آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



 

(۴-۱) تعریف مفاهیم

 

(۱-۴-۱) بیوفیدبک

 

تعریف نظری: بیوفیدبک دستگاهی است که عملکرد نوروماسکولار واحدهای حرکتی را نمایش می‌دهد و بواسطه آن فرد کنترل ارادی روی فعالسازی انتخابی از یک واحد حرکتی به دست می آورد که اساسی برای آموزش حرکتی است و باعث فعالسازی پیشرونده و مهار مجموعه واحدهای حرکتی بزرگتر می‌گردد [۱۰].

 

تعریف عملیاتی: دستگاه بیوفیدبک مورد استفاده در این پژوهش یک دستگاه پروکامپ۵، پنج کاناله است. این دستگاه دارای دو فیبر نوری و یک الکترود خنثی است که مجموعا به یک کامپیوتر اتصال دارد.

 

(۲-۴-۱) سکته مغزی

 

تعریف نظری: بیماری سکته مغزی مجموعه ای از علائم کلینیکی است مربوط به عملکرد ناحیه ای یا کلی مغز که به طور ناگهانی ایجاد شده و بیش از ۲۴ ساعت تداوم می‌یابد، هیچ علت واضحی جز منشا عروقی ندارد [۱, ۱۶].

 

تعریف عملیاتی: این بیماری که اختلالات حرکتی مختلفی از جمله فلج اندام فوقانی و تحتانی ایجاد می‌کند، نیازمند درمان‌های متفاوت از جمله توانبخشی است.

 

(۳-۴-۱) دامنه حرکتی مفاصل دست

 

تعریف نظری: میزان حرکت قابل انجام در مفصل به عبارتی قوس حرکتی مفصل که در صفحه خاص حرکتی صورت می‌گیرد.

 

تعریف عملیاتی: در این پژوهش عبارت است از میزان حرکتی که در مفصل وجود دارد، به وسیله ابزار گونیامتر ارزیابی می‌گردد و بر حسب درجه محاسبه می شود. گونیامتر مورد استفاده در این پژوهش با جنس استیل و با نام تجاری Toff می‌باشد.

 

(۴-۴-۱) وضعیت شناختی

 

تعریف توصیفی: مجموعه ای از جریان های فکری پیچیده که از طریق آن، فرد محیط خود را شناخته و در آن عمل کرده و از تجربیات گذشته بهره می‌گیرد و ایده های نو برای بقای خویش خلق می‌کند. ( کوکرول و همکاران،۱۹۸۸)[۱۶] [۱۷]

 

تعریف عملیاتی: وضعیت شناختی در این پژوهش عبارت است از کسب امتیاز توسط فرد بیمار در آزمونMMSE که یکی از معیارهای ورود می‌باشد.

 

(۵-۴-۱) عملکرد روزمره زندگی

 

تعریف توصیفی: تکالیف معمول عملکردی هستند که در حیطه زندگی روزمره قرار دارند و شامل مراقبت از خود، اداره منزل، ارتباطات، مراقبت شخصی و تردد در جامعه می‌باشد. طبق چک لیست استاندارد بارتل ۱۰ فعالیت روزانه شامل (غذا خوردن، حمام کردن، لباس پوشیدن و…) ارزیابی می‌گردد [۱۸].

 

تعریف عملیاتی: در این پژوهش عبارت است از کسب نمره ای که فرد از آزمون بارتل[۱۷] می‌گیرد. ارزیابی وضعیت عملکردی واستقلال فرد ‌در دامنه ۰ تا۱۰۰ با بهره گرفتن از پرسشنامه بارتل که یک ابزار مؤثر و کارآمد در ارزیابی میزان استقلال یا وابستگی فرد در انجام دادن فعالیت های روزمره زندگی می‌باشد.

 

(۶-۴-۱) میزان تون عضلانی (اسپاستی سیتی)

 

تعریف توصیفی: اسپاستی سیتی جزء سندرم نورون عصب مرکزی[۱۸] است که پروسه توانبخشی بسیاری از بیماران سکته مغزی را تشکیل می‌دهد. بعبارت دیگر افزایش شدت مقاومت در برابر حرکت در اثر افزایش پسیو طول عضله است که به دلیل برداشتن مهار قسمت های فوقانی نخاع از روی نخاع در طول استرچ هر دو گروه عضلات فازیک و تونیک صورت می‌گیرد [۱۸]. برای ارزیابی شدت اسپاستیسیتی از آزمون آشورث اصلاح شده[۱۹] استفاده می‌گردد. آشورث این معیار را برای درجه بندی میزان اسپاستی سیتی بیماران مالتیپل اسکلروزیس به کار برد [۱۹]. سپس اسمیت و بوهانون آن را اصلاح کرده و روایی و پایایی آن را بررسی کردند [۲۰].معیار آشورث در همه ‌گروه‌های عضلانی ارزیابی شده [۲۱, ۲۲] و در ایران نیز روایی و پایایی این تست بررسی شده است [۲۳].

 

تعریف عملیاتی: در این پژوهش عبارت است از نمره ای که بر اساس آزمون آشورث اصلاح شده به میزان سفتی عضلات فلکسور مچ داده می شود.

 

(۵-۱)اهداف کلی

 

(۱-۵-۱) هدف کلی:

 

ارزیابی کارآمدی بیوفیدبک تراپی بر روی عملکرد دست بیماران سکته مغزی بزرگسال

 

(۲-۵-۱) اهداف اختصاصی

 

    1. بررسی تاثیر بیوفیدبک تراپی بر اسپاستی سیتی بیماران سکته مغزی بزرگسال

 

    1. بررسی تاثیر بیوفیدبک تراپی بر روی حرکت اکستنسیون آرنج، مچ دست و بند اول[۲۰] انگشتان دست بیماران سکته مغزی بزرگسال

 

  1. بررسی تاثیر بیوفیدبک تراپی بر فعالیت های روزانه زندگی بیماران سکته مغزی بزرگسال

(۳-۵-۱) اهداف کاربردی:

 

معرفی یک روش مکمل در کنار مداخلات کاردرمانی با هدف افزایش کیفیت زندگی افراد دچار سکته مغزی و خانواده های آن ها

 

(۶-۱) سوالات و فرضیه‌ها

 

    1. آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک روی اسپاستی سیتی اندام فوقانی تاثیر دارد یا خیر؟

 

    1. آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک می‌تواند روی افزایش دامنه حرکتی مفصل آرنج تاثیر داشته باشد؟

 

    1. آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک می‌تواند روی افزایش دامنه حرکتی مفصل مچ تاثیر داشته باشد؟

 

    1. آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک می‌تواند روی افزایش دامنه حرکتی مفصل انگشتان (متاکارپوفالنجیال) تاثیر داشته باشد؟

 

  1. آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک بر فعالیت های روزانه زندگی فرد تاثیر خواهد داشت؟

فصل دوم

 

فصل دوم

 

(۱-۲) مقدمه

 

در این فصل اطلاعات نظری مربوط به سکته مغزی، مشکلات حرکتی پس از سکته مغزی، وضعیت عملکردی روزانه و کیفیت زندگی و تکنیک های مورد استفاده در توانبخشی و کاردرمانی توضیح داده می شود، همچنین معرفی تکنیک درمانی الکترومیوگرافی بیوفیدبک و سپس خلاصه ای از تحقیقات انجام شده در رابطه با استفاده ازالکترومیوگرافی بیوفیدبک به تفضیل بیان خواهد شد.

 

(۲-۲) سکته مغزی

 

آسیب های عروقی مغز شایعترین بیماری های ناتوان کننده دستگاه عصبی می‌باشند. سکته مغزی زمانی اتفاق می افتد که جریان خون مغز دچار اختلال شود و قسمتی از بافت مغز به دلیل کاهش اکسیژن از بین برود. علت این امر می‌تواند انسداد یا خونریزی عروق خونی باشد. مرگ نورون ها بواسطه از دست دادن اکسیژن از طریق فرآیندهای پیچیده ای صورت می‌گیرد؛ افزایش میزان سمیت واسطه های شیمیایی، رهایی بیش از حد گلوتامات از نورون های آسیب دیده، افزایش میزان کلسیم داخل سلولی و افزایش فعالیت آنزیم های وابسته به کلسیم می‌باشد [۲۴].

 

    • کاهش اکسیژن با ایجاد رادیکال آزاد نیز باعث مرگ نورون ها می شود، مرگ سلولی که به صورت ژنتیکی برنامه ریزی شده آپوپتوز نامیده می شود.

 

    • علی‌رغم افزایش درک پایه ای ازفرایندهای زیستی شیمیایی مرگ نورون، بهترین درمان برای سکته مغزی تامین جریان خون مغز قبل از تشکیل لخته و آمبولی، با بهره گرفتن از داروهای ضد انعقاد خون مثل آسپرین، هپارین و وارفارین است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-12] [ 01:12:00 ق.ظ ]




بر حسب زمان ، سرمایه گذاری را می توان به کوتاه مدت یا حداکثر تا یکسال و بلند مدت یا بیش از یک سال تقسیم کرد.
۳) برحسب خطر یا ریسک سرمایه گذاری :
از آنجا که منافع حاصل از سرمایه گذاری در آینده بدست می آید و نسبت به تحقق این منافع یقین وجود ندارد پس انواع سرمایه گذاری ها با درجاتی از احتمال عدم تحقق منافع مورد نظر سرمایه گذار یا ریسک مواجه اند. بر اساس اینکه میزان یا احتمال تحقق نیافتن منافع آتی ( یا ریسک ) چقدر باشد ، سه نوع سرمایه گذاری را می توان از یکدیگر متمایز ساخت :
سرمایه گذاری با ریسک متناسب ،
سرمایه گذاری با ریسک نسبی بیشتر ( سفته بازی ) ،
سرمایه گذاری پر خطر یا ریسکی ( قمار ) .
سرمایه گذاری متناسب یا به طور خلاصه سرمایه گذاری ، نوعی سرمایه گذاری است که ریسک آن متناسب با بازده ای است که از آن انتظار می رود. سرمایه گذاری با ریسک نسبتاً بیشتر یا سفته بازی، نوعی سرمایه گذاری است که در آن سرمایه گذار برای کسب بازده ، ریسک بیشتری تقبل می کند و بالاخره سرمایه گذاری بسیار ریسکی یا قمار ، نوعی سرمایه گذاری است که در آن فرد برای بدست آوردن بازده ای ولو بسیار کم ، ریسک بسیار زیادی متحمل می شود .(کارگزار،۱۳۸۵)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

قابل رقابت نبودن بیمه های عمر سنتی با سایر فعالیتهای سرمایه گذاری : شکل اقتصادی دیگر در رابطه با بیمه ی عمر این است که سود پرداختی شرکتهای بیمه در قالب سرمایه های عمر حتی در مقایسه با سود بانکی در قراردادهای بیمه عمر سنتی کمتر است. زیرا زمینه هایی که شرکتهای بیمه به اجبار دولت برای سرمایه گذاری انتخاب میکنند بازده مناسبی ندارند. در حالی که نظام بانکی در مقایسه با بیمه پیشرفتهای قابل ملاحظه ای کرده و در بین مردم شناخته شده و قابل اعتماد است و بالاتر بودن نرخ سود بانکها نسبت به سود محاسبه شده در سرمایه های بیمه باعث می شود که پس انداز یا سرمایه گذاری در بانکها برای مردم جذاب تر و قابل توجه تر باشد. (مهدوی ،۱۳۹۱)

۱-۸-۳ ) ترویج و شناساندن بیمه عمر در کنار حمایت های دولت

صنعت بیمه با فرض ریسک گریز بودن افراد توسعه پیدا کرد پس چرا بیشتر مردم خود را در برابر حوادث بیمه نمی کنند ؟ شاید جواب این باشد که این افراد احتمال وقوع حوادث را برای خود کم می کنند و معتقدند که هرگز دچار حادثه نمی شوند ( چاو ،۲۰۰۰ ) .
مهم ترین پوششی که بیمه می دهد آرامش ذهنی ۱ است مشکلی که بیمه گران با آن مواجه اند این است که مشتریانشان به آنها زیاد توجه نمی کنند . برخی ممکن است فکر کنند که خرید بیمه ، اگر با حادثه وخسارت همراه نباشد ، نوعی هدر دادن پول است در حالی که طی این مدت از اطمینان بیمه استفاده می‎کردند.
چالیز۲ به این نتیجه رسید که بیمه گران با آن مواجه اند این است که مشتریانشان دوباره ارتباط برقرار کنند برای ایجاد یک ارتباط قوی با مشتریان بیمه گران کیفیت محصولاتشان را باید افزایش دهند و برای این منظور باید از نیازها و خواسته های بیمه گذاران آگاهی داشته باشند ( چالیز[۳] ، ۱۹۹۹ ) .
علی ضیایی مدیر عامل بیمه سامان با بیان این مطلب که از زمان ورود محصولات بیمه‌های عمر که جنبه سرمایه گذاری دارند به ایران، حدود یک دهه می‌گذرد و در این مدت نیز با حمایت‌های بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران انصافا رشد خوبی را دراین رشته شاهد بوده‌ایم، اما با توجه به ظرفیت‌های موجود می‌توان بااتخاذ تدابیری ضرب آهنگ رشد را تصریح کرد.
محصولات عمر به علت بلند مدت بودن‌ آن و تلفیق پوشش‌های بیمه‌ای و ابزار سرمایه گذاری، محاسبات ریاضی پیچیده‌ای دارند. این محاسبات در حجم انبوه بیمه نامه‌های صادره در یک شرکت بیمه و تعداد تراکنش‌های مربوط به هر بیمه نامه در قالب صدور الحاقیه‌های متعدد، باعث شده است که مدیریت عملیات بیمه‌های اندوخته ساز، بدون در اختیار داشتن زیرساخت‌ها و ابزارهای قوی فن‌آوری اطلاعات امکان پذیر نباشد.
مدیرعامل بیمه سامان بیان کرد: متاسفانه در کشور ما در حوزه نرم افزارهای مربوط به بیمه‌های عمر و خدمات مربوط به آن سرمایه گذاری کمی شده است که این امر خدمات رسانی در رشته بیمه‌های اندوخته را برای شرکت‌های بیمه دشوار کرده وتوانایی این شرکت‌ها را در توسعه فروش این محصول محدود کرده است.
مدیر عامل بیمه سامان با اشاره به برگزاری همایش بین المللی بازاریابی تخصصی در صنعت بیمه، عنوان کرد: برگزاری هر چه بیشتر کنفرانس‌های مرتبط با بازاریابی در صنعت بیمه به پیشبرد اهداف توسعه‌ای این صنعت کمک زیادی خواهد کرد.
وی در مورد روش‌های نهادینه کردن بیمه در سبد خانوار یادآور شد: فرهنگسازی استفاده از محصولات بیمه‌ای از طریق رسانه‌های جمعی و مطبوعات به تغییر درنگرش خانوارها منجر خواهد شد و بر اثر این تغییر در نگرش، محصولات بیمه‌ای دیگر نه تنها به عنوان محصولات لوکس مطرح نمی‌شود بلکه به عنوان یک محصول ضروری جایگاه خودرا در سبد خانوار بدست می‌آورند.

۱-۹ ) قلمرو تحقیق

۱-۹-۱ ) قلمرو مکانی

این تحقیق در صنعت بیمه ی شهرستان رشت انجام می شود.

۱-۹-۲) قلمرو زمانی

قلمرو زمانی بهمن ماه ۱۳۹۱ الی شهریور ۱۳۹۲

۱-۹-۳) قلمرو موضوعی

قلمرو موضوعی تحقیق حاضر علم مدیریت حوزه مدیریت بازرگانی و تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تقاضای بیمه عمر مربوط به حوزه ی تئوری سازمان می باشد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
۲) مقدمه
امروزه صنعت بیمه از عوامل مهم توسعه کشورها به حساب می آید و توسعه بیمه نیز شاخصی برای توسعه کشورها تلقی می شود. بیمه در کنار سایر بخش های اقتصادی، نقش برجسته ای دارد و با پوشش خسارت های احتمالی ناشی از فعالیت های مختلف اقتصادی، انگیزه سرمایه گذاری را افزایش می دهد و افزایش سرمایه گذاری نیز نقش زیادی در رشد و توسعه کشور دارد (مطلبی،۱۳۸۲).
هم چینین مطالعه روند رشد بیمه به طور اعم و بیمه عمر به طور اخص طی دهه گذشته بیانگر نقش روز افزون بیمه عمر در اقتصاد خانوار در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است. چنان که کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل در جلسه اولیه خود در سال ۱۹۶۴ اعلام نمود که بازار مناسب ملی بیمه یکی از لوازم ضروری رشد اقتصادی است. بیمه عمر در جهان کنونی یکی از ابزارهای مهم اقتصادی بوده و استفاده های متعددی از آن به عمل می آید(مهدوی و همکاران،۱۳۸۹). هم چنین صندوق های بیمه عمر یک منبع سرمایه گذاری عظیم بوده بطوریکه شرکت های بیمه عمر به عنوان قطب های سرمایه گذاری در جهان محسوب می شوند (مهرآرا، رجبیان،۱۳۸۵).
در سال ۲۰۰۸، حق بیمه ی سرانه جهان ۶۳۴ دلار بوده است که ۳۷۰ دلار آن مربوط به بیمه ی عمر و ۲۶۴ دلار باقی مانده مربوط به بیمه غیر عمر می شود. به عبارت دیگر، حدود ۵۹% فعالیت بیمه ای در بخش بیمه‎ی عمر و ۴۱% بیمه غیرعمر بوده است. در حالی که تقاضای بیمه ی کشور ما در آن سال حدود ۵۹ دلار بوده که فقط ۴ دلار آن مربوط به بیمه ی عمر است؛ یعنی کمتر از ۷ درصد از فعالیت بیمه ای کشور در بخش بیمه عمر است (Sigma,2009).
این فصل شامل دو بخش ادبیات نظری و پیشینه تحقیق می باشد.
بخش اول
ادبیات نظری

۲-۱-۱) تعریف بیمه

با پیشرفت تمدن و توسعه جوامع بشری و بکارگیری علوم و فن آوری جدید، ثروت و دارایی انسان افزونتر شده است. به رغم تسهیلاتی که با ورود فرآورده های صنعتی برای رفاه بشر فراهم گردیده ریسک های جدیدی نیز وارد اجتماع شده که دائماً جان و مال انسان ها را به مخاطره می اندازد. گاهی جبران آثار زیانبار این خطرات از حد تحمل و توان فرد خارج است. از این رو یکی از مهم ترین اندیشه های هر شخص در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد شرایط مطلوب برای تأمین آتیه و پیشگیری عواقب ناشی از حوادث ناخواسته به منظور نیل به آرامش خاطر می باشد.
امروزه بیمه واقعیتی است که در پرتو آن مسیر رسیدن به این هدف هموار می گردد. بیمه تکیه گاه مناسبی است که در زمان هایی خاص به کمک افراد آمده و وضعیت اقتصادی آنها را سر و سامان داده و امنیت خاطر و رفاه مالی آنان را فراهم می سازد. اصولا بیمه یک قرارداد و توافق بین شرکت یا سازمان بیمه ای با افراد و اقضار جامعه است. هر گونه توافقی که شده باشد لازم الاجراست. نظر به اینکه افراد به نوعی تحت پوشش یکی از انواع بیمه ها می باشند در شرایط عمومی هر یک از بیمه ها در ابتدا تعاریف مختصری راجع به بعضی از واژه های مربوطه ارائه شده است.
صنعت بیمه یک مؤسسه مالی غیربانکی است لذا علی رغم فقدان ادبیات نظری آشکار در زمینه توسعه بیمه و رشد اقتصادی، ما با بیان مطالعات نظری و بررسی مطالعات تجربی انجام شده و هم چنین تمرکز بر کانال‎های اثرگذاری صنعت بیمه روی رشد اقتصادی سعی در پوشش این شکاف داریم. در این خصوص اسکیپر (۱۹۹۸) بیان کرد که از دیدگاه عملکردی شرکت های بیمه می توانند روی رشد اقتصادی تأثیر داشته باشند که این عملکرد در هفت زمینه می باشد:
الف) بیمه باعث افزایش ثبات مالی می شود: بیمه با خسارت دادن به آن هایی که ضرر و زیان دیده اند به استحکام و ثبات مالی افراد، خانوارها و سازمان ها کمک می کند. بدون بیمه افراد و خانوارها از لحاظ مالی فقیر شده و مجبور می شوند برای کمک دست نیاز به سمت اقوام، دوستان یا دولت دراز کنند. شرکت هایی که با خسارت های بزرگی مواجه می شوند که آن را بیمه نکرده باشند ممکن است به ورشکستگی و تعطیلی مواجه شوند. در چنین مواردی، نه تنها این شرکت ها ارزش خود را از دست می دهند بلکه کمکی که آن ها می توانستند به اقتصاد بکنند نیز از بین می رود که از جمله ضررهای ناشی از ورشکستگی، می‎توان از بیکاری کارگران و کارفرمایان، همچنین از دست رفتن فرصت خریداری مشتریان از آن شرکت و حذف درآمد مالیاتی دولت نام برد. بنابراین ثبات فراهم شده بوسیله شرکت های بیمه (صنعت بیمه)، افراد و شرکت ها را در خلق ثروت با این تضمین که سرمایه آن ها در مقابل خطرات بیمه پذیر، بیمه شده است، حمایت می کند.
با توضیحات بیان شده در ارتباط با این کارکرد و هم چنین مدل نظری ارائه شده می توان گفت این کارکرد بیشتر از طریق بهره وری کل عوامل تولید و نسبت سرمایه گذاری به پس انداز بر نرخ رشد اقتصادی موثر باشد.
ب) بیمه جانشین و تکمیل کننده ای برای برنامه های تأمین اجتماعی دولت است: بیمه، بویژه بیمه عمر می‎تواند جایگزینی برای برنامه های تامین اجتماعی دولت باشد. هم چنین بیمه های عمر انفرادی، برنامه‎های تأمین اجتماعی را تکمیل می کنند. بنابراین با بیمه های عمر انفرادی فشار بر سیستم های تأمین اجتماعی کاهش می یابد و هم چنین این بیمه ها به افراد اجازه می دهند تا برنامه های امنیتی خود را با ترجیحات خود تنظیم کنند. مطالعات نشان می دهند که هزینه های انفرادی بالاتر در بیمه های عمر با کاهش هزینه‎های دولت در زمینه برنامه های بیمه اجتماعی در ارتباط هستند. نکته دیگر اینکه با توجه به چالش های مالی رو به رشدی که سیستم های بیمه اجتماعی کشورها با آن مواجه اند، این نقش جانشینی و تکمیل کنندگی صنعت بیمه بسیار با ارزش خواهد بود. با توجه به مطالب ارائه شده می توان گفت این کارکرد، بیشتر از طریق نرخ پس انداز و بهره وری عوامل تولید بر نرخ رشد اقتصادی موثر باشد.
ج) بیمه، تجارت و معاملات را تسهیل می کند: تولیدات و خدمات زیادی تنها هنگامی که بیمه مناسب موجود باشد، تولید و فروخته خواهند شد. به عبارت دیگر پوشش بیمه ای شرطی برای وارد شدن در چنین فعالیت هایی است. سرمایه گذاران سرمایه خود را زمانی به پروژه های با ریسک بالا اختصاص می دهند که سرمایه آن ها از بیمه مناسبی برخوردار باشد. به عبارت دیگر اگر کارآفرینان از بیمه مناسبی برخوردار باشند (پوشش بیمه ای مناسبی داشته باشند) معاملات و تجارت را گسترش می دهند. در نتیجه می توان گفت بیمه فعالیت کارآفرینان و تجارت جهانی را پایه گذاری می کند و بدون بیمه، تجارت و معاملات کاهش خواهند یافت. به عبارت دیگر بیمه در درجه باز بودن یک اقتصاد نقش آفرینی می کند.
د) بیمه به تجهیز پس اندازها کمک می کند: مطالعات انجام شده نشان می دهند که به طور متوسط کشورهایی که پس انداز بیشتری دارند، سریعتر رشد می یابند. به عبارت دیگر پس انداز موتور رشد اقتصادی هر کشور می باشد. حال بیمه گران (صنعت بیمه) می توانند نقش مهمی در تجهیز پس انداز و تخصیص آن در سرمایه گذاری ایفا نمایند.
در این خصوص بیمه گران (صنعت بیمه) به سه طریق، کارایی سیستم مالی را افزایش می دهند. الف) بیمه گران هزینه های معامله مربوط به گردآوری پس انداز کنندگان و وام دهندگان را کاهش می دهند. بدین صورت که، هزاران نفر به طور نسبی حق بیمه می پردازند و سپس بیمه گران این پول را به عنوان وام در اختیار مؤسسات و شرکت های سرمایه گذار قرار می دهند. وقتیکه بیمه گران این کار واسطه ای را انجام می دهند به بیمه گذاران انفرادی کمک می کنند تا از کارهای پرهزینه و وقت گیر وام دادن و سرمایه گذاری مستقیم اجتناب کنند. بیمه گران در مقایسه با افراد می توانند اطلاعات لازم برای سرمایه گذاری مستقیم اجتناب کنند. بیمه گران در مقایسه با افراد می توانند اطلاعات لازم برای سرمایه گذاری سالم را با کارایی بیشتری بدست آورند، در نتیجه منافع حاصل از سرمایه گذاری در پروژه های با بازدهی بالا از طریق کاهش در حق بیمه وصولی در صدور بیمه نامه در سال های آتی به طور غیرمستقیم در اختیار بیمه گذاران قرار می‎گیرد.
ب) بیمه گران با دریافت حق بیمه از بیمه گذاران، قادرند وجوه نقد را به صورت وام های بلندمدت و دیگر سرمایه گذاری ها اختصاص دهند به عبارت دیگر بیمه گران نقدینگی ایجاد می کنند و عدم نقدینگی را از طریق پرداخت وام کاهش می دهند. ج) بیمه گران صرفه های اقتصادی مقیاس را در سرمایه گذاری ها ایجاد می کنند. زیرا بیشتر پروژه های سرمایه گذاری که کاملا بزرگ هستند نیاز مالی بالایی دارند که بیمه گران قادرند با جمع آوری حق بیمه بیمه گزاران، نیازهای مالی چنین پروژه هایی را تأمین کنند. در نتیجه بیمه گران با گسترش پروژه های سرمایه گذاری و با تشویق کارایی اقتصادی به اقتصاد ملی کمک می کنند. بدین ترتیب این کارکرد صنعت بیمه دقیقا در ارتباط با نرخ پس انداز و نسبت سرمایه گذاری به پس انداز تاثیر گذاری توسعه بیمه و رشد اقتصادی در مدل پاگانو می باشد. همچنین به طور غیرمستقیم به افزایش بهره وری کل عوامل تولید کمک می کند.
ه) بیمه مدیریت ریسک را تسهیل می کند: فرایند مدیریت ریسک شامل مراحل: ۱) شناسایی ریسک ۲) اندازه گیری ریسک ۳) ارزیابی ریسک ۴) کنترل ریسک می باشد. واسطه ها و سیستم مالی، ریسک را قیمت گذاری، انتقال و جمع آوری و کاهش می دهند. هر چه سیستم مالی خدمات مدیریت ریسک را بهتر فراهم کند، محرک های سرمایه گذاری و پس انداز افزایش یافته و منابع کارآتر تخصیص می یابند. حال سوال این است که موسسات مالی چگونه ریسک را قیمت گذاری می کنند؟ قیمت گذاری ریسک برای تمام واسطه‎های مالی اساسی است. بیمه گران ریسک را در دو سطح، قیمت گذاری می کنند: الف – بیمه گران احتمال خسارت موسسات، اشخاص و اموالی که برای آن ها بیمه خریداری می شود را ارزیابی می کنند، حال هر چه احتمال خسارت بیشتر باشد، قیمت بالاتر می رود. به عبارت دیگر با افزایش احتمال خسارت، قیمت ریسک افزایش می یابد. بیمه گران در ارزیابی احتمال خسارت از بیمه شدگان می خواهند عوامل افزایش یا کاهش ریسک را شرح دهند. بنابراین بیمه گران به طور منطقی تر با ریسک روبرو می شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-09-06] [ 11:37:00 ق.ظ ]




۳-۲-۲- مفهوم زمان از دیدگاه فلاسفه
بیشتر فلاسفه،زمان را امری واقعی می­دانند که عبارت است از مقدار حرکت ولی برخی از فلاسفه قدیم یونان(مثلا زنون)حرکت را امری موهوم دانسته ­اند.[۱۴۵] درباره حقیقت زمان نیز اقوال عجیبی نقل شده – که شیخ الرئیس درطبیعات شفاء به آنها اشاره کرده است- ولی گویا حل مسئله زمان از نظرفلاسفه اسلامی- سهل­تر از مسئله مکان بوده – زیرا تقریبا همگی بر این قول اتفاق داشته اند – که زمان نوعی مقدار وکمیت متصل است که ویژگی آن قرار ناپذیری می­باشد – و به واسطه حرکت عارض بر اجسام می­ شود .حال سوال این است به چه دلیل باید زمان را کمیت حرکت دانست؟ جواب ساده­ای که به این سوال داده می­ شود، این است که زمان امری سیال و بی قرار است، به گونه ­ای که حتی دو لحظه از آن قابل اجتماع نیست، وضرورتا باید یک جزء از آن بگذرد، تا جزء بعدی بوجود آید و چنین کمیتی را تنها می­توان به چیزی­ نسبت داد که ذاتا سیال و بی­قرار باشد و آن غیر از حرکت نخواهد بود.[۱۴۶]
از دیدگاه صدرالمتالهین:
صدرالمتالهین نیز در بسیاری از سخنانش – مطالب بالا را آورده است – ولی پس از تحقیق در مسئله نهایی در مسئله حرکت – بیان جدیدی را ارائه کرده که اهمیت ویژای دارد او با پذیرفتن نقطه­های مثبتی که – در سخنان پیشینیان در پیرامون زمان وجود داشته –و با تکیه بر آنها به زدودن نقاط ضعف –وجبران کمبودها و کاستی­های نظریه آنها می ­پردازد –و در نتیجه نظریه جدیدی را ارائه می­دهد که عبارت است از: زمان امری ممتد و انقسام پذیر –و به یک معنی از کمیات است .زمان و حرکت رابطه­ای نزدیک و ناگسستنی دارند و هیچ حرکتی بدون زمان تحقق نمی­یابد –چنانکه تحقق زمان بدون وجود نوعی حرکت –و دگرگونی پیوسته و تدریجی امکان ندارد، چه اینکه گذشت اجزاء پی در پی زمان –خود نوعی دگرگونی تدریجی حرکت- برای شئ زمان دار است.[۱۴۷]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از دیدگاه علامه طباطبایی:
علامه طباطبایی زمان را اینگونه تعریف نموده است:
“الزمان موجود و ماهیته انه مقدار متصل غیر قار عارض للحرکه; زمان موجود است و ماهیتش عبارت است از اندازه به هم پیوسته و غیر ثابتی که بر حرکت عارض می­ شود.[۱۴۸]
از دیدگاه امام خمینی:
ایشان زمان را به معنای مجموعه شرایط حاصل از روابط اقتصادی و سیاسی و اجتماعی دانسته و می­فرماید: زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مساله­ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهرهمان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می­طلبد مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد.[۱۴۹]
از دیدگاه شهید مطهری:
ایشان در کتاب «حرکت و زمان در فلسفه اسلامی »آورده است:
«از زمان ارسطو این حرف مطرح شد که زمان مقدار حرکت است، نه جوهر مادی است و نه جوهر مجرد و نه یک عرض غیرقار، ونه خود حرکت، بلکه عبارت است از، مقدارحرکت .این نظریه را فلاسفه اسلامی قبول کرده ­اند با این تفاوت که ارسطو و بوعلی زمان را مقدار حرکت وضعی به دور خود می­دانستند ولی صدرالمتالهین زمان را مقدار حرکت جوهری می­داند».[۱۵۰]
استاد شهید مطهری، تاثیر زمان در احکام را پذیرفته و آن را با عنوان مقتضیات زمان مطرح و سپس سه معنا برای آن، مطرح می­ کند:
۱- مقتضیات زمان بدین معنا که در هر زمان پدیده­هایی به وجود آمده است که باید از آنها تبعیت کرد; پدیده ­های هر قرن مستلزم آن است که خود را با آن تطبیق دهیم.
۲- مقتضیات زمان به معنای تقاضای مردم هر زمان و پسند آنان است، که در هر زمان ذوق و سلیقه مردم متفاوت است.(مثل مد لباس و کفش و…)پس ببینیم اکثریت چه می­گویند و تابع آنها شویم.
۳- به معنای این که احتیاجات واقعی در طول زمان تغییر می­ کند و هر احتیاجی که بشر دارد یک نوع تقاضا می­ کند، ابزار و وسایل تکامل می­یابد و در هر عصر فرق می­ کند، احتیاج به مسکن، کشاورزی، خیاطی، حمل و نقل، آموختن، وسایل فنی و…که انسان اجبارا باید به دنبال آنها برود …و اسلام جلوی احتیاجات واقعی را نمی­گیرد، بلکه جلوی هوس را می­گیرد.جلوی فیلم خوب را نمی­گیرد بلکه جلوی فیلمهای فاسد را می­گیرد.[۱۵۱]
۳-۲-۳- مفهوم زمان در عرف
در نظر مردم زمان همان وقت است که با واحد ساعت و دقیقه و ثانیه اندازه ­گیری می شود و این همان مقدار حرکت زمین است که در هر کشور به نوع خاصی زمانبندی می شود و سال و ماه)شمسی قمری و میلادی و…..)را به وجود می ­آورد.[۱۵۲]
۳-۳- تاثیر زمان و مکان بر وضع و تغییر احکام فقهی
عواملی که در زمان و مکان واقع می­شوند و به عنوان"شرایط زمان و مکان” و یا به بیان کلی تر، “زمان و مکان” در فقه مطرح هستند، عبارتند از:
- عوامل جغرافیایی و مکانی; مثل هوای سرد و گرم، مکان پر آب و کم آب و…
- پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک بشر
- آگاهیهای تخصصی بشر.
- تغییر نیازهای انسان (مثل: عقد بیمه و…)
- تغییر ساختار اقتصادی جامعه اسلامی و جامعه بین الملل و لزوم قوانین جدید; مثل قانون کار، قوانین تجارت بین الملل و…
- تغییر عرف و عادات مردم، که گاهی همچون قاعده­ای الزام آور مرسوم می­ شود (البته منظور عادات خلاف شریعت نیست)
- بنای عقلا، خصوصا در معاملات و عقود جدید که مورد امضای شارع است.
- ضرورتهایی که در جامعه پیش می ­آید (قاعده لاضرر و عسر و حرج و…)
- مصلحت که پایه اصلی احکام حکومتی است (مصالح عمومی جامعه یا مصلحت حفظ نظام و اسلام).
- نوع حکومتی که بر جامعه حاکم است.
- سیاستمداران حاکم بر جامعه و روابط سیاسی داخلی و خارجی.
- گروه های اجتماعی و مذهبی و روابط آنها با مردم و حکومت و اسلام.
- وضعیت اقتصادی جامعه: فقر عمومی یا رفاه عمومی و یا انباشته شدن ثروت در دست گروهی خاص
- ابزار تولید ( سادگی و پیچیدگی آن، عمومیت آن برای همه یا افراد خاص)
- روابط خاص اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حاکم بر جهان در هر برهه از زمان.
- پیدایش موضوعات و مسائل اهم که موجب تغییر در موضوعات مهم می­ شود و احکام آنها را تغییر می­دهد.(در اثر تزاحم)
- پیشرفت علوم درون حوزوی.
- قدرت فهم و تعقل انسان در هر عصر که دائما در حال رشد است.
- توسعه ارتباطات و اطلاعات و…..
آنچه از مجموعه این عوامل به دست می ­آید آن است که مقصود از زمان و مکان همان موقعیت تاریخی جامعه و شرایط و تحولات اجتماعی و سیاسی و….است که در ظرف زمان و مکان به وقوع می­پیوندد.[۱۵۳]
۳-۴- عوامل موثر در شناخت شرایط زمان و مکان
مجتهدان و علمای اسلامی باید آگاهی لازم از حوادث و متغیرهای زمان داشته باشند اخبار عا­لم را بشنوند و زمامداران حق وجور که بر جوامع تسلط دارند، را بشناسند، با علوم اسلامی آشنایی داشته و بر پیشرفت­های علمی و صنعتی بصیر باشند، اقتصاد و سیاست وتوسعه و قدرت نظامی َو سیاسی و تاثیرات متقابل آنها در یکدیگر را درک کنند .فقه را از زوایای مدرس و حواشی کتب به متن زندگی مردم ببرند و آن را همراه و همسو با جنبه­ های گوناگون حیات بشری نمایند.و باید آماده پاسخگویی به نیازهای نو در اجتماع و عکس العمل مناسب در برابر حوادث واقعه نشان داده وجلوتر از رخدادها حرکت کرده و جانی تازه به جامعه بخشیده و در این صورت است که فقه می ­تواند تحقق بخش تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور باشد.چنانچه امام خمینی (ره)در این خصوص می­فرماید: «زمان و مکان دو عنصر تعیین­کننده در اجتهادند مساله­ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع واقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی را می­طلبد.مجتهد باید با مسائل زمان خود احاطه داشته باشد برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمی­کنم آشنایی به روش برخورد با حیله­ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم برجهان شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمول­های دیکته شده آنان و درک موقعیت ونقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه­داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می­ کنند، از ویژگیهای یک مجتهد جامع است .یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خورشآن مجتهد است.واقعا مدیر و مدبر باشد حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه علمی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، حکومت نشان­دهنده جنبه علمی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است، فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است ».[۱۵۴] و در جایی دیگر می فرماید: «اگر یک فرد اعلم در علم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی، فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم ­گیری باشد .این فرد در مسائل اجتماعی مجتهد نیست و نمی­تواند زمام جامعه را بدست گیرد».[۱۵۵] لذا به صورت خلاصه می­توان عوامل موثر در شناخت شرایط مقتضیات زمان و مکان را این گونه بیان کرد:
- آگاهی از اخبار و رویدادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مسلمانان و جهان از طریق وسایل ارتباط جمعی و منابع موثق.
- شناخت زمامداران مسلمان و آگاهی از مقاصد و اهداف و افکار آنان.
- آگاهی از پیشرفتهای علمی جدید جهان در زمینه ­های صنعتی، پزشکی و…
- شناخت نظامهای اقتصادی رایج در کشورهای اسلامی و دیگر کشورها.
- شناخت اخلاق عمومی جامعه بشری و ارزشهای جدید اخلاقی; مثل الغای بردگی
- حقوق کودکان.
- آگاهی از نیازها و ضرورتها و تنگناهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه اسلامی از طریق نظر سنجی­های معتیر و…
- مسافرت: “خارج شدن از حجره­ها و منازل و مدارس و پیوند با عینیتهای جاری زمان; چرا که مسافرت بر بینش فقها و مجتهدان تاثیر بسزایی دارد و بسیار دیده شده که مجتهدانی از شیعه بوده ­اند که در نتیجه مسافرت، بینش آنها در مقام استنباط احکام تغییرکرده است و نیز مجتهدانی از جامعه اهل سنت از آن جمله ” محمد بن ادریس” پیشوای مذهبی شافعی است، که نود نظریه و فتوای او در نتیجه مسافرت از “بغداد” به “مصر” تغییر کرد.و نتیجه آن مذهب جدید او بود.”[۱۵۶]
فقیه و مجتهد کارش استنباط و استخراج احکام است اما اطلاع و احاطه او بر موضوعات، و به اصطلاح طرز جهان­بینی در فتوایش زیاد تاثیر دارد …اگر کسی فتوا فقها را با یکدیگر مقایسه کند و ضمنا به احوال شخصیه و طرز تفکر آنها در مسائل زندگی توجه کند می­بیند که چگونه سوابق ذهنی یک فقیه و اطلاعات خارجی او از دنیای خارج در فتوایش تاثیر داشته، به طوری که فتوای عرب بوی عرب و عجم بوی عجم، وفتوای شهری بوی شهری.
دین اسلام دین خاتم است و اختصاص به زمان معین یا منطقه معین ندارد، مربوط به همه مناطق و همه زمانهاست.دینی است که برای نظام زندگی پیشرفت زندگی بشر آمده است، پس چگونه ممکن است فقیهی از نظامات و جریان طبیعی بی­خبر باشد، به تکامل و پیشرفت زندگی ایمان نداشته باشد و آنگاه بتواند دستورهای عالی و مترقی این دین حنیف را که برای همین نظامات آمده و ضامن هدایت این جریان­ها و تحولات و پیشرفت­هاست کاملا به طور صحیح استنباط کند؟[۱۵۷]
۳-۵- اسلام وتجدد زندگی
«موضوع مذهب و پیشرفت از موضوعاتی است که بیشتر و بیشتر از آنکه برای ما مسلمانان مطرح شود برای پیروان صاحب مذاهب مطرح بوده است.بسیاری از روشنفکران جهان فقط از آن جهت مذهب را ترک کرده ­اند که فکر می­کردند میان مذهب وتجدد زندگی ناسازگاری است فکر می­کردند لازمه دینداری توقف وسکون ومبارزه با تحرک وتحول است وبه عبارت دیگر خاصیت مذهب را ثبات و یک نواختی وحفظ شکلها وصورتهای موجود می­دانسته ­اند …قوانین در زمینه احتیاجات وضع می­ شود و احتیاجات اجتماعی بشر ثابت و یکنواخت نیست .پس قوانین اجتماعی نیز نمی­تواند ثابت و یکنواخت باشد.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:36:00 ق.ظ ]




۱-«داستان باید واقع گرا باشد و شرح دقیق واقعیت در آن ملحوظ شده باشد.» (میرصادقی،۱۳۷۶: ۱۴۳)
۲-«لازم نیست داستان حتمأ واقع گرا باشد و شرح ریزریز واقعیت در آن رعایت شود بلکه واقعیت به صورت عام به نمایش گذاشته میشود و جنبه نمادین و تمثیلی و سور رئالیستی به خود می گیرد.» (همان،۱۴۴)
«بنابراین حقیقت مانندی صرفأ چیزی را که وجود دارد بیان نمی کند بلکه چیزی را بیان می کند، که به عنوان تجلی قوانین تغییر ناپذیر زندگی می تواند وجود داشته باشد زیرا جهان داستان منطق خاص خود را دارد، که از منطق جهان واقع متمایز است،جهان داستان هرگز زندگی واقعی را عینأ تصویر نمی کند بلکه برگزیده ی وقایع زندگی در ذهن نویسنده پرداخت و بازآفرینی می شود. » (همان،۱۴۲)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

افغانی با هماهنگ ساختن عناصر داستانی،در تمام طول داستان،نظامی از چیزهای محتمل و باور کردنی به وجود آورده به گونه ای که حقیقت مانندی با تار و پود حوادث و شخصیت های داستان عجین شده و خواننده می تواند به عمق زندگی و آدمهای رمان نفوذ کند.صحنه ها،لحن و فضا و رنگ و دیگر عناصر داستان به گونه ای تصویر شده که آن ها را می توان واقعی پنداشت.واقع گرایی داستان و اشاره به جزئیات ظاهری محیط و جامعه نیز بر حقیقت مانندی داستان افزوده است.
نویسنده با اشاره به اوضاع اجتماعی علاوه بر این که از یک دوران خاص اجتماعی پرده بر گرفته و سیر واقعی آن را با همه ی زیرو بم ها و سایه روشن هایش پدیدار کرده است آن را در خدمت پیرنگ و اشخاص داستان و حقیقت مانندی داستان قرارداده است و تأثیر آن را بر عمل افراد تشریح کرده است.
۱-۸-رئالیسم در شوهر آهو خانم
۱- شخصیت های رمان، آدم های طبیعی و عادی هستند که هیچ گونه تخیلی در آفریدن آن ها دخالت نداشته است. این شخصیت ها در عین حال نماینده همنوعان خویش و وابسته به اجتماعی هستند که در آن زندگی می کنند.
۲- نویسنده، در شوهر آهوخانم، درانتخاب وقایع و پدیده ها، خصوصیات کامل و بنیادی آنها را مورد بررسی قرار می دهد و از مسائل استثنایی و واقعیت های نادر و غیر عادی پرهیز می کند و با تطبیق قهرمانان و صحنه های کتاب با واقعیت این احساس را در خواننده تولید می کند که واقعیت است که ظاهر می شود.
۳- ازدیگر جلوه های رئالیسم که در شوهر آهوخانم، این است که گفتگوهای بین شخصیت ها به تدریج شرح ماجرای رمان را می سازند ومعمولاً صحنه ای که شرح داده می شود در همان لحظه روایت جریان می یابد.
۴- تشریح جزئیات، ازدیگر جلوه های رئالیستی،‌ شوهر آهوخانم است، افغانی، در نشان دادن جزئیات و تجسم امور توانایی بسیاری دارد. نویسنده با توصیف وتشریح جزئیات که به صورتی با وقایع و پدیده ها مرتبط است و خصوصیتی توجیهی دارد، می کوشد خواننده بیشتر با قهرمانان و وضع روحی آن ها آشنا گردد.
۵- ازدیگر جلوه های رئالیستی، شوهرآهوخانم، این است که واقعیت های درونی و بیرونی بر هم تأثیر متقابل دارند و نویسنده با توجه به این تأثیر متقابل رابطه بنیادی دنیای درون و تضادهای جهان بیرون را تصویر می کند. افغانی در این رمان،‌ جامعه ای را به تصویر کشیده است که رویدادهای روزانه آن درافراد جامعه تأثیر می گذارد. افراد جامعه نیز در به وجود آمدن رویدادها و حوادث سهیم ا ند. به دیگر سخن، واکنش در برابر حوادث و رویدادها،‌به بروز حوادث دیگر منجر می شوند، در نتیجه رفتارهای نیک و بد قهرمانان داستان نتیجه تأثیر و تأثر متقابل حوادث و احساسات است. نویسنده معتقد است که زندگی اجتماعی براساس ار تباط، استوار شده است و آنچه به انسان جنبه اجتماعی می دهد، روابط او با دیگر افراد جامعه خویش است.
افغانی را پیرو رئالیست های اروپا دانسته اند. دراین سخن، شکی نیست، اما باید دانست که رئالیسم او یک رئالیسم مبتدیانه و عاری از نوآوری نیست. در رئالیسم افغانی می توان شاخه های جدید واقع گرایی،‌ازجمله واقع گرایی انتقادی، واقع گرایی جادویی، واقع گرایی روانشناختی، واقع گرایی اجتماعی و واقع گرایی نو را شاهد بود. بنابراین رئالیسم افغانی، به معنای واقعی کلمه یک رئالیسم قرن بیستمی است، یک رئالیسم تراش خورده است که ذیلاً به نقل آن می پردازیم.
۱-۱-۸-رئالیسم روانشناختی:
«واقع گرایی روان شناختی به تصویر کردن حقیقت کار درونی ذهن وفادار است و به تشریح دنیای درونی شخصیت ها و تجزیه و تحلیل تفکر،احساس و ادراک آن ها می پردازد،از این رو واقع گرایی روانشناختی به حالت ها و عواطف پیچیده ذهنی و ویژگی های درونی شخصیت های داستان توجه دارد و به انگیزه های رفتاری که از شخصیت ها سر می زند ،می پردازد.» (میرصادقی،۱۳۸۸: ۳۱۲)
شوهر آهو خانم، با تلاش خلاقانه و آرمانگرایانه نویسنده اش، در ناخودآگاه شخصیت ها نقب می زند، به تشریح و تحلیل تفکر، احساس، ادراک و انگیزه های رفتاری آن ها می پردازد و کوچکترین تپش ها و حالات روانی شخصیت های اثر را به تصویر می کشد. بدین ترتیب،‌ نویسنده شوهر آهو خانم، با نمایش دنیای درونی و ذهنی شخصیت هایش در پیش چشم خواننده ویژگی یک اثر رئالیستی ناب و امروزی را به رمان می بخشد.
۲-۱-۸-رئالیسم جادویی:
رئالیسم جادویی شاخه ای است از مکتب رئالیسم و مکتب ادبی مستقلی شمرده نمی شود.(میرصادقی،۱۳۸۸: ۳۱۱)«خاستگاه رئالیسم جادویی کشورهای آمریکای لاتین و جهان سوم است.نویسنده رئالیست جادویی می کوشد در عین طرح مسائل تاریخی،سیاسی و اجتماعی سرزمین خود،افسانه ها،عقاید و باور های قومی آن رابازسازی کند.» (سیدحسینی،۱۳۷۱: ۳۱۷-۳۱۸)
در قطعه زیر از شوهر آهوخانم، ‌حوادث معقول و منطقی زندگی در کنار سیلان ذهن و خیال، رؤیا و اعتقاد و باور مذهبی آهو صحنه ای به وجود آورده است که بی تردید به قلمرو رئالیسم جادویی تعلق دارد:
«طرف سایه،‌در حاشیه سنگچین دیوار باغی که درختهای میوه آن به بیرون،‌شاخه دوانیده بود ماری نسبتاً بزرگ به راحتی روی زمین چنبره زده بود. چشم های قشنگ و ترسناکش رابیحرکت به جاده دوخته بود و ازجای خود تکان نمی خورد. مادر و پسر هر دو بهت زده به هم می نگریستند و سرجای خود میخکوب گردیدند. مار لعنتی راه را بر آنها بسته بود. آهو با نیت پنهانی که در دل داشت پیشامد را به فال نیک نگرفت،‌ مار خوش خط و خال وترسناک همان هووی او بود که نمی خواست از سر راهش به کنار برود. زن بینوا دل در دلش نمانده بود …… نزدیک آسیاب، سرپیچ یک راه فرعی که به باغ سابق خودشان می رفت، در سینه کش تپه ای پوشیده شده از گزنه و بته های خود روی گون، درخت کوتاهی که مثل گورزاها رشد نکرده مانده بود دیده می شد، درخت زالزالکی بود که به آن کهنه پاره و قفل شکسته دخیل بسته بودند و از اثر گردو غبار و آفتاب سوزان، رنگ برگها، تنه و میوه اش پیدا نبود. مقصد آهو ازاین راه پیمائی شتابزده و پر هول و ولا همین جا بود. چنان که گوئی بر سر قبر عزیزی آمده است با حالت تقدس آمیز و ساکت چنددقیقه ای در سایه فقیر و کوچک زیر آن نشست تا نفسش جا آمدو بعد بی توجه به بهرام که نگاهش می کرد با چشمی که حالت الحاح و خلوص روح در آن منعکس بود زیر لب دعائی خواند. ازدستمالی که با خودآورده بود پاره کرد و به یکی از شاخه های باریک و خاردار آن گره زد. پسرک در تمام مدتی که مادرش مشغول کار خود بود همچنان خاموش در سایه نشسته با سنگی بازی می کرد.» (افغانی،۱۳۴۵: ۶۹۳)
صحنه رئالیسم جادویی دیگر:
«زن ها جیغ و ویغ کنان در دور او هریک مژده خود را می خواستند و آهو پیاپی لبخند می زد. بالاخره درخت زالزالک زیرباغ برزه دماغ معجزه خود را نمود. بنازم کردگار توانا و طبع ناشناخته او را! دختر خورشید با همه این که میگفتند بله و بی عقل و دور از بد و خوب زندگی است. آهسته به آهو نزدیک شد، در بغل گوش او چیزی گفت، آهو خندید و یک شاهی به اوداد تا برود با یک کوزه شکسته از روی بام، پشت سرزن دک شده پائین بیندازد .» (افغانی،۱۳۴۵: ۷۳۷)
۳-۱-۸-رئالیسم انتقادی:
«اصطلاح واقع گرایی انتقادی یا رئالیسم انتقادی، اولین بار برای توصیف آن دسته از آثار ماکسیم گورکی، نویسنده روسی به کار رفت که در آنها شخصیت هااز محیط خویش جلوترند و برای رسیدن به وضع اجتماعی تازه تلاش می کنند، یعنی این شخصیت ها بااوضاع و احوال حاکم براجتماع در نبردند و برای تغییر آن در تلاش اند.» (سیدحسینی،۱۳۷۱: ۳۰۱)
«بعضی ازمنتقدان آمریکایی، اصطلاح واقع گرایی انتقادی را برای آن دسته از ادبیات داستانی واقع گرا که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در آمریکا رایج بود،‌به کار بردند که در آنها نویسندگان به انتقاد ازجامعه و تحلیل وبررسی مسائل اجتماعی توجه داشتند. » (میرصادقی،۱۳۸۸:۳۱۱)
یکی ازویژگی های بارز رمان شوهر آهو خانم، بیان واقعیات و ساخت و مسائل جامعه در حال تحول و دگرگونی دوره رضا خان است. نویسنده با تحلیل حوادث و رویدادهای موجود در جامعه به انتقاد از جامعه و قوانین آن می پردازد. به عنوان مثال به یک مورد اشاره می شود:
«باهمه احوال او در بند وجدان نبود، یا اگر بود به نحوی بود که جامعه و محیط زندگی حدش را به دستش داده بود. در جامعه ای که پایه آن بر اصل تجاوز به غیر و هوس نهاده شده و هر چابک سواری که نیزه بلندتری دردست دارد حصه بزرگتری از گور بر آتش را می رباید، بدیهی است که مقیاس ها، ملاحظات یا همبستگی های اخلاقی افراد نیز در شکل معمولی خود چیزی لرزان و رنگ پریده و بی ثبات می باشد.» (افغانی،۱۳۵۴: ۲۶۶)
«طینت او و شوهر و وضع معمول قوانین و اخلاق اجتماع هر سه دست به دست هم داده بود تا زنی رنج بکشد و مادام العمر به کشیدن این بار طاقت فرسا محکوم باشد.» (افغانی،۱۳۴۵: ۷۵۵)
«اما کی بود که به این نکته ها توجه کند؟ این مردمی که عقلشان به چشمشان بود کجا می آمدند دقیق شوند و بدانند که حقیقت امر ازچه قرار است؟ آن طور که از نحوه عمل مأمورین برمی آمد، غیر از نسناس بازی ارژنگی که قرعه را به نام او زده بود،‌ موضوع از جاها و چیزهای بس عمیق تری آب می خورد. پیدا شدن بازار سیاه و احتکار گندم،‌گران شد خواربار که از شش ماه پیش به این طرف پیوسته وضع را بر اهالی شهر سخت تر می کرد، چند روزی بود که عصبانیت و ناراحتی عمومی فوق العاده ای ایجاد کرده بود شایعه ترقی باز هم بیشتر نرخ نان را اگرچه شهردار رسماً تکذیب کرده بود اما مثل اینکه مردم همین تکذیب را دلیل بر خود حقیقت دانستند…. فکر سید میران به طور دردناکی منتقل به زمان های پیش از مشروطیت شد که در چنان لحظات باریکی برای نسق کردن مردم و کشیدن تسمه از پشت ها ، حاکم وقت چگونه شاطر بخت برگشته ای را در تنور می گذاشتند و طعمه آتش می کرد. این زمان نیز اگر چه شکل کارها عوض شده بود،‌ اصل بر همان وضع و منوال سابق بود. مقامات حاکمه برای آنکه زنجیر عدل و داد زنگزده و گردگرفته خود را به صدا در آورند کاسه و کوزه را بر سر او شکسته بودند. کسی چه می دانست شاید هم مخصوصاً برای مقاصد خود او را که در شهر به خباز باشی معروف بود انتخاب کرده بودند. دل سید میران از این جا می سوخت که در تمام مدت بیست سال سابقه نانوایی در این شهر آبرومندانه کسب کرده بود، درمیان مردم به درستکاری و امانت، درست قولی و مردانگی معروف بود. وصله ناروائی که به او چسبانده شده بود برایش کم درد آمیز نبود.» (افغانی،‌۱۳۴۵ : ۸۳۲)
۴-۱-۸-رئالیسم نو:
«تجدید و احیای واقع گرایی را در رمان و داستان کوتاه که زندگی مردمان فقیر را در صحنه های امروزی توصیف می کند،‌واقع گرایی نو می گویند.» (میرصادقی،۱۳۸۸: ۳۱۳)
یکی از جلوه های واقع گرایی نو،‌در رمان مذکور، بیان شیوه زندگی طبقات مختلف و توصیف زندگی مردمان فقیر در جامعه امروز است.
برای نمونه به چندمورد اشاره میشود:
«آن جا در همان خانه، هرماه دست کم یک بار زن و شوهری که در اتاق بغل دالان می نشستند، یعنی خورشید خانم و آقاجان،‌ با هم جنجالی داشتند که آرامش خانه را تا حدودی به هم می زد به این ترتیب که مردک کج خلق دست زن و همچنین بچه های خود را می گرفت و بیصدا به اتاق می برد، در را ازداخل می بست،‌کمربندش را باز می کرد و از دم یکی یکی همه را به باد کتک می گرفت… بعد ازآن، آقاجان بی درنگ از خانه بیرون می زد و دیگر خود را نشان نمی داد مگر آنکه توانسته بود در بیرون کاری یا پولی پیدا کند و با یک من نان و مقداری گوشت و بُنشَن دوباره به خانه بیاید…» (افغانی،۱۳۴۵: ۳۳۵)
در رمان شوهر آهوخانم، راز گویی های احساساتی، فلسفه بافی و اظهار فضل،‌نظردادن در باره شخصیت های داستان و حضور آشکار نویسنده از یک سو، از جمله عواملی است که مکتب رئالیسم رادر شوهر آهو خانم تضعیف می کند. ازسوی دیگر، وصف های پرآب و تاب رمانتیک، پایبندی به خیال و احساس، سرنوشت محتوم شخصیتهای داستان،‌تسلیم آنها در برابر غرایزخود و … خواننده را برآن می دارد تا به جستجوی مکاتب دیگری در رمان برآید.
۲-۸-رمانتیسم در شوهرآهوخانم
موارد منطبق با اصول مکتب رمانتیسم از شوهر آهو خانم نقل می کنیم:
۱- یکی از مهمترین جلوه های رمانتیسم در شوهرآهو خانم وصف های پرآب و تاب و اغراق آمیز رمانتیک است. برای نمونه میتوان به وصف آب تنی هما اشاره کرد که صفحه ۷۰۵تا۷۱۳ را به طور پراکنده به خود اختصاص داده است.
«…آب نهر با حباب های زاینده و پرجنب و جوش ،‌نقره گون شده بود و اندام خوش زن جوان در سایه بهشتی آن خلوتگاه انس، مانند برفی که مهتاب بر آن بتابد جلوه ای خیالی داشت … نه پای پیش رفتن و چهره بر پایش سودن داشت، نه دل برگشتن. اگر پائین جویبار بود که ایستاده بود از آن آب شیرگوئی که بوی بهشتی و گرمای تن دلدار را درخود داشت آنچنانکه مؤمنین آب خزینه را می نوشند در مشت می نوشید تا از ثوابش بی بهره نمانده باشد. به خاطر شوخی و تحرک،‌ با یک وسوسه خوش آیند درونی چند گل از بته ها کند، پرپر کرد و به آب داد…» (افغانی،۱۳۴۵: ۷۰۷)
۲- سفر به سرزمین های دوردست گذشته و سپردن روح به آرزوهای بی پایان و تسکین ناپذیر و تخیلات خوشبختی و عشق و هیجان از دیگر ویژگی های رمانتیسم در شوهر آهو خانم محسوب می شود.
برای نمونه به یک مورد اشاره می شود:
«…به تو قول می دهم که انشاءالله پیش از‌آن که بهار حقیقی آغاز می شود یک خانه خِنج و دِنج و موافق دلخواه تو با حیاط عالی و حوضخانه خوب تحویل بدهم. تا در آنجا خودت باشی و خودت. جیم ناستیک کنی، لخت بشوی و در حوض جست بزنی، برای شوهرت برقصی. آیا من قابل دیدن هنرهای تو نیستم؟ اگر جای گل در سبزه است جای همای عزیز نیز باید در چنان خانه ای باشد…هما با نیمخند ساده دلانه ای که دور دهانش موج می زد گفت:
- حوضش باید کاشی و حیاطش آجر فرش باشد، اما رقص بدون موسیقی و تماشاچی چگونه ممکن است باشد.
- آری، حوضخانه کاشی کریمخانی با مجسمه های مرمر که آب از سر و دوش آنها بریزد و مسلماً حیاط آجرفرش و به طور خلاصه هر طور تو دلت بخواهد…» (افغانی،۱۳۴۵: ۴۲۱)
۳- یکی دیگر از جلوه های رمانتیک رمان، آزردگی و سرخوردگی قهرمانان داستان از مسائل موجود در جامعه است. به طوری که در زندگی اجتماعی دوستدار زندگی روستایی و طبیعت وحشی و بدوی می گردند.
« هوای شهر با اوضاع نامطلوبی که هر لحظه بر وخامتش افزوده می شد دیگر قابل استنشاق نبود. وقتی که نمی شد خرمن گندم را به خانه نزدیک کرد آیا بهتر نبود خانه را نزدیک خرمن گندم برد؟ آیا نشاندن یک درخت هرچند عمر دیگر کفاف نمی داد که میوه اش را بچیند. کاشتن یک کرت سبزی، یا حتی به هم زدن کرت های بدبوی جالیز به همه این کاسبی های گندزده شهری نمی ارزید؟ تماشای کرمی در خاک یا پرنده ای بر درخت بر غرولند در شکه چی، تقاضای چپ و راست پشت میزنشینان یا غم حرف این وآن ترجیح نداشت…» (افغانی،۱۳۵۴: ۸۰۲)
۴ - نویسنده شوهر آهوخانم ، در لابه لای ماجراها و حوادث داستان ، فرمانروایی من را در رمان مستقر می سازد. این من که خود نویسنده است، حضور فیزیکی ندارد ولی خواهش های دل، رنجهای روح و فضل خود را در بیان حوادث و گاه نیز از طریق گفتگوی شخصیت های داستان بیان می دارد،‌ او این روش را وسیله یا برای بیان فضل ها،‌ احساسات و اندیشه های خود قرار می دهد،‌ بر همین اساس گاه در شوهر آهو خانم، می بینیم که آدم های معمولی و شخصیتهای ساده، سخنان فاضلانه ای می زنند که با توجه به موقعیت و روحیه آنان، هیچ کس نمی توان از زبان ایشان بپذیرد.
گفتگوی اکرم با آهو شاهد این مدعاست:
«رفتند شب خوش خود را شروع کنند. عینهو گربه نوروزی. بنازم بخت واقبال را ! پنداری از روز ازل این دو به مهم هم ناف بُر شده اند. اگر مانند آن حکیم یونانی به حلول روح عقیده داشتم می گفتم اینها پیش از تولد، شاید در یکی از قرن های ماقبل تاریخ با هم زندگی کرده اند و بعد از مرگ نیز در جسم های عالیتری به زندگی مشترک خود ادامه خواهند داد. من که دیگر از کار و کردار این ها خسته شده ام. خدا به داد تو برسد آهو !» (همان:۵۲۱)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ق.ظ ]




- پیتر بلا
در سطح فردی، هومنز و بلاو به فراگردهای مشابهی علاقمندند. اما مفهوم دگرگونی اجتماعی بالو، محدود به کنشهای مشروط است و بستگی به کنشهای مشروط است و بستگی به واکنشهای پاداش دهنده دیگران دارد- کنشهایی که اگر واکنشهای مورد انتظار در پی نداشته باشند، متوقف می شوند. انسانها به دلایل گوناگونی که آنها را به همگروهی اجتماعی سوق می‌دهند، جذب یکدیگر می شوند. همین که نخستین پیوندها برقرار می شوند، پاداشهای متقابلی که این پیوندها برای اعضای گروه به ارمغان می آورند، باعث نگهداشت و تقویت آنها می شوند. موقعیت عکس این قضیه نیز امکان پذیر است و با پاداشهای ناکافی، رشته همگروهی سست یا از هم گسیخته می‌شود. پیتر بلا پاداش هایی را که رد و بدل می شوند درون ذاتی (مانند عشق، محبت و احترام) یا برون ذاتی (مانند پول و کار جسمانی) می داند و معتقد است که چون طرفین همیشه نمی توانند پاداش های برابری به یکدیگر بدهند، تفاوت قدرت در داخل گروه پدیدار می‌شود (ریتزر، ۱۳۷۴ : ۴۳۵).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

فرد نیازمند کمکهایی است که دیگری قادر است آنها را انجام دهد اما شخص نخست قادر به جبران آن نیست. بلا می نویسد «ممکن است فرد نخست با تشکر و امتنان بخواهد از فرد کمک دهنده دلجویی کند، اما هرگز نتواند در مواقعی که دیگری نیازمند کمک است عملا آن را جبران کند.» بنابراین برخلاف هومنز که تمایل دارد این مبادله را برابر بداند، بلاو به نابرابری طرفین در ایم مبادله و عدم تعادل قدرت در آن تاکید می ورزد به عنوان مثال اگر کسی نیازمند خدمات دیگری باشد اما نتواند آن را به شکل مشخص پاسخ گوید سه راه در پیش دارد: ۱) او ممکن است دیگری را مجبور به این کار کند، ۲) درصدد جلب کمک از دیگری برآید، ۳) راههایی بیابد که بتواند بدون چنان کمکی به کار خود ادامه دهد. اگر به هر رو این سه راه به بن بست بینجامد برای شخص یک راه بیشتر نمی ماند . «او باید خود را تسلیم دیگری کند و از خواستهای دیگری متابعت کند و بنابراین با پذیرش قدرت دیگری و متبعت از آن درصدد جبران کمکهای وی برآید. و بدین ترتیب در فرآیندهای مبادله … منجر به تمایز و تفکیک قدرت می‌شود. (توسلی، ۱۳۷۱: ۴۲۰).
هرچند که در بحث از نظریه مبادله اجتماعی، انسانها به عنوان موجودات خودمدار تلقی می شوند که در کنش متقابل خویش در تلاشند به سودمندترین نتایج دست یابند، با وجود این بلاو اظهار می دارد که مبادله اجتماعی متضمن اعتماد می‌باشد که به عنوان یکی از شریفترین خصایص انسانی در نظر گرفته می‌شود. بلاو معتقد است که مبادله اجتماعی از جهات خاصی از مبادله اقتصادی محض متفاوت است. مهمترین اختلاف بین این دو مربوط به تعهدات نامشخص (unspecified- obligations ) است. در مبادله اقتصادی کمیت های دقیقی که باید مبادله گردد، مشخص می شوند، اما در مبادله اجتماعی تنها این انتظار وجود دارد که اگر شخصی به دیگری محبت و احسان می کند از برخی جهات در آینده برگشت آن احسان و محبت وجود دارد اما ماهیت دقیق آن قید و تصریح نشده است (wiggins 1994، ۱۳۷۵: ۷۴).
مبادله اجتماعی برخلاف مبادله اقتصادی، اعتماد را در میان مردم ایجاد می کند و افراد را در درون گروه ها منسجم می سازد، مبادله اجتماعی تمایل دارد از چیزهای کوچک شروع و به تدریج ظاهر شود. این تمایل از طریق این حقیقت که در مبادله اجتماعی تعهد نمی تواند مشخص و از پیش بسته شود، تقویت می گردد.
به اعتقاد بلاو در مبادله اجتماعی بخاطر اینکه افراد هیچ منبع رسمی در دست ندارند که مبادلات بسط یافته آنها را همراهی کند، ادامه مبادله تنها از طریق رشد موازی اعتماد متقابل ممکن می‌شود، از این رو در فرایند مبادله اجتماعی که ممکن است به شکل منابع مشخص ظاهر شود اعتماد را در رابطه اجتماعی از طریق دوباره جریان یافتن و توسعه تدریجی آنها ایجاد می کند (Wallace ، ۱۹۸۶، به نقل از امیرکافی، ۱۳۷۵: ۷۴).
در واقع بلاو اعتقاد دارد بخاطر اینکه مبادله اجتماعی ماهیتا فاقد دقت در ارزش و فاقد دقت در قیمت است و همچنین زمان مبادله مشخص نیست …. به همین دلیل اعتماد ظاهر می‌شود تا جای ارزش، قیمت، زمان را پراکند (چلبی، امیرکافی، ۱۳۷۴).
شکل۲-۵
انسجام دوستی اعتماد مبادله اجتماعی
اجتماعی
در واقع پیتر بلاو نقش اعتماد را در مبادله اجتماعی آشکار می کند که موجب دوستی و در نتیجه انسجام اجتماعی می‌شود.
- جیمز کلمن
جیمز ساموئل کلمن نظریه پرداز، پژوهشگر و استاد جامعه شناسی در دانشگاههای آمریکا جامعه شناس برجسته نسل خود بود. کلمن با آنکه بر پیوند سطح خرد و کلان تاکید می ورد، اما این کار را در چهارچوب الزامها و اصطلاحات نظریه کنش و کارکردگرایی ساختاری انجام می‌دهد. کلمن می کوشد تا نظریه کنش را به ریشه های خرد آن و تاکید بر کنشگر بازگزداند. او تحلیلش را منحصر به کنش هدفدار می سازد (ریتزر، ۱۳۷۴ : ۶۱۳). کار بزرگ او کتاب نظریه اجتماعی است که حاصل سالها کوشش و تلاش فکری او است. کلمن در این کتاب به ویژه به روابط متقابل میان کنترل کنشگران بر رویدادها و منافعی که آنها در آن رویدادها دارند و مفاهیم ارزش و قدرت ناشی از آن توجه زیادی نشان داده است. همچنین یک یاز مسائل اساسی که در این کتاب مطرح می‌شود نظریه انتخاب عقلانی است که در تبیین رفتارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و رفتارهای دیگر به کار گرفته می‌شود کلمن فرض اساسی نظریه انتخاب عقلانی را آنگونه در اقتصاد پدید آمده است مطرح می کند، یعنی اینکه افراد آن کنشهایی را انتخاب می‌کنند که با در نظر گرفتن سود و زیان آنها فایده یا سودمندی شان را به حداکثر می رسانند (کلمن، ۱۳۷۷: پیشگفتار مترجم). کلمن بحث خود را در مورد اعتماد یا «روابط اجتماعی» آغاز می کند و در این خصوص تفاوت معاملاتی که کنش اجتماعی را به وجود می آورد با معاملات کلایک بازار کامل را اینگونه توضیح می‌دهد:
یکی از وجوه تفاوت معاملاتی که کنش اجتماعی را بوجود می آورد با معاملات کوچک بازار کامل در نقشی است که زمان بازی می کند. در مدل بازار کامل، معاملات هم بدون هزینه و هم فوری است. اما در دنیای واقعی، معاملات تنها در یک دوره زمانی انجام می‌شود. در برخی موارد این بدان معنا است که تحویل کالاها و خدمات توسط یک طرف، تنها پس از آنکه طرف دیگر آن را تحویل داد، صورت می گیرد. در موارد دیگر به این معناست که تحویل توسط هر دو طرف به تدریج در طول یک دوره زمانی رخ می‌دهد. بالاخره در موارد دیگر بازدهی سرمایه گذاری کنند اما هیچکدام تا مدتی بعد منفعتی دریافت نمی کنند. سرانجام در موارد دیگری کنشگری به طور یکجانبه کنترل بر منابع معینی را به کنشگر دیگر انتقال می‌دهد، با این امید یا انتظار که کنشهای دیگری بهتر از کنشهای خودش، منافعش را تامین کند. با وجود این او فقط مدتی پس از آنکه این انتقال را انجام داد، می‌تواند از درستی آن اطمینان حاصل کند (همان : ۱۴۵)
او سپس واژه «اعتماد» را از کاهش احتمال خطر فوق چنین نتیجه می گیرد:
گاهی ممکن است با بهره گرفتن از قراردادهایی که پشتوانه قانونی دارند، احتمال خطر را کاهش اد، اما به دلایل گوناگون، قراداد همیشه نمی تواند این منظور را برآورده کند، به ویژه در معاملات غیر اقتصادی که ارزش دقیقا محاسبه نمی شود و پول وجود ندارد …. برنامه معمول، صرفا گنجاندن احتمال خطر در تصمیم گیری برای دست زدن یا دست نزدن به کنش است. وارد کردن احتمال خطر در تصمیم را می توان تحت عنوان کلی بررسی کرد. این عنوان می‌تواند با واژه «اعتماد» توصیف شود. وضعیتهای متضمن اعتماد، طبقه های فرعی از وضعیتهایی را در بر می گیرند که متضمن خطر است. در این وضعیتها خطری که فرد می پذیرد، به عملکرد کنشگر دیگری بستگی دارد (همان: ۱۴۶)
در رابطه اعتماد، حداقل دو طرف وجود دارند: اعتماد کننده و امین. من فرض خواهم کرد که هر دو هدفمندند و هدف آنها تامین منافعشان است، صرفنظر از اینکه این منافع چه باشند…. تصمیم اعتماد کننده بالقوه، تقریبا همیشه مسئله برانگیز است تصمیم برای اینکه آیا به امین بالقوه باید اعتماد کرد یا نه؟…
تنها اعتماد کننده بالقوه نیست که تصمیماتش را باید در نظر گرفت. در بسیاری موارد، امین، امکان انتخاب بین حفظ اعتماد یا گسستن اعتماد را دارد (همیشه چنین نیست، گاهی آنچه به آن اعتماد می‌شود تمایل یا قصد امین برای حفظ اعتماد نیست بلکه توانایی انجام چنین چیزی است.) ممکن است امین در بعضی موارد نقض اعتماد را، هنگامی که از نظر مالی یا از جهات دیگر از این کار سود می برد، به نفع خود بداند: بدیهی است، امین ممکن است در کوتاه مدت سود ببرد اما در دراز مدت که –اعتماد کننده، دوباره به او اعتماد نکند- زیان خواهد دید.
همچنین امین ممکن است به کنشهایی دست بزند که آشکارا به این قصد طرح شده اند که اعتماد کننده بالقوه را وادار به اعتماد کنند. در هر حال، من چیز زیادی درباره این کنشها نمی گویم، جز اینکه کنشها، برای آنکه موفقیت آمیز باشد باید برای مبنای درک (شهودی یا آشکار) اساس تصمیم گیری اعتماد کننده بالقوه درباره اینکه اعتماد کند یا نکند صورت گیرد.
در برخی مراحل کنشها ممکن است کنشگر، هم اعتماد کننده و هم امین باشد… در چنین موردی اعتماد کننده امین است با تصمیمی هم در مقام اعتماد کننده و هم در مقام امین مواجه باشد: در مقام اعتماد کننده، با این تصمیم که آیاد اعتماد کند یا اعتماد نکند و در مقام امین با این تصمیم که آیا اعتماد را حفظ کند یا نقض کند. معاملات سه جانبه که یک طرف هم به عنوان اعتماد کننده و هم به عنوان امین عمل می کند، نقش خاصی در نظامهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بازی می کند (همان: ۴-۱۵۲).
بنابر آنچه گفته شد، عوامل موثر بر اعتماد را از نظر کلمن می توان به شکل زیر ترسیم نمود:
شکل ۲-۶
وجود نهادهای اجتماعی پشتیبان (هنجارها و ضمانت اجراها) میزان سود
متقابل بودن رابطه اعتماد طولانی بودن رابطه
تعهدات و انتظارات گستردگی روا
۲-۱۱ اعتماد زناشویی: جانیس آبراهام اسپیرینگ و دکتر مایکل اسپیرینگ
Janis Abrahams Spring and Mikle Spring) )
در بین جستجوهایی که برای یافتن موضوعاتی در مورد اعتماد به همسر به عمل آمد کتابی از دکتر جانیس آبراهام اسپرینگ و دکتر مایکل اسپرینگ پیدا شد که تحت عنوان After the affair منتشر شده بود. این کتاب تحت سرعنوان به فارسی برگردانده شده است: اعتماد در زناشویی، خیانت در زناشویی و پیوند زخم خورده. نویسندگان این کتاب روانشناس بالینی بوده اند و کتاب را به منظور کمک به زن و شوهرها برای دوام پیوند زناشویی شان (د رمواردی حتی پس از خیانت یکی از آنها) نوشته اند علی رغم موارد فوق این کتاب در مواردی در امر این تحقیق راهگشا باشد.
مقدمه کتاب با این سوال شروع می‌شود آیا یک زوج می توانند بر بی وفایی غلبه کنند؟ و پاسخ می‌دهد که: من روانشناس بالینی هستم و بیش از بیست سال است که به رفع بحرانهای زناشویی مشغول هستم. برای همین می توانم با قاطعیت به این سوال جواب مثبت بدهم به شرط آنکه طرفین زناشویی صادقانه موقعیت خود را ارزیابی و بازبینی کنند و برای رفع بحران زناشویی به مهارتهای ویژه ای مسلح شوند. (اسپرینگ و اسپیرینگ، ۱۳۸۰: مقدمه) در ادامه آماری از جدیدترین و معتبرترین پژوهشها (مربوط به جامعه آمریکا) ارائه می شوند: بر اساس آخرین تحقیقات ۳۷% مردان متاهل خارج از چهارچوب زناشویی به ایجاد ارتباط با سایر زنان می پردازند این میزان در مورد زنان ۲۰ تا ۳۰ درصد می‌رسد. هرچند استفاده کامل به نتایج این پژوهشها ممکن نیست اما در ایالات متحده از هر سه زوج یکی از آنها گرفتار این مشکل خانمانسوز هستند. به عبارت دیگر در آمریکا، بیش از ۲۰ میلیون نفر از بی وفایی و خیانت شریک زندگی خود رنج می برند (همان: مقدمه) در ادامه این سوال مطرح می‌شود که رابطه چگونه تعریف می‌شود؟ آیا می توان روابط دوستانه را در زمره رابطه جنسی خارج از زناشویی قلمداد کرد؟ آیا مغازله و معاشقه در این توصیف می گنجد یا اینکه باید رابطه بصورت ارتباط جنسی باشد؟
به این سوالها پاسخ نمی دهم چون هر زن و مردی در این دیدگاه های خاص خود را دارند و به تعریف ویژه ای از رابطه زناشویی پای بند هستند. شاید زوجی ابراز احساسات عشقی را خیانت و بی وفایی تلقی کنند بسیاری از زن و شوهرها هرگونه علاقه سطحی و یا عمقی یکی از طرفین زناشویی را نسبت به فردی بیرون از پیوند نوعی زناشویی نوعی خیانت و پیمان شکنی تلقی می‌کنند.
نوع دیگر رابطه خارج از پیوند زناشویی به افرادی مربوط می‌شود که در آمیزش جنسی گرفتار اختلال رفتاری بوده و به دنبال تنوع جنسی هستند… . این اشخاص از ناهنجاریهای شخصیتی رنج می برند و برای دستیابی به عزت نفس و خودباوری کاذب تن به به این نوع رفتارهای غیرمتعارف می‌دهند (همان: مقدمه)
زن و مرد در برابر ایم مساله چگونه نشان می‌دهند؟ واکنش زنان و مردان درگیر با این مشکل متفاوت است:
اولین تفاوت جنسیتیزنان برای حفظ پیوند اولیه تلاش می‌کنند در حالی که مردان تلاش می‌کنند رابطه زناشویی خویش را متلاشی کنند…
تفاوت جنسیتی دوم: زنان افسرده می شوند در صورتی که مردان ابراز خشم می‌کنند.
تفاوت جنسیتی سوم: زنان در مقام شریک و همراه احساس بی کفایتی می‌کنند در حالی که مردان می پندارند که در رابطه زناشویی مواجه با کاستی های محسوسی هستند… .
تفاوت جنسیتی چهارم: زنان پیله می‌کنند و آویزان می شوند در حالی که مردان از علت آشفتگی فاصله می گیرند… اگرچه تفاوتهای جنسیتی اساسی بوده و قابل استناد هستند. لیکن همه را با یک چشم نمی شود دید. به عبارت دیگر هر زن و مرد آسیب دیده ای طبق الگوهای ویژه جنسیت خویش عمل نمی کنند. بارها پیش آمده است که زن قربانی در یک انفجار آنی و آشفتگی عقلانی اقدام به کشتن بچه ها و حتی شوهر خویش کرده است… . به علاوه اینطور نیست که مردان جریحه دار شده در همه حالات اقدام به ترک خانواده خویش کنند زیرا موارد عدیده ای بوده است که مرد علیرغم بی وفایی زنش سعی در حفظ پیوند زناشویی کرده است (اسپرینگ و اسپیرینگ، ۱۳۸۰: ۲۳-۲۴)
زمانی که خطای یکی از طرفین زناشویی آشکار می‌شود فورا ذهن ما متوجه کاستی های شخص قربانی کننده می‌شود. این امر سبب می‌شود که متوجه تعارضات و کشمکشهای درونی خود نشویم. تعارضات اولیه ای که در ابتدا آسیبهای خود را متوجه خود ما کرده و پیامد آن منجر به تعارضات زناشویی گشته و به واسطه این اختلافات و تنشها نهایتا کلیت پیوند متزلزل شده است…… ذیلا به برخی از مسائل روان شناختی اشاره خواهیمم کرد:
این احتمال وجود دارد که این مشکل ناشی از آسیب ها و تجارت ناخوشایند دوره خردسالی فرد باشد اگر این عوارض و آسیبها محسوس باشند بدون تردید زمینه ساز مشکلات زناشویی می شوند.
کم و کیف رابطه نامشروع در خانواده خودتان چگونه بوده است؟
این احتمال وجود دارد که فرد کیفیات و ویژگیهای خاصی را در همسر خود نپسندد. به احتمال قوی این ویژگیها همانهایی هستند که فرد از آنها محروم بوده است و نسبت به آنها احساس حقارت و غبطه می کند.
شخص باید با خودکاری دقیقا روشن کند که در مقطع زمانی شکل گیری ارتباط نامشروع با چه تنشها و استرسهایی مواجه بوده که این مشکل را بوجود آورده است (همان: ۳-۱۴۱) فرد در دوره خردسالی فرایندهای رشدی متفاوتی را پشت سر می گذارد. بنابراین اگر فرایندهای رشدی شخص هنجار و متعارف نباشد گرفتار اختلالات شخصیت می‌شود. فرضا اگر شخص مراحل رشدی زیر را پشت سر نگذاشته باشد از شخصیت سالمی برخوردار نخواهد بود:
۱-چنانچه فرد از احساسات ایمنی و آرامش محروم باشد.
۲-اگر فرد فرآیندهای خوداتکایی و خودباوری را تجربه نکرده باشد.
۳-چنانچه فرد از اختلال محرومین عاطفی رنج ببرد.
۴-چنانچه فرد نتوانسته باشد که با سایرین روابط مثبت عاطفی برقرار سازد.
۵-چنانچه فرد گرفتار کاستیهای خودباور می‌باشد.
۶-اگر فرد بطور طبیعی از تفریحات سازنده شخصیت محروم باشد. چنانچه فرد وضعیتهای بالا را پشت سربگذارد گرفتار اختلالات شخصیتی می‌شود و نمی تواند با دیگران وارد تعاملات سازنده شود (اسپرینگ و اسپیرینگ: ۶-۱۴۵)
کسی که در خردسالی گرفتار عارضه کمبود محبت باشد نمی تواند روابز کارامد و درستی را با دیگران شکل دهد. این کاستی سبب می‌شود که برای رفع این نیاز خویش بطور افراطی و غیر عادی به همسرش آویزان شود و چون روی آوردن به همسر از حدمتعارف فراتر می رود و همسر شخص اعتراضات خویش را آشکار می کند. فرد گرفتار مشکلات مبتلا به سوظن می‌شود… این امر سبب می‌شود که زمینه های عصیان و سرکشی باطنی شان فراهم شود و چون فاقد قدرت ابراز وجود هستند این عصیانها را متوجه درون خود می‌کنند و نفرتی ناکارامد با همسر و شریک زندگی خود را شکل می‌دهند. از سویی دیگر این اشخاص برای اینکه ماهیت آشفته و عصیانگر خویش را تا حدی آرام کنند متوسل به یک سری هنجارشکنی زناشویی می شوند، این واکش سبب می‌شود که تعارضات و کشمکش های زناشویی تشدید شده و پیامد این امر بیشتر از طرف شریک خود دفع شود. به علاوه چون این اشخاص همواره در معرض هراس شوندگی و خرد شوندگی هستند، تزلزل این چنانی شان نهایتا کار دستشان داده و گرفتار پیوندهای بحرانی می شوند (اسپرینگ و اسپیرینگ: ۵۰-۱۴۹).
اشخاصی که در خانواده شان مساله بی وفایی یکی از والدین وجود داشته است به احتمال قوی خود در رابطه شان گرفتار این مشکل می شوند (همان: ۶-۱۶۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ق.ظ ]