آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



اگر اسطوره را چون رمان یا مقاله ی روزنامه بخوانیم، یعنی سطر به سطر و از چپ به راست، از فهمش عاجز خواهیم بود. زیرا باید اسطوره را چون کلیتی دریافت و توجه داشت که معنایش در توالی و تسلسل حوادث نیست، بلکه اگر بتوان گفت، در مجموعه ای از حوادث است حتی اگر این حوادث (پشت هم نیایند، بلکه) در زمان ها و جاهای مختلف داستان، ذکر شوند. بنابراین لازم است اسطوره را اندکی به سان یک قطعه موسیقی که ارکستر می نوازد خواند." [۳۹]
پایان نامه
تصور کنید هنرمند خلاقی که اساطیری زیبا مثل اسطوره ی میترا را آفریده، چقدر ذهن زیبا و شکوفایی باید داشته باشد، میترا با آن چهره ی آسمانی، با آن گردونه یا ارابه ی زرین و بسیار عظیم که در آسمانها به حرکت درمی آید و اسبان بالدار، گردونه را می کشند. میترا، ایزد مقدس، ایزد پیمان و ایزد مهر است که بعدها با خورشید یکی می شود. خورشید در اصل، چشم اوست. او ایزد جنگ و دلاوری و سلحشوری است. زورگویان و ستمگران را شکست می دهد و خرد می کند. می خوام بگویم این روایت زیبا، توسط هنرمند چیره دستی که به احتمال زیاد، جزو مجموعه ی نویسندگان و سرایندگان یشت ها بوده، آفریده شده است. تردیدی نیست که هر بخش از اسطوره های زیبای یشت ها، مثل آبان یشت، مهر یشت، تیشتر یشت، هوم یشت و … را یکی از نویسندگان و سرایندگان بی نام و نشان یشت ها خلق کرده است. آنان، اسطوره پردازانی خلاق بوده اند و محتملاً پایگاه مغ داشته اند و هر کسی به راحتی به پایگاه آنان دست نمی یافت. مغان غیر ازبعد دینی، به گونه ای در شمار نخبگان بوده اند که گاه در قلمرو و سرایش اشعار دینی اسطوره ای، شاهکارهایی از خود به جا گذارده اند.
یشت ها از قدیمیترین آثار زرتشتی است. هر چند نگارش آن مربوط به تاریخی پس از سرایش گاهان است، اما مضامین آن به ایزدان و فرشتگان پیش از زرتشت مربوط می شود. این اثر شکوهمند ، بی تردید سرایندگانی داشته ، اما این سرایندگان و هنرمندان نیازی نداشتند که نامشان را جاودانه کنند، چون خود را وقف آثار خود کردند و به نوعی در آثار هنری ذوب شدند.
و یا در منظومه های حماسی ایرانی که در “نوع شناسی” ادبی، به اثر منظوم اطلاق می شود که ماهیت رزمی دارد و رشادت و شجاعت و دلاوری و جنگاوری را تهییج می کند. منظومه هایی با درونمایه اسطوره ای اند که سرنوشت بشریت را در بعد حماسی آن از ابتدا شرح داده و شرح دلاوری های فرزندان هر زاد و بوم را بین داشته است و آیینه ی تمام نمای فرهنگ ایرانی، زندگی، باورها، آیین، مبارزات و درگیری های بین خیر و شر و سپیدی و سیاهی بین انسانهای دیوصفت و خوبان است. درباره رفتار و کردار پهلوانان و رویدادهای قهرمانی و افتخارآمیز در حیات باستانی ملت ایران می باشد.[۴۰]
اصولاً همه ی حماسه های اولیه، یعنی حماسه های باستانی بشر، در هر کجای دنیا صبغه ای اساطیری دارند. از حماسه ی باستانی ایلیاد و ادیسه گرفته تا حماسه ی هادینگوس، حماسه ی بیوولف و حتی حماسه های متأخر، مثل شاهنامه و گرشاسپ نامه، همه یک بخش اسطوره ای دارند. پس اسطوره ها، پا به پای شعر، موسیقی، نمایش و دیگر هنرها، در اعصار باستان، نقشی حیاتی در زندگی بشر اولیه ایفا می کردند و به همین سبب، با اسطوره، فرهنگ و مذهب پیوند می خورد و این پیوند، سطحی نبود.
پیشینه تحقیق
اسطوره در موسیقی
حضور اسطوره در موسیقی، به قدمت تاریخ است زیرا دست کم درلفظ و واژه، موسیقی با اسطوره آغاز می شود و به همین دلیل تبارشناسی لفظی آن، هم به رمزگشایی ماهیت موسیقی کمک می رساند و هم در این جهان اسطوره گرا ما را به شناخت اسطوره هایی نزدیک می کند که به یک عبارت بنیان جهان و جهان نگری انسان غربی و شرقی اند.
در پیوند اسطوره و موسیقی باید گفت که اصلاً ریشه ی واژه ی موسیقی یا موزیک (music) از موز (Muse) است، نام ایزدان نه گانه ی موسیقی در اساطیر یونان. موزها ایزدان نوا گرند. این خود نشان می دهد که موسیقی در عصر اسطوره، نقش بنیادی داشته است. اسطوره هایی درباره ی هرمس و آپولن هست که کشف یا چگونگی پیدایش ابزار موسیقی را توجیه می کنند. هرمس و آپولن، مبدع چنگ و بربطند. همچنین می توان از موسیقی مذهبی سخن گفت. موسیقی، ارتباطی تنگاتنگ با آیین های مذهبی داشته است. موسیقی کلیسایی، نقش مهمی در آفریدن اپراهای مذهبی ایفا کرده است. هر اپرایی، بیانگر یک روایت است، گاه این روایات، اسطوره ای اند. اپرای معروف واگنر، بیانگر اسطوره ی زیگفرید و رویین تنی اوست. اسطوره های موسیقیایی که در اپراها به شکل خیلی قوی خود را نشان داده اند، جزو شاهکارهای موسیقی جهان به شمار می روند.
رقصهای آیینی نیز جلوه ای از پیوند اسطوره و موسیقی نمایشی هستند. رقصهای آیینی – مذهبی، هنوز در میان سرخپوستان، در میان بومیان آفریقایی و هندی مرسوم است. رقصهای آیینی و سنتی در معابد هندی، گاه شرط اصلی مراسم مذهبی است. یکی از مبانی هنر نمایشی، رقص است که آمیزه ای از موسیقی، حرکت و تصویر است. در موسیقی مذهبی خودمان هم، می توان موسیقی تعزیه یا موسیقی مذهبی ویژه ی جشنها و سوگواری ها را یادآور شد که در دوره هایی – به خصوص در دوره ی صفوی – کارکرد مهم اجتماعی داشته است.
در فرهنگ های اولیه و قدیمی جوهر همه اشیاء و طبیعت در اصل جوهری صوتی بوده است. در اساطیر، صدای ساحر خواننده انعکاسی است از آسمان و او قادر بوده با این صدا با خدایان و طبیعت ارتباط برقرار کند. در این فرهنگ ها خلقت همواره با عنصری صوتی همراه است. با پیشرفت تمدن، موسیقی جوهر نظام کیهانی و خلقت گردید و نقش عنصر متعادل کننده بین زمین و آسمان را پیدا کرد.[۴۱]
تأمل بر واژه موز که ناگزیر به کشف جایگاه میوزها در اسطوره های یونانی و تأثیر آن بر فرهنگ غربی می انجامد، ما را در شناخت بهتر اساطیر در موسیقی کمک خواهد رساند. موزها فرزندان زئوس و منه موزین (Menemozine) بودند.
منه موزین خود فرزند گایا و اورانوس بود و در بینش اسطوره ای رب النوع حافظه و ذکر منسوب می شد. از دیدگاه “هزیود” منه موزین به انسان، حافظه عطا کرد در حالی که دخترانش (موزها) به انسان فراموشی و رنج بخشیدند.
از دیدگاه هومر تمامی این الهه ها، الهه های هنرند و وظیفه آنها خنیاگری، سرودخوانی، داستان سرایی و افسانه پردازی برای سرگرم کردن خدایان است.
روایت های اسطوره ای بیانگر آنند که چون آپولون در دربار خدایان آغاز به نواختن چنگ می کرد و موزها به هنرنمایی می پرداختند تمامی عالم را مستی و فراموشی فرا می گرفت. بنابراین اسطوره های یونانی در موسیقی از یکسو آپولون و از دیگر سو موزها (بعنوان خدایان موسیقی و شعر) بودند.
در این میان با بزرگترین نامی که عام موسیقی به خود دیده است (فیثاغورث) مواجه می شویم و زندگی او را در هاله ای از حضور این اسطوره ها و تأثیر مستقیم آنان بر دانش موسیقایی او می بینیم.
فیثاغورث (متولد ۵۶۹ ق . م) این فیلسوف نام آور جزیره ساموس بر روی ران پای خود علامتی طلایی داشت که از دیدگاه مریدانش پیوند او با آپولون را اثبات و او را تا حد مقام فرزندی آپولون ارتقا می داد. شاید عشق بی اندازه فیثاغورث به چنگ از همین ارادت شخصی او به آپولون (که او راهنمای خود می دانست) حاصل شده باشد (و به همان اندازه نفرتش از فلوت به دلیل شهرت انگیزی اش) [۴۲]
افلاطون در رساله “فدروس” در شرح قصه جیرجیرک ها بار دیگر از موزها سخن می گوید: “کسی که مثل تو دوستدار موسیقی است باید داستان جیرجیرک ها را شنیده باشد. می گویند این جانوران در روزگار دیرین حتی پیش از روزگار موزها، آدمی بودند. وقتی موزها آمدند و موسیقی و نغمه سازی پدیدار شد اینان چنان از شعف دچار بی خودی شدند که پیوسته به خنیاگری پرداختند و خوردن و آشامیدن را از یاد بردند چندان که از گرسنگی جان دادند. اینک دوباره در قالب جیرجیرکها به جهان برگشته اند.
حضور این چنینی آپولون و موزها به عنوان الهه ها و اسطوره های دانش و هنر در متون حکمی و فلسفی یونانی، دست کم بیانگر حضور موثر این اسطوره ها در حافظه عام ملل یونانی و حتی فراتر از آن در عرف خاص حکمای یونانی است. بدین ترتیب موسیقی در لفظ و معنا پیوندی ناگسستنی با اسطوره دارد. همچنان که ذکر شد فیثاغورث به عنوان بنیانگذار موسیقی یونانی در این بنیانگذاری، منابع و مراجعی چون دیدگاه های اسطوره ای بابلیان و یونانیان و نیز همنشینی خدایان آسمانی با سیارات و ستارگان دارد و این خود بارزترین دلیل بر وجود ارتباط گسترده اسطوره و موسیقی است.
فیثاغورت معتقد است ذات ستاره خدایان عدد بود (بابلی ها عددی مشخص به هر ستاره و سیاره نسبت می دادند) و عدد اساس موسیقی هم بود، پس سیارات و ستاره ها بایست به نحوی موسیقایی می
بودند. شاعران هومری تا حدودی این نظریه را پیش بینی کرده بودند چون در سرودهای هومری در ستایش هرمس، سیارات به عنوان نوعی همسرایان آواهای الهی مخاطب قرار گرفته اند و در اشعار ستایش از هرمس چنگ هفت زهی مطرح شده است.
اندیشه های فیثاغورث در موسیقی جهان اسلام نیز رسوخ کرد. در رساله اخوان الصفا طبق قول اخوان معتقدند فیثاغورث اولین کسی بود که ما را از علم موسیقی و اسرار آن آگاه ساخت. از دیدگاه اخوان پاکی قلب و صفای جوهر نفس فیثاغورث، سبب شد او بتواند نغمات افلاک و آسمان ها را شنوده و با سعی فطری خود، اصول موسیقی و نغمات را تدوین کند. همچنین معتقدند علت استفاده از این نغمات و موسیقی ها در معابد و هیاکل (معابد در زبان عبری) دقیقاً همین بازتاب و انعکاس آسمانی و افلاکی آنهاست. [۴۳]
موسیقی ایرانی ریشه در افسانه و اسطوره های قدیم داشته است. این نکته که بعضی از موضوعات موسیقی شناسی ایرانی را دانسته یا نادانسته به افسانه ها و اسطوره ها نسبت می دهند، خود بیانگر قدمت و از سوی دیگر کمبود مطالعات تاریخی ما بر پدیده فرهنگ موسیقی خود است. به طور مثال پیدایش سازها
را در بسیاری از فرهنگ ها، از جمله یونان و ایران و هند و چین یا به “خدایان اساطیری” یا موجودات فرا تاریخی نسبت می دهند. در بسیاری از رساله های موسیقی ایران پیدایش خود “موسیقی” را هم به حضرت موسی نسبت می دهند و می گویند که لفظ موسیقی از دو بخش “موسی” و “قی” درست شده است که این ها خود افسانه هستند و در تاریخ اقوام ایرانی کمتر بدان پرداخته شده است.[۴۴]
در مبحث موسیقی آئینی، اسطوره ای در مناطق و نواحی ایران به شاخه ی موسیقی سوگ به ویژه سوگهایی برمی خوریم که در تمامی مناطق زاگرس در بین اقوام کرد و لر رواج دارد . وای کردن، موی کندن، و روی خراشیدن و بر سینه چنگ زدن و بر سر زدن از سوی مردان و زنان است که هماره با آوازهای ویژه و نالشهای متفاوت به طور جمعی به اجرا درمی آید. با رجوعی بسیار ساده به مدارک و اسناد بازمانده از تاریخ فرهنگی پیش از اسلام در می یابیم که وای در اساطیر تفکر زروانی نقش پر اهمیتی داشته است.
در عهد ساسانی ، “وای” ، ایزد جنگ و جنگاوران به شمار می آمده و از وی با عنوان ایزد ارتشتاران یاد شده است. از آنجا که در سروده های ریگ و دا نیز سرود کاملی مربوط به وای را مشاهده می کنیم، پس وای قدمت دیرینه خود را می یابد.
امروزه در آیین وای در مناطق زاگرس و اقوامی که در آنجا می زیند، در می یابیم که چرا آواها و نواهایی که می شنویم دل و گوشمان را آزار نمی دهند بلکه جذبمان می کنند و هنگامی که با حرکات توأم می شوند چقدر دیدنی می شوند.
کشاورزان منطقه به عنوان مثال شهرستان ابرکوه به هنگام فرا رسیدن فصل خرمن، جهت وزیدن باد انجام می داده ا ند و از موافق جهت باد دادن محصولات غله ای ، آیین نیایش باد را تحت عنوان “حیدر باد” خداوند درخواست می کرده اند که جهت بهتر حاصل گرفتن از زمین و کشت، بادهای موافق بفرستد.این آیین بدین گونه اجرا می شده که یک نفر تک خوان به عنوان آیین خوان، متن نیایشی را اجرا می کرده و جمع کشاورز حاضر در آیین نیاز خوانی را به صورت گروهی پاسخ می داده اند.
هنگامی که در روند اساطیر ایران کنکاش کنیم درمی یابیم که یک توارث فرهنگی از یک آیین نیک به آئینی بس نیکوتر؛ دین جدید (اسلام) صورت پذیرفته و این نشان دهنده ی آن است که آیین های برتر با درون مایه های سجایای برین همواره در طول تاریخ ادامه داشته اند و فقط به لحاظ ساختاری تغییرات نوین مبتنی بر اندیشه های نو در آن صورت گرفته است به گونه ای که می توان در دل آیینها ریشه های اساطیر و تاریخ معنوی یافت.
به طور مثال در پایه ی آیین های موسیقایی درمانی چون زارنجی، زار، نوبان، گوات، پری خوانی که از منطقه ی دشت ترکمن تا حدود اهواز را دربر می گیرد، این باد است که در گونه های مختلف بر
انسان چیره می شود و او را از حریم نیکی و روشنایی به ورطه ی بدی و ترس و تاریکی می کشاند. به همین سبب بادها، هم دارای گونه اند و هم دارای زیرشاخه های گونه گون که برای هر کدام از آنها شخصیت و تعریف مذهبی و باورشناختی دارند. چونان باد سیّد ، باد بحری، باد جنگلی، باد حبشی، باد کافر، باد مسلمان … [۴۵]
در این بخش از پایان نامه نیز گفتگویی با برخی از اساتید صاحب نظر از در حوزه ادبیات و موسیقی انجام داده ام که در جهت رسیدن به پاسخ سوال این پرسشنامه در اهمیت اسطوره در موسیقی ایرانی به این تحقیق کمک فراوانی نموده است.
گفتگو با هومان اسعدی
بررسی نقش اسطوره در موسیقی با توجه به ریشه شناسی کلمات
در ارتباط با اسطوره و موسیقی باید گفت ریشه های آن را باید در مردم شناسی جستجو کنید که داستانها و روایاتی در خصوص اسطوره و موسیقی نیز در برخی از مطالعات مردم شناسی وجود دارد. جنبه مردم شناسی دارد.
در آثار مردم شناسان و ساختارگرایان، مطالبی در خصوص اسطوره و موسیقی یافت می شود. کلود لوی استوس چیزهایی در مورد موسیقی و اسطوره گفته است.
در واقع باید این پایان نامه را به سه بخش تقسیم کرد:
تعریف اسطوره
تاثیرات اسطوره بر فرهنگ و هنر این مرز و بوم و بر موسیقی
نقش اسطوره در موسیقی ایرانی
اما نقش اسطوره بر موسیقی چندان ملموس نبوده و مستقیم قابل بررسی نیست. در واقع در روند ملودی و محتوا به این سادگی ها نمی توان ردی از اسطوره در موسیقی دید.
در توضیح این مطلب باید گفت که به طور مثال، برخی از المان ها در موسیقی، از گذشته تا امروز تفاوت زیادی را شاهد بوده اند مانند “زنگوله” که قبلا ً یک “مد” بوده ولی در حال حاضر یک “ریتم” است.
برای اینکه در پاسخ به پرسش نقش و تاثیر اسطوره بر موسیقی ، بتوانیم یک جمله و نظر علمی و درست داشته باشیم شاید بهتر باشد که ازجنبه محتوا به قضیه نگاه نکنیم و سعی کنیم این موضوع را از لحاظ ریشه شناسی و کلمه بررسی کنیم.
در واقع تنها چیزی که دراینجا بطور مشخص به ما کمک می کند که پاسخی برای سوال این پایان نامه بیابیم، همان بررسی معنی ظاهری کلمه است چرا که محتوا به سادگی قابل دستیابی و بررسی نیست و یک بحث بسیار فنی و پیچیده دارد که با توجه به اینکه ما از این محتواها اطلاعات چندانی در دست نداریم، کار پژوهش، سخت می شود.
در خصوص محتوا، افرادی مانند عبدالقادر و صفی الدین مطالبی را گفته اند و کارهایی انجام داده اند اما پس از آنها، این محتواها خیلی روشن نیست. در حال حاضر که نمی توان ، یک مرتبه امروز را با ۷۰۰ سال پیش مقایسه کرد چرا که در این بین و قبل و بعد از این دو زمان هم قطعاً اتفاقاتی افتاده که مهم و تاثیرگذار بوده و ما از آنها بی خبریم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 07:56:00 ق.ظ ]




بر اساس داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۱۵/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۵/۰sig=)، بین سن و مهارت­ های­ اجتماعی و ارتباطی همبستگی مثبت و ضعیفی وجود دارد. به عبارت دیگر، هرچه سن بالاتر می­رود، میزان مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افزایش می­یابد(جدول ۱-۳-۵-).
بر اساس داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۰۹۵/۰=r) و سطح معناداری(۰۲۲/۰sig=)، بین تحصیلات و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی در سطح ۹۵ درصد همبستگی مثبت و ضعیفی وجود دارد. با افزایش تحصیلات، میزان مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افراد افزایش می­یابد(جدول ۱-۳-۵-).
بر اساس داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۰۳۵/۰-=r) و سطح معناداری(۴۱۴/۰sig=)، بین درآمد و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی همبستگی وجود ندارد(جدول ۱-۳-۵-).
یافته­ ها نشان می­دهد میانگین نمره مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی مردان برابر با ۶۸/۱۴۱ و زنان برابر با ۹۵/۱۴۱ می­باشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۱۹۶/۰-) و ضریب معناداری (۸۴۵/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار نیست. البته داده ­ها نشان می­ دهند که میزان مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی مردان اندکی کمتر از زنان است(جدول ۲-۳-۵-).
یافته­ ها نشان می­دهد میانگین نمره مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افراد مجرد برابر با ۸۰/۱۴۰ و افراد متأهل برابر با ۳۰/۱۴۶ می­باشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۱۴۶/۳-) و ضریب معناداری (۰۰۲/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است. داده ­ها نشان می­ دهند که میزان مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افراد متأهل بیشتر از مجردین است(جدول ۳-۳-۵-).
داده ­های جدول ۴-۳-۵- نشان می­دهد میانگین نمره مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افراد دارای قومیت فارس برابر با ۰۶/۱۴۲ و غیرفارس برابر با ۸۳/۱۴۰ می­باشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۷۷۳/۰) و ضریب معناداری (۴۴۰/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار نیست. داده ­ها نشان می­ دهند که میزان مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افراد دارای قومیت فارس بیشتر از افراد غیرفارس می­باشد.
یافته­ ها نشان می­ دهند که میانگین مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افرادی که دارای مسکن شخصی می-باشند، نسبت به افراد دارای مسکن اجاره­ای و سازمانی بالاتر است(جدول ۵-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۴۱۸/۳) و سطح معناداری (۰۱۷/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است.
داده ­های جدول ۶-۳-۵- نشان می­ دهند که میانگین مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افراد متعلق به طبقه بالا از طبقه متوسط و پایین بالاتر است. با توجه به مقدار F به دست آمده(۲۴۲/۶) و سطح معناداری (۰۰۲/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است.
یافته­ ها نشان می­ دهند که میانگین مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افرادی که با همسر خود و افرادی که با پدر و مادر خود زندگی می­ کنند، نسبت به سایرین بالاتر است(جدول ۷-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۱۷۲/۲) و سطح معناداری (۰۵۶/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۵ درصد معنادار نمی ­باشد.
یافته­ ها نشان می­ دهند که میانگین مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افرادی که اوقات فراغت خود را با خانواده می­گذرانند، نسبت به سایرین بالاتر است(جدول ۸-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۳۱۷/۱۱) و سطح معناداری (۰۰۰/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۹ درصد معنادار می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۱۹/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین دلبستگی به خانواده و دوستان و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است(جدول ۹-۳-۵-)، بدین معنی که هرچه دلبستگی به خانواده و دوستان افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش می­یابد.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۴۱۹/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین تعهد به هنجارها و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است(جدول ۹-۳-۵-)، بدین معنی که هرچه تعهد به هنجارها افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افزایش می­یابد.
با توجه به داده ­های به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۴۴۱/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین مشارکت و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه مشارکت افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افزایش می­یابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۸۷/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین باور به اصول اخلاقی و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است(جدول ۹-۳-۵-)، بدین معنی که هرچه باور به اصول اخلاقی افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش می­یابد.
با توجه به داده ­های به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۴۴۶/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین خودپنداره و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه خودپنداره افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افزایش می­یابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۵۵/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین خود-کنترلی و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه خودکنترلی افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش می­یابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۵۸/۰-r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین همنشینی با دوستان بزهکار و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه همنشینی با دوستان بزهکار افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی کاهش می­یابد(جدول ۹-۳-۵-).
با توجه به داده ­های به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۳۵۸/۰r=) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین نظارت والدین بر فرزندان و مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه نظارت والدین بر فرزندان افزایش یابد، مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی نیز افزایش می­یابد(جدول ۹-۳-۵).
همبستگی بین مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی با مؤلفه­ های هفت گانه­ی رفتارهای پرخطر در جدول ۱۰-۳-۵- نشان داده شده است. همانطور که داده ­ها نشان می­ دهند، ضریب پیرسون برای همه مؤلفه­ ها، منفی و معنادار است. برای رانندگی خطرناک در سطح ۹۵ درصد و برای سایر مؤلفه­ ها در سطح ۹۹ درصد معنادار می­باشد. مؤلفه­ی خودکشی با ضریب پیرسون(۳۷۹/۰-r=) دارای بیشترین همبستگی(البته منفی) و رانندگی خطرناک با ضریب پیرسون (۰۹۳/۰-r=) کمترین همبستگی را با متغیر مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی داشته است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بر اساس داده ­های جدول ۱۱-۳-۵- یعنی ضریب پیرسون (۰۴۹/۰-=r) و سطح معناداری(۲۳۲/۰sig=)، بین سن و رفتارهای پرخطر همبستگی وجود ندارد.
بر اساس داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۰۴۴/۰-=r) و سطح معناداری(۲۸۹/۰sig=)، بین تحصیلات و رفتارهای پرخطر همبستگی وجود ندارد(جدول ۱۱-۳-۵-).
بر اساس داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۲۵/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۳/۰)، بین درآمد و رفتارهای پرخطر در سطح ۹۹ درصد همبستگی مثبت و ضعیفی وجود دارد(جدول ۱۱-۳-۵-). به عبارت دیگر، هرچه درآمد افزایش یابد، رفتارهای پرخطر نیز بیشتر می­ شود. این یافته با نتایج پژوهش­های داخلی مانند باریکانی(۱۳۸۷) و بوستانی(۱۳۹۱) همسو و زاده محمدی و احمدآبادی(۱۳۸۷) ناهمسو می­باشد.
یافته­ ها نشان می­دهد میانگین نمره رفتارهای پرخطر مردان برابر با ۳۰/۲۲ و زنان برابر با ۱۶/۱۲ می­باشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۳۵/۹) و سطح معناداری (۰۰۰/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده در سطح بیش از ۹۹ درصد معنادار است. داده ­ها نشان می­ دهند که میزان رفتارهای پرخطر مردان بسیار بیشتر از زنان است(جدول ۱۲-۳-۵-). این یافته با نتایج پژوهش­های سلمانی و همکاران(۱۳۹۳)، حاجیان و همکاران(۱۳۹۰)، گرمارودی و همکاران(۱۳۸۸)، باریکانی(۱۳۸۷)، زاده محمدی و احمدآبادی(۱۳۸۷)، سرسدال و همکاران(۲۰۱۴)، خمیس(۲۰۱۴)، هماما و رونن-شنهاو(۲۰۱۳)، وانگ و همکاران(۲۰۰۹) همسو و با پژوهش لسلی و همکاران(۲۰۱۰) ناهمسو می­باشد.
یافته­ ها نشان می­دهد میانگین نمره رفتارهای پرخطر افراد مجرد برابر با ۹۹/۱۸ و افراد متأهل برابر با ۳۲/۱۴ می­باشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۱۱/۳) و سطح معناداری (۰۰۲/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده در سطح بیش از ۹۹ درصد معنادار است. داده ­ها نشان می­ دهند که میزان رفتارهای پرخطر افراد مجرد بیشتر از متأهلین است(جدول ۱۳-۳-۵-). تأهل می ­تواند نظم نوینی در زندگی ایجاد کند و به عنوان یک عامل بازدارنده برای رفتارهای پرخطر قلمداد شود. نتیجه به دست آمده با یافته­های پژوهش حاجیان و همکاران(۱۳۹۰) همسو می باشد.
یافته­ ها نشان می­دهد میانگین نمره رفتارهای پرخطر افراد فارس برابر با ۰۳/۱۷ و غیرفارس برابر با ۱۷/۲۲ می­باشد، که با توجه به مقدار T به دست آمده (۴۷۵/۳-) و سطح معناداری (۰۰۱/۰=Sig)، تفاوت ملاحظه شده معنادار است. داده ­ها نشان می­ دهند که میزان رفتارهای پرخطر افراد غیرفارس بیشتر از افراد فارس می­باشد(جدول ۱۴-۳-۵-).
داده ­های جدول ۱۵-۳-۵- نشان می­ دهند افرادی که دارای مسکن سازمانی و اجاره­ای می­باشند میانگین رفتارهای پرخطر آنها بالاتر است. اما با توجه به مقدار F به دست آمده(۸۳۹/۰) و سطح معناداری (۴۷۳/۰=Sig)، این تفاوت معنادار نمی ­باشد.
یافته­ ها نشان می­ دهند که میانگین رفتارهای پرخطر افراد متعلق به طبقه پایین از طبقه بالا و متوسط بیشتر است(جدول ۱۶-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۸۲۸/۳) و سطح معناداری (۰۲۲/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۵ درصد معنادار می­باشد. نتیجه به دست آمده با یافته­های تحقیق زاده محمدی و احمدآبادی(۱۳۸۷) همسو می­باشد.
یافته­ ها نشان می­ دهند که میانگین رفتارهای پرخطر افرادی که با مادر خود و افرادی که به صورت مستقل زندگی می­ کنند، نسبت به سایرین بالاتر است. همچنین میانگین رفتارهای پرخطر کسانی که با همسر خود زندگی می­ کنند(افراد متأهل) نسبت به سایرین کمتر است(جدول ۱۷-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۰۱۵/۳) و سطح معناداری (۰۱۱/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۵ درصد معنادار می­باشد. نتیجه به دست آمده با یافته­های پژوهش آلبوکردی و همکاران(۱۳۹۰)، هماما و رونن-شنهاو(۲۰۱۳) همسو می­باشد.
یافته­ ها نشان می­ دهند که میانگین رفتارهای پرخطر افرادی که اوقات فراغت خود را با دوستان­شان می­گذرانند، نسبت به سایرین بالاتر است. همچنین میانگین رفتارهای پرخطر کسانی که اوقات فراغت را با خانواده می­گذرانند، نسبت به سایرین کمتر است(جدول ۱۸-۳-۵-). با توجه به مقدار F به دست آمده(۷۴۴/۳۶) و سطح معناداری (۰۰۰/۰=Sig)، این تفاوت در سطح ۹۹ درصد معنادار می­باشد. این یافته با نتایج پژوهش احمدی و همکاران (۱۳۸۰) همسو است.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۲۴/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۲/۰=sig)، رابطه بین دلبستگی به خانواده و دوستان و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه دلبستگی به خانواده و دوستان افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). این یافته با نتایج پژوهش علیوردی­نیا و همکاران(۱۳۹۰)، خواجه نوری و هاشمی نیا(۱۳۹۰)، احمدی و همکاران(۱۳۸۸)، جلایی پور و حسینی نثار(۱۳۸۷)، احمدی و همکاران(۲۰۰۰)، همسو می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۵۲۴/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین تعهد به هنجارها و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه تعهد به هنجارها افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده با یافته­های پژوهش وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، لسلی و همکاران(۲۰۱۰)، احمدی و همکاران(۲۰۰۰) همسو می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۲۸۳/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین مشارکت و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه مشارکت افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده همسو با پژوهش جلایی پور و حسینی نثار (۱۳۸۷) است.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۴۸۲/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین باور به اصول اخلاقی و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه باور به اصول اخلاقی افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده با یافته­های پژوهش احمدی و همکاران(۱۳۸۸)، جلایی پور و حسینی نثار (۱۳۸۷)، وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، لیرد و همکاران(۲۰۱۱) همسو می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۲۱۳/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین خودپنداره و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه خودپنداره افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه به دست آمده با یافته های پژوهش فریرا و همکاران(۲۰۱۴)، دودوویتز و همکاران(۲۰۱۳) همسو می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۱۰۵/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۳/۰=sig)، رابطه بین خود-کنترلی و رفتارهای پرخطر ضعیف و معکوس است، بدین معنی که هرچه خودکنترلی افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتایج به دست آمده با یافته های پژوهش جلایی پور و حسینی­نثار(۱۳۸۷)، پروین و علی بابایی(۱۳۹۲)، هولت و همکاران(۲۰۱۴)، یو(۲۰۱۴)، ازدمیر و همکاران(۲۰۱۳)، هماما و رونن-شنهاو(۲۰۱۳)، لیرد و همکاران(۲۰۱۱) همسو می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۳۱۳/۰=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین همنشینی با دوستان بزهکار و رفتارهای پرخطر متوسط و مثبت است، بدین معنی که هرچه همنشینی با دوستان بزهکار افزایش یابد، رفتارهای پرخطر نیز افزایش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتایج این پژوهش با یافته­های پژوهش آلبوکردی و همکاران(۱۳۹۰)، احمدی و همکاران(۱۳۸۰)، وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، تاکر و همکاران(۲۰۱۴)، وارویل-ولد و همکاران(۲۰۱۴)، لسلی و همکاران(۲۰۱۰) همسو می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده یعنی ضریب پیرسون (۳۹۶/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین نظارت والدین بر فرزندان و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه نظارت والدین بر فرزندان افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۱۹-۳-۵-). نتیجه­ به دست آمده با یافته­های پژوهش علیوردی نیا و همکاران(۱۳۹۰)، وارویل-ولد و همکاران(۲۰۱۴)، ازدمیر و همکاران(۲۰۱۳)، وانگ و همکاران(۲۰۱۳) همسو می­باشد.
با توجه به داده ­های به دست آمده و مشاهده ضریب پیرسون (۳۴۹/۰-=r) و سطح معناداری(۰۰۰/۰=sig)، رابطه بین مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای پرخطر متوسط و معکوس است، بدین معنی که هرچه مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی افزایش یابد، رفتارهای پرخطر کاهش می­یابد(جدول ۲۰-۳-۵-). در رابطه با ابعاد مهارت ­ها، داده ­ها نشان دهنده این است که مهارت اجتماعی بیشترین همبستگی(۴۲۷/۰-=r) و مهارت ارتباطی کمترین همبستگی(۰۹۷/۰-=r) را با رفتارهای پرخطر دارند. به علاوه، رابطه­ بین این ابعاد و رفتارهای پرخطر معنادار است. نتایج به دست آمده با پژوهش­های احمدی طهور سلطانی و همکاران(۱۳۹۲)، بهرامی و همکاران(۱۳۹۲)، رمضانی و همکاران(۱۳۹۱)، مقتدایی و همکاران(۱۳۹۰)، نادری و همکاران(۱۳۸۶)، وونگ تونگکام و همکاران(۲۰۱۴)، فن فوگت و همکاران(۲۰۱۳)، سیموئز و ماتوس(۲۰۱۲)، کویف(۲۰۱۲)، سکر و همکاران(۲۰۰۹) و بارکین و همکاران(۲۰۰۲) همسو می­باشد.
معادله­ رگرسیونی مربوط به تحلیل چند متغیره­ی متغیرهای مستقل جهت پیش ­بینی متغیر مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی در جدول ۲۷-۳-۵- ارائه شده است. بر اساس داده ­های جدول، معادله رگرسیونی ما دارای هفت مرحله می­باشد. براساس داده ­های جدول، ضریب رگرسیونی چندمتغیره® در مرحله هفتم برابر با (۶۴۰/۰=R) می­باشد. ضریب تعیین بدست آمده(۴۱۰/۰=R²) نیز نشان می­دهد که در مجموع هفت متغیر درون معادله شامل(خودپنداره، تعهد به هنجارها، مشارکت، خود-کنترلی، باور به اصول اخلاقی، دلبستگی و سن) توانستند ۴۱ درصد از واریانس متغیر مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی را تبیین نمایند.
معادله­ رگرسیونی مربوط به تحلیل چند متغیره­ی متغیرهای مستقل جهت پیش ­بینی متغیر وابسته­ی رفتارهای پرخطر در جدول ۳۷-۳-۵- ارائه شده است. براساس داده ­های جدول، معادله رگرسیونی ما دارای شش مرحله می­باشد. براساس داده ­های جدول، ضریب رگرسیونی چندمتغیره® در مرحله ششم برابر با (۶۸۴/۰=R) می­باشد. ضریب تعیین بدست آمده(۴۶۸/۰=R²) نیز نشان می­دهد که در مجموع شش متغیر درون معادله شامل(تعهد به هنجارها، جنسیت(مرد)، باور به اصول اخلاقی، مهارت اجتماعی و ارتباطی، همنشینی با دوستان بزهکار و نظارت والدین بر فرزندان) توانستند حدود ۴۷ درصد از واریانس متغیر وابسته­ی رفتارهای پرخطر را تبیین نمایند.
اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل هر یک از متغیرها بر رفتارهای پرخطر در جدول ۳۹-۳-۵- آورده شده است. با توجه به مدل مسیر می­توان گفت در میان شاخص­ های گنجانده شده در مدل، بیشترین تأثیر مستقیم بر رفتارهای پرخطر توسط متغیر جنسیت(مرد) مشخص شده است. چنانچه ضریب بتا نشان می­دهد، متغیر جنسیت(مرد) توانسته است در مرحله دوم وارد مدل شود. وزن بتا برای این متغیر در مرحله ورود مستقیم (۲۷۷/۰(Beta= بوده است که بیشترین اثر مستقیم را بر روی متغیر وابسته داشته است، به این معنا که افرادی که دارای جنسیت مرد می­باشند، میزان رفتارهای پرخطر بالاتری دارند. بعد از جنسیت(مرد)، متغیر باور به اصول اخلاقی با ضریب بتای (۲۳۹/۰- (Beta= بیشترین تأثیر مستقیم و منفی را بر روی متغیر وابسته داشته است. باور به اصول اخلاقی به صورت غیر مستقیم و از طریق مهارت­ های اجتماعی و ارتباطی نیز برروی رفتارهای پرخطر تأثیر گذاشته است که ضریب بتای آن مساوی (۰۲۵/۰-=Beta) می­باشد. بنابراین اثر کل باور به اصول اخلاقی بر روی رفتارهای پرخطر مساوی (۲۶۴/۰-=Beta) می­باشد.
از متغیرهایی که به صورت غیر مستقیم بیشترین تأثیر را بر رفتارهای پرخطر داشته است به ترتیب خودپنداره با بتای (۰۳۴/۰-(Beta= می­باشد و بعد از آن به ترتیب، مشارکت با بتای (۰۲۸/۰-(Beta=، خود-کنترلی با بتای(۰۲۳/۰-(Beta=، دلبستگی با بتای (۰۳۴/۰-(Beta= و کمترین تأثیر غیر مستقیم بر روی رفتارهای پرخطر توسط متغیر سن با بتای (۰۱۳/۰(Beta= می­باشد.
۶-۲- بحث و تحلیل نتایج
با توجه به این واقعیت که نوجوانان و جوانان هر جامعه­ای، مدیران، مسؤولان، اداره کنندگان و تولیدکنندگان فردای جامعه هستند، توجه به راهکارهای کاهش رفتارهای پرخطر در این سن مهم و حیاتی است.
همانطور که قبلاً اشاره شد، چارچوب نظری این پژوهش در رابطه با رفتارهای پرخطر، مبتنی بر نظریه­ کنترل اجتماعی و همنشینی افتراقی می­باشد. نظریه­ های کنترل فرض می­ کنند که علت رفتار بزهکارانه فقدان یک عامل درونی یا بیرونی برای افراد است. این عامل یک عامل محدودکننده و کنترل کننده می­باشد(شومیکر، ۲۰۰۹: ۱۲۲). در نظریه­ کنترل اجتماعی هیرشی که با عنوان نظریه­ پیوند اجتماعی[۴۶۵] نیز شناخته می­ شود، جوانان دارای دلبستگی­هایی به بخش­های مختلف جهان اجتماعی خودشان هستند و این دلبستگی­ها یا پیوندها، آن­ها را از ارتکاب اعمال مجرمانه یا بزهکارانه باز می­دارد(همان: ۱۲۵). در این نظریه، ارتباط بین بزهکاری(رفتارهای پرخطر) و شرایط سه نهاد خانواده، مدرسه و مذهب مدنظر قرار گرفته است و کنترل اجتماعی براساس میزان التزام آنها در نوع برخورد با بزهکاری تبیین می­ شود. ضرایب همبستگی به دست آمده بین این متغیرها و متغیر رفتارهای پرخطر نشان داد که هر چهار متغیر اخذ شده از نظریه­ کنترل اجتماعی(دلبستگی، تعهد، مشارکت و باور) رابطه­ معنادار اما معکوسی با رفتارهای پرخطر داشتند. این مسأله نشان می­دهد که هرچه دلبستگی به خانواده و دوستان، تعهد به هنجارها، مشارکت در فعالیت­های مختلف و باور به اصول اخلاقی افراد بیشتر باشد، میزان رفتارهای پرخطر آنان کمتر خواهد شد. به عبارت دیگر، هرچه میزان کنترل اجتماعی چه به شکل رسمی و چه غیررسمی بر روی افراد بیشتر باشد، رفتارهای پرخطر کمتری از سوی آنان سر می­زند. بنابراین، نقش نهادهایی مانند خانواده، مدرسه و مذهب در تبیین بزهکاری یا رفتارهای پرخطر باید مورد توجه قرار بگیرد. به ویژه اینکه در رابطه با مهارت­ های اجتماعی این نهادها هم تأثیرگذاری عمیقی دارند، زیرا این نهادها می­توانند در درونی کردن رفتارهای بهنجار و همنوا با ارزش­های جامعه و آموزش مهارت­ های اجتماعی به نوجوانان و جوانان بسیار تأثیرگذار بوده و هم اینکه در انجام رفتارهای پرخطر توسط جوانان نقش بازدارندگی قوی­ای ایفا نمایند.
از بین نهادهای مختلف، خانواده به عنوان یک متغیر اصلی در بود یا نبود بزهکاری نقش دارد. زیرا اولین جایی است که فرد با آن روبرو بوده و در آن بزرگ می­ شود. بنابراین، در درونی کردن هنجارهای جامعه و آموزش صحیح مهارت­ های اجتماعی نقش بسیار مهمی برعهده دارد. با این حال، اگر خانواده نتواند کارکردهای خود را به خوبی انجام دهد، زمینه­ بروز بسیاری از انحرافات و بزهکاری­ها فراهم خواهد شد. ساختار خانواده از جمله خانواده­ی از هم گسیخته که یک یا هر دوی والدین به دلیل رویدادهایی مانند مرگ، طلاق و موارد دیگر حضور ندارند، یکی از عوامل تأثیرگذار بر رفتار جوانان به شمار می­رود و زمینه ی ارتکاب رفتارهای بزهکارانه را به وجود می آورد. همچنین ماهیت روابط خانوادگی که در برگیرنده­ی عواملی مانند اختلافات والدین، ارتباط والدین – کودک و الگوهای نظارتی می­باشد، بر روی رفتار جوانان تأثیر می­گذارد(شومیکر، ۱۳۸۹: ۲۸۰-۲۸۲). هرچه میزان اختلاف بین والدین بیشتر بوده و محیط خانه دچار تنش باشد، و رابطه والدین با فرزاندان­شان و الگوهای نظارتی که والدین اعمال می­ کنند ضعیف باشد، میزان بزهکاری و رفتارهای پرخطر جوانان افزایش می­یابد. احساس یگانگی عاطفی با والدین، رفتار توأم با عشق و احترام والدین با فرزندان و وجود سازگاری در زندگی زناشویی باعث می­ شود که نوجوانان و جوانان به طور قابل ملاحظه­ای گرایش کمتری به انجام رفتارهای بزهکارانه و پرخطر داشته باشند.
تعهد نیز به سرمایه ­گذاری­هایی اشاره دارد که فرد در جامعه انجام داده است. هرچه قدر سرمایه ­گذاری­های مردم در تحصیلات، سوابق شغلی و سایر دارایی­ های خود بیشتر باشد، دلیل بیشتری دارند که همنوا باشند تا بتوانند از دستاوردهای خود محافظت کنند. بنابراین، به خاطر از دست ندادن سرمایه ­گذاری­های خود، از قانون پیروی نموده و از بزهکاری و جرم اجتناب می­ کنند. از این منظر، سرمایه ­گذاری­هایی که افراد در مقوله­ای مانند تحصیلات انجام می­ دهند، باعث ایجاد تعهد و درگیر شدن آنها در فعالیت­های علمی شده و وقت چندانی برای مشارکت در رفتارهای بزهکارانه باقی نمی­گذارد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که عدم موفقیت در تحصیل، انگیزه­ های مهمی برای بروز رفتارهای انحرافی در نوجوانان و جوانان ایجاد می­ کند. هیرشی(۱۹۶۹) دریافت کسانی که به والدین­شان دلبستگی ندارند، به مدرسه نیز تمایلی ندارند. همچنین، وی به این نتیجه رسید که داشتن نگرش­های مثبت نسبت به تحصیل با میزان پایین­تری از بزهکاری همراه است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:55:00 ق.ظ ]




جدول ‏۱‑۱جدول روند بیشترین هزینه کنندگان دنیا( UNWTO) 3
جدول ‏۱‑۲ چارچوب نظری تحقیق پیشرو بر اساس مطالعه ژوا و همکاران(۲۰۱۴) ۸
جدول ‏۰‑۱ هتل های ۵ ستاره شهر تهران (فهرست هتل ها: تهران, ۲۰۱۴) ۱۹
جدول ‏۰‑۲ هتل های چهار ستاره شهر تهران (فهرست هتل ها: تهران, ۲۰۱۴) ۲۰
جدول ‏۰‑۳ تعطیلات سالانه چین ۲۵
جدول ‏۰‑۱۴ چارچوب نظری تحقیق بر اساس مطالعه ژوا و همکاران(۲۰۱۴) ۵۸
جدول ‏۰‑۱۵ پیشینه تحقیق ۶۳
جدول ‏۳‑۱ هتل های مورد مطالعه ۶۸
جدول ‏۳‑۲ تخصیص سوالات پرسشنامه ۶۹
جدول ‏۳‑۳ آزمون آلفای کرونباخ برای پایایی داده ها بر اساس هر متغیر ۷۱
پایان نامه
جدول ‏۳‑۴ مدل پژوهش حاضر ۷۵
جدول ‏۴‑۱۵ میانگین پاسخگویی به سوالات تحقیق ۹۱
 ۹۳
 ۹۴
 ۹۵
 ۹۵
 ۹۶
 ۹۶
 ۹۷
 ۹۷
 ۱۰۲
 ۱۰۳
جدول ‏۵‑۱ خلاصه نظرات گردشگران در پرسشنامه ۱۱۱

فصل اول : کلیات تحقیق

 

مقدمه

در فرن جدید صنعت هتلداری و گردشگری به عنوان یکی از صنایع درآمدزا پس از نفت و خودروسازی مورد توجه بوده و پیش بینی شده در سال های آینده به مقام نخست برسد. در این میان یکی از بزرگترین و جدیدترین بازارهای گردشگری، بازار گردشگری چین است که در سال های اخیر مطالعات گسترده ای انجام گرفته است و طبق آمار سازمان جهانی جهانگردی[۷] هزینه کرد گردشگران چینی در سفر به خارج از کشور به ۱۰۲ میلیارد دلار آمریکا در سال ۲۰۱۲ رسیده است، و آن را به اولین بازار گردشگری در جهان از نظر هزینه کرد تبدیل کرده است (China´s new national tourism strategy set to increase outbound tourism, 2013) .

بیان مسئله

در حال حاضر رضایت مشتری و مشتری مداری از جمله مفاهیم نوین اقتصاد است که در حوزه های مختلف خدماتی رخنه کرده و جایگاه خود را پیدا کرده است. مفهومی که با عمقی بیشتر و به طور گسترده تری در گذشته صنعت هتلداری با عنوان میهمانداری شناخته می شود. امروزه کیفیت ارائه خدمات شعار نیست و سازمان های بسیاری تلاش می کنند تا با ارتقای کیفی خدمات و محصولات خود رقبا را پشت سر بگذارند و به طور پیوسته گستره شغل خود را ادامه دهند. ارزیابی رضایت مشتریان در صنایع گوناگون توسط پژوهشگران پرشماری مورد بررسی قرار گرفته است، اما آنچه که این بررسی ها در صنایع خدماتی دنبال می کنند، چه بسا به ریشه یابی رضایت مشتریان در گرایشات رفتاریشان پایان یابد. گرانروس[۸] (۱۹۹۰) اشاره می کند که رضایت مشتری، به عنوان فلسفه ای مدیریتی در دنیای کسب و کار امروز شناخته می شود و توجه به آن، دستاوردهای زیر را برای مشتریان فراهم می کند (Gronroos, 1990):
۱- ارزش آفرینی برای مشتری
۲- پیش بینی و مدیریت انتظارات مشتریان
۳- اثبات مسئولیت پذیری و توانایی مجموعه برای ارضا نیازهای مشتری
برای دستیابی به این رضایتمندی، می بایست نیاز مشتریان مشخص و توانایی برآورده ساختن آن فراهم شود. هتلی که نیاز مشتریانش را به سرعت تشخیص داده و آن ها را با بالاترین سطح رضایتمند مرتفع سازد، همواره سود بیشتری را نسبت به رقبا نصیب خود می کند (Barskey, J. & Nash, L., 1992).
در حال حاظر یکی از بزرگترین و جدیدترین بازارها برای جذب گردشگر، بازار گردشگران چینی است که از دهه گذشته تاکنون سرعت بالای رشد را در بازار گردشگری جهان دارا است. با رشد شهرنشینی، افزایش درآمد قابل تصرف و تمدد اعصاب، کاهش محدودیت در سفرهای خارجی، حجم سفرهای بین المللی توسط مسافران چینی از ۱۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۸۳ میلیون نفر در سال ۲۰۱۲ افزایش یافته است. هزینه های گردشگران چینی در خارج از کشور نیز از سال ۲۰۰۰ افزایش یافته است و تقریبا هشت برابر شده است. تقویت واحد پول چین باعث شده مسافران چینی یک رکورد ۱۰۲ میلیارد دلاری در گردشگری بین المللی در سال ۲۰۱۲ و یک پرش ۴۰٪ از سال ۲۰۱۱ را که ۷۳ میلیارد دلار بوده است، داشته باشد. با این رشد پایدار، چین در سطح جهان در سال ۲۰۱۲ به ولخرجترین گردشگران بین ­المللی تبدیل شده است. در سال ۲۰۰۵ چین در هزینه های گردشگری بین المللی به رتبه هفتم، و از آن زمان تا سال ۲۰۱۲ از ایتالیا، ژاپن، فرانسه و انگلستان پیشی گرفته است و در رتبه اول، بیش از هر دو کشور آلمان و ایالات متحده در سفرهای خروجی هزینه می کند( هزینه آلمان و ایالات متحده هر دو نزدیک به ۸۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ بوده است) (China´s new national tourism strategy set to increase outbound tourism, 2013).
در جدول صفحه بعد خلاصه ای از آمار سال های اخیر گردشگرانی که بیشترین مخارج را در کشور مقصد صرف می کنند آورده شده است.
 جدول ‏۱-۱جدول روند بیشترین هزینه کنندگان دنیا( UNWTO)
از میان مخارج گردشگران در مقصد، هزینه های اقامت بزرگترین جز از کل هزینه های مقصد باشد. پس قیمت نسبی اقامتگاه اغلب می تواند تصورات جهانگرد از مقصد را تحت تاثیر قرار دهد در پژوهشی که طی دوازده ماه به وسیله مصاحبه با سه هزار نفر از گردشگران خارجی در آمریکا سان فرانسیسکو به انجام رسید، ترکیب مخارج گردشگران را به شرح نمودار زیر بیان کرد (Associates, Economics Research, 1996).
نمودار ‏۱‑۱ترکیب مخارج گردشگران در مقصد سانفرانسیسکو (Associates, Economics Research, 1996)
همانطور که در نمودار بالا مشاهده می شود، اقامت بیشترین سهم را از مخارج گردشگران داشته است، بنابراین صنعت هتلداری به عنوان یکی از ارکان اصلی بخش عرضه نظام گردشگری، نقش کلیدی در جذب و پذیرش گردشگر به عنوان مصرف کننده محصولات گردشگری دارد. این صنعت هم یکی از زیر ساخت های صنعت گردشگری است و هم با فراهم آوردن تسهیلات و خدمات مهمان نوازی نقشی کلیدی در ارتقای تجربه گردشگر ایفا می کند. لذا توسعه کمی و کیفی صنعت هتلداری امری ضروری می نماید. در این راستا جهت ارائه خدمات مشتری پسند به مهمانان شناسایی عواملی که از نقطه نظر آنها مهم می باشد و بر رضایت مندی آن ها اثرگذار است حایز اهمیت است. گردشگران چین می­توانند سهم قابل توجهی از درآمد هتل ها و مقاصد گردشگری را به خود اختصاص دهد، لذا مطالعه رفتار گردشگران چینی و خصوصیات و دیدگاه و رضایت آن ها از تسهیلات رفاهی موجود کمک خواهد کرد تا نقاط ضعف و قوت تسهیلات رفاهی جهت شناخت ابعاد رضایت آن ها شناسایی شود. در ایران تا کنون مطالعه ای جهت شناخت روحیات گردشگران چینی انجام نشده است. از آنجایی که تهران، پایتخت ایران می باشد و اولین نقطه ورود اکثر گردشگران چینی به ایران است این مطالعه بر روی هتل های تهران انجام خواهد شد.

اهمیت و ضرورت موضوع

از دیدگاه تجاری و روابط بین المللی ایران و چین از گذشته های دور با یکدیگر روابط خوبی داشته اند و در سال های اخیر همکاری بسیاری بین این دو کشور با امضا تفاهم نامه های تجاری، اقتصادی و فنی، علمی و فنی و همکاری های فرهنگی انجام شده است (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی, ۱۳۸۷). همچنین بر اساس الویت های پژوهشی گردشگری در بخش فاز اول بخش بندی بازار تاکید ویژه ای بر جذب گردشگران چینی در سال های اخیر شده است[۹] (الویت های پژوهشی, ۱۳۹۲)، با توجه به تمایل ایران برای جذب این نوع از گردشگران، جمعیت زیاد این کشور، تاثیر گردشگران ورودی بر اقتصاد کشور، بررسی رفتار و الگوی انتخاب این گروه از گردشگران اهمیت ویژه ای دارد که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است.
از آنجا که توسعه گردشگری نیازمند توسعه در تمامی عناصر و سطوح این صنعت – زیرساخت ها و روساخت ها - همراه با یک رویکرد سیستمی می باشد، هتل ها به عنوان بخش مهمی که در شکل گیری تجربه مطلوب سفر نقش غیر قابل انکاری ایفا می کنند، همواره مورد توجه ویژه گردشگران قرار دارند و توسط آنها ارزیابی می شوند. بنابراین ضروری است تا به مطالعه رفتار گردشگران چینی پرداخته تا بتوان خدمات بهتری برای این بخش از بازار فراهم آورد. این تحقیق به هتلداران و دیگر مسئولان بخش های گردشگری کمک خواهد کرد تا در راستای دستیابی به متافع سازمان و جذب گردشگران، منابع و سرمایه های موجود را برای رضایت بیشتر این گردشگران به کار گیرند.

اهدف تحقیق

هدف اصلی
۱- شناسایی عوامل موثر بر رضایت گردشگران چینی از هتل های چهار ستاره و پنج ستاره شهر تهران
اهداف فرعی
۱- توسعه دانش و اطلاعات در حوزه رفتار و فرهنگ گردشگران چینی
۳- الویت بندی عوامل موثر بر رضایت گردشگران چینی از وضعیت هتل های چهار ستاره و پنج ستاره شهر تهران
۴- ارائه راهکارهای کاربردی جهت بهبود صنعت مهمانوازی در هتل های چهار ستاره و پنج ستاره شهر تهران
دستیابی به اهداف، می تواند مسیر روشنی را در خصوص ارائه بهتر خدمات تسهیلات اقامتی به گردشگران چینی در تهران ارائه دهد. الویت بندی هر کدام، می تواند نقاط ضعف کنونی را تشخیص داده و در پژوهش های آتی، راهکارهای بهبود هریک از عوامل را واکاوی نمود. به این ترتیب می توان زمینه رضایت مشتریان هتل های چهار ستاره و پنج ستاره را از تجربه اقامتشان در هتل های تهران فراهم نمود.

پرسش های تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:55:00 ق.ظ ]




فعال سازی PKC در نورون­های هیپوکمپ باعث مهار جریان­های پتاسیمی مداوم، که شامل جریان­های پتاسیمی وابسته به کلسیم یا IK-Ca و غیر وابسته به کلسیم IK می­ شود(Doerner et al., 1988) ، در حالیکه در سلول­های نوروبلاست، جریان­های پتاسیمی نوع M را مهار می­ کنند (Malenka et al., 1986).
فعال­سازی PKC توسط فوربول استر یا دی­آسیل گلیسرول جریان سدیمی را در نورون­های مغز موش کاهش می­دهد (Numann et al., 1991).
فصل سوم
۳- مواد و روش­ها
۳-۱) حیوانات
مدل آزمایشگاهی مورد استفاده در کلیه آزمایش‌ها، حلزون باغی (Caucasotachea atrolabiata) بود (شکل ۳-۱). نمونه بالغ حلزون باغی، دارای صدف بزرگی با قطر تقریبی ۳ سانتی متر، راست گرد، فشرده (طول کمتر از عرض) و دارای ۴ تا ۵ پیچ در طول صدف می‌باشند. صدف در رنگ‌های مختلف و معمولا به رنگ قهوه­ای تیره یا شاه بلوطی با نوارهای زرد رنگ دیده می‌شود. نمونه‌ها در شرایط مناسب از لحاظ درجه حرارت مناسب، نور و دسترسی به آب و غذا در شرایط آزمایشگاه نگهداری و با هویج، خیار و کاهو تغذیه می­شدند.
شکل ۳-۱٫ حلزون باغی
۳-۲) تشریح و آماده سازی گانگلیون عصبی جهت ثبت
آزمایش‌ها بر روی نورون‌های مجموعه گانگلیونی تحت مری[۴۶] انجام می‌گرفت (شکل ۳-۲). قبل از انجام آزمایش، به منظور ایجاد شرایط فیزیولوژیک یکسان و حصول اطمینان از فعال بودن جانور، آن‌ ها را درون ظرف آب قرار داده و پس از بیرون آمدن از صدف ابتدا صدف جانور بوسیله انبر استخوان شکن برداشته شده و سپس به کمک سوزن سر و پای حلزون بدون صدف روی چوب پنبه ثابت می‌شد. با ایجاد شکافی طولی در ناحیه گردن جانور، حلقه گانگلیونی دور مری شناسایی و از بدن خارج شده و به داخل محفظه‌ ثبت با بستر سیلگارد و حاوی رینگر نرمال حلزون منتقل و سپس با سوزن حشره در این محفظه تثبیت می‌شد. نورون‌ها در این مجموعه گانگلیونی بوسیله دو لایه بافت پیوندی احاطه شده‌اند. بخش پشتی گانگلیون دارای اعصاب کمتری بوده و با برداشتن لایه­ های پیوندی در این ناحیه، توسط پنس‌های بسیار ظریف در زیر استریومیکروسکوپ، نورون‌ها آشکار می‌شدند.
شکل ۳-۲٫ گانگلیون تحت مری تثبیت شده در محفظه ثبت
۳-۳) محلول‌ ها و داروها
محلول رینگر نرمال حلزون شامل (بر حسب میلی مولار):
NaCl (80)، (۱۰) CaCl2، MgCl2 (۵)، KCl (4)، HEPES (5) و Glocuse (10) بود (Taylor, 1987) و PH آن به کمک دستگاه PH متر و با بهره گرفتن از Trisma base در حد ۴/۷ تنظیم می‌گردید.
لینالول در یخچال نگهداری ‌شده و قبل از انجام آزمایش‌ها غلظت‌های مناسب آن تهیه و در حین انجام آزمایش غلظت­های مورد نظر به محفظه ثبت سلولی افزوده می‌شد. سایر دارو­ها شامل نیکل کلرید (مهار کننده غیر اختصاصی کانال‌های کلسیمی) و نیفدیپین[۴۷] (مهار کننده کانال کلسیمی نوع L) و کلریترین (مهارکننده­ی پروتئین کیناز C) و H89 (مهارکننده­ی پروتئین کیناز A) می­باشند که در یخچال نگهداری و مورد استفاده قرار گرفتند.
۳-۴) ثبت داخل سلولی
پتانسیل‌های عمل خودبخودی و برانگیخته در شرایط کنترل و متعاقب تیمارهای مختلف با روش تثبیت جریان با بهره گرفتن از آمپلی فایر(npi, Germany) SEC-10LX ثبت گردید. میکروالکترودهای مورد استفاده از میکروپیپت‌های دیواره نازک از جنس بروسیلیکات (USA) و با کمک یک میکروالکترود پولر افقی (Sutter Instrument, USA) تهیه می‌شد. الکترودها با محلول KCl سه مولار پر شده و نمونه‌های بدون نشت که ۵-۱ مگا اهم مقاومت داشتند جهت ثبت مورد استفاده قرار می‌گرفتند. یک سیم نقره با روکش کلرید نقره محلول داخل میکروالکترود شیشه ­ای را به ورودی پره­آمپلی فایر وصل می‌کرد. در تمام آزمایش‌ها از یک پل آگار بعنوان الکترود مرجع استفاده می‌شد که محلول محفظه­ی ثبت را به پتانسیل صفر (زمین) وصل می‌کرد (شکل۳-۳).
پس از ورود الکترود به نورون، ثبت پایه برای حدود پنج دقیقه به عمل می‌آمد و درصورتی که نورون از نظر ویژگی‌های الکتریکی غشاء دارای وضعیت مناسب و پایدار بود، ثبت پتانسیل‌های غشائی در وضعیت تثبیت جریان در شرایط کنترل و متعاقب تیمارهای مختلف به عمل می‌آمد. داده‌های ثبت شده توسط یک مبدل آنالوگ-دیجیتال HEKA, Germany)) رقمی شده و به کمک نرم افزار Patchmaster ذخیره می‌گردید و انالیز داده ­ها با نرم­افزار fitmaster انجام می­شد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
شکل ۳-۳٫ نمایی از وسایل ثبت داخل سلولی. ولتاژ غشاء ثبت شده توسط میکروالکترود (A) به ترتیب به آمپلی فایر، مبدل آنالوگ/ دیجیتال و دیجیتال/آنالوگ (B) و نهایتاٌ به کامپیوتر © منتقل می‌شود.
۳-۵) مراحل آزمایش
ابتدا فعالیت خودبخودی و برانگیخته سلول با تکنیک کلمپ جریان ثبت می‌شد. پس از انجام این ثبت در هر گروه داروهای مورد نظر به محیط خارج سلولی تزریق شده و مجدداٌ در محلول جدید، فعالیت خودبخودی و برانگیخته ثبت می‌شد.
جهت بررسی و مطالعه فعالیت خودبخودی نورون‌ها در شرایط کنترل ابتدا به مدت ۵ دقیقه ثبت پایه در رینگر نرمال بعمل می‌آمد و فرکانس و ویژگی‌های اسپایک‌های خودبخودی نورون‌ها ثبت می‌شد. سپس به منظور بررسی اثر مستقیم لینالول بر فعالیت الکتریکی سلول و نقش احتمالی آن در تحریک‌پذیری نورونی، این ماده با غلظت‌های۱/۰ و ۲/۰ میلی مولار به محفظه‌ی ثبت داخل سلولی افزوده می‌شد و همانند شرایط کنترل فعالیت خودبخودی و برانگیخته مورد مطالعه قرار می‌گرفت.
به منظور بررسی نقش کانال­های کلسیمی در رابطه با عملکرد لینالول، از مهار کننده‌های این کانال‌ها یعنی نیکل کلرید (مهار کننده غیر اختصاصی کانال‌های کلسیمی) و نیفدیپین[۴۸] (مهار کننده کانال کلسیمی نوع L) و به منظور بررسی نقش کیناز­ها از کلریترین (مهارکننده­ی پروتئین کیناز C) و H89 (مهارکننده­ی پروتئین کیناز A) استفاده شد.
۳-۶) پارامترهای الکتروفیزیولوژیک مورد مطالعه
پارامترهای الکتروفیزیولوژیک مورد بررسی در این مطالعه از قرار زیر می‌باشند:
پتانسیل استراحت غشاء (RMP)
آستانه پتانسیل عمل (Threshold)
فرکانس فعالیت الکتریکی خودبخودی
طول مدت پتانسیل عمل در پتانسیل آستانه (Action potential duration)
طول مدت فاصله بین پتانسیل عمل­ها (Interspike interval)
سطح زیر منحنی پتانسیل عمل (Integral)
دامنه‌ی پتانسیل عمل (AP amplitude)
دامنه ولتاژ پتانسیل متعاقب هیپرپلاریزان (AHP[49])
طول مدت دوره AHP (AHP Duration)
شیب فاز دپلاریزاسیون و رپلاریزاسیون پتانسیل عمل (D slope& Rslope)
فرکانس پتانسیل عمل در حین تزریق جریان مثبت
دوره مهار فعالیت متعاقب تحریک[۵۰](PSIP)
مقاومت ورودی سلول (input resistance)
شکل ۳-۴٫ نحوه اندازه گیری برخی پارامترهای پتانسیل عمل
۳-۷) آزمون آماری
اندازه ­گیری پارامترهای مورد نظر فعالیت­های الکتریکی ثبت شده به کمک نرم افزار Fitmaster انجام شد و به منظور مقایسه داده‌ها از آزمون آماری Repeated measure و تست Bonferroni استفاده شد. داده‌ها به صورت Mean ± SEM گزارش شده و اختلاف‌های با ۰۵/۰P< بعنوان سطح معنی­داری در نظر گرفته شدند.
فصل چهارم
نتایج
۴-نتایج
۴-۱) ویژگی‌های فعالیت خودبخودی و برانگیخته نورون‌های حلزون در شرایط کنترل
نورون‌های گانگلیون تحت مری حلزون در رینگر نرمال دارای میانگین پتانسیل استراحت mV 16/2±۶۵/۴۲- و فعالیت ریتمیک خودبخودی منظم با میانگین فرکانس Hz 37/0±۴۷/۲ بودند. میانگین طول مدت پتانسیل عمل در آستانه‌ پتانسیل عمل ms 96/2±۰۷/۱۵و متوسط فاصله بین دو پتانسیل عمل s 057/0±۴۵۵/۰ بود. دامنه و سطح زیر منحنی پتانسیل عمل بترتیب mV 54/3±۲۰/۷۲ و μVs 72/78±۷۶/۳۷۳ بود. پتانسیل‌های متعاقب هیپرپلاریزاسیون (AHP)، دامنه‌ای در حدود mV 58/0±۵۲/۶- داشتند و متوسط طول مدت این پتانسیل‌های متعاقب s 015/0±۰۹۷/۰ بود. متوسط شیب فاز دپلاریزاسیون و شیب فاز رپلاریزاسیون پتانسیل عمل بترتیب mV/ms 77/1±۰۴/۱۳ و mV/ms 13/1±۳۰/۶- بود.
۴-۲) اثرات غلظت‌های ۱/۰ و ۲/۰ میلی مولار لینالول بر ویژگی‌های الکتروفیزیولوژیک نورون‌های حلزون
۴-۲-۱) ویژگی‌های پتانسیل عمل خودبخودی در حضور لینالول ۱/۰ میلی­مولار
درحضور غلظت­های ۱/۰ میلی مولار لینالول در محلول خارج سلولی پتانسیل استراحت طی ۵ و ۱۰ دقیقه افزایش یافت و این تأثیر از نظر آماری بین دو زمان ۵ و ۱۰ دقیقه و کنترل به ترتیب با ۰۵/۰ P< و۰۱/۰ P< معنی­دار بود. فرکانس پتانسیل‌های عمل طی ۵ و ۱۰ دقیقه پس از کاربرد لینالول افزایش یافت که این افزایش بین زمان­های ۵ و ۱۰ دقیقه و کنترل با ۰۵/۰ P< معنی‌دار بود (شکل ۴-۱ و نمودار ۴-۱).
نمودار ۴-۱٫ نمودار مقایسه میانگین پتانسیل استراحت غشاء (A) و فرکانس پتانسیل عمل (B) در شرایط کنترل و در ۵ و ۱۰ دقیقه پس از افزودن غلظت ۱/۰ میلی مولار لینالول به رینگر حلزونی نرمال (۸=n). 05/0 P<*و ۰۱/۰ P<** در مقایسه با کنترل.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:54:00 ق.ظ ]




روستایی

 

 

 

دخترانه

 

۸

 

۳

 

۵

 

 

 

پسرانه

 

۷

 

۲

 

۵

 

 

 

تعداد کل

 

۱۵

 

۵

 

۱۰

 

 

 

جدول شماره ۳-۴-توزیع فراوانی دانشآموزان نمونه آماری برحسب جنسیت و درصد

 

 

جنسیت

 

تعداد

 

درصد

 

 

 

دختر

 

۱۱۴

 

۲/۵۸

 

 

 

پسر

 

۸۲

 

۸/۴۱

 

 

 

جمع

 

۱۹۶

 

۱۰۰

 

 

 

نمودار۳-۱ توزیع فراوانی دانش آموزان نمونه آماری برحسب جنسیت
نمونه و روش نمونهگیری
ازمیان۴۰۰دانش آموزپایه دوم راهنمایی باتوجه به جدول مورگان نمونه ای به حجم۱۹۶نفرمشخص وبه روش نمونه گیری خوشه ای،تعداد۷کلاس درس،۴کلاس دخترانه و۳کلاس پسرانه و تمامی دبیران علوم تجربی پایه دوم که۱۸نفربودندبه دلیل محدود بودن جامعه آماری آنها، به عنوان نمونه آماری درسال تحصیلی۹۰-۱۳۸۹ انتخاب شدند،که درپایان اردیبهشت ماه سال تحصیلی۹۰-۱۳۸۹، تحت اجرای مقیاس قرار گرفتند.وکتاب درسی علوم تجربی وکتاب راهنمای تدریس معلم نمونه آماری دیگر این پ‍‍ژوهش است.
ابزار پژوهش
ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل موارد زیر می باشد:
برای “برنامه قصد شده” ازکتاب درسی و کتاب راهنمای معلم علوم تجربی پایه دوم راهنمایی و پرسشنامه دبیران ودانش آموزان در مورد اهداف، محتوا، روش های یاددهی- یادگیری وارزشیابی استفاده شده است.
پایان نامه
برای “برنامه اجرا شده” از پرسشنامه نظر سنجی ازدبیران ودانش آموزان در مورد اهداف، محتوا،
روش های یاددهی- یادگیری وارزشیابی و چک لیست مشاهده فعالیتهای دبیربه منظور بررسی فرایند اجرای برنامه درسی علوم تجربی پایه دوم در کلاسهای درس استفاده شده است.
برای “برنامهآموختهشده” از آزمون محقق ساخته که شامل آزمون (دانشی– نگرشی-مهارتی) به منظور سنجش میزان یادگیری و تغییر رفتار دانشآموزان در سه حوزه دانستنیها، مهارتها و نگرشها استفاده شده است.
روایی و پایایی ابزارهای پژوهش
برای تعیین روایی پرسشنامه ها وچک لیست مشاهده تدریس دبیر،نظرات۳۵نفر ازاساتید دانشگاههای مرودشت وشیرازوکارشناسان ارشدآموزش وپرورش دراین مورد خواسته شدکه مورد تایید اکثریت قرارگرفت ونظرات اصلاحی آنان نیزاعمال گردید.برای تعیین روایی آزمون محقق ساخته نظر۲۰دبیرعلوم تجربی وکارشناسان دراین مورد خواسته شدومورد تایید قرار گرفت وبه نکات اصلاحی آنها عمل شد.برای برآورد پایایی پرسشنامه دبیران ودانشآموزان از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است و مقدار به دست آمده ۹۲% بوده است. به منظور تعیین ضریب پایایی چک لیستهای مشاهدهی تدریس دبیران ازضریب آلفای کرونباخ استفاده شده و بر اساس محاسبات انجام شده۸۰/. به دست آمد و همچنین برای پایایی آزمون محقق ساخته از روش بازآزمایی، ضریب همبستگی۷۸/. به دست آمد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:54:00 ق.ظ ]