این اقدامات عبارتند از تخصیص مجدد پیاده روها به منظور فرهم آوردن مسیرهای بیشتر – باز کردن فضای دید برای حذف محدودیت فاصله دید و نصب سیستم سیگنال دهی پیشرفته تر برای کاهش تصادفات
چرا بهسازی های ترافیک مهم اند ؟ بهسازی های کم هزینه مهندسی ترافیک ابزاری در اختیار مهندسان ترافیک محلی قرار می دهند تا ایمنی را در برابر افزایش حجم ترافیک و کاهش بودجه بهسازی ترافیک بهبود بخشد. تقاضای رفت و آمد از بزرگ رهها توسط آمریکایی ها با افزایش جمعیت همواره افزایش می یابد که این امر در نواحی کلان شهری زیادتر است. ساخت بزرگ راههایی که این ظرفیت رو به رشد را در خود جای دهند همگام با رشد جمعیت و تقاضای تردد نبوده است بین سال های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۹ مایل های مسیرهای بزرگ راه ها ۵/۱ % افزایش یافت در حالی که مایل های تردد وسایل نقلیه ۷۶% افزایش داشت. موسسه حمل و نقل تگزاس برآورد می کند که در سال ۲۰۰۰ - ۷۵ تا از نواحی کلان شهری ۶/۳ میلیارد ساعت وسیله نقلیه تاخیر را تجربه می کنند که منجر به ۶/۲۱ میلیارد لیتر (۷/۵ میلیارد گالن) اتلاف سوخت و ۵/۶۷ میلیارد دلار اتلاف بهره وری می شود. حجم ترافیک نیز همواره در حال رشد است. ازدحام و گره ترافیکی به نسبت زیادی یک مشکل شهری بزرگ است اما تاخیرها و اتلاف وقت ها در شهرهای کوچک و برخی نواحی روستایی حاشیه شهر نیز کما بیش رو به ظهور و رشد هستند. نیاز است که ابزار و اطلاعاتی در مورد بهسازی های ساده ارائه شوند (مثلا” هندسه جاده – سیگنال دهی – مسیربندی و غیره) که بتوانند توسط مهندسان ترافیک محلی و دولتی برای کاهش ازدحام ترافیکی و بهبود جریان ترافیک به کار گرفته شوند محدودیتهای بودجه از یکطرف و افزایش روزافزون مسائل ازدحام و ترافیک و ایمنی از طرف دیگر مهندسان ترافیک محلی را مجبور می کنند تا حتی الامکان به سراغ راه حل های کم هزینه بروند.
چه دستگاه هایی از بهسازی های کم هزینه استفاده می کنند؟ بهسازی های کم هزینه یک مجموعه دیگر از ابزار موجود برای مهندسان ترافیک در جهت کاهش ازدحام و گره های ترافیکی و تصادفات هستند. آنها به بهترین شکل به صمورت استراتژی هایی دیده می شوند که می توانند توسط مهندسان ترافیک در جهت مدیریت کارآمد و موثر ترافیک به کار گرفته شوند. تحقیق های انجام شده برای این مطالعه دریافتند که چند دستگاه خصوصی و دولتی راه حل های مهندسی ترافیک کم هزینه را به عنوان یک بخش مستمر از برنامه در پیش گرفته اند در شهر پورت لند حلقه های ترافیک به مدت ۵ سال یک بخش لاینفک برنامه مدیریت ترافیک شهر پورت لند بوده اند. پورت لند از حلقه های ترافیکی برای کاهش سرعت وسایل نقلیه و حذف ترافیک در خیابان های محلی استفاده کرده است. حلقه های ترافیکی اغلب به وسایل دیگر ترجیح داده می شوند چون آنها ترافیک محلی واقعی را تغییر جهت نمی دهند و دسترسی به خیابان های مجاور یا استفاده از نواحی مجاور را محدود نمی کنند تجربه پورت لند و دیگرشهرها در آمریکا و اروپا نشان می دهد که حلقه های ترافیکی در کاهش سرعت وسایل نقلیه موثرند و می توانند تعداد و شدت تصادفات تقاطعی را کاهش دهند. یک ارزیابی توسط شهر پورت لند برای تعیین اثر حلق های ترافیکی و اثر پتانسیل آنها روی سرعت ترافیک و ایمنی تقاطع ها نشان می دهد که حلقه های ترافیکی در کاهش تردد وسایل نقلیه با سرعت های بالا در خیابان های مسکونی موفق بوده اند. در بسیاری از خیابان های مسکونی پورت لند ۱۵% وسایل نقلیه یا بیشتر به طور معمول بالایmph 35 می رانند بعداز اینکه حلقه های ترافیکی اجرا شدند اتومبیل ها و وسایل نقلیه به ندرت از mph 35 تجاوز می کردند. حلقه های بزرگتر ( شعاع ۱۲ فوت ) به نظر می رسد سرعت وسایل نقلیه را بیشتر از حلقه های ترافیکی کوچکتر کاهش می دهند به علاوه تحلیل های انجام شده دریافت که حلقه های ترافیکی به طور چشمگیری کاهش یافته اند چون تصادفاتی خصوصا” تصادف چندین وسیله نقلیه با هم گزارش شده اند هزینه ساخت هر حلقه از ۳۰۰۰ دلار تا ۹۰۰۰ دلار است.
اسپرینگ فیلد میسوری: وزارت امور عام المنفعه دولتی شهر اسپرینگ فیلد در میسوری به طور معمول بهسازی های کم هزینه مهندسی ترافیک را در جهت اصلاح مشکلات ایمنی در تقاطع ها اجرا و ارزیابی می کند. هزینه این اقدامات از ۱۵۰ دلار تا ۵۰۰۰ دلار است وزارت امور عام المنفعه دولتی به اجرا و نظارت بر اثر بخشی استراتژی های بهبود ایمنی تقاطع ها ادامه می دهد و این اطلاعات را به میریت شهری گزارش می کند.
۲-۵- چارچوب نظری پژوهش :
آیا با مدیریت زمان و استفاده از دانش مهندسی ترافیک در ارزیابی کار و زمان بر کرایه تعادلی حمل و نقل موثر است ؟ |
بررسی تاثیر مدیریت زمان با بهره گرفتن از مطالعه روش جهت تصمیمات مناسب کرایه حمل ونقل ( ارتباط بین متغییرها)
در این پژوهش به بررسی تاثیر مدیریت زمان با کمک ارزیابی کار و زمان و مهندسی ترافیک بر کرایه تعادلی می پردازد.
در وضعیت فعلی افزایش قیمت سوخت باعث افزایش قییمت کرایه حمل ونقل می شود درچارچوب مفهومی اثرمدیریت زمان ومطالعه روش برمتغییروابسته بررسی می شود تا ارتباط مستقیم افزایش قیمت سوخت و کرایه حمل ونقل غیرمستقیم شود واز بین رفتن ارتباط مستقیم سوخت وکرایه حمل ونقل باعث جلوگیری از تورم محصولات تولیدی وخدماتی می شود. کنترل کرایه بار ( ایجاد کرایه تعادلی ) جهت هدفمندی ورسیدن به قیمت جهانی سوخت ارتباط دارد.
فصل سوم
روش شناسی پژوهش
در این فصل موضوعات مختلف مرتبط با روش پژوهش مورد بحث قرار خواهن گرفت مسائل مربوط به روش پژوهش عبارتند از: سطح تحلیل و تصمیم گیری در مورد نمونه ( طرح نمونه برداری ) و چگونگی گردآوری داده ها و مدت هطالعه و آزمون فرضیه هاست.
۳-۱- پژوهش کمی و استراتژی پژوهش پیمایش
پژوهش پیمایش یکی از انواع استراتژی های پژوهش کمی در حوزه مطالعات سازمان و مدیریت است. روش پیمایش اشاره به رویه های پژوهش دارد که در آن پژوهشگر نوع پیمایش بر روی یک نمونه یا کلیت جامعه اجرا می کند تا نگرش ها افکار رفتارها یا خصیصه های جامعه را توصیف کند در این رویه پژوهشگران پیمایش داده های کمی و عددی را با بهره گرفتن از پرسش نامه یا مصاحبه گردآوری می کنند و با بهره گرفتن از فنون آماری روندهای پاسخ های سوال ها را توصیف و سوال ها با فرضیه آزمون می کنند همچنین معنای داده ها را با بهره گرفتن از ارتباط دادن نتایج آزمون آماری با مطالعات پژوهشی گذشته تفسیر می کنند.
۳-۲- متغییرهای پژوهش :
متغییرهای وابسته : تصمیمات مناسب قیمت گذاری کرایه حمل ونقل
متغییر مستقل : مدیریت زمان
متغییر مداخله گر: نقش مهندسی ترافیک در ارزیابی موثر کارو زمان
۳-۳- سطح تحلیل ( واحد تحلیل )
جامعه آماری داده های گردآوری شده از شرکت های حمل و نقل و شرکتهای تولیدی (خدماتی و واسطه ها) که با حمل و نقل در ارتباط هستند. ۳۲۰ شرکت مرتبط با حمل و نقل در جامعه آماری و تعداد نمونه ۲۰۰ شرکت مرتبط با حمل و نقل می باشد و به همه پرسش نامه ها پاسخ داده شد.
۳-۴- مدت مطالعه
مدت مطالعه با توجه به تحقیق میدانی پژوهشگر در جامعه آماری مورد نطر سه ماه می باشد.
۳-۵- چگونگی گردآوری داده ها
از طریق پرسش نامه انجام شده است و نوع پرسش نامه حضوری اقدام شده است و این پرسش نامه باعث صرفه جویی در وقت و هر نوع شک و تردیدی که پاسخ دهندگان ممکن بود نسبت به سوال ها سوال ها داشته باشند فورا” رفع گردید و تعداد سوال ها ۴۷ عدد و ۹ عدد سوال های توصیفی و ۳۸ عدد سوال ها گزینه ای با بهره گرفتن از مقیاس لیکرت انجام شد.
۳-۶- قلمرو تحقیق :
- قلمرو مکانی درکلیه شرکت های حمل ونقل و تولیدی می باشد.
- قلمرو زمانی طولی می باشد برای حال و سال های آتی.
۳-۷- افق زمانی
پژوهش به صورت مقطعی در سه ماه انجام شد.
۳-۸- فرضیه ها
فرضیه اول: زمان محاسبه شده از طریق مطالعه کاروزمان جهت trade off (تعادل) کرایه حمل و نقل بین شرکت های تولیدی و حمل و نقل بین شرکت های تولیدی و حمل و نقل موثر است.
فرضیه دوم: زمان محاسبه شده از طریق مهندسی ترافیک جهتtrade off (تعادل)کرایه حمل و نقل بین شرکت های تولیدی و حمل و نقل موثر است.
فرضیه سوم: زمان تصادف در محاسبه کرایه تعادلی حمل ونقل نقش موثر دارد.
فرضیه چهارم:زمان تعمیرات در محاسبه کرایه تعادلی حمل ونقل نقش موثر دارد.
فرضیه پنجم: ارزش بار جهت محاسبه کرایه تعادلی موثر است.
۳-۵ نتایج خصوصیت سنجی با پراش پرتو -X…………………………………………………………………..77
۳-۶- نتایج طراحی آزمایش ………………………………………………………………………………………….۸۲
۳-۶-۱- آنالیز واریانس ……………………………………………………………………………………………………………۸۲
۳-۶-۲- نمودار پارتو ………………………………………………………………………………………………………………۸۳
۳-۶-۳- تاثیر فاکتورهای اصلی …………………………………………………………………………………………………۸۴
۳-۶-۴- ضریب رگرسیون بر اورد شده ……………………………………………………………………………………..۸۵
۳-۶-۵- پاسخ بهینه ………………………………………………………………………………………………………………….۸۷
۳-۷- نتایج انالیز نانو شیت سنتز شده با شرایط بهینه ……………………………………………………۹۲
۳-۸- نتایج جذب فسفر ………………………………………………………………………………………..۹۵
۳-۹- استفاده از طیف سنجی IR و روش تفکیک منحنی چند متغیره با کمترین مربعات تناوبی برای تحلیل روند سنتز نانو شیت زئولت ZSM-5……………………………………………………….96
۳-۱۰-نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………..۱۰۰
۳-۱۱-پیشنهادها …………………………………………………………………………………………………۱۰۱
فهرست منابع و ماخذ…………………………………………………………………………………………………………………۱۰۳
فهرست جدوال ها
عنوان صفحه
جدول ۱-۱: مثال های نانو مواد و اندازه ی آن ها …………………………………………………………….۵
جدول ۲-۱: مقدار بیشینه و کمینه فاکتورهایدر طراحی آزمایش…………………………………………۵۶
جدول ۲-۲: نتایج طراحی آزمایش ………………………………………………………………………………۵۷
جدول ۳-۱: نتایج ضخامت لایه های بدست امده به روش نرم افزاری …………………………………۷۶
جدول ۳-۲:آنالیز واریانس برای پاسخ……………………………………………………………………………۸۳
جدول ۳-۳ : ضریب رگرسیون براورد شده برای پاسخ ……………………………………………………..۸۶
جدول ۳-۴: شرایط بهینه محاسبه شده توسط نرم افزار………………………………………………………..۹۱
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
۱-۱: انواع سیلیکا بر اساس اندازه …………………………………………………………………………………….۸
۱-۲: دسته بندی آیوپاک بر اساس اندازه حفره ………………………………………………………………….۸
۱-۳: نوع تخلخل ها براساس شکل و موقعیت ……………………………………………………………………۹
۱-۴:نانو حفره های تولید شده در الومینا …………………………………………………………………………..۱۰
۱-۵: محصولات قابل تولید با فرایند سل ژل……………………………………………………………………..۱۱
۱-۶: شمایی از سنتز هیدروترمال ……………………………………………………………………………………۱۳
۱-۷: سنتز زئولیت ZSM-5 به روش فضای محبوس ………………………………………………………….۱۵
۱-۸: شمایی از روند سنتز نانو ذرات با بهره گرفتن از روش میکرو امولسیون ………………………………..۱۶
۱-۹: برخی از زئولیت های رایج ……………………………………………………………………………………۱۸
۱-۱۰: ساختار کانالی زئولیت ZSM-5……………………………………………………………………………20
۱-۱۱: مکانیسم هسته زایی زئولیت ZSM-5 ……………………………………………………………………21
۱-۱۲: طرز قرار گرفتن سورفکتنت در کانال های زئولیت ………………………………………………….۲۳
۱-۱۳:مکانیسم عمومی سنتز زئولیت ………………………………………………………………………………۲۸
۱-۱۴: شمایی از یک طیف مادون قرمز ………………………………………………………………………….۳۰
۱-۱۵: تصویر طیف سنجی تبدیل فوریه …………………………………………………………………………۳۱
۱-۱۶: شمایی از بازتابش ها در مادون قرمز …………………………………………………………………….۳۳
۱-۱۷: مکانیسم ایجاد بازتابش انعکاسی – پخشی ……………………………………………………………..۳۴
۱-۱۸: حالت های اسپین انرژی……………………………………………………………………………………..۳۵
۱-۱۹:شمایی از یک میدان مغناطیسی ثانویه در اتم …………………………………………………………..۳۶
۱-۲۰: نمونه ای از شکاف اسپین –اسپین ………………………………………………………………………..۳۷
۱-۲۱: تغییرات مکان شیمیایی کربن ………………………………………………………………………………۳۸
۲-۱: مکانیسم سنتز سورفکتنت نامتقارن ……………………………………………………………………….. ۵۳
۲-۲:مکانیسم سنتز سورفکتنت متقارن ……………………………………………………………………………۵۴
۲-۳: نحوه ی تبادل سورفکتنت با سطح زئولیت ……………………………………………………………….۶۰
۲-۴: نمونه ای از طیف XRD برای نانو شیت زئولیت ZSM-5…………………………………………….62
۲-۵ : برهمکنش پرتوی الکترونی و نمونه………………………………………………………………………..۶۳
۳-۱: ساختار دابکو ……………………………………………………………………………………………………..۶۵
۳-۲: ساختار C6-D …………………………………………………………………………………………………….66
۳-۳: ساختار سورفکتنت نامتقارن ………………………………………………………………………………….۶۶
۳-۴: طیف CNMRبرای سورفکتنت نامتقارن …………………………………………………………………۶۷
با توجه به مطالبی که در مورد هویت نقش جنسیتی و مؤفقیت تحصیلی بیان شد، تحقیق حاضر مدعی است همانطور که هویت نقش جنسیتی بر مؤفقیت تحصیلی دانشآموزان تأثیرگذار است، این متغیر میتواند بر مشارکت در آموزش عالی نیز مؤثر باشد. اگرچه در گذشته زنان، بیشتر تشویق میشدند در خانه بمانند و به بزرگ کردن فرزندانشان بپردازند تا این که به شغل خاصی بپردازند، اما در سه دهه گذشته نسبت به قبل، این نگرشها تقریباً تغییر یافته است. دخترها از برابری جنسی صحبت میکنند و پیشرفت فردی را ارزشمند تلقی مینمایند، بیشتر زنان پیشرفتهای آموزشی را در دنیای امروز ضروری میدانند
همچنین با توجه به نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو، این سرمایه در افزایش مشارکت جوانان در آموزش عالی مؤثر است. مفهوم سرمایه فرهنگی بر اساس مدل بازتولید فرهنگی بوردیو، در زمینههای مختلفی مورد آزمون قرار گرفته، که یکی از این زمینهها مقایسه روند تحصیلی فرزندان خانوادههای مرفه و محروم اجتماعی در دسترسی به آموزش عالی است. با توجه به فرضیه سرمایه فرهنگی بوردیو، میتوان گفت که سرمایه فرهنگی خانوادهها بر موفقیت تحصیلی فرزندان تأثیرگذار است. به این صورت که، خانوادههایی که منابع فرهنگی زیادی در اختیار دارند به کودکانشان کمک میکند، در مدارس، بر برنامه درسی، نسبت به خانوادههایی که از سرمایه فرهنگی کمتری برخودار هستند، تسلط بیشتری داشته باشند. همچنان که سرمایه فرهنگی خانوادهها رابطهای دو سویه با آموزش عالی دارد، هویت نقش جنسیتی نیز از این قاعده مستثنی نیست. برای روشن شدن مطلب میتوان گفت که سرمایه فرهنگی خانواده، از یک سو زمینۀ حضور فرزندان را در آموزش عالی فراهم میکند و از سوی دیگر آموزش عالی نیز باعث افزایش و ارتقای سرمایه فرهنگی آنها میشود. همچنین هویت نقش جنسیتی از یک سو، باعث گرایش جوانان به آموزش عالی و دانشگاه میشود و از سوی دیگر آموزش عالی، شکلگیری هویت جنسیتیِ جدیدی را در آنها رقم میزد. لذا با توجه به مطالب فوق میتوان رابطۀ گرایش به آموزش عالی، سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی را به صورت مدل زیر نشان داد.
شکل ۳٫ مدل تحقیق
۲-۱۲-۱ فرضیههای تحقیق
فرضیه یک: رابطه معناداری بین متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی و سرمایه فرهنگی با توجه به جنسیت وجود دارد.
فرضیه دو: رابطه معناداری بین متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی و هویت نقش جنسیتی با توجه به جنسیت وجود دارد.
فرضیه سه: رابطه معناداری بین سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی با توجه به جنسیت وجود دارد.
فرضیه چهار: ابعاد سرمایه فرهنگی در بین دختران پیش بینی کننده متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی است.
فرضیه پنجم: ابعاد سرمایه فرهنگی در بین پسران پیش بینی کننده متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی است.
فرضیه ششم: ابعاد هویت نقش جنسیتی در بین دختران پیش بینی کننده نگرش درونی و بیرونی به آموزش عالی است.
فرضیه هفتم: ابعاد هویت نقش جنسیتی در بین پسران پیش بینی کننده نگرش درونی و بیرونی به آموزش عالی است.
فرضیه هشت: آیا سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی پیش بینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است.
فرضیه نه: آیا سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی پیش بینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی است.
فصل سوم: روش شناسی تحقیق (متدولوژی)
۳-۱روش
روششناسی وسیله شناخت هر علم است. روششناسی در مفهوم مطلق خود به روشهایی گفته میشود که برای رسیدن به شناخت علمی از آن ها استفاده میشود و روششناسی هر علم نیز روشهای مناسب و پذیرفته آن علم برای شناخت هنجارها و قواعد آن است. روشهای شناخت را باید از روشها و فنون اجرای آن ها متمایز دانست، چرا که اجرای هر قاعده پس از شناخت آن قاعده ممکن میگردد (ضیائیبیگدلی، ۱۳۸۴: ۷).
این پژوهش به روش پیمایشی و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. دادههای مورد نیاز با تکنیکهای چندگانه گردآوری و با بهره گرفتن از تکنیکهای کمی مورد تحلیل قرار گرفته است، به طوری که با بهره گرفتن از تکنیکهای تحلیل چند متغیری از جمله تحلیل رگرسیون، سهم هر یک از دو متغیر مستقل تحقیق در تبیین و پیشبینی تغییرات متغیر وابسته تعیین و مشخص شده است.
۳-۱-۱ جامعه آماری
دانش آموزان پیش دانشگاهی شهر یزد درسال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۴ جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل میدهند. تعداد دانش آموزان پیش دانشگاهی شهر یزد ۶۳۷۳ نفر است.
۳-۱-۲ حجم نمونه
تعداد نمونه پژوهش ۳۶۲ نفر از دانشآموزان پیشدانشگاهی شهر یزد هستند که از این تعداد به نسبت برابر ۱۸۱ نفر مرد و ۱۸۱ نفر زن پرسشنامه پژوهش را تکمیل کردند.
۳-۱-۳ نمونهگیری
روش نمونه گیری خوشهای چند مرحلهای است؛ ابتدا از میان کل ناحیههای آموزش و پرورش شهر یزد تعدادی به صورت تصادفی انتخاب شدند، سپس در درون هر ناحیه چند دبیرستان به صورت تصادفی انتخاب گردید[۱۶۰] و سپس در درون دبیرستانهای منتخب ۳۶۲ نفر از آنان (تعداد ۱۸۱ نفر دختر و ۱۸۱ نفر پسر) به عنوان نمونه انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند.
T = 1.96
P = 50%
q = 50%
N = 6373
d = 0.05% خطای نمونه گیری
۳-۲ تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی
۳-۲-۱ نگرش
نگرش عبارت است از نظم معینی در احساسات، افکار و آمادگی فرد برای تاثیر گذاشتن در برخی از جنبه های محیط خود. بر اساس روش فوق، می توان گفت که نگرش شامل سه قسمت احساسات، افکار و آمادگی برای عمل است که هر کدام به ترتیب در حوزه های عاطفی، شناختی و رفتاری، جای دارند. نگرش یا گرایش ذهنی عبارت است از احساس موافق یا مخالفی که آدمی بنا به احساس و اندیشه اکتسابی پیشین خود نسبت به شخصی، شیئی و یا امری نشان می دهد. هر آنچه که خوب یا بد، زشت یا زیبا تلقی می شود. خواه شیئی مادی، یک شخص، گروهی افراد، یک موسسه، شیوه رفتار، راه و رسم یا ویژگی های مربوطه به آن باشد، آن را موضوع یا مورد نگرش می نامند (پارسا، ۱۳۷۵: ۱۸۶).
۳-۲-۲ آموزش عالی
آموزش عالی به بالاترین سطحی از آموزش گفته میشود که در دانشگاهها، کالجها و موسسات فنآوری، ارائه میشود. آموزشعالی در ایران در حال حاضر زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی (برای علوم مربوط به درمان و بهداشت) اداره و سازماندهی میشود. آموزش عالی در حال حاضر در ایران، شامل آموزشهای دانشگاهی منتهی به مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است. امروزه دانشگاهها و مؤسسه آموزش عالی فراوانی در ایران در حال فعالیت هستند.
آموزش عالی نهادی اجتماعی است که از دیرباز برای انجام سه رسالت آموزش، پژوهش و خدمات پدید آمده و در سال های اخیر رسالت های جدیدی از جمله کارآفرینی نیز به آن افزوده شده است. در بین تمامی عناصر و خرده نظام های آموزش عالی، از برنامه های درسی به عنوان مهم ترین عنصر و به منزله قلب این نظام یاد می شود زیرا بنیاد ی ترین ابزار فراهم آورنده دانش، تجربه و مهارت های دانشجویان برای عرضه خدمات به جامعه است. نهاد اجتماعی اموزش عالی به عنوان موتور محرکه اقتصادی جوامع و یکی از اساسی ترین عوامل توسعه فرهنگی و اجتماعی کشورها قلمداد می شود. (نیلی، ۱۳۸۹: ۵۸- ۵۷) لذا وقتی از آموزش عالی سخن به میان میآید، مقصود از آن وجود نهادهای اجتماعی لازم برای پرورش و تولید افرادی دانشمند[۱۶۱] در امور مختلف علمی، فنی، پزشکی و اجتماعی است که هر کدام از آنان بتوانند به طور بالقوه این چرخ را بگردانند یا به عرصۀ جامعه وارد شوند. (اعتماد امامی، ۱۳۸۲: ۲۷۹)
دو نگرش کلی نسبت به آموزش عالی وجود دارد یکی انگیزش درونی یا فرامادی و دیگری بیرونی و مادی. انگیزش درونی یا فرامادی به عزت نفس، رشد شخصی، تحقق ذات و… مربوط می شود در حالی که انگیزش بیرونی و مادی به کسب پایگاه اجتماعی، پذیرش اجتماعی، نیازهای ارتباطی و… می پردازد. (رستگار خالد، ۱۳۹۰: ۱۴۱)
۳-۲-۳ سرمایه فرهنگی
واژۀ سرمایه، تأکید بر این امر دارد که مولد است و «شما را قادر میسازد تا ارزشی به وجود آورید، کاری انجام دهید، به هدفی نایل شوید، مأموریتی را در زندگی انجام داده و نقشی در جهان ایفا کنید» (شارع پور خوشفر، ۱۳۸۱: ۶۶) واگت[۱۶۲] بر این عقیده است که «سرمایه ثروتی مولد است که شخص می تواند برای ایجاد درآمد یا منابع اضافی دیگر به کار برد» (واگت، ۱۹۳۳: ۲۹)
برداشت بوردیو[۱۶۳] از سرمایه، از معنای پولی سرمایه در اقتصاد وسیعتر است. در حقیقت، سرمایه منبعی عام است که میتواند شکل پولی و غیرپولی و همچنین ملموس و غیرملموس به خود گیرد (انهییرر و گرهاردز[۱۶۴]، ۱۹۹۵: ۸۲۶).
ترنر[۱۶۵] سرمایه فرهنگی[۱۶۶] را مجموعۀ نمادها، عادات، منشها، شیوههای زندگی که به طرز غیررسمی بین افراد شایع است، تعریف میکند. کالینز[۱۶۷]، سرمایه فرهنگی را شامل «منابعی نظیر مکالمات از پیش اندوخته در حافظه، شیوۀ زبانی، انواع خاص دانش یا مهارت، حق ویژۀ تصمیمگیری و حق دریافت احترام میداند» (ملاحسنی، ۱۳۸۱: ۳۰۰) سرمایه فرهنگی شامل گرایشها و عادتهای پابرجا و تثبیتشده در طول فرایند جامعهپذیری و نیز صلاحیتهای تحصیلی و فرهیختگی است. (نوغانی، ۱۳۸۳: ۱۷) همچنین سرمایه فرهنگی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی در هر فرد تعریف شده است. (فکوهی، ۱۳۸۱: ۳۰۰)
کاتسیلین و رابینسون[۱۶۸] (۱۹۹۰) سرمایه فرهنگی را قابلیت افراد در فرهنگ پایگاهی بالای جامعه و رفتارها، عادتها و نگرشهای وابسته به آن تعریف مینمایند. آنها سرمایه فرهنگی را با حضور افراد در تئاترها و سخنرانیها و بازدید از موزهها و گالریهای هنری سنجیدند. (لری و واینینگر[۱۶۹]، ۲۰۰۳: ۶۰۶).
به تعبیر بوردیو[۱۷۰] «اگر در صدد فهم جهان اجتماعی هستیم، باید ایده سرمایه، انباشت آن و تأثیرات آن را مجدداً به جهان اجتماعی معرفی کنیم» (شارع پور حوشفر، ۱۳۸۱: ۱۳۴)
پیر بوردیو و ژان کلود پاسرون[۱۷۱]، در تحقیقی که بر اساس فرضیه عدم تساوی سرمایه فرهنگی انجام داده اند، چنین نتیجهگیری میکنند که نابرابری فرهنگی فقط با رفتار و اعمال فرهنگی که برای افراد و گروه ها مقدور است، مشخص میشود. تئاتر رفتن، مجله و روزنامه خواندن، سینما رفتن، دوربین عکاسی داشتن و امثال آنها میتوانند به عنوان نشانه ها و امکانات سرمایه فرهنگی به شمار آیند که به طور یکسان در دسترس همه نیست. بوردیو معتقداست که سرمایه اقتصادی میتواند برای صاحب خود، سرمایه فرهنگی و اجتماعی ایجاد کند و سرمایه فرهنگی نیز با کارکرد خود، سرمایه اقتصادی را به وجود آورد. (روح الامینی، ۱۳۷۷: ۱۱۷)
.بوردیو سرمایه فرهنگی را شکل غالب سرمایۀ نمادین در جوامعی میداند که در آنها نظام مدرسه و هنرِ نوشتن گسترش یافته است. در چنین جوامعی، سرمایه نمادین دارای مشخصاتی پایدار است و در قالب کتابها، عناوین نهادینه شده مثل مدارک تحصیلی و غیره ترسیم میگردد. (جانعلیزاده و چوببستنی، ۱۳۸۹: ۲۳۸- ۲۱۷)