قبل از هر چیز ذکر یک نکته لازم است و آن اینکههمانطور که معانی متعددی برای واژه سیاق ارائه شده، معنای اصطلاحی آن نیز متعدد شدهاست و دانشمندان علوم اسلامیمعنای واحدی را ارائه ندادهاند.
برخی میگویند: سیاق عبارت است از ساختار و قالب کلامیکه لفظ مورد بحث در آن قرار دارد و قرینه سیاق، عبارت است از هر گونه دلالت لفظی یا عقلی که با آن کلام همراهاست. به دیگر سخن، سیاق، ویژگی یک یا چند جملهاست کهاز پیوستگی و انسجام ساختاری و وحدت یا ارتباط محتوایی و موضوعی بدست میآید[۵۴۹]
شاید بهترین تعریف را آیت اله محمد باقر صدر ارائه داده، وی گفتهاست:
سیاق، هر گونه دلیل دیگری است که بهالفاظ و عباراتی که میخواهیم بفهمیم پیوند خوردهاست خواه از مقوله الفاظ باشد به گونهای که دال لفظی با لفظ مورد نظر، کلامییکپارچه و مرتبط را تشکیل دهند و یا آن دالّ و نشانۀ حالی ( غیر لفظی) باشد مانند موقعیت و شرایطی که کلام را در بر گرفته و نسبت به موضوع مورد بحث نقش دلالت گری دارند.[۵۵۰]
مرحومه علامه طباطبائی& و مرحوم سید قطب اگر چه بصورت گسترده از بحث سیاق استفاده نمودهاند، ولی تعریفی از آن ارائه ندادهاند. بنابراین میبایست از نحوه استفاده آنها در تفسیر، تعریفی را که بر مبنای تفسیری آنها سازگار تر است ارائه داد.
البته باید یادآوری کنیم که سیاق علاوه بر اینکه در تفسیر آیات نقش مهمیدارد که بزودی خواهیم گفت؛ در ترجمهایات نیز نقش بسزایی خواهد داشت بطوری که بدون التفات بهان به ترجمه سلیس، روان و صحیح دست پیدا نخواهیم کرد. و مراجعه به کتاب لغت قطعاً برای ترجمهایات کافی نخواهد بود.
بطور مثال واژه جَمل در کتب لغت به دو معنا بوده، “طناب کشتی"و"شتر"حال اگر بخواهیم آیه { وَ لَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ حَتىَ یَلِجَ الجَْمَلُ فىِ سَمِّ الخِْیَاطِ وَ کَذَالِکَ نجَْزِى الْمُجْرِمِین[۵۵۱]}را ترجمه کنیم به: داخل بهشت نمیشوند تا آنگاه که شتر از سوراخ سوزن بگذرد، ترجمه روانی نخواهد بود اما با کمک سیاق آیه، بهتر است که جَمَل به طناب کشتی ترجمه شود.[۵۵۲]
نقش و اهمیت سیاق در تفسیر آیات
این موضوعی مسلّم است که یک واژه میتواند دو معنا داشته باشد، یک معنای قراردادی و وضعی و یک معنای سیاقی که در متن جمله و روند کلام بوجود میآید.
و درباره تفسیر قرآن باید بگوییم که یکی از اصول اولیه تفسیر، توجه بههمین معنای سیاقی واژهها است. بطوری که با کمک آن میتوان معانی و مفاهیم آیات قرآنی را بهتر شناسایی نمود و به تفسیر آنها پرداخت.
به همین دلیل است که زرکشی معتقد است که: چهارمین امری که زمان مشکل شدن، به تعیین مفهوم کمک میکند، دلالت سیاق است که به تبیین مجمل و تخصیص دادن عام و مقید نمودن مطلق و تنوع دلالت، رهنمون میشود و این از بزرگترین قرینههای دال بر مراد متکلم است. و هر کس کهاین را وانهد در دیدگاههایش دچار اشتباه میشود. پس به آیه:{ ذُق اِنّکَ اَنتَ العَزیزُ الکریم} [۵۵۳] نگاه کن تا بفهمیکه چگونه سیاق آن بر ذلیل بودن و حقارت دلالت میکند.[۵۵۴]
و در جای دیگر بیشتر تأکید کرده و آوردهاست که: باید نقطهاتّکای مفسّر در تفسیر مراعات ساختار کلام و سیاق سخن باشد هر چند این لحاظ مخالف با معنای وضعی باشد. زیرا مجاز امری در کلام است[۵۵۵]
بنابراین غالباً توجه به یک قسمت از آیه بدون توجه به قبل و بعد آن، تفسیری نادرست بههمراه خواهد داشت بطور نمونه: پر واضح است کهاگر این عبارت آیه ۴۳ نساء{ لاتَقرَبوا الصَلاه } را بدون توجه به ما قبل و ما بعد آن تفسیر کنیم چه خواهد شد.
و یا این عبارت از آیه ۳۹ سوره مبارکه نجم را که میفرماید{ و اَن لَیسَ لِلانسانِ اِلا مَاسَعی } را بدون توجه به سیاق، ترجمه و تفسیر کنیم بهاشتباه خواهیم افتاد.
هم چنین اگر کسی در تفسیر آیه ۳۳ الرحمن؛ واژه سلطان را به علم تفسیر کند و بگوید منظور این است کهانسان با کمک علم، قدرت رفتن به فضا و صعود به ماه را یافتهاست، اشتباه خواهد بود. اما اگر به سیاق، توجه شود میبینیم که سیاق آیات درباره قیامت است و هدف آن اشاره به فرار کردن انس و جن از ملک الهی است.[۵۵۶]پس با کمک سیاق آیات، هم میتوان دامنه معنای لغت را گسترش داد و هم محدود نمود و معنای مناسب آن واژه را از بین معانی متعدد آن انتخاب کرد.بههمین جهت مفسّران اهمیت این موضوع را متذکر شده و در تفسیر آیات نیز از آن استفاده نمودهاند.
البتهاستفادهاز سیاق، نیز منوط به وجود شرایطی است که توجه بهانها را در امر تفسیر ضروری میکند از جمله وجود ارتباط موضوعی بین جملات و عبارات و آیات ـ پیوستگی در صدور…[۵۵۷]
بنابراین دانشمندان علوم قرآنی ومفسران، از سیاق کلام وروند سخن در تفسیر آیات بهرههای زیادی بردهاند، ودربارۀ اهمیت آن از عبارات مختلفی استفاده نمودهاند.برخی معتقدند که: باید خیلی دقت کنیم وقتی میخواهیم آیهای را زیر موضوعی وعنوانی قرار دهیم، آیات قبل وبعد را هم در نظر بگیریم و اگر احتمال میدهیم که در آیات قبل وبعد قرینهای وجود دارد، آنرا هم ذکر کنیم… تا موقع مراجعه به آیه، آن قرائن کلامیمورد غفلت واقع نشود. [۵۵۸]
بناراین میتوان نتیجه گرفت که: هیچ مفسّری در جهت فهم مقاصد و مفاهیم صحیح آیات و تفسیر درست آنها از توجه به بحث سیاق، بی نیاز نخواهد بود و البته، احاطه بر کل قرآن و مانوس شدن با آن و فضای آیات نیز ضروری به نظر میرسد.
از آنجا که روش تفسیری علامه طباطبائی& در المیزان، روش تفسیر قرآن به قرآن است و یکی از ابزارهای این روش، نیز استفادهاز سیاق آیات بوده، طبیعتا از آن بطور گستردهاستفاده نمودهاست. به طوری که به جرات میتوان گفت: کهاو در این زمینه گوی سبقت را از مفسّران دیگر ربودهاست. چون سرتاسر تفسیر المیزان دلالت بر کیفیت و کمیت استفادهاز سیاق و ارتباط آیات توسط ایشان دارد به گونهای که در پرتو سیاق، صدها مورد استفاده تفسیری، ادبی، تایید یا ردّ روایت، تعیین مصداق و…. نمودهاست.
بطور مثال ذیل آیه۸۹ سوره مبارکۀ مائده، بعد از تفسیر آیات و تبیین سوگند لغو و آوردن بحث روایتی مربوطه مینویسد:
« سیاق آیه بهترین دلیل است بر اینکهایه در صدد بیان کفاره سوگند و امر به حفظ آن است بطور استقلال نه بر سبیل تبعیت، کما اینکه لازمه این تفسیر است. » [۵۵۹]
سید قطب نیز از مقوله سیاق بطور گستردهاستفاده نموده و جایگاه ویژهای برای آن قرار داده است بطوری که ظاهراً نزدیک به ۲۰۰ بار در تفسیرش از سیاق استفاده کردهاست.
ایشان با تاکید بر اهمیت و نقش آن در تفسیر، خود نیز برای رفع ابهام و اغماض از بسیاری از آیات از سیاق استفاده نموده است و به تبیین و تفسیر آیات پرداخته است.
در ادامه به برخی از موارد مختلف و هم چنین نحوهاستفادهاین دو مفسّر بزرگ از بحث سیاق خواهیم پرداخت. (ان شاءالله)
.تفسیر واژهها و مفردات با استفادهاز سیاق
یکی از انواع سیاق، سیاق کلمات و واژهها است. بدان معنا که کنار هم نشستن کلمات و مفردات در متن جمله، سیاق کلمه را بوجود میآورد.
علامه طباطبائی& در تفسیر المیزان بهاین مساله توجه خاصی داشتهاست و در موارد بسیاری، واژهها و مفردات آیات را با توجه به سیاق آیه ترجمه و تفسیر نمودهاست.
بطور مثال، ذیل آیه ۳۷ سوره مبارکه یونس:
{ وَ مَا کاَنَ هَاذَا الْقُرْءَانُ أَن یُفْترََى مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَاکِن تَصْدِیقَ الَّذِى بَینَْ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِین}. [۵۶۰]
مینویسد: منظور از کتاب، به دلالت سیاق، جنس کتابهای آسمانی و نازل از ناحیه خدای سبحان بر انبیای گرامش است و منظور از کلمه تفصیل ایجاد فاصله بین اجزای درهم آن است و منظور از کتاب، تنها قرآن کریم است.[۵۶۱]
ودر تفسیر واژهها «قضی» در آیه ۳۶ سوره مبارکهاحزاب:
{وَ مَا کاَنَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضىَ اللَّهُ وَ رَسُولُ…} [۵۶۲]
میگوید: سیاق آیه شهادت میدهد بهاینکه مراد از قضاء، قضاء تشریعی و گذراندن قانون است نه قضاء
تکوینی، سپس مراد از قضای خدا و قضای رسول خدا را بیان نموده وبا کمک آیه ۶ همین سوره نتیجه میگیرد که: قضای رسول خدا، قضای خدا نیز هست و در آخر این گونه مینویسد که، سیاق جمله{ اذا قضی الله و رسولهامراً} شهادت میدهد بر اینکه مراد از قضاء تصرف در شانی از شوون مردم است نه جعل حکم شرعی که مختص به خدای تعالی است.[۵۶۳]
بنابراین مفسر بزرگ المیزان با کمک سیاق از واژههای «کتاب» و «قضی» رفع ابهام نموده و به تفسیر آیات پرداختهاست.[۵۶۴]
وگاهی نیز بین دو عبارتی که در یک آیهاورده شدهاست، تفاوت قائل میشود. بطور مثال در ذیل آیۀ شریفۀ:
{إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِر }[۵۶۵]
مینویسد:در این آیه مسئلهایمان تکرار شده، و منظور از ایمان دومى بطورى کهاز سیاق استفاده میشود، حقیقت ایمان است، و این تکرار مىفهماند: که مراد از {الَّذِینَ آمَنُوا}، در ابتداى آیه کسانى هستند کهایمان ظاهرى دارند، و باین نام و باین سمت شناخته شدهاند. [۵۶۶]
همچنین در ذیل آیۀ:
{وَ نُودُوا أَنْ تِلْکُمُ الْجَنَّهُ أُورِثْتُمُوها بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون} [۵۶۷]
دربارۀ واژۀ{ تِلْکُمُ} مینویسد؛ اسم اشاره” تلکم” که مخصوص اشاره به دور است در اینجا رفعت قدر و علوشان بهشت را مىرساند نه دورى آن را، زیرا از ظاهر سیاق به طورى که دیگران هم گفتهاند چنین بر مىآید که این ندا وقتى به آنان مىشود که خود در بهشت منزل گرفتهاند، و با این حال اشاره براى افاده
دورى مسافت نخواهد بود.[۵۶۸]
سید قطب نیز گاهی برای بسط مفهوم یک واژه یا عبارت قرآنی از سیاق آیات کمک گرفته و آنرا برای خواننده روشن و مشخص میکند.
بطور نمونه در مورد واژه” درجه “در آیه ۲۲۸ سوره مبارکه بقره، میگوید: معتقدم که این برتری که در این سیاق آمدهاست مربوط به حق مردان در امر برگشت دادن زنان در مدت عده به دامان حفاظت خویش است و قرآن این حق را در دست مرد قرار دادهاست چون او طلاق دادهاست، معقول نیست که حق مراجعت به زن داده شده باشد. پس این برتری مقید است.[۵۶۹]
واژه{ فی سبیل ا… } در آیه ۱۹۰ سوره بقره را که درباره جهاد و مسائل مربوط بهان است با کمک سیاق توضیح داده و معتقد است که جهاد فی سبیل الله یعنی جهادی که برای رضای خدا و فی سبیل ا… باشد نه اینکه برای برتری جوئی و نه برای کسب غنائم جنگی.
ردیف
محقق یا محققان
عنوان تحقیق
۱
خانمحمدی و محمدی، ۱۳۸۵
طراحی مدل ارزیابی اثربخشی رسانههای تبلیغاتی بر رفتار مصرف کننده
نتایج تحقیق: تبلیغات یکی از عوامل حیاتی در موفقیت یک سازمان است، به طوری که تدوین برنامه های تبلیغاتی بایستی با در نظر گرفتن عوامل تاثیرگذار در فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کننده - از جمله عوامل آمیخته بازاریابی، عوامل محیطی مانند عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و موقعیتی جامعه، خصوصیات فردی مصرف کننده یا عوامل روانی و شخصی و اهداف بازاریابی سازمان-انجام شود. در این مقاله یک مدل دینامیک برای ارزیابی اثربخشی رسانههای تبلیغاتی بر رفتار مصرف کننده ارائه شد. در این مدل برنامه ریزی تبلیغات بر اساس شناسایی عوامل درونی و بیرونی سازمان و تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر با نظر خواهی از خبرگان و با بهره گرفتن از مفاهیم منطق فازی اجرا گردید. به منظور تخصیص بهینه بودجه به رسانههای تبلیغاتی از یک مدل تصمیم گیری چند شاخصه نیز استفاده شد.
۲
صنایعی و شافعی، ۱۳۸۹
تحلیل و پیش بینی رفتار خرید مشتریها براساس تئوری کارکردی نگرش
نتابج تحقیق: یافتههای پژوهش نشان داد بر حسب تئوری کارکردی نگرش، نگرش هر فرد کارکردهای دانشی، ارزشی، انتفاعی و تدافعی دارد. مشتریها کالایی را میخرند که با باورهای فردی و ارزشهای اجتماعی یا فردیشان همخوانی داشته باشد و به طور کارآمد برای فرد سودآوری داشته و بتواند از هویت فردی و جمعیاش دفاع کند. ازطرفی این چهار عامل نیز به نوبه خود به طور قابل ملاحظهای از عوامل فردی مانند انگیزه، شخصیت، هیجان و… تأثیرپذیرند.
۳
جلیلیان و همکاران، ۱۳۹۱
تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر قصد خرید
نتایج تحقیق: این مقاله به بررسی تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر قصد خرید مصرف کنندگان ازطریق ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در میان دانشجویان پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان داد تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر ابعاد ارزش ویژه برند؛ ابعادارزش ویژه برند به جز بعد آگاهی از برند بر قصد خرید و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی ازطریق ارزش ویژه برند بر قصد خرید اثر میگذارد.
۴
صحت و همکاران، ۱۳۹۱
بررسی نقش اصلی تبلیغات در صنعت بیمه
نتایج تحقیق: در این مقاله به ذکر این نکته پرداخته شد که شرکتهای بیمه به مسائل بازاریابی و تبلیغات توجه زیادی نمیکنند. در این مقاله سعی شد تا نقش تبلیغات در توسعه صنعت بیمه بررسی شود و از حوزه بازاریابی و تبلیغات و نیز آمیخته بازاریابی به صنعت بیمه نگاه شده است. نتایج این پژوهش گویای این بوده است که در زمینه تبلیغات بیمه فعالیتهای گستردهای صورت نگرفته واگر هم در این رابطه تبلیغاتی صورت گرفته به صورت کلی بوده است و دیگر اینکه باید به هر سه جنبه اصلی تبلیغات یعنی آگاهی دهنده، ترغیب کننده و یادآوری کننده در صنعت بیمه توجه نمود.
۵
حیدرزاده و حسنیپارسا، ۱۳۹۱
بررسی تاثیر ارزشهای لذتجویانه بر رفتار خرید مصرف کنندگان
نتایج تحقیق: در این پژوهش به بررسی تاثیر ارزشهای لذتجویانه بر گرایش فایدهباور، نوطلبی، آگاهی از نام و نشان تجاری (برند)، واکنش به محرکهای ترفیعات و ترجیح دادن برندهای خارجی و همچنین نقش تعدیل کننده درآمد شخصی بر ارتباط بین ارزشهای لذتجویانه و آگاهی از نام و نشان تجاری، پرداخته شد. بر اساس یافتههای پژوهش، با افزایش ارزشهای لذتجویانه، گرایش مصرف کنندگان به سمت ارزشهای فایدهباور کاهش مییابد. همچنین ارزشهای لذتجویانه تاثیر مثبتی بر افزایش نوطلبی، آگاهی از نام و نشان تجاری (برند) واکنش به محرکهای ترفیعات و ترجیح دادن برندهای خارجی دارد. از طرف دیگر، درآمد شخصی به عنوان متغیر تعدیل کننده بر ارتباط بین ارزشهای لذتجویانه و آگاهی از نام و نشان تجاری (برند)، یر مثبت میگذارد.
۶
دروی، ۱۳۹۱
نقش پیام تبلیغاتی رسانه بر روی رفتار مصرف کننده
پس از آن اباقاخان بلاد لر کوچک را بین فلک الدین حسین و عزالدین حسین تقسیم نمود آنها به مدت ۱۵ سال بر این نواحی حکمرانی کردند. در دوره آنان بلاد لر کوچک رونق گرفت و آنها بسیاری از دشمنان سرکوب شدند ، همچنین آنها به سرزمینهای بیات ، نهاوند و ایشتر اغلب هجوم می بردند(مستوفی ،۱۳۳۹،۵۵۸). بدینگونه قلمرو آنها از همدان تا شوشتر و از اصفهان تا عراق عرب گسترش یافت( بدلیسی ،۱۳۴۳،۶۹-۶۸). حسن مردی عاقل ، پرهیزگار و سلیم النفس بود(اقبال آشتیانی،همان،۴۵۱). اما حسین برخلاف او کینه جو و زورگو بود(اشپولر ،۱۳۸۴،۱۷۰). هر دوی آنها در زمان حکومت گیخاتو مردند، یا به روایتی دیگر هر دو در اثر نزاع با یکدیگر به قتل رسیدند(نطنزی۱۳۸۳،۶۱-۶۰).
پس از آنها ، گیخاتو ، حکومت آنجا را به جمال الدین خضر پسر تاج الدین شاه داد ، اما حکومت او دچار مشکلات درونی بود از جمله اینکه او با مخالفت امرا روبرو شد . همین امرای مخالف در سال ۶۹۳ ﻫ به او شبیخون زده و حکومت او را ساقط کردند ؛ بنا به گفته مستوفی پس از مرگ او نسل حسام الدین خلیل منقطع شد. (مستوفی ،همان،۵۵۹).
پس از مرگ جمال الدین خضر ، حسام الدین عمربیک حاکم لرستان شد. مستوفی در این باره می نویسد : « به تقلب حاکم لرستان شد» همانگونه که او با امرا بر ضد جمال الدین خضر دسیسه چینی نموده بود ، این بار نیز امرا به تعارض با او پرداخته و به خونخواهی پسران تاج الدین شاه برخواستند . او در آخر مجبور شد به نفع صمصام الدین محمود از حکومت کناره گیری کند(همانجا). و به حج رفت( نطنزی،همان،۶۱). پس از آن شهاب الدین الیاس گزارش داد که صمصام الدین درکشتار خضر و خانواده اش سهیم بوده است. او را در سال ۶۹۵ هـ به قتل رساندند (مستوفی ،۱۳۳۹،۵۶۰ ؛ بدلیسی،همان،۷۱-۷۰). پس از آن غازان حکومت لر بزرگ را به عزالدین محمدبن عزالدین حسین داد، و بدرالدین مسعود را به سرپرستی او گماشت (اشپولر،همان،۱۷۰). اما پس از مدتی بین آن دو اختلاف در گرفت ، چنانچه هر دو مجبور شدند به منظور تعیین تکلیف به نزد الجایتو بروند و پس از آن مقررشد که بدرالدین مسعود حاکم ولا [۱۰]باشد و اینجو نیز به عزالدین محمد برسد . اما اندکی بعد کار ولا و اینجو هر دو بر عزالدین محمد مقرر شد(مستوفی ،همان،۵۶۰).پس از آن در سال ۷۱۶ هـ .ق. همسر عزالدین محمد به نام دولت خاتون حاکم به حکومت این نواحی رسید. این زن از عهده اداره این نواحی برنیامده و ناگزیر به اطاعت از فرامین مغولی گردید(همان،۵۶۱-۵۶۰). که به گفته معین الدین نطنزی چون ابوسعید به ایلخانی رسید. عزالدین حسین را به جای خواهرش ، دولت خاتون به حکومت لر کوچک منصوب نموده و وی با تدبیر وزیر لایق خود خواجه محمد چاغری امور مملکت و رعیت را انتظام بخشید.عزالدین حسین در سال ۷۳۰ هـ درگذشت (نطنزی،۱۳۸۳،۶۳) و پس از او پسرش شجاع الدین محمود به حکومت رسید او به همراه وزیر خود ، خواجه محمودبن محمد چاغری به اصلاح خرابیهای قلمرو اش همت گماشت .در دوران فرمانروایی ، او با همسایگان خود ، سلاطین آل مظفر و جلایری رابطه دوستانه ای برقرار نمود( همان ،۶۴-۶۳). شجاع الدین یکی از دختران خود را به شاه شجاع و دیگری را به سلطان احمد بن اویس به زنی داد. او تا سال ۷۷۰ ه در لر کوچک سلطنت داشت(اشپولر ،۱۳۸۴،۱۷۰). سلسله امرای لر کوچک تا اواسط قرن دهم هجری یعنی ایام سلطنت شاه طهماسب اول صفوی باقی بودند و آخرین ایشان که ذکری از او باقی است ، شاه رستم بن جهانگیر ملقب به رستم خان است که منصب للگی دختران شاه طهماسب را به ضمیمه حکومت لرستان را در دست داشته است.(اقبال آشتیانی ،۱۳۸۷،۴۵۲).
حقوق دیوانی این تومان نیزمانند تومان لر بزرگ به اتابک می رسید که چیزی حدود صد تومان بوده است اما آنچه که به دیوان مغول فرستاده می شد نه تومان و یکهزار دینار بوده است.(مستوفی،۱۳۶۲،۷۸). در بروجرد زعفران و شراب نیکو وجود داشت و در خرم آباد که در زمان مستوفی از آبادانی چندانی برخوردار نبوده ، خرما فراوان یافت می شد و صمیره نیز از وضعیتی مانند خرم آباد برخوردار بوده است.(همان،۷۹-۷۸).
۵-۶- تومان همدان
این تومان شامل شهرهای : همدان ، اسدآباد ، خرقانین ، درگزین ، روداور و نهاوند می شد(مستوفی،۱۳۶۲،۷۴-۷۱). در زمان حملات چنگیز شخصی به نام کوکجه بر ری و همدان حکم می راند که توسط ایتغمش بنده جهان پهلوان کشته شد؛ ایتغمش نیز بعدها توسط شخصی به نام منکلی به قتل رسید ، پس از آن منکلی نیز از لشکریان اتبک ازبک شکست خورده و از قدرت ساقط شد (رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۱،۳۱۶). زمانیکه جبه و سوبدای ایالات سرزمین ایران را یکی پس از دیگری تسخیر نمودند از سوی خود بر آن ولایات شحنه گذاشتند. مجدالدین علاءالدوله همدانی حاکم سرزمین همدان بود ، او هنگام آمدن مغولان به نزد آن ها رفت و پیشکشهایی تقدیم نمود. پس از آن نیز مغولان شحنه ای بر طبق رسوم سایر فتح ها در شهرهای ایران ، بر آن گذاشتند و رفتند(وصاف،۱۲۶۹،۵۷۱). کمی بعد از رفتن مغولان ، جمال الدین ایبه سمیرمی با جمعی از افراد به عنوان دین پروری در همدان ، شحنه مغولی را به قتل رساندند و علاءالدین را نیز به سبب اطاعت از مغولان در قلعه کریت محبوس کردند. چون بهار شد جبه نویان به همدان آمده ، جمال الدین و یارانش را از دم تیغ گذراند و دوباره شحنه ای بر آنجا گماشت و رفت(همانجا). در تاریخ الفی به کشتار مردم همدان توسط مغولان اشاره می شود. چنانچه آمده است : که در آن هنگام مردم می خواستند ، پیشکش هایی به مهاجمین مغول اهدا کنند ، اما یکی از فقهای شافعی آنها را به جنگ با مغولان دعوت نموده و در آخر مغولان پس از غلبه بر آنها در شهر کشتار بیرحمانه ای به راه انداختند (تتوی ودیگران،۱۳۸۲:ج۶،۳۷۱۶). پس از آن تا آمدن هلاکو ، این تومان نیز مانند دیگر مناطق ایران ، زیر نظر حکمرانان مغولی که بر ایران حکم می راندند اداره می شد. هنگامیکه هلاکو به ایران آمد خراسان و عراق را به اباقاخان داد و پس از تکیه زدن اباقاخان بر سریر قدرت، ولایت عراق عجم را به خواجه بهاءالدین داده شد(خوافی،۱۳۴۱:ج۲،۳۳۲). در منابع از دوشخص دیگر نام برده شده که به احتمال بسیار والی یا شحنه همدان بوده اند که در این رابطه رشید الدین فضل الله امی نویسد:« آباقاخان در سوم ذی القعده ۶۸۰ هـ .ق. وقتی از بغداد به همدان آمد ، در آنجا در سرای ملک فخرالدین منوچهر نزول فرمود»(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۷۷۹). بناکتی نیز عیناین اخبار را آورده با این تفاوت که می نویسد : «در سرای ملک عمادالدین نزول فرمود»(بناکتی،۱۳۴۸،۴۲۸).
پس از این دیگر ذکری از حکام ناحیه همدان نمی یابیم تا اینکه بایدو بر سر کار آمد و تومانات عراق را به طولادای سپرد ،خود بایدو نیز در همدان به تخت سلطنت جلوس نمود(وصاف،۱۲۶۹،۱۷۲). همانطور که در پیش از این اشاره شد ، در این دوره امیران به شیوه عصر اباقاخان در ناحیه خود از هر حیث مستقل شدند (همانجا). ظاهرا در این دوره تا زمان غازان ابوبکر دادقابادی والی همدان بوده ، زیرا رشید الدین فضل الله می نویسد : « غازان خان والی همدان ابوبکر دادقابادی را به یاسا رساند».(رشیدالدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۲،۹۳۶). غازان در آنجا خانقاهی ساخت که دارای موقوفاتی نیز بود(وصاف ،۱۲۶۹،۳۸۶).پس از آن وقتی الجایتو به حکومت رسید و قدرت خود را پس از جنگ های گیلان و خراسان تثبیت نمود ، بعضی از امرای شام که از ملک ناصر رویگردان شده بودند به نزد او آمدند ، او نیز آنها را مورد نوازش قرار داده و هر یک را مقامی داد ، او در این بین افرم نامی را بر همدان حاکم نمود ، زردکش را بر نهاوند و اسد آباد را نیز به آی دوغدی به سیورغال داد(حافظ ابرو ،۱۳۱۷،۴۰).
در دوره فرمانروایی الجایتو بود که ماجرای املاک نازخاتون رخ داد و آنگونه که مولف روضه الصفا بیان می کند ، ماجرا از این قرار بود که ، در اواخر سلطنت الجایتو در همدان خطیبی به نام قاضی محمد بود؛ او از اینرو که با عده ای نزاع داشت ، خواست از آنها انتقام بگیرد ، پس قباله کهنه ای پیدا یا جعل نمود، که به نام نازخاتون دختر امیر کردستان بود ، سپس به نزد امیر چوپان رفته و اظهار نمود که که پدر تو تودان بهادر به هنگام حرکت هلاکو به بغداد ، نازخاتون را اسیر کرد بنابراین حکم یرلیغ املاک و اسباب او به پدر تو و از ایشان به تو می رسد واز اینگونه املاک در ولایات بسیار است. پس از آن امیر چوپان به طمع افتاده و نوکران خود را جهت باز پس گرفتن املاک ناز خاتون به ولایات فرستاد و مواضعی را در قزوین و فرقان نیز تصرف نمود ، در آخر امیر چوپان به سعی و شفاعت رشیدالدین فضل الله ، به آنچه گرفته بود قناعت کرد ، اما پس از مرگ الجایتو در دوره ابوسعید ، خطیب نامبرده دیگری آورد ه و طمع امیر چوپان را دوباره برانگیخت ، تا اینکه سرانجام خواجه علیشاه ،املاکی در روم از سلطان گرفت و به عوض آن به امیر چوپان داد و بدین ترتیب امیر چوپان از املاک نازخاتون صرف نظر کرد (میرخواند،۱۳۷۵،۹۶۵-۹۶۴). این پیشامد بر کاهش قیمت زمین و خرید و فروش ان نیز تاثیر ویژه ای گذاشت . پس از مرگ سلطان ابوسعید خواجه دمرطاش بر ولایت همدان استیلا یافت(ابن بطوطه ،۱۳۳۷،۲۲۳).
طبق گفته مستوفی، مردم همدان از نظر مذهبی اکثرا معتزله و مشبهه اند که در آنجا مزارات متبرکه مانند قبر خواجه حافظ ابوالعلای همدانی و باباطاهر و عین القضات و غیره بسیار است(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۱). و مردم اسدآباد و درگزین نیز مذهب شافعی داشته اند که مستوفی اشاره می کند، مردم درگزین « شافعی مذهب پاک اعتقادند» (همان ،۷۴-۷۱).
از لحاظ کشاورزی در همدان باغستان بسیار بوده و در آنجا میوه در غایت ارزانی بوده است ، در اسدآباد هم غله ، پنبه و میوه بدست می آمد، در فرقانین ، غله و میوه بسیار اما پنبه اندک بوده است و در ناحیه روداور نیز زعفران زیاد بوده است (همانجا). همچنین مولف آثار البلاد از وجود سرکه در همدان صحبت کرده(قزوینی ،۱۳۷۳،۴۵۲). که ظاهرا در زمان مستوفی وجود نداشته یا آنقدر فراوان نبوده، که از آن صحبتی به میان آورده شود.
۵-۷- تومان یزد
تومان یزد از لحاظ جغرافیایی شامل شهرهای یزد ، میبد و نایین بود (مستوفی،۱۳۶۲،۷۴). در هنگام حملات مغول اتابکان حکومت یزد را در دست داشتند. اتابک این ولایت در زمان تهاجم مغولان قطب الدین نامی بوده است . او چیرگی مغولان را پذیرفت و اظهار ایلی نمود(شبانکاره ای،۱۳۶۳،۲۱۲).او با این عمل یزد را از قتل و غارت مغولان نجات داد. همزمان با او براق حاجب نیز در کرمان به سلطنت رسیده بود ، در نتیجه میان آنها روابطی شکل گرفت یک ازدواج سیاسی شد که طی آن قطب الدین دختر براق حاجب به نام یاقوت ترکان(جعفری ،۱۳۴۳،۴۲). را برای پسر خود محمود شاه خواستگاری نموده و او را به یزد برد ،که از این پیوند شوکت بسیاری پدید آمد.(جعفری همان،۴۲).
قطب الدین مردی عادل ، دادگر و کاردان بود که با درویشان و دانشمندان به نیکی رفتار می نمود چنانکه بافقی می نویسد : « شبها را بطاعت و عبادت بروز آوردی و روزها با علما مباحثه کردی و اکثر فائق آمد و پیوسته به مهمات خلایق مشغول بودی».(مستوفی بافقی،۱۳۴۲:ج۱،۸۶). او همچنین خود را با اسب دوانی ، چوگان بازی و شکار سرگرم می نمود (جعفری، همان،۴۱-۴۰). قطب الدین در سال ۶۲۶ هـ دیده از جهان فرو بست و پس از مرگ او را در مدرسه ای که در کنار « دولت خانه» خود ساخته بود به خاک سپردند(کاتب ،۱۳۴۵،۷۱؛ مستوفی بافقی ،همان ،۸۷).
پس ازقطب الدین، پسرش محمود شاه داماد براق حاجب به جانشینشی او رسید. محمود شاه پادشاهی عادل بود و با مردم بخوبی رفتار می نمود . او گردنکشان را تنبیه کرد و به رعایت حال رعایا پرداخت وبدینگونه مردم شهر و ولایات در زمان او مرفه و ایمن گردیدند (مستوفی بافقی ، همان،۸۹).
از جمله حوادث روزگارمحمود شاه ورود ابوالمظفر قتلغ خان پسر براق حاجب و برادر همسر او از طبس به یزد بود. قتلغ خان پس از فوت پدرش در سال ۶۳۲ هـ (مستوفی ،۱۳۳۹،۵۲۹). به یزد آمده و با مساعدت های محمود شاه وارد کرمان شد و یکسال بعد به حکومت آن شهر دست یافت. محمود شاه مدرسه ای زیبا در یزد به منظور مدفن خود ساخت و حدود ۱۳ سال اتابکی یزد را بر عهده داشت تا اینکه در سال ۶۳۶ هـ فوت کرد(کاتب ،همان،۷۲). و در مدرسه محمود شاهیه به خاک سپرده شد.(جعفری،همان،۷۲).
پس از او پسرش سلطان سلغر شاه به حکومت نشست او رسولانی را همراه با هدایا نزد قاآن مغولی فرستاد و قاآن نیز به او یرلیغ حکومت ان ناحیه را داد. او در یزد نزدیک محله یعقوب دهی برپا کرد و قناتی نیز در آنجا ساخت که به نام سلغرآباد مشهور شد(کاتب ،۱۳۴۵،۷۲). او همچنین پیوسته از دانشمندان و اهل فضل حمایت نموده و آنان را از نواحی مختلف به یزد فرا می خواند و می نواخت (افضل الدین کرمانی ،۱۳۶۵،۱۵۹). سلغرشاه ده سال حکومت کرد (کاتب ،۱۳۴۵،۷۲).او هنگامیکه برای گرفتن انتقام خون خواهرش ، ترکان خاتون- زن سعدبن ابی بکر سلغری که به دست سلجوق شاه کشته شده بود- همراه لشکریان مغول به فارس حمله کرد(مستوفی ۱۳۳۹،۵۰۷). به تیر یکی از سربازان سلغری به نام بیگلیک کشته شد.(وصاف،۱۲۶۹،۱۱۰).
پس از سلغرشاه در سال ۶۷۰ هـ طغی شاه یا طغان شاه به حکومت یزد نشست او سه سال بر این ولایت حکومت راند. طغاشاه در اهرستان باغی ساخت که باغ طغی شاه نامیده شد(کاتب ،۱۳۴۵،۷۳). پس از او علاءالدوله به جای وی نشست و او نیز حدود سه سال حکمرانی نمود و پس از او برادرش یوسف شاه به اتابکی تومان یزد رسید ، او مردی عیاش بود چنانچه درآمد یزد صرف مخارجشخصی و عشرت او می شد و باز هم کفاف آن را نمی کرد(همان ،۷۴).
یوسف شاه در آغاز حکومت ، خرابیهای ناشی از سیل عظیم زمان سلغر شاه (علاءالدوله) را ترمیم کرد. وی از پسران امیر غیاث الدین حاجی خراسانی نیای آل مظفر حمایت می کرد و آنان در دستگاه او به سرعت مدارج ترقی را پیمودند(معلم یزدی ،۱۳۲۶،۳۱-۳۰؛ سمرقندی ،۱۳۷۲:ج۱،۱۸۵۹). که در این بین شرف الدین مظفر پدر محمد مظفر ازمقربان درگاه یوسف شاه بود و پیوسته او را نصیحت می کرد (کاتب ،۱۳۴۵،۷۴). او شرف الدین مظفر را به دفع راهزنان سرحد کوبنان و فهستان یزد فرستاد، و از اینرو که او به خوبی از عهده این کار برآمد ، سرحد میبد و ندوشن و نگهداری راه ها ی آن حدود را به شرف الدین سپرد.(معلم یزدی ،۱۳۲۶،۳۴-۳۲). شبانکاره ای نیز می نویسد:« در عهد او (یوسف شاه) حکومت یزد درجه و مرتبه ای تمام یافت و به شکوه رسید» (شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۱۲). اما حکومت او باتوجه به اختلافاتی که با غازان خان پیدا کرد طولی نکشید و برچیده شد. منابع از دسیسه چینی های پشت پرده و همچنین عدم ارسال پیشکش از طرف او به نزد غازان خان سخن گفته اند و این عوامل را علت اختلافات دانسته اند. در این بین مورخانی چون جعفری و کاتب از ندادن پیشکش به امرا سخن گفته اند و شبانکاره ای اشاره می نمایدکه چون دو سال به اردوی ایلخان نرفت ، بهانه ای شد برای توطئه امرا علیه او(جعفری ۱۳۴۳،۴۳؛کاتب،۱۳۴۵،۷۴؛ شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۱۲). در ضمن این صحبت ها می توان نتیجه گرفت که امرا ایلخان را تحریک کرده اند تا به یوسف شاه حمله کند . تا اینکه بالاخره تحریکات این امرا ، موثر واقع شد و پس از آن اختلافات غازان خان ، امیریسودر نامی را به جنگ یوسف شاه فرستاد و فرمان داد که یا در آمد سه ساله یزد را پرداخت نماید و یا یزد را به امیریسودر واگذار کند و خود به نزد ایلخان بیاید که یوسف شاه تمکین نکرد. هنگامیکه امیر یسودر به یزد رسید در باغی فرود آمد و مشغول خوردن شراب بود که مادر یوسف شاه از طرف فرزندش برای مذاکره به نزد او رسید ، اما یسودر به این زن توجهی ننموده و حتی به او بی احترامی کرد ، این عمل کین یوسف شاه را برانگیخت ، چنانکه در شب با لشکریان خود بر یسودر شبیخون زد و او را کشت (کاتب ،۱۳۴۵،۷۵). و زن و پسر او را اسیر نمود. چون اخبار این واقعه به گوش ایلخان رسید ، یرلیغ صادر نمود که از اصفهان امیر محمد ایداجی عازم یزد گرد. هنگامیکه اتابک یوسف شاه خبر آمدن لشکر ایداجی به یزد را شنید ، اسیران را به همراه خانواده خود برداشته و با شرف الدین مظفر به سیستان گریخت(سمرقندی ،۱۳۷۲:ج۱،۱۵۸). چون لشکر ایداجی به یزد رسید سادات و قضات و اهالی یزد ، هدایایی برداشته و برای استقبال از ایداجی به بیرون شهر رفتند واظهار داشتند : که تقصیر ما از نیست. ما قدرت مخالفت با یوسف شاه را نداریم. ایداجی نیز وقتی این سخنان را شنید اهالی یزد را عفو نمود و داروغه ای به نام بلغدر بر آنجا گماشت و خود به اصفهان بازگشت(جعفری ،۱۳۴۳،۴۶-۴۵). از آن سوی یوسف شاه که از سیستان به خراسان گریخته بود و به امیر نوروز پناهنده شده بود ، سرانجام دستگیر شد از آنرو که از شرکت در نبرد با عربها سر باز زد ، به دستور غازان خان به یاسار رسید (نطنزی ،۱۳۸۳،۳۶). شرف الدین مظفر که در راه سیستان با فرزندان یسودار از بند یوسف شاه گریخته بود به نزد ایلخان رفت . پس از غازان، الجایتو نیز شرف الدین را مورد نوازش قرار داده و به همراه لشکر خود به گیلان برد.(جعفری ،همان،۴۶-۴۵).
پس از یوسف شاه ، پسر او حاجی شاه (۶۹۰-۷۷۱) جانشینش شد ، اما در واقع پس از قتل یوسف شاه مغولان عملا بر یزد چیره شدند ، چنانکه در سال ۶۹۴ هـ. بایدوخان از ایلخانان مغول ولایت یزد را به مبلغ سالانه ۱۰ هزار دینار به سلطان شاه پسر امیر نوروز و نواده اتابک علاءالدین پسر محمود شاه به مقاطه داده سپرد (رشید الدین فضل الله ،۱۳۵۸،۷۵). در دوران الجایتو بود که شرف الدین مظفر برای مقابله با عربان فولادی توسط رشید الدین فضل الله(شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۱۴). یا طبق روایتی دیگر توسط امیر چوپان(بیانی،۱۳۴۵،۱۷). در سال ۷۰۷ ﻫ به یزد فرستاده شد و توانست آنها را سرکوب نماید. او استادان بناکار را از شبانکاره به میبد فرستاد و مدرسه ای زیبا بنا نمود و باغی را که در پشت مدرسه بود مظفریه نام نهاد شرف الدین مظفر در همین مکان وفات یافت و جسد او را به مدرسه ای که خود او در میبد ساخته بودمنتقل نمودند. (جعفری ،۱۳۴۳،۸۸-۸۱).سلطان ابوسعید در اوایل حکومت خود ، راهداری و حکومت میبد را به اقطاعو راه داری آنجا را نیز به محمد مظفر داد و او نیز نکوداریان را که راه های یزد را ناامن کرده بود از بین برد(همانجا).
در اواخر دوران حاجی شاه ، سید عضدالدین یزدی شحنه فارس بی اجازه ایلخان به یزد آمد ، از اینرو سلطان ابوسعید ، حاجی شاه و مبارزالدین محمد مظفری را مامور تنبیه او نمود (غنی ،۱۳۴۰،۷۰-۶۹). اما پس از مدتی مبارزالدین محمد توانست با همکاری امیر غیاث الدین کیخسرو اینجو ، حاجی شاه را شکست دهد.(سمرقندی ،۱۳۷۲:ج۱،۱۶۰). و به این ترتیب سلسله اتابکان یزد به دست مبارزالدین محمد و غیاث الدین فرو پاشید و یزد به قلمرو آل مظفر پیوست.
مردم تومان یزد مسلمان شافعی مذهب بودند(ابن بطوطه ،۱۳۳۷:ج۲،۲۵۷). و حقوق دیوانی این ولایت به تمغا مقرر بود(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۴). یزد نمونه ه ای از شهر کم وسعت ، ولی آبادان دارای فعالیت های کشاورزی ، صنعت وبصوص منسوجات بوده است . این ولایت در زمان اتابکان به آبادانی رسید و روستاها و قناتهای جدید در آن به وجود آمد.(لمبتن،۱۳۷۲،۱۸۸). در اواخر سده هفتم هجری ، یزد به سبب وجود منسوجات محلی و نیز قرار گرفتن بر سر راه تجاری ،از تجارت شکوفایی برخوردار بود. چنانچه مارکوپولو از رونق پارچه های ابریشمی یاد کرده که یکی از وسایل رونق تجارت آن دیار بوده است ، چنانچه این محصولات برای فروش به تمام نقاط دنیا فرستاده می شدند و سود سرشاری را عاید تجار آن ناحیه می نمود (مارکوپولو ،۱۳۶۰،۴۵). در باب مرغوبیت محصول ابریشم در این شهر گفته می شود : « در یزد یک درخت توت پانصد من برگ و یک من برگ ابریشم خالص می داده ، که معادل ابریشم خامی بود که در ولایات دیگر ۵-۴ درم حاصل می گشت» (بویل،۱۳۸۵،۴۷۹). البته گویا یزد از لحاظ باروری میوه و پنبه در زمان مستوفی زیاد وضعیت مناسبی نداشته زیرا او می نویسد : « حاصل یزد ، پنبه ، غله و میوه و ابریشم بود ، اما چندان نبود که اهل آنجا را کافی بود و از دیگر ولایات نیز بسیار به آنجا می برند»(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۴). همچنین درآنجا کشت ذرت ، کدو و سیر وجود داشت(رشید الدین فضل الله ، ۱۳۶۸،۱۸۹و۱۵۱). در این باره رشیدالدین می نویسد : « سیر بسیار در دره عقداو و ده هفتاد که جزء ولایت یزد بودند به عمل می آید» در همچنین می نویسد « که آن بسیار نیکو بود ، آن را متاع ساخته و به اصفهان و شیراز و دیگر ولایات برند». (همانجا ).
۵-۸- تومان سلطانیه و قزوین
این تومان شامل شهرهای سلطانیه ، قزوین ، ابهر ، آوه ، رودبار ، زنجان ، ساوه ، طالقان و کاغذکنان بوده است.(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۹-۵۵). حمدالله مستوفی در کتاب نزهه القلوب می نویسد « که این تومان منصوب به قزوین بود . اما وقتی سلطانیه ساخته شد و دارالملک ایران شد ، سلطانیه را مقدم داشتند»(همان،۵۵). بدین علت که در ابتدا قزوین مرکزیت این تومان را بر عهده داشته ما نیز توضیحات خود را از همین شهر آغاز می نمائیم.
قزوین
بدین دلیل که این تومان پیوسته با دیالمه و ملاحده در محاربه بودند به قول مستوفی آن را در شمار ثغور دانسته اند (همان،۵۶).در سال ۶۱۷ هـ بود که مغولان به رهبری سوبدای به قزوین آمدند و در آنجا دست به قتل و غارت زدند ، در این میان زد و خوردهای شدیدی میان مهاجمان و مردم قزوین رخ داد ؛ چنانکه رشیدالدین می نویسد : « مردم شهر در درون شهر با کارد با آنها جنگ کردند تا از جانبین قریب ۵۰ هزار نفر کشته شد» (رشیدالدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۱،۳۸۰). پس از تسخیر قزوین ، مغولان در آنجا شحنه ای گذاشته و به تسخیر دیگر شهرها رفتند. چون حکام مغول بر خراسان و عراق تسلط یافتند قزوین نیز تحت حکومت آنان قرار گرفت و چون این شهر بر سر راه آذربایجان به خراسان و بالعکس قرار داشته و محل تردد سلاطین و بزرگان مغول بود(مستوفی ،۱۳۳۹،۷۹۷). از این جهت اغلب گرفتار انواع تحمیلات فراوان و گاه دچار قتل و غارت می شد . در هنگامی که ارغون آقا برای دفع ملاحده به قزوین آمد ، شخصی به نام ایمرعکش از نسل تایانگ خان پادشاه قوم نایمان را به شحنگی قزوین معین نمود(رشیدالدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۱،۵۸۹). پس از او نیز پسرش امیر یولاتیمور بمرتبه امارت بر منصب امارت قزوین نشست که یولاتیموریان به او منسوبند(همان،ج۲،۸۰۸).
در سال ۶۵۱ هـ به فرمان منگوقان ملک افتخارالدین محمدبن ابی نصر از احفاد ابوبکر صدیق به حکومت قزوین رسید. او و برادرش امام الدین یحیی طاب ثراه چیزی حدود بیست و هفت سال بر قزوین حکومت راندند(مستوفی ۱۳۳۹،۷۹۷). گفته می شود که قاضی شمس الدین احمد ماکی قزوینی جهت دفع ملاحده به نزد منکوقاآن رفت و از آنها به نزد او شکایت برد ، منکوقان نیز هلاکو را جهت سرکوبی آنان به ایران فرستاد(همان ،۵۹۸). هرچند که این امر نمی تواند تنها دلیل آمدن هلاکو به ایران باشد .پس از فتح آنجا هلاکو نیز پس از یکسرده کردن کار ملاحده ، خور شاه را یرلیغ و پایزه داد و بنه او را با حواشی در قزوین ساکن گردانید(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۷۹۷). اما پس از مدتی ایشان را به نزد منکوقاان فرستاد در صورتیکه در راه دستور قتل آنها را صادر کرده بود. هلاکو که از کار ملاحده فارغ فراغت یافت، همراه با پسرش اباقاخان و نوه اش ارغون و دیگر امراء و ارکان دولت به قزوین آمدند وانها هیجده شبانه روز در خانه ملک افتخارالدین ماندند ؛ به احتمال زیاد ملک افتخارالدین در آن زمان فردی محتشم و ثروتمند بوده است ، زیرا که مستوفی می نویسد : « در آن مدت ، او به تنهایی مایحتاجشان را بر آورده کرد و از کسی چیزی نگرفت»(مستوفی ،۱۳۳۹،۷۹۳).
هنگامیکه مغولان موفق به تسخیر کامل انجا شدند ، ساوه ، آوه ، زواره و جهرود را بر آن افزودند و آن را یک تومان خوانده(همان ،۷۷۸). و حکومت آنجا را نیز به افتخاریان دادند .در این زمان ملک سعید حاکم قزوین بود ، او مردی عاقل و عادل و در تدبیر امور دیوانی بی مثل بود زبان و خط ترکی و مغولی را نیکو آموخته بود .او کتاب کلیله و دمنه را به زبان مغولی و کتاب سند بادنامه را به زبان ترکی برگرداند ، ملک سعید نزد مغولان محترم و قولش محل اعتماد بود . او عمارت های عالی درست و مال و ملک فراوانی نیز بدست آورد.(همان،۷۷۹). هنگامیکه اباقا خان به حکومت رسید، قزوین و برخی از مناطق عراق را به ملک افتخاریان قزوینی داد(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۷۴۴). و آنها تا سال ۶۷۷ ﻫ حاکم آن نواحی بودند. سپس که بعد از آن حکومت آنجا به حسام الدین شیرازی و خواجه مستوفی رسید و آنان نیز حدود ده سال حکومت کردند . پس از آن امام الدین یحیی به حکومت آنجا رسید و پس از آن در زمان ابوسعید نیز حکومت این منطقه به بهادرخان رسید(همانجا). و چنانچه اشاره رفت در همین زمان سلطان ابوسعید بود که بعلت ماجرای املاک نازخاتونی ملکی راکه تا آن زمان به دو یا سه هزار دینار می فروختند ، با افت شدید قیمت دو یا سه دینار به فروش می رفت.(میر خواند ،۱۳۷۵،۹۶۵-۹۶۴).
مردم قزوین شافعی مذهب بودند ؛ مستوفی در این باره می نویسد : « در کار دین بغایت صلب و زیرک اند» بجز شافعیان که اکثریت مردم این شهر را تشکیل می دادند ، اندکی از جماعت نیز حنفی و شیعه بودند. و حقوق دیوانی آنجا نیز به تمغا مقرر بود.(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۸). در آنجا انگور ، بادام و فسق بسیار حاصل می شد و همچنین قزوین دارای باغستانهای وسیعی نیز بوده است که در تقویم البلدان آمده این باغستانها به شیوه دیم کاری آبیاری می کردند ، زیرا دراین شهر جز برای آشامیدن آب جاری یافت نمی شد(ابوالفداء، بی تا،۴۸۵). دیگر اینکه اکثر اوقات غله و انگور در آنجا ارزان بوده و نیز اشاره شده که شتر های قزوین از شتر های دیگر نقاط بهتر بوده اند ( مستوفی ،۱۳۶۲،۵۸).
سلطانیه
در ابتدا ارغون شروع به ساختن این شهر نمود، اما در زمان او ناتمام ماند و پسرش الجایتو آن را در سال ۷۰۴ ﻫ به اتمام رساند (همان،۵۵) و آنجا را پایتخت خود گردانید ؛ سلطانیه در مکانی ساخته شد که مغولان آن را قنغور آلانگ می نامیدند(بناکتی ،۱۳۴۸،۴۷۵). فصیحی خوافی در مورد ساخت آن می نویسد : « مساحت قلعه سلطانیه از بیرون نود و دو جریب و سه هزار دویست و شصت گذر و ربع گزی است و از دورن هفتاد و چهار جریب و نیم»(خوافی،۱۳۴۱:ج۲،۱۴). و نیز الجایتو در مدح سلطانیه بیان می کند : « اگر بهشت است خود این است وگرنه خود نیست»(شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۷۲). این ایلخان در رونق شهر سلطانیه کوشید و در آن راستا اقداماتی از قبیل : ساختن دارالشفاء ، مدرسه ،و …انجام داد. همچنین او در اندرون قلعه عمارتی برای مدفن خود ساخت و آن را ابواب البر نام نهاد . پس از آن اکابر و اشراف نیز هر یک بنام خود در آن شهر عمارت هایی بنا کردند(حافظ ابرو ۱۳۱۷،۹). الجایتو همچنین ، جماعتی از پیشه وران و اهل حرفه و ضیاع تبریز را به سلطانیه منتقل نمود(میرخواند،۱۳۷۵،۹۴۷). الجایتوهمچنین قصد داشت که شهر سلطانیه را به شهری مذهبی تبدیل کند . چنانکه گفته می شود او در زمانی که به شیعه گرویده بود سعی کرد بقایای پیکر نخستین شهدای شیعه و حسین (ع) را از بارگاهشان در عراق به سلطانیه منتقل نماید و این شهر را به یک کانون جدید زیارتی تبدیل نماید(مورگان،۱۳۷۳،۱۰۶). ولی این طرح محقق نشد.
قاشانی نیز، از ساخت بازاری در شهر سلطانیه که با سنگ و آجر پخته توسط خواجه تاج الدین در سال ۷۱۱ ﻫ بنا شده یاد می کند(قاشانی ،۱۳۴۸،۱۲۲).این امر نشان دهنده آن است که همه بزرگان و صاحب منصبان پس از ساخت سلطانیه در رونق و شکوفایی ان تلاش نموده اند ، وصاف نیز از مدرسه سیاری در سلطانیه سخن می گوید ، که در آنجا علما و فضلا به تدریس اشتغال داشتند . او در این باره می نویسد : « مدرسه سیاره خیمه ای است ، بس رفیع و بزرگ که گروهی از علما و فضلا در آن به تدریس اشتغال دارند و این از مخترعات دو وزیر بزرگ ، رشیدالدین و تاج الدین است» (وصاف ،۱۲۶۹،۵۴۱). او همچنین اشاره می کند که حقوق دیوانی این تومان به تمغا مقرر است(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۶). و نیز او اشاره می کند که سلطانیه علفزارهای خوب و فراوانی دارد(همان ،۵۵).چنانچه اگاهیم ، برخورداری از این ویژگی در نزد مغولان اهمیت بسیاری برای چرای دامهایشان داشته و می تواند یکی از دلایل ساخت سلطانیه در این منطقه سرسبز باشد. اما چنانکه در منابع می بینیم این شهر میوه های اندکی داشته و از مناطق اطراف به آنجا می بردند(ابوالفداء، بی تا ،۴۶۹). آب سلطانیه نیز از قنات تامین می شد (قلقشندی،۱۳۸۰،۷۲).
مذهب مردم آنجا گمان می رود به مانند تبریز ، زمانیکه پایتخت شد ، مردم از همه جا و با همه مذاهب به این شهر نقل مکان کرده اند. حمدالله مستوفی در این باره می نویسد : « مردم آنجا از هر ولایت آمده اند و آنجا ساکن شده اند. از همه ملل و مذاهب هستند و زبانشان هنوز یک رویه نشده ، اما به فارسی ممزوج مایلتر است»(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۶) .یکی دیگر از شهرهای این تومان ، ابهر بود ، غله دراین شهر بسیار بود ؛ اما پنبه به مقدار اندکی کشت می شد و مردم آن نیز شافعی مذهب بودند واین شهر چیزی حدود بیست و پنج پاره دیه داشت(همان ،۵۹).
مقبره الجایتو
آوه : یکی دیگر از شهرهای این تومان آوه بود.این همان شهری است که تاج الدین آوجی از آن برخاست. محصولات عمده آن غله و پنبه بود. مستوفی در این باره می نویسد « غله و پنبه آنجا نیکو باشد»(همان ،۶۰). یاقوت آن را آوه ساوه خوانده است و آنجا را مرکز شیعیان پرشور می داند(بویل ،۱۳۸۵،۲۸۰). مستوفی نیز می نویسد: « مردم آن شیعه اثنی عشری اند و در آن مذهب بغایت متعصب اند و با هم اتفاقی نیکو دارند».(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۱). حقوق دیوانی آوه نیز به تمغا مقرر بود.(همانجا).
رودبار : مستوفی در مورد این شهر می نویسد : « نانش نیکو باشد و مردم آنجا مذهب بواطنه داشته اند و جمعی را که مراغیان خوانند به مزدکی نسبت کنند ، اما اهل رودبار تمامت خود را مسلمان شمارند» و نیز اشاره مینماید : در آنجا قلعه ای متعلق به اسماعیلیان وجود داشت، که به فرمان هلاکو در سال ۶۵۴ هـ ویران شد (همانجا).
زنجان : مستوفی درباره این شهر می نویسد « در ولایتش میوه نیست و از طارمین می آورند.))(همانجا). در آنجا برنج نیز کشت می شد (بویل ،۱۳۸۵،۴۷۳). همچنین دراین ولایت کوه های معدن نیز وجود داشت که استخراجات آنرا به اطراف می فرستادند و ازاین راه امرار معاش می کردند. مولف آثار البلاد می نویسد « که چون قحطی در آن واقع شود ، آهن نفروشند مگر به گندم» (قزوینی ،۱۳۷۳،۴۵۲). در اطراف این شهر از آنرو که راه کاروان روم (و خراسان) و شام و عراق بوده راهزنان بسیاری دیده می شدند(همانجا). مردم زنجان از نظر مذهبی سنی شافعی بودند(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۲).
ساوه
مغولان در سال ۶۱۷ ﻫ به این شهر یورش برده و آنجا را به کلی خراب نمودند و ساکنین آن را کشتند.(لسترنج ،۱۳۳۷،۲۲۸). در شرح تسخیر ساوه از سوختن کتابخانه معتبری نیز سخن می رود(بارتولد،۱۳۵۸،۱۵۴) . پس از سقوط حکومت ایلخانی ، امیر شیخ حسن قرلخ مدتی شهر ساوه را ضبط نمود و از اطراف لشکرها به سراغ او در آنجا رفتند،که در آخر گماشتگان سلطان ولی موفق به تسخیر این شهر گشتند (شبانکاره ای،۱۳۶۳،۳۴۳).
مولف آثار البلاد در مورد مردم ساوه می نویسد « اهل ساوه خوش صورت و خوش آواز و شافعی مذهبند»(قزوینی ،۱۳۷۳،۴۵۶). همچنین مورخان از منازعه هایی که اهالی آن با شیعیان داشته اند سخن گفته اند که نشان از تعصب مذهبی آنان دارد، در این مورد مولف مرصاد العباد از روستایی به نام آبه (احتمالا آوه) در نزدیکی ساوه خبر می دهد که شیعه هستند و همیشه با مردم ساوه در منازعه بسر می برده اند (رازی ،۱۳۷۳،۳۴۲). حقوق دیوانی آنجا نیز به تمغا مقرر بود.(مستوفی ،۱۳۳۹،۶۳).
ساوج بلاغ : مستوفی می نویسد : « آب آن از قنات تامین می شد ، میوه و غله بسیار دارد و مردم آن اکثرا صحرانشین و مقید به مذهب نبودند » (همانجا).
سجاس و سهرورد : مستوفی درباره این شهرها می نویسد: « در اول دو شهر بوده اند و در فترت مغول خراب شدند و اکنون هر یک به قدر دیهی مانده است»(همان،۶۴). آن ولایت سردسیر بوده و از محصولات آن غله و کمی میوه بوده است . این ولایات از بیش از صد دیه تشکیل می شد که اکثرا مغول نشین بودند.(همانجا). مزار ارغون خان نیز در این شهر واقع بوده است، او آخرین ایلخانی بود که طبق سنت تدفین سری ، وی را در کنار کوهی نزدیک سجاس به گور سپردند و مدفن او را پنهان داشتندو محل آن را نیز قرق نمودند . چنانکه ورود به آنجا ممنوع بود . تا اینکه پس از گذشت ۵ سال دخترش اولجای در محل تدفین او خانقاهی برای دراویش برآورد و مردمی را نیز در آنجا ساکن نمود. مردم آن ناحیه نیز ، بر مذهب بوحنیفه بودند(مستوفی ،۱۳۶۲، ۶۴).
سر جهان: قلعه ای بوده که در فترت مغول ویران شد ، اما پس از آنکه سلطانیه توسط الجایتو ساخته شد ، به سبب همسایگی با این شهر آباد شد و از محصولات این شهر غله و پالیز بود . مستوفی در مورد این شهر می نویسد : (( که او چون بر جاده عام افتاده و اخراجات بسیار دارند از حقوق دیوانی معاف است)) (همان ،۶۵-۶۴).طا رمین نیز ولایتی گرمسیر بود که اکثر میوه های سلطانیه از آنجا برده می شد (همانجا).
طالقان : ولایتی سردسیر بود در شرق قزوین ، که حاصل آن غله و اندکی میوه بود.(همانجا). مولف آثار البلاد می نویسد : « محلی است میان قزوین و گیلان در کوههای آنجا انار و زیتون زیاد به عمل می آید»(قزوینی ،۱۳۷۳،۴۷۱). و مستوفی نیز در باب مذهب مردم طالقان می نویسد : « دعوی مذهب سنت کنند ، اما به بواطنه مایلترند»(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۵).
کاغذکنان : این ولایت به دلیل آنکه در آنجا کاغذ خوب می ساختند به این نام مشهور شد. مردم آنجا شافعی مذهب بودند کاغذکنان دردوره فترت مغول ویران شده بود ، سپس مغولان در آنجا ساکن شدند و زراعت کرده و آنرا مغولیه خواندند ، و حاصل آن نیز پنبه و میوه بود(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۶-۶۵).مناطق دیگر این تومان فردقان ، ولایت پشکل دره ، تیرک و مدجنان بودند. از جمله محصولات این نواحی غله و اندکی میوه بود. (همان ،۶۶). مردم آنجا به غیر از پشکل دره که مستوفی می نویسد : « دعوی مذهب سنت کنند اما به بواطنه مایلترند» سنی شافعی بودند (همانجا).
فصل ششم
چگونگی شکل گیری تومان های آذربایجان
مقدمه
آذربایجان که در قدیم به نام آذربادگان یا آذرپاتکان خوانده می شد ،همواره در طول تاریخ یکی از مناطق حساس و حیاتی بوده است . دردوران خلفا اردبیل مرکز آنجا به شمار می رفت ،که با آمدن مغولان این شهر جایگاه سابق خود را از دست داد . آذربایجان به خاطربرخورداری از چراهگاه ها و دارا بودن شرایط زندگی کوچ نشینی مورد توجه مغولان قرار گرفت و مقر حکومت مرکزی ایلخانان شد ؛ در ابتدا مراغه وسپس تبریز به پایتختی ایلخانان برگزیده شد . مستوفی در مورد آذربایجان می نویسد : « آن نه تومان است و بیست و هفت پاره شهر اکثرش را هوا به سردی مایل است و اندکی معتدل بود. حدودش با ولایت عراق عجم و موغان و گرجستان و ارمن و کردستان پیوسته است. طولش از باکویه تا خلخال نود و پنج فرسنگ و عرض ازباجروان تا کوه سینا، پنجاه و پنج فرسنگ ، دارالملک آذربایجان در ماقبل مراغه بود و اکنون شهر تبریز است».(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۵).هرچند مستوفی اشاره می نماید که در این ولایت نه تومان وجود دارد اما فقط هشت تومان را ذکر کرده که ما نیز در این پژوهش قصد داریم به بررسی این تومان ها بپردازیم.
۶-۱- تومان تبریز
این تومان دربردارنده ی شهرهای ، تبریز ، اوجان و طسوج بود(همان،۷۵-۸۱). مغولان در زمستان ۶۱۷ هـ . به نزدیک تبریز رسیدند در این زمان حاکم تبریز اتابک ازبک بود. هنگامیکه مغولان به آنجا رسیدند او با دادن پیشکش ها و هدایا تبریز را از هجوم جبه و سوبدای رهایی بحشید (گروسه ،۱۳۶۸،۴۲۸). اما سال بعد هنگامی که مغولان به تبریز آمدند اتابک ازبک که بنا به گفته مولف روضه الصفا مردی خوشگذران بود(میر خواند،۱۳۷۵،۸۵۰). و تبریز با حاکمیت او روبه فلاکت و نابودی نهاده بود ، به نخجوان گریخت. پس از فرار او مردم قصد داشتند با مغولان درگیر شوند اما شمس الدین طغرائی که بنا به گفته نسوی « بر جان و مال تبریزیان امری مطاع و حکمی نافذ داشت»(نسوی ،بی تا ،۳۲۲). آنها را از جنگ برحذر داشت و پیشکش هایی به نزد مغولان فرستاد و توانست از یورش آنها به تبریز جلوگیری نماید ، با این اوصاف ، تبریز یکی از محدود شهرهای شد که از قتل و غارت مغولان جان سالم بدر برد. پس از تصرف این شهر مغولان شحنه ای بر آنجا گذاشته و رفتند (میرخواند،۱۳۷۵،۸۵۰).
در سال ۶۲۲ ه جلال الدین به تبریز آمد،(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۴۶۷) ابن اثیر در این باره می نویسد : « به خاطر بدرفتاری و سوء سیاست ، مرکز حکومتش متزلزل شد»(ابن اثیر، بی تا:ج۱۲،۳۲۳). چون سال ۶۲۷ هـ فرا رسید رئیس ایل ترکمن گوشیالوا و حاکم رویین دز به حوالی تبریز دست اندازی نموده و در سال ۶۲۸ ﻫ جلال الدین آذربایجان را ترک گفت(همان ،۳۲۸). رشیدالدین می نویسد:«جرماغون که از سوی اکتای آمده بود او را فراری داد»(رشید الدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۱،۴۶۷). در هنگامیکه بایجونویان حکومت ایران را در دست داشت یک روحانی نسطوری به نام شمعون بن عطا به عنوان پیشوای مرکزی نسطوریان در تبریز منسوب شد و شمعون با برخورداری از حمایت جرماغون کلیساهای بسیاری ساخت و نفوذ خود را بر سراسر قلمرو اشغالی مغول گسترش داد . در زمان بایجو هم با آنکه فرمانده جدید نسبت به مسیحیان از سلف خویش بی لطف تر بود ، پایگاه خود را همچنان نگه داشت (دوراکه،۱۳۵۳،۱۵۷). و حتی شمعون در نامه ای به پاپ چنین اظهار نمود که بایجو آشکارا وابستگی خود را به کلیسای کاتولیک بیان داشته است.(همانجا).
5ـ همدلي و دلسوزي كه براي دقت و توجه فردي به مشتريان است .
مدل (E_Recs-Qual ) و ( E_S_Qual ):
در ادامه پژوهش هاي تيم تحقيقاتي بازاريابي پاراسومان ( زيتامل ، پارا سو مان و مالهورتا ) ابزار SQuale_E-Recs_Qual براي سنجش كيفيت خدمات الكترونيك طراحي گرديد .
اين ابزار شامل 7 بعدكارايي ، اجزا، دسترسي به سيستم ، محرمانه بودن ، پاسخگويي ، جبران و ارتباط مي باشد ( پاراسومان و همكاران ، 2005)
در ادامه به تعريف ابعاد مذكور پرداخته شده است :
1.كارايي: سهولت و سرعت دسترسي و استفاده
-
- اجرا: ارائه تمامي خدمات و محصولات ممكن
3.در دسترس بودن : كاركرد صحيح ، تمام وقت و در تمامي مكان ها
-
- محرمانه بودن : ميزان امنيت سيستم و حفاظت از اطلاعات مشتريان
-
- پاسخگويي: حل مؤثر مشكلات و تقاضاها ازطريق سيستم
-
- جبران خدمات : جبران مشكلات بوجود آمده براي مشتريان
-
- ارتباط : ياري رساني به مشتريان از طريق موبايل يا متصديان برخط
فصل دوم
ادبیات موضوع
2ـ1ـ بانكداري الكترونيك
2ـ1ـ1ـ تجارت الكترونيك
باتوجه به پيشرفت فناوري روزمره وشتابان جوامع به جوامع مبتني بر دانش وآگاهي تبديل شده اند . توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات و مؤسسات وسازمان ها اين امكان را مي دهد كه فعاليتهاي تجاري ومبادلات خود را با سرعت و انعطاف پذيري انجام دهند . رشد سريع فناوري اطلاعات و ارتباطات در دهه قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم افق هاي جديدي را بر روي كسب و كار و صادرات بازنمود اين افق هاي جديد سبب تحول در امر صادرات گرديد ويا سرعت و شتاب وصف ناپذيري در حال گسترش مي باشد كه باعث شكل گيري تجارت الكترونيك شده است. تحولات در زمينه فناوري اطلاعاتي و ارتباطي به حدي زياد بود كه بعضي ها عصر حاضر را اثر اطلاعات و تحولات را به انقلاب اطلاعاتي تعبير مي نمايند .انقلاب اطلاعاتي سبب ايجاد شيوه هاي نوين و بي سابقه در توليد پردازش وانتقال اطلاعات ميگردد . شيوه هاي جديد به علت اينكه موجب افزايش كارايي، بهره وري ، اثربخشي و بالا بردن سرعت در برقراري ارتباطات و كاهش هزينه ها شده است . از طرف شركت ها و سازمان هاي تجاري با استقبال زيادي مواجه گرديده است و در عرصه نوين رقابت، مزيت رقابتي زيادي را براي آن ها به همراه خواهد داشت .
2ـ1ـ1ـ1ـ تعريف تجارت الكترونيك
هرچند با توجه به عمر كوتاه تجارت الكترونيك هنوز تعريف روشن و جامع ازاين اصطلاح ارائه نگرديده است ولي اين بدان معني نيست كه در اين زمينه كاري نشده و يا تعريفي ارائه نشده است بلكه تعاريف بسيار زيادي ارائه شده است اما دربين انديشمندان اين رشته اتفاق نظر وجود ندارد
كولاكونا و ونيستون معتقدند كه ارائه يك تعريف تجارت الكترونيك بستگي به اين دارد كه از نظر چه كسي بخواهيم تجارت الكترونيك را تعريف نماييم .
ازديدگاه ارتباطات تجارت الكترونيك عبارت است از تحول اطلاعات ، محصولات و خدمات با پرداخت ها از طريق خطوط تلفن، شبكه هاي كامپيوتري و يا ابزارهاي ديگر ازديدگاه فرايند كسب و كار ، تجارت الكترونيك عبارت است از كاربرد فناوري به سمت و سوي مبادلات صادراتي و جريان كارها. ازديدگاه خدماتي و تجارت الكترونيك عبارت است از يك ابزاري كه به وسيله ی آن شركت ها ومؤسسات مشتريان و مديريت هزينه هاي خدمات را كاهش مي دهند . كيفيت كالا ها را بهبود مي بخشد وسرعت ارائه خدمات را افزايش مي دهد .ـ ازديدگاه پيوسته (on-line) تجارت الكترونك باعث ايجاد توانايي و قابليت خريد و فروش محصولات و اطلاعات از طريق اينترنت و ساير سرويس هاي پيوسته مي شود .
ـ از ديد گاه فناوري اطلاعات به آن دسته از كاربرد هاي فناوري اطلاعات كه به صورت پشتيباني و پيشرفت دادن جريان كاري مبادلات تجاري ايجاد شده است ، مي گويند .
از ديدگاه تجاري ابزاري است كه كسب و كار هاي مختلف شركا و مشتريان آن هارا قادر مي سازد تا موضوعاتي همچون هزينه هارا كاهش دهند ( كلاكوتا و وينستون 19970)
2ـ1ـ1ـ2ـ سير تحول فناوري اطلاعات در صنعت بانكداري
توسعه شگفت انگيز فناوري اطلاعات و ارتباطات و گسترش آن به بازار هاي پولي و بانكي علاوه بر تسهیل امور برای مشتریان بانک ها ، روش های جاری بانکداری را متحول و دگرگون کرده است.
فناوري بانك ها ، فناوري پردازش ، ثبت و نگهداري ، تغذيه و تبادل اطلاعات مشتريان است . اين فناوري به تدريج تكامل يافت و همراه با پيشرفت فناوري اطلاعات و ارتباطات 1( ICT) متحول گرديد چند دهه اخير تحولات شگرفي در نظام بانكداري به وجود آمده است اين تحولات را به چهار دوره مي توان تقسيم نمود در هر دوره تا حدي رايانه و نرم افزار جايگزين انسانها و كاغذ شده اند هردوره از تكامل براي مديران نظام بانكي اين امكان را فراهم نموده است كه اوقاف تلف شده را در شرايط كار رقابتي به حداقل برسانند و در گستره بالا تري به ارائه خدمت بپردازد به عبارت ديگر فناوري جديد و الكتروني شدن بانكداري جديد به آنها اين امكان را مي دهد كه سرعت كيفيت هزينه و خدمات خود را افزايش دهند .
در ادامه 4 دوره تحول در نظام بانكداري تشريح خواهند شد ( منوچهري 1380)
الف ـ دوره اول : اتوماسيون پشت باجه:
در اين دوره كه نقطه آغازين كاربرد رايانه در نظام بانكداري مي باشد با بهره گرفتن از رايانه هاي مركزي ، اطلاعات و اسناد كاغذي توليد شده در شعب به صورت دسته اي: به مركز ارسال و شبانه پردازش روي آن ها انجام مي شود در اين دوره كاربرد اصلي رايانه محدود به ثبت دفاتر و تبديل كاغذ به فايل هاي را يانه ايست فناوري اتوماسيون پشت باجه كه در دهه 1960 رواج داشت اين امكان را فراهم نمود تا دفاتر و كارت ها از شعب حذف و گردش روزانه در پايان وقت روز به رايانه مركزي براي بروز شدن ارسال گردد پيشرفت اتوماسيون پشت باجه در دهه 1970 باعث شده كه به جاي ارسال اسناد كاغذي به مركزعمليات روزانه شعب از طريق ثبت آن ها برروي محيط مغناطيسي و پردازش اطلاعات بروز رساني حساب ها كماكان در اتاق رايانه مركزي صورت مي گرفت . عمليات اتوماسون تاثيري در جهت رفاه مشتريان بانك ها ايجاد ننمود و تاثير رقابتي نيز بين بانك ها بر جاي نگذاشت در طول اين دوره سيستم هاي پردازش دسته اي و سيستم هاي بزرگ رايانه اي به خدمت گرفته شده اند و تنها تاثير اتوماسيون در آن دوره ايجاد دقت و سرعت در موازنه حسابها بود .
ب ـ دوره دوم : اتوماسيون جلوي باجه:
اين دوره زماني آغاز ميشود كه عمليات بانكي را به صورت الكترونيكي ثبت و دنبال مي كند از اواخر دهه 1970 امكان انتقال لحظه اي اطلاعات از طريق بكارگيري ترمينال ها كه به ظاهر شبيه رايانه هاي شخصي امروزي بودند از طريق خطوط مخابراتي و رايانه هاي بزرگ مركزي متصل مي شده اند امكان انتقال اطلاعات بين شبكه هاي بزرگ رايانه اي و ترمينال هاي ورودي و خروجي به وجود آمد . كارمندان شعب قادر شده اند به صورت لحظه اي به حسابهاي جاري دسترسي داشته باشند اما كماكان روز رساني حسابها و تهيه گزارش هاي مربوطه توسط پردازش گر هاي مركزي شبانه انجام مي شد.
در اين دوره بانك ها مجبور بودند براي نيل به اتوماسيون جلوي باجه ازشبكه هاي مخابراتي موجود كه در اختيار و انحصار شركت هاي دولتي بود از نظر تكنولوژي و فناوري محدود بلكه از لحاظ هزينه اي گران بود استفاده نمايند.
اين شبكه های ، مخابراتي و اطلاعاتي ، ترمينال هاي بانكي شعب را به مركز رايانه پشت باجه مرتبط و متصل مي ساخت . در اين دوره هنوز تمايل به استفاده از اسناد كاغذي وجود داشت اگرچه ترمينال ها امكان جستجو و پردازش را سهولت بخشيده لكن هنوز تماي كارها توسط كارمندان بانك و از طريق ورود اطلاعات و حسابها به ترمينال ها صورت مي گرفت .و فقط نیاز به استفاده انبوه به اسناد کاغذی تا حدودی برطرف شد در این دوره بانک ها نتوانستند کارکنان خود را کاهش دهند زیرا هنوز نیاز به افرادی که پاسخگوی مراجعین به بانک ها باشند وجود داشت. از طرف دیگر نرم افزارهای به کار گرفته شده در این دوره کماکان غیر یکپارچه و جزیره ای بودند. علیرغم امکان دسترسی لحظه ای کارکنان بانک ها به حساب های مشتریان محصولات مختلف بانکی شامل انواع حساب های بانکی، سرویس های بیمه ای و نقل و انتقال وجوه مستلزم مراجعه مشتری به شعب بانک ها می بود و به عبارت دیگر برای هر نوع عملیات ف نرم افزار خاصی طراحی شده و یکپارچگی و پیوستگی بین نرم افزارهای تولید شده وجود نداشت.
ج ـ دوره سوم : متصل كردن مشتريان به حسابهايشان
در اين دوره كه در اواسط دهه 80 آغاز شد امكان دسترسي مشتريان به حسابهايشان فراهم گرديد . يعني مشتريان از طريق تلفن با مراجعه به دستگاه خود پرداز (atm) استفاده از كارت هوشمند يا كارت مغناطيسي با كامپيوتر شخصي به حسابش دسترسي پيدا مي كند و ضمن انجام عمليات دريافت و پرداخت ، نقل و انتقال وجوه به صورت الكترونيكي انجام ميدهد . در اين دوره سالن معاملات بانك ها به مرور خالي از صف هاي طولاني مراجعه مي شود . و ان دسته از كاركنان كه در جلوي باجه به امور دريافت و پرداخت از حسابها اشتغال دارند به بخش هاي ديگر نظير بازاريابي و خدمات مشتريان منتقل مي گردد . خطوط هوايي ماهواره ماكريو ، مودم هاي بدون سيم ، حجم زيادي را ( نه همه آن ) را پيش مي برد.
مهمترين ويژگي دوره سوم عبارتند از توسعه دجزيره اي ، سيستم هاي مكانيزه در جلو و پشت باجه و توسعه سيستم هاي ارتباطي مشتريان با حساب هايشان مثل خود پرداز (ATM) و تلفن بانك و فاكس بانك در اين دوره نيروي انساني در ارائه خدمات مؤثر است و بخش نيروي انساني در سيستم هاي جزيره اي و نيازهاي مختلف مشتريان را به عهده دارد كارت هاي بانكي و هوشمند به معناي واقعي و به طور كامل الكتريكي نشده . بنابراين در اين دوره عمليات بانكي به صورت نيمه الكترونيكي (دستي ـ الكترونيكي) در مي آيد نظام بانكي با دومشكل مواجه مي باشد 1ـ عدم يكپارچگي سيتم هاي مكانيزه جزيره اي بودن و ناهماهنگي آن ها ارائه خدمات به مشتريان و ديگري تكامل نيافتگي خطوط مخابراتي و ارتباطي سريع گسترده و فقدان پرو تكل هاي ارتباطي براي متصل نمودن شعب بانك به يكديگر اتصال مشتريان به شعب .
دـ دوره چهارم : يكپارچگي سازي سيستم ها و مرتبط كردن مشتري به تمامي عمليات بانكي
آخرين دوره تحول در نظام بانكي زماني آغاز مي شود كه نتايج به دست آمده از سه دوره قبل كامل مورد توجه قرار گيرد و عمليات بانكي به طور الكترونيكي انجام شود در اين دوره مشتريان مي توانند به طور دقيق اطلاعات مورد نيازشان را كسب كنند و اين چهار دوره در صنعت بانكداري روي خواهد داد .
لازمه ورود به اين مرحله داشتن امكانات و بسترهاي مخابراتي و ارتباطي پيشرفته است . جمع بندي بخش هاي نرم افزاري و سخت افزاري در دوره هاي پيشين به صورت واقعي بين بانك ومشتريانش را به تصوير مي كشد . در دوره های قبلی اغلب بانک ها بدون سامان دهی و نظم مشخص ، تنها به خلق جزایر مکانیزه پرداختند.
در دوره چهارم به منظور رسیدن يكپارچگي وساماندهی سيستم مكانيزه بانكي ، بانك ها به يكي از دو جهت زير تأكيد دارند :
1ـ تلاش براي استاندارد سازي نرم افزاري وسخت افزاري در سيستم هاي رايانه موجود .
2ـ تلاش براي ايجاد سيستم هاي يكپارچه و صرف نظر از سيستم هاي جزيره اي كه قبلا بوجود آمده است .
سيستم هاي جديد بانكي كه اساس آن ها مشتري مداري است نه حساب مداري ، كار چندان ساده اي نيست زيرا با صرف هزينه هاي زيادي همراه است و تلاشي طاقت فرسا مي طلبد . يكي از چالش هاي اصلي سيستم بزرگ بانك ها انتخاب يكي از اين دو راه است . و انتخاب هريك بستگي به استراتژي بانك مبني بريك تحليل عميق هزينه ـ فايده دارد . در دوره چهارم سيستم بانكي اين امكان را به مشتري مي دهد كه از رايانه منزل يا محل كار خود خدمات متعارف خود را از سيستم هاي الكترونيكي بانك دريافت نمايد ودر اين دوره صرفه جويي واقعي در نيروي انساني به وجود مي آيد و پول حالت الكترونيكي پيدا مي كند . و ابزار تعامل دو طرف يعني مشتري و بانك ، خدمات الكترونيكي است . در دوره سوم مشتري براي دسترسي به خدمات بانكي ازاسناد كاغذي دستي كاملا بي نياز بوده در دوره چهارم مشتري براي دريافت وام يا خدمات بيمه اي و يا ديگر سرويس هاي بانك بي نياز از مراجعه به بانك مي باشد . ( 1997، Carrington & Langguth )
۱-نسبت وزنی بطن راست به کل بطنها. ۲- تیمار ۱: بدون تزریق آرژنین-خروس، تیمار ۲: بدون تزریق آرژنین-مرغ، تیمار ۳: تزریق آرژنین-خروس و تیمار ۴: تزریق آرژنین-مرغ. حروف مشابه در هر ستون بیانگر عدم وجود اختلاف معنی دار در سطح خطای ۰۵/۰ میباشد.
تغییرات بافت شناسی سرخرگ ششی و بطن راست پرندگان زنده و تلفات:
نتایج بدست آمده از بررسیهای بافت شناسی روی سرخرگ ششی و بطن راست پرندگان زنده و بطن راست پرندگان تلف شده به علت آسیت در جدول ۳-۱۳ آورده شده است. اثرات اصلی جنسیت بر مساحت داخلی سرخرگ ششی، قطر کوچک، محیط، ضخامت دیواره سرخرگ ششی و ضخامت بطن راست معنیدار نبود (۰۵/۰P>). اثرات اصلی تزریق بر مساحت داخل، قطر کوچک و محیط سرخرگ ششی معنیدار بود (۰۵/۰P<) و تزریق آرژنین صفات مورد اشاره را نسبت به بدون تزریق آرژنین افزایش داد. اثرات متقابل تزریق و جنسیت بر قطر بزرگ و ضخامت بطن راست نمونههای زنده معنی دار بود (۰۵/۰P<). در مقایسه میانگین تیمارها نشان داده شد که بالاترین مقدار قطر بزرگ در تیمار ۴ (تزریق آرژنین-مرغ) بدست آمده است که به طور معنیداری بالاتر از سایر تیمارها است (۰۵/۰P<). بیشترین ضخامت بطن راست نمونههای زنده در تیمار ۱ (بدون تزریق آرژنین-خروس) مشاهده گردید که به طور معنیداری بالاتر از سایر تیمارها بود (۰۵/۰P<).
تغییرات بافت شناسی ششها:
در شکل ۳-۳ تغییرات بافت شناسی به وجود آمده در تیمارها با بزرگنمایی ۴، ۱۰ و ۴۰ عدسی شیی نشان داده شده است. در تیمار ۱ (بدون تزریق آرژنین-خروس) جدار رگ نازک است. لایه اینتیمای داخلی نازک بوده در لایه مدیا آشفتگی لایههای بافتی دیده میشود و قطر آن کم است. لایه ادونتیس کاملاً گسیخته میباشد. در تیمار ۲ (بدون تزریق آرژنین-مرغ) ضخامت دیواره رگ در شش کاهش پیدا کرده است و لایه اینتیما نازک است، لایه الاستیک داخلی از هم گسیخته است. لایه مدیا نازک شده است. در لایه ادونتیس از هم گسیختگی و فضاهای زیادی بین لایهها دیده میشود. در تیمار ۳ (تزریق آرژنین-خروس) در لایه مدیا سلولها به طور منظم قرار گرفتهاند. لایه الاستیک خارجی کاملاً منظم است و به وضوح دیده میشود. اینتیما ضخامت طبیعی داشته و در مدیا سلولهای عضلانی مشخص است. سلولها در لایه ادونتیس به طور منظم دیده میشوند و ادونتیس طبیعی است. در تیمار ۴ (تزریق آرژنین-مرغ) لایه اینتیما از لایه زیرین خود جدا شده است. لایه لامینای الاستیک خارجی به وضوح دیده نمیشود و در لایه ادونتیس فاصلههایی بین لایهها دیده میشود و آشفتگی به نظر میرسد.
جدول ۳-۱۳- تأثیر جنسیت، تزریق، اثرات متقابل جنسیت و تزریق و تیمارها بر تغییرات بافت شناسی سرخرگ ششی و بطن راست پرندگان زنده و تلفات.
سرخرگ ششی.
ضخامت بطن راست.
مساحت (mm2).
قطر بزرگ (mm).
قطر کوچک.
(mm).
محیط.
(mm).
ضخامت.
(mm).
زنده.
(mm).
تلفات.
(mm).
جنسیت.
خروس.
۰۰/۳
۰۴/۲
۸۶/۱
۱۴/۶
۸۱۷/۰
۷۸/۱