آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



بنا به دیدگاه گیلبرت کسانی که برای پرهیز از صدمه از جانب افراد صاحب پایگاه های بالاتر و مسلط تر اجتماعی، به جایگاه اجتماعی پایین تر بسنده می‌کنند، اضطراب اجتماعی را در حکم یک پاسخ مفید در برابرآسیب ( برای مثال، مرگ یا صدمه) شکل می‌دهند . این مدل ابراز می‌دارد که افراد مضطرب اجتماعی ممکن است از ارتقاء جایگاه خود بترسند زیرا این ارتقاء می‌تواند منجر به تعارض با افراد قدرتمندتر شود. با توجه نه نقش شناخت ها در درمان شناختی- رفتاری اضطراب اجتماعی لازم است مدل های شناختی، شناخت های اختصاصی این اختلال را مشخص سازند ( گیلبرت، ۲۰۰۱ ، به نقل از داودی و همکاران، ۱۳۹۱ ).

نظریه شناختی

یکی از فرضیه های اساسی رویکرد های شناختی در زمینه اضطراب آن است که اضطراب با پیش‌بینی رخداد یک رویداد منفی یا زیان بار و یا ادراک تهدید ( بک و همکاران، ۱۹۸۵ ) فراخوانده می شود. ادراک افراد از تهدید به وسیله قضاوت های ذهنی شان از پیش‌بینی رخداد یک رویداد منفی و پیامد[۱۲۲] یا تنفر[۱۲۳] از آن رویداد تبین می شود ( کار[۱۲۴]، ۱۹۷۴ ) .

‌بنابرین‏ افراد با اختلال های اضطرابی پیامدهای رویدادهای منفی را بالاتر از افراد بهنجار برآورد می‌کنند (بوتلرو متیوس[۱۲۵] ، ۱۹۸۳؛ فوا، فرانکلین، پری و هربرت[۱۲۶] ، ۱۹۹۶).اگرچه احتمال دارد که این داوری های اغراق آمیز با بیشتر اختلال های عاطفی همراه باشد، نظریه پردازان بر این باورند که داوری ها، ذهنی و در هر اختلال اضطرابی ویژه است . ‌بنابرین‏ برآورد افراطی پیامد منفی رویدادهای اجتماعی ، ویژه اختلال اضطراب اجتماعی است ( بک و همکاران، ۱۹۸۵؛ فوا و کوزاک، ۱۹۸۵؛ فوا و کوزاک، ۱۹۸۶ ). درمان های شناختی– رفتاری برای اختلال اضطراب اجتماعی مبتنی بر الگوهای گوناگون شناختی در سبب شناسی این اختلال هستند و دو روش مواجهه و بازسازی شناختی بیش از سایر روش ها از سوی کارشناسان مورد تأکید قرار گرفته اند ( لیهی و هالند[۱۲۷]، ۲۰۰۰؛ تورک و همکاران، ۲۰۰۱؛ کروزییر و آلدن[۱۲۸]، ۲۰۰۵؛ رووا و آنتونی، ۲۰۰۵ ).

دو روش درمانی یعنی مواجهه و بازسازی شناختی هر کدام به تنهایی نیز در درمان اختلال اضطراب اجتماعی به کار می‌روند، اما از آنجا که ترس از ارزیابی منفی و سوگیری تعبیر از اجزای شناختی مهم در این اختلال به شمار می‌روند، از سوی دیگر چون بازسازی شناختی یکی از اثرات مهم درمان شناختی– رفتاری استاندارد است ( تیلور[۱۲۹]، ۱۹۹۶؛ تورک و همکاران،۲۰۰۱) پیش‌بینی می شود که درمان شناختی-رفتاری در مقایسه با مواجه درمانی، کاهش بیشتر این دو بخش شناختی را در این اختلال در پی داشته باشد.

درمان شناختی- رفتاری گروهی در واقع شکل گروهی درمان شناختی- رفتاری انفرادی است که در یک گروه هشت نفره از مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی به طور هفتگی و به مدت دو ساعت اجرا می شود. در درمان شناختی-رفتاری گروهی برای اختلال اضطراب اجتماعی، درمانگر روش های بازسازی شناختی[۱۳۰] و مواجهه را در هم ادغام می‌کند ( تورک و همکاران، ۲۰۰۱؛ هیمبرگ، ۲۰۰۲ ، به نقل از داداش زاده و همکاران، ۱۳۹۱ ).

۲-۴- سبک های هویتی

شکل گیری هویت، زمینه را برای برخی چالش های اساسی در سال های جوانی مهیا می‌سازد. از جمله ایجاد صمیمیت یا ظرفیتی برای باز بودن دوطرفه و مشارکت در روابط با دیگران.

یکی از نظریه پردازان اولیه و بزرگ در زمینه ی هویت، اریکسون می‌باشد. اریکسون (۱۹۸۲، به نقل از مونتگومری،۲۰۰۵)، این استدلال را مطرح ‌کرده‌است که کسب صمیمیت و هویت بالیده روانی- اجتماعی فرایند های مرتبط باهم ولی مستقل می‌باشند.

برزونسکی و کوک[۱۳۱](۲۰۰۲)، مفهوم پیچیده ی بحران هویت که برگرفته از مفاهیم نظریه پردازانی چون اریکسون است را در مفهوم ساده تر دیدگاه شناختی، یعنی مهارت های مقابله ای با تأکید بر مهارت حل مسئله تبیین کرده‌اند. بر اساس این الگو، برزونسکی به سه سبک هویت متمایز اشاره نموده است. این سبک ها ناشی از استراتژی های حل مسئله یا ساز و کارهای مقابله ای است. برزونسکی بر این باور است که افراد توانایی انتخاب یکی از این سه سبک را دارند: سبک اطلاعاتی[۱۳۲]، سبک هنجاری[۱۳۳]، و اجتنابی- سردرگمی[۱۳۴].

سبک هویت اطلاعاتی، ظاهراً سازگارانه ترین سبک برای اداره ی موقعیت های روزانه می‌باشد. افراد دارای سبک هویتی اطلاعاتی مجدانه در حال جستجو، پردازش و ارزیابی اطلاعات مربوط به خود هستند. این سبب به طور مستقیم با انعکاس خود، تمرکز بر مسئله، سبک معرفت شناسی خود گرایانه، علاقه ی زیاد به شناخت چیزهای جدید ‌در مورد خود، تصمیم گیری بر اساس نقشه، هشیاری و پذیرا بودن برای تجربه ارتباط دارد.

افراد دارای سبک هویت هنجاری، به شکل کاملا خودکار، معیارها و انتظارات افراد مهم را درون سازی می‌کنند و خود را با آن تطبیق می‌دهند(هیگنز، نقل از برزونسکی،۲۰۰۸).

سبک هنجاری شامل یک دیدگاه بسته ی ذهنی، خودپنداره ی ثابت و سرکوب کننده ی اکتشاف است. هدف اولیه ی آن، دفاع و حفظ دیدگاه شخصی موجود انسان است. این افراد بسیار دفاعی هستند و علاوه بر این، تحمل پایین نسبت به ابهام و نیاز زیادی به ساختار دارند.

سبک هویتی سردرگم- اجتنابی، با تعلل ورزی و تلاش جهت طفره رفتن از تعارضات هویتی و موقعیت های تصمیم گیری تا حدی که امکان داشته باشد، همراه است(برزونسکی،۲۰۰۴). این نوع سبک هویتی با سطح پایین خودآگاهی، هشیاری و ماندگاری شناختی و با سطح بالای راهبرد های تصمیم گیری و شناختی ناکارآمد رابطه ی مستقیم دارد.

سبک سردرگم- اجتنابی با انطباق یابی هیجان مدار(دوریز و همکاران،۲۰۰۴)، و راهبرد های تصمیم گیری ناسازگارانه مثل تعلل ورزی پیش از تصمیم گیری، عقلی سازی پس از تصمیم گیری و معذرت خواهی همراه است (نقل از برزونسکی،۲۰۰۸).

۲-۵- مفهوم شناسی هویت

واژه هویت یا Identity ریشه در زبان لاتین دارد و از Identitas که از Idem یعنی «مشابه و یکسان» ریشه می‌گیرد. این واژه در یک معنا به ویژگی یکتایی و فردیت، یعنی تفاوت های اساسی که یک شخص را از همه کسان دیگر به واسطه هویت «خودش» متمایز می‌کند، اشاره دارد و در معنای دیگر به ویژگی همسانی که در آن اشخاص می‌توانند به هم پیوسته باشند و یا از طریق گروه یا مقولات ‌بر اساس صور مشترک برجسته ای، نظیر ویژگی های قومی و … به دیگران بپیوندند، دلالت دارد (بایرون، ۱۹۹۷، به نقل از فکوهی، ۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-29] [ 04:52:00 ب.ظ ]




به لحاظ علم روانشناسی دخترانی که با کمبود محبت مواجه هستند، دچار افسردگی می‌شوند و افراد بی‌حرکت بوده که فعالیتشان در حال رکود است، همچنین گرایش به تخریب و آسیب رساندن به دیگران دارند.[۱۲۹] تحقیقات روانشناسی به نام «مان» به لحاظ علمی ثابت نموده که دخترانی که با کمبود محبت روبه‌رو هستند اغلب درون‌گرا بوده و در عالم تخیل سیر نموده و از جهان واقعی به دور می‌باشند.[۱۳۰] جان بالبی ‌در مورد محرومیت از محبت مادری تحقیقاتی انجام داده که حاکی از آن است که این امر زمینه‌ساز بسیاری از اختلالات شخصیتی، خشونت‌ها، دزدی‌های مکرر، عدم توجه در کلاس، رفتارهای غیرمتعارف جنسی و غیره است.[۱۳۱]

دو نهاد خانواده و مدرسه در تأمین این نیاز دانش آموزان تأثیر بسزایی دارند؛ ‌بنابرین‏ ارضای متعادل نیاز به محبت، رشد عاطفی و شخصیتی فرد را تسهیل می‌کند و این امر منجر به رشد اجتماعی مطلوب فرد می‌گردد. دانش‌آموزانی که از آغاز حیات (دوران کودکی) این نیازشان در خانواده توسط والدین و در مدرسه توسط مربیان ارضا شده باشد دیگر در بیرون از محیط خانه به دنبال محبت نمی‌باشند؛ زیرا خانه و مدرسه را کانون محبت دانسته و به یک امنیت و آرامش روانی دست‌یافته‌اند.[۱۳۲] ‌بنابرین‏ می‌توان گفت بروز رفتار نابهنجار امروز دانش آموزان دختر می‌تواند ریشه درگذشته و عدم تأمین نیاز به محبت در دوران کودکی داشته باشد؛ زیرا کودک نیاز به محبت دارد و ‌در صورتیکه محبت نبیند در سنین بالاتر محبتی را که در خانه ندیده در کوچه و خیابان جستجو می‌کند.[۱۳۳].

ب: کمبود امنیت

از دیگر نیازهای روانی دختران که در رشد و سلامت رفتار آن‌ ها تأثیر دارد، نیاز به امنیت است. تأمین این نیاز در دوران کودکی و نوجوانی به سبب ویژگی‌های خاص عاطفی و روانی به‌ویژه از سوی دو نهاد خانواده و مدرسه حائز اهمیت است.[۱۳۴] عدم تأمین این نیاز و احساس ناامنی مبتنی بر برداشت حس پراکنده‌ای است و به صور مختلف بروز می‌کند؛ بخشی از آن مربوط به منش افراد و بخشی دیگر زاییده محیط بوده که به صورت واکنش‌های تنی و روانی بروز می‌کند.[۱۳۵] لوسین بودت بیان می‌دارد: «از هر راهی که بزهکار وارد بزهکاری شود و در همه عواملی که به جرم و بزهکاری می‌ انجامد، وجه مشترک آن‌ ها عدم امنیت، اضطراب، ستیزه‌جویی و احساس گناه است.»[۱۳۶] زیرا عدم امنیت منجر به دلهره و اضطراب شده، موجبات ستیزه گری را فراهم می‌کند و رفتارهای را مرتکب می‌شود که غیراخلاقی و غیراجتماعی است همین‌که فرد در چنین شرایطی قرار گرفت احساس گناه می‌کند و این باز منجر به دلهره می‌شود و این حلقه معیوب و دور باطل مرتباً شخص را دربرمی گیرد.[۱۳۷]

احساس ترس و ناامنی جرئت، جسارت و خلاقیت را از دختران سلب نموده، احساسات وعواطف آنان را سرکوب کرده و منجر به عوارض و نابسامانی روانی و رفتاری می‌گردد.[۱۳۸] دانش آموزان باید در محیط خانه احساس امنیت نماید و همواره بداند از حمایت و پشتوانۀ والدین برخوردار هستند و در صورتی‌که محیط خانه متشنج باشد نوجوان در خانه احساس امنیت نمی‌کند.[۱۳۹] در مدرسه نیز طرز برخورد دبیران و مسئولین مدرسه باید برای دانش‌آموز ایجاد امنیت کند ‌در صورتیکه دبیران رفتاری نامناسب بادانش آموز داشته باشند آن ها دیگر محیط مدرسه را امن نخواهند دانست.[۱۴۰]

‌بنابرین‏ از بین رفتن حس امنیت نسبت به محیط خانه یا مدرسه منجر به گسست پیوند و ارتباط دانش آموزان با دو نهاد خانواده و مدرسه شده؛ وآنان درصدد تأمین این نیاز در خارج از این دو محیط برمی‌آیند که خود می‌تواند زمینه انحرافات آنان گردد.

ج: کمبود عزت‌نفس

از دیگر نیازهای روانی که در شکل‌گیری شخصیت و رفتارهای نوجوان تأثیر بسزایی دارد تأمین نیاز به احساس عزت‌نفس است. «عزت‌نفس به معنای احترام به خود، احساس ارزشمند بودن است و در اصطلاح عزت‌نفس بیانگر میزان پذیرش و مقبولیتی است که فرد نسبت به خود دارد.»[۱۴۱]

در ارتباط با تأمین این نیاز و اهمیتی که در شکل‌گیری رفتار دارد در اسلام تأکید فراوان شده است. در آیات قرآنی مشاهده می‌کنیم که انسان به عنوان اشرف مخلوقات شناخته‌شده که دارای ارزش و کرامت است.[۱۴۲] و یا آمده است به نام‌ها و القاب زشت یکدیگر را نخوانید[۱۴۳] همچنین بیان قرآن مبنی بر پرهیز از تمسخر و تحقیر افراد که بیان می‌دارد هیچ گروهی، گروه دیگر را مسخره نکند.[۱۴۴] بیانگر تأکید بر تأمین این نیاز بوده که می‌تواند از بروز انحرافات و ناهنجاری‌ها جلوگیری نماید. همچنین امام علی (ع) می‌فرمایند: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیکو بر فرزند نهد.[۱۴۵] زیرا ممکن است فرزندان به خاطر نام ناشایست مورد تمسخر و تحقیرواقع‌شوند و عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس خود را از دست بدهند.

در برخی روایات از سوی ائمه معصومین آثار کمبود عزت‌نفس این‌گونه بیان‌شده است: امام علی (ع) می‌فرمایند:«آن‌کس که خود را پست بداند به خیر نیکی او امیدوار نباش.»[۱۴۶] امام هادی (ع) می‌فرمایند:«کسی که خود را پست بداند از شر او ایمن مباش.»[۱۴۷] همچنین امام صادق (ع) می‌فرمایند:« هیچ مردمی نیست که تکبر ورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر به خاطر ذلتی که در نفس خود می‌یابد».[۱۴۸]

باید دانست که نحوه برخورد اطرافیان به‌ویژه والدین و مربیان نقش قابل توجهی در شکل‌گیری و عدم ایجاد این احساس دارد. به طور مثال دانش‌آموزی که در مدرسه با رفتار نامناسب مربیان روبرو است و مدام مورد تحقیر و سرزنش قرار می‌گیرد، یا در خانه با بی توجهی و کم مهری والدین روبه‌رو می‌شود یا به دلیل وجود برخی نقایص جسمی نظیر لکنت زبان، کوتاه یا بلندی بیش‌ازحد قد مورد تمسخر همکلاسی‌ها یا سایر افراد جامعه قرار می‌گیرد عزت‌نفس خود را از دست می‌دهد.[۱۴۹] وقتی دانش‌آموز احساس حقارت کرد برای جبران نقایص خود دست به اعمالی می‌زند تا دیگران را تخت تأثیر قرار دهد و از این راه توجه آنان را به قدرت و نیروی خود جلب کند تا بدین‌وسیله حقارت خویش را جبران نماید.[۱۵۰]

کاپلان در تحقیقات خود ‌به این نتیجه رسید اشخاصی که عزت‌نفس پایینی دارند برای جبران این کمبود و به دست آوردن احترام دست به رفتارهای بزهکارانه می‌زنند. همچنین فیلد و سادنبرگ در پژوهشی ‌در مورد نوجوانان نابهنجار دریافتند که عزت‌نفس این نوجوانان کمتر از نوجوانان عادی است.[۱۵۱] در ارتباط بین بروز رفتار نابهنجار دانش آموزان و عزت‌نفس پایین می‌توان چنین گفت که این دانش آموزان احساس بی‌کفایتی نموده، اعتمادبه‌نفس لازم را ندارند و برای خود ارزشی قائل نیستند؛ در نتیجه راحت‌تر دست به اعمال غیراخلاقی می‌زند زیرا ارتکاب چنین رفتارهای بااحساسی که از خویشتن‌دارند سازگارتر است و از انجام عمل غیراخلاقی کمتر احساس پشیمانی می‌کنند. این‌گونه دانش آموزان چون ارزشی برای خود قائل نیستند در راستای تأمین این نیاز بدون سنجش درستی اعمال دیگران خیلی زود تحت تأثیر آن‌ ها قرار می‌گیرند و مقاومتشان در مقابل ارتکاب رفتار نابهنجار کمتر است.

گفتار سوم: رابطه صفات مذموم با رفتار نابهنجار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:52:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏ در این پژوهش میزان پذیرش سیستم ها به ‌عنوان موفق از دیدگاه پذیرش IT ( آنهایی که مورد علاقه هستند و به طور زیادی توسط کاربران مورد استفاده قرار می گیرند) و عوامل تاثیرگذار برآنها در چهارچوب سوالات پژوهش مورد مطالعه قرارمی گیرند. سوالات پژوهش عبارتنداز :

    1. عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم ها و فناوری های جدید اطلاعات توسط کاربران در سازمان چیست؟

  1. آیا نظریه تلفیقی پذیرش ‌و کاربرد فناوری (UTAUT) ونکاتش و همکاران ۲۰۰۳ درسازمان های ایرانی انطباق دارد؟

۳-۱- اهمیت پژوهش:

سیستم های اطلاعاتی نقش اساسی رادرادامه حیات سازمان ها ایفامی نمایند. سرمایه گذاری و بکارگرفتن آن و ارتقاء سطح سیستم ها مانند سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان، سیستم مدیریت زنجیره تامین، سیستم مدیریت ارتباط با مشتری وسیستم های هوشمندکسب وکارمعیارهایی جهت بقاء استراتژی های سازمان درجهت کسب مزیت رقابتی می‌باشند(ونکاتش[۱۴] وهمکاران۲۰۰۸).

نظربه رشد روزافزون فناوری اطلاعات، اهمیت قابل ملاحظه برنامه ریزی استراتژیک درحوزه فناوری اطلاعات و همچنین سرمایه گذاری قابل توجهی که سازمان ها وشرکت های داخلی در این حوزه انجام می‌دهند، تعهدات سازمانی و تغییرات سریعی که درمحیط بیرونی رخ می‌دهد، بررسی و شناسایی عوامل اثرگذار در این حوزه و سنجش میزان آمادگی سازمان جهت استقبال تدبیرشده از این طرح ها ضروری به نظرمی رسد(تالون وکرامیر[۱۵]۱۹۹۹). در واقع درصورت داشتن توانمندی های مورد نیازجهت برقراری مناسب مضامینی همچون پشتیبانی بهتراهداف، استراتژی های سازمانی، بهبود یکپارچگی سیستم به کارگیری موثرتر فناوری اطلاعات جهت کسب مزیت رقابتی، اولویت بندی کارآمدتر پروژه های توسعه سیستم های اطلاعاتی، بهبودپشتیبانی مدیریت ارشدسازمان جهت اداره امور مربوط به سیستم های اطلاعاتی، تصمیمات سرمایه گذاری بهتر درحوزه های سیستم های اطلاعاتی و همچنین بهبود تخصیص منابع اطلاعاتی، عینیت خواهد یافت(فارل جونتهان[۱۶]۲۰۰۳).

نحوه پذیرش فناوری از جامعه ای به جامعه دیگرمتفاوت است. در این میان، عوامل ادراکی نقش عمده ای در پذیرش ایفا می‌کنند. از طرفی سازمان های بزرگ صنعتی نیز باسازمان و مؤسسات کوچک تر متفاوت می‌باشند. لذا با توجه به اهمیت و ضرورت نقش استراتژیک سیستم های فناوری اطلاعات در ارتقاء سیستم های کسب وکار وکسب مزیت رقابتی این پژوهش اقدام به بررسی و شناسایی عوامل اثرگذار در به کارگیری واقعی از سیستم ها نموده است.

۴-۱- اهداف پژوهش:

    1. بررسی و تبیین عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم ها و فناوری های جدید اطلاعات توسط کاربران درسازمان

  1. بررسی انطباق نظریه تلفیقی پذیرش و کاربرد فناوری (UTAUT) ونکاتش و همکاران ۲۰۰۳ درسازمان های ایرانی

۵-۱- فرضیات پژوهش:

فرضیات و متغیرهای پژوهش در فصل دوم توضیح داده شده و تبیین گریده است. در اینجا به اختصارلیست فرضیات مورد بررسی این تحقیق اشاره می شود:

    1. انتظار عملکرد بر روی تمایل رفتاری (به استفاده ازسیستم یا فناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد (H1).

    1. انتظار تلاش بر روی تمایل رفتاری (به استفاده ازسیستم یا فناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد(H2).

    1. تاثیراجتماعی بر روی تمایل رفتاری (به استفاده ازسیستم یا فناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد(H3).

    1. شرایط تسهیل کننده برروی رفتاربکارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد(H4).

    1. خودکارآئی بر روی رفتار به کارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) اثردارد( H5).

    1. اضطراب برروی رفتار به کارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) اثر دارد(H6).

    1. نگرش نسبت به استفاده از تکنولوژی برروی رفتار به کارگیری(سیستم و یا فناوری اطلاعات) تاثیرمثبت دارد (H7).

  1. تمایل رفتاری دارای تاثیری مثبت و معنادار بررفتار به کارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) است(H8).

۶-۱- روش پژوهش

پژوهش حاضر از نظرماهیت توصیفی و همبستگی و از نظر هدف کاربردی می‌باشد. به منظورجمع آوری اطلاعات، روش به کارگرفته در این پژوهش، آمیزه ای از روش های کتابخانه ای و پیمایشی می‌باشد. درروش کتابخانه ای، مفاهیم و تعاریف متغیرهای تحقیق، ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق مورد بررسی و بازنگری قرارگرفته و درنهایت به منظورجمع آوری داده ها، پیمایشی برروی نمونه تحقیق انجام گرفته است. در این راستا پس از مطالعه و بررسی دقیق مبانی نظری تحقیق، پرسشنامه تحقیق برگرفته از ونکاتش و همکاران ۲۰۰۳ ترجمه، طراحی و تدوین شد. به منظور انجام محاسبات آماری؛ پاسخ به سوالات و آزمون فرضیات، ازنرم افزارهای Excell2010 و SPSS19 و Smart PLS2 استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق مدیران وکارشناسان صنعت سیمان (سیمان قشم، سیمان داراب،سیمان اردستان و سیمان کرمان) بودند. به منظور بررسی همبستگی بین متغیرهای تحقیق با توجه به مدل نظری پژوهش از روش تحلیل مسیر، مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد و با توجه به ارزیابی مدل ساختاری پژوهش تکنیک SEMمبتنی برحداقل مربعات جزئی انتخاب گردید.

۷-۱- قلمروتحقیق

۱-۷-۱- قلمروموضوعی

این پژوهش درحوزه تحقیقات کاربردی می باشدکه به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش سیستم ها و فناوری های جدیداطلاعات توسط کاربران درسازمان می پردازد.

۲-۷-۱- قلمرومکانی

جزیره قشم ، شهرستان داراب ، ‌شهر کرمان و شهرستان اردستان استان اصفهان

۳-۷-۱- قلمروزمانی

بهار، تابستان و پاییز ۹۳

۸-۱- تعریف مفاهیم و واژه ها

انتظار عملکرد : میزانی که فرد اعتقاد دارد استفاده از سیستم به او در دستیابی به اهداف کاری اش کمک خواهد کرد. برای تعریف عملیاتی و سنجش این متغیر و بقیه متغیرها پرسشنامه ونکاتش و همکاران (۲۰۰۳) مورد استفاده قرار گرفته است.

انتظار تلاش: به صورت درجه سهولت استفاده از سیستم تعریف شده است.

تاثیر اجتماعی: میزانی که فرد فکر می‌کند افراد مهم و تاثیرگذار بر رفتار وی معتقدند که او بایستی ازسیستم جدید استفاده کند.

شرایط تسهیل: درجه ای که فرد باور دارد زیر ساخت های سازمانی و فنی برای پشتیبانی استفاده از سیستم وجود دارد.

نگرش نسبت به استفاده ازتکنولوژی: انگیزش درونی و احساسات مثبت یا منفی فرد و نیز جذابیت آن سیستم جهت استفاده واقعی می‌باشد.

خودکارائی : سهولت ادراک شده در به کارگیری از یک سیستم توسط کاربرمی باشد.

اضطراب :احساس نگرانی ناشی از سهولت ادراک نشده در به کارگیری ازیک سیستم توسط کاربر می‌باشد.

قصد رفتاری : منظور از قصد رفتاری میزانی است که کاربران به استفاده از سیستم تمایل دارند.

رفتاربکارگیری : استفاده واقعی از سیستم تعداد دفعات استفاده از سیستم ومیزان استفاده ازآن در هربار توسط کاربرتعریف می شود.

تعاریف متغیرها ‌بر اساس ونکاتش و همکاران (۲۰۰۳) می‌باشند و جهت تعریف عملیاتی این متغیرها میزان نمره ای که ازپرسشنامه ونکاتش و همکاران (۲۰۰۳) خواهندگرفت ملاک می‌باشند.

فصل دوم:
مبانی نظری ‌و پیشینه پژوهش

۱-۲- مقدمه:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:51:00 ب.ظ ]




د – پیمان ائتلاف[۱۳۶]

امروزه در بسیاری از نظام های پارلمانی مثلاً در بلژیک پایداری دولت‌ها از راه بستن پیمانی درباره برنامه ها میان احزاب ائتلافی در دولت تضمین می شود.[۱۳۷]

تشکیل دولت در بلژیک با ائتلاف سایر احزاب صورت می‌گیرد و هیچ حزبی به تنهایی در بلژیک هیچ گاه قادر نیست تا اکثریت کرسی‌های پارلمان برای تشکیل دولت را به دست آورد. از این رو، احزاب سیاسی بلژیک در هنگام تشکیل دولت با همدیگر پیمان ائتلاف می بندند. البته در بلژیک تشکیل دولت ائتلافی همواره با بن بست هایی مواجه شده است. در تشکیل دولت ائتلافی اخیر در این کشور، نخست وزیر بلژیک، “الیو دی روپو” میانجی تشکیل دولت ائتلافی[۱۳۸] که از سوی پادشاه بلژیک برای سر و سامان دادن به بحران سیاسی در خصوص تشکیل دولت ‌به این سمت تعیین شده بود، بعد از چند دور مذاکره با احزاب دموکرات مسیحی، سوسیالیست ها و لیبرال ها به سختی موفق به جلب همکاری این سه حزب عمده برای تشکیل دولت ائتلافی گردید. شایان ذکر است که قبل از تشکیل دولت ائتلافی در برخی از کشورها رسیدن به توافق بین احزاب سیاسی دشوار است ولی پس از تشکیل دولت، از هم پاشیدن دولت ائتلافی تقریباً غیر ممکن است. دلیل استحکام ‌دولت‌های‌ ائتلافی در این کشورها (بلژیک و آلمان) بستن پیمان ائتلاف و گنجاندن تضمین های انعطاف ناپذیر و غیر قابل نفوذ در آن است که احزاب سیاسی هم تا حدود زیادی بدان وفادارند.

گفتار سوم – تشکیل دولت ائتلافی و انواع آن

نقش عمده اقلیت در حکومت دموکراسی موجب شده است که برخی معتقد شوند که اقلیت باید در هر حال در اداره امور حکومت و به ویژه در قوه مقننه شرکت جوید. عده ای از اکثریت تناسبی در انتخابات پارلمانی دفاع می‌کنند و استدلال می‌کنند که هر حزب بایستی به نسبت تعداد آرائی که به دست آورده است نمایندگان خود را به قوه مقننه اعزام دارد. در این صورت، حزب اکثریت در هیچ حوزه انتخابیه ای نخواهد توانست پیروزی قطعی و تام به دست آورد، زیرا حزب اقلیت نیز به نسبت تعداد آرای خود در آن حوزه، نمایندگانی خواهد داشت.

چند اقلیت نسبی در مجلس می‌توانند متحد شوند و دولت ائتلافی تشکیل دهند؛ چنان که در فرانسه مرسوم بود. اشکال عمده این گونه دولت‌ها در این است که افراد متعدد ادعای رهبری می‌کنند. مذاکرات طولانی و رایزنی فراوانی صورت می‌گیرد و در هر تصمیمی تعدیلهای بسیار ضرورت می‌یابد و مسابقه شدید برای پیشرفت نظریات مختلف ایجاد می شود. اعضای دولت ائتلافی همواره درصدد یافتن فرمولهایی برای تلفیق آرای متفاوت و متضادند و به ندرت در آن توفیق حاصل می‌کنند.

در نظام هایی که احزاب و ‌گروه‌های اقلیت به دلایل ساختاری و قانونی از شرکت در حکومت محروم
می‌شوند، در صورت تداوم این وضعیت ممکن است دچار نوعی محرومیت نسبی و سرخوردگی سیاسی شوند که این خود به نظر رابرت گار یکی از عوامل اصلی خشونت و بی ثباتی سیاسی است.[۱۳۹]

در نقطه مقابل، مخالفان اکثریت نسبی قرار دارند و معتقدند که بهترین ترتیب در حکومت، روش دو حزبی است. زیرا یک حزب، قدرت اتخاذ تصمیم و در نتیجه مسئولیت های ناشی از آن را به عهده خواهد داشت. گذراندن لوایح قانونی از مجالس مقننه و تصویب آن ها تسهیل می شود، وضع سیاسی ثبات بیشتری خواهد

    1. ۱- ابوالحمد، عبدالحمید، مبانی علم سیاست، جلد اول، تهران، انتشارات توس، چاپ نهم، ۱۳۸۲، ص۴۰۷ ↑

    1. ۲- گارنر، رایان ای. فرهنگ حقوقی بلک، تهران، انتشارات میزان، چاپ هشتم، ۱۳۸۴، ص۱۱۹۷ ↑

    1. ۳- ترنبل، جووانا، فرهنگ آکسفورد، تهران، انتشارات بهشید، چاپ دوم، ۱۳۸۶، ص۱۱۰۵ ↑

    1. – ابوالحمد، عبدالحمید، پیشین، ۱۳۸۰، ص۲۰۸ ↑

    1. ۵- Lapalombars(joseph),weiner(Myron), Political parties and Political development, Princeton- Princeton University press,1996,P.6 ↑

    1. Pressure Groups-6 ↑

    1. ۷- دوورژه، موریس، مبانی علم سیاست، تهران، انتشارات شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، چاپ سوم، ۱۳۵۳، ص۱۷۴ ↑

    1. ۸- اسدالله رضائی، کالبد شکافی احزاب سیاسی، تهران، انتشارات آمه، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص۱۴ ↑

    1. ۹- دوورژه، موریس، جامعه شناسی سیاسی، ترجمه ابوالفضل قاضی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۶، ص۴۲۷٫ ↑

    1. ۱۰- همان، ص ۴۲۷ ↑

    1. ۱۱-دوورژه، موریس، احزاب سیاسی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳، ص ۱۲ ↑

    1. ۱۲- بوشهری، جعفر، مسائل حقوق اساسی، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص۳۳۲ ↑

    1. ۱۳- همان، ص۱۰۶ ↑

    1. ۱۴- بشیریه، حسین، آموزش دانش سیاسی، تهران، انتشارات نگاه معاصر، چاپ سوم، ۱۳۸۲، ص۳۸۶ ↑

    1. ۱۵- پللو، روبر، شهروند و دولت، ترجمه ابوالفضل قاضی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۰، ص۱۱۹ ↑

    1. ۱۶- Norton, Philip, commons in Perspective,Oxford, basil Blackwell,1982, p.12 ↑

    1. ۱۷- هاشمی، محمد، حقوق اساسی و ساختارهای سیاسی، تهران، انتشارات میزان، چاپ اول، ۱۳۹۰، ص۲۴۵ ↑

    1. ۱۸- هریسی نژاد، کمال الدین، حقوق اساسی تطبیقی، تبریز، انتشارات آیدین، چاپ اول، ۱۳۸۷، ص۴۳ ↑

    1. ۱۹- عباسی، بیژن، مبانی حقوق اساسی، تهران، انتشارات جنگل، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ص ۳۲۰ و ۳۱۹ ↑

    1. ۲۰- دوورژه، موریس، رژیم‌های سیاسی، تهران، انتشارات شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، چاپ سوم، ۱۳۵۲، ص۹۷-۹۲ ↑

    1. ۲۱- عباسی، بیژن، پیشین، ۱۳۸۸، ص۳۱۸ ↑

    1. ۲۲- هریسی نژاد، پیشین، ۱۳۸۷، ص۶۰ ↑

    1. ۲۳- هاشمی، پیشین، ۱۳۹۰، ص۲۴۷ ↑

    1. ۲۴- قاضی، ابوالفضل، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، تهران، انتشارات میزان، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۳، ص۴۵۴ ↑

    1. ۲۵- عباسی، بیژن، پیشین، ۱۳۸۸، ص۳۲۲ ↑

    1. ۲۶- بوشهری، جعفر، حقوق اساسی ، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص۱۱۸ ↑

    1. ۲۷- عباسی، بیژن، پیشین، ۱۳۸۸، ص۳۱۷ ↑

    1. ۲۸- زارعی، محمد حسین، مطالعه تطبیقی مجالس قانونگذاری، تهران، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص۴۹ ↑

    1. ۲۹- یاوری، اسدالله، جزوه نظامهای انتخاباتی، مقطع کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۷، ص۳۵ ↑

    1. ۳۰- مدنی، جلال الدین، حقوق اساسی تطبیقی، تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص۵۷ و ۵۶ ↑

    1. ۳۱- عباسی، بیژن، پیشین، ۱۳۸۸، ص۳۳۳ ↑

    1. ۳۲- اصل ۸۳ قانون اساسی ایتالیا ↑

    1. ۳۳- هریسی نژاد، کمال الدین، پیشین، ۱۳۸۷، ص۴۳ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:51:00 ب.ظ ]




ب: ماهیت تعهد به نحود تصریح شده در قرارداد

نحوه تصریح تعهد در قرارداد، اغلب در تعیین اینکه آیا قصد طرفین، ایجاد وظیفه ای برای دستیابی به نتیجه ای مشخص یا انجام حداکثر کوشش بوده، می‌تواند مفید باشد.[۲۶۳] به عنوان مثال (الف) که پیمانکار است، موافقت می‌کند تسهیلات انبارسازی را برای (ب) بسازد، و (ب) بسیار علاقمند است که کار در مدت زمانی که به طور غیر معمول کوتاه است، خاتمه یابد. اگر (الف) به عهده بگیرد که (کار قبل از ۳۱ دسامبر تکمیل خواهد سد)، در واقع تعهدی برای دستیابی به نتیجه ای مشخص یعنی رعایت ضرب الاجل مذبور را بر عهده می‌گیرد. اما اگر فقط بر عهده بگیرد که (سعی کند کار را قبل ز ۳۱ دسامبر به اتمام برساند)، تعهد وی شامل وظیفه‌ای جهت انجام حداکثر کوشش برای رعایت ضرب الاجل می شود ولی تضمینی بری رعایت قطعی آن نیست.[۲۶۴]

ج: مبلغ قرارداد یا شروط دیگر آن

از روی مبلغ قرارداد یا شروط دیگر آن نیز ممکن است نشانه هایی درباره ماهیت تعهد به دست آید. مبلغ قراردادی که به طور غیر معمول بالا است یا تعهد متقابل غیر پولی و مشخص دیگر هم ممکن است در مواردی که به طور معمول، صرفا” و به ظاهر وظیفه ای برای انجام حداکثر کوشش بر عهده گرفته شده است، بر وظیفه دستیابی به نتیجه ای مشخص دلالت کند. نمونه های دیگری که در آن ها شروط قرارداد ممکن است به هر طریق در تعیین ماهیت تعهد مورد نظر مفید باشند، عبارتند از: قیود موکول کننده پرداخت مبلغ قرارداد به نتیجه موفقیت آمیز عملیات، قیود جریمه که به کارگیری آن ها مشروط به عدم دستیابی به نتیجه ای مشخص است، و قیود عسر و حرج که به موجب آن ها هر طرف می‌تواند قرارداد را در صورتی تعدیل کند که اوضاع و احوال، اجرای تعهدات را به نحوی که در ابتدا توافق شده اند، بسیار شدید و ظالمانه سازد.[۲۶۵]

د: میزان خطر احتمالی در اجرای تعهد

هنگامی که یک تعهد از سوی یک طرف، به طور معمول میزان بالایی از خطر را به همراه دارد، معمولا” می توان انتظار داشت که طرف مذبور قصد ندارد نتیجه را تضمین کند و طرف دیگر هم چنین تضمینی را انتظار ندارد. نتیجه مخالف با این مورد در صورتی حاصل می شود که بدون هیچ دشواری خاصی، قاعدتا” می توان به نتیجه مطلوب دست یافت.[۲۶۶] به عنوان مثال (الف) تعهد می‌کند که در تاریخ ۳۰ ژوئن، ۲۰ تن فولاد را به (ب) تحویل دهد. چنین عملیات نسبتا” ساده ای در معرض هیچ خطر خاصی نیست. در این حالت، (الف) به نتیجه مشخص تحویل کمیت مورد نیاز فولاد در تاریخ مشخص شده، و نه صرفا” سعی در انجام آن، متعهد می شود.[۲۶۷]

ه: تاثیر ذینفع تعهد بر اجرای آن

در برخی از شرایط، یکی از طرفین ممکن است تا حدی بر اجرای تعهد از سوی طرف دیگر تاثیر داشته باشد، و این واقعیت ممکن است تعهداتی را که در غیر این صورت، وظایفی برای دستیابی به نتیجه ای مشخص در نظر گرفته می شدند، به وظایفی برای انجام حداکثر کوشش تبدیل کند.[۲۶۸]

بند پنجم: تعیین کیفیت اجرای تعهد

هنگامی که کیفیت اجرا نه به طور قطع در قرارداد تعیین شده و نه از قرارداد قابل احراز است، هر طرف ملتزم است که کیفیتی از اجرا را که متعارف باشد و در اوضاع و احوال مورد نظر کمتر از حد متوسط نباشد، ارائه دهد.[۲۶۹]

در قسمت اخیر استانداردهایی ‌در مورد اعمال حداکثر کوشش مقرر سده اما کیفیت اجرای تعهد مسئله ای است وسیع تر که در اینجا مطرح می‌گردد. اگر قرار باشد کالاهایی عرضه یا خدماتی فراهم آورده شوند، صرف عرضه کالاها یا فراهم آوردن خدمات کافی نیست؛ بلکه باید کالاها و خدمات مذبور از کیفیت معینی نیز برخوردار باشند.

از جهت کیفیت مورد انتظار، قرارداد اغلب دارای صراحت خواهد بود ( به عنوان مثال نفت درجه یک)، یا عواملی را ارائه خواهد کرد تا کیفیت مذبور قابل تعیین باشد. در موارد دیگر، کیفیت باید متعارف و نه کمتر از حد متوسط در اوضاع و احوال موردنظر باشد. بدین ترتیب دو معیا مذکور با هم ترکیب شده اند. به عنوان مثال، (الف) بر عهده می‌گیرد که در کنار یک ایستگاه شلوغ راه آهن، هتلی بسازد. در قرارداد، (عایق کاری صوتی مناسب) مقرر شده اما کیفیت آن با دقت بیشتری تعیین نشده است. با این وجود، از این قرارداد قابل استنتاج است که عایق کاری صوتی باید معیارهای عالی مورد نیاز را با توجه به نزدیکی هتل به ایستگاه راه آهن برآورده سازد.

حالا با توجه به توضیحات فوقدو نکته در اینجا قبل ذکر می‌باشد، ۱٫ اجرای تعهد باید از کیفیت متوسط برخوردار باشد. ۲٫ اجرای تعهد باید معقول و متعارف باشد.

الف) اجرای تعهد باید از کیفیت متوسط برخوردار باشد

حداقل تکلیف این است که کالاهایی با کیفیت متوسط فراهم آورده شوند. اگر در قرارداد، فراهم آوردن کالاها یا خدماتی با کیفیت مرغوب الزامی نشده باشد، عرضه کننده کالاها یا خدمات، تکلیفی برای ارائه کیفیت برتر نخواهد داشت، اما در عین حال نمی تواند کالاها یا خدماتی با کیفیتی پیین تر را ارئه کند. این کیفیت متوسط بر طبق اوضاع و احوال تعیین می شود و به طور معمول به معنی کیفیتی است که در زمان اجرای تعهد، در بازار مرتبط در دسترس است (برای مثال ممکن است یک پیشرفت فناورانه متاخری عملی شده باشد). عوامل دیگری، مانند مشخصات خاصی که طرف اجرا گننده تعهد با توجه به آن ها برگزیده شده، هم ممکن است با موضوع مرتبط باشند.

ب) اجرای تعهد باید معقول باشد

ارجاع اضافی به معقول و متعارف بودن، برای آن است که از ادعای یکی از طرفین مبنی بر اجرای مناسب تعهد، جلوگیری شود آن هم در صورتی که وی در بازاری که در آن، کیفیت متوسط بسیار نامطلوب و غیر راضی کننده است به اجرای (متوسط) تعهد مبادرت ‌کرده‌است، و مقصود از ارجاع به معقول و متعارف بودن، فرصت دادن به قاضی یا داور بری بالا بردن معیارهای ناکافی مذکور است.

بند ششم: تعیین مبلغ قرارداد

در تعیین مبلغ قرارداد نکات ذیل قابل ذکر و بررسی می‌باشد.

هنگامی که مبلغ به طور قطعی در قرارداد تعیین نمی شود یا مقرراتی برای تعیین مبلغ در قرارداد موجود نیست، چنین تلقی می شود که در صورت نبود هیچ گونه دلالت مخالفی، طرفین به مبلغ ارجاع داده‌اند که عموما در زمان انعقاد قرارداد، برای اجرای تعهد مذبور در وضاع و احوال قابل مقایسه با تجارت مورد نظر، به حساب گذاشته می شود یا اگر چنین مبلغی در دسترس نباشد، ارجاع به مبلغی متعارف، منظور نظر بوده است.[۲۷۰] اگر قرار باشد مبلغ مورد نظر از سوی یک طرف تعیین شود و تعیین مذبور به طور آشکار غیر معقول و غیر متعارف باشد، بدون توجه به هر شرط قراردادی مخالف، قیمتی معقول و متعارف باید تعیین شود.[۲۷۱] چنانچه قرار باشد شخصی ثالث مبلغ را تعیین کند و آن شخص نتواند این کار را انجام دهد یا این کار را انجام ندهد، مبلغ مذبور باید مبلغی معقول و متعارف باشد.[۲۷۲] در صورتی که قرار باشد مبلغ با ارجاع به عواملی احراز شود که وجود ندارند یا دیگر وجود ندارند یا دیگر قابل دسترسی نیستند، نزدیک ترین عامل معادل با عوامل مذبور باید به عنوان جانشین در نظر گرفته شود.[۲۷۳]

الف: قاعده عمومی حاکم بر تعیین مبلغ قرارداد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:51:00 ب.ظ ]