آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



III رفتار با اسرای جنگی
IV حمایت از غیر نظامیان در زمان جنگ
۱۹۵۴کنوانسیون لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱۹۷۷پروتکل اول و دوم الحاقی به کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ برای حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بین المللی و غیر بین المللی
۱۹۸۰کنوانسیون منع یا محدودیت استفاده از سلاحهای خاص معاهده ای
۱۹۹۳کنوانسیون منع تکمیل، تولید، ذخیره سازی و کاربرد سلاحهای شیمیایی و نابود سازی آنها
۱۹۹۷کنوانسیون منع ذخیره سازی، تولید و تجارت مینهای ضد نفر و منع استفاده و نابود سازی آنها
۱۹۹۸اساسنامه دیوان بین المللی کیفری
۲۰۰۰پروتکل الحاقی به کنوانسیون حقوق کودک در مورد کودکان سرباز
این نکته را نباید از نظر دور داشت که وقوع برخی درگیری های مسلحانه بر توسعه و تکامل حقوق بین الملل بشردوستانه تاثیر بسیار داشت. مثلا” استفاده از سلاحهای شیمیایی و گازهای سمی و بدرفتاری با اسرا در جنگ جهانی اول زمینه تصویب معاهدات ۱۹۲۵ راجع به منع کاربرد گازهای خفه کننده و سمی و کنوانسیون ۱۹۲۹ راجع به رفتار با اسرای جنگی را فراهم آورد و تصویب کنوانسیونهای چهارگانه ژنو ۱۹۴۹ پاسخی به فجایع جنگ جهانی دوم بود.
گفتار چهارم: اصول اساسی حقوق بشر دوستانه
در حقوق بشر دوستانه بین المللی اصول ذیل را می توان به عنوان اصول اساسی دو نظر گرفت.
الف- اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض
منظور از این اصول آن است که با همه انسان ها باید رفتاری انسانی و بدون هر گونه تبعیض ناشی از جنسیت، ملیت، نژاد، مذهب، یا عقاید سیاسی بگیرد. در این زمینه مواد ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند ۲ ماده ۲ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این باره آمده است که باید با افراد انسانی رفتاری انسانی و عدم تبعیض می باشد.[۳]
ب- اصل محدودیت
معنای ین اصل آن است که استفاده از سلاح هایی که آسیب های غیر ضروری با جراحات بیش از حد لزوم وارد نمایند ممنوع است.
ج- اصل ضرورت نظامی
هر فعالیت نظامی باید بر اساس دلایل نظامی توجیه شده باشد، فعالیتی که فاقد ضرورت نظامی باشد ممنوع است. این بدان معنا می باشد که حمله به غیر نظامیان و کسانی که خارج از صحنه قرار دارند ممنوع است. زیرا با این کار هیچ مزیت نظامی به دست نمی آید. هم چنین ه اقدامی و عملی که بر حسب ضرورت برای انهدام و نابود اموال دشمن به عمل آید، باید با قواعد مربوط به تمایز و تناسب مطابقت داشته باشد.
د- اصل تفکیک در این اصل باید بین افراد و اموال نظامی و افراد و اموال غیر نظامی تفکیک ضرورت گیرد. از آنجایی که حمله به افراد واموال غیر نظامی ممنوع است. نتیجه تفکیک آن است که از این افراد و اموال حمایت لازم به عمل خواهد آمد.
ر- اصل تناسب
در این اصل، صدمات اتفاقی ناشی از یک جمله در مقایسه با مزیت نظامی مستقیم و قطعی که از آن حمله انتظار می رود، نباید بیشتر باشد. دیوان بین المللی دادگستری نیز در ارتباط با اصول حاکم بر ابزار ها و سلاح های جنگی در پاراگراف ۹۰ رای مشرتی ۱۹۹۶ خود در مورد کاربرد سلاح های هسته ای اعلام کرد که دو اصل تفکیک و تناسب و اصول اساس حقوق بشر دوستانه می باشند.
ی- اصل حسن نیت
در این اصل آمده است که هر گونه مذاکره میان طرفین متخاصم اصل حسن نیت باید رعایت شود.[۴]
اجرای حقوق بین المللی بشر دوستانه یکی از وظایف اصلی صلیب سرخ و هلال احمر می باشد. جمعیت های ملی، به ویژه برای پیش برد اجرای حقوق بشر دستانه در کشورهای خود ایجاد کنند.
نقش جمعیت های ملی در همکاری با دولت های خود برای رعایت حقوق بین المللی بشر دوستانه و حمایت از صلیب سرخ و هلال احمر به رسمیت می شناسند.
اجرای حقوق بشر دوستانه، عبارت است از مجموعه اقداماتی که دولت ها هم در زمان صلح و هم در زمان جنگ برای تضمین اجرای تعهدات حقوق بین المللی بشر دوستانه به عهده دارند. که این موارد و اقدامات به شرح ذیل اعلام می گردد:
۱-جلوگیری از جنایات جنگی
۲-حمایت از علایم صلیب سرخ و هلال احمر
۳-حمایت از تضمینات اساسی
۴- نصب مشاورین حقوقی در نیروهای مسلح خود
۵- اشاعه حقوق بین الملل بشر دوستانه.
گفتار پنجم: مبانی حقوق بشر دوستانه
حقوق هر کشور مرکب از مجموعه قواعد الزام آور و زاده عوامل سازنده حقوق است، چون مبانی حقوق بشر دوستانه با مبانی کلی علم حقوق دارای مبنای واحدی است « نیروی الزام آور حقوق از کجا سرچشمه می گیرد، چرا باید از حقوق اطاعت کرد. چه نیروی پشتیبانی قانون است، شناخت این نیروی پنهانی خمیر مایه همه اندیشه های حقوقی و پیچیده ترین مسئله فلسفه حقوق است.[۵]
برخی قاعده حقوقی را ناشی از اراده مقامات صالح می دانند و هیچ چیز دیگر را برای تسخیص قانون لازم و ضروری نمی دانند و در نظر نمی گیرند، ولی بعضی دیگر مبنای اصلی حقوق را عدالت می دانند و اعتقاد دارند که قانون گذار باید از قواعد عدالت پیروی کند، در صورتی که قانون گذار قانونی را برخلاف عدالت وضع و تصویب کند آن قانون از هیچ اعتباری برخوردار نمی باشد. و فاقد اعتبار می باشد.
برخی دیگر هم به دنبال شکل گیری دوباره قواعد حقوقی می باشند که با واقعیات تاریخ حقوق بیشتر سازگاری داشته و با عدالت هم موافق باشد.
در اینجا رابطه اصول حقوق بشر دوستانه و اصول مشترک حقوقی ملت های متمدن و اصول فرعی و جزئی ناشی از منابع حقوق بشر دوستانه(معاهده، عرف، رویه قضایی و اندیشه حقوقی)، را به طور خلاصه بیان می شود.
الف) مکتب های حقوق طبیعی و فطری، مکتب حقوق طبیعی، به اندیشه های حقوقی گفته می شود که براساس و مبنای حقوق را در محدود و قلمرو الهیات، طبیعت، عقل و اخلاق جستجو می شود.
حقوق فطری، در مقابل و برابر حقوق وضع شده بکار می برند، حقوق وضع شده مجموع قواعدی ست که در زمان معینی، و بر ملت معینی و مشخصی اجرا می شود. اما حقوق فطری به قواعدی گفته می شود که برتر از اراده حکومت و غایت مطلوب انسان است.[۶]
افلاطون، اعتقاد دارد که واقعیات را به طور کلی سایه ای کم رنگ از حقیقت والا داشته و معتقد بود که اشیای این جهان چهره واقعی در سرزمین حقیقت دارند، و کسانی که تربیت فلسفی پیدا کنند می توانند به آن سرزمین گام نهند.
عدالت هم حقیقی دارد که تنها حکیم به آن دسترسی دارد. و در جامعه ای حاکم است که فیلسوفان بر آن حکم رانند.
ارسطو در کتاب اخلاق عدالت آرمانی استاد را نمی پذیرد و عدالت را به طبیعی و قانونی تقسیم می کند.
عدالت طبیعی در همه جا یکسان است و ارتباطی به عقاید اشخاصی و قوانین حاکم ندارد، اما عدالت قانون وابسته به زمان و مکان و احکام قانون می باشد.
پس ارسطو حقوق را به حقوق طبیعی و قانونی تقسیم می کند.
و از طرفی رومیان هم حقوق را به سه دسته و گروه تقسیم می کردند.
الف) حقوق مدنی، که ویژه حقوق شهروندان و جامعه معینی است.
ب) حقوق بشر که برای تمام انسان ها در زمان معینی می باشد و باید برای خارجیان هم رعایت شود.
ج) حقوق طبیعی که آرمانی و جاودانه است.
در دین زردتشت ارزش های عقلی به هم آمیخته شده و قانون خدایی با قانون طبیعی یکی است، کنش قانونی با راستی و داد یگانه است، آدمی باید خود را با راستی رفتار کند تا خوشبخت شود.[۷]
زرتشت در آغاز با نیروی خود به رازهای هستی پی برد و آفریننده یگانه جهان را به دلیل عقل شناخت، سپس به نیروی دیگری افزون بر خود دست یافت و آن وجدان و دانایی بود. او با نیروی خود و وجدان و از راه اشراق درخشش خداوند را دید.
او حرکت تاریخ را پیکار خوبی و بدی و چیرگی خوبی بر بدی و جاودانگی خوبی ها و یکرنگی و هماهنگی می داند. در مذهب مسیح حقوق فطری و طبیعی ناشی از اراده خداوند و احاطه او بر جهان دانسته شده و حقوق ناشی از اراده اوست.
درهمین رابطه می توان گفت: سن توماس داکی فیلسوف مذهبی قرن یسزدهم میلادی (۱۲۷۴-۱۲۲۵) با ترکیبی از عقل و ایمان، قوانین را به سه دسته تقسیم نموده است.
۱- الهی؛ ۲- فطری یا طبیعی؛ ۳- بشری
قوانین الهی بی واسطه از طریق وحی وضع شده است، کسی در آن دخل و تصرفی ندارد … قوانین طبیعی یا فطری، جلوه و نشانه ای از مشیت و خواست الهی است که بشر آن را به نیروی عقل به دست می آورد و آن را می یابد. اما قوانین بشری زاده و طراوش فک انسان می باشد و برعکس دو نوع قبلی (الهی و طبیعی یا فطری) از منبعی پائین تر از حقوق فطری بهره مند می شود. این قوانین برای حفظ نظم عمومی ممکن است برخلاف قوانین فطری باشند، ولی مخالفت با قوانین الهی نابخشودنی است.
حقوق بشر دوستانه در اسلام، در اسلام اگر کلیه اصول و قواعد حقوق طبیعی و فطری را در برابر حقوق وضع شده دولت قرار بدهیم به شکل و نحو کلی حقوق اسلامی یک نوع حقوق فطری و طبیعی است که از منبع فیض الهی و مستقلات عقلی نشات گرفته و حاوی اصول اخلاقی و عقلی است که رهبران و حاکمان سیاسی و قضایی را در قید و بند خدا کشیده است، تا برخلاف عدالت سرمدی کامی برندارند، با این بیان حقوق اسلامی در گروه حقوق فطری و طبیعی قرار دارد ولی اگر در حوزه حقوق فطری و طبیعی، قواعد حقوقی را به الهی و فطری و عقلی تقسیم کنیم مانند همان صورتی که فیلسوفان مسیحی بیان کرده اند در قلمرو و حیطه حقوق فطری مورد گفتگو و بیان قرار می گیرد.
خداوند براساس اصول عدالت عمل می کند و اداره خداوند عین عدالت است و هیچ لزومی ندارد که براساس عدل خارجی باشد.
مثلاً خداوند می تواند پیامبران خود را به دوزخ ببرد و یا گناهکاران را به بهشت وخداوند خلاف عدالت کاری را انجام نمی دهد، به کاربردن عقل مستقل (عقل فطری رابطه حقوق فطری و منبع فقیهی آشکار و نمایان می سازد. عقل مستقل یعنی عقلی که از اوهام خالی باشد و به گونه ای طبیعی داوری کنند.
«اما در دوران معاصر و از سده های ۱۷ و ۱۸ میلادی رفته، حقوق فطری بیشتر متکی به دلایل عقلی و فلسفی و جامعه شناختی و اصول عملی گردید. برای اصول و قواعد حقوق فطری دلایل عقلی و عملی بیشتر ارائه کرده اند، در این خصوص، گروسیوسی در کتاب مبانی حقوق بین المللی عمومی حقوق را قاعده می داند که عقل سلیم با فطرت اجتماعی او سازگار می بیند، به اعتقاد او حقوق طبیعی قواعدی است که عقل آنها را موافق طبیعت اجتماعی انسان می داند.[۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 06:08:00 ق.ظ ]




به این ترتیب است که مراحل مختلف سلسله مراتب موجودات با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند.در نتیجه،ملاک برای تفاوت درجه موجودات نوری است که هر یک دارد و این نور همان معرفت و آگاهی است.به این ترتیب جهان از نور اعلی پدیدار می شود،بی آنکه یک پیوستگی«مادی»و «جوهری»میان آن دو وجود داشته باشد.علاوه بر این،نور الانوار در هر یک از قلمروها خلیفه تا تمثیل ورمز مستقیمی از خود دارد،مانند خورشید در آسمان،آتش در میان عناصر و نور اسپهبدی در نفس آدمی،بدان صورت که در هر جا نشانه ای از او دیده می شود و همه چیز بر حضور او گواهی می دهد.»(نصر،۱۳۷۱،ص ۸۱ تا ۸۳)
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
«بنا به نظر سهروردی ،طبیعت نور امری بدیهی است زیرا تمام اشیاءبه کمک نور شناخته می شوند.نور مرکب است از توالی نامحدودی از انوار ممکن وابسته و هر نور علت وجودی نور است که پایین تر از آن قرار دارد.نور غایی که همان واجب الوجود است،از نظر سهروردی نور الانوار و علت نهایی همه اشیاء است.درست همانطور که نور را درجاتی از شدت و ضعف است،تاریکی نیز درجاتی دارد.گرچه او نور را به نسبت درجه وجود داشتن آن طبقه بندی می کند،لزوما ملاک تعیین مرتبه وجودی انوار این است که آیا آنها از وجود خود آگاهند یا نه.بنابراین،خود آگاهی ملاکی می شود برای مرتبه وجودی عالی تر،که در نظام حکمت اشراقی مستلزم درجه شدید تری از نور است.»(امین رضوی،۱۳۸۲،۶۳)
۲-۴۸ نور در نگارگری:
«نگارگر ایرانی یا خود صوفی و عارف بود و یا زمینه فکری اش،از طریق الفت با شعر و ادب فارسی،به حکمت کهن ایرانی و عرفان اسلامی پیوسته بود.عرفا در تبیین سلسله مراتب وجود به عوالم سه گانه معقول،محسوس و مثالی معتقد بودند.آنان عالم معقول را جایگاه روح و عالم محسوس را جایگاه ماده می دانستند.
عالم مثال میان دو عالم معقول و محسوس قرار گرفته است،واقعیت مادی ندارد و صور برزخی بازتابی از بهشت و دوزخ در آن ظاهر می شوند.این صور را «معلقه»می نامیدند؛زیرا بستر مادی معینی ندارد و لطیف و اثیری اند.
بر اساس این معرفت،نگارگر ایرانی هرگز در پی بازنمایی طبیعت نبود،بلکه می کوشید اصل و جوهر صور طبیعی و طرح متجلی در باطن خویش را به تصویر در آورد.بدین سان در نگاره ی او نه زمان و مکان معینی مجسم می شود،نه نمودی از کمیت های فیزیکی بروز می کند و نه قوانین رویت جهان واقعی کاربرد دارند.کوه و درخت و آدم و پرنده ی او نیز بیشتر صور نوعی آرکتیپ هستند تا شکل های تقلید شده از طبیعت.حتی واقعیتگرانی چون کمال الدین بهزاد واقعیت را از طریق نشانه ها بیان می کنند.(پاکباز،۱۳۸۵،ص۵۹۹)
«فقدان سایه در نگاره های ایرانی،این نکته را معلوم می دارد که آنان از عالم جبروت،که انعکاسی است از نور الهی،نشأت می گیرند.در زیر عالم پدیده ها،عالم سایه ها قرار دارد و به این جهت است که پرسپکتیو در نگارگری نادیده گرفته شده است،زیرا پرسپکتیو،پدیده ای محسوس و دور از عالم جبروت است.لذا این تصاویر،بعد سوم را به گونه ای تخیلی و مصنوعی و به صورتی واضح و روشن،توصیف می کنند،به گونه ای که حس کشف شخصی از بین می رود.در واقع پرسپکتیو در نقاشی،نوعی خطای دید است که هنرمندان برای جبران آن به علم پرسپکتیو متوسل شده اند.اما در نگارگری ،این نقص از بین رفته و هنرمند،تنها به حقیقت هر چیزی نظر دارد.
از طرف دیگر معماری نیز،برای خلق سایه ها تخصیص داده شده است به این جهت که معماری،قسمتی از دنیای پدیده هاست که نور را می گیرد و سایه را ایجاد می کند،در صورتی که نگارگری،انعکاس و بازتابی از نور خالص است.»(معمارزاده،۱۳۸۶و۵۳,۵۲)
«باید در نظر داشت که از دیدگاه هنر ایرانی این ملاحضات با انوار اسپهبدی که مورد نظر شیخ الاشراق«شهاب الدین سهروردی» حکیم نامدار ایرانی بوده است،پیوندی لطیف دارد.در بیان نقاشان رنگ همان نور است و هنرمند می کوشد به وسیله رنگ ها و آشنا شدن با عوالم نورانی با عالم ملکوت پیوند پیدا کند.
۲-۴۸-۲ فر و خورنه در نگار گری اسلامی
در نگاره ی معراج پیامبر ،اثر سلطان محمد (تصویر)پیامبر را می بینیم که با شعله ی تصویر شده به دور پیکر مبارکش غرق در نور است .این نور همان فر ملکوتی است.این نگاره فضایی غیر از عالم مادی و محسوس را به نمایش گذاشته است.اسب به تصویر در آمده در این اثر،اسب عالم مادی نیست،بلکه اسب عالم مثال است .صورها همگی بهشتی اند و گویی که عالم مثال در این نگاره متجلی شده است.
عکس(۲-۴۸)معراج پیامبر اثر سلطان محمد
رنگها و ارتباط آنها با عالم مثال نیز قابل توجه است
رنگ ها در نگارگری ،رنگ های عالم مثال هستند.در اثر آشنایی فردوسی با شاعران دربار سلطان محمود غزنوی(تصویر)در عین حال که فضا،فضای یک جنگل مثالی را در خاطر ما می آورد،رنگ ها نیز گویی به عالم مثال تعلق دارند.کوه در این نگاره به رنگ آبی به تصویر کشیده شده و این آن کوهی نیست که در عالم محسوس می بینیم.در اثر مجنون در بیابان (تصویر) نیز رنگ ها چنان مثالی و خیالی اند که انگار در صدد این هستند که زبانه کشیده و پاره های نور خود را آزاد نمایند.
عکس(۲-۴۹)آشنایی فردوسی با شاعران دربار سلطان محمود
عکس(۲-۵۰)مجنون در بیابان
۲-۴۸-۳ تجلی نورالانوار در نگارگری اسلامی
فضای تصویری درنگارگری اسلامی دارای کیفیتی دو بعدی است و با قوانین پرسپکتیو نقاشی مطابقت ندارد؛چون اگر کیفیتی سه بعدی داشت از فضای عالم ملکوت سقوط می کرد.نورالانواری که سهروردی از آن نام برده در آثار هنرمندان اسلامی به خوبی مشهود است.همانگونه که وی اعتقاد دارد،نور مطلق یعنی خدا ،پیوسته نور افشانی می کند و همه چیز منشعب از نور ذات اوست،فضای نگارگری اسلامی مملو از نور و رنگ و سایه در آن وجود ندارد.مثال آن،پرده ی همای و همایون اثر جنید است(تصویر).
عکس(۲-۵۱)همای و همایون اثر جنید
این نگاره غرق در نور است ؛نوری که از بیرون نمی تابد؛گویی از همان نورالانواری سرچشمه گرفته که سهروردی از آن سخن رانده است.به عبارتی دیگر این انوار با انوار اسپهبذیه سهروردی پیوندی عمیق و لطیف دارد.در نظر نقاشان ،رنگ همان نور است و هنرمند در تلاش است تا به توسط رنگ ها با عالم ملکوت ارتباط برقرار نماید.بسیاری از عرفا از جمله ،نجم الدین کبرا،علاءالدوله سمنانی و نجم رازی بر این باورند که بین رنگ ها و طی مقامات عرفانی رابطه وجود دارد.بطور مثال ،نجم رازی بر این باور است که رنگ سیاه به صفت شکوهمندی و نورهای پاک و رنگی به صفات زیبایی اشاره دارند.نجم الین کبرا،نورهای رنگی را همچون چیزهایی می داند که با چشم بسته دیده می شوند.در نگاره یوسف و ذلیخا اثر کمال الدین بهزاددر حالیکه فر ملکوتی بصورت شعله دور سر حضرت یوسف تصویر شده ،هنرمند رنگ سرخ را برای لباس ذلیخا و رنگ سبز را برای پیراهن حضرت یوسف بکار برده است.یعنی به نوعی مقام قدسی حضرت یوسف را با بکاربردن رنگ سبز جامه اش به تصویر کشیده است.زیرا رنگ سبز از نظر بسیاری از عرفا رنگ تعالی و تقدس بوده است.
عکس(۲-۵۲)یوسف و ذلیخا اثر کمال الدین بهزاد
۲-۴۹ نور در معماری اسلامی
معماری در اسلام با ساخت مساجد آغاز می شود.مسجد کلید رمز و رازهای معماری اسلامی است.مسجد مکانی است که تبلور آیات خداوند را می توان در آن مشاهده کرد.
«در قرآن مجید آمده است که «خدا پرتو آسمان و زمین است».این پرتو الوهیت است که اشیاء را از تاریکی لاوجود بیرون می آورد .قابل دیده شدن کنایه از به هستی در آمدن و همان گونه که سایه چیزی بر روشنی نمی افزاید؛اشیاء به بهره ای که از پرتو هستی دارند از میزان واقعیت برخوردارند.هیچ نماد و مظهری مانند نور به وحدت الهی نزدیک نیست.بدین جهت است که هنرمندان اسلامی می کوشند تا در آنچه می آفرینند از این عامل به منتهی حد ممکن بهره گیری کنند. برای رسیدن به چنین هدفی است که هنرمند سطح های درونی مسجدها یا کاخ ها و گاه نمای آنها را نیز با کاشی می پوشاند.این پوشش غالباً به بخش های زیرین دیوارها منحصر می گردد تا پنداری درشتی و ضخامت آنها را بزداید.برای همین منظور است که هنرمند سطح های دیگر را هم با نقش های برجسته و مشبک می آراید تا از نور استفاده کرده باشد.مقرنس هم گونه ای جلب کردن و پخش کردن نور است به درجات دقیق و باریک.رنگ ها از غنای درونی روشنایی داستان می زنند.چون به روشنی رویاروی دیده بدوزند کور کننده است و با توازن و هماهنگی رنگ ها است که به سرشت راستین ان پی می بریم که همه پدیده های دیدنی را در خود جلوه گر می سازد….می توان گفت که معماری اسلامی سنگ را همچون نور جلوه گر می سازد همانا متبلور ساختن سنگ است»(بوکهارت،۱۳۶۵،۸۸تا ۸۹)
۲-۵۰ عناصر و اجزای مساجد اسلامی
۲-۵۰-۱ محراب و ارتباط آن با نور
«طاقچه یا فرورفتگی در دیوار که بدان محراب گفته می شود بی چون و چرا از پدیده های هنر مقدس اسلامی است و در عمل از عوامل عادی آداب دینی شده است.شکل طاقچه شاید از محراب کلیساهای قبطیان گرفته شده باشد یا شاید هم از زاویه آداب دینی بعضی از کتیبه های یهود. ولی این سرمشق ها چیزی جز علل تصادفی نیستنداساس این امر یعنی ساختن محراب به مظاهر یاد شده در قرآن مجید می رسد.شکل آن با طاق های نمودار آسمان و کف آن بر زمین،طاقچه با فرورفتگی همانند غار دنیا است.غار دنیا مهر الوهیت است،خواه در جهان بیرونی یا جهان درونی ،یا غار مقدس دل.برای دریافت مظهریت محراب در آداب نیایش اسلامی باید ریشه آن را در قرآن کریم یافت.این واژه به تنهایی به مفهوم «پناهگاه»است.قرآن مجید به ویژه این واژه را در توصیف نهانگاهی در معبد اورشلیم آورده است که در آن مریم عذرا برای انزوا گرفتن و دعا،در آمد و فرشتگان به او روزی می رسانیدند.کتیبه گرداگرد طاق محراب غالباً چنان است که داستان قرآنی مربوط به مریم را به یاد می آورد.به ویژه رد مسجد های ترکیه که با محراب ایاصوفیه آغاز می شود و آن موقوفه مریم عذرا بوده است.
شکل محراب ما را به یاد عبارتی دیگر از قرآن کریم می اندازد . در سوره نور که «حضور الهی »در جهان یا در دل آدمی،با نور چراغ در طاقچه(مشکوه)گذاشته شده است،مقایسه می شود:«خدا نور آسمان ها و زمین است.مثال نور او مانند طاقچه یا چراغدانی است که در آن چراغی است و چراغ در شیشه ای است و شیشه گویی ستاره درخشانی است که از درخت پر برکت زیتون که نه شرقی است و نه غربی،افروخته شود که نزدیک است روغن آن روشن شود و اگر چه آتش بدان نرسد که نوری بالای نور است.خدا هر که را خواهد به نور خویش رهنمون شود،و خدا این مثل ها را برای مردم می زند که خدا به همه چیز داناست»(سوره نور آیه ۳۵)
مقایسه میان محراب و مشکوه آشکار است وآن تاکید است بر این که چراغی را در زاویه نیایش آویزند»(بوکهارت،۱۳۶۵،۹۶تا ۹۸)
«محراب در وهله اول نقش صوت گیری دارد؛یعنی کلمات را که به سوی آن بیان می شوند منعکس می سازدو در عین حال همچون خاطره ای از جایگاه همخوانان در کلیسا یا مخارجه پشت محراب کلیسا،یعنی موضعی که «قدس اقدس» است و محراب شکل کلی آن را در ابعادی کوچکتر نمایان می سازد،جلوه می کند و قندیل خود یادآور«مشکوه»ی است که قرآن از آن یاد می کند و این امر به مثابه نقطه تلاقی رمز پردازی مسجد و نمازگری پرستشگاه مسیحی است نیز نقطه تلاقی رمزپردازی مسجد و رمزگری هیکل یهود و شاید هم رمزگری آتشکده پارسی.در واقع محراب به علت انعکاس کلام خداوند در نماز،رمز حضور پروردگار محسوب می شود و به همین جهت ،رمزگری قندیل یا مشکوه و مصباح،منحصراً فرعی یا به عبارتی دیگر عبادی است.اعجاز اسلام همان کلام خداست که بی واسطه در قرآن تجلی یافته و تلاوت آن در نماز و مناسک موجب می شود که فعلیت یابد.»(بوکهارت،۱۳۸۱،۱۴۹)
عکس(۲-۵۳)محراب مسجد
۲-۵۰-۲ مقرنس
«مقرنس برجسته ترین تزئین محراب و در عین حال زیباترین،رازآمیزترین و پرشکوه ترین جنبه آن است.این به ظاهر چلچراغ آویخته از آسمان ،محصول موانست و هم نشینی بس لطیف،رنگ و نور بر بستر معماری و بازتاب از زیبایی افلاک،آسمان ها و طبیعتی است که هنر اسلامی،معلم و مبنای آفرینش آثار هنری محسوب می شود(تصاویر).مقرنس تمثیلی از فیضان نور در عالم مخلوق خداست که چون چلچراغی بر سر جان نمازگزاران ،نور رحمت،معنا و معنویت می گستراند.» (بلخارب قهی،۱۳۸۴،۵۰۱تا ۵۰۲)
عکس(۲-۵۴)مسجد نصیر الملک شیراز
عکس(۲-۵۵)مسجد سید اصفهان
۲-۵۰-۳ اسلیمی
اصطلاحی که به طور عام در مورد نقوش گیاهی در هم بافته یا طوماری به کار می رود و به خصوص یکی از نقشمایه های شاخص در هنر اسلامی است.در قرون وسطای متاخر،این گونه نقش ها را «مغربی»می نامیدند؛ولی در سده شانزدهم که اروپاییان به هنر اسلامی توجه پیدا کردند،واژه آرابسک به کار رفت.
در واقع سابقه نقش های گیاهی بسیار قدیم است؛چنان که نمونه هایی از آن را در دوره هلنیستی(هنر یونانی)به خصوص در آسیای صغیر نیز می توان دید.صورت خاص اسلامی آن در اوایل سده یازدهم/پنجم هجری ظاهر شد و به سرعت راه تکامل پیمود.در هنر دوره هلنیستی،صورت طبیعت گرایانه از نقوش گیاهی معمول بود؛اما هنرمند آنها را برای ابزار قدرت تخیل و ابداع خود مناسب یافت و بدان ها تنوع بخشید.تنها قاعده مهمی که او رعایت می کرد،تقابل شاخ و برگ ها و تداوم ساقه بود.اسلیمی در دست هنرمند مسلمان،طرحی ساده یا پیچیده ،ولی همواره متفاوت یافت؛و غالباً صورت انتزاعی و نمودارگونه پیدا کرد»(پاکباز،۱۳۷۸،۲۷ تا۲۸)
«اسلیمی در مفهوم کلی آن متضمن تزئین است چه به صورت گیاهان استریلیزه و چه به صورت خط های هندسی در هم پیچیده.نخستین نوع تزئین سراسر موازنه و هماهنگی است عملاً جلوه گاه هماهنگی کامل است؛در صورتی که دومی طبیعت را به صورت متبلور یا کریستالی نمودار می سازد.در اینجا هم بر می خوریم به دو قطب موجود در همه پدیده های هنرهای اسلامی که همانا موازنه و هماهنگی باشد و روح هندسی.
از نظر تاریخی اسلیمی به صورت گیاه،گویا از تصویر تاک سرچشمه گرفته باشد که در آن ،پیچیدگی و در هم فرورفتگی برگ ها و ساقه ها و شاخه ها با سهولت قابل استریلیزه شدن به صورت ها پیچیده و در هم است.در چندین نقش تزئینی ساختمان های اسلامی بسیار کهن به ویژه در مشتّی صورت خاک پرداخته شده است که در کنار صورت جانداران قرار گرفته است و این مطلب یادآور«درخت زندگی»است و نیز در قبه الصخره و در محراب مسجد جامع اموی در دمشق نقش های تاک پرداخته شده است و همچنین تاک به صورت موتیف در محراب مسجد جامع قیروان هم دیده می شود(تصویر)(بورکهارت،۱۳۸۱،۶۸)
دیوارهای بعضی از مساجد که پوشیده از کاشی های لعابی تانسجی از اسلیمی های ظریف گچبری است،یادآوررمزگری حجاب است.بنا به حدیثی نبوی،خداوند پشت هفتاد هزار حجاب نور و ظلمت پنهان است و اگر آن حجاب ها بر افتد،نگاه پروردگار بر هرکه و هرچه افتد،فروغ و درخشندگی و جهش،آن همه را می سوزد.حجاب ها از نوراند ،تا ظلمت الهی را مستور دارند و از ظلمت اند تا حجاب نور الهی باشند.»(بورکهارت،۱۳۶۵،۱۴۵ تا ۱۴۶).

عکس(۲-۵۶)و(۲-۵۷)نقوش اسلیمی در مساجد
۲-۵۱ باغ ایرانی
در ایران تامین روشنایی باغ ها از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است به طوری که برای روشن نمودن بخش های مختلف باغ خصوصاً اطراف استخر یا حوض مرکزی از انواع چراغ های روشنایی دستی،قندیل های نوری و فانوس ها با طرح و نقوش تزئینی مختلف که معرف ذوق و سلیقه هنرمند ایرانی بوده است استفاده می گردید و بر شکوه و زیبایی باغ ها در هنگام شب می افزود.نمونه بارز آن باغ شاه صفی بهشهر می باشد که در سنگ های ابتدای آبراه منافذی برای قرار دادن شمع ها وجود دارد.با روشن کردن این شمع ها و انعکاس آن ها مسیر آب نور پردازی می شده است.تقریباً تا ۴۰سال پیش فضای سبز در شهر تهران به باغ های خصوصی درباریان محدود می شد و عامه جهت استفاده از طبیعت به حاشیه سبز اطراف شهر می رفتند تا اینکه اولین پارک عمومی در تهران«پارک شهر»ساخته شد و همزمان با افزایش جمعیت به ایجاد باغ ملی و پارک های عمومی پرداختند.
۲-۵۲ فلسفه نور در عرفان و هنر اسلامی
عرفان و حکمت اسلامی در کشف و شهود خویش وام دار عالم مثال یا به تعبیر ابن عربی قلمرو حضرت خیال است.وجود این عالم میان عالم معقول و محسوس،به تعبیز هانری کربن،تسمه ی انتقالی است که ارتباط عالم حس با عالم عقل یا عالم ملک با عالم ملکوت را میسر می سازد.و از این رو که این عالم(عالم مثال)قلمرو صور نوریه ای است که از نظر مادی مجردند لیک از نظر نوری دارای امثال و صور نور حقیقی وجودند،به عنوان منشاءو منبع آثار عرفانی و حکمی اسلام در ابعاد ادبی و هنری عمل می کنند.تمامی حکمای اسلامی از وجود این عالم واسط سخن گفته اند که گاهی«حضرت خیال»یا«اعیان ثابته»و گاهی نیز عالم صور نورانی و یا «ناکجا آبادی»است که در تعابیر رمزی سهروردی«هورقلیا»یا اقلیم هشتم است.نظر این است که تمامی آثارهنری جهان اسلام،به دلیل گویش انتزاعی خاص خود،از این عالم مایه می گیرندو حقایق باطنی آن را باز می گویند.
در عرفان و حکمت اسلامی،همه ی وجود در پرتو ظهور «او»جلوه می کند و او حقیقت به تمامی هویدایی ناست که در عالم دور از نور،در پس پرده هایی از حجب محجوب است و چنان چه پرده از این نور بر افتد،هرآن چه مدرک و ناظر است را وجه و سبحه،به تمامی بسوزد .پس نورالانواری که هفتاد حجاب از ظلمت و نور دارد،پس حجاب های لا یتناهی کثرت،مراتبی از جنس خود که به تمامی نور است می آفریند تا پلکان صعود روح سالک به اصل وجودی خویش باشد.
هر حکیم و عارف و هنرمندی در سیر صعودی خود از عالم حس به عالم مثال،صور نوریه ی باطن موجودات را کشف و در سیر نزول خود آن ها را مجدد باز آفرینی می کند و این البته حدیث سیر انفس است و آفاق خود اوست.لیک چنان که گفتیم این تنگی حصار عقل و اندیشه است که زبان رمز و راز را پرواز می دهدو معنا را در لابلای امثال و صور،صورتی نوین می بخشد؛صورتی که خود،در منظر ناظری قرار می گیرد که مانند حکیم و عارف و هنرمند،نه سیر انفس و آفاق را تجربه کرده است و نه آن سیر صعودی از عالم حس به عالم مثال را.
این جاست که نقد و تاویل،رمز گشای تماثیل و صوری می شود که آثار هنری و ادبی بنا به تمثیل گونگی خویش،راوی آن اند.به دیگر سخن،تمثیل که هویتی دو وجهی دارد(از یک سو نمودار عالم مثال و از سوی دیگر چون تمثیل است،آن هویت حقیقی که در جان شهودی سالک و هنرمند به شهود درآمده و جزءتجربیات بیان ناپذیر او محسوب می شود را در قالبی تمثیلی برای ما باز می گوید.
۲-۵۳ تحلیل و نتیجه گیری
-نور و ظلمت دو رمزند و مستلزم رمزگشایی .نور رمز اداراک و آگاهی است ،جوهری ک مجرد از ماده و لواحق آن باشد.مدرک ذات خویش است و مدرک ذوات دیگر،آگاهی از خویشتن و ماسوای خویش را حکیم اشراق با نماد نور بازنموده است چنانکه معنای مقابل آن را با نماد ظلمت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:07:00 ق.ظ ]




بدین شهر بی چیز خرم نهاد
برینگونه بر نام او بر چه رفت

 

 

 

یکی مرد بد نام او هفتواد
ازان رفت کاو را پسر بود هفت
(فردوسی، شاهنامه: ۱۲۸۷)

 

 

 

برخی معتقدند که کلمه هفتواد به معنی کرم ابریشم است: هفتواد، آزتوت به معنی کرم ابریشم است اما فردوسی قرائت اپتواد یا هپتواد را به صورت اسم خاص به کار برده که می توانسته معنی هفت‌در و هفت گناه را هم بدهد. اما فردوسی این مرد را پیش از ورود کرم به داستان، دارنده هفت پسر معرفی کرده است. (طغیانی و همکاران، ۱۳۹۰: ۹۵).
«هفتواد دختری نیز دارد که ماجرای نخ ریسی او با سایر آغاز داستانی شگفت است؛ دختر هفتواد جوینده نان و در حقیقت به دنبال جذب منفعت برای خود و خانواده است. سایر دختران هم گروه نیز تفاوتی با یکدیگر نداشته و کار و کردارشان مشابه است:
پایان نامه

 

 

به دروازه دختر شدی هم گرو
برآمیختندی خورش ها به هم

 

 

 

خرامان از این شهر تا پیش کوه
نبودی به خورد اندرون بیش و کم
(همان: ۱۲۸۷)

 

 

 

نمادشناسی وسیع کوه در فرهنگ ها، آن را نمایاننده سرزمین درون معرفی می کند. کوه در اساطیر اروپا و هند پدیده ای شگفت و رازآمیز است. بنابراین می تواند کارکرد نمادین رازگونه ای در داستان های کهن داشته باشد. در نگرش جاندار گرایانه قدما کوه موجود زنده ای است با جنسیتی خاص. در جوامع هم خون مادرسالار که مادر، حرف نخست را می زد، ایزد بانوان اهمیتی ویژه داشتند و عناصر طبیعت نیز در نظر مردم دارای روابط هم خونی بودند، چنان که آسمان پدر؛ زمین و کوه مادر؛ و رود دختر کوه به شمار می رفت. اما در دوران پدرسالاری رفته رفته کوه جنسیتی مذکر یافت و پدر شد. اگر کوه در این داستان، با توجه به طیف رازآمیز نماد شناسانه اش، نمادی از محور اسرارآمیز باشد، پیوند دختر هفتواد با کوه پیوندی منطقی و محکم است.
روزی بادی می وزد و سیبی را در راه این دختر می افکند و دختر کرم را در دل سیب می یابد و آن را خوش یمن می پندارد. کرم در این مرحله نمادی بالقوه از خیر و شر است، اما رفته رفته با دست از کار کشیدن دختر که معادل تن پروری است و تکیه او بر قدرت جادویی کرم، شکلی منفی به خود می گیرد. در شاهنامه و متون دینی زرتشتی از ویژگی های منفی اخلاقی با عنوان دیو یاد می شود مانند دیوِ دروغ، دیوِ مرگ، دیوِ خواب سنگین و سستی آور، دیوِ پیری و فرتوتی، دیوِ هوای ناپاک و زیان آور، دیوِ گرسنگی و دیوِ بیم و هراس. در این داستان نیز کرمی که تن پروری و آز را به همراه می آورد، چهره ای دیو مانند و اژدها صورت می یابد و حتی پرستیده می شود.» (همان، ۱۳۹۰: ۱۰۰)
در نهایت «دختر هفتواد که سودای برتری و میل به تن پروری دارد کرم را به عنوان طلسم بخت در دوکدان قرار می دهد تا کار روزانه اش را آسان کند. قرار گرفتن کرم در دوکدان دختر، که می تواند نمادی از زهدان باشد، این انتظار را در طرح داستان پدید می آورد که زایش و دگردیسی صورت بگیرد. کهن الگوی دختر نخ ریس، در افسانه های ملل پیوسته با انتظار وقوع یک اتفاق همراه است. بنابراین باد که واسطه پیدایش کرم در داستان است کارکردی اهریمنی است که شر را در دامن دختر افکنده تا آن را در دوکدان خود بپرورد. ابتدا مادر که می بیند کار نخ ریسی دخترش بالا گرفته از او حمایت می کند. در مرحله بعدی پدر و مادر از توان دو چندان دختر «پری روی» خویش در نخ ریسی شگفت زده می شوند و او را با پری مرتبط فرض می کنند:

 

 

چنان بد که یک روز مام و پدر
که چندین بریسی مگر با پری

 

 

 

بگـــــفتند با دختر پرهنر
گرفتستی ای پاک دل خواهری
(همان: ۱۲۴۹)

 

 

 

نسبت دادن دختر به پری، باز زمینه را برای طرح نفوذ شر مهیا می کند. در اندیشه های کهن ایرانی پریان و جادوگران (یاتوها) یکی از مظاهر برجسته نیروهای مخرب شر به حساب می آیند؛ شری که هدف او خراب کردن و فساد کردن و بد شکل کردن است. بزرگ ترین کار او وارد آوردن رنج و مرگ و فساد و تباهی آشکار بر انسان، سردسته آفریدگان خداست.» (آموزگار و تفضلی، ۱۳۸۲: ۸۴-۸۳)
«پری ستایش شده اعصار کهن پیش از زرتشت است که بعدها در اثر عوامل و انگیزه های گوناگون، موجودی زشت و پتیاره شده و با اهریمنی و جادویی ارتباطی ناگسستنی یافته است؛ زیرا در این زمان، پارسایی و نریمانی و اخلاق بر جامعه مردان چیره شده است و از این رو نمی توان همچون گذشته، آشکارا و بی هراس و شرم، یار و محبوب را از میان مردان و یلان برگزیند. پس به ناچار در قالب معتقدات اسطوره ای که در ذهن بیمارگونه موبدان ساخته و پرداخته شده است، در جاهای خلوت و تاریک یا در خواب و وهم ظاهر می شود و زیبایی خویش را بر آنان می نمایاند و آنان را پری زده و پری گرفته می کند.
دختر ماجرای یافتن کرم را با پدر و مادر در میان می نهد، ایشان او را تشویق می کنند و از کرم حمایت می کنند:

 

 

مر آن کرم را خوار نگذاشتند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:06:00 ق.ظ ]




: تغییر مکان کل : سختی
در صورتیکه رابطه بر اساس نوشته شود داریم:
(۲-۲)
رابطه (۲-۲) به علت اینکه اندازه گیری (شتاب زمین) ساده تر شده است استفاده و کاربرد بیشتری دارد.
همانند رابطه (۲-۲) رابطه مشابه ای برای سازه های چند درجه آزادی مانند شکل (۲-۳) بدست می آید:
پایان نامه - مقاله - پروژه
معادله تعادل سیستم های چند درجه آزادی
(۲-۳)
در رابطه(۲-۳)
: ماتریس جرم
: ماتریس میرایی
: ماتریس سختی
: ماتریس نیروی خارجی
دلیل مطرح کردن معادلات(۲-۲) و (۲-۳) تأکید بر پارامترهای جرم، میرایی و سختی در پاسخ سازه هنگام زلزله است.
معادله حرکت دینامیکی تحت اثر نیروی زلزله (رفتار مصالح غیر خطی)
در رفتار غیر غیر خطی می توان از رابطه (۲-۲) و (۲-۳) استفاده نمود، در واقع در حالت غیر خطی اصل جمع آثار بر قرار نمی باشد. معادلات حرکت دینامیکی در حالت غیر خطی به صورت زیر است.
(۲-۴) معادله حرکت دینامیکی غیر خطیSDOF f(x,+
(۲-۵) معادله حرکت دینامیکی غیر خطیMDOF
همانطور که از روابط مشخص است در حالت غیر خطی سختی و میرایی ثابت نبوده و باید معادلات بالا به روش های عددی (مانند انتگرال گام به گام) حل شود.
لازم به است در حل معادلات فوق معمولاً میرایی را ثابت در نظر گرفته و غیر خطی شدن را فقط برای سختی در نظر می گیرند.
(۲-۶)
همانطور که قبلاً نیز ذکر شد وقتی سازه تحت بارگذاری شتاب نگاشتهای زمین به صورت خطی تحلیل می شود نیروهای وارد بر آن خیلی بیشتر از آن که آئین نامه مقرر می دارد می باشد در واقع آئین نامه مقرر می دارد که سازه به جای اینکه نیروی را به صورت ارتجاعی تحمل نماید نیروی کمتر را با تغییر شکل بیشتر تحمل نماید.
انرژی مستهلک شده
انرژی اعمال شده به یک سیستم غیر الاستیک به وسیله زلزله، به علت هر دو مکانیزم تسلیم و میرایی کاهش می یابد. با انتگرال گیری از جملات مختلف معادله حرکت یک سیستم غیر الاستیک جملات مختلف انرژی به صورت زیر بدست می آید:
(۲-۷)
طرف راست معادله(۲-۷) انرژی اعمال شده به سازه از شروع تحریک زلزله می باشد:
(۲-۸)
توضیح رابطه فوق بدین قرار است که در صورت تغییرمکان سازه به مقدار dx به علت نیروی موثر انرژی اعمال شده به سازه برابر است با:
(۲-۹) که انتگرال رابطه(۲-۹) همان انرژی اعمال شده به سازه است
اولین جمله در طرف چپ معادله (۲-۷) انرژی جنبشی جرم در حرکت نسبی نسبت به زمین است:
(۲-۱۰)
دومین جمله در طرف چپ معادله (۲-۷) انرژی مستهلک شده به علت میرایی می باشد:
(۲-۱۱)
سومین جمله در سمت چپ رابطه (۲-۷) مجموع انرژی مستهلک شده به واسطه تسلیم و انرژی کرنشی قابل بازیابی سیستم می باشد:
(۲-۱۲)
که در آن k سختی اولیه سیستم غیر الاستیک می باشد. بنابراین انرژی مستهلک شده به علت تسلیم برابراست با:
(۲-۱۳)
بر پایه کمیات انرژی تعریف شده رابطه ای برای بیان تعادل انرژی سیستم است:
(۲-۱۴)
تحلیل ارائه شده برای سازه ای است که جرم آن تحت تأثیر نیرو قرار دارد نه برای سازه ای که پایه آن تحت شتاب قرار می گیرد. بنابراین جمله انرژی جنبشی در رابطه (۲-۷) نشان دهنده انرژی حرکت نسبت به پایه است و انرژی را به علت حرکت کلی نشان نمی دهد. لازم به توجه است که انرژی مستهلک شده به واسطه میرایی لزج یا تسلیم فقط بستگی به حرکت نسبی دارد.
مفهوم غیر خطی شدن مصالح و رفتار سازه
بررسی رفتار فولاد
رفتار خطی وغیر خطی
اگر یک عضو فولادی تحت کشش محوری قرار گیرد منحنی تنش- کرنش آن مطابق شکل(۲-۴) می باشد.
منحنی تنش-کرنش فولاد
همانطور که در شکل مشخص است نمودار از سه قسمت الاستیک، پلاستیک و سخت شدگی مجدد تشکیل شده است. در مرحله دوم با افزایش بسیار کم نیرو، جابه جائی زیادی اتفاق می افتد که در حقیقت معنی غیر خطی شدن فولاد است. در عمل از نمودار ایده آل شده تنش و کرنش مانند شکل (۲-۵) استفاده می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:06:00 ق.ظ ]




۱-۹- جامعه آماری
با توجه به اینکه تحقیق در زمینه انتخاب مدل برنامه جامع فناوری اطلاعات برای اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات کتابخانه ملی است، پس جامعه آماری شامل کلیه مدیران، کارشناسان، همکاران در این سازمان و حتی مراجعین و مشتریان سازمانی می باشد. در دو مرحله از نظر خبرگان، کارشناسان و صاحب نظران استفاده خواهد شد، ابتدا در انتخاب رویکرد مناسب برنامه جامع فناوری اطلاعات از صاحب نظران بیرون و درون سازمان نظرخواهی شده و مرحله بعد در انتخاب مدل مورد نظر از خبرگان، صاحب نظران و کارشناسان اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات، که شامل ۲۵ نفر می باشد، بعنوان یک نمونه آماری استفاده خواهد شد. در ضمن از۱۰ نفر از مدیران ارشد و متخصصان و کارشناسان کتابخانه ملی نیز نظرسنجی شده است.
دانلود پروژه
اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل ۴ گروه به نامهای ذیل می باشد:
اداره خدمات رایانه
اداره ارتباطات و امنیت شبکه
گروه معماری و طراحی
گروه نگهداری سیستم ها
۱-۱۰- تعریف کلیدواژه های تحقیق
مفاهیم و واژه های کلیدی بکار رفته در این تحقیق به شرح ذیل می باشد:
فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات دارای تعاریف متعددی می باشد که در ذیل به شرح بعضی از آنها پرداخته می شود:

فناوری اطلاعات تلفیقی از دستاورد های مخابراتی، روشها، و راهکارهای حل مساله و توانایی راهبری با بهره گرفتن از دانش کامپیوتری است.
فناوری اطلاعات شامل موضوعات مربوط به مباحث پیشرفته علوم و فناوری کامپیوتری، طراحی کامپیوتری، پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی و کاربردهای آن است.
فناوری اطلاعات تلفیقی از دانش سنتی و فناوری اطلاعات به منظور ذخیره و تبادل هر گونه داده اعم از متن، صوت، تصویر ، و .. است.
فناوری اطلاعات واژه های کلی است که برای وسعت بخشیدن به محصولات و خدمات الکترونیکی حاصل از نو آوریهای مخابراتی و رایانه ای استفاده می شود.
فناوری اطلاعات مجموعه ای از سخت افزار، نرم افزار، و فکر افزار است که گردش و بهره برداری از اطلاعات را امکان پذیر می سازد.
فناوری اطلاعات عبارت است از همه شکل های فناوری که برای ایجاد، ذخیره سازی و استفاده از شکل های مختلف اطلاعات شامل: اطلاعات تجاری، مکالمات صوتی، تصاویر متحرک، داده های چند رسانه ای و .. به کار می رود.
و اما تعریف جامع فناوری اطلاعات عبارت است از: شاخه ای از فناوری است که با بهره گرفتن از سخت افزار، نرم افزار و شبکه افزار، مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمینه های: ذخیره سازی، دستکاری، انتقال، مدیریت، کنترل و داده آمایی خودکار امکان پذیر می سازد]۱[.
برنامه ریزی استراتژیک
تعاریف بسیاری توسط نظریه پردازان علم مدیریت برای این مفهوم ارائه شده است. چند نمونه از تعاریف برنامه ریزی استراتژیک عبارتند از:
الف) برنامه ریزی استراتژیک عبارت است، ازفرایند دستیابی به اهداف بلند مدت وحیاتی سازمان در محیط رقابتی.
ب) برنامه ریزی استراتژیک عبارت است از فرایندی برای تدوین این استراتژی و در صورت لزوم به روز کردن آن. (جمزای.اف.استونرآر.ادواردفری من.دانیل آر.گیلبرت، مدیریت،ص۴۴۶)
ج) طبق نظر پیتر دراکر‌برنامه ریزی استراتژیک، فرایند پیوسته ای از تصمیمات سیستماتیک و ریسک پذیر و با حداکثر دانش و آگاهی از نتایج آینده است که به طور سیستماتیک تلاشها و کوشش هایی را که برای انجام این تصمیم ها مورد نیاز است سازماندهی می کند و نتایج این تصمیم گیری ها را در مقابل انتظارات، از طریق بازخورد سیستماتیک و سازمان دهی شده اندازه گیری می کند.
آنچه که در تمام تعاریف مشترک است: برنامه ریزی استراتژیک یک تلاش منظم برای ارائه الگو و چارچوبی جهت اتخاد تصمیم هایی است که با تمرکز بر آیند ه و با توجه به منابع و فعالیت های درون سازمان، عوامل، متغیرها و روندهای محیطی، خواسته ها و منافع گروه های ذینفع، مدیران را در سازماندهی هماهنگ منابع، تصمیم گیری ها و اداره هرچه موفق تر سازمان در محیط های پویا و نامطمئن در راستای دستیابی به اهداف سازمان یاری می نماید ]۶و۳۸[.
برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات
اکثر سازمانها در مواجه با فناوری اطلاعات غافلگیر شده و بنا به ضرورت و به صورت بخشی به استقرار سیستمهای اطلاعاتی و فناوری اطلاعات پرداخته اند. اما به تدریج بخشهای مختلف به جزیره های اطلاعاتی که مستقیماً به طراحی، تجهیز، بهره برداری و پشتیبانی سیستمهای اطلاعاتی خود اقدام می نمایند تبدیل شده اند که موجب تعامل نامناسب بین بخشهای سازمان، افزایش دوباره کاری، عدم هماهنگی توسعه فناوری اطلاعات با اهداف کلان و استراتژی سازمان و … شده است، این مضرات سازمانها را به فکر واداشته که این جزایر سرگردان و پراکنده را تحت یک نظام واحد سازماندهی نمایند و برای فناوری اطلاعات در سازمان خود برنامه ریزی نمایند.
برنامه‌ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات برای هر سازمان، سندی است که معماری اطلاعات سازمان را در پرتو ملاحظات استراتژیک مانند ماموریت، اهداف و اولویت های سازمان تعیین کرده و برنامه اجرایی لازم برای دستیابی به سیستم ها و پایگاه های اطلاعاتی را در سطح سازمان تعیین می کند. به عبارت دیگر، برنامه‌ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات منشور و برنامه کلان سازمان در زمینه سیستم‌های اطلاعاتی و به طور کلی، فناوری اطلاعات است]۱۹[.
طرح جامع فناوری اطلاعات
طرح جامع فناوری اطلاعات عبارت است از یک توصیف عینی از ارتباطات فعلی و مطلوب فرآیندهای مدیریتی و سازمانی با فناوری اطلاعات که شامل موارد زیر می باشد:
انطباق نیازمندیها برای سیستم اطلاعاتی با فرآیندهایی که ماموریت سازمانی را پشتیبانی می نمایند.
تعامل کافی، تکرارپذیری و امنیت سیستمهای اطلاعاتی
کاربرد و نگهداری مجموعه ای از استانداردها(شامل استانداردهای فنی) که توسط سازمان ارزیابی و اجرا می گردند]۲[.
معماری سازمانی
زکمن معماری سازمانی را اینگونه تعریف می کند:
مجموعه ای از ارائه های توصیفی (مدل ها) در ارتباط با تشریح یک سازمان چندان که بتواند منطبق بر نیازمندی های مدیریت (کیفیت) تولید شده باشد و در دوره حیات مفیدش قابل نگهداشت باشد(تغییرکند).
قانون دولت الکترونیک امریکا در سال ۲۰۰۲ معماری سازمانی را اینگونه تشریح می کند:
- یک پایگاه از اطلاعات راهبردی که ماموریت را تعیین می کند.
- اطلاعاتی که برای انجام ماموریت لازم است.
- فناوری هایی که برای انجام ماموریت مورد احتیاج است.
- فرآیندهای انتقالی برای پیاده سازی فناوری های جدید در پاسخگویی به تغییر نیازها که شامل سه قسمت کلیدی معماری موجود، معماری مطلوب و یک برنامه انتقالی می باشد.
راهنمای کاربردی معماری سازمانی فدرال، معماری سازمانی را اینگونه تعریف می کند:
ساختار مولفه ها، روابط بین آنها و قوانین و راهنمائی هائی که حاکم بر روند طراحی و تکامل آنها می باشد.
امروزه برداشت حداقلی بر روی کلیات معماری سازمانی وجود دارد به این گونه که معماری سازمانی شامل مدل های کسب و کار، فرآیندها، داده ها، سیستم های پشتیبانی کننده حرفه و همچنین زیرساختارهای فناوری برای هر دو معماری موجود و مطلوب تعریف می شود، همچنین در معماری سازمانی نیاز به استانداردها، ملاحظات امنیتی و یک طرح انتقال می باشد]۱[.
معماری سرویس گرا
سبکی از معماری است که از اتصال سست سرویس ها جهت انعطاف پذیری و تعامل پذیری حرفه و بصورت مستقل از فناوری پشتیبانی می کند و از ترکیب مجموعه ای از سرویس های مبتنی بر حرفه تشکیل شده که این سرویس ها انعطاف پذیری و پیکربندی پویا را برای فرآیندها محقق می کنند]۱۲[.
ادبیات موضوع
۲-۱- مقدمه
در عصری که فناوری اطلاعات در تمام عرصه های زندگی و سیستمهای اجتماعی، راه یافته و باعث پیدایش الگوهای نوینی از کسب و کار و تعاملات اجتماعی شده است، سازمانها با چالشهای جدی روبه رو هستند که برای همگامی و یا رهبری در عصر تحول و فناوری، به برنامه ریزی و بازنگری خود نیاز دارند. بررسی این تحولات فناوری نشان می دهد، در گذشته فناوری اطلاعات یک مزیت رقابتی بوده اما امروزه استفاده از آن یک ضرورت اجتناب ناپذیر می باشد. بکارگیری فناوری اطلاعات بدون توجه به همراستای استراتژی فناوری اطلاعات و سازمانی، زیان های زیادی متوجه سازمان می کند. پس وجود ‌یک‌برنامه‌سیستم‌اطلاعاتی‌جامع‌برای‌توسعه‌و استفاده‌موفقیت‌آمیز سیستم‌های‌اطلاعاتی‌در سازمانها ضروری‌و حیاتی‌است.
در این فصل ابتدا مروری بر فناوری اطلاعات و ضرورت پذیرش آن داشته، سپس برنامه های راهبردی و برنامه جامع فناوری اطلاعات مفصل بحث خواهد شد، در انتها مطالعه تطبیقی برنامه ریزی راهبردی فناوری اطلاعات در کتابخانه ها و پیشینه پژوهش بررسی خواهد شد.
۲-۱-۱- فناوری اطلاعات
به موازات تسری کاربرد کامپیوتر در دوره های اخیر، مدیران به فکر استفاده از آن در کسب و کار خود به عنوان یک نیاز افتادند. تا دهه ۱۹۷۰ مدیریت IT در راه اندازی واحدهای پردازش داده ها در سازمان ها خلاصه می شد. هدف اولیه این کار افزایش کارایی و اثربخشی اطلاعات در سازمان ها بود. از دهه ۷۰ تا اواسط ۸۰، با افزایش رقابت در سطح کشورها، سازمان ها بر آن شدند تا اصول و استراتژی های خود را به سمت استفاده از فناوری کامپیوتر، جهت دهی نمایند. بنابراین فناوری اطلاعات به عنوان گزینه مزیت رقابتی برای سازمان ها قرار گرفت. در ۱۹۸۵ مفاهیم ارزشمندی چون زنجیره ارزش و نیروهای رقابتی پنجگانه در مدیریت استراتژیک توسعه داده شد. در دهه ۹۰ بحث همراستاییIT با روندهای کسب و کار سازمانی و چگونگی انجام این کار علی رغم پیچیدگیهای موجود بوجود آمد. اکنون اقدامات مرتبط با فناوری اطلاعات در سازمان ها شامل اهداف زیر می باشد]۲[:
فناوری اطلاعات برای پشتیبانی عملیاتی: شامل نرم افزار، سخت افزار، شبکه های مخابراتی و تخصص فنی برای کنترل عملیات و کار برای اطمینان از این که کارکنان با مهارت پایینتر مسئولیت های خود را به طور مداوم با کیفیت بالا برای بهبود عملیات به انجام می رسانند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:05:00 ق.ظ ]