آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



در خصوص فرضیه چهارم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد سرمایه فرهنگی خانواده در بین دختران پیش‌بینی کننده متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که بعد تجسم‌یافته و عینیت یافته در بین دختران پیش‌بینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است و هر سه بعد تجسم‌یافته، عینیت‌یافته و نهادینه شده پیش‌بینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی است. با توجه به نتایج به دست آمده، بعد تجسم‌یافته بیشترین تأثیر را در گرایش زنان به آموزش عالی داشته است. در این رابطه باید گفت که تنها بعد نهادینه‌شده، در بعد درونی نگرش به آموزش عالی در دختران پیش‌بینی کننده نگرش آنان به آموزش عالی نیست.

در رابطه با فرضیه پنچم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد سرمایه فرهنگی در پسران پیش‌بینی کننده متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی است.” نتایج معادله رگرسیون نشان دارد که تنها بعد تجسم‌یافته در بین پسران پیش‌بینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است. همچنین نتایج نشان داد که دو بعد تجسم‌یافته و عینیت‌یافته در بین پسران پیش‌بینی کننده نگرش بیرونی آنان به آموزش عالی است. در این رابطه باید گفت که در بعد درونی نگرش به آموزش عالی ابعاد عینیت‌یافته و نهادینه‌شده سرمایه فرهنگی، و در بعد بیرونی تنها، بعد نهادینه شده پیش‌بینی کننده نگرش مردان به آموزش عالی نیست. ضمن این که در مجموع بعد تجسم‌یافته بیشترین تأثیر را در گرایش مردان به آموزش عالی ایفا می‌کند. نتایج حاصل از دو متغیر سرمایه فرهنگی خانواده و نگرش به آموزش عالی در این تحقیق، با نتایج تحقیق دِگراف و همکارانش مبنی بر تأثیرگذاری سرمایه فرهنگی والدین بر مؤفقیت آموزشی فرزندان، همخوانی دارد.
در خصوص فرضیه ششم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد هویت نقش جنسیتی در بین دختران پیش‌بینی کننده نگرش درونی و بیرونی آنان به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که هیچ یک از ابعاد سه گانه هویت نقش جنسیتی که شامل نقش‌ها، عدالت جنسیتی و صفات شخصیتی می‌شود، پیش‌بینی کننده نگرش دختران به آموزش عالی در بعد درونی نیست، اما بعد عدالت جنسیتی در بین دختران پیش‌بینی کننده نگرش آنان به آموزش عال در بعد بیرونی است. بنابراین بعد عدالت جنسیتی در گرایش زنان به آموزش عالی تأثیرگذار است.
در خصوص فرضیه هفتم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد هویت نقش جنسیتی در بین پسران پیش‌بینی کننده نگرش درونی و بیرونی آنان به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که بعد نقش‌ها در بین پسران پیش‌بینی کننده نگرش به آموزش عالی در بعد درونی و بیرونی است. اما با توجه به این که معادله رگرسیون هویت نقش جنسیتی و نگرش به آموزش عالی معنی‌دار نشده است، فرضیه تحقیق رد و فرضیه صفر تأیید شد. لذا بین ابعاد هویت نقش جنسیتی و نگرش به آموزش عالی در دو بعد بیرونی و درونی رابطه معنی‌داری وجود ندارد.
در خصوص فرضیه هشتم پژوهش مبنی بر این که “ آیا متغیر سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی پیش بینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که متغیر سرمایه فرهنگی پیش‌بینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است، اما هویت نقش جنسیتی پیش‌بینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی نیست.
در خصوص فرضیه نهم پژوهش مبنی بر این که “ آیا سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی پیش بینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که متغیر سرمایه فرهنگی پیش‌بینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی است، اما هویت نقش جنسیتی پیش‌بینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی نیست.
با توجه به نتایج پژوهش که مطابق است با نظریه بوردیو، می‌توان برداشت نمود که سرمایه فرهنگی خانواده در نگرش زنان و مردان به آموزش عالی تأثیرگذار است و خانواده‌هایی که سرمایه فرهنگی بیشتری در اختیار دارند، فرزندان آنها نیز در دست‌یابی به مدارک بالای دانشگاهی، مؤفق‌تر از خانواده‌هایی هستند که از سرمایه فرهنگی؛ محروم هستند. همچنین مطابق با نتایج پژوهش متغیر هویت نقش جنسیتی دانش‌آموزان دختر در گرایش آنان به آموزش عالی تأثیرگذار است. اما مطابق با نتایج به دست آمده، هویت نقش جنسیتی در نگرش مردان به آموزش عالی تأثیری نداشته است. لذا می‌توان گفت شکل‌گیری هویت نقش جنسیتی دانش‌آموزان دختر با توجه به بالا رفتن سطح فرهنگی جامعه نیز تغییر پیدا کرده و هویتی مدرن جایگزین هویت سنتی در آنان شده است و هویت جدیدی که در دختران شکل گرفته یکی از عوامل مؤثر و تأثیر گذار در گرایش زنان در آموزش عالی محسوب می‌شود.
۵-۲ پیشنهادات
یکی از مهم‌ترین مراحل پایان هر طرح تحقیقی، ارائۀ پیشنهادات و راهکارهایی برای انجام پژوهش‌هایی است که در آینده صورت خواهد گرفت. لذا با توجه به یافته‌های پژوهش مبنی بر رابطه معنی‌داری که بین دو متغیر مستقل تحقیق یعنی سرمایه فرهنگی خانواده و هویت نقش جنسیتی در گرایش به آموزش عالی وجود دارد، توسعۀ حضور زنان در عرصۀ آموزش عالی وابسته به سطح نگرش و باورهای فرهنگی جامعه به طور عام و خانواده به طور خاص است. همچنین کاهش حضور پسران در عدم اشتغال‌زایی مدارک دانشگاهی است، لذا در ادامه پیشنهاداتی در ارتباط با آن ارائه می‌شود.
۱- ارتقا و بالا بردن نیروی جذب دانش‌آموختگان دانشگاه اعم از مرد و زن توسط بازار کار.
۲- ارائۀ رشته‌هایی توسط آموزش عالی در دانشگاه‌ها که با تقاضای بازار کار همخوانی داشته باشد.
۳- ایجاد فرصت‌های شغلی برای زنانی که با مدارک دانشگاهی در جستجوی شغلی مناسب هستند.
۴- برقراری توازن جنسیتی دانشگاه‌ها نه با اجرایی کردن برنامۀ تفکیک جنسیتی در پذیرش دانشجوی زن و مرد، بلکه با ایجاد زیرساخت‌های مناسب در جذب نیروی تحصیل کرده.
۵- ایجاد فرصت‌های مناسب برای حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، و به تبع آن پذیرش پست‌های متوازن با جنسیت زنان.
عکس مرتبط با اقتصاد
۶- بالابردن کیفیت علمی دانشگاه‌ها با تربیت دانشجویان زن و مردی که در آینده، ادارۀ دانشگاه‌ها و ارگان‌های مهم دولتی را بر عهده خواهند گرفت.
۷- شناسایی عواملِ کاهش دانشجویان پسر و افزایش دانشجویان دختر در گرایش به آموزش عالی و برنامه‌ریزی جامع و حساب‌شده، جهت افزایش مجدد پسران در دانشگاه‌ها.
۸- ایجاد زمینه‌های مناسب برای انجام پژوهش‌های لازم و کارگشا در این زمینه.
۹- سعی در ایجاد محیط دانشگاهی‌ای که دانشجویان دانشگاه اعم از پسر و دختر بتوانند به راحتی افکار خود را بیان کنند.
۱۰- استفاده از راهکارهای پیشنهادی تحقیقاتی که در این حیطه انجام می‌گیرد.
منابع
- آراسته، ح (۱۳۸۴). تکامل آموزش عالی:تحولات تاریخی و مشکلات پیش‌روی کشورهای در حال توسعه، رهیافت، شماره ۳۶، صص ۱۵-۵٫
- آذربایجانی، م (۱۳۸۸). عدالت جنسیتی و اشتغال زنان، مطالعات راهبردی زنان، شماره ۴۶، صص ۱۰۶- ۸۱٫

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-03-22] [ 02:16:00 ب.ظ ]




۲۲-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت درمیان دانش آموزان دوره متوسطه دوم…..۹۹
۲۳-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه اول پژوهش……………………………………………………………………………………………۱۰۰
۲۴-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه دوم پژوهش……………………………………………………………………………………………۱۰۱
۲۵-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه سوم پژوهش…………………………………………………………………………………………..۱۰۲
۲۶-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه چهارم پژوهش……………………………………………………………………………………….۱۰۳
۲۷-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه پنجم پژوهش………………………………………………………………………………………….۱۰۴
۲۸-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه ششم پژوهش………………………………………………………………………………………….۱۰۵
۲۹-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره ابتدایی با نمرات دانش آموزان دختر دوره ابتدایی…………۱۰۶
۳۰-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۷
۳۱-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۸
۳۲-۴جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۹
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
۱-۵ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۱
۲-۵جمع بندی نتایج بررسی فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………۱۱۲
۱-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره یک پژوهش……………………………………………………………………………………………………..۱۱۲
۲-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره دو پژوهش………………………………………………………………………………………………………۱۱۳
۳-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره سه پژوهش……………………………………………………………………………………………………..۱۱۴
۴-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره چهار پژوهش…………………………………………………………………………………………………..۱۱۵
۵-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره پنج پژوهش…………………………………………………………………………………………………….۱۱۷
۶-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره شش پژوهش…………………………………………………………………………………………………..۱۱۸
۳-۵ نتیجه گیری نهایی از پژوهش حاضر با توجه به نتایج به دست آمده از شش فرضیه ی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۲۰
۴-۵ پیشنهادهای کاربردی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………۱۲۲
۵-۵ پیشنهاد عناوین جهت پژوهش های آتی…………………………………………………………………………………………………………….۱۲۳
۶-۵ محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۲۴
فهرست منابع
الف)منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۲۵
ب)منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۲۸
ضمائم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۳۰
فهرست جداول
عنوان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….صفحه
جدول(۱-۱)نوع رفتار معلم برای گروه کنترل و آزمایش………………………………………………………………………………………………….۹
جدول (۱-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه کنترل…………………………………………..۷۹
جدول (۲-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش…………………………………………۸۰
جدول (۳-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه کنترل………………………………………….۸۱
جدول (۴-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش……………………………………….۸۲
جدول (۵-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه اول در گروه کنترل……………………………………۸۳
جدول (۶-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه اول در گروه آزمایش…………………………………۸۴
جدول (۷-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع متوسطه اول در گروه کنترل…………………………………..۸۵
جدول (۸-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع متوسطه اول در گروه آزمایش……………………………….۸۶
جدول (۹-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه دوم در گروه کنترل……………………………………۸۷
جدول (۱۰-۴

)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه دوم در گروه آزمایش……………………………….۸۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:16:00 ب.ظ ]




از رایج­ترین شیوه ­های طنز و مطایبه وارونه بیان کردن مفاهیم است. مثلاً زشتی­ها، رذایل اخلاقی و اجتماعی مورد ستایش و قابل تقلید است و برعکس فضایل اخلاقی، دینی و اجتماعی زشت و شایسته سرزنش شمرده می­شوند. نظیر آن را در«اخلاق الاشراف» عبید زاکانی تحت عنوان اخلاق منسوخ می­توان دید. حافظ نیز مصطلحات صوفیه را غالباً به طعن و در جهت عکس معنای معمول و رایج آن­ها به کار می­برد. دو روش پایانی با آنچه در ادبیات غرب آیرونی می­نامند مشابه است. آیرونی در معنای وسیع تضاد بین ظاهر و واقعیت است که در ظاهر چیزی گفته می­ شود اما منظور اصلی چیز دیگری است و به عبارت دیگر آیرونی شیوه و صنعتی است در سخن گفتن و نوشتن که برای بیان منظور به جای گفتار صریح به بیان رندانه رمزی و کنایی متوصل می­ شود(گری، ۱۳۸۱: ۱۱۶).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
فصل ۳
اوضاع سیاسی، اجتماعی، دینی و ادبی ایران در قرن هشتم هجری
۳ـ ۱ـ اوضاع سیاسی
دوران حیات شاعران و طنزآوران بزرگ قرن هشتم با حکومت­های جلایریان، اینجویان، مظفریان و تیموریان مقارن است. در زمان سلطان محمد خوارزمشاه مغولان از مغولستان به ایران حمله کردند. آنان پس از اینکه سلسله­ی خوارزمشاهی را شکست دادند با عنوان ایلخانیان تا سال(۷۳۶ ه.ق) بر ایران حکمرانی کردند. در طی دو قرن فجایع و حوادثی رخ داد که آثار ناهنجار آن عرصه ­های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی را تحت تأثیر قرار داد. قدرت مغولان با مرگ ابوسعید بهادر در(۷۳۶ ه.ق) کم شد. نابودی دولت ایلخانی و نبود حکومت متحد در ایران زمینه­ ساز درگیری و کشمش میان مدعیان قدرت طلب شد. علاوه بر این ظلم و بیدادگری­های خرده شاهان سبب ترس، وحشت و آشفتگی مردم و جامعه شد. آنها برای نجات خود مهاجرت کردند و بسیاری از شهرها غیرمسکونی و زمین­های زراعتی بدون کشت و بایر ماند. از لحاظ سیاسی اوضاع ایران در قرن هشتم آشفته، تلخ و ناگوار بود و به دست قدرت طلبان تجزیه شد. هر کدام از حاکمان مغولی به نام شاهزاده­ی ایلخانی مدعی حکومت شدند و با تصرف قسمتی از خاک ایران آنجا را به حاکمیت خود درآوردند. با اینکه کشمکش­ها نیم قرن به طول انجامید؛ آنها نتوانستند حکومت متحدی به وجود آورند(صفا، ۱۳۶۹: ۹۷ ـ ۸۶).
تحقیق - متن کامل - پایان نامه
قرن هشتم دوران پر آشوبی است که در آن ویرانکاران مغول، تاتار و دیگر زردپوستان وحشی یا نیمه وحشی آسیای مرکزی تاخت و تازهای پیاپی بلاخیز در ایران کردند و قسمت بزرگی از فلات پهناور ایران را درهم کوبیدن و بسیاری از بلاد را چنان ویران ساختند که دیگر جز نامی از آنها در صحایف کتب باقی نماند. کشتارهای بی امان و قتل عام­های پی در پی، شکنجه­ها و آزارها، ساختن مناره­ها از سرهای آدمیان، برپا داشتن دیوارها از صف­های اسرا همراه آجر و گچ، سربریدن و مثله کردن، تخطّی به نوامیس مردم بی­دفاع، دزدی و غارت، ترویج انواع مفاسد و معایب، دروغ و تزویر، مخالفت با شرع، اخلاق، انسانیت و نظایر این فجایع سر لوحه­ی بسیاری از اعمال و افعال و حوادثی است که در این دوره­ طولانی نزدیک به دو قرن رخ داد. ایرانیان در این دوره­ پر آشوب به اندازه­ تمام تاریخ گذشته و آینده­ی خود رنج کشیدند و اگر چه فرهنگ نیم­جان خود را با کوشش­های مداوم از زیر لطمات سخت به هر گونه­ای که میسر بود نجات بخشیدند؛ در مقابل بسیاری از آثار نامطلوب جریان­های سیاسی و اجتماعی این عهد را خواه و ناخواه محفوظ نگاه داشتند. در این دوره­ تاریک چند گاهی ایران جزء ممالک تابع مغول بود و سپس به دست شعبه­ای از احفاد چنگیز افتاد و بعد از آن تجزیه شد و سلسله­های ضعیفی که غالباً ناشر مفاسد و معایب اجتماعی گوناگون بودند بر این سرزمین حکومت کردند و وضع را برای حمله­ی ویرانکار دیگر یعنی تیمور لنگ تسهیل نمودند تا اینکه تیمور ایران را متحد کرد؛ مدعیان قدرت را کنار زد و یا آنها را تضعیف نمود(صفا، ۱۳۶۹: ۵ ـ۳).
۳ـ ۲ـ اوضاع اجتماعی و فرهنگی
قرن هفتم و هشتم وحشتناک­ترین دوران تاریخ ایران از حیث قتل عام­ها و ویرانی­های پیاپی است این وضع با حملۀ مغول و تاتار که در رأس همه­ی این مصائب که به منزلۀ بلایی آسمانی بود آغاز گردید و با تاخت و تازهای مأیوسانۀ فرزند محمد خوارزمشاه و سپاهیان بی صاحب او که این سوی و آن سوی سرگردان بودند تکمیل شد و با حمله مجدد مغول در زمان هلاکو و جانشینان وی ادامه یافت. اختلافات سران مغول در عهد ایلخانان و علی الخصوص بعد از مرگ ابوسعید بهادر و کشاکش­های پیاپی امراء مختلف بر سر فرمانروایی نواحی ایران و سرانجام قتل و غارت­های وحشیانه تیمور و همراهان او به تمامی وضع خطرناکی را در سراسر دو قرن در ایران ایجاد کرده بود. بر اثر کام یابی­هایی که مغولان در نخستین حملات سریع و چابکانۀ خود حاصل کرده بودند در تصور مردم چنین ایجاد شده بود که مشیت الهی و بخت با آنان یار است و بر اثر مساعدت اقبال هر گونه مقاومت با آنان ناممکن و بی ثمر است و این اندیشۀ ناصواب مایۀ فتح و پیروزی و پیشرفت­های پر دامنۀ مغولان شمرده می­شده است (صفا، ۱۳۶۹: ۵۵).
در قرن هشتم ایلخانان تلاش می­کردند تا اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی ایران را سامان دهند اما وجود سرداران مغولی مانعی بر سر اهداف آنان بود؛ به مردم ظلم وستم می­کردند و از آنها باج و خراج سنگینی می­گرفتند و در صورت مقاومت آنان را شکنجه می­کردند؛ البته قوانینی به نام یاسا تا حدودی مهار کننده مغولان بود و به اوضاع کشور و لشکر نظم می­داد؛ پاداش، مجازات و قوانین شکار را تعیین می­کرد و همه­ی مردم به پرداخت مالیات مجبور بودند. اجرا شدن این قانون­ها در روحیۀ مردم تأثیر گذاشت(خالقی راد، ۱۳۷۵: ۱۵۹).
با روی کار آمدن غازان خان پادشاه مسلمان ایلخانی و وضع یاسای او اندکی از آزار بی امان مغولان کاسته شد لیکن انقلابات بعد از فوت ابوسعید بهادر خان وضع دشوار جدیدی برای ایرانیان ماتم زده فراهم آورد و موجب قتل و غارت تازه­ای به دست سروران امارت جوی گردید. در این عهد اگر چه برخی از ایلخانان در ایران کوشش داشتند که موجبات آرامش اوضاع را فراهم آورند لیکن چون سرداران و سپاهیان آنان همه از مغول بودند هر وقت و هر جا که لازم می­دانستند شدت عمل سابق را تجدید می­کردند بنابراین استقرار حکومت ایلخانان در ایران که به ظاهر دوره­ای آرام تصور می­شد هم خالی از محنت­های دوران حمله و هجوم مغول نبود. هجوم مغول در مبنی و اساس با غرض اقتصادی همراه بود و جهانگشایی یا گرفتن انتقام از سلطان محمد خوارزمشاه بهانه­ای ظاهری بود. هر شهر و یا ناحیه­ای که به تصرف مغولان درمی­آمد یا از راه تسخیر و غلبه بود و یا از طریق تسلیم ایلی. در صورت اخیر به تعیین خراج سالیانه قناعت نمی­شد و شحنه­ای برای نظارت در امور نظامی و مالیاتی آن ناحیه معین می­گردید تا خراج را به موقع به حکومت مرکزی برساند. اما این وضع معمولاً کم­تر اتفاق می­افتاد و اکثر مغولان شهرها و نواحی را با هجوم و از راه تسخیر نظامی به تصرف در می­آوردند. در این حال غارت شهر حتمی و مسلم بود و هنگام غارت معمولاً کوی به کوی و خانه به خانه در معرض هجوم قرار می­گرفت و چه بسا کسانی که بر سر این غارت از پای در می­آمدند و بر خاک هلاک می­افتادند. وجه اشتراک قبایل و اقوام مختلفی که اردوهای عظیم چنگیزخان را به وجود می­آوردند اطاعت از یاسای چنگیزی بود که مجموعه از احکام درباره کیفیت نظام کشوری و لشکری، آیین لشکرکشی و فتح بلاد، انواع پاداش­ها و مجازات، آداب زندگانی و قوانین مربوط به آن، قواعد شکار و جزء آن را شامل می­شد. یاسای چنگیزی مدت­های دراز اساس انتظامات کشوری و لشکری در ممالک تابع مغولان و از آن جمله در ایران بود و به همین سبب تأثیراتی در امور اجتماعی این کشور داشته و اصطلاحات آن مدت­ها در آثار نویسندگان و مؤلفان به کار می­رفته است. اگر چه بعدها غازان خان پادشاه مسلمان ایلخانی کوشید یاسای جدیدی در ایران باب کند لیکن اثر یاسای چنگیزی مدت­ها کم و بیش برجای مانده بود(صفا، ۱۳۶۹: ۷۲ـ ۷۱).
عکس مرتبط با اقتصاد
در این روزگار حکومت­های سیاسی عقب افتاده و یا نیمه فئودالی ستمگر ایران را به نابودی می­کشاندند. محیط نامساعد آن روزگار و عوامل اقتصادی و سیاسی موجب رواج فساد و تباهی در جامعه شد و روحیات مردمی را که شعار آنان پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بود افسرده و متأثر کرد. علاوه براین اختلاط و آمیزش این ملت­های با فرهنگ با تمدن متضاد زمینه ­های فساد و انحطاط را در جامعه فراهم می­کرد. حکومت حاکمان نالایق ظالم و خود رأی در این دوره موجب رواج فساد و فحشا در جامعه گردید. روشنفکران که از جایگاه خود تنزل کرده بودند و در حکم نوکران و فرمانروایان بودند از مردم فاصله گرفتند؛ تحت تأثیر اخلاق حاکمان قرار گرفتند و غارت، فریبکاری، دغل بازی و ریاکاری را در جامعه رواج دادند. صوفیان ریاکار مردم را به حال خود رها کرده بودند و خود سرگرم خوشی­های روزگار بودند(اختباری و باقرزاده، ۱۳۷۵: ۱۱).
افسردگی در روانشناسی Psychological depression
رواج انواع مفاسد از دروغ و تزویر و… و نظایر این امور نتیجه جبری چنین وضعی است. در این دوره سعایت و تضریب بر ضد یکدیگر مانند امری عادی ملاحظه می­شد. کمتر وزیری از وزیران این عهد را می­توان یافت که به مرگ طبیعی در گذشته باشد و عادتاً قتل هر یک از آنان از راه تضریب مخالفان او صورت می­گرفت. ملت ایران با حمله خان و مان سوز مغول به نحوی فاسد شده و ارزش اجتماعی خود را از دست داده بود که افراد آن به جای اتحاد و اتفاق در برابر بیگانگان غاصب به جان یکدیگر می­افتادند و رجال بزرگ را از راه اتهام از میان می­بردند و خود جای آنان را می­گرفتند و مهیای آن می­شدند تا دیگری نیز همین کار را به آنان بکند. موضوع دیگری که مسلماً در ضعیف ساختن روحیه ایرانیان در این دوره مؤثر بود اسیر شدن دسته­های بزرگ و بی خانمان گردیدن آنان بوده است(صفا، ۱۳۶۹: ۸۱).
بدترین و خطرناک­ترین نتیجه و ثمره اوضاعی که با حملۀ مغول پیش آمد انحطاط عقلی و فکری است که طبعاً با هر حمله­ی سخت ویرانکارانه حاصل می­ شود. در حملۀ چنانکه از مطالب منقول مورخان زمان ملاحظه گردیده شهرهای بزرگ که مراکز اصلی علوم و علما بود خالی از سکنه و ویران شد. هجوم و تصرف بلاد و کشتار مردم و غارت و ویرانی به درجه­ای از سرعت و وسعت بود که جز ببعض معدود از متفکران و بزرگان زمان فرصت گریز و رهایی خود نداد. کتابخانه ­های بزرگ در شهرها به سرعت عجیبی پایمال شد و همراه صاحبان و خوانندگان را دیار نیستی گرفت(صفا، ۱۳۶۹: ۸۱).
۳ـ ۳ـ اوضاع دینی
از لحاظ دینی اقوام مغول، تاتار و دیگر قبیله­های زرد پوست به آیین مسیحی، بودایی، مانوی، بت پرستی و اسلام معتقد بودند. عده­ای از خاندان مغول و ایلخانان با تصرف ایران مسلمان شدند. سقوط بغداد به دست هلاکو موجب تقویت و رواج مذهب شیعه شد. در دستگاه خلافت بنی عباس وجود وزیران عالم و کاردان شیعه مذهب شیعیان را قدرتمند کرد. پس از سقوط بغداد، خواجه نصیرالدین طوسی، سیّد بن طاووس، بهاءالدین اربلی و علامه حلّی از وزیران شیعه بودند که باعث استحکام شیعه شدند و عقاید افراطی برخی از شیعیان را اعتدال بخشیدند. علاوه بر این تشکیل دولت­های شیعه مذهب مانند سربداران و سادات علوی باعث تقویت تشیع گردید(خالقی راد، ۱۳۷۵: ۱۶۲ ـ۱۶۱).
در یاسای چنگیز لزوم اعتقاد به وجود خدای آفریدگار زمین و آسمان نخستین دستور بود و چنگیز خود با بی طرفی و آزاد منشی به دین­ها توجه می­کرد. در آثار مورخان اسلامی اشارت­هایی به اعتقاد چنگیز نسبت به واجب الوجود دیده می­ شود. طایفه­های تاتار و مغول ودیگر قوم­های زرد پوستی که در جرگه آنان آمده بودند دارای کیش­های مختلف مسیحی، بودائی، مانوی، بت پرستی و اسلام بودند و بعد از درآمیختن آنها با اقوام جدید زرد پوست نیز هر دسته به مذهب یکی از آنها خاصه بت پرستی و بودائی در آمدند. عدم اعتقاد به اسلام در قوم­هائی که با مغول و تاتار بر کشورهای اسلامی تاختند سبب شد تا مؤلفان مسلمان چیرگی آنان را به منزلۀ غلبه کافران بردین­داران بشمارند و به همین سبب بعضی از نویسندگان هجوم مغول را مقدمۀ خروج دجال و یأجوج و مأجوج و نشانی از آخرالزمان تصور نمودند و در این باره به حدیث­هائی استناد کرده ­اند که غالباً از یک ریشه است و برای باقی ترکان و زرد پوستان نیز آورده شده است. گروهی دیگر از نویسندگان این واقعه را به منزلۀ انتقام و عذاب الهی می­دانستند تا به آن وسیله از فساد و طفیانی که به سبب کثرت مال بروز کرده بود جلوگیری شود تا آن جماعت از خواب غفلت بیدار شوند و از سکرت جهالت افاقتی یابند و بدان سبب اعقاب و اولاد ایشان را تنبیهی باشد(صفا، ۱۳۶۹: ۱۰۸ ـ ۱۰۴).
زمانی که سلطنت خلق در ایران از بین می­رود و حکومت­های سنی مذهب راه زوال و انحطاط را در پیش می­گیرند و مذهب تشیع رونق می­یابد اما به دلیل معضل سطحی­نگری در دین میان شیعه و سنی اختلافاتی به وجود آمد. عبید در داستان­های خود شیعیان را که فروع دین را بر اصول دین ترجیح می­ دهند به عنوان ستیزه جو و متعصب معرفی می­ کند(پارسا نسب، ۱۳۸۷: ۱۷۹).
۳ـ ۴ـ اوضاع ادبی
اوضاع اسفبار قرن هشتم ادبیات را تحت تأثیر قرار داد. سیف فرغانی، خواجوی کرمانی، اوحدی مراغه­ای و عبید زاکانی شاعرانی هستند که با مطالعه و بررسی آثار ادبی و دیوان­های آنها تا حدودی می­توان از جریانات سیاسی و اجتماعی و عقیدتی آن دوران آگاهی یافت. آثار برخی از این شاعران با ظرافت خاصی نمودار اعمال ننگ آور صاحبان قدرت است(خالقی راد، ۱۳۷۵: ۱۶۰).
زبان فارسی در آغاز قرن هفتم هجری زبانی استوار بود و نویسندگان و شاعران بزرگ قرن هفتم هجری یا از کسانی بودند که در اوان حملۀ مغول به نویسندگی و شاعری اشتغال داشتند و یا کسانی که در دهه­های اول قرن هفتم هجری تربیت شده و هنگامی که حکومت ایلخانی در ایران تشکیل می­شد در کار خود ظهور نموده بودند و یا کسانی که زیردست این دو دسته تربیت یافتند و هنوز محیط ادبی سال­های آخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم را تا آخر قرن هفتم و آغاز قرن هشتم حفظ کردند. به همین سبب است که در زبان ادبی قرن هفتم هجری و آغاز قرن هشتم هجری اثرهای فساد کم­تر مشهود است و گسیختگی آن­ها از زبان بلیغ قرن ششم وآغاز قرن هفتم هجری تدریجی است. نکته­ای که در این میانه قابل توجه است آنکه با حملۀ مغول و بر چیده شدن دربارهای حامی شعر و ادب فارسی و بیرون رفتن شعر و نثر از مرکزهای بزرگ حکومت کم­کم قیدهای سنگینی که پیش از آن برای شاخص شدن در شاعری و نویسندگی وجود داشت برداشته شد و شاعری و نویسندگی جنبۀ عمومی یافت. همچنین در این دوره با بر افتادن مرکزهای دانش و ادب مشرق ایران مانند خراسان شعر و نثر فارسی به ناحیت­های دیگر در داخل و خارج ایران منتقل گردید و این امر منجر به یک جریان جدید یعنی تأثیر و نفوذ لهجه­های مرکزی و غربی ایران در زبان ادبی و متروک ماندن بسیاری از اختصاص­های زبان اولیه دری و تغییر سبک آثار فارسی در قرن هشتم هجری گردید(صفا، ۱۳۶۹ :۳۰۷ـ ۳۰۵).
در قرن هفتم وهشتم هجری بر اثر غلبۀ مغول و تاتار و درهم ریختن بنیادهای مملکتی به دست آنان و حکومت­های متمادی آن قوم و سکونت ممتدشان در ایران و به کار داشتن یاسای چنگیزی و اداره کردن مملکت با اصطلاح­های خاص مغولی و سبب­های دیگر از اینگونه زبان ترکی و به ویژه مغولی بیش­تر از آنچه در قرن ششم دیده­ایم در ایران متداول شد و حتی بعضی از آنها در زبان فارسی راه یافت که هنوز به صورت کلمه­های متداول فارسی در ایران به کار می­رود(صفا، ۱۳۶۹: ۳۰۸).
شعر فارسی در این دوره سرشار از بدبینی و ناخشنودی از اوضاع روزگار، ناپایداری جهان و دعوت مردم به ترک تعلقات دنیا و زهد است. وضعیت وخیم محیط اجتماعی توجه شاعران را به سمت مسائل مذهبی، خیالات تند صوفیانه و درویشانه، انزوا و تصورات باریک و دقیق کشانده است(صفا، ۱۳۵۳: ۶۱).
شعر انتقادی که از قرن ششم هجری در ادبیات فارسی رواج یافته بود در قرن هفتم و هشتم هجری به علت آشفتگی وضع زمان، میدان مساعدی برای توسعه پیدا کرد. از این انتقادهای سخت در آثار سعدی اوحدی، سیف فرغانی، خواجو، ابن یمین و در پاره­ای از غزل­های حافظ بسیار دیده می­ شود، ولی از همه مهم­تر شاعر و نویسندۀ خوش ذوق هوشیار نظام­الدین عبید زاکانی قزوینی(م ۷۷۱ ه) است که آثار او نظم و نثر حاوی اندیشه­ های انتقادی تندی است که گاه به صورت هزل رکیک در می ­آید و بهتر از هر کسی وضع نامطلوب اخلاقی و اجتماعی عهد خویش را که دورۀ رواج فساد و تباهی بود شناخته و مجسم ساخته است(صفا ۱۳۶۹: ۳۳۳).
این آشفتگی زمان بی تردید در همۀ آحاد مردم و کیفیت زندگانی و اندیشه و رفتار آنان اثر داشته و انعکاس آن در آثار ادبی نویسندگان و دیوان­های شاعران در قالب اندرز و نصیحت و شوخی و مطایبه و هزل و هجو دیده می­ شود.
فصل ۴
زندگی­نامۀ عبید زاکانی و حافظ شیرازی
۴ـ ۱ـ زندگی­نامۀ عبید زاکانی
نظام­الدین عبید زاکانی قزوینی متخلص به«عبید» به گفتۀ حمدالله مستوفی از خاندان زاکانیان است و زاکانیان تیره­ای هستند از عرب بنی­خفاجه که به مهاجرت به قزوین آمده و در آنجا ساکن شده بودند(مستوفی، ۱۳۳۶: ۸۴۶ ـ ۸۴۵).
از بیان مؤلف تاریخ گزیده و سایر مآخذ بر می ­آید که تولد عبید در پایان قرن هفتم هجری و اوایل قرن هشتم هجری اتفاق افتاده است. وفات عبید را تقی­الدین کاشی در تذکرۀ خود سال(۷۷۲ ه) دانسته و بیان کتاب تاریخی و ادبی دیگر که بعدها نوشته شده نیز مؤید صحّت این تاریخ است. با اینکه عبید دورانی را به کسب علم و دانش گذرانده بود و دولتشاه نیز او را«مفخرالفضلا» نامیده و او را مردی خوش طبع و اهل فضل می­دانست گفته است: «در فنون علوم صاحب وقوفست». عبید زاکانی عناوین برجسته­­ای چون«صاحب معظم، خواجه و صاحب اعظم» داشت و در دستگاه سلاطین محترمانه می­زیست که در جای جای اشعار خود به این موضوع اشاره دارد؛ ولی با ملاحظۀ برخی اشعار او درمی­یابیم که دوران زندگی را با ناراحتی و قرض سپری کرده است:

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:15:00 ب.ظ ]




نمودار۴-۱۰) مقایسه میانگین تعداد دفعات حضور در اتاقک تاریک بین موشهای ماده گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با بهره گرفتن از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال P<0.05* در مقایسه با گروه کنترل.
۴-۳-) آزمون یادگیری فضایی
روز دوم آزمون ماز شعاعی، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P<0.05). روز هفتم آزمون، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد (P<0.05). روز هشتم، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد (P<0.05). روز نهم، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین و کنترل نشان داد (P<0.05) (نمودار ۴-۱۱).
نمودار ۴-۱۱) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروه های اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترلP<0.05 # در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین.
روز دهم آزمون ماز شعاعی، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در ماده های گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P<0.05). روز یازدهم، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در ماده های گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه کنترل و ساخارین نشان داد (P<0.05). روز دوازدهم آزمون، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در ماده های گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد (P<0.05) (نمودار۴-۱۲).
نمودار ۴-۱۲) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروه های اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترلP<0.05# در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین.
روز ششم آزمون ماز شعاعی، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع در نرهای گروه ساخارین افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P<0.05). روز هشتم، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد (P<0.05). روز دوازدهم آزمون ماز شعاعی، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P<0.05) (نمودار۴-۱۳).
نمودار ۴-۱۳) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروه های اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترل. P<0.05# در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین.
روز هشتم آزمون ماز شعاعی، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع در ماده های گروه کنترل کاهش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد (P<0.05) (نمودار۴-۱۴).
نمودار ۴-۱۴) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروه های اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترل.
مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه در نرهای گروه اتوسوکسیماید، افزایش معنیداری را از نظر آماری با گروه ساخارین در روزهای چهارم و هشتم آزمون داد (نمودار۴-۱۵).
نمودار ۴-۱۵) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروه های اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل.P<0.05در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین.
روزهای چهارم، هشتم و دهم آزمون ماز شعاعی، میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه در ماده های گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد. این تفاوت در روزهای چهارم و هشتم باP<0.05 و در روز دهم باP<0.01 معنی دار بود (نمودار۴-۱۶).
دانلود پایان نامه
نمودار ۴-۱۶) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروه های اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P<0.05در مقایسه با گروه ساخارین P<0.01##در مقایسه با گروه ساخارین.
در این مطالعه، پارامترهای مربوط به میزان سنجش حافظه فضایی بعد از تزریق غلظتهای مختلف داروهای اسکاپولامین و پروپرانولول در گروه های اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تزریق غلظت ۱/۰ یا ۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین و نیز تزریق غلظت ۵ یا ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم پروپرانولول، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه های مختلف بطور معنیداری تغییر نداد (نمودار ۴-۱۷).
نمودار ۴-۱۷) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروه های کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید.این داروها تفاوت معنیداری در میزان خطای کاری هیچ یک از گروه ها ایجاد نکردند.
تزریق غلظت ۱/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در ماده های گروه دریافت کننده ساخارین بصورت معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش داد. تزریق غلظت ۱/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در ماده های گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید بصورت معنی داری نسبت به گروه دریافت کننده ساخارین افزایش داد (P<0.05). تزریق غلظت ۵ میلیگرم بر کیلوگرم پروپرانولول، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در ماده های گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید بصورت معنی داری نسبت به گروه دریافت کننده ساخا رین افزایش داد (P<0.05) (نمودار۴-۱۸).
نمودار ۴-۱۸) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروه های کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید. P<0.05*در مقایسه با گروه کنترل#P<0.05 در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین.
میانگین تعداد خطای حافظه مرجع نرها در گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید و دریافت کننده ساخارین در شرایطی که تزریق هیچ کدام از داروهای اسکاپولامین و پروپرانولول صورت نگرفته است به صورت معنیداری نسبت به گروه کنترل بیشتر بود (P<0.05). تزریق ۵ میلیگرم بر کیلوگرم پروپرانولول، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع نرها در گروه دریافت کننده ساخارین را به صورت معنیداری نسبت به گروه کنترل کاهش داد (P<0.05). (نمودار۴-۱۹).
نمودار ۴-۱۹) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروه های کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترل.
تزریق غلظت ۱/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع در ماده های گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید بصورت معنی داری نسبت به گروه دریافت کننده ساخارین افزایش داد (P<0.05). تزریق غلظت ۱/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اسکاپولامین، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع را در ماده های گروه دریافت کننده ساخارین بصورت معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش داد (P<0.05) (نمودار۴-۲۰).
نمودار ۴-۲۰) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروه های کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترلP<0.05.# در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین.
تزریق غلظت ۲/۰ میلی¬گرم بر کیلوگرم اسکاپولامین، میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه در نرهای گروه دریافت کننده ساخارین بصورت معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش داد (P<0.05).
نمودار ۴-۲۱) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به بازوها در موشهای صحرایی نر متعاقب تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروه های کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترل.
تزریق غلظت ۵ میلیگرم بر کیلوگرم پروپرانولول، میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه ماده های گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید بصورت معنی داری نسبت به گروه دریافت کننده ساخارین افزایش داد (P<0.05). تزریق غلظت ۵ یا ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم پروپرانولول، میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه گروه دریافت کننده ساخارین بصورت معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش داد (P<0.05) (نمودار۴-۲۲).
نمودار ۴-۲۲) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به بازوها موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروه های کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترلP<0.05 # در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین.
۴-۴) تشنج حاد در دوره بلوغ
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه ۴ و یا ۵ در روز ۶۰ بعد از تولد، در موشهای نر گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد (P<0.05) (نمودار۴-۲۳).
نمودار۴-۲۳) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز ۶۰ بعد از تولد درموشهای نر، گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول برای بروز تشنج با درجه ۴ و یا ۵ در روز ۶۰ بعد از تولد درموشهای ماده، گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری افزایش معنیداری نسبت به گروه ساخارین داد (P<0.05). مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول برای بروز تشنج با درجه ۴ و یا ۵ در روز ۶۰ بعد از تولد درموشهای ماده، گروه دریافت کننده ساخارین از نظر آماری کاهش معنیداری نسبت به گروه کنترل داد (P<0.05) (نمودار۴-۲۴).
نمودار۴-۲۴) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز ۶۰ بعد از تولد درموشهای ماده، گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترلP<0.05# در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین…
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه ۴ و یا ۵ در سن۶۰ روزگی، بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، در موشهای نر گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد (P<0.05). (نمودار۴-۲۵).
نمودار۴-۲۵) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز ۶۰ بعد از تولد درموشهای نر بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل.
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه ۴ و یا ۵ در سن ۶۰ روزگی، بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، در موشهای ماده گروه دریافت کننده ساخارین از نظر آماری کاهش معنیداری نسبت به گروه کنترل داد (P<0.05). (نمودار۴-۲۶).
نمودار۴-۲۶) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز ۶۰ بعد از تولد درموشهای ماده بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P<0.05* در مقایسه با گروه کنترل.
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه ۴ و یا ۵ در سن ۶۰ روزگی، بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در موشهای نر گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد (P<0.05). (نمودار۴-۲۷).
نمودار۴-۲۷) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز ۶۰ بعد از تولد درموشهای نر بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل.

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:15:00 ب.ظ ]




یکی از مهم ترین کارکردهای مجازات باز، سازگار سازی اجتماعی بزهکار است. که با بهره گرفتن از ساز و کارهای کیفری موجبات اصلاح و درمان مجرم را فراهم می آورد. به بیان دیگر، این پیشگیری که به آن بازدارندگی خاص نیز گفته می شود به دنبال دوباره تربیت کردن بزهکار از طریق تنبیه کردن اوست.[۴۴] در پیشگیری واکنشی خاص هدف این است که با اجرای برنامه ها و ابتکارات اصلاحی – درمانی بزهکار را دوباره اجتماعی کرده تا دیگر در ورطه بزهکاری نیفتد. براساس این دیدگاه جهت گیری کلی مجازات، از جنبه تنبیهی صرف، به جنبه درمانی تغییر می کند و نوع آسیب های شخصیتی بزهکار معیار اصلی واکنش عدالت کیفری به جرم می شود و سخن از پاسخ های فردی شده یا به طور کلی عدالت کیفری شخصی شده به میان می آید. این پیشگیری یک پیشگیری واکنشی مجرم مدار است زیرا با معاینه فرد بزهکار، شناسایی ریشه بزهکاری وی و گزینش روش های مناسب اصلاحی – درمانی درصدد پیشگیری از بزهکاری دوباره اوست. از این رو است که این پیشگیری در گستره جرم شناسی بالینی قرار می گیرد. آموزه دفاع اجتماعی نوین نیز بر این باور است که حمایت از جامعه باید از طریق باز سازگارسازی اجتماعی بزهکار تحقق یابد.[۴۵]

پایان نامه حقوق

ب: پیشگیری کنشی یا غیرکیفری
پیشگیری کنشی مجموعه تدابیر و اقدامات غیرکیفری است که پیش از ارتکاب بزه با مداخله در فرایند فعلیت یافتن جرم و وضعیت پیش جنایی در صدد جلوگیری از بزهکاری است. این پیشگیری از نظر ذاتی اقدامی پیشینی است و به دو گونه پیشگیری موقعیت مدار و پیشگیری اجتماعی تقسیم می شود.

۱- پیشگیری موقعیت مدار
این پیشگری در برگیرنده مجموعه تدابیر و اقدامات غیرکیفری است که از طریق از بین بردن یا کاهش فرصت های مناسب برای وقوع جرم و نامناسب جلوه دادن شرایط و موقعیت پیش جنایی از ارتکاب بزه جلوگیری می کنند. به دیگر سخن، تدابیر و اقدامات موقعیت مدار با مداخله در اوضاع و احوال پیش ارتکاب جرم، وقوع بزه را برای بزهکاران احتمالی نامناسب و زیان آور نشان می دهند.
پیشگیری موقعیت مدار با تسلط بر محیط و شرایط پیرامون جرم در صدد آن است از طریق کاهش جذابیت آماج و جاذبه زدایی از آن، فزونی خطر شناسایی، احتمال دستگیری بزهکار و به طور کلی نامناسب جلوه دادن وضعیت پیش جنایی آمار جرائم را مهار کند.[۴۶] از این رو این پیشگیری را فرصت محور، آماج مدار و بزه دیده مدار گویند چرا که با دخالت در فرصت های پیش از بزهکاری، حمایت از آماج ها و بزه دیدگان احتمالی از رخ دادن جرم جلوگیری می کند.
پیشگیری موقعیت مدار ایجاد تغییر در اوضاع و احوال ویژه ای را که انسان متعارف ممکن است در آن شرایط مرتکب جرم شود مدنظر قرار می دهد. این تغییر می تواند از طریق دشوار کردن، خطرناک ساختن و بالا بردن هزینه ارتکاب جرم صورت گیرد.
پیشگیری مزبور با به کارگیری اقدامات و روش هایی که در برگیرنده مدیریت و طراحی محیط، نشانه رفتن شکل ویژه ای از جرم و افزایش خطرات ناشی از اقدام به ارتکاب جرم است،[۴۷] از این اندیشه سرچشمه می گیرد که همه انسان ها حسابگر و منطقی هستند و بدون حسابگری به ارتکاب عملی نمی پردازند از این رو، با بهره گیری از پیشگیری موقعیت مدار از طریق افزایش هزینه های ارتکاب بزه و کاهش سود ناشی از آن می توان از وقوع آن جلوگیری کرد.[۴۸]
۲- پیشگیری اجتماعی
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
پیشگیری مزبور، درصدد آن است که اعضای جامعه را از طریق آموزش، تربیت، تشویق و تنبیه با قواعد اجتماعی آشنا و همنوا کند. به دیگر سخن، این پیشگیری کاهش یا از بین بردن علل فردی یا اجتماعی اثرگذار بر بزهکاری را دنبال می کند. پیشگیری اجتماعی، یک پیشگیری کنشی فردمدار است بدین صورت که با بهره گیری از تدابیر و اقدامات پیشینی در صدد شخصیت سازی و اثرگذاری بر فرایند شکل گیری شخصیت افراد است ،این پیشگیری براساس نگرش نوینی که نسبت به آن وجود دارد به دو گونه پیشگیری جامعه مدار و پیشگیری رشدمدار تقسیم می گردد.
پیشگیری اجتماعی جامعه مدار در تلاش است تا با اتخاذ تدابیر و اقدامات مناسب برای از بین بردن یا کاهش عوامل جرم زا بر محیط اجتماعی و عمومی اثر گذارد. برای نمونه، ایجاد مکان های تفریحی و یا احداث فضای سبز می تواند در کاهش یا حذف عوامل محیطی جرم زا نقش مهمی ایفا کند.
پیشگیری اجتماعی رشدمدار که به آن پیشگیری زودهنگام نیز گفته می شود، به دنبال آن است تا با شناسایی عوامل خطر، تقویت عوامل حمایتی و مداخله زودرس از پایداری افراد در بزهکاری جلوگیری کند. به بیان دیگر، پیشگیری اجتماعی رشدمدار می کوشد با به کارگیری اقدامات مناسب روان شناختی – اجتماعی زودهنگام از تداوم و استقرار رفتارهای مجرمانه در افراد ممانعت کند. این اقدامات باید پیش از بروز و در آستانه اختلاف های احتمالی معمول جلوی عوامل خطری را که کودکان در معرض آن هستند بگیرد. رهیافت پیشگیری اجتماعی رشدمدار بر این اندیشه استوار است که مداخله به هنگام نسبت به کسانی که به دلیل وضعیت های ویژه در معرض ارتکاب جرم هستند، می تواند جلوی بزهکاری و تداوم گرایش های بزهکارانه را بگیرد.[۴۹]
بند سوم :پیش‌گیری رشد مدار و موضعی
از نقطه نظر دیگری در تقسیم بندی انواع پیشگیری آن را به دو دسته رشد مدار و موضعی تقسیم می کنند :
الف:پیش‌گیری رشدمدار
این نوع از پیش‌گیری علاوه‌بر توجه به شخص منحرف یا بزهکار، ممکن است که والدین، دوستان، همکلاسی‌ها و … مشمول نوعی مداخلات روانی-اجتماعی واقع شوند که هدفشان پیش‌گیری از مزمن شدن جرم در آینده است.
اقدامات زیر جزئی از اقدامات روانی-اجتماعی مربوط به پیش‌گیری رشدمدار محسوب می‌شوند:
–   گسترش مسؤلیت‌های فردی؛
– بهبود رفتارهای اجتماعی؛
– تقویت احساس وابستگی به مراکز جامعه‌پذیری نظیر: خانواده، مدرسه، محله و محیط کار؛
– انسجام گروهی؛
– تقویت مسؤلیت‌های پرورشی والدین؛
– تشویق فعالیت‌های سازنده و آموزنده در اوقات فراغت کودکان و نوجوانان.
ب: پیش‌گیری موضعی
این نوع پیش‌گیری با تغییر وضعیت‌های ماقبل ارتکاب جرم، مثلا از طریق دور کردن مجرم احتمالی از بزه‌دیده یا از محیط جرم‌زا، یا حمایت از بزه‌دیده احتمالی، یا دشوارکردن ارتکاب جرم، یا بالا بردن خطر شناسایی مجرم، بالاخره با کاهش سود و لذت مورد انتظار وی، مسأله امکان ارتکاب جرم را منتفی می‌نمایند. این نوع پیش‌گیری شامل مسئول کردن کل جامعه در قبال خطر ارتکاب جرم می‌باشد. به‌گونه‌ای که هدف‌ها و افراد مورد حفاظت، خودشان نیز در مراقبت از خود و اموال خود مشارکت و معاضدت نمایند. طرق مشارکت این‌گونه افراد به قرار زیر است:
– رعایت احتیاط برای خود و دیگران
– عدم تحریک و وسوسه دیگران
– اعلام جرایم ارتکابی یا جرایم احتمالی به مقامات صالح
– مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم در بازپروری محکومان
– تقویت ارتباط و همنشینی اعضای محله یا همسایگان با یکدیگر
– تشویق به همکاری اعضای محله‌ها از طریق ایجاد واحدهای اطلاع‌رسانی.[۵۰]

 

 

گفتار سوم :سنین بزهکاری

 

با توجه به اطلاق واژه بزهکاری به اعمال غیرقانونی نسبت به افراد دارای سنین خاص، بزهکاری را در دو رده سنی زیر می‌توان بررسی کرد:
بند اول : بزهکاری کودکان
بزهکاری کودکان گونه ای از بزهکاری می باشد ، از هنگام تولد تا ۱۰-۱۱ سالگی را دوره کودکی می‌گویند. سال‌های کودکی از نظر پایه‌ریزی اخلاقی و رشد عاطفی و شخصیت از مهم‌ترین سال‌های زندگی بوده، دوره تکامل عقلانی و منطبق شدن با وضع محیط و دوره ثبات نیز هست. در این دوره کودک با اتکا به بزرگ‌ترها و حمایت و مراقبت آن‌ ها کمتر مرتکب جرم می‌گردد. کودک بعد از ۵ تا ۶سالگی علاوه‌بر والدین و دیگر اعضای خانواده، با افراد دیگری در خارج از خانواده چون: همسالان و همبازی‌ها، دوستان، هم‌دوره‌های مدرسه، معلمان و … رابطه داشته، از آن‌ ها تأثیر می‌پذیرد و تا حدی در آن‌ ها تأثیر می‌گذارد. دزدی و ولگردی بالاترین رقم بزهکاری این‌گونه کودکان را تشکیل می‌دهد.[۵۱]
بند دوم : بزهکاری نوجوانان و جوانان
بزهکاری نوجوانان و جوانان مقوله ای است که در بحث بزهکاری توجه بیشتری را به خود جلب کرده است و عمده بزه انتسابی مربوط به این گرو سنی می باشد ،دوره نوجوانی که معمولا از ۱۱ یا ۱۲سالگی شروع می‌شود، متمم دوره کودکی است و دوره تحول جسمی و روانی فرد است. رشد سریع اعضاء سبب بیداری هوس‌ها و احساسات و رؤیا‌های گوناگون می‌گردد و از درون نوجوان فشارهایی را بر وی تحمیل می‌کند که برایش ناشناخته است. این فشارهای ناشناخته، نگرانی‌ها و هیجان‌هایی را در پی دارد که برای نوجوان تاکنون سابقه نداشته است. در این دوره اعضا و احساسات نوجوان، برای تأمین و درک لذت جنسی با یکدیگر همکاری می‌کنند و هرچه با عشق و زیبایی رابطه داشته باشد، بیشتر سبب هیجان ظاهری او می‌شود. تصورات و تخیلات شاعرانه و تعبیرات و تشبیهات او لذت‌آور و بی‌پایان است. به همین دلیل، نوجوانان زودتر از بزرگسالان تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی قرار گرفته، مرتکب جرم می‌گردند. در این دوره پسران غالبا وسایل الکتریکی و وسایل نقلیه (دوچرخه، موتور سیکلت، اتومبیل) را به سرقت می‌برند. به طور کلی بزهکاری جوانان انواع مختلفی دارد که در طیف گسترده‌ای از رفتار ضد اجتماعی قرار می‌گیرد که برحسب عمق و شدت آن به بزهکاری‌های شدید نظیر تجاوز به عنف، سرقت مسلحانه، و ضرب و جرح‌های شدید و بزهکاری ملایم نظیر فرار از خانه و مدرسه، استفاده از داروهای مخدر مانند ماری‌جوانا و حشیش، مصرف الکل و تخریب اموال عمومی و خصوصی تقسیم می‌شوند. پژوهشگرانی که به مطالعه بزهکاری جوانان پرداخته‌اند بر این باورند که مصرف داروهای مخدر و خرابکاری از شایع‌ترین رفتار بزهکارانه در بین جوانان است[۵۲]. روان‌شناسان بر این عقیده‌اند که خودکشی، خودسوزی و ترک مدرسه در میان نوجوان و جوانان، به‌ خصوص دخترها، بیشتر مربوط به افرادی است که مشکلات عاطفی و رفتاری داشته‌اند و یا از نظر مالی در سطح پایینی بوده‌اند.

 

مبحث دوم : تاریخچه و نظریات مربوط به بزهکاری

 

پیشگیری از جرم برای نخستین بار توسط آنریکو فری با عنوان هم ارزهای کیفری یا جانشین های کیفری مطرح شد. وی پی برده بود که نظام کیفری به تنهایی نمی تواند برای مبارزه با بزهکاری موفق باشد و در کنار آن باید از مداخله های پیش از وقوع جرم به عنوان تدبیر تکمیلی بهره جست. بنابراین، از نظر وی پیشگیری از جرم در برگیرنده تدابیر و اقداماتی است که جنبه قهرآمیز ندارند.
از هنگامی که پیشگیری از جرم توسط آنریکو فری تبیین شد بسیاری از کشورها کوشیدند تا با بهره گیری از اقدامات پیشگیرانه نرخ جرائم را کاهش دهند. به همین دلیل دولت ها بر آن شدند تا با تدوین قوانین مناسبی پیشگیری از جرم را قانون مند و نهادینه کنند. بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی نیز با قرار دادن اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین به عنوان یکی از وظایف قوه قضاییه در صدد توجه به این امر بوده است.

 

گفتار اول : مروری برتاریخچه بزهکاری

 

بزهکاری جوانان و نوجوانان مسأله‌ای است که از دیرباز در جامعه بشری مورد توجه بوده است. اصطلاح بزهکاری در سال ۱۸۹۹ وقتی که اوّلین قانون بزهکاری جوانان در آلینوس شیکاگو تصویب شد، متداول گشت. همزمان با گسترش انقلاب صنعتی در اروپا و دیگر نقاط جهان، دامنه نیازمندی‌ها رشد پیدا کرد و در نتیجه محرومیت‌های ناشی از برآورده نشدن خواست‌ها و نیازهای زندگی موجب گسترش شدید و دامنه‌دار فساد، عصیان، تبهکاری سرگردانی، دزدی و انحراف جنسی و … میان نوجوانان و جوانان گردید.
توجه جامعه‌شناسی انحرافات به مطالعه بزهکاری جوانان از هنگامی آغاز شد که طیف گسترده‌ای از رفتارهای نابهنجار نظیر مصرف داروهای مخدر، تخریب اموال عمومی و خصوصی و اوباشگری بعد از مسابقات فوتبال، مصرف بیش از اندازه مشروبات الکلی، رفتار نامشروع جنسی و فرار از خانه و مدرسه در بین جوانان شایع شد این قبیل از انحرافات اجتماعی نه فقط به دلیل اینکه اشکال جدیدی از انحرافات در جامعه تلقی می‌شوند اهمیت دارند، بلکه ارتکاب چنین رفتارهایی می‌تواند مقدمه‌ای برای ارتکاب جرایم شدید نظیر سرقت مسلحانه و قتل گردیده و بزهکار امروز را به مجرم فردا تبدیل کند. بعضی از رفتارهای بزهکارانه مربوط به سن خاصی است و در یک زمان کوتاهی از زندگی جوانان ظاهر می‌شود؛ برای مثال جوان تا پانزده‌سالگی ممکن است تخریب اموال عمومی و خصوصی و دعوا کردن را به‌عنوان الگوهایی از رفتار بزهکارانه در مدرسه از افراد هم‌سن خود فرا گرفته و انجام دهد. این در حالی است که رفتارهای بزهکارانه‌ای نظیر مصرف داروهای مخدر و الکل در بین جوانانی که سن و سال بیشتری دارند معمول است و چنین رفتارهائی ممکن است سال‌های بیشتری ادامه یابد [۵۳].ریچارد کلووارد و لوید ای. اولین باندهای جوانان بزهکار را مورد مطالعه قرار دادند آن‌ ها استدلال کردند که این‌گونه باندها در اجتماعات خرده‌فرهنگی که احتمال دستیابی به موفقیت از راه مشروع اندک است به وجود می‌آیند مانند اجتماعات اقلیت‌های قومی محروم.[۵۴]
همچنین مطالعات و یافته های تحقیقات در قلمرو تاریخ حقوق کیفری نشان می دهد که جوامع بشری برای مقابله با جرم عمدتا از مجازات ، آن هم از انواع شدید آن یعنی پیشگیری کیفری استفاده می کرده اند اما به حکایت یافته های حقوق کیفری و مکاتب مختلف فلسفی – کیفری این شدت و حدت نظام کیفری نتوانسته است آن طور که انتظار می رفته است منحنی جرایم را مهار کند یا آنها را از بین ببرد ؛ از طرفی افزایش جرایم از حدود ۲۵ سال پیش به این طرف در پاره ای از کشورها به ویژه در جوامع صنعتی که با پدیده شهرنشینی روزافزون و توسعه افقی و عمودی شهرها و کلان شهرها و نیز نسل دوم و حتی سوم مهاجران خارجی دست به گریبان شده علاوه بر خساران مادی ، موجب ظهور احساس ناامنی و ترس از بزه دیدگی در بین شهروندان شده است . در نتیجه، این قبیل جرایم کیفیت زندگی مردم را خدشه دار کرده در نهایت فضای فعالیت های فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی یعنی پیشرفت جامعه را نامطمئن و دستخوش اختلال می کند . باتوجه به پیامدهای اخیر بزهکاری است که امروزه در کنار استفاده از نهادهای قهرآمیز و کیفری و باتوجه به محدود بودن ظرفیت و کار این نهادها ، برپیشگیری و به ویژه پیشگیری مشارکتی تکیه می شود بطوریکه امروزه در سیاست جنایی سازمان ملل متحد ، شورای اروپا و نیز در سیاست جنایی بسیاری کشورها ، پیشگیری یعنی اتخاذ و اعمال اقدام ها و تدابیر غیرکیفری و غیرسرکوبگر به منظور جلوگیری از وقوع جرایم ، دارای جایگاه ویژه ای شده است ،که این امر خود حکایت از پذیرش یک رویکرد یا رهیافت کلان نسبت به جرم و کنترل آن دارد . برگزاری همایش های متعدد بین المللی ، منطقه ای و داخلی در اغلب کشورها در مورد پیشگیری در دو دهه اخیر دلیل دیگری بر اهمیت آن است .

لذا امروزه پیشگیری غیرکیفری در معنای علمی که در جرم شناسی پیشگیرانه به عنوان شاخه ای از جرم شناسی کاربردی بررسی می شود ، قلمرو متنوع و گسترده ای دارد و براساس مدلهای خاصی قابل تقسیم است . چنانچه برخی از اساتید جرم شناسی با توجه به سه محور ( شخصیت ، اوضاع ماقبل جنایی و روند فعلیت یافتن ) پیشگیری را در سطوح مختلفی قابل تقسیم می دانند ، چرا که علی الاصول وقوع جرم نمی تواند خارج از آن سه محور باشد . با پذیرش محورهای یاد شده انواع پیشگیری را می توان تطبیق و صورت بندی نمود : در دسته نخست تدابیر پیشگیری عمومی ( پیشگیری اجتماعی ) در جهت اصلاح و تربیت کلیه افراد جامعه که می توانند بزهکاران بالقوه باشند و تدابیر خصوصی برای افرادی که حالت خطرناک و روحیه ضد اجتماعی و ناسازگاری دارند متمرکز می شود ( پیشگیری اولیه و ثانویه ) .
دسته دوم فعالیتها در راستای از بین بردن وضعیت های پیش جنایی یا ماقبل جنایی صورت می گیرد و در آن تدابیری چون جلوگیری از تظاهر به فساد ، منع حمل و نقل و خرید و فروش اسلحه یا مواد مخدر برای محو زمینه های مساعد جرم زا اتخاذ می گردد ( پیشگیری وضعی ) ، دسته سوم فعالیتها در واقع برای خنثی سازی بزهکاری در مرحله فعالیت یافتن عمل مجرمانه به عنوان مثال حضور پلیس یا کنترل های مخفیانه صورت می گیرد .
بدین ترتیب ، تاثیر گذاری تیپ های مختلف پیشگیری یکسان نیستند ، برخی از انواع پیشگیری زمینه علل وقوع جرم را از بین می برد ( پیشگیری اجتماعی ) و دیگری فرصت و امکان آن را کاهش می دهد یا دشوار می سازد . به عنوان مثال پیشگیری وضعی ، هدفش از بین بردن کاهش فرصت های وقوع جرایم می باشد.[۵۵]

 

گفتار دوم :سیاستگذاری و مدیریت پیشگیری از وقوع بزه در ایران

 

با وجود تاثیر گذاری غیر یکنواخت و متفاوت ، تیپ های پیشگیری ، برنامه ریزی ، تدابیر، اقدامات و فعالیت های این علم طیف کلان و گسترده ای دارد و لذا نمی توان انتظار داشت یک موسسه ، نهاد و وزارتخانه بتواند عهده دار انجام پیشگیری از وقوع جرم در جامعه باشد . بدین ترتیب این نظر شکل می گیرد که به منظور پیشگیری از وقوع جرم بایستی باید سیاستگذاری و مدیریت نمود ؛ به این معنی که با تعیین چارچوب های این علم تحت رهبری نهاد یا ارگانی خاص با هیات اجتماع هماهنگی ، مشارکت و همکاری صورت پذیرد .
بند اول : قوه مجریه و نقش آن در پیشگیری
ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی ، بالا بردن سطح آگاهی عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسائل دیگر ، آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه ، رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ، پی ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه ، مسکن ، کار و بهداشت و تعمیم بیمه ، ایجاد زمینه های مناسب برای رشد شخصیت زن و احیاء حقوق مادی و معنوی او و حمایت از مادران وکودکان بی سرپرست ، افزایش آموزش خود کنترلی ، بالا بردن دانش افراد ، بالا بردن ارزش های پذیرفته شده ، نمونه هایی از بندهای اصل سوم و بیست و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد که به واقع تحقق آنها نمونه هایی از آرمان شهر مدینه فاضله می نماید بگونه ای که زمینه بسیاری از جرایم را می خشکاند .
جملگی موارد یاد شده در قالب پیشگیری اجتماعی می گنجد ، با این توضیح که پیشگیری اجتماعی اقدام های اساسی عمیق و دراز مدت نسبت به افراد و محیط پیرامون آنها را شامل می شود . در این مورد عمدتا دو نوع رویکرد یا دو نوع طرز تلقی مهم از جنبه نظری و هم از جنبه عملی مورد توجه قرار گرفته است این دو رویکرد را تحت عنوان رویکرد ساختاری یا معماری و رویکرد تفریحی و سرگرمی در قالب اوقات فراغت مطرح می کنند یعنی به مسائل امنیتی در مقابل جرم توجه می شود . رویکرد دیگر مبتنی بر تنظیم اوقات فراغت و مسائل فرهنگی است .
بنابراین طیف وسیعی از اقدامات موردی پیشگیری اجتماعی در حیطه اختیارات و وظایف دولتمردان جمهوری اسلامی است ؛ لذا با شناخت صحیح و عملی پیشگیری از وقوع جرم در سطح کشور ، ریاست جمهوری با توجه به اصل یکصد و سیزدهم قانون اساسی ، مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه می تواند با استناد به بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی خواستار مدیریت و سیاستگذاری قوه قضاییه در امر پیشگیری باشد ، مضافا آنکه به عنوان رئیس قوه مجریه و نیز در چارچوب عمل به اصل سوم و اصل بیست ویکم قانون اساسی در مهمترین و کارآمدترین پیشگیری یعنی پیشگیری اجتماعی اقدامات عملی و علمی شایسته ای را تقبل نماید .[۵۶]
بند دوم : قوه قانونگذاری و نقش آن در پیشگیری
هرگاه تدوین قوانین اندیشمندانه و کارشناسانه صورت گیرد و باعث خواهد شده تا اجتماع و جامعه در دفاع و حمایت از آن برآمده و به عبارتی بسیج جامعه را همراه خواهد داشت ، چنانچه اندیشمند فرانسوی منتسکیو در مورد لزوم اعتدال در تدوین قوانین می نویسد : قانونگذار باید همواره رعایت اعتدال را در قوانین بنماید ..
لذا می توان گفت جرم زدایی ، یک فن حقوقی است که نقش قانون کیفری را در بعضی از زمینه های معین محدود می کند طبیعتا این یک شکل پیشگیری اصولی است چرا که معلول را با از میان برداشتن علت حذف می کند . در بعضی زمینه ها جرم انگاری کیفری می تواند، بدون اینکه حفاظت از نظم اجتماعی را به خطر اندازد ؛ بی فایده یا حتی مضر واقع شود، باتامل در این گفتار در می یابیم که تورم کیفری چه بسا خود سبب و زمینه ساز جرم می گردد . بنابراین نحوه تدوین قوانین ، لحاظ مطالعات جرم شناسانه ، احترام به حقوق بشر و عدالت اجتماعی ، پذیرش حقوق پیشگیری در کنار حقوق جزا و توجه به رهیافت های علمی و کارشناسانه جملگی در پیشگیری از وقوع جرم موثر و وظیفه قانونگذاران را مبرهن می سازد . نهایتا قوه مقننه با درک چارچوب جرم شناسی پیشگیرانه می تواند با استناد به اصل هفتاد و یکم در عموم مسائل در حدود مقرر قانون اساسی وضع قانون نماید و یکی از عموم مسائل ، تدبیر و تصمیم گیری در امر پیشگیری و تیپ های مختلف آن است .
بند سوم : قوه قضاییه و نقش آن در پیشگیری
مطابق بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، یکی از وظائف قوه قضاییه اقدامات مناسب برای پیشگیری از جرم بیان شده است ،آنچه مسلم می آید آنکه با توجه به گستردگی پیشگیری در معنای علمی انحصار قوه قضاییه به عنوان متصدی نمی تواند معقولانه باشد لذادرخصوص متولی پیشگیری در ایران نظرات و دیدگاه های متفاوتی ابراز شده :
۱- وظیفه پیشگیری از وقوع جرم نمی تواند به عهده قوه قضاییه باشد ، چرا که قوه قضاییه مقام اجرایی نیست و مهمتر آنکه وظیفه قوه قضاییه پس از وقوع جرم نمود پیدا می نماید ،
در مقام تحلیل این گفته نکاتی قابل تامل است : اولا این دیدگاه در واقع تاکید کننده قلمرو متنوع پیشگیری از وقوع جرم است و لذا تصدی قوه قضاییه را به وظایف مشخص و محدود این قوه کارساز نمی داند .ثانیا به نظر می رسد منظور از برنامه کوتاه مدت در گفتار فوق تاکید کننده پیشگیری وضعی باشد ، زیرا تدابیر این پیشگیری از لحاظ دستیابی به نتایج کوتاه مدت ، مقطعی ، کم هزینه و بسیار مشهود و ملموس است و قوای انتظامی در گشت های پلیسی ، متفرق کردن افراد شرور حمایت موقتی از آماج ها و بزه دیدگان در حال خطر این هدف را به خوبی دنبال می نماید و سبب کاهش فرصت های جرم می باشند .
ثالثا منظور از پیشگیری در برنامه بلند مدت همان پیشگیری اجتماعی است ، چرا که این پیشگیری ، شامل مجموعه اقدامات پیش گیرنده است که به دنبال حذف یا خنثی کردن آن دسته عواملی هستند که در تکوین جرم موثر بوده اند.
لذا باید گفت :پیشگیری شاخه ای از جرم شناسی دارای شاخصه و معیارهای خاص آن علم است که آن را از دنیای حقوق کیفری متمایز می سازد ، پیشگیری زائیده تفکر پویای جرم است و آنکه علل جرم قابل مطالعه ، شناخت ، ارزیابی و قابل تجزیه و تحلیل است و لذا برای تثبیت علم پیشگیری نخستین گام وجود سیاستگذاری و مدیریت بررسی رضایت اجتماع می باشد تا سطوح و انواع مختلف پیشگیری تواما بکار گرفته شود .[۵۷]
در این باره باید گفت در امر پیشگیری از جرم همه دستگاه ها باید دخیل باشند و برای این کار احتیاج به یک برنامه کامل و منظم می باشیم و احتیاج به یک عزم ملی داریم اصل پیشگیری در یک مواردی به فرد فرد مردم مربوط می شود ، به مجلس ، دانشگاه ها ، آموزش و پرورش – صدا و سیما همه و همه باید آسیب ها را شناسایی و اعلام کنند باید ریشه ها و زمنیه ها شناسایی و خطرها را مشخص و اطلاع رسانی همراه با کار کارشناسی با یک مدیریت قوی واحد و متمرکز اقدام گردد باید برنامه همه واقع بیننانه داشت و از تجربیات دیگران استفاده کرد از حقوق دانان و اساتید استفاده کرد.
در بیان علت واگذاری این مهم به قوه قضاییه شاید به این دلیل باشد که مهمترین ارگانی که به علل و عوامل و مولفه های جرم می تواند وقوف داشته باشد قوه قضاییه است . بدین ترتیب قوه قضاییه بایستی در امر پیشگیری مدیریت و سیاستگذاری نماید تا اینکه پیشگیری در معنای علمی تثبیت گردد و با توجه به عملکردها و فعالیت های علمی و کاربردی قوه قضاییه چنین تفکری در حال شکل گیری و قوام است در همین راستا کمیسیون سیاست جنایی شورای عالی توسعه قضایی پیش نویس لایحه قانون تاسیس شورای ملی پیشگیری از جرم را تهیه نموده که در این پیش نویس نیز مدیریت امر پیشگیری به قوه قضاییه سپرده شده است .

 

گفتار سوم :نظریه‏های جرم شناختی بزهکاری

 

تاکنون چند نظریه عمده جامعه‏شناختی در مورد انحراف بیان شده و شاید بتوان گفت که امروز ادعا بر این است که به دلیل پیچیدگی پدیده‏های اجتماعی هیچ‏یک از این نظریه‏ها به تنهایی قدرت تحلیل و بررسی انحرافات را ندارند، بلکه در صورتی که مجموع این‏ها در کنار هم قرار گیرند، می‏توانند انحرافات را به دقت مورد بررسی و شناسایی قرار دهند. این نظریه‏هاعبارتند از:
بند اول: نظریه انتقال فرهنگی کج‏روی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:14:00 ب.ظ ]