آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



ابتدا لازم است میزان اهمیت یا وزن هر کدام از معیارهای خرید مشخص گردد. از روش‌های متعددی برای تعیین وزن معیارها می‌توان استفاده نمود که استفاده از نظرات مستقیم تصمیم گیرندگان و یا روش‌های تحلیلی همچون روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) که بر پایۀ مقایسات زوجی استوار است، نمونه‌هایی از آن است. در این پروژه نیز از همین روش برای تعیین اوزان استفاده می‌شود. در قدم بعد باید نحوۀ سنجش میزان مشابهت مقادیر معیارها به صورت تکی مشخص گردد که در ادامه به آن می‌پردازیم:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
برای سنجش میزان مشابهت مقادیر مربوط به این معیارها، از رابطه (۷) استفاده می‌کنیم که اصولاً از روش‌های رایج در CBR است. برای بیان میزان مشابهت معیار فازی j نسبت به خرید قبلی R ام ,=[] و مقدار مورد نظر خریدار در مورد همین معیار ,=[] ، از روش فاصله میانگین مدرج تلفیقی استفاده شده است. [۷۰] که در آن رابطه زیر برای محاسبه میزان مشابهت بین دو مقدار فوق پیشنهاد شده است.

 

رابطه (۳-۹) Sim (J )=

که در آن :

 

رابطه(۳-۱۰) P=

 

 

رابطه(۳-۱۱) P=

حال با مشخص شدن نحوه محاسبه میزان مشابهت مقادیر معیارها به صورت منفرد، می‌توان میزان مشابهت شرایط خرید جدید با مشخصات خرید های موجود در مخزن خریدها را با کمک رابطه (۶) بدست آورد.
در واقع هر مورد خرید جدید که ایجاد می‌شود، نیازمندی‌های خرید جدید توسط سازمان مشخص می‌شود و سپس طبق روش بازیابی که بیان شد، بازیابی بر روی تمامی موارد قبلی اعمال می‌شود. سپس بر اساس نظر تصمیم گیرنده، تعداد m خرید از میان M خرید موجود در مخزن خریدها , بازیابی و اطلاعات آن‌ها به شرح زیر استخراج می‌شود:
m : تعداد خرید های بازیابی شده مورد ارزیابی(به انتخاب تصمیم گیرنده) که در آن M>m>1
i : اندیس خرید بازیابی شده (i=1,2,3,….,m)
n : تعداد معیارها یا مشخصه‌ های خرید
j : اندیس معیار (j=1,2.3 ,… , n )
مقدار اندیس یا معیار در خرید بازیابی شدهام
W: اهمیت نسبی یا وزن معیار i ام
D= []mxn ماتریس تصمیم انتخاب فروشنده
D=
که در آن است و مقادیر قطعی ماتریس فوق به صورت اعداد فازی ذوزنقه‌ای با پارامتر های یکسان (به اندازه مقدار غیر فازی) در نظر گرفته می‌شود.
۳-۵-۴ تصمیم گیری :
اجرای مرحله بازیابی در واقع به فراهم آمدن یک مساله تصمیم گیری چند معیاره برای ارزیابی و اولویت بندی فروشندگان و در نهایت انتخاب نهایی فروشنده (از میان فروشندگان مربوط به m خرید قبلی) منجر می‌شود. برای حل این مساله تصمیم گیری، روش TOPSIS فازی پیشنهاد می‌شود که اولویت‌بندی فروشندگان مرتبط با خریدهای بازیابی شده را در ۵ گام انجام می‌دهد. که از بیان جزئیات آن پرهیز می‌کنیم. این ۵ گام شامل :

 

    1. تشکیل ماتریس نرمال شده فازی

 

    1. ایجاد ماتریس نرمال شده موزون

 

    1. تعیین مشخصات نرمال شده ی خرید های ایده آل و غیر ایده آل (مطلوب و نا مطلوب)

 

    1. محاسبه میزان نزدیکی به مشخصات به میزان نرمال

 

    1. محاسبه شاخص نزدیکی (شاخص ارجحیت خرید، که میزان شاخص نزدیکی نسبت به میزان نرمال یا ایده آل است)

 

مرحله بعدی تطبیق خرید است. در این مرحله، خرید های بازیابی شده به ترتیب اولویت محاسبه شده در مرحله قبل مورد ارزیابی نهایی قرار می‌گیرند تا میزان انطباق آن‌ها با نیازمندی‌های خرید جدید مشخص شود. مرحله تطبیق خرید که معمولاً توام با مذاکره با فروشندگان است، منجر به انتخاب فروشنده ای می‌شود که نیاز های اعلام شده برای خرید جدید را برآورده می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1400-07-30] [ 07:28:00 ب.ظ ]




نمودار ۴-۱۲-مقایسه میانگین نمره دل پذیر بودن در دو گروه ………..………..۱۱۳
نمودار ۴-۱۳-مقایسه میانگین نمره روان نژندی در دو گروه………..…………..۱۱۴
نمودار ۴-۱۴-مقایسه میانگین نمره استرس در دو گروه ………….……….….. ۱۱۵
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه مقایسه ی ویژگیهای شخصیتی، سبکهای مقابله ای و میزان استرس والدین نوجوانان دارای اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی بود. بدین منظور از میان نوجوانان گروه سنی ۱۰-۱۴ مراجعه کننده به مراکز مشاوره آموزش و پرورش منطقه ۵ اصفهان که تعداد ۱۰۷ نفر در یک دوره دو ماهه بود تعداد ۵۰ نفر که در چک لیست اسکید نمره لازم را کسب کرده بودند انتخاب شده و والدین آنها با پرسشنامه های نئو، سبکهای مقابله ای لازاروس و پرسشنامه استرس مورد مقایسه با ۵۰ والد دارای فرزند عادی قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل آزمون t نشان داد که بین استرس والدین دارای نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک با استرس والدین دارای نوجوان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین مقابله مستقیم، فاصله گرفتن، طلب حمایت اجتماعی، پذیرش مسولیت، گریز – اجتناب، حل مساله برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت در آزمون سبکهای مقابله ای در والدین دارای نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک با والدین دارای نوجوان عادی تفاوت معناداری وجود دارد. یافته نشان داد که در ویژگیهای شخصیتی دو گروه بین روان نژندی و برون گرایی تفاوت معناداری وجود دارد ولی بین نمره انعطاف پذیری، مسئولیت پذیری و دلپذیر بودن بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد .
واژه های کلیدی: ویژگیهای شخصیتی- سبکهای مقابله ای- استرس و اختلال سلوک
فصل اول
مقدمه
۱-۱ مقدمه
بررسی تاریخچه اختلال‌های روانی نشان می‌دهد که همواره این اختلال‌ها همراه و همزاد بشر بوده و هست و انسان‌ها جهت پیشگیری و درمان آن‌ها به شیوه‌های مناسب و نامناسب متوّسل می‌شوند (احمدزاده ۱۳۸۴،۲۵).
با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقا سلامت و بهداشت روانی افراد جامعه قائل است بررسی و شناخت عواملی که به پایداری و موفقیّت در تحقق سلامت روان منجر می‌گردد ضروری به نظر می‌رسد. نکته دیگری که پرداختن به آن در مطالعات مربوط به بهداشت و سلامت روانی حائز اهمیت است نقش والدین و خانواده است. پدر و مادر ما زمینه ساز بهداشت و سلامت روانی فرد، جامعه و نسل آینده است. افراد خانواده به ویژه پدر و مادر می‌توانند عمیق‌ترین تجربه‌های عشق و علاقه و صمیمیّت و آرامش را در محیط گرم خانواده بیابند و در عین حال می‌توانند عمیق‌ترین نفرت‌ها و بی‌علاقگی‌ها و انواع ضربه‌های جسمانی و روانی را در خانواده متحمل شوند. دستیابی به جامعه سالم، آشکارا در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانواده سالم، مشروط به برخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن رابطه‌های مطلوب با یکدیگر است. از این رو، سالم‌سازی اعضای خانواده، پدر و مادر و رابطه‌هایشان بی‌گمان آثار مثبتی را در جامعه به دنبال خواهد داشت (پورعابدی ۱۳۸۰ ،۶۷).
دانلود پروژه
رابطه پدر و مادر با فرزندان یکی از قوی‌ترین رابطه‌های انسانی است که کیفیت آن پیامدهای گوناگونی برای فرزندان و دیگر اعضای خانواده و در نهایت جامعه دارد. هر چه تعامل میان والدین بیشتر باشد و این تعامل‌ها توأم با محبت و صمیمیت بیشتری باشد نه تنها موجب استحکام پیوند خانواده خواهد شد، بلکه سلامت و آرامش روحی و روانی اعضای خانواده نیز تضمین می‌شود (احمدزاده ۱۳۸۴ ،۸۷).
بنابراین با توجه به این که یکی از عوامل مؤثر بر سلامت روانی والدین است، در این پژوهش قصد بر این است که رابطه بین ویژگیهای شخصیتی، سبکهای مقابله ای و میزان استرس والدین نوجوانان دارای اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی بررسی می شود.
۱-۲ بیان مساله
یکی از بارزترین خصوصیات انسان تعامل و ارتباط با یکدیگر است. اصلی‌ترین منبع ارتباطی انسان‌ها والدین هستند و این تعاملات نقش اساسی در شکل‌دهی ابعاد شخصیتی فرد دارند. بل معتقد است که مادر اوّلین پایگاه شکل‌گیری افکار و عقاید کودک در مورد خود و محیط ساختارهای ذهنی، سلامت روانی و شخصیتی آنان محسوب می‌شود.
به طور کلی زمینه‌ای که رشد فرد در دوره‌های مختلف زندگی در آن اتفاق می‌افتد تا حدود زیادی می‌تواند سلامت روانی را تعیین کند. یکی از مدل‌های مطرح شده در این زمینه متعلّق به برافن برنر ( جاودان ۱۳۸۵،۲۳-۲۰) است. طرز تفّکرها و شیوه زندگی در خانواده پایه‌ریزی می‌شود و سپس توسط مربیان مهدکودک، آموزگاران، دبیران مدارس و دیگر افراد مهّم شکل می‌گیرد. در صورتی که پایه این روابط و تعاملات به نحو شایسته و مبتنی بر احترام و حقوق متقابل صورت گیرد، می‌توان انتظار داشت افرادی سالم و دارای رفتارهای سنجیده پرورش یابند.
والدین و مربیان نا آگاه به مسائل روانی و تربیتی در بسیاری از موارد با طرد کردن کودکان و نوجوانان اعمال فشار و بی‌توجهی باعث بروز رفتارهای نابهنجار، احساس خصومت، کینه و خشم می‌گردند.
شواهد نشان می‌دهد که رابطه مادر و کودک نقش برجسته‌ای در سلامت روانی و یا بروز اختلال در رشد روانی و ذهنی کودک دارد زیرا، واکنش‌های مادر نسبت به کودک و نحوه ارتباط مادر با فرزندان تا حدودی زیاد می‌تواند بر تصور کودک از خودش تأثیر بگذارد( ولمن ۱۹۸۸، ۱۹۰) عقیده دارد که بسیاری از علائم روان تنی و اختلال‌های روانی – رفتاری بیانگر واکنش‌های کودک به نگرش مادر است. به عنوان مثال، توجه به حقوق دیگران، حفظ شخصیت و احترام دیگران، میزان شکیبایی در برابر مصائب رفتن به وادی بزهکاری و . . . تا حدود زیادی بر تجارب خانوادگی بستگی دارد.
ارتباط مؤثر، سنگ زیربنای خانواده سالم است. به عبارت دیگر، وقتی خانواده‌ای از الگوهای ارتباط مؤثر استفاده می‌کند، انتقال و درک روشنی از محتوا و قصد هر پیامی را دارد و مسئولیت اجتماعی کردن فرزندان و دستیابی به نیازهای روانی اعضای خانواده را به خوبی انجام می‌دهد (ابراهیمی ۱۳۸۵،۱۲۸). بررسی‌های انجام شده درباره خانواده عمدتاً بر این فرض استوار بودند که بیماری هر عضو یک خانواده علامت بیماری خانواده (پدر و مادر) است، و در مورد اختلال‌های روانی شدید می‌توان آنها را به بیماری روانی و اختلالات غیر قابل انکار والدین نسبت داد.
اکثر محققان که تأثیر تعارضات خانوادگی در بروز مشکلات فرزندان را مورد بررسی قرار داده‌اند، بر دگرگونی نحوه ارتباط – والد فرزند توجه داشته، و در تبیین نقش تعارضات پدر و مادر در بروز مشکلات رفتاری، کنش‌های متقابل اعضای خانواده را دارای اهمیت بسیار یافته‌اند. یافته‌های مرتبط با تأثیر خانواده بر سلامت فرزندان مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی است (سعادت‌مند ۱۳۸۴،۴۵)
مطالعات مربوط به فرزندان با والدین دارای آسیب‌های روانی و فرزندان والدین دارای آسیب‌های روانی کمتر و مقایسه آن‌ها باهم تفاوت معنا‌داری را نشان می‌دهد. اگر روابط اعضای خانواده و کانون خانواده دچار عدم تعادل گردد و به عبارت دیگر خود تبدیل به یک دنیای بیمارگونه شود، می‌تواند زمینه‌ساز اختلال‌ها و نابسامانی‌های روانی فراوان در فرزندان گردد (اسماعیلی ۱۳۸۳،۷۰-۶۵). علاوه بر این سیزر نشان می‌دهد که پذیرش بیش از حد مجاز در خانه با رفتار پرخاشگرانه و ضد اجتماعی فرزندان همبستگی دارد .
سینگر و وینر به تأثیر فضای حاکم بر خانواده و سلامت روان فرزندان معتقدند. این پژوهشگران از تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که معمولاً رابطه بین دو فرزند سالم از نظر روانی، تا اندازه‌ای هدفدار و باثبات است. امّا والدینی که دارای اختلالات عاطفی – روانی هستند، به علّت عدم توانایی در تمرکز و داشتن افکار منقطع و تضاد عاطفی دارای ارتباط نامشخص، بی‌سازمان و غیر متمرکز با فرزندانشان هستند، به گونه‌ای که این فرزندان از داشتن ارتباطی معین، روشن، هدفدار و با دوام محروم هستند (سعادت‌مند ۱۳۸۴،۵۶)
تمامی این تحقیقات نشان می‌دهد یکی از منابع مهّم و مؤثر بر سلامت روان فرزندان محیط خانواده است. اگر منابع خانواده برای سازگاری با فشارهای روانی ناکافی باشد، خانواده مجبور به تحمل بار سنگین می‌شود. تغییرات و فشارها در زندگی خانواده به ظرفیت واحد خانوار فشار می‌آورد. بنابراین، می‌توان بعضی از نتایج منفی مثل بیماری را در اعضای خانواده پیش‌بینی کرد.
امکان ابتلا به اختلال‌های روانی برای همه افراد جامعه وجود دارد و هیچ انسانی از فشارهای روانی و اجتماعی مصون نیست، این پدیده خطری است که مرتباً نسل فعلی و آینده را تهدید می‌کند و زیان‌های فردی و اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی و اقتصادی زیادی در بر خواهد گرفت.
کودکان و نوجوانانی که قوانین اجتماعی را زیر پا می گذارندو با رفتارهای آزار گرانه وگرایش های پرخاشگرانه مانند سرقت، خرابکاری، آتش سوزی عمدی، دروغگویی، ولگردی و فرار که مستلزم شکستن سنت ها، ارزش ها و قوانین اجتماعی است و همچنین رفتارهایی که کنش های روانی و اجتماعی فرد را در منزل، مدرسه و گروه های اجتماعی دچار مشکل می سازد، دچار اختلال سلوک هستند‌(مفیت و دیگران ۲۰۰۱). کودکان دارای رفتارهای بزهکارانه در یک سیستم مجرمانه قضاوتی و حقوقی به کودکانی گفته می شود که قوانین را زیر پا می گذارند و آنها را نادیده می گیرند(لوبر ۲۰۰۵،۱۲۱). این رفتارها دامنه ای از رفتن به سینما بدون بلیط تا دگر کشی را شامل می شود(هین شا ۲۰۰۸ ؛ ۲۸).
نتایج تحقیقات نشان داده است که گونه های خاصی از اختلالهای رفتاری مانند اختلال سلوک و اختلال نافرمانی مقابله ای در بین دیگر اختلالات روانی دوران مدرسه از فراوانی بالایی برخوردار است. اینگونه رفتارهای اغتشاش گر در موقعیت های مدرسه به صورت درگیریهای مکرر و تعارض آمیز با همسالان، معلمان و دیگران خود را نشان می دهد(لطفی کاشانی و وزیری ۱۳۸۹،۷۸).
این تحقیق ضمن تاکید بر چند عاملی بودن این اختلال از زاویه خانواده، ویژگیهای والدین،‌ سبکهای مقابله ای و استرس والدین مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. بدیهی است مطالعه رشد و تحول کودکان بدون در نظر گرفتن الگوهای تربیتی و شرایط حاکم بر محیط خانواده، امری نارسا و ناقص است.
خانواده، اولین پایه گذار شخصیت، ارزش ها و معیارهای فکری کودکان است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک زندکی فرد دارد. تاثیر خانواده به عنوان نخستین و مؤثرترین واحد اجتماعی بر فرزندان، امری بدیهی و مشخص است در جریان رشد کودک، محیط و شرایط خانواده یک عامل مثبت و مهیاکننده زمینه های رشد و یا یک عامل مخل و بازدارنده است.
وبستر-استراسون و داهل (۱۹۹۵) نشان می دهند که والدین کودکان با اختلال رفتار، اغلب مهارتهای تربیتی مهم را ندارند. این والدین در استفاده از مقررات، خشن و خرده گیر، ناسازگار، دمدمی و مسامحه کار اند، احتمال کمی وجود دارد که فرزندان خود را هدایت کنند و اغلب رفتارهای اجتماعی کودکشان را تنبیه و رفتارهای منفی را تقویت می کنند.
مطالعات نشان می دهد که اکثر خانواده هایی که از یک منبع مقابله مناسب استفاده می کردند، عملکرد بهتری داشتند (کیم و دیگران ۲۰۰۳،۲۰۳). هنگامی که افراد در یک موقعیت استرس زا قرار می گیرند سعی می کنند از فشارهای روانی ناشی از آن موقعیت با بهره گرفتن از شیوه های مقابله مناسب اجتناب کنند. فشارهای روانی از عوامل موثر در شکل گیری اختلالات است. تمام اختلالات موجود از جهاتی با استرس در ارتباطند (شاملو ۱۳۷۸،۱۲۶).
استرس زمانی رخ می دهد که مطالبات، فراتر از منابع سازشی فرد باشند. مقابله، توسط نظریه پردازان به عنوان کوشش هایی برای بالابردن سازش بین شخصیت و محیط و یا به عنوان تلاش هایی برای اداره رویدادهایی که استرس زا درک می شوند، تعریف می شوند (لازاروس و فولکمن ۱۹۸۴،۹۸).
در ارتباط با شخصیت و راهبردهای مقابله ای فرض بر این است که شخصیت تعیین کننده راهبردهای مقابله ای است. الگوی دیگر بیان می دارد که شخصیت و مقابله به طور مستقل و جداگانه در شکل گیری ناسازگاری سهیم هستند (جزایری، جعفری زاده و پورشهباز ۱۳۸۲،۱۰۵). با توجه به اینکه ویژگیهای شخصیتی افراد نسبتا ثابت است و والدین در شیوه های تربیتی خود تحت تاثیر شخصیت، سبکهای مقابلهای و استرس خود قرار دارند، بنابراین این تحقیق سعی دارد به این سوال اساسی پاسخ دهد که آیا بین ویژگیهای شخصیتی، سبکهای مقابله ای و استرس والدینی که دارای نوجوان مبتلا به اختلال سلوک هستند با والدین دارای نوجوان عادی تفاوت وجود دارد؟
۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق
بسیاری از محققان، اختلالات رفتاری را اختلالات شایع و ناتوان کننده ای می دانندکه برای خانواده، محیط و کودک، مشکلات بسیاری ایجاد می کند. از آنجایی که اختلالات رفتاری معمولا نخستین بار در سالهای آغازین دوره ی ابتدایی مشاهده شده و بین ۸ تا ۱۵ سالگی به اوج خود میرسند (شکوهی یکتا و پرند ۱۳۸۴،۱۳۳) توجه به این موضوع می تواند اهمیت خاصی داشته باشد، به خصوص که کودکان دارای اختلالات رفتاری معمولا فراخنای توجه ی کوتاه و عزت نفس پایین داشته و به آسانی ناکام می شوند (سوزرو و والر ۲۰۰۶ ،۱۰۲) پژوهشهایی که به بررسی تاثیر الگوهای تعامل خانوادگی در ایجاد اختلالات رفتاری و عاطفی کودکان پرداخته اند، از یک سو این اختلالات را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانیهای خانوادگی دانسته اند (جانستون و مش ۲۰۰۱؛ ۲۰۳) و از سوی دیگر به محرکهای محیطی نامناسب، مانند عدم پذیرش کودک، عدم محبت و حمایت کافی از طرف والدین، افراط در محبت، بی هدفی درخانواده، سردی کانون خانواده، عدم مراقبت و دلسوزیهای مادر، دلبستگی ناایمن در خلال کودکی و استرس والدین مرتبط ساخته اند (پاندینا و دیگران ۲۰۰۷،۱۱۵) پژوهش ها نشان می دهد که خانواده، موثرترین عامل محیطی در رشد و تحول شناختی کودک است و بسیاری از مشکلات کودکان از خانواده های آنها ناشی می شود (کامبرینگ گراهام ۱۹۸۹،۱۲۵) به طوری که خانواده به عنوان یکی از محیط های موثر در سلامت جسمی و روانی فرد در نظر گرفته می شود (وود ۱۹۹۵،۵۶) وجود ادراکی مبنی بر فقدان محبت، تعارض و خصومت پیوستگی (گورمن اسمیت و دیگران ۲۰۰۰،۱۰۲) نقش بسیار مهمی بر سلامت روان آنها می گذارد. بنابراین با توجه با این که میزان شیوع اختلال سلوک ۴/۳%- ۵/۱% گزارش شده است ولی در بررسی های انجام شده بین ۱۶%-۱% در نوسان بوده است (استینر ۲۰۰۰)؛ همچنین در کشور ما روند رشد جمعیت جوان در ۲۰ سال اخیر بسیار سریع بوده است به طوری که در سرشماری سال ۱۹۷۵، ۳/۵۱ درصد جمعیت کشور را گروه سنی زیر ۲۰ سال تشکیل داده اند (وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ۱۳۷۸،۲۶۰) و همچنین مشاهده این که این گونه نوجوانان در محیطهای خانوادگی نامناسب تری نسبت به نوجوانان عادی رشد می یابند پرداختن به ویژگیهای شخصیتی و دیگر الگوهای تربیتی والدین این نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
۱-۴ اهداف تحقیق
۱-۴-۱ هدف کلی :
هدف اصلی این تحقیق عبارتست از: بررسی تفاوتهای ویژگی های شخصیتی، سبکهای مقابله ای و میزان استرس والدین نوجوانان دارای اختلال سلوک با والدین دارای نوجوانان عادی
۱-۴-۲ اهداف ویژه :
۱- بررسی تفاوت شخصیتی والدین نوجوانان دارای اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی
۲- بررسی تفاوت سبکهای مقابله ای والدین نوجوانان دارای اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی
۳- بررسی تفاوت میزان استرس در والدین نوجوانان دارای اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی
۱-۴-۳ هدف کاربردی
نتایج بر گرفته از این تحقیق می تواند گامی موثر در تربیت نوجوانان بوده و نهادهای آموزشی - تربیتی و مشاوره ای را همگام با والدین این نوجوانان در هر چه بهتر شدن الگوهای تربیتی کمک رسان باشد. از آنجا که پیشگیری بهتر از درمان است بنابراین نتایج این تحقیق می تواند در آگاه کردن بیشتر دست اندرکاران تعلیم و تربیت به ویژه والدین نقش مؤثری داشته باشد.
۱-۵ سوالات تحقیق
-آیا بین ویژگی های شخصیتی والدین دارای نوجوانان اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی ، تفاوت وجود دارد؟
-آیا بین سبکهای مقابله ای والدین دارای نوجوانان اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی ، تفاوت وجود دارد؟
-آیا بین میزان استرس والدین دارای نوجوانان اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی ، تفاوت وجود دارد ؟
۱-۶ فرضیات تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:28:00 ب.ظ ]




شکل ۶-۱۸ تغییرات ضریب انتقال جرم مرزی با فشار و دما برای سیستم دی اکسید کربن- هپتان.
دانلود پایان نامه
شکل ۶-۱۹ تغییرات ضریب انتقال جرم مرزی با فشار و دما برای سیستم نیتروژن- هگزادکان.
شکل ۶-۲۰ تغییرات ضریب انتقال جرم مرزی با فشار و دما برای سیستم نیتروژن- هپتان.
با توجه به شکل­های (۶-۱۷) تا (۶-۲۰)، ضریب انتقال جرم مرزی به طور یکنواخت با افزایش فشار کاهش می­یابد. به این رفتار ضریب انتقال جرم مرزی قبلا در مقالات متعدد اشاره شده است ]۱۵و۵[. علت مشاهده­ این پدیده به کاهش ویسکوزیته­ی فاز مایع در اثر حل شدن گاز در آن نسبت داده می­ شود ]۱۵و۵[. با این وجود، رفتار مشخصی برای ضریب انتقال جرم مرزی با تغییر دما قابل پیش بینی نیست. برای مثال، در سیستم دی اکسید کربن- هگزادکان که در شکل (۶-۱۷) نشان داده شده است، در بازه­ی دمایی K15/313 تا K15/373، ضریب انتقال جرم مرزی با دما افزایش می­یابد که علت آن، افزایش انرژی سینیتیک مولکول­های گاز و همینطور کاهش ویسکوزیته­ی فاز مایع می­باشد؛ بنابراین در این شرایط مولکول­های گاز می­توانند راحتتر در فاز مایع نفوذ کنند و مقاومت مرزی در مسیر انتقال جرم کمتر می­ شود. اما از این دما به بعد، رفتار معکوسی مشاهده می­ شود؛ به عبارتی دیگر، ضریب انتقال جرم مرزی با افزایش دما رفتاری نزولی از خود نشان می­دهد که علت آن احتمالا به خاطر کاهش حلالیت گاز در مایع در دماهای بالا می­باشد. پس به طور کلی می­توان گفت در بحث تغییرات فشاری و دمایی، دو پدیده­ نفوذ و حلالیت رفتار نهایی ضریب انتقال جرم مرزی را تعیین می­ کنند. از آنجایی که نفوذ و حلالیت گاز در مایع با افزایش فشار بهبود می­یابد، بنابراین ضریب انتقال جرم مرزی در تمامی سیستم­ها به طور یکنواخت با افزایش فشار، بیشتر می­ شود. اما دما اثری متفاوت بر هر یک از این پدیده ­ها دارد. به بیان دقیق­تر، افزایش دما، حلالیت گاز را کاهش اما قدرت نفوذ آن را افزایش می­دهد. بر هم کنش این دو پدیده، در نهایت، ضریب انتقال جرم مرزی سیستم را تعیین خواهد کرد. در مخلوط دی اکسید کربن- هگزادکان، این وارونگی، در دمای K15/373 رخ می­دهد و به این معنا است که در این سیستم، از دمای K15/313 تا K15/373، فرایند نفوذ غالب بوده اما از این دما به بعد، اثر دما روی میزان حلالیت گاز قابل ملاحظه بوده و پدیده­ حلالیت، فرایند انتقال جرم را کنترل خواهد کرد. در مابقی سیستم­ها، که در شکل­های (۶-۱۸)، (۶-۱۹) و (۶-۲۰) نشان داده شده ­اند، روند افزایشی برای ضریب انتقال جرم با افزودن دما ملاحظه می­ شود، به عبارتی دیگر، در این سیستم­ها، در بازه­ی دمایی و فشاری مطالعه شده، فرایند نفوذ غالب خواهد بود. به طور خلاصه می­توان گفت در سیستم­های دی اکسید کربن-نرمال آلکان در دماهای پایین و متوسط فرایند نفوذ غالب است، اما در دماهای بالا پدیده­ حلالیت غالب می­ شود و در سیستم­های شامل نیتروژن در تمامی دماها فرایند نفوذ غالب بوده یا به عبارتی افزایش دما سبب کاهش مقاومت در مرز دو سیال می­گردد.
فصل هفتم
۷- نتیجه ­گیری
در این قسمت نتایج حاصل از تحقیق انجام شده به طور خلاصه توضیح داده می­ شود.
- در این مطالعه داده ­های کشش سطحی تعادلی و دینامیک سیستم­های دی اکسید کربن- هگزادکان، دی اکسید کربن- هپتان، نیتروژن- هگزادکان و نیتروژن هپتان، در بازه­ی گسترده­ای از دما و فشار، از مرکز ازدیاد برداشت اتخاذ شد. بر اساس نتایج قبلی به دست آمده از این مرکز، میزان کشش سطحی تعادلی با افزایش فشار کاهش می­یابد، زیرا با افزایش فشار دو فاز امتزاج­پذیری بیشتری پیدا می­ کنند. از سوی دیگر در سیستم­های شامل نیتروژن، کشش سطحی تعادلی با دما کاهش می­یابد، در حالیکه در سیستم­های حاوی دی اکسید کربن، افزایش دما گاهی موجب افزایش کشش سطحی و در برخی موارد سبب کاهش آن می­گردد ]۴۰و۳۹[.
- مدلسازی فرایند نفوذ بر اساس داده ­های کشش سطحی دینامیکی و تعادلی صورت گرفت.
- دو مدل انتقال جرم مختلف، با وجود مقاومت در مرز دو سیال و بدون وجود مقاومت، در نظر گرفته شدند.
- بر اساس نتایج به دست آمده، صرف نظر از مقاومت انتقال جرمی در مرز دو سیال، در شرایط مطالعه شده مورد قبول نیست.
- پس از ثابت کردن وجود مقاومت قابل ملاحظه در مرز دو سیال، ضریب انتقال جرم مرزی به عنوان مهمترین پارامتر در این نوع مدلسازی معرفی شد.
- با توجه به نتایج، مقدار ضریب انتقال جرم با گذشت زمان به حدود یک سوم مقدار اولیه­ خود (یا حتی کمتر از آن) می­رسد که علت آن کاهش شار انتقال جرم است.
- ضریب انتقال جرم مرزی با افزایش فشار افزایش می­یابد که علت آن بهبود حلالیت و نفوذ گاز در مایع در اثر افزایش فشار است.
- یافتن ارتباط بین ضریب انتقال جرم مرزی و دما پیچیده به نظر می­رسد، زیرا از یک سو افزایش دما انرژی سینیتیک مولکول­های گاز را زیاد و ویسکوزیته فاز مایع را کم می­ کند و از اینرو باعث تسهیل انتقال جرم و افزایس ضریب انتقال

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:28:00 ب.ظ ]




 

مکاتب رهبری نظریه های رهبری

 

۱. مکتب صفات شخصی
ویژگی های شخصیت دیویس، استاگدیل، مان، کرک پاتریک و لاک [۹۷]

 

۲. مکتب رفتاری
مطالعات آیوا کرت لوین، مطالعات اوهایو مورفی، مطالعات هاروارد پژوهشگران
هاروارد، مطالعات میشیگان ویکتور وروم، مطالعات پویایی شناسی گروهی دروین
کارترایت و آلوین زاندر، شبکه ی مدیریت رابرت بلیک و جین موتون، چهارسبک
رهبری رنسیس لیکرت[۹۸]

 

۳ .مکتب اقتضایی
پیوستاری رهبری تاننبام و وارن اشمیت، رهبری مبتنی بر موقعیت پال هرسی و
کنث بلانچارد، انطباق موقعیت با سبک رهبری فیدلر، مسیر-هدف رابرت هوس
و مارتین ایوانز؛ سبک، ساختار و ظرفیت استینسون و جانسون ، تعامل رهبر با
اعضا جرج گرین ، هنجاری رهبری ویکتور وروم و فیلپ یتان، اثر بخشی رهبری
ویلیام ردین، رهبر وظیفه ای یا متمرکز بر فعالیت جان آدایر[۹۹]

 

۴.مکتب نوین رهبری
جانشین های رهبری جرمیر وکر، اسنادی رهبری فریتس هایدر، رهبران هدف گرا
تحول گرا برنارد باس، مهارت های رهبری ریچارد بوید، کاریزماتیک رابرت هوس[۱۰۰]

 

 

مکتب صفات شخصی[۱۰۱]
مطالعه علمی رهبری با ورود به قرن بیستم با دیدگاه «مردان بزرگ» آغاز شد، که تاریخ را شکل گرفته از سوی افراد استثنایی می نگریست. مکتب تفکری مردان بزرگ بیان می کرد که ویژگی های معین خلقی (ویژگی ها و مشخصه های ثابت )است، که رهبران را از غیر رهبران متمایز می کند. بنابراین محققان رهبری در رابطه با رهبری بر شناخت تفاوت های فردی (صفات ) تمرکز داشتند (Antonakis et al,2004,14).
پایان نامه - مقاله
در این گروه از نظریات،‌ برای رهبر،‌ خصوصیات ذاتی ذکر می شود. این خصیصه ها بیان کننده ی ویژگی هایی هستند که در افراد نهادینه هستند، درونی و ذاتی اند و قابل تغییر نیستند (Stenz et al ,2012). بر اساس این نظریات رهبران، ‌ابر مردانی[۱۰۲] هستند که به علت ویژگی هایی فطری، شایسته ی رهبری شده اند. در این دیدگاه اعتقاد بر آن است که رهبران، زاده می شوند، نه این که ساخته می شوند. بنابراین کسانی می توانند نقش رهبری را در سازمان ایفا کنند که دارای خصوصیاتی چون هوشمندی، برونگرایی، تسلط برخود، اعتماد نفس، سخنوری، جاذبه ی کلام، جذابیت و مانند این ها،‌ می باشند. پژوهشگرانی که درباره ی صفات شخصی رهبران بررسی کرده اند به دو روش اقدام نموده اند: ۱. مقایسه ی ویژگی آن هایی که به صورت رهبر در صحنه ی زندگی و سازمان ظاهر شده اند با ویژگی کسانی که بدین گونه نبوده اند. ۲. مقایسه ی ویژگی های رهبران موفق با رهبران ناموفق(قاسمی، ۱۳۹۰).
دیویس چهار خصوصیت عمده را برای رهبران ذکر کرده است:
هوش: تحقیقات انجام شده بر روی رهبران موفق سازمانی نشان می دهد که هوش آنان از میانگین هوش پیروان و مرئوسانشان بیشتر است.
بلوغ اجتماعی و وسعت دید: رهبران از جهت عاطفی با ثبات بوده،‌ دارای اعتماد به نفس می باشند و نسبت به مسائل و رویدادهای اطرافشان دید و بینش وسیعی دارند.
انگیزه های توفیق طلبی و دست یابی به هدف: رهبران دارای انگیزه های قوی برای موفقیت بوده و توفیق طلبند.
انسان گرایی: انسان گرایی و تأکید بر ارزش انسان ها، ‌خصوصیت بارز دیگر، رهبران موفق است (Davis,1972).
جدول۶-۲ خلاصه ای از صفات و ویژگی های شخصیتی را که به وسیله ی محققان این دیدگاه از روش های مختلف تهیه شده است نشان می دهد (افجه ،۱۳۸۰).
جدول ۶-۲: ویژگی های شخصی و خصوصیات شخصیتی رهبری(افجه ،۱۳۸۰ )

 

استاگدیل[۱۰۳] (۱۹۴۸)
مان[۱۰۴] (۱۹۵۶)
استاگدیل (۱۹۷۴)
لرد،دی وادر و الیگر[۱۰۵](۱۹۸۶)
کرک پاتریک[۱۰۶] (۱۹۹۱)

 

هوش
هوشیاری
بصیرت
مسئولیت پذیری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:27:00 ب.ظ ]




مأخذ : رستمی، ۱۳۸۴، ص۳
:عامل کلیدی (key Factor)
: عامل بخشی (Partical Factor)
: عامل بسیار محدود (Very limited Factor)
۲-۱۸. نقاط قوت مشارکت مردمی در پیشبرداهداف توسعه روستایی
مشارکت دادن مردم روستایی در برنامه ریزی های توسعه روستایی و انجام برنامه ریزی در سطح ملی دارای مزایای است که به راحتی در جوامع مشارکتی مشاهده می گردد. برخی از این مزایا عبارتند از :
۱) مشکلات و استعدادهای موجود به سادگی کشف می شود؛
۲) به مناطق و مردمی که احتیاج به توجه بیشتری دارند، می توان توجه خاصی نشان داد؛
۳) ارتباط نزدیکی را می توان بین مسئولان دولتی و مردمی که می بایست بهره مند شوند، حفظ کرد؛
۴) تفویض بعضی از مسئولیت های دولت به مردم محلی ممکن است میسر شود (هیران، ۱۳۷۷، ص۱۰۳).
نگرش به مشارکت به صورت کمی آن چنان که مطمع نظر قرار گرفته به چگونگی آن و تأثیری که این فراگرد در بالندگی و رشد شخصیت انسان دارد، کم تر توجه شده است. از مزایای مشارکت در مدیریت امور، «فراگرد نیرومندسازی» است که در ارتباط با این مفهوم سه ارزش اساسی مطرح می شود :
۱ـ سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار؛
۲ـ راه دادن مردم به نظارت بر سرنوشت خویشتن؛
۳ـ باز گشودن فرصت های پیشرفت به روی مردم «رده های پایین جامعه» (طالب، ۱۳۷۶، صص۱۰۷-۱۰۶).
با درگیر شدن مردم در تعیین سرنوشت خویش که به وسیله ی مشارکت آنها در طرح ها تحقق خواهد یافت پروژه ها و برنامه های توسعه روستایی نیز به شکل مطلوبی راه پیشرفت و اجرا را خواهد پیمود که در اجرای طرحها و پروژه ها به نتایج زیر خواهیم رسید :
۱)کاهش زمان اجرای طرح ها و پروژه ها؛
۲) کاهش هزینه ی طرح ها و پروژه ها؛
۳) بهره برداری بهینه از طرح ها و پروژه ها؛
۴) حفاظت و نگهداری بهتر از طرحها و پروژه ها؛
۵) افزایش میزان آگاهی مردم (استعلاجی، ۱۳۸۱، ص۳۶).
۲-۱۹. آثار مشارکت در مراحل مختلف برنامه ریزی توسعه روستایی
۱) مردمی که در تهیه و اجرای برنامه ها، مشارکت موثر داشته باشند، آن را از آن خود داشته و با علاقمندی و برای رسیدن به هدف های برنامه با رعایت نظم و انضباط، با آن همکاری خواهند کرد. این همکاری موجب پیشرفت سریع تر در برنامه ها، بهره گیری کاملتر از نتیجه ی کار به دلیل انطباق برنامه ها با نیاز و افزایش مدت بهره برداری از طرح به دلیل وجود علاقمندی در حفظ و نگهداری از آن خواهد شد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲) با توجه به شناخت محلی، مردم هر ناحیه، قادر به تصمیم گیری های منطقی اقتصادی درباره ی محیط وضع خود هستند. یعنی مردم حق دارند نوع توسعه ای را که در محل زندگی شان در نظر گرفته شده، تعیین نموده و در رسیدن به آن تلاش و همکای کنند.اگر این حقیقت به درستی تبلیغ، تبیین و آموزش داده شود، آنگاه می توان مردم را برانگیخت که در اجرای طرحها و پروژه ها مشارکت فعالانه و واقعی داشته باشند.
۳) مشارکت وسیع عمومی به ویژه اگر به صورت سازمان یافته ای انجام پذیرد موجبات دگرگونی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را که نقش تعیین کننده ای در امر پیشرفت و سازندگی دارد، فراهم می آورد.
۴) مشارکت از ایجاد اثرات منفی روانی در مردم، مانند بی اعتمادی، بی تفاوتی، تک روی، و عدم وجود حس تعاون و تحریک و تمایل به تأمین منابع محدود شخصی جلوگیری و دوگانگی و نابرابری ها را تقلیل و در نتیجه نیروی همبستگی و وحدت ملی را تقویت می نماید.
۵) مشارکت به عنوان یکی از طرق تأمین اصول احترام به شخصیت فردی و اجتماعی و حقوقی انسانی افراد، احساس امید به زندگی مردم را تقویت می نماید. حاصل این امید در وهله ی اول احساس نیاز برای رفاه بیش تر است(شاکری، ۱۳۸۰،صص۶۹-۶۸).
۶ ) مشارکت در منظر به کاهش تضادها، مدیریت کارا و منعطف تر، افزایش مشروعیت، استفاده دانش ویژه مکانی منجر می شود( stenseke,2010).
۷ ) جنبه حیاتی دیگر مشارکت عبارت است از پذیرش دانش ویادگیری. اگر فرایند یادگیری مشارکتی تشویق شود و ذی نفعان برای مشارکت و یافتن راه حل های سازگار با شرایط محلی تهییج شوند به احتمال زیاد قرین به موفقیت خواهد بود ( دارابی، ۱۳۸۸،ص۹ ).
۸ ) در مقام پیش شرطهای موفقیت، عوامل بسته به مفهوم مکان و موقعیت خاص می تواند نقش حیاتی داشته باشند. مشارکت موجب پذیرش شرایط انحصاری هر ناحیه و منظر می شود( stenke,2009).
۹ ) مشارکت عمومی می تواند ضمن ایجاد سرمایه اجتماعی، به تقویت جامه مدنی، بهبود توانایی جوامع محلی برای حل مشکلات و تعقیب ملاحظات و مسائل عمومی و مشترک اثر گذار باشد ( santos and etal , 2008).
۲-۲۰. موانع مشارکت
موانع مشارکت در حال حاضر پارادایم جدید «توسعه ی مشارکتی یا توسعه ی جایگزین» به عنوان پارادایمی جدید و تکثرگرا پیشنهاد می شود و در این پارادایم از اجتماعات محلی توقع می رود که اولویت‎ها و استانداردهایی را تعیین کنند که ویژه ی شرایط و امکانات آنان است، توسعه ی مشارکتی بر دغدغه های اقتصادی و انسانی تمرکز دارد. بنابراین تأکید زیادی بر تأمین نیازهای اساسی مردم و مشارکت ذینفعان در برنامه های توسعه می شود. در رهیافت توسعه ی مشارکتی، نقش ارتباطات، پیچیده تر و متنوع‎تر است و برخلاف پارادایم نوسازی، طبیعت و محیط زیست و ارتباطات به اهداف هنجاری و استانداردهایی وابسته است که توسط خود جوامع مشخص شده اند (عابدی سروستانی، ۱۳۸۵، ص۱۵۹).
در بیان موانع موجود بر سر راه مشارکت روستاییان در برنامه ها و تصمیم گیری های مربوط به روستاییان اوکلی و مارسدن آنها را به چند دسته تقسیم کرده اند :
۱) موانع عملی : که از میان این موانع می توان به برنامه ریزی فوق متمرکز، مکانیسم های ناقص عرضه، فقدان هماهنگی محلی، نامناسب بودن تکنولوژی پروژه، بی ربط بودن محتوای پروژه، فقدان ساختارهای محلی و. .. اشاره کرد. در واقع این موانع نه تنها بر سر راه مشارکت وجود دارند، بلکه تا حدود زیادی، آفت بسیاری از پروژه های توسعه ی روستایی نیز هستند. این موارد مشکلات اصلی و بسیار رایج مبتلابه بیشتر پروژه های توسعه روستایی هستند و تصور اینکه بتوان این مسایل را در محل دفع نمود ویا آنها را به نفع مشارکت مؤثر تحت کنترل در آورد، بسیار مشکل است ( اوکلی ومارسدن،۱۳۷۰،ص ۴۶).
۲) موانع فرهنگی : که شامل مواردی چون، مقاومت در برابر دگرگونی، «فرهنگ سکوت»، وحشت روستاییان از ابراز مخالفت و بیزاری شان از تملق گویی برای افراد غیر بومی جهت مداخله دادن آنها در امور را می توان اشاره کرد ( اوکلی ومارسدن، ۱۳۷۰،ص۴۶).
۳)موانع سیاسی : در اکثر موارد دولت ها از قدرت مردم هراس دارند و از تفویض اختیارات کافی به واحدهای پایه یعنی توده ی مردم روستا یا شهر امتناع می کنند. علی رغم بحث پیرامون سپردن کارهای روستایی به روستاییان، هیچگاه اثری از عدم تمرکز واقعی و مشارکت حقیقی روستاییان در تصمیم گیری های مرتبط به امور خودشان دیده نمی شود. این مسئله ی سیاسی خود یکی از موانع توسعه روستایی است. در ایران نیز پس از فروپاشی مدیریت سنتی جامعه روستایی، نقش روزافزون دولت در روستاها خود از جمله عوامل مؤثر در عدم مشارکت و به کارگیری مؤثر و گاهی خودجوش روستاییان در فعالیت های مربوط به توسعه و عمران روستاها گردیده است (اوکلی ومارسدن،۱۳۷۰،ص ۴۶).
۴) محدودیت منابع مالی: که یکی از دلایل عدم مشارکت روستاییان در اجرای طرحهای توسعه ی روستایی بستگی زیادی به امکانات و توانایی های اقتصادی مردم دارد. در اکثر روستاهای ایران به لحاظ پایین بودن سطح درآمد و محدودیت منابع مالی، روستاییان فاقد قدرت و توانایی برای مشارکت موثر هستند. در روستاهایی که از نظر اقتصادی و امکانات رفاهی در سطح بسیار پایین تری قرار دارند، همکاری و مشارکت اقتصادی آنها در طرحهای کم رنگتر است. به طور کلی می توان گفت الگوهای نابرابر مالکیت زمین، مقروض بودن روستاییان، کمی درآمد سالیانه، فصلی بودن مشاغل روستایی، عدم انطباق فصول بی کاری با مواقع اجرای پروژه، کمبود نیروی انسانی در برخی از روستاها با توجه به نوع معیشت و مسائلی از این قبیل از جمله عواملی هستند که جزء موانع اقتصادی مشارکت روستاییان در طرحهای توسعه ی روستایی محسوب می شوند. علاوه بر این قدرت و توان مالی کم روستاییان در مقابل نخبگان و افراد ثروتمند روستا، موجب کم اثر شدن فعالیت های آنها در طرحهای توسعه ی روستا شده و میزان دخالت آنها را در تصمیم گیری و اجرای طرحها کم می کند (شاکری، ۱۳۸۰، ص۵۵).
۵) نداشتن سواد و مهارت های تخصصی: روستاییان به ویژه محروم ترین آنها اغلب از نعمت سواد لازم و فرصت فراگیری آن به دلایل مختلف محروم مانده اند. این افرد به دلیل اینکه اغلب انگیزه ی مشارکت در طرح ها را ندارند از شرکت در برنامه های توسعه باز می مانند. کم سوادی یا نداشتن سواد موجب کمبود آموزش ها و مهارت های تخصصی در زمینه های مختلف شده است و سبب می شود که نخبگان روستا و مسئولان بالادست تصمیماتی را برای روستاییان بگیرند که در صورت داشتن سواد و این مهارت ها شاید این تصمیمات اخذ نمی شد (شاکری،۱۳۸۰،ص۵۸). زیرا معمولاً لازمه ی پیشرفت و توسعه در جامعه، تحول در قوای درونی، بینش و سطح مهارت انسان است (طالب و عنبری، ۱۳۸۴،ص۲۴۸).اگر چه آموزش‎های غیر رسمی و غیر آکادمیک تأثیر زیادی در کمک به دستیابی به توسعه روستایی دارد ولی این تحصیلات رسمی است که می تواند اهداف توسعه ای را جهت داده و آنها را در مسیری منطقی رهنمون سازد. آموزش و سواد و بالا بودن سطح تحصیلات روستاییان عامل کلیدی و مهمی است که می تواند به عنوان مکمل فرایند مشارکت روستاییان در توسعه ی روستایی مدنظر قرار گرفته و بدان توجه شود.
۶) وابسته بودن به قدرت دولتی و محلی:از میان موانع مهم اجتماعی که در برابر مشارکت مردم در توسعه‎ روستایی وجود دارد می توان گفت که مهمترین مانع اجتماعی در مشارکت روستاییان در برنامه‎های توسعه روستایی، اندیشه وابستگی به یک قدرت است.
۷)جستجوی منافع شخصی:این عامل گاه به صورت عامل مثبت و گاه به عنوان عامل بازدارنده ی مشارکت مطرح می شود. به طور کلی باید گفت که مردم روستایی هنگامی که امری به نفع آنها تمام می شود، نهایت همکاری را با همدیگر دارند. ولی اگر نفع شخصی در آن نباشد، مسئله به شکل دیگری مطرح می شود، حتی اگر در آینده به نفع آنها باشد. یک نظریه در مسائل روستایی وجود دارد که به «تصور خیر محدود» معروف می باشد. طبق این نظر، روستاییان معتقد هستند که چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد و با توجه به قدرت و توانایی روستاییان میزان سهم موجود آنها را نمی توان افزایش داد. (ازکیا، ۱۳۷۴،ص۵۷).
۸) مردمی نبودن نظام تصمیم گیری: نبود یک نظام تصمیم گیری دموکراتیک در جامعه است چرا که نظام برنامه ریزی چه در سطح ملی و منطقه ای یا محلی، رابطه مستقیمی با نظام حکومتی و اداری و تصمیم گیری کلان در مرکز دارد.چنانچه جامعه ای دارای نظام حکومتی استبدادی و متمرکز باشد، طرح نظام مشارکتی و برنامه ریزی غیر متمرکز با مشارکتی اساسا مفهومی نخواهد داشت (شاکری، ۱۳۸۰،ص۵۶).
در کشور ما با توجه به اینکه فرایند تهیه و تصویب برنامه ها و طرحهای عمرانی توسعه ی روستایی، عمدتاًدر اختیار دولت و موسسات دولتی بوده است، مسلم است که اجرای آنها نیز به لحاظ فیزیکی و تأمین منابع مالی صرفاً متوجه دولت است. در واقع مردمی که در مرحله ی تصمیم گیری برنامه ها و طرحها مشارکت داده نشوند، در اجرای طرح ها نیز مشارکت نمی کنند. (رضوانی، ۱۳۸۳،ص ۱۳۹).
۹)عدم همخوانی برنامه ها با رسوم محلی، تجارب و اعتقادات روستاییان:یکی دیگر از موانعی که بر سر راه مشارکت روستاییان در برنامه های توسعه ایجاد می گردد، توجه نکردن به اعتقادات، رسوم، تجارب روستاییان در مسائل روستایی است. در تنظیم و اجرای برنامه های توسعه اغلب ویژگی های سنتی و فرهنگی روستاییان در نواحی مختلف نادیده گرفته می شود. در حالی که این رسوم و اعتقادات می تواند بر ساز و کارهای مشارکت تأثیر فراوان بگذارد (شاکری، ۱۳۸۰،ص ۵۷).
۱۰)عدم وجود سازمان و تشکیلات مناسب برای مشارکت روستاییان:از دیگر موانعی که بر سر راه مشارکت روستاییان در طرحهای توسعه ی روستایی وجود دارد، نبود ساختار سازمانی مناسب برای تشویق و تقویت روستاییان برای مشارکت مؤثر در طرحهای توسعه ی روستایی است. این سازمان با جمع کردن نیروهای متفرق و پراکنده روستاییان، ضمن بر طرف کردن نیازها و احتیاجات افراد در قالب کارهای جمعی می‎تواند روابط مناسبی با سازمان هایی که در رده های بالاتر افراد در قالب کارهای جمعی می تواند روابط مناسبی با سازمان هایی که در رده های بالاتر از روستا قرار دارند، برقرار کند. روستاییان در قالب این سازمان نیز می توانند نظرات و پیشنهادات خود را در زمینه ی توسعه ی مردم برای حضور در کارهای مشارکتی یک امر کاملاً پذیرفته شده است (شاکری، ۱۳۸۰،ص۵۸).
۲-۲۱. زنان و توسعه
یکی از مسائلی که می بایست امروزه دولتها و حکومتهای دنیا بدان توجه نمایند بحث توسعه روستایی بخصوص در کشورهای توسعه نیافته است . در این کشورها به جهت عدم سیاستگذاری و برنامه ریزی صحیح در ارتقاء سطح کیفی زندگی مردم این مناطق، مهاجرت روستائیان به شهرها به طور قابل ملاحظه ای افزایش و موجبات رشد شهرنشینی و بروز مسائل و ناهنجاریهای روانی ،اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بخصوص در بخشهای کشاورزی و دامداری را فراهم می آورد و همچنین راهکارهای رشد و توسعه روستایی، نیازمند مطالعه و تحقیقات عمیقی در این زمینه می باشد که می تواند حکومتها را در برنامه ریزی و سیاستگذاری های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی یاری نماید. ایجاد تشکلهای محلی و سازمانهای منطقه ای با حضور مؤثر زنان و با مشارکت اهالی روستا جهت حل و فصل مشکلات نیز از جمله موارد پر اهمیت و تاثیر گذاری است که باید در برنامه ریزیهای منطقه ای لحاظ شود. درفرآیند توسعه و تغییر نظام اقتصاد کشاورزی پیشرفته ، ارزش کار زن که قبلا به صورت نیروی کار بدون مزد در خانواده بود به پول تبدیل شده و در اختیار او قرار می گیرد، جز بخش کشاورزی که حوزه اصلی کار زنان روستایی است ، در دو بخش دیگر اقتصاد، یعنی صنعت و خدمات نیز حضور زنان روستانشین بسیار حائز اهمیت است در بحث مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان، مهمترین موضوع، شرکت در برنامه ریزی، تصمیم گیری، اجرای تصمیمات و ارزشیابی نتایج حاصله است. (آمارتیا سن، ۱۳۸۱: ۷۸)
۲-۲۱-۱- دانش زنان روستایی :
زنان ایران در روستاها نیز مانند دیگر نقاط کشور همواره فعالیت چشمگیری دارند . بیشترین دانش زنان روستایی در مرحله کاشت محصول و کشتهای معیشتی و کمترین آن به روش های شیمیایی مبارزه با آفات زراعی مربوط می شود . ۳/۷۳ درصد زنان کشاورز دانش بالایی از نحوه قطعه بندی اراضی و نقشه کشت دارند ۵۸ درصد دانش نحوه کشت مخلوط و جنبی و حاشیه ای ، ۴۵% تناوب زراعی ، ۸۴% نیز از مفهوم آیش اطلاع کافی داشتند . همچنین تعدادی از زنان از عملیات پیش از کاشت ( مانند شخم و شیار ، تسطیح ، پل بندی و رج بندی زمین ) آگاه هستند . گرچه مشارکت آنان در این مرحله بسیار اندک ارزیابی شده است . ۵/۷۰ درصدآنان نیز آگاهی بالایی از نحوه بذرگیری محلی دارند و در کشتهای معیشتی از آن استفاده می کنند ، اما در این مقایسه مشخص شد که بیشتر مردان بذرهای اصلاح شده را به کار می بردند . ۸/۵۸ درصد زنان هم با عملیات ضدعفونی بذر آشنا بودند . ۷۸ درصد زنان نشاکاری و کشت خزانه را بهتر از مردان (۶۰%) می دانستند . دانش زنان از مسائل آبیاری و کوددهی و مبارزه با آفات و پیشگیری و وجین کاری و تنک کردن گیاهان بالاست و آگاهی خوبی در زمینه آبیاری دارند . به این معنا که بیشتر آنان با منابع و امکانات و محدودیتهای آبی روستا و مدارهای آبیاری و نیازهای آبی و محصولات کشاورزی آشنایی دارند و ۷۸ درصد هم روش های بومی تقویت خاک و محدودیت کاربرد کودهای حیوانی و شیمیایی را می دانند . در این میان فقط ۴۱ درصد زنان با آثار منفی زیست محیطی ناشی از کاربرد کودهای شیمیایی آشنا بوده و مبارزه با آفات بویژه کاربرد سموم شیمیایی از وظایف عمده مردان تلقی می شود وجین و تنک کردن گیاهان هم از وظایف خاص تقسیم کار جنسیتی زنان در روستاها ارزیابی شد و ۹۴ درصد آنان دانش مناسبی در این باره دارند .( گزارش جهانی کار ۱۹۸۵ )
۲-۲۱-۲- نقش زنان در روستا :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:27:00 ب.ظ ]