|
|
|
میکروکانتیلورها برای میکروزیست حسگرها و نانوزیست حسگرها بسیار امیدبخش هستند و از کانتیلورهای مورد استفاده در میکروسکوپ نیروی اتمی Atomic Force Microscopy-AFM)) مشتق می شوند. کانتیلورها سکوهای فنری در اندازه های نانو و میکرو می باشند و بر مبنای انحراف سکو و یا تغییر فرکانس رزونانسی حاصل از حضور آنالیت در سطح کانتیلور عمل می کنند.
 زمانیکه یک برهمکنش زیست مولکولی در سطح آنها اتفاق می افتد میکروکانتیلور شناسایی مولکولی زیست مولکول ها را به اشارات نانومکانیکی ترجمه می کند که بطور رایج به یک سیستم قرائت نوری (Optical Readout System) یا پیزورسیستیو (Piezo-Resistive Readout System) بعنوان مبدل نیروی مکانیکی به جریان الکتریکی کوپل می شود. میکروکانتیلور مثال جالبی از همراهی نانوفناوری و زیست فناوری است . حسگرهای مبتنی بر کانتیلوردر محیط هوا, خلا و مایع عمل می کنند. توسعه زیست حسگرهای مجتمع (Integrated) برای آشکاسازی همزمان گونه های مهم زیستی منجر به مفهوم زیست تراشه ها (Biochip) شده است که به عنوان بسترهای دارای میکرو آرایه های زیست پذیرنده ها (Bioreceptor) تعریف می شوند. زیست تراشه های حاوی نانو و میکروکانتیلورها بعنوان عناصر حسگر به نیروی خارجی، نشان دار کردن (Labling) و مولکول های فلورسان نیاز ندارند . امروزه طیفی از حسگرهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی قرار گرفته روی سکوی کانتیلور مورد مطالعه هستند. اگر چه آشکارسازهای منفرد بر مبنای کانتیلورها توسعه یافته اند ولی یک آرایه (Array) از چنین حسگرهایی می تواند اطلاعات فزاینده ای فراهم کند که توسط ابزارهای منفرد قابل دسترسی نیستند. حسگرهای میکروکانتیلور چندعاملی (Multifunctional) با تنوعی از پوشش ها امکان اندازه-گیری مخلوطی از بخارات را با حساسیت بالا فراهم می کنند. تنوعی از پوشش ها و ضخامت ها می توانند برای آشکارسازی بخارات شیمیایی بکار روند. پاسخ آرایه می-تواند برای شناسایی مخلوطی از اجزای شیمیایی بکار رود. استفاده از آرایه ها روی یک تراشه و بدست آوردن مجموعه ای از اطلاعات سبب سهولت نصب و ساخت، استفاده سیار از سیستم، کاهش هزینه و نیرو در طیف وسیعی از کاربردها از صنعت تا محیط زیست را فراهم می کند . پیشرفت های آینده بهینه سازی ابعاد و شکل کانتیلور را برای رسیدن به کارایی های ویژه شامل میشود. حساسیت فشاری، جرمی و دمایی حداکثری، استفاده از آرایه کانتیلورهای موازی که با معدل گیری از نتایج آنها نسبت S/N (نسبت پاسخ حسگر به مولکول هدف (سیگنال) به پاسخ های بی هدف (نویز) که هرچه بیشتر باشد کارآیی حسگر مطلوب تر است)افزایش می یابد، آنالیزهای چندگانه با کانتیلورهای با پذیرندههای مختلف, ساده تر کردن قسمتهای مختلف و تجمع آنها از این دستهاند. استفاده های جاری از زیست حسگرها به دنبال ابزارهایی است که قادر باشند توسط هر کس در هر جایی و برای آزمایش هر چیزی در زمان واقعی و با هزینه جزئی عمل کنند. برای قابل حمل بودن زیست حسگرها، حذف اثرات محیط و خودکارسازی عملکرد زیست حسگر ضروری است . ۱-۵-۴عملکرد کانتیلورها کانتیلورها می توانند تعدادی از پدیده ها نظیر تغییرات جرم، دما، گرما، فشار و رطوبت را به انحراف (شیوه استاتیک) یا تغییر در فرکانس رزونانسی (شیوه دینامیک) تبدیل کنند و در ساختمان زیست حسگرها بعنوان مبدل سیگنال شیمیایی به حرکت مکانیکی با حساسیت بالا بکار می روند . جذب سطحی مولکول ها وقتی به یکی از سطوح کانتیلور محدود می شود فشار سطحی اختلافی تولید می کند که کانتیلور را خم می کند و همزمان فرکانس رزونانسی کانتیلور به خاطر بارگذاری تغییر می کند. خمیدگی و تغییر در فرکانس رزونانسی می تواند توسط چندین تکنیک: خمیدگی محور نوری (Optical Beam Deflection)، مقاومت پیزو (Piezoresistivity) ، پیزوالکتریستی (Piezoelectricity)، تداخل سنجی (Interferometry) ، تغییرات ظرفیت خازنی (Capacitance) و … نمایش داده شوند. اساس حسگری با توجه به وسیله، مولکول های آنالیت و دقت مورد نیاز متنوع است . بطور کلی حسگرهای شیمیایی اغلب بر مبنای شیوه تبدیل، به چهار زمینه عمده الکتروشیمیایی (Electrochemical)، نوری (Optical)، حساس به گرما (Thermosensitive) و حساس به جرم (Mass Sensitive) طبقه بندی می شوند. پاسخ حسگرهای حساس به جرم، با جرم آنالیت بر همکنش کننده با سطح عنصر حسگر متناسب است . حسگرهای میکروکانتیلور به هیچ برچسبی (Label) جهت پاسخ به حضور مولکول روی سطح زیست حسگر نیاز ندارند. در روش های بدون برچسب می توان از نمونه های اصلاح نشده استفاده کرد، در نتیجه امکان قرائت پاسخ در زمان واقعی فراهم می شود. حسگرهای نانومکانیکی حساسیت بالایی در یک ناحیه کوچک (۱۰۰μm2) در مقایسه با زیست حسگرهای بدون برچسب دیگر نظیر تشدید پلاسمون سطحی (SPR) و ریز ترازوی بلور کوارتز (Quarrtz Crystal Microbalance-QCMB)دارند . زمانیکه اتم های سطح کانتیلور تحت بازآرایی ناشی از جذب سطحی گونه های شیمیایی قرار می گیرند، تغییرات مهمی در فشار روی سطح اتفاق می افتد. این تغییرات کششی یا تراکمی به طبیعت گونه جذب شده بستگی دارد . روش استاتیک یک تکنیک آشکارسازی dc (جریان مستقیم) است که انحراف ناشی از فشار اتصال مولکول هدف به پذیرنده در سطح میکروکانتیلور را آشکارسازی می کند. روش دینامیک آشکارسازی ac (جریان متناوب) است که تغییرات جرم کانتیلور را با بهره گرفتن از جابه جایی فرکانس رزونانسی آشکارسازی می-کند . ۱-۵-۵رایج ترین سیستم های قرائت تکمیل یک سیستم قرائت با ظرفیت نشان دادن تغییرات با دقت nm ضروری است. برای این منظور روش های آشکارسازی استاتیک و دینامیک تأیید شده اند که بسیار حساس اند . روش استاتیک انعطاف پذیری کانتیلور در این روش سبب می شود تا اتصال مولکول هدف به پذیرنده که بر سطح کانتیلور تثبیت شده منجر به انحراف و خمیدگی در کانتیلور شود. این شیوه اجازه می دهد حسگر تغییرات بینهایت کوچک ناشی از جذب سطحی مولکولی را اندازه بگیرد. به این علت کانتیلورها زیستحسگرهای بسیار حساسی هستند و با تکنیک کانتیلور، آشکارسازی فشار سطحی تا حد۴-۱۰ N/m ممکن است. چنین اندازه گیری همچنین کمی و مرتبط با غلظت آنالیت موردنظر است. چندین تکنیک برای آشکارسازی خمیدگی کانتیلور بکار می روند که تکنیک های نوری و مقاومت پیزو و روشهای خازنی معمولترین روش ها هستند. تحت شرایط واقعی حسگرها باید در طولانی مدت پایدار و نسبت به مولکول هدف حساس و انتخابگر باشند . روش های نوری الف- نور لیزر بر انتهای آزاد کانتیلور که به عنوان آیینه عمل می کند متمرکز می شود. به منظور افزایش انعکاس کانتیلورهای تجاری عمدتاً با لایه نازکی از طلا پوشش داده می شوند. نور منعکس شده به آشکارساز نوری برخورد می کند. وقتی کانتیلور خم می شود نور لیزر بر روی آشکارساز نوری حرکت می کند. فاصله طی شده توسط محور لیزر با انحراف کانتیلور متناسب بوده و با فاصله کانتیلور- آشکارساز نوری افزایش می یابد که باید در کالیبراسیون لحاظ شود. نکته قابل توجه در این روش این است که شیب در نقطه برخورد لیزر به کانتیلور جهت تعیین نسبت خمیدگی کانتیلور به جابه جایی تنظیم شود. -این روش، تفکیک در حد آنگسترم را فراهم می کند که به آسانی انجام می گیرد. مشکل عمده این تکنیک این است که نیاز به ابزارهای خارجی برای اندازه گیری انحراف دارد. بنابراین چینش متوالی و کالیبره کردن آن بسیار وقت گیر است. برای بدست آوردن پاسخ آرایه ها به این روش یک چالش تکنولوژیکی وجود دارد چرا که به آرایه ای از منابع لیزر به تعداد آنالیت های مورد شناسایی نیاز است. در این تکنیک ترتیب on و off هر منبع لیزر برای اجتناب از همپوشانی محورهای منحرف شده روی آشکارساز نوری ضروری است. این مشکل عمدتاً با بهره گرفتن از روبش منبع لیزر حل می شود و محور لیزر مرتباً طول آرایه را اسکن می کند. ب- برای مینیاتوری کردن (Miniaturization)، کانتیلور باید بصورت تجمعی با یک سیستم قرائت ساخته شود تا از تنظیمات خارجی و اثرات محیطی اجتناب شود. یک راه برای تأمین چنین هدفی استفاده از نوعی سیستم های مجتمع نوری است که در آن میزان خمیدگی از طریق نشان دادن تغییرات در شدت نور انتقال یافته از طریق کانتیلور که بعنوان انتقال دهنده موج عمل می کند تعیین می شود. نور پس از ورود به سیستم از طریق انتقال دهنده موج، ورودی عرض شکاف را به سمت کانتیلور طی می کند و پس از کوپل به کانتیلور مسیر خود را ادامه می دهد و از طریق موج بر خروجی از سیستم خارج می شود. وقتی کانتیلور خم می شود مقداری از نوری که می تواند به موج بر کانتیلور کوپل شود کاهش می یابد و شدت نور خروجی افت می کند. از تغییرات شدت نور می توان به میزان خمیدگی کانتیلور پی برد . زیست حسگرهای نوری نسبت به انواع دیگر زیست حسگرها از امتیازاتی چون آشکارسازی های چندآنالیتی و مونیتورینگ پیوسته برخوردارند . کانتیلورهای پیزو حسگرهای مبتنی بر میکروکانتیلور مقاومتی پیزور، تغییرات مقاومت ناشی از فشار قرار گرفتن در معرض آنالیت موردنظر را اندازه می گیرند. این فشار زمانی اتفاق می افتد که آنالیت جذب سطحی یا متصل به ماده حسگر پوشش یافته روی کانتیلور می شود. در این سیستم کانتیلور بطور کامل یا جزئی داخل مواد حسگر قرار می گیرد. قسمتی از ماده حسگر که در معرض آنالیت ها است آنالیت را بطور انتخابی جذب می کند و در نتیجه تغییر حجم کوچکی در ماده حسگر ایجاد می شود که به عنوان تغییر مقاومت در کانتیلور اندازه گیری می شود. به این ترتیب آنالیت آشکارسازی می شود. عنصر کلیدی در طراحی این نوع کانتیلور ساخت ترکیبی است که در معرض آنالیت موردنظر متورم شده یا ابعادش تغییر کند. از پلیمرهای آلی رایج بعنوان ماده حسگر برای آشکارسازی حضور بخار آب و بسیاری ترکیبات آلی فرار مانند استون، تولوئن، اتانول، هگزان و …. استفاده شده است. مولکول های آنالیتی که پارامترهای انحلال آنها نزدیک و متناسب با پلیمر باشد به آسانی روی آن پلیمر توزیع می شوند. بنابراین از آرایه هایی از حسگرها با پارامترهای انحلال پذیری مختلف می توان برای شناسایی دامنه وسیعی از گونه های آنالیت استفاده کرد. هیدروژل های سنتزی (Synthetic Hydrogels) می توانند تغییرات حجمی بزرگی را در پاسخ به تغییرات دما، pH، رطوبت و فاکتورهای دیگر تحمل کرده و مواد مناسبی جهت طراحی کانتیلورهای مقاومتی پیزو برای ثبت تغییرات این پارامترها محسوب می شوند. مواد زیستی خالص نیز که در اثر اتصال به آنالیت تغییرات حجم سنجی قابل اندازه گیری با کانتیلور را داشته باشند می توانند به عنوان حسگر استفاده شوند. مولکولهای لایه حسگر ممکن است آنالیت را جذب سطحی کنند یا با آن مخلوط شوند و یا پیوند شیمیایی ایجاد کنند. برای اینکه مقاومت پیزو قابل مشاهده باشد، هدایت الکتریکی در طول ضخامت کانتیلور باید نامتقارن باشد که اغلب توسط اختلاط (Dopping) اختلافی ماده صورت می گیرد. وقتی ماده مقاومتی پیزور مانند سیلیکون مختلط شده (Dopped) تحت شرایط مکانیکی قرار می گیرد، هدایت الکتریکی آن تغییر می کند. برای اندازه گیری تغییر در مقاومت، کانتیلورهای سیلیکون باید در شرایط بایاس (Bias) مستقیم پل وتستون قرار گیرند. در پل وتستون یک زوج کانتیلور قرار می گیرد که یکی بعنوان رفرانس عمل می کند. خروجی سیستم، سیگنال تفاضلی بین دو کانتیلور است. نسبت سیگنال به نویز در این روش قویاً بهبود می یابد و نویز حاصل از اتصالات غیرویژه، نوسانات حرارتی و لرزش ها حذف می شود. اتصالات غیرویژه به سطح مشکلی عمومی است که باید در تمام آنالیزها به حداقل برسد. اگر چه حذف کامل این پارامترها غیرممکن است می توان تأثیر آن روی آشکارسازی را با بهره گرفتن از کانتیلور رفرانس کنترل کرد. کانتیلورهای پیزورسیستیو در مقایسه با نوع نوری چندین امتیاز دارند: - آشکارسازی پیزورسیستیو می تواند در محلول های غیرشفاف و مایعات آشفته صورت گیرد. - نیازی به چینش وقت گیر لیزر نیست. - این سیستم قرائت می تواند بصورت ائتلافی روی ورق سیلیکون قرار گیرد. - کنترل دما به آسانی انجام می گیرد. - با کوچک کردن و ساخت آرایه ها سازگار است و هزینه کمتری دارد. ضعف عمده، سطح نویز ذاتی است که در مقایسه با کانتیلورهای نوری مستقیماً بر تفکیک و حساسیت اثر می گذارد . کنترل دما می تواند بعنوان ابزاری برای شکستن پیوندهای لیگاند- پذیرنده بکار رود. بنابراین لایه حسگر بازتولید می-شود . روش دینامیک در روش دینامیک، کانتیلور بطور مکانیکی در فرکانس رزونانسی خود تحریک می شود که اتصال آنالیت موجب جابه جایی این فرکانس رزونانسی می شود و توسط پل وتستون مجتمع با پیزورسیسیتو حس می شود . تغییرات در فرکانس رزونانسی می تواند با اندازه گیری نویز گرمایی کانتیلور آشکارسازی شود. هنگام کار در مایعات پیک رزونانس بسیار کمتر از هوا انتقال پیدا می کند که از اثر میرایی مایعات ناشی می شود. این فاکتور اندازه گیری های بر مبنای روش دینامیک را به شدت متاثر می کند. در نتیجه این روش برای نشان دادن فرآیندهای بیوشیمیایی در محیط آبی نسبت به روش استاتیک کارآمدی کمتری دارد. حسگرهای کانتیلور که در روش استاتیک عمل می کنند بعنوان شیوه ای برای سنجش های نانومکانیکی زیست مولکولی مفید ترند. برای رسیدن به حساسیت بالا هنگام کار با مایعات در روش دینامیک پیش فعالسازی کانتیلور با بهره گرفتن از تغییر زمینه الکتریکی، مغناطیسی یا صوتی ضروری است . بطور کلی حساسیت روش استاتیک دو تا سه برابر از روش دینامیک بیشتر است . پل وتستون پیزو رسیستیو برای تشخیص نوسان رزونانسی در لبه کانتیلور جایی که ماکزیمم فشار مکانیکی وجود دارد جاگذاری می شود. در حالیکه در مورد سیستم استاتیک حیطه اندازه گیری در طول کانتیلور بوده و منطقه وسیعتری را پوشش می دهد . در بررسی مولکول های پیچیده مثل پروتئین ها چند منبع فشار احتمالی دیگر غیر از اثر جذب سطحی آنالیت روی کانتیلور وجود دارد. برهمکنش الکترواستاتیک جذب سطحی شده های مجاور، تغییرات در آبگریزی سطح و تغییرات ساختاری مولکول های جذب شده همگی می توانند عامل فشار باشند. در نتیجه تغییرات در فشار میتواند مستقیماً به انرژی پیوند لیگاند- پذیرنده مرتبط نباشد .این مسئله مخصوصاً برای جذب سطحی زیستی به خاطر پیچیدگی برهمکنش های مربوطه مطرح است. بعنوان مثالی از پیچیدگی این مسئله مشاهده نحوه جذب سطحی DNA مکمل روی سطح کانتیلور است که می تواند بسته به نیروی یونی بافری که هیبریداسیون در آن اتفاق می افتد منجر به فشار کششی یا تراکمی شود که ناشی از برهمکنش دو نیروی مخالف است. کاهش آنتروپی ناشی از جذب سطحی DNA بعد از هیبریداسیون که منجر به کاهش فشار تراکمی است و دافعه الکتروستاتیک بین DNA جذبی که منجر افزایش فشار تراکمی است . از اثر پیوندهای غیرویژه مولکول ها و منابع نویز مانند لرزش و تغییرات دما با بهره گرفتن از کانتیلور رفرنس می توان اجتناب کرد . در کانتیلورها با افزایش نسبت طول به ضخامت حساسیت بالا می رود و نویز مکانیکی خارجی مستقیماً حداقل انحراف قابل آشکارسازی را متأثر می کند. حساسیت بالا و بطور همزمان نویز پایین با بهره گرفتن از کانتیلورهای کوچکتر فراهم می شود. کانتیلورهای کوچکتر همچنین به خاطر فرکانس رزونانسی بالا دارای قدرت پاسخدهی بالا می باشند . حساسیت آشکارسازی انحراف کانتیلور ناشی از جذب سطحی و تغییر فرکانس رزونانسی ناشی از بارگذاری می تواند در حد ppb و ppt باشد .میکروکانتیلورهای بسیار نازک تا نیروی N18-10 را اندازه می گیرند . ۱-۶لیزر دی اکسید کربن لیزر وسیلهای برای تولید پرتوی تکفام و همدوس در نواحی نور فرابنفش ، مرئی و یا فروسرخ از طیف امواج الکترومغناطیسی است. کلمه لیزر در حقیقت از حروف اول کلمههای عبارت انگلیسی زیر گرفته شده است: Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation این عبارت به معنی “تقویت نور با روش گسیل القایی تابش” گرفته شده است، که همه آنها اصطلاحهایی فیزیکی هستند. از آنجا که باریکه نور لیزر همدوس است (یعنی امواج آن همفاز هستند و به عبارت دیگر مانند سربازانی هستند که باهم پا میکوبند، با واگرایی بسیار کم پیش میرود و مانند نور معمولی نبوده و کمتر پخش میشود) و در نتیجه چگالی و یا تراکم آن در فضا ثابت میباشد. پرتو لیزر همچنین مزیت تمرکز زیاد انرژی در واحد سطح را دارد. مبانی نظری اتمها در حالتهای گسستهای از انرژی وجود دارند. وقتی یک اتم که در حالت پایه (پایینترین حالت انرژی) است انرژی جذب کند، به حالت انرژی برانگیختهای صعود میکند. به دنبال آن در بازگشت به حالت پایه چه بطور مستقیم و چه از طریق حالتهای انرژی میانی ، فوتونهای تابشی با بسامد و طول موجی گسیل میدارد که بستگی به اختلاف انرژی بین حالتهای انرژی “شبه پایدار” میباشند.گسیل فوتون از اتمها در حالتهای انرژی شبه پایدار گاه به تأخیر میافتد تا در نهایت به گسیل تابش فلورسانسی یا فسفرسانسی منجر شود. اتمهایی که برای عملکرد لیزر مناسب میباشند، باید حداقل دارای چنین حالت شبه پایداری باشند. وقتی یک فوتون که از حالت شبه پایدار اتمی گسیل شده ، از نزدیکی یک اتم دیگر که در همان حالت است عبور کند میتواند آن اتم را ترغیب کند تا یک فوتون تابشی گسیل دارد که دارای انرژی (و طول موج) ، جهت ، قطبش و فاز یکسان مانند خودش باشد. هر یک از چنین فوتونهای ترغیب شدهای خود نیز میتوانند باز هم فوتون مشابه دیگری را ترغیب کنند. این فرایند که اساس عملکرد لیزر است یک فرایند جمع شونده و پیوسته است و میتوان با ایجاد شرایط مناسب آن را تقویت کرد. تهیه تعداد لازم از اتمهایی که در حالت انرژی شبه پایدار صحیح باشند، ضرورت اساسی برای عملکرد لیزر است. عملکرد لیزر بستگی به ایجاد یک “وارونی تعداد” دارد که در آن بیشتر اتمها در حالت شبه پایدار میباشند. انرژی را باید به این تعداد “پمپ کرد” تا وارونی لازم را ایجاد کنند. بنابراین حالت شبه پایدار مستقیما و یا با تنزل از یک حالت بالاتر بوجود میآید. ۱-۶-۱لیزرهای دی اکسیدکربن لیزر دی اکسیدکربن (CO2) نمونهای از یک لیزر گاز مولکولی پر قدرت است. باریکه خروجی وقتی کانونی شود میتواند صفحات الماس و فولاد ضخیم را در عرض چند ثانیه برش دهد. نمودار تراز انرژی یک گاز مولکولی بطور قابل توجهی پیچیدهتر از آن برای یک اتم است. حالتهای انرژی که قبلا توضیح داده شده بصورت ترازها منجر به گسیل نور مرئی میشوند. هر تراز الکترونی در یک مولکول گاز بطور کلی دارای زیر ترازهایی مربوط به ارتعاشات مجاز مولکولی میباشد و هر یک از این ترازهای ارتعاشی نیز زیر ترازهایی بر اساس دوران مجاز مولکولی دارند. عملکرد لیزر از طریق گذارهای بین ترازهای ارتعاشی - دورانی مختلف امکان پذیر میشود و تابش خروجی به صورت فرو سرخ (فوتونهای کم انرژی) میباشد. لیزر CO2 با بهره گرفتن از این نوع گذار یک باریکه خروجی مثلا به طول موج ۱۰.۶ میکرومتر در عملکرد موج پیوسته (CW) میدهد. طراحی لیزر ، CO2 شبیه He - Ne است، با این تفاوت که مخلوط گاز (۹% دی اکسید کربن ، ۱۵% نیتروژن ، ۷۶% هلیوم) پیوسته و بطور یکنواخت از داخل لوله عبور میکند. پمپ کردن این لیزر مانند لیزر هلیوم- نئون با برانگیزش dc انجام میگیرد. لوله را باید خنک کرد، این کار معمولا با جریان آب بطور یکنواخت از میان یک پوشش به دور لوله صورت می گیرد. ۱-۶-۲لیزر زایی در CO2 عمل لیزر کنندگی در لیزر CO2بواسطه انتقال انرژی از اتمهای نیتروژن برانگیخته به ترازهای انرژی مجاور مولکولهای CO2 صورت میگیرد. بهره توان بالای لیزر CO2 (حدود ۱۵%) به دلیل پایین قرار داشتن حالتهای انرژی ارتعاشی و دورانی دی اکسیدکربن که انرژی کمی برای برانگیختگی لازم دارند. با قرار دادن یک Q - سوئیچ میتوان لیزر CO2 را از عملکرد موج پیوسته به عملکرد پالسی (ضربهای) تبدیل کرد. با بهره گرفتن از این شیوه یک لیزر ۱۰۰ واتی CW میتواند پالسهای ۱۰۰ کیلو واتی در عرض ۱۵۰ نانو ثانیه و با ۴۰۰ پالس در ثانیه ایجاد کند. لیزر CO2 نمونهای از یک نوع طیفی غنی از منبع انرژی است، زیرا تعداد بسیار زیادی از انتقالهای لیزری امکان پذیر میباشند. لیزرهای با چنین مشخصهای را لیزرهای قابل تنظیم میگویند. لیزرهای CO2 جدید بعضا روی بیش از ۸۵ طول موج مختلف قابل تنظیم هستند. تنظیم ممکن است با شیوه خوش ساختی از طیف نگار “لیترو” که در آن از یک منشور و یا از یک توری پراش برای پراکندگی استفاده میشود، انجام گیرد. در یک انتهای لیزر ، منشور تمام نقره اندودی که قابل چرخش است قرار دارد و نور را طوری پراکنده (پاشنده) میکند که فقط خط طیف با محور لیزر هم خط میشود و به دنبال آن تقویت میگردد و امواج ایستاده بجای میگذارد. ۱-۷فیبر نوری دستهای از تارهای نوری فیبر نوری یا تار نوری (Optical Fiber) رشته ی باریک و بلندی از یک ماده ی شفاف مثل شیشه یا پلاستیک است که میتواند نوری را که از یک سرش به آن وارد شده، از سر دیگر خارج کند. فیبر نوری داری پهنای باند بسیار بالاتر از کابلهای معمولی میباشد، با فیبر نوری میتوان دادههای تصویر، صوت و دادههای دیگر را به راحتی با پهنای باند بالا تا ۱۰ گیگابایت انتقال داد. تاریخچه ی ساخت فیبر نوری رونمایی از مقاله طبیعت در سال ۱۸۸۴ توسط ژان دانیل کلادوناولین کسانی که در قرون اخیر به فکر استفاده از نور افتادند، انتشار نور را در جو زمین تجربه کردند. اما وجود موانع مختلف نظیر گرد و خاک، دود، برف، باران، مه و… انتشار اطلاعات نوری در جو را با مشکل مواجه ساخت. بعدها استفاده از لوله و کانال برای هدایت نور مطرح گردید. نور در داخل این کانالها بوسیله آینهها و عدسیها هدایت میشد، اما از آنجا که تنظیم این آینهها و عدسیها کار بسیار مشکلی بود این کار نیز غیر عملی تشخیص داده شد و مردود ماند. .شاید اولین تلاش در سیر تکاملی سیستم ارتباط نوری به وسیله الکساندر گراهام بل صورت گرفت که در سال ۱۸۸۰، درست ۴ سال پس از اختراع تلفن، اختراع تلفن نوری (فوتوفون) یا سیستمی که صدا را تا فواصل چندین صد متر منتقل می کرد، به ثبت رساند. تلفن نوری بر مبنای مدوله کردن نور خورشید بازتابیده با به ارتعاش در آوردن آینه ای کار می کرد. گیرنده یک فتوسل بود. در این روش نور در هوا منتشر می شد و بنابراین امکان انتقال اطلاعات تا بیش از ۲۰۰ متر میسر نبود. به همین دلیل، اگرچه دستگاه بل ظاهراً کار می کرد اما از موفقیت تجاری برخوردار نبود. ایده استفاده از انکسار (شکست) برای هدایت نور (که اساس فیبرهای نوری امروزی است) برای اولین بار در سال ۱۸۴۰ توسط Daniel Colladon و Jacques Babinet در پاریس پیشنهاد شد. همچنین John Tyndall در سال ۱۸۷۰ در کتاب خود ویژگی بازتاب کلی را شرح داد: «وقتی نور از هوا وارد آب می شود به سمت خط عمود بر سطح خم میشود و وقتی از آب وارد هوا می شود از خط عمود دور می شود. اگر زاویه ی پرتو نور با خط عمود در تابش از داخل آب بزرگتر از ۴۸ درجه شود هیچ نوری از آب خارج نمی شود در واقع نور به طور کامل از سطح آب منعکس می شود. زاویه ای که انعکاس کلی آغاز می شود را زاویه بحرانی می نامیم» کاکو و کوکهام انگلیسی برای اولین بار استفاده از شیشه را بعنوان محیط انتشار مطرح ساختند. آنان مبنای کار خود را بر آن گذاشتند که به سرعتی حدود ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه و بیشتر بر روی محیطهای انتشار شیشه دست یابند. این سرعت انتقال با تضعیف زیاد انرژی همراه بود. این دو محقق انگلیسی، کاهش انرژی را تا آنجا میپذیرفتند که کمتر از ۲۰ دسی بل نباشد. اگر چه آنان در رسیدن به هدف خود ناکام ماندند، اما شرکت آمریکائی (کورنینگ گلس) به این هدف دست یافت. در اوایل سال ۱۹۶۰ میلادی با اختراع اشعه لیزر ارتباطات فیبرنوری ممکن گردید. در سال ۱۹۶۶ میلادی، دانشمندان در این نظریه که نور در الیاف شیشهای هدایت میشود پیشرفت کردند که حاصل آن از کابلهای معمولی بسیار سودمندتر بود. چرا که فیبرنوری بسیار سبکتر و ارزانتر از کابل مسی است و در عین حال ظرفیت انتقالی تا چندین هزار برابر کابل مسی دارد. توسعه فناوری فیبرنوری از سال ۱۹۸۰ میلادی به بعد باعث شد که همواره مخابرات نوری بعنوان یک انتخاب مناسب مطرح باشد. تا سال ۱۹۸۵ میلادی در دنیا نزدیک به ۲ میلیون کیلومتر کابل نوری نصب شده و مورد بهره برداری قرار گرفتهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 03:05:00 ق.ظ ]
|
|
-
- - بند «ب» ماده ۲۱ گات: «مانع یک عضو از اتخاذ اقدامی گردد که به اعتقاد آن عضو برای حفظ منافع امنیتی اساسی آن ضرورت دارد و…» ↑

- - Peter Lindsay , “The Ambiguity of GATT Article XXI: Subtle Success or Rampant Failure “, Duke Law Journal ,۲۰۰۳ , ۱۲۸۵. ↑
- - الف ـ آمریکا، با توسل، تحریک و تشویق، تسلیح، تجهیز، تامین مخارج و اداره عملیات نظامی و شبه نظامی در داخل نیکاراگوئه و علیه این دولت تعهدات قراردادی صریح خود و به ویژه منشور ملل متحد (مواد ۲ و ۴) را که متضمن اصل عدم توسل به قوه قهریه در روابط بین الملی است و نیز مواد ۱۸ و ۲۰ منور سازمان دولتهای آمریکا را که مؤید اصول عدم مداخله و مصونیت سرزمینهاست، نقض کرده است. ب ـ دولت آمریکا از مقررات حقوق بینالملل عمومی و حقوقی عرفی تخلف کرده است و در نتیجه: ـ حاکمیت نیکاراگوئه را با حملات نظامی خود از طریق زمین و هوا و دریا و نیز با تجاوز به فضای دریائی و هوائی وی نقض کرده و در ارعاب و تهدید حکومت نیکاراگوئه کوشیده ـ قوه قهریه و تهدید به اعمال قوه قهریه ر علیه نیکاراگوئه به کار گرفته، ـ در امور داخای نیکاراگوئه مداخله نموده، ـ اصل کشترانی آزاد و آزادی تجارت را نقض کرده، ـ و سرانجام شهروندان نیکاراگوئه را کشته و مجروح کرده و بازداشت نموده است. ↑
- - Military and Paramilitary Activities in and against Nicaragua (Nicaragua v. United States of America), op.cit, para.116 and para. 282. ↑
- - Djibouti v France , JudgmentICJ. , 2008. ↑
- - ماجرای مرگ یا قتل یک قاضی فرانسوی در سال ۱۹۹۵ در جیبوتی، موجب شد تا در فرانسه و جیبوتی قضیه هایی برای رسیدگی به موضوع تشکیل شود و دولت جیبوتی از فرانسه درخواست کند تا در اجرای موافقت نامه ۱۹۸۶ کمک متقابل سوابق تحقیقات انجام شده در مورد موضوع را به جیبوتی ارسال نماید. در حالی که قضیه تشکیل شده در فرانسه، برخی مقامات جیبوتی را متهم به دست داشتن در قتل قاضی مزبور می کرد، دولت فرانسه به استناد ماده ۲ همان کنوانسیون که مقرر میکرد که هرگاه اجرای درخواست معاضدت قضایی مخالف حاکمیت، امنیت، نظم عمومی یا منافع ملی دولتی باشد که از او چنین درخواستی شده است، میتواند از معاضدت امتناع نماید»، از انجام نیابت قضایی مورد درخواست جیبوتی امتناع میکند. جیبوتی تصمیم میگیرد که از نقض معاهده به دیوان بینالمللی دادگستری شکایت کند و فرانسه نیز میپذیرد تا دیوان به این دعوی رسیدگی کند. ↑
- - Roger B. M. Cotterrell, The Sociology of Law, Butterworths , London, 1992, p.234. ↑
- -Eva Brems, “the Margin of Appreciation Doctrine in the case-Law of the Europen Court of Human Rights”, op.cit., pp.240-241. ↑
- - Jonathan I.Charney, “Judicial Deference in Foreign Relations”, The American Journal of International Law, 83, No. 4, Oct., 1989, p.810. ↑
- -Eyal Benvenisti, ,” Judicial Misgivings Regarding the Application of International Law: An Analxsis of Attitudes of National Courts”, European Journal of International Law, Vol. 4, 1993,p.160. ↑
- - دومینگ کارو، حقوق بینالملل در عمل، ترجمه مصطفی تقی زاده انصاری، تهران، نشر قومس، ۱۳۷۵، ص۵۱۲. ↑
- - Ireland v UK , op.cit., p. 92. ↑
- - H. Waldock, “The Effectiveness of the System Set Up by the European Convention of Human Rights”, Human Rights Law Journal, ۱, ۱۹۸۰ , p. 15. ↑
- - Helen Stacy, Human Rights for the 21st Century: Sovereignty, Civil Society, Culture, Stanford University Press , 2008, p.221. ↑
- -. متقاضی در این قضیه ناشر یک کتاب حاوی اطلاعات در مورد مسائل جنسی برای نوجوانان بود.انتشارات توسط مقامات انگلستان مصادره و ضبط گردید و هند سایت به پرداخت جریمه نقدی محکوم گردید. شاکی استدلال می نمود که این عمل به مثابه نقض آزادی بیان ( ماده ۱۰ کنوانسیون ) محسوب میگردد. ↑
- -Necessary in a democratic society’ ↑
- - Handyside v. United Kingdom, op.cit. , para.45. ↑
- - Yutaka Arai-Takahashi, op.cit,p. 9. ↑
- - Kratochvíl Jan, op.cit, p. 354. ↑
- -Prescribed by law/in accordance with law. ↑
- -The Johannesburge Principles on National Security,Freedom of Expression and Access to Information ,U.N. Doc. E/CN.4/1996/39.,Principle 1.1. ↑
- -Sunday Times v. United Kingdom,op.cit, para 49: “In the Court’s opinion, the following are two of the requirements that flow from the expression “prescribed by law". Firstly, the law must be adequately accessible… Secondly, a norm cannot be regarded as a “law” unless it is formulated with sufficient precision to enable the citizen to regulate his conduct: he must be able - if need be with appropriate advice - to foresee, to a degree that is reasonable in the circumstances, the consequences which a given action may entail…” ↑
- - Kruslin v. France, App. No. 11801/85, judgment of Apr. 24, 1990, para. 29:… the Court has always understood the term “law” in its “substantive” sense, not its “formal” one; it has included both enactments of lower rank than statutes… and unwritten law “ ↑
- - Yutaka Arai-Takahashi, op.cit., p. 10. ↑
- - Sunday Times v. United Kingdom,op.cit, para 49”:… the law must be adequately accessible: the citizen must be able to have an indication that is adequate in the circumstances of the legal rules applicable to a given case… “ ↑
- - Silver v. The United Kingdom, op.cit., para. 87. ↑
- - هگل به این نکته تصریح میکند و الزام آور بودن قانون را منوط به آگاه شدن همگان و نیز در دسترس بودن همگان می داند. جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به: محمد راسخ، پیشین، صص ۲۶۲-۲۶۳. ↑
- - فدریش فون هایک، قانون، قانونگذاری و آزادی، ترجمه مهشید معیری و موسی غنی نژاد، تهران، طرح نو، ۱۳۸۰، صص ۳۹-۱۳۸. ↑
- -Silver et al. v. United Kingdom, op.cit. , para. 88. ↑
- - S.Foster , Human Rights and Civil Liberties, Longman, 2003, p. 44. ↑
- - Halford v. the United Kingdom, Judgment stasbourg 25 June 1997 , para. 50-51. ↑
- -Malone v. the United Kingdom, judgment of 2 August 1984, para 67:” … must be a measure of legal protection in domestic law against arbitrary interferences by public authorities with the rights safeguarded by paragraph 1 (art. 8-1). Especially where a power of the executive is exercised in secret, the risks of arbitrariness are evident… “ ↑
- -Limitation on use of restriction on rights. ↑
- -به عنوان مثال در کنوانسیون اروپائی حقوق بشر، امنیت ملی به عنوان هدفی برای تحدید آزادی دینی بیان نشده، به همین سبب، دولت نمیتواند با قیاس آزادی دینی به سایر آزادی ها، این محدودیت را در این آزادی نیز اِعمال نماید. ↑
- - مواد ۸(۲)، ۱۰(۲)، ۱۱(۲) ↑
- - مواد ۸(۲)، ۹(۲)، ماده ۱۱ (۲) ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل ابتدا به تشریح و توصیف مسئله موجود در سازمان و ضرورت انجام تحقیق چنین تحقیقی پرداخته و سپس مدل مورد استفاده و فرضیات تدوین شده مطرح میگردند. در ادامه مروری اجمالی بر روش تحقیق استفاده شده خواهیم داشت . در فصول بعدی ادبیات پیرامون مدل تحقیق و روش تحقیق ، به تفصیل بیان میگردد. ۱-۱) بخش اول : طرح تحقیق ۱-۱-۱) تشریح و بیان مساله در دهههای اخیر، فناوری تاثیر چشمگیری بر فرآیندها وشیوههای مدیریت منابع انسانی داشته است. برای مثال، فناوری (بویژه شبکه وب جهانی[۴]) کمک کرده است تا فرآیندهای منابع انسانی از قبیل برنامه ریزی، استخدام، انتخاب، مدیریت عملکرد، جریان کار و جبران خدمات تعدیل شوند. این سیستمهای جدید، متخصصان منابع انسانی را در جهت ارائه خدمات بهتر برای تمام سهامداران( مثل متقاضیان، کارمندان و مدیران) توانمند ساخته و بار اداری را در این زمینه کاهش می دهند( Stone, 2013& Dulebohn).
 با توجه به اهمیت روز افزون رقابت در بین سازمانها ، آنها در پی راه هایی برای ارائه خدمات بهتر و کاهش بار اداری هستند و شرکتهای ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. استفاده از سیستمهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک در شرکتهای ایرانی ، بویژه در سطح شهر تهران به شکل روز افزونی در حال افزایش است. یکی از این شرکتها که سیستمهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک را در ایران به فروش رسانده و پشتیبانی می کنند ، شرکت همکاران سیستم (بزرگترین شرکت نرم افزاری ایران ) میباشد. بعضی از این شرکتهایی که این سیستمها را از همکاران سیستم خریداری کرده اند ، هنوز مشکلاتی را در این حوزه تجربه می کنند و نتایج حاصله از مدیریت منابع انسانی الکترونیک همیشه برای این شرکتها به همان اندازه که مثبت فرض می شود، نمی باشد و یا بعضی مواقع به کمتر از آنچه مورد نظر سازمان بوده است نایل آمدهاند. شرکتهایی که در سطح شهر تهران ، سیستمهای مدیریت منابع انسانی را از شرکت همکاران سیستم خریداری می کنند با پی بردن به رمز موفقیت این سیستمها در سازمان خود میتوانند بر مشکلات این حوزه غلبه کرده و حداکثر بهره را از آنها ببرند. شرکتهای مورد نظر در بعضی از موارد ، شکست خود در سیستمهای e-HRM را ناشی از عوامل رفتاری مثل عدم حمایت مدیریت عالی از این حوزه و یا ناشی از عوامل سازمانی از قبیل نداشتن منابع مالی کافی در حمایت کامل از این سیستمها عنوان می کنند. از سوی دیگر بعضی از سازمانها موفقیت خود را ناشی از عوامل فناورانه ، رفتاری یا سازمانی عنوان می کنند . این موضوع محقق را وا داشت تا به متغیرهای موثر در موفقیت سیستمهای e-HRM در شرکتهایی که این سیستمها را از همکاران سیستم خریداری می کنند ، بپردازد. و بر همین اساس ما در پی آن هستیم تا ببینیم چه عواملی موجب موفقیت سیستمهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک در سازمانها میشوند و به سوال زیر پاسخ دهیم: عوامل کلیدی موثر بر موفقیت e-HRM کدامند و اولویت بندی آنها به ترتیب درجه اهمیت در سازمانهای ایرانی به چه صورتی است؟ ۲-۱-۱ ) ضرورت انجام تحقیق هر چند در سطح جهانی تحقیقات متنوعی در رابطه با مدیریت منابع انسانی الکترونیک و شاخصههای کلیدی آن انجام شده است، اما در کشور ما مطالعات بسیار ناچیزی در این رابطه صورت گرفته است و نیاز جامعه علمی و حرفه ای را برآورده نمیسازد. از آنجا که مبحث مدیریت منابع انسانی الکترونیک با شرایط شرکت پیادهکننده و کاربران (کارمندان) ارتباط دارد، لازم است که تحقیقات مرتبط با این مفهوم و بخصوص شاخصههای موفقیت آن در سطح داخلی و بر سازمانهای ایرانی توسعه یابد. با توجه به اینکه مدیریت منابع انسانی الکترونیک منجر به تعهد، شایستگی، تناسب و اثر بخشی هزینه (Ruel et al, 2004) می شود اما باید توجه داشت که این خروجیها منوط به اجرای موفقیت آمیز آن در سازمان میباشد و نیازمند این است که عوامل کلیدی در نظر گرفته شود و در صورت داشتن شرایط لازم، تصمیم به پیادهسازی مدیریت منابع انسانی الکترونیک گرفته شود. عدم موفقیت بعضی از سازمانهای ایرانی در پیادهسازی و اجرای سیستمهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک ۳-۱-۱) اهداف انجام تحقیق هدف اصلی این تحقیق مطالعه عوامل تاثیرگذار بر موفقیت مدیریت منابع انسانی الکترونیک میباشد که این هدف را میتوان در قالب اهداف فرعی زیر برشمرد: با مطالعه ادبیات مربوط به این موضوع، عوامل کلیدی موثر جهت موفقیت مدیریت منابع انسانی الکترونیک را شناسایی کنیم. ارتباط بین این عوامل و موفقیت سیستمهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک را در شرکتهای ایرانی مورد بررسی قرار دهیم. این عوامل را در شرکتهای ایرانی به ترتیب اهمیت اولویت بندی کنیم . ضریب اهمیت شاخصههای این عوامل را به تفکیک در شرکتهای مورد بررسی مشخص کنیم. ۴-۱-۱) چهارچوب نظری تحقیق در این تحقیق بر آنیم تا عوامل تاثیرگذار بر مدیریت منابع انسانی الکترونیک را از طریق مطالعه ادبیات مربوط به این موضوع شناسایی کرده و سپس انها را در قالب مدلی مناسب بیاوریم. با مطالعه ادبیات مربوطه به عوامل متعددی پی برده وانها را در قالب چهارگروه فناورانه ، سازمانی ،رفتاری و محیطی تقسیم کردیم و در ادامه رابطه میان انها را با موفقیت مدیریت منابع انسانی الکترونیک خواهیم سنجید. این چهار گروه را به شکل جدول زیر میتوان ارائه داد:
| دسته بندی |
شاخصه ها |
منابع |
عوامل فناورانه (تکنولوژیکی) |
کاربردها و ویژگیها : وضوح ساختار اطلاعاتی سهولت تجربه شده در استفاده از سیستم مزیت نسبی بخشی |
( Ruel et al, 2004) ( Voermans & van Veldhoven, 2007) ( Teo et al, 2007) |
| زیر ساختهای IT |
( Hooi , 2006) |
| استانداردسازی زبان |
( Heikkila and Smale , 2010) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ضابطه: محدودیت گردشبهچپ در یک تقاطع باید بهدقت مورد بررسی قرار گیرد. زیرا این محدودیت باعث انحراف بخشی از ترافیک به دیگر خیابانهای محلی میشود. بهطور کلی تحلیلگر باید مطمئن شود که محدودیت گردش بخشی از یک برنامهریزی برای شناسایی علت اصلی مشکل گردشبهچپ است. دلایل این مشکل عبارتند از: ظرفیت ناکافی گردش به چپ در تقاطعهای چراغدار مجاور، انباره ناکافی گردش به چپ در تقاطع موردنظر، کم بودن سرعت حرکت در مسیر اصلی (که موجب انحراف ترافیک به معابر فرعیتر از طریق گردش به چپ میشود). ضابطههای زیر به توجیه ممنوعیت گردش به چپ کمک میکند:

-
- تأخیر،تداخل ویاتصادفات ناشی از گردش به چپ به حد غیرقابل قبولی افزایش یافته باشد،
-
- یک مسیر جایگزین برای وسایلنقلیهای که نیاز به گردش به چپ دارند وجود دارد،
-
- زمان سفر وسایلنقلیه در مسیر جایگزین بیش از چند دقیقه افزایش نخواهد یافت،
-
- تقاطع در ناحیهشهری یا حومهشهری قرار دارد (در ناحیه حومه شهری معمولاً از ممنوعیت گردش استفاده نمیشود مگر آنکه جزیی از یک برنامه ناحیهای باشد).
درصورتی که مشکلات عملکردی فقط در ساعات اوج به وجود میآیند ممنوعیت گردش به چپ در این ساعت به عنوان یک گزینه ممکن ارزیابی میشود و اگر مشکلات عملکردی در تمام روز وجود دارند و امکان فراهم کردن یک پهلوگاه گردش به چپ وجود ندارد ممنوعیت گردش به چپ در تمام مدت روز به عنوان یک گزینه ممکن مطرح خواهدشد. بدون توجه به مدت ممنوعیت کلیه معیارهای ذکر شده باید ارضا شده باشند تا بتوان این گزینه را مورد ارزیابی قرار داد. کاربرد: به منظور ارزیابی ضابطههای ارائه شده در بند قبل لازم است سه دسته اطلاعات جمع آوری شوند (این اطلاعات در ساعت اوج صبح، ساعت اوج عصر و یک ساعت غیر اوج از روزهای عادی برداشت میشود): ۱- تأخیر ناشی از صف وسایلنقلیه در خط حرکت مستقیم، بهدلیل عدم وجود یا عدمکفایت انباره یا پهلوگاه ۲- تداخلهای ناشی از گردش به چپ (یا سابقه تصادفات ناشی از گردش به چپ در سال گذشته) ۳- زمان سفر برای مسیرهای جایگزین احتمالی تأخیر،تداخل و اطلاعات تصادفات ناشی از گردش به چپ باید برای تعیین نیاز به ممنوعیت گردش به چپ و مدت آن مورد استفاده قرار گیرند. هنگامیکه محدودیت گردش در ساعتهای خاصی از روز اعمال میشود باید آن را بهوسیله روشهای زیر به رانندگان نشان داد: ۱- تابلوی با پیغام متغیر (تابلوی متغیر خبری) ۲- تابلوی دارای روشنایی داخلی که فقط در ساعات ممنوعیت گردش دیده میشود ۳- تابلوی دائم یا نوشتهای که ساعات ممنوعیت را نشان میدهد اگر ممنوعیت گردش در تمام ساعات روز اعمال میشود، بهتر است از جداول جداکننده برای بستن مسیر گردش استفاده شود. افزودن پهلوگاه گردش به راست در راه اصلی: فراهم کردن پهلوگاه گردش به راست برای راه اصلی در تقاطع با کنترل توقف در دو جهت، ایمنی و عملکرد تقاطع را بهطور قابل ملاحظهای بهبود میبخشد. پهلوگاه گردش به راست، بهطور مؤثری وسایلنقلیهای را که به منظور گردش کاهش سرعت داده و یا متوقف شدهاند. از وسایلنقلیهای که در خط مستقیم حرکت میکنند جدا میسازد. این جداسازی تصادفات ناشی از گردش (مثل تصادف از گوشهها، عقب و پهلو به پهلو) و تأخیر وارد بر وسایلنقلیه مستقیم را به حداقل میرساند. یکی از معایب افزودن پهلوگاه به رویکرد راهاصلی، نیاز آن بهتغییر وضعیت روسازی موجود و یا تعریض مقطع عرضی رویکرد است. گاهی اوقات مقطع عرضی راه موجود فضای کافی برای تعریض روسازی و افزودن خط جدید را در خود دارد. اما در نواحیشهری تخصیص فضای لازم احتمالاً با خراب کردن جداول و محلهای پارک حاشیه خیابان همراه بوده و بر وضعیت کاربریهای تجاری مجاور تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. در اغلب موارد تعریض مقطع عرضی بهمنظور احداث پهلوگاه گردش، ضروری است. اگر بتوان عرض لازم را از طریق حریم راه موجود تأمین نمود هزینهها محدود بههزینه احداث خواهد شد. اما اگر نیاز به تملک زمین مجاور باشد هزینهها بهشدت افزایش خواهند یافت. ضابطه: ضابطههای این بند براساس ارزیابی و مقایسه هزینههای عملکردی و هزینه تصادفات مربوط به حرکات گردش به راست، با هزینه احداث پهلوگاه گردش به راست، ارائه شدهاند. هزینه عملکردی شامل هزینه تأخیر و سوخت کاربران راه است. کاربرد: کاربرد ضابطههای بند قبل نیازمند جمع آوری اطلاعات زیر است: ۱- حجم حرکات گردشی در ساعت اوج یک روز عادی در راه اصلی ۲- سرعت ۸۵ درصد در راه اصلی (سرعت نصب شده در روی تابلو را میتوان در صورتی که اطلاعات کافی موجود نباشد مورد استفاده قرار داد). افزایش شعاع گردش به راست: شعاع مسیر گردش به راست در ایمنی و عملکرد تقاطع مؤثر است. شعاع بزرگتر دارای مزایای زیر است:
-
- در رویکرد راه اصلی، موجب افزایش سرعت گردش و در نتیجه کاهش تأخیر وسایلنقلیه مستقیم روی پشتسر میشود،
-
- در رویکرد راه فرعی، گلوگاه رویکرد را تعریض کرده و بهطور موثری شبیه به پهلوگاه گردش به راست عمل میکند،
-
- موجب تسهیل گردش اتوبوسها و کامیون شده و از ورود آن ها به خطوط مجاور یا لبه پیادهرو جلوگیری میکند،
-
- اما برخی از معایب افزایش شعاع گردش به شرح زیر است:
-
- نیاز به حریم راه بزرگتری دارد،
-
- بهدلیل افزایش سرعت گردش و طول پیادهروی، باعث کاهش ایمنی پیادهها میشود.
بهمنظور کاهش تأثیر منفی افزایش شعاع گردش به راست بر ایمنی عابران، میتوان از یک جزیره جداکننده مثلثی شکل در قسمت بیرونی مسیر گردش به راست استفاده کرد تا بهعنوان پناهگاهی در اواسط خیابان توسط عابران پیاده مورد استفاده قرار گیرد. ضابطه: حداقل شعاع گردش در تقاطعهای شهری و حومه شهری در جدول ۲-۶ ارائه شده است. هنگامیکه حریم راه کافی و حجم عابران پیاده کم است، باید از شعاعهای بزرگتر استفاده شود. هنگامیکه محدودیت حریم راه استفاده از شعاعهای بزرگتر را با مشکل مواجه میکند، استفاده از شعاع قوس ساده و یک لچکی یا یک قوس سه مرکزی، باعث افزایش شعاع موثر قوس میشود، بدون آن که مانند قوس ساده فضای زیادی را اشغال کند. درصورتیکه استفاده از شعاعهای بزرگتر بهدلیل حجم قابل توجه عابران پیاده، دچار محدودیت شده است. میتوان با بهره گرفتن از جزیرههای جداکننده، این محدودیت را کاهش داد. جدول ۲-۶: نحوه تعیین شعاع قوس ساده گردشبهراست
| |
خیابان محلی یا جمعکننده۱ |
خیابان شریانی |
| کامیون کم۲ |
کامیون زیاد |
کامیون کم |
کامیون زیاد |
| حداقل شعاع قوس ساده۳ |
۵/۴ |
۵/۷ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدیریت بر یک مجموعه انسانی یعنی اینکه توجه به مشکلات و نقاط برجسته کارکنان است. برداشت مدیریتی در موسسات صنعتی غالباً بدین طریق است که از نقاط برجسته و توانمندیهای کارکنان استفاده و کیفیتهای مطلوب کارکنان، بهشکل منطقی در اختیار اهداف سازمان قرار داده میشود. ولی زمانی که در کنار کیفیتهای مطلوب، کارکنان دچار مشکل میگردند، مدیریت صحیحی براین مشکلات اعمال نمیشود. کارکنان دارای مشکلات شخصی، سازمانی و خانوادگی متعددی هستند و عدم توجه به آنها میتواند بذر تخلفات را در سازمان بکارد. فردی که مشکلاتش در حد مقدورات حل و فصل نگردد، بخشی از انرژی خود را به حل مشکل خود اختصاص میدهد و این امر باعث میگردد که کار سازمان را بهخوبی انجام ندهد، کمکاری و یا سهلانگاری کند، در نتیجه زمینه تخلف در او شکل میگیرد. بنابراین، در این بخش، مدیریت میتواند حتی با همدردی با کارکنان از تخلفات آنها جلوگیری کند(قربانی، ۱۳۹۲).
 ب: تقسیم کار ناعادلانه: تقسیم کار یکی از سازوکارهایی است که مدیریت بدان وسیله میتواند کار واحد و یا سازمان خود را بهنحو مطلوبی در بین کارکنان سرشکن سازد. در سازمانها اگر از این سازوکار درست استفاده نشود هم کارهای سازمان انجام نخواهد گرفت و هم نارضایتی کارکنان بهبروز تخلف منجر خواهد شد. چرا که در تقسیم کار ناعادلانه به عدهای کارهای زیادی ارجاع میشود و عدهای دیگر از زیر کار فرار میکنند و این مسئله زمینههای تخلف را در کارکنان ایجاد میکند. بنابراین، مدیریت میتواند باآگاهی از مبانی تقسیم کار از این سازوکار در راستای سازندگی سازمان و بالندگی کار خود بهره گیرد. یکی از مهارتهای مهم و حیاتی مدیران برای بالندگی، تشخیص تقسیم متوازن اطلاعات است بهمنظور تقسیم مسئولیتپذیری. تمام کارکنان باید به این موضوع اشراف داشته باشند که کار آنها در کمک به تصویر بزرگ، یعنی کار سازمان در کل تا چه حد کمک میکند. انجام این کار فقط منوط است به اینکه کارکنان را کاملاً از امور آگاه ساخت و بعد بر آن مبنا کارها را تقسیم کرد(آلبرت و دیگران[۱۰]، ۲۰۱۰). پ: عدم استفاده از سازوکار ارزیابی عملکرد کارکنان: اینکه در سازمانی گفته میشود دوغ و دوشاب فرقی ندارد. بهعنوان یک واقعیت تلخ سازمانی نیاز به توجه و کالبدشکافی جدی دارد. درصدی از ریشههای تخلف کارکنان ناشی از این است که مدیریت سازمان، سازوکاری برای توجه به افراد برجسته ندارد و یا به آن بیتوجه است. ارزیابی عملکرد، فرآیندی است رسمی که کارگر را از بازخورد شخصیتی نتایج مثبت یا منفی عملکرد شغلی خود آگاه میکند. و موجب میگردد که فرد نقاط ضعف خود را رفع کند. بهطور کلی عدم استفاده مدیریت از ارزیابی عملکرد کارکنان بهطرق زیر به تقویت زمینههای تخلف کارکنان کمک میکند: - انگیزه کار و تلاش در فرد ضعیف میگردد؛ - احساس بیعدالتی در کارکنان شکل میگیرد؛ - افراد به نقاط قوت و ضعف خودشان واقف نمیگردند؛ - کارکنان هیچگونه تلاشی برای بالندگی خود نمیکنند؛ - معیار کار درست و غیردرست برای کارکنان مشخص نیست(دارمن و مارتین[۱۱]، ۲۰۱۱). ت: تفویض اختیار ناآگاهانه و ناقص: تفویض اختیار عبارتست از این که مدیر قسمتی از اختیارات خود را به مرئوسان انتقال دهد. تفویض اختیار همانند سایر مولفههای مدیریت فرایندی است که دارای مراحلی بوده و روش های خاص خود را دارد و بهصورت قطعی نیست که در یک زمان در سازمان انجام گرفته و تمام شود. تفویض اختیار دارای فراز و نشیبهای فراوانی است، گاهیاوقات شدت مییابد و گاهی اوقات کمرنگ میشود. درهرحال امری است که دائماً درحال شکلگیری و تکامل است. مراحل و فراگرد تفویض اختیار را میتوان به شرح زیر بیان کرد(شریعتی، ۱۳۸۸). باتوجه به فرایند مذکور مدیریت بهجای اینکه از سازوکار مذکور در راستای پرورش و بالندگی کارکنان و سازمان بهرهگیرد به لحاظ ناآگاهی، نتایج نامطلوبی عاید افراد و سازمان میکند. بدینمعنی که در مراحل مختلف تفویض اختیار زمینههای بروز تخلف بهوجود میآید. در مرحله واگذاری وظایف، مدیر سازمان بایستی برمبنای اصول تفویض اختیار وظایف و مسئولیتها را مقولهبندی و اولویتبندی سازد و با یک نظاممندی خاص بعضی از آنها را واگذار کند. تجربه نگارنده بیانگر این است که در این مرحله بعضاً مدیران از نظاممندی خاص بهره نگرفته و وظایفی را تفویض میکنند که انجام آن از عهده زیردست خارج است و درنتیجه فرد ناخواسته به عدم کارایی، سهلانگاری و عدم انجام درست کارها کشانده میشود. در مرحله اعطای اجازه و حق تصمیمگیری هم مدیران اجازه و حق تصمیمگیری متناسب با وظایف محول شده به کارکنان نمیدهند که این امر موجب بروز عدم تعادل شده و فرد متوسل به شیوههای غیررسمی برای انجام کار شده که در شیوههای غیررسمی زمینههای کشاندهشدن فرد به تخلف وجود دارد. از طرف دیگر بسیار هم مهم است در مرحله آخر تفویض اختیار، معیارهای مشخص و معینی برای حسن انجام کار کارمند و یا زیردست تعیین نمیشود و بعضاً پس از تفویض اختیار بهجای کنترل و راهنمایی فرد رها میشود و پس از مدتی فرد رها شده از مسیر اصلی کاری منحرف که این امر نیز زمینههای بروز تخلف را تقویت میکند. بنابراین، مدیران با بهکارگیری درست فرایند تفویض اختیار میتوانند از بخشی از تخلفات سازمانی جلوگیری کنند(چرچیل و دیگران[۱۲]، ۲۰۱۰). ج: اعمال تبعیض در اجرای مقررات و ضوابط: ضوابط و مقررات سازمان برای ایجاد نظم و همنواکردن عملیات سازمان ضروری است. ولی گاهی اوقات ضوابط و مقررات منشأ بروز تخلف میشود و آن زمانی است که ضوابط و مقررات ناقص اجرا و یا برای عدهای اعمال و برای عدهای دیگر نادیده گرفته شود. براین اساس قوانین و مقررات که در سازمان و جامعه برای حل مشکلات و سالمسازی محیط تدوین میشود اگر خوب اجرا نشود مشکلساز خواهد شد و افراد را وادار به تخلف میکند و این موضوع بهخاطر این است که وقتی برای عدهای مقررات و ضوابط درست اجرا نگردید این دسته افراد احساس بیعدالتی و تبعیض کرده و سعی در برقراری تعادل و جبران نارسائیها و کمتوجهی مدیریت در این زمینه میکنند. آنها همچنین با نقض مقررات، کمکاری، تمرد، بیتفاوتی به سازمان از خود واکنش نشان میدهند که این واکنشها در عرف سازمان تخلف محسوب میگردد. بنابراین، مدیران بایستی سعی کنند با اجرای صحیح ضوابط و مقررات، ریشههای تخلف را در بین کارکنان بخشکاند. زمانی که افراد یک سازمان درعمل احساس کردند ازطریق قانون حق به حقدار میرسد، رشک و حسد نسبت به همدیگر، دشمنی، تضاد منفی، عداوت و… در جامعه جای خود را به دوستی، اخوت، همیاری، نوع دوستی و … میدهد که این کیفیت ها در زندگی سازمانی موجب ارتقا و تقویت سطح بهرهوری سازمان میگردد. ۶- استفاده از امکانات و موقعیتها: یکی از شیوههای کارساز و عملی برای تغییر رفتار کارکنان این است که مدیران بهعنوان فرهنگکاری کنند که دیگران از آنها الگوی عملی بگیرند، در بسیاری از گروه ها یا سازمانها، رهبر لازم است خود نمونه بارز رفتاری باشد که از افراد گروه انتظار میرود. مثلاً یک رهبر مذهبی لازم است در محافل عمومی، مظهر فضایل اخلاقی باشد که دیگران را به آن موعظه میکند و یا یک فرمانده نظامی که میخواهد سپاه او با شجاعت و جسارت در جنگ پیشروی کند باید خود نمونهای از این شجاعت و جسارت باشد. عملکرد مدیران در استفاده نامتعارف از امکانات سازمانی مثل خودرو، پاداشها، امکانات رفاهی، تسهیلات و وامها و… موجب بهوجود آمدن تفکر تخلف در کارکنان میگردد و این بخاطر این است که کارکنان به مدیران خود تأسی میکنند. زمانی که یک مدیر یک درجه از روال معمول انحراف پیدا کرد، زیردستان چنددرجه به خود حق انحراف میدهند. در یک بررسی انجام شده یکی از علل مهم تخلفات کارکنان عملکرد مدیران در استفاده نامتعارف از امکانات سازمانی اعلام شده است که این زنگ خطری است برای مدیران تا در بهرهبرداری از امکاناتی که جهت انجام وظایف شغلی دراختیار آنان قرار گرفته نهایت دقت و سعی را بکنند و کنترلها را درونی سازند. بر این اساس، لازم است مدیریت سازمانهای صنعتی و تولیدی بهجای صدور بخشنامه، تدوین ضوابط مختلف کنترلی سازوکاری طراحی کند که بدنه مدیریت سازمان عملکرد خود را در بعد استفاده از امکانات، استاندارد و متعارف کند. این بدان معنی نیست که همه کارکنان به یک اندازه از امکانات استفاده کنند بلکه منظور این است که در عرف و روال سازمان احساس بیعدالتی نشود(چالاگالا[۱۳]، ۲۰۱۰). چ: بیتوجهی به نیازهای آموزشی کارکنان: یکی از وظایف مهم مدیریت کارکنان، توجه به آموزش کارکنان درعمل و در ساختار شغل است. امروزه دیگر آموزش و پرورش کارکنان وظیفه یک واحد سازمانی به نام آموزشی نیست بلکه بخش عمدهای از آموزشهای عملی و پرورشی کارکنان، بهعهده مدیریت کارکنان است. مدیری که با عدهای کار میکند از نزدیک با کار و تخصص، روحیات، رفتار، منش و مجموعه شخصیت کاری فرد آشنایی کافی و عمیقی پیدا میکند و بهطور واقعی میتواند درمورد نقاط قوت و ضعف او اظهارنظر کند. تجربه نگارنده بیانگر این است که بخشی از ریشه تخلفات کارکنان ناشی از ناآگاهی از کار و شرح وظیفه و سیاستهای سازمان است که در این زمینه مجموعه مدیریت بهعنوان یک فرایند پرورش اگر وقت و حوصله آموزشی کارکنان را ندارد بایستی حداقل دربرآورد و بیان نیازهای آموزشی کارکنان مدد برساند. بهطورکلی مدیریت با برآورد نیازهای آموزشی کارکنان میتواند تخلفات را کاهش دهد: - از آموزشهای تکراری جلوگیری و خستگی به نشاط تبدیل میشود؛ - آموزش واقعی و جهتدار شده و نقاط کور کار فرد برطرف میگردد؛ - فرد پی به اشتباهات خود برده و از این بابت اصلاح میگردد؛ - استانداردهای آموزشی اصلاح و درنتیجه توان بلااستفاده فرد بهکارهای جدید مشغول میشود؛ - بهانه «ندانستن» برای انجام تخلف از کارکنان گرفته میشود(میائو و دیگران[۱۴]، ۲۰۰۷). ح: نظارت سیلابی: اینکه مدیریت کارکنان خود را چگونه تحت نظارت و کنترل قرار دهد، نیازمند روش و سازوکارهای مطلوب است. معمولاً مدیران از مؤلفههای مدیریتی بهصورت فرایندی و متعادل بهره نمیگیرند. نظارت و کنترل بهعنوان یکی از عوامل بازدارنده از انحرافات کاری و سازمانی و رشددهنده توانمندیها و فرایندهای مطلوب، ابزار بسیار مناسبی است که مدیران میتوانند از آن برای جلوگیری از تخلفات استفاده کنند. زمانی که کارکنان یک واحد و یا سازمان به صورت متعادل تحت کنترل و راهنمایی مدیران خود قرار گیرند گرایشها و تمایل به تخلفات در آن شکل نمیگیرد و از این بابت فرد با سلامت کار میکند(فلاهرتی و دیگران[۱۵]، ۲۰۰۷). تجربه نگارنده بیانگر این است که مدیران با کنترلهای سیلابی خود زمینه را برای تخلف کارکنان فراهم میسازند. یعنی در یک مقطع زمانی شدیداً کنترل و بازرسی اعمال میشود و بعد فراموش میگردد و کارکنان نیز با این ریسک خومیگیرند. در یک مقطع زمانی کوتاه که کنترل میشوند متعارف و خوب کار کنند و مدت زمانی طولانی را دست به تخلف نمیزنند. نظارت و کنترل زمانی میتواند بهعنوان یک سازوکار مدیریتی ثمربخش باشد که در طول زمان کاری اعمال شود. یعنی نظارتهای سیلابی تبدیل به نظارتهای ملایم و دائمی شود تا از تخلفهای ریز کارکنان جلوگیری و کارکنان قبل از آلوده شدن نجات یابند. سازمانها برای حفظ بقای خود و پیشرفت در دنیای رقابتی امروز به بهبود مستمر عملکرد خود نیاز دارند و در این راستا استفاده از نظام های کنترل مدیریت ضروری است(قره چه و کاشی، ۱۳۸۹). ۲-۲-۲ کنترل خروجی، کنترل فعالیت و کنترل ظرفیت: پنج وظیفه اصلی مدیران عبارتند از برنامه ریزی، سازماندهی، تأمین نیروی انسانی، رهبری و کنترل. با وجود اهمیت تقریباً یکسان این وظایف، برنامه ریزی نسبت به بقیه اولویت دارد چون سایر وظایف مدیریت پـس از برنامـه ریـزی و بـه منظـور تأمین اهـداف پیش بینی شده آغاز می شوند. برنامه ریزی بدون سازماندهی و انتخاب افراد مناسب برای انجام فعالیت ها و برنامه ها و هم چنین عدم نظارت بر اجرا، امری زاید می باشد(بلوریان، ۱۳۸۹). سیستم سنجش عملکرد یک سیستم کنترلی است و در مدیریت عملکرد از سیستم های کنترلی استفاده می شود. به منظور روشن شدن نقش سیستم سنجش عملکرد در سازمان ها، مفهوم کنترل و دلایل نیاز سیستم های مدیریت به کنترل بررسی میشود. کنترل فرایندی مستمر برای اطمینان از انطباق نتایج واقعی با برنامه های پیش بینی شده است. کنترل ابزاری برای ارزیابی اثربخشی و کارایی سایر فعالیت های مدیریت، یعنی برنامه ریزی، سازماندهی، تأمین نیروی انسانی و رهبری است(باباکاس و دیگران[۱۶]، ۲۰۱۱). کنترل دارای گستره وسیع و مراتب و اشکال گوناگونی می باشد که از آن جمله می توان به : نظارت و هدایت حین اجرا، اندازه گیری فعالیتها، فرایندها و نتایج، مانیتورینگ، انواع ممیزی، ارزیابی، رسیدگی و بازنگری و … و روش های کسب اطمینان از حصول اهداف و برنامه ها و اجرای اصلاحات مورد نظر اشاره کرد(باباکاس و دیگران، ۲۰۱۱). ۲-۲-۲-۱ فرایند کنترل ۲-۲-۲-۱-۱ سطح استـراتژیک فرایـنـدی اسـت کـه بـه منـظـور کنـترل روند تصـمیـم گـیـری ها و تعیین هـدفهای کلـی سـازمـان یـا تـدویـن مجـدد استراتژی های بلندمدت در رسیدن به هـدفهای سـازمان صـورت می گیرد. برای انجام این نوع کنترل، فعالیتهای فرعی به شرح زیر بر اساس برنامه تعیین شده باید اجرا شوند(باباکاس و دیگران[۱۷]، ۲۰۱۱): الف)کنترل صحت مفروضات پایه ای برنامه ریزی استراتژیک با توجه به اینکه استراتژیها بر پایه و بر اساس یکسری مفروضات بنا میشوند، لذا اولین بعد مفهوم استراتژی که بایستیکنترل شود، مفروضات برنامه ریزیمیباشد. مفروضات برنامه ریزی بر دو اساس وضعیت داخلی و وضعیت محیطی (پیشبینی شده) سازمان تعیین میگردند و ممکن است این مفروضات به صورت غلطینتیجهگیریشده باشند یا اینکه بدلیل تغییرات جدید، اعتبار خود را از دست داده باشند. لذا در این فعالیت فرعی صحـت و اعتبار مفـروضات برنامه ریزیبا توجه به شایستگی هایکلیدی مؤسسه و اقتضائات محیطیمورد بررسی و کنترل قرار میگیرند(باباکاس و دیگران، ۲۰۱۱). ب) کنترل تغییرات درونی و بیرونی یکی دیگر از ابعاد استراتژیها که بایستیمورد بررسی و کنترل قرار گیرد، بررسیاثر تغییرات درونی و بیرونی، که در شکل تغییرات در قوتها و ضعفها وتهدیدها بروز مینماید، میباشد. باتوجه به اینکه استراتژیهای سازمان بر اساس وضع موجود و پیشبینی شده طراحی میشود، لذا تغییرات وضع موجود یا وضعیت پیشبینیشده موجب تغییر در گزینههای موجود میگردد، که بایستی اثر این تغییرات محیط مورد بررسی و در صورت لزوم برای تعریف مجدد استراتژیها به کار گرفته شود(آلبرت و دیگران[۱۸]، ۲۰۱۰). ج) کنترل صحت اجرایفرایند برنامهریزی استراتژیک سـازمانها بدون اجـرای صحـیـح استراتـژی های تدوین شده نمی توانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند، پس در زمینه اجرای صحیح استراتژی ها نیز به نظام های کنترلی نیاز داریم(باباکاس و دیگران[۱۹]، ۲۰۱۱). د) بررسی ادواریجامع استراتژیها (بازنگری استراتژیک برای کنترل کلی و سیستماتیک و در نظر گرفتن تعاملات تمامی ابعاد استراتژی ها، شامل مفهوم و اجرا، بازنگری استراتژیک پس از طی یک دوره خاص از اجرای استراتژی ها به صورت ادواری صورت می گیرد(باباکاس و دیگران، ۲۰۱۱) ۲-۲-۲-۱-۲ سطح فرآیندی فرایندی است که به وسیله آن مدیریت اطمینان می یابد که اهداف و استراتژی های تعیین شده از طریق زنجیره ای از فرایندهای مورد نظر به شکل برنامه های عملیاتی توسط واحدهای مختلف سازمان جاری میشوند. در این سطح، کنترل توسط مالکان فرایند و تحت نظر مدیریت سازمان صورت می گیرد(محمدی و عباسی، ۱۳۸۸). ۲-۲-۲-۱-۳ سطح وظیفه ای فرایندی است برای اطمینان از اینکه در راستای برنامه عملیاتی و جاری سازی برنامه ها به منظور نیل به اهداف و استراتژیها، وظایف مشخص واحدهای وظیفه ای به طور مؤثر و مناسب انجام یافته است(محمدی و عباسی، ۱۳۸۸). ۲-۲-۳ نظام کنترل مدیریت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|