آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



۲-۲-۶ ویژگی­های مفهوم سرمایه در سرمایه اجتماعی
۱-سرمایه اجتماعی مالک خصوصی ندارد و مالک آن، گروه یا جامعه است.
۲-فرد به تنهایی حق قانونی اجرای حقوق مالکیت را ندارد.
۳-کارایی سرمایه یعنی انتظار انسجام اجتماعی، همکاری و اعتماد بیشتر و سود مادی حاصل از سرمایه اجتماعی، جنبه فرعی آن را تشکیل می­دهد.
۴-مصرف سرمایه باعث افزایش آن می­ شود.
۵-این سرمایه قابلیت صادرات و واردات را ندارد(وحید و همکاران، ۱۳۸۳: ۶۶).
۲-۲-۷ انواع سرمایه و رابطه آن با سرمایه اجتماعی
مهمترین عنصری که در میان اندیشمندان موجب تفکیک میان انواع سرمایه اجتماعی شده است، مفید یا مضر بودن آن برای کل اجتماع است. با توجه به این نکته می­توان به تفکیکی که فیلد (۲۰۰۳) میان سویه مثبت و سویه منفی سرمایه اجتماعی قائل شده است اشاره کرد. او دغدغه بوردیو را باز می­گوید: داشتن روابط محکم و مؤثر همواره از آن عده­ای خاص است و استفاده از آنها همواره می ­تواند به زیان محرومان اجتماعی باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

یکی از مفیدترین تمایزات نظری انجام شده در حوزه سرمایه اجتماعی، مربوط به تمایز مایک وولکاک[۶۵] میان سه نوع سرمایه اجتماعی است:
۱٫سرمایه اجتماعی الزام آور، که مشخص کننده پیوندها میان مردم متشابه در موقعیت­های مشابه است، مانند خانواده اولیه، دوستان نزدیک و همسایگان؛
۲٫سرمایه اجتماعی پیونددهنده، که شامل پیوندهای دورتر از افراد متمایل به هم است، مانند دوستان دور و همکاران؛
۳٫سرمایه اجتماعی مربوط کننده، که مردم نامتشابه را در موقعیت­های نامشابه در دسترس هم قرار می­دهد، مانند کسانی که کاملاً خارج از اجتماع قرار گرفته­اند، بنابراین اعضا را قادر می­سازد که محدوده وسیع­تری از منابع را نسبت به داخل اجتماع در اختیار داشته باشند(ولکاک، ۲۰۰۱: ۱۳).
انواع مختلف سرمایه عبارت است از:
۱٫سرمایه فیزیکی: ماشین­آلات، تجهیزات و مانند آن در این نوع سرمایه قرار می­گیرد؛
۲.سرمایه مالی: به درآمد پولی و همچنین دیگر منابع و دارایی­ های مالی گفته می­ شود و تظاهر نهادینه­اش را در حقوق مالکیت تبلور می­یابد، مثلاً پول و اشیای مادی که می­توان برای تولید و خدمات به کار برد(نازک­تبار و ویسی، ۱۳۸۷: ۴). شکل اقتصادی سرمایه، مانند دارایی­ های منقول و ثابت در یک سازمان بلافاصله قابل تبدیل به پول است(انصاری، ۱۳۸۳).
۳٫سرمایه طبیعی: مثل خاک، آب، معادن و دیگر منابع طبیعی(شارع­پور، ۱۳۸۰)؛
۴٫سرمایه انسانی: شکل دیگر سرمایه است. سرمایه انسانی یک مفهوم اقتصادی است. ویژگی­های کیفی انسان اعم از آموزش، تخصص، مهارت، داشتن خلاقیت، دانش و نوآوری عموماً نوعی سرمایه به شمارمی­رود. به عبارت دیگر، سرمایه انسانی را می­توان ارتقا و بهبود ظرفیت تولیدی افراد جامعه نامید(علوی راد و نصیر زاده، ۱۳۸۰)؛
۵٫سرمایه فرهنگی: به شکل­های مختلف وجود دارد؛ شامل تمایلات و عادات دیرین که در فرایند جامعه­پذیری، انباشت اشیای فرهنگی با ارزش مثل نقاشی و صلاحیت­های تحصیلی و آموزش رسمی حاصل آمده است. ترنر در تعریفی دیگر سرمایه فرهنگی را مجموعه نهادها، عادات، منش­ها، شیوه ­های زبانی، مدارک آموزشی، ذوق و سلیقه­ها و شیوه ­های زندگی که به طور غیررسمی بین افراد شایع است تعریف می­ کند( نازک­تبار و ویسی، ۱۳۸۷: ۵). کالینز سرمایه فرهنگی را شامل منابعی نظیر مکالمه­های از پیش­اندوخته در حافظه، شیوه زبانی، انواع خاص دانش، مهارت، حق ویژه تصمیم ­گیری و حق دریافت احترام می­داند. به عبارتی سرمایه فرهنگی، نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد، مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است(انصاری، ۱۳۸۳: ۲).
۶٫سرمایه اجتماعی: مجموعه بالقوه است که با عضویت در شبکه ­های اجتماعی کنش­گران و سازمان­ها به وجود می ­آید، به عبارتی، شامل روابط مبتنی بر اعتماد و بده­بستان(معامله به مثل) در شبکه ­های اجتماعی است(شارع­پور، ۱۳۸۳)، سرمایه اجتماعی به ارتباط­ها و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می ­تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه ­های اقتصادی باشد. از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی در ممالک سرمایه­داری به عنوان ابزاری برای تثبیت و تقویت جایگاه اقتصادی افراد به شمار می­رود. در این ممالک سرمایه اقتصادی پایه است و سرمایه اجتماعی و فرهنگی ابزاری برای تحقق آن به شمار می ­آید. می­توان نتیجه گرفت که دیدگاه بوردیو در زمینه سرمایه اجتماعی، تنها یک دیدگاه ابزاری است؛ پس اگر سرمایه اجتماعی نتواند موجب رشد سرمایه اقتصادی شود، کاربردی نخواهد داشت(انصاری، ۱۳۸۳).
۷٫سرمایه نمادین: استونر و ترنر[۶۶] به نوع دیگر از سرمایه به نام سرمایه نمادین اشاره می­ کنند که با بهره گرفتن از سمبل­ها برای مشروعیت بخشیدن به تصرف سطوح و گونه­ های متغیری از سه نوع سرمایه­ یاد شده می­انجامد. این شکل­های مختلف سرمایه کاملاً مستقل از یکدیگر نیستند. بلکه به یکدیگر وابستگی متقابل دارند و تقویت کننده یکدیگرند. سرمایه اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در شکل­ گیری سرمایه انسانی دارد و همچنین عکس این مسئله نیز صادق است. برای نمونه، یک مدیر ممکن است تصمیم بگیرد تا برای خرید فناوری جدید سرمایه ­گذاری کنند(سرمایه فیزیکی) او ممکن است یک دوره آموزشی برای پرسنل خود فراهم کند(سرمایه انسانی) یا ممکن است با یک اردوی خارج از محل کار، روحیه کارگروهی را در آن­ها تقویت کند (سرمایه اجتماعی) (نازک تبار و ویسی، ۱۳۸۷: ۶).
۲-۲-۸ سرمایه اجتماعی و سطوح تحلیل آن
یکی از نکات با اهمیّت در تعریف سرمایه اجتماعی، مشخص کردن سطح تحلیل سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی را می­توان در دوسطح سرمایه اجتماعی فردی و سرمایه اجتماعی جمعی، در نظر گرفت. برای اندازه ­گیری سرمایه اجتماعی فردی، واحد سنجش فرد است و واحد تحلیل هم فرد است. در اندازه ­گیری سرمایه اجتماعی جمعی، واحد سنجش فرد است، اما واحد تحلیل گروه­ ها، اجتماعات، جوامع و یا کشورها هستند(اصغر­پور ماسوله، ۱۳۸۵).
به منظورتوصیف فضای مفهومی سرمایه اجتماعی، می­بایست ضمن تعریف این مفهوم،آن را از لحاظ گونه­ های سطوح، ابعاد و ویژگی­های کلید آن مورد بررسی قرار داد. بیش­تر محققین سرمایه اجتماعی، آن را در سه سطح خرد، میانی و کلان تقسم کرده ­اند.
سطح خرد: در این سطح تعریف سرمایه اجتماعی، بر روابط فردی و شبکه ­های ارتباطی بین افراد، هنجارها و ارزش­های غیررسمی حاکم بر آن تأکید می­گردد. در این سطح منافعی مورد نظر است که فرد به سبب عضویت در گروه و بهره ­برداری از سرمایه اجتماعی به دست می ­آورد.
سطح میانی: این نوع سرمایه اجتماعی، به سرمایه اجتماعی رابط نیز معروف است و شامل پیوندها و روابط عمودی است که بین سازمان­ها و گروه­ ها وجود دارد. این مؤلفه برای اولین بار توسط کلمن مطرح شد. تعریف وی از سرمایه اجتماعی، به طور ضمنی روابط حاکم در درون ساختار، گروه­ ها و روابط بین افراد هم تراز را در بر می­گیرد. او مفهوم سرمایه اجتماعی را به گونه ­ای گسترش می­دهد که علاوه بر پیوندهای افقی، شامل پیوندهای عمودی نیز می­ شود و روابط میان گروه­ ها را نیز شامل می­ شود.
سطح کلان: فراگیرترین سطح سرمایه اجتماعی، سطح کلان است که شامل رسمی­ترین روابط و ساختارهای نهادی است. این سطح از سرمایه اجتماعی به محیط سیاسی و اجتماعی می ­پردازد که به ساختارهای اجتماعی شکل می­دهد. رژیم سیاسی، سلطه قانون، نظام قضایی و آزادی­های سیاسی و مدنی، نهادهایی است که از طریق آن­ها سرمایه اجتماعی کلان شکل می­گیرد. در سطح کلان تعداد زیادی از گروه ­های داوطلبانه بر مبنای روابط افقی و اعتماد وجود دارد که سرمایه اجتماعی را تولید می­ کنند و همه اعضای جامعه از آن بهره­مند می­شوند. از آن جا که نمی­ توان واقعیت­های مجود در جامعه را فقط در یک سطح در نظر گرفت، لذا می­توان گفت که تحلیل در یک سطح، به طور اجتناب­ناپذیر وابسته به دو سطح دیگر خواهد بود.
به طور کلی می­توان گفت ادغام سطوح مختلف سرمایه اجتماعی می ­تواند تأثیرات نیرومندی در سطح جامعه داشته باشد. نهادهای سطح کلان می­توانند یک محیط توانمندی را برای توسعه نهادهای سطح خرد فراهم کنند و انجمن­های محلی نیز به حفظ مؤسسات ملی و منطقه­ای کمک می­ کنند که در نهایت باعث افزایش موجودی سرمایه اجتماعی در جامعه خواهد شد(قاسمی و کاظمی، ۱۳۸۸: ۹-۱۰).
۲-۲-۹ ابعاد سرمایه اجتماعی
در تحقیقات گوناگون برای سرمایه اجتماعی، ابعاد گوناگونی مورد توجه قرار گرفته است. « گروتارت و دیگران[۶۷]» (۲۰۰۴ و ۲۰۰۵) شش بُعد را برای سرمایه اجتماعی بیان کرده ­اند: ۱) گروه­ ها و شبکه­ ها ۲) اعتماد و انسجام ۳) کنش جمعی و تعاون ۴) ارتباطات و اطلاعات ۵) پیوند اجتماعی و شمول ۶) تقویت واکنش سیاسی. «وولکاک دو ناریان[۶۸]» (۲۰۰۰) و «جنیفر پرس[۶۹]» (۲۰۰۳) سرمایه اجتماعی را در دو بُعد درون گروهی، (پیوند دهنده) و پیوندهای برون گروهی ( متصل کننده) سنجیده­اند. ویژگی اصلی سرمایه اجتماعی گروهی، وجود پیوندهای قوی (چسب­های اجتماعی) در بین اعضای مثلا̋ یک خانواده یا یک گروه قومی است و ویژگی اصلی سرمایه اجتماعی قوی است(شارع­پور، ۱۳۸۵). «هافمن و دیگران[۷۰]» (۲۰۰۵) نیز با بررسی پیشینه سرمایه اجتماعی آن را به پنج بُعد: ۱) کانالهای اطلاعاتی ۲ هنجارهای اجتماعی ۳) هویت ۴) وظایف و انتظارات و ۵) ساختار اخلاقی تقسیم می­ کنند.
پاملاپاکسون[۷۱]، برای سرمایه اجتماعی دوبعد قائل می­ شود: پیوندهای عینی و پیوندهای ذهنی.
۱-پیوندهای عینی: منظور از این نوع سرمایه اجتماعی، پیوندهای عینی میان افراد و ساختار شبکه­ ای عینی است که افراد را به یکدیگر پیوند می­دهد. این بعد، ارتباط افراد را درفضای اجتماعی نشان می­دهد.
۲-پیوندهای ذهنی: پیوندهای ذهنی به مفهوم خاص آن به معنای متقابل، اعتمادزا و دربرگیرنده احساسات مثبت است (پاکستون، ۲۰۰۲: ۲۵۷).
در هر صورت، سرمایه اجتماعی در هریک از سطوح خرد، میانه و کلان، اثر خود را بر توسعه به عنوان کنش میان دو نوع سرمایه اجتماعی مشخص اعمال می­ کند:سرمایه اجتماعی ساختاری و سرمایه اجتماعی شناختی
بعد ساختار به جنبه­ای قابل رؤیت و عینی­تر سرمایه اجتماعی اطلاق می­ شود؛ مانند شبکه­ ها، تشکل­ها، نمادها، قوانین و تشکیلات شکل گرفته توسط آن­ها. سرمایه اجتماعی ساختاری بیش­تر با شبکه­ ها در ارتباط است که از طریق آن­ها همکاری، به خصوص فعالیت­های جمعی دارای منافع متقابل شکل می­گیرد. گروه ­های ورزشی و گردهمایی با همسالان مثال­های سرمایه اجتماعی ساختاری هستند.
بعد شناختی که گاهی از آن با عنوان سرمایه اجتماعی ذهنی یاد می­ شود به ارزش­ها، اعتماد، گرایش­ها و عقاید مشترک ناظر است و به همین دلیل بیش­تر امری ذهنی و نامحسوس است(میشل و بوسرت[۷۲]، ۲۰۰۷).
۲-۲-۱۰ گونه­ های سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی برحسب نوع گروهی که در آن سرمایه اجتماعی پدید می ­آید به دو گونه تقسیم می­ شود:
۱-سرمایه اجتماعی درون گروهی: در این گونه از سرمایه اجتماعی اشاره به روابطی مبتنی بر اعتماد و همکاری میان اعضای یک گروه دارد و سایر گروه­ ها برای این گروه غریبه می­شوند و منافع حاصله از سرمایه اجتماعی فقط توسط اعضای گروه مورد بهره ­برداری قرار می­گیرد.
۲-سرمایه اجتماعی برون­گروهی: این گونه از سرمایه اجتماعی روابط مبتنی بر اعتماد گروه­ ها با یکدیگر(گروه با غریبه­ها) اشاره دارد. ولکاک علاوه بر دو نوع مذکور، گونه­ دیگری به سرمایه اجتماعی اضافه می­ کند.
۳-سرمایه اجتماعی اتصالی: که مبین همبستگی بین افراد غیرهمانند در موقعیت­های متفاوت را نشان می­دهد(ولکاک، ۲۰۰۱: ۱۴-۱۳).
۲-۲-۱۱ مزایای سرمایه اجتماعی
بنابر عقیده لینا و وان بورن[۷۳]، سرمایه اجتماعی از چهار طریق منجر به پیامدهای سودمند می­گردد:
۱-سرمایه اجتماعی به منزله­ یک مجوز برای تعهد فردی: وقتی سرمایه اجتماعی در یک جامعه یا سازمان، بالاست افراد برای صرف­نظر کردن از منافع فردی کوتاه مدت خود به نفع منافع و هدف­های بلند مدت مبنا و دلیل عقلایی دارند. اگر افراد معتقد باشند که تلاش­هایشان برای موفقیت کل جامعه یا سازمان، ضروری است؛ احتمال بیش­تری وجود دارد که به انجام کارهایی بپردازند که از نظر جامعه یا سازمان مفید است و احتمال انجام اعمالی که تنها منافع فردی آن­ها را برآورده می­سازد، کاهش می­یابد.
۲-سرمایه اجتماعی به منزله­ تسهیل کننده ایجاد یک سازمان کاری انعطاف­پذیر: سرمایه اجتماعی می ­تواند به ایجاد انعطاف­پذیری در انجام کارها به جای سختی و عدم انعطاف، کمک نماید. سرمایه اجتماعی سازمانی با تأکید بر هویت و عمل جمعی و اتکاء بر اعتماد ایجاد می­ شود و به جای نظارت رسمی و مشوق­های اقتصادی؛ قابلیت انطباق و اثربخشی وظایف کاری انعطاف­پذیر در کنار عملکرد بالا را تسهیل می­نماید.
۳-سرمایه اجتماعی به منزله­ ابزار اداره عمل جمعی: سرمایه اجتماعی می ­تواند به انجام وظایف به صورت جمعی، کمک شایانی نماید؛ زیرا به عنوان یک عامل جایگزین برای قرادادها، مشوق­ها و مکانیزم­ های نظارت رسمی که در سیستم­هایی با سرمایه اجتماعی کم یا بدون سرمایه اجتماعی ضروری هستند، عمل می­نماید. در زبان اقتصاددانان، سرمایه اجتماعی هزینه­ های مبادله را کاهش می­دهد و در زبان رفتار سازمانی می ­تواند به عنوان جایگزینی برای رهبری عمل نماید.
۴-سرمایه اجتماعی به منزله­ی تسهیل­کننده ایجاد سرمایه مفهومی: ناهاپیت و گوشال شرح داده­اند که چگونه اشکال مختلف سرمایه اجتماعی، می­توانند ایجاد سرمایه مفهومی درون جامعه یا سازمان را به وسیله ارائه یک محیط سازنده برای ترکیب و مبادله اطلاعات و دانش، تسهیل نمایند. بر طبق نظر ناهاپیت و گوشال این امر به چندین طریق اتفاق می­افتد؛ مثلاً سرمایه اجتماعی می ­تواند ابزاری برای دستیابی و توزیع اطلاعات ارائه نماید که اغلب نسبت به مکانیزم­ های رسمی کاراکتر بوده و هزینه کمتری دارد. زبان، استعاره­ها و دیدگاه­ های مشترک که اغلب در سازمان­هایی با سرمایه اجتماعی بالا یافت می­شوند، می­توانند از جمله راه­های مؤثر و کارایی انتقال دانش و افزایش سرمایه مفهومی سازمان باشند. از دیدگاه آدلر و وان[۷۴]، اولین مزیت مستقیم سرمایه اجتماعی، توزیع اطلاعات است. سرمایه اجتماعی دسترسی به منافع و وسیع­تر اطلاعات را تسهیل نموده و کیفیت، مربوط بودن، مناسبت و به جا بودن اطلاعات بهبود می­بخشد. این دو محقق، ایجاد راه­های نفوذ و کنترل و قدرت به منزله دومین مزیت سرمایه اجتماعی در نظر می­گیرند. همچنین بیان می­دارند که انسجام، سومین مزیت سرمایه اجتماعی است. از نظر این دو محقق، هنجارها و اعتقادات اجتماعی قوی که با درجه بالایی از همبستگی شبکه اجتماعی همراه است، اطاعت از قوانین مرکزی را تشویق نموده و نیاز به کنترل­های رسمی را کاهش می­دهد(درانی و رشیدی،۱۳۸۷: ۴).
۲-۲-۱۲ جنبه­ های منفی سرمایه اجتماعی
وجوه منفی سرمایه اجتماعی از دو جنبه بررسی می­گردد؛ یکی تأثیر سرمایه اجتماعی در تقویت نابرابری(زیرا فواید سرمایه اجتماعی به شکل نابرابر توزیع شده است، و افراد دارای اتصالات بیشتر از مزایای آن بیشتر بهره می­گیرند) و دیگری نقش سرمایه اجتماعی در حمایت از رفتارهای ضد اجتماعی است( مانند همبستگی اجتماعی میان گروه ­های مخرب، حال چه این مخرب بودن ویژگی و هدف آگاهانه آنها باشد و چه محصول جانبی و ناخواسته آنها). در میان متفکرین، برای مثال پاتنام می­گوید که سرمایه اجتماعی بی­ضرر است و تنها مقداری هزینه دارد. فوکویاما سرمایه اجتماعی را خیر عمومی هم برای اقتصاد و هم برای کل جامعه می­داند و تنها بعدها از اثرات منفی آن یاد می­ کند. پاتنام نه تنها از اثرات منفی سرمایه اجتماعی بلکه از اثرات منفی سرمایه فیزیکی و همچنین سرمایه انسانی یاد می­ کند و به ترتیب اسلحه و شکنجه را مثال می­زند که البته احتمال اثرات منفی تولید شده توسط سرمایه اجتماعی را بیش از سرمایه فیزیکی و انسانی برآورد می­ کند. اعتماد نقش مهمی را در مفهوم فوکویا ما از سرمایه اجتماعی بازی می­ کند و او نتایج منفی سرمایه اجتماعی را با بهره گرفتن از ایده« شعاع محور اعتماد» تشریح می­نماید. هرچه شعاع اعتماد محدود به اعضای خود گروه باشد، احتمال بروز اثرات منفی بیشتر می­ شود(فوکویاما به نقل از فیلد، ۱۳۸۶: ۱۲۳). بوردیو و کلمن نیز درباره وجوه منفی سرمایه اجتماعی مطلع بوده ­اند اما در کل همه آنها به اندازه کافی به این وجوه منفی نپرداخته­اند.
به طور کلی و مختصر جنبه­ های منفی سرمایه اجتماعی شامل موارد ذیل است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-09-06] [ 01:09:00 ق.ظ ]




(الف)

(ب)

شکل (‏۱‑۱۲) شبکه فضای k و ناحیه بریلوین نانولوله کربنی از نوع (الف) زیگزاگ (۳،۰) و (ب) مبلی (۳،۳) [۱].
در شکل (‏۱‑۱۲) اولین ناحیه بریلوین و شبکه فضای k نشان داده شده است. خط­های موازی، زیرباندها را نشان می­ دهند که به فاصله از یک­دیگر قرار گرفته­اند و دارای طولی به­اندازه هستند.
برای به­دست آوردن معادله­های پاشندگی، شرایط مرزی متناوب در جهت محیط نانولوله کربنی به­شکل زیر اعمال می­ شود:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

(‏۱‑۱۵) 
که ضریب جهتِ[۲۱] زیر­باند است [۱].

نانولوله کربنی زیگزاگ

این نوع نانولوله کربنی می ­تواند هم فلز و هم نیمه­رسانا باشد. ناحیه­ی بریلوین نقطه k را قطع می­ کند و تنها زمانی­که  باشد (q عدد صحیح است) فلز خواهد بود. در غیر این­صورت شکاف باندی[۲۲] را خواهد داشت که به­ طور معکوس متناسب با قطرش است. برای این نوع نانولوله کربنی معادله (‏۱‑۱۵) به­شکل زیر نوشته می­ شود:
(‏۱‑۱۶)
که در آن  است، با قرار دادن معادله (‏۱‑۱۶) در (‏۱‑۷) و جاگذاری ky با kz به­عنوان جهت محور به­رابطه پاشندگی زیر خواهیم رسید:
(‏۱‑۱۷)
رابطه (‏۱‑۱۷) درشکل (‏۱‑۱۳-الف) برای نانولوله کربنی از نوع زیگزاگ (۳،۰) با ماهیت فلزی در طول اولین ناحیه­ی بریلوین رسم شده است. دو تا از زیر­باندها انرژی فرمی را در  Γقطع می­ کنند. با مقایسه شکل (‏۱‑۱۲-الف) با شکل (‏۱‑۱۳-الف) مشاهده می­کنیم که زیر­باندهای متناظر، لبه­ی ساختار شش­گوشه را در نقاط مشخص­شده در شکل (‏۱‑۱۲) قطع می­ کنند [۱].

نانولوله کربنی مبلی

نانولوله کربنی ِمبلی از نوع فلز است، زیرا ناحیه­ی بریلوین یک بعدی آن همیشه نقاطk را قطع می­ کند. با بهره گرفتن از (‏۱‑۱۵) شرایط مرزی تعیین می­ شود که بردار موجِ محیطیِ مجاز را تعیین می­ کند:
(‏۱‑۱۸)
برای  با جاگذاری kx از معادله (‏۱‑۱۸) در معادله (‏۱‑۷) و جاگذاری ky با kz به­رابطه پاشندگی نوع مبلی خواهیم رسید:
(‏۱‑۱۹)
در حالی­که kz در جهت k2 است و تناوبی به­اندازه  دارد. در شکل (‏۱‑۱۳-ب) رابطه پاشندگی از نوع مبلی رسم شده است [۱].
نانولوله­های کربنی که در دو دسته گفته شده در بالا نباشند، از نوع کایرال،  ، هستند.

(الف)

(ب)

شکل (‏۱‑۱۳) دیاگرام پاشندگی الکترونی نانولوله کربنی از نوع (الف) زیگزاگ (۳،۰) و (ب) مبلی (۳،۳). ناحیه سایه­خورده زیرِ انرژی فرمی، ناحیه باند ظرفیت است [۱].

مباحث فیزیکی

ناحیه­ی بریلوین

در انتشار هر گونه حرکت موجی از میان شبکه کریستالی، بسامد، تابعی متناوب از بردار موج است. این تابع ممکن است به­ دلیل چند مقداره بودن پیچیده باشد، به­منظور ساده­سازی رفتارِ حرکت موج در کریستال، یک ناحیه در فضای تعریف می­ شود که ناحیه متناوب پایه را تشکیل می­دهد. بسامد یا انرژی برای یک بردار موج خارج از این ناحیه ممکن است توسط یکی از بردارهای که در داخل این ناحیه است، تعیین شود. این ناحیه را ناحیه­ی بریلوین گویند. معمولا توجه­ها به­بردارهای در داخل این ناحیه متمرکز می­ شود. ناپیوستگی تنها در روی مرزها رخ می­دهد. به­ طور خلاصه، هر بردار موج در خارج از این ناحیه برابر با برخی بردارهای داخل این ناحیه است [۳-۲].

حالت بلاخ

یک موج بلاخ (حالت بلاخ، تابع بلاخ و یا تابع موجِ بلاخ نیز گفته می­ شود) که به­خاطر فیزیکدان سوییسی به­نام فلیکس بلاخ[۲۳] به­این نام شناخته شده است، یک نوع تابع موج برای ذره­ای است که در یک محیط متناوب باشد، معمولا برای الکترون­ها در کریستال کاربرد دارد. یک تابع موجΨ یک موج بلاخ است اگر به­ صورت زیر باشد:
(‏۱‑۲۰)
که موقعیت، Ψ موج بلاخ، u یک تابع متناوب با تناوب مشابه با کریستال است، یک عدد حقیقی است که بردارموج کریستال نامیده می­ شود، عدد اولر[۲۴] نامیده می­ شود وj واحد موهومی است.
به­عبارت دیگر اگر یک موج صفحه­ای را در یک تابع متناوب ضرب کنید موج بلاخ حاصل می­ شود [۴].

نوسان­های بلاخ

زمانی­که الکترون­ها در زنجیره­ی یک بعدی و خطی از اتم­های مورد اعمال میدان الکتریکی ثابت خارجی قرار می­گیرند، شاهد نوسان­های بلاخ خواهیم بود. الکترون­ها در انواع مختلف نانولوله­های کربنی، نوسان­هایی با بسامد زاویه­ای بلاخ متناسب با میدان الکتریکی ثابت اعمالی در طول محور نانولوله کربنی نشان می­ دهند [۵].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ق.ظ ]




این پژوهش درموردسلامت روان و ویژگیهای شخصیتی دختران وپسران مجردانجام شدپیشنهادمی شودکه پژوهش های بعدی درموردزنان ومردانی که دراوایل زندگی مشترک خودبسرمی برنداستفاده شود.
منابع و مأخذ
۱-آزاد حسین.(۱۳۷۵).آسیب شناسی روانی.تهران.انتشارات بعثت.
۲- اتکینسون ،ریچارد اس،اتکینسون،ریتال،هیلگارد ارنست ن،(۱۳۸۲).زمینه روانشناسی.(ترجمه محمدتقی براهنی….ودیگران)؛تهران:رشد.
۳-بنادرخشان،همایون.(۶۱)کلیدسلامت روانی.نشریه :موفقیت
۴-حسینی،ابوالقاسم.(۱۳۷۱).اصول بهداشت روانی.مشهد:انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد.
۵-دلاور،علی.(۱۳۸۱).احتمالات وآمارکاربردی در روانشناسی وعلوم تربیتی .تهران:رشد.
۶-ستوده،هدایت الله.(۱۳۸۱).آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات)(ویرایش ۲).تهران :آوای نور.
۷-سیف ،علی اکبر.(۱۳۸۲).روش تهیه پژوهشنامه در روانشناسی وعلوم تربیتی .تهران :نشردوران.
۸-شعائری نژاد،علی اکبر.(۱۳۷۴).روان شناسی رشد(ویرایش؟).تهران .اطلاعات
۹- شولتس،دو آن.(۱۳۶۹).روانشناسی کمال- الگوهای شخصیت(ترجمه گیتی خوشدل).تهران:نشرنو.
۱۰-شاملو،سعید.(۱۳۸۳).بهداشت روانی(ویرایش ۲).تهران:رشد.
۱۱-صادقی ،منصوره السادات ،مظاهری،محمدعلی.(۱۳۸۴).اثر روزه داری برسلامت روان.مجله روانشناسی ،ش ۶،ص ۲۹۲ .
۱۲-کریمی،یوسف.(۱۳۷۹).روانشناسی شخصیت .تهران:موسسه نشرویرایش.
۱۳-گروه مطالعات روانشناختی (۱۳۷۶).به نقل ازگلدبرگ(۱۹۷۲)وهیلر(۱۹۷۹).
۱۴- گروسی،محمد.(؟).ارزیابی شخصیت .انتشارات ،
۱۵-میلانی فر،بهروز.(۱۳۷۳).بهداشت روانی .انتشارات رشد.
۱۶-مهرابی،نادر.(۱۳۸۳).بررسی میزان سلامت روانی وتنیدگی درمعتادان،قاچاقچیان موادمخدروافرادعادی،مجله روانشناسی،ش ۲،ص۱۷۳.
۱۷-محی الدین ،ملک.(۱۳۸۲).بررسی نقش ویژگیهای شخصیتی(درونگرایی ،برونگرایی،هیجان طلبی)دروابستگی به نیکوتین .پایان نامه کارشناسی.
۱۸-هاشم زاده،ایرج،اورنگی،مریم،وبهره دار،محمدجعفر.(۱۳۷۸).بررسی میزان استرس شغلی ورابطه آن باسلامت روان درکارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز،چهارمین گنگره سراسری استرس بیمارستان حافظ شیراز.
۱۹-یوسفی،فائق،ویوسفی ،محمدحسین.(۱۳۷۸).بررسی سلامت روانی دانش آموزان دبیرستان شهرسنندج وعوامل مرتبط باآن .دانشگاه علوم پزشکی کردستان.
پرسشنامه تست شخصیتی فارسی NEO(کامل) پیوست الف
۱- من آدم نگرانی نیستم.
۲- من بیشترافرادی راکه می شناسم واقعاًدوست دارم.
۳-من قدرت تخیل وتصورخیلی زنده وفعالی دارم.
۴- من معمولاًدرموردقصدونیت دیگران بدبین وبدگمان هستم.
۵- من به محتاط بودن وداشتن عقل سلیم مشهورم.
۶- من اغلب ازنحوه برخورددیگران باخود عصبانی می شود.
۷- من معمولاًازجمعیتهای بزرگ وشلوغ دوری وپرهیزمی کنم.
۸- مسائل ومطالب مربوط به هنروزیبایی شناسی برای من چندان اهمیت ندارند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۹- من آدم حیله گرومکاری نیستم.
۱۰- من ترجیح می دهم که باذهن بازبه استقبال اتفاقات آینده بروم تااین که برای هرکاری طرح ونقشه قبلی داشته باشم.
۱۱- من به ندرت احساس تنهایی وغمگینی می کنم.
۱۲- من آدمی مسلط،قوی وقاطعی هستم.
۱۳-بدون هیجانات قوی،زندگی برای من چیز جالبی نخواهدبود.
۱۴-بعضی ازمردم مراآدمی خودخواه وخودمحوری میدانند.
۱۵- من سعی می کنم تاوظایف محوله به خودراباصداقت ودرستی انجام دهم.
۱۶- من درمعامله بامردم همیشه ازاین می ترسم که نکندمرتکب اشتباه بزرگی شوم.
۱۷- من درموقع کاریاتفریح ،عجله وشتاب به خرج نمی دهم.
۱۸-من درکارهای خودازروش نسبتاًثابت وجاافتاده ای پیروی می کنم.
۱۹- من ترجیح می دهم بادیگران همکاری کنم تاباآنهابه رقابت بپردازم.
۲۰- من آدم راحا طلب وتنبلی هستم.
۲۱- من به ندرت درکارزیاده روی می کنم.
۲۲- من اغلب تشنه هیجان وتحریک هستم.
۲۳-من اغلب ازبازی کردن بانظریه هاوافکارانتزاعی لذت می برم.
۲۴- من ازلاف زدن درباره استعدادها وموفقیت های خودبدم نمی آید.
۲۵- من بخوبی می توانم وقت وفعالیت خودراطوری تنظیم کنم که کارهای محوله به موقع تمام شود.
۲۶- من اغلب احساس درماندگی وناتوانی می کنم ومیل دارم شخص دیگری مسایلم راحل کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ق.ظ ]




    • §§

spihr i axtarān 
(تنجیم: تقسیمات آسمان)
* سپهرِ اختران: فلک البروج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: «سپهر اختران» همان «سپهر ستارگان آمیزنده» است. این ترکیب اصطلاحی تنجیمی است که دقیقاً معادل با «فلک البروج» بوده و در نتیجه به «دایرهالبروج» و «منطقهالبروج» نیز اشاره دارد. معادل هندی آن tārā-maṇḍala- است که لفظاً به معنی «دایرۀ ستارگان» و عملاً به معنی «فلک البروج» و «دایرهالبروج» می‌باشد (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۴۴۴). از همین ترکیب میتوان به این نکته پی برد که ترکیب «ستارگان آمیزنده» و «اختران» به بروج فلکی اشاره دارد که سیارات در آنها حرکت کرده و در آنجاست که طبع سیارات با طبع ستارگان ترکیب شده و باعث تمزیج طبایع می‌شود. (برای توضیحات رک. pāyag و gumēzišn)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ریشه شناسی: (رک. spihr و axtar)

    • §§

spihr ī azabar spihr 
(تنجیم: تقسیمات آسمان)
* سپهر ناآمیزنده: سپهرِ زبر سپهر، فلک الافلاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: ترکیب پهلوی «سپهر زبر سپهر»، اصطلاحی تنجیمی است که دقیقاً معادل با «فلک الافلاک» بوده و در نتیجه به طبقات مینوی آسمان، که جایگاه ایزدان و ویژگان است، اشاره دارد. (رک. pāyag ، gumēzišn)
ریشه شناسی: (رک. spihr)

    • §§

spihr i gumēzišnīg 
(تنجیم: تقسیمات آسمان)
* سپهر آمیزنده: فلک البروج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: (رک. pāyag ، gumēzišn)
ریشه شناسی: (رک. spihr و gumēzišn)

    • §§

Spur [sp̄wl | Paz. spur | M, P ˀspwr]
(منازل قمر)
* اسپور، به معنی «پر، کاملاً روشن»: خانه چهاردهم ماه. از ۲۳ درجه و ۲۰ دقیقه برج خوشه تا ۶ درجه و ۴۰ دقیقه از برج ترازو.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد و خوانش: نام این منزل قمر یکبار در بندهشن (۲: ۲) و یکبار نیز در دینکرد سوم (ص۴۰۴: س۲) آمده است. املاهای مختلف این واژه در نسخ مختلف بندهشن به شرح زیر است: در نسخه هایTD1, TD2, DH, M51 با املای پهلوی (sp̄wl)، و در نسخه های K20, K20b با املای پازند (spur)، (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۵پ۴۳)؛ و در دینکرد نسخه مدن (۱۹۱۱: ۴۰۴)، با املای پازند (stl) که آشکارا اشتباه املایی است برای (sp̄wl) و بهمین خاطر است که دومناش (۱۹۷۲: ۳۷۶) آنرا به صورت (Spur) خوانده است. کلیه پژوهشگران از جمله، هنینگ (۱۹۴۲: ۲۴۴)، بهار (۱۳۷۵: ۵۹) و پاکزاد (۲۰۰۵: ۳۵) این واژه را به صورت Spur خوانده‌اند. در این میان یوستی (۱۸۶۸: ۱۲۷) با آنکه این واژه را به صورت spur خوانده است، احتمال داده است که این واژه در اصل Sapor و به معنی «ذائقه؟» بوده است. انکلساریا (۱۹۵۶: ۳۱) آنرا به صورت Spôr ثبت کرده است.
توضیحات: در بندهشن، منزل قمری «سپور»، خانه چهاردهم ماه است که معادل آن در هندی Citrā́ به معنی «کاملاً روشن، تابناک» نام دارد که با معنی نام پهلوی این منزل یعنی Spurr مطابقت دارد. این منزل در قسمت پایانی برج خوشه قرار دارد و معادل عربی آن «سماک اعزل» به معنی «بی سلاح» است. ستارۀ شاخص این منزل در لاتین Spica (α سنبله) نام دارد که مطابق بهار (۱۳۷۵: ۵۸)، ستاره چهاردهم از برج سنبله در نزد اعراب است.
ریشه شناسی: واژۀ spurr و əspurr صورتهای دیگر uspurr و uspurrīk می‌باشند که از ترکیب *us-pṛna- از ریشه purr- ساخته شده اند (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۷۸): ایرانی آغازین: *us-pṛna- (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۷۸)؛ سانسکریت: sphāra-, sphirá- «بزرگ، بلند، متراکم، گسترده، کامل، زیاد» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۱۲۷۰)؛ ut-pr̠̣̄- «پر کردن» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۱۸۱)؛ اوستایی: این واژه مرکب است از: (us-) + pərəna- «پر» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۹۹)؛ فارسی باستان: مشتق از paru- «بسیار» (کنت، ۱۹۵۳: ۱۹۶)؛ فارسی میانه: spul (مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۱۹۷)؛ spur (بهار، ۱۳۴۵: ۴۱۲)؛ spurr [spwl] «پر» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۷۸)؛ Spur «منزل قمری چهاردهم» (بهزادی، ۱۳۶۸: ۵؛ یوستی، ۱۸۶۸: ۱۲۷؛ هنینگ، ۱۹۴۲: ۲۴۴؛ بهار، ۱۳۷۵: ۵۹؛ پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۵)؛ Spôr (انکلساریا، ۱۹۵۶: ۳۱)؛ فارسی میانه ترفانی و پهلوی اشکانی ترفانی: ispurr [ˀspwr] «پر، کامل» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۷۸؛ دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۸۷؛ بویس، ۱۹۷۷: ۲۲)؛ پازند: spur (هوبشمان، ۱۸۹۵: ۷۳؛ دوبلوا، ۲۰۰۶: ۱۳۹؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۶۴)؛ فارسی نو: پر؛ انگلیسی: full .

    • §§

Srū [slwb’ | Paz. srob, sroi | Av. srū-, sruuā- | N surū(y)]
(منازل قمر)
* سرو، به معنی «چنگال»: خانه شانزدهم ماه. از ۲۰ درجه میزان تا ۳ درجه و ۲۰ دقیقه عقرب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد و خوانش: نام این منزل قمر تنها یکبار در بندهشن (۲: ۲) آمده است. املاهای مختلف این واژه در نسخ بندهشن به صورت پازند و به شرح زیر است: در TD1 با املای (sroi)، در TD2, DH با املای (srōi)، در K20 با املای (srōb)، و در K20b, M51 با املای (srob)، (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۶پ۴۵). این واژه را هنینگ (۱۹۴۲: ۲۴۶) به صورت (srūy)؛ بهار (۱۳۷۵: ۶۰) و بهزادی (۱۳۶۸: ۵) به صورت (srū)؛ و انکلساریا (۱۹۵۶: ۳۱) به صورت Sroi خوانده‌اند. یوستی (۱۸۶۸: ۱۲۷)، به اشتباه این واژه را به صورت srōb و به معنی «سُرب» گرفته است.
توضیحات: در بندهشن، منزل قمری «سروی»، خانه شانزدهم ماه است و در قسمت پایانی برج میزان قرار دارد . معادل آن در هندی Víṡākhā́ به معنی «دو شاخه، چنگال دار» نام دارد که با معنی نام پهلوی این منزل یعنی Srū «چنگال» و معادل عربی آن «زبانا» به معنی «دوشاخ» مطابقت دارد. دو ستارۀ شاخص این منزل در لاتین Zubenelgenubi (α میزان) و Zubeneschamali (β میزان) نام دارند که مطابق بهار (۱۳۷۵: ۵۸)، در نزد اعراب، ستارگان اول و سوم از برج میزان می‌باشند. مطابق التفهیم (بیرونی، ۱۳۵۲: ۱۱۱)، «منزل شانزدهم، زبانی ای دوسروی کژدم، و دو ستاره‌اند از کفه ترازو بر پهنای نهاده، یک از دیگر دوری چند نیزه دارند».
ریشه شناسی: سانسکریت: ṡru- «شاخه شاخه شدن، دو قسمت شدن» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۱۱۰۲)؛ ṡṛṅga- «شاخ» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۱۰۸۷)؛ اوستایی: srū-, srvā- «چنگال، شاخ» (رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۷۱)؛ فارسی میانه: srōy [Paz. sroii] «خانه شانزدهم قمر» (بهار، ۱۳۴۵: ۴۰۵)؛ sruy یا srū «چنگال و شاخ» (بهار، ۱۳۷۵: ۶۰)؛ srū [slwb’] «سرو، شاخ، ناخن، چنگال» (مکنزی، ۱۳۷۳: ۱۳۸)؛ srū (مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۶۵۳)؛ sruv [slwb’] «شاخ» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۷۹)؛ پازند: srōi, sroi, srob, srōb (بندهشن، ۲: ۲)؛ فارسی نو: سرو [surū]، سروی [surūy] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۷۹)؛ انگلیسی: claw ؛ معادل عربی: زبانا، زبانی.

  • §§
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ق.ظ ]




  • مقربین : مثل ابوذر غفاری
  • دوستان : مثل عموم مسلمین
  • منافقان : بسیاری از کسانی که پس از رحلت ایشان جریان اسلام ناب را به انحراف کشیدند من جمله معاویه بن ابی سفیان

ب – ۲ – ۲ )غیر مسلمانان
۱) غافلان : این دسته افرادی بودند که نوای اسلام به گوششان خورده بود اما از ارزش آن غافل بودند وآن را نپذیرفته بودند.
۲) دشمنان : مانند بسیاری از مشرکان مکه و برخی قبایل اهل کتاب
۳) جهال : اشخاصی که نوای اسلام در دوره حیات مبارک ایشان به آنها نرسید.
۴)منافقان :مانند بسیاری از اهالی ذمه که تحت لوای حکومت اسلامی زندگی می کردند ولی به خیانت دست می زدند.
۵)بی طرفان :برخی از قبایل بادیه نشین غیر مسلمان که ایشان در طول حیات مبارک خود با آنها تعامل نداشتند وآنها نیز نقش چندانی در تحولات آن عصر نداشتند.
اما آنچه که مهم است این که اکنون ما بابررسی تعامل این افراد با پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم چه بهره ای باید ببریم؟ آیا ما نیز باید مثل عرب بیابانگردی باشیم که بی مهابا وارد مجلس ایشان می شود وفریاد می زند ای محمد(صلی الله علیه وآله وسلم ) عدالت داشته باش.« تبیان نقش مؤسسه ‏هاى اسلامى در رشد وپیشرفت اجتماعى »با ولی امر برخورد داشته باشیم؟ یا مثل دسته ای از یاران ایشان در جنگ حنین ! در این باره در تاریخ آمده است :
ب – ۲ - ۱ -۴ ) «در جنگ حنین و جنگ طائف، پس از آنکه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله غنایم جنگی را میان قریش و قبایل عرب تقسیم کرد و انصار از غنیمت بی‏بهره ماندند، عده‏ای اعتراض کردند: «لم ارک عَدَلْتَ» عدالت را مراعات نکردی. پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله غضبناک شد و فرمود:
«ویحک اذا لم یکن العدل عندی فعند من یکون!؟»
اگر عدل نزد من نیست پس نزد کیست؟
زمانی که سروصداها بالا گرفت و حتی شاعران در مورد آن شعر سرودند، به فرمان رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله انصار در گوشه‏ای گرد آمدند و حضرت برای آنها مطالب ارزنده‏ای را بیان کرد و سپس فرمود:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«الا ترضون یا معشر الانصار ان یذهب الناس بالشاه و البعیر و ترجعوا برسول الله الی رحالکم؟»
نمی‏خواهید این مردم گوسفند و شتر با خود ببرند(و با آن دلخوش باشند) و شما رسول الله را با خود ببرید؟
کنایه از اینکه اعطاء غنایم به قبایل عرب برای تألیف قلوب آنها به اسلام بوده است و براساس اصل مصلحت انجام گرفته است. در این حادثه به اندازه‏ای انصار از پاسخگویی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خشنود شده و متأثر گشتند که گونه‏های آنان از اشک پر شد. »( ابن هشام، ۱۹۷۶،ج۴،۱۳۷تا۱۴۳ )
ملاحظه می کنید این گونه افراد که در دسته دوستان حضرت قرار می گیرند که بر سر بهره ای کوچک از مال دنیا از ایشان انتقاد می کنند و زبان اعتراض می گشایند.
اما دسته ای از به ظاهر مسلمان ها هم بودند که از هر فرصتی برای ضربه زدن به مقام ایشان استفاده می کردند.از جمله در روایات صدر اسلام آمده است که :
ب – ۲ - ۱ -۴و۵ ) الف : در جریان بیعت رضوان که در پایان به پیمان صلح حدیبیه منجر گشت، هنگامی که برخی از مسلمانان مانند عمر بن خطاب لب به اعتراض گشودند و گفتند: اگر تو رسول الله می‏باشی و ما مسلمانیم و آنان مشرکند، پس چرا ما تن به ذلت دهیم و با آنها صلح کنیم؟ رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با رویی گشاده به پاسخگویی پرداختند و برای ابهام‏زدایی و اینکه صلح بر طبق فرمان الهی و حفظ مصالح عالی اسلام و مسلمانان بوده است فرمود:«انا عبدالله و رسوله، لن اخالف امره و لن یضیّعنی!» (ابن هشام، ۱۹۷۶،ج۳ ،۳۳۱)
من بنده و رسول خدایم هرگز از فرمان او سرپیچی نمی‏کنم و خداوند مرا رها نمی‏سازد.
بدیهی است که یکی از مهم ترین عواملی که به نوع برقراری افراد با پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم جهت می داد بهره وجودی هر شخص از خلقت و عقل بود.وبه تبع آن بهره ای که از ایمان کامل می بردند نوع تعامل با ایشان را رقم می زد.بدین ترتیب هرکس ایمان قوی تری داشت بیشتر تبعیت می کرد وهرکس به تناسب درجات پایین تر ایمان تبعیت کمتر وسؤالات بیشتر داشت.همانگونه که در داستان خضر علیه السلام وموسی کلیم الله علیه السلام به خوبی می بینیم وامام حسن مجتبی علیه السلام نیز در قضیه صلح با معاویه بدان اشاره کرده اند:
ب – ۲ - ۱ -۴و۵ ) ب : امضای صلح نامه، عده‏ای از اطرافیان را بر آشفت و به اعتراض واداشت و امام علیه‏السلام نیز به پاسخگویی پرداخت و مصلحتی که چنین تصمیمی را ایجاب کرد برای پرسشگران شکافت:
«علّه مصالحتی لمعاویه، مصالحه رسول الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله لبنی ضمره و بنی اشجع و لأ هل مکه حین انصرف من الحدیبیه، اولئک کفّار بالتنزیل و معاویه و اصحابه کفار بالتأویل یا اباسعید اذا کنتُ اماما من قِبّل الله تعالی ذکره لم یجب ان أتیته رأیی فیما یسفّه من مهادنه او محاربه و ان کان وجه الحکمه فیما أتیته ملتبسا».
دلیل پیمان صلح با معاویه، همان مصلحتی بود که در پیمان رسول الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، با قبایل نبی ضموه و بنی اشجع و مکیان در حدیبیّه بود. آنان به حکم صحیح قرآن کافر بودند و معاویه و یارانش براساس تفسیر قرآن. [یعنی هر دو گروه کافر بودند، هر چند شکل آن متفاوت بود] ای اباسعید اگر امامت من از سوی خداوند متعال است، نباید تصمیماتی حکومتی من را درباره صلح یا جنگ به سفاهت متهم کنی، هر چند، حکمت این تصمیمها بر تو پوشیده باشد.آنگاه سرّ تصمیم سیاسی خود را با ماجرای خضر و موسی علیهماالسلام و سوراخ کردن کشتی و کشتن غلام و باز سازی دیوار توسط خضر علیه‏السلام مقایسه کرد و فرمود، که مشکل، در ناآگاهی از زوایای پنهان این قبیل عملکردهاست و در پایان تأکید فرمود. اگر پیمان صلح با معاویه امضا نمی‏شد، تمامی شیعیان به قتل می‏رسیدند:«و لو لا ما اتیت لما ترک من شیعتنا علی وجه الارض احد الا قتل». (مجلسی،۱۳۶۰، ج۴۴، ۲)
ب – ۲ - ۱ -۲و۳ ) در درجات بالاتر ایمان اشخاصی مثل ابوذرغفاری رحمه الله ویا سلمان رحمه الله ملاحظه می شود البته این دو نیرزمراتب دارند چرا که حدیث نبوی به این نکته اشاره می کند:«اگر آنچه را که سلمان می دانست ابوذر آآگاهی می یافت کافر می شد» . (امین، ۱۳۶۶، ج۷ ، ۲۸۷)
ب – ۲ - ۱ -۱ ) درمراتب بالاتر که فقط یک نفر در آن سطح قرار گرفته است شخص امیرالمومنین علیه السلام است که کامل ترین ایمان به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم را داراست چرا که ایشان فرمود: «هیچ کس مرا مثل علی (علیه السلام )نشناخت وایمان نیاورد.» (مجلسی، ۱۳۶۲، ج ۱۳، ۲۷۳) در این درجه ایمان است که وقتی ولی امر فرمان می دهد شب بیا ودر بستر من بخواب که دشمنان قصد دارد امشب با شمشیر آخته بر سر بالین من بیایند و قصد جانم را دارند ،بدون چون وچرا راهی بستر شبانه ولی امر می شود وبا نیت خالصانه اطاعت امر می کند. در اینجا مرگ به صورت مستقیم به پیشواز می آید وصاحب ایمان کامل بدون کوچکترین إن قلت می پذیرد اما در جریانی مثل قضیه سپاه اسامه که هنوز مقدمات اولیه رویارویی با مرگ نیز جور نشده است افرادی با ایمان های ضعیف و منافقان مسلمان نما به فکر منافع مادی وپاسخ برای پرسش های عقل ناقص شان هستند .همین درجه از ایمان است صاحبان آن که شکستن بیعتی را که در غدیر خم بسته اند بلا اشکال می دانند اما شکستن بیعت انجام شده در سقیفه را شرعا جایز نمی دانند و با امیرالمومنین علیه السلام احتجاج می کنند که اگر تو زود تر آمده بودی با تو بیعت می کردیم اما اکنون که با پسر ابی قحافه بیعت کرده ایم شکستن آن شرعا جایز نیست .
نتیجه بحث اینکه از سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم و یاران و مخاطبان ایشان پنان برمی آید که هر قدر ایمان قوی تر وخالص تر باشد به همان اندازه چون وچرا در اجرای اوامر ولی امر کمتر می شود.باید توجه داشت که همین ایمان های ضعیف که در روز غدیر خم سوال هدف داری را این چنین مطرح می کند که «این دستور(نصب علی(علیه السلام) به وصایت وجانشینی از طرف خداست یا میل رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ست؟»درنهایت کار را به جایی می رساند که مقام ذی شوکت رسالت را در ساعات پایانی عمر شریف –معاذالله-به هزیان گویی متهم می کند و می گوید :«إن الرجل لیحجر ( طبری،۱۹۳۹،ج۳ ۶۱و ارشاد مفید،۱۴۱۳ ، ۸۷ )
این نکات از این باب ذکر شد که مخاطب محترم تحقیق حاضر بذل عنایت کند که گسانی که به فرامین ساده پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم چرا و چگونه وارد می کردند در نهایت به کجا رسیده اند.
ب – ۳ ) توضیح چند نکته
ب – ۳ – ۱ ) توضیح احادیثی که در باره ضرورت مشاوره وجود دارد با تعابیر گفته شده
البته پاسخ این سؤال به صورت مفصل در بخش اول این فصل ذیل توضیح آیاتی که امر به مشاوره کرده اند بیان شده است اما به طور اختصار می توان این چنین گفت که به نظر می رسد مشاوره کردن برای ولی امر در امور مهم واساسی یکی از بهترین راه های مهار معاندین ومخالفین یا افرادی که اختلاف سلیقه با ولی امر دارند ضرورت داردکه با شرکت دادن آنها در جریان تصمیم گیری آنهارا هرچند ناچیز در بحث حکومت شریک کنند تا اقدامات حکومت را نظرات مؤید خو د بدانند و زمینه ای برای ضربع زدن به اصل حکومت اسلامی در مواقع اضطراری نداشته باشند.به اصطلاح مشاوره برای ولی امر طریقیت دارد نه موضوعیت.ابزار است ونه هدف.
ب – ۳ – ۲ ) تحلیل سفارشات پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم مبنی بر پاسخگویی دولتمردان
در مورد این سؤال باید توجه کرد که از احادیثی که امر به لزوم داشتن عذر برای کارهای مختلف ولی امر در برابر مردم می کنند واز جمله شاهد مثال فوق سیره کلی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم چنین برنمی آید که پاسخگویی به مردم پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم درباره کارهای مختلف حقی از مردم بردوش ولی امر است که اگر ادا نشود وی از صلاحیت ولایت امر ساقط شود.بلکه این دستور هشداری برای ولی امر است که اولا کاری بدون پشتوانه الهی انجام ندهد –که بعید است این گونه شود-ثانیابداند که همه مردم به یک اندازه ایمان ندارند که ایمان به غیب داشته باشند بلکه باید برای برخی کبوتر گلی زنده کرد وعصای چوبین اژدها کرد تا ایمان بیاورند.پس باید مهیای استقبال از این دست افراد نیز بود.برای اثبات این ادعا یک نمونه در طول حیات مبارک امیرالمومنین علیه السلام پیدا نمی شود که ازپیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم بخواهند برای انجام کاری توضیح بدهند.اما تاریخ پر است از شکست هایی که اولیای امر بخاطر سؤال های بی جای مومنین پذیرا شده اند.از جمله نا تمام ماندن کار سپاه اسامه برای اعزام به جبهه نبرد وانجام راحت تر مراحل انتقال قدرت ازپیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم به امیرالمومنین علیه السلام .حضرت موسی علیه السلام نیز به دلیل سؤال های بی جا از همراهی حضرت خضر علیه السلام محروم ماند ومراحل عالی تر سلوک را از دست داد.(البته اگر این شبهه وارد شود که خضر نبی علیه السلام که حکومت سیاسی نداشت و اطاعت موسی علیه السلام از او صرفا جنبه روحانی ،دینی ومعنوی داشته ؛باید گفت که ولی امر –که در اینجا معصوم نیز هست –ولایت مطلقه دارد وجلوه در یک شأن، او را ازداشتن دیگر شئون محروم نمی کند.گذشته از این شاهد مثال این قضیه اطاعت از ولی امر است ودر مثل مناقشه نیست.)
ب – ۳ – ۳ ) دستور ولی امر مخالف دستور الهی
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم: «السمع و الطاعه علی المرء المسلم مالم یؤمر بمعصیت فإذا أمر بمعصیه فلا سمعَ وَ لا طاعهَ»
«لا طاعه فی معصیه‏الله إنّما الطاعه فی المعروف.»
«لا طاعهَ لمخلوقٍ فی معصیه الخالق.»( محدث عاملی،۱۴۰۹،ج ۱۶، ۱۵۴)
همان گونه که در بالاگفته شداین نحوه امرکردن ولی امر به تناسب فرد مخاطب توضیحات مختلفی دارد.بله برای کسی که بارها و به هر بهانه ای از پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم پرسش می کند که آیا این نظر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)است یا امر پروردگار؟توضیح این است که باید در هربرحه ای فرامین ولی امر را با سنجه های مختلف سنجید تا مباداسخنی برخلاف دستورات الهی بگوید و سریعا احادیثی مثل حدیث فوق را مورد استناد قرار می دهد وحتی در قضیه جنگ احزاب با یک حساب سرانگشتی می گوید حفظ جان که امانت الهی است از اوجب واجبات است وحتی امر « ِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ »(سوره بقره – آیه ۱۹۵ ) نیز وارد شده است.پس امر رسول الله که در اینجا برای شخصی مثل عمروبن عبدود-که آوازه جنگاوری اش فیل های جنگی را می لرزاند- از مسلمین همارد می طلبد-معاذالله-برخلاف دستورات الهی مبنی بر لزوم حفظ جان است ومتاسفانه در اینجا ایشان دچار معصیهالله شده اند. پس اطاعت از ایشان در اینجا شرعا جایز نیست نتیجه نهایی این می شود که مسلمین شکست می خورند وماگرفتار مشرکین.پس برای آن روز باید بتی را دربنه آماده داشت که در صورت اسارت بگوییم ما در ظاهر مسامان بودیم وبه نشان ایمان واقعی به آیین آبا واجدادیمان بتهایمان را هنوز نگداشته ایم ومخفیانه پرستش می کنیم.
اما کسی که ایمان قوی داشته باشد دربرابر این فرمان ولی امر سه بار بدون درنگ اعلام آمادگی می کند تا آخر جریان که در تاریخ ثبت است.توجه به روایت ذیل نیز خالی از لطف نیست:
«لا طاعه فی معصیه‏الله إنّما الطاعه فی المعروف.» این جمله را زمانی فرمود که سپاهی را گسیل داشت و فرماندهی نصب کرد و فرمان داد دستور او را بشنوند و از وی اطاعت کنند. این فرمانده آتشی بر افروخت و به آنان امر کرد میان آتش روند. گروهی خواستند فرمان او را اطاعت کنند و وارد آتش شوند و گروهی خودداری کردند و گفتند: ما از آتش فرار کرده‏ایم. خبر به پیامبر رسید، فرمود: «اگر وارد آتش می‏شدید، تا روز قیامت، پیوسته در آتش می‏ماندید.» چنان که عمل آنها که دستور فرمانده را پذیرفته بودند، تأیید کرد و از آنان تمجید نمود، آن گاه جمله فوق را اظهار کرد. هم چنین فرمود: «لا طاعهَ لمخلوقٍ فی معصیه الخالق.»
هم چنین فرمود : «مَن أطاعنی فقد أطاع‏الله و مَن عصانی فقد عصیاللهَ و مَن أطاع أمیری فقد أطاعنی و مَن عصی أمیری فقدْ عصانی» یا: «علی المرء السمع و الطاعه فیما أحبَّ وَ أکرهَ إلا أنْ یؤمر بمعصیه فإنْ أمر بمعصیه فلا سَمْعَ و لا طاعهَ؛ هر فردی باید از بالا دست اطاعت کند، چه مطابق میل او باشد چه نباشد، مگر به معصیت امر شود که نباید اطاعت کند.» در پایان همین جمله می‏افزاید علت اطاعت آن است که بالا دست و ولی امر چیزهایی می‏داند که زیر دست نمی‏داند. شاید به این منظور که بالا دست کارشناس و متخصص است، اطلاعات بیشتری دارد. پس باید اطاعت شود.
ب – ۳ – ۴ ) روایات نهی از پیروی کور کورانه
در توضیح این مطلب باید خاطر نشان کرد در بحث های کلامی مساله ای بنام لزوم شناخت پیامبر وامام (ولی امر)وراه های شناخت آنها وجوددارد واصلا بحث نبوت وامامت در اصول دین که تقلید در اعتقاد به آنها حرام است وبایدبراساس تحقیق وپژوهش به آنها اعتقاد داشت ناظر به همین مساله جل.گیری از اطاعت کور کورانه از شخصی به نام ولی امراست.نکته اصلی در این بحث این است که شخص بداند ولی امر حقیقی کیست.پس از آنکه این شخص مورد شناسایی صحیح قرار گرفت اطاعت بی چون .چرا از او پیروی کورک.رانه نیست بلکه عمق ولایت پذیری افراد را نشان می دهد که هرقدر ولایت پدیری بیشتر باشد به همان اندازه إن قلت در تصمیمات ولی امر کمتر می شود.شاید مطلب رابتوان با این مثال تبیین کرد که وقتی یک شخص می خواهد باکشتی به سمت مقصد حرکت کندقبل از شروع سفر درباره انتخاب کشتی ونا خدا تحقیق و بررسی می کند و وقتی اطمینان یافت کشتی( آ ) وناخدای ( ب)در بین تمام کشتی ها وناخدا ها بهترین هستند سوارکشتی می شود.وقتی ازجوانب مختلف کشتی وناخدا را سنجیده از نظر عقلی صحیح نیست که در طول سفر مدام از علت کارهایی که ناخدا انجام می دهد سوال کند یادر تصمیماتش اظهار نظر کند.وبا سؤالات خود دیگر سرنشینان را هم به شک ودلهره مبتلا کند.
ب – ۳ – ۵ ) توضیح پذیرش برخی انتقادات ویا پیشنهادات توسط پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم:
طوری که حتی در برخی مواردایشان والی یک شهر را بخاطر اعتراض مردم تغییر داده است. -اشاره به برکناری علاء بن ‏حضرمى از امیری قبیله‎ی عبدالقیس دارد که پس از اعتراض آنها ابّان بن ‏قیس ا طرف ایشان به امارت آن قبیله مأمورشد.
البته باید توجه داشت که اقدامی از قبیل نمونه بالا دلایل گوناگونی می تواند داشته باشدازجمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد :
ب – ۳ – ۵ – ۱ ) شخص حاکم اولی واقعا دچار برخی کاستی ها بوده واین کاستی ها برای مردم غیر قابل تحمل بوده است فلذا لب به شکایت گشوده اند.البته در این صورت شایسته تر آن بود که برکاستی های والی فرستاده شده از طرف پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم صبر می کردند چرا که ممکن بود مصلحتی خاص در گماردن شخص نا کامل بر ولایت آن قبیله وجود داشته باشد که امکان اعلام علنی آنها درآن برحه زمانی نبود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:06:00 ق.ظ ]