آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



جدول (۱-۳). طرح شبه آزمایشی مورد استفاده در پژوهش

گروه

پیش آزمون

متغیر مستقل

پس آزمون

آزمایش ۱

T1

فراکتال با کاغذ

T2

آزمایش ۲

T1

کتاب سازی

T2

آزمایش ۳

T1

موزاییک کاری با کامپیوتر

T2

آزمایش ۴

T1

فراکتال با کامپیوتر

T2

آزمایش ۵

T1

اوریگامی

T2

آزمایش ۶

T1

موزاییک کاری با کاغذ

T2

متغیرهای تحقیق:

متغیرهای مستقل پژوهش عبارت‌اند از:

    • آموزش مبتنی بر روش فراکتال با کاغذ

    • آموزش با بهره گرفتن از روش کتاب سازی

    • آموزش مبتنی بر موزاییک کاری با کامپیوتر

    • آموزش مبتنی بر روش فراکتال با کامپیوتر

    • آموزش مبتنی بر روش اوریگامی

  • آموزش مبتنی بر موزاییک کاری با کاغذ

متغیرهای وابسته پژوهش:

    • میزان یادگیری فراگیران در مباحث ساده شناختی هندسی (سطوح دانش، درک و فهم و کاربرد)

    • میزان یادگیری فراگیران در مباحث متوسط شناختی هندسی (سطوح تجزیه و تحلیل و ترکیب)

    • میزان یادگیری فراگیران در مباحث مشکل شناختی هندسی (سطح ارزشیابی).

    • میزان یادگیری فراگیران در مباحث هندسی (به شکل کلی)

    • میزان هوش منطقی ریاضی فراگیران

    • میزان هوش فضایی فراگیران

  • میزان خلاقیت فراگیران

متغیرهای کنترل پژوهش:

    • پایه تحصیلی (دانش آموزان پایه ششم)

      • موضوع و مواد آموزشی یکسان برای هر سه گروه شامل مباحث هندسی (پایه های سوم تا ششم)

  • اجرای پیش آزمون و حذف افراد دارای نمرات بسیار بالا یا پایین از گروه

ابزارهای اندازه ­گیری و شیوه اندازه گیری متغیرها:

ابزار گردآوری داده های این پژوهش در چهر بخش کلی به شرح زیر با توضیحات مربوط به هر یک می‌باشد.

پیش آزمون مفاهیم هندسی:

مفاهیم ساده شناختی: به منظور تعیین میزان توانایی دانش آموزان در حل مسائل مربوط به مفاهیم ساده ی شناختی شامل سطوح (دانش، درک و فهم و کاربرد) از مجموع نمرات در نظر گرفته شده برای ارزیابی یادگیری مفاهیم هندسی، ۹ نمره ی آن به ارزیابی مفاهیم ساده ی شناختی اختصاص یافت.

مفاهیم متوسط شناختی: به منظور تعیین میزان توانایی دانش آموزان در حل مسائل مربوط به مفاهیم متوسط شناختی شامل سطوح (تجزیه و تحلیل و ترکیب) از مجموع نمرات در نظر گرفته شده برای ارزیابی یادگیری مفاهیم هندسی، ۵/۸ نمره ی آن به ارزیابی مفاهیم متوسط شناختی اختصاص یافت.

مفاهیم مشکل شناختی: به منظور تعیین میزان توانایی دانش آموزان در حل مسائل مربوط به مفاهیم مشکل شناختی شامل سطح (ارزشیابی) از مجموع نمرات در نظر گرفته شده برای ارزیابی یادگیری مفاهیم هندسی، ۹ نمره ی آن به ارزیابی مفاهیم مشکل شناختی اختصاص یافت.

مفاهیم هندسی (کلی): این آزمون یک آزمون ۲۴ سؤالی به ارزش نمره ای برابر ۵/۲۶ است که شامل مفاهیم آموزشی مساحت و مختصات شکل های (ذوزنقه، لوزی، متوازی الاضلاع و مثلث) است؛ و در بر گیرنده ی سه سطح ساده، متوسط و مشکل شناختی و در واقع ترکیبی از سؤالات پیش آزمون های مربوط ‌به این سه سطح است. این سؤالات بر اساس جدول هدف-محتوا و با همکاری ۳ نفر از معلمان با سابقه ی مقطع ابتدایی در قالب سؤالات صحیح غلط، چهار گزینه ای، کوتاه پاسخ و بلند پاسخ تهیه گردیده است.

پس آزمون مفاهیم هندسی:

مفاهیم ساده شناختی: به منظور تعیین میزان توانایی دانش آموزان در حل مسائل مربوط به مفاهیم ساده ی شناختی شامل سطوح (دانش، درک و فهم و کاربرد) در پس آزمون از مجموع نمرات در نظر گرفته شده برای ارزیابی یادگیری مفاهیم هندسی، ۱۵ نمره ی آن به ارزیابی مفاهیم ساده ی شناختی اختصاص یافت.

مفاهیم متوسط شناختی: به منظور تعیین میزان توانایی دانش آموزان در حل مسائل مربوط به مفاهیم متوسط شناختی شامل سطوح (تجزیه و تحلیل و ترکیب) در پس آزمون از مجموع نمرات در نظر گرفته شده برای ارزیابی یادگیری مفاهیم هندسی، ۲۱ نمره ی آن به ارزیابی مفاهیم متوسط شناختی اختصاص یافت.

مفاهیم مشکل شناختی: به منظور تعیین میزان توانایی دانش آموزان در حل مسائل مربوط به مفاهیم مشکل شناختی شامل سطح (ارزشیابی) در پس آزمون از مجموع نمرات در نظر گرفته شده برای ارزیابی یادگیری مفاهیم هندسی، ۲۱ نمره ی آن به ارزیابی مفاهیم مشکل شناختی اختصاص یافت.

مفاهیم هندسی (کلی): این آزمون یک آزمون ۲۴ سؤالی به ارزش نمره ۵۷ از مفاهیم آموزش شامل مساحت و مختصات شکل های (ذوزنقه، لوزی، متوازی الاضلاع و مثلث) است؛ که در بر گیرنده ی سه سطح ساده، متوسط و مشکل شناختی و در واقع ترکیبی از سؤالات آزمون های مربوط ‌به این سه سطح است. این سؤالات بر اساس جدول هدف-محتوا و با همکاری ۳ نفر از معلمان با سابقه ی مقطع ابتدایی در قالب سؤالات صحیح غلط، چهار گزینه ای، کوتاه پاسخ و بلند پاسخ تهیه گردیده است.

هوش منطقی ریاضی: به منظور تعیین میزان هوش منطقی-ریاضی دانش آموزان مورد مطالعه در پیش آزمون و پس از پرسشنامه استاندارد هوش های چند گانه گاردنر (بخش هوش منطقی – ریاضی) از کتاب هاروی و همکاران (۱۹۹۸) ترجمه (بهمن سعیدی پور، ۱۳۸۷) به تعداد ۱۰ سؤال استفاده گردید. این پرسش‌ها در یک مقیاس ۵ ماده ای طراحی گردیده‌اند که به آزمودنی اجازه می‌دهند تا ویژگی مطرح شده در پرسش را با ویژگی‌های خود مقایسه و میزان تطابق ویژگی مورد نظر را با ویژگی‌های خود از گزینه «اصلاً با رفتار من تطابقی ندارد» تا گزینه «کاملاً با رفتار من تطابق دارد» انتخاب نماید؛ ‌بنابرین‏ حداقل نمره که هر فرد در این آزمون کسب می‌کند ۱۰ و حداکثر آن ۵۰ می‌باشد.

هوش فضایی: به منظور تعیین میزان هوش فضایی دانش آموزان مورد مطالعه در پیش آزمون و پس از پرسشنامه استاندارد هوش های چند گانه گاردنر (بخش هوش فضایی) از کتاب سیلور استرانگ و همکاران (۱۹۹۸) ترجمه (بهمن سعیدی پور، ۱۳۸۷) به تعداد ۱۰ سؤال استفاده گردید. این پرسش‌ها در یک مقیاس ۵ ماده ای طراحی گردیده‌اند که به آزمودنی اجازه می‌دهند تا ویژگی مطرح شده در پرسش را با ویژگی‌های خود مقایسه و میزان تطابق ویژگی مورد نظر را با ویژگی‌های خود از گزینه «اصلاً با رفتار من تطابقی ندارد» تا گزینه «کاملاً با رفتار من تطابق دارد» انتخاب نماید؛ ‌بنابرین‏ حداقل نمره که هر فرد در این آزمون کسب می‌کند ۱۰ و حداکثر آن ۵۰ می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-29] [ 04:42:00 ب.ظ ]




منظور از استقلال یادگیرنده ، تلقی کارآموزان به منزله یادگیرندگان مستقلی است که خود مسئولیت یادگیری ویشتن را بر عهده دارند(لفرانسویس[۴۷]، یادگیرندگان باید خود هدایت جریان آموزشی را بر عهده گیرند و طراحان و مدرسان فقط نقش تسهیل کننده را بر عهده داشته باشند. در این راستا ، توجه به موارد زیز ضروری به نظر می‌رسد:

    • خلق محیطی که دارای حداقل محدودیت بوده، مشوق استقلال و خوداتکایی در یادگیری باشد؛

      • تشویق بررسی اه حلهای مختلف برای یک مشکل یا مسأله اداری یا سازمانی.

    • تأکید بر انتقال یادگیری و نحوه استفاده از آموخته ها؛

  • استفاده از فنون مناسب برای تسهیل یادگیری مطالب پیچیده نظیر تأکید بر قوانین کلی درباره مسائل جاری سازمان(مک براید،۱۹۹۱).

۲-۱-۳-۳-۷- اصل یادگیری متقابل

اگرچه مدرسان دوره های آموزش ضمن خدمت عمدتاًً افرادی متخصص و صاحبنظر می‌باشند، نظر به پیچیدگی‌های موجود در موقعیتهای سازمانی، آنان نمی توانند پاسخگوی تمام مسائل و مشکلاتی باشند که کارکنان در محیط کار با آن مواجهند. این بدان معنا است که نمی توان انتظار داشت که مدرس از تمام آنچه شرکت کنندگان به دنبال آن هستند، آگاه باشد(موسانه،۲۰۰۰).تجربه کوتاه تدریس در یک دوره آموزشی وشن خواهد کرد که این باور به چه میزان نادرست و ناپخته است(رینهارتز[۴۸]، ۱۹۹۷).از این رو تجربیات افراد شرکت کننده در دوره ها یکی از غنی ترین منابع یادگیری دوره های ضمن خدمت محسوب می شود.این امر بیانگر آن است که مدسان دوره های آموزشی را فرصتی برای یادگیری متقابل مدرس و کارآموزان تلقی کنند و امکان تبادل عقاید و نوآوریها را فراهم سازند.

۲-۱-۳-۴- اهداف آموزش ضمن خدمت کارکنان

همان‌ طور که از پیش ذکر شد، آموزش ضمن خدمت کارکنان به منظور بهبود اطلاعات ، مهارت‌ها و نگرشهای کارکنان صورت می پذیرد.از لحاظ مفهومی این غایت اصلی بسیار گسترده و وسیع است، اما آنچه عملاً در سازمان‌های مختلف دنبال می شود، ممکن است بسیار محدودتر و متمرکز بر دانش تخصصی کارکنان باشد.به همین دلیل بین آموزش ضمن خدمت ایدئال و آنچه در صحنه عمل جریان دارد، تفاوت زیادی وجود دارد.

اهداف اموزش ضمن خدمت عموماً بیانگر نقاط مطلوب است.از لحاظ نظری، نقاط مطلوب به ایدئالها، ارزش‌ها، باورها و ترجیحات اشاره می‌کند.‌بنابرین‏ ، اهداف اموزش ضمن خدمت نوعاً بیانگر مقاصد و اهدافی است که رسیدن به آن ها مطلوب باشد.متأسفانه هر جا مسأله مطلوبیت مطرح شود،اختلاف نظر بسیار زیاد می شود دلیل این امر آن است که داوری درباره مطلوب بودن یک پدیده غالباً بر اساس ارزش‌ها صورت می پذیرد(جنتری[۴۹]،۱۹۹۴).بدین ترتیب اهداف آموزش ضمن خدمت نیز تا حدود زیادی تحت تأثیر این داوری و در نتیجه اختلاف نظر قراردارد. ‌به این دلیل اهداف آموزش ضمن خدمت در کشورهای مختلف دنیا، همانند اهداف آموزش و پرورش، تحت تأثیر مجموعه متنوعی از متغیرهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار دارد. در نتیجه نمی توان از مجموعه ای از اهداف آموزش ضمن خدمت سخن گفت که مورد قبول تمام نظامهای اجتماعی و حتی سازمانی باشد.با این همه مهمترین مواردی که به منزله مقاصد نسبتاً مشترک سازمان‌ها و نظامهای مختلف در خصوص آموزش ضمن خدمت قابل ذکر است به شرح زیر می‌باشد.

۲-۱-۳-۴-۱- هماهنگ و همسو نمودن کارکنان با سازمان

یکی از اهداف مهم اهداف آموزش ضمن خدمت کارکنان در سازمان‌ها ، سازگار کردن فرد با سازمان در قالب وظایف و مسئولیت‌های شغلی است. این امر از یک سو برای تحقق اهداف سازمان و دستیابی به سیاست‌ها و خط مشیهای تعیین شده برای مؤسسه‌ اهمیت دارد و از سوی دیگی پیشرفت شغلی و حرفه ای فرد در سازمان در گرو آگاهی وی از انتظارات مقامات مافوق و نحوه اجرای تکالیف و مسئولیتهالی شغلی است(پیترز[۵۰] ودیگران،۱۹۹۷).

با توجه به نقش و اهمیت نهادینه کردن وظایف شغلی برای کارکنان ، امروزه در بسیاری از سازمان‌ها در بدو افراد به مؤسسه‌، آموزش‌های توجیه به آنان ارائه می شود. این آموزش‌ها به افراد کمک می‌کند تا به نیازها و علائق فردی در چهارچوب مقررات و قوانین سازمانی توجه کنند.با این حال باید توجه داشت که سازگار کردن فرد با نقش سازمانی نباید منجر به جمود فکری و از بین بردن خلاقیت و ابتکار در افراد شود.

۲-۱-۳-۴-۲- افزایش رضایت شغلی و بهبود روحیه کارکنان

از دیگر اهداف اساسی آموزش ضمن خدمت کارکنان عبارت است از افزایش رضایت شغلی و بهبود روحیه کارکنان.برانگیختن کارکنان برای اجرای وظایف شغلی یکی از مهمترین دلمشغولیهای مدیران سازمانهاست.برای آنکه روحیه کارکنان تقویت شود و رضایت آنان از حرفه شان بهبود یابد، نظریات گوناگونی ارائه شده است، از جمله نظریه هرم سلسله مراتبی نیازهای مازلو.از نظر وی، برطرف کردن نیازهای سطوح بالا نقش بسیار مهمی در انگیزش و فزونی رضایت شغلی افراد در جهت اجرای وظایف شغلی درد.تحقیقات ومطالعات انجام شدهنشان می‌دهد که پس از تأمین نیازهای اساسی، امنیت شغلی افراد وپس از آن ارزش و اعتبار شغلی عامل مهمی در رضامندی شغلی است(حاجی میر رحیمی،۱۳۷۲،ص۳).آموزش‌های ضمن خدمت کارکنان می‌تواند با ارتقای سطح علمی و حرفه ای کارکنان موجب ابقای فر در حرفه خود شده، ضمن تأمین ثبات شغلی، امنیت روانی را برای کارکنان ، موجب بالندگی فرد در حرفه خویش می شود و بدین وسیله نیازهای روانی سطوح بالاتر نظیر احترام و… را تأمین می کند.در نتیجه می توان گفت آموزش ضمن خدمت می‌تواند در تأمین نیازهای روانی و رضایت شغلی افراد تأثیر مثبتی داشته باشد.

۲-۱-۳-۴-۳- کاهش حوادث و ضایعات کاری

در بسیاری از مؤسسات، بخصوص سازمان‌های تولیدی، حوادث کاری عمدتاًً به واسطه عدم آگاهی و مهارت کافی کارکنان بروز می‌کند. این بیان بویژه ‌در مورد کسانی که با ابزارها و تجهیزات حساس و توأم با خطر در کارخانه‌ها سروکار دارند، مصداق بیشتری می‌یابد.

علاوه بر حوادث مختلف که به واسطه فقدان مهارت و دانش افراد به وجود می‌آید، ضایعات کاری و افزایش هزینه ای سازمان نیز از جمله نتایج نقصان دانش و مهارت نیروی انسانی در سازمانهاست . در مؤسسات تولیدی این امر از طریق افزایش هزینه های سازمان یا کاهش کیفیت تولیدات نمودار می شود . در سازمان‌هایی نظیر آموزش و پرورش فقدان مهارت و کارایی معلمان و مدیران به صورت افزایش افت تحصیلی ، مردودی ، ترک تحصیل و… جلوه گر می شود . ‌بنابرین‏ ضرورت دارد برای اجتناب ورزیدن از مسائلی نظیر تنبیه ، اخراج و توبیخ که عمدتاًً به واسطه عدم آگاهی افراد از سیاست‌ها ، انتظارات و توقعات سازمان و نیز عدم آشنایی بااجرای بهینه وظایف و تکالیف شغلی است ، آموزش ضمن خدمت به طور جدی مورد توجه سازمان‌ها قرار گیرد .

۲-۱-۳-۴-۴- بهنگام سازی دانش و توانش نیروی انسانی در سازمان

شالوده افزایش بهره وری در سازمان‌ها مستلزم تأکید بر نیروی انسانی از نظر کیفی و ممانعت از نابهنگام شدن افراد در حرفه شان می‌باشد بنابه تعریف ، نابهنگامی در حرفه عبارت است از تقلیل کارایی در اجرای کار در طول زمان و در نهایت که فرد به دلایل مختلف از لحاظ حرفه ای فرسوده شود و نتواند وظایف و تکالیف سازمانی را انجام دهد .

برای نابهنگامی دانش و توانش نیروی انسانی دلایل عدیده ای را برشمرده اند از نظر کافمن[۵۱] مهمترین دلایل نابهنگامی در حرفه عبارت است از ( همان ؛ ص ۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




.به لحاظ شکاف فناورانه‏ی عمیقی که بین کشورهای توسعه‏یافته و در حا‏ل‏توسعه وجود دارد این کشورها سال‏هاست که برای کاهش این شکاف تلاش می‏ کنند و فناوری‏های مورد نیاز خود را از کشورهای توسعه یافته تامین می‏ نمایند. اما سوال اصلی این است که چرا به‏رغم انتقال فناوری، این کشورها هنوز نتوانسته‏اند به رشد و توسعه اقتصادی مناسب دست پیدا کنند؟

پاسخ ‌به این سوال ریشه در این واقعیت دارد که تعیین نوع روش انتقال فناوری، بستگی به تمایل انتقال‏دهنده‏ فناوری به عرضه‏ی آن نیز دارد. عرضه‏ای که مقرون به افزایش توانمندی‏های کشورهای درحال‏ توسعه نیز باشد. عامل مؤثر دیگر نیز میزان توانمندی کشور درحال‏توسعه در جذب فناوری مانند سطح توانایی‏های مدیریتی و ظرفیت‏های فناورانه‏ی آن است. ناکارآمدی برخی از روش‏های انتقال فناوری ناشی از نبود زیرساخت‏ و زیربناهای لازم در کشور درحال ‏توسعه است[۶۲] به نحوی که اتخاذ برخی روش‏های بلندمدت‏تر به دریافت‏کننده‏ی فناوری زمان لازم برای تمهید این زیرساخت‏ها را می‏ دهد ضمن آنکه آن را از صرف هزینه‏ های بیهوده حفظ می ‏کند.

در دهه های اخیر بسیاری از نظریه‏پردازان و سیاست‏گذاران کشورهای در حال توسعه بهترین راهکار را انتقال قسمتی از فناوری‏ها و تولید و توسعه‏ برخی دیگر به وسیله‏ خرید نمونه‏ هایی از فناوری بیان کرده ‏اند.[۶۳] مطابق با این راهکار کشور موردنظر باید متناسب با شرایط هر صنعت و فناوری‏های مرتبط با آن در جهان، کشور خود و مقطع زمانی معین، برخی از فناوری‏ها را به صورت قراردادی تحصیل کند. ضمنا با خرید نمونه‏ هایی از فناوری، تحلیل و بررسی فناورانه‏ی آن ها مراحل انطباق، جذب، اصلاح، بهینه ‏سازی و توسعه‏ آن ها را طی کند. به عبارت دیگر در این راهکار، بر تحقیق و توسعه به عنوان یک استراتژی مهم در جذب فناوری تأکید می‏ شود.

۲-۲-۱-۲ مزایا و ضرورت مهندسی معکوس

همان گونه که اشاره شد استفاده از روش مهندسی معکوس برای کشورهای در حال توسعه، روش بسیار مناسبی جهت دسترسی به فن‏آوری، رشد و توسعه است. طی سال‌های اخیر مقوله‏هایی چون توسعه‏ بازار، صادرات، رقابت در سطح بازار جهانی از جمله مواردی بوده که بزرگترین دغدغه‏ی مدیران ارشد سازمان‏های مهندسی و تولیدی ایران بوده ‏اند. سوالی که همیشه مطرح بوده، این است که چگونه می‏توان درکوتاه ترین زمان فاصله خود را با کشورهای پیشرفته کاهش داد و در بازرگانی جهانی سهم مناسبی داشت؟

بررسی سیر پیشرفت کشورهایی مانند کشور ما که فناوری را به مرور زمان به‏دست نیاورده و در مقطعی از زمان سعی در احاطه یافتن به آن داشته‏اند، نشان می‏ دهد که در اولین گام، استفاده‏ی گسترده از روش‏ مهندسی معکوس جهت درک اولیه محصولات و سپس ساخت و ارتقای آن‏ها با توجه به نیازهای خود روش مناسبی است. به‏کارگیری فرآیندهای نسخه‏برداری با علم مهندسی معکوس کاملاً متفاوت است. پیشرفت در فرآیندهای نسخه‏برداری مرسوم در صنایع کشور هیچگاه منجر به دستیابی و جذب فناوری نشده است و تنها توانسته منتهی به تولید همان محصول، توسعه‏ همان نرم‏افزار یا اجرای مجدد همان فرایند و با کارکردهای یکسان شود. ولی تحلیلگر مهندسی معکوس به دنبال دانشی است که نه‏تنها وی را قادر به تولید و توسعه‏ مجدد کند بلکه در تولید و توسعه‏ محصولات متنوع دیگر نیز مؤثر واقع شود.

تجربه نشان داده که کشورهای در حال توسعه دارای ظرفیت‏ها و زیرساخت‏های لازم برای جذب فناوری نیستند، در حالی‏که نیروی انسانی و امکانات مالی تحقیق و توسعه[۶۴] را دارند. گسترش و نهادینه شدن تحقیق و توسعه در یک کشور مستلزم دسترسی به منابع دانش است تا از ظرفیت‏های موجود بیشترین بهره ‏وری حاصل شود. سرمایه‏گذاری در طرح‏های تحقیق و توسعه بدون در دسترس بودن منابع دانش روز، مخاطره‏آمیز خواهد بود زیرا احتمال نومیدی از حصول نتیجه، دوباره‏کاری و صرف هزینه و زمان بسیار برای کسب اطلاعاتی که پیش از این توسط سایرین به دست آمده است، وجود دارد. استفاده از روش‏های نظیر مهندسی معکوس، دسترسی نیروی متخصص به دانش را افزایش و زمینه‏ درک عمیق‏تر از فناوری‏های روز را فراهم می ‏کند. از جمله نتایج سودمند به‏کارگیری روش مهندسی معکوس در زمینه‌های مختلف سخت‌افزاری و نرم‌افزاری عبارت است از:

    1. تقویت فناوری ساخت از طریق شناخت و درک کامل محصول[۶۵] و تولید قطعات یدکی و ایجاد مراکز تعمیر و نگهداری؛

    1. رشد اعتمادبه‌نفس در مهندسان و کارشناسان صنعت در مواجهه با فن‌آوری‌های پیشرفته‏ی وارداتی؛[۶۶]

    1. امکان طراحی یک محصول بهنگام در سطح استانداردهای جهانی با کشف راه های جدید بهبود و توسعه‏ محصول در جهت رفع نیازهای مشتری همانند عملکرد بهتر، افزودن ویژگی‏های مطلوب، رفع نواقص و عیوب محصول و افزایش قابلیت‏های دستگاه‏های موجود؛ همچنین رفع نیازهای مهمتری نظیر نیاز به تغییر فناوری یا بهبود آن و کاهش هزینه‏ ها.[۶۷]

    1. تربیت نیروی متخصص، کارآفرینی و ایجاد اشتغال؛[۶۸]

    1. امکان انجام مهندسی مجدد با بهره گرفتن از دانش فنی حاصل از مهندسی معکوس[۶۹] مانند نگهداری و توسعه‏ نرم‏افزارهای موجود؛

    1. کاهش هزینه‏ ها و زمان موردنیاز برای تحقیق و توسعه؛

    1. تقویت زیرساخت‏های صنعتی، توسعه توانایی‏های فناورانه‏ی داخلی به‏منظور جذب سریع‏تر فناوری‏های پیشرفته به هنگام انتقال از کشور خارجی و حتی توسعه‏ فناوری به صورت درون‏زا؛

    1. کاهش فاصله‏ توسعه‏یافتگی موجود بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای پیشرفته؛[۷۰]

    1. با توجه به در دسترس بودن جواب مسئله در این روش، امید انفرادی و سازمانی در دسترسی به فناوری محصول بیشتر است؛[۷۱]

    1. در مواردی که انتقال فناوری به علل گوناگون از قبیل ملاحظات سیاسی، اقتصادی میسر نبوده و از سوی دیگر به علل مختلف نوآوری درون‏زا امکان پذیر نیست، مهندسی معکوس کاراترین روش جهت دسترسی به فناوری مدرن و پیچیده خواهد بود.[۷۲]

  1. سازمانی که ‌بر اساس روش‏های مهندسی معکوس پایه‏گذاری شده باشد مناسب‏ترین دانشگاه جهت آموزش پرسنل در تخصص‏های کاربردی است به نحوی که بعد از مدتی (به اندازه مدت زمان انجام یک یا دو پروژه مهندسی معکوس) تعدادی کافی از متخصصین باتجربه در دسترس خواهد بود.[۷۳]

‏علاوه بر موارد پیش‏گفته، فرایند مهندسی معکوس مزایایی نسبت به روش طراحی و مهندسی مستقیم دارد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




قبلا اشاره نمودیم که دعوای اضافی در قانون آیین دادرسی تعریف نشده و به همین جهت در این خصوص اختلاف نظر و ابهامات فراوانی وجود دارد. به عنوان یک قاعده جهانی هر یک از اصحاب دعوا حق دارد با اثبات علت موجه؛ ادعاها یا دفاعیات خود را تصحیح کند؛ مشروط بر این که بلافاصله این تغییرات به طرف مقابل ابلاغ شود؛ و در موقعی صورت گیرد که باعث تأخیر نامتعارف دادرسی یا از جهاتی دیگر موجب بی عدالتی نشود ( پور استاد، ۱۳۸۷).

به همین جهت امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا، به خواهان اجازه می‌دهند که بعد از تقدیم دادخواست و اقامه دعوی، در صورت نیاز مبادرت به تصحیح یا تغییر و تکمیل ادعاهای قبلی و اصلی خود بنماید.در حقوق فرانسه، از این اختیار تحت عنوان دعوای اضافی یاد شده که ماده ۶۵ قانون آیین دادرسی مدنی جدید این کشور آن را به صراحت یکی از دعاوی طاری شناخته است. مواد ۱۲۴ قانون مرافعات مدنی و تجاری مصر و ۱۱۵ قانون اصول محاکمات مدنی اردن و ۳۱ قانون اصول محاکمات مدنی لبنان هم با عنوان دعاوی اضافی«الطلبات الاضافیه»چنین اختیاراتی را برای خواهان پیش‌بینی نموده‌اند[۲].همچنین، قاعده پانزدهم از مجموعه قواعد فدرال دارسی مدنی آمریکا نیز، به تصحیح و تکمیل ادعاهای قبلی اختصاص پیدا ‌کرده‌است. (مولودی، ۱۳۸۱).

‌در مورد مبنای دعوای اضافی در حقوق ما، اختلاف نظر وجود دارد، برخی از حقوق ‌دانان ماده ۹۸ را مستند دعوای اضافی؛ دانسته اند؛ در حالی که به اعتقاد برخی دیگر این عقیده درست نیست و ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی، مصداقی از دعوای اضافی است. لازم است در این راستا پیشینه تاریخی این دعوا را بررسی نمائیم.

‌ماده ۲۳۸ قانون اصول محاکمات حقوقی مقرر می داشت؛ مدعی می‌تواند تقاضای اولی خود را که در عرضحال تصریح کرده کم و کسر کند؛ ولی به هیچ وجه نمی‌تواند آن را زاید کند یا ماهیت‌ادعای خود را تغییر دهد ویا کلیتاً تقاضایی بکند که از عرضحال او مستقیماً مفهوم و حاصل نیست.‌ و بر اساس ماده ۲۳۹ همان قانون موارد مفصله تغییر ماهیت ادعاء یا تقاضا حساب نمی‌شود. ۱ـ وقتی که مدعی موضوع ادعای خود را واضح‌تر معین و محدود می‌کند. ۲ـ وقتی که مدعی اجرت‌المثل و خسارت خود را معین و علاوه می‌کند. ۳ـ در صورت نقد یا فروش اموال مدعی که مشارالیه قیمت آن را از مدعی‌علیه می‌خواهد. ‌ماده ۲۴۰ نیز مقرر می داشت؛ در صورتی که مدعی بخواهد تغییر در ماهیت تقاضای خود بدهد باید مراتب را کتباً در همان جلسه به محکمه اظهار کند.

به دنبال آن؛ ماده ۲۳۸ قانون موقت تصرفات در قانون اصول محاکمات ۱۳۰۲ تصریح می کرد: مدعی می‌تواند تقاضای اولی خود را که در عرضحال تصریح ‌کرده‌است کم وکسر کند و نیز می‌تواند آن را زیاد کند یا ماهیت ادعای خود را‌تغییر دهد یا تقاضایی کند که از عرضحال او مستقیماً مفهوم و حاصل نیست مشروط بر این که مدرک این دعاوی همان مدرک ادعای اولی باشد در این‌صورت باید تقاضای خود را کتباً به محکمه بدهد و مدعی‌علیه هرگاه برای جواب حاضر نباشد می‌تواند استمهال کند.

در قانون آیین دادرسی سال ۱۳۱۸؛ به موجب ماده ۱۱۷ این قانون مقرر شده بود؛ مدعی می‌تواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح ‌کرده‌است زیاد کند و یا نحوه دعوی یا خواسته و یا درخواست خود را تغییر‌دهد مشروط بر اینکه منشأ آن همان منشأ دعوای اولی و مربوط به آن باشد.تغییر درخواست یا زیاد کردن خواسته و تغییر آن در دعوی عادی در لایحه‌پاسخنامه مدعی و در دعاوی اختصاری در جلسه اول دادرسی به عمل می‌آید و نیز مدعی می‌تواند در تمام مراحل دادرسی خواسته خود را کم کند.

این ماده با اندک تغییراتی در ماده ۹۸ قانون جدید مقرر کرد؛ خواهان می‌تواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح کرده در تمام مراحل دادرسی کم کند ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشا واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام کرده باشد.

در خصوص ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی از بزرگان آن را در مبحث تعیین خواسته ( بهشتی و مردانی، ۱۳۸۶)، برخی دیگر در ذیل اختیارات خواهان درجلسه دادرسی بحث کرده‌اند (مدنی، ۱۳۷۷ و ابهری، ۱۳۸۷). بعضی دیگر از حقوق ‌دانان نیز در ضمن دعاوی طاری و به عنوان دعوای اضافی مورد بررسی قرار داده‌اند ( متین دفتری، ۱۳۸۹ و مولودی، ۱۳۸۱ و بدریان، ۱۳۷۴).

در این راستا به عقیده بعضی از حقوق ‌دانان، میان عنوان فصول و مطالب آن در قانون آیین دادرسی رابطه منطقی وجود ندارد، برای مثال در مبحث امور اتفاقی برخی از مواردی که یقینا جزء امور اتفاقی هستند؛ مطرح نشده اند؛ و بر همین اساس آوردن دعوای اضافی ذیل اختیارات اصحاب دعوا در جلسات دادرسی قابل انتقاد به نظر می‌رسد (مولودی، ۱۳۸۱). این دیدگاه مورد اعتراض برخی دیگر از حقودانان واقع شده و گفته شده است که ماده ۹۸ را ذیل جلسات دادرسی هم می توان مطرح نمود (مقصود پور، ۱۳۸۹). در تحلیل این قسمت می توان گفت که به نظر می‌رسد عقیده مذبور صحیح نباشد و ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی همان طور که خواهد آمد دقیقا دعوای اضافی در حقوق ما را بیان می‌دارد، البته ماده ۹۸ تنها مورد دعوای اضافی نیست، بلکه موارد دیگری ر ا هم می توان در این خصوص یافت که در ادامه شرح آن خواهد آمد.

۱-۳-۴- گفتار چهارم) تعریف دعوای اضافی

۱-۳-۴-۱- بند اول) در لغت

دعوای اضافی در لغت، به معنای بیشتر بودن، زیادی، افزونی، آمده است ( دهخدا،۱۳۷۲). همچنین دعوایی دانسته شده است که از طرف خواهان اقامه می شود (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۸). در جای دیگر به عملی تکمیلی که امکان زمینه واقع شدن برای تعدیل و تصحیح عمل پیشین دانسته شده است، اضافی گویند (انصاری، ۱۳۸۴).

۱-۳-۴-۲- بند دوم) در اصطلاح حقوقی

دعوای اضافی در بین حقوق ‌دانان به گونه های مختلفی تعریف شده است: عبارت است از هر تغییری که مدعی در دعوای اصلی خود می‌دهد؛ اعم از این که آن را محدود کند یا بر آن بیفزاید؛ البته مراد هر گونه افزایش نیست، منظور اضافه ای است که با اصل دعوای مدعی از یک منشأ و با آن مربوط باشد؛ اگر غیر از این باشد با یکی از اصول دادرسی تعارض پیدا می‌کند و آن اصلی است که دعاوی را که منشأ و مبنای آن مختلف است نمی توان به موجب یک دادخواست اقامه نمود؛ مگر دادگاه بتواند ضمن یک دادرسی به همه آن ها رسیدگی نماید ( متین دفتری، ۱۳۸۹). تعریف مذبور از آن جایی که هر دو عامل وحدت منشأ و عنصر ارتباط را در خصوص دعوای اضافی لازم دانسته است، قابل انتقاد به نظر می‌رسد.

در جای دیگر آمده است. « دعوایی که خواهان در اثنای رسیدگی برای تصحیح، تکمیل یا تغییر دعوای اصلی خود اقامه می کند» (مولودی، ۱۳۸۱). البته همان طور که مشهود است تعریف مذبور بسیار کلی و مبهم است و تشریح امر را بیان نکرده است. برخی دیگر از حقوق ‌دانان گفته اند: به دعوایی گفته می شود که در اثنای رسیدگی به دعوای دیگر به علت ارتباط با آن، ‌از طرف‌ خواهان … اقامه می شود و خواسته ای متفاوت از دعوای اصلی داشته باشد و باید در قالب دادخواست اقامه شود )صدرزاده افشار،۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




پیش ‏بینی با بهره گرفتن از روش تحلیل روند[۱۰۷]

در تحلیل روند، تمام داده ها و نحوه برازش آن ها مورد توجه قرار می‏ گیرد. در این مطالعه، روندهای مختلف شامل روند خطی[۱۰۸] ، روند لگاریتمی[۱۰۹]، روند معکوس[۱۱۰]، روند درجه دوم[۱۱۱]، روند درجه سوم[۱۱۲] ، روند توانی[۱۱۳] ، روند ترکیبی[۱۱۴] ، روند[۱۱۵] ، روند لجستیک[۱۱۶] ، روند رشد[۱۱۷] و روند نمائی[۱۱۸] مورد بررسی قرار گرفته‏اند و با توجه به مقدار R2 و MSE آن ها بهترین روندها انتخاب شده‏اند( فیلدز و استکلر، ۲۰۰۲)[۱۱۹].

روندهای منتخب عبارتند از: روند خطی، روند لگاریتمی، روند درجه دوم و روند ترکیبی، روابط به دست آمده برای این روندها به صورت زیر است:

: روند خطی

: روند لگاریتمی

: روند درجه دوم

: روند ترکیبی

پیش ‏بینی با بهره گرفتن از روش باکس – جنکینز

در مدل‏های باکس – جنکینز که به نام ARIMA[120] معروف هستند، در مدل‏بندی آماری پیش ‏بینی این مدل‏ها مراحل زیر انجام می‏ گیرد:

    1. بررسی وضعیت داده ها از نقطه‏نظر نرمال بودن[۱۲۱] و ایستا بودن[۱۲۲] (نمودارهای SPAS و SAC)، با بهره گرفتن از آزمون آماری k-s [۱۲۳] و بررسی شکل داده ها؛

    1. استفاده از تبدیل Box-Cox برای نرمال نمودن داده ها و تفاضل‏گیری برای ایستا نمودن داده ها؛

  1. در بررسی ضرایب و نمودارهای خودهمبستگی و خودهمبستگی جزئی[۱۲۴] و مدل‏بندی آماری در این مطالعه با انجام مراحل فوق مدل‏بندی آماری ARIMA به دست‏آمده به صورت زیر است:

در واقع مدل‏بندی آماری به صورت (۱و۱و۱)ARIMA که پارامترهای ۱=P، ۱=q، ۱=d به دست آمده ‏اند.

در برآورد مقدار تقاضای نفت اوپک با سه روش فوق، فقط سری زمانی تک‏متغیره مورد توجه قرار گرفته است ( کراشر، ۲۰۰۲)[۱۲۵].

پیش ‏بینی سود سهام با رویکرد شبکه عصبی

در برآورد تقاضای نفت اوپک با رویکرد شبکه عصبی، از روش شبکه عصبی پس انتشار خطای انعطاف‏پذیر[۱۲۶](B.P) استفاده شده و پس از انجام نرمال‏سازی داده ها، آموزش داده ها صورت گرفته است(فراکلر،۲۰۰۲)[۱۲۷] .با تغییرات مداوم تعداد لایه‏ها و بخصوص با تغییرات تعداد نرون‏های لایه‏ی پنهان توپولوژی شبکه مورد بررسی قرار گرفت و نهایتاًً بهترین معماری شبکه عصبی پس انتشار خطای سه‏لایه به صورت (۵*۱۵*۱) به دست آمده که لایه ورودی با ۵ متغیر ورودی، در لایه میانی (پنهان) با ۱۵ نرون و یک خروجی تقاضای نفت به دست آمده است (کلمنت،۲۰۰۲)[۱۲۸] . توابع لایه میانی تابع ریگموئیدی و تابع فعال‏سازی (جمع‏کننده) تابع خطی[۱۲۹] در نظر گرفته شده است کاربرد آن در مدل‏های استفاده از روش B.P پیش ‏بینی شبکه‏ عصبی رایج است و در تحلیل‏های مالی – اقتصادی، این روش به طور مداوم مورد استفاده قرار گرفته، با توانایی پس‏خور خود بهترین برازش را ارائه می‏ دهد (قاسمی، اسدپور و شاصادقی، ۱۳۸۰).

رویکرد ترکیبی در پیش ‏بینی

در این سناریو ترکیب روش‏های پیش ‏بینی فردی مورد توجه قرار گرفته است. روش‏های فردی تحلیل شده به صورت زیر معرفی می ‏شوند:

روش هموارسازی نمایی ساده براون: xi1

هولت: xi2

مدل سفارش با ۲ پارامتر و روند نمایی: xi3

مدل سفارش با ۱ مدل پارامتر و روند نمایی: xi4

مدل سفارشی با روند میرا: xi5

روند خطی: xi6

روند درجه دوم: xi7

روند لگاریتمی: xi8

روند ترکیبی: xi9

(۱و۱و۱) ARIMA: xi10

(وارد شدن متغیرهای قیمت، تولید ناخالص ملی و سایر انرژی‏ها: مدل لگاریتمی)

مدل ۱ اقتصادسنجی: xi11

مدل ۲ اقتصادسنجی: xi12

(مثل واردشدن متغیرهای قیمت، تولید ناخالص ملی و سایر انرژی‏ها و انرژی افزوده صنعتی:مثل لگاریتمی)(زهانگ،۲۰۰۱)[۱۳۰]

مدل ۳ اقتصادسنجی: xj13

(مثل وارد شدن متغیرهای قیمت، تولید ناخالص ملی، سایر انرژی‏ها و مدل میانگین ترک: مدل لگاریتمی)

(مدل معرفی‏شده در مقاله) مدل ۴ اقتصادسنجی: xi14

مدل BP شبکه عصبی: xi15

نحوه ترکیب روش‏های پیش ‏بینی ‌به این صورت است که در نتیجه مدل‏سازی روش‏های پیش ‏بینی نتایج این روش‏ها در تقاضای نفت به دست آمده است و سپس این نتایج توسط روش‏های شبکه‏های عصبی، رگرسیون، توالی نتایج و میانگین موزون ترکیب شده‏اند. ترکیب مدل‏های پیش ‏بینی فردی فوق با بهره گرفتن از روش‏های زیر صورت گرفته است(زهانگ،۲۰۰۱)[۱۳۱] .

ترکیب روش‏های پیش ‏بینی فردی با بهره گرفتن از رویکرد شبکه‏های عصبی مصنوعی

در این ترکیب، نتایج ۱۴ مدل پیش ‏بینی فردی (شامل ۵ مدل هموارسازی نمائی، ۴ مدل روند، ۱ مدل ARIMA و ۴ مدل علّی) وجود دارد. هر روش پیش ‏بینی به عنوان یک ورودی در نظر گرفته شده است. توپولوژی شبکه (با روش پس انتشار خطا) به صورت ۱۴ ورودی، یک لایه پنهان و یک لایه خروجی مدنظر قرار گرفته شده است(الیوه،۲۰۰۲)[۱۳۲] . در لایه میانی ۳۰ نرون با تابع زیگموئیدی و تابع فعال‏سازی جمع‏کننده خطی در توپولوژی شبکه عصبی به کار گرفته شده‏اند. روش شبکه‏های عصبی ‌به این دلیل که در تحلیل ترکیبی تمام روش‏ها و نتایج آنان وارد مدل می‏ شود، می‏تواند مورد توجه باشد. در این مدل، تولید ناخالص داخلی، قیمت نفت، مصرف سایر منابع انرژی، جمعیت و ارزش افزوده در بخش صنعت وارد مدل شبکه عصبی شده‏اند(کوو،۲۰۰۱)[۱۳۳].

ترکیب مدل‏های پیش ‏بینی فردی با بهره گرفتن از روش رگرسیون چندمتغیره

متغیرهای مستقل xi2,…,xi14 و xi2,…,xi15 ، xi1 (۴۳،…،۱،‏۲=i) به عنوان روش‏های فردی پیش ‏بینی هستند که متغیر وابسته آن ها Yi (۴۳،…،۱،‏۲=i) به عنوان داده های واقعی لحاظ می ‏شوند. این متغیرهای وابسته و مستقل در یک ظرف رگرسیونی ریخته شده و با بهره گرفتن از روش گام‏به‏گام، خارج نمودن متغیرهایی که با یکدیگر همبستگی دارند به صورت مرحله‏ای انجام گرفته است. بهترین مدل به دست آمده به صورت زیر بیان شده است. با توجه به تحلیل واریانس انجام شده و محاسبه ۱۷۲۸=F که بیانگر تأیید این رابطه است و بررسی آماره آزمون، برای تمام متغیرهای موردنظر، ضریب بالای R2 و نزدیکی آن به R2 تعدیل شده و آزمون دوربین – واتسون انجام شده که عدم همبستگی مانده‏ها را نشان می‏ دهد، مدل ترکیبی به دست آمده قابل استناد است (خالوزاده، ۱۳۷۷).

جدول ۲-۱): جدول نتایج مدل سازگار با داده ها (تحلیل رگرسیونی)

B

t

سطح دارای آماره t

xi15

۵۱۶/۰

۸۸۲/۶

۰

xi13

۵۱۲/۰

۹۰۸/۳

۰

xi1

۲۹/۰

۸۰۸/۳

۰

xi2

۳۵۹/۰-

۳۸۹/۲-

۰

۹۹۵/۰=R2، ۹۹۷/۰=R2، ۴/۱=D.W ، ۱۷۲۸=F

در واقع معادله ترکیبی به صورت:

Xi12359/0 و xi129/0 + xi13521/0 + xi15516/0=Y

در نظر گرفته می‏ شود که در آن Y متغیر اصلی ترکیبی و مقادیر xij بیانگر هر روش پیش ‏بینی می‏ باشند

به جز ترکیب بالا، از ترکیب‏های دیگری نیز در مدل رگرسیونی استفاده گردیده است. یک مدل بدون وارد نمودن روش شبکه عصبی در ظرف رگرسیون چند متغیره استفاده شده و نتایج آن با وارد شدن متغیرهای زیر، مورد توجه قرار گرفته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]