آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



شکل ‏۱‑۲ – سهم حامل‌های انرژی در مصرف نهایی انرژی در سال‌های ۱۹۷۳ و ۲۰۱۱ [۲۳] ۷
شکل ‏۱‑۳ – تغییر سرانۀ مصرف انرژی در طول تاریخ و اثر توسعۀ شهرها و شبکه‌ها بر آن [۲۰] ۷
شکل ‏۱‑۴ - چرخۀ نظری اتو [۲۶] ۱۰
شکل ‏۱‑۵ - چرخۀ نظری دیزل [۲۶] ۱۱
شکل ‏۱‑۶ - چرخۀ برایتون در نمودارهای انتروپی – دما و فشار – حجم مخصوص [۲۶] ۱۳
پایان نامه - مقاله - پروژه
شکل ‏۱‑۷ - چرخۀ باز (شکل سمت راست) و بستۀ (شکل سمت چپ) توربین گاز [۲۶] ۱۳
شکل ‏۱‑۸ – تأثیر فشار محیط و ارتفاع بر عملکرد توربین گازV94.2 [5] 14
شکل ‏۱‑۹ - تأثیر دمای محیط بر عملکرد توربین گاز V94.2 [5] 15
شکل ‏۱‑۱۰ - چرخۀ نظری رانکین در نمودار انتروپی- دما [۲۶] ۱۶
شکل ‏۱‑۱۱ ترازنامه حرارتی سامانۀ تولید همزمان برق و گرما برای تولید آب گرم مصارف حرارتی مسکونی [۳] ۱۸
شکل ‏۱‑۱۲ - مجموعۀ تولید همزمان برق و گرما برای تولید آب گرم مصارف حرارتی مسکونی [۳] ۱۸
شکل ‏۲‑۱- نمونه‌ای از تعریف قطب انرژی [۴] ۲۴
شکل ‏۲‑۲ - برنامه و اهداف کلی طرح سامانۀ انرژی شهری شرکت بی پی و امپریال کالج لندن [۳۰] ۲۴
شکل ‏۳‑۱ - رابطۀ بازده و توان مکانیکی موتور گازسوز د۸۷ [۹] ۲۹
شکل ‏۳‑۲- سازوکار چهار میلهای لنگ و لغزنده [۵] ۳۴
شکل ‏۳‑۳ - توربین بخار ساخت شرکت زیمنس [۶] ۴۰
شکل ‏۳‑۴ - طرحوارۀ چگالندۀ هوا خنک [۵] ۴۱
شکل ‏۳‑۵ - طرحوارۀ برج خنک‌کن خشک [۵] ۴۱
شکل ‏۳‑۶ - توربین گاز ۳۴۰ مگاواتی زیمنس (SGT5-8000H) و اجزای اصلی آن [۶] ۴۳
شکل ‏۳‑۷ - طرحوارۀ چرخۀ ترکیبی [۶] ۴۵
شکل ‏۳‑۸ - مراحل چرخۀ موتور استرلینگ نوع الف ۴۹
شکل ‏۳‑۹ - مراحل چرخۀ موتور استرلینگ نوع ب ۴۹
شکل ‏۴‑۱ – روند افزایش تعداد مشترگان و میزان فروش برق از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۸ در استان تهران [۱۸] ۵۶
شکل ‏۴‑۲ - سهم هریک از متغییرهای تصیم بر هزینه در صحنۀ اصلی ۶۱
شکل ‏۴‑۳ - سهم هریک از متغییرهای تصیم بر هزینه در صحنۀ دیگ بخار کوچک ۶۵
شکل ‏۴‑۴ - سهم هریک از متغییرهای تصیم بر هزینه در صحنۀ مولدهای کوچک ۶۶
شکل ‏۴‑۵ - سهم هریک از متغییرهای تصیم بر هزینه در صحنۀ آرمانی ۶۹
شکل ‏۴‑۶ - سهم هریک از متغییرهای تصیم بر هزینه در صحنۀ کنونی ۷۰
شکل ‏۵‑۱ – مقایسۀ جزییات هزینه ها در هریک از صحنه‌ها ۷۲
شکل ‏۵‑۲ - تعداد تجهیزات نصب شده در هر صحنه ۷۳
علائم اختصاری به کار رفته

 

نماد شاخص نماد متناظر در لینگو
  منطقۀ جغرافیایی i
  زمان t
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1400-07-30] [ 11:42:00 ق.ظ ]




(قاضی زاده فرد، ۱۳۷۵)
۲-۱-۲۷- موانع استقرار سیستم‌های اطلاعاتی
موانع استقرار سیستم های اطلاعاتی به سه دسته تقسیم می‌شوند که هریک زیر مجموعه خاص خود را به شرح ذیل دارد :
موانع مرتبط با ویژگی های فردی:
۱- کمبود مهارتها، توان تخصص و دانش
۲- ادارک مناسب
موانع مرتبط با ویژگهای سازمان:
۱- عدم وجود افراد واجد صلاحیت در سازمان
۲- عدم وجود فرهنگ بکار گیری کامپیوتر و سیستم های اطلاعاتی
موانع مرتبط با ویژگی های محیطی
۱- عدم برگزاری دوره های آموزشی مناسب
۲- عدم کفایت طراحان موجود
(قاضی زاده فرد، ۱۳۷۵)
۲-۱-۲۸- معیارهای پیروزی سیستم اطلاعاتی
بکار گیری پیروزمندانه یک سیستم اطلاعاتی کار ساده ای نیست و به بسیاری از شرایط و موقعیتها بستگی پیدا می‌کند، ولی معیارهای پذیرفته شده‌ای نیز وجود دارند که به قرار زیر می‌باشد :

 

    1. بکار گیری گسترده : به میزان بکار گیری سیستم در انجام امور جاری بر می‌گردد

 

    1. خشنودی کاربران : کاربران از شتاب، دقت و کارایی سیستم خشنود می‌گردند و مدیران نیازهای اطلاعاتی خود را به هنگام دریافت می‌کنند

 

    1. رفتار دوستانه : کاربران از سیستم اطلاعاتی و کارکنان آن خشنود بوده و با آنها رفتاری صمیمانه دارند

 

    1. دسترسی به اهداف : سیستم اهداف کمی‌و کیفی خود از طراحی سیستم دست می‌یابد

 

      1. بازده اقتصادی : سیستم‌ها با کاستن از هزینه ها و افرایش درآمده برای سازمان بازده اقتصادی دلخواهی به همراه می‌آورد .

    مقاله - پروژه

 

(لاودن، ۱۳۷۸، ۳۴۱).
۲-۱-۲۹- مشکلات بکار گیری سیستم های اطلاعاتی در سازمانهای دولتی
ورود سیستم های اطلاعاتی به سازمانهای کشور ایران به ویژه سازمانهای دولتی، همواره موفقیت آمیز و بدون دردسر نبوده است . در بسیاری از موارد سیستم های ایجاد شده نتوانسته انتظار به جا و نابه جای متضاضیان (به خصوص مدیران) را برآورده سازد و همین عدم رضایت به هر حال باعث شده نه تنها مشکلات قبلی حل نشود، بلکه سیستم و سازمان دچار اختلال گردیده و علاوه بر صرف هزینه و وقت زیاد از کیفیت و بازدهی آنها نیز کاسته شود . اگرچه این مشکل در کشورهای پیشرفته نیز وجود دارد ولیکن در کشورهای جهان سوم از جمله کشور ایران که دانش و تکنولوژی اطلاعات سابقه طولانی نداشته و سیاستها و استاندارهای رسمی نیز نیست یا وجود ندارد و یا هنوز مراحل اولیه و در حال شکل گیری می‌باشد، حاد تر به نظر می‌رسد . بدون اینکه در این بخش قصد تحلیل جامعی از علل شکست سیستم های اطلاعاتی داشته باشیم لازم است بر این نکته تاکید شود که تجارب قبلی نشان می‌دهد مشلات در این زمینه بیشتر جنبه مدیریتی و ساختاری دارد تا فنی علت اصلی ناکامی‌اکثریت قریب به اتفاق سیستم های اطلاعاتی عدم اجرای صحیح و کامل مراحل طراحی ایجاد و بکار گیری این سیستم ها بخصوص مرحله تجزیه و تحلیل و بررسی اولیه بوده است.
در بیشتر سیستم های ناموفق، یا بررسی اولیه انجام نشده و یا بطور بسیار ناقص انجام شده است . به ویژه آنکه عدم شناخت کافی استفاده کنندگان و همچنین تبلیغات نادرست فروشندگان تجهیزات سخت افزاری و خدمات نرم افزاری نیز مزید بر علت گریده است.
عدم انجام کامل بررسی اولیه موجب می‌شود که بستر سیستم های اطلاعاتی، مشخص و آماده نگردد و سیستم طراحی شده با سایر سیستم های موجود (به ویژه سیستم های سنتی و دستی) سازمان، هماهنگی و همخوانی نداشته و تنواند به صورت مناسب با آنها ارتباط و داد ستد داشته و مجموعه منظم و مفیدی را به وجود آورد .
مشکلی که اغلب در اجرای موفقیت آمیز مرحله تجزیه و تحلیل و بررسی نیز وجود دارد، مساله ارتباط تحلیل گران و استفاده کنندگان (کاربران) سیستم است معمولاً کاربران شناخت کمی از کامپیوتر و سیستم های اطلاعاتی دارند و تحلیل گران نیز از امور سازمان آگاهی و شناخت اندکی دارند. این مساله موجب آن می‌گردد که سیستم های طراحی و اجرا شده به طور کامل پاسخگوی نیازهای واقعی کاربران نباشد .
افزون بر مسائل فوق، شتاب مدیران نه تنها برای ایجاد و راه اندازی سیستم های اطلاعاتی منفرد، بلکه نسبت به ایجاد سیستم های اطلاعات مدیریت، همچنین کمبود منابع مالی، کمبود نیروی انسانی کارشناسان با تجربه و کارآمد و با انگیزه نیز از عوامل دیگری هستند که موجب ‌گردیده اند تا سازمانهای دولتی نتواند آنگونه که باید و شاید از این سیستمها در سازمانهای خود بهره‌گیری نمایند (شرکت ایز ایران، دی، ۱۳۷۱).
دربرخی تحقیقات دیگر که صورت پذیرفته، عمده‌ترین نارسایی ها و دلایل عدم موفقیت و بکار گیری سیستم‌های اطلاعاتی به ویژه سیستم‌های اطلاعات مدیریت در سازمانهای دولتی به شرح زیر شناسایی شده‌اند .

 

    1. عدم درک صحیح خواسته های نیازهای کاربران (عدم تعریف صحیح نیازها و تحلیل آنها)

 

    1. عدم مشارکت مدیران و کاربران در طراحی سیستم

 

    1. مدیران و کاربران نمی‌دانند چگونه بایدهمکاری کنند

 

    1. مدیران و کاربران نمی‌دانند دقیقاً چه می‌خواهند

 

    1. به مدیران و کاربران امکان مشارکت و همکاری داده نشده است

 

    1. عدم صحت و نامناسب بودن سیستم های دستی موجود

 

    1. عدم انجام تجزیه و تحلیل سیستم ها و روشها موجود قبل از طراحی سیستم

 

    1. عدم ارزیابی توان موجود

 

  1. درک نامناسب مدیران از سیستم های نرم افزاری و اطلاعاتی< /li>
  2. وضعیت نامطلوب آموزش و تربیت نیروهای متخصص
  3.  
  4. عدم وجود نیروی انسانی با دو زمینه تخصصی مدیریت و کامپیوتر
  5.  
  6. عدم وجود معیار سنجش کیفیت سیستم های اطلاعاتی موجود
  7.  
  8. عدم وجود معیارهای مالی برای پروژه های سیستم های اطلاعاتی مدیریت
  9.  
  10. عدم وجود مشاوران مناسب برای طراحی سیستم و نرم افزار
  11.  
  12. نبود رویه ها، متدولوژی و مراحل ایجاد سیستم
  13.  
  14. مستند سازی ناکافی و ناقص
  15.  
  16. عدم آشنایی بسیاری از تحلیگران و برنامه نویسان موجود با محیط کار سیستم جدید
  17.  
  18. پیاده سازی نامناسب و ناصحیح سیستم
  19.  
  20. آموزش ناکافی کاربران
  21.  
  22. عدم بررسی جوانب محیطی در سیستم اطلاعاتی مدیریت
  23.  
  24. عدم پذیرش مجریان سیستم و بروز پدیده مقاومت در برابر تغییر
  25.  
  26. عدم انعطاف پذیری سیستم در ضمن بکار گیری
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۲۸
یافته های پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۲۸
۵-۲-۱ نتایج آمار توصیفی …………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۲۸
۵-۲-۲ نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل همبستگی ………………………………………………………. ۱۲۹
۵-۲-۳ نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش ……………………………………………………………………………………. ۱۳۰

پیشنهادهای کاربردی ……………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۳۰
پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ……………………………………………………………………………………………………………. ۱۳۱
پایان نامه - مقاله - پروژه
محدودیت های پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۳۱
جمع بندی فصل پنجم ……………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۳۲
فهرست منابع
پیوست ها
پرسشنامه پیروی سازمانی ………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۳۹
پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی ………………………………………………………………………………………………………… ۱۴۱
پرسشنامه سرمایه اجتماعی …………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۴۲
خروجی های رایانه ای تحقیق
ج
خروجی spss ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 143
خروجی لیزرل ……………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۴۸
خروجی آنووا ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۶۳
فهرست جداول
جدول ۲-۱) طبقه بندی عوامل ساخت سرمایه اجتماعی ……………………………………………………………………………………….. ۲۹
جدول ۲-۲) سیر تاریخی اندیشمندان عرصه سرمایه اجتماعی در یک نگاه …………………………………………………………… ۳۱
جدول ۲-۳) ابعاد مختلف ارائه شده برای رفتار شهروندی سازمانی از سوی نظریه پردازان …………………………………… ۵۲
جدول ۲-۴) تحقیقات داخلی مرتبط با تحقیق ………………………………………………………………………………………………………… ۶۶
جدول ۲-۵) تحقیقات خارجی مرتبط با تحقیق ………………………………………………………………………………………………………. ۶۷
جدول ۳-۱) ضریب آلفای کرونباخ متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………. ۷۲
جدول ۴-۱) توزیع فراوانی آزمودنی ها بر اساس جنسیت ………………………………………………………………………………………. ۷۷
جدول ۴-۲) توزیع فراوانی آزمودنی ها بر اساس سن ……………………………………………………………………………………………… ۷۸
جدول ۴-۳) توزیع فراوانی آزمودنی ها بر اساس میزان تحصیلات …………………………………………………………………………. ۷۹
جدول ۴-۴) توزیع فراوانی آزمودنی ها بر اساس سابقه کار …………………………………………………………………………………….. ۸۰
جدول ۴-۵) توزیع فراوانی آزمودنی ها بر اساس نوع استخدام ……………………………………………………………………………….. ۸۱
جدول ۴-۶) آزمون کلموگروف-اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن داده ها …………………………………………………………. ۸۳
جدول ۴-۷) آماره های اطمینان متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………….. ۸۴
جدول ۴-۸) علائم اختصاری بکار رفته در تحلیل عاملی تاییدی و مدلسازی معادلات ساختاری …………………………. ۸۵
جدول ۴-۹) شاخصهای برازش تحلیل عاملی مرتبه اول پیروی سازمانی ……………………………………………………………….. ۸۶
جدول ۴-۱۰) شاخصهای برازش تحلیل عاملی مرتبه دوم پیروی سازمانی ……………………………………………………………. ۸۸
جدول ۴-۱۱) شاخصهای برازش تحلیل عاملی مرتبه اول سرمایه اجتماعی ………………………………………………………….. ۹۰
جدول ۴-۱۲) شاخصهای برازش تحلیل عاملی مرتبه دوم سرمایه اجتماعی ………………………………………………………….. ۹۳
جدول ۴-۱۳) شاخصهای برازش تحلیل عاملی مرتبه اول رفتار شهروندی سازمانی ………………………………………………. ۹۶
چ
جدول ۴-۱۴) شاخصهای برازش تحلیل عاملی مرتبه دوم رفتار شهروندی سازمانی ……………………………………………… ۹۹
جدول ۴-۱۵) آزمون تی تک نمونه ای متغیرها ……………………………………………………………………………………………………. ۱۰۱
جدول ۴-۱۶) ماتریس همبستگی بین متغیرها و ابعاد پژوهش ……………………………………………………………………………. ۱۰۳
جدول ۴-۱۷) شاخصهای برازش معادلات ساختاری …………………………………………………………………………………………….. ۱۰۴
جدول ۴-۱۸) نتایج مربوط به آزمون آنووا یک طرفه (جنسیت) …………………………………………………………………………… ۱۰۶
جدول ۴-۱۹) مقایسه میانگین ها برحسب جنسیت …………………………………………………………………………………………….. ۱۰۷
جدول ۴-۲۰) نتایج مربوط به آزمون آنووا یک طرفه (سن) …………………………………………………………………………………. ۱۱۰
جدول ۴-۲۱) مقایسه میانگین ها برحسب سن ……………………………………………………………………………………………………. ۱۱۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




در گردآوری مطالب و نگارش این نوشتار مشکلاتی مانع پیشرفت سریع پژوهش بود که از جمله آن می­توان به این موارد اشاره کرد:

 

      1. برای شناخت بهتر این عارف نیشابوری، کمبود منابع وجود داشت. در همگی منابع موجود نیز، مطالب اندکی به دست می­آمد که در غالب موارد تکراری بود.

    مقاله - پروژه

 

    1. بیشتر آثارابوسعد­یا به صورت نسخه­ خطی است که شوربختانه در ایران موجود نیست. یا آثار موجود در ایران دیگر تجدید چاپ نمی­شوند، لذا در کمتر کتابخانه­ای می­توان به آن­ها دست یافت و یا در طول تاریخ از میان رفته و مفقود شده ­اند و جز نامی از آن­ها اثری باقی نمانده است.

 

۲-۱ تاریخ نیشابور
نیشابور، دارالعلم خراسان، که ابوسعد در آن پرورش یافت شهری بود که عالمان و بزرگان بسیاری در مدارس آن کسب علم کرده ­اند. در خراسان شهرهای نیشابور، هرات، بلخ، بخارا،غزنین و مرو، به خاطر موقعیت خاص یا بسیاری جمعیت مورد توجه بودند، ولی هیچ کدام با نیشابور برابری نمی­کردند. شاید داشتن چنین خصوصیاتی که در سایر شهرها کمتر وجود داشته، سبب شد که این شهر دستخوش دگرگونی­ها و حوادثی گردد.
نام قدیم نیشابور، ابر شهر و شکل قدیمی این کلمه پس از اسلام نیوشاه پوهر بود که به معنای کار نیک شاهپور یا جای نیک شاهپور است. دلیل نسبت دادن نام این شهر به شاهپور دوم پادشاه ساسانی، بازسازی شهر در سده چهارم پس از میلاد بود. ساخت اصلی شهر نیشابور به شاهپور اول پسر اردشیر بابکان منسوب است.[۱]
در سال۳۳۴ق امیر نوح سامانی به نیشابور آمد و۵۰ روز آن­جا اقامت داشت، سپس حکومت را به ابراهیم بن سیمجور واگذار کرد و خود به بخارا رفت. در کتاب تاریخ بیهق آمده، زمانی که فخرالدوله دیلمی بر خراسان مسلط شد در نیشابور به نام او سخنرانی کرد. وزیر نامی او صاحب ابن عباد دو سال مالیات بیهق را وضع کردو در سال­های۳۸۳و۳۸۴ق مالیات نیشابور را نصف کرد. در آن سال­­ها شهر نیشابور به دست دیلمی­ها، سامانی­ها و سیمجوری­ها بود. در سال۳۸۴ق امیر نوح سامانی نیشابور را از تصرف ابوعلی وفایق خارج کرد و حکومت آن­جا را به امیر محمود پسر سبکتکین که از سرداران او بود واگذار نمود و به او لقب سیف الدوله داد و خود دوباره به بخارا بازگشت. در دوره­ سلطنت غزنوی­ها، به ویژه سلطنت سلطان محمود شهر نیشابور در کمال رونق و آبادانی بود. حسنک وزیر که نیشابوری بود در اواخر دوره­ سلطان محمود وزیر شد و چند سال در این شهر حکمرانی کرد و آبادی­ها و ساختمانهای زیادی بنا نمود که به قصور و عمارات حسنکی معروف بوده است.[۲]
۲-۲ اوضاع سیاسی واجتماعی
دوران سلطنت محمود بیشتر به لشگر کشی و جنگ گذشت اما ۴۰ سال حکومت او و به روایتی ۳۴ سال(۳۸۷-۴۲۱ق)، در خراسان ثمر بخش بود. در زمان او نیشابور که مرکز گردهمایی اهل علم و ادب بود، به دست نصر پسر سبکتکین اداره می­شد و رو به رونق و کمال داشت.[۳]تا این­که در سال۴۰۱ق در خراسان به ویژه نیشابور قحطی بزرگی رویداد. در بارکده که محل گردآوری کالاها در نیشابور بود بیشتر از ۱۰۰۰ نفر هلاک شدند و کسی به خاکسپاری مردگان نمیرسید. مردم ناگزیر به خوردن جانوران و مردار روی آوردند. حتی بالاتر از این گفته­اند که مادر بچه­ی خود را می­خورد و برادر از گوشت برادر برای رفع گرسنگی استفاده می­کرد.[۴] در محله­ها و منطقه­های دور کسی جرأت نداشت تنهایی به جایی برود. حتی ابوالطیب صعلوکی مورد تعرض گرسنگان قرار گرفت ولی نجات یافت. آن قحطی مدتی طول کشید تا این­که سلطان دستور داد تا درب همه انبارهای شهر را باز کرده و مردم را از گرسنگی نجات داد. ابن فندق از قول ابوالفضل بیهقی آورده است که در سال۴۰۰ق۶۷ بار برف سنگین در نیشابور بارید و قحطی سال۴۰۱ق به خاطر سرمایی بود که به محصولات کشاورزی و باغداری رسید. قحطی در خراسان و عراق فراگیر بود و نیشابور که بوی فقر و مرده گرفته بود رفته رفته رو به آبادانی ­رفت اما،این آرامش دیری نپایید، زیرا ترکان غزنوی مردم را مورد آزار قرار می­دادند به حدی که تلاش محمود غزنوی در اواخر عمرش سودمند نبود و منجر به ظهور سلجوقیان شد ودر پی آن ۱۰۰۰۰۰ نفر به هلاکت رسیدند.
۲-۳ دیدار محمود غزنوی و ابوسعد خرگوشی
از آن­جا که محمود بسیار دوستدار طلا و نقره بود به غنیمت­هایی که از جنگ­ها و فتوحات به دست می­آمد خشنود و قانع نبود و هر از چند گاهی به اموال مردم چشم طمع میدوخت. هم­چنین نقل کرده ­اند که سلطان محمود مالیاتی معین کرده بود که مردم نیشابور و دیگر شهرها بپردازند. ابوسعد که در نزد محمود جایگاه خاصی داشت روزی به سلطان گفت: «شنیده­ام که به سوی مردم دست گدایی دراز کرده­ای.» محمود برآشفته شد و گفت: «چگونه؟»گفت: « مال مردم ضعیف را می­گیری و این گدایی است.» با این سخن سلطان محمود از گرفتن مالیات منصرف شد.[۵]
۲-۴ تصوف در خراسان
این­که خراسان را مهد تصوف دانسته‌اند بدین خاطر است که از آغاز در پرورش تصوف تأثیر قابل ملاحظه‌ای داشته است. درست است که تصوف در اسلام با زهد و فقر آغاز شد و با عشق الهی و ذوق و وحدت وجود و شهود به کمال خویش رسید؛ ظهور آن در ایران طی سده­های نخستین اسلامی، بعید به نظر نمی‌رسد، زیرا ایران به عنوان مهد اولیه­ آئین زرتشت با عوالم زهد و فقر آشنایی نداشت تا از این جهت آمادگی خاصی برای پرورش و پذیرش تصوف نشان داده باشد. افزون بر این شکی وجود ندارد که شماری از پیشگامان تصوف یا کسانی که قدمای صوفیه آن­ها را به طریقت خود منسوب می‌کردند مانند حسن بصری، ابراهیم ادهم، ابوهاشم کوفی و… در ایران سده­های­نخستین اسلامی پدید آمده‌اند و این نکته از آمادگی محیط فکری و مادی ایران آن دوران برای پیدایش تصوف حکایت دارد.
طریقه اهل خراسان ملامتی و مرکز ملامتیان خراسان نیشابور بود. نخستین نویسندگانی که درباره ملامتیان نوشته‌اند، یعنی خرگوشی و سلمی، هر دو نیشابوری بودند. ولی ملامتیان فقط در نیشابور نبودند. خرگوشی و سلمی هر دو اقوالی از عبدالله بن‌مبارک نقل کرده‌اند. یکی از آن­ها درباره اصل ملامتیه است که عبارت است از آشکار نکردن خوبی و پنهان نکردن بدی. یکی دیگر درباره دعوی نداشتن ملامتی است. اگر این اقوال واقعاً متعلق به عبدالله بن‌مبارک مروزی (م۱۸۱ق) باشد، در آن صورت سابقه طریقه ملامتیان خراسان به قرن دوم و شهر مرو می‌رسد. ولی احتمال این مطلب بسیار کم است. آنچه مسلم است این است که ملامتیان خراسان بیشتر اهل نیشابور بودند و این طریقه به شهرهای دیگر خراسان راه یافت.[۶]
به نظر می‌رسد اطلاق عنوان «صوفی» به مشایخ عراق و «ملامتی» به خراسانیان در قرن سوم مرسوم شده است. در خراسان نیز مشایخی بودند که در قرن سوم و اوائل قرن چهارم صوفی خوانده می‌شدند، مانند ابوبکر واسطی، ولی این عنوان در مورد کسانی به کار می‌رفت که شاگردان مشایخ بغداد، از جمله جنید و ابوالحسین نوری بودند و به خراسان آمده بودند. در ماوراءالنهر، بخصوص در ترمذ، برای اهل عرفان عنوان «حکیم» به کار می‌رفت و مثلاً محمد بن‌علی ترمذی (م حدود ۲۹۵ق) به «حکیم ترمذی» معروف است. ابوبکر ورّاق (م۲۸۰ق) نیز که اصلاً از ترمذ بود و مقیم بلخ شده بود حکیم خوانده شده و خواجه عبدالله درباره وی گفته است که او حکیم بود نه صوفی.[۷]
۲-۵ زندگی­نامه
ابوسعد عبدالملک بن محمّد بن ابراهیم خَرگوشی نیشابوری، مشهور به ابوسعد زاهد، ابوسعد واعظ، زاهد، محدّث،‌ حافظ و مفسّر بود. در اصطلاح محدثان حافظ به کسی گفته می­ شود که متن ۱۰۰هزار حدیث را از حفظ داشته باشد. حاکم نیشابوری او را با عنوان الزاهد، عبدالغافر بن اسماعیل واعظ و استاد کامل، اسنوی استاد کامل، زاهد بن زاهد، واعظ و حسین بیهقی و ابن جوزی او را واعظ نامیده­اند.[۸]
تاریخ تولد ابوسعد برای ما مشخّص نیست ولی می‌دانیم که چند سال از حاکم نیشابوری(متولد۳۲۱ق) کوچک‌تر بوده است. هم­چنین حاکم نیشابوری از حسن بن محمّد الجلال ‌بیهقی و دیگران بزرگ­تر بوده است.[۹] سال وفات ایشان ۴۰۶یا ۴۰۷ق ذکرشده که در ادامه بررسی خواهد شد.
او از عالمان صوفی نامی سده­ی چهارم قمری است که به ارشاد مریدان و تدریس و تألیف همت گماشته بود.
محدّث نامدار حاکم نیشابوری درباره او گفته است: «لم أر أجمع منه علماً و زهداً و تواضعاً و ارشاداً اِلی الله و الی الزهد زاده الله توفیقاً و اَسعدنا بأیامه و قد سارت مصنفاته» و خطیب گوید: «کان ثقه ورعاصالحاً».[۱۰]
کنیه‌اش بنا بر منابع اولیه و نیز بیشتر نسخه­های خطی آثار وی «ابوسعد» است نه «ابوسعید». برخی او را به محله­ی «خرگوش»نسبت داده­اند که محله­ای بزرگ در نیشابور بود و خانه و خانقاه ابوسعد در آن­جا قرار داشت.
از دیگر عالمانی که به خرگوش نسبت داده شده­است، ابوالفتوح عبدالله بن علی خرگوشی(۴۶۶_۵۴۴ق) و عثمان خرگوشی(م۴۱۶ق) و از معاصران ابوسعد بوده و کتابی را تألیف نمود که این کتاب را «ابرد الاشیاء» نامیده است.[۱۱]
از آن­جا که ابوسعد به فقیهی شافعی شهرت داشت قیس آل قیس از او در کتاب الایرانیون و الادب العربی، رجال فقه الشافعیه یاد کرده است.[۱۲]
عنوان «زاهد» که به ابوسعد داده شده به برخی پارسایان که شماری از آن­ها از صوفیان و عارفان بوده‌اند، به ویژه در سده سوم وچهارم قمری، نیزاطلاق می‌شد.
افراد دیگری که عنوان «زاهد» داشته اند و معاصر ابوسعد بودند عبارتند از: ابوعبدالله بن دینار زاهد نیشابوری(م۳۳۸ق)، ابن داود زاهد نیشابوری(م۳۴۲ق)، ابوعمر زاهد محمّد بن عبدالله(م۳۴۵ق)، ابونصر ترمذی زاهد(م۳۴۶ق)، ابوبکر زاهد روشنایی احمد بن موسی(م۴۰۱ق)، ابن البغدادی زاهد حسین بن احمد(م۴۰۴ق).
البته یکی دو نفر از هم کنیگان معاصر ابوسعد خرگوشی نیز لقب وعنوان «زاهد»داشته اند: یکی ابوسعد احمد بن محمّد مالینی(م۴۱۲ق) است که از عالمان و عارفان هرات است که از او به ابوسعد یا بوسعد زاهد یاد شده[۱۳]و دیگر ابوسعد زاهد بن احمد نیشابوری است که جّد مادری شیخ الاسلام ابوعثمان صابونی(۳۷۳-۴۴۹ق) و از نبیرگان ابوسعد یحیی بن منصور بن حَسنویه سلمی معروف به «ابوسعد الزّاهد الاکبر» است.[۱۴]
پدرش ابوعثمان محمّد نیز از زاهدان و عالمان و مشایخ نیشابور بوده که ابوسعد از او روایت حدیث می­کرده است. حاکم نیشابوری از ابوسعد با عبارت «الزاّهد بن الزّاهد» یاد می‌کند. گویا وی همان «محمّد بن ابراهیم ابوعثمان» مذکور در تاریخ نیشابور است که از مشایخ بوده و حاکم درباره او می‌نویسد: «وکان من الصوفیه العبّاد».[۱۵]
۲-۶ استادان ابوسعد
ابوسعد از آغاز جوانی در نیشابور آن زمان که «دار السنه و العوالی» بود و مکان جمع شدن فقیهان و محدّثان و صوفیان بود، علم آموخت و حدیث شنید که در میان ایشان پدرش و دیگر اساتید فقه و حدیث و تصوف دیده می شود.[۱۶] از جمله استادان او:
۱- ابوالعباس محمّد بن یعقوب اصَمّ(۲۴۷ـ۳۴۶ق) «محدّث المشرق» که از طالبان حدیث بود و مدت ۷۶ سال حدیث می‌گفت.[۱۷]
۲- ابومحمّد یحیی بن منصور بن عبدالملک(م۳۵۱ق) قاضی نیشابور.[۱۸]
۳- ابوعلی حامد بن محمّد بن عبدالله رفّاء هروی(م۳۵۶ق)از محدّثان و واعظان هرات.[۱۹]
۴- ابوعمرو اسماعیل بن نُجَید بن احمد سُلَمی نیشابوری(م ربیع الاول ۳۶۶ق) شیخ صوفیه خراسان که جّد مادر یا ابوعبدالرحمان سلمی صاحب طبقات الصوفیه است که از جنید و ابوعثمان حیری بهره برده است.[۲۰]
۵- ابوسهل محمّد بن سلیمان صُعلوکی نیشابوری(۲۹۰-۳۶۹ق) از فقهای معروف شافعیه خراسان که در لغت و نحو و کلام و تفسیر تخصّص داشته است.[۲۱]
۶- ابوسهل بشربن احمد بن بشر بن محمود بن أشرس اسفراینی تمیمی دهقان(م شوال۳۷۰ق)از محدّثان، ‌که در نیشابور مجلس املا داشته است.[۲۲]
۷- ابوالحسن علی بن بندار بن حسین صوفی صَیرفی نیشابوری از صوفیّان و محدّثان نیشابور که از مشایخ سرزمین­های مختلف بهره­ برده است.[۲۳]
۸- ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن یحیی بن سختویه مُزکّی نیشابوری(م۳۶۲ق) از عالمان و محدّثان بزرگ نیشابور و از شاگردان ابن خزیمه(۲۲۳-۳۱۱ق).[۲۴]
ابوسعد در فقه شافعی که مذهبش بود، از شاگردان فقیهان نامدارابوالحسن محمّدبن علی بن سهل ماسرجسی نیشابوری(م۶جمادی­الآخر۳۸۶ق) و ابواسحاق مروزی(م۳۴۰ق) بود، که سال­ها در “دارالسّنه” نیشابور مجلس املا داشت.[۲۵]
پس از چندی ابوسعد به میان عابدان و زاهدان رفت و راه زهد در پیش گرفت. در سال­های دهه۳۷۰ق برای رفتن به حجّ نیشابور را ترک کرد و سال­ها در مکّه سکنی گزید.[۲۶] یاقوت حموی در معجم البلدان درباره او می­گوید: «او زاهد و واعظ و فقیهی شافعی، که معروف به اعمال خیر و نیکی و زهد در دنیا بوده با عالمان هم­نشین و تصنیفات مفید زیادی در علوم شریعت و دلایل النبوه و سیّرالعبّاد و الزهّاد و… دارد.» او هم­چنین به عراق و شام و فلسطین و مصر سفر کردو در همه جا از محدّثان و عالمان حدیث شنید یا برای اساتید خود احادیثی را بیان ‌کرد.[۲۷]
در مکّه از افرادی هم­چون ابوعمر محمّد بن سهل البستی، ابواسحاق ابراهیم بن محمّد الدینوری، ابوالفضل جعفر بن الفضل ابن حنزابه(م۳۹۱ق)، ابوجعفر امام و قاضی مکّه، اسحاق بن زروان بن قهزادالفقیه، ابوبکر محمّد بن هارون الاصبهانی، ابوعبدالله الحسین بن محمّد الزاهد، ابن سراقه محمّد بن یحیی(م۴۱۰ق)، ابوالحسن علی بن عمر بن موسی و ابوالحسن علی بن عبدالله بن جهضم احادیثی شنیده و روایت کرده است.[۲۸]
در مدینه از الشّریف ابومحمّد عبدالله بن یحیی بن طاهر الحسینی، ‌ابوذر عمّار بن محمّد البغدادی، ابوالحسین یحیی بن الحسین المطلبی و در مجلس املا محدّث نامی ابوالحسن علی بن عمر الدّار قطنی (۳۰۶-۳۸۵ق) شرکت کرده است. در بغداد نیز هنگام بازگشت از حجّ، ابوالقاسم التنّوخی[۲۹](۳۵۵-۴۴۷ق) از جمله کسانی است که از او حدیث شنیده است. در شام ابوالحسین محمّد بن احمد بن جمیع الغسّانی، در فلسطین از ابومحمّد بن بکربن محمّد العابد الطبرانی و ابوالفتح محمّد بن ابراهیم بن محمّد یزید الطّرسوسی و در مصر از ابومحمّد عبدالله بن عبدالرحمان الازدی، ‌ابوسعد علی بن الحسن بن عمر الغافقی الاسکندرانی، ابوالحسن علی بن محمّد بن اسحاق الحلبی القاضی، ابوالقاسم عمر بن ابراهیم بن یحیی البصری، ابوالحسن محمّد بن احمد بن عباس الاخمیمی، ابوطلحه المالکی، ابوالقاسم الفارسی الحافظ و ابوالوفاء تمام بن عبدالله الصقّلی احادیثی شنیده و روایت کرده است.[۳۰]
این سفر ابوسعد چنان­که سمعانی گفته، باید در دهه۳۷۰ق رخ داده باشد. مؤیّد این مطلب آن است که ابوسعد در سال۳۷۶ق در مکّه از ابوعمر بستی حدیث شنیده است. در تهذیب الاسرار(ق ۴۷آ) حدیثی نقل کرده که آن را در بغداد در مجلس املا ابوالحسن علی بن الدّار قطنی شنیده بوده ­است. چون وفات الدّار قطنی درپنج­شنبه هفتم ذی القعده ۳۸۵ق رخ داده، اقامت ابوسعد در بغداد باید در سال­های پیش از۳۸۵ق بوده باشد نه پس از آن.[۳۱]
در تعارض با گفته­ی سمعانی دو، سه روایت دیگر وجود دارد که نشان می­دهد سفر ابوسعد در دهه ۹۰ بوده است. به گفته­ی ابوالقاسم علی بن المحسّن التنوخی(۳۵۵-۴۴۷ق) «ابوسعد در سال۳۹۳ق به قصد حجّ به بغداد آمد و در سال۳۹۶ق وقتی به نیشابور باز می­گشت از او حدیث شنیده­ایم.»[۳۲] و دیگر اجازه­ی روایت کردن شرف النّبی است که ابوسعد به دو عالم اندلسی در مکّه داده، یکی به ابومحمّد عبدالله بن سعید شتنجالی(م۴۳۶ق) که از۳۹۱ق تا ۴۳۰ق مجاور در مکّه بوده و دیگر به ابوعمرو احمد بن محمّد بن هشام القرطبی(م۴۳۰ق) که در سال۳۹۵ق به مکّه رفته و چند سال آن­جا زندگی کرده‌ است.[۳۳]
در مورد گفته­ی تنوخی ممکن است بتوان احتمال داد که کلمه«تسعین» مصحّف«سبعین» است و سال۳۷۶ق بوده که تنوخی از ابوسعد حدیث شنیده­است نه۳۹۶ق. ولی درباره‌ی شتنجالی، که حتماً در۳۹۱ق از اندلس به سوی مشرق رفته و در مکّه زندگی کرده­است و در۴۳۰ق به اندلس و درروز جمعه ۱۸ محرم ۴۳۳ق به قرطبه بازگشته است. اما چنین احتمالی شدنی نیست هم­چنان که در مورد ابوعمر و قرطبی این گونه است.[۳۴]
در هیچ منبعی اشاره به مدت اقامت ابوسعد در مکّه نشده، ولی می‌توان گمان برد که ابوسعد سه دهه اخیر سده چهارم را در مکّه گذرانیده باشد. به این صورت تعارضی بین روایت­های مختلف مربوط به تاریخ سفر پدید نمی‌آید. ولی این فرض هر چند با روایت کردن شَتنجالی و ابوعمرو قرطبی از ابوسعد در مکّه در سال­های ۹۰ ناسازگار نیست، با قول تنوخی که می­گوید: ابوسعد در سال ۳۹۳ق در راه حجّ وارد بغداد شد(قدم علینا حاجّاً) تعارض دارد. فرض دیگر آن است که ابوسعد جز آن سفر اول که در دهه۳۷۰ق داشته، سفری دیگر نیز در دهه ۳۹۰ق به حجّ داشته و در این سفر اخیر درسال۳۹۳ق به بغداد وارد شده است و در مکّه کسانی چون ابومحمّد شتنجانی و ابوعمرو قرطبی اجازه روایت کتاب شرف النّبی را از او گرفته‌اند و پس از مدتی مجاورت بیت الله در سال۳۹۶ق در راه بازگشت به خراسان در بغداد تنوخی از او حدیث شنیده­است. این فرض، که در واقع بین گفته­های مختلف است، پذیرفتنی­تر است. هر چند در آثار ابوسعد و منابع ترجمه‌ شده­اش اشاره‌ای به دو بار سفر او به مکّه نیست.[۳۵]اما در منبعی دیگر، این گونه آمده که خرگوشی پس از مدتی به جمع زاهدان و صوفیان وارد شد و گویا در۳۷۰ق نیشابور را برای رفتن به حجّ ترک کرد و سال­ها در مکّه بود. البته خطیب بغدادی از قول تنوخی گفته که او در۳۹۳ق در راه حجّ به بغداد رفت. ابن عساکر نیز نوشته که وی در۳۹۰ق در عراق بوده و در همین سال به حجّ رفته است. شاید وی به جز نخستین سفر حجّ در دهه­ ۷۰، در دهه­ ۹۰ نیز سفری به قصد حجّ داشته و آن­گاه سال­های پایانی سده چهارم را در مکّه گذارنده است.[۳۶]
هنگامی که ابوسعد به نیشابور بازگشت به ارشاد و تدریس و تألیف پرداخت. مجلس او سال­ها برقرار بود و افزون بر این به مردم خدمت می­کرد و بناهای خیریه‌ای مثل خانقاه و بیمارستان و مدرسه ساخت. در بیمارستان شماری از یارانش به پرستاری بیماران مشغول بودند. همان­طور که در آغاز نوشتار درباره اوضاع اقتصادی و اجتماعی دوره­ غزنویان توضیح داده شد، ایشان و شاگردانش نقش فعّالی در کمک رسانی به مردم در قحطی سال۴۰۱ق داشته اند. ابوسعد به گفته‌ی ابونصر عتبی، کارهای بسیاری انجام داد از جمله مراقبت از بیماران و بردن آن­ها به بیمارستان و خاکسپاری مردگان.[۳۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ق.ظ ]




از نظر شاعر آنچه شرعیان در مورد حجاب توصیه میکنند به خاطر آن است که از آن بهره ببرند او ازدواجهای چشم بسته را نکوهش میکند و دلیل آن را وجود حجاب میداند او عقیده دارد اگر حجاب نباشد این ازدواجها هم واقع نخواهد شد پس حجاب سد راه معرفت بانوان است او شعارهای ترقی طلبانه و تجدد خواهانه و مبارزه با خرافات را بیان میکند شاعر میخواهد زن راه تجدد را بپیماید تا به حقوق پایمال شده خود برسد پس زن کسی است که باید تشخص یابد و قابل احترام باشد و خواهان آن است که ناهمواریهایی که سد راه پیشرفت بانوان است هموار شود.
۱۱- شب جمعه خدمت حاج امین
رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود اگر بهشت شنیدی بساط دوشین بود
بتول چارقدی بر سرش ز منسوجی که نسج آن غرض از کارگاه تکوین بود
به گرد عارضش از زیر چارقد بیرون دو قسمت متساوی زموی مشکین بود
بتول، شور به مجلس فکند باویُلُن قمر مطابق او در غناءِ شیرین بود
روان جامعه از این دو زن صفا مییافت اگر نه بر رخشان آن نقاب چرکین بود (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۴- ۱۶)
در این شعر شاعر ضمن اشاره به فساد عوامل حکومتی و نابسامانی اوضاع کشور به وضع فلاکت بار زنان که فقط وسیلهای برای خوشگذرانی و سرگرمی مردان هستند اشاره دارد نگاه او به زن به عنوان شخصیت دوم جامعه است که در خدمت هواپرستی مرد است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱۳- در مدیحه و تبریک عروسی
برآمد بامدادان مهر انور جهان را کسوت نو کرد در بر
ویاگویی عروسی ماه رخسار شب دوشینه بر سر داشت معجر
نه یک رخشنده اختر بلکه باشد زنسل سلطنت فرخنده دختر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۷- ۱۸)
در اینجا ضمن توصیف طلوع خورشید و تشبیه زن که عروس است به خورشید به وصلت و ازدواج دختر مظفر الدین شاه اشاره میکند او را ستایش میکند و از نسل پاکان و بزرگان میداند از دید شاعر زن موجودی ستودنی و باارزش است او نگاهی به گذشته زن سالارانه دارد و خواهان سالاری بانوان است.
۱۴- در تهنیت فرزند یافتن نصره الدوله
ساقی سیم بر بده ساغر که جهان یافت رونق دیگر
سرخ گل بین که سر برون کرده چون عروس از زمردین چادر
مادرش دختر ولی عهد است که زخورشید زیبدش معجر
گر بری بود مریم از تهمت می بگفتم بر او بُوَد همسر
هم بر این مادر افتخار کند این ملک زاده مَلَک منظر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۹- ۲۰)
در این شعر ایرج طبیعت را به زن (عروس) مانند کرده است این از حیث زیبایی و جوانی است و سپس به نصره الدوله که صاحب فرزندی شده است شادباش میگوید شاعر مادر این فرزند را که خود نیز از نژاد پادشاهان است ستایش میکند و او را از خورشید برتر و حتی از مریم مادر عیسی هم بالاتر تصور میکند و او را مایه فخر و مباهات فرزند میداند پس زن در شعر زیبا و ستودنی و ارزشمند است و شأنش باید حفظ شود.
۱۵- اندرز و نصیحت
فکر آن باش که سال دگر ای شوخ پسر روزگار تو دگر گردد و کار تو دگر
جا به خلوت دهمت تا که نبینند رخت تو پسر بچّه تفاوت نکنی با دختر
دستمالت را مخصوص معطر سازم نه بدان باید تو خشک کنی عارض تر؟
تر و خشکت کنم آنسان که فراموش کنی آن شفقت ها کز مادر دیدی و پدر
شب بپوشانم روی تو چو یک کدبانو صبح برچینم جای تو چو یک خدمتگر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۲۱- ۲۵)
در این شعر شاعر بعد از نصیحت و اندرز پسر از مهربانیهای خود که حتی از یک مادر هم بیشتر است یاد میکند مهر مادری و اهمیت شخصیت او به خوبی در این شعر به تصویر کشیده شده است البته این تنها شعری نیست که مادر در رأس شخصیتها قرار گرفته باشد بلکه ایرج ارادتی خاص و ویژه به مادر که تمام هستی خود را وقف پرورش فرزندان میکند دارد.
در جایی دیگر از شعر ایرج به وضعیت دختران که زیاد به اجتماع نمیآیند و از دیگران روی میپوشاندند و مشکلات بانوان که هنوز به آنها به عنوان پرده نشین خلوت مینگریستند اشاره دارد.
۱۹- مطایبه
پدرش گفته که با من ننشیند پسرش مُردَم از غصه خدا مرگ دهد بر پدرش
گر بمیرد پدرش جای غم و ماتم نیست زندهام من، بنوازم زپدر خوب ترش
مادرش بی خبر از عالم ما خواهد بود گر نسازد للـه از عالم ما با خبرش
داستانها کنم از دوستی آن مرحوم قصهها سر کنم از خوبی خلق و سیرش
تا نگویند ترا با پسر غیر چه کار مادرش را به زنی گیرم و گردم پدرش (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۲۹)
در این شعر ایرج که به منظور شوخی و مطایبه سروده است زن به عنوان مادر در مقابل دایه للـه که وظیفه بزرگ کردن و مراقبت از کودک را دارد به کار رفته است مادر در اینجا کمتر از حال فرزند با خبر است و مقام دایه از او خطیرتر و ارزشمندتر است پس زن در عرصه های مختلف میتواند تأثیرگذار باشد و جامعه بر مدار او میگردد.
۲۸- مدح ناصر الدین شاه
مباش ایمن زکید چرخ ریمن که از کیدش نشاید بود ایمن
سفر سازد پی کسب معالی که رسم زن بود یک جای بودن
اگر در کوی و برزن نگذرد مرد کجا دارد فضیلت مرد بر زن
روی زن وار در خانه نشینی که شاید روزیت آید ز روزن
چنین شه زاد از مادر که گردید زشِبهَش مادر گیتی سَتَرْون
نه او را دستگیری چون منیژه نه او را دستیاری چون تهمتن (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۴۳- ۴۶)
در این شعر ایرج ضمن مدح ممدوح به شخصیت زنان که اجازه فعالیت در بیرون خانه را نداشتند اشاره میکند و فرق آنان را با مرد در آن میداند و برتری مرد را نسبت به زن در این میداند که برای کسب روزی تلاش کند و کسانی که تلاش نمیکنند به جهت تحقیر به زن مانند میکند در این شعر زن به جهان تشبیه شده است که قادر نیست شخصیتی چون پادشاه را به دنیا آورد او بخت و اقبال را به عروس مانند کرده است این به جهت تقدیر از زن است در جایی دیگر شاعر با آوردن نام قهرمانان شاهنامه زنان را میستاید چون آنها یار و یاور مردان بودهاند وی با ذکر نام منیژه شکوه قدیم زنان ایران را یادآور میشود که وجودی مثمر ثمر دارند و نبودشان باعث خلل و خدشه میشود.
۲۹- در مدح امیر نظام
مُردم از حسرت آهو روشان و رَمِشان می ندانم به چه تدبیر به دام آرشان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]