آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      



جستجو



 



1-2 بیان مسئله. 5
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق 8
1-4 اهداف تحقیق 8
1-5 سوالات تحقیق 9
1-5 فرضیه های تحقیق 9
1-7 تعریف متغیرها 10
1-7-1 پنج عامل بزرگ شخصیت. 10
1-7-2 سبک های دلبستگی 10
1-7-3 وابستگی به اینترنت. 11
فصل دوم: ‌ادبیات نظری و پیشینه پژوهش. 12
2-1 ادبیات نظری تحقیق 13
2-1-1 نظریه های مرتبط با شخصیت. 13
2-1-1-1 خصوصیات شخصیت. 14
2-1-1-2 مطالعه شخصیت. 14
2-1-1-3 رویکردهای شخصیت. 15
2-1-1-3-1 رویکرد روان تحلیلگری 16
2-1-1-3-2 رویکرد نو روان تحلیلگری 17
2-1-1-3-3 رویکرد عمر. 17
2-1-1-3-4 رویکرد پدیدارشناختی 18
2-1-1-3-5 رویکرد شناختی 19
2-1-1-3-6 رویکرد رفتاری 20
2-1-1-3-7 رویکرد یادگیری اجتماعی 20
2-1-1-3-8  رویکرد حیطه محدود 21
2-1-1-3-9 رویکرد صفات و تحلیل عاملی 21
2-1-1-4 الگوهای پنج عاملی شخصیت. 23
2-1-1-4-1 روان رنجورخویی 26
2-1-1-4-2 برون گرایی 26
2-1-1-4-3 انعطاف پذیری (آزاداندیشی) 27
2-1-1-4-4 همسازی (دلپذیری، خوشایندی) 27
2-1-1-4-5 مسئولیت پذیری (وظیفه شناسی، با وجدان بودن) 28
2-1-2 نظریه های مرتبط با وابستگی به اینترنت. 29
2-1-2-1 پیدایش و همه گیر شناسی اینترنت در جهان. 31
2-1-2-2 ورود و همه گیر شناسی اینترنت در ایران. 33
2-1-2-3 تعریف های مختلف از وابستگی به اینترنت. 35
2-1-2-4 انواع وابستگی به اینترنت. 37
2-1-2-4-1 وابستگی به روابط جنسی مجازی 37
2-1-2-4-2 وابستگی به روابط مجازی 37
2-1-2-4-3 وابستگی به خرید، تجارت و مزایده 38
2-1-2-4-4 وابستگی به جست و جو و ذخیره اطلاعات. 38
2-1-2-4-5 وابستگی به کامپیوتر (بازی های کامپیوتری و یا برنامه نویسی علوم کامپیوتر) 38
2-1-2-4-6 عمده ترین فعالیت های درون خطی 39
2-1-2-4-7 تأثیر جنسیت در کاربرد اینترنت. 42
2-1-2-4-8 موقعیت اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی و وابستگی به اینترنت. 43
2-1-2-4-9 نظارت والدین 43
2-1-2-4-10علائم و نشانه های وابستگی به اینترنت. 44
2-1-2-4-11 پیامدهای وابستگی به اینترنت. 57
2-1-3 نظریه های مرتبط با سبک های دلبستگی 61
2-1-3-1  دلبستگی چیست. 61
2-1-3-2 ویژگی‌های دلبستگی 61
2-1-3-3 ارزیابی «وضعیت عجیب» آینزوُرث. 62
2-1-3-4 دلبستگی بزرگسالان و کیفیت ارتباط زوجینی براساس مشاهده تعاملات آن ها 62
2-1-3-5 دلبستگی در طول زندگی 66
2-1-3-6 دلبستگی مطمئن 67
2-1-3-7 دلبستگی دوسوگرا 68
2-1-3-8 دلبستگی اجتنابی 69
2-1-3-9 دلبستگی سازمان نیافته. 70
2-2 پیشینه پژوهش. 71
2-2-1 پیشینه پژوهش های خارجی 71
2-2-2 پیشینه پژوهش های داخلی 76
فصل سوم: روش  تحقیق 78
3-1 مقدمه. 78
3-2روش تحقیق 78
3-3 جامعه آماری، نمونه گیری 78
3-4 ابزار‌ گرد‌آوری داده‌ها‌ 79
3-5 روش های تجزیه و تحلیل آماری 81
فصل چهارم: یافته های تحقیق 82
4-1 مقدمه. 83
4-2 یافته های توصیفی 83
4-3 یافته های استنباطی 96
فصل پنجم: نتایج تحقیق 100
5-1- مقدمه. 101
5-2- بحث و نتیجه گیری 102
5-3- محدودیت ها 107
5-4- پیشنهادات. 107
منابع و مآخذ. 108
منابع فارسی 108
منابع لاتین 112

 

چکیده
 

      در سراسر کره ی زمین اینترنت در حال تبدیل شدن به جزئی از زندگی روزمره مردم است. اینترنت در ابتدا به عنوان ابزاری برای تسهیل ارتباطات و تحقیقات در بین نهادهای علمی و نظامی به وجود آمد. اما استفاده ای که امروزه برخی از افراد از آن می کنند، مشکل عمده ای را برای سلامت روانی جامعه ایجاد کرده است. وابستگی به اینترنت می تواند در اثر عوامل درون فردی و برون فردی رخ دهد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه عوامل شخصیتی و سبک های دلبستگی در فرد با وابستگی به اینترنت است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تهران می باشد که در حجم نمونه 100 نفر با روش نمونه گیری تصادفی اجرا گردید. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه وابستگی به اینترنت یانگ، پرسشنامه پنج عاملی شخصیت مک کری و کاستا و پرسشنامه سبک های دلبستگی هزن و شیور می باشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هرچه وابستگی به اینترنت افزایش یابد، میزان اجتناب و دو سو گرابودن افراد افزایش می‎یابد ولی با سبک ایمن همبستگی معناداری ندارد. همچنین وابستگی به اینترنت از میان پنج عامل شخصیت تنها با  مسئولیت پذیری افراد رابطه ای معکوس دارد و با عامل روان نژندی، برون گرایی، دلپذیر بودن و انعطاف پذیری همبستگی معناداری ندارد.
کلیدواژه ها:
وابستگی به اینترنت، سبک های دلبستگی، پنج عامل شخصیت، دانشجویان دانشگاه تهران


 

1-1 مقدمه
 

ارتباط یکی از مهمترین نیازهای فطری انسان است و از اساسی ترین مواردی است که توجه بشر را به خود جلب کرده است و بزرگترین اختراعات نیز در این حوزه بوده است. پیدایش زبان، خط، چاپ، رادیو و تلویزیون و مهمتر از همه اینترنت به عنوان  قویترین ابزار ارتباطی عصر حاضر همه حاصل نیاز بشر به ارتباط می باشند. آیین اینترنت، نوعی شیوه زندگی را طلب می کند که در آن ارتباط هیچ گاه قطع نمی‏شود (برتون،1382). بشر مدتهاست که از طریق  خیالپردازی، دیدن فیلم و مطالعه خاطرات با محیط‏های مجازی آشناست. رایانه تأثیر چشمگیری بر زندگی بشر نداشت و اکنون می رود تا آدمی را هر چه بیشتر در خود غرق کند. پیشرفت های پی در پی علوم رایانه محیط های مجازی را  انعطاف پذیرتر،  پیچیده تر و به محیط های واقعی شبیه تر کرده است. این دنیای مجازی که در واقع زاییده فن آوری و پیشرفت های علوم انفورماتیک می‏باشد پدیده ی جدیدی است که با توجه به فراگیری آن لازم است جنبه های مختلف و پیامدهای حاصل از گسترش کاربرد آن، به دقت بررسی شده و مورد توجه قرار گیرد.
در سراسر کره ی زمین اینترنت در حال تبدیل شدن به جزئی از زندگی روزمره مردم است و هر نوآوری که با تمامی مردم وابسته و همبسته  گردد،  اثرات روانشناختی و جامعه شناختی گوناگونی بر آنها اعمال می کند (امیدوار و صارمی، 1389). جذابیت این محیط ها تأثیرات زیادی بر رفتار آدمی دارد تا حدی که ممکن است آدمی به تدریج بیشتر در محیط هایی زندگی کند که خالق آنها برنامه نویسان رایانه ای هستند؛ مثلاً بازی های رایانه ای فرد را به دنیای جدیدی وارد می کنند که عناصر آن اگرچه همه   مجازی اند ولی به تدریج قادرند جای عناصر واقعی دنیای واقعی را بگیرند، به طوری که شخص، بودن در این فضای مجازی را ارضا کننده تر از دنیای واقعی بیابد (دوران و دیگران،1392 ).           
در آغاز واژه “اختلال اعتیاد به اینترنت ” یا[1] را روان تحلیل گری به نام گلدبرگ[2] (1996) مطرح کرد. این اختلال با عناوینی متفاوت از قبیل “وابستگی رفتاری به اینترنت “، “استفاده مرضی از اینترنت”، “استفاده مشکل زا از اینترنت”، “استفاده بیش از حد از اینترنت” و “سوء استفاده از اینترنت”. مطرح می‎شود. عناوین وابستگی به اینترنت و اعتیاد اینترنتی بیش از سایر عناوین به کار   می روند.
بدون شک زمان معاصر تفاوت های زیادی به خصوص از لحاظ کیفی  نسبت به دو یا سه دهه پیش دارد زیرا با پیشرفت فن آوری، رایانه ها به تدریج در حال وارد شدن به همه ابعاد زندگی اعم از روابط شخصی، کار، مطالعه، تفریح و فعالیت های اجتماعی شده اند. سرعت و عمق این رسوخ و نفوذ در زندگی انسان ها بخصوص بعد از ارائه بازی های اینترنتی و نیز فراگیر شدن استفاده از اینترنت بیشتر شده است و لذا در بررسی تأثیرات رایانه ها  عمدتاً دو کاربرد عمده آنها یعنی بازی های رایانه ای و اینترنت مورد توجه قرار می گیرند (طارمی،1390).
ناگفته پیداست که این رشد و گسترش کاربرد اینترنت فواید و اهمیت غیر قابل انکاری دارد، چندان که در دوران حاضر، نقش و اهمیت اینترنت چنان اساسی است که بدون آن تصور برنامه ریزی،  توسعه و بهره وری در زمینه های مختلف فرهنگی،  اجتماعی، اقتصادی و علمی در جهان آینده کارمشکلی است.


 

1-2 بیان مسئله
 

بنا به عقیده اورزاک[3] (١٩٩٩) زمانی از وابستگی به اینترنت صحبت به میان می آید که بتوان مشکلاتی از قبیل مشکلات شغلی، درسی، اجتماعی،  کاری، خانوادگی، روان شناختی، مالی و فیزیولوژیکی را برای فرد ایجاد نموده و علاوه بر آن باعث تغییرات خلقی و عاطفی قابل ملاحظه ای در فرد  گردد.        
بر اساس آخرین آمار دفترآمار و فناوری اطلاعات  میزان کاربران اینترنت در جهان درانتهای سال2014 میلادی به حدود سه میلیارد خواهد رسید به گزارش خبر گزاری دانشجویان ایران، دو سوم از کاربران اینترنت جهان از کشورهای در حال توسعه هستند، در این کشور ها تعداد کاربران اینترنت در طول پنج سال گذشته دو برابر شده که این تعداد در حقیقت از 974 میلیون نفر در سال 2009 میلادی به یک میلیاردو 900 میلیون نفر در سال 2014 خواهد رسید.نرخ نفوذ کاربر اینترنت در سطح جهان به 40 در صد رسیده که 78 در صد این تعداد متعلق به کشورهای توسعه یافته  و32 در صد متعلق به کشورهای در حال توسعه است و  نرخ رشد در سال 2014 میلادی در کشور های یافته پایین باقی خواهد ماند ولی نرخ نفوذ در این کشورها 3/3 در صد است در حالی که این میزان در کشورهای در حال توسعه 7/8 در صد است. ضریب نفوذ اینترنت اروپا در پایان سال 2014 میلادی به 75 در صد خواهد رسید یعنی سه نفر از هر چهار نفر از اینترنت استفاده خواهند کرد لذا اروپا بالاترین ضریب نفوذ در سراسر جهان را دارا است.
با در نظر گرفتن این رشد روز افزون استفاده از اینترنت در ایران، خصوصاً در میان قشر جوان و دانشجویان، بررسی میزان شیوع وابستگی به اینترنت و عوامل مختلفی که در این عارضه دخالت دارند می‏تواند کمک شایانی در پیشگیری از بروز وگسترش این عارضه و عواقب ناشی از بخصوص در میان جوانان و دانشجویان به عنوان آینده سازان کشور داشته باشد.
اگر چه تمام افراد به نوعی در معرض وابستگی به اینترنت هستند اما برخی از افراد به دلیل شرایط خاص سنی و اجتماعی که دارند آسیب  پذیرترند. وابستگی به اینترنت می تواند در اثر عوامل درون فردی و برون فردی رخ دهد. از جمله عوامل درون فردی مؤثر می توان به عوامل شخصیتی و هیجانی در فرد اشاره کرد.
مطالعات انجام شده توسط محققین این نتیجه را نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی فرد از عواملی است که می تواند پیش بینی کننده ی میزان وابستگی به اینترنت باشد و لذا این سؤال مطرح می‏شود که آیا ویژگی های شخصیت قادر به پیش بینی میزان وابستگی به اینترنت می باشد؟
رفتار اعتیاد پذیر، جدا از هر زمینه ای صرفاً واکنشی به مجموعه ای از موقعیت ها نیست، بلکه بیشتر گرایشی را نمایان می سازد که با گونه های ویژه ای از شخصیت همراه است (گریفیتز[4]، 1998).
افراد با عوامل شخصیت خاصی مانند شخصیت تکانشی، گرایش به تسلیم شدن در مقابل وسوسه‏ها و غرق شدن در امیال را دارند و به علت کنترل ناچیز (یا تجربه شدید این امیال) به پرخوری،  ولخرجی، افراط در مصرف مشروبات الکلی و سیگار، قمار و احتمالاً سوء مصرف مواد تمایل دارند. مک گری و کاستا(1381) دلبستگی ازراه حفظ نزدیکی به مادر سلامتی و امنیت را تضمین می کند به همین دلیل است که بالبی پیوندهای دلبستگی خود قرار دارند. اما این که این تاثیرات مثبت یا منفی سالم یا بیماری زا باشند به کیفیت پیوند دلبستگی اختصاصی و قطع نشده با یک شخص خاص لازمه تحول سالم و غیر مرضی فرد است و تجربه ایمنی در کودک پایه و زیر بنای کنش ورزی سالم روانی و ذهنی است از سوی دیگر یک رابطه دلبستگی ناایمن در نهایت منجر به شخصیتی می شود، که مشخصه آن بی اعتمادی و مشکلاتی در زمینه های مربوط به همدردی با دیگران حساسیت خشنودی و ارضا هیجانی در روابط عاطفی نزدیک می باشد. شیوه های گوناگون کنش متقابل بین کودک و مراقبانش باعث شکل گیری سه سبک دلبستگی ایمن نا ایمن اجتنابی و نا ایمن – دو سو گرا می شود.  
همچنین افرادی که دارای اختلالات روانی و هیجانی هستند، بیش از افراد دیگر در معرض وابستگی به اینترنت قرار دارند و هر چقدر این اختلالات عمیق تر باشند احتمال وابستگی به اینترنت نیز افزایش می یابد. امروزه بحران های مرتبط با تکنولوزی از موضوعات بسیار مهمی است که مورد توجه به متخصصان علوم رفتاری قرار گرفته است افزایش روز افزون استفاده از تکنو لوژی در کنار اهمیت و منابع وسیعی  که به همراه اورده است منجر به چالش های جدیدی نیز گردیده است که نهایتا در برخی موارد بحران هایی به همراه داشته است. از جمله مهم ترین موضوعات مطرح شده است در دهه اخیر بحث کامپیوتر بازیهای ویدیویی– کامپیوتر به ویره اینترنت و استفاده از ان است به علاوه دسترسی به اینترنت پدیده ای رو به گسترش است و هر روز تعداد بیشتری از افراد درزمره استفاده کنندگان از اینترنت در همه جا حضور دارد. اینترنت به خودی خود ابزار بی ضرری است اما استفاده بیش از حد و نادرست از آن خطر وابستگی به اینترنت را به دنبال دارد که این پدیده مشکل عمده ای برای بهداشت روانی جامعه ایجاد کرده است. اختلال وابستگی به اینترنت اختلال جسمانی روانی است که شامل تحمل نشانه های محرومیت یا ترک استفاده اختلال عاطفی و گسستگی روابط اجتماعی بوده و اغلب در جوامع وجود دارد. که استفاده از ان رو به افزایش است و به طور چشمگیری زندگی شغلی ،اجتماعی ،اقتصادی و تحصیلی فرد را مختل می کند. درمان اختلال وابستگی به اینترنت مشکل، گران و کاربراست در چنین شرایطی اهمیت پیشگیری در این است که جایگزین درمان شود.تدوین و اجرای برنامه پیشگیری موثر ،شناخت عوامل محافظتی ،عوامل خطر افرین ،زیر گروه های در معرض خطر جامعه و هنجارهای فرهنگی خاص انها ضروری به نظر می‏رسد (امیدواروصارمی،(1381). برنامه پیشگیری از اختلال وابستگی به اینترنت با رویکردهای گوناگون از قبیل اطلاع رسانی اموزش های عاطفی ، اموزش مهارت قاطعیت اجتماعی ،جانشین سازی ،آموزش مهارت های زندگی ،دوره های آموزش توانایی تصمیم گیری قابل تنظیم است. اعتیاد به اینترنت یا وابستگی رفتاری به اینترنت صرف نظر از اینکه بیماری یا اسیب روانی یا معضل صرفا اجتماعی باشد پدیده ای است مزمن، فراگیر و عود کننده که همراه با صدمات جدی جسمانی، مالی، خانوادگی ،اجتماعی و روانی همراه می باشد. 


 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
 

با توجه به افزایش روز افزون تعداد کاربران اینترنتی و خصوصادر میان دانشجویان و تاثیرات روانشناختی و جامعه شناختی گسترده آن، همچنین ناشناخته بودن ابعاد مختلف این پدیده به خصوص در کشور ما و با عنایت به عدم انجام پژوهش های کافی در این زمینه در جامعه ما لذا، تعیین و شناخت میزان سهم عوامل پیش بین در وابسته شدن به اینترنت ضروری به نظر می رسد. با تعیین رابطه وابستگی به اینترنت با عوامل شخصیت و سبک های دلبستگی می توان به شفاف شدن هر چه بیشتر اثرات و ابعاد این پدیده مهم و رفع   تناقض های موجود در پژوهش های قبلی، کمک کرد. کاربرد زیاد و اهمیت فراوان اینترنت از یک طرف و تاثیرات زیاد روانشناختی و اجتماعی ان از طرف دیگر، ضرورت تحقیق و پژوهش در مورد اثرات مثبت و منفی ان را نمودار می سازد، در پژوهش حاضر تاکید بیشتر بر اثرات مخرب و زیان آور اینترنت بر انسان ها و جامعه می باشد تا از طریق شناسایی آن بتوان در کاهش اثرات روانشناختی منفی اینترنت در کاربرد آن اقدامات مناسبی اتخاذ کرد. با کنکاش در این مورد مهم می توان به تشخیص ریشه ها، علل و شناسایی مشکلات ناشی از آن پرداخت.                           

 

1-4 اهداف تحقیق
 

هدف اصلی:

 

تعیین رابطه وابستگی به اینترنت با سبک های دلبستگی و پنج عامل بزرگ شخصیت
اهداف فرعی:

 

تعیین رابطه وابستگی به اینترنت با سبک های دلبستگی
 

تعیین رابطه وابستگی به اینترنت با پنج عامل بزرگ شخصیت                      
 

1-5 سوالات تحقیق
 

آیا میان وابستگی به اینترنت با سبک های دلبستگی (اجتنابی، ایمن و دوسوگرا) رابطه وجود دارد؟
 

آیا میان وابستگی به اینترنت با پنج عامل بزرگ شخصیت(روان نژندی، برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و مسئولیت پذیری) رابطه وجود دارد؟
 

 

1-5 فرضیه های تحقیق
 

بین وابستگی به اینترنت با سبک های دلبستگی (اجتنابی، ایمن و دوسوگرا) رابطه وابستگی وجود دارد.
 

بین وابستگی به اینترنت با پنج عامل بزرگ شخصیت (روان نژندی، برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و مسئولیت پذیری) رابطه وابستگی وجود دارد.
 

وابستگی به اینترنت در دو گروه زنان و مردان تفاوت معناداری دارد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1398-12-06] [ 07:17:00 ق.ظ ]




کرچسی مورگان انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه پنج عاملی شخصیت(NEO)، پرسشنامه هوش هیجانی برادبری و گریوز و پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و نولز می باشدکه بین آزمودنی‌ها توزیع گردید. داده‌های به دست آمده با بهره گرفتن از آزمون‌های آماری تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌های پژوهش نشان داد که بین ویژگی‌های شخصیتی (به جز عامل پذیرا بودن) و هوش هیجانی رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری وجود دارد. همچنین روان‌رنجور خویی با هوش هیجانی رابطه معکوس دارد. ضمناً بین کلیه ویژگی‌های شخصیتی به جز با وجدان بودن با خلاقیت هیجانی رابطه معنادار وجود دارد. علاوه بر آن، بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی همبستگی معناداری وجود دارد. بر پایه‌ی ‌این نتایج و مطالعات پیشین نتیجه گیری می‌شود که هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی به عنوان بخشی از شخصیت انسان مطرح هستند و شخصیت بستر عملکرد هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی تلقی می‌شود. بنابراین، این دو سازه همواره باید به عنوان بخشی از نظام گسترده‌تر شخصیت مورد مطالعه قرار گیرند.
کلمات کلیدی:
ویژگی های شخصیتی، خلاقیت هیجانی، هوش هیجانی.
فهرست مطالب
عنوان                                                صفحه
فصل اول. ‌س
1-1-مقدمه. 1
1-2- بیان مسأله. 2
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش. 6
1-4- اهداف پژوهش: 8
1-4-1- هدف اصلی: 8
1-5- فرضیه‌های پژوهش. 8
1-5-1- فرضیه اصلی 8
1-5-2- فرضیه‌های فرعی 8
1-6-متغیرها و تعاریف آن‌ها 8
1-7- تعاریف اصطلاحات 9
1-7-1- تعاریف تئوریک. 9
1-7-2- تعاریف عملیاتی 10
فصل دوم. 12
2-1-مقدمه. 13
2-1-ویژگی‌های شخصیتی 14
2-1-1-تعریف شخصیت 14
2-1-2-دیدگاه‌هایی درباره شخصیت 15
2-1-2-1-شخصیت از نظر فروم. 16
2-1-2-2-شخصیت از نظر یونگر. 16
2-1-2-3-شخصیت از نظر ماری 16
2-1-2-4-نگرش فرانکل به شخصیت 17
2-1-2-5-نگرش مزلو به شخصیت 17
2-1-3-دیدگاه‌هایی درباره رشد شخصیت 17
2-1-3-1-رشد شخصیت از نظر یونگر. 17
2-1-3-2-رشد شخصیت از نظر ماری 17
2-1-3-3-عوامل موثر بر رشد شخصیت 18
2-1-4-نظریه‌های شخصیت 18
2-1-4-1-نظریه‌های سنخ شناسی شخصیت 18
2-1-4-2-نظریه‌های تحلیلی عاملی شخصیت 19
2-1-4-2-1-نظریه کاتل. 19
2-1-4-3-نظریه انسان گرایی در شخصیت: 20
2-1-4-4-نظریه‌های شناختی شخصیت: 20
2-1-2-عوامل اصلی پنج گانه شخصیت 21
2-1-2-1-روان نژندی(نورُز) یا ناسازگاری(نوروتیک)(N) 21
2-1-2-2-برونگرایی (E) 22
2-1-2-3-انعطاف پذیری  (O) 23
2-1-2-4-دلپذیر بودن (A) 24
2-1-2-5-مسئولیت پذیری و با وجدان بودن © 25
2-1-3- مدل پنج عاملی شخصیت رابرت مک کری و پل کوستا 25
2-1-4-الگوهای عاملی شخصیت 27
2-1-5-نظریه پنج عاملی شخصیت 29
2-1-5-1-پایه‌های تجربی و مفهومی نظریه پنج عاملی 29
2-1-5-2-نظریه صفات و مدل پنج عاملی (FFM) 30
2-1-5-3-مسائل اساسی در سنجش شخصیت 32
2-2- هوش هیجانی: 32
2-2-1- تاریخچه هوش هیجانی: 32
2-2-2-تعاریف مرتبط با هوش هیجانی 35
2-2-2-1-هیجان چیست؟. 35
2-2-2-2- تعریف هوش: 35
2-2-2-3-تعریف هیجان. 36
2-2-2-4-تعریف هوش هیجانی: 38
2-2-3- انواع هوش از دیدگاه صاحب نظران: 41
2-2-3-1-دیدگاه اشترن برگ: 41
2-2-3-2-دیدگاه گاردنر: 41
2-2-3-3-دیدگاه بار- آن: 41
2-1-4: مدل‌های هوش هیجانی 42
2-1-5-پیامدهای هوش هیجانی: 49
2-1-6-عوامل موثر بر هوش هیجانی 52
2-1-8- حل نزاع با کاربرد هوش هیجانی: 53
2-3-خلاقیت هیجانی 56
2-3-1: تاریخچه خلاقیت هیجانی: 56
2-3-2: مفهوم خلاقیت هیجانی: 56
2-3-3: مراحل خلاقیت هیجانی: 60
2-3-4-پیامدهای خلاقیت هیجانی: 61
2-3-5-عوامل موثر بر خلاقیت هیجانی 63
2-4-بررسی رابطه و تفاوت بین متغیرها: 64
2-4-1-شخصیت و هوش هیجانی: 64
2-4-2-شخصیت و خلاقیت هیجانی: 66
2-4-3-هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی: 68
2-5- تعاریف مفهومی و چارچوب نظری تحقیق: 69
2-6- تحقیقات هوش هیجانی: 71
2-6-1-تحقیقات داخلی: 71
2-6-2- تحقیقات خارجی: 77
فصل سوم. 80
3-1-مقدمه. 81
3-2-روش تحقیق: 81
3-3 – جامعه آماری 82
3-4- حجم نمونه و روش نمونه گیری 82
3-5-1-پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین گریوز. 83
3-5-2-شیوه نمره گذاری آزمون هوش هیجانی 83
3-5-3- پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و نولز(ECI) 84
3-5-4-شیوه نمره گذاری آزمون خلاقیت هیجانی 84
3-5-5-پرسشنامه پنج عاملی شخصیت(NEO) 84
3-5-6-شیوه نمره گذاری پرسشنامه و تفسیر عوامل پنج گانه پرسشنامه شخصیت 85
3-6- شواهد مربوط به پایایی و روایی ابزار پژوهش. 86
3-6-1-روایی 86
3-6-2-پایایی 87
3-7- روش‌ها و فنون آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها 90
فصل چهارم. 91
مقدمه. 92
4-1- آمار توصیفی 92
4-2- آمار استنباطی 93
فصل پنجم. 99
5-1- مقدمه. 100
5-2- نتایج پژوهش. 100
5-2-1-نتیجه حاصل از فرضیه اول. 100
5-2-2-نتیجه حاصل از فرضیه دوم. 101
5-2-3-نتیجه حاصل از فرضیه سوم. 102
5-3-نتیجه گیری کلی 102
5-4-پیشنهادات پژوهش. 103
5-5-محدودیت‌های پژوهش. 104
5-6-منابع و مآخذ. 105
پیوستها 114
1-پرسشنامه شخصیتی ( NEO ): 115
2-پرسشنامه خلاقیت هیجانی 119
3-پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین  گریوز. 120

 

مقدمه
 

انسان از همان بدو تولد در یک محیط اجتماعی رشد می‌کند، که این محیط در فرد به همان اندازه مؤثر است که، محیط طبیعی و فیزیکی در دگرگونی و تغییر ساختمان وجودی فرد نقش دارد. آنچه در این محیط اجتماعی می‌تواند انتخاب‌های فرد را محدود کند یا آن‌ها را گسترش دهد و مانع سهیم شدن فرد در تجربه‌های خاص با دیگران شود، یا وی را قادر سازد تا اکثر این تجربه‌ها را داشته باشد، شخصیت[1] است (اتکینسون[2]، 1996؛ ترجمه براهنی، 1383). شخصیت است که می‌تواند برخی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد. تعداد و تنوع موقعیت‌های اجتماعی که در آن شرکت می‌کنیم و یا با دیگران تعامل برقرار می‌کنیم نیز توسط شخصیت ما تعیین می‌شود. البته تفاوت‌هایی که در نحوه‌ی ادراک یا تعبیر ما از اشخاص، اشیاء و موقعیت‌های موجود در محیط‌مان وجود دارد – طبق نظریه کلی[3] – به سبک شناختی[4] ما ارتباط پیدا می‌کند.
در واقع افرادی که از نظر پیچیدگی شناختی[5] بالا هستند، می‌توانند در بین مردم تنوع بسیار زیادی را ببینند و قادرند به راحتی یک شخص را در طبقات زیادی قرار دهند. بررسی‌های سیاستمداران آمریکا و انگلیس درباره‌ی ویژگی‌های ذهنی معلوم ساخت که، آزادی‌خواهان و میانه‌روها نسبت به محافظه‌کاران از پیچیدگی شناختی بالاتری برخوردارند، بنابراین سبک‌شناختی یکی از ابعاد مهم شخصیت است (شولتز و شولتز[6]، 2005؛ ترجمه سید محمدی، 1388). اما باید توجه داشت که انسان‌‌ها در عین حال که موجوداتی عقلانی هستند، خصایص هیجانی نیز دارند که این ویژگی، آن‌ها را به موجودی هیجانی تبدیل کرده است. سال‌ها در فرهنگ‌های مختلف به واسطه‌ی سنت‌ها و قواعد مرسوم، عمل کردن بر اساس هیجان‌ها مذموم شمرده می‌شد. زیرا این باور وجود داشت که هیجان منشأ خشونت و مختص حیوانات هستند و این ویژگی با فرآیندهای عالی تفکّر همچون هوش هیجانی[7] و خلاقیت هیجانی[8] در تضاد هستند. اما امروزه روان‌شناسان با طرح مفهوم هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی سعی داشته‌اند این موضوع را روشن کنند که این دو مقوله یعنی هوش و هیجان و یا خلاقیت و هیجان در تقابل با یکدیگر نیستند(آوریل[9]، 2007؛ به نقل از ایوسویچ، ‌2007).
تمام هیجان‌ها در اصل تکانه‌هایی برای عمل کردن هستند، برنامه‌های فوری برای حفظ زندگی که در طی تکامل تدریجی در وجود انسان به ودیعه گذارده شده است. طبق نظر گلمن[10](1994). در پژوهش‌های جدید، نقش هوش هیجانی در دوران کودکی، در ارتباط با خلاقیت، برقراری ارتباط با والدین و در سنین بالاتر در تحصیل و انتخاب شغل آشکار است. خلاقیت نیز فرآیندی است که در طی آن تلاش برای شکوفا کردن استعدادهای بالقوه صورت می‌گیرد(مایر[11]، 1999؛ نقل از ساووی 2004).
در پرتو خلاقیت، خلاقیت هیجانی مستلزم رها شدن از واکنش‌های هیجانی معمول و خلق واکنش‌های هیجانی بدیع است(گات بزال و آوریل، 1996).
مطالعات نشان داده‌اند که شیوه‌ی افراد برای ابراز توانایی‌های شناختی از جمله هوش و خلاقیت، به شخصیت آن‌ها بستگی دارد(اتکینسون، 1996؛ ترجمه: براهنی، 1383). باید توجه داشت که وجود چنین رابطه‌ای را نیز می‌توان بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی با شخصیت در نظر گرفت.

 

1-2- بیان مسأله
 

هر کسی شخصیتی دارد، شخصیت شما به تعیین محدودیت‌های موفقیت، خوشی و خرسندی در زندگی شما کمک می‌کند. ما درباره‌ی شخصیت صحبت می‌کنیم و اگر بگوییم که شخصیت شما یکی از مهمترین موهبت‌های شماست، ‌گزافه گویی نکرده‌ایم. تمام چیزهایی که انتظار دارید به دست آورید، خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما می‌تواند تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت افرادی که با آن‌ها تعامل دارید قرار گیرد(شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).
بی تردید میتوان گفت یکی از رایج ترین مفاهیم روان شناسی در میان همگان شخصیت است. چنانکه با اندکی توجه در صحبت‌های روزمره متوجه فراوانی کاربرد این مفهوم می‌شویم. کاربردهایی که براساس معانی و تعابیر مختلف، گاهی دلالت بر صفات و ویژگی‌های بارز افراد، اعم از مثبت معمولی و منفی می‌نمایند و گاهی نشان‌دهنده مقام و مهارت‌های اجتماعی هستند که نظریه پردازان درباره چگونگی تشکیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند(جمالفر، 1373ص121).
روان شناسی شخصیت حوزه بسیار گسترده‌ای است، زیرا شخصیت، خود موضوعی است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه‌های گوناگون. برای شناخت شخصیت انسان، از دیر باز کوششهای فراوانی به عمل آمده که برخی از آنها غیر علمی، خرافاتی، و معدودی دیگر علمی و معتبر است.(شولتز و شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).
شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل‌گیری شخصیت، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائلی از این قبیل، از یک جنبه، ارضا حس کنجکاوی، و میل به حقیقت جویی را در انسان دنبال می‌کند، زیرا این شناخت نوعی خود شناسی است. از سوی دیگر این شناخت و اطلاعات به شخص امکان می‌دهد که در ارتباط متقابل با دیگران موضع‌گیری‌های مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصیت هم از جنبه‌های ارضای حس کنجکاوی و هم از نظر روابط اجتماعی دارای اهمیت است. به عبارت دیگر شخصیت شیوه‌های احساسات، افکار و اعمال افراد در طول زندگیشان را دربر می‌گیرد(چاوز-ایکل[12]، 2007).
در سال‌های اخیر با توسعه‌ی روش‌های پیچیده‌ی آماری، رویکرد صفت بر مطالعات حوزه‌ی شخصیت تسلط پیدا کرده است. یکی از اولین نظریه‌های صفت، نظریه‌ی آیزنگ[13] است که شخصیت را متشکل از سه بعد برون‌گرایی[14] – درون‌گرایی[15]، نوروزگرایی[16] – پایداری هیجانی[17] و پسیکوزگرایی[18] – کنترل تکانه[19] در نظر گرفت. بعد‌ها کتل[20] با بهره‌مندی از روش تحلیل عاملی، شانزده عامل را برای شخصیت مطرح کرد. و کاستا و مک کری[21](1989). شخصیت را متشکل از پنج عامل اصل نوروزگرایی، برونگرایی، تجربه‌پذیری[22]، سازگاری[23] و مسئولیت‌پذیری[24] عنوان کردند(حق شناس، 1385).
پس به طور کلی شخصیت در روانشناسی به مجموعه ویژگی‌های جسمی و روانی، و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر شخصیت‌ها متمایز می‌کند اطلاق می‌شود(کریمی، 1375). اما باید توجه داشت که انسان‌ها در عین آنکه موجوداتی عقلانی هستند، خصایل هیجانی نیز دارند که این ویژگی، آن‌ها را به موجودی هیجانی تبدیل کرده است. سال‌ها در فرهنگ‌های مختلف به واسطه‌ی سنت‌ها و قواعد مرسوم، عمل کردن بر اساس هیجان‌ها مذموم شمرده می‌شد. زیرا در بعضی از فرهنگ‌ها این باور وجود داشت که هیجان منشأ خشونت و مختص حیوانات است و این ویژگی با فرآیندهای عالی تفکر همچون هوش و خلاقیت در تضاد می‌باشد. اما امروزه روان‌شناسان با طرح مفهوم هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی سعی داشته‌اند این موضوع را روشن کنند که این دو مقوله یعنی هوش و هیجان و یا خلاقیت و هیجان در تقابل با یکدیگر نیستند(آوریل، 2007، به نقل از ایوچوبک[25]، 2007).
برخی از متخصصان، هوش را توانایی حل مساله می‌دانند. عده‌ای دیگر، آن را توانایی انطباق و یادگیری بر اساس تجارب روزمره می‌دانند. عده‌ای نیز معتقدند، در تعریف هوش فقط به جنبه‌های شناختی توجه شده است و سایر ابعاد هوش مثل خلاقیت و هوش عملی و میان فردی نادیده گرفته شده است(سانتراک، 1385).
هوش را توانایی درک و فهم عواطف به منظور ارزیابی افکار و خلق و خو و تنظیم آنها به گونه‌ای که موجب تعالی و رشد عقلی و عاطفی گردد تعریف کرده‌اند(گلدمن، 1380).
بنابراین توسعه و رشد هوش و خلاقیت یک عنصر کلیدی در یادگیری و تدریس محسوب می‌شود و اگر دانش‌آموزان بتوانند این ویژگی را کسب کنند، اولین گام را در جهت کنترل و هدایت هیجان‌های خودشان برداشته و می‌توانند موانع تضعیف کننده عملکرد را از بین بردارند(آقایار، شریفی و درآمدی، 1385).
بعضی مطالعات به توصیف ویژگی‌های شخصیتی[26] اختصاص داده شده‌اند که البته نتایج  آنها بسیار ضد و نقیض‌اند. مثلاٌ در بسیاری از تحقیقات به رابطه‌ی‌ قوی درون‌گرایی و خلاقیت اشاره شده است(رودس[27]، 1990). از طرفی در برخی از تحقیقات، درون‌گرایی، به عنوان ویژگی مهم شخصیت‌ خلاق معرفی شده است(مانند دلانس[28] و گایر[29]، 1970: بارون[30] و هارینگتون[31]، ‌1980؛ به نقل از آیزنگ، ‌1994).
به نظر می‌رسد شخصیت افراد می‌تواند پیش بینی کننده هوش و خلاقیت آنها باشد. از نظر گلمن شخصیت افراد ترکیب درستی از عقل و دل است، اما به لحاظ فرهنگی آموخته‌ایم که به هیجانات خودمان همانند هیجاناتی که اطلاعات درست ذهن را تعریف می‌کند اعتماد نکنیم. حتی گاهی واژه هیجان، بیانگر یک شخصیت ضعیف است و به کسی اطلاق می‌شود که قادر به کنترل خویش نبوده یا حتی رفتاری کودکانه یا ابلهانه دارد(آقایار و شریفی درآمدی، 1384). مرور پژوهش‌های انجام شده، متناسب با این مبانی نظری در پیوند ویژگی‌های شخصیت و پیشرفت تحصیلی با هوش به درک بهتر کمک می‌کند. لذا اهمیت تأثیر پیشرفت تحصیلی در سلامت شخصیت دانش‌آموزان به حدی است که برخی از متخصصان آن را حداقل تا نیمه دوم دوره نوجوانی معیار اساسی برای تشخیص عملکرد سالم دانسته‌اند(سیف، ۱۳۶۳).
مطالعات نشان داده‌اند که شیوه‌ی افراد برای ابراز توانایی‌های شناختی از جمله هوش و خلاقیت به شخصیت آن‌ها بستگی دارد(اتکینسون، 1996؛ ترجمه: ‌براهنی، 1383).
خلاقیت هیجانی توانایی تجربه و بیان بدیع، ‌موثر و اصیل ترکیبی از هیجانات است(آوریل و توماس نولز[32]، 1991). و هوش هیجانی بر حسب الگوی مهارت مدار، به عنوان توانایی ادراک درست هیجانات[33]، استفاده از هیجانات در آسان‌سازی تفکر، ‌درک هیجانات و تنظیم هیجانات در خود و دیگران در نظر گرفته شده است(سالووی[34] و مایر[35]، ‌1997).
لذا به نظر می‌رسد طبق نظر آوریل(1999). رابطه‌ی هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی با رابطه‌ی بین هوش شناختی و خلاقیت منطبق است. پژوهش‌های تجربی از این فرض حمایت می‌کند،: که هوش شناختی و خلاقیت، ‌سازه‌های مجزایی هستند(استرنبرگ و اوهارا[36]، 1999). و توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد. و بایستی به معلمان خاطر نشان کرد که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می‌توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار-آن(1999). لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگی‌های شخصیتی آنها امری ضروری است.
بدین ترتیب این فرض قوت می‌گیرد که آیا رابطه‌ی بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی نیز به همین صورت است؟ و آیا بین ویژگی‌های شخصیت دانش‌آموزان با

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:16:00 ق.ظ ]




روش‏شناسی: نمونه شامل 350 نفر از دانش­ آموزان دبیرستان شهر سیرجان بود؛ نمونه مورد نظر به روش نمونه گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شد. تمام آزمودنی­ها به چهار پرسشنامه­ی مکانیزم­های دفاعی(DSQ-40)، طرحواره ناسازگار اولیه یانگ،دشواری تنظیم هیجانی و سیاهه­ی اختلال خوردن پاسخ دادند و نتایج بااستفاده از روش رگرسیون گام به گام تحلیل شد.
یافته‏ها: بر­اساس نتایج تحلیل رگرسیون مکانیزم دفاعی رشد­نایافته، طرحواره­ی ناسازگار اطاعت، طرحواره­ی ناسازگار محرومیت هیجانی، طرحواره­ی ناسازگار وابستگی / بی­کفایتی، طرحواره­ی ناسازگار انزوا / بیگانگی، طرحواره­ی ناسازگار رها­شدگی/ بی­ثباتی، طرحواره­ی ناسازگار ایثار­گری،طرحواره­ی ناسازگار گرفتاری، بعد دشواری کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی و عدم پذیرش هیجانی در پیش بینی ابعاد رفتارهای بیمارگونه خوردن نقش داشتند.
نتیجه‏گیری: بر­اساس یافته­ های پژوهش نقش عوامل روانشناختی در رفتارهای بیمارگونه خوردن در نوجوانان شایان توجه است. با توجه به ارتباط طرحواره­های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و تنظیم هیجانی با رفتارهای بیمارگونه خوردن می­توان به وسیله­ی ارتقاء توانایی افراد در تنظیم هیجانی و آگاهی آنها از وجود طرحواره ی ناسازگار و مکانیزم های دفاعی مداخلات پیشگیرانه در زمینه اختلالات خوردن انجام داد.
واژگان کلیدی: مکانیزم­ دفاعی، طرحواره­­ی ناسازگار اولیه، تنظیم هیجانی، اختلالات خوردن
فهرست مطالب
فصل اول: چارچوب پژوهش 1
1-1. مقدمه 2
2-1. بیان مساله 4
3-1. اهمیت و ضرورت تحقیق 8
4-1.اهداف تحقیق 9
5-1.فرضیات تحقیق 10
6-1. تعاریف متغیرها 11
1-6-1. باورهای اختلالات خوردن 11
2-6-1. مکانیزم های دفاعی 11
3-6-1. طرحواره ناسازگار اولیه 11
4-6-1. تنظیم هیجانی 12
فصل دوم: پیشینه پژوهش 13
1-2. مقدمه 14
2-2. اختلالات خوردن 14
1-2-2. هرزه خواری 14
2-2-2. اختلال نشخوار 15
3-2-2. اختلال مصرف غذای دوری جو- محدودکننده 15
4-2-2. بی اشتهایی عصبی 16
5-2-2. پراشتهایی عصبی 18
6-2-2. اختلال پرخوری 20
7-2-2. اختلال تغذیه یا خوردن مشخص دیگر 21
8-2-2. اختلال تغذیه یا خوردن نا مشخص 22
3-2. مکانیزم های دفاعی 22
1-3-2. شخصیت و مولفه های آن 22
2-3-2.اضطراب و نقش آن در ساختار شخصیت 24
1-2-3-2.ماهیت اضطراب 24
3-3-2. مکانیزم های دفاعی من 25
4-3-2. انواع مکانیزم های دفاعی 25
1-4-3-2. سرکوبی 25
2-4-3-2.واکنش سازی 25
3-4-3-2.ابطال 26
4-4-3-2.فرافکنی 26
5-4-3-2. دلیل تراشی 27
6-4-3-2.انکار 27
7-4-3-2.همانند سازی 28
8-4-3-2.تثبیت و واپس گرایی 29
9-4-3-2.تصعید 30
5-3-2.دیدگاه وایلانت 30
1-5-3-2.دفاع های نارسیستیک 31
2-5-3-2.دفاع های نابالغ 31
3-5-3-2.دفاع های نوروتیک 32
4-5-3-2.دفاع های سالم 34
6-3-2. طبقه بندی دیگری از دفاع ها 34
1-6-3-2. دفاع های بسیار سازگارانه 35
2-6-3-2. بازداری های ذهنی 35
3-6-3-2. دفاع هایی که تصورات ذهنی را اندکی تحریف می کنند 35
4-6-3-2. دفاع های انکاری 35
5-6-3-2. دفاع هایی که تصورات ذهنی را خیلی تحریف می کنند 36
6-6-3-2. دفاع هایی که اقداماتی را در بر دارند 36
7-6-3-2. دفاع هایی که جدایی از واقعیت را دربردارند 36
4-2. طرحواره های ناسازگار اولیه 36
1-4-2. ریشه های تحولی طرحواره های ناسازگار اولیه 37
1-1-4-2.نیازهای هیجانی اساسی 38
2-1-4-2.تجارب اولیه زندگی 38
3-1-4-2.خلق و خوی هیجانی 39
2-4-2. حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه 39
1-2-4-2.حوزه اول: بریدگی و طرد 39
2-2-4-2.حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل 40
3-2-4-2.حوزه سوم: محدودیت های مختل 41
4-2-4-2.حوزه چهارم: دیگر جهت مندی 42
5-2-4-2.حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری 43
5-2. تنظیم هیجانی 44
1-5-2. کاربردهای تنظیم هیجانی در زندگی 47
2-5-2. شیوه های ایجاد تنظیم هیجانی 48
1-2-5-2.مشاهده و توصیف 48
2-2-5-2.افزایش هیجانات مثبت 48
3-2-5-2.عمل متضاد با هیجان 49
6-2. پیشینه پژوهش 50
1-6-2. پیشینه داخلی 50
2-6-2.پیشینه خارجی 53
فصل سوم: روش‏شناسی پژوهش 57
1-3. مقدمه 58
2-3. جامعه و نمونه آماری 58
3-3. ابزارهای جمع آوری اطلاعات 58
1-3-3. سیاهه ی اختلال خوردن 58
2-3-3. پرسشنامه سبکهای دفاعی 59
3-3-3. پرسشنامه طرحواره ناسازگار یانگ 61
4-3-3.پرسشنامه تنظیم هیجانی 62
4-3. روش اجرا 63
5-3. روش های آماری 63
فصل چهارم: یافته‏های پژوهش 64
1-4. مقدمه 65
2-4. یافته های توصیفی پژوهش 65
3-4. یافته های استنباطی پژوهش 70
1-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد گرایش به لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن 70
2-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد آگاهی درونی رفتارهای بیمارگونه خوردن 71
3-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن 72
4-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن 74
5-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن 75
6-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن 76
7-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن 77
8-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن 78
9-3-4. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن 78
فصل پنجم: نتیجه‏گیری و پیشنهادها 80
1-5. مقدمه 81
2-5. تفسیر نتایج تحقیق 81
1-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد گرایش به لاغری رفتارهای بیمارگونه خوردن 81
2-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد آگاهی درونی رفتارهای بیمارگونه خوردن 82
3-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد پرخوری رفتارهای بیمارگونه خوردن 82
4-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد نارضایتی بدنی رفتارهای بیمارگونه خوردن 84
5-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعدناکارآمدی رفتارهای بیمارگونه خوردن 85
6-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد ترسهای بلوغ رفتارهای بیمارگونه خوردن 86
7-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد کمال گرایی رفتارهای بیمارگونه خوردن 87
8-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی بعد بی اعتمادی بین فردی رفتارهای بیمارگونه خوردن 87
9-2-5. بررسی سهم ابعاد مکانیزم های دفاعی،طرحواره ناسازگار اولیه و دشواری تنظیم هیجانی در پیش بینی رفتارهای بیمارگونه خوردن 88
3-5. محدودیت های پژوهش 89
4-5. پیشنهادات پژوهشی 89
5-5. پیشنهادات کاربردی 89
منابع 91
پیوست‏ها 103
مقدمه
امروزه یکی از اختلالات نسبتا شایع روان­پزشکی که عمدتا در دوران انتهای نوجوانی و ابتدای جوانی در افراد مشاهده می­شود، اختلالات خوردن[1] است که تحت عنوان اختلالات تغذیه و غذا خوردن نام گذاری شده است(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).
اختلالات تغذیه و غذا خوردن با یک اختلال مداوم در غذا خوردن یا رفتار مربوط به غذا خوردن مشخص می­شود که منجر به تغییر مصرف یا جذب مواد غذایی شده و به طور قابل توجهی باعث اختلال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، 2013).
اگر­چه اختلالات خوردن هم زنان و هم مردان را در بر­می­گیرد اما زنان تقریبا 10برابر بیشتر از مردان تشخیص این اختلال را دریافت می­ کنند. بطوریکه میزان شیوع بی­اشتهایی عصبی[2] در بین زنان جوان 4/0درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می باشد و معمولا در طول نوجوانی و اوایل جوانی آغاز می­شود(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).
همچنین میزان شیوع پر­خوری عصبی[3] نیز در بین زنان جوان5/1-1درصد است و نسبت زنان و مردان 10 به 1 می­باشد و بیشترین شیوع در طول نوجوانی می­باشد(راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).
این دسته از اختلالات باعث ایجاد اشکال در سلامت جسمی و عملکرد روانی فرد می­شوند؛ کیفیت زندگی فرد مبتلا را مختل کرده و همچنین ممکن است سبب افزایش مرگ و میر شوند. علت اصلی این اختلالات هنوز به خوبی شناخته نشده است و درمان آن­ها نیز مشکل است(ماترز و همکاران، 2000؛ به نقل از استریگل- مور[4] و بولیک[5]، 2007). سبب شناسی اختلالات خوردن عوامل متعدد زیست شناختی، روان پویشی، روان شناختی و محیطی را در این اختلال دخیل می­داند(سادوک [6]،سادوک؛ 1390). پژوهش­ها درمورد سبب شناسی و علل زمینه ساز علایم اختلالهای خوردن به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی، اجتماعی، تعاملات خانوادگی، عوامل زیست شناختی و روان شناختی اشاره می­ کند(ویلیامسون[7]،استوارت[8]، مارتین[9]؛2004).
نظریه­ های شناختی رشد و نگهداری اختلالات خوردن پیشنهاد می­ کنند که نشانگان اختلالات خوردن توسط افکار منفی و بدکارکردی پنداشتها درباره خوردن، وزن و شکل بدنشان بوجود می­آید(بک،1976؛به نقل از دامیون[10] ، ریس[11]، رید[12]، اتکینس[13]،پاتون[14]، 2015). بطوریکه افرادی که از این اختلال رنج می­برند به تغذیه، وزن و شکل بدن خود و همچنین به توانایی­هایشان برای کنترل داشتن روی این جنبه­های زندگی­شان اهمیت زیادی قائل می­شوند(فریبورن، کوپر و شافران2003؛ به نقل از دامیون و همکاران، 2015).
همچنین نظریه­ های شناختی- رفتاری اختلالات خوردن بر نقش نگرش­ها و باور­های مربوط به وزن، شکل و خوردن در شکل­ گیری و تداوم اختلالات خوردن و علایم آن تاکید می­ کنند. این باور­ها عموما در افکار خود­آیند مربوط به وزن، شکل و خوردن منعکس می‌­شوند(سادوک و سادوک، 1391). رز[15]،کوپر[16] و ترنر[17](2006) اهمیت این باور­ها را در بروز اختلالات خوردن تصدیق می­ کنند. به هر حال وجود افکار خود­آیند منفی و باور­های نا­مطلوب مربوط به شکل و وزن ممکن است توضیحات شناختی مناسبی برای اختلال خوردن فراهم کنند(رز و همکاران،2006).
همچنین امروزه مکانیزم­های دفاعی[18] به دلیل اهمیت ویژه­ای که در مفهوم­پردازی اختلالات روانی و درمانی آنها از دیدگاه روان‌پویشی دارند مورد توجه زیادی قرار گرفته اند . بطوریکه سبک­های دفاعی غیر انطباقی منجر به بروز نشانه­ های روان پزشکی می شوند(یونگ جان[19] ، لی[20]، یونگ یو[21]، سونگ[22]، کیم[23]،2015). در نظام روان­تحلیل گری هر اختلال روانی با مکانیزم­های دفاعی مشخصی همراه است و دفاع­ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می­ کنند. با این توصیف مکانیزم­های دفاعی بطور منطقی این ظرفیت را دارند که به عنوان یکی از عامل­های تأثیرگذار در بروز اختلالات روانی در نظر گرفته شوند(افضلی، فتحی آشتیانی، آزاد فلاح، 1388).
هیجان­ها نیز نقش حیاتی در زندگی انسان ایفا می­ کنند و بسیاری از فرایند­های اجتماعی و شخصی را شکل می­ دهند. اما گذشته از این که انسان­ها در اعمالشان تحت تاثیر هیجانات هستند، به نوبه­ی خود توانایی تنظیم کردن پاسخ­های هیجانی را بوسیله مکانیزم­های متفاوت نیز دارند(ورتیکا[24]، ویلیومیر[25] و ساندر[26]، 2011). در حقیقت اختلالات روان­پزشکی متعددی با بی­ثباتی عاطفی و بی­نظمی هیجانی ارتباط داده شده است (کوئنیسبرگ و همکاران ، 2002؛ فیلیپس و همکاران، 2003، به نقل از چمبرز[27] و همکاران، 2009). در دهه گذشته، توجه روزافزونی به پدیده هیجانات شده است و مفهوم تنظیم هیجانی، نقطه آغازین پژوهش‌ها در این زمینه بوده است (سوارس[28]، 2003). در سال‌های اخیر تنظیم هیجانی به عنوان یک فرایند اساسی در تحقیق و درمان آسیب‌شناسی روانی مورد هدف قرار گرفته است. تنظیم هیجانی[29] یک مهارت کلیدی اجتماعی است و کسانی که در تسلط داشتن در آن شکست می‌خورند در معرض خطر اختلال‌های بالینی هستند (لام[30] ،گرانیس[31]،زلازو[32] و لوئیس[33] ، 2011).
گیلبا-اسکچمن[34] و همکاران(2006) دریافتند که زنان دارای اختلال خوردن در مقایسه با گروه سالم از هیجانات خود کمتر آگاهند و در کنترل هیجانات خود مشکل دارند، همچنین افراد کم اشتها در مقایسه با افراد پر­اشتها از آگاهی هیجانی کمتری برخوردارند. در مقابل افراد پراشتها نسبت به افراد کم اشتها در تنظیم هیجانات خود مشکلات بیشتری دارند.
باتوجه به مطالب گفته شده و شیوع انواع اختلالات روانی در بین جوانان جامعه در این تحقیق سعی بر آن است که به بررسی عوامل پیش بینی کننده اختلالات خوردن پرداخته شود. به همین منظور سازه های روانشناختی طرحواره های ناسازگار اولیه، مکانیزم­های دفاعی و دشواری تنظیم هیجانی مورد توجه قرار گرفته­اند.
2-1. بیان مساله
اختلالات خوردن در دهه های اخیر یکی از رایج ترین اختلالات روانی (روجا[35]و همکاران، 2003) و یکی از شایع ترین اختلالات در بین نوجوانان و جوانان محصل می­باشد به طوریکه که انواع اختلالات خوردن در4 درصد نوجوانان و جوانان دانش­آموز گزارش شده است(سادوک سادوک،1390). یکی از گروه­های در معرض خطر این بیماری­گروه دختران 25-14سال است. در نوجوانان دختر اختلالات خوردن شایع­ترین بیماری­ها بعد از بیماری­هایی چون چاقی و آسم تعریف شده اند (گولدن[36]،2003). حدس زده می شود که بی اشتهایی عصبی در 5/0 تا 1 درصد دختران نوجوان روی می دهد و شیوع آن 10 تا 20 برابر در دخترها بیشتر از پسرها است( انجمن ملی اختلال خوردن،2005؛ به نقل از رجبی و حسینی، 1392). حال آنکه پر اشتهایی روانی شایع تر از بی اشتهایی روانی است و تخمین های شیوع پراشتهایی روانی بین 1 تا 3 درصد در زن­های جوان است(رجبی و حسینی،1392).
این اختلالات اختلالهای روانشناختی هستند که با نگرانی بیمارگونه در مورد شکل بدن، خوردن و وزن مشخص گردیده است(پیتیرنی[37] ،کاستلینی[38]، ریکا[39]،پولیتو[40]، پاپی[41]،فاراولی[42]، 2011) و با افکار و رفتارهای خطرناک کنترل وزن شناخته می شوند(ویسلبرگ[43]،گونزالز [44]و فیشر[45]،2011)،که اغلب در طول نوجوانی شروع شده و تغییر رفتار راجع به خوردن و وزن منجر به مشکلات جسمی و نیز روانی اجتماعی می­شود(سادوک سادوک،1390).
در راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی(2013) این اختلالات، تحت عنوان اختلالات تغذیه و خوردن نام گذاری شده اند. هرزه‌خواری، اختلال نشخوار، بی‌اشتهایی عصبی و پراشتهایی عصبی از مهم‌ترین اختلالات این طبقه هستند. پرخوری نیز یه عنوان یک تشخیص قابل کدگذاری در این طبقه قرار می­گیرد.(راهنمای اماری و تشخیصی اختلالات روانی،2013).البته چاقی علی رغم خطر مرگ و میر بالا در مجموعه اختلالات خوردن قرار نمیگرد(جاکیومنت و همکاران2011 به نقل از گونارد[46]،2012).
اختلالات خوردن در طول زندگی رخ می دهد و با اختلالاتی هم چون افسردگی اساسی(پناس-لیدو[47] و همکاران،2009) اختلال وسواس فکری-عملی(جیمنز مورکیا[48] و همکاران،2007) اختلالات اضطراب(پنلو[49] و همکاران،2010) اختلال سومصرف مواد(روت[50] و همکاران2012) و اختلال شخصیت(اگورا[51] و همکاران،2012) همبودی دارد.
از جمله اختلالات مهم این گروه بی اشتهایی عصبی و پر اشتهایی می­باشد که در کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم (DSM-V ) بی­اشتهایی

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:16:00 ق.ظ ]




ای ونگرش) پژوهنده ساخته، سنجش شده اند. پایایی ابزار به روش بازآزمایی و روایی درونی ابزار به روش آلفای کرونباخ تأیید شده است. دوره ی آموزش با رویکرد سازاگرایی شامل ۶ جلسۀ آموزش بوده است. برای پاسخ به چهار پرسش این پژوهش ، آزمون آماری جهت مقایسه ی پیش آزمون و پس آزمون نمرات با سطح مقیاس فاصله ای و نسبتی از آزمون تی زوجی(همبسته) و جهت مقایسه ی پیش آزمون – پس آزمون اطلاعات با سطح دقت اسمی دو مقوله ای از آزمون بی پارامتری مک نمار استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روش آموزشی طراحی شده درارتقاء سطح آگاهی تغذیه ای ،انگیزه ی کاهش وزن وعملکرد افراد مؤثر است. ولی نگرش افراد نسبت به مصرف صحیح موادغذایی قبل وبعداز مداخلۀ آموزشی تفاوتی نشان نداد.
کلید واژگان: آموزش ، تغذیه، کاهش وزن و افزایش سلامتی.
فهرست مطالب
۱ – فصل اول : مسأله ی پژوهش
۱-۱- سرآغاز.۲
۱-۲- پیشگفتار۳
۱-۳- بیان مسئله ی پژوهش.۳
۱-۴- اهمیت وضرورت پژوهش(واقعیت بومی)۶
۱-۵- هدف پژوهش.۸
۱-۶- پرسش های پژوهش ۹
۱-۷- تعریف متغیرها ۹
۱-۸- تعریف مفهوم ها.۱۰
۲ – فصل دوم : مبانی نظری و بازنگری پیشینه پژوهش
۲-۱- پیشگفتار ۱۴
۲-۲- مبانی نظری ۱۴
تعریف آموختن ۱۶
نظریه های آموختن ۱۸
تعریف انگیزش ۲۰
نظریه های انگیزش ۲۰
رابطه آموختن و انگیزش. ۲۳
تعریف باور. ۲۵
منابع باور. ۲۶
تاریخچه آموزش بهداشت وتغذیه در ایران ۲۶
۲-۳- پیشینه پژوهش های انجام شده
پژوهش های انجام شده در ایران. ۲۷
پژوهش های انجام شده درسایر کشورها ۳۳
نتیجه. ۴۲
۳ – فصل سوم: روش های پژوهش
۳-۱-پیشگفتار. ۴۵
۳-۲- روش پژوهش. ۴۵
۳-۴- جامعه آماری ۴۵
۳-۵- نمونه و روش نمونه گیری ۴۵
۳-۶- ابزارهای پژوهش ۴۵
۳-۷- پایایی و روایی ابزار. ۴۶
۳-۸- شیوه اجرای پژوهش ۴۸
۳-۹- تحلیل روش پژوهش ۴۹
۴- فصل چهارم: یافته های پژوهش
۴-۱- پیشگفتار. ۵۱
۴-۲- آمارتوصیفی ۵۱
۴-۳- آماراستنباطی ۵۹
۵- فصل پنجم: بحث ونتیجه گیری
پیشگفتار. ۶۷
خلاصه ای ازفصل های پیشین ۶۷
نتیجه گیری ۷۱
کاستی ها ۷۲
پیشنهادها ۷۲
فهرست منابع فارسی. ۷۴
فهرست منابع انگلیسی. ۷۸
پیوست ها
پرسشنامه ویژگیهای سلامت ۸۱
پرسشنامه(K.A.M). ۸۴
پنجاه نکته مهم. ۹۱
چهارده پله آموزشی. ۹۵
شعارهای سازمان جهانی بهداشت. ۹۶
چکیده(انگلیسی). ۱۰۲
1-1 سرآغاز
انسان سالم محور توسعه پایدار در کشوربه حساب می آید زمانی میتوان به رشدوتوسعه ی همه جانبه درکشورامیدوار بود که نیروی کارسالم، ماهر وتوانمند دراختیارمان باشد و این مهم میسرنمیشود مگر آنکه از امروز برای پرورش نسلی سالم و پویا چه ازنظرجسمانی وچه ازنظر روحی (ذهنی) برنامه ریزی نماییم. بی شک زمینه ی پرورش نسل سالم برای فردای بهترتنها با بهبود شرایط آموزشی در جامعه امکان پذیرخواهدشد.
بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی [1](2015) تندرستی تنها فقدان بیماری یا نواقص دیگردر بدن نیست بلکه«تندرستی نداشتن هیچ گونه مشکل روانی،اجتماعی،اقتصادی وسلامت جسمانی برای هرفردجامعه است.» وتعریف سازمان بهداشت جهانی(2015) از بهداشت به این صورت است «بهداشت علم وهنرپیشگیری ازبیماری ها وطولانی کردن عمروارتقاءسلامتی بوسیله کوشش های متشکل اجتماعی است.» یکی ازاین کوشش های اجتماعی، بالابردن آگاهی مردم درمورد سلامتی اشان است که آموختن تغذیه وحفظ وزن مناسب برای پیشگیری از بیماریها می تواند زیرمجموعه ای از این کوشش ها باشد(سازمان بهداشت جهانی،۱۳۷۱).
با رشد دیدگاه های تازه در بهداشت عمومی،تدریجاَ این ضرورت ملی مطرح شد که باید فعالیت های بهداشتی با همکاری مردم انجام شود وآنان را متقاعد کرد که در رابطه با تندرستی خود،مسئولیت بپذیرند(محسنی،۱۳۷۵). حقیقت این است که نه پزشکان و نه کارکنان بهداشتی، بلکه افراد وخانواده ها هستند که مهم ترین تصمیماتی راکه برسلامتی اشان اثر میگذارد را اخذ می کنند،تصمیم میگیرند چه غذاهایی رامصرف کنند،چه وقت به پزشک مراجعه کنند وهمچنین خود افراد هستند که تصمیم می گیرند آیا ازدستورات کارکنان بهداشتی پیروی کنند یا نه؟ برای اینکه این میلیونها تصمیم روزانه عاقلانه تر گرفته شود لازم است آحاد جامعه دانش و مهارت های مورد نیازبرای انجام مسئولیت های فردی واجتماعی اشان رابیاموزند(سازمان بهداشت جهانی،۱۳۷۱). به علاوه یکی ازمداخلاتی که موجب کاهش هزینه مراقبت های بهداشتی شده وکیفیت زندگی را ارتقاءمی بخشد،آشناکردن افرادجامعه با الگوهای صحیح غذایی وافزایش اطلاعات تغذیه ای افراد میباشد ولی مقصود از آموزش تغذیه فقط انتقال اطلاعات نیست بلکه ارائه بهتراطلاعات تغذیه ای، برای تغییررفتارهای بهداشتی ازطریق افزایش آگاهی تغذیه ای وایجاد نگرش صحیح نسبت به مصرف موادغذایی است وآموختن روش های صحیح تغذیه یکی ازابزارهای کارآمدبرای بهبود وضع سلامت جامعه است.
2-1 پیشگفتار:
دراین فصل نخست چارچوب نظری-عملی پژوهش که دربردارنده ی نگره زیربنایی پژوهش که سازاگرایی است و بیان مسئله مطرح می شود و ضرورت واهمیت انجام پژوهش با استفاده ازواقعیت های بومی بیان می شود . سپس به پرسش های پژوهشی و هدف ازپژوهش وتعاریف متغیرها و مفهوم ها وتعریف عملیاتی آنها پرداخته می شود.
3-1بیان مساله:
سازایی گری یک فلسفه ی آموختن است که برساختن دانش توسط آموزندگان به صورت انفرادی یا اجتماعی اشاره دارد. به عبارت دیگرآموزندگان دانش خودرامبتنی برطرحواره ها یا عقاید موجود می سازند.سازایی گران وجود یک بدنه ازدانش راکه مستقل از آموزنده باشد رد و ازاین اندیشه حمایت می کنند که دانش مستقل ازمعنی نسبت داده شده به تجربه ،که آموزنده یا جامعه ی آموزندگان می سازند، وجود ندارد(فردانش،۱۳۸۱).
سازایی گران براین باورند که واقعیت دریافت شده ازسوی آموزندگان، نتیجه ی تجارب آنان است. به سخن دیگر آنان واقعیت راچیزی میدانند که ساخته ی خود فرد است. همچنین بر این باورند که آموختن حل مسئله برپایه ی اکتشاف فردی است وآموزنده به نحو درونی برانگیخته می شود وآموزنده به محیطی علاقه دارد که ایجاد انگیزه می کندودرآن به تمرکزش توجه میگردد(آقازاده،۱۳۸۸) .آموختن باید به بالا بردن انگیزه درافراد برای آموختن نیزکمک کند. بسیاری سازایی گران همچنین معتقدند که آموختن فرایندی اجتماعی است.آموزندگانی که ازسطح شناخت فعلی ناراضی هستند دیگران رادرشرکت دادن، مقایسه کردن ودوباره تدوین کردن اندیشه ها درگیر کرده، ازطریق فرایندجمعی درساختارهای یادگیرندگان، فهم های جدید را دوباره سازماندهی میکنند (فردانش،۱۳۸۱).
امروزه به دلیل عادات غلط تغذیه ای وگسترش شهرنشینی وکمبود آگاهی در موردسلامتی، بشربامشکلات بسیاردست به گریبان است که بیماری های تمدن نامیده میشود.یکی از آنها چاقی است که دارای علل مختلفی بوده،ولی نوعی از آن نیزمربوط به نداشتن برنامه غذایی صحیح است.درواقع اضافه وزن وچاقی که ازمشکلات جوامع امروز به شمار می آید،درارتباط مستقیم با بروزبسیاری ازبیماری ها ازجمله:بروزفشارخون بالا،کلسترول وتری گلیسیرید خون بالا،بیماری های قلب وعروق،بیماری های تنفسی وبیماری های فرسایشی مفاصل(که به وضوح شیوع آن درافرادچاق بیشترمی بینیم) است.۸۰٪ افرادی که به بیماری قند یا دیابت غیروابسته به انسولین مبتلا میشوند چاق هستند.بروزانواعی ازسرطان ها درمردان چاق وزنان چاق در مقایسه باسایرافرادبیشتراست.درتمام موارد ذکرشده کاهش وزن در بهبود علائم نتایج مثبتی رادرپی داشته است.به عنوان مثال کاهش حتی ۵کیلوگرم از وزن نقش بسزایی درکاهش کلسترول و تری گلیسیرید دارد(محبوب،۱۳۹۱).
براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی(2015) اضافه وزن وچاقی بعنوان تجمع غیرطبیعی یا بیش از اندازه چربی در بدن که سلامتی فرد را مختل میکند شناخته میشود وبرای ارزیابی آن از شاخصی به نام شاخص توده ی بدنی [2]که ازنسبت وزن به مجذورقد به دست می آید ودرمقیاس جهانی مقبولیت زیادی دارد، استفاده میشود وبراساس تعریف سازمان بهداشت جهانی برای طبقه بندی چاقی واضافه وزن، افرادباشاخص توده بدنی کمتراز ۱۸.۵کم وزن، بین ۲۵-۱۸.۵دارای وزن نرمال، بین ۳۰-۲۵ مبتلا به اضافه وزن وبیشتراز۳۰ مبتلا به چاقی می باشند(کشاورز،۱۳۸۵). تعریف معتبردیگری ازچاقی عبارتست ازعدم تعادل بین انرژی دریافتی وانرژی مصرفی،که باذخیره بیش از حد چربی نمایان می شود(فرشچی،۱۳۹۱).
سازمان بهداشت جهانی چاقی را یکی ازمهمترین بیماری های غیر واگیردرحال گسترش تعریف کرده است که سالانه حدود۱۰٪تا۲۰٪ هزینه های بهداشتی یک کشوررابه طور مستقیم وغیرمستقیم درگیرمیکندوپیش بینی کرده است که ممکن است اضافه وزن ومرض چاقی به زودی جای برخی از نگرانی های دیرین درمورد سلامت عمومی مانند سوءتغذیه و بیماری های عمومی رابه عنوان پراهمیت ترین عامل ضعف سلامتی بگیرد(مجله سپید پزشکی ایران، ۱۳۹۳).
چاقی یک بیماری پیچیده وچندعاملی است که از واکنش بین عوامل ژنتیکی، متابولیکی، اجتماعی، رفتاری وفرهنگی ناشی میشود.چاقی اثرات مهمی برسلامت جسمی، سلامت روانی _ اجتماعی وطول عمروکیفیت زندگی دارد وشیوع آن به میزان هشداردهنده ای روبه فزون است وبه یک مشکل همه گیر تبدیل شده است.عوارض پزشکی متعددچاقی درافراد اعم ازبیماریهایی نظیر دیابت نوع ۲، افزایش فشارخون وعوارض قلبی-عروقی و. در کنارعوارض روانی _ اجتماعی آن سلامت فرد را باخطرجدی مواجه می سازد. به دلیل شیوع، هزینه وآثاری که برسلامتی داردبه عنوان معضلی درسلامت عمومی وهمچنین بامشکل اقتصادی جامعه راتحت تاثیر قرارمیدهد. علاوه براین باتوجه به این که چاقی یکی از مهم ترین علل مرگ ومیرافراد(به دلیل بروزبیماری های مختلف که دربالا ذکرشد) است، بنابراین با ارائه آماردقیق ومنظم توسط مراکزوسازمان های ذیربط داخلی به اتخاذ سیاست های صحیح دریک نظام سلامت جامع کمک خواهدشد. به همین دلیل چاقی نه تنها به عنوان معضلی درسلامت عمومی، بلکه مشکلی اجتماعی، اقتصادی وسیاسی قلمداد می شود.
تغذیه یک عامل مهم برای زندگی سالم است.بنابراین آموزش هدفمند برنامه های تغذیه ای درجهت حفظ سلامتی افراد ضرورت دارد. باتوجه به این که درکشورما برنامه های سلامتی به مسئله مهم آموختن کم پرداخته شده وموجب شده کاهش وزن، حتی زمانیکه به منظورسلامتی افراد می باشد، موفقیت آمیزنبوده واگر موفق باشد ،کوتاه مدت بوده وبه حالت اول بازگردد. آموختن باید به گونه ای باشد که شخص در آموختن به صورت فعال مشارکت داشته باشد. بهترین ومؤثرترین روش اشتراک گذاشتن دانش وحقایق بهداشتی و درگیرشدن افراد در این حیطه می باشدوآموختن بهداشت به صورت خودخواسته باشد. به گفته ی اختیاری (۱۳۹۳) آگاهی ودانش مناسب تغذیه ای اولین ومهم ترین قدم برای مقابله باخطر چاقی و اضافه وزن می باشد ولی بعضی ازافراد با داشتن دانش کافی، همچنان باخطر چاقی و اضافه وزن روبروهستند که دراین باره تغییر نگرش افراد ، تغییرافکار وباورهای غلط به درست وتصحیح رفتارهای غلط وبالا بردن انگیزه برای داشتن زندگی سالم سبب می شود کاهش وزن وحفظ آن با موفقیت همراه باشد .مسئله ی ما دراین پژوهش فقدان آگاهی ونگرش درست به عادات تغذیه ای افراد ونداشتن انگیزه ی بالا برا ی سلامتی است که یکی از شاخص های آن وزن متعادل می باشد.
۱-۴ اهمیت و ضرورت پژوهش:
درنخستین کنگره بین المللی تغذیه وسیزدهمین کنگره تغذیه در ایرا ن درسال۹۳، معاونت تحقیقات وفناوری وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکی با اشاره به اینکه زندگی ماشینی وکم شدن تحرک شهروندان سبب شده تا۶۵٪ از ایرانیان با چاقی یا اضافه وزن مواجه باشند، بیان داشت: بیماری های غیرواگیر۸۵٪ ازعلل مرگ ومیررا درکشور به خود اختصاص داده است که سکته قلبی ونارسایی تنفسی را میتوان ازجمله این بیماری ها دانست وبیماری های قلبی وعروقی مهم ترین مشکلی است که در ایران با آن مواجه هستیم که میتواند با دارو، رژیم غذایی و ورزش کنترل کرد. همچنین عضو کمیته علمی این کنگره بابیان اینکه براساس آخرین یافته های پژوهشی حدود۳۰٪جمعیت کشور به بیماری کبد چرب غیرالکلی مبتلا هستندکه این آمارنگران کننده است،گفت:این درحالیست که ۱۰سال پیش آمارمبتلایان به بیماری کبدچرب درکشورزیر۱۰٪ بوده است وتغذیه غلط ازمهم ترین دلایل ابتلا به بیماری کبدچرب غیرالکلی است که بیماری های قلبی_ عروقی ازقبیل تصلب شرایین ونارسایی قلب وعروق را به همراه دارد. همچنین در پژوهش های اخیر درکشورمان ردپای ۲۰ خوراکی آسیب رسان به سلامت، درسبد غذایی روزانه ی مردم شناسایی شده است (دیناروند،رئیس سازمان غذا و دارو).
رئیس سومین کنگره پیشگیری و درمان چاقی درایران (۱۳۹۳)گفت:دریافت مواد غذایی نا مناسب و کم تحرکی دو عامل مهم در افزایش شیوع چاقی بعد از جنگ جهانی دوم،استفاده نا مناسب از مواد غذایی و کم تحرکی باعث افزایش اضافه وزن و چاقی شده به طوری که شیوع اضافه وزن و چاقی در۵۰ سال پیش از ۱۰ درصد به حدود ۷۰ درصد رسیده است(ویژه نامه شماره ۱۹ پژوهشکده علوم غدد ومتابولیسم دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی شهید بهشتی ). به گفتۀ فریدون عزیزی رئیس سومین کنگره چاقی و درمان چاقی در ایران (۱۳۹۳)چاقی به عنوان مهم ترین مساله بهداشتی درمانی قرن در اکثر کشورهای جهان تلقی می شود و سازمان های جهانی که مسایل بهداشتی را تحت نظر دارند چاقی را به عنوان مشکل اصلی بروز بیماری های غیرواگیر ازجمله بیماری های قلبی، دیابت و سرطان در قرن ۲۱ قلمداد می کنند.
وزارت کشاورزی ایالات متحده [3](۲۰۱۵) معتقداست با بهره گرفتن از برنامه های تغذیه ای صحیح،می توان ابتلاءبه مرگ ومیرناشی ازبیماری های قلبی را به میزان ۲۵٪ وسرطان را تا ۲۰٪ کاهش داد(نیک اعتقاد، ۱۳۷۲). معاون وزیر بهداشت درهمایش بسیج ملی کاهش مصرف نمک بیان داشت:۴۷میلیون ایرانی غذای ناسالم میخورند(سپید، روزنامه پزشکی ایران، ۱۳۹۳). شیوع اضافه وزن وچاقی در دهه ی اخیربه سرعت افزایش یافته است.پیش بینی میشود دوسوم بار بیماری ها در سال ۲۰۲۰ مربوط به بیماری های غیرواگیرمزمن باشد که اغلب با تغذیه وشیوه زندگی مرتبط هستند(همان).
درجمهوری اسلامی ایران امربهداشت همواره درمباحث توسعه مندی کشورمدنظر بوده است چنانچه فصل ۲۵ قانون برنامه ی سوم توسعه اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی کشوربه بهداشت ودرمان اختصاص داده شده است ومخصوصا در ماده ی ۱۹۲ برای ارتقاء سلامت وبهداشت تاکید شده است(منصور،۱۳۷۷).
ازدهه ی۱۹۸۰ سازمان بهداشت جهانی توجه خودرا ازرفتارهای انفرادی به گروهی وآموزش و درگیرشدن افراد درسلامتی اشان ارتقاء داد. اگرچه آموزش های عمومی به منظور افزایش آگاهی تغذیه ای وپیروی از آن ها صورت میگیرد ولی شکاف عمیقی میان آنچه درباره دریافت های غذایی توصیه می شود وآنجه درعمل ورفتارهای غذایی مشاهده می شود،وجوددارد. موفقیت برنامه های ارتقاءسلامت درزمینه تغذیه سالم نیازمند آگاهی افراد دراین زمینه است،اگرچه آگاهی همان رفتار نیست ولی می تواند یک عامل تعیین کننده رفتارهای غذایی باشدوبی شک یکی اززیباترین ابعاد مشارکت مردم در تغییرو اصلاح اوضاع بهداشتی، درگیری فعال افراد در وضع سلامتی خودشان است وعادات غذایی مطلوب وتغذیه صحیح درپیشگیری از بیماریها وداشتن زندگی سالم مؤثراست وبه بهبودکیفیت زندگی کمک می کند.باتوجه به اینکه ایران دهمین کشورچاق جهان است (دیلی تلگراف، ۱۳۹۱) و آمار اضافه وزن و چاقی براساس پژوهشی دربین خانم ها ی تهران از ۲۷٪و در بعضی مناطق تا ۶۳٪ متغیر است که این وضعیت ازنظرپزشکی و سلامتی باید جدی گرفته شود (معاون مرکز دانشگاه علوم پزشکی ایران،۱۳۹۳ ). در گزارش اخیر مطالعه بررسی سلامت ملی و وضعیت تغذیه ای(۱۳۹۳) ۱۷ ٪ از افراد ۹-۲ سال از چاقی رنج می برند در حالیکه این میزان در دهه ی پیش ۵٪ بود و همچنین ۸٪ از نوجوانان۱۹-۱۵ ساله که دچارچاقی هستند، اختلال افسردگی عمده راتجربه می کنند. به طورکلی افراد چاق به علت نداشتن آگاهی لازم تغذیه ای و استفاده از رژیم های لاغری غیراستاندارد دچارکمبودهای مواد مغذی می شوندکه تهدیدی جدی برای سلامتی به شمار می آید. باتوجه به آمار اضافه وزن وچاقی در ایران و عوارض ناشی ازآن برسلامت افراد جامعه ونیزبیماریهای ناشی ازآن همراه با بنیادنگره ای این پژوهش نشان دهنده مسئله ی مهمی است که پرداختن به آن ضروری است. ازآن جایی که در کشورما مطالعات پراکنده ومحدودی در مورد تاثیرروش های مختلف آموزش بهداشت روی آگاهی تغذیه ای وتغییر نگرش نسبت به صحیح مصرف کردن موادغذایی وعملکرد افراد(کاهش وزن بصورت علمی) صورت گرفته است.امیداست با انجام این طرح آموزش تغذیه تاثیرات مثبت همراه شدن رژیم غذایی با آموزش را نشان دهیم.
۱-۵ هدف پژوهش:
شناخت سودمندی یک دوره آموزش تغذیه به منظور کاهش وزن که افزایش آگاهی تغذیه ای،تغییرنگرش مربوط به مصرف غذا وافزایش انگیزه برای زندگی سالم را به خوبی نشان می دهد.
۱-۶ پرسش های پژوهش :
۱-آیا دوره ی آموزشی طراحی شده، موجب افزایش سطح آگاهی تغذیه ای شرکت کنندگان شده است ؟
۲- آیا دوره ی آموزشی، موجب تغییر نگرش شرکت کنندگان به مصرف غذا شده است؟

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:15:00 ق.ظ ]




جهت­گیری همنوایی هیچ یک از مؤلفه­های گرایش به تفکرانتقادی و یا گرایش کلی فرزندان به تفکر انتقادی را به طور معناداری پیش­ بینی نمی­کند. بررسی تأثیر تعاملی ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و منبع کنترل نشان داد منبع کنترل در رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباط خانوادگی و مؤلفه­های گرایش به تفکر انتقادی نقش تعدیل کنندگی ندارد و الگوی پیش بینی مؤلفه­های گرایش به تفکر انتقادی توسط ابعاد الگوهای ارتباط خانوادگی در هر دو گروه فرزندان دارای منبع کنترل درونی و بیرونی یکسان است.
کلید واژه­ها: گرایش به تفکر انتقادی، ابتکار، بلوغ فکری، درگیری ذهنی، جهت­گیری گفت و شنود، جهت­گیری همنوایی و منبع کنترل
فهرست مطالب
عنوان                                                     صفحه
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه. 2
کلیات. 2
بیان مسئله. 4
اهمیت و ضرورت پژوهش. 9
هدف پژوهش. 11
سؤال های پژوهش. 11
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش. 11
تعریف مفهومی مؤلفه های گرایش به تفکر انتقادی 12
تعریف عملیاتی گرایش به تفکر انتقادی 12
تعریف مفهومی الگوهای ارتباطی خانواده 13
تعریف عملیاتی الگوهای ارتباطی خانواده 13
تعریف مفهومی منبع کنترل 14
تعریف عملیاتی منبع کنترل. 14
فصل دوم: مبانی نظری و تحقیقات پیشین
مبانی نظری و تحقیقات پیشین 16
تاریخچه و مبانی نظری 16
تعریف تفکر. 16
تفکر انتقادی و تاریخچه آن. 17
مؤلفه های تفکر انتقادی 21
مهارت های تفکر انتقادی 21
گرایش به تفکر انتقادی 22
تعریف خانواده 26
مفهوم ارتباطات. 27
مفهوم ارتباطات خانواده 28
تاریخچه ی الگوهای ارتباطات خانواده 29
ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده 31
مفهوم جهت گیری گفت وشنود. 32
مفهوم جهت گیری همنوایی 33
جهت گیری گفت وشنود، جهت گیری همنوایی و عملکرد خانواده 34
رابطه منفی ابعاد جهت گیری گفت وشنود و جهت گیری همنوایی 36
اثر تعاملی ابعاد جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی 37
منبع کنترل. 38
اهمیت منبع کنترل. 39
تحقیقات پیشین 42
تحقیقات پیرامون رابطه ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و گرایش به تفکر انتقادی  42
تحقیقات در زمینه رابطه ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و مؤلفه ابتکار. 44
تحقیقات در زمینه رابطه ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و بلوغ فکری 47
تحقیقات در زمینه رابطه ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و درگیری ذهنی 49
تحقیقات انجام شده در زمینه رابطه  بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و منبع کنترل  51
تحقیقات انجام شده در زمینه رابطه منبع کنترل با گرایش به تفکر انتقادی 54
تحقیقات پیرامون رابطه منبع کنترل و مؤلفه ابتکار. 55
تحقیقات پیرامون رابطه منبع کنترل و مؤلفه بلوغ فکری 58
تحقیقات پیرامون رابطه منبع کنترل و مؤلفه درگیری ذهنی 58
تحقیقات در زمینه نقش تعدیل‌کنندگی منبع کنترل در رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و مؤلفه‌های گرایش به تفکر انتقادی  59
فرضیه های پژوهش. 62
فصل سوم: روش اجرای تحقیق
. 63
روش تحقیق 64
روش پژوهش. 64
جامعه آماری 64
روش نمونه گیری و نمونه آماری 64
متغیرها و ابزار پژوهش. 65
مقیاس گرایش به تفکر انتقادی 65
ابزار تجدید نظر شده الگوهای ارتباطات خانواده (نسخه فرزندان) 68
مقیاس کنترل. 72
نحوه ی اجرای آزمون. 73
روش های تجزیه و تحلیل آماری 74
ملاحظات اخلاقی 74
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه. 76
یافته های توصیفی 76
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه‌گیری 90
بحث و بررسی یافته‌های تحقیق 90
محدودیت‌های پژوهش. 105
پیشنهادات پژوهش. 106
منابع فارسی 109
منابع لاتین 116
چکیده انگلیسی 140
فهرست پیوست ها
پیوست ها 133

 

پیوست1: پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده 134
 

پیوست 2: گرایش به تفکر انتقادی 136
 

پیوست3: پرسشنامه منبع کنترل 138
 

مقدمه
 

در این فصل ابتدا،­­ مقدمه­ای درخصوص پژوهش آورده و سپس، به بیان مسئله پرداخته می­شود و به دنبال آن اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف و سؤالات پژوهش و در نهایت، تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش بیان می­گردد.

 

کلیات
 

برای اینکه بتوانیم زندگی خوب و موفقی داشته باشیم باید از مهارتهای زندگی[1] برخوردار باشیم. مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی رفتار سازگارانه و مثبت که افراد را قادر می­سازد تا به طور مؤثر با نیازها و چالشهای روزمره برخورد نمایند. یکی از مهمترین مهارتهای لازم برای زندگی، مهارت تفکر انتقادی[2] و نحوه­ی بکارگیری آن در زندگی روزمره می­باشد (جزایری و رحیمی، 1387). منظور از تفکر انتقادی، تفکر اندیشمندانه[3] است که شامل مواردی از قبیل درک و فهم و تفسیر مسائل، تشخیص و تحلیل سؤال ها، تشخیص و کاربرد منطق، قیاس، استقرا، استنباط، نتیجه­گیری معقول از اطلاعات حاصل از منابع مختلف کتبی، شفاهی و دفاع از آن، تمایز بین حقایق از عقاید، داوری درباره اعتبار منابع، تصمیم ­گیری درباره اعمال مختلف، تشخیص فرض­های بیان نشده، تشخیص بیانات کلیشه­ای و قالبی، تشخیص نظام­های ارزش و عقیدتی مختلف، طرح سؤال و پاسخ گویی به آن می­شود (سیف، 1387). مهارتهای تفکر انتقادی به افراد کمک می­ کند که از میان اطلاعات و حوادث بهم ریخته حقیقت را جستجو کنند (شریعتمداری، 1379). این در حالی است گرایش به تفکر انتقادی[4] است که زمینه­ استفاده از مهارت­های انتقادی را فراهم می­ کند (کورش نیا و لطیفیان، 1390). گرایش به تفکر انتقادی انگیزشی درونی و تمایلی عادت گونه است که فرد را به استفاده از مهارتهای تفکر انتقادی و گرایش به آن برمی‌انگیزد و بدون آن، فرد تمایلی به کاربرد مهارتهای تفکر انتقادی خویش ندارد (فاسیونه[5]،2011).
درحالی قانون گذاران آموزش، مهارتهای تفکر انتقادی و گرایش به آن را به عنوان یک نیاز ملی برای دانش آموزان اعلام کرده­اند (پیترز[6]،2000) که بخش مهمی ­از هویت، اخلاق، ارزش­ها، هنجارها و نحوه رفتار انسان ها در زندگی روزمره توسط تعاملات اجتماعی و در بافت فرهنگ و طبق الگوهای جامعه پذیری خانواده شکل می­گیرد (گافمن، 1959؛ تینگ- تومی[7] ،2005 به نقل از رحیمی و یوسفی، 1389). پژوهش­های حوزه ارتباط نشان می­ دهند نحوه­ی ارتباط بین اعضای خانواده در هنگام تبادل اطلاعات بین آنان، تأثیر به سزایی در بازخوردها و رفتارهای فرزندان دارد (چافی، مک لئود و واکمن[8]، 1973). به نظر
می­رسد نوع روابط والد – فرزندی در خانواده می ­تواند تأثیر مهمی در گرایش به تفکر انتقادی فرزندان داشته باشد. در همین راستا، ریگو و هالپرن[9] (2006) در تحقیقی که بر روی دانشجویان دانشگاه آبرن در ارتباط با موانع گرایش تفکر به صورت انتقادی انجام دادند، دریافتند که افرادی که عادت کرده­اند به آن­ها گفته شود چه کاری را چه زمانی انجام دهند و قدرت تصمیم ­گیری ندارند و یا کسانی که از افراد صاحب نظر و قدرتمند پیروی می­ کنند، گرایش چندانی به تفکر انتقادی ندارند. بنابراین، به نظر می­رسد در این زمینه از میان عوامل اجتماعی شدن، خانواده یکی از مهم ترین عامل ­باشد. چرا که خانواده اولین نظامی است که کودک با آن روبرو و در فرآیندهای آن درگیر می­شود. آغاز تعلیم و تربیت کودک در خانواده است و خانواده آموزه­های مهم تربیتی را در شیوه ­های فرزندپروری به صورت آگاهانه و در بسیاری از موارد هم، بدون آگاهی مدنظر قرار می­دهد (نصیرزاده و شعیری 1388). در حقیقت، شناخت انواع مختلف الگوها و سبک های ارتباطات خانوادگی به پیش بینی و توضیح عملکرد خانواده و توصیه­ها و تجویزهای مربوط به آن کمک می­ کند. یکی از تبعات الگوهای ارتباط خانوادگی[10] نوع منبع کنترل[11] فرزندان است که به نظر
می­رسد بر گرایش آنها به تفکر انتقادی نیز تأثیر دارد. چرا که منبع کنترل اعتقاد افراد درباره­ی توانایی بر کنترل و عدم کنترل رویدادهای زندگی­شان از جمله در زمینه برخورد فکورانه با مسایل است. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و گرایش به تفکر انتقادی با در نظرگرفتن نقش تعدیل کنندگی منبع کنترل آنها می پردازد.

 

بیان مسئله
 

در دنیای مترقی امروزی که مملو از اطلاعات گوناگون است، دیگر نمی­توان به اکتساب مهارت­های یادآوری و بیان امیدوار بود. هدف آموزش دنیای کنونی بر آن است تا به فراگیران چگونگی به نتیجه رسیدن، تمیز دادن، تشخیص دادن، ترکیب­ کردن، فرضیه­سازی، مجسم کردن، توجیه و ارزیابی را آموزش دهد(اسمیت[12]،1992). همچنین شرایط جوامع امروزی حکم می­ کند که افراد در معرض بسیاری از
اندیشه­های متفاوت و متضاد قرار گیرند. بر این اساس، آنان باید بتوانند اندیشه­های درست و نادرست را از یکدیگر تشخیص دهند و به نحو صحیح قضاوت کنند تا زندگی سالم و موفقی داشته باشند. بنابراین، پرورش تفکر می ­تواند منجر به افزایش توانایی افراد در بهره­ گیری از اطلاعات، ارزشیابی صحیح و نیز رویایی با موقعیت­های مختلف زندگی گردد. مباحث زیادی از سوی صاحب نظران پیرامون ابعاد و جنبه­های مختلف تفکر مطرح شده است که هر کدام در تقسیم بندی خود به جنبه خاصی تأکید دارند. از جمله نیکرسون[13] (1989) و پرکینز[14] (1989) چهار نوع تفکر شامل حل مسأله، تفکر خلاق، تفکر انتقادی و فراشناخت را بر می­شمرند و معتقدند که این انواع تفکر را باید آموزش داد. به عقیده فاسیونه (2011) تفکر انتقادی نوعی قضاوت خردمندانه یا تصمیم ­گیری فکورانه است. پاسکارلا و ترنزینی[15] (1991) تفکرانتقادی را به منزله مجموعه ­ای از توانایی­های کلی فرد در انجام اموری مانند تعریف مسائل محوری، فرضیه­سازی در یک بحث، تشخیص اهمیت روابط، استنتاج، استنباط، تفسیر نتایج حاصل از شواهد معتبر و نیز ارزشیابی انتقادی دانسته ­اند. بر مبنای نظر جونز[16] (1996) تفکر انتقادی، تعمق اندیشمندانه بیشتر برای تحلیل و تعیین محتوای فعالیت می­باشد. همچنین، تفکر انتقادی ارزشیابی یا بررسی صحت مسائل متنوعی است که فرد را در تصمیم ­گیری راهنمایی می­ کند. به طور خلاصه، تفکر انتقادی نوعی تفکر منطقی و معقول است که بر تصمیم ­گیری در مورد آنچه باور داریم یا انجام می­دهیم، تأثیر می­گذارد (نوریس و انیس[17]، 1989). افراد با توانایی تفکرانتقادی دارای ویژگی شخصیتی و روش خاصی می باشند. فاسیونه (1995) معتقد است که این دسته از افراد معمولاً تصمیمات خود را به تأخیر می اندازند تا به بررسی عقاید و تفکرات خود بپردازند و علاوه بر درک این عقاید، تمایل دارند دلیل آن را نیز بدانند. آنان بیشتر سعی دارند به بررسی نقاط مثبت و منفی عقاید دیگران توجه کنند تا اینکه آنها را زود کنار بگذارند. برای این دسته از افراد اتخاذ تصمیمات هوشمندانه مهمتر از بحث کردن است. شواهد تجربی در ارتباط با تفکر انتقادی حاکی از وجود دو عامل مهارت[18] و گرایش[19] است (تابو[20]،1997). در بعد مهارتی، فرآیند شناختی دخیل است. مهارت­های تفکر انتقادی شامل استنباط، تشخیص پیش فرض­ها، استنتاج، تعبیر و تفسیر و ارزشیابی هستند.(اسلامی، شکرآبی، بهبهانی و جمشیدی،2004). اما گرایش به تفکر انتقادی چیست؟ گرایش به تفکرانتقادی انگیزشی درونی و تمایلی عادت گونه است که فرد را به استفاده از مهارتهای تفکر انتقادی خود بر می­انگیزد و بدون آن، فرد تمایلی به کاربرد مهارت­های تفکر انتقادی خویش ندارد (فاسیونه،2011). تأکید متخصصان بر اهمیت گرایش به تفکرانتقادی، باعث شده است که آنها به شناسایی انواع این گرایش بپردازند. برای مثال، انیس (1987) دوازده گرایش، فاسیونه و همکارانش (1994، 1992) هفت گرایش، هالپرن (2003) شش گرایش، و پرکینز و ریکتس[21](2003) سه گرایش را برای متفکر نقاد فهرست می کنند.
ریکتس(2003) اذعان می­دارد گرایش به تفکر انتقادی شامل ابتکار[22]، بلوغ شناختی[23] و درگیری ذهنی[24] است. منظور از ابتکار تمایل فرد به کنجکاوی­های هوشمندانه و خلاقانه برای کشف واقعیت­های جدید است. بلوغ شناختی به این معنا است که فرد تا چه اندازه به پیچیدگی­های مسائل واقعی واقف است و با توجه شناختی که نسبت به دانش خود و دیگران دارد، تا چه میزان قادر به پذیرش دیدگاه دیگران است. درگیری ذهنی، آمادگی فرد برای استدلال و پیش ­بینی موقعیت­های نیازمند استدلال و اطمینان به توانایی خود در زمینه استدلال است. عوامل زیادی در شکل­ گیری مؤلفه­های گرایش به تفکر انتقادی نقش دارند. به نظر می­رسد که یکی از این عوامل خانواده باشد. در این تحقیق، الگوهای ارتباطی خانواده به عنوان یکی از عوامل محیطی پیش­آیند مؤثر بر گرایش به تفکر انتقادی مورد بررسی قرار گرفته است. خانواده نقش اصلی در رشد و پرورش فرزندان خود را دارد و پایه­ های رشد روانی فرزندان در سال­های نخستین کودکی پایه­ریزی می­گردد. زیرا، گرمی و محبت موجود در محیط خانواده، در تقویت حس اعتماد به نفس و پرورش قوای مثبت و سازنده کودکان و نوجوانان بسیار حائز اهمیت است و می ­تواند آنها را به صورت فردی سالم، خلاق و متکی به نفس و منطقی پرورش دهد. طرد کردن و تندی، زور، فشار و پایمال کردن حق فرزند به هیچ وجه نمی­تواند روحیه سالم را در  او بوجود آورد (شریعمتداری، 1375).
الگوهای ارتباطی خانواده یکی از مسائلی است که به دلیل اهمیت و تأثیرات آن به خوبی مورد توجه پژوهشگران و اندیشمندان قرار گرفته و رابطه­ آن با بسیاری ویژگی­های انسانی مورد بررسی و تأیید قرار گرفته است. شیوه­ی برخورد و نوع ارتباطی که اعضای خانواده با همدیگر دارند متفاوت است. لذا تأثیرات آن در سایر رفتارها نیز می ­تواند مختلف باشد. محققان سعی کرده­اند الگوهای ارتباطات خانوادگی را بشناسند و طبقه ­بندی کنند (فیتزپاتریک و ریچی[25]،1994؛ مک لئود و چفی، 1972؛ به نقل از کوئرنر[26] و فیتزپاتریک، a2002؛ ریچی و فیتزپاتریک، 1990؛ به نقل از فیتزپاتریک، 2004). دو بعـد زیربنایی جهت­ گیـری گفت و شنود[27] و جهت­گیری همنوایی[28] را در الگـوهای ارتباطات خانوادگی شناسایی کرده اند. جهت­گیری گفت و شنود را میزانی که خانواده ها شرایطی را فراهم می­آورند که در آن همه اعضای خانواده تشویق به شرکت آزادانه و راحت در تعامل و بحث و تبادل نظر درباره طیف وسیعی از موضوعات شوند، تعریف کرده­اند (کوئرنر و فیتزپاتریک، 1997).

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:15:00 ق.ظ ]