آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



Nicrosil
Nisil

 

+
-

 

Orange
Red

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱-۴-۲-۲-۷- محافظت از ترموکوپل[۹]
در صنعت ترموکوپل­ها را در قابی قرار می­ دهند تا در برابر واکنش­های شیمیایی، ضربه و… از آن­ها محافظت کنند در حالی که بتواند به درستی دمای مورد نظر را احساس کند؛ در زیر چند نوع از این محافظ­ها را با هم مقایسه می­کنیم.
نوع اول GROUNDED JUNCTION است که در آن نوک ترموکوپل بخش جدایی­ناپذیری از پوشش ابتدایی نوک قاب است (شکل ۱-۲۵).
شکل ۱-۲۵: GROUNDED JUNCTION
مزایای این روش:
پاسخ زمانی سریع.
محافظت از سیم ترموکوپل در برابر مواد شیمیایی و خورنده.
افزایش طول عمر ترموکوپل و محل اتصال.
قابلیت استفاده در فشارهای بالا.
قیمت کم.
معایب این روش:
ممکن است دماهای بالا در مواد تشکیل دهنده قاب محافظ تغییری ایجاد کند که باعث استرس در اندازه ­گیری شود.
حلقه محافظ ممکن است باعث تداخل در اندازه ­گیری شود.
ممکن است باعث خطا در آشکارسازی شود.
نوع دوم UNGROUNDED JUNCTION است که به صورت الکتریکی از پوشش بالایی ایزوله می­باشد (شکل ۱-۲۶).
شکل ۱-۲۶: UNGROUNDED JUNCTION
مزایای این روش:
محل اتصال ترموکوپل از لایۀ محافظ بالایی ایزوله است.
خطای اندازه ­گیری برای لایۀ ایزوله را می­توان با اندازه ­گیری مقاومت آن از بین برد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
محافظت از سیم ترموکوپل در برابر مواد شیمیایی و خورنده.
افزایش طول عمر ترموکوپل و محل اتصال.
قابلیت استفاده در فشارهای بالا.
معایب این روش:
معمولاً پاسخ زمانی کندتری نسبت به GROUNDED JUNCTION دارد.
قیمت آن­ها نسبت به GROUNDED JUNCTION گران­تر است.
نوع سوم EXPOSED JUNCTION است که محل اتصال ترموکوپل، بدون پوشش و در بالای قسمت محافظت شده توسط غلاف قرار می­گیرد. همچنین این غلاف برای مکان­هایی که مادۀ خورنده وجود ندارد (مانند هوا و گازهای استاتیک) استفاده می­ شود (شکل ۱-۲۷).
شکل ۱-۲۷: EXPOSED JUNCTION
مزایای این روش:
پاسخ زمانی بسیار سریع حتی سریع­تر از GROUNDED JUNCTION.
معایب این روش:
در مکان­هایی که مواد خورنده وجود دارد قابل استفاده نیست.
در مکان­هایی با فشار بالا یا عبور مایعات از محل اتصال قابل استفاده نیست.
نوع چهارم ISOLATED JUNCTION است که از دو یا سه ترموکوپل در یک غلاف استفاده می­ کند (شکل ۱-۲۸).
شکل ۱-۲۸: ISOLATED JUNCTION
مزایای این روش:
محل اتصال ترموکوپل­ها از لایه محافظ بالایی ایزوله است.
ازungrounded junction یا grounded junction بهتر عمل می­ کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 03:44:00 ق.ظ ]




۳ –۶– ۳ -مقابله با اقدامات جاسوسی ازطریق ماهواره

درطول تاریخ، شناسایی به هرطریق ممکن، ازجمله ارکان اساسی تدابیر مؤثر درعملیات نظامی به شمار می آید. آگاهی از نحوه استقرار نیروهای دشمن که ازطریق این گونه فعالیت ها عملیات شناسایی صورت می گیرد، احتمالا یکی از مهمترین پارامترهای پیروزی دولت ها خواهد بود. اختراع سیستمهای ماهواره ای که توانایی نظارت به صورت کاملا پیشرفته را دارند، به عنوان یک پیشرفت بزرگ علمی درعرصه عملیات شناسایی وتجسس تلقی گردیده است و درنتیجه، استفاده از ماهواره برای نظارت برعملیات نظامی درسطح زمین احتمالا یکی از کارآمدترین و ارزشمند ترین وسایل به شمار می آید. ماهواره تیروس –یک، اولین ماهواره شناسایی به طریق عکسبرداری بود که آمریکایی ها درآوریل دهه ۶۰ به فضا پرتاب کردند. از آن زمان تاسال ۱۹۸۰ بیش از ۲۳۰۰ماهواره نظامی به فضا پرتاب شده که از این تعداد ۱۲۰۰ ماهواره، ماهواره شناسایی و تجسسی بوده اند[۲۰۳](ماهواره شناسایی عموماًبه تمامی ماهواره های جاسوسی اطلاق می شود) چین کشوری است که به دلایل مختلف اعم از دانش افزاری انسان افزاری و سخت افزاری و گستره وسیع جغرافیایی در زمره کشورهای جهان دوم است وبه دلایل بالا، این کشور ازموقعیت بین المللی خاصی برخوردار است. وضعیت ایدئولوژیک دررهبری و مدیریت این کشور و نزدیکی نگرش آنها به سوسیالیسم که رقیب جدی و معارض سرمایه داری غربی است، ازعوامل مهم دشمنی غرب با این کشور بوده است. غربی ها چین را به دلیل اینکه مقبولیت بیشتری درمیان کشورهای درحال توسعه دارد و همواره همراه جنبش عدم تعهد بوده ودر مقابله با هژمونی غرب، با این کشورها همراهی کرده است، ازجهات مختلف سیاسی، فرهنگی، ایدئولوژیک و حتی نظامی دشمن و قدرت بزرگ احتمالی آینده تلقی می کنند به همین دلیل، به انحای مختلف از جمله جاسوسی اطلاعاتی درصدد هستند توان این کشور را تحت کنترل داشته و با آن به مقابله برخیزند. ازاین رو امریکایی ها به صورت آشکارا ازماهواره های متعدد جاسوسی برفراز این کشور استفاده کرده و می کنند. آزمایش توان موشک ضدماهواره، نمادی از عزم این کشور برای مقابله با این دسته ترفندهای آمریکاست. علت عمده نگرانی های برخی از کشورهای غربی ازاقدام پکن، امکان انهدام ماهواره های ضدجاسوسی این کشورها بود. بی شک، کشورهایی از این اقدام نگران ترخواهند بود که جاسوسی ازطریق ماهواره از برنامه های راهبردی آنها درسطح منطقه ای و بین المللی به شمار می آید.[۲۰۴]
دانلود پایان نامه

۷– ۳ – علت محدودیت واکنش جامعه بین المللی به آزمایش موشکی چین

بلافاصله پس از انتشار خبرآزمایش موشکی پکن، آمریکا، استرالیا، کانادا، کره جنوبی و ژاپن نگرانی های خود را در راستای این اقدام پکن اعلام کردند. دراین میان، سکوت فرانسه وآلمان و حتی سازمان های بین المللی نظیر اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد، جالب توجه است. علت عمده سکوت مجامع بین المللی دراین خصوص آن است که استفاده صلح آمیز از ماوراء جو، یک اصل است و مقابله با کشورهایی که از فضا استفاده نظامی می کنند وازطریق فضا امنیت ملی آنها را تهدید می نمایند منوط به توان مقابله دفاعی کشورهای مذکور با اجسام فضای واقع درجو خواهد بود بنابراین قبحی حقوقی[۲۰۵] و هنجاری عام[۲۰۶] برای منع این گونه اقدام پکن ازسوی جامعه بین المللی وجود نداشت.
۸– ۳ –نقد راهبردی آزمایش موشکی چین براساس قوانین حقوق بین الملل و منشور سازمان ملل متحد[۲۰۷]
با توجه به این امرکه، هنجارهای بین المللی منع یک عمل را باید ازمیان رفتار و رویه دولتها و سازمانهای بین المللی جستجو و احراز کرد، سکوت جامعه بین المللی در برابر این اقدام به معنای آن است که نمی توان از نظرحقوقی موجبی مستند و قاطع برای تقبیح اقدام مذکور یافت. بلکه براساس نگرش حقوق بین الملل با اتکا به اصل دولت محوری[۲۰۸] روابط بین المللی و همچنین بر پایه اصل اباحه و جواز[۲۰۹] ، این اقدام چین مشروع وقانونی بوده و حداقل اینکه قاعده ای برای منع آن دروضعیت کنونی وجود ندارد.
به هرحال، صرف نظر از اینکه چه دولتی این اقدام را انجام داده وچه توجیهی برای آن دارد، به نظر می رسد درشرایطی که برخی دولت ها قدرت و برتری نظامی خود درآینده را حتی ازطریق برنامه های نظامی- فضایی جستجومی کنند (به ویژه دفاع ضد موشک آمریکا) این حق مسلم هرکشوری است که به فن آوری دفاع در برابر اینگونه حملات فضایی- نظامی مجهز گردد.
۱ –۸– ۳ –تضمین صلح آمیز بودن فعالیتهای فضایی[۲۱۰]
از نظرقوانین حقوق بین الملل، بین هوا و فضا تفاوت حقوقی وجود دارد. هوا تحت حاکمیت دولتی قراردارد که بستر خشکی، آبی و هوا به آن تعلق دارد. براساس اعلامیه اصول استفاده صلح آمیز از فضاء ماوراء جو که مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد است، هیچ دولتی نمی تواند بر فضا ادعای مالکیت نماید یاچنین حاکمیتی را اعمال کند در واقع فضا به عنوان بخشی از میراث مشترک بشریت [۲۱۱] تلقی می گردد بنابراین استفاده و بهره برداری از فضا متعلق به جامعه بین المللی و بشریت است و باید متناسب با منافع بشریت مورد استفاده آزادانه وبرابر همه دولتها قرارگیرد. باید توجه داشت که این استفاده، محدود به مصارف منحصرا صلح آمیز است و هیچ دولتی نمی تواند ازآن استفاده نظامی نماید.
با این حال، تاکنون آمریکا وروسیه، به کرات، موشکهای خودرا درفضا آزمایش کرده و هیچ تضمینی برای اینکه این دولتها مجهز به فن آوری موشکی، درجنگ های فضایی آینده ازاین فن آوری برای نظامی کردن فضا و ازفضا برای اقدام علیه امنیت ملی سایر دولت ها استفاده ننمایند، وجود ندارد. ازاین رو، داشتن توان مقابله بااین فن آوری می تواند تضمینی برای استفاده صرفا صلح آمیز از فضا و همچنین تعدیل برنامه های نظامی فضایی این دولت ها و درنتیجه کاهش انگیزه سوء استفاده از فضا برای مقاصد نظامی باشد.
۲ –۸– ۳ –حق ذاتی دفاع مشروع در برابر هرگونه تهدید فضایی[۲۱۲]
از طرف دیگر، داشتن توان موشکی لازم برای تضمین امنیت ملی در برابر حمله نظامی فضایی یا هرگونه تهدید دیگر از اجرام آسمانی و به ویژه مقابله با ماهواره های جاسوسی، نوعی استیفای حق دفاع مشروع است که به صورت کلی درماده ۵۱ منشور ملل متحد پیش بینی شده است. درصورتی که برخی دولتها قدرت انحصاری نظامی از طریق فضا را دارا باشند یا با بهره گرفتن از ماهواره های جاسوسی درصدد تضعیف امنیت ملی کشورهای دیگر باشند کشورهای درمعرض خطر، حق خواهند داشت با مجهز کردن خود به فن آوری موشک های دفاعی نظامی از امنیت ملی خود دربرابر آثار اینگونه حملات، دفاع نمایند. ضمن اینکه داشتن این توان موجب بازدارندگی دولت های دارای این فن آوری در جنگ های احتمالی آتی خواهد بود. پس بنابراین، برطبق قوانین مسلم حقوق بین الملل وهمچنین منشور سازمان ملل متحد، دفاع در برابر هرگونه حمله ای که تمامیت ارضی واستقلال سیاسی دولت ها را درمعرض تهدید قراردهد، خواه اقدام مذکور فضایی باشد یا خیر، ضروری است و این ضرورت محدودیت نخواهد داشت.

۹– ۳ - آزمایش موشکی چین گواهی بر بازنگری در معاهده فضا(ost)

چین در۱۱ژانویه سال ۲۰۰۷ آزمایش ضد ماهواره ای (ASAT) خود را با موفقیت انجام داد و ازآن پس تاکنون جامعه فضایی ،دریک موقعیت نگران کننده قرار گرفته است. به غیر از تخطی بین المللی که سبب آن باقی مانده های فضایی است موضوعی که از همه نگران کننده تر است ناتوانی کامل قانون متداول برای جلوگیری از چنین فعالیت های خطرناک درفضاء ماوراء جو است. آزمایش موشک ضدماهواره چین این حقیقت را به وضوح به جامعه بین الملل نشان داد که قوانین متداول مرتبط به فضا، نیاز به یک اصلاح جدی و فوری دارند و این تجدید نظر باید در ابعاد وسیع صورت گیرد(از تعیین حدود فضا تا موضوعات تعریفی پیرامون استفاده های صلح آمیز از فضا و بسیاری از مسائل دیگر که هنوز حل نشده باقی مانده اند). به نحوی می توان گفت که قوانین کنونی فضایی، باید به گونه ای اصلاح شوند که امنیت دولت ها، پیشرفت تکنولوژی -اقتصادی و سایر پویایی هارا بپذیرد.

۱ –۹– ۳ –بررسی آزمایش موشک ضد ماهواره چین براساس ماده ۴ معاهده OST

شاید بتوان گفت که پکن این آزمایش را مطابق با ماده ۴ معاهده فضا انجام داده است. این ماده بیان می کند که…..” دولت های عضو این پیمان نمی توانند هیچ وسیله و شی ای را که حامل سلاح های هسته ای یا سایر انواع سلاح های تخریب جمعی است، درمدار اطراف زمین قراردهند”[۲۱۳]. بنابراین تازمانی که پکن از سلاح های هسته ای یا سایر سلاح های تخریب جمعی استفاده نکرده است باتوجه به قوانین موجود آزمایش آنان ازهیچ قانون موجودی تخطی نمی کند.

۲ –۹– ۳ –بررسی این آزمایش براساس ماده ۷ معاهده فضا

ازآن جا که دراین آزمایش، پکن ماهواره خود به نام فینگ یون [۲۱۴]را منهدم کرده این امر نمی توانست تحت تأثیر ماده ۷ پیمان فضا قرارگیرد. این ماده بیان می کند که” دولت ها درسطح بین الملل مسئول خسارت های وارده به دیگر کشورهای عضو معاهده و یابه اشخاص حقوقی و حقیقی که از طریق این شیء و یا اجزای تشکیل دهنده آن در زمین ،هوا و یا فضای خارجی شامل ماه و دیگر اجرام آسمانی به آن ها ضرری وارد آید، می باشند”[۲۱۵]. ولی درصورتی که این آزمایش به دلیل زباله های فضای، سبب آسیب به دارایی های فضایی کشورهای دیگر یا اشخاص حقیقی و حقوقی آنها شود دیگر پکن نمی تواند خود رازیر مفاد این ماده پنهان کرده و ازآن به نفع خود استفاده نماید.

۳ –۹– ۳ –بررسی این آزمایش براساس ماده ۹ معاهده فضا

چین می تواند مسئول این کوتاهی باشد که مفاد ماده ۹ معاهده فضا رارعایت نکرده است ماده ۹ بیان می کند که:” دولت ها باید رایزنی های بین المللی را قبل از اجرای فعالیت ها که بطور بالقوه مخالف با فعالیت های صلح طلبانه دیگر کشورهای عضو است، را انجام دهند”[۲۱۶].در صورتی که چین قبل از آزمایش ASAT مشورت های بین المللی را در این راستا که آیا زباله های فضایی باقی مانده از این آزمایش توان کافی جهت آسیب رساندن به فعالیت های دیگر کشورهای عضو این معاهده یا دارایی های فضایی آنها داراست یا خیر را انجام نداده است[۲۱۷].
در فصل های گذشته قوانین و مقررات حاکم بر فعالیت های فضایی دولت ها در ماوراء جو مورد اشاره قرار گرفت. اینک به نظر می رسد ذکر چند مثال در خصوص عملکرد دولت های قدرتمند در این زمینه بتواند راه گشای درک بهتر مساله بوده و همچنین خواننده را در مقام قضاوت قرار دهد تا قوانین انتزاعی مذکور در فصل های گذشته را بر موارد عینی منطبق کند. لذا نگارنده در فصل آتی بر آن است تا عملکرد دو کشور چین و آمریکا در این خصوص را مورد بررسی قرار دهد تا به زعم خود موضوع را بیش از پیش روشن تر و شفاف تر نماید.

فصل چهارم

 

استراتژی فضایی واشنگتن در هزاره ی سوم و واکنش پکن به آن

 

۱ – ۴ – قانون به عنوان شیوه ای ازجنگ

درسال۱۸۹۰ آلفردتایرماهان به طور کامل به این موضوع که دریا تأثیری نافذ بر قدرت، ثروت وامنیت دولت ها دارد، پرداخت[۲۱۸]. اندکی قبل از جنگ جهانی اول، سر جولیان کربت عقیده ماهان را با ادغام قوانین خشکی در آن توسعه داده و قانونی کامل تر، از حاکمیت دولت ها در دریا بیان نمود[۲۱۹]. در اوایل قرن بیستم ، جان کلین با ایجاد تغییراتی در قوانین کربت وماهان، این قوانین را به فضاء ماوراء جو نیز بسط داد و تلاش نمود که حاکمیت در فضا را بسیار مهم تر و حساس تر از حاکمیت در خشکی و دریا بیان نماید[۲۲۰]. با این وجود، هیچ کدام از این افراد نتوانستند به اهمیت قوانین بین المللی در عملیات و درگیریها ی نظامی بین دولت ها، پی ببرند. در حقیقت حقوق بین الملل می تواند به عنوان پدافند استراتژیک در درگیری های نظامی در فضا و همچنین در راستای مقابله با حاکمیت دولت ها در فضا مورد استفاده قرار بگیرد.
اصلی ترین نیروی محرک جهانی شدن، تحول دانش بشر می باشد که اساسا از طریق افزایش انتقال فن آوری و ارتباطات ایجاد می شود. به دنبال این تحول، جغرافیایی سیاسی در قلمرو خشکی و دریا قابل انعطاف گردیده و اکنون این تحول در فضاء ماوراء جو نیز پدیدار شده است[۲۲۱]. به دنبال این تحول، آنچه حاصل می شود یک نظام جهانی است که دولت ها تنها بازیگران آن نخواهند بود، بلکه سازمان های بین المللی نیز وارد این عرصه خواهند شد[۲۲۲]و سیستم بین المللی را بنا می کنند که در آن سیستم، اهداف و الویت ها دچار دگرگونی اساسی می شوند. در نتیجه این نظام توزیع قدرت در سیستم بین المللی را ایجاد می کند که منجر به نیاز فزاینده قوانین واحد و یکپارچه در اداره بین المللی جهان می شود.آمریکا به علت داشتن قدرت، نقش بسزایی در این سیستم بین المللی خواهد داشت، بنابراین استفاده از قانون به عنوان شیوه جنگ، بهترین وسیله دست یابی به قانونی شدن جنگ است.

۲ – ۴ – جنگ یکپارچه

سان زو، جنگ و سیاستمداری را یک فعالیت یکپارچه[۲۲۳] و همچنین سیاستمداری را به عنوان بهترین وسیله کسب پیروزی بدون خونریزی تعریف کرده است[۲۲۴]. سیاستمداری هنر اجرای روابط بین المللی در قالب اتحادهای مذاکره ای، معاهده ها و توافق ها ست[۲۲۵]. وهمچنین شامل اعمال قوانین بین المللی نیز می شود. بیان این موضوع که چگونه دولت ها می توانند از قانون به عنوان یک شیوه جنگی برای دستیابی به اهداف نظامی استفاده نمایند نیازمند درک کامل تمام ابعاد جنگ است . جنگ به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی[۲۲۶]، علاوه بر نیروی نظامی هزاران جزء دیگر را نیز در بر می گیرد. آغاز جنگ را نمی توان شلیک اولین گلوله دانست، بی شک خیلی پیش از آن آغاز شده است. جنگی که در حالت اصولی به وسیله محدودیت های ساختاری و معنوی منع شده باشد، وجود ندارد، بنابراین تقسیم رسمی بین جنگ و صلح امروزه ساختگی است[۲۲۷]. به عنوان مثال جنگ سرد شامل ستیز توسط نمایندگان، نبرد ایدئولوژیکی در دادگاه ها و رقابت فضایی و مانورهای قانونی در انجمن های بین المللی است. مفهوم جنگ دستخوش دگرگونی شده است که در آن دیگر به سادگی استفاده کردن از نیروی نظامی جهت وادار کردن دشمن در راستای تسلیم شدن در مقابل خواسته یک دولت نیست، بلکه استفاده از تمام امکانات، شامل نیروی نظامی یا غیر نظامی، ارتشی یا غیرارتشی، وسایل کشنده و غیرکشنده جهت وادار کردن دشمن یا رقیب به قبول منافع یک دولت است. [۲۲۸]بنابراین جنگ یکپارچه، بدون شکل، بدون هیچ آغاز یا پایانی به وضوح قابل روئت است و وسایل بیشماری را احاطه می کند. با ناپدید شدن تدریجی تمایزات ساختاری جنگ، ابزار نامتقارن بزرگ تر جلوه می کنند. ممکن است یک تفسیر اشتباه از واژه نامتقارن منجر به تشکیل یک دیدگاه غیرواقعی از جنگ شود. بسیاری از متخصصان واژه نامتقارن را به عنوان ” سلاح های متفاوت از لحاظ کیفی ” در مقابل سلاح و نیروی دشمن تعریف کرده اند [۲۲۹]. با این حال، این تفسیر به علت تمرکز ” بر نیروی سلاح ” و تکیه بر “نیروی نظامی” یک تعبیر سنتی از جنگ را بیان می کند، در صورتی که دولت ها و سازمان های بین المللی به صورت فزاینده ای از تمام شبکه های سیاسی، اقتصادی –اجتماعی و نظامی جهت دستیابی به پیروزی و برتری استفاده می نمایند[۲۳۰]. به این دلیل ممکن است، که دولت ها از قانون به عنوان ابزار جنگ جهت دستیابی به پیروزی نهایی سیاسی استفاده کنند .

۳ – ۴ - قانون

کلاشوویتزجنگ سیاسی(جنگ قانونی)را اینچنین تعریف کرده است: شروع جنگ به وسیله ابزار سیاسی یا قانونی [۲۳۱]. معنای دیگر جنگ قانونی، قانونی بودن جنگ است که به موجب آن قانون به عنوان جایگزین مناسب به جای ابزار نظامی سنتی جنگ، جهت دستیابی به اهداف نظامی[۲۳۲]مورد استفاده قرار می گیرد. کسانی که از این تعریف محدود حمایت می کنند آنهایی هستند که جنگ را به معنای سنتی آن پذیرفته و به درک مفهوم جنگ در ابعاد وسیع و امروزی توجهی نداشته و تحولات جنگ را در چند دهه اخیر نادیده گرفته اند. این نگاه کوته بینانه به قانونی بودن جنگ منجر به تقسیم بندی غیرواقعی قانون به قوانین مثبت و منفی می شود[۲۳۳]. استفاده قانونی از قانون در تعقیب اهداف نظامی به عنوان قانون مثبت و سوء استفاده از قانون جهت دستیابی به اهداف نظامی به عنوان قانون منفی در نظر گرفته می شود [۲۳۴]. استفاده ایالات متحده آمریکا در به کارگیری قانون جهت حمایت از حاکمیت فضایی نیازمند درک عینی از مفهوم قانون تاکتیکی و قانون استراتژیکی در حین جنگ است [۲۳۵].

۱ – ۳ – ۴ - قانون تاکتیکی

قانون تاکتیکی به دنبال دستیابی به یک هدف نظامی در سطح تاکتیکی یا عملیاتی در جنگ است [۲۳۶]. تجاری سازی تصاویر ماهواره ای در آمریکا، یک مثال بارز جهت استفاده از قانون تاکتیکی در این کشور است. در مارس۱۹۹۴، کابینه وقت (کلینتون) سیاستی را اتخاذ کرد که در آن فروش گسترده تصاویر به دست آمده از سیستم های دریافت از راه دور مجاز بود. از سوی دیگر، نگرانی های ناشی از سوء استفاده از این اطلاعات توسط نیروهای طالبان و القاعده در افغانستان، سبب شد که واشنگتن از ابزار قانونی جهت مقابله با این احتمالات استفاده نماید، که به موجب آن امکان حضور نیروهای نظامی آمریکایی در سرتاسر دنیا افزایش می یابد[۲۳۷]. شکل رایج تر استفاده از قانون تاکتیکی، به کار بردن آن در یک جنگ نامتقارن است، که هدف اصلی آن نشان دادن طرف دیگر جنگ به عنوان یک گزینه نظامی متخاصم به قلمرو سرزمینی و عدم رعایت اصول کاربردی در قوانین مخاصمات مسلحانه بین المللی می باشد. قانون تاکتیکی که می توان از آن به طور وسیع علیه آمریکا استفاده نمود، مبنی بر عدم رعایت قواعد کاربردی مخاصمات مسلحانه بین المللی توسط این کشوراست. این عدم رعایت قوانین شامل حمله نظامی به اشخاص، هدف حمله قرار دادن شهروندان غیر نظامی و به طور کلی عدم رعایت قوانین بین المللی و عرف موجود در جامعه بین المللی زمانی به وقوع می پیوندد که طرف دیگر جنگ از موارد ذکر شده، بر خلاف قوانین بین المللی، استفاده نظامی به عمل آورده و به طور کلی هدف از انجام این اعمال، به تصویر کشیدن عملکردآمریکا، در رسانه های بین المللی به عنوان کشوری متخاصم و متجاوز است[۲۳۸].در این حالت آمریکا بر روی دو اصل مهم قواعد کاربردی مخاصمات مسلحانه بین المللی، یعنی اصل تناسب و لزوم تکیه می کند[۲۳۹]. با این وجود، آمریکا به سختی می تواند در سطح بین المللی به مباحث قانونی ذکر شده استناد نماید[۲۴۰]. پس از بررسی قانون تاکتیکی، به بررسی قانون استراتژیک پرداخته می شود که می تواند بیش ترین خطر را برای آمریکا و همچنین بزرگترین حامی منافع این کشور باشد.

۲ – ۳ – ۴ – قانون استراتژیک

قانون استراتژیک عبارت است از به کارگیری توان نظامی با استناد به قوانین موجود[۲۴۱]، به طور موثر این قانون می تواند به کارگیری نیروی نظامی توسط دولت ها را به قوانین بین المللی پیوند داده و راه های استفاده از آن قدرت را نیز محدود نماید[۲۴۲]. قانون استراتژیک وسیله ای برای جنگ است، که می تواند مورد استفاده دو گانه مثبت و منفی قرار بگیرد. همانند دیگر ابزار جنگ، طبیعت استفاده از آن متعلق به دولت هایی است که آن را به کار می گیرند. اگر چه برخی معتقدند که حقوق بین الملل یک” خیال پر گزند"است، ولی واضح است که حقوق بین الملل در حقیقت وجود داشته و آمریکا به وسیله آن محدود شده است[۲۴۳]. علاوه بر این، وجود حقوق بین المللی نه تنها آمریکا، بلکه دیگر کشورها را نیز محدود می کند و این قانون می تواند به گونه ای که حامی جامعه بین المللی و ملت ها باشد شکل بگیرد..
در حال حاضر، آمریکا در تلاش برای قانونی کردن فعالیت هایی فضایی خود در فضای کیهانی، جهت افزایش امنیت و منافع ملی خود است. امروزه بیشتر کارشناسان در این زمینه، مخالف آزادی عمل آمریکا در فضا هستند[۲۴۴].

۴ – ۴ – حاکمیت فضا

اهمیت و ارزش استفاده از فضای کیهانی، هما نطور که در معاهده فضا بیان شده است، مربوط به کاربری متعدد فضا است[۲۴۵]. با توجه به روند رو به رشد فن آوری فضایی، وابستگی جهانی به سیستم هایی بر پایه فضا[۲۴۶] به روشنی قابل درک است، با این وجود هیچ یک از کاربری های فضای، بدون دست یابی به آن امکان پذیر نخواهد بود.
آمریکا به گونه ای از شکل گیری مفهوم حاکمیت در فضا به دو دلیل عمده به نفع خود حمایت میکند: نخست، به دلیل اهمیت فزاینده سیستم های فضایی در امنیت ملی این کشور[۲۴۷]، دوم، داشتن دارایی های بسیار در فضا. بی شک مفهوم حاکمیت در فضا، مغایر قوانین بین المللی خواهد بود[۲۴۸].
علیرغم این واقعیت، آمریکا بر این عقیده است که به کار گیری یک ساخت تعریفی مناسب برای حاکمیت فضا، منافع جهان و همچنین منافع آمریکا را بهتر تامین می کند.

۵ – ۴ – امنیت خطوط فضایی ارتباطی

خطوط ارتباطی سنتی[راه های زمینی، دریای و هوایی]به عنوان مسیرهای که برای انتقال کالا، مسافران و تجارت مورد استفاده قرار می گیرند، به خوبی درک شده اند در حالیکه خطوط ارتباطی در فضا، که خطوط ارتباطی نظامی نیز نامیده می شوند هنوز به درستی درک نشده اند. این خطوط به منظور جابجایی مواد مورد نیاز، پرسنل، انتقال الکترو مغناطیسی و حتی در جابجایی نظامی به وسیله دولت ها مورد استفاده قرار می گیرند[۲۴۹]. و ابزار دست یابی به این خطوط ماهواره ها، پایگاه های ارسال و … می باشند[۲۵۰]. از سوی دیگر، حفظ این خطوط ارتباطی اساسا حایز اهمیت است زیرا بدون دسترسی به آنها، کاربری فضا غیر ممکن است[۲۵۱]. بنابراین هدف نخست دراستفاده از فضا، حفظ امنیت خطوط ارتباطی است. تهدید جدی این خطوط هنگامی اتفاق می افتد که خطوط ارتباطی فضایی کشورها با یکدیگر اشتراک داشته باشند، به خصوص در زمانی که این اشتراک بین کشورهای در حال ستیز یا رقابت باشد. یکی از نگرانی های عمده آمریکا نیز بر این موضوع است و این کشور در تلاش است با اعمال حاکمیت در فضا، امنیت ارتباطی خطوط فضایی خود را بیش از پیش تامین نماید..

۶ – ۴ – اعمال حاکمیت در فضا توسط آمریکا

به طور بالقوه استفاده از واژه حاکمیت به عنوان یک استراتژی جهت استیلا بر قسمتی از جهان هستی[۲۵۲]، در جامعه بین المللی جدال بر انگیز است. بر اساس سیاست اخیر آمریکا و با توجه به این موضوع که دوره ابر قدرت بودن آمریکا ممکن است به زودی به پایان رسیده و یک سیستم بین المللی جدید توسعه یافته که در آن دولت هایی با قدرت کنونی آمریکا شکل گرفته و به نوعی منافع این کشور به خطر بیفتد، لذا صنعتی کردن یک تعریف مناسب از حاکمیت در فضا به نفع این کشور خواهد بود. هنگام شکل گیری فزاینده قدرت های مستقل سیاسی، اقتصادی و نظامی دست یابی به قانونی بودن هر عمل از سوی آمریکا، شرط لازم استراتژی موفق این کشور در جامعه بین المللی است. بی شک قانون تنها راه دست یابی آمریکا به حاکمیت در فضا و سلطه این کشور بر بازیگران بین المللی[دولت ها و سازمان های بین المللی]است. آمریکا برای دست یابی به قوانین بین المللی نیازمند است و می باید این حاکمیت را مطابق قوانین بین المللی کسب و اعمال نماید. برای درک صحیح حاکمیت در فضا نیاز است که بین حاکمیت طبیعی و عملی در این قلمرو تفاوت قائل شویم.

۱ – ۶ – ۴ – حاکمیت طبیعی

برای تحلیل مفهوم طبیعی حاکمیت، در ابتدا باید ارزیابی درست و کاملی از واژه “کنترل” در تمامی ابعاد و همچنین در زمان جنگ و صلح داشته باشیم. قانونی بودن یک عمل به معنای مطابقت کامل آن عمل با قوانین بین المللی می باشد. برخی از تعاریف حاکمیت طبیعی، به داشتن اقتدار، در دسترس بودن و …اشاره می کنند[۲۵۳]. چنین تعاریفی مفاهیم مالکیت یا حق حاکمیت را مورد حمایت قرار می دهند. با این وجود طبیعت اصلی در فضا به این معنا است که کشوری بر آن تسلط نداشته باشد. معاهده فضا [۱۹۶۷] که فرمان کبیر فضا نامیده شده است، و منبع قانونی تمامی مقررات مربوط به فضا است[۲۵۴]، به صراحت بیان کرده که فضای خارجی از جمله ماه و سایر اجرام آسمانی، موضوع تخصیص ملی قرار نمی گیرند[۲۵۵]. از این رو، واضح است که “حکومت کردن “یا” تسلط یافتن” دلالت برغیر قانونی بودن اعمال حاکمیت در فضا دارد. مشابها در” دسترس بودن” نیز بر حاکمیت یا مالکیت دلالت داشته و این تعابیر نیز رد می شوند. به نوعی شاید بتوان حاکمیت طبیعی فضا را کنترل مقتدرانه آن دانست. واژه” مقتدرانه"، به معنا به کارگیری چندین اصل قانونی و واژه” کنترل “به معنای اعمال قدرت یا حکومت کردن است، بنابرین می توان نتیجه گرفت که حاکمیت طبیعی فضا مجموعه قوانینی است که دولت ها در استفاده و بهره برداری از فضا می بایست رعایت نمایند.
در سال ۱۹۶۰، جان کب کوپر، در یک سخنرانی در دنشگاه لندن، بیانیه جالبی در مورد قوانین حاکم در فضا، با استناد به قوانین حاکم در دریاها بیان نمود:
“دولت ها در زمان صلح، حقوق یکسان در استفاده و بهره برداری از اقیا نوس ها دارند، اقیانوس ها میراث مشترک بشریت بوده و هیچ دولتی نمی تواند امتیاز ویژه برای خود در نظر بگیرد. کشتی ها در عبور و مرور از اقیانوس ها از حقوق غیر قابل انکاری برخوردارند ولی چنانچه تجارت غیر قانونی و مغایر با حقوق بین الملل انجام دهند بر طبق قوانین حقوق بین الملل، مسوول اعمال خود می باشند[۲۵۶]. این مفهوم در ماده دوم معاهده نیز وجود دارد:
فضای خارجی از جمله ماه وسایر اجرام آسمانی، می بایست جهت اکتشاف و بهره برداری، بدون هیچ گونه تبعیض در هر نوع و نژاد و بر اساس مساوات و مطابق قوانین بین المللی، برای تمام دولت ها آزاد باشد[۲۵۷]. تعهد این امر که دولت ها، مکلف به رعایت اصل تساوی در بهره برداری و اکتشاف از فضا می باشند نشان می دهد که علیرغم فقدان برخی قوانین بین المللی لازم در فضا، هیچ دولتی حق اعمال سلطه قانونی بر دیگر کشورها را دارا نمی باشد، از این رو تعریف طبیعی حاکمیت فضا، در آزمایش قانونی بودن با شکست مواجه می شود .

۲ – ۶ – ۴ – حاکمیت عملی بر فضا

حاکمیت عملی بر فضا، این گونه تعریف می شود: حاکمیتی که از طریق استفاده نیروی نظامی به دست آمده و حفظ می گردد و در اصطلاح ” کنترل فضا ” نامیده می شود. با این حال حاکمیت فضا چیزی فراتر از کنترل فضاست. وزارت دفاع آمریکا کنترل فضایی را این چنین تعریف کرده: درگیری، حمایت و کمک به آن، جهت آزادی عمل آمریکا و متحدان آن در فضا، که با اعمال این کنترل آزادی عمل دشمن در فضا ازبین می رود. شکست در بیان یک تعریف مناسب ازحاکمیت در فضا، این باور غلط را به وجود می آورد که حاکمیت در فضا برابر با استیلای آن است. از یک نقطه نظر نظامی زیرکانه، فضا به عنوان زمین مرتفع قلمداد می شود[۲۵۸]. مرتفع ترین زمین در یک عملیات نظامی، همیشه به عنوان مطلوب ترین موقعیت در نظر گرفته می شود، زیرا فواید نظامی بسیاری را به همراه خواهد داشت[۲۵۹]. این فواید شامل حاکمیت بهتر بر محیط اطراف، یک موقعیت دفاعی امن تر و … می باشد[۲۶۰]. و چنین فوایدی به یقین در زمان بروز مخاصمات مسلحانه بین المللی، بسیار با ارزش خواهند بود. هم اکنون در آمریکا عده ای جهت تسط کامل این کشور بر فضا، سه گام را پیشنهاد می کنند: اول خروج و عقب نشینی این کشور از تمام معاهده های مربوط به فضا، دوم، به دست گرفتن کنترل کامل زمین و سوم ایجاد یک آژانس فضایی ملی جهت قانونی کردن تمام فعالیت های آمریکا در فضا. این سه گام تسلط کامل آمریکا بر فضا را فراهم خواهند کرد[۲۶۱]. واضح است که حاکمیت موثر آمریکا بر فضا سبب از بین رفتن قوانین بین المللی حاکم بر فضاست. به طور مشابه همانند کنترل فضا، حاکمیت مثبت به معنای اطمینان از دسترسی به فضا و حاکمیت منفی، عدم دستیابی به فضا خواهد بود[۲۶۲]. در حال حاضر حاکمیت مثبت و منفی به گونه ای جدا نشدنی به هم متصل شده و هر دو به دنبال آزادی عمل و دسترسی و حفظ امنیت آمریکا در فضای کیهانی هستند. بر اساس این نظریه، هنگامی که حاکمیت مثبت توسط دولت ها به چالش می افتد، حاکمیت منفی به عنوان جزء جدانشدنی حاکمیت فضا قلمداد می شود .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:44:00 ق.ظ ]




۱۹-۱- ارزیابی نحوه اجرای تدابیر، دستورالعمل ها، طرح ها و برنامه ها:
تدابیر، سیاست ها و خط مشی های کلی مدیریت عالی سازمان برای بهبود وضعیت عملکرد و سرعت بیشتر انجام فعالیت ها، وظایف و مأموریت ها هستند که بنا به اقتضاء و شرایط اتخاذ می گردند یگان های ستادی دستورالعمل ها را به عنوان راهنمای چگونگی انجام وظائف در رابطه با یک مأموریت و موضوع، اهداف، تکالیف مجریان و روابط بین آنها را تهیه و ابلاغ می نمایند.
پایان نامه
لذا تدابیر و دستورالعمل ها طرح ها و یا برنامه ها نقش مهمی در موفقیت و پیشبرد اهداف سازمانی دارند و چون منابع قابل توجهی برای اجرای آن صرف می گردد باید به دقت و جدیت مورد اجراء، ارزیابی قرار گیرند..
اصولا ًوظیفه ارزیابی یک دستورالعمل و یا طرح برعهده رده صادرکننده می باشد و چون دستورالعمل و یا طرح در جهت تکمیل وظایف ذاتی و یا انجام یک وظیفه خاص است بنابراین ابلاغ، آموزش مجریان، اجرا و بازخوردگیری از آن وظیفه رده صادرکننده می باشد و این فرهنگ باید در ناجا نهادینه گردد و صرفاً بازرسی نقش کلی در بحث ارزیابی عالیه و یا اطمینان از ارزیابی و یا انجام وظیفه ارزیابی توسط یگان صادرکننده دستورالعمل دارد که تا چه میزان بر حُسن اجرای امور محوله ارزیابی بعمل آورد ولی برخی از مواقع بنا به تدبیر سلسله مراتب و یا ضرورت های دیگر و یا به عنوان یک برنامه کلان ارزیابی عملکرد یگانها در مورد اجرای یک طرح و یا دستورالعمل به بازرسی محول می گردد. که با توجه به اهمیت موضوع فرایند ارزیابی اجرای دستور العمل و یا طرح ها به شرح زیر براساس نقش یگانهای صادرکننده و بازرسی تعیین گردیده است و بازرسی یگانها باید طبق همین فرایند بر دستورالعمل ها نظارت نمایند لازم به ذکر است که ارزیابی تدابیر هم به مثابه ی دستورالعمل ها می باشد و یگانهای مسئول موظف به پیگیری نتایج اجرائی تدابیر هستند و بازرسی ارزیابی کلی را خواهد داشت و یا اینکه بصورت موردی و یا ویژه ارزیابی خواهد کرد..
گام اول
بومی سازی تدابیر، دستورالعمل ها، طرح ها و یابرنامه ها
تهیه و تدوین چک لیست ارزیابی از سوی رده صادر کننده
توجیه و آموزش رده های مجری طرح و یا دستورالعمل
بومی سازی طرح یا دستورالعمل واصله براساس شرایط استان یا یگان و ابلاغ آن به رده های ذیربط
گام دوم
ارزیابی صحت و سقم اقدامات رده های مجری توسط یگان صادر کننده یا رده ستادی وابسته در استن.
ارائه گزارش خود اظهاری توسط رده مجری در مورد چگونگی و میزان پیشرفت تدابیر، طرح ها، دستورالعمل ها و نتایج برابر چگ لیست های مربوطه به رده پیگیر.
گزارش گیری از نحوه
اجرای تدابیر، دستورالعمل و طرح و یا برنامه
انعکاس نتایج میزان اجرا و پیشرفت تدابیر ، دستورالعمل یا طرح به همراه میزان تحقق اهداف و تجزیه و تحلیل مربوط به رده یا یگان صادر کننده
گزارش اعلام نتایج کلی کیفیت اجرای تدابیر، دستورالعمل و طرح از سوی رده ستادی مربوط به بازرسی استان ویا یگان.
پیگیری هدفمند و جدی رده ستادی در مورد رفع معایب و نواقص و فرایند اجرای تدابیر، دستورالعمل و طرح تا حصول نتیجه نهایی
گام سوم
ارزیابی نحوه اجرای تدابیر، دستورالعمل ها و طرح ها با نظارت و کنترل لازم و تغییر میزان درصد اجرا و اثربخشی آن در تحقق اهداف پیش بینی شده
ارزیابی صحت و سقم اقدامات انجام شده در مورد اجرای تدابیر ، دستورالعمل و یا طرح توسط رده مجری بصورت میدانی از سوی بازرسی یگان
گزارش نتایج اقدامات انجام شده و میزان پیشرفت کمی و کیفی تدابیر و دستورالعمل به سلسله مراتب فرماندهی و تخصصی
گام چهارم
انعکاس نقاط ضعف، معایب و نواقص احتمالی در رابطه با اجرای ناقص تدابیر و دستورالعمل ها و… به یگان مجری از سوی بازرسی یگان
انعکاس گزارش نتایج نهایی و یا هر مرحله از اجرای تدابیر و یا دستورالعمل به سلسله مراتب فرماندهی و تخصصی یا مرجع پیگیری با ذکر میزان تحقق اهداف
پیگیری به موقع نتایج رفع نقاط ضعف و موانع در اجرای تدابیر، دستورالعمل ها و طرح ها
نمودار۱-۱ ) روند نمای فرایند ارزیابی نحوه اجرای تدابیر، دستورالعمل ها ،طرح ها و برنامه ها
۲۰-۱- الگوی فعلی ارزیابی عملکرد در ناجا با توجه به دستورالعمل نظارت و بازرسی از یگانها:
با توجه به دستورالعمل نظارت و بازرسی از یگان ها و روابط بین ورودی ها، خروجی ها، مدل فعلی ارزیابی عملکرد یگان ها در ناجا به شرح زیر ترسیم می شود:
خروجی ۱
ورودی ۱
ورودی ۲
خروجی ۲
خروجی ۳
ورودی ۳
ورودی ۵
خروجی ۵
خروجی ۴
ورودی ۴
شکل۲-۱ ) الگوی موجود ارزیابی عملکرد در ناجا
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
مقدمه:
در عصرکنونی، محیط ناپایدار و پیچیده، رقابت فزاینده، تغییر و تحولات سریع و توسعه روزافزون ارتباطات. از سویی و تحولات شگرف دانش مدیریت از سوی دیگر، وجود نظام ارزیابی را اجتناب‌ناپذیر نموده است (شیخ‌زاده، ۱۳۸۸: ۲۰).
وجود ارزیابی عملکرد در ابعاد مختلف سازمان اعم از ارزیابی استفاده از منابع و امکانات، کارکنان، اهداف و راهبرد‎ها، به عنوان یکی از علائم پویایی، استمرار و سازگاری سازمان قلمداد می‎شود. هر سازمان به منظور آگاهی از عملکرد خود بالاخص در محیط‎های پیچیده پویا، نیاز مبرم به نظام ارزیابی دارد (آلن[۱۵]،۲۰۰۴: ۱۵۴). از سوی دیگر فقدان وجود نظام ارزیابی در یک سیستم به معنای عدم برقراری ارتباط با محیط درون و برون سازمانی تلقی می‎گردد که مشکلات زیادی را برای سازمان بوجود خواهد آورد. بنابراین، همه ی سازمان ها به نوعی درگیر مقوله ارزیابی عملکرد سازمانی هستند، اماعدم توافق ها بر سر چارچوب ها، روش ها و فرایندهاست (لوستائوس،آدرین و آندرسون[۱۶]، ۲۰۰۶ : ۲۱۰).
در بیشتر سازمان های متوسط و عظیم، ارزیابی برنامه های استرتژیک، صرفاً یک وظیفه ذهنی نیست. در واقع بیشتر موسسات به ندرت به ارزیابی استراتژی رسمی و مشخص می پردازند. حال آنکه، ارزیابی عملکرد برنامه های استراتژیک موجود یک فرایند مستمر است و به سختی می توان آن را از برنامه ریزی، گزارش دهی، کنترل و نظام های پرداخت مستمر مؤسسه تفکیک کرد. از این نقطه نظر، ارزیابی برنامه های استراتژیک، بیشتر یک فرایند سازمانی است تا یک عمل ذهنی (براین، مینتز برگ، جیمز، ۱۹۹۷: ۵۴).
لازمه ی بهبود عملکرد سازمان ها، ارزیابی مستمر و منظم فعالیت های آنها است. ارزیابی عملکرد این امکان را فراهم می سازد تا سازمان ها بتوانند به صورت شفاف، نقاط قوت و زمینه های بهبود خود را شناسایی نمایند، سپس برنامه هایی برای بهبود در عملکرد خود تدوین نمایند و از این طریق برای پیشرفت و ترقی سازمان گام بردارند (رحمانی، ۱۳۸۴: ۱۲).
در بسیاری از سازمان ها رویکرد نظام مندی برای طراحی و پیاده سازی سیستم های ارزیابی عملکرد وجود ندارد. در نتیجه موفقیت یا شکست بسیاری از برنامه های مدیریت، بدرستی قابل ارزیابی نیست. فقدان یا نادرستی کارکرد یک سیستم ارزیابی در یک سیستم به مفهوم عدم امکان ارتباط مناسب با محیط و درون سازمان بوده ودر دنیای امروز که تغییرات وسیعی در محیط رخ می دهد به معنای مرگ سازمان است. بنابراین ارزیابی عملکرد پایه و اساس تمامی نظام های مدیریت شناخته شده است (دراکر، ۱۹۹۵: ۱۷۸).
طبیعی است که مشارکت همه ذینفعان سازمان در فرایند ارزیابی عملکرد ضروری می باشد. باید توجه نمود که ارزیابی عملکرد صرفاً جمع آوری داده نیست بلکه اندازه گیری و تحلیل نظام مند همه جنبه های یک سازمان می باشد و ‏در این صورت است که نتایج ارزیابی در شناخت بهتر، کنترل مؤثرتر و بهبود سازمان مؤثر می باشد (لوتانز، ۲۰۰۴: ۳۱۰).
‏بطور کلاسیک شاخص های ارزیابی عملکرد می تواند در یک سازمان شامل شاخص های اثر بخشی، کارایی، کیفیت، بهره وری و… باشد. شاخص های ایده آل، تعادل بین نیاز، انتظارات و ترجیهات ذینفعان سازمان را معلوم می کند و پایه و اساس اصول مورد توافق برای تصمیم گیری را معین می کند این شاخص ها باید با قابلیت بکار گیری گسترده، سازگاری با ابزارهای اندازه گیری، امکان فهم ساده و در عین حال دقیق را داشته و منعکس کننده جنبه های گوناگون یک سازمان باشد (آدرین[۱۷]، ۲۰۰۲: ۱۴۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:43:00 ق.ظ ]




تصویر­۳۰ – ۳٫ قرارگیری حروف عمودی و کمربند افقی حروف، در وسط کتیبه با تقسیم ­بندی قاب کتیبه به­دو قسمت مساوی و ایجاد ترکیب­بندی متقاطع در کتیبه ۱۲۱
تصویر ۳۱ – ۳٫ قرارگیری حروف اریب و تقسیم قاب کتیبه، ایجاد تباین جهت و ترکیب­بندی اریب در کتیبه ۱۲۱
تصویر ۳۲ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه کمربندی به­خط ثلث، داخل ایوان شرقی صحن نو، مجموعه زیارتی امام رضا­(ع)، ۱۲۷۴ ق، مأخذ­تصویر: آفرینش­های هنری آستان قدس رضوی ۱۲۲
تصویر ۳۳ – ۳٫ ترکیب­بندی عمودی با بهره گرفتن از آهنگ بصری در افراشته­ها و ایجاد ترکیب­بندی متقاطع با قرارگیری حروف عمودی و کمربند افقی حروف ۱۲۲
تصویر ۳۴ – ۳٫ ترکیب­بندی اریب با مورب شدن حروف در بخشی از قاب کتیبه ۱۲۲
تصویر ۳۵ – ۳٫ نمونه ­ای الواح ترنجی، خط رقاع آمیخته به­ثلث، ایوان طلای صحن نو، مأخذ­تصویر: آفرینش­های هنری آستان قدس رضوی ۱۲۳
تصویر ۳۶ – ۳٫ ترکیب­بندی متقاطع با چیدمان حروف عمودی و کمربند حروف مورب ………… ۱۲۳
تصویر ۳۷– ۳٫ ترکیب­بندی دایره در قسمت بالا، وسط و پایین لوح ترنجی و ایجاد ترکیب مثلث در وسط دایره با توجه به­توالی حروف ۱۲۳
تصویر ۳۸ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه قاب­بندی به­خط نستعلیق، ازاره بیرونی صحن عتیق، مجموعه زیارتی امام رضا ­(ع)، رقم محمد الموسوی، ۱۳۱۷ق، مأخذ­تصویر: نگارنده آبان ۱۳۹۳ ۱۲۴
تصویر ۳۹– ۳٫ ترکیب­بندی مثلث با توالی و رابطه نقاط با یکدیگر ۱۲۴
تصویر ۴۰ – ۳٫ نمونه ­ای الواح ترنجی به­خط نستعلیق، رواق منتهی به­پیش­روی مبارک، مجموعه زیارتی امام رضا ­(ع)، مأخذ­تصویر: نگارنده مهر ۱۳۹۳ ۱۲۴
تصویر ۴۱– ۳٫ ترکیب­بندی منحنی با ایجاد توالی در حروف عمودی کتیبه ۱۲۵
تصویر ۴۲– ۳٫ ترکیب­بندی مثلث با ایجاد توالی بین نقاط ۱۲۵
تصویر ۴۳– ۳٫ نمونه ­ای کتیبه به­خط کوفی بنایی ساده، صحن هدایت، مجموعه زیارتی امام رضا ­(ع)، دوره معاصر، مأخذ­تصویر: نگارنده مهر ۱۳۹۳ ۱۲۷
تصویر۴۴ – ۳ ایجاد تناسبات­طلایی با بهره­ گیری از خطوط ریاضی­وار، ترسیم خط کوفی بنایی در قاب مربع و دایره و ایجاد ماندالا ۱۲۷
تصویر­۴۵– ۳٫ نمونه ­ای کتیبه کمربندی به­خط ثلث و کوفی تربیعی، ایوان مقصوره، مجموعه زیارتی امام رضا­(ع)، رقم بایسنغر، دوره تیموری، مأخذ­تصویر: صحراگرد، ۱۳۹۱: ۵۶ ۱۲۷
تصویر ۴۶– ۳٫ تقسیم قاب کتیبه به­سه قسمت، با توجه به­قرارگیری خط جلی و خفی، همچنین قرارگیری کمربند کشیده یاء ۱۲۸
تصویر ۴۷– ۳٫ نحوه کاربرد تناسبات در تزیینات کوچک حروف کتیبه در کمربند کشیده یاء ۱۲۸
تصویر ۴۸ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه طوماری مادر و بچه به­خط ثلث و کوفی، داخل نقاره­خانه صحن عتیق، مأخذ­تصویر: آفرینش­های هنری آستان قدس رضوی ۱۲۸
تصویر ۴۹– ۳٫ رعایت تناسبات در قرارگیری افراشته­ها در کتیبه و تقسیم قاب آن جهت قرارگیری خط فرعی در بالای خط جلی ۱۲۸
تصویر ۵۰– ۳٫ نمونه ­ای کتیبه کمربندی به­خط ثلث، نقاره­خانه صحن عتیق، مجموعه زیارتی امام رضا ­(ع)، مأخذ­تصویر: آفرینش­های هنری آستان قدس رضوی ۱۳۲
تصویر ۵۱– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با بهره گرفتن از افراشته­ها در کتیبه ۱۳۲
تصویر ۵۲– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با بهره گرفتن از گرد اندام­ها در کتیبه ۱۳۲
تصویر ۵۳– ۳٫ ایجاد توالی در ترکیب کتیبه با بهره گرفتن از نوک تیز حروف ۱۳۲
تصویر­۵۴– ۳٫ نمونه ­ای کتیبه به­خط ثلث آمیخته به رقاع، رواق توحیدخانه مبارک، مجموعه زیارتی امام رضا­(ع)، دوره قاجار، مأخذ­تصویر: نگارنده آبان ۱۳۹۳ ۱۳۳
تصویر ۵۵– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با بهره گرفتن از افراشته­ها در کتیبه ۱۳۳
تصویر ۵۶– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با بهره گرفتن از گرد اندام­ها در کتیبه ۱۳۳
تصویر ۵۷– ۳٫ ایجاد توالی در ترکیب کتیبه با بهره گرفتن از نوک تیز حروف ۱۳۳
تصویر ۵۸ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه به­خط ثلث­، ایوان طلای صحن نو، مجموعه زیارتی امام رضا­ (ع)، دوره قاجار، مأخذ­تصویر: آفرینش­های هنری آستان قدس رضوی ۱۳۴
تصویر ۵۹– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با بهره گرفتن از گرد اندام­ها در کتیبه ۱۳۴
تصویر ۶۰– ۳٫ ایجاد فضای پدید آمده در بین فضای منفی حروف ۱۳۴
تصویر ۶۱ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه به­خط ثلث­، داخل نقاره­خانه صحن عتیق، مجموعه زیارتی امام رضا (ع)، مأخذ­تصویر: آفرینش­های هنری آستان قدس رضوی ۱۳۵
تصویر ۶۲– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با کاربرد افراشته­ها در کتیبه ۱۳۵
تصویر ۶۳– ۳٫ استفاده از کمربند کشیده «یاء» و تقسیم قاب کتیبه به­دو فضای مساوی ۱۳۵
تصویر ۶۴– ۳٫ ایجاد توالی در ترکیب کتیبه با بهره گرفتن از نوک تیز حروف ۱۳۵
تصویر ۶۵– ۳٫ ایجاد فضای پدید آمده بین فضای منفی حروف ۱۳۵
تصویر ۶۶– ۳٫ ایجاد فضای پدید آمده بین فضای منفی حروف و شباهت آن با هم ۱۳۶
تصویر­۶۷ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه به­خط نستعلیق، ورودی ایوان طلا به­طرف دارالسعاده، مجموعه زیارتی امام رضا ­(ع)، مأخذ­تصویر: نگارنده، مهر ۱۳۹۳ ۱۳۶
تصویر ۶۸– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با قرار­گیری حروف ب در کتیبه ۱۳۶
تصویر ۶۹ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه به­خط نستعلیق، ازاره­های صحن نو، مجموعه زیارتی امام رضا ­(ع)، رقم محمد الموسوی، ۱۳۲۰ق، مأخذ­تصویر: نگارنده، مهر ۱۳۹۳ ۱۳۷
تصویر­۷۰– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با قرارگیری حروف عمودی در کتیبه ۱۳۷
تصویر ۷۱– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با قرار­گیری گرد اندام­ها در کتیبه ۱۳۷
تصویر ۷۲– ۳٫ ایجاد توالی در ترکیب کتیبه با بهره گرفتن از نوک تیز حروف ۱۳۷
تصویر ۷۳ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه مادر و بچه به­خط کوفی، آبخوری صحن جمهوری اسلامی، مجموعه زیارتی امام رضا­(ع)، دوره معاصر، مأخذ­تصویر: نگارنده، مهر ۱۳۹۳ ۱۳۸
تصویر ۷۴– ۳٫ ایجاد آهنگ بصری با قرارگیری افراشته­ها در کتیبه ۱۳۸
تصویر ۷۵– ۳٫ نمونه ­ای کتیبه به­خط کوفی بنایی ساده، صحن هدایت، مجموعه زیارتی امام رضا (ع)، دوره معاصر، مأخذ­تصویر: نگارنده مهر ۱۳۹۳ ۱۳۸
تصویر ۷۶– ۳٫ ارتباط حروف و ایجاد چرخش در کتیبه بنایی ۱۳۸
تصویر ۷۷ – ۳٫ نمونه ­ای کتیبه طوماری مادر و بچه به­خط ثلث و کوفی، داخل نقاره­خانه صحن عتیق، مأخذ­تصویر: آفرینش­های هنری آستان قدس رضوی ۱۳۹

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:43:00 ق.ظ ]




بیات مفهوم طبقه متوسط فقیر را در مورد وقایع تونس و مصر و دیگر قیامهای مردمی در جهان عرب به کار می برد؛فقیران شهرنشینی که فضاهای عمومی را برای سکونت غیر قانونی یا دستفروشی در اختیار دارند،بیکارانی که در اقتصاد غیررسمی مشغولند،زنان خانه داری که به خدمات اجتماعی یا محلی غیر رسمی می پردازند،جوانانی که به رغم مخالفت مقامات حکومتی در آرزوی دستیابی به زندگی حداقلی و طبیعی هستند و مانند اینها…کنشگران منفردی هستند که کنش های جمعی را به وجود می آورند.بنابراین،طبقه متوسط جدید به شکلی مطلق و نسبی،از سریعترین رشد در بین طبقات اجتماعی دیگر برخورداد است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
به نظر می رسد افزایش طبیعی جمعیت(که در درجه اول ناشی ازتهی دستی است)و بخصوص الگوی متعارف مهاجرت روستا به شهر(که ناشی از بد توزیع شدن زمین،بیکاریهای روستایی،فجایع طبیعی و حاصل دست بشر،تمایلات شهرنشینی و توسعه صنعتی محدود است)دلایل اصلی رشد این طبقات و بیکاری در شهرها است.بنابراین،بخش اعظمی از نیروهای تحصیل کرده وآنهایی که برای بار نخست دنبال شغل هستند بیکار می مانند.(بیات،۱۳۷۹: ۴۷)
نمودار زیر توزیع مشاغل و درآمد را در بین مهاجران و شهروندان شهری نشان می دهد:
نمودار شماره ۵-نحوه توزیع درآمد در بین شهروندان و مهاجران

 

ممتاز
مهاجران متوسط شهروندان
پایین    

همانطور که مشاهده می شود مهاجران در طبقات پایین و متوسط جامعه قرار داشته و به مشاغل این طبقات همچون دستفروشی و کارهای خیابانی روی می آورند.از طرف دیگر،تعداد شهروندان تحصیلکرده خصوصاً در دو کشور تونس و مصر که نسبت به کشورهای عربی در رتبه بالاتری قرار دارند،روز به روز در حال افزایش است.از این رو باید گفت که تلاش نخبگان حاکم در جلوگیری از مشارکت سیاسی دموکراتیک جامعه روز به روز شکاف میان حکومت و تحصیل کردگان را عمیق تر می کند،تحصیل کردگانی که اکثرا مخالف حکومتهای دیکتاتوری خویش بودند.بیات از این تحصیل کردگان که در شهرها به دستفروشی می پرداختندو بو عزیزی نمونه بارز آن می باشداز عنوان «دستفروشی سیاسی»نام می برد که تنها بخش کوچکی از تعداد انبوه دستفروشان را در بر می گیرد.این دستفروشان گاه کالاهای فرهنگی چون کتاب،روزنامه و فیلمها را به مشتریان عرضه می کنند. اما در این جنبش ها مهمترین ها، همان دستفروشان معمولی بودند که نگرانی اصلی شان تامین زندگی بود.به نظر بیات تظاهرات عمدتاً از سوی دستفروشان سیاسی در یک مکان سازماندهی می شود.
اما از دیگر پیامدها و ویژگی های بارز مهاجرت و شهرنشینی در این کشورها،به وجود آمدن یک کلانشهربسیار بزرگ است که از نظر جمعیتی،سیاسی واقتصادی بر روستاها و شهرهای دیگر کشور سیطره دارد.این کلان شهر نه تنها در تونس ومصر بلکه در دیگر کشورهای عربی نیز پایتخت است.البته معمولا پایتخت های اکثر کشورهای جهان اصلی ترینو در بسیاری از مواقعبزرگترین شهر آن کشورند،اما شرایط این پایتخت ها در تونس و مصر،از نظر وسعت و نقش سیاسی، اقتصادیبا دیگر نقاط جهان بسیار متفاوت است.برای مثال،در بسیاری از کشورها همچون:آمریکا،آلمان،هند و ترکیه … از یک سوپایتخت سیاسی بزرگترین شهر کشور نیست و از سوی دیگر در کنار پایتخت شهرهای بزرگ دیگری نیز در آنها وجود دارند که از نظر مساحت و جمعیت با پایتخت برابری می کنند.
پدیده شهرهای غول پیکر را می توان با برخی از روش های کاربردی جامعه شناسی شهری مطالعه و بررسی کرد.یکی از معروفترین این روشها قاعده اندازه-مرتبه است که مقیاس کمّی از توازن شهری هر جامعه را نشان می دهد.محتوای این قاعده این است که بزرگترین شهر هر کشور نباید بیش از دو برابر شهر دوم آن جمعیت داشته باشد.
به همین منوال،جمعیت شهر دوم نیز … . زیرا در غیر این صورت به علت اختلال در ساختار جمعیتی بار سنگینی از نظر اقتصادی،اجتماعی و سیاسی بر جامعه وارد خواهد شد.
جدول شماره ۳-شاخص تعادل جمعیت شهری مصر در دهه هشتاد بر طبق قاعده اندازه-مرتبه

 

کشور جمعیت کنونی
شهر اول و دوم
جمعیت
ایدهآل
شهر اول
تفاوتمیان جمعیت کنونی و جمعیت ایده آل شهر اول درصد تفاوت میان جمعیت کنونی و جمعیت ایدهآل شهر
مصر قاهره۸۴۰۰۰۰۰
اسکندریه۲۵۰۰۰۰۰
۵۰۰۰۰۰۰ ۳۴۰۰۰۰۰ ۵/۴۰

منبع:المجتمع و الدوله فی الوطن العربی،سعدالدین،۱۳۹۰: ۳۲۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:42:00 ق.ظ ]