دکتر علیرضا مرادی
بهمنماه 1393
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، حافظه فعال، توجه متمرکز بر خود و توجه مداوم افراد مبتلا به لکنت، بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و افراد بهنجار انجام شد. روش: در این پژوهش مقطعی، 30 نفر فرد مبتلا به لکنت و 30 نفر بیمار مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی که به مراکز درمانی شهر تهران و کرج مراجعه کرده بودند و 30 نفر فرد بهنجار، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همتاسازی از نظر سن و میزان تحصیلات، بررسی شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامهی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2002)، پرسشنامهی توجه متمرکز بر خود (وودی، چامبلس و گلاس، 1997)، آزمون عملکرد مداوم (هادیانفرد و همکاران، 1379) و آزمون حافظه فعال (وکسلر، 1997) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل چند متغیری واریانس (مانوا) و آزمون خی2 استفاده شد. یافتهها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد بزرگسالان مبتلا به لکنت در حافظه واجی، ضعف بیشتری نسبت به بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بروز می دهند. در مقابل، بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی توجه متمرکز برخود بالاتری نسبت به گروه بهنجار و مبتلا به لکنت نشان دادند. از طرفی، گرچه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نسبت به افراد بهنجار و بزرگسالان مبتلا به لکنت در توجه مداوم ضعف نشان ندادند، با اینحال بزرگسالان مبتلا به لکنت در توجه مداوم نسبت به دو گروه دیگر ضعف داشتند. شباهت راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان افراد مبتلا به لکنت با بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، از دیگر یافته های تحقیق حاضر بود. نتیجهگیری: ضعف حافظه واجی بزرگسالان مبتلا به لکنت، حمایت تحقیقی برای مدلهای مختلفی است که نقش پردازش زبانی را در علتشناسی لکنت مورد توجه قرار می دهند. از طرفی نقص توجه مداوم بزرگسالان مبتلا به لکنت، بررسی نقش توجه مداوم را در علت شناسی لکنت مطرح می کند. در موقعیتهای اجتماعی، بزرگسالان مبتلا به لکنت برخلاف بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی توجهشان را به سمت درون متمرکز نمیکنند. با اینحال، شباهت راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان افراد مبتلا به لکنت با بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، لزوم بهکارگیری درمانهای متمرکز بر تنظیم هیجان را در دو اختلال مطرح می کند.
کلید واژهها: راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، حافظه فعال، توجه متمرکز بر خود، توجه مداوم، لکنت، اختلال اضطراب اجتماعی.
فهرست مطالب
عنوان
صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
1
1-1. مقدمه
2
1-2. بیان مسئله
2
1-3. هدف پژوهش
6
1-4. فرضیه های پژوهش
6
1-5. اهمیت و ضرورت پژوهش
7
1-6. تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
7
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
10
2-1. مقدمه
11
۲-2. مفهوم واکنش هیجانی و تنظیم هیجان
11
۲-3. واکنش هیجانی و تنظیم هیجان در اختلال اضطراب اجتماعی
13
۲-4. واکنش هیجانی و تنظیم هیجان در لکنت
14
۲-4-1. رابطه اضطراب و لکنت
16
۲-4-2. لکنت و اضطراب اجتماعی
17
۲-4-3. ویژگیهای اختلال اضطراب اجتماعی در لکنت
18
2-5. فرایند مرتبط با تنظیم هیجان: راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در لکنت و اختلال اضطراب اجتماعی
21
2 -6. فرایندهای مرتبط با واکنش هیجانی: حافظه فعال، توجه متمرکز برخود و توجه مداوم در لکنت و اختلال اضطراب اجتماعی
23
2-6-1. لکنت به عنوان نقص زبانی
27
2-6-2. ارتباط حافظه فعال و پردازش زبانی
29
2-6-3. ارتباط حافظه فعال و لکنت
30
۲-7. مقایسهی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، حافظه فعال، توجه متمرکزبرخود و توجه مداوم افراد مبتلا به لکنت با بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی
32
2-8. جمع بندی
32
فصل سوم: روش پژوهش
33
3-1. مقدمه
34
۳-۲. روش پژوهش
34
3-۳. جامعه پژوهش
34
۳-۴. نمونهگیری
34
3-5. ابزارهای جمع آوری اطلاعات
36
3-6. روش اجرای آزمونها
40
3-7. روش تجزیه و تحلیل
40
فصل چهارم: یافته های پژوهش
41
4-1. مقدمه
42
4-۲. یافته های توصیفی
42
4-3. یافتههای استنباطی
44
فصل پنجم: بحث، نتیجهگیری و پیشنهادها
54
۵-1. نتیجهگیری
55
۵-2. محدودیتهای پژوهش
55
۵-3. پیشنهادهای حاصل از پژوهش
58
5-4. پیشنهاد برای پژوهشهای آتی
59
منابع
60
پیوستها
67
پیوست1. پرسشنامهی اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامهی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامهی توجه متمرکز بر خود افراد مبتلا به لکنت
68
پیوست2. پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامه توجه متمرکز بر خود بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی
72
پیوست3. پرسشنامهی اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامهی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامهی توجه متمرکز بر خود افراد بهنجار
72
پیوست4. فرم مربوط به سنجش حافظه فعال
73
مقدمه
هیجانها دارای کنشوریهای متعدد از جمله کنشوری تکاملی، ارتباطی و اجتماعی میباشند (اکمن[1]، 1993). همچنین طبق نظر گراس2 و تامپسون3 (2007)، توجه، حافظه و تعاملهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهند. درواقع هیجانها همانطور که کمک کنندهاند، میتوانند آسیبزا نیز باشند. به طوریکه گراس و تامپسون (2007) معتقدند پاسخهای هیجانی نامتناسب بر چندین شکل از آسیبشناسی روانی و مشکلات اجتماعی دلالت دارند و به توانایی ما در تنظیم موفق هیجانها مربوط میشوند. از آنجا که مدلهای شناختی اضطراب اجتماعی فرض کردهاند فعالیت بالای هیجان و بدتنظیمی هیجان که ماهیت دقیق آن در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بخوبی مشخص نشده (ورنر4و همکاران، 2011)، از ویژگی های مرکزی اختلال اضطراب اجتماعیاند (هیمبرگ5، 1997؛ هرمن6، 2004؛ هافمن7، 2004؛ به نقل از گلدین8و همکاران، 2009) و این ویژگیها طبق مدل ارتباطی-هیجانی لکنت (کنتر9 و همکاران، 2006) در افراد مبتلا به لکنت نیز وجود دارند، منطقی مینماید که این دو اختلال از نظر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، حافظه فعال، توجه متمرکز برخود و توجه مداوم با یکدیگر مقایسه شوند تا درصورت تفاوت این فرایندها درآنها با افراد بهنجار یا یکسان بودن این فرایندها در بیماران اختلال اضطراب اجتماعی و افراد مبتلا به لکنت، برای آنها برنامه های درمانی یکسانی متمرکز بر بهبود و تقویت این فرایندها اتخاذ شود.
1-2. بیان مسئله
تحقیقات نشان میدهد افراد مبتلا به لکنت در مقایسه با افراد عادی، در تنظیم هیجانهای خود، ضعف دارند (کاراس10و همکاران، 2006؛ نتورو 11، کنتر و والدن12، 2013). پاسخهای هیجانی به رویدادهای استرسآور می تواند از طریق استفاده از راهبردهای کنارآمدن شناختی تنظیم شود (فولکمن13 و موسکویتز14، 2004). به عقیدهی گارنفسکی15و کرایج16 (2001)، افراد در مواجهه با شرایط استرسزا از راهبردهای متنوع نظم جویی شناختی هیجان استفاده می کنند. دنیس17(2007) نشان داده است که بین اضطراب و استرس با همهی راهبردهای ناسازگار نظم جویی شناختی هیجان (سرزنش دیگران، سرزنش خود، نشخوار فکری، فاجعه پنداری) همبستگی مثبت وجود دارد و بطور کلی یافته های پژوهشی نشان می دهند که راهبردهای ناسازگار نظم جویی شناختی هیجان نظیر نشخوارگری، خود سرزنشگری و فاجعه نمایی بطور مثبت با جنبه های آسیب شناختی همبسته هستند، ولی در راهبردهای سازگار نظیر ارزیابی مجدد مثبت، این همبستگی منفی است (گارنفسکی و همکاران، 2002).
با توجه به یافته های بالا و مطابق با این شواهد که بزرگسالان مبتلا به لکنت، اضطراب، شرمندگی و اجتناب از موقعیتهای اجتماعی را بهطور فراوانی تجربه می کنند (ال وراچ[2] و راپی2، 2013)، انتظار میرود راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان افراد مبتلا به لکنت که اضطراب و استرس بیشتری نسبت به افراد عادی تجربه می کنند (ال وراچ و همکاران، 2009؛ بلود3، ورتز4، بنت5 و سیمپسون6، 1997)، نسبت به افراد عادی و افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی متفاوت باشد.
درواقع علیرغم برخی ابهامات باقی مانده دربارهی رابطه لکنت و اضطراب، تحقیقات طی دودههی اخیر، شواهد قانع کنندهتری را از رابطه بین لکنت و اضطراب ارائه می کند و متمرکز بر اضطراب اجتماعی، ترس از ارزیابی منفی و پیش بینی صدمهی اجتماعی در افراد مبتلا به لکنت است (کرایج و ترن7، 2014؛ منزیس8، 2011 و 1999) و همگام با توسعهی شواهدی برای این موضوع است که این اضطراب ممکن است به موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی محدود شده باشد (مسنجر9و همکاران، 2004؛ منزیس، 1999). شواهد در حال رشدی وجود دارد برای اینکه ویژگیهایی که اغلب با اختلال اضطراب اجتماعی مرتبطاند (ترس از ارزیابی منفی، پیش بینیهایی از آسیب اجتماعی، شناختهای منفی، سوگیریهای توجه، اجتناب و رفتارهای محافظت کننده) (کلارک10 و ولس11، 1995؛ کوت برت12، 2002؛ راپی و هیمبرگ ، 1997؛ راپی و اسپنس13 ، 2004)، ممکن است در تجربهی لکنت نقش مرکزی داشته باشند و همچنین در حفظ وجود اضطراب اجتماعی بهکار روند (کرایمات14، وانریکگهم15و وان دم-باگن16،2002؛ لو17و همکاران، 2012؛ منزیس، 1999). بهطور کلی از آنجا که مدلهای شناختی اضطراب اجتماعی فرض کردهاند فعالیت بالای هیجان و بدتنظیمی هیجان که ماهیت دقیق آن در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بخوبی مشخص نشده (ورنر و همکاران، 2011)، از ویژگیهای مرکزی اختلال اضطراب اجتماعیاند (هیمبرگ، 1997؛ هرمن، 2004؛ هافمن، 2004؛ به نقل از گلدین و همکاران، 2009) و این ویژگیها در افراد مبتلا به لکنت نیز وجود دارند، منطقی مینماید که این دو اختلال از نظر انتخاب راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان با یکدیگر مقایسه شوند تا درصورت یکسان بودن راهبردها، برای آنها برنامه های درمانی یکسانی متمرکز بر بهبود استفاده از مهارتهای تنظیم هیجانی اتخاذ شود.
از طرفی کیمبرل[3] (2008، به نقل از محمدی، 1392)، در مدلی که از اختلال اضطراب اجتماعی ارائه می کند، از علل اجتناب و اضطراب اجتماعی را تفاوت افراد در پردازش اطلاعات میداند و عوامل شناختی دخیل از قبیل توجه و حافظه که نقش مهمی در پردازش اطلاعات دارند را مطرح می کند. در این میان کلارک و ولس (1995، به نقل از محمدی، 1392)، توجه متمرکز برخود مفرط را به عنوان اصلیترین عامل نقصهای عملکردی اضطراب اجتماعی مطرح می کنند و اینگرام2 (1990) آن را آگاهی از اطلاعات درونی که در تضاد با اطلاعات بیرونیاند، میداند. بنابرین مناسب به نظر میرسد که بزرگسالان مبتلا به لکنت علاوه بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، از نظر توجه و حافظه نیز با افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و افراد عادی مقایسه شوند. این ایده با فرض داماسیو3(1999) نیز، مبنی بر نقش هیجان در هدایت شناخت از جمله در پردازشهای زبانی و گفتاری (کندل4، شوارتز5و جسل6، 2000)، مطابق میباشد.
افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی هنگام ورود به موقعیتهای هراسناک اجتماعی تمایل دارند، توجهشان را به سمت خود برگردانند و از این رو توجه متمرکز برخود باعث ایجاد تداخل در پردازش اطلاعات میگردد (پاپاجورجیا7، 1998، به نقل از اسپور8و استوپا9، 2002). از آنجا که مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی در رابطه با عملکرد خود در حضور جمع، دچار اشتغال ذهنی هستند و دایما پیامدهای منفی اشتباهات احتمالی خود را اغراق آمیز تفسیر می کنند، فضای ذهنی آنها، درگیر این موضوع بوده و لذا نمیتوانند تمرکز کافی را در تکالیف شناختی داشته و دچار افت در ظرفیتهای شناختی و آسیب در عملکردهای مربوط به آن میشوند (به نقل از بارلو10، 2004).
نگهداری توجه متمرکز، ظرفیت گنجایش توجه را محدود می کند (کان11، 1999)، از طرفی هاول12(2004) و شنک13(2007) گزارش می دهند، کودکان مبتلا به لکنت گنجایش توجه کوتاهتری نسبت به افراد عادی دارند، گرچه آندرسون14 (2003) در مطالعه خود در این زمینه تفاوتی را گزارش نمیدهد (به نقل از کفالیانوس[4]، 2012). بنابرین، این یافتهها، این احتمال را تقویت می کنند که ممکن است کانون توجه بزرگسالان مبتلا به لکنت در مقایسه با افراد عادی، متفاوت و در واقع متمرکز برخود باشد. همچنین شواهد دیگر برای این فرض از یافتهی کاراس (2006، به نقل از کفالیانوس، 2012) تقویت میشود، به طوریکه درمییابد کودکان مبتلا به لکنت، ظرفیت کمتری در تنظیم توجهشان نسبت به افراد عادی دارند.
همانطور که گفته شد طبق نظر کیمبرل (2008، به نقل از محمدی، 1392)، علاوه بر توجه، حافظه نیز نقش مهمی در اضطراب اجتماعی دارد از سوی دیگر براساس نظریات مختلفی مانند نظریهی کارآمدی پردازش (آیزنک2 و کالو3، 1992) و نظر ویلیامز4و همکاران (1988) در خصوص عملکرد حافظه، اضطراب می تواند عملکرد حافظه فعال را تحت تاثیر قرار دهد. حافظه فعال یک سامانهی ذهنی است که وظیفهی اندوزش و پردازش موقتی اطلاعات را به طور همزمان انجام میدهد (بدلی5 و همکاران، 1986، به نقل از اسد زاده، 1388).
از طرفی حافظه فعال ارتباط نزدیکی با پردازش زبانی دارد (رونبرگ6، رودنر7و اینگوار8، 2004) و در واقع مطالعات کنونی برخلاف مطالعات پیشین پیشنهاد می کنند که حافظه کوتاه مدت واج شناختی نقش مهمی در فرایندهای درک و تولید زبانی بر عهده دارند (جاکومت9، اسکات10، 2006؛ گاسکل11و مارسلن-ویلسون12، 2002) و نقص در آن باعث اختلال در فرایند تولید گفتار میشود (به نقل از منصوری و تهیدست، 1391). در زمینه اختلال لکنت و براساس مدل بدلی از حافظه فعال، مطالعاتی نقش مدار واجی حافظه فعال را مشهود میدانند (منصوری و تهیدست، 1391؛ باجاج13، 2007). نتایج مطالعات مختلف که از تکلیف تکرار ناکلمه برای بررسی توانایی واجی حافظه فعال کودکان و بزرگسالان مبتلا به لکنت استفاده کردهاند، حاکی از مهارتهای پردازش زبانی ضعیفتر آنها در حیطهی حافظه فعال، نسبت به افراد طبیعی است و تفاوت در این نتایج را میتوان به مقدار جمعیت مورد مطالعه، سن کودکان، شدت لکنت و میزان سختی تکالیف مربوط دانست (منصوری و تهیدست، 1391).
بنابرین از آنجا که طبق تحقیقات ردپای وجود مشکل در حافظه فعال و بهویژه رمزگذاری واجی در افراد مبتلا به لکنت به چشم میخورد و تحقیق اندکی دربارهی حافظه فعال بزرگسالان مبتلا به لکنت نسبت به کودکان وجود دارد و چنانچه گفته شد اضطراب می تواند بر عملکرد حافظه فعال تاثیر گذار باشد، مسئله پژوهش حاضر، این است که آیا حافظه فعال بزرگسالان مبتلا به لکنت، نسبت به افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، متفاوت هست یا خیر.
چنانچه گفته شد، از آنجا که کلارک (1995) توجه متمرکز برخود را به عنوان اصلیترین عامل نقص عملکردی مربوط به اضطراب اجتماعی مطرح می کند و از طرفی اضطراب افراد مبتلا به لکنت رو به سوی اضطراب اجتماعی میرود، دیگر سوال پژوهش حاضر این است که آیا بزرگسالان مبتلا به لکنت در توجه متمرکز بر خود با افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی متفاوت هستند یا خیر.
گرچه تحقیقات نشان دادهاند، کودکانی با آسیب ویژهی زبانی، اختلال خواندن و اختلال سرعت گفتار محدودیتهایی را در توجه مداوم بروز می دهند (مورفی[5]و همکاران، 2014)، هیچ مطالعهای توجه مداوم را در بزرگسالان مبتلا به لکنت بررسی نکرده اند. بنابرین با توجه به اینکه افراد مبتلا به لکنت در عملکرد زبانی تفاوتهای اندکی با اختلالات زبانی دارند (هال2، واگوویچ3 و برن استین راتنر4، 2007) و بهدلیل رابطه نزدیک بین حافظه فعال، توجه و پردازش زبانی (رونبرگ و همکاران، 2004)، بررسی اینکه آیا تفاوتی در توجه مداوم بزرگسالان مبتلا به لکنت در مقایسه با افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نیز وجود دارد یا خیر، با ارزش است و مسئله دیگر پژوهش حاضر است.
همچنین طبق یافته های تحقیقی، مبنی بر اینکه اضطراب با راهبردهای ناکارآمد نظم جویی شناختی هیجان (سرزنش دیگران، سرزنش خود، نشخوارفکری، فاجعه پنداری) همبستگی مثبت دارد، مسئله دیگر تحقیق حاضر این است که آیا راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در بزرگسالان مبتلا به لکنت متفاوت از افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است یا خیر.
1-۳. هدف پژوهش
مقایسه راهبردهای (سازگار و ناسازگار) نظم جویی شناختی هیجان، حافظه فعال، توجه متمرکز برخود و توجه مداوم افراد مبتلا به لکنت با بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی.
1-۴. فرضیههای پژوهش
راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در بزرگسالان مبتلا به لکنت، متفاوت از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است.
حافظه فعال بزرگسالان مبتلا به لکنت، متفاوت از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است.
توجه متمرکز برخود بزرگسالان مبتلا به لکنت، متفاوت از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بهنجار است.
توجه مداوم بزرگسالان مبتلا به لکنت، متفاوت از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است.