آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



۱-MOSFET قدرت ودیودکلیدهای ایدهال هستند.
۲-ظرفیت خازنی خروجی ترانزیستور، ظرفیت خازنی دیودواندوکتانسهاصفرهستند. بنابراین ازتلفات کلیدزنی چشم پوشی میگردد.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۳-اجزای پسیو، خطی، تغییرناپذیر با زمان ومستقل ازفرکانس هستند.
۴-امپدانس خروجی منبع ولتاژ ورودی هم برای مولفه‌های DC و هم AC صفر است.
۵-مبدل درحالت پایدار کارمیکند.
۶-دوره کلیدزنی fs = 1/ T خیلی کوچکتر از ثابتهای زمانی اجزای راکتیو میباشد.
۱- عملکرد مدار در بازه o ≤ t ≤ Dt
درمدت زمان است ودیود D1 خاموش است. یک مدار ایده ال برای این مدت در شکل ۲ الف نشان داده شده است. وقتی که کلیدبسته است ولتاژروی دیودیعنی VD حدود – V Iمی‌باشد که موجب با یاس معکوس شدن دیود می‌شود. ولتاژ روی کلید یعنی VS و جریان دیود صفر هستند. ولتاژ سلفL به صورت زیر است: [۱۰]
(۱-۲)
بنابراین جریان سلف وکلیدبه صورت زیراست:
بنابراین جریان سلف وکلیدبه صورت زیراست:
(۲-۲)
که در آن (iL ۰) جریان اولیه سلف L در زمان ۰t= می‌باشد.
پیک جریان سلف میشود:
(۳-۲)
و جریان ریپل پیک تاپیک سلف L به صورت زیراست:
(۴-۲)
ولتاژ دیود برابر است با:
(۴-۲)
ولتاژ دیود برابر است با:
(۵-۲)
بنابراین پیک ولتاژ معکوس دیود برابر است با:
(۶-۲)
متوسط جریان سلف برابر با جریان DC خروجی IO می‌باشد. بنابراین برای مقدار پیک جریان کلید داریم:
(۷-۲)
افزایش در انرژی مغناطیسی ذخیره شده در سلف L در مدت زمان از ۰ تا DT به صورت زیر است:
(۸-۲)
مدتزماناز ۰ تا DT وقتی که کلید توسط راه انداز باز شود پایان می‌یابد.
۲- عملکردمدار دربازه زمانی DT<t ≤T
در مدت زمان DT < t ≤T، کلید S بازودیود D1 روشن است. شکل ۲ مدار معادل ایده آل در این بازه زمانی را نشان میدهد. از آنجاکه (iL DT) در آن لحظه غیر صفر است، کلید باز شده و به دلیل اینکه جریان سلف تابع پیوسته‌ای از زمان است، سلف به صورتی که منبع جریان عملکرده و دیود را روشن می‌کند.
جریان کلید I Sو ولتاژ دیود VD صفر هستند و ولتاژ سلف L به صورت زیر است: [۱۵]
(۹-۲)
جریان سلف ودیوداین گونه به دست می‌آیند:
(۱۰-۲)
که در آن iL (DT) شرط اولیه سلف در زمان t = D. T می‌باشد.
جریان ریپل پیک تا پیک سلف L به صورت زیر است:
(۱۱-۲)
توجه داشته باشید که مقدار پیک تاپیک ریپل جریان سلف مستقل از جریان بار IO در حالت CCM است و تنها به ولتاژ DCورودی VI و بنابراین به ضریب وظیفه بستگی دارد. برای یک ولتاژ خروجی ثابت بیشترین مقدار جریان ریپل پیک تا پیک سلف در بیشینه ولتاژ ورودی VI max به دست می‌آید که به مقدار کمینه ضریب وظیفه «DMin» مرتبط است. این رابطه به صورت زیر است:
(۱۲-۲)
ولتاژ کلید VS و پیک ولتاژ کلید به صورت مقابل است:
(۱۳-۲)
پیک جریان‌های دیودوکلید طبق رابطه زیر به دست می‌آید:
(۱۴-۲)
این مدت زمان درزمانt = T وقتیکه کلیدتوسط راه انداز بسته میشودپایان مییابد. کاهش درانرژی مغناطیسی ذخیره شده درسلف درمدت زمان DT < t ≤T راازرابطه زیرداریم:
(۱۵-۲)
برای کار درحالت پایدار، افزایش درانرژی مغناطیسیباکاهش درانرژی مغناطیسی است.
(۱۶-۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-09-06] [ 11:32:00 ق.ظ ]




درکلینیک مسمومیت با ترکیبات ارگانوفسفره غالباً با میزان مهار استیل­کولین­استراز[۳] سنجش می­ شود (Ricceri et al., 2003; Jamson et al., 2007). یکی از تاثیرات این مهار، تحریک بیش از حد سیناپس­های کولینرژیک و سیستم عصبی پاراسمپاتیک است که نشانه­ های آن شامل تنگ شدن مجاری هوایی، تعریق، ترشح بزاق، بی اشتهایی، انقباضات شکمی، استفراغ، بی اختیاری مدفوع و افزایش ادرار می­باشد. همچنین ارگانوفسفره­ها باعث ایجاد تیک­های ماهیچه­ای و انقباضات کوچک و غیر­ارادی عضلات در زیر پوست می­شوند. این تاثیرات، ماهیچه­های تنفسی را نیز درگیر می­ کنند. ترکیبات ارگانوفسفره قادرند بر روی سیستم عصبی مرکزی نیز تاثیر بگذارند که نتیجه آن، اضطراب، تخریب حافظه، نقص در سخن گفتن، تشنج و کما می­باشد .(Dubois, 1971)ارگانوفسفره­های مختلف تاثیرات سمی متفاوتی بر روی سیستم عصبی دارند، بعضی از ارگانوفسفره­ها ازجمله کورپیریفاس تاثیرات سمی بیشتری روی سیستم عصبی دارند،در حالیکه سمیت برخی دیگر مانند پاراتیون بیشتر سیستمیک است(Timofeeva et al., 2008).ترکیبات ارگانوفسفره به­ دلیل اثرات مخرب طولانی­مدت بر مغز درصورت مجاورت در دوران جنینی و کودکی از نظر پزشکی مورد توجه هستند . (Ricceriet al., 2003)اثرات سمی ارگانوفسفره­ها روی مغز در حال تکوین بیشتر است که یکی از دلایل آن مصرف بالای اکسیژن و کمبود آنتی­اکسیدان در مغز در حال تکوین می­باشد (Slotkin et al., 2008) به عنوان مثال LD50 ترکیب کورپیریفاس در نوزادان موش صحرایی ۱۰۰ برابر کمتر از بالغین است (Jameson et al.,2007). مطالعات مختلف نشان داده­اند برخی از ارگانوفسفره­ها در غلظت­هایی که مسمومیت سیستمیک را به دنبال ندارند، به­طورخاص مغز نابالغ را هدف قرار داده و اختلالات رفتاری دراز مدت را باعث می­شوند (Ricceri et al., 2003,2006;Eskenazi et al., 1999) کورپیریفاس و نه متابولیت فعال آن (کورپیریفاس[۴] اکسان) سنتز DNA را مهار کرده و باعث کاهش تعداد سلول­ها و اختلال در فعالیت سیناپسی می­ شود.بنابراین عجیب نیست که کورپیریفاس در غلظت­هایی که مهار استیل­کولین­استراز پایین­تر از حد لازم برای ایجاد مسمویت سیستمیک است، اختلالات رفتاری دراز مدت را باعث می­ شود (Crumpton et al., 2000; Levin et al., 2007; Jameson et al., 2007; Terry et al., 2007; Johnson et al., 2009).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱-۲) صرع
تعریفی که توسط اتحادیه بین ­المللی مقابله با صرع (ILAE)[5] و دفتر بین المللی صرع (IBE)[6] برای تشنج ارائه و پذیرفته شده است بدین گونه است که تشنج­های صرعی[۷] در اثر شلیک بیش از حد و غیر طبیعی سیگنال­های الکتریکی در مغز ایجاد می­شوند و اثرات شدیدی روی سلامت و کیفیت زندگی فرد دارند. تقریباً ۵ میلیون نفر در جهان از این بیماری رنج می­برند و صرع دومین اختلال عصبی شایع بعد از سکته مغزی است(Fisher et al., 2005; Zainuddin et al., 2012; Wu et al., 2012)انواع مختلف تشنج ممکن است به دخالت نواحی مختلف مغز مرتبط باشد (Chang and Lowenstein., 2003). تشنج­های صرعی ، انسان­ها را در تمام سنین تحت تاثیر قرار می دهد و در اثرضایعه مغزی یا ضربه به سر رخ می­ دهند.(Baxendale et al., 2012) عوامل دیگر ایجادکننده­ی این بیماری عبارتند از استعمال بی رویه داروها، عفونت و نواقص ژنتیکی (Rall and sheifer,1991). تغییر در سیستم­های نوروترنسمیتری مختلف به­ ویژه گلوتامات، آسپارتات و گابا در ایجاد صرع نقش دارند .(Pinto et al ., 2005)بااین حال شواهدی مبنی بر نقض تاثیر انحصاری سیناپس­ها در بروز صرع وجود دارد: برخی سلول­های ایزوله کشت داده شده بی­مهر­گان و مهره­داران قادر به تولید فعالیت صرعی هستند .(Speckmann and Caspers, 1973, Segal, 1991) همچنین مهار انتقال سیناپسی با غلظت بالای منیزیم و غلظت پایین کلسیم در مواردی قادر به مهار فعالیت صرعی نیست (Biksonetal., 1999). داروهای سنتزی با اثر بر زیرساختارهای سلولی دخیل در عملکرد سیناپس­ها و کانال­های یونی از فعالیت صرعی در کانون صرع و گسترش آن به سایر نواحی جلوگیری کرده و باعث مهار تشنج می­شوند (Bialer and white, 2010).
۱-۳) طبقه ­بندی صرع
طبقه ­بندی تشنج­های صرعی بر اساس بیان بالینی تشنج و تصویر الکتروانسفالوگرام در طول و بین تشنج­ها به­دست آمده است. تشنج­های صرعی به ۲ دسته جزئی و عمومی تقسیم ­بندی می­شوند . تشنج­های جزئی شامل تخلیه­های الکتریکی غیر طبیعی در ناحیه­ای موضعی از مغز می باشد. این تخلیه­ها ممکن است موضعی باقی بمانند یا به سایر بخش­های مغز گسترش یابند و باعث ایجاد تشنج­های فراگیر ثانویه[۸] شوند. تشنج جزئی به ۲ گروه تقسیم می­ شود: تشنج ساده[۹] که هوشیاری تحت تاثیر قرار نمی­گیرد. در تشنج پیچیده[۱۰]،حمله در هر دو نیمکره مغز به­ طور همزمان شروع می­ شود و هوشیاری تحت تاثیر قرار می­گیرد. تشنج­های عمومی شامل تشنج­های غایب[۱۱]، میوکلونیک[۱۲] و تونیک-کلونیک[۱۳] می باشند (Morimoto et al., 2004).
۱-۴) کیندلینگ[۱۴]
یکی از مدل­های رایج القاء صرع، کیندلینگ است. کیندلینگ توسط ۲ روش ایجاد می­ شود: ۱- کیندلینگ الکتریکی[۱۵] که با تحریکات زیرآستانه مکرر در مناطق خاصی از مغز القاء می­ شود. ۲- کیندلینگ شیمیایی[۱۶] که با تجویز مکرر غلظت­های زیرآستانه ترکیبات صرع­زا بروز می­ کند (Dhir., 2012). کیندلینگ سبب توسعه تشنج، اختلالات رفتاری، آسیب نورونی و سرانجام مرگ نورونی می­ شود. کیندلینگ با پنتیلن تترازول[۱۷] یکی از رایج ترین شیوه ­ها برای تشدید فعالیت تشنجی است .(Pavlova et al., 2004) تشنج­های صرعی تاثیر قابل توجهی بر ساختار مغز دارند. اولین تغییرات ساختاری مرتبط با تشنج­های مکرر و مرگ انتخابی سلول ها در ساختارهاEpiloptogenic و عمدتاًً در هیپوکامپ است (Naseer et al., 2009). تحقیقات نشان داده اند که به­دنبال تشنج چه به شکل طبیعی و چه با القاء کیندلینگ، مدارهای نورونی دچار اختلال می­گردند و معمولا سبب نقص در یادگیری می­شوند(Grecksch et al., 1991; Drapeau et al., 2003)
۱-۵) یادگیری و حافظه
یادگیری فرایندی است که به واسطه آن از دنیای اطراف اطلاعات کسب می­ شود. حافظه مکانیسمی برای کدبندی، ذخیره­سازی و فراخوانی دوباره اطلاعات ذخیره شده است. دو نوع حافظه داریم:
۱- حافظه ناخودآگاه[۱۸] یا مستحکم: شامل یادگیری حرکتی و مهارت­ های ادراکی است (پس از تشکیل این نوع حافظه امکان تغییر در آن بسیار اندک است). حافظه ناخودآگاه شامل انواع ارتباطی[۱۹] و غیرارتباطی[۲۰] است. حافظه ناخودآگاه ارتباطی پس از یادگیری خصوصیات یک محرک تشکیل می­ شود که شامل ۲ نوع شرطی شدن کلاسیک[۲۱] و شرطی شدن عامل[۲۲] می­باشد. شرطی شدن عامل شامل انواع شرطی شدن احترازی غیر­فعال[۲۳] و شرطی شدن احترازی فعال[۲۴] می­باشد. نوع غیرارتباطی شامل عادت کردن و حساس شدن می­باشد و پس از یادگیری ارتباط بین دو محرک یا یک محرک و یک رفتار تشکیل می­ شود.
۲- حافظه خودآگاه[۲۵]: به­ صورت آگاهانه فراخوانی می­ شود و از تعداد زیادی قطعه حافظه­ای تشکیل شده که بیشتر در قشرهای ارتباطی مغز ذخیره می­گردند. این نوع خود شامل حافظه حادثه­ای و حافظه معنایی می­باشد و دارای انعطاف پذیری بالایی است. حافظه حادثه­ای[۲۶] مربوط به وقایع و تجربیات گذشته فرد است. حافظه معنایی مربوط به حقایق اشیاء ، نام­ها و مکان­ها می­باشد(Mclell and et al., 1995 ; Milner et al., 1998). حافظه فضایی[۲۷] جزئی از حافظه خودآگاه است که در کسب و کاربرد اطلاعات مکانی نقش دارد. حافظه کاری (کوتاه مدت) یکی از انواع حافظه فضایی می­باشد و در زمانی که حیوان در حال انجام عمل می­باشد حفظ می­ شود و پس از آن به دلیل مورد نیاز نبودن اطلاعات از بین می­رود (Optize et al., 1997).
فصل دوم
۲- مروری بر تحقیقات پیشین
۲-۱) ویژگی­ها و مکانیسم تاثیر ترکیبات ارگانوفسفره
ترکیبات ارگانوفسفره حلالیت بالایی در چربی دارند و به­آسانی از غشاء­های زیستی عبور می کنند (Vale, 1998). جذب پوستی آهسته است، با این حال تماس طولانی­مدت می ­تواند منجر به مسمومیت حاد شود که وجود حلال در فرمولاسیون محصول آن را تشدید می­ کند(Phillips, 2001) این ترکیبات در بافت چربی، کبد و کلیه انباشته می­شوند(Vale, 1998; Kwong, 2002) ویژگی مشترک ترکیبات ارگانوفسفره مهار قوی کربوکسیل­استرهیدرولازها[۲۸] از جمله استیل­کولین­استراز[۲۹] (موجود در بافت عصبی و اریتروسیت­ها) و بوتیریل­کولین­استراز [۳۰](پزودوکولین استراز) است. استیل­کولین­استراز موجب تجزیه استیل­کولین در سیناپس­های کولینرژیک بوده و مهار غالباً برگشت ناپذیر آن توسط ارگانوفسفره­ها موجب تجمع استیل کولین و فعالیت شدید و کنترل نشده سیناپس­های کولینرژیک می­ شود. تحریک مداوم رسپتورهای موسکارینی و نیکوتینی استیل­کولین موجب ایجاد علایم ناشی از مسمومیت حاد با ارگانوفسفره­ها می­ شود (Ward and Mundy, 1995; Rocha et al., 1996; O malley 1997; Fryer et al., 2004) همه ارگانوفسفره­ها در غلظت­های بالا سبب مهار استیل­کولین­استراز می شوند (Bushnel et al., 1993; Samsam et al., 2005)، اما غلظت­های پایین ترکیبات ارگانوفسفره که قادر به مهار استیل­کولین­استراز نیستند، مکانیسم­های دیگری برای ایجاد سمیت در سیستم عصبی دارند که این مکانیسم­ها از ترکیبی تا ترکیب دیگر متفاوت است (Aldridge et al., 2005). شدت سمیت ارگانوفسفره­ها بستگی به این دارد که تا چه اندازه قادرند مکانیسم­های غیروابسته به استیل­کولین را فعال کنند (Timofeeva et al., 2008). از تاثیرات غیر کولینرژیک ارگانوفسفره­ها می­توان به تاثیر روی فاکتورهای رونویسی و تمایز سلول، آسیب به DNA و مکانیسم­های درگیر در آکسوژنز[۳۱]، سیناپتوژنز[۳۲] و عملکرد سیناپسی که باعث اختلال در تکوین سیستم عصبی می­شوند اشاره کرد .(Crumpton et al., 2000)
۲-۲) اثرات بیولوژیک کورپیریفاس
مطالعه مدل­های حیوانی و شواهد کلینیکی نشان داده است که کورپیریفاس از طریق مهار کولین­استراز و مکانیسم­های غیر­کولینرژیک مغز در حال رشد را تحت تاثیر قرار داده و منجر به نقایص نورونی و رفتاری می­ شود .(Pope et al., 1999; Barone et al., 2000) کورپیریفاس سبب مداخله در رونویسی و تمایز سلول­های نورونی و اختلال در تکوین سیناپس­ها و عملکرد آن­ها می­ شود(Dam et al., 1999; Crumpton et al., 2000; Slotkin, 2004; Casida and Quistad, 2004) کورپیریفاس بر پروتئین­های ساختار نورونی (Garcia et al., 2003) ، تعدیل طولانی­مدت فعالیت سیناپسی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی (Aldridge et al., 2004; Meyeretol., 2004)، ویژگی­های ساختاری از جمله ضخامت کورتکس(Byers et al ., 2005) ، عملکردهای شناختی (Levin et al., 2002; Aldridge et al., 2005 a) و فعالیت­های حرکتی (Dam et al., 2000) تاثیر می­ گذارد.
۲-۳) تاثیر وابسته به زمان و وابسته به جنس ترکیبات ارگانوفسفره
اگر تیمار با ارگانوفسفره همزمان با تکوین ناحیه خاصی از مغز باشد، آن ناحیه تحت تاثیر قرار می­گیرد در حالیکه اگر قبل و یا بعد از تیمار تکوین پیدا کنند، دستخوش تغییر نمی­شوند و یا تغییرات کمی را نشان می­ دهند. تزریق غلظت ۱ میلی­گرم بر کیلوگرم کورپیریفاس به نوزادان موش صحرایی در روزهای ۴-۱پس از تولد و ارزیابی فعالیت استیل­کولین­ترانسفراز در نواحی هیپوکامپ[۳۳]، مغز میانی[۳۴]، استریاتوم[۳۵]، ساقه­ی مغز[۳۶] و کورتکس در دوران بلوغ، نشان داده است که کورپیریفاس در همه نواحی مغزی به­ طور مشخصی باعث کاهش فعالیت استیل­کولین­ترانسفراز می­ شود. این تاثیر البته وابسته به زمان تزریق، جنس و ناحیه مغزی است(Slotkin et al., 2001) بسته به اینکه قرار گرفتن در معرض ارگانوفسفره­ها در چه دوره ای از تکوین مغز باشد ممکن است اثرات آن در دو جنس نر و ماده متفاوت باشد به طوریکه اگر تیمار با ارگانوفسفره­ها قبل از دوران تمایز جنسی در مغز باشد، تفاوت­های وابسته به جنس در تاثیرات نهایی آن­ها ایجاد نمی شود در حالیکه اگر تیمار در دوران وقوع تمایز جنسی در مغز باشد، تاثیرات متفاوتی در اثر تیمار با یک ترکیب ارگانوفسفره در دو جنس ظاهر می­ شود، در بعضی موارد نیز این تاثیرات در دو جنس یکسان بوده ولی در یک جنس بارزتر است (Aldridge et al., 2005) تاثیر وابسته به جنس کورپیریفاس در استریاتوم نیز دیده شده است به­طوریکه کاهش مارکرهای کولینرژیک[۳۷] در ماده­هایی که در روزهای ۴- ۱پس از تولد تیمار شده اند، شدیدتر بوده است. بیشترین اثر کاهشی مارکرهای کولینرژیک در اثر مجاورت با کورپیریفاس در هیپوکامپ و کمترین اثر در قشر مغز است (Slotkin et al., 2001; Levin et al., 2001).
۲-۴) تاثیر ارگانوفسفره­ها به ویژه کورپیریفاس در ایجاد افسردگی و نقص حافظه ناشی از تغییر در سیستم­های نوروترنسمیتری
دوره پس از تولد در جوندگان به­خاطر تکوین مسیرهای کولینرژیک در Basal forebrain بسیار حیاتی و مهم است. این مسیرها در میزان تحریک مغز بسیار مهم­اند و مجاورت با کورپیریفاس این تنظیم را مختل کرده (Berger – Sweeney and Hohmann, 1997) و از طریق مداخله در بلوغ مغز سبب اختلالات رفتاری می­ شود (Levin et al., 2001; Aldridge et al., 2005a) کورپیریفاس از طریق تغییر طولانی­مدت در فعالیت سیستم سروتونرژیک[۳۸] و غیر نرمال شدن رشد مسیرهای سروتونرژیک منجر به بروز پرخاشگری در موش­های صحرایی می شود (Bell and hobson, 1994; Aldridge et al., 2004) تزریق کورپیریفاس (۱ میلی­گرم بر کیلوگرم) در روزهای ۴-۱ پس از تولد منجر به اختلال در رشد و تمایز نورونی، تغییر در بیان ژن­های وابسته به سروتونین[۳۹] و افزایش بیان رسپتورهای سروتونینی می­ شود. این تغییرات، تخریب پایانه ­های نورون­های سروتونرژیک در حال رشد را به دنبال دارد که تغییرات آنی و طولانی­مدت از قبیل نقص در رفتارهای وابسته به سروتونین مثل عواطف و احساسات را باعث می­ شود .(Heninger,1997; Roeggea et al., 2008) نشان داده شده است که موش­هایی که در دوران پیش از تولد غلظت­های پایین کورپیریفاس را دریافت کردند الگوهای رفتاری مثل افسردگی را نشان می­ دهند که تغییر در سیستم­های سروتونرژیک و دوپامینرژیک[۴۰] را در این پدیده دخیل دانستند. همچنین ارتباط روشنی بین انسان­هایی که در معرض ارگانوفسفره­ها قرار گرفتند با افسردگی و خودکشی دیده شده است(Aldridge et al., 2005b; London et al., 2005; Lee et al., 2007) این ترکیب در غلظت­های پایین باعث اختلال در رفتار و عملکردهای شناختی (Colborn, 2006)، بیش فعالی حرکتی (Icenogle et al., 2004) و اختلال در حافظه کاری[۴۱] و حافظه مرجع[۴۲] می­ شود . (Levin et al., 2001; Aldridge et al., 2005a)مسمومیت­های حاد و مزمن با ترکیبات ارگانوفسفره منجر به تغییرات طولانی­ مدت در عملکردهای نوروفیزیولوژیک، فرآیندهای شناختی مثل سرعت پردازش اطلاعات، توجه بینایی، توانایی در ادارک بینایی و اختلال در حافظه حل مساله می­ شود(Steenland et al., 1994; Farahat et al., 2003; Roldan- topia et al., 2005, 2006). انسان­هایی که در صنعت و کشاورزی به مدت طولانی در معرض سطوح کم ارگانوفسفره قرار می­گیرند حتی بدون بروز علائم سمیت کولینرژیک، دچار اختلالات طولانی مدت در حافظه، تمرکز، توجه و سرعت آنالیز اطلاعات می­شوند(Gershon and Show, 1961; Metcalf and holmes, 1969; Rauhe et al., 2006). رابطه بین اثر بر حافظه و غلظت کورپیریفاس خطی نبوده و بیشترین تاثیر در غلظت­های پایین بروز کرده با افزایش غلظت به میزان بالاتر از آستانه تشخیص مهار استیل­کولین­استراز ، این تاثیر حذف یا معکوس می­گردد (Levin et al., 2002).
۲-۵) مکانیسم ایجاد صرع
فعالیت تشنجی صرع در اثر عدم تعادل بین فعالیت­های تحریکی و مهاری سیناپسی است (Madsen et al., 2010). صرع معمولا در نتیجه کاهش عوامل مهاری یا افزایش شدید تحریک­پذیری بخشی از شبکه نورونی مغز رخ می­دهد(Stafstrom, 2003, Pinto et al., 2005, Beck and Elger, 2008) صرع غالبا به دنبال افزایش تحریک گلوتاماترژیک[۴۳] یا کاهش مهار گاباارژیک[۴۴] ایجاد می­ شود (Obrenoritch et al., 1996). کاهش مهار گاباارژیک در نتیجه کاهش رهاسازی گابا[۴۵] از پایانه ­های عصبی، کاهش حساسیت رسپتورهای گابا و تغییر در شیب غلظت یونی به­علت تجمع داخل سلولی یون کلر می­باشد (Deyn et al., 1990). گابامهمترین نوروترانسمیتر مهاری در سیستم عصبی مرکزی است (Fritschy and Brunig , 2003). گابا در تکوین اولیه مغز شرکت می­ کند و تعیین کننده مهم عملکرد عصبی- رفتاری است. گابا از گلوتامات توسطL– گلوتامیک­اسید­دکربوکسیلاز[۴۶] سنتز می­ شود (Badaway et al., 2009). سطح گابا و فعالیتL– گلوتامیک­اسید­دکربوکسیلاز در بافتی که کانون صرع است و همچنین در مایع مغزی نخاعی بیماران صرعی کاهش یافته است (De Deyn et al., 1990). رسپتورهای گابا عبارتند از رسپتور­های یونوتروپیک[۴۷] گابا A و گابا C و رسپتورهای متابوتروپیک[۴۸] گابا B. رسپتورهای گابای A کانال دریچه­دار لیگاندی هستند و هنگام باز شدن باعث ورود کلر به سلول و ایجاد پتانسیل سیناپسی مهاری می­شوند (Cavazos and Lum, 2005). رسپتور گابا A به­ صورت پس­سیناپسی روی دندریت[۴۹]­های غشای سوماتیک[۵۰] و بخش اولیه آکسون[۵۱] قرار دارد (Delorenzo et al., 2005). رسپتورهای گابا C کانال یونی دریچه­دار لیگاندی هستند. فعال شدن کانال این رسپتورها نفوذپذیری به یون کلر را افزایش می­دهد. تعدادی از آگونیست­های رسپتور گابا A مثل باکلوفن[۵۲] نمی ­توانند با رسپتور گابا C برهم کنش داشته باشند. این رسپتورها در شبکیه[۵۳]، نخاع[۵۴]، غده هیپوفیز[۵۵] و برجستگی فوقانی یافت می­شوند .(Goodman et al., 2006) رسپتور گابا B از دو زیر واحد گابا B1 و گابا B2 تشکیل شده است (Gassman et al., 2004). رسپتورهای گابا B لینک شده بهG–پروتئین­ها هستند که با افزایش کنداکتانس[۵۶] پتاسیم و مهار ورود کلسیم نورون­ها را هایپرپلاریزه می­ کنند و اثر مهاری آهسته­ای دارند (Delorenzo et al., 2005). گلوتامات مهم­ترین نوروترانسمیتر تحریکی در سیستم عصبی مرکزی است (Cavazos and Lum, 2005). گلوتامات در ترمینال­های پیش­سیناپسی از گلوتامین[۵۷] توسط گلوتامیناز فعال شده با فسفات[۵۸]، همچنین از ۲- اگزوگلوتارات توسط گلوتامات­دهیدروژناز[۵۹]و ۲- اگزوگلوتارات­آمینوترانسفراز[۶۰] سنتز می­ شود (Meldrum et al., 1999) رسپتورهای یونوتروپیک گلوتامات، کانال­های دریچه­دار لیگاندی هستند و شامل انواع NMDA،AMPA و Kainate می­باشند .رسپتورهای AMPAشامل ۷ زیر واحد می­باشند و به کاتیون­های تک ظرفیتی سدیم و پتاسیم نفوذپذیرند و سبب ایجاد پتانسیل­های پس سیناپسی تحریکی سریع می­شوند (Morimoto et al., 2004). رسپتورهای Kainate به کاتیون­های تک ظرفیتی نفوذپذیرند. رسپتورهای NMDA پتانسیل­های پس­سیناپسی تحریکی آهسته و جریان یون کلسیم را میانجی می­ کنند و به سدیم و پتاسیم نیز نفوذپذیرند. این رسپتور از ۷زیر واحد تشکیل شده است (Morimoto et al., 2004 ., Kohr., 2006., Mallon et al., 2004) رسپتورهای متابوتروپیک با پیک­های داخل سلولی ارتباط دارند و دارای N-ترمینال بسیار بزرگ برای اتصال گلوتامات هستند (Kew and Kemp.,2005). کاهش دوپامین در هسته دم دار[۶۱] و افزایش نورآدرنالین[۶۲] در مغز میانی موش­های صحرائی دارای فعالیت صرعی دیده شده است (Hara et al., 1993). شواهدی مبنی بر تداخل عوامل ژنتیکی و محیطی در ایجاد صرع وجود دارد .(Berkovic et al., 2006) بسیاری از اختلالات ژنتیکی در ژن­های کد کننده کانال­های یونی، منجر به عدم تعادل بین انتقال عصبی مهاری و تحریکی ودر نهایت صرع می­گردد. بیشتر سندرم­های صرعی مربوط به اختلال عملکرد کانال­ها هستند(Armijo et al., 2005, Shin and Mc Namara,1994).
۲-۶ (مدل کیندلینگ در مطالعه صرع
کیندلینگ مدلی از تشنج­های پیچیده است. کیندلینگ تحریک­پذیری عصبی را افزایش داده، منجر به توسعه تشنج، آسیب نورونی و اختلالات رفتاری می­ شود و همچنین تا حدی شبیه به اختلالات دیده شده در صرع لوب گیجگاهی[۶۳] در انسان است. کیندلینگ همچنین یک مدل مناسب آزمایشگاهی برای مطالعه مکانیسم­های تغییرات مرتبط با صرع در نظر گرفته می شود McEachern and Shaw, 1999)). در این مدل تحریکات زیر آستانه ای پشت سر هم توسط جریان الکتریکی یا مواد شیمیایی ایجاد می­ شود که منجر به بروز تشنجات می­گردد.(Luthman and Humpel., 1997) کیندلینگ نخستین بار توسط Goddard به­عنوان مدل آزمایشگاهی صرع که با پلاستیسیتی نورونی[۶۴] و افزایش فعالیت تشنجی ارتباط دارد معرفی شد (Da-Silva et al., 1998)، او در این نوع کیندلینگ (کیندلینگ الکتریکی )با قرار دادن الکترود در ساختار لیمبیک، تحریکات الکتریکی ایجاد می­کرد. کیندلینگ شیمیایی توسط ترکیبات شیمیایی صرع زا پیلوکارپین[۶۵]، کاینیک اسید[۶۶] ، پیکروتوکسین[۶۷] و پنتیلن­تترازول ایجاد می­ شود (KOhling, 2002). کیندلینگ ناشی از پنتیلین تترازول اولین بار توسط Mason و Cooper در سال ۱۹۷۲ شرح داده شد که با افزایش تشنج­ها بعد از تزیقات مکرر پنتیلین­تترازول مشخص می­ شود .(Mason and cooper, 1972) پنتیلن­تترازول آنتاگونیست غیر رقابتی گابا است و روی جایگاه پیکروتوکسین گیرنده گابا Aاثرکرده و مانع ورود کلر می­ شود. اثرات پنتیلن­تترازول روی گیرنده گابا A وابسته به غلظت و غیر وابسته به ولتاژ است (Hung et al ., 2001) پنتیلین­تترازول همچنین می ­تواند با تحریک گیرنده NMDA موجب تحریک سیستم عصبی مرکزی و ایجاد تشنج شود (Nevins and Arnolde 1989; Sayyah et al., 2002). افزایش فعالیت انتقال گلوتاماترژیک منجر به تولید رادیکال آزاد[۶۸] می­ شود که نقش مهمی در مرگ نورون­ها در نواحیCA1وCA2 هیپوکامپ موش­های کیندل شده با پنتیلین­تترازول دارد و سبب اختلالات یادگیری می­ شود.(Gupta et al., 2003; Singh et al., 2003) تشنج­های صرعی با افزایش نفوذپذیری به مواد موجود در خون و باز شدن اتصالات محکم بین سلول­های اندوتلیال و عروق مغزی منجر به اختلال در سد خونی- مغزی می­شوند، در نتیجه ماکرومولکول­هایی مثل پروتئین­ها می­توانند از سد خونی-مغزی عبور کنند ((Arican et al., 2006.
۲-۷) ساختارهای مغزی و سیستم­های نوروترنسمیتری دخیل در حافظه
اثرگذارترین سیستم نوروترنسمیتری در یادگیری فضایی ، سیستم کولینرژیک است. بعداز آن گلوتامات، دوپامین، سروتونین، نوراپی­نفرین و گابا به ترتیب از اهمیت بیشتری برخوردارند (Wilson et al., 1995). مطالعات انجام شده روی انسان و حیوان نشان داده است که سیستم کولینرژیک و به­خصوص گیرنده­های موسکارینی استیل­کولین، در حافظه نقش دارند (Bymaster et al., 1993). مطالعات تصویری از فعالیت مغز ، افزایش فعالیت کولینرژیک و کاهش فعالیت آنتی­کولینرژیک[۶۹] را در مناطق زیر قشری مغز مانند تالاموس[۷۰] نشان می­دهد که مناطق هوشیاری و توجه می باشند .(Freo et al., 2002) هسته قاعده­ای با سلول­های درشت[۷۱](NBM) یکی از هسته­های مغز جلویی[۷۲] است که ۹۰ درصد نورون­های این هسته کولینرژیک است.۸۰-۷۰ درصد اعصاب کولینژیک قشر مغز از NBM منشاء گرفته­اند (Houser et al., 1985; Eckenstein et al., 1988;Miranda et al., 2003)اکثر استیل­کولینی که در قشر مغز یافت می­ شود، منشا خارج قشری دارد و قسمت عمده ای از آن توسط نورون­های کولینرژیک NBM به قشر آزاد می­ شود (Kensner et al., 1987). مسیرهای کولینرژیک NBM به آمیگدال و قشر و همچنین NBM به سپتوم و هیپوکامپ در ایجاد حافظه نقش مهمی را ایفاء می­ کند .(Brozhink and Vinogradova.,1988ارتباط عمده هیپوکامپ با قشر انتورینال[۷۳] است که هیپوکامپ را به سایر نواحی قشری متصل می­ کند .(Carew, 2000) همچنین هیپوکامپ با آمیگدال، هیپوتالاموس[۷۴]، عقده­های قاعده­ای[۷۵]، سپتوم[۷۶]، اجسام پستانی[۷۷] و تالاموس ارتباط دارد .(Carew,2000;Bloom,2001) در تقسیم ­بندی جزئی هیپوکامپ به ۴ ناحیه CA1، CA2، CA3 و CA4 تقسیم می­ شود و CA1 و CA3 بزرگترین بخش­های آن هستند .(Carew,2000) مشخص شده که ناحیه CA3 هیپوکامپ نقش مهمی در یادگیری و حافظه فضایی دارد، به طوریکه مهار آوران­های تحریکی به CA3 سبب اختلال در این پدیده می­گردد(Meilandt et al., 2004) . سیستم کولینرژیک در ناحیه CA1 هیپوکامپ و تاثیر آن بر روند حافظه و یادگیری از اهمیت ویژه برخوردار است (Paul et al., 1995). در هیپوکامپ۳ مسیر نورونی عمده وجود دارد :

    1. مسیر پرفورانت[۷۸] :فیبرهای ورودی از قشر انتوریال با سلول­های دانه­دار در شکنج دندانه ای سیناپس برقرا می­ کند.
    1. مسیر فیبر خزه ای[۷۹] :آکسون سلول­های دانه دار با سلول­های هرمی در ناحیه CA3 سیناپس برقرار می­ کند.
    1. مسیر دستجات شافر[۸۰] :در این مسیر آکسون سلول­های هرمی در ناحیه CA3 با سلول های هرمی CA1 سیناپس برقرار می­ کنند . از ناحیه CA1 با قشر انتورینال ارتباط وجود دارد.

در حقیقت در هیپوکامپ مداری متشکل از ۳ سیناپس وجود دارد که شامل سیناپس بین آوران­های قشر انتورینال باسلول­های شکنج دندانه­ای[۸۱]، سیناپس بین آکسون سلول­های شکنج دندانه­ای با سلول­های هرمی[۸۲] ناحیه CA3 و سیناپس بین نورون­های هرمی CA3 با سلول­های هرمی CA1 می­باشد، این ۳ مدار به­ طور وسیعی از طریق ثبت داخل سلولی[۸۳] و خارج سلولی مطالعه می­شوند (Carew, 2000; Shephered, 1994). استیل کولین دارای دو گروه گیرنده­های موسکارینی و نیکوتینی است. گیرنده­های موسکارینی دارای ۵ زیر گروه می­باشند (M1-M5). بین سیستم کولینرژیک و سایر سیستم­های نوروترنسمیتری در فرآیندهای حافظه واکنش متقابل وجود دارد (Dunnett et al., 1985; Bymaster et al., 1993) مطالعات پیشنهاد می­ کند که نقش استیل­کولین مخصوص اعمال حافظه نیست اما به­ طور­کلی در توجه و بعضی فرم­های پلاستیسیتی سیناپسی[۸۴] نقش دارد. اسکاپولامین،[۸۵] آنتاگونیست رسپتور M1 موسکارینی است که با مسدود کردن این رسپتور باعث نقص حافظه می­ شود. تمایل اسکاپولامین به باند شدن به رسپتورش در مغز رت­ها در حدود nM1 است. دوزهای بالای اسکاپولامین همچنین رسپتورهای نیکوتینی را بلوک می­ کند. اسکاپولامین به عنوان یک داروی آلکالوئیدی[۸۶] مرجع برای ایجاد فراموشی در انسان و حیوان استفاده می­ شود. وقتی اسکاپولامین با دوز­های بالاتر ازmg/kg 1/0استفاده می­ شود، باعث اختلال در حافظه و یادگیری می­ شود. اسکاپولامین علاوه بر تاثیر بر حافظه و یادگیری روی انواع مختلف رفتار، فعالیت حرکتی، اضطراب[۸۷] و توجه اثر می­ گذارد. اسکاپولامین در درجه اول روی پروسه­های حسی و توجه اثر می­ گذارد. از آنجا که فراموشی ناشی از اسکاپولامین به دلیل مهار سیناپسهای کولینرژیک است، از این ماده به عنوان یک مدل آسیب­های شناختی که در پیری و زوال عقل مشاهده می­ شود استفاده می­گردد. اسکاپولامین پروسه­های درگیر در دریافت و تثبیت حافظه را تخریب می­ کند. (Vader stay et al., 2005) آگونیست­های گیرنده گابا از طریق آزاد­سازی استیل­کولین به حافظه آسیب می­رسانند، در حالیکه آنتاگونیست­های گابا، حافظه را تسهیل می­ کنند (Brioni et al., 1989) کنش متقابل سیستم­های کولینرژیک و سروتونرژیک نقش مهمی در یادگیری و حافظه دارد. سروتونین در اعمال فیزیولوژیک مختلف از جمله حافظه نقش دارد. گیرنده­های سروتونین به ۴ دسته۵-HT1 ، ۵-HT2،۵-HT3 و ۵-HT4تقسیم بندی ­می­شوند. تحریک گیرنده­های ۵-HT در ناحیه CA1 در هیپوکامپ پشتی موش­ها به تشخیص فضایی آن­ها آسیب می­رساند (Mann and Yates, 1983; Wilkinson and Dourish,1997) تحریک گیرنده­های ۵-HT1Aبه حافظه آسیب وارد می­ کند (Stancompiano, 1999). عملکرد سروتونین در حافظه بستگی به این دارد که سروتونین برکدام رسپتور تاثیر داشته باشد (Skirzewski et al., 2010). دوپامین به­عنوان سوبسترای بالقوه در شکل­پذیری سیناپس و مکانیسم­های حافظه معرفی شده است (Jay,2003). برای اولین بار Brozoski به اهمیت دوپامین و نوراپی نفرین در حافظه کاری پی برد. تزریق ۶- هیدروکسی دوپامین[۸۸] به سپتوم باعث کاهش دوپامین و در نتیجه آسیب به حافظه موش­های صحرائی در ماز شعاعی می­ شود (Simon et al., 1986). فعالیت دوپامینرژیک مرتبط با انگیزش[۸۹] است. محروم کردن موش­های صحرایی به مدت ۲۰ ساعت از غذا، منجر به افزایش دوپامین در هسته Accumbans می­ شود. رسپتورهای دوپامینی D1 نقش حیاتی در تاثیر دوپامین بر عملکرد پره فرونتال و حافظه کاری دارد (Lidow et al., 1991; Wilson et al., 1995) تحریک گیرنده­های پیش سیناپسی دوپامین D2 باعث بهبود بازیابی حافظه می­ شود، در­حالیکه غلظت­های بالای آن با تحریک گیرنده­های پس­سیناپسی دوپامینی D2 به بازیابی حافظه آسیب می­زند (Kebabian et al., 1979). مهار رسپتور NMDA گلوتامات با آنتاگونیست غیر رقابتی MK- 801 و آنتاگونسیت رقابتی AP5 مانع از تشکیل LTP (تقویت طولانی مدت) در ناحیه CA1 و شکنج دندانه ای[۹۰] هیپوکامپ می­ شود (Errington, 1987). MK-801 یا دیزوسیلپین آنتاگونیست غیر رقابتی رسپتور NMDA می­باشد. زمانی که کانال­های رسپتور NMDA باز هستند، اجازه می­ دهند یون های کلسیم وارد سلول شوند و در نتیجه نیتریک اکساید ساخته می­ شود. بنابراین، این رسپتورها در انتقال سیناپسی و پتانسیل طولانی مدت نقش دارند. این رسپتورها در حافظه و یادگیری نقش دارند و در هیپوکامپ پشتی هستند. MK-801 از ورود سدیم و کلسیم به داخل سلول و همین طور از خروج پتاسیم جلوگیری می­نماید .MK-801 باعث اختلال یادگیری مهارت های بینایی-فضایی می­ شود. این مهارت ها برای پاسخ های فضایی به اشیا رنگی و مهارت­ های تشخیص بینایی مشکل نیاز هستند.MK-801 موجب تخریب حسی- حرکتی در موش ها می­ شود. این دارو سبب آسیب پایانه های آکسون، میکروگلیا[۹۱]، کورتکس رترواسپلنیال[۹۲]، پیریفرم کورتکس[۹۳]، کورتکس انتورینال، آمیگدال، تنیا تکتی[۹۴] و جیروس دندانه ای تمپورال[۹۵] می­ شود. تزریق دوطرفی MK-801 به تالاموس جلویی مغز موش سبب تشکیل پروتئین شوک حرارتی (HSP 70) در نورون­های پیرامیدال[۹۶] در لایه ۳ کورتکس رترواسپلنیال و آسیب نورون­ها می­گردد. MK-801 به­ صورت حاد و مزمن اثرات مختلفی روی رسپتور دوپامین D1 و D2 دارد و سبب کاهش گلوتامات و دوپامین در کورتکس پره­فرونتال[۹۷] می­گردد. دوزهای پایین MK-801 سبب تحریک حرکتی در موش می­ شود در حالیکه دوز­های بالاتر آن باعث آتاکسی[۹۸]، رفتار­های کلیشه ای و کاتاپسی (جمود عضلات ) می­ شود (lapin and Roqaski, 1995). نیتریک اکسید[۹۹](NO) نیز در حافظه نقش دارد. نیتریک اکسید در فرایند یادگیری فضایی نقش دارد .(Rezayof et al., 2006) در آزمایشی که Bohme با بهره گرفتن از ماز شعاعی هشت بازویی انجام داد، مشاهده کرد که استفاده سیستمیک از مهارگر NOS قادر به بلوک کردن LTP هیپوکامپ است و باعث کاهش یادگیری فضایی می­ شود .مسیر های نورآدرنرژیک نقش مهمی در تنظیم حافظه و یادگیری دارند (Sirvio et al., 1999). تزریق سیستمیک پروپرانولول[۱۰۰] با غلظت ۱۰ mg/kg از طریق آنتاگونیستی بر گیرنده بتا­نورآدرنرژیک[۱۰۱] سبب آسیب حافظه در ماز شعاعی می­ شود (Przybyslawski, 1999). هیستامین[۱۰۲] حافظه را کاهش می­دهد (Eidi et al., 2003) ممکن است در فرایند تثبیت حافظه، سیستم هیستامینرژیک[۱۰۳]با سیستم کولینرژیک ارتباط متقابل داشته باشد، زیرا دیده شده که تحریک گیرنده­های موسکارینی، رهاسازی هیستامین در مغز موش را کاهش می­دهد (Gulat – Murray et al., 1989).
۲-۸(تاثیر صرع بر یادگیری و حافظه
بیماران صرعی اغلب نواقصی را در حافظه و یادگیری از خود نشان می­ دهند (Cavazos and sutula, 1990) تاثیر برخی ترکیبات درکاهش اختلال یادگیری ناشی از کیندلینگ به اثر آنتی­اکسیدانی[۱۰۴] و حذف رادیکال­های آزادنسبت داده شده است(Rauca et al., 1999;Singh et al., 2003) در حیوان بالغ صرع­های شدید باعث آسیب­های نورونی در ناحیه CA1 و CA3 و جیروس دندانی هیپوکامپ می­شوند که سبب جوانه زدن آکسون سلول­های گرانولی در نواحی Supra granular، Fascia dentate، Stratum infropiramidal از ناحیه CA3 شده و در نهایت منجر به نقص طولانی­مدت در یادگیری، حافظه و رفتار می­ شود (Liu et a., 1999). در نتیجه فعالیت با الگوی صرعی و کیندلینگ LTP[105] و [۱۰۶]LTD تشدید می­ شود (Leung and Wu, 2003; Abegg et al., 2004). تغییر در تعادل LTP ممکن است بر شکل­ گیری حافظه تاثیر داشته باشد، بنابراین حیوانات کیندل شده در عملکرد­هایی که به حافظه فضایی احتیاج دارند، توان کمتری در مقایسه با نمونه­های کنترل دارند .(Grecksch, 1991; Robinson et al., 1993) در انسان مبتلا به صرع و در مدل­های صرعی حیوانی، کاهش خارهای دندریتی در نورون­های پیرامیدال هیپوکامپ و سلول­های گرانوله جیروس دندانه­ای دیده شده که این کاهش خارهای دندریتی می ­تواند یک مکانیسم منطقی برای توضیح آسیب یادگیری و حافظه در بیماران مبتلا به صرع باشد. احتمالا مکانیسم­های اکسیتوکسیک فعال شده به وسیله گلوتامات در تغییرات خارهای دندریتی القا شده به وسیله حمله­های صرعی درگیر است (Wong, 2005) همچنین با توجه به نقش اساسی و شناخته شده استیل­کولین در انواع حافظه و یادگیری، تغییر در رهایش استیل­کولین هیپوکامپ در طی روند کیندلینگ می ­تواند در نقص حافظه و یادگیری در حیوانات کیندل شده با پنتیلن تترازول دخیل باشد (Ben-Ari et al., 1981).
۲-۹( هدف
در این مطالعه اثر دریافت غلظت پایین کورپیریفاس در دوره نوزادی بر نقص شناختی ناشی از کیندلینگ شیمیایی با بهره گرفتن از آزمون ماز شعایی می­باشد. همچنین تاثیر پیش­تیمار اسکاپولامین و MK-801 برای تعیین میزان وابستگی عملکرد شناختی به سیستم­های کولینرژیک و گلوتاماترژیک مورد بررسی قرار می­گیرد.
فصل سوم
۳- مواد و روش­ها
۳-۱) مواد مورد استفاده:
کورپیریفاس
DMSO
پنتیلن تترازول
سالین
اسکاپولامین
MK-801
پروپرانولول
الکل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ق.ظ ]




جدول ۴-۱۰: نتیجه آزمون همبستگی متغیرمستقل فرهنگ ویژه سالاری بامتغیروابسته عملکرد مالی ۷۳
جدول ۴-۱۱: نتیجه مدل برای فرهنگ ویژه سالاری با عملکرد مالی ۷۳
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

جدول ۴-۱۲:نتیجه برازش رگرسیون فرضیه سوم ۷۴
جدول ۴-۱۳: ضرایب مدل فرضیه سوم ۷۴
جدول ۴-۱۴:نتیجه آزمون همبستگی متغیرمستقل فرهنگ بازاری بامتغیروابسته عملکرد مالی ۷۵
جدول ۴-۱۵: ماتریس همبستگی بین متغیرهای تحقیق ۷۵
جدول ۴-۱۶: نتیجه مدل برای عملکرد مالی ۷۶
جدول ۴-۱۷: نتیجه برازش رگرسیون با توجه به کلیه متغیرها ۷۶
جدول ۴-۱۸: ضرایب مدل کل ۷۷

فهرست نمودارها
نمودار ۴-۱: فراوانی آزمودنی ها برحسب سن ۶۸
نمودار ۴-۲: فراوانی آزمودنی ها برحسب تحصیلات ۶۹
نمودار ۴-۴: فراوانی آزمودنی ها برحسب سابقه کار ۷۰
فهرست اشکال
شکل۲-۱: انواع فرهنگ سازمانی از نظردرویس و میلر ۳۵
شکل۲-۲:چارچوب ارزشهای رقابتی(کامرون و کوئین، ۳۵:۲۰۰۶) ۴۵

چکیده
هدف این پژوهش تأثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای سنجش فرهنگ سازمانی از پرسشنامه کامرون و کویین ۲۰۰۶ و برای سنجش عملکرد مالی از شاخص بازده دارایی با بهره گرفتن از داده های موجود در صورت های مالی شرکت ها در دوره ۱۳۸۸ الی ۱۳۹۲ استفاده شده است. روش این پژوهش کاربردی و توصیفی پیمایشی است و نمونه آماری ۶۴ شرکت از شرکت هایی که از لحاظ سرمایه بیشترین سرمایه اولیه را در طبقه بندی گروه صنعت خود داشته اند انتخاب شده اند. رابطه اجزای فرهنگ سازمانی با عملکرد مالی شرکت ها با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت مدل رگرسیونی مناسب برازش گردید. نتایج نشان داد که به جز ارتباط مثبت و معنادار بین فرهنگ ویژه سالاری با عملکرد مالی، بین فرهنگ سلسله مراتبی، طایفه ای و بازار رابطه معناداری تایید نگردید.
واژگان کلیدی: عملکرد مالی، فرهنگ ویژه سالاری، فرهنگ سلسله مراتبی، فرهنگ طایفه ای، فرهنگ بازار.
فصل اول
کلیات پژوهش
۱-۱- مقدمه
فرهنگ سازمانی موضوعی است که به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. امروزه، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یکی از مباحث اصلی مدیریت را تشکیل داده است. فرهنگ سازمانی عبارت است از الگوی منحصر به فرد از مفروضات، ارزش ها، هنجارهای مشترک که فعالیت های جامعه پذیری، زبان، سمبل ها و عملیات سازمان را شکل می دهد. مقصود از آن سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود. آگاهی از فرهنگ برای مدیران اهمیت ویژه ای دارد زیرا آنها می توانند از نتایج این شناخت بهره ببرند و با آگاهی بیشتر از عناصر فرهنگی، راه مقابله آسان تر با تغییرات فرهنگی را دریابند. بی تردید تمایز بین فرهنگ ها، امری معمول است و توجه به این تمایز، ما را در شناخت بهتر سازمان یاری می دهد. علاوه بر این، توجه به این تمایز موجب دسته بندی فرهنگ ها میشود. یکی از مهم ترین مزایای دسته بندی فرهنگ ها این است که توان مقایسه آنها را افزایش می دهد.
۱-۲- تشریح و بیان مساله
همانند افراد، سازمان ها نیز دارای شخصیت هایی می باشند، که این قالب شخصیتی سازمان را، فرهنگ آن سازمان می گویند (قدمی و آذری، ۱۳۸۹). وجود هویت فرهنگی، باورها، ارزش ها و هنجارهای رفتاری مشترک اعضای سازمان ها، موجب انسجام و یکپارچگی در کوشش ها، تعهد درونی به سازمان و درک روشن از فلسفه وجودی و جهت گیری اقدامات و در نتیجه موفقیت سازمان ها می شود. به عبارت دیگر موفقیت چشمگیر سازمان ها در عوامل غیرملموس قدرتمند فرهنگ سازمانی، در ارزش ها و باورهای کارکنان نهفته است (زاهدی، ۱۳۸۱). در یک سازمان فرهنگ نقش های متفاوتی را ایفا میکند؛ نخست اینکه فرهنگ، تعیینکننده مرز سازمان است. دوم اینکه، نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان تزریق می کند. سوم فرهنگ باعث می شود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی به وجود آید که بسیار بیشتر از منافع شخصی اهمیت دارد (اعرابی، ۱۳۸۶).
تعریف فرهنگ سازمانی در قالب مشخصی امکان پذیر نیست یعنی تعریفی که به طور عام مورد پذیرش باشد وجود ندارد (شریف زاده و کاظمی، ۱۳۸۵). دنیسون (۲۰۰۰)، فرهنگ سازمانی را نیروی قدرتمند می داند که نحوه عمل کردن و چگونگی عملیات ها را تعیین می کند. او عقیده دارد فرهنگ سازمانی به ارزش های اساسی، باورها و اصولی ارجاع می شود که همچون شالوده ای محکم به نظام مدیریتی خدمت می کنند. علاوه بر آن، هم ارزش ها و باورها و هم نظام مدیریتی، باعث تقویت آن اصول اولیه می گردند. این اصول ها و ارزش ها ماندگارند، زیرا برای اعضای سازمان، حاوی معانی و مفاهیم خاصی هستند. وی معتقد است که پیام و برداشت فرهنگ سازمانی به طور نزدیکی با استراتژی های سازمانی مرتبط هستند و تأثیر بسیار زیادی بر افرادی که در سازمان کار می کنند، دارند. دنیسون بیان می دارد فرهنگ به آسانی قابل رؤیت و تماس نیست؛ اما افراد سازمان به گونه ای با اهمیت، آن را به خوبی می شناسند و قانون فرهنگ از هر قانون دیگری قوی تر است. در بسیاری از سازمان ها این مهمترین پیام و برداشت از فرهنگ است (ایران زاده و محمودی، ۱۳۸۹). تمامی این برداشت ها و نگاه ها می توانند بر عملکرد یک سازمان تأثیرگذار باشد. تأثیر هنجارها و ارزش های یک سازمان که در درون افراد نمود پیدا می کند، بر عملکرد سازمان در حوزه های متفاوت تأثیرگذار است و در حوزه عملکرد مالی یک سازمان، نیز می توان این موضوع را مشاهده نمود. بر این اساس، سؤالی که در این پژوهش مورد بحث است چگونگی تأثیرگذاری فرهنگ سازمانی بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
۱-۳- ضرورت انجام تحقیق
در یک سازمان، فرهنگ نقش های متفاوتی ایفا می‌ کند و وظایف گوناگونی دارد. این وظایف عبارتند از:
فرهنگ سازمانی به کارکنان سازمانی هویتی سازمانی می ‌بخشد: آنچه که سازمان های موفق را برجسته می ‌سازد و آنها را از دیگران متمایز می ‌کند، توانایی آنها در جذب، پرورش و نگهداری کارکنان بااستعداد و خلاق است و کارکنان نیز به نوبۀ خود وابستگی عمیقی نسبت به سازمان پیدا خواهند کرد.
فرهنگ سازمانی تعهد گروهی را آسان می ‌سازد: سازمان هایی که دارای فرهنگ قوی و توانمند هستند، کارکنان نسبت به ارزش ها و اهداف سازمانی احساس تعهد و مسئولیت می ‌کنند. منظور از تعهد سازمانی، پیوند و وابستگی روانی به سازمان است. که در آن احساس درگیر بودن شغلی، وفاداری و باور به ارزش های سازمانی جای دارد (عطایی، ۱۳۷۶). فرهنگ قوی مشخص‌کنندۀ توافق در میان اعضای یک سازمان در اهمیت به باورها و ارزش های فرهنگ است. اگر رضایت و توافق در مورد اهمیت ارزش ها و باورها وجود داشته باشد، آن فرهنگ یک فرهنگِ قوی و اگر توافق اندک باشد، فرهنگ ضعیف است.
بنابراین سازمان هایی که در آنها ارزش های کلیدی سازمان بیشتر مورد قبول واقع گردد و باعث شود کارکنان تعهدشان به آن ارزش ها بیشتر شود، آن فرهنگ قوی ‌تر است. تمامی این موارد خود را بایستی در عملکرد سازمان نشان دهند؛ به خصوص این موضوع بایستی در عملکرد مالی شرکت نمود داشته باشد (طوسی، ۱۳۷۷).
۱-۴– اهداف اساسی تحقیق

  • سنجش تأثیر فرهنگ طایفه ای بر عملکرد مالی شرکت
  • سنجش تأثیر فرهنگ سلسله مراتبی بر عملکرد مالی شرکت
  • سنجش تأثیر فرهنگ ویژه سالاری بر عملکرد مالی شرکت
  • سنجش تأثیر فرهنگ بازاری بر عملکرد مالی شرکت
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ق.ظ ]




حال باید دید مفسرین و محققین در توجیه این تعبیر چه تدابیری اندیشیده اند و چه نظراتی را بیان کرده اند. نظریات مفسرین را می توان به شش بخش تقسیم کرد.
۱) سبع المثانی را به سوره ی حمد تفسیر کرده اند و در توجیه این نظر دلایل زیر را بیان کرده اند :
- سوره حمد دارای هفت آیه است.
- برخی از واژگان در این سوره دوبار تکرار شده است همانند: رحمن، رحیم، ایاک، صراط، علیهم.
-محتوای آیاتش دو به دو است همانند : (الرحمن، الرحیم)، (ایاک نعبد، ایاک نستعین)
-هفت باب علم در سوره ی حمد خلاصه می شود.
-این سوره از هفت حرف (تا، جیم، خا، زای، شین، ظا، فا) خالی است.
-از دو بخش (نیمی از آن حمد و ثنای خدا، نیمی دعا و تقاضای بندگان) تشکیل شده است.
-در هر نماز دو مرتبه قرائت می شود.
-دو مرتبه بر پیامبر(ص) نازل شده است.
-در این سوره کفار به دو قسم ( مغضوب علیهم ، ضآلین) تقسیم شده اند.
-در نماز همراه با سوره ای دیگر قرائت می شود.
-این سوره مشتمل بر ثنای الهی است.
-خداوند متعال این سوره را برای این امت استثنا کرده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

-عالم به یک اعتبار هفت است و این که آن مراتب به اعتبار نزول و صعود تکرار گردد و هر عالم دو قسمت می- گردد و این که قرآن صورت تدوینی آن مراتب است و سوره ی فاتحه الکتاب مختصر قرآن بوده و همه ی قرآن در سوره جمع شده است. (طباطبایی، ۱۳۷۴ : ۱۲/۲۸۲-۲۸۱؛مدرسی، ۱۳۷۷ : ۵/۳۹۸ ؛محقق، ۱۳۶۴ : ۱ /۲۲۶-۲۲۵؛سیوطی، ۱۳۸۴ :۱/۱۹۱-۱۹۰؛مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ : ۱۱/ ۱۲۹؛سید قطب، ۱۴۱۲ :۴/۲۱۵۳؛طیب، ۱۳۷۸: ۸/۷۰؛آلوسی، ۱۴۱۵ : ۷ /۳۲۲؛فخررازی، ۱۴۲۰ : ۱۹ /۱۶۰-۱۵۹؛زمخشری، ۱۴۰۷ :۲ / ۵۸۷؛طبرسی، ۱۳۶۰ : ۱۳ / ۲۱۴-۲۱۳ ؛امین، ۱۳۶۱ : ۷ /۱۵۲ ؛طوسی، بی تا : ۶ /۲۵۳-۲۵۲؛گنابادی، ۱۳۷۲ : ۸ / ۷۷ ؛ابن جوزی، ۱۴۰۷ : ۴ / ۴۱۳ )
۲)سُور طوال : هفت سوره ی بلند قرآن است که این هفت سوره را عبارتند از : (بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه) علت اینکه این سوره ها را مثانی نامیده اند این است که اخبار و عبرت ها در این سوره
ها دو به دو آمده است.( طبرسی، ۱۳۶۰ : ۱۳ / ۲۱۴-۲۱۳ ؛امین، ۱۳۶۱ : ۷ /۱۵۲ ؛آلوسی، ۱۴۱۵ : ۷ /۳۲۲؛فخررازی، ۱۴۲۰ : ۱۹ /۱۶۰-۱۵۹؛زمخشری، ۱۴۰۷ :۲ / ۵۸۷؛طوسی، بی تا : ۶ /۲۵۳-۲۵۲؛ابن جوزی، ۱۴۰۷ : ۴ / ۴۱۴ )
۳)سُورحوامیم‌ : هفت سوره ای که با «حم» آغاز می گردند عبارتند از : (مؤمن، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف ).(آلوسی، ۱۴۱۵ : ۷ /۳۲۲؛زمخشری، ۱۴۰۷ :۲ / ۵۸۷)
۴)هفت صحیفه ای که بر انبیاء پیشین نازل شده است به این دلیل که این کتاب ها شامل ثنای الهی است و یا در این کتاب ها موعظه ها به صورت مکرر وجود دارد و قرآن هم جزئی از آن ها است. (آلوسی، ۱۴۱۵ : ۷ /۳۲۲؛زمخشری، ۱۴۰۷ :۲ / ۵۸۷)
۵)محتویات هفتگانه ی قرآن کریم : قرآن مشتمل بر هفت نوع از علوم است که عبارتند از : توحید، نبوت، معاد، قضاء، قدر، احوال عالم، قصص، تکالیف. یا اینکه قرآن مشتمل بر هفت امر است : امر، نهی / بشارت، انذار / ضرب امثال / تعدد نعم/ اخبار الأمم یا امر، نهی / خبر و استخبار / نداء / قسم / امثال. (ابن جوزی، ۱۴۰۷ : ۴ / ۴۱۴ ؛آلوسی، ۱۴۱۵ : ۷ /۳۲۲؛فخر رازی، ۱۴۲۰ : ۱۹ / ۱۶۰-۱۵۹)
۳-۲-۱-۱-۷ نقدآرای مفسرین
مفسرین و محققین « سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» را به سوره ی حمد تفسیر کرده اند زیرا سبع در لغت به معنای هفت است و سوره ی حمد دارای هفت آیه است.این نظر تأمل بیشتری را می طلبد زیرا که شماره گذاری دقیق آیات قرآن نسبت به محتوای قرآن کریم امری ثانوی است .(ربین،۱۳۷۹ : ۲۵)به ویژه اینکه در شماره گذاری آیات قرآن نیز اختلاف اقوالی دیده می شود و مکتب های مختلف کوفی، مکی، مدنی، بصری، شامی هر یک عددی را برگزیده اند(رامیار،۱۳۸۵ :۵۷۰) و در مورد سوره ی فاتحه الکتاب اگر چه به مذهب شیعه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏» یکی از آیات سوره ی حمد محسوب می شود ولی عامه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏» را خارج از آن می دانند و آخرین آیه را « غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِم‏» شمرده اند.(طیب، ۱۳۷۸ :۸/۷۰) بنابراین اگر چه در روایات از سوره حمد تعبیر به «مثانی» شده است چه بسا دلایل و حکمت هایی والاتر از تصور انسان خواهد داشت و نباید تنها به نگاهی سطحی و ظاهری به سوره اکتفاء نمود.
با توجه به اینکه در چینش و تنظیم سوره ها بدین کیفیتی که اکنون در قرآن کریم است اختلاف نظر وجود دارد و گروهی این چینش را توفیقی دانسته اند ولی جمهور علماء از اجتهاد یاران رسول خدا (ص) در این زمینه یاد کرده و دلائلی ارائه کرده اند از جمله اینکه : مصاحف صحابه قبل از اینکه عثمان قرآن را تدوین کند
در ترتیب سوره ها با همدیگر اختلاف زیادی داشتندو اگر این ترتیب توفیقی بود و از جانب رسول خدا (ص) رسیده بود آنان چنین اختلاف و دگرگونی را روا نمی داشتند و دیگر اینکه به نقل از ابن اشته : عثمان فرمان داد که سور طوال را پی در پی قرار دهند و سور انفال و توبه را جزء سبع طوال قرار دهند و آن ها را با « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏» از همدیگر جدا کنند. (رامیار، ۱۳۸۵ :۵۹۸ ) بنابر توضیحات فوق تفسیر« سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» به سبع طوال و یا تفسیر آن به سور حوامیم و مثانی در صورتی قابل قبول است که مبتنی بر ترتیب و چینش ثابت توفیقی سوره ها صورت پذیرفته باشد. مضاف بر آن چه بیان شد سوره ی حجر جزء سور مکی است و سور طوال جزء سور مدنی است و انطباق این تعبیر بر سور طوال را مشکل می سازد و از دیگر سو علامه طباطبایی معتقدند: « با بودن این همه روایات دیگر نباید اعتنایی به گفته ی بعضی کرد که گفته اند : مقصود از آن هفت سوره ی طولانی است و آن بعضی دیگر که گفته اند : مراد از آن «حم» هفتگانه و یا صحیفه ای است که بر پیامبران نازل شده است.»(طباطبایی، ۱۳۷۴ :۱۲/۲۸۲-۲۸۱ )
۳-۲-۱-۱-۸ دیدگاه مستشرقین در حوزه ی «مثانی»
علی رغم تلاش محققین و پژوهشگران مسلمان در حوزه ی دست یابی به معنای « مثانی» محققین و پژوهشگران غیر مسلمان نیز درباره ی این تعبیر توجیهاتی را بیان کرده اند و این تعبیر را جزء واژگان وام گرفته از زبان های دیگر برشمرده اند. تمامی این تلاش ها و توجیهات بیانگر اهمیت معنای « مثانی» است. این تعبیر به قدری مبهم و رازناک است که حتی مستشرقین درصدد دست یابی به معنای آن برآمده اند .
گایگر « مثانی» را کوششی در ارائه ی مَشنای عبری شمرده است که مجموعه ای از روایات شفاهی است و برای خود در نزد یهودیان جایی در کنار تورات باز نموده است.البته ادبیات شفاهی مفهومی نزدیک تر به واقع است و با نظریه ی مطرح شده در این پژوهش قابل انطباق است. نلدکه نظریه ی گایگر را اصلاح کرده است به این ترتیب که حدس زده واژه از آرامی گرفته شده است.(جفری، ۱۳۷۲ : ۳۷۲-۳۷۱ ) ریچارد بل در تأیید این نظریه می گوید : بعضی محققان اروپایی به این نظریه گرایش دارند که این واژه عربی از کلمه ی « مَشنای» عبری اخذ شده است، یا به احتمال بیشتر از کلمه ی سریانی یا عبری-آرامی « مَثنیتا» شریعت شفاهی یهود که کلاً « مَشنا» نام دارد و این کلمه ممکن است قابل اطلاق به هر جزء خاصی از آن هم باشد اما عقیده ی اکثریت طرفداران، این معنی است که مراد از « مثانی» داستان های دارای مکافات الهی است. چه بر این مبنا که مثانی به معنای «مکرارات» و چه بر این مبنا که «مَشنا» به معنای داستان است.
در این جا باید در دفاع از این نظریه که مثانی را باید به معنای «داستان های دارای مکافات الهی » گرفت که در اصل هفت داستان عمده وجود داشته است و وجود داستان های کوچک تر یا کوتاهتر دقیقاً هماهنگ با تعبیر«سبع من المثانی» است که البته تمامی آن ها نیست. داستان های دارای مکافات الهی نیز در خور وصفی است که در سوره ی زمر آمده است زیرا مکافات یا مجازات باعث خوف و خشیت می شود حال آنکه نجات یا رستگاری پیامبران و پیروان آن ها چه بسا دل ها را نرم گرداند.(بل، ۱۳۸۲ : ۴۰۲ )
۳-۲-۱-۱-۹ نقد آرای مستشرقین
با توجه به اینکه در آیه ی شریفه ی ۲۳ سوره ی زمر به صراحت «مثانی» به همه ی قرآن اطلاق شده است و از سویی داستان هایی که در آن ها به عذاب اشاره شده بیش از هفت داستان است و از سوی دیگر تمام داستان های قرآن حائز اهمیت هستند بنابر این گزینش هفت داستان از مجموع داستان های قرآن صحیح نیست و در توجیه این نظریه مبنای محکم و دلایل روشن وجود ندارد (جعفری، ۱۳۸۰ :۹۷-۹۶)
۳-۲-۱-۱-۱۰دو لایه بودن مثانی
بعد از این بررسی با در نظر گرفتن معنای لغوی « مثانی » و با تو جه به سیاق آیه ی ۲۳ سوره زمر و سبب نزول آیه ی ۸۷ سوره حجر وجه دیگری به نظر می رسد که به عنوان یک دیدگاه مطرح می شود که شاید نیاز به تأملات بیشتری داشته باشد .
قرآن کریم حقیقت واحد است که در راستای هدایت انسان نازل شده است. گر چه الفاظ و سیاهه ی قرآن متکثر به نظر می رسند ولی هر چه به باطن و سر منشاء آن نزدیک شوند وحدت و یکپارچگی آن مشهودتر ست. بنابراین اصل در قرآن پیوستگی ، اطلاق و وحدت است و به تعبیر خود قرآن احکام و یکپارچگی در مقابل، آن چه از کثرت و تفصیل در آن دیده می شود، فرع و طفیل نزول است. «کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ »(هود/۱) با این همه این قرآن نزول یافته و تفصیل یافته حکایت گر و در ارتباط با آن اصل و بهره مند از آن اطلاق و احکام است و با تعمیق در آن و بالا رفتن از رشته ی هدایت آن و رسیدن و نز دیک شدن به آن اصل این پیوستگی مشهود و مشهودتر می شود تا جایی که همه ی آن یک امر واحد خواهد شد. (مطیع،‌۱۳۷۹ : ۱۱۷-۱۱۵)
در آیه ی شریفه ی ۲۳ زمر در معرفی قرآن از تعبیر جدید «مثانی» استفاده شده است با توجه به معنای لغوی واژه ی مثانی که به معنای «انعطاف و برگرداندن » است و چون هر عطف کردنی ارتباط چیزی به چیز
دیگر را در پی دارد لاجرم دربردارنده دو رکن است. با این توضیح قرآن کریم مثانی است زیرا معارف و مواعظ اش به سمت حقایق ثابت و معارف الهی موجود در لوح محفوظ انعطاف دارند و مطالب هدایت بخش آن از جهان مادی و دنیوی به سمت ملأ أعلی انعطاف می یابند و محتوای هدایت بخش و جان فزایش روح انسان را از عوالم مادی به سوی عوالم روحانی و حقایق معنوی سوق می دهد . (مصطفوی، ۱۳۶۰ : ۲/ ۳۵-۳۴ ) بنابراین قرآن کریم دارای دو مرتبه و یا به تعبیر مناسب تر دارای دو نمود و جایگاه معطوف به یکدیگر است، نمودی در قالب کتاب خواندنی قرآن، به زبان عربی به گونه ای که آیات و حقایق قرآنی در لفافه ی حروف و کلمات پیچیده شده تا ظرف وجودی انسان تاب شنیدن آن را داشته باشد و بتواند آن را درک نماید.( امین، ۱۳۶۱ :۱۲ /۲۴۲-۲۴۱ )آیه ی شریفه ی «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ » (زخرف/۳) گواه این مطلب است که حقیقت قرآن در ام الکتاب با تبدیل و جعل آن به صورت عبارات عربی موجود پدیدار شده است و با ذکر امثال و شواهد درک حقایق را برای انسان تا حدودی میسر ساخته است تا راهنمای انسان باشد و انسان متذکر گردد .« وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ »(قمر/۳۲) به عنوان نمونه : اگر قرآن کریم سرانجام پرهیزگاران را ذکر کرده است مثال هایی از پاداش ایشان نزد خداوند و پیروزی آنان در دنیا را آورده است و اگر یکی از صفات پرهیزگاران را یاد کرده است آن را با شواهدی از زندگی پیامبران (ع) همتا ساخته بنابراین یکی از روش های قرآن برای تقرب ذهن و فهم عامه بشر نسبت به آن حقایق والا این است که از هر چیزی مثلی زده است و آن مثل همتا آوردن برای هر حقیقتی است که در قرآن یاد شده است. چنانچه به منظور درک انسان از حقیقت بهشت می فرماید : «مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُکُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْکَ عُقْبَى الَّذِینَ اتَّقَوْا»(رعد/۳۵) (مدرسی، ۱۳۷۷ :۱۱/۴۶۰)
نمود دیگر قرآن کریم در ام الکتاب و نزد خدای رحمان و به دور از دسترس مردمان و حقیقتی متعالی و حکیمانه است. البته قرآن نازل شده به زبان عربی، نسخه ی دیگری از همان حقیقت است که به تمام و کمال نازل شده است. بنابراین قرآن عربی و قرآن موجود در ام الکتاب هر دو یک حقیقت اند لیکن در دو شکل و نمود . بر اساس آیات « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ »، «فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ »،« لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ »(واقعه/۷۹-۷۷) از سویی تنها گروهی از مردم که به نسخه ی موجود در ام الکتاب دسترسی دارند اهل بیت(ع) اهل بیت اند زیرا که جزء مطهرون هستند ودر قرآن کریم تنهایک خاندان معرفی شده که در بالاترین درجه ی طهارت قرار دارند و آن ها اهل بیت گرامی رسول خدا(ص) هستند.« إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً »(احزاب/۳۳)پس آنها هستند که با نسخه ی اصلی قرآن کریم که در ام الکتاب است در تماس هستند. از دیگر
سوی در برخی از روایات که از طریق اهل بیت نقل شده «مثانی » به ائمه (ع) تفسیر شده است مانند : «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی سَلَّامٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع )قَالَ‏ نَحْنُ الْمَثَانِی الَّتِی أَعْطَاهَا اللَّهُ نَبِیَّنَا (ص) وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ نَتَقَلَّبُ فِی الْأَرْضِ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ عَرَفَنَا مَنْ عَرَفَنَا وَ مَنْ جَهِلَنَا فَأَمَامَهُ الْیَقِینُ‏ »(بابویه قمی، ۱۳۹۸ :۱۵۱-۱۵۰) یا « عَنْ أَبِی سَلَّامٍ النَّخَّاسِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ‏ نَحْنُ الْمَثَانِی الَّذِی أَعْطَاهُ اللَّهُ نَبِیَّنَا مُحَمَّداً (ص) وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ نَتَقَلَّبُ فِی الْأَرْضِ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ وَ نَحْنُ عَیْنُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَ یَدُهُ الْمَبْسُوطَهُ بِالرَّحْمَهِ عَلَى عِبَادِهِ عَرَفَنَا مَنْ عَرَفَنَا وَ جَهِلَنَا مَنْ جَهِلَنَا وَ إِمَامَهَ الْمُتَّقِین» (کلینی، ۱۳۶۲ : ۱/۱۴۳) مجلسی در توجیه این روایات چینین بیان کرده است : ائمه ی بزرگوار دارای دو وجه هستند یکی جنبه ی تقدس و روحانیت و ارتباط خاص با خداوند و دیگری ارتباط با مردم به واسطه ی بشر بودنشان است. (مجلسی، بی تا:۲۴/۱۱۵-۱۱۴)
چنانچه دانش هرمنوتیک بیان می کندکه هر متنی به خودی خود و به مثابه ی یک متن[۱۸] برای خود گویایی دارد و می توان آن را فهم، نقد و تفسیر کرد، بی آنکه به آفریننده ی آن اثر نظر داشت زیرا متن برای خود گویایی دارد و فهم نیز برای خود راهکارهایی دارد که به کمک آن می توان فهمی روشمند و دانش مدار از متن داشت. از سوی دیگر، همان متن یا اثر را می توان به عنوان آفریده ی دستان خلاق و فکر هدفداری در نظر گرفت و به آن به مثابه ی یک اثر[۱۹] نگریست که طبیعتاً در چنین نگرشی ، حضور مؤثر در متن و اثر خود را نشان می دهد و متن به عنوان اثری تألیف شده توسط او خود را می نماید و تفسیر می شود.(مطیع، ۱۳۸۱ : ۳۲)
بنابراین گذشته از معصومین که بر تمامی پهنه ی ژرفای دریای بیکران قرآن احاطه دارند برای دیگران نیز در محدوده ی ظرف وجودی شان این امکان وجود دارد که خدای سبحان چشم دلشان را بر پرتویی از انوار نورانی قرآن بگشایند و قلبشان را با القاء حقایقی از رحمت قرآن آکنده از نور و سرور گردانند.(میرباقری، ۱۳۸۵ :۲۴۷-۲۵۶) بنابراین مؤمنین صاحب دل و حقیقت جوی که قلوبشان تا اندازه ای به نور جمال حق تعالی روشن گردیده زمانی که از خلال آیات قرآن کریم به بعضی از اسرار کلام الله و حقیقت الهی واقف می گردند به صاحبان آن نفوس لرزشی دست می دهد و پوست بدنشان به لرزه در می افتد زیرا با حقایقی بزرگتر از گنجایش وجودی خود مواجه گشته اند .« تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم‏»(زمر/۲۳) و این خوفی مبارک و سبب بیداری و آغاز حرکت الهی آن ها است .مگر نه این است که اگر حقایق والای قرآن برکوه نازل گردد کوه با تمام ستبری واستواری خود که زبان زد عام و خاص است تاب وتحمل نخواهد آورد و متلاشی خواهد شد .« لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ
»(حشر/۲۱) به راستی کوه به سبب حروف و صفحات قرآن نمی شکافد بلکه در اثر مضامین و حقایق والای الهی تاب نخواهد آورد. وقتی جمادی که به مراتب از انسان پست تر باشد در برابر حقایق قرآن خاشع گردد و متلاشی گردد البته انسانی که اشرف مخلوقات و به درجات از جماد بالاتر است اولی و احق باشد که از کلام الهی متأثر گردد.(حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳ : ۱۳/۱۱۳)پس از اینکه خوف سراسر وجود مؤمنین را فرا گرفت خداوند متعال آن ها را به روح خود تأیید می نماید و سکون و آرامش حقیقی و وصف ناپذیری قلوب شان را فرا می گیرد.« ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِکْرِ اللَّه‏»[۲۰](زمر/۲۳)خداوند همیشه یار و یاور مؤمنان راستین است.
چنانچه در سوره ی حجر همان گونه که در سبب نزول بیان شد زمانی که مؤمنان با دیدن هفت قافله تجاری از بُصری و اذرعات متأثر شدند آنگاه خداوند در تسلّی خاطر مؤمنان می فرماید :« وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ »(حجر/۸۷) و مؤمنین را متوجه این مطلب می سازد که این کتاب آسمانی، سرمایه ی عظیم و بزرگ و موهبتی بی نظیر است که در اختیار شما قرار داده شده است برنامه ی جاودانی که اگر انسان در زندگی دنیوی اش به کارگیرد سعادت دنیوی و اخروی اش تضمین خواهد شد و چه سرمایه ای عظیم تر از قرآن کریم که در برابر آن بزرگترین و فاخرترین سرمایه های دنیوی کوچک و خرد می شوند.(مکارم شیرازی،۱۳۷۴ : ۱۱/۱۱۳) و این چنین مؤمنین آرامش می یابند و دل گرم می شوند .
بنابراین خداوند متعال در آیه ی شریفه ی ۸۷ سوره ی حجر از تعبیر « سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» در برابر هفت قافله تجاری استفاده نموده است تا عظمت و وسعت قرآن و کثرت لایه های معنایی هدایت بخش آن را به مؤمنین یاد آور شود . چنان چه رسول خدا (ص) فرمودند : « إنَّ لِلقُرآنِ ظَهراً و بَطناً و لِبَطنه بَطناً إلی سَبعَهِ أبطُنٍ»(احسایی، ۱۴۰۵ : ۴/۱۰۷) ظاهری ترین لایه ی معنایی به صورت قرآن موجود نازل شده است تا برای عموم مردم قابل درک باشد و باطنی ترین لایه ی معنایی درلو ح محفوظ است.
لازم به ذکر است «سبع» اگر چه در لغت عرب به معنای «هفت» است ولی در زبان و فرهنگ عرب عدد هفت بیانگر تکثیر و تعدد است حتی در زبان قرآن کریم نیز نظیر دارد چنانچه عدد هفت و هفتاد برای تکثیر استعمال شده است مانند : آیات « وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ »(لقمان/۲۷) ، « اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّهً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ »(توبه/۸۰) زیرا این گونه نیست که اگر بیش از
هفت دریا مرکب شوند کلمات خدا پایان می پذیرد بلکه کلمات او نامحدود است و این گونه نیست که اگر پیامبر بیش از هفتاد بار برای مشرکان استغفار کند خدا آن ها را خواهد بخشید. بنابراین شاید بتوان گفت در آیه شریفه ی ۸۷ سوره ی حجر «سبع» بیانگر تکثیر و عظمت است و عدد موضوعیت ندارد.(جعفری، ۱۳۸۰ :۹۵-۹۴) قرآن کریم متنی چند لایه و ذومراتب است. هر لایه ی معنایی، مقدمه ی شناخت و معرفت لایه ی معنایی بعدی است . لایه های عمیق و بالایی آن وحدت و بسط دارند در حالیکه لایه های پایینی و سطحی آن کثرت و لفظ و آن چه مهم است پیوستگی همه ی این لایه ها با هم است.(مطیع، ۱۳۸۷ : ۴۸) و حاصل بسیاری از نظرات در لایه های معنایی عمیق تر و بالاتر قابل کشف است. این لایه های معنایی با لایه ها و مراتب کمال انسان و همچنین با مراتب هستی تناظر دارد، یعنی اینکه قرآن به هیچ وجه کتاب علمی صرف نیست که بتوان بدون در نظر گرفتن مراتب وجودی آن را کشف کرد و بسیاری از فهم های قرآنی زمانی حاصل می شود که رشد معنوی و درونی برای مخاطبین حاصل شده باشد و در سایه ی رشدشان ساحت و لایه های قرآن را نظاره و نظرات آن را کشف کنند. (همان، ۱۳۸۷ : ۹۶)
حال ممکن است در بیان این دیدگاه مسئله ای مطرح شودکه تبیین «سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» به کل قرآن باعث عطف شیء علی نفسه در آیه ی مذکور گردد چون در آیه ی مورد بحث« الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» به« سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» عطف شده است. در حل این مسئله برخی این گونه پاسخ داده اند : مفعول آتَیتاک جامع این دو صفت « مثانی» و «عظم» است در واقع خداوند می فرماید ما به تو چیزی دادیم که این دو صفت را دارا است.(زمخشری، ۱۴۰۷ :۲ /۵۸۸) برخی دیگر نیز عبارت « الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» را وصفی ستایش آمیز تلقی کرده اند که آن را متفاوت از « سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» می سازد پس عطف این دو را جایز می دانند.(ابن جوزی ، ۱۴۰۷ :۴ / ۴۱۶ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ق.ظ ]




یک سری زمانی، دنباله ای از مشاهدات منظم شده بر حسب زمان از یک متغیر می باشد. در تجزیه و تحلیل سریهای زمانی تنها از داده ­های تاریخی متغیری که پیش ­بینی می شود، استفاده می کنند تا مدلی برای تخمین مقادیر آینده توسعه دهند. پیش بینی بارزترین مورد استفاده از سری زمانی می­باشد، اینکار در صنعت و اقتصاد از اهمیت بالایی برخوردار است. از روش­های پیش بینی سری زمانی که در پش­بینی کاربرد بسیاری دارد مدل ARIMA می­باشد، ولی همانند سایر مدل­های پیش بینی این مدل نیز دارای محدودیت­هایی می باشد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می­ شود:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در حال حاضر در مدل ARIMA روش مناسبی وجود ندارد که به محض اینکه مشاهده جدید در دسترس قرار گرفت تخمین­های پارامترهای مدل را اصلاح یا به روز نماید، و تحلیل گر ناگزیر است بطور کامل مدل را از نو برازش نماید. و همچنین پژوهشگر باید فرض نماید که تکامل آینده سری زمانی با گذشته یکسان خواهد بود، یعنی شکل مدل با زمان تغییر نخواهد کرد. عدم امتیاز نهایی مدل­های ARIMA سرمایه ­گذاری مورد نیاز در زمان و سایر منابع برای ساختن یک مدل رضایت بخش است. ولی این مدل­ها بخصوص برای سری­های زمانی که در آنها فاصله نمونه گیری خیلی کوچکند، بدلیل اینکه تاریخ نسبتا طولانی یی را به آسانی می­توان تهیه کرد، به نحو شایسته­ای مناسبند.(فاطمی،۱۳۷۵)
۱-۶-۲: شبکه عصبی مصنوعی
شبکه های عصبی مصنوعی[۸] ابزار مدل بندی انعطاف پذیر و غیر پارامتریک هستند. آنها می توانند هر تابع پیچیده ای را با دقت مورد نظر اجرا کنند. یک شبکه عصبی مصنوعی نوعا از چندین لایه متشکل از تعدادی زیادی عناصر محاسبه گر ساخته شده است که این عناصر محاسبه گر اصطلاحا گره می­نامند. هر گره یک سیگنال ورودی از دیگر گره ها، یا ورودی های خارجی دریافت می­ کند و پس از پردازش سیگنالها بصورت محلی به واسطه یک تابع تبدیل به گره دیگر یا نتیجه نهایی ارسال می کند. لایه­ی ورودی[۹] و لایه­ی خروجی[۱۰] شبکه شبیه یک سیستم ورودی-خروجی عمل می­ کند و ارزش نرون های ورودی را برای محاسبه­ی ارزش نرون خروجی مورد استفاده قرار می دهد. شبکه های عصبی با لایه های پنهان[۱۱] دارای توانایی های بیشتری نسبت به شبکه های عصبی دو لایه هستند.(منهاج،۱۳۷۷) در شبکه ­های عصبی ورودی p به نرون اعمال شده از طریق ضرب در وزن w، وزندار می­ شود و حاصل به تابع انتقال f بعنوان ورودی اعمال شده و خروجی نهایی حاصل می­گردد. که در آن اندازه­ w متناظر با قدرت هر اتصال سیناپسی[۱۲](به نقطه اتصال یک آکسون[۱۳] یک سلول عصبی با دندریت[۱۴] سلول­های عصبی دیگر) در نرونهای موجودات زنده می­باشد.(مصطفی کیا،۱۳۸۸) بعبارتی شبکه عصبی وزن بین متغیرهای مستقل و وابسته یعنی میزان رابطه بین آنها را تعیین می نماید.
۱-۶-۲-۱: شبکه­ عصبی درک چند لایه (MLP)
پرکاربردترین معماری شبکه های عصبی، شبکه های چند لایه پیش خور[۱۵] هستند که معمولا” شبکه های درک چند لایه و به طور اختصار [۱۶]MLPگویند. این نوع شبکه ها دارای مشخصات زیر هستند:
١. پردازنده های شبکه به چند لایه مختلف تقسیم می شوند.
٢. حداقل تعداد لایه ها در این شبکه ها، ٢ است.
٣. پردازنده های هر لایه فقط مجاز به دریافت سیگنال از پردازنده های لایه قبل خود هستند و سیگنال خروجی این پردازنده نیز به پردازنده های بعدی اعمال می شود.
۴. در این شبکه ها به لایه اول، ورودی، به لایه آخر، خروجی و به لایه های میانی ، لایه های پنهان می گویند. ورودی های شبکه پارامتر های مؤثر در تعیین خروجی ها هستند. بنابراین تعداد گره های لایه ورودی و خروجی در حقیقت از همان آغاز استفاده از شبکه معلوم است. تعداد گره های لایه­ی پنهان و همچنین تعداد لایه های پنهان از طریق سعی و خطا بدست می آید. در حقیقت تعداد مناسب گره ها و لایه های پنهان، وقتی به دست می آید که شبکه بهترین جواب را ارائه دهد.(منافی،۱۳۸۵)
علت اصلی موفقیت این شبکه را بایستی در نوع الگوریتم یادگیری این شبکه جستجو کرد. الگوریتم مورد استفاده در آن ، الگوریتم پس انتشار خطا می باشد. این الگوریتم همواره به دنبال حداقل سازی مربعات خطا می باشد . این دقیقا شبیه تخمین ضرایب رگرسیون از روش OLS در آمار و اقتصاد سنجی می باشد . بنابراین هر شبکه عصبی از یک تابع خطایی همانند رابطه زیر پیروی می کند .
تابع خطا در شبکه MLP :

(۱-۱)
در این رابطه e بیانگر مقدار خطای مشاهده شده می باشد .
هنگام طراحی یک شبکه باید پارامترهای ساختار شبکه، نوع الگوریتم آموزش، نرخ یادگیری، تعداد لایه های شبکه و تعداد نرون ها در هر لایه، و تعداد تکرارها برای هر الگو در خلال آموزش را مد نظر داشت.(اعظمی،۱۳۸۸)
از آنجاییکه عمل پیش بینی در شبکه های عصبی از طریق یادگیری[۱۷] بر روی متغیرهای ورودی انجام می شود، از این رو متغیرهای ورودی یکی از موارد مهم در مدلسازی با بهره گرفتن از شبکه های عصبی و الگوریتم ژنتیک است. از آنجا که بهترین وضعیت برای شبکه ­های عصبی هنگامی است که تمام ورودی­ ها و خروجی­ها بین صفر و یک باشند لذا داده ها با بهره گرفتن از روش ساعتی نرمال شدند. بدین منظور با جمع آوری منابع داخلی و خارجی با بهره گرفتن از روش کتابخانه ای و مطالعه ادبیات تحقیق، چهار متغیر به عنوان متغیرهای ورودی مدل در نظر گرفته شدند:
متغیر های ورودی(مستقل) مورد استفاده در تحقیق

X شناسه متغیر
۱ GP قیمت جهانی طلا
۲ OP میانگین قیمت نفت ایران
۳ USD نرخ دولتی دلار آمریکا
۴ S&P500 شاخص S&P500 آمریکا (نماد بورس جهانی)

مدل دارای یک متغیر خروجی (وابسته) است، و آن هم شاخص قیمت (TEPIX) خواهد بود. داده های روزانه کلیه متغیرهای فوق از تاریخ ۰۶/۰۱/۱۳۸۴لغایت ۲۸/۱۲/۱۳۸۹، مورد بررسی قرار می گیرد. لذا جامعه آماری بورس اوراق بهادار تهران و سال های ۱۳۸۴ لغایت ۱۳۸۹ به عنوان دوره زمانی تحقیق انتخاب شد.
۱-۶-۳: الگوریتم ژنتیک
الگوریتم ژنتیک الهام گرفته از طبیعت است و تکامل طبیعت با فرضیه داروین، اساس شکل گیری آن می باشد که درآن بهترین ها حق بقا دارند.الگوریتم ژنتیک توسط جان هالند [۱۸]متخصص علوم کامپیوتر دانشگاه میشیگان در سال۱۹۶۲ ارائه شد. هالند با ارائه­ رساله ای با عنوان« تطابق در طبیعت و سیستم­های مصنوعی» به­­­­­ معرفی مفاهیم­ اصلی GA شامل عملگرهای سه گانه­ی انتخاب[۱۹]، آمیزش[۲۰] و جهش[۲۱] که در مورد سیستم­های مصنوعی به کار می­روند و همچنین مبانی ریاضی الگوریتم ژنتیک پرداخت.(شهابیان و همکاران،۱۳۸۷)
از این الگوریتم، درحل مسائل بهینه سازی پیچیده که نمی توان برای آن قوانین خاصی در نظر گرفت استفاده می شود. برای حل یک مسئله با بهره گرفتن از این روش ابتدا باید پاسخهای فرضی مسئله را به صورت خاصی نمایش داد که برای ادامه کار و ارزیابی پاسخ­ها مشکلی ایجاد نگردد. روش­های متعددی برای نمایش و کدگذاری وجود دارد که از مهمترین و معمولترین آنها روش دودویی و نمایش اعشاری شناور می باشد.(ستایش و همکاران، ۱۳۸۸)
در آغاز، جمعیت اولیه که جواب ها را نشان می دهند به صورت تصادفی انتخاب می گردد. هر یک از اعضای این جمعیت که کروموزم نامیده می شود یکی از پاسخ های مسئله می باشد. هر یک از این کروموزم ها از رشته ای از اعداد با طول برابر انتخاب می گردد که هر یک از این اعداد ژن نام دارد. الگوریتم ژنتیک بر اساس تکرار عمل می کند که به جمعیت در هر مرحله ، نسل گفته میشود. هریک از اعضای این نسل بر اساس تابع ارزش ، ارزیابی می شوند. در این الگوریتم ها نسل جدید سعی دارد که ارزش بیشتری از تابع ارزش را به خود اختصاص دهد و با این عملکرد به تابع هدف نزدیک تر گردد. در هر مرحله از تکرار، هر یک از کروموزم ها با احتمال خاصی با یکدیگر عمل تقاطعی انجام می دهند یا به اصطلاح مزدوج می شوند که پیامد آن یک یا چند کروموزم جدید به نام فرزند می باشد.
در این فرزندان ممکن است طبق احتمال خاصی عمل جهش ژنی اتفاق افتد، به این صورت که مقدار یک یا چند ژن از کروموزم تغییر کند. در مرحله آخر فرزندان طبق تابع ارزش، ارزیابی شده و بر اساس ارزش آنها و ارزش والدین یعنی نسل اولیه که این فرزندان را تولید کرده اند نسل جدید تولید خواهد شد. این مراحل تا جایی تکرار میشود که نسل حاضر به جواب بهینه یا یکی از­ زیر جوابهای بهینه همگرا گردد.(ایبن و اسمیت[۲۲]،۲۰۰۳)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ق.ظ ]