آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



اسپیرومتری کامل باید شامل هر دو مانور ظرفیت حیاتی با فشارو بدون فشار باشد. بالاترین ظرفیت حیاتی بدست آمده در جریان تست چه در مانورهای با فشار و چه بدون فشار باید جهت تخمین نسبت  محاسبه شود و بزرگترین جریانهای میانگین مثلاً FEF(25-75%) یا جریانهای آنی مثلاً (۵۰%Vmax) جهت تفسیر استفاه شود، باید از تنها اسپیروگرام قابل قبول از نظر کیفی که دارای بزرگترین مجموع FVC و  است انتخاب شوند هنگامی که شاخصهای اولیه  ،FVC ،  نزدیک به حداقل حدود نرمال هستند از متغیرهای جریان میانگین FEF (۲۵-۷۵%) و آنی (۵۰%Vmax) جهت کمک به تصمیم گیری باید استفاده شود.
شکل (۱۴) : نمونه ای از اسپیرومتری قابل قبول و غیر قابل قبول
شکل (۱۴) : نمونه ای از اسپیرومتری قابل قبول و غیر قابل قبول
A: تلاش تنفسی عالی
B: درنگ کردن در شروع شیب منحنی را غیر قابل قبول ساخته است.
C: بیمار تمام تلاش تنفسی خود را در بازدم انجام نداده است، تست نیاز به تکرار مجدد دارد.
D: بیمار در اینجا تمام تلاش تنفسی را در شروع دم انجام نداده است اما این منحنی معتبر و قابل قبول است. بخصوص در بیماران خانم جوان و غیر سیگاری ها که به آن منحنی رنگین کمانی rainbow curve می گویند.
E: منحنی یک شروع خوب را نشان می دهد اما بیمار بازدم را خیلی زود قطع کرده است. تست نیاز به تکرار مجدد دارد.
F: سرفه منحنی را متأثر کرده است. اگر امکانش وجود دارد بهتر است پس از قطع سرفه تست تکرار شود.
G: بیمار در اینجا برای یک لحظه بازدم را قطع کرده است، تست باید تکرار شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

H: این تست با Knee یک منحنی قابل قبول است که بخصوص در بیماران جوان غیر سیگاری دیده می شود.
شکل (۱۵)
شکل (۱۶)
شکل (۱۶) اسپیروگرامهای تیپیک انسداد راه های هوایی خفیف، متوسط و شدید . توجه کنید که با افزایش انسداد، در نمودار جریان – حجم، در محور افقی، تعقر به جلو افزایش می یابد . نمودار پایین شامل نمودار قبل و بعد از برونکودیلاتور، نشان دهنده پاسخ خوب به برونکودیلاتور استنشاقی است.
ارتباطات پاتو فیزیولوژیک اسپیرومتری:
از دیدگاه تشخیص ، اسپیرومتری تنها جهت کلاسه کردن بیماران به عنوان یکی از این سه الگو استفاده می شود. ۱- طبیعی ۲- انسداد راه های هوایی ۳- محدود شونده.
تشخیص بر اساس اسپیرومتری تنها بدست نمی آید بلکه الگوی اسپیرومتری باید بر اساس حدسیات بالینی مطرح شده، تفسیر شود.
حداکثر تهویه اختیاری، (Maximum voluntary ventilation) (MVV) حداکثر تهویه اختیاری ، حداکثر جریان هوایی است که یک شخص در جریان تنفس عمیق و سریع ( با آموزشهای فراوان ) می تواند بازدم کند که درعرض ۱۵-۱۲ ثانیه اندازه گیری می شود. اغلب به وسیله ضرب  در ۳۵ یا  در ۴۰ تخمین زده می شود. کاهش در MVV در وضعیت های زیر رخ می دهد:
۱- وجود انسداد راه های هوایی ۲- محدودیت قفسه سینه همراه با بیماری عصبی – عضلانی ۳- از دست دادن تمرکز ۴- کاهش عملکرد شناختی
همچنین ممکن است هنگامی که شخص بطور عمدی نخواهد ماکزیمم کار را در جریان تست انجام دهد، رخ دهد مثلاً در افراد مسن، کسانی که بیماریهای مزمن دارند ، افرادی که سود (Cain) ثانویه دارند. به علت غیر اختصاصی بودن کاربرد MVV بالینی آن محدود است.
تجویز برونکودیلاتور و آزمایش کردن:
در بیماران انسداد راه های هوایی گرفتن اسپیرومتری، قبل و پس از استفاده از ۲β آگونیست انتخابی استنشاقی سریع الاثر شایع است. به این صورت که ابتدا یک اسپیرومتری پایه گرفته می شود. سپس برونکودیلاتور استفاده می شود و یک مدت زمان کوتاه ( معمولاً ۱۵ دقیقه ) منتظر می مانیم و سپس اسپیرومتری را تکرار می کنیم. برخی مطالعات ۵ دقیقه انتظار را هم کافی می دانند بهبود  به میزان ۱۲% بعنوان پاسخ مثبت مشخص در نظر گرفته می شود. پاسخ مثبت مدرک قوی دال بر این است که بیمار از درمان با برونکودیلاتور سود خواهد برد ولی عکس قضیه صادق نیست یعنی عدم پاسخ به برونکودیلاتور در وضعیت آزمایشگاهی صرف؛ پیش بینی نمی کند که آیا برونکو دیلاتور تراپی بر روی بیمار مؤثر است یا خیر.
موفقیت آزمایش به چندین موضوع تکنیکی بستگی دارد شامل : دوز و روش استفاده از برونکودیلاتور زمان انتظار و کیفیت تلاشهای اسپیروگرام.
مقادیر رفرنس و تفسیر:
اولین گام در تفسیر تست های عملکرد ریوی انتخاب بهترین مقادیر ممکن رفرنس است که توسط انجمن آمریکایی قفسه صدری (ATS) و انجمن اروپایی ریوی (ERS) ارزیابی هایی جهت تعیین مقادیر رفرنس مناسب انجام شده است ، تصمیم گیریهای بالینی پس از مقایسه مشاهدات بالینی با یک یا چند سری از اطلاعات رفرنس گرفته می شود.
قوانین کلی که جهت کاربردهای ریوی کمی تغییر داده شده اند عبارتند از:
۱- جمعیت رفرنس باید کاملاً تعریف و شرح داده شود.
۲- جمعیت مورد آزمایش باید تا حد امکان به جمعیت مطالعه رفرنس شباهت داشته باشد، به منظور فاکتورهای بیولوژیکی مرتبط با متغیرهای عملکرد ریوی.
برای عملکرد ریوی این فاکتور ها عبارتند از :
جنس، سن ، وزن، قد، نژاد، گروه، بیماری قلبی و فعلی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و مواجهات محیطی شامل : سیگار ، آلودگی هوا و مواجهات شغلی.
۳- اندازه های مقادیر بالینی و رفرنس باید با روش های تا حد کافی استاندارد شده و کنترل کیفی مناسب بدست آمده باشد.
Illness
Exposure
Socieo economic
Chronobiological
Other
۲۹%
Technical
۳%
Gender
۳۰%
Ethnic
Origins
۱۰%
Age

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-09-06] [ 11:18:00 ق.ظ ]




تسهیم دانش انتشار داوطلبانه مهارت ها و تجربیات اکتسابی به سایر افراد است، به بیان دیگر تسهیم دانش به عنوان اقدامی تعریف می شود که افراد طی آن اطلاعات مربوط را میان دیگران منتشر می کنند.
تسهیم دانش توسط مک درمت[۳۹](۱۹۹۹)، بدین صورت تشریح شده که وقتی می گوییم فردی دانش خود را تسهیم می کند، به این معنی است که آن فرد، فرددیگری را با بهره گرفتن از دانش، بینش و افکار خود راهنمایی می کند تا او را کمک کند که موقعیت خود را بهتر ببیند. بعلاوه فردی که دانش خود را تسهیم می کند، ایده آل این است و باید از هدف دانش تسهیم شده، و کاربرد آن و همچنین از نیازها و شکاف های اطلاعاتی فرد گیرنده دانش اطلاع داشته باشد. این بیانگر این نکته است که همه کارکنان نیاز به تسهیم دانش خود نداردند، زیرا ممکن است دانش آنان بکار گرفته نشود و یا از آن استفاده مجدد نشود، به عبارت دیگر، تسهیم دانش زمانی مفید خواهد بود که همه کارکنان در کار خود به آن نیاز داشته باشند و یا حداقل بیشتر دانشی را که دریافت می کنند بکار گیرند( زندی، ۱۳۸۹).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۵ـ تئوری های مربوط به تسهیم دانش
اخیراً بسیاری از تئوریها مانند تئوری مبادله اجتماعی، تئوری شناخت اجتماعی، تئوری قدرت سیاسی، تئوری تبادل اقتصادی، تئوری هزینه تراکنش، تئوری رفتار برنامه ریزی شده و تئوری اقدام اجتماعی توسط محققان برای پیش بینی فاکتورهای تأثیرگذار بر رفتار تسهیم دانش مورد استفاده قرار گرفته اند. به عنوان مثال، بارتول و سری واستاوا ( ۲۰۰۲ ) تئوری تبادل اقتصادی را برای آزمودن نقش پاداشهای مادی در تشویق تسهیم دانش در سازمانها بررسی کرده اند. همچنین باک و کیم( ۲۰۰۲ )، تئوری تبادل اجتماعی و تئوری اقدام منطقی را برای بررسی فاکتورهای تأثیرگذار بر تسهیم دانش در بستر سازمانی بکار گرفته اند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

از سوی دیگر، لین و لی( ۲۰۰۶ ) تئوری رفتار برنامه ریزی شده را برای ارزیابی فاکتورهایی برای تشویق تمایل به تسهیم دانش و رفتار آن توسط مدیران ارشد بررسی کرده اند. نیز تئوری اقدام منطقی را به عنوان چارچوب مفهومی خود برای ایجاد یک درک یکپارچه از فاکتورهای پشتیبانی کننده و ممانعت کننده از قصد و میل به تسهیم دانش افراد ارائه کرده اند(صلواتی، ۱۳۸۳).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۶ـ زیرساخت های تسهیم دانش
توجه به زیرساختهای تسهیم دانش از سوی سازمانها و مؤسسه‎های آموزشی و پژوهشی و نهادینه شدن سیاستها و برنامه‎های مرتبط با اشتراک دانش، سازمانها را در اجرای هر چه بهتر و تسهیل فرایند تسهیم دانش یاری می‎نماید. در این بخش، زیرساختهای مرتبط با تسهیم دانش در سه مقوله برنامه‎های تسهیم دانش، شیوه‎های رسمی و غیر رسمی در به اشتراک‎گذاری دانش و بسترها و مجراهای تسهیم دانش طبقه‎بندی شده است، و به طور مختصر توضیحاتی در ارتباط با هر یک ارائه می‎گردد( همان).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۷ـ برنامه‎های تسهیم دانش
در راستای سیاست‎گذاری کلان برای پیاده‎سازی مدیریت دانش و در پی آن تسهیم دانش، برنامه‎ها و راهبردهایی توسط سازمانها و مؤسسه‎های آموزشی و پژوهشی مورد توجه قرار می‎گیرد. از جمله برنامه‎های مورد توجه می‎توان به برگزاری سمینارها و کنفرانس ها، برگزاری کارگاه‎های آموزشی و یا فراهم‎آوردن شرایط شرکت در آن به عنوان مدرس یا فراگیر، برگزاری مهمانی های علمی و غیر رسمی، تشکیل گروه‎های هم کارکرد، تشکیل جلسات حل مسئله(مشکل‎گشایی گروهی)، ایجاد مخازن دانش و استقرار نظام پاداش‎دهی اشاره کرد(صلواتی، ۱۳۸۳).
۲ـ۲ـ ۳ـ ۸ـ شیوه‎های به اشتراک‎گذاری دانش
شیوه‎های به اشتراک‎گذاری دانش، وضعیتی را توصیف می‎کند که دانش از آن طریق به اشتراک گذاشته می‎شود. مطالعه متون و پژوهشها نشان داد به طور کلی دو رویّه رسمی و غیر رسمی در تسهیم دانش وجود دارد. آنچه این دو رویّه را از یکدیگر متمایز می‎سازد، محتوای دانش نیست بلکه شرایط محیطی، امکانات و عوامل سازمانی دیگری در این امر دخیل است. به نقل از «کینگ[۴۰]» (۲۰۰۱)، دانش، چه عینی و چه ضمنی، می‎تواند از طریق رویّه‎های رسمی و غیر رسمی به اشتراک گذاشته شود.
۲ـ۲ـ ۳ـ ۹ـ روش های غیر رسمی اشتراک دانش
اشتراک دانش به شیوۀ غیر رسمی از طریق گفتگوهای غیر رسمی و تعامل های شخصی بین همکاران رخ می‎دهد. این تعامل ها ممکن است، از طریق سمینارهای غیر رسمی، ملاقات های بدون برنامه، گفتگو هنگام نوشیدن چای و قهوه، چهره به چهره و از طریق پست الکترونیک و گفتگوی تلفنی بین دو نفر، ، و یا از طریق یادداشتهای شخصی، چت و گروه‎های بحث صورت پذیرد( منوریان، عسگری و آشنا، ۱۳۸۶).
به گفته برخی دیگر از پژوهشگران، از آنجا که تعاملهای غیر رسمی بر پایه ارتباطهای شخصی و اعتماد بنا گردیده است، موجب می‎شود دانش بیشتری بین افراد به اشتراک گذاشته شود.
۲ـ۲ـ ۳ـ ۱۰ـ بسترها و مجراهای تسهیم دانش
از جمله زیرساختهای مورد توجه برای تسهیم دانش، فراهم‎آوری بسترهای مناسب و مجراهایی است که فرایند تسهیم دانش را تسهیل و شرایط لازم را برای این امر فراهم می‎سازند. مطالعۀ متون حاکی از آن است که بسترهای اشتراک دانش را می‎توان در دو مقوله طبقه‎بندی کرد: بسترهای مبتنی بر فناوریها و بسترهایی که الزاماً به وجود فناوریها نیاز ندارند، بلکه در مواردی فناوری می‎تواند نقش تسهیل کننده در اجرای هر چه بهتر فرایند تسهیم دانش از طریق آن بستر به شمار آید. در ادامه، به نمونه‎هایی از این بسترها اشاره می‎شود(همان).
۲ـ۲ـ ۴ـ مدل های تسهیم دانش
نعمتی و جمشیدی(۱۳۸۶)، ابعاد پنجگانه ای برای تسهیم دانش شمردند، که شامل، بعدفرد، بعد گروهی، بعد ستادی، بعد فرهنگی و بعد فناوری ذکر کردند.
دانایی فرد، خائف الهی و حسینی(۱۳۹۰)، عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در سازمان را، شامل:
عوامل انسانی
تسهیم دانش انتشار داوطلبانه مهارتها و تجارب اکتسابی به سایر بخشهای سازمان است. با اینکه دانش در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی موجود است، تسهیم دانش در سطح فردی برای سازمان مهمتر است چرا که دانش سازمانی بر پایه دانش افراد شکل می گیرد (برزین پور و اسدی، ۱۳۹۰).
عوامل فردی: عوامل فردی موثر بر تسهیم دانش ویژگیهای شخصی افراد است، که از آن جمله:
۱ـ نوع دوستی
بسیاری از افراد تنها برای موفقیت شرکت و یا ارضای انگیزش درونی خود در خصوص کمک به دیگران دانش خود را عرضه می کنند. انگیزه عرضه دانش در آنها ناشی از عشق به رشته علمی و درجاتی از نوع دوستی است. آموزش و تدریس، نوعی انتقال دانش بر پایه نوع دوستی است. شرکت ها نمی توانند خالق چنین انگیزه هایی باشند ولی می توانند مشوق شکوفایی یا سرکوبگر آن باشند( زندی، ۱۳۸۹).
۲ـ سازگاری : افراد با سازگاری بالا مهربان، با گذشت هستند، آنها نوع دوستانه، دلسوزانه و مشتاقانه به دیگران کمک می کنند و بیشتر به دنبال تعاون و همکاری هستند تا رقابت با همدیگر.
۳ـ وجدانافراد با وظیفه شناسی بالا امین، مورد اعتماد، پاسخگو، منظم، سختکوش و توفیق طلب هستند. تأثیر مثبت این افراد بر عملکرد شغلی در متون مختلف بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. افراد با وظیفه شناسی بالا بیشتر علاقه مندند دانش خود را جهت تسهیم با دیگران مستندسازی و مکتوب کرده و دانش خود را به منظور استفاده از دیگران واردبانکهای اطلاعاتی کنند( برزین پور و اسدی، ۱۳۹۰).
اما مدل مورد نظر برای تسهیم دانش در این پژوهش مدل نانسی دیکسون(۲۰۰۰) می باشد. نانسی دیکسون(۲۰۰۰)، معتقد است، که پنج شیوه اصلی تسهیم دانش در سازمان وجود دارد که شامل انتقال سریالی، انتقال نزدیک، انتقال دور، انتقال استراتژیک و انتقال خبره است. هر کدام از اینها  بسته به اهداف، متد ها وروشی که بکار گرفته می شوند، فرق دارند(تقوی، ۱۳۸۸).
انتقال سریالی: نوعی از انتقال دانش است، که دانش ضمنی و صریح که در یک حوزه یا زمینه بدست آمده برای استفاده بعدی به حوزه یا زمینه دیگر انتقال داده می شود. در کل،این حالت  می تواند  برای تیم های کاری مناسب باشد (محمدی فاتح، سبحانی و محمدی، ۱۳۸۵).
انتقال نزدیک: این انتقال صرفاً شامل انتقال صریح و اطلاعات خاصی که یک تیم برای برای انجام یک وظیفه لازم دارد به تیم دیگری که همان وظیفه را انجام می دهد انتقال داده می شود. این نوع از انتقال عموماً برای وظایف روتین، تکراری و مشابه مناسب بیشتری دارد. اغلب این نوع از اطلاعات  توسط ابزار های الکترونیکی توزیع شده  وبه صورت صریح بوده و تا حدی خلاصه و دقیق است(همان).
انتقال دور: به تسهیم دانش بین تیم ها در یک سازمان اشاره دارد و اغلب نقشی از همکاری بین تیم ها با بهره گرفتن از روش های رو در رو یا دیگر روشهاست؛ زیرا در اینجا اطلاعات از نوع ضمنی بوده و به آسانی نمی توان آنها را ضبط کرده و انتقال داد. انتقال دور برای اطلاعاتی مناسب است که غیر تکراری است (محمدی فاتح، سبحانی و محمدی، ۱۳۸۵).
انتقال استراتژیک: عبارت است از انتقال دانشی که بر کل سازمان اثر گذار است. در این نوع انتقال، هم دانش ضمنی وجود دارد و هم دانش صریح و هم برای راه حل هایی که غیر تکراری بوده و در سطح بالای سازمان قرار دارد، مناسب است(همان).
انتقال خبره: عبارت است از بدست آوردن دانش صریح از خبرگان و متخصصان. این حالت زمانی اتفاق می افتد که حجم پیچیدگی وظایف خارج از توانایی دانشی اعضای تیم در سازمان باشد (محمدی فاتح، سبحانی و محمدی، ۱۳۸۵). با توجه به اینکه در سازمانهای مختلف روش های مختلف تسهیم دانش استفاده می شود؛ بالتبع با توجه به نوع سازمان این موضوع قابل توجیه است. هر کدام از این روش ها، سازمان را در راستای یادگیری پیش خواهد برد.
۲ـ۳ـ بخش سوم: مبانی نظری خلاقیت شغلی
۲ـ۳ـ ۱ـ خلاقیت[۴۱]
بی شک یکی از زیبا ترین ویژگی های انسان، قدرت آفرینندگی و یا خلاقیت اوست. به واسطه ی همین ویژگی است، که انسان می تواند اهداف آرمان گرایانه خود را پدید آورد، و توانایی های خود را شکوفا سازد. آنچه پیش از این در مورد خلاقیت تصور می شد، بر اساس نگرش نبوغ آمیز بنا شده بود، و طبق این نگرش، خلاقیت به افراد خاصی تعلق داشت؛ افرادی که از نبوغ استثنایی برخوردار بوده و توانایی های ذهنی آنان، فراتر از مردم عادی به شمار می رفت . بنابراین خلاقیت موهبتی آسمانی پنداشته می شد، که صرفاً در اختیار تعداد معدودی از افراد قرار گرفته است، در صورتی که خلاقیت به افراد معدودی تعلق نداشته و تمامی افراد می توانند خلاقانه فکر کنند. تنها تفاوت عمده بین افراد نابغه و خلاق وافراد عادی در این است، که گروه اول روش هایی را به کار می گیرند، که افراد دیگر از آن روش ها بی اطلاع هستند(پیرخالقی، ۱۳۸۴).
۲-۳-۲- تعاریف خلاقیت
خلاقیت از جمله مسائلی است که درباره ماهیت و تعریف آن تاکنون بین محققان و روان شناسان توافق به عمل نیامده است. در مجموع تعریف ها خلاقیت را چنین تقسیم بندی می نماید: بعضی از تعریف ها، ویژگی های شخصیتی افراد را محور قرار داده، و بعضی دیگر بر اساس فرایند خلاق و تعریف های دیگر بر حسب محصول خلاق به خلاقیت نگریسته اند.
تعاریف متعددی راجع به خلاقیت ارائه شده است، که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
پارنز[۴۲]: خلاقیت را می‌توان به شکل بسیار ساده بعنوان توانایی ایجاد چیزی نو و بدیع تعریف کرد.
تورنس[۴۳]: تفکر خلاق مختصراً عبارتست، از فرایند حس کردن مسائل یا کاستی‌های موجود در اطلاعات، فرضیه سازی درباره حل مسائل و رفع کاستی‌ها، ارزیابی و آزمودن فرضیه‌ها، بازنگری و بازآزمایی آنها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران(صمدآقایی ،۱۳۸۵).
پری[۴۴]: خلاقیت، شکستن کلیشه ها، توانائی تغییر در چارچوب طرح و یک راه جدید برای رسیدن به ایده‌ها است.
ویسبرگ[۴۵]: خلاقیت توانایی حل مسایلی است، که فرد قبلا حل آنها را نیاموخته است.
اشتاین[۴۶]: خلاقیت فرآیندی است، که نتیجه آن کار تازه ای باشد که توسط گروهی در یک زمان مفید و ارزشمند تلقی شود(امیرحسینی، ۱۳۸۵).
خلاقیت، آفرینش آمیزه ای بدیع برای حل تناقضات، درقالب یک ایده است که خارج از محدوده جواب موجود قرار می گیرد( حقیقت جو و ناظم، ۱۳۸۷)..
خلاقیت، شکل دادن تجربه هادر سازمان بندی های تازه است.
تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانهای امروزی، توانایی ایجاد ایده های جدید دارای ارزش برای مشتری است.
تیلور[۴۷] خلاقیت را شکل دادن تجربه ها در سازمان بندی های تازه می داند( شیخ مونسی و همکاران، ۱۳۸۹).
۲-۳-۳- تعریف خلاقیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




به ترتیب اولویت، اثرگذاری فرضیات یک تا شش بر تمایل واردکنندگان، به استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی به قرار زیر است:
فرضیه ششم: آشنایی وارد کنندگان با مکانیزم پرداخت به روش اعتبار اسنادی موجب افزایش تمایل واردکنندگان به استفاده از این روش در بیع بین المللی کالا می شود .
فرضیه چهارم: حمایت و استقبال بانک ها به استفاده از روش اعتبار اسنادی موجب افزایش تمایل واردکنندگان به استفاده از این روش پرداخت در بیع بین الملل می شود.
فرضیه پنجم: پایین بودن هزینه های استفاده از مکانیزم اعتبار اسنادی موجب تمایل وارد کنندگان به استفاده از این روش پرداخت در بیع بین المللی کالا می شود .
فرضیه سوم: حمایت قوانین بین الملل از روش پرداخت اعتبار اسنادی در صورت بروز مشکلات ، موجب تمایل واردکنندگان به استفاده از روش اعتبار اسنادی می شود .
فرضیه دوم: استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی موجب افزایش توان خریدار با بهره گرفتن از تسهیلات اعتباری بانک ها در پرداخت های مدت دار می شود .
فرضیه اول: استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی موجب کاهش ریسک واردکننده در دریافت کالای مغایر با شرایط قرارداد می گردد.

فصل پنجم
نتیجه گیری و
پیشنهادات
۵-۱- مقدمه
هر تحقیق به منظور شناخت پیرامون مسئله‌ای طرح‌ریزی شده و بسته به نوع هدف، در‌ پی کسب دانش پیرامون آن مسئله است تا بتواند روشی برای حل آن مشکل یا راهکاری برای بهتر شدن روش‌های انجام یک کار ارائه کند.(سرمد و همکاران، ۱۳۸۶، ص۳۱-۳۳) این پژوهش به دنبال آن بوده است که یکی از روش های جدید مدیریت را در مورد خرید و فروش بین المللی کالا مورد سنجش قرار دهد و عوامل موثر بر تمایل واردکنندگان به استفاده از روش اعتبار اسنادی را بررسی کند، تا بدین وسیله واردکنندگان بتوانند ضمن استفاده از نتایج و پیشنهادهای این پژوهش با اطمینان خاطر بیشتر و همچنین با از بین بردن بعد مسافت که موجب عدم اطمینان در طرفین بیع می شود، گامهای مؤثرتری را در تخصیص بهینه منابع و رشد اقتصادی کشورها بردارند. بنابراین می‌توان هدف متعالی‌تر این تحقیق را بررسی عوامل موثر بر تمایل واردکنندگان به استفاده از روش پرداخت اعتباراسنادی در بیع بین المللی کالا دانست و این خود، می‌تواند پاسخ بخشی از سؤالات علمی را برای ما آشکارتر کند. در این فصل، ابتدا به صورت خلاصه، آنچه در این تحقیق انجام شد، ارائه گردیده است. پس از آن از یافته‌های تحقیق به نتیجه‌گیری پرداخته، روش‌هایی جهت تحلیل عمیق‌تر فرایندهای رفتاری واردکنندگان ارائه شده است. تحلیل عمیق‌تر یافته‌های این تحقیق، مطمئناً با کاربرد آنها در عالم واقع، به نتیجه‌های غنی‌تری منتهی خواهد شد.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در انتهای این فصل به تشریح محدودیتهای پژوهش و پیشنهادهایی برای مدیران اجرایی پرداخته می‌شود و سپس به ارائه‌ توصیه‌هایی برای محققان آتی پرداخته خواهد شد.
۵-۲- خلاصه و نتیجه گیری
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل واردکنندگان به استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی در خرید بین المللی به گردآوری و بررسی نظرهای نمونه ای شامل ۱۵۰ نفر از واردکنندگان عضو اتاق بازرگانی پرداخته است که با فرایند های سفارش های خارجی آشنایی داشته باشند. برای دستیابی به هدف مذکور فرضیاتی تدوین شد که عبارتند از:
۱- استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی موجب کاهش ریسک واردکننده در دریافت کالای مغایر با شرایط قرارداد می گردد.
۲- استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی موجب افزایش توان خریدار با بهره گرفتن از تسهیلات اعتباری بانک ها در پرداخت های مدت دار می شود .
۳- حمایت قوانین بین الملل از روش پرداخت اعتبار اسنادی در صورت بروز مشکلات ، موجب تمایل واردکنندگان به استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی می شود .
۴- حمایت و استقبال بانک ها به استفاده از روش اعتبار اسنادی موجب افزایش تمایل وارد کنندگان به استفاده از این روش پرداخت در بیع بین الملل می شود .
۵- پایین بودن هزینه های استفاده از مکانیزم اعتبار اسنادی موجب تمایل وارد کنندگان به استفاده از این روش پرداخت در بیع بین المللی کالا می شود .
۶- آشنایی وارد کنندگان با مکانیزم پرداخت به روش اعتبار اسنادی موجب افزایش تمایل واردکنندگان به استفاده از این روش در بیع بین المللی کالا می شود .
این پژوهش از نوع کاربردی است و از جانب دیگر این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است که با ابزار پرسشنامه به گردآوری داده ها پرداخته است. پس از گردآوری داده ها وتحلیل یافته های آن، فرضیات اول تا پنجم تحقیق پاسخی کمتر از حد متوسط (یعنی ۳) کسب کرده اند که نشان می دهد استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی، بنا به نظر پاسخ دهندگان، به اندازه زیادی، باعث کاهش ریسک واردکننده در دریافت کالای مغایر با شرایط قرارداد نمی شود. همچنین می توان اظهار کرد که از نظر واردکنندگان، استفاده از روش پرداخت اعتبار اسنادی به اندازه زیادی، موجب افزایش توان خریدار با بهره گرفتن از تسهیلات اعتباری بانک ها در پرداخت های مدت دار نمی شود. حمایت قوانین بین الملل از روش پرداخت اعتبار اسنادی در صورت بروز مشکلات، نیز به اندازه زیادی، موجب تمایل واردکنندگان به استفاده از روش اعتبار اسنادی نمی شود.
از نظر واردکنندگان، حمایت و استقبال بانک ها به استفاده از روش اعتبار اسنادی در سطح چندان زیادی، موجب افزایش تمایل وارد کنندگان به استفاده از این روش پرداخت در بیع بین الملل
نمی شود. بنا به نظر پاسخ دهندگان، پایین بودن هزینه های استفاده از مکانیزم اعتبار اسنادی نیز در سطح چندان زیادی، موجب تمایل وارد کنندگان به استفاده از این روش پرداخت در بیع بین المللی کالا نمی شود. پس از تحلیل داده های مربوط به فرضیه ششم تحقیق، مشخص شد که تعداد پاسخ های بیش از حد متوسط (یعنی ۳) بیشتر هستند که نشان می دهد از نظر واردکنندگان، آشنایی واردکنندگان با مکانیزم پرداخت به روش اعتبار اسنادی به اندازه زیادی، موجب افزایش تمایل واردکنندگان به استفاده از این روش در بیع بین المللی کالا می شود.
۵-۳- استنباط از یافته های تحقیق: یافتههایی که این پژوهش در بر داشت، نتایج قابل توجهی در بر دارد که در این قسمت، این نتایج و استنباط از آنها ارائه میشود. همچنین نتایج این تحقیق، تشابهات و تفاوتهایی با تحقیقات پیشین دارد که لازم است توسط محقق بررسی شوند و دلایل این تشابهات و تفاوتها بیان گردد.
۱-علیرغم کارکردهایی که در تجارت بین المللی برای سازمانهای بازرسی در نظر گرفته شده است، متاسفانه این کارکردها اطمینان لازم را در بازرگانان ایرانی ایجاد نمیکند که آنان اطمینان داشته باشند که کالاهایی مطابق با شرایط مندرج در قرارداد دریافت میکنند. با توجه به این که بانکها با ملاحظه گزارش سازمانهای بازرسی کننده، وجوه تعهد شده توسط مشتری را به بانک کارگزار فروشنده تحویل میدهند، طبیعتاً باید طبق گزارش سازمان بازرسی کننده، کالا مطابق با شرایط مندرج در قرارداد باشد و این روش باعث میشود که ریسک ناشی از عدم تطابق کالا با شرایط مندرج در قرارداد از بین برود. با توجه به این که پاسخهای اکثر افراد، حاکی از عدم کاهش ریسک واردکنندگان بوده است، میتوان دلایلی برای این مسئله متصور شد.
اول این که واردکنندگان ایرانی به نقش سازمانهای بازرسی کننده آگاهی ندارند و نمیدانند که وظیفه آنان اطمینان دادن به مشتری در خصوص صحت محصول مطابق با شرایط قرارداد است.
دوم، واردکنندگان ایرانی، در خصوص انجام صحیح کارها توسط بانک اطمینان نداشتهاند که پاسخ کمتر از متوسط به این سوال دادهاند که با توجه به کمترین میانگین در پاسخ به سوال سوم پرسشنامه (اطمینان خاطر از دریافت کالای سفارش داده شده به خاطر حضور بانک ها، میانگین : ۱٫۹) ، میتوان گفت که ، حضور بانکها در فرآیندهای انجام کار، باعث ایجاد اطمینان از روش اعتبار اسنادی نزد بازرگانان نشده است.
۲-بازرگانان معتقدند که اعتبار اسنادی باعث افزایش توان خریدار با بهره گرفتن از تسهیلات بانکی نمیشود. عدم تحقق این مسئله ابتدا مربوط به عدم ارائه تسهیلات اعتباری مدتدار توسط بانکها است. به عبارت دیگر بانکها به ندرت برای روش اعتبار اسنادی، هزینه میکنند و تسهیلات اعتباری به بازرگانان ارائه نمیدهند. در مقام دوم، این مسئله به دلیل آن است که بانکها در روش اعتبار اسنادی، سیاستهای اعتباری مشخصی ندارند و این مسئله باعث میشود که بازرگانان تفاوت قابل توجهی بین اعتبار اسنادی و سایر روش های پرداخت، ملاحظه نکنند. چرایی این مسئله به وضوح به عملکرد
بانکها بازمیگردد و میتوان آنان را در عدم رونق استفاده از روش های نوین بازرگانی، قاصر دانست.
۳-اعتماد بازرگانان به حمایت قوانین بینالملل در صورت بروز مشکل، در حد کمی است و میتوان گفت که پاسخدهندگان اعتماد چندانی به این که قوانین بین المللی از آنها حمایت خواهند کرد، ندارند.که به دلایلی ممکن است باعث انتخاب گزینه کم به این عامل شده باشد. اول این که بازرگانان در گذشته در صورت بروز مشکلاتی نتوانستهاند به حل مشکل خود بپردازند. دوم این که بازرگانان به دلیل مشکلات اداری و بوروکراسی دست و پاگیر در مورد سازمانهای بین المللی، نسبت به کسب حمایت از طریق سازمانهای بین المللی اطمینان ندارند. بخشی از این رویه های اداری دست و پاگیر به داخل کشور بازمیگردد و بخشی از آن به سازمانهای جهانی در مجموع، روند این کار طولانی میشود و بازرگان عملاً درمییابد که اتکا به این سازمانها به صرفه نیست و در نتیجه در بلند مدت کمتر تمایل به استفاده از این روش دارد.
۴-حمایت و استقبال بانکها از روش اعتبار اسنادی در حد پایینی است و این عدم حمایت از طرف بانکها ممکن است یکی از دلایل کاهش تمایل واردکنندگان به استفاده از این روش باشد.
۵-واردکنندگان نظر بر آن دارند که هزینه های پرداخت از طریق اعتبار اسنادی به گونهای نیست که یک روش کم هزینه به شمار رود. به نظر میرسد دلیل این مسئله، از یک طرف مشکلاتی باشد که افراد با سیستم بانکی دارند و هزینه های زمانی که برای این کار میگذارند و هزینه های نسبی پرداخت به روش های دیگر(نظیر برات و خرید نقدی و …) که احتمالاً کمتر است باعث اظهار نظر پاسخگویان به سوالات مربوط به هزینه های پرداخت از این روش شده است.
قابل توجه است که مشتریان خدمات بانکی، به دلیل ماهیت این خدمت بانکی ممکن است تصورات دیگری از اینگونه خدمات و هزینه های آن داشته باشند. این که مقداری از وجوه را ناچار باشند به صورت ارز در اختیار بانک بگذارند و همچنین طریق محاسبه نرخ تورم در محاسبه نرخ ارز، طولانی بودن زمان انجام کار و تهیه ضمانتنامههای بانکی و نظایر آن هم ممکن است از نظر مشتریان خدمات بانکی (یا واردکنندگان) نوعی هزینه به شمار آیند. به هر حال، مسئله بررسی مشکلات اعتبارات اسنادی به همین سادگی نیست که هزینه را فقط میزان وجوهی که بابت عملیات بانکی پرداخته میشود در نظر بگیریم.
۶-تنها موردی که پاسخ بالاتر از حد متوسط از نظر پاسخدهندگان دریافت کرده است، آن است که میزان آشنایی واردکنندگان با روش اعتبارات اسنادی میتواند باعث افزایش تمایل ایشان به استفاده از این روش شود. این پاسخها نشان میدهد که واردکنندگان، تا حدودی نسبت به کارکردهای اعتبارات اسنادی آشنایی دارند و این آشنایی باعث میشود که دوره های آموزشی در این خصوص و آشنایی آنان با قوانین و مقررات، روش مفیدی به شمار رود که عمدتاً پاسخهایی بیش از حد متوسط دریافت کرده است. اما مشکلات بازرگانان از نظر آگاهی از رویه های انجام کار در بانکها نیست زیرا آنان وجود مراکزی برای مشاوره دادن در خصوص اعتبار اسنادی را عاری از کارکردهای مثبت به شمار آوردهاند و نقش کمرنگی برای آن قائل شدهاند.
۷- با توجه به آزمون های ضریب همبستگی اسپیرمن، عموم فرضیاتی که در این پژوهش تدوین شد با همدیگر رابطه مثبتی داشتند و همه در یک جهت بودند (ضریب همبستگی بین متغیرهای مورد بررسی مثبت بوده و در نتیجه می توان گفت که فرضیات هم جهت با همدیگر بوده اند). این مسئله حاکی از ارتباط تمامی مولفههایی است که در فرضیات این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته بودند. بنابراین میتوان از صحت کار محقق اطمینان حاصل کرد که مولفه های موجود در فرضیات خود را از ابتدا به درستی تدوین کرده است. به ویژه که مولفه های طرح شده در فرضیات، مولفه های سنجش تأثیر عواملی چون کاهش ریسک، افزایش توان خریدار، حمایت قوانین بین الملل و بانک ها و هزینه های استفاده از اعتبارات اسنادی بر میزان تمایل افراد به استفاده از اعتبارات اسنادی بودهاند.
۸-در خصوص متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش، باید دقت کرد که وقتی متغیری نمیتواند از توزیع نرمال برخوردار باشد، از آزمونهای آماری وابسته به توزیع نرمال (نظیر آزمون t) نیز نمیتوان برای آن استفاده کرد. این پژوهش، به خوبی نشان داد که متغیرهای مورد بررسی در فرضیه های یکم تا پنجم، هیچکدام از توزیع نرمال پیروی نمیکردند و بنابراین کاربرد آزمون t برای آنها جایز نبود. هرچند که نتایج آزمون t با آزمون دوجملهای یکسان بودند. اما آزمون دوجملهای از این نظر مناسب تشخیص داده شد که متغیرهای مورد بررسی با بهره گرفتن از طیف لیکرت نیز از نوع رتبهای به شمار میرود. آزمون دوجملهای نیز برای متغیرهای رتبهای قابل استفاده است.
۹-گاهی لازم است محققان، تحقیقاتی انجام دهند تا مبنایی برای تحقیقات آینده قرار گیرد. این پژوهش نیز با پرسش ۱۶ سوال، توانست به اندازه گیری تأثیر متغیرهای مطرح شده در فرضیات (نظیر کاهش ریسک، افزایش توان خریدار، حمایت قوانین بین الملل و …) میزان تمایل به استفاده از اعتبار اسنادی بپردازد. در حالی که آزمونهای تحلیل مؤلفه های اصلی(PCA ) نشان دادند که میتوان با تعداد سوالات کمتری به سنجش متغیرهای مربوطه پرداخت. این نتایج میتوانند توصیههایی را برای محققان آتی در نظر داشته باشند که آنان در عوض استفاده از پرسش های زیاد، در زمان گردآوری داده ها صرفه جویی کنند و بتوانند با سوالات کمتر، به هدف خود دست یابند. مثلا در عوض پرسش چهار سوال برای سنجش کاهش ریسک در تمایل واردکنندگان، از یک سوال استفاده کرد.
تجربه نشان داده است وقتی تعداد سوالات کمتری از افراد پرسیده شود، دقت آنان در پاسخ به این سوالات بیشتر خواهد بود. از این رو، نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی(PCA ) میتواند کمک خوبی برای محققان آتی باشد.
۱۰-از نظر مقایسه نتایج تحقیقات گذشته با این پژوهش، میتوان گفت که تحقیق راضیه زارع زردینی نتایجی به دست آورده است که مخالف یافته های این تحقیق هستند. به نظر میرسد دلیل تفاوت این دو پژوهش آن باشد که خانم زارع از دیدگاه واردکنندگان و به صورت پیمایشی به بررسی محاسن و معایب روش های پرداخت در خرید بین المللی نپرداخته است و به صورت واقعی به تحلیل عملکرد در سازمانهای مربوط به پرداخت از طریق اعتبار اسنادی نپرداخته است.
۱۱- با مرور نتایج پژوهش اسماعیل واحدی، به تشابهات قابل توجهی با تحقیق حاضر میتوان دست یافت زیرا پژوهش اسماعیل واحدی به صورت عمیقی به نظرسنجی از واردکنندگان پرداخته است و این دقیقاً یکی از مواردی است که پژوهش حاضر به صورت عملی به آن دست یافته و نشان داده است که آگاهیدهی به افراد، میتواند باعث تمایل بیشتر به استفاده از این روش شود.
از طرف دیگر، الزامات قانونی که اسماعیل واحدی به آنها اشاره کرده است، در پژوهش حاضر به صورت عمیقتری کاویده شدهاند و تحقیق حاضر نشان داده است که الزامات قانونی هم نمیتوانند چندان تمایلی در واردکنندگان نسبت به استفاده از اعتبارات اسنادی به وجود آورند. البته با توجه به مواردی که در پژوهش مذکور بیان شده است، خریداران خارجی نیز تمایل چندانی به استفاده از اعتبار اسنادی ندارند. شاید دلایل عدم تمایل آنان هم مشابه عدم تمایل خریداران ایرانی به استفاده از اعتبار اسنادی باشد.
نکته قابل توجه آن است که در پژوهش آقای واحدی، جنبه دیگری که این پژوهش به آن نپرداخته است، مورد توجه قرار گرفته و بعضی از سوالات طرح شده برای این پژوهش را پاسخ داده است و این مورد همان نظرسنجی از صادرکنندگان بوده است. متاسفانه نتایج نشان دادهاند که صادرکنندگان نیز رضایت خوبی از عملکرد بانکها در خصوص اعتبارات اسنادی ندارند. در هنگام مرور پژوهش مذکور، این پرسش برای محقق مطرح شد که آیا نتایج مذکور در شرایط امروزین برقرار است یا خیر که میتوان اکنون با توجه به نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر، بیان کرد که در شرایط امروز نیز رضایت چندانی توسط واردکنندگان از روش اعتبار اسنادی وجود ندارد.
۱۲-در مجموع استنباط میشود که کشور ایران از نظر رشد در بازرگانی خارجی با تهدیدات خرد و کلانی مواجه است که آینده خوبی را برای واردکنندگان ایرانی ایجاد نمیکند. با توجه به نتایج این پژوهش، ممکن است بخشی از این تهدیدات به دلیل مشکلاتی در عملکرد بانک ها باشد زیرا نتیجه تحقیق نشان داد که بانک ها استقبالی از روش مذکور نشان نمیدهند. بخشی از آن نیز به قوانین و بازمیگردد که در فرضیه های این پژوهش مورد کاوش قرار گرفت. از طرف دیگر واردکنندگان نیز از اطلاع و آگاهی خوبی در این خصوص برخوردار نیستند که لازم است به طریق اصولی نسبت به استفاده از این روش، اطمینان یابند.
باید توجه داشت که واردکنندگان ممکن است به دلیل مشکلاتی که با سایر سازمانها دارند، برخی از مشکلات مربوط به گمرک، حمل و نقل، وزارت بازرگانی و سازمانهای تاییدکننده نظیر استاندارد، وزارت بهداشت و … را نیز مربوط به روش اعتبارات اسنادی بدانند. این موضوع، کاملا بر محقق آشکار نیست و به نظر می رسد که یکی از دلایل دستیابی به یافته های تحقیق، این موارد باشد. از این رو باید در محدودیتهای تحقیق به اینها نیز توجه داشت.
۵-۴- محدودیتهای تحقیق
این پژوهش نیز مانند سایر تحقیقات، با محدودیتهایی مواجه بوده است که در تعمیم نتایج باید به آنها دقت داشت. همچنین تحقیقات آتی میتوانند به این محدودیتها، توجه کنند و پژوهش خود را به گونهای تعریف کنند که مفیدتر واقع شود.
الف- محدودیت موضوعی: پژوهش حاضر صرفاً بر واردکنندگان کالاها تمرکز داشته است. در حالی که اعتبارات اسنادی، هم برای واردات و هم برای صادرات میتواند استفاده شود. نتایج به دست آمده در این پژوهش، قابل تعمیم به صادرکنندگان نیستند زیرا ممکن است صادرکنندگان رویه های متفاوتی را در پیش بگیرند که از دید این پژوهش مخفی مانده است. به عنوان مثال، ممکن است صادرکنندگان از استقبال و حمایت بیشتری از طرف سیستم بانکی برخوردار باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ق.ظ ]




 

خط ۱۴

 

میدان بسیج

 

دربستی

 

۳۳

 

منبع : تلخیص از مطالعات رهیافت اندیشه فردا توسط نگارنده ، ۱۳۹۲
در نقشه زیر نیز مسیر خطوط تاکسیرانی و حوزههایی که تحت پوشش این خدمات قرار دارند، آمده است.
نقشه شماره ۵-۴ : مسیر خطوط تاکسیرانی شهر نیشابور ( سال ۱۳۹۰) (منبع: رهیافت اندیشه فردا، ۱۳۹۰: ۵۰)
براساس نقشه فوق با توجه به اینکه اغلب مقاصد سفر در بخش مرکزی شهر قرار دارند، بیشترین مسیر خطوط تاکسیرانی نیز در این حوزه قرار گرفته است. اما مناطق شمال شهر، که شهرکهای تازهساز در آن قرار دارند و ساکنین این بخش برای تأمین بخش اعظمی از مایحتاج خود مجبورند به بخش مرکزی شهر مراجعه نمایند، از خدمات سازمان تاکسیرانی بیبهرهاند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۵-۲-۴- مطالعات مربوط به شبکه دوچرخهسواری نیشابور

این مطالعه در آبان ۱۳۹۱ در سه بخش کلی شامل مبانی نظری ( بررسی معیارهای انتخاب مسیر دوچرخه و انواع مسیرهای دوچرخه )، شبکه پیشنهادی برای نیشابور و روش های اجرا تهیه شده است.
در بخش شبکه پیشنهادی دوچرخهسواری نیشابور پس از بررسی انواع مسیرهای دوچرخه ( مسیرهای درجه ۱، ۲ و ۳ )، قابلیت احداث مسیر دوچرخه در نیشابور را بررسی کرده و پیشنهادات خود را در دو حوزه شمال کمربندی و جنوب کمربندی ارائه داده است و در نهایت در بخش روش های اجرای مسیرهای دوچرخه براساس پیشنهاداتی که در بخش قبل داشتهاند، راه های اجرایی مطرح شده است.
عواملی که در این طرح براساس مصوبات و قوانین و مقررات برای احداث مسیر دوچرخه مد نظر قرار گرفته عبارتند از: وضعیت فعلی خیابان از نظر یکطرفه و دوطرفه بودن، وجود و یا عدم وجود پارک حاشیهای و تعداد خطوط عبور وسایل نقلیه.
در بخش پیشنهاد شبکه دوچرخه در شهر نیشابور این مطالعات شهر را در دو حوزه شمال و جنوب کمربندی مورد بررسی قرار داده و پیشنهادات ارائه شده در ادامه به اختصار بیان میگردد:

  • حوزه شمال کمربندی: در این حوزه خیابانها عریض، پیادهروهایی با عرض زیاد ( بهطور متوسط ۸ متر ) ، حجم تردد خودرو کم و مراکز جاذب سفر دوچرخه مانند دانشگاهها، ادارات و مسکن مهر وجود دارد .

در این حوزه معابر با عرض پیادهرو بالا و با پتانسیل ایجاد فضای بسیار جذاب به همراه خط درجه یک دوچرخهسواری با پیوستگی بسیار بالا و پوشش کل حوزه میباشد.

  • حوزه جنوب کمربندی: معابر شکل گرفته از قدیم با مقاطع عرضی نامناسب جهت استفاده از دوچرخه و ترافیک سنگین در معابر ( ساز ایستا، ۱۳۹۱ : ۱۳ ).

نقشه شماره ۶-۴ : مسیرهای پیشنهادی ایجاد شبکه دوچرخه در نیشابور ( منبع: سازایستا، ۱۳۹۱)
در این نقشه با توجه به فراهم بودن بسیاری از زیرساختها و امکانات لازم در حوزه شمال کمربندی، شبکهای پیوسته که تقریباً تمام معابر اصلی را پوشش داده و دسترسی به اغلب کاربری های جاذب سفر در این حوزه را از طریق شبکه دوچرخه درجه یک فراهم نماید.
و در حوزه جنوب نیز از آن جایی که این حوزه بخش مرکزی و قدیمتر نیشابور را در برگرفته و ترافیک در این بخش بیشتر به چشم میخورد و هسته تجاری شهر در این حوزه قرار دارد، مقاطع عرضی راه و سایر عوامل مؤثر ازجمله سرعت حرکت در معابر و غیره معین میسازد که در صورت امکان میتوان مسیر دوچرخه را در معابر مذکور بهصورت درجه۲ احداث نمود.

۴-۲-۵- ۳-بررسی عبور و مرور عابرین پیاده و کریدورهای مربوطه در سطح شهر نیشابور

در این شهر تنها پیاده‌ راه موجود، مسیر سرپوشیده داخل بازار است. اهمیت پیادهروهای شهر، لزوم مطالعهی آنها را ضروری ساخته است.
جدول شماره ۶-۴ : ویژگیهای پیادهروهای عمده شهر نیشابور

 

ردیف

 

نام خیابان

 

عرض پیادهرو

 

نقش عمده

 

کیفیت پوشش

 

کاربری مجاور

 
 

۱

 

بلوار جانبازان

 

۱۳٫۷

 

دسترسی به خدمات شهری و ناحیهای

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




Bernschütz,2011: 22-28))
در ادامه به تحقیق یازونگ[۱۳۹] (۲۰۱۰) باید اشاره کرد که توسعه و تکامل IMC را به پنج مرحله به شرح ذیل تقسیم می کند:
مرحله اول: در سال ۱۹۸۹ که انجمن آژانس های تبلیغاتی آمریکا تعریف خود را از IMC ارائه کرد که عبارتست از یک برنامه ریزی تزایفی که از عناصر و ابزارهای ترفیعی گوناگون استفاده می کند. در این مرحله روی تزایف و سینرژی حاصل از بکارگیری ابزارهای مختلف ارتباطی تأکید شده است.
مرحله دوم: در سال ۱۹۹۱ با تعریفی که شولتز از IMC ارائه کرد که تأکید بیشتر بر مشتری و مصرف کننده متمرکز می شود آغاز شد.
مرحله سوم: از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ آنجا که دانکن تعریف خود را از IMC مطرح نمود که محور IMC ارزش برند و روابط مشتری است.
مرحله چهارم: در سال ۱۹۹۸ شولتز و شولتز در تعریف IMC بازنگری نموده و عنوان کردند که IMC یک فرایند تجاری استراتژیک که برای ارتباطات برند با تمامی مصرف کنندگان بکار گرفته شده ، میباشد .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مرحله پنجم: در ابتدای قرن ۲۱ دو محقق لی جوان گدا و شولتز در سال ۲۰۰۷ بحث جدیدی را مطرح کردند و آن عبارت بود از ترکیب IMC و ارتباطات هم پیوند برند ( Yi Zong, 2010) .
در نمودار۹-۲ سیر تکاملی تحقیقات در مورد IMC آمده است :
نمودار۹-۲ سیر تکاملی تحقیقات در مورد IMC ) Kliatchko, 2008: 139)
در انتهای این قسمت سیر تکامل IMC را به سیر تکامل بازاریابی پیوند زده که از ۴P مکارتی آغاز و به ارزش ویژه برند ختم می شود.

 

جدول ۲۰-۲ فرایند توسعه بازاریابی و ارتباطات هم پیوند بازاریابی[۱۴۰]

 
 

۴P

 

مکارتی[۱۴۱] ۱۹۶۴

 

تولید، قیمت، توزیع، ترفیع

 
 

۴C

 

لوتربورن [۱۴۲]۱۹۹۱

 

مصرف کننده، هزینه رضایتبخشی، متقاعد کردن برای خرید، ارتباطات

 
 

۴V

 

لو[۱۴۳] ۱۹۹۴

 

تغییرپذیری – ارزش- تنوع – جنبش

 
 

IMC

 

معاصر

 

بازاریابی مستقیم+ ایجاد یک تصویر کلی از شرکت IMC =
+ تبلیغات+ روابط عمومی+ پیشبرد فروش+ رویدادها+شاخص رضایت مصرف کننده+ ارزش ویژه برند

 

منبع: (ying – chuLu,2010:6)
با مرور مبانی نظری در بحث تکامل IMC نهایتاً به این مطلب می رسیم که هدف از بکارگیری و ترکیب عناصر و ابزارهای مختلف ارتباطی دستیابی به رضایت مصرف کننده و به دنبال آن ایجاد و خلق ارزش ویژه برند می باشد.
۳-۶-۱-۲-اهمیت و جایگاه IMC
اکنون بعد از بررسی تعاریف و سیر تکامل و تحول ارتباطات هم پیوند بازاریابی نقطه نظرات محققین مختلف در خصوص اهمیت و جایگاه IMC را مد نظر قرار می دهیم. گام نخست در ایجاد برند برای هر کسب و کاری فراهم سازی بستری مطمئن در برقراری ارتباط مؤثر با مشتریان است و موضوع ارتباط با مشتری در مقوله بازاریابی همواره از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. در این فرایند ارتباطات هم پیوند بازاریابی از مهم ترین سنگ بناهای برقراری ارتباط با مشتری ارزیابی می شود چرا که ترکیب متناسب و بهره مندی هوشمندانه در ارتباطات بازاریابی منجر به ایجاد برند در بازار خواهد شد. امروزه کسب و کارهای موفق دنیا به این نتیجه رسیده اند که برای دستیابی به موفقیت باید بتوان با مشتریان روابط بلند مدت برقرار کرد چرا که وجود روابط بلند مدت، پایه و اساس شکل گیری برند خواهد بود. ضمن برقراری ارتباط با مشتریان جدید، باید بتوان در حفظ مشتریان فعلی نیز از ابزارهای ارتباطات هم پیوند بازاریابی بهره کافی برد به عبارت دیگر برای حفظ و نگهداری مشتریان فعلی تنها راه، برقراری ارتباط مؤثر و بلند مدت با آنان است که از طریق ابزارهای هم پیوند ارتباطات بازاریابی محقق می شود. (اخلاصی،۱۳۹۱/۲۴-۲۳).
در حقیقت دو عامل مهم، عملکرد محصول و ارتباطات هم پیوند بازاریابی عامل ایجاد برند هستند. به طوری که کیفیت بالای محصول در نبود IMC و پیام مناسب به تنهائی نمی تواند ایجاد برند کند. . (اخلاصی،۱۳۹۱: ۲۵). ساخت برند با ساخت کسب و کار است زیرا تعداد مشتریانی که به سراغ شرکت می آیند و خرید می کنند و میزان وفاداری ایشان در گرو موفقیتی است که برند شرکت در بازار کسب کرده است و این مهم حاصل نمی شود مگر با وجود ارتباطات مؤثر با مشتریان که باعث ترغیب مشتریان به خرید از شرکت می شود. (اخلاصی،۱۳۹۱: ۲۷). مرور مبانی نظری در این حوزه حاکی از وجود همبستگی بین فرآیندهای IMC ، مشتری، برند و عملکرد کسب و کار می باشد.) Duncan and Mulhern, 2004)
مرور تعاریف گوناگون IMC حاکی از آن است از سازمانهائی که به خوبی فرآیندهای IMC را بکار می گیرند، از ظرفیت بالاتری برای دستیابی به اهداف برنامه های تبلیغاتی مستقیم و غیر مستقیم برخوردارند .Duncan and Mulhern, 2004; Kliatchko, 2005).)که البته این اهداف شامل افزایش آگاهی برند، افزایش نگرش مثبت به برند ، ترجیح برند، تمایل بالاتر به عمل برند و سهولت خرید می شود(Swain, 2004; Rossiter and Bellman, 2005) در همین ارتباط مادهوارم و همکارانش[۱۴۴] (۲۰۰۵) بیان نمودند که ارتباطات بازاریابی مؤثر باعث شکل گیری آگاهی برند و یک تصویر مثبت از برند می شود. این محققان بطور مؤثری بحث کردند که استراتژی IMC اساسی است برای توسعه استراتژیک برند سازمان و اینکه IMC ارتباط بین استراتژی هویت برند شرکت و ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتریانش که عبارتست از آگاهی برند و تصویر برند است را مستحکم می سازد.
به هر حال اهمیت و جایگاه IMC را باید در نحوه تأثیرگذاری آن بر برندسازی و ارزش ویژه برند دانست به این ترتیب که اگر یکی از مهمترین اهداف سازمانها دستیابی و ارتقاء ارزش ویژه برند باشد ارتباطات هم پیوند بازاریابی مهمترین عنصر و ابزرای است که سازمانها را در دستیابی به این هدف کمک می کند. به عبارت دیگر اهمیت و جایگاه IMC را باید مرتبط دانست با اهمیت و جایگاه بحث برندسازی و ارزش ویژه برند در سازمانها. تحقیقات صورت گرفته در این خصوص حاکی از آن است که برندسازی و ارتقاء ارزش ویژه برند با توجه به تأثیری که بر عملکرد مالی و غیر مالی سازمانها و ارتقاء جایگاه کسب و کار دارد به عنوان یکی از مهمترین اهداف آنان قلمداد شده و بر این اساس برنامه های IMC که یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر برندسازی و ارزش ویژه برند است از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است.
۴-۶-۱-۲-اهداف IMC

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]