آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



- آموزشهای تخصصی و آموزشهای مدیریتی، به خاطر بی توجهی به آن، هیچ نقشی بر بهبود عملکرد کارکنان نداشته اند.
- آموزشهای فرهنگی، اجتماعی کم و بیش بر تمامی محورهای عملکردی (به غیر از محور عملکرد اختصاصی) اثرگذاری نسبی را داشته اند.
- آموزشهای عمومی تنها بر محور توانمندسازی کارکنان اثر داشته است.
- در نهایت شاید بتوان این نتیجه گیری کلی را در وضع مطلوب کرد که:
به نظر می رسد اگر سطح آموزشهای دانشگاه در تمامی حوزه ها به خصوص حوزه های مدیریتی و تخصصی افزایش یابد، انتظار می رود اثرگذاری شفاف تری بر عملکرد شغلی کارکنان در آینده متصور شد.
مدل تاثیر آموزش ضمن خدمت بر عملکرد کارکنان دانشگاه کاشان براساس نتایج حاصل از فرضیات تحقیق در شکل زیر آمده است، لازم به ذکراست اعداد بر روی هر کمان، اشاره به ضرایب استاندارد بتا در معادلات رگرسیونی مربوط دارد.
شکل ۵-۱

۵-۴ محدودیتهای تحقیق:

از جمله مهم ترین محدودیت های این تحقیق عدم وجود بانک اطلاعات نرم افزاری قوی و کارآمد برای هریک از کارمندان دانشگاه کاشان می باشد. تا ضمن دارا بودن شناسنامه دوره های آموزشی که فرد در طول خدمت در آن شرکت نموده است، قابلیت هر نوع گزارش گیری براساس آیتمهای مورد نظر محقق را داشته باشد. لذا محقق با جمع آوری اطلاعات مربوط به دوره های آموزشی از واحدآموزش کارکنان و نرم افزار ارزیابی عملکرد کارکنان نسبت به تطبیق و تجمیع دوره های مدنظر جهت تجزیه و تحلیل آماری اقدام نموده است.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

۵-۵ پیشنهادها:

 

۵-۵ -۱پیشنهادهایی برای واحد آموزش کارکنان دانشگاه:

سطح دوره های آموزشی متناسب با نوع رشته شغلی و مدرک تحصیلی کارکنان باشد، تا هم سبب افزایش انگیزه
و میل و رغبت برای فراگیری دوره ها توسط شرکت کنندگان باشد و هم دوره ها از بهره وری بیشتری
برخوردار گردد.
واحد آموزش کارکنان، نسبت به نیازسنجی آموزشی کارکنان دانشگاه کاشان در تمامی سطوح اقدام نماید.
سعی شود نسبت به برگزاری دوره های آموزشی مختص مدیران دانشگاه با بهره گیری از اساتید خبره و مجرب اقدام گردد.
از تعدادی از کارکنان که در طول یک سال در بیشترین دوره شرکت نموده و بالاترین نمرات را اخذ نموده اند، به سبب افزایش انگیزه و ترغیب دیگر همکاران به حضور فعال تر ، به نحو شایسته تقدیر مادی و معنوی به عمل آید.
سعی شود وسایل و امکانات کمک آموزشی از قبیل: تجهیزات سمعی و بصری، رایانه ای، نرم افزارهای کاربردی و جدید آموزشی متناسب با پیشرفت های علمی و نیاز کارکنان تهیه گردد.

۵-۵-۲ پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی:

پیشنهاد میگردد موضوع آسیب شناسی دوره های آموزشی ضمن خدمت در دانشگاه کاشان مورد پژوهش
قرار گیرد.
پیشنهاد میگردد تاثیر برگزاری دوره های آموزشی مجازی بر کیفیت و کیمت دوره های مذکور مورد پژوهش قرار گیرد.
پیشنهاد میگردد به منظور دستیابی به سایر مولفه های تاثیر گذار بر عملکرد شغلی کارکنان، پژوهش هایی با این موضوع صورت پذیرد.

فهرست منابع ومآخذ:

 

فهرست منابع فارسی:

آقایار، سیروس (۱۳۸۶)،توانا سازی کارکنان و توانمندسازی کارکنان، اصفهان: سپاهان.
ابطحی، سید حسن،مفهوم، خواص و مشکلات آموزش کارکنان،مدیریت دولتی ، شماره اول ،
ابطحی،حسین (۱۳۸۳) ،آموزش و بهسازی سرمایه های انسانی،ویرایش۳. تهران: پیوند.
ابطحی، سید حسین( ۱۳۸۳)، آموزش و بهسازی منابع انسانی،موسسه مطالعات و برنامه ریزی آموزشی،سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران
ابطحی،سیدمحمدحسن،(۱۳۷۵) ،مدیریت منابع انسانی، انتشارات سازمان پیام نور.
ابیلی، خدایار،( ۱۳۸۴) ، ارزیابی طرح ها وبرنامه های آموزشی برای توسعه، تهران نشر موسسه بین المللی روش های آموزش بزرگسالان.
رابینز ،استیفن پی، (۱۳۷۷)،رفتار سازمانی ( مفاهیم ، نظریه ها ، کاربردها ) ،جلد اول . مترجمان : علی پارسائیان و سید محمد اعرابی . تهران : انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی.
اسلومن، مارتین، (۱۳۸۲).استراتژی آموزش حرفه ای،ترجمه محمد ضیائی بیگدلی. تهران: سارگل.
احدیان محمد، آقازاده محرم، (۱۳۸۵) ،راهنمای روش های نوین تدریس، تهران ، انتشارات آییژ چاپ سوم.
بازرگان، عباس،(۱۳۸۰) ،ارزشیابی آموزشی: مفاهیم، الگوها و فرایند عملیاتی، تهران، سمت، ، چاپ سوم، ص۱۱۲.
توکلی، ثامنه، ضرورت ارزشیابی دوره های آموزشی ضمن خدمت در کتابخانه ها: رویکردی اثربخش در مدیریت منابع انسانی، نشریه الکترونیکی شمسه- شماره ۱-۴.
جباری، لطفعلی، (۱۳۸۱) ،سنجش اثربخشی برنامه های آموزشی، تدبیر، ۱۲۷: ص۷۲-۷۴.
چایچی، پریچهر، (۱۳۸۱) ، شیوه های آموزش ضمن خدمت، تهران: آن.
حافظ نیا، محمدرضا، (۱۳۸۵) ،مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، نشر سمت.
دانایی، میترا و آجیلی، عبدلاعظیم،(۱۳۹۱) ،ارزشیابی آموزش ضمن خدمت طرح تکفا - مهارت واژه پردازی
)از دیدگاه کارکنان) 
، فصلنامه مدیریت دولتی- دوره۴-شماره۹.
دفت ،ریچارد ال، (۱۳۸۱ ) ،تئوری وطراحی سازمان، (مترجمان:علی پارسائیان،محمد اعرابی) تهران نشر دفتر پژوهش های فرهنگی،چاپ پنجم.
دهخدا، علی اکبر، (۱۳۸۵) ،. لغت نامه،تهران: دانشگاه تهران، موسسه لغت نامه دهخدا.
رخشنده محمد ،(۱۳۸۱) ،نقش آموزش در مدیریت، مجله تدبیر،سازمان مدیریت صنعتی ،شماره ۱۲۷ شهریور ماه.
رضایی،اکبر،(۱۳۸۱) ،ارزشیابی تاثیر دوره های آموزشی ضمن خدمت بر عملکرد شغلی کارکنان بیمه ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی- دانشگاه علامه.
رضایی،رامین،(۱۳۸۷) ، بررسی کانال های توزیع در شرکت های و پخش با تاکید بر پخش مویرگی(خرده فروشان) و ارائه راهکار مناسب برای افزایش میزان وفاداری خرده فروشان، پایان نامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی وحیدرضا میرایی، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، دانشکده مدیریت.
روحانی،سعید،(۱۳۹۰) ،جایگاه دوره های ضمن خدمت در نظام آموزشی ، فرصت ها و آسیب ها .
سام خانیان، محمد ربیع، (۱۳۸۴) ،برنامه ریزی آموزش منابع انسانی (مبانی و فرآیندها) ،تهران: مهربرنا.
سرمد، زهره، بازرگان، عباس، و حجازی، الهه. (۱۳۸۴) ،روش های تحقیق در علوم رفتاری،تهران: انتشارات آگاه.
سکاران، اوما،(۱۳۸۵) ،روش های تحقیق در مدیریت، ترجمه محمد صائبی و محمود شیرازی، تهران: انتشارات مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی.
سلطانی، ایرج،(۱۳۸۵) ،تعامل نیازسنجی و اثربخشی آموزش در سازمانهای یادگیرنده، اصفهان انتشارات ارکان دانش .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 04:55:00 ق.ظ ]




 

  • : Sidhu (2010) ↑

 

  • Hossain et al, (2003) ↑

 

  • Steward ↑

 

  • Reneirt ↑

 

  • : Martinez Ruiz et al.(2002). ↑

 

  • Sharma et al, (2000) ↑

 

  • Astykln and Avraby (2005). ↑

 

  • Proxy et al.(2005). ↑

 

  • Saadat and Henree., 2001 ↑

 

  • Sanchez-ult., 1996 ↑

 

  • Ramachandran and Ravyshankr. (2002). ↑

 

  • Yuman, (1987). ↑

 

  • Nikel(1990). ↑

 

  • Teripadi(2003). ↑

 

  • Tshyma(1998) ↑

 

  • Askraj et al.(2000). ↑

 

  • : Theiler et al., 1991 ↑

 

  • : M. Anzidei et al., 1996.

 

  • : Hunault .,1984 ↑

 

  • : Saxena et al., 2012 ↑

 

  • : Bennici et al., 2004 ↑

 

  • : Flor et al., 2012 ↑

 

  • Gas Chromatographi ↑

 

  • Oyen et al., (2005) ↑

 

  • . Rao et al (2006) ↑

 

  • . Aslam et al (2010) ↑

 

  • : Sigma, usa ↑

 

  • : Merk, Germany ↑

 

  • : macronutrients ↑

 

  • : micronutients ↑

 

  • Evans., 1385 ↑

 

  • Smith., 1381 ↑

 

  • Bayvhang et al., 2008 ↑

 

  • Tyler et al., 1991 ↑

 

  • Rao et al., 2006 ↑

 

  • Islam et al., 2010 ↑

 

  • Rao et al., 2006 ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:54:00 ق.ظ ]




محیط­های طبیعی و پارک ملی
متناسب برای تعطیلات خانوادگی
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

 

محیط

 

ظاهر خوب و چشم نواز
آب و هوا

 

 

 

تمایلات رفتاری آتی گردشگران

 

 

 

توصیه به دیگران
بازدید مجدد
تبلیغات دهان به دهان

 

 

 

محقق این ابعاد و ویژگی­های اصلی را باتوجه به ادبیات تحقیق، ویژگی­های شهر اصفهان و اهمیت بومی سازی کردن مولفه­ها، از مدل­های ذکر شده برگرفته و البته سعی کرده است که ویژگی­های مربوط به مولفه­های اصلی را در طبقه بندی مربوطه قرار دهد.
در ادامه در چارچوب مفهومی ارائه شده توسط محقق که الهام گرفته از مدل­ها و نتایج: ترنر و ریسینگر (۱۹۹۹)، ترن ثی ای کم (۲۰۱۱)، لانگ و لیو (۲۰۱۲)، آکسو و همکاران (۲۰۱۰)، دل­بوسکو و همکاران (۲۰۰۸)، شاخص رضایتمندی مشتریان آمریکا و مدل شاخص رضایت مشتری مالزی می باشد، فرض شده است که بین مولفه­ها اصلی مقصد، انتظارات، رضایتمندی و وفاداری یک رابطه مستقیم وجود دارد. بنابراین نشان داده خواهد شد که “رضایتمندی” و “وفاداری” منجر به: بازدید مجدد، توصیه به دیگران و مهمتر از همه “تبلیغات دهان به دهان” که امروزه بهترین و ارزان ترین نوع تبلیغات است شکل می گیرد (شکل۲-۶).
انتظارات
رضایتمندی
وفاداری
شکل ۲-۶ چارچوب مفهومی محقق، برگرفته از ترنر و ریسینگر (۱۹۹۹)، لانگ و لیو (۲۰۱۲)، آکسو و همکاران (۲۰۱۰)، دل بوسکو و همکاران (۲۰۰۸)، شاخص رضایتمندی مشتریان آمریکا و مدل شاخص رضایت مشتری مالزی.
جمع­بندی و نتیجه ­گیری
در دنیای فرا رقابتی مقاصد گردشگری، مهم آن است که ما بتوانیم با مدیریت انتظارات گردشگران، از فرصت­های جدید ایجاد شده مثل رشد روزافزون بازار بین المللی گردشگران چینی، از آن به نفع خودمان بهره بگیریم و به کلید مزیت رقابتی در قرن بیست و یکم دست یابیم. همچنین انتظارات ممکن است بر ادراکات از تجارب مقصد، یا به ویژه بر فرایند رضایتمندی گردشگران تاثیر گذارد. در نتیجه، مدیریت انتظارات یک عنصر کلیدی برای موفقیت یک مقصد است (I. R. del Bosque, Martín, Collado, & de los Salmones, 2009). همان­طورکه در بالا اشاره شد رضایت و خوشنودی گردشگران یکی از دلایل اصلی موفقیت مقاصد گردشگری است. چرا که رضایت، گردشگران را تحریک می­ کند که دوباره از همان مقصد بازدید کنند، به دیگران توصیه کنند و با تبلیغات دهان به دهان، که یکی از ارزان­ترین و بهترین شیوه ­های بازاریابی مقاصد گردشگری است، موجبات موفقیت مقصد را فراهم سازند. به گفته فورنل و همکاران (۲۰۰۶) در واقع، مشتریان راضی، دارایی­ های اقتصادی با نرخ بازگشت بالا و ریسک­های پایین هستند. همچنین برآورده شدن انتظارات گردشگران و در نتیجه جلب رضایت رضایت آنها، باعث بهبود تصویر مقصد در ذهن گردشگران می­ شود. تبلیغات دهان به دهان و تصویر مقصد از عوامل اصلی شکل­ گیری انتظارات گردشگران است. رضایت گردشگر در عین این که مزایای زیادی برای مقاصد گردشگری ایجاد می­ کند، در سطوح بالاتر از رضایت، منجر به وفاداری می­ شود. از این رو توسعه رضایت مشتری بایستی به عنوان یکی از کارکردهای سازمان­های مدیرت مقصد (DMS) و پیش نیازی برای توسعه راهبردهای اتخاذ شده پذیرفته شود که در نهایت منجر به توسعه جذابیت و جایگاه رقابتی مقصد می­گردد.
کیفیت خدمات به عنوان یکی از مهمترین موضوعات در توسعه و حفظ ارتباطات اثربخش در حوزه ­های مختلف بازاریابی به شمار می­رود. مدیران و بازاریابان شاغل در صنایع خدماتی به ویژه صنعت گردشگری و هتلداری باید بدانند که کیفیت خدمات یک استراتژی کارآ، اثربخش و سودآور می­باشد. و آنها باید به سرمایه ­گذاری در کیفیت خدمات بپردازند. بهبود کیفیت خدمات منجر به جذب مشتریان جدید شده و همچنین سازمان را قادر می سازد تا مشتریان کنونی­اش را حفظ نماید (V. A. Zeithaml & Bitner, 1996).
همچنین باید بر ابزارهای بازاریابی و فعالیت­ها در افزایش رضایت و وفاداری مشتری متمرکز شد. با این حال اگرچه کنترل تمامی تعیین کننده­ها غیرمکن است اما برخی در معرض تاثیرات هستند. مثل تبلیغات، کیفیت، ایجاد و گسترش جاذبه­ها و رویدادهای گردشگری. هم عوامل خصوصی و هم عوامل عمومی در تجربه ارائه شده به گردشگر دخیل هستند. بنابراین موسسات و مراکز گردشگری مقصد باید با ارتباط و هماهنگی برای دستیابی به هدف وفاداری مطلوب با یکدیگر کار کنند.
البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که، انتظارات مصرف کنندگان پیوسته در حال تغییر است.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
مقدمه
تحقیق عبارت است از یک عمل منظم که در نتیجه­ آن پاسخ­های مورد نظر و مطرح شده در موضوع تحقیق به دست می ­آید. تعریف یونسکو از تحقیق : به هرگونه فعالیت منسجم و خلاق در جهت افزایش سطح دانش مربوط به انسان، فرهنگ، جامعه، طبیعت و استفاده از این دانش برای کاربردهای جدید گفته می­ شود. فرایند نظام­مند تحقیق که در پی مواجهه با یک مشکل یا انتخاب یک مسئله آغاز می­ شود و با تفسیر و استنتاج از اطلاعات جمع­آوری شده به پایان می رسد، براساس روش علمی مشتمل بر مجموعه ­ای از فعالیت­ها یا مراحل متوالی و در عین حال انعطاف­پذیر می­باشد. نوع و روش تحقیق روشی است که پژوهشگر برای تحقیق خود انتخاب نموده است (Torghi, 1389). یعنی در این فصل به برسی نوع و روش تحقیق، جامعه آماری
، حجم نمونه و ورش نمونه گیری، قلمرو زمانی و مکانی، روش جمه آوری اطلاعات، روایی و پایایی پرسشنامه و تاحدی روش تجزیه و تحلیل اطلاعات اشاره می­ شود. به عبارتی توضیح می­دهیم که چگونه تحقیق را انجام داده­ایم.
۳-۱- نوع و روش تحقیق
از جمله طبقه ­بندی­های رایجی که در کتب روش تحقیق بسیار تکرار می­ شود، طبقه بندی تحقیق به تحقیق­های بنیادی و کاربردی است. برخی ملاک این طبقه ­بندی را هدف دانسته ­اند؛ زیرا مثلا در تحقیق­های بنیادی هدف، تولید علم و دانش است درحالی که در تحقیق­های کاربردی هدف، به کار بردن علم و دانش برای حل مسائل و مشکلات عملی است. بنابراین با توجه به این که به تحقیق­هایی که مسائل آنها مسائل عملی باشد، و در برخی موارد نتیجه آنها تولید دانش کاربردی است، تحقیق کاربردی گویند تحقیق حاضر از نظر هدف “کاربردی” است. البته در بسیاری از موارد تمایز دو مساله­ی بنیادی و کاربردی بودن از یکدیگر مشکل است؛ زیرا علمی و عملی بودن یک امر نسبی است (Torghi, 1389).
تحقیق توصیفی آن است که محقق در آن می­خواهد بداند متغیر، پدیده یا مطلب چگونه است. همچنین وضع موجود را بررسی کند و به توصیف نظامدار وضعیت فعلی آن می ­پردازد و در صورت لزوم، ارتباط بین متغیرها را بررسی می­نماید (Hafeznia, 1386). در نتیجه تحقیق حاضر از نظر روش از نوع “توصیفی_پیمایشی” است.
۳-۲- قلمرو موضوعی تحقیق
این تحقیق از نظر موضوعی، در مقوله بازاریابی می­باشد که متمرکز بر انتظارات و رضایتمندی گردشگری به خصوص گردشگران چینی است.
۳-۳- جامعه آماری
جامعه آماری، مجموعه ­ای از تمام عناصری ( افراد، اشیاء، صفات و …) است که می­خواهیم درباره آنها اطلاعات کسب کنیم. تعیین محدوده­ جامعه آماری بستگی به مشخصه­ای دارد که به دنبال آن هستیم (Torghi, 1389) جامعه آماری این پژوهش، کلیه گردشگران چینی، هنگ کنگی و تایوانی هستند که در بهار و تابستان ۱۳۹۳ به اصفهان سفر کرده ­اند.
۳-۴- روش نمونه گیری
دسترسی به تمام اعضای جامعه آماری خصوصا در صورتی که اعضای جامعه آماری زیاد باشد، بسیار مشکل، زمان­بر، پرهزینه و در مواردی نیز غیرممکن می­باشد. به همین دلیل در تحقیق حاضر از نمونه گیری استفاده شده است. از آنجایی که جامعه آماری مورد بررسی ما نامحدود و امکان دسترسی به همه آنها غیرممکن بود، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است. از آنجا که جامعه نمونه این تحقیق، گردشگران چینی بوده ­اند و محقق علیرغم تلاش زیاد نتوانست اطلاعات دقیق از تعداد ورودی دقیق این گردشگران به شهر اصفهان در زمان انجام تحقیق به دست آورد، ضمن هماهنگی با برخی هتل­ها و تورلیدرهای گردشگران چینی و توزیع پرسشنامه ­ها بین مهمانان آنها هنگام ورود و خروج از هتل، دیگر پرسشنامه ­های خود را در میان هر تعداد از گردشگرن چینی که در دسترس بودند توزیع کرد. البته با همکاری تورلیدرها و برخی از هتل­ها، محقق توانست بیشترین تعداد پرسشنامه را هنگام ورود و خروج گردشگران چینی وارد شونده به شهر اصفهان توزیع و جمع­آوری کند.
۳-۵- تعیین حجم نمونه
بر اساس گفته دلاور (۱۳۸۸)، برای تحقیق توصیفی نمونه ­ای با حجم حداقل ۱۰۰ نفر ضروری است. البته به دلیل نامعلوم بودن اندازه جامعه آماری تصمیم گرفته شد از فرمول کوکران برای تعیین اندازه نمونه استفاده شود.

در اینجا با در نظر گرفتن p=.5 & £=.۰۸ با ضریب اطمینان ۹۵ درصد اندازه نمونه ۱۵۰ بدست می آید. لازم به ذکر است که، در این تحقیق محقق سعی بر آن داشته است تا پرسشنامه خود را در میان بیشترین تعداد گردشگران چینی در دسترس خود توزیع کند اما با توجه به کاهش سفر گردشگران چینی در زمان توزیع و همینطور هم محدودیت­های اجرایی از قبیل همکاری نکردن برخی از گردشگران چینی، هتل­ها و راهنمایان تور برای توزیع پرسشنامه ­ها و بازنگشتن پرسشنامه ­های توزیعی و … ؛ موفق با توزیع ۱۷۰ پرسشنامه شد که از این تعداد ۱۴۵ عدد از آنها برگشت و قابل استفاده بود. این تعداد پرسشنامه، حداقل تعداد لازم را برای انجام تحقیق پوشش داد و محقق با اتکاء بر این تعداد، کار تحقیق خود را به انجام رسانید. و همین تعداد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
۳-۶- قلمرو زمانی تحقیق
محدوده زمانی تحقیق پیش رو زمستان۱۳۹۲ و بهار و تابستان ۱۳۹۳ بوده است. پرسشنامه ­های این محقق نیز بلافاصله پس از آماده شدن پرسشنامه از اواسط اردیبهشت ماه ۹۳ تا انتهای مرداد ماه ۹۳ توزیع و جمع­آوری شد.
۳-۷- قلمرو مکانی تحقیق
این تحقیق در شهر اصفهان به انجام رسیده است و مکان توزیع پرسشنامه ­ها نیز در شهر اصفهان بوده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:54:00 ق.ظ ]




۴-۴-۴- اثر ترکیبات و غلظت­های مختلف تنظیم­کننده­ های رشد بر باززایی شاخه از ریزنمونه نوک شاخه مریم­گلی­کبیر…………….۵۲
۵-۴- آزمایش ۴: بررسی اثر غلظت نمک در محیط کشت پایه MS و تیمار هورمونی بر ریشه­زایی شاخساره­های باززاشده مریم­گلی­کبیر ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۵۶
۶-۴- سازگاری…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۹
فصل پنجم
۵- بحث………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۰
۱-۵- جوانه زنی…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۰
۲-۵- اثرات نوع ریزنمونه در باززایی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۶۱
۳-۵- اثرات نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد گیاهی بر باززایی…………………………………………………………………………………………………….۶۴
۴-۵- اثرات ترکیبات مختلف تنظیم­کننده­ های رشد گیاهی بر ریشه­زایی…………………………………………………………………………………………۶۶
۵-۵- نتیجه گیری کلی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۸
۶-۵- پیشنهادات ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۹
منابع…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۰
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول۱-۳: ترکیب محلول های ذخیره پنج نمک غیر آلی در فرمولاسیون موراشیگ و اسکوگ (۱۹۶۲) ……………………….۱۶
جدول ۲-۳: ترکیبات مختلف تنظیم­کننده­ های رشد گیاهی مورد استفاده در القای جوانه و باززایی شاخساره از ریزنمونه های مورد استفاده در مریم گلی کبیر…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۲۰
جدول ۱-۴: درصد و سرعت جوانه زنی بذور مریم گلی کبیر در محیط های مختلف MS، WA وWFP……………………………………..25
جدول ۲-۴: اثر سطوح مختلف pH بر سرعت و درصد جوانه زنی بذور مریم گلی کبیر. ……………………………………………………………….۲۸
جدول ۳-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متفابل نوع ریزنمونه و BAP بر القاء جوانه در گیاه مریم گلی کبیر………………………………۳۰
جدول ۴-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع ریزنمونه و Kin بر القاء جوانه در گیاه مریم گلی کبیر…………………………….۳۲
جدول ۵-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع ریزنمونه و TDZ بر القاء جوانه در گیاه مریم گلی کبیر……………………………..۳۳
جول ۶-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع ریزنمونه و BAP بر باززایی شاخه در گیاه مریم­گلی­کبیر……………………………….۳۵
جدول ۷-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع ریزنمونه و Kin بر باززایی شاخه در گیاه مریم­گلی­کبیر………………………………۳۷
جدول ۸-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع ریزنمونه و TDZ بر باززایی شاخه در گیاه مریم­گلی­کبیر…………………………….۳۸
جدول ۹-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و BAP بر القاء جوانه از ریزنمونه گره مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۳۹
جدول ۱۰-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و Kin بر القاء جوانه از ریزنمونه گره مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۴۲
جدول ۱۱-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و TDZ بر القاء جوانه از ریزنمونه گره مریم­گلی­کبیر………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۴۳
۱۲-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشدIAA و BAP بر القاء جوانه از ریزنمونه نوک شاخه مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۴۵
جدول ۱۳-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و Kin بر القاء جوانه از ریزنمونه نوک شاخه مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۴۶
جدول ۱۴-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و TDZ بر القاء جوانه از ریزنمونه نوک شاخه مریم­گلی­کبیر…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۴۸
جدول ۱۵-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و BAP بر باززایی شاخه از ریزنمونه گره مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۴۹
جدول ۱۶-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و Kin بر باززایی شاخه از ریزنمونه گره مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۰
جدول ۱۷-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و TDZ بر باززایی شاخه از ریزنمونه گره مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۱
جدول ۱۸-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و BAP بر باززایی شاخه از ریزنمونه نوک شاخه مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۵۳
جدول ۱۹-۴- جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و Kin بر باززایی شاخه از ریزنمونه نوک شاخه مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۵۴
جدول ۲۰-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل نوع و غلظت تنظیم­کننده­ های رشد IAA و TDZ بر باززایی شاخه از ریزنمونه نوک شاخه مریم­گلی­کبیر……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۵۶
جدول ۲۱-۴: جدول تجزیه واریانس اثرات متقابل غلظت نمک در محیط کشت پایه MS و تیمار هورمونی بر میانگین تعداد ریشه و طول ریشه در گیاه مریم­گلی­کبیر ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۷
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل ۱-۳: ریزنمونه های تهیه شده از گیاهچه های حاصل از کشت بذور ضدعفونی شده در شرایط استریل………………………………..۱۹
شکل ۱-۴: اثر غلظت­های مختلف کیتوسان بر رنگ برگ و اندازه طول گیاهچه­های مریم­گلی­کبیر در محیط پایه MS ………………27
شکل ۲-۴: ریزنمونه­های هیپوکوتیل و کوتیلدون مریم­گلی­کبیر قرارگرفته در محیط باززایی که پس از حدود یک ماه، سیاه شده و از بین رفتند…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۲۸
شکل ۳-۴: القاء جوانه و باززایی شاخساره در ریزنمونه گره در محیط کشت MS حاوی تنظیم­کننده­ های رشد…………………………….۲۹
شکل ۴-۴: ریشه زایی و سازگاری. ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۵۹
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار ۱-۴: اثر زمان های مختلف استریلیزاسیون بر سرعت و درصد جوانه زنی در بذور مریم­گلی­کبی…………………………………………۲۵

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:53:00 ق.ظ ]




درتفسیر نمونه ذیل آیات این مطالب آمده است : در آیات گذشته بحثهایى پیرامون سرزنش کسانى که از غزوه تبوک خود دارى کرده بودند، به میان آمد، این دو آیه مورد بحث به عنوان یک قانون کلى و همگانى، بحث نهایى را روى این موضوع مى‏کند.نخست مى‏گوید:” مردم مدینه و بادیه‏نشینانى که در اطراف این شهر که مرکز و کانون اسلام است زندگى مى‏کنند حق ندارند، از رسول خدا ص تخلف جویند” (ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَهِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ). و نه حفظ جان خود را بر حفظ جان او مقدم دارند” (وَ لا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ).چرا که او رهبر امت، و پیامبر خدا، و رمز بقاء و حیات ملت اسلام است، و تنها گذاردن او نه فقط پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم را به خطر مى‏افکند، بلکه آئین خدا و علاوه بر آن موجودیت و حیات خود مؤمنان را نیز در خطر جدى قرار خواهد داد.در واقع قرآن با بهره گرفتن از یک بیان عاطفى، همه افراد با ایمان را به ملازمت پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم و حمایت و دفاع از او در برابر مشکلات تشویق مى‏کند، مى‏گوید:جان شما از جان او عزیزتر، و حیات شما از حیات او با ارزشتر نیست آیا ایمانتان اجازه مى‏دهد او که پرارزشترین وجود انسانى است، و براى نجات و رهبرى شما مبعوث شده به خطر بیفتد، و شما سلامت طلبان براى حفظ جان خویش از فداکارى در راه او مضایقه کنید؟! مسلم است تاکید و تکیه روى مدینه و اطرافش به خاطر آن است که در آن روز کانون اسلام مدینه بود، و الا این حکم نه اختصاصى به مدینه و اطراف آن دارد و نه مخصوص پیامبر ص است.این وظیفه همه مسلمانان در تمام قرون و اعصار است که رهبران خویش را همچون جان خویش، بلکه بیشتر گرامى دارند و در حفظ آنان بکوشند و آنها را در برابر حوادث سخت تنها نگذارند، چرا که خطر براى آنها خطر براى امت است. (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۸ ، ۱۸۶)
در تفسیر نور نیزاین تعبیر مورد اشاره قرار گرفته است :اطاعت بى‏چون و چرا از پیامبر لازم است و کسى حقّ تخلّف از فرمانِ حکومتى رسول خدا صلى الله علیه و آله را ندارد. ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَهِ … أَنْ یَتَخَلَّفُوا (قرائتی،۱۳۸۳ ،ج‏۳ ، ۵۱۹)
الف – ۱-۴ ) سوره نور – آیه ۵۱ : إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنینَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏.
سخن مؤمنان، هنگامى که بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داورى کند، تنها این است که مى‏گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعى هستند.
در تفسیر المیزان ذیل این آیه آمده است : سیاق جمله” إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ” که کلمه” کان” در آن قید شده، و نیز وصف ایمان در کلمه” مؤمنین” دلالت دارد بر اینکه گفتن” شنیدیم و اطاعت کردیم” در پاسخ به دعوت به سوى خدا و رسول او، مقتضاى ایمان به خدا و رسول است، (چون کلمه” کان” و مؤمنین مى‏رساند که دارندگان صفت ایمان همواره چنین بوده‏اند)، آرى، مقتضاى اعتقاد قلبى بر پیروى آنچه خدا و رسول بدان حکم مى‏کنند همین است که دعوت به حکم خدا و رسول را لبیک بگویند، نه اینکه آن را رد کنند.بنا بر این مراد از جمله” إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ” دعوت بعضى از مردم است که به منازع خود پیشنهاد کرده‏اند:” بیا تا خدا و رسول را بین خود حکم قرار دهیم"، به دلیل اینکه جمله با لفظ” اذا” آغاز شده، و اگر این آیه درباره مورد خاصى نبود، بلکه مراد از آن دعوت عمومى خدا و رسول، و یا به عبارت دیگر حکم خدا به وجوب رجوع هر دو نفر متخاصم به حکم او و حکم رسول او بود، قهرا حکمى ابدى بود، دیگر جا نداشت به زمان- اذا- مقید شود.از اینجا روشن مى‏شود اینکه بعضى از مفسرین گفته‏اند: فاعل” دعوا” که حذف شده همان خدا و رسول است و معناى آیه این است که وقتى خدا و رسول ایشان را مى‏خوانند چنین و چنان مى‏گویند صحیح نیست، بله، بالآخره مرجع دعوت باز به دعوت خدا و رسول است، ولى این حقیقت باعث نمى‏شود که ما کلمه” دعوا” را که صیغه مجهول است به” دعا” که صیغه معلوم است معنا کنیم.[بر خلاف منافقان، مؤمنان در برابر حکمیت و حکم خدا و رسول صلى اللَّه علیه و آله تسلیم بوده مى‏گویند: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا … به هر حال آیه شریفه مى‏خواهد سخن مؤمنین را در هنگامى و یا در فرضى که دعوت مى‏شوند به پذیرفتن حکم خدا و رسول منحصر کند در یک کلام و آن این است که” سَمِعْنا وَ أَطَعْنا- چشم اطاعت مى‏کنیم” که معنایش سمع و طاعت دعوت الهى است، حال چه اینکه دعوت کننده را یکى از دو متخاصم به دیگرى فرض کنیم، و یا دعوت کننده را خدا و رسولش بدانیم، و یا بگوییم مقصود سمعا و طاعه در برابر دعوت خدا یا یکى از دو متخاصم نیست، بلکه مراد سمعا و طاعه در برابر حکم خدا و رسول است، هر چند که احتمال اخیر بعید است.حال که سخن مؤمنین در هنگام دعوت منحصر شد به” سَمِعْنا وَ أَطَعْنا” لازمه آن این است که مؤمنین در چنین هنگامى دعوت خدا را رد نکنند. پس اگر کسى رد کند معلوم مى‏شود مؤمن نیست، چون رد حکم خدا خروج از طور و حد ایمان است، هم چنانکه جمله” بَلْ أُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ” هم به بیانى که گذشت آن را افاده مى‏کند پس آیه شریفه در مقام تعلیل اضراب در ذیل آیه قبلى است، که مى‏فرمود:” بَلْ أُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ".( طباطبایی،۱۳۷۴، ج‏۱۵ ، ۲۰۵)
تفسیر نمونه نیز می نویسد:در آیات گذشته عکس العمل منافقان تاریک دل را که در ظلمات متراکم و” بعضها فوق بعض” قرار داشتند، در برابر داورى خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم دیدیم که چگونه از داورى عدل پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم سر باز مى‏زدند گویى مى‏ترسیدند خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم حق آنها را پایمال کند!.آیات مورد بحث نقطه مقابل آن یعنى بر خورد مؤمنان را با این داورى الهى تشریح مى‏کند و مى‏گوید:” هنگامى که مؤمنان براى داورى به سوى خدا و رسولش فرا خوانده شوند یک سخن بیشتر ندارند و آن این است که مى‏گویند شنیدیم و اطاعت کردیم” (إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا).چه تعبیر جالبى” سَمِعْنا وَ أَطَعْنا” (شنیدیم و اطاعت کردیم) کوتاه و پر معنى.جالب اینکه کلمه” انما” که براى حصر است مى‏گوید: آنها جز این سخنى ندارند و سر تا پایشان همین یک سخن است و راستى حقیقت ایمان نیز همین است و بس” سمعنا و اطعنا".کسى که خدا را عالم به همه چیز مى‏داند، و بى نیاز از هر کس، و رحیم و مهربان به همه بندگان، چگونه ممکن است داورى کسى را بر داورى او ترجیح دهد؟ و چگونه ممکن است عکس العملى جز شنیدن و اطاعت کردن در برابر فرمان و داوریهایش نشان دهد؟ و چه وسیله خوبى است براى پیروزى مؤمنان راستین و چه آزمون بزرگى؟! لذا در پایان آیه مى‏فرماید:” رستگاران واقعى آنها هستند” (وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ).
کسى که زمام خود را به دست خدا بسپارد، و او را حاکم و داور قرار دهد بدون شک در همه چیز پیروز است، چه در زندگى مادى و چه معنوى. (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۱۴ ، ۵۲۲)
در تفسیر نور نیز چنین آمده است : چهار آیه‏ى قبل، برخورد منافقان نسبت به داورى پیامبر اسلام را ترسیم کرد و این آیه برخورد مؤمنان واقعى را مطرح مى‏کند، تا مردم در خود بنگرند که در برابر حکم خداوند از کدام دسته هستند.حرف و راه مؤمن در برابر حکم خدا و رسول، همیشه یکى است. «إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ»تسلیم در برابر حقّ، شیوه دائمى مؤمنان است. کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ‏ … سَمِعْنا وَ أَطَعْناآنچه براى مؤمن مهم است، عمل به وظیفه‏ى الهى و پذیرش حکم خدا و رسول است. (خواه به نفع او باشد یا به ضررش). «لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ»اطاعت مؤمنان از پیامبر، براساس تعبد به سخنان و دستورات اوست. (تقدیم‏ «سَمِعْنا» بر «أَطَعْنا»)دیندارى، به هنگام اختلافات و قبول یا ردّ قضاوت‏هاى حقّ، معلوم مى‏شود.«سَمِعْنا وَ أَطَعْنا»( قرائتی،۱۳۸۳،ج‏۶ ، ۲۰۲)
الف - ۱- ۵ ) سوره مجادله – آیه۱۳ : أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ .
آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خوددارى کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام مى‏دهید با خبر است!
در تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی می نویسد :منظور از جمله” وقتى با رسول نجوى مى‏کنید"،” وقتى مى‏خواهید با رسول نجوى کنید” است. مى‏فرماید: هر وقت خواستید با آن جناب گفتگوى سرى بکنید، قبل از آن صدقه‏اى بدهید.” ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ"- این جمله علت تشریع صدقه قبل از نجوى را بیان مى‏کند، نظیر جمله” وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ” «۱» که مطالب قبل خود را تعلیل مى‏کند. و در اینکه منظور از جمله مورد بحث خیر بودن و أطهر بودن براى نفوس و قلوب است، هیچ شکى نیست، و شاید وجهش این باشد که ثروتمندان از مسلمین زیاد با رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم نجوى مى‏کردند، و مى‏خواستند این را براى خود نوعى امتیاز و تقرب به رسول به حساب آورده، در برابر فقراء خود را از خصیصین رسول وانمود کنند، در نتیجه فقراء از این بابت ناراحت مى‏شدند، و دلهایشان مى‏شکست، لذا خداى تعالى به آنها دستور داد هر وقت خواستند با آن جناب در گوشى سخن بگویند، قبلا به فقراء صدقه دهند، که این عمل باعث مى‏شود اولا دلها به هم نزدیک شود و ثانیا حس رحمت و شفقت و مودت و پیوند دلها بیشتر گشته، کینه‏ها و خشم‏هاى درونى زدوده گردد.
در کلمه” ذلک” التفاتى به کار رفته، چون قبلا خطاب به عموم مؤمنین بود، و در این کلمه خطاب را متوجه شخص رسول صلى الله علیه و آله وسلم کرد، و با این تغییر لحن، تجلیلى لطیف از آن جناب نمود، چون حکم صدق مربوط به نجواى با آن جناب بود، و اگر التفات را متوجه آن حضرت کند، افاده عنایت بیشترى نسبت به آن جناب مى‏کند.” فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ"- یعنى اگر چیزى نیافتید که آن را صدقه دهید، در این صورت تکلیف صدقه قبل از نجوى ساقط مى‏شود، و خداى تعالى به شما رخصت مى‏دهد که با آن جناب نجوى کنید، و از شما عفو کرد که او غفور و رحیم است. بنا بر این بیان، جمله” فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ” از باب به کار بردن سبب در جاى مسبب است، (زیرا مسبب که باید در آیه ذکر مى‏شد این بود که بفرماید:” فان لم تجدوا عفى اللَّه عنکم و غفر لکم و رحمکم” ولى مسبب را ذکر نکرد، سبب را که همان غفور و رحیم بودن خدا است ذکر نمود). بى‏نوایان مکلف بدان نیستند، هم چنان که همین معنا قرینه است بر اینکه منظور از وجوب در” فقدموا” وجوب صدقه بر توانگران است.” أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ …"این آیه شریفه حکم صدقه در آیه قبلى را نسخ کرده، و در ضمن عتاب شدیدى به اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم و مؤمنین فرموده که به خاطر ندادن صدقه به کلى از نجواى با رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم صرفنظر کردند، و به جز على بن ابى طالب احدى صدقه نداد و نجوى نکرد، و تنها آن جناب بود که ده نوبت صدقه داد و نجوى کرد. و به همین جهت این آیه نازل شد، و حکم صدقه را نسخ کرد.کلمه” اشفاق” به معناى ترس است، و جمله” أَنْ تُقَدِّمُوا” مفعول این کلمه است، و معناى آیه این است که: آیا ترسیدید صدقه دهید که نجوى را تعطیل کردید؟ احتمال هم دارد که مفعول کلمه مذکور حذف شده و تقدیر کلام” ء اشفقتم الفقر …” باشد، یعنى آیا از فقر ترسیدید که به خاطر صدقه ندادن نجوى نکردید.
بعضى از مفسرین (روح المعانى) گفته‏اند: اگر کلمه” صدقه” را به صیغه جمع آورد و فرمود” صدقات” براى این است که ترس صحابه از یک بار صدقه دادن نبود، چون یک بار صدقه دادن کسى را فقیر نمى‏کند، بلکه ترسشان از دادن صدقات بسیار براى نجواهاى بسیار بوده.” فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ …"- یعنى حال که از عمل بدانچه مکلف شدید سر باز زدید، و خدا هم از این سرپیچی تان صرفنظر نموده، به عفو و مغفرت خود به شما رجوع نمود، اینک رجوع او را غنیمت شمرده در امتثال سایر تکالیفش چون نماز و روزه کوشش کنید.بنا بر این، جمله” وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ” دلالتى بر این معنا هم دارد که ترک نجوى به خاطر ندادن صدقه گناه بوده، چیزى که هست خداى تعالى ایشان را آمرزیده.در اینکه جمله” فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ” را با آوردن حرف” فاء” بر سرش، متفرع کرد بر جمله” فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا …” دلالتى است بر اینکه حکم وجوب صدقه قبل از نجوى نسخ شده. در جمله” وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ” دلالتى هست بر عمومیت حکم اطاعت نسبت به این تکلیف و سایر تکالیف، و اینکه اطاعت به طور مطلق واجب است. و در جمله” وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ” نوعى تشدید هست که حکم وجوب اطاعت خدا و رسول را تاکید مى‏کند.(طباطبایی،۱۳۷۴، ج‏۱۹، ۳۲۸)
تفسیر نمونه در این باره می نویسد :فدر بخشى از آیات گذشته سخن از مساله نجوى بود آیات مورد بحث ادامه و تکمیلى است براى همان مطلب.نخست مى‏فرماید:” اى کسانى که ایمان آورده‏اید هنگامى که مى‏خواهید با رسول خدا نجوى کنید پیش از آن صدقه‏اى در راه خدا بدهید” (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَهً).چنان که در شان نزول گفتیم این دستور به خاطر آن بود که گروهى از مردم مخصوصا از اغنیا مرتبا مزاحم پیامبر ص مى‏شدند و با او نجوى مى‏کردند، کارى که مایه اندوه دیگران، و یا کسب امتیاز بى دلیلى براى اینان بود، بعلاوه موجب تضییع اوقات گرانبهاى پیامبر ص مى‏شد، حکم فوق نازل گشت و آزمونى بود براى آنها و نیز کمکى به مستمندان و وسیله مؤثرى براى کم شدن این مزاحمتها.سپس مى‏افزاید:” این براى شما بهتر و پاکیزه‏تر است” (ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ).اما” خیر” بودن این صدقه هم براى متمکنان بود، زیرا موجب ثوابى مى‏شد، و هم براى نیازمندان، چرا که وسیله کمکى به آنها محسوب مى‏گشت.و اما” اطهر” بودنش از این نظر بود که قلوب اغنیا را از حب مال مى‏شست، و قلوب نیازمندان را از کینه و ناراحتى، زیرا هنگامى که نجوى از صورت مجانى در مى‏آید و نیاز به دادن صدقه‏اى داشت طبعا کمتر مى‏شد همان گونه‏اى که شد و این یک نوع پاکیزگى براى محیط فکرى و اجتماعى مسلمانان بود.ولى از آنجا که اگر وجوب صدقه قبل از نجوى عمومیت مى‏داشت فقرا از طرح مسائل مهم یا نیازهاى خود در برابر پیامبر ص به صورت نجوى محروم مى‏شدند، در ذیل آیه حکم صدقه را از این گروه برداشته مى‏فرماید: اگر توانایى نداشته باشید خداوند غفور و رحیم است. (فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ).و به این ترتیب آنها که تمکن مالى داشتند دادن صدقه قبل از نجوى براى آنان واجب بود، و آنها که نداشتند بدون آن مى‏توانستند با پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم نجوى کنند.جالب اینکه دستور فوق تاثیر عجیبى گذاشت و آزمون جالبى شد و همگى جز یک نفر از دادن صدقه و نجوى خوددارى کردند، و او امیر مؤمنان على علیه السلام بود اینجا بود که آنچه لازم بود روشن شود شد و آنچه باید مسلمانان از این دستور بفهمند و درس گیرند گرفتند، لذا آیه بعد نازل گردید و این حکم را نسخ کرد و فرمود:” آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقه قبل از نجوى خوددارى کردید"؟! (أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ).معلوم مى‏شود حب مال در دل شما از علاقه به نجواى پیامبر ص بیشتر است، و نیز معلوم مى‏شود در این نجواها غالبا مسائل حیاتى مطرح نمى‏شد، و گرنه چه مانعى داشت که این گروه قبل از نجوى صدقه‏اى مى‏دادند و نجوى مى‏کردند، به خصوص اینکه مقدار خاصى براى صدقه نیز تعیین نشده بود و مى‏توانستند با مبلغ کمى این مشکل را حل کنند.سپس مى‏افزاید:” اکنون که این کار را نکردید، و خود به تقصیر خویشتن پى بردید و خداوند شما را بخشید، و توبه شما را پذیرفت، نماز را بر پا دارید و زکات را ادا کنید، و خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و بدانید خداوند از آنچه انجام مى‏دهید با خبر است” (فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ).تعبیر به” توبه” نشان مى‏دهد که آنها در نجواهاى قبلى مرتکب گناهى شده بودند، خواه به خاطر تظاهر و ریا، و یا آزار پیامبر ص و یا ایذاء مؤمنان فقیر.گرچه در این آیه سخنى صریحا در باره جواز نجوى بعد از این ماجرا نیامده، ولى تعبیر آیه نشان مى‏دهد که حکم سابق برداشته شد.اما دعوت به اقامه نماز و اداء زکات و اطاعت خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم به خاطر اهمیت آن است و نیز اشاره‏اى است به اینکه اگر بعد از این نجوا مى‏کنید باید در مسیر اهداف بزرگ اسلامى و در طریق اطاعت از خدا و رسول صلی الله علیه وآله وسلم باشد.
سوالی که در اینجا پیش می آید این است که فلسفه تشریع و نسخ حکم صدقه قبل از نجوى‏چیست وچرا وجوب صدقه قبل از نجوى کردن با پیامبر ص تشریع شد و بعد از مدت کوتاهى نسخ گردید؟
پاسخ این سؤال را به خوبى مى‏توان از قرائن موجود در آیه فوق و شان نزول آن به دست آورد، هدف آزمایشى بود، براى افراد پر ادعایى که از این طریق اظهار علاقه خاصى به پیامبر ص مى‏کردند، معلوم شد این اظهار علاقه‏ها تنها در صورتى است که نجوى مجانى باشد، اما هنگامى که نیاز به بذل مقدارى مال داشت خاموش شدند.
از این گذشته، این حکم براى همیشه در مسلمانان اثر گذارد، و نشان داد تا ضرورتى نباشد نباید وقت گرانبهاى پیامبر ص و دیگر رهبران بزرگ اسلامى را با نجوى گرفت، و وسیله ناخشنودى مردم را فراهم ساخت، و در حقیقت کنترلى بود براى نجواها در آینده.بنابر این حکم مزبور از آغاز جنبه موقتى داشته، و پس از آنکه هدف آن تامین گردید نسخ شد، زیرا ادامه آن نیز مشکلى ایجاد مى‏کرد، چرا که گاه مسائل ضرورى پیش مى‏آمد که لازم بود به طور خصوصى با پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم در میان گذارده شود، چنانچه حکم صدقه باقى میماند اى بسا این ضرورتها از دست مى‏رفت، و افراد یا جامعه اسلامى زیان مى‏دیدند.به طور کلى در موارد نسخ، حکم همیشه از اول جنبه محدود و موقت داشته، هر چند مردم از این معنى احیانا آگاه نبوده و آن را همیشگى تصور مى‏کردند.
بدون شک على علیه السلام در زمره ثروتمندان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نبود، زندگى ساده و زاهدانه‏اى داشت، با این حال براى احترام به این حکم الهى در همان مدت کوتاه چند بار صدقه داد و مسائل ضرورى را از طریق نجوى با پیامبر ص در میان نهاد، و چنان که گفتیم این مساله در میان مفسران و ارباب حدیث مسلم است.ولى بعضى با قبول این موضوع، اصرار دارند فضیلت بودن آن را انکار کنند.از جمله اینکه مى‏گویند اگر بزرگان صحابه اقدام به این کار نکردند نیازى به آن ندیدند، و یا وقت کافى نداشتند، یا فکر مى‏کردند مبادا باعث ناراحتى فقرا و وحشت اغنیا گردد! بنا بر این فضیلتى براى على علیه السلام محسوب یا موجب سلب فضیلتى از دیگران نمى‏گردد! ولى گویا آنها در متن آیه دوم دقت نکرده‏اند که خداوند به عنوان سرزنش مى‏فرماید: أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ” آیا از فقر ترسیدید و بخل کردید که قبل از نجوى صدقه‏اى ندادید” و حتى در ذیل آیه تعبیر به توبه مى‏کند که ظاهرا ناظر به همین معنى است، از این تعبیر روشن مى‏شود که اقدام بر صدقه و نجوى با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم کار مطلوبى بوده است و گرنه سرزنش و توبه نداشت.بدون شک جمعى از اصحاب سرشناس پیامبر ص قبل از این ماجرا با پیامبر ص نجوى داشتند، (چون افراد عادى و دور افتاده کمتر اقدام به چنین کارى مى‏کردند) ولى همین صحابه معروف بعد از دستور صدقه از این کار خوددارى نمودند، تنها کسى که به این دستور احترام گذارد و جامه عمل به آن پوشانید على ع بود چه مى‏شود که ما ظاهر آیات و روایاتى که در این زمینه است و در کتب مختلف اسلامى نقل شده بپذیریم و با احتمالات ضعیف و بى اساس یک واقعیت را نادیده نگیریم، و با عبد اللَّه بن عمر که این فضیلت را همردیف با تزویج فاطمه ع و پرچمدارى روز فتح خیبر و برتر از” حمر النعم” قرار داده هم صدا شویم؟!( مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۲۳ ، ۴۴۸تا۴۵۳)
تفسیر نور نیز نوشته است : در این آیه، برخى اصحاب پیامبر که به خاطر ترس از بذل مال، به هر اندازه که باشد گفتگو با رسول اللّه صلى الله علیه و آله را ترک کردند، مورد عتاب الهى قرار گرفته‏ اند.همه اصحاب پیامبر اکرم مطیع او نبودند. «فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا» (آنان به فرمان صریح‏«فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَهً» عمل نکردند).از کسانى که نافرمانى مى‏کنند مأیوس نشوید و با آنان برخورد عادلانه داشته باشید. خداوند از کسانى اطاعت مى‏خواهد که در مورد فرمانى دیگر اطاعت نکردند. لَمْ تَفْعَلُوا … أَطِیعُوا اللَّهَ‏. دین، یک رابطه فردى و شخصى با خدا نیست، رسیدگى به فقرا و اطاعت از فرمان‏هاى حکومتى پیامبر نیز از احکام دینى است. «فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (قرائتی،۱۳۸۳، ج‏۹ ، ۵۱۹)
مرحوم” طبرسى در مجمع البیان در شان نزول این آیات چنین نقل کرده‏اند: جمعى از اغنیاء خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مى‏آمدند و با او نجوى مى‏کردند (این کار علاوه بر این که وقت گرانبهاى پیغمبر ص را مى‏گرفت مایه نگرانى مستضعفین و موجب امتیازى براى اغنیاء بود) در اینجا خداوند نخستین آیات فوق را نازل کرد و به آنها دستور داد که قبل از نجوى کردن با پیامبر ص صدقه‏اى به مستمندان بپردازند، اغنیاء وقتى چنین دیدند از نجوى خوددارى کردند، آیه دوم نازل شد (و آنها را ملامت کرد و حکم آیه اول را نسخ نمود) و اجازه نجوى به همگان داد (ولى نجوى در مورد کار خیر و اطاعت پروردگار) (طبرسی،۱۳۷۲،جلد ۹ ، ۲۵۲)
سید محمود آلوسی رحمه الله علیه می نویسد :بعضى از مفسران نیز تصریح کرده‏اند که هدف گروهى از نجوى کنندگان این بود که از این راه برترى بر دیگران کسب کنند پیامبر ص هم روى بزرگوارى خاص خود در عین این که ناراحت بود از آنها ممانعت نمى‏کرد تا این که قرآن آنها را از این کار نهى نمود .(آلوسی،‏۱۴۱۵، جلد ۲۸ ، ۲۷)
غالب مفسران شیعه و اهل سنت نوشته‏اند تنها کسى که به این آیه عمل کرد امیر مؤمنان على علیه السلام بود چنان که طبرسى در روایتى از خود حضرت نقل مى‏کند که فرمود:آیه من کتاب اللَّه لم یعمل بها احد قبلى، و لا یعمل بها احد بعدى کان لى دینار فصرفته بعشره دراهم فکنت اذا جئت الى النبى (ص) تصدقت بدرهم:آیه‏اى در قرآن است که احدى قبل از من و بعد از من به آن عمل نکرده و نخواهد کرد، من یک دینار داشتم آن را به ده درهم تبدیل کردم و هر زمان مى‏خواستم با رسول خدا ص نجوا کنم درهمى را صدقه مى‏دادم (الطبرى،۱۹۳۹،ج ۲۸ ، ۱۵)
همین مضمون را” شوکانى” از” عبد الرزاق” و” ابن المنذر” و” ابن ابى حاتم” و” ابن مردویه” نقل کرده است (تفسیر” البیان فى تفسیر القرآن” جلد ۱ صفحه ۳۷۵) سید قطب نیز این روایت را در فى ظلال القرآن جلد ۸ صفحه ۲۱ نقل کرده است. فخر رازى” نیز این حدیث را که تنها کسى که به آیه فوق عمل کردعلى ع بود از جمعى از محدثان از ابن عباس نقل کرده است (تفسیر فخر رازى جلد ۲۹ صفحه ۲۷۱)در” در المنثور” نیز روایات متعددى در ذیل آیات فوق در همین معنى آمده است (سیوطی،۱۴۰۴، ج ۶ ۱۸۵)
الف - ۱- ۶ ) سوره نور – آیه ۶۲ : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا کانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولئِکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم‏.
مؤمنان واقعى کسانى هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‏اند و هنگامى که در کار مهمّى با او باشند، بى‏اجازه او جایى نمى‏روند؛ کسانى که از تو اجازه مى‏گیرند، براستى به خدا و پیامبرش ایمان آورده‏اند! در این صورت، هر گاه براى بعضى کارهاى مهمّ خود از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که مى‏خواهى (و صلاح مى‏بینى) اجازه ده، و برایشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است‏.
پایان نامه - مقاله
تفسیرالمیزان در این باره آورده است:ذکر جمله” الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ” براى بیان مؤمنین با اینکه معناى کلمه مؤمنین روشن بود براى این بود که دلالت کند بر اتصافشان به حقیقت معناى ایمان، و معنایش این است که مؤمنین عبارتند از آنهایى که به خدا و رسولش ایمان حقیقى دارند، و به وحدانیت خدا و رسالت رسولش باور و اعتقاد قلبى دارند.به همین جهت دنبالش فرمود:” و چون با او بر سر امرى اجتماع و اتفاق مى‏کنند، نمى‏روند تا اجازه بگیرند” و مقصود از امر جامع امرى است که خود به خود مردم را دور هم جمع مى‏کند، تا درباره آن بیندیشند و مشورت کنند، و سپس تصمیم بگیرند، مانند جنگ و امثال آن. معناى آیه این است که چون با رسول او بر سر امرى از امور عمومى اجتماع مى‏کنند، پى کار خود نرفته و از آن جناب روى نمى‏گردانند، مگر بعد از آنکه کسب اجازه کرده باشند.چون چنین بود، دنبالش فرمود:” کسانى که از تو اجازه مى‏گیرند کسانى هستند که به خدا و رسولش ایمان دارند” و این در حقیقت به منزله عکس صدر آیه است، تا دلالت کند بر ملازمه و اینکه ایمان از کسب اجازه جدا نمى‏شود."فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ"- در این جمله خداى تعالى رسول گرامى خود را اختیار مى‏دهد که به هر کس خواست اجازه رفتن بدهد، و به هر کس خواست ندهد.وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ"- در این جمله رسول گرامى خود را دستور مى‏دهد تا به منظور دلخوش کردن آنان، و تا رحمتى باشد براى آنان، از خدا برایشان طلب مغفرت کند.(طباطبایی،۱۳۷۴، ج‏۱۵،۲۳۰)
در تفسیر قمى در ذیل جمله” إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ … حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ” فرموده‏اند: این آیه درباره عده‏اى نازل شد که هر وقت رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم ایشان را براى امرى از امور جمع مى‏کرد تا پى کارى یا جنگى که پیش آمده بود بفرستد، بدون اجازه او متفرق مى‏شدند، خداى تعالى ایشان را از این رفتار نهى فرمود . (قمى،۱۳۷۶، ج ۲ ، ۱۰۸)
هم چنین در تفسیر فی ظلال القرآن آمده :آیه در داستان جنگ خندق نازل گردید، در آن هنگام که پیامبر صلى الله علیه و آله با انبوه مسلمانان با سرعت مشغول کندن خندق در اطراف مدینه بودند گروهى از منافقین به ظاهر در صف آنها بودند ولى کمتر کار انجام مى‏دادند، و تا چشم مسلمانان را غافل مى‏دیدند بدون اجازه گرفتن از پیامبر صلى الله علیه و آله آهسته به خانه‏هاى خود مى‏آمدند، اما هنگامى که مسلمانان راستین مشکلى پیدا مى‏کردند نزد پیامبر ص آمده اجازه مى‏خواستند و به محض اینکه کار خود را انجام مى‏دادند باز مى‏گشتند و به حفر خندق ادامه مى‏دادند، تا از این کار خیر و مهم عقب نمانند، آیه فوق گروه اول را مذمت و گروه دوم را ستایش مى‏کند.( ابن قطب بن ابراهیم شاذلی،۱۴۱۲،‏ج ۶ ، ۱۲۶)
تفسیرنمونه می نویسد : در چگونگى ارتباط این آیات با آیات قبل بعضى از مفسران از جمله مرحوم طبرسى در مجمع البیان و نویسنده تفسیر فى ظلال گفته‏اند که چون در آیات گذشته بخشى از نحوه معاشرت افراد با دوستان و خویشاوندان مطرح شده بود، آیات مورد بحث کیفیت معاشرت مسلمانان را با پیشوایشان پیامبر مطرح نموده و لزوم انضباط را در برابر او تاکید مى‏کند، تا در همه چیز گوش به فرمان پیامبر ص باشند و در کارهاى مهم بدون ضرورت، و بدون اجازه او از جمعیت جدا نشوند.این احتمال نیز وجود دارد که در چند آیه قبل، سخن از لزوم اطاعت‏خدا و پیامبر ص در میان بود و یکى از شئون اطاعت آن است که بدون اذن و فرمان او کارى نکنند، لذا در آیات مورد بحث از این مطلب سخن مى‏گوید.به هر حال در نخستین آیه مى‏فرماید:” مؤمنان واقعى کسانى هستند که ایمان به خدا و رسولش آورده‏اند و هنگامى که در کار مهمى که حضور جمعیت را ایجاب مى‏کند با او باشند، بدون اذن و اجازه او به جایى نمى‏روند.منظور از” امر جامع” هر کار مهمى است که اجتماع مردم در آن لازم است و تعاون و همکاریشان ضرورت دارد، خواه مساله مهم مشورتى باشد، خواه مطلبى پیرامون جهاد و مبارزه با دشمن، و خواه نماز جمعه در شرائط فوق العاده، و مانند آن، بنا بر این اگر مى‏بینیم بعضى از مفسران آن را به خصوص مشورت، یا خصوص مساله جهاد، یا خصوص نماز جمعه یا نماز عید تفسیر کرده‏اند باید گفت: بخشى از معنى آیه را منعکس ساخته‏اند، و شان نزولهاى گذشته نیز مصداقهایى از این حکم کلى هستند.در حقیقت این یک دستور انضباطى است که هیچ جمعیت و گروه متشکل و منسجم نمى‏تواند نسبت به آن بى اعتنا باشد، چرا که در این گونه مواقع گاهى حتى غیبت یک فرد گران تمام مى‏شود و به هدف نهایى آسیب مى‏رساند، مخصوصا اگر رئیس جمعیت، فرستاده پروردگار و پیامبر خدا و رهبر روحانى نافذ الامر باشد.توجه به این نکته نیز لازم است که منظور از اجازه گرفتن این نیست که هر کس کارى دارد یک اجازه صورى بگیرد و به دنبال کار خود برود، بلکه براستى اجازه گیرد، یعنى اگر رهبر، غیبت او را مضر تشخیص نداد، به او اجازه مى‏دهد و در غیر این صورت باید بماند و گاهى کار خصوصى خود را فداى هدف مهمتر کند.لذا در دنبال این جمله اضافه مى‏کند:” کسانى که از تو اجازه مى‏گیرند آنها براستى ایمان به خدا و رسولش آورده‏اند” ایمانشان تنها با زبان نیست، بلکه با روح و جان مطیع فرمان تواند در این صورت هر گاه از تو براى بعضى از کارهاى مهم خود اجازه بخواهند به هر کس از آنها مى‏خواهى (و صلاح مى‏بینى) اجازه ده.روشن است که اینگونه افراد با ایمان با توجه به اینکه براى امر مهمى اجتماع کرده‏اند هرگز براى یک کار جزئى اجازه نمى‏طلبند، و منظور از” شانهم” در آیه کارهاى ضرورى و قابل اهمیت است. از سوى دیگر، خواست پیامبر ص مفهومش این نیست که بدون در نظر گرفتن جوانب امر و اثرات حضور و غیاب افراد اجازه دهد، بلکه این تعبیر براى آنست که دست رهبر باز باشد و در هر مورد ضرورت حضور افراد را احساس مى‏کند به آنها اجازه رفتن را ندهد. این دستور انضباطى مهم اسلامى مخصوص پیامبر و یارانش نبوده است بلکه در برابر تمام رهبران و پیشوایان الهى اعم از پیامبر و امام و علمایى که جانشین آنها هستند رعایت آن لازم است، چرا که مساله سرنوشت مسلمین و نظام جامعه اسلامى در آن مطرح مى‏باشد، و حتى علاوه بر دستور قرآن مجید، عقل و منطق نیز حاکم به آن است، زیرا اصولا هیچ تشکیلاتى بدون رعایت این اصل پا بر جا نمى‏ماند، و مدیریت صحیح بدون آن امکان پذیر نیست.عجب اینکه بعضى از مفسران معروف اهل سنت این آیه را دلیل بر جواز اجتهاد و واگذارى حکم به راى مجتهد دانسته‏اند، ولى ناگفته پیدا است آن اجتهادى که در مباحث اصول و فقه مطرح است مربوط به احکام شرع است نه مربوط به موضوعات، اجتهاد در موضوعات قابل انکار نیست، هر فرمانده لشکر، هر رئیس اداره و هر سرپرست گروهى به هنگام تصمیم‏گیرى در مسائل اجرایى و موضوعات خارجى رأیش محترم است، این دلیل بر آن نیست که در احکام کلى شرع بتوان اجتهاد کرد و با مصلحت‏اندیشى، حکمى وضع یا حکمى را نفى نمود.‏ (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۱۴ ، ۵۶۳تا۵۶۶)
حجه الاسلام قرائتی در تفسیر خود می نویسد رسول خدا صلى الله علیه و آله گروهى را براى کارى اعزام فرمود، ولى آنان به سراغ کارهاى شخصى خود رفتند، و این آیه در باره آنان نازل شد.این آیه در مورد مسلمانانى است که مشغول کندن خندق بودند و براى سرکشى به خانواده‏ى خود از پیامبر اجازه مى‏خواستند.اجازه گرفتن از رهبر، نشانه‏ى ادب، تسلیم، قانونمندى، عشق به رهبر و نظم و نظام است. حضور در کنار رهبرى، براى حل مشکلات، نشانه‏ى ایمان، و ترک آن نشانه‏ى نفاق یا ضعف ایمان است. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ‏ … کانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ‏. در مسائل تشکیلاتى، که بر اساس همفکرى و مشورت، تصمیم گرفته مى‏شود، خودمحورى و خودمختارى ممنوع است. «عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا».در زندگى اجتماعى، وجود رهبر و پیروى از او لازم است. «عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا» ایمان باید همراه با تسلیم و اطاعت از رهبرى باشد. «لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ» تصمیم‏گیرى نهایى با رهبر است. «لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ» (پیامبر در مسائل جامعه، بر مردم ولایت دارد). طرح مسائل شخصى در هنگام اشتغال به کارهاى عمومى، گرچه با اجازه‏باشد، زیبا نیست و باید عذرخواهى کرد. «وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ»( قرائتی،۱۳۸۳، ج۶،۲۱۸ تا ۲۱۹)
الف - ۱- ۷ ) سوره حجرات – آیات ۱و ۲ : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم‏(۱)یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُون.‏(۲)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! (در هیچ کارى) بر (حکم) خدا و پیامبر او پیشى نگیرید و از خداوند پروا کنید، که خداوند شنوا و دانا است.(۱)اى کسانى که ایمان آورده‏اید! صداى خود را فراتر از صداى پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‏کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى که نمى‏دانید!(۲)
درباره شآن نزول آیه اول در تفسیر قرطبی آمده است : پیامبر ص به هنگام حرکت به سوى” خیبر” مى‏خواست کسى را بجاى خود در” مدینه” نصب کند، عمر شخص دیگرى را پیشنهاد کرد آیه فوق نازل شد و دستور داد بر خدا و پیامبر پیشى مگیرید بعضى دیگر گفته‏اند: جمعى از مسلمانان گاه گاه مى‏گفتند اگر چنین مطلبى در باره ما نازل مى‏شد بهتر بود، آیه فوق نازل گشت و گفت بر خدا و پیامبرش پیشى مگیرید (قرطبى،۱۴۱۹ جلد ۹ ،۶۱۲۱)
در صحیح بخاری شان نزولی که هم به آیه اول، و هم آیات بعد مربوط استآمده و آن اینکه: در سال نهم هجرت که” عام الوفود” بود (سالى که هیئتهاى گوناگونى از قبائل براى عرض اسلام یا عهد و قرار داد خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم آمدند) هنگامى که نمایندگان قبیله” بنى تمیم” خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم رسیدند ابو بکر به پیامبر ص پیشنهاد کرد که” قعقاع” (یکى از اشراف قبیله) امیر آنها گردد، و عمر پیشنهاد کرد،” اقرع بن حابس” (فرد دیگرى از آن قبیله) امیر شود، در اینجا ابو بکر به عمر گفت: مى‏خواستى با من مخالفت کنى؟عمر گفت: من هرگز قصد مخالفت نداشتم، در این موقع سر و صداى هر دو در محضر پیامبر ص بلند شد، آیات فوق نازل گشت، یعنى نه در کارها بر پیامبر ص پیشى گیرید، و نه در کنار خانه پیامبر ص سر و صدا راه بیندازید .( بخارى ،۱۴۱۰جزء ۶ ، ۱۷۲ در تفسیر سوره حجرات)
علامه طباطبایی رحمه الله علیه دیل این آیات می نویسد :شاهد بر اینکه مراد از” بین یدى” حکم است، این مى‏باشد که آیه شریفه را با جمله” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا” آغاز، و با جمله” وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ” ختم کرده، که از ظاهر آن برمى‏آید مراد از” بین یدى” آن مقامى است که ارتباط به مؤمنین متقى دارد، به کسانى ارتباط دارد که هم به خدا و رسولش ایمان دارند، و هم از آن دو پروا. و آن مقام همان‏ مقام حکم است که مؤمنین احکام اعتقادى و عملى خود را از آن مقام مى‏گیرند.با این تقریب روشن گردید که مراد از” لا تُقَدِّمُوا” هم این است که هیچ حکمى را بر حکم خدا و رسولش مقدم مدارید، حال یا مراد این است که قبل از گرفتن کلام و دستور خدا و رسول در باره حکم چیزى سخنى نگویید، و یا قبل از گرفتن دستور خدا عملى را انجام ندهید. لیکن از اینکه به دنبال کلام مى‏فرماید:” إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ- خدا شنوا و داناست” مثل اینکه برمى‏آید مراد تقدیم قول است، نه تقدیم فعل و نه اعم از آن دو، که هم شامل قول شود و هم فعل، و گر نه اگر مراد قول و فعل هر دو بود، مى‏فرمود:” ان اللَّه سمیع بصیر خدا نوا و بینا است” هم سخن شما را مى‏شنود، و هم عمل شما را مى‏بیند، هم چنان که در بسیارى از موارد که پاى فعل در کار است کلمه” بصیر” را آورده، مثلا مى‏فرماید:” وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ"( سوره حدید، آیه ۴). پس حاصل معناى آیه این شد: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در جایى که خدا و رسول او حکمى دارند، شما حکم نکنید- یعنى حکمى نکنید مگر به حکم خدا و رسول او- و باید که همواره این خصیصه در شما باشد، که پیرو و گوش به فرمان خدا و رسول باشید.و لیکن از آنجایى که هر فعل و ترک فعلى که آدمى دارد، بدون حکم نمى‏تواند باشد.همچنین هر تصمیم و اراده‏اى که نسبت به فعل و یا ترک فعلى دارد آن اراده نیز خالى از حکم نیست، در نتیجه مى‏توان گفت که مؤمن نه تنها در فعل و ترک فعلش باید گوش به فرمان خدا باشد، بلکه در اراده و تصمیمش هم باید پیرو حکم خدا باشد. و نهى در آیه شریفه ما را نهى مى‏کند از اینکه هم به سخنى اقدام کنیم که از خدا و رسول نشنیده‏ایم و هم به فعلى و یا ترک فعلى اقدام کنیم که حکمش را از خدا و رسول نشنیده‏ایم، و هم نسبت به عملى اراده کنیم که حکم آن اراده را از خدا و رسولش نشنیده‏ایم. در نتیجه آیه شریفه نظیر و قریب المعنى با آیه” بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ” (سوره انبیاء، آیه ۲۷)مى‏شود که در باره اوصاف ملائکه مى‏فرماید: از کلام خدا سبقت نمى‏گیرند، و همواره به امر او عمل مى‏کنند. این اتباعى که در جمله” لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ” بدان دعوت مى‏کند، همان داخل شدن در ولایت خدا، و وقوف در موقف عبودیت، و سیر در آن مسیر است، به طورى که عبد در مرحله تشریع مشیت خود را تابع مشیت خدا کند، همانطور که در مرحله تکوین مشیتش تابع‏مشیت خدا است و خداى تعالى در آن باره فرموده:” وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ” (سوره انسان، آیه ۳۰)، و نیز فرموده:” وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ"(ـ سوره آل عمران، آیه ۶۸) و نیز فرموده:” وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ"( سوره جاثیه، آیه ۱) (ترجمه المیزان، ج‏۱۸، ۴۵۵تا۴۵۷)
در تفسیر مجمع البیان وجوه مختلف دیگری در معناى آیه اول گفته‏ شده است:
۱-” تقدیم” در این آیه به معناى” تقدم” است، یعنى اگر کلمه” تقدیم” در جاهاى دیگر متعدى و به معناى جلو انداختن چیزیست، در اینجا به معناى تقدم و جلو افتادن است، و معناى آیه اینست که: از خدا و رسولش جلو نیفتید، و قبل از امر و نهى خدا و رسول امر و نهى نکنید، و قبل از دستور خدا و رسول هیچ کارى را فیصله ندهید. چه بسا گفته باشند که” تقدیم” در آیه به همان معناى معروف کلمه است، لیکن در اینجا با صرفنظر از متعلقاتش استعمال شده، مانند آیه” یُحْیِی وَ یُمِیتُ” (سوره حدید، آیه ۲)، که معنایش متعدى است، ولى کارى ندارد به اینکه چه کسى را زنده و چه کسى را مى‏میراند، در نتیجه معنایش همان معناى تقدم مى‏شود، یعنى جلو قرار گرفتن چیزى از چیز دیگر. و چون لفظ آیه مطلق است تمامى انواع تقدم را مى‏گیرد: تقدم در سخن گفتن، تقدم در عمل، و حتى تقدم در راه رفتن، و تقدم در نشستن، و تقدم در عبادتهایى که وقت معین دارد، مثل نماز ظهر خواندن در قبل از ظهر، و تقدمهاى دیگر .
۲- مراد از آیه شریفه این است که مؤمنین را نهى کند از سخن گفتن قبل از رسول خدا، یعنى وقتى رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم در مجلس حاضر است و شخصى از آن جناب سؤالى مى‏کند، قبل از آنکه آن جناب پاسخ بگوید، شما در پاسخ گفتن جلو نیفتید.
۳- معناى آیه این است که: ما دام که خدا و رسول دستورى به شما نداده‏اند، هیچ سخنى مگویید، و هیچ عملى انجام ندهید
۴- معناى آیه این است که: سخن خود را مقدم بر سخن رسول خدا مکنید، و عمل خود را مقدم بر عمل او نسازید، و به احدى اجازه ندهید جلوتر از او راه برود(طبرسی،۱۳۷۱، ج ۹ ، ۱۹۵)
تفسیر نمونه ذیل آیات مورد بحث می نویسد :منظور از مقدم نداشتن چیزى در برابر خدا و پیامبر پیشى نگرفتن بر آنها در کارها، و ترک عجله و شتاب در مقابل دستور خدا و پیامبر ص است.گرچه بعضى از مفسران خواسته‏اند مفهوم آیه را محدود کنند، و آن را منحصر به انجام عبادات قبل از وقت، یا سخن گفتن قبل از سخن پیامبر ص و امثال آن بدانند، ولى روشن است که آیه مفهوم وسیع و گسترده‏اى دارد و هر گونه پیشى گرفتن را در هر برنامه‏اى شامل مى‏شود مسئولیت انضباط” رهروان” در برابر” رهبران” آنهم یک رهبر بزرگ الهى ایجاب مى‏کند که در هیچ کار، و هیچ سخن و برنامه، بر آنها پیشى نگیرند، و شتاب و عجله نکنند.البته این بدان معنا نیست که اگر پیشنهاد یا مشورتى دارند در اختیار رهبر الهى نگذارند، بلکه منظور جلو افتادن و تصمیم گرفتن و انجام دادن پیش از تصویب آنها است حتى نباید در باره مسائل بیش از اندازه لازم سؤال و گفتگو کرد، باید گذاشت که رهبر خودش به موقع مسائل را مطرح کند آنهم رهبر معصوم که از چیزى غفلت نمى‏کند، و نیز اگر کسى سؤالى از او مى‏کند نباید دیگران پیشقدم شده، پاسخ سؤال را عجولانه بگویند، در حقیقت همه این معانى در مفهوم آیه جمع است.
جمله اول (لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ …) اشاره به این است که صدا را بلندتر از صداى پیامبر ص نکنید، که این خود یک نوع بى ادبى در محضر مبارک او است، پیامبر ص که جاى خود دارد این کار در برابر پدر و مادر و استاد و معلم نیز مخالف احترام و ادب است.اما جمله (لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ …) ممکن است تاکیدى بر همان معنى جمله اول باشد یا اشاره به مطلب تازه‏اى و آن ترک خطاب پیامبر ص با جمله” یا محمد” و تبدیل آن به” یا رسول اللَّه” است.اما جمعى از مفسران در تفاوت بین این دو جمله چنین گفته‏اند: جمله اول، ناظر به زمانى است که مردم با پیامبر ص هم سخن مى‏شوند که نباید صداى خود را از صداى او برتر کنند، و جمله دوم مربوط به موقعى است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم خاموش است و در محضرش سخن مى‏گویند، در این حالت نیز نباید صدا را زیاد بلند کنند.جمع میان این معنى و معنى سابق نیز مانعى ندارد و با شان نزول آیه نیز سازگار است. و به هر حال ظاهر آیه بیشتر این است که دو مطلب متفاوت را بیان مى‏کند.بدیهى است اگر اینگونه اعمال به قصد توهین به مقام شامخ نبوت باشد موجب کفر است و بدون آن ایذاء و گناه.در صورت اول علت حبط و نابودى اعمال روشن است، زیرا کفر علت حبط (از میان رفتن ثواب عمل نیک) مى‏شود.در صورت دوم نیز مانعى ندارد که چنین عمل زشتى باعث نابودى ثواب بسیارى از اعمال گردد، و ما سابقا در بحث” حبط” گفته‏ایم که نابود شدن ثواب بعضى از اعمال به خاطر بعضى از گناهان خاص، بى مانع است، همانگونه که نابود شدن اثر بعضى از گناهان به وسیله اعمال صالح نیز قطعى است، و دلائل فراوانى در آیات قرآن یا روایات اسلامى بر این معنى وجود دارد، هر چند این معنى به صورت یک قانون کلى در همه” حسنات” و” سیئات” ثابت نشده است، اما در مورد بعضى از” حسنات” و” سیئات” مهم، دلائلى نقلى وجود دارد و دلیلى هم از عقل بر خلاف آن نیست .
مساله مدیریت و فرماندهى بدون رعایت انضباط هرگز به سامان نمى‏رسد و اگر بخواهند کسانى که تحت پوشش مدیریت و رهبرى قرار دارند به طور خودسرانه عمل کنند شیرازه کارها به هم مى‏ریزد، هر قدر هم رهبر و فرمانده لایق و شایسته باشند.بسیارى از شکست‏ها و ناکامیها که دامنگیر جمعیت‏ها و گروه‏ها و لشکرها شده از همین رهگذر بوده است، و مسلمانان نیز طعم تلخ تخلف از این دستور را بارها در زمان پیامبر ص یا بعد از او چشیده‏اند که روشنترین آنها داستان شکست احد به خاطر بى انضباطى گروه اندکى از جنگجویان بود.قرآن مجید این مساله فوق العاده مهم را در عبارات کوتاه آیات فوق به صورت جامع و جالب مطرح ساخته، مى‏گوید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ.وسعت مفهوم آیه چنان که گفتیم به قدرى زیاد است که هر گونه” تقدم” و” تاخر” و گفتار و رفتار خودسرانه و خارج از دستور رهبرى را شامل مى‏شود.با اینحال در تاریخ زندگى پیامبر ص موارد زیادى دیده مى‏شود که افرادى بر فرمان او پیشى گرفتند، یا عقب افتادند و از اطاعت آن سرپیچى نمودند و مورد ملامت و سرزنش شدید قرار گرفتند، (تفسیر نمونه مکارم شیرازی،۱۳۷۴،ج۱۷،۱۳۶تا۱۳۸)
در تفسیر نور نیز آمده است : قرآن، موارد تقدّم و پیشى گرفتن بر پیامبر را بیان نکرده است تا شامل نهى از انواع پیش‏افتادن‏ها در امور عقیدتى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و غیر آن در گفتار وکردار گردد.خداوند از تقدّم بر رهبر جامعه اسلامى به شدّت نهى نموده است، زیرا کسى که در کارهایش از خدا و پیامبر پیشى مى‏گیرد، در مدیریّت نظام اسلامى خلل وارد کرده و جامعه را به هرج ومرج مى‏کشاند و در حقیقت نظام قانون‏گذارى را بازیچه تمایلات خود قرار مى‏دهد.عمل به این آیه، جلوى بسیارى از خطاها را مى‏گیرد. زیرا گاهى خواسته‏ى مردم، پیروى انسان از حدس و تخمین یا میل به ابتکار ونوآورى و یا قضاوت عجولانه و یا گمان آزاداندیشى، انسان را وادار به گفتن، نوشتن و یا گرفتن تصمیماتى مى‏کند که ناخودآگاه از خواسته‏ى خدا و رسول جلو مى‏افتد. همان گونه که گروهى به گمان عبادت، قاطعیّت، انقلابى بودن و زهد و ساده زیستى، از خدا و رسول پیشى گرفتند و به قول معروف کاسه‏ى داغ‏تر از آش شدند.پذیرش و عمل به آن دسته از آداب و عادات و رسوم اجتماعى و یا مقرّرات و قوانین بشرى که ریشه در قرآن و حدیث ندارد و برخاسته از عقل و فطرت نیست، نوعى پیش افتادن از خدا و رسول است. حرام کردنِ حلال خداوند و یا حلال کردن حرام‏ها، نوعى پیشى گرفتن بر خدا و رسول است. لا تُقَدِّمُوا …هرگونه بدعت و جعل قانون در برابر قانون الهى ممنوع است. لا تُقَدِّمُوا …سرچشمه‏ى قانون و رفتار ما باید قرآن و سنّت پیامبر صلى الله علیه و آله باشد. «لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ»حکم رسول، حکم خداست و بى‏احترامى به او بى‏احترامى به خداست. «لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ».پیشى گرفتن از خدا و رسول، بى‏تقوایى است. لا تُقَدِّمُوا … وَ اتَّقُوابراى انجام تکالیف، دو اهرم ایمان و تقوا لازم است. آمَنُوا … وَ اتَّقُوا.التزام عملى باید همراه با تقواى درونى باشد. لا تُقَدِّمُوا … وَ اتَّقُوا اللَّهَ‏.کسانى که به خاطر سلیقه‏هاى شخصى یا آداب اجتماعى، بر خدا و رسولش پیشى مى‏گیرند، از ایمان و تقوا دور شده‏اند. لا تُقَدِّمُوا … وَ اتَّقُوا.تندروى‏هاى خود را توجیه نکنیم. لا تُقَدِّمُوا … إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ‏
در آیه‏ اول، از پیشى‏گرفتن بر رسول خدا و دستورات الهى در عمل نهى شد و در این آیه، از بلند کردن صدا در حضور پیامبر در گفتار و سخن گفتن. در آیه‏ى ۶۳ سوره‏ى نور نیز سفارش شده که پیامبر را مانند خود صدا نزنید، بلکه با احترام و مؤدّبانه نام ببرید.قرآن، حبط اعمال را، یک جا براى کفر و شرک آورده و یک جا براى بى‏ادبى در محضر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، پس کیفر بى‏احترامى به پیامبر، هم‏وزن کیفر کفر و شرک است.در جمله‏ى‏ «أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ»، این نکته نهفته است که برخى اعمال آثار وضعى دارد و آن آثار وابسته به دانستن یا ندانستن ما نیست. مقام و موقعیّت افراد، در عمل آنان اثر دارد. (جسارت مؤمن نسبت به پیامبر، کیفر سنگینى دارد.) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا … أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ‏. (قرائتی،۱۳۸۳، ۱۵۴تا۱۱۶۴)
به چند نمونه تاریخى از پیشى گرفتن بر پیامبر که در تفاسیر و روایات آمده، توجّه کنیم:

 

    1. در عید قربان، گروهى قبل از پیامبر صلى الله علیه و آله قربانى کردند، به آنان گفته شد: «لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ»

 

  1. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله گروهى را براى تبلیغ نزد کفّار فرستاد. کفّار نمایندگان پیامبر را کشتند و تنها سه نفر توانستند فرار کنند. این سه نفر در مسیر بازگشت دو نفر از کفّار قبیله‏ى بنى‏عامر را به انتقام کشته شدن دوستان خود کشتند، در حالى که آن دو نفر بى‏تقصیر بودند. قرآن آنان را به خاطر این عمل خودسرانه توبیخ کرد که چرا بدون دستور پیامبر دست به این عمل زدید؟ (زمخشری کشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج‏۴، ۳۴۹تا۱۵۰)
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:53:00 ق.ظ ]