آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



در آغاز جنگ اورگوراس بسیار موفق بود بخش اعظم قبرس و بخش هایی از فنیقیه و کیلیکیه را تصرف کرد و با همکاری آتن و آکوریس فرعون مصر شورش بزرگی علیه شاه ایران برپا کرد در این مرحله از جنگ اردشیر کامیاب نبود چون در جنگ با یونانیان درگیر بود . با این حال در سال ۳۸۷ بنابر پیمان صلح مشهور به صلح شاهانه قبرس ناچار به ایران تعلق یافت و تحت انقیاد ایران درآمد شرایط این صلح را در واقع شاه ایران دیکته کرد و آن را تیریباز در سارد برای هیئت نمایندگی یونانی قرائت نمود که طبق مفاد و شرایط این پیمان قبرس به شاه بزرگ تعلق می یافت .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اکنون که اردشیر دستش باز شده بود به تلاشی جدی برای سرکوب شورشیان پرداخت و سپاه تازه ای همراه با ناوگان و به فرماندهی تیریباز به قبرس فرستاد در حالی که فرماندهی ارتش با اورونتس ، شهرب ارمنستان بود. ناوگان ایران به فرماندهی گلوس پس از برخی بدبیاری های اولیه پیروزی بزرگی بر ناوگان اوراگوراس در کیتیوم در قبرس به دست آورد و آن گاه اوراگوراس در شهر خودش سالامیس پناه گرفت و آرام نشست . ایرانیان از زمین و دریا سالامیس را محاصره کردند اما موفق به تسخیر آن نشدند اوراگوراس برای درخواست کمک به مصر گریخت ولی موفقیتی به دست نیاورد.
یک سال بعد اورگوراس از مصر برگشت در حالی که مقداری پول اما نه آن قدر که امید داشت از آکوریس گرفته بود بنابراین اورگوراس تصمیم گرفت با تیریباز فرمانده کل قوای ایران به مذاکره بپردازد تیریباز خواستار آن شد که اورگوراس از همه شهرهای قبرس عقب نشینی کند و فقط به عنوان سلطان سالامیس خراج سالانه ثابتی به شاهنشاه ایران بپردازد و از او همانند برده ای از ارباب خود اطاعت کند . اورگوراس با همه این خواسته ها موافقت کرد به جز آخری که حاضر نشد به عنوان برده مطیع شاه ایران باشد بلکه گفت باید به عنوان شاهی از یک شاه بزرگتر اطاعت کند . مذاکرات قطع شد و جریان رخداد مسیر دیگری یافت دیودورس در اینجا جهش منطقی عجیبی را از رویدادها مطرح می کند و می نویسد چون تیریباز با این شرط موافق نبود اورونتس سردار دیگر که به مقام بلند تیریباز رشک می برد محرمانه نامه هایی علیه تیریباز برای اردشیر فرستاد عملا انسان انتظار دارد که اورگوراس در مقام بهتان زننده ابتکار عمل را به دست گیرد و این دقیقا همان چیزی است که تئوپومپوس می گوید اما احتمالا هر دو در این کار شرکت داشته اند و اورونتس تیریباز را دستگیر کرد و او را به شوش فرستاد که در آنجا زندانی شد . آن گاه اورونتس و اواگوراس به توافق رسیدند که اواگوراس باید شاه سالامیس باقی بماند سالانه خراج ثابت بپردازد و از شاه ایران به عنوان یک شاه و نه برده اطاعت کند این را دیودوروس به منزله پایان جنگ می داند.
دیودوروس از این سال دو داستان دیگر نیز حکایت میکند : یکی شورش گلوس داماد تیریباز است که از بیم آن که مبادا پس از بازداشت پدر زنش او نیز مغضوب شود سر به شورش برداشت و دیگری ماجرای محاکمه تیریباز است که پس از فارغ شدن اردشیر از جنگ با کادوسیان انجام شده است . این داستان به نوعی حاشیه رفتن داستان سرایانه است و احتمالا یک قصه اخلاقی یونانی درباره داوری و قضاوت خردمندانه منشا آن بوده است .
یگانه واقعیت تاریخی که می توان گویا به آن مطمئن بود تبرئه بعدی تیریباز و تنزل رتبه اورونتس است . حتی از این فراتر می رود و هم واقعیت تاریخی محاکمه تیریباز و هم تنزل رتبه اورونتس را انکار می کند.
بنا به گزارش دیودوروس همه این وقایع در ۴/۳۸۵ ق. م رخ داده اند اما بی گمان این نادرست است خود دیودوروس می گوید جنگ حدود ۱۰ سال به درازا کشیده است و این سخن را ایسوکراتس نیز تایید می کند به طوری که پایان جنگ می بایست در ۳۸۱ ق.م بوده باشد این ناهمسازی موجب پریشانی بیشتری در پژوهش های جدید شد . چون دیودوروس زمان پایان جنگ را در سال نادرستی قرار داده بود رویدادهای قبلی و به ویژه نبرد دریایی در کیتیوم نیز ممکن بود گرفتار تاریخ گذاری نادرستی شوند.
آیا یادداشت های روزانه نجومی می تواند در حل این مسئله به ما کمک کند؟ حادثه ای که در لوحه مورد بحث ما در سال ۱/۳۸۲ رخ داده و به آن اشاره شده و به بیشترین احتمال آخرین ماه سال یعنی آوریق ۳۸۱ بوده است بایستی بسیار مهم بوده باشد که بر منجمان بابلی اثر گذاشته است در سال ۳۸۱ ق.م دو حادثه مهم احتمالا رخ داده است : شکست ناوگان اواگوراس در نزدیکی کیتیوم می تواند تعبیر خوبی از متن باشد مشروط بر آن که بازسازی بلوخ از گاه شناسی درست باشد گزینه دوم اشاره یادداشت نجومی به پایان جنگ است که نشانه تسلیم نیروهای اواگوراس به نیروهای ایران بوده که پس از نبرد دریایی سالامیس را محاصره کرده بوده اند.
استدلال بلوخ مبتنی بر سه تایید است:
دیودوروس ۲,۹,xv : جنگ ده سال طول کشید اما فقط دو سال آن به نبرد واقعی گذشت از آنجا طول مدت ۱۰ سال را ایسوکراتس نیز تایید کرده است و از آنجا که وقتی ایسوکراتس کتاب پانه گوریکوس خود را در ۳۸۱ یا ۳۸۰ منتشر کرده است فرض بر آن است که دیودوروس خطای گاه شناسی مهمی کرده و مرحله پایانی جنگ از جمله نبرد دریای کیتیوم و تسلیم اواگوراس به اورونتس در ۳۸۱ ق.م رخ داده است .
ایسوکراتس ( مدح نامه ، ۱۳۵) : پس از صلح شاه شش سال سپری شد .[۷۲]
ایسوکراتس ( مدح نامه ، ۱۳۵) : هنگامی که ایسوکراتس مدح نامه خود را در سال ۳۸۱ق.م به پایان رسانیده تیریباز هنوز در قبرس بوده است و بنابراین نمی توانسته در ۵/۳۸۴ بازد
اشت شده باشد.
یک مسئله کوچک آن است که بدانیم اوراگوراس به کدام فرمانده ایرانی خود را تسلیم کرده است . گزارش از دوبار مذاکرات صلح وجود دارد و پژوهندگان معاصر گاه به فرض درباره مذاکرات سومی نیز پرداخته اند مذاکرات نخست گفت و گوهای تیریباز و اواگوراس بود که به شکست انجامید و در پی آن تیریباز دستگیر شد.
مذاکرات دوم میان اورونتس و اواگوراس انجام گرفت که موفقیت آمیز بود اواگوراس و اورونتس به این توافق رسیدند که اواگوراس باید فقط شاه سالامیس باشد خراج ثابت بپردازد و همچون یک شاه از فرمان شاه ایران اطاعت کند به نوشته ی دیودوروس این توافق به منزله پایان جنگ قبرس بود با این حال دیودوروس در ادامه می افزاید که چگونه تیریباز تبرئه شد و بنابر رسم موجود به بالاترین افتخارات دست یافته است از سوی دیگر اورونتس از سوی شاه محکوم شد و به پایین ترین رتبه تنزل یافت . این جملات کمابیش مبهم اند اما کسانی که هوادار تاریخ زودتری برای نبرد کیتیوم هستند فرض می کنند که اورونتس پیش از پایان جنگ در همان قبرس از مقام خود برکنار شده و توافق نهایی صلح میان اواگوراس و ایرانیان با همان شرایط توافق اورونتس انجام گرفته است. یودایک تاریخ برکناری تیریباز را ۴/۳۸۵ و توافق صلح اورونتس با اوراگوراس را به ترتیب ۴/۳۸۵ و ۳۸۳ براورد کرده اند و استدلال نموده اند که این توافق نهایی که سال ها بعد انجام گرفته نبوده ، و در توافق نهایی اورونتس نقشی نداشته است با این حال هیچ یک نمی گویند که پس از برکناری اورونتس چه کسی این مسئولیت را داشته است .
تاریخ اعاده حیثیت از تیریباز مسئله بعدی است که باید حل شود. درباره این ماجرا گفته اند که بلافاصله پس از جنگ رخ داده است اما این نظر با چارچوب امور سازگار نیست. محاکه تیریباز داستان جداگانه ای است که چه بسا خیال پردازی بسیاری دارد و احتمالاً مدت ها بعد رخ داده است. به نوشته ی دیودوروس محاکمه پس از لشکرکشی اردشیر به سرزمین کادوسیان انجام شده است این لشکرکشی نمی تواند در ۴/۳۸۵ انجام گرفته باشد زیرا در این تاریخ دو لشکرکشی دیگر در حال انجام یا تدارک بوده است یکی جنگ در قبرس و دیگری لشکرکشی به مصر ، دیودوروس تنها منبعی است که این سال را برای لشکرکشی علیه کادوسی ها ذکر می کند هم پلوتارک و هم پومپیوس تروگوس تاریخ این لشکرکشی را پس از لشکرکشی به مصر در ۳۷۳ و پیش از آغاز شورش داتام در ۳۶۷ قرار می دهند.
۲٫توسل به فرضیه های دو جنگ کادوسیان کاری نامعقول و غیرقابل اعتماد است.
سکوندا که اولین کسی بود که تاریخ جنگ با کادوسیان را پس از ۳۷۳ دانست هنوز فرض می کند که این لشکرکشی در ۴/۳۸۵ انجام شده است با این حال با توجه به این که منابع تنها از یک جنگ با کادوسیان در تاریخ های متفاوت سخن می گویند .
اورونتس پس از جنگ با کادوسیان در ۳۶۹ و شاید حتی پس از ۶/۳۶۷ تنزل مقام یافته است این شاید بدان معناست که فقط در آن زمان بوده که آئوتوفراداتس در شهر بی لیدی منصوب شده است و آنگاه اورونتس در زیر دست وی قرارگرفته است . شاید همین امر باعث شده که اورونتس تصمیم بگیرد به شورش بپیوندد و مخالف آئوتوفراداتس شود از آنجا که مهم ترین و بلندپایه ترین مقام در غرب بوده قابل درک است که برای رهبری شورش انتخاب شده باشد اما در عین حال او گمان می کرد اگر شورشیان را تسلیم ایران کند از شاه هدایای گرانبها و نیز مقام شهربی تمامی مناطق ساحلی را دریافت خواهد کرد با این همه دلیل این که چرا اورونتس به کسانی که به او اعتماد کرده بودند یعنی به شورشیان خیانت کرده است مورخان امروزی را گیج کرده است آئوتوفراداتس مدتی دراز به شاه ایران وفادار مانده و شهربی بود که با شورشیان جنگیده بود او در عنی حال کسی بود که آماج اصلی جاه طلبی های اورونتس محسوب می شد اما به محض آن که آئوتوفراداتس به شورشیان پیوست اورونتس از فرصت استفاده کرد که به شورشیان پشت کند و آنها را به شاه تحویل دهد و انتظار داشت که با این کار مقام قبلی فرماندهی کل را که آئوتوفراداتس از او گرفته بود بازستاند با این حال دیگر خیلی دیر شده بود زیرا اورونتس در فاصله کمی از این اقدام در گذشت.
یک بازسازی بدیل دیگر در مورد وضع شغلی اورونتس آن است که پس از بازداشت تیریباز او ضمن حفظ مقام خود در ارمنستان مقام فرماندهی ویژه آسیای صغیر را که برعهده تیریباز بود نیز به دست آورده است. اما آئوتوفراداتس شهرب لیدی و ایونیه شده است این شاید بتواند سخن تورگوس را که اورونتس در طول شورش بزرگ شهرب ارمنستان بوده پذیرفتنی تر سازد و این واقعیت را روشن کند که بنابر نوشته رویدادنامه پرگاموم اورونتس پس از پشت کردن به شاه پرگاموم راتسخیر کرد بدین ترتیب در طول شورش او پرگاموم را از چنگ آئوتوفراداتس درآورد این بازسازی لزوما بر این اندیشه که خلع رتبه ارونتس به صورت از دست دادن فرماندهی کل قوای آسیای صغیر به سود آئوتوفراداتس بوده است آسیبی نمی رساند.
بازسازی های انجام شده از رویدادنامه و جریان رویدادها را نمی توان قاطعانه اثبات کرد ، داده ها بسیار ناچیز و زیاده از اندازه پراکنده و متناقض اند.یگانه تاریخ هایی راکه می توانیم با میزانی از اعتماد به آنها یقین داشته باشیم عبارتند از نبرد کیتیوم در ۳۸۶ و پایان جنگ قبرس در ۳۸۱ . تصور کاترین رید که جنگ قبرس از ۳۹۴ تا ۳۸۴ به درازا کشیده است به هیچ رو ممکن نیست متاسفانه یادداشت های روزانه نجومی درباره سرداری که قرارداد نهایی صلح را امضا کرده است هیچ سرنخی در اختیار ما نمی گذارد.
از
آن جا که ماجرای شورش کوروش هم از منظر سیاست خارجی و هم داخلی قابل بررسی است ابتدا آن را از لحاظ همراهی با اسپارت و سپس از لحاظ تلاش های داخلی بررسی می شود:

۳-۲-۳ اسپارت در کنار کوروش کوچک علیه اردشیر دوم

داریوش دوم اندکی پس از نبرد اگس پوتامس و شکست آتن و پایان یافتن جنگ های پلوپونز به سال ۴۰۴ ق.م درگذشت پلوتارک می نویسد داریوش دوم از همسرش پریزاد پروشات دو فرزند پسر داشت اردشیر که قبل از به سلطنت رسیدن او تولد یافته بود و کوروش نیز درزمان سلطنت او بدنیا آمده بود. پریزاد علاقمند بود که کوروش به تخت بنشیند و به شاه توصیه می نمود که کوروش از این لحاظ که در زمان شاهی پدر بدنیا آمده بود به تخت نزدیک تر است و در این مورد سیاست داریوش را در انتخاب خشایارشا که به وسیله شاه اسپارت دمارات توصیه شده بود به شاه توصیه می نمود. ولی داریوش ، اردشیر را ترجیح داد و هم او بود که پس از مرگ پدر بر تخت شاهنشاهی هخامنشی نشست.
کوروش این انتخاب را نپذیرفت و از آسیای کوچک به شوش بازگشت و در مراسم سنتی تاجگذاری برادر که به طور معمول در پاسارگاد انجام می شد شرکت جست و در همین زمان قصد قتل برادرش را نمود توطئه به وسیله تیسافرن کشف شد و شاه فرمان قتل برادر را صادر نمود همین که این خبر به پریزاد رسید به سرعت خود را به محل اجرای حکم رسانید و پسر را چنان در آغوش کشید و بدن او را با موهای بلند خویش پوشانید که جلاد نمی توانست به او ضربه زند و آنگاه شاه در مقابل گریه ها و قسم های مادر تسلیم شد و کوروش را بخشید و او مجدداً به آسیای کوچک بازگشت.[۷۳]
به گفته او انتظار نمی رفت کوروش در بازگشت به آسیای کوچک به سال ۴۰۳ ق.م برای هم آزمایی بر سر تاج و تخت با برادر مهتر اماده شد و به سپاهیان پارسی که در اختیارش بود سیزده هزار مزدور یونانی افزاید . نیروهای اسپارتی تحت امر کلنارفوس نیز به او اظهار وفاداری نمودند و افسران اسپارتی به آموزش و تربیت مزدوران یونانی که فقط خواستار خوراک و جیره بودند پرداختند.
آنگاه کوروش در راس سپاه خود در بهار ۴۰۱ ق.م به سمت شرق به راه افتاد و قصد و علت لشکرکشی از نظر همگان مخفی مانده بود و در تارس[۷۴] سربازان دریافتند که توطئه ای علیه شاهنشاه ایران اردشیر دوم در دست اجراست .
آنگاه همه گفتند « که ما به جنگ شاه نمی رویم و برای این کار استخدام نشده ایم » سردار اسپارتی کلئارخوس ، راسنگسار کردند ولی کوروش و کلئارخوس نیرنگی بکار بردند . دروغ گفتند و خوراک و حقوق سربازان را افزودند تا آنان را آرام نمودند.[۷۵]
با وجود تجهیزات سرداران معهذا سربازان آرام نمی گرفتند و از جنگ با شاه بزرگ واهمه داشتند با هر پیشروی به درون خشکی سربازان مزدور بدگمان چیزهای تازه می خوانند و این خواسته ها با بیرون دادن دریک های تازه که تصویر کوروش بر آن نقش شده بود براورده می شد. روی این سکه ها یک کوروش نیم یونانی بدون ریش با بینی راست و اندکی برگشته به سمت بالا و تن پوش مادی از پارچه ای درشت و دیهیمی بدون نوک تیز بر سر نقش شده بود.( تاریخ شاهنشاهی هخامنشی ، پیشین ، ص ۵۰۷)
نبرد اصلی در سوم سپتامبر ۴۰۱ ق.م در کوناکسا واقع در شمال بابل رخ داد و کوروش مقابل برادر قرارگرفت کلئارخوس پارسیان را در جناح راست شکست داد ولی کوروش احتیاط را از دست داد و هنگامی که با شاه روبرو شد به سوی او تاخت و اردشیر را زخمی نمود ولی خود به طرز فجیعی کشته شد . کودتایی که کوروش علیه برادر به راه انداخت در کوتاه مدت نتایجی بد و در درازمدت نتایجی بدتر به بار آورد . آنچه در کوتاه مدت رخ داد عقب نشینی معروف به ده هزار نفر یونانی از ایران بود که به رهبری گزنفون انجام شد . بعدها یونانیان از واقعه بازگشت ده هزار نفر ستایش ها کردند و آن را اولین ضعف حکومت مرکزی ایران به شمار آوردند اما شکست یونانیان در کوناکسا و عقب نشینی آنان از ایران نمی توانست عامل عمده ضعف باشد آنچه در این امر موجب شد که نتایج بدی را چنانکه ذکر شد برای ایران به وجود آورد حضور یونانیان بود که برای اولین بار وارد مرزهای امپراتوری پارس گردیده و برای نخستین بار در آسیا در برابر بزرگ ترین ارتش جهان قرار گرفته بود آنچه نتایج بدتری را پدید آورد این بود که بعدها اسکندر در حمله به آسیا این واقعه را همواره بخاطر داشت و جسارت و شهامت ده هزار نفر را ستایش می نمود و آن را سرمشق خود قرار می داد و اعتقاد داشت که برای شکستن ایرانیان باید جنگ را به آسیا برد. [۷۶]در بهار سال ۴۰۰ ق. م تیسافرن مجدداً به آسیای کوچک بازگشت و به سمت فرمانروای کل آن مشغول به کار شد دولت شهرهای کوچک یونانی که قبل از آن با کوروش علیه شاه بزرگ همکاری نموده بودند ، از ترس انتقام ایران به اسپارت پناه بردند. جنگ بین اسپارت و پارس را اجتناب ناپذیر می نمود. اسپارت به دشمن شاه کمک نموده بود و اینک نیز یونانیان متمرد را در پناه خویش گرفته بود اگه زیلاس سردار اسپارتی به مقابله تیسافرن شتافت ، سواران پارسی در دشت هرموس در نزدیکی سارد از اسپارتیان شکست سختی خوردند . اردوی تیسافرن پول های طلای ایران را که منجر به اختلاف در میان یونانیان می شد وشترهای ارتش ایران که بعداً اگه زیلاس با به تماشا گذاردنشان شگفتی یونانیان را جلب نمود همه در جنگ اسپارتی پیروز افتاد.
به این ت
رتیب در زمستان ۳۹۵ ق.م اسپارت در آسیای کوچک یکه تاز بود.
در شوش پریزاد مادرشاه که می خواست زبونی دشمن خویش را که باعث شکست کوناکسا ومرگ کوروش شده بود می بیند .سردار دلاور پارسی را متهم به بی لیاقتی سستی و شورش گری نمود . شهرب فریگیه اوریئیوس دستور یافت سر تیسافرن را از تن جدا کرده و به شوش بفرستند.پریزاد به کین خواهی خود رسید و اکنون می توانست خرسند بمیرد ولی پارس تواناترین تدبیرگر خویش را از دست داد.[۷۷]
پلوتارک می نویسد اردشیر با کشتن تیسافرن که اشکارترین و بدترین دشمن یونانی ها بود هر سیه روزی را که به یونان وارد آورده بود جبران کرد.
اینک اسپارت شرمناک و سرافکنده از آتن و متحدین یونانی به خاطر اتحادی که در گذشته با ایران داشت در مقابل دولت پارس قرار گرفته بود و قصد داشت به جبران گذشته به ازادی جزایر یونانی نشین و سپس تصرف آسیای کوچک بپردازد . یونانیان که درد تحقیر را چشیده بودند ، از اگه زیلاس به مثابه قهرمانی که می تواند آنها را در مقابل قدرت طلبی و سلطه گری پارسیان برتری بخشد استقبال کردند . شعار این سردار اسپارتی انتقام از ایرانیان و کشاندن جنگ به خانه آنان بود . دولت ایران برای مقابله با تجاوز سردار اسپارتی شخصی به نام تیموکرات [۷۸] از اهالی ردس را با پنجاه تالان پول ۳۰۰ هزار فرانک طلا به یونان فرستاد تا در شهرهای یونانی نظر فرماندهان و فرمانروایان را به طرفداری ایران جلب کند و آتش جنگ را بر ضد اسپارت در یونان برافروزد تیموکرات با زبردستی توانست ماموریت پنهانی خود را با صرف هزاران دریک طلا انجام دهد و شهرهای آتن تب ، کورینت و ارگس را علیه اسپارت وادار به جنگ کند. به دنبال این سیاست جدید سردار اسپارتی به سال ۳۹۴ ق. م به وسیله افورهای اسپارت از آسیای کوچک فراخوانده شد.[۷۹]
اگه زیلاس درست زمانی به اسپارت فراخوانده شد که خواب تاخت و تازه های تازه را با کاپادوکیه می دید اما برای او یک عامل عمده ناشناخته ماند و آن شناختی بود که پارسیان از دیرباز از یونانیان داشتند آنان یک سستی تباه کننده تر یونانی را کشف نموده بودند و دیر زمانی آن عامل را که بسیار برنده تر از شمشیر بود در دنیای یونانی بکار می گرفتند .
طلا همیشه در بدترین شرایط بهترین عملکرد را پدید می آورد در سخن کوتاه و رک اسپارتی اگه زیلاس این حقیقت آشکار نهفته است او در هنگام ترک آسیا می گفت مرا ده هزار کمان گیر شاه از آسیا راندند . و غرض او از این گفته ده هزار بیمرگ نبود بلکه سکه هایی بود که رویش انگاره شاه چون کمانگیری نمایانده شده بود.[۸۰]
اردشیر به درستی درک می کرد همانگونه که آتن با کمک نظامی ایران به دست اسپارت در اگس پوتامس از ادعاهای خویش برای تسلط بر دنیای یونانی دست برداشته بود اینک نیز با تقویت و پشتیبانی آتن باید حریفی روبروی اسپارت که دولت هخامنشی را با خطر روبرو ساخته بود قرار داد استراتژی اردشیر سرانجامی سخت برای یونان به بار آورد.

۳-۲-۴ شاه اردشیر صلح شاه را به یونان تحمیل می کند

ساختن دیوارهای آتن اسپارت را نگران می کرد آنان بخاطر می آورند که در پایان نبردهای پلوپونز این دیوارها را که به وسیله تیمستوکلس ساخته شده بود از بیخ و بن برانداخته بودند ولی سیاست اخیر ایران در حمایت از آتن برای اسپارت قابل تحمل نبود اگر آتن قوی می شد اسپارت محکوم به نابودی بود زیرا ذخائر و نیروهایش را در جنگ های فرسایشی و طولانی از دست داده بود لذا اسپارت در مقام عذرخواهی برآمد. رفتار اگه زیلاس برای اسپارت نتیجه ای هراس انگیز داشت . شورای عالی اسپارت رای داد ، سفیری برای پوزش به ایران فرستاده شود دریاسالار جدید اسپارت آنتالسیداس از طرف شورا به عنوان سفیر عالی اسپارت به نزد تیری باذ در سارد فرستاده شد آتنی ها نیز همین که از این واقعه مطلع شدند سفرایی نیز روانه کردند تا لاسه دمونی ها تنها به قاضی نرفته باشند .[۸۱]
آنتالسیداس در نزد تیری باذ اعتراف کرد که لاسه دمونی ها نظری به شهرهای آسیایی یونان در آسیای کوچک ندارند و تنها چیزی که اسپارت از شاه ایران می خواهد این است که شاه اردشیر استقلال جزایر و شهرهای یونانی اروپایی را بشناسد آنتالسیداس برای بار یافتن به نزد شاه دو سال در سارد انتظار کشید و سرانجام به اتفاق تیری باذ در شوش به حضور شاه اردشیر رسید. او این سفیر نیرنگ باز را به گرمی پذیرفت اردشیر تاج گلی را که به گرانبهاترین عطرها آغشته شده بود نثار این اسپارتی محیل نمود و او را نوازش کرد و سرانجام شاه پیشنهاد اسپارت را پذیرفت . مجلس آخر این کمدی سیاسی در سارد به نمایش نهاده شد . تیری باذ که به جای فرناباذ به فرمانروایی آسیای کوچک برگزیده شده بود در سارد فرمان اردشیر را که به مهر او ممهور شده بود به نمایندگان دول یونانی نشان داد مضمون فرمان به گفته گزنفون چنین بود شاه اردشیر عادلانه می داند که شهرهای آسیایی جزایر کلازومن و قبرس را مستملکات خود بداند و آزادی و استقلال داخلی یونان اروپایی را که به آنها مسترد خواهد ساخت مگر محلازدمن[۸۲] ، ایمبروس و سکیروس[۸۳] که مانند گذشته از آن آتنی ها خواهد بود هرک
ه صلح را نپذیرد با او خواهم جنگید همراه با آنها که با من داستانند پیاده و در دریا با کشتی و با پول .
برطبق یک ماده دیگر عهد نامه که در بادی امر جالب توجه به نظر می آمد ، استقلال همه شهرهای بزرگ و کوچک یونانی تضمین می شد . آیا یونانیان چیزی بهتر از ا ین می خواستند؟ مسلماً نه ، به شرط آنکه اسپارت با ایران متحد نشده بود! اردشیر دوم ، اسپارت را به صورت سگ نگهبان خود در آورده بود و بدین ترتیب می خواست جلو اقدامات یونانیان را در مورد برقراری مجدد وحدت خویش بگیرد. در حقیقت ، اسپارت ماموریت مشعشع نظارت بر اجرای دقیق عهدنامه را برعهده گرفته بود! و آنچه برای او می ماند این
بود که تمام خاک خود را حفظ می کرد و در میان یونانیان به دلیل رابطه با دولت ایران احساس مزیت و برتری می نمود[۸۴]
در این زمان یونانیان چنان ضعیف و چنان عاجز و متفرق شده بودند که می بایست نه تنها سیطره اسپارت بلکه تفوق شاهنشاه ایران را نیز بپذیرند . این نخستین بار پس از نبرد میکال بود که ایرانیان توانستند به طور واقعی تسلط خود را بر یونانیان آسیای کوچک تحمل نمایند . اینک اردشیر می توانست به خوبی خودستایی کند، آنجایی که داریوش و خشایارشا درمانده بودند او کامیاب گشته بود.[۸۵]
صلح شاهنشاه ، جهان یونانی را به دو بخش تقسیم کرد. این دو بخش یکی به طور مستقیم و دیگری به طور غیر مستقیم تحت استیلای ایران بودند . یونانیان میراث عصر طلایی خود را بر باد داده و قهرمانان و مردان سیاسی خویش را انکار کرده بودند و آنچه اهانت را شرم آورتر می ساخت این بود که یونانیان می بایست در برابر دشمنی سر فرود آورند که او را در دریا و در خشکی شکست داده بودند . اینک اسپارتیان در سایه قدرت هراس آور ایران بر یونانیان به همان اندازه نظارت دقیق می کردند که بر هیلوت های خودشان. آنگاه استانداران ایرانی مجدداً بر اریکه قدرت خویش در آسیای کوچک بازگردیدند و پیش از پیش به یونانیان آسیای کوچک ظلم و اجحاف کردند حکومت اسپارتیان و دوستان ایرانی آنها حس تنفری در یونان ایجاد کردند که ثمرات تلخ خود را در آینده ای نه چندان دور به بار آورد. از پیمان آنتالسیداس تا حضور اسکندر مقدونی در آسیای کوچک و نبرد گرانیکوس هنوز سی سال راه باقی بود. « صلح شاه » بی اعتباری روابط اجتماعی دولت های یونانی را یک بار دیگر ثابت نمود . عصر طلایی اما کوتاه پریکلس ( نیمه دوم قرن پنجم ق.م) یونان ، اروپا را از یک تابش کوتاه با عظمت و پرآوازه بهره مند ساخته بود اما شرایط صلح امپراطوری دریایی آتن و قدرت هراس انگیز زمینی اسپارت را از هم پاشید . روزهای زرین پریکلس رفته بود و هرگز باز نمی گشت. اینک بسیاری از دولت شهرهای یونانی به صورت اعضای یک پهنه وسیع امپراطوری پارس درآمده بودند سربازان یونانی و اسپارتی که زمانی در ماراتن و در پلاته حماسه آفریده بودند اینک در سپاه شاه و ارتش های مصری به صورت مزدوری به کار می پرداختند.
با این همه در ولایات آسیای کوچک و ایونی کارها به سادگی پیش نمی رفت و اردشیر ناچار شد چند بار دیگر قدرت صلح شاه را که ارکان آن بر سیاست و طلا تکیه داشت ، به یونان تاکید نماید اما با ورود سیاست های ایران در این کشورها ، نوعی حکومت های خودمختار مبتنی بر جنبه های دموکراتیک رایج بود. زیرا ایرانیان دست این ولایت را که از مرکز امپراتوری بسیار دور بودند در امور داخلی خود بسیار آزاد نهاده بود و نیز مانند گذشته از سلسله های محلی و شهرهای آزاد رو به رشد خواسته نمی شد تا سیادت شاه بزرگ را بر خود بپذیرند و خراج منظم به دربار ایران بپردازند. حتی آنان دیگر مغلوب را به قبول آیین خویش نیز وادار نمی ساختند . از این رو بر روی سکه های شهربانان ولایات نقش اهورامزدا مشاهده نمی شد ، بلکه تصویر بعل ترسوس[۸۶] و پالاس آتنه نقش شده است.[۸۷]
با مرگ اردشیر دوم به سال ۳۵۸ ق.م تاریخ روابط ایران و ملل یونانی در مسیر انتهایی قرار می گیرد سیاست اردشیر دوم در تصنیف ملل یونانی برای درازمدت ، نتایجی شوم برای هر دو ملت ایران و یونان به بار آورده بود. در شمال یونان و در کوهستان های بلند مقدونیه سپاهی به فرمانروایی فیلیپ آماده می گردید تا از راهی که ایرانیان آن را در یونان ضعیف شده فراهم ساخته بودند بگذرد و امپراتوری هخامنشی را نابود سازد. راهی که اسکندر از آن عبور می نمود.

۳-۲-۵ سخنی درباره اردشیر دوم

اردشیر دوم هخامنشی پس از سلطنتی طولانی بر امپراتوری پارس به سال ۳۵۸ ق.م در گذشت . دوره سلطنت این پادشاه ، عصر اضمحلال قدرت سیاسی یونان و بروز جنگ های داخلی در آن و در نتیجه ، اعمال قدرت فراوان پارس ها بر آنان بود. در واقع کاری در یونان انجام نمی شد مگر آنکه دربار پارس در آن دخالت و بر آن نظارت داشته باشد.
در مورد سن و مدت سلطنت او ، روایات مختلفی به نگارش درآمده است . پلوتارک می گوید وی در سن ۹۴ سالگی در سال شصت و دوم سلطنت خود فوت کرد.[۸۸]
« دی نن » نیز همین عقیده را دارست. دیودور سیسیلی در کتاب ۱۵ ، بند ۹۳ می نویسد « اردشیر چهل و سه سال سلطنت کرد و در سال سوم المپیاد ۱۰۴ فوت کرد.» بنابراین حساب فوت او در ۳۶۲ ق.م روی داده است. «نلدکه» معتقد است وی در ۳۵۸ ق.م در گذشته و چهل و شش سال سلطنت نمود.[۸۹]
از میان مورخین فوق تنها پلوتارک شخصیت او را ستوده است و می گوید اردشیر به رافت شهرت داشت . ملت او را دوست میداشتند در زمان های آخر سلطنت خویش بسیار مهربان بود و از خونریزی دوری می گزید.
در زمان طولانی سلطنت این شاه ایران حاکم مقتدر و بی چون و چرای یونان بود سیاستمداران ایرانی چون تیسافرن و فرناباذ ، ملت های یونانی را به بازیچه های کوچکی مبدل ساخته بودند و آنچه که در دوران جنگ های پلوپونز بر سر یونان آمده بود توسط اردشیر به شکلی سخت تر و کوبنده تر بر این دولت شهرها تحمیل شد باید افزود که سیاست خارجی ایران به وی‍ژه در یونان در زمان این پادشاه موفق ترین و پیروزترین سیاست خارجی عصر هخامنشی بوده است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-09-06] [ 01:01:00 ق.ظ ]




مبحث دوم: انواع مرابحه:
مرابحه انواع مختلفی دارد، که از چند نقطه نظر قابل بررسی می‌باشد:
می‌توان آن را از اعتبار شیوه انجام معامله؛ به مرابحه وکالتی و اصالتی تقسیم بندی نمود. و یا از حیث اخذ سود؛ به مرابحه درصدی و مرابحه با سود مبلغی؛ منقسم کرد. و از جهت کاربرد، به اوراق مرابحه و مرابحه کالایی قابل تقسیم می‌باشد. که اوراق مرابحه خود به چهار قسم است:[۲۶]
اوراق مرابحه برای تأمین مالی
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اوراق مرابحه برای تأمین نقدینگی
اوراق مرابحه برای تشکیل سرمایه شرکت‌های تجاری
تبدیل اوراق مرابحه رهنی به اوراق بهادار، برای مطالبات بانک‌ها، موسسات مالی و اعتباری و لیزینگ‌ها
مرابحه از لحاظ قلمرو به مرابحه تجاری و مرابحه فردی تقسیم بندی می‌شود.[۲۷]
که ذیلاً به بررسی تک تک آنها می‌پردازیم:
گفتار اول: مرابحه از اعتبار شیوه انجام معامله
تقسیم بندی مرابحه از جهت شیوه انجام معامله، دو نوع است مرابحه اصالتی و مرابحه وکالتی که به تفضیل ذیل میباشد:
الف- مرابحه اصالتی
در این حالت فروشنده خود به خرید کالا اقدام نموده، یا کالا را موجود دارد و فروشنده به عنوان یک تاجر معمولی، کالا را از بازار خریداری می کند و به امید اینکه آن را با کسب سود، به شخص دیگری بفروشد، در این روش فروشنده، ریسکی را از سرمایه گذاری؛ در کالاهای خریداری شده، قبول می‌کند. و دست یافتن ایشان به سود، منوط خواهد بود به توانمندی وی در بازار و پیدا کردن خریداری مناسب، برای فروختن جنس خریداری شده؛ و در انتها فروشنده، موقع فروختن کالاهای موردنظر بایستی، قیمت تمام شده، سود، هزینه‌های حمل و نقل، گمرک و مالیات را به خریدار مشخص نموده و خریدار مشخصاً، بداند چه مقدار پول بابت بهای کالا و یا صاحب شدن آن باید بپردازد و چه میزان سود خواهد نمود.
ب-مرابحه وکالتی
در این حالت فروشنده مشتری خود را وکیل در خرید جنس درخواستی کرده، و پس از آن کالای خریداری شده توسط مشتری را با در نظر گرفتن سود معین، به مشتری می‌فروشد. البته این نوع مرابحه بیش از مرابحه اصالتی کاربرد دارد و کاربرد اصلی آن در فراهم نمودن کالا، دارایی، ابزارآلات صنعتی موردنیاز تولید کننده‌ها، شرکت‌ها و اشخاص حقیقی می‌باشد. در این نوع مرابحه؛ سه طرف دریک معامله دخیل هستند؛ خریدار، فروشنده وبانک یا موسسه مالی به عنوان واسطه، حضور دارند.
طبق این نوع قرارداد، بانک به عنوان واسطه، کالای مورد معامله را از فروشنده به خریدار منتقل می کند. به بیان دیگر، بانک پس از دریافت سفارش یا تقاضای خرید یک جنس معین از طرف خریدار، برای انجام دادن سفارش وی، کالای مشخص شده را از فروشنده خریداری می‌کند؛ و با دریافتن سود معینی به خریدار می‌فروشد. به هنگام فروش هزینه‌های حمل و نقل گمرک و مالیات نیز باید به اطلاع خریدار رسیده باشد.
در این حالت بانک کالا را به شرطی می‌خرد که در سفارش خرید ارائه شده از سوی خریدار، به صورت مشخص به قیمت کالا، و ویژگی‌های آن اشاره شده باشد.
چیزی که در این شرایط محرز است؛ ریسک بانک در فاصله خرید کالا و فروش آن به مشتری می‌باشد. که به آن ریسک تجاری می‌گویند. چرا که بانک در این حالت به عنوان واسطه بین خریدار و فروشنده، مسئول همه گونه مشکل و کیفیت نامناسب کالا است. همین‌طور است، اگر بهای کالا توسط خرید به صورت نقد پرداخت نشود؛ بانک به جهت تأمین مالی خریدار، در معرض ریسک اعتباری نیز خواهد بود. و همان طوری که گفته شد، بانک هم در معرض ریسک تجاری و هم در معرض ریسک اعتباری قرار خواهد گرفت.
گفتار دوم: مرابحه از حیث اخذ سود
سود قرارداد مرابحه، با توافق طرفین معین می شود. و می‌تواند به صورت مقطوع یا درصدی از بهای کالا باشد. اما نمی‌تواند تابعی از زمان باشد زیرا شبهه ربا پیش می‌آید.
الف- مرابحه درصدی
در این حالت، فروشنده، کالای خریداری شده را با در نظر گرفتن درصد سود مشخصی، به مشتری می‌فروشد.
در این روش مبلغ مشخص نمی‌شود. و فروشنده پس از اطلاع رسانی قیمت خرید و کلیه هزینه‌ها، درصدی از قیمت کالا را بعنوان سود، اعلام می‌کند. به عنوان مثال کالایی را به x رقم خریداری می کند و پس از اعمال هزینه‌های مترتبه، که به اطلاع خریدار می‌رساند. مبلغ می‌شود x+y .فروشنده می‌تواند به مبلغ x تعیین درصد نماید.
ب- مرابحه با سود مبلغی
در این حالت فروشنده، کالای خریداری شده را با در نظر گرفتن مبلغ سود مشخص، به مشتری می‌فروشد. به طوری که فروشنده پس از اطلاع رسانی قیمت خرید و هزینه‌های مترتبه (اعم از حمل و نقل، بیمه، اجاره انبار و …)، مبلغی را به عنوان سود فیکس کرده، و به خریدار می‌فروشد. درمثال فوق x+y را به اطلاع مشتری رسانده و مبلغ Z را به عنوان سود تعیین نموده، و پس از قبول مشتری عقد مرابحه ایجاد می‌گردد.
گفتار سوم: مرابحه از حیث قلمرو
مرابحه از جهت قلمرو میتواند به دوصورت بررسی شود مرابحه تجاری و مرابحه فردی، که شرح مختصر آنها به قرار زیر میباشد:
الف-مرابحه تجاری
مرابحه تجاری بیشتر جهت رفع نیازهای تجاری، معاملاتی و تأمین مالی بانکها و موسسات مالی بکار می‌رود.
ب- مرابحه فردی
اکثراً جهت رفع نیازهای شخصی، و تأمین مالی افراد خانوارها، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مبحث سوم: مقایسه مرابحه با مفاهیم مشابه و مزایا ومعایب
در این مبحث، عقد مرابحه را با عقود دیگری که با مرابحه قرابت داشته و در جامعه رایج میباشد.ابتدا وسپس مزایا و معایب گوناگون آنرا مورد بررسی قرار میدهیم.
گفتار اول:مقایسه مرابحه با مفاهیم مشابه
عقد مشارکت مدنی و انواع عقود فروشاقساطی از جمله عقودی هستند که از برخی جهات با عقد مرابحه سنخیت داشته و دارای وجوه مشترکی میباشند.
الف- مشارکت مدنی
به موجب دستورالعمل اجرایی، مشارکت مدنی عبارتست از در آمیختن سهم الشرکه نقدی و یا غیرنقدی متعلق به اشخاص حقیقی یا حقوقی متعدد، به نحو مشاع، به منظور انتفاع طبق قرارداد[۲۸] موضوع مشارکت، در تسهیلات ایجادی در فعالیت‌های تولیدی، بازرگانی و خدماتی باید مشخص و معین شود. مشارکت مدنی می‌تواند برای رفع نیاز و تأمین سرمایه در گردش واحدهای اقتصادی از جمله تولیدی، بازرگانی و یا خدماتی مورد استفاده قرار گیرد، که حداکثر مدت جهت تسویه این مشارکت یکسال خواهد بود.
البته مشارکت مدنی را می توان در غیر تأمین سرمایه در گردش در امور تولیدی صنعتی، خدماتی، معدنی، کشاورزی، احداث مسکن و ساختمان حداکثر مدت سه سال جهت تسویه مشارکت تعیین نمود که در مواردی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند این مدت را افزایش دهد.
سرمایه در گردش در امور بازرگانی و تولیدی شامل موجودی کالا، مواد اولیه موجود (در بخش تولید) وجوه نقد و … می‌شوند. در بخش بازرگانی، مفهوم سرمایه در گردش نسبتاً با مفهوم آن در بخش تولید متفاوت است. مثلاً در بخش تولید؛ سرمایه در گردش به صورت مواد اولیه، کالا در جریان ساخت و کالای ساخته شده نمود پیدا می‌کند. ولی در بخش بازرگانی فعالیت اصلی، در خرید و فروش کالا خلاصه می شود. و سرمایه در گردش در این بخش، منحصر به موجودی نقد و موجودی کالا می‌شود.
در عقد مشارکت مدنی، خصوصاً در بخش بازرگانی یکی از طرفین قسمت اعظم سرمایه را تأمین می نماید. و طرف دیگر، متعهد به خرید و فروش کالای آماده گردیده، و سود حاصل را با نسبت معین تقسیم می‌نمایند. تشابهی که عقد مشارکت مدنی بازرگانی، با عقد مرابحه می‌تواند داشته باشد. زمانی است، که تأمین کننده مالی بخواهد سهم خود را در مشارکت به طرف دیگر واگذار نموده، و درخواست برگشت سرمایه را در سررسیدهای معین، به صورت اقساط نماید.
ب- فروش اقساطی
فروش اقساطی در واقع بیعی است، که بها و ثمن آن به جای آنکه نقدی دریافت شود، تمام یا قسمتی از آن به اقساط مساوی و یا غیرمساوی از خریدار دریافت می‌شود. «آئین نامه اجرایی قانون عملیات بانکی بدون ربا، طی مواد ۴۷ تا ۵۶ اعطای تسهیلات فروش اقساطی را در سه بخش قابل تحقق و امکان پذیر دانسته است.
فروش اقساطی جهت تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی (مواد اولیه، لوازم یدکی، ابزارکار مصرفی و سایر نیازهای اولیه مورد احتیاج واحدها)
فروش اقساطی وسایل تولید: ماشین آلات، وسایل حمل و نقل، کالاهای مصرفی بادوام ساخت داخل و تأسیسات
فروش اقساطی مسکن»[۲۹]
اول- فروش اقساطی مواد اولیه، لوازم یدکی و ابزار کار
منظور از این نوع فروش اقساطی، خرید کالاهای موردنیاز واحدهای تولیدی با درخواست آنان توسط بانک و سپس فروش نسیه کالاهای خریداری شده به جهت تأمین قسمتی از سرمایه در گردش موردنیاز واحدهای تولیدی می‌باشد. به ترتیبی که بهای کالا به صورت یکجا و یا به اقساط مساوی و یا نامساوی، ولی در سررسیدهای معین دریافت گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




  • عناصر غذایی ثانویه: کلسیم - منیزیم و گوگرد.
  • عناصر غذایی کم مصرف یا ریز مغذی ها : کلر، آهن، منگنز، بر ، روی، مس، مولیبدن و نیکل

بعضی گیاهان زراعی از عناصر دیگری نیز استفاده می کنند که از آن جمله می توان به استفاده چغندر قند و برخی از محصولات کشاورزی گرمسیری از سدیم و استفاده ذرت، علف های چمنی و برنج از سیلسیم اشاره کرد. سرعت رشد گیاه یکنواخت نیست. رشد گیاه به کندی آغاز می شود، سپس با افزایش برگ و تا زمان کامل شدن پوشش گیاهی ، یعنی زمانی که سطح خاک توسط گیاه سایه اندازی می شود، افزایش می یابد. از آن پس گیاه دیگر نمی تواند نور بیشتری را جذب کند و رشد تا زمان بلوغ و پیری گیاه ثابت می ماند. طی این دوره گیاه از یک سری مراحل نمو عبور می کند. جذب عناصر غذایی در این مراحل متفاوت است. غلات در مراحل نخستین رشد خود عناصر غذایی را به سرعت جذب کرده و طی این دوره ۶۰ تا ۸۰ درصد نیاز خود را تأمین می سازند از این زمان به بعد و تا هنگام رسیدن، سرعت جذب عناصر غذایی ثابت مانده و یا کاهش می یابد. طی دوره رسیدن، عناصر غذایی از سایر اندام های گیاه به دانه، بذر و یا غیره منتقل می شود.
بیشترین سرعت جذب عناصر غذایی به گونه گیاه زراعی، اقلیم و شرایط خاک بستگی دارد. مقادیر معمول بیشترین سرعت جذب عناصر غذایی در غلات مناطق معتدل، حدود ۵ کیلوگرم نیتروژن و پتاسیم و ۵/۰ کیلوگرم فسفر در هکتار در روز می باشد [۴۴].
گیاهانی که در اقلیم های گرم تر رشد می کنند، مانند برنج و ذرت، سریع تر از گیاهان مناطق معتدل رشد می کنند و این مقادیر برای آن ها بیشتر است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

عملکرد یا تولید گیاه کشاورزی به صورت مقدار محصول برداشت شده ، تعریف می شود. عملکرد را می توان بر حسب ماده خشک، در یک محتوای آب استاندارد شده و یا بر حسب محصول برداشت شده نشان داد [ ۳].
۱-۱۳- تغذیه گیاهی متعادل
تغذیه متعادل به دلایل زیر یکی از جنبه های مهم کشاورزی پایدار می باشد.

  • محصولات کشاورزی به تمام عناصر غذایی به مقدار کافی نیاز دارند تا به سرعت رشد و نمو نموده و عملکردهای بالایی را تولید کنند، اما مقادیر بسیار زیاد بعضی از عناصر غذایی مثل بُر ممکن است برای آن ها سمی باشد
  • وقتی عملکرد در نتیجه استفاده از یک عنصر غذایی ( معمولاً نیتروژن ) افزایش یابد، نیاز به سایر عناصر غذایی نیز افزایش می یابد و اگر این نیازها برآورده نشود، نشانه های کمبود این عناصر غذایی آشکار می شود. حتی اگر کمبود آن قدر شدید نباشد که نشانه های مشخصه آن مشهود گردد ولی ممکن است عملکرد را کاهش دهد.
  • جذب بعضی عناصر غذایی به نسبت آن ها در محلول خاک بستگی دارد. به عنوان مثال جذب بسیار زیاد پتاسیم مقدار منیزیم را کاهش می دهد.
  • تلفات نیتروژن در خاک در صورتی که کمبود سایر عناصر غذایی رشد گیاه زراعی و جذب نیتروژن را کاهش دهد، افزایش می یابد.

۱-۱۴- منابع عناصر غذایی
در مدیریت تغذیه محصول های کشاورزی باید تمام منابع عناصر غذایی گیاهی مورد توجه قرار بگیرند. منابع اصلی عناصر غذایی عبارتند از :

  • آزاد شدن عناصر غذایی از ذخایر خاک مثل مواد آلی خاک
  • کود دامی
  • بقایای گیاهی که در حال تجزیه اند ( ریشه ، کاه و … )
  • تثبیت زیستی نیتروژن
  • آب آبیاری و جذب هوایی
  • کودهای معدنی

۱-۱۵- عناصر غذایی ذخایر خاک
خاک ها یکی از ذخایر طبیعی عناصر غذایی هستند، ولی در بیشتر موارد ، عناصر غذایی موجود در خاک به شکلی نیستند که بلافاصله گیاه بتواند آن ها را جذب کند. به عنوان مثال یا به ذرات معدنی خاک چسبیده اند و یا بخشی از این ذرات هستند و یا این که در ماده آلی خاک قرار دارند. این عناصر غذایی طی فرایندهای زیر که کند و آهسته هستند در دسترس گیاه قرار می گیرند.

  • تجزیه زیستی مواد آلی ( معدنی شدن )
  • واکنش های شیمیایی مواد معدنی خاک ( هوا دیدگی )
  • آزاد شدن عناصر غذایی از ذرات خاک

آزاد شدن عناصر غذایی به روش های فوق کندتر از آن است که بتواند خروج این عناصر از خاک را که ناشی از تولید محصول های کشاورزی است جبران کند به ویژه در مناطق گرمسیری مرطوب که هوا دیدگی خاک ها بسیار شدید است. اگر عناصر غذایی خارج شده از خاک جایگزین نشوند خاک به تدریج از آن مواد تخلیه می شود.
۱-۱۶- عناصر غذایی کودهای آلی
کودهای آلی منشاء حیوانی یا گیاهی دارند و یامخلوطی از این دو هستند . بیشترین مقدارکود آلی از فضولات حیوانات مزرعه به دست می آید.
۱-۱۷-کود دامی
کود دامی، ماده ای غیر یکنواخت است و مقدار عناصر غذایی آن به نوع دام، نوع علوفه، روش جمع آوری کود و مدت زمان نگهداری آن بستگی دارد. دسترسی گیاهان در عناصر غذایی قابل پیش بینی نیست و به درجه حرارت و شرایط آب و هوایی بستگی دارد. مجموعه این عوامل، برآورد دقیق مقدار کود دامی معرفی و پیش بینی توانایی دسترسی عناصر غذایی برای گیاه را در کوتاه مدت و دراز مدت دشوار می سازد.
کود دامی علاوه بر اضافه نمودن عناصر غذایی به خاک، منبع مواد آلی نیز می باشد و به بهبود ساختمان خاک و افزایش مقدار هوموس آن کمک می کند. کود دامی از جمله منابعی است که اگر در اختیار باشد، باید از آن استفاده کامل برد اما استفاده از کود دامی تنها بخشی از عناصر غذایی خارج شده از خاک را تأمین می کند.
کود دامی قادر نیست کل عناصر غذایی خارج شده از مزرعه را که ناشی از تولید گیاهان علوفه ای است جبران کند مگر این که بخشی از علوفه دام از خارج از مزرعه تأمین شود. علاوه بر این ممکن است نسبت عناصر غذایی موجود در کود دامی متناسب با نیازهای گیاه زراعی نباشد و برای بهره گیری کامل تر از کود دامی به کودهای معدنی مکمل نیز نیاز باشد.
۱-۱۸- کود سبز و بقایای گیاهی
کود سبز مواد گیاهی تازه ای است که به خاک افزوده می شود. اغلب کمتر از ۳۰ درصد عناصر غذایی موجود در کود سبز در دسترس گیاهان زراعی بعدی قرار می گیرد [۷]. اما این مقدار بسته به نوع کود سبز و شرایط اقلیمی فرق می کند.
مثالهایی از کود سبز عبارتند از :

  • گیاهان تله یا گیاهان پوششی که به منظور پیشگیری از آبشوبی نیترات یا فرسایش خاک، کشت می شوند و سپس قبل از کاشت محصول بعدی به داخل خاک شخم زده می شوند. در حال حاضر این روش یکی از روش های استاندارد و متداول در بسیاری از نقاط اروپا است.
  • بقولات که به خاطر توانایی تثبیت زیستی نیتروژن کشت می شوند.

کودهای سبز در شکل گسترده ای جهت تولید برنج مطالعه شده اند [۷]. اما در عمل کشت گیاه به عنوان کود سبز برای کشاورزان از نظر اقتصادی و هزینه نیروی کار گران تر از آن است که بتواند جایگزین استفاده از کودهای شیمیایی شود. درمناطق نیمه خشک نیز کمبود آب، مانع از کشت متوالی و محصول در یک فصل است.
بقایای محصول زراعی اغلب ( ولی نه همیشه ) در مزرعه باقی می مانند. این بقایا یکی از منابع مهم عناصر غذایی به شمار می روند. به عنوان مثال بخش عمده پتاسیمی که توسط غلات جذب می شود در کاه آن تجمع می یابد و در بسیاری از محصولات کشاورزی دیگر( مثل چغندر قند، سیب زمینی و کلزا ) بیش از نیمی از عناصر غذایی محصول پس از برداشت در بقایای آن باقی می ماند. بنابراین مدیریت بقایا بخش مهمی از مدیریت تغذیه گیاهی
است [ ۳].
۱-۱۹- تثبیت زیستی نیتروژن
در هوا مقدار زیادی نیتروژن وجود دارد. اما این نیتروژن به شکلی است که گیاه نمی تواند از آن استفاده کند. بعضی از باکتری ها قادرند نیتروژن جوی را به آمونیاک تبدیل کنند و آن را به عنوان منبع نیتروژن خود مورد استفاده قرار دهند. به این فرایند تثبیت زیستی نیتروژن گفته می شود. گیاهان نمی توانند این عمل را انجام دهند، اما برخی از آن ها می توانند آلودگی خود به باکتری های تثبیت کننده نیتروژن را بپذیرند و آن را کنترل کنند. این باکتری ها نیتروژن ( آمونیاک ) مورد نیاز گیاه را تأمین می کنند و گیاه نیز در مقابل انرژی مورد نیاز باکتری ها را در قالب ترکیب های آلی تأمین می کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




مطابق معمول روش حجم محدود با گسسته سازی معادلات انتقال شروع میشود. در ابتدا باید محل ذخیره سازی مقادیر سرعت معین گردد. منطقی به نظر میرسد که آنها در موقعیت مقادیر اسکالر مانند فشار، دما و .. تعریف شوند. اما اگر سرعت‌ها و فشار هر دو در روی گره های یک حجم کنترل معمولی تعریف شوند، یک میدان فشار شدیدا نوسانی قادر است مانند یک میدان کاملا یکنواخت در گسسته سازی معادلات مومنتم عمل کند. این موضوع را در یک شکل دو بعدی ساده که در شکل (۳-۴) آمده است، میتوان نشان داد. در اینجا برای سادگی کار از یک شبکه بندی یکنواخت استفاده شده است. فرض کنید یک میدان فشار غیر منظم با مقادیری که در شکل نشان داده شده موجود است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اگر گره فشاردر e وw با میانیابی خطی حاصل شود، گرادیان فشار  که در معادله مومنتوم x ظاهر می‌شود به این صورت بدست میآید:

(۳-۵۳)  

و به همین صورت گرادیان فشار  در معادله مومنتومv به شکل زیر حاصل میشود :

(۳-۵۴)  

این در حالی است که فشار گره P در معادلات (۳-۵۳) و (۳-۵۴) ظاهر نمیشود.
با این توضیح تمام گرادیانهای فشار گسسته در میدان حل برابر صفر میشوند. این در حالی است که در واقعیت میدان فشار اشاره شده نوسانات مکانی را در هر دو جهت نشان میدهد. در نتیجه این میدان فشار چشمههای مومنتوم را در معادله گسسته شده یکسان نشان میدهد و میدان را یک میدان یکنواخت فشار معرفی میکند. آشکارا میتوان دید که این رفتار غیر فیزیکی است.
واضح است اگر سرعتها روی گره های اسکالر تعریف شوند، اثرات فشار بدرستی در گسسته سازی معادلات مومنتوم ظاهر نمیشود. یک راهکار برای این مشکل استفاده از شبکه جابجا شده برای مؤلفه های سرعت است [۴۰]. این روش تمام مقادیر اسکالر مانند فشار، دانسیته، دما و … را روی گره خاص در نظر میگیرد اما مؤلفه های سرعت را روی گره های جابجا شده در وسط ضلع سلول محاسبه میکند. طرز قرار گرفتن گرهها برای جریان دو بعدی در شکل (۳-۵) نشان داده شده است.
مقادیر اسکالر در گرههایی که با  نشان داده شدهاند ذخیره میشوند ومؤلفههای سرعت در ضلعهای سلول و بین نودها تعریف میشوند که با پیکان در شکل نشان داده شده اند. پیکان افقی  بیانگر مؤلفه افقی سرعتu و پیکان عمودی  بیانگر مؤلفه عمودی سرعت v است.

 
شکل ۳-۵- طرز قرار گرفتن گرهها برای جریان دو بعدی

علاوه بر نماد گذاری S, N, W, E همچنین یک سیستم جدیدی از مکانها بر اساس شماره گذاری خطوط شبکه و وجوه سلول در شکل (۳-۶) استفاده شده است. هنگامی که از نمادهای اصلی S, N ,W ,E استفاده شود، سرعت u در وجوه اسکالر w و eو سرعت v در وجوه s و nذخیره میشوند.
ملاحظه میشود که حجمهای کنترل u و vنسبت به حجمهای کنترل اسکالر و نیز از یکدیگر متفاوت میباشند. این مسأله بطور مفصل در بحث مربوط به شبکه بندی کشیده شده مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
در ترکیب شبکه جابجا شده، گره های فشار در وجوه سلول مربوط به حجم کنترل u قرار میگیرند. لذا گرادیان فشارمربوطه بصورت زیرداده میشود:

(۳-۵۵) (با بهره گرفتن از حجم کنترل u)  

که δxu طول حجم کنترل u میباشد. بطور مشابه گرادیان فشار برای حجم کنترل v توسط رابطه زیر محاسبه میگردد:

(۳-۵۶) (با بهره گرفتن از حجم کنترل v)  

که در آن δyvپهنای حجم کنترل v میباشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




نمودار (۴-۱۶) ۹۱
نمودار (۴-۱۷) ۹۲
نمودار (۴-۱۸) ۹۲

نمودار (۴-۱۹) ۹۴

نمودار (۴-۲۰) ۹۵
نمودار (۴-۲۱) ۹۵

چکیده:

اسید الاجیک ماده ایی است که اولین بار در سال ۱۸۳۱ توسط شیمی دانی به نام هنری براکونت کشف شد اسید الاجیک در ۴۶ نوع میوه و سبزیجات یافت میشود و یک هورمون گیاهی و یک آنتاگونیست قوی است که دارای اثرات انتی اکسیدانی و انتی گلایکشنی میباشد و در حفاظت سلول از پراکیداسیون چربی و رادیکال های آزاد نقش دارد .دارای فرمول شیمیایی C14H6O8 و دارای جرم مولی ۳۰۲ gr/mol است.
اسید جاسمونیک عضوی از رده جاسموناتها و یک هورمون گیاهی است بزرگترین وظیفه اسید جاسمونیک در تنظیم کردن رشد گیاه است که شامل ممانعت از رشد, پیری و ریزش برگ گیاه میباشد. دارای فرمو شیمیایی C12H8O3 و جرم مولی ۲۱۰٫۲۷ gr/mol و دمای جوش۱۶۰ درجه ی سانتیگراد میباشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی غلظتهای مختلف اسید الاجیک و اسید جاسمونیک بر روی فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانی و برخی شاخص های بیوشیمیایی در بافت ریه موش سوری و کسب اطلاعات درباره اینکه این دو ماده شیمیایی در چه غلظتی تاثیرات آنتی اکسیدانی و آنتی گلایکشنی دارند می باشد . روش تحقیق براساس روش تجربی است ابتدا محیط کشت بافت ریه (MLCM) تهیه شده و پس از۲۴ ساعت انکوباسیون بافت از انکوباتور خارج و محتوای پتری ها تحت شرایط استریل به لوله های پلاستیکی دردار (فالکون) منتقل میشوند و بعد از هموژناسیون نسبت به اندازه گیری شاخص های بیوشیمیایی اقدام می گردد. سپس سنجش میزان فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانی و مقدار برخی شاخص های بیوشیمیایی به روش HPLC و اسپکتروفتومتری انجام شد.
آزمایشات با سه تکرارانجام گردید و محاسبه میانگین و انحراف معیار نتایج انجام و مقایسه انها با آزمون SSPSو ANOVA test در سطح معنی دار ۰۵/۰ > p نسبت به شاهد انجام شد. نتایج نشان داد اسید الاجیک و اسید جاسمونیک در برخی از غلظتها باعث افزایش معنی دار آنزیمهای آنتی اکسیدانی نسبت به نمونه ی شاهد و در شاخص های بیوشیمیایی کاهش معنی دار نسبت به نمونه ی شاهد دیده شد. بر اساس این تحقیق این دو ماده دارای خاصیت آنتی اکسیدانی و آنتی گلایکشنی بالا هستند.
واژگان کلیدی : اسیدالاجیک ” اسید جاسمونیک” آنزیم های آنتی اکسیدانی” شاخص های بیوشیمی.

فصل اول

مقدمه

مقدمه

مطالعه اثرات آنتی اکسیدانی و آنتی گلایکشنی جاسمونیک اسید و الاجیک اسید در بافت ریه موش سوری در شرایط INVITRO
۱ – ۱ بیان مسئله ی پژوهش:
۱-۱-۱ : فلاونوئیدها:
فلاونوئیدها (یا بیوفلاونوئید) (از کلمه لاتین فلاووس به معنای زرد) گروهی از متابولیت های ثانویه گیاهی هستند. فلاونوئیدها به عنوان ویتامین P (احتمالا به دلیل اثر آنها بر روی نفوذپذیری مویرگ های خونی عروق به حال) شناخته شده اند.
بیوفلاونوئیدها واقعا در گروه ویتامین ها قرار نمی گیرند اما بعضی مواقع با نام ‎ویتامین P خوانده می شوند. بیوفلاونوئیدها برای جذب ویتامین C لازم هستند و این دو باید با هم دریافت شوند. .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ساختار شیمیایی آنها شامل یک اسکلت ۱۵ کربن، که متشکل از دو حلقه فنیل (A و B) و حلقه هتروسیکلیک © می باشد.
شکل (۱-۱)

۱-۱-۲ تقسیم بندی فیتوکمیکال ها:

فیتوکمیکال ها را می توان به صورت زیر گروه بندی نمود: ۱- کارتنوئیدها ۲-فالوونوئیدها ۳- فیتات ها ۴- فیتواستروژن ها ۵- ایزوتیوسیانات ها و اندول ها ۶-فنل ها و ترکیبات حلقوی ۷- ساپونین ها ۸- سولفیدها و تیول ها ۹- ترپن ها.
۱ -۱-۳ اسید الاجیک
ماده ایی فنولیک است که اولین بار در سال ۱۸۳۱ توسط شیمی دانی به نام هنری براکونت کشف شد اسید الاجیک در ۴۶ نوع میوه و سبزیجات یافت میشود و یک هورمون گیاهی و یک آنتاگونیست قوی است که دارای اثرات انتی اکسیدانی و انتی گلایکشنی میباشد و در حفاظت سلول از پراکسیداسیون چربی و رادیکال های آزاد نقش دارد. دارای فرمول شیمیایی C14H6O8 و دارای جرم مولی ۳۰۲ gr/mol است محلول در هیدروکسیل سدیم و دیگر الکالین ها محلول در پیریدین و به میزان کم در اب است.
شکل (۱-۲)
بنابراین درمان با اسید الاجیک بوسیله حل آن در آب در دوز ۰۰۱/۰ میلی مول انجام میشود به رنگ قهوه های مایل به زرد تا خاکستری میباشد . از اسید الاجیک برای درمان بسیاری از بیماریها مانند مشکلات قلبی گوارشی دیابت کبد روماتیسم استفاده می شود.
۱-۱-۴ اسید جاسمونیک
عضوی از رده جاسموناتها و یک هورمون گیاهی است بزرگترین وظیفه اسید جاسمونیک در تنظیم کردن رشد گیاه است که شامل ممانعت ا ز رشد، پیری و ریزش برگ گیاه می باشد. دارای فرمول شیمیایی C12H8O3 و جرم مولی ۲۷/۲۷۰ gr/mol و دمای جوش۱۶۰ درجه ی سانتیگراد می باشد.
جاسمونیک اسید مانند الاجیک اسید دارای خواص آنتی اکسیدانی و آنتی گلایکشنی می باشد و در درمان بیاری از بیماری ها کاربرد دارد این مواد از طریق خوراکی وارد بدن میشوند و دارای خواص دارویی هستند. تاکنون بیش از ۸۰۰۰ نوع ترکیبات پلی فنلی از ساده تا ترکیبات پیچیده در انواع گیاهان شناسایی شده است. این اسید به روش زیستی از اسید لینولئیک بوسیله روش octadecanoid ابتدا در کلروپلاست و سپس در ادامه در پراکسی زوها ساخته می شود. مناطق انتهای ساقه، برگ های جوان , میوه های نارس و مریستم های انتهای ریشه دارای بیشترین مقدار از جاسمونات ها هستند. غالبا در اثر زخم و آسیب در گیاهان میزان جاسمونیک اسید که تحت تاثیر ژن های ویژه سنتنر می شود افزایش می یابد. نقش جاسمونات ها به عنوان قسمتی از یک مسیر انتقال پیام که به وسیله زخم های موضعی فعال می شوند به خوبی مشخص شده است. مقدار جاسمونات اندوژن بر اساس زخم افزایش می یابد و به وسیله فعال سازی ژن های درگیر در پاسخ های دفاعی گیاه ادامه می یابد.
شکل (۱-۳)
اسید جاسمونیک همچنین به مشتقات متنوعی تبدیل می‌شود، از قبیل استرها، مانند متیل جاسمونات و ممکن است با آمینو اسیدها نیز ترکیب شود.
شکل (۱-۴)

۱-۲ اهداف پژوهش:

بررسی غلظتهای مختلف اسید الاجیک و اسید جاسمونیک بر روی بافت ریه موش سوری و کسب اطلاعات درباره اینکه این دو ماده شیمیایی در چه غلظتی تاثیرات آنتی اکسیدانی و آنتی گلایکشنی دارند.

۱-۳ فرضیه های پژوهش:

اسید الاجیک و اسید جاسمونیک بر فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانی بافت ریه موثر هستند.
اسید الاجیک و اسید جاسمونیک دارای خاصیت آنتی گلایکشنی هستند.
اسید الاجیک تاثیر بیشتری بر بافت ریه نسبت به اسید جاسمونیک دارد.

۱-۴ ریه:

ریه عضو تنفسی انسان می باشد شامل دو قسمت ریه راست و ریه چپ می باشد .
ریه راست خودش شامل سه لوب یا بخش فوقانی - میانی و تحتانی و ریه چپ شامل دو لوب فوقانی و تحتانی است. این بخشها توسط شیارهای آناتومیکی به نام فیشر از یکدیگر جدا می شوند. ریه راست دارای دوشیار عرضی و مایل و ریه سمت چپ فقط دارای یک شیار عرضی می باشد.
( لوب: بخشی از ریه که توسط فیشر از هم جدا شده و ارتباط خاصی با هم ندارند ، هر لوب از چند سگمان تشکیل شده که با هم ارتباط دارند).

۱-۴-۱ ریه ی سمت راست:

شکل (۱-۵)
دارای ۳ لوب فوقانی ، میانی و تحتانی و هم چنین ۲ فیشر می باشد .
۱فیشر مینور ( عرضی / Lesser ) که لوب فوقانی و میانی را از هم جدا می کند . ۲ فیشر ماژور (oblique ) که لوب تحتانی و میانی را از هم جدا می کند .
اگر از رو به رو به ریه راست نگاه کنیم بیشترین مقدار را لوب میانی به خود اختصاص داده و لوب تحتانی سهم کمی دارد .
ولی اگر از پشت به آن نگاه کنیم قسمت بیشتر لوب تحتانی را در خلف می بینیم.

۱-۴-۲ ریه ی سمت چپ:

شکل (۱-۶)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]