آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



یکی از رایج ترین اصطلاحاتی که امروزه در بحث های مربوط به جامعه شناسی به کار برده می شود «از خود بیگانگی» است. صاحب نظران جامعه شناسی برای نخستین بار از خود بیگانگی را حالتی تعریف کردند که در آن آدمی در زندگی روزمره بخشی از وجود خود را فراموش می کند تا بتواند به وظیفه شغلی – سازمانی خود بپردازد و یا در واقع نقش بازی کند. ولی در این نقش بازی کردن از آن نوع زندگی که برای آن توانایی دارد، جدا مانده یا دور می افتد، و یا بیگانه میشود .جامعه شناسان کلاسیک ادعا می کردند که کارگر قرن نوزدهم میلادی در میان چرخ دنده های زنجیره تولید، به دلیل نقش هایی که به ایفای آنها ناگزیر بود به از خود بیگانگی دچار شده بود. این از خود بیگانگی در چند سطح روی می دهد.اول کارگر از فرآورده کار خود ودوم از نظام سازمانی (یا وسیله تولید) که این فرآورده را تولید می کند بیگانه می شود. بنابر نظر اینان، دلیل این بیگانگی این است که کارگر اختیار، آزادی و تسلط بر سرنوشت خود و آرزو برای اظهار وجود را در ازای دریافت یک دستمزد ناچیز از دست می دهد. این از دست دادن مفهوم خود، در نتیجه پیوستن به نظام کارخانه و یا سازمان تولید وی را بر آن می دارد تا از فرآورده های آن نظام بیزار و یا بیگانه شــود. آن جا که فرد به ناچار باید آرزوهای خود را برای اظهار وجود و تسلط بر سرنوشت خود رها سازد تا بتواند در نظام کارخانه یا سازمان باقی بماند، از آن جنبه های خویش که خواهان تسلط بر خود و تجربه با معنا هستند نیز بیگانه می شود و دور می افتد. در واقع وی از آن جنبه های منش یا روان خویش که قادر به ابزار آنها در زندگی روزمره نیست بیگانه می شود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
“به نظر مارکس تاریخ نوع بشر جنبه ای دوگانه دارد، یعنی از یک سوی تاریخ نظارت آفریننده انسان بر طبیعت است و از سوی دیگر تاریخ از خودبیگانگی هر چه بیشتر انسان است. از خود بیگانگی به وضعی اطلاق می شــود که در آن انسان ها تحــت چیرگی خود آفریــده شان قــرار می گیرند و این نیروها به عنوان قدرت های بیگانه در برابرشان می ایستند به عقیده مارکس همه نهادهای عمده جامعه سرمایه داری از دین و دولت گرفته تا اقتصاد سیاسی، دچار از خودبیگانگی اند وانگهی این جنبه های گوناگون از خود بیگانگی وابسته به یکدیگرند. عینیت بخشی کار از خود بیگانگی است. پس انسان در همه نهادهایی که گرفتارشان شده است با از خود بیگانگی روبرو است اما به نظر مارکس از خود بیگانگی در محل کار از همه بیشتر اهمیت دارد. زیرا انسان به عقیده او گذشته از هر چیز دیگر یک انسان سازنده است. بر خلاف صورت های دیگر از خود بیگانگی، از خود بیگانگی اقتصادی نه تنها بر اذهان انسان ها بلکه در فعالیت های روزانه شان نیز رخ می نماید. از خود بیگانگی مذهبی تنها در عرصه آگاهی و در زندگی درونی انسان رخ می دهد، اما از خود بیگانـگی اقتصادی به زندگی واقعی باز بسته است و از همیـن روی بر هر دو جنبه زنـــدگی تأثیر می گذارد"(کوزر،۸۷:۱۳۷۳-۸۴).
از خود بیگانگی در قلمرو کار چهار جنبه دارد: انسان از محصولی که تولید می کند، از فراگرد تولید، از خودش و سرانجام از اجتماع همگنانش بیگانه می شود. به هر روی از خود بیگانگی تنها نه در نتیجه تولید بلکه در فراگرد تولید و در چهارچوب خود فعالیت تولیدی نمایان می شود . اگر محصول کار از خود بیگانگی است خود تولید نیز باید یک نوع از خود بیگانگی فعال باشد. از خود بیگانگی محصول کار تنها بیانگر از خود بیگانگی در خود فعالیت کار است. انسانی که از محصولات کــارش و از فراگرد تولید بیگانه میشود، از خودش نیز بیگانه می گردد. او دیگـر نمی تواند جنبه های گوناگون شخصیتش را به گونه ای کامل بپروراند کارگر در حال کار نه به خودش بلکه به شخص دیگری تعلق دارد. کارگر با فعالیت خودش در چنان ارتباطی است که کارش را بسان چیزی بیگانه و نه متعلق به خودش می انگارد و فعالیتش را رنج (انفعال) نیرویش را بی قدرتی و خلاقیتش را به عنوان عدم مردانگیش تلقی می کند. انرژی ذهنی و جسمانی شخصی کارگر و زندگی خصوصی اش به فعالیتی تبدیل می شود که علیه او جهت گرفته و مستقل از اوست و به او هیچ تعلق ندارد.سرانجام ،انسان از خود بیـگانه از اجتــماع بشری و از هستی نوعی اش نیز بیگانه می گردد.انسان از انسانهای دیگر بیگانه شده است.انسانی که در برابر خـودش قرار می گـیرد،در برابر انسانهای دیگر نیز قـرار می گیرد.هر آنچه که در مورد رابطه انسان با کارش،محصول کارش و با خودش صدق دارد،در مورد رابطه اش با انسان های دیگر نیز مصداق پیدا می کند.هر انسانی از دیگران بیگانه است و هر یک از دیگران نیز به همین سان از زندگی بشری بیگانه است.اصطلاح از خودبیگانگی را در نوشته های بعدی مارکس ،بویژه در سرمایه نمایان است.مارکس در مفهوم بت انگاری کالاها که برای تحلیل اقتصادی او جنبه ای کانونی دارد ،بارها اصطلاح از خود بیگانگی را به کار بسته بود.کالاها محصولات کار از خود بیگانه انسان و تجلیات تبلور یافته همین کارند که بسان هیولایی برای آفرینندگانش چیره گشته اند. مفهوم از خود بیگانگی چه با بیان آشکار و به صورت ضمنی،همچنان در کانون تحلیل اقتصادی و اجتماعی مارکس جایش را حفظ می کند.در یک جامعه از خود بیگانه،کل وضع ذهنی انسان ها و آگاهی شان تا حد زیادی باز تاب شرایطی اند که انسان ها در آن ها خودشان را می یابند و نیز منعکس کننده جایگاههای متفاوت آن ها در فراگرد تولیدند.این همان موضوع اصلی جامعه شناسی معرفت است.
“بنابر نظر مارکس ، تقسیم کار انسان ها را از کارشان ، بیگانه می کند . کار هم چون چیزی بیگانه به نظر می رسد ؛ وظیفه ای که کارگر مجبور است انجام دهد ، برای اینکه درآمدی بدست آورد ؛ اما ذاتاً غیر رضایت بخش است . بیگانگی ، فقدان کنترل مادی کارگـران را بر محیط های کارشان بیان می کند . امـا اغلـب مطالعـات جامعه شناسی جـدیـدتر ، در مورد بیگانگــی توجه خــود را بیشتر بر احساسات و نگرش های کارگران متمرکز ساخته اند تا ماهیت عینی وضعیت کار “(گیدنز ،پیشین :۵۲۳) .
امروزه از دید نظریاتی که بیگانگی از کار را علت ناخشنودی شغلی می دانند بیگانگی نسبت به کار نوعی واکنش عاطفی- نگرشی نسبت به تجربه شغلی محسوب می گردد. بیگانگی ازکار ،حالت و وضعیتی است که فرد احساس می کند کارش برای او فاقد معناست و از حیطه کنترل و اقتدار خود او خارج است.
(۲-۴-۲-۲)دید گاه هومنز[۳۹]
جورج هومنز احساس می‌کرد که صورت‌های پدیدار شونده در کنش متقابل را می‌توان با اصول روانشناختی تبیین نمود. به عقیده وی آنچه را که باید تبیین کرد، رابطه میان علت و معلول و این قضیه است، که چرا یک واقعیت اجتماعی علت یک واقعیت اجتماعی دیگر می‌شود. او می‌پنداشت که تبیین به ناگزیر ماهیت روانشناختی دارد. باید یادآور شد که منظور او از کاربرد اصطلاح روانشناختی “رفتار انسان‌ها به عنوان انسان‌ها” است. هومنز می‌پذیرفت که جامعه‌شناسی به مقولات و طرح‌های رفتاری نیاز دارد ولی در ضمن معتقد بود که جامعه‌شناسی به یک رشته قضایای کلی درباره روابط این مقولات نیز نیاز دارد، زیرا بدون چنین قضایایی، تبیین، امکان‌پذیر نیست. اگر قضایایی در کار نباشد، تبیین نیز وجود نخواهد داشت. از همین‌روی هومنز خود را موظف به ساخت قضایایی می‌دانست که بر سطح روانشناختی تأکید داشته باشند، همین قضایا هستندکه زمینه نظریه تبادل را فراهم می‌سازند.
” اصولی که او برای تبیین رفتار افراد به کار برد در قالب قضایای بنیادی مطرح شدند. هدف او به طور کلی تبیین رفتار بنیادی اجتماعی بر حسب پاداش ها و خسارت ها در قالب نظریه تبادل بود. به نظر او وظیفه جامعه شناسان بررسی رفتار اجتماعی است که در آن، فعالیت دست کم یکی از دو تن، فعالیت طرف دیگر را تقویت یا تحذیر می کند و هر یک بر دیگری نفوذ متقابل می گذارند. «در این نظریه نیز همچون نظریه کنش متقابل بشر باید انسان بودن خود را از طریق کنش متقابل کسب کند. هومنز با توسل به متغیرهای ارزش و کمیت سعی در تبیین قضایایی دارد که برای توضیح نظریه مبادله ساخته و پرداخته است. این قضایا شامل قضایای عام و قضایای خاص می شود .
۱-قضیه موفقیت:از میان تمام اعمالی که شخص انجام می دهد. بیشتر اوقات ممکن است شخص آن عملی را که به پاداش منتهی می شود تکرار می کند.تکرار افزاینده پاداش منجر به تکرار افزاینده یا عمل می شود. هم چنین هر چه یک عمل کمتر به پاداش منجر شود همان قدر آن عمل کمتر مستعد تکرار است.واگر افراد به طور نامنظم پاداش بگیرند، بیشتر آن عمل را انجام می دهند.
۲-قضیه انگیزه محرک: اگردر گذشته وجود محرک خاصی،یا یک رشته محرک ها باعث شده که شخص با کنش خود پاداش گرفته باشد.هر قدر وضعیت کنونی شبیه گذشته باشد.احتمال اینکه فرد به انجام عمل یا اعمال شبیه آن دست بزند بیشتر است.
۳- قضیه ارزش:هر اندازه نتیجه عمل یک شخص برای اوبا ارزش تر باشد به همان اندازه علاقه او نسبت به انجام آن عمل بیشتر می شود. تغییر ارزش ممکن است مثبت یا منفی باشد.(تشویق وتنبیه)
۴-قضیه محرومیت واشباع:هر اندازه فرد در گذشته نزدیک نوع خاصی از پاداش را بیشتر دریافت کرده باشد.به همان اندازه واحدهای بعد آن پاداش به برای وی ارزش کمتری خواهد داشت.اگر کسی پاداش معینی را بارها دریافت کرده باشد. می گوییم در حال اشباع شدن از آن پاداش است.اگر کسی آموخته باسد که نوع خاصی از پاداش را ارزشمند بشمارد ولی در گذشته نزدیک به ندرت آن پاداش را دریافت کرده باشد، می گوییم وی از آن پاداش محروم مانده است.
۵-قضیه پرخاشگری (تجاوز)وتایید:هنگامی که رفتار فرد پاداش مورد انتظارش را دریافت نمی کند ویا به تغییری که انتظارش را نداشته باشد روبه رو می شود،عصبانی شده بیشتر به انجام دادن رفتار پرخاشگرانه متمایل می شود ونتایج چنان رفتاری برایش ارزشمندتر می گردد.
پس از طرح قضایای بنیادی که بیشتر معطوف به روابط دونفره بود او متوجه گروه چندنفره شد.هومنز در اینجا از سطح خرد به سطح متوسط منتقل می شود.در نظر گرفتن گروه به عنوان یک نظام از نظریات او بود"( توسلی، پیشین:۴۱۲-۳۸۸).
“نظریه مبادله احساس های باارزش بین افراد به عنوان مبنایی برای نظم اجتماعی توجه دارد. نظریه مبادله بر این فرض استوار است که افراد، آرزوها و هدف های شخصی روشنی برای خود دارند. هر کسی ممکن است به چیزهایی نیاز داشته باشد، اما این نیازها، هدف های مشترک نیستند. در اینجا فرض شده است که هدف ها و خواسته های شخصی و منحصر به فرد افراد، انگیزه های خود خواهانه ای به آنان می دهد. کـنش فرد در خلاء صورت نمی گیرد. هر کسی در ازای آنــچه می گیرد چیزی باید بدهد. اگر رضایت متقابل وجـود نداشته باشد، هیچ تعامل اجتماعی صورت نخواهد گرفت . نظریه پردازان مبادله معتقدند که در این مبادله همیشه دریافت پاداش متضمن هزینه است. هزینه معمولاً به عنوان کوششی تعریف می شود که صرف حصول رضایت و پاداش های بالقوه ای شده است که در نتیجه یک انتخاب معین و کنار گذاشتن انتخاب های دیگر از دست رفته است. سود ، تفاوت بین پاداش و هزینه است و زمانی بدست می آید که پاداش بیشتر از هزینه باشد"( اسکیدمور، ۱۳۷۵: ۷۹ ).
هومنز گزاره های کارکردگرایی را به سه دسته تقسیم میکند:
۱-گزاره های ساختی:که آزمون پذیرند اما باید توسط احکام دیگر توضیح داده شوند.
۲-گزاره های روانشناختی :که خود آزمون پذیرند اما به تبیین گزاره های طبقه اول می آیند.
۳-گزاره های کارکردی:که نه آزمون پذیرند ونه به کار تبیین می آیند.
“او گزاره های جدید را گزاره های « پرخاشگری- تأیید» می نامد . از آنجا که نقطه محوری این دو گزاره « انتظار[۴۰] » می باشد ، ذکر آن ها را در قالب نظریه اختلاف ، لازم می دانیم .
هومنز باور داشت زمانی که کنش شخص ، پاداشی را که انتظار دارد ، دریافت نکند ، یا کنش او منجر به تنبیهی غیر منتظره شود او عصبانی خواهد شد و احتمال بیشتری وجود دارد که رفتاری پرخاشگرانه از خود نشان دهد و نتیجه رفتاری برای او پرارزش تر نخواهد بود . این گزاره ، واژه نظری تازه ای را مطرح می سازد که آن همان انتظار است، و می گوید که انتظار پاداش یا باید ارضاء شود ، یا نارضایتی به دنبال خواهد داشت .
وقتی کنش یک شخص ، پاداش مورد انتظار را دریافت دارد ، به ویژه اگر از حد مورد انتظارش بیشتر باشد ، یا به تنبیهی که انتظار می رفت ، منجر نشود ، خشنود خواهد شد ؛ و به احتمال بیشتر ، رفتار تأیید کننده ای از خود بروز خواهد داد ، و نتایج چنین رفتاری برای او پر ارزش تر خواهد بود"(توسلی ،پیشین :۴۱۲-۳۸۸).
آنچه فرد در مجموعه ای از شرایط معین انتظار دریافت آن را به صورت پاداش یا مجازات دارد چیزی است که وی واقعاً در گذشته دریافت و یا مشاهده کرده است و یا به وی گفته شده که دیگران تحت شرایط مشابه درگذشته آن را دریافت کرده اند؛و هیچ کدام از این چیزها، وقایعی صرفاً شخصی که در اندیشه انتزاعی فرد وجود داشته باشد ، نیست . هومنز با تکیه براین تعاریف است که از رفتارگرایان افراطی فاصله می گیرد و مفهوم«انتظار» را تبیین می کند
در اینجا لازم است که تفاوت وتباین آرزوها و آمال را با توقعات و انتظارات متذکر شویم . سطح آرزوها و آمال ، مفهومی نزدیک به جاه طلبی دارد و متمایز از توقعات و انتظارات است . در واقع ، انتظارات و توقعات جز شرایط پیشین ، برای ارزیابی پست کنونی است و آرزوها و آمال ، مجموعه طرح هایی است که به سمت پست آتی متوجه است . این مجموعه برداشت ها نشان می دهد که رضایت از پست کنونی ، با کاهش انتظارات حاکم بر این رضایت تغییر می کند.
به نظر او وظیفه جامعه شناسان بررسی رفتار اجتماعی است که در آن، فعالیت دست کم یکی از دو تن، فعالیت طرف دیگر را تقویت یا تحذیر می کند و هر یک بر دیگری نفوذ متقابل
می گذارند.
(۲-۴-۲-۳) قفس آهنین ماکس وبر[۴۱]
ماکس وبر بیان می نماید دنیای مدرن با عقلانیت آن قابل تشخیص است و برای شناخت عقلانیت و مطالعه آن باید به محملهائی توجه کنیم که عقلانیت خود را در آنها متجلی می‏سازد. در این معنا سازمانها تجلی گاه عقلانیت مدرن هستند. وبر از بوروکراسی به عنوان قفس آهنینی یاد می‏کند که تا کسانی که در آن نظام کار می‏کنند را محبوس دارد. برای فهم این مطلب باید در معنا و مفهوم عقلانیت و مفهوم سازمان ها تامل بیشتری کینم.
همان‏طور که بیان شد ، گسترش فرایند عقلانی شدن امور در جامعه مدرن را در گسترش سازمانها در جامعه مدرن و در جهان مثال زد. هنگامی که از عقلانی شدن سیستم بوروکراسی سخن می‏گوئیم منظور ما مورادی چون کارائی، دقت، ثبات، قابلیت اعتماد، سنجش پذیری و سودآوری است. در واقع عقلانی شدن، یعنی سازمان دادن زندگی به واسطه تقسیم و همسازی فعالیتهای گوناگون بر پایه شناخت دقیق مناسبات میان انسانها با ابزارها و محیطشان به منظور کسب کارائی و بازده بیشتر. عقلانی شدن از نظر وبر به این معناست که هیچ نیروی اسرار آمیز و غیرقابل پیش بینی وجود ندارد که در جریان زندگی مداخله کند و اینکه ما می‏توانیم هرچیزی را به واسطه پیش بینی مهار کنیم. باید بدانیم که عقلانی شدن ناظر به سازمان اجتماعی خارجی زندگی فرد است و نه زندگی خصوصی و عقل انسانی.این خصیصه‏هائی است که وبر آنها را می‏ستود اما در عین حال وبر منتقد چنین نظامی نیز بود. نظامی که در شکل قفس آهنین خود را بر تمامیت زندگی ادمیان مسلط کرده بود.بلی با پیشرفت علم و گسترش عقلانیت انسان اعتقاد خود را به نیروهای غیبی از دست داده است و دنیا از افسون تهی شده‏است.
بارزترین مشخصه قفس آهنین همین بوروکراسی است. بوروکراسی نوعی از سلطه است که مشروعیتش از گردن نهادن به نظم حقوقی غیر شخصی ناشی می‏شود.(سلطه عقلانی و قانونی). جایگاه این سلطه البته در اداره است که در آنها مامورانی به کار مشغولند که بر اساس تخصص و دانش به کار برگزیده شده اند. منظور از عقلانیت صوری یا فرمال این است که ماموران تابع فرمان شخص رئیس نیستند بلکه در خدمت اداره و قواعد آن هستند. این قوعد مجرد و قدرتی که اداره بر انها اعمال می‏کند صوری و غیر شخصی است. در اینجا عقلانیت بنیادنی و ارزشی جائی ندارد. مامور اداری تجسم کامل عقلانیت صوری است چراکه فعالیتهاتش نه ناشی از فکر او بلکه تابع نظمی غیر شخصی است.
وبر معتقد بود که بوروکراسی یا دیوانسالاری، ادمی را به چرخ دنده‏ای مبدل می‏کند که تنها نقطه تحولش تبدیل شدن به چرخ دنده‏ای بزرگتر است. در واقع منظور وبر از قفس آهنین میل شدید به سازمانی شدن امور و گسترش سازمانها در جامعه است.
بزرگترین پیامد منفی عقلانی شدن جهان، قفس آهنینی بود که وبر با تلخی از آن یاد می‏کرد. البته چنین فرایندی را هم گریز ناپذیر می‏دانست. بلی آینده همان طور که وبر فکر می‏کرد به نظام دیوانسالاری و بورکراسی تعلق دارد و ادارات هرچه بیشتر قلمروهای جوامع را در می‏نوردند و تحت تصرف خود قرار می‏دهند.
وقتی که از عقلانیت رسمی یا ابزاری سخن می‏گوئیم منظور عقلانیتی است که به حداکثر کارائی بدون توجه به ارزشهای انسانی می‏ّپردازد. هنگامی که می‏گوئیم سازمان در واقع ما از بهترین شکل عقلانیت یاد کردیم اشکال پلید این عقلانیت را منتقدان عقلانیت مدرن بارها به ماگوشزد کرده‏اند. اردوگاه مرگ نازیها(آشوتیس یا روسها گولاک) نظام بوروکراتیک بی رحمی است که انسانهای بسیاری را با کمک ابزراهای عقلانی مدرن از میان برده‏است. در عوض عقلانیت ذاتی و ارزشی عمل منطقی است که تابع ارزشهای انسانی است.
برای فهم عقلانیت ابزاری بهتر این است که از سایر اشکال عقلانیتها نیز سخن بگوئیم. وبر چهار نوع عقلانیت را از هم تفکیک می‏کند. عقلانیت عملی ( در فعالیتهای روزمره) ، عقلانیت نظری ( در حوزه مفاهیم و نظریه) ، عقلانیت ذاتی و ارزشی(عقلانیتی تابه منطق انسانی و ارزشهای بشری است) و عقلانیت صوری و رسمی(که به وسیله و قواعد صوری می‏اندیشد نه ارزشهای بشری).
عقلانیت عملی صرفا به جوامع غربی اختصاص ندارد. افرادی که از این نوع عقلانیت برخوردارند در رابطه با مشکلات زندگی بسیار حسابگرانه عمل می‏کنند.
عقلانیت نظری را باید از طریق مفاهیم مجرد شناخت نه از طریق فرایند عمل. این هم مختص تمدن غرب نیست. در واقع عقلانیتی است که فیلسوفان و روشنفکران توسعه می‏دهند.
عقلانیت ارزشی یا ذاتی کنشها را مستقیما از طریق ارزشها هدایت می‏کند. انتخب وسایل و اهداف در یک نظام ارزشی صورت می‏گیرد. این خصیصه در بسیاری از تمدنها وجود داشته است.
عقلانیت رسمی، نسبت به وسائل و اهدف حسابگرانه عمل می‏کند. بر خلاف عقلانیت عملی که این محاسبه را بر اساس علائق شخصی و عملی انجام می‏دهد، عقلانیت رسمی بر مبنای قواعد عام عمل می‏کند. این خصیصه عقلانیتی تنها در جوامع غربی ایجاد شده است.
خصیصه‏های این عقلانیت از نگاه ریتزر عبارتست از:

 

    1. ساختارها و نهادهای رسمی بر حسابگرانه بودن و محاسبه عددی تاکید دارند.

 

    1. تاکید بر کارائی است یعنی انتخاب بهترین وسائل برای رسیدن به اهداف

 

    1. پیش بینی پذیر است

 

    1. تکنولوژی انسانی به نفع تکنولوژی غیر انسانی کاهش می‏یابد(کامپیوتر)

 

وبر از اینکه عقلانیت ابزاری یا رسمی در جامعه مدرن سلطه یافته ناخشنود بود. به نظر وی سایر اشکال عقلانیت بالاخص عقلانیت ارزشی در جامعه مغفول نهاده شده‌است.
از نظر وبر فرایند عقلانی شدن با پیروزی عقلانیت رسمی بر عقلانیت ارزشی همراه است.
اما چنین عقلانیتی که اکنون در جامعه مدرن غالب شده‏است خود در چه چیزی ریشه دارد؟ برای این منظور بهتر است به یکی از درخشانترین آثار جامعه شناسی یعنی «اخلاق پروتستان و روح سرمایه‏داری» اشاره کنیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1400-07-30] [ 08:31:00 ب.ظ ]




فصل سوم
روش جمع آوری داده ها
۳-۱) مقدمه
تحقیق را می توان تجزیه و تحلیل و ثبت عینی و نظام مند مشاهدات کنترل شده تلقی نمود. این روش نظام مند در نهایت به پروراندن قوانین کلی، اصول، نظریه ها و همچنین به پیش بینی و یا احتمالاً به کنترل نهایی رویدادها منجر می شود (خاکی،۱۳۹۰: ۸۷). تحقیق همچنین عبارت است از کشف واقعیات جدیدی که به ما کمک می کند تا در صدد حل و ارائه راهکارهای مقابله با مشکل موجود برآییم (سکاران ، ۱۳۸۸ : ۶). دستیابی به هدف تحقیق میسر نخواهد بود مگر زمانی که جستجوی شناخت با روش شناسی درست صورت پذیرد. این فصل ناظر بر روش اجرای تحقیق، پیرامون نیل به هدف بررسی نقش تعهد و تصویر شرکت بر رابطه بین رضایت و اعتماد مشتری با وفاداری آنها است.
۳-۲) روش تحقیق
روش تحقیق مجموعه ای از قواعد ، ابزار و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است (ریاحی، ۱۳۸۹: ۸۸). پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی و از نظر شیوه گرد آوری اطلاعات، تحقیقی توصیفی و از نوع همبستگی است. کاربردی به این جهت که دانش جدیدی را که کاربرد مشخصی درباره فرآورده یا فرآیندی که واقعیت دارد دنبال می کند (خاکی،۱۳۹۰: ۹۴). توصیفی از آن جهت که آنچه را که هست توصیف و تفسیر می کند و به شرایط یا روابط موجود ، عقاید متداول ، فرایند های جاری ، آثار مشهود یا روند های در حال گسترش توجه دارد (خاکی ،۱۳۹۰). همبستگی هم به آن جهت که رابطه بین متغیر ها را بر اساس هدف تحقیق تحلیل می کند چرا که رابطه همبستگی زمانی وجود دارد که تغییرات یک متغیر با تغییرات متغیر دیگر همراه باشد (سکاران ، ۱۳۸۸ :۳۵۱).
پایان نامه - مقاله - پروژه
۳-۳) جامعه آماری
جامعه آماری[۲۴] عبارت است از مجموعه ای از افراد ، اجزاء و عوامل مختلف که حداقل در یک صفت با هم مشترک هستند (خاکی،۱۳۹۰ :۲۵۰). جامعه آماری این تحقیق مشتریان شعب بانک اقتصاد نوین شهرستان رشت است که نامحدود می باشد.
۳-۴) نمونه آماری
نمونه آماری عبارت است از مجموعه ای از نشانه ها که از یک قسمت ، یک گروه یا جامعه ای بزرگتر انتخاب می شود بطوریکه این مجموعه معرف کیفیت و ویژگیهای آن قسمت،گروه یا جامعه بزرگتر باشد (خاکی،۱۳۹۰ :۲۵۰).
نمونه آماری این تحقیق با توجه به جدول مورگان و نامحدود بودن جامعه ۳۸۴ نفر بوده است و شیوه نمونه گیری تحقیق نیز تصادفی ساده و واحد تحلیل نیز فردی است.
در مواردی که واریانس جامعه یا در صد مورد نیاز در اختیار نداشته باشید می توان از این جدول برای برآورد حجم نمونه استفاده کرد. این جدول حداکثر تعداد نمونه را می دهد و اگر با فرمول کوکران نیز محاسبه کنید حتما کمتر از روش مورگان می باشد.
۳-۵) روش و ابزار جمع آوری داده ها
ابزار جمع آوری داده ها، مقیاس هایی هستند که محقق به کمک آنها قادر است اطلاعات مورد نیاز خود را گرد آوری، ثبت و کمی نماید (طالعی ، ۱۳۸۹: ۱۰۲). برای اجرای هر نوع مطالعه ای داده هایی جمع آوری شده و با بهره گرفتن از فرضیه ها مورد آزمون قرار می گیرند. برای جمع آوری داده ها، ابزارها و روش های متعددی وجود دارد.ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه است. روش گرد آوری اطلاعات نیز بصورت میدانی می باشد. پرسشنامه، مجموعه ای از پرسش های هدف دار است که با بهره گیری از مقیاس های گوناگون، نظر و دیدگاه فرد یا پاسخ گو را مورد سنجش قرار می دهد (قره داغی،۱۳۸۹: ۷۲). ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنا مه استاندارد بوده و برگرفته از تحقیقات کاور و ساچ (۲۰۱۳) می باشد. سوالات پرسشنامه بصورت زیر است:

 

ابعاد مورد بررسی سوالات تعداد سوالات
رضایت مشتری ۶-۱ ۶
اعتماد ۱۲-۷ ۶
تعهد موثر ۱۷-۱۳ ۵
تعهد محاسبه ای ۱۹-۱۸ ۲
تصویر شرکت ۲۴-۲۰ ۵
وفاداری رفتاری ۳۰-۲۵ ۶
وفاداری نگرشی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:31:00 ب.ظ ]




« ما که اسلاممان تقلیدی نیست, اما آنها که مقلداند میدانند که خیلی از مراجع فتوا داده اند به پاکی اهل کتاب. آیا میشود چیزی نجس شود، اما پاک باشد؟ بگیریم۶۰% یعنی بیشتر از نصف غذا, گیاهی باشد. اما اقلاً۴۰% خوراک آدمهای اینجا از همین ذبح حرام آقایان است. آقای مراجع! وقتی فتوا دادی به پاکی اهل کتاب دفنیتلی(حتما) فتوا دادهای به پاکی همهی تکههای آنها. یعنی ۱۰۰% شان! ۴۰%هم جزو ۱۰۰% است دیگر. پس آن هم پاک میشود دیگر. استدلال از این عقلیتر؟ منتها آقایان اهل تعقل نیستند …» ص۴۶
صفحات:
۴۶-۴۸-۶۰-۸۶-۸۷-۸۸-۱۰۱-۱۰۵-۱۴۴-۱۴۸-۱۶۰-۱۶۶-۱۶۸(مهم)-۱۷۳-۱۷۴-۱۷۵-۱۷۸(مهم)-۱۹۰-۱۹۵-۲۲۹-۲۳۰-۲۵۰-۲۵۳-۲۶۴-۲۶۵-۲۶۶-۲۷۲-۲۷۴-۲۷۵-۲۸۷-۳۱۴-۳۱۵-۳۲۵-۳۲۷-۳۲۹-۳۵۷-۴۶۶
بیل / گروه سوم
“بیل” یکی از شخصیتهای آمریکایی داستان است که در شرکت تحقیقاتی خشی کار میکند و هم کار آرمیتاست. دکترای ادیان دارد و با اینکه مسلمان نیست، از طریق آموزش مجازی از یکی از حوزه های علمیه درجهی اجتهاد گرفته است. بیل، حضور پررنگی در داستان ندارد و جز در چند جا چیزی از او نمیشنویم. در شب قدری که ارمیا برای خود گرفته، خواب آلود و با ظاهری آشفته به صف شب زنده داران میآید و با لحنی تمسخرآمیز در جواب دعای ارمیا که با خود زمزمه میکند: بیا در صف گناهکاران بایستیم. می پرسد: ؟«دو یو اکسپت کردیت کارد؟»( یعنی: آیا کارت اعتباری هم قبول میکنی؟!) او عاقدی است که خطبی عقد ارمیا و آرمیتا را میخواند. همچنین در دادگاهی که برای رسیدگی به اتهام قتل برای ارمیا تشکیل میشود، به عنوان دادستان حضور مییابد. او به همراه خشی، تمام سعی خود را بهکار میگیرد تا ارمیا را متهم کند.بیل در دادگاه ،خطاب به میان دار در حالی که شنلاش را به او نشان میدهد، می گوید:
دانلود پایان نامه
-«آخوندهای شما هم از اینها میپوشند ….» ص۴۵۹
اگر قرار باشد، شخصیتهای این داستان به سه گروه سپید، سیاه و خاکستری تقسیم شوند، بیل- با توجه به تصویری که از او ارائه میشود-شخصیتی سیاه دارد. کسی که برای رسیدن به منافع خاصی، تحصیل کرده تا در موقع نیاز از همین علم به نفع مؤسسه و در راستای اهداف آن استفاده کند. فردی که بهراحتی دین و مذهب دیگران را به سخره میگیرد و ناحق را حق جلوه میدهد
ویژگیهای زبانی
در این بخش، به مهمترین ویژگی سبکی این داستان میپردازیم، جایی که سبک نویسنده در آن برجستگی خاصی پیدا میکند.
نام گذاری فصلها
کاربرد یک واژه با املاهای متفاوت
رسم الخط خاص و منحصر به فرد
اتصال و انفصال
اعراب گذاری کلمات
گویشها و لهجههای مختلف و متناسب با شخصیتها
جدانویسی کلمات
چند گویشی و التقاط زبانی
شیوه پاورقی نویسی
نامگذاری فصلها
در این کتاب نیز مانند سایر آثار امیرخانی برای هر فصل یک عنوان انتخاب شده است.
هفت فصل کتاب بیوتن اینها هستند:
فصل یک : یعنی
فصل دو : فصل پنج
فصل سه : مسکن
فصل چهار : پیشه
فصل پنج : زبان
فصل شش : ژنتیک
فصل هفت : مراثی
این نامها با توجه به هر مرحله از حضور ارمیا در امریکا و مسائل و مشکلاتی که در داستان برایش به وجود میآید، قابل توجیه و تفسیر هستند.
کاربرد یک واژه با املاهای متفاوت
صفحه
۳۳و ۳۴
۳۴
۳۶
۴۷
- شارع الخامس ، خیابان پنجم، خیابان ۵م، فیفث اونیو
- کمربند ایمنی، سیت بلت
- خیابان۱م، خیابان یکم
- توباکس، دو دلار
رسم الخط خاص و منحصر به فرد داستان
شمیسا در مقدمه کتاب کلیات سبک شناسی مینویسد: « سبک وحدتی است که در آثار کسی به چشم می خورد. سبک روح یا ویژگی یا ویژگی هایی مشترک و متکرر در آثار کسی است و این وحدت منبعث از تکرار عوامل یا مختصاتی است که در آثار کسی است.»[۱] رضا امیرخانی در همه آثارش، رسمالخط خاصی را برای نوشتن داستان خود برمیگزیند. رسم الخط امیرخانی، به ویژه در این داستان، علاوه بر متفاوت کردن اثر او با دیگران میتواند گسست و بحران هویت و چند تکه شدن هویت شخصیتهای داستان را هم تبیین کند. قطعا این شیوه خاص نگرش و اندیشه او است که ابداع این شیوه خاص املایی شده است. در اینجا به بررسی رسم الخط ویژه این داستان می پردازیم.
به کار بردن “ی” به جای همزه
۷
۷
۸
۸
۹
۹
۹
۴۵
۴۶
- مجسمهی فلزی
- حنجرهی فلزی
- سکهی ربع دلاری
- دکمهی دیگری
- جملهی استعماری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:30:00 ب.ظ ]




- حداکثر تعداد طبقات مجاز برای مدارس راهنمایی تحصیلی سه طبقه و برای دبیرستان ها چهار طبقه می باشد.
پایان نامه - مقاله
- مدارس ابتدایی روستایی در یک طبقه احداث شود.
- مدارس ابتدایی شهری حتی الامکان در یک طبقه و یا دو طبقه احداث شود. در صورت کمبود زمین، مدارس ۱۵ و ۲۰ کلاسه را می توان در سه طبقه احداث نمود.
- ساختمان مهد و آمادگی حتی الامکان یک طبقه و کرسی ساختمان کاملاً خشک باشد و محیط آن باید چشم انداز زیبایی داشته باشد. (ضوابط و معیارهای طراحی فضاهای آموزشی و پرورش، ۱۳۸۰)
۲-۴- ویژگی های کلاس درس
۲-۴-۱- بررسی نور طبیعی
تابش نور خورشید نباید در حوزه دید دانش آموزان قرار گیرد. جهت تابش از سمت چپ دانش آموزان روی سطح کار باشد، سطح کار به رنگ مات بوده و سطح کلی پنجره ها نباید از ۵/۱ الی ۷/۱ سطح کلاس کمتر باشد. ورود تابش نور مستقیم خورشید به عنوان منبع نور طبیعی و بکار بردن سایبان های مناسب توصیه می شود. (قاضی زاده، ۱۳۷۳)
۲-۴-۲- رنگ
سطوح دیوارهای کلاس درس از رنگ مات بوده تا از خیرگی حاصل از انعکاس نور جلوگیری بعمل آید. براساس تقسیم بندی رنگ ها هر مقطع تحصیلی از رنگ های خاصی پیشنهاد می شود. در مقطع ابتدایی سقف ها سفید و دیوارها به دور از شفافیت و رنگ های قرمز، آبی، زرد، رنگ های اصلی پیشنهادی هستند. در مقطع راهنمایی رنگ نارنجی که نشانه گرمی و محبت اجتماعی و ارغوانی آبی و سبز رنگ های اصلی به کار رفته در این مقطع است. در مقطع متوسطه سه رنگ زرد، سبز و بنفش توصیه شده است. رنگ میز و صندلی نیز مات بود و رنگ سطح تختخ کلاسی سبز و سطح کلاس دارای رنگ های سفید خاکستری یا رنگ های روشن باشد. (طهماسبی، ۱۳۸۳)
۲-۴-۳- جایگاه معلم
« محل نشستن معلم باید نسبت به سطح کلاس بلندتر باشد و باید بتواند از فضای سرسبز و زیبای خارج کلاس ها گاه گاهی استفاده نماید.
۲-۴-۴- میز و نیمکت
میز و نیمکت ها باید همه یک شکل باشند بطوریکه امکان دید معلم برای همه شاگردان فراه آید. فرم کلاس‌ها و چیدن میز و نیمکت (حتی طرز نشستن و گوش دادن) مطابق با ذوق و شوق دانش آموزان در مقاطع تحصیلی و در مواقع عادی و ضروری اثر بسزایی در تعلیم و تربیت دارد.
۲-۵- نام مدرسه
نام مدرسه می تواند حاوی پیام و ارزش باشد. ضمن نشاط انگیزی و شوق آفرینی، انگیزه تلاش و مجاهدت علمی و فنی را تقویت می کند. نام مدرسه با فرهنگ عمومی سازگاری و همچنین با شرایط فرهنگی و اجتماعی منطقه رعایت و با شرایط سنی دانش آموزان و حتی رشد تحصیلی (دوره متوسطه) و نیز جنسیت دانش آموزان بر میزان تأثیر آنان خواهد بود. اسم کلاس ها متمایز و تأثیرگذار بر روحیه دانش آموزان است.
۲-۶- تابلو ها و کتیبه ها
پیام و معماری تابلو ها و کتیبه ها باید در راستای اهداف تعلیم و تربیت و متناسب با شرایط سنی و روحی، روانی کودکان و نوجوان انتخاب و اجرا شوند. تابلوها متضمن پیام های فرهنگی، اخلاقی، آموزشی باشند و ترغیب کننده علم آموزی و سازندگی فردی و اجتماعی است.
۲-۷- درب ورودی
چگونگی طراحی درب ورودی با مقاطع تحصیلی کودکان و نوجوانان و جنسیت دانش آموزان بوده و زیبایی آن آرامش و شادابی را ایجاد می کند. (حافظیان، ۱۳۷۵)
با توجه به تعداد دانش آموزان سرویس های بهداشتی و آبخوری های مناسب در هر مدرسه باید وجود داشته باشد.
۲-۸- ضوابط مکان یابی و ساختن محیط های آموزشی
۲-۸-۱- دسترسی
مکان های آموزشی به ویژه مدارس ابتدایی باید به گونه ای انتخاب شوند که دسترسی به آنها برای دانش آموزان به سهولت میسر باشد. به عنوان مثال مکان مدارس ابتدایی برای دانش آموزان طوری انتخاب شود تا اکثر دانش آموزانی که در شعاع دسترسی آن قرار می گیرند، در کمتر از ۲۰ دقیقه پیاده روی بتوانند خود را به مدرسه برسانند.
به علاوه باید مقرراتی را وضع و تمهیداتی را فراهم آورند تا شاگردان به هنگام عبور از چهارراه های شلوغ، بزرگراه ها، خطوط راه آهن، رودخانه و سیل ها با خطرات جدی مواجه نشوند. در مقطع ابتدایی حداکثر شعاع دسترسی ۵۰۰ متر (حداکثر ۱۰ دقیقه پیاده روی) و در مقطع راهنمایی حداکثر شعاع دسترسی ۱۲۰۰ متر (حداکثر ۱۵ دقیقه پیاده روی) و در مقطع متوسطه حداکثر شعاع دسترسی ۲۰۰۰ متر (حداکثر ۲۰ دقیقه پیاده روی) می تواند مناسب باشد. لازم به ذکر است سربالایی های تند وخسته کننده بر میزان شعاع دسترسی تأثیر خواهد گذاشت. (محسن پور، ۷۷)
۲-۸-۲- آسایش محیطی
توجه به اصلی ترین عواملی که بر آسایش زیستی انسان از نظر فیزیکی و روانی تاثیر گذاشته، کارائی بیشتر را فراهم می کند و قابل سنجش و اندازه گیری هستند همانند شرایط نوری، صوتی، آب و هوایی برای ایجاد فضای معماری مطلوب و دارای عملکرد و صحیح لازم و ضروری است.
۲-۸-۲-۱- نور
نور یکی از اصول مهم در طراحی فضاها و تامین آسایش بصری است که معیارهای عمده ای در طراحی روشنایی داخل یک فضا باید به آنها توجه نمود عبارتند از :
- میزان شدت روشنایی موردنیاز
براساس آئین نامه ۱۸۴۸ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران شدت روشنایی موردنیاز در فضاهای مختلف شرح گردیده است :
جدول ۲-۱- مقایسه روشنایی موردنیاز در عملکرد های مختلف (برحسب Lux)

 

نوع فعالیت  
  الف ب ج د هـ ن
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:30:00 ب.ظ ]




مبانی نظری تحقیق
۲-۲ مقدمه
با بررسی ادبیات تحقیق و سوابق تحقیق نه تنها محقق اطلاعات و حقایق بیشتری نسبت به موضوع مورد علاقه اش بدست می‌آورد، بلکه به احتمال زید باعث ایجاد روشها و عقاید جدید می شود که می تواند در بهبود فرایند تحقیق موثر باشند. هدف عمده بررسی ادبیات تحقیق برقراری پیوند بین تحقیق مورد نظر با تحقیقات گذشته است و مرتبط با موضوع است(محمدی، ۱۳۹۲،ص۷۶).
در این بخش ابتدا به تعریفی اجمالی از بانک می پردازیم سپس مروری بر تاربخچه بانک در جهان و ایران داشته و بانکداری حاکم در ایران( بانکداری اسلامی) را شرح می دهیم.
یکی از مشکلات اساسی در بین حسابداران، نداشتن شناخت کافی به صورتهای مالی بانک‌ها و موسسات مالی است؛ در این بخش به صورت کلی، توضیحی اجمالی بر ترازنامه داشته و همچنین مروری بر اقلام تشکیل دهنده صورت سودو زیان انجام خواهد شد که لازمه بررسی عملکرد مالی بانک‌هاست سپس به مروری بر معیارهای سودآوری که تحت کنترل مدیریت است، پرداخته خواهد شد ضمناً به مروری بر ادبیات ارزیابی عملکرد مالی و مفاهیم آن خواهیم داشت.
۲-۳ آشنایی با مفهوم بانک
با توجه به اینکه چه تعریفی از بانک را در نظر داشته باشیم، قدمت و زمان آغاز فعالیت‌های بانکی فرق خواهد داشت. اگر بانکداری را با شروع فعالیت‌های ایجاد و انجام حواله در نظر بگیریم، آغاز فعالیت بانکداری به قرن‌ها قبل و شاید همراه با شروع و توسعه دادوستد بین انسان‌ها و جوامع انسانی بازمی‌گردد.
واژه “بانک” اصطلاح قدیمی از زبان آلمانی است (Banck) که در ایتالیا مفهوم نیمکت (Banco) از این واژه استخراج شده و از آنجا که صرافان ایتالیایی در فلورانس روی نیمکت‌هایی در نزدیکی محل‌های دادوستد قرار می‌گرفتند، این اصطلاح به‌معنی بانک تلقی شد. بانکداری امروزه یک پدیده از قرن هفدهم به‌بعد می‌باشد.(پژویان،۱۳۸۶،ص۶).
۲-۴ تاریخچه بانک و بانکداری
۲-۴-۱ بانک و بانکداری در جهان
بانک آمستردام: در اوایل قرن هفدهم و با تمرکز دادوستد در کشور هلند و به‌ خصوص شهر آمستردام، بانک آمستردام به‌وسیله شهرداری این شهر در سال ۱۶۰۹ تاسیس شد. عمده فعالیت این بانک، استاندارد نمودن سکه‌هایی از فلزهای گران‌بها بود. هرچند بانک آمستردام مبادرت به ایجاد سپرده می‌نمود، ولی قانونا مجبور به نگهداری ذخیره صد در صد از فلزات گران‌بها برای این سپرده‌ها بود. با گذشت زمان و افزایش اعتماد عمومی، بانک مبادرت به ایجاد پول (سپرده بدون پشتوانه) نمود که در نهایت به‌علت عدم توانایی مسوولین بانک در اداره امور سپرده‌ها این بانک ورشکست شد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بانک سوئد: شاید بتوان بانک سوئد را اولین بانک سهامی نامید. این بانک در اواسط قرن هفدهم به‌منظور استفاده از سپرده‌ها و ایجاد قرضه و اعتبار آغاز به‌کار نمود و پس از مدت کوتاهی مبادرت به انتشار اسکناس نیز نمود. این بانک نیز به‌علت عدم رعایت نسبت مناسب سپرده به ذخیره ورشکسته و منحل شد. پس از انحلال بانک سهامی سوئد، فورا بانک دیگری به‌صورت دولتی و بدون حق انتشار اسکناس در سوئد ایجاد شد.
بانک انگلستان: دومین بانک سهامی که به‌وجود آمد، بانک انگلستان با سرمایه‌ای نزدیک به یک میلیون و دویست هزار لیره بود. طبق شرایط امتیازنامه، بانک حق دریافت سپرده از اشخاص، شرکت در معاملات اسنادی مثل خرید و فروش بروات تجارتی و ایجاد قرضه بانکی را داشت. بانک انگلیس همچنین حق انتشار اسکناس نیز داشت. امتیاز اولیه بانک انگلیس بیست سال بود. این امتیاز پس از چند نوبت که تجدید شد به امتیاز دایمی تبدیل گردید. این بانک چند مرتبه دچار بحران شد، ولی توانست از عهده مشکلات برآید. ولی به‌هرحال تا قبل از لغو کامل ارتباط لیره و طلا چندین‌بار مجبور به برهم‌ زدن رابطه اسکناس و طلا شد. در سال ۱۹۲۳، انتشار اسکناس در انگلستان در انحصار بانک مذکور قرار گرفت.
بانک عمومی فرانسه: معمولا نام بانک عمومی فرانسه همراه با نام “[۸]جان‌لاو” می‌آید. جان‌لاو یک اسکاتلندی بود که موسس بانک عمومی فرانسه شد. او تجربیات زیادی از مسافرت و بررسی دادوستدها به‌دست آورده بود. او متوجه کمبود سیستم نقدینگی موجود برای انجام معاملات شده و یک سیستم پولی و اعتباری را مطرح نمود. هرچند پیشنهاد جان‌لاو در اسکاتلند مورد موافقت قرار نگرفت، ولی او با کمک یکی از درباریان فرانسه موفق به کسب اجازه تاسیس بانک عمومی فرانسه شد.
اساسنامه بانک، اجازه انتشار اسکناس قابل تبدیل و با ارزش ثابت را می‌داد. از آنجا که سکه‌های تقلبی و کم‌عیار در آن دوران رواج داشتند، اسکناس‌های انتشار یافته به‌وسیله جان‌لاو مورد استقبال قرار گرفت. او سپس مبادرت به تشکیل “کمپانی غرب” نمود و پس از مدت کوتاهی انحصار ضرب پول را تحصیل کرد. کمپانی غرب پس از تشکیل وابستگی شدیدی به دولت پیدا نمود، به‌صورتی که اداره بسیاری از موسسات دولتی را به‌عهده گرفت. تداخل کار بانک و کمپانی غرب در نهایت منجر به عدم اعتماد مردم شد. از آنجایی که بانک مقدار بسیار زیادی پول بدون پشتوانه صادر نموده بود، هجوم مردم به بانک عمومی پاریس منجر به ورشکستگی این بانک و جان‌لاو شد(پژویان،۱۳۸۶،ص۸).
۲-۴-۲ بانک و بانکداری در ایران
بانکداری در ایران: هرچند که فعالیت‌های صرافی و تا حدی نیز اعتباری از زمان‌های خیلی گذشته در ایران نیز سابقه داشته است، ولی بانکداری به مفهوم جدید آن در سال ۱۸۸۷ میلادی (۱۲۶۶ شمسی) تجربه شد.
بانک جدید شرقدر سال ۱۸۸۷ میلادی بانک جدید شرق یک شعبه در تهران افتتاح نمود. پس از مدت کوتاهی شعبه‌های دیگری در شهرهای بزرگ ایران مثل تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، رشت و بوشهر نیز دایر گردید. به‌علت جدید بودن عملیات این بانک، مثل افتتاح حساب جاری و صدور چک، قبول سپرده و انجام نقل و انتقال سپرده‌ها مورد استقبال مردم قرار گرفت. این بانک به سپرده‌های دیداری و مدت‌دار بهره‌ای نیز پرداخت می‌نمود. فعالیت مهم دیگر این بانک انتشار محدود یک‌نوع حواله بود که کاملا قابل تبدیل به طلا بود. این بانک پس از تاسیس بانک شاهنشاهی ایران منحل شد.
بانک شاهنشاهیبه موجب امتیازی در سال ۱۸۸۹ میلادی (۱۲۶۷ شمسی) که “بارون رویتر” به‌مدت ۶۰ سال از دولت ایران کسب نمود، بانک شاهنشاهی افتتاح شد. این بانک علاوه‌بر فعالیت‌های بانکی و تجارتی انحصارا به نشر اسکناس پرداخت. بانک شاهنشاهی دریافت‌ها و پرداخت‌های دولت را نیز در داخل و خارج کشور انجام می‌داد و از پرداخت مالیات نیز معافیت داشت. بر اساس موافقت‌نامه امتیاز فوق، بانک نیز موظف بود که شش درصد از درآمد خالص خود را - که نمی‌باید از ۴۰۰۰ لیره در سال کمتر باشد - به دولت ایران پرداخت نماید. (رویتر علاوه‌بر انحصار بانک شاهنشاهی، امتیاز راه‌سازی، ایجاد راه‌آهن، استخراج از معادن و غیره را نیز کسب کرده بود که بابت این امتیازها شانزده درصد از سود خالص را به ایران پرداخت می‌نمود). بانک می‌باید وامی به‌مبلغ ۴۰۰۰۰ لیره با بهره شش درصد و به‌مدت ده سال به دولت ایران می‌پرداخت.
انحصار انتشار پول و صندوق‌داری دولت که به‌معنی انجام امور مالی دولت مثل پرداخت حقوق کارکنان دولت و غیره است، یک قدرت و اهمیت قابل‌توجه به بانک شاهنشاهی داده بود. به‌عبارت دیگر، این بانک در آن زمان تقریبا حکم بانک مرکزی را برای ایران داشت. از آنجایی که سرمایه بانک در انگلستان تادیه گردیده بود، مرکز قانونی آن در لندن قرار داشت و تابع قوانین کشور انگلستان بود، در حالی‌که مرکز فعالیت آن در تهران بود.
امتیاز انحصاری نشر اسکناس در سال ۱۳۰۹ از بانک شاهنشاهی بازخرید شد و این بانک تا پایان دوره امتیاز ۶۰ ساله خود به فعالیت بانکی خود ادامه داد و سپس از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۱ نیز تحت نام بانک انگلیس به کار خود ادامه داد.
بانک استقراضی ایران: روسیه تزاری نیز که در قرن گذشته رقیب انگلیس در ایران بود، به‌دنبال استقرار بانک شاهنشاهی در تلاش کسب امتیاز در ایران برآمد. شخصی به‌نام “ژاک پولیاکوف” که از اهالی روسیه تزاری بود، در سال ۱۸۹۰ میلادی (۱۲۶۹ شمسی) امتیاز تاسیس بانکی به‌نام “بانک استقراضی ایران” را کسب نمود. مدت امتیاز ۷۵ سال در نظر گرفته شده و این بانک نیز از پرداخت مالیات معاف بود.
بانک استقراضی ایران ابتدا به‌صورت یک شرکت سهامی تاسیس شد و اداره مرکزی آن در سال ۱۲۷۰ در تهران افتتاح گردید. این بانک چندین شعبه نیز در شهرستان‌های شمالی دایر نمود و به انجام عملیات تجاری پرداخت. در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷ شمسی)، دولت روسیه تزاری پس از خریداری سهام بانک فوق، آن را ضمیمه بانک دولتی پترزبورگ نمود.
بانک استقراضی ایران هیچ‌وقت موفق به جلب اعتماد کامل مردم نگردید و در فعالیت‌های خود تقریبا ناموفق بود. این بانک پس از روی کار آمدن دولت بلشویکی در روسیه به‌موجب عهدنامه ۱۹۲۱ میلادی (۱۲۹۹ شمسی) به دولت ایران تحویل داده شد. نام این بانک پس از تحویل به “بانک ایران” تغییر داده شد، ولی به‌علت مشکلات مالی که از گذشته باقی مانده بود، نتوانست به کار خود ادامه دهد و در نهایت در سال ۱۳۱۲ شمسی منحل و در بانک کشاورزی ادغام شد.
بانک سپه: اولین بانک ایرانی که افتتاح گردید، “بانک سپه” بود. این بانک در سال ۱۳۰۴ تحت نام “بانک پهلوی قشون” در جهت انجام امور مالی و به‌کار انداختن وجوه صندوق بازنشستگی درجه‌داران ارتش تاسیس شد. در ابتدا هدف از ایجاد این بانک انجام امور مالی ارتش بود، ولی توانست به‌تدریج با ایجاد شعباتی در شهرستان‌های مهم به فعالیت‌های بانکی معمولی نیز بپردازد. عملیات بانک سپه به‌صورت افتتاح حساب جاری، نقل و انتقال وجوه، تنزیل بروات تجارتی، ایجاد قرضه بانکی و غیره بود. این بانک در سال ۱۳۳۲ تغییر اساسنامه داد و به‌شکل شرکت سهامی به فعالیت‌های بانکی خود ادامه داد.
تا قبل از تاسیس بانک ملی ایران، موسسات و بانک‌های دیگری نیز به فعالیت‌های بانکی اشتغال پیدا کردند که از جمله آنها موسسه رهنی ایران است که بعدها در بانک ملی ادغام و به‌نام بانک کارگشایی موسوم شد. دیگری بانک عثمانی است که اساسا یک بانک انگلیسی و فرانسوی ایجاد شده در ترکیه بود که در سال ۱۳۰۱ چندین شعبه در ایران افتتاح نمود. بانک روس و ایران نیز یک بانک خارجی محسوب می‌شد که در سال ۱۳۰۵ برای تسهیل در مبادلات بازرگانی بین دو کشور در ایران تاسیس شد.
بانک ملی ایرانسال‌ها قبل از افتتاح بانک ملی ایران و قبل از آغاز فعالیت بانک‌های خارجی در ایران، شخصی به‌نام “حاج محمد حسن امینی دارالضرب” پیشنهاد فعالیت یک بانک ایرانی را با سرمایه مشترک دولت و ملت به ناصرالدین شاه نمود. این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت.
پس از آغاز مشروطیت نیز عده‌ای از نمایندگان برای تامین قرضه مورد نیاز دولت، پیشنهاد تاسیس یک بانک ایرانی به‌نام بانک ملی را دادند که با تمام کوشش‌های انجام شده نتوانست این بانک پای گیرد.
قانون تاسیس “بانک ملی ایران” در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۰۶ از تصویب نهایی مجلس شورای ملی گذشت. سرمایه اصلی این بانک ۱۵ میلیون تومان تعیین شد. با توجه به اشکالاتی که در تهیه مبلغ فوق وجود داشت، طبق اساسنامه‌ای که در سال ۱۳۰۷ به تصویب رسید، سرمایه اولیه بانک دو میلیون تومان تعیین گردید.
بانک ملی ایران در ابتدای کار به پذیرش سپرده‌های دیداری و مدت‌دار، تنزیل بروات و اسناد تجارتی، دادن قرضه به افراد (وام) در مقابل وثیقه و عملیات عادی بانکداری پرداخت. هرچند که بانک ملی می‌توانست به افراد عادی وام بدهد، ولی بدون اجازه مجلس شورای ملی نمی‌توانست به دولت یا شهرداری‌ها وام اعطا نماید.
پس از بازخرید حق انتشار اسکناس از بانک شاهنشاهی در سال ۱۳۰۹، این امتیاز در اسفندماه ۱۳۱۰ به بانک ملی واگذار گردید. اسکناس‌های انتشار یافته به‌وسیله بانک ملی از ابتدای سال ۱۳۱۱ به جریان افتاده و این بانک با حفظ وظایف خود به‌عنوان یک بانک تجاری عملا به بانک مرکزی ایران تبدیل شد. فعالیت بانک ملی به‌سرعت گسترش یافته و صندوق‌داری دولت را نیز کاملا به‌عهده گرفت.(پژویان،۱۳۸۶،ص۱۱).
در سال ۱۳۱۷ اساسنامه جدیدی به تصویب رسید و بر اساس تصویب‌نامه‌های بعدی، مسئولیت‌های بانک ملی افزایش یافت. از جمله این وظایف حفظ ارزش پول، حفظ موازنه ارزی، تنظیم اعتبارات کشور، نظارت بر فعالیت سایر بانک‌ها و یا به‌عبارت دیگر وظایف یک بانک مرکزی بود. در خردادماه ۱۳۳۹ اساسنامه جدیدی برای بانک ملی فراهم شد و وظایف آن تفکیک گردید. به‌دنبال تجزیه وظایف بانک ملی، بانک مرکزی ایران تشکیل گردید(پژویان،۱۳۸۶،ص۱۲).
بانک‌های ادغام شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شرح ذیل می باشد:

 

ردیف بانک‌های ادغام شده پس از انقلاب اسلامی
نام بانک نوع فعالیت بانک‌ها و موسسات ادغام شده
۱ بانک ملی ایران تجاری این بانک با نام قبلی به فعالیت خود ادامه داد
۲
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:29:00 ب.ظ ]