آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29



جستجو



 



۱-۱ضرورت و اهمیت پیش بینی قیمت طلا

طلا همواره به عنوان رقیبی برای پول‌های رایج و جایگزینی برای آن‌ ها در ایفای نقش ذخیره ارزش، موقعیت خود را در بحران‌های سیاسی و اقتصادی حفظ کرده است. طلا همچنان کالایی امن، برای سرمایه‌گذاری در شرایط نامطمئن اقتصادی است.مارتین هنکه، تحلیلگر اقتصادی در این باره می‌گوید:” با وجود تمام این بی ثباتی‌های اقتصادی موجود، سرمایه‌گذاران به دلیل ترس از دست دادن دارایی‌های خود و به منظور رویایی با افزایش تورم، به طلا به عنوان کالایی امن روی آورده‌اند.” تداوم سرمایه گذاری در بازار طلا و نقره موجب تداوم روند صعودی قیمت این فلزات گرانبها در بازارهای جهانی و ثبت رکوردهای جدید شده است.قاعدتاً پول رایج هر کشور باید علاوه بر وظیفه مبادله پرداخت، به عنوان وسیله ذخیره ارزش نیز مورد استفاده قرار گیرد. در زمان جنگ، انقلاب و تورم شدید، پول رایج یک کشور نمی‌تواند نقش خود را به عنوان ذخیره ارزش به خوبی ایفا نماید؛ چرا که دولتها برای تأمین هزینه‌‌های جنگ ناگزیر پولهای بدون پشتوانه تولید چاپ می کنند. افزایش حجم پول در گردش و کاهش تولید و انحراف منابع کشور از تولیدات رفاهی به تولیدات و تجهیزات جنگی، موجب تورم می شود و ارزش پول را کاهش می دهد در این زمان مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به طلا روی می آورند که ارزش آن با تورم افزایش می یابد و به دارنده خود در مقابل تورم منفعت می رساند؛

بنابراین، طلا از دیرباز، به عنوان پول یا شبه پول، به دلیل قدرت نقدشوندگی بالا در سطح جهانی یک دارایی مهم و مقبول بوده است.
قیمت طلا در سطح جهان،با توجه به مقدار عرضه و تقاضا برای آن تعیین می گردد. تولیدکنندگان طلا (معادن)، بانکهای مرکزی و فروشندگان طلای قراضه از بزرگترین عرضه کنندگان طلا به بازارهای جهانی هستند؛ همچنین جواهرسازان، صنعتگران، محتکران شمش طلا و سرمایه گذاران از متقاضیان اصلی طلا در بازار به شمار می‌روند.   اهمیت طلا به عنوان یک منبع ثروت و همچنین نقش کنترلی آن در سیستم پولی جهان که به عنوان نیروی محرکه اصلی در اکتشاف، استخراج و تولید طلا مطرح می‌باشند.اگرچه روابط متقابل پول و طلا بسیار پیچیده است و روابطی که در قطعی بودن آن اتفاق نظر وجود داشته باشد نادر است، ولی حداقل در این خصوص که این دو به یکدیگر مرتبط هستند اتفاق نظر وجود دارد. این ارتباط در قالب‌های مختلفی بیان شده است.گفتارهای زیر همه به نحوی دلالت براین ارتباط اساسی بین پول و طلا دارند:

    1. جدا از اینکه یک معدن دارای چه نوع ماده معدنی است،معدنکاری آن برای دستیابی به طلاست.
    2. قیمت طلا نه فقط از طریق میزان عرضه و تقاضای آن تعیین می‌شود، بلکه از طریق میزان عرضه و تقاضا برای سرمایه و اعتبار(پول) به منظور رهایی از رکورد اقتصادی نیز کنترل می‌شود.

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. اگر بخواهیم در اصلاح پایداری قیمت‌ها و اعتماد به پول رایج خاصی موفق باشیم باید ارتباط آن را با طلا تقویت کنیم.
  2. تحت شرایط ثابت از نرخ مبادلات پولی، حتی با رشد اقتصادی بسیار سریع، موازنه مالی جهان وقتی قابل حصول است که افزایش کل ذخایر پولی بین المللی منطبق بر افزایش تولید طلا باشد نه منطبق بر افزایش یک نوع ذخیره پولی خاص مانند دلار.

به رغم مشکلات موجود در تخمین حوادث سیاسی کوتاه مدت در جهان و اثرات آن در قیمت و تولید طلا در بازار آزاد، می‌توان طلا را به عنوان یک شاخص حساس نسبت به شرایط ملی و بین‌المللی معین از قبیل تورم و یا جنگ معرفی کرد.
با توجه به تئوری‌‌های سنّتی اقتصاد، یکی از ویژگی‌های یک رژیم تغییر پذیر مثل نظام پولی طلای کلاسیکی[۱] که حدود سال ۱۸۸۰ تا وقوع جنگ جهانی اول حاکم بود، وجود مجموعه ای از نیروهای بازاری خود به خود تنظیم شونده ای است که باعث ثبات بلند مدت سطح قیمت ها می‌شوند. سازوکاری که این نیروها توسط آن فعالیّت می‌کنند معمولاً توسط تئوری کلاسیکی کالایی پول توصیف می‌شود (بوردو[۲] ۱۹۸۴). با توجه به تئوری مذکور، تغییرات تولید طلا در نهایت هر حرکت تورمی یا ضد تورمی سطح قیمت را خنثی خواهد کرد. به هر حال مسئله این است که شوک‌های غیر منتظره عرضه یا تقاضای طلا می‌توانند اثرات کوتاه مدت قابل توجهی بر سطح قیمت و محصول واقعی در مواجهه با انعطاف ناپذیری‌های اسمی داشته باشند.
در یک رژیم بین المللی تغییر پذیر، تثبیت ارزش پول رایج کشورها به قیمت ثابت طلا، تکیه گاه اسمی پایداری برای سیستم پولی بین المللی فراهم می‌کند. گذشته از این، تبعیت از رژیم بین المللی تغییر پذیر به معنای فقدان استقلال پولی و مالی است، چون تحت چنین رژیمی الزام نخست حفظ قابلیت تبدیل پول‌های رایج به فلز قیمتی و نه تثبیت اقتصاد داخلی است (برگمن ۱۹۹۸).  فلز طلا به عنوان یک سرمایه ملی و پشتوانه اقتصادی کشور مطرح می‌باشد، بنابراین اطلاع رسانی در مورد آمار قیمت، تولید، ذخیره و… این فلز گران‌بها در ایران در مقایسه با دیگر کشورها، برای برنامه‌ریزی بهتر در جهت استخراج و استفاده از آن مفید و حتی ضروری می‌باشد.

۱-۲-هدف پایان نامه

۱ -ساخت بانک داده برای محققانی که در آینده قصد ادامه فعالیت دراین زمینه را دارند.داده‌های مورد استفاده برای تورم و دلار و شاخص کل از سایت بانک مرکزی،داده‌

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-03-22] [ 02:21:00 ب.ظ ]




می شود تا شاید در ورای آن وی را به فکر فرو برد و از خواب گران بیدار کند :
أنتم المخلصون للوطنیِّه أنتم الحاملون عبء القضیّه !!
أنتم العاملون مِن غیر قول !! بارَکَ اللهُ فی الزنودِ القویّه !!
ما جَحَدنا أفضالَکم ، غیر أنّآ لم تزل فی نفوسِنا أمنیّه :
فی یدینا بقیّه مِن بلادٍ فاستریحوا کَیلا تطیرُ البقیّه ( همان ،
ص ۳۳۹ )

شما پاک نهادان وفادار به میهن و شما مسؤلیت پذیران !!
شما عمل کنندگان بدون سخن !! آفرین باد بر این دستان قوی !!
پایان نامه
ما به بزرگواریتان اعتراف و اذعان داریم اما از شما تمنایی هم داریم.
هنوز اندکی زمین در دست باقیست ، پس شمایان استراحت کنید تا مابقی زمین از دست نرود.
اگر قصیده « الشاعرالمعلّم » طوقان را بخوانی درد والم حقیقی را دروجود شاعرحس می کنی
اندوهی که با کلامی شیرین وسرگرم کننده واقعیت وجود اورا بیان می کند، چرا که او شاعری
است که امر تدریس برایش خیلی گران است . ( شراره ، ۱۹۶۴م ، ص ۲۸ )
الشاعر المعلّم
شوقی یقولُ وما دری بمُصیبتی « قــم لِلمعلم وَفِّـه التبجـیـلا »
أُقعد فدیتک هل یکون مُبجلا مَن کان للنشءِ الصِّغار خلیلا !
وَ یَکادُ یَفلقنی الامیرُ بقولِه کادَ المعلمُ أن یکونَ رسـولا !
لو جرَّب التدریسَ شوقی ساعه لرأی الحیاه شقاوه وَ خمـولا
حسبَ المعلمُ غمه و کآبه مرأی الدفاتر بُکره وَأصـیلا
مئه علی مئهٍ اذا هی صلّحت وَجَدَ العمَی نحوَالعیون سَبـیلا
وَ لو أنّ التصلیحَ نفعاً یُرتجی وَأبیک ، لم أکُ بالعیون بخـیلا
فأنا أصلّحُ غلطه نحویه مثلاً وَ اتـّخذ ُ الکتابَ دلـیلا
مُستشهداً بالغـرّ مِـن آیاتـه أو بالحدیث مفصلاً تفصیلا
وأکـاد أبعثُ سیبویه مِـن الثـری وَذویه من أهل العصورالأولی
فأری حماراً بعدَ ذلک کلّـه رفـعَ المضافَ إلیـه وَالمفعولا
لا تعجبوا إن صحتُ یوماً صیحه و وَقعتُ ما بین البنوک قتیـلا
یا مَن یُرید الإنتحارَ وَجَدتهُ إنَّ المُعلمَ لا یَعیشُ طویـلا ! ( ابراهـیــم
ط . ،۲۰۰۵م، ص ۴۳۵ )

شوقی به پاسداشت مقام معلم فرا می خواند ؟ زیرا او از رنج معلم بی خبر است.
بنشین فدایت شوم ، چگونه می تواند مورد احترام باشد کسیکه همدم کودکان است.

امیر الشعراء با این تشبیه خود که معلم را بسان پیامبر فرض کرده، مرا به خشم می آورد.
اگر شوقی کار تدریس را آنگونه که من تجربه کردم به خود می دید، از زندگی بیزار می شد.
معلم را همین غم واندوه بس است که صبح تا شام دفترهای دانش آموزان را جهت تصحیح می بیند .
صدها دفتری است که اگر معلم آنها را تصحیح کند به کوری مبتلا شود.
و اگر در غلط گیری آنها امید نفعی می رفت ، به پدرت سوگند که من به داشتن چشمها حسودی نمی ورزیدم .
من با الهام و هدایت از قرآن و حدیث شریف ، غلطهای دستوری دانش آموزان را تصحیح می کنم.
سیبویه و اجداد نخستینش را از خاک بیرون می آورم ( به آراء آنها استناد می کنم ) .
با تمامی این اوصاف الاغی ( دانش آموز نادانی ) پیدا می شود که مضاف الیه و مفعول را رفع می دهد .
پس اگر روزی با صدای بلند فریاد بر آورم و یا در فاصله بین بانکها هلاک شوم تعجب نکنید .
به کسی که از زندگی مأیوس شده و قصد خودکشی دارد می گویم که من راهش را یافته ام : همانا معلم عمر
طولانی نخواهد داشت .
سخریــه و بذلــه گـویـی در دیــوان ابراهیـم بـا شیـوه هـای متفـاوت و بــه وفــور آمــده اسـت .
اوّل : با استعمال صیغـه های امر یا استفهـام ، چون تأثیر این جملات بـر مخاطب بیشتر است .
( طه ، ۱۹۹۲م ، ص۱۶۲)
فَاهدَأی یا عَواصِـــفُ             خَجَـــلاً مِن جَراءَتِـــــه ( ابراهیــم ط . ،
۲۰۰۵م ، ص ۳۱۴ )
ای طوفان ها! از شهامت او شرم کنید و آرام گیرید.
ما لم تقم بالعبءِ أنتَ ، فَمَن یقوم به إذن ؟ ( همان ، ص۲۸۷)
اگرتو بار مشکلات خود را به دوش نکشی ، پس چه کسی آن را به دوش کشد ؟
لِیَصُم عَن مَبیعِه الأرضَ یحفظ بقعه تستریحُ فیها عظامُه ( همان ، ص۲۹۵ )
بایستی از فروش زمین روزه بگیرد تا قطعه ای باقی گذارد و استخوانهایش در آن استراحت کنند .
دوم : بـه کارگیری لغتهـای کهن و کوچـه و بازاری ، کاربرد این شیـوه در قصیـده های ( إلی
الثقیـل ، أیها الأقویاء ، السماسره ، إلی الأحرارو أنتم ) بیشتر به چشم می خورد . ( طه،۱۹۹۲م
، ص ۱۶۴)
إنّ (المظفّر) مِن حدیدٍ جسمُه ُ فیما أری ، وجسومُهم مِن سُکَّرِ ( ابراهیــم . ط ،
۲۰۰۵م ، ص ۳۳۰)
آن گونه که من دریافتم ، جسم عبد القادر مظفر از آهن بود و جسم آنها از شکر .
فأری حماراً بعد ذلک کلّه رفع المضافَ إلیه و المفعولا ( هـمان، ص۴۳۷)
با تمامی این اوصاف الاغی ( دانش آموز کودنی ) پیدا می شود که مضاف الیه و مفعول را رفع می دهد .
سوم : استفاده از « مقابله » کـه کاملترین شیوه به سخریه گرفتن است . بـه این معنا کـه شاعر
صورت و شکلـی را ارائه مـی دهد و با آوردن مثالـی در مقابل آن منظورش را بیـان و تکمیل
می کند . ( طه ، ۱۹۹۲م ، ص ۱۶۴)
حبّذا لو یصوم منّا زعیمٌ مثلُ (غَندی) عسی یُفیدُ صیامُه
لا یَصُم عن طعامِ … فی فلسطین یموت الزعیمُُ لولا طعامُه ( ابراهیم ط. ،۲۰۰۵ م ،

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:20:00 ب.ظ ]




خودناتوانسازی تحصیلی : به نظر برگلاس و جونز (۱۹۷۸) خودناتوانسازی عبارتاست از هر عمل یا زمینه عملی که به فرد امکان میدهد تا شکست را به عوامل بیرونی (بهانه) و موفقیّت را به عوامل درونی به منظور کسب افتخار نسبتدهد. لازم به ذکراست این متغیر شامل سه خرده مقیاس شامل خلق منفی، تلاش و عذرتراشی است.

تعریف عملیاتی
خودناتوانسازی تحصیلی : نمره حاصل از اجرای مقیاس خودناتوانسازی (SHS)[12] جونز و رودالت.[۱۳] (۱۹۸۲)
تعریف نظری
جرأتورزی : جرأتورزی شامل محکمبودن برای حقوق شخصی و اظهار عقاید، احساسات و باورها به طور کلی مستقیم، صادقانه و به طریقی مناسب، که به این گونهای است که به حقوق دیگران تجاوز نکند. (لانگ[۱۴] و جاکویسکی[۱۵]،۱۹۷۶، به نقل از یوشیوکاف ۲۰۰۰)
تعریف عملیاتی جرأتورزی : نمره حاصل از اجرای پرسشنامه جرأتورزی گمبریل وریجی (۱۹۷۵)
فصل دوم:
ادبیات پژوهش
نظریههای مربوط به خودناتوانسازی
هیگینز (۱۹۹۰، به نقل از نیکنام و همکاران،۱۳۸۹) بنیانهای اصلی رفتارهای خودناتوانساز را از گذشته تا روانشناسی عزتنفس آدلر دنبال میکند که طبق آن، انگیزههای افراد از نیاز به جبران احساسات ذهنی، حقارت و ضعف نشأت میگیرند. در سالهای اخیر نیز، نظریههای مختلفی از خودناتوانسازی تحت تئوریهای هدف (مارتین و همکاران[۱۶]،۲۰۰۳)، نیاز (الیوت و چرچ[۱۷]،۲۰۰۳)، انگیزش خودارزشی (کاوینگتون[۱۸]،۱۹۷۳)، خودتائیدی(سیگل و همکاران[۱۹]،۲۰۰۵) و خود تنظیمی[۲۰](هندریکس و هیرت[۲۱]،۲۰۰۹) تعیین شدهاست.
نظریه آدلر
آدلر معتقد بود که احساسهای حقارت[۲۲] همیشه به عنوان یک نیروی برانگیزاننده در رفتار وجود دارند. او نوشت: انسانبودن یعنی خود را حقیر احساسکردن، چون این حالت در همه ما مشترک است، نشانه ضعف نا بههنجاری نیست. این احساسها منبع همه تلاشهای انسان برای غلبهکردن بر حقارت حتی واقعی یا تخیلیمان است. آدلر معتقد بود که کودک از قدرت و نیرومندی والدین خود و از نا امیدی تلاش برای مقاومت یا مبارزه با آن قدرت آگاه است. در نتیجه کودک نسبت افراد بزرگتر و نیرومندتر اطراف خود احساس حقارت را پرورش میدهد. اگر چه تجربه اوّلیه حقارت به کودکی مربوط میشود ولی به صورت ارثی تعیین نشدهاست، بلکه این تجربه از محیط ناشی میشود که برای همه کودکان یکسان است، بنابراین احساسهای حقارت، گریز ناپذیرند، امّا از آن مهمتر ضروری هستند، زیرا برای تلاش و رشدکردن انگیزش فراهم میآورند.
هر چه سن فرد بالاتر میرود؛ بر تمایل او به اینکه بر ضعف خود غلبه کند و همانند دیگران شود و کارهایی کند که آنها میکنند افزوده میشود. او به پیشرفتهای خود قانع نیست و پیوسته احساس حقارت میکند و به دنبال هدفهای تازهتر و عالیتر میرود امّا گاهی نیز پیش میآید که آدمی نقص یا ضعف (چشمان ضعیف، سردرد، زخم معده) را بهانه قرارداده و برای خودداری از انجام کارهای دشوار یا برای توجیه شکستی که در به ثمررساندن آنها برخوردار است، دلیلتراشی کنند. آدلر بر این باور است، کودکانی که دارای نقص بدنی هستند، خود را برای روبرو شدن با پیشامدهای زندگی ناتوان احساس میکنند و این احساس ممکن است آنها را از کار و کوشش بازدارد و بر ناتوانی آنها بیافزاید. (به نقل از سیاسی، ۱۳۸۸)
نظریه موری
همه روانشناسان نسبت به نیازها که انگیزههای مهم رفتار آدمی هستند توجه داشتهاند، ولی هیچیک از آن ها به اندازه موری در این باب تأکید نکرده و به شرح و بسط و طبقهبندی آنها نپرداخته است. به نظر موری، نیاز تصور آدمی از نیرویی است که در مغز جای دارد و اندیشه و عمل را چنان تنظیم میکند که وضعیت نامطلوبی را به جهت معینی تغییر میدهد. درایت تعریف مقصود موری از تنظیم اندیشه و عمل این است که حرکت و فعلی را که نیاز موجب میشود، تصادفی و خود به خودی نیست و مقصود او از وضعیت نامطلوب، این است که نیاز زادهی نارضایتی است و آدمی را به سوی هدف رضایت بخش متوجه میسازد.
موری فهرستی ۲۰گانه از نیازها ارائه داده است، در این فهرست موری به دو نیاز اشاره کردهاست که به نظر میرسد این نیازها فرد را به خودناتوانسازی سوق میدهد.
نیاز به حفظ حیثیت: در برابر انتقاد، سرزنش، حمله و هجوم به دفاع از خود پرداختن، اشتباه یا شکستی را پنهان داشتن، یا با دلیل تراشی به توجیه آن پرداختن.
نیاز به پرهیز از شکست: خودداری از عمل از بیم شکست احتمالی، دوریجستن از هرچیزی که موجب تحقیر باشد، اجتنابکردن از وضعیت یا شرایطی که در آن احتمال تمسخر، بیزاری یا بیاعتنایی دیگران میرود.
در یک طبقهبندی موری نیازها را به دو طبقه نیازهای آشکار و نیازهای ناآشکار تقسیم میکند. نیازهای آشکار آنهایی هستند که برآوردشان را فرامن مجاز میداند و احیاناً از طرف اجتماع مورد ستایش و پاداش هستند، مانند نیاز به حفظ حیثیت و جبران شکست، نیازهای ناآشکار، نیازهایی هستند که از نظر فرامن چندان مقبول نیستند و در اجتماع نیز ناپسند به شمار میآیند مانند نیاز به پرخاش و لذت جویی، البته در اجتماعات مختلف نوع نیازهای ناپسند و پسندیده ممکن است فرق داشته باشد. (سیاسی، ۱۳۸۸)
نظریه اسناد
فرضیه اصلی نظریه اسناد این است که مردم فعالانه در جست وجوی کشف چرایی رخدادن وقایع هستند. به عبارت دیگر، ما نه فقط میتوانیم بدانیم دیگران چگونه رفتار میکنند، بلکه میخواهیم بدانیم چرا اینگونه رفتار میکنند، زیرا تشخیص میدهیم که این دانش میتواند به ما کمک کند پیشبینی کنیم آنها در آینده چگونه رفتار خواهند کرد. فرآیندی که از طریق آن ما چنین اطلاعاتی را جست وجو میکنیم، اسناد گفته میشود. به تعریفی رسمیتر اسناد به تلاشهای ما برای درک علل زیربنایی رفتار دیگران و در برخی موارد علل رفتار خودمان اطلاق میشود. (بارون و بیرن و برنسکامب[۲۳]، به نقل از کریمی، ۱۳۸۸)
در زمینه های آموزشگاهی و تحصیلی، موفقّیت و شکست اغلب به توانایی، تلاش، شانس و دشواری یا آسانی تکلیف نسبت داده میشود که در این میان، توانایی و تلاش بیش از همه به عنوان علّت موفقّیت و شکست در نظر گرفته شدهاند. افراد به هنگام تبیین پیامدهای پیشرفت، بیشتر این اهمّیت را به شایستگی (توانایی) و میزان تلاش خود میدهند.
(گراهام[۲۴]،۱۹۹۷) علتهای بالقوه موفقّیت و شکست دارای یکسری ویژگیهای زیربنایی هستند. در این رابطه سه ویژگی تحت عنوان ابعاد علی شناسایی شده اند که عبارتند از «جایگاه، پایداری، کنترل » (واینر[۲۵]،۱۹۸۵)
بعد پایداری یا ثبات به چگونگی حالت اسناد در طول زمان اشاره دارد و دامنهای از ثبات تا بیثباتی را در برمیگیرد. دلایل را میتوان به دو صورت درونی و بیرونی (جایگاه یا منبع) به صورت قابل کنترل و غیر قابل کنترل طبقهبندی کرد. (پینتریچ و شانک، به نقل از شهر آرای،۱۳۸۶) جایگاه علیت به درونی و بیرونی بودن علت برای فرد اشاره دارد. از بین علل مهم، توانایی (استعداد) و تلاش از علل درونی هستند، چرا که منعکسکننده ویژگیهای شخصیتی فرد میباشند. دشواری تکلیف و شانس بیرونی هستند، زیرا پیامدهای محیط میباشند.«بعد پایداری» به ثبات یا تغییرپذیری علل در طولزمان اشاره دارد. در این میان، توانایی یک علت پایدار است، زیرا توانایی انجام یک تکلیف نسبتاً ثابت است درحالیکه تلاش ناپایدار است. به همین دلیل تلاش افراد ممکن است از یک موقعیت به موقعیت دیگر تغییرکند و بالاخره کنترل به مسئولیت پذیری فرد با تأثیرپذیری علّت از اراده فرد اشاره دارد. تلاش یک علّت قابل کنترل است، چرا که افراد میتوانند اراده کنند که زیاد یا کم تلاش کنند، امّا استعداد و تلاش عللی هستند که تحت کنترل فرد نمیباشند. یکی ازجنبههای جالب فرایند اسناد، این است که برخی از پیش داوریها و سوگیریها موجب میشوند که افراد به تبیین منظم وقایع بپردازند. یکی از این سوگیریها یا خطاهای اسنادی، « سوگیری خدمت به خود » است. (به نقل از سید محمدی،۱۳۸۳)
تمایل به اسناد دادن بازده های مثبت خود به علل درونی، اما اسناد دادن بازده های منفی خود به عوامل بیرونی را سوگیری خدمت به خود میگویند و به نظر میرسد که این سوگیری از نظر دامنه، عمومیت داشته و از نظر تأثیر بسیار نیرومند است. چرا چنین نوسانی در اسنادهای ما رخ میدهد، چندین احتمال مطرح شده است، امّا بیشتر آنها در دو مقوله جای میگیرند: « تبیینهای شناختی» و « تبیینهای انگیزشی». الگوی شناختی معتقد است که سوگیری خدمت به خود، اساساً ناشی از برخی گرایشها در شیوهای است که ما اطلاعات اجتماعی را پردازش میکنیم. این الگو چنین میگوید که ما به خاطر بازده های مثبت خود را به علل درونی و بازده های منفی خود را به علل بیرونی اسناد میدهیم که انتظار موفقّیت داریم و به همین دلیل تمایل داریم تا بازده های مورد انتظار خود را به علل درونی بیش از علل بیرونی اسناد بدهیم. برعکس، الگوی انگیزشی معتقد است که سوگیری خدمت به خود از نیاز ما به حفظ و افزایش عزتنفس ما، یا از تمایل ما به خوب به نظرآمدن به چشم دیگران بر میخیزد. (گرینبرگ ،پاییزسکی ، سولومون، [۲۶]۱۹۸۲، به نقل از کریمی) هر چند عوامل شناختی و انگیزشی هر دو ممکن است در این نوع خطای اسنادی نقش داشته باشند، ولی به نظر میرسد که شواهد پژوهش بیشتر در تأیید دیدگاه انگیزشی است. (همان منبع)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بنابراین، سوگیری خدمت به خود به عنوان سپر انگیزشی علیه احساس بیارزشی خدمت میکند. مطابق با راهبرد خودناتوانسازی، مردم نه تنها بهانههایی برای اشتباهاتشان بعد از یک واقعه میآورند بلکه همچنین فرصتهای اجتماعی مناسبی را طرح میکنند، به نحوی که بهانههای خود محافظ برای توجیه عملکرد ضعیف از قبل فراهم میشوند و لزومی ندارد که حتماً به گذشته مربوط باشند. با بهره گرفتن از قواعد اسنادی، شرایط طوری ترتیب داده میشوند که عملکردهای معیوب و حتی شکستخورده نیز به عنوان تهدیدی بر عزتنفس و ارزشهای اجتماعی تفسیر نمیشوند. در خودناتوانسازی افراد به نحوی زیرکانه یک عامل ناتوانساز بیرونی را جست وجو کرده و یا خلق میکنند. ناپیوستگی بین عملکرد و ارزشیابی را حداقل در مورد شکست مبهم سازند، یک عامل ناتوانساز متقاعدکننده ممکن است احتمال موفقّیت را کاهش دهد، امّا در عوض به فرد خودناتوانساز اجازه میدهد تا شکست در شرف وقوع را به منابع دیگری غیر از فقدان شایستگی نسبت دهد.
با خودناتوانسازی، افراد میتوانند بر انواع اسنادهایی که برای پیامدهای عملکرد ساخته میشوند کنترل داشته باشند، به ویژه فرد با ایجاد یا ادعای یک عامل ناتوانساز و اجتناب از ابراز توانایی، میتواند فقدان توانایی را به عنوان متقاعدکنندهترین اسناد برای شکست یا عملکرد معیوب کاهش دهد.
نظریه خودارزشی
ادراک توانایی، سازه اصلی نظریه خودارزشی کاوینگتون[۲۷] (۱۹۹۲) است، مطابق با این دیدگاه مردم نیاز دارند که خود را فردی شایسته ادراک کنند، به عبارت دیگر توانمندبودن نشانه ارزشمندبودن است، به خاطر اهمّیتی که خودارزشمندی دارد و به منظور حفظ خود پنداره مثبت مردم مجموعهای از راهبردهای خود حمایتی را جست وجو میکنند. این راهبردها عبارتند از:
الف: تعیین هدفهای غیرقابل دسترس و غیرواقعی، به نحوی که شکست را بتوان به دشواری تکلیف نسبت داد نه فقدان توانایی
ب: بهانهجویی مانند نسبتدادن شکست به عوامل غیرقابل کنترل
ج: استفاده از راهبردهای خودناتوانسازی مختلف مانند مسامحهکاری یا فقدان مطالعه (گراهام ۱۹۹۱)[۲۸]
نظریه خودارزشی بر نگهداری و حمایت ازعزتنفس تأکید دارد. مطابق با این نظریه، انگیزه اوّلیه انسانها، انگیزه خودارتقایی است، یعنی افراد اطلاعاتی را جست وجو میکنند که تلویحات مثبتی برای عزتنفس داشته باشد و از اطلاعاتی که تلویحات منفی دارد اجتناب میکنند. خودارزشی یک فرد توسط میزان سرمایه ­گذاری عزتنفس برای برآمد تعیینشده، به طوری که ارزش آنها به درک موفقّیت یا شکست یا پذیرفتن خود معیارهای مرتبط با برآمد مذکور بستگی دارد. به ویژه در تجزیه و تحلیل عزتنفس رفتار پیشرفت، افراد به دنبال رویارویی با شکستی که به سبب انتساب درونی عدم موفقّیت به ناتوانی خود، به وقوع پیوسته، احساس شرمساری را تجربه میکنند. هنگامی که تلاش به منظور بالابردن سطح استنتاج مربوط به توانایی پایین افزایش پیدا کرده، این امر منجر به پدیدآمدن احساس حقارت و افزایش سطح انتظار رویارویی با شکست میشود.
الیوت و تراش[۲۹](۲۰۰۴، به نقل از لئون و ماتیوس، ۲۰۱۰) به منظور پشتیبانی از تجزیه و تحلیل عزتنفس، رفتار پیشرفت، دربارهی انتقال ترس از شکست میان نسلها به تحقیق پرداختند، از مطالعهی مقاله آنها میتوان نتیجه گرفت، اشخاصی که دارای ترس زیادی از شکستخوردن بوده، به منظور اجتناب از تجربه احساس شرمساری مواجهه با عدم موفقّیت راهبردهایی جهت حفظ خودارزشی (همانند: خودناتوانسازی و دستکشیدن از تلاشهای مؤثر) را بهکار میبرند. به طور مشابه مکگرگور و الیوت[۳۰](به نقل از لئون و ماتیوس ، ۲۰۱۰) ترس از شکست را به عنوان شاخص«بیکفایتی یکپارچهای که شخص را در معرض عدمپذیرش و رهاسازی توسط افراد مهم زندگی وی قرار داده» بررسی کردهاند. آنها دریافتند، افرادی که ترس زیادی از شکست بر دیدگاه و راهبرد فرد نسبت به شرایط پیشرفت تأثیرگذار میباشد. بنابراین، استنتاج توانایی پایین توسط دستکشیدن از انجام تلاشهای مؤثر که همراه نظریه خودارزشی رفتار پیشرفت بوده، کاهش داد.
نظریه هدف
این نظریه در حد یک چارچوب شناختی اجتماعی برای اهدافی که افراد در موقعیت پیشرفت پی میگیرند و اینکه چگونه به خودشان، وظایف تحصیلی و عملکردشان فکر میکنند، تمرکز دارند و محدودهای را فراهم میکنند تا افراد از طریق آن وقایع را تعبیر کنند و به آن واکنش نشاندهند. (مارتین،۲۰۰۰)

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:20:00 ب.ظ ]




درصد و به طور متوسط ۴۰ درصد است(۱۶).
تاکنون در ایران مطالعه جامعی در زمینه شیوع سوءتغذیه انرژی- پروتئین در بیماران همودیالیزی صورت نگرفته است و فقط تعداد محدودی از مطالعات نشان داده اند که در۷۰-۵۱ درصد بیماران همودیالیزی، کمبود دریافت انرژی یا پروتئین وجود دارد ، در برخی از تحقیقات، وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزیِ مراجعه کننده به بیمارستانهای سینا و امیر اعلم شهر تهران و همچنین بیمارستان های شفا در شهر کرمان و شهید بهشتی شهر زنجان مورد بررسی قرار گرفته و میزان سوءتغذیه بین ۳۸ تا ۷۵ درصد گزارش گردیده است(۱۷).
افزایش سن، استفاده همزمان از چند دارو، میزان تحصیلات بیمار و ابتلا به بیماریهای بدخیم جزء عوامل خطر مرتبط با سوء تغذیه در بیماران بستری در بیمارستان میباشند. پیرلیج[۶] و همکاران در سال ۲۰۰۵ در یک مطالعه مقطعی با هدف بررسی رابطه بین عوامل مختلف با خطر سوء تغذیه در بیمارستان در اتریش نشان داد که سن بالای۶۰ سال، سطح پایین تحصیلات و استفاده همزمان از چندین دارو، با افزایش خطر سوءتغذیه به میزان بیش از ۵۰ درصد در بیماران بستری ارتباط دارد. در مطالعهی دیگری، وضعیت اقتصادی اجتماعی پایین و سطح تحصیلات کم با افزایش خطر سوءتغذیه به میزان ۲۰ تا ۴۰ درصد ارتباط داشت. یکی از مهمترین مشکلات سوءتغذیه، پذیرش مجدد در بیمارستان و در نتیجه افزایش هزینه های بیمارستان است. گرچه یافته برخی از مطالعات بیانگر ارتباط بین سن، جنس، وضعیت اقتصادی- اجتماعی، وضعیت تأهل، نوع بیماری و تعداد روزهای بستری با پذیرش مجدد در بیمارستان میباشد(۱۸).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
هر چند شیوع سوء تغذیه بسیار بالاست، اما به دلیل فقدان غربالگری تغذیه ای مناسب، همچنان ناشناخته مانده و درمان نمی شود. مطالعه ای روی عملکرد ۴۰ بیمارستان در امریکا از نظر تغذیه بالینی نشان داد که علل عمده ی عدم رعایت استانداردهای پیشنهادی(JCAHO)[7]، به مشکل تشخیص بیماران سوء تغذیه و وقت گیر بودن روش های تشخیصی مربوط بوده است. هدف از غربالگری تغذیه ای، شناسایی سریع بیماران مبتلا به سوء تغذیه یا در معرض خطر سوء تغذیه است. تشخیص و غربالگری به موقع این بیماران، باعث کاهش عوارض بیماری و طول مدت بستری و در نتیجه کاهش هزینه های بیمارستان می شود. از سوی دیگر غربالگری و مداخلات سریع تغذیه ای باعث بهبود کیفیت مراقبت تیم درمان می شود(۱۹).

بررسی سوء تغذیه، جزء مهمی از فرایند تغذیه بیماران بوده و باعث افزایش توان تیم مراقبتی در جهت شناسایی سریع و انجام اقدامات مناسب برای بیماران در معرض خطر می شود. بیماریهای کلیوی از جمله بیماریهایی هستند که بدون حمایت تغذیه ای و تنها از طریق درمانهای پزشکی قابل کنترل نیستند. به همین جهت بیماران کلیوی باید به طور دائم تحت نظر باشند خصوصاً بیمارانی که در کنار بیماری کلیوی، با مشکلات زمینه ای دیگر مثل دیابت، فشار خون بالا، چربی خون بالا، بیماریهای قلبی عروقی و اختلالات وزن درگیر هستند. وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی باید به دقت توسط تیم مراقبین بهداشتی که شامل نفرولوژیست، پرستار، متخصص تغذیه، روانشناس و روانپزشک هستند، هر ۶ ـ ۳ ماه بررسی شده و با توجه به وضعیت بالینی بیمار اصلاحاتی در آن صورت گیرد(۲۰).
آن چه مسلم است در فرایند مراقبت و درمان بیماران همودیالیزی، کادر پرستاری بیشترین و نزدیکترین ارتباط را با بیماران دارند، بنابراین در ارتقاء دانش تغذیه ای آنها نقش بسزایی خواهند داشت. در واقع نقش پرستاران در تشخیص بموقع سوء تغذیه و ارجاع مناسب به مراجع ذیصلاح و نیز در آموزش رژیم غذایی بیماران همودیالیزی، حمایت، غربالگری و افزایش اطلاعات آنها از بقیه افراد تیم مراقبتی بیشتر بوده، بنابراین لازم است که پرستاران جهت ارزیابی و کارایی درست درمان و رژیم غذایی تجویز شده برای بیماران، اطلاعات کافی و یادگیری اساسی داشته باشند. پرستاران نفرولو‍ژی مسئول آموزش و تشویق بیماران برای پذیرش رژیم غذایی و دارویی می باشند‍. و به عنوان عضوی از تیم درمان، نقش مهم و مقرون به صرفه ای در پیشگیری از سوء تغذیه و تشخیص زود هنگام آن در بیماران ویژه دارند(۲۱).
طبق آخرین آمار هم اکنون بیش از ۹۲۴ بیمار همودیالیزی در استان گیلان وجود دارد که از وضعیت تغذیه ای آنان اطلاعات چندانی وجود ندارد. پژوهشگر در طی تجربه کار بالینی شاهد موارد متعددی از بروز سوء تغذیه در بیماران همودیالیزی بوده است و به نظر می رسد عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیماران نقش موثری در این رابطه داشته باشند. لذا اهمیت این مسئله و قابل پیشگیری بودن آن، پژوهشگر را بر آن داشت که با مطالعات دقیق و همه جانبه پژوهشی تحت عنوان بررسی وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی و عوامل مرتبط با آن در بخش همودیالیز مرکز آموزشی-درمانی رازی شهر رشت ۱۳۹۲ انجام دهد.
عکس مرتبط با اقتصاد
اهداف پژوهش(هدف کلی و اهداف ویژه)
هدف کلی:
تعیین وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی و عوامل مرتبط با آن در مرکز آموزشی- درمانی رازی شهر رشت ۱۳۹۲٫
اهداف ویژه‌ :
۱ـ تعیین وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی براساس ارزیابی جامع ذهنی.
۲ـ تعیین عوامل مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی.
۱-۲- تعیین عوامل فردی-اجتماعی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی.
۲-۲- تعیین عوامل درمانی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی.
سوالات پژوهش:
۱- وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی بر اساس ارزیابی جامع ذهنی چگونه است؟
۲- عوامل مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی کدامند؟
۱-۲- عوامل فردی-اجتماعی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی کدامند؟
۲-۲- عوامل درمانی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی کدامند؟
تعاریف نظری واژه های کلیدی
*همودیالیز:
تعریف نظری: همودیالیز فرایند خارج ساختن عناصر معین از خون بوسیله ی تفاوت در سرعت انتشارآنها از طریق یک غشای نیمه تراوا، زمانی که خون درخارج ازبدن جریان دارد، می باشد. در این فرایند هردو روش انتشار و اولترافیلتراسیون نقش دارند(۲۲).
*وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی:
تعریف نظریحالتی است که سلامت بیماران همودیالیزی را تحت تاثیر قرار می دهد و معمولا به سه طریق ارزیابی می شود: معاینات، یادآمد غذایی و آزمایشات بیوشیمیایی خون(۲۳).
*عوامل فردی – اجتماعی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران تحت همودیالیز:
تعریف نظری: عوامل فردی- اجتماعی به ویژگی ها یا خصوصیاتی اطلاق می شود که یک فرد را از یک گروه متمایز می سازد. برطبق مطالعات انجام شده، سن(۷،۱۰۳،۱۰۴،۱۰۵)، جنسیت(۱۰۵،۱۰۶،۱۰۷،۱۰۸)، تحصیلات(۷،۱۰۹،۱۱۰)، تاهل(۷،۱۰۶)، شغل(۱۰۲)، درآمد(۷،۱۰۵،۱۱۱)، وضعیت مسکن(۱۱،۱۸،۱۱۰)، محل سکونت(۱۰۲،۱۱۱،۱۱۲)، شرایط زندگی(۲۵،۲۶،۱۰۶)، تحصیلات همسر(۴،۷،۱۰۸،۱۰۹)، شغل همسر(۱۰۸،۱۰۹)، تعداد اعضای خانواده که با هم زندگی می کنند(۴،۱۱۲) و عضویت در انجمن حمایت از بیماران کلیوی(۱۰۹،۱۱۲) از عوامل فردی- اجتماعی مطرح در وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی
می باشند.
*عوامل درمانی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران تحت همودیالیز:
تعریف نظری: عوامل درمانی مرتبط با وضعیت تغذیه ای یبماران تحت همودیالیز برطبق مطالعات انجام شده شامل طول مدت همودیالیز(۱۶،۳۲)، تعداد دفعات همودیالیز در هفته(۳۴،۸۳،۱۰۲)، سابقه پیوند کلیه(۱۱۳و۴۹)، تغییرات وزن(۹،۱۰،۳۲)، طول مدت اطلاع از ابتلا به بیماری کلیوی(۱۳،۲۳،۲۵)، بیماریهای همراه(۱۰۵،۱۱۴) و داروهای مکمل مصرفی(۵،۷،۹،۱۵) می باشند.
تعاریف عملی واژه های کلیدی
*وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی: در این پژوهش، منظور از وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی عبارت است از میانگین امتیازات به دست آمده در ابعاد سابقه بالینی و معاینات جسمانی با بهره گرفتن از از ابزار ارزیابی ذهنی(SGA)[8] که به سه دسته (تغذیه طبیعی، سوء تغذیه خفیف تا متوسط شدید) تقسیم می شود.
* عوامل مرتبط با وضعیت تغذیهای بیماران تحت همودیالیز:
در این پژوهش، منظور عوامل فردی اجتماعی و عوامل درمانی مرتبط با وضعیت تغذیه ای می باشد.
*عوامل فردی – اجتماعی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران تحت همودیالیز:
در این پژوهش، منظور از عوامل فردی اجتماعی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی عبارت است از سن، جنسیت، تحصیلات، تاهل، شغل، درآمد، وضعیت مسکن، محل سکونت، شرایط زندگی، تحصیلات همسر، شغل همسر، تعداد اعضای خانواده که با هم زندگی می کنند و عضویت در انجمن حمایت از بیماران کلیوی می باشد که ارتباط آن با وضعیت تغذیه ای با بهره گرفتن از روش آماری رگرسیون لجستیک تعیین خواهد شد.
*عوامل درمانی مرتبط با وضعیت تغذیه ای بیماران تحت همودیالیز:
در این پژوهش، منظور از عوامل درمانی، طول مدت همودیالیز، تعداد دفعات همودیالیز در هفته، سابقه پیوند کلیه، تغییرات وزن، طول مدت اطلاع از ابتلا به بیماری کلیوی، بیماریهای همراه و داروهای مکمل مصرفی می باشند.
محدودیت پژوهش

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:20:00 ب.ظ ]




درختکاری و نگهداری از آنها

۱-۱۲- مفاهیم و واژه های تحقیق:
مفاهیم و متغیرهای اصلی این تحقیق عبارت است از مشارکت که متغیر مستقل پژوهش است و توسعه شهری که متغیر وابسته است. در ادامه تعریف هر یک از متغیرهای فوق پرداخته می آید.

توسعه:
امروزه توسعه به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته ترشدن، قدرتمندترشدن و حتی بزرگ ترشدن است. امروزه و در ادبیات علوم اجتماعی، توسعه کوششی است برای ایجاد تعادلی تحقق نیافته یا راه حلی است در جهت رفع فشارها و مشکلاتی که پیوسته بین بخش های مختلف زندگی اجتماعی و انسانی وجود دارد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
توسعه شهری را می توان مبنای تجدید ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگ و حقوقی شهر تلقی کرد که هدف آن در درجه اول بهبود شرایط زندگی شهری می باشد و دارای خطوط کلی می باشد که عبارتند از:
عکس مرتبط با اقتصاد
رفع نیازهای اقتصادی شهروندان (فراهم نمودن اشتغال و خدمات شهری مناسب)؛
رفع نیازهای فرهنگی و اجتماعی شهروندان (فراهم نموددن تسهیلات فرهنگی و اجتماعی)؛
رفع نیازهای زیست محیطی شهروندان (فراهم نمودن محیط زیست سالم و پایدار)؛
عکس مرتبط با محیط زیست
رفع نیازهای سیاسی شهروندان (فراهم نمودن زمینه های مشارکت سیاسی شهروندان). (محسنی تبریزی و آقا محسنی، ۱۳۸۹: ۱۵۲).
به این ترتیب اجرای پروژه توسعه شهری یک فعالیت جمعی است و نیازمند همکاری و همیاری تمام اعضای یک شهر می باشد.
مشارکت:
«مشارکت درگیری ذهنی و عملی اشخاص در موقعیتهای گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند«مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیتهای گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند.
مشارکت ذهنی: یعنی توانایی فرد در ارائه پیشنهاد و تصمیمگیری.
مشارکت عملی: یعنی دخالت فرد در اجرا و بهره برداری و مراقبت از یک فعالیت.
۱-۱۳- موانع و مشکلات تحقیق:
هر تحقیقی با مشکلات و محدودیت های خاصی روبروست. این تحقیق نیز با توجه از این قاعده مستثنی نبود. برخی از محدودیتها و موانعی که محقق حین اجرای پژوهش حاضر با آنها روبرو بود عبارت است از:
جامعه آماری تحقیق را سرپرستان خانوارها تشکیل می دهند پیدا کردن سرپرستان و مصاحبه با آنها زمان و وقت زیادی را از محقق می گرفت.
با توجه به موضوع تحقیق جلب اعتماد و اطمینان افراد مورد بررسی مساله دیگری بود که با توضیحات و توجیحات زیاد امکان پذیر می گشت.
پیدا کردن منابع در زمینه توسعه شهری مشکل دیگری بود که محقق با آنها روبرو بود.
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
در پیشینه تحقیق ابتدا به بررسی برخی تحقیقات انجام شده در ارتباط با موضوع مورد مطالعه در ادامه مبانی نظری تحقیق مورد بررسی قرار میگیرد.
۲-۱- بررسی تحقیقات انجام شده:
- بررسی نقش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری با تاکید برطرح مدیریت محله ای (مطالعه موردی محله قلهک ناحیه ۵ منطقه ٣ شهرداری تهران) عنوان تحقیق غلامعلی پور و راشین بصیری است که در اولین همایش شهروندی و مدیریت محله ای ارائه گردیده است. این تحقیق با هدف بررسی میزان تمایل و مشارکت شهروندان در اداره امور محله قلهک و انجام فعالیت های مختلف فرهنگی، اجتماعی و رفاهی تدوین گردیده تا با بهره گرفتن از نتایج بدست آمده بتوان راهکارهای مناسب برای تحقق یافتن این امر در راستای مدیریت محلهای را بکار بست. با بهره گیری از پرسشنامه هایی که شامل ١٨ سوال می باشد مشخص شد که میزان اتفاق نظر افراد در ایجاد هویت بخشی، حفظ زیبا سازی و آثار قدیمی محله قلهک و تأثیر در کاهش آسیب های اجتماعی و ارتباط متقابل بین شهرداری و ساکنین و همچنین تمایل ساکنین قلهک در عضویت در کارگروهها بررسی شده است (غلامعلی پور و راشین بصیری، ۱۳۸۷: ۸۷).
- تحلیلی بر سنجش عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت شهری: (مطالعه موردی، منطقه ۴ شهر تبریز) توسط مسعود تقوایی ، رسول بابا نسب ، چمران موسوی انجام گرفته است. این تحقیق با هدف تحلیل سنجش عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت شهری و بر اساس یافته ها و نتایج یک بررسی میدانی از منطقه ۴ شهر تبریز تهیه شده است. روش جمع آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه ای، اسنادی ونیز میدانی (پرسشنامه ای) و نوع تحقیق کاربردی – توسعه ای و روش مطالعه اسنادی- تحلیلی وپیمایشی بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. روش های آماری مورد استفاده در این تحقیق کندال، رگرسیون چند متغیره واسپیرمن است. ودر نهایت ، از این پژوهش نتایج زیر بدست آمده است:
۱- ارزیابی شهروندان از پیامدهای مشارکت مثبت بوده، بیشتر شهروندان معتقد بودند که می توانند با مشارکت در مدیریت شهری تاثیرگذار باشند. مطالعات به دست آمده نشان می دهد که بیشترین مشارکت، برگزاری مراسم و جشن های محلی وکمترین مشارکت مربوط به اطلاع رسانی مشکلات به مدیران شهری بوده است.
۲- هر چه میزان رضایتمندی افراد از خدمات رسانی مدیران شهری بیشتر باشد به همان میزان تم
ایل به مشارکت در مدیریت شهری افزایش می یابد که این میزان مشارکت در محدوده مورد مطالعه
۴٢ درصد است.
۳- مطالعات به دست آمده نشان می دهد که هر چه احساس مالکیت ، یعنی مدت زمان سکونت ونوع مالکیت (ملکی ) بیشتر باشد به همان اندازه مشارکت افزایش پیدا می کند.مطالعات صورت گرفته، نشان دهنده این است که در محدوده مورد مطالعه، احساس مالکیت تعیین کننده مشارکت در مدیریت شهری است.
۴- واینکه وضعیت اقتصادی واجتماعی شهروندان بر مشارکت تعیین کننده است، که با بررسی متغیرهای اقتصادی واجتماعی مشخص شد با بهتر شدن وضعیت اقتصادی واجتماعی میزان مشارکت هم بالا می رود (تقوایی و همکاران، ۱۳۸۸: ۱۰۱).
- فضیله خانی در رساله دکترای خود تحت عنوان «جایگاه و نقش اشتغال زنان در فرایند توسعه روستایی» در سال ۱۳۷۵، به عوامل موثر در مشارکت زنان روستایی در بازار کار اشاره کرده و مهمترین عوامل را در سطح درآمد خانوار، میزان مالکیت زمین و عوامل فردی از جمله سطح سواد زنان، بعد خانوار و دوره های زندگی ذکر کرده اند(خانی،۱۳۷۵: ۱۲۳).
- کاظم رستمی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در سال۱۳۸۳ در محدوده جغرافیایی بخش فلاورد شهرستان لردگان ، نقش مشارکت مردمی در توسعه روستایی با تأکید برمشارکت سنتی و جدید را مورد بحث قرار داده است .نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که هر چند در مجموع بین مشارکت سنتی و جدید روستائیان در بخش فلاورد تفاوت معناداری وجود ندارد ولی این تفاوت در مصادیق مشارکت سنتی و جدید چشمگیر است (رستمی، ۱۳۸۳: ۲).
- پایان نامه بررسی راه های جلب مشارکت اقتصادی اجتمایی زنان روستایی با تأکید بر نهادهای سنتی مورد مطالعه شهرستان سوادکوه که توسط خدیجه رضایی قادری در سال ۱۳۸۳برای اخذ درجه کارشناسی ارشد تهیه و تدوین شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین متغیر ویژگیهای فردی (سن، تحصیلات، تعداد فرزندان، تعداد فرزندان زیر ۶ سال) با میزان مشارکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین درآمد ماهانه و میزان مشارکت رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. یعنی هر چه درآمد بالاتر باشد امکان مشارکت بیشتر است. بین نگرش زنان نسبت به خود و میزان مشارکت آنان رابطه منفی وجود دارد و همچنین زنان تمایل بیشتری به شرکت در سازمانهای غیر دولتی از خود نشان می دهند. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که سطح تحصیلات و ورود فن آوری و ناتوانی جسمی زنان قدیمی و بی تجربگی نسل نو به ترتیب اولویت از عوامل فروپاشی نهادهای سنتی می باشد. همچنین بررسیها نشان می دهد که زنان تمایل بیشتری به مشارکت در نهادهایی را که مختص زنان باشد و تسهیلات ویژه ای برای آنان در نظر بگیرد نهادی که افزایش درآمد داشته باشد و همچنین از صلاحیتهای اخلاقی برخوردار باشد را در اولویت نخست قرار دادند(رضایی قادری۱۳۸۳: ۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:19:00 ب.ظ ]