آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29



جستجو



 



داشتند که پاکستان با داشتن متخصصین اتمی و در سایه همکاری با فرانسه، مانند هند به بمب دست یابد و با توجه به روابط نزدیک و دوستانه این کشور با اعراب، این بمب را در شرایط خاص احتمالا به اعراب منتقل کند[۶۹] .
کسینجردراواخر۱۹۷۶به پاکستان مسافرت نمودومجدانه سعی کردکه این قرارداد رابه هم بزندواشاره کردکه ممکن است که آمریکایی ها کمکهای نظامی خودرابه پاکستان متوقف کند . کسینجر پس ازناکامی درمتقاعد کردن بوتو به فرانسه رفت تابتوانداین معاهده رالغونمایدولی فرانسه هم به نوبه خوداعلام کردکه دوکشور فرانسه وپاکستان مستقل بوده ومعاهده ای رابین خودامضانموده واکنون به آن پایبند می باشندوکشورثالثی حق دخالت دراین موضوع رانمی دهندو ازاینجا روابط آمریکاوپاکستان تیره شد . طرفداران بوتواین موضوع رامهمترین علت پشتیبانی آمریکااز براندازی بوتومی دانند . البته دراین رابطه_ دخالت آمریکاعلیه بوتو_ نظریات دیگری هم وجوددارد . ازقبیل این که باروی کارآمدن موراجی دسای درهندوتمایل زیاداوبه آمریکا، روابط شوروی وهندرو به سردی گراییدوشوروی هادرتلاش یافتن دوست دیگری درمنطقه بودندکه پاکستان به رهبری بوتو باتوجه به تیرگی روابطش باآمریکا بهترین انتخاب بود . اضافه براین،بوتوبرای حل مشکلات اقتصادی، وارد کردن کارخانه ذوب آهن وحل اختلاف قدیمی کشورش باافغانستان بر سرمسئله ایالت سر حد شمال غربی، به شوروی ها محتاج بود و متقابلاً شوروی با انتخاب بوتو می توانست هند را مضطرب کرده و به این کشورفشارآورد.
پایان نامه
دراین دوران مطبوعات آمریکانسبت به بوتو عموما لحن انتقادآمیزی داشتندخصوصا نیوزیک گزارش مفصل کشته شدنها، زخمی شدنها و وحشیگری های پلیس پاکستان را در بیشتر شماره های خود همراه با عکس درج می کرد ازطرف دیگر دراین دوران «تاس» خبرگزاری شوروی ومطبوعات این کشوراز بوتو جانبداری ودفاع می کردند[۷۰].
رحجان بوتودرگزینش سوسیالیسم اسلامی،پیوندهای تقویت یافته اش باچین،تلاش جهت نزدیکی بامسکو، به دست گیری پرچم دفاع ازآرمان های مسلمانان، بویژه فلسطین وبیت المقدس، جانبداری سرسختانه ازتقاضاهای جهان سوم،وبدون تردیدمهم ترازهمه؛ابراز وی درتولید «بمب اسلامی» و نیز انتقاد وی از سیاست های ایالت متحده، جملگی در حکم دلایلی بودکه گواهی می داد بوتو دوست آمریکا نیست .
واشنگتن باتوجه به شرایط وقراین چنین نتیجه گرفت که بوتومی تواندسیاست خارجی پاکستان راتغییرجهت
دهدودرراستای نزدیکی بیشتربابلوک سوسیالیست قدم بردارد
به زعم بوتو کودتای۱۹۷۷که در پی انتخابات در همان سال واقع گردید، بنا به تحریک آمریکا صورت می‌گرفت . بوتو در تحلیل خود به این نتیجه رسیدکه واشنگتن عزم کرده ازافول وی بهره برداری برد۲.
۳-۱-۶-جنگ شوروی درافغانستان
درروز۲۷دسامبرسال۱۹۷۹میلادی نیروهای ارتش شوروی به خاک افغانستان حمله می کنند. افکارعمومی
جهان درآن هنگام به دلیل تعطیلات کریسمس وسال نوچندان به این حمله واکنش نشان نداد .
درپی کشته شدن نورمحمدتره کی،عامل کودتای کمونیستی درافغانستان به دست حفیظ الله امین،شوروی دریافت که امین فردمناسبی برای حفظ منافع این کشوردرافغانستان نیست . بنابراین ارتش شوروی به دستور لئونیدبرژنف، رهبرودبیرکل حزب کمونیست اتحادجماهیرشوروی وبه این بهانه که دولت قانونی افغانستان از آنهاکمک خواسته است به آنهاحمله می کند.
حفیظ الله امین که کمترازچهل روزقدرت رابدست داشت به قتل می رسد .
ببرک کارمل،عامل شوروی هابه مقام ریاست جمهوری افغانستان منصوب می شود .
با دخالت مستقیم نیروهای نظامی شوروی درافغانستان مبارزه مجاهدین افغانی بارژِم کمونیستی این کشورکه از زمان کودتای نورمحمدتره کی علیه دولت داوودخان آغازشده بود،ابعادگسترده ای می گیرد و به یک جنگ تمام عیارمبدل می شود .
دراواسط سالهای دهه۱۹۸۰میلادی نیروهای رژیم کمونیستی افغانستان وحدوددویست هزارنظامی شوروی کنترل شهرهاوراههای ارتباطی اصلی رادردست داشتند،اماقادربه شکست دادن مجاهدین افغانی نبودند .
احمدشاه مسعود، برجسته ترین فرمانده مجاهدین محسوب می شد که لقب شیرپنج شیر را داشت و علی رغم بمباران های سنگین هوایی وتجهیزات مدرن ارتش شوروی هرگزاجازه ندادآنها بردره پنج شیرمسلط شوند .
سرانجام دردوران میخاییل گورباچف دولت شوروی به این نتیجه رسیدکه دریک باتلاق گرفتارشده است . ببرک کارمل استعفاداد و نجیب الله جانشین اوشد .
درروز ۱۵ آوریل سال۱۹۸۸براساس توافق های ژنو که میان شوروی، آمریکا، افغانستان وپاکستان امضاشد، اشغال افغانستان توسط شوروی خاتمه یافت .
نیروهای شوروی درروز ۱۵ فوریه سال۱۹۸۹میلادی ازخاک افغانستان عقب نشینی کردند .
به این ترتیب،درروز۲۷دسامبرسال۱۹۷۹میلادی نیروهای ارتش شوروی به خاک افغانستان حمله کردند . در این جنگ ده ساله دست کم یک میلیون افغانی کشته شدندوپنج میلیون نفربه کشورهای ایران وپاکستان پناهنده شدند .
بیش ازپانزده هزارنظامی شوروی به قتل رسیدندوهزاران سرباز دیگر معلول شدند .
با خروج نیروهای شوروی از افغانستان دوره تاریکی که از کودتای نور محمد تره‌کی آغاز شده بود به پایان رسید .
اماافسوس که دوره تاریک دیگری برای کشوروملت مظلوم افغانستان درراه بودکه تابه امروزادامه دارد .
آن دسته ازسربازان ارتش سرخ شوروی سابق که درافغانستان جنگیده اندبه مجاهدین افغانی یعنی دشمن سرسخت خودلقب »دوخی«راداده بودند که در زبان روسی به معنی ارواح است.
ولی هنگامی که درفوریه۱۹۷۹آخرین تانک شوروی ازرودخانه آمو عبورکردوبه شوروی بازگشت،سربازان روسی نیز،ارواح خوشان رادر افغانستان باقی گذاشتند .
دربلندی های شمال افغانستان هنوزمردانی باپوست رنگ پریده دیده می شوندکه باهم به زبان روسی حرف می زنند. تاسال۱۹۸۱نصرت الله یک سربازارتش سرخ بودکه نیکلای خوانده می شد. او و دو روس دیگر که اکنون رحمت الله وامین الله نامیده می شوند،تنهاسرباز زنده باقی مانده ازپنج سرباز روسی‌اند که گفته می‌شود پس ازدستگیری به دین اسلام گرویده بودند . این عده پس ازمسلمان شدن درکنارمجاهدین یعنی دشمنان سابق خودبه جنگ باسربازان شوروی پرداختند . سرنوشت محتوم ماجراجویی های شوروی درافغانستان غالبا با سرنوشت آمریکادرجنگ ویتنام مقایسه می شود . روسیه می گویددرفاصله سالهای۱۹۷۹ تا۱۹۸۹قریب به سیزده هزار سرباز روس کشته شدند . نزدیک به یک میلیون وسیصدهزارافغان که عمدتاغیرنظامی بودند،در این درگیری ها جان خودراازدست دادند .
۳-۱-۷- ظهورضیاءالحق (۱۹۷۷ تا۱۹۸۷ )
ازآنجاکه ضیاءالحق فاقدهرگونه برنامه خط مشی سیاست خارجی ازآن خودبود،لذابه دنباله روی ازبوتو پرداخت . وی توانست تاثیرخوبی ازخوددرآمریکابرجای گذارد . ترفندی که برای به دست گرفتن قدرت به کار گرفت، بی تفاوتی که از خود نشان داد، جانب داری متعصبانه ازاسلام، در کل سبب شد که وی نتواند دوستانی برای خود در داخل یاخارج ازدولت آمریکا فراهم آورد. جرایدآمریکا ارزش های مرتاضانه ضیاء را در کانون توجه قرارداد وبویژه به اسرار وی دراعمال مجازات های تعیین شده دراسلام برای جرایم اجتماعی توجه داشتند. ازآن گذشته دولت کارتر به دهلی نو متمایل بود . در دوران حکومت کارتر،آمریکایک کمک چهارصد میلیون دلاری به پاکستان پیشنهادکردولی ضیاءالحق به دلایل گوناگون ازجمله ناچیزبودن آن،کمک را رد نمود .
اما وقوع دو حادثه در منطقه در او آخر دهه هفتاد باعث توجه بیش از پیش آمریکا نسبت به پاکستان گردید که نتیجه آن توسعه روبه رشدروابط دوجانبه بود .
رویداداول مربوط به کودتای کمونیستی در۲۷آوریل۱۹۷۸درافغانستان ویورش بعدی قوای کمونیستی شوروی به این کشوربودکه موجب شدتاشوروی برای دستیابی به آبهای گرم وایجاداختلال درجریان نفت بسوی غرب، یک قدم نزدیکترشود . بدین ترتیب موقعیت پاکستان برای غرب بعنوان آخرین سدبرای جلوگیری ازنفوذ شوروی، پیش از هر زمان حساس ترشد.بخصوص این که دراین مقطع پاکستان به مثابه معبری برای تجهیزجناح های مبارز درمیان افغانهامی توانست مورداستفاده قرارگیرد . نتیجه ای که ازدوران اشغال افغانستان می توان گرفت این است که ازبعضی جنبه ها بحران افغانستان کمک کردتانفوذ صوری وساختاری آمریکاروی پاکستان بالا گیردکه تمایل پاکستان برای عمل کردن بعنوان یک کانال تهیه تسلیحات برای مبارزین افغانی که ازآنهابود .در واقع در همین دوران بار دیگر با کم رنگ شده تنش زدایی و خارج شدن دو قطب از حالت تبانی و سرعت پیدا کردن تردمیل بار دیگر آمریکا مجبور بود برای کنترل سرعت و مقابله با افزایش قدرت رقیب خود به دوستان سابق خود متوسل شود و از این رو بار دیگر پاکستان دارای ارزش استراتژیک شد.حمله شوروی به افغانستان و انقلاب ایران دو اتفاق تسریع کننده این گرایش امریکا بودند.
حضور شوروی در مرزهای پاکستان سبب می شد تا این کشور روابط نظامی و سیاسی خود را با واشنگتن تقویت نماید .
حادثه دوم که درفوریه۱۹۷۹رویداد،پیروزی انقلاب اسلامی درایران بودکه به سقوط شاه از اریکه قدرت انجامید و باعث شد تا تکیه گاه ونقطه ثقل قابل اعتماد آمریکادر منطقه که تاپیش ازاین بعنوان ژاندارم منطقه ایفای نقش نمود،مضمحل شده وخلأیی ازلحاظ نظامی به زیان غرب وآمریکا بوجود آید و لذا با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی وکثرت جمعیت پاکستانی،آمریکابرای واگذاری پاسداری ازقسمتی ازمنافع مطلوب خود درمنطقه،متوجه پاکستان گردید[۷۱] .
شکست کارتراز رونالدریگان درانتخابات نوامبر۱۹۸۰،به این توالی از رویدادهای نگران کننده درمناسبات اسلام آباد_ واشنگتن خاتمه دادو ریگان هیچ یک از دل مشغولی های سلف خودرانداشت . افزون برآن دولت جدید مشتاق بود تا به چالش سیاست شوروی رود، بویژه درافغانستان که مردمش آماده بودند هرگونه خطری را برای دفاع ازمیهن به جان بخرند . ریگان هم چنین دیدگاه مثبتی ازنقش ضیاءالحق درامورپاکستان داشت و شخصا با نظامیان سیاستمدار شده احساس آسودگی خاطر می کرد. دولت ریگان برای ارسال جنگ افزار پیشرفته اولویت قائل شده واذعان نمود که بعد از مختصر توجه اولیه در دوران حکومت جرالدفورد، ارتش پاکستان در دوران کارتر مورد بی مهری قرار گرفت و لذا با حرارت از اعاده قدرت نظامی پاکستان پشتیبانی نمود .
دولت ریگان،شکاف ها را از بین دوکشوربرداشت وپاکستان بیشترین میزان کمکهای نظامی رادرتاریخ روابطش باآمریکادریافت نمودوضیاءنیزبه نوبه خودموافقت نمودکشورش رادرگرما گرم مبارزه افغانستان وارد نماید[۷۲] .
ازاین زمان بودکه حجم کمکهای مالی ونظامی آمریکابه این کشوربه طور بی سابقه ای افزایش یافت . برای نمونه درسال۱۹۸۳مبلغ یکصدوسی میلیون دلارازجانب آن کشوربه پاکستان کمک اقتصادی شد[۷۳]. درسال۸۴نیزآمریکامتعهد گردید تا در طی برنامه پنج ساله ۳/۲میلیارد دلار به پاکستان کمک نمایددراین اولین مرحله ازآن ۴۵۸ میلیون دلاربه پاکستان پرداخت نمود[۷۴] . به دنبال آن ودرهمان سال پاکستان ۳۱ میلیون دلاردیگرازآمریکادریافت کرد[۷۵] . درزمینه تسلیحاتی نیزانواع تسلیحات مدرن نظامی به پاکستان فروخته شدکه ازآن جمله فروش شش فروندهواپیمای اف-۱۶درسال ۱۹۸۲[۷۶] و تحویل۱۰فروند هلیکوپتر از نوع کبری درسال ۸۴ و[۷۷] ارسال ۴ فروند دیگر از هواپیماهای اف-۱۶ درسال ۸۶ به پاکستان بود[۷۸] .
جرج شولتز وزیرامورخارجه آمریکادرسال ۱۹۸۳ برای شرکت درکمیسیون مشترک آمریکا_ پاکستان وارد اسلام آباد شد . موضوعات اصلی گفتگو،مسئله افغانستان وجنگ عراق برعلیه ایران بود . درهمین سال یک هیئت ازکنگره آمریکا به ریاست «کلارنس دی لانگ»[۷۹] نماینده دموکرات ایالات مریلندورییس کمیته فرعی اقدامات خارجی مجلس نمایندگان ازپاکستان دیدن کرد . این هیئت برای برآورداحتیاجات نظامی واقتصادی پاکستان به این کشور سفر کرد ودرعین حال مسئله وضعیت امنیتی منطقه جنوب آسیادر برابر شوروی سابق نیزاز انگیزه های این سفربود . سرپرست هیئت آمریکایی دراین سفردردیدار با ضیاءالحق،رییس حکومت نظامی پاکستان وصاحب زاده یعقوب خان،وزیرامورخارجه طی سخنانی تصریح نمودکه باتوجه به وضعیت موجود بین شرق وغرب کشورپاکستان ازاهمیت بسزایی برای آمریکابرخورداراست[۸۰] . دراین سال تظاهراتی در ایالت سند برگزار شد که طی آن ضمن اعتراض به حمایت واشنگتن ازحکومت نظامی پاکستان، آدمک‌های ریگان و پرچم آمریکابه اعتزاز کشیده شد. هیئت حاکمه آمریکادراین سالها، سالانه ۲/۳میلیارد دلار کمک در اختیار پاکستان قرار داد.
نیمی از این مقدار بصورت کمک های اقتصادی ونیمی دیگربه صورت ارسال تسلیحات نظامی بود درسال ۱۹۸۴ جرج بوش«پدر» معاون رییس جمهورآمریکادیداری ازپاکستان به عمل آورد . وی درتوجیه ارسال سلاحهای آمریکایی به پاکستان گفت که مادرامنیت پاکستان منافع حیاتی داریم و روابط پاکستان وآمریکا بسیارخوب می باشد . واین روابط برترازنگرانی های استراتژیک آمریکادرمنطقه درپی تهاجم شوروی به افغانستان است[۸۱] . طبیعی بوداین حجم ازکمکهای تسلیحاتی به پاکستان ناخوشنودی ونگرانی مقامات هندی را برانگیزد . مقامات هندی درملاقات هایی که بامقامات آمریکایی نمودندخواستارقطع این کمکهاکه برهم زننده توازن قوادرمنطقه بودگردیدند[۸۲]. آمریکانیزبرای جوگیری ازآثارنامطلوب این کمکهاکه ممکن بودهند رابیش ازپیش به شوروی متمایل سازد،مسئله قطع فعالیت های مربوط به برپایی تاسیسات اتمی درپاکستان را شرط استمراراین کمکها اعلام نمود[۸۳]وحتی این کشور را به قطع کمک هایش تهدیدکرد . بااین حال باتوجه به حساسیت نقش پاکستان درمنطقه،این کمکهااگرچه برای جلب ناخشنودی هند،گاهی باوقفه روبروشده ویا
تاحدی محدودگردیده بوداماراهی دیگرجزاستمرارآنهابرای آمریکانبود .
درمقابل،ضیاءالحق،رییس جمهورپاکستان درمقابل این تهدیدات ومحدودیت ها،همراهی پاکستان باغرب و ایفای کامل نقش درمنطقه رامنوط به کمک بی قیدوشرط ازجانب آمریکامی دانست[۸۴] وقطع این کمکهارا موجب نتیجه شومی درهدف های مشترک آمریکاوپاکستان،تلقی می نمود[۸۵].
باوجوداستمرارنسبی جریان اسلحه وکمک های مالی ازجانب آمریکا،پاکستان برای جلوگیری ازتحریک بیشترشوروی وباتوجه به انواع فشارهاازجانب شوروی وازجمله بمب گذاری های متعدددرشهرهای عمده این کشورتوسط عوامل شوروی،سعی نمودبرای آنکه حساسیت بیشترشوروی رابرنگیزاند،ارسال سلاح از طریق خاک پاکستان توسط آمریکابرای تجهیزجناح های راست افغانی که علیه نیروهای شوروی درافغانستان می جنگیدند را تاحدزیادی محدودنمایدکه ازجمله این محدودیت هاانتقال موشک های»استینگر« به علت ملاحظات امنیتی دربرابراقدامات تلافی جویانه شوروی بود . درسال۱۹۸۷خبرگذاری هاازخریدواجاره هواپیماهای آواکس آمریکاتوسط پاکستان گزارش دادندکه این مسئله نشانگر نزدیکی بیش ازهمیشه روابط دو کشوربود . این امربه انتقادشدیدجناح های مخالف دولت پاکستان مواجه شد . ازآن جمله فرمانده نیروی هوایی این کشورخریداین نوع هواپیماهاراازلحاظ اقتصادی_ سیاسی به زیان پاکستان ارزیابی کردواجاره آنهاتحت شرایط آمریکارابرای حاکمیت واستقلال پاکستان مضرتلقی نمود.[۸۶]
۳-۱-۸- از۱۹۸۸ ) ظهوربی نظیربوتو ( تا۱۹۹۱
باانفجارهواپیماهای نظامی ضیاءالحق وپایان دوره حکومت یازده ساله وی،دردسامبر۱۹۸۸بی نظیربوتو روی کارآمد . علی رغم فشارهای درون حزبی،او علنی اظهارداشت که ایالات متحده مهره اصلی درامنیت و توسعه پاکستان به شمار می آیدوقصددارد همان راهی رادرپیش گیردکه توسط اسلاف وی،منجمله محمد ضیاءالحق ترسیم شده بود . خانم بوتودستخوش درامی نشده بودکه برای پدرش حکم انگیزه رایافته بود . تمامی بیانات بوتو، اظهاراتی سنجیده شده وعاری ازاحساسات به شمارمی آمد . درسال۱۹۸۸واشنگتن مبلغ ۵۷۶میلیون دلار کمک نظامی و اقتصادی برای پاکستان در نظر گرفت ودولت بوش پدر نیز خواستار تصویب مبلغ ۶۲۱ میلیون دلاردیگردرسال۱۹۹۰گردید .بی نظیربوتو دردیدارازآمریکادرژوئن۱۹۸۹به مسئله اساسی که تهدیدبود برآینده روابط آمریکا،اشاره مبسوط نمودودرمقام زدودن نگرانی های آمریکاازتولیدسلاح های هسته ای توسط اسلام آباد،اظهارداشت که دولت وی پیوسته ازاین سیاست دیرپای پاکستان تبعیت کرده که وارد مسابقه تسلیحاتی نشودویگانه هدف وی عبارت است ازارتقاءاستفاده صلح آمیزازانرژی اتمی . ظهور بی نظیر بوتوبعنوان نخست وزیرپاکستان بااستقبال وتمجیدمقامات آمریکاوآزادی خواهان به منزله یک پیروزی برای دموکراسی مواجه گردید . بعنوان نخستین زن رهبر دریک کشوراسلامی،بی نظیرجوان،توانست توجه ونظر مطلوب بخش وسیعی ازجامعه آمریکارابه خودجلب کند . اعلامیه های وی دراشاره به یک پاکستان دموکراتیک تاثیرخودرابرمقامات آمریکابرجای گذاشت . تضمین های خانم بوتو دایربه این که کشورش سلاح اتمی تولید نمی کند گرچه باگزارش های دریافتی از»ویلیام وبستر«، رییس سازمان مرکز اطلاعات،» سیا« فحوایی مخالف داشت وچندقانع کننده نبود،ولی درکل ازجهت نزاکت درواشنگتن پذیرفته شدو قرارداد تسلیحاتی آمریکادرکوتاه مدت به قوت خودباقی ماند[۸۷] .
باخروج نیروهای شوروی ازافغانستان،فشارآمریکابرپاکستان برای ترک برنامه هسته ای اش بالا گرفت و دولت بوش دراکتبر۱۹۹۰یک ارتباط بین کمک های نظامی وعدم گشترش سلاح های هسته ای درجنوب آسیا ایجادکرد . وازاین روعدم تمایل رییس جمهوربرای تصدیق کردن این مطلب که_ آن گونه که لایحه پرسلردر موردکمکهای خارجی مقررکرده بود_ پاکستان دارای تسلیحات هسته ای نیست،باعث به تعویق افتادن کمک های نظامی واقتصادی به ارزش۶۰۰ میلیون دلاربرای سال مالی-۹۲-۱۹۹۱ به پاکستان شد.
بطورکلی می توان گفت که سیاست عمده آمریکادرطی دهه های۵۰و۶۰درجنوب شرقی وجنوب آسیا، ممانعت وجلوگیری ازتوسعه نفوذکمونیسم بود . آمریکابرای نیل به این هدف همواره سعی داشت تاحضورنظامی خودرادرمنطقه حفظ نمایدتاازاین طریق بتواندبعنوان پلیس بین الملل ازنظم مطابق با الگوها و خواسته های غرب دفاع نمایدودراین میان روابط باپاکستان نیزازاین جنبه موردبررسی قرارمی گرفته وسعی می‌شد تا این کشور وارد حلقه تدافعی غرب گردد . پاکستان نیز بخاطر مواجه بودن بامسائل امنیتی،مالی و اقتصادی خاص خودکه کمک گرفت از یک ابرقدرت رابه زعم رهبران وقت این کشورایجاب می نمود،وارد پیمان های نظامی وامنیتی باآمریکاو متحدینش درمنطقه گردید .
بعدازتجربه تلخ آمریکادرجنگ ویتنام وبروزانتقادات جدی نسبت به درگیری مستقیم آمریکادرآسیا،این رویه مورد تجدیدنظر قرارگرفت وآمریکادر دهه هفتادسعی نموددفاع ازامنیت کشورهای متحدخود را تا حدودی به عهده خودشان بگذارد . این تاکتیک جدیددرسیاست خارجی آمریکایعنی جنگ توسط دیگران وبه هزینه آنهابعنوان «دکترین نیکسون» شناخته شده است . تغییری که دراین مرحله ازسیاست خارجی آمریکابه وقوع پیوست،بروزاختلاف بین چین و شوروی وکوشش آمریکا در بهره برداری از این اختلافات وقرار دادن چین به عنوان یک نیروی توازن بخش درمقابل هندوشوروی بود .
دراین زمان آمریکابه این نتیجه رسیده بودکه بیشترین تهدیدنسبت به منافع آسیایی آمریکاتوسط شوروی خواهد بود و نه چین؛ زیرا که شوروی از نظر اقتصادی و نظامی بسیار قوی و همتر از آمریکا گشته بود و در افغانستان، هند،بنگلادش وویتنام دارای نفوذقابل ملاحظه‌ای شده بود .‌هندنیزپس ازتجزیه پاکستان به بهبودوپیشرفت چشمگیری درزمینه قدرت نظامی واستراتژیکی نائل شده بود .‌نیروهای مسلح هندپس ازارسال تجهیزات نظامی شوروی که ازنوامبر۷۱ شروع شده بود،دارای قدرت بزرگی ازلحاظ نظامی شده بود ازآگوست۱۹۷۱نیز شوروی به شب قاره،نامش به قاره هنداطلاق کردکه به معنی بالابردن هندبه عنوان قدرت مسلط درمنطقه بودو نیزبه حمایت بی دریغ ازهنددرفراینداختلافات مرزی چین وهندپرداخت تاازاین رهگذرنسبت به برهم زدن توازن قوادرآسیابه نفع شوروی وهنداقدام کند .‌لذا قلمدادنمودن چین بعنوان رقیب متخاصم برای آمریکا،از این به بعداشتباه وبی مناسبت بود . بنابراین چین بعنوان یک قدرت منطقه ای که ضمنا دارای اختلافاتی، هم با هند هم با شوروی بود،درمرکزتوجه آمریکا بعنوان یک نیروی توازن بخش قرارگرفت ودرواقع معادله قدیمی آمریکاکه مبتنی برتوازن هنددرمقابل چین بود،بصورت قراردادن چین درمقابل هندوشوروی تغییریافت . در اینجاملاحظات توازن قوا،فوق تقسیمات وملاحظات ایدئولوژیک قرارگرفت ودنیاشاهدپدیده جدیدی گشت که عبارت بودازهمکاری کاپیتالیسم باکمونیسم . این همکاری وتشریک مساعی ازنوع جدید،دراعلامیه شانگهای سال ۱۹۷۲ بااعلام مخالفت چین وآمریکادرمقابل اقدامات هرکشور یا گروهی ازکشورهابرای برقراری تسلط وتفوق درآسیاواقیانوس آرام،شکل رسمی وتاییدشده به خودگرفت .
آنچه که دراین رابطه جدیدمطرح نبود، این بود که هندیک کشور دموکراتیک است که از الگوهای دموکراسی نوع غربی پیروی می کند، بلکه مهم این بودکه اومتحدشوروی است و در مسائل مهم بین المللی مطروحه بین دو ابرقدرت، مشکل می توان در کنارآمریکا قرار گرفت .
اماجایگاه پاکستان دراین معادله جدیدچه بوده است؟ حفظ پاکستان، نشانه علایق ومنافع مکمل باچین در شبه قاره هند و جزء منافع آمریکا تلقی می شد زیرا که ضعیف شدن یاازدست رفتن پاکستان توسط هند یا شوروی، نیروهای مخالف سرمایه داری آمریکاراغلبه بخشنده،نقش توانبخش آن را در آسیا به مخاطره می‌انداخت.
لذا در طی دوره بعدازسال ۷۱ سیاست آمریکادرقبال باقیماندن پاکستان،مبتنی برحمایت کامل ازاستقلال وتمامیت ارزی پاکستان بود. اما در این مرحله آمریکا هیچگونه اقدام نظامی برای کمک به پاکستان انجام نداد و اصولا قصد نداشت که نیروهایش را دردفاع ازپاکستان درمقابل هندبکارببرد . هرچندازنقش هندتحت حمایت شوروی درتجزیه پاکستان رنجیده خاطربود . پاکستان دراین رابطه حتی نمی توانست منتظردریافت میزان وسیعی ازسلاح های آمریکایی بصورت های مختلف باشد . چراکه عده ای ازاعضای کنگره آمریکا طرفدار بلامنازعه بودند و دررابطه بافروش اسلحه به پاکستان مخالفت ورزیده وازتصویب آن جلوگیری می‌کردند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 03:42:00 ق.ظ ]




۱-۹-۳- شکل دادن
در مقیاس کوچک آزمایشگاهی و راکتورهایی با بستر ثابت از الک هایی با مش[۳۹] ۳۰–۶۰ جهت دانه بندی کاتالیزور استفاده می شود. از ذرات ریز تر به این دلیل که باعث افت فشار می شوند استفاده نمی گردد. اگر لازم باشد که کاتالیزور به شکل هندسی در آید، به کمک دستگاه قرص و یا اکسترودر[۴۰] و همچنین با اضافه کردن یک ماده چسبنده برای استحکام، و ماده نرم کننده برای سهولت در عمل شکل دادن به پودر کاتالیزور این کار انجام می گیرد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱-۹-۴- کلسینه[۴۱] و فعال نمودن
عمل کلسینه کردن برای حذف لیگاند های زاید، افزایش پراکندگی (ذرات فلز) و تثبیت کاتالیزور انجام می گیرد. از نظر عملیاتی کلسینه و خشک کردن فرایند هایی مشابه می باشند با این تفاوت که خشک کردن در دما های پایین تری انجام می گیرد. خشک کردن معمولاً در دماهایی در حدود  ۱۰۰ انجام می گیرد، در حالی که کلسینه کردن در دماهای بالاتر از  ۲۰۰ و حتی در مواردی بالای  ۱۲۰۰ انجام می شود. کلسینه را میتوان در یک کوره الکتریکی یا درون یک راکتور در جریان هوا یا گاز بی اثر انجام داد.
۱-۱۰- تهیه کاتالیزور های جامد با روش های فشار بالا و هیدروترمال
روش های فشار بالا و هیدروترمال کاربرد های عملی زیادی در علم مواد و در شیمی حالت جامد دارد. در این روش ها هم از لحاظ عملی و هم از نظر تکنولوژی برای رشد بلور ها و سنتز مواد جدید با خواص مفید حائز اهمیت اند. در بیشتر روش های فشار بالا، نمونه به طور مستقیم فشرده می شود. روش های هیدروترمال از این جهت فرق دارند که درون ظرف واکنش، آب تحت فشار وجود دارد[۱۱].
روش های هیدروترمال از آب تحت فشار و در دمای بالای نقطه جوش معمولی استفاده می شود، که وسیله ای برای سرعت بخشیدن به واکنش بین جامدات به شمار می آید. آب دارای دو نقش است. به صورت مایع یا بخار که مانند محیط انتقال فشار عمل می کند، و به عنوان حلال بعضی یا تمام مواد اولیه تحت فشار تا اندازه ای محلول در آب هستند و بدین وسیله واکنش ها را ممکن می سازد تا به وسیله و یا با کمک فاز مایع یا بخار انجام گیرند. تحت این شرایط واکنش می تواند در غیاب آب فقط در دماهای بالا انجام گیرد. پس، این روش به خصوص برای سنتز فاز هایی که در دمای بالا ناپایدارند مناسب است و همچنین تکنیکی مفید برای روش تک بلور ها است.
با تنظیم شیب دمای مناسب در ظرف واکنش، انحلال مواد اولیه در قسمت گرم ظرف و رسوب در قسمت سرد تر آن انجام می گیرد. چون واکنش های هیدروترمال باید در ظرف بسته انجام شوند روابط فشار- دمای آب در حجم ثابت حائز اهمیت اند، طرح تجهیزات هیدروترمال اساساً عبارت است از یک لوله، معمولاً از جنس فولاد که یک سر آن بسته است و سر دیگرش دارای درپوش پیچی با یک واشر نرم مسی برای درزبندی لوله است. این بمب را می توان مستقیماً به یک منبع فشار مستقل متصل کرد که به نام روش بسته سرد شناخته شده است. مخلوط واکنش و مقدار مناسبی آب درون بمب قرار داده می شود و پس از مسدود کردن آن داخل کوره ای با دمای معینی قرار داده می شود. روش های هیدروترمال برای سنتز بسیاری از مواد مورد استفاده قرار می گیرند. یک مثال کلسیم سیلیکات هیدراته که بسیاری از آن ها اجزای مهم سیمان و بتون اند. به طور نمونه آهک CaO و کوارتز SiO2  را در مجاورت آب در دمای  ۱۵۰ تا  ۵۰۰ و فشارKb 1/0 تا ۲ حرارت می دهند. هر کلسیم سیلیکات هیدراته دارای شرایط سنتزی بهینه ای از ترکیب مخلوط اولیه، دما، فشار و زمان است. مثلاً زنوتلیت[۴۲] Ca ۶ Si ۶ O17 (OH)2با حرارت مخلوط های CaO، SiO2  در فشار بخار آب اشباع در دمای  ۱۵۰ تا  ۲۵۰ تهیه می شود.
۱-۱۱- جذب سطحی
فرایند جذب سطحی گاز شامل گذشتن جریان گاز از میان مواد جامد متخلخل که در بستر جذب سطحی تعبیه شده است، می باشد. سطح ماده ی جاذب، مواد مورد واکنش را جذب کرده و روش جذب می تواند به صورت فیزیکی و یا شیمیایی باشد. مقدار جذب سطحی به پارامتر های مختلفی مانند مساحت در واحد جرم، دما، فشار محیط و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی جذب شونده، بستگی دارد. افزایش سطح، افزایش فشار و کاهش دما می تواند باعث افزایش جذب گردد.
۱-۱۱-۱- جذب فیزیکی
میعان گاز ها و بخارات روی اجسام جامد در دمای بالاتر از نقطه شبنم آن ها، بستگی به نیرو های جذب مولکولی (نیروی واندروالس) دارد. مقدار گاز جذب شده، بستگی به سهولت میعان گاز، بالا بودن نقطه جوش و مقدار بیشتر گاز جذب شده دارد.
گرچه جذب فیزیکی معمولاً به طور مستقیم متناسب با سطح جسم است، به یک لایه مولکولی محدود نشده و می تواند چندین لایه مولکولی را روی سطح تشکیل دهد. جذب فیزیکی با میعان کشش لوله مویین در حفره ها اتفاق می افتد که این عمل باعث افزایش مقدار گاز جذب شده می گردد. مقدار کمی حرارت در جریان جذب فیزیکی آزاد شده و فرایند نسبتاً سریع بوده و به آسانی برگشت پذیر می باشد. با کاهش فشار یا افزایش دما، گاز جذب شده، اگر جذب شیمیایی نشده باشد، آزاد می شود. مقدار حرارت آزاد شده حدود ۵/۰ تا ۵ کیلو کالری بر مول می باشد. جذب فیزیکی نمی تواند فعالیت کاتالیزوری جامدات را برای واکنش های پایدار بین مولکولی توضیح دهد. این جذب ارتباطی به کیفیت سطح نداشته، اما نسبت مستقیم با مقدار سطح فیزیکی دارد. کمکی که جذب فیزیکی می کند، این است که در زمینه تعیین و تشخیص خواص فیزیکی کاتالیزور های جامد با روش های گوناگون می توان سطح تماس و اندازه منافذ را محاسبه نمود.
۱-۱۱-۲- جذب شیمیایی
در جذب شیمیایی، مولکول های گاز با ماده ی جاذب تشکیل پیوند داده و با نیرو های والانسی در سطح نگه داشته می شوند. جذب شیمیایی نسبت به جذب فیزیکی بسیار کند تر است چرا که جا به جایی اتم ها و مولکول ها رخ می دهد. جذب شیمیایی همچنین مقدار زیادی گرما آزاد کرده و انرژی بیشتری در فرایند لازم دارد. در حقیقت در دماهای پایین، جذب سطحی شیمیایی ممکن است خیلی کند انجام شود و اندازه گیری آن مشکل باشد.
نتایج جذب شیمیایی نشان می دهد که لایه مولکولی منفرد روی سطح تشکیل شده و فرایند معمولاً برگشت ناپذیر است. مقدار گاز جذب شده در جذب شیمیایی هم تابع فشار و دما می باشد. این نوع جذب به جذب شیمیایی فعال شده و فعال نشده تقسیم می شود. در حالت فعال شده سرعت جذب با درجه حرارت با یک انرژی فعال سازی محدود در معادله ی آرنیوس تغییر میکند و در حالت غیر فعال شده جذب شیمیایی به سرعت رخ داده و انرژی فعال سازی نزدیک به صفر است.
این نوع جذب اکثراً به صورت تک لایه ای بوده که این محدودیت به خاطر وجود نیروهای والانسی می باشد، که این نیرو ها مولکول ها را به سطح می چسبانند و با افزایش فاصله به سرعت از کار می افتند. این نیرو ها زمانی که حد فاصل از طول یک پیوند بیشتر می شود، به قدری کاهش می یابند که قادر نخواهند بود یک ترکیب را جذب نمایند. جذب شیمیایی در به دست آوردن معادلات سرعت در واکنش های کاتالیزوری، جهت برآورد میزان جذب مورد نیاز می باشد.

۱-۱۱-۳- اختلاف جذب فیزیکی و شیمیایی
اختلافات بین دو جذب فیزیکی و شیمیایی در جدول (۱-۲) آمده است. همان طور که از جدول پیداست، برای مشخص کردن سطح مرکز فعال و توضیح واکنش سطحی نیاز به اطلاعات جذب شیمیایی می باشد.
جدول ۱-۲- تفاوت های بین جذب فیزیکی و جذب شیمیایی روی جامدات

 

پارامتر جذب فیزیکی جذب شیمیایی
جاذب تمام جامدات بعضی جامدات
ماده ی جذب شده تمام گاز های زیر دمای بخار بعضی گاز ها با خاصیت فعال شیمیایی
محدوده درجه حرارت دمای پایین دمای بالا
حرارت جذب پایین (در حدود   میعان) بالا (در حدود گرمای واکنش)
سرعت خیلی سریع نسبتاً کم
انرژی فعال سازی پایین فعال E بالا، غیر فعال E کم
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:42:00 ق.ظ ]




معمولا ً جرائم توسط دو گروه صورت می پذیرد که در جرائم مربوط به حفاظت از حقوق مالکیت فکری نیز این تقسیم بندی جدا نخواهد بود . گروه اول اشخاصی هستند که با علم و آگاهی نسبت به قوانین ، مرتکب بزه ای می شوند چنانکه در ماده ۲۳ قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان مقرر داشته است « هر کس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدیدآورنده بدون اجازه او و یا عالماً عامداً به نام شخص دیگری غیر از پدیدآورنده نشر یا پخش یا عرضه کند » و ماده ۷ قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی به جرائم این طیف از اشخاص اختصاص دارند . قوانین برای اشخاصی با این دیدگاه ، دو نوع برخورد قضایی را بیان نموده که مقررات مدنی در مرحله اول و مجازات های کیفری را در مرحله بعدی تعیین می کند . گروه دوم نیز طبیعتاً اشخاصی هستند که بدون علم و آگاهی از بزه انجام شده توسط آنها اقدام به نشر یا پخش می نمایند . قوانین ، عموما برای این گروه ضمانت اجراهای مدنی را مقرر می نمایند . « ماده ۲۳ قانون عنوان مجرمانه اعمال موضوع ماده را می توان بهره برداریغیر مجاز دانست . برای تحقق جرم موضوع ماده ۳ تفاوتی نمی کند که مرتکب ، تمام یا قسمتی از اثر را مورد بهره برداری غیر مجاز قرار داده باشد یا قسمتی از آن را . ماده ۲۴ همین قانون به طور مشخص چاپ و پخش و نشر بدون اجازه ترجمه دیگری را جرم تلقی نموده و برای آن مجازات حبس از سه ماه تا یک سال در نظر گرفته است اعم از اینکه چاپ و پخش و نشر ترجمه به نام خود مرتکب شده باشد یا به نام شخص دیگری غیر از مترجم . بدین ترتیب مقنن بر این که ترجمه نیز جزو آثار مورد حمایت قانون است تاکید کرده و این موضوع تا حدی برای قانونگذار اهمیت داشته که برای آن ضمانت اجرای کیفری مشخص کرده است ».[۲۳۳]
پایان نامه - مقاله - پروژه
بر اساس ماده ۲۵ ، متخلفین از مواد ۱۷ ، ۱۸ ، ۱۹ ، و ۲۰ قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان را به حبس تادیبی از سه ماه تا یکسال محکوم خواهند شد . بند ۱ ماده ۷ دلالت بر مجازات نقض کنندگان ممنوعیت های پیش بینی شده در مواد ۲ و ۳ قانون ترجمه و تکثیر می باشد . بر اساس ماده ۳ این نقض باید دارای شرائط ذیل باشد :
الف ) تکثیر صورت پذیرفته باید به همان زبان و شکلی که اثر چاپ شده ، باشد ؛
ب ) بدون رضایت صاحب حق اقدام به ترجمه و تکثیر نموده باشد .
ماده ۱۲۴ لایحه جامع نیز این استنباط می شود که مقرر می دارد : دادگاه در بررسی و تصمیم گیری نسبت به درخواست های مذکور در مواد ۱ و ۱۳ ، لزوم تناسب میان اهمیت نقض و شیوه های جبران خسارت و نیز منافع اشخاص ثالث را ملحوظ خواهد نمود .
در ماده ۱۲۷ که به ضمانت اجرای کیفری می پردازد مقرر کرده : هر کس حقوق مادی یا معنوی مورد حمایت این قانون را با علم و عمد نقض کند ، به حبس از شش ماه تا سه سال یا پرداخت جزای نقدی از پنجاه میلیون تا پانصد میلیون ریال یا هردو مجازات محکوم خواهد شد مگر اینکه مجازات عمل طبق مقررات دیگر شدیدتر باشد که در این صورت مجازات شدیدتر اعمال خواهد شد . تکرار در نقض حقوق نیز در این قانون پیش بینی شده است . قانون گذار دادگاه ها را مجاز دانسته است تا برای ناقضین حقوق مادی و معنوی که پس از پنج سال از محکومیت قطعی و اجرای آن گذشته و مجددا اقدام به نقض حقوق مورد حمایت قانون را نقض نمایند بر اساس ماده ۱۲۹ لایحه جامع ، حداکثر مدت مجازات که تا دو برابر محکومیت قبلی است ، را صادر نمایند .
مفاد مواد ۱۲۷ و ۱۲۹ برای جرائم اشخاصی است که به نقض بصورت غیر سازمان یافته باشد مجری خواهد بود این در حالی است که اگر از سوی دادگاه جرم از جرائم سازمان یافته تلقی شود بر اساس ماده ۱۲۸ مجرم یا مجرمین به حبس از یک سال تا پنج سال و پرداخت جزای نقدی از نود میلیون تا نه صد میلیون به تشخیص میزان سوء استفاده ، محکوم خواهند شد .
اما در صورتی که اعمال مجرمانه فوق مجددا تکرار شود نیز به استناد ماده ۱۲۹ این میزان محکومیت را تا دو برابر افزایش دهد . محکومیت های فوق برای اشخاص حقیقی پیش بینی شده است و برای اشخاص حقوقی نیز به تناسب جرم بر اساس ماده ۱۳۱ محکومیت های زیر پیش بینی شده است . ماده ۱۳۱ در این باره مقرر کرده : « هرگاه متخلف از این قانون شخص حقوقی باشد ، دادگاه می تواند علاوه بر مجازات شخص حقیقی مسئول که جرم ناشی از تصمیم او بوده ، شخص حقوقی را نیز حسب مورد به مجازات های زیر محکوم نماید :
۱ - جزای نقدی مذکور در مواد ۱۲۷ و ۱۲۸ و ۱۲۹ لایحه قانون جامع حمایت ؛
۲ – تعلیق موقت یا دائم تمامی فعالیت های شخص حقوقی و یا آن بخش از فعالیت ها که متضمن حق بوده است .
نکته قابل یادآوری این است که در این قانون ابتدا به ضمانت اجرای مدنی پرداخته و سپس توجه به ضمانت اجرای کیفری نموده است و هماهنگی میان این قانون با موافقت نامه تریپس در این زمینه مشهود است .
‌ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیکی در این زمینه مقرر می دارد : هرکس در بستر مبادلات الکترونیکی با تکثیر، اجرا و توزیع (‌عرضه و‌نشر) مواردی که در قانون حمایت حقوق مؤلفان ، مصنفان و هنرمندان مصوب۱۳۴۸و قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی مصوب ۱۳۵۲ و‌قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم‌افزارهای رایانه‌ای مصوب ۱۳۷۹، منوط ‌بر آنکه امور مذکور طبق مصوبات مجلس شورای اسلامی مجاز شمرده شود ، در صورتی‌که حق تصریح شده مؤلفان را نقض نماید به مجازات سه ماه تا یک سال حبس و جزای ‌نقدی به میزان پنجاه میلیون ریال محکوم خواهد شد.
گفتار سوم : مقررات اداری و گمرکی
از دیگر ضمانت اجراهایی که در قوانین ایران به آن نپرداخته و تنها در لایحه جامع قانون حمایت از حقوق مالکیت فکری برای آن مقرراتی را وضع نموده است ، اقدامات تامینی و گمرکی می باشد . بر اساس ماد ۱۱۱ مراجع قضایی بر اساس مقررات آیین دادرسی مدنی و کیفری و اوضاع و احوال حاکم بر دعوی می توانند به تناسب مورد ، اقدامات زیر را به عمل آورند :
الف ) صدور دستور موقت مبنی بر منع انجام هر گونه عمل یا ادامه هر گونه عملی که حسب ظاهر نقض حقوق مورد حمایت این قانون محسوب گردد ؛
ب ) صدور دستور توقیف نسخه های آثار مورد حمایت این قانون و نیز ابزار رسانه های صوتی که گمان می رود بدون اجازه دارنده حقوق مورد حمایت این قانون تولید یا وارد کشور شده اند و یا در حال تولید یا وارد کشور باشند مشروط بر اینکه تولید یا ورود این نسخه ها منوط به کسب اجازه از دارنده حقوق باشند ؛
ج ) صدور دستور توقیف ابزارهای ساخت نسخه های مزبور ، مدارک ، حساب ها یا اوراق تجاری مربوط به اینگونه نسخه ها و صدور دستور منع بسته بندی نسخه ها .
بر اساس ماده ۱۱۲ مقررات عام آیین دادرسی مدنی و کیفری در باره جستجو و توقیف اموال در خصوص دعاوی مرتبط با نقض حقوق مالکیت فکری نیز جاری می باشد .
در این قانون برای گمرک در برابر نقض حقوق مالکیت فکری نیز اقداماتی را پیش بینی نموده است . بر اساس ماده ۱۱۴ اداره گمرک موظف است به تقاضای دارنده حق و با دستور مقامات قضایی ، به توقیف اشیا غیر مجاز حوزه مالکیت ادبی و هنری که به کشور وارد یا از کشور صادر می شوند ، اقدام کند . ماده ۱۱۵ گمرک را موظف نموده تا پس از توقیف اشیای فوق ، دارنده حقوق مربوطه و نقض کننده را از وضعیت موجود آگاه نمایند . همچنین مبدأ و مقصد و مشخصات مربوط به آن را به اطلاع برساند . در صورتی که ظرف ده روز شاکی با ارائه مستندات معتبر و قانونی بر علیه ناقض حقوق مالکیت فکری ارائه طرح دعوی ننماید بر اساس ماده ۱۱۶ اداره گمرک ، نسبت به رفع توقیف اقدام خواهد نمود مگر اینکه از طریق مراجع قضایی این مدت برای مدت ده روز دیگر بنا بر دلائل جهت ارائه مدارک تمدید شده باشد .در صورتی که اثبات شود توقیف غیر موجه بوده ، شخصی که درخواست توقیف نموده موظف است خسارات وارده را به طرف مقابل پرداخت نماید .
مبحث دوم : در موافقت نامه تریپس
موافقت نامه تریپس از مواد مختلفی از کنوانسیون برن در حمایت از حقوق مالکیت فکری بهره جسته است ؛ اما این کنوانسیون ضمانت اجرای حقوق مالکیت فکری را به کشورهای عضو قرار داده و در زمینه اقدامات تامینی ، مدنی و کیفری مقرراتی را وضع ننموده است .
کنوانسیون برن تنها در یک مورد و آن هم در خصوص آثار شبیه سازی شده ، ضمانت اجرا مقرر داشته که ماده ۱۶ این کنوانسیون مؤید فوق می باشد : هر اثر تقلبی در کشورهای عضو که اثر اصلی در آنها مشمول حمایت قانونی است ، قابل توقیف است . مقررات فوق شامل نسخه های تکثیری وارداتی از کشوری که در آن ، اثر مشمول حمایت یا مدت حمایت از آن تمام شده ، مجری است .
موافقت نامه تریپس بر خلاف دو کنوانسیون برن و رم که از آنها استناد نموده ، قسمت سوم بطور مفصل به اجرای حقوق مالکیت فکری پرداخته است .
موافقت نامه تریپس در ماده ۶۱ در دو مورد مجازات های کیفری را پیش بینی نموده که یکی از آنها سرقت حق نسخه برداری است . این ماده مقرر کرده است : اعضا حداقل در مورد سرقت حق نسخه برداری در مقیاس تجاری ، آیین های دادرسی و مجازات های کیفری مقرر خواهند داشت
چنانکه در این ماده بیان شده است ، مجازات های کیفری تنها شامل حق نسخه برداری می شود که شامل موارد ذیل باشد :
۱ – نقض حق نسخه برداری بطور عمدی صورت پذیرفته باشد .
۲ – این نقض در مقیاس تجاری انجام گرفته باشد .
بدیهی است چنانکه نقضی صورت پذیرفته اما به صورت سهو یا بدون علم و آگاهی باشد و همچنین نقضی که به صورت تجاری نباشد شامل مجازات های کیفری پیش بینی شده در قوانین نخواهد بود .
وسایل جبران خسارت پیش بینی شده در این بند شامل زندانی کردن و یا اخذ جریمه نقدی به عنوان یک عامل بازدارنده می باشد . سطح مجازات های مقرر باید مطابق با مجازات های معمول در مورد سایر مجازات های مشابه صورت پذیرد .
کشورهای عضو موافقت نامه می توانند در قوانین داخلی خود ، سایر روش های جبران خسارت شامل توقیف ، ضبط و معدوم کردن کالاهایی که بر اثر نقض و تمام ابزارها و موادی که در نقض حقوق مالکیت فکری دخالت داشته اند را بکار گیرند
مبحث سوم : آثار الحاق
در بحث ضمانت اجراها می توان گفت موافقت نامه تریپس تاثیرات اصولی و بنیادینی را بر حقوق ما خواهد داشت که عبارتند از :
۱ – ارائه راهکارهای اداری و اقدامات مرزی و گمرکی برای جلوگیری از واردات و یا صادرات محصولات ادبی و هنری که بصورت غیر مجاز و به منظور انتفاع تجاری و بهره برداری های کلان اقتصادی صورت پذیرفته است ، از آثاری است که علاوه بر اینکه سازمان های مرتبط با اثرهای ادبی و هنری باید به انجام برسانند ، گمرکات کشور را در این زمینه به مبارزه با افراد سودجو هدایت می کند .
۲ - پیش بینی ضمانت اجرای مدنی قبل از ضمانت اجرای کیفری از موارد دیگر آثار می باشد. قرار دادن مجازات حبس در اولین برخورد با مجرم می تواند عواقب و پیامدهای ناگوارتری را بدنبال داشته باشد ؛ اما با این حال مجازات های حبس می تواند در مرحله آخر مبارزه صورت پذیرد .
بخش سوم
آثار الحاق در حوزه مالکیت صنعتی
فصل نخست : حقوق اختراعات
مبحث نخست : اختراع[۲۳۴] و حق اختراع[۲۳۵]
گفتار نخست : در قوانین ایران
اولین قانونی که به حق اختراع در ایران پرداخته ، قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب اول تیرماه۱۳۱۰ هجری است نظامنامه اجرایی آن هم در همین تاریخ تصویب شد ؛ اما آئین نامه اصلاحی آن در سال ۱۳۳۷ از تصویب مجلس شورای ملی گذشت . این قانون در آن روزگاران از قوانین مترقی محسوب و نسبت به قوانین خیلی از کشورها سر سخت گیرانه تر بود . با پیشرفت صنعت و توسعه اختراعات ، نیاز به تجدید نظر و اصلاحات بعدی روز به روز افزون گردید و کشورهای صنعتی و در حال توسعه نسبت به قوانین موجود خود تجدید نظر نموده اما در ایران کماکان همان قانون جاری است . اینک قانون ۱۳۱۰ یکی از قوانین کهن به حساب آمده و با هیچ یک از قوانین کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه و مجامع و کنوانسیون های بین المللی مرتبط با حق اختراع هم خوانی ندارد . با اعلام نیاز در تجدید قوانین از طرف مخترعین و مجامع داخلی ، بالاخره این قانون در سال ۱۳۸۶ با اصلاحات کلی تحت عنوان قانون ثبت اختراعات ، طرح های صنعتی و علائم تجاری از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت . بنابراین ما در این پژوهش از هر دو قانون گذشته و جدید در مقایسه با موافقت نامه تریپس استفاده نموده و بیان خواهیم کرد که در صورت الحاق به موافقت نامه تریپس آیا آثار حقوقی جدیدی بر حق اختراع در ایران مترتب خواهد شد یا خیر ؟
« اختراع در لغت به معنای شکافتن ، نو بیرون آوردن ، از خود افشاء کردن ، چیزی نو انگیختن ، ایجاد کردن ، پیدا کردن چیزی به ماده ومدت دانسته اند ؛ در مقابل ابداع که پیدا کردن چیزی است بی ماده و مدت ».[۲۳۶] یا به عبارت دیگر موجودی که وجودش با نمونه نباشد و قبل از آن مانندی نداشته باشد را اختراع گویند و ابتکار را به معنی نو آوردن به امر بکر و بی سابقه پدید کردن است ».[۲۳۷]
اختراع در اصطلاح « عبارت است از پدید آوردن ، ابداع محصول صنعتی بی سابقه ، کشف وسیله نو ، کاربرد وسایل موجود برای بدست آوردن یک نتیجه یا محصول صنعتی و یا کشاورزی ».[۲۳۸] به بیانی دیگر « اختراع محصول یا فرآیندی است که راه جدید انجام کاری را ارائه می دهد یا راه حل فنی جدیدی را برای شکوفایی پیشنهاد می کند که نسبت به راه حل های موجود دارای مزیت است . اختراع در واقع به صحنه های فنی و تکنیکی و جزئیات یک محصول تکنولوژیکی و فرایند تکنولوژیکی می پردازد ».[۲۳۹]
در ماده ۲۶ قانون ۱۳۱۰ هیچگونه تعریفی از اختراع صورت نپذیرفته است اما در ماده ۱ قانون ۱۳۸۶ اختراع را نتیجه فکر فرد یا افراد دانسته است که برای اولین بار فرایند یا فرآرده ای خاص را ارائه می کند و مشکلی را در یک حرفه ، فن ، فنآوری ، صنعت و مانند آنها حل می کند . یکی دیگر از قوانینی که مطابق ماده ۹ قانون مدنی[۲۴۰] بخشی از نظام حقوقی ما را در این زمینه تشکیل می دهد ، کنوانسیون پاریس برای حمایت ازمالکیت صنعتی است که در لیسبون در سال ۱۹۵۸ مورد تجدید نظر قرار گرفته است ، می باشد . ایران در در سال ۱۳۳۷ به این اصلاحیه و سرانجام در ۱۷/۰۸/۷۷ به موجب قانون الحاق دولت ایران به اصلاحات به عمل آمده در کنوانسیون پاریس در استکهلم در سال های ۱۹۶۷ ، ۱۹۷۹ برابر با سال های ۱۳۴۶ و ۱۳۵۸ شمسی به اصلاحیه بعدی پیوست . در این کنوانسیون نیز تعریفی از اختراع ارائه نشده است . « مذاکرات مربوط به حقوق مالکیت صنعتی در دور اروگوئه بر این اصل مبتنی بود که مقررات مربوط به حمایت از این حقوق را با توجه به کنوانسیون پاریس تکمیل نمایند ؛ یعنی آن دسته از موضوعاتی که در کنوانسیون پاریس به آن اشاره نشده است در اینجا ( موافقت نامه ) مورد اشاره و بررسی قرار گیرد ».[۲۴۱]
حق اختراع چیست و چرا اعطا می شود ؟ درماده ۲۶ قانون۱۳۱۰ مقرر شده است : « بر قسم اکتشاف[۲۴۲] یا اختراع جدید در شعب مختلفه صنعتی یا فلاحتی به کاشف یا مخترع آن حق انحصاری می دهد که بر طبق شرایط و در مدت مقرر در این قانون از اکتشاف یا اختراع خود استفاده نماید مشروط بر اینکه اکتشاف یا اختراع مزبور مطابق مقررات این قانون در اداره ثبت اسناد تهران به ثبت رسیده باشد ». از این ماده نکات زیر را می توان استنباط نمود :
اولاً : در این ماده تعریفی از اختراع مشاهده نمی شود آنچه که در این ماده به آن پرداخته شده است حق اختراع می باشد . « برای اینکه حق اختراع بتواند دیگران را از استفاده و تولید محصول یا فرایند به ثبت رسیده منع کند و بدین ترتیب به نحو موثری جلوی رقابت را بگیرد . این حق برای کسب دانش مربوط را در معرض عموم قرار می دهد ؛ اگر چه دیگران نمی توانند از حق اختراع در طی مدت حمایت استفاده کنند اما مطمئناً آنها می توانند به جزئیات مربوط به اختراع توجه کنند و از پیشرفتهای صنعتی وحرفه ای به وجود آمده ، آگاهی یابند . « حق اختراع پاداشی است که به ازای دراختیار قرار دادن دانش مربوط اختراعات جدید به فن به مخترع داده می شود ».[۲۴۳] بر اساس تعریف سازمان جهانی مالکیت فکری ، « حق اختراع ، حقی انحصاری است که در قبال اختراع انجام شده به مخترع یا نماینده قانونی او اعطا می شود به عبارت دیگر حق اختراع سندی است که توصیف کننده یک اختراع بوده و بر اساس درخواست متقاضی به وسیله یک اداره دولتی یا توسط یک اداره منطقه ای به نیابت از چند کشور صادر می شود و حمایت قانون و اختیار بهره برداری ( تولید ، استفاده ، فروش و صادرات ) یک اختراع را به صاحب آن در محدوده زمانی خاص اعطا می نماید . حمایت از حق اختراع به این معناست که مورد اختراع را نمی توان بدون اجازه دارنده حق اختراع به صورت تجاری تولید کرده ، استفاده یا توزیع نمود و به فروش رساند . باید توجه داشت که حق اختراع مجوز تولید محصول اختراعی نیست بلکه تنها دیگران را از تولید باز می دارد . ثانیاً : اینکه در این ماده هم اکتشاف مطرح شده و هم اختراع . اکتشاف یعنی دست یابی به چیزهایی که در جهان طبیعت موجود است و آن را می توان به عنوان اختراع ثبت کرد . بنظر می آید این اشتباه در کاربرد است . « زیرا اگر اکتشاف را به معنای پدیدآوردن شی جدید بدانیم که در جهان طبیعت وجود دارد بدیهی است که این یک عمل اختراعی به حساب نمی آید ، زیرا در عمل اختراعی از فعالیت فکری شخص مخترع درپدید آوردن یک اثر فنی جدید بهره برداری شده است و این اثر با شناختن یک عنصر موجود در طبیعت ، مانند اورانیوم تفاوت دارد ».[۲۴۴] « با توجه به مراتب فوق روشن است که منظور قانونگذار از بکار بردن کلمه اکتشاف بیان فعالیت اختراعی بوده به ویژه که فقط در دو مورد در قانون ثبت علائم واختراعات ، کلمه اکتشاف بکار رفته و در سایر موارد از واژه اختراع ، مخترع و یا ورقه اختراع استفاده شده است ».[۲۴۵]
قانون ثبت اختراعات ۱۳۸۶ گواهینامه اختراع را سندی می داند که اداره مالکیت صنعتی برای حمایت از اختراع صادر می کند و دارنده آن می تواند از حقوق انحصاری بهره مند شود .
گفتار دوم : در موافقت نامه تریپس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:41:00 ق.ظ ]




۵-۲-۲- مدل مفهومی مدیریت دانش زنجیره تأمین خدمات تجارت الکترونیکی G2C

در این بخش به هدف غائی پژوهش جاری یعنی ارائه مدل مفهومی در مدیریت دانش زنجیره تأمین تجارت الکترونیکی G2C پرداخته می‌شود. به اعتقاد محقق و براساس پژوهش‌های صورت پذیرفته، تحقق اهداف دولت الکترونیکی در بخش‌های مختلف، به‌ویژه بخش خدمات دولت به شهروندان (G2C)، بدون مدیریت دانش در کل زنجیره تأمین خدمات میسر و دست یافتنی نخواهد بود، به عبارت دیگر محقق معتقد است در صورتی جامعه و دولت به این مهم دست پیدا خواهند نمود، که دانش در سرتاسر زنجیره تأمین از تأمین‌کننده و ارائه دهنده خدمات تا مصرف‌کنندگان نهائی و شهروندان مدیریت شود. در ادامه به تشریح کامل ۶ گام مدل معرفی شده توسط محقق خواهیم پرداخت.

 

    • فرهنگ‌سازی در سازمان و فرهنگ‌سازی در زنجیره تأمین خدمات الکترونیکی: محقق در مدل ارائه شده فرهنگ‌سازی را پایه و اساس توسعه مدیریت دانش زنجیره تأمین معرفی می کند و آن را از خط‌مشی و مقررات و بستر فناوری مهم‌تر و ضروری‌تر معرفی می کند و معتقد است تا فرهنگ‌سازی مناسب در طول زنجیره تأمین از سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی گرفته تا مصرف‌کنندگان و شهروندان صورت نپذیرد، امکان ادامه مسیر به هیچ عنوان میسر نخواهد بود. محقق در جهت تحقق این مهم برگزاری دوره‌های آموزشی در سطوح مختلف جامعه و هم چنین ایجاد یک سیستم ارزشی فرهنگی را پیشنهاد می‌دهد.

 

    • تدوین استانداردها، مقررات و نگارش آیین‌نامه‌ها: در این گام محقق تدوین یک چارچوب منسجم از استانداردها، مقررات و آیین‌نامه‌های کاربردی را پیشنهاد می‌دهد، به اعتقاد وی پس از فرهنگ‌سازی مناسب، ایجاد چارچوب هدایت‌کننده در دست‌یابی به هدف بسیار حائز اهمیت خواهد بود. محقق در مدل خود تدوین ساختار و رویه‌های سازمانی مرتبط با زنجیره تأمین خدمات، تدوین شاخص‌های ارزیابی فعالیت‌های زنجیره، تدوین اولیه استراتژی‌های دانشی و در پایان استانداردسازی فرآیندهای دانشی زنجیره تأمین خدمات را جهت تسریع در پیشبرد اهداف معرفی می کند.

 

      • تدوین سند راهبردی و خط‌مشی مدیریت دانش: در بخش جاری تأکید محقق به طور خاص بر فرایندهای دانشی زنجیره می‌باشد، وی معتقد است در مدل تدوین شده باید برای هریک از گام‌های مدیریت دانش استراتژی و مکانیزم‌های کاربردی، تدوین و تنظیم گردد تا بتوان در شرایط و موقعیت‌های متفاوت در طول زنجیره تأمین از آن‌ ها بهره برد، به همین منظور تدوین استراتژی در چهار بخش خلق دانش، ثبت دانش، نشر دانش و کاربرد دانش را پیشنهاد می کند. محقق از این چهار بخش در راستای تدوین چرخه مدیریت دانش خود بهره برده است، که در گام ششم به آن پرداخته شده است.

    پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    • طراحی مکانیزم‌های مالی و غیرمالی تشویقی: محقق در گام چهارم مدل خود استراتژی‌ها و مکانیزم‌های انگیزشی را به طور مجزا بیان می کند و معتقد است این گام آن‌چنان در مشارکت نمودن بخش‌های مختلف زنجیره در فعالیت‌های مدیریت دانشی زنجیره تأمین با اهمیت است که باید به صورت گامی مجزا به آن پرداخته شود. راه‌کارهای محقق در این بخش تشویق جهت تسهیم و انتقال دانش، تشویق جهت خلق ایده و نوآوری دانشی و تشویق جهت کاربرد و استفاده از دانش می‌باشد.

 

    • طراحی بستر و زیرساخت فناوری و پیاده‌سازی و کاربرد فناوری: محقق بر اساس نتایج حاصل از پژوهش جاری اهم فعالیت این بخش را در قالب (۱) تأمین تجهیزات سخت‌افزاری، (۲) راه‌اندازی حافظه سازمانی جهت ثبت و نگهداشت دانش در سازمان، (۳) پیاده‌سازی مدیریت محتوا جهت پایش و کنترل محتواهای تولیدشده در سرتاسر زنجیره تأمین، (۴) طبقه‌بندی دانش موجود در حافظه سازمانی جهت استفاده بهینه و کارا و هم‌چنین سهولت در دسترسی به دانش مورد نیاز در کمترین زمان ممکن توسط کارکنان، (۵) ایجاد و بهره‌مندی از پرتال‌های سازمانی، (۶) پیاده‌سازی شبکه اجتماعی، وبلاگ و ویکی جهت نشر و انتقال دانش در طول زنجیره تأمین و هم چنین (۷) بهره‌مندی از آموزش و یادگیری الکترونیکی جهت افزایش دانش را معرفی می کند.

 

    • طراحی بهینه فرآیندهای مدیریت دانش (چرخه مدیریت دانش): محقق در این بخش چرخه مدیریت دانش تدوین شده در مدل خویش را مناسب جهت پیاده‌سازی در زنجیره تأمین تجارت الکترونیکی G2C معرفی می کند، محقق بیان می‌دارد با توجه به گستردگی مشارکت افراد در حوزه خدمات تجارت الکترونیکی G2C و هم چنین متفاوت بودن سطوح دانشی افراد مشارکت‌کننده، مراحل چرخه مدیریت دانش باید شفاف و بدون ابهام تبیین و توسعه یابد، به همین منظور چرخه مدیریت دانش خویش را در ۱۱ مرحله ارائه نموده است. (۱) هدف‌گذاری دانش، به اعتقاد محقق اولین گام برای مدیریت دانش در زنجیره تأمین تجارت الکترونیکی، تعیین هدف از دانش مذکور می‌باشد. این هدف باید به صورت واضح و قابل درک برای کلیه افراد زنجیره بیان گردد. (۲) کاوش و شناسایی دانش دومین گام در چرخه می‌باشد، در این گام لازم است کاوش دانش، متناسب با هدف‌گذاری صورت پذیرفته، انجام پذیرد. (۳) خلق و مهار نمودن دانش، پس از کاوش و شناسایی دانش بر اساس هدف، نوبت به مهار نمودن دانش خواهد رسید، به اعتقاد محقق و بر اساس پژوهش‌های صورت پذیرفته تا زمانی که دانش شناسایی‌شده، مهار نشود امکان پردازش و بهره‌برداری از آن وجود نخواهد داشت. (۴) سازمان‌دهی دانش گام چهارم از چرخه مدیریت دانش ۱۱ مرحله‌ای محقق می‌باشد، محقق بیان می‌دارد دانش مهار شده جهت استفاده کارا و بهینه باید سازمان‌دهی گردد تا در صورت نیاز دسترسی به آن به سهولت انجام پذیرد. (۵) ترکیب و توسعه دانش مرحله پنجم از چرخه مدیریت دانش پیشنهادی می‌باشد. (۶) ثبت و ضبط دانش یکی از مهم‌ترین مرحله‌های چرخه جاری مدیریت دانش می‌باشد، این مرحله جهت گسترش و تقویت حافظه سازمانی بسیار با اهمیت جلوه می کند. (۷) تسهیم و نشر دانش، براساس پژوهش‌های انجام پذیرفته توسط محقق در تحقیقات گرانددتئوری که در جداول فصل چهارم نیز بازتاب آن‌ ها قابل مشاهده است، تأثیرگذارترین مرحله از مرحله‌های چرخه دانش، نقل و انتقال دانش در طول زنجیره می‌باشد. این مرحله تا حدی مهم و ضروری است که بروز هر چالشی در آن، چرخه مدیریت دانش را با مشکل اساسی روبرو خواهد نمود، دلیل آن هم کاملاً واضح است، و آن، این‌که بدون نشر دانش در طول زنجیره امکان بهبود بهره‌وری و توسعه میسر نخواهد بود. (۸) درک دانش توسط کلیه حلقه‌های زنجیره، در صورتی که دانش توسط افراد به دستی درک نشود مرحله بعدی چرخه یعنی کاربرد دانش دچار مشکل خواهد شد، دانش نشر داده شده نمی‌تواند حداکثر بهره‌وری خود را در زنجیره اعمال نماید. (۹) کاربرد دانش مرحله نهم از چرخه مذکور می‌باشد، جهت افزایش بهره‌وری سازمان و زنجیره تأمین خدمات در حوزه تجارت الکترونیکی G2C کاربرد دانش نقش مهمی را ایفا می کند، کلیه افراد زنجیره تأمین می‌توانند از طریق کاربرد دانش در فعالیت‌های خویش بهره‌وری خدمات ارائه شده در زنجیره تأمین تجارت الکترونیکی G2C را تا حد قابل توجهی افزایش دهند. (۱۰) مرحله دهم ارزیابی دانش به کار برده شده در سازمان و زنجیره تأمین می‌باشد، دانش باید به‌وسیله شاخص‌های ارزیابی تدوین شده در گام دوم مدل و هم چنین براساس هدف‌گذاری صورت پذیرفته در مرحله اول چرخه مورد ارزیابی قرار گیرد. (۱۱) نگهداشت دانش مرحله آخر از مراحل یازده‌گانه چرخه مدیریت دانش ارائه شده توسط محقق می‌باشد، در این مرحله، اگر دانش ارزیابی‌شده در مرحله قبل مفید توصیف گردد، به مجموعه دانش پایدار در حافظه سازمانی اضافه خواهد شد، و درصورتی‌که دانش غیرمفید ارزیابی‌شده باشد، از حافظه سازمانی و پایگاه دانش زنجیره حذف خواهد شد. محقق جهت دسته‌بندی دانش ارزیابی‌شده به دانش مفید و کاربردی و دانش غیرمفید، رویکرد مجموعه عبارات متوالی دانش یا همان MKTPKS را پیشنهاد می کند. این رویکرد سرعت دسته‌بندی دانش را به مفید و غیرمفید تسریع بخشیده و از صرف هزینه جهت کاربرد نیروی انسانی متخصص در این بخش جلوگیری می کند.

 

 

۵-۳- نوآوری و خلاقیت

مدل ارائه شده در پژوهش جاری که درشکل ۴-۴ قابل مشاهده است اولین مدل توسعه داده شده در مدیریت دانش زنجیره تأمین تجارت الکترونیکی G2C (دولت به شهروندان) می‌باشد. شایان توجه است براساس پژوهش‌های محقق، هیچ پژوهشگری به توسعه مدل در مدیریت دانش زنجیره خدمات و به خصوص مدیریت زنجیره تأمین خدمات تجارت الکترونیکی G2C نپرداخته است. با توجه به مؤلفه‌های موجود، مدل ارائه شده باعث بهبود بهره‌وری در مدیریت دانش زنجیره تأمین تجارت الکترونیکی G2C خواهد شد. شایان توجه است در مدل ارائه شده چرخه مدیریت دانش در طول زنجیره تأمین خدمات نیز مورد توجه قرار گرفته است و در لایه آخر مدل این چرخه به طور کامل تشریح شده است. این چرخه فعالیت‌های مدیریت دانش را به صورت کاملاً شفاف نسبت به سایر چرخه‌های مدیریت دانش بیان می کند.

۵-۴- محدودیت‌های تحقیق

پژوهش جاری محدودیت‌هایی را در مقابل داشت که نیاز است تا در پژوهش‌های آینده مورد توجه محققان قرار گرفته و برای برطرف ساختن آن‌ ها چاره‌اندیشی لازم صورت گیرد. عدم آشنایی برخی افراد در نمونه اخذ شده با مدیریت دانش و عوامل مؤثر بر آن‌یکی از محدودیت‌های پژوهش جاری بود که باعث گردید، محقق پیش از انجام مصاحبه نکاتی اساسی را در اختیار فرد مشارکت‌کننده قرار دهد و ذهن او را با موضوع پژوهش آشنا سازد، که البته این امر باعث می‌گردید نتایج حاصل از مصاحبه قابلیت اعتماد بیشتری را پیدا نماید. یکی دیگر از محدودیت‌های پژوهش جاری تعیین وقت قبلی و زمان مناسب برای انجام مصاحبه با مدیران و خبرگان سازمان ثبت‌احوال بود، که به دلیل حجم کاری بالای مدیران، معاونان و خبرگان سازمان، محقق می‌بایست مدت‌زمان طولانی را در انتظار زمان مصاحبه قرار می‌داد، که به لحاظ زمانی در روند گام‌های پژوهش بسیار اثرگذار بود. به نقل از رحیم فوکردی “در جمع‌ آوری داده‌ها، استفاده از مصاحبه بیش از آنچه در راهبرد گراندد تئوری پیشنهاد شده، بر مشاهدات مستقیم و مطالعه مستندات ترجیح داده شده است.” در این پژوهش امکان مطالعه‌ی تمامی مستندات سازمان و مشاهده رفتار کارکنان برای یک دوره زمانی طولانی مدت فراهم نبود و پژوهش جاری نیز از این امر مستثنا نبود. هم‌چنین نتایج حاصل از پژوهش جاری همانند دیگر پژوهش‌های کیفی گراندد تئوری با اتکا به دیدگاه و نظرات تعداد معدودی از خبرگان سازمان حاصل شده است که این محدودیت می‌تواند تعمیم‌پذیری نظریه را با چالش‌هایی روبرو سازد.

۵-۵- پیشنهادها

در پژوهش جاری تنها یکی از مؤلفه‌های دولت الکترونیکی یعنی خدمات دولت به شهروندان مورد بحث و بررسی قرار گرفت به همین جهت در راستای تکمیل مدل جامع مدیریت دانش در دولت الکترونیکی، محققان می‌توانند مؤلفه‌های دیگر این حوزه از جمله خدمات دولت به کارمندان، خدمات دولت به بنگاه‌ها و خدمات دولت به دولت را مورد بررسی قرار دهند. به علاوه محققان می‌توانند به بررسی جنبه‌های مختلف چرخه‌های مدیریت دانش از جمله خلق و کسب دانش، نشر و مبادله دانش و ثبت دانش در مؤلفه‌های مختلف دولت الکترونیکی بپردازند. هم چنین محققان می‌توانند چالش‌های موجود در موارد مذکور در موانع مدیریت دانش و یا الزامات مدیریت دانش را مورد تفحص قرار دهند. علاوه بر این محققان می‌توانند مبحث زنجیره خدمات و یا زنجیره تأمین خدمات را به همراه هریک از مؤلفه‌های دولت الکترونیکی مورد پژوهش قرار داده و به ارائه مدلی در این زمینه بپردازند. مقایسه تطبیقی مدل ارائه شده در پژوهش جاری با دیگر مدل‌های توسعه مدیریت دانش هم می‌تواند به عنوان موضوعات پژوهش‌های آتی مطرح گردد.

۵-۶- خلاصه فصل پنجم

فصل جاری به بیان نتایج حاصل از پژوهش اشاره دارد. در این فصل ابتدا به بیان یافته‌های اصلی پژوهش پرداخته شده است، سپس خلاقیت و نوآوری به کار رفته در پژوهش به طور کامل تشریح گردیده است، در ادامه محدودیت‌های پژوهش ذکر شده و نشان داده شده که با وجود محدودیت‌های متعدد در تعمیم‌پذیری مدل، نتایج پژوهش در توسعه مدل مفهومی مدیریت دانش زنجیره تأمین تجارت الکترونیکی دولت به شهروندان مؤثر واقع گردیده است.

منابع:

 

 

    1. فتحیان، محمد; مولاناپور، رامین. تجارت الکترونیکی با رویکردی بر تجارت اجتماعی. آتی‌نگر، ویراست دوم، چاپ دوم، ۱۳۹۲٫

 

    1. معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، سند فرابخشی (ویژه) بهینه سازی تشکیلات دولت و دولت الکترونیک، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، ریاست جمهوری، ۱۳۸۱٫

 

    1. فتحیان، محمد; مولاناپور، رامین. تجارت الکترونیکی. آتی‌نگر، چاپ دوم، ۱۳۹۱٫

 

    1. اخوان، پیمان; باقری، روح اله. مدیریت دانش از ایده تاعمل. چاپ پنجم، ۱۳۹۱٫

 

    1. N. Ur-Rahman, J.A. Harding. Textual data mining for industrial knowledge management and text classification:A business oriented approach. Expert Systems with Applications 39 (2012) 4729–۴۷۳۹٫

 

    1. فتحیان، محمد; مولاناپور، رامین. تجارت الکترونیکی. آتی‌نگر، چاپ پنجم، ۱۳۹۱٫

 

    1. قلیچ لی، بهروز. مدیریت دانش (فرایند خلق، تسهیم و کاربرد سرمایه فکری در کسب و کارها). سمت. چاپ سوم، ۱۳۹۱٫

 

    1. فاتحی، زمانعلی، مدیریت دانش (مفاهیم، اصول، اهداف و مدل‌ها)، اداره تحقیقات و کنترل ریسک، بانک سپه، ۱۳۹۰٫

 

    1. Voudouris,Ch. Et al. 2008. Service Chain Management: Thechnology Innovation for the Service Business. Springer.

 

    1. شیخ بهائی، محمدرضا. مبانی تجارت الکترونیکی و سیستم‌های هوشمند. آتی نگر، چاپ اول، ۱۳۹۳٫

 

    1. نوروزیان، میثم. «کاربرد مدیریت دانش در بخش دولتی»، مجله تدبیر، شماره ۱۵۶، ۱۳۸۴٫

 

    1. فرهودی، فائزه; درودی، فریبرز. «لزوم به‌کارگیری مدیریت دانش در افزایش سطح کیفی فعالیت‌های سازمان‌های نوین»، علوم و فنلاوری اطلاعات، پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران، انجمن کتابداری و اطلاع رسانی، ۱۳۸۷٫

 

    1. Ahani, M; Bahrami, H; Rostami, M. “Determining and ranking dimensions of knowledge management implementation using Hicks model and fuzzy TOPSIS Technique",Management Science Letter(2013), 3, 721-730.

 

    1. فایرستون، ژوزف; مک. آل روی، مارک. مباحث کلیدی در مدیریت دانش جدید. جعفرنژاد، احمد; سفیری، خدیجه. مهربان نشر، چاپ دوم، ۱۳۸۹٫

 

    1. محمدرائی نائینی، سهیده; شامی زنجانی، مهدی; موسی‌خانی، محمد. شناسایی و رتبه‌بندی اصول راهنمای استقرار موفقیت‌آمیز مدیریت دانش با بهره گرفتن از مدل APQC. پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.

 

    1. نادی، محمدعلی; بختیار نصرآبادی، حسنعلی; فرهمندپور، مریم. تحلیل رابطه بین ابعاد مدیریت دانش و سطوح یادگیری سازمانی در بین اعضاء هیئت علمی دانشگاه اصفهان. نشریه علوم تربیتی (۱۳۸۹)، سال سوم، شماره ۱۱، ۱۳۰-۱۰۷٫

 

    1. Cristea, D.S.;Capatina, A. Perspectives on knowledge management models, Economics and applied informatics(2009),University of Galati.

 

    1. عزیزی، شهریار; اسدنژاد، مهدی; زارع میرک آبادی، علی; حسینی، سیدسجاد. بررسی و مقایسه ابعاد مدیریت دانش بینسازمان‌های دولتی و خصوصی. نشریه مدیریت فناوری اطلاعات (۱۳۸۹)، دوره ۲، شماره ۴، ۱۱۶-۹۹٫

 

    1. غلامیان، محمدجواد. عوامل انسانی و مهندسی محیط کار در فرایند ساخت و تولید (۲۰۱۰)، نشریه ادواری ویلی، شماره مجله ۱۷، ۴۱-۲۱٫

 

    1. کنجکاو منفرد، امیررضا; سعیدا اردکانی، سعید; طباطبائی نصب، سیدمحمد; زنجیرچی، سیدمحمود. نوآوری فنی و اجرائی در دانشگاه یزد با تاکید بر زیرساخت‌های پیاده سازی مدیریت دانش (۱۳۹۲)، فصلنامه پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی، شماره ۶۸، ۹۰-۶۹٫

 

    1. Davenport, H; Prusak, L. Working Knowledge: How Organizations Manage What they Know,Ubiquity an ACM IT Magazine and Forum, 2014/05/12, http://www.acm.org/ubiquity/book/t_davenport_1.html

 

    1. زاهدی، شمس‌السادات; اسدپور، امین; حاجی‌نوری، خاطره. رابطه سیبرنتیک و مدیریت دانش در سازمان (۱۳۹۰)، فصلنامه مطالعات مدیریت بهبود و تحول، شماره ۶۳، ۲۵-۱٫

 

    1. Woitsch,R; Karagiannis,D; Renner, T. Model-Based Process Oriented Knowledge Management,the PROMOTE Approach, University of Vienna, Austria(2002).

 

    1. Shahin, Arash; Abbaszadeh, Armiyeh. Investigating the Effect of Knowledge Management Components on Innovation Cycle Constituents of Khouzestan Steel Company, Reef Resources Assessment and Management Technical Paper(2013), 5, 38.Available online at www.behaviorsciences.com

 

    1. احمدی، سیدعلی اکبر; صالحی، علی. مدیریت دانش. انتشارات پیام نور، ۱۳۹۱٫ ۱۴۷-۱۴۴٫

 

  1. بوکوویتز، وندی‌آر; ویلیامز، روث. مدیریت دانش کاربردی. رضائیان، علی; کشاورزی، علی حسین. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)،۱۳۹۱٫
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:41:00 ق.ظ ]




 

در رساله قشیریّه نیز داستانی آمده است که به بیان لطف عام در مورد کافران میپردازد:
«گویند گبری از ابراهیم علیهالسّلام مهمانی خواست. گفت:«اگر مسلمان شوی، ترا مهمان دارم». گبر برفت. خدای عزّوجلّ وحی فرستاد که:« یا ابراهیم [تا] از دین خود بر نگردد وی را طعام نخواهی داد؟ هفتادسال است تا وی را روزی همی دهم بر کافری».۳۵

 

  • خداوند بر طبیعت و جهان مادّه نیز پیاپی لطف میفرستد و چرخه گیتی از لطف او میچرخد:

 

 

 

حلق بخشد خاک را لطف خدا

تا خورد آب و بروید صدگیا

 

باز خاکی را ببخشد حلق و لب

تا گیاهش را خورد اندر طلب

 

چون گیاهش خورد حیوان گشت زفت

گشت حیوان لقمه انسان و رفت

 

باز خاک آمد شد اکّال بشر

چون جدا شد از بشر روح و بصر

 

ذره ها دیدم دهانشان جمله باز

گر بگویم خوردشان گردد دراز

 

برگها را برگ از انعام او

دایگان را دایه لطف عام او

 

 

(۳/۲۲-۲۷)
۳-۳. تعریف لغوی و اصطلاحی قهر
قهر از عبارات اهل اللّه است که از روزگاران خود بیان کنند و مراد آن ها تایید حق است به فنا کردن مراد ها و باز داشتی نفس است از آرزوها « وَ هُوَ القَاهِرُ فَوقَ عِبَادِهِ »۳۶.
و مراد از لطف تایید حق باشد به بقا سر و دوام مشاهدت و قرار حال اندر جهت استقامت تا حدی که گروهی گفته اند که کرامت از حق حصول مراد است.
در شطحیات است: وضع قدم بر دوزخ تجلی قرب ، قدم فعل حدوث را فعل او نعت اوست ، نعت او صفت اوست ، صفت او ذات اوست ، واحدی است من جمیع الوجوه از قهر به قهر تجلی کند ، قهر قدم که عین کنه است ، بر قهر فعل غالب شود ، تا قهر فعل از قهر قدم پر کند ؟ تایید حق است به فنا کردن مراد ها و بازداشتن نفس از آرزوها چنانکه لطف و تایید حق باشد ببقا سر و دوام مشاهدت و قرار حال اندر درجت استقامت تا حدی که گروهی گفته اند که کرامت از حق حصول مراد است۳۷
در دایره المعارف تشیع، در ذیل مدخل مقاله «قهر» چنین آمده است: قهر، چیره شدن، غلبه کردن، خوار و ذلیل کردن، قهر، نوعی از غلبه را گویند و آن عبارت است از این که چیزی بر چیز دیگری، چنان جلوه و ظهور نماید که آن را مجبور به قبول اثری از آثار خود گرداند. اثری که به طبع یا به عنایت و فرض مخالف با اثر مقهور باشد.
راغب در مورد قهر می گوید: معنایش غلبه کردن بر کسی است اما نه به صرف غلبه، بلکه توأم با خوار کردن، و قهر به یک یک این دو معنا هم گفته می شود. در قران، مشتقات ماده «قهر» ده بار بکار رفته است. قهر هم به معنای غلبه و ذلیل کردن بکار رفته است۳۸: «فَاما الیتَیِمَ فَلا تَقهَر»۳۹ «پس یتیم را میازار(به واسطه از بین بردن مالش، او را ذلیل و بیچاره نکن). قهر به معنی غلبه توأم با توانائی است؛ مثل: «و أنَّا فَوقَهُم قَاهِروُنَ»۴۰ یعنی ما بالا دست آنهائیم ما به آنها چیره ایم ظاهراً «قاهرون» خبر بعد از خبر است. چنانکه در آیه «وَ هُوَ القَاهِرُ فَوقَ عِبَادِهِ»۴۱ « فوق» خبر بعد از خبر است یعنی : او غالب و بالا دست بندگانش می باشد. قهار صیغه مبالغه و از اسما حسنی است و ۶ بار در قران کریم بکار رفته «اربُابَُ مُتَفَرَّقُونَ خَیرٌ أمِ اللهُ الواَحُِد القَهَِّارُ»۴۲ آیا ارباب ضد هم و پراکنده بهتر است یا خدای یکتا و بسیار غالب توانا «وَ بَرزَوَاللهَ الَوَاحِدِ القَهَّارِ» ۴۳ بسیار قاهر توام با بسیار توانا است.
حق –جلَّ جلاله- قاهر است و قهار و معنی قهار جبار است که آنچه مراد و مشیّت اوست میداند و به رضا و سخط کس ننگرد و او – جلَّ جلاله – هر که را خواهد به هر چه خواهد قهر کند . ۴۴
فلاسفه در باب قهر گفته اند، قهر و اجبار در معنای عام خود بر هر تأثیر خارجی یا داخلی که مانع آزادی فرد شود، مانند تأثیر نیروهای مادی یا تأثیر غرایز و خواستها اطلاق می شود، اجبار به مفهوم خاص همان اجبار اجتماعی است یعنی هر آنچه که مانع آزادی فرد در اجتماع باشد. ۴۵
در مثنوی که شکل نظم یافته ایست از آراء و نظرات عرفا و صوفیان اسلامی و ایرانی، لطف خداوند، تنها به معنی بخشش نعمات مادّی مانند حیات، رزق و سلامت نیست بلکه لطف عبارت است از« فعلی از سوی خدا بنده را به اطاعت نزدیک و از معصیت دور دارد ولی به صورتی که وی را مجبور و ناچار نگرداند »۴۶ «هُو ما یقرّبُ العَبد الی الطّاعه و یُبعدهُ عن المعصیه» ۴۷ و برای ره یافتگان شهود «مراد از لطف تأیید حق باشد به بقاء سرّ و دوام مشاهدت و قرار حال اندر درجت استقامت تا حدّی که گروهی گفته اند که کرامت از حق حصول مراد است «اللّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ»۴۸ و نیز قهر هم تنها به معنی انتقام و عقوبت نیست، بلکه مراد از قهر « تأیید حق است به فنا کردن مرادها و بازداشتن نفس است از آرزو ها «هُوَ القاهِرُ فَوقَ عِبادِهِ»۴۹؛ یعنی هدف از قهر و لطف به بنده، آوردن او به راه راست و پیش بردن تا سرچشمه ی لطف است. مولانا در فیه ما فیه گوید: « این کافران که در کفرند آخر در رنج کفرند و باز چون نظر میکنیم، آن رنج هم عین عنایت است؛ چون او در راحت، کردگار را فراموش میکند، پس به رنجش یاد کند. پس دوزخ جای معبد است و مسجد کافران است زیرا که حق را در آنجا یاد کند چون عالم را برای آن آفرید که یاد او کنند و بندگی او کنند و مسبّح او باشند مومنان را رنج، حاجت نیست، ایشان در این راحت از آن رنج غافل نیستند و آن رنج را دایماً حاضر می بینند».۵۰
دانلود پروژه
در تعریف عنایت نیز ، هدف را کمال انسان عنوان کرده اند:
«عنایات جمع عنایت است که در لغت به معنی اهتمام و توجّه می آید و نزد حکما مرادف است با قضا و بعضی گفته اند عنایت علم خداست به هر یک از موجودات به صورتی که هر چیز دارای اسباب و وسایلی باشد که شرط وصول آن به کمال مطلوب است و بنابراین قضا از نوع علم اجمالی و عنایت از جنس علم تفضیلی است».۵۱

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:40:00 ق.ظ ]