آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      



جستجو



 



مقدمه:
یکی از بلاهای خانمان سوز که آفتی بر پیکر جوامع بشری است ، مسئله مواد مخدر و اعتیاد می باشد که قدرت تفکر ،خلاقیت ،توان ،کوشش و سازندگی را از انسان ها گرفته و بنیان خانواده و اعتقاد و باورهای دینی آن ها را در معرض نابودی و از هم پاشیدگی قرار داده است و متاسفانه روزبه روز ،رو به گسترش است.کمتر کشوری است که مهمترین و یا یکی از عمده مشکلاتش ،مسئله مواد مخدر و اعتیاد نباشد.هر ساله مبالغ هنگفتی ،صرف مبارزه با آن می گردد ولی همچنان رقم باندهای قاچاق مواد مخدر و تعداد معتادان افزایش می یابد و سازندگی ها رو به سوزندگی ،توانایی ها رو به ناتوانی و ثروت ها رو به انهدام و نابودی می رود و میکده خیالی معتاد نیز به ماتمکده ای سرد مبدل می گردد(برفی،1383).اعتیاد معمولا به مجموعه وابستگی فیزیکی و روانی اطلاق می شود ولی در مجموع مفهومی مبهم دارد(بلوم[1]،1984).
کلمه اعتیاد[2] یا واژه معتاد ، مفهوم نامناسب و تحقیرآمیزی است که از نظر علمی و پزشکی نمی تواند مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی مشخص کند.کلمه اعتیاد کاربرد فراوانی در ارتباط با اعتیاد به تماشای تلویزیون،اعتیاد به خرج کردن پول،اعتیاد به قمار و دزدی و غیره دارد اما در ارتباط با اختلالات وابسته به مواد اهمیت خود را از دست داده است(کاپلان و سادوک[3]،2000).
سازمان بهداشت جهانی (Who) الگوی خود را در تدوین مفاهیم ((نشانگان وابستگی))قرار داده است که به تدریج جایگزین اصطلاح اعتیاد شده است.در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اعتیاد دیگر اصطلاح علمی نیست و اصطلاح وابستگی به مواد [4]را جایگزین آن کرد(بزمی ،1390).کمیته WHO  ،در سال 1981 تعریف خود را در ارتباط با نشانگان وابستگی به مواد اینگونه ارائه کرد که مجموعه ای از پدیده های فیزیکی،رفتاری و شناختی که در طی آن مصرف یک ماده یا مواد برای یک شخص خاصی اهمیت بیشتری نسبت به رفتارهای دیگر داشته باشند،در حالی که این گونه رفتارها ارزش و اهمیت بیشتری دارند.ویژگی توصیفی فهم وابستگی به مواد عبارتست از میل به مصرف دارو و یا داروهایی که بسیار نیرومند و گاهی اوقات مغلوب کننده اند(ادواردز،آریف،هاجسون[5]،1981).                                                                                                                        
ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[6] (DSM-IV-TR)(انجمن روانشناسی آمریکا ،2000) اختلالات اعتیاد را به سوء مصرف [7]و وابستگی [8]طبقه بندی می کند.سوء مصرف مواد توسط DSM-IV-TR به عنوان استفاده ناسازگارنه از مواد شیمیایی تعریف می شود که در گذر زمان اتفاق می افتد و حیطه ها و مسئولیت های عمده زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.(یونکه[9]؛برایس هاگدورن[10]،2006).
1-1بیان مسئله
اعتیاد موضوع و پدیده ای است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون و از سال های پیش محققین و سازمان های فراوانی در زمینه شناخت ،پیشگیری،کنترل و درمان اعتیاد فعالیت های گسترده ای انجام داده اند که متاسفانه اکثرا ناموفق نیز بوده اند(بزمی،1390).اعتیاد ، دامنه رفتارهای فرد را محدود به یک موضوع خاص کرده و موجب شده تا فرد از اکثر رفتارهایی که به ارتقاء و رشد توانایی های او کمک می کند غافل بماند. اعتیاد به یک رفتار به عنوان یک آسیب روان شناختی مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است.آنها درصدد هستند ماهیت رفتار اعتیادی را تبیین کرده و به شناخت هرچه بیشتر این رفتار نائل آیند.(ناجی و زارعی،1388).در کنار روانشناسان و روانپزشکان ،موسسات و انجمن های غیرانتفاعی و مردم نهادی هم جهت درمان و پیشگیری از عود و بهبود وضعیت جسمی،روانی و اجتماعی معتادان فعالیت می کنند.
یکی از این انجمن های غیر انتفاعی ،انجمن غیر انتفاعی معتادان گمنام (NA)[11]است.بیش از نیم قرن است که این انجمن جهت درمان ، پیشگیری از عود و کمک به بهبود وضعیت روانی ،اجتماعی معتادان شکل گرفته که خوشبختانه بیش از یک دهه است که فعالیت خود را در ایران آغاز کرده و همچنان در حال فعالیت می باشد. انجمن معتادان گمنام یک انجمن غیرانتفاعیی متشکل از مردان و زنانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است.(کمیته نشریات ان.ای1388). تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است.(کمیته نشریات ان.ای،1388).برنامه معتادان گمنام مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و اعضاء می توانند آن ها را در زندگی روزمره خود به کار بندند.نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است.در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد و به هیچ سازمانی وابسته نیست و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد.هرکس که تمایل داشته باشد بدون در نظر گرفتن سن ،نژاد،هویت جنسی،اعتقاد و یا مذهب می تواند به این انجمن بپیوندد.تجربه گروهی انجمن نشان داده است که کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.
آنچه از کتاب ها و نشریات این انجمن برداشت می شود این است که مشکل معتادان تنها مصرف مواد مخدر نیست .بلکه بیماری اعتیاد است. تجربه افراد معتادی که پس از مدتی فطع مصرف دوباره به مصرف روی می آورند نیز بیانگر این موضوع است. برنامه انجمن معتادان گمنام بیماری اعتیاد را به این صورت تعریف می کند که یک بیماری مزمن ،پیشرونده و کشنده و لاعلاج است و فقط می توان در نقطه ای از فعالیت آن را باز داشت.برنامه NA از دوازده قدم تشکیل شده است که اصول بهبودی به شمار آمده و زمینه ای برای شناخت خود ، رابطه معنوی و ارزیابی روابط با دیگران است و بنابر تجربه افراد کارکرد قدم ها و به کار بردن اصول آن در زندگی تغییراتی بزرگ و سهمی در زندگی اعضاء به وجود می آورد. به عنوان نمونه در قدم یک فرد معتاد اقرار میکند که در مقابل بیماری اعتیاد عاجز بوده و زندگی اش غیر قابل اداره شده بود و سعی می کند بیماری خود را بپذیرد.در قدم دوم فرد باورهای نادرست و غلط خود را شناسایی میکند و باورهای جدیدی که به او کمک می کنند شکل میدهد و باورهای درست گذشته را تقویت میکند.والیانت[12] در یک مطالعه گذشته نگر در مدت 35 سال به این نتیجه رسیدند که شرکت در برنامه NA علت افزایش 22درصدی رفتارهای مناسب اجتماعی مثل ازدواج و اشتغال است.گورسکی[13] بیان می دارد که شرکت در برنامه های دوازده قدمی پیوسته با بهبود عملکرد اجتماعی ، بهبود سازگاریهای زناشویی و بهبود سازگاریهای روانی همراه است
جنبه قابل توجه دیگر این انجمن شکل گیری روابط صمیمی و یاری گرانه اعضاء با همدیگر است.
گرو[14] بیان می داردکه  حمایت اجتماعی را مکانیسم اساسی این انجمن می دانند و ادامه می دهند که شبکه های اجتماعی و حمایتی گرم بیشترین ارزش را برای بهبودی دارند و علاوه بر این حمایت اجتماعی مکانیسمی در موثر بودن برنامه دوازده قدمی در گسترش دادن سبک زندگی عاقلانه است. فرد معتاد از یک خلا معنوی رنج می بردو بر همین اساس برنامه های انجمن در جهت تقویت جنبه های معنوی افراد کار می کند. اریک[15] بیان می دارد که اعضاء انجمن معتادان گمنام پس از شرکت در جلسات گروهی دوازده قدمی جهت گیری معنوی[16] بیشتری کسب می کنند.( به نقل از حدادرحمانی،1390).چنانچه در پژوهش های  مختلف تایید شده است که معنویت یکی از جنبه های مهم سلامت روان و کارکرد اجتماعی مناسب به شمار میرود.
بهزیستی روانشناختی[17] و سازگاری اجتماعی[18] از جمله مولفه هایی هستند که تحت تاثیر اعتیاد قرار می گیرند.بهزیستی روانی جزء روانشناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکرد های روانی  و ابعد سلامت روانی تعریف شده است .بهزیستی روانی ساختار مهمی است که در سطح پایین منجر به افسردگی و انزوای اجتماعی و باعث فقدان احساس رضایت و اعتماد به نفس و احساس نبود اراده یا هدف در زندگی شده و به کاهش سلامت روانی و جسمانی منجر می شود.
رشد اجتماعی مهمترین جنبه رشد هر شخص محسوب می شود .معیار اندازه گیری رشد اجتماعی فرد ،میزان سازگاری او با دیگران است. سازگاری اجتماعی ، هماهنگی بین محیط و مهارت های شخصی و فعالیت در زمینه های مختلف اجتماعی،توانایی درک نیازهای دیگران و علاقه به رفاه آن ها ،عزت نفس بالا ،کارآمدی ادراک،مسولیت پذیری،مقابله با ناکامی ،تحمل اضطراب،احساس امنیت و تمایل به همکاری و همنوایی در موارد خاص ،ویژگی های اصلی افراد دارای سازگاری اجتماعی است(شوهان[19] 1991).
با توجه به تحقیقات انجام شده و گسترش فعالیت برنامه معتادان گمنام و تاثیر گذاری اعتیاد بر جنبه های روانی و اجتماعی فرد ،پژوهش حاضر به این سوال خواهد پرداخت که :
آیا برنامه معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیرگذار است؟
1-2اهمیت و ضرورت
اعتیاد به ویروس شباهت دارد –سرایت می کند و به همه جنبه های زندگی شخص ، شامل حیطه های معنوی ، هیجانی، جسمانی، روانشناختی ، خانوادگی ، اجتماعی ، تفریحی و شغلی گسترش می یابد. اختلالات اعتیادی درمان نشده ، به جای اینکه با گذشت زمان بهبود یابند ، مانند بیماریهای قلبی درمان نشده سیر می کنند –یعنی، با زمان و استرس کافی ، فرد دچار یک حمله خواهد شد که معمولا به یکی از حیطه های مذکور آسیب می رساند.برخلاف اختلالات مزمن و هنوز قابل مدیریت دیگر (مانند دیابت)، اختلال اعتیادی نه تنها فرد معتاد ، بلکه همه افراد در تماس با وی را نیز متاثر می سازد(یونکه و برایس هاگدورن[20]،2006). نباید شگفت زده شد که الکل و مواد مخدر ، نقش عمده ای در میزان جرایم خشونت آمیز دارند.بیش از نیمی از همه قتل ها و تجاوزها ، مستقیما به الکل یا مواد مخدر ربط دارند(مارتین[21]،2001،نقل شده در یونکه و هاگدورن2006).
بنابر گزارش مسولان وزارت کشور  در سال 1393 ، جرم  تقریبا 70درصد زندانیان کشور ،مرتبط با اعتیاد و مواد مخدر است و این آمار اهمیت موضوع  را چند برابر می کند.در سوره مبارکه بقره آیه 195آمده است که )ولاتلقوبایدکم الی التهلکه) با دست خویش خویشتن را به هلاکت نیندازید. شخص معتاد ،ویرانگر خود و خانواده خویش است و اثرات منفی مواد مخدر در روح و جسم او معلوم و مشخص است.دکتر دیوید ماتسو به نقل از محمد برفی روان پزشک دانشگاه پل معتقد است که می توان تمام مشکلات عمیق اجتماعی را به اعتیاد به مواد مخدر نسبت داد.بالا بودن میزان معتادین باعث می شود که مشکلات ناشی از بیکاری و عدم وجود امکانات آموزشی کافی به بوته فراموشی سپرده شود.شخص معتاد با از دست دادن بسیاری از جنبه های انسانی و گرفتاری در انحطاط روحی باطبع قادر به مراعات موازین عقلی و اخلاقی نشده و نه تنها نمی تواند صاحب فضیلت و امتیاز اخلاقی باشد ،بلکه حتی قادر به پیروی از دستورات اخلاقی و اجتماعی نبوده و به همین لحاظ فردی است لاقید و بی بند و بار و وقتی کمترین تعهد اخلاقی و اجتماعی را تحمل نمی کند ،نمی تواند زیر بار مسولیت ها و تعهدات خانوادگی خود برود درنتیجه در خیلی از موارد خانواده از هم پاشیده می شود و نتیجه ای جزء طلاق و فرزند طلاق در پی نخواهد داشت.
از سوی دیگر انجمن معتادان گمنام در ایران گسترش پیدا کرده بطوریکه بنابر آخرین آمار ارائه شده توسط مسولین کمیته روابط عمومی بیش از 18هزار گروه و 400هزار نفر عضو در ایران دارد و هر روز به تعداد آن ها افزوده می شود.انجمنی که تغییرات وسیع و مهمی بر روی اعضاء بوجود آورده است و نیازمند پژوهش های بیشتری در این زمینه است.
با توجه به اهمیت موضوع اعتیاد و تاثیرات مخرب آن بر فرد ،خانواده و جامعه و تحقیقات انجام گرفته در این زمینه و نیاز بیشتر به شناخت انجمن معتادان گمنام  و تاثیرات آن بر مولفه های روانی و اجتماعی  فرد ،پژوهش حاضر اجرا می شود.

تعداد صفحه :68
قیمت :37500 تومان

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1398-12-06] [ 07:01:00 ق.ظ ]




1-7 تعاریف مفهومی متغیرها 11
1-7-1 نشانگان اعتیاد به اینترنت. 11
1-7-2 کنترل هیجانی 11
1-7-3 ابرازگری هیجانی 11
1-7-4 سیستم‌های مغزی رفتاری 11
1-8 تعریف عملیاتی متغیر ها 13
فصل دوم
مروری بر مطالعات انجام‌شده
2-1 مبانی کلی اعتیاد به اینترنت (تعریف، شیوع، عوامل موثر ) 15
2-2 دیدگاه‌های نظری 22
2-3 هیجان. 26
2-3-1 دیدگاه‌های نظری هیجان. 26
2-3-2 ابرازگری هیجانی 28
2-3-3 کنترل هیجانی 29
2-4 سیستم مغزی رفتاری 31
2-4-1 تعریف سیستم‌های مغزی /رفتاری 32
ب )پیشینه پژوهشی 34
پژوهش‌های داخل کشور. 34
پژوهش‌های خارج از کشور. 38
2-5 جمع بندی 43
فصل سوم
روش تحقیق
3-1 روش پژوهش 45
3-2 جامعه آماری پژوهش 45
3-3 نمونه پژوهش و روش نمونه گیری 45
3-4 توصیف ابزارهای پژوهش 46
3-4-1 پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT) 46
3-4-2 مقیاس BIS/BAS کارور و وایت. 46
3-4-3 پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) 47
3-4-4 پرسشنامه کنترل هیجانی (ECQ) 48
3-5 روش اجرای پژوهش 49
3-6 روش آماری تحلیل داده‌ها 49
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
4-1 نتایج توصیفی 51
4-1-1 ویژگی‌های جمعیت‌شناختی 51
-فراوانی پاسخ دهندگان براساس تعداد خواهر برادر. 51
– فراوانی پاسخ دهندگان بر اساس فرزند چند خانواده. 52
– فراوانی و درصد رشته تحصیلی پاسخ دهندگان. 53
– فراوانی و درصد سابقه مصرف دارو پاسخ دهندگان. 54
– سابقه بیماری جسمی روانی 554
4-2 نتایج استنباطی 56
4-2-1 بررسی سوال اول. 56
4-2-2 بررسی سوال دوم. 57
4-2-3 بررسی سوال سوم. 58
4-2-4 بررسی سوال چهارم. 59
5-2-4 بررسی سوال پنجم.60
6-2-4 بررسی سوال ششم .62
فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری
5-1 نتیجه گیری کلی 75
5-2 محدودیت‌های پژوهش 76
5-3 پیشنهادهای پژوهشی 76
5-4 پیشنهادات کاربردی 76
منابع و مأخذ
منابع فارسی 78
منابع انگلیسی.84
ضمائم
پیوست الف : مقیاس سیستم  های بازداری و فعالسازی رفتاری 92
پیوست ب : پرسشنامه  اعتیاد به اینترنت یانگ 93
پیوست ج : پرسشنامه ابرازگری هیجانی 93
پیوست د : پرسشنامه کنترل هیجانی 94

 

مقدمه
 

دسترسی به اینترنت پدیده رو به گسترشی است و هر روز تعداد بیشتری از افراد در زمره استفاده کنندگان از اینترنت قرار می‌گیرند (زربخش بحری و همکاران، 1392). امروزه یکی از معضلات مهم زندگی در کنار فن آوری، اعتیاد به استفاده از فنآوری‌ها یا وابستگی به آنها است که در همین ارتباط میزان گرایش جوانان به استفاده از اینترنت 5/78 درصد گزارش شده است (جلالی و همکاران، 1386). افزایش تعداد کاربران اینترنت در پژوهش چاین، و چنگ[1](2006) نیز تاکید شده است. این دیدگاه که اصطلاح اعتیاد فقط اعتیاد به مواد نیست و می‌تواند به شکل اعتیاد رفتاری هم وجود داشته باشد اولین بار توسط پل[2] در 1975 ارائه شد. طبق نظر پل آنچه که باعث میشود افراد نسبت به یک رفتار معتاد شوند، تجربه خوشایند نسبت به انجام آن رفتار است همانگونه که نسبت به مصرف مواد رخ می‌دهد. در اعتیاد اینترنتی فرد، نه به ماده بلکه به آنچه در رایانه انجام می‌دهد یا به احساسی که در هنگام انجام آن به او دست می‌دهد وابسته میشود (گود من[3]، 1990).
گلدبرگ[4] اولین بار در 1995، نشانگان اعتیاد به اینترنت[5] را مطرح کرد. نشانگان اعتیاد به اینترنت یا وابستگی رفتاری به اینترنت صرف نظر از این که آن را یک بیماری یا آسیب روانی یا معضل اجتماعی بدانیم پدیده‌ای است، مزمن، فراگیر و عودکننده که با صدمات جدی جسمانی، مالی، خانوادگی، اجتماعی و روانی همراه است. برخی از این صدمات را می‌توان شامل هزینه روزافزون برای اینترنت و موضوعات مربوط به آن، احساس هیجانی ناخوشایند (مانند اضطراب، افسردگی و مانند آن) در زمانی که فرد در تماس با اینترنت نیست، قابلیت تحمل و عادت کردن به اثرات در اینترنت بودن، و انکار رفتارهای مشکل زا دانست (گونزالز[6]، 2008). دیویس[7](2001) دو نوع استفاده از اینترنت را معرفی کرده است. استفاده آسیب‎زای خاص[8] و استفاده آسیب‌زای تعمیم‌یافته[9]، استفاده آسیب‎زای خاص عبارت است از وابستگی به یک عملکرد خاص اینترنت مثل سرویس‌های حراج آنلاین. این نوع وابستگی در نبود اینترنت هم وجود دارد. این نوع وابستگی را میتوان یکی از اشکال یک اختلال رفتاری وسیع‌تر دانست. استفاده آسیب‎زای تعمیم‌یافته استفاده افراطی عمومی و چند بعدی از اینترنت مانند بازی کردن، چت کردن، چک کردن ایمیل چندین بار در روز و حتی اتلاف وقت به صورت آنلاین و بدون هدف خاص را شامل می‌شود. وابستگی از نوع تعمیم‌یافته در نبود اینترنت وجود ندارد.
به نظر دیویس، علت‎های دخیل در استفاده آسیب زا از اینترنت را می‌توان در یک چهارچوب آمادگی-‌ تنیدگی[10] توضیح داد. رفتار غیرعادی در نتیجه یک آمادگی (یک آسیب روانی موجود) و یک تنیدگی (یک اتفاق در زندگی) بروز می‎کند. در خصوص آمادگی عوامل متعدد مطرح شده است. دیویس (2001) اگرچه بر تحریف‌های شناختی درباره خود و دنیا مانند «من فقط در اینترنت خوب هستم»، «وقتی آنلاین هستم برای خود کسی هستم» و یا «وقتی آنلاین نیستم کسی مرا دوست ندارد»، «اینترنت تنها دوست من است» در وابستگی شخص به اینترنت تاکید کرده، استفاده اسیب زا از اینترنت را به عنوان نوعی راهبرد سازش‎نایافته خودنظم‎دهی هیجان تلقی میکند که چه بسا افراد برای مقابله با هیجان‌ منفی خود به کار می‌برند. این عقیده گروس و لونسون (1997) که بیش از نیمی از اختلالهای مربوط به محور I و همه اختلالهای شخصیتی محور II در DSM شامل برخی بدنظمی‌های هیجانی هستند همچنان مطرح است. نظم هیجانی بر این موضوع که افراد چه هیجانی را در چه زمانی داشته باشند و چگونه آن هیجانها را تجربه یا ابراز کنند تأثیر می‌گذارد (ریچارد و گروس[11]، 2000). یک شکل از نظم هیجانی، بازداری هیجان یا مخفی کردن هیجانی است که شخص احساس میکند. بازداری یا کنترل هیجانی[12] به افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی منجر می‌شود که البته این برانگیختگی فیزیولوژیکی می‌تواند در آسیب‌های مختلف از جمله بیماریهای روان تنی نقش داشته باشد(باتلر[13]، 2001).
بعضی افراد هیجانهایشان را آزادانه و ظاهراً بدون نگرانی از پیامدهای آن ابراز میکنند ولی برخی دیگر در ابراز حالتهای هیجانی خود محافظه کار هستند (امونز و کلبی ، 1995). هلمرز و منت (1999) دریافتند که دشواری در شناسایی و توصیف هیجانها با ابرازگری هیجانی[14] همبستگی معکوس داردتبیین گری[15](1989؛ به نقل از آزادفلاح، 2000). از شخصیت، مبنای هیجانی روشنی دارد. گری عنوان می‌کند که گرایش به انواع خاصی از هیجانات به دلیل تفاوت درسیستم های مغزی/ رفتاری[16] است.
این نظریه بیان می‌دارد که ساختارهای مختلف مغز، سیستم های انگیزش اساسی را که در تعامل با تقویت رفتاری هستند، راه اندازی میکنند. سیستم فعال ساز رفتاری[17] مسیردوپامینرژیک و مدارهای کورتیک و-استریتو- پالیدو- تالامیک را دربر دارد. جایگاه این سیستم، لب پیشانی، بادامه و عقده های پایه می‌باشد و توسط محرک های خوشایند مرتبط با پاداش یا حذف تنبیه فعال میشود. به نظرمی رسد این سیستم برای تجاربی نظیر امید، وجد و شادی پاسخگو باشد. سیستم بازداری[18] در قسمت جداری- هیپوکامپی ساقه مغز، مدارپاپز و لب حدقه ای- پیشانی قراردارد (هیویج[19] و همکاران، 2006). نتایج برخی پژوهش‌ها مانند فرانکن و موریس[20](2006) نشان میدهد بیش فعالی سیستم فعال ساز رفتاری موجب میشود که فرد بدون توجه به پیامدهای عمل، به دنبال دستیابی به محرکهای پاداش دهنده باشد و پژوهش‌ها حاکی ازآن است که بیش فعالی سیستم فعال ساز رفتاری در بروز و تداوم رفتارهای وابستگی و از جمله سوء مصرف مواد نقش مهمی دارد.
پژوهش حاضر نیز هم راستا با سایر پژوهشهایی که به شناخت عوامل اثرگذار بر پدیده رو به گسترش اعتیاد به اینترنت پرداخته اند، شکل گرفته است.

 

1-2 بیان مسئله
 

هرگاه یک عادت مبدل به یک اجبار شود می ­تواند اعتیاد به حساب آید. اعتیادهای رفتاری را نباید به صرف نبود « ماده مورد استفاده » نادیده گرفت. درDSM ملاک­های تشخیصی نشانگان اعتیاد به اینترنت با ملاک­های تشخیصی برای اختلال کنترل تکانه، قماربازی بیمارگون و نیز وابستگی به مواد همپوشی دارد (مورالی و گورگس[21]، 2007).
براساس DSM-5: ملاک‌های پیشنهاد شده در اختلال بازی اینترنتی (که عموما با عنوان اختلال مصرف اینترنت، اعتیاد به اینترنت یا اعتیاد به بازی نیز به ان اشاره شده)به صورت زیر میباشد: استفاده مداوم و مکرر از اینترنت برای بازی کردن، اغلب با بازیکنان دیگر، که به اختلال یا ناراحتی قابل ملاحظه بالینی منجر میشود. به صورتیکه با پنج (یا تعداد بیشتری )از موارد زیر در مدت 12 ماه نمایان میشود:

 

دلمشغولی به بازی‌های اینترنتی (فرد در مورد فعالیت بازی قبلی فکر میکند یا بازی کردن بعدی را انتظار میکشد، بازی اینترنتی فعالیت غالب در زندگی روزانه میشود).
توجه : این اختلال با قمار بازی اینترنتی تفاوت دارد که تحت اختلال قمار بازی منظور شده است.

 

نشانه‌های ترک هنگامی که بازی اینترنتی حذف شده است. (این نشانه‌ها معمولا، به صورت تحریک پذیری، اضطراب، یا غمگینی توصیف شده اند، اما علایم جسمانی ترک دارویی وجود ندارد.
 

تحمل- نیاز به صرف کردن وقت بیشتر برای بازی‌های اینترنتی.
 

تلاش‌های ناموفق برای کنترل کردن مشارکت در بازی‌های اینترنتی.
 

از دست دادن علاقه به مشغولیت‌ها و سرگرمی‌های قبلی، به استثنای بازی‌های اینترنتی و در نتیجه آن.
 

استفاده بیش از اندازه مداوم بازی‌های اینترنتی با وجود آگاهی از مشکلات روانی –اجتماعی.
 

اعضای خانواده، درمانگران، و دیگران را در مورد مقدار بازی اینترنتی فریب داده است.
 

استفاده از بازی‌های اینترنتی برای گریختن از خلق منفی یا تسکین دادن آن (مثل احساسات درماندگی، گناه، اضطراب)
 

رابطه، شغل، یا فرصت تحصیلی یا شغلی مهمی را به علت شرکت در بازی‌های اینترنتی به خطر انداخته یا از دست داده است (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013 ) البته قابل توجه میباشد که در این بخش ذکرشده است که فقط بازی‌های اینترنتی غیر قمار بازی در این اختلال منظور شده اند. استفاده از اینترنت برای فعالیت‌های ضروری در کار و کاسبی یا شغل منظور نشده است، این اختلال استفاده تفریحی یا اجتماعی دیگر از اینترنت را نیز شامل نمیشود. همچنین، سایت‌های اینترنتی جنسی نیز منظور شده اند. این اختلال بسته به میزان اختلال در فعالیت‌های عادی، میتواند خفیف، متوسط و یاشدید باشد. افراد مبتلا به این اختلال نه چندان شدید ممکن است نشانه‌های کمتر در زندگی خود داشته باشند. آنهایی که به اختلال اینترنتی شدید مبتلا هستند ساعات بیشتری را صرف کامپیوتر میکنند و روابط یا فرصت‌های شغلی یا تحصیلی شدید تری را از دست میدهند.
بر این اساس و با ملاک قرار دادن DSM، یانگ[22](1998) بیان کرد که هر فردی که به حداقل پنج نشانه از فهرست زیر جواب مثبت دهد معتاد به اینترنت شناخته میشود.

 

اشتغال ذهنی در مورد اینترنت (فکر کردن درباره اتصال قبلی به اینترنت و انتظار کشیدن برای تماس مجدد بعدی)
 

احساس به گذراندن زمان بیشتر در اینترنت برای به دست آوردن میزان رضایت بیشتر از آن
 

عدم موفقیت در کنترل، توقف یا کم کردن استفاده از اینترنت
 

به هنگام قطع و یا کم کردن استفاده از اینترنت احساس ناآرامی، افسردگی یا بدخلقی کردن
 

فرد بیشتر از زمانی که قصد دارد، از اینترنت استفاده می‌کند
 

فرد به خاطر استفاده از اینترنت، فرصتهای شغلی و روابط اجتماعی مهم خود را از دست میدهد
 

دروغگویی به اعضای خانواده، روان درمانگر یا افراد دیگر در مورد مدت زمان استفاده از اینترنت
 

استفاده از اینترنت به عنوان راهی برای فرار از مشکلات یا مسائلی مثل افسردگی و ناامیدی.
این ملاک­ها به شکل گسترده­ای مورد توافق وپذیرش پژوهشگران این حوزه قرار گرفت (جورج، مورالی، 2007). یافته­ های بدست آمده از پژوهش­ها حاکی است که افراد وابسته به اینترنت اغلب دارای مشکلات وتعارضات هیجانی، ناتوانی در کنترل هیجانات گوناگون (به ویژه هیجانات منفی)، تکانه­های برون­ریزی شده، مشکل در ابراز وجود، احساس بی­کفایتی، و ناگویی هیجانی می­باشند
(جدیدی و بهادری 1387؛گیسیپ[23]، 2011)
کار گروهDSM-5 بیش از 240 مقاله را بررسی کرد و مقداری شباهت رفتاری بازی اینترنتی با اختلال قمار بازی و اختلالات مصرف مواد پیدا کرد، این نوشته‌ها تعدادی از شباهت‌های اساسی با اعتیادات مواد، از جمله جنبه‌هایی از تحمل، نشانه‌های ترک، تلاش‌های نا موفق مکرر برای کاهش دادن یا ترک کردن، و اختلال در عملکردی عادی را شرح میدهند.
به علاوه میزان شیوع ظاهرا بالا، در کشورهای آسیایی و میزان کمتر در غرب، منظور کردن این اختلال را در بخش سوم DSM موجه ساخت. این اختلال اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای عموم دارد و پژوهش بیشتر ممکن است سرانجام به شواهدی منجر شود مبنی بر اینکه اختلال اینترنتی سزاوار اختلال مستقل است ( انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013)
هیجان‌ها گروهی از سازه‌های روانی مبتنی بر پردازش اطلاعات و شامل فرایندها و تجسم‌های نمادین و غیر نمادین هستند. تجسم‌های نمادین شامل تصاویر و لغات و تجسم‌های غیر نمادین شامل برانگیختگی­های جسمانی هستند که هنگام برانگیختگی هیجانی تجربه می‌شوند. تجسم­های نمادین و غیرنمادین همگی در خدمت ابرازگری هیجان می­باشند. نظام‌های نمادین مانند زبان این امکان را فراهم می‌آورند که انسان به احساسات هیجانی، فکر کند و حالات هیجانی خود را تنظیم نماید (باومن، 2001). زمانی که تجسم نمادین هیجان‌ها محدود باشد و یا به عبارتی تعاملات فرد با دنیای پیرامون کاهش یابد، ممکن است افراد برای جبران به ارتباط با دنیای مجازی روی آورند. اینترنت دنیای مجازی است که کاربران می‌توانند از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار کنند و از آن به عنوان جانشین اجتماعی برای تعاملات چهره به چهره استفاده کنند (تمنایی فرد و همکاران، 1391).
کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی، خود دو سبک از سبک های ابراز هیجان هستند. به نظر می­رسد هنجارهای هر فرهنگ ممکن است به طور متفاوتی سبک‌های ابراز هیجان را تشویق یا توقیف کنند.
 فام[24](2000) به گروهی از دانشجویان ژاپنی و آمریکایی در دو موقعیت فردی و گروهی فیلم ترسناکی را نشان داد. در شرایط فردی آزمودنی­های هر دو گروه هیجان منفی را نشان دادند اما هنگام حضور آزمایشگر دانشجویان ژاپنی برای مخفی کردن هیجان منفی خود لبخند می‌زدند در حالیکه دانشجویان آمریکایی به ابراز منفی عواطف خود ادامه دادند. در واقع کنترل هیجان یک هنجار ژاپنی است.
به عقیده گلمن[25](1995) جمع­گرایی فرهنگهای آسیایی بر ابراز و عدم ابراز هیجان اثر می‌گذارد و سبک‌های ابراز هیجان بیشتر متاثر از ارزشهای فرهنگی جامعه‌ای است که فرد به آن تعلق دارد. برخلاف اینکه سبک­های ابراز هیجان بیشتر متأثر از عوامل فرهنگی است، در نظریه زیستی/ عصبی گری یک الگویی تبیینی برای شخصیت مبتنی بر سامانه های زیستی و مغزی ارائه می­شود که افراد را نسبت به برخی اختلالهای روانی آسیب پذیر میسازد. بر پایه این نظریه، سه سامانه یا سیستم مغزی وجود دارد که رفتارها و هیجانها را کنترل می­ کنند. این سامانه‌ها با وجود مستقل بودن، با یکدیگر تعامل دارند (بایجتبیرو همکاران، 2009).
BAS، رفتار را در حضور پاداش تنظیم می­ کند. فعالیت این سیستم رفتارهای روی­آوری به سمت محرک­ها را افزایش می­دهد.  BIS، رفتار را در حضور تنبیه تنظیم می­ کند و فعالیت آن رفتارهای روی­آوری به سوی محرک را کاهش می­دهد. این سیستم رفتار اجتناب و احساس اضطراب را نیز افزایش می­دهد. برای BIS کارکرد شناختی مقایسه­گری نیز قایل شده‌اند به این شکل که این سیستم اطلاعات رسیده از جهان خارجی را دریافت می­ کند، سپس این اطلاعات را با اطلاعات قدیمی اندوخته شده مقایسه کرده و از ترکیب دو دسته اطلاعات پاسخ مناسب را طرح می­ کند(میتوز و گلی­لند[26]، 1999).
فعالیت یا حساسیت بالای سیستم فعال سازی رفتاری در فرد، موجب انجام اعمالی میشود که به احتمال بالا به جای منتهی شدن به پیامدهای منفی، به پاداش منجر میگردد. به نظر میرسد این سامانه به دلیل همین ویژگی نقش مهمی در گرایش به وابستگی به مواد دارد، به طوری که برخی از پژوهشگران مفهوم نشانگان نارسایی پاداش را عامل احتمالی مهمی درپدیدآیی مشکل وابستگی به مواد بیان کرده‌اند(بلوم[27] و همکاران، 2000).
با توجه به آنچه گفته شد پژوهش حاضر درصدد بررسی ارتباط سبکهای ابراز گری هیجان و کنترل هیجانی (که متأثر از فرهنگ است) وسیستم‌های مغزی رفتاری (که اساس زیستی دارد) با نشانگان اعتیاد به اینترنت می­باشد.

 

1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق
 

بی شک، اینترنت پیشتاز انقلاب صنعتی جدید است و اکنون در اوج قله انقلاب صنعتی دیجیتالی قرار دارد. بسیاری از روان شناسان در این مسأله تردید دارند که آیا واقعاً واژه اعتیاد برای توصیف زمانی که مردم وقت زیادی را صرف استفاده از اینترنت می‌کنند، واژه مناسبی است. اعتیاد پدیده‌ای است که از زمانهای گذشته،

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ق.ظ ]




فصل اول: کلیات طرح تحقیق
1-1- مقدمه.3
1-2- تشریح موضوع و بیان مسأله.. 4
1-3- اهداف تحقیق6
1-4- نام بهره‏وران.6
1-5- سؤالات تحقیق6
1-6- فرضیه‏های تحقیق7
1-7- مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازه گیری متغیرها:.9
1-8- روش تحقیق10
1-9- روش و ابزار گردآوری داده‏ها :.10
1-10- واژه‏ها و اصطلاحات تخصصی.11
1-11- ساختار تحقیق.13
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1) مقدمه.15
2-2) تاریخچه بانکداری.16
2-2-1) بانک‌های نوین در ایران.17
2-3) اهداف بانک.21
2-4) تفاوت عملیات بانکها با سایر موسسات تجاری22
2-5 ) ترکیب ترازنامه بانکها.23
2-6) عوامل موثر بر سودآوری بانک ها.24
2-7) معیارهای عملکرد.25
2-8) ریسکهای مهم صنعت بانکداری.27
2-8-1) ریسک نقدینگی.28
2-8-2) ریسک اعتباری.31
2-8-3) ریسک نرخ سود مالی.32
2-8-4) شکاف مثبت نرخ سپرده‌ها32
2-8-5) ریسک های ارزی.33
2-8-5-1)ریسک کامل در تسویه33
2-8-5-2) ریسک نوسانات نرخ ارز.33
2-8-5-3)ریسک مطلق.33
2-9) مطالبات معوق مهمترین چالش فراروی نظام بانکی.34
2-10) تاریخچه بانک تجارت و خصوصی سازی38
2-11) پیشینه تحقیقات.69
2-11-1) تحقیقات انجام شده در داخل کشور.69
2-11-2) تحقیقات خارجی74
فصل سوم: روش اجرای تحقیق
3-1) مقدمه80
3-2) روش پژوهش.80
3-3) فرضیه های تحقیق81
3-4) جامعه و نمونه آماری82
3-5) گردآوری اطلاعات.82
3-6 ) مدل تحقیق و متغیرها.83
3-7) روش‌ها و ابزار تحلیل داده‏ها.86
3-7-1) تکنیک تحلیل پوششی داد ها.87
3-7-2) دو مشخصه اساسی برای تکنیک تحلیل پوششی داده ها.88
3-7-3) انواع الگوهای تحلیل پوششی داده ها89
3-7-4) مزایای تحلیل پوششی داده ها :.91
3-7-5) محدودیت های الگوی تحلیل پوششی داده ها:92
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-1) مقدمه94
4-2) توصیف نمونه آماری94
4-3) توصیف داده‌ها.94
4-4) یافته ها.95
4-4-1) محاسبه تکنیک تحلیل پوششی داده ها95
4-4-1-1-) شناسایی ورودی ها و خروجی ها ی مدل95
4-4- 1-2-تعیین الگوی تکنیک تحلیل پوششی داده ها مناسب.96
4-4- 1-3- تعیین واحدهای کارا و ناکار و میزان کارایی آنها97
4-5- فروض کلاسیک رگرسیون.99
4-5-1- آزمون نرمال بودن توزیع متغیرها.99
4-5-2- آزمون استقلال خطاها99
4-5-3- بررسی نرمال بودن توزیع خطاها100
4-5-4- آزمون هم‌خطی بین متغیرهای مستقل.100
4-6- آزمون فرضیه های تحقیق101
4-6-1- فرضیه اصلی اول101
4-6-2) فرضیه اصلی دوم102
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات
5-1- مقدمه109
5-2- خلاصه تحقیق109
5-3- ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه‌ها111
5-3-1- فرضیه اصلی اول.111
5-3-2) فرضیه اصلی دوم113
5-4- پیشنهاداتی مبتنی بر یافته‌های پژوهش114
5-5- پیشنهاداتی مربوط به تحقیقات آتی115
5-6- محدودیت‌ها و موانع تحقیق116
منابع:
منابع داخلی:.117
منابع خارج: .120





فهرست جداول
جدول 2- 1: شاخص‌ها و نسبتهای کمی ریسک های اصلی در بانک‌ها32
جدول 4- 1: آماره های توصیفی متغیرهای تحقیق .93
جدول 4- 2: مقادیر ورودی و خروجی شعب بانک تجارت، نمونه آماری94
جدول 4- 3: نتایج تخمین شعب کارا و ناکارا.96
جدول 4- 4: آزمون کولموگروف اسمیرنوف97
جدول 4- 5: آزمون استقلال خطاها98
جدول 4- 6: آزمون هم‌خطی بین متغیر‌های مستقل99
جدول 4- 7: آزمون میانگین دو جامعه100
جدول 4- 8: آزمون میانگین دو جامعه.101
جدول 4-9 آزمون میانگین دو جامعه 102
جدول 4- 10: نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون 104







فهرست نمودار
نمودار 4- 1: منحنی اجزاء خطاها – مدل(1)98



چکیده
هدف اصلی این تحقیق ارزیابی و مقایسه عملکرد بانک تجارت در قبل و بعد از خصوصی شدن با بهره گرفتن از شاخص های مالی و کارآئی (تحلیل پوششی داده ها) می باشد. در این تحقیق میانگین شاخص های عملکرد مالی بانک تجارت (شامل میانگین نرخ بازده دارایی ها، میانگین نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و میانگین درآمد هر سهم بانک) بانک قبل و بعد از خصوصی شدن مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفته است. همچنین در این تحقیق ارتباط بین شاخص‌های عملکرد مالی و کارایی بانک تجارت (بر مبنای مدل تحلیل پوششی داده ها بر مبنای روش BCC ورودی محور گرا) مورد بررسی قرار گرفته است. در مدل تحلیل فراگیر داده ها، شاخص های عملکرد مالی شامل نرخ بازده دارایی ها، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و درآمد هر سهم به عنوان متغیر های وروردی و متغیر کارایی بانک تجارت به عنوان متغیر های خروجی تعریف شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‏ها نشان می دهد میانگین شاخص‌های عملکرد مالی (نرخ بازده دارایی ها، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و درآمد هر سهم) بانک تجارت بعد از خصوصی افزایش معناداری یافته است. همچنین این نتایج نشان می دهد بین شاخص‌های عملکرد مالی (نرخ بازده دارایی ها، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و درآمد هر سهم) و کارایی بانک تجارت رابطه مستقیم معنی داری وجود دارد.
واژگان کلیدی:
تحلیل پوششی داده ها، شاخص های عملکرد مالی، نرخ بازده دارایی ها، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، درآمد هر سهم































فصل اول
کلیات تحقیق






1-1- مقدمه
از ویژگیهای بارز در دنیای رقابتی امروز آن تغییرات ژرف و سریع در عرصه های علمی فنی و چالشهای پی در پی نظام های اقتصادی اجتماعی در صحنه رقابت بین المللی می باشد. شرکتهایی در عرصه رقابت از موقعیت مناسبی برخوردار خواهند بود که با استفاده بهینه از امکانات موجود و بهره برداری مناسب از منابع جدید جهت تولید کالا و ارائه خدمات مطلوب و با کیفیت مناسب، یک شرکت مشتری محور، ناب و انعطاف پذیر باشند. مزیت رقابتی ازجمله مؤلفه هایی است که ماندگاری سازمان را تضمین میکند. کسب مزیت رقابتی تصادفی و یک شبه بدست نمی آید، بلکه لازمه آن تدبیر و برنامه ریزی بلندمدت روی ابعاد مختلف فعالیتهای سازمان است (ممتاز، 1386). از سوی دیگر پس انداز و تشکیل سرمایه واژه‏های کلیدی در فرآیند توسعه اقتصادی هر کشور است فرآیند تشکیل سرمایه در هر کشور مشارکت عامه مردم در امر سرمایه گذاری را می طلبد و تجهیز پس انداز را در جریان زندگی اجتماعی باید در مشارکت اقتصادی عامه سرمایه گذاران جستجو کرد (خادم، 1389). مشارکت مردم در اقتصاد برای مشارکت سرمایه باید از طریق پس انداز کردن به شیوه های معاصر و بروز در دارایی های مالی یعنی به شکل انواع سپرده های بانکی، سهام، اوراق قرضه، بیمه نامه، طرح های بازنشستگی، مشارکت در طرح‏های سرمایه گذاری و مشابه اینها صورت گیرد.منابع سپرده های جاری در بانکها از ارزشمندترین و در عین حال ارزانترین نوع منابع می باشند(خادم، 1389). با توجه به اهمیت نقش سپرده ها و پس اندازه در اقتصاد کشور و نیز نقش مهمی که بانک ها در جذب سرمایه ها و سیاست های پولی در هر اقتصادی دارند. سودآوری فعالیت­های بانکداری اصلی ترین و یکی از مهمترین عوامل و علل وجودی بانک به شمار می آید و خط مشی هایی که مدیریت عالی بانک را در مورد تصمیم گیری­های مهم یاری می دهد، تصمیم گیری هایی است که سلامتی، رفاه و پیشرفت بانک را در حال حاضر و رشد و توسعه بانک را در آینده، برای آن رقم می زند(خندانی،1390).
در پژوهش حاضر، ارزیابی و مقایسه عملکرد بانک تجارت در قبل و بعد ازخصوصی شدن با بهره گرفتن از شاخص های مالی و کارآیی(تحلیل فراگیر داده ها[1]) بررسى مى شود. از این رو، در ادامه این فصل طرح کلی تحقیق شامل فرضیه ها، اهداف تحقیق، متغیرها و تعریف عملیاتی آنها و روش هاى آمارى مورد استفاده به منظور آزمون فرضیه ها تشریح مى شوند.
1-2- تشریح موضوع و بیان مسأله
جمع آوری و جلب انواع سرمایه ها و تخصیص آنها جهت تأمین نیازهای مالی انواع فعالیت های اقتصادی همراه با سودآوری از مهمترین عملیات بانکی به شمار می رود و بانکها با در اختیار داشتن بخش عمده ای از وجوه در گردش جامعه نقش بسیار حساس و مهمی در هر نظام اقتصادی ایفا نموده و در تنظیم روابط و مناسبات اقتصادی جامعه تأثیر به سزایی دارند. در این زمینه بانکها کشور سهم به سزایی درجلب و جذب سپرده های مردم و هدایت آنها به سمت سرمایه گذاری و تولید سودآور را بر عهده دارند. لذا بانکها با جذب منابع مالی و سوق دادن آن در جهت تولید و سرمایه گذاری در بخشهای مختلف اقتصادی باعث توسعه و گسترش بخش های فوق، رونق اقتصادی، افزایش تولیدات بخش اقتصادی و از همه مهمتر ایجاد اشتغال می گردند. پس سوددهی منابع مالی و سرمایه به عنوان خون در رگهای بخش های اقتصادی باعث حیات و رشد و نمو آنها می گردد که با توجه به این امر مهم از اهمیت به سزایی برخوردار است(گنجی باباخانی، 1388).
موسسات مالی و بانکها زمانی در اجرای برنامه های خود موفق خواهند بود که برنامه ریزی دقیقی در جهت جذب هرچه بیشترسپرده ها و تجهیز و تخصیص بهینه آن بعمل آورند و برنامه ریزی صحیح و دقیق ممکن نخواهد بود مگر با در دست داشتن اطلاعات درست در مورد وضعیت سیستم بانکداری و و عوامل موثر بر افزایش عملکرد مالی آنها و وجود مدلهای مناسب برای تحلیل رفتار سیستم. در واقع هر بانکی برای انجام سیاستگذاری مناسب، نیازمند استفاده از روشها و مدلهائی برای پیش بینی و شناسایی عوامل موثر بر عملکرد مالی بانکهای تجاری می باشد(گلریز، 1386).
موضوع آزادسازی و خصوصی‌سازی از مقوله‌های مهم در ادبیات اقتصادی است و یکی از رویکردهای کلان مؤثر بر حوزه‌های مختلف اجتماعی اعم از سیاست، فرهنگ و اقتصاد است، بنابراین باید مبتنی بر تئوری و نظریه معینی باشد تا چارچوب تحلیلی آن برای ارزیابی‌ها و پیش‌بینی‌های در آن مشخص شود. از این رو نبود این چارچوب موجب افت تصمیم‌های کلان به سطح مسایل روزمره و گرفتار شدن به ملاحظه‌های عملی متنوع و تصمیم‌های مقطعی، ناهمساز و فاقد سمت و سوی واحد می‌شود. در ارتباط با مزیت‌ها و چگونگی و روش‌های تأثیر برون‌رفت از اقتصاد دولتی و افزایش رشد ناشی از خصوصی‌سازی، نظریه‌های مختلفی وجود دارد که به عنوان تکیه‌گاه اجرای خصوصی‌سازی و آزادسازی است. هر چند که بررسی تمام جوانب مرتبط با خصوصی‌سازی مطابق با شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها مناسب و حایز اهمیت است. اما نکته جالب توجه این که در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی، واگذاری فعالیت‌های بخش دولتی به بخش خصوصی به عنوان ابزار و وسیله‌ای برای افزایش کارآیی بیشتر و رقابت‌پذیری فعالیت‌های اقتصادی مطرح است.تجربه اقتصاد دولتی در کشور ایران طی دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نتایجی را در پی داشت که بعد از جنگ تحمیلی و هم‌زمان با اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، برنامه خصوصی‌سازی را در اولویت قرار داد. هر چند برنامه اول توسعه در قالب بسته‌ای با عنوان «تعدیل اقتصادی» که بر دو محور خصوصی‌سازی و آزادسازی اقتصادی استوار بود، به مورد اجرا گذارده شد اما در قانون برنامه

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:00:00 ق.ظ ]




1-5- سوال های پژوهش. 10
1-6- فرضیه های پژوهش. 10
1-7- تعریف های مفهومی و عملیاتی 11
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
2-1- تعریف هوش و تیز هوشی. 14
2-2 خلاصه ای از نظریات مربوط به تیزهوشان. 15
2-3- ضرورت شناسایی استعداد های درخشان 16
2-4- نقش والدین در تعلیم و تربیت کودکان تیز هوش 17
2-5- علائم تیز هوشی 22
2-6- مشکلات و ناهنجاری های کودکان تیزهوش 23
2-7- خودپنداره. 25
2-8- نظریه های خودپنداره 26
2-9- مفهوم خودپنداره. 27
2-10- آموزش ضروری در انسان 32
2-11- اثرات خودپنداره. 33
2-12- تدارک بافتی که شما را در تغییر دادن خود یاری می کند. 35
2-13- مفهوم خود در جریان ارتباط با دیگران. 36
2-14- مفهوم خود بر اثر تعامل. 37
2-15- حمایت اجتماعی. 39
2-16- ابعاد حمایت اجتماعی 42
2-17- انواع حمایت اجتماعی 43
2-18- مهارت های اجتماعی 44
2-19- تعریف مهارت های اجتماعی 45
2-20- مهارت های اجتماعی در محیط آموزشی. 47
2-21-نقص در مهارت های اجتماعی 48
2-22- مهارت های اجتماعی و بهزیستی روانشناختی. 49
2-23- پیشینه پژوهش 49
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3-1- نوع پژوهش. 55
3-2- جامعه آماری، 55
3-3- نمونه و روش نمونه گیری 55
3-4- ابزار های اندازه گیری. 55
3-5- شیوه جمع آوری داده. 57
3-6- روش تجزیه و تحلیل داده ها. 57
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- پیش درآمد 59
4-2- یافته های توصیفی 59
4-3- یافته های استنباطی 64
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- تبیین فرضیه های پژوهش 71
5-2- محدودیت ها و پیشنهاد های پژوهش. 78
منابع 80
پیوستها
پرسشنامه شماره1 (مهارت های اجتماعی ). 91
پرسشنامه شماره2 (حمایت اجتماعی ادراک شده). 97
پرسشنامه شماره 3(خودپنداره). 99
خروجی داده ها. 101
چکیده لاتین. 106
مقدمه
پژوهش ها ی روانشناسی حاکی از آن است که همه کودکانی که به دنیا می آیند دارای توانایی ها ی بالقوه خدادادی هستند، اما این توانایی ها به دلایل گوناگون وراثتی و محیطی در برخی بیشتر و در بعضی کمتر است. تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که اکثریت افراد جامعه دارای هوش و استعداد متوسط و اقلیتی دارای هوش و استعداد بالاتر از متوسط و اقلیت دیگر دارای هوش و استعداد کمتر از متوسط هستند. لذا کودکان تیزهوش، که در مقایسه با کودکان عادی از توانایی های ویژه ای برخوردار هستند و به آموزش و پرورش ویژه ای نیز نیاز دارند(نریمانی و دیگران، 1392). دانش آموزان تیزهوش گروه ناهمگونی هستند که دارای استعدادها و توانایی متنوعی هستند. آن ها به وسیله توانایی استثنایی خود در حیطه های عاطفی، شناختی، فیزیکی شناخته می شوند(هرتز[1]، 2003). پژوهشگران ارتباط بین جنبه های اجتماعی، هیجانی، شناختی کودکان باهوش را به خوبی شناخته و اظهار کرده اند کودکان باهوش نیازمند حمایت معنی دار در طی دوران کودکی هستند تا بتوانند در جنبه های مختلف رشد کنند(براکن و بروان[2]، 2006)
حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان قویترین و نیرومندترین نیروهای مقابله­ای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان افراد در زمان درگیری با شرایط تنش­زا می باشد که تحمل مشکلات را برای فرد تسهیل می نماید(لی و دیگران[3]، 2007). میزان حمایت اجتماعی ادراک شده هم در آسیب پذیری و هم در مقابله افراد نسبت به تنش نقش دارد. آسیب پذیری جسمی و روانشناختی به موازات کاهش حمایت اجتماعی افزایش می یابد، به این معنی که، حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان سپری در مقابل آشفتگی های زندگی در دنیای پیچیده کنونی عمل می کند. حمایت اجتماعی ادراک شده نه تنها طی دوره فشار روانی بسیار یاری کننده است، بلکه در مواقع آرامش نسبی نیز مفید می باشد(کوترونا[4]، 2007). دینان، آن، گئورگ، مک کال و گیبسون[5](2004) معتقدند که حمایت اجتماعی ادراک شده در کاهش آسیب­های اجتماعی موثر می باشد.
خودپنداره بازنمایی ذهن افراد از خودشان است. به همان صورتی که افراد از دیگران، مکان ها، رویدادها بازنمایی ذهنی دارند، از خودشان نیز بازنمایی ذهنی دارند. خود پنداره از تجربیات و از اندیشیدن به این تجربیات ساخته می شود. افراد برای ساختن خود پنداره به بازخوردی که از کارهای روزمره می گیرند، توجه می کنند. این بازخورد، ویژگی ها و ترجیحات آن ها را نشان می دهد (ویلیامسون، 2006). افراد هنگام اندیشیدن به خود هزاران تجربیات زندگی مجزا را به خاطر نمی آورند، بلکه تجربیاتشان را در نتیجه گیری های کلی انباشته می کنند. آن ها به مرور زمان انواع تجربیات خاص را به بازنمایی کلی از خود تبدیل می کنند. افراد، همین نتیجه گیری های کلی، نه تجربیات خاص را به راحتی به یاد می آورند و از آنها به عنوان عناصری برای ساختن و توصیف کردن خود پنداره استفاده می کنند(ریو،۲۰۰۵؛ به نقل از سیدمحمدی، 1386). خودپنداره مجموعه ای از طرحواره های خود در زمینه ای خاص است. طرحواره ها خود به دو صورت انگیزش به وجود می آورند: خود هماهنگ و خود ممکن.در رابطه با خود هماهنگ، طرحواره ها[6] برای تأیید کردن خود انگاره، رفتار راهدایت می کنند و از وقایعی که بازخوردی می دهند که ممکن است خودانگاره را رد کند، جلوگیری می کنند. به عبارت دیگر، رفتار برای تأیید کردن خودپنداره ی فرد مورد استفاده قرار می گیرد. از طرفی دیگر نقش تقویت مهارت های اجتماعی و اهمیت فراوان آن برای تعاملات اجتماعی مناسب بر کسی پوشیده نیست(پورآقا، 1392).
مهارت اجتماعی، مجموعه رفتارهای آموخته شده­ای است که فرد را قادر می­سازد با دیگران رابطه اثربخش داشته و از واکنش­های نامعقول اجتماعی خودداری کند. همکاری، مشارکت بادیگران، کمک کردن، تعریف و تمجید کردن از دیگران و قدردانی کردن مثال­هایی از این نوع رفتار است. یادگیری رفتارهای فوق و ایجاد رابطه اثربخش با دیگران یکی از بهترین دستاوردهای دوران کودکی است که متأسفانه همه کودکان موفق به فراگیری این مهارت­ها نمی شوند(الیوت و گرشام[7]، 2002). مهارت های اجتماعی در واقع مجموع رفتارهای مثبت اجتماعی هستند که رضایت از ارتباطات اجتماعی و چگونگی الگوی رفتار اجتماعی فرد را پی ریزی می کنند و اشکال مختلفی دارد. مهارتهای اجتماعی یک نوع رفتار است که در موقعیت های اجتماعی نشان داده می شود. این مهارت ها شامل مهارت های انفرادی وابسته به خود فرد، مهارت های علمی، کنترل گری، سازوکاری و کارآفرینی او می باشد(سیکیر[8] و همکاران، 2009). اسلبی و گوارا[9](2003) مهارت اجتماعی را مترادف با سازگاری اجتماعی می­دانند از نظر آنها مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی به طوری که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد.
1-2-بیان مساله
تفکر پیرامون افراد تیزهوش و با استعداد، سابقه طولانی دارد و احتمالاً به زمانی برمی گردد که انسان متوجه تفاوت های فردی شد، در یونان قدیم افلاطون عقیده داشت که کودکان باهوش باید در سنین کودکی انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصی علوم و فلسفه تعلیم داده شود. او می گفت سرآمد افراد باید فرمانروا باشد. بقای دموکراسی یونان بستگی به توانایی آن کشور در آموزش و پرورش افراد برجسته و با استعداد دارد. در یونان باستان این عقیده وجود داشت که تیزهوشی موهبتی الهی و دریچه ای به جهان نامتناهی می باشد. مفهوم نبوغ و استعداد همیشه نسبی بوده و در طول تاریخ در بین جوامع مختلف به یک معنی نبوده است. تفاوت های جوامع در طول تاریخ همیشه در تغییر و تکامل بوده و ترغیب و تشویق افراد سرآمد دستخوش تحولات گوناگونی بوده است(سلیمانی، 1386).
حمایت اجتماعی ادراک شده مفهومی است که عموما به عنوان کمکی که از جانب دیگران در شرایط زندگی دریافت می شود، درک می گردد(تیلور[10]، 2007). حمایت اجتماعی ادراک شده نیرومندترین نیروی مقابله، دشوارای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان در زمان درگیری با شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشکلات را برای بیماران تسهیل می کند(لی و دیگران[11]، 2004). حمایت اجتماعی ادراک شده، از طریق ایفای نقش واسطه ای میان عوامل تنش زای زندگی و بروز مشکلات جسمی و روانی و همچنین تقویت شناخت افراد، باعث کاهش تنش شده و میزان بقا و کیفیت زندگی را در افراد افزایش می دهد(ساراسون و دیگران، 2000).در تحقیقات(سارز و دیگران، 2000) همبستگی متوسط و کمی بین نمرات حمایت اجتماعی ادراک شده و خشنودی افراد وجود داشت. یعنی میزان حداقلی از حمایت اجتماعی ادراک شده که خشنودی هر کس را تضمین می کند وجود ندارد. به عبارتی، برای بعضی مردم تعداد کمی دوستان نزدیک و وابستگان خشنودکننده است درحالی­که دیگران نیازمند حمایت از سوی افراد متعددی هستند. ولی به هر حال کسانی که سطوح بالائی از حمایت اجتماعی را در اختیار دارند حتی درصورت تجربه حادثه ناگوار و یا فشار و استرس جدید در مقابل بیماری کمتر آسیب پذیرند و شیوه های غیرانطباقی تفکر و رفتار بیشتر میان اشخاصی شایع است که در درون خانواده حمایت اجتماعی کمی دارند (ادویا[12] و دیگران، 2005 ؛ رایان[13] و دیگران، 1999 و مالیکارجون[14] و دیگران، 2005).
خودپنداره به انتساب توصیف ها و برچسب های فرد به خود اشاره دارد و غالبا با خصیصه های جسمانی، ویژگی های رفتاری و کیفیت هیجانی مرتبط است(پاتریک و دیگران، 2008). خود پنداره، مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می گردد بدین معنی که می فهمد کیست و چیست . خود دنیای درونی فرد است و شامل تمام ادراکات – عواطف، ارزش ها و طرز فکر او می باشد. در واقع می توان بیان کرد که خود پنداره، خود ادراک شده است(پورآقا، 1392). خودپنداره تحت تاثیر یادگیری بوده و ابتدا به صورت آگاهی از عوامل خارجی و رفتار قابل مشاهده تجلی می کند و سپس دامنه ی وسیع­تری را شامل می­شود و به قلمرو مسائل دیگری چون ساختار فیزیولوژیکی، ارزش های درونی و رشد فلسفه­ی فردی هر شخص از زندگی، گسترش می یابد. نقش مهم خودپنداره در کنترل رفتارها یا آماده سازی آن­ها می­باشد. غالبا نقش اول خودپنداره ایجاد ثبات در رفتار است که به افراد کمک می­ کند تا بتوانند رفتار خود و دیگران را که با آن­ها در تعامل هستند به سادگی پیش بینی نمایند. در واقع خودپنداره به طور جدی جنبه های مهمی از زندگی افراد خصوصا جوانان و میزان مهارت­های و سازگاری اجتماعی آنان را تحت تاثیر قرار می­دهد(بارانزهی، 1385). با وجود یک دهه تحقیق بر مهارت­های اجتماعی، تحقیقاتی را می توان نام برد که نتایج آنها بر بخش نظری رشد نیافته­ای بنا شده ­اند. در ابتدا، همین طور که در بالا ذکر شد تحقیق در پیامدها و همبسته­های مهارت­های اجتماعی، به شدت بر اثرات منفی کمبود مهارت­های اجتماعی تأکید داشته اند. مشکلات و آسیب­های درونی مثل افسردگی، اسکیزوفرنی[15]، الکلیسم[16] و دیگر اختلالات همه با کمبود در مهارت­های اجتماعی مرتبط می­باشند، در حالی که نظریه مهارت­های اجتماعی باید فراتر از توضیح و تأکید بر فقدان مهارت­های اجتماعی در ابتلاء به پیامدهای روان­شناختی زیان­آور، باشد. تسلط بر مهارت­های اجتماعی مناسب مسلماً منجر به نتایج مفیدی برای افراد می شود(سیگرین و تایلر[17]، 2007).
آن­چه که در برخی موارد به عنوان شایستگی ارتباطی یا مهارت­های اجتماعی به آن اشاره می شود، مستلزم توانایی برای ارتباط داشتن و تعامل نمودن با دیگران به روش مناسب و مؤثر می­باشد، که از طریق رمزگذاری مناسب پیام­ها، حساس بودن در قبال دیگران و کنترل رفتارها و هیجانات، می­باشد. افرادی که مهارت­های اجتماعی مناسب دارند به طور مؤثر تعاملاتشان را با دیگران اداره می نمایند و این کار اغلب با نتایج مثبت همراه است. به عبارت دیگر، افراد با مهارت های تعاملی و اجتماعی ضعیف از سلامت روانی[18] کمتری برخوردار هستند و تعاملات نادرست برقرار می نمایند، که اغلب به عنوان مشکلات روان شناختی[19] مانند افسردگی، احساس تنهایی[20]، اضطراب اجتماعی و اسکیزوفرنی، از آن­ها نام برده می­شود(سیگرین و فلورا[21]، 2000). لوینسون[22] (به نقل از سیگرین و تایلر، 2007) مهارت­های اجتماعی را به عنوان توانایی نشان دادن رفتارهایی که به طور مثبت یا منفی تقویت شده ­اند و نشان ندادن رفتارهایی که توسط دیگران تنبیه شده ­اند، تعریف نمود. نشان دادن مهارت­های اجتماعی مناسب منجر به نتایج مثبت اجتماعی می­گردد، در حالی که فقدان مهارت­های اجتماعی با نتایج منفی اجتماعی ارتباط دارد، که این نتایج ارتباط آشکاری با حالت مثبت و منفی خودپنداره افراد دارد.
در این راستا محقق ضرورت انجام پژوهش با چنین طرحی را احساس نمود و بر همین مبنا در این پژوهش این سوال را مطرح می کند که آیا بین حمایت اجتماعی و مهارت های اجتماعی با خودپنداره در دختران مدارس تیزهوشان متوسطه اول رابطه معنی داری وجود دارد؟
1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش
هر جامعه ای که برای بقا و پیشرفت خود می اندیشد، استعداد درخشان خود را در کانون توجه قرار می دهد. به طوری که سالهاست که یک حرکت جهانی شروع شده و به سمت توجه ویژه، به نخبگان و تیزهوشان جهت گیری کرده است(چن و دیگران[23]، 2011). تیزهوشی یعنی برتری شناختی، هوشی و خلاقیت که فرد را از همسالان خود متمایز می کند(نریمانی و دیگران، 1392). تیزهوشی و افراد بااستعداد، کسانی هستند که نشانه هایی از قابلیت بالای عملکرد در برخی از حوزه ها از جمله هوش، خلاقیت، هنرمندی، رهبری و زمینه های تحصیلی ویژه را نشان می دهند(پیرتو، 1999؛ به نقل از آقاجانی، 1390). واگنر و استرنبرگ [24](2008) معتقدند کودکان تیزهوش کسانی هستند که اطلاعات را به سرعت پردازش کرده و از مهارت های بینشی استفاده می کنند. جی و همکاران( 2003؛ به نقل از امیری مجد، 1385) اظهار می دارد که رفتار حاکی از تیزهوشی بازتاب تعامل بین سه نوع صفات شخصی است، توانایی های بالاتر از متوسط عمومی و اختصاصی، میزان بالای پای بندی به وظایف و میزان بالای خلاقیت. به گفته ترولی کودکان تیزهوش و با استعدادکسانی هستند که دارای این مجموعه صفات اند یا می توانند این صفات را پرورش دهند و

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:00:00 ق.ظ ]




1-4- اهداف پژوهش 7
    1-4-1- هدف کلی 7
    1-4-2- اهداف جزیی 7
1-5- فرضیه‌های پژوهش 8
1-7- تعریف واژه‏ها به صورت مفهومی ‌و عملیاتی: 8
    1-7-1- تعریف مفهومی 8
    1-7-2- تعریف عملیاتی 9
فصل دوم: پیشینه تحقیق
پیشگفتار. 11
2-1- تعریف شخصیت. 11
    2-1-1- دیدگاههایی درباره شخصیت. 13
    2-1-2- دیدگاه روانکاوی 13
    2-1-3- دیدگاه پدیدار شناختی 14
    2-1-4- دیدگاه یادگیری یا رویکرد رفتاری 14
    2-1-5- دیدگاه گرایشی 14
    2-1-6- دیدگاه پردازش اطلاعات. 15
    2-1-7- دیدگاه صفات. 15
    2-1-8- طبقه بندی شخصیت. 15
    2-1-9- بقراط و جالینوس. 15
    2-1-10- کرچمر. 16
    2-1-11- ویلیام شلدون. 17
    2-1-12- آیزنک. 17
    2-1-13- ادبیات مدل 5 عاملی 18
    2-1-14- پیدایش و تحول الگوی 5 عاملی شخصیت. 19
    2-1-15- ساخت شخصیت در الگوی 5 عاملی 20
    2-1-16- رابطه بین الگوهای 5 عاملی و سایر الگوهای عاملی شخصیت. 20
    2-1-17- ساختار و اندازه گیری شخصیت. 21
2-2 سلامت روان. 25
    2-2-1- نظریه سیستم‌ها 26
    2-2-2- رویکرد اکولوژیکی 27
    2-2-3- مفهوم تعادل حیاتی 28
    2-2-4- عوامل موثر در شکل گیری روانشناسی سلامت. 29
    2-2-5 ملاک‌های سلامت روان. 29
    2-2-6- عوامل موثر بر سلامت روان. 30
    2-2-7- همه گیر شناسی 31
2-3- کمال گرایی 33
    2-3-1 نظریه‌های کمال‌گرایی 34
    2-3-2- کمال‌گرایی از دیدگاه اسلام. 39
    2-3-3- انواع کمال‌گرایی 39
    2-3-4- ابعاد کمال‌گرایی 41
    2-3-5- ویژگی‌های افراد کمال‌گرا 42
2-4- تحقیقات انجام شده خارجی و داخلی 44
    2-4-1- تحقیقات داخلی 44
    2-4-2- تحقیقات خارجی 48
فصل سوم: روش اجرای تحقیق
3-1- پیشگفتار. 54
3-2- روش پژوهش 54
3-3- جامعه آماری 54
3-4- حجم نمونه و ویژگیهای آن. 54
3-5- ابزار اندازه گیری پژوهش 54
3-6- شیوه جمع آوری اطلاعات. 56
3-7- روش های تجزیه و تحلیل داده ها 56
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها و یافته‌های تحقیق
4-1- مقدمه. 58
4-2- بررسی سوال‌های پژوهش 60
    4-3-1- فرضیه فرعی اول. 62
    4-3-2- فرضیه فرعی دوم. 62
    4-3-3- فرضیه فرعی سوم. 63
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات
5-1- خلاصه پژوهش و نتیجه گیری 68
5-2- بحث و نتیجه گیری 68
5-3- محدودیت‌های پژوهش 74
    5-3-1- محدودیت در اختیار پژوهشگر. 74
    5-3-2- محدودیت خارج از دست پژوهشگر. 74
5-4- پیشنهادهای پژوهش 75
5-5- پیشنهادات کاربردی 75
    5-5-1- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه اصلی 75
    5-5-1- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه فرعی اول. 75
    5-5-2- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه فرعی دوم. 75
    5-5-3- بر اساس یافته‌های نتایج فرضیه فرعی سوم. 75
منابع و مآخذ
پیوست
Abstract

 

چکیده
 

این پژوهش با هدف تعیین رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور انجام گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان کارخانه ایران رادیاتور که در سال 1394 در این کارخانه مشغول به کار هستند، می‌باشد. به روش نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول براورد حجم نمونه مورگان، تعداد 278 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) آیزنگ، سلامت روان گلدبرگ و کمال‌گرایی هیل استفاده شده است. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، از آزمون‌های آماری پارامتریک ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد.در ضمن کلیه عملیات آماری با بهره گرفتن از نرم افزار spss20  تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان دادند که مقادیر همبستگی بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان بجز درونگرایی از نظر آماری معنی‌دار است(05/0>p). درضمن با اطمینان 99/0 نتیجه می‌گیریم که پیش بینی کمال‌گرایی در کارکنان، بر اساس ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان معنی‌دار است و متغیر پیش بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان قدرت پیش بینی متغیر ملاک (کمال‌گرایی در کارکنان) را دارند.
کلیدواژه: ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)، سلامت روان، کمال گرایی 

 

1-1- مقدمه
 

     سلامت‌روانی عبارت است از سازش با خود و محیط، سازگاری داشتن به صورت موفقیت­آمیز و نداشتن بیماری روانی. فرد سالم، دارای سلامت فکر است و قدرت و توانایی کافی برای تحرک، لذت، ‌پیشرفت و تکامل در حد فردی و گروهی را دارد. به عبارت دیگر، سلامت‌روانی مجموعه فعل و انفعال­ها، اقدامات و فعالیت­ها و کارهایی است که ما را به سمت تأمین سلامت فردی و اجتماعی از نظر روانی هدایت می­ کند و از آنجا که ابعاد روانی جدا از ابعاد جسمی‌‌ و اجتماعی نیست، طبعاً اهداف و فعالیت­های بهداشت روانی اغلب متوجه فعالیت­های بهداشت عمومی‌‌ و بهداشت جسمی‌‌ است.
     بررسی‌ها نشان دادند شخصیت افراد می‌‌ تواند مهم ترین عامل تأثیر گذار در سازگاری وسلامتی آنان به شمار آید(مک کری و کوستا[1]،1986، هایز و جوزف[2]،2003)امروزه، بسیاری از پژوهشگران براین عقیده اند که مدل پنج عاملی شخصیت، می‌‌ تواند دانش ما را درباره‌ی شخصیت وسلامتی افزایش دهد. چنان که می‌‌ توان هریک از پنج عامل اصلی، روان نژندگرایی(N)، برونگرایی(E)، انعطاف پذیری (O)، دلپذیر بودن(A)، و با وجدان بودن©، را به عنوان مجموعه ای از صفات سازش یافته ای دانست که می‌‌ توانند هم به فرد و هم به گروه جهت رسیدن به نیازهای اساسی شان کمک نمایند(کروتکوف و هانا[3]،2004)در چند بررسی معلوم گردید که برون گرایی به صورت مثبت با سلامت‌روانی، و هیجانی فرد ارتباط دارد، در حالی که، روان رنجور خویی ارتباط منفی با سلامت‌روانی افراد دارد(کوستا و مک کری،1984، واستون و کلارک، مک اینتایر و هامیکر[4]،1992، نقل از شولتز،1991).مک کری و کوستا(هایز و جوزف،2003) عنوان می‌‌ کنند که بعد انعطاف پذیری شخصیت باعث می‌‌ شود که شخص، هم حالات عاطفی مثبت و هم حالات عاطفی منفی را بیشتر تجربه نماید، بنابراین، هیچ ارتباط مستقیمی‌‌ بین این بعد وسلامتی وجود ندارد. بررسی‌های طولی درباره افراد نشان می‌‌ دهد افرادی که در ابعاد دلپذیر بودن و با وجدان بودن نمرات بالایی داشتند از اشخاصی که در این ابعاد نمرات پایین داشتند سلامت‌روانی بیشتری را نشان دادند(مک کری و کوستا،1991، نقل از شولتز،1991).
کمال گرایی، یکی از متغیرهایی است که در چند دهه گذشته به عنوان یک سازه چند بعدی  مورد مطالعه قرار گرفته است. پژوهشگران مختلف در تعاریف گوناگونی که از کمال‌گرایی ارائه داده اند، به جنبه‌های منفی وناسازگارانه‌ی آن بیشتر از جنبه‌های مثبت و سالم، اهمیت داده، و روی هم رفته، کمال‌گرایی را به عنوان یک ویژگی منفی، روان رنجور و ناسازگارانه قلمداد کرده اند(بلات[5]،1995). در سال‌های اخیر بسیاری از پژوهشگران، رویکردی چند بعدی برای مطالعه کمال‌گرایی در پیش گرفته اند. از جمله می‌‌ توان به هویت و فلت(1991)اشاره کرد که سه بعد را برای کمال‌گرایی قائل شده اند. این ابعاد عبارتند از: کمال‌گرایی خود مدار (وضع معیارهای بالا و غیرواقع گرایانه برای خود)، کمال‌گرایی دیگر مدار (داشتن انتظارات بالا و غیرواقع بینانه در باره‌ی دیگران) وکمال‌گرایی جامعه مدار(باور فرد مبنی بر این که دیگران از فرد، انتظار کامل بودن دارند و او باید انتظارات آنان رابرآورده سازد). در زمینه‌ی ارتباط کمال‌گرایی و سلامتی، شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر این که این سازه با جنبه‌های مختلف ناسازگاری و انواع آسیب‌های روانشناختی مانند اضطراب، افسردگی، بی اشتهایی عصبی، علائم وسواس وباورهای غیرمنطقی ارتباط دارد(پارکر و استامف[6]،2000).
     افراد شاغل در صورتی که بتوانند با توجه به ویژگیهای شخصیتی خویش شغلی را انتخاب کنند، می‌‌ توانند با حسن سلوک و بردباری و بدون تحمل فشار روانی زیاد به کار بپردازند و مثمرثمرباشند. نیروی انسانی در صورتی می‌‌ تواند کار مفید و مؤثرداشته باشد که دارای انگیزه مناسب، روحیه مناسب و رضایت و تعهد بالایی باشد. رضایت شغلی و تعهد شغلی جایگاه ویژه ای را در مطالعات مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی دارا می‌‌ باشد. زیرا این ساختار می‌‌‌تواند در جهت پیش بینی رفتارهای سازمانی در آینده نظیر ترک شغلی، تأخیر، کم کاری، غیبت و. مؤثرباشد و در نهایت بر بهره وری نیروی انسانی تأثیر به سزایی داشته باشد. با توجه به اینکه اولین و مهمترین جزء سیستم سازمان، افراد انسانی با شخصیت‌های مختلف خود می‌‌ باشند لذا انگیزه ها، تواناییها، تمایلات، عقاید و افکار که در واقع از اجزاء مهم تشکیل دهنده ی شخصیت انسان می‌‌ باشد حدود انتظارات و توقعات افراد را نسبت به یکدیگر و همچنین نسبت به سازمان تعیین می‌‌ کنند.

 

1-2- بیان مساله
 

     براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت عمومی‌عبارت است از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی فرد که بین این سه جنبه تأثیر متقابل و پویا وجود دارد. بنابراین، سلامت روان به عنوان یکی از ملاک­های تعیین­کننده سلامت عمومی‌افراد درنظرگرفته می­شود؛ که مفهوم آن عبارت است از احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکا به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی­های بالقوه فکری، هیجانی و. (سازمان بهداشت جهانی، 2001). سلامت روانی  به طور کلی برای اطلاق به کسی به کار می‌رود که در سطح بالایی از سازگاری و انطباق رفتاری و هیجانی قرار دارد، نه صرفاً کسی که بیمار روانی نیست(آرتور اس.ربر[7]،۲۰۰۵).
     علت این همه توجه به سلامت روان این است که سلامت جسمی، روانی و اجتماعی لازمه رشد و شکوفایی انسان­ها می­باشد. بدین منظور ایجاد و حفظ سلامت فکر و اندیشه، توانایی مقابله با مشکلات روزمره زندگی، توانایی ایجاد روابط سالم و صمیمانه با همنوعان و داشتن زندگی هدف­دار و پرثمر از اهمیت زیادی برخوردار است، به­خصوص در جامعه رو به رشد کنونی که جوانان بیش از گذشته در برابر شرایط و متغیرهای نامساعد و فشارآور زندگی قرار گرفته­اند (کوشان، واقعی،1382).
     یکی از محورهای ارزیابی سلامتی جوامع مختلف، سلامت روانی آن جامعه است. سلامت روانی نقش مهمی‌در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می­ کند. هر کس در اصل به یکی از دو طریق با جهان ارتباط برقرار می‌کند.این دو طریق شامل برونگرایی و درون گرایی می‌باشد. هر چند که فرد از یکی از این جهات استفاده می‌برد ولی جهت دیگر نیز برای او باقی می‌ماند.در حالت درون گرایی جهت گیری اصلی فرد به درون خویش است وشخص زیر نظر عوامل درونی و ذهنی خویش است. در حالت بیرونی جهت گیری فرد به سمت بیرون است و بیشتر به جهان خارج گرایش دارد.این شخص از نظر اجتماعی درگیر و فعال است(پروین و جان[8]،2002) شخصیت انسانهارا می‌تـوان بـا معیارهـای گـونـاگونی به دسته‌ه ای مختلف تـقسیم بندی کرد. در اینـجا شخصیت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با دیگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسیم بندی شده است. هـر دوی ایـن دو نوع شخصیت کاملا طبیـعـی و نـرمـال می‌بـاشـد. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونـگرایان به سوی جهان ذهنی و غیر عینی.از دیدگاه یونگ (۱۹۱۳) پدیده‌های برونگرایی و درونگرایی دو جنبه مهم از شخصیت انسانی را تشکیل می‌دهند. برونگرایی: هنگامی‌که توجه به اشیا و امور خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی و سایر اعمال اساسی آدمی‌نتیجه ارزیابی ذهنی نباشد، بلکه معلول مناسبات امور و عوامل خارجی باشد، برونگرایی خوانده می‌شود(سیاسی،۱۳9۱). افراد درون‌گرا از لحاظ روانی دارای سرعت فعالیت مغزی بالاتر از حد طبیعی هستند و این امر سبب می‌‌شود که افراد درون‌گرا به قوای محرکه  کمتر از حد طبیعی نیاز پیدا نمایند. افراد درون‌گرا دارای دیدگاه درونی و ذهنی هستند و آمادگی بیشتری را برای خودداری و تسلط بر نفس خویش از خود نشان می‌دهند.این افراد اوقات خود را به مطالعه و بیشتر در تنهایی سپری نموده و کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند(فورسمان[9]، 2012).از سوی دیگر افراد برون‌گرا دارای سرعت فعالیت مغزی پایین‌تر از حد طبیعی هستند و از این رو این افراد برای اداره امور زندگی خویش به قوای محرکه بالاتر از حد طبیعی نیاز دارند. افراد برون‌گرا بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی بوده و دارای فعالیت عملی عالیتری هستند (سیاسی،1391). ولی میزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درون‌گرا کمتر است. این افراد مایلند که بر محیط افراد خود تأثیر گذارده و به رقابت با دیگران پرداخته و در مجامع عمومی‌بیشتر ظاهر می‌شوند.
     کمال‌گرایی یکی از ویژگی‌های شخصیتی می‌باشد که می‌تواند هم سازنده، مفید و مثبت باشد و هم نوروتیک و کژ کنش (بیطرف،1390). نیروی انگیزشی هر فرد به سوی رشد و خود شکوفایی است. همه افراد نیاز دارند که توانایی‌های بالقوه خود را تا بالاترین اندازه ممکن شکوفا کنند و به رشدی فراتر از رشد کنونی خود دست یابند. گرایش طبیعی افراد حرکت از مسیر تحقق توانایی‌های بالقوه خودش است، هرچند ممکن است در این راه با برخی موانع محیطی و اجتماعی رو به رو شوند. البته رسیدن به کمال و شکوفا ساختن استعدادها و توانایی‌های نهفته و بالقوه فرد به خودی خود بسیار ارزشمند است و در این وادی کمال‌گرایی امری مثبت و پسندیده است ولی آن‌چه که به آن اشاره شده است جنبه افراطی یا منفی کمال‌گرایی است (بیطرف،1390).
     با توجه به توضیحات گفته شده در این پژوهش به دنبال یافتن جواب این سوال هستیم آیا بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی و برون گرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد؟

 

1-3- ضرورت‌های انجام پژوهش
 

     از گرایشهای طبیعی انسان، حرکت در مسیر تحقق توانائیهای بالقوه خویش و شکوفا ساختن آنها تا بالاترین حد ممکن می‌باشد. این امر به خودی خود ارزشمند بوده و کمال‌گرایی در این مفهوم امری مثبت و پسندیده است. کمال گرایی، از جمله متغیرهایی است که در چند دهه گذشته به عنوان یک سازه چند بعدی مورد مطالعه قرار گرفته است. گزینش اهداف غیر قابل دسترس و نامتناسب با قابلیتهای فردی موجب می‌شود که کمال‌گرایی وجه منفی پیدا کرده و آثار زیانباری را برای فرد در پی داشته باشد از این رو به نظر بسیاری کمال‌گرایی با انواع اختلالات نوروتیک و رفتارهای ناسازگار رابطه دارد(پارک،2004، استامف و پارکر،2000).در سالهای اخیر

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ق.ظ ]