|
|
|
۳-۱. مقدمه ۳۲ ۳-۲. محدوده تحقیق ۳۲ ۳-۳. داده های تحقیق ۳۴ ۳-۴. دوره آماری مورد مطالعه ۳۷ ۳-۵. بازسازی داده ها ۳۷ ۳-۶. روش کار ۳۷ ۳-۷. روش ها و تکنیک های مورد استفاده در تحقیق ۳۹ ۳-۸. روش های پارامتری و ناپارامتری ۴۰ ۳-۹. محاسن و معایب روش های ناپارامتری ۴۱ ۳-۱۰. آزمون گرافیکی من کندال ۴۲ ۳-۱۰-۱. مراحل انجام آزمون رتبه ای من ـ کندال ۴۳ فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها و یافته های تحقیق ۴-۱. یافته ها ۴۷ ۴-۲. کاربرد روش من ـ کندال ۴۷ ۴-۳. آزمون تصادفی و غیر تصادفی بودن داده ها (آماره T) 48 ۴-۳-۱. تست ارتباط رتبه ای آماره t به روش کندال ۴۹ ۴-۴. تحلیل تغییرات بارش ۴۹ ۴-۴-۱. تغییرات ماهانه بارش ۴۹ ۴-۵. الگوی زمانی روند بارش براساس آماره های U و َU آزمون من- کندال ۵۰ ۴-۵-۱. تحلیل نمودار ماهانه آزمون آماری و گرافیکی من–کندال ۵۱ فصل پنجم: فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات ۵-۱. تحلیل نمودار مجموع ماهانه بارش از سال ۱۹۶۱-۲۰۱۱ ۱۰۳ ۵-۲. تحلیل نمودار میانگین دما از سال ۱۹۶۱-۲۰۱۱ ۱۰۶ ۵-۳. نتیجه گیری ۱۰۹ فهرست منابع و ماخذ ۱۱۲ فهرست جداول عنوان صفحه جدول ۳-۱. داده های ماهانه و سالانه مجموع بارندگی ماهیانه به میلیمتر ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی ۳۴ جدول ۳-۲. داده های ماهانه و سالانه میانگین ماهیانه متوسط دمای روزانه هوا بر حسب درجه سانتی گراد ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی ۳۶ جدول۴-۱. سطوح معنی داری و احتمال خطا برای آزمون من ـکندال ۴۹
 جدول ۴-۲. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه ژانویه ۵۴ جدول ۴-۳. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه فوریه ۵۶ جدول ۴-۴. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه مارس ۵۸ جدول ۴-۵. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه آپریل ۶۰ جدول ۴-۶. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه می ۶۲ جدول ۴-۷. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه ژوئن ۶۴ جدول ۴-۸. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه ژولای ۶۶ جدول ۴-۹. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه اوت ۶۸ جدول ۴-۱۰. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه سپتامبر ۷۰ جدول ۴-۱۱. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه اکتبر ۷۲ جدول ۴-۱۲. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه نوامبر ۷۴ جدول ۴-۱۳. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین بارش ماه دسامبر ۷۶ جدول ۴-۱۴. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه ژانویه ۷۸ جدول ۴-۱۵. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه فوریه ۸۰ جدول ۴-۱۶. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه مارس ۸۲ جدول ۴-۱۷. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه آپریل ۸۴ جدول ۴-۱۸. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه می ۸۶ جدول ۴-۱۹. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه ژوئن ۸۸ جدول ۴-۲۰. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه ژولای ۹۰ جدول ۴-۲۱. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه اوت ۹۲ جدول ۴-۲۲. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه سپتامبر ۹۴ جدول ۴-۲۳. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه اکتبر ۹۶ جدول ۴-۲۴. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه نوامبر ۹۸ جدول ۴-۲۵. - نتایج آزمون آماره من – کندال به همراه نوع و زمان تغییر سری های زمانی میانگین دمای سالانه ماه دسامبر ۱۰۰ فهرست اشکال عنوان صفحه شکل ۲-۱- روند تغییرات دمای جهانی در ۱۴۰ سال گذشته ۱۶ شکل ۳-۱. نقشه ایستگاه سینوپتیک بندرانزلی ۳۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[چهارشنبه 1400-07-21] [ 08:49:00 ق.ظ ]
|
|
به ندرت اتفاق می افتد که حوزه جغرافیایی یک قرارداد عقد بیمه اتکایی خیلی محدود و مثلا منحصر به یک شهر معین باشد، اگرچه کاهش بعضی ریسکها این ضرورت را ایجاب می کنند مثلا بیمه تاکسی های یک شهر که در این حالت قلمرو جغرافیایی خیلی محدود است برعکس زمانی قلمرو جغرافیایی یک قرارداد خیلی وسیع و مشتمل بر تمام نقاط دنیا است.[۱۴] ولی در بیشتر این قراردادها کشور آمریکا مستثنی می باشد.[۱۵] ب- اقامتگاه بیمه گذار یا بیمه شده : گاهی محل وقوع خطر به تنهایی نمی تواند قلمرو جغرافیایی قراردادها را تعیین کند مثلا هر گاه مورد بیمه کشتی یا هواپیما یا وسائط نقلیه دیگری باشد که مرتب در مناطق مختلف دنیا در حرکت می باشند. در این صورت نمی توان گفت مثلا بیمه های مورد قرارداد عبارتند از کلیه در ریسکهای واقع در کشورایران، به همین ترتیب است خطرات مربوط به مسئولیتهای حقوقی و نظایر آن. در این گونه موارد برای محدود کردن قلمرو جغرافیایی قرارداد اقامتگاه بیمه گذار یا بیمه شده را در نظر می گیرند مانند اینکه در قرارداد ذکر می شود بیمه های مورد تعهد عبارتند از کلیه هواپیمای شرکت هواپیمایی ایرلاین که اقامتگاه مشخص دارد یا کلیه کشتیهای شرکت کشتیرانی آریا و… .
 ج- تابعیت بیمه گذار یا بیمه شده : تابعیت بیمه گذار یا بیمه شده نیز گاهی قلمرو جغرافیایی قرارداد را تعیین می کند مثلا هرگاه یک کمپانی فرانسوی بخواهد کلیه بنگاههای اقتصادی واقع در کشور فرانسه و خارجه را در مقابل آتش سوزی بیمه نماید از عامل تابعت استفاده می کند به این ترتیب که در قرارداد نوشته می شود ریسکهای آتش سوزی مربوط به بنگاهای اقتصادی مقیم فرانسه و سرمایه های فرانسوی واقع در خارجه بنابراین هرگاه بنگاهای اقتصادی که در خارجه واقع بوده ولی تابعیت فرانسوی داشته باشد جزء قرارداد محسوب خواهد شد.[۱۶]
مبحث چهارم- تمیز عقد بیمه اتکایی از نهادهای حقوقی مشابه
همانطور که می دانیم عقود و قراردادها به انواع مختلف تقسیم شده اند مانند :بیع، رهن، اجاره، شرکت و ….، این تقسیم بندی در حقوق کلیه کشورها با اختلافاتی چند وجود دارد و قوانین مختلفی نیز تدوین شده که هر یک از این گونه قراردادها باشد کاملا واضع و روشن است. سیر تکاملی جامعه در شئون مختلف و پیشرفت تمدن سبب شده که روابط افراد نیز توسعه بیشتری پیدا کند. به طوری که تنها وجود چند قرارداد کلاسیک که از قدیم وجود داشته جوابگوی احتیاجات امروزی نباشد، بلکه قراردادهای و نمادهای حقوقی جدیدی پا به عرصه وجود بگذارد. در کشورهایی که از حقوق نوشته استفاده می کنند، مانند فرانسه و اغلب کشورهای اروپایی روابط افراد وقتی مورد حمایت قانونی قرار می گیرند که در قلمرو قراردادهای موجود و قوانین موضوعه واقع شده باشد. بنابراین هنگام پیدایش هر نهاد حقوقی تازه ابتدا سعی می شود حق المقدور آن تأسیس را با یکی از تضادهای حقوقی موجود تطبیق داده آثار حقوقی آن را بر تأسیس حقوقی تسری بدهند. عقد بیمه و مخصوصا عقد بیمه اتکایی جزء تضادهای حقوقی جدید است. در مورد بیمه می توان گفت که امروز در قوانین اکثر کشورها مقرارات مختلفی وضع شده و آن را به صورت قرارداد شناخته اند.[۱۷] هر چند در خصوص عقد بیمه اتکایی چند مادهمحدود قانونی تدوین شده است ولی در اینکه شخصیت مستقلی دارد یا خیر اختلاف وجود دارد به همین جهت اکثر علمای صنعت بیمه کوشش کرده اند که از لحاظ حقوقی عقد بیمه اتکایی را منطبق بر عقودی از قبیل وکالت ،شرکت،قرارداد بیمه و غیره …. دانسته و آثار این عقود را بر آن استوار کنند. از طرف دیگر محاکم نیز در خصوص برخورد با دعاوی ناشی از این قراردادها در سیستم خود، خصوصیات مشترک قرارداد بیمه اتکایی و قراردادهای دیگر را ملاک تطبیق آنها قرار داده و به استناد آن حکم صادر کرده اند .
گفتار نخست- بیمه اتکایی و عقد وکالت
ممکن است عده ای عقد بیمه اتکایی را نوعی عقد وکالت بدانند که بیمه گر اتکایی وکالت در پرداخت خساراتی را می دهد که بر ذمه او تعهد به پرداخت آنها ایجاد شده و یا می شود . برای درستی صحت و سقم این ادعا ابتدا به بررسی عقد وکالت به صورت اجمالی می پردازیم . عقد وکالت: مطابق ماده ۶۵۶ق.م«وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می نماید»، از این تعریف نتایجی به دست می آید: ۱- اثر اصلی عقد وکالت اعطای نیابت است، بدین معنی که موکل اقدام وکیل را در انجام دادن اعمال حقوقی و یا مادی خود به منزله اقدام خود می داند و به او اختیار می دهد که با نام و حساب موکل تصرفاتی کند .بنابراین وکیل نسبت به آثار اموری که انجام می دهد در حکم واسطه است و آنچه می کند برای موکل است :تعهدهایی که پذیرفته است بر موکل تحمیل می شود و اگر نفعی در بین باشد برای اوست. ۲- نیابت در امور اعتباری و ارادی است از ظاهر ماده ۶۵۶ چنین بر می آید که موضوع وکالت ممکن است انجام «عمل حقوقی باشد»و یا امری دیگری که در شمار اعمال مادی است و برای موکل انجام می شود .با وجود این ،باید پذیرفت که نیابت در اموری قابل استفاده و تصور است که به اراده انجام می شود و آثاری به بار آورد که وضع حقوقی موکل را تغییر دهد.[۱۸] ۳- و به طور خلاصه می بایست گفت که موضوع وکالت می بایست از جمله اموری باشد که امکان انجام آن به وسیله موکل وجود داشته باشد .پس چنانچه که موکل فاقد اهلیت انجام آن باشد قابل توکیل به وکیل نمی باشد و موضوع وکالت می بایست قابلیت اعطای نیابت را داشته باشد و اموری که می بایست بالمباشره انجام شود و از شخصیت موکل جدا شدنی نباشد وکالت در آن صحیح نمی باشد .و در خصوص معلوم بودن موضوع وکالت گفته می شود که از آنجایی که عقد وکالت به منظور راهگشایی و رفع نیازها تشریح شده است ،پس باید آن را در زمره عقودی آورد که مبنی بر مساعدت است نه معامله به همین جهت معلوم بودن موضوع وکالت به صورت کامل ضرورت ندارد و از امور خاصی است که علم اجمالی به موضوع عقد برای نفوذ آن کفایت می کند.[۱۹] به موجب عقد وکالت وکیل اختیار پیدا می کند به نمایندگی از طرف موکل با دیگران معامله کند. بنابراین اثر وکالت محدود به دو طرف عقد نمی شود و می توان درباره کسانی هم که طرف معامله یا اقدام مادی وکیل قرار می گیرد مطالعه شود . در رابطه با دو طرف باید به تعهدهای موکل و وکیل در برابر هم توجه کرد. چنانچه که گفته شد ،اثر مستقیم و بلاواسطه وکالت اعطای اذن به وکیل و به تعبیر دیگر دادن اختیار و سلطه درباره موضوع وکالت به اوست ولی چون اجرای این نیابت تعهدهایی را برای وکیل و موکل ایجاد می کند ،این تعهدات در زمره آثار وکالت قرار می گیرد و وکیل با پذیرفتن نیابت به طور ضمنی ملتزم به اجرای مفاد آن می شود . وکیل می تواند هر گاه بخواهد استعفا دهد و پیمانی را که با موکل دارد به هم بزند ولی تا زمانی که رابطه حقوقی باقی است باید آن را محترم شمارد این اثر نیز ناشی از جایز بودن این عقد و سایر عقود اذنی و نیابتی است . وکیل با پذیرفتن عقد وکالت علاوه بر تعهد به اجرای مفاد اصلی مورد وکالت ملزم به اجرای لوازم و مقدمات وکالت نیز می شود در ضمن رعایت حدود وکالت اموال موکل را حفظ نماید و اموالی که در این راستا به وکیل سپرده می شود امانت است وپس از انجام وکالت می بایست به موکل مسترد گردد.[۲۰] علاوه بر آن وکیل می بایست همانند امینی دلسوز بطور متعارف و معقولی رعایت مصلحت موکل را داشته باشد .وکالت مبتنی بر نیابت است و معامله مستقیم برای موکل انجام می شود وکیل امین موکل است تا آنچه را به دست می آورد نگاه دارد و به موکل بدهد .داوری در این مورد که آیا موکل استحقاق گرفتن آنچه در نتیجه معامله به دست آمده است دارد یا نه ؟واضع است ،با وکیل است که مورد امانت را به موکل برگرداند چنانچه که ماده ۶۶۸ قانون مدنی در این باره مقرر می دارد :«وکیل باید حساب مدت وکالت خود را به موکل بدهد و آنچه را که به جای او دریافت کرده است رد کند». از آنجا که کار هیچ کس نباید بدون پاداش بماند وانگهی ظاهراین است که جز در موارد خاص کسی ،به رایگان خدمتی عرضه نمی کند ،وکالت بر مبنای تعهد موکل به پرداخت اجرت وکیل محسوب می شود مگر اینکه خلاف آن تصریح شده باشد ماده ۶۷۷ق.م.«اگر در وکالت مجانی یا با اجرت بودن آن تصریح نشده باشد ،محمول بر این است که با اجرت است ». علاوه بر پرداخت اجرت به وکیل موکل می بایست هزینه های مربوط به اجرای وکالت را بپردازد زیرا کاری که انجام می شود به دستور و سود او انجام شده است و پرداخت هزینه ها منوط به حصول نتیجه مورد نظر موکل نمی باشد .همانگونه که اشاره شد ،آثار عقدی که وکیل می بندد دامن گیر موکل می شود و اوست که باید مفاد آن را اجرا کند .ولی این التزام محدود به مواردی است که وکیل از واسطه ای که به او اعطا شده تجاوز نکرده باشد و معامله در حدود اذن موکل واقع شود .همچنین نفوذ معامله وکیل درباره موکل تنها در مورد آثار قراردادهایی که با نام او بسته می شود نیست با هر عملی که وکیل در حدود اختیار خود انجام دهد مانند این است که موکل انجام داده باشد . بنابراین تمام اسنادی که وکیل امضاء کرده است ،درباره موکل از همان اعتبار برخوردار است که خود امضاء کند و از این نوشته ها می تواند به عنوان سند در برابر موکل استناد کرد .اقرار وکیل نیز نسبت به موضوعی که در حدود اختیار او است موکل را پای بند می کند .[۲۱] وکیل واسطه انجام معامله بین طرف قرارداد و موکل است به نیابت از طرف موکل در انعقاد قرارداد دخالت دارد و شرط نفوذ عقد این است که در این راه رضای سالم داشته باشد ولی درباره آثار عقد بیگانه است و از او نمی توان انتظار اجرای تعهدی را داشت، همچنین منابع و حقوقی که از عقد ناشی می شود از آن موکل است هرچند که در نتیجه کوش وکیل و برخلاف انتظار موکل باشد. پس از بررسی عقد وکالت به دلایل ذیل عقد بیمه اتکایی نمی تواند عقد وکالت باشد هر چند که شباهتهایی با این عقد دارد. ۱- عقد بیمه اتکایی از جمله عقود لازم است و تا انتهای موضوع تعهد هیچ یک از طرفین به تنهایی بدون وجود موجبات حق فسخ قانونی یا قراردادی از اجرای تعهد سرباز زند و آن را فسخ نماید اما همانطوری که دیدیم وکالت عقدی جایز است و علاوه بر استعفا حق عزل و یا استعفای متعهدین به فوت یا جنون و یا یکی از آن در این عقد از هم می پاشد در صورتی که در عقد بیمه اتکایی، این ویژگی را نمی بینیم. ۲- مهمترین اثر عقد وکالت نیابت است و به موجب این نیابت وکیل به حساب و به نام موکل عملی حقوقی را انجام و سپس به موکل مراجعه و تمام هزینه های پرداخت شده را را دریافت می کند ولی در عقد بیمه اتکایی آنچه که بیمه گر اتکایی به عنوان خسارت به بیمه گذار اصلی پرداخت می کند به حساب خود وی می باشد نه به حساب موکل و بابت دریافت هزینه های پرداخت شده حق مراجعه به بیمه گر اصلی ندارد .هر چند که این پرداخت بعدا باعث مبری شدن بیمه گر اصلی می گردد . ۳- در عقد وکالت همیشه ما سه طرف داریم که هر سه طرف به موجب این عقد با هم مرتبط بوده و تعهداتی را نیز در مقابل همدیگر به عهده می گیرد وکیل با شخصی ثالث اقدام به انجام عمل حقوقی می کند .در صورتی که در عقد بیمه اتکایی بیمه گر اصلی به هیچ وجه به بیمه گذار اصلی هیچ ارتباطی برقرار نمی کند در مقابل وی عملی مادی (مثلا پرداخت) و یا حقوق انجام نمی دهد بلکه مستقیما با بیمه گر اصلی قرارداد بسته قرارداد می بندد و تعهد به پرداخت به بیمه گر اصلی صورت می گیرد وتعهد نیز در مرحله اجرا در مقابل بیمه گر اصلی اجرا می گردد و پرداخت به وی صورت می گیردو به بیمه گذار اولیه خسارتی مستقیما پرداخت نمی شود .
گفتار دوم- بیمه اتکایی و عقد شرکت
عده ای دیگر از دانشمندان و متخصصان بیمه سعی کرده اند قرارداد عقد بیمه اتکایی را نوعی قرارداد شرکت بشمار آورند از جمله این دانشمندان آقای هازیلی آلمانی می باشد. به نظر او قرارداد بیمه اتکایی خصوصیات یک شرکت تجاری را در بر دارد این خصوصیات عبارتند از :
همانطور که یکی از اصول تشکیل یک شرکت تجاری همکاری دو یا چند نفر می باشد در بیمه اتکایی نیز بیمه گر اتکایی و واگذارنده این همکاری را در زمینه توسعه فعالیتهای بیمه ای و پیشرفت منظور خود یعنی کسب منفعت دارند . ۲-حصه شرکت : یکی دیگر از اصول مربوط به تشکیل یک شرکت تجاری این است که هر یک از شرکاء سرمایه ای در شرکت بگذارد .این سرمایه که به آن حصه شرکاء می گویند ممکن است پول یا ملک یا وسیله کار و هنر و غیره باشد .در بیمه اتکایی نیز واگذارنده عملیات بیمه ای که تحصیل نمود و بیمه گر اتکایی تعهد جبران قسمتی از زیان وارده به مورد بیمه ها را به عنوان حصه در شرکت می گذارد . ۳-قصد انتفاع : بدیهی است در بیمه اتکایی نیز قصد انتفاع وجود دارد و اصولا منظور از عقد بیمه اتکایی تقسیم خطر و سرشکن کردن زیانهای ناشی از حوادث ناگوار موضوع بیمه بین چند بیمه گر و در نتیجه تحصیل منفعت بیشتر می باشد . ۴-اشتغال به عملیات تجاری : یکی دیگر از شرایط لازم برای تشکیل یک شرکت تجاری این است که به عملیات تجاری اشتغال بورزد و این امر در مورد بیمه اتکایی نیز وجود دارد.این تئوری در فرانسه بوسیله Heard استاد دانشکده حقوق پاریس تقویت شده است .از جمله طرفداران دیگر فرانسوی این نظریه Leroy می باشد که در کتاب خود به نام بیمه اتکایی خصوصیات قرارداد شرکتهای تجاری را منطبق با قرارداد بیمه اتکایی می داند .دراین مورد رأی صادره از دادگاه استیناف من پلیه در کشور فرانسه در تاریخ ۱۵می۱۸۷۲را نیز می توان ذکر کرد که این تئوری را تأیید می کند. با این حال نمی توان عقد بیمه اتکایی را به منزله قرارداد شرکت تجاری دانست زیرا اگرچه بعضی از خصوصیات هر دو مشترک است لیکن شرکتهای تجاری دارای خصوصیات دیگری نیز می باند از جمله نوع شرکت (سهامی، تضامنی و غیره) همچنین مقررات مربوط به انتشارات و غیره ، در صورتیکه عقد بیمه اتکایی تابع این شرایط نیست و بیشتر جنبه خصوصی دارد و مشمول تشریفات انتشار نیز نمی باشد .
گفتار سوم- بیمه اتکایی و عقد بیمه
تئوری بیمه طرفداران زیاد دارد و منظور از آن این است که عقد بیمه اتکایی نوعی قرارداد بیمه می باشد .به عبارت دیگر از لحاظ حقوقی یکی از انواع بیمه ،بیمه اتکایی است. مشابهتی که بین عملیات بیمه و بیمه اتکایی وجود دارد و اینکه اصولا تا بیمه نباشد بیمه اتکایی وجود نخواهد داشت، همچنین دلایل دیگر سبب شده که طرفداران این تئوری با صراحت کامل از آن دفاع کنند. آراء چندی هم از دادگاه های کشورهای مختلف صادر شده که همگی مبین این نظریه می باشند. از جمله آرائی که در کشور فرانسه به وضوح این مسأله را بیان می کند رأی صادر از دادگاه حقوقی سن در تاریخ ۸ آوریل ۱۹۲۲ می باشد. به موجب این رأی قرارداد عقد بیمه اتکایی یک قرارداد واقعی بیمه است به طوریکه واگذارنده در آن حکم بیمه گذار را دارد. به هر حال در کشور فرانسه تعداد آرائی که عقد بیمه اتکایی را به منزله قرارداد بیمه می دانند بیش از مجموع آرائی است که ماهیت دیگری غیر از بیمه برای آن قائلند. بین علمای حقوق کشور مذکور نیز طرفداران این تئوری زیاد است از جمله می توان Sumien را نام برد. این مؤلف می نویسد : قرارداد بیمه اتکایی همچنین واگذاری مجدد[۲۲] (منظور از واگذاری مجدد این است که بیمه گر اتکایی به نوبه خود یک قسمت از خطراتی را که از طریق اتکایی پذیرفته شده به یک یا چند بیمه گر اتکایی دیگر واگذار نماید، این عمل باعث می شود که خطرات بیمه شده بیشتر تقسیم شده و در صورت بروز خسارت سهم هر یک از شرکت هایی که خطرات را بیمه کرده اند مبلغ کمتری باشد. در حقیقت نوعی از قرارداد بیمه بوده و عناصر متشکله آنها از قبیل موضوع بیمه، حق بیمه و خطر بیمه شده در هر سه یکی است. همچنین آقای همارد استاد دانشکده حقوق پاریس معتقد است که برای عقد بیمه و عقد بیمه اتکایی یک تعریف وجود دارد. از جمله علمای دیگر فرانسوی که همین نظریه را دارندآقای پیکارد را می توان نام برد.[۲۳] به هر حال اگر چه تدوین بیمه بین دانشمندان این صنعت طرفداران زیاد دارد با این حال دلایلی اقامه شده و این شبه را ایجاد می کند که نمی توان عقد بیمه اتکایی را صرفاً قرارداد بیمه نامید. مثلاً موری[۲۴] دانشمند فرانسوی معتقد است که عامل خسارت که یکی از ارکان بیمه می باشد در عقد بیمه مستقیم و عقد بیمه اتکائی ماهیت واحدی ندارد. به این معنی که خسارت وارده به بیمه گر که بوسیله بیمه گر اتکائی جبران می شود(در صورت وجود عقد بیمه اتکائی) غیر از خساراتی است که به بیمه گذار وارد شده و بیمه گر متعهد جبران آن است. زیرا در صورتیکه بیمه گذار مثلاً در اثر حریق خسارت ببیند این خسارت مستقیماً متوجه دارائی او شده است که بوسیله بیمه گر جبران می شود، نتیجه اینکه در این حالت یک قرارداد بیمه واقعی وجود دارد. ولی در مورد عقد بیمه اتکائی که در نتیجه آن واگذارنده مورد بیمهای را به اتکائی واگذار می کند عامل خسارت به ترتیبی که گفتیم یعنی زیان وارده به دارائی واگذارنده وجود ندارد مگر وقتی که واگذارنده فقط یک خطر را قبول کرده باشد که آن هم عمل بیمه ای به معنای علمی و متکی به آمار و حساب احتمالات نخواهد بود. در غیر این صورت یعنی هنگامیکه بیمه گر یک موسسه بیمه بوده که با پذیرفتن تعداد کثیری خطر و جبران خسارتهای وارد به هر یک از مورد بیمه ها از محل حق بیمه های وصولی به فعالیت مشغول باشد هیچگاه خسارت به معنی واقعی یعنی زیان وارد به دارایی بیمه گر تحقق پیدا نمی کند البته با در نظر گرفتن عملیات واگذارنده در پذیرفتن خطر و تعیین سهم اتکائی و غیره باید با محاسبه دقیق صورت گرفته و مطابق قوانین ریاضی و احتمالات انجام شود. بنابراین می توان گفت که چون بیمه گر اتکائی هیچ نوع تماس و برخوردی با بیمه گذار ندارد و تنها بیمه گر یعنی واگذارنده است که بیمه قبول کرده و اقدام به پرداخت خسارت می نماید در عقد بیمه اتکائی عامل خسارت به معنی واقعی خود وجود نداشته و نمی توان آن نوعی قرارداد بیمه نامید[۲۵]، که البته استدلال آنان که بیمه اتکایی را مستقل می دانند و مخالف این هستند که آن را جزئی از بیمه بدانند چندان توجیه پذیر نیست که در مبحث ماهیت حقوقی عقد بیمه اتکایی به آن می پردازیم .
گفتار چهارم- بیمه اتکائی و عقد ضمان
ماده ۶۸۴ قانون مدنی در تعریف«عقد ضمان» می گوید:«… عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد … » در واقع اثر اصلی این عقد فقط به عهده گرفتن دین نیست و در نتیجه طلب تراضی، طلب مضمون له از مدیون نیز ساقط می شود( ماده ۶۹۸ ق.م). بنابراین عقد ضمان در قانون مدنی عقدی است که به موجب آن شخصی در برابر طلبکار و با موافقت او، دین دیگری را به عهده می گیرد و انتقال آن را به ذمه خویش می پذیرد. مهمترین اوصاف این عقد رضائی بودن و مسامحه ای بودن[۲۶] و لازم بودن[۲۷] و تبعی بودن و معرض بودن آن می باشد. تبعی بودن بدین مفهوم که تعهد ضامن برمبنای دین مضمون عنه به طلبکار صورت می گیرد و معرض بودن آن بدین صورت است که تعهد ضامن مبنی بر پرداخت دین در مقابل سقوط طلب مضمون له از مضمون عنه در برابر یکدیگر با هم انجام می گیرد. بنابراین موضوع اصلی این عقد انتقال دین می باشد و این دین می بایست مطابق قواعد عمومی قراردادها از اوصاف قانونی مثل معلوم بودن و مشروع بودن و مالیت داشتن و موجود بودن و قابل انتقال بودن را نیز دارا باشد. اثر مهم نقل ذمه مدیون به ذمه ضامن این است که پس از تحقق عقد، مدیون بری می شود و دیگر التزامی در برابر طلبکار ندارد. بنابراین ابراء مدیون کاری بیهوده است و هیچ اثری در روابط حقوقی دو طرف ندارد. ماده ۷۰۷ قانون مدنی نیز که بیان می دارد:«اگر مضمون له ذمه مضمون عنه را بری کند ضامن بری نمی شود مگر اینکه مقصود ابراء از اصل دین باشد» همین قاعده را بیان می کند. تعهد ضامن نیز باید مستقل از رابطه مدیون پیشین با مضمون له باشد . همچنین می بایست دانست که عقد ضامن قابل اقاله نمی باشد، با وجود آزادی طرفین عقد، به نظر میرسد که اقاله عقد ضمان بدون رضای مضمون عنه ممکن نباشد. زیرا این تراضی سبب می شود که مضمون عنه بری، دوباره مدیون شود و هیچ کس نمی تواند بدون رضای دیگر او را مدیون سازد. البته نظر مخالفی هم از طرف دکتر جعفر لنگرودی در این زمینه ارائه شده است و برای توجه امکان اقامه گفته شده است که: «زیرا ذمه مضمون عنه من جمیع الجهات فارغ نشده و عقد ضمان حق اقامه را از متعاقدین ساقط نکرده است». تعهد ضامن در برابر مضمون له به خاطر تأدیه دین مضمون عنه و به سود اوست. با این که عقد میان ضامن و طلبکار بسته می شود و مدیون نقشی در این مسئله ندارد نمی توان انکار کرد که تمام این گفتگوها برای پرداخت دین اوست. مدیون از مال ضامن استیفاء می کند و عدالت اقتضاء می کند که از او رفع ضرر کند و غرامتی که کشیده جبران سازد. اما برای رجوع ضامن به مضمون عنه شرایطی وجود دارد. اول اینکه پرداخت از سوی ضامن به قصد تبرع و احسان نبوده باشد و الا در این صورت حق رجوع به مضمون عنه را ندارد . در حقوق ما قاعده این است که هر کس می تواند دین دیگری را پرداخت کند «لیکن کسی که دین دیگر را ادا می کند اگر به اذن باشد حق مراجعه به او دارد والا حق مراجعه ندارد»[۲۸] یعنی آنچه مبنای رجوع به مدیون می شود اذن او به این اقدام است نه قصد بیگانه ای که دین او را می پردازد. اذن در ضمان همان اذن در تأدیه نیز می باشد، زیرا که به موجب عقد ضمان متعهد به پرداخت است و قانوناً می بایستی دین را بپردازد، پس اذن به ضمان قانوناً حاوی اذن به پرداخت نیز می باشد. چنانچه ضمان بدون اذن مدیون صورت بگیرد اما تأدیه در پـرداخت بعداً توسط مضمون عـنه اذن داده شود مضمون عنه، متعهد به پرداخت به ضامن میشود. زیرا اذن در پرداخت به نوعی اذن در ضمان است هر چند که ضمان در گذشته واقع شود ولی دکتر ناصر کاتوزیان در مبنای پرداخت مضمون عنه به ضامن را تعهد جدید و توافق جدید می داند نه عقد ضمان.[۲۹] یکی دیگر از شروط حق رجوع ضامن به مضمون عنه پرداخت می باشد و قبل از پرداخت حق مراجعه به مضمون عنه را ندارد.[۳۰] البته پرداخت فقط پرداخت و تسلیم مستقیم نمی باشد بلکه با مالکیت، فی الذمه و حواله و … و به طور کلی هر عمل حقوقی که در حکم پرداخت باشد پرداخت محسوب می شود. در مورد لزوم پرداخت به عنوان شرط رجوع ضامن به مضمون عنه قانون مدنی یک استثناء بیان نموده است:«… ولی می توان(ضامن) در صورتی که مضمون عنه متلزم شده باشد که در مدت معینی برائت او را تحصیل نماید و مدت مزبور هم منقضی شده باشد رجوع کند». پس از بررسی اجمالی عقد ضمان، به دلایل ذیل عقد بیمه اتکایی قابلیت انطباق بر عقد ضمان ندارد: ۱- قرارداد عقد بیمه اتکایی بین متعهد اصلی و شخصی دیگر که حاضر به پرداخت است منعقد می گردد(بیمه گر اتکایی) در حالی که عقد ضمان بین متعهدله و ضامن بسته می شود. ۲- عقد ضمان در قانون مدنی در واقع انتقال دین است انتقال دین از ذمه مدیون به ضامن در حالی که در عقد بیمه اتکایی تعهد متعهد اصلی همچنان بر جای خود باقی می ماند و مدیون اصلی همچنان در مقابل متعهدله اصلی متعهد به پرداخت خسارت می باد. ۳- مطابق نظریه اکثر فقهای امامیه عقد ضمان قابل اقاله نمی باشد چرا که با انتقال دین، مضمون عنه هیچ تعهدی در مقابل متعهدله ندارد و با اقاله سبب می شود که دوباره وی مدیون گردد و هیچ کس را نمی توان بدون رضای وی مدیون ساخت در حالی که در عقد بیمه اتکایی اقاله هیچ ضرری به مدیون اصلی وارد نمی کند و همچنان وی متعهد می ماند مانند گذشته و از طرفی اقله با اراده و رضایت وی انجام می شود. ۴- در خصوص آثار عقد ضمان بین متعهد جدید و متعهدله همانطوری که دیدیم متعهد جدید در مقابله متعهدله(مضمون له) تعهد به پرداخت دارد و در صورت عدم پرداخت ، متعهد له می تواند علیه وی اقامه دعوی نماید اما در عقد بیمه اتکایی متعهد جدید(بیمه گر اتکایی) تعهد مستقیمی در مقابل متعهدله(بیمه گذار اصلی) ندارد و بیمه گذار نمی تواند از این حیث وی را مورد تعقیب قضایی قرار دهد. ۵-در عقد ضمان چنانچه ضامن با اذن مضمون عنه دین را پرداخت کند و قصد تبرع نداشته باشد می توان جهت پرداختی که انجام داده به مضمون عنه مراجعه و آنچه را که پرداخت کرده است وصول نماید. اما در عقد بیمه اتکایی پس از پرداخت، حقی به منظور رجوع به بیمه گر اولیه ندارد.
مبحث پنجم- ماهیت حقوقی عقد بیمه اتکایی و سابقه فقهی آن
گفتار اول: ماهیت حقوقی عقد بیمه اتکایی از مطالعه تئوریهای مختلفی که برای تشریح ماهیت حقوقی بیمه اتکائی ذکر شده این نتیجه به دست می آید که هیچکدام از نظریه های ارائه شده خالی از اشکال نبوده و نمی توان عقد بیمه اتکائی را کاملاً با آنها منطبق دانست. ولی این نظر مطرح است که می توان عقد بیمه اتکائی را عقدی جدید و مستقل از سایر عقود بشمار آورد. در مقابل آنهایی که معتقدند که بیمه اتکایی ماهیتی جدا از عقد بیمه ندارد استدلال می کنند که چون واگذارنده یک قسمت از خطرات بیمه شده خود را به بیمه گر اتکائی واگذار می کند لذا در موقع انجام تعهد یعنی پرداخت خسارت به بیمه گذار هر دو(واگذارنده و بیمه گر اتکائی) مشترکاً اقدام می کنند و در حقیقت بیمه گر اتکائی شریک واگذارنده در جبران خسارت می باشد. بنابراین همیشه بین بیمه گذار و بیمه گر و بیمه گر اتکائی یک نوع رابطه حقوقی موجود بوده و قرارداد اتکائی شامل آن قرارداد نیز می شود با این ترتیب که هرگاه بنحوی از انحاء بیمه نامه ای باطل شود عمل اتکائی آن نیز باطل می گردد. طرفداران نظریه استقلال بیمه نیز دلایل فوق را قانع کننده نمی دانند و می گویند :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الزامات عملکردی
۰.۶۱۰
۰.۸۶۲
۰.۴۶۸
۰.۷۸۶
فنآوری اثربخش
۰.۶۸۵
۰.۸۹۷
۰.۴۸۳
۰.۸۴۶
کیفیت خدمات پلیس راهور
۰.۷۰۳
۰.۹۶۳
۰.۹۶۱
جدول (۷-۳) شاخصهای روایی، پایایی را برای تمامی متغیرهای تحقیق نشان میدهد. علاوه بر روایی سازه که برای بررسی اهمیت نشانگرهای انتخاب شده برای اندازه گیری سازهها بهکار میرود، روایی تشخیصی[۳۳۴] نیز در تحقـیق حاضر مورد نظر است به این معنا که نشانگرهای هر سـازه در نهـایت تفکـیک منـاسبی را به لـحاظ اندازه گیری نسب به سازههای دیگر مدل فراهم آورند. بهعبارت سادهتر هر نشانگر فقط سازه خود را اندازه گیری کند و ترکیب آن ها بهگونهای باشد که تمام سازههای به خوبی از یکدیگر تفکیک شوند. با کمک شاخص میانگین واریانس استخراج شده مشخص شد که تمام سازههای مورد مطالعه دارای میانگین واریانس استخراج شده بالاتر از ۵/۰ هستند. شاخصهای پایایی ترکیبی (CR) و آلفای کرونباخ جهت بررسی پایایی پرسشنامه استفاده میشوند و لازمه تأیید پایایی بالاتر بودن این شاخصها از مقدار ۷/۰ میباشد. تمامی این ضرایب بالاتر از ۷/۰ میباشند و نشان از پایا بودن ابزار اندازه گیری میباشند.
 شاخص نیکویی برازش مدل (GOF ) این شاخص سازش بین کیفیت مدل ساختاری و مدل اندازه گیری شده را نشان میدهد و برابر است با:
که در آن و میانگین AVE و R2 میباشد. بالا بودن شاخص مقدار GOF از ۵/۰ برازش مدل را نشان میدهد. مقدار شاخص برازش برابر ۵۶۱/۰ شده است و از مقدار ۵/۰ بزرگتر شده است و نشان از برازش مناسب مدل دارد. به بیان سادهتر دادههای این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیق برازش مناسبی دارد و این بیانگر همسو بودن سؤالات با سازههای نظری است. روایی منفک جدول (۸-۳) به بررسی رابطه خطی بین متغیرها میپردازد. رابطه بین دو یا چند متغیر را همبستگی گویند. همچنین اگر افزایش یا کاهش یکی از متغیرها باعث افزایش یا کاهش دیگری شود، همبستگی را مثبت (مستقیم) گفته و اگر افزایش یکی باعث کاهش دیگری و بالعکس شود همبستگی را همبستگی منفی (غیرمستقیم) نامند. لازم به یادآوری است که ضریب همبستگی شاخصی آماری برای نشان دادن شدت و حدود همبستگی میباشد. با توجه به اینکه دادههای حاصل از جمع آوری پرسشنامهها از نوع دادههای رتبهای است، اما متغیرهای ناشی از آن ها که از میانگین داده های رتبهای بهدست می آید، ماهیت کمّی پیدا می کند، از همبستگی پیرسون استفاده میشود. ضریب همبستگی پیرسون، مشهورترین ضریب همبستگی است و بهگونهای تعریف شده است که مقادیر بین ۱- و ۱+ را میگیرد. هر چه قدر مطلق این ضریب بزرگتر باشد، شدت رابطه بیشتر است و علامت آن نیز جهت رابطه را نشان میدهد. ضریب مثبت نشاندهنده رابطه مستقیم بین دو متغیر و ضریب منفی نشاندهنده رابطه عکس بین دو متغیر میباشد. جدول ۸-۳: ضرایب همبستگی و شاخص روایی منفک
ظاهر فیزیکی
کیفیت خدمات الکترونیک
مشروعیت و مقبولیت
حفظ ارزشهای اسلامی
سازگاری فرهنگی
قابل اعتماد بودن
اطمینان دادن
کیفیت رفتاری
پاسخ گویی به شهروندان
پاسخ گویی قانونی
موقعیت
الزامات عملکردی
فناوری اثربخش
کیفیت خدمات پلیس راهور
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۵- فرضیه های تحقیق ۸ ۱-۶- روش اجرای تحقیق: ۸ ۱-۷- متغیرهای پژوهش و تعریف نظری و عملیاتی آنها ۹ ۱-۷-۱- تعریف عملیاتی متغیرها: ۹ ۱-۷-۲- متغیر وابسته تحقیق: ۹ ۱-۷-۳- متغیر های تعدیل گر: ۱۰ ۱-۷-۴- متغیر های مستقل: ۱۰ ۱٫مدیریت روابط با مشتریان(CRM): 11 ۱-۸- مدل مفهومی پژوهش ۱۲ ۱-۹- قلمرو تحقیق ۱۲ ۲- مروری بر تحقیقات انجام شده ۱۴ ۲-۱- مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) 15 ۲-۱-۱- تاریخچه مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) 15 ۲-۱-۲- ضرورت مدیریت ارتباط با مشتری ۱۵ ۲-۱-۳- دلایل حرکت سازمان ها به سوی مدیریت ارتباط با مشتری ۱۶ ۲-۱-۴- تشریح ابعاد مختلف تعریفی و ویژگی های مدیریت ارتباط با مشتری ۱۸ ۲-۱-۵- مزایای مدیریت ارتباط با مشتری ۱۹ ۲-۱-۶- اهداف مدیریت ارتباط با مشتری ۲۰ ۲-۱-۷- چشم انداز مدیریت ارتباط با مشتری ۲۱ ۲-۱-۸- عناصر اصلی مدیریت ارتباط با مشتری ۲۲ ۲-۱-۹- مراحل اجرای مدیریت ارتباط با مشتری ۲۳ ۲-۱-۱۰- چالش های اجرایی مدیریت ارتباط با مشتری ۲۵ ۲-۱-۱۱- روندهای ارتباط با مشتریان ۲۶ ۲-۱-۱۲- بازاریابی مبتنی بر مدیریت ارتباطی با مشتری ۲۸ ۲-۱-۱۳- انواع فن آوری مدیریت ارتباط با مشتری ۳۱ ۲-۱-۱۴- خدمات مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی ۳۵ ۲-۱-۱۵- مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی ۳۷ ۲-۱-۱۶- مدیریت ارتباط با با مشتری تعاملی ۳۸ ۲-۲- مدیریت دانش ۳۹ ۲-۲-۱- داده:………….. ۳۹ ۲-۲-۲- اطلاعات:.. ۳۹ ۲-۲-۳- دانش:……….. ۳۹ ۲-۲-۴- عوامل مؤثر در توفیق دانش ۴۰ ۲-۲-۵- هویت،دانش،اعتماد و روابط اجتماعی ۴۱ ۲-۲-۶- تقسیم بندی دانش سازمان ۴۱ ۲-۲-۷- اندازه گیری دارایی دانش ۴۲ ۲-۲-۸- دانش و مدیریت استراتژیک ۴۳ ۲-۲-۹- پیشینه مدیریت دانش ۴۴ ۲-۲-۱۰- سیر تکاملی مدیریت دانش ۴۴ ۲-۲-۱۱- تعاریف مدیریت دانش ۴۵ ۲-۲-۱۲- اهمیت و ضروریت مدیریت دانش ۴۶ ۲-۲-۱۳- اهمیت سازمان بر مبنای دانش ۴۶ ۲-۲-۱۴مزیت های مدیریت دانش ۴۸ ۲-۲-۱۵- نقش فن آوری اطلاعات در مدیریت دانش ۴۹ ۲-۲-۱۶- روش های اجرای مدیریت دانش در سازمانها ۴۹
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پی نوشت شماره ۶ ماده (د) ۱۴ حاوی یک فهرست تمثیلی از تمامی اقداماتی است که هدفشان تضمین وضع یا جمع آوری موثر یا عادلانه مالیاتهای مستقیم است. این فهرست برای مثال شامل: ۱. اقدامات اتخاذی از سوی هر یک از اعضا که مطابق با نظام مالیاتی شان به منظور تضمین وضع یا جمع آوری مالیاتها در سرزمین اعضا، نسبت به افراد غیر مقیم اعمال می شود. ۲. اقداماتی که از سوی هر یک از اعضا مطابق نظام مالیاتی شان نسبت به اشخاص مقیم و یا غیر مقیم به منظور جلوگیری از انکار مالیاتها یا فرار از آن اتخاذ می شود. ماده (هـ)۱۴ گاتس به هر یک از اعضا اجازه تصویب یا اجرای اقداماتی را که با تعهد رفتاری ملت کاملهالوداد در ماده ۲ مغایر هستند را می دهد مشروط به این که تفاوت در رفتار، در نتیجه موافقتنامه اجتناب از مالیات مضاعف یا دیگر مقررات راجع به اجتناب از مالیات مضاعف در موافقتنامههای بینالمللی یا هر ترتیبی که دولت عضو را ملتزم میسازد، بوده باشد.
 برای این که استثنائات مندرج در بندهای الف و ب و ج ماده ۱۴ موقتاً موجه شوند، بایستی برای دستیابی به هدف سیاست تعقیبی “ضروری” باشند. عنصر ضرورت در بندهای هـ و د وجود ندارد و تاکنون هیچ قضیهای درباره مفهوم “ضرورت” مطرح نشده است. اما میتوان از رویههای قضایی مطرح شده در بندهای (ب) و (د) ماده ۲۰ در تفسیر عنصر ضرورت مندرج در بندهای (الف) تا (ج) ماده ۱۴ گاتس استفاده کرد.[۷۳۵] عواملی که میتوانند در تعیین “ضرورت” موثر باشند، عبارتند از: ۱. اهمیت منافع یا ارزشهای عمومی مورد حمایت اقدام ۲. قلمروی اقدام ۳. تأثیر آن اقدام بر تجارت.[۷۳۶] برای تعیین ضرورت یک اقدام به منظور حفظ اهداف سیاست کلان دولت مندرج در بندهای a تا c لازم است تا میان عدله اقدام و هدف سیاست کلان دولت که در جستجوی حمایت است، توازن و تعادل برقرار شود.[۷۳۷] بند دوم. ارکان کلی ماده ۱۴گاتس چنان چه محرز شود که اقدام مورد بحث پیش شرطهای یکی از استثنائات خاص بندهای (الف) تا (هـ) را دارد، بایستی بررسی کرد که آیا اقدام مربوطه ارکان کلی ماده ۱۴ را حائز است یا خیر. ماده ۱۴گاتس تقریباً مشابه ارکان ماده ۲۰ گات ۹۴ است. تا به امروز هیچ قضیهای درباره اعمال ارکان کلی ماده ۱۴ مطرح نشده است. لذا از تسری رویه قضایی مطرح شده در خصوص اِعمال ارکان کلی ماده ۲۰ به ماده ۱۴ میتوان درسهای زیادی گرفت.[۷۳۸] مسلماً بر مبنای رویه قضایی ماده ۲۰ میتوان گفت که هدف و موضوع صدر ماده ۱۴ گاتس این است که جلوی سوء استفاده از اِعمال موقتی موازین موجهه را بگیرد. صدر ماده ۱۴ در رأس “فهرست استثنائات عمومی” ماده ۱۴ به جهت تضمین توازن میان حق یک دولت عضو مبنی بر استناد به موارد استثناء مطابق ماده ۱۴ و تعهد همان عضو در رابطه با حقوق معاهدهای دیگر اعضا و جلوگیری از سوء استفاده، وضع شده است.[۷۳۹] مبحث سوم. استثنا امنیتی: ماده ۱۴مکرر گاتس این ماده به اعضا اجازه داده است تا اقداماتی را که به نفع امنیت ملّی یا بینالمللی است، علی رغم مغایرت با تعهدات گاتس، اتخاذ یا اجرا نمایند. عبارت بکار رفته در این بند بواقع با ماده ۲۱ گات ۹۴ یکسان است. ماده ۱۴ مکرر نظیر ماده ۲۱ بیاهمیت نیست، معمولاً اعضای سازمان تجارت جهانی برای دستیابی به صلح و امنیت ملّی یا بینالمللی اقدامات یکجانبه یا چندجانبهای را اتخاذ میکنند که تجارت خدمات را در برابر اعضا دیگر، متأثر میسازد. بر خلاف ماده ۲۱ گات ۹۴، ماده ۱۴ مکرر گاتس، پیش شرط اعلام یا اطلاع قبلی اقدام را مقرر داشته است. بند دوم ماده ۱۴ مکرر بیان میکند که شورای تجارت خدمات بایستی تا آن جا که ممکن است، اقداماتی را که مطابق بندهای ب و ج اتخاذ می شود را به اطلاع اعضا برساند. مبحث چهارم. استثنا اتحادیههای منطقه ای: ماده ۵ گاتس تحت عنوان اتحادیه اقتصادی نسخه ثانی ماده ۲۴ گات ۹۴ در تجارت خدمات است ماده ۱ : ۵ گاتس مقرر می دارد: «این موافقتنامه نبایستی مانع از عضویت اعضاء یا ورود آن ها به موافقتنامههای تجارت آزاد خدمات میان اعضا چنین موافقتنامههایی شود، به شرطی که چنین موافقتنامه ای: الف. پوشش منطقهای گستردهای داشته باشد. ب. تمامی تبعیضهای ماهوی در معنای ماده ۱۷ میان اعضاء در بخشهای تحت پوشش بند الف را حذف کند. به دو طریق: ۱. از طریق حذف موازین تبعیضی موجود و ۲. از طریق ممنوعیت موازین تبعیضی جدید یا بیشتر، خواه در زمان لازم الاجرا شدن این موافقتنامه و یا بر مبنای یک چارچوب زمانی متعارف، مگر موازینی که مطابق مواد ۱۱ و ۱۲ و ۱۴ و ۱۴ مکرر اجازه داده شده است." [۷۴۰] پانل در قضیه “کانادا – ماشین ها” اشاره میکند که ماده ۵ در بیان قلمرو حقوقی اقداماتی است که مطابق با موافقتنامههای اقتصادی اتخاذ می شود و با تعهد مندرج در ماده (۲)۲ منطبق نیست.[۷۴۱] لذا مطابق ماده ۵ گاتس اقدام غیر منطبق با گاتس در صورتی موجه می شود که آن اقدام مقدمه بخشی از یک موافقت نامه تجارت آزاد خدمات باشد و کلیه شرایط بیان شده در ماده (الف) ۱ : ۵ یعنی شرط پوشش منطقهای گسترده و ماده (ب) ۱ : ۵ یعنی شرط تمامی تبعیضهای ماهوی و ماده ۴ : ۵ شرط موانع تجارت را داشته باشد و چنان چه اقدام مربوطه اجازه داده نشود، اعضای سازمان تجارت جهانی حق ورود به چنین موافقتنامههایی را نخواهند داشت. (ارکان کلی ماده ۱ : ۵) بند اول. شرط پوشش گسترده منطقه ای مطابق ماده (الف) ۱ : ۵ گاتس، یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی بایستی پوشش منطقهای گستردهای از نظر تجارت خدمات در میان اعضا موافقتنامهها داشته باشد. پی نوشت این ماده، بیان میکند که پوشش منطقهای گسترده از روی تعداد بخش ها، حجم تجارت و روشهای ارائه خدمات تعیین می شود.[۷۴۲] پی نوشت این ماده ادامه می دهد که موافقتنامه اتحادیه اقتصادی نمیتواند منطقاً هر چهار روش ارائه خدمات را استثنا کند و به ویژه هیچ موافقتنامه اتحادیه اقتصادی نبایستی منطقاً (apriori) سرمایهگذاری یا جنبشهای کار وکارگری در معنای روشهای سوم و چهارم ارائه خدمات را استثنا کند. اعضا سازمان تجارت جهانی در خصوص این که آیا میتوان یک یا بیش از یکی از بخشهای خدماتی را از موافقتنامه اتحادیه اقتصادی استثنا کرد، متفق القول نیستند. اما استفاده از عبارت “تعداد بخش ها” در پی نوشت بند (الف)۱، به نظر می رسد، حاکی از آن باشد که نبایستی همه بخشهای تحت پوشش موافقتنامه اتحادیه اقتصادی به حد (آستانه) “پوشش منطقهای گسترده” برسد. اما آشکار است که تعداد استثنائات باید محدود باشد، همان طور که پانل در قضیه “ماشینها – کانادا” چنین گفت: “هدف از ماده ۵ آن است که جلوی آزادیهای جاه طلبانه در سطح منطقهای گرفته شود، هرچند که هم زمان، باید تعهد ملت کاملهالوداد را، با توسل به کمترین ترتیبات ترجیحی، از تضعیف و تخریب، نجات داد.”[۷۴۳] بند دوم. شرط “تمامی تبعیضهای ماهوی“ ماده (ب)(۱):۵ گاتس بیان میکند که یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی بایستی به تمامی تبعیضهای ماهوی خاتمه دهد.[۷۴۴] این ماده نمی گوید، فقدان یا حذف کلیه تبعیض ها، بلکه اشاره به نبود یا حذف تمامی تبعیضهای ماهوی میکند لذا این سوال مطرح می شود که تا چه حد اعمال موازین تبعیضی مجاز است؟[۷۴۵] در یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی، قلمرو اقدامات تبعیضی مجاز، تحت تأثیر قلمرو فهرست استثنائات مندرج در ماده (ب)(۱):۵ خواهد بود. این فهرست، صراحتاً دربردارنده استثنائاتی است که در مواد ۱۱ و ۱۲ و ۱۴ و ۱۴ مکرر گاتس آمده است. اما معلوم نیست که این فهرست جامع و کامل است یاخیر. همچنین قلمرو اقدامات تبعیضی مجاز، تحت تأثیر معنای عرف “و / یا” در ماده (ب)(۱):۵ که پیوند میان بندهای (۱) و (۲) را برقرار میسازد، قرار دارد. بعضی از اعضا معتقدند که حرف “یا” به اعضا موافقتنامه اتحادیه اقتصادی اجازه می دهد تا میان بندهای (۱) و (۲) یکی را انتخاب کنند یعنی میان حذف موازین تبعیضی موجود یا استفاده از یک وقفه، یکی را برگزینند. لذا هر عضو میتواند یکی از دو راه را انتخاب کند، یا به اضافه کردن موازین جدید در آینده خاتمه دهد و یا به محدود ساختن موازین موجود در آینده خاتمه دهد. اعضا دیگر این تفسیر را رد کردند. استدلالشان این بود که هدف از ماده (ب) ۱ :۵ بررسی کل تبعیضات ماهوی است. حرف “و/ یا” را باید طوری تفسیر کرد که هر دو بند (۱) و (۲) قابلیت اعمال یابد. لذا بندهای (۱) و (۲)، ملاکهای انتخاب در امر قضاوت هستند و نه به عنوان طرق انتخابی که طرفین یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی بتوانند آزادانه یکی از آن ها را برگزینند.[۷۴۶] پانل در قضیه “کانادا – ماشین ها” در رابطه با تعهد مندرج در ماده (ب) ۱ :۵ اشاره میکند که چنان چه یکی از اعضا موافقتنامه اتحادیه اقتصادی رفتار مطلوب تر را به متصدیان خدمات یک عضو اعطا و از متصدیان خدمات عضو دیگر دریغ کرد. تعهدات مندرج در ماده (ب) ۱ : ۵ را نقض کرده است.[۷۴۷] مفهوم “چارچوب زمانی متعارف” در ماده (ب) ۱ : ۵ به هیچ وجه در گاتس تعریف یا توضیح داده نشده است. برمبنای ماده (ج) ۵ : ۲۴ گات ۹۴ و بند ۳ تفسیر ماده ۲۴ راجع به مفهوم “طول زمانی متعارف” میتوان گفت که منظور از چارچوب زمانی متعارف در ماده (ب) ۱ : ۵ یک محدوده زمانی ده ساله است که به عنوان یک نقطه شروع کلی به کار خواهد رفت. بند سوم. شرط “موانع بر سر راه تجارت“ ماده ۹ : ۵ مقرر میکند که یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی بایستی طوری طراحی شود که تجارت میان اعضا موافقتنامه را تسهیل کند و نه این که سطح کلی موانع تجارت خدمات را در بخشها و زیر بخشهای مربوطه در مقایسه با سطح قابل اعمال قبل از انعقاد موافقتنامه، نسبت به اعضا خارج از موافقتنامه بالا ببرد. فقدان آمار دقیقی از تجارت خدمات و تفاوت هایی که در نظام های قانونگذاری اعضا وجود دارد، ارزیابی سطح موانع موثر قبل از تأسیس یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی را مشکل ساخته است. یکی از روشهای ممکن برای اعمال این شرط، این است که الزام شود، یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی نه فقط سطح تجارت، بلکه رشد تجارت را نیز در بخشها یا زیر بخشهای مربوطه نباید کاهش دهد.[۷۴۸] موافقتنامههای اتحادیه اقتصادی و کشورهای عضو در حال توسعه در خصوص موافقتنامههای اتحادیه اقتصادی که کشورهای در حال توسعه در آن ها عضویت دارند، ماده (الف ) ۳ : ۵ گاتس، درباره شرایط بیان شده در ماده ۱ : ۵ کمی انعطاف به خرج داده است. این انعطاف برحسب سطح توسعه کشورهای مربوطه هم به طور کل و هم به طور انفرادی در تمامی بخشها و زیر بخش ها، اعمال می شود. ماده (ب) ۳ : ۵ گاتس بیان میکند که درمورد موافقتنامههای اتحادیه اقتصادی که تنها کشورهای در حال توسعه در آن عضو هستند، رفتار مطلوب تر میتواند به اشخاص حقوقی که مالکیت یا کنترلشان در دست اشخاص حقیقی است که در این موافقتنامهها عضویت دارند، اعطا شود.[۷۴۹] بند چهارم. موضوعات شکلی ماده ۷ : ۵ اعضا یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی را ملزم کرده است که این موافقتنامهها را به اطلاع کمیته تجارت خدمات برسانند همین طور هر گونه اصلاح مهم یا توسعه موافقتنامهها را.[۷۵۰] به در خواست شورای تجارت خدمات، کمیته تجارت و توسعه این موافقتنامهها را بررسی کرده و گزارش خود را بر مبنای مطابقت با گاتس به شورا بر میگرداند.[۷۵۱] سپس شورای تجارت خدمات، توصیههایی را که به نظرش مناسب هستند، ارائه و پیشنهاد می دهد. موافقتنامههای اتحادیه منطقهای که تاکنون برای مطابقت با گاتس به کمیته مذکور ارجاع شدند عبارتند از: معاهده الحاق استرالیا، فنلاند و سوئد به اتحادیه اروپا[۷۵۲]، موافقتنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی[۷۵۳] و موافقتنامه تجارت و روابط اقتصادی نزدیکتر میان استرالیا و نیوزیلند[۷۵۴] و موافقتنامه تجارت آزاد میان شیلی و مکزیک.[۷۵۵] ماده ۵ : ۵ گاتس مقرر میکند که عضو یک موافقتنامه اتحادیه اقتصادی حداقل ۹۰ روز قبل از اصلاح یا فسخ یک تعهد معین که با مفاد و شرایط بیان شده در جدول گاتس مغایر است، آن را باید اطلاع دهد. در چنین وضعیتی، طرف مربوطه بایستی روش اصلاح جداول و جرح و تعدیل جبرانی را که در ماده ۲۱ گاتس آمده است، آغاز کند.[۷۵۶] بند پنجم. موافقتنامه اتحادیه بازارهای کار و کارگری ماده ۵ مکرر تحت عنوان “موافقتنامههای اتحادیه بازارهای کار و کارگری” شکل خاصی از موافقتنامههای اتحادیه اقتصادی را که اتحاد کامل بازارهای کارگری میان اعضا چنین موافقتنامههایی را مقرر میکند، بررسی کرده است. این موافقتنامهها به اتباع طرفین، آزادی ورود به بازارهای کار و کارگری دیگر اعضا را اعطا میکند. معمولاً این موافقتنامهها دربردارنده مقرراتی راجع به شرایط پرداخت دستمزد، دیگر شرایط استخدام و منافع اجتماعی هستند. ماده ۵ مکرر مقرر میکند که گاتس نبایستی مانع از عضویت هر یک از اعضا سازمان تجارت جهانی در چنین موافقتنامههایی شود، بشرطی که این موافقتنامه ها، اولاً، شهروندان اعضا موافقتنامهها را از شرایط مربوط به اقامت و مجوزهای کاری معاف کنند و ثانیاً مراتب به اطلاع شورای تجارت خدمات رسیده باشد.[۷۵۷] فصل سوم.شرط رفتاری ملت کاملهالوداد در موافقتنامه جنبه های تجاری حقوق مالکیت فکری ( تریپس ) گفتار اول: مقرره ملت کامله الوداد در موافقت نامه تریپس تعهد به اعطاء رفتار ملت کامله الوداد سنگ بنای نظام تجارت جهانی است . هرچند در کنوانسیون ۱۹۶۷ پاریس هیچ مقرره ای که تعهد رفتاری ملت کامله الوداد را در رابطه با علائم تجاری یا دیگر علائم حق اختراعی مقرر کرده باشد وجود ندارد ، اما تدوین کنندگان موافقت نامه تریپس تصمیم گرفتند که تعهد رفتاری ملت کامله الوداد را به حقوق ناشی از مالکیت فکری نیز تسری دهند . لذا تعهد رفتاری ملت کامله الوداد بعنوان سنگ بنای نظام تجارت جهانی ، در موافقت نامه تریپس نیز دارای همان اهمیتی است که در تجارت کالاها یافته است . تعهدی که بنیادین و اساسی است . در قضیه بخش ۲۱۱ قانون “بودجه آمریکا – جوامع اروپایی” ، جوامع اروپایی مدعی بودند که بخش های (ب) [۷۵۸] و (الف) ۲۱۱ با ماده ۴ موافقت نامه تریپس منطبق نیست . پانل نتیجه گرفت ، از آنجا که بخش ۲۱۱ هیچ سود ، نفع ، مزیت یا مصونیتی را به اتباع دیگر اعضا سازمان تجارت جهانی اعطا نکرده است که آن را از اتباع کوبایی دریغ کرده باشد[۷۵۹]، لذا بخش (۲)(الف) ۲۱۱ با ماده ۴ موافقت نامه تریپس در تعارض نیست[۷۶۰] . در رابطه با بخش (ب) ۲۱۱ نیز پانل به همین نتیجه رسید . استدلال پانل مبتنی بر این بود که عبارت ” تبعه طراح ” در بخش ۲۱۱ شامل هر تبعه کوبایی یا غیر کوبایی خارجی که جانشین ذی نفع یک ” تبعه طراح ” می شود ، خواهد بود . لذا بخش ۲۱۱ هیچ تبعیضی میان اتباع کوبایی با دیگر اتباع خارجی در رابطه با دعاوی راجع به علائم تجاری مریوط به دارائی های ضبط شده در کوبا نگذاشته است و هیچ اشاره ای به مالکین اولیه ی علامت تجاری در بخش ۲۱۱ نشده است . ۳ اما استدلال نهاد استیناف بر عکس پانل بود . به عقیده نهاد استیناف ” تبعه طراح ” شامل هر تبعه خارجی غیر کوبایی است که یا جانشین ذی نفع علامت تجاری ضبط شده در کوبا بوده و یا جانشین ذی نفع تبعه کوبایی می باشد .[۷۶۱] اتباع غیر کوبایی خارجی که مالک اولیه علامت تجاری هستند تحت شمول تعریف ” تبعه طراح ” در نیامده و لذا تابع بخش (۲)(الف) ۲۱۱ نیستند . لذا بخش ۲۱۱ میان تبعه کوبایی و غیر کوبایی که هر دو مالک اولیه علامت تجاری مشابه با تجارتی هستند که در کوبا ضبط شده است ، تبعیض قائل شده و لذا در تعارض با ماده ۴ موافقت نامه تریپس است . نهاد استیناف در قضیه بخش ۲۱۱ قانون بودجه عمومی ایالات متحده امریکا به اهمیت حساس و مهم قواعد ملت کامله الوداد در موافقت نامه های تجاری چند جانبه و تعهد به اعطا چنین رفتاری نسبت به تمامی موضوعات راجع به مالکیت فکری که تحت حمایت موافقت نامه تریپس هستند ، تأکید کرده است . ۵ یکی از مصادیق حق مالکیت فکری حمایت از ” تنوع گیاهی”[۷۶۲] است . بسیاری از موافقت نامه های بین المللی مالکیت فکری راجع به تنوع گیاهی و حقوق پرورش دهندگان گیاهان حاوی شرط رفتاری ملت کامله الوداد است . عده ای معتقدند که هرچند حمایت از ماهیت خاص (sui generis) تنوع گیاهی یک حق مالکیت فکری است اما تحت شمول موافقت نامه تریپس در نمی آید.[۷۶۳] اما با تفسیری که حقوق دانان نهاد حل اختلاف سازمان تجارت جهانی از ماده (۱)۳ و (۴) موافقت نامه تریپس به عمل آوردند، باید گفت که شرط ملت کامله الوداد نسبت به حمایت از تنوع گیاهی نیز قابل اعمال است ، من جمله طرحی که در بردارنده حمایت از نظام خاص و منحصر به فرد تنوع گیاهی است.[۷۶۴] ۶ اصل ملت کامله الوداد در ماده ۴ موافقتنامه تریپس بیان شده است مطابق این اصل: هر گونه مزایا، منافع، امتیازات یا معافیتی که در خصوص حمایت از مالکیت فکری، یک عضو به اتباع هر کشور دیگر اعطا کند، فوراً و بی قید و شرط در مورد اتباع تمامی اعضای دیگر نیز اعمال خواهد شد. به عبارت دیگر، مقرره ملت کامله الوداد در موافقتنامه تریپس بیان میکند که هر کشوری میباید با اتباع تمامی کشورهای دیگر در راستای حمایت از مالکیت فکری به طور مساوی رفتار نماید. اما موافقتنامه تعریفی از اصطلاحات مزیت، نفع یا مصونیت ارائه نمیدهد. از طرف دیگر موافقتنامه استثنائاتی را بر مقرره ملت کامله الوداد بار کرده است.[۷۶۵] گفتار دوم: استثنائات وارده بر ملت کامله الوداد در موافقت نامه تریپس استثنائات مربوط به اصل ملت کامله الوداد در ماده ۴ موافقت نامه تریپس ذکر شده است مطابق این ماده استثنائات اصل ملت کامله الوداد شامل هر گونه مزایا، منافع، امتیازات یا معافیت هایی خواهد بود که: الف) از موافقت نامه های بین المللی معاضدت قضایی یا اجرای قانونی با ماهیت عام که به طور خاص به حمایت از مالکیت فکری محدود نیست، ناشی شده باشد؛ ب) مطابق مقررات کنوانسیون برن (۱۹۷۱) یا کنوانسیون رم اعطا شده باشد؛ ج) در خصوص حقوق اجرا کنندگان، تولید کنندگان صفحات گرامافون و مؤسسات پخش کننده که خارج از چارچوب موافقت نامه حاضر، اعطا شده است؛ د) از آندسته از موافقت نامه های بین المللی مربوط به حمایت از مالکیت فکری که قبل و بعد از لازم الاجرا شدن موافقت نامه سازمان تجارت جهانی به اجرا درآمده اند ناشی شده باشد، مشروط بر اینکه چنین موافقت نامه هایی به اطلاع “شورای عمومی جنبه های مرتبط با تجارت حقوق مالکیت فکری” رسیده باشد و در عین حال منجر به تبعیض غیر موجه بر علیه اتباع دیگر اعضا نشود. در خصوص بند (الف) باید گفت که چنین موافقت نامه هایی عمدتاً در خصوص موضوعاتی نظیر تحصیل مدارک، تحقیق و بررسی فعالیت های ضد رقابتی و اجرای آرا صادره می باشد. بیشتر تعهداتی که در این موافقت نامه ها آمده بطور ضمنی یا صریح براساس اصل معامله متقابل یا رفتار متقابل بنا شده است. در خصوص بند (ب)، بعضی از مقررات کنوانسیون برن اجازه رفتار تبعیض آمیز را داده است. برای مثال این کنوانسیون اجازه می دهد که مدت حمایت برای یک اثر خارجی کمتر از مدتی باشد که در خود کشور اصلی اعطا نشده است. در خصوص بند ج، در سال ۱۹۹۶ معاهده مربوط به اجرا و صفحات گرامافون به تصویب رسید و به این ترتیب حقوق اجرا کنندگان و تولید کنندگان صفحات گرامافون و سازمانهای پخش کننده آن تحت نظر سازمان جهانی مالکیت فکری قرار گرفت. اما مقررات این معاهده، وارد موافقت نامه تریپس نشد و در بند ۶ ماده ۱۴ موافقت نامه مقرر گردید که هر یک از اعضا می تواند در رابطه با حقوق اعطایی مطابق بندهای قبلی، شرایط، محدودیت ها و استثنائاتی را، تا آن حد که کنوانسیون رم اجازه داده است، اعمال نماید. لذا با توجه به این بند و بند ج ماده ۴، اعمال استثنائاتی در این حوزه مجاز می باشد. در خصوص بند (د) باید گفت که یکی از مشکلترین موضوعات در این موافقت نامه است. الفاظ این بند به نحوی تدوین شده که فاقد شفافیت لازم می باشد. نکته دیگر اینکه در بند (د) ماده ۴ موافقت نامه عبارت “ناشی شده از” به کار رفته است. این عبارت به این معناست که منافع و امتیازات استثنا شده براساس موافقت نامه های مذکور، احصا شده و مذکور نمی باشند و در طول زمان دستخوش تغییر بواسطه تغییر در موافقت نامه ها قرار می گیرند. مطابق این بند، کشورها ملزم نیستند که مزایا، منافع یا مصونیتهای ناشی از موافقتنامههای بینالمللی مرتبط با حمایت از حقوق مالکیت فکری را به دیگر اعضا سازمان تجارت جهانی تسری دهند به ۴ شرط: ۱. موافقتنامههای بینالمللی فوق الذکر بایستی قبل از لازم الاجرایی موافقتنامه سازمان تجارت جهانی، لازم الاجرا شده باشد[۷۶۶]، ۲. موضوع موافقتنامه ها، حمایت از مالکیت فکری باشد[۷۶۷] ۳. این موافقتنامهها به اطلاع شورای تریپس رسیده باشد[۷۶۸] ۴. چنین موافقتنامههایی نبایستی منجر به تبعیض خود سرانه یا غیر موجه بر علیه اتباع دیگر کشورها شود.[۷۶۹] این مقرره تمامی موافقتنامههای مرتبط با حمایت از مالکیت فکری را که در زمان تشکیل سازمان تجارت جهانی موجود بوده اند را از شمول مقررات ملت کامله الوداد استثنا کرده است اما موافقتنامه در زمینه رفتار با موافقتنامههایی که بعد از تشکیل سازمان تجارت جهانی به وجود آمده اند، سکوت کرده است. بنابراین موافقتنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) که در ۱۹۹۲ امضا شد و در زمان تشکیل سازمان تجارت جهانی، شکل گرفته بود از تعهدات ملت کامله الوداد موافقتنامه تریپس معاف شد. در پی آن اعلامیه “نفتا – ایالات متحده”[۷۷۰] بیان کرد که ماده (۷) ۱۷۰۹ نفتا معاف از تعهدات ملت کامله الوداد مندرج در موافقتنامه تریپس است.[۷۷۱] اما در این خصوص که آیا نفتا یک موافقتنامه مرتبط با حمایت از مالکیت فکری هست یا خیر، باید گفت که هر چند نفتا یک موافقتنامه منطقهای است که هدفش افزایش تجارت و سرمایه گذاری است اما شامل مقرراتی نیز در زمینه حمایت از مالکیت فکری میباشد[۷۷۲]، بنوعی که میتواند برخوردار از معافیت مندرج در ماده (هـ)۴ موافقتنامه تریپس شود. در خلال دور مذاکرات اروگوئه، جامعه اروپا (EC) خواستار استثنا موافقتنامههای تجارت دو جانبه و منطقهای از اعمال قاعده ملت کامله الوداد شدند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Ministry of Foreign Affairs Japan, May 2009. Moghassi Haideh, and Shaeed Rahnema. “Clergical Oligarchy and the Question of Democracy in Iran,” Iran Chamber, 2001. Available at: http://www.iranchamber.com/government/articles/clerical_oligarchy_democracy _iran.php. Mudara, Ali. “Iran Reform Dilemma With and Against State,” MERIP, September 2001. Available at: http://www.merip.org/mero/ mero091200.html. Nourbakhsh, Amir Ali. “Iran’s Foreign Policy Its Key Decision Makers,” Payvand’s Iran News, February 2005. Available at: http://www.payvand.comnew/ ۰۵apr/1188.html. “Political, Social and Economic Change in the Middle East,” Dictchley, November 2004. Available at: http://www,ditchley.co.uk/pag/131/chang/-in-the—middle-east.htm. Pollack, Kennet and Ray Takeyeh. “Taking on Iran,” Foreign Affairs, March/April 2005. Available at: http://www. foreignafrair.com. articles/60619. Roy, Oliveir. “The Iranian Foreign Policy Toward Central Asia,” EurasiaNet, 2000 Available at: http://www.eursiant. org/resource/ regional/royoniran. html. Sarriolghalam, Mahmood. “Iranian Foreign Policy after September 11,” USPID, 2003, Available at: http://www.uspid.org/section/o3. Scot Bboo ,httm://www. Social Lif. html, http://www.fas. org/news/iran/2000/iran-001025.htm. Takeyeh, Ray. “Hold the Boos for Khatami,” Council on Foreign Relations, 17 June 2005. Available at: http://www.cfr.org/bios/9599. Takeyeh, Ray. “ Iran at Crossroads,” Middle East Institute, Vol. 57, No. 1, Winter 2003, Available at: http://www.jstor.org/pss/ ۴۳۲۹۸۵۰٫ Takeyeh, Ray. “Iran: The New Reformist,” Foreign Policy Forum, 20 February 2004. Available at: http://www.foreignpolicyforum.com/archives.php? Takeyeh, Ray. Guardian of Relation Iran and World in the Age of Ayatollahs, Oxford: Oxford University Press, 2009. Available at: http://www.cfr.org/ publication/19252. Tonge, Stephan. Bismark Foreign Policy 1870-1890, 2003, Available at: http://www.historyhome.co.uk/ europe/bismarck.htm. Toni David R. “Iranian Foreign Policy Battleground of Domestic Factional Politics: Implication,” Focus Policy, 1998, Available at: http://www.stormingmedia. us/58/5889/A588953.html. Matthias Straw, The Policy of Critical Dialog an Analysis of European Human Rights Policy Toward Iran From 1992 To 1997, 2007, Available at: Http://www.eprint.dur.as.uk/archive/000000142. Zung, Stephan. “U. S. Policy Toward Political Islam,” Foreign Policy in Focus, Available at: http://www.alternet.org/story/11479. مقاله ها Aghajanian Akbar. “New Direction in Population and Family Planning Public Iran,” Asia-Pacific Population, Vol. 10, No.1, 1995 Bayat, Asef. “Behind the Iran-Afghanistan Conflict,” Middle East International, No. 584, 2 October 1998, Calabress, John. “China and Iran: Partners Perfectly Mismatched,” Middle East Institute, 2006. Fiyouzat, Reza. “Iran–US Relation: What Does Normalization Entail,” Online Journal, 14 August 2008. Available at: http://www.counterpunch.org/fiyouzat08142008.html. Gause, Gregory. “The Illogic of Dual Containment,” Foreign Affairs, Vol. 73, No. 2, 1999, pp. 56-66. Grindle, Merilees. “In Quest of the Political: The Political Economy of Development,” Policy Making Center for Development, Harvard University, 1999. Grummon, Stephen. “Strengthening US Containment Policy Towards Iran,” Policy Watch, 16 March 1995. Hakimian, Hassan. “Institutional Change Policy-Challenges and Macroeconomical Performance: Case Study of Iran 1979-2004,” Commission on Growth & Development, the World Bank, Washington DC, No 26, February 2007. Available at. Herzig, Edmond. “Regionalism, Iran and Central Asia,” International Affairs, Vol. 80, No 3, 2004, pp. ۵۰۳٫ Imani, Masoud. “Caspian Basin Energy Resources and Iran’s Foreign Relations with India and Pakistan,” International Politics, Vol. 2, No. 3, Spring 2009, p. 60. “Iran’s Middle East Policies, under president Khatami Iranian,” Journal Of International Affairs, Vol. 10, No. 4, Winter 1998 -99. Roshandel, Jalil. “Iranian’s Foreign Policy and Security Polices,” Security Dialogue, Vol. , No. 1, March 2000, pp. 105 -115. Jones, Gavin and Karim Mehtab. “Islam State and Population,” Asia-Pacific Population, Vol. 10, No. 1, 1995. Jones Gavin, Revolotion War and Modernization: Population Policy and Fertinity Change in Iran. Journal of Population Research. Vol. 19, No. 1. 2002, pp. Karshenas, Massoud and M. Hashem Psaran. “Economic Reform and the Reconstruction of the Iranian Economy,” Middle East Journal, 1995, - Available at: http;//wwwjstor. org/pss/163764. Maleki, Abbas. “Iran’s Regional Foreign Energy Policy,” Caspian Studies.com. Available at: http://www.caspianstudies.com/foreign policy/my%20new %20article. Meshkini, Nasrin. “Challenges and Imperative of Iranian Policy in Central Asia,” Iranian Journal of Central Asian Studies. Vol. 4, No. 5, 2000, pp. 73-101. Molavi, Afshin. “Time in Tehran,” Foreign Affairs, November and December 2004, Vol. 83, No. 6. Monshipouri, Mahmood. “Iran’s Search for New Pragmatism,” The Middle East Policy, Vol. 71, No. 2 Nabavi, Abdolamir. “Iran: Changes in Foreign Policy of an “Idealist Government",” International Politics, Vol. 2, No. 3, Spring 2009, pp. Pesaran, M. Hashem. Economic Trend and Macroeconomic Politics in Iran, Cambridge: Cambridge University Press, July 1998. Rajaee, Baharam. “Deciphering Iran, The Political Evolution of the Islamic and US Foreign Policy After September 11, US: Duke University Press, Comparative Studies of South Asia Africa and Middle East, 2004, Ramezani, R. “Iran’s Foreign Policy Both North and South,” Middle East Journal, Vol. 46, No. 3, Summer 1992, pp. 393-412. Available at: http://www. jstor.org/pss/4328462. Ramezani R. K. “The Shifting of Iranian Foreign Policy Toward Democracy Peace,” Middle East Journal, Vol. 52, No. 2 Available at: http://jstor. org/pss/4329184. Wright, Robin and Shaul Bakhash. “The US and Iran: an Offer They can’t Refuse,” Foreign Policy, Fall 1997, Issue 108 Robin, Michael. “Iran’s Revolution Guards, A Rogue Outfit,” Middle East Quarterly,. Vol. XV, No. 4, Fall 2008 Sadeghi, Ahmad. “Genealogy of Iranian Foreign Policy: Culture and History,” The Iranian Journal of International Affairs, Vol. XX, No. 4, Fall 2008. Sadri, Houman, “Trend in Foreign Policy of Revolutionary Iran,” Journal of Third World Studies. Vol. 15, No. 1, April 1998. Available at: http://www. mtholyoke. edu/acad/intrel/sadri.htm.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مسئولیت بین المللی دولت ها در قبال مشارکت در کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف،یکی از موضوعات بسیار مهم در دوران اخیر به ویژه با رشد عملکرد گروه های تروریستی محسوب می گردد. به عبارت دیگر،امروزه دیگر کمتر دولت ها خود متوسل به تسلیحات و هم چنین زور شده و بیشتر از طریق گروه های تروریستی طرفدار خود مبادرت به انجام جنگ های نیابتی می نمایند. در این بین،اثبات مسئولیت بین المللی غیرمستقیم دولت ها در زمینه ارسال تسلیحات متعارف به این گروه های تروریستی به عنوان وجهی از مشارکت در کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف مورد پذیرش بین المللی به ویژه بر مبنای طرح مسئولیت بین المللی دولت ها کمیسیون حقوق بین المللی ملل متحد قرار گرفته است.بر مبنای گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد راجع به حقوق بشر و تسلیحات کوچک،باربارا فری[۱۲۲۴]،نظر به اولویت حق بر زندگی،معقول است تا پیشنهاد نمود که معیار تلاش مقتضی[۱۲۲۵] دولت ها را ملزم می نماید تا استانداردهای حداقلی را وضع نموده و بر مالکیت و استفاده از تسلیحات کنترل داشته باشند[۱۲۲۶].در صورتی که دولتی از تحقیق و تعقیب در مورد جنایاتی که بوسیله عوامل خود بوسیله تسلیحات متعارف رخ داده است امتناع نموده باشد یا اقدامات معقول برای تنظیم تسلیحات و مهمات متعارف به منظور حفاظت از شهروندان خود در مقابل وقوع انواع جنایات از جمله جرایم سازمان یافته مسلح امتناع ورزد؛مسئول بین المللی تلقی خواهد شد.اگرچه منشور ملل متحد به صراحت واجد قواعدی راجع به ممنوعیت یا مجاز نمودن کاربرد تسلیحات متعارف نمی باشد اما ممنوعیت بر تهدید یا توسل به زور مندرج در بند ۴ ماده ۲ آن،دلالت های مهمی برای این موضوع دارد.برای نمونه انباشت تسلیحاتی که بتوانند آثار نامتعادل کننده داشته باشند و در برخی از مواقع منجر به تهدید به توسل به زور شوند؛یک تهدید به توسل به زور تلقی شده و از این رو دولت ها متعهد به محدود نمودن واردات تسلیحات متعارف خود آن گونه که در دستورالعمل های کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل متحد برای انتقالات بین المللی ۱۹۹۶ [۱۲۲۷]منعکس می باشند هستند که مقرر می دارد: ((۲۰-دولت های تولیدکننده یا تامین کننده تسلیحات مسئولیت به تضمین این امر دارند که مقدار و سطح پیچیدگی صادرات تسلیحات آنها به عدم ثبات و مخاصمه در مناطق شان یا در سایر کشورها و مناطق یا قاچاق غیرقانونی در تسلیحات نمی شود؛۲۱-دولت های دریافت کننده تسلیحات از مسئولیت مشابهی به منظور تضمین این امر برخوردار بوده که مقدار و سطح پیچیدگی واردات تسلیحات آنها متناسب با دفاع مشروع قانونی و التزامات امنیتی می باشد و این که این تسلیحات به عدم ثبات و مخاصمه در مناطق شان یا کشورها و مناطق دیگر یا قاچاق تسلیحات نمی گردد[۱۲۲۸].))به عبارت دیگر،حق ضمنی دولت ها برای تحصیل دفاع مشروع به عنوان بخشی از حق آنها به دفاع مشروع تابع محدودیت هایی می باشد.هم چنین دولت ها متعهدند که از انتقال تسلیحات متعارف از قلمروشان که می تواند این خطر واقعی را ایجاد نماید که مصرف کننده نهایی آنها با کاربرد آن تسلیحات مرتکب نقض های جدی حقوق بین الملل شود،امتناع ورزند.اگرچه دولت های اجازه دهنده به انتقال تسلیحات متعارف در چنین وضعیت هایی از قصد مرتکبین جنایات بین المللی در کاربرد تسلیحات متعارف انتقالی آگاه نمی باشند اما به هر حال به واسطه ممکن ساختن ارتکاب نقض های شدید حقوق بین الملل با کمک های مادی به مرتکبین و استفاده کنندگان نهایی تسلیحات متعارف انتقالی واجد مسئولیت بین المللی تلقی می گردند.اصل تلاش مقتضی دولت ها از منظر دیگر به منظور تدوین قوانین و مقررات لازم و موثر در زمینه کاربرد تسلیحات متعارف نیز پیش می آید.در ماه می ۱۹۹۷،۳۳ دولت از قطعنامه ای در کمیسیون پیشگیری از جرم و عدالت کیفری ملل متحد حمایت کردند که بر اهمیت مسئولیت دولت برای تنظیم موثر تملک شخصی تسلیحات کوچک از جمله مالکین مجاز،فرایند ثبت تسلیحات،التزامات نگهداشت امن تسلیحات و مجازات های متناسب برای مالکیت غیرقانونی تسلیحات تاکید می نمود[۱۲۲۹].این تلاش ها در نهایت منجر به تصویب پروتکل ۲۰۰۱ راجع به تجارت غیرقانونی تسلیحات آتشین کنوانسیون جرایم فراملی سازمان ملل متحد شد که در بخش مربوط به دفتر جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد مورد تشریح قرار گرفت.از بین اسناد بین الملل منطقه ای،پروتکل نایروبی بیش از همه به اصل تلاش مقتضی دولت ها در زمینه مسئولیت آنها برای تدوین قوانین و مقررات اشاره نمود چنانکه اقدامات ذیل را از دول عضو در همین زمینه می طلبد: ((۱-ممنوعیت مالکیت نامحدود غیرنظامی تسلیحات کوچک؛۲-ممنوعیت کلی مالکیت غیرنظامیان و کاربرد تمامی تسلیحات سبک و تک تیراندازهای خودکار ،تک تیراندازهای نیمه خودکار و ماشین های تسلیحاتی؛۳-تنظیم و ثبت متمرکز تمامی تسلیحات کوچک دارای مالکیت غیرنظامی در قلمرو دول عضو؛۴-تنظیم مقررات به منظور انباشت موثر و کاربرد تسلیحات آتشین دارای مالکیت غیرنظامی از جمله انجام آزمایش های صلاحیتی برای دارندگان تسلیحات مزبور؛۵-نظارت و بازرسی مجوزهای اعطاء شده و محدودیت شمار تسلیحاتی که می تواند بوسیله اشخاص تصاحب گردد؛۶-ممنوعیت به رهن گذاشتن یا گرو نمودن تسلیحات کوچک؛۷-ثبت تسلیحات به منظور تضمین مسئولیت پذیری و کنترل موثر تمامی تسلیحاتی که در مالکیت شرکت های خصوصی امنیتی می باشد.))به علاوه دول عضو موافقت نموده اند تا اتباع خود را تشویق نمایند تا تسلیحات غیرقانونی که در دستانشان است را تحویل دهند و هم چنین این دولت ها متعهد شدند تا به توسعه برنامه های آموزشی محلی،ملی و بین المللی به هدف ترویج فرهنگ مسئولیت پذیری و مدیریت در قبال تسلیحات متعارف تحت الشمول این پروتکل می باشد،بپردازند.یکی از بحث های دیگر که حول اصل تلاش مقتضی در کاربرد تسلیحات متعارف در بحث مسئولیت بین المللی دولت ها مطرح می گردد در مورد تعهد دولت ها بر مبنای قواعد بین الملل بشردوستانه برای تضمین احترام به این قواعد می باشد که می توان یکی از جلوه های آن را در زمینه کاربرد تسلیحات متعارف در زمینه تنظیم قواعد ملی و بین المللی حاکم بر انتقال تسلیحات متعارف دانست.برنامه اقدام سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۱ در مورد تسلیحات متعارف فاقد تعیین معیار خاصی در زمینه انتقال تسلیحات متعارف بوده و تنها از دولت ها می خواهد تا(( موارد کاربرد مجوزهای صادراتی را بر اساس مقررات و فرآیندهای ملی که تمامی تسلیحات کوچک و سبک را در برمی گیرد و با مسئولیت های موجود دولت ها بر مبنای حقوق بین الملل موجود منطبق باشد ارزیابی نمایند[۱۲۳۰].))پروتکل تسلیحات آتشین کنوانسیون جرایم فراملی نیز فاقد تعیین ضابطه ی در مورد تعیین معیار انتقال قانونی با غیرقانونی می باشد.شاید بتوان مجموعه قواعد رفتاری صادرات تسلیحات(متعارف)اتحادیه اروپایی مصوب ۱۹۹۸ را به عنوان جامع ترین سند در زمینه تمییز انتقال قانونی با غیرقانونی تسلیحات متعارف دانست به گونه ای که در فقدان هر یک از این عوامل بتوان مسئولیت بین المللی دولت ها را با توجه به مشارکت آنها در کاربرد تسلیحات متعارف در تلاش مقتضی اثبات نمود. این سند هشت معیار را به منظور صادرات و انتقال تسلیحات متعارف مشخص می نماید .این هشت معیار را می توان در دو دسته ی کلی قرار داد:۱- شرایطی که تحت آن عدم صدور مجوز صادرات اجباری بوده[۱۲۳۱]؛۲-عناصری که می بایستی در زمان تصمیم گیری در مورد صدور یا عدم صدور مجوز صادرات و انتقال تسلیحات متعارف مورد نظر دول عضو قرار بگیرد[۱۲۳۲].-[۱۲۳۳]
 بند اول::مسئولیت بین المللی دولت ها در قبال کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف توسط گروه های تحت کنترل آنها: مسئولیت بین المللی دولت ها در قبال کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف توسط گروه های تحت کنترل آنها در واقع بخشی از یک قاعده کلی تر تحت عنوان مسئولیت ناشی از کمک،مساعدت یا معاونت در نقض حقوق بین الملل است که سابقه زیادی در حقوق بین الملل ندارد و تنها از جنگ جهانی دوم است که چنین قاعده ای مطرح شده است[۱۲۳۴]. مسئولیت بین المللی دولت ها از این لحاظ از دو اصل اساسی در حقوق بین الملل مندرج در منشور یعنی اصل احترام به حقوق برابر و تعیین سرنوشت ملت ها و اصل عدم مداخله در امور داخلی مندرج در بند ۷ ماده ۲ منشور ملل متحد نشات می گیرد.در رای نیکاراگوئه،دیوان به این رهیافت رسید که اجماع و توافق کلی در حقوق بین الملل وجود دارد مبنی بر اینکه حمله مسلحانه صرفا شامل اعمال نیروهای مسلح منظم در کنار مرزهای بین المللی نیست بلکه گسیل دسته های مسلح،گروه های غیرمنظم یا مزدوران از طرف کشور یا به نمایندگی از آنها برای انجام عملیات مسلحانه در کشوری دیگر را که دارای چنان شدتی باشد که منجر به حمله مسلحانه نظیر آنچه توسط نیروهای مسلح منظم انجام می شود را نیز شامل می شود[۱۲۳۵]. مسئله انتساب اعمال گروه های تروریستی در عصر حاضر به دول حامی آنها با توجه به رشد عملکرد بین المللی تروریسم،ضرورت دفاع مشروع در برابر دول حامی آنها به یک بحث پیچیده و چالش برانگیز بدل شده است.بدیهی است که برای آنکه دولت متضرر از حملات تروریستی، بتواند در مقابل این حملات به دفاع مشروع و اقدامات پدافندی متوسل شود نخست باید با استدلالات حقوقی اثبات کند که این حملات تروریستی منتسب به آن دولت است[۱۲۳۶]. از سوی دیگر ،فعالیت های ترویست بین المللی به ندرت توسط ارکان یک دولت انجام گرفته و عمدتا توسط اشخاص یا گروه های خصوصی خارج از ساختار رسمی نظامی یک کشور انجام می پذیرد[۱۲۳۷].این بحث از آن رو اوجد اهمیت است که امروزه دولت های دست نشانده بسیاری به ویژه در سطح خاورمیانه مانند عربستان ،قطر و ترکیه به نیابت از دول غربی حامی مستقیم تروریسم سلفی گری هستند و وجود طریقه ای کلی هر چند نسبی برای اثبات انتساب اعمال این گروه های تروریستی به این دولتها،هم افشاگر خیانت های دول عربی و غیر عربی مسلمان به اسلام بوده و هم سرمنشا این حمایت ها که رژیم صهیونستی و آمریکا است را آشکار می سازد. برای انتساب اعمال و جنایات تروریستی به دول حامی ترورریسم بین المللی سه معیار در حقوق بین الملل مورد نظر قرار می گیرد:.۱-ملاک کنترل موثر.۲- ملاک کنترل کلی.۳-ملاک کنترل مندرج در ماده ۸ طرح مسئولیت بین المللی دولتها کمیسون حقوق بین الملل سازمان ملل متحد.البته،از این بین، بحث کنترل موثر دارای سابقه طولانی تری نسبت به موارد دیگر است چرا که یکی از ارکان لازم برای تشکیل هر دولت در حقوق بین الملل،کنترل موثر قلمرو توسط آن دولت است و علمای حقوق بین الملل مانند کلسن، دولت در تبعید را به واسطه عدم کنترل موثر بر سرزمین،در عداد دولت به شمار نمی آورند[۱۲۳۸]-[۱۲۳۹]. در پایان باید گفت که امروزه به ویژه در عرصه مسئولیت بین المللی در قبال نقض حقوق بشر افراد،مفاهیم نوین تری از بحث کنترل موثر و کامل مطرح می گردد چنانچه دادگاه حقوق بشر اروپا در قضایای رعایت حقوق بشر در قبرس شمالی با ممزوج نمودن دو ملاک((کلی)) و ((موثر)) مفهوم جدیدی به نام ((کنترل موثر کلی))را به وجود آورده است که واجد ویژگی های مشترک معیارهای کنترل کلی و موثر می باشد . نمونه بارز اعمال این ملاک در قضیه عیسی و دیگران در مقابل ترکیه در سال ۲۰۰۴ در مورد ادعاهای رفتار نامناسب و کشتار هفت چوپان عراقی در شمال عراق بوسیله سربازان ترکیه در طول یک عملیات موقت نظامی بین مارس تا آوریل ۱۹۹۵ می باشد که دادگاه حقوق بشر اروپا دولت ترکیه را به سبب عدم کنترل کافی و موثر بر سرزمین خود و کشتار و رفتار نامناسب با اتباع عراقی مسئول شناخت[۱۲۴۰]. در این بخش در قالب چهار بخش ملاک کنترل موثر،معیار کنترل کلی،معیار موجود در ماده ۸ طرح مسئولیت بین المللی دولت ها کمیسیون حقوق بین الملل و در پایان ملاک مناسب در انتساب اعمال تروریستی به دول حامی آن ها از بین سه معیار مطرح شده را مورد بررسی قرار خواهیم داد. ۱-بررسی ملاک کنترل موثر [۱۲۴۱] در کاربرد تسلیحات متعارف: یکی از معیارهای موجود در حقوق بین الملل برای انتساب اعمال گروه های تروریستی به دول حامی آنها،ملاک کنترل موثر بر روی یک حمله خاص است.ملاک کنترل موثر نخستین بار توسط دیوان بین الملل دادگستری در رای صادره در قضیه نیکارگوئه[۱۲۴۲] در باب انتساب جنایات ارتکابی گروه شورشی کنترا به آمریکا علیه حکومت انقلابی ساندیسیتها در نیکاراگوئه،مورد پذیرش قرار گرفت. بر اساس رای صادره مزبور، دیوان بین الملل دادگستری در این قضیه، معیار کنترل موثر را واجد سه شرط ذکر نموده است: ۱- گروه غیردولتی(از جمله تروریستی) بایستی کاملا وابسته به دولت خارجی باشد. ۲-این وابستگی بایستی در تمامی زمینه های فعّالیت آن گروه خاص قابل اعمال باشد. ۳-دولت خارجی می بایستی به صورت عینی از قابلیت کنترل که به صورت بالذات در آن وابستگی کامل وجود دارد استفاده کرده باشد؛بدین معنا که عینا به اعمال میزان بالایی از کنترل به صورت مشخص در هر عملیات جداگانه پرداخته باشد[۱۲۴۳]. بنابراین منظور از معیار کنترل موثر،تاسیس و سازماندهی گروه های تروریستی با اهداف مشترک و به همراه وجود روابط گسترده ،مرتبط با هم و ییچیده سیاسی،نظامی، اقتصادی،فرهنگی،لجستیک از جمله آموزش نظامی و تامین تسلیحات برای تروریستها به صورتی که با قطع این روابط،ارتکاب اعمال تروریستی نیز کاهش یا متوقف می گردد؛ می باشد. در معیار کنترل موثر، وابستگی کامل به معنای عدم هر گونه خودگردانی واقعی و تنها یک ابراز و نماینده سیاستهای یک دولت خارجی بودن در عمل می باشد؛بنابراین این که قسمت عمده از جمعیت یک سازمان تروریستی تابعیت یک کشور را داشته باشند یا وجود همکاری عمومی و سطح پایین یک دولت با یک گروه تروریستی به تنهایی،نمی تواند موجب انتساب وابستگی موثر آن اعمال به دولت مذکور تلقی گردد[۱۲۴۴]. هم چنین،صدور بیانیه های رسمی تهنیت آمیز یا تایید کننده از سوی یک دولت خارجی به دنبال یک عمل تخلف آمیز برای انتساب مسئولیت به دولت مزبور در معیار کنترل موثر کافی نمی باشد. در معیار کنترل موثر،ارتکاب عمل متخلفانه بین المللی در زمان وابستگی کامل گروه تروریستی به دولت خارجی از اهمیت بنیادین برخوردار می باشد؛از جمله دیوان بین الملل دادگستری در قضیه نیکارگوئه با مقایسه میان فعالیتهای کنترا در سالهای اولیه با آخر در بحران نیکارگوئه دریافت که با وجود وابستگی کامل آن گروه به دولت آمریکا در ابتداء،اما در سالهای بعد علی رغم متوقف شدن کمک ایالات متحده به آن گروه،ارتکاب اعمال متخلفانه استمرار داشته است و از این رو آن کشور تنها به برنامه ریزی،هدایت و کمک به گروه های مذکور،واجد مسئولیت بین المللی گشت[۱۲۴۵]. در مقابل پذیرش معیار کنترل موثر از سوی دیوان بین الملل دادگستری انتقاداتی نیز مطرح شده است از جمله،می توان به نظر مخالف آقای عون شوکت الخصاونه[۱۲۴۶] اردنی،نایب رییس پیشین دیوان بین الملل دادگستری، در قضیه بوسنی و هرزگوین در مقابل صربستان و مونته گرو اشاره داشت که بیان می دارد: ((اتکای صرف بر ملاک کنترل موثر این فرصت را به دولت ها می دهد تا سیاست های جنایی خود را از طریق بازیگران غیردولتی اجراء نمایند یا بدون متحمل شدن مسئولیت مستقیم جانشین آن سازند[۱۲۴۷].)) در پایان باید گفت که ملاک انتساب در معیار کنترل موثر، عینیت ارتکاب اعمال متخلفانه بین المللی تروریستی بوده و مادام که کمکهای یک دولت به گروه تروریستی به صورت یک عمل متخلفانه بین المللی عینیت پیدا ننماید،نمی توان از مسئولیت بین المللی دولت مزبور بحث کرد. ۲-بررسی ملاک کنترل کلی [۱۲۴۸]در کاربرد تسلیحات متعارف: در واقع به دنبال مشکلات عملی در اثبات ارتباط دقیق میان گروه های شورشی و ترویستی با دول حامی بیگانه آنها، معیار کنترل کلی که بیانگر ارتباط نسبی،حداقلی و انعطاف پذیر این گروه ها با دول بیگانه به نسبت معیار کنترل موثر می باشد؛ برای نخستین بار در قضیه تادیچ در دیوان کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق در ۱۵ جولای ۱۹۹۹ به دلیل ضرورت ماهیت داخلی یا بین المللی مخاصمات مسلحانه و تاثیر آن بر وضعیت اجرای قواعد بین الملل بشردوستانه مورد استناد قرار گرفت[۱۲۴۹]. شعبه استیناف دیوان سپس همین معیار را مجددا در قضیه((آلکسوسکی[۱۲۵۰])) در ۲۰۰۰ و قضیه ((دلالیک[۱۲۵۱]))در ۲۰۰۱ اعمال نمود.این ملاک حتی در قضیه((بهرامی[۱۲۵۲])) در نزد دادگاه حقوق بشر اروپا که منجر به محکومیت سازمان ملل متحد به دلیل عدم پاکسازی مین ها پس از عملیات ناتو(کیفور[۱۲۵۳]) در کوزوو پس از عقب نشینی نیروهای صرب در ۱۹۹۹ و کشته شدن کودکی به نام گداف بهرامی [۱۲۵۴] به کار گرفته شد.در قضیه تادیچ، ارتش خودمختار صربهای بوسنی و هرزگوین با اشغال بوسنی و هرزگوین،جمهوری خود خوانده اسپراسکا [۱۲۵۵]را تشکیل داد که از سوی یوگسلاوی سابق مورد حمایت قرار می گرفت.این گروه دستورات خود را از ارتش یوگسلاوی سابق دریافت می نمود.هم چنین،اعضای آن همگی اعضای سابق ارتش یوگسلاوی بوده؛با این تفاوت که هیچ عضو غیر صرب در این گروه وجود نداشت و تمامی افراد صربهای بوسنی تبار بودند. تامین تجهیزات شامل تسلیحات سنگین و وسایل آنها و آموزش افراد عضو این گروه ها توسط ارتش یوگسلاوی سابق ،آنها را تا حدود معقولی وابسته به یوگسلاوی سابق نموده بود. پس از ارزیابی رای دیوان بین الملل دادگستری در قضیه نیکاراگوئه،کمیسیون استیناف دیوان بین الملل کیفری برای یوگسلاوی سابق صراحتا ملاک کنترل موثر را بر این اساس که با منطق مسئولیت بین المللی دولت در تعارض است رد نموده و مقرر داشت: ((در حقوق بین الملل شرط انتساب اعمال اشخاص خصوصی به یک دولت آن است که آن اشخاص تحت کنترل دولت مزبور عمل کرده باشند. در عین حال میزان کنترل ممکن است با توجه به شرایط موضوعی هر مورد متفاوت باشد. شعبه تجدید نظر دلیلی نمی بیند که در هر شرایطی حقوق بین الملل مستلزم آستانه بالایی برای معیار کنترل باشد[۱۲۵۶])) در واقع،قصد شعبه از اعمال این معیار نه احراز مسئولیت بین المللی دولت ها،بلکه حمایت بیشتر از غیرمتحاربین در مخاصمات مسلحانه بود[۱۲۵۷].بر طبق این رای،معیار مزبور بیانگر آن نبود که هر عملیات غیرقانونی یک گروه غیردولتی ضرورت داشته باشد تا به دولت حامی آن قابل انتساب باشد[۱۲۵۸] بلکه((مشارکت در برنامه ریزی و نظارت یر عملیات مداوم نظامی[۱۲۵۹])) برای اثبات کنترل دول حامی یک گروه غیردولتی کافی می باشد. هم چنین در این معیار،نیاز به اثبات دستورات در هر عملیات جداگانه نبوده بلکه معیار کنترل کلی با اثبات دستورات در کل عملیات،احراز می گردد[۱۲۶۰].در قضیه آلکسوسکی،شعبه استیناف دیوان راجع به معنا و محدوده معیار کنترل کلی گفت: ((معیار کنترل کلی حتی در صورتی که نیروهای مسلحی که به نیابت از دولت کنترل کننده انجام وظیفه می نمایند از اختیارات خود مختارانه در ابزار و فنون نظامی برخوردار باشند اعمال می گردد اگرچه مشارکت در یک راهبرد مشترک با دولت کنترل کننده باید وجود داشته باشد.[۱۲۶۱])) بنابراین، نتیجه گرفته می شود از نظر دیوان وجود یک راهبرد مشترک به علاوه مشارکت معقول در برنامه ریزی و نظارت بر مجموع عملیات نظامی و نه یک عملیات جداگانه برای اعمال معیار کنترل کلی برای اثبات مسئولیت بین المللی دولت ها در قبال اعمال گروه های غیردولتی(از جمله تروریستی) کافی می باشد. پس از صدور این رای،دیوان بین الملل دادگستری در قضیه بوسنی و هرزگوین در مقابل صربستان و مونته گرو [۱۲۶۲]در سال ۲۰۰۷ فرصت یافت تا بر ملاک کنترل موثر موجود در قضیه نیکاراگوئه تاکید ورزد.دیوان در سه بخش از رای نهایی خود به این موضوع اشاره نمود:۱-ابتدائا دیوان استدلال خواهان(بوسنی و هرزگوین) مبنی بر اینکه به دلیل ویژگی های خاص جنایت نسل کشی تنها ضرورت به اثبات این امر که مجموعه عملیات صورت گرفته تحت کنترل مستقیم مرتکیبن نسل کشی صورت گرفته شود،کفایت می نماید را رد کرده و در مقابل بر ضرورت اعمال معیار کنترل موثر تاکید نمود[۱۲۶۳].دومین بخش در آن جاست که دیوان ضمن بی فایده خواندن کنترل کلی بیان داشت که: ((ماموریت دیوان کیفری بین الملل برای یوگسلاوی سابق تصمیم گیری در مورد مسایل مربوط به مسئولیت کیفری بین المللی و نه مسئولیت دولتها می باشد و مسئولیت مورد نظر در این قضیه با مسئولیت ارتباط پیدا نمی کند؛ بلکه قواعد قابل اعمال حقوق بین الملل بشردوستانه را تشکیل می دهند[۱۲۶۴])).سومین بخش،در جایی است که دیوان قیاس بین معیار کنترل کلی و موثر را یک قیاس مع الفارق دانسته است و بیان می نماید: ((معیار کنترل کلی،مانع بزرگ توسعه قلمرو مسئولیت بین المللی است که آشکارا فراتر از اصل بنیادین حاکم بر قاعده مسئولیت بیت المللی است.یک دولت تنها برای اعمال خویش یعنی اعمال اشخاصی که از طرف وی عمل می نمایند،مسئول می باشد)) در این قضیه،دیوان اظهار نمود که باید بین دو وضعیت مجزا یعنی((وابستگی کامل)) که بر اساس نیروهای مسلح صرب می توانند به عنوان یک رکن غیر رسمی جمهوری فدرال یوگسلاوی سابق شناخته شوند و کنترل یا نظارت دولت یوگسلاوی بر این نیروها تفاوت قایل شد[۱۲۶۵] از نظر دیوان آنچه که باید مهم باشد،وابستگی کامل برای اثبات معیار کنترل موثر است. با این حال،دیوان در قضیه به تحولات حقوق بین الملل از جمله طرح مسئولیت بین المللی دولت ها کمیسیون حقوق بین الملل نیز اشاره می نماید از جمله از نظر دیوان در اثبات انتساب اعمال گروه های غیردولتی به دولت ها می توان حتی از ملاک مندرج در ماده ۴-که در مورد واحدهای دولتی است- در وضعیت های بسیار خاص استفاده کرد بدین صورت که در وضعیتی که اشخاص یا گروه های غیردولتی از وضعیت حقوقی ارگان های دولتی برخوردار نبوده اما تحت صلاحیت مطلق آن دولت عمل می کنند به گونه ای که به عنوان یک واحد غیر رسمی از آن دولت درآیند،می توان ماده ۴ طرح مسئولیت بین المللی دولت ها را برای اثبات انتساب اعمال گروه های غیردولتی به دول حامی آنها استفاده کرد[۱۲۶۶].در کنار این امر،دیوان بدون پذیرش معیار((دستورات خاص)) در ماده ۸ طرح مسئولیت بین المللی،آن را یکی از اصول حقوق بین الملل عرفی می داند.[۱۲۶۷] مجموعه این تحولات نشانگر آن است که دیوان بین المللی دادگستری نیز در اعمال معیار کنترل موثر طرز تلقی خود را به سمت معیار کنترل مندرج در طرح مسئولیت بین المللی دولتها معطوف داشته است. امری که موجب می گردد که به ویژه در شرایط کنونی در باب اثبات انتساب اعمال گروه های غیردولتی-از جمله تروریستی- به دول حامی آن بیش از هر زمان دیگر به معیارهای مندرج در طرح مسئولیت بین المللی دولت ها توجه نماییم. ۳-ملاک کنترل مندرج در ماده ۸ طرح مسئولیت بین المللی دولت ها در طرح مسئولیت بین المللی دولت ها کمیسون حقوق بین الملل ملل متحد،کمیسون برای نخستین بار با تفکیک مسئولیت بین المللی دولت ها در قبال کنترل بر اعمال واحدهای دولتی با اشخاص خصوصی،هر یک را به ترتیب در دو ماده جداگانه ۴ و ۸ گنجانده است به نحوی که در ماده ۴ معیار کنترل دولت بر واحدهای دولتی را معیار کنترل کامل دانسته بدین معنا که بر مبنای اصل وحدت دولت،فعل یا ترک فعل تمامی ارگان های دولتی در احراز مسئولیت بین المللی،فعل یا ترک فعل آن دولت تلقی می گردد و در این زمینه نمی توان قایل به استثناء بود؛در حالی که ماده ۸ معیاری خاص و جدید نسبت به معیارهای کنترل کلی و موثر-که پیش از این گفته شد- را مقرر می دارد[۱۲۶۸]. ماده۸مقرر می دارد: ((رفتار شخص یا گروهی از اشخاص به موجب حقوق بین الملل فعل دولت تلقی می شود در صورتی که شخص یا اشخاص مزبور در انجام رفتار مزبور در واقع به دستور،تحت هدایت یا کنترل دولت عمل کنند.))بر طبق این ماده،برای انتساب اعمال گروه های غیردولتی از جمله تروریستی به دول حامی آنها،اثبات یکی از سه وصف((دستورات))،((هدایت)) و((کنترل)) به صورت جداگانه برای احراز مسئولیت آنها کفایت می کند[۱۲۶۹]،در نتیجه معیار موجود در این ماده حتی از معیار کنترل کلی که در رای دیوان کیفری بین الملل برای یوگسلاوی سابق در قضیه تادیچ نیز پذیرفته است ،پا را فراتر گذاشته و بدین سبب نیز انتساب اعمال افراد را آسان تر می نماید[۱۲۷۰]. با این حال،در تفسیر این ماده کمیسون خاطر نشان ساخته است که هر وضعیتی را باید جداگانه مورد ارزیابی قرار داد و نمی توان یک حکم کلی راجع به تمامی قضایا صادر نمود[۱۲۷۱]. ۴-ملاک کنترل حاکم بر انتساب اعمال گروه های تروریستی به دول حامی در کاربرد تسلیحات متعارف: با توجه به موارد مطروحه امروزه برای انتساب اعمال گروه های تروریستی به دول حامی آنها باید ابتداء ذکر نمود که همان گونه که کمیسیون حقوق بین الملل مطرح می کند باید هر وضعیت را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار داده و نمی توان معیار کلی و واحدی بر تمامی وضعیت ها برای انتساب اعمال گروه های تروریستی به دول حامی آن یافت با این حال به نظر می رسد معیار مندرج در ماده ۸ طرح مسئولیت بین المللی دولت ها در شرایط کنونی به ویژه پس از پذیرش نسبی آن در رای دیوان بین الملل دادگستری در قضیه بوسنی و هرزگوین در مقابل صربستان و مونته گرو مبنی بر یک اصل حقوق بین الملل عرفی ،با وجود لازم الاجراء نگشتن در صورت اثبات وجود یکی از اوصاف((دستورات))،((هدایت)) و((کنترل)) توسط یک دولت متضّرر حملات تروریستی مانند دولتین سوریه و عراق در مقابله با گروه های تروریستی داعش و جبهه النصره حمایت شده از سوی جبهه عربی-غربی-صهیونی،حداقل نسبت به انجام اقدامات متقابل در برابر دول حامی آن ها در این راستا می توان اقدام نمود. بند دوم :مشارکت دولت ها در کاربرد تسلیحات متعارف از طریق واسطه گری غیرقانونی یکی از جنبه های دیگر مشارکت دولت ها در کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف از طریق قاچاق بین المللی تسلیحات متعارف می باشد.به طور کلی دولت ها متعهدند که تضمین نمایند که اشخاص خصوصی در قلمری آنها چه حقیقی یا حقوقی ممنوعیت های بین المللی در زمینه تجارت تسلیحات متعارف را از جمله تحریم های تسلیحاتی شورای امنیت رعایت می نمایند.با این حال،هنوز بسیاری از دولت ها از تصویب قوانین داخلی در این زمینه امتناع نموده اند به گونه ای که تا سال ۲۰۰۵ تنها چهل کشور بوده اند که قوانینی را در راستای مبارزه با قاچاق بین المللی تسلیحات متعارف به تصویب رسانیده اند[۱۲۷۲].برنامه اقدام سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۱ در مورد تسلیحات کوچک، مواردی را در مورد نحوه مجوزدهی دولت ها به واسطه گران تسلیحات مشمول بیان نموده است که در صورت عدم رعایت آن می توان فرایند مزبور را قاچاق بین المللی تسلیحات معرفی نمود[۱۲۷۳].با این حال تا سال ۲۰۰۵ که مجمع عمومی ملل متحد قطعنامه ای را به تصویب رسانید که در آن نهایتا به تشکیل یک گروه کارشناسی راجع به واسطه گری غیرقانونی بین المللی تسلیحات رای داد و از آن کارگروه خواست تا گزارشی را در این مورد در اجلاس سالیانه ۶۲ مجمع عمومی تحویل دهند؛قاچاق بین المللی تسلیحات متعارف مورد توجه قرار نگرفت.با این حال،دولت ها در این زمینه که کارگروه مجمع عمومی راجع به واسطه گری غیرقانونی بین المللی صلاحیت داشته باشد تا یک سند بین المللی الزام آور را در زمینه واسطه گری غیرقانونی بین المللی تسلیحات متعارف مورد توجه قرار دهد با هم اختلاف نظر داشتند و نهایتا نیز این پیشنهاد برای تصویب یک سند بین المللی الزام آور پس گرفته شد و ادامه کار منوط به پیشرفت مذاکرات نمایندگان دولت ها در مورد مبارزه با واسطه گری غیرقانونی تسلیحات متعارف شد.البته برخی از اسناد بین المللی منطقه ای از سال ۲۰۰۱ در مورد واسطه گری بین المللی غیرقانونی تسلیحات متعارف دولت ها مقرراتی را وضع نموده اند. از جمله پروتکل راجع به کنترل تسلیحات آتشین،مهمات و سایر مواد مرتبط با آن جامعه توسعه جنوب آفریقا از دول عضو می خواهد تا در قوانین ملی خود مقرراتی را که واسطه گری تسلیحات آتشین در سرزمین های دول عضو تنظیم می نماید را به عنوان یک مسئله اولویت دار در نظر بگیرند.هم چنین مقررات مشابهی در پروتکل نایروبی برای پیشگیری،کنترل و کاهش تسلیحات کوچک و سلاح های سبک در منطقه دریاچه های بزرگ و شاخ آفریقا به منظور تعیین حداقل معیارها به منظور احترام به واسطه گری قانونی تسلیحات متعارف گنجانده شده است.با این حال،همان گونه که بدیهی است که دو سند فوق الذکر تنها به منطقه تحت الشمول خود حاکمیت داشته و فراتر از آن قابلیت اعمال ندارند.ایراد مشابهی را در مورد سند تسلیحات کوچک و سلاح های سبک سازمان امنیت و همکاری اروپا که تنها ثبت واسطه گرهایی را که در محدوده قلمروی دول عضو فعالیت می نمایند؛الزامی می داند[۱۲۷۴] می توان مطرح نمود.از جمله دیگر سازمان های بین المللی که به تنظیم قواعد بین المللی در زمینه واسطه گری قانونی تسلیحات متعارف پرداخته است؛اتحادیه اروپایی است که با تنظیم سند موضع مشترک راجع به واسطه گری تسلیحات [۱۲۷۵]در این زمینه قدم ورداشته و در صورت عدم رعایت قواعد این سند،موجبات مسئولیت بین المللی دول عضو را در مشارکت در کاربرد تسلیحات متعارف احراز نموده است[۱۲۷۶]. گفتار دوم: مسئولیت بین المللی کاربرد مستقیم انواع تسلیحات متعارف توسط دولت بکارگیرنده: مسئولیت بین المللی خود دولت ها در زمینه کاربرد انواع تسلیحات متعارف می تواند در سه نوع اصلی از تسلیحات متعارف که در سه جنگ زمینی،دریایی و هوایی به کار گرفته می شوند مطرح شود. از این رو در این بخش در قالب سه بخش به مسئولیت بین المللی دولت ها در کاربرد انواع تسلیحات متعارف پرداخته می شود. بند اول: تسلیحات متعارف دریایی همان گونه که در مباحث قبلی راجع به تسلیحات دریایی و زیردریایی گفته شد منظور از آن کشتی ها،ناوها و زیردریایی های جنگی می باشد.در مورد ناوهای دریایی برخلاف ناوهای عادی و دیپلماتیک حق عبور بی ضرر وجود ندارد و به محض ورود آنها به دریای سرزمینی،مکلف می باشد تا از تمامی قواعد و مقررات دولت ساحلی اطاعت نماید چرا که صرف ورود ناو جنگی به دریای سرزمینی یک دولت ساحلی به منزله نقض قوانین و مقررات آن تلقی خواهد شد[۱۲۷۷].در صورتی که در مقابل کاربرد این ناوهای جنگی توسط دولت متبوع آن،دولت ساحلی در آب های داخلی یا دریای سرزمینی آن را مورد تعرض قرار دهند دارای مسئولیت بین المللی خواهند بود.در صورتی که آن ناو جنگی ب در آب های داخلی دولت ساحلی مزبور لنگر انداخته و یکی از نیروهای نظامی متبوع آن پیاده و در شهر بندری ان دولت ساحلی مرتکب فعل مجرمانه ای گردد در این صورت حق بازداشت برای دولت ساحلی وجود ندارد اما می تواند از طریق انجام مذاکره نسبت به پیگرد و مجازات ان فرد خاطی در مرجع قضایی ذی صلاح اقدام لازم را مبذول دارد.در صورتی که دولت ساحلی بدون رعایت این مقررات و به ویژه بدون اجازه فرمانده ناو جنگی اقدام به بازداشت مقدمتا و سپس مضاعفا محاکمه فرد نظامی خاطی را نماید در این صورت آن دولت ساحلی دارای مسئولیت بین المللی مستقیم بوده که قبل از هر چیز معنوی می باشد.در صورتی که با ورود ناوهای جنگی دول بیگانه به دریای سرزمینی یا آب های داخلی دولت ساحلی،یک مخاصمه مسلحانه بین المللی بین آنها به وجود آید و در جریان این مخاصمه،ناوهای غیرنظامی در اثر کاربرد این ناوهای نظامی مورد خسارت قرار گیرد یا منهدم شوند در این صورت مسئولیت بین المللی طرف ایجاد کننده ی خسارت بر آن بار می شود. با این حال در صورتی که ناوهای غیرنظامی مزبور با تغییر ماهیت خود به نظامی در صحنه مخاصمات فعالیت نمایند در این صورت با منهدم شدن آنها هیچ گونه مسئولیتی بین المللی بر دولت منهدم کننده بار نمی شود.این مقررات در مورد کاربرد ناوهای نظامی و غیرنظامی دول بی طرف نیز صدق می نماید. در صورت حدوث مخاصمات مسلحانه بین المللی بین دو دولت،هر یکی از ناوهای جنگی طرفین متخاصم قبل از ورود به دریای سرزمینی یکدیگر حق حمله به یکدیگر را از جمله در منطقه فلات قاره یا دریاهای آزاد دارند اما ناوهای جنگی ثالث که از اطراف متخاصم نمی باشند تنها در صورت ورود به دریای سرزمینی یکی از طرفین متخاصم است که حق حمله برای آنها پیش می آید. در صورت تخطی از هر یک از اصول مزبور،دول خاطی دارای مسئولیت بین المللی خواهند بود.زیردریایی های نظامی مکلف خواهند بود تا در زمان ورود به دریای سرزمینی به حالت شناور درآیند و در صورتی که مبادرت به این عمل ننمایند این شبهه به وجود می آید که قصد تجاوز به سرزمین دولت ساحلی مزبور وجود دارد ضمن آنکه مسئولیت بین المللی مستقیم برای دولت متبوع زیردریایی پدید می آید.در بیرون از منطقه دریای سرزمینی و ابتدائا در منطقه انحصاری اقتصادی نیز به همین ترتیب عمل می شود که کاربرد تسلیحات دریایی هر یک از اطراف متخاصم بر علیه دیگری مجاز بوده و مسئولیت بین المللی برای دولت بکارگیرنده متخاصم به وجود نمی آید. هم چنین هدف قرار دادن ناو و زیردریایی ثالث طرفدار یکی از متخاصمین نیز با بهره گرفتن از ناوهای نظامی متخاصم متقابل،مجاز بوده و مسئولیت بین المللی از این باب بر دولت متخاصم مزبور قابل انتساب نمی باشد. با این حال،هر یک از طرفین متخاصم می بایستی از هدف قرار دادن ناو و زیردریایی دولت بی طرف در منطقه انحصاری اقتصادی به جد خودداری نمایند. بند دوم:تسلیحات متعارف هوایی: همان طور که گفته شد منظور از تسلیحات هوایی ناوهای هوایی،هواپیماها و پهپادها می باشد.هرگاه این نوع تسلیحات در فضایی که جنگ حاکم نمی باشد بر فراز قلمروی کشوری به کار برده شود در این صورت ،تجاوز به حریم هوایی آن کشور تلقی شده و این تجاوز از زمان ورود آن تسلیحات هوایی بر فراز دریای سرزمینی آغاز می شود و تا انتهای سرزمین دولت مورد تجاوز ادامه می یابد. مسئولیت بین المللی بر دولت متبوع آن نوع ناو،هواپیما و یا پهپاد نظامی خاص منتسب می گردد و این مسئولیت بین المللی از نوع مستقیم خواهد بود چرا که صرف ورود یک نوع تسلیحات نظامی هوایی متبوع یک دولت خارجی این طرز تلقی را ایجاد می نماید که قصد حمله احتمالی هوایی را داشته است.هر نوع برخورد احتمالی با چنین هواپیمایی در صورتی که با رعایت حداقل شناسایی و مکالمه باشد ضروری است که امتناع از متابعت لازم حاکی از احراز توهم و شبهه القایی می باشد.لذا برخورد احتمالی قابلیت انتساب به دولت صاحب حریم را نخواهد داش.هر گاه ناوهای نظامی اطراف متخاصم بر فراز دریاهای آزاد با یکدیگر برخورد احتمالی داشته باشند به این دلیل که در دریاهای آزاد،حاکمیت دولت خاصی مدنظر نمی باشد و کشتی تحت صلاحیت دولت صاحب پرچم تلقی می شود لذا مساله تحت عنوان تجاوز به قلمرو صلاحیتی یک دولت خاص مطرح نمی باشد و لذا صرفا جنگ و نزاع میان دول متبوع هواپیماها،پهپادها و ناوهای هوایی موضوعیت دارد و در چنین شرایطی هر گاه فضای مخاصماتی فی ما بین دول متبوع هواپیما موضوعیت نداشته باشد در این صورت مسئولیت بین المللی احتمالی با هواپیمای نظامی خواهد بود که آغاز کننده حمله به ناو نظامی دیگر بوده و از این رو ناو نظامی اخیر ناگزیر به واکنش در مقابل ناو خاطی شده که این عمل در چهارچوب اقدامات مقابله به مثل دسته بندی می شود هر چند که ممکن است فضای مخاصماتی نیز حاکمیت نداشته باشد.در این صورت مسئولیت بین المللی مستقیما به دولت متبوع ناو هوایی نظامی خاطی قابلیت انتساب دارد.با این حال در صورتی که ناو هوایی مورد تهاجم رعایت تناسب لازم را در مقابله به مثل ننموده باشد و بدون این امر اقدام به منهدم نمودن ناو هوایی خاطی نماید در این صورت بالعکس،مسئولیت بین المللی احتمالی قابلیت انتساب به دولت متبوع ناو هوایی نظامی مقابله به مثل کننده خواهد داشت.این نوع مسئولیت ،یک مسئولیت بین المللی مستقیم خواهد بود اما صرفا خسارات مادی،قابلیت ترمیم را دارد.با این حال هر گاه فضای مخاصماتی میان دو دولت خاص حاکم بوده و ناوهای هوایی،پهپادها و هواپیماها این دو دولت در دریاهای آزاد با یکدیگر برخورد نماینددر این صورت بدون کوچک ترین مسئولیت بین المللی به هر دولتی که ناو متبوع آن اقدام به منهدم نمودن ناو هوایی یا پهپاد طرف مقابل نموده است،قابلیت انتساب دارد.در مورد اینکه آیا پرتاب موشک ها و راکت ها بر فراز یک دولت ثالث،تجاوز به قلمرو سرزمینی دولت ثالث محسوب می گردد یا نه و آیا این مسئولیت بین المللی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم قابلیت انتساب دارد باید گفت که در این صورت تجاوز به قلمرو هوایی دولت ثالث تلقی شده زیرا هر چند که موشک ها و راکت ها هنگام عبور به صورت خودکار به سوی هدف پرتاب می شوند اما از بدو پرتاب مبتنی بر پیاده سازی برنامه های هوشمندی حرکت می نمایند که ناشی از اراده فرماندهی واحد نظامی یکی از دول طرف متخاصم بوده و این امر تجاوز به قلمرو هوایی دولت ثالث تلقی می گردد.بنابراین می توان گفت که این نوع تسری اراده به صورت استمراری و بلامنقطع بوده و بنابراین انتساب مسئولیت بین المللی به صورت مستقیم به دولت پرتاب کننده موشک یا راکت کار چندان دشواری نخواهد بود. بند سوم: تسلیحات متعارف زمینی: تسلیحات متعارف زمینی نیز همان گونه که گفته شد شامل انواع مختلفی از تسلیحات متعارف سبک،کوچک و سنگین از جمله تانک ها می شوند. قواعد حاکم بر مسئولیت بین المللی در قبال کاربرد تسلیحات متعارف زمینی نیز با قواعد دیگر در این زمینه تفاوت چندانی ندارد. از جمله طرفین یک جنگ زمینی از حرکت دادن نیروها و تسلیحات متعارف خود از طریق قلمرو یک دولت بی طرف منع شده اند و هم چنین به هیچ عنوان نباید از تسلیحات متعارف خود بر ضد قلمرو یک دولت بی طرف یا اتباع آن استفاده نمایند که در صورت نقض حقوق بی طرفی ،واجد مسئولیت بین المللی می شوند.هم چنین طرفین متخاصم در جنگ های زمینی نمی توانند تسلیحات متعارف خود را در قلمرو دول بی طرف تحویل گرفته و از آنجا بر علیه طرف دیگر مورد کاربرد قرار دهند که در صورت اثبات رضایت دولت بی طرف،مسئولیت بین المللی مضاعفی بر روی هر دو کشور اخیر قابل انتساب می باشد.در مقابل دولت بی طرف نیز نباید اجازه دهد که کاربرد تسلیحات متعارف زمینی از قلمرو آن صورت پذیرد.دول طرف جنگ های زمینی باید با صدور دستورات فرماندهی،محدوده مکانی و زمانی کاربرد تسلیحات متعارف را مشخص نموده و نیروهای مسلح هر یک از طرفین تخاصم باید دقیقا مطابق با آنچه که از فرماندهی واحد نظامی دستور دریافت کرده اند مبادرت به کاربرد تسلیحات متعارف زمینی خود نمایند و هر طرفی که این مقرره را نقض نموده و نیروهای مسلح خود را در کاربرد تسلیحات متعارف در عرصه مخاصمات آزاد گذاشته باشد می بایستی به طرف متقابل،پرداخت غرامت نماید[۱۲۷۸].هم چنین همان گونه که گفته شد حق طرفین مخاصمه در کاربرد انواع تسلیحات و حتی شیوه های جنگی متعارف نامحدود نمی باشد و آنها باید تسلیحاتی را به کار ببرند که با اصول حقوق بین الملل بشردوستانه منطبق باشد بنابراین کاربرد تسلیحات متعارف زمینی هم چون تسلیحات آتش زا،مین های زمینی،تسلیحات متعارف حاوی قطعات غیرقابل انفکاک و … که بر طبق پروتکل های کنوانسیون منع برخی تسلیحات متعارف منع شده اند؛ممنوع بوده و در صورت کاربرد آنها از سوی هر یکی از طرفین؛واجد مسئولیت بین المللی برای آن طرف بکارگیرنده می باشد.هم چنین تسلیحات متعارف نباید به شیوه ای در جنگ های زمینی به کاربرده شود که مخالف با حقوق و عرف های جنگ زمینی باشد از جمله کاربرد تسلیحات متعارف بر علیه اسرای جنگی بر طبق ماده ۲۳ کنوانسیون حقوق و عرف های جنگ زمینی ۱۹۰۷ منع شده است و در صورت کاربرد مسئولیت بین المللی دول بکارگیرنده را در پی خواهد داشت. گفتار سوم:مسئولیت بین المللی دولت ها در کاربرد تسلیحات متعارف در مخاصمات مسلحانه داخلی: مسئولیت گروه های غیردولتی در کاربرد تسلیحات متعارف در جریان مخاصمات مسلحانه داخلی،یکی از موضوعات دیگر در حیطه مسئولیت بین المللی دولت ها را تشکیل می دهد. اینکه اگر در جریان این نوع مخاصمات،فرد یا افرادی از طریق کاربرد تسلیحات متعارف مورد آسیب یا حتی قتل قرار گرفته باشند یا به اموال یا افراد حمایت شده بین المللی از جمله خبرنگاران آسیب یا خسارت وارد شده بود جای بررسی و تامل دارد. بر همین مبنا در این بخش به مسئولیت گروه های غیردولتی در کاربرد تسلیحات متعارف در جریان مخاصمات مسلحانه داخلی در قالب دو بند که یکی پیروزی شورشیان و دیگری پیروزی حکومت است پرداخته می شود. بند اول:پیروزی شورشیان در جریان یک مخاصمه داخلی: این یک اصل پذیرفته شده بین المللی است که در صورتی که گروه های شورشی یا سایر موجودیتهای غیردولتی در جریان یک مخاصمه مسلحانه داخلی پیروز شده و موفق به تشکیل یک حکومت یا کشور جدید شوند در این صورت حکومت جدید مسئول کلیه جنایات بین المللی ارتکابی از جمله از طریق کاربرد تسلیحات متعارف می باشد حتی اگر از ناحیه مقامات حکومت قبلی صورت گرفته باشد مشروط بر اینکه در چهارچوب عملیات جنگی و نظامی صورت گرفته باشد.بنابراین هر گونه اقدام سرکوب گرایانه مامورین حکومت قبلی که در این چهارچوب قرار نگیرد؛قابل انتساب به حکومت جدید نخواهد بود[۱۲۷۹].با این حال رویه قضایی داخلی و بین المللی در این مورد بسیار محدود بوده و عمدتا به جریان جنگ داخلی آمریکا باز می گردد.از جمله در قضیه کشتی آلاباما اظهار شده است: ((در صورتی که جنگ متوقف گرددو مقام دولت اتحادیه(آمریکا)به صورت غیررسمی و رسمی تاسیس گردد،دولت اخیر نسبت به دولت بریتانیا صالح خواهد بود تا به جبران غرامت خسارت های وارده بر اتباع بریتانیا بوسیله مقامات اتحادیه در طول جنگ بپردازد[۱۲۸۰].)) با این حال،در مواردی که شورشیان با کمک دول خارجی توانسته اند قدرت را به دست بگیرند نظریات متعارضی صادر شده است از جمله می توان به قضیه اسکونی واکیوم اویل کمپانی در نزد کمیسیون دعاوی بین المللی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم(۱۹۴۵) اشاره نمود.در این قضیه،خواهان که یک تبعه ایالات متحده بود تلاش نمود تا در ارتباط با مصادره اموال به وسیله ی دولت مستقل کروواسی،دعوایی را علیه دولت یوگسلاوی مطرح نماید.کمیسیون تشخیص داد که دولت مستقل کروواسی در حقیقت یک دولت دست نشانده بوده که به وسیله آلمان و ایتالیا که کنترل کاملی را بر قلمرو این دولت داشته اند و با پیشرفت نظامی ارتش سرخ شوروی(سابق) در سال ۱۹۴۵ کنترل مزبور از دست رفته است،تاسیس شده است. کمیسیون مزبور،به دلیل اینکه گروه شورشی که هم اینک تشکیل حکومت کروواسی داده است به وسیله آلمان نازی ایجاد شده و تفکیک کروواسی از یوگسلاوی در راستای اعمال حق تعیین سرنوشت مردم صورت نگرفته و در راستای منافع یک دولت خارجی بوده است؛دولت مستقل کروواسی را به رسمیت نشناخته و اظهار نمود به جای طرح دعوی علیه کروواسی باید از یوگسلاوی طرح دعوی نمود[۱۲۸۱].نمونه اخیر چنین طرز تلقی را شاید بتوان در اعلامیه ۱۹۶۲ که بخشی از توافقات ایویان [۱۲۸۲]را در مورد جنگ استقلال الجزایر که در آن جبهه ملی آزادی(اف ال ان)[۱۲۸۳]در ایجاد الجزایر به عنوان یک کشور مستقل توفیق پیدا نمود تشکیل می داد پیدا نمود.ماده ۱۸ قرارداد مزبور مقرر می داردکه(((دولت جدید)الجزایر می بایستی در ارتباط با قراردادی که از طرف خودش یا مقامات دولتی الجزایر با مقامات صالح فرانسوی منعقد شده است،تعهدات را برعهده گرفته و از حقوق بهره مند گردد.))اگرچه الجزایر همیشه از احترام به تعهد به برعهده گرفتن اقدامات ارتکابی جبهه ملی آزادی در جریان جنگ امتناع نموده است اما در رویه قضایی فرانسه اعمال ارتکابی در جریان جنگ میان این جبهه و ارتش فرانسه همواره به دولت الجزایر منتسب شده است[۱۲۸۴].این موضع در ماده ۱۰ طرح مسئولیت بین المللی دولت های کمیسیون حقوق بین الملل(۲۰۰۱) هم به تایید رسیده است به طوری که مقرر می دارد: ((رفتار یک جنبش شورشی که دولت جدید یک کشور می گردد،باید به موجب حقوق بین الملل،عمل آن کشور دانسته شود؛۲-رفتار یک جنبش شورشی که در ایجاد کشوری جدید در بخشی از سرزمین کشور از پیش موجود یا در سرزمینی تحت اداره آن،موفق می گردد باید به موجب حقوق بین الملل ،عمل کشور جدید دانسته شود؛۳-این ماده بدون لطمه به انتساب هر رفتار به یک کشور است که باید به موجب مواد ۴ تا ۹،عمل آن کشور دانسته شود اگرچه به رفتار جنبش مربوط نیز مربوط گردد.)) بند دوم:پیروزی حکومت بر شورشیان در جریان یک مخاصمه داخلی: هرگاه هنگام جنگ یا آشوب و یا انقلاب داخلی در اثر عملیات نظامی و جنگی شورشیان،آشوب گران،انقلابیون و یا حکومت قانونی ،تعهدات بین المللی کشور آشوب زده نقض گردد و فرضا به اشخاص و اموال موردحمایت بین المللی صدمه ای وارد شود،مورد از مصادیق استثنایی قوه قهریه(فورس ماژور) بوده و مسئولیتی متوجه کشور مذکور نخواهد بود.با وجود این،این گونه عملیات نباید حداقل موجب نقض مقررات بین المللی مربوط به مخاصمات مسلحانه و اصول اساسی حقوق بشردوستانه گردد[۱۲۸۵].این اصل نتایج مهمی را در زمینه انتساب مسئولیت بین المللی در کاربرد تسلیحات متعارف در پی دارد: ۱- کاربرد تسلیحات متعارف توسط نیروهای دولتی برای سرکوب شورشیان باید با رعایت قواعد بین الملل بشردوستانه از جمله اصل تفکیک،اصل منع آسیب غیرضروری و زاید و التزامات مندرج در ماده ۳ مشترک کنوانسیون های چهارگانه ژنو صورت گرفته باشد. در غیر این صورت و با آسیب به افراد و اشخاص و اماکن مورد حمایت بین المللی،دولت پیروز حتی در فرض پیروزی بر شورشیان دارای مسئولیت بین المللی برای اعمال نیروهای خودی می باشد؛۲- دولت در فرض پیروزی بر شورشیان،اصولا در اعمال شورشیان از جمله از طریق کاربرد تسلیحات متعارف مسئول بین المللی نخواهد بود مگر در صورت حدوث دو وضعیت که یکی مراقبت کافی از اشخاص و اموال مورد حمایت بین المللی را به عمل نیاورده باشد و یا اینکه با شورشیان صلح نموده و یا آنان را مورد عفو قرار داده باشد. بنابراین در صورت اثبات هر یک از دو وضعیت استثنایی،دولت پیروز در قبال ارتکاب اقدامات غیرقانونی از سوی گروه های شورشی از جمله از طریق کاربرد تسلیحات متعارف مسئول بین المللی تلقی خواهد شد. مبحث چهارم: ارزیابی نظام حقوقی حاکم بر کاربرد تسلیحات متعارف از منظر حقوق بین الملل کیفری ارزیابی نظام حقوق حاکم بر بکارگیری تسلیحات متعارف از منظر حقوق بین الملل کیفری یکی دیگر از موضوعات اساسی در زمینه نظام حقوقی بین المللی حاکم بر کاربرد تسلیحات متعارف تلقی می شود. اهمیت حقوق بین الملل کیفری در این راستا از آن جهت واجد اهمیت بیشتری می گردد که بدانیم که علی رغم ممنوعیت توسل یا تهدید به زور در منشور ملل متحد که یکی از جنبه های آن می تواند کاربرد تسلیحات متعارف باشد اما در وقوع جنگ و درگیری های مسلحانه پایان نیافته است.از سوی دیگر،پیشرفت های روزافزون فناوری های نظامی،قدرت بی پایانی به جنگ افروزان و جنگ سالاران اعطاء می کند که ممکن است این قدرت،حیات بشری و احساسات انسان دوستانه را فدای خودخواهی های قدرت طلبانه آنها کند[۱۲۸۶].یکی از موانع اساسی در زمینه مسئولیت برای نقض شدید قواعد بین المللی حقوق بشردوستانه و حقوق بشر با مداخله نهادهای سیاسی بین المللی به ویژه شورای امنیت ملل متحد در تعقیب و رسیدگی های قضایی بین المللی حاکم شده است به گونه ای که در موارد مختلف اختیاراتی برای آن لحاظ شده است که در بخش های آتی بدان پرداخته خواهد شد. کاربرد تسلیحات متعارف نه تنها منجر به مسئولیت بین المللی دولت ها شده بلکه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم زمینه برقراری مسئولیت بین المللی کیفری را برای افراد خاص در این زمینه فراهم می نمایند.در محاکم کیفری بین المللی نه تنها برای جنایت کاران بکاربرنده تسلیحات متعارف بلکه برای افرادی هم که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به هر نحوی به این کاربرد کمک نموده اند؛مسئولیت بین المللی کیفری منتسب شده است از جمله دادگاه ویژه سیرالئون [۱۲۸۷]در این زمینه بیان می دارد: ((نظر به اخبار منتشره راجع به جنایات جنگی و سایر سبوعیت ها در سیرالئون که نه تنها در اسناد خاص از جمله آنهایی که بوسیله سازمان ملل متحد و سازمان های بین المللی غیردولتی بلکه به وسیله رسانه های عمومی اطلاع داده شده است،دادگاه می بایستی دشواری کمتری در این استنتاج داشته باشد که تجارت کنندگان الماس،خلبانان و مجریان تورهای پروازی،تامین کننده تسلیحات کوچک و هکذا از شناخت کمکشان به مخاصمه و تخلفات صورت گرفته بهره مند بوده اند[۱۲۸۸].))دیوان بین المللی کیفری برای رواندا در سال ۲۰۰۸ در قضیه آکایسو بیان نمود که عناصر جرم شرکت در نسل کشی شامل((تامین وسایل از جمله تسلیحات،ابزار یا هر گونه وسیله ی دیگری که برای ارتکاب نسل کشی به کار برده می شود با علم به این که این چنین وسایلی می توانند برای یک چنین هدفی به کار برده شوند[۱۲۸۹])) می گردد.در سال ۲۰۰۳،دادستان دادگاه ویژه سیرالئون چارلز تیلور را به اتهام کمک و معاونت در سوء استفاده هایی که به وسیله شورشیان سیرالئونی از طریق تامین مالی،آموزش،تجهیز تسلیحات و سایر کمک ها و ترغیب ها رخ داده است ؛مورد تعقیب قرار داد[۱۲۹۰].اساسنامه دیوان بین المللی کیفری نیز در شق ث بند ۳ ماده ۲۵ خود از اثبات مسئولیت بین المللی کیفری در صورتی یک شخص در ارتکاب یا شروع به ارتکاب یک جرم از جمله از طریق تامین ابزار برای ارتکاب آنها اقدام نماید؛اشاره می نماید. گفتار اول:نهادهای بین المللی کیفری و انتظامی در زمینه مبارزه با کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف: در دهه ۱۹۹۰ میلادی،دنیا شاهد گسترش کمی و کیفی دادگاه ها و دیوان های بین المللی بود.این گسترش و افزایش در راستای انتقال اختلافات از حوزه سیاست به عرصه قضاوت بوده است.قضایی کردن اختلافات و چرخش از سمت توسل به زور به سوی مراجع قضایی( و انتظامی)،حرکت بزرگی در برقراری حکومت قانون است[۱۲۹۱].در این گفتار به دنبال بررسی نهادهای بین المللی کیفری و انتظامی هستیم که در زمینه مقابله با کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف فعالیت هایی داشته اند.به همین دلیل در قالب چهار نهاد اینترپل،دیوان بین المللی کیفری ،دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق و دیوان بین المللی کیفری برای رواندا به بررسی این موضوع پرداخته ایم. بند اول:سازمان بین المللی پلیس جنایی(اینترپل) و کاربرد تسلیحات متعارف یکی از نهادهای بارز در زمینه مبارزه با بکارگیری غیرقانونی تسلیحات متعارف،سازمان بین المللی پلیس جنایی(اینترپل) است.سازمان بین المللی پلیس جنایی در سال ۱۹۲۳ با هدف تامین و ارتقای همکاری متقابل میان مقامات پلیس جنایی در چهارچوب مقررات داخلی و اعلامیه جهانی حقوق بشر در وین تاسیس شد.اقدامات اینترپل در زمینه تنظیم بکارگیری تسلیحات متعارف در چند بعد قرار می گیرد که عمدتا معطوف به عملکرد بین المللی تروریسم می باشد. اکثر اقدامات سازمان در این زمینه معطوف به حوادث یازده سپتامبر ۲۰۰۱ می باشد.اقداماتی هم چون صدور قطعنامه شماره ۵ از سوی مجمع عمومی اینترپل و ایجاد گروه ضربت ۱۱ سپتامبر در ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۱ از مهم ترین آنها می باشد. در این زمینه،سیستم موسوم به سیستم مخابراتی ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته [۱۲۹۲]به منظور افزایش امکان همکاری دولت ها و به ویژه سازمان ملل متحد با اینترپل پیش بینی شده است.هم چنین در این راستا اینترپل دو طرح ابداعی به نام ابلاغ نارنجی [۱۲۹۳]و برنامه تسلیحات آتشین اینترپل [۱۲۹۴]دارد که برنامه اخیر جایگزین سیستم سابق ردیابی الکترونیکی اینترپل[۱۲۹۵] شده است.سیستم ابلاغ نارنجی ،هشدار جهانی راجع به تهدیدات جدید نسبت به اجرای قانون را از جمله کاربرد تسلیحات جدید و شیوه های جدید کاربرد،تجارت و انتقال این نوع تسلیحات در اختیار تمامی دول عضو اساسنامه اینترپل قرار می دهد.برنامه تسلیحات آتشین اینترپل خود از سه بخش مجزا تشکیل شده است: اولین جزء آن میز ارجاع تسلیحات آتشین اینترپل [۱۲۹۶]که بازرسان جنایی را قادر می سازد تا تسلیحات آتشین را از قبل از درخواست ردیابی آن مورد شناسایی قرار دهند.دومین بخش برنامه تسلیحات آتشین اینترپل،درخواست ردیابی تسلیحات آتشین اینترپل [۱۲۹۷]است که به بازرسان جنایی بین المللی امکان درخواست ردیابی اطلاعات از کشور محل تولید آن نوع تسلیحات آتشین یا کشور محل ورود آن را می دهد.نهایتا اینترپل دارای شبکه اطلاعاتی موشک های بالستیک [۱۲۹۸]به هدف تسهیل رد و بدل کردن و جمع آوری اطلاعات موشک های بالستیک می باشد.از فعالیت های بیشتر اینترپل در زمینه مقابله با بکارگیری غیرقانونی تسلیحات متعارف می توان شرکت این سازمان در اجلاس های دوسالانه ی کارگروه اروپایی کارشناسان تسلیحات آتشین[۱۲۹۹] به همراه انجام فعالیت در راستای گروه صلیب آتش [۱۳۰۰]که هدفش انتقال تجربیات اینترپل به بازرسان جنایی منطقه بالتیک به هدف توجه به موارد مختلف بکارگیری،تجارت و انتقال غیرقانونی تسلیحات آتشین می باشد. هم چنین اینترپل با کمیته های ذیربط سازمان های بین المللی منطقه ای نیز همکاری می نماید. نمونه بارز آن را می توان در شرکت این سازمان در سومین اجلاس کمیته ی منطقه ای هماهنگی تسلیحات کوچک و سبک که برای اجرای قطعنامه های مرتبط سازمان همکاری روسای پلیس منطقه ای جنوب آفریقا برگزار شده بود؛اشاره نمود.اینترپل هم چنین به همراه دفتر امور خلع سلاح سازمان ملل متحد و سایر شرکای خود،کارگاهی را در نایروبی کنیا در ۱۰ تا ۱۱ دسامبر ۲۰۰۷ به منظور افزایش آگاهی رسانی مامورین اجرای قانون آفریقایی در زمینه بکارگیری تسلیحات آتشین و مقابله با موارد بکارگیری غیرقانونی این نوع تسلیحات برگزار نمود. آخرین اقدامی که اینترپل تاکنون در زمینه مقابله با بکارگیری غیرقانونی تسلیحات متعارف انجام داده است ایجاد یک طرح ابتکاری در همراهی با دفتر جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد بر مبنای برنامه اقدام جامعه توسعه اقتصادی غرب آفریقا در زمینه تسلیحات کوچک و سبک به منظور افزایش قابلیت نهادهای ملی در سطح کشورهای آفریقایی برای مقابله با موارد غیرقانونی بکارگیری تسلیحات متعارف می باشد. در سطح سازمان ملل متحد عمدتا در دو سطح جرایم سازمان یافته و اقدامات تروریستی،از اینترپل برای ردیابی قاچاق تسلیحات متعارف استفاده می شود در مورد اول می توان به سند بین المللی برای تواناسازی دولت ها به منظور شناسایی و ردیابی تسلیحات کوچک و سبک در یک روش مناسب و قابل اعتماد اشاره کرد که در آن اینترپل به عنوان همکار اصلی سازمان ملل متحد در رابطه با ردیابی قاچاق بین المللی تسلیحات کوچک و سبک معرفی شده است[۱۳۰۱] و در مورد دوم می توان به رابطه این سازمان با تحریم های تسلیحاتی شورای امنیت بر علیه گروه های تروریستی القاعده و طالبان(مانند قطعنامه ۱۶۹۹ در سال ۲۰۰۶) اشاره کرد این سیستم با سایر نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل متحد نیز متصل بوده و اطلاعات بروزی را در این زمینه در اختیار نهادهای مربوطه قرار می دهد[۱۳۰۲].از بین انواع تسلیحات متعارف،ردیابی مهمات تسلیحات کوچک از بقیه مشکل بوده چرا که مهمات مزبور بعضا فاقد علامت گذاری مشخص بوده و حتی اگر دارای علامتی باشند که در مورد تاریخ تولید و سازنده آنها باشد ؛دشوار می باشد تا محل انحراف آنها را مشخص نمود.این امر از آن رو مهم است که به ویژه در صورت اعمال تحریم های تسلیحاتی شورای امنیت برعلیه کشورها،ردیابی محل انحراف تسلیحات تحریم شده حایز اهمیت بسیار می باشد[۱۳۰۳].برنامه اقدام سازمان ملل متحد در مورد تسلیحات کوچک(۲۰۰۱) دولت ها را به افزایش همکاری دولت ها با اینترپل با هدف شناسایی گروه ها و اشخاصی که در کاربرد و تجارت غیرقانونی تسلیحات کوچک و سبک دخیل هستند ترغیب نموده است. بند دوم: دیوان بین المللی کیفری و کاربرد تسلیحات متعارف: دیوان بین المللی کیفری بدون شک مهم ترین نهادبین المللی کیفری برای مبارزه با کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف شناخته می گردد.مجمع عمومی سازمان ملل متحد که از سال ۱۹۸۹ به طور پی گیر مساله تاسیس یک دادگاه کیفری بین المللی را دنبال کرده بود سرانجام توانست ((اساسنامه تاسیس دیوان کیفری بین المللی))را در تاریخ ۱۷ ژوییه ۱۹۹۸ به تایید اکثریت دولت های شرکت کننده در کنفرانس دیپلماتیک رم که از ۱۶۰ کشور جهان گردهم آمده بودند،برساند[۱۳۰۴].خود دیوان بین المللی کیفری نیز از سال ۲۰۰۲ پا به عرصه وجود نهاد.هدف اساسنامه رم،این است که از پیش راه حل دائمی برای مساله عدالت جزایی بین المللی ارائه کند،حال آنکه تاکنون راه حل ها نسبی ،موقتی و بیشتر اوقات پسینی بوده است[۱۳۰۵].دیوان بین المللی کیفری صلاحیت رسیدگی به چهار جنایات عمده و مهم بین المللی یعنی جنایت جنگی،جنایت علیه بشریت،نسل کشی و جنایت تجاوز سرزمینی در هر دو مخاصمات مسلحانه داخلی و بین المللی را دارد. از آن جا که تمامی این چهار جنایت تحت صلاحیت دیوان عمدتا از طریق کاربرد تسلیحات متعارف به ویژه تسلیحات کوچک و سبک ارتکاب می یابند؛باید گفت که احکام و اقدامات دیوان بین المللی کیفری می تواند در تنظیم بین المللی کاربرد تسلیحات متعارف کارساز بوده به ویژه آنکه در زمینه اجرای احکام خود تا حدود زیادی به شورای امنیت ملل متحد متکی بوده که از این رو می تواند بر مبنای فصل هفتم منشور ملل متحد،تبدیل به یک قاعده آمره بین المللی شود.با این حال،صلاحیت دیوان یک صلاحیت تکمیلی بوده و تنها در مواردی که یک دولت مایل یا قادر به تعقیب و محاکمه جنایات کاران بین المللی نمی باشد،اجراء می گردد[۱۳۰۶]. تعقیب و صدور حکم دیوان در بسیاری از وضعیت ها تاکنون هم جنبه پیشگیرانه از کاربرد بیشتر غیرقانونی تسلیحات متعارف و هم جنبه مجازات و کیفردهی افراد مرتکب نقض های شدید حقوق بین الملل بشردوستانه بوسیله کاربرد یا دستور به کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف بر علیه غیرنظامیان را داشته که از نمونه های آن می توان به ارجاع وضعیت های لیبی و دارفور سودان[۱۳۰۷] توسط شورای امنیت ملل متحد به دیوان بین المللی کیفری اشاره نمود. بند سوم:دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق و کاربرد تسلیحات متعارف پس از موارد نقض شدید حقوق بین الملل بشردوستانه و به دنبال صدور بیش از شصت قطعنامه شورای امنیت در باب جنایات ارتکابی در یوگسلاوی سابق سرانجام((شورای امنیت در ۲۵ می ۱۹۹۳ با توجه به گزارش ها مبنی بر نقض گسترده و آشکار حقوق بشردوستانه در قلمرو یوگسلاوی سابق به ویژه بوسنی و هرزگوین شامل کشتار جمعی،بازداشت و تجاوز سازمان یافته و سیستماتیک به زنان،پاکسازی نژادی و … پیشنهاد پطروس غالی دبیرکل سازمان ملل متحد برای تشکیل یک دادگاه بین المللی برای رسیدگی به جنایات ارتکابی را تصویب کرد[۱۳۰۸].))قطع نامه مزبور هدف از استقرار این دیوان را کمک به بازگردانی صح و آرامش به مناطق بحران زده این کشور اعلام می نماید[۱۳۰۹].دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق به عنوان اولین رکن بین المللی کیفری از زمان محاکم نظامی بین المللی نورنبرگ و توکیو محسوب می گردد.یکی از قضایای مهم در نزد دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق،قضیه فوروندجیزا بود. در این قضیه دیوان به چگونه تشخیص معاونت در کاربرد تسلیحات متعارف می پردازد از جمله در این مورد بیان می دارد: ((معاونت شامل کمک عملی ،ترغیب یا حمایت معنوی که تاثیر اساسی بر روی ارتکاب جرم داشته باشد؛هست. عنصر معنوی(معاونت)مستلزم این آگاهی است که این اقدامات به ارتکاب تخلف کمک می نمایند[۱۳۱۰].))به عبارت دیگر بر طبق این تعریف معاونت در کاربرد تسلیحات متعارف شامل دو رکن اساسی می شود کمک عملی اعم از تامین مالی یا آموزش بکارگیری تسلیحات متعارف یا ترغیب و حتی حمایت معنوی که می توان حمایت رسانه ای را هم جزء آن دانست؛ثانیا آگاهی از این که این چنین حمایت های مادی و معنوی تسلیحاتی منجر به ارتکاب جنایات بین المللی بوسیله فرد مباشر می گردد.هم چنین می توان به رای دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق در قضیه معروف((تادیچ)) اشاره نمود که از جنبه های مختلف قابلیت بررسی دارد[۱۳۱۱]: ۱-مخاصمه مسلحانه در زمانی که توسل به نیروی مسلح بین دولت ها وجود داشته باشد؛ایجاد می شود و مخاصمه مسلحانه داخلی نیز در هر زمانی که خشونت حمایت شده مسلحانه ای بین مقامات دولتی و گروه های مسلح سازمان یافته یا بین این گروه ها در درون یک کشور وجود داشته باشد؛ایجاد می گردد. دیوان در این قضیه معتقد است که ملاک ماده ۳ مشترک کنوانسیون های چهارگانه ژنو در مورد مخاصمات مسلحانه داخلی،وضعیت هایی را که چندین گروه بدون مداخله نیروهای مسلح دولتی با یکدیگر درگیر می شوند را در برنمی گیرد در حالی که این نوع درگیری ها را نیز باید جزء مخاصمات مسلحانه داخلی محسوب نمود.نتیجه این امر ان است که جنایاتی هم که در جریان این نوع اخیر از مخاصمات مسلحانه داخلی رخ می دهد،به عنوان جنایات جنگی قابلیت تعقیب بین المللی دارد. در حقیقت،دیوان با این عمل می خواست تا فاصله میان مخاصمات مسلحانه بین المللی و داخلی را کمتر نموده و تمرکز سنتی بر حاکمیت دولت ها را به سمت محوریت قرار دادن حقوق بشر و حقوق بشردوستانه در مسایل بین المللی تغییر دهد[۱۳۱۲].۲-در ۱۵ جولای ۱۹۹۹،شعبه استیناف دیوان نتیجه گرفت که کنترل کلی بوسیله یک دولت خارجی بر روی یک گروه سازمان یافته نظامی برای مسئول تلقی نمودن آن دولت خارجی برای تمامی اعمال ارتکابی آن گروه از جمله از طریق ارتکاب جنایات بوسیله با کاربرد تسلیحات متعارف و تسری قواعد بین المللی بشردوستانه حاکم بر مخاصمات مسلحانه بین المللی بر این چنین مخاصماتی کافی می باشد[۱۳۱۳].نظر اخیر توسط دیوان در سایر قضایا از جمله قضیه آلکسوسکی [۱۳۱۴] و قضیه بلاسکیچ [۱۳۱۵]تکرار شده است[۱۳۱۶].۳- یکی دیگر از نتایج بارز این رای،توسعه صلاحیت شخصی دیوان برای اجبار افراد به منظور شهادت به انجام یک جنایت بین المللی از جمله از طریق کاربرد تسلیحات متعارف در هر مقام دولتی یا غیردولتی چه نقض حقوق مخاصمات مسلحانه منجر به مسئولیت بین المللی کیفری شود یا نه یا اینکه جنایات بر علیه بشریت مستلزم وقوع مخاصمات مسلحانه بین المللی باشند یا نه؛بود[۱۳۱۷].۴- یکی دیگر از نتایج رای تادیچ برای تنظیم بکارگیری تسلیحات متعارف در زمانی می باشد که در یک موقعیت قابل پیشینی،شخصی که عضو یک گروه سازمان یافته است به سمت افرادی دیگر تیراندازی می نماید در این صورت ،دیوان نه آن یک شخص بلکه کل گروه را مسئول بین الملل کیفری معرفی می نماید اگرچه تیراندازی از ناحیه یک فرد رخ داده است.خود دیوان مثال ذیل را در قضیه تادیچ می آورد:در جایی که یک گروه از افراد یک نقشه مشترک برای وادار کردن یک گروه خاص نژادی از یک شهر می گیرند و در جریان این اجبار یکی یا چند تن از قربانیان تیرخورده و کشته می شوند ،همه شرکت کنندگان در برنامه مشترک به صورت مساوی مسئول قتل های صورت گرفته می باشند به این دلیل که قابل پیش بینی بوده است که ترک اجباری غیرنظامیان از محل تیراندازی می تواند منجر به مرگ یک یا چند تن گردد. بند چهارم: دیوان بین المللی کیفری برای رواندا و کاربرد تسلیحات متعارف پس از تاسیس دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق، جامعه بین المللی یک بار دیگر عزم راسخ خود را برای محاکمه جنایت کاران جنگی و مرتکبان جنایت علیه بشریت،نسل کشی و تعدیات حقوق بشردوستانه در قضیه رواندا نمایان ساخت. شورای امنیت ملل متحد پس از بررسی دقیق تعدیات و جنایات فاحش،گسترده و سازمان یافته حقوق بشردوستانه بین المللی در رواندا،به این نتیجه رسید که این تعدیات صلح و امنیت بین المللی را تهدید می کند؛به همین منظور تصمیم در پایان دادن به این تعدیات گرفت . شورای امنیت معتقد بود که تعقیب و محاکمه اشخاص مسئول این جنایات به فرایند آشتی ملی،حفظ و استقرار صلح و امنیت در رواندا کمک خواهد کرد.از این رو،بر اساس قطعنامه شماره ۹۵۵ مورخ ۸ نوامبر ۱۹۹۴،دیوان بین المللی کیفری برای رواندا را ایجاد نمود[۱۳۱۸].اساسنامه دیوان بین المللی کیفری برای رواندا بیان می دارد که محاکمه مرتکبین جنایات در جریان منازعات قومی این کشور به جهت کمک به فرایند بازگردانی صلح و آرامش ملی به این کشور صورت خواهد گرفت[۱۳۱۹].در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری برای رواندا برخلاف سایر محاکم بین المللی کیفری،خود دیوان به عنوان تنها نهاد صالح در نظر گرفته نشده است بلکه در کنار آن سه نهاد دادگاه های داخلی،دادگاه های ملی خارجی و دادگاه های گاکاکا [۱۳۲۰]برای رسیدگی به جنایات بین المللی مشمول تعیین شده است.از جمله قضایای مهم نزد دیوان بین الملل کیفری برای رواندا،قضیه آکایسو می باشد.در این قضیه دیوان در مورد تامین تسلیحات-متعارف-برای ارتکاب جنایات بین المللی مقرر می نماید: ((آن دسته از اشخاصی که تسلیحات،ابزار یا هر گونه وسیله ی دیگری که در ارتکاب یک تخلف مورد استفاده قرار می گیرد را با علم کامل به این که این چنین تسلیحاتی می توانند برای این چنین اهدافی به کار برده شوند؛تامین نمایند[۱۳۲۱])) معاون در کاربرد تسلیحات مزبور می باشند. گفتار دوم:ارتکاب جنایات بین المللی از طریق کاربرد تسلیحات متعارف: در حقوق بین الملل کیفری،ارتکاب برخی از انواع جنایات بین المللی از طریق کاربرد تسلیحات متعارف می تواند واجد یک عنوان کیفری شود مانند اقدام به تخریب اموال غیرنظامی جایی که ضرورت نظامی چنین اقدامی را توجیه نمی کند که واجد وصف جنایات جنگی می شود با این حال هرگاه از تسلیحات متعارف به منظور تهدید افراد به تجاوز جنسی یا انجام شکنجه استفاده شود در آن زمان همزمان می تواند در چهارچوب جنایات بین المللی متعدد قرار گیرند[۱۳۲۲]. بند اول: کاربرد تسلیحات متعارف و جنایت تجاوز سرزمینی کاربرد تسلیحات متعارف در دو سطح دولتی و فردی در حقوق بین الملل کیفری قابل تعقیب می باشد . در سطح دولتی کاربرد غیرقانونی تسلیحات متعارف منجر به جنایت تجاوز سرزمینی و در سطح فردی کاربرد آن منجر به وقوع جنایاتی هم چون جنایات جنگی،جنایت علیه بشریت و نسل کشی می گردد. در این بخش به کاربرد غیرقانونی دولتی تسلیحات متعارف پرداخته می شود.جنایت تجاوز سرزمینی یا آگرژن[۱۳۲۳]، از جمله جنایاتی است که د ر کنار جنایت نسل کشی ، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی بر اساس اساسنامه ۱۹۹۸ رم در صلاحیت دیوان بین المللی کیفری قرار گرفته است . بر خلاف سه جنایت دیگر ذکر شده اما کوشش های صورت گرفته در کنفرانس رم با مخالفت به خصوص دول دارای عضویت دائم شورای امنیت به ویژه ایالات متحده آمریکا روبرو گشت و علی رغم آمدن در متن اساسنامه ، جنایات سرزمینی مورد تعریف قرار نگرفته ، مصادیق ان ذکر نشده و هم چنین ، عناصر مادی و معنوی ارتکاب آن نیز، بیان نشده بود ، مجموعه این عوامل ، همراه با تلاش کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در کنفرانس رم و پذیرش پیشنهاد انها مبنی بر بررسی جنایت تجاوز سرزمینی در اجلاس بعدی مجمع دول عضو اساسنامه ،در سال ۲۰۱۰ موکول شد . در این کنفرانس، جنایت تجاوز مورد تعریف قرار گرفت اما ، اجرای ان تا سال ۲۰۱۷ در صلاحیت دیوان نیست . نخستین تعریفی که از تجاوز(نه جرم تجاوز) در اسناد بین المللی به چشم میخورد ، به قطعنامه ۳۳۱۴ مصوب ۱۹۷۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، باز می گردد که در ماده۲ و ۳ ان به تعریف تجاوز و ذکر مصادیق آن می پردازد.در این قطعنامه،تجاوز را ((کاربرد نیروهای مسلح(و تسلیحات متعارف) توسط یک دولت علیه حاکمیت،تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولتی دیگر یا کاربرد آن از دیگر راه های مغایر با منشور ملل متحد))تعریف نموده است. با توجه به عدم الزام آوری این قطعنامه و تعریف تجاوز از نقطه نظر بین الدولی و نه تمرکز بر روی افراد ، این قطعنامه نمی تواند به عنوان یک سند الزام آور ( نه سند راهنما) تجاوز از دید صلاحیت دیوان ما را یاری رساند به ویژه آنکه تمایز آن با انواع مفاهیم مشابه هم چون مداخله نظامی تعیین نشده است[۱۳۲۴]. با توجه به ماده ۳۹ منشور ملل متحد مبنی بر لزوم تشخیص تجاوز توسط شورای امنیت و ماده ی ۱۳ اساسنامه دیوان کیفری بین المللی ، نقش شورای امنیت در فرایند مجازات اشخاص مسئول، بسیار تعیین کننده است و دیوان نمی تواند بدون تشخیص شورای امنیت ،به بررسی جنایت تجاوز بپردازد. بند دوم:کاربرد تسلیحات متعارف و جنایات جنگی قید استفاده از سلاح غیرمجاز به عنوان جنایت جنگی در شق ج بند ۲ ماده ۲۲ طرح مواد جرایم علیه صلح و امنیت بشریت کمیسیون حقوق بین الملل و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق آمده و به موجب آن،منظور از تسلیحات غیرمجاز ،تسلیحات شیمیایی و باکتریولوژیک است که بر اساس کنوانسیون های ۱۳ ژانویه ۱۹۹۳ و ۱۰ آوریل ۱۹۷۲ استفاده از آنها منع شده بود[۱۳۲۵].یک سری نقض های شدید است که تخلف عمده و شدید از کنوانسیون های چهارگانه ژنو و پروتکل اول الحاقی آن محسوب شده است بدیهی است در این گونه موارد،کاربرد تسلیحات متعارف در صورتی که منجر به حدوث جنایات فوق شوند بر اساس اساسنامه دیوان بین المللی کیفری و دادگاه های ویژه و خاص مستوجب تعقیب و مجازات است[۱۳۲۶]. برخلاف تلقی عمومی تمامی انواع ارتکاب جنایات جنگی بر اثر کاربرد تسلیحات متعارف منجر به صلاحیت پیدا نمودن نهادهای کیفری بین المللی چون دیوان کیفری بین المللی نمی گردد بلکه بر طبق اعلامیه مسکو ۱۹۴۳ راجع به مجازات جنایت کاران جنگی،کاربرد تسلیحات متعارف در مخاصمات مسلحانه بین المللی می تواند منجر به دو نوع جنایت شود:۱-جنایات کوچک که بایستی در محل یعنی بوسیله دولت مربوطه و حقوق عمومی او مورد مجازات قرار می گیرد که عملا دولت ها با برپایی دادگاه های صحرایی اقدام به مجازات فرد خاطی می نمایند؛۲-جنایات بزرگ بین المللی جنگی که محدوده وسیع زمانی و مکانی را در برمی گیرد و می بایستی حتما بوسیله محاکم کیفری بین المللی همچون دیوان کیفری بین المللی مورد کیفر قرار بگیرد.برای این منظور بایستی تسلیحات ممنوعه در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری مورد بررسی قرار بگیرند تا مشخص گردد که آیا تسلیحات متعارف در حیطه این تسلیحات ممنوعه قرار می گیرند. تسلیحات ممنوعه در اساسنامه رم در خلال شق ب بند ۲ ماده ۸ آن تحت عنوان ((سایر نقض های شدید قوانین و عرف های قابل اعمال در مخاصمه مسلحانه بین المللی در چهارچوب مسلم حقوق بین الملل)) مندرج شده است. این تسلیحات شامل سه دسته از تسلیحات ممنوعه می گردند: ((الف- بکارگیری سم یا تسلیحات سمی؛ب- بکارگیری گازهای خفه کننده،سمی یا سایر گازها و مایعات،مواد و شیوه های مشابه؛ج- بکارگیری گلوله هایی که به آسانی در بدن انسان پخش شده از جمله گلوله هایی با پوشش سخت که کاملا درون گلوله را در برنمی گیرد یا گلوله هایی که از شکاف برخوردارند)) اگرچه اساسنامه رم دیوان بین المللی کیفری ،فهرست تسلیحات ممنوعه خود را محدود به موارد بالا نمود اما به صورت مطلق راه ورود سایر تسلیحات به این فهرست را ممنوع ننمود بدین معنا که بر مبنای بند ۲ ماده ۸ کاربرد سایر تسلیحاتی که از قابلیت ایجاد آسیب غیرضروری یا رنج زاید برخوردار باشند در صورتی که پیش از این صراحتا ممنوع شده باشند و در ضمیمه اساسنامه دیوان بین المللی کیفری قرار گیرند می توانند به عنوان جنایات جنگی محسوب شوند[۱۳۲۷]. از نظر اساسنامه دیوان بین المللی کیفری کاربرد پنج نوع تسلیحات به عنوان جنایت بین المللی محسوب شده است: الف-سم یا تسلیحات سمی؛ب-گلوله هایی که به آسانی در بدن انسان پخش شده از جمله گلوله هایی با پوشش سخت که کاملا درون گلوله را در برنمی گیرد یا گلوله هایی که از شکاف برخوردارند؛ج-تسلیحات،پرتابه ها و موادی که از ماهیت برخوردارند که موجب ایجاد آسیب غیرضروری یا رنج زاید شده یا ماهیتا در نقض حقوق بین الملل مخاصمات مسلحانه،غیر تبعیض آمیز هستند.د-عوامل یا سم های بیولوژیکی برای اهداف خصمانه یا در مخاصمات مسلحانه؛ر-عوامل شیمیایی آن چنان که بوسیله کنوانسیون ۱۹۹۳ منع تسلیحات شیمیایی مورد تعریف و ممنوعیت قرار گرفته اند [۱۳۲۸]. بر اساس ماده ۱۲۳ اساسنامه رم دیوان بین المللی کیفری می بایستی هر هفت سال از زمان لازم الاجراء شدن این اساسنامه،اجلاسی به منظور بازنگری کنفرانس ترتیب داده شود. نخستین کنفرانس بازنگری این اساسنامه که باید در اول جولای ۲۰۰۹ تشکیل می شد به دلیل اختلاف نظر دولت ها در نهایت با یک سال تاخیر در تاریخ ۳۱ می تا ۱۱ ژوئن ۲۰۱۰ در شهر کامپالا اوگاندا برگزار شد[۱۳۲۹].در کنفرانس بازنگری کامپالا به صورت کلی سه موضوع در دستور جلسه بود: ۱-طرح حذف ماده ۱۲۴ اساسنامه رم که دولت ها را مجاز می نمود تا مقررات اساسنامه دیوان بین المللی کیفری راجع به جنایات جنگی را برای مدت هفت سال به حالت تعلیق در آورند که این طرح رای نیاورد؛۲- بررسی طرح مزبور به اختیارات دیوان بین المللی کیفری در رسیدگی به جنایت تجاوز که تصویب شد؛۳-طرح پیشنهادی در مورد افزایش اختیارات دیوان بین المللی کیفری برای رسیدگی به برخی از انواع جنایات جنگی در مخاصمات داخلی که تصویب شد. پیشنهاد تصویب چنین طرحی در سال ۲۰۰۹ به وسیله بلژیک ارائه شد و سپس مورد حمایت ۱۸ دولت دیگر و کمیته بین المللی صلیب سرخ قرار گرفت.البته این طرح مخصوص تسلیحات شیمیایی نبوده بلکه انواع دیگری از تسلیحات را در برمی گرفت.برای نمونه((جرم تنها می تواند در صورتی ارتکاب یابد که مرتکب گلوله ها را به صورت بی هدف به قصد تشدید آسیب وارده یا تاثیرات زخم زا بر هدف این چنین گلوله هایی آن چنان که در حقوق بین الملل عرفی منعکس می باشد به کار برد.)) با این حال در مورد این گلوله ها، دول عضو این استثناء را قایل شدند که در مواقع اجرای قانون و کنترل تظاهرات چنین مقرراتی اعمال نگردد.بلژیک شش نوع تسلیحات دیگر را خواستار بود که علاوه بر مخاصمات مسلحانه داخلی در مخاصمات مسلحانه بین المللی نیز ممنوع شوند که عبارت بودند از : ۱-تسلیحات شیمیایی؛۲-تسلیحات بیولوژیکی؛۳-مین های زمینی ضدنفر؛۴-اجزاء غیرقابل تشخیص؛۵-تسلیحات لیزری کورکننده؛۶-مهمات خوشه ای.با این حال،این پیشنهادات مورد تصویب قرار نگرفت. در این میان،مکزیک نیز خواستار آن بود که تسلیحات هسته ای در میان موارد ممنوعه قرار بگیرد.به هر حال،مجمع دیوان بین المللی کیفری تصمیم گرفت تا یک گروه کاری برای بررسی تمامی پیشنهادات واصله تشکیل دهد که این گروه کاری از جلسه نهم خود به بعد در اواخر سال ۲۰۱۰،تمرکز خود را بر روی تسلیحات پیشنهادی ممنوعه گذاشت[۱۳۳۰]. در خلال این کنفرانس با پذیرش قطعنامه شماره ۵، اصلاحاتی در قسمت ۵ بند ۲ ماده ۸ اساسنامه تحت عنوان جنایت جنگی داده شد که بر مبنای آن صلاحیت دیوان بین المللی کیفری به حمایت از اشخاص در مقابل به کارگیری سموم، سلاح های سمی و گازها، مایعات، مواد و تجهیزات ممنوعه و نیز گلوله های ممنوعه شیمیایی در مخاصمات مسلحانه داخلی توسعه یافت.بر مبنای این کنفرانس،اصلاحات صورت گرفته بر ماده ۸،یک سال پس از تسلیم سند تصویب این قطعنامه برای آنها لازم الاجراء خواهد شد. بنابراین،تنها تسلیحات متعارفی که واجد چنین اثری باشند کاربردشان به عنوان جنایات جنگی محسوب شده است و در سایر موارد باید از شرایط عمومی حاکم بر ارتکاب جنایات جنگی تبعیت نمود. بند سوم: کاربرد تسلیحات متعارف و جنایات علیه بشریت:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴) اجزای امنیت سرمایهگذاری:
با توجه به اینکه اجماع کلی بر سر عوامل مؤثر بر امنیت در حوزه سرمایهگذاری و فعالیتهای اقتصادی وجود ندارد اما میتوان یک سری از متغیرها که بر این روند به لحاظ تئوریک تأثیر گذارند را طبقهبندی نمود. در این راستا ما امنیت سرمایهگذاری را به دو طبقه کلی تقسیم میکنیم که دولت در تعیین آن نقش اساسی دارد. نااطمینانی و ریسک سیاسی-اجتماعی، نااطمینانی و ریسک اقتصادی ( که شامل ریسک مالی نیز میشود).
۱-۲-۴) نااطمینانی و ریسک سیاسی- اجتماعی
ریسک سیاسی به منزله عدم وجود ثبات سیاسی در کشورهاست. وجود ثبات سیاسی واجتماعی در کشورها عامل کاهش ریسک فعالیتهای اقتصادی محسوب می شود که در تحقیقات بسیاری به آن پرداخته شده است. به طور مثال بنابر گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۰۵، «در واقع ریسکهای مربوط به سیاست بزرگترین نگرانی بنگاهها را در کشورهای در حال توسعه تشکیل میدهد.»[۵۹] ریسک سیاسی دارای ابعاد مختلفی است که بسته به نوع حکمرانی و نهادهای جامعه وضعیت امنیت سرمایهگذاری را تحت تأثیر قرار میدهد. دستهبندیهای مختلفی نیز در این رابطه وجود دارد که با وجود تشابه بسیار، هر یک تأکید بیشتری بر متغیرهای خاص دارند. در این تحقیق با توجه به ادبیات مختلفی که در این رابطه وجود دارد ریسک سیاسی را به ۱۲ شاخص مختلف تقسیم میکنیم که هر یک از این شاخص ها، خود دارای زیر مجموعههای مختلفی است. این شاخص ها در جدول زیر ارائه میگردد.
| ثبات دولت[۶۰] |
تسلط نظامیان در سیاست[۶۱] |
| شرایط اقتصادی-اجتماعی[۶۲] |
کشمکشهای مذهبی[۶۳] |
| فضای سرمایهگذاری[۶۴] |
نظم و قانون[۶۵] |
| درگیری های داخلی[۶۶] |
کشمکشهای نژادی[۶۷] |
| درگیریهای خارجی[۶۸] |
پاسخگویی عمومی[۶۹] |
| فساد[۷۰] |
کیفیت بروکراسی[۷۱] |
۱-۱-۲-۴) ثبات دولت:
این شاخص معیاری برای ارزشیابی توانایی دولت در اجرای برنامههای مشخص شده و همچنین ماندن بر سر قدرت میباشد. هرچه دولت بتواند، برنامه های تصویب شده در اهداف برنامه ریزیهای بلندمدت و میانمدت را به نحو شایسته تری انجام دهد و هر چه دورنمای حفظ قدرت توسط رژیم موجود مناسبتر باشد، ثبات دولت در وضعیت مطلوبتری قرار خواهد داشت. این امر به این دلیل است که تغییر نوع حکومت در درجه اول و در مرحله بعد تغییر دولت و کارگزاران و همچنین تغییرات در اجرای برنامه های بلندمدت و میانمدت که طرحهای اقتصادی آنها را لحاظ می کنند، باعث ایجاد عدم اطمینان نسبت به نتایج فعالیتهای اقتصادی می شود. این امر ناشی از این است که اگر فعالین اقتصادی این نوع تغییرات را به صورت کامل در برنامه ریزیهای خود ملحوظ نکنند، متحمل هزینه های مازاد خواهند شد. شاخص ثبات دولت تحت تأثیر عواملی چون یکپارچگی و اتحاد کارگزاران دولت[۷۲]، اقتدار و توانایی قوه مقننه[۷۳]، حمایت مردمی[۷۴] از دولت و عواملی از این دست است که اولاً برای دولتها اعتبار و محبوبیت ایجاد می کند و بنابراین احتمال تغییر دولتها را کاهش میدهد و ثانیاً با وجود یکپارچگی اعضای دولت و همچنین اقتدار قوه مقننه، قوانین کاراتری تصویب و با بهره گرفتن از تمامی ظرفیت دولت و نبود مخالفتهای آشکار و پنهان در بدنه دولت، اجرا می شود.

۲-۱-۲-۴) شرایط اقتصادی-اجتماعی:
این شاخص معیاری برای اندازه گیری فشارهای اجتماعی-اقتصادی موجود در جامعه است که میتواند مانعی برای فعالیتهای دولت باشد و یا باعث ایجاد ناخرسندی اجتماعی شود. شرایط موجود اجتماعی- اقتصادی در هر کشوری از قبیل وجود فقر گسترده، بیکاری زیاد و شرایط نامساعد اطمینان مصرف کنندگان، می تواند باعث ایجاد مقاومتهایی در برابر اجرای سیاستهای توسعهای کشورها باشد. از آنجایی که برخی از برنامه های توسعهای به این دلیل که معمولاً دارای منافع عمومی در بلندمدت هستند و باعث رشد و توسعه جامعه در بلندمدت میشوند، دارای فوائد کمتری برای زمان حال میباشند. در کشورهایی که دارای شرایط اجتماعی و اقتصادی مطلوبی نیستند، در مقابل این برنامهها مقاومتهایی صورت میگیرد. بدین معنی که نبود فوائد کوتاهمدت موجب نارضایتی و اعتراضاتی میشود و در مواردی امکان اعمال سیاستهای بهینه وجود ندارد. از این روست که اعمال سیاستهای بهبود فضای سرمایهگذاری بدون در نظر گرفتن این شرایط ممکن نیست و بنابراین بنگاهها و فعالین اقتصادی در چنین جوامعی انتظار بهبود این شاخص ها را در آینده نزدیک ندارند. بنابراین شرایط اجتماعی- اقتصادی نامطلوب در جامعه به عنوان ریسک فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری محسوب می شود.
۳-۱-۲-۴) فضای سرمایهگذاری:
فضای سرمایهگذاری در هر جامعهای دارای خصوصیات خاصی است که نحوه سرمایهگذاری در آن جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. این خصوصیات در حقیقت نحوه حفظ مالکیت، اصل سرمایهگذاری و منافع ناشی از آن را در جامعهای نمایان میسازد. قوانین مالکیت و نبود خطر سلب سرمایه که اقدامات جبران کننده مناسب به دنبال نداشته باشد و همچنین پایبندی به قراردادها و تعهدات در جامعه، ریسک و عدم اطمینان از آینده طرحهای اقتصادی و سرمایهگذاری ایجاد می کند و انگیزه شروع فعالیتها و گسترش آن را کاهش میدهد. همچنین برای کشورهایی که در پی کسب سرمایهگذاری خارجی نیز هستند، علاوه بر عوامل فوق امکان و درصد قابلیت برگشت سود به کشور اصلی نیز حائز اهمیت میباشد.
۴-۱-۲-۴) درگیریهای داخلی:
این شاخص معیاری است که میزان خشونت سیاسی در کشورها و اثرات واقعی و بالقوه آن را بر حکومت و جامعه نشان میدهد. عواملی همچون جنگ داخلی، خطر وقوع کودتا، تروریسم و خشونتهای داخلی و هرج و مرج و بینظمیهای داخلی مانند اعتصابات و مخالفتهای آشکار و نحوه عکسالعمل دولت به این ناآرامیها، از جمله اجزای این شاخص محسوب میشوند. هرچه اعتراضات، اعتصابات و مخالفتها، چه به صورت مسلحانه و چه به صورت غیرمسلحانه در داخل کشورها بیشتر باشد، طبیعی است که مخاطرات بیشتری برای فعالیتهای اقتصادی ایجاد می شود. این امر به این دلیل است که در نوع خشونتبار این اعتراضات، خرابیهایی در زیرساختهای عمومی یا دارایی های بخش خصوصی ایجاد می شود و یا به سبب اعتصابات، عرضه خدمات عمومی و میزان کار مفید کارگران تحت تأثیر قرار میگیرد. بنابراین امکان از بین رفتن سرمایه و یا سود و منافع سرمایهگذاریها کاهش مییابد. از این روست که درگیریهای داخلی از عوامل اساسی ریسک سرمایهگذاری به خصوص برای سرمایهگذاری خارجی محسوب می شود. نامطلوب بودن این متغیر در اقتصاد می تواند در انگیزه شروع سرمایهگذاری مؤثر باشد و در انتقال آن به خارج از کشور نقش داشته باشد. کشورهایی که مخالفتها یا مقابله مسلحانه و غیر نظامی بر علیه دولت وجود ندارد، در این زمینه دارای ریسک پایینی هستند. در چنین فضایی دولتها در مقابل اعتراضات و خشونتهای خودسرانه، چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم، بر علیه مردم خود، خشونت به کار نمیبرند. در مقابل بالاترین ریسک به کشورهایی تعلق دارد که در حال سپری کردن یک جنگ و درگیری داخلی یا محلی هستند.
۵-۱-۲-۴) درگیریهای خارجی:
شاخص درگیری خارجی، معیاری است که ریسک درگیری دولت با طرف خارجی را چه به صورت نظامی (مانند اختلافات برون مرزی و جنگ همه جانبه) و چه به صورت فشارهای خارجی غیر خشونت آمیز ( از جمله فشارهای دیپلماتیک، ممنوعیت کمکها، محدودیت تجارت، مجادله بر سر اراضی بین کشورها، تحریمها و …) در بر میگیرد. درگیریهای خارجی میتواند تجارت خارجی را از جنبههای مختلف تحت تأثیر قرار دهد که دارای دامنهی تأثیرات از محدودیت فعالیتها، تحریمهای سرمایهگذاری و تجارت، انحرافها از تخصیص منابع اقتصادی، تغییرات شدید در ساختار جامعه را شامل شود. این عوامل باعث وارد شدن هزینههای بیشتر برای تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی می شود و سودآوری آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. از این روست که نحوه تعاملات جوامع با سایر جوامع و وجود تنشهای اساسی بین آنها که دورنمای درگیریهای خارجی را به صورت نظامی یا تحریمها محتمل میسازد، به عنوان ریسک در تصمیم گیری کارفرمایان اقتصادی قرار میگیرد و بنابراین به لحاظ تئوریک انتظار میرود تا برسرمایهگذاریها اثر معکوس میگذارد. ۶-۱-۲-۴) فساد این شاخص معیاری است که فساد را در سیستم سیاسی و اداری و همچنین نحوه توزیع رانت را در کشورها نشان میدهد. وجود فساد در عرصه سیاسی و اداری از طریق اعطای رانت به گروه های محدود، دارای تبعات مخرب بسیاری برای جامعه است. از یک طرف فساد و رانت باعث تخصیص نامناسب منابع و اعتبارات در جامعه می شود و این امر از طریق اعطای امتیاز استفاده از منابع عمومی و دولتی و اعطای اعتبارات به اشخاص و گروه های دارای نفوذ انجام میگیرد. این امر باعث انحراف تخصیص منابع، از حالت کارا می شود. از طرف دیگر فساد باعث تحمیل ناعادلانه هزینهها به سایر اشخاص و گروه ها میشود که از این رانتها برخوردار نیستند. بنابراین فرصت برابر برای رقابت در جامعه از تضعیف میشود و از اینرو انگیزههای سرمایهگذاری گروههای بزرگی از جامعه تضعیف می کند. از طرف دیگر فساد به دلایل فراوان تحدیدی برای سرمایهگذاری خارجی است، محیط اقتصادی و مالی جامعه را از مسیر طبیعی خارج میکند و بنابراین تخصیص منابع به درستی صورت نمیگیرد، کارایی دولت و تجارت را بوسیله قادر ساختن مردم در عهدهدار شدن مشاغل از طریق حمایت به جای توانایی کاهش میدهد و در نهایت یک بیثباتی ذاتی در فرایند سیاسی جامعه ایجاد میکند. این امر به این دلیل است که گسترش فساد و افشای آن بی اعتمادی عمومی برای دولتها ایجاد می کند و ثبات سیاسی را از طریق تضعیف ثبات دولت تحت تأثیر قرار میدهد. متداولترین شکل فساد که به صورت مستقیم با تجارت در ارتباط است، فساد مالی است که به صورت تقاضای پرداخت پول بیشتر و رشوه مرتبط با مجوزهای صادرات و واردات، کنترل مبادلات، وضع مالیات، پشتیبانی پلیس و دریافت وام است. فساد میتواند باعث مشکلتر شدن تجارت کارا شود و در برخی موارد از جمله مشکلتر شدن امکان دریافت مجوز سرمایهگذاری و تحت تأثیر قرار دادن هزینه شروع و ادامه فعالیتهای اقتصادی، باعث انصراف یا محدود شدن سرمایهگذاری شود. اگرچه شاخص فساد این موارد را به حساب میآورد، اما اندازه گیری واقعی آن به دلیل تنوع و پیچیدگی فعالیتهای مرتبط به فساد مشکل میباشد. به عنوان مثال نگرانیهای بیشتری نسبت به فساد واقعی یا بالقوه در شکل حمایتهای گسترده و مخفیانه غیرقانونی از فعالیتهای خاص، انتصاب خویشاوندان در مشاغل، اختصاص مشاغل و رزرو آنها برای افراد خاص، مساعدت در مقابل مساعدت (بده-بستان کردن به صورت غیرقانونی)، تأمین منابع به صورت مخفیانه و ارتباط بسیار محکم بین سیاست و معاملات تجاری، وجود دارد که تشخیص و اندازه گیری بسیاری از آنها به سادگی امکان پذیر نمی باشد. به نظر میرسد که این سری از مفاسد موذیانه به صورت بالقوه، مخاطره بسیار بزرگی برای جامعه ایجاد می کند؛ زیرا میتوانند منجر به نارضایتی عمومی، کنترلهای غیر واقعی و ناکارا بر اقتصاد کشور شوند و در نتیجه موجب توسعه بازار سیاه شوند. بزرگترین ریسک در بین این انواع فساد آنهایی است که در زمان مشخص، میتواند بسیار گسترده شود یا ممکن است افشای آنها رسوایی بزرگی را به وجود آورد که عکسالعمل سیاسی عمومی را در پی داشته باشد. این امر میتواند منجر به بیثباتی سیاسی دولت شود. یک تغییر اساسی یا تغییر ساختار نهادهای سیاسی یا در بدترین حالت یک اختلال در نظم و قانون، می تواند جامعه را غیرقابل حکمرانی نشان دهد. از این روست که گسترش فساد در یک جامعه میتواند ریسک بزرگی برای کارفرمایان و سرمایه گذاران جامعه محسوب شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل (2ـ12) اتصال استراتژی رقابتی به سرمایه فکری ( رفیعی ، 1390 ، ص165 ) موریدایز[119] ( 2004 ) از مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری پولیک برای تحلیل اطلاعات بانک های ژاپن استفاده کرد. با تحلیل سرمایه های انسانی و فیزیکی بخش بانکداری ژاپن و اثر آن ها بر عملکرد ارزشی بانک ها ، مطالعه آن ها به این نتیجه دست یافت که توجه به سرمایه انسانی باعث عملکرد بهتر بخش بانکداری ژاپن است.لازم به ذکر است که مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری ، ابزاری برای اندازه گیری و سنجش میزان سرمایه فکری سازمان است .همچنین چن[120] و دیگران ( 2005 ) از مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری در شرکت های تایوانی استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه فکری اثر مثبتی بر ارزش بازار و عملکرد مالی شرکت دارد و شاخصی است که میزان درآمد شرکت در آینده را معین می کند. تن[121] و دیگران ( 2007 ) مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری را در شرکت های سنگاپور به کار بردند و نتیجه گرفتند که سرمایه فکری و عملکرد شرکت به صورت مثبتی با یکدیگر مرتبط هستند، سرمایه فکری با عملکرد آینده شرکت ارتباط دارد ، نرخ رشد سرمایه فکری شرکت با عملکرد شرکت رابطه مثبتی دارد، و سهم سرمایه فکری در عملکرد شرکت ها در صنایع مختلف ، متفاوت است.همین طور کاماس[122] ( 2007) مدل ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری را برای بانک های هندی به کار گرفت و وجود تفاوت های عمده ای در عملکرد بخش های مختلف بانک های هندی با توجه به به کارگیری سرمایه فکری را بیان کرد.وانگ و چانگ[123] ( 2005 ) اثر عناصر سرمایه فکری بر عملکرد شرکت و همچنین رابطه بین عناصر سرمایه فکری را از دیدگاه علت و معلولی در صنعت فناوری اطلاعات تایوان مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان دهنده این است که عناصر سرمایه فکری ، مستقیما بر عملکرد تجاری اثر گذارند. هدف از تاسیس شرکت ها و سازمان های تجاری ، تحصیل سود است یعنی همه آن ها در تلاشند تا از طریق انجام عملیات تجاری منتفع شوند و همچنین همه آن ها می خواهند میزان درآمد و سود خود را مرتبا افزایش دهند.بنابراین اگر شرکت ها بخواهند درآمد و سود خود را افزایش دهند چاره ای جز تقویت سرمایه فکری خود ندارند .پس بنابراین شرکت ها باید در پی انتخاب و استخدام کارکنان خوب و شایسته و پس از آن توانمندسازی آن ها باشند تا اینکه به این مهم دست یابند ( رفیعی ،1390،صص166-163).
 2ـ 2ـ 8) درجه بندی سرمایه فکری مدل درجه بندی سرمایه فکری توسط یک شرکت کوچک مشاوره مدیریت و تحت رهبری لیف ادوینسون در سوئد به وجود آمد که سرمایه فکری سوئد نامیده شد.مدل درجه بندی سرمایه فکری در بیش از 150 پروژه در چندین کشور مانند سوئد ، آلمان ، فنلاند ، کره جنوبی ، استرالیا و سنگاپور به کار گرفته شد.چهارچوب مفهومی مدل درجه بندی سرمایه فکری بر مبنای مدل اندازه گیری سرمایه فکری اسویبی (1997) و مدل اسکاندیا نویگیتور ادوینسون[124] است.مدل درجه بندی سرمایه فکری ، دارای سه جز اصلی است که عبارتند از : سرمایه ساختاری سازمانی ، سرمایه انسانی و سرمایه رابطه ای. این طبقه بندی همراه با زیر مجموعه آن ها در شکل(2-13) نشان داده شده است. شکل (2-13) چهارچوب مفهومی مدل درجه بندی شاخص سرمایه فکری ( رفیعی ، 1390 ، ص 264 ) سرمایه انسانی به دو رده مدیریت و کارکنان تقسیم می شود. عواملی که در رده مدیریت بر آن تاکید می شود شامل کیفیت رهبری و مهارت های ارتبازاتی و استراتژیک است.کارکنان بر مبنای وفاداری ، تعهد ، شایستگی و تجربه ، ارزیابی می شوند. سرمایه سازمانی متشکل از مالکیت فکری و سرمایه فرآیندی است.مالکیت فکری به برخی دارایی های نامشهود تجاری مانند اختراعات ، لیسانس ها و مارک های تجاری اشاره دارد.سرمایه فرآیندی شامل تمام فرآیندها و رویه های داخلی سازمان است که شامل کارمندیابی ، بازاریابی ، فرهنگ و سیستم های تکنولوژی اطلاعات می باشد. سرمایه رابطه ای از سه جز تشکیل شده است که عبارتد از : شبکه ، عنوان تجاری و مشتری . شبکه ، رابطه ای است که شرکت با عرضه کنندگان مواد اولیه ، توزیع کنندگان و گروه فشار سازمانی برقرار می کند.گروه فشار سازمانی ، آن دسته از افرادی هستند که نظرات آن ها در تصمیم گیری سازمان دخیل است و مدیریت باید به پیشنهادات آن ها توجه کند.مثل مالک شرکت ، سهامداران عمده و دارای سهم زیاد ، عنوان تجاری ، همان تصویر شرکت در بین سهامداران است و سرمایه مشتری ، روابط مثبتی است که شرکت با مشتریان خود برقرار می کند. دستورالعمل تجاری ، به بافت استراتژیکی که شرکت در آن فعالیت می کند برمی گردد که در این مورد می توان به محیط جغرافیایی شرکت و بازار فروش محصولات شرکت اشاره کرد.بحث این مدل نیز همانند سازمان های دیگر این است که اندازه گیری و مدیریت سرمایه فکری ، وابستگی شدیدی به نوع شرکت ، دیدگاه و استراتژی آن دارد.دستورالعمل تجاری ، خوراکی برای اثربخش بودن مدیریت سرمایه فکری است.مدل درجه بندی سرمایه فکری ، هر جز دارایی های نامشهود را از سه منظر متفاوت مورد بررسی قرار می دهد که این سه منظر عبارتند از : اثربخشی ، ریسک و تجدید. عملکرد سرمایه فکری زمانی اثربخش خواهد بود که شرکت بتواند سرمایه فکریش را به نحو بهینه و مطلوبی مدیریت کند.ریسک نشان دهنده تهدیدات بالقوه در اثربخشی مدیریت سرمایه فکری است.تجدید به عواملی چون تلاش شرکت در جهت نوآوری ، توسعه محصول و آموزش کارکنان ارتباط دارد (رفیعی،1390،267-263). 2ـ 2ـ 9) ارزش پویای سرمایه فکری ارزش پویای سرمایه فکری در فرانسه توسط احمد بانفور به وجود آمده است. این مدل بر مبنای دیدگاه اقتصاد خرد در مدیریت به وجود آمده و سرمایه فکری شرکت را به این جهت اندازه گیری می کند که بتواند آن را با سرمایه فکری سایر شرکت های اروپایی مقایسه کند و یک سیستم مقایسه با بهترین ها در شرکت های اروپایی ، ایجاد کند. بر طبق این مدل ایجاد مزیت رقابتی برای یک شرکت و یک ملت ، از طریق ترکیب چهار عامل اصلی رقابت پذیری امکان پذیر می شود که این چهار عامل اصلی عبارتند از : منابع ورودی و شایستگی ها ، سرمایه فکری ، فرآیندها و خروجی های سازمان.سرمایه فکری مهمترین مهمترین عامل رقابت پذیری یک سازمان است.منابع ، شامل ورودی ها و سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود مانند سرمایه گذاری در زمینه تحقیق و توسعه است.فرآیندها شامل اقداماتی است که در سازمان برای دستیابی به اهداف صورت می گیرد.مثالی از این اقدامات ، ایجاد شبکه های دانش است که منجر به ایجاد دارایی های نامشهود می شود.خروجی نیز شامل اثر و نتیجه مدیریت سرمایه فکری است.که به طور مثال این خروجی و نتیجه می تواند دستیابی شرکت به درآمدهای بیشتر باشد. چهار عامل اصلی رقابت پذیری سازمان در شکل (2-14) آمده است. شکل(2-14) چهار بعد مدل ارزش پویای سرمایه فکری (رفیعی، 1390، ص 266). در این مدل برای اندازه گیری عملکرد نسبی هر یک از ابعاد خرد یا کلان رقابت پذیری ، 25 شاخص وجود دارد.هزینه تحقیق و توسعه ، تولید ناخالص داخلی ، درصد شرکت های کوچک و متوسطی که دارای کارکنانی نوآور هستند و نرخ بیکاری نمونه ای از شاخص هایی است که در اندازه گیری میزان عملکرد چهار عامل اصلی منابع و شایستگی ها ، فرآیندها و خروجی مورد توجه قرار می گیرد.سپس این شاخص ها برای محاسبه میزان عملکرد کل مورد استفاده قرار می گیرد.این مدل اندازه گیری که برای اندازه گیری عملکرد سرمایه فکری در سطح شرکت یا در سطح ملی است، در شکل (2ـ15) نشان داده شده است( رفیعی،1390،صص267-266). شکل (2ـ15) مدل اندازه گیری ارزش پویای سرمایه فکری (رفیعی، 1390، ص 267). 2ـ 2ـ 10) شاخص سرمایه فکری ملی بر پایه چهارچوب مفهومی مدل اسکاندیا نویگیتور ، بونتیس ( 2004 ) شاخص سرمایه فکری ملی را به وجود آورد. هدف این مدل ، تشخیص و مدیریت دارایی نامشهود یک ملت است. بونتیس ، برای تحلیل سرمایه فکری از یک مدل که تغییر یافته مدل ادوینسون و مالون ( 1997 ) بود ، استفاده کرد. چهارچوب مفهومی این مدل در شکل(2-16) نشان داده شده است. شکل( 2ـ16) مدل مفهومی شاخص سرمایه فکری ملی (رفیعی، 1390، ص 270). سرمایه تجدید ، به دارایی فکری بالقوه و سرمایه گذاری هایی که در جهت ایجاد مزیت رقابتی بلند مدت انجام می گیرد ، اطلاق می گردد. سرمایه فرآیندی ، دانش ذخیره شده غیر انسانی در یک کشور است که در سیستم های تکنولوژیکی ، اطلاعاتی و ارتباطاتی آن کشور وارد شده است.البته عامل ایجاد این سرمایه نیز انسان است اما پس از ایجاد این سرمایه که نوعی فناوری محسوب می شود ، در سازمان و یا کشور باقی می ماند و نوعی سرمایه غیر انسانی به حساب خواهد آمد.سرمایه تجاری به توانایی ملت برای تجاری کردن سرمایه فکریشان برمی گردد.سرمایه تجاری مستلزم همکاری و اشتراک ایده های جدید و اطلاعات می باشد و ابزاری برای توسعه یک کشور است.نهایتا سرمایه انسانی ، به صورت دانش ، آموزش و شایستگی های کارکنان در ادراک اهداف ملی تعریف شده است.این مدل سرمایه های تجاری ، تجدید ، فرآیندی و انسانی را به عنوان ابزاری جهت کشف دارایی فکری یک ملت ، با یکدیگر مرتبط می کند( رفیعی،1390،صص271-269). بخش سوم کارآفرینی 2- 3-1) مقدمه بررسی اقتصاد کشورهای توسعه یافته بیانگر این واقعیت غیر قابل انکار است که عامل اساسی و بنیادی توسعه در این کشورها در مرحله اول وجود افراد کارآفرین و در امتداد آن ایجاد شرکت ها و سازمان های کارآفرین است.کارآفرینان با پذیرش خطر حرکت در مسیر ناشناخته به مانند یک ناخدا که در یک مسیر ناشناخته و در میان اقیانوس پر تلاطم حرکت می کند با قدرت تفکر و خلاقیت و مدیریت خود، به پیش می روند و برای جامعه خود پیشرفت و توسعه را به ارمغان می آورند ( روز بهان ، 1391،ص18). ضرورت و اهمیت کارآفرینان را می توان از توجهی که کشورهای توسعه یافته و هم چنین کشورهایی که ار آن ها به عنوان اقتصاد های نوظهور جهان، مانند : هند و برزیل نام می برند ، پی برد. در این کشورها مراکز رشد و پارک های علم و فناوری که محل پرورش و حمایت از کارآفرینان است به وفور یافت می شود و علاوه بر حمایت هایی که بخش عمومی و دولتی از کارآفرینان به عمل می آورند ، بخش خصوصی نیز با تاسیس مراکز مذکور با هدف سودآوری ، از کارآفرینان جامعه حمایت می کنند.بدیهی است که این حمایت ها نه فقط در زمینه های مالی ، بلکه در زمینه های مشاوره مالی ، مدیریتی و فنی نیز صورت می گیرد که ثمره آن ظهور شرکت هایی با بازدهی مالی بسیار مناسب است ( روزبهان ، 1391، ص19).در سال های اخیر در جریان رقابت شدید در بازار ، جهانی سازی و گسترش فناوری ، نوآوری و تمایز به عنوان یک ضرورت برای هر شرکتی در نظر گرفته شده است. شرکت ها برای رسیدن به موفقیت بازار و حفظ مزیت رقابتی ، نیاز به بهره برداری از فرصت های جدید ، توسعه محصولات و خدمات دارند(Tajeddini,2010,p222). هرجامعه و هر شرکت موفق افراد کلیدی و یا کارآفرینانی دارد که توانایی شناسایی فرصت ها و به دست آوردن منابع ( اقتصادی ، فنی و انسانی ) لازم برای برآوردن نیازهای جدید و نیازهای موجود بهتر را دارا هستند .بسیاری از پژوهشگران بر اهمیت کارآفرینی در ایجاد ثروت و توسعه جامعه و شرکت ها تاکید کرده اند ( Hansemark ,1998,p28). تحقیق در زمینه کارآفرینی در دوره معاصر ، به فعالیت یک اقتصاددان به نام شومپیتر [125](1950-1883) بر می گردد.شومپیتر کارآفرینی را به عنوان یک فرایند ” تخریب خلاق “ [126]می داند که در آن کارآفرین به طور مستمر به جایگزین نمودن یا کنار گذاشتن محصولات و روش های موجود در تولید ، با محصولات و روش های جدید اقدام می کند.فعالیت های کارآفرینانه ، پیامد تعامل افراد و گروه ها در سطوح مختلف سازمان می باشند و نتیجه این بررسی ها ، مفهوم سازی کارآفرینیبه عنوان یک پدیده در سطح سازمان یا شرکت می باشد. فرض اصلی که مبنای ایده کارآفرینی سازمانی است ، این است که کارآفرینی سازمانی یک مقوله رفتاری است ( Barringer & Bluedorn ,1999,p422 ) و تمام شرکت ها بر روی پیوستاری که در یک سر آن مفهوم بسیار محافظه کار[127] و در سمت دیگر آن بسیار کارآفرین[128] واقع شده ، قرار می گیرند.شرکت های کارآفرین ، ریسک پذیر ، نوآور و پیشگام هستند. در نقطه مقابل ، شرکت های محافظه کار ، ریسک گریز ، نوآوری در سطح پایین و در حال انتظار و منفعل هستند ( ابراهیم پور و دیگران ، 1390،ص122). جایگاه یک سازمان بر روی این پیوستار ، بستگی به میزان و شدت کارآفرینی آن دارد (Barringer & Bluedorn , 1999 , p422). شرکت ها در دنیای رقابت امروزی برای مقابله با چالش های محیطی باید دست به اقدامات نوآورانه و مخاطره آمیز بزنند تا بتوانند در این دنیای رقابتی موفق عمل کنند. پارسلون و اسلمسر[129] کارآفرینی را از شرایط ضروری توسعه اقتصادی می دانند ( روزبهان ،1391،ص19) 2ـ 3-2) مفهوم کارآفرینی برای مفهوم کارآفرینی تعاریف متعددی ارائه شده است. علت تفاوت ، چشم انداز و زاویه دید متفاوتی است که از آن به کارآفرینی توجه شده است.اما دیدگاه دانشمندان علوم اقتصادی ، اجتماعی ، روانشناسی و مدیریت با دیدگاه فوق متفاوت است. هرچند هر کدام از آن ها تعاریف متفاوتی از کارآفرینی ارائه می دهند.اما همگی آن ها بر این نکته اشتراک نظر دارند که کارآفرینان با تفکر خلاق خود و ارائه نظرات نو و تازه و اجرایی کردن آن ها ، موجبات رشد ، پویایی و توسعه اقتصادی جامعه را پدید می آورند. در قرن شانزدهم میلادی واژه فرانسوی ( کارآفرین ) اولین بار برای افرادی مورد استفاده قرار گرفت که خود را در ماموریت های نظامی به خطر می انداختند.بعدها این واژه به کسانی اطلاق شد که خطر یک فعالیت اقتصادی و تجاری را پذیرفته و آن را سازماندهی و اداره می کردند.دنبال تغییر است و پیتر دراکر کارآفرین را فردی می داند که با بهره گرفتن از سرمایه خود یک فعالیت کوچک و جدید اقتصادی را شروع می کند.ارزش ها را تغییر داده و ماهیت آن ها را متحول می کند ، خطرپذیر است و به درستی تصمیم می گیرد.برای انجام فعالیت اقتصادی خود از سرمایه دیگران هم استفاده می کند، به همیشه به دنبال فرصت های جدید است شومپیتر که او را پدر علم کارآفرینی می نامند ، اصطلاح کارآفرینی را برای اولین بار با مفهوم فعلی آن به کار برد.او معتقد بود که رشد و توسعه اقتصادی زمانی محقق خواهد شد که افرادی با پذیرفتن خطر ، اقدام به نوآوری کرده و روش ها و راه حل های جدیدی را جایگزین راه حل های کهنه و ناکارآمد کنند.( تخریب خلاق ) او کارآفرینی را نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی می دانست هیسریچ[130] فرایند کارآفرینی را خلق چیزی نو می داند که همراه با تلاش زیاد و پذیرش خطرات مختلف روحی ، مالی و اجتماعی برای به دست آوردن رضایت شخصی و پول است که شامل فعالیت های منظم که منبعث از خلاقیت و نوآوری برای پاسخگویی به نیازهای بازار است .ژان باتیست سی ، کارآفرین را فردی می داند که منابع اقتصادی را از محلی که بهره وری و سود کمتری دارد در جایی که بهره وری و سود بالاتری دارد منتقل می کند.کرایزنر[131] معتقد است بهره برداری از فرصت های شناسایی شده برای کارآفرین اهمیت زیادی دارد.تیمونز[132] کارآفرینی را خلق چیزی ارزشمند از هیچ می داند ( روزبهان ، 1391،صص17-16). کارآفرینی را فرایند شکار فرصت ها به وسیله افراد ، یه طور انفرادی ( کارآفرینی مستقل ) یا در سازمان (کارآفرینی سازمانی)، بدون در نظر گرفتن منابع موجود در اختیار آن ها می دانند. (رضاییان ، 1385،ص28). لگ و هایندل[133] (1997) معتقدند که کارآفرین فردی است که اقدام به ایجاد یک فعالیت اقتصادی جدید می کند ، چه به صورت یک سازمان جدید و چه به صورت کار ابتکاری در سازمان ( Blackman et al,2000.p2). کارآفرینی را فرآیندی می دانند که درآن فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصت های جدید و با بسیج منابع ، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکت های نو ، سازمان های جدید و نوآور و رشد یابنده که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می گردد ، می نماید ( Mirjam et al,2007,p168) .استیونسون کارآفرینی را فرایند خلق ارزش همراه با منابعی منحصر به فرد جهت بهره برداری از یک فرصت می داند( حسینی و همکاران،1391،ص6). کارآفرینی عبارتست از فرایند شناسایی ، ارزیابی ، کسب فرصت و هماهنگی منابع لازم برای موفقیت. در بازنگری از تحقیقات مربوط به کارآفرینی ، بیشتر مقالات ، کارآفرینی را از جنبه عملکرد مالی مورد بررسی قرار دادند و آن را به عنوان یک شاخص موفقیت در نظر گرفتند که معیارهای متداول مربوط به عملکرد مالی رشد درآمد و رشد سهم بازار می باشد(فلاح، 1386،ص4) .کارآفرینی فرایند به وجود آمدن چیزهای جدید یا متفاوت است که ارزش درونی دارد و می تواند شامل چیزهای جدید ، مشخص کردن بازارهای جدید یا توسعه موسسه های سازمانی جدید باشد( دهاقین ، 1391،ص583). 2- 3-3) رویکردهای کارآفرینی به منظور مطالعه کارآفرینی به طور عمده سه رویکرد به عنوان مبنا مد نظر می باشد (کاظمی و همکاران ،1386،صص172-170):
-
- مطالعه براساس خصوصیات روان شناختی و جمعیت شناختی – رویکرد شخصی
-
- مطالعه براساس خصوصیات رفتاری-رویکرد رفتاری
-
- مطالعه بر اساس خصوصیات محیطی ( اطرافیان و جامعه )- رویکرد محیطی
رویکردهای شخصی - تحقیقات اخیر در کارآفرینی اشاره به خصوصیات روان شناختی کارآفرینان می نماید همچنین یکی از دلایل مهم و اساسی که سبب شد روش خصوصیات شخصی در مورد مطالعه کارآفرینی به کار رود عدم پیشرفت کارهای روان شناختی اخیر بود و این احساس صحیح نبود که مشخصات روان شناختی کارآفرینان را از دیگر افراد متمایز می سازد.اما در عین حال ترجیح داده شد که دیدگاه ها و روش ها در تعریف این مشخصات به کار رود. ویژگی های شخصیتی ( روان شناختی ) افراد کارآفرین - در خصوص مشخصات روانی و گرایش های کارآفرینان مطالعات نسبتا زیادی شده و ویژگی های بسیار متنوعی ارائه شده است اما از یک سو اشخاصی که خود را واقعا درگیر کارهای کارآفرینانه می کنند سخت پیدا می شوند.از سوی دیگر هیچ یک از آن ها کارآفرین صرف به شمار نمی آیند و به خصوص همواره و در همه امور نیز کارآفرین نیستند ، از این رو تشخیص ویژگی های آنان مشکل است و به دلیل پیچیدگی زیاد ابعاد روانشناسی ، اغلب ویژگی های عمومی معرفی شده ، و از دقت ، روایی و اعتبار کافی برخوردار نمی باشد.به طور کلی ویژگی های شخصی افراد کارآفرین را به شرح زیر می توان بر شمرد : الف- احساس نیاز به انجام کارهای بزرگ ، بهره مند از هوش کافی ، تاثیر گذار بر دیگران ، عمل گرا ، تمایل به انجام کارهای ابداعی و نه انطباقی ، خلاق و نوآور ، واقع گرا ، مقاومت در مقابل شکست ، مسئولیت پذیر ، اعتماد به نفس ، زمان شناس ، امیدواری دائمی به کسب موفقیت و تمایل نسبی به پذیرش ریسک ب- ویژگی های جمعیت شناختی[134] کارآفرینان در این مورد سعی بر آن است تا با بهره گرفتن از اطلاعات و داده های آماری مثل سن ، تحصیلات ، سابقه خانوادگی و… مشخصات کلی کارآفرینان در مقایسه با دیگران بررسی شود. رویکرد رفتاری - برخـلاف رویکـرد روانشناختی که بر ویژگـی های یا شخصیتی فرد کارآفرین تاکیـد می کرد، رویکرد رفتاری بر فعالیت های کارآفرین تاکید دارد. در دیدگاه رفتاری فرد کارآفرین به عنوان یکی از عوامل مهم در فرایند کارآفرینی مورد توجه قرار می گیرد.هافر در بیان ویژگی های کارآفرینی عوامل رفتاری زیر را در موفقیت فعالیت ها و ایجاد کسب و کارهای جدید موثر می داند : -کارآفرینان موفق بهتر از دیگران قادر به شناسایی فرصت های شغل بالقوه هستند. -کارآفرین موفق از نوعی تعجیل در امور برخوردار است. -کارآفرینان موفق معمولا به جزییات عوامل کلیدی مورد نیاز برای موفقیت در صنعت اشراف دارند .افراد کارآفرین موفق معمولا برای تکمیل مهارت های خود از منابع و افراد خارج از سازمان کمک می گیرند. رویکرد محیطی - در مطالعه فرایند کارآفرینی ، به اجبار باید به شرایط محیطی پاسخگو بود ، لذا محیط و نقش آن ، به واقع اطرافیان و جامعه که بر کارآفرینی تاثیر گذارند ، از جایگاهی ویژه برخوردارند ، زیرا کارآفرین در محیطی پیچیده و اجتماعی زندگی کرده و با یک رشته ارتباطات خاصی سروکار دارد.اگر برآیند خصوصیات شخصی و رفتاری را در قالب سرمایه انسانی یعنی مجموعه ای از توانایی های خدادادی و مهارت های مکتسب کارآفرینان قلمداد نماییم ، سرمایه اجتماعی بعد محیطی فضای کارآفرینی را برجسته می سازد. با مروری بر بحث انقلاب صنعتی به این نکته پی می بریم که ورود افراد کارآفرین به صحنه فعالیت های تولیدی و تجاری مستلزم پیش شرط هایی است که عمدتا ریشه در عوامل محیطی داشته و در واقع در آن زمان ویژگی های جامعه باز انگلستان به ویژه در مناطق شمالی ، زمینه ساز ظهور ، رشد و تعالی افراد کارآفرین شده و جایگزین شدن این گروه با طبقه اعیان سنتی این کشور موجب پیدایش شرایط محیطی مناسب برای بروز خلاقیت و نوآوری گردیده است.طبیعی است شرایط مناسب اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی به منظور کمک به اطلاعات بین گروه های اجتماعی و ایجاد جو اعتماد بین دولت و گروه های کارآفرین از یک سو و بین افراد کارآفرین از سوی دیگر از اهمیت زیادی برخوردار است 2ـ 3-4) مدل های کارآفرینی تلاش محققین در ارائه مدل های کارآفرینی با توجه به جنبه های رویکرد ویژگی ها و تعاریف کارآفرینی انجام می گردد.در واقع می توان دو دسته مدل را ارائه نمود : مدل های فرآیندی[135] و مدل های محتوایی[136]. 2-3-3-1) مدل های محتوایی - کلیه تلاش های محققین در خصوص مطالعه رویکرد ویژگی ها که منجر به شناسایی خصوصیات فردی و شخصی افراد می گردد ، جزئی از این طبقه بندی محسوب می گردد.آنچه که می بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که هدف محققین در رویکرد ویژگی ها و مدل های محتوایی یافتن یک چهارچوب روانشناسانه و ارائه تعریف کارآفرینی بر مبنای یک سری ویژگی های فردی بوده است که با توجه به محدودیت تحقیقات در پرداختن و اظهار نظر قطعی راجع به این ویژ گی های فردی ، ارائه مدل محتوایی فراگیر همواره عقیم مانده است. بر این اساس ، محققین به جای پرداختن به رویکرد ویژگی ها ، به رویکرد رفتاری و مدل های فرآیندی روی آورده اند. 2-3-3-2) مدل های فرآیندی - مدل های فرآیندی شامل دو دسته اصلی می باشند ، که در ادامه تحت بررسی قرار خواهند گرفت : الف- فرایند رویدادی [137]- در این دیدگاه ، کارآفرینی فرآیندی است که درآن فرد کلیه فعالیت های کارآفرینانه را برنامه ریزی ، اجرا و کنترل می نماید.به علاوه ، در این بین مفاهیمی وجود دارد که بر هر رویداد در فرایند کارآفرینانه تاثیر می گذارند.طرفداران این دیدگاه معتقدند که بروز برخی عوامل محیطی و تاثیر آن بر فرد ، نقش بسیار تعیین کننده ای در تصمیم وی به کارآفرین شدن ، دارد.در ادامه به بررسی مهمترین دیدگا ه ها پرداخته می شود.( احمدپور داریانی ، 1391،ص75) 1) مدل رویدادی آلبرت شاپیرو[138] (1975): او پیشنهاد داد که بیش از آنکه بر فرد کارآفرین تمرکز صورت گیرد باید به ” رویداد کارآفرینی” توجه نشان داد در برگیرنده موارد زیر است (سلجوقی، 1389، ص 45): -ابتکار : یک فرد یا گروه ، ابتکاری را انجام می دهد. - سازمان : منابع لازم در یک سازمان شناسایی و در جهت برآروده کردن اهداف به کار گرفته می شوند. - مدیریت اجرایی : مدیران مبتکر که اداره سازمان را بر عهده می گیرند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۵-۴ توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب برند مورد استفاده ۹۴ جدول ۶-۴ آزمون های مورد استفاده جهت آمار استنباطی ۹۴ جدول ۷-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر علاقه به محصول ۹۶ جدول ۸-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر احساس لذت از خرید ۹۷ جدول ۹-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر ابعاد نشانه ای ۹۸ جدول ۱۰-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر احتمال ریسک ۹۹ جدول ۱۱-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر اهمیت ریسک ۱۰۰ جدول ۱۲-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر منابع شناختی ۱۰۱ جدول ۱۳-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر جایگزینی ۱۰۲ جدول ۱۴-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر تعهد به برند ۱۰۳ جدول ۱۵-۴ نتایج آزمون نرمالیتی متغیر وابستگی ۱۰۴ جدول ۱۶-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر علاقه به محصول ۱۰۶ جدول ۱۷-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر احساس لذت از خرید ۱۰۷ جدول ۱۸-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر ابعاد نشانه ای ۱۰۸ جدول ۱۹-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر احتمال ریسک ۱۰۹ جدول ۲۰-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر اهمیت ریسک ۱۱۰ جدول ۲۱-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر منابع شناختی ۱۱۱ جدول ۲۲-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر جایگزینی ۱۱۲ جدول ۲۳-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر تعهد به برند ۱۱۳ جدول ۲۴-۴ نتایج آزمون نسبت متغیر وابستگی ۱۱۴ جدول ۲۵-۴ نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن بین متغیرهای علاقه و وفاداری به برند برند ۱۱۶ جدول ۲۶-۴ نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن بین متغیرهای احساس لذت و وفاداری به برند ۱۱۹ جدول ۲۷-۴ نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن بین متغیرهای ابعاد نشانه ای و وفاداری به برند ۱۲۲ جدول ۲۸-۴ نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن بین متغیرهای احتمال ریسک و وفاداری به برند ۱۲۵ جدول ۲۹-۴ نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن بین متغیرهای اهمیت ریسک و وفاداری به برند ۱۲۸ جدول ۳۰-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های درگیری ۱۳۱ جدول ۳۱-۴ رتبه بندی متغیر های درگیری مشتری ۱۳۱ جدول ۳۲-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های علاقه به محصول ۱۳۱ جدول ۳۳-۴ رتبه بندی شاخص متغیر علاقه به محصول ۱۳۲ جدول ۳۴-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های لذت ۱۳۲ جدول ۳۵-۴ رتبه بندی شاخص متغیر احساس لذت از خرید ۱۳۲ جدول ۳۶-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های ابعاد نشانه ای ۱۳۳ جدول ۳۷-۴ رتبه بندی شاخص متغیر ابعاد نشانه ای ۱۳۳ جدول ۳۸-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های احتمال ریسک ۱۳۳ جدول ۳۹-۴ رتبه بندی شاخص متغیر احتمال ریسک ۱۳۳ جدول ۴۰-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های اهمیت ریسک ۱۳۴ جدول ۴۱-۴ رتبه بندی شاخص متغیر اهمیت ریسک ۱۳۴ جدول ۴۲-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های وفاداری به برند ۱۳۴ جدول ۴۳-۴ رتبه بندی متغیر عناصر وفاداری به برند ۱۳۴ جدول ۴۴-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های منابع شناختی ۱۳۵ جدول ۴۵-۴ رتبه بندی شاخص متغیر منابع شناختی ۱۳۵ جدول ۴۶-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های جایگزینی ۱۳۵ جدول ۴۷-۴ رتبه بندی شاخص متغیر جایگزینی ۱۳۶ جدول ۴۸-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های تعهد به برند ۱۳۶ جدول ۴۹-۴ رتبه بندی شاخص متغیر تعهد به برند ۱۳۶ جدول ۵۰-۴ نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیر های وابستگی ۱۳۷ جدول ۵۱-۴ رتبه بندی شاخص متغیر وابستگی ۱۳۷ جدول ۴۱-۴ رتبه بندی شاخص متغیر های درگیری مشتری ۱۴۵ فهرست منابع به کار رفته در تحقیق فهرست منابع فارسی ۱۵۳ فهرست منابع لاتین ۱۵۳ فصل اول کلیات تحقیق
مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- کانادا : - مرتبط ساختن اجرای سیاست ها و نتایج بدست آمده. - اندازه گیری معنی دار نتایج براساس یک شاخص واحد. - بودجه یک ساله انجام می گیرد در حالی که نتایج آن ممکن است بیش از یک سال به دست آید. - نتایج ممکن است حاصل از یک فعالیت دولت نباشد و چند فعالیت منجر به یک نتیجه واحد شود. - عدم توازن در ارائه گزارشات مالی به دلیل طبیعت نظام پارلمانی و گرایش دستگاه ها به گزارش عملکردهای مطلوب و عدم گزارش مشکلات. ۲- تانزانیا : - اگرچه اصلاحات انجام شده در زمینه مدیریت و بودجه ریزی مبتنی بر نتایج مرتبط با یکدیگر بوده اند، لیکن این ارتباط برای همگان آشکار نبوده است. اصلاحات در زمان های مختلف به اجرا درآمده و هماهنگی آنها بر عهده سازمانهای مختلفی بوده که خود را متولی امر دانسته ویک هماهنگ کننده عمومی وجود داشته است.
 - انگیزه ها و ابزارهای اجرایی متفاوت عامل اصلاحات بوده اند که باید هرکدام شناسایی شوند. - اصلاحات عمدتا” از سوی تکنوکرات ها رهبری می شوند و سیاستمداران نقش زیادی درآن ندارند. اگرچه تمایل سیاسی برای اصلاحات وجود دارد. ۳- آمریکا : - ارزشیابی برنامه(به زعم تلاش ها در زمینه عرضه و تقاضای این ارزشیابی هر دو وضعیت بوده است). - تشخیص هزینه های برنامه های اجرایی بودجه - استقرار گزارش گیری مناسب(تعداد کمی از دستگاه های اجرایی مجهز به نظام خودکار به هم پیوسته اطلاعات هزینه و اهداف برای گزارش گیری عملکرد می باشند. ۴- اوگاندا : - زمینه دستیابی به نتایج به دلیل محدودیت ظرفیتهای بخش دولتی بسیار محدود است. این محدودیت ها هم در زمینه بودجه ریزی و هم برنامه ریزی وجود داشته است. - دنبال کردن هدف های اقتصادی، با توجه به حجم بدهی ها سرعت حرکت به سوی نتایج توسعه را کاهش داده است. - انتخاب شاخص های عملکرد برای اهداف یکی از مشکلاتی بوده که باعث طولانی شدن فرایند اصلاحات شده است. ۵- انگلیس : - تنها مانع برسر راه اجرای برنامه اصلاحات از سال۱۹۹۸ مخالف های حزب مخالف دولت بوده است. - گزارش های ارزشیابی حاکی از بهبود ارتباط بین دولت مرکزی، دولتهای منطقه ای و سازمانهای ناحیه ای بوده است. - نظام حسابداری برنامه نیاز به بازبینی دارد. ۶- هلند : - اسناد بودجه براساس نظام جدید مقایسه بین اهداف مورد نظر عملکرد وآشکار کردن نقاط ضعف را بسیار ساده نموده که همین امر باعث ایجاد یک ساز و کار دفاعی در مقابل نظام جدید از سوی بعضی مدیران شده است. مدیرانی که نمی خواهند کارشان در معرض ارزشیابی قرار گیرد سعی می کنند به بهانه های مختلف خود را مستثنی نمایند. ۷- مصر : - مهم ترین چالشی که کارشناسان در طرح های نمونه با آن روبرو هستند تهیه مجموعه شاخص های عملکردی است که بتواند به وزارت خانه های دارای فعالیتهای نسبتاً بزرگ به کار برده شود. - مشکل تسری اقدامات انجام شده در وزارت خانه های نمونه به سایر دستگاه های اجرایی در دست بررسی است. ج) تجربیات(درس های) حاصل از اجرای بودجه عملیاتی ۱- کانادا : - با نشستن و بحث کردن راه به جایی برده نخواهد شد بلکه باید کار را شروع کرد زیرا تا زمانی که وارد عمل نشده، دستگاه های اجرایی تعهد دولت نسبت به اجرای نظام را باور نمی کنند. - نباید انتظار داشت که از همان اول نظام کامل و بدون نقص انجام شود. بلکه بین۵ تا۶ سال تلاش مستمر تمامی بدنه دولت را برای اجرای نسبتاً کامل نظام مورد نیاز است. زیرا همواره موانعی برسرکار وجود دارد یا به وجود خواهد آمد که باید به تدریج مرتفع و از سر راه برداشته شود. ۲- تانزانیا : - باید تلاش شود برنامه های مختلفی که برای انجام اصلاحات به عمل می آیند هماهنگی لازم را با یکدیگر داشته باشند. - انتخاب لازم برای فرایند اصلاحات و ایجاد انگیزه ها در این زمینه باید انجام شود. ۳- آمریکا : - لزوم استفاده از تجربه کشورهای دیگر در زمینه اجرای این نظام، در کاربرد این نظام در آمریکا از تجربیات کشورهای استرالیا، کانادا، نیوزیلند و انگلیس استفاده شده است. - در بودجه ریزی بر مبنای عملکرد باید هماهنگی با سایر برنامه های توسعه کشور به اجرا درآید. - اجرای این نظام نیازمند ارتباط بیشتر بین منابع و نتایج است. ۴- اوگاندا : - متقاعد ساختن رهبران سیاسی در خصوص نتایج هدف های برنامه های توسعه ملی - اگرچه مهم ترین بخش بودجه را کمکها تشکیل می دهند. فرایند تخصیص منابع طرح های سرمایه گذاری به منظور افزایش کارایی لزوماً در جهت تحقق نتایج هدف ها صورت می گیرد. - استقرار یک نظام کنترل و ارزشیابی کارآمد برای حصول اطمینان از موفقیت آمیز بودن روند اصلاحات از اهمیت زیادی برخوردار است. ۵- انگلیس : - قبل از هدف گذاری مشورت های لازم باید به عمل آید. - هدف گذاری باید برای دوره میان مدت و بلند مدت انجام گیرد.استراتژی های بلند مدت و کوتاه مدت به دستگاه ها امکان می دهد برنتایج عملکرد متمرکز شوند و از عکس العمل کوتاه مدت جلوگیری می نمایند. - همین اندازه گیری نباید دست کم گرفته شود.اندازه گیری برخی از نتایج مشکل است.با این وجود باید کوشش شود این نتایج اندازه گیری شوند واز محاسبه محصولات واسطه باید خوداری نمود. - از تعداد شاخص های عملکرد باید خوداری کرد. - کار را نباید خیلی پیچیده کرد، نظام باید تا حد امکان ساده طراحی شود. - اجرای کامل نظام یک فرایند بلند مدت است، نباید انتظار داشت در کوتاه مدت نتیجه دهد. - استقرار نظام تشویق و تنبیه ضروری است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف: درک رفتار تماشاچیان: برخی هواداران فقط به این دلیل به میدان بازیها میروند که میخواهند مصاف تیم محبوبشان راببینند. این طرفداران به تیمشان وفادارند و با برد و باخت تیمشان متاثر میشوند و تحت هر شرایطی خودسان را به محل مسابقه میرسانند. این گروه کالاهای تجاری تیمشان را خریداری می کنند و از تاریخچه تیمشان دفاع می کنند. گروهی دیگر از طرفداران وجود دارد که فقط از تیم برنده حمایت می کنند. این گروه به طرفداران قهرمان معروفند. این گروه تا حدودی مثل طرفداران احساساتی هستند و هیجانات خود را در مسابقات صرف می کنند. وابستگی این گروه تحت تاثیر نتایج تیم مورد نظر تعقیر می کند. این گروه تا تیمشان میبازد از نظرها پنهان میشوند. گروه سوم طرفداران منزوی هستند که علاقه شان به بازی و تعهدسان به تیم قوی هستند اما حضور دائمی در میدان مسابقه ندارند. این گروه خودرای هستند و ظاهرا به تیم وفادار هستند و چنانچه تحت تاثیر اطرافیان و رسانه ها قرار گیرند میتوانند به تماشاگران احساساتی تبدیل شوند. گروه دیگری هم هستند که بطور بارزی طرفدار یک تیم هستند و در صحنه مسابقات حضور مییابند اما نه بشدت احساساتی ونه منزوی هستند ما این گروه را علاقه مندان ورزش مینامیم. این گروه به دنبالتجربههای لذت بخش از حضور در ورزشگاه هستند. برای این گروه مهم است که خدمات استادیوم مناسب باشد، بازیکنان از بین ستارهها باشند و محل استقرارشان راحت باشد. گروه آخر هواخواهان هستند این گروه هم به مسابقات هیجان انگیز و بازیکنان معروف علاقه مند هستند. این گروه برخلاف علاقه مندان به ورزش، به دلیل وابستگی به تیم در محل مسابقه حضور دائم دارندبا توجه به خصوصیات افراد در هر طبقه متوجه میشویم که علی رغم این که همگی برای تماشای مسابقه در ورزشگاه حاضر میشوند اما انگیزه ها و مشوقها در هر گروه مختلف است و بازاریابان ورزشی با توجه به انگیزهای موثر در هر گروه میتوانند برنامه ریزی خود را تدوین کنندتا امکان جذب افراد بیشتر را به صحنه مسابقات و رویداد ورزشی مهیا کند. جدول ۳٫۲ گروه های مختلف هواداران ورزشی، انگیزها و رفتار آنها را به مختصر نشان میدهد. (کشکر، ۱۳۹۰).
 جدول ۳٫۲٫ گروه های مختلف هواداران ورزشی، انگیزها و رفتار آنها
| هواخواهان |
بدنبال عملکرد کیفی است |
به مسابقه متعهد است نه تیم گرچه معمولا تیمی برایش ارجعیت دارد بطور معمول در محل مسلبقه حضور دارد بر زیبایی بازی تاکید دارد |
| علاقه مندان ورزش |
به دنبال سرگرمی و نتیجه نزدیک است |
باخت مکرر باعث بی علاقگی او تنها به تیم می شود ممکن است در مسابقات دیگر حضور یابد |
| طرفداران احساسی |
خواهان برد تیم |
متعهد به تیم باخت مکرر از تعهد او نمیکاهد به شدت با برد و باخت تیم هویت مییابد |
| طرفداران قهرمان |
خواهان برد تیم |
تعهد کوتاه مدت تعهد بستگی عملکرد تیم دارد همیشه تعهد این گروه به معنای حضور نیست |
| طرفداران منزوی |
خواهان برد تیم |
هویت قوی اما حمایت پنهان |
ب: عوامل خارجی اثر گذار برهوادار ورزشی: نوع رشته ورزشی: رشته های مختلف ورزشی انواع مختلفی از هواداران را به خود اختصاص می دهند و هواداران مختلف با عوامل مختلف برانگیخته میشوند. هواداران رشته های ورزشی انفرادی احتمالا با علاقه به یک ورزشکار خاص دارای انگیزه میشوند. در مقایسه با ورزشهای تیمی در آن هواداران به دلیل احساس تعلق به تیم انگیزه مییابند. توازن و عدم اطمینان: بسیاری از تماشاچیان وقتی احساس می کنند که نتیجه بازی غیر قابل پیش بینی است تمایل بیشتری برای حضور دارند. وقتی تعادلی بین تیمها نیست و نتیجه از قبل مشخص است تمایل برای حضور کاهش پیدا می کند. (کشکر، ۱۳۹۰) احتمال برد: بسیاری از افراد با وجود اینکه میدانند نتیجه مسابقه چیست ولی به شدت تمایل دارند در ورزشگاه حضور داشته باشند چون از برد تیم خود لذت میبرند ورزشگاه: ویژگیهای ورزشگاه تاثیر زیادی در حضور تماشاگران داردچنانجه ورزشگاه دارای خدمات مناسب، صندلی راحت، رنگ آمیزی خوب، پارکینگ مناسب و. . . باشد احتمال جذب تماشاگران بیشتر است وضعیت هوا: شرایط هوا از دو نظر می تواند بر حضور تماشاگران اثر بگذارد: ۱-کیفیت مسابقه وجایگاه استقرار تماشاگران. زمین پر آب نه تنها باعث نارضایتی و ناراحتی تماشاگران می شود بلکه موجب کندی بازی می شود. هوای خوب نیز می تواند باعث عدم حضور تماشاگران شود چون افرادی که به دنبال سرگرمی هستند ترجیح می دهند به سرگرمی روی آورند قیمت: قیمت قابل قبول می تواند تا حدودی بر تصمیم حضور تماشاگران اثرگذار باشد. سطح درآمد: سطح درآمد تماشاگران تاثیر مستقیمی برانتخاب نوع فعالیت اوقات فراغت آنها دارد. چنانچه درآمد تماشاگران افزایش یابد اغلب حضور آنها در رویداد ورزشی کاهش پیدا می کند. معمولا درآمد بیشتر بدین معنا است که گزینه های بیشتری برای گذراندن اوفات فراغت دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳/۷)۲۷/۱۳
(۱/۴)۴۶/۵
گروه مختلط
(۳/۸) ۶/۱۶
(۴۲/۴)۷۵/۶
فصل پنجم بحث و نتیجهگیری مقدمه در این فصل براساس فرضیه ها و سوالهای فصلهای قبل نتیجهگیریهای پژوهشی ارائه شد و درباره تبیین ها، ارتباط یافته های این پژوهش با سایر پژوهشها، محدودیت ها و کاربردهای عملی یافته ها بحث شده است. در پاسخ گویی به هر سوال و فرضیه یافته های بخش های کمی و کیفی درهم ادغام شده اند. بحث سوال اول ۱.ماهیت و معنای خودآسیب رسانی در نزد نوجوانانی که سابقه این رفتارها را دارند به چه صورت است؟ براساس یافته های بخش کیفی خودآسیب رسانی در نزد نوجوانان معادل رفتارهایی مثل خودزنی و خودجرحی یا خودسوزی است. اقدام خودکشی معمولاً معنای خود آسیب رسانی را در نزد نوجوانان ندارد و اقدام خودکشی در نزد نوجوانان براساس نوع روش و انگیزه های روان شناختی از خودآسیب رسانی متمایز میشود. نوجوانان در تعریف اقدام خودکشی، آن را براساس شیوه آسیب به خود مثلاً از طریق قرص خوردن یا براساس انگیزه روانی مثل رها شدن و به پایان رساندن مشکلات خانوادگی غیرقابل حل تعریف میکردند و خودآسیب رسانی را راهی برای رسیدن به انگیزه های روان شناختی زنده نگهدارنده مثل غلبه بر تعارضهای اجتماعی، آرام شدن،رهایی از عصبانیت، تخلیه تنش و به حساب آمدن در گروه همسالان با خودجرحی تعریف میکردند. از این روی به نظر میرسد اعتبارپژوهش هایی که خود جرحی را از اقدام خودکشی جدا کرده اند (در این پژوهشها برای اشاره به خودجرحی از واژه خودجرحی بدون خودکشی NSSI استفاده میشود) بیشتر از پژوهشهایی است که این دو رفتار را با یک عنوان( یعنی خودآسیبی عمدی DSH) بررسی میکنند. با این حال حذف پسوند “بدون خودکشی” به این معنا نیست که افکار یا میل به اقدام خودکشی در این نوجوانان وجود ندارد؛ زیرا یافته های بخش کمی نشان میدهد که بین وقوع خودجرحی و اقدام خودکشی رابطه وجود دارد و بیش از نیمی از افرادی که خودجرحی میکنند، سابقه اقدام خودکشی به روش های دیگری مانند خودمسمومسازی را نیز دارند.
 دو مضمون اصلی مصاحبهها این بود که افراد با خودآسیبرسانی قصد انتقال یک پیام اجتماعی را داشتند و در زمان انجام این کار دچار حالت های هیجان شدیدی می شدند. براساس یافته های بخش کیفی می توان بیان کرد که تعارض های بین فردی با مراجع قدرت برانگیزاننده اصلی استفاده از رفتارهای خودآسیب رسانی است و نوجوانان از طریق خودآسیب رسانی پیامی اجتماعی را منتقل میکند که هر چند با درد و خطر همراه است اما به دلیل شرایط موقعیتی آزاررسان تنها راهبرد رهایی بخش است. این یافته همخوان با پیش بینی های مدل چانه زنی و پیغام دهی خودآسیب رسانی (هاگان،واتسون و همرستاین،۲۰۰۸) است. براساس این مدل، تعارض با چهره های اجتماعی مهم زندگی باعث می شود فرد رو به رفتارهایی مانند خودآسیب رسانی آورد که هر چند هزینه بالایی برای سلامتی خودش دارد؛ اما دارای یک فایده اجتماعی موثر و به صرفه است. همچنین الگوی خودآسیب رسانی نوجوانان ایرانی براساس مدل چهار عملکردی FFM(ناک و پرینستین،۲۰۰۴) با الگوی کسب تقویت منفی اجتماعی همخوانی دارد. حالتهای هیجانی که در خودآسیب رسانی وجود دارد ممکن است یا بخشی از فرایندهای همبسته با انتقال پیام اجتماعی مرتبط با خودآسیب رسانی باشند و یا این که ناشی از مشکلات نقایص تنظیم هیجانی باشند. یافته های بخش کمی بیان می کنند که این تجارب هیجانی دارای ماهیت نابهنجار هستند و ناشی از نقص کنترل تکانه است. با این حال با توجه به کارکرد سازمان بخشی که خودجرحی برای نوجوان دارد به نظر میرسد آنها این رفتار را به عنوان همخوان با خود در نظر می گیرند. اگرچه در تشریح نشانگان خودجرحی عمدی به وجود اشتغال ذهنی[۷۹] درباره آسیب به خود اشاره شده است (میوهلکامپ،۲۰۰۵) اما یافته های بخش کیفی مطالعه حاضر تنها در تعداد کمی از نوجوانان این ویژگی را تایید می کند، در واقع الگوی غالب خودآسیب رسانی اجتماعی در نوجوانان ایرانی شبیه رفتاری اعتراضگونه نسبت به افرادی است که هم منبع عشق و هم تنفر هستند. در پژوهشهایی که تا کنون درباره خودآسیب رسانی انجام شده است بیشتر به جنبه های درون فردی و به ویژه مساله نقایص تنظیم هیجانی پرداخته شده است؛ اما یافته های کیفی این پژوهش نشان داد که معنای اجتماعی این رفتار برای نوجوانان ایرانی مهمتر از معنای درون فردی است و از خود آسیبرسانی مستقیم به شکل خودجرحی در اغلب موارد برای رهایی از فشارهای موقعیتی و انتقال یک پیامی که بیشترین اثرگذاری را بر روی دیگران داشته باشد، استفاده میکنند. یکی دیگر از پیام های اجتماعی مرتبط با خودجرحی ابراز عشق و یا قدرتمندی است. نوجوانان بزهکار بیشتر برای ابراز قدرت به همسالان از این شیوه استفاده میکنند و احتمال دارد از این شیوه برای پذیرش و سرگروه شدن در بین همسالان استفاده کنند. در پژوهشی کیفی بر روی نوجوانان حاضر در یک مرکز بهداشت روانی اقامتی در آمریکا یکی از انگیزههای اصلی اجتماعی خودجرحی رسیدن به جایگاهی بالا در گروه همسالان شناسایی شد؛این افراد برخلاف افرادی که با هدف توجه طلبی این کار را انجام میدادند از نظر سایر نوجوانان به عنوان خود آزارگرهای اصیل یا آرمانی به حساب میآمدند؛این نوجوانان برای رسیدن به این مقام و جایگاه، خودآزاری شان شدیدتر بود و تا حدود زیادی به صورت نامعلوم و پنهانی این عمل را انجام می دادند(کراچ و رایت،۲۰۰۴). اگر چه خودجرحی قدرتبخش ممکن است موجب زخمی شدن بافتهای سطحی بدن شود اما عملی است در جهت خودافزایی و ارتقای سطح و جایگاه اجتماعی. اگر چه در طبقه بندی ها این نوع خودآسیب رسانی به عنوان خودآسیب رسانی مستقیم در نظر گرفته شده است؛ اما شباهت آن به خودآسیبرسانی غیر مستقیم بیشتر است. خودآسیب رسانی با هدف ابراز عشق و قدرت ممکن است به رفتارهای که به آنها تعدیل بدن[۸۰] میگویند، شبیه باشد. رفتارهایی مانند خالکوبی کردن یا اعمال آیینی مذهبی که دارای جنبه های نمایشی، نمادین و فرهنگی هستند. از یک جهت بین این نوع خودآسیب با رفتارهای تعدیل کننده بدن شباهت وجود دارد؛ زیرا هر دو رفتار با هدف نشان دادن ابراز تعلق هویت به خرده فرهنگ های خاصی انجام می شود اما از جهت دیگر بین دو رفتار این تفاوت وجود دارد که معمولاً این اعمال از سوی فرهنگ غالب در جامعه غیراجتماعی محسوب میشود و با انگانگاری همراه است. معمولاً در بیشتر نوجوانان هر دو شکل خودآسیب رسانی وجود دارد ولی شروع خودآسیب رسانی در پسران در هر دو گروه آزاردیده یا بزهکار در یک بافت اجتماعی و با هدف همرنگی با همسالان یا نشان دادن برتری و قدرت شخصی به سایرین انجام میشود. دختران بیشتر با هدف رهایی از هیجان های ناخوشایند و حفظ یک رابطه خودآسیب رسانی می کنند و خودآسیب رسانی قدرت بخش به ندرت در دختران وجود دارد. احتمالاً اولین برداشت ذهنی و ادراکی که افراد عادی از خودجرحی دارند تجربه نوعی احساس درد است اما در هیچ از مصاحبهها از این که این عمل، عملی دردآور است سخنی به میان نیامد. خودجرحی نوعی زخم شیرین یا زخمی بی درد است که در خود شفای درونی به همراه دارد. بدن قربانی ذهن می شود تا از طریق آسیب دیدن التیام کسب شود یا هدفی اجتماعی حاصل شود. یافته های آزمایشگاهی نیز بالاتر بودن آستانه درد را در نوجوانان خودجرحی کننده تایید کرده است(جرمین و هولی، ۲۰۱۳). البته این پدیده فیزیولوژیک را باید براساس نقشی که خودآسیب رسانی در انتقال پیامی موثر در موقعیت بی اعتبارساز دارد در نظر گرفت. یعنی عدم حساسیت نوجوانان به درد خودجرحی یک ویژگی وابسته به موقعیت است و نباید آن را یک صفت پایدار در نظر گرفت؛ چه اینکه یافته های جرمین و هولی در سال ۲۰۱۴ نشان داده است گوش دادن به یک مداخله شناختی متمرکز بر افزایش حس خودارزشمندی از میزان تحمل درد این گروه از نوجوانان کم میکند. با این حال یافته های بخش کمی نشان میدهند خودانتقادی متغییری مهم به عنوان پیش بینی کننده فراوانی خودآسیب رسانی است و این یافته بدین معناست که در عدم حساسیت به درد باورهای منفی و انتقادگرانه ای که نوجوان درباره خود دارد نیز تا اندازه ای موثر است. مضامینی که در مصاحبهها شناسایی شد مشابه یافته های هیل و دالاس (۲۰۱۱) و کراچ و رایت(۲۰۰۴)است. در هر دو مطالعه مضمون اصلی مصاحبه های نوجوانان خود آسیب رسان درباره انجام خودآسیب رسانی با هدف رهایی از هیجان های منفی مثل خشم و تبعیت از همسالان گروه های اجتماعی بود. با این حال در مطالعه کیفی دیگری که در کشور فنلاند به صورت اینترنتی درباره معنای این رفتار انجام شد انگیزههایی مانند شیطان پرستی، پیروی از خرده فرهنگ گوتیک در آنها شناسایی شد( کراچ و رایت،۲۰۰۴). مطالعاتی که به صورت بین فرهنگی خودآسیبرسانی را بررسی کردهاند بسیار اندک است. تنها در برخی مطالعات انجام خودآسیب رسانی در زنان و دختران آسیایی که به کشورهای غربی مهاجرت کرده بودند بررسی شد و نتایج این مطالعات نشان داده است در زنان آسیایی در مقایسه با زنان متولد انگلستان که در اثر خود مسموم سازی بستری شده بودند احتمال سابقه قبلی اقدام خودکشی، تشخیص های محور اول و دوم در گروه دوم بیشتر بود ولی در نمونه آسیایی تعارض های فرهنگی و فشار خانوادگی از سوی خانواده برای رعایت آداب و سنت قدیم نقش مهم تری در ایجاد این رفتار داشت(مری و اونز، ۱۹۸۶). همین یافته درباره مقایسه خودمسموم سازی و رفتارهای شبه خودکشی در گروه نوجوانان آسیایی و انگلیسی به دست آمده است و مشخص شده است که در نوجوانان آسیایی نقش تعارض های فرهنگی در پدیدایی این رفتارها بیشتر است (بسویاس، ۱۹۹۰ ؛ هندی، کیترماهان، بلارد، سیلوریا، ۱۹۹۱ به نقل از مری و اونز، ۱۹۸۶ ). همچنین یافته های بخش کمی مربوط به انگیزه های خودآسیب رسانی نشان داد که سهم انگیزههای اجتماعی و بین فردی از انگیزه های فردی بیشتر است. این یافته نیز از یافته های قبلی (یو، لین، لئونگ ۲۰۱۳) که نقش انگیزههای اجتماعی را در فرهنگهای آسیایی بیشتر از اروپایی بودند حمایت میکند. بنابراین یافته های مطالعه حاضر همسو با یافته های بین فرهنگی خودآسیب رسانی از این مساله که ماهیت معنا و انگیزه های خودآسیب رسانی وابسته به فرهنگ و شرایط اجتماعی است حمایت میکند. براساس مضامین مصاحبهها خود آسیبرسانی را در سطوح اجتماعی، آسیبشناسی مرضی، و تحولی میتوان بررسی کرد. در سطح اجتماعی میتوان آن را در بین گروه نوجوانان بزهکار عملی برای دسترسی به جایگاه اجتماعی بالاتر در بین همسالان در نظر گرفت. همین طور در بین کودکان آزاردیده زخم های خودآسیب رسانی راهی است برای ابراز غیرمستقیم اعتراض و روشی برای کنترل محیط اجتماعی آزارگر. تاثیر پذیری از همسالان به عنوان یک عامل اجتماعی در گروه های دوستان از عوامل علت شناسی اصلی در یادگیری خود آسیبرسانی به عنوان یک رفتار جدید در دوره نوجوانی به حساب میآید. هم یافته های کیفی و هم یافته های کمی (براساس مدل اکتشافی خودجرحی و مدل برازششده خودجرحی درشکل ۸ نقش تاثیرپذیری از همسالان را به عنوان یک متغییر اجتماعی مهم در خود آسیب رسانی تایید میکنند. شروع خودآسیبرسانی در سطح اجتماعی نوعی رفتار خطرجویانه جدید دوره نوجوانی به حساب می آید که تحت تاثیر الگوهای همسالان آموخته میشود اما تداوم خود آسیب رسانی نوجوانان در پژوهش حاضر نشانه اعتراض اجتماعی است؛ اعتراض برای رهایی ، اعتراض برای به حساب آمدن و اعتراض برای مورد توجه قرار گرفتن. مهمترین عامل این اعتراض وجود فضای آزار هم در محیط خانوادگی آزاررسان و هم ویژگی های آزاررسان درخرده فرهنگ هایی است که آنها متعلق به آن هستند. براساس فرضیه پیام رسانی اجتماعی[۸۱] (ناک،۲۰۰۸) خودجرحی به دلیل اینکه رفتاری ضربه زننده به خود و پرهزینه[۸۲] برای خود فرد است می تواند در نقش یک ابزار اجتماعی ویژه عمل کند و نوعی اعتراض به حساب می آید که شانس رسیدن به یک هدف در روابط اجتماعی را بیشتر میکند. نقش خودآسیب رسانی به عنوان راهبردی برای اعتراض در گروه و انتقال پیام اجتماعی تاثیرگذار هم در مطالعات آزمایشی روی حیوانات و هم نمونه های انسانی گزارش شده است. براساس آزمایشهایی که در حیوانات انجام شده است، هر چقدر حیوانات از رفتارهای پرهزینه بیشتر استفاده کنند میزان مقبولیت و تاثیرشان در سایر همنوعان بیشتر است زیرا این رفتارها بیشتر احتمال دارد به عنوان یک پیام صادقانه تفسیر شوند (ودیگ و ناک،۲۰۰۷ به نقل از ناک،۲۰۰۷) همچنین در تایید نقش خودجرحی به عنوان راهبردی برای اعتراض اجتماعی یافته ها روی زنانی که در معرض خشونت خانگی قرار گرفته اند نشان می دهد این گروه با فراوانی و شدت بیشتری خود آسیب رسانی آگاهانه انجام میدهند (جک کوایر، هلموت،سولیوان،۲۰۱۲) علاوه بر این نقایص حل مسائل اجتماعی یکی از علت شناسی های خودجرحی در نوجوانان بزهکار است؛ مقایسه شیوه های حل مسائل اجتماعی در در دو گروه نوجوانان خودجرحی کننده و گروه کنترل نشان داده است از لحاظ تعداد راه حل های احتمالی برای یک موقعیت بین دو گروه تفاوت معنیداری وجود ندارد اما راه حلهای نوجوانان خود جرحی کننده برای حل کردن مسائل اجتماعی ناسازگارتر است و معمولاً آنها به راهحلهای خودشان اعتماد ندارند (ناک و مندز،۲۰۰۸). در سطح آسیب شناسی روانی براساس یافته های کیفی و کمی این نتیجه قابل بیان است که خودجرحی نشانه ای است که با سایر رفتارها خودآسیب رسان غیرمستقیم همبودی دارد ولی همیشه نمی تواند به معنای وجود یک اختلال شخصیت مرزی باشد، به ویژه در افرادی که برای رهایی از یک موقعیت اجتماعی آزاردهنده متوسل به این رفتار نمادین میشوند. یافته های بخش کمی پژوهش حاضر نیز نشان داده است از بین مهارت های تنظیم هیجانی نقص در کنترل تکانه قویترین پیشبینیکننده خودآسیب رسانی است. نوجوانان خودجرحی کننده نقص کنترل تکانه دارند؛ اما این نمی تواند به این معنا باشد که میتوان آن ها را با تشخیص اختلال کنترل تکانه NOS دسته بندی کرد. براساس یافته های بخش کیفی در اغلب مصاحبه ها روایت نوجوانان خودجرحی کننده با ویژگی های اختلال کنترل تکانه نامنطبق بود. برای مثال در تشریح اختلال کنترل تکانه به داشتن افکار، مشغولیت ذهنی و خیال پردازی های متمرکز بر آسیب رساندن به خود سخن گفته شده است ؛ در حالیکه تصمیم به انجام این عمل در نوجوانان اغلب در یک بافت اجتماعی و بدون مشغولیت ذهنی در این باره انجام میشود. البته یکی از ملاکهای تشخیص اختلال کنترل تکانه تعدد و تکرار این نوع رفتار است و ممکن است در افرادی که این نوع رفتارها به صورت تکرارشونده وجود دارد این تشخیص صادق باشد چه اینکه در برخی از نمونه های مورد بررسی که تعداد خودجرحی ها بیشتر بود این نوع تکانه های آسیب به خود که اغلب همراه با نگرشی مثبت نسبت به این رفتار همراه بود وجود داشت. در کل از مجموع یافته های بخش کمی و کیفی پژوهش حاضر می توان بیان کرد در صورتیکه استفاده از خودجرحی به صورت اجباری و با فراوانی زیاد باشد می توان آن را به عنوان یک نشانگان مستقل در نظر گرفت. نقایص کنترل تکانه و خودانتقادی بالا که در مطالعه حاضر در نوجوانان خودجرحیکننده به عنوان عوامل خطر اصلی شناسایی شد از لحاظ تحولی قابل بررسی است و با نقایص تحولی مرتبط است. براساس رویکرد تحولی هر نشانه مرضی رفتاری معنادار است که معنای آن را باید در روابط جاری نوجوان با محیط، در روابطی که با خود دارد و در تعارض های درونی شدهای که به صورت ساخت سازمان یافته اند جستجو کرد؛ ساختی که خود نیز با سازمان یافتگی شخصیت به عنوان یک کلیت در حال تحول مرتبط است(دادستان،۱۳۸۳). براساس یافته های بخش کیفی این پژوهش در اغلب شرکت کنندگان نشانه خودجرحی همراه با حداقل یک رفتار آسیب به خود غیرمستقیم، بزهکاری، سابقه اقدام خودکشی، تجارب جنسی زودهنگام، سوء مصرف مواد وجود داشت و این همبودی ها نشان از آن دارد که احتمالاً وقفه یا انحراف در تحول خودی یکپارچه کننده نقش اساسی در این اختلال دارد و احتمالاً آسیب به خود چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم نتیجه این نقص در تحول خویشتن است. الگوهای خانوادگی آزاررسان و بی اعتبار ساز احتمالاً مهم ترین عامل در این شکنندگی و پدیدایی خودآسیب رسانی است. مقایسه یافته های جمعیت شناختی خودآسیب رسانی نوجوانان ایرانی یافته های این مطالعه نشان داد تقریباً در ۵۰% از نوجوانان آزاردیده حداقل یک بار سابقه انجام یکی از انواع رفتارهای خودآسیب رسانی مستقیم وجوددارد. در مطالعه دیگری در ایران بر روی دختران دبیرستانی شیوع طول عمر خودزنی(بریدن بخشهایی از بدن با تیغ) ۱۲% گزارش شده است(پیوسته گر،۱۳۹۲). این تفاوت در میزان شیوع بین دو گروه ممکن است به علت تاثیر سابقه بدرفتاری در دوران کودکی باشد. شیوع طول عمر خودآسیب رسانی مستقیم در نوجوانان جمعیت عادی ۱۸٪ گزارش شده است (میوهلکامپ و همکاران ۲۰۱۲)؛ اما شیوع این رفتار در در نوجوانان با سابقه بدرفتاری اعم از آزار جسمی، جنسی، غفلت و آزار هیجانی در سایر کشورها بین ۲۴ تا ۴۰ در صد گزارش شده است (ناک، ۲۰۱۰). در مطالعهای در آمریکا بر روی نمونهای از نوجوانان با و بدون سابقه بدرفتاری دوران کودکی، شیوع انواع رفتارهای خودآسیب رسانی مستقیم در گروه با سابقه بدرفتاری دوران کودکی ۶۸% بود(ویریچ و ناک، ۲۰۰۸). براساس یافته های این مطالعه شیوع خودآسیب رسانی در نمونه ایرانی نزدیک به نمونه های خارجی است. فراوانی خود آسیبرسانی مستقیم در نوجوانان بزهکار ۵۴٪ (۳۹ نفر از ۷۱ نفر)است. در مطالعات دیگر بر روی بزهکاران همین نسبت ها به دست آمده است. مطالعه کانونهای اصلاح و توانبخشی آمریکا شیوع خودآزاری در میان نوجوانان بزهکار را ۴۰ درصد برآورد کرده است (پن،اسپوزیتو،اسکافر،فریتز،اسپریتو،۲۰۰۳). فروانی خود آسیبرسانی مستقیم در گروه نوجوانان با سابقه بدرفتاری دوران کودکی تفاوت معنی داری با گروه بزهکار نداشت. هر چند به صورت مستقیم در هیچ مطالعهای فراوانی خودآسیب رسانی مستقیم در دو گروه نوجوانان بزهکار و با سابقه بدرفتاری دوران کودکی مقایسه نشده است اما انتظار بر این بود که چون نوجوانان بزهکار خشم و هیجانهای ناخوشایندشان را بیشتر به صورت بیرونی ابراز میکنند ولی نوجوانان با سابقه بدرفتاری خشم و هیجانهای منفیشان را روی خودشان تخلیه میکنند، فراوانی خودآسیب رسانی در گروه آزاردیده بیشتر باشد. یک علت مهم این نتیجه ممکن است برابر نبودن و همگن نبودن ویژگیهای دو گروه باشد. فراوانی خود آسیبرسانی غیر مستقیم (۳۰٪) در کل دو نمونه بیشتر از خود آسیبرسانی مستقیم (۱۷٪) بود. این یافته ممکن است به این دلیل باشد که برخی از رفتارهایی که جزو خودآسیب رسانی غیرمستقیم طبقهبندی میشوند مثل مصرف مواد و رفتارهای خطرجویی به صورت هنجاری در همه نوجوانان دراین دوره افزایش مییابند. فراوانی خودجرحی در دختران بیشتر از پسران بود. این یافته همخوان با پژوهشهایی است که نشان دادهاند دختران به میزان بیشتری و با دفعات بیشتری از خودآسیب رسانی مستقیم به عنوان یک روش مقابلهای استفاده میکنند(پلنر، لیبال،کلر، فگرت،میوهلنکامپ، ۲۰۰۹؛ راث و هیت ، ۲۰۰۲). نتایج یک مطالعه طولی نیز نشان داده است ۳۷% از پسران که در ارزیابی مرحله اول رفتارخود آزاری داشتند در مرتبه دوم به صورت موقتی این رفتار را کنار گذاشته بودند؛ امّا این نرخ بهبودی موقتی برای دختران ۱۲% بود(لاند، لاند، رد، ۲۰۱۱). بنابر این احتمال دارد خودجرحی در دختران بیشتر حالت تکرارشونده و عادتی به خود بگیرد. همچنین شایعترین روش خودآسیب رسانی مستقیم، بریدن بخشهای بدن بود که در مطالعات نمونه خارجی نیز همین نتیجه تکرار شده است(کلونسکی و میوهلنکامپ، ۲۰۰۷). بحث سوال دوم چه عواملی در پدیدایی خودآسیب رسانی در نوجوانان نقش دارند؟ براساس یافته های بخش کیفی عواملی که در پدیدایی این رفتار نقش داشتند شامل دو دسته عوامل روانشناختی و اجتماعی بودند. عوامل روانشناختی شامل عواملی مانند آشفتگی هیجانی (خشم شدید و افسردگی)، نقایص حل مسئله، نقایص خودتسکین بخشی، وجود اختلالهای روانی همبود و نگرش مثبت به خود جرحی است. الگوگیری، خانواده نابهنجار، مصرف الکل، سوء مصرف مواد از جمله عوامل محیطی موثر در ایجاد خودجرحی است. بین این عوامل که توسط نوجوانان در مصاحبهها مشخص شدند و متغییرهایی که به عنوان پیشبینیکنندههای خودآسیبی در مدل بخش کمی برآورد شدند رابطه نزدیک وجود دارد. برای مثال نقایص تنظیم هیجانی و به ویژه نقص کنترل تکانه که در مدل کمی به عنوان یکی از پیشبینیکنندههای معنیدار خود آسیب رسانی شناسایی شد، در بخش کیفی نیز معادل آن تحت عنوان عدم تحمل هیجانهای منفی در مصاحبه های نوجوانان شناسایی شد. همین طور نقص خود تسکین بخشی متضاد خودانتقادی است که در مدل کمی به عنوان یک عامل واسطه ای نقش داشت. درباره عوامل همسالان هم الگوگیری در مدل کمی در قالب الگوگیری از همسالان از جمله متغییرهای تعدیل کننده رابطه نقایص تنظیم هیجانی و خودجرحی شناسایی شد. از جمله عواملی که در بخش کیفی توسط نوجوانان به عنوان علت خودآسیب رسانی مشخص شد ولی در بخش کمی در نظر گرفته نشده بود نگرش مثبت به خودجرحی بود. این عامل در نوجوانان بزهکار نسبت به نوجوانان آزار دیده نقش بیشتری در پدیدایی و تداوم خود جرحی دارد. همان طور که در مدلی که براساس تحلیل محتوایی روایت های نوجوانان از خودجرحی در فصل چهار ارائه شده است خودجرحی مانند سایر پاسخهای هیجانی در یک تعامل واقعی یا خیالی ظاهر میشود. موقعیتهای تعاملی که راه انداز خودجرحی هستند معمولاً از جنس تعارض با والدین، تعارض با همسالان و دوستان جنس مخالف یا دوستان صمیمی و نزاع و دعوا است و موقعیتهای خیالی راه انداز خودجرحی بازگشت خاطرات گذشته از روابط پیشین با والدین یا دوستان است. در واکنش به این موقعیت نوجوانان دارای سابقه خودجرحی دچار آشفتگی هیجانی میشوند که به دو صورت خشم و افسردگی است. آشفتگی هیجانی معمولاً از روی سرخوشی و حالاتی که در اختلال خلقی دو قطبی مشاهده می شود، نیست و ماهیت این آشفتگی هیجانی به صورت یک واکنش افراطی به یک موضوع ناخوشایند است. خشم نوجوانان در این موقعیت ها بسیار زیاد است که واژه تکانشوری تنها بخشی از این واقعیت را بر میتاباند. خشم به شدت و به سرعت گرایش به انجام عملی فوری را در نوجوان برای رهایی از این آشفتگی به وجود میآورد. هرچند آشفتگی هیجانی خشم و افسردگی همبسته یا جزیی از مراحل خودجرحی هستند اما نوجوانان در توصیف از خودجرحی این هیجان ها را علت خودجرحی می دانند. یافته های تجربی نیز از پایین بودن آستانه تحمل ناکامی هیجانی در این گروه از نوجوانان حمایت میکند؛ برای مثال در پاسخ به استرس مصنوعی در هنگام انجام یک آزمون ساختگی، پاسخهای گالوانیکی پوست شدیدتری نسبت به نوجوانان گروه کنترل نشان دادهاند(ناک و مندز،۲۰۰۸). همچنین لینهان(۱۹۹۳) در نظریه علت شناسی اختلال شخصیت مرزی نیز به نقش آشفتگی هیجانی که ناشی از سطح پایین سروتونین است تاکید کرده است. اغلب نوجوانان خودجرحی کننده به خودجرحی به صورت یک رفتار وسیله ای برای کاهش خشم مینگرند؛ یعنی راهی برای آرام شدن و رهاشدن از فشار خشم. در پاسخ به این که چرا خشم به سمت دیگران ابراز نمی شود و بر روی بدن جهت داده میشود هم عوامل روان شناختی و هم مرتبط با همسالان نقش دارد. یکی از عوامل روانشناختی نقص حل مساله است. نوجوانان خودجرحی کننده در ارزیابی موقعیت دچار مشکل هستند. دخترها بیشتر از خودجرحی به عنوان روشی برای حل مسائل و رسیدن به هدف های پایمال شده شان استفاده می کنند. استفاده از خودجرحی برای حل مسئله همخوان با نظریه پیامرسانی ( هاگن، واتسون، همرستاین ، ۲۰۰۸ ؛ناک،۲۰۰۷) است. براساس این نظریه باید گفت ممکن است خودجرحی در موقعیت هایی که این نوجوانان در آن به سر میبردند ( خانواده های از هم پاشیده و با والدین نابهنجار) نسبت به سایر روش های حلمساله تاثیر کمتری داشته باشد و استفاده از این روش هیجانمدار ممکن است تنها روش بهنجار و ایثارگرایانهای برای حل مسائل باشد. نوع دیگری از آشفتگی هیجانی که زمینهساز خودجرحی میشود، تجربه خلق افسرده است. خلق افسرده محصول واکنش نوجوانان به خاطرات تعامل های گذشتهاست. البته افسردگی در اقلیتی از این گروه از نوجوانان که خودجرحی همراه با سابقه اقدام خودکشی دارند نقش بیشتری دارد. یکی دیگر از علل خودجرحی از نظر نوجوانان میل به آرام شدن و تسکین یافتن خود بود. این نوجوانان برعکس نوجوانان پرخاشگر که خشم شان را به محیط بیرون جهت دهی می کنند و از این طریق آرام می شوند، خشم را روی بدن خودشان تخلیه می کنند و خودشان این رفتار را به عنوان خشونت قلمداد نمی کنند. دو تبیین از این رفتار ارائه شده است یکی درباره نقش فی ذات خودجرحی در آزاد کردن افیون های ضد درد بدن است که به این عمل ماهیت تسکین بخشی می دهد. تبیین دوم متعلق به نظریههای روابط ابژهای است. احتمالاً درونی سازی روابط اولیه آزار رسان دوران اولیه زندگی در این شیوه خود تسکین بخشی اثر دارد. در دو مورد از مصاحبه ها به صورت مستقیم اشاره شده بود که این رفتارها در مادر وجود داشته است: “مادرم وقتی عصبانی میشد موهایش را میکند و خودش را می زد". البته ممکن است این پرخاشگری درون فکنی شده نتیجه ناکامی های ارتباطی اولیه باشد که موجب شده است تصور منفی از خود در ذهن نوجوانان شکل بگیرد. یافته های مصاحبه بخش کیفی پژوهش تبیین های مرتبط با مدل روابط ابژه ای در ارتباط با نقایص خود تسکین بخشی حمایت می کند. نقص در تحول خود در تنظیم عواطفی مانند پرخاشگری اختلال ایجاد می کند و تظاهر آن می تواند به صورت خودآسیب رسانی باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲- شرحی بر روش پژوهش در ادبیات پژوهش ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﻣطالعاﺕ ﺑﻪ سه ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﯽ شوند:
-
- مطالعات اولیه[۲۳]: ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ بررسی و ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ به ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻳﻨﺪ مثل ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﺎﺕ، ﮐﺎﺭﺁﺯﻣﺎﻳﯽ ﺑﺎﻟﻴﻨﯽ، بررسی و ﭘﺎﻳﺶ ﻫﺎ و…
-
-
- ﻣطالعات ﺛﺎﻧﻮﻳﻪ[۲۴]: ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺛﺎﻧﻮﻳﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺍﻭﻟﻴﻪ و به منظور ترکیب و تحلیل اطلاعات مطالعات اولیه ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ مثل بررسی متون و … که شامل اطلاعات جدیدی نمی باشند. البته تعاریف دیگری نیز از مطالعات ثانویه قابل ارائه است. بررسی مجدد و تحلیل دوباره اطلاعات موجود برای پاسخ به سوالات جدیدی که در زمان طراحی مطالعه مدنظر نبوده اند (حجاری زاده؛ ۱۳۸۷).

-
- مطالعات ثالثه[۲۵]: شامل مجموعه ای از مطالعات اولیه و ثانویه می باشند که هدف آنها ارائه یک نمای کلی از یافته های کلیدی تحقیقاتی و معرفی اصول و روش ها بصورت نظام مند است.
جدول ۳-۲- تقسیم بندی انواع مطالعات در ادبیات (منبع:University of Illinois at Chicago,)
انواع مطالعات اولیه نتایج پژوهش اصلی و عینی در مجلات، پایان نامه ها، کنفرانس ها و مکاتبات |
انواع مطالعات ثانویه فهرست بندی، خلاصه سازی یا بررسی متون |
انواع مطالعات ثالثه دانشنامه ، کتاب راهنما، روزنامه |
| منابع: NEJM, JAMA |
منابع: PubMed, CINAHL, Cochrane Library, Web of Science |
منابع: Goodman & Gilman’s, Williams Obstetrics |
۳-۳- شرحی بر بررسی متون بررسی متون منابع ثانویه ای هستند که هیچ گونه کار تجربی جدید یا ابتکاری را گزارش نمی دهند و توسط شخص به منظور در نظر گرفتن نقاط بحرانی دانش فعلی شامل یافته های اساسی و همچنین کمک های نظری و روش شناختی به یک موضوع خاص نوشته می شوند. در تعریفی ساده تر، مرور متون بررسی مقالات دانشگاهی، کتاب ها و دیگر منابع (رساله ها، تزها، پایان نامه ها، شرح کنفرانس ها و همایش ها)مرتبط با بحثی خاص، تحقیق یا تئوری است که به شرح، خلاصه و ارزیابی منتقدانه کلیه کارها می پردازد و هدف اصلی آن، مروری بر همه نوشته ها و مطالب منتشر شده حول موضوعی خاص است. طبق گفته بامِیستر و لِری، بررسی متون روشی مفید جهت توسعه تئوری های موجود، ایجاد نظریه جدید و ارزیابی آن، شناسایی مسائل و مشکلات و نهایتاً فراهم آوردن فرصت در راستای نمایش توسعه تاریخی و پژوهش حول موضوعی خاص است (Baumeister & Leary, 1997). بنابراین بررسی متون روشی مناسب برای این تحقیق بنظر می رسد. ۳-۴- نوع شناسی بررسی متون همانطور که در شکل ۳-۲ نشان داده شده است، از منظر سالمینن ماهیت بررسی متون می تواند بصورت روایتی/نقلی[۲۶]، سیستماتیک/ نظاممند[۲۷] و یا فراتحلیل[۲۸] باشد (Salminen, 2011). اما بسیاری از پژوهشی های علمی اخیر ماهیت مرور متون را به دو صورتِ کلیِ نقلی و سیستماتیک در نظرگرفته اند و در واقع در این مطالعات فراتحلیل به عنوان یکی از چندین روش ترکیب یافته ها در فرایند مرور سیستماتیک درنظرگرفته می شود (شکل۳-۳). در تعریف این دو نوع کلی که در ویژگی ها و اهداف با هم متمایز هستند، می توان اینچنین بیان کرد:
-
- مرور نقلی/روایتی: مرور نقلی روشی سنتی است و با توجه به اینکه یک فرایند ذهنی [۲۹]است مستعد خطا و تورش میباشد و فقط در مواردیکه شواهد و دادههای محدودی موجود باشد، ارزشمند خواهد بود. (گالس،۱۹۸۱؛کنت،۱۹۹۶) این مقالات معمولاً محدود جستجو می کنند و در آنها جستجوی جامع وجود ندارد. در نهایت تحلیل و جمع بندی آماری هم در این نوع مقالات وجود ندارد.
-
- مرور سیستماتیک/نظام مند: در مقابل مرور نقلی/روایی، مرور سیستماتیک/نظام مند از یک روش دقیق تر و به خوبی تعریف شده برای مرور ادبیات در یک موضوع خاص استفاده می کند و به ما کمک می کند تا شواهد را پیدا کنیم، شواهد پیدا شده را مورد بررسی نقادانه قرار دهیم، از ترکیب آنها شواهد بسازیم و تمام اینها را به گونه ای انجام دهیم که کمترین سوءگیری راداشته باشیم (حجاری زاده، ۱۳۸۷). این دسته مقالات مروری، ساختارمند هم خوانده می شوند. جستجوی نظام مندی که بر اساس قوانین و ضوابط از قبل تعیین شده انجام می شود. خصوصیات اصلی جستجوی ساختار یافته این است که دارای پایایی بالا است یعنی تکرارپذیر است و در چند مرحله انجام می شود و در ابتدا جستجو بسیار گسترده و با حساسیت بالا است و در مراحل آخر اختصاصی می شود.در مرور سیستماتیک، با شناسایی دقیق، منظم و برنامه ریزی شدۀ تمام مطالعات مرتبط، میتوان نقد عینیتری انجام داد و به مشکلات مربوط به مرور نقلی فائق آمد (گالس، ۱۹۸۱؛کنت، ۱۹۹۶).
Parahoo (2006) اینچنین بیان می کند که یک مرور سیستماتیک باید چارچوب زمانی ادبیات انتخاب شده و همچنین روش های مورد استفاده برای ارزیابی و ترکیب یافته های مطالعات انجام شده را به تفصیل شرح دهد. برای ارزیابی قابلیت اطمینان و اعتبار بررسی ها از منظر خواننده، بررسی کننده نیازمند ارائه معیارهای دقیق در موارد زیر است:
-
- تدوین و فرموله کردن سوال تحقیق
-
- تدوین و تنظیم شرایط ورود و خروج
-
- انتخاب و نحوه دسترسی به ادبیات
-
- تجزیه تحلیل، ترکیب و انتشار یافته ها
بر خلاف مرور سنتی[۳۰] ، هدف مرور سیستماتیک، ارائه لیست کاملی از تمام مطالعات منتشر شده و منتشر نشده مرتبط با حوزه موضوع مورد نظر تا حد ممکن است. در حالیکه بررسی های سنتی در تلاش برای خلاصه سازی نتایج تعدادی از مطالعات هستند، مرور سیستماتیک از معیارهای دقیق و روشن جهت شناسایی، ارزیابی منتقدانه و ترکیب تمام متون در یک موضوع خاص استفاده می کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرضیه صفر این آزمون که به آزمون چاو یا F مقید معروف است بصورت زیر می باشد:
برای آزمون فرضیه مذکور از آماره F بصورت زیر استفاده می شود:

که در آن N برابر با تعداد واحدهای مقطعی، T طول دوره مورد نظر، K تعداد متغیرهای توضیحی، RRSS مجذور پسماندهای حاصل از برآورد مقید رگرسیون بصورت حداقل مربعات متغیر مجازی و URSS مجذور پسماندهای حاصل ازبرآورد نامقید رگرسیون بصورت حداقل مربعات معمولی می باشد. در این آزمون فرضیه یعنی یکسان بودن عرض از مبداء ها در مقابل فرضیه یعنی ناهمسانی عرض از مبداء ها قرار می گیرد. در صورتی که فرضیه پذیرفته شود به معنی یکسان بودن شیب ها برای مقاطع مختلف بوده و قابلیت ترکیب شدن داده ها و استفاده از مدل رگرسیون ترکیب شده مورد تأیید آماری قرار می گیرد. اما در صورت رد فرضیه روش داده های پانل پذیرفته می شود و می توان از روش داده های پانل استفاده کرد. ۳-۱۰-۱-۴- آزمون هاسمن[۵۰] به منظور اینکه مشخص گردد کدام روش (اثرات ثابت و یا اثرات تصادفی) جهت برآورد مناسب تر است (تشخیص ثابت یا تصادفی بودن تفاوت های واحدهای مقطعی) از آزمون هاسمن استفاده می شود. در روش اثرات تصادفی بار متغیرهای حذف شده روی جمله اخلال قرار می گیرند، اما این مشروط بر آن است که بین متغیرهای مستقل و مؤلفه خطای مقطعی همبستگی وجود نداشته باشد. آزمون هاسمن وجود این همبستگی را بررسی می کند. این آزمون مبتنی بر این فرض اولیه است که در صورت وجود همبستگی، روش اثرات ثابت سازگار و روش اثرات تصادفی ناسازگار است. اگر تخمین کننده روش اثرات تصادفی و تخمین کننده روش اثرات ثابت باشد آماره این آزمون که دارای توزیع کای-دو با درجه آزادی برابر با تعداد متغیرهای مستقل است بصورت زیر قابل تعریف می باشد:
فرضیه صفر در آزمون هاسمن به صورت زیر خواهد بود:
فرضیه صفر به این معنی است که ارتباطی بین جزء اخلال مربوط به عرض از مبدأ و متغیرهای توضیحی وجود ندارد و آن ها از یکدیگر مستقل هستند. در حالی که فرضیه مقابل به این معنی است که بین جزء اخلال مورد نظر و متغیرهای توضیحی همبستگی وجود دارد. از آنجایی که به هنگام وجود همبستگی بین اجزاء اخلال و متغیر توضیحی با مشکل تورش و ناسازگاری مواجه می شویم، بنابراین بهتر است در صورت پذیرفته شدن (رد ) از روش اثرات ثابت استفاده کنیم. هنگامی که بین اجزاء اخلال و متغیر توضیحی همبستگی وجود نداشته باشد ( قبول )، هر دو روش اثرات ثابت و اثرات تصادفی سازگار هستند ولی روش اثرات ثابت ناکارآ بوده و بایستی از روش اثرات تصادفی استفاده شود (بالتاجی، ۱۹۹۵، ص ۷۳-۶۸ ). ۳-۱۰-۲- آزمون معنی دار بودن مدل برای بررسی معنی دار بودن مدل رگرسیون از آماره F استفاده شده است. فرضیه صفر در آزمون F به صورت زیر خواهد بود:
که بوسیله آماره زیر صحت آن مورد بررسی قرار می گیرد:
برای تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد فرضیه صفر، آماره F به دست آمده با F جدول که با درجات آزادی K-1 و N-K در سطح خطای ( ) ۵% محاسبه شده، مقایسه می شود، اگر F محاسبه شده بیشتر از F جدول باشد ( ) مقدار عددی تابع آزمون در ناحیه بحرانی قرار گرفته و فرض صفر ( ) رد می شود. در این حالت با ضریب اطمینان ۹۵% کل مدل معنی دار خواهد بود. در صورتی که مقدار F محاسبه شده کمتر از F جدول باشد فرض پذیرفته شده و معنی داری مدل در سطح اطمینان ۹۵% مورد تأیید قرار نمی گیرد. ۳-۱۰-۳- آزمون معنی دار بودن متغیرهای تحقیق برای بررسی معنی دار بودن ضرایب متغیرهای مستقل در هر مدل از آماره t استفاده شده است. فرضیه صفر در آزمون t به صورت زیر خواهد بود:
که بوسیله آماره زیر صحت آن مورد بررسی قرار می گیرد:
برای تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد فرضیه صفر، آماره T به دست آمده با t جدول که با درجه آزادی N-K در سطح اطمینان ۹۵% محاسبه شده مقایسه می شود، چنانچه قدرمطلقT محاسبه شده از t جدول بزرگتر باشد ) (، مقدار عددی تابع آزمون در ناحیه بحرانی قرار گرفته و فرض صفر ( ) رد می شود. در این حالت با ضریب اطمینان ۹۵% ضریب مورد نظر ( ) معنی دار خواهد بود که دلالت بر وجود ارتباط بین متغیر مستقل و وابسته دارد. ۳-۱۰-۴- آزمون های مربوط به مفروضات مدل رگرسیون خطی مدل کلاسیک رگرسیون خطی دارای مجموعه ای از فروض تحت عنوان فروض کلاسیک میباشد که بیشتر آنها در مورد جمله اخلال مدل مطرح می گردند؛ برای اینکه در مدل رگرسیون خطی، تخمین زن های حداقل مربعات معمولی ضرایب رگرسیون، بهترین تخمین زن های بدون تورش خطی (BLUE) باشند لازم است تا مفروضات این مدل بررسی و آزمون شوند. در ادامه نحوه آزمون این فرضیات بیان می گردد. ۳-۱۰-۴-۱- فرض نرمال بودن متغیرها و باقیمانده ها: یکی از فروض مهم راجع به جمله خطا این است که توزیع نرمال دارد. در این پژوهش برای بررسی نرمال بودن توزیع خطاها از آزمون جارکیو- برا[۵۱] استفاده می شود. فرضیه صفر و آماره این آزمون بصورت زیر بوده و به توزیع با درجه آزادی ۲ گرایش دارد:
در این آماره، (ضریب چولگی) و (ضریب کشیدگی) از طریق باقیمانده های رگرسیون قابل محاسبه می باشند. فرضیه آزمون جارکیو- برا بیانگر نرمال بودن می باشد. بنابراین زمانی که مقدار آماره محاسبه شده از مقدار بحرانی آن با درجه آزادی ۲ کوچکتر باشد، فرضیه پذیرفته شده وحاکی از نرمال بودن توزیع خطاها می باشد (سوری، ۱۳۸۹، ص ۱۰۴-۱۰۲). ۳-۱۰-۴-۲- فرض عدم وجود همخطی[۵۲] بین متغیرهای مستقل همخطی به معنای وجود رابطه بین متغیرهای مستقل موجود در مدل می باشد به نحوی که: مخالف صفر باشد. برای تشخیص وجود همخطی روش های مختلفی وجود دارد، از جمله اینکه اگر در مدل همخطی وجود داشته باشد ضریب تعیین مدل بالا برآورد شده و در عین حال تعداد متغیرهای معنی دار موجود در مدل کم می شود. البته این نکته حائز اهمیت است که همخطی هیچیک از فروض کلاسیک را نقض نمی نماید و برآورد کننده های بدست آمده با وجود مشکل همخطی سازگار خواهند بود اما در این حالت ضرایب دارای خطای معیار بالایی خواهد بود و در نتیجه این مساله باعث می شود که تعداد متغیرهای معنی دار در معادله کاهش بیابد. در این مطالعه برای بررسی عدم وجود همخطی از شاخص تورم واریانس[۵۳] (VIF) و ضریب همبستگی پیرسون استفاده خواهد شد. زمانی که شاخص تورم واریانس کمتر از ۱۰ است نشان دهنده عدم وجود همخطی شدید میباشد. همچنین در صورتی که همبستگی میان متغیرها قوی نباشد (کمتر از ۷/۰) می توان گفت همخطی شدیدی میان متغیرها وجود ندارد. ۳-۱۰-۴-۳- فرض مستقل بودن باقیمانده ها این فرضیه مدل کلاسیک رگرسیون خطی بیان می دارد که بین جملات اخلال رگرسیون همبستگی وجود ندارد. اگر این فرض نقض گردد کواریانس بین دو جمله اخلال i و j برابر صفر نخواهد بود. برای بررسی استقلال باقیمانده ها از آماره دوربین-واتسن[۵۴] استفاده شده است. با توجه به استفاده از روش داده های پانل آماره این آزمون بصورت زیر تعریف می شود:
اگر مقدار آماره دوربین واتسن نزدیک به عدد ۲ باشد، می توان استقلال باقیمانده ها را بپذیریم. برای رفع مسئله خود همبستگی می توان از روش هایی از جمله ، رفع خود همبستگی مرتبه اولAR(1) یا روش تصحیح خود استفاده کرد. ۳-۱۰-۴-۴- فرض همسانی واریانس[۵۵] باقیمانده ها یکی از فروض رگرسیون خطی به روش حداقل مربعات معمولی(OLS) این است که تمامی جملات پسماند دارای واریانس برابر باشند. در عمل ممکن است این فرض چندان صادق نبوده و به دلایل مختلفی از قبیل شکل نادرست تابع مدل، وجود نقاط پرت، شکست ساختاری در جامعه آماری، یادگیری در طی زمان و… شاهد پدیده واریانس ناهمسانی باشیم. برای بررسی این مشکل آزمون های مختلفی توسط اقتصاددانان معرفی شده است. در این مطالعه فرض همسانی واریانس باقیمانده ها از طریق آزمون بروش-پاگان[۵۶] مورد بررسی قرار خواهد گرفت. آزمون بروش-پاگان به منظور آزمودن واریانس ناهمسانی در مدلهای رگرسیون خطی استفاده می شود و وابستگی واریانس جملات پسماند بدست آمده از رگرسیون خطی را به مقادیر متغیرهای توضیح دهنده مدل، بررسی می کند. این آزمون توسط بروش و پاگان در سال ۱۹۷۹ معرفی شده است. آزمون واریانس ناهمسانی به روش بروش-پاگان شامل چهار مرحله است: مدل رگرسیونی با فرض واریانس همسانی تخمین زده شده و جملات پسماند بدست آورده می شود:
مجذور جملات پسماند روی متغیرهای توضیح دهنده X رگرسیون زده و ضریب تعیین این رگرسیون بدست می آید:
با بهره گرفتن از ضریب تعیین بدست آمده، آماره F مربوطه می شود. آمارهF دارای توزیع F با درجه آزادی k, n-k-1 است.
با توجه به سطح اطمینان مورد نظر (در این مطالعه ۹۵%)، مقادیر بحرانی متناظر با این آماره از جدول توزیع F بدست می آید، اگر مقادیر این آماره از مقادیر بحرانی بیشتر باشد، فرض صفر که دلالت بر همسانی واریانس دارد، رد می شود و می توان گفت جملات پسماند ارتباط معناداری با متغیرهای توضیح دهنده X داشته و ناهمسانی واریانس وجود دارد. ۳-۱۰-۵- تصمیم گیری برای رد یا پذیرش فرضیه ها با توجه به موارد عنوان شده فوق در این تحقیق برای آزمون فرضیات ابتدا با بهره گرفتن از آزمونF مقید، درستی ادغام داده ها مورد آزمون قرار گرفته و سپس بر اساس آزمون هاسمن نوع روش آزمون (اثرات ثابت یا اثرات تصادفی) تعیین گردیده و با توجه به نوع روش نسبت به برآورد مدل اقدام شده است. جهت بررسی معنی دار بودن کل مدل از آماره F استفاده شده است. بطوریکه با مقایسه آماره F و F جدول که با درجات آزادی K-1 و N-K در سطح خطای ۵% محاسبه شده، کل مدل مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین برای بررسی معنی دار بودن ضریب متغیرهای مستقل از آماره t استفاده شده است. آماره t به دست آمده با t جدول که با درجه آزادی N-K در سطح اطمینان ۹۵% محاسبه شده مقایسه می شود، چنانچه قدرمطلق t محاسبه شده از t جدول بزرگتر باشد، ضریب مورد نظر معنی دار خواهد بود که دلالت بر وجود ارتباط بین متغیر مستقل و وابسته دارد. همچنین به عنوان روشی جایگزین جهت تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد یک فرضیه بر اساس مقدار احتمال یا سطح معنی داری نیز عمل شده است. بدین صورت که اگر مقدار احتمال محاسبه شده بزرگتر یا مساوی مقدار خطای نوع اول ( ) باشد فرض صفر پذیرفته می شود و اگر مقدار احتمال کوچکتر از مقدار خطای نوع اول ( ) باشد فرض صفر رد می شود. ۳-۱۱- خلاصه فصل در این فصل ابتدا در مورد روش تحقیق، قلمرو تحقیق، ابزار و نحوه گردآوری داده ها و جامعه آماری تحقیق بحث شد. سپس در مورد سؤالات تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرهای وابسته، مستقل و کنترل توضیحاتی داده شد. درنهایت مدلهای رگرسیون، آمارهای توصیفی و آزمونهای رگرسیونی مناسب معرفی گردید. در فصل چهارم، نتایج این تحلیلها را ارائه مینمائیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ظهور بانکداری الکترونیکی موجب تغییر در انجام ارتباطات ، عملیات و تراکنش های بانکی شده است . در این میان سرقت هویت و اطلاعات به روش های مختلف صورت می گیرد که فیشینگ رایجترین آنهاست که بیشتر از طریق وب سایت بانکداری الکترونیکی و ایمیل انجام می شود. ما در اینجا به بررسی سیستم های هوشمند برای تشخیص سریع تر و کار آمد تر این وب سایت ها با بهره گرفتن از طبقه بندی مجموعه های فازی می پردازیم . در اینجا ، بازیابی اطلاعات مربوطه با توجه به نیاز های اطلاعاتی کاربر است . به طور کلی فرایند بازاریابی اطلاعات از دو مرحله تشکیل شده است. مرحله اول مدل های بازیابی احتمالی که به محاسبه ی ارتباط بین نیاز کاربر به اطلاعات و هریک از اسناد موجود در مجموعه می پردازد. در مرحله دوم به تمرکز روی چگونگی رتبه بندی اسناد محاسبه شده پرداخته می شود [۱]. همانطور که حجم و وسعت اطلاعات آنلاین به سرعت در حال افزایش است ، محققان از طیف وسیعی از روش ها برای بررسی و کاهش پیچیدگی در بازیابی اطلاعات استفاده می کنند[۲] . افزایش وب سایت های اجتماعی و پیشرفت در وب امکانات بی سابقه ای برای توسعه روش های جدیدی به منظور افزایش بازیابی اطلاعات فراهم می کند [۳] . داده کاوی روند جست وجو مقدار زیادی داده از مجموعه ی داده ای بزرگ و استخراج داده های مرتبط و مهم برای محققان است [۴] ، داده کاوی می تواند سازمان را در شناسایی اطلاعاتی که برای قرار دادن بر روی وب مناسب تر است به وسیله تجزیه و تحلیل رقبا و مشتریان بالقوه و تعیین تخصص سازمان کمک کند. هر سازمان نیاز دارد تا تصمیم بگیرد که چه اطلاعاتی را روی وب سایت خود در شبکه جهانی قرار دهد [۵] . در اینجا به تشخیص و پیشگیری از حملات فیشینگ در وب سایت های بانکداری الکترونیکی پرداخته می شود. در راستای مقابله با مشکل تشخیص وب سایت های فیشینگ , نرخ تشخیص را با شش معیار بررسی می کنیم ، موجودیت دامنه ، امنیت و رمز نگاری ، کد منبع و جاوا ایسکریپت ، سبک صفحه و فهرست مطالب ، نوار آدرس وب ، عوامل انسانی و اجتماعی با بهره گرفتن از منطق فازی و داده کاوی.

۵-۱
سابقه و ضرورت انجام تحقیق:
به منابع مورد استفاده اشاره شود.
در مرجع [۱] ، به ظهر بانکداری الکترونیکی ، سرقت هویت و اطلاعات به روش فیشینگ اشاره کرده است، که به چگونگی رتبه بندی اسناد محاسبه شده می پردازد . در مرجع [۲] ، روش های بررسی و کاهش پیچیدگی در بازیابی اطلاعات را بررسی می کند، که باعث کنترل حجم و وسعت اطلاعات آنلاین می باشد. در مرجع [۳] ، توسعه روش های جدید به منظور افزایش بازیابی اطلاعات، که امروزه با افزایش وب سایت های اجتماعی و پیشرفت در وب امکانات بی سابقه ا ی در اختیار قرار میدهد. در مرجع [۴] ، توضیحی از داده کاوی است، استخراج داده های بزرگ را امکان پذیر می کند. در مرجع [۵] ، در مورد داده کاوی در سازمان ها برای شناسایی اطلاعات و قرار دادن روی وب سایت به کمک تجزیه و تحلیل بحث می کند. تصمیم گیری این که چه اطلاعاتی باید روی شبکه جهانی باید قرار گیرد. در مرجع [۶] ، در این مرجع از منطق فازی به عنوان روشی برای رتبه بندی داده ها در شرایط غیر قطعی و مبهم استفاده می شود، که باعث تشخیص و پیشگیری از حملات فیشینگ می شود. در مرجع [۷] ، طبقه بندی داده کاوی را ابزاری مفید برای تشخیص و شناسایی وب سایت های بانکداری الکترونیکی می داند.
۶-۱
فرضیه ها ( هر فرضیه به صورت جمله خبری نوشته شود )
سیستم های فازی مفاهیم نظریه ی مجموعه های فازی و منطق فازی را با یکدیگر تلفیق و می توانند چارچوبی برای ارائه دانش زبانی همراه با عدم قطعیت فراهم کنند که باعث شناسایی سریع وب سایت های فیشینگ می شود. استفاده از متغییر های زبانی برای نشان دادن کلید یا شاخص فیشینگ در رابطه با احتمال ایمیل های فیشینگ.
۷-۱
هدف ها
طراحی سیستم های هوشمند برای تشخیص سریع تر و کارآمدتر این وب سایت های فیشینگ با بهره گرفتن از طبقه بندی مجموعه های فازی . مقایسه بین تکنیک های منطق فازی برای تشخیص این حملات با بهره گرفتن از قوانین و لایه های فازی و همچنین معیار ها و مولفه های انجام آن که باعث یافتن بهترین راه برای تشخیص سریع وب سایت های فیشینگ میشود. سیستم های فازی ، مفاهیم نظریه فازی ، منطق فازی را باهم تلفیق کرده و چارچوبی برای ارئه دانش زبانی همراه با قطعیت فراهم می کنیم.
۸-۱
چه کاربردهائی از انجام این تحقیق متصور است
ارائه راهکار های جدیدی برای کشف سریع وب سایت های فیشینگ که باعث بالا رفتن سطح اعتماد مشتریان نسبت به خدمات الکترونیکی بانکی می شود.
۹-۱
استفاده کنندگان از نتیجه پایان نامه ( اعم از مؤسسات آموزشی ، پژوهشی ، دستگاه های اجرایی و غیره )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۷.۰۸
۱۱
طراحی ساختار مناسب برگزاری لیگ ورزشی داخلی در سطح استان تهران
۱۶.۰۷
نتایج آزمون رتبه ای فریدمن نشان داد بهره گیری از فن آوری های نو در آموزش و ترویج ورزش قهرمانی، بهرهگیری از حامیان مالی در ورزش قهرمانی ، تربیت نیروی انسانی کارآمد و متخصص در ورزش قهرمانی، مهمترین اولویت اقدامات اساسی ورزش قهرمانی –حرفه ای از دیدگاه مدیران و کارکنان می باشد. تجزیه و تحلیل داخلی و خارجی و تعیین راهبرد اصلی نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی مشخص کرد که جایگاه راهبرد سند چشم انداز ورزش قهرمانی – حرفه ای استان تهران در منطقه wt قرار دارد (شکل ۴-۶). با توجه به این نتایج بایستی اذعان کرد که این شرایط حاکیاز به کارگیری راهبردهای تدافعی و نزدیک به ناحیه حفظ وضعی موجود درعرصهعمل میباشد. برای دسترسی به این حالت محقق با بهره گرفتن از دیدگاه جامعه تحت بررسی و طیف پاسخگویی ۵ ارزشی به عوامل چهارگانه (نقاط قوت و نقاط ضعف ۴۱۷/۲، فرصتها و تهدیدات ۵۳۸/۲) اقدام به تدوین ماتریس و طرح راهبرد سند چشم انداز ورزش قهرمانی – حرفه ای استان تهران نموده است. این حالت نشان از تمرکز بر راهبردهای تدافعی در این زمینه دارد.

فرصت ۴
حفظ وضعیت موجود
تهاجمی
قوت تهاجمی
تدافعی
حفظ وضعیت موجود
تهاجمی
تدافعی
تدافعی
حفظ وضعیت موجود
ضعف ۴۱۷/۲ ۴ ۱ تهدید ۵۳۸/۲ شکل ۴-۶. نمره نهائی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجیEEF-IEF و تعیین نوع راهبرد سازمانی تعیین عناصر چهارگانه و تحلیل موقعیت راهبردی ورزش قهرمانی – حرفه ای استان تهران ۱-۵-۶. تحلیل استراتژیک SWOT در این پژوهش محققان پس از تحلیل ابعاد مختلف برنامه راهبردی ورزش قهرمانی – حرفه ای استان تهران اقدام به تدوین استراتژیهای مرتبط با تحلیل SWOT تحقیق در بخش نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدات نمودند. بر این اساس ماتریس حاصل از استراتژیهای متقاطع تحقیق در بخشهای استراتژیهای SO (قوت، فرصت)، WO (ضعف، فرصت)، ST(قوت، تهدید)، WT (ضعف، تهدید) تدوین و به تفکیک در جدول۳-۶قابل مشاهده میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عوامل موثر بر آموزش ضمن خدمت مجازی
از عوامل مهم توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی، گسترش همه ابعاد آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و دانا به کار است. تحولات بزرگی که در زمینه های دانش هر سازمانی به طور روزانه اتفاق می افتد، نیازهای جدید آموزش را برای مشاغل مختلف به وجود می آورد که تحصیلات دانشگاهی صرف، پاسخگوی این نیاز نیست و به انواع دیگر آموزشها، مانند آموزش ضمن خدمت توجه دارد. آموزش ضمن خدمت، در حقیقت دانش جدیدی را در سبد آموزش های قبلی فرد قرار می دهد. در دنیای معاصر، بیش از هر زمان دیگر بقاء و دوام سازمان ها در گرو تعامل بین روش های اجرای کار در سازمان با تغییر و تحولات و نوآوری ها فراسازمانی است. کلید اصلی این تعامل در استفاده از مکانیزم مؤثر آموزش ضمن خدمت کارکنان است .اصولاً آموزش های ضمن خدمت را جزیی از آموزش های مداومی می توان تصور کرد که انسان ها برای ایفای نقش مؤثر در روابط شغلی و به طور کلی روابط اجتماعی به آنها نیازمندند(کاظم پور و غفاری ،۱۳۹۰: ۱۷۸).
 از فواید مهم آموزش های ضمن خدمت، می توان، تأثیر مهم در ارتقای آگاهی و مهارت های کارکنان را نام برد که همین امر باعث گردش شغلی نیز می شود . همین گردش شغلی باعث تغییرات روحیه تعامل و همکاری بین کارکنان، تقویت با ایجاد رفتارهای مطلوب در کارکنان، تربیت نیرو برای گرفتن مشاغل و پست های جدید، افزایش مهارت ها در زمین ههای جدید می شود . با این حال آموزش های ضمن خدمت سنتی دارای کمبودها و مشکلاتی است که می توان ، برای جبران این کمبودها و حل مشکلات موجود از آموزش ضمن خدمت مجازی استفاده کرد . رشد سریع آموزش مجازی به ویژه بعد از سال ۱۹۹۰ توانسته بسیاری از تنگناهای آموزش عالی را برطرف کند و از آن سال ها تا کنون آزمایشات بسیاری را پشت سر گذاشته است . با این وجود یکی از آموزش هایی که به نظر قابلیت اجرایی با این نوع یادگیری را دارد آموزش ضمن خدمت است. آموزش ضمن خدمت فرآیندی است ، آموزشی که در طول خدمت جهت بهتر کردن راندمان کاری یک کارمند و برای افزایش بهره وری یک شرکت یا سازمان صورت می گیر د، که به نوبه خود می تواند، تأثیرات مطلوبی روی توانایی و مهارت شغلی کارکنان و قبول مسؤولیت بیشتر و مستمر در آینده و کسب شرایط بهتر برای افراد در محل کارشان بگذارد. به نظر می رسد، در آموزش های ضمن خدمت معلمان نیز، این نظام نوین یادگیری مثمرثمر باشد. در بسیاری از مراکز آموزش عالی و ادارات و سازمان ها، آموزش مجازی بخش مهمی از آموزش و ارتقاء منابع انسانی در سازمان شده است. یادگیری در هر مکان و زمان، انعطاف پذیری نهفته در ذات آن، هزینه کمتر نسبت به آموزش رو در رو، آن را برای سازما ن ها جذاب نموده و این جذابیت همچنان در حال افزایش است (علوی، ۱۳۸۹ : ۴۸). آموزش مجازی در سازمان ها به چهار عامل مهم ، مانند : رهبری، فرهنگ یادگیری، زیرساخت فن آوری و حمایت مالی نیاز دارد .تحقیقات نشان داده اند که در به کارگیری موفقیت آمیز آموزش مجازی علاوه بر زیرساخت فن آوری و مالی، عوامل انسانی نیز تأثیر گذارند، به طوری که رهبری با درایت می تواند، ارزش های یادگیری را در سازمان مشخص سازد. با توجه به این که آموزش مجازی وابسته به گسترش فن آوری است، ارتقاء مستمر و ابداع نوآوری در راه حل های آموزش مجازی اجتناب ناپذیر است . در نتیجه موفقیت آموزش مجازی به رهبرانی بستگی دارد که به اهمیت آموزش مجازی واقف باشند و از آن برای ارتقاء دانش کارکنان بهره جویند و از آن جا که گرایش به سوی سیستم آموزش مجازی امری قطعی است ، تأخیر در شناخت و اجرای آن می تواند، خسارت جبران ناپذیری داشته باشد. در جهان پرشتاب امروزی یادگیری الکترونیکی به عنوان ابزار کسب دانش، به سرعت در حال گسترش توسعه و تحول است. چنین روند رو به رشدی دست اندرکاران را ملزم به اعمال روش های علمی و منطقی در اجرا، ارزش یابی و مدیریت پروژه های یادگیری الکترونیکی می نماید. از روش های پیرو عقل و منطق در یادگیر ی الکترونیکی امکان سنجی و بررسی پیش نیازها پیش از اجر ای پروژه یادگیری الکترونیکی است (فاضل و همکاران، ۱۳۸۸: ۱۵). با گسترش اینترنت و فن آوری های جدید در عرضه آموزش و پیدا شدن روش های جدید در امر آموزش امکان آموزش در هر مکان و زمانی میسر شده است. در این شرایط نیاز به ساخت و ساز مراکز فیزیکی جدید نیست و فراگیر جهت آموزش، نیازی به ترک محل سکونت خود ندارد؛ هم چنین محدودیتی در پذیرش افراد جهت آموزش به وجود نمی آید ؛ هزینه های نگه داری کلاس های فیزیکی نیز به حداقل خواهد رسید . اما در این میان آموزش بزرگسالا ن به دلیل ویژگی های خاص خود قابلیت و ظرفیت بیشتری برای جذب پیشرفت های فن آوری اطلاعات و ارتباطات دارد، لذا با مد نظر داشتن اهمیت بالای یادگیری الکترونیکی، پیاده سازی و توسعه آن در هر جامعه ای که خواهان پیشرفت است ، امری ضروری است . با توجه به وضعیت فن آوری اطلاعات در ایران و مشاهده موقعیت سایر فن آوری های نوین وارداتی ضرورت شناسایی موانع رو در روی یادگیری الکترونیکی و راهکارهای مقابله با آن قابل لمس است(کلانتری و صالحی، ۱۳۹۱: ۸۲). زیرساخت های فن آوری ارتباطات و اطلاعات امکان اجرای یادگیری الکترونیکی را میسر می سازد. ممکن است فن آوری های یادگیری الکترونیکی هزینه ها را کاهش داده و باعث سهولت کار فراگیران شود. اما ممکن است، معلمان استدلال کنند که اگر برنامه های یادگیری الکترونیکی نمی تواند توان حل مسأله را در کارکنان دانشی ارتقاء دهد، در آن صورت دور ه های فوق از ارزش خاصی برخوردار نخواهند بود. بنابراین ، در فرآیندهای برنامه ریزی استراتژیک برای اجراء یا اصلاح دوره های آموزش الکترونیکی، باید به جای تمرکز بر نحوه استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات برای دسترسی به اهداف تجاری، بر روی جنبه های انسانی آموزش و فراگیری متمرکز شد (شاعیدی و همکاران، ۱۳۹۰: ۷).
راهبردهای نظارت و کنترل در سازمان مجازی
با سه نوع راهبرد می توان عملکرد کسانی را اندازه گرفت و به کسانی اعتماد کرد و به مدیریت کسانی پرداخت که از لحاظ فیزیکی غائب هستند(سادات ،۱۳۸۷: ۳۸). ۱-کنترل ستادها[۶] بر مبنای این راهبرد پروژه هایی به کارکنان تخصیص داده می شود که نتایج آنها به سادگی قابل اندازه گیری باشد. مدافعان این راهبرد معتقدند که موضوع حائز اهمیت، نفس نظارت و کنترل نیست . با توجه به اینکه هدف کلیدی یک سازمان مجازی تحصیل حداکثر تطابق و انعطاف پذیری است، تاکید اصلی بر تفویض اختیار و خود کنترلی کارکنان معطوف است. سازمان مجازی همچون یک جامعه آزاد است . یعنی اینکه این سازمان مبتنی بر اعتماد به کارکنان بوده و در عوض از آنان انتظار دارد که مسئولانه رفتار کنند. توسعه و تکامل یک سازمان مجازی مشابه توسعه یک دموکراسی نوپا است که ممکن است در اوایل کار دشواریهای جدی بوجود آورد بگونه ای که بازگشت به دیکتاتوری، مدیران سازمان را وسوسه کند. این قبیل شرکتها مجازی بر سهیم بودن کارکنان خود در فلسفه ی شرکت تأکید زیادی دارند. این مقوله به منظور و اهداف استراتژیک شرگت ارتباط می یابد که از طریق فرهنگ و ارزشهای مشترک در میان کارکنان گسترش یافته و انتقال می یابد (سادات ،۱۳۸۷: ۳۹). ۲-رسمی کردن نیازهای شغلی و استانداردهای عملکرد از آنجایی که توانایی مدیر برای سرپرستی فیزیکی کارکنان کاهش می یابد، بر مبنای این راهبرد سعی می شود که از طریق نهادینه کردن قوانین و مقررات ، شرح شغل ها و استانداردهای عملکرد دقیق، نسبت به توانایی کارکنان در انجام دادن صحیح کارها اطمینان حاصل کرد (سادات ،۱۳۸۷: ۳۹). ۳-رسمی کردن ارتباطات این راهبرد و راهبرد قبلی ماهیتاً رفتار مدار هستند، در حالی که راهبرد نخست، نتیجه مدار به حساب می آید. بطور مشابه با راهبرد قبلی، مسافت فیزیکی میان سرپرست و مرئوس بیشتر باشد، احتمال کمتری وجود دارد که سرپرست به الگوهای ارتباطی غیر رسمی و طبیعی برای تبادل اطلاعات اتکا کند (سادات ،۱۳۸۷: ۴۰). شتابناک بودن سرعتسرمایه گذاری و نوآوری در فناوری اطلاعات و ارتباطات سبب ایجاد دیدگاه های متفاوتی نسبت به گذشته در کلیه فعالیتهای سازمانی شده است . مدیران موفق به ارزش اطلاعات پی برده و می دانند که کسب و کار خود را باید با دانش فناوری اطلاعات و ارتباطات در هم آمیخته و در تصمیم گیریها از آن استفاده کنند. تغییر و تحولات ویژه ای در سازمانها در طول زمان می شود. هدف اصلی هر سازمانی، ارتقای شاخص های مهم در سازمان از طریق بالا بردن میزان عملکرد و تعهد سازمانی مدیران و کارکنان است ، که به پذیرش تغییر و بازنگری مستمر در ساختار، خط مشی ها و روش های اجرای فعالیتهای نیروی انسانی در سازمان بستگی دارد(سادات ،۱۳۸۷: ۴۱). استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، برخی از تغییرات را در سازمانها ایجاد کرده که در حوزه هایی مثل ساختار، اقتدار قدرت، محتوای شغل ، نظارت و … دیده می شود. با ورود فناوری در سازمان، سازمان می تواند با مدیران میانی اندکی، عملیات خود را انجام دهد. در واقع بدون نظام اطلاعات ، ساختار سازمان همچون هرم است که همه تصمیم گیریها در بالا انجام می گیرد . با بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان، دستیابی به اطلاعات آسانتر شده و نیاز به کارکنان فرو دست کاهش می یابد. در واقع، هرچه سرعت و پیچیدگی های تغییرات فنی، شتاب بیشتری می گیرد، تقاضا برای دانشگرانی که با مهارتهای خود بتوانند از مزایای کامل فناوریهای جدید استفاده کننده، افزایش می یابد(سادات ،۱۳۸۷: ۴۱). پیش از دهه ی ۱۹۷۰ رهبران به محیط بیرونی به اندازه ی کافی توجه نداشتند تنها نکته بر اهمیت این بود که سهمی از بازاررا در اختیار بگیرند. طی دهه ی ۱۹۷۰ نیروهای محیطی از قبیل فناوری ، مقررات زدایی و نوآوری ، بسیاری از سازمانها و صنایع را با تغییرات شدید مواجه ساختند. در اواخر دهه ی ۱۹۷۰، قلمرو تغییرات گسترش یافت. تمرکز بر تغییر سازمان در اواسط دهه ی ۱۹۸۰ و سپس در ابتدای دهه ی ۱۹۹۰ با طغیان مهندسی مجدد ادامه یافت. این حرکت امروزه با جنبش فناوری ارتباطات و اطلاعات، برنامه ریزی منابع و جستجو برای یافتن راهی که بتوان از تغییر بهترین بهره برای سازمان حاصل شود، به کار خود ادامه می دهد (سادات ،۱۳۸۷: ۴۲). عصر حاضر را باید تلفیقی از ارتباطات و اطلاعات دانست. عصری که بشر در آن بیش از گذشته خود را نیازمند به داشتن اطلاعات و برقراری ارتباط برای کسب اطلاعات مورد نیاز می داند. امروزه با در اختیار داشتن فناوری اطلاعات و ارتباطات مختلف و پیشرفته ، امکان برقراری سریع ارتباط و تبادل سریع اطلاعات مورد نیاز خود را در هر زمینه ای دریافت کنند. اما بی شک بیشترین تأثیر پدید آمدن فناوری های اطلاعات و ارتباطات، بر محیط های آموزشی بوده است کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش سبب شده است تا محیط آموزشی به سوی مجاز شدن سوق پیدا کند (سادات ،۱۳۸۷: ۴۲).
ﻧﻘﺶ آﻣﻮزش ﻛﺎرﻛﻨﺎن در بهره وری ﻋﻤﻠﻜﺮد آﻧﺎن
ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ ﻓﺰاﻳﻨﺪه ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ، ﻛﺎﺳﺘﻪ ﺷﺪن از ﺗﻌﺪاد ﻧﻴﺮوی اﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﻐﻞ ﻳﺎ ﺟﺎﺑﻪﺟﺎﻳﻲ ﺷـﻐﻠﻲ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﻜﻞ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ، ﻣﺸﻜﻼت رواﺑﻂ اﻧﺴﺎﻧﻲ، ارﺗﻘﺎ و ﺗﺮﻓﻴﻊ ﻧﻴـﺮوی اﻧﺴـﺎﻧﻲ، اﺻـﻼح ﻋﻤﻠﻜـﺮد ﺷـﻐﻠﻲ،شتاب ﻓﺰاﻳﻨﺪه داﻧﺶ ﺑﺸﺮی در ﺗﻤﺎم زﻣﻴﻨﻪﻫﺎ، ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﻲ ﻧﻴﺮوی اﻧﺴﺎﻧﻲ (ﺗﺨﺼﺺﮔﺮاﻳـﻲ)، وﺟـﻮد ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺟﺪﻳﺪ اﻻﺳﺘﺨﺪام و ﺿﺮورت اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺮهوری، از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻫﺴـﺘﻨﺪ ﻛـﻪ ﻧﻴـﺎز ﺑـﻪ آﻣﻮزش را اﻳﺠﺎب ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻫﺮﭼﻪ داﻧﺶ و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺑﺎ ﻧﻴﺎزﻫـﺎی ﺟﺎﻣﻌـﻪ، ﭘﻴﺸـﺮﻓﺖﻫـﺎی ﻋﻠﻤﻲ، و ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻓﻦآوری، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ و اﻧﻄﺒﺎق ﺑﻴﺸﺘﺮی داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ درﺟﻪ اﻃﻤﻴﻨﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑـﻪ ﻋﻤﻠﻜـﺮد ﻣﻮﻓﻘﻴﺖآﻣﻴﺰ ﻓﺮد و ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﻲرود. ﮔﺎﻫﻲ اوﻗﺎت، رﺷﺪ ﻓﺮدی، داﺷﺘﻦ اﻧﮕﻴﺰه، ﺗﺨﺼـﺺ و ﭘﺮﻫﻴـﺰ از اﻳﺴﺘﺎﻳﻲ و رﻛﻮد ﻓﺮد ﻋﺎﻣﻞ اﺳﺎﺳﻲ ﻧﻮﺟﻮﻳﻲ و ﻛﺴﺐ داﻧﺶ ﺗﻮﺳﻂ او ﻣﻲﺷﻮد. اﺳﺎس ﺑﻬﺴﺎزی ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎمﻫﺎی دﻳﮕﺮی ﭼﻮن ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﻲ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻧﻴﺰ ﺧﻮاﻧﺪه ﺷﺪه ﺑﻬﺴﺎزی ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ اﺳﺖ ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﺻﻮرتﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ (آﻣﻮزش ﻗﺒﻞ از ﺧﺪﻣﺖ و ﺿﻤﻦ ﺧﺪﻣﺖ) در ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﻲﺷﻮد (تقی پور ظهیر ،۱۳۹۱: ۲۸). بهسازی ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮات داﻧﺸﻲ و ﻓﻦآوراﻧﻪ را ﺑﻪ ﺳـﺎزﻣﺎن ﻣﻌﺮﻓـﻲ ﻣـﻲﻛﻨـﺪ و دﮔﺮﮔـﻮﻧﻲ در ﺷﺒﻜﻪﻫﺎ و روشﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎن را ﺗﺴﻬﻴﻞ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ. در اﻳﻦ ﺻﻮرت از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮی ﻛﺴـﺐ داﻧـﺶ و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ را ﺿﺮوری ﻣﻲﺳﺎزد، ﭼﺮﺧﻪای از ﺗﻮﺳﻌﻪ داﻧﺶ- ﻓﻨﺎوری از ﻳﻚ ﺳﻮ و ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ ﺑﺎ واﺳﻄﻪ ﺑﻬﺴﺎزی ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻓﻌﺎل ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. ﻣﻴﺰان ﻛﻤﻲ و ﻛﻴﻔﻲ اﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮات آنﻗﺪر زﻳﺎد اﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﺎﻫﻲ اوﻗﺎت ﻣﺪﻳﺮان و ﻛﺎرﻛﻨﺎن را دﭼﺎر وﺣﺸﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. آنﻫﺎ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ اﺣﺴﺎس ﻛﻨﻨـﺪ ﻛﻪ ﻓﺮﺻﺖ و ﺗﻮان ﺳﺎزﮔﺎری ﺑﺎ اﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮات را ﻧﺪارﻧﺪ. ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺳﺨﺘﻲﻫﺎ و ﻣﺸﻜﻼت ﺑﺎﻳﺪ ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ ﻛﻪ اداﻣﻪ ﺣﻴﺎت ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﺎ ﺣﺪود زﻳﺎدی ﺑﻪ ﻧﻮ ﺷﺪن داﻧﺶ، آﮔﺎﻫﻲ و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻣﻨـﺎﺑﻊ اﻧﺴـﺎﻧﻲ ﺑﺴـﺘﮕﻲ دارد. از ﻳﻚ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ آﻣﻮزش ﻛﻪ ﺧﻮب ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﺪه و ﺑﻪ اﺟﺮا در آﻣﺪه ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻲﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺖ ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﺗﺤﻘﻖ دﺳﺘﺎوردﻫﺎی زﻳﺮ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ. ﺑﺴﻴﺎری از اﻳﻦ دﺳﺘﺎوردﻫﺎ ﺑﺮای ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﺛﺮﺑﺨﺶ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻧﻘﺶ ﻳﻚ ﺗﺴﻬﻴﻞ ﻛﻨﻨﺪه را ﺑﺎزی ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ و ﭘﺮورش اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎی ﻧﻬﻔﺘﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ روز ﻛﺮدن اﻃﻼﻋﺎت و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ آﺷﻨﺎ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎ اﻫﺪاف و ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺳﺎزﻣﺎن و ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺧﻮﻳﺶ ﻛﺎﻫﺶ اﺗﻼف و ﺿﺎﻳﻌﺎت ﻛﺎﻫﺶ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻧﻈﺎرت ﻧﺰدﻳﻚ اﻓﺰاﻳﺶ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﻧﻌﻄﺎفﭘﺬﻳﺮی ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ اﻓﺰاﻳﺶ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﺳﻮاﻧﺢ و ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ (رجبیان ، ۱۳۸۵: ۷۵).
توانمند سازی و بهره وری
ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﺳﺎزی ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﯾﮑﯽ از ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎی ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮای ارﺗﻘـﺎی ﺑﻬـﺮه وری ﮐﺎرﮐﻨـﺎن و اﺳﺘﻔﺎده ی ﺑﻬﯿﻨﻪ از ﻇﺮﻓﯿﺖﻫﺎ و ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽﻫـﺎی آﻧـﺎن در زﻣﯿﻨـﻪی اﻫـﺪاف ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ اﺳـﺖ. تعاریف گوناگونی از واژه ی توانمند سازی از سوی ﺻــﺎﺣﺐﻧﻈﺮان اراﺋــﻪ ﺷــﺪه ﺳﺖ.زﯾﻤﺮﻣﻦ[۷] (۱۹۹۵) معتقد است: ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی واژه ای اﺳﺖ ﮐﻪاراﺋﻪ ی ﺗﻌﺮﯾﻔـﯽ از آن ﺳﻬﻞ و ﻣﻤﺘﻨﻊ اﺳﺖ. ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﺼﻮری از آن را در ذﻫﻦ ﺧﻮد ﭘﺮورش ﻣـﯽدﻫـﺪ، اﻣـﺎ حقیقتا افراد کمی به آن اشراف دارند. تاریخچه اولین تعریف اصطلاح توانمند سازی به سال ۱۷۸۸ م برمی گردد که درآن توانمند سازی را تفویض اختیار در ﻧﻘﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻓﺮد ﻣﯽ داﻧﺴﺘﻨﺪ. اﯾﻦ اﺧﺘﯿﺎر ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻓﺮد اﻋﻄﺎ ﮔﺮدد ﯾﺎ در ﻧﻘﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ او دیده شود(آقایار ،۱۳۸۲: ۲۸). در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﻐﺖ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ را ﺗـﺪاعی می کند. به کسی اﻗﺘﺪار رﺳﻤﯽ دادن، ﺗﻔﻮﯾﺾ اﺧﺘﯿﺎر ﮐﺮدن، ﻣﺄﻣﻮرﯾـﺖ دادن و اﺧﺘﯿﺎر دادن از معانی موجود در فرهنگ لغت است. ﺑﻪ ﻃـﻮر ﮐﻠﯽ ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﯽ تحقیقات مدیریتی و سازمان تعاریف توانمند سازی در سه دسته طبقه بندی می شود : الف- توانمندسازی به عنوان تفویض اختیار ب- توانمند سازی به عنوان ایجاد انگیزش ج- توانمند سازی بر اساس دو ردیکرد مکانیکی و ارگانیکی. گرو[۸] (۱۹۷۱) گاتی یرز(۱۹۹۰ ، گاندز(۱۹۹۰) شاول ، دسلر و رینیک[۹] (۱۹۹۳) ، بلانچارد ، کارلوس و رندولف[۱۰] (۱۹۹۶) ، فوی[۱۱] (۱۹۹۷) و اتوری[۱۲] (۱۹۹۷) توانمند سازی را اﻋﻄﺎی اﺧﺘﯿﺎر ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿـﺮی ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﻓﺰاﯾﺶ ﮐﺎراﯾﯽ آﻧﺎن و اﯾﻔﺎی ﻧﻘﺶ ﻣﻔﯿﺪ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﯽ داﻧﻨـﺪ. اﻣـﺎ اﻣﺮوزه اﯾﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﮔﺴﺘﺮش ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ اﻋﻄﺎی ﻗﺪرت ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﻨﺎن و ﺗﻔﻮﯾﺾ اﺧﺘﯿﺎر ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﻓﺮاﯾﻨﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ آن ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮی داﻧﺶ ، ﻣﻬﺎرت و اﻧﮕﯿﺰه ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻋﻤﻠﮑﺮدﺷﺎن را ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺨﺸﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ «ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﻓﺮاﯾﻨﺪی است که از مدیریت عالی سازمان تا پایین ترین رده امتداد می یابد.»(ساواجی[۱۳] ، ۲۰۰۱). اﮔﺮ ﭼﻪ وﺗﻦ وﮐﻤﺮون[۱۴] (۱۹۹۸) « ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﺳﺎزی را ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻗﺪرت ﺑﺨـﺸﯿﺪن ﺑـه ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻣﯽ داﻧﻨﺪ، ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ «آﻧﺎن ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺣﺲ اﻋﺘﻤـﺎد ﺑـﻪ ﻧﻔـﺲ را در ﺧﻮد تقویت و ﺑﺮﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ ﻫﺎ ﯾﺎ درﻣﺎﻧﺪﮔﯽ ﻫﺎ ﻏﻠﺒﻪﮐﻨﻨﺪ وﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺮای اﻧﺠﺎم ﻓﻌﺎﻟﯿـﺖ ﻫـﺎ ﺑﻪ آﻧﺎن اﻧﺮژی و اﻧﮕﯿﺰهی دروﻧﯽ ﺑﺪﻫﯿﻢ، درﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪﻧﺪ : ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﻓﻘﻂ ﺗﻔﻮﯾﺾ ﻗﺪرت ﺑﻪ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﯿﺴﺖ. اﮔﺮ ﭼﻪ ﻗﺪرت ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی، دﻻﻟﺖ ﺑﺮﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫـﺎ را دارد. ﻗـﺪرت و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳـﺎزی ﯾـﮏ ﭼﯿـﺰ ﻧﯿـﺴﺘﻨﺪ اﻓـﺮاد ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻫﻢ ﻗﺪرت داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻫﻢ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. اﮔﺮ ﭼﻪ ﻓﺮدی ﻣﯽ ﺗﻮاﻧـﺪ ﺑـﻪ ﻓـﺮد دﯾﮕﺮی ﻗﺪرت ﺑﺪﻫﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮش ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺷﺪن را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ». ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی وﺗﻔﻮﯾﺾ اﺧﺘﯿﺎر ﯾـﮏ راﺑﻄـﻪی دو ﺳﻮﯾﻪ وﺟﻮد دارد. ﺑﺮﺧﯽ نویسندگان مانند کانگر و کانانگو[۱۵] (۱۹۸۸) توانمند سازی را فرایند افزایش احساس ﺧﻮدﮐﺎراﻣﺪی در اﻓﺮاد از ﻃﺮﯾﻖ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و ﺣﺬف ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺟـﺐ ﻧـﺎﺗﻮاﻧﯽ ﮐﺎرﮐﻨـﺎن شده است، می دانند. توانمند بودن به ایحاد شرایطی برای افزایش انگیزش انجام وظایف محوله از طریق تقویت احساس خودکارآمدی شخص اشاره دارد( عبدالهی و نوه ابراهیم،۱۳۸۵). ﮐﺎﻧﮕﺮ و ﮐﺎﻧﺎﻧﮕﻮ (۱۹۸۸) ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻔﻬﻮم اﻟﮕﻮی ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی را در ﭘﻨﺞ ﻣﺮﺣﻠـﻪ خلاصه می کنند: ﻣﺮﺣﻠﻪ ی اول : ﺷﺎﻣﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و ﺣﺬف ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﺣـﺴﺎس ﺑﯽ ﻗﺪرﺗﯽ درﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻣﯽ ﺷﻮد،اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻐﯿﯿـﺮات ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، ﻧﻈﺎم ﭘﺎداش دﻫﯽ و ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺷﻐﻞ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺮﺣﻠﻪ ی دوم : ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮی ﻓﻨﻮن و راﻫﺒﺮدﻫـﺎی ﻣـﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﯾـﺎ ﻣـﺪﯾﺮﯾﺖ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی اﺳﺖ. اﯾﻦ راﻫﺒﺮدﻫﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ، ﻧﻈﺎم ﺑﺎزﺧﻮرد، ﭘﺎداش ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ و ﻏﻨﺎی ﺷﻐﻠﯽ اﺳﺖ. ﻣﺮﺣﻠﻪی ﺳﻮم : اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻃﻼﻋﺎﺗﯽﮐﺎراﻣﺪ اﺳﺖ. اﯾـﻦ ﻣﻨـﺎﺑﻊ ﺑـﻪ موثر بودن اﻗﺪاﻣﺎت ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﮐﻪ در ﻣﺮﺣﻠﻪ ی دوم ﺑﻪآن ﻫﺎ اﺷـﺎره ﺷـﺪ ﮐﻤﮏ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد. ﻣﺮﺣﻠﻪی ﭼﻬﺎرم : ﮐﺴﺐ ﺗﺠﺮﺑﻪ ی ﮐﺎرﮐﻨﺎن ازﻃﺮﯾﻖ ﻓﺮاﯾﻨﺪﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی اﺳـﺖ. ﻣﺮاﺣﻞ ﻗﺒــﻞ اﺣــﺴﺎس ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی ﯾــﺎ ﺧﻮدﮐﺎرآمـﺪی را در زﯾﺮدﺳـﺘﺎن ﺗﻘﻮﯾــﺖ می کند. ﺗﻮﻣﺎس و وﻟﺘﻬﻮس[۱۶] (۱۹۹۰) ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺎﻣـﻞﺗـﺮی از ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳـﺎزی اراﺋـﻪ ﮐـﺮده اﻧـﺪ و اﺻﻄﻼح روان ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ را ﺑﻪ آن اﻓﺰوده اﻧﺪ. ﺑﻪ زﻋﻢ اﯾﻨﺎن « ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی روان ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ به ﻋﻨﻮان ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از ﺣﻮزه ﻫﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ اﻧﮕﯿﺰﺷﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋـﻼوه ﺑﺮﺧﻮدﮐﺎراﻣـﺪی ﺳـﻪ ﺣـﻮزه ی دﯾﮕﺮ ﺷــﻨﺎﺧﺘﯽ را ﺷــﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷــﻮد. اﯾــﻦ ﺳﻪ ﺣــﻮزه ﻋﺒﺎرﺗﻨــﺪ از : اﺣـﺴﺎس خودمختاری (حق انتخاب )، احساس معنی داری و احساس موثر بودن». اسپریتزر[۱۷] (۱۹۹۵) یک بعد دیگر را به مفهوم توانمند سازی روان شناختی اضافه می کند که شامل احساس شایستکی و خودکفایتی است. فوکس[۱۸] (۱۹۹۸) با توجه به دو روﯾﮑﺮد ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ و ارﮔﺎﻧﯿﮑﯽ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ اﯾﻦ واژه ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ.از ﻧﻈـﺮ وی در روﯾﮑـﺮد ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﯽ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از «تفویض مسولیت ها و حـﺴﺎﺑﮕﺮی ﺑـﺮای اﺧـﺬ نتایج». اما در رویکرد ارگانیکی توانمند سازی به معنی « گفتگو از ریسک ها (ریسک پذیری) ، رشد ، تغییر ، فهم نیازهای کارکنان ، شیوه توانمند رفتار کردن نسبت به کارکنان ، تیم سازی به منظور تشویق رفتارهای مبتنی بر همکاری ، تشویق به ریسک پذیری هوشمندانه و اعتماد به عهملکرد کارکنان است. به اعتقاد وی آن چه مسلم است بهترین رویکرد ، ترکیبی از هر دو در سازمان ها است(نادری و جمشیدیان ،۱۳۸۷: ۱۲۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در صورت احراز شرایط فوق الذکر، شعبه مقدماتی دستور بازداشتی را صادر می کند که دیوان بر اساس آن می تواند در چارچوب مقررات همکاری بین المللی و معاضدت قضایی و بر طبق ماده ۵۹ و فصل نهم اساسنامه، بازداشت و تحویل شخص مورد نظر را درخواست نماید. ج- رویه عملی در دیوان در زیر دو نمونه از قرار های جلبی که یکی در ارتباط با جوزف کنی و دیگری در ارتباط با جرمن کاتانگا صادر گردیده است برای آشنایی با رویه عملی دیوان آورده می شود:
 فرایند صدور قرار جلب در دیوان: پرونده جوزف کنی[۷۱۰] ۸ جولای ۲۰۰۵ و اصلاحی ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۵ شعبه دوم مقدماتی در قضیه اوگاندا: جلسه با رعایت دستورالعمل شماره ۴۶ پس از دریافت درخواست دادستان مشتمل بر ۵۰ صفحه گزارش دائر بر صدور قرار جلب علیه کنی و چهار تن دیگر تشکیل گردید. اتهام اصلی ایشان، فرماندهی ارتش مقاومت اربابان LRA[711] بود که حداقل از سال ۱۹۸۷ علیه حکومت اوگاندا و ارتش آن که به نام نیروهای دفاع از مردم اوگاندا UPDF[712] و همچنین علیه واحدهای دفاع محلی LDUs[713] متوسل به خشونت شده یودند و جنایات متعددی را نسبت به جمعیت های غیر نظامی مرتکب شده بودند. وقوع این سلسله اقدامات از سوی دولت اوگاندا و نهادهایش و چندین منبع مستقل و گروه های مدنی همچنین نهادهای دولتی خارجی، سازمان های غیر دولتی و رسانه های گروهی در سرتاسر جهان گزارش شده بود. جنایات عمدتاً در سه نقطه Stockree, Sinia, Trinkle, Gilva رخ داده بود که کنی در هر چهار منطقه در سطوح عالی فرماندهی حضور داشته است و همدست اصلی او Vincent Otti در جنایات او همدست بوده است. مستندات دادستان در اعلام وجود مبانی کافی برای صدور قرار جلب علیه مشارالیه به عنوان رهبر گروه نظامی مرتکب جنایات، به استناد اظهارات فرماندهان LRA ، اظهارات شهود و قربانیان، شنودی که مقامات تحقیق اوگاندا از مکالمات فرماندهان LRA به عمل آورده بودند حاصل نمود. در این مکالمات، کنی دستور حمله به گروه های غیر نظامی را در نقاطی صادر کرده بود و این خود دلالت بر مشارکت مستقیم و فعال نامبرده در جنایات داشت. گزارش بیمارستان های محلی نیز ملاکی برای تعیین تعداد قربانیان مورد استناد دادستان قرار گرفت. تعداد سلاح ها و نوع آنها نیز مورد استناد دادستان قرار داشت تا بتواند قصد مرتکبین را احراز نمایند. تعداد قربانیان و منازل ویران شده و مواردی از آن دست نیز برای نشان دادن شدت و وخامت جنایات مورد استناد دادستان قرار گرفته بود. در این راستا مواد ۵۸ و ۱۹ اساسنامه نیز مراعات گردید. نامه ارجاع وضعیت اوگاندا به دیوان که در تاریخ ۱۶ دسامبر ۲۰۰۳ از سوی دادستان کل جمهوری اوگاندا تحت عنوان «وضعیت ارتش مقاومت اربابان در اوگاندای غربی و شمالی» صادر شده بود در دیوان ثبت شده است. همچنین اعلامیه پذیرش صلاحیت زمانی[۷۱۴] که در ۲۷ فوریه ۲۰۰۴ صادر شده بود و به موجب آن جمهوری اوگاندا اعمال صلاحیت دیوان را در خصوص جنایات پس از لازم الاجرا شدن اساسنامه از ۱ جولای ۲۰۰۲ پذیرفت. نامه پذیرش صلاحیت دیوان نیز از سوی مشاور ارشد[۷۱۵] جمهوری اوگاندا نیز ضمیمه است. دلیل کافی برای ارتکاب یافتن جنایات از بعد از ۱ جولای ۲۰۰۲ محرز است. در بند ۳ درخواست دادستان تاییدیه دائر بر ارسال اعلامیه به همه دولتهای عضو و دولتهای دیگری که ممکن است به طور عادی نسبت به جنایات ارتکابی اعمال صلاحیت کنند نیز ارسال شده و دادستان پاسخی راجع به اقدام دولت وفق ماده ۲/۱۸ دریافت نکرده است. در نامه صلاحیت به تاریخ ۲۸ می ۲۰۰۴ اذعان شده است که دولت اوگاندا از دستگیر کردن افرادی که مسئولیت اصلی در ارتکاب جنایات را دارند ناتوان است و همچنین تاکید نموده اند که مناسب ترین مرجع برای اقدام موثر درباره جنایات ارتکابی در اوگاندا دیوان بین المللی کیفری است؛ به علاوه تاکید شده است که دولت اوگاندا هیچ اقدامی را آغاز ننموده است و تمایلی نیز به آغاز دادرسی ملی علیه مسئولان اصلی جنایات و انجام تحقیق و تعقیب جنایات ارتکابی ندارد. بدون اینکه شعبه مقدماتی بخواهد امکان بررسی و تصمیم بعدی در خصوص قابلیت پذیرش را منع نماید، تشخیص داده که اتهام مزبور در دامنه صلاحیتی دیوان قرار می گیرد و به نظر می رسد در دیوان قابل پذیرش باشد و تحقیقات بعدی در مورد آن لازم به نظر می رسد. دلایلی که دادستان ارائه نموده است وجود عناصر تشکیل دهنده جنایات داخل در صلاحیت دیوان را در محل[۷۱۶] تایید می نماید. به علاوه، دادستان به دسته های متعددی از دلایل[۷۱۷] استناد نموده است. در مجموع ۳۳ اتهام علیه کنی مطرح گردید. با توجه به جمیع جهات دادستان اثبات نموده است که دستگیری کنی ضرورت دارد چرا که به این ترتیب می توان مطمئن شد که وی نمی تواند شخصاً و یا به صورت جمعی تحقیقات را با اخلال مواجه نماید و در عین حال مانع ارتکاب بعدی جنایات داخل در صلاحیت دیوان توسط مشارالیه گردد. بر اساس این دلایل شعبه دوم مقدماتی وفق ماده ۵۸ اساسنامه قرار جلب، تحقیق، بازداشت و نگهداری کنی را که تصویرش به ضمیمه آمده است صادر شده است. مقرر است در زمان دستگیری، به نامبرده به زبانی که کاملاً می فهمد حقوق متهم به وی وفق اساسنامه و آیین نامه دادرسی و ادله به وی تفهیم گردد. اعتبار این قرار تا اتخاذ تصمیم بعدی توسط شعبه باقی است. قرار جلب جرمن کاتانگا[۷۱۸] در شعبه اول مقدماتی در تاریخ ۲ جولای ۲۰۰۷ با توجه به تصمیم ارجاع وضعیت جمهوری دموکراتیک کنگو DRC به شعبه ۱ مقدماتی در ۵ جولای ۲۰۰۴ توسط رییس دیوان[۷۱۹] و درخواست جلب نامبرده که در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۷ تسلیم شعبه شده است . دلایل استنادی دادستان[۷۲۰] نیز مورد توجه و قبول شعبه مقدماتی برای قابلیت صدور قرار بازداشت را ممکن می سازد. همچنین با توجه به تصمیم ناظر بر تایید امور مرتبط با درخواست دادستان که در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۷ اتخاذ گردبد[۷۲۱]؛ همچنبین با توجه به مبانی دلایل و اطلاعاتی که دادستان تقدیم داشته است و بدون سد باب ایراد و اعتراض بعدی به صلاحیت و قابلیت پذیرش وفق ماده ۱۹ (فقره های آ و ب از بند دوم) قضیه کاتانگا داخل در صلاحیت دیوان و قابل رسیدگی در این مرجع است. مبانی منطقی وجود دارد که این باور تقویت شود از جولای ۲۰۰۲ تا پایان ۲۰۰۳ درگیری های مسلحانه ای در ایالت ایتوری رخ داده است که مسئولیت اصلی آن متوجه FNI[722] (جبهه ملی گرایان مدافع تمامیت ارضی) و FRPI (جبهه مقاومت ملی ایتوری) UPC اتحاد کنگویی های میهن پرست FPLC جبهه کنگویی های میهن پرست و حزب اتحاد و دفاع از تمامیت کنگو PUSIC بوده است. مبانی منطقی وجود دارد که حکایت از درگیر بودن جبهه دفاع مردمی اوگاندا UPDF در این مناقشات مسلحانه دارد. توجه به اینکه ۲۰۰ نفر کشته و صدها نفر مجروح و یا به بردگی جنسی گرفته شدند و اقداماتی که در چارچوب جنایات جنگ داخلی و در مواردی بین المللی است رخ داده است. و خصوصاً پس از حمله به روستای BOGORO جنایت جنگی مورد نظر اساسنامه رخ داده است. و کاتانگا به عنوان عالی رتبه ترین فرمانده FRPI شناخته می شود به نحوی که او با سایر فرماندهان دیگر گروه ها برنامه ریزی هایی برای حمله گسترده به روستای مزبور نموده بودند؛ جلب او وفق ماده ۵۸ اساسنامه لازم است. د- نظارت بر اجرای دستور جلب در مرجع ملی ؛ همان گونه که پیش از این بیان شد، انتظار دیوان از مراجع قضایی ملی، سامان دادن به دادرسی جزایی حقیقی و حرکت در جهت مبارزه با بی کیفری جنایتکاران بین المللی است. از این رو شعبه مقدماتی، به موجب مقررات اساسنامه، اقدامات نظارتی خود را بر فرایند اجرای دستورات دیوان در مراجع ملی نیز گسترش می دهد. براساس بندهای ۵ و ۶ ماده ۵۹ اساسنامه،[۷۲۳] شعبه مقدماتی می تواند توصیه هایی را به مراجع قضایی ملی که در حال اجرای قرار بازداشت هستند و تصمیم به آزاد نمودن موقتی متهم گرفته اند بنماید. در این صورت، وفق قاعده ۱۱۷ از آیین نامه دادرسی و ادله، مرجع مسوول در کشور بازداشت کننده موظف است قبل از اتخاذ تصمیم خود، توصیه های شعبه مقدماتی را از جمله راجع به اقداماتی که مانع فرار شخص می شود، دقیقاً مدنظر قرار دهد[۷۲۴] و در صورت آزاد نمودن موقت شخص، شعبه مقدماتی می تواند در خصوص وضعیت مزبور گزارش های منظم درخواست کند.[۷۲۵] ه- شعبه مقدماتی مرجع صالح برای تخفیف و تبدیل قرار بازداشت؛ پس از آنکه متهم در محضر دیوان حاضر گردید، چه این حضور داوطلبانه باشد و یا پس از احضار یا جلب وی صورت گرفته باشد، شعبه مقدماتی باید اطمینان حاصل کند که به شخص تفهیم اتهام شده و او از جرائم انتسابی و همچنین از حقوقی که در اساسنامه برای اشخاص و متهمین پیش بینی شده است آگاه می باشد. در این مرحله، شخصی که تحت الحفظ در محضر دیوان حاضر شده است می تواند درخواست آزادی موقت خود در جریان محاکمه را مطرح نماید. اگر شعبه مقدماتی شرایط مقرر در ماده ۱/۵۸ را احراز نماید، متقاضی در بازداشت می ماند، در غیر این صورت دستور آزادی موقت وی به نحو مطلق یا مشروط صادر خواهد شد. تدابیری که شعبه مقدماتی می تواند طبق ۱/۱۱۹ آیین نامه دادرسی و ادله برای محدود کردن آزادی شخص اتخاذ نماید به ترتیب زیر است: : « … الف)- شخص نباید خارج از قلمرو سرزمینی مشخص شده توسط شعبه مقدماتی، بدون موافقت صریح شعبه مسافرت کند. ب)- شخص نباید به مکان های خاص تردد نماید و یا با اشخاص خاصی که توسط شعبه مقدماتی مشخص شده اند ارتباط داشته باشد. ج)- شخص نبایستی به طور مستقیم یا غیر مستقیم با بزهدیدگان یا شهود در تماس باشد. د)- شخص نباید مشغول به برخی حرف گردد. ه)- شخص باید در نشانی خاصی که توسط شعبه مقدماتی مشخص می شود اقامت داشته باشد. و)- هنگامی که شخص توسط مقام یا اشخاص صلاحیتداری که شعبه مقدماتی تعیین نموده است احضار می شود، باید پاسخ دهد. ز)- شخص باید تضمین را ارائه کند یا وثیقه یا وجه الکفاله شخصی یا معینی را تهیه کند که مبلغ و برنامه زمان بندی و نوع پرداخت آن توسط شعبه مقدماتی تعیین می شود. ح)- شخص مکلف است همه اسناد هویتی، به ویژه گذرنامه اش را به مدیر دفتر دیوان عرضه کند.» شعبه مقدماتی موظف است به صورت دوره ای و یا هر زمان که دادستان و یا خود شخص درخواست تجدید نظر در خصوص بازداشت را مطرح نماید در خصوص آزادی یا ادامه بازداشت متهم اقدام پژوهشی کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«حضرت زینب دختر مولای متقیان و بانوی بی همتای اسلام عالی ترین مصداق کفایت و خردمندی، دانش و بینش، شجاعت و پایداری بود. در طول زندگی پربارش همواره با رنج و سختی عجین بود. اما نه تنها از مشکلات نهراسید بلکه با ناملایمات بر استقامتش افزود و به روحش تعالی بیشتری بخشید[۶۹].» «از بین همسران پیامبر ام سلمه عالمی راوی حدیث بود، عقل و درایت و متانت او در دفاع از حضرت زهرا (ع) و در پشتیبانی از مقام ولایت درخور ستایش فراوان است. او محرم اسرار اهل بیت نیز بود[۷۰].» «بانوی گرانقدر دیگر پیامبر (ص) زینب بنت جحش دختر عمهی پیامبر و بعد از خدیجه و ام سلمه و میمونه اشرف زوجات پیامبر (ص) بود. از دیگر زنان پیامبر (ص) میتوان به ماریه دختر شمعون مادر ابراهیم و صفیه بنت حی زنی حلیم و بردبار و از راویان حدیث اشاره نمود[۷۱].» «یکی دیگر از زنان تأثیرگذار در صدر اسلام سمیه است. مسلمانی او در همان اوایل و تحمل سختیهای شکنجه او را در ردیف اولین شهید اسلام قرار داد[۷۲].» سوده یکی از زنان صدر اسلام است. او زنی بود که هم از هوش اجتماعی بهرهمند بود و هم در سیاست حضور داشت، حضور او در صحنهی جنگ و سیاست نشان از ارزش بلند مرتبهی او دارد. از جمله زنان دیگر صدر اسلام میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ام حکیم: «زنی شاعر که بعد از کشته شدن دو فرزند خردسالش در جلوی چشم مادر به دست عوامل معاویه به مشکلات عصبی دچار شد و رثاهای سوزناکی سرود و در کوی و برزن میخواند و در تهییج مسلمانان نقش موثری داشت[۷۳].» ام الخیر: «خطیب بلیغی بود که در جنگ صفین با سخنانش سپاهیان را تهییج و تشویق میکرد. سخنانی که از روی استدلال و یا استمداد از اوج عرفان و نتیجه تربیت یافتن در مکتب حضرت علی (ع) بود[۷۴].» ام خالد: «محدثی است که روایات فراوانی از پیامبر (ص) نقل نموده است[۷۵].» امیمه: «محدث و نقل کنندهی حدیث برای تابعین بود. در جنگها حضور داشت و برای مداوای مجروحین و تخیلهی شهدا سهم به سزایی داشت[۷۶].»
 ام کلثوم: اولین زن مهاجری است که با پای پیاده از مکه به مدینه مهاجرت نمود، همسرش در جنگ موته شهید شد. شأن نزول آیهی ۱۰ سوره ممتحنه زمانی است که عدهای از کفار قصد بازگرداندن او را داشتند. «شما اگر میدانید که این زنان ایمان آورده و در اثر وحی الهی از مکه به مدینه مهاجرت کردند، ایشان را به کفار بر نگردانید، گرچه بستگانشان باشند.[۷۷]» از میان مادران و همسران امامان معصوم (ع) به موارد زیر اکتفا میشود: شهربانو همسر امام حسین (ع) و مادر امام سجاد (ع): «دختر یزدگرد ساسانی که در فتح ایران اسیر شد و به همسری امام حسین (ع) درآمد[۷۸].» فاطمه ام عبدالله همسر امام زین العابدین و مادر امام محمد باقر (ع): وی دختر امام حسن مجتبی (ع) میباشد او زنی با عصمت و علم و فضل و شرف و عفت است که مانند او وجود نداشته است و در نهایت زهد و تقوا و مستجاب الدعوه بود و در حادثهی کربلا حضور داشت و اسیر شد[۷۹]. ام فروه همسر امام محمد باقر (ع) و مادر امام صادق (ع): «از زنان با ایمان و متقی بود تا آن جا که امام صادق (ع) لقب «ابن المکرمه» به او داده بود. او نقل کنندهی حدیث بوده است[۸۰].» «از دیگر زنان امام معصوم باید از تکتم همسر امام کاظم (ع)، سبیکه همسر امام رضا (ع)، سمانه همسر امام محمد تقی (ع)، جده همسر امام علی النقی و نرجس همسر امام حسن عسگری (ع) که همه مادران امامان معصوم ما میباشند[۸۱].» زن در جامعه وظیفهای دارد که از مرد اصلاً ساخته نیست؛ نقش زن بی همتا و بی نظیر میباشد. به صراحت میتوانیم بگوییم که بقای زندگی و نسل بشر محتاج وجود زن است زن نیم پیکر جامعه است و نقش او را اسلام نادیده نگرفته است. زن مربی است و نخستین کلاس درس، دامان زن است. در دامان او است که کودک مهر و محبت میآموزد و انسانهای بزرگ پا به عرصه هستی میگذارند. زن مادر است و انسان پروری به دوش او است. کدام مرد میتواند انسان پروری را به دوش خود بگیرد، آنچه را که نظام خلقت بر دوش زن گذاشته است؟ چه وظیفه بالاتر و ارجمندتر از این که زن به عهده گیرد[۸۲]. اسلام با حضور زن در کار و تلاش مخالف نیست ولی وظیفه اصلی زن را مادری میداند، در کنار وظیفه اصلی به زن اجازه داده است که با حفظ شأن و منزلت خود در اجتماع حضور یابد و سرنوشت خویش را به دست گیرد. صدها زن که به اسلام روی آوردند و از کفر و شرک دوری جستند، نشان دهنده یک حقیقت روشن است که زن در اوایل ظهور اسلام، درک کرد که در پناه اسلام میتواند به شخصیت و کرامت اصلی خود نایل شود. بعد از ظهور اسلام تا هنوز هزاران زن اندیشمند به صراحت بیان کردند که اسلام به زن حقوق واقعیاش را عطا نمود و بهشت را زیر پای او قرار دادهاند[۸۳]. «شاید به صراحت بتوانیم گفت که زنان قرن معاصر در بلندترین جایگاه حقوقی خود قرار دارد که در ایام گذشته این جایگاه را نداشتند.[۸۴]» هر چند که تعدادی به این باورند که زنان معاصر به خصوص زنان مسلمان از بعضی حقوق خود محروم است ولی این ایراد قابل تامل است. «شاید یکی از راه های متفاوت اندیشی در زمینه حقوق زن باورهای متفاوت است که افراد جامعههای مختلف از فرهنگ و عرف گذشته خود به ارث برده است. این تفاوت اندیشی زمینه جدال بر نقض حقوق زن شده است[۸۵].» ۲-۲-۴- زن از نقطه نظر اندیشمندان با مرور نظریات مختلف و سخن بزرگانی چون پیامبر اکرم و حضرت امیر در مییابیم که در هر مورد اسلام دستور العمل راه گشا و نگاهی نافذ دارد. به عنوان مثال پیامبر در مسئله ازدواج، عادات قدیم اعراب از جمله اینکه دختران را به اجبار شوهر میدادند و یا معاوضه کردن آنها را منسوخ کرد. اسلام بزرگترین خدمتها را نسبت به زن انجام داد به او آزادی و شخصیت داد. استقلال فکر و نظر داد و حقوق طبیعی او را به رسمیت شناخت اما دیدگاه اسلام در مورد حقوق زن با دیدگاه غربیان دو تفاوت اساسی دارد. اول در ناحیه روان شناسی زن و مرد: اسلام در این زمینه معجزه کرد و تفاوت دوم در این است که اسلام در عین آنکه زنان را به حقوق انسانیشان آشنا کرد و به آنها شخصیت و آزادی بخشید و هرگز آنان را به نافرمانی و طغیان و بدبینی نسبت به جنس مرد وادار نکرد. از نظر اسلام وقتی پسر و دختر به سن ازدواج برسند برای دخترانی که برای اولین بار ازدواج میکنند اذن پدر لازم است ولی برای پسران اینگونه نیست و اگر پدری بدون جهت از موافقت با ازدواج دختران خود امتناع کنند این حق از آنها برداشته میشود و دختران در این صورت در انتخاب همسر آزادی مطلق دارند. اسلام دینی است پیشرو و پیش برنده، قرآن کریم برای این که مسلمانان را متوجه کند که همواره باید در پرتو اسلام در حال رشد و نمو و تکامل باشند مثلی میاورد، میگوید: «مثل پیروان محمد مثل دانهای است که در زمین کاشته شود، آن دانه ابتدا به صورت برگ نازکی از زمین میدمد، سپس خود را نیرومند میسازد، سپس روی ساقه خویش میایستد، آنچنان با سرعت و قوت این مراحل را طی میکند که کشاورزان را به شگفت میآورد[۸۶].» این مثلی است از جامعهای که منظور قرآن است نموداری که آرزوی قرآن است اجتماعی که در حال رشد و توسعه و انبساط و گسترش باشد. در مقابل عدهای که اسلام را مخالف تجدد به معنی واقعی میشمارند و میگویند با تقلید و مد پرستی باطناً فرنگی بشوند تا پیشرفت کنند. دلیل عمده کسانی که میگویند در حقوق خانوادگی باید از روش های غربی پیروی کنیم. این است که وضع زمان تغییر کرده و مقتضیات قرن بیستم این چنین اقتضا میکند، از این رو اگر ما نظر خود را درباره این مسئله روشن نکنیم بحثهای دیگر ما ناقص خواهد بود. فعلاً باید دو مطلب روشن شود: یکی اینکه هماهنگی با تغییرات زمان به این سادگی نیست که در عیان بی خبر پنداشته و ورد زبان ساختهاند در زمان هم پیشروی وجود دارد و هم انحراف، باید با پیشرفت زمان پیش رفت و با انحراف زمان مبارزه کرد، دین اسلام با پیشرفتهای زمان و توسعه فرهنگ و تغییرات حاصله از توسعه هماهنگ است. ۲-۲-۵- فلسفه اسلام درباره حقوق خانوادگی اسلام در مورد حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش میگذشته و با آنچه در جهان امروز میگذرد مغایرت دارد. حقوقی که اسلام برای زن و مرد وضع کرده است با هم تفاوت دارد. با اینکه در سخنرانیها و نوشته های پیروان غربی شنیده و خواندهاید که مقررات اسلامی را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات به عنوان توهین و تحقیر نسبت به جنس زن یاد کردهاند. و گفتهاند حقوق اسلامی بر محور منافع مرد دور میزند؛ اگر اسلام زن را انسان تمام عیار میدانست تعدد زوجات را تجویز نمیکرد، حق طلاق را به مرد نمیداد شهادت دو زن را با یک مرد برابر نمیکرد، ریاست خانواده را به شوهر نمیداد ارث زن را مساوی با نصف مرد نمیکرد به زن استقلال اجتماعی میداد پس اسلام مساوات را در مورد زن و مرد رعایت نکرده است. در حالی که اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالفت نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است. برای بررسی کامل این مطلب لازم است سه قسمت را بررسی کنیم: «۱- نظر اسلام درباره مقام انسانی زن از نظر خلقت و آفرینش ۲- تفاوتهائی که در خلقت زن و مرد هست برای چه هدفهائی است؟ آیا این تفاوتها سبب میشود که زن و مرد از لحاظ حقوق طبیعی و فطری وضع نامشابهی داشته باشند یا نه؟ ۳- تفاوتهائی که در مقررات اسلامی میان زن و مرد هست که آنها را در بعضی قسمتها در وضع نامشابهی قرار میدهد بر اساس چه فلسفهای است؟ آیا آن فلسفهها هنوز هم به استحکام خود باقی است یا نه[۸۷]؟» قرآن معتقد است که خلقت زن و مرد یکسان است و آنها را از یک جنس آفریدهاند. اسلام اعتقاد دارد از نظر فکر فلسفی و از نظر تفسیر خلقت نگاه تحقیر آمیزی نسبت به زن نداشته است بلکه آن نظریات را رد کرده است. از نظر اسلام زن و مرد دو انسان متساوی در انسانیت هستند و از حقوق مساوی بهرهمندند ولی آنچه غربیان به آن معتقدند وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها. اسلام معتقد است که لازمه عدالت و حقوق فطری و انسانی زن و مرد عدم تشابه آنها در پارهای از حقوق است. دین مقدس اسلام این امتیاز بزرگ را دارا بوده و هست که حقوق و اخلاق را توام مورد عنایت قرار داده است و همچنان که گذشت و صمیمیت و نیکی به عنوان اموری اخلاقیِ مقدس شمرده میشوند آشنایی با حقوق و دفاع از آنها «مقدس» و انسانی محسوب میشود. افراد بشر از لحاظ حقوق اجتماعی غیر خانوادگی یعنی از لحاظ حقوقی که در اجتماع بزرگ، خارج از محیط خانواده، نسبت به یکدیگر پیدا میکنند هم وضع مساوی دارند هم وضع مشابه یعنی هم مثل هم حق دارند از مواهب خلقت استفاده کنند و مثل هم کار کنند و حقوق طبیعی آنها مساوی ولی حقوق اکتسابی آنها نامساوی است. با مروری بر زندگی اجتماعی انسان و حیوانات در مییابیم زندگی حیوانات طبیعی اما زندگی انسان اینطور نیست. انسان اجتماعی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سالیان خیلی زیادی است که با افزایش سطح دانش و فهم بشر، کیفیت و وضعیت زندگی او همواره در حال بهبود و ارتقا بوده است.بعد از انقلاب فرهنگی اجتماعی اروپا (رنسانس) و متعاقب آن انقلاب صنعتی، موج پیشرفت های شتابان کشورهای غربی آغاز شد. تنها کشور آسیایی که تا حدی با جریان رشد قرن های نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی غرب همراه شد کشور ژاپن بود. بعد از رنسانس که انقلابی فکری در اروپا رخ داد، پتانسیل های فراوان این ملل، شکوفا و متجلی گردید، اما متاسفانه در همین دوران، کشورهای شرقی روند روبه رشدی را تجربه نکرده و بعضا سیری نزولی طی نمودند. البته بعضا حرکت های مقطعی و موردی در این کشورها صورت گرفت، اما از آنجا که با کلیت جامعه و فرهنگ عمومی تناسب کافی را نداشت، مورد حمایت واقع نشد. محمدتقی خان امیرکبیر در ایران، نمونه ای از این دست است. آرایش کنونی نیروهای جهان و رهیافت آنها برای فتح میدان نبرد اقتصادی، جهان را در آستانه ایجاد بلوکهای اقتصادی قرار داده است. دنیا در عصر فراصنعتی، جوامعی با خصوصیاتی متفاوت را در بر گرفته است; دسته اول گروه کوچکی هستند که سرگرم زورآزمایی صنعتی، پویشهای نوین پیشرفت و دگرگونیهای پرشتاب اقتصاد بوده و مردمانشان با خیالی آسوده و آرامش درونی (لااقل در ظاهر) به دنبال رفاه و هرچه بهتر زندگی کردن خود و فرزاندانشان هستند، این جوامع را عموماً با کلماتی چون توسعه یافته، پیشرفته، مدرن، نوگرا، متکامل، صنعتی شده و ثروتمند میشناسند.
 در مقابل جوامعی هستند که با گرسنگی، بیماری، کمسوادی و رکود اقتصادی درگیر بوده، زندگی آنها با فقر و محرومیت همراه است و برای گذران زندگی ناچارند که با سختیها و مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم کنند. واژگانی چون کم توسعه ، توسعه نیافته ، عقب افتاده، غیر صنعتی، فقیر و جهان سومی نامهایی است که به این جوامع اشاره دارند. تفاوت این جوامع، سؤالی را در ذهن بسیاری از اندیشمندان تداعی کرده است: چرا پیشرفتها، موفقیت و رفاه به دسته اول محدود شده و دسته دوم بهره کمتری از آن برده اند؟ پاسخ به این سؤال، نیازمند ریشهیابی توسعهیافتگی در جوامع پیشرفته و جستجوی علت توسعه نیافتگی در کشورهای کم توسعه است؛ که به نوبه خود مطالعه و تبیین روابط پدیدههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را در شرایط خاص هر جامعه میطلبد. به این ترتیب پرسش از علت پیشرفت جوامع، موجب شکلگیری نظریههای جدید در توسعه با نگرشها و رویکردهای مختلف شده است. نظریاتی که جهتدهنده تصمیمها و سیاستهای برنامهریزان و سیاستگزاران توسعه بوده است . با این امید که با روش های موثر در تبیین مسائل پیشروی کشورهای کم توسعه آشنایی حاصل شده و این آشنایی، قدمی کوچک اما مهم در فرایند تدوین الگوی توسعه بومی و غیر تقلیدی برای کشور، استانها و به تبع آن شهرستانها باشد. ۲-۲٫ توسعه چیست؟ در تعریف توسعه باید نکاتی چند را در نظر گرفت که مهمترین آنها عبارت است از: اینکه اولاً توسعه را مقوله ارزشی تلقی کنیم، دوم اینکه آن را جریانی چند بعدی و پیچیده بدانیم و سوم به ارتباط و نزدیکی آن با مفهوم بهبود توجه داشته باشیم از توسعه تعاریف گوناگونی صورت گرفته است که در همه آنها به جنبه های مختلف این فرایند توجه شده است . تودارو در تعریف توسعه می گوید :"توسعه صرفأ پدیده ای اقتصادی نیست.توسعه جریانی چند بعدی است که مستلزم تجدید سازمان وتجدید جهت گیری مجموعه نظام اقتصادی و اجتماعی کشور است. توسعه علاوه بربهبود وضع درآمدها و تولید، آشکارا متضمن تغییرات بنیادی در ساختهای نهادی، اجتماعی، اداری و نیز طرز تلقی در بیشتر موارد حتی آداب و رسوم و اعتقادات جامعه و مردم است"(تودارو ۱۳۷۰ ) درتعریف دیگری از توسعه، مؤسسه مارگا تعریفی را از توسعه کامل می داند که شامل پنج بعد به شرح ذیل باشد. ۱- بعد اقتصادی که به ایجاد ثروت و بهبود شرایط زندگی مادی و توزیع عادلانه امکانات مربوط می شود. ۲- بعد اجتماعی که بر مبنای امکانات بهزیستی ( بهداشت، آموزش، مسکن و اشتغال) اندازه گیری می شود. ۳- بعد سیاسی که ارزشهایی مانند حقوق بشر، آزادیهای سیاسی، حقوق تابعیت و برخی اشکال دموکراسی را در بر می گیرد. ۴- بعد فرهنگی که بر مبنای به رسمیت شناختن این واقعیت است که فرهنگها به افراد هویت وارزش شخصی اعطا می کنند. ۵- بعد موسوم به “زندگی کامل"که به نظامهای محتوایی، نهادها وباورهایی که با هدف نهایی زندگی و تاریخ در ارتباط هستند، مربوط می شود. هر چند از توسعه تعریف دقیق و واحدی وجود ندارد، اما اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان ،توسعه را فرآیندی چند بعدی می دانند. فرآیندی که طی آن شرایط نامطلوب زندگی به شرایط مطلوب تبدیل می شود و جامعه از دست عقب ماندگیها، زندگی سنتی و معیشتی و فقر در زمینه های مختلف خلاصی می یابد و بسوی پیشرفت و رفاه حرکت می کند. به عبارتی توسعه فرآیندی است که طی آن شرایط زندگی همه مردم بهبود می یابد. در این فرایند نکته مهم و قابل توجه این است که ، نباید فرایند توسعه با رشد اقتصادی یکسان تلقی گردد. چه بسا در کشوری ممکن است با وجود رشد اقتصادی، وضعیت زندگی مردم نه تنها بهبود نیابد بلکه حتی بدتر نیز شود. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه به دلیل وابستگی آن به انسان، پدیده ای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملا کمی است) و هیچ محدودیتی ندارد. ۲-۳٫ اهداف توسعه البته اهداف توسعه بسیارند. همچنان که در گردهمایی رهبران جهان در سال ۲۰۰۰ میلادی در سازمان ملل متحد تحت عنوان نشست هزاره، اهدافی برای توسعه کشورها مشخص گردید. در این نشست بیانیه ای تصویب شد که بر مبنای آن کشورها باید به پیشنهاد و اجرای برنامه هایی بپردازند که حرکت کشورهای در حال توسعه را در مسیر توسعه یافتگی تسریع بخشد و اهداف توسعه هزاره را محقق سازد. این هدف ها عبارت بودند از: ریشه کن کردن فقر مطلق و گرسنگی، دستیابی به آموزش ابتدایی در جهان، ترویج برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان، کاهش میزان مرگ و میر کودکان، بهبود تندرستی مادران، مبارزه با ایدز، مالاریا و دیگر بیماری ها، تضمین پایداری زیست محیطی و ایجاد مشارکت جهانی برای توسعه. اما به هر حال رکن اصلی و بنیادین توسعه در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، انتخاب هدفهای دستیافتنی و متناسب با ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه و منطقه به شمار میرود. بطوربکه از دیگاه اکثر آگاهان این حوزه اهداف کلان توسعه عبارتاند از:
-
- ایجاد عدالت اجتماعی و تعادلهای منطقهای
۲-۴٫ مکاتب مهم توسعهیافتگی بررسی ادبیات توسعه نشاندهنده وجود سه مکتب غالب در پدیده توسعهشناسی است که عبارتاند از: ۱- مکتب نوسازی ۲- مکتب وابستگی ۳- مکتب نظام جهانی. «رشته توسعه در اواخر دهه ۱۹۵۰م. زیر نفوذ مکتب نوسازی قرار داشت. مکتب انقلابی وابستگی در اواخر دهه ۱۹۶۰م. با سلطه آن به معارضه برخاست. در اواخر دهه ۱۹۷۰م. با پیدایش مکتب نظام جهانی، دیدگاهی دیگر برای بررسی مسئله توسعه پدیدار شد وسرانجام، از اواخر دهه ۱۹۸۰م. به نظر میرسد که هر سه مکتب به سمت نوعی تقارب و همگرایی پیش میروند» ( سو، ۱۳۸۰، ص۲۲). ۲-۴-۱٫ مکتب نوسازی این مکتب را می توان محصول تاریخی سه رویداد مهم در دروران بعد از جنگ جهانی دوم به شمار آورد. رویداد اول ظهورایالات متحده امریکا به عنوان یک ابر قدرت( با اجرای طرح مار شال برای بازسازی اروپای جنگ زده)، رویداد دوم گسترش جنبش جهانی کمونیسم است که اتحاد جماهیر شوروی نفوذ خود را نه تنها در اروپای شرقی بلکه حتی در چین و کره در قاره آسیا نیز گسترش داد. رویداد سوم تجزیه امپراطوری های استعماری اروپایی در آسیا، آفریقا و امریکای لاتین که موجب ظهور شمار بسیار زیادی کشور و ملت های جدید در جهان سوم گردید. این کشورهای نوظهور هریک به دنبال الگویی برای رشد وتوسعه اقتصادی و اعتلای سیاسی و استقلال خود بودند. در چنین زمینه تاریخی، طبیعی بود که نخبگان سیاسی در امریکا، اندیشمندان علوم اجتماعی را به مطالعه کشورهای جهان سوم ترغیب نمایند تا اینکه از این طریق ضمن دستیابی به توسعه اقتصادی و ثبات سیاسی در این مناطق از گرفتار شدن کشورهای مزبور به دامان بلوک کمونیستی نیز جلوگیری نمایند ۲-۴-۲٫ مکتب وابستگی این مکتب برخلاف دیدگاه های نوسازی ، توسعه را از دیدگاه جهان سوم می نگرند. مکتب وابستگی ابتدا در امریکای لاتین و به عنوان عکسل العملی نسبت به شکست برنامه کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای امریکای لاتین( اکلا) در اواخر دهه۱۹۶۰ به ظهور رسید(سو، ۱۳۸۰، ۱۱۷). نظریه پردازان مکتب وابستگی، دنیا را به دو قطب مرکز(متروپل) و پیرامون(اقمار)دسته بندی کرده اند. از مهمترین نظریه پردازن این مکتب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-
- فرانک: توسعه و توسعه نیافتگی
-
- دوس سانتوس: ساختار وابستگی
-
- کاردوزو: توسعه وابسته( توسعه تقارن با وابستگی)
-
- اودانل: ظهور دولت دیوانسالار-اقتدارگرا در امریکای لاتین
-
- گُلد:فرایند وابستگی پویا در تایلند
۲-۴-۳٫ مکتب نظام جهانی مبدع این سیستم ایمانوئل والرشتاین است.او با طرح مفهوم دو قطبی مخالف است. از نظر او دنیا پیچیده تر از آن است که بتوان آن را به صورت نظامی مرکب از دو مقوله مرکز پیرامون دسته بندی کرد.بسیاری از ملت های موجود در بین این دو قطب قابل انطباق با هیچیک از مقولات مرکز پیرامون نیستند. لذا والرشتاین، خود به معرفی و پیشنهاد نظامی مرکب از سه قطب« مرکز» ، «نیمه پیرامونی»، « پیرامون» می پردازد. جوامع مرکز: این جوامع دارای ویژگی هایی نظیر نظام بانکی قدرتمند، تولید انبوه صنعتی، فن آوری پیشرفته، سرمایه فراوان و متمرکز، وجود یک طبقه قدرتمند سرمایه دار، یک طبقه وسیع کارگر، دولت های قدرتمند چه از نظر ساختار داخلی و نیروی خارجی و دخالت در امور سیاسی مناطق دیگر هستند. جوامع پیرامونی: ویژگی های کشورهای پیرامونی عبارتند از: ۱- کشاورزی و خدمات متکی بر تولید مواد خام و کشاورزی۲- نبود نظام قدرتمند صنعتی-بانکی۳- نبود سرمایه متشکل۴- وجود طبقه سرمایه دار ضعیف، همراه با خیل عظیم دهقانان و کارگران فقیر شهری۵- ضعف دولت چه از نظر ساختار داخلی و چه از نظر قدرت خارجی۶- تأثیرپذیری از مرکز جوامع نیمه پیرامونی: بنا بر نظر والرشتاین جوامع نیمه پیرامونی دارای ترکیبی از ویژگی های جوامع مرکز و پیرامون هستند(ازکیا، ۱۳۸۱، ۱۶۱). ۲-۵٫ مدلهای توسعه اقتصادی ۲-۵-۱٫ مدل روستو
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روش SBM[104]
SBM [33]یک مدل آماری[۱۰۵] است که برای توصیف گراف[۱۰۶]های ناهمگون[۱۰۷] مستقیم[۱۰۸] یا غیر مستقیم[۱۰۹] به کار میرود.[۶] این روش که به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است در آنالیز شبکه های اجتماعی با موفقیت مورد استفاده قرار گرفته است[۳۴][۳۵].
 در مدل SBM یک شبکه به صورت زیر تولید می شود: هر گره[۱۱۰] با احتمال به یک تشکل منتسب می شود. احتمال انتساب داده شدن یک گره به تشکل ام است. بر اساس تشکلی که گره و گره j به آن منتسب شده اند (فرض می شود گره به تشکل و گره به تشکل تعلق یافته است) لینک ما بین گره های و با پیروی از یک توزیع[۱۱۱] برنولی[۱۱۲] با پارامتر[۱۱۳] تولید می شود. بنابراین پارامتر های مدل SBM، و است. در اینجا توزیع پیشین[۱۱۴] تشکل هاست که به طور معمول در نظر گرفته می شود. نیز احتمالات تولید لینک را نشان میدهد. به اعضای[۱۱۵] قطری[۱۱۶] احتمال لینک “درون_تشکل[۱۱۷]” برای تشکل و به اعضای غیرقطری [۱۱۸] و احتمال لینک “بین_تشکل[۱۱۹]” برای تشکلهای و گفته می شود. نمایش گرافیکی[۱۲۰] روش SBM در شکل (۳-۱) نشان داده شده است. شکل ۳-۱- نمایش گرافیکی روش مدل بلوک تصادفی (SBM). برای ساده سازی شکل فقط برای یک جفت گره و نمایش داده شده است. برای بیان کردن Likelihood داده ها برای روش SBM ، فرض می شود لینک به نحوی تولید می شود که مستقل از سایر لینکها و گرههایی است که در تشکل منتسب به گره یعنی و تشکل منتسب به گره یعنی قرار دارند. با بهره گرفتن از فرض فوق،احتمال [۱۲۱]تمام داده ها در مدل SBM به صورت زیر نوشته می شود:
(۳-۱)
(۳-۲)
در فرمولهای فوق، در صورتی می شود که یک لینک بین گره و گره وجود داشته باشد. بهعلاوه فقط در صورتی که گره متعلق به تشکل و گره متعلق به تشکل باشد، می شود. در این مدل، حلقه به خود[۱۲۲] در نظر گرفته نشده است، بنابراین در معادلات فوق به معنی روی تمام و ها به گونه ای که باشد، است. معادلات گفته شده در بالا یک بیان فشرده از مدل SBM هستند. در نهایت عبارت که احتمال انتساب تشکل هاست به صورت زیر تعریف می شود:
(۳-۳)
روش LDA[123]
LDA [36]یک مدل تولیدی[۱۲۴] در آمار[۱۲۵] است. این مدل برای مدل سازی تعدادی متغیر پنهان[۱۲۶]، عناوین[۱۲۷]، در مجموعهای[۱۲۸] از متنها که شامل کلمات هستند بوجود آمده است. در حقیقت در یک متن شامل تعدادی کلمه، میتوان به هر کلمه تعدادی عنوان با احتمال مشخص نسبت داد که در نهایت با ترکیب با هم یک متن و عنوان آن را تشکیل میدهند. در مدل LDA، هر سند به صورت ترکیبی[۱۲۹] از عناوین مختلف در نظر گرفته می شود و فرض میشود توزیع عنوانهااز یک توزیع احتمال پیشین دیریکله[۱۳۰] تبعیت می کند. هر عنوان مجموعه ای از کلمات را با احتمال مشخصی ایجاد می کند. کلماتی که تعلق خاصی به برخی از عناوین ندارند (مانند the در انگلیسی) می توانند با احتمال بکتواختی در هرکدام از عناوین قرار گیرند؛ یا میتوان آنها را دسته ی خاصی قرار داد. باید توجه کرد که تعریف صریحی برای عنوان از دیدگاه های معناشناسی یا معرفتشناسی مشخص نمیشود. بلکه اختصاص عناوین به صورت دستی[۱۳۱] و با حضور یک فرد خبره[۱۳۲] صورت میگیرد. نکته ی دیگر این است که در این مدل چیزی برای مدل سازی ترتیب[۱۳۳] یا همبستگی[۱۳۴] عناوین در نظر گرفته نمیشود، و هر متن به عنوان کیسه کلمات[۱۳۵] در نظرگرفته شده و باعث می شود که هر کلمه قابل تعویض باشد. نمایش گرافیکی روش LDA در شکل (۳-۲) نشان داده شده است. شکل ۳-۲- نمایش گرافیکی روش LDA. در این شکل مستطیلها نشان دهنده حلقه به تعداد پارامتر درون خود هستند. دایرههای توخالی نشان دهنده متغیرهای دیده نشده و دایرههای توپر نشان دهنده متغیر دیده شده و معلوم هستند. فلشها نشان دهنده پارامتر توزیعی هستند که هر متغیر از آن تبعیت می کند. روابط زیر بیان کننده شکل (۳-۲) هستند. عنوان امین مولفه[۱۳۶] در امین سند از یک توزیع چند جملهای[۱۳۷] با پارامتر پیروی میکند:
(۳-۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بعلاوه، از آنجا که «توسعه» یکی ازا ولویت های سازمان ملل متحد است و برای اجرای حق توسعه اهمیت بسیار قائل است، اقداماتی را در جهت مطالعه مفهوم و محتوای اعلامیه حق توسعه و ابعاد گوناگون آن، و همچنین نحوه به اجرا درآوردن آن انجام داده است. پی گیری اجرای اعلامیه به طور مستمر از زمان تصویب آن در ۱۹۸۶ ادامه داشته است. اما مهمترین این اقدامات در چارچوب کمیسیون حقوق بشر از سال ۱۹۹۳ با ایجاد یک گروه کاری حق توسعه آغاز شد و سپس در ۱۹۹۸ با تعیین یک کارشناسی مستقل حق توسعه و پس از آن با ایجاد یک کارگروه عالی رتبه اجرای حق توسعه برای گروه کاری یاد شده و به خصوص واگذاری بررسی معیارهای ارزیابی دوره ای مشارکت توسعه جهانی- چنانکه در هدف هشتم ازاهداف توسعه هزاره بیان شده است – از دیدگاه حق توسعه به این کارگروه، ادامه یافت. شورای جدید التاسیس حقوق بشر نیز تصمیم به ادامه ماموریت آن گرفت.
 این اقدامات گواه بارز این واقعیت است که حق توسعه به تدریج جایگاه حقوقی محکم تری را کسب نموده است و اجرای آن در ضمن می تواند فرصتی را برای تحقق اهداف نظم نوین اقتصادی بین المللی، به عنوان بخشی منسجم از کل مطالبات اعلامیه حق توسعه فراهم اورد. بدین سان، آرمان های مستتر در نظم نوین اقتصادی بین المللی خود را با شرایط تغیر یافته بین المللی همساز نموده و در قالبی دیگر عرضه شده اند. ب- توسعه توسعه پایدار مفهوم دیگری است که با نظم نوین اقتصادی بین المللی بسیار مرتبط بوده و میتواند گامی در جهت دستیابی به آن تلقی شود. توسعه پایدار مفهومی گسترده و فراگیر است که حمایت از محیط زیست، مشارکت عمومی، حقوق بشر، جامعه داری شایسته، توانمندسازی جنسیتی، فقر زدایی و. .. را در بر می گیرد. هم در توسعه پایدار و هم در نظم نوین اقتصادی بین المللی، اصول انصاف، همبستگی و همکاری بین المللی اساسی به شمار آمده و لازمه اجرای انها هستند. مفهوم توسعه پایدار به خصوص از طریق تصحیح نقش نیروهای بازار و جنبه های منفی اقتصادی مبتنی بر آن، با نظم نوین اقتصادی بین المللی در ارتباط است. بنابراین می توان گفت که مفهوم توسعه پایدار قید و محدودیتی است برای آزاد سازی بازار در مواردی که آزاد سازی برای توسعه پایدار آثار منفی درپی داشته باشد. به طور خلاصه، مجمع عمومی اندیشه نظم نوین اقتصادی بین المللی را که در ۱۹۷۴ مطرح شد هرگز رها نکرد، بلکه سعی کرد آن را با شرایط تغییر یافته بین المللی همساز نموده و در قالبی دیگر عرض کند. مجمع عمومی علاوه بر تلاش در جهت تحقق نظم نوین اقتصادی بین المللی و تثبیت حداقل برخی از اصول ان از طرف دیگر، بار دیگر در سال ۲۰۰۸ تصمیم گرفت به مناسبت سی و پنجمین سالگرد تصویب اعلامیه و برنامه عمل راجع به ایجاد نظم نوین اقتصادی بین المللی، این موضوع را مجدداً در دستور کار خود قرار دهد. مجمع عمومی به همین منظور قطعنامه ۲۲۴/۶۳ را در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۰۸ با عنوان «به سوی نظم نوین اقتصادی بین المللی» تصویب کرد و در آن «نیاز به ادامه کار در جهت یک نظم نوین اقتصادی بین المللی بر مبنای اصول انصاف و تساوی حاکمیت، وابستگی متقابل، منافع مشترک، همکاری و همبستگی میان همه دولتها» را مورد تایید مجدد قرار داد و تصمیم گرفت وضعیت اقتصادی بین المللی و آثار آن را بر توسعه را در اجلاس بعدی مورد بررسی عمیق قرار دهد و به این منظور از دبیر کل درخواست کرد که در گزارش بعدی خود با عنوان «جهانی شدن و وابستگی متقابل» یک بررسی راجع به چالش های اقتصادی و سیاسی بین المللی برای رشد اقتصادی مداوم عادلانه و فراگیر و توسعه پایدار، و نقش ملل متحد در پرداختن به این مسائل در پرتو اصول مندرج در اعلامیه و برنامه عمل راجه به ایجاد نظم نوین اقتصادی بین المللی را بگنجاند. قطعنامه دیگری با همان عنوان در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹ و تقریباً با محتوای مشابه که حاکی از ادامه کار مجمع عمومی در این زمینه است، به تصویب میرسد. نظم نوین اقتصادی بین المللی در سال ۱۹۷۴ به لحاظ فلسفی مدعی شد که جهان یک «دهکده جهانی»، یعنی یک جامعه ملی است، از انجا که ثروت و دانش به نحو اجتماعی تولید می شوند، می باید به نحو اجتماعی توزیع کردند. اکنون که پس از گذشت ۳۶ سال، تحولات روابط بین المللی و به ویژه طرح و پر رنگ شدن موضوع جهانی شدن، اندیشه «دهکده جهانی» را به نحو ملموسی به واقعیت نزدیک کرده است، ضرورت تحقق اهداف و اصول نظم نوین اقتصادی بین المللی بیشتر احساس می شود، بنابراین تعجب آور نیست که مجمع عمومی فرصت را برای طرح و پیگیری مجدد آن مناسب شمرده است. (زمانی، پیشین، ۱۱۶- ۱۱۱). ۴-۸- سازمان ملل متحد و هنجارسازی در حوزه مبارزه با تروریسم در مقایسه با جامعه ملل، ارکان سازمان ملل متحد نقش قابل ملاحظه ای در ایجاد و تکوین حقوق مبارزه با تروریسم بین المللی ایفا کرده اند. در میان ارکان سازمان، نقش مجمع عمومی از دو جهت قابل توجه است. این مجمع از سویی با تدارک تصویب سیزده کنوانسیون بین المللی ضد تروریستی و همچنین تدوین راهبرد ضد تروریسم ملل متحد، در استاندارسازی بین المللی نقش محوری داشته است و از سوی دیگر در تبیین حقوق و قواعد قابل اعمال در مبارزه با تروریسم بسیار کوشیده است. در متن منشور ملل متحد استقرار امنیت بین المللی وظیفه اصلی شورای امنیت است و مجمع عمومی در این خصوص دارای صلاحیت صریح و آشکار نیست اما مجمع عمومی در پنجمین اجلاس خود با تصویب قطعنامه شماره ۳۷۷ به تاریخ سوم نوامبر ۱۹۵۰ برای خود صلاحیت و قدرت استقرار امنیت بین المللی ایجاد کرد. در متن منشور ماده ای صریح وجود ندارد که چنین صلاحیتی برای مجمع در نظر گرفته باشد. طبق اصول منشور مجمع عمومی دست به اقداماتی نمی زند بلکه می تواند چنین اقداماتی را توصیه و یا تصویب کند. به هر حال، مجمع عمومی عرصه ای برای اعضا فراهم اورده که مسائلی را که مهم تلقی می کنند مطرح و با یکدیگر به تبادل دیدگاه ها و بحث بر سر چالش ها بپردازد. مجمع عوممی تنها رکن میان حکومتی است که با مسائل سیاسی گسترده سروکار دارد و با عنایت به ویژگی تساوی اعضا در آن مجمع می تواند ایجاد کننده هنجارها و قواعد جهانی و ترغیب کننده همکاری در زمینه علایق و چالشهای مشترک بشریت باشد. (Peterson , 2005 , 5). یکی از مهمترین چالش های فراروی جامعه جهانی و حقوق بین الملل، مسئله تروریسم و ارائه تعریفی مناسب از آن است. تروریسم معمایی مفهومی را هم برای ملل متحد و به میزان کمتر برای دیگر نهادهای بین المللی ایجاد کرده است. ملل متحد به منظور جلوگیری از جنگ میان دولتها تاسیس شد؛ نه به منظور حفظ دولتها از گروه های نامشخص و سیال که تقریباً خصیصه فراملی دارند و فاقد هرگونه ساختار، مکان یا نشانی هستند. قطعاً با توجه به جایگاه مجمع عمومی مباحثی که درباره تروریسم در آن جریان دارد و قطعنامه های مربوط به آن چگونگی و سیر تکاملی دیدگاه های دولت های عضو را در مورد تروریسم روشن می سازد. در این زمینه باید به این موضوع توجه داشت که از طرفی ویژگی های ساختاری مجمع عمومی در تلاشهایش برای مقابله با تروریسم بین المللی محدودیت ایجاد می کند. مجمع عمومی همانند یک هماهنگ کننده مستقیم نمی تواند عمل کند زیرا فاقد قدرت لازم برای وادار کردن دولتها به اقدام یا عدم اقدام به اعمالی خاص است. هیچگونه ساختار اجرایی ندارد که قادر به اجرای تصمیماتش باشد. از طرف دیگر منابع لازم را برای تشویق رفتار خوب و تنبیه رفتار بد در اختیار ندارد. بنابرگفته آینیس کلود[۹۷]؛ مجمع عمومی نهادی برای مشروع یا عدم مشروع سازی دسته جمعی موضوعات هنجاری است که اعمال دولت های عضو را در مسائل کلی جهت می بخشد. این رکن بیانیه ها، سیاست ها و رفتار هر یک از دولتها و دیگر بازیگران را در شرایط خاص متاثر می سازد. این مشروعیت دسته جمعی اغلب تا حد هنجارهای عموماً پذیرفته شده پیش می رود. تاثیر تلاش های مربوط به تاثیرگذاری بر رفتار خاص دولت ها از طریق قطعنامه ها، اغلب بسیار اندک و تدریجی است و به اجماع قوی بر سر هنجارهای مناسب شرایط بستگی دارد. مجمع عمومی تروریسم بین المللی را به دو صورت مورد توجه قرار می دهد؛ اول با ایجاد چارچوبی هنجاری که تروریسم را به عنوان مسئله ای مشترک تعریف کند و دوم با ترغیب اقدام حکومت ها به منظور ایجاد قواعد حقوقی داخلی و بین المللی به خصوص برای مقابله تروریسم. ۴-۸-۱- مباحث و اقدامات مجمع عمومی درباره تروریسم علی رغم انکه قطعنامه های مجمع عمومی حاصل توجه به وقایع خاص تروریستی در مقاطع تاریخی بوده است؛ دولت های عضو از مجمع عمومی به عنوان عرصه ای برای هماهنگی بیشتربرای ایفای نقش خود در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی بهره نگرفته اند. به رغم شکایت هایی از تمایل پنج عضو دائم به کنارگذاشتن ده عضو دیگر از مباحث کلیدی، اکثریت اعضای مجمع عمومی صلاحیت مستقیم شورای امنیت در این خصوص را مورد احترام قرار داده اند. تلاش های مجمع عمومی به منظور ایجاد چارچوبی هنجاری در سه جریان از قطعنامه های مربوط به تروریسم منعکس می باشند. بخشی از این قطعنامه ها که ناظر بر وقایعی خاص هستند، چگونگی فهم این ساختار هنجاری و به کارگیری آن را از سوی دولتها بیان می کنند. بنابراین به سهمی سیر تکاملی دیدگاه های دولت ها در مورد تروریسم را روشن می سازد. همچنین تلاش های مجمع عمومی به منظور ترغیب اقدام هماهنگ بین المللی در مقابله با تروریست ها سه شکل به خود گرفته است: دو کمیته مخصوص در مورد تروریسم از نمایندگان دولت های عضو تشکیل شده است که راهکارهای خاص را بیابد؛ کارگزاری های تخصصی ملل متحد دارای صلاحیت در حوزه های مرتبط با تروریسم را به منظور تبیین مسئله تشویق کرده است، و دولت ها را به تکمیل قوانین بین المللی و داخلی در مقابله با اعمال تروریستی و همکاری با یکدیگر در جلوگیری از تروریسم تشویق کرده است. مجمع عمومی ابتدا در سال ۱۹۷۲ تروریسم بین المللی را به صورت مسئله ای کلی تعریف کرد. در اواسط دهه ۱۹۸۰ نیز گاه گاه آن را مطرح ساخت و از زمان تصویب اعلامیه راه های حذف تروریسم بین المللی با قطعنامه ۶۰/۴۹ در دسامبر ۱۹۹۴ کم و بیش به طور مداوم ان را مورد توجه قرار داده است. پیشنهادات خاص که در رابطه با رسیدگی به تروریسم در این قطعنامه ها وجود دارند، در طول زمان با تغییر تصور مجمع عمومی از مسئله متحول شده اند. از عناوین و مقدمه های این قطعنامه ها می توان طرح های مجمع عمومی در مورد بیان مفهوم کلی تروریسم را پیگیری کرد. بندهای مقدماتی، ملاحظات گسترده و راهنمای تصویب قطعنامه ای را شناسایی می کنند. زمانی که قطعنامه ای جدید براساس قطعنامه های قبلی تنظیم گردیده ملاحظات قبلی مجمع در مورد موضوع ابتدا مطرح می شود، و هنجارهای بین المللی کلی تر به وسیله مجمع عمومی به دولت های عضو یاداوری می شود. عناوین و مقدمه های این قطعنامه ها حاکی از آن است که رهیافت مجمع عمومی نسبت به مسئله تروریسم در اوایل دهه ۱۹۹۰ تغییری چشمگیری می کنند. از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۹، توجه به تروریسم به عنوان مسئله ای کلی تحت موضوعی با عنوان «راهکارهای جلوگیری از تروریسم بین المللی»، عمدتاً به کمیته ششم (کمیته حقوقی) واگذار و این عبارت در عناوین قطعنامه نیز به کار برده شد. به هر حال، مقدمه ها بیشتر متوجه ایجاد تمایز میان درگیری نظامی قابل توجیه و تروریسم بود تا تمرکز بر پیشنهاداتی برای کاهش وقوع تروریسم. بندهای اجرایی نیز تنها به اختلافات میان دولتها برای ابزار مقابله با تروریسم از طریق همکاری و توجه به دلایل ریشه ای توجه داشت. در دهه ۱۹۹۰ این مسئله هنوز به کمیته ششم ارجاع داده می شد، اما ویژگی قطعنامه های تصویب شده در این دهه کاملاً متفاوت بود. در سال ۱۹۹۱، نخستین قطعنامه در مورد مسئله کلی تروریسم با اجماع به تصویب رسید که عنوان آن به راهکارهای حذف تروریسم بین المللی تغیر کرده و بنابراین، قطعنامه های بعدی نیز دارای این عنوان بودند. عنوان جدید موافقت بیشتر برای عدم توجیه اعمال تروریستی به دلایل ریشه ای را منعکس می کرد. همچنین تلاش در جهت حمایت از این نکته بود که درگیری های نظامی قابل توجیه که به لحاظ هدف و ابزار متفاوت هستند عنوان تروریسم ندارند. حتی دولت های بسیار که به طور مداوم بر خلاف دلایل ریشه ای تاکید می کردند با ضرورت راهکارهای گسترده همکاری در جهت مقابله با هرکسی که درگیر اقدامات تروریستی است، موافقت کردند. در سال ۱۹۹۳ جریانی از قطعنامه ها به وسیله کمیته سوم (کمیته اجرایی، بشر دوستانه و فرهنگی) به عنوان «حقوق بشر و تروریسم» شرایط قربانیان و عاملان واقعه تروریستی مطرح شد که با نگرشی متفاوت، مبتنی بر ادغام موضوعات در قطعنامه ۶۰/۴۹ (۱۹۹۴) خود را نشان داد. (Peterson, 2004 , 176). مجمع عمومی سازمان ملل متحد از سال ۱۹۹۴ به این سو در دسامبر هر سال سری قطعنامه های موسوم به «اعلامیه تدابیر امحای تروریسم بین المللی» را تصویب نموده است که تاکنون بالغ بر ۱۶ اعلامیه می شود. مجمع این قطعنامه ها بی آنکه تعریفی از تروریسم ارائه دهد، تروریسم توسط هرکس و هرجا و برای هر هدفی که انجام شده باشد را کیفری و غیر قابل توجیه دانسته و محکوم کرده است. همچنین مجمع در این سری از قطعنامه ها با گنجاندن عبارت معروف محکومیت ارتکاب تروریسم «هرکس»، بر حفظ ایده تروریسم دولتی اصرار ورزیده است. علاوه بر اعلامیه های تدابیر امحای تروریسم بین المللی، تعداد قابل توجهی قطعنامه راجع به حقوق بشر و تروریسم به تصویب مجمع عمومی رسیده است. در سری قطعنامه های «حقوق بشر و تروریسم» که از سال ۱۹۹۴ هر سال تکرار می شود، بر عدم تعارض مبارزه با تروریسم با رعایت حقوق بشر؛ و همچنین بر لزوم رعایت حقوق بشر، بشر دوستانه و حقوق پناهندگان در مبارزه با تروریسم تاکید می شود و بر نقش بنیادین تضمین احترام به حقوق بشر به عنوان مبنای بنیادین مبارزه علیه تروریسم اصرار ورزیده می شود. در کنار سری قطعنامه های یاد شده، مجمع عمومی سازمان ملل متحد همگام با شورای امنیت و در واکنش به اقدامات تروریستی قطعنامه هایی را در محکومیت این اقدامات صادر کرده است که نمونه بارز آن قطعنامه مجمع بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ می باشد. افزون بر سری قطعنامه های فوق الذکر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، فعالیت این مجمع در به تصویب رسانیدن سیزده کنوانسیون ضد تروریستی که در حقیقت، اقدام به تعریف و جرم انگاری مصادیق مهم و مبتلا به تروریسم در جامعه بین المللی کرده اند، شایسته توجه بسیار است. این کنوانسیون ها به ترتیب تاریخ تصویب عبارتنداز: ۱- کنوانسیون راجع به جرایم و دیگر اعمال ارتکابی در داخل هواپیما مصوب دسامبر ۱۹۶۳؛ ۲- کنوانسیون راجع به سرکوب تصرف غیر قانونی هواپیما مصوب دسامبر ۱۹۷۰؛ ۳- کنوانسیون راجع به سرکوب اعمال غیر قانون بر ضد ایمنی هواپیمایی کشوری مصوب سپتامبر ۱۹۷۱؛ ۴- پروتکل سرکوب اعمال غیر قانونی خشونت، در فرودگاه های در خدمت هواپیمایی بین المللی کشوری، الحاقی به کنوانسیون راجع به سرکوب اعمال غیر قانونی بر ضد ایمنی هواپیمایی کشوری، مصوب فوریه ؛ ۵- کنوانسیون سرکوب اعمال غیرقانونی بر ضد ایمنی کشتیرانی دریایی مصوب مارس ؛ ۶- پروتکل سرکوب اعمال غیرقانونی بر ضد ایمنی سکوهای ثابت مستقر در فلات قاره، مصوب مارس؛ ۷- کنوانسیون جلوگیری و مجازات جنایت بر ضد اشخاص تحت حمایت بین المللی از جمله نمایندگان دموکراتیک مصوب دسامبر ۱۹۷۳ ۸- کنوانسیون بین المللی بر ضد گروگانگیری مصوب دسامبر ۱۹۷۹؛ ۹- کنوانسیون حمایت فیزیکی از مواد هسته ای مصوب اکتبر ۱۹۷۹؛ ۱۰- کنوانسیون بین المللی نشانگذاری مواد منفجره پلاستیکی به منظور ردیابی بعدی مصوب مارس؛ ۱۱- کنوانسیون بین المللی سرکوب بمب گذاری تروریستی مصوب دسامبر ۱۹۹۷؛ ۱۲- کنوانسیون بین المللی سرکوب تامین مالی تروریسم مصوب فوریه ؛ ۱۳- کنوانسیون بین المللی برای سرکوب اعمال تروریسم هسته ای ۱۵ آوریل ۲۰۰۵٫ با یک بررسی اجمالی پنج ویژگی های کلی زیر برای کنوانسیون های ضد تروریستی قابل احصا است: یک- به جز سه کنوانسیون سرکوب تامین منابع مالی تروریسم (۱۹۹۹)، سرکوب بمب گذاری های تروریستی بین المللی (۱۹۹۷) و کنوانسیون سرکوب اعمال تروریسم هسته ای (۲۰۰۵) – هیچ کدام از ده کنوانسیون دیگر اصولاً اشاره ای به تروریسم نکرده اند؛ ولی از آنجا که موضوعات مورد توجه آنها از مصادیق بارز تروریسم بین المللی بوده، به تدریج به عنواع کنوانسیون های ضد تروریسم مورد شناسایی اسناد و مجامع جهانی و منطقه ای قرار گرفته اند. دو- به جز کنوانسیون سرکوب تامین منابع مالی تروریسم مصوب، هیچ یک از کنوانسیون های دیگر تعریف کلی از تروریسم عرضه نکرده اند؛ اگرچه هرکدام از کنوانسیون های مذکور تعریف دقیق و ارزشمندی از مصادیق مورد نظر ارائه نموده و آنها را شدیداً محکوم کرده اند. سه- تقریباً هرکدام از کنوانسیون های سیزده گانه حسب ضرورت اجتماعی دوران خود، به تصویب رسیده اند به گونه ای که در نوع خود نشانگر رشد بالینی و حیات سیستمیک جامعه بین المللی نیز می باشند. چهار- در مقدمه هر کدام از کنوانسیون های مذکور، تروریسم بین المللی محل صلح و امنیت بین المللی و تهدیدی برای بشریت معرفی و محکوم شده است. پنج- از مجموع سیزده کنوانسیون، تکالیف مشترکی از جمله یا مجازات کردن یا استرداد، قابل استخراج است که به نظر می رسد پس از جهش حقوقی به وجود آمده ناشی از حادثه یازده سپتامبر به موجب حقوق سازمان ملل متحد و حقوق بین الملل عرفی برای کلیه دولتها الزام آور باشد. این تکالیف که توجه به آنها رهیافت های حاکم بر سیاسی جنایی جامعه بین المللی در مبارزه با تروریسم بین المللی را نمایان می سازد عبارتنداز: ۱- تکلیف به منع، پیشگیری و جرم انگاری فعالیت های تروریستی مورد نظر کنوانسیون ها؛ این تکلیف جز در کنوانسیون علامت گذاری مواد منفجره پلاستیکی در تمامی کنوانسیون های ضد تروریسم پیش بینی شده است، ۲- تکلیف به همکاری، اطلاع رسانی یا همکاری اطلاعاتی، ۳- تکلیف به تاسیس صلاحیت برای تعقیب متهمان به ارتکاب جرایم تروریستی، ۴- تکلیف به مجازات یا استرداد متهمان به ارتکاب جرایم تروریستی، ۵- تکلیف به معاضدت قضایی بین المللی برای مبارزه با تروریست ها.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۸
۲/۹
۵/۲۰
۰/۷
۵/۳
اسفند
۴۲
۷/۱۲
۷/۲۴
۸/۶
۱/۵
فروردین
۱۵
۴/۱۸
۴/۳۲
۰/۸
۴/۸
اردیبهشت
۲
۸/۲۳
۵/۳۹
۳/۹
۴/۱۲
۳-۲-۱ معرفی مدل AquaCrop شناخت روابط حاکم بین گیاه، خاک و محیط در هر منطقه مستلزم اجرای آزمایشات متعدد در آن منطقه است که نیازمند صرف هزینه، زمان و نیروی انسانی فراوان است. بهمنظور رفع این مشکل سازمان خواروبار جهانی اخیراً یک مدل شبیهساز به نام AquaCrop ساخته است که به عنوان یک ابزار می تواند محققان و کارشناسان ذیربط را در تصمیمسازی و تصمیم گیری اجرای مدیریت کم آبیاری تحت شرایط خاکی، اقلیمی و مدیریتی مختلف کمک نموده و راهبردهای مدیریت مزرعه که میتوانند بر مدیریت کم آبیاری مؤثر باشد را مورد ارزیابی قرار داده و در نهایت مدیریت بهینه کم آبیاری را متناسب با هر اقلیم تعیین نماید. با توجه به اینکه مدل AquaCrop یک مدل جهانی است، ارزیابی و بومیسازی آن قبل از کاربرد ضروری است. ارزیابی این مدل مستلزم اجرای آزمایشات مزرعهای با سطوح مختلف آبیاری است تا با اطلاعات و داده های حاصل از این آزمایشات، مدل واسنجی و ارزیابی گردیده و بعد از تأیید کارکرد آن با اطمینان خاطر بتوان مدل را برای اهداف مورد نظر در مناطق مختلف اجراء و بر اساس نتایج خروجی مدل تصمیم گیری نمود.
 در این مدل، گیاه از طریق توسعه یک سایهانداز سبز که آب را تعرق می نماید و یک سیستم ریشهای که آب را جذب مینماید رشد می کند. ماده خشک تولید شده متناسب با آب تعرق شده است. در یک مرحله نموی خاص، بخشی از ماده خشک تولید شده از طریق شاخص برداشت (HI) به اجزاء عملکرد تخصیص داده می شود. ساختار کلی AquaCrop در شکل ۳-۱۰ نشان داده شده است (ریس و همکاران، ۲۰۰۹). در طی چرخه زندگی گیاه زراعی، مقدار آب ذخیره شده در ناحیه ریشه از طریق بودجهبندی آب ورودی (بارندگی و آبیاری) و آب خروجی (رواناب، تبخیر و تعرق، نفوذ عمقی) شبیهسازی می شود. تخلیه آب در ناحیه ریشه، میزان ضرایب تنش آب (Ks) را که بر ۱- توسعه سایهانداز سبز (CC)، ۲- هدایت روزنهای و تعرق در هر واحد سایهانداز، ۳- زوال و کاهش سایهانداز، ۴- شاخص برداشت موثر میباشد را تعیین مینماید. هر یک از این فرایندها نسبت به تنش آب، دارای آستانه تخلیه رطوبتی و منحنیهای (توابع) پاسخ خاص مربوط به خودشان میباشند. بعلاوه سرعت نفوذ و توسعه ریشه تابعی از ضریب تنش هدایت روزنهای است. در صورتی که تنش رطوبتی حادث گردد، سایهانداز شبیهسازی شده کمتر از سایه انداز پتانسیل (CCpot) تحت شرایط بدون تنش است. ضریب تعرق (Kctr) متناسب با سایهانداز گیاه است و به طور مداوم در طی شبیهسازی تنظیم میگردد. ماده خشک اندامهای هوایی (B) از تعرق و کارایی آب نرمال شده (WP*، یک پارامتر گیاهی نسبتاً ثابت است) مشتق می شود . در پایان چرخه زندگی گیاه، عملکرد به صورت حاصلضرب ماده خشک اندامهایی (B) در شاخص برداشت تنظیم شده (HI) محاسبه میگردد (استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۹: ریس و همکاران، ۲۰۰۹). معادله ۳-۲ : wp= معادله ۳-۳: HI= در روابط (۳-۲) و (۳-۳)، Yield و Biomass بر اساس کیلوگرم و آب مصرفی بر حسب متر مکعب است. با واسنجی مدل برای شرایط تنش محدودیت عناصر غذایی (حاصلخیزی خاک) و تنش شوری میتوان تأثیر این تنشها را بر رشد و عملکرد گیاه نیز شبیه سازی نمود.
شکل ۳-۱۰ ساختار محاسباتی AquaCrop ، خطوط نقطه چین (a تا e ) نشان دهنده فرایندهایی است که تحت تاثیر تنش خشکی قرار میگیرند. CC* پوشش سایهانداز گیاه تعدیل شده، CCpot پوشش پتانسیل سایهانداز، Ks ضریب تنش (برای هر فرایند متفاوت است)،HI شاخص برداشت، Kctr ضریب تعرق گیاهی، WP* کارایی مصرف آب نرمال شده برای ET0 و غلظت CO2 ، ET0 تبخیر و تعرق مرجع است (ریس و همکاران، ۲۰۰۹). ۳-۲-۲ توصیف مدلAquaCrop مدل AquaCrop نیز مانند مانند CROPWAT و Budget از معادله دورنبوس و کسام که در نشریه ۳۳ فائو برای محاسبه ضریب حساسیت کم آبی بر اساس تعیین نسبت تبخیر و تعرق (ET) و عملکرد نسبی بیان شده است استفاده می کند و هر سه مدل بر اساس معادله بیلان آب عمل می کنند (ریس و همکاران، ۲۰۰۹؛ استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۹). معادله ۳-۴: ) =ky( در این معادله Yx عملکرد حداکثر، Ya عملکرد واقعی، ETx تبخیر و تعرق حداکثر، Eta تبخیر و تعرق واقعی و Ky ضریب تناسب بین کاهش عملکرد نسبی و کاهش نسبی تبخیر و تعرق است. مدل AquaCrop با تفکیک تبخیر- تعرق (ET) به تعرق از سطح گیاه (Tr) و تبخیر از سطح خاک (E) و همچنین توسعه یک مدل ساده رشد و پیری کانوپی گیاه بهعنوان پایه برآورد تعرق از سطح گیاه و تفکیک آن از تبخیر، شبیهسازی عملکرد نهایی محصول بهعنوان تابعی از عملکرد بیولوژیک محصول (B) و شاخص برداشت (HI) و همچنین تفکیک اثر تنش آبی در چهار بخش: رشد پوشش تاجی، پیری پوشش تاجی گیاه، تعرق از سطح گیاه و شاخص برداشت محصول توسعه یافته است. با تفکیک تبخیر و تعرق به تعرق از سطح گیاه و تبخیر از سطح خاک میتوان از اثر مصرف غیر تولیدی آب از طریق تبخیر از سطح خاک به ویژه در شرایط پوشش گیاهی ناکامل جلوگیری کرد. تعرق روزانه با بهره گرفتن از نیاز تبخیری و غلظت CO2 اتمسفر نرمال شده به عملکرد بیولوژیک گیاه تبدیل می شود و بر اساس معادله زیر قابل محاسبه است (استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۷،۲۰۰۹). معادله ۳-۵: ) Bi=WP×( که در این رابطه WP* بهرهوری آب که با نرمال کردن مناسب برای شرایط اقلیمی متفاوت مقدار آن به یک پارامتر ثابت تبدیل می شود، Bi (زیست توده نهایی) عملکرد بیولوژیک، Tri تعرق روزانه و EToi تیخیر و تعرق روزانه است. بنابراین گام گذاشتن از معادله ۳-۴ به معادله ۳-۵ دلالت بر صحت و عمومیت مدل دارد. برتری دیگر معادله مورد استفاده در مدل AquaCrop (معادله ۳-۵) نسبت به معادله (۳-۴) این است که شبیهسازی فرآیندهای رشد گیاه در آن با بهره گرفتن از گامهای زمانی روزانه صورت میگیرد، در حالیکه در معادله ۳-۴ به صورت ماهانه یا فصلی انجام می شود. در تمام دوره رشد گیاه، مقدار آب ذخیره شده در ناحیه ریشه از طریق بیلان آبی جریان آب ورودی (آبیاری و بارندگی) و خروجی (رواناب، نفوذ عمقی و تبخیر و تعرق) در ناحیه ریشه شبیهسازی می شود. شدت ضرایب تنش آبی (kS) مؤثر بر توسعه پوشش تاجی (CC)، هدایت روزنهای تعرق (شدت تعرق در واحد CC)، پیری و کاهش پوشش تاجی و شاخص برداشت به وسیله کسر تخلیه آب در ناحیه ریشه تعیین می شود. بهعلاوه بعضی جنبه های مدیریتی و عملکرد نهایی با تاکید بر آبیاری، سطوح حاصلخیزی خاک از طریق تاثیرات آنها بر توسعه رشد گیاه، بهرهوری آب و تعدیل محصول به تنشها بیان می شود. در پایان مقدار عملکرد محصول با بهره گرفتن از جرم قسمت پوشش هوایی گیاهی شبیهسازی شده و شاخص برداشت (HI) تعدیل شده محاسبه میگردد. در این مدل تأثیر تنش شوری و آفات و بیماریها لحاظ نشده است (مارینیو و همکاران، ۲۰۰۵؛ ریس ۲۰۰۲). اگرچه مدل AcuaCrop بر مبنای فرآیندهای بیوفیزیکی پیچیده بنا نهاده شده است (استدیوتو و همکاران، ۲۰۰۹)، تعداد نسبتا کمی از پارامترهای ساده و قابل دسترس بهعنوان پارامترهای ورودی استفاده میشوند. ورودیهای مدل شامل چهار دسته از اطلاعات یعنی: داده های اقلیمی، گیاهی، خاک و مدیریت مزرعهای هستند. شکل ۳-۱۱ نمایش منوی اصلی مدلAquaCrop ۳-۲-۳ معرفی کلی نرم افزار ET0Calculator کارکرد اصلی این نرمافزار محاسبه تبخیر و تعرق مرجع بر اساس استانداردهای FAO است. خروجیهای این برنامه حاوی مقادیر تبخیر و تعرق به شکل ماهانه، ده روزه و یا روزانه است. سایر اطلاعات هواشناسی همراه با فایلهای خروجی این برنامه، در قالب فایلهای متنی در مدل AquaCrop مورد استفاده قرار میگیرند. در شکل ۳-۱۲، نمایی از منوی اصلی نرمافزار ET0Calculator مشاهده می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علاوه بر موارد ۴ گانه فوق گاهی اوقات میبینیم که شخص هم به سن بلوغ رسیده و هم در کمال صحت عقل و آزادی و اختیار قرار دارد و هم اینکه قصد انجام فعل را دارد در این مورد نیز به حکم قانون فرد دارای مسئولین نیست و نمیتوان وی را مورد مجازات قرار داد، این شرایط عبارتند از: دفاع مشروع. جهل و اشتباه. انجام وظیفه قانونی. ارتکاب عمل برای اجرای قانون اهم لازم باشد و در قانون اهم بودن آن تعیین شده باشد.
 انجام عمل طبی یا جراحی مشروع. عملیات ورزشی و حوادث ناشی از آن. اقدامات کسانی که حسب تکلیف قانونی خود وظیفه نجات اشخاص یا دفع خطر از جان و مال دیگران را بر عهده دارند، مشروط بر اینکه تمامی مقررات قانونی را رعایت کرده باشند. امر آمر قانونی. حکم یا اجازه قانون. اقدامات تنبیهی اولیای قانونی بر علیه صغار خود در حد متعارف. مواردی که در بالا ذکر گردید و مواردی که در ضوابط چهارگانه مورد اشاره قرار گرفت در قانون تحت عناوینی کلی چون عوامل موجه جرم، موانع تعقیب دعوی عمومی و موارد ساقط کننده دعوی عمومی مطرح می شوند. عناصر تشکیل دهنده جرم ۱- عنصر مادی جرم وقتی صحبت از عناصر جرم میشود عنصر مادی گستره زیادی از تعاریف را به خود اختصاص می دهد. و دلیل آن نیز گستردگی زیر مجموعه های این عنصر است. عنصر مادی در بین عناصر دیگر از اهمیت فوق العادهای برخوردار است علی الخصوص برای ضابطین دادگستری، زیرا وقتی مامورین پلیس بعد از وقوع جرم یا حادثهای در صحنه حاضر میشوند یا در مرئی و منظر آنان جرمی رخ میدهد آنچه که مشاهده میکنند یا آنچه که در صحنه جرم تا رسیدن قاضی از آن حفاظت میکنند، همگی به عنصر مادی جرم ارتباط دارد و مهم بودن این عنصر از آن نظر است که ضابطین با این قسمت از جرم ارتباط تنگاتنگی دارند. در عنصر مادی جرم مراحل ارتکاب جرم تهیه مقدمات، مرحله شروع به اجرا و در نهایت اجرای جرم بررسی میشود. همچنین فعل، ترک فعل یا فعل ناشی از ترک فعل، داشتن و نگهداریها و گفتارهای مجرمانه که اقسام رفتارهای مجرمانه را تشکیل میدهند در این بخش مورد بررسی قرار میگیرد. دسته بندی جرایم از نظر تکوین رفتار مجرمانه یا سیر زمانی جرم به جرایم آنی، مستمر، مکرر یا به عادت یا اعتیادی نیز در این عنصر قرار میگیرند. معاونتها، مباشرتها و مشارکتها و همچنین تام بودن یک عمل یا عقیم بودن یا محال بودن آنها بر اساس این عنصر تعیین میشود. نتیجهای که از جرم حاصل میشود و یا اینکه جرم منوط به تحقق نتیجه حاصل میشود یا خیر، یعنی مقید است یا مطلق و در نهایت نوع وقوع جرم که آیا مشهود است یا غیر مشهود، همه و همه در دل این عنصر بررسی میشود. ۲-عنصر قانونی عنصر قانونی جرم در واقع هویت دهنده به جرم است. یعنی یک عمل وقتی ماهیتاً جرم محسوب می شود که در قانون آمده باشد. لذا باید گفت آنچه به عنصر مادی هویت میبخشد عنصر قانونی است و گرنه بدون وجود این عنصر، عنصر مادی به عنوان یکی از ارکان جرم معنا نخواهد داشت. چرا که وقتی عنصر مادی جرم را میتوان تعریف کرد که عنصر قانونی آن را تعریف کرده باشیم. ۳-عنصر معنوی جرم پیچیدهترین عنصر جرم، عنصر معنوی است. چون این عنصر یک مقوله ذهنی است و خواندن ذهن فرد مقابل در ابتدا غیر ممکن است و نمیتوان با جرات گفت اظهاراتی که شخص متهم بیان میدارد حقیقت دارد یا خیر؟ ضابطین و وظایف آنان انواع ضابطین و وظایفی که قانون بر عهده آنها قرار داده است به شرح زیر است: الف-ضابطین عام شامل: فرماندهان، افسران و درجه داران نیروی انتظامی که آموزش مربوطه را دیده باشند. ب-ضابطین خاص شامل: مقامات و مامورانی که به موجب قوانین خاص در حدود وظایف محول شده ضابط دادگستری محسوب می شوند. وظایف ضابطین عام وظایف ضابطین عام نیز به دو قسم زیر قابل تقسیم است : -وظایف اختصاصی. -وظایف عمومی. -وظایف اختصاصی ضابطین عام را قانون نیروی انتظامی در ماده ۴، بند ۸ در نه مورد بشرح ذیل احصا کرده است : ۱- مبارزه با مواد مخدر. ۲- مبارزه با قاچاق. ۳- مبارزه با منکرات و فساد. ۴- پیشگیری از وقوع جرم. ۵- کشف جرایم. ۶- بازرسی و تحقیق. ۷- حفظ آثار و دلایل جرم. ۸- دستگیری متهمین و مجرمین و جلوگیری از فرار و اختفای آنها. ۹- ابلاغ اوراق قضایی و اجرای احکام قضایی. محدودیت های ضابطین محدودیتهای ضابطین را به طور کلی به دو دسته می توان تقسیم کرد: الف) محدویت های دائمی. ب ) محدودیت های موقتی. الف) محدویت های دائمی این نوع محدودیتها در حال حاضر و بر طبق قوانین موجود محدودیتهای غیرقابل اجتنابی هستند که قانونگذار برای ضابطین قرار داده است. ۱- ممنوعیت اخذ تامین: ماده ۴۱ ق.آ.د.ک. به صراحت بیان داشته ضابطین دادگستری اختیار اخذ تامین از متهم را ندارند. ۲-ممنوعیت تعقیب و تحقیق در جرم زنا و لواط و سایر جرائم منافی عفت: برابر ماده ۱۰۲ ق.آ.د.ک انجام هر گونه تعقیب و تحقیق در جرم زنا و لواط و سایر جرائم منافی عفت ممنوع است. مگر در مواردی که جرم در مرئی و منظر عام واقع شود و یا دارای شاکی باشد که در این صورت، تعقیب و تحقیق فقط در محدوده شکایت و یا اوضاع و احوال مشهود توسط قاضی دادگاه انجام میشود. ۳-محدودیت بازداشت متهم در جرایم مشهود: اصل سی و دوم قانون اساسی: هیچ کس را نمیتوان دستگیر کرد، مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند. در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم شود. ماده ۴۶ ق.آ.د.ک نیز این محدودیت را مورد تاکید قرار می دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عربستان سعودی که خود را بهعنوان قدرت هژمون منطقهای میشناسد ، همواره این رهبری از سوی ایران به چالش کشیده شده است، لذا بر طبق منطق نئورئالیسم تهاجمی چنین بازیگرانی از انگیزه برتری بر یکدیگر برخوردارند. بدین معنا که این کشور همواره خود را در یک فضای رقابت منطقهای با ایران میبیند که رابطهی دو کشور فاقد هرگونه فضای اعتماد ساز است. عربستان سعودی که به داشتن سیاست محافظهکارانهی حفظ وضع موجود شناخته میشود با مجموعه تحولاتی که در دهه اخیر در منطقه خاورمیانه رخ داد، درنهایت مجبور به پوستاندازی در این حوزه شده است .برای آنکه بتوانیم این شرایط را بهطور دقیق تفسیر کنیم میبایست نگاهی به تحولات بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بیندازیم که طی آن منطقهی خاورمیانه با تغییرات گستردهای روبهرو شد که عربستان را در مقابل رقیب سنتی و استراتژیک خود بیشازپیش در موضع ضعف قرار میداد.
 تحولاتی که به نظر میرسید با حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق که در شرق و غرب ایران واقع میشدند عملاً قدرت نفوذ ایران را تحتالشعاع قرار دهد اما این مسئله نهتنها منجر به کاهش نفوذ ایران نشد بلکه درنهایت با کنار رفتن دو تهدید در شرق و غرب این کشور یعنی طالبان در افغانستان و حزب بعث در عراق عملاً حوزهی نفوذ ایران بهطور چشمگیری افزایش یافت . این امر بهقدری برای عربستان غیرمنتظره بود که تحولات عراق را هدیهای در سینی طلا برای ایران تفسیر نمود. این کشور در تحولات لبنان و سوریه بعد از سال ۲۰۰۶ نیز در مسیر کاهش جایگاه در قبال ایران قرار گرفت .از طرف دیگر با توجه به سیستم استبدادی و بستهی نظام سیاسی عربستان که فرید زکریا از آن بهعنوان عتیقهی قرن ۲۱ یاد میکند شروع موج تحولات بیداری اسلامی نیز شرایط داخلی این کشور را به سمت تغییرات بنیادین سوق میداد. از طرف دیگر تحولات انقلابی در خاورمیانه باعث سقوط متحدان اصلی این کشور در مصر، تونس و یمن شده بود و بحرین نیز در این مسیر قرار داشت تا به سرنوشت دیگر دیکتاتوری های ساقطشده دچار شود که در نهایت همهی این عوامل منجر به کاهش نفوذ عربستان در سطح منطقهای میشد. از آنجاکه نظریهپردازان واقعگرایی تهاجمی معتقدند دولتها به دنبال آن هستند تا جایگاه هژمونیک خود را در نظام بینالملل افزایش دهند و در این مسیر در صورت فراهم شدن شرایط به دنبال تغییر توزیع قدرت میباشند ، عربستان نیز با تغییر جهتگیری سیاست خارجی از حالت انفعال به سمت رویکردهای کنشی سوق دادهشده است.مجموع شرایط حاصله ناشی از حوادث عراق و قدرت گیری شیعیان و همچنین تحکیم محور مقاومت با راهبری ایران و حزبالله و سوریه و همچنین کاهش نفوذ این کشور در لبنان و تحولاتی که از بیداری اسلامی ناشی میشد دولتمردان سعودی را متقاعد کرد که میبایست در جهت تغییر توزیع قدرت گام بردارند. لذا با شروع تحولات بیداری اسلامی در بحرین با اقدامات ضدانقلابی که از محافظهکاری آن ها ناشی میشد اقدام به مداخلهی نظامی در این کشور نمودند تا مانع ایجاد تغییرات بنیادین در بحرین شوند. این مداخله نهتنها از جهت حفظ دولت همپیمان آل خلیفه برای سعودیها اهمیت داشت بلکه وقوع تحولات بنیادین در این کشور شیعی و هممرز با مناطق شرقی عربستان ، میتوانست زمینهساز ایجاد شوک در مناطق شرقی این کشور شده و درنهایت با توجه به وجود زمینههای تحول و اعتراضات در عربستان درنهایت موج تغییرات ناشی از بیداری اسلامی دامنگیر این کشور شود. لذا بر طبق منطق رئالیسم تهاجمی هدف اصلی هر دولتی آن است که سهم خود را از قدرت جهانی به حداکثر برساند. که این به معنای کسب قدرت به زیان دیگران است. از طرف دیگر این کشور برای آنکه بتواند رقیب سنتی خود را در موضع ضعف قرار دهد در رویکردی تهاجمی که از تغییرات ساختاری در نظام سیاسی خاورمیانه به ضرر عربستان ناشی میشد، به عرصهی تحولات سوریه که بهعنوان کشور همپیمان ایران شناخته میشود بهعنوان بازیگر کلیدی تحت عنوان رهبری جهان سنی ورود کرد تا از این طریق ضمن دور ساختن تحولات از منطقهی خلیجفارس بتواند تحولات سوریه را به سمت مدنظر خود سوق دهد تا با ایجاد تغییر سامانمند در نظام سیاسی این کشور آن را از مدار ایران خارج کند. از طرف دیگر عربستان که با اعتراضات داخلی روبهرو بود ،آنچه برای این کشور مهمتر به نظر میرسید انحراف افکار عمومی داخلی نسبت به تحولات صورت گرفته در خاورمیانه بود تجربهای که مدتها قبلتر در قبال مسئله فلسطین از آن استفاده کرد .عربستان دوباره از این فرصت بهره گرفت تا بتواند از طریق تحولات سوریه خود را بهعنوان حامی مردم مظلوم سوریه تعریف کند و از این طریق افکار مردم عربستان را از سمت مسائل داخلی عربستان به سمت مسائل بیرونی سوق دهد.عربستان تا حدود زیادی توانست به این هدف خود برسد چراکه بعد از اظهارات محمد العریفی و بیانیه ملک عبدالله مردم عربستان در ریاض و دیگر شهرهای این کشور علیه سیاستهای بشار اسد در تاریخ ۷ آگوست ۲۰۱۱ تظاهرات کردند و از دولتمردان عربی خواستهشده بود از مخالفان دولت اسد حمایت کنند. از طرف دیگر اقدام عربستان در سرکوب تحولات داخلی کشورش و لشکرکشی به بحرین و اقدامات مداخلهجویانه در سوریه و حمایت از گروههای تروریستی القاعده در این کشور را میتوان از اصل دیگر رئالیسم تهاجمی که طی آن دولتها طبق اصل خودیاری و بر اساس منافع ملی خود حرکت میکنند و هرگز این منافع را تابع منافع دولتهای دیگر و یا جامعهی جهانی نمیکنند منطبق ساخت، مسئلهای که بهوضوح خود را در جهتگیریهای داخلی و خارجی عربستان در تحولات منطقهای نشان داده است. این کشور برای آنکه خود و همپیمانانش را از ورطهی تغییرات بنیادین نجات دهد متوسل به واکنش نظامی شده است بهطوریکه این مسئله خود را در تحولات بحرین و یمن نشان داد و همچنین با سرکوب مخالفین داخلی عملاً خط بطلانی بر تمام ارزشهای حقوق بشری کشید . چراکه برای این کشور حفظ حکومت آل سعود بیش از هر عامل دیگری در اولویت است. همچنین با توجه به آنکه نظام سیاسی در عربستان فاقد هرگونه مشروعیت سیاسی است و با توجه به فراهم بودن زمینههای مالی ناشی از فروش چشمگیر نفت این کشور برای آنکه بتواند در مقابل هرگونه تهدید در عرصهی تحولات داخلی و حملات احتمالی خارجی ایستادگی کند در وضعیت رقابتی با ایران مبادرت به خرید گستردهی سلاح و تجهیزات نظامی از دول غربی نموده است بهطوریکه این کشور در صدر خریداران تجهیزات نظامی در منطقهی خاورمیانه قرار دارد. مسئلهای که با ایران هراسی و شیعه هراسی نظام سلطه بیشازپیش بر شدت آن افزودهشده است. رئالیستهای تهاجمی و در رأس آن ها فرید زکریا معتقدند درصورتیکه کشورها با افزایش ثروت ملی مواجه شوند بهسرعت سمت ایجاد ارتش منظم و کارآمد پیش میروند(میرشایمر ، ۱۳۸۸: ۶۳)..این دیدگاه بهوضوح در خصوص شرایط عربستان صادق به نظر میرسد .از نگاه رئالیستهای تهاجمی قدرتهای منطقهای برای آنکه بتوانند در مقابل دیگر قدرتهای همان منطقه ایستادگی کنند به دنبال حصول به بیشترین توان نظامی میباشند.مسئلهای که خود را در خصوص تلاش این کشور برای دستیابی به فنّاوری هستهای نشان داده است.از نگاه عربستان ایران هستهای که بزرگترین چالش برای این کشور محسوب میشود تنها در صورت برتری نظامی و هستهای ، یارای رقابت و حفظ بقاء دارد لذا بهسرعت به دنبال رایزنی در خصوص دستیابی به این فنّاوری از طریق پاکستان بوده است.( www.tabnak.ir) لذا برای تبیین اقدامات و واکنش عربستان به تحولات انقلابی خاورمیانه و تغییر رویکرد سیاسی این کشور رئالیستهای تهاجمی بهترین تبیین را در اختیار میگذارند. واکنش این کشور به بیداری اسلامی در دو طیف متضاد اما همجهت تفسیر میشود بدین معنا که در خصوص تحولات داخلی کشورش و تحولات بحرین اقدام به استفاده از مشت آهنین در خنثیسازی انقلاب نمود که این مسئله از سیاست حفظ وضع موجود این کشور ناشی میشود اما در خصوص تحولات سوریه مبادرت به مداخلات شبه مستقیم از طریق حمایت مالی و تسلیحاتی و دیپلماتیک از مخالفین دولت سوریه نموده است که این مسئله از سیاست تغییر وضع موجود در زمین حریف (ایران) ناشی میشود. فصل ۳ بیداری اسلامی و تحولات داخلی عربستان سعودی جنبشهای مردمی در جهان عرب که با قیام تونس در اواخر سال ۲۰۱۰ آغاز شد و در سال ۲۰۱۱ به تعداد قابلتوجهی از کشورهای عربی سرایت نمود آغازگر مرحلهی نوینی در حیات سیاسی و اجتماعی کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین دگرگونیهایی در نظم منطقهای شده است. (اسدی؛۱۳۹۱ ص ۴۲۱)برخلاف سایر تحولاتی که درگذشته در منطقهی خاورمیانه رخ میداد و ناشی از مداخلات خارجی و کودتا و جنگ و یا حداکثر اقدامات برخی از احزاب ناسیونالیست صورت میگرفت تحولات شکلگرفته بعد از سال ۲۰۱۱ در خاورمیانه مردمی بود بهطوریکه از شعارها برمیآید و شعارهایی نظیر « الشعب یرید» بهعنوان شعار محوری تمامی معترضین در کشورهای عربی استفاده میشد بیانگر ظهور نیروی نوینی به نام ارادهی مردمی در عرصهی سیاست کشورهای عربی بوده است که بالطبع در برابر حکومتهای اقتدارگرای حاکم در این کشورها قرار میگیرند.(Farazmand, 2011: 11) شکلگیری تحولات سال ۲۰۱۱ در منطقهی خاورمیانه علاوه بر تغییر پویشهای درونی منطقهای، سبب تغییر ژئوپلیتیک منطقه به خصوص بر ضد عربستان سعودی شد؛زیرا علاوه بر خطر ورود تحولات به درون خاک خود با سقوط متحدانی نظیر مبارک در مصر و بن علی در تونس مواجه شد. (Mabon,2012:531) اگرچه برخلاف سایر کشورهای منطقه ، عربستان با ناآرامیهای طولانیمدت مواجه نشد اما باوجود بیکاری ۳۹ درصدی جوانان این کشور و همچنین وجود نابرابریهای گستردهی اقتصادی میان جامعه و طبقه حاکم،منجر به افزایش اصطکاک میان جامعه و حاکمان سعودی شده است از طرف دیگر عربستان با چالش دیگری چون فقدان مشارکت سیاسی و مسئلهی جانشینی روبهرو شده است (Cordesman,2012:26) باوجود چنین چالشهای فراوانی در حکومت عربستان امّا مردم عربستان برخلاف سایر کشورهای خاورمیانه نتوانستند تحولات بنیادی در کشور خود رقم بزنند . امّا فراخوان فیسبوکی تحت عنوان روز خشم در تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۱۱ امیدهای معترضین را برای شکلگیری تحولات در عربستان امیدوار ساخت. (Mabon, 2012:532) حکام عربستان سعودی از زمان شکلگیری بیداری اسلامی در خاورمیانه به خاطر سیستم سیاسی استبدادی خود ، از همان ابتدا هرگونه تحرک انقلابی را محکوم کرده است زیرا آغاز هرگونه تغییری در سیستم سیاسی منطقهای میتوانست به معنای از دست رفتن رهبری این کشور در منطقه باشد.قبل از شروع تحولات، عربستان باور داشت که با حمایت ایالاتمتحده و شکلدهی ائتلاف متحد در برابر ایران شیعی ، رهبر بلامنازع منطقه است اما با وقوع بیداری اسلامی متحدین استراتژیک عربستان مانند بحرین ، مصر و یمن موقعیت متزلزلی در منطقه پیدا کردند.(موسوی ، ۱۳۹۱: ۱۲۸) با توجه به اهمیتی که نظریهپردازان رئالیسم تهاجمی برای منافع ملی ورای ارزشهای جهانی قائلاند، لذا از این منظر عربستان سعودی برای سرکوب بیداری اسلامی بسیار قاطعانه عمل کرد.هم در کشور خود و هم در سراسر منطقه رهبران این کشور از راههای ضدانقلاب استفاده کردند بهطوریکه بسیاری از تحلیل گران روش عربستان در حفظ سیستم فعلی منطقهای را تلاشی در جهت همان راهبرد تفسیر میکنند..(موسوی ، ۱۳۹۱: ۱۲۹) لذا در تبیین تأثیرگذاری این جنبشها بر حکومت آل سعود که در کنار ایران بهعنوان دومین قطب منطقهای در خاورمیانه محسوب میشود در دو وجه قابلبررسی است: اول اینکه این جنبشها چه اثراتی بر جامعهی سیاسی و مسائل داخلی این کشور گذاشته است؟ دومین عامل اینکه تحولات منطقهای چه تأثیراتی بر محیط پیرامونی عربستان و در عرصهی سیاست خارجی عربستان در قبال این تحولات و کشورهای منطقه داشته است؟ بامطالعه و بررسی کشور عربستان میتوان بهراحتی میان این کشور و کشورهایی که به انقلابهای مردمی دچار شدند شباهتهای بسیاری یافت . از طرف دیگر برای اینکه بتواند در رقابت منطقهای خود با ایران ،اوضاع را به نفع منافع خود پیش ببرد و ایران را در رقابت منطقهای سنتی در موضع ضعف قرار دهد سیاست خارجی با استاندارد دوگانه، در قبال تحولات منطقهای از خود بروز داده است. (اسدی،۱۳۹۱ : ۴۲۲) بهطور کل درحالیکه حفظ وضع موجود در منطقهی خلیجفارس برای عربستان سعودی در اولویت است، با مشاهدهی جنبشهای دموکراسی خواهی در منطقه ، سران این کشور آن را بهعنوان بزرگترین تهدید برای حکومت خود معنا نمودند. پاسخ عربستان سعودی ، ضرورت توسل به خشونت و هزینه کردن بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار نشانگر وحشتزده شدن ریاض نسبت به تحولات منطقهای بوده است.لذا ریاض با «دستی هدایتکننده» و «مشتی آهنین» سعی در مدیریت این تحولات داشته است.(محمودی، ۱۳۹۰) در این فصل به دنبال بررسی تأثیرات بیداری اسلامی بر شرایط داخلی عربستان هستیم که این کشور توانست آن را با رویکردی مقابلهای دووجهی امنیتی – اقتصادی کنترل کند و مانع از بروز تحولاتی بنیادین در کشورش شود. ۳-۱- وضعیت داخلی عربستان و زمینههای شکلگیری اعتراضات حکومت عربستان بنا بر ماهیت آن، حکومتی پادشاهی محسوب میشود و ساختار قدرت در آن بهگونهای است که همهچیز به خاندان سعودی ختم میگردد. دولت برای حفظ قدرت به ترکیبی از زور و نهادهای اداری مانند گارد ملی و بوروکراسی متکی است . بهعلاوه، عنصر کلیدی در فرمول سیاسی این دولت عبارت است از مشروعیت خاندان حاکم که مبتنی بر میراث فرهنگی و سنت تاریخی است. این مشروعیت مبتنی بر اقتدار، با دسترسی به ثروت نفت تقویتشده و درنتیجه دولت توانسته است از این طریق از تقاضاهای اجتماعی برای انجام تغییرات سیاسی ساختاری چشمپوشی کند. (کرمی،۱۳۹۰،الف: ۸۱) ساختار سیاسی و اجتماعی عربستان نتوانسته خود را متناسب با تحولات جدید تطبیق دهد.نظام حکومتی عربستان مطابق با ساختارهای سنتی و ابتدائی حکومتداری است و قانون اساسی ،هیئتوزیران و مجلس به معنای واقعی وجود ندارد و از طرف دیگر آزادی مطبوعات، آزادی بیان،عدالت سیاسی و انتخابات دموکراتیک و … در جامعهی سیاسی عربستان قابلمشاهده نیست.(عباسی، ۱۳۹۰ : ۲۶) بر این اساس کنترل ، نظارت و پاسخگویی در نظام سیاسی عربستان مفهومی ندارد و تنها عقلانیت و خواست پادشاه است که تعیینکنندهی چگونگی توزیع منابع و شیوه حکومت در این کشور است. از طرف دیگر پستها و مقامات کشوری صرفاً در اختیار شاهزادگان خاندان آل سعود قرار دارد و بهندرت میتوان افرادی را یافت که خارج از این خاندان توانسته باشند به پستهای سیاسی و امنیتی دستیافته باشند.در این کشور احزاب حق فعالیت ندارند و شهروندان نهتنها حق مشارکت در عرصهی سیاسی را ندارند بلکه بسیاری از گروهها و شهروندان نظیر زنان و شیعیان از حقوق اجتماعی خود نیز محروم هستند و همواره مورد تبعیض واقع میشوند.لذا اتکا دولت سعودی به درآمد نفت و ایدئولوژی وهابیت بهمنظور کسب مشروعیت و امنیت در جهت تداوم بقای رژیم سیاسی منجر به بینیازی از مشارکت سیاسی شهروندان شده است و این عامل سبب از بین رفتن جایگاه مردم در این نظام سیاسی شده است. (اسدی،۱۳۹۱ : ۴۳۱) ۳-۲- معضلات داخلی عربستان سعودی ۳-۲-۱- سیاسی در عربستان سعودی مفهوم دولت تمایز خاصی با مفهوم آن در روابط بینالملل دارد و دولت در این کشور بازتابدهندهی تنوع محدودهی جغرافیایی است و به همین دلیل است که ملیگرایی و سرمایهداری تاکنون نتوانسته دگرگونیهایی را در این محیط بسته تحقق بخشد.عربستان در اختیار ۵ هزار شاهزاده است که مشاغل کلیدی و هدایتگر را در دست دارند و از این عده حدود ۹۰ نفر حاکمیت را در دست دارند.زمامداران سعودی را که مشروعیت خود را از یک طرف در اتحاد و ائتلاف با علمای وهابی در حوزههای داخلی و از طرف دیگر در همراهی با واشنگتن در حوزههای خارجی میدیدند در تردید میان ایجاد برخی تغییرات و اصلاحات سیاسی و اجتماعی و یا تداوم نظم قبلی قرارداد لذا مجموع این فشارها رژیم عربستان را به انجام برخی تغییرات ملزم کرد.(عباسی،۱۳۹۰: ۴۷) عدم وجود فضای دمکراتیک در این کشور یک چالش جدی محسوب میشود بهطوریکه در رتبهبندی که توسط اکونومیست در سال ۲۰۱۱ در خصوص کشورهای دارای شاخصهای دموکراسی انجام داد عربستان در رتبهی ۱۶۱ این لیست قرار گرفت که دارای حقایق بسیاری در خصوص وضعیت آشفتهی دموکراسی در این کشور است.مجلس، انتخابات و احزاب درروش حکومت سعودی جایی ندارند و قوای سهگانه در کشور مستقیماً زیر نظر نهاد “پادشاهی” قرار دارند. این شکل حکومت دیوار بزرگی را برای ارتباط این کشور با سایر کشورها ایجاد کرده است. کشورهای غربی تا جایی که امکان دارد برای منافع خود به ارتباط تجاری با عربستان میپردازند و درباره شکل حکومت و دمکراسی در عربستان سکوت میکنند . .(ماهنامه اقتصاد ایران،۱۳۹۱: ۲۳) این در حالی است که فساد و فقدان سازوکارهای مناسب برای توزیع درآمد و ایجاد رفاه عمومی نیز بسیاری از قشرهای کمدرآمد را در جامعهی عربستان آزار میدهد.درمجموع بهرغم آمارهای خیرهکنندهی دولتی، مسائل و معضلات اقتصادی که از سوی اکثریت شهروندان عربستانی احساس میشود قابلتوجه است.لذا با توجه به بالفعل بودن بسیاری از چالشهای متفاوت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میتوان شاهد مهیا بودن بستر ایجاد جنبشهای مردمی جهان عرب بر شهروندان عربستانی باشیم که با توجه به ایدههایی که از جانب تحولات اخیر در کشورهای عربی هم چون رفع تبعیض و محدودیتها، حذف فساد و ایجاد رفاه اجتماعی و اقتصادی برای همه و آزادیهای اجتماعی مطالبات جدیدی از سوی زنان و شیعیان و جوانان عربستانی مطرح شد. (اسدی،۱۳۹۱ : ۴۳۴) ۳-۲-۲- جانشینی و جنگ قدرت میان شاهزادگان اگرچه نقش پررنگ خاندان آل سعود در بسیاری از تحولات منطقهای در وهلهی اول نشاندهندهی تعیینکنندگی این کشور در منطقه است اما شواهد نشانگر آسیبپذیری بیشازپیش عربستان سعودی است.ترور نافرجام محمد بن نایف، که پس از پدرش نایف بن عبدالعزیز دومین مقام ارشد وزارت کشور عربستان است تضاد درونی خاندان سلطنتی عربستان را که رفتهرفته به مرحلهی غیرقابلکنترلی رسیده را مشخص میکند و نکتهی مهمی که بسیاری از کارشناسان به آن اذعان دارند تهدیدی است از درون خاندان سلطنتی آل سعود را با چالشی اساسی روبهرو میکند. (خواندنی،۱۳۸۸: ۲۶) همزمان با قیام مردم خاورمیانه و شمال آفریقا، در عربستان سعودى علاوه بر اعتراضهای مردمى علیه خاندان آل سعود، بحران جانشینى در این خاندان به اوج خود رسیده است. با مرگ شاهزاده نایف بن عبدالعزیز ولیعهدى با دورهای ۸ ماهه خاندان حاکم در عربستان آشکارا بحرانهای سیستمى و هنجارى را به چشم دید. به لحاظ سیستمیک وضعیت قدرت در این کشور، که سران آن با بحران کهنسالی و بیمارى و درعینحال جنگ شاهزادهها مواجهاند، پیچیدهتر از هر زمان دیگرى شده است .(عمادی ،۱۳۹۱: ۳۴) خاندان آل سعود از سال ۱۹۳۲ بر عربستان حکومت میکنند. اولین پادشاه عربستان «ملک عبدالعزیز » بود که منشور« عبدالعزیز » را تنظیم کرد. در این منشور آمده تا زمانى که پسران من زندهاند، قدرت به نوههایم نخواهد رسید. بهعبارتدیگر در عربستان برخلاف دیگر کشورهاى پادشاهى قدرت از پدر به پسر نخواهد رسید بلکه برادر جایگزین برادر در قدرت خواهد شد. منشور عبدالعزیز دو مشکل اساسى براى انتخاب ولیعهد و پادشاه ایجاد کرد:
-
- ملک عبدالعزیز داراى همسران زیادى بوده است. ابن سعود به روایتى با ۲۲ زن ازدواجکرده است که حاصل این ازدواجها ۴۴ فرزند ذکور بوده که در زمان مرگ ابن سعود ۳۵ تن از آن ها زنده بودهاند. همین مساله خود یکى از موضوعهای اختلافبرانگیز در خاندان آل سعود بوده است. بهنحویکه پس از مرگ ملک فهد،پادشاه قبلى عربستان، عبدالله بن عبدالعزیز، که برادر ناتنى ملک فهد بود، بهعنوان پادشاه برگزیده شد و سلطان بن عبدالعزیز، برادر تنى ملک فهد، ولیعهد عربستان شد. همین مساله موجب اختلاف بر سر قدرت در عربستان شده است.
-
- اختلاف سنى اندک میان پادشاه و شاهزادگان، ازآنجاییکه قدرت از پادشاه به برادرش منتقل میشود لذا میان پادشاه این کشور و دیگر شاهزادگان اختلاف سنى چندانى وجود ندارد. شاهزادگان عربستان سعودی همگى به لحاظ سنى در شرایطى هستند که انتخاب هر یک از آن ها به سمت ولیعهدى، بحران قدرت در عربستان را بهعنوان یک معضل در سالهای آینده تداوم میبخشد
نکته مهم و نگرانکننده براى سردمداران رژیم آل سعود این است که در حال حاضر بحران قدرت و جانشینى در عربستان با قیامهای مردم خاورمیانه و شمال آفریقا همزمان شده است. بسیارى از کارشناسان بر این باورند که همزمانى این دو مساله با توجه به نارضایتیها و اعتراضهای اخیر مردم عربستان علیه حکومت آ ل سعود میتواند براى این کشور معضل جدى ایجاد کند. (رضی ، ۱۳۹۰: ۳۹) ۳-۲-۳- اقتصادی در عرصهی اقتصادی نیز عربستان بهرغم دارا بودن درآمدهای نفتی و تلاش برای متنوع سازی اقتصادی با چالش اقتصاد تکمحصولی مبتنی بر نفت و صنعت پتروشیمی همچنین تهدید ناشی از جایگزینی انرژیهای نو بهجای سوختهای فسیلی روبهروست.عدم توزیع عادلانه و مناسب درآمدها و ثروتهای اقتصادی و مواجه بودن شهروندان با مشکلات اقتصادی نیز برای دولت چالشهایی را ایجاد میکند.نرخ بیکاری بالا که رقمی تا ۳۰ درصد عنوان میشود و قرار گرفتن بیش از ۲۰ درصد شهروندان زیرخط فقر در این خصوص قابلتوجه است. (اسدی؛۱۳۹۱ : ۴۳۳) لذا به خاطر آنکه ۶۰ درصد جمعیت عربستان زیر ۱۸ سال سن دارند و ۲۸ درصد آن ها بیکار میباشند همین امر موجب شد ملک عبدالله که برای عمل جراحی کمرش در اوایل سال ۲۰۱۱ به آمریکا رفته بود بهمحض ورود به خاک عربستان دستور داد تا ۳۶ میلیارد دلار کمک رفاهی به مردم اعطا شود که به هر شهروند سعودی دو هزار دلار رسید و حقوق کارکنان دولت هم ۱۵ درصد افزایش یافت(عباسی؛۱۳۹۰: ۴۹) در بعد داخلی ، عربستان از مشکلات و نابسامانیهای متعدد اقتصادی رنج میبرد:
-
- وابستگی شدید اقتصادی به صادرات نفت ؛
-
- افزایش جمعیت (که به دلیل پاسخگو نبودن امکانات کشور،در آینده به مسئلهای اساسی بدل میشود)
-
- فقر اقتصادی بهویژه در مناطق شرقی
-
- انحصار دولتی بر بخش عظیمی از فعالیتهای اقتصادی .( هرمزی،۱۳۸۷: ۳۸۹)
از طرف دیگر حضور بالای اتباع خارجی در ۷۵ درصد مشاغل به دلیل فقدان آموزشها و مهارتهای لازم در بین سعودیها و همچنین روحیهی کاری و انتظار دستمزد بالا یکی از دلایل نرخ بیکاری بالا در این کشور محسوب میشود. .( Fretag, 2012 :25) ۳-۲-۴-اجتماعی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ابتدا به مدت سه دقیقه با نیمی از محلول A ژل را بر روی shaker شستشو می دهیم. بعد از مدت مورد نظر محلول را خالی کرده وبا بقیه محلول A به مدت سه دقیقه شستشو را ادامه می دهیم. سپس محلول را خالی می کنیم. محلول B را به طور کامل به ظرف رنگ آمیزی منتقل کرده و به مدت ۱۵ دقیقه بر روی Shaker رنگ آمیزی می کنیم. پس از مدت مورد نظر محلول را خالی کرده و ژل را در آب مقطر شستشو می دهیم. حالا محلول C را اضافه می کنیم و ظرف را آن قدر روی Shaker قرار می دهیم تا باند های DNA ظاهر شود. پس از رنگ آمیزی محلول را خالی کرده و رنگ آمیزی نیترات نقره را با اضافه کردن آب مقطر متوقف می کنیم. ۳-۴-۵-۴-۳ بررسی ژل های پلی آکریل آمید (Homozygosity Mapping) مارکرهای STR دارای الگوی توارث مندلی می باشند و می توان بدین منظور الگوی توارث ۲ آلل یک جایگاه ژنی را از پدر و مادر به فرزندان ردیابی کرد. در روش Homozygosity Mapping به دلیل این که در مورد بیماری های مغلوب کاربرد دارند، در صورتی که ژن موجود در جایگاه ژنی مورد بررسی عامل بیماری باشند، به دلیل به ارث بردن آلل مشترک از جد مشترک، فرد بیمار برای آن آلل مورد نظر باید هموزیگوت باشد. بنابراین در بررسی به وسیله مارکرها فقط یک باند قابل رویت است.
 برای پی بردن به وجود جهش در لوکوس های مورد نظر، در ابتدا ۳ مارکر که دارای هتروزیگوسیتی بالایی در جمعیت ایران بود و نسبت به مارکرهای دیگر نزدیک ترین فاصله را به ژن موردنظر داشتند، انتخاب شدند و برای هر خانواده پدر، مادر، فرزندان بیمار و یک فرزند سالم مورد بررسی آنالیز پیوستگی قرار گرفتند. در صورتی که این مارکرها در خانواده موردنظر informative نبودند و یا جواب آن ها مثبت بود،پیوسته به ژن مورد نظر بودند یعنی افراد بیمار در روی ژل پلی آکریل آمید فقط یک باند داشتند و افراد سالم یک و یا دو باند داشتند، برای پیدا کردن جهش به روش مستقیم تعیین توالی آماده می شدند ۳-۴-۶ پیدا کردن جهش به روش مستقیم تعیین توالی به کمک روش آنالیز پیوستگی فقط می توان به طور غیر مستقیم به وجود جهش در ژن موردنظر پی برد. برای تایید وجود جهش و تعیین نوع و جایگاه جهش، از روش مستقیم تعیین توالی[۶۳] استفاده کردیم. Sequencing به دو روش انجام می شود: روش آنزیمی که به روش Gilbert معروف است. روش شیمیایی که به روش Sanger معروف است. امروزه تعیین توالی به روش سنگر، بیشترین کاربرد را در تجزیه و تحلیل توالی DNA دارد. اصول کلی هر دو روش تعیین توالی، قطعه قطعه کردن رشته DNA به چهار سری از قطعات نشاندار می باشد. واکنش تولید کننده هر کدام از این سری ها دارای ویژگی بازی بوده و بنابراین طول قطعات DNA حاصل بستگی به موقعیت های باز مورد نظر در داخل توالی DNA دارد. تعیین توالی به روش سنگر، از آنالوگ های شیمیایی نوکلئوتیدها برای مهار آنزیم DNA پلیمراز به هنگام ساخت رشته مکمل رشته الگو که باید توالی آن تعیین شود، بهره می برد. برای انجام توالی یابی، ساخت DNA با یک الیگونوکلئوتید کوتاه (پرایمر) آغاز شده و DNA پلیمراز در طول توالی رشته الگو پیش رفته و طول پرایمر را گسترش و نوکلئوتیدهای دارای نشان رادیواکتیو یا نوکلئوتیدهای حامل برچسب فلورسانت را در داخل توالی نوساخته جای می دهد[۸۶]. با اضافه کردن یکی از آنالوگ های مهاری همراه با هر چهار نوکلئوتید طبیعی به هر یک از چهار واکنش تعیین توالی، می توان اطلاعاتی درباره توالی نوکلئوتیدی به دست آورد، زیرا وقتی DNA پلیمراز این آنالوگ را جای دهد، گسترش درصدی از مولکول های DNA متوقف خواهد شد. مقادیر نسبی نوکلئوتیدهای طبیعی و آنالوگ آن ها به یکدیگر طوری تنظیم شده که رشته هایی با طولهای مختلف ساخته شود. وقتی این نمونه بعداً توسط الکتروفورز در ژل تجزیه و تحلیل شد تعدادی نوار با طول های منطبق بر محل هر یک از واحدهای نوکلئوتیدی مشاهده می شود. این کار در هر دو جهت انجام می شود و سپس نتایج حاصله توسط نرم افزارهای مربوطه مورد آنالیز قرار می گیرد. در این جا برای نمونه چگونگی تعیین توالی ژن GJB4 شرح داده می شود: ابتدا توالی مرجع ژن GJB4 را از وب سایت بیوانفورماتیکی UCSC Genome یافتیم [۸۲]. دو جفت پرایمر به کمک وب سایت UCSC (exon primer) و Primer3 طوری طراحی شد که کل قاب خواندنی این ژن که دارای ۲ اگزون می باشد را در برگیرد. این پرایمرها طوری طراحی شدند که تمام نواحی اتصال اینترون و اگزون را هم در برگیرند[۸۸,۸۹]. چون پرایمرها با هدف انجام تعیین توالی طراحی شدند، طوری انتخاب شده بود که حدود ۳۰-۲۰ نوکلئوتید داخل اینترون باشند چون نتایج حاصل از تعیین توالی در ۳۰-۲۰ نوکلئوتید اول قابل خواندن نیست. درواکنش PCR پرایمرها به دو طرف توالی هدف اتصال می یابند و امکان شروع فعالیت پلیمرازی آنزیم DNA پلیمراز را فراهم می آورند. بنابراین اولین خصوصیت پرایمر، توالی صحیح آن جهت جفت شدن با محل مورد نظر DNA برای تکثیر است. برای طراحی پرایمرها باید به موارد زیر توجه کرد: طول پرایمر بین ۱۷ تا۳۰ باز باشد. پرایمرها توزیع یکنواختی از توالی های غنی از A/T و G/C داشته باشند. انتهای ´۳ آغازگرهای به کاررفته در یک واکنش نباید با یکدیگر مکمل باشند. در غیر این صورت تشکیل دایمرهای الیگونوکلئوتید می دهند که باعث کاهش عملکرد واکنش می گردد. پرایمرها دارای توالی تکراری در طول ژنوم نباشند که موجب تکثیر نابجای قطعه ی دیگری به جای قطعه مورد نظر شود. سپسDNA یکی از افراد مبتلا خانواده هایی که طبق نتایج حاصله از آنالیز پیوستگی به ژن GJB4 پیوستگی داشتند انتخاب شدند و با هر ۲ جفت پرایمر تکثیر شدند. تکثیر قطعات مورد نظر طی واکنش PCR انجام می شود. سپس برای اطمینان از تکثیر DNA و مناسب بودن کیفیت محصولات PCR جهت تعیین توالی، محصولات PCR را بسته به طول قطعه، بر روی ژل آکریل آمید ۸ درصد و یا آگارز ۲% run می کنیم. ۳-۴-۶-۱ الکتروفورز محصولات PCR بر روی ژل آگارز الکتروفورز روی ژل آگارز روشی استاندارد جهت جدا سازی، تشخیص و تخلیص قطعات DNA است. همان طور که درجدول زیر نشان داده شده است، درصد ژل آگارز به طول قطعات DNA بستگی دارد. ۳-۴-۶-۱-۱ مواد لازم جهت انجام الکتروفورزDNA برروی ژل آگارز بافر TAE این بافر معمولاً با غلظت ۵۰ برابر (x50) تهیه و در دمای اتاق نگهداری می شود. هنگام کار باید رقیق گردد TAE lX)). Tirs-base gr 242 اسیداستیک گلاسیال .ml 1/57 M5/0 EDTA (8 pH) ml100 آب مقطر با حجم ml1000 بافر بارگذاری[۶۴] سایبرگرین رنگ های SYBER در DMSO ذخیره و نگهداری می شوند. این بافر با غلظت ۱۰X تهیه و در فریزر نگهداری می شود و با رقت ۱:۱۰۰۰ مورد استفاده قرار می گیرد. بهتر است که با رقت متوسط ۱:۱۰۰ در فریزر نگهداری شود. جدول ۳-۱۴ مواد سازنده بافر بارگذاری
| مواد |
میزان |
| آب مقطر |
۱۰۰ ml |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴-۲ نمودار تغییرات ماتریس سختی بر حسب نیروی محوری شکل۴-۳ نمودار تغییرات سختی بر حسب نیروی محوری شکل ۴-۴ نمودار تغییرات سختی بر حسب نیروی محوری شکل ۴-۵ نمودار تغییرات سختی بر حسب نیروی محوری که در نمودار منظور از k_txtx همان میباشد. همچنین لازم به ذکر است که مقادیر منفی هستند و در نمودار اندازه این مقادیر آورده شده است. شکل۴-۶ نمودار تغییرات سختی بر حسب نیروی محوری ۴-۴- بررسی اثر پیش بار بر المان های ماتریس سختی در این بخش به بررسی اثر پیشبار بر روی ماتریس سختی پرداخته می شود. مشابه آنچه که گفته شد از پارامترهای جدول ۳-۱ استفاده شده است. پیشبار را ۱ کیلو نیوتن قرار داده و مقادیر ، ، ، را محاسبه میکنیم. پیشبار را در هر مرحله ۱ کیلو نیوتن افزایش میدهیم و اثر آن را بر اندازه سختی بررسی میکنیم. شکل۴-۷ نمودار تغییرات سختی با تغییرات پیشبار شکل۴-۸ نمودار تغییرات سختی با تغییرات پیشبار شکل۴-۹ نمودار تغییرات سختی با تغییرات پیشبار شکل ۴-۱۰ نمودار تغییرات سختی با تغییرات پیشبار شکل ۴-۱۱ نمودار تغییرات سختی با تغییرات پیشبار همانطور که مشاهده شد با افزایش پیشبار اندازه المانهای ماتریس سختی نیز افزایش مییاشد. این امر به این دلیل است که افزایش پیشبار منجر به افزایش جابجایی المانهای بلبرینگ می شود و در نتیجه با افزایش مقادیر بردار جابجایی، مقادیر درایههای ماتریس سختی نیز افزایش مییابد چراکه مستقیماً به بردار جابجایی وابسته است. ۴-۵- بررسی اثر پیش بار بر خصوصیت ارتعاشی سیستم در این بخش به بررسی اثر نیروی پیشبار بر خصوصیت ارتعاشی سیستم پرداخته می شود. بلبرینگ مورد نظر خواص ذکر شده در جدول ۳-۱ را دارد و برای این پژوهش مقادیر جرم و میرایی مذکور در فصل گذشته در نظر گرفته شده است. در این بخش به بررسی تغییرات فرکانس طبیعی با تغییرات پیشبار میپردازیم.
 فرض می شود که میرایی مقادیر ذکر شده در فصل گذشته را دارد. لذا برای محاسبهی فرکانس نیاز به حل معادله ۳-۲۰ میباشد. با محاسبهی ماتریسهای معلوم نیاز است که مقادیر ویژهی[۵۱] معادله مذکور محاسبه شود. نتایج حاصل از این محاسبات برای چیدمان پشت به پشت بلبرینگ میباشد. شکل ۴-۱۲ اثر نیروی پیشبار بر فرکانس طبیعی مد اول سیستم فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهاد ادامه کار ۵-۱- مقدمه در این پژوهش به بررسی ماتریس سختی و اثر پیشبار بر خصوصیت ارتعاشی سیستم و همچنین اثر آن بر ماتریس سختی بلبرینگ تماس زاویهای دو ردیفه پرداخته شده است.با محاسبه بارهای وارده و تغییرمکان(جابجایی) ایجاد شده در یاتاقان، ماتریس سختی بلبرینگ تماس زاویهای دو ردیفه محاسبه شد. سپس با نوشتن معادلات حاکم بر ارتعاش آزاد مستقیم، فرکانسهای طبیعی محاسبه گردید. سپس با معلوم بودن مقادیر بردار نیرو به محاسبهی بردار جا به جایی با بهره گرفتن از تکنیکهای محاسبات عددی برای حل معادلات غیر خطی در نرم افزار متلب با بهرگیری از روش سکانت پرداخته شد و سپس نتایج آنها ارائه گردید. ۵-۲- نتایج با بررسی تغییرات نیروی شعاعی بر ماتریس سختی مشاهده می شود که تغییرات محسوسی بر المانهای ماتریس سختی ایجاد می شود. ملاحظه میگردد که با افزایش نیروی شعاعی المانهای ماتریس سختی افزایش مییابند. مشاهده میگردد که با افزایش چشم گیری مواجه شده و تا ۱۳۰ کیلونیوتن بر میلیمتر میرسد. همچنین مشاهده میگردد که با افزایش نیرو، افزایش تغییرات نسبت به و بیشتر می شود. مشاهده گردید که با افزایش نیرو از ۱ کیلونیوتن به ۱۰ کیلونیوتن، مقدار به بیش از ۵ برابر افزایش مییابد. دلیل افزایش مقادیر به دلیل تاثیر پذیری مستقیم مقادیر درایههای ماتریس سختی از مقادیر بردار جابجایی المانهای بلبرینگ است که با تغییرات نیرو تغییر می کنند. مقادیر نیز با افزایش بار شعاعی زیاد شده و در ابتدا به ازای نیروی ۱ کیلونیوتن بار شعاعی مقدار حدود ۲۰ کیلونیوتن بر میلیمتر را دارد و با افزایش بار به تدریج افزایش مییابد و در نهایت حدود ۴ برابر می شود. مقادیر نیز به تدریج افزایش یافته و به حدود ۳ برابر میرسد. مقادیر و نیز با افزایش نیروی شعاعی افزایش مییابد اما تغییرات به مراتب بیشتر از مقادیر میباشد. که علت اتفاق این امر به دلیل وجود جمله کسینوسی در میباشد که زاویهی آن با توجه به نحوه قرارگیری ساچمهها در این پژوهش به گونه ای است که جمله کسینوسی مقادیر بیشتری را نسبت به جمله سینوسی در به خود میگیرد. نتایج حاصل از بررسی اثر پیشبار بیانگر این امر میباشد که با افزایش پیشبار اندازه المانهای ماتریس سختی نیز افزایش مییابد. با افزایش پیشبار از ۱ تا ۱۰ کیلونیوتن، با افزایش ۱٫۵ برابری مواجه شده است. تغییرات نیز همانند میباشد. افزایش ۳ برابری داشته است و اندازه به بیش از ۶ برابر افزایش یافته است. مقادیر نیز افزایشی ۴ برابری داشته است. با بررسی ارتعاشی سیستم و مشاهده اثر تغییرات پیشبار بر فرکانس طبیعی، مشاهده گردید که با افزایش پیشبار فرکانس طبیعی سیستم نیز به تدریج افزایش مییابد. علت این امر این است که با افزایش پیشبار، سختی سیستم بررسی شده افزایش یافته که خود منجر به افزایش فرکانس طبیعی می شود که منجر به افزایش پایداری می شود زیرا با افزایش فرکانس طبیعی، تشدید در فرکانسهای بالاتری رخ میدهد. ۵-۳- پیشنهاد ادامه کار در پژوهشهای آتی میتوان به بررسی اثر زاویه تماس باربرداری شده[۵۲] بر المانهای ماتریس سختی پرداخت چرا که زاویهی تماس مستقیماً بر ماتریس سختی اثر میگذارد لذا با بررسی تغییرات آن میتوان نحوه اثر زاویهی تماس را بر ماتریس سختی مشاهده کرد. همچنین پیشنهاد میگردد که اثر تعداد ساچمههای بلبرینگ مورد بررسی قرار گیرد و اثر تغییرات آن بر ماتریس سختی و خصوصیات ارتعاشی سیستم مورد بررسی قرار گیرد. تعداد ساچمهها از پارامترهای مهم و مؤثر بر ماتریس سختی میباشد چراکه بر تحمل بار و خصوصیات ارتعاشی سیستم تأثیر میگذارد. از دیگر مواردی که میتوان به آن اشاره کرد این است که به بررسی ماتریس سختی و اثر پیشبار بر خصوصیات ارتعاشی بلبرینگ استوانهای پرداخته شود. این نوع بلبرینگها نیز از جمله بلبرینگهای پرکاربرد میباشند که در نحوه تحمل بار با بلبرینگهای ساچمهای تفاوت دارند. مراجع
-
- Y. Kang, C.-C. Huang, C.-S. Lin, P.-C. Shen, Y.-P. Chang, Stiffness determination of angular-contact ball bearings by using neural network, Tribology International, Vol. 39, pp. 461–۴۶۹, ۲۰۰۶٫
-
- Y. Kang, C.-C. Huang, C.-S. Lin, P.-C. Shen, Y.-P. Chang, A modification of the Jones– Harris method for deep-groove ball bearings, Tribology International, Vol. 39, pp. 1413–۱۴۲۰, ۲۰۰۶٫
-
- C.-M. Lin., Analysis for the Stiffness of Ball Bearings, Master’s thesis, Chung Yuan Christian University, Department of Mechanical Engineering, 2002.
-
- A. H. Tedric, N.K. Michael, Rolling bearing analysis: Essential Concepts of Bearing Technology, Fifth Edition, Taylor & Francis Group, ISBN: 0-8493-7183-X, 2007.
-
- A. H. Tedric, Rolling bearing analysis, Fourth edition, John Wiley & Sons, Inc, ISBN: 0-471-35457-0, 2001.
-
- L. Houpert., A Uniform Analytical Approach for Ball and Roller Bearings Calculations, ASME J. Tribology International., 119, pp. 851 – ۸۵۸, ۱۹۹۷٫
-
- B. J. Hamrock, D. Dowson, Isothermal elastohydrodynamic lubrication of point contacts—part I: theoretical formulation, Journal of Lubrication Technology, vol. 98, no. 2, pp. 223–۲۲۹, ۱۹۷۶٫
-
- B. J. Hamrock, Fundamentals of Fluid Film Lubrication, McGraw-Hill, New York, NY, USA, 1994.
-
- D. E. Brewe, B. J. Hamrock, Simplified solution for elliptical-contact deformation between two elastic solids, Journal of Lubrication Technology, vol. 99, no. 4, pp. 485–۴۸۷, ۱۹۷۷٫
-
- T.A. Harris, Rolling Bearing Analysis, J. Wiley, New York, 2001.
- T. J. Royston, I. Basdogan, Vibration transmission through self-aligning (spherical) rolling element bearings: theory and experiment, Journal of Sound and Vibration, vol. 215, pp.997–۱۰۱۴, ۱۹۹۸٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رازی، عبدالله ( ۱۳۶۹ ). تاریخ کامل ایران. تهران : اقبال. رحیمی، مهدی ( ۱۳۸۶ ). برگزیدگان. تهران : بعثت. رستمیان، محمد علی ( ۱۳۸۱ ). حاکمیت سیاسی معصومان (ع). قم : دبیرخانه مجلس خبرگان. رضوی اردکانی، ابوفاضل ( ۱۳۸۹ ). قیام یحیی بن زید. تهران : بین الملل. ـــــــــــــــــــــــــ (۱۳۷۵).ماهیت قیام شهید فخ. قم: تبلیغات حوزه علمیه قم. ـــــــــــــــــــــــــ (۱۳۸۴). شخصیت و قیام زید بن علی.قم:اسلامی. زرگری نژاد، غلامحسین ( ۱۳۷۸ ). تاریخ صدر اسلام. تهران : سمت. زرین کوب، عبدالحسین ( ۱۳۶۸ ). تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیر کبیر. ـــــــــــــــــــــــــ ( ۱۳۶۸ ).تاریخ مردم ایران از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه. تهران : امیر کبیر. زین عاملی، محمد حسین ( ۱۳۸۹ ). شیعه در تاریخ. ترجمه محمد رضا عطایی، مشهد : آستان قدس رضوی. سبط، موسی ( ۱۳۶۹ ). شیعه در اسلام. تهران : چهلستون. سبحانی، جعفر ( ۱۳۹۰ ). فروغ ولایت. قم : موسسه امام صادق (ع). شجاع شفیعی، محمد مهدی ( ۱۳۷۷ ). تاریخ هزار ساله اسلام در نواحی شمالی ایران. تهران : اشاره. شریف القرشی، باقر ( ۱۳۶۸ ). تحلیلی از زندگانی امام موسی کاظم (ع). ترجمه محمدرضا عطایی، قم : کنگره جهانی حضرت رضا (ع). ــــــــــــــــــــ ( ۱۳۸۷ ). این است شیعه. ترجمه محمود صالحی، تهران : عصر موعود. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم ( ۱۳۶۱ ). ملل و نحل. ترجمه محمدرضا جلالی نائینی، تهران : اقبال. شهیدی، جعفر ( ۱۳۸۹ ). زندگانی امام صادق جعفر بن محمد. تهران : فرهنگ اسلامی. ــــــــــــــــ ( ۱۳۸۸ ). تاریخ تحلیلی اسلام. تهران : علمی و فرهنگی. صالحی، محمد ( ۱۳۸۴ ). سیری در زندگانی امام جعفر صادق (ع). تهران : معیار اندیشه. ــــــــــــــــ ( ۱۳۸۴ ). سیری در زندگانی امام موسی کاظم (ع). تهران : معیار اندیشه. صالحی نجف آبادی، نعمت الله ( ۱۳۸۴ ). غلو درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین. تهران : کویر. صفایی حائری، علی ( ۱۳۸۸ ). درس هایی از انقلاب تقیه. قم : لیله القدر. طارمی، مهدی ( ۱۳۴۲ ). ره آوردهای استعمار. قم : فرهانی. طباطبایی، محمد حسین ( ۱۳۶۰ ). ظهور شیعه. بی جا : فقیه. ــــــــــــــــــــــــــ( ۱۳۶۰ ). شیعه در اسلام. قم : علمی و فکری علامه طباطبایی. طبری، محمد بن جریر ( ۱۳۸۵ ). تاریخ الرسل والملوک. ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران : اساطیر. طقوش، محمد سهیل ( ۱۳۸۷ ). دولت عباسیان. ترجمه حجت الله جودکی، قم : حوزه و دانشگاه. عبدوس، محمد ( ۱۳۸۸ ). امامان شیعه، قم : بوستان کتاب. عسگری، مرتضی ( ۱۳۸۹ ). نقش ائمه در احیای دین. قم : علمی و فرهنگی علامه عسگری. علی، امیر ( ۱۳۶۶ ). تاریخ عرب و اسلام. ترجمه فخر دایی گیلانی، تهران : گنجینه. علیدوست خراسانی، نورالله ( ۱۳۷۸ ). پرتوی از زندگانی امام صادق (ع). تهران : فرهنگ اسلامی. عمید زنجانی، عباسعلی ( ۱۳۶۹ ). انقلاب اسلامی و ریشه های آن. تهران : کتاب سیاسی. غیاثی کرمانی، محمد رضا ( ۱۳۷۴ ). اختران هدایت. کرمان : ندای حق. فاضل، جواد ( بی تا ). معصوم پنجم و ششم (ع). تهران : کتب ایران. فرای، ر.ن ( ۱۳۶۳ ). تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه. ترجمه حسن انوشه، تهران : امیر کبیر. فیاض، علی اکبر ( ۱۳۹۰ ). تاریخ اسلام. تهران : دانشگاه تهران. قائمی، علی ( ۱۳۷۷ ). در مکتب احیاگر تشیع حضرت امام جعفر (ع). قم : امیری. قانعی، سعید ( ۱۳۷۹ ). زندگانی چهارده معصوم (ع). تهران : نغمه. قمی، عباس ( ۱۳۸۳ ). منتهی آلامال. تهران : بوستان توحید. کاظمی پوران، محمد ( ۱۳۸۰ ). قیام های شیعه در عصر عباسی. تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. کرون، پاتریشیا ( ۱۳۸۹ ). تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام. ترجمه مسعود جعفری، تهران : سخن. کریمان، حسین ( ۱۳۸۲ ). سیره و قیام زید بن علی. تهران : علمی و فرهنگی. کلینی، محمد ( ۱۳۸۸ ). اصول کافی. ترجمه لطیف راشدی، قم : اجود. کوشا، محمد علی ( ۱۳۷۸ ). سیره و سخن پیشوایان. قم : پارسایان. لاپیدوس، ایراام ( ۱۳۸۷ ). تاریخ جوامع اسلامی. ترجمه علی بختیاری زاده، تهران : اطلاعات. لسترنج، گای ( ۱۳۷۷ ). جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان، تهران : علمی و فرهنگی. مجلسی، محمدباقر ( ۱۴۰۳ ق ). بحارالانوار. بیروت : الوفاء. مجهول المولف (۱۳۸۹) . گزیده ای از تاریخ تشیع . قم: سبحان. محرمی، غلامحسین ( ۱۳۸۶ ). تاریخ تشیع. قم : هاجر. محمدی، علی ( ۱۳۸۶ ). شرح کشف المراد. تهران : دارالفکر. محمدی ری شهری، محمد ( ۱۳۷۶ ). رهبری در اسلام. قم : دارالحدیث.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
| عنوان پایان نامه: مقایسه رفتارهای ضد اجتماعی در اوقات فراغت ورزشکاران حرفهای تیمی و انفرادی |
نام و نام خانوادگی دانشجو: ساناز صائب فتوحیه شماره دانشجویی: ۸۹۰۹۷۴۶۹۱۰۰ رشته تحصیلی: مدیریت ورزشی |
تاریخ شروع پایان نامه: ۱۷/۰۵/۱۳۹۱ تاریخ اتمام پایان نامه: ۲۵/۰۸/۱۳۹۲ |
استاد / استادان راهنما: دکتر فرزاد غفوری استاد / استادان مشاور: دکتر علی زارعی |
| آدرس و شماره تلفن: تبریز، کوی زعفرانیه، ۱۸ متری شرقی، ۸ متری سوم، پ ۳۹-۰۹۱۴۱۷۶۷۲۹۶ |
هدف این پژوهش، مقایسهی رفتارهای ضداجتماعی در اوقات فراغت ورزشکاران حرفهای تیمی و انفرادی میباشد. تحقیق حاضر به روش توصیفی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است. جامعهی آماری تحقیق شامل تمامی ورزشکاران ورزشهای تیمی و انفرادی تیمهای ملی جمهوری اسلامی ایران در سال۱۳۹۲میباشد که تعداد آنها با توجه به آمار کمیته ملی المپیک و فدراسیونهای ورزشی ۲۳ رشته ورزشی تیمی و انفرادی، ۳۴۰ نفر میباشند. روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و استفاده از پرسشنامهی محقق ساخت به همراه ویژگیهای فردی بوده است. که این پرسشنامه بر اساس شاخصهای تحقیقات پیشین و شاخصهائی که در فصلنامهی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران آمده تنظیم شده است.برای روایی محتوی از روش لاوشی استفاده شده که توسط گروه متخصصان بالاتر از ۸۴/۰، گزارش شده است. برای محاسبه پایایی پرسشنامه از دو روش آزمون–بازآزمون و پایایی درونی در محیط نرمافزار SPSS استفاده شده که پایائی آن ۹۱% گزارش شده است. همچنین ضریب پایایی درونی با بهره گرفتن از آزمون آلفا کرونباخ برای پرسشنامه ۸۷/۰ بدست آمد. دادههای تحقیق با روشهای آمار توصیفی(میانگین، واریانس، انحراف استاندارد، حداقل، حداکثر، دامنه تغییرات، فراوانی و درصد) در نرمافزار SPSS16 تجزیه و تحلیل شدند. در تحلیل استنباطی دادهها بعد از ارزیابی توسط آزمون کلوموگروف اسمیرنف و تست لوین در نرمافزار SPSS16 از آزمونهای تحلیل واریانس یکطرفه ANOVA، آزمون تعقیبی Bonferroni، آزمون Fisher’s Exact و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین نوع ورزش و رفتارهای ضداجتماعی در اوقات فراغت ورزشکاران رشتههای انفرادی تفاوت معنیدار وجود ندارد درحالی که در مورد ورزشکاران تیمی تفاوت معنیداری را نشان داد. بین نوع فعالیتهای ورزشکاران تیمی و انفرادی عضو تیمهای ملی در اوقات فراغت تفاوت معنیدار وجود ندارد همچنین تجزیه و تحلیلها نشان دادند که بین ورزشکاران مرد و زن در فعالیتهای ضداجتماعی تفاوت معنیداری وجود دارد.
 واژههای کلیدی: رفتارهای ضداجتماعی، اوقات فراغت، تیمی، انفرادی. |
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ و امضاء: مناسب نیست فهرست مطالب ج عنوان صفحه فصل اول: مقدمه و معرفی ۱.۱ مقدمه ۲ ۱.۲ بیان مساله ۴ ۱.۳ اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن ۶ ۱.۴ هدفهای تحقیق ۷ ۱.۴.۱ هدف کلی ۷ ۱.۴.۲ اهداف اختصاصی ۸ ۱.۵ سوالات یا فرضیههای تحقیق ۸ ۱.۶ تعاریف مفهومی ۸ فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق ۲.۱تعریف و مفهوم اوقات فراغت و دیدگاههای مختلف ۱۵ ۲.۲ شاخصهای فراغت در دوران جدید ۱۶ ۲.۳ رویکردهای مختلف در تعریف اوقات فراغت ۱۷ ۲.۴ اوقات فراغت از دیدگاه مکاتب فلسفی ۱۹ ۲.۵ آراء چندتن از فلاسفه در خصوص اوقات فراغت ۱۹ ۲.۶ نظریههای فراغت ۲۰ ۲.۶.۱ دیدگاه دومازیه ۲۰ ۲.۶.۲ دیدگاه ادگینتون ۲۰ ۲.۷ نظریههای مربوط به سلامت اجتماعی ۲۱ ۲.۷.۱ رویکرد سیستمی ۲۱ ۲.۷.۲ رویکرد اکولوژیکی ۲۱ ۲.۸ اوقات فراغت و ساختار فعالیتها ۲۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر مبنای تئوری بازاریابی رابطهای، مزایا و منافع حاصل از مبادلات از طریق برقراری ارتباط افزایش می یابد. در مضمون مذکور، ارتباطات بصورت بین فردی میباشند که از طریق محظورات اخلاقی، اعتماد و هنجارهای ارتباطی شکل میگیرد. اینچنین روابطی، نگرش بلندمدت داشته و نیازمند احترام متقابل و پذیرش مشتریان به عنوان شرکای شرکت میباشند (وسل و زبکار[۱۲۴]، ۲۰۰۹، ص ۱۳۳۵). ادراکات مشتریان درخصوص کیفیت ارتباطات در طول فرایند برقراری رابطه و نگرشهای بلندمدت به آن، بهبود یافته و توسعه مییابد اگر مشتریان از محصولات تولیدی شرکت و نحوه برخورد کارکنان راضی بوده و نیز به آنها اعتماد داشته باشند. دو بعد اعتماد و رضایتمندی از ابعاد بسیار اساسی کیفیت ارتباطات میباشند (مولینر[۱۲۵] و همکاران، b2007، ص ۱۹۵). بخش دوم (پیشینه تحقیق) ۲-۳-۱) مطالعات انجام شده در داخل کشور پژوهشی با عنوان: بررسی اثر عدم اطمینان محیطی ادراک شده بر روابط درون سازمانی صادرکننده- واردکننده و بهبود عملکرد صادرات، در ساب ۱۳۹۰، توسط شورورزی و همکاران با هدف کمک به توسعه صادرات و بررسی تاثیر عدم اطمینان محیطی ادراک شده بر ارتباطات درون سازمانی و بهبود عملکرد صادراتی، انجام گرفت. همچنین تلاش شد تا با مطالعه ای جامع، ابعاد مختلف عدم اطمینان محیطی ادراک شده و روابط درون سازمانی شناسایی، و اثر هر یک از آنها بر بهبود عملکرد صادراتی مورد ارزیابی قرار گیرد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دادند که عدم اطمینان محیطی ادراک شده در بازارهای صادراتی باعث گسترش روابط در میان اعضای زنجیره تامین می شود. همچنین مشارکت و افزایش تعهد در میان اعضا می تواند باعث بهبود عملکرد صادرکنندگان در بازارهای صادراتی شود (شورورزی و همکاران، ۱۳۹۰). پژوهشی با عنوان: جهت گیری استراتژیک و موفقیت شرکتهای صادراتی، در سال ۱۳۹۰ توسط رحیم نیا و صادقیان با هدف بررسی تاثیر جهتگیری فعال استراتژیک بر عملکرد شرکتهای صادرکننده، انجام گرفت. نوع جهتگیری استراتژیک شرکت به عنوان یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر موفقیت صادراتی محسوب می شود. یکی از چارچوبهای جهتگیری استراتژیک، فعال بودن در مقابل انفعالی بودن است. فعال بودن با درک مدیریتی مبنی بر اینکه سازمان می تواند از طریق تحلیل نظاممند فرصتها و تهدیدها، مقصد خویش را تحت تاثیر قرار دهد، تعریف می شود و در مقابل، انفعالی بودن بیانگر سطوح پایین تحلیل تقاضا و تحقیق بازار در سازمان میباشد. انتظار میرود که شرکتهای صادراتی با جهتگیری استراتژیک فعال، موفقیت بیشتری را در امر صادرات تجربه نمایند و همچنین داشتن جهتگیری انفعالی، موفقیت صادرات شرکت را مخدوش کند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دادند که جهتگیری استراتژیک فعال بر موفقیت صادرات و انتظار موفقیت آتی صادرات تاثیر مثبت و معناداری دارد (رحیم نیا و صادقیان، ۱۳۹۰). پژوهشی با عنوان: تاثیر برنامه های تشویق صادرات بر عملکرد صادراتی«مطالعه موردی صنعت برق»، در سال ۱۳۸۹، توسط حسینی و همکاران، با هدف بررسی تاثیر برنامه های تشویق صادرات بر عملکرد صادراتی شرکتها انجام گرفت. هدف این برنامه ها بهبود عملکرد صادراتی شرکتها یا تحریک آنها برای شروع و ادامه فعالیتهای صادراتی میباشد. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که آگاهی و استفاده از برنامه های تشویق صادرات در ایران به طور مستقیم بر عملکرد صادراتی تاثیر نداشته اما به طور غیرمستقیم و از طریق تاثیرگذاری بر استراتژی صادراتی شرکتها بر عملکرد صادراتی تاثیر مثبت و معنادار دارد (حسینی و همکاران، ۱۳۸۹).
 پژوهشی با عنوان: تجارت خارجی بازارمحور، روابط بازرگانی بین الملل و عملکرد صادراتی، در سال ۱۳۸۹، توسط دعایی و حسینی رباط با هدف بررسی تاثیر بالقوهی بازارمحوری صادرکنندگان بر روابط بازرگانی بین الملل با تاکید ویژه بر وابستگی، همکاری و فاصله ی ارتباطی و تاثیر این ابعاد بر روی عملکرد صادرات می باشد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داند که بازارمحوری صادرکنندگان، همکاری بین صادرکنندگان و طرف مقابل را افزایش میدهد، درحال که وابستگی و فاصلهی ارتباطی را کاهش خواهد داد. به علاوه، عملکرد صادرات با همکاری بیشتر و فاصلهی ارتباطی کمتر بهبود مییابد و هیچ رابطه معناداری بین وابستگی و عملکرد صادراتی یافت نشد (دعایی و حسینی رباط، ۱۳۸۹). پژوهشی با عنوان: مدل هماهنگی بین استراتژی بازاریابی بین الملل با ابعاد محیطی سازمان و زیرسیتسم های بازاریابی بین الملل و اثر آن بر عملکرد صادراتی، در سال ۱۳۸۹، توسط قاسمی و همکاران با هدف بررسی تاثیر هماهنگی استراتژی های بازاریابی بین الملل با ابعاد محیطی سازمان (هماهنگی بیرونی) و زیر سیستمهای بازاریابی بین الملل (هماهنگی درونی) بر عملکرد صادراتی شرکتها، انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دادند که دو متغیر هماهنگی بیرونی و هماهنگی درونی و اثر تعاملی آنها بر عملکرد صادراتی اثر میگذارند. همچنین نتایج تحقیق نشان دادند که اثر هماهنگی درونی نسبت به هماهنگی بیرونی بر عملکرد صادراتی بیشتر میباشد (قاسمی و همکاران، ۱۳۸۹). ۲-۳-۲) تحقیقات انجام شده در خارج از کشور پژوهشی با عنوان: ارتباطات میان برنامه های وفادارساز مشتریان، کیفیت خدمات، کیفیت ارتباطات و وفاداری، در سال ۲۰۱۱، توسط اوو و همکاران با هدف بررسی تاثیر برنامه های وفادارساز مشتریان بر کیفیت ارتباط و تعهد به ارتباط و وفاداری، انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که برنامه های وفادارساز مشتریان تاثیرات مثبتی بر روی کیفیت ارتباطات دارد. همچنین کیفیت خدمات نیز تاثیر مثبت و معناداری بر روی کیفیت ارتباطات دارد. کیفیت مثبت ارتباطات مشتریان با شرکت بر روی تعهد به ارتباط و وفاداری ایشان به شرکت، تاثیر دارد (اوو[۱۲۶] و همکاران، ۲۰۱۱). پژوهشی با عنوان: بررسی کیفیت ارتباطات در ارتباط میان خرده فروشان و مشتریان، در سال ۲۰۱۰، توسط وسل و زبکار با هدف بررسی ارتباط میان خرده فروشان و مشتریان انجام گرفت. در واقع، هدف از انجام مطالعه مذکور بررسی این مساله بود که آیا کیفیت ارتباط میان مشتریان و خردهفروشان می تواند سبب افزایش وفاداری مشتریان به شرکت شود؟ و همچنین برنامه های وفادارساز مشتریان تا چه اندازه می تواند کیفیت ارتباط میان مشتریان و شرکت را تحت تاثیر قرار دهد؟، نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که برنامه های وفادارساز مشتریان برای کیفیت ارتباط میان مشتریان و شرکت بسیار ضروری میباشد. در واقع، اطمینان از ارتباطات متقابل تک به تک با مشتریان نیاز به بهبود کیفیت ارتباطات و توجه به کیفیت ارتباطات درست به اندازه وفاداری مشتریان دارد (وسل و زبکار[۱۲۷]، ۲۰۱۰). پژوهشی با عنوان: پیش بینها و پیامدهای کیفیت ارتباط میان خریدار- فروشنده، در سال ۲۰۰۹، توسط راجاوبلینا و برگرون با هدف توسعه مدلی برای بررسی پیشبینها و پیامدهای کیفیت ارتباط میان خریدار- فروشنده در صنعت خدمات، انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مشتریگرایی بر روی کیفیت ارتباط میان خریدار و فروشنده تاثیر مثبت دارد. و همچنین در نتیجه کیفیت ارتباطات، قصد خرید مجدد و تبلیغات دهان به دهان ایجاد خواهد شد. در واقع، قصد خرید مجدد و تبلیغات دهان به دهان از جمله پیامدهای کیفیت ارتباطات میباشند (راجاوبلینا و برگرون[۱۲۸]، ۲۰۰۹). پژوهشی با عنوان: تاثیر خدمت رسانی به مشتری بر روی کیفیت ارتباطات، در سال ۲۰۰۹، توسط کین و همکاران، با هدف بررسی تاثیر خدمت رسانی به مشتریان بر روی کیفیت ارتباطات میان مشتریان و فروشندگان در صنعت خدمات، انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که نوع و ارتباطات متقابل میان پرسنل خدمات و همچنین محیط خدمات تاثیر مثبتی بر روی کیفیت ارتباطات دارد. میتوان گفت که، ارتباطات متقابل مشتریان با شرکت، تاثیرات مثبت و گستردهای بر روی کیفیت ارتباطات ایشان با شرکت دارد. سیاستهای شرکت (مانند: قیمت گذاری و گارانتی) بسیار پراهمیتتر از تسهیلات محیطی (مانند: تزیینات و نقش و نگار شرکت)، میباشد و سیاستهای شرکت بیش از تسهیلات محیطی سبب افزایش کیفیت ارتباطات میان مشتریان و شرکت خواهند شد. (کین[۱۲۹] و همکاران، ۲۰۰۹). پژوهشی با عنوان: تاثیر کیفیت ارتباطات بر عملکرد صادرات، توسط اورال در سال ۲۰۰۹ میلادی، با هدف بررسی تاثیرات کیفیت ارتباطات بین صادرکننده و خریدار بر روی عملکرد شرکتهای صادراتی، انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که تسهیم اطلاعات، رضایت از برقراری ارتباط و توجه به ارتباطات بلندمدت بر عملکرد مالی و بازار شرکت تاثیرات مثبتی خواهد داشت (اورال[۱۳۰]، ۲۰۰۹). پژوهشی با عنوان: انتخابهای استراتژیک، نگرش صادراتی و عملکرد صادرات در شرکتهای کوچک و متوسط کشور نیجریه در سال ۲۰۰۹، توسط اوکپارا با هدف بررسی تاثیر جهتگیری صادرات (با توجه به کارآفرینی) بر روی عملکرد صادرات شرکتها، انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که کارآفرینان فعال به نسبت شرکتهای محفظه کار، در فعالیتهای صادرات با موفقیت بیشتری عمل مینمایند. همچنین شرکتهایی که نگرشهای فعال به صادرات دارند، میتوانند به عملکردهای بالاتر، سود بیشتر و رشد بالاتری دست پیدا کنند. در واقع، شرکتهای کارآفرینی که به کار صادرات میپردازند سرمایهها و منابع مالی بیشتری را در مقایسه با شرکت های محافظه کار به بخش صادرات اختصاص می دهند و عملکرد بهتری نیز دارند (اوکپارا[۱۳۱]، ۲۰۰۹). پژوهشی با عنوان: اثر تعدیل کنندگی کیفیت ارتباطات در رابطه میان شرکت و مشتریان، توسط وانگ و همکاران در سال ۲۰۰۷ میلادی، با هدف تعیین مدلی برای اتصال دادن ارتباط با مشتری و نتایج مالی بخش خدمات انجام گرفت که در این میان کیفیت خدمات به عنوان پیش بینی کننده نتایج بلندمدت و دوطرفه درنظر گرفته شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که رابطه معناداری میان کیفیت ارتباطات، تسهیم اطلاعات و عملکرد مالی شرکتهای خدماتی وجود دارد (وانگ[۱۳۲] و همکاران، ۲۰۰۷). فصل سوم (روش اجرای تحقیق) ۳-۱) مقدمه هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسایل و مشکلات دنیای اجتماعی، روشهای علمی، تغییرات قابل ملاحظهای پیدا کرده اند. این روندها و حرکتها سبب شده است که برای بررسی رشته های مختلف بشری، از روش علمی استفاده شود. از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقتیابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب میباشد و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است. تحقیق، تلاشی منظم و سازمان یافته برای پاسخگویی به مسألههای علمی است. مهمترین دستآورد تحقیق علمی، نوآوری و گسترش مرزهای علم است. از جمله ویژگیهای مطالعه علمی استفاده از یک روش تحقیق مناسب بوده و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد (خاکی،۱۳۸۷، ص ۸۹). در این فصل به بیان روش تحقیق، جامعه آماری، روش نمونه گیری، ابزار جمعآوری داده ها و روایی و پایایی آن پرداخته می شود. ۳-۲) روش تحقیق به طور کلی روشهای تحقیق در علوم رفتاری را میتوان با توجه به دو ملاک تقسیم کرد: الف) هدف تحقیق و ب) نحوه گردآوری دادهها تحقیق حاضر، جستجوی نظاممند داده و اطّلاعات حول محور تحلیل و بررسی تاثیر کیفیت ارتباط میان شرکتهای صادرکننده و خریداران خارجی بر عملکرد صادرات شرکتها میباشد. پژوهش حاضر، براساس هدف کاربردی است. این تحقیقات با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که توسط تحقیقات بنیادی فرآهم شده برای رفع نیازمندیها مورد استفاده قرار میگیرند (سکاران، ۱۳۸۸، ص ۴۰). از سویی دیگر، از نظر ماهیت و روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. در این تحقیقات، پژوهشگر ماهیت مسأله تحقیق که همان بررسی تاثیر کیفیت ارتباط میان شرکتهای صادرکننده وخریداران خارجی با ابعاد (به اشتراک گذاری اطلاعات، توجه به ارتباطات بلندمدت و رضایت از برقراری ارتباط) در قالب متغیر مستقل بر عملکرد صادراتی با ابعاد (بهبود وضعیت رقابتی شرکت و افزایش سهم بازار شرکت) در قالب متغیر وابسته را توصیف می کند. از آنجایی که این پژوهش به چگونگی تاثیر کیفیت ارتباط میان شرکتهای صادرکننده و خریداران خارجی بر عملکرد صادرات شرکتها، می پردازد، از نظر ماهیت و روش تحقیق، توصیفی (غیر آزمایشی) است. این تحقیق از آن جهت غیرآزمایشی است که متغیرهای تحقیق در آن دستکاری نمیشوند. تحقیق حاضر از نظر مکانی، دارای خصوصیات کتابخانهای و میدانی است. انجام این تحقیق مستلزم نظرسنجی از مدیران و پرسنل شرکتهای تولیدی صادرکنندهی استان اردبیل بوده و از آن جهت روش پیمایشی (زمینه یابی) است. به منظور بررسی ادبیات موضوعی و پیشینه تحقیق، مطالعات کتابخانهای صورت گرفته است. در مرحله میدانی، اجرایی و عملیاتی، به قصد جمع آوری دادههای موردنیاز، پرسشنامه محقق ساخته تنظیم و توزیع گردید. به عبارتی، پژوهش حاضر، براساس هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش جمعآوری داده در طبقه توصیفی (غیرآزمایشی) و از نوع پیمایشی به روش مقطعی طبقه بندی می شود زیرا گردآوری داده ها در باره یک یا چند صفت در مقطع زمانی ۱۳۹۲ از طریق نمونه گیری از جامعه انجام شده است. ۳-۳) جامعه آماری جامعه آماری عبارت است از مجموعهای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. صفت مشترک صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد (آذر، مومنی، ۱۳۸۳، ص ۱۱۲). جامعه آماری در این پژوهش مدیران و کارشناسان شرکتهای تولیدی صادرکننده استان اردبیل میباشد. تعداد کل شرکتهای مذکور در استان اردبیل ۲۶ عدد و تعداد کل مدیران و کارشناسان مشغول به کار در آنها ۱۱۰۰ نفر میباشد. ۳-۴) نمونه و روش نمونه گیری نمونه، یک مجموعه فرعی از جامعه آماری است که با مطالعه آن محقق قادر است نتیجه را به کل جامعه آماری تعمیم دهد یا به عبارت دیگر، تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ویژگیهای اصلی جامعه باشد را نمونه گویند (آذر و مومنی ،۱۳۸۰، ص ۱۴). در این تحقیق، به دلیل محدود بودن تعداد اعضای جامعه آماری از فرمول نمونه گیری جامعه محدود به شرح زیر استفاده شده است: N=Zα/۲۲.Sx2.N/e2.N-e2+ (Zα/۲۲. Sx2) که هرکدام از پارامترها در فرمول مذکور عبارتند از: - حجم نمونه - اندازه متغیر مورد بررسی مطابق توزیع نرمال استاندارد با سطح عدم اطمینان - میزان خطا - واریانس جامعه (براساس متغیر مورد بررسی) - حجم جامعه (۱٫۹۶۲).(۰٫۴۴۹۱۲).۱۱۰۰ / (۰٫۰۵۲).(۱۱۰۰)-(۰٫۰۵۲)+((۱٫۹۶۲).(۰٫۴۴۹۱۲))=۲۴۳ Zα/۲=۱٫۹۶ ε=۰٫۰۵ S=0.4491 S2=0.2017 N=1100 n=243 جدول ۳-۱) پرسش نامه های ارسالی و دریافتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
متوسط تا زیاد،Hg2+ خطرناک تر است زیرا راحتر با لیگاندهای آلی پیوند میدهد
آسیب رساندن به پوست و اعضای مخاطی،حالت تهوع،از کار انداختن کلیه و کبد
در معادن وآبهای تازه
نمکهای جیوه (I) و(II)
فنیل جیوه (Arylmercury) آلکوکسی آلکیل جیوه (Alkoxy alkyl mercury)
متوسط تا زیاد تشکیل نمک با اسیدهای معدنی وآلی
تاثیر آن مشابه نمکهای جیوه میباشد زیرا بسادگی توسط ارگانیسمها در سیستمهای بیولوژیکی تجزیه میگردد
در رسوبات آب و خاک
ترکیبات آلی جیوه
الکیل جیوه متیل،دی متیل واتیل جیوه
بالا یا بسیار بالا بسیار سریع از عضوهای بیولوژیکی عبور میکند ۱۰۰۰ برابر از جیوه فلزی خطرناکتر است
خطر برای چشم
 بیماریهای atuxia وdysarthria سکته و مرگ
در رسوبات، خاک، آب و تجمع آن در در ماهی و سایر حیوانات
۱-۷ گسترش کاربردهای جیوه ۱-۷-۱ پراکندگی جیوه در محیط زیست جیوه از نظر فراوانی در زمین در رتبه ۶۷ قرار دارد. تا کنون ۲۵ کانی معدنی از جیوه شناخته شده که مهمترین آنها سینابر(سولفید جیوه ) میباشد. این کانی مهم غالبا در روسیه، اسپانیا، مکزیک و الجزایر یافت میشود. مقدارجیوه خاک، بطور گستردهای به منطقه آن از نظر زمینشناسی و صنعتی وابسته میباشد. بطوری که مقدار آن از Kg/mg 01/0 تا Kg/mg 5 /0 متغییر است. غلظت جیوه در آبها نیز بسیار متغییر است. مقادیر واقعی گزارش شده در گستره بین ۰۰۰۱/۰ تا ۸/۲ µg /L در آبهای تازه و ۰۱/۰ تا ۲۲/۰ µg/L در آب دریا میباشد. مقدار جیوه در هوا بطور کلی متاثر از فعالیتهای آتشفشانی و انسانی است. غلظت جیوه در هوای تمیز کمتر از ng/m3 ۰۱/۰میباشد، این مقدار در اروپا ng/m3 ۸/۲ در آمریکای شمالی ng/m3 ۸/۳ در ژاپن ng/m3 ۶/۱ و در هاوایی بین ng/m3 ۱۸تا ng/m3 ۲۵۰ گزارش شده است. جیوه درمحیط زیست در نتیجه فعالیتهای طبیعی و انسانی منتشر میشود. ورود آن به اتمسفر در نتیجه گازهای خارج شده از پوسته زمین، انتشار از آتشفشانها، فرسایش خاک و همچنین منابع انسانی میباشد. اغلب جیوه موجود در اتمسفر بصورت بخار جیوه فلزی است. فعالیتهای انسانی که منجر به انتشار جیوه میشوند شامل سوزاندن سوختها ومواد دارای جیوه و فعالیتهای صنعتی میباشد. مقدار جیوه در سوختهای فسیلی و زغال سنگ در حد g/g 100است. ۱-۸ بیماری های ناشی از قرارگیری در معرض جیوه ۱٫بیماری های عصبی ۲٫جیوه به سیستم عصبی مرکزی حمله می کند و اثرات نامطلوبی را در دهان،لثه ها و دندان ها بر جای می گذارد. ۳٫Mercurial erethism ۴٫بیماری های پوستی ۵٫بیماری های کلیوی ۶٫بیماریMinamata شکلی از مسمومیت جیوه علائم ناشی از آلودگی به عنصر: ۱٫لرز ، تشنج ، سر درد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این بخش به بررسی فرضیه های پژوهش پرداخته می شود. قابل توجه است که مقایسه بین گروه های آزمایشی، پلاسیبو و کنترل، بر اساس تفاضل نمرات پیشآزمون و نمرات پسآزمون صورت گرفته است. پیشتر، نتایج ناشی از مقایسه سه گروه در پیش آزمون ارائه شد. اکنون به ارائه نتایج متناسب با فرضیه های تحقیق اقدام می شود.
۴-۳-۴-۱: بررسی فرضیه اصلی پژوهش
همانطور که پیشتر و در فصل اول اشاره شد فرضیه اصلی پژوهش به شرح زیر بود: “بکارگیری برنامهی آموزش توجه (ATT)، سوگیری توجهی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نسبت به محرکهای تهدیدکننده را کاهش میدهد.” نتایج مربوط به فرضیه اصلی با بهره گرفتن از آزمون “کروسکال والیس” برای مقایسه گروه های سهگانه بر اساس تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون و آزمون “یو من ویتنی” برای مقایسه گروه آزمایش و کنترل، آزمایش و پلاسیبو، و کنترل و پلاسیبو در جداول ۴-۲۲ الی ۴-۲۵ ارائه شده است.
 جدول ۴-۲۲ : مقایسه نتایج گروه های سه گانه بر اساس تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون سوگیری توجهی نسبت به محرک های تهدیدکننده (V2)
شاخص متغیر گروه |
میانگین رتبهها (mean rank) |
آزمون خی |
df |
سطح معناداری |
V2 (پیش آزمون-پس آزمون) |
آزمایش |
۰۶/۷ |
۲۶/۷ |
۲ |
۰۲۷/۰ |
| پلاسیبو |
۴۴/۱۳ |
| کنترل |
۴۲/۱۶ |
نتایج مندرج در جدول ۴-۲۲، نشان میدهد که خی دو مشاهدهشده ناشی از مقایسه میانگین V2 سه گروه برابر ۰۲۷/۰ است که در مقایسه با مقادیر بحرانی در سطح آلفای ۰۲۷/۰ معنادار است. پس میتوان نتیجه گرفت که میزان بهبودی سوگیری توجهی آزمودنیهای گروه های سه گانه (بر اساس تفاضل نمرات پیش-پس آزمون) نسبت به محرکهای تهدید کننده، با یکدیگر متفاوت است. بنابر این فرضیه اول تحقیق مبنی بر اینکه به کار گیری برنامه ی آموزش توجه (ATT)، می تواند سوگیری توجهی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی را نسبت به محرکهای تهدیدکننده کاهش دهد ، تایید می شود. اما سوال مهمی که پیش می آید این است که این کاهش مربوط به کدام گروه است. بدین خاطر لازم است که به دنبال ارائه تحلیل های فوق ، مقایسه نتایج دو به دوی گروه ها با یکدیگر بر مبنای آزمون یو من ویتنی ارائه گردد. نتایج یاد شده در جدول های ۴-۲۳ الی ۴-۲۵ تنظیم شده است. جدول ۴-۲۳ : مقایسه نتایج گروه های آزمایش و کنترل بر اساس تفاضل نمرات پیش - پس آزمون سوگیری توجهی نسبت به محرکهای تهدیدکننده (V2)
شاخص متغیر گروه |
میانگین رتبهها (mean rank) |
یو مان ویتنی |
Z مشاهده شده |
سطح معناداری (یک دامنه) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیشبینی میشود که روایی و اعتبار ابزار اندازهگیری(پرسشنامه) با توجه به مرور ادبیات موضوعی تحقیق و استخراج متغیرها از آن که در حقیقت همان نظر متخصصان و خبرگان است(بازرگان و دیگران، ۱۳۷۷) تأمین شود و به منظور تعیین پایایی و قابلیت اعتماد پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. این روشی است که در اغلب تحقیقات مورد استفاده قرار میگیرد(Peterson, 1994) و در تحقیق حاضر نیز از آن استفاده شد. ۳-۵-۱- تعیین روایی پرسشنامه مورد استفاده ابزار اسناد و مدارک همیشه دارای اعتبار هستند. اما سه ابزار دیگـر یعنـی پرسـشنامه، مـشاهده و مـصاحبه، نیازمنـد اعتبارسنجی هستند. اعتبار یعنی اینکه ابزار اندازهگیری مناسب باشـد. روشـهای مختلفـی بـرای تعیـین اعتبـار (روایـی)ابـزار اندازهگیری وجود دارد که یکی از آنها رویه استخراج اجزاء متغیرهای مـورد انـدازهگیری از ادبیـات موضـوعی، و آنگـاه بومیسازی آن با بهرهگیری از نظرات متخصصان و نیـز نمونـهای مقـدماتی اسـت (بازرگـان و دیگران، ۱۳۷۳). بر این اساس ارزیابی دو ویژگی اعتبـار محتـوایی مقیاس اندازهگیری بصورت قضاوت کیفی خواهد بود. پرسشنامه دارای اعتبار محتوا خواهد بود اگر اجزاء متغیرهای مورد اندازهگیری از ادبیات موضوعی تحقیق اخذ شده، و سازههای پرسـشنامه نیـز بوسـیله اعـضاء نمونـه آمـاری بدرستی درک شوند. بدین منظور باید پرسشنامه طراحی شده بصورت پیش آزمون در اختیار حـداقل تعـداد ده نفـر از اساتید و خبرگان قرار داده شد، آنگاه پس از اخذ نظرات اصلاحی و تعدیل موادی از آنها، مجدداً در اختیار حداقل تعـداد ۵٢ نفر از اعضاء نمونه آماری مقدماتی قرار گرفت و طبق نظرات اصلاحی این گروه نیز از مرتبط بودن سؤاﻻت با توجه به جامعـه آماری مورد مطالعه اطمینان حاصل شد. در نهایت، پرسشنامه نهایی را طراحی و برای جمع آوری دادهها مورد استفاده قرار داده شد.
 ۳-۵-۲- تعیین پایایی یاقابلیت اعتماد پرسشنامه مورد استفاده به منظور سنجش پایایی یا اعتماد پرسشنامه تحقیق از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. روش آلفای کرونباخ برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازهگیری از جمله پرسشنامه به کار میرود. نتیجه آزمون نشان میدهد که با توجه به اینکه ضریب آلفای کرونباخ ۹۰ درصد محاسبه شده است. بدین معنی است که قابلیت اعتماد پرسشنامه تحقیق حاضر در حد قابل قبولی است. در نهایت پرسشنامهای مشتمل بر ۲۴ سوال جهت سنجش متغیرها طراحی گردید و در میان نمونه مورد مطالعه توزیع شد. در خصوص متغیرهای تعیین شده جهت بررسی تاثیرتوانمندسازی منابع انسانی بر عملکرد شعب شمال بانک سامان استان تهران که شامل: دانش و مهارت، اعتماد، ارتباط و انگیزه میباشد، بترتیب جهت تعیین وضعیت دانش و مهارت سوالات ۱ الی ۶، اعتماد سوالات ۷ الی ۱۲، ارتباط ۱۳ الی ۱۸ و انگیزه ۱۹ الی ۲۴ در نظر گرفته شده است. ۳-۶- روش تجزیه و تحلیل دادهها تجزیه و تحلیل دادههای آماری یکی از گامهای اساسی در تحقیقهای مختلف میباشند و نتایج تحقیقها به آن بستگی دارد. برای این منظور پرسشنامههایی که توسط پاسخ دهندگان تکمیل گردیدهاند را جمع آوری کرده و دادههای خام مورد نیاز جهت آزمون فرضیهها به کمک رایانه و نرم افزار ثبت میگردند و سپس این دادهها از طریق نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده و در دو مرحله به اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق، تبدیل میگردند. در مرحله اول که تجزیه و تحلیل توصیفی دادهها میباشد، از فراوانی مطلق، درصد فراوانی نسبی، شاخصهای گرایش مرکزی (میانگین) و شاخصهای پراکندگی(انحراف استاندارد) استفاده شد. در مرحله دوم که تجزیه و تحلیل استنباطی دادهها میباشد، با اطلاعات حاصل از پرسشنامه به بررسی دادهها پرداخته و با آزمونهای آمار استنباطی به بررسی فرضیهها با بهره گرفتن از نرم افزار spss پرداخته شد. ۳-۷- آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای آزمون نرمال بودن متغیرها استفاده میشود و از آزمونهای مختلف همبستگی برای بررسی رابطه بین متغیرها استفاده خواهد شد. در بیشتر پژوهشهایی که با مقیاس لیکرت انجام میشوند جهت بررسی فرضیههای پژوهش و تحلیل سوالات تخصصی مربوط به آنها از این آزمون استفاده میشود. که درفصل ۴ به تحلیل آماری آن پرداخته شده است. ۳-۷- ۱- آزمون فریدمن[۵۳] به منظور دانستن این مطلب که آیا پاسخ و نظرات پاسخگویان به سؤالات یکسان بوده است یا خیر؟ و دیگر اینکه رتبه اهمیت هر کدام از متغیرها چیست؟ از آزمون فریدمن استفاده کردهایم. نتیجههای بهدست آمده در این قسمت از چند بعد اهمیت دارند. یکی اینکه میتوانیم مطمئن شویم که پاسخدهندگان بدون غرض به سؤالات پاسخ گفتهاند و دوم اینکه آیا اصولاً پاسخدهندگان تفاوت بین سؤالات را درک کردهاند یا خیر؟ اگر پاسخدهندگان تفاوت میان سؤالات را درک کرده باشند نتایج آن در بحث قابل اعتماد بودن پرسشنامه نیز کاربرد خواهد داشت. یعنی قابل اعتماد بودن پرسشنامه از این موضوع سرچشمه میگیرد که آیا پاسخدهندگان اصولاً سؤالات را درک کردهاند یا خیر؟ اگر از نظر آماری مشخص شود که آنها سؤالات را درک کردهاند پس بشکلی دیگر تأیید شده است که ابزار جمع آوری دادهها یعنی پرسشنامه، قابل اعتماد است. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها مقدمه تجزیه وتحلیل دادهها بر اساس روشهای بیان شده در فصل ۳ انجام شده است. پردازش دادهها در دو سطح انجام گرفته که عبارتند از: توصیف دادهها و تحلیل دادهها و تبیین آنها در مرحله توصیف دادهها، جامعه مورد مطالعه با توجه به متغیرهای مورد نظر توصیف شده و تصویری از وضع موجود ارائه میگردد. نمایش دادههای آمار توصیفی به کمک جداول، نمودارها و شاخصهای آماری از قبیل شاخصهای مرکزی (میانه و میانگین) و پراکندگی(انحراف معیار و دامنه) و مقدار حداقل و حداکثر میباشد. در قسمت تحلیل دادهها که از آمار استنباطی به منظور بررسی روابط بین متغیرها، تفاوت موجود در بین گروههای مورد مطالعه ویا تبیین متغیر وابسته از طریق متغیر مستقل استفاده میشود. به منظور تحلیل دادهها جهت آزمون فرضیات، جهت مقایسه از آزمون تی استیودنت استفاده شد. کلیه دادههای موجود در این بخش با بهره گرفتن از نرم افزار spss محاسبه شده است. در ادامه ابتدا اطلاعات مربوط به آمار توصیفی بیان میگردد و سپس در قسمت آمار تحلیلی، نتایج به دست آمده از گروههای مورد نظر بررسی و مقایسه میگردد. در متن ذیل تعدادی از تعاریف آماری مورد استفاده در این تحقیق آورده شده است: ۴-۱ – تجزیه و تحلیل آمار توصیفی ۴-۱-۱- تعاریف آماری پارامتر: مشخصه های عددی جامعه را پارارمتر گویند. برای مثال میانگین جامعه یک پارامتر جامعه است. آماره: مشخصه های عددی نمونه را آماره گویند. آمارهها متغیرهای تصادفی هستند (بدین معنی که مقادیر خود را به تصادف میگیرند). فرض آماری: هر حکمی درباره توزیع جامعه یا پارامتر جامعه را یک فرض آماری مینامند، که ممکن است درست یا نادرست باشد. آزمون فرض: درست یا نادرست بودن یک فرض آماری، باید برمبنای اطلاعات حاصل از نمونهگیری از جامعه بررسی شود. این عمل را آزمون فرض مینامند. چون ادعا ممکن است درست یا نادرست باشد، بنابراین دو فرض مکمل به وجود میآید؛ یکی برای آنکه ادعا درست باشد و دیگری برای آنکه ادعا درست نباشد، بنابراین شروع یک آزمون فرض همواره شامل دو فرض آماری است که در مقابل یکدیگر قرار میگیرند. دو فرض عبارتند از: فرضیه صفر: قالبی است که جهت بررسی ادعایی در مورد جامعه به کار میرود. این فرض با نماد H0 نمایش داده میشود. فرضیه مقابل: وضعیتی را مشخص میکند که فرضیه صفر صحیح نباشد. نماد فرض مقابل H1 است. سطح معنیداری: برای فرض صفر H0، احتمال رد کردن فرض صفر درست سطح معنیداری بودن (α ) نامیده میشود. در این تحقیق سطح معنیدار بودن برابر با ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است. بنابراین در آزمونهای دو طرفه باید پی - مقدار به دست آمده با ۰۲۵/۰ مقایسه شود. پی - مقدار[۵۴]: کوچکترین مقدار α برای آماره آزمون طوری که فرض H0 را رد کند پی مقدار (sig) نامیده میشود. فرضیه اصلی: توانمندسازی منابع انسانی بر عملکرد سازمان شعب شمال بانک سامان استان تهران تاثیر دارد. فرضیههای فرعی: دانش و مهارت کارکنان بر عملکرد شعب شمال بانک سامان استان تهران تاثیر دارد. اعتماد بر عملکرد شعب شمال بانک سامان استان تهران تاثیر دارد. ارتباطات بر عملکرد شعب شمال بانک سامان استان تهران تاثیر دارد. انگیزه کارکنان بر عملکرد شعب شمال بانک سامان استان تهران تاثیر دارد. ۴-۱-۲- آمار توصیفی سوالات پرسشنامه در این بخش به بررسی نتایج بر آمده از سوالات پرسشنامه با بهره گرفتن از جداول مربوطه پرداخته میشود. جدول ۴-۱- آمارتوصیفی جنسیت افراد
| جنسیت |
فراوانی |
درصد |
درصد معتبر |
درصد تجمعی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۱۰-۷اثرات مثبت و منفی اکوتوریستی در گردشگری اکوتوریسم یا طبیعت گردی یکی از شاخه های گردشگری است که مبتنی بر جاذبه های طبیعی است . از سال ۱۹۹۰ اکوتوریسم به عنوان وسیله ای برای توسعه پایدار توسط سازمانهای غیر دولتی ، کارشناسان توسعه و مراکز دانشگاهی مطرح و مورد مطالعه قرار گرفت . (مگان اپلر ،۱۳۸۶،۱۳)
 در سال ۱۹۹۱ ، جامعه بین الملل اکوتوریسم که در گذشته با نام جامعه اکوتوریسم شناخته می شد ، اکوتوریسم را این گونه تعریف کرد : « اکوتوریسم سفری مسئولانه به مناطق طبیعی است که در آن محیط زیست حفظ و بر رفاه مردم بومی تاکید می شود » . اتحادیه جهانی حفاظت در سال ۱۹۹۶ این تعریف را از اکوتوریسم ارائه داد : « سفری مسئولانه از نظر محیط زیستی که به منظور لذت بردن از مناطق نسبتاً بکر طبیعی(و هر گونه ویژگی فرهنگی موجود در منطقه از گذشته و حال ) ترتیب داده می شود و باعث ترویج حفظ محیط زیست می گردد . در طول این سفر ، گردشگران حداقل تاثیرات منفی را بر منابع طبیعی می گذارند و مردم بومی در سود حاصل از فعالیت های اجتماعی – اقتصادی شریک می شوند » . مطابق تعریف، اکوتوریسم دامنه ی وسیعی از فعالیتهای گردشگری وابسته به طبیعت را شامل می شود؛ از جمله: بازدید از پارکهای محلی و مناطق حفاظت شده، مناطق طبیعی بکر، تماشای پرندگان، گردش در محیط های طبیعی، دامنه پیمایی، کوه پیمایی، بازدید از غارهای طبیعی، مطالعه فلور گیاهی و یا فون جانوری، مطالعه میدانی زندگی حیوانات، بررسی های اکولوژیک. اما برابر تعریف فوق، فعالیتهایی نظیر شکار و اسکی - که اثرات تخریبی فراوانی بر محیط زیست طبیعی دارند - جزو اکوتوریسم محسوب نمی شوند و اینگونه فعالیت ها را می توان نوعی از گردشگری وابسته به طبیعت(طبیعت گردی) به حساب آورد. اکوتوریست ها همانگونه که انتظار می رود، دوستداران طبیعت هستند، لیکن انتظارات آنها تنها به تجربه ی طبیعی و مشاهده حیات وحش خلاصه نمی شود، بلکه عموماً تجربه و آشنایی با فرهنگ جامعه ی میزبان و آشنایی با جوامع محلی و سایر فعالیتهای توریستی - تفریحی پایدار مد نظر آنهاست . اکوتوریست ها را می توان به گروه های زیر تقسیم بندی کرد: الف ) اکوتوریست های با هدف مشخص ب ) اکوتوریست های با هدف عام ج ) اکوتوریست های اتفاقی د) اکوتوریست های تفریحی فعالیت های اکوتوریستی تاثیرات مثبت و منفی بر محیط زیست دارند که به طور خلاصه در جدول ذیل به آنها اشاره شده است : ( آقایی ، ۱۳۸۸،۳۴ ).
| جدول شماره ۲-۷ : اثرات محیط زیستی توسعه توریسم در اکوتوریسم |
| تبعات مثبت |
تبعات منفی |
- محافظت از منابع طبیعی و پارک های ملی - ترویج حساسیت و آگاهی نسبت به سیستم های اکولوژیکی - بهبود مدیریت فعالیت - افزایش آگاهی های زیبایی شناختی - بهره مندی از شگفتی های جهان طبیعت |
- آسیب رسانی به اکوتوریسم ،- آلودگی هوا، آب ، خاک - توسعه سریع و بی رویه تسهیلات رفاهی اکوتوریستی - تغییرات منفی در جایگاه فیزیکی و یکپارچگی منطقه - جنگل زدایی،تخریب کوه ها برای ایجاد امکانات تفریحی - کندن گیاهان و آسیب رسانی به پوشش نباتی - استفاده از چوب درختان برای افروختن آتش - افزایش زباله ها در محیط طبیعی،-تنش محیط زیستی، تغییر رفتار جانوری، آسیب به خاک و خاکزیان - تنزل وضعیت کیفی جذابیت های طبیعی، آلودگی های صوتی - انتقال بیماری ها از انسان به جانوران،- تهدید حیات وحش - مخل آرامش طبیعت |
اکوتوریسم بر مناطق حفاظت شده نیز تاثیر به سزایی دارد به عبارتی بین اکوتوریسم و مناطق حفاظت شده رابطه همزیستی وجود دارد ؛ اکوتوریسم به مناطق حفاظت شده نیاز دارد و مناطق حفاظت شده نیز به اکوتوریسم نیازمند است . از طرفی توریسم آمیزه ای از فرصت ها و تهدید ها را برای مناطق حفاظت شده ارائه می دهد و باید در پی افزایش فرصت ها و کاهش تهدید ها بود. بخش پنجم ۲-۵پیشینه تحقیق ۲-۵-۱پیشینه بازارگرایی: در چند سال اخیر بازارگرایی به عنوان علم نوظهور در حوزه ی بازاریابی توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده است. نتیجه ی برخی از این پژوهشها در ذیل قابل مشاهده است. آقازاده و همکاران(۵۱،۱۳۸۷) در مقالهای به عنوان؛ بازارگرایی و عملکرد کسب و کار در ایران، به این نتیجه رسیدند که بازارگرایی اثر مستقیم بر عملکرد کسب و کار دارد و همچنین بازارگرایی عامل مهمی برای رقابت پذیری در رفع بسیاری از مشکلات بنگاهها میباشد. آقازاده و همکاران(۱۸،۱۳۸۷) در مقاله ای به عنوان بررسی رابطه بین بازارگرایی و عملکرد بانکهای تجاری ایران، به این نتیجه رسیدند که بانکهای تجاری کشور باید در راستای بهبود عملکرد خود در اکثر حوزه های فعالیتی، به خصوص حوزه ی ارزیابی و بین المللی، افزایش سطح بازارگرایی را به عنوان یک هدف مهم و اولویت دار، مدنظر قرار دهند. قربانی و همکاران(۴۰،۱۳۸۸) در مقالهای تحت عنوان؛ تأثیر بازاریابی داخلی بر بازارگرایی و عملکرد سازمانی در صنعت هتلداری، به این نتیجه رسیدند که بازاریابی داخلی تأثیر معناداری بر بازارگرایی دارد. در زمینه ی ارتباط بازارگرایی بر عملکرد سازمانی نیز هردو بعد بازارگرایی(فرهنگ بازارگرایی و هوشمندی بازار) بر عملکرد سازمانی مؤثر است. هرچه میزان بازارگرایی بیشتر باشد، عملکرد سازمانی افزایش مییابد. رضایی دولت آبادی و همکاران(۱۵۵،۱۳۸۴) در مقالهای به عنوان؛ مدلی برای تعین میزان تأثیر بازارگرایی بر عملکرد کسب و کار با توجه به قابلیتهای بازاریابی در صنایع شیمیایی، به این نتیجه رسیدند که تأثیر بازارگرایی(فرهنگ بازارگرایی و هوشمندی بازار(بر عملکرد کسب و کار از طریق قابلیتهای بازاریابی بیشتر از اثر مستقیم آن است. همچنین تأثیر فرهنگ بازارگرایی بر عملکرد کسب و کار بیشتر از تأثیر هوشمندی بازار بر عملکرد کسب و کار میباشد. از میان عوامل مؤثر بر عملکرد کسب و کار در شرکتهای مورد بررسی، اثر رقابت گرایی و ارتباط با مشتری چندان قوی نمیباشد که حاکی از وجود مشکلات در زمینه ی رقابت گرایی و ارتباط با مشتری است. از رویکرد بازارگرایی به عنوان توانایی بنگاه در ارتباط با محیط خارج خود یاد میشود. این رویکرد بنگاه را قادر میسازد از طریق پیشبینی الزامات بازار و ایجاد ارتباط بلندمدت با مشتریان، اعضای کانال توزیع و تأمین کنندگان، به رقابت بپردازد(چیندبت و همکاران۱،۲۰۰۸). سازمانهایی که میتوانند بهتر نیازهای مشتریان را پاسخ دهند و بهتر از رقبا ارضا کنند، مطمئنا ازسطح عملکرد بالاتری برخوردار هستند. در نتیجه رابطه مثبت بین گرایش به بازار و عملکرد شرکت وجود دارد (نارور و اسلاتر،۱۹۹۰،۲۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدیدترین مطالعه در زمینه ارتباط این تنوع آلل APO4 با بیماری آلزایمر ، در سال ٢٠١۴ صورت گرفته است و در آن حجم نمونه ای به تعداد ۶٧٧٧ شرکت کننده مورد بررسی قرار گرفتند و پس از انجام آنالیزهای آماری لازم ارتباط معنادار آلل ۴ با بیماری آلزایمر دیررس شناخته شد (۰۰۱/۰ Pvalue≤) . جمع بندی سوابق مطالعاتی فوق بیانگر وجود ارتباط معنیدار تنوع آلل APO4 و بیماری آلزایمردر اکثر جمعیتهای مورد بررسی است. بررسیهای صورت پذیرفته در خصوص ارتباط ژن MAPT و جهشهای آن در ابتلا به آلزایمر بیانگرآن است که : ازکورا و همکاران در سال ۱۹۹۹: در مطالعه ای در جمعیت اسپانیا بر روی پلی مورفیسم C/G در ناحیه پروموتری در ارتباط با بیماری آلزایمر .در این مطالعه ۷۴ فرد مبتلا به بیماری آلزایمر و ۱۹۵ فرد سالم ,در این پلی مورفیسم , مورد مطالعه قرار گرفتند. در این مطالعه ارتباط معناداری بین این پلی مورفیسم و بیماری آلزایمر یافت نشد (Pvalue ≤۰/۰۵۲۷ ) (٣١). لیز و همکاران در سال ۲۰۰۱: ژن تائو در بیماری PSP دارای سه پلی مورفیسم است که دو پلی مورفیسم در پروموتر (A/G در موقعیت ۴۴- و C/G در موقعیت ۲۲۱-) و یک پلی مورفیسم در اینترون شماره ۱(G/A در موقعیت ۳۰۹) آن میباشد که حاصل این پلی مورفیسم ایجاد دو هاپلوتایپ H1p و H2 است که هاپلوتایپ H2p با pvalue≤۰/۰۰۰۲۱۷ با بیماری PSP در ارتباط میباشد. از آنجا که ژن تائو در بیماری آلزایمر حائز اهمیت است این تغییر پروموتری دیده شده در پروموتر تائو در بیماری PSP ممکن است در بیماری آلزایمر نیز مهم باشد (٣٠). کانراد و همکاران در سال۲۰۰۲:در مطالعه ای بررسی کردند ژن سایتوهین STH)) دارای پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی است که G7R نامیده و با هاپلوتایپ تائو در ارتباط است(٢٨). رادمیکرز و همکاران در سال ۲۰۰۳: در مطالعه ای بررسی کردند که ژن MAPT با بیماری آلزایمر ارتباط معناداری دارد و باید به عنوان یک ژن کاندید برای بیماری آلزایمر خانوادگی و اسپورادیک در نظر گرفته شود (٢۶).
 مایر و همکاران در سال ۲۰۰۵: گزارش کردند که هاپلوتایپ H1c از ژن MAPT با ریسک ابتلا به بیماری آلزایمر دیررس ارتباط معناداری دارد. این مطالعه بر روی ٣۶٠ نمونه بیمار با سن بالای ۶۵ سال و ٢۵٢ نفر به عنوان گروه کنترل انجام شده است (٢٧). کفری و همکاران در سال ۲۰۰۷: در مطالعه ای بررسی کردند در تمامی طول لوکوس ژنومی MAPT دو هاپلوتایپ شناسایی شده اند که این هاپلوتایپها را H1 و H2 مینامند که واریانتهای H1 با بیماری آلزایمر در ارتباط میباشد (٢٩). کواک و همکاران در سال ۲۰۰۸: نشان دادند که جهش در ناحیه آلل G/A (rs242557) باعث افزایش بیان ژن MAPT و ساختار غیرطبیعی آن میشوند. در نتیجه به جای میکروتوبولها به میکروفیلامنتها متصل میگردد و این موجب بیماری آلزایمر میگردد. همچنین نویسنده اشاره دارد به این موضوع که هاپلوتایپهای H1/H2 از ژن MAPT با عملکرد پلی مورفیسمهای موجود در ژن GSK3B و افزایش ریسک ابتلا به آلزایمر در ارتباط است(٢۴). لیو و همکاران در سال۲۰۱۳: در این مطالعه ارتباط پلی مورفیسم ( rs 242557) در ژن MAPT با بیماری آلزایمر دیررس بررسی شده است و ارتباط معناداری بین این پلی مورفیسم و بیماری آلزایمر وجود داشته و به عنوان یک ریسک فاکتور برای بیماری آلزایمر دیررس معرفی شده است (٢۵). جدیدترین مطالعه در زمینه ارتباط این پلی مورفیسم با بیماری آلزایمر ، در سال ٢٠١۴ صورت گرفته است و در آن حجم نمونه ای به تعداد ١۴١ نفر بیمار و ١٧٩ نفر کنترل (شاهد ) شرکت کننده مورد بررسی قرار گرفتند و پس از انجام آنالیزهای آماری لازم ارتباط معنادار این پلی مورفیسم با بیماری آلزایمر دیررس شناخته شد (۰۲/۰ Pvalue≤) فصل سوم: مواد و روشها ١-٣: روش شناسی تحقیق ١-١-٣ : نوع مطالعه روش تحقیق توصیفی مقطعی از نوعCase-serries می باشد و با توجه به اینکه دسترسی به بیماران آلزایمری قطعی مشکل بوده و نیز تغییرات مورد بررسی MAF(Minimum Allele frequency) مشخص در جمعیت ایرانی ندارند لذا نهایتا تحقیق به صورت Case Serries صورت پذیرفته و حداقل امکان موجود و جامعه در دسترس ۵۰ بیمار تعیین گردیده است که امکان دسترسی داشته باشد.. ٢-١-٣ : جامعه آماری بیماران مبتلا به آلزایمر، بستری در مرکز نگهداری ( نورسته) و سایر مراکز همکار مورد ارزیابی اولیه قرار گرفته و پس از بیماری یابی و تائید بیماری توسط متخصص اعصاب و روان، مشاوره و ثبت اطلاعات پرسشنامه طرح تحقیقاتی از طریق مصاحبه با خانواده بیمار و مطالعه پروندهی بیمار انجام یافته و افراد کاندید برای بررسی انتخاب میگردند که پس از کسب رضایت اولیاء و همراهان با نمونه گیری از افراد مبتلا و در صورت امکان خانوادهی آنان به میزان cc ۵ خون حاوی ماده ضد انعقاد EDTA، استخراج DNA صورت پذیرفته و با بهره گرفتن از دستگاه نانودراپ کیفیت سنجی نمونهها انجام پذیرفته و از هر بیمار حداقل ١٠٠ میکرولیتر DNA تهیه گردیده و جهت بررسی مولکولی استفاده میگردد ٣-١- ٣: معیار DSM-Ⅳ DSM ،در واقع کتابی است که اولین بار در سال ١٩۵٢ توسط Psychiatric Association American به عنوان معیاری برای تشخیص ناهنجاریهای ذهنی به چاپ رسید و ناهنجاری های جدید به تدریج به آن افزوده شد . آخرین نسخه این کتاب ، در سال ١٩٩۴ به چاپ رسید که در ایالات متحده و بسیاری از نقاط جهان توسط پزشگان و محققین ، به عنوان یک معیار تشخیصی مورد استفاده قرار میگیرد. DSM-Ⅳ تنها به عنوان معیار تشخیصی پس از معاینه مورد استفاده قرار میگیرد و فاقد راهنمایی جهت نحوه معاینه و یا درمان است. یکی از کاربردهای این معیار ، در اهداف تحقیقی است. در مطالعات متمرکز بر یک بیماری خاص، افرادی که دارای علائمی مطابق با معیارهای . DSM-Ⅳ برای آن بیماری خاص ، هستند به عنوان بیمار وارد مطالعه میشوند. معیارهای . DSM-Ⅳ برای تشخیص زوال عقل از نوع آلزایمر : الف- بروز نقصهای شناختی که عبارتند از : ١- نقص در حافظه که به صورت نقص در یادگیری اطلاعات جدید و یا یادآوری اطلاعات یاد گرفته شده قبلی است . ٢-یک یا دو نقص شناختی مانند : عدم توانایی در سخن گفتن[۸۱] ، عدم تشخیص افراد و اشیاء با وجود سالم بودن حواس[۸۲] و عدم انجام فعالیتهای حرکتی با وجود سیستم حرکتی سالم [۸۳] ب- نقصهای شناختی مذکور در الف-١ و الف-٢ ، باعث نقصانهای قابل توجهی در عملکرد شغلی و اجتماعی فرد و تنزل او از جایگاه قبلش می گردد. پ -بیماری آغاز تدریجی داشته و تا تنزل شناختی ادامه می یابد. ت- نقصهای مذکور در الف-١ و الف-٢ به واسطه عوامل زیر نیستند : ١- شرایطی از سیستم عصبی مرکزی که سیبب نقص پیشرونده در حافظه و شناخت میشوند مانند بیماری های مغزی عروقی ، پارکینسون ،هماتوم زیر سخت شامه ، زوال عقلی ناشی از هیدروسفالی و تومور مغزی . - شرایط سیستمیک که از عوامل ایجاد زوال عقل به شمار می آید مانند : کم کاری تیروئید ، کمبود ویتامین B یا اسید فولیک ، کمبود نیاسین ، کلسیم بالا ، سیفیلین سیستم عصبی مرکزی و عفونت HIV . ٣-شرایط القایی توسط یک ماده خاص . ث-نقصانها منحصرا در یک دوران روان آشفتگی رخ نمیدهد. ۴-١-٣ : معیارهای انتخاب بیماران تشخیص بیماری با معیار DSM-Ⅳ ،سن بالای ۶۵ سال و امضای فرم رضایت نامه توسط بیمار یا قیم وی به عنوان معیار ورود مطالعه محسوب میشدند. سن کمتر از ۶۵ سال ، وجود هر گونه بیماری نورولوژیک یا روانپزشکی همراه ،وجود سابقه خانوادگی و عدم تمایل به همکاری از طرف بیمار و یا قیم وی به عنوان معیار خروج برای انتخاب بیماران در نظر گرفته شدند. ۵-١-٣: روش جمع آوری داده ها اطلاعات افراد حاضر در مطالعه از طریق مراجعه حضوری به مراکز ذکر شده ، گردآوری شد.بخشی از داده ها از طریق مصاحبه با افراد یا پرسنل شاغل در مراکز و بخشی نیز از پرونده آنها بدست آمد. داده های حاصل از آزمونهای مولکولی نیز در فرم جمع آوری اطلاعات ثبت شد. ۵-١-٣: تعریف عملیاتی متغیرها و مقیاس اندازه گیری
| مقیاس |
روش اندازه گیری |
تعریف علمی - عملی |
متغیر کیفی |
متغیر کمی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(مثنوی۲/۲۱۱۸)
هر یکی در پرده یی، موصول خوست
وهم اوآن است کآن خود عین هوست
(مثنوی۴/۳۷۰۴)
لَـا اِسْـمَ لـَارَسْـمُ ولَاصِــفَت بِــــــزَان
بِی خَوَرْ چَه یافت خُــود ژَ بِی نِشَان
۱) ترجمه بیت: خداوند را بدون مشخصاتی ظاهری بدان، وقتی انسان خود خبری نداشته باشد چگونه میتواند ازچیزی که نشانی ندارد خبری بدهد. ۲) نکات بلاغی: بِزان با نِشان: کلمه قافیه است، اسم، رسم وصفت: مراعات النظیر است، بِی خَوَر: بی خبر بدون اطلاع و آگاهی، واج آرای: (الف). ۳) شرح مفاهیم عرفانی: هر اسمی که بر ذات حق به اعتبار متصف شدن به صفتی از صفتهای حق که عَرَض به غیر است، همانند ضارب، احمر دلالت کند صفت گویند، و هر لفظی که بر ذات بی اعتبار وصفت دلالت نماید همانند زید و رجل این را اسم نامند. امّا در مکتب شیعه اسماء وصفات غیر از حق مخلوق خداوند به حساب میآیند. خداوند متعال اسماء را با حرف وحروف آفریده امّا خودش به حروف توصیف نمیشود. امام باقر علیه السلام دراین مورد میفرمایند: «وَ اللهُ خَالِقُ ألْأشیَاءِ لَا مِنْ شَیءٍ ، یُسَّمِی بّأسْمَائِهِ فَهُوَ غَیْرُ أسْمَائِهِ وَألْأسْمَاءُ غَیْرُهُ وَ ألْمَوْصُوفُ غَیْرُ ألْوَاصِفِ» واسم خداوند، غیر از خداوند است و تمام چیزی که اسم برآن واقع می گردد او مخلوق خداوند است. چون خداوند غایت الغایات است واز طرفی چون غایت موصوف است پس تمام موصوفات مخلوق حقند، و خالق اشیاء نمیتواند موصوف باشد. صوفیه برای اعتبارات هیچ ارزشی قایل نیستند: چون خداوند وجود محض است، وغیردر وجود حق هیچ آمیزشی ندارد وحق هم به خاطر ذاتش از هر کثرت وترکیبی بدور است. صوفیه در مورد اسماء خداوند می گویند: «بَعْضُ هُمْ أسْمَاءُ اللهِ لَیْسَتْ هِی اللهَ وَ لاغَیْرَهُ کَمَا قَالُوا فِی الْصِّفاتِ، وَ قَالَ بَعْضُ هُمْ أسْمَاءُ اللهِ هِیَ اللهَ»، از این که صفات و اسماء در ذات حق راه ندارد سرّی نهفته است، که آن فنای تمامی تعینات است. که در شهود عارف حق مشاهده میگردد، همان طوری که مشاهدهی هویّت مطلق هستی محض است و بدون هیچ اسمی از اسماء مشاهده میگردد. اسم صفت که مسمی است که دلالت بر آن دارد که خود مسمی نیست، وقتی که اسم مسمی نیست اسم ترکیب و تبدیل مییابد. اگر اسم مسمی باشد چون اسم تبدیل و دگرگونی مییابد اسم مسمی هم دگرگون می شود. (ر. ک، فتح الهی،۱۳۸۰: ۷۷ – ۸۰)

پیش بی حدّ هر چه محدود است لاست
کُـلُّ شَـیءٍ غَیـْرَ وَجْهِ الله فناست
(مثنوی۲/۳۳۷۳)
چـون تـجلـی کـرد اوصـاف قـدیم
پس بِسوزد وصفِ حادث را گلیم
(مثنوی۳/۱۴۰۲)
چـون قدیم آید حدث گردد عَبث
پس کــجا داند قدیمی را حدث
(مثنوی۵/ ۱۳۱۳)
َکــمَالِ تُــوحیــــد نَفی صَفَاتِن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل۴-۸- میزان علوفه در مدیریت شکل ۴-۹- میزان علوفه در کپهکاری ۴-۸- تأثیرات اکولوژیکی بهبود عملکرد سیستم آب و زمین در حوزه آبخیز لپویی در اقدامهای نهالکاری بادام، کپهکاری، بندخاکی، و مدیریت بازدید میدانی به عمل آمد و با برداشت نمونههای خاک به صورت تصادفی به روش کرگیری از اقدامها در اعماق مختلف انجام شد و پس از انجام آزمایش بر روی نمونهها نتایج زیر به دست آمد. میانگین افزایش رطوبت خاک در نهالکاری بادام ۳۳/۲ درصد که حداقل رطوبت ۸۴/۱، و حداکثر رطوبت ۵۶/۲ درصد در عمق ۱ متری از سطح زمین در نهالکاری بادام رطوبت خاک ۲۶/۶ درصد میباشد. میانگین افزایش رطوبت خاک در بند خاکی۳/۲ درصد که حداقل رطوبت ۵/۱ و حداکثر رطوبت ۳۴/۳ درصد میباشد. افزایش رطوبت خاک در کپهکاری ۸۸/۲ درصد که حداقل رطوبت ۲/۲ و حداکثر رطوبت ۷/۳ درصد در عمق ۱ متری از سطح زمین در کپهکاری رطوبت خاک ۸۶/۵ درصد میباشد. افزایش رطوبت خاک در مدیریت ۶۸/۳ درصد که حداقل رطوبت ۵/۲ و حداکثر رطوبت ۰۶/۵ درصد در عمق ۱ متری از سطح زمین در مدیریت رطوبت خاک ۳۶/۶ درصد میباشد (نمودار ۴-۱۲). بنابراین مطالعات نشان میدهد که در این منطقه با اجرای اقدامهای مذکور، افزایش رطوبت خاک بعد از ۱۲۰ روز بارندگی مشاهده میگردد که این افزایش رطوبت خاک در اقدامها در حد متوسط میباشد (نمودار ۴-۱۰ و شکلهای ۴-۱۰ تا ۴-۱۲)
 هیچ کم متوسط زیاد نمودار ۴-۱۰- افزایش رطوبت خاک شکل ۴-۱۰- برداشت نمونه خاک در اقدام مدیریت شکل ۴-۱۱- برداشت نمونه خاک در اقدام کپهکاری شکل ۴-۱۲- اندازه گیری رطوبت خاک به روش کرگیری ۴-۸-۱- کاهش تلفات خاک به طور کلی در حوزه آبخیز مورد مطالعه در این تحقیق، اکثر فنآوریها در گروه حفاظت آب و خاک، باعث جلوگیری از تلفات خاک در حد بسیار زیاد شده اند نتایج مدل MPSIAC قبل و بعد از فنآوریها (تمام عوامل مدل را ثابت در نظر گرفته فقط درصد پوشش گیاهی و لاشبرگ افزایش یافته) نشان از کاهش ۲/۱ تن در هکتار در سال فرسایش خاک در اثر اجرای اقدام نهالکاری بادام است. قبل از اقدام، ۶۴/۳ تن در هکتار در سال فرسایش خاک، و بعد از اقدام نهالکاری بادام به ۴/۲ تن در هکتار در سال فرسایش خاک کاهش داشته است. با اجرای بند خاکی تلفات خاک از ۶۴/۳ تن در هکتار در سال قبل از اقدام، به ۳/۳ تن در هکتار در سال بعد از اقدام کاهش داشته است که نشان از کاهش ۳/۰ تن در هکتار در سال است. با اجرای کپهکاری کاهش تلفات خاک از ۶۴/۳ تن در هکتار در سال قبل از اقدام به ۲۵/۳ تن در هکتار در سال بعد از اقدام داشته است که نشان از کاهش ۴/۰ تن در هکتار در سال دارد. با اجرای مدیریت، تلفات خاک از ۶۴/۳ تن در هکتار در سال قبل از اقدام به ۱/۳ تن در هکتار در سال بعد از اقدام کاهش یافته است که نشان از کاهش ۵/۰ تن در هکتار در سال داشته است. نتایج این تحقیق نشان داد که در حوزه آبخیز لپویی اقدام نهالکاری بادام در حد زیاد باعث کاهش تلفات خاک و دیگر اقدامات در حد متوسط باعث کاهش تلفات خاک شده اند (نمودار ۴-۱۱). هیچ/منفی کم متوسط زیاد نمودار ۴-۱۱- کاهش تلفات خاک در حوزه آبخیز لپویی ۴-۸-۲- بهبود پوشش خاک در حوزه آبخیز لپویی با انداختن پلات به روش تصادفی درصد پوشش گیاهی در اقدامات انجام شده و نقطهی شاهد اندازه گیری گردید و نتایج نشان میدهد که در نقطه شاهد ۴/۸ درصد پوشش گیاهی، در نهالکاری بادام ۸۴ درصد افزایش پوشش گیاهی، در بند خاکی ۲۱ درصد افزایش پوشش گیاهی، در کپهکاری ۲۸ درصد افزایش پوشش گیاهی و در مدیریت ۳۵ درصد افزایش پوشش گیاهی داشته است (نمودار ۴-۱۲). هیچ/منفی (۵-۰) کم(۲۵-۵) متوسط (۵۰-۲۵) زیاد (>50) نمودار ۴-۱۲- بهبود پوشش خاک حوزه آبخیز لپویی ۴-۸-۳- افزایش حاصلخیزی خاک نتایج مطالعات در حوزه آبخیز لپویی نشان داد که نهالکاری بادام در حد بسیار زیاد باعث افزایش حاصلخیزی خاک شده است. مدیریت مراتع در حد متوسط باعث افزایش حاصلخیزی خاک شده است. کپهکاری و بند خاکی در حد کم باعث افزایش حاصلخیزی خاک شده اند. که این نتایج بر اساس وزن علوفه در هر اقدام به دست آمده است (نمودار ۴-۱۳). کم متوسط زیاد نمودار ۴-۱۳- نمودار افزایش حاصلخیزی خاک در حوزه آبخیز لپویی - بند خاکی ( اجرا در سال ۸۰) (پیوست ب) این فنآوری در شیب ۲ تا ۳ درصد انجام شده است سرریزبند مستطیلی میباشد حجم خاکریزی بند۹۰۰۰ متر مکعب میباشد. حجم عملیات سنگ و سیمانی سرریز ۵۷۰ متر مکعب میباشد (۱۷۰ متر مکعب سرریز اول و ۴۰۰ متر مکعب سرریز دوم). کل هزینه بندخاکی ۹۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال میباشد که ۴۵۰۰۰۰۰۰۰ ریال آن از طریق دولت، و ۴۵۰۰۰۰۰۰۰ ریال آن از طریق مشارکتهای مردمی به صورت وام تاٌمین شده است. هدف از احداث این بند، جلوگیری از سیلاب و کاهش رواناب و ذخیرهی آب زیرزمینی و حفاظت آب و خاک و بهبود کیفیت و کمیت آبهای زیرزمینی و اشتغالزایی و ذخیرهی آب جهت مصارف نهالکاری و تجمع خاکهای آلی میباشد. احداث این بند در آبراهه های درجه ۴ میباشد. ارتفاع این بند ۱۲ متر است و طول بند خاکی ۵۰ متر و عرض بند ۵ متر و عرض پی ۲۵ متر و شیب بندخاکی سراب ۲ به ۳ و پایاب ۲/۱ میباشد و ارتفاع آزاد ۲ متر میباشد. مساحت این فنآوری ۱۰ هکتار میباشد. تعداد حلقههای چاه در حوضه قبل از فنآوری ۱۰۰ حلقه، و بعد از اقدام به ۱۲۰ حلقه افزایش یافته است که سطح زیر کشت اراضی این تعداد حلقهی چاه اضافی بعد از فنآوری ۲۰ هکتار است ولی به دلیل خشکسالیهای اخیر و کمبود نزولات آسمانی، ارزش و اهمیت طرح زیاد مشهود نیست. با توجه به جدول افزایش منافع خارج از حوضه: - در بحث افزایش آبهای زیرزمینی در اقدام بند خاکی افت سفرهی آبهای زیرزمینی قبل از اقدام ۱۵۰ سانتی متر و بعد از اقدام ۸۰ سانتی متر میباشد. - در بحث کاهش سیلاب قبل از اقدام ۴۰ درصد از بارندگی به رواناب تبدیل میگردید و۶۰ درصد آن نفوذ میکرد، ولی بعد از اقدام رواناب به ۰۵/۰ کاهش یافته و ۹۵ درصد آن نفوذ کرده است. - کاهش رسوب قبل از اقدام ۶/۳ تن در هکتار در سال فرسایش خاک، ولی بعد از اقدام فرسایش خاک ۳/۳ تن در هکتار در سال کاهش یافته است. کاهش تعارضات قبل از اقدام در اثر ایجاد سیلاب ۵ مورد در سال تخریب پل و جاده عبور و مرور اهالی وجود داشته، ولی بعد از اقدام، دیگر سیلاب مهار گردیده و تخریب به صفر رسیده است. جدول ۴-۴- افزایش منافع خارج از حوضه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار(۴-۶):منحنی تغییرات درصد میزان حذف رنگ نسبت به جرم جاذب………………………..۷۰ نمودار(۴-۷)منحنی تغییرات درصد میزان حذف رنگ بر حسب غلظت اولیه رنگ متیل اورانژ…………………………………………………………………………………………………………………………….۷۱ نمودار(۴-۸) معادله خطی شده موریس - وبر برای حذف رنگ متیل اورانژ………………………….۷۳
 نمودار(۴-۹)معادله خطی شده شبه درجه یک برای حذف رنک متیل اورانژ………………………….۷۴ نمودار(۴-۱۰) معادله خطی شده شبه درجه دوم برای حذف رنگ متیل اورانژ……………………….۷۵ نمودار(۴-۱۱)ایزوترم لانگ مویر…………………………………………………………………………………..۷۶ نمودار(۴-۱۲)ایزوترم فروندلیچ…………………………………………………………………………………….۷۷ نمودار(۴-۱۳)مدل دوبینین-رادشکویچ…………………………………………………………………………..۷۸ فصل اول مقدمه و کلیات
مقدمه:
با گسترش صنایع و کارخانجات، ناگزیر پساب های صنعتی نیز به شدت رو به افزایش است. آزادسازی این پساب ها در محیط زیست موجب اختلال در زندگی انسان و موجودات زنده می شود. رنگ ها بخش مهمی از ضایعات صنایع می باشند که به شدت روی آب تاثیر گذاشته و به سختی قابل جداسازی است . بسیاری از صنایع، مثل صنایع کاغذ، نساجی، پلاستیک، از انواع رنگ ها استفاده می کنند. که در این میان کاربرد رنگ در صنایع نساجی چشمگیر است. حضور مقدار کمی رنگ درپساب صنایع نساجی موجب کاهش شفافیت و ایجاد واکنش های شیمیایی در آب می شود. رنگ ها به صورت هیدرولیز شده در پساب ها وجود دارند که توسط فیلتر ها قابل جداسازی نیستند]۱۲[. در سال ۱۹۹۷ سازمانی در بریتانیا با عنوان ETAD[1] شکل گرفت که هدف آن تصویب قوانینی جهت ارائه شاخص هایی برای توسعه بهداشت آب و پساب های صنعتی بوده است. این سازمان بالغ بر ۴۰۰۰ نوع رنگ را مورد مطالعه قرار داد و آلوده ترین رنگ را رنگ های بازی معرفی نمود. در سال ۱۹۹۷ سازمان محیط زیست بریتانیا اعلام کرد که درصد حضور رنگ در پساب های صنعتی باید صفر باشد، یعنی نباید هیچ رنگی در آب حضور داشته باشد و وارد محیط زیست شود.میزان مصرف آب در صنایع نساجی ۲۵۰-۲۵ متر مکعب به ازی هر تن محصول است]۳و۲[. رنگ ها دارای ساختاری پیچیده اند که در صنایع نساجی به مقدار گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته و سرانجام وارد محیط زیست می شوند]۴[. رنگ ها از نظر شیمیایی و کاربرد به گروه های مختلفی تقسیم می شوند]۵[.عمدتا به دلیل راندمان پایین رنگرزی و گاها بنا به ماهیت رنگ ها ، حدود ۵۰ درصد رنگ های راکتیو،۲۰-۸ درصد رنگ های دیسپرس[۲]، و یک درصد از رنگ های پیگمنت[۳] مستقیما وارد فاضلاب می شوند]۶و۷[. رنگ های راکتیو آزو بزرگترین دسته از رنگ های مصنوعی محلول در آب بوده که دارای بیشترین تنوع می باشند.معمولا این رنگ ها نسبت به تجزیه بیولوژیکی مقاوم بوده و قابل حذف نمی باشند. دلیل آن شاید فقدان آنزیم های ضروری برای تجزیه رنگ ها در محیط زیست است ]۹٫[هیدرولیز رنگ زمانی اتفاق می افتد که مولکول رنگ به جای واکنش با گروه های هیدروکسیل سلولز با آب واکنش می دهد]۸[. رنگ های هیدرولیز شده قابل استفاده مجدد نمی باشند]۷[. از آنجا که بسیاری از رنگ ها از طریق تجزیه بیولوژیکی قابل حذف نمی باشند ، تحقیقات در زمینه حذف آن ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است]۶[. مطالعات نشان داده که رنگ ها دارای خاصیت سرطان زایی به ویژه سرطان مثانه در انسان می باشند]۱۰[. در نتیجه رنگ های نساجی تهدیدی برای سلامت انسان و محیط زیست در سراسر جهان محسوب می شود و پساب ها باید قبل از ورود به طبیعت به نحو مطلوبی پالایش شوند ]۱۱و۱[. در شرایط متداول ۵۰ – ۲۰ درصد از رنگ های راکتیو مصرفی در فرایند نساجی هدر رفته و به دلیل تغییر ساختار شیمیایی در طی مرحله رنگرزی نمی توانند مورد استفاده مجدد قرار بگیرند. تخلیه کنترل نشده این رنگ ها اثرات غیر قابل جبرانی را در بر دارد . رنگ های راکتیو در مقابل نور و عوامل شیمیایی مقاوم بوده و در محیط های طبیعی بسیار پایدار می باشند. لذا مدیریت فاضلاب های حاوی رنگ های راکتیو از دیدگاه زیست محیطی حائز اهمیت است. رنگ های راکتیو سولفوناته و بسیار محلول در آب بوده و جذب آنها بر روی توده های بیولوژیکی ضعیف است و تحت شرایط هوازی در سیستم های تصفیه متداول تجزیه نمی شوند]۱ [.
طبقه بندی رنگ ها:
معمولا ترکیبات رنگی را به طرق مختلفی طبقه بندی می کنند مثلا رنگ های گیاهی و غیر گیاهی ، رنگ های طبیعی و مصنوعی ، آلی و معدنی . ولی یکی از طبقه بندی ها بر اساس کاربرد هاست در زیر رنگ ها بر این اساس طبقه بندی شده اند]۱ [.
رنگ های بازی[۴]:
این نوع رنگ ها از ترکیبات آلی یا هیدروکلرید ها می باشند که کروموفورها به صورت کاتیونی است.ازین نظر به این دسته رنگ های کاتیونی هم می گویند و معمولا داری فرمول عمومی HO- - R- - NH2 می باشند. رنگ باز وقتی ظاهر می شود که به صورت نمک درآید ، رنگ های مختلفی به این گروه تعلق دارند.: مشتقات تری فنیل متان نظیر مالاکیت[۵] سبز ، متیل سبز ، … مشتقات تیازین که بارزترین نمونه آن آبی متیلن است. رنگ بازی که حاوی اکسازین است ، مانند آبی ملدولا آذین ها مثل قرمز خنثی رنگ های بازی که حاوی آزو هستند ، مثل قهوه ای بسیمارک]۱ [.
خصوصیات رنگ های بازی:
رنگ های بازی به راحتی در الکل حل می شوند ، ولی به ندرت و تحت شرایط ویژه در آب حل می شوند. در برخی موارد انحلال با تجزیه مولکول رنگ همراه می شود . بدون استثنا همه ی آن ها با اسید تانیک ترکیب شده به جسم نامحلول تبدیل می شوند]۱۲[.
کاربردهای رنگ بازی در رنگرزی:
الیاف سلولزی تمایلی به واکنش با رنگ های بازی ندارند مگر اینکه تمایل با آغشته کردن اسید تانیک به عنوان تثبیت کننده با الیاف سلولزی ایجاد گردد.رنگ های بازی برای رنگ آمیزی ابریشم و پشم مناسب هستند برای الیاف سنتزی نیز عملیاتی شبیه با الیاف سلولزی باید انجام داد]۱ [.
رنگ های اسیدی[۶]:
این رنگ ها نمک های سدیم، اسیدهای سولفونیک و کربوکسیلیک هستند و برای الیاف سلولزی نامناسب هستند . اما برای الیاف پروتئینی و پلی آمیدی مناسبند. رنگ های اسیدی فقط به کمک گرما جذب الیاف می شوند و در کمتر از ۳۹ درجه جذب الیاف نمی شوند و هر چه دما بالاتر رود جذب رنگ بیشتر می شود . این گروه شامل: مشتقات تری فنیل متان[۷]،مانند آبی زایلین[۸] رنگ های نیترو که ترکیب آروماتیک موجود در ساختار آن نیترو شده اند معمولا برای الیاف پروتئینی مناسبند مثل زرد مفتول رنگ های حاوی گروه آزو مثل آزوگراتین]۱ [.
رنگ های مستقیم[۹]:
این رنگ ها به دلیل داشتن گروه های اسید سولفونیک با نمک های سدیم آن ها به رنگ های اسیدی شباهت دارند و به طور کلی از ترکیبات سولفونه شده آزو می باشند. این رنگ ها مستقیما برای رنگرزی الیاف سلولزی به کار گرفته می شوند. اما برای الیاف پروتئینی شرایط ویژه ای لازم است]۱ [.
مهم ترین این رنگ ها شامل:
رنگ های مستقیم مونو مانند دی آزو امین اسکارلت B رنگ های مستقیم دی آزو رنگ های مستقیم تری آزو مثل قهوه ای دی آزو رنگ های مستقیم تترا آزو
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همانطور که پیش از این گفته شد، یکی از حقوق کودکان بزهدیده، حق مشارکت در فرایند رسیدگی است.. در این راستا نظام عدالت کیفری وظیفه دارد فرصتها و امکانات لازم را برای مشارکت و ابراز عقیده آنان فراهم نماید.
 بند ۲ ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک در این باره بیان میدارد که باید برای کودک فرصتهایی فراهم شود تا بتواند در هر یک از مراحل دادرسی، اجرایی و قضایی مربوط به وی به طور مستقیم و یا از طریق یک نماینده یا شخصی مناسب ، عقیده خود را ابراز نماید. ماده ۴۱ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان نیز دادگاه را مکلف نموده است برای مشارکت کودک در فرایند رسیدگی، بدون ورود آسیب به وی، تدابیر واقدامات مقتضی از قبیل فراهم آوردن امکان مشارکت او بدون حضور فیزیکی را اتخاذ نماید. الف: همکاری با مرجع قضاییدرفراهمآوردن امکان مشارکت کودک بزهدیده درفرایند رسیدگی کودکان آسیبپذیری بیشتری داشته و بیش از دیگران در معرض خطرات ناشی از بزه دیدگی دومین قرار دارند، به همین دلیل امروزه بسیاری از کشورها، شیوه های آسانتر و منعطفتری را برای مشارکت دادن کودکان در فرایند رسیدگی اتخاذ میکنند. « پژوهشها نشان میدهد که توجه به نظر کودک در رابطه با شیوه بیان اظهارات بسیار مفید خواهد بود و به آنها حس کنترل بر اوضاع و احساس مشارکت میدهد »[۸۸]. مرجع قضایی برای تصمیمگیری در رابطه با شیوه مشارکت، پیش از هر چیز باید نظر کودک را در این باره جویا شود. مددکاران اجتماعی میتوانند با تشریح شیوه های مشارکت برای کودک و بیان نقاط مثبت و منفی هر یک از این شیوه ها، او را در تصمیمگیری یاری نمایند. سپس نظر وی را به مرجع قضایی منتقل کنند. علاوه بر این، مرجع قضایی برای تصمیمگیری در این خصوص، نیازمند کسب اطلاعاتی در زمینه محدودیتها و آسیبهایی که بر روی اظهارات کودک تأثیرگذار است، میباشد. مددکاران اجتماعی به عنوان کارشناسانی که آموزشهای لازم را در زمینه کودکان بزهدیده دیدهاند، میتوانند با ارائه نظرات تخصصی، در این مورد نیز با مرجع قضایی همکاری داشته باشند. روش ضبط ویدئویی اظهارات کودک و نیز انتقال اظهارات کودک به دادگاه توسط متخصصین، از شیوههایی است که امروزه در بسیاری از کشورها به منظور آسان کردن مشارکت کودکان مورد استفاده قرارمیگیرد. در این میان مددکاران اجتماعی، هم در انتخاب شیوه مشارکت و هم در اجرای این روشها، میتوانند تأثیرگذار باشند. برای آشنایی بیشتر با فعالیتهای مددکاران در این زمینه، در ادامه به شرح هر یک از آنها خواهیم پرداخت. ۱- ضبط ویدئویی اظهارات کودک بزهدیده در این روش اظهارات کودک بزهدیده که در مصاحبه با مددکاران آموزش دیده بیان شده، در یک نوار ویدئویی ضبط و در دادگاه پخش میگردد. ضبط اظهارات کودک در محیطی حمایتی و صمیمی، او را از تکرار وقایع نزد مرجع قضایی معاف نموده و از آسیبهای ناشی از حضور در دادگاه در امان میدارد. بهعلاوه، این امکان را برای مرجع قضایی فراهم میکند که در صورت لزوم اظهارات را چندین بار بازنگری نموده و به جزئیات آن توجه نماید. مزیت دیگر این روش، ضبط جزئیاتی است که ممکن است به مرور زمان از ذهن کودک پاک شود. در سیستم قضایی ما معمولاً فاصله بین وقوع جرم و زمان تشکیل دادگاه، چندین ماه به طول میانجامد و در طول این مدت ممکن است کودک بسیاری از جزئیات را فراموش کند. ضبط اظهارات کودک در زمانی نزدیک به وقوع جرم میتواند در حفظ جزئیات واقعه مؤثر باشد. مددکاران برای انجام مصاحبه، باید آموزشهای لازم را در زمینه چگونگی طرح سؤالات و شیوه های برخورد با کودکان در سنین مختلف دیده باشند. آنها باید اعتماد کودک راجلب نموده و محیطی را فراهم کنند که کودک در آن احساس آرامش و امنیت داشته باشد. سپس هدف از انجام مصاحبه را به شیوهای که برای کودک قابل فهم باشد، توضیح داده و به او یادآوری کنند که گفتههایش ضبط میشود. سؤالاتی که از کودک پرسیده میشود، باید کوتاه و ساده باشد و او را به سمت پاسخ راهنمایی نکند. مصاحبه کننده در طول مصاحبه باید آرامش خود را حفظ نموده و از شنیدن سخنان کودک مضطرب نشود؛ زیرا هر گونه تغییر حالتی در فرد مصاحبهکننده ممکن است کودک را از توصیف جزئیات منصرف نماید. [۸۹] ۲- انتقال اظهارات کودک بزهدیده به دادگاه « امروزه در برخی از کشورها از جمله ایالات متحده، برای متخصصین بیطرف این امکان وجود دارد که با کودکی مصاحبه نموده و سپس اظهارات وی را در دادگاه بازگو کنند »[۹۰]. علت اتخاذ این روش این است که گاهی کودکان به دلایلی از جمله سن کم، سطح پایین قابلیتهای زبانی و مهارتهای حافظه، مشکلات تمرکز، کمرویی و … توانایی بیان اظهارات حتی به صورت ضبط ویدئویی را نیز ندارند. در این صورت مددکاران میتوانند به یاری کودک آمده، به عنوان فردی آموزش دیده که هم برای کودک و هم برای دادگاه قابل اعتماد است، اظهارات کودک و نظرات وی را به دادگاه منتقل نمایند و بدینوسیله « امکان مشارکت کودکان بدون حضور فیزیکی در جریان رسیدگی »[۹۱] را فراهم آورند. ب : ایجاد آمادگی در کودک بزهدیده برای مشارکت در فرایند رسیدگی کودکانی که به عنوان بزهدیده وارد سیستم قضایی میشوند به خصوص کودکانی که مجبور به حضور در دادگاه هستند، آسیبدیدگی های مضاعفی را تجربه میکنند. این مسأله یکی از عواملی است که باعث میشود کودکان بزهدیده خود را از چشم نظام عدالت کیفری پنهان نموده و تحمل رنجهای ناشی از بزه دیدگی را، به ورود به سیستم ناآشنا و ارعابآور قضایی ترجیح دهند. یکی از تدابیری که امروزه در برخی از کشورها برای رفع این مشکل اندیشیده شده است، برنامههای مربوط به آماده کردن کودک برای مشارکت در فرایند کیفری و حضور در دادگاه است. « هدف از اجرای این برنامهها، تلاش در جهت کاهش آسیبهای بالقوهای است که بهدلیل درگیر شدن کودکان در نظام عدالت کیفری ایجاد میشود »[۹۲]. برای آشنایی بیشتر با اقدامات مربوط به آمادهسازی کودکان، در این قسمت از بحث، به بررسی مؤلفه های اصلی آن ـ که با توجه به برنامههای اجرایی در کانادا تنظیم گردیده است ـ خواهیم پرداخت. این مؤلفه ها عبارتند از : آموزش و اطلاعرسانی درباره فرایند رسیدگی ، کاهش استرس کودکان و همراهیکردن کودکان در دادگاه. پیش از ورود به بحث باید توجه داشت که برای آمادهکردن کودک، لازم نیست کلیه برنامهها را در مورد وی اجرا نمود؛ بلکه باید هر کودک را به صورت جداگانه ارزیابی کرده و با درنظرگرفتن نیازها و دغدغه های وی، برنامههای لازم برای آمادهشدن او را تنظیم نمود. مددکار اجتماعی با مصاحبههایی که با کودک بزهدیده و خانواده وی انجام میدهد، میتواند نیازها و نگرانیهای آنها را دریابد و برنامههای خود را بر روی این نیازها متمرکز سازد. ۱ـ آموزش و اطلاعرسانی درباره فرایند رسیدگی بسیاری از دغدغه های کودکان ناشی از ناآگاهی درباره فرایند دادرسی است. کودکان اطلاعاتی درباره چگونگی فرایند دادرسی و جایگاه خود در این فرایند ندارند. آنها نمیدانند به عنوان بزهدیده چه اقداماتی باید انجام دهند و چه مقرراتی را باید رعایت نمایند و همین ناآگاهی باعث نگرانی آنها و خانوادههایشان میشود. در صورتی که مددکار اجتماعی به این نتیجه برسد که بخشی از نگرانیهای کودک بزهدیده و خانواده وی ناشی از ناآگاهی است، میتواند با ارائه آموزشهای لازم از دغدغه های آنان بکاهد. مددکار اجتماعی برای اینکه به خوبی از عهده انجام این وظیفه برآید، باید اطلاعات کافی درباره مسائل حقوقی و شیوه های آموزش آن به کودکان و خانواده ها داشته باشد. ارائه اطلاعات و آموزشها باید با توجه به نیاز کودک باشد. بنابراین مددکار ابتدا باید آنچه کودک نمیداند و دانستن آن برایش مفید است به خوبی درک کند و سپس با زبان و شیوهای که برای او قابل فهم است، نگرانیهایش را برطرف کند. برای تعیین میزان اطلاعات کودک، میتوان از سؤالات ازپیشتعیینشده کمک گرفت. برای مثال برای دریافتن سطح اطلاعات کودک درباره دادگاه میتوان پرسید [۹۳]: ـ آیا شما میدانید چرا باید به دادگاه بروید؟ ـ در دادگاه چه کسانی حضور دارند؟ ـ وظیفه قاضی در دادگاه چیست؟ ـ منظور از متهم و بزهدیده در دادگاه کیفری چیست؟ ـ قاضی در دادگاه درباره چه کسی از شما سؤال می کند؟ ـ چرا باید در دادگاه حقیقت را گفت؟ اگر شخصی در دادگاه دروغ بگوید، چه اتفاقی میافتد؟ یکی از مفاهیمی که در این مرحله باید برای کودک بزهدیده تشریح شود « مفهوم مسؤولیت » است. کودکان درباره مسؤولیت، ذهنی آشفته دارند. کودک بزهدیده اغلب، در رابطه با آنچه که اتفاق افتاده است، احساس گناه میکند. گمان میکند او متهم را دچار مشکل کرده است و در برابر آشفتگیهایی که به خاطر فاش کردن ماجرا دامن گیر دیگران شده است، خود را مسؤول میداند. « کودکان برای مشارکت مؤثر در فرایند کیفری، باید بدانند که در برابر رفتار دیگران مسؤول نیستند. هنگامی که شخصی تصمیم میگیرد که قانونشکنی کند، باید تبعات آن را نیز بپذیرد. همچنین کودک باید بفهمد که با گفتن ماجرا، مسؤول نتیجه دادگاه نیست؛ بلکه این قاضی است که تصمیم گیرنده است. اظهارات او قسمتی از مدارک و اطلاعات زیادی است که قاضی جمعآوری میکند. تنها وظیفه او این است که ماجرا را آنگونه که اتفاق افتاده است، به زبان خودش برای قاضی بیان نماید »[۹۴]. ۲ـ کاهش استرس کودک بزهدیده یکی از روشهایی که امروزه در برخی از کشورها مورد استفاده قرار میگیرد و کارایی خود را در کاهش استرس کودکان به اثبات رسانده است، روش نقش بازیکردن می باشد. « نقش بازیکردن از طریق ایجاد یک فعالیت سرگرم کننده و آشنا کردن کودک با تشریفات ناآشنای دادگاه، اضطراب کودک را کاهش میدهد»[۹۵]. در این روش، کودک با قرار گرفتن در نقش بزهدیده در دادگاه و پاسخدادن به سؤالات، مهارت های مربوط به خوب گوشدادن، فکرکردن و بلند و واضح پاسخدادن را میآموزد. همچنین یاد میگیرد که کجا و چگونه بگوید که سؤالی را نفهمیده است و یا پاسخ را نمیداند. یکی دیگر از روش های کاهش استرس کودک آموزش تکنیکهای خودآرامسازی به آنها میباشد. روش فوق این امکان را برای کودک فراهم میکند که هنگام مواجهه با عوامل تنشزا ، بدون نیاز به کمک دیگران از اضطراب و استرس خود بکاهد[۹۶]. هنگامی که کودک نشانه های استرس را بروز میدهد، تنفس به شیوه مؤثر اولین اقدام برای به نظم درآوردن انرژی اوست. برای اجرای این تکنیک بهتر است، کودک در وضعیتی آرام و راحت قرار بگیرد. سپس باید نفس عمیقی کشیده، مدتی مکث نموده، به آرامی هوا را خارج نماید و همزمان با خارج شدن هوا عضلات بدن خود را شل کند. کودک برای به دست آوردن آرامش باید این نوع تنفس را ۱۰ تا ۲۰ بار انجام دهد. روش دیگر خودآرامسازی، تصویرسازی ذهنی است. تصویرسازی به معنای فکرکردن به منظرهها، تصویرها و احساسهایی است که برای کودک خوشایند است. کودک باید چشمهای خود را ببندد، فکر خود را متمرکز کند و خود را در مکانی تصورکند که در آنجا احساس آرامش، آسودگی و اطمینان خاطر دارد. این روش راهی مؤثر برای رها شدن از نگرانیها و تغییر نگرشهای منفی است. تکنیک انقباض عضلانی نیز یکی از روش های رایج خودآرامسازی است. برای استفاده از این روش کودک باید عضلات بدن خود را به ترتیب منقبض کند، کمی نگهدارد و سپس رها کند تا تفاوت بین این دو حالت را در یابد. کودک در طول انجام این عمل باید نفس عمیق بکشد و در حالی که هوا را خارج میکند ماهیچهها را نیز رها کند تا هر چه اضطراب و تنش است از بدن او خارج شود. مددکار میتواند این تکنیکها را طوری آموزشدهد که برای کودک سرگرم کننده باشد. به این ترتیب علاقه کودک به تمرین و تکرار، بیشتر شده و مهارتهای خودآرامسازی در وی ارتقاء مییابد. ۳ـ همراهی کردن کودک بزهدیده در دادگاه « یکی از راه های مؤثر برای کاهش نگرانیهای رایج کودکان، همراهیکردن آنها در دادگاه میباشد»[۹۷]. « حضور فیزیکی یک فرد آشنا و صمیمی روشی عملی و آسان برای جلوگیری از اضطراب کودک و کمک به تمرکز وی در دادگاه است »[۹۸]. فرد همراه باید از نگاه کودک، صمیمی و قابل اطمینان باشد؛ بنابراین توجه به نظر او درباره اینکه چه کسی در دادگاه همراه او باشد، اهمیت زیادی دارد[۹۹]. مددکار اجتماعی باید در این مورد با کودک گفتگو کند و در صورت لزوم مشورتهای لازم را به او ارائه دهد. بسیاری از کودکان دوست دارند در جلسه دادگاه والدین همراهشان باشند. در اغلب موارد حضور والدین، حمایت عاطفی مؤثری را فراهم نموده و باعث اطمینان خاطر و احساس امنیت کودکان میشود. اما گاهی نیز حضور آنها در دادگاه برای کودک مفید نیست. زیرا ممکن است آنها افراد پراسترسی باشند، یا از اینکه کودک ماجرای بزه دیدگی خود را فاش میکند احساس شرمندگی کنند و این مسأله بر اظهارات او تأثیر گذار باشد. مددکار اجتماعی با درنظرگرفتن همه جوانب، باید به کودک کمک کند تا بهترین تصمیم را در این مورد بگیرد. علاوه بر این، مددکار میتواند به افرادی که همراه کودک هستند آگاهیهای لازم را درباره وظایفشان در دادگاه و چگونگی حمایت از کودک ارائه کند. همراه کودک باید بداند که هنگامی میتواند بهترین کمک را به کودک بنماید که آرامش خاطر داشته باشد و خود را مطمئن و دلگرم نشان دهد[۱۰۰]. او باید پیش از تشکیل دادگاه، در طول جلسه دادگاه و پس از پایان آن، همراه کودک بماند و در همه این مراحل همواره کودک را دور از متهم نگهدارد. همچنین باید در کودک احساس امنیت ایجاد نماید و در مواقع لزوم حمایتهای لازم را از او به عمل آورد. « در بسیاری موارد کودک تمایل دارد شخصی که او را برای دادگاه آماده کرده است، در دادگاه نیز او را همراهی کند. به همین دلیل مددکار اجتماعی با توجه به تاریخ برگزاری دادگاه باید برنامه ریزی لازم را برای حضور داشته باشد »[۱۰۱]. مبحث سوم : نقش مددکاران اجتماعی در مرحله صدور و اجرای حکم در بین مراحل دادرسی مرحله صدور و اجرای حکم دارای اهمیت ویژهای است. بعداز طی مراحل مختلف، همه نگاه ها به حکم دادگاه است که ببیند تا چه اندازه با موازین علمی و عدالت اجتماعی سازگار است و چقدر به رسالت خود مبنی بر دفاع از مظلوم جامه عمل پوشانده است. عالمانه و عادلانه بودن حکم دادگاه واجرای صحیح آن باعث افزایش اعتماد مردم نسبت به دستگاه عدالت کیفری میشود و بالعکس ناعادلانه بودن آن باعث سلب اعتماد مردم و ناکارآمدی نظام کیفری خواهد شد. روح عدالت خواهی جامعه از نظام عدالت کیفری انتظار دارد که علاوه بر محکوم کردن بزهکار، بزهدیده را نیز مورد حمایت و تفقد قرار دهد و آلام و خسارتهای وارد بر او را نادیده نگیرد؛ به ویژه هنگامی که بزهدیده، کودکی بیگناه و بیپناه است. امروزه ضرورت توجه به بزهدیده و حمایت از او در حکم دادگاه مورد توافق جرمشناسان قرار گرفته است. این احکام حمایتی در خصوص کودکان بزهدیده باید حتیالامکان دو مؤلفه جبران آثار بزه دیدگی و پیشگیری از تکرار بزه دیدگی را مورد توجه خود قرار دهد. در این بین مددکاران اجتماعی، هم در مرحله صدور و هم در مرحله اجرای این احکام میتوانند تأثیرگذار بوده وبه عنوان یک کارشناس، مشاور و ضابط خبره خدمات لازم را به مرجع قضایی ارائه نمایند. در ادامه این مبحث به نقش مددکاران اجتماعی در صدور و اجرای دستورات دادگاه ضمن صدور حکم بزهکار و نیز نقش آنان در صدور و اجرای حکم حضانت کودک خواهیم پرداخت. گفتاراول: نقش مددکاران اجتماعی در صدور و اجرایدستورات دادگاه ضمن صدور حکم بزهکار مرحله صدور حکم فرصتی است برای نظام عدالت کیفری تا بتواند اهداف حمایتی خود را در حکم گنجانده و به این ترتیب اقدامی تأثیرگذار در جهت ترمیم آثار بزه دیدگی و پیشگیری از بزه دیدگی مجدد کودک انجام دهد. لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان صدور احکام حمایتی در رابطه با کودک بزهدیده را، ضمن صدور حکم بزهکار، مورد توجه قرار داده است. ماده ۴۵ لایحه مذکور مقرر می دارد : « دادستان می تواند در جرایم موضوع مواد ۷ و ۸ و بند «د» و «هـ» ماده ۱۰ و ماده ۱۲ این قانون چنانچه شخص مرتکب از والدین کودک ونوجوان باشد و سابقه جرایم عمدی علیه کودک و نوجوان نداشته باشد، با موافقت کتبی مرتکب و رعایت غبطه کودک و نوجوان و در صورت لزوم با متناسب نمودن قرار تأمین صادر شده یا صدور قرار تأمین متناسب، تعقیب را معلق کند. دادگاه نیز میتواند رأساً یا به تقاضای دادستان با رعایت شرایط مذکور و احراز مجرمیت، صدور حکم را به تعویق اندازد. تعلیق تعقیب دعوی یا تعویق صدور حکم نباید موجبات بزه دیدگی یا ورود آسیب بیشتر به کودک و نوجوان را فراهم سازد. مرجع قضایی ضمن قرار صادره، اجرای یک یا چند مورد از دستورات زیر را برای مرتکب مقرر میکند : الف) تکلیف به انجام یا خودداری از انجام امر یا رفتاری خاص؛ ب) تکلیف به گذراندن دوره های خاص آموزشی و فراگیری مهارتهای مربوط به تربیت و مراقبت کودک و نوجوان و ارائه گواهی آن ؛ ج) مراجعه به مراکز درمانی، بازپروری یا توانبخشی برای درمان اعتیاد، بیماری یا اختلالات رفتاری و روانی ویا جسمی؛ د) خودداری از اشتغال به کار یا حرفه معین؛ هـ) اقدام جهت درمان اعتیاد، بیماری یا اختلالات رفتاری و روانی و یا جسمی کودک و نوجوان؛ و) مراجعه به سازمانها و نهادهای حمایتی دولتی و یا غیردولتی به منظور بهرهمندی از خدمات و مساعدتهای اجتماعی آنها؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دولت: دو اختلاف کلیدی در برنامه های جانشین پروری بین بخش تجاری و دولت وجود دارد. اولین اختلاف، این است که برخی نهادهای دولتی دارای سیستم های خدمات اجتماعی هستند که نام گذاری افراد برای پرکردن پست ها بدون جستجوی افراد توسط قانون منع شده است. تمامی پست ها باید اعلان شوند. سپس افراد از طریق مقایسه صلاحیت هایشان برای نیازمندیهای فهرست شده در شرح شغل، مرتب می شوند. این رویکرد بدان معناست که یک نهاد دولتی می تواند متعهد توسعه هر شخصی که خواهان توسعه می باشد، گردد. اما شناسایی جانشینان افراد برای پیشرفت ممکن نیست.
 دومین اختلاف به عنوان مشتریان کلیدی برای تلاش نگریسته می شود. در بنگاه تجاری، مدیریت ارشد نقش منفرد مهمی را به عنوان متشری ایفا می کند. اما در نهادهای دولتی، مدیر بنگاه یک شخصی گماشته سیاسی است که یک صاحب منصب منتخب خواهد بود. این بدان معناست که مهمترین مالکان فرایند جانشین پروری، خادمان اجتماعی دولت خواهند بود که با انتخاب سیاسی، تغییر نمی کنند. غیر انتفاعی: نهادهای غیر انتفاعی ویژگی هایشان را با بنگاه تجاری و دولت سهیم هستند. بدین علت، یک برنامه مؤثر جانشین پروری در یک سازمان غیر انتفاعی به احتمال زیاد یک پیوند از آنچه در بخشهای خصوصی و دولتی اتفاق می افتد، خواهد بود. آموزش و پرورش: نهادهای آموزش و پرورش انواع بسیار زیادی دارند. یک نوع برنامه جانشین پروری برای انواع آنها مناسب نمی باشد. برخی ازنهادهای آموزشی بلند پایه متعهد به برنامه های توسعه رهبری برای پرورش استعداد می باشند و به این دلایل است که اساتید دانشکده ها و مدیران دانشگاه ها در سن بازنشستگی و یا نزدیک به سن بازنشستگی هستند. کسب و کارهای کوچک و کسب و کار خانوادگی: جانشین پروری در کسب و کارهای کوچک و کسب و کار خانوادگی موضوعات خاصی میباشد. قابل ذکر است که همه کسب و کارهای خانوادگی، کسب و کار کوچک نیستند و همه کسب و کارهای کوچک، کسب و کارهای خانوادگی نیستند. برخی شرکتهای بزرگ مشهور مانند «فورد» در اصل کسب و کار خانوادگی بودهاند. در اروپا یا آسیا، بسیاری از شرکتهای بزرگ در آغاز ضرورتاً خانوادگی بودهاند. (Rothwell, 2005, 50-20) ۲-۲-۸- مدل فرایند جانشین پروری: مدل زیر، مدل فرایند جانشین پروری است که فرایند جانشینی را به ۳ بعد تقسیم می کند: عوامل سازمانی مؤثر بر فرایند جانشینی، فعالیت ها (خود فرایند جانشینی)، و پیامدهای مرتبط با هر یک (Garman,2004,6). فرایند جانشینی مدت رسیمت نمودار ۲-۵: فرایند جانشین پروری (Garman, 2004,6) جهت درک بهتر مدل می توان بیان نمود که محیط سازمان به طور قابل توجهی بر فرایند جانشین پروری مؤثر است. قوی ترین تأثیر بر جانشین پروری سوابق تاریخی می باشد: به احتمال زیادی جانشین پروری، شکل رویکردهای قبلی را به خود می گیرد. فرض کنید که جانشین پروری روی دهد، خواص فرایند، توسط دیگر عوامل محیطی ذکر شده در نمودار بالا تأثیر خواهد گرفت. «افق زمانی برنامه ریزی» اشاره دارد به حدی که اهداف بلند مدت بر چالش های فوری تسلط می یابند: افق های بلند مدت مجوز تمرکزی بزرگتر بر انتقال موقعیت و متعاقباً جانشین پروری را می دهند. ادراکات بازار نیروی کار داخلی مؤثر خواهد بود، خواه منابع داخلی برای محرومیت از جستجوی خارجی بررسی شود و خواه جستجوی خارجی انجام شود. جو سیاسی وزن نسبی معین برای وجود روابط متقابل شایستگی عینی را تعیین می کند. در نهایت، «گشودگی» در جو سازمانیبر حدی که فرآیندهای جانشین پروری درون سازمان مراوده می شود، مؤثر است. اگر چه فعالیت های جانشینی پروری از یک سازمان به سازمان دیگر متفاوت است، یک ساختار متداول برای همه قابل شناسایی میباشد. فرایند نشان داده شده در نمودار بالا، جانشین پروری را به عنوان یک چرخه شرح میدهد، حرکت ازشناسایی جانشین تا تقبل نقش و برعکس. فرایند شناسایی به نوبه خود ازحالت غیررسمی تا ساختار یافته متفاوت است. نامزدها ممکن است از داخل سازمان یا خارج از سازمان شناسایی شوند. هنگامی که جانشین شناسایی شد، مرحله آماده سازی آغاز می شود. اهداف نهایی جانشین پروری معمولاً شامل عملکرد بهبود یافته سازمانی می باشد. مطالعات پیامدهای جانشین پروری، سودمندی فعالیت جانشینی را از طریق مطالعه، به عنوان مثال، ادراکات ثبات و عملکرد مالی از ارزیابی می کند. اگر چه مطالعات ارزیابی سازمان چند گانه در مورد جانشین پروری تا حدودی نامتداول مانده است، این مطالعات ارزیابی، تعدادی از یافته های مهم، به ویژه در رابطه با ایجاب جانشینان داخلی در مقابل جانشینان خارجی را حاصل کرده است. جانشینان خارجی اغلب، با عملکرد با انتظار سطح پایین متصدی و یا تفاوت های بنیادی بین رهبری اجرایی و هیأت مدیره تفسیر شده اند. (Garman, 2004, 6-7). ۲-۳-۹- مزایای جانشین پروری برنامه جانشین پروری به شرکت ها در زمینه های زیر کمک می کند: قادر ساختن سازمان در تعیین استعدادمورد نیاز از طریق برقراری مدل های شایستگی یا تشریحات شغل؛ به رهبران اجازه شناسایی و بهره برداری افراد کلیدی که برای پر کردن پست کاری اساسی در دسترس هستند را می دهد؛ تهیه مسیرهایی برای جانشین پروری حال و آینده و مذاکرات در مورد چگونگی توسعه استعداد؛ تعریف معابر مسیر شغلی برای کارمندان در جهت افزایش وسعت و عمق دانش سازمانی آنها؛ مهیا ساختن بازگشت بیشتر سرمایه از طریق کارمندان؛ منجر شدن به ارتقاء مناسب افراد در جهت رویارویی با اهداف سازمانی ۲۰۰۷,۳۳۷) (Kimberly et al, هماهنگی حفظ شده و پرورش یافته با کارکنان؛ هماهنگی خانوادگی حفظ شده و پرورش یافته؛ ثبات مالی حفظ شه برای تجارت؛ ارزش افزوده تجارت و سرمایه گذاری مالک؛ بهبود دائمی مالی منطقه؛ آماده ساختن جانشینان برای آینده؛ به حداقل رساندن بدهی مالیاتی آینده مالک و شخصی جانشین؛ حمایت از ایجاد یک رابطه با سهامداران و یک خانواده در آینده (۷-۱۶ , ۲۰۰۵ (Hachey. سازمان نیازهایش را ارزیابی می کند؛ منجر به یک ارزیابی رسمی می شود. رهبران افراد کلیدی را شناسایی می کنند؛ وظایف کاری مهم تهیه یک موجودی جامع؛ تسهیل توسعه کارکنان. تعیین مسیرهای شغلی؛ کارکنان بدانند برای کجا مناسب هستند. بازگشت بیشتر سرمایه گذاری از سو کارکنان؛ فرسایش کاهش یافته. بازآموزی کمتر. سوق دادن به ارتقاء مناسب؛ تطبیق نیازهای سازمانی با استعداد لازم. ابزار برای رصد و پاداش (۱۲-۱۱ , ۲۰۰۶ (Weimer. شناسایی نامردهای بالقوه در سازمان به پر کردن نیازهای ضروری و بلندمدت رهبری کمک می کند. اطمینان دادن به تداوم رهبری. توسعه رهبران موسسه در یک روش مثبت. تهیه اطلاعات بهتر برا شناختنامزدهای داخلی از نامزدهای خارجی. کمک به همر تزاری نیروی انسانی با دستورات استراتژیک موسسه. کمک به تعیین فرصت های حرفه ای توسعه ببای کارکنان.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در سایه همین آیات و احکام و فتاوی است که در قانون مجازات اسلامی ماده ۳۴۴ میگوید: «هرگاه در معبر عام عملی به مصلحت عابران، انجام شود، که موجب جنایت یاخسارتی گردد، مرتکب ضامن دیه و خسارت نخواهد بود.» و نیز در ماده ۳۴۵ همین قانون آمده است که: «هرگاه کسی کالایی را که به منظور خرید و فروش عرضه می شود، یا وسیله نقلیه ای را در معبر عام قرار دهد، و موجب خسارتی گردد، عهده دارد آن خواهد بود مگر اینکه مصلحت عابران ایجاب کرده باشد که آن ها را موقتاً در معبر قرار دهد.» حقوق دانان اسلامی در اصل حکم و عدم ضمان بر اثر احسان اختلافی ندارند اما پیرامون ماهیت احسان ونیکوکاری و حدود قاعده احسان جای بحث و گفت وگو است. یافته هایی که این پژوهش بدست آورده است می توان در بندهای زیر خلاصه کرد.
-
- با مرور بر تعریف های از احسان درلغت و مصطلحات فقها دریافتیم که قدر متیقن از قاعده احسان در روابط حقوقی جائی است که شخص میخواهد به دیگری سودی رساند و یا از او دفع ضرر کند نه آنکه نفع به خود رساند. دقت نظر حاکی از این بود که قصد احسان هم در تحقق لفظ احسان معتبر است و فقط احسان واقعی که دفع ضرر بنماید، در تحقق لفظ احسان کافی نیست.
-
-
- برای اثبات قاعده احسان به چهار دلیل استدلال شده است، هم چنانکه ملاحظه شد مهم ترین مدرک این قاعده آیات شریفه قران کریم، سنت و حکم عقلا و عقل است. آنچه که از عموم احسان و کلی بودن قاعده فهمیده می شود، احسان هم دفع ضرر را شامل می شود، و هم جلب منفعت را زیرا مفاد قاعده احسان یک حکم عقلی است و امور عقلی تخصیص پذیر نیستند.

-
- در مورد مصادیق و تطبیق این قاعده، نتایج فراوانی از باب دفع ضرر یا جلب منفعت از مالک و یا اقدام های انسان دوستانه عمومی حاصل شد که به نمونه هایی از بیان فقها اشاره شد.
-
- در موارد جلب منفعت و یا منع زیان از دیگری، عده ای معتقد بود که ضامن نبودن شخص در این موراد یا به جهت ثبوت اذن یا ایجاب تصرّف از طرف شارع است، نه قاعده احسان. و درنقد و بررسی آن گفته شد، اول آنکه، وجود اذن از طرف مالک یا شارع ثابت نیست. دوم آنکه، برفرض ثبوت اذن، عدم ضمان به خاطر تحقق احسان است و درنتیجه این مطلب (ثبوت اذن یا ایجاب تصرف از طرف شارع) قاعده احسان را مؤید است. و سوم اینکه، چنانچه به لحاظ قاعده اتلاف، مسئولیت اقدام کننده ثابت شود، در این صورت باتحقق احسان، ادلّه اتلاف تخصیص می خورد.
-
- در نقد نظریه برخی از فقها که معتقد بودند قاعده احسان فقط قاعده ” علی الید ” را تخصیص می زند نه قاعده اتلاف را گفته شد که قاعده احسان ناظر به هردو مورد است؛ زیرا اول آنکه قاعده اتلاف ازعبارت ” من اتلف مال الغیر فهوله ضامن” اخذ شده است و در روایت نیست تا به اطلاق آن تمسک شود و به اصطلاح از روایات اصطیاد شده است. و دوم آنکه جمله ” ما علی المحسنین من سبیل” چنانکه توضیح داده شد، عمومیت و اطلاق داشته و قابل تخصیص همانند حکم عقلی نیست.
-
- از دیگر موارد که نقض قاعده احسان پنداشته شده، یابنده مال گمشده و مجهول المالک بود که پس از تعریف ونومید شدن، از دسترسی به صاحب آن، از طرف صاحب ناشناس آن، در راه خدا صدقه دهد اما در برابر او ضامن است وبه نظر می رسد جواز قانونی صدقه دادن، مشروط به مسئولیت صدقه دهنده در صورت آمدن صاحب مال می باشد یعنی در این مورد قبول ضمان جزئی از کارنیک است.
-
- برخی از حقوق دانان مفاد ماده ۳۰۶ قانون مدنی ایران را مصادیق قاعده احسان دانسته اند، لیکن با دقت در این ماده، و مباحثی که در قاعده احسان بیان شد روشن می شود که از مصادیق قاعده احسان نیست زیراچنانچه در موردی عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر به صاحب مال باشد و شخص با این فرض، دخالتی کرده باشد که به واسطه آن، متحمل مخارجی گردد، صاحب مال ضامن پرداخت این مخارج خواهد بود. در حالی که گفته شد احسان از مسقطات ضمان است نه اینکه مخارجی را که متحمل شده، طلبکار است یا به عبارت دیگر، قاعده احسان مسقط ضمان است نه موجب آن.
-
- پزشک به موجب رأی مشهور فقهاء با وجود اذن در معالجه و رعایت کلیه موازین تخصصی، اگر اقدام وی اتفاقا موجب تلف شود، مسئول است اما گر بیمار، پزشک را پیش از اقدام به درمان ابراء کند، طبیب ضامن نیست. قانون گذار جمهوری اسلامی ایران نیز، پیروی از نظر مشهور حقوق دانان اسلامی در قانون مجازات نموده است.
گفتار چهارم : قصد احسان کردار و رفتار آدمی در عرصه حیات زمانی می تواند از حیث نیکی و بدی نقش موثری بازی و موقعی را به اعتبار زشتی و زیبایی از جهت صفات پسندیده یا نکوهیده احراز کند و به مقتضای حال او را با حسنات یا سیئات دمساز سازند، نیکو و یا بد کارش جلوه دهند به بلندی های زیبا و فرح بخش اخلاق حمیده عروج و یا به منجلاب صفات دمیمه ساقطش نمایند که آن عمل در هر دو کفه نامبرده آیینه ی اراده عامل و مرات تمام نمای قصد و نیت فاعل باشند، و الا مادام که آلوده به رنگ اراده نشده اند عملی کم مقدار و یا عاری از اعتبار بیش نبوده و نمی توان برای آن عملی که فاقد اراده و نیت است، اهمیت و ارزش عمل مقرون به حسن نیت و یا زشتی و یا بی مقداری کار توام با سوء نیت را قائل و آن را از مواهب خوش نیتی برخوردار و یا به لوث بد دلی و سوء قصد لکه دارش نمود. عملی که بدون قصد و نیت انجام شود هر چند که به صورت بزه و جرم جلوه گر گردد، چون فاقد عنصر اخلاقی جرم است ، جرم تلقی نمی گردد و فاعل آن ضامن پرداخت خسارت حاصله نیست. زیرا از شرایط اولیه و عناصر متشکله جرم و ضمان سوء نیت و قصد است که آن عمل فاقد آن است. جرم وقتی مصداق پیدا می کند که مجرم با عزم و قصد ، با سوءنیت مبادرت به ارتکاب آن نموده باشد و اگر عملی شبیه جرم بدون قصد و اراده بوده جرم شناخته نمی شود و بزه تلقی نمی گردد و عامل آن ضامن نیست . خرد به این معنی حاکم است و مثال بالا و هزار امثله بالا که از شواهد باب احسان است سند این مدعا شمرده می شود. و محسن که به قصد احسان مبادرت به اقدام عملی مینماید ولی از عملش به حوادث غیر مترقبه عکس العمل ایجاد و عرض سود، زیان متوجه محسن الیه می گردد ، چون فاقد سوءنیت بوده است نباید ماخوذ به ضمان و مجلوب به کیفر و پرداخت اموال گردد. و اگر بگویید سوءنیت نداشته و حسن نیت داشته است در جواب می گوییم : با وجود حسن نیت پس به طریق اولی باید مبری گردد و ملاک در ضمان مجرم سوءنیت به شرح بالاست نه حسن نیت و هیچ گاه عقل سلیم به ضمان چنین شخصی حکم نمی دهد، چون این شخص قصد و نیت خیر داشته است و حوادثی که باعث می شود نتیجه عمل معکوس گردد قابل پیش بینی نیست . هر کس عملی انجام دهد طبق اصل اولی ضامن است و باید در صورت بروز خسارت نسبت به جبران آن اقدام کند . و لیکن بنابر مفاد قاعده احسان اگر این عمل با حسن نیت و انگیزه خیرخواهی در راستای جلب منفعت و دفع مفسده صورت گرفته باشد و به طور اتفاقی موجب زیان شود، یعنی نتیجه عکس بدهد، فاعل عمل مسئول نیست ، چون او به قصد و نیت خیر به چنین عملی دست زده. برای مثال اگر شخصی به قصد مراقبت از مال مالک و به انگیزه خدمت به او بر اموال او تسلط پیدا کند ضامن نیست . چون در این عمل قصد احسان داشته است. بدیهی است احسان از عناوین قصدیه است و بدون قصد تحقق پیدا نمی کند. بعضی از فقهاء همچون مرحوم اصفهانی معتقدند : صدق احسان به واقع لازم نیست و تنها قصد و اراده فاعل را لازمه یک عمل محسنانه می دانند. این بزرگوار در کتاب « اجاره » چنین آورده است : « الفعل اذا صدر بقصد عنوان حسن من العناوین الحسنه یتصف بالحسن و ان لم یتحقق مبداَ ذالک العنوان فی الخارج»( اصفهانی، محمد حسین، ۱۳۸۲، ص ۳۵) فعل هنگامی که به قصد عنوان نیکو از عناوین پسندیده، انجام می شود به حسن متصف می گردد، اگر چه مبدا آن عنوان در خارج از تحقق نیابد. ایشان در توجیه قاعده احسان موضوع را چنین بیان نموده است : « اگر فرد بیگانه ای ، یتیمی را به قصد ادب کردن کتک بزند، این عمل او قابل سرزنش نیست و پسندیده است. اگر چه آن طفل در واقع ادب نگردد» . این دیدگاه از جنبه های مختلف قابل نقد است که در مبحث قصد و واقیعت خواهد آمد. در این که قصد و نیت در احسان لازم است شکی نیست ولی آیا قصد و نیت عنصر کافی در تحقق قاعده احسان است و همین که شخص قصد احسان داشت عنوان محسن بر او صدق می کند. یا باید در واقع عمل او مطابق با عمل یک انسان متعارف در آن شرایط باشد. برای مثال اگر مغازه ای آتش گرفته باشد و فردی برای خاموش کردن آتش قسمتی از دیوار مغازه را خراب کند و امکانات هم در اختیار او بود . می توان او را محسن دانست ؟ آیا اگر شخص بگوید من نسبت به این موضوع جاهل بودم عمل او قابل تحسین است و ضمان از او برداشته می شود ؟ به نظر می رسد جهل افراد در ضمان آن ها تاثیری ندارد، زیرا خود شخص ملاک نیست بلکه روشی که به کار می برد می بایست متعارف باشد و ضرری که از مداخله شخص جاهل به وجود آمده به مراتب بیشتر از ضرری بوده است که در صورت عدم مداخله قرار بوده است به مالک وارد شود . در اینجا اگر چه شخص قصد نیت خدمت به دیگران را داشته ولی عمل او متعارف نبوده و حکم به عدم ضمان شخص جاهل به خاطر عدم آگاهی او دور از انصاف است. تنها در صورتی شخص ضامن نیست که هم قصد و نیت خیر و خدمت به غیر را داشته باشد و هم عمل او مطابق یک انسان متعارف در آن شرایط باشد ولی ناخواسته بر حسب اتفاق منجر به ضرر شود و در این صورت چون فاعل تعدی و تفریط نکرده و دفع ضرر هم از عهده او خارج بوده نه تنها ضامن نیست بلکه عنوان محسن بر او صادق است. گفتار پنجم : وقوع ضرر از ناحیه احسان کننده ۱- اگر دکانی آتش بگیرد وخاموش کردن آتش و جلو گیری از گسترش آن مستلزم خراب کردن قسمتی از دکان باشد، خراب کننده ضامن نیست؛ هم چنان که اگر مردم اجناس مغازه را به منظور سالم ماندن از خطر با عجله از دکان بیرون بیاورند و در این بین ، بخشی از کالاها تلف شود و نیز اقدام کنندگان ضامن نخواهند بود. هم چنین هرگاه کسی ببیند لباس دیگری آتش گرفته و برای حفظ جان و دفع ضرر جانی از او راهی جز پاره کردن لباس های او نیست و چنین کند، ضامن قیمت لباس نخواهد بود؛ زیرا پاره کننده لباس محسن است و در این عمل قصد دفع ضرر داشته است. اگر منزلی در معرض سیل قرار گیرد، و اموال و اثاثیه فراوانی در آن باشد وافرادی به قصد جلو گیری از ورود آب به منزل، تعدادی از اموال را جلوی سیل قرار دهند و به این سبب بخشی از اموال تلف گردد، ضامن نخواهد بود. البته این نکته هم قابل ذکراست که، چنانچه ضرر دیگری به مالک وارد آید، در صورتی محسن ضامن نیست که ضرر دوم ( ضرری که وارد شده تا از استمرار ضرر اول جلوگیری شود) کمتر از ضرر اول باشد. بنابراین اگر ضرر وارده بیش از ضرری باشد که دفع و جلوگیری شد، این فعل نه فقط احسان به صاحب مال نیست بلکه اسائه وخیانت هم هست یاضرر وارد ه مساوی باضرری باشد که جلوگیری شده است، در این صورت هم فعل شخص یا اقدام او احسان در حق صاحب مال نبوده بلکه یک عمل لغو و بیهوده به حساب می آید. ۲- اگرکشتیران ببیند جان کشتی نشستگان در خطر است و باریختن اموال آنها به دریا می تواند جان مسافران کشتی را از خطر نجات دهد و این کار را بکند باید حکم به عدم ضمان کشتیران داد و او را محسن دانست. اما اگر اموال متعلّق به برخی از آنان باشد و اقدام کننده به منظور حفظ جان خود، اموال دیگران را به دریا بریزند، نمی توان گفت ضمان ساقط است؛ چرا که قصد اقدام کننده فقط دفع ضرر از صاحب کالا نبوده؛ بلکه در درجه نخست، حفظ جان خودش ….منظور بوده است. ۳- اگر فرد ودعی بخواهد مسافرت کند و مالی نزد او به ودیعه باشد و امکان اعاده آن به مالکش نباشد، چنانچه احتمال عقلایی برای به سرقت رفتن مال وجود داشته باشد، او می تواند مال را در محل دفن کند و اگر از این اقدام تلفی حاصل شود، اقدام کننده ضامن نخواهد بود؛ زیرا او در این عمل محسن بوده است. البته این حکم در صورتی قابل توجیه است که تنها راه حفظ مال دفن آن باشد.( وسوی بجنوردی، محمد حسن، القواعد الفقهیه ، ج ۴، چاپ اول، ناشر دلیل ماه، قم ، ۱۳۸۲، صص ۱۲و ۱) گفتا ر ششم : بررسی معیارهای احسان واقعی مرحوم میرزا حسن بجنوردی بر این باور است که « والظاهر انّه دائر مدار الاحسان الواقعی و ان لم یقصد به الاحسان لان الظاهر من العناوین و المفاهیم ـ الّذی اخذ موضوعاً للحکم الشرعی ـ هو واقعها و المعنی الحقیقی لها…» احسان واقعی شرط است، هرچند شخص فاعل، قصد احسان نکرده باشد؛ به دلیل اینکه هرجا عنوانی موضوع حکم شرعی باشد منظور، معنای واقعی آن است و قصد و اعتقاد دخالتی در مفاهیم اشیاء ندارد، مفاهیم اشیاء تابع واقعیت خودشان هستند، و عرف نیز از لفظ احسان، همان معنی واقعی را می فهمد. بنابراین ، قاعده ” علی الید یا ضمان ید که اثبات ضمان می کند، در موقع تخصیص به قاعده احسان می خوردکه فعل در واقع احسان باشد، چه قصد احسان وجود داشته یا وجود نداشته باشد.(خوانساری، جمال الدین محمد، شرح غرر الحکم و درر الکلم، چاپخانه دانشگاه، تهران، ۱۳۷۹ ص ۱۵) گفتارهفتم : شرایط تاثیر احسان بر مسئولیت مدنی الف) قصد احسان کردار و رفتار آدمی در عرصه حیات زمانی می تواند از حیث نیکی و بدی نقش موثری بازی و موقعی را به اعتبار زشتی و زیبایی از جهت صفات پسندیده یا نکوهیده احراز کند و به مقتضای حال او را با حسنات یا سیئات دمساز سازند، نیکو و یا بد کارش جلوه دهند به بلندی های زیبا و فرح بخش اخلاق حمیده عروج و یا به منجلاب صفات دمیمه ساقطش نمایند که آن عمل در هر دو کفه نامبرده آیینه ی اراده عامل و مرات تمام نمای قصد و نیت فاعل باشند، و الا مادام که آلوده به رنگ اراده نشده اند عملی کم مقدار و یا عاری از اعتبار بیش نبوده و نمی توان برای آن عملی که فاقد اراده و نیت است، اهمیت و ارزش عمل مقرون به حسن نیت و یا زشتی و یا بی مقداری کار توام با سوء نیت را قائل و آن را از مواهب خوش نیتی برخوردار و یا به لوث بد دلی و سوء قصد لکه دارش نمود. عملی که بدون قصد و نیت انجام شود هر چند که به صورت بزه و جرم جلوه گر گردد، چون فاقد عنصر اخلاقی جرم است ، جرم تلقی نمی گردد و فاعل آن ضامن پرداخت خسارت حاصله نیست. زیرا از شرایط اولیه و عناصر متشکله جرم و ضمان سوء نیت و قصد است که آن عمل فاقد آن است. جرم وقتی مصداق پیدا می کند که مجرم با عزم و قصد ، با سوءنیت مبادرت به ارتکاب آن نموده باشد و اگر عملی شبیه جرم بدون قصد و اراده بوده جرم شناخته نمی شود و بزه تلقی نمی گردد و عامل آن ضامن نیست . خرد به این معنی حاکم است و مثال بالا و هزار امثله بالا که از شواهد باب احسان است سند این مدعا شمرده می شود. و محسن که به قصد احسان مبادرت به اقدام عملی مینماید ولی از عملش به حوادث غیر مترقبه عکس العمل ایجاد و عرض سود، زیان متوجه محسن الیه می گردد ، چون فاقد سوءنیت بوده است نباید ماخوذ به ضمان و مجلوب به کیفر و پرداخت اموال گردد. و اگر بگویید سوءنیت نداشته و حسن نیت داشته است در جواب می گوییم : با وجود حسن نیت پس به طریق اولی باید مبری گردد و ملاک در ضمان مجرم سوءنیت به شرح بالاست نه حسن نیت و هیچ گاه عقل سلیم به ضمان چنین شخصی حکم نمی دهد، چون این شخص قصد و نیت خیر داشته است و حوادثی که باعث می شود نتیجه عمل معکوس گردد قابل پیش بینی نیست . هر کس عملی انجام دهد طبق اصل اولی ضامن است و باید در صورت بروز خسارت نسبت به جبران آن اقدام کند . و لیکن بنابر مفاد قاعده احسان اگر این عمل با حسن نیت و انگیزه خیرخواهی در راستای جلب منفعت و دفع مفسده صورت گرفته باشد و به طور اتفاقی موجب زیان شود، یعنی نتیجه عکس بدهد، فاعل عمل مسئول نیست ، چون او به قصد و نیت خیر به چنین عملی دست زده. برای مثال اگر شخصی به قصد مراقبت از مال مالک و به انگیزه خدمت به او بر اموال او تسلط پیدا کند ضامن نیست . چون در این عمل قصد احسان داشته است. بدیهی است احسان از عناوین قصدیه است و بدون قصد تحقق پیدا نمی کند. بعضی از فقهاء همچون مرحوم اصفهانی معتقدند : صدق احسان به واقع لازم نیست و تنها قصد و اراده فاعل را لازمه یک عمل محسنانه می دانند. این بزرگوار در کتاب « اجاره » چنین آورده است : « الفعل اذا صدر بقصد عنوان حسن من العناوین الحسنه یتصف بالحسن و ان لم یتحقق مبداَ ذالک العنوان فی الخارج»( اصفهانی، محمد حسین، ۱۳۸۲، ص ۳۵) فعل هنگامی که به قصد عنوان نیکو از عناوین پسندیده، انجام می شود به حسن متصف می گردد، اگر چه مبدا آن عنوان در خارج از تحقق نیابد. ایشان در توجیه قاعده احسان موضوع را چنین بیان نموده است : « اگر فرد بیگانه ای ، یتیمی را به قصد ادب کردن کتک بزند، این عمل او قابل سرزنش نیست و پسندیده است. اگر چه آن طفل در واقع ادب نگردد» . این دیدگاه از جنبه های مختلف قابل نقد است که در مبحث قصد و واقیعت خواهد آمد. در این که قصد و نیت در احسان لازم است شکی نیست ولی آیا قصد و نیت عنصر کافی در تحقق قاعده احسان است و همین که شخص قصد احسان داشت عنوان محسن بر او صدق می کند. یا باید در واقع عمل او مطابق با عمل یک انسان متعارف در آن شرایط باشد. برای مثال اگر مغازه ای آتش گرفته باشد و فردی برای خاموش کردن آتش قسمتی از دیوار مغازه را خراب کند و امکانات هم در اختیار او بود . می توان او را محسن دانست ؟ آیا اگر شخص بگوید من نسبت به این موضوع جاهل بودم عمل او قابل تحسین است و ضمان از او برداشته می شود ؟ به نظر می رسد جهل افراد در ضمان آن ها تاثیری ندارد، زیرا خود شخص ملاک نیست بلکه روشی که به کار می برد می بایست متعارف باشد و ضرری که از مداخله شخص جاهل به وجود آمده به مراتب بیشتر از ضرری بوده است که در صورت عدم مداخله قرار بوده است به مالک وارد شود . در اینجا اگر چه شخص قصد نیت خدمت به دیگران را داشته ولی عمل او متعارف نبوده و حکم به عدم ضمان شخص جاهل به خاطر عدم آگاهی او دور از انصاف است. تنها در صورتی شخص ضامن نیست که هم قصد و نیت خیر و خدمت به غیر را داشته باشد و هم عمل او مطابق یک انسان متعارف در آن شرایط باشد ولی ناخواسته بر حسب اتفاق منجر به ضرر شود و در این صورت چون فاعل تعدی و تفریط نکرده و دفع ضرر هم از عهده او خارج بوده نه تنها ضامن نیست بلکه عنوان محسن بر او صادق است. ب) احسان واقعی می دانیم که قاعده احسان در باب مسقطات ضمان مورد بحث واقع شده است و موجب نفی مسئولیت از ناحیه محسن می گردد. حال اینکه قصد احسان در این مورد کفایت می کند یا احسان واقعی شرط است میان فقها اختلاف نظر است. تعدادی از فقها اعتقاد به قصد و نیت شخص نداشته تنها عمل وی را ملاک قرار می دهند و همین که فعل شخص منجر به دفع ضرر یا جلب منفعت گردید می کویند او محسن است(محمد حسن بجنوردی، ۱۳۸۲، ص ۱۲) « و الظاهر انه دائر مدار احسان الواقعی و ان لم یقصد به الاحسان لان الظاهر من العناوین و المفاهیم الذی اخذ موضوعا للحکم الشرعی _هو واقعها و المعنی الحقیقی لها»( بجنوردی، محمد حسن، ۱۳۷۲،ص۱۰) احسان واقعی شرط است . هر چند شخص فاعل قصد احسان نکرده باشد، به دلیل اینکه هر جا عنوانی موضوع حکم شرعی باشد منظور ، معنای واقعی آن است و قصد و اعتقاد دخالتی در مفاهیم اشیاء ندارد . مفاهیم اشیاء تابع واقیعت خودشان هستند و عرف نیز از لفظ احسان همان معنی واقعی را می فهمد. در این تعریف عمل شخص ملاک احسان واقعی قرار گرفته و قصد و انگیزه شخص هیچ تاثیری در آن ندارد و منظور از لفظ احسان همان احسان واقعی می باشد که فقط در عمل اشخاص می توان مشاهده کرد. حال اگر کسی قصد خدمت کردن هم نداشته باشد و از روی صدقه یا بی توجهی عملی انجام دهد در هر صورت پس از انجام عمل به این فرد محسن می گویند بنابراین « علی الید » در جایی تخصیص می خورد که فعل در واقع احسان باشد. چه اعتقاد به احسان وجود داشته باشد چه نداشته باشد همین که فعل بر حسب عادت ضرری را مانع شود یا موجب منفعتی شود، عنوان احسان بر او صادق است(موسوی بجنوردی؛ سید محمد، ۱۳۷۲، ص۲۷۷). در این دیدگاه قصد و انگیزه افراد موجب نمی شود تا عمل آنها موجه جلوه کند و همین که فعل شخص موجب دفع ضرر و یا جلب منفعت شد عنوان محسن بر او صدق می کند و اینکه شخص به چه منظور و هدفی این عمل را انجام داده و قصد و نیت او چه بوده است یا اصلا قصد و انگیزه او با فعل انجام شده هیچ ارتباطی دارد یا خیر ملاک نیست، زیرا بیشتر نتیجه عمل شخص مورد توجه قرار می گیرد تا انگیزه او و به محض اینکه عمل فردی متعارف جلوه کند و جلب منفعت یا دفع ضرر نماید او را محسن و مستحقق پاداش می دانند. ولی به نظر می رسد فعلی که بدون قصد و نیت صورت گیرد و یا قصد و نیت شر و نادرست از روی اتفاق باعث دفع ضرر دیگری شود قابل ستایش نیست چون شخص هرگز با انگیزه خدمت به دیگری اقدام نکرده است و بر حسب اتفاق چنین شده است ، پس نمی توان او را مستحقق پاداش دانست و در زمره محسنین قرارش داد. حال با یک سوال موضوع را پی می گیریم . روش یک انسان متعارف در شرایط مورد نظر برای کمک رساندن به دیگری. برای مثال اگر جایی آتش گرفته باشد و یا فردی در حال غرق شدن باشد یک انسان متعارف در آن شرایط چگونه عمل می کند یا از چه روشی استفاده می کند؟ حال ممکن است نجات دهنده سفینه باشد، اما در موضوع نجات فرد یا خاموش کردن آتش از روشی استفاده کند که روش یک انسان متعارف است. پس خود نجات دهنده ملاک نیست ، بلکه روش او ملاک است و این روش نوعی است. یعنی زن ممکن است در خاموش کردن آتش از روشی استفاده کند که مرد از این روش استفاده نکند، ولی روش هر دو آنها طبق روش یک انسان متعارف باشد(ارسطا، محمد جواد، ۱۳۸۵، ص۱۰) در این دیدگاه خود شخص ملاک نیست ، بلکه روشی که او استفاده می کند ملاک است . اگر روش شخص مطابق روش یک انسان متعارف باشد ، عمل او ضمان آور نیست. برای مثال اگر خانه ای آتش گرفته باشد و فردی برای خاموش کردن آتش از مقدار زیادی آب استفاده کند و این عمل او باعث آب گرفتکی و تخریب قسمتی از خانه شود و بعد مشخص شود خاموش کردن آتش با یک پتو هم امکان پذیر بوده و بدون دخالت او ضرر کمتری متوجه شخص مالک می گردید و هیچ انسان متعارفی در این شرایط دست به چنین عملی نمی زده است . می توان گفت شخص دخالت کننده ضامن است، چون خسارت دخالت او بیشتر از عدمدخالت او بوده و همچنین از روش یک انسان متعارف استفاده ننموده است. سوالی که پیش می آید این است که آیا وقتی شخصی از روش یک انسان متعارف استفاده کرد عنوان محسن بر او صدق می کند یا اعتقاد به احسان و قصد و نیت هم لازم است ؟ یا اگر به طور واضح تر بخواهیم بیان کنیم باید این طور بگوییم که اگر انسان های پلید در راه رسیدن به مقاصد خود به طور ناخواسته از روش انسان متعارف استفاده کنند و در این راستا باعث جلب منفعت یا دفع ضرر از دیگری شوند عمل آنها قابل ستایش است. برای مثال اگر شخصی شبانه وارد منزلی شود و قصد دزدی داشته باشد و برای ورود به ساختمان پنجره خانه که قیمتی هم باشد ، بشکند ولی موفق به سرقت اموال منزل نشود و همین شکستن پنجره موجب نجات جان ساکنین خانه از گاز گرفتگی شود آیا می توان گفت عمل او قابل ستایش است ؟ در اینجا با دو گزینه متفاوت رو به رو می شویم : اول قصد و نیت شخص که دزدی بوده است. دوم نجات جان اعضاء خانواده که یک عمل کاملا انسانی است. حال اگر بخواهیم صرفا فعل شخص را ملاک قرار دهیم ، باید گفت عمل او مطابق عمل یک انسان متعارف بوده، چون هر انسان عادی در چنین شرایطی اقدام به نجات افراد می کرد و عمل او باعث دفع ضرر از جان دیگری شده است و مسلما ضرری که وارد شده کمتر از ضرر در صورت عدم دخالت بوده است . چون سارق فقط پنجره ساختمان که قیمتی بوده شکسته ولی در مقابل کار بزرگی انجام داده ، برای اینکه همه اعضا خانواده را از مرگ نجات داده است . در اینجا اگر بگوییم خود شخص ملاک نیست و قصد و نیت هم در فعل او دخیل نمی باشد، حکم به مباح بودن عمل دزد داده ایم که عقلا صحیح نمی باشد. پس چنین نتیجه می گیریم که نه تنها روشی که شخص استفاده می کند باید مطابق روش یک انسان متعارف باشد، بلکه قصد و نیت او هم باید از روی خیر خواهی و نیکی به دیگری باشد. چون یک انسان پلید به طور نمی تواند قصد و نیت خیر داشته باشد . آیا اگر انسان های پلید به طور ناخواسته از روشی استفاده کنند که مطابق با روش انسان متعارف است و قصد و نیت آنها رسیدن به منافع خودشان باشد و خیر و مصلحت دیگری را در نظر نداشته باشند می توان آنها را تحسین کرد ؟ به نظر می رسد اگر چنین کنیم نسبت به کسانی که قصد و نیت خیر داشته اند اسائه شده است. مثال دیگری که موضوع را بهتر روشن می کند این است که اگر محلی آتش گرفته باشد و شخصی از روی دشمنی بخواهد آتش را شعله ور کند و اشتباها به جای ظرف سوخت ظرف آب را برداشته و باعث خاموشی آتش شود نمی توان او را محسن دانست ، چون قصد و نیت او شعله ور نمودن آتش و ضرر بیشتر بوده است و به طور ناخواسته آتش خاموش شده است . گفتار هشتم :جلب منفعت برای متضرر گروهی از فقها اعتقاد دارند که قاعده احسان به موراد جلب منفعت اختصاص دارد و موارد دفع ضرر را شامل نمی شود؛ زیرا معنای متبادر از لفظ احسان، جلب منفعت است نه دفع ضرر ونیز لفظ احسان حاکی از مفهوم اثباتی است نه سلبی که این معنی با جلب منفعت سازگاری دارد نه با دفع ضرر. گویا شیخ طوسی تمایل به این نظریه داشته است؛ چه اینکه در تعریف احسان آورده است: ” الاحسان هو ایصال النفع الی الغیر لینتفع به مع تعرّیه من وجوه القبح.” یعنی احسان به معنی منفعت رساندن به غیر است؛ بدین معنی که منظور از آن، منتفع شود؛ مشروط بر آن که ا زهر گونه قبحی مبرا باشد. (طوسی (شیخ ) محمد حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۵، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۸۵- ۱۴۶۰ هق، ص ۲۷۹) گفتار نهم : دفع خطر بدیهی است که سرزنش شخص نیکوکار و ضامن دانستن او از آن جهت که نیکی و احسان نموده است کفران نعمت در حق اوست، مثل اینکه کسی حیوان دیگری را به جهت مراقبت و دفع خطر درندگان، به منزلش ببرد و آنگاه، دیوار برسر حیوان فرود آید و بمیرد، توبیخ و سرزنش این فرد به طور عقلی قبیح است؛ گرچه بدون اجازه صاحبش در حیوان تصرّف نموده است؛ ولیکن چون قصد احسان و دفع خطر داشته و به انگیزه خدمت به صاحب حیوان اقدام نموده است، ضامن نیست .یا اگر اگر دکانی آتش بگیرد وخاموش کردن آتش و جلو گیری از گسترش آن مستلزم خراب کردن قسمتی از دکان باشد، خراب کننده ضامن نیست؛ هم چنان که اگر مردم اجناس مغازه را به منظور سالم ماندن از خطر با عجله از دکان بیرون بیاورند و در این بین ، بخشی از کالاها تلف شود و نیز اقدام کنندگان ضامن نخواهند بود. .( - فیض الاسلام، نهج البلاغه، ترجمه دشتی، چاپ دهم، انتشارات تابان، قم ، ۱۳۸۰، نامه ۵۳، ص ۳۴۰) گفتار دهم : وقوع افراط و تفریط از ناحیه احسان کننده رد قاعدهٔ احسان به این استدلال که “مفاد قاعدهٔ احسان فقط ناظر به اسقاط ضمان شخص محسن است نه اثبات ضمان مالک در برابر مدیر، و در نتیجه کاربرد قاعدهٔ احسان در ارتباط با ادارهٔ مال غیر تنها در عدم ضمان مدیر در قبال تلف بدون تعدی وتفریط اموال غیر میباشد مصادره به مطلوب است. گفتار یازدهم :وجود تناسب بین ضرر دفع شده و ضرر وارد شده اگر منزلی در معرض سیل قرار گیرد، و اموال و اثاثیه فراوانی در آن باشد وافرادی به قصد جلو گیری از ورود آب به منزل، تعدادی از اموال را جلوی سیل قرار دهند و به این سبب بخشی از اموال تلف گردد، ضامن نخواهد بود. البته این نکته هم قابل ذکراست که، چنانچه ضرر دیگری به مالک وارد آید، در صورتی محسن ضامن نیست که ضرر دوم ( ضرری که وارد شده تا از استمرار ضرر اول جلوگیری شود) کمتر از ضرر اول باشد. بنابراین اگر ضرر وارده بیش از ضرری باشد که دفع و جلوگیری شد، این فعل نه فقط احسان به صاحب مال نیست بلکه اسائه وخیانت هم هست یاضرر وارد ه مساوی باضرری باشد که جلوگیری شده است، در این صورت هم فعل شخص یا اقدام او احسان در حق صاحب مال نبوده بلکه یک عمل لغو و بیهوده به حساب می آید.( موسوی بجنوردی، محمد حسن، القواعد الفقهیه ، ج ۴، چاپ اول، ص۱۴) فصل چهارم : مصادیق کاربرد قاعده احسان در فقه و حقوق موضوعه مبحث اول : قاعده احسان و مقوله امر نامشروع و حسن نیت اگر چه دخالت احسان در تمامی امور توسط عرف و قانون مشخص شده است ، ولی در بعضی مواقع بنابر ضرورت لازم است شخص دخالت کننده برای جلوگیری از ضرر مهمتر فعل حرامی را مرتکب شود که عرف و قانون این عمل را مجاز می داند و قاعده احسان به عنوان یک حکم ثانویه عمل احترام را مباح می گرداند . موضوع دیگر که ذیل این مبحث آمده مربوط به حسن نیت است که مهمترین رکن قاعده احسان را تشکیل می دهد . یعنی در صورتی که انگیزه شخص تنها خدمت به غیر باشد و هیچ منظور و غرضی غیر از این در ذهن نداشته باشد قاعده احسان بر او صدق می کند. گفتار اول: قلمرو دخالت قاعده احسان در امر نامشروع آن چه تاکنون مورد بحث واقع شد مربوط به دخالت شخص محسن در امور دیگران با نیت خیر همراه با عملی متعارف بود که باعث دفع ضرر و جلب منفعت می گردید و در صورتی بر شخص ، عنوان محسن صدق می کرد که قصد و نیت او صرفاً خدمت به دیگران باشد نه به دست آوردن نفع شخصی . ولی آیا در تمامی شرایط افراد می توانند به دیگران کمک کنند . حتی اگر در مسیر کمک به دیگری مرتکب معصیت شوند ؟ بدیهی است پاره ای اوقات اقدام محسن ملازم با ارتکاب معصیت است ، دراین صورت با توجه به قاعده (الضورات تبیح المحذورات ) و یا «دفه ما اضطروا» که جرم اضطراری را توجیه می کند ، عمل شخص محسن با حسن نیتی که دارد گناه تلقی نمی شود. برای مثال زن اجنبی به دریا افتاده و در حال غرق شدن است و خانواده او هم که با فن شنا آشنایی ندارند اگر بخواهند او را نجات دهند خود دچار حادثه می شود. در این میان مرد مسلمان که با فن شنا آشنایی کامل دارد ، برای نجات زن اجنبی و نامحرم اقدام می کند و او را نجات می دهد و به ساحل می رساند . در این جا دو عنصر قصد و نیت خدمت به دیگری و اضطرار و ضرورت موجب عدم مسئولیت شخص ناجی و صدق عنوان محسن بر او می گردد، اگر چه در حالت طبیعی تماس بدن فرد ناجی با زن اجنبی فعل حرام می باشد ولی با توجه به ضرورت امر و این که اگر فرد ناجی دخالت نکند ، موجب هلاکت یک انسان می شود و ضرری که از عدم دخالت شخص به وجود می آید بیشتر و مهمتر از ضرر اصلی است ، قاعده احسان به عنوان یک حکم ثانویه باعث برداشتن حکم حرام می گردد و بر فردی که فن شنا را می داند واجب است نسبت به نجات جان یک انسان دیگر اقدام کند و در این خصوص نه تنها به خاطر انجام این عمل انسانی سرزنش نمی شود ، بلکه عمل او قابل تحسین و پاداش است و هیچ گونه مسئولیتی بر عهده او نیست . گفتار دوم : مقوله حسن نیت در قاعده احسان با توجه به مباحثی که تاکنون در مورد احسان آمده مشخص شد یکی از مهمترین عناصر شکل دهنده احسان قصد و نیت شخص می باشد ؛ به طوری که اگر عمل شخص ، منجر به دفع ضرر یا جلب منفعت شود و نیت شخص با عمل او مغایر باشد ، عنوان محسن بر او صادق نیست . زیرا تنها در صورتی صدق عنوان محسن بر شخص صحیح می باشد که این دو عنصر در کنار هم موجودیت پیدا کنند و در این میان حسن نیت شخص است که او را وادار می کند به دیگری خدمت کند . چون اگر حسن نیتی در میان نباشد شخص اراده انجام عمل خیر نمی نمایند و هرگز عقل سلیم نمی پذیرد تمام اموری که ختم به خیر می شود از روی اتفاق و ناخواسته باشد . پس دو ویژگی مهم حسن نیت از قرار ذیل میباشد : الف ) حسن نیت بدون شائبه [۱۷]غرض محسن در اقدام به امر مورد احسان ب ) عدم تعارض نیت محسن با اغراض دیگر که آثار حسن نیت را از بین می برد .پس نتیجه می گیریم حسن نیت در صورتی مورد مورد قبول است که خالص و بدون هیچ منظور دیگر باشد و هدف شخص تنها خدمت به دیگری باشد بدون در نظر گرفتن هیچ منافعی برای خود . حال از مفهوم شروط بالا چنین استفاده می شود که محسن با خلوص نیت به هدف همراهی و کمک به محسن الیه به برادر دینی و هم نوع خود اقدام نموده و در بادی امر قطع داشته باشد که محسن الیه از آن امر برخوردار و جان و مال و یا متعلقاتش از ورطه هلاکت و خسران نجات خواهد یافت ، ولی اگر با توجه به شرط مستور باشد ؛ به طوری که او می خواسته از این اقدام در درجه اول خود بهره مند شود و ضمناً اگر شد گلیم محسن الیه را هم از موج حادثه برون آورد نمی تواند از عنوان محسن برخوردار شود و خود را از ضمان برهاند. مبحث دوم : جریان قاعده احسان در مواردی از قانون مدنی گفتار اول : عدم تعارض بین ماده ۳۲۸ قانون مدنی و قاعده احسان «هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد؛ اعم از این که از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و اعم از این که عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است [۱۸].» ماده ۳۲۸ قانون مدنی که بر گرفته از فقه اسلامی است صراحت دارد کسی که باعث اتلاف مالی شود ضامن آن است و با توجه به صراحت این ماده و حکومت آن در جامعه ، اشعارآن به این که هرکس بدون عمد هم موجب تلف مال دیگری شود ضامن است و باید از عهده خسارت برآید با فقه اسلامی تناسب ندارد . در ظاهر چنین به نظر می رسد که این ماده معارض قاعده احسان است که محسن را ضامن نمی داند ، منتهی آنچه مسلم است تعارضی بین ماده ۳۲۸ قانون مدنی و قاعده احسان نیست ، زیرا در این ماده مزبور قید نیت احسان نشده و شرط قاعده احسان وجود نیت محسن است ، اگر چه در این ماده تلف از روی غیر عمد را موجب ضمان دانسته ولی نمی توان چنین تصور کرد که این قسمت مغایر با قاعده احسان است که محسن راضامن نمی داند . چون منظور از این ماده شخصی غیر از نیکو کار و غیر از محسن است و محسن کسی است که قصد و نیت خدمت و نیکوکاری به دیگران داشته باشد طبق مطالبی که در مباحث قبل آمد و دیدگاه اکثریت فقها که قصد احسان را لازمه تحقق احسان واقعی دانسته هرگز نمی توان شخصی که بدون قصد و نیت خیر اقدام به عملی نموده فعل او را مشمول قاعده احسان دانست . پس نتیجه می گیریم هیچ تعارضی بین ماده ۳۲۸ و قاعده احسان وجود ندارد و منظور از متلف در این ماده شخصی غیر از محسن است ، چون هیچ اشاره ای به قصد و نیت شخصی تلف کننده نشده است و مطمئناً هر جا شخصی از روی صدفه و بی توجهی و بدون داشتن قصد و نیت خیر مالی را تلف کند ، عنوان محسن بر او صدق نمی کند . گفتار دوم : جریان قاعده احسان در ماده ۳۳۰ قانون مدنی « اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد باید تفاوت قیمت و زنده و کشته آن را بدهد ، و لیکن اگر برای دفاع از نفس بکشد یا ناقص کند ضامن نیست [۱۹]. » در این ماده از قانون مدنی هیچ اشاره ای به نفس دیگری نشده است و منظور از دفاع از نفس ، دفاع از نفس خود است در صورتی که قاعده احسان در جایی معنا پیدا می کند که قصد و نیت شخص نیکی کردن به دیگری باشد نه خودش، اگر چه عده ای عدم ضمان کشنده حیوان از جهت قصد احسان او می دانند و این طور توجیه کرده اند که چون کشنده حیوان می خواسته نفس ناطقه ای را از مرگ نجات دهد و به این نیت اقدام به هلاکت حیوان کرده است شخص را محسن و فاقد ضمان می دانند ولی آن چه مسلم است دفاع مشروع ربطی به قاعده احسان ندارد . بلکه از باب تقدیم اهم بر مهم است و نیز به این دلیل که دفاع از نفس، عرفاً و عقلاً و شرعاً حق هر انسانی محسوب می شود از این باب که حفظ نفس واجب است . طبق تبصره ای که ذیل ماده ۶۱ قانون مجازات اسلامی آمده است در صورتی بر شخص عنوان محسن صدق می کند که او برای خدمت و نیکی به دیگران اقدام کند . آنچه از ماده ۳۳۰ قانون مدنی ، ماده ۳۵۸ و ۳۶۱ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۵ مسئولیت مدنی استنباط می شود این است که صرف این که ضمان از شخص برداشته شود عنوان محسن بر آن ها صدق نمی کند؛ چه بسا طبق همین مواد قانونی که ذکر شد افراد برای حفظ نفس خود اقدام می کنند و قانون آن ها را تبرعه می نماید و هیچ مسئولیتی بر عهده آن ها نیست و محسن هم محسوب نمی شوند. در مقابل تمامی کسانی که عنوان محسن بر آن ها صدق می کند فاقد ضمان بوده و عمل آن ها قابل تحسین است ، چون آن ها با قصد و نیت خدمت به دیگری اقدام کرده و خود هیچ منفعتی کسب نکرده اند و هدف آن ها صرفاً نیکی به دیگران بوده است . به نظر می رسد اگر موضوع را چنین مطرح کنیم به فهم مطلب کمک بیشتری می نماید . الف ) همه محسنین فاقد ضمان هستند .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۹ مراحل بحرانی فشارهای منفذی در سد سه مرحله مختلف که شرایط بحرانی برای فشار منفذی در بدنه سد به حساب می آیند به صورت زیر تقسیم می شوند:
 الف) در حین ساختمان و تحت اثر فشردگی ناشی از افزایش ارتفاع خاکریز (که معمولا فشارهای منفذی در حین ساختمان نامیده می شوند) یا پایان ساختمان سد. ب) پس از پر شدن مخزن سد و گذشت زمان کافی ، به طوری که حالت تراوش پایدار در بدنه سد به وجود آید. ج) در حالت افت سریع تراز آب مخزن در مواقع ضروری (که این فشارها را فشار منفذی تخلیه سریع می نامند). ۲-۹-۱ فشارهای منفذی حین ساختمان یک خاکریز متراکم شده بوسیله غلطک معمولا تا درجه اشباع ۸۰ تا ۹۰ درصد کوبیده می شود. به عبارت دیگر ۸۰ تا ۹۰ درصد فضای بین دانه های خاک را آب اشغال نموده و در حال تعادل با حباب های هوا می باشد. فشرده شدن این مخلوط (آب و هوا) تحت اثر بارهای فزاینده خاکریز باعث افزایش فشارهای منفذی در خاک های ریز دانه می گردد. مقدار این فشارهای منفذی به عوامل متعددی از جمله درصد رطوبت خاکریز ، خاصیت فشردگی و نفوذپذیری خاک ، سرعت انجام عملیات ساختمانی و مسیرهای موجود برای زهکشی بستگی دارد. هرچه خاک قابلیت تراکم بیشتری داشته باشد (نرم تر باشد) فشارهای منفذی حین ساخت در آن بیشتر است و بر عکس. این شرایط هم برای شیب بالادست و هم برای شیب پایین دست می توانند بحرانی باشند. برآورد صحیح و دقیق فشارهای منفذی در طراحی به علت عدم اطمینان در برآورد بسیاری از پارامترهای موثر ، امکان پذیر نیست. اغلب گسیختگی شیروانی ها در طول ساخت یا پایان ساخت سد اتفاق می افتد. روش های مختلف برآورد تقریبی فشارهای منفذی حین ساختمان در زیر نام برده شده است : ۲-۹-۱-۱ روش ضرایب فشار منفذی اسکمپتون ( ضرایب A و B) و ضریب این روش بر اساس اندازه گیری فشارهای منفذی بوجود آمده در یک نمونه که در آزمایش سه محوری در طول فرایند تحکیم و برش قرار می گیرد می باشد. از آنجایی که رفتار خاک ها تحت فشار تا حدود زیادی با رفتار آنها تحت کشش اختلاف دارد ، فشارهای آب منفذی نهایی برای هر مسیر تنشی متفاوت بوده و با به دست آوردن مقادیر مختلف ضرایب فشار منفذی مشخص می گردد. بنابراین برای بدست آوردن ضرایبی که گویای فشارهای منفذی واقعی باشند ، شرایط محتمل تنش در بدنه سد باید تا حد امکان در آزمایشگاه اقتباس گردد. اگرچه دستیابی به چنین شرایطی خیلی مشکل است بنابراین در این تحقیق از پارامترها با شرایطی مشابه با سد سنگریزه ای استفاده گردیده است. برای استفاده از ضرایب فشار آب منفذی A و B مشخص نمودن مرحله تنش بر روی مسیر تنش وابسته به این ضرایب ، ضروری است. غالب اوقات بررسی تغییر شکل های نسبی خاک فقط در حالت گسیختگی نمونه انجام گرفته و ضرایب فشار آب منفذی A وB در این مرحله بدست می آیند. مقدار ضریب B برای خاک هایی که تا اندازه ای اشباع هستند بین ۰ و ۱ بوده و اگر با درصد رطوبت بهینه پراکتور متراکم گردیده باشند در محدوده بین ۱/۰ و ۵/۰ قرار دارد. از دیگر عوامل موثر بر ضرایب فشار آب منفذی می توان دست خوردگی نمونه ، شرایط محیطی مانند درجه حرارت ، طبیعت مایع موجود در فضای خالی خاک و زمان تحکیم را نام برد. بنابر مطالعات ترزاقی و پک ، برای اکثر ماسه های شل و خاک های رس غیر حساس و تحکیم یافته عادی مقدار ضریب A در کرنش کم ، از یک کمتر بوده و در تمام طول آزمایش حدودا ثابت می ماند ولی ضریب فشار منفذی B به طور غیر خطی با درجه اشباع تغییر می نماید[۷]. در مواردی که به علت عدم وجود زهکش هیچ گونه استهلاک فشاری در اثر تنش سربار وجود نداشته باشد نسبت فشار منفذی نیز به صورت عددی ثابت برای تخمین فشار منفذی ایجاد شده ناشی از سربار در محاسبات پایداری استفاده می شود. این ضریب به صورت معادله (۲-۱) تعریف می شود: (۲-۱) که در آن : u = فشار آب حفره ای ، = وزن مخصوص کل ، = ارتفاع ستون خاک با جابجا کردن متغیرها فشار آب حفره ای uبه صورت رابطه (۲-۲) محاسبه می شود : (۲-۲) ۲-۹-۱-۲ روش هیلف – بیشاپ روش هیلف – بیشاپ برای شرایط پایان ساخت سد دارای یک مبنای مستحکم تئوریکی می باشد و عموما با اندازه گیری های صحرایی تطابق دارد. هیلف با توجه به تحکیم خاکریز تحت اثر خاک سربار ( تئوری تحکیم ) ، مقادیر فشارهای منفذی را در شرایط زهکشی نشده در انتهای ساختمان بدست آورد. برای این کار او آزمایش مرسوم تحکیم را به منظور بدست آوردن مشخصه های فشردگی خاک نیمه اشباع خاکریز بکار برد و بیشاپ این روابط را بسط داد و به صورت معادله (۲-۳) بدست آورد[۸]: (۲-۳) که در آن : u = فشار منفذی به وجود آمده در اثر بارگذاری = فشار اتمسفری مطلق H = ثابت هنری برابر ۰۱۹۸/۰ به ترتیب درجه اشباع اولیه و تخلخل اولیه تغییر حجم خاکریز نسبت به حجم اولیه از آنجایی که در عمل همواره مقداری استهلاک فشار بر اثر قطع عملیات ساختمانی یا زهکشی بوسیله فیلترهای کناری هسته وجود دارد این روش مجددا توسط بیشاپ با روابط پیچیده برای هر مرحله زهکشی بعد از قطع عملیات ساختمانی اصلاح گردید. ۲-۹-۱-۳ روش نیکی پروویچ و تسی بلونیک برای پایان ساختمان این روش برای برآورد فشارهای منفذی در هسته نازک قائم سدهای خاکی به کار می رود. هسته نازک در این روش هسته ای تعریف شده که عرض قاعده آن H(0.1-0.5) می باشد که H ارتفاع هسته است. فرضیاتی برای این روش بیان شده است که با توجه به این فرضیات ، نیکی پروویچ و تسی بلونیک راه حلی برای معادله تحکیم یک سیستم سه فازی (آب- هوا- خاک) ارائه نمودند. در پایان هر مرحله ساختمان مقادیر فشارهای منفذی در هسته دارای حداکثر مقدار خود می باشند [۷]. ۲-۹-۱-۴ روش اجزاء محدود برای برآورد فشارهای منفذی در حین ساختمان سد تعدادی از راه حل های تحلیلی برای برآورد فشارهای منفذی در هسته سدهای خاکی در حین ساختمان مشتمل بر حل معادله دیفرانسیل مربوطه به روش تفاضلات محدود می باشد( گیبسون (۱۹۵۸) و کوپلا (۱۹۷۰)) [۹]. بهمنظور ترکیب تحلیل فشارهای منفذی با تحلیل تنش و تغییر شکل در تمام نقاط سد ، فرمول بندی مسئله تحکیم به روش اجزاء محدود بر فرمول بندی بر اساس تفاضلات محدود رجحان دارد. با فرض اینکه وضعیت تغییر شکل در هسته مرکزی یک سد محدود شده بین دو پوسته سخت یک بعدی باشد برای تراوش ایزوتروپیک یا همسان ، معادله تحکیم دو بعدی با مرز بالایی متحرک بوسیله معادله دیفرانسیل (۲-۴) بیان می شود : (۲-۴) که در آن : = ضریب تحکیم u = فشار منفذی = تنش اصلی حداکثر t = زمان = پارامتر فشار منفذی که تابع تنش های اصلی است به هر صورت ، برآورد دقیق فشارهای منفذی حین ساختمان به علت اشکالاتی که در بدست آوردن درصد رطوبت متوسط و فشردگی خاک ، آن گونه که در ساختمان سد مورد استفاده قرار می گیرد و نیز امکان زهکشی در خاکریز دشوار می باشد. ۲-۹-۲ فشارهای منفذی در حالت تراوش پایدار مدتی بعد از اتمام ساختمان سد و پر شدن مخزن ، بدنه آن تحت تاثیر نیروی تراوش حاصل از جریان آب به درون سد واقع می شود. مدت زمان لازم برای اشباع شدن بخش پایین دست سد و ایجاد تراوش پایدار ، به نفوذپذیری خاک بدنه و مدت زمانی که آب به طور ثابت تا آخرین حد پشت سد باقی می ماند بستگی دارد. در حالی که ممکن است برای مصالح نفوذپذیر به وجود آمدن حالت اشباع و خط جریان در سد یکسال طول بکشد برای مصالح تقریبا نفوذپذیر این مدت میتواند دو تا سه سال به طول بیانجامد. در بعضی از سدها بعد از چندین سال به علت تغییرات سطح آب در مخزن ممکن است هنوز این شرایط بوجود نیامده باشد. در شرایطی که حالت تراوش پایدار به وجود آید ، معادله حاکم بر جریان ، معادله لاپلاس است. این معادله راه حل تئوریک عمومی نداشته و باید با توجه به شرایط مرزی خاص به صورت ترسیمی ،عددی ، آنالوگ حل گردد. در هر حال جریان نشت و در نتیجه نیروهای نشت مستقیما در جهت شیب پایین دست عمل می کنند. نیروهای نشت نزدیک شیب پایین دست بیشتر از فشارهای هیدرواستاتیکی هستند که بر روی شیب بالا دست وارد می شوند و از این رو شرایط نشت بصورت پایدار برای شیب پایین دست حالت بحرانی به خود می گیرد. در این شرایط فرسایش داخلی خطرناک است. بخاطر اینکه آن می تواند در مدت زمان نسبتا کوتاهی ایجاد و گسترش یابد و به طور جدی ایمنی سد را آسیب بزند. شبکه جریان در شرایط نشت دائم ، توزیع فشار منفذی در مقطع سد را به صورت واقعی و قابل اعتماد ارائه می دهد. در چنین شرایطی معمولا در سراسر جهان از روش تنش موثر استفاده می شود. ۲-۹-۳ فشارهای منفذی در حالت تخلیه سریع مخزن هنگامی که سطح آب در مخزن سد پایین بیاید ، جهت نیروهای تراوش معکوس گردیده و جریانی از درون بدنه سد به سمت شیب بالادست ایجاد می گردد. در مصالح با نفوذپذیری زیاد مانند شن و ماسه درشت دانه سطح آب درون مصالح همزمان با پایین آمدن آب در مخزن کاهش می یابد. لیکن در مصالح با نفوذپذیری کم به شرط آنکه تخلیه ناگهانی و سریع باشد ، فرض منطقی آن است که در لحظه بلافاصله پس از تخلیه ، خط جریان بالایی مربوط به تراوش پایدار ، حالت اولیه خود را حفظ می کند. این شرایط برای شیب پایین دست در مقایسه با نشت دائم مغایرت کمتری دارد. شرایط افت سریع برای شیب بالادست دارای حالت بحرانی است. با فرض صلب بودن مصالح بدنه سد می توان تصور نمود که معادله لاپلاس بلافاصله پس از تخلیه بر جریان حاکم است. بدین ترتیب امکان رسم یک شبکه جریان برای شرایط مرزی جدید ، با توجه به اینکه خود شیب بالادست اکنون یک خط جریان است ، بوجود آمده و فشارهای منفذی را بوسیله آن می توان بدست آورد. ولی معادله لاپلاس در مورد خاکریزهایی که هنگام تخلیه سریع مخزن فشرده می گردند صادق نیست. برخی از طراحان مایلند که از روش تنش کل در این حالت استفاده کنند که روش های تجربی برای اینکار توسط بیشاپ(Bishop)، هنکل (Henkel ) و هاو (Hawe ) ، (Bishop,1957) ارائه گردیده است. بیشاپ با بیان فشارهای منفذی برحسب پارامترهای فشار منفذی اسکمپتون A و B راه حلی برای محاسبه فشارها در حالت تخلیه سریع برای خاکریزهای قابل تراکم ارائه داده است. فشارهای منفذی حتی در قابلیت تراکم پذیری کم نیز به نحو قابل توجهی از فشارهای منفذی حاصل از شبکه جریان ناپایدار بزرگتر هستند. اداره عمران آمریکا (USBR,1987)، حالات مختلفی را برای بررسی پایداری سد لازم دانسته است ، لیکن شرایط آبگیری اولیه بین آنها مستقیما ذکر نشده است .[۱۰] ۲-۱۰ لغزش یا گسیختگی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریف نظری: بنا به گفتۀ زنان سرپرست خانوار نیازهای سیاسی آنها در داشتن امنیت و عدالت و همچنین مورد توجه قرار گرفتن آنها از سوی مسئولین تعریف می شود. با توجه به عقیدۀ چلبی. در این بعد انسان موجودی هدفمند و بالقوه مضطرب (انسان سیاسی) است که جهت حفظ آرامش و نگاه داشتن خود در ارتباط با محیط اثباتی و اجتماعی(در ارتباط با دیگران ) در صدد تحقق اهداف خود بر می آید (موسوی،۱۳۹۲: ۱۳۹). از نظر چلبی نیازهای سیاسی مثل فراغت از تهدید مالی، جانی، فکری و فراغت از تهدیدهای اجتماعی میباشد(چلبی، ۱۳۸۹: ۴). بنابراین این متغیر را با توجه به نتایج مصاحبه ها و تعریف چلبی با منابع سیاسی مثل “اقتدار، امنیت، عدالت و توجه مسئولین” شاخصسازی می کنیم.
 تعریف عملیاتی: بنا بر آنچه که گفته شد نیاز سیاسی با شاخص اقتدار، امنیت، عدالت و توجه مسئولین و با ۴ گویه سنجیده می شود. گویه های این متغیر در موارد: فرصت دخالت در تصمیم گیریها و برنامه ریزیهای دولتی(چقدر نیازهای این جمعیت به عنوان گروه اجتماعی در برنامه ریزیها مورد توجه برنامه ریزان قرار میگیرد)، داشتن اطمینان و امنیت از پیشرفت فرزندان بر اثر ابزار لیاقت و شایستگی، احساس برابر بودن با دیگر افراد جامعه در برابر قانون و رعایت شدن اصول اخلاقی از سوی مسئولین هنگام برخورد با آنها انجام یافته است. متغیر نیازهای سیاسی در تمام ابعاد آن با یک گویه مشترک یعنی؛ تا چه حد از نیازهای ذکر شده برخوردارید؟ سنجیده می شود. همچنین متغیر نیازهای سیاسی در قالب طیف لیکرت شش گزینهای مقیاسبندی شده است: اصلاً، خیلی کم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد. جدول شماره(۳-۱): شاخص های متغیر نیازهای اجتماعی
| مفهوم |
ابعاد |
شاخص |
گویه ها |
| |
نیازهای اقتصادی |
منابع اقتصادی، ثروت و درآمد |
۱- درآمد کافی۲- برخورداری از مسکن مناسب۳- دسترسی به موارد غذایی اصلی۴- میزان دسترسی به وسایل نقلیه ۵- استفاده از امکانات بهداشتی و درمانی مناسب |
| |
نیازهای اجتماعی |
اعتماد، آبرو، حیثیت و منزلت اجتماعی |
۱- اعتبار و نفوذ در بین اطرافیان ۲- شأن و منزلت اجتماعی ۳- آبرومندی ۴- احساس کمتر بودن و ضعف ۵- اعتماد |
| نیازهای اجتماعی |
نیازهای فرهنگی |
انواع مهارت ها و معارف ها |
۱-داشتنن تحصیلات کافی.۲- داشتن شغل مناسب احساس موفقیت ۳- داشتن اطمینان نسبت به تواناییهای خود ۴- داشتن مهارت برای زندگی بهتر ۵- افتخار نسبت به توانایی ۶- دارا بودن ویژگیهای مثبت ۷- درست انجام دادن وظایف محوله، |
| |
نیازهای سیاسی |
اقتدار، امنیت، عدالت و توجه مسولین |
۱- نیازهای شما به عنوان یک گروه اجتماعی در برنامه ریزیها مورد توجه برنامه ریزان قرار میگیرد ۲- داشتن اطمینان و امنیت از پیشرفت فرزندان بر اثر ابزار لیاقت و شایستگی۳- احساس برابر بودن با دیگر افراد جامعه در برابر قانون۴- رعایت شدن اصول اخلاقی از سوی مسئولین هنگام برخورد با آنها |
۳-۱-۷-۲-۲-۲. متغیر مستقل: احساس نابرابری اجتماعی رابرتگر(۱۳۷۷) احساس نابرابری را مقایسه، ادراک، ارزیابی و سرانجام نتیجه گیری از شرایطی میدانند که تحت آن شرایط کنشگر در مییابد در مقایسه با دیگران به طور برابر به منابع ارزشمند دسترسی ندارد، این احساس از آنجا ناشی می شود که کنشگر درک می کند، بین آنچه که خود را مستحق آن میداند و آنچه که می تواند به دست آورد، شکاف وجود دارد(جواهری، ۱۳۹۱: ۱۱۵). همچنین چلبی(۱۳۸۲) معتقد است که مردم جامعه بیش از آن که از نابرابری واقعی رنج ببرند، از احساس ذهنی نابرابری یا نابرابری ادراک شده رنج می برند. این احساس ذهنی موجب مشکلات عدیدهای می شود از جمله پیامدهای آن افزایش اضطراب اجتماعی، کاهش کرامت و حرمت انسانی، کاهش حساسیت نسبت به حقوق اکثریت، کاهش اعتماد اجتماعی و کاهش تمایل به اخلاق مسئولیت و نظایر آن میباشد(همان). بنا به عقیده چلبی نابرابریهای اجتماعی به صورت نابرابری اجتماعی، نابرابری اقتصادی، نابرابری فرهنگی و نابرابری سیاسی در سطح جامعه دیده می شود. اما از آنجا که واحد تحلیل در این پژوهش فرد میباشد بنابراین میزان احساس نابرابری در هر یک از ابعاد آن سنجیده می شود بنا به عباراتی به موازات وجود هر یک از این نابرابریها یک نوع احساس نابرابری نیز وجود دارد، بدین معنا که شخص، شرایطی را که در آن زندگی می کند در مقایسه با شرایط زندگی اطرافیانش، ناعادلانه احساس می کند. در واقع سوألاتی که در مورد پاسخگویی مؤثر به نیازها مطرح بود در این قسمت در مقایسه با اطرافیان سنجیده می شود تا میزان احساس نابرابری در هر بعد مشخص شود. در ذیل به تعریف مفهومی و عملیاتی هر یک از ابعاد احساس نابرابری اجتماعی میپردازیم. ۳-۱-۷-۲-۲-۲-۱.احساس نابرابری اقتصادی تعریف نظری: بنا به عقیده چلبی، نابرابری اقتصادی به معنای دسترسی نابرابر آحاد جمعیت به منابع اقتصادی مثل ثروت و درآمد است که با ساز و کار استبداد به طرد اجتماعی میانجامد. همچنین با توجه به نتیجۀ مصاحبه با جمعیت هدف نیاز اقتصادی(خوراک، پوشاک، مسکن) به عنوان اصلیترین نیاز زنان سرپرست خانوار مطرح شد که این جمعیت به دلیل دسترسی نابرابر به این منابع احساس نابرابری میکردند. بنابراین با توجه به نتیجۀ مصاحبه با زنان سرپرست خانوار و همچنین تعریف چلبی نابرابری اقتصادی در “ثروت و درآمد” شاخصسازی می شود. تعریف عملیاتی: همانطور که گفته شد بنا به سطح تحلیل این پژوهش، احساس نابرابری اقتصادی در جامعه نمونه در مقایسه با اطرافیان سنجیده می شود. بنابراین این بعد از متغیر حاضر به صورت احساس وضعیت جامعه نمونه در مقایسه با اطرافیان و با شاخص ثروت و درآمد و با ۵ مورد که در تمام ابعاد آن، با یک گویه مشترک یعنی؛ وضعیت شما نسبت به اطرافیانتان چگونه است؟، سنجیده می شود. گویه های این متغیر در موارد؛ درآمد کافی برخورداری از مسکن مناسب، دسترسی به موارد غذایی اصلی، میزان دسترسی به وسایل نقلیه، استفاده از امکانات بهداشتی و درمانی مناسب انجام گرفته است. همچنین این متغیر در قالب طیف لیکرت شش گزینهای مقیاسبندی شده است، که طیف خیلی ضعیفتر از دیگران(کد ۰)، ضعیفتر از دیگران(کد ۱)، تا حدی ضعیفتر از دیگران(کد ۲)، مثل دیگران(کد ۳ )، بهتر از دیگران(کد ۴)، خیلی بهتر از دیگران(کد ۵ ) بیانگر نمودی از احساس نابرابری اجتماعی است. ۳-۱-۷-۲-۲-۲-۲.احساس نابرابری اجتماعی تعریف نظری:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کاویانی، حسین و حق شناس، حسن (۱۳۷۹). مطالعه مقدماتی برای انطباق و هنجاریابی پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر. فصلنامه تازه های علوم شناختی، سال دوم، شماره ۳ و ۴٫
 کاویانی، حسین و پور ناصح، مهرانگیز (۱۳۸۴). اعتباریابی و هنجارسنجی پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر در جمعیت ایرانی. مجله دانشکده پزشکی، ۲، ۹۸- ۸۹٫ کلدی، علیرضا و مهدوی، رمضان (۱۳۸۲). بررسی منابع کنترل درونی و بیرونی در بازگشت مجدد به اعتیاد در اردوگاه کاردرمانی زنجان. فصلنامه رفاه اجتماعی، سال سوم، شماره ۹، ۳۳۱-۳۰۷٫ کورتیس، آنتونی، جی. (تاریخ چاپ نامشخص). روان شناسی سلامت. ترجمه شهناز محمدی (۱۳۸۵). تهران: نشر ویرایش. گروسی فرشی، میر تقی (۱۳۸۰). رویکردی نوین در ارزیابی شخصیت (کاربرد تحلیل عاملی در مطالعات شخصیت). تبریز: نشر دانیال و جامعه پژوه. گودرزی، محمد علی، زرنقاش، مریم و زرنقاش، مینا (۱۳۸۳). برداشت افراد سوء مصرف کننده مواد از الگوهای انضباطی والدین. مجله اندیشه و رفتار، ۱۰، ۲۴۹-۲۴۱٫ لطف آبادی، حسین (۱۳۸۰). روان شناسی رشد (۲): نوجوانی، بزرگسالی. تهران: سازمان مطالعات تدوین کتب علوم اساسی دانشگاه ها (سمت). ماسن، پاول همندی، گلیگان، جروم، هوستون، آستا کارول و کانچر، جان (۱۹۹۵). رشد شخصیت کودک. ترجمه مهشید یاسایی (۱۳۸۱). تهران: انتشارات رشد. محمدخانی، شهرام و اسکندری، حسین (۱۳۸۴). بررسی همه گیرشناسی مشکلات رفتاری دانش آموزان ۱۵-۷ ساله شهر تهران. فصلنامه روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه، شماره ۲، ۹۲-۷۱٫ مددی، عباس علی و نوغانی، فاطمه ( ۱۳۸۴ ). درسنامه اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر مطابق با سرفصل ستاد انقلاب فرهنگی. کرمانشاه: نشر جامعه نگر. مسکنی، کاظم و جعفر زاده فخار، مهدی (۱۳۸۷). بررسی شیوع عوامل خطر در اعتیاد و ترک اعتیاد معتادان خود معرف. مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی سبزوار، دوره ۱۵، شماره ۳، ۱۸۱-۱۷۶٫ مهریار، امیرهوشنگ و جزایری، مجتبی (۱۳۷۷). اعتیاد، پیشگیری و درمان. تهران: نشر روان پویا. مینایی، اصغر (۱۳۸۵). انطباق و هنجاریابی سیاهه رفتاری کودک آخنباخ، پرسشنامه خودسنجی و فرم گزارش معلم. پژوهش در حیطه کودکان استثنایی، ۱۹، سال ششم، شماره۱، ۵۵۸-۵۲۹٫ مینویی، محمود و صالحی، مهدیه (۱۳۸۳). بررسی عملی بودن، اعتبار، روایی و هنجاریابی آزمون های APS، AAS، MAC-R به منظور شناسایی افراد در معرض و مستعد سوء مصرف مواد در بین دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر تهران. اعتیادپژوهی، فصلنامه علمی- پژوهشی سوء مصرف مواد، سال اول، شماره سوم. هواسی، ناهید (۱۳۸۰). بررسی و مقایسه شیوه های فرزندپروری خانواده های دارای نوجوانان معتاد و غیر معتاد. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه الزهراء تهران. هومن، حیدر علی (۱۳۸۵). تحلیل داده های چند متغیری در پژوهش رفتاری. چاپ دوم، تهران: موسسه چاپ و انتشارات پیک فرهنگ. هومن، حیدرعلی (۱۳۸۷). مدل یابی معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار لیزرل. چاپ دوم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت). منابع انگلیسی Abar, B., Carter, K. L., & Winsler, A. (2009). The effects of maternal parenting style and religious commitment on self-regulation, academic achievement, and risk behavior among African-American Parochial college students. Journal of Adolescence, 32, 259-273. Adams, P. E. (2010). Understanding the different realities, experience, and use of self-esteem between black and white adolescent girls. Journal of Black Psychology, 36, 255-276. Alizade, H. & Andries, C. (2002). Interaction of parenting styles and attention deficit hyperactivity disorder in Iranian parents. Journal of Child and Family Behavior Therapy, 24 (3), 37-52. Ames, S. L., Zogg, J. B., & Stacy, A. W. (2002). Implicit cognition, sensation seeking, marijuana use, and driving behavior among drug offenders. Journal of Personality and Individual Differences, 33, 1055-1072. Andersson, P. & Eisemann, M. (2003). Parental rearing and individual vulnerability to drug addiction: A controlled study in a Swedish sample. Nordic Journal of Psychiatry, 57, 147-156. Armeli, S., Carney, A. M., Tennen, H., Affleck, G., & Oneil, P. T. (2000). Stress and alcohol use: A daily process examination of personality and social psychology. Journal of Addiction, 78, 979 – ۹۹۴٫ Asher, J. A. (2006).Exploring the relationship between parenting styles and juvenile delinquency. Dissertation for the degree of master of science. Aunola, K. & Nurmi, J. E. (2005). The role of parenting styles in children’s problem behavior. Journal of child development, 76, 1144-1159. Bailey, J. A., Hill, K. L., Oestele, S., & Hawkins, J. D. (2009). Parenting practices and problem behavior across three generation: Monitoring, harsh discipline, and drug use in the generational transmission of externalizing behavior. Journal of Development Psychology, 45, 1214-1226. Bal, S., Crombez, G., Vanoost, P., & Debourdeaudhuij, I. (2003). The role of social support in well-being and coping with self-report stressful events in adolescents. Journal of Child Abuse and Neglect. 27, 1377-1395. Ball, S. A. (2005). Personality traits, problems, and disorders: Clinical applications to substance use disorders. Journal of Research in Personality, 39, 84-102. Beasley, M., Thompson, T., & Davidson, J. (2003). Resilience in response tolife stress: The effect of coping style and cognitive hardiness. Journal of Personality and Individual Differences, 34, 77-95. Ben-Zur, H. (2009). Coping style and affect. International Journal of Stress Management, 16, 87-101. Beyesr, w. & Goossens, L. (2003). Emotional autonomy, psychological adjustment and pranting: Interactions, moderating and mediating effects. Journal of Adolescence, 22, 753-769. Bosworth, H. B., Bastian, A., Rimer, B. K., & Siegler, C. (2003). Coping styles and personality domains related to menopausal stress. Journal of Women’s Health Issues, 13, 32-38. Botvin, G. & Botvin, M. (1992). Adolescent tobacco, alcohol and drug abuse: Prevention strategies, empirical findings, and assessment issues. Journal of Developmental and Behavioral Pediatrics, 13, Bradly, R. H. & Corwyn, R. F. (2008). In fant temperament, parenting, and externalizing behavior in first grade: A test of the differential susceptibility hypothesis. Journal of Psychology and Psychiatry, 49, 124-131. Brand, S., Hatzinger, M., Beck, J., & Holsboer-Trachsler, E. (2009). Perceived parenting styles, personality traits and sleep patterns in adolescents. Journal of Adolescence, 32, 1189-1207. Brodzinsky, D. M., Elias, M. J., Steiger, C., Simon, J., Gill, M., & Hitt, J. C. (1992). Coping scale for children and youth: Scale development and validation. Journal of Applied Developmental Psychology, 13, 195–۲۱۴٫ Bronte-Tinkew, J., Moore, K. A., & Carrano, J. (2006). The father-child relationship, parenting styles, and adolescent risk behaviors in intact families. Journal of Family Issues, 27, 850-881. Brook, J. S., Whiteman, M., & zheng, L. (2002). Intergenerational transmission of risks for problem behavior. Journal of Abnormal Child Psychology, 30, 65-76. Brown, C. H., Guo, J., Singer, L. T., Downes, K., & Brinales, J. M. (2009). Examination the effect of school-based drug prevention programs on drug use in rural setting: Methodology and initial findings. Journal of Rural Health, 23, 29-36. Campbell, S. B., Shaw, D.S., & Gilliom, M. (2000). Early externalizing behavior problems: Toddlers and preschoolers at risk later maladjustment. Journal of Development and Psychology, 12, 467-488. Campbell, S. B., woods, A. B., Chouaf, K. L., & Parker, B. (2000). Reproductive health concequences of intimate partner violence: A nursing research review. Journal of Clinical Nursing Research, 9, 217-237. Caspi, A. (2000). The child is father of the man: Personality continuities from childhood to adulthood. Journal of Personality Social Psychology, 34, 159-163. Catharine, M., Fisk, J. E., & Craig, L. (2008). The effects of perceived parenting style on the propensity for illicit drug use: The importance of parental warmth and control. Journal of Drug and Alcohol Review, 27, 640-649. Chen, X., Rubin, K. H., Liu, M., Chen, H., Wang, L., & Li, D. (2003). Compliance in Chinese and Canadian toddlers: A cross-cultural study. International Journal of Behavioral Development, 27, 428-436. Clark, L. A. & Watson, D. (1995). Constructing validity: Basic issues in objective scale development. Journal of Psychological Assessment, 7, 309–۳۱۹٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه بیابانیشدن اراضی پدیدهای است که بسیاری از مناطق مختلف جهان را تهدید می کند، بر همین اساس انجام مطالعاتی در زمینه مشخصکردن نرخ تخریباراضی و وضعیت تخریب و همچنین با ارزیابی معیارها و شاخص های مختلف و مطالعات همه جانبه در زمینه بیابانزایی، می تواند سبب ارائه راهکارهای مدیریتی مناسب شده و از گسترش بیابانزایی جلوگیری نمود. نتایج این تحقیق می تواند به عنوان یک منبع برای انجام اقدامات مدیریتی به منظور کاهش میزان فرسایش وتولید رسوب و استفاده بهینه از آبهای موجود در منطقه از طریق کشت گونه های سازگار با شرایط محیطی منطقه و نیز قرقکردن منطقه است. به کارشناسان منابعطبیعی کمک می کند تا روشهای احیایی مناسبی با شرایط اقلیمی منطقه وهمچنین روشهای مناسب مبارزه با فرسایش آبی وبادی را اجرا نمایند. می تواند برای ساکنین منطقه هشداری باشد که از چرای زودرس مراتع پرهیز کرده و دام را با توجه به ظرفیت مرتع وارد منطقه کنند. با مشخص کردن سهم هر یک از فاکتورها در مدلهای مطرح شده و مشخص نمودن نحوه اثر آنها بر پدیده بیابانزایی راهکارهایی مناسب جهت بیابانزایی در منطقه که سازگار با شرایط منطقه باشد را میتوان ارائه داد.
 سازمانهای بهرهبردار احتمالی: اداره منابعطبیعی و آبخیزداری مرکز تحقیقات کشاورزی و منابعطبیعی مراکز دانشگاهی مراکز مطالعاتاجرایی مدیریت بحران استانداری فصل دوم سابقه تحقیق سابقه تحقیق در ایران و جهان ۲-۱- مقدمه آثار پدیده بیابانزایی را در هر منطقه میتوان به واسطه پیدایش تعدادی از فرایندهای تخریبی در اکوسیستم مشاهدهکرد و جهت ارزیابی و توصیف، آنها را به کمک روشهای متعددی به صورت کیفی و کمی ارزشیابی کرد. در این زمینه باید گفت که ارزیابی شدت بیابانزایی در مناطق مختلف با بهره گرفتن از مدل بیابانزایی از جمله این روشها است که دارای اهمیت بسیار زیادی است. تا به حال مطالعات گستردهای در این رابطه در نقاط مختلف دنیا و نیز ایران انجام شده که برخی از آنها به شرح زیر است. ۲-۲- سابقه تحقیق در جهان در سال ۱۹۷۶ اولین تحقیق غیر رسمی که به صورت منطقهای در امر تهیه نقشه بیابانزایی انجام شد، توسط محققین دانشگاه هامبورگ و در کشور سودان صورتپذیرفت. این تحقیق در منطقهای تحت عنوان دارفور و به مدت چهار سال در سودان انجام پذیرفت. نتایج این کار شامل دو نقشه کاربری اراضی و بیابانزایی بود که در ارتباط با هم بودند (ابراهیم[۸]، ۱۹۸۰) ]۸[. در بررسی نقشه بیابانزایی فوق، سه دستهاطلاعات با هم تلفیق و همپوشانی شدند تا نقشه مذکور بدست آید که این اطلاعات به قرار زیر میباشند: فعالیتهای مرفودینامیکی (فرسایش بادی، فعالیت مجدد تلماسهها، فرسایش رودخانهای و…) که بیانگرفرآیندهای فرسایش بیابانزایی بودند. وضعیت اقلیمی و پوششگیاهی (بیابان، نیمهبیابانی، ساوانا و…) که به عنوان پیش فرضهای فرایند بیابانزایی در نظر گرفته شدند. درجه خطر و خسارت بیابانزایی در ارتباط با فشار انسان و دام. اولین فعالیت رسمی که به صورت گستردهای در زمینه ارزیابی و نقشهبندی با هدف یک درک بهتر از مسائل پیچیده بیابانزایی انجامشد، تهیه نقشه جهانی بیابانزایی (UNCCD) بود که توسط [۹]UNESCO، WMD [۱۰] و FAO[11] در سال ۱۹۷۷ وبه دنبال مطرح شدن مسائل و مشکلات بیابانزایی انجام شد. این نقشه با مقیاس ۱:۲۵۰۰۰۰۰۰ تهیه و مشخصکننده مناطق بیابانی به انضمام مناطق مجاور آنها که در معرض خطر شدید این پدیده قرارداشتند بود به صورتی که با مراجعه به این نقشه سه دسته اطلاعات از هر منطقه بدست می آید که به شرح زیر هستند: ۱- فرایندهایی که منجر به ظهور پدیده بیابانزایی شده اند: در اینجا فرایندهایی که منجر به پدیده بیابانزایی شده اند مورد بررسی قرارگرفتند که طی آن فرایندهای فرسایش بادی، شور شدن و میزان حرکت ماسه به عنوان اصلیترین عوامل در بروز بیابانزایی معرفی شدند. ۲- درجه خطر بیابانزایی مربوط به هر منطقه: در این بخش، مناطق مختلف از نظر خطر بیابانزایی به سه کلاس، بیابانزایی کم، بیابانزایی شدید و بیابانزایی بسیار شدید تقسیم شدند. ۳- عوامل انسانی و محیطی در ایجاد بیابانزایی: در اینجا هم عوامل زیستاقلیمی و هم عوامل انسانی مورد بررسی قرارگرفته تا در این رابطه عامل اصلی مشخص شود. باید توجه شود که در بخش عوامل انسانی، فشار شدید انسان و دام بر محیط و عرصه، از جنبه افزایش جمعیت، اقدامات نامناسب و در بخش زیستاقلیمی، نوع اقلیم را با توجه به طبقه بندی اقلیمی به چهار دسته فراخشک، خشک، نیمهخشک، و نیمهمرطوب تقسیم بندی شدهبودند مورد ارزیابی قرار گرفتند ]۱۸[. در سال ۱۹۸۰ تحقیقی با هدف طراحی یک روش مقدماتی برای ارزیابی و تهیه نقشه بیابانزایی توسط فائو- یونپ شروع شد که اهداف زیر را دنبال میکردند: افزایش سطح دانش پرسنل توسعه روشهایی جهت ارزیابی و نقشهبندی بیابانزایی اجرای این روشها و آزمون آنها در مناطق دیگر مستند نمودن روشهای مورد قبول و کاربرد آنها در مطالعات منطقهای پیشنهاد این روش به منظور استفاده در ارزیابیهای بعدی در مناطقی که در معرض بیابانزایی هستند. در روشهای ذکر شده وضعیت فعلی، میزان و خطر بیابانزایی مورد توجه قرار گرفته و به منظور بررسی آنها هشت فرایند بیابانزایی تفکیک و مشخص شدند که به شرح زیر هستند ۱- فرسایش آبی ۲- فرسایش بادی ۳- ماندابی شدن ۴- تخریب ساختمان خاک ۵- زوال پوششگیاهی ۶- تجمع مواد سمی ۷- کاهش مواد آلی خاک ۸- شور و قلیاشدن خاک اطلاعات موردنیاز این کار از تفسیر عکسهای هوایی، مشاهداتزمینی، تصاویر ماهوارهای، گزارشات پارامترهای مختلف، نقشههای توپوگرافی و سایر عوامل بدست آمد؛ سپس ارزیابی و تهیه نقشه به کمک مدلسازی آماری و در چهار کلاس خفیف، متوسط، شدید و بسیار شدید انجام پذیرفت. این کار طی چهار سال کار میدانی در نقاط مختلف جهان از جمله مکزیک، تگزاس، ولتای علیا، سودان، تونس، سوریه، پاکستان، ترکمنستان، و استرالیا مورد آزمون و ارزشیابی قرارگرفت که در سال ۱۹۸۴ تحت عنوان روش مقدماتی جهت ارزیابی و نقشهبندی بیابانزایی منتشر گردید که بیشتر برای کاربرد در شرایط مرتعی توصیه شده است ]۸[. در سال ۱۹۸۵، برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد با همکاری دولت کنیا طرح راهنمایی ارزیابی و نقشهبندی بیابانزایی را مورد اجرا قرار داد. هدف انجام طرح مذکور ارزشیابی روش فائو- یونپ بود و با انجام آن مشخص شد که علاوه بر فوایدی که این روش جهت ارزیابی بیابانزایی دارد، دارای یکسری ایراد و نواقص است که میتوان به عدم کاربرد سامانه اطلاعات جغرافیایی اشاره کرد، ولی با اجرای این روش و نیز استفاده از سامانه اطلاعاتجغرافیایی در انجام آن نتایج حاصله نشان داد که فوائد استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی در این زمینه بسیار مفید و ارزشمند است. جهت ارزیابی در این روش پنج شاخص بیابانزایی شامل فرسایشآبی، فرسایشبادی، تخریب پوششگیاهی، بهره برداری از مراتع و شاخص سکونتگاهی انسان. اطلاعات مورد نیاز به صورت مستقیم از عملیاتصحرایی و میدانی بدست آمد، در نهایت با تلفیق لایه های مربوط به شاخص ها خطر بیابانزایی محاسبه شد، و نیز با رویهم قراردادن اطلاعات رقومی مربوط به داده ها، شاخص بیابانزایی و نقشههای خطر آن مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج همبستگی به صورت نسبت سطح متغیر ثانویه به سطح کل متغیر اولیه برای هر طبقه نشان داده شده و در نهایت محدودههای کلاس ها توسط ارزیابی داده های همبستگی و بررسی مجدد نقشهها تعیین شد ]۴۲[. اولین مطالعه وبررسی جامع تخریب اراضی در سرتاسر ایالت نیوساوث ویلز استرالیا طی سالهای ۱۹۸۸- ۱۹۸۷ انجام شد. در این بررسی تخریب اراضی به این گونه تعریف شده است: “کاهش کیفیت منابعطبیعی تجدیدشونده که معمولاً در نتیجه استفاده غلط و نامناسب از اراضی به وقوع میپیوندند". این تعریف که توسط شرمن و هاگتن در سال ۱۹۸۶ مطرح شد در بررسی فوق مورد استفاده قرارگرفت و بر اساس تعریف فوق تخریباراضی به پدیده های هفت گانه زیر تقسیم بندی می شود: حرکت تودهای، ۱۰۰ هکتار - کلاس۲ شورشدن دیمزارها، ۱۰۰ هکتار - کلاس۳ فرسایش خندقی، ۱۰۰ هکتار - کلاس ۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۱- بر اساس شرایط تابستان و در حالت مجزا بودن واحدها ۴-۱-۱- جدا کننده سه فازی(V-100) در فرایند دریزو در بالای برج احیاء گلایکول، حلال هیدروکربنی به همراه آب و سایر گازها وارد چگالنده میشوند. مقدار ناچیزی از تریاتیلنگلایکول نیز به همراه آب و حلال وارد چگالنده میشود. خروجی چگالنده، یک مخلوط سه فازی شامل یک فاز آبی، یک فاز آلی و یک فاز گاز میباشد. جهت برگشت حلال به درون برج احیاء گلایکول لازم است که حلال از مخلوط جداسازی شود. به این دلیل از یک جداکنندهی سه فازی استفاده میشود. فاز گاز خروجی از جداکننده به flare فرستاده میشود و فاز آب نیز بعنوان پساب از واحد خارج میشود. البته ناخالصیهای درون این آب کم است و میتواند در واحد، جهت مصارف گوناگون به کار رود. نحوهی عملکرد یک جداکنندهی سه فازی با توجه به اشکال زیر توضیح داده میشود. در شکل۴-۱ A نشان دهندهی Vessel، B پایه نگهدارنده، C ورودی خوراک، D تیغهی توزیع کننده، E قطعهی ترکیب کننده، F حباب شکن، G گرداب شکن، H بند و مخزن روغن، I حذف کنندهی ذرات ریز، J سیستم خارج کنندهی شن و ماسه میباشد. شکل(۴-۱): اجزای مختلف جدا کننده سهفازی شکل ۴-۲ نشان دهندهی عملکرد قسمتهای مختلف است. در قسمت ۱، سیال ورودی از طریق نازل به دو جریان ورودی یکنواخت تقسیم میشود، در این قسمت سیالات سنگین در قسمت جمع آوری اولیه و جریان گاز در قسمت بالا جمع میشود. در قسمت ۲، مایع ورودی بخشی از شدت جریان گاز ورودی را کم میکند و از میان تیغههای توزیع کننده بالا میرود و وارد قطعهی ترکیب کننده میشود. در قسمت ۳، مایع یا روغنی که وارد قطعهی ترکیب کننده میشود، سطح توزیع را ماکزیمم میکند و شن و ماسههای جمع شده از طریق سیستم دفعکنندهی شن و ماسه، خارج میشود. در قسمت۴، ذرات بالارونده، یک لایه کفگیری در سطح آب تشکیل میدهند، این لایه کفگیری به قسمتهای مختلف طبقهبندی میشود. وقتی ذرات روغن وارد سطح آب میشود، لایهی روغن غلیظ در مخزن روغن کفزدایی میشود و روغن نیز از طریق شکنندهی جریان گردابی یا از طریق گرانش و یا از طریق پمپ تخلیه میشود. در قسمت ۵، فاز گاز با سطوح بزرگ مواجه میشود و از طریق قسمت تخلیه کنندهی گاز خارج میشود. در قسمت ۶، جریان آب از میان بخش جداکنندهی آب، به صورت آزادانه جریان مییابد و از طریق شکننده گرداب، پمپ و یا نیروی گرانش تخلیه میشود. شکل(۴-۲): نحوه عملکرد جدا کننده سهفازی تریاتیلنگلایکول خروجی از برج جذب قبل از ورود به قسمت احیاء ابتدا پیشگرم میگردد و سپس عملیات flash روی جریان مزبور صورت میپذیرد و گازهای سبک جذب شده در آن در این مراحل جدا گردیده و به عنوان سوخت و یا سایر مصارف دیگر مورد استفاده قرار میگیرد. لذا ترکیبات آروماتیک، آب و همچنین ترکیبات سنگین هیدروکربن جذب شده در تریاتیلنگلایکول وارد قسمت دفع میگردد و در اینجا به علت دمای بالا ( ۲۰۰) از TEG جدا شده و از بالای برج دفع خارج میگردند. جهت جلوگیری از انتشار ترکیبات BTEX و بازیافت حلال هیدروکربنی و جداسازی آنها از فاز آب از یک جداکنندهی سهفازی در شرایط اتمسفریک و در دمای محیط استفاده میشود که گاز آن بدلیل مقادیر کم به محیط تخلیه میگردد و دو فاز مایع پس از جداسازی دوباره به ادامه فرایند هدایت میشوند. لذا لازم است بعد از خروج از برج دفع جریان شامل مواد مذکور، سرد شده و در یک جداکننده، عملیات جداسازی صورت پذیرد. بنابراین با استفاده از یک کندانسور، خروجی برج دفع را تا دمای محیط سرد نموده و سپس بعد از سرد شدن به سمت جداکنندهی سهفازی هدایت کرد، اما با توجه به ترکیبات حاضر در جریان خروجی از برج دفع مشاهده میگردد که تقریباً اکثر مواد حاضر در این قسمت از فرایند، در دمای محیط مایع میباشند و تقریباً حضور ترکیباتی مانند گاز متان و نیتروژن و یا دیاکسیدکربن به دلیل انجام مراحل flash قبل از مرحلهی احیاء خیلی کم و مقادیر آن بسیار پایین میباشد و فاز غالب دو فاز مایع میباشند که عبارتند از فاز فاز آبی و فاز آلی که حاوی ترکیبات BTEX، اندکی تریاتیلنگلایکول و حلال هیدروکربنی میباشد.
 جداکنندهی موجود در فرایند Drizo، یک جداکنندهی سه فازی خواهد بود که در دمای ۳۵ و فشار تقریبیatm 1، دبی ۶۸۹ از محصول بالای برج و خروجی از چگالنده را به سه فاز تفکیک میکند. دبی جرمی فاز آبی در حدود ۳/۱۶۲ و دبی جرمی فاز هیدروکربنی در حدود ۵۱۵ میباشد. مقدار فاز گازی کم بوده و در حدود ۷/۱۱ است. برای سایز کردن جداکنندهی سه فازی مورد استفاده در فرایند Drizo از نرمافزار HYSYS استفاده شده است که نتایج بدست آمده برای تعیین اندازه جداکننده، از قرار زیر میباشند: جدول(۴-۱): اندازه های بدست آمده از نرمافزار HYSYS برای جداکنندهی سه فازی استفاده شده در فرایند Drizo با توجه به شرایط تابستان و در حالت مجزا
| ۶۴۵۸/۰ |
حجم جداکننده(m3) |
| ۶۰۹۶/۰ |
قطر جداکننده(m) |
| ۱۳۴/۲ |
طول جداکننده(m) |
| ۲۰۳۲/۰ |
قطر بوت(m) |
| ۷۱۱۲/۰ |
ارتفاع بوت(m) |
۴-۱-۲- مبدل حرارتی E-100 تجهیزات مورد استفاده در انتقال حرارت با توجه به عملی که در فرایند انجام میدهند تعریف میگردند. مبدلهای حرارتی، حرارت را بین دو جریان فرایندی تبادل میکنند، در حالیکه در کولرها، از یک جریان Utility برای خنک کردن یک جریان فرایندی و در هیترها، از یک جریان Utility برای گرم کردن یک جریان فرایندی استفاده میشود. تقسیمبندی مبدلهای حرارتی بر اساس عملی که در فرایند انجام میدهند به شرح زیر میباشد:
-
- گرمکنها: گرمکنها برای گرم کردن سیالات در فرایند به کار برده میشود و غالباً از بخار آب به عنوان سیال گرمکننده استفاده میشود. با این حال در پالایشگاههای نفت، از روغن داغ جاری در سیکل حرارتی نیز، جهت گرمایش استفاده میکنند.
-
- سردکنها: برای سرد کردن سیالات از سردکن استفاده میشود و آب سرد به عنوان مادهی واسط سرمایش عمل میکند.
-
- چگالندهها: چگالنده نیز نوعی سردکن است ولی هدف از به کارگیری آن گرفتن حرارت محسوس سیال میباشد.
-
- ریبویلرها: هدف از به کار بردن ریبویلرها، تأمین حرارت لازم در فرایند تقطیر به عنوان حرارت نهان است.
-
- تغلیظکنندهی تبخیری: تغلیظکنندهی تبخیری وسیله ایست که برای غلیظ کردن محلولها با تبخیر آب آنها مورد استفاده قرار میگیرد و اگر سیال دیگری نیز همراه با آب تبخیر شود اصطلاح تبخیرکننده به کار برده میشود.
تقسیمبندی دیگری از مبدلهای حرارتی بر اساس آرایش جریان میباشد. بر اساس آرایش جریان، مبدلهای حرارتی به دو دستهی زیر تقسیم میشوند:
- مبدلهای حرارتی با جریان موازی(Co-Current):
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- انعطاف پذیری و نحوه فکری
- تحلیل - ترکیب
بازسازی
اقتباس از بارکلی (۲۰۰۰) بازداری رفتاری، اساس شالوده و میانجی چهار کارکرد اجرایی قرار میگیرد. این چهار کارکرد عبارتند از: حافظه غیرکلامی، حافظه فعال کلامی، خودتنظیمی و بازسازی بارکلی معتقد است، این سیستم در ناحیه قشر مخ حدقهای و جسم مخطط مغز قرار گرفته و روی هم رفته بازداری رفتاری عبارت است از توانایی فرد در به تأخیر انداختن پاسخهای فوری به محرکهای محیطی (بارکلی، ۲۰۰۰). حافظه فعال غیرکلامی از طریق تجسم شنوایی و بینایی به خودتنظیمی کمک میکند و این در حالی است که حافظه فعال کلامی به درونی سازی کلام و شکل گیری گفتار درونی کمک می کند. خود گویی و یا گفتگو با خود منجر به انعکاس مشکل و حل مشکل میگردد. این گفتگوی درونی شده شکلی از ارتباط متقابل بازداری رفتاری است، طوری که با توجه به خصوصیات رویدادهای موجود پسخوراندهایی را برای سیستم بازداری رفتاری فراهم میکند. در ضمن حافظه فعال غیرکلامی و کلامی نیز با یکدیگر تعادل دارند. توانایی تنظیم عاطفه و هیجان متناسب با رویدادها، خودتنظیمی نامگذاری شده است. خودتنظیمی که گاهی خود گردانی خلق، انگیزش وسطح انگیختگی نیز نامیده میشود. با درونی سازی هیجانات شرایطی را برای ایجاد انگیزه در مورد رفتارهای آنی فراهم میکند. نهایتاً بازسازی که به عنوان تعامل دو فرایند تحلیل و ترکیب[۱۹۳] توصیف شده است عبارت است از توانایی تقسیم کردن رفتارهای مشاهده شده به اجزاء تشکیل دهنده که بتوان آنها را در رفتارهای جدیدی که به سمت یک هدف گرایش دارند دوباره ترکیب کرد (بارکلی، ۲۰۰۰، ۱۹۹۸).
 بارکلی (۱۹۹۸) برای اینکه رابطه بین ناهنجاریهای زیستی با مشکلات رفتاری ADHD را توضیح دهد، روی اختلال در بازداری رفتاری و کنترل شخصی تمرکز میکند. این اختلال در چهار زمینه عملکرد نمایان میشود: ۱)حافظه فعال غیرکلامی ۲) درونی کردن گفتگو با خود ۳) خودگردانی خلق، انگیزش و سطح انگیختگی ۴) بازسازی. در نظر بگیرید چگونه هر یک از این اختلالها در رفتار کودک نمایان میشوند. مشکلات مربوط به حافظه فعال باعث میشوند کودک نتواند حساب زمان را نگهدارد یا چیزهایی مانند موعدها و تعهدات را به یاد آورد. اختلال در درونی کردن گفتگو با خود بدان معنی است که این کودکان نمیتوانند افکارشان را برای خودشان نگهدارند یا به سؤال کردن از خود یا هدایت خود بپردازد؛ در عوض آنها خیلی زیاد حرف میزنند و فاقد درک رفتار قانونمند هستند. اختلال در خودگردانی خلق و انگیزش باعث میشود آنها بدون سانسور، تمام هیجانات خود را آشکار سازند، در حالی که قادر نیستند سایق و انگیزش خودشان را تنظیم کنند. اختلال در توانایی بازسازی، به توانایی محدود در حل کردن مسائل منجر میشود، زیرا آنها نمیتوانند رفتارها را تجزیه و تحلیل کنند و رفتارهای جدیدی را از آنها به وجود آوردند (هالجین و ویتبورن، ۱۳۸۶). بارکلی (۲۰۰۰) معتقد است که میانجی اصلی همه کارکردهای اجرایی، بازداری رفتاری است. وی میافزاید، بازداری رفتاری یا شخصی سازی گفتار و رفتار اولین عملکرد در مدل وی برای رشد کودکان است که با حافظه فعال غیر کلامی دنبال میشود و بازداری رفتاری را به عنوان ساختار اولیه برای رشد خطی چهار کارکرد اجرایی باقیمانده مطرح میکند. نیگ[۱۹۴] (۲۰۰۱) به نقل از آلفورد (۲۰۰۶) بیان میدارد، نقص حرکتی – اجرایی بازداری باعث ایجاد مشکلاتی در تنظیم برانگیختگی حافظه فعال و سایر عملکردهای تنظیمی میشود. بطور مشابهی بارکلی (۲۰۰۰) نیز در مورد وجود ارتباط پیوسته بین بازداری رفتاری و کارکردهای اجرایی که کنترل رفتاری را شکل می دهند صحبت کرده است. سیستم بازداری رفتاری به ظاهر شدن مؤثر کارکردهای اجرایی کمک میکند. به علاوه اگر سیستم بازداری رفتاری نتواند رفتارها را درونی (با شکست در بازداری پاسخها) در چهار کارکرد اجرایی دیگر نقصهای متعددی پدید خواهد آمد. بارکلی (۲۰۰۰) معتقد است این شکست سیستم بازداری رفتاری دقیقاً همان چیزی است که در افراد مبتلا به ADHD اتفاق میافتد. وی میافزاید مفهوم کلی بازداری رفتاری با کنترل رفتاری مترادف است. بارکلی تصریح میکند که بازداری رفتاری به نتیجه ی اثر متعادل سه فرایند زیر باز میگردد:
- بازداری یک پاسخ غالب (بازداری اولین و قویترین واکنش به یک رویداد).
- مکث یک پاسخ در حال انجام.
- پردازش بدون حواسپرتی پاسخهای انتخاب شده.
در ابتدا فرد نیاز دارد یک پاسخ غالب را بازداری کند. با انجام این کار میتواند با ۱) تحلیل موقعیت و ۲) تشخیص اینکه لازم است پاسخ را ارائه دهد یا قطع کند، در پاسخ در حال انجام تأخیر و مکث ایجاد کند و در نهایت به دنبال تحلیل مکانیزم بازداری برای فرآیندهای اولیه، دفاع ایجاد میکند و به آنها اجازه میدهد بدون حواسپرتی ظاهر شوند. مدل ترکیبی بارکلی از ADHD مطرح میکند که نقص در بازداری رفتاری به اختلالهای ثانوی در چهار کارکرد اجرایی درونی سازی گفتار، حافظه فعال، بازسازی و خودتنظیمی عاطفه، انگیزش و برانگیختگی منجر میشود. این چهار کارکرد اجرایی را میتوان به عنوان تواناییهای روانی که منجر به خود کنترلی میشوند در نظر گرفت و بنابراین تا اندازهای به بازداری وابستهاند. این اعتقاد هست که اختلالهای ثانوی به کاهش کنترل رفتاری حرکتی منجر میشود (بارکلی، ۱۹۹۷). کودکان دارای ADHD در توجه و بازداری به عنوان دو فرایند اصلی شناختی دارای مشکل میباشند و رفتار خود را نمیتوانند به طور مناسبی تنظیم کنند (کرانوچویل و موریس، ۱۳۸۷). اگرچه بازداری رفتاری، نظریهای است که در حال حاضر تأکید زیادی بر آن شده است، اما مناظره بین «نقایص توجه» در مقابل «بازداری» و ارتباط بین این دو عامل هنوز ادامه دارد. نظریه لوریا و ویگوتسکی: نظریه تحول شناختی[۱۹۵] کودکان ویگوتسکی[۱۹۶] (۱۹۷۸) پذیرفتهترین جایگاه را در مورد اهمیت صحبت شخصی[۱۹۷] در تحول شناختی آنها دارد. طبق نظر ویگوتسکی صحبت شخصی منشأ گرفته از صحبت بیرونی یا صحبت با صدای بلند، به منظور ارتباط برقرار کردن با خود برای خود راهگشایی[۱۹۸] و خود هدایتی[۱۹۹] میباشد. اساساً گفتار بیرونی به کار گرفته میشود تا در کنترل کردن و هدایت رفتار به کودک کمک نماید. با این وجود همزمان با رسش کودک، رفتار آنها تحت کنترل خودآموزیهای کلامی در میآید و صحبت شخصی نیز از افکار کلامی درونی و گفتگوی درونی کودک نشأت میگیرد. طبق این نظریهی کودکان ADHD، در تحول شناختی و تحول صحبت شخصی نسبت به کودکان نرمال نقصهایی را نشان میدهند. هادیان فرد (۱۳۸۰) نشان داد که، در نظریهی لوریا و ویگوتسکی، یک کودک طبیعی با میانجیگری زبان در طی رشد به تنظیم فرآیندهای شناختی نایل میشود. آنها معتقدند در ماههای اولیه، ابتدایی ترین و غیرارادیترین نوع توجه، که به قویترین و یا به لحاظ زیستی مهمترین محرک ها جلب میشود، در کودک ظاهر میگردد. این نوع توجه، شامل گرداندن چشمها، چرخاندن سر به طرف منبع محرکها، متوقف شدن سایر اشکال نامربوط فعالیت و مجموعه معینی از واکنشهای تنفسی، قلبی- عروقی و گالونیکی میشود. پاولوف این نوع توجه را بازتاب جهت یابی[۲۰۰] نامید. این بازتاب بین انسان و سایر پستانداران مشترک است و نسبت به محرکهای جدید با حائز اهمیت رخ میدهد. از طرف دیگر، بر اثر تکرار این محرکها، بازتاب جهتیابی کاهش مییابد، که اصطلاحاً به آن خوگیری[۲۰۱] گفته میشود (لوریا، ۱۹۸۲،۱۹۷۹؛ لوریا، ۱۳۶۸؛ ویگوتسکی، ۱۹۶۲) به نقل از هادیان فرد (۱۳۸۰)، معتقدند که تمام فرآیندهای توجه در کودک متأثر از محرکهای جدید با حائز اهمیت از لحاظ بیولوژیک نیست و به صورت غیرارادی اتفاق نمیافتد، بلکه نوع عالیتر توجه نیز وجود دارد که توجه ارادی نامیده میشود. این نوع توجه ریشه زیستی ندارد، بلکه نوعی عمل اجتماعی است و از طریق ارتباط گفتاری والدین (خصوصاً مادر) با کودک پدید میآید. کودک از آغاز در محیط، با بزرگسالان زندگی میکند. وقتی مادرش در محیط شیء را نام میبرد و با انگشتش به آن اشاره میکند، توجه کودک به آن شیء جلب شده، بدون آنکه لزوماً محرک قوی، بدیع یا حائز اهمیت از لحاظ بیولوژیک باشد. به این ترتیب کلام مادر، باعث متمایز شدن یک شیء از محیط میشود. در این سن توجه کودک زیر نفوذ گفتار بزرگسالان قرار دارد. به این دلیل میتوان این نوع توجه را، توجه اجتماعی نامید. تا سن دو سالگی توجه اجتماعی در رقابت با توجه زیستی قرار دارد. اگر از کودک خواسته شود توپی را به ما بدهد و در سر راه توپ یک شی درخشان و جدید قرار داده شود، توجه کودک به آن شی جلب گردد، یعنی هنوز توجه ارادی نمیتواند در رقابت با توجه غیرارادی پیروز شود. در حدود سن چهار و نیم تا پنج سالگی توانایی توجه ارادی کودک به حدی افزایش مییابد که عموماً جنبه مسلط پیدا میکند. ولی تا سن مدرسه عموماً این فرایند در کودک کاملاً اکتساب نشده است. با رشد کودک و شکل گیری نمادهای کلامی در او، به تدریج توجه اجتماعی که قبلاً توسط بزرگسالان هدایت میشد، توسط خود کودک هدایت میشود. در ابتدا او با کلامی بسیار بسط یافته و صدای بلند فرآیندهای شناختی خود را هدایت میکند. اما به تدریج کلام کوتاهتر و زیر لبیتر میشود، تا به مرحلهای می رسد که در هنگام توجه و تفکر با گفتار درونی، هدایت این فرایند را به عهده میگیرد. طبق نظریه لوریا و ویگوتسکی، نظم بخشی حرکت نیز مشابه نظم بخشی زبان است. آنها دیدگاه مکانیکی، که تمام اعمال و حرکات را نوعی حرکت بازتابی معرفی میکند، قبول ندارد و معتقدند منشأ حرکت و عمل ارادی، منحصراً زیستی نیست، بلکه ریشه در ارتباطات بین دو فرد دارد. ارتباط کودک و بزرگسال مبدأ حقیقی نظم بخشی حرکت ارادی است. در ابتدا حرکت کودک زیر نمود دستورات کلامی والدین قرار دارد. کودک در حدود سن ۳ سالگی میتواند دستورات شفاهی بزرگسالان را انجام دهد. ولی در انجام حرکات پیچیده با دستورات شفاهی مشکل دارد. در این سن به آسانی بسوی حرکات کلیشه ای و متناوب کشیده میشود. آزمایشهای لوریا نشان داد کارکرد تحریکی گفتار زودتر از کارکرد بازداری آن، شکل میگیرد. بتدریج با افزایش سن، حرکات تابع معنای کلام بزرگسالان میشود و با تسلط کلام بتدریج رفتار ارادی تابع دستورات شفاهی خود کودک میگردد. در فرایند رشد شناختی، گفتار کودک، از گفتار قابل شنیدن به گفتار نجوایی و سپس به گفتار درونی تغییر مییابد. به این ترتیب بر اساس نظریه لوریا و ویگوتسکی، سازماندهی توجه و رفتار از طریق زبان و دیگر سیستمهای علامتی ثانویه به وقوع میپیوندد. این شکل پیچیده رفتار و توجه در آنتوژنی[۲۰۲] فرد دیرتر ظاهر میشود و مستلزم یکپارچگی سیستمهای بعدی مغز است که در فیلوژنی[۲۰۳] آشکار می گردد. مهمترین قسمت مغز در ارتباط قطعهی پیشانی و ارتباطات آن با سیستم کناری و مشبک است. بنابراین میتوان گفت آنتوژنی فهرستی از فیلوژنی است، بدین معنی که رشد آدمی از دوره جنینی تا پزرگسال موازی با مراحل تکامل است. شواهد نشان میدهد که رسش قسمت پیشانی مغز، بتدریج در طی رشد اتفاق میافتد. افزایش سطح ناحیه پیشانی مغز تا سن ۸-۷ سالگی، مقدمات توجه ارادی و عمل ارادی را با اثبات کافی در مقایسه با بزرگسالان فراهم میکند. قبل از این سن به خاطر عدم رسش قطعه رسش پیشانی توجه ارادی به وسیله محرکهای نامربوط (توجه غیرارادی) به سادگی مختل میشود و عمل حرکتی نیز تا قبل از این سن بخاطر نقصان بازداری به صورت تکانهای خودنمایی میکند. از این زمان به بعد، رسش قطعه پیشانی خصوصاً کرتکس پیش پیشانی[۲۰۴] و رشد زبان و دیگر سیستمهای علامتی ثانویه، فرد را قادر میسازد، بطور ارادی رفتار و توجه خود را سازماندهی نماید. این فرایند تا سن ۱۵-۱۲ سالگی ادامه یافته و تکمیل میشود، تا جایی که فرد بتواند از طریق کلام درونی به سازماندهی رفتار خود بپردازد (لوریا، ۱۹۸۲،۱۹۷۹؛ لوریا،منجم، ۱۳۶۸؛ ویگوتسکی، ۱۹۶۲؛ وودز و پلوف[۲۰۵]، ۱۹۹۷؛ به نقل از هادیان فرد، ۱۳۸۰). بر اساس این نظریه، در ارتباط با صحبت شخصی و نقش آن در سازماندهی رفتار، لوریا و ویگوتسکی معتقدند کودکان ADHD، احتمالاً در یکی از سه جنبههای زیر مشکل دارند:
- عادت به استفاده از کلام به عنوان میانجی رفتار ندارند.
- بطور خودکار نمیتوانند میانجی کلامی مناسب برای تنظیم رفتار تولید کنند.
- ماهیت مشکل را درک نمیکنند و نمی توانند یک میانجی کلامی مناسب برای آن پیدا کنند.
تحقیقات متعددی به بررسی صحت شخصی در کودکان ADHD پرداختهاند. تحقیقات معاصر نشان دادهاند که کودکان ADHD در ارتباط با تکالیف، صحبت شخصی بیرونی بیشتری را نشان دادهاند، همچنین محققان تأخیر در درونیسازی صحبت شخصی کودکان ADHD را به اثبات رساندهاند (وود فورد[۲۰۶]، ۲۰۰۱). برک و پوتز[۲۰۷] (۱۹۹۱) نیز به بررسی ارتباط بین صحبت شخصی و رفتار خود کنترلی پسرهای ۶ تا ۱۲ ساله در طول حل کردن مسائل ریاضی پرداختند. آنها دریافتند، پسرهای ADHD در تحول صحبت شخصی تأخیر داشتند. پسرهای ADHD نسبت به همسالانشان در طول مسائل ریاضی صحبتهای شخصی بیرونی بیشتری نشان دادند. این در حالی است که فرائونگلاس و دیاز[۲۰۸] (۲۰۰۷) به بررسی انتقادی کارکرد خود تنظیمی صحبت شخصی کودکان پرداختهاند و نظزیه ویگوتسکی در مورد عملکرد خودتنظیمی صحبت شخصی کودکان را به چالش کشیدند. آنها معتقدند به اینکه اولاً، اغلب مطالعات مربوط به این حوزه، پدیدایی صحبت شخصی را تنها در نیمی از کودکان نمونهشان گزارش کردهاند و به علاوه کودکانی که در واقع صحبت میکنند، آنقدر بیان کمی دارند که ارتباط احتمالی صحبت شخصی با فرایند حل مسأله به شدت زیر سؤال میرود و ثانیاً مطالعات بسیاری نتوانسته اند بین تولید صحبت شخصی کودکان و موفقیت در فعالیت های شناختی ارتباط عملکردی به دست آورند. ۲-۱-۲- شیوه های فرزندپروری ارتباط والدین از جمله موارد مهمی است که سالها نظر صاحب نظران و متخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود میآورد. کودک در خانواده پندارهای اولیه را دربارهی جهان فرا میگیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد مییابد، شیوههای سخن گفتن را میآموزد، هنجارهای اساسی رفتار را یاد میگیرد و سرانجام نگرشها، اخلاق و روحیاتش شکل میگیرد و به عبارتی اجتماعی میشود (اقلیدس، ۱۳۷۶). هر خانواده شیوههای خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار میگیرد. این شیوه ها که شیوه فرزندپروری نامیده میشوند متأثر از عوامل مختلفی از جمله فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره میباشند (هاردی[۲۰۹] و همکاران، ۱۹۹۳). ۲-۱-۲-۱- تاریخچه شیوه فرزندپروری با نگاهی به تاریخ تعلیم و تربیت کودک میتوان دیدگاههای مختلف و گاه متضادی را مشاهده نمود. مثلاً در قرن گذشته تا دهه سی (۱۹۳۰) شیوه تربیت کودک متأثر از دیدگاه رفتارگرایی بود که نوزاد را شیئی فرض میکرد که میتوان بصورت نظاممندی شکل داد و شرطی کرد. در این دوره اعتقاد بر این بود که رفتار پسندیده اجتماعی زمانی حاصل میشود که کودک در یک نظام تربیتی به شدت کنترل شده قرار گیرد. و در صورت مشاهده هرگونه رفتار ضد اجتماعی تنبیه صورت بگیرد تا رفتارهای پسندیده اجتماعی حاصل شود (اقلیدس، ۱۳۷۶). از دهه سی (۱۹۳۰) تا اواسط دهه شصت (۱۹۶۰) شیوه تربیتی به سوی انعطافپذیری بیشتر دگرگون شدند. در این دوره به والدین توصیه میشد که به احساسات و استعدادهای کودک توجه بیشتری نشان دهند (هترینگتون و پارک؛ به نقل از تهمتن، ۱۳۷۳). در واقع نگرش آزادتر در مورد تربیت کودک در سال های دهه چهل (۱۹۴۰) پدیدارشد. با تأثیر مداوم مربیان مترقی مانند جان دیویی - ماسلو - راجرز این روند سریعتر صورت گرفت. آنها معتقد بودند که اگر به افراد آزادی کشف و ترقی در یک محیط باز و پذیرا داده شود همهی آنها برای یادگیری و پیشرفت سازنده و خلاق و به فعل در آوردن تواناییهای بالقوه خود استعداد ذاتی دارند (هترنیگتون و پارک؛ به نقل از هیبتی، ۱۳۸۱). ۲-۱-۲-۲- مدل های شیوه فرزندپروری امروزه محققان در خصوص شیوههای فرزندپروری والدین و تأثیراتی که هر یک بر رشد کودکان دارند، به بحث و بررسی پرداخته و الگوهای مختلفی را ارائه دادهاند. عمده مطالعات و مدلهای ارائه شده در این حوزه، بر دو بعد، پذیرش- پاسخ گویی[۲۱۰] و درخواست - کنترل[۲۱۱] تأکید دارند (دارلینگ و اشتاین برگ[۲۱۲]، ۱۹۹۳؛ مک کوبی و مارتین[۲۱۳]، ۱۹۸۳). بعد اول فرزندپروری (پذیرش- پاسخگویی)، نشان دهنده والدینی است که حمایت کننده بوده و به نیازهای فرزندانشان حساس هستند، تمایل دارند به کودکان خود محبت کنند و آنها را تحسین نمایند. والدین پذیرا و پاسخگو، با عاطفه هستند، اغلب با مهربانی، تحسین و تشویق با فرزندانشان برخورد میکنند. (زیگلمن[۲۱۴]، ۱۹۹۹). بعد درخواست - کنترل، بر کنترل والدین بر تصمیمات فرزندان اشاره دارد. والدین کنترل کننده یک سری قوانین را برای کودکان قرار میدهند و از آنها انتظار دارند که از قوانین پیروی نمایند. آنها رفتار فرزندان را مشاهده و نظارت میکنند تا مطمئن شوند که مقررات توسط فرزندان اجرا میشود. والدینی که کمتر سختگیر و کنترل کننده هستند، درخواستهای کمی از فرزندان دارند، و به آنها اجازه میدهند که استقلال و خودمختاری بیشتری در محیط اطرافشان داشته باشند. با توجه به این دو بعد، چهار شیوهی فرزندپروری عبارتند از: مقتدر[۲۱۵]، مستبد[۲۱۶] (سلطهجو)، سهلگیر[۲۱۷] و غفلتگرا[۲۱۸] (دارلینگ و اشتاین برگ، ۱۹۹۳؛ مککوبی و مارتین، ۱۹۸۳). والدین مقتدر از انتظارات بالا و خودکنترلی فرزندانشان برخوردار بوده و سطوح بالایی از حساسیت، تعامل هیجانی و درگیری را از خود نشان میدهند. این والدین انعطافپذیر و درخواست کننده هستند، عقاید و نظرات فرزندانشان را در نظر میگیرند ولی محدودیتهایی را اعمال میکنند. نوجوانان را در تصمیمگیریهای خانواده دخالت میدهند و برای فرزندان خود احترام قائل هستند. والدین مستبد، دارای درخواست- کنترل بالا و پذیرش- پاسخگویی پایین هستند. والدین قوانین زیادی را برای کودک وضع میکنند، و انتظار دارند که آنها کاملاً از قوانین اطاعت کنند، به ندرت به فرزندان در مورد قوانین توضیح میدهند و اغلب از روشهای منفی، مانند تنبیه فیزیکی برای مطیع کردن کودکان استفاده میکنند. در برخورد با نیازهای رشدی فرزندانشان حساسیتی نشان نمیدهند و پشتیبانی عاطفی کمی را نسبت به آنان اعمال میکنند. در شیوه سهلگیر، پذیرش- پاسخگویی بالا ولی درخواستگری و کنترل پایین است. این والدین، کودکان خود را تشویق میکنند که تکانههای خود را ابراز کنند، و به ندرت بر رفتار آنها کنترل دارند، به همین دلیل در رفتار فرزندان این شیوه فرزندپروری، بینظمی زیادی، مشاهده میشود (زیگلمن، ۱۹۹۹). در فرزندپروری بیتوجه، این گروه هم بعد کنترل- درخواست و هم پذیرش- پاسخگویی، پایین است. والدین، خیلی درگیر تربیت کودکان نیستند، به نظر میرسد که نگران آنها هم نمیباشند. این والدین آنقدر در مشکلات خود غرق هستند که نمیتوانند، انرژی کافی را برای تعیین و اجرای قوانین بگذارند (مک کوبی و مارتین، ۱۹۸۳). ۲-۱-۲-۲-۱- مدل شیوه فرزندپروری بامرید بامریند[۲۱۹] (۱۹۹۱) شیوههای فرزندپروری را در سه دسته تقسیم میکند که شامل، ۱- فرزندپروری استبدادی ۲- فرزندپروری مقتدرانه ۳- فرزندپروری آسانگیر. این سه شیوه، متداولترین شیوه های فرزندپروری هستند. این شیوهها بر اساس دو بعد اصلی فرزندپروری، یعنی پذیرش و پاسخدهی و توقع قرار دارد. پذیرش به معنای حمایت یا صمیمیت والدین و توقع به معنای کنترل رفتاری بیان شده است (زیگلمن، ۱۹۹۹). ۲-۱-۲-۲-۲- مدل شیوه فرزندپروری شیفر شیفر[۲۲۰] (۱۹۶۵) از جمله افرادی است که با توجه به دو بعد رفتاری والدین یعنی آزادی-کنترل (سهلگیری- سختگیری) و گرمی- سردی (پذیرش- طرد) یک طبقهبندی انجام داد و به این ترتیب، والدین را به چهار دستهی کلی تقسیم کرد: ۱-والدین گرم و آزاد گذارنده: این والدین معمولاً دارای استقلال بوده و رفتار اجتماعی مناسبی دارند. محبت و آزادی والدین باعث میشود که حالتهای پرخاشگری کمی در این کودکان مشاهده شود. مشخصات این کودکان شامل داشتن اعتماد به نفس، احساس استقلال، تمایل به تسلط بر محیط و گرایش به رفتارهای دوستانه نسبت به همسالان است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ترکیب: قرار دادن اجزاء در کنار یکدیگر برای خلق یک کل جدید و تازه. افعالی که بیانگر سطح ترکیب هستند شامل موارد زیر است» افزودن، مرتب کردن، مونتاژ کردن، جمع آوری کردن، ترکیب کردن، ساختن، ایجاد کردن، طراحی کردن، توسعه دادن، پیش بینی کردن، فرض کردن، تصور کردن، اختراع کردن، برنامه ریزی کردن، به وجود آوردن.
 ارزیابی کردن: قضاوت بر اساس اطلاعات. افعالی که بیانگر سطح ارزیابی هستند شامل موارد زیر است: بحث کردن، برآورد کردن، انتخاب کردن، نقایسه کردن، نقد کردن، دفاع کردن، پیش بینی کردن، توصیه کردن، وزن دادن. سلسله مراتب حوزۀ شناختی بلوم نشان می دهد که معرفت در سطح دانش آسان تر و تحت شمول سطح درک فهم است و همین طور تا سطح تجزیه و تحلیل. برخی بر این عقیده اند که ارزیابی انتقادی، بالاترین سطح طبقه بندی مهات های شناختی بلوم است. زیرا دربرگیرندۀ همۀ سطوح معرفت است(کاستل، ۲۰۰۳،همان). ۲-۱-۴-۴- ۲- تفکر انتقادی به عنوان یک مهارت در حوزۀ خاص با وجود ایده عام دربارۀ تفکر انتقادی، مک پک(۱۹۸۱) مدعی است که تفکر انتقادی کسب مهارت دربارۀ یک موضوع خاص است. بر طبق دیدگاه مک پک، فرایند و ملاک های تفکر انتقادی از رشته ای به رشتۀ دیگر تغییر می کند. او استدلال می کند که شخص نمی تواند در زمینۀ X به همان خوبی زمینۀ Y دارای تفکر انتقادی باشد. بنابراین تفکر انتقادی باید در یک زمینۀ خاص و در یک دورۀ ویژه آموخته شود. نخستین سهم مک پک در این راستا، کتابی است با عنوان « تفکر انتقادی و آموزش و پرورش». در بررسی که وینستین (۱۹۹۲) از کتاب او انجام داده است، مک پک را پیامبری گریان در کویر می نامد. مناقشۀ مک پک با رد نظر انجمن منطق صوری دربارۀ تفکر انتقادی آغاز شد. نقطه نظرات مک پک و انجمن به طور بنیادی متفاوت بود. مک پک (۱۹۸۱) تفکر انتقادی را به عنوان شک گرایی اندیشمندانه تعریف کرد: تمایل و مهارت برای تعلیق یا رد موقت شواهد موجود در یک زمینۀ خاص برای تصدیق حقیقت و اعتبار یک قضیه(پیشنهاد) یا عمل. از دیدگاه مک پک، زمانی که یک شخص با تفکر انتقادی درگیر می شود، دربارۀ چیزی خاص، یک مسأله و یا سطحی از موضوع فکر می کند. بنابراین او به طور منطقی درگیر آن چیزی است که مورد تفکر واقع شده است. مک پک بر این عقیده است که مسائل دنیای واقعی نیازمند دانش ویژه و درک و فهم عمیقی هستند و شخص نمی تواند با استدلال های روزمره به همۀ مسائل خویش پاسخ دهد: «من فکر می کنم نشان دادن این نکته مهم است که تفکر انتقادی همیشه دربارۀ موضوع یا چیز خاصی است (اجازه دهید این چیز را X بنامیم). بنابراین کسی نمی تواند مدعی شود و بگوید که من مطلقاً فکر کردن را آموزش می دهم یا بگوید من در کل آموزش می دهم اما این آموزش دربارۀ هیچ چیزی به طور خاص نیست» (مک پک، ۱۹۸۱: ۲۰ـ۱۹،همان). برخلاف دیدگاه مک پک، انجمن منطق صوری، تفکر انتقادی را مهارت ها و توانایی های استدلال به صورت عام در نظر می گرفت. به عقیده مک پک، اصطلاح توانایی استدلال عمومی (کلی)، هیچ چیز خاصی را مشخص نمی کند، و مفهوم متناقص و بی ربطی است. به عقیدۀ مک پک (۱۹۸۴)، تفکر انتقادی، خارج از محتوا و متن وجود ندارد و آموزش تفکر انتقادی باید درون یک متن اتفاق بیفتد. مک پک، درجه و ارزشی که انیس برای منطق در تفکر انتقادی قائل بود را بی اثر دانست و مدعی شد که دانش در یک زمینۀ خاص، جانشین منطق است. به نظر او منطق ضروری است اما برای تفکر انتقادی کافی نیست. او ادعایش را به طور مجازی با به کار بردن مفهوم سرعت توضیح می دهد: « اگر شخصی به ما پیشنهاد کند که در طول یک دورۀ خاص، سرعت ما را بهبود می بخشد، نخستین چیزی که احتمالاً خواهیم پرسید این است که در چه چیزی؟ احتمالاً خواهیم پرسید: سرعت دویدن، خواندن یا تایپ کردن؟ اما ما میدانیم که دورۀ واحدی وجود ندارد که سرعت ما را در همه چیز و برای همیشه بهبود دهد»(مک پک، ۱۹۸۱: ۵،همان). لذا چیزی به عنوان توانایی تفکر انتقادی عام یا کلی وجودندارد. برای مثال انیشتن دربارۀ فیزیک می توانست به طور انتقادی فکر کند، اما در عین حال در شاعری ناشایست و ناتوان بود. بنابر این اگر شخصی در یک حوزۀ خاص دارای تفکر انتقادی است، به این معنی نیست که او در حوزه های دیگر نیز می تواند دارای تفکر انتقادی باشد. به عقیدۀ مک پک این غیر ممکن است، زیرا هر حوزه و موضوعی، ویژگی های خاص خود را دارد و کسی نمی تواند با شرکت در دوره هایی که مهارت های کلی تفکر را آموزش می دهند، در تمام حوزه ها، مهارت انتقادی به دست آورد. او مخالفت خود را با موضع مورد حمایت نهضت منطق صوری به گونۀ زیر توضیح می دهد: «اگر من مخالفت اصلی خودم را با نهضت منطق صوری در یک جملۀ آزاد و جسورانه مطرح نمایم، آن این است که آنها در تلاش خود برای بسط تفکر انتقادی، جایگاه علت و معلول را وارونه کرده اند. آنها معتقدند که اگر شما دانش آموزان را در مهارت های منطقی (مثل مغالطه کردن و غیره) آموزش دهید، نتیجۀ آن بهبود کلی در هر یک از رشته ها و کیفیت های ذهن خواهد بود. در حالی که من مدعی هستم که اگر ما کیفیت درک و فهم خود را از طریق رشته های علمی بهبود بخشیم (آن چه که احتمالاً برای عمل منطقی کم داریم) شما بهبودی مستمر در ظرفیت تفکر انتقادی به دست خواهید آورد. ممکن است کسی بپرسد که آیا این دو رویکرد واقعاً ناسازگارند؟ خوب، نه آنها به طور منقی ناسازگار نیستند. اما از دیدگاه کاربردی و پرورشی، آنها به روشنی مغایر هم هستند. به عنوان مثال در آموزش چگونگی استفاده از رایانه در چارچوب منطق صوری عمدتاً تاکید بر آن چیزی است که در همۀ زبان های رایانه احتمالاً رایج باشد و بقیه را به علایق شخصی موکول می کنند، اما من می خواهم به افراد آموزش دهم که چگونه با زبان های مختلف رایانه، برنامه نویسی کنند، و هر آنچه را که این زبان ها ممکن است در آن اشتراک داشته باشند به علاقۀ شخصی آنها موکول می کنم» (مک پک، ۱۹۸۱: ۲۰ـ۱۹،همان). واس (۱۹۸۹) پس از بررسی پژوهش های متخصصان و افراد مبتدی که به طور ناقص مسائل پژوهش را به سازمان داده بودند، موضع مک پک را تقویت نمود. او نتیجه گیری کرد که توانایی کاربرد راهبردهای حل مسأله در اشخاصی که توانایی ذهنی قوی تری دارند یا آموزش خیلی رسمی در زمینۀ خاصی دیده بودند، نسبت به اشخاصی که یک دورۀ آموزشی مهارت های تفکر و استدلال عام را تجربه کرده بودند، بیشتر بود. روش های تفکر انتقادی در رشته های مختلف فرق می کند؛ برای مثال برخورد یک پزشک با این مسأله با نحوه برخورد یک مورخ یا اقتصاددان یکسان نیست، بنابراین تفکر انتقادی در رشته های گوناگون باید به شیوه های مختلف توسعه یابد.در نتیجه استادان رشته های مختلف در کلیه رشته های تحصیلی باید تفکر انتقادی را به وضوح فرا گرفته و در محیط تدریس خود پیاده سازی نمایند(چت مایرز ترجمه ابیلی، ۱۳۸۶، ص۲ ). بعضی دانشمندان معتقدند که تفکر انتقادی الزاما باید در رشته های مختلف تغییر کند، چون دانش بنیادی یا شناختی یک رشته جزء اصلی تفکر انتقادی است به عبارت دیگر تفکر انتقادی در باره تاریخ بدون دانش اولیه از محتوا و نظریه تاریخ امکان نخواهد داشت در این صورت استادان در درس تاریخ برای آموزش تفکر انتقادی در آن آمادگی بیشتری از صاحب نظران منطق دارند. در چنین موقعیت هایی کشف نگرش های متنوع در آموزش تفکر انتقادی جای تعجب نیست. تفکر انتقادی در ادبیات با تفکر انتقادی در فیزیک از جنبه های مختلف فرق خواهد کرد(همان، ص۱۳). لذا داشتن چشم انداز و چهارچوب مشخص برای تجزیه و تحلیل مواد و مسایل یک رشته تحصیلی عنصر شناختی مهمی در تفکر انتقادی است(همان، ص۱۵) رویکردهای عام و خاص تفکر انتقادی، در دو سوی یک پیوستار قرار دارند. در واقع، هر کدام با تاکید زیاد سعی می کنند از دیدگاه خویش دفاع کنند و کمتر به نقطه ای مشترک می اندیشند. واقعیت های اجتماعی معمولاً کفۀ ترازو را به نفع رویکرد خاص سنگین تر می کند. به نظر می رسد که متخصصان یک رشته، زمانی که رو در روی مسائل رشته های تخصصی دیگر قرار می گیرند، قدرت و توان لازم را برای تحلیل و داوری از دست می دهند. به عبارت دیگر، یک متخصص در حوزۀ تعلیم و تربیت، در حوزۀ پزشکی مانند یک فرد عامی است. همچنین بسیار دیده شده است که یک پزشک یا یک مهندس وقتی در حوزۀ علوم انسانی اظهار نظر می کند، معمولاً به دلیل نداشتن دانش و بینش لازم دربارۀ موضوع مورد بحث، داوری و تحلیل نادرستی را عرضه می کند، مگر آنکه در رشتۀ مورد بحث، از مطالعه و تحقیق لازم برخوردار باشد. البته در موضوع ها و مسائل میان رشته ای، رویکرد منطق صوری، چندان دور از واقعیت نیست. برای نمونه، متفکران حوزه های مختلف علوم انسانی به دلیل ماهیت و روش شناسی مشترک، به راحتی می توانند از تجارب و اندیشه های آموخته شده خویش در حوزه های دیگر علوم انسانی بهره بگیرند. برای نمونه یک متفکر تعلیم و تربیت، درک و داوری خویش را به راحتی می تواند در حوزۀ جامعه شناسی به کار بگیرد. یا یک متخصص روان شناسی می تواند مباحث مطروحه در حوزۀ علوم ارتباطات را بهتر درک کند. این نکته در حوزۀ علوم فنی نیز صادق است، یک متخصص مکانیک راحت تر می تواند دانش خویش را با حوزۀ الکترونیک مرتبط سازد. بنابراین، همچنان باید به رویکرد تفکر انتقادی به عنوان یک مهارت خاص توجه داشت، چرا که یک متخصص شیمی نمی تواند با مطالعه و اندیشیدن کوتاه مدت در حوزۀ علوم انسانی، در آن زمینه مهارت لازم را برای داوری و قضاوت کسب نماید. فقط در حوزه های میان رشته های، سخن گفتن از تفکر انتقادی به عنوان یک مهار عام قابل پذیرش است؛ اما در رشته ها و حوزه های کاملاً متفاوت، بهتر آن است که تفکر انتقادی را به عنوان یک مهارت خاص در نظر بگیریم(نیستانی و امام وردی، ۱۳۹۲:ص۱۲۶) ۲-۱-۵- آموزش مبتنی بر تفکر انتقادی ۲-۱-۵-۱- تفکر انتقادی در آموزش و پرورش در مورد ضرورت، معنا و مفهوم، مبانی فلسفی و روان شناختی، مؤلفه ها، ویژگی ها و رویکردهای تفکر انتقادی در بخش های گذشته به تفصیل سخن گفتیم. با این حال تاکنون چندنکته همچنان بی پاسخ مانده است: چرا بسیاری از افراد جامعه، فاقد مهارت ها و تمایلات انتقادی هستند؟ چگونه می توان مهارت ها و تمایلات انتقادی را در افراد جامعه، پرورش داد؟ آموزش و پرورش چه نقشی می تواند در رشد مهارت ها، تمایلات و نگرش های انتقادی داشته باشد؟ در ادامه کوشش می شود تا در حد امکان به این پرسش ها پاسخ داده شود. همواره در جامعه با انسان هایی مواجه هستیم که از قدرت تجزیه و تحلیل مسائل و مشکلات خود برخوردار نیستند. آنها به جای رویارویی با مشکلات و ارزیابی و تحلیل انتقادی موقعیت خود، از مسائل به سرعت می گذرند و با میل به تنبلی، زحمت اندیشیدن را به دیگران می سپارند. افراد در برخورد با پدیده ها و رخدادهای زندگی از بودن در یک موقعیت مسأله آمیز و دشوار می هراسند و از قضاوت انتقادی نسبت به مسائل خویش ناتوانند. مغالطه، بی منطقی، سفسطه کردن و غرض ورزی از دیگر ویژگی های فرهنگ عمومی در جوامع عاری از تفکر انتقادی است. مغالطه در تخطئه مخاطب، مغالطه از طریق توسل به عامه مردم (عوام فریبی)، مغالطۀ مصادره به مطلوب و مغالطه از طریق دلیل و ادعای بی ربط از جمله مغالطه هایی است که امروزه بخشی از رفتار و فرهنگ عمومی ما شده است. شیوع تمامی این مغالطه ها ناشی از فقدان تفکر انتقادی در جامعۀ کنونی است. (نیستانی و امام وردی، ۱۳۹۲،ص:۱۳۱) ۲-۱-۵-۲-چرا فقدان تفکر انتقادی؟ رشد و پرورش مهارت های فکری شاگردان همیشه مسأله ای پیچیده در آموزش بوده، ولی امروزه حالتی بحرانی به خود گرفته است؛ چون برونداد اطلاعاتی فرهنگ ما از قدرت انتقادی ما درباره آن اطلاعات فراتر رفته است(چت مایرز ترجمه ابیلی، ۱۳۸۶، ص ۲). معلمان بیشتر نگران نحوۀ انتقال اطلاعات به دانش آموزان هستند تا شیوه های پرورش تفکر انتقادی و حل مسأله. در کلاس های درس به جای تکیه بر تفکر انتقادی، شیوه های آموزش بر انتقال دانش از معلم به دانش آموزان متکی است. در کلاس های درس سنتی از یادگیرندگان انتظار می رود که بدون حمایت پیشرفت کنند و فقط در فنون مهارت های مطالعه و حفظ کردن، تبحر یافته و راهبردهای آن را به طور مناسب به کار گیرند. در واقع، در کلاس های درس سنتی، معلمان توجهی به کیفیت کار دانش آموزان ندارند، آن چه اهمیت دارد کمیت است و در اغلب کلاس ها از دانش آموزان خواسته می شود تا به حفظ و به یادسپاری موضوع های علمی بپردازند. مهارتهای تفکر انتقادی در یک محیط بحث و تبادل فکری و حل مسأله به بهترین وضعی توسعه می یابد. شاگردان در شیوه سنتی صرفا از طریق گوش دادن به سخنرانی استاد در باره تفکر انتقادی مطلب چندانی نمی آموزند( همان، ص۳ ) بسیار ی از محافل آموزشی به جای تأکید بر اهمیت پرورش استعدادهای فکری نوجوانان به صرف انباشت اطلاعات و محفوظات توجه دارند، بنابراین سخنرانی به منزله برترین روش آموزش به قوت خود باقی است. این روش معمولا موجبات ترویج سبک انفعالی تعلیم و تربیت را فراهم می آورد که در آن آموزش تفکر انتقادی یا کاملا مغفول می ماند و یا فقط به طور ضمنی آموزش داده می شود. (همان، ص۸ ). فقدان همکاری و مشارکت دانش آموزان در فرایند یادگیری، بی توجهی به رابطۀ انسانی و هستی دانش آموز از سوی معلم، تکه تکه کردن موضوع های آموزش، قدرت بیش از اندازۀ معلم در مقابل دانش آموزان از ویژگی های اصلی آموزش مبتنی بر مونولوگ است. با وجود راهبرد مونولوگ و ارتباط یک سویه در نظام آموزشی، دیگر نمی توان امیدی به پرورش تفکر انتقادی و رشد اجتماعی در افراد جامعه داشت. با توجه به سیطرۀ آموزش مبتنی بر سخنرانی در نظام آموزشی، بسیاری از افراد فقط انبوهی از اطلاعات را در حافظۀ خود جای داده اند. دانش آموختگان مدارس و دانشگاه ها در دوره های تحصیلی فقط یادگرفته اند که طوطی وار مطالعه کنند، آموخته اند که فقط برای مدت بسیار محدودی، مطالب خوانده شده را به خاطر بسپارند، شیوه های تهوع آور امتحان پس دادن و تست زدن را فرا گرفته اند و در نهایت یادگرفته اند که چکونه کتاب های حجیم و درشت خود را خمیر کنند و پس از مدتی آن چه که خوانده اند را به باد فراموشی بسپارند. امروزه حافظه پروری، تمرین، مشق یا تکلیف و کلاس ساکت به عنوان آموزش برجسته تلقی می شود. در چنین شرایطی، زمانی که دانش آموز، محیط کلاس را ترک می کند، فقط تلنباری از دانش در حافظۀ خود انباشته است و نمی تواند دانش خود را در مواجهه با دنیای واقعی، به کار گیرد(نیستانی و امام وردی،۱۳۹۲:ص:۱۳۳) برای حفظ علاقه و پرورش حداکثر استعداد های مربوط به تفکر انتقادی در شاگردان باید حالت کنش متقابل میان شاگرد و استاد بر جو کلاس حاکم باشد. شاگردان نمی توانند صرفا مانند اسفنج هایی باشند که خرد و دانش سخنرانی استاد را جذب می کنند.بلکه برعکس باید طور واقع بینانه به موضوع درس معطوف شده و فعالانه با رویکرد تفکر انتقادی به تحلیل و بحث پیرامون مطالب مطرح شده بپردازند. (چت مایرز ترجمه ابیلی، ۱۳۸۶، ص۱۶) فرهنگ ما بچه ها را تحت فشار قرار می دهد که ساکت بمانند و به جای پرسش دستورات را اجرا کنند، بنابراین استنطاق طبیعی جای خود را به حالت انفعالی و بی ارادگی و تمایل به راهنمایی گرفتن از دیگران می دهد. بچه ها می آموزند که از پرسشها و پاسخهای (خلاقانه) خود صرف نظر کنند و در عوض پرسشهایی مطرح کنند و یا سؤالاتی بپرسند که معلمین و اساتید به شنیدن آن علاقه دارند. بی ارادگی و احتیاط جای پرسش های خلاقانه را می گیرد و فکر کردن جایش را به یادداشت برداری صرف از افکار دیگران می دهد(همان، ص۵۳) وقتی که درس ها با سؤال و ابهام شروع می شود، شاگردان به ذهن خود حالتی تحلیلی و انتقادی می دهند. در این محیط معلم ادعا نمی کند که دانای کل است و همه چیز را می داند. در این محیط شاگردان می آموزند که یافتن جواب درست ممکن است به اندازه درک موضوع نامعلوم و دانستن چگونگی طرح پرسشهای مربوط مهم باشد. حتی در یک کلاس درس با رویکرد تحلیلی و انتقادی ممکن است این معنا تحقق یابد که ممکن است برخی پرسشها و ابهامات برای همیشه به صورت مبهم باقی بماند. فرایند تفکر منطقی ارزشمندتر از تحصیل جواب درست است. ارائه مسأله ای جالب توجه که برایش جواب قطعی وجود ندارد، باید شاگردان را کنجکاو و نامتعال سازد، بنابراین وقتی که علاقه شاگردان برانگیخته شود، می توان آنها را در یادگیری انواع جدید تفکر و ایجاد اعتماد به توانایی شان در تجزیه و تحلیل و حل مشکلات هدایت کرد.(همان، ص۵۹) برای آن که دانش آموزان، مهارت ها و تمایلات انتقادی کسب کنند، حفظ طوطی وار دانش و مجموعه ای از اطلاعات به تنهایی کافی نیست. زیرا که دانش همچنان که کریشنامورتی بیان می کند فقط بر شناخت های گذشته متکی است. دانش، انسان را در قالب فرو می برد، دانش موجب آزادی نمی شود، دانش عامل خلاقیت نیست و به ژرفای غیر قابل سنجش و به راز های ناگفته و نانوشتۀ زندگی راه نمی یابد. دانش مانع زیستن در کیفیتی بی حد و مرز است (کریشنامورتی، ۱۳۷۵: ۲۲۰). وضعیت آشفتۀ تفکر انتقادی، خاص نظام آموزشی ما نیست. دانش آموزان و دانش آموختگان در دیگر نظام های آموزشی جهان نیز به انحای مختلف از فقدان اندیشه و نگرش انتقادی رنج می برند. ارزیابی ملی گزارش پیشرفت کار تعلیم و تربیت در ایالات متحده آمریکا نشان داد که اکثر دانش آموزان دبیرستانی قادر نیستند به تکالیفی پاسخ دهند که نیازمند استدلال های اساسی و محکم است (راگیرو، ۱۹۸۸، همان). گزارش «کشور در خطر» (کمیسیون ملی رجحان های تفکر انتقادی در آمریکا، ۱۹۸۳) نشان می دهد که تقریباً ۴۰% از داانش آموزان ۱۷ساله نمی توانند مواد، اسناد و موضوع های نوشتاری را مورد نقد و بررسی دقیق قرار دهند و به استنتاج های منطقی مبادرت نمایند. (مکندری، اسمال، استنینگ و کونلون ۲۰۰۲،همان) رفتار های آموزشی متعدد، مانع پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان گردیده است. از دیدگاه بییر (۲۰۰۱) یکی از دلایل عدم توفیق دانش آموزان در پرورش اندیشۀ انتقادی، نبود معلمانی است که به آموزش مهارت های تفکر انتقادی می پردازند. حتی معلمانی که به آموزش تفکر انتقادی مبادرت می کنند، زمان زیادی را برای آن اختصاص نمی دهند. استادان و مربیان به دلیل روش های آموزشی نادرست، فرصت پرورش تفکر انتقادی را از فراگیران می گیرند. آنها معمولاً به راحتی با نظر فراگیران موافقت یا مخالفت می کنند، فقط مطالب درسی را توضیح و تشریح می کنند.(همان) ۲-۱-۵-۳- پرورش تفکر انتقادی نظام آموزشی چگونه می تواند مهارت ها و قدرت تجزیه و تحلیل را در دانش آموزان تقویت کند؟ آموزش به چه نحوی می تواند میل و تمایل انتقادی را در دانش آموزان پرورش دهد؟ آموزش و پرورش چگونه می تواند دانش آموزان را جامع نگر، کنجکاو، مطمئن در استدلال، انعطاف پذیر، آگاه به سوگیری های شخصی و بدون تعصب در ارزیابی و محتاط در قضاوت تربیت کند؟ آموزش و پرورش باید چه راهکارهایی را به کار بگیرد تا دانش آموختگان از تجزیه و تحلیل درست مسائل زندگی برخوردار باشند، بتوانند در شغل و حرفۀ خود تصمیم درستی بگیرند، قادر باشند تا مسائل پیچیدۀ اجتماعی و سیاسی پیرامون خود را به گونه ای منظم تحلیل کنند، اهل دیالوگ باشند، قدرت آن را داشته باشند تا به داوری درستی دست یازند و پیش داوری های خود را تعلیق کنند؟ در نهایت، نظام آموزشی چگونه می تواند به تربیت متفکرانی دست یازد که قادر به خود ارزیابی باشند و بتوانند مسائل و مشکلات خود را از چشم انداز های چندگانه مورد بررسی قرار دهند؟ برای این که مهارت های انتقادی در دانش آموزان پرورش یابد، در نخستین گام، باید تفکر انتقادی به عنوان یکی از اهداف اصلی تعلیم و تربیت از سوی برنامه ریزان آموزشی شناخته شود و برنامه ها، محتوا و راهبرد های آموزشی بر پایۀ آن طراحی و تدوین شوند. در چنین محیطی، مربیان باید دانش آموزان را در خلق دانش سهیم نمایند و آنها را از شناسایی و بازسازی مجدد دانشی که توسط دیگران خلق شده، دور سازند. در واقع، دانش آموزان نباید فقط محتوای درس را دریافت کنند، بلکه آنها باید دربارۀ آنچه که می آموزند، طرح پرسش کنند، دانش موجود را به چالش بکشند و آن را مجدداً خلق و کشف کنند. همچنین مربیان لازم است با به کارگیری راهبرد های نوین یاددهی ـ یادگیری، فرصت کشف مفاهیم و ایده های کلیدی را به دانش آموزان ارائه دهند و آنها را در نشان دادن آن چه که می دانند و آن چه که قادر به انجام آن هستند، تحریک کنند. این عمل به فهم دیرپا و عمیق یادگیری در دانش آموزان کمک می کند و آنها را در پالایش و بازبینی تفکر خود و رسیدن به بالاترین حد ظرفیت یادگیری، هدایت و آماده می سازد. در این راستا، دانش آموز نیز باید در کسب دانش، جست و جو و پیگیری لازم را داشته باشد و درس را با موقعیت های زندگی همراه سازد. (نیستانی و امام وردی،۱۳۹۲،ص:۱۳۸) آموزش روش ها و مهارتهای تفکر انتقادی مستلزم بازاندیشی درباره نقش استاد به منزله سخنران است و کاهش زمان کلاس را برای آموزش محتوا در مقایسه با زمانی که صرف آموزش فرایند تفکر می شود، توجیه می کند.(چت مایرز ترجمه ابیلی، ۱۳۸۶، ص۶۵) امتیازات روش بحث در کلاس درس به منزله روشی برای آموزش تفکر انتقادی به شاگردان امری واضح به نظر می رسد، ولیکن بیشتر اساتید و معلمان فاقد مهارت لازم برای استفاده از روش های بحث و تبادل افکار به منزله ابزارهای آموزشند و برای چنین منظوری آموزشی ندیده اند. نه تنها معلمین که شاگردان نیز غالبا برای ایجاد فضای مناسب برای یک بحث مفید گروهی در کلاس آمادگی عملیاتی ندارند چون تجربه تحصیلی او متأثر از روش سخنرانی بوده است(هیل،۱۹۶۹،به نقل از چت مایرز ترجمه ابیلی،۱۳۸۶،ص۷۰) درگذشته تصور بر این بود که پرورش تفکر انتقادی فقط از طریق رشد مهارت های انتقادی امکان پذیر است، اما امروزه برای این که محیط آموزشی بتواند تفکر انتقادی را در دانش آموزان تقویت کند، هم نیازمند پرورش مهارت ها و هم پرورش تمایلات تفکر انتقادی است. ۲-۱-۵-۳-۱- پرورش مهارت های تفکر انتقادی رویکردهای آموزشی مربیان می تواند باعث پرورش یا مانع رشد مهارت های تفکر انتقادی فراگیران شود. در این راستا، مشق و حفظ طوطی وار مطالب درسی، روشی مناسب برای رشد تفکر فراگیران نیست، زیرا فرصتی برای تامل و تفکر آنها ایجاد نمی کند. به جای مشق، یادگیری عمیق برای دانش آموزان ضروری است تا تمایلات و مهارت های تفکر انتقادی را کسب کنند. معلم باید فرصت های تمرینی قابل توجهی در محتوا و موضوع اصلی برای دانش آموزان فراهم نماید تا آنها از الگوی تفکر خود، آگاه شوند. بدون تجارب کافی و درگیری با مسائل، تبحر یافتن در تفکر انتقادی بسیار سخت است. مربی در محیط آموزشی باید دانش آموزان را در چگونگی جمع آوری شواهد و انجام قضاوت قوی تشویق و یاری کند. اگر معلم قضاوت خود را ارائه کند، فرصت های یادگیری و کشف از دانش آموزان گرفته می شود. همچنین معلم در کلاس درس باید محیطی سالم برای پرورش تفکر انتقادی فراهم آورد. در صورتی که مربیان رفتارهای زیر را در پیش بگیرند، باعث پرورش تفکر فراگیران می شوند: در آموزش به دیدگاه ها و چشم انداز های مختلف توجه کنند. به روابط و مشابهت ها در محتوای مطالب توجه کنند. بحث بین فراگیران را تشویق کنند. از روش های علمی و منطقی استفاده نمایند. راهبردهای فراشناختی را تشریح کنند. تلاش کنند تا فراگیران، فرایند های فکری خویش را در یک ساخت منظم و منسجم ارائه دهند. افکار و باورهای دانش آموزان را به چالش بکشند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف کلی تبیین نقش تاسیسات نفتی برهمه ساختارهای اقتصادی ،اجتماعی وکالبدی شهر دوگنبدان اهداف جرئی تبیین نقش تأسیسات نفتی بر دو قطبی شدن ساخت کالبدی شهردوگنبدان. تعیین میزان نقش اجتماعی که تأسیسات نفتی در شهر ایفا می کنند . تأثیر تأسیسات نفتی بر محیط زیست ناحیه دوگنبدان. سنجش تأثیرات اجتماعی واقتصادی صنعت در ناحیه دوگنبدان. ۱ -۷ روش تحقیق : روش پژوهش حاضر ترکیبی از روش های پژوهشی ٬ توصیفی ٬ اسنادی و تحلیلی بوده ودرسنجش وجمع آوری اطلاعات و در تهیه جداول و آمار و نقشه ها از نرم افزارهای. SPSS ,E XCEL , GIS استفاده شده است . ۱-۸ روش گردآوری اطلاعات در گردآوری اطلاعات از روش کتا بخا نه ای و آماری و با بهره گرفتن از نرم افزارهای ، SPSS,EXCEL و همچنین مطالعات میدانی (پرسشنامه و مصاحبه با کارشناسان ) استفاده شده است. بخشی از داده ها واطلاعات مورد نیاز از منابع ٬ اسناد وآمار موثق موجود در کتابخانه ها و دیگر مراکز علمی تحقیقاتی (مرکز آمار ایران ) جمع آوری شده و بخش دیگری از طریق اطلاعات دست اول و انجام مطالعات میدانی (پرسشنامه ) بدست آمده است. ۱-۹ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات با بهره گرفتن از روش های آماری ومدل های جغرافیایی به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته می شود. ۱ -۱۰ تنگناها ومحدودیت های تحقیق ازآن جایی که کارهای پژوهشی همیشه با موانع ومشکلات متعددی از جمله نبود ویا کمبود منابع وغیر مطمئن بودن اطلاعات مواجه بوده است این موضوع همیشه به عنوان مانعی فرا روی این گونه مطالعات وپژوهشگران قد علم کرده است. یکی دیگر از موانع تحقیق حاضر ناآشنا بودن برخی مردم ومسئولین نسبت به پروژه های تحقیقاتی وعلمی است. یکی دیگر از مشکلات ومهم ترین آن ها عدم همکاری ادارات با دانشجویان در دادن اطلاعات می باشد. ۱-۱۱کاربرد نتایج تحقیق تحقیق حاضر که در مورد تأثیر تأسیسات نفتی برساختار اقتصادی ، اجتماعی و کالبدی شهر دوگنبدان می باشد تحقیقی است که به پیکره اصلی شهر دوگنبدان و شکل دهنده این شهر پرداخته است چون تأثیرات نفت آن هم درایران ، در بوجود آمدن شهرها بسیار می باشد به علت اینکه اقتصاد ایران بر نفت بنا شده است و بالطبع برشهر هم تأثیرات خود را دارد این تحقیق به صورت همه جانبه همه ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی و کالبدی شهر را مورد مطالعه قرار داده است که در ادارات زیر می توان از نتایج این تحقیق بهره جست . ۱٫اداره مسکن وشهرسازی استان کهگیلویه وبویر احمد ۲ .شهرداری شهردوگنبدان ۳٫بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهرستان گچساران ۴٫فرمانداری شهرستان گچساران ۵٫شرکت نفت شهرستان گچساران فصل دوم مبانی تئوریک ۲-۱ مقدمه دراین فصل یعنی فصل دوم به بررسی مبانی تئوریک موضوع پرداخته شده است وتا آنجا که ممکن بوده به توضیح واژه های مربوط به این موضوع پرداخته شده است . هدف ازاین فصل وذکراین موضوع ها این است که کم کم ذهن مخاطب رابرای پرداختن به موضوع آماده می کند و بعد ازاین کار به موضوع اصلی می پردازد اساس ونحوه کار هم به این صورت است که سعی شده تا آنجا که امکان دارد به هر موضوعی که به موضوع این رساله مربوط می شود پرداخته شود برای رسیدن به این مهم ما به تعریف شهر پرداخته وپس ازآن به تعریف نفت ونحوه پیدایش آن اقدام کرده وسپس به تعریف برنامه ریزی ودرپایان هم مطالبی رادرمورد اقتصاد ، اجتماع وکالبد شهر عنوان داشته ایم وسعی درآمادگی ذهن مخاطب برای پذیرش مطالب فصول بعدی داشته ایم.
 ۲- ۲ شهر شهر و شهرنشینی روند اجتماعی برجستهای است که بیشتر موجب دگرگونی در روابط متقابل انسان با محیط و با انسان های دیگر شده است . در حقیقت تغییر در واکنشهای انسانها نسبت به هم و نسبت به محیط ، به تحول اجتماعی و دگرگونی فضایی امکان داده که نمود عینی آن به صورت یک پدیده نو که اصطلاحاً (شهر نامیده میشود ) نمایان گردیده است . ویژگیهای شهر و مفهوم آن در دورههای مختلف تاریخی و مناطق مختلف یکسان نبوده و مفهوم آن در هر دوره و مناسب با هر سرزمینی در مسیر تاریخ تفاوتهایی را نشان می دهد.امروزه تعریف جامعی از شهر که بتواند شامل کلیه شهرهای جهان باشد مشکل است ، چرا که شهرها به سیستمهای اقتصادی و اجتماعی همسان وابسته نبوده و نکات مشترکی بین آنها وجود ندارد . بنابراین هر یک از جغرافیدانان بنا به ادراک و برداشت خود تعریفی از شهر کرده اند .( فرید،۱۳۸۲ ص ۱ ) درمنابع متعددتاریخی براهمیت آب ونقش آن درمکان یابی یاتوسعه شهری تآکید فراوان شده است .برای مثال چون امکان انتقال آب هرازبه آمل وجودنداشت ، محل احداث شهرتغییر کرد(نهچیری،۱۳۷۰،ص۲۲) یوجوییچ[۳] نیز براین باوراست که وضعیت هرتمدنی راباید با جایگاه یاسهم زیرساخت های مربوط به آب درکل زیرساخت های آن تمدن اندازه گیری کرد(پاپلی یزدی،۱۳۸۲،ص۶۸) در گذشته نیز مانند امروز آب نقش تعیین کننده ای در استقرار و توسعه شهری داشت. چه بسا شهرهایی که به علت از بین بردن منابع آبی دچار ویرانی شده اند ،که شهر تاریخی سیراف در جنوب ایران از آن جمله است ( سمسار،۱۳۵۷ ص۴۲). اهمیت آب در حیات و شکوفایی جوامع شهری تاحدی است که ویت فوگل تمدنهای مشرق زمین را به وجود آن وابسته می داند و از تمدنها به عنوان تمدن آبی یا جوامع وابسته به آب نام برد ( کاتوزیان،۱۳۶۸،ص ۶۳ ). در واقع شهر زیستگاهی است ، انسان ساخت و در زیر یک قدرت سیاسی مشخص که تمرکز جمعیتی نسبتاً پایداری را در درون خود جای میدهد ، فضاهای ویژه بر اساس تخصص های حرفهای به وجود میآورد تفکیکی کم وبیش مشخص میان بافتهای مسکونی و کاری ایجاد می کند و فرهنگی خاص را به مثابه حاصلی از روابط درونی خویش پدید میآورد که درون خود خرده فرهنگ های بیشماری را حمل میکند ( شکوهی، ۱۳۸۳،ص ۲۸-۲۹ ). با این همه شهر اجتماعی است با تعداد و تراکم معین و متناسب جمعیت ، با بافت و ساختار کالبدی یکپارچه و بهم پیوسته اعم از محلات ، کویها و یا مناطق مسکونی ، فضاهای فرهنگی ، بازرگانی ، تولیدی ، اداری ، ارتباطی ، کشاورزی و نظایر آنها که اکثریت ساکنان شاغل دائمی آن در مشاغل غیر کشاورزی به کار اشتغال داشته و بر اثر تمرکز تولید و خدمات فرامحلی ، کانون سیاسی-اجتماعی ، فرهنگی ، اداری، مواصلاتی و مرکز مبادلات اقتصادی و تأمین نیازهای حوزه جذب و نفوذ فضای پیرامون خود نیز میباشد ( نظریان،۱۳۸۳ ص ۴-۱ ) به نظر فردریک فن ریشتهفن شهر اجتماعی ازانسان ها در مکان معینی است که حیات عادی آنان از فعالیت های غیر زراعی به ویژه از راه بازرگانی وصنعت تأمین می گردد(Chabot.1948.p15 ) شهرنشینی متأثر از توزیع فشار جمعیت، انواع طبیعی (اقلیم، خاک، مورفولوژی و…) و انسانی (جمعیت، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و…) در عرصه زندگی بشری به عنوان ویژگی های از قرن ۱۸ میلادی، روند تکاملی را طی کرد. و در قرن ۲۰ شدت یافت، در قرن ۲۱ میلادی نیز شاهد شهرنشینی گسترده با بیش از ۶۲ درصد خواهیم بود (باستیه، ۱۳۷۷، ص۲۳۹) برای واگنرشهرنقطه تمرکز اموربازرگانی است(DERRUAU1961,P463) درمنابع مختلف،برنامه ریزی تعاریف متعددی دارد،ازجمله اینکه برنامه ریزی عبارت است از:نظام تصمیم گیری برای خط مشی ها(زمردیان،۱۳۶۴ص۱۲)؛ جریان آگاهانه یاسلسله اقدام های مرتبط بایکدیگر(معصومی اشکوری ،۱۳۷۰،ص ۸۰) پویش هدایت عقلایی مکانیزم تصمیم گیری در امورتوسعه(آسایش،۱۳۷۵،ص۲)؛ اندیشیدن وتنظیم پیشاپیش امور(هیراسکار،۱۳۷۶،ص۱۵)یافعالیتی عمومی برای رسیدن به اهداف(حسین زاده دلیر،۱۳۸۰،ص۵) برنامه ریزی شهری عبارت است از تأمین رفاه شهرنشینان ٬ از طریق ایجاد محیط بهتر ٬ مساعدتر ٬ آسان تر ٬ سالمتر ٬ ودلپذیرتر (شیعه٬ ۱۳۸۳ ٬ ص۱۰۱). برنامه ریزی شهری ، در واقع در جهت تأمین نیازهای خدمات شهری ، و در نظر گرفتن عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی در یک سیستم برنامه ریزی شهری جامع و پویا ، مشخص کردن سیاست ها و برنامه های توسعه شهری ، هماهنگ کردن آنها با سایر برنامه های عمرانی در سطح منطقه ای و کشوری و تنظیم برنامه ها و طرح ها در دوره زمانی معین است(زیاری، ۱۳۸۳ ، ۵۵-۵۴ ). ۲-۳ نفت واژه نفت به زبان فرانسوی petrolوبه زبان انگلیسی petroleum است ودرتعریف عبارت است از ترکیبات هیدروکربون ها که در زیر زمین به حالت گاز یا مایع یا جامد وجود دارند.(رضویان ۱۳۷۳ص ۷۱) ۲-۳-۱پیدایش نفت از دیدگاه زمین شناسی نفت ، میلیون ها سال قبل ازبقایای موجودات ریز دریایی به نام پلانکتون به وجود آمد.پس ازآنکه این موجودات ریز به حالت مرده درآمدند ، آرام آرام به به پوشش ضخیمی از مواد آلی بر بستر دریا تبدیل شدند .باکتری ها که بر روی این بقایا تغذیه می کردند به تدریج به نفت وگاز تبدیل گردیدند.گرما وفشارناشی ازسنگ هایی که درلایه های بالایی قرار داشتند ، این فرایند رادرطول میلیون ها سال کامل کردند.(همان کتاب ص ۷۷) عوامل زمین ساختی در پیدایش نفت عبارتند از:
-
- رسوب وته نشین شدن بدون انقطاع آب دریا طی دوره پرمین تا دوره میوسن سفلی
-
- مدفون شدن موادآلی با گل های آهکی درته دریا و باحجم زیادکه پس ازتغییر شیمیایی وبیوشیمیایی ،سنگ های پرازموادنفتی راباقطر زیاد وطول وعرض وسیع تشکیل داده اند.
-
- تاخوردن قشر زمین دراثرحرکات زمین که منجر به تشکیل تاقدیس ها وناودیس ها شده است.
- متخلخل بودن سنگ ها که منجربه انتقال نفت در رأس قوس ها شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قبل از هر چیز ذکر یک نکته لازم است و آن اینکههمانطور که معانی متعددی برای واژه سیاق ارائه شده، معنای اصطلاحی آن نیز متعدد شدهاست و دانشمندان علوم اسلامیمعنای واحدی را ارائه ندادهاند.
 برخی میگویند: سیاق عبارت است از ساختار و قالب کلامیکه لفظ مورد بحث در آن قرار دارد و قرینه سیاق، عبارت است از هر گونه دلالت لفظی یا عقلی که با آن کلام همراهاست. به دیگر سخن، سیاق، ویژگی یک یا چند جملهاست کهاز پیوستگی و انسجام ساختاری و وحدت یا ارتباط محتوایی و موضوعی بدست میآید[۵۴۹] شاید بهترین تعریف را آیت اله محمد باقر صدر ارائه داده، وی گفتهاست: سیاق، هر گونه دلیل دیگری است که بهالفاظ و عباراتی که میخواهیم بفهمیم پیوند خوردهاست خواه از مقوله الفاظ باشد به گونهای که دال لفظی با لفظ مورد نظر، کلامییکپارچه و مرتبط را تشکیل دهند و یا آن دالّ و نشانۀ حالی ( غیر لفظی) باشد مانند موقعیت و شرایطی که کلام را در بر گرفته و نسبت به موضوع مورد بحث نقش دلالت گری دارند.[۵۵۰] مرحومه علامه طباطبائی& و مرحوم سید قطب اگر چه بصورت گسترده از بحث سیاق استفاده نمودهاند، ولی تعریفی از آن ارائه ندادهاند. بنابراین میبایست از نحوه استفاده آنها در تفسیر، تعریفی را که بر مبنای تفسیری آنها سازگار تر است ارائه داد. البته باید یادآوری کنیم که سیاق علاوه بر اینکه در تفسیر آیات نقش مهمیدارد که بزودی خواهیم گفت؛ در ترجمهایات نیز نقش بسزایی خواهد داشت بطوری که بدون التفات بهان به ترجمه سلیس، روان و صحیح دست پیدا نخواهیم کرد. و مراجعه به کتاب لغت قطعاً برای ترجمهایات کافی نخواهد بود. بطور مثال واژه جَمل در کتب لغت به دو معنا بوده، “طناب کشتی"و"شتر"حال اگر بخواهیم آیه { وَ لَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ حَتىَ یَلِجَ الجَْمَلُ فىِ سَمِّ الخِْیَاطِ وَ کَذَالِکَ نجَْزِى الْمُجْرِمِین[۵۵۱]}را ترجمه کنیم به: داخل بهشت نمیشوند تا آنگاه که شتر از سوراخ سوزن بگذرد، ترجمه روانی نخواهد بود اما با کمک سیاق آیه، بهتر است که جَمَل به طناب کشتی ترجمه شود.[۵۵۲] نقش و اهمیت سیاق در تفسیر آیات این موضوعی مسلّم است که یک واژه میتواند دو معنا داشته باشد، یک معنای قراردادی و وضعی و یک معنای سیاقی که در متن جمله و روند کلام بوجود میآید. و درباره تفسیر قرآن باید بگوییم که یکی از اصول اولیه تفسیر، توجه بههمین معنای سیاقی واژهها است. بطوری که با کمک آن میتوان معانی و مفاهیم آیات قرآنی را بهتر شناسایی نمود و به تفسیر آنها پرداخت. به همین دلیل است که زرکشی معتقد است که: چهارمین امری که زمان مشکل شدن، به تعیین مفهوم کمک میکند، دلالت سیاق است که به تبیین مجمل و تخصیص دادن عام و مقید نمودن مطلق و تنوع دلالت، رهنمون میشود و این از بزرگترین قرینههای دال بر مراد متکلم است. و هر کس کهاین را وانهد در دیدگاههایش دچار اشتباه میشود. پس به آیه:{ ذُق اِنّکَ اَنتَ العَزیزُ الکریم} [۵۵۳] نگاه کن تا بفهمیکه چگونه سیاق آن بر ذلیل بودن و حقارت دلالت میکند.[۵۵۴] و در جای دیگر بیشتر تأکید کرده و آوردهاست که: باید نقطهاتّکای مفسّر در تفسیر مراعات ساختار کلام و سیاق سخن باشد هر چند این لحاظ مخالف با معنای وضعی باشد. زیرا مجاز امری در کلام است[۵۵۵] بنابراین غالباً توجه به یک قسمت از آیه بدون توجه به قبل و بعد آن، تفسیری نادرست بههمراه خواهد داشت بطور نمونه: پر واضح است کهاگر این عبارت آیه ۴۳ نساء{ لاتَقرَبوا الصَلاه } را بدون توجه به ما قبل و ما بعد آن تفسیر کنیم چه خواهد شد. و یا این عبارت از آیه ۳۹ سوره مبارکه نجم را که میفرماید{ و اَن لَیسَ لِلانسانِ اِلا مَاسَعی } را بدون توجه به سیاق، ترجمه و تفسیر کنیم بهاشتباه خواهیم افتاد. هم چنین اگر کسی در تفسیر آیه ۳۳ الرحمن؛ واژه سلطان را به علم تفسیر کند و بگوید منظور این است کهانسان با کمک علم، قدرت رفتن به فضا و صعود به ماه را یافتهاست، اشتباه خواهد بود. اما اگر به سیاق، توجه شود میبینیم که سیاق آیات درباره قیامت است و هدف آن اشاره به فرار کردن انس و جن از ملک الهی است.[۵۵۶]پس با کمک سیاق آیات، هم میتوان دامنه معنای لغت را گسترش داد و هم محدود نمود و معنای مناسب آن واژه را از بین معانی متعدد آن انتخاب کرد.بههمین جهت مفسّران اهمیت این موضوع را متذکر شده و در تفسیر آیات نیز از آن استفاده نمودهاند. البتهاستفادهاز سیاق، نیز منوط به وجود شرایطی است که توجه بهانها را در امر تفسیر ضروری میکند از جمله وجود ارتباط موضوعی بین جملات و عبارات و آیات ـ پیوستگی در صدور…[۵۵۷] بنابراین دانشمندان علوم قرآنی ومفسران، از سیاق کلام وروند سخن در تفسیر آیات بهرههای زیادی بردهاند، ودربارۀ اهمیت آن از عبارات مختلفی استفاده نمودهاند.برخی معتقدند که: باید خیلی دقت کنیم وقتی میخواهیم آیهای را زیر موضوعی وعنوانی قرار دهیم، آیات قبل وبعد را هم در نظر بگیریم و اگر احتمال میدهیم که در آیات قبل وبعد قرینهای وجود دارد، آنرا هم ذکر کنیم… تا موقع مراجعه به آیه، آن قرائن کلامیمورد غفلت واقع نشود. [۵۵۸] بناراین میتوان نتیجه گرفت که: هیچ مفسّری در جهت فهم مقاصد و مفاهیم صحیح آیات و تفسیر درست آنها از توجه به بحث سیاق، بی نیاز نخواهد بود و البته، احاطه بر کل قرآن و مانوس شدن با آن و فضای آیات نیز ضروری به نظر میرسد. از آنجا که روش تفسیری علامه طباطبائی& در المیزان، روش تفسیر قرآن به قرآن است و یکی از ابزارهای این روش، نیز استفادهاز سیاق آیات بوده، طبیعتا از آن بطور گستردهاستفاده نمودهاست. به طوری که به جرات میتوان گفت: کهاو در این زمینه گوی سبقت را از مفسّران دیگر ربودهاست. چون سرتاسر تفسیر المیزان دلالت بر کیفیت و کمیت استفادهاز سیاق و ارتباط آیات توسط ایشان دارد به گونهای که در پرتو سیاق، صدها مورد استفاده تفسیری، ادبی، تایید یا ردّ روایت، تعیین مصداق و…. نمودهاست. بطور مثال ذیل آیه۸۹ سوره مبارکۀ مائده، بعد از تفسیر آیات و تبیین سوگند لغو و آوردن بحث روایتی مربوطه مینویسد: « سیاق آیه بهترین دلیل است بر اینکهایه در صدد بیان کفاره سوگند و امر به حفظ آن است بطور استقلال نه بر سبیل تبعیت، کما اینکه لازمه این تفسیر است. » [۵۵۹] سید قطب نیز از مقوله سیاق بطور گستردهاستفاده نموده و جایگاه ویژهای برای آن قرار داده است بطوری که ظاهراً نزدیک به ۲۰۰ بار در تفسیرش از سیاق استفاده کردهاست. ایشان با تاکید بر اهمیت و نقش آن در تفسیر، خود نیز برای رفع ابهام و اغماض از بسیاری از آیات از سیاق استفاده نموده است و به تبیین و تفسیر آیات پرداخته است. در ادامه به برخی از موارد مختلف و هم چنین نحوهاستفادهاین دو مفسّر بزرگ از بحث سیاق خواهیم پرداخت. (ان شاءالله) .تفسیر واژهها و مفردات با استفادهاز سیاق یکی از انواع سیاق، سیاق کلمات و واژهها است. بدان معنا که کنار هم نشستن کلمات و مفردات در متن جمله، سیاق کلمه را بوجود میآورد. علامه طباطبائی& در تفسیر المیزان بهاین مساله توجه خاصی داشتهاست و در موارد بسیاری، واژهها و مفردات آیات را با توجه به سیاق آیه ترجمه و تفسیر نمودهاست. بطور مثال، ذیل آیه ۳۷ سوره مبارکه یونس: { وَ مَا کاَنَ هَاذَا الْقُرْءَانُ أَن یُفْترََى مِن دُونِ اللَّهِ وَ لَاکِن تَصْدِیقَ الَّذِى بَینَْ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِین}. [۵۶۰] مینویسد: منظور از کتاب، به دلالت سیاق، جنس کتابهای آسمانی و نازل از ناحیه خدای سبحان بر انبیای گرامش است و منظور از کلمه تفصیل ایجاد فاصله بین اجزای درهم آن است و منظور از کتاب، تنها قرآن کریم است.[۵۶۱] ودر تفسیر واژهها «قضی» در آیه ۳۶ سوره مبارکهاحزاب: {وَ مَا کاَنَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضىَ اللَّهُ وَ رَسُولُ…} [۵۶۲] میگوید: سیاق آیه شهادت میدهد بهاینکه مراد از قضاء، قضاء تشریعی و گذراندن قانون است نه قضاء تکوینی، سپس مراد از قضای خدا و قضای رسول خدا را بیان نموده وبا کمک آیه ۶ همین سوره نتیجه میگیرد که: قضای رسول خدا، قضای خدا نیز هست و در آخر این گونه مینویسد که، سیاق جمله{ اذا قضی الله و رسولهامراً} شهادت میدهد بر اینکه مراد از قضاء تصرف در شانی از شوون مردم است نه جعل حکم شرعی که مختص به خدای تعالی است.[۵۶۳] بنابراین مفسر بزرگ المیزان با کمک سیاق از واژههای «کتاب» و «قضی» رفع ابهام نموده و به تفسیر آیات پرداختهاست.[۵۶۴] وگاهی نیز بین دو عبارتی که در یک آیهاورده شدهاست، تفاوت قائل میشود. بطور مثال در ذیل آیۀ شریفۀ: {إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِر }[۵۶۵] مینویسد:در این آیه مسئلهایمان تکرار شده، و منظور از ایمان دومى بطورى کهاز سیاق استفاده میشود، حقیقت ایمان است، و این تکرار مىفهماند: که مراد از {الَّذِینَ آمَنُوا}، در ابتداى آیه کسانى هستند کهایمان ظاهرى دارند، و باین نام و باین سمت شناخته شدهاند. [۵۶۶] همچنین در ذیل آیۀ: {وَ نُودُوا أَنْ تِلْکُمُ الْجَنَّهُ أُورِثْتُمُوها بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون} [۵۶۷] دربارۀ واژۀ{ تِلْکُمُ} مینویسد؛ اسم اشاره” تلکم” که مخصوص اشاره به دور است در اینجا رفعت قدر و علوشان بهشت را مىرساند نه دورى آن را، زیرا از ظاهر سیاق به طورى که دیگران هم گفتهاند چنین بر مىآید که این ندا وقتى به آنان مىشود که خود در بهشت منزل گرفتهاند، و با این حال اشاره براى افاده دورى مسافت نخواهد بود.[۵۶۸] سید قطب نیز گاهی برای بسط مفهوم یک واژه یا عبارت قرآنی از سیاق آیات کمک گرفته و آنرا برای خواننده روشن و مشخص میکند. بطور نمونه در مورد واژه” درجه “در آیه ۲۲۸ سوره مبارکه بقره، میگوید: معتقدم که این برتری که در این سیاق آمدهاست مربوط به حق مردان در امر برگشت دادن زنان در مدت عده به دامان حفاظت خویش است و قرآن این حق را در دست مرد قرار دادهاست چون او طلاق دادهاست، معقول نیست که حق مراجعت به زن داده شده باشد. پس این برتری مقید است.[۵۶۹] واژه{ فی سبیل ا… } در آیه ۱۹۰ سوره بقره را که درباره جهاد و مسائل مربوط بهان است با کمک سیاق توضیح داده و معتقد است که جهاد فی سبیل الله یعنی جهادی که برای رضای خدا و فی سبیل ا… باشد نه اینکه برای برتری جوئی و نه برای کسب غنائم جنگی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ردیف
محقق یا محققان
عنوان تحقیق
۱
خانمحمدی و محمدی، ۱۳۸۵
طراحی مدل ارزیابی اثربخشی رسانههای تبلیغاتی بر رفتار مصرف کننده
نتایج تحقیق: تبلیغات یکی از عوامل حیاتی در موفقیت یک سازمان است، به طوری که تدوین برنامه های تبلیغاتی بایستی با در نظر گرفتن عوامل تاثیرگذار در فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کننده - از جمله عوامل آمیخته بازاریابی، عوامل محیطی مانند عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و موقعیتی جامعه، خصوصیات فردی مصرف کننده یا عوامل روانی و شخصی و اهداف بازاریابی سازمان-انجام شود. در این مقاله یک مدل دینامیک برای ارزیابی اثربخشی رسانههای تبلیغاتی بر رفتار مصرف کننده ارائه شد. در این مدل برنامه ریزی تبلیغات بر اساس شناسایی عوامل درونی و بیرونی سازمان و تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر با نظر خواهی از خبرگان و با بهره گرفتن از مفاهیم منطق فازی اجرا گردید. به منظور تخصیص بهینه بودجه به رسانههای تبلیغاتی از یک مدل تصمیم گیری چند شاخصه نیز استفاده شد.

۲
صنایعی و شافعی، ۱۳۸۹
تحلیل و پیش بینی رفتار خرید مشتریها براساس تئوری کارکردی نگرش
نتابج تحقیق: یافتههای پژوهش نشان داد بر حسب تئوری کارکردی نگرش، نگرش هر فرد کارکردهای دانشی، ارزشی، انتفاعی و تدافعی دارد. مشتریها کالایی را میخرند که با باورهای فردی و ارزشهای اجتماعی یا فردیشان همخوانی داشته باشد و به طور کارآمد برای فرد سودآوری داشته و بتواند از هویت فردی و جمعیاش دفاع کند. ازطرفی این چهار عامل نیز به نوبه خود به طور قابل ملاحظهای از عوامل فردی مانند انگیزه، شخصیت، هیجان و… تأثیرپذیرند.
۳
جلیلیان و همکاران، ۱۳۹۱
تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر قصد خرید
نتایج تحقیق: این مقاله به بررسی تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر قصد خرید مصرف کنندگان ازطریق ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در میان دانشجویان پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان داد تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی بر ابعاد ارزش ویژه برند؛ ابعادارزش ویژه برند به جز بعد آگاهی از برند بر قصد خرید و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی ازطریق ارزش ویژه برند بر قصد خرید اثر میگذارد.
۴
صحت و همکاران، ۱۳۹۱
بررسی نقش اصلی تبلیغات در صنعت بیمه
نتایج تحقیق: در این مقاله به ذکر این نکته پرداخته شد که شرکتهای بیمه به مسائل بازاریابی و تبلیغات توجه زیادی نمیکنند. در این مقاله سعی شد تا نقش تبلیغات در توسعه صنعت بیمه بررسی شود و از حوزه بازاریابی و تبلیغات و نیز آمیخته بازاریابی به صنعت بیمه نگاه شده است. نتایج این پژوهش گویای این بوده است که در زمینه تبلیغات بیمه فعالیتهای گستردهای صورت نگرفته واگر هم در این رابطه تبلیغاتی صورت گرفته به صورت کلی بوده است و دیگر اینکه باید به هر سه جنبه اصلی تبلیغات یعنی آگاهی دهنده، ترغیب کننده و یادآوری کننده در صنعت بیمه توجه نمود.
۵
حیدرزاده و حسنیپارسا، ۱۳۹۱
بررسی تاثیر ارزشهای لذتجویانه بر رفتار خرید مصرف کنندگان
نتایج تحقیق: در این پژوهش به بررسی تاثیر ارزشهای لذتجویانه بر گرایش فایدهباور، نوطلبی، آگاهی از نام و نشان تجاری (برند)، واکنش به محرکهای ترفیعات و ترجیح دادن برندهای خارجی و همچنین نقش تعدیل کننده درآمد شخصی بر ارتباط بین ارزشهای لذتجویانه و آگاهی از نام و نشان تجاری، پرداخته شد. بر اساس یافتههای پژوهش، با افزایش ارزشهای لذتجویانه، گرایش مصرف کنندگان به سمت ارزشهای فایدهباور کاهش مییابد. همچنین ارزشهای لذتجویانه تاثیر مثبتی بر افزایش نوطلبی، آگاهی از نام و نشان تجاری (برند) واکنش به محرکهای ترفیعات و ترجیح دادن برندهای خارجی دارد. از طرف دیگر، درآمد شخصی به عنوان متغیر تعدیل کننده بر ارتباط بین ارزشهای لذتجویانه و آگاهی از نام و نشان تجاری (برند)، یر مثبت میگذارد.
۶
دروی، ۱۳۹۱
نقش پیام تبلیغاتی رسانه بر روی رفتار مصرف کننده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس از آن اباقاخان بلاد لر کوچک را بین فلک الدین حسین و عزالدین حسین تقسیم نمود آنها به مدت ۱۵ سال بر این نواحی حکمرانی کردند. در دوره آنان بلاد لر کوچک رونق گرفت و آنها بسیاری از دشمنان سرکوب شدند ، همچنین آنها به سرزمینهای بیات ، نهاوند و ایشتر اغلب هجوم می بردند(مستوفی ،۱۳۳۹،۵۵۸). بدینگونه قلمرو آنها از همدان تا شوشتر و از اصفهان تا عراق عرب گسترش یافت( بدلیسی ،۱۳۴۳،۶۹-۶۸). حسن مردی عاقل ، پرهیزگار و سلیم النفس بود(اقبال آشتیانی،همان،۴۵۱). اما حسین برخلاف او کینه جو و زورگو بود(اشپولر ،۱۳۸۴،۱۷۰). هر دوی آنها در زمان حکومت گیخاتو مردند، یا به روایتی دیگر هر دو در اثر نزاع با یکدیگر به قتل رسیدند(نطنزی۱۳۸۳،۶۱-۶۰). پس از آنها ، گیخاتو ، حکومت آنجا را به جمال الدین خضر پسر تاج الدین شاه داد ، اما حکومت او دچار مشکلات درونی بود از جمله اینکه او با مخالفت امرا روبرو شد . همین امرای مخالف در سال ۶۹۳ ﻫ به او شبیخون زده و حکومت او را ساقط کردند ؛ بنا به گفته مستوفی پس از مرگ او نسل حسام الدین خلیل منقطع شد. (مستوفی ،همان،۵۵۹). پس از مرگ جمال الدین خضر ، حسام الدین عمربیک حاکم لرستان شد. مستوفی در این باره می نویسد : « به تقلب حاکم لرستان شد» همانگونه که او با امرا بر ضد جمال الدین خضر دسیسه چینی نموده بود ، این بار نیز امرا به تعارض با او پرداخته و به خونخواهی پسران تاج الدین شاه برخواستند . او در آخر مجبور شد به نفع صمصام الدین محمود از حکومت کناره گیری کند(همانجا). و به حج رفت( نطنزی،همان،۶۱). پس از آن شهاب الدین الیاس گزارش داد که صمصام الدین درکشتار خضر و خانواده اش سهیم بوده است. او را در سال ۶۹۵ هـ به قتل رساندند (مستوفی ،۱۳۳۹،۵۶۰ ؛ بدلیسی،همان،۷۱-۷۰). پس از آن غازان حکومت لر بزرگ را به عزالدین محمدبن عزالدین حسین داد، و بدرالدین مسعود را به سرپرستی او گماشت (اشپولر،همان،۱۷۰). اما پس از مدتی بین آن دو اختلاف در گرفت ، چنانچه هر دو مجبور شدند به منظور تعیین تکلیف به نزد الجایتو بروند و پس از آن مقررشد که بدرالدین مسعود حاکم ولا [۱۰]باشد و اینجو نیز به عزالدین محمد برسد . اما اندکی بعد کار ولا و اینجو هر دو بر عزالدین محمد مقرر شد(مستوفی ،همان،۵۶۰).پس از آن در سال ۷۱۶ هـ .ق. همسر عزالدین محمد به نام دولت خاتون حاکم به حکومت این نواحی رسید. این زن از عهده اداره این نواحی برنیامده و ناگزیر به اطاعت از فرامین مغولی گردید(همان،۵۶۱-۵۶۰). که به گفته معین الدین نطنزی چون ابوسعید به ایلخانی رسید. عزالدین حسین را به جای خواهرش ، دولت خاتون به حکومت لر کوچک منصوب نموده و وی با تدبیر وزیر لایق خود خواجه محمد چاغری امور مملکت و رعیت را انتظام بخشید.عزالدین حسین در سال ۷۳۰ هـ درگذشت (نطنزی،۱۳۸۳،۶۳) و پس از او پسرش شجاع الدین محمود به حکومت رسید او به همراه وزیر خود ، خواجه محمودبن محمد چاغری به اصلاح خرابیهای قلمرو اش همت گماشت .در دوران فرمانروایی ، او با همسایگان خود ، سلاطین آل مظفر و جلایری رابطه دوستانه ای برقرار نمود( همان ،۶۴-۶۳). شجاع الدین یکی از دختران خود را به شاه شجاع و دیگری را به سلطان احمد بن اویس به زنی داد. او تا سال ۷۷۰ ه در لر کوچک سلطنت داشت(اشپولر ،۱۳۸۴،۱۷۰). سلسله امرای لر کوچک تا اواسط قرن دهم هجری یعنی ایام سلطنت شاه طهماسب اول صفوی باقی بودند و آخرین ایشان که ذکری از او باقی است ، شاه رستم بن جهانگیر ملقب به رستم خان است که منصب للگی دختران شاه طهماسب را به ضمیمه حکومت لرستان را در دست داشته است.(اقبال آشتیانی ،۱۳۸۷،۴۵۲). حقوق دیوانی این تومان نیزمانند تومان لر بزرگ به اتابک می رسید که چیزی حدود صد تومان بوده است اما آنچه که به دیوان مغول فرستاده می شد نه تومان و یکهزار دینار بوده است.(مستوفی،۱۳۶۲،۷۸). در بروجرد زعفران و شراب نیکو وجود داشت و در خرم آباد که در زمان مستوفی از آبادانی چندانی برخوردار نبوده ، خرما فراوان یافت می شد و صمیره نیز از وضعیتی مانند خرم آباد برخوردار بوده است.(همان،۷۹-۷۸). ۵-۶- تومان همدان این تومان شامل شهرهای : همدان ، اسدآباد ، خرقانین ، درگزین ، روداور و نهاوند می شد(مستوفی،۱۳۶۲،۷۴-۷۱). در زمان حملات چنگیز شخصی به نام کوکجه بر ری و همدان حکم می راند که توسط ایتغمش بنده جهان پهلوان کشته شد؛ ایتغمش نیز بعدها توسط شخصی به نام منکلی به قتل رسید ، پس از آن منکلی نیز از لشکریان اتبک ازبک شکست خورده و از قدرت ساقط شد (رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۱،۳۱۶). زمانیکه جبه و سوبدای ایالات سرزمین ایران را یکی پس از دیگری تسخیر نمودند از سوی خود بر آن ولایات شحنه گذاشتند. مجدالدین علاءالدوله همدانی حاکم سرزمین همدان بود ، او هنگام آمدن مغولان به نزد آن ها رفت و پیشکشهایی تقدیم نمود. پس از آن نیز مغولان شحنه ای بر طبق رسوم سایر فتح ها در شهرهای ایران ، بر آن گذاشتند و رفتند(وصاف،۱۲۶۹،۵۷۱). کمی بعد از رفتن مغولان ، جمال الدین ایبه سمیرمی با جمعی از افراد به عنوان دین پروری در همدان ، شحنه مغولی را به قتل رساندند و علاءالدین را نیز به سبب اطاعت از مغولان در قلعه کریت محبوس کردند. چون بهار شد جبه نویان به همدان آمده ، جمال الدین و یارانش را از دم تیغ گذراند و دوباره شحنه ای بر آنجا گماشت و رفت(همانجا). در تاریخ الفی به کشتار مردم همدان توسط مغولان اشاره می شود. چنانچه آمده است : که در آن هنگام مردم می خواستند ، پیشکش هایی به مهاجمین مغول اهدا کنند ، اما یکی از فقهای شافعی آنها را به جنگ با مغولان دعوت نموده و در آخر مغولان پس از غلبه بر آنها در شهر کشتار بیرحمانه ای به راه انداختند (تتوی ودیگران،۱۳۸۲:ج۶،۳۷۱۶). پس از آن تا آمدن هلاکو ، این تومان نیز مانند دیگر مناطق ایران ، زیر نظر حکمرانان مغولی که بر ایران حکم می راندند اداره می شد. هنگامیکه هلاکو به ایران آمد خراسان و عراق را به اباقاخان داد و پس از تکیه زدن اباقاخان بر سریر قدرت، ولایت عراق عجم را به خواجه بهاءالدین داده شد(خوافی،۱۳۴۱:ج۲،۳۳۲). در منابع از دوشخص دیگر نام برده شده که به احتمال بسیار والی یا شحنه همدان بوده اند که در این رابطه رشید الدین فضل الله امی نویسد:« آباقاخان در سوم ذی القعده ۶۸۰ هـ .ق. وقتی از بغداد به همدان آمد ، در آنجا در سرای ملک فخرالدین منوچهر نزول فرمود»(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۷۷۹). بناکتی نیز عیناین اخبار را آورده با این تفاوت که می نویسد : «در سرای ملک عمادالدین نزول فرمود»(بناکتی،۱۳۴۸،۴۲۸). پس از این دیگر ذکری از حکام ناحیه همدان نمی یابیم تا اینکه بایدو بر سر کار آمد و تومانات عراق را به طولادای سپرد ،خود بایدو نیز در همدان به تخت سلطنت جلوس نمود(وصاف،۱۲۶۹،۱۷۲). همانطور که در پیش از این اشاره شد ، در این دوره امیران به شیوه عصر اباقاخان در ناحیه خود از هر حیث مستقل شدند (همانجا). ظاهرا در این دوره تا زمان غازان ابوبکر دادقابادی والی همدان بوده ، زیرا رشید الدین فضل الله می نویسد : « غازان خان والی همدان ابوبکر دادقابادی را به یاسا رساند».(رشیدالدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۲،۹۳۶). غازان در آنجا خانقاهی ساخت که دارای موقوفاتی نیز بود(وصاف ،۱۲۶۹،۳۸۶).پس از آن وقتی الجایتو به حکومت رسید و قدرت خود را پس از جنگ های گیلان و خراسان تثبیت نمود ، بعضی از امرای شام که از ملک ناصر رویگردان شده بودند به نزد او آمدند ، او نیز آنها را مورد نوازش قرار داده و هر یک را مقامی داد ، او در این بین افرم نامی را بر همدان حاکم نمود ، زردکش را بر نهاوند و اسد آباد را نیز به آی دوغدی به سیورغال داد(حافظ ابرو ،۱۳۱۷،۴۰). در دوره فرمانروایی الجایتو بود که ماجرای املاک نازخاتون رخ داد و آنگونه که مولف روضه الصفا بیان می کند ، ماجرا از این قرار بود که ، در اواخر سلطنت الجایتو در همدان خطیبی به نام قاضی محمد بود؛ او از اینرو که با عده ای نزاع داشت ، خواست از آنها انتقام بگیرد ، پس قباله کهنه ای پیدا یا جعل نمود، که به نام نازخاتون دختر امیر کردستان بود ، سپس به نزد امیر چوپان رفته و اظهار نمود که که پدر تو تودان بهادر به هنگام حرکت هلاکو به بغداد ، نازخاتون را اسیر کرد بنابراین حکم یرلیغ املاک و اسباب او به پدر تو و از ایشان به تو می رسد واز اینگونه املاک در ولایات بسیار است. پس از آن امیر چوپان به طمع افتاده و نوکران خود را جهت باز پس گرفتن املاک ناز خاتون به ولایات فرستاد و مواضعی را در قزوین و فرقان نیز تصرف نمود ، در آخر امیر چوپان به سعی و شفاعت رشیدالدین فضل الله ، به آنچه گرفته بود قناعت کرد ، اما پس از مرگ الجایتو در دوره ابوسعید ، خطیب نامبرده دیگری آورد ه و طمع امیر چوپان را دوباره برانگیخت ، تا اینکه سرانجام خواجه علیشاه ،املاکی در روم از سلطان گرفت و به عوض آن به امیر چوپان داد و بدین ترتیب امیر چوپان از املاک نازخاتون صرف نظر کرد (میرخواند،۱۳۷۵،۹۶۵-۹۶۴). این پیشامد بر کاهش قیمت زمین و خرید و فروش ان نیز تاثیر ویژه ای گذاشت . پس از مرگ سلطان ابوسعید خواجه دمرطاش بر ولایت همدان استیلا یافت(ابن بطوطه ،۱۳۳۷،۲۲۳).
 طبق گفته مستوفی، مردم همدان از نظر مذهبی اکثرا معتزله و مشبهه اند که در آنجا مزارات متبرکه مانند قبر خواجه حافظ ابوالعلای همدانی و باباطاهر و عین القضات و غیره بسیار است(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۱). و مردم اسدآباد و درگزین نیز مذهب شافعی داشته اند که مستوفی اشاره می کند، مردم درگزین « شافعی مذهب پاک اعتقادند» (همان ،۷۴-۷۱). از لحاظ کشاورزی در همدان باغستان بسیار بوده و در آنجا میوه در غایت ارزانی بوده است ، در اسدآباد هم غله ، پنبه و میوه بدست می آمد، در فرقانین ، غله و میوه بسیار اما پنبه اندک بوده است و در ناحیه روداور نیز زعفران زیاد بوده است (همانجا). همچنین مولف آثار البلاد از وجود سرکه در همدان صحبت کرده(قزوینی ،۱۳۷۳،۴۵۲). که ظاهرا در زمان مستوفی وجود نداشته یا آنقدر فراوان نبوده، که از آن صحبتی به میان آورده شود. ۵-۷- تومان یزد تومان یزد از لحاظ جغرافیایی شامل شهرهای یزد ، میبد و نایین بود (مستوفی،۱۳۶۲،۷۴). در هنگام حملات مغول اتابکان حکومت یزد را در دست داشتند. اتابک این ولایت در زمان تهاجم مغولان قطب الدین نامی بوده است . او چیرگی مغولان را پذیرفت و اظهار ایلی نمود(شبانکاره ای،۱۳۶۳،۲۱۲).او با این عمل یزد را از قتل و غارت مغولان نجات داد. همزمان با او براق حاجب نیز در کرمان به سلطنت رسیده بود ، در نتیجه میان آنها روابطی شکل گرفت یک ازدواج سیاسی شد که طی آن قطب الدین دختر براق حاجب به نام یاقوت ترکان(جعفری ،۱۳۴۳،۴۲). را برای پسر خود محمود شاه خواستگاری نموده و او را به یزد برد ،که از این پیوند شوکت بسیاری پدید آمد.(جعفری همان،۴۲). قطب الدین مردی عادل ، دادگر و کاردان بود که با درویشان و دانشمندان به نیکی رفتار می نمود چنانکه بافقی می نویسد : « شبها را بطاعت و عبادت بروز آوردی و روزها با علما مباحثه کردی و اکثر فائق آمد و پیوسته به مهمات خلایق مشغول بودی».(مستوفی بافقی،۱۳۴۲:ج۱،۸۶). او همچنین خود را با اسب دوانی ، چوگان بازی و شکار سرگرم می نمود (جعفری، همان،۴۱-۴۰). قطب الدین در سال ۶۲۶ هـ دیده از جهان فرو بست و پس از مرگ او را در مدرسه ای که در کنار « دولت خانه» خود ساخته بود به خاک سپردند(کاتب ،۱۳۴۵،۷۱؛ مستوفی بافقی ،همان ،۸۷). پس ازقطب الدین، پسرش محمود شاه داماد براق حاجب به جانشینشی او رسید. محمود شاه پادشاهی عادل بود و با مردم بخوبی رفتار می نمود . او گردنکشان را تنبیه کرد و به رعایت حال رعایا پرداخت وبدینگونه مردم شهر و ولایات در زمان او مرفه و ایمن گردیدند (مستوفی بافقی ، همان،۸۹). از جمله حوادث روزگارمحمود شاه ورود ابوالمظفر قتلغ خان پسر براق حاجب و برادر همسر او از طبس به یزد بود. قتلغ خان پس از فوت پدرش در سال ۶۳۲ هـ (مستوفی ،۱۳۳۹،۵۲۹). به یزد آمده و با مساعدت های محمود شاه وارد کرمان شد و یکسال بعد به حکومت آن شهر دست یافت. محمود شاه مدرسه ای زیبا در یزد به منظور مدفن خود ساخت و حدود ۱۳ سال اتابکی یزد را بر عهده داشت تا اینکه در سال ۶۳۶ هـ فوت کرد(کاتب ،همان،۷۲). و در مدرسه محمود شاهیه به خاک سپرده شد.(جعفری،همان،۷۲). پس از او پسرش سلطان سلغر شاه به حکومت نشست او رسولانی را همراه با هدایا نزد قاآن مغولی فرستاد و قاآن نیز به او یرلیغ حکومت ان ناحیه را داد. او در یزد نزدیک محله یعقوب دهی برپا کرد و قناتی نیز در آنجا ساخت که به نام سلغرآباد مشهور شد(کاتب ،۱۳۴۵،۷۲). او همچنین پیوسته از دانشمندان و اهل فضل حمایت نموده و آنان را از نواحی مختلف به یزد فرا می خواند و می نواخت (افضل الدین کرمانی ،۱۳۶۵،۱۵۹). سلغرشاه ده سال حکومت کرد (کاتب ،۱۳۴۵،۷۲).او هنگامیکه برای گرفتن انتقام خون خواهرش ، ترکان خاتون- زن سعدبن ابی بکر سلغری که به دست سلجوق شاه کشته شده بود- همراه لشکریان مغول به فارس حمله کرد(مستوفی ۱۳۳۹،۵۰۷). به تیر یکی از سربازان سلغری به نام بیگلیک کشته شد.(وصاف،۱۲۶۹،۱۱۰). پس از سلغرشاه در سال ۶۷۰ هـ طغی شاه یا طغان شاه به حکومت یزد نشست او سه سال بر این ولایت حکومت راند. طغاشاه در اهرستان باغی ساخت که باغ طغی شاه نامیده شد(کاتب ،۱۳۴۵،۷۳). پس از او علاءالدوله به جای وی نشست و او نیز حدود سه سال حکمرانی نمود و پس از او برادرش یوسف شاه به اتابکی تومان یزد رسید ، او مردی عیاش بود چنانچه درآمد یزد صرف مخارجشخصی و عشرت او می شد و باز هم کفاف آن را نمی کرد(همان ،۷۴). یوسف شاه در آغاز حکومت ، خرابیهای ناشی از سیل عظیم زمان سلغر شاه (علاءالدوله) را ترمیم کرد. وی از پسران امیر غیاث الدین حاجی خراسانی نیای آل مظفر حمایت می کرد و آنان در دستگاه او به سرعت مدارج ترقی را پیمودند(معلم یزدی ،۱۳۲۶،۳۱-۳۰؛ سمرقندی ،۱۳۷۲:ج۱،۱۸۵۹). که در این بین شرف الدین مظفر پدر محمد مظفر ازمقربان درگاه یوسف شاه بود و پیوسته او را نصیحت می کرد (کاتب ،۱۳۴۵،۷۴). او شرف الدین مظفر را به دفع راهزنان سرحد کوبنان و فهستان یزد فرستاد، و از اینرو که او به خوبی از عهده این کار برآمد ، سرحد میبد و ندوشن و نگهداری راه ها ی آن حدود را به شرف الدین سپرد.(معلم یزدی ،۱۳۲۶،۳۴-۳۲). شبانکاره ای نیز می نویسد:« در عهد او (یوسف شاه) حکومت یزد درجه و مرتبه ای تمام یافت و به شکوه رسید» (شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۱۲). اما حکومت او باتوجه به اختلافاتی که با غازان خان پیدا کرد طولی نکشید و برچیده شد. منابع از دسیسه چینی های پشت پرده و همچنین عدم ارسال پیشکش از طرف او به نزد غازان خان سخن گفته اند و این عوامل را علت اختلافات دانسته اند. در این بین مورخانی چون جعفری و کاتب از ندادن پیشکش به امرا سخن گفته اند و شبانکاره ای اشاره می نمایدکه چون دو سال به اردوی ایلخان نرفت ، بهانه ای شد برای توطئه امرا علیه او(جعفری ۱۳۴۳،۴۳؛کاتب،۱۳۴۵،۷۴؛ شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۱۲). در ضمن این صحبت ها می توان نتیجه گرفت که امرا ایلخان را تحریک کرده اند تا به یوسف شاه حمله کند . تا اینکه بالاخره تحریکات این امرا ، موثر واقع شد و پس از آن اختلافات غازان خان ، امیریسودر نامی را به جنگ یوسف شاه فرستاد و فرمان داد که یا در آمد سه ساله یزد را پرداخت نماید و یا یزد را به امیریسودر واگذار کند و خود به نزد ایلخان بیاید که یوسف شاه تمکین نکرد. هنگامیکه امیر یسودر به یزد رسید در باغی فرود آمد و مشغول خوردن شراب بود که مادر یوسف شاه از طرف فرزندش برای مذاکره به نزد او رسید ، اما یسودر به این زن توجهی ننموده و حتی به او بی احترامی کرد ، این عمل کین یوسف شاه را برانگیخت ، چنانکه در شب با لشکریان خود بر یسودر شبیخون زد و او را کشت (کاتب ،۱۳۴۵،۷۵). و زن و پسر او را اسیر نمود. چون اخبار این واقعه به گوش ایلخان رسید ، یرلیغ صادر نمود که از اصفهان امیر محمد ایداجی عازم یزد گرد. هنگامیکه اتابک یوسف شاه خبر آمدن لشکر ایداجی به یزد را شنید ، اسیران را به همراه خانواده خود برداشته و با شرف الدین مظفر به سیستان گریخت(سمرقندی ،۱۳۷۲:ج۱،۱۵۸). چون لشکر ایداجی به یزد رسید سادات و قضات و اهالی یزد ، هدایایی برداشته و برای استقبال از ایداجی به بیرون شهر رفتند واظهار داشتند : که تقصیر ما از نیست. ما قدرت مخالفت با یوسف شاه را نداریم. ایداجی نیز وقتی این سخنان را شنید اهالی یزد را عفو نمود و داروغه ای به نام بلغدر بر آنجا گماشت و خود به اصفهان بازگشت(جعفری ،۱۳۴۳،۴۶-۴۵). از آن سوی یوسف شاه که از سیستان به خراسان گریخته بود و به امیر نوروز پناهنده شده بود ، سرانجام دستگیر شد از آنرو که از شرکت در نبرد با عربها سر باز زد ، به دستور غازان خان به یاسار رسید (نطنزی ،۱۳۸۳،۳۶). شرف الدین مظفر که در راه سیستان با فرزندان یسودار از بند یوسف شاه گریخته بود به نزد ایلخان رفت . پس از غازان، الجایتو نیز شرف الدین را مورد نوازش قرار داده و به همراه لشکر خود به گیلان برد.(جعفری ،همان،۴۶-۴۵). پس از یوسف شاه ، پسر او حاجی شاه (۶۹۰-۷۷۱) جانشینش شد ، اما در واقع پس از قتل یوسف شاه مغولان عملا بر یزد چیره شدند ، چنانکه در سال ۶۹۴ هـ. بایدوخان از ایلخانان مغول ولایت یزد را به مبلغ سالانه ۱۰ هزار دینار به سلطان شاه پسر امیر نوروز و نواده اتابک علاءالدین پسر محمود شاه به مقاطه داده سپرد (رشید الدین فضل الله ،۱۳۵۸،۷۵). در دوران الجایتو بود که شرف الدین مظفر برای مقابله با عربان فولادی توسط رشید الدین فضل الله(شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۱۴). یا طبق روایتی دیگر توسط امیر چوپان(بیانی،۱۳۴۵،۱۷). در سال ۷۰۷ ﻫ به یزد فرستاده شد و توانست آنها را سرکوب نماید. او استادان بناکار را از شبانکاره به میبد فرستاد و مدرسه ای زیبا بنا نمود و باغی را که در پشت مدرسه بود مظفریه نام نهاد شرف الدین مظفر در همین مکان وفات یافت و جسد او را به مدرسه ای که خود او در میبد ساخته بودمنتقل نمودند. (جعفری ،۱۳۴۳،۸۸-۸۱).سلطان ابوسعید در اوایل حکومت خود ، راهداری و حکومت میبد را به اقطاعو راه داری آنجا را نیز به محمد مظفر داد و او نیز نکوداریان را که راه های یزد را ناامن کرده بود از بین برد(همانجا). در اواخر دوران حاجی شاه ، سید عضدالدین یزدی شحنه فارس بی اجازه ایلخان به یزد آمد ، از اینرو سلطان ابوسعید ، حاجی شاه و مبارزالدین محمد مظفری را مامور تنبیه او نمود (غنی ،۱۳۴۰،۷۰-۶۹). اما پس از مدتی مبارزالدین محمد توانست با همکاری امیر غیاث الدین کیخسرو اینجو ، حاجی شاه را شکست دهد.(سمرقندی ،۱۳۷۲:ج۱،۱۶۰). و به این ترتیب سلسله اتابکان یزد به دست مبارزالدین محمد و غیاث الدین فرو پاشید و یزد به قلمرو آل مظفر پیوست. مردم تومان یزد مسلمان شافعی مذهب بودند(ابن بطوطه ،۱۳۳۷:ج۲،۲۵۷). و حقوق دیوانی این ولایت به تمغا مقرر بود(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۴). یزد نمونه ه ای از شهر کم وسعت ، ولی آبادان دارای فعالیت های کشاورزی ، صنعت وبصوص منسوجات بوده است . این ولایت در زمان اتابکان به آبادانی رسید و روستاها و قناتهای جدید در آن به وجود آمد.(لمبتن،۱۳۷۲،۱۸۸). در اواخر سده هفتم هجری ، یزد به سبب وجود منسوجات محلی و نیز قرار گرفتن بر سر راه تجاری ،از تجارت شکوفایی برخوردار بود. چنانچه مارکوپولو از رونق پارچه های ابریشمی یاد کرده که یکی از وسایل رونق تجارت آن دیار بوده است ، چنانچه این محصولات برای فروش به تمام نقاط دنیا فرستاده می شدند و سود سرشاری را عاید تجار آن ناحیه می نمود (مارکوپولو ،۱۳۶۰،۴۵). در باب مرغوبیت محصول ابریشم در این شهر گفته می شود : « در یزد یک درخت توت پانصد من برگ و یک من برگ ابریشم خالص می داده ، که معادل ابریشم خامی بود که در ولایات دیگر ۵-۴ درم حاصل می گشت» (بویل،۱۳۸۵،۴۷۹). البته گویا یزد از لحاظ باروری میوه و پنبه در زمان مستوفی زیاد وضعیت مناسبی نداشته زیرا او می نویسد : « حاصل یزد ، پنبه ، غله و میوه و ابریشم بود ، اما چندان نبود که اهل آنجا را کافی بود و از دیگر ولایات نیز بسیار به آنجا می برند»(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۴). همچنین درآنجا کشت ذرت ، کدو و سیر وجود داشت(رشید الدین فضل الله ، ۱۳۶۸،۱۸۹و۱۵۱). در این باره رشیدالدین می نویسد : « سیر بسیار در دره عقداو و ده هفتاد که جزء ولایت یزد بودند به عمل می آید» در همچنین می نویسد « که آن بسیار نیکو بود ، آن را متاع ساخته و به اصفهان و شیراز و دیگر ولایات برند». (همانجا ). ۵-۸- تومان سلطانیه و قزوین این تومان شامل شهرهای سلطانیه ، قزوین ، ابهر ، آوه ، رودبار ، زنجان ، ساوه ، طالقان و کاغذکنان بوده است.(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۹-۵۵). حمدالله مستوفی در کتاب نزهه القلوب می نویسد « که این تومان منصوب به قزوین بود . اما وقتی سلطانیه ساخته شد و دارالملک ایران شد ، سلطانیه را مقدم داشتند»(همان،۵۵). بدین علت که در ابتدا قزوین مرکزیت این تومان را بر عهده داشته ما نیز توضیحات خود را از همین شهر آغاز می نمائیم. قزوین بدین دلیل که این تومان پیوسته با دیالمه و ملاحده در محاربه بودند به قول مستوفی آن را در شمار ثغور دانسته اند (همان،۵۶).در سال ۶۱۷ هـ بود که مغولان به رهبری سوبدای به قزوین آمدند و در آنجا دست به قتل و غارت زدند ، در این میان زد و خوردهای شدیدی میان مهاجمان و مردم قزوین رخ داد ؛ چنانکه رشیدالدین می نویسد : « مردم شهر در درون شهر با کارد با آنها جنگ کردند تا از جانبین قریب ۵۰ هزار نفر کشته شد» (رشیدالدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۱،۳۸۰). پس از تسخیر قزوین ، مغولان در آنجا شحنه ای گذاشته و به تسخیر دیگر شهرها رفتند. چون حکام مغول بر خراسان و عراق تسلط یافتند قزوین نیز تحت حکومت آنان قرار گرفت و چون این شهر بر سر راه آذربایجان به خراسان و بالعکس قرار داشته و محل تردد سلاطین و بزرگان مغول بود(مستوفی ،۱۳۳۹،۷۹۷). از این جهت اغلب گرفتار انواع تحمیلات فراوان و گاه دچار قتل و غارت می شد . در هنگامی که ارغون آقا برای دفع ملاحده به قزوین آمد ، شخصی به نام ایمرعکش از نسل تایانگ خان پادشاه قوم نایمان را به شحنگی قزوین معین نمود(رشیدالدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۱،۵۸۹). پس از او نیز پسرش امیر یولاتیمور بمرتبه امارت بر منصب امارت قزوین نشست که یولاتیموریان به او منسوبند(همان،ج۲،۸۰۸). در سال ۶۵۱ هـ به فرمان منگوقان ملک افتخارالدین محمدبن ابی نصر از احفاد ابوبکر صدیق به حکومت قزوین رسید. او و برادرش امام الدین یحیی طاب ثراه چیزی حدود بیست و هفت سال بر قزوین حکومت راندند(مستوفی ۱۳۳۹،۷۹۷). گفته می شود که قاضی شمس الدین احمد ماکی قزوینی جهت دفع ملاحده به نزد منکوقاآن رفت و از آنها به نزد او شکایت برد ، منکوقان نیز هلاکو را جهت سرکوبی آنان به ایران فرستاد(همان ،۵۹۸). هرچند که این امر نمی تواند تنها دلیل آمدن هلاکو به ایران باشد .پس از فتح آنجا هلاکو نیز پس از یکسرده کردن کار ملاحده ، خور شاه را یرلیغ و پایزه داد و بنه او را با حواشی در قزوین ساکن گردانید(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۷۹۷). اما پس از مدتی ایشان را به نزد منکوقاان فرستاد در صورتیکه در راه دستور قتل آنها را صادر کرده بود. هلاکو که از کار ملاحده فارغ فراغت یافت، همراه با پسرش اباقاخان و نوه اش ارغون و دیگر امراء و ارکان دولت به قزوین آمدند وانها هیجده شبانه روز در خانه ملک افتخارالدین ماندند ؛ به احتمال زیاد ملک افتخارالدین در آن زمان فردی محتشم و ثروتمند بوده است ، زیرا که مستوفی می نویسد : « در آن مدت ، او به تنهایی مایحتاجشان را بر آورده کرد و از کسی چیزی نگرفت»(مستوفی ،۱۳۳۹،۷۹۳). هنگامیکه مغولان موفق به تسخیر کامل انجا شدند ، ساوه ، آوه ، زواره و جهرود را بر آن افزودند و آن را یک تومان خوانده(همان ،۷۷۸). و حکومت آنجا را نیز به افتخاریان دادند .در این زمان ملک سعید حاکم قزوین بود ، او مردی عاقل و عادل و در تدبیر امور دیوانی بی مثل بود زبان و خط ترکی و مغولی را نیکو آموخته بود .او کتاب کلیله و دمنه را به زبان مغولی و کتاب سند بادنامه را به زبان ترکی برگرداند ، ملک سعید نزد مغولان محترم و قولش محل اعتماد بود . او عمارت های عالی درست و مال و ملک فراوانی نیز بدست آورد.(همان،۷۷۹). هنگامیکه اباقا خان به حکومت رسید، قزوین و برخی از مناطق عراق را به ملک افتخاریان قزوینی داد(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۷۴۴). و آنها تا سال ۶۷۷ ﻫ حاکم آن نواحی بودند. سپس که بعد از آن حکومت آنجا به حسام الدین شیرازی و خواجه مستوفی رسید و آنان نیز حدود ده سال حکومت کردند . پس از آن امام الدین یحیی به حکومت آنجا رسید و پس از آن در زمان ابوسعید نیز حکومت این منطقه به بهادرخان رسید(همانجا). و چنانچه اشاره رفت در همین زمان سلطان ابوسعید بود که بعلت ماجرای املاک نازخاتونی ملکی راکه تا آن زمان به دو یا سه هزار دینار می فروختند ، با افت شدید قیمت دو یا سه دینار به فروش می رفت.(میر خواند ،۱۳۷۵،۹۶۵-۹۶۴). مردم قزوین شافعی مذهب بودند ؛ مستوفی در این باره می نویسد : « در کار دین بغایت صلب و زیرک اند» بجز شافعیان که اکثریت مردم این شهر را تشکیل می دادند ، اندکی از جماعت نیز حنفی و شیعه بودند. و حقوق دیوانی آنجا نیز به تمغا مقرر بود.(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۸). در آنجا انگور ، بادام و فسق بسیار حاصل می شد و همچنین قزوین دارای باغستانهای وسیعی نیز بوده است که در تقویم البلدان آمده این باغستانها به شیوه دیم کاری آبیاری می کردند ، زیرا دراین شهر جز برای آشامیدن آب جاری یافت نمی شد(ابوالفداء، بی تا،۴۸۵). دیگر اینکه اکثر اوقات غله و انگور در آنجا ارزان بوده و نیز اشاره شده که شتر های قزوین از شتر های دیگر نقاط بهتر بوده اند ( مستوفی ،۱۳۶۲،۵۸). سلطانیه در ابتدا ارغون شروع به ساختن این شهر نمود، اما در زمان او ناتمام ماند و پسرش الجایتو آن را در سال ۷۰۴ ﻫ به اتمام رساند (همان،۵۵) و آنجا را پایتخت خود گردانید ؛ سلطانیه در مکانی ساخته شد که مغولان آن را قنغور آلانگ می نامیدند(بناکتی ،۱۳۴۸،۴۷۵). فصیحی خوافی در مورد ساخت آن می نویسد : « مساحت قلعه سلطانیه از بیرون نود و دو جریب و سه هزار دویست و شصت گذر و ربع گزی است و از دورن هفتاد و چهار جریب و نیم»(خوافی،۱۳۴۱:ج۲،۱۴). و نیز الجایتو در مدح سلطانیه بیان می کند : « اگر بهشت است خود این است وگرنه خود نیست»(شبانکاره ای ،۱۳۶۳،۲۷۲). این ایلخان در رونق شهر سلطانیه کوشید و در آن راستا اقداماتی از قبیل : ساختن دارالشفاء ، مدرسه ،و …انجام داد. همچنین او در اندرون قلعه عمارتی برای مدفن خود ساخت و آن را ابواب البر نام نهاد . پس از آن اکابر و اشراف نیز هر یک بنام خود در آن شهر عمارت هایی بنا کردند(حافظ ابرو ۱۳۱۷،۹). الجایتو همچنین ، جماعتی از پیشه وران و اهل حرفه و ضیاع تبریز را به سلطانیه منتقل نمود(میرخواند،۱۳۷۵،۹۴۷). الجایتوهمچنین قصد داشت که شهر سلطانیه را به شهری مذهبی تبدیل کند . چنانکه گفته می شود او در زمانی که به شیعه گرویده بود سعی کرد بقایای پیکر نخستین شهدای شیعه و حسین (ع) را از بارگاهشان در عراق به سلطانیه منتقل نماید و این شهر را به یک کانون جدید زیارتی تبدیل نماید(مورگان،۱۳۷۳،۱۰۶). ولی این طرح محقق نشد. قاشانی نیز، از ساخت بازاری در شهر سلطانیه که با سنگ و آجر پخته توسط خواجه تاج الدین در سال ۷۱۱ ﻫ بنا شده یاد می کند(قاشانی ،۱۳۴۸،۱۲۲).این امر نشان دهنده آن است که همه بزرگان و صاحب منصبان پس از ساخت سلطانیه در رونق و شکوفایی ان تلاش نموده اند ، وصاف نیز از مدرسه سیاری در سلطانیه سخن می گوید ، که در آنجا علما و فضلا به تدریس اشتغال داشتند . او در این باره می نویسد : « مدرسه سیاره خیمه ای است ، بس رفیع و بزرگ که گروهی از علما و فضلا در آن به تدریس اشتغال دارند و این از مخترعات دو وزیر بزرگ ، رشیدالدین و تاج الدین است» (وصاف ،۱۲۶۹،۵۴۱). او همچنین اشاره می کند که حقوق دیوانی این تومان به تمغا مقرر است(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۶). و نیز او اشاره می کند که سلطانیه علفزارهای خوب و فراوانی دارد(همان ،۵۵).چنانچه اگاهیم ، برخورداری از این ویژگی در نزد مغولان اهمیت بسیاری برای چرای دامهایشان داشته و می تواند یکی از دلایل ساخت سلطانیه در این منطقه سرسبز باشد. اما چنانکه در منابع می بینیم این شهر میوه های اندکی داشته و از مناطق اطراف به آنجا می بردند(ابوالفداء، بی تا ،۴۶۹). آب سلطانیه نیز از قنات تامین می شد (قلقشندی،۱۳۸۰،۷۲). مذهب مردم آنجا گمان می رود به مانند تبریز ، زمانیکه پایتخت شد ، مردم از همه جا و با همه مذاهب به این شهر نقل مکان کرده اند. حمدالله مستوفی در این باره می نویسد : « مردم آنجا از هر ولایت آمده اند و آنجا ساکن شده اند. از همه ملل و مذاهب هستند و زبانشان هنوز یک رویه نشده ، اما به فارسی ممزوج مایلتر است»(مستوفی ،۱۳۶۲،۵۶) .یکی دیگر از شهرهای این تومان ، ابهر بود ، غله دراین شهر بسیار بود ؛ اما پنبه به مقدار اندکی کشت می شد و مردم آن نیز شافعی مذهب بودند واین شهر چیزی حدود بیست و پنج پاره دیه داشت(همان ،۵۹). مقبره الجایتو آوه : یکی دیگر از شهرهای این تومان آوه بود.این همان شهری است که تاج الدین آوجی از آن برخاست. محصولات عمده آن غله و پنبه بود. مستوفی در این باره می نویسد « غله و پنبه آنجا نیکو باشد»(همان ،۶۰). یاقوت آن را آوه ساوه خوانده است و آنجا را مرکز شیعیان پرشور می داند(بویل ،۱۳۸۵،۲۸۰). مستوفی نیز می نویسد: « مردم آن شیعه اثنی عشری اند و در آن مذهب بغایت متعصب اند و با هم اتفاقی نیکو دارند».(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۱). حقوق دیوانی آوه نیز به تمغا مقرر بود.(همانجا). رودبار : مستوفی در مورد این شهر می نویسد : « نانش نیکو باشد و مردم آنجا مذهب بواطنه داشته اند و جمعی را که مراغیان خوانند به مزدکی نسبت کنند ، اما اهل رودبار تمامت خود را مسلمان شمارند» و نیز اشاره مینماید : در آنجا قلعه ای متعلق به اسماعیلیان وجود داشت، که به فرمان هلاکو در سال ۶۵۴ هـ ویران شد (همانجا). زنجان : مستوفی درباره این شهر می نویسد « در ولایتش میوه نیست و از طارمین می آورند.))(همانجا). در آنجا برنج نیز کشت می شد (بویل ،۱۳۸۵،۴۷۳). همچنین دراین ولایت کوه های معدن نیز وجود داشت که استخراجات آنرا به اطراف می فرستادند و ازاین راه امرار معاش می کردند. مولف آثار البلاد می نویسد « که چون قحطی در آن واقع شود ، آهن نفروشند مگر به گندم» (قزوینی ،۱۳۷۳،۴۵۲). در اطراف این شهر از آنرو که راه کاروان روم (و خراسان) و شام و عراق بوده راهزنان بسیاری دیده می شدند(همانجا). مردم زنجان از نظر مذهبی سنی شافعی بودند(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۲). ساوه مغولان در سال ۶۱۷ ﻫ به این شهر یورش برده و آنجا را به کلی خراب نمودند و ساکنین آن را کشتند.(لسترنج ،۱۳۳۷،۲۲۸). در شرح تسخیر ساوه از سوختن کتابخانه معتبری نیز سخن می رود(بارتولد،۱۳۵۸،۱۵۴) . پس از سقوط حکومت ایلخانی ، امیر شیخ حسن قرلخ مدتی شهر ساوه را ضبط نمود و از اطراف لشکرها به سراغ او در آنجا رفتند،که در آخر گماشتگان سلطان ولی موفق به تسخیر این شهر گشتند (شبانکاره ای،۱۳۶۳،۳۴۳). مولف آثار البلاد در مورد مردم ساوه می نویسد « اهل ساوه خوش صورت و خوش آواز و شافعی مذهبند»(قزوینی ،۱۳۷۳،۴۵۶). همچنین مورخان از منازعه هایی که اهالی آن با شیعیان داشته اند سخن گفته اند که نشان از تعصب مذهبی آنان دارد، در این مورد مولف مرصاد العباد از روستایی به نام آبه (احتمالا آوه) در نزدیکی ساوه خبر می دهد که شیعه هستند و همیشه با مردم ساوه در منازعه بسر می برده اند (رازی ،۱۳۷۳،۳۴۲). حقوق دیوانی آنجا نیز به تمغا مقرر بود.(مستوفی ،۱۳۳۹،۶۳). ساوج بلاغ : مستوفی می نویسد : « آب آن از قنات تامین می شد ، میوه و غله بسیار دارد و مردم آن اکثرا صحرانشین و مقید به مذهب نبودند » (همانجا). سجاس و سهرورد : مستوفی درباره این شهرها می نویسد: « در اول دو شهر بوده اند و در فترت مغول خراب شدند و اکنون هر یک به قدر دیهی مانده است»(همان،۶۴). آن ولایت سردسیر بوده و از محصولات آن غله و کمی میوه بوده است . این ولایات از بیش از صد دیه تشکیل می شد که اکثرا مغول نشین بودند.(همانجا). مزار ارغون خان نیز در این شهر واقع بوده است، او آخرین ایلخانی بود که طبق سنت تدفین سری ، وی را در کنار کوهی نزدیک سجاس به گور سپردند و مدفن او را پنهان داشتندو محل آن را نیز قرق نمودند . چنانکه ورود به آنجا ممنوع بود . تا اینکه پس از گذشت ۵ سال دخترش اولجای در محل تدفین او خانقاهی برای دراویش برآورد و مردمی را نیز در آنجا ساکن نمود. مردم آن ناحیه نیز ، بر مذهب بوحنیفه بودند(مستوفی ،۱۳۶۲، ۶۴). سر جهان: قلعه ای بوده که در فترت مغول ویران شد ، اما پس از آنکه سلطانیه توسط الجایتو ساخته شد ، به سبب همسایگی با این شهر آباد شد و از محصولات این شهر غله و پالیز بود . مستوفی در مورد این شهر می نویسد : (( که او چون بر جاده عام افتاده و اخراجات بسیار دارند از حقوق دیوانی معاف است)) (همان ،۶۵-۶۴).طا رمین نیز ولایتی گرمسیر بود که اکثر میوه های سلطانیه از آنجا برده می شد (همانجا). طالقان : ولایتی سردسیر بود در شرق قزوین ، که حاصل آن غله و اندکی میوه بود.(همانجا). مولف آثار البلاد می نویسد : « محلی است میان قزوین و گیلان در کوههای آنجا انار و زیتون زیاد به عمل می آید»(قزوینی ،۱۳۷۳،۴۷۱). و مستوفی نیز در باب مذهب مردم طالقان می نویسد : « دعوی مذهب سنت کنند ، اما به بواطنه مایلترند»(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۵). کاغذکنان : این ولایت به دلیل آنکه در آنجا کاغذ خوب می ساختند به این نام مشهور شد. مردم آنجا شافعی مذهب بودند کاغذکنان دردوره فترت مغول ویران شده بود ، سپس مغولان در آنجا ساکن شدند و زراعت کرده و آنرا مغولیه خواندند ، و حاصل آن نیز پنبه و میوه بود(مستوفی ،۱۳۶۲،۶۶-۶۵).مناطق دیگر این تومان فردقان ، ولایت پشکل دره ، تیرک و مدجنان بودند. از جمله محصولات این نواحی غله و اندکی میوه بود. (همان ،۶۶). مردم آنجا به غیر از پشکل دره که مستوفی می نویسد : « دعوی مذهب سنت کنند اما به بواطنه مایلترند» سنی شافعی بودند (همانجا). فصل ششم چگونگی شکل گیری تومان های آذربایجان مقدمه آذربایجان که در قدیم به نام آذربادگان یا آذرپاتکان خوانده می شد ،همواره در طول تاریخ یکی از مناطق حساس و حیاتی بوده است . دردوران خلفا اردبیل مرکز آنجا به شمار می رفت ،که با آمدن مغولان این شهر جایگاه سابق خود را از دست داد . آذربایجان به خاطربرخورداری از چراهگاه ها و دارا بودن شرایط زندگی کوچ نشینی مورد توجه مغولان قرار گرفت و مقر حکومت مرکزی ایلخانان شد ؛ در ابتدا مراغه وسپس تبریز به پایتختی ایلخانان برگزیده شد . مستوفی در مورد آذربایجان می نویسد : « آن نه تومان است و بیست و هفت پاره شهر اکثرش را هوا به سردی مایل است و اندکی معتدل بود. حدودش با ولایت عراق عجم و موغان و گرجستان و ارمن و کردستان پیوسته است. طولش از باکویه تا خلخال نود و پنج فرسنگ و عرض ازباجروان تا کوه سینا، پنجاه و پنج فرسنگ ، دارالملک آذربایجان در ماقبل مراغه بود و اکنون شهر تبریز است».(مستوفی ،۱۳۶۲،۷۵).هرچند مستوفی اشاره می نماید که در این ولایت نه تومان وجود دارد اما فقط هشت تومان را ذکر کرده که ما نیز در این پژوهش قصد داریم به بررسی این تومان ها بپردازیم. ۶-۱- تومان تبریز این تومان دربردارنده ی شهرهای ، تبریز ، اوجان و طسوج بود(همان،۷۵-۸۱). مغولان در زمستان ۶۱۷ هـ . به نزدیک تبریز رسیدند در این زمان حاکم تبریز اتابک ازبک بود. هنگامیکه مغولان به آنجا رسیدند او با دادن پیشکش ها و هدایا تبریز را از هجوم جبه و سوبدای رهایی بحشید (گروسه ،۱۳۶۸،۴۲۸). اما سال بعد هنگامی که مغولان به تبریز آمدند اتابک ازبک که بنا به گفته مولف روضه الصفا مردی خوشگذران بود(میر خواند،۱۳۷۵،۸۵۰). و تبریز با حاکمیت او روبه فلاکت و نابودی نهاده بود ، به نخجوان گریخت. پس از فرار او مردم قصد داشتند با مغولان درگیر شوند اما شمس الدین طغرائی که بنا به گفته نسوی « بر جان و مال تبریزیان امری مطاع و حکمی نافذ داشت»(نسوی ،بی تا ،۳۲۲). آنها را از جنگ برحذر داشت و پیشکش هایی به نزد مغولان فرستاد و توانست از یورش آنها به تبریز جلوگیری نماید ، با این اوصاف ، تبریز یکی از محدود شهرهای شد که از قتل و غارت مغولان جان سالم بدر برد. پس از تصرف این شهر مغولان شحنه ای بر آنجا گذاشته و رفتند (میرخواند،۱۳۷۵،۸۵۰). در سال ۶۲۲ ه جلال الدین به تبریز آمد،(رشید الدین فضل الله،۱۳۶۷:ج۲،۴۶۷) ابن اثیر در این باره می نویسد : « به خاطر بدرفتاری و سوء سیاست ، مرکز حکومتش متزلزل شد»(ابن اثیر، بی تا:ج۱۲،۳۲۳). چون سال ۶۲۷ هـ فرا رسید رئیس ایل ترکمن گوشیالوا و حاکم رویین دز به حوالی تبریز دست اندازی نموده و در سال ۶۲۸ ﻫ جلال الدین آذربایجان را ترک گفت(همان ،۳۲۸). رشیدالدین می نویسد:«جرماغون که از سوی اکتای آمده بود او را فراری داد»(رشید الدین فضل الله ،۱۳۶۷:ج۱،۴۶۷). در هنگامیکه بایجونویان حکومت ایران را در دست داشت یک روحانی نسطوری به نام شمعون بن عطا به عنوان پیشوای مرکزی نسطوریان در تبریز منسوب شد و شمعون با برخورداری از حمایت جرماغون کلیساهای بسیاری ساخت و نفوذ خود را بر سراسر قلمرو اشغالی مغول گسترش داد . در زمان بایجو هم با آنکه فرمانده جدید نسبت به مسیحیان از سلف خویش بی لطف تر بود ، پایگاه خود را همچنان نگه داشت (دوراکه،۱۳۵۳،۱۵۷). و حتی شمعون در نامه ای به پاپ چنین اظهار نمود که بایجو آشکارا وابستگی خود را به کلیسای کاتولیک بیان داشته است.(همانجا).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
5ـ همدلي و دلسوزي كه براي دقت و توجه فردي به مشتريان است . مدل (E_Recs-Qual ) و ( E_S_Qual ): در ادامه پژوهش هاي تيم تحقيقاتي بازاريابي پاراسومان ( زيتامل ، پارا سو مان و مالهورتا ) ابزار SQuale_E-Recs_Qual براي سنجش كيفيت خدمات الكترونيك طراحي گرديد . اين ابزار شامل 7 بعدكارايي ، اجزا، دسترسي به سيستم ، محرمانه بودن ، پاسخگويي ، جبران و ارتباط مي باشد ( پاراسومان و همكاران ، 2005) در ادامه به تعريف ابعاد مذكور پرداخته شده است : 1.كارايي: سهولت و سرعت دسترسي و استفاده
-
- اجرا: ارائه تمامي خدمات و محصولات ممكن
3.در دسترس بودن : كاركرد صحيح ، تمام وقت و در تمامي مكان ها
-
- محرمانه بودن : ميزان امنيت سيستم و حفاظت از اطلاعات مشتريان
-
- پاسخگويي: حل مؤثر مشكلات و تقاضاها ازطريق سيستم
-
- جبران خدمات : جبران مشكلات بوجود آمده براي مشتريان
-
- ارتباط : ياري رساني به مشتريان از طريق موبايل يا متصديان برخط
فصل دوم ادبیات موضوع 2ـ1ـ بانكداري الكترونيك 2ـ1ـ1ـ تجارت الكترونيك باتوجه به پيشرفت فناوري روزمره وشتابان جوامع به جوامع مبتني بر دانش وآگاهي تبديل شده اند . توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات و مؤسسات وسازمان ها اين امكان را مي دهد كه فعاليتهاي تجاري ومبادلات خود را با سرعت و انعطاف پذيري انجام دهند . رشد سريع فناوري اطلاعات و ارتباطات در دهه قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم افق هاي جديدي را بر روي كسب و كار و صادرات بازنمود اين افق هاي جديد سبب تحول در امر صادرات گرديد ويا سرعت و شتاب وصف ناپذيري در حال گسترش مي باشد كه باعث شكل گيري تجارت الكترونيك شده است. تحولات در زمينه فناوري اطلاعاتي و ارتباطي به حدي زياد بود كه بعضي ها عصر حاضر را اثر اطلاعات و تحولات را به انقلاب اطلاعاتي تعبير مي نمايند .انقلاب اطلاعاتي سبب ايجاد شيوه هاي نوين و بي سابقه در توليد پردازش وانتقال اطلاعات ميگردد . شيوه هاي جديد به علت اينكه موجب افزايش كارايي، بهره وري ، اثربخشي و بالا بردن سرعت در برقراري ارتباطات و كاهش هزينه ها شده است . از طرف شركت ها و سازمان هاي تجاري با استقبال زيادي مواجه گرديده است و در عرصه نوين رقابت، مزيت رقابتي زيادي را براي آن ها به همراه خواهد داشت . 2ـ1ـ1ـ1ـ تعريف تجارت الكترونيك هرچند با توجه به عمر كوتاه تجارت الكترونيك هنوز تعريف روشن و جامع ازاين اصطلاح ارائه نگرديده است ولي اين بدان معني نيست كه در اين زمينه كاري نشده و يا تعريفي ارائه نشده است بلكه تعاريف بسيار زيادي ارائه شده است اما دربين انديشمندان اين رشته اتفاق نظر وجود ندارد كولاكونا و ونيستون معتقدند كه ارائه يك تعريف تجارت الكترونيك بستگي به اين دارد كه از نظر چه كسي بخواهيم تجارت الكترونيك را تعريف نماييم . ازديدگاه ارتباطات تجارت الكترونيك عبارت است از تحول اطلاعات ، محصولات و خدمات با پرداخت ها از طريق خطوط تلفن، شبكه هاي كامپيوتري و يا ابزارهاي ديگر ازديدگاه فرايند كسب و كار ، تجارت الكترونيك عبارت است از كاربرد فناوري به سمت و سوي مبادلات صادراتي و جريان كارها. ازديدگاه خدماتي و تجارت الكترونيك عبارت است از يك ابزاري كه به وسيله ی آن شركت ها ومؤسسات مشتريان و مديريت هزينه هاي خدمات را كاهش مي دهند . كيفيت كالا ها را بهبود مي بخشد وسرعت ارائه خدمات را افزايش مي دهد .ـ ازديدگاه پيوسته (on-line) تجارت الكترونك باعث ايجاد توانايي و قابليت خريد و فروش محصولات و اطلاعات از طريق اينترنت و ساير سرويس هاي پيوسته مي شود . ـ از ديد گاه فناوري اطلاعات به آن دسته از كاربرد هاي فناوري اطلاعات كه به صورت پشتيباني و پيشرفت دادن جريان كاري مبادلات تجاري ايجاد شده است ، مي گويند . از ديدگاه تجاري ابزاري است كه كسب و كار هاي مختلف شركا و مشتريان آن هارا قادر مي سازد تا موضوعاتي همچون هزينه هارا كاهش دهند ( كلاكوتا و وينستون 19970) 2ـ1ـ1ـ2ـ سير تحول فناوري اطلاعات در صنعت بانكداري توسعه شگفت انگيز فناوري اطلاعات و ارتباطات و گسترش آن به بازار هاي پولي و بانكي علاوه بر تسهیل امور برای مشتریان بانک ها ، روش های جاری بانکداری را متحول و دگرگون کرده است.
 فناوري بانك ها ، فناوري پردازش ، ثبت و نگهداري ، تغذيه و تبادل اطلاعات مشتريان است . اين فناوري به تدريج تكامل يافت و همراه با پيشرفت فناوري اطلاعات و ارتباطات 1( ICT) متحول گرديد چند دهه اخير تحولات شگرفي در نظام بانكداري به وجود آمده است اين تحولات را به چهار دوره مي توان تقسيم نمود در هر دوره تا حدي رايانه و نرم افزار جايگزين انسانها و كاغذ شده اند هردوره از تكامل براي مديران نظام بانكي اين امكان را فراهم نموده است كه اوقاف تلف شده را در شرايط كار رقابتي به حداقل برسانند و در گستره بالا تري به ارائه خدمت بپردازد به عبارت ديگر فناوري جديد و الكتروني شدن بانكداري جديد به آنها اين امكان را مي دهد كه سرعت كيفيت هزينه و خدمات خود را افزايش دهند . در ادامه 4 دوره تحول در نظام بانكداري تشريح خواهند شد ( منوچهري 1380) الف ـ دوره اول : اتوماسيون پشت باجه: در اين دوره كه نقطه آغازين كاربرد رايانه در نظام بانكداري مي باشد با بهره گرفتن از رايانه هاي مركزي ، اطلاعات و اسناد كاغذي توليد شده در شعب به صورت دسته اي: به مركز ارسال و شبانه پردازش روي آن ها انجام مي شود در اين دوره كاربرد اصلي رايانه محدود به ثبت دفاتر و تبديل كاغذ به فايل هاي را يانه ايست فناوري اتوماسيون پشت باجه كه در دهه 1960 رواج داشت اين امكان را فراهم نمود تا دفاتر و كارت ها از شعب حذف و گردش روزانه در پايان وقت روز به رايانه مركزي براي بروز شدن ارسال گردد پيشرفت اتوماسيون پشت باجه در دهه 1970 باعث شده كه به جاي ارسال اسناد كاغذي به مركزعمليات روزانه شعب از طريق ثبت آن ها برروي محيط مغناطيسي و پردازش اطلاعات بروز رساني حساب ها كماكان در اتاق رايانه مركزي صورت مي گرفت . عمليات اتوماسون تاثيري در جهت رفاه مشتريان بانك ها ايجاد ننمود و تاثير رقابتي نيز بين بانك ها بر جاي نگذاشت در طول اين دوره سيستم هاي پردازش دسته اي و سيستم هاي بزرگ رايانه اي به خدمت گرفته شده اند و تنها تاثير اتوماسيون در آن دوره ايجاد دقت و سرعت در موازنه حسابها بود . ب ـ دوره دوم : اتوماسيون جلوي باجه: اين دوره زماني آغاز ميشود كه عمليات بانكي را به صورت الكترونيكي ثبت و دنبال مي كند از اواخر دهه 1970 امكان انتقال لحظه اي اطلاعات از طريق بكارگيري ترمينال ها كه به ظاهر شبيه رايانه هاي شخصي امروزي بودند از طريق خطوط مخابراتي و رايانه هاي بزرگ مركزي متصل مي شده اند امكان انتقال اطلاعات بين شبكه هاي بزرگ رايانه اي و ترمينال هاي ورودي و خروجي به وجود آمد . كارمندان شعب قادر شده اند به صورت لحظه اي به حسابهاي جاري دسترسي داشته باشند اما كماكان روز رساني حسابها و تهيه گزارش هاي مربوطه توسط پردازش گر هاي مركزي شبانه انجام مي شد. در اين دوره بانك ها مجبور بودند براي نيل به اتوماسيون جلوي باجه ازشبكه هاي مخابراتي موجود كه در اختيار و انحصار شركت هاي دولتي بود از نظر تكنولوژي و فناوري محدود بلكه از لحاظ هزينه اي گران بود استفاده نمايند. اين شبكه های ، مخابراتي و اطلاعاتي ، ترمينال هاي بانكي شعب را به مركز رايانه پشت باجه مرتبط و متصل مي ساخت . در اين دوره هنوز تمايل به استفاده از اسناد كاغذي وجود داشت اگرچه ترمينال ها امكان جستجو و پردازش را سهولت بخشيده لكن هنوز تماي كارها توسط كارمندان بانك و از طريق ورود اطلاعات و حسابها به ترمينال ها صورت مي گرفت .و فقط نیاز به استفاده انبوه به اسناد کاغذی تا حدودی برطرف شد در این دوره بانک ها نتوانستند کارکنان خود را کاهش دهند زیرا هنوز نیاز به افرادی که پاسخگوی مراجعین به بانک ها باشند وجود داشت. از طرف دیگر نرم افزارهای به کار گرفته شده در این دوره کماکان غیر یکپارچه و جزیره ای بودند. علیرغم امکان دسترسی لحظه ای کارکنان بانک ها به حساب های مشتریان محصولات مختلف بانکی شامل انواع حساب های بانکی، سرویس های بیمه ای و نقل و انتقال وجوه مستلزم مراجعه مشتری به شعب بانک ها می بود و به عبارت دیگر برای هر نوع عملیات ف نرم افزار خاصی طراحی شده و یکپارچگی و پیوستگی بین نرم افزارهای تولید شده وجود نداشت. ج ـ دوره سوم : متصل كردن مشتريان به حسابهايشان در اين دوره كه در اواسط دهه 80 آغاز شد امكان دسترسي مشتريان به حسابهايشان فراهم گرديد . يعني مشتريان از طريق تلفن با مراجعه به دستگاه خود پرداز (atm) استفاده از كارت هوشمند يا كارت مغناطيسي با كامپيوتر شخصي به حسابش دسترسي پيدا مي كند و ضمن انجام عمليات دريافت و پرداخت ، نقل و انتقال وجوه به صورت الكترونيكي انجام ميدهد . در اين دوره سالن معاملات بانك ها به مرور خالي از صف هاي طولاني مراجعه مي شود . و ان دسته از كاركنان كه در جلوي باجه به امور دريافت و پرداخت از حسابها اشتغال دارند به بخش هاي ديگر نظير بازاريابي و خدمات مشتريان منتقل مي گردد . خطوط هوايي ماهواره ماكريو ، مودم هاي بدون سيم ، حجم زيادي را ( نه همه آن ) را پيش مي برد. مهمترين ويژگي دوره سوم عبارتند از توسعه دجزيره اي ، سيستم هاي مكانيزه در جلو و پشت باجه و توسعه سيستم هاي ارتباطي مشتريان با حساب هايشان مثل خود پرداز (ATM) و تلفن بانك و فاكس بانك در اين دوره نيروي انساني در ارائه خدمات مؤثر است و بخش نيروي انساني در سيستم هاي جزيره اي و نيازهاي مختلف مشتريان را به عهده دارد كارت هاي بانكي و هوشمند به معناي واقعي و به طور كامل الكتريكي نشده . بنابراين در اين دوره عمليات بانكي به صورت نيمه الكترونيكي (دستي ـ الكترونيكي) در مي آيد نظام بانكي با دومشكل مواجه مي باشد 1ـ عدم يكپارچگي سيتم هاي مكانيزه جزيره اي بودن و ناهماهنگي آن ها ارائه خدمات به مشتريان و ديگري تكامل نيافتگي خطوط مخابراتي و ارتباطي سريع گسترده و فقدان پرو تكل هاي ارتباطي براي متصل نمودن شعب بانك به يكديگر اتصال مشتريان به شعب . دـ دوره چهارم : يكپارچگي سازي سيستم ها و مرتبط كردن مشتري به تمامي عمليات بانكي آخرين دوره تحول در نظام بانكي زماني آغاز مي شود كه نتايج به دست آمده از سه دوره قبل كامل مورد توجه قرار گيرد و عمليات بانكي به طور الكترونيكي انجام شود در اين دوره مشتريان مي توانند به طور دقيق اطلاعات مورد نيازشان را كسب كنند و اين چهار دوره در صنعت بانكداري روي خواهد داد . لازمه ورود به اين مرحله داشتن امكانات و بسترهاي مخابراتي و ارتباطي پيشرفته است . جمع بندي بخش هاي نرم افزاري و سخت افزاري در دوره هاي پيشين به صورت واقعي بين بانك ومشتريانش را به تصوير مي كشد . در دوره های قبلی اغلب بانک ها بدون سامان دهی و نظم مشخص ، تنها به خلق جزایر مکانیزه پرداختند. در دوره چهارم به منظور رسیدن يكپارچگي وساماندهی سيستم مكانيزه بانكي ، بانك ها به يكي از دو جهت زير تأكيد دارند : 1ـ تلاش براي استاندارد سازي نرم افزاري وسخت افزاري در سيستم هاي رايانه موجود . 2ـ تلاش براي ايجاد سيستم هاي يكپارچه و صرف نظر از سيستم هاي جزيره اي كه قبلا بوجود آمده است . سيستم هاي جديد بانكي كه اساس آن ها مشتري مداري است نه حساب مداري ، كار چندان ساده اي نيست زيرا با صرف هزينه هاي زيادي همراه است و تلاشي طاقت فرسا مي طلبد . يكي از چالش هاي اصلي سيستم بزرگ بانك ها انتخاب يكي از اين دو راه است . و انتخاب هريك بستگي به استراتژي بانك مبني بريك تحليل عميق هزينه ـ فايده دارد . در دوره چهارم سيستم بانكي اين امكان را به مشتري مي دهد كه از رايانه منزل يا محل كار خود خدمات متعارف خود را از سيستم هاي الكترونيكي بانك دريافت نمايد ودر اين دوره صرفه جويي واقعي در نيروي انساني به وجود مي آيد و پول حالت الكترونيكي پيدا مي كند . و ابزار تعامل دو طرف يعني مشتري و بانك ، خدمات الكترونيكي است . در دوره سوم مشتري براي دسترسي به خدمات بانكي ازاسناد كاغذي دستي كاملا بي نياز بوده در دوره چهارم مشتري براي دريافت وام يا خدمات بيمه اي و يا ديگر سرويس هاي بانك بي نياز از مراجعه به بانك مي باشد . ( 1997، Carrington & Langguth )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-نسبت وزنی بطن راست به کل بطنها. ۲- تیمار ۱: بدون تزریق آرژنین-خروس، تیمار ۲: بدون تزریق آرژنین-مرغ، تیمار ۳: تزریق آرژنین-خروس و تیمار ۴: تزریق آرژنین-مرغ. حروف مشابه در هر ستون بیانگر عدم وجود اختلاف معنی دار در سطح خطای ۰۵/۰ میباشد. تغییرات بافت شناسی سرخرگ ششی و بطن راست پرندگان زنده و تلفات: نتایج بدست آمده از بررسیهای بافت شناسی روی سرخرگ ششی و بطن راست پرندگان زنده و بطن راست پرندگان تلف شده به علت آسیت در جدول ۳-۱۳ آورده شده است. اثرات اصلی جنسیت بر مساحت داخلی سرخرگ ششی، قطر کوچک، محیط، ضخامت دیواره سرخرگ ششی و ضخامت بطن راست معنیدار نبود (۰۵/۰P>). اثرات اصلی تزریق بر مساحت داخل، قطر کوچک و محیط سرخرگ ششی معنیدار بود (۰۵/۰P<) و تزریق آرژنین صفات مورد اشاره را نسبت به بدون تزریق آرژنین افزایش داد. اثرات متقابل تزریق و جنسیت بر قطر بزرگ و ضخامت بطن راست نمونههای زنده معنی دار بود (۰۵/۰P<). در مقایسه میانگین تیمارها نشان داده شد که بالاترین مقدار قطر بزرگ در تیمار ۴ (تزریق آرژنین-مرغ) بدست آمده است که به طور معنیداری بالاتر از سایر تیمارها است (۰۵/۰P<). بیشترین ضخامت بطن راست نمونههای زنده در تیمار ۱ (بدون تزریق آرژنین-خروس) مشاهده گردید که به طور معنیداری بالاتر از سایر تیمارها بود (۰۵/۰P<). تغییرات بافت شناسی ششها: در شکل ۳-۳ تغییرات بافت شناسی به وجود آمده در تیمارها با بزرگنمایی ۴، ۱۰ و ۴۰ عدسی شیی نشان داده شده است. در تیمار ۱ (بدون تزریق آرژنین-خروس) جدار رگ نازک است. لایه اینتیمای داخلی نازک بوده در لایه مدیا آشفتگی لایههای بافتی دیده میشود و قطر آن کم است. لایه ادونتیس کاملاً گسیخته میباشد. در تیمار ۲ (بدون تزریق آرژنین-مرغ) ضخامت دیواره رگ در شش کاهش پیدا کرده است و لایه اینتیما نازک است، لایه الاستیک داخلی از هم گسیخته است. لایه مدیا نازک شده است. در لایه ادونتیس از هم گسیختگی و فضاهای زیادی بین لایهها دیده میشود. در تیمار ۳ (تزریق آرژنین-خروس) در لایه مدیا سلولها به طور منظم قرار گرفتهاند. لایه الاستیک خارجی کاملاً منظم است و به وضوح دیده میشود. اینتیما ضخامت طبیعی داشته و در مدیا سلولهای عضلانی مشخص است. سلولها در لایه ادونتیس به طور منظم دیده میشوند و ادونتیس طبیعی است. در تیمار ۴ (تزریق آرژنین-مرغ) لایه اینتیما از لایه زیرین خود جدا شده است. لایه لامینای الاستیک خارجی به وضوح دیده نمیشود و در لایه ادونتیس فاصلههایی بین لایهها دیده میشود و آشفتگی به نظر میرسد. جدول ۳-۱۳- تأثیر جنسیت، تزریق، اثرات متقابل جنسیت و تزریق و تیمارها بر تغییرات بافت شناسی سرخرگ ششی و بطن راست پرندگان زنده و تلفات.
سرخرگ ششی.
ضخامت بطن راست.
مساحت (mm2). قطر بزرگ (mm). قطر کوچک. (mm). محیط. (mm). ضخامت. (mm).
زنده. (mm).
تلفات. (mm).
جنسیت. خروس. ۰۰/۳ ۰۴/۲ ۸۶/۱ ۱۴/۶ ۸۱۷/۰
۷۸/۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول شماره ۴-۱- توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب جنسیت ۵۱ جدول شماره ۴-۲- توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب مقطع تحصیلی ۵۱ جدول شماره ۴-۳ - توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب گروه تحصیلی ۵۲ جدول شماره ۴-۴- توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وضعیت محل زندگی ۵۲ جدول شماره ۴-۵- توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وضعیت تحصیلی والدین ۵۳ جدول شماره ۴-۶- توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وابستگی و تعلقات مذهبی ۵۳ جدول شماره ۴-۷- توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب قومیت ۵۴ جدول شماره ۴-۸- توزیع فراوانی اعضا برحسب جنسیت و نوع باورهای سیاسی و مدنی ۵۵ جدول شماره ۴-۹- توزیع فراوانی اعضا برحسب جنسیت و نوع تلقی از رفتار مشارکتی ۵۵ جدول ۴-۱۰- توزیع فراوانی اعضا برحسب مقطع تحصیلی و نوع باورهای سیاسی و مدنی ۵۶ جدول ۴-۱۱- توزیع فراوانی اعضا برحسب مقطع تحصیلی و نوع تلقی از رفتار مشارکتی ۵۷ جدول شماره ۴-۱۲- توزیع فراوانی اعضا برحسب گروه تحصیلی و نوع باورهای سیاسی و مدنی ۵۷ جدول شماره ۴-۱۳- توزیع فراوانی اعضا برحسب گروه تحصیلی و نوع تلقی از رفتار مشارکتی ۵۸ جدول شماره ۴-۱۴- توزیع فراوانی اعضا برحسب وضعیت محل زندگی و نوع باورها ۵۹ جدول شماره ۴-۱۵- توزیع فراوانی اعضا برحسب وضعیت محل زندگی و تلقی از نوع رفتار مشارکتی ۵۹ جدول شماره ۴-۱۶- توزیع فراوانی اعضا برحسب وضعیت تحصیلات والدین و نوع باورها ۶۰ جدول ۴-۱۷ توزیع فراوانی اعضا برحسب وضعیت تحصیلات والدین و نوع رفتار مشارکتی ۶۱ جدول ۴-۱۸- توزیع فراوانی اعضا برحسب وابستگی و تعلقات مذهبی و نوع باورها ۶۱ جدول ۴-۱۹- توزیع فراوانی اعضا برحسب وابستگی و تعلقات مذهبی و نوع رفتار مشارکتی ۶۲ جدول ۴-۲۰- توزیع فراوانی اعضا برحسب وضعیت قومیت و نوع باورها ۶۳ جدول ۴-۲۱- توزیع فراوانی اعضا برحسب وضعیت قومیت و نوع تلقی از رفتار مشارکتی ۶۴ جدول ۴-۲۲- توزیع فراوانی اعضا برحسب اعتماد و نوع باورهای سیاسی و مدنی ۶۵ جدول ۴-۲۳- توزیع فراوانی اعضا برحسب اعتماد اجتماعی و نوع تلقی از رفتار مشارکتی سیاسی ۶۵ جدول ۴-۲۴- توزیع فراوانی اعضا برحسب تمایل به همکاری با نهادهای داوطلبانه و نوع باورها ۶۶ جدول ۴-۲۵- توزیع فراوانی اعضا برحسب تمایل به همکاری با نهادهای داوطلبانه و نوع تلقی از رفتار مشارکتی ۶۵ جدول ۴-۲۶- توزیع فراوانی اعضا برحسب عضویت پیشین در گروههای داوطلبانه و نوع باورها ۶۷ جدول ۴-۲۷- توزیع فراوانی اعضا برحسب عضویت پیشین در گروههای داوطلبانه و نوع تلقی از رفتار مشارکتی ۶۶ جدول شماره ۴-۲۸- آزمون رابطه بین اعتماد اجتماعی و نوع باورها ۶۸ جدول شماره ۴-۲۹-آزمون رابطه بین اعتماد اجتماعی و نوع تلقی از مشارکت ۶۸ جدول شماره ۴-۳۰- آزمون رابطه بین اعتماد اجتماعی و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی ۶۹ جدول شماره ۴-۳۱- آزمون رابطه بین میزان عضویت پیشین در انجمنهای داوطلبانه و باورها ۷۰ جدول شماره ۴-۳۲- آزمون رابطه بین عضویت پیشین در انجمنهای داوطلبانه و نوع تلقی از مشارکت ۷۰ جدول شماره ۴-۳۳- آزمون رابطه بین عضویت پیشین در انجمنهای داوطلبانه و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی ۷۱ جدول شماره ۴-۳۴- آزمون رابطه بین تمایل به همکاری با انجمنهای داوطلبانه و نوع باورها ۷۱ جدول شماره ۴-۳۵- آزمون رابطه بین تمایل به همکاری با انجمنهای داوطلبانه و نوع تلقی از مشارکت ۷۲ جدول شماره ۴-۳۶- آزمون رابطه بین تمایل به همکاری با انجمنهای داوطلبانه و نوع مشارکت ۷۳ جدول شماره ۴-۳۷- آزمون رابطه بین جنسیت و فرهنگ سیاسی ۷۳ جدول شماره ۴-۳۸- آزمون رابطه بین مقطع تحصیلی و فرهنگ سیاسی ۷۴ جدول شماره ۴-۳۹- آزمون رابطه بین گروه تحصیلی و فرهنگ سیاسی ۷۴ جدول شماره ۴-۴۰- آزمون رابطه بین محل زندگی و فرهنگ سیاسی ۷۵ جدول شماره ۴-۴۱- آزمون رابطه بین تحصیلات والدین و فرهنگ سیاسی ۷۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶ ۱-۱-۴-موقعیت………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۶ ۲-۱-۴-جغرافیای طبیعی…………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۶ ۳-۱-۴- ویژگیهای جمعیتی…………………………………………………………………………………………………………………………………………۷۸ ۴-۱-۴- اماکن و جاذبه های گردشگری مذهبی منطقه مورد مطالعه……………………………………………………………………۷۹ ۲-۴- یافته های تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۸۱ ۱-۲-۴- ویژگیهای دموگرافیکی- اجتماعی پاسخ دهندگان……………………………………………………………………………………۸۱ ۲-۲-۴- مشخصات سفر پاسخ دهندگان…………………………………………………………………………………………………………………….۸۵ ۳-۴- سنجش رضایت گردشگران با مدلHOLSAT……………………………………………………………………………………………..88 ۴-۴- سنجش تاثیرگذاری ابعاد محصول گردشگری مذهبی کشور عراق بر رضایت گردشگران شهر تبریز …………………۹۴ ۵-۴- بررسی تمایلات رفتاری آینده گردشگران عتبات عالیات …………………………………………………………………………………….۹۷ فصل پنجم: نتیجه گیری و پاسخ به فرضیات ۱-۵-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۵ ۲-۵- آزمون فرضیات……………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۵ ۳-۵- جمعبندی و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………۹۷ ۴-۵-پیشنهادات………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۸ منابع و ماخذ فهرست جداول جدول(۱-۲): تقسیم بندی انواع گردشگری مذهبی …………………………………………………………………………………………………۴۱ جدول(۲-۲): طیف زائر و گردشگر ………………………………………………………………………………………………………………………… ۴۳ جدول(۳-۲): اثرات سیاسی مثبت و منفی توسعه گردشگری …………………………………………………………………………….. ۴۶ جدول (۱-۴): ویژگیهای دموگرافیکی-اجتماعی پاسخ دهندگان……………………………………………………………………………. ۸۲ جدول (۲-۴): مشخصات سفر پاسخ دهندگان……………………………………………………………………………………………………………. ۸۵ جدول (۳-۴):انتظارات، عملکرد و سطح رضایت از محیط و جاذبه مقصد……………………………………………………………….. ۸۶ جدول (۴-۴): انتظارات، عملکرد و سطح رضایت از دسترسی مقصد……………………………………………………………………….. ۸۹ جدول (۵-۴): انتظارات، عملکرد و سطح رضایت از تسهیلات و خدمات مقصد……………………………………………………….. ۹۱ جدول (۶-۴):انتظارات، عملکرد و سطح رضایت از تصویر از مقصد………………………………………………………………………… ۹۲ جدول(۷-۴): سنجش رابطه بین امکانات و کیفیت خدمات رفاهی و میزان رضایتمندی گردشگران……………………. ۹۴ جدول(۸-۴): بحرانهای امنیتی و وجود درگیریهای داخلی بر میزان رضایتمندی گردشگران …………………………… ۹۴ جدول(۹-۴): رابطه برخورد متولیان امر مستقر در پایانه های مرزی و میزان رضایتمندی گردشگران…………………… ۹۴ جدول(۱۰-۴): سنجش تاثیرگذاری ابعاد محصول گردشگری مذهبی کشور عراق بر رضایت گردشگران………………… ۹۵ جدول(۱۱-۴): آزمون تاثیرگذاری رضایت بر تمایلات رفتاری آینده گردشگران عتبات عالیات………………………………. ۹۷ فهرست اشکال شکل (۱-۲): چرخه حیات گردشگری ………………………………………………………………………………………………………………….. ۲۴ شکل( ۲-۲): چهارچوب مخصوص صنعت گردشگری……………………………………………………………………………………….. ۲۷ شکل (۳-۲): نواحی کارکردی در شهر توریستی………………………………………………………………………………………………….. ۳۱ شکل (۴-۲): گردشگری ACE…………………………………………………………………………………………………………………………………32 شکل (۵-۲): کارکرد و ساختار گردشگریمذهبی و تاثیر آنها در گسترش شهرنشینی و گردشگری……………………….۳۹ شکل (۶-۲): زنجیره کالا و خدمات در گردشگری……………………………………………………………………………………………………۵۵ شکل(۷-۲): مولفههای اصلی محصول گردشگر …………………………………………………………………………………………………..۶۲ شکل(۸-۲):عناصر تشکیل دهنده تصویر از مقصد ………………………………………………………………………………………………۶۳ شکل(۱-۴): موقعیت محدوده مورد مطالعه……………………………………………………………………………………………………………….. ۷۹ شکل(۲-۴): موقعیت مرز مهران و محور مهران تا شهرهای زیارتی……………………………………………………………………..۸۰ شکل (۳-۴): پاسخگویان از نظر جنس……………………………………………………………………………………………………………………… ۸۱ شکل(۴-۴): پاسخگویان از نظر سن…………………………………………………………………………………………………………………………… ۸۲ شکل(۵-۴): اشتغال پاسخگویان………………………………………………………………………………………………………………………………… ۸۳ شکل (۶-۴): وضعیت تاهل پاسخگویان…………………………………………………………………………………………………………………… ۸۳ شکل(۷-۴): تحصیلات پاسخگویان…………………………………………………………………………………………………………………… ۸۴ شکل(۸-۴): درآمد ماهانه پاسخگویان……………………………………………………………………………………………………………….. ۸۴ شکل (۹-۴): تعداد سفر گردشگران……………………………………………………………………………………………………………………. ۸۶ شکل (۱۰-۴): مدت اقامت گردشگران……………………………………………………………………………………………………………….. ۶ ۸ شکل(۱۱-۴): نوع سفر……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۶ شکل(۱۲-۴) هدف از سفر..………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۸۷ شکل(۱۳-۴): انتظارات /عملکرد محیط و جاذبه مقصد……………………………………………………………………………………………… ۸۹ شکل(۱۴-۴): انتظارات /عملکرد دسترسی مقصد………………………………………………………………………………………………………. ۹۰ شکل(۱۵-۴): انتظارات /عملکرد تسهیلات و خدمات مقصد……………………………………………………………………………………… ۹۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴/۶*
۱
رقم × اندازه
(* نشان دهنده معنی دار بودن در سطح احتمال ۵% و ns نشان دهنده عدم معنی دار بودن است) مقایسه میانگین اثرات رقم و اندازه بر وزن پوست میوه انار در شکل ۴-۱۱ نشان داده شده است. همانطور که در شکل مشخص است رقم و اندازه اثر معنی داری بر وزن پوست میوه داشته است (۰۵/۰(p<. شکل ۴- ۱۱ مقایسه میانگین اثر اصلی رقم و اندازه بر وزن پوست میوه انار (حروف مشابه در هر فاکتور اصلی نشان دهنده عدم معنی داری در سطح ۵% است) مقایسه میانگین بر هم کنش فاکتورهای رقم و اندازه بر وزن پوست میوه انار در شکل ۴-۱۲ نشان داده شده است. همانطور که در شکل مشخص است در هر دو رقم با افزایش اندازه، وزن پوست میوه افزایش پیدا می کند. بیشترین مقدار وزن پوست میوه مربوط به رقم رباب ملس با اندازه۲ و کمترین مقدار آن مربوط به تیمار رقم رباب ترش با اندازه۱ میباشد. مقایسه میانگین اثرات رقم و اندازه بر حجم پوست میوه انار در شکل ۴-۱۳ نشان داده شده است. همانطور که در شکل مشخص است رقم و اندازه اثر معنی داری بر حجم پوست میوه داشته است (۰۵/۰(p<. مقایسه میانگین اثرات رقم و اندازه بر درصد حجم پوست به حجم میوه انار در شکل ۴-۱۴ نشان داده شده است. همانطور که در شکل مشخص است رقم و اندازه اثر معنی داری بر درصد حجم پوست به حجم میوه داشته است (۰۵/۰(p<. شکل ۴- ۱۲ مقایسه میانگین بر هم کنش فاکتورهای رقم و اندازه بر وزن پوست میوه انار (حروف مشابه در هر فاکتور اصلی نشان دهنده عدم معنی داری در سطح ۵% است) شکل ۴- ۱۳ مقایسه میانگین اثر اصلی رقم و اندازه بر حجم پوست میوه انار (حروف مشابه در هر فاکتور اصلی نشان دهنده عدم معنی داری در سطح ۵% است) شکل ۴- ۱۴ مقایسه میانگین اثر اصلی رقم و اندازه بر درصد حجم پوست به حجم میوه انار (حروف مشابه در هر فاکتور اصلی نشان دهنده عدم معنی داری در سطح ۵% است) ۴-۷ وزن، حجم و درصد حجم هسته به حجم میوه انار جدول ۴-۶ مقادیر پارامتر F حاصل از تجزیه واریانس مربوط به داده های وزن هسته، حجم هسته و درصد حجم هسته به حجم میوه انار را نشان میدهد. این نتایج نشان میدهد که فاکتور رقم دارای اثر معنی داری بر وزن هسته، حجم هسته و درصد حجم هسته به حجم میوه میباشد (۰۵/۰(p<. فاکتور اندازه دارای اثر معنی داری بر وزن هسته و حجم هسته میباشد اما بر درصد حجم هسته به حجم میوه اثر معنی داری ندارد. در نهایت اثر متقابل آنها دارای اثر معنی داری بر وزن هسته، حجم هسته و درصد حجم هسته به حجم میوه نمی باشد. تفاوت حجم هستهها می تواند درصد حجمی آب انار را متفاوت سازد. جدول ۴-۶ مقادیر پارامتر آماری F حاصل از تجزیه واریانس مربوط به داده های وزن هسته، حجم هسته و درصد حجم هسته به حجم میوه انار
F
درجه آزادی
منابع تغییر
درصد حجم هسته به حجم میوه
حجم هسته
وزن هسته
۷/۳۶*
۶/۲۸*
۱/۲۹*
۱
رقم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۸-۴) هزینههای سیاسی ۲۵ ۲-۱-۸-۵) انگیزههای مالیاتی ۲۶ ۲-۱-۸-۶) تغییرات در مدیران ارشد اجرائی ۲۶ ۲-۱-۸-۷) انگیزههای مربوط به نخستین عرضه عمومی ۲۷ ۲-۱-۸-۸) اندازه شرکت ۲۷ ۲-۱-۸-۹) ساختار مالکیت ۲۸ ۲-۱-۸-۱۰) جریانهای نقد آزاد(FCF) 28 ۲-۱-۸-۱۱) سایر محرکها ۲۹ ۲-۱-۹) دیدگاه های موافقان و مخالفان مدیریت سود ۲۹ ۲-۱-۹-۱) دیدگاه موافقان ۲۹ ۲-۱-۹-۲)دیدگاه مخالفان ………………………………………………………………………………..۳۰ ۲-۱-۱۰) ابزارهای مدیریت سود ۳۰ ۲-۱-۱۱)مدیریت سود وکیفیت افشاء ۳۲ ۲-۱۲) روش های کشف مدیریت سود بر مبنای اقلام تعهدی …………………………………………۳۳ ۲-۲) عدم تقارن اطلاعاتی …………………………………………………………………………..۳۸ ۲-۲-۱) مقدمه ۳۸ ۲-۲-۲) شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی ۳۹ ۲-۲-۳) تعاریف عدم تقارن اطلاعاتی …………………………………………………………………….۴۰ ۲-۲-۴) اقسام عدم تقارن اطلاعاتی ۴۲ ۲-۲-۴-۱) گزینش نادرست ۴۳ ۲-۲-۴-۱-۱) غربال کردن ۴۴ ۲-۲-۴-۱-۲) علامت دادن ۴۵ ۲-۲-۴-۲) خطر اخلاقی ۴۵ ۲-۲-۵) علل وقوع پدیده عدم تقارن اطلاعاتی ۴۶ ۲-۲-۵-۱) آشوبگران و نقدبازان بازار ۴۸ ۲-۲-۵-۲) اطلاعات نا متقارن(به ویژه وجوداطلاعات محرمانه) ۴۸ ۲-۲-۶) اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام ………………………………………………….۴۹ ۲-۲-۶-۱) اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش مطلق سهام ۴۹ ۲-۲-۶-۲) اختلاف قیمت پیشنهادی خرید وفروش نسبی سهام ۵۰ ۲-۲-۷) مبانی نظری تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش ۵۰ ۲-۳) چرخه عمر شرکت ………………………………………………………………………………….۵۳ ۵۳ ۲-۳-۲) چرخه عمر شرکت ۵۴ ۲-۳-۳) مراحل چرخه عمر شرکت ……………………………………………………………………….۵۴ ۲-۳-۳-۱) مرحله تولد یا ظهور ۵۵ ۲-۳-۳-۲) مرحله رشد ۵۵ ۲-۳-۳-۳) مرحلهی بلوغ ۵۶ ۲-۳-۳-۴) مرحله افول یا سکون ۵۶ ۲-۳-۴) ارتباط بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعات در چرخه عمر شرکت : ۵۷ ۲-۳-۵) خلاصه فصل دوم ………………………………………………………………………………..۵۹ فصل سوم : روش شناسی پژوهش ۳-۱) مقدمه ۷۸ ۳-۲) روش پژوهش ۷۸ ۳-۳) فرضیههای پژوهش ۷۸ ۳-۴) مدل مفهومی پژوهش ۷۹ ۳-۵) جامعه و نمونه آماری ۷۹ ۳-۶) قلمرو پژوهش ۸۰ ۳-۷) روش گردآوری اطلاعات ۸۰ ۳-۸) تعریف عملیاتی متغیرها و نحوه اندازه گیری آنها ۸۰ ۳-۹) روش تجزیه و تحلیل داده ها ۸۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنا به تعریف ،اعتماد را می توان اعتقاد شرکت ( الف ) دانست که : ۱) شرکت (ب) اعمال قول داده شده را انجام می دهد ، که منجر به نتایج مثبت برای شرکت ( الف ) خواهد شد و ۲) شرکت (ب) معمولاً اعمال غیر منتظره ای که منجر به نتایج منفی برای شرکت ( الف ) می شود را اتخاذ نخواهد کرد. (فونتنت و هیمن، ص۱۲۱۳) اعتماد بعنوان میل و خواسته برای تکیه و اطمینان کردن بر یک شرکت معامله ای که به او اطمینان وجود دارد. تعریف شده است . بویژه گانسان[۷۸] اظهار می کند که تعریف اعتماد باید شامل دو جزء ۱) اعتبار و ۲) سخاوتمندی باشد . اعتبار به مقدار اعتقادی که یک شریک کانال به عضو دیگر از گروه ۲ تایی مبنی به دارا بودن مهارت و آگاهی برای انجام یک وظیفه بطور موثر را دارد ، نسبت داده می شود .
 سخاوتمندی به حوزه ای اشاره دارد که بر طبق آن یک شریک در کانال معتقد است که عضو مقابل او در پیوند میانشان ، نیات و انگیزه های سودمندی برای او دارد. حتی وقتیکه شرایط و موقعیت های جدیدی رخ بدهد و برای آن شرایط و موقعیت های جدید هیچگونه قول وعده خاصی وجود نداشته باشد . (مهتا.ر و همکاران[۷۹]،ص۱۵۷) از اینرو مولفه اعتبار در اعتماد ، روی انتظارات مشترک ،عمل نمودن واقعی شرکای کانال به گفته هایشان و یا بیانیه های نوشته شده آنها تمرکز دارد . در صورتیکه سخاوتمندی روی نیات و انگیزه های شرکای معامله متمرکز است . اعتماد در اعتبار یک شریک یک اعتقاد است که شریک روی حرف خود می ایستد ،وظایف و وعده های داده شده را انجام می دهد و صادق است . اعتماد در سخاوتمندی یک اعتقاد است که شریک علاقمند به رفاه شرکت است و نمی خواهد اعمال غیر منتظره ای انجام دهد که بطور منفی به شرکت تاثیر بگذارد . .(فان بروگن و همکاران ،ص۱۴۲) بر طبق نظر نوتبون[۸۰] اعتماد ممکن است مربوط به توانایی یک شریک به انجام کار طبق وعده ها ( اعتماد صلاحیت) یا نیات او برای انجام آن ( اعتماد حسن نیت) باشد . بر اساس گفته های داس و تنگ[۸۱] ، اعتماد حسن نیت و اعتماد صلاحیت می توانند یک امتیاز و برتری روشنی را عرضه نمایند . (لیو و همکاران، ص۳) اعتماد حسن نیت(GT) بعنوان انتظاراتی که بعضی ها در رابطه اجتماعی ، وظایف اخلاقی و مسئولیت برای نشان دادن یک نگرانی ویژه برای علایق دیگران ، بیش از خودشان دارند تعریف می شود که این معنی مشابهی با اعتماد سخاوتمندی دارد و این بر می گردد به یک انتظار مثبت از سخاوتمندی شریک که یک امر حسی و شهودی است . اعتماد صلاحیت(CT) بر مبنای مقداریکه یک طرف اعتقاد دارد که شریک معامله اش مهارت و آگاهی حرفه ای لازم را برای انجام کار ، بطور اثربخش برای دستیابی به منافع را دارا می باشد ، تعریف می شود . (لیو و همکاران، ص۳) بر حسب تئوری هزینه معامله برای اعضای دو تایی ، اینکه سعی شود همه عدم اطمینان ها را در یک قرارداد نوشته شده پیش بینی شود ، غیر ممکن و هزینه زا است . البته از زمانیکه ممکن است معاملات دارای انصاف و درستی نباشد و رفتارهای فرصت طلبانه از قبیل نفع شخصی و تقلب وجود داشته باشد ، اعتماد می تواند خودش یک رفتار ریسکی باشد . بنابراین اعتماد نه تنها به انگیزه های موجود فردی بلکه به فعالیتهای ریسکی آنها نیز وابسته است . اعتماد معمولاً با ریسکها به وجود می آید . (لیو و همکاران، ص۳) اعتماد در یک رابطه ، ریسکهای مربوط به وابستگی را کاهش می دهد و به سطح عدم اطمینان ، تناسب اطلاعات برای تصمیم گیری ، قابلیت پیش بینی نتایج تصمیم و اطمینان تصمیم بستگی دارد . (فونتنت و هیمن، ص۱۲۱۳) نقش اعتماد خدمت اینگونه تعریف می شود که هر عمل یا عملکردی که شخصی ( یک طرف ) به شخص دیگر ( طرف مقابل ) عرضه می کند ، بطوریکه اساساً ناملموس بوده و موجب مالکیت چیزی برای طرف مقابل نمی گردد . بر عکس محصولات فیزیکی ، محصولات خدماتی را نمی توان قبل از خرید لمس کرد ، بویید یا شنید . بدلیل این ویژگی بارز ، مصرف کننده همواره محصولات خدماتی را محصولاتی با ریسک بالا می پندارد . از این حیث ، مصرف کننده بایستی باطناً به ارائه کننده خدمت در تحویل خدمت مورد نظر اعتماد کند . موفقیت رابطه تا حدود زیادی به میزان اعتمادی که بین مشتری فراهم کننده خدمات مالی وجود دارد ، بستگی داشته و اعتماد برای هر دو طرف مهم است . (عباسی ، ص ۵۵) شرکتها وقتی به یکدیگر متعهد می شوند که رابطه مهم بوده و به یکدیگر اعتماد داشته باشند. اعتماد همراه با تعهد یک بلوک ، زیربنای اساسی برای مدل ارتباطی می باشد که بازاریابان را برای کار در یک سرمایه گذاری رابطه مند ماندگار و باقی ماندن در یک موقعیت کوتاه مدت برای رسیدن به منفعت بلندمدت ، توسط ماندن با شرکای حاضر تشویق می کند . اعتماد فاکتور کلیدی در تعیین جهت گیری های بلندمدت است ، زیرا باعث تمرکز روی شرایط آینده می شود و احتمال اینکه سایرشرکا فرصت طلبانه عمل کنند را کاهش می دهد . (وانگ[۸۲] ،ص۸۳) تحقیقات نشان داده است که طول مدت رابطه مشتری یک شرکت با ادراک و پنداشتی که مشتری از میزان قابل اعتماد بودن آن شرکت دارد رابطه مثبتی وجود دارد . بنابراین موسسات مالی به منظور بهبود روابط خود با مشتریان خود ، بایستی تلاش کنند تا قابل اعتماد بودن شرکت خود رانزد مشتری افزایش دهند . ( عباسی ، ص ۵۵) پارامترهای کلیدی اعتماد احساس اعتماد مشتری نسبت به یک شرکت به عوامل زیادی بستگی دارد. بطورکلی، بالا بردن اعتماد مشتری نسبت به شرکت مستلزم توجه به پارامترهای کلیدی ذیل می باشد: (عباسی،صص ۵۷- ۵۶) ۱)پنداشت از ریسک- در موقیتهایی که اعتماد نقشی ایفا می کند همچون رابطه بین یک مشتری و موسسه مالی ، ریسک یکی از عوامل نقش آفرین در آن می باشد . در اغلب مواقع ، میزان ریسک یک طرف به عملکرد طرف مقابل بستگی دارد . در چنین شرایطی اعتماد نقش مهمی ایفا می کند . یکی از شیوه های افزیش اعتماد مشتری ،کاستن پنداشت ریسک مشتری است که فراهم کردن تضمین های قانونی و قراردادی می تواند در تحقق آن کمک شایانی کند . ۲) تضمین های قراردادی - تضمین های قراردادی اساساً نیاز به رفتار مبتنی بر اعتماد را مرتفع می سازد . گرفتن تضمین در خریدها برای مشتریان به نوعی تدبیر اندیشی مبدل گشته است که ممکن است در قالب ضمانت نامه ،گارانتی و سایر وعده وعیدهای روشن یا مبهم ظاهر شود . اطمینان : اعتماد زمانی به وجود می آید که شخص تا حدودی نسبت به انتظاراتی که از رفتار طرف مقابلش دارد اطمینان حاصل کند . این اطمینان در موسسات مالی ریشه در تعدادی از عوامل دارد . اگر مشتری در تجربه قبلی خود رضایت بخشی از موسسه داشته باشد ، مشتری با توجه به تجربه قبلی خود ، دلایل زیادی برای خود دارد که تجربه مجدد وی از آن موسسه ، رضایت او را همچون گذشته تامین خواهد نمود . بطوریکه برای تجربه دوم ، اعتماد بیشتری نسبت به موسسه خواهد داشت . « یک تجربه خوشایند و رضایت بخش به کاهش پنداشت از ریسک مشتری خواهد انجامید ». اگر مشتریان هیچگونه تجربه قبلی نداشته باشند ، توصیه های دیگران می تواند اطمینان و اعتماد آنها را در رویارویی با آن سازمان افزایش دهد . ۳) فرهنگ شرکت - همه موسسات مالی در یک کشور یا یک منطقه در محیط مشابه و یکسانی به فعالیت می پردازند و در محدوده خاصی که توسط قوانین و مقررات تعیین شده با هم رقابت می کنند . از اینرو موسسات می توانند از طریق ارائه تضمین های مضاعف ، همچون فرهنگی که خاص سازمان آنها باشد ، مزیتی استراتژیک کسب نمایند . اعتماد مشتری بر سازمانی که در سرمایه گذاری در نیروی انسانی یا کسب جوایز در کیفیت خدمات شناخته شده و زبانزد باشد ، افزایش قابل توجهی می یابد . ۳-۲)تعهد - تعهد در روابط یک پیش نیاز اساسی برای روابط بازاریابی صنعتی موفق می باشد و همچنین بعنوان یک شاخص حیاتی کیفیت رابطه دیده می شود .(فان بروگن و همکاران ،ص۱۴۳) اندرسون و ویتز[۸۳] تعهد را بعنوان یک میل برای توسعه یک رابطه پایدار ، یک خواسته برای ساختن یک فداکاری کوتاه مدت برای حفظ رابطه و یک اطمینان در پایداری رابطه تعریف می کنند . (فان بروگن و همکاران ،ص۱۴۳)فولرتن[۸۴] اظهار می دارد که تعهد مشتری به یک تهیه کننده یک محرک بسیار مهم وفاداری مشتری در صنایع خدماتی است و بر طبق گفته مولفان بی شماری ، ساختار تعهد بعنوان ساختار مرکزی در بازاریابی رابطه مند می باشد . فهر[۸۵] آنرا بعنوان یک تمایل برای ادامه یک دوره از فعالیت و عمل از قبیل نگهداری یک رابطه با یک شرکت کسب و کار نشان داده است . ادبیات رابطه خریدار/ فروشنده ، تعهد را بعنوان یک ضمانت ناآشکار یا آشکار از استمرار رابطه ای میان طرفین مبادله تعریف می نماید . در شرایط ساده تر ، تعهد به انگیزش به ماندن با یک عرضه کننده اشاره دارد . در یک رابطه کسب و کار، تعهد یک احساس روانشناختی ذهن به واسطه اینکه یک روش ( برخورد/ نگرش ) تشکیل می شود ، در خصوص استمرار یک رابطه با یک طرف کسب و کار می باشد . (رایرون و میلر ،ص۲۴) تعهد در روابط بصورت تمایل تحمل شریک مقابل ، جهت حفظ یک ارتباط ارزشمند تعریف می شود و زمانی به وجود می آید که یک طرف باور دارد که روابط مهم است و حداکثر تلاش را تضمین می کند تا روابط را حفظ کرده و یا افزایش دهد .در این تعریف موثراز تعهد ، دو چیز غایب است که آنها ابعاد ابزاری[۸۶] و موقتی[۸۷] هستند . تعهد ابزاری زمانی وجود دارد که طرف مقابل ، راه دیگری ندارد ویا با سرمایه خاصی سرمایه گذاری کرده است و یا هر دوی آن . تعهد موقتی زمانی وجود داردکه طرفین از تداوم ارتباطات انتظاراتی دارند . البته تعریف اصلی تعهد در بازاریابی رابطه مند ، بر مفهوم جهت گیری بلندمدت ، بیشتر مربوط است . یک خط مشی بلندمدت زمانی وجود دارد که گروه ها بر اهداف بلندمدت تمرکز می کنند و براین باورند که روابط در آینده برای هر دو طرف سودمند خواهد بود و اساساً این باور که یک ارتباط به نتایج مطلوب دست خواهد یافت بین گروه ها تعهد ایجاد خواهد نمود .(کوته و همکاران، ص۵۹۶) بر حسب رابطه میان تعهد و وفاداری ، دیک و باسو[۸۸] اشاره می کنند که نتایج بالقوه تعهد ممکن است شامل ارتباطات دهان به دهان ( یکی از مهمترین جنبه های وفاداری نگرشی ) باشد . (رایرون و میلر ،ص۲۴) تعهد یک شاخص مهم و حیاتی از یک جهت گیری بلندمدت در رابطه است که منتهی به هنجارهای اجتماعی – رابطه ای بزرگتر و تمایلات فرصت طلبانه کوچکتر و کمتر می شود که سرانجام باعث افزایش منافع رابطه می گردد .(فان بروگن و همکاران ،ص۱۴۳) تعهد اثر بخش ، سودمندی و کارایی تبادلات رابطه ای را افزایش می دهد . تعهد ، رضایت دو جانبه طرفین و عملکرد مالی روابط دو جانبه را تحت تاثیر قرار می دهد . تشکیلات متعهد ، بر نتایج بلند مدت تمرکز داشته و تلاش می کنند تا از طریق یک سری از معاملات منافع را افزایش دهند ، که یک چشم انداز بلند مدت و تمرکز بر اهداف آینده در مفهوم تعهد محوری می باشد . تعهد با استقرار هنجارهای ارتباطی که شامل انعطاف پذیری و اتحاد است ، کارایی روابط متقابل را افزایش می دهد . (کوته و همکاران ،ص۵۹۶) مشتریانی که تعهد بالایی به یک محصول یا خدمت دارند ، بیشتر خرید خواهند نمود . از طرف دیگر ، تعهد به بعد رفتاری وفاداری منتهی می شود . در حمایت از این تصور ، پریتچارد[۸۹] یک مسیر معنی دار از ایستایی به تغییر ( تعهد ) و به وفاداری پیدا نمود . همچنین بر اساس دلایل تجربی محققین ، یک رابطه میان تعهد مشتری و قصد خرید آینده و قصد ماندن در رابطه وجود دارد . (رایرون و میلر ،ص۲۴) ۳-۳)رضایت رضایت در رابطه بعنوان یک حالت عاطفی و موثر مثبت ، منتج از ارزیابی همه جنبه های رابطه کاری شرکت با شرکت دیگر تعریف می شود . رضایت نقش با اهمیت در روابط بازی می کند و توسط آن می توان درک نمود که آیا افزایش همکاری میان شرکا سودمند می باشد یا خیر ، و همچنین رضایت باعث خاتمه یافتن کمتر روابط می شود. کاتلر ، این مفهوم مهم را بعنوان کلید نگهداری مشتری بیان می نماید . دلایل تجربی و تئوریکی م.(فان بروگن و همکاران ،ص۱۴۲)تعددی رابطه میان رضایت و نگهدری مشتری و یا وفاداری مشتری را نشان می دهد . برطبق تحقیق محققین، رضایت یک عامل تعیین کننده کلیدی به هر سطح از وفاداری به مارک می باشد . همچنین اغلب محققان رضایت را بعنوان محرک بر احتمال خرید یا استفاده مجدد از خدمات یا محصول یک تهیه کننده بیان نموده اند . (رایرون و میلر ،ص۲۵) انتظار می رود رضایت از بوجود آمدن ارزش ، توسط کاری که بازاریاب و مشتری با یکدیگر انجام می دهند حاصل شود . این قبیل موقعیت ها به سهولت در بازاریابی B2B آشکار است و اغلب شامل مدیریت زنجیره ، تامین ادغام های شرکت و یا کانالهای بازاریابی یکپارچه شده می شود .(تینسلی[۹۰]،ص۷۰) ۲-۴-۸)مدل بازارهای شش گانه در محیط متلاطم و پیچیده کسب و کار امروز، به نقش بازاریابی در سازمان ، فراتر از یک واحد سازمانی صرف نگریسته می شود . بازاریابی جدید ، حول محور حداکثر سازی ارزش مشتری از طریق نقش های مرز گستری مشتریان وفادار ، هماهنگ کننده های داخلی ، مدیران استراتژیک و واسطه های مشارکت درون شبکه سازمان ، می چرخد . ( عباسی ، صص ۳۳-۳۴) کریستوفر و پاین و بالانتاین برای اولین بار در سال ۱۹۹۱ چارچوبی برای بازاریابی رابطه مند که متشکل از ۶ بازار بود مطرح نمودند. (وینتر و پریس ،ص۲٫ رابینسون و جکسون ،ص۳) مدل بازارهای ۶ گانه ، بازاریابی رابطه مند را در سطح سازمانی مورد توجه قرار می دهد و این مدل ۶ بازار را نشان می دهد که هر یک ابعادی از بازارهای رابطه مند را در بر می گیرد که روابط با آن گروه ها و بخش ها ، بطور بالقوه مستقیم یا غیر مستقیم بر اثر بخشی سازمان در بازار تاثیر می گذارند . شکل۲ – ۱۹ ) حوزه بازارهای شش گانه ( عباسی ، ص ۳۵) در این مدل ، بازارهای داخلی که در درون سازمان قرار گرفته ، در مرکز این مدل واقع شده است . این چارچوب به بازاریابی داخلی بعنوان تسهیل کننده ، هماهنگی کننده و حمایت مدیریت از روابط با گروه های سایر بازارها می نگرد . البته این مدل با اوج گرفتن تحقیقات و مطالعات بازاریابی رابطه مند چندین بار مورد بازنگری قرار گرفته که مهمترین آنها ، قرار گرفتن بازار مشتریان در کانون چارچوب است که توسط کروانس و پیرسی[۹۱] مطرح شد . قرار دادن مشتری در مرکز مدل بازارهای ۶ گانه ، منعکس کننده هدف بازاریابی رابطه مند ، یعنی ایجاد ارزش برای مشتری و رضایت و وفاداری وی است که بهبود سودآوری در بلندمدت را برای شرکت به همراه خواهد داشت . ( عباسی ، صص ۳۵-۳۴) الف ( بازار مشتریان : شناسایی رابطه مستقم و مثبت حفظ مشتریان با سودآوری ، اولین بار توسط شرکت مشاورین مدیریت « باین و کو[۹۲] » مورد پژوهش قرار گرفت که مزایای حفظ مشتریان از طریق ایجاد رابطه ، با استقبال چشمگیر جامعه کسب و کار مواجه شد . ( عباسی ، ص ۳۶) البته تمرکز اولیه فعالیتهای بازاریابی روی ارباب رجوع تکیه می کند و تاکید روی روابط بلندمدت بازاریابی رابطه مند و نه فقط فروشهای شخصی ( بازاریابی معامله ای ) دارد . (وینتر و پریس ،ص۲)از اینرو روابط با مشتریان در مدل اصلاح شده همیشه در کانون تمام فعالیتهای شرکت باقی می ماند و بعد از تعدیل مدل ، بازار مشتریان در مرکز و احاطه شده توسط بازارهای دیگر قرار می گیرد . (اشمیت و وگل[۹۳]،ص۴) اینکه مشتری شرکت ، مصرف کننده نهایی کالا یا خدمات است یا خیر ، بستگی به موقعیتی دارد که عرضه کننده در فرایند عرضه ارزش به مشتری دارد . اغلب سازمانها هم دارای مشتریانی تجاری ( واسطه ها ، توزیع کننده ها و خرده فروشان ) و هم مصرف کننده ( خریداران و استفاده کنندگان نهایی ) هستند . اما اینکه روابط قوی با کدام گروه و دسته ها برای شرکت مفیدتر و سودمند می باشد به قدرت نسبی هر یک از مشتریان فوق در سیستم ارائه ارزش بستگی دارد . بنابراین این نکته را نباید از نظر دور داشت که بازاریابی رابطه مند در هر موقعیتی و شرایطی مفید فایده واقع نمی شود . ( عباسی ، ص ۳۶) گانسان بحث می کند که درک ناقص و نادرست از وقت و زمان مشتری مداری می تواند به مشکلاتی از قبیل اینکه مبادرت کردن به بازاریابی رابطه مند در صورتیکه در آن موقعیت بازاریابی معامله ای مناسب تر است ، ختم شود . پس مدیران باید هزینه ها و منافع ساختن رابطه را تعیین نمایند و از خود بپرسند آیا ساخت رابطه همیشه با ارزش تر از هزینه متحمل شده است ؟ (کومار و همکاران، ص۶۶۸) در موقعیتهایی که مصرف کننده درگیری کمی در فرایند تصمیم گیری دارد همچون محصولات مصرفی ، رویکرد معامله ای به بازاریابی برای مشتریان سودمندتر و مناسب تر خواهد بود . برای کسب و کارهایی که به عرضه خدمات مالی و حرفه ای می پردازند ، دائماً محصولات با دوام خود را « مثل اتومبیل » عوض می کنند و بسیاری از سازمانهایی که با شرکتهای تجاری سروکار دارند سرمایه گذاری در ایجاد رابطه با فرد فرد مشتریان به سادگی و روشنی قابل توجیه است )عباسی ، صص ۳۷-۳۶( ب ) بازار مراجعان : توصیه های دیگران می تواند یکی از عوامل تعیین کننده و مهم در ایجاد روابط بین سازمان و مشتریانش باشد . در بخش خدمات حرفه ای و تخصصی ، شبکه های اجتماعی و کسب و ارائه اطلاعات غیر رسمی در هدایت و شکل گیری تماسهای رسمی بسیار رایج است . تبلیغات دهان به دهان یکی از منابع شناخته شده و معتبر جستجوی اطلاعات برای مصرف کنندگان قبل از خرید محصولات گران قیمت یا خدمات پر ریسک می باشد.(عباسی ، ص ۳۷) توصیه دیگران ، در موقعیت هایی که محصولات وخدمات مشابه بسیار زیاد است ، یکی از شیوه های مطمئن و ساده کاهش گزینه ها برای مصرف کنندگان می باشد. (وینتر و پریس ،ص۲٫ اشمیت و وگل،ص۱۴) همچنین در مواقعی که مشتریانی قصد خرید محصولاتی را دارند که ارزیابی آن پیچیده و مشکل باشد برای کاهش میزان ریسک متصور خود به سراغ توصیه افراد مورد اعتماد و ثالث خواهند رفت . (عباسی ، ص ۳۷) ج) بازار داخلی : در دیدگاه بازاریابی سنتی ، بازار داخلی هیچگونه نقش مهمی بازی نمی کرد ، در حالیکه بازاریابی رابطه مند به اهمیت مشتریان داخلی تمرکز می نماید . کارمند بعنوان یک قابلیت برای افزایش عملکرد جایگاه بازار خارجی مورد توجه قرار می گیرد . شرشیک[۹۴] بیان میکند که برآوردن نیازهای کارکنان برطبق خواسته های آنها پایه و اساس برآوردن نیازها و خواسته های مشتریان برطبق نیازشان است . (اشمیت و وگل،ص۱۰) بازار داخلی شامل کارکنان یک شرکت است که باید درگیر با کسب و کار و قسمتی از یک کسب و کار باشد .آنها برای بازاریابی مهم هستند ، بطوریکه کارکنان با سطوح بالای رضایت و آنهایی که روابط بلندمدت با شرکت دارندو با آن کسب و کار آشنا هستند ، بعلت اینکه دارای درجه آگاهی و تجربه بسیار بالایی می باشند ، پتانسیل لازم برای تامین رضایت ارباب رجوع و ایجاد اعتماد و روابط با مشتریان را دارا هستند .( وینتر و پریس ،ص۲) د ) بازار جذب نیروی انسانی : سازمانهای کنونی ، استخدام به شیوه سنتی را کنار گذارده و به استخدام قراردادی ، تامین منابع از خارج و مشارکت روی آورده اند که به آنها اجازه می دهد تا در مقیاس وسیع و موقتی به مهارتها و تخصصهای لازم دست یابند . ( عباسی ، ص ۳۸( از اینرو گروه های خاصی ازکارکنان هستند که تجارب و مهارتهای آنها نقش مهمی را در ایجاد و حفظ شایستگی های محوری یک سازمان ایفا می کنند . بازار جذب نیروی انسانی که کریستوفر ، بالانتاین و پاین برای نخستین بار وارد متون بازاریابی رابطه مند کرده اند ، به کارکنانی اشاره می کند که بطور بالقوه دارای خصوصیات و ویژگیهایی هستند که برای حفظ و تقویت شایستگی محوری ضروری و حیاتی است . بعلاوه به گروه ها و دسته های ثالثی اشاره می کنند از قبیل دانشگاه ها ، دانشکده ها ، آژانسهای کاریابی و سایر مراکز که با توده وسیعی از این کارکنان بالقوه سروکار دارند .منطق این کار در این است که اگر سازمانی می خواهد بهترین و ارزنده ترین افراد را جذب نماید باید در مرحله نخست خود را به گروه ها و نهادهای ثالث ذی نفوذ معرفی کند و روابط خوبی با آنها برقرار نماید تا بتواند بهترین نیروی کار آموزش دیده و با تجربه را از آنها بدست آورد . (وینتر و پریس ،ص۳٫ اشمیت و وگل،ص۱۰) هـ ) بازار تاثیرگذاران : کریستوفر و همکاران از اصطلاح تاثیرگذاران برای آن گروه و دسته هایی که بر سازمان ومشتریان بالقوه اش تاثیر می گذارند به کار می برد . دولتها ، نهادهای دولتی ، مطبوعات و رسانه ها ، مراکز حرفه ای و سرمایه گذاران و گروه های فشار از آن دسته اند. (وینتر و پریس ،ص۲٫ اشمیت و وگل،ص۱۴)حفظ روابط خوب با بازارهای تاثیرگذاران مناسب ، به شرکت اجازه میدهد که برابر با آخرین پیشرفتها در صنعت حاضر باشند و به مشتریان متعهدشان این پیشرفتها را عرضه کنند . اگر روابط سازمان با این گروه ها با دقت و فعالانه مدیریت شود نه تنها درهای بازار دیگر بر روی محصولات شرکت گشوده می شود بلکه ، موجب تقویت برخی فعالیتهای بازاریابی می گردد یا حتی جایگزین آنها می شود . برای نمونه ، مدیریت مدیرانه و ماهرانه روابط با رسانه ها در اغلب موارد می تواند ارزان تر ، اثربخش تر از تبلیغات رسمی باشد. (عباسی ، ص ۳۹) اگر چه رابطه با گروه های فوق ممکن است مستقیماً تاثیری بر افزایش محصول نگذارد ولی احتمال خرید محصول را بالا می برد یا از ورود محصول دیگر به بازار جلوگیری می کند . (وینتر و پریس ،ص۳) و ) بازار عرضه کنندگان : مهمترین قسمت از روابط خارجی ودر واقع مهمترین رکن مدل ، روابط شرکت با عرضه کننده ها می باشد که در ادبیات بازاریابی ، زنجیره روابط B2B نامیده می شود . آنها همچنین برطبق گفته پالمر روابط عمودی توصیف می شود که تمام یا قسمتی از زنجیره تامین را در بر می گیرد . (اشمیت و وگل،ص۶) در سالهای اخیر روابط با عرضه کنندگان یعنی جاییکه ادبیات بازاریابی و شبکه در هم می آمیزند ، در کانون توجه پژوهشگران و مقالات علمی بازاریابی قرار گرفته است . تغییر در رفتار خرید برخی از شرکتهای بزرگ تولیدی جهان در دهه ۱۹۸۰ در واکنش به تهدیدات جدی رقبای خاور دور ، خود اتفاق افتاد . آنها مجبور شدند از نگرش سنتی خود که مبادله با شرکتهای گوناگون عرضه کننده بود ، دست کشیده و به همکاری بیشتر با عرضه کنندگان محدود روی آورند.(عباسی،ص۳۹) شرکتها باید با تشخیص این حساسیت که عرضه کننده یکی از مهمترین قسمتهای تولیدشان است ، به کسب منافع توسط کار و فعالیت مشارکتی روی آورند . این امر موجب انعطاف پذیری سیستم های تولیدی شرکتها و افزایش کیفیت محصولات و کاهش هزینه ها و زمان تحویل کوتاه تر می شود که ماحصل آن بهبود موقعیت رقابتی شرکت از طریق ایجاد و ارائه ارزش برتر به مشتریان نهایی بود .( عباسی ، ص ۳۹) (وینتر و پریس ،ص۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیْهِمُ الْمَلائِکَهَ وَکَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلا مَا کَانُوا لِیُؤْمِنُوا»[۲۶۲] یعنی عدهای اگر حقایق را به صورت عینی مشاهده کنند و تجارب دقیق عینی هم داشته باشند ایمان نخواهند آورد این به خاطر عناد این گروه با حق وحقیقت است. البته این نکته را متذکر شوم که مراد از علل تجربه دینی در اینجا علل غائی است یعنی اهدافی را که قرآن از ذکر این تجارب دینی دنبال میکرده است و فوائدی که این تجارب و دانستن آنها برای انسان دارد و گرنه علّت فاعلی تمام این تجارب از نظر قرآن خود خداوند است و هیچ امر طبیعی و غیر طبیعی در عالم بدون خواست خدا انجام نمی شود. و علت العلل و علّت فاعلی همه مخلوقات خداوند است. از منظر قرآن « و مارمیت اذا رمیت» است یعنی حتی افعال انسان از حیثی منسوب به خداست و فرض تجربه دینی هم برآن است که خداوند و امر غائی سبب تمام تجارب[۲۶۳] است. بنابراین مراد از علل در این بحث همان عللغایی و اهداف کلی خداوند است.
 وحی از نگاه قرآن حضرت آیت الله جوادی یکی از بزرگترین مفسرین معاصر، بحث جالبی پیرامون استعمالات وحی در قرآن دارد. وی هفت دسته مشخص از این موارد را ارائه میدهد: ۱ـ القاءات شیطان: القاءات شیطان در انبیاء و معصومین وجود ندارد، اما شیطان بر غیر ایشان نفوذ دارد. «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ــ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»[۲۶۴] قرآن از این القاءات به وحی تعبیر نموده است. «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا»[۲۶۵] و همینطور: «وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ»[۲۶۶]. وحی شیطان به صورت راههای پنهانی و سریع و مرموز در دل انسان صورت میگیردو لذا از آن تعبیر به وحی صورت گرفته است. ۲ـ وحی به آسمان و زمین: از دید قرآن آسمان و زمین شعور و هوش دارند و لذا مخاطب خداوند واقع میشوند و خداوند به آنها وحی میکند. خداوند با وحی خود قوانین خود را بر آسمان و زمین حاکم میکند. «فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا»[۲۶۷]به خاطر همین شعور و آگاهی است که روزی میرسد که زمین لب به سخن میگشاید و حقایق را بازگو میکند: «اِذَا زُلْزِلَتِ الأرْضُ زِلْزَالَهَا، وَأَخْرَجَتِ الأرْضُ أَثْقَالَهَا، وَقَالَ الإنْسَانُ مَا لَهَا، یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا»[۲۶۸] ۳ـ وحی به زنبور عسل: گفتیم که از دید قرآن سراسر جهان آفرینش و تمامی موجودات دارای شعور و درک هستند وتابع وحی آسمانیاند. یکی از آنها موجودهایی که قرآن به آن اشاره نموده زنبور عسل است: «وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا»[۲۶۹] جناب استاد جوادی معتقدند که در این آیه وحی به عزم و اراده حیوان مربوط میشود نه به قوای ادراکی او.[۲۷۰] ۴ـ وحی یا الهام به عمل: وی بیان میکند که وحی دو صورت دارد. گاهی به عقل نظری مربوط میشود و گاهی به عقل عملی. یعنی گاهی به تصور و تصدیق و ادراکات مربوط میشود و گاهی به عزم و اراده. او بسیاری از آیات قرآن را به این صورت تفسیر میکند، اگر چه در برخی موارد اشکالاتی به نظر میرسد. الف: «فَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا»[۲۷۱] وحی به ساختن کشتی توسط حضرت نوح (ع). ب: «وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی»[۲۷۲] ج: «وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَبِرَسُولِی»[۲۷۳] د: «وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ »[۲۷۴] ه: «وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لا یَشْعُرُونَ»[۲۷۵]وحی به یوسف (ع) که در حال به چاه افتادن بود. استاد به صراحت گیرنده این وحی را عقل عملی معرفی میکنند و نام این قسم را « الهام» میگذارند.[۲۷۶]در حالیکه در برخی موارد این تفسیر صحیح به نظر نمی رسد. مثل وحی به حضرت نوح (ع) در ساختن کشتی و همچنین وحی به حضرت موسی برای حرکت به طرف مصر و… ظاهر این آیات وحی به عقل نظری است و دلیلی وجود ندارد که این آیات را به گونه دیگری تفسیر نمائیم. ۵ـ وحی به پیامبران: مشهورترین نوع وحی است: «وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلا وَحْیًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ»[۲۷۷]. بین علامه طباطبایی و فخر رازی در تفسیر این آیه شریفه اختلاف وجود دارد. علامه طباطبایی (رض) سه قسم یاد شده در آیه فوق را تقسیمات تکلم الهی با بشر(یعنی وحی زبانی) میداند نه وحی به طور مطلق. به نظر ایشان این آیه همانطور که از ظاهر آن برمیآید کلام خدا را بر سه قسم تقسیم میکند و فقط یک قسم آن وحی نام دارد. امّا فخر رازی این سه قسم را اقسام وحی میداند و هر سه مورد را جزو وحی میداند.[۲۷۸] وی میگوید ظاهر جملات این است که بین این سه قسم تفاوت وجود دارد. قسم اول تکلم بدون واسطه است. ولی در دو قسم بعد واسطه وجود دارد. یکی از طریق حجاب است، دیگری از طریق فرشته و تکلم موسی در کوه طور از طریق حجاب بوده است. و وحیهای خداوند به پیامبران در خواب هم از همین قسم بوده است. این بود نظر علامه طباطبایی رحمه الله. اما تفاسیر دیگر مطالب متفاوتی را بیان نمودهاند. ابن حیّان در تفسیر خود « البحر المحیط» میگوید: هر سه قسم یاد شده در َآیه فوق از نوع وحیاند. و اینکه خداوند نوع اول را وحی نامیده صرف اولویّت است. زیرا آن چیزی که به صورت الهام و یکباره از قلب میآید به وحی بودن اولویت دارد.[۲۷۹] مصادیقی را که او ذکر میکند هم با علامه فرق میکند: مصداق وحی از نظر وی الهام و تکلیم خدا است ( مثل حضرت موسی (ع)، و من وراء حجاب یعنی نفث فی روع ( روح) و منام، و ارسال رسول مثل نزول جبرئیل است. فخر رازی میگوید: ۱- وحی در آیه یعنی الهام، قذف در قلب یا خواب ( مثل وحی به مادر موسی و حضرت ابراهیم و ذبح فرزند) در این صورت وحی خدا بدون واسطه مبلّغ صورت میگیرد و عین کلام خدا را نمی شنود. ۲- « من وراء حجاب» واسطه مبلغ نیست ولی عین کلام خدا را میشنود. تکلم با موسی. ۳- « ارسال رسول» واسطه مبلغ هست. تکلم با واسطه جبرئیل. وی میگوید: هر سه مورد فوق وحی است و اطلاق آن به فرد اول صرف اولویت است زیرا در آن الهام به صورت دفعی حاصل میشود.[۲۸۰] ۶ـ رؤیاهای راست و صادق: نمونه دیگر از وحی، رؤیاهای صادق و راست است مثل رؤیاهای انبیاء خواب حضرت ابراهیم علیهالسلام وحضرت یوسف از این قبیلاند. خداوند در قرآن میفرماید: « قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ »[۲۸۱] حضرت ابراهیم در خواب دید که فرزند خود را ذبح می کند و این وحی ای از جانب خدا بود. «إِذْ قَالَ یُوسُفُ لأبِیهِ یَا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ»[۲۸۲] و صدق این رؤیا با گفتار « … یا ابت هذا تأویل رؤیای….» معلوم گردید. ۷ـ وحی به فرشتگان: خود فرشتگان هم به صورت مستقیم هدف وحی قرار میگیرند. «إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ»[۲۸۳]. خداوند فرامین خود را به فرشتگان القاء میکند و آنها این دستورات را اطاعت میکنند. لذا واژه وحی درباره این گروه نیز در قرآن به کار رفته است. تفاوت میان وحی، الهام، تحدیث عرفاء علوم را به دو دسته تقسیم میکنند: علوم بشری و علوم اهل الله. مقصود از علوم بشری علومی است که به وسیله تعلیم و تعلم صورت میگیرد. یعنی علومی که با اکتساب و نظر و تفکر حاصل میشود و راه تحصیل آن تزکیه نفس و خودشناسی نیست. امّا علوم اهل الله علومی هستند که بدون تلاش فکری[۲۸۴] و تعلیم و تعلّم بشری صورت میگیرد. این علوم خود به سه دسته تقسیم میشوند: ۱- وحی که مخصوص انبیاء است. ۲- الهام که مختص به اولیاء الهی است. ۳- کشف و مشاهده که برای عرفاء ممکن است. در حقیقت کل علوم در چهار دسته قرار میگیرند. تنها تفاوت علوم بشری و تعلیم با الهام در آن است که کیفیت زوال و کنار[۲۸۵] زدن حجاب در این دو متفاوت است. در تعلیم بوسیله تأمل و اندیشه حجابها کنار میروند ولی در الهام این امر بوسیله تزکیه نفس صورت میگیرد. و گرنه هر دو علم را از عقل فعال دریافت میکنند و در فاعل و قابل تفاوتی ندارند. اما محل بحث ما و قسمت مهم آن در تفاوت میان الهام و وحی از یکسو و رابطه آن دو با نبیّ و محدّث است. زیرا در قرآن برای همه این امور از واژه وحی استفاده شده است. و بین آن ها دیده نمیشوند و لذا باید آنها را تفکیک نمود. برای مثال در قرآن بین این امور تفاوتی وجود ندارد: « فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى»[۲۸۶] « وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ »[۲۸۷] « وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ »[۲۸۸] « فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا »[۲۸۹] وحی: وحی در لغت به معناهای مختلفی آمده است. اشاره، کتابت، پیغام، و سخن پوشیده و اعلام در خفاء از جمله این موارد است. سید حیدر آملی معتقد است که وحی دارای دو معناست: عام و خاص. معنای عام آن شامل معنای لغوی آن میشود که اعم از وحی رسالی، الهام، هدایت غریزی، اشاره پنهانی است. معنای خاص آن، در یکی از مصادیق معنای لغوی است که همان وحی[۲۹۰] رسالی است. بنابراین باید میان این دو معنا تمایز قائل شد تا بین این موارد اشتباهی صورت نگیرد. وحی:
| الف ـ عام : |
۱- اشاره پنهانی |
| ۲- سروش غیبی |
| ۳- وحی رسالی |
| ۴- الهام |
| ب ـ خاص: |
۱- با فرشته (رسول) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
‘… دال به وسیلۀ … نقطۀ کاپیتون است که از لغزشِ بی پایانِ معنا جلوگیری به عمل می آورد. … کارکردِ در زمانیِ[۳۲۰] نقطۀ کاپیتون را می توان در یک جمله مشاهده نمود. تا جایی که به یک جمله مربوط می شود، [نقطۀ کاپیتون] معنایِ آن را تنها به واسطۀ آخرین واژۀ [موجود در آن] مشخّص می نماید، … [بدین صورت که] معنایِ [سایرِ واژگانِ موجود در جمله] را از طریقِ تأثیرِ بازگشتی ای که دارد، تعیین می کند’ (لکان، ۲۰۰۶: ۶۸۱-۶۸۲). شکل ۶: ظهورِ زمانمندِ آوا- طرح ساده شدۀ حرکت بازگشتی معنابخشی (منبع: فینک، ۲۰۰۴: ۸۹) یانیس استاوراکاکیس[۳۲۱] مصداقی بارز از اهمیّتِ نقطۀ کاپیتون در برساختن و سازوارمند کردنِ یک گروه یا ابژکتیویتۀ[۳۲۲] اجتماعی- سیاسی را توصیفِ فروید[۳۲۳] از عواملِ هم یگانه سازِ توده ها می داند. از دیدِ فروید، آن چه می تواند هزاران یا میلیون ها نفر را هم یگانه سازد، رابطۀ هر یک از آنان با یک رهبر (سیاسی، مذهبی، یا نظامی)، یا با ایده ای است که به عنوانِ یک نقطۀ کاپیتون، یعنی، یک نقطۀ مشترکِ مرجعیّتی عمل می کند. هنگامی که رهبر به هر دلیلی از بین رود، توده ها هم یگانگیِ خویش را از دست می دهند. لذا، این نقطۀ کاپیتون است که هم یگانگی را سبب می شود (استاوراکاکیس، ۲۰۰۲: ۷۸). استاوراکاکیس برای روشن تر شدنِ بحث، مثالی را پیش می کشد: فرض کنید که ۳۰۰۰ نفر در یک تظاهرات شرکت کرده اند. آنان ناگهان متوجّه می شوند که رهبرشان ناپدید شده است. نخستین پرسشی که بلافاصله برایِ آنان مطرح می شود این است که: ‘ما ۳۰۰۰ نفر داریم تنهایی به کجا می رویم؟’. آن چه به وجود آورندۀ احساسِ هم یگانگی، گروهی و جمعی است را نمی توان به حضورِ فیزیکیِ ۳۰۰۰ نفر تقلیل داد. هنگامی که رابطۀ مبتنی بر همانستیِ[۳۲۴] توده ها با رهبر گسسته شود، واهی بودنِ هویّتِ جمعی و قدرتِ گروهی برملاء می گردد. بدون وجودِ یک نقطۀ کاپیتون (رهبر در این موردِ خاص)، توده ها به جای این که یک گروه یا جمع را برسازند، صرفاً به ۳۰۰۰ فردِ تک افتاده مبدّل می گردند (همان).
 اهمیّتِ نقطۀ کاپیتون در خلقِ احساسی از هم یگانگی تا بدان جاست که نظریه پردازانی هم چون اسلاوی ژیژک[۳۲۵] از آن برایِ ارائۀ تحلیلی لکانی از ایدئولوژی بهره جسته اند. پرسشِ اساسیِ ژیژک در این جا این است که چه چیزی هویّتِ یک میدانِ[۳۲۶] ایدئولوژیکیِ معیّن را جدا از تمامِ تغییراتِ ممکن در مضمونِ ایجابیِ[۳۲۷] آن، خلق کرده، و حفظ می نماید؟ او این چنین پاسخ می دهد که شماری از دال های شناور[۳۲۸] و عناصرِ پیشا- ایدئولوژیکی[۳۲۹] به واسطۀ وجودِ یک ‘نقطۀ گره گاهیِ’[۳۳۰] معیّن (نقطۀ کاپیتونِ لکانی)- که آنان را به یکدیگر ‘دوخته’[۳۳۱]، ‘ لغزشِ’ آنان را متوقّف ساخته، و معنایِ آنان را تثبیت می کند- در میدانی مبتنی بر ‘هم یگانگی’ ساختار می یابند. در واژگانِ نظریۀ گفتمان، که ژیژک در این جا از آن استفاده می کند، ‘نقاطِ کاپیتونِ’ لکانی مبدّل به ‘نقاطِ گره گاهی’ می شوند؛ امری که نشان دهندۀ قرابتِ نظریۀ لکانی و کارِ لاکلاو و موف است (همان، ۷۸-۷۹): ‘امکان ناپذیریِ ثباتِ نهاییِ معنا متضمّنِ وجودِ گونه هایِ جزئی ای از ثبات است. در غیر این صورت، دقیقاً، [وجودِ] جریانی از تفاوت ها امکان ناپذیر خواهد بود. حتّی برایِ مخالف اندیشی در بابِ معنا، و فرو پاشاندنِ آن، وجودِ یک معنا ضرورت دارد. اگر امرِ اجتماعی در [قالبِ] گونه هایِ فهم پذیر و نهادمندی از جامعه تثبیت نگردد، آن چه صرفاً وجود خواهد داشت، امرِ اجتماعی، و آن هم به عنوانِ کوششی در راه برساختنِ آن اُبژۀ امکان ناپذیر است. هر گفتمان به عنوانِ اقدامی در جهتِ چیره گشتن بر میدانِ گفتمانیّت[۳۳۲]، متوقّف ساختنِ جریانِ تفاوت ها، و برسازیِ یک مرکز[۳۳۳]، برساخته می شود. ما نقاطِ گفتمانیِ برترِ این تثبیتِ جزئی را نقاطِ گره گاهی می نامیم. لکان از طریقِ مفهومِ نقطۀ کاپیتون است که بر این ثبات های جزئیِ معنا تأکید ورزیده است[۳۳۴]’ (لاکلاو و موف، ۲۰۰۱: ۱۱۲). لاکلاو و موف می گویند که هر چند موقعیّت هایِ سوژه به واسطۀ روابطِ مبتنی بر تفاوت شان با یکدیگر برساخته می شوند، با این وجود، برخی از روابطِ مبتنی بر تفاوتِ میانِ موقعیّت هایِ سوژه نسبت به سایرِ این روابط از برتری برخوردار هستند. یک موقعیّتِ سوژه ممکن است در زمینه ای[۳۳۵] به خصوص آن چنان از برتری برخوردار گردد که معنایِ سایرِ موقعیّت های سوژه، به گونۀ فزاینده ای، به واسطۀ روابطشان با آن موقعیّتِ برتر مشخّص گردد. لاکلاو و موف با بهره گیری از مفهومِ لکانیِ نقطۀ کاپیتون، این موقعیّتِ برتر را ‘نقطۀ گره گاهی’ می نامند. نقطۀ گره گاهی در یک صورت بندیِ معیّن، به گونه ای فزاینده، به عنوانِ یکی از چندین ‘مراکزِ’ گفتمانی عمل می کند. نقطۀ گره گاهی بدین امر گرایش دارد تا تأثیری تمامیّت خواهانه[۳۳۶] را بر موقعیّت هایِ وابسته به گونه ای اِعمال نماید که این موقعیّت ها تا حدودی خصلتِ شناورِ خویش را از دست داده، و به قولِ ژیژک، مبدّل به اجزائی از شبکۀ ساختاریافتۀ معنا گردند (اسمیث، ۲۰۰۳: ۹۸). این استفادۀ ژیژک از مفهومِ نقطۀ کاپیتون برای ارائۀ تحلیلی از ایدئولوژی، و استفادۀ لاکلاو و موف از آن برای نظریه پردازی در بابِ گفتمان، آن چنان که در بالا آمد، خود را به بهترین وجه در این توصیفِ استعاری ای نمایان می سازد که لکان در کتابِ سومِ سمینارهایش از مفهومِ نقطۀ کاپیتون ارائه می دهد: ‘همه چیز از این دال [(نقطۀ کاپیتون)] ساطع گشته، و حولِ آن سازمان می یابد، همانند با این خطوطِ باریکی که نیرویِ وارده از دکمه هایِ روکش آنان را بر سطحِ رویینِ پارچه نمودار می سازد’ (لکان، ۱۹۹۷: ۲۶۸). ۶- ۲- ۳- ثباتِ نهایی و جزئیِ معنا، هویّت ها و رابطه ها، ضرورت[۳۳۷] و امکان[۳۳۸] همان گونه که قبلاً دیدیم، لاکلاو و موف بر این اعتقادند که مطابق با مفهومِ دوسوسوریِ ارزش، معنای یک واژه کاملاً رابطه ای بوده، و صرفاً از طریقِ تقابلش با سایرِ واژه ها تعیین می شود. آنان می گویند که ما در این جا با شرایطی رو به رو هستیم که از امکانِ وجودِ سیستمی بسته حکایت می کنند؛ تثبیت نمودنِ معنایِ هر عنصر نیز صرفاً در این چنین سیستمی امکان پذیر است (لاکلاو و موف، ۲۰۰۱: ۱۱۳). امّا، آنان این گونه به متمایز ساختنِ رویکردِ خود از کارِ دوسوسور می پردازند: ‘اگر منطقِ رابطه ای و تفاوتیِ کلیّتِ گفتمانی بدونِ هیچ گونه ای از محدودیّت، دارای وجهی غالب گردد، … گذار به کلیّتی رابطه ای که ما آن را “گفتمان” نام نهاده ایم، به دشواری قادر به حلّ مسائلی خواهد بود که پیش از این با آنان مواجه بوده ایم. در این صورت، ما صرفاً با روابطِ ضرورت مواجه خواهیم بود، و همان گونه که پیش تر گفتیم، هر مفصل بندی ای ناممکن خواهد بود اگر که هر “عنصری”، بنابر تعریفی که قبلاً از آن به دست داده شد، “وقته” باشد. هر چند، این نتیجه گیری تنها زمانی می تواند قابلِ پذیرش باشد که پیامدهایِ [حاصل گشته از غلبۀ] منطقِ رابطه ایِ گفتمان، بدونِ هیچ گونه محدودیّتی از جانبِ امرِ خارجی[۳۳۹]، تا سرحدّ نهاییِ خود به پیش روند. برخلافِ این، اگر بپذیریم که یک کلیّتِ گفتمانی هیچ گاه به صورتِ ایجابیّتی[۳۴۰] مشخّصاً تعیین شده و دقیقاً مرزبندی شده وجود ندارد، منطقِ رابطه ای دارایِ کاستی خواهد بود، و امکان به آن وارد خواهد شد. گذار از “عناصر” به “وقته ها” هیچ گاه به طورِ کامل انجام نمی پذیرد. در این میان، فضایی تهی نمودار می گردد که کردارِ[۳۴۱] مفصل بندی ای را امکان پذیر می سازد. در این مورد، هیچ هویّتِ اجتماعی ای وجود ندارد که کاملاً در مقابلِ خارجیّتی گفتمانی موردِ محافظت قرار گیرد؛ [خارجیّتی] که آن را تغییرِ شکل می دهد، و از تثبیتِ کامل [و نهاییِ] آن جلوگیری به عمل می آورد. هم هویّت ها، و هم روابط، خصلتِ ضروریِ خود را از دست خواهند داد. در یک مجموعۀ ساختاریِ سیستماتیک، روابط نمی توانند بر هویّت ها مُحاط گردند؛ امّا، [باید دانست] که هویّت ها کاملاً رابطه ای هستند. این موردِ اخیر را می توان بدین گونه نیز بازگو نمود که هیچ هویّتی نیست که بتواند به طورِ کامل برساخته شود’ (همان، ۱۱۰-۱۱۱). ما هم اکنون کلیّۀ ابزارهای لازم برای ارائۀ تحلیلی از مفهومِ مفصل بندی را، آن گونه که مدّ نظرِ لاکلاو و موف است، در اختیار داریم. لاکلاو و موف می نویسند از آن جا که تمامِ هویّت ها رابطه ای هستند- حتّی اگر سیستمِ روابط به آن درجه ای از ثبات نرسد که یک سیستمِ ثابتِ تفاوت ها از آن بهره مند است- و نیز، از آن جا که هر گفتمان از جانبِ میدانِ گفتمانیّتی ای موردِ تهدید واقع می شود که در صددِ مُحاط گشتن بر آن است، گذار از ‘عناصر’ به ‘وقته ها’ هیچ گاه به طورِ کامل صورت نمی پذیرد. لاکلاو و موف می گویند که موقعیّتِ ‘عناصر’ همسان با موقعیّتِ دال های شناور است؛ یعنی، دال هایی که نمی توانند در زنجیره ای گفتمانی، به صورتی کامل مفصل بندی شوند. و همین خصلتِ شناور بودگی است که نهایتاً در هر هویّتِ گفتمانی، یعنی اجتماعی ای، نفوذ می کند. امّا، اگر ما بپذیریم که هر ثباتِ گفتمانی و هر ثباتِ معنایی دارای خصلتی ناکامل است، و هم زمان، برای هر هویّت، خصلتی رابطه ای را قائل شویم، باید بر این امر- به عنوانِ نتیجه ای حاصل گشته از دو گزارۀ فوق الذّکر- اذعان نماییم که خصلتِ ابهام آمیز و چند پهلویِ دال، یعنی، عدمِ ثبات اش نسبت به هر مدلول، تنها تا آن جایی می تواند موجود باشد که کثرتِ مدلول ها نیز در کار باشد. این نه ضعفِ مدلول ها، بلکه برعکس، چندمعنایی[۳۴۲] است که از مفصل بندیِ یک ساختارِ گفتمانی جلوگیری به عمل می آورد. این همان چیزی است که به وجود آورندۀ بُعدِ نمادین و به گونه ای چند جانبه تعیّن یافتۀ[۳۴۳] هر هویّتِ اجتماعی است. امّا، لاکلاو و موف با پیش کشیدنِ بحثِ نقاطِ گره گاهی، می گویند که هر یک از این نقاط در بینامتنیّتی[۳۴۴] برساخته می شود که بر آن مُحاط می گردد (لاکلاو و موف، ۲۰۰۱: ۱۱۳). بنابراین، آنان بر این اعتقادند که: ‘ کردارِ مفصل بندی … منوط به برساختگیِ نقاطِ گره گاهی ای است که به گونه ای جزئی معنا را تثبیت می نمایند؛ و خصلتِ جزئی بودنِ این ثبات است که از گشودگیِ[۳۴۵] امرِ اجتماعی[۳۴۶] ناشی می گردد؛ [گشودگی ای] که به نوبۀ خود، از مُحاط گشتنِ بی وقفه و ناکرانمندِ[۳۴۷] میدانِ گفتمانیّتی بر هر گفتمان حاصل می آید’[۳۴۸] (همان، ۱۱۳). از همین روست که لاکلاو و موف هر کردارِ اجتماعی ای را دارای وجهی مفصل بندی ای می دانند. از آن جا که این وجه، وقتۀ درونیِ کلیّتی خود- تعیّن یافته نیست، به سادگی نمی تواند بیان گرِ چیزی از پیش حصول یافته باشد؛ یعنی، نمی تواند به طورِ کامل مشمولِ اصلِ تکرار قرار گیرد، بلکه همواره منوط به برساختگیِ تفاوت ها و افتراقاتِ جدید است. لاکلاو و موف بر این اعتقادند که ‘جامعه’ امکان ناپذیر است، و از همین روست که امرِ اجتماعیْ مفصل بندی است. آنان می گویند آن چه که به عنوانِ ‘ضرورت’ برای امرِ اجتماعی وجود دارد، صرفاً کوششی جزئی در راه محدود ساختنِ ‘امکان’ است. این امر متضمّنِ این معناست که روابطِ میانِ ‘ضرورت’ و ‘امکان’ را نمی توان به مثابۀ روابطِ میانِ دو حوزه ای در نظر گرفت که از یکدیگر مجزّا و تفکیک شده اند، و نسبت به یکدیگر بیرونی به حساب می آیند، زیرا که امرِ امکانی[۳۴۹] تنها در درونِ امرِ ضروری[۳۵۰] است که موجود می باشد. اگر بخواهیم که به بحث در بابِ معنا بپردازیم، باید بگوییم که این حضورِ امرِ امکانی در امرِ ضروریْ خود را به صورت های نمادپردازی[۳۵۱]، استعاره پردازی[۳۵۲] و پارادوکس[۳۵۳]- که خصلتِ ثبات مندِ هر ضرورتی (هر معنایِ تحت اللفظی و دقیقی) را دچارِ دگرگونی کرده، و آن را به زیرِ سؤال می برند- نمایان می سازد. این چنین است که ضرورتْ نه به صورتِ اصلی اساسی، و نه به صورتِ یک بنیاد[۳۵۴]، بلکه به صورتِ کوششی در راه ثبات مند ساختنِ افتراقات و تفاوت های یک سیستمِ رابطه ای است که موجود می باشد. ضرورتِ امرِ اجتماعی، ضرورتی مختص به هویّت های کاملاً رابطه ای است؛ آن چنان که در اصلِ دوسوسوریِ ‘ارزش’ مشاهده نمودیم (همان، ۱۱۳-۱۱۴). حال اگر بخواهیم دوباره به بحث در بابِ مفصل بندی بپردازیم، باید بگوییم که از یک سو، به واسطۀ خصلتِ ناتمام و ناکاملِ هر هویّتِ اجتماعی است که مفصل بندیِ صورت بندی هایِ ‘متفاوتِ’ تاریخی- گفتمانی امکان پذیر می گردد. از سوی دیگر، هویّتِ عملِ مفصل بندی ای، دقیقاً، در میدانِ عامِ گفتمانیّت برساخته می شود. امری که هر گونه ای از ارجاع به سوژه ای استعلایی یا منشأیی را منتفی می گرداند (همان، ۱۱۴). فصل چهارم مدل و روش شناسی تحقیق مدل و روش شناسی تحقیق ۱- ۴- مدل تحقیق مدلِ استفاده شده در این تحقیق، مدل ارائه شده توسط لاکلاو (۲۰۰۰: ۳۰۳) است (شکل ۱). در این مدل، O، نمایانگرِ دیگری(ها)؛ خط افقی نمایانگرِ مرزبندی ای که رژیمِ سلطه گر را از بقیۀ جامعه جدا می کند؛ دایره های ۱D تا ۴D، نمایانگرِ تقاضاها (خواسته هایی) خاص[۳۵۵]؛ شکافِ پایینیِ نیم دایره ها، نشانگرِ خاص بودگیِ[۳۵۶] تقاضاها؛ و نیم دایرۀ بالایی، بیانگرِ معنایِ ضدِّ- نظام آن است، و این همان است که روابطِ هم ارزیِ[۳۵۷] آنان را ممکن می گرداند. نهایتاً، ۱D، که در بالای دایره های هم ارز قرار گرفته است، نمایانگرِ هم ارزیِ[۳۵۸] عمومی است (این، هم بخشی از زنجیرۀ هم ارزی است، و هم در بالای آن قرار دارد). در تحقیقِ حاضر نیز، O، نشانگرِ دیگری(ها) بوده و خط افقی نیز نمایانگرِ مرزِ ضدیّتی می باشد. هم چنین، ۱D، دالِّ برتر، و دایره های هم ارز نیز، ‘وقته’ های مفصل بندیِ گفتمانی می باشند. شکل ۷: مدل تحقیق: دیگری (ها)، مرزِ ضدیّتی، دالِّ برتر و وقته ها O D1 θ = θ = θ = θ = θ = θ … D1 D2 D3 D4 D5 D6 (منبع: لاکلاو، ۲۰۰۰: ۳۰۳) ۲- ۴- روش شناسی تحقیق فرکلاف می گوید که نگرشِ زبان شناسیِ سیستمی- نقشی به متن، هم چنین، اساسِ بالقوه محکمی است هم برای تحلیلِ آن چه در متن است، و هم برای تحلیلِ آن چه در متن نیامده یا حذف شده است. آن چه اغلب مورد توجه تحلیل متنی است، صرفاً آن چیزی است که در متن هست، و کاری به کار آن چه از متن حذف شده، ندارد. تأکید نگرش سیستمی به متن، بر گزینش است، یعنی برگزیدنِ شقوق مختلف از سیستم هایی که شامل پتانسیل های معنایی (و پتانسیل های واژی- دستوری و آوایی) می شود. گزینش هم مستلزم شمول[۳۵۹] است و هم عدمِ شمول[۳۶۰]. فرکلاف در بحث از تحلیلِ بینامتنی، نگرشی را پیشنهاد می کند که به متن به مثابۀ گزینش در سطوح مختلف تحلیل می نگرد، یعنی برگزیدن از میان شقوقِ مختلف چیزی که می توان آن را پتانسیلِ بینامتنیِ یک نظامِ گفتمانی (یعنی، مجموعه های موجودِ ژانرها، گفتمان ها، و روایت ها) نامید. از همین نوع نگرش به متن می توان در مورد مشخص ساختن ‘غیاب’ هم چون حضور در سطوحی دیگر استفاده کرد (قرکلاف، ۱۳۸۹: ۱۵۶-۱۵۷). فرکلاف بر این باور است که تحلیل های بینامتنی نقشِ واسطِ مهمی در به هم پیوستنِ متن و بافتار دارند. تحلیل های بینامتنی مرکز توجه را به عملِ گفتمانیِ تولیدکنندگان و مفسران متن معطوف می کنند که ویژگی های آن به ماهیّتِ عمل اجتماعی- فرهنگی بستگی دارد، و این ویژگی ها در متن هایی که نسبتاً همگون یا نسبتاً ناهمگون اند، متجلی می شود. در حقیقت، این نگرشِ سه بُعدی به گفتمان و تحلیل گفتمان (تحلیلِ بافت، تحلیلِ فرایندِ تولید و تفسیرِ متن، و تحلیلِ متن) به تحکیمِ پیوستگیِ متن و بافت مدد می رساند (همان، ۱۵۸). در خصوصِ تحلیلِ بینامتنی فرکلاف می کوشد تا نشان دهد که کاربردِ آن در تحلیل های زبان شناختی، تمایزِ ‘صورت در برابرِ محتوا’ را از میان بر می دارد. مفاهیمی نظیر ‘چارچوب’، ‘سناریو’، ‘حرکت’، ‘استراتژی’، و ‘استدلال’ را می توان بدون تحلیلِ متنی در تحلیل گفتمان به کار گرفت، اما، با به کارگیریِ تحلیل متنی است که هم تحلیل ها بر پایه های محکم تری استوار خواهد شد، و هم به شناخت عمیق تری دست خواهیم یافت. باید توجه داشت که دال (صورت) و مدلول (محتوا) وحدتی دیالکتیکی و ناگزیر، جدا ناشدنی در نشانه می یابند، بنابراین، توجه یک جانبه به مدلول، وجه ذاتاً[۳۶۱] مادّیِ معنا را نادیده می گذارد، و توجه یک جانبه به دال (که بیشتر زبان شناسان گرفتارش هستند)، از معنادار بودنِ ذاتیِ صورت ها غفلت می ورزد (همان، ۱۶۰). البته، خودِ فرکلاف به این امر معترف است که دیدگاهی که در پیش گرفته است هم مشکلات خودش را دارد. مثلاً، شناساییِ ترکیب های ژانرها و گفتمان ها در یک متن مسلماً تفسیری است بسته به تجربه های تحلیل گر، حساسیت ها و توجه وی به نظامِ گفتمانیِ مربوطه و نیز پیش داوری های او در روش ها و تفسیرهایش. مشکلاتی هم در توجیه چنین تحلیل هایی وجود دارد و نادقیقیِ مفاهیمی چون ژانر و گفتمان، و مشکلاتی که گاه بر سر تمیزِ این مفاهیم از یکدیگر پیش می آید و نیاز به قائل شدن به مجموعه ای از تعاریف نسبتاً روشن از گفتمان ها و ژانرها برای استفاده از این تعاریف در تحلیل ها، کار را دشوارتر از آن چه هست می کند. فرکلاف می گوید که تحلیلِ بینامتنیِ پیشنهادیِ او نهایتاً درصددِ ایجادِ پیوند میان متن و بافت است (همان، ۱۶۰-۱۶۱). روشِ به کار گرفته شده در تحقیقِ حاضر، استفاده از نظریه هایِ موجود در زمینۀ تحلیلِ گفتمان است، چرا که این نظریه ها توأمان نقشِ روش را نیز ایفا می نمایند. از این روی ما درصددیم تا با بهره گرفتن از نظریه- روش تحلیلِ گفتمانِ انتقادیِ مدّنظرِ فرکلاف یا تحلیلِ بینامتنی، و نظریه- روشِ گفتمانیِ لاکلاو و موف، عناصرِ مؤکّدۀ زبانی- متنی، دالِّ برتر و ‘وقته’ های مفصل بندی گفتمانی را در گفتمانِ اوباما شناسایی کرده، و بدین طریق، به مقایسۀ سیاست ها و راهبردهایِ او در قبالِ عراق در دوران هایِ نامزدی اش برایِ ریاست جمهوری و ریاست جمهوری اش بپردازیم. فصل پنجم تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایِ باراک اوباما تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایِ باراک اوباما در این فصل، به منظورِ تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایی که اوباما در دورانِ نامزدی اش برایِ پستِ ریاست جمهوری و دورانِ ریاست جمهوری اش در قبالِ عراق و افغانستان در پیش گرفته است، ابتدا از نظریه- روشِ فرکلاف، و سپس از نظریه- روشِ لاکلاو و موف بهره می جوییم.
-
- ۵- تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهایِ اوباما در قبالِ عراق
-
- ۱- ۵- تحلیلِ گفتمانِ سیاست ها و راهبردهای اوباما در قبالِ عراق برمبنایِ نظریه- روشِ فرکلاف
-
- ۱- ۱- ۵- دورانِ نامزدیِ ریاست جمهوری
بخشی از اوّلین مناظرۀ اوباما با سناتور جان مک کین[۳۶۲] که در روزِ بیست و ششمِ ماه سپتامبرِ سالِ ۲۰۰۸ انجام گردیده است، اختصاص به جنگ عراق و مسائلی دارد که دولتِ آمریکا در این کشور با آن ها روبروست. در وهلۀ اوّل، اوباما متوجّه هزینه ای است که دولت آمریکا در عراق هزینه کرده است: ‘ما هم اکنون در حال هزینه کردنِ ماهیانه ۱۰ میلیارد دلار در عراق هستیم. در حالی که اضافه بودجۀ آنان ۷۹ میلیارد دلار است. به نظر من، اگر که ما بخواهیم در امور داخلیِ (کشور خودمان) هم چون خارج از مرزهایمان قدرتمند باشیم، باید این جنگ را به پایان رسانیم’ (اوباما و مک کین، ۲۰۰۸). (۱) در جملۀ فوق، استفاده از قیدِ زمانیِ ‘هم اکنون’، نشانۀ تأکیدِ زبانی و اهمیّتی است که اوباما برای مسئلۀ هزینه هایِ جنگ در عراق قائل است. او با به کار بردنِ حرفِ ربطِ ‘در حالی که’ نیز درصدد است تا برایِ مخاطب، زمینه ای را برای مقایسه فراهم آورده، مجدّداً بر همان مسئلۀ پیشین، یعنی مسئلۀ هزینه هایِ جنگ، تأکید ورزد. اوباما با بهره گرفتن از لفظِ ‘به نظرِ من’، که پیش از جمله ای شرطی ادا شده است، قصد دارد تا نقطۀ افتراق و وجه تمایزِ نظرِ خود را از نظرِ رقیبِ انتخاباتی اش نشان دهد. همان گونه که به خوبی از جملۀ سومِ قطعۀ فوق، یعنی همان جملۀ شرطی، بر می آید، اوباما از تأثیری که جنگِ عراق بر امورِ داخلیِ ایالاتِ متحده دارد، آگاه است. این امر به خصوص از جنبۀ اقتصادیِ آن است؛ امری که می تواند زندگی میلیون ها آمریکایی را تحتِ تأثیر قرار داده و سببِ به وجود آمدنِ مسائلِ اجتماعیِ فراوانی شود. اوباما در این جمله ‘قدرتمند بودنِ’ ایالاتِ متحده در امورِ داخلی اش را منوط به ‘پایان دادن’ به جنگ می داند؛ پایان دادنی که نباید آن را به معنایِ ناتوانیِ دولتِ ایالاتِ متحده دانست. علی رغم این چنین اظهارنظری، اوباما در همین جا دچار ابهام گویی می شود. در این جمله مشخّص نیست که آیا اوباما هم اکنون ایالات متحده را در خارج از مرزهایش قدرتمند می داند یا خیر. به بیانی دیگر، مشخّص نیست که آیا مقصودِ او این است که ایالات متحده صرفاً در امورِ داخلیِ خویش با مسائلی چند دست به گریبان است یا در سیاست های خارجیِ خویش نیز با مسائل و مشکلاتی مواجه می باشد؛ در این جا، هم پیوند بودن یا نبودنِ امورِ داخلی و خارجیِ ایالات متحده با ابهامِ زبانی یا ابهامِ متنی رو به روست. اوباما صراحتاً و مؤکّداً بیان می کند که: ‘ما متوجّه این امر نیستیم که داریم در زمانی ماهانه ۱۰ میلیارد دلار را در جنگ هزینه می نماییم… که در داخل کشور خودمان با رنج و محنت فراوانی مواجه ایم’ (همان). (۲) ‘[ما در زمانی در حال هزینه کردن بودجه مان در جنگ هستیم که مجبوریم] تا برای تأمین برخی از کارکردهایِ اساسیِ حکومت مان، از خارج وام بگیریم’ (همان). (۳) در دو جملۀ فوق الذکر، اوباما با استعمالِ ضمیرِ ‘ما’ و صورت هایِ اوّل شخصِ جمعِ افعالِ ‘متوجّه نبودن’، ‘داشتن’، ‘هزینه نمودن’، ‘مواجه بودن’، ‘مجبور بودن’ و ‘وام گرفتن’، در حقیقت، سناتور مک کین، دولت جورج بوش و حزب جمهوری خواه را خطاب قرار می دهد. همان گونه که می بینیم، افعال و الفاظِ به کار گرفته شده در این دو جمله همگی دارای وجهی سلبی هستند. استفاده از فعلِ ‘متوجّه نیستیم’ در جملۀ اوّل، و بلافاصله سخن راندن از هزینه های جنگ، و پس از آن به میان آوردنِ بحثِ رنج ها و محنت هایی که آمریکاییان با آنان دست به گریبان هستند، آن هم با بهره گرفتن از صفتِ ‘فراوان’، که حالتی تشدیدی را نشان می دهد، همگی مؤیّدِ این سلبیّت بوده، و نشان دهندۀ تأکیدِ اوباما بر مسئلۀ هزینه های جنگ و تأثیرپذیریِ اوضاعِ داخلیِ ایالات متحده از این مسئله هستند. در جملۀ دوم، استفاده از صفتِ ‘اساسی’ برایِ ‘کارکردهای حکومت’ خودْ به میزانی زیاد بر بارِ تأکیدیِ جمله افزوده است. اوباما در ادامۀ مناظره اش با مک کین، اصلِ ورود آمریکا به جنگِ عراق را به پرسش می گیرد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰-/۲۳۵
۰/۲۱۵۴
توزیع نرمال است
سابقه حساب جاری
X7
۰-/۴۵۲
۰/۳۱۲۵
توزیع نرمال است
جدول ۴- ۳ .آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای متغیرهای مستقل
 با توجه به جدول ۴-۳، آماره Z کولموگروف اسمیرونوف متغیر مبلغ چک برگشتی مشتریان ۱۶۵/۰ و سطح معناداری(۱۹۵/۰) می باشد که بیشتر از ۰۵/۰ است لذا فرضیه H0 پذیرفته شده و با اطمینان ۹۵% می توان گفت متغیر مستقل مبلغ چک برگشتی مشتریان حقوقی از توزیع نرمال برخوردار است. متغیر ارزش وثیقه بانکی مشتریان دارای آماره Z کولموگروف اسمیرنوف ۱۴۵/۰ و سطح معناداری (۱۹۹/۰) می باشد که بیشتر از ۰۵/۰ است لذا فرضیه H0 پذیرفته شده و با اطمینان ۹۵% می توان گفت متغیر مستقل ارزش وثیقه ملکی مشتریان بانکی نیز از توزیع نرمال برخوردار است. متغیر مبلغ تسهیلات دریافتی مشتریان دارای آماره Z کولموگروف اسمیرونوف ۱۷۹/۰ و سطح معناداری (۱۷۸۲/۰) می باشد که بیشتر از ۰۵/۰ است لذا فرضیه H0 پذیرفته شده و با اطمینان ۹۵% می توان گفت متغیر مستقل مبلغ تسهیلات دریافتی مشتریان نیز از توزیع نرمال برخوردار است. متغیر مستقل گردش بستانکار حساب جاری مشتریان دارای آماره Z کولموگروف اسمیرنوف ۱۸۵/۰ و سطح معناداری (۱۵۷۶/۰) می باشد که بیشتر از ۰۵/۰ است لذا فرضیه H0 پذیرفته شده و با اطمینان ۹۵% می توان گفت متغیرگردش بستانکار حساب جاری مشتریان نیز از توزیع نرمال برخوردار است. متغیر مستقل معدل موجودی حساب جاری مشتریان بر حسب میلیون ریال دارای آماره Z کولموگروف اسمیرنوف ۲۱۶/۰ و سطح معناداری (۱۸۴۵/۰) می باشد که بیشتر از ۰۵/۰ است لذا فرضیه H0 پذیرفته شده و با اطمینان ۹۵% می توان گفت متغیر عملکرد مالی شرکت نیز از توزیع نرمال برخوردار است. متغیر مستقل سابقه اعتباری مشتریان دارای آماره Z کولموگروف اسمیرنوف ۲۳۵/۰- و سطح معناداری (۲۱۵۴/۰) می باشد که بیشتر از ۰۵/۰ است لذا فرضیه H0 پذیرفته شده و با اطمینان ۹۵% می توان گفت متغیرسابقه اعتباری مشتریان نیز از توزیع نرمال برخوردار است. متغیر مستقل سابقه حساب جاری مشتریان دارای آماره Z کولموگروف اسمیرنوف ۴۵۲/۰- و سطح معناداری (۳۱۲۵/۰) می باشد که بیشتر از ۰۵/۰ است لذا فرضیه H0 پذیرفته شده و با اطمینان ۹۵% می توان گفت متغیرسابقه حساب جاری مشتریان نیز از توزیع نرمال برخوردار است. تبعیت متغیرهای مستقل و تابعی از توزیع نرمال، احتمالا به جهت کاملا تصادفی انتخاب کردن شرکت ها در این تحقیق و بزرگی حجم نمونه تصادفی باشد. ۴-۴-۲- آزمون استقلال خطاها پیش فرض دیگر استفاده از رگرسیون خطی مرکب در اعتبار سنجی مشتریان حقوقی بانک ها در قلمرو تحقیق، استقلال باقی مانده ها یا خطای برآورد انجام شده به واسطه مدل رگرسیونی است. در این راستا با عنایت به تحقیقات مشابه یا مرتبط می توان از آماره دوربین واتسون استفاده کرد که همبستگی سریالی بین باقیمانده (خطا)های رگرسیون را بر مبنای فرض صفر آماری زیر آزمون می کند: H0: بین خطاها خود همبستگی وجود ندارد. H1: بین خطاها خود همبستگی وجود دارد. اگر آماره دوربین-واتسون بین ۵/۱ و ۵/۲ قرار گیرد، فرضیه H0 آزمون (فقدان همبستگی یا استقلال خطاها) پذیرفته میشود و در غیر اینصورت H1 مبنی بر خود همبستگی خطاهای مدل برآوردی را نمی توان رد کرد . بر مبنای محاسبات انجام شده، آماره دوربین واتسن به همراه ضریب تعیین، ضریب تعیین تعدیل شده وخطای استاندارد به شرح جدول ۴-۴ است: جدول۴-۴ آزمون استقلال خطاها
ضریب تعیین
ضریب تعیین تعدیل شده
خطای استاندارد
آماره دوربین واتسن
۰۶۸/۰
۰۵۲/۰
۱۹۲۱/۰
۸۵۴۲/۱
با توجه به جدول مزبور مقدار آماره دوربین- واتسون برای مدل رگرسیونی تحقیق حاضر برابر با ۸۵۴۲/۱ که در فاصله ۵/۱ و ۵/۲ قرار دارد است. بنابراین فرض H0 مبنی بر فقدان خود همبستگی بین خطاها پذیرفته شده و می توان بر این مبنا از رگرسیون خطی مرکب استفاده نمود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
HpSO3
Hydrogenthiophosphate
TsO-
TsO
Toluenesulfonate
CH3OSO3-
MeSO4
Methylsulfate
C2H5OSO3-
EtSO4
Ethylsulfate
n-C8H17OSO3-
OctSO4
Octylsulfate
(HO)2PO2-
H2PO4
Dihydrogenphosphate
(CH3O)2PO2-
Me2PO4
Dimethyl phosphate
C2H5O(CH2)2OSO13-
EtOEtSO4
Ethoxyethylsulfate
در بیوترانسفورماسیون غالبا از مخلوط محیط آلی- آبی برای افزایش حلالیت واکنشدهندهها و محصولات آبگریز استفاده می شود. پایداری و فعالیت آنزیمها در مخلوطهای آبی مایعات یونی غالبا براساس اثرات هافمیستر مورد بررسی قرار میگیرد. یک مطالعه اولیه روی آنزیم آلکالین فسفاتاز[۵۲] مربوط به باکتری اشرشیا کلای[۵۳] در مخلوط آبی [EtNH3][NO3] (قدیمیترین مایع یونی (Walden, 1914 )) نشان داد که این مایع یونی در غلظتهای پایین روی آنزیم اثر فعال کننده داشته است و بیشترین اثر گذاری آن (۱۰ درصد افزایش فعالیت) در غلظت ۱/۱ مولار دیده شده است. با افزایش غلظت مایع یونی تا قبل از غلظت ۸۰ درصد فعالیت آنزیم به طور برگشت پذیر کاهش یافت و پس از آن آنزیم به طور برگشت ناپذیری غیر فعال گردید (Magnuson et al., 1984).
 ۲-۲- اثر مایعات یونی مختلف بر فعالیت و پایداری آنزیم در سالهای اخیر در حوزه بیوکاتالیز در مخلوطهای مایع یونی- آب کارهای زیادی در رابطه با طیف وسیعی از آنزیمها و مایعات یونی انجام شده است. به تازگی آنیونهای α-آمینواسیدها در مایعات یونی مورد استفاده قرار گرفتهاند. این آنیونها کاسموتروپ هستند (Zhao, 2006). مایعات یونی تشکیل شده از α-آمینواسیدهای D و L و ω- آمینوکربوکسیلاتها[۵۴] و کاتیون [C2MIM] در غلظت ۵/۰ مولار اثر بسیار کمی بر فعالیت آنزیم سوبتیلیسین[۵۵] داشتند. در حالی که [C2MIM][D-GluO] در غلظت ۱ مولار سرعت واکنش را بیش از ۶۰ درصد کاهش داد و [C2MIM][L-GluO] باعث کاهش ۸۰ درصدی سرعت شد (Zhao, 2006). مایع یونی [C4MIM][Cl] در غلظتهای کمتر از ۲۰ درصد اثر کمی بر آنزیم پراکسیداز ترب سیاه[۵۶] (HRP) گذاشت در حالیکه در غلظتهای ۲۵ و ۳۰ درصد کاهش شدید فعالیت و پایداری دمایی آنزیم را نشان داد (Machado and Saraiva, 2005). آنیون نیترات یک آنیون بی ضرر و بی اثر است با این وجود مایعات یونی حاوی این آنیون زیاد مورد مطالعه قرار نگرفتهاند. از معدود مطالعات انجام شده در این زمینه میتوان پژوهشی روی آنزیم پاپائین[۵۷] را نام برد که در حضور ۱۵ درصد [C4MIM][NO3] 50 درصد از فعالیت خود را حفظ کرد. در گزارشی توسط کفتزیک و همکاران دو آنزیم [۵۸]CbFDH و β-گالاکتوزیداز[۵۹] مربوط به باسیلوس سیرکولانس[۶۰] در حضور ۲۵ درصد [PrNH3][NO3][61] کاملا غیرفعال شدند (Kaftzik et al., 2002). دلیل این غیرفعال شدن را اسیدی شدن pH احتمال دادند. مایعات یونی حاوی یون [BF4] بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. این آنیون به شدت کائوتروپ است و نسبت به آنیونهایی که قبل از این گفته شد قدرت کمتری در تشکیل پیوند هیدروژنی دارد. اثر [C4MIM][BF4] بر فعالیت HRP توسط ماکادو و همکاران مورد بررسی قرار گرفت. در غلظتهای کمتر از ۲۰ درصد [C4MIM][BF4] کمترین کاهش فعالیت دیده شد و در غلظت ۲۵ درصد آن ۳۰ درصد کاهش فعالیت دیده شد. ماکادو و همکاران همچنین تغییرات پایداری دمایی HRP را در [C4MIM][BF4] بررسی کردند. در غلظت ۱۰ درصدی مایع یونی، آنزیم HRP با تأخیر بیشتری نسبت به محیط آبی در اثر دمادهی غیرفعال شد. در حالی که در غلظت ۲۵ درصد مایع یونی، پایداری آنزیم به شدت کاهش یافت (Machado and Saraiva, 2005). اولین بیوترانسفورماسیون موفق در یک محیط مایع یونی حاوی ۵ درصد آب مربوط به یک مایع یون آبگریز بود. ترمولایزین[۶۲]، یک آنزیم بسیار پایدار، واکنش سنتز Z- آسپارتام[۶۳] را در محیط [C4MIM][BF4] اشباع از بافر کاتالیز کرد؛ سرعت واکنش در این حالت نسبت به سرعت واکنش در محیط اتیل استات ۴۰ درصد بود (Erbeldinger et al., 2000). لیپازها به عنوان آنزیم های مقاوم به حلالهای آلی مسلما اولین گزینه انتخابی برای انجام بیوکاتالیز در مایعات یونی بودند. در حقیقت لیپازهای میکروبی پایدار مانند CALB (Madeira Lau et al., 2000 , Schofer et al., 2001) و لیپاز سودوموناس کاپاسیا[۶۴] (PCL) (Park and Kazlauskas. 2001, Nara et al., 2002) در مایعات یونی از خانواده ۱- آلکیل ۳- متیل ایمیدازولیوم[۶۵] و ۱- آلکیل پیریدینیوم[۶۶]، در ترکیب با آنیونهای BF4- [۶۷]، PF6-[68]، TfO- [۶۹]و NTf2- [۷۰] دارای فعالیت کاتالیتیک هستند. نتایج اولیه در این قبیل کارها معمولا تکرارپذیر نبود و این به دلیل حضور ناخالصی باقی مانده طی فرایند تهیه مایعات یونی بود. لیپازها واکنشهای ترانساستریفیکاسیون را در این مایعات یونی با بازده قابل مقایسه با واکنشهای انجام شده در ترت- بوتیل الکل[۷۱] (Madeira Lau et al., 2000)، دیاکسان[۷۲] (Nara et al., 2002)، یا تولوئن[۷۳] (Park and Kazlauskas 2001) را کاتالیز کردند. لیپاز A کاندیدا آنتراکتیکا (CALA) به عنوان یک استثناء در محیط مایعات یونی [C4MPy][BF4] [۷۴] و [C4MIM][NTf2] 10 برابر فعالتر از محیط دیایزوپروپیلاتر[۷۵] (DIPE) (Schofer et al., 2001) بود. مایعات یونی خارج از خانوادههای ۱- آلکیل ۳- متیل ایمیدازولیوم و ۱- آلکیل پیریدینیوم به ندرت در فرایند بیوکاتالیز مورد استفاده قرار گرفتهاند. لیپازهای مختلفی برای انجام بیوکاتالیز در مایعات یونی مورد بررسی قرار گرفته اند که از این میان میتوان آنزیم های لیپاز CALB (Lozano et al., 2003)،PCL (Itoh et al., 2003)، [۷۶]ASL (Schofer et al., 2001)، CALA، RML[77] و TLL[78] (Schofer et al., 2001) را نام برد. برای مثال دو آنزیم RML و TLL فعالیت خود را در مایع یونی [C4MIM][NTf2] حفظ کردند در حالی که در دو مایع یونی [C4MIM][PF6] و [C4MIM][BF4] غیرفعال شدند (Schofer et al., 2001). لیپاز CRL[79] به طور معمول در محیطهای بدون آب فعالیت کمی دارد. بر اساس مطالعات انجام شده در رابطه با کاتالیز واکنشهای مختلف، این آنزیم در مایعات یونی [C4MIM][PF6] و [C4MIM][BF4] فعالیت خود را حفظ می کند (Schofer et al., 2001, Kaar et al., 2003). CRL در [C4MIM][PF6] بهترین فعالیت خود را در حضور حداکثر ۴/۰ مولار آب (یا ۵/۰=aw براساس سایر گزارشات (Ulbert et al., 2004) نشان میدهد. همچنین گزارش شده است که CRL واکنش استریفیکاسیون را در محیط بدون آب [C4MIM][PF6] بهتر از محیط ایزواکتان[۸۰] کاتالیز می کند (Yu et al., 2005). توانایی لیپاز در تحمل مایعات یونی به صورت بیآب یک توانایی عمومی نیست. آنزیم CALB (Schofer et al., 2001, Kaar et al., 2003)و CRL (Kaar et al., 2003) در طیف وسیعی از مایعات یونی امتزاجپذیر با آب، حاوی آنیونهای [MeSO4] (Schofer et al., 2001)، [NO3] (Kaar et al., 2003)، [AcO] یا [lactate] (Sheldon et al., 2002) غیرفعال است. نکته قابل توجه این است که لیپاز در چنین محیطهایی حل می شود زیرا حل شدن پروتئین مستلزم شکسته شدن برهمکنشهای پروتئین- پروتئین و تشکیل اینترکشنهای قویتر با محیط است. آب نیز چنین عملکردی دارد اما حلالهای آلی مانند N،N- دیمتیل فرمامید و دیمتیل سولفوکسید که آنزیمها را در خود حل می کنند، و در ضمن، گروه های سطح پروتئین را کوئوردینه می کنند، عوامل دناتوره کننده قوی محسوب میشوند. ۲-۳- بررسی ساختار آنزیمها در مایعات یونی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
داشتن هوش و استعداد را عامل پیشرفت در تحصیل علم و کسب دانش می دانند ولی این تعریف کامل و جامع نیست، زیرا گذشته از این واقعیت که عدم موففقیت تحصیلی و علمی افراد پرهوش بیشماری، این مدعی را باطل می کند، علاوه بر هوش که اصل لازم برای پیشرفت تحصیلی است عوامل دیگری نیز در تحصیل علم ودانش دخالت دارند مانند عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی – فرهنگی و وضع بدنی و جسمی و …
 روانشناسان انگیزه پیشرفت وموفقیت را جزء انگیزه های اکتسابی آدمی دانسته اند، بیش از سایرین مفهوم انگیزه پیشرفت را مورد بررسی قرار داده اند. از نظر آنها انگیزش پیشرفت زمانی مطرح می شود که شخص درفعالیت خود معیار ممتازی را الگو قرار دهد و در پی موفقیت باشد. تحقیقات نشان می دهد که هر چه شدت انگیزش پیشرفت بیشتر باشد به همان اندازه موفقیت فرد افزایش خواهد یافت. همچنین انگیزه پیشرفت به عنوان یکی از پیش نیازهای اساسی یادگیری درنظر گرفته می شود انگیزش پیشرفت تأثیر فراوانی بر عملکرد افراد دارد. به اعتقاد بسیاری از روانشناسان و مربیان همانند یکی از عوامل پیشرفت در کلاس درس عامل انگیزش است و اغلب مربیان به احتمال قوی با نظر بیوگلسکی موافقند که انگیزش عامل اساسی پیشرفت تحصیلی می باشد (آستین,۱۹۹۹). انگیزش پیشرفت بر پایه دستیابی به موفقیت و برآورده ساختن آرزوهایمان در زندگی استوار می باشد و انگیزش پیشرفت باعث تاثیر گذاری بر شیوه اجرای یک تکلیف و نشان دادن تمایلات و رفتار طبیعی ما را در محیطهای گوناگون تحت تاثیر قرار می دهند. بسیاری از اهداف ما بر پایه مشوق ها استوار است و دامنه آن می تواند از گرسنگی تا نیاز به عشق و روابط جنسی در نوسان باشد. دامنه انگیزش پیشرفت می تواند از نیازهای بیولوژیکی تا ارضای تمایلات خلاق و دستیابی به موفقیت در رقابت های مخاطره آمیز تغییر یابد (کریمی,۱۳۸۰). بطور کلی افراد دارای انگیزه پیشرفت احساس می کنند که بر زندگی شان تسلط دارند و از آن لذت می برند آنها سعی می کنند عملکرد خود را بهبود ببخشندو ترجیح می دهند کارهایی را انجام دهند که چالش برانگیز باشد و به کارهایی دست زنند که ارزیابی پیشرفت آنها امکان پذیر باشد. پنج هدف خاص حاصل از انگیزش پیشرفت را به شرح زیر می توان برشمرد: - بررسی و تعیین عوامل موثر بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان. - توصیف و تبیین عوامل اقتصادی موثر بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان -توصیف و تبیین عوامل فرهنگی ـ اجتماعی موثر بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان. -توصیف و تبیین عوامل آموزشی موثر بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان. -توصیف و تبیین عوامل روانشناسی موثر بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان. یکی از مواردی که همیشه توجه متخصصان را به خود جلب نموده است اختلاف بین دانش آموزان است که باهوش و استعداد یکسان برای یادگیری از پیشرفت تحصیلی متفاوتی برخوردارند و این خود زمینه توجه به انگیزه ی پیشرفت را قوّت می بخشد. کارآمد بودن یک فرد و بالابودن سلامت جسمانی و روانی او از اهمّ اهداف یک جامعه می باشد. مطالعات حاکی از این است که انگیزه ی پیشرفت به عنوان یک انگیزه اجتماعی تأثیر به سزایی در رشد اجتماعی دارد و به عبارت دیگر افزایش رشد اقتصادی نتیجه ی افزایش نیاز به پیشرفت است (فرایبرک,۲۰۰۵). توجه به نقش حیاتی انگیزش پیشرفت درفراینده یادگیری و پیشرفت دانش آموزان لازم است تاحد امکان شرایط بهینه اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و روانی جهت افزایش این انگیزه، تقلیل عوامل کاهنده آن، وهدایت این انگیزه، فراهم گردد تا بتوان جامعه ای پویا و شاد را پرورش داده و از رقابت ها و استعدادهای افراد به نحو شایسته در خدمت هدف های جامعه مسئولیت پذیر و مدنی بهره جست. مک کللند معتقد است جوامعی که افراد آن فاقد انگیزه باشند، حتی با وجود امکانات عالی و شرایط مساعد طبیعی کمتر شانس توسعه و ترقی خواهند یافت. همچنین مک کللند با بررسی های بسیار دقیق متوجه شد که وضع اقلیمی یک منطقه نمی تواند عامل مهمی در توسعه اقتصادی باشد وی سرانجام به این نتیجه رسید که رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یک جامعه به انگیزه پیشرفت افراد بستگی دارد او معتقد است که در کشورهایی که والدین انگیزه پیشرفت را در دانش آموزان خود پرورش داده اند در بزرگسالی این دانش آموزان افراد توسعه جویی می شوند و به رشد اقتصادی خود کمک کرده اند. به نظر می رسد که بسیاری از دانش آموزان به دلیل داشتن افکار بدبینانه و منفی نسبت به مسائل اقتصادی و اجتماعی، نسبت به آینده خودشان ناامید هستند و خطر ابتلا به مسائل روانی مانند افسردگی بیش از پیش سلامت آن ها را تهدید می کند. جمعیت قابل توجهی از دانش آموزان نسبت به مشکلاتشان نگاه مبالغه آمیز و آشفته کننده دارند و خودشان را به عنوان فردی که هیچ کنترلی بر محیط و یا بر رفتارهای مخرب خود ندارند می پندارند. لذا برای اینکه دانش آموزان از روحیه مثبت نگرانه درباره خود و دیگران و دنیا برخوردار شوند و خود را مفید و اثر بخش دانسته و بتوانند زندگی خود را با اندیشه ای روشن، دیدی واقع بینانه تر و با اطمینان سپری کنند، نیاز به مداخله و آموزش برای آنان بیش از هر زمان دیگری احساس می شود تا آن ها به امید و انگیزه بیشتری به تحصیل بپردازند، نکات گفته شده همگی تأکیدی بر ضرورت بررسی این موضوع است. عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی کودک در طی مراحل مختلف رشد همانقدر که نیاز به استقلال فکری و عملی دارد، به همان میزان هم به کمک والدین نیاز دارد. این نیاز با شروع دوران تحصیل محسوس تر می شود. اینجاست که اولیاء باید با علم و اطلاع و کاملاً آگاهانه به یاری کودکان خود بشتابند اما این مشارکت نباید به گونه ای باشد که طفل ضعیف و متکی به دیگران بار بیاید. به وجود آوردن اتکاءبه نفس در کودک و ایجاد حس مسئولیت در او بهترین راه موفقیت آنان است و کمک های اولیاء در یاددادن مطالب درسی باید چنان باشد که کودک فکر کند این خود اوست که مشکلاتش را از پیش پایش بر می دارد. باید دانست که کودکان هم از داشتن استقلال احساس غرور می کنند. توجه به مراحل زیر می تواند عامل موثری در پیشرفت تحصیلی کودکان باشد. صاحب نظران روانشناسی و علوم تربیتی یکی از مهمترین نهادهای موثر در تربیت رفتار آدمی را سازمان خانواده می دانند؛ زیرا محیط خانواده اولین و با دوام ترین عامل در تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان و زمینه ساز رشد جسمانی، اخلاقی، عقلانی و عاطفی آنان است پدر و مادری که در تعلیم و تربیت، سواد، حسن رفتار اجتماعی یا هر نوع رفتار اجتماعی بی تفاوت باشند، مسلما در پیشرفت تحصیلی فرزند خود تاثیر منفی خواهند گذاشت. نمونه بودن والدین یعنی آنچه که واقعا هستند نه آنچه که تصور می کنند بیش از هر چیز دیکری در کودکان موثر است (سرمد،۱۳۷۳). ناکافی بودن امکانات داخل خانه: فراهم کردن امکاناتی از قبیل میز و صندلی و اتاق مخصوص برای خانواده هایی که در یک اتاق زندگی می کنند بسی دشوار است برخی از دانش آموزان جای مناسبی برای درس خواندن در خانه ندارند و مجبور می شوند برای پیدا کردن مکانی آرام و بی سروصدا برای مطالعه به کتابخانه یا مدرسه بروند بیرون رفتن دانش آموزان از خانه به هر سنی که باشد ممکن است مشکلاتی را برای آنان و خانواده هایشان بوجود آورد. برخی از دانش آموزان عادت دارند شب ها مطالعه کنند. شلوغ بودن خانه و نداشتن امکانات باعث می شود که آنان نتواند به خوبی از عهده انجام تکالیف خود برآیند و در نتیجه دچار افت تحصیلی شوند. بنابراین فراهم کردن امکانات می تواند در پیشرفت تحصیلی فرد تاثیر بسزایی داشته باشد (مرتضوی زاده،۱۳۷۹). فقر اقتصادی: فقر اقتصادی خانواده توان اولیا را در تامین بهداشت، خوراک و پوشاک، کتب و وسایل کمک آموزشی به صفر می رساند. این چنین مشکلاتی باعث می شود دانش آموزان آمادگی لازم را برای یادگیری و فعالیت کلاسی نداشته باشند و در نتیجه انگیزه و رغبت برای یادگیری را از دست می دهد. می توان گفت که وضعیت اقتصادی و میزان درآمد خانواده نیز می تواند نقش موثری در پیشرفت تحصیلی فرد داشته باشد. چون خانواده هایی که از توان اقتصادی بالایی برخوردارند می توانند وسایل، امکانات و شرایط مناسب تری را جهت رشد فرزندان خود فراهم آورند. امروزه ثابت شده است که غنی سازی محیطی، در جنبه های مختلف رشد از قبیل رشدفیزیکی، رشداجتماعی، رشدشناختی، رشدعاطفی و رشداخلاقی تاثیر مثبتی دارد. به هر حال رفاه اقتصادی اگر چه عامل مهمی در راه رشد پرورش فرد است اما برای ایجاد این رفاه، والدین نباید از جهت های دیگری به کودکان لطمه وارد کنند (خیرّ،۱۳۸۲). اولیاء قرار گیرند: کوچک شمردن معلم و نادان جلوه دادن او در ذهن کودک نسبت به مربی و کتاب ایجاد تردید می کند. کودک مطالب درسی را فقط به این خاطر به ذهن نمی سپارد که در کتاب نوشته شده است، بلکه بیشتر به این جهت آن را قبول دارد که از زبان ساده و شیرین معلمش می شنود در مواردی ممکن است والدین هنگام بازدید کتابچه درس کودک، در جواب پرسشی که توسط معلم داده شده تردید کنند. در چنین مواقعی بهترین راه، مراجعه به مدرسه و مطرح کردن موضوع با معلم است. معلمان از طریق اولیای مدرسه می توانند هر یک از دانش آموزان را بشناسد و با وضعیت روحی و روانی و خانوادگی با آنها رفتار کنند. اگر اولیای مدرسه در ابتدای سال استقبال خوبی از دانش آموزان داشته باشند و حتی المقدور با هدیه کردن یک شاخه گل به هر یک از دانش آموزان نگرش مثبتی در آنان ایجاد کنند، می توانند خوش بینی نسبت به مدرسه و مقدمه علاقمندی به درس و یادگیری و ایجاد پرورش میل و رغبت را در آنان به وجود آوردند. معلم باید در کلاس درس تک تک دانش آموزان را مورد توجه قرار داده و سعی کند همه دانش آموزان را بشناسد. او می تواند در تدریس از روش های متنوعی استفاده کند و با اولیای دانش آموزان و خود آنان برخوردی محبت آمیز و مثبت داشته باشد و در کارهای کلاس شاگردان را به پیشرفت و به دست آوردن اطلاعات جدید تشویق کند. معلمان به جای اینکه از دانش آموزان بپرسند چرا درس نمی خوانند، باید به دنبال ریشه ها و علل درس نخواندن آنها باشند و پس از پیدا کردن علل، راه حل مناسب را ارائه دهند. معلم باید در کلاس درس، مدیری توانمند و روانشناسی آگاه باشد و متناسب با رفتار دانش آموز از روش های مختلف تدریس وتغییر رفتار استفاده کند (مرتضوی زاده،۱۳۷۹). روش تدریس یک معلم موثر باید گنجینه ای از الگوها و روش های تدریس مختلف داشته باشد تا به هنگام ضرورت و بر حسب نوع درس و شرایط تدریس یک یا برخی از آنها را به کار گیرد (کومز، ترجمه فروش زاده، ۱۳۷۰) و با بهره گیری از الگوهای فعال تدریس موجبات کسب مهارتها را فراهم آورده و لوازم زندگی را در دانش آموزان. این شهروندان آینده دهکده جهانی به وجود آورند. عوامل موثر در تدریس معلم در تدریس با متغیرهای مختلفی سروکار دارد. معلم سعی می کند با دستکاری و کنترل متغیرهای مختلف وضعیتی به وجود آورد که یادگیری حاصل شود. برخی از عوامل مهم و موثر در تدریس شامل موارد زیر است: الف: ویژگیهای شخصیتی وعلمی معلم ما بیشتر به تحلیل نوع نگرش و روابط معلم نسبت به شاگردان می پردازیم و آنان را به دو گروه شاگرد نگر و درس نگر تقسیم می کنیم. ۱- معلمان شاگرد نگر: این گروه از معلمان شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار می دهند و آنان را محور اصلی فعالیت های آموزشی می دانند. این گروه به طور کلی، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. معلمان شاگردنگر اگر اطلاعات و دانش زیاد هم داشته باشند انتقال همه آن را به شاگردان چندان مهم نمی دانند، بلکه بیشتر فعالیت خود را بر عمل آموزش و پرورش شاگرد متمرکز می کنند. این ها از میان علوم بیشتر به جنبه علوم انسانی مخصوصا روان شناسی توجه دارند. معلمان درس نگر: بیشتر به درس اهمیت می دهند تا پرورش شاگردان. گروه درس نگر به شاگردان و تفاوت های فردی آنان توجهی ندارد به اعتقاد افراد این گروه حقایق علمی، شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده می سازد و به همین دلیل کسب دانش در درجه اول اهمیت دارد این معلمان به علوم و فنون رغبت دارند. ب: ویژگیهای شاگردان و تاثیر آن در فرایند درسی فرایند رشد شاگرد، علایق، میزان انگیزش، بلوغ، عاطفه، سوابق اجتماعی و تجارب گذشته شاگردان، عواملی است که بر روش کار معلم در کلاس درس اثر می گذارد. ساخت ذهنی، هوش و تجربه های علمی شاگرد، مسئله ای است که در روش تدریس باید به آن توجه شود. برنامه درسی باید انواع و تعداد تکالیف درسی را بر اساس مراحل رشد ذهنی و توانایی مختلف شاگرد پی ریزی نماید. ج: تاثیر برنامه و ساخت نظام آموزشی در فرایند تدریس ساخت نظام آموزش یک جامعه اعم از نگرش ها و باورها، برنامه ها و آیین ها می تواند روش تدریس معلم را تحت تاثیر قرار دهد. در بررسی ساختار نظام آموزشی از نظر برنامه و چگونگی اجرا دو نظام کاملا متمایز به چشم می خورد. برنامه متکی براصالت مواد درسی. برنامه متکی بر رشد همه جانبه شاگرد. روش تدریس سنتی ارائه مفاهیم به صورت تدریس شفاهی یا کتبی از طرف معلم و تکرار، حفظ کردن و پس دادن آن توسط شاگردان (شعبانی،۱۳۷۲). حال چون روش تدریس ساخت گرایی یکی از روش هایی است که در طی انجام مراحل آن فراگیر فعالانه درگیر چالش های ذهنی است که در ابتدا از طرف معلم و سپس خود و همسالانش بوجود آورده اند می باشد و سعی دارند مطالب را با همکاری هم گروه هایش یاد بگیرند و فعالیت در این روش بیشتر از طرف فراگیران صورت می گیرد و فقط نقشی هدایت کننده را دارد. این روش یکی از روش های فعال تدریس به شمار می آید. در ادامه به بیان روش تدریس فعال، مقایسه آن با روش سنتی و نهایتاً روش ساخت گرایی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. روش تدریس فعال به طور کلی روش تدریس فعال را می توان به این شکل بیان نمود که: روشی که دانش آموز در آن شنونده صرف نیست و می تواند در جریان یادگیری و تدریس مشارکت نماید، ابراز عقیده و نظر نماید، وآزادانه بدون نگرانی با سایرین وارد بحث شود (صفوی،۱۳۷۸). مقایسه روش سنتی و فعال امروزه آموزش و پرورش سازمانی است که خطیرترین نقش را در جامعه ایفا می نماید، ازطرفی هنجارها و ایده آل های جامعه را به نسل جدید انتقال می دهد و از طرفی دیگر در تلاش است تا متناسب با زمان و همگام با پیشرفت تکنولوژی به آموزش و پرورش افراد جامعه و حل مسائل اقدام نماید. در این فرایند، تمام نهادهای جامعه نقش دارند، ولی نقش اساسی را آموزش و پرورش بر عهده دارد. مهمترین مولفه در آموزش و پرورش «فرایند یاددهی و یاد گیری» می باشد (مهر محمدی،۱۳۷۴). بلاک و همکارانش (۱۹۶۶) در تحقیقی «مبادله کلامی بین معلم و دانش آموز» را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که به طور متوسط کمی بیش از نسبت ۳ به ۱ به نفع معلم بوده است. این نسبت در تمام دروس تقریبا ثابت و محتوای کلام معلم بیشتر در توضیح و ارائه مطالب ومباحث بود. در گذشته تدریس را انتقال معلومات می دانستند: ولی امروزه همه صاحب نظران با مفهوم سنتی تدریس یعنی انتقال دانش ومعلومات مخالف هستند. امروزه معلم باید دانش آموزان را با مطالب یادگرفتنی درگیر نماید و راه وروش دانستن را به آنها بیاموزد نه این که تنها به انتقال اطلاعات و معلومات وحقایق اکتفا نماید. (نصر اصفهانی و همکاران،۱۳۷۱). پیاژه[۴] (۱۳۶۹) معتقد است وقتی دانش آموز فعال نباشد به صرف شنیدن سخن دیگران یاد نمی گیرد. بلوم[۵] (۱۳۶۳) نیز معتقد است که یادگیری ضمن رفتار فعال دانش آموز رخ می دهد؛ آنچه که دانش آموز انجام میدهد سبب یادگیری می شود، نه آنچه که معلم انجام می دهد. همچنین دیویی[۶] می گوید: هسته اصلی جریان تدریس ترتیب شرایط و محیطی است که دانش آموز بتواند در آن به تعامل بپردازد (به نقل جویس و همکاران، ۱۳۷۸). برونر معتقد است آنچه امروزه در کلاس های درس آموزش داده می شود، مطالب بی معنی و مفاهیم مفصل است و یادگیرنده به طور منفعل و طوطی وار آن ها را یاد می گیرد و حفظ می کند؛ به این ترتیب یادگیری فعالیتی بی هدف، کسالت آورد و بدون استفاده می شود (به نقل از کدیور، ۱۳۷۹). یوزک بونام[۷] (۲۰۰۹) اظهار می دارد که روش و میزان کنش و واکنش بین معلم و دانش آموزان، مواد درس و محیط یادگیری، میزان یادگیری را در کلاس های درسی مشخص می نماید؛ بنابراین، اگر شرایط یادگیری فراهم شود، دانش آموزان خود به یادگیری خواهند پرداخت (به نقل از شعبانی، ۱۳۷۷). ۱- در روش سنتی محور اصلی در کلاس معلم بود، ولی در روش خلاق دانش آموزان محور اصلی هستند و با ابهامات دست و پنجه نرم می کنند. ۲- در روش سنتی دانش آموزان به سؤال ها پاسخ کلیشه ای می دادند حتی پاسخ ها از طریق معلم به آنها داده می شد، ولی در روش خلاق دانش آموزان نظریات متعددی دارند (واگرا) ولی به نتیجه ای مشخص و مطلوب می رسند (همگرا). ۳- در روش سنتی قدرت حافظه برای یادگیری مهم بود و فقط محفوظات در نظر گرفته می شد، ولی در روش خلاق حل مسأله محور یادگیری است. ۴- دانش آموزان در روش های خلاق حتی می توانند با کشیدن نقاشی یا کاردستی و یا اجرای نمایش به نتیجه مطلوب برسند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ترفیع – تنزیل دریافت – عدم دریافت باقی ماندن – جدا شدن نمودار ۲-۵ نظریه اول ۲-۲-۱۳ روش های ارزیابی عملکرد شغلی روانشناسان صنعتی – سازمانی با طراحی و به کارگیری روش های ارزیابی عملکرد شغلی کارکنان، نقش مهمی را در افزایش بهره وری سازمان ها به عهده دارند. تاکنون روش های گوناگونی برای ارزیابی عملکرد شغلی کارکنان مورد استفاده قرار گرفته و هدف از به کارگیری روشها نیز سنجش دقیق نحوه عملکرد افراد بوده است. مهمترین نظامهای به کار گرفته شده در ارزیابی عملکرد شغلی عبارتند از : مقیاس های درجه بندی نگاره ای، روش های مقایسه کارکنان و نیز مقایسه ها و فهرستهای رفتاری. هر چند هزینه طراحی و اجرای این مقیاسها نسبت به هزینه های مصرفی دیگر در سازمانها ناچیز است، اما بدون آماده سازی مدیران و آشنا ساختن آنان با شیوه های علمی به کارگیری مقیاسهای ارزیابی شغلی و نیز بدون شرکت دادن آنان در دوره های آموزشی مصاحبه ارزیابی (ساعتچی، ۱۳۸۶: ۲۳۳- ۱۹۵ )، نمی توان انتظار داشت در نهایت، فرایند ارزیابی عملکرد شغلی کارکنان، موجب افزایش بهره وری سازمان گردد. بنابراین، لازم است مدیران سازمان را در کارگاه های ارزیابی جامع عملکرد شغلی کارکنان شرکت داد و هزینه های لازم برای تشکیل چنین کارگاه های آموزشی را نیز پیش بینی کرد.
 ۲-۲-۱۴ بهترین روش ارزشیابی کدام است ؟ تحقیقات متعددی در زمینه روش ها ی ارزیابی صورت گرفته است ، اما هیچیک بر روشی خاص تاکید نکرده و بر این ضرورت تاکید می کنند که نخست باید هدف ها و انتظارات سازمان از ارزیابی عملکرد مشخص شود و بر اساس آن، روش مناسب انتخاب گردد . گرچه اکثرمحققان و مدیران منابع انسانی، معتقدند معمولا روش های جامع تر و زمانبر،ا طلاعات مناسبتری در اختیار ما قرار می دهند، اما مسئله مهم این است که با بهره گرفتن از ))تجزیه و تحلیل هزینه منفعت (( روشی متناسب با وضعیت سازمان انتخاب شوداز آنجا که تعیین نتیجه کار افراد، امری دشوار است و در عین حال می بایست توانایی های بالقوه آنها نیز در نظر گرفته شود، بهتر است تلفیقی از مشخصه های فردی، رفتاری و عملکردی در چارچوب ترکیبی از روش های ارزشیابی مورداستفاده قرار گیرد، که تا حدی کمبود استانداردها و معیارهای کار را جبران نماید (زنجانی و همکاران ، ۵۲:۱۳۹۰).ارزشیابی کارکنان فرایندها و روش های فراوانی دارد که به کارگیری آنها وقت کافی و توجه به اهداف سازمان و هماهنگی امور را می طلبد. برای اینکه بهترین را بیابیم باید به این پرسش پاسخ داد که با ارزیابی ما می خواهیم چه هدفی را کسب نمائیم ؟ چه را اندازه گیری نمائیم ؟ چگونه اعتماد به اعتبار پاسخ داشته باشیم .پاسخ به این پرسش ها به سادگی میسر نبوده ، اما به کارگبری هر یک از روشها باید به هدف و انتظارات سازمان از ارزشیابی عملکرد حاصل آید (سید جوادین ،۱۳۸۴: ۵۳۶). به کارگیری این روش های ارزیابی را می توان بر مبنای معیارهای زیر انجام داد : ۱)ترتیبی باشد : کارکنان را جهت انجام کار بهتر برانگیزاند ، بازخور ممکن را فراهم سازد و کمک به برنامه ریزی نیروی انسانی نماید و تسهیل در وضعیت پیشرفت خدمتی ایجاد کند. ۲)تقویمی باشد : تصمیمات مربوط به ارتقا ، اخراج ، تعلیق . ۳)پرداخت و انتقال را میسر سازد و در نهایت امکان مقایسه بین کارکنان و بخشها را ممکن سازد . ۴)اقتصادی باشد : هزینه تهیه ، تدوین و اجرای روش به صرفه باشد . ۵)بری از خطا : از خطاهای هاله ای ، اعمال تمایل و گرایش به حد وسط دور باوده و دارای اعتبار و روایی باشد. ۶)روابط بین افراد : میزان اطلاعات دارای اعتباری که به مصاحبه ارزشیابی کمک می نماید و سرپرستان توان گردآوری آن ها را داشته باشند (سید جوادین ، ۱۳۸۴:صص۵۳۶-۵۳۷). ۲-۲-۱۵-مقیاسهای عملکرد ارزشهای عملکرد نیازمند مقیاسهای عملکرد قابل اطمینان است. شاخصهای مورد استفاده برای ارزشیابی عملکرد کارکنان برای اینکه مفید باشند. باید به اسانی مورد استفاده باشند قابل اطمینان و رفتارهای حساسی که عملکرد را تعیین می کند گزارش کند. مشاهدات مستقیم و غیر مستقیم: مشاهدات می تواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم انجام شوند، مشاهده مستقیم زمانی اتفاق میافتد که ارزشیاب تنها جانشینها را می تواند برای عملکرد واقعی ارزشیابی کند. مشاهدات غیر مستقیم معمولا دارای دقت کمتری هستند بدلیل اینکه آنها جانشین ها یا امور ذهنی هستند. از این رو امور ذهنی به طور دقیق همان عملکرد واقعی نیستند. آنها ممکن است منجر به اشتباهات در ارزشیابی شوند. مقیاسهای ذهنی در مقابل عینی: بعد دیگر مقیاسهای عملکرد، مقیاسهای ذهنی در مقابل مقیاسهای عینی هستند. مقیاسهای عملکرد عینی آن شاخص های عملکرد شخصی هستند که از طریق دیگران قابل اثبات و قابل تائید هستند. معمولا مقیاسهای عینی کمی هستند. مقیاسهای عملکرد ذهنی آن مقیاسهایی هستند که به وسیله دیگران قابل اثبات نیستند. معمولا چنین مقیاسهایی عقاید شخصی ارزشیابان هستند. در شکل زیر میزان دقت صحت مقیاسهای عینی و ذهنی بیان شده است . همانطور که جدول نشان می دهد، مقیاسهای ذهنی از نظر دقت در سطح پایین تری قرار دارند خصوصا زمانیکه مقیاسهای ذهنی غیر مستقیم هستند دقت و صحت حتی پایین تر می آید. در شکل زیر میزان و ثبت مقیاسهای عینی و ذهنی بیان شده است .همان طور که جدول نشان می دهد مقیاسهای ذهنی از نظر دفت در سطح پایین تری قرار دارند خصو صاً زمانی که مقیاس های ذهنی غیر مستقیم هستند .دقت و صحت حتی پایین تر می آید . اما مقیا سهای عینی زمانی که مستقیم هستنداز نظر صحت خیلی بالا هستند و حتی وقتی که غیر ستقیم هم باشند باز هم از نظر دقت و صحت بالا هستند. جدول(۱-۲)انواع صحت و دقت مقیا سهای عملکرد
| انواع مقیاس های عملکرد |
درجه نسبی صحت و دقت |
|
| |
مستقیم |
غیر مستقیم |
| عینی |
خلیی بالا |
بالا |
| ذهنی |
پایین |
خیلی پایین |
Willim 8davis, 2011: p; 307-309;
خلاصه تحقیقات انجام شده :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- داود سوری، فقر و سیاستهای کلان اقتصادی ۱۳۶۷-۱۳۷۵، برنامه و بودجه، بهمن و اسفند ۱۳۷۷، ص ۱۸۱٫ ↑ - سعید مدنی، فقر در ایران، بخش دوم، چشمانداز ایران، شماره ۴۰، آذر و آبان ۱۳۸۵، صص ۴۸-۵۲٫ ↑ - نصیر عبادپور، رویکردی بر علل وقوع جنبش دوم خرداد از منظر جامعهشناسی سیاسی، چاپ اول، تهران، شهر دنیا، ۱۳۸۲، ص۲۴۲٫ ↑ - Aliُ Shakoori, The State and Rural Development in Post Revolutionary Iran, US, New York, 2001, p.1. ↑ - محمدجواد زاهدی، مسایل جامعهشناسی اجتماعات روستایی در ایران، مجموعه مقالات انجمن جامعهشناسان، پیشین، ص ۲۳۸ ↑ - رافیک قلیپور، بررسی شاخصهای عمده مهاجرت در ایران طی سالهای ۱۳۶۵تا۱۳۷۵، مجموعه مقالات اقتصاد ایران، طبیبیان، پیشین ↑ - روزنامه همشهری، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۳۷۵، شماره ۱۰۴۹ ص ۳٫ ↑ - علی صادقیتهرانی، ریشهیابی علل غیراقتصادی نابسامانی اقتصادی (در آستانه برنامه سوم)، مجموعه مقالات انجمن جامعهشناسی ایران، پیشین، ص۱۷۵٫ ↑ - همان، ص ۱۷۵٫ ↑ - ناصر آقاعباسی، بررسی نقش بیمه در تولید دامداران استان کرمان، اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال پانزدهم، شماره ۵۹، پاییز۱۳۸۶، ص-۳۴- ۲۹. ↑ - غلامحسین زمانی و حسین محمودی، بخش خصوصی جایگاهی مستعد برای جذب فرهیختگان کشاورزی، خلاصه مقالات نخستین همایش کشاورزی و توسعه ملی، تهران، وزارت کشاورزی، ۱۳۸۲، ص ۴۷٫ ↑
 - حسن طایی، نگاهی به ابعاد و ویژگیهای اشتغال در فعالیت کشاورزی، همان، ص ۴۲. ↑ - وحید محمودی، زمانی تجزیه فقر بر حسب خصوصیات اقتصادی ـ اجتماعی خانوار و مناطق جغرافیایی ایران، پژوهشها و سیاستهای اقتصادی، سال یازدهم، شماره ۲۵، بهار ۱۳۸۲، ص ۲۹٫ ↑ - حسین راغفر و زهرا ابراهیمی، ملاحظاتی در باب فقر روستایی در ایران، جامعه و اقتصاد، شماره ۱۰، زمستان ۱۳۸۵، ص ۱۶۳٫ ↑ - روزنامه هشمهری، چهارشنبه ۷شهریور۱۳۷۵، شماره ۱۰۵۴، ص ۳٫ ↑ - فرشاد مؤمنی، توانمندیهای بخش کشاورزی در مواجهه با بحران ملی بیکاری، خلاصه مقالات نحستین همایش کشاورزی و توسعه ملی، پیشین، ص ۴۰٫ ↑ - عبدالرضا رکنالدینافتخاری، چشمانداز توسعه روستایی در ایران مبانی اندیشهای الزامات و پیش نیازها، جامعه و اقتصاد، شماره ۱۰، زمستان ۱۳۸۵، ص ۱۲۰٫ ↑ - رفعتی، پیشین، ص ۱۸۵٫ ↑ - اسفندیار جهانگرد و بیژن باصری، بررسی و تحلیل ظرفیت اشتغال زایی بخش کشاورزی ایران، اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال پانزدهم، پائیز ۱۳۸۶، ص ۱۳۴٫ ↑ - مانا صنیعی و محمد نوفرستی، اثر دوگانه ارز بر سرمایهگذاری در کشاورزی و صنعت و معدن، پژوهشها و سیاستهای اقتصادی، تهران، سال یازدهم، شماره ۲۸، زمستان ۱۳۸۲، ص ۳۲٫ ↑ - کریم اسلاملویان و عباس، خدادی، تأثیر تنوعسازی صادرات از کالاهای اولیه و کشاورزی به محصولات صنعتی بر روند بلندمدت رابطه مبادله در ایران، پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۳۲، پاییز ۱۳۸۳، ص ۱۹۲٫ ↑ - علیرضا امینی و مجید نهاوندی مسعود صفاریپور، برآورد آمارهای سری زمانی اشتغال و موجودی سرمایه در بخشهای اقتصادی ایران، برنامه و بودجه، سال سوم، شماره ۷و۸ آبان و آذر ۱۳۷۷، ص ۸۷٫ ↑ - علیرضا امینی، برآورد تحلیل تابع تقاضای نیروی کار بخش کشاورزی و پیشبینی آن در طول برنامه سوم توسعه، برنامه بودجه، سال چهارم، شماره ۴و۵، مرداد و شهریور ۱۳۷۸، ص۲۰٫ ↑ - ابراهیم رزاقی، آشنایی با اقتصاد ایران، چاپ اول، تهران نشر نی، ۱۳۷۶، ص ۱۲۳٫ ↑ - باصری جهانگرد، پیشین ص ۱۳۴٫ ↑ - مصطفی وطنخواه، موانع تاریخی توسعهنیافتگی در ایران، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰، ص ۱۲۹٫ ↑ - باصری، پیشین، ص ۱۴۰٫ ↑ - حسینی، پیشین، ص ۴٫ ↑ - محمد سوداگر، رشد روابط سرمایهداری در ایران، تهران، پازند، ۱۳۵۸، ص ۱۳۴٫ ↑ - ابراهیم، رزاقی، ساختار کشاورزی ایران و تنگناهای آن از دیدگاه توسعه دروننزا، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، شماره ۶۶و۶۵، بهمن و اسفند، ۱۳۷۱، ص ۳۰۰٫ ↑ - رزاقی، پیشین، ص ۱۲۳٫ ↑ - یرواند آبراهامیان، سهیلا ترابی فارسانی، تهران، شیرازه، زمستان ۱۳۷۸، ص ۱۰۷٫ ↑ - اصغر شیرازی، ماجرای خودکفایی کشاورزی، گفتگو، شماره ۲۸، تابستان ۱۳۷۹، صص ۱۲۲٫ ↑ - کاووس واضحی، کشاورزی توسعه و دموکراسی در ایران، چشمانداز ایران، بخش نخست، شماره ۴۱، دی و بهمن ۱۳۸۵، ص ۴۸٫ ↑ - گردش میوه و ترهبار زحمت سود: کدام برای چه گروهی، همشهری، دوشنبه ۱۱تیر ۱۳۷۵، شماره ۱۰۰۷، ص ۵٫ ↑ - روزنامه همشهری، سهشنبه، ۱۲ تیر ۱۳۷۵، شماره ۱۰۰۸، ص ۵٫ ↑ - بارفروشان، اتحادیه بارفروشان، شهرداری و مردم تهران، کالبدشکافی یک اختلاف، ۱۶۰۰ نفر یا ۷ میلیون نفر، همشهری، چهارشنبه۱۳ تیر، ۱۳۷۵، شماره ۱۰۰۹، ص ۵٫ ↑ - کاوه احسانی و اعظم خاتم، باب گفتگو، گفتگو، شماره ۴۱، بهمن ۱۳۸۳، صص ۳-۵٫ ↑ - اعظم خاتم، بازار و مرکزیت شهر، گفتگو، شماره ۴۱، بهمن۱۳۸۲، ۱۲۷-۱۴۰٫ ↑ - فتاحی، پیشین، صص۵۰-۵۵٫ ↑ - علی رضا شجاعی زند، صف بندی سیاسی و اجتماعی در ایران، مطالعات راهبردی، سال ششم، شماره دوم، تابستان ۱۳۸۲، ص ۴۲۴٫ ↑ - میدری، اصناف و دولت، پیشین، ص ۸۰ ↑ - همان، ص ۲۹٫ ↑ - شجاعی زند، پیشین، ص ۴۲۵٫ ↑ - عادلخواه، پیشین، صص ۱۸-۲۶٫ ↑ - شادیطلب، پیشین، ص ۴۹٫ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مادر مهربانم که آیین عشق ورزی را به من آموخت و همه شهیدان ایران عزیز، که فاتحان حقیقی قله های عشقند. چکیده مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع، از معروفترین مسائل مطرح در مباحث تحقیق در عملیات و بهینه سازی می باشد. در این مسئله هر پروژه از تعداد ی فعالیت تشکیل شده است به علاوه تعداد منبع با ظرفیتهای محدود وجود دارد. فعالیتها علاوه بر اینکه نسبت به یکدیگر جهت اجرا دارای اولویت هستند، در استفاده از منابع نیز محدودیت دارند. هدف کمینه کردن زمان اتمام پروژه می باشد به نحوی که محدودیت ها تقدمی و منبعی ارضا شدند. برای حل مسئله یک الگوریتم جدید بهینه سازی جامعه نامنظم (ASO) طراحی شده است. پس از انتخاب یک جمعیت اولیه به شکل تصادفی، با انتخاب سیاست حرکتی مبتنی بر مکان فعلی هر عضو یا سیاست حرکتی مبتنی بر مکانهای گذشته شخصی هر عضو یا سیاست حرکتی مبتنی بر مکان سایر اعضای جامعه انسانی یا سیاست حرکتی مبتنی بر قانون ترکیبی به جوابهای جدید می رسیم. برای تنظیم پارامترهای الگوریتم از روش تاگوچی استفاده میکنیم. در ادامه الگوریتم مذکور، پیاده سازی شده و در مورد نمونه های مختلف مسئله،تست و تنظیم گردیده است. پیاده سازی این الگوریتم روی مسایل پایه، کارایی آن را در مقایسه با سایر الگوریتم های موجود نشان می دهد.
 واژگان کلیدی: زمانبندی پروژه، الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم، مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع. فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول: مفاهیم و کلیات زمان بندی پروژه مقدمه ۲ ۱-۱) اجزای زمانبندی پروژه ۵ ۱-۱-۱) فعالیت ها ۷ ۱-۱-۲ )روابط تقدمی ۸ ۱-۱-۳) منابع ۹ ۱-۱-۴) تابع هدف ۱۰ ۱-۱-۵) شکل نمایش ۱۱ ۱-۲) انواع مسائل زمانبندی پروژه با محدودیت منابع ۱۲ ۱-۲-۱) مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع در حالت کلاسیک (RCPSP) 13 ۱-۲-۲) مسئله زمانبندی پروژه با منابع محدود چندحالته (MRCPSP) 14 فصل دوم: مروری بر ادبیات زمانبندی پروژه مقدمه ۱۷ ۲-۱) روش های دقیق ۱۷ ۲-۲) روش های حل ابتکاری ۱۸ ۲-۳) روش حل ابتکاری سازنده ۱۹ ۲-۳-۱) قوانین اولویت ۱۹ ۲-۳-۲) طرح تولید زمانبندی ۲۱ ۲-۴) روش حل ابتکاری بهبود دهنده ۲۴ ۲-۴-۱) انواع طرح های نمایش جواب ۲۶ ۲-۴-۲) انواع عملگرهای همسایگی ۲۶ ۲-۵) الگوریتم های فراابتکاری ۲۷ ۲-۵-۱) الگوریتم ژنتیک ۳۰ ۲-۵-۲ )الگوریتم جستجوی ممنوع ۳۴ ۲-۵-۳) الگوریتم آنیل شبیه سازی شده ۳۶ ۲-۵-۴) الگوریتم دسته پرندگان ۳۸ ۲-۵-۵) الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم ۴۱ فصل سوم: معرفی مسئلهRCPSP و الگوریتم ASO مقدمه ۴۵ ۳-۱) ارائه مدل مفهومی مسئله RCPSP 45 ۳-۲) ارائه و تبیین مدل ریاضی مبتنی به روش برنامه ریزی خطی از پریتسکر برای حل مسئله RCPSP 47 ۳-۳) معرفی الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم ۴۸ ۳-۳-۱) ایده طراحی الگوریتم ۴۸ ۳-۳-۲) تشریح کلی الگوریتم ۵۰ ۳-۳-۳) مفروضات و نکات اولیه الگوریتم ۵۱ ۳-۳-۴) فرایند برنامه ریزی برای حرکت هر عضو جامعه ۵۱ ۳-۳-۵) فلوچارت الگوریتم فراابتکاری ASO 56 ۳-۴) مقایسه الگوریتمهای PSO و ASO 58 فصل چهارم: پیاده سازی الگوریتم ASO و ارائه نتایج ۴-۱) الگوریتم ASO طراحی شده برای مساله ۶۲ ۴-۱-۱) کدگذاری و شیوه نمایش جوابها ۶۲ ۴-۱-۲) جمعیت اولیه ۶۴ ۴-۱-۳) فرایند برنامه ریزی برای حرکت هر عضو جامعه ۶۶ ۴-۱-۴) قانون ترکیبی ۷۰ ۴-۲) مسائل نمونه ۷۱ ۴-۳) تنظیم پارامترهای الگوریتم طراحی شده ۷۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وضعیت توپوگرافی منطقه توپوگرافی منطقه کرج از خصوصیات جنوبی رشته کوه البرز پیروی میکند و بعد از تپه ماهورها مناطق میانی را جلگههای مسطح تشکیل میدهند که متناوباً توسط رودخانهها و سیلابهایی که از ارتفاعات سرچشمه می گیرند قطع شده است.از شمال به سمت جنوب به تدریج از ارتفاع نقاط کاسته می شود. علاوه بر ارتفاعات البرز کوههای حصار، کندر، کندوان، آزاد بر، کها، خور، آرشین در قسمت شمالی این شهرستان واقع شده است. رشته ارتفاعات البرز و کوههای یاد شده در امتداد شرقی _ غربی شهرستان کرج قرار دارد و این ارتفاعات مانع نفوذ بخار آب و رطوبت کنارههای دریای خزر به قسمت های جنوبی این ارتفاعات میشود. در قسمت های جنوبی شهرستان کرج کوههای کیکاوس، قلعه ارمنی و دهک وجود دارد. رطوبت و ارتفاع کوههای جنوبی بسیار کمتر از ارتفاعات شمالی میباشد. همچنین در شکل شماره (۲-۵) نقشه ارتفاعی شهر کرج نشان داده شده است.
شکل شماره ۲-۵- نقشه توپوگرافی شهرکرج و نقشه شیب شهر کرج زلزله خیزی منطقه جهت مطالعات زلزلهخیزی منطقه ۷ شهر کرج از نقشههای۱:۱۰۰۰۰۰ سازمان زمینشناسی کشور استفاده شد. در محیط GIS پس از رقومیسازی این نقشه اقدام به ترسیم لایه گسلهای منطقه شد. شکل (شماره ۲-۹) همانطور که در شکل مشخص است در این منطقه ۳ لایه گسل عبور میکنند. گسل موجود در بخش شمالی در نقشههای زمینشناسی با نام راندگی باغستان و گسل میانی به راندگی شمال تهران معروف است. شکل شماره ۲-۹- نقشه گسل های موجود در منطقه ۷ کرج آب و هوا در مقیاس کلی منطقه کرج همانند سایر بخشهای استان البرز در فصول سرد سال متأثر از سیستمهای شمالی و شمال غربی و غربی به ویژه جنوب غربی بوده و ریزشهای جوی آن که از ماههای آبان و آذر، آغاز و تا اواسط اردیبهشتماه ادامه دارد، تابعی از فعالیتهای سیستمهای فوق میباشد. از نظر ویژگیهای خرد اقلیمی، منطقه کرج از پارهای جهات دارای مختصات شاخصی است که به آن ها اشاره میشود: منطقه کرج به لحاظ اقلیمی تحت تأثیر ارتفاعات البرز و دره چالوس و رودخانه کرج قرار دارد که موجب خنک و مرطوب تر شدن این منطقه نسبت به تهران میگردد و این تمایز تقریباً در تمام طول سال مشاهده میگردد. علت اختلاف دمای کرج نسبت به تهران به خصوص در شبها به سبب نزدیکی کرج به ارتفاعات شمالی و سرد شدن شبانه این دامنهها و وزش باد کوه به دشت میباشد. دور بودن کرج از دشت کویر نیز موجب برودت و رطوبت بیشتر این منطقه نسبت به تهران در فصول مختلف سال، به ویژه در تابستان میگردد. در مورد بارندگیهای تابستانه کرج میتوان اینگونه بیان داشت که گاهی اوقات برخورد دو توده هوای گرم جنوبی و نسبتاً سرد و مرطوب شمالی که در سطوح فوقانی ناحیه البرز صورت میگیرد، موجب میگردد که ابرهای جوششی بسیار فعال در منطقه پدید آمده و ریزشهای رگباری شدیدی را به وجود آورد که غالباً همراه با سیل است. برخی از مشخصه های اقلیمی ایستگاه تحقیقات هواشناسی کشاورزی کرج در دوره آماری ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۰ به شرح ذیل میباشد: میانگین بارندگی سالیانه کرج حدود ۲۵۱ میلیمتر با ضریب تغییرات ۲۴/۱ درصد و حداقل ۸۹/۳ میلیمتر و حد اکثر ۳۷۴/۴ میلیمتر میباشد. فصل زمستان با ۴۲/۳ درصد و فصل تابستان با ۱/۵ درصد بیشترین و کمترین سهم را در بارش سالیانه بر عهده دارند. حداقل و حد اکثر مطلق دما به ترتیب ۲۰- و ۴۲ درجه و میانگین سالیانه نیز ۱۴/۱ درجه سانتیگرادمیباشد. ماه تیر با میانگین ۲۶/۰ درجه سانتیگراد و دی با ۱/۲ درجه سانتیگراد به ترتیب گرمترین و سردترین ماه سال محسوب میشوند. باد غالب در کرج که بر مبنای سه نوبت دیدبانی (صبح، ظهر و عصر) محاسبه گردیده است، در جهت شمال غربی بوده و متوسط آن ۳/۴ متر بر ثانیه میباشد. بیشترین سرعت باد در کرج ۲۴/۵ متر بر ثانیه از سمت غرب و میانگین سرعت باد ۲/۲ متر بر ثانیه به ثبت رسیده است. امروزه هوای کرج به دلیل گسترش شهر و تردد زیاد وسایل نقلیه و وجود کارخانهها و شهرکهای صنعتی رو به آلودگی است به طوری که در فصل زمستان و پاییز وارونگی دما کاملاً قابل لمس بوده است(تارگاه استانداری استان البرز،۱۳۹۲). پوشش گیاهی به طور کلی دامنههای جنوبی البرز به ویژه در حوالی کرج دارای جنگلهای تنکی از درختان بادام کوهی ، پسته کوهی ، داغدانان و توس ، سماق وارس است. هر جا که کوهستانهای اطراف کرج دارای درههای تند و شکافهای زیاد باشد درختان پهنبرگناپدیدشده و به جای آن سرو کوهی وفلورفریژی و رستنی های پستهای از انواع خشک روهای فلاتی پدید میآید. از جنگلهای تنک این منطقه میتوان اجتماعات بادامستان و پسته زار درههایواقعبین کرج و حصار و کوه دشته کرج را نام برد. در درههای ادران، پورکان، ازه، راه چالوس، آسارا، شهرستانک و تنگ گسیل در ۲ کیلومتری جنوب آستارا و اجتماعات قستان در حوالیآبادی وینه نام برد. دامنههای جنوبی البرز در گذشته دارای جنگلهای پرپشتتری از درختان بادامکوهی، پسته کوهی، توس، سماق و ارس بوده است ولی به علت قطع آن ها جهت سوخت و قطع بیرویهآنان جهت مصارف ساختمانی و غیره فعلاً دارای تعدادی درخت جنگلهای تنکی باقی مانده است. الف – مناطق کوهستانی ارتفاعات شمالی کرج کوه دشته، ارتفاعات کندوان، کوههای خور، سراب، کردچال و ارتفاعات جنوبی کرج کوههای کیکاووس، قلعه ارمنی و دهک میباشد. ب – مناطق جلگهای این مناطق بین ارتفاعات جنوبی و شمالی قرارگرفته و میزان رطوبت آن ها از شمال به جنوب کاسته میشود. اکثریت گیاهان این مناطق را گیاهان استپی تشکیل میدهد. ج – بخش شورهزار جنوبی به علت عبور رودخانه شور از این ناحیه میزان رطوبت آن تاحدی از سایر نواحی جلگهای مجاور بیشتر است. این منطقه رویشگاه گیاهان نمک دوست است. صرفنظر از درخت و درختچههایی که تعدادی از آن ها به نوبه خود دارای ارزش مرتعی مناسبی هستند. قریب ۱۱۳ گونه گیاه علفی و بوتهایباارزشهای مرتعی میتوان در فلور کرج تشخیص دارد. گیاهان تیره بقولات قسمت اعظم گیاهان مرتعی خوب کرج را تشکیل میدهند. این گیاهان به علت خوشخوراک بودن دارای ارزش مرتعی عالی میباشند و متأسفانه تعداد زیادی گونههایآن به علت چرای مفرط در حال از بین رفتن است. گیاهان مرتعی این تیره خاص ارتفاعات البرز میباشد. اما بعضی گونههامعمولاً اختصاص به علفزارها و مزارع کرج دارند فقط یک نوع از آن در نواحی شورهزار مردآباد یافت میشود. در ضمن گونههای خاردار این تیره نظیر خارشتر که مصرف دارویی نیز دارد و با محیط خشک سازش دارد بیشتر در نواحی خشک کرج اعم از ارتفاعات یا جلگه مشاهده میشوند. گیاهان تیره اسفناج از نظر تعداد گیاهان مرتعی بعد از تیره بقولات قرار میگیرند. دوره رویش اغلب آن ها در حدود ۶ ماه به طول می انجامد و همچنین به مناسبت توسعه قسمتهای سبز آن ها دوام چرایشان بالاست.معهذا تعداد گونههایی که ارزش مرتعی مناسبی داشته باشند چندان زیاد نیست و اکثریت متعلق به گونههایی است که ارزش مرتعی آن ها کم است. گیاهان مرتعی این تیره اغلب هالوفیت یعنی نمک دوست هستند و اختصاص به نواحی شورهزار مردآباد و اطراف رودخانه شور دارند. لیکن گونههایی از آن ها در ارتفاعات البرز خصوصاً کندوان میرویند. علاوه بر گونههای فوق گیاهان تیرههای کاسنی و شب بو و گل سرخ و نعناعیان و گاوزبان نیز در منطقه دیده میشوند که به دلیل کم بودن سطح انتشار چندان حائز اهمیت نمیباشند. سایر پوشش نباتی منطقه عبارت است از انواع گون، درمنه، والک، تمشک، بوته زرشک، سماق، نسترین، کما، گلچک، خارشتر، لاله وحشی، خارزرد، بته اسپند، سنبل، زنبق و ارغوان کوهی که از تیره چلیپائیان میباشد. شیرخشت و سیاه تلو در کوههای طالقان و درختان گز در دره کرج از پوششهای گیاهی دیگر منطقه است(بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهرستان کرج،۱۳۸۲). روند شکلگیری شهر کرج و ویژگیهای جمعیتی آن در تمامی قرون گذشته تاریخ ایران الگوی توزیع جمعیت متکی بر استقرار جمعیت در مسیر راههای اصلی و فرعی با توجه به شرایط جغرافیایی و اقلیمی مناسب بوده است. وسعت و حاصلخیزی خاک، منابع آب کافی، استقرار در مجاورت راههای عبوری منطقه و وجود موقعیتهای ایمنی در جنوبکوههای البرز را میتوان از علل جذب جمعیت در منطقه کرج دانست. سوابق تاریخی نشان میدهد که در دوران گذشته تمدن پیشرفتهای در منطقه وجود داشته است. در دوران قاجار کرج به عنوان پایتخت انتخاب گردیده بود و به خاطر دارا بودن آب و هوای مناسب و ییلاقی و با وجود نهرهای متعدد مورد توجه قرار گرفت و راه تهران- کرج-قزوین – بندر انزلی به صورت یکی از شاهراههای کشور درآمد. به طور کلی روند رشد و توسعه شهر کرج با اولویت شکلگیری عوامل و عناصری (کارخانجات) همراه بوده است. روند رشد جمعیت شهر کرج که در دورههای زمانی دوساله و پنج ساله محاسبه شده است نشان از رشد بسیار بالای جمعیت شهر کرج دارد، بطوریکه با آنکه رشد جمعیت کرج با روند رشد جمعیتی بسیار بالاتری نسبت به ایران حرکت میکند، اگر چه نسبت به دوره ۱۳۸۰-۱۳۸۵ که روند رشد جمعیت شهر کرج نسبت به ایران ۳٫۵ برابر است. در دوره ۱۳۸۵ تا اواخر ۱۳۸۶ این میزان به ۲ برابر کاهش داشته که متعادل شدن آن را در روند رشد جمعیت نشان میدهد، اما اختلاف فاحشی را در روند رشد جمعیت ایران و شهر کرج شاهد هستیم که ناشی از مهاجرپذیری بالای این شهر تحت تأثیر مجاورت با پایتخت کشور دارد. جدول شماره (۲-۴) روند رشد جمعیت شهر کرج را نشان میدهد. جدول شماره ۲-۴- سرشماری های ۱۳۹۰-۱۳۳۵، منبع: مرکز آمار ایران
| سال |
جمعیت |
رشد نسبت به سرشماری قبل |
| ۱۳۳۵ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴.۳.۳.۲ شیوه های تضمین حقوق متعهدله ۱۱۸ ۴.۳.۳.۳ ضمانت اجرای تخلف از اجرای تعهد در مدت معقول ۱۲۰ ۴.۳.۴ گفتار چهارم: مکان باز تحویل ۱۲۱ ۵ فصل چهارم: آثار قرارداد باز ۱۲۴ ۵.۱ مبحث نخست: آثار عقد ۱۲۵ ۵.۱.۱ گفتار نخست:اصل لزوم قراردادها در قراردادهای باز ۱۲۶ ۵.۱.۱.۱ لزوم یا جواز قراردادهای باز در حقوق امریکا و انگلیس ۱۲۶ ۵.۱.۱.۲ لزوم یا جواز قراردادهای باز در حقوق نوشته ۱۲۷ ۵.۱.۲ گفتار دوم: تفسیر و تکمیل قرارداد ۱۳۱ ۵.۱.۲.۱ حوزه تفسیر و تکمیل قرارداد ۱۳۲ ۵.۱.۲.۱.۱ مفهوم تفسیر قرارداد ۱۳۲ ۵.۱.۲.۱.۲ تمییز تفسیر و تکمیل ۱۳۲ ۵.۱.۲.۱.۳ نظریه تکمیل قرارداد ۱۳۵ ۵.۱.۲.۲ رویکردهای تفسیر قرارداد باز ۱۳۶ ۵.۱.۲.۲.۱ تکمیل قرارداد به نفع خوانده ۱۳۷ ۵.۲ مبحث دوم: آثار تعهد ۱۴۰ ۵.۲.۱ گفتار نخست: تخلف از قرارداد باز در فرض ماهیت قراردادی لازم ۱۴۱ ۵.۲.۱.۱ موارد تخلف از قراردادهای باز در حقوق ایران و کامن لا ۱۴۱ ۵.۲.۱.۱.۱ عدم اجرای تعهد ۱۴۱ ۵.۲.۱.۱.۲ تأخیر در اجرای تعهد ۱۴۲ ۵.۲.۱.۱.۳ عدم اجرای بخشی از تعهد ۱۴۲ ۵.۲.۱.۱.۴ اجرای ناقص تعهد ۱۴۳ ۵.۲.۱.۲ ضمانت اجرا تخلف از قراردادهای باز در حقوق ایران و کامن لا ۱۴۳ ۵.۲.۱.۲.۱ اجرای اجباری قرارداد ۱۴۴ ۵.۲.۱.۲.۲ مطالبه وجه التزام ۱۴۶ ۵.۲.۱.۲.۳ مطالبه خسارت تأخیر ۱۴۷ ۵.۲.۲ گفتار دوم: تخلف از قرارداد باز در فرض ماهیت پیشقراردادی ۱۴۸ ۵.۲.۲.۱ موراد تخلف از قراردادهای باز در حقوق ایران ۱۴۸ ۵.۲.۲.۱.۱ تخلف از توافقات ناشی از انجام مذاکرات ۱۴۸ ۵.۲.۲.۱.۲ تخلف از توافق بر انجام مذاکره ۱۴۹ ۵.۲.۲.۱.۳ تخلف از توافق زمینه ساز قرارداد نهایی ۱۵۰ ۵.۲.۲.۲ ضمانت اجرای تخلف از قراردادهای باز در حقوق ایران ۱۵۰ ۵.۲.۲.۲.۱ مسئولیت قراردادی ۱۵۰ ۵.۲.۲.۲.۲ مسئولیت مدنی ۱۵۲ ۶ نتیجه ۱۵۳ ۷ منابع و مآخذ ۱۵۵
۱ مقدمه
بروز اختلاف در روابط تجاری بین المللی امری غیرعادی تلقی نمیشود و عوامل مختلفی به این اختلافات دامن میزند. بهویژه در قراردادهای با مدت طولانی شرایط جدیدی به وجود میآید که ادامه قرارداد را دشوار و گاهی غیرممکن میسازد. تزاید روز افزون تغییر و تحولات بازار و نگرانی معامله گران در بازارهای معاملات از بروز اختلافات و درگیریها در اجرای قراردادها بهویژه در قراردادهای بلندمدت، تدوین کنندگان قانون را بر آن داشته است تا با اتخاذ تدبیری امکان انعقاد قراردادهایی را برای طرفها فراهم آورند که از قابلیت سازگاری با هر یک از وضعیتهای احتمالی در آینده برخوردار باشد.
 در حقوق کامن لا از این مطلب با عنوان شروط تکمیلکننده یاد میشود و برخی از این شروط در قانون متحدالشکل تجاری امریکا پیشبینی شده است. بدین ترتیب در مقررات متحدالشکل تجارت امریکا صحت قرارداد باز مورد پذیرش قرار گرفت. بهگونهای که بخش ۲-۲۰۴ این قانون به صراحت قراردادی که بر سر رکن مادی آنها توافقی صورت نگیرد، صحیح اعلام میکند. در فقه نیز رگه هایی از پذیرش این قراردادها در مورد مکان ایفای تعهد به چشم میخورد و بسیاری ازفقها به تدوین قاعدهای تکمیلی در این باره روی آوردهاند. در حقوق ایران نیز این مطلب به یکسان منعکس شده است. بر این اساس تلاش تحقیق در پاسخ به برخی سؤالات بوده است. دو سؤال اصلی و سه سؤال فرعی در طی این تحقیق به ذهن میرسید: سؤالات اصلی ۱- وضعیت حقوقی قراردادهای باز در نظام حقوقی ایران چگونه است؟ ۲- چهارچوبهای الزامآوری قرارداد باز و آثار ناشی از آن در نظام حقوقی ایران کدام است؟ سؤالات فرعی ۱- در نظام حقوقی کامن لا چه راهکارهایی برای الزامآوری قرارداد باز وجود دارد؟ ۲- در قرارداد باز تکمیل کدام شرایط را میتوان به آینده موکول کرد؟ ۳-آیا قراردادهای با شرط باز، با مبانی فقه امامیه و قواعد تجاری در حقوق ایران سازگار است؟ فرضیههایی که در این مجال و متناظر با سؤالات با آن ها روبهرو بودهایم: فرضیه های اصلی: با توجه به اصل آزادی قراردادها و کفایت علم اجمالی، قرارداد باز در محدوده قواعد عمومی حاکم بر قراردادها صحیح به نظر میرسد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(حافظ، غزل ۱۲۷) حق به طرف من است و یا حق به جانب اوست (لغت نامه دهخدا، ج۱۵، ص ۲۳۰۱۱) من نه سهرابم و ولی با من رستمی می کند مه بهمن « و » زایده است (مفلس کیمیا فروش ،توضیح شفیعی کدکنی ،ص۵۰) (بهرام) پادشاهی شکار دوست بود و هم اندر شکارگاه و از آشفتن باد چوب سراپرده بر سرش افتاد و از آن بمرد. (حروف ربط و اضافه، دکتر خطیب رهبر، ص ۴۸۴) یادآوری – باید دقت داشت که واو زائد در زبان عربی « تأکید کننده معنا » نامیده می شود مانند: « وَ سیقَ الذینَ اتّقَوا ربَّهم إلی الجَنَهِ زُمَراً حتّی إذا جاءُ واوَفُتُحَتْ أبوابُها و قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سلامٌ علیکُمْ طبْتُمْ فادْخُلُوها خالدینَ ……» (زمر ،۷۴) و متقیان خداترس را فوج فوج بسوی بهشت برند و چون بدانجا رسند همه درهای بهشت برویشان باحترام بگشایند و خازنان بهشتی بتهینت گویند سلام بر شما باد که چه عیش (ابدی) نصیب شما گردید حال در این بهشت ابد درآیند و جاودان متنعم باشید. « و » در « وفتحت أبوابها» زائده «تأکید کننده معنی » است، زیرا جواب برای « إذا » واقع شده و جواب اذا با « واو » آورده نمی شود.
 (ترجمه و شرح مغنی الأدیب، حسینی، ج ۳، ص ۴۴۹) وَلَقَدْ رَمَقْتُکَ فی المجالسِ کُلِّها فَإذا وَ أنْتَ تُعینُ مَنْ یُبْغینی یعنی: من در تمامی مجالس و محافل از تو حمایت کرده و نظر لطف و محبت به تو داشتم ام امّا بناگاه متوّجه شدم که تو نسبت به آنکه در مورد من ظلم و ستم می کند حمایت می کنی. در این شعر، واو در « وأنت » زائد است چه آنکه « و » بعد از إذای فجائیه آورده نمی شود. (همان، ص ۴۵۰) ۳-حال
| د و پور، نوش آذر و مهرنوش |
به زاری، به سگزی سپردند هوش |
| تواند رنبردی و ما پر زدرد؛ |
جوانان کَیْ زادگان زیر گرد (نامه باستان، دکتر کزازی، ج ششم، ص ۱۹۰) |
| پیاده شد از اسب و ژوبین به دست |
همی رفت شیدا، به کردار مست (همان، ج ۲، ص ۶۵) |
| سپر بر سر و تیغ هندی به مشت |
از آن نامداران، دو بهره بکُشت (همان، ج ۲، ص ۱۱۰) |
| شیشه یک بود و به چشمش دو نمود |
چون شکست او شیشه را، دیگر نبود (مثنوی، گولپینارلی، دفتر اول، بیت ۳۳۳) |
| من بسته و بندم آهنین است |
تدبیر چه سود، قسمت این است (لیلی و مجنون نظامی، تصحیح دستگردی،ص ۷۸) |
| میروّی و مژگانت خون خلق می ریزد |
تیز می روی، جانا، ترسمت فرومانی (حافظ، غزل ۴۷۳) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کتابخانه ای و اسنادی،تهیه پرسشنامه ومطالعه میدانی
مهم ترین علت های مهاجرت روستایی در این شهرستان عبارت بود از کمبود اب و زمین،محرومیت و ضعف خدماتی،بیکاری و درامد اندک
شمس الدینی/گرجیان
۱۳۸۹
عوامل موثر در مهاجرت روستائیان به شهرها، با تاکید بر شبکه مهاجرت (مورد: دهستان رستم دو)
تحلیلی –توصیفی با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی
عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی و طبیعی در مهاجرت روستائیان دهستان موثر بوده اند. در این میان، حدود ۸۰ درصد از مهاجرین مورد مطالعه عوامل اقتصادی از جمله جستجوی شغل و دستیابی به درآمد بیشتر را مهمترین دلیل کوچ خود ذکر کرده اند.
خواجه نوری /سروش
۱۳۸۵
بررسی عوامل مؤثر بر نگرش جوانان به مهاجرت از کشور (نمونه مورد مطالعه: جوانان شهر شیراز)
پیمایشی و با بهره گرفتن از پرسشنامه
متغیرهای ارزیابی مهاجرت،جنسیت،هویت اجتماعی و نظر گروه مرجع (خانواده و دوستان)بهطور مستقیم بر نگرش نسبت به مهاجرت تأثیر دارند.
پوداحمد/فرهودی/ حبیبی/کشاورز
۱۳۹۰
بررسی نقش کیفیت محیط سکونتی در مهاجرت های درون شهری مطالعه ی موردی بافت قدیم خرم اباد
پیمایشی و انجام مصاحبه میدانی
ساکنان از امنیت محله و ارامش در ان اظهار رضایت نسبی داشتند ودر مورد سایر معیارها رضایت مندی کمتر از حد متوسط بوده است.
رضوانی/شاهچراغ
۱۳۹۰
پیوندهای روستایی-شهری ،شبکه های مهاجرت و توسعه روستایی مورد مطالعه ناحیه دهملا،استان سمنان
توصیفی و تحلیلی
مشارکت مهاجران روستایی ساکن شهرها ،عامل بسیار مهمی در توسعه روستایی است و تقویت و استمرار ان با تلاش مدیران محلی و نیز تغییر کمک های فردی و مصرفی به کمک های عمومی و سرمایه گذاری از جمله پیشناهادها برای اثر بخشی بیشتر ان است.

آرتور لوییس
—
تفسیر علل مهاجرت نیروی کار
—
اقتصاد را شامل دو بخش سنتی (کشاورزی روستایی) و مدرن (تولید صنعتی شهری) میداند.
۴-۲ پیشینه نظری ۱-۴-۲ نظریه راونشتاین[۱] ( Ravenstein) نخستین نظریه رسمی را درباره مهاجرت اقتصاد دان انگلیسی راونشتاین در سال ۱۸۵۵ ارائه داد. وی مشاهدات خود را تحت عنوان قوانین مهاجرت به گونه ای طراحی نمود که در ان مولفه های فاصله ، عوامل جاذبه و دافعه ، جریان متقابل و ویژگی های مکانی و فضایی محل سکونت از عوامل مهم در مهاجرت تلقی می شوند. ارنست راونشتاین از اولین نظریه پردازان مهاجرت می باشد. او یک جامعه شناس انگلیسی است که در سال ۱۸۸۹ از یک سری اطلاعات آماری انگلیس و ولز بهره گرفت تا “قوانین مهاجرت” خود را گسترش دهد. او نتیجه گرفت که مهاجرت به وسیله یک فرایند “فشار-کشش” صورت می گیرد. راونشتاین بر این باور بود که علت اولیه برای مهاجرت، فرصت های اقتصادی خارجی بهتر است. نظریه های زیادی قدم به قدم به دنبال راونشتاین بوجود آمدند و نظریه های غالب در دانش معاصر تغییراتی کم و بیش بر نتایج آن داشته است. روانشتاین در سال ۱۸۸۵ مقاله معروفی تحت عنوان “قوانین مهاجرت” ارائه کرد. خلاصه این قوانین به شرح زیر است:
- مهاجرت و مسافت: براساس نظر روانشتاین اکثر مهاجرین مسافت کوتاهی را طی می کنند و با افزایش مسافت میزان مهاجرت کاهش می یابد. به عبارت دیگر میزان مهاجرت با فاصله رابطه دارد.
- مهاجرت مرحله ای: به اعتقاد روانشتاین مهاجرت به صورت یک مرحله ای انجام می پذیرد و آهنگ مهاجرت در جهت مراکز تجاری و صنعتی است. در این فرایند روستاییان روستاهای دوردست شکاف هایی را که در جمعیت روستاییان که اهالی آنها به شهر مهاجرت نموده اند را پر می نمایند.
- جریان و ضد جریان: هر یک از جریان های اصلی مهاجرت یک ضد جریان جبرانی را ایجاد می کند.
- اختلاف روستا - شهر در تمایل به مهاجرت: اهالی شهرک ها نسبت به اهالی نواحی روستایی کمتر مهاجرت می نمایند. به عبارت دیگر هر چه اختلاف مبدا و مقصد کمتر شده احتمال مهاجرت نیز کمتر می شود.
- افزونی شمار زنان در بین مهاجرین در مسافت های کوتاه: به نظر می رسد که تعداد زنان در بین مهاجران مسافت های کوتاه نسبت به مردان برتری داشته باشند.
- تکنولوژی و مهاجرت: روانشتاین معتقد است با افزایش تکنولوژی، مهاجرت بیشتر صورت می پذیرد.
- غلبه انگیزه های اقتصادی: قوانین بد یا ظالمانه؛ مالیات سنگین، عدم جاذبه های اقلیمی، شرایط اجتماعی نامساعد و حتی اجبار و غیره در بروز مهاجرت موثر هستند ولی هیچ یک از این عوامل بیش از ملاحظات مادی و اقتصادی برتری ندارند. (زنجانی, ۱۳۸۰, ص. ۱۳۰/۱۳۱) (پاپلی یزدی/ابراهیمی م. , ۱۳۸۱, ص. ۱۵۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳-۸-رویکرد ها و استرا تژی های عمده در حکم روایی کلان شهری ساویچ و فوگل از شارحان مکتب انتخاب عمومی در مطالعه ای که در سال ۲۰۰۰ درباره تمایز ات مفهومی حکومت و حکم روایی صورت دادند به پنج رویکرد کلان سازمانی در مدیریت مناطق کلان شهری اشاره کرده اند (Miller , 2002,Savitch and vogel ,2000) رویکرد یکپارچه سازی the consolidationist approach: از نظر طرف داران یکپارچه سازی , راه حل این تفرق , حذف شهرداری های مستقل درون شهرستان ها و جایگزینی آنها با حکومت های واحد است . حامیان اولیه یکپارچه سازی معتقدند که حکومت های بزرگ تر می توانند از طریق اقتصاد مقیاس , حکومت کارآمد تر و ارزان تری برای شهروندان به ارمغان بیاورند .
 رویکرد چند لایه: the multi- tiered approach رویکرد چند لایه مسیر دیگری است که به عقیده ساویچ و فوگل , میتوان دست یابی به منطقه گرایی نوین را از آن طریق عملی دانست . حلقه کلان شهری metropolitan tier از طریق قانون و انتقال اختیارات عرضه کنند گان برخی از عملیات حکومت های موجود , عملی است . این رویکرد انعطاف پذیرتر از رویکرد یکپارچه سازی است زیرا اجازه می دهد تا برخی از مسائل در سطح محلی مدیریت شود و برخی از مسائل منطقه ای از طریق مراجع ویژه کلان شهری تدبیر شود . رویکرد انجام وظایف هم پیوند Thelinked functions approach : مفهوم وظایف هم پیوند ( به معنی یکپارچه سازی عملکردی یا توافقات خدمات رسانی بین محلی ) بین شهر واحد وشهرستان در برگیرنده آن از جمله گزینه های عمده حکم روایی در منطقه گرایی نوین است . معمولا هم پیوندی هایی بین شماری از خدمات مشخص ( مانند توسعه اقتصادی , دفع پسماند و غیره ) وجود دارد . برخی حکومت های محلی ممکن است گامی جلوتر بیایند , یک سری از خدمات را مد نظر قرار دهند و ترتیباتی برای اشتراک مالیات در نظر بگیرند . رویکرد شبکه های پیچیده : the complex net works approach این رویکرد بسیار نزدیک به ایده حکمروایی بدون حکومت است . این ایده حامی شکل گیری تهدادزیادی از حکومت های مستقل ( داوطلبانه )است که از طریق شبکه های همپوشان و چند گانه توافقات بین محلی همکاری می کنند . تعدادزیادی پیوند های افقی میان حکومت های محلی در این رویکرد مورد تاکید است . رویکرد انتخاب عمومی: the public choice approach مطابق این رویکرد تفرق سیاسی کاملا پذیرفتنی است . این رویکرد نقش بسیار ناچیز ی برای حکومت قائل است . مطابق نظر حامیان انتخاب عمومی , تنها قواعد بازار و مردم هستند که اولویت ها وترجیحات خود را با حرکت از یک قلمرو حکومتی به دیگری بیان می کنند , یعنی ” آنها با پای خود رای می دهند ” . تفرق محلی یک حسن محسوب می شود زیرا حکومت ها را قادر می سازد تابا همدیگر و برای ارائه و عرضه خدمات بهتر رقابت کنند ( رفیعیان و حسین پور,۱۶,۱۳۹۰). ۲-۳-۹-خاستگاه نظری رویکرد حکمروایی شهری پارادایم ها و ایدئو لوژی های سیاسی ناظر برحکمروایی شهری مواجهه و پاسخ نظری به ماهیت ,محتوا و جهت گیری کلان در مدیریت مناطق کلانشهری از دو ایدئولوژی سیاسی عمده نشات گرفته است :۱-نئولیبرالیزم ۲-سوسیال دمکراسی (یا بازار اجتماعی )(scott,2001:12). کدام فرماسیون کلان ایدئولوژیک و سیاسی می تواند تناسب بیشتری با نهادسازیها و سیاستگذاری ها ی مناطق کلان شهری در دهه های آینده داشته باشد ؟انتونی گیدنز در پاسخ به این سوال ,دو مجمعه اصلی از اصول سیاسی را قابل طرح می داند . اولین مجموعه ,دیدگاه فعلا مسلط نئولیبرال است ,دیدگاهی که حداقل دخالت دولت و حداکثر دخالت سازمان بازار را تجویز می کند . دیدگاه دوم ,سوسیال دمکراسی یا بازار اجتماعی است .این دیدگاه در پی شناخت وبهره گیری از کارایی بازار در شرایطی است که براستانداردهای عدالت اجتماعی و بهبود اقتصادی دراز مدت استوار شده است . این دیدگاه به خوبی به وظایف ایجاد زیر ساخت های سیاسی و نهادی و توانمندی های اجتماعی توجه دارد . این وظایف در سطح مناطق کلان شهری عبارتند از کارایی سطوح محلی ,بهره وری ,رقابت و برابری اجتماعی . وظایفی که بازار به تنهایی قادر به تامین آنها نیست. این دو ایدئو لوژی متفاوت ,در رابطه با مدیریت عمومی ,مشترکا از اصطلاح حکمروایی اما با مفهوم و معنای متفاوت استفاده می کنند .«معنای اول متضمن به هم آمیختگی بخش خصوصی وعمومی با رقابت بین آنها برای حل مسائل با یک رویکرد تکنوکراتیک است . در این رویکرد ,هر آنچه برای بنگاه های اقتصادی محلی خوب است ,برای کل منطقه شهری هم خوب است . دومین مفهوم ناظر براصطلاح «حکمروایی »نگاهی است که آن را مجموعه ای پیچیده از تعامل های نهادی و سازمانی در قبال مسائل گسترده فراروی سازگاری اجتماعی –اقتصادی در روند پیدایش سیستم جهانی –محلی می بیند . در این دیدگاه نهادگرا یانه تر ,موضوع حیاتی ایجاد هماهنگی فراسوی مقیاس های جغرافیایی است. ۲-۳-۱۰-جایگاه حکم روایی شهری در تئوری های پایه حکومت و قدرت شهری بحث نهادها و نطام قدرت شهری از مباحث ریشه دار مطالعات شهری محسوب می شود . ریشه یابی این مباحث و تئوری های منتج از آنها می تواند به درک کامل تر موضوع کمک کند . این ریشه یابی مبین دیدگاه بنیادین بررسی و مطالعه پدیده های شهری است که تعیین می کند .در حاکمیت محلی چه چیزی را ببینیم ,چگونه ان را تبیین کنیم و چگونه به ارزیابی آن بپردازیم . در این چارچوب ,سه تئوری کلان در زمینه حاکمیت شهری قابل تشخیص است . الف)تئوری انتخاب عمومی این تئوری در چارچوب ایدئولوژی نئو لیبرالیزم و از اواخر دهه ۱۹۵۰ د ر ایالات متحده امریکا بسط پیدا کرده معتقد است اقدامات افراد ,خرد گرایانه ,عقلایی و به منظور بیشینه سازی بهره وری است . این تئوری برسه عنصر و فرضیه پایه مبتنی است :افراد ,کالاهای عمومی و سازمانها . براساس فرض اول ,افراد در پی بیشینه سازی سود شخصی خود هستند و از این رو در قبال مالیات و عوارض پرداختی , می خواهند به ترکیبی مطلوب از کالاهای عمومی و خدمات شهری دست یابد . این به معنای آن است که افراد شهری را برای سکونت ویا فعالیت انتخاب می کنند که در آن خدمات مطلوب تری با مالیات یکسان یا کمتر ارائه می شود . اما تحقق عملی این انتخاب در گرو وجود بازارهای کالاهای عمومی است که امکان تولید و ارائه این کالا ها در یک فضای رقابتی را فراهم می کند. عملکرد رقابتی مذکور نیز خود در گرو وجود بازار کالاهای عمومی است که امکان تولید و ارائه این کالا ها در یک فضای رقابتی را فراهم می کند . عملکرد رقابتی مذکور نیز خود در گرو وجود سازمان های محلی است که جزسوم تئوری را تشگیل می دهند . به این تربیت نتیجه گرفته می شود که افزایش امکان انتخاب برای شهروندان و افزایش رقابت بین بنگاه های تولید کننده و ارائه کننده خدمات و کالاهای عمومی ,رابطه مستقیم با تعدد محدوده های مستقل مدیریتی و نهادهای مسول آنها و کوچک سازی هر چه بیشتر محدوده ها دارد . ب)تئوری مطالعات قدرت در اجتماعات محلی این تئوری به چهار دیدگاه زیر تقسیم می شود :نخبه گرایی ,تکثر گرایی ,مدل ماشین رشد و تئوری رژیم. سوال مشترک همه این دیدگاه ها این است که چه کسی برشهر ها حکومت می کند؟ نخبه گرایان معتقدند که اگر چه بسیاری از گروه ها گاهی می توانند برفرایند سیاستگذاری تاثیر بگذارند ,اما نخبگانی وجود دارند که عموما گرایش به اعمال قدرت و سیطره خود دارند و آنچه را می خواهند به دست می اورند . عمومم نظریه پردازان این دیدگاه معتقدند که منابع اصلی قدرت در شهرها در اختیار صاحبان املاک و مستغلات ,روسای صنایع و شرکت ها و کنترل کنندگان بخش های اصلی اقتصادی و مالی است . اما کثرت گرایان ادعا دارند که قدرت در جامعه نسبتا پراکنده است و بسیاری از گروه ها و حتی گروهای محروم می توانند برفرایند سیاست گذاری تاثیر گذارند و از آن منتفع شوند . رابرت دال معروفترین نظریه پرداز این دیدگاه اعتقاد دارد چنانچه در یک نظام سیاسی گروه های مختلف بتوانند هزینه هایی را برسیاستگذاران تحمیل کنند ,آن نظام را می توان تکثر گرا نامید. مدل ماشین رشد با تاکید براقتصاد سیاسی مکان و اهمیت سرمایه ثابت زمین در جوامع محلی ,براین فرضیه بنیادین مبتنی می شود که قدرت حول منافع مبتنی برزمین سازمان می یابد و رعایت ملاحظات ناشی از این منافع است که زمینه های رشد شهری را فراهم می آورد . دیدگاه ماشین رشد ,تاکید براهمیت منافع و رفتار بازیگران فردی و گروهی به عنوان نیروی حیاتی در شکل دهی سیاست توسعه شهری را از تئوری نخبه گرا و اهمیت دادن به عوامل تعیین کننده ساختاری در اقتصاد محلی را از رویکرد اقتصاد سیاسی به رعایت گذفته است . صاحبان مستغلات ورانت خوران در پی بیشینه سازی در آمدهای حاصل از املاک خودشان از طریق تشدید استفاده از زمین و تملک مابه التفاوت ارزش مصرفی و ارزش مبادلاتی (رانت) هستند . این گروه در این چارچوب با دیگر صاحبان منافع شهری مثل ساخت وساز گران ,وکلا ,مهندسان ,نهادهای تامین منابع مالی ,رسانه ها ونهادهای عمومی و دولتی ارتباط تنگاتنگ دارند .مجموع منافع وروابط مذکور ,ماشین رشد شهری را تشگیا می دهد .ماشینی کهه حرکت و رشد آن در گرو ساخت وسازهای بیشتر است . تئوری رژیم در دهه ۱۹۸۰ در مطالعات شهری نیز به طرز برجسته ای مطرح شد . هدف اصلی این تئوری جستجوی این نکته بودند که حکومت چگونه عمل می کند و چه کسی برآن نفوذ دارد,در پی دستیابی به یک درک پیچیده از حکم روایی (به عنوان ظرفیت عمل جمعی برای دستیابی به اهداف سیاستگذاری عمومی )است . اهمیت این تئوری در این است که نتنها براهمیت پیوند ووابستگی های درونی حکومت با بخش کسب وکار تاکید می کند ,بلکه بخش داوطلبانه مردمی و دیگر گروهای ذی نفع را هم در تحلیل خود دخیل می کند. یعنی همان چیزی که از مفهوم حکمروایی به ذهن متبادر می شود. تئوری رژیم مزیت های زیادی برای درک ساختار قدرت در اجتماعات محلی فراهم مکند . نخست این که به مفهوم حکم روایی و پیوندهای درونی حکومت , اقتصاد و بخش های مردمی و داوطلبانه تاکید می کند ,دوم این که با توجه به ظرفیت ائتلاف های حکومتی ,ضرورت بررسی توان حکومت ها در زمینه اتخاذ و اعمال تصمیمات را نشان می دهد و سوم این که با رائه نکردن هیچ گونه قضیه هنجاری ,بیش از بیش برضرورت انجام تحلیل های تجربی در نمونه های محلی و شرایط سیاسی خاص تاکید می کند .(دودینگ ۱۴۰-۱۲۲ : ۱۳۸۰ orum 2001 :148 -155 , ). پ- دیدگاه اقتصاد سیاسی این انتقاد را برتئوری مطالعات قدرت وارد می سازد که صرفا مکانیزم ها و فرایند تصمیم گیری را تبیین و تحلیل می کنند,در حالی که ساختارهای سیاسی و اقتصادی حاکم برمکانیزم ها و فرایندهای مذکور ,امکان کمی را برای استقلال عمل نهادهای تصمیم گیری و حکومت های شهری باقی می گذارند . دیدگاه اقتصاد سیاسی به دو رویکرد اصلی تقسیم شده است :تحلیل های نئومارکسیستی و تئوری نظم (regulation theory ). از دیدگاه نئو مارکسیست ها ,سیاست های شهری با بهره گرفتن از مفاهیم دو گانه انباشت سرمایه و مبارزه طبذقاتی قابل تبیین است و نقش دولت در اینمیان ,تامین پیش شرط ها و زمینه های لازم برای تحقق انباشت سرمایه از یک سو وحفظ نظم اجتماعی از سوی دیگر است .در این رویکرد ,سیاست های شهری برحسب محتوا تحلیل وتبیین می شوند ونه ویژگی های خاص محلی . تئوری نظم با تعدیل در دیدگاه نئومارکسیستی در پی تبیین اقتصاد های در حال تغییر در بستر جهانی و نقش های جدید ی است که شهرها در این بستر جدید ایفا می کنند . رژیم های انباشت به روابط بین تولید ,مصرف و سرمایه گذاری مربوط می شود ,تثبیت این روابط درگرو تعادل پایدار بین مولفه های سه گانه مذکور و نیز بین عرضه وتقاضای نیروی کار است .این تثبیت نتیجه وجود و عملکرد یک رژیم نظم است (شکویی ۱۶۵-۱۵۹ : ۱۳۸۲ ). ت- جمع بندی و مقایسه جمع بندی و مقایسه دیدگاه های نظری موجود در زمینه مبانی و مولفه های تبیین کننده نظام قدرت و حکومت شهری وکلان شهری در جدول شماره یک تنظیم و ارائه شده است . آنچه از این جدول در مورد جایگاه رویکرد حکمروایی شهری قابا استنتاج است ,عبارت است از : تئوری رژیم نزدیک ترین نظریه به رویکرد حکمروایی شهری است و بنیان نظری لازم برای آن را فراهم می آورد . کثرت گرایان نیز اگر چه برامکان اعمال قدرت همه گروه های اجتماعی –حداقل از طریق مقاومت منفی –برسیاست گذاری شهری تاکید دارند ,اما این اعمال قدرت رانه نه از سوی کنشگرانی فعال وهدفمند,بلکه عکس العمل های توده وار و فاقد خود اگاهی تلقی می کنند -تئوری های اقتصاد سیاسی اصولا نگرش وگرایش مثبت به محلی گرایی و نهادهای حکومت محلی ندارند و با اتکا به سطح تحلیل کلان , آنها را در خدمت ساختارهای حاکم می دانند با این حال ,آموزه های این تئوری ها را در سازماندهی حکومت های شهری و کلان شهری نمی توان ونباید نادیده گرفت. ۲-۴- بخش سوم :مباحث مربوط به سه شاخص شفافیت ،مشارکت,بینش راهبردی ۲-۴-۱-شفافیت ۲-۴-۲-تعریف و مفاهیم شفافیت عبارت است از آشکار بودن مبنای تصمیمات حکومتی و ساز وکارهای حاکم برتوزیع قدرت و در امد که به عنوان موثرترین ابزار مبارزه با فساد اداری برای استقرار دولتی کارا و ایجاد جامعه ای پایدار به کار می رود . به عبارت دیگر منظور از شفافیت , گشایش امور غیر امنیتی و نظامی برافراد است به طوری که رسانه ها , سیاست ها , فرهنگ ها , تصمیمات و …. قابل عرضه به افکار عمومی باشد تا مردم بتوانند در مورد آن ها به قضاوت بنشینند(سازمان شفافیت بین الملل , ۲۰۱۱ ). شفافیت , مفهوم وسیعی است که در بخش های زیادی اعمال می گردد . شفافیت سازمانی ,شفافیت مالی و حسابداری , شفافیت اقدامات و مسولیت های دولت , و شفافیت اسنادی . آخرین اینها , شفافیت اسنادی , جدیدترین و پرتقاضا ترین نوع شفافیت است .شفافیت اسنادی , براساس قانون دسترسی به اطلاعات ایجاد شده است که این قانون هم در کشور ما و هم پیش از ان در بسیاری از کشور های جهان به تصویب رسیده است و به اشخاص فرصت می دهد که بدون نیاز به ارائه دلیل یا توجیه ماهیت در خواست , اطلاعات یا یک سند حاوی اطلاعات را مطابق میل خود , در خواست کنند . علاوه برآن , براساس قانون مذکور , دولت و نهادهای عمومی موظف اند که اطلاعات مربوط راطبق قانون دسترسی به اطلاعات منتشر و در دسترس عمومم قرار دهند . این اطلاعات ممکن است در غالب سند , تصویر , صدا یا پیام نگار و مانند آن باشد . آنچه مهم است اینکه مقامات عمومی در بسیاری از موارد میل به پنهان کاری دارند وچیزی را که می خواهند مخفی بماند فاش نمی سازد . حتی برخی اعمال دولت در جهت مانعیت شهروندان از دسترسی به انواع خاصی از اطلاعات یا رسانه هاست ( دی . ای . دنینگ , ۱۳۸۳ , ص ۷۲ ). این رفتار مقامات عمومی که علل متعددی دارد , منجر به ظهور انواعی از شفافیت غیر استاندارد می شود که از منظر نویسنده نه تنها دارای استاندارد حداقلی شفافیت و وافی به مقصود نیست , بلکه مانع تحقق حق بنیادین دسترسی به اطلاعات ذیل ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر است . یکی از جلوه های مهم اصل شفافیت , دسترسی به اسناد و اطلاعات دولتی است .شفافیت در مقابل پنهان و پنهان کاری به کار می رود .به عبارت ساده تر , هر چیزی که از دید عموم پنهان نباشد معنای شفافیت را می رساند . در این خصوص, امانوئل کانت , در عبارتی شفافیت را به عنوان آزمونی برای مشروعیت معرفی کرده است . ” اعمالی که با حق دیگران ارتباط دارد , اگر اصل پایه ای شان اجازه در منظر عموم قرار گرفتن را ندهد , ضد حق و قانون است ” ( چمبر , ۲۰۰۵ , ص ۲۳ ).سازمان بین المللی شفافیت در تعریف شفافیت چنین می گوید : ” شفافیت اصلی است که افراد بتوانند از تصمیمات اداری , معاملات تجاری و امور خیریه ای که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد , نه فقط از اصل موضوع , تعداد موضوع ها , و از شیوه های تصمیم گیری آنها مطلع گردند ؛ بلکه وظیفه و تکلیف مستخدمان دولتی و مدیران دولتی این است که رفتار آنان قابل رویت , قابل پیش بینی , و قابل درک باشد ” ( کریستوفر , ۲۰۰۶, ص ۲۳۳).اما این موضوع قابل توجه است که چرا از آن به شفافیت اسنادی تعبیر شده است . ازاین موضوع به شفافیت اسنادی تعبیر شده است , زیرا سند به معنای مندرج درماده ۱۲۸۴ قانون مدنی که مقرر می دارد :"سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوا یا دفاع , قابل دفاع باشد ” نیست ؛ بلکه برطبق مواد ۴/۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی انگلیس و ماده ۱۳ قانون ادله مدنی (evld clvllence , 1995 )."سند به مفهوم شئی است که درآن اطلاعات ضبط و ذخیره شده باشد “(clvil procedure rules , 1998 ).شفافیت مورد نظر عبارت است از ” باز بودن نحوه کار داخلی سازمان دولتی و تصمیمات آنها برای اشخاص ثالث ,خواه این اشخاص در آن سازمان باشند و خواه نباشند “( پاسکوو, وایلنیو , ۲۰۰۷ , ص ۷ ). از تعریف فوق مشخص می شود , که شفافیت اسنادی ارتباط عمیقی با نحوه کار دولت دارد . به دیگر سخن , شفافیت اسنادی به معنای باز بودن حکومت است , زیرا بیشتر حکومت ها ترجیح می دهند که امورشان را در خفا نگه دارند .(ARTICLE 19 , 1999 , P.4 ). بنابراین , در تعریف شفافیت اسنادی می توان گفت : شفافیت اسنادی یعنی اینکه تمام تصمیماتی که توسط نهادها و موسسه های عمومی و دولتی گرفته می شود , منطبق برقوانین و مقرارت صورت گرفته و تمامی اسناد اطلاعات مربوط به راحتی در دسترس شهروندان قرار گیرد ؛ خواه آنهایی که از این اقدامات و تصمیمات مقامات و نهادهای دولتی متاثر می شوند و خواه آنهایی که به عنوان شهروند در جامعه مدنی متاثر از این تصمیمات نیستند . با توجه به تعاریف فوق می توان به این نتیجه رسید که شفافیت خود هدف نیست , بلکه ابزار و وسیله ای است برای تحقق حکمرانی خوب که از طریق مدیریت دولتی را پاسخگو نگه داشته و با نشر اطلاعات و عینی نمودن اقدامات باعث کاهش فساد در نظام خدمات عمومی می گردد ( ناعمه , ۱۳۹۰ , ص ۱۱ ). ۲-۴-۳-پیشینه تاریخی حق آزادی اطلاعات مبنای این حق همان ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر است . ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر مقررمی دارد :"هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقیده خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزادی باشد ” . این حق , پیش از آنکه به عنوان زیربنایی در دموکراسی خوانده شود ,یکی از حقوق بنیادین بشری است که ذیل حق بنیادین آزادی بیان قرار دارد و یکی از وجوه آن محسوب می شود .حق مذکور , نخستین بار درسال ۱۷۶۶ , در قانون مطبوعات سوئد و برای روز نامه نگاران به رسمیت شناخته شد( انصاری , ۱۳۸۷ , ص ۱۳ ) با وجود این بیشتر قوانین این حوزه در دو دهه اخیر تدوین شده اند . عوامل مختلفی در اقبال عمومی به حق آزادی اطلاعات دخالت داشته اند . از جمله این عوامل , گذار به دموکراسی که از دهه ۱۹۹۰ به این سو در بسیاری از مناطق جهان اتفاق افتاده است در کنار پیشرفت گسترده فناوری اطلاعات که به کلی مناسبات جوامع را تحت الشعاع خود قرار داده , اهمیت حق براطلاعات را نزد افکار عمومی بیشتر کرده است ( جم , ۱۳۸۹, ص ۷۰۹) . این روند به صورت کلی مناسبات جوامع را تحت الشعاع خود قرار داده , اهمیت حق براطلاعات را نزد افکار عمومی بیشتر کرده است ( جم , ۱۳۸۹, ص ۷۰۹). این روند به صورت کند ادامه داشت , به طوری که در دهه ۱۹۹۰ تنها ۱۳ کشور دارای قوانین ملی دسترسی به اطلاعات بودند ؛ در حالی که امروزه حدود بیش از ۷۰ کشور قوانین جامع آزادی اطلاعات را وضع کرده اند تا دسترسی به سوابق موجود نزد نهادهای دولتی را میسرسازند و حدود ۵۰ کشور دیگر نیز در مرحله بررسی یا پیش نویس قوانین آزادی اطلاعات هستند ( جم , ۱۳۸۹ ,ص ۷۰۹). در داخل کشور نیز پس از آنکه پیش نویس لایحه جامع آزادی اطلاعات توسط شورای عالی انفورماتیک تهیه وبه هیئت دولت ارائه شد . لایحه یاد شده پس از تغییر نام به ” لایحه انتشار و دسترسی آزاد اطلاعات ” با کش و قوس های فراون بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان , سرانجام در سال ۳۱/۵/۱۳۸۸ از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام با الحاق یک تبصره ذیل ماده ۱۰ , موافق با مصلحت نظام تشخیص داده شد و به تصویب رسید و در تاریخ ۱۴ /۱۱/۱۳۸۸ از سوی رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شد . ۲-۴-۴-قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات نمایندگان مجلس هفتم لایحه آزادی اطلاعات را پس از چهار سال از طرح آن با نام ” انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات ” به تصویب رساندند . با تصویب نمایندگان مجلس به منظور حمایت از آزادی اطلاعات و دسترسی همگانی به اطلاعات موجود در موسسات عمومی و خصوصی که خدمات عمومی ارائه می دهند , سیاست گذاری های لازم در عرصه اطلاع رسانی , نظارت کلی برحسن اجرا , رفع اختلافات در چگونگی ارائه اطلاعات موضوع این قانون از طریق ایجاد وحدت رویه فرهنگ سازی , ارشادی و ارائه نظرات مشورتی , کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات عمومی را دارد مگر آنکه قانون منع کرده باشد . ازآنجا که این قانون حق دسترسی مستقیم به اطلاعات رسمی را تضمین می کند , مردم اجازه می یابند که با اطلاعات بیشتری تصمیم بگیرند و در انتخابات خود راحت تر عمل کنند و بدین ترتیب به بیان حقایق تشویق شوند . جریان آزاد اطلاعات در سطح ملی موجب جلوگیری از فساد و تصمیمات خود کامه می شود زیرا تصمیم گیرندگان جامعه را وادار به پاسخ گویی و تصمیم گیری های منطقی در امور اقتصاد و مدیریت خواهد کرد و مشارکت مردم را در سرنوشت خود تسریع می بخشد . این قانون از طرفی چون حرکتی در جهت رسیدن به استاندارد های بین المللی در زمینه حاکمیت شفافیت در ایران است , بسیار قابل تحسین و نشانگر عزم راسخ مسولان در اعمال سیستمی شفاف در حوزه مذکور است . اما نمی توان از انصاف دور ماند و از اشکالات اساسی که در تنطیم این قانون وجود دارد و فلسفه وجودی آن را زیر سوال برده است , چشم پوشید به عنوان یک اصل , این قانون نیز مانند سایر قوانین آمره مرتبط با بخش عمومی جامعه , کمیسیونی رابرای اجرای هر چه بهتر موضوع , پیش بینی کرده و وظایفی نیز به آن ها محول کرده است . اشکال اصلی در همین جا اتفاق افتاده و آن اینکه ریاست کمیسیون که در آینده باید بیشترین نظارت را در زمینه انتشار اقدامات ناکار آمد قوه مجریه , داشته باشد , به ریاست قوه مجریه واگذار شده است در حالی که از لحاظ حقوقی این تحصیل حاصل بوده و نتیجه چندانی در این خصوص به همراه نخواهد داشت . رئیس جمهور براساس قانون اساسی تکلیف نظارت برقوه تحت نظر خود را دارد . این نظارت در دنیا , با عنوان نظارت برجریان آزاد اطلاعات دولتی شناخته می شود باید از سوی کمیسیونی مستقل از بخش دولتی انجام شود تا در این زمینه بتواند پیامدهای مثبتی را برای حاکمیت شفافیت در کشور به دنبال داشته باشد ( عرفان منش , ۱۳۸۷ ). این قانون در قالب ماده ۱ به طور بسیار مبهمی به ارائه تعاریفی در باره بعضی از واژه هایی که در آن به کار رفته , پرداخته است . در حالی که باید تعاریف دقیق تری از اطلاعات عمومی , خصوصی و … ارائه میشد . ماده ۲ این قانون اصلی بنیادین را در این زمینه بیان می کند که در اکثر کشور های دنیا به شکلی کم وبیش متفاوت وجود دارد و آن اینکه همه مردم حق دست یابی به اطلاعات عمومی را دارند . این نکته مبنایی ترین عامل برای حاکمیت شفافیت در یک جامعه به شمار می رود اما ماده ۲ این قانون پیوستی به همراه دارد که فلسفه موضوع را زیر سوال برده است ؛ پیوستی که بزرگ ترین ایراد قانون است و کاربرد آن را به نازل ترین سطح ممکن تقلیل می دهد . در کنار اصل کلی , ادامه ماده , مقرر می دارد چگونگی دست یابی به اطلاعات و اصل موضوع , بسته به قوانین و مقرارت مربوطه خواهد بود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
¨ کنشهای اساطیری - نذر کردن (رجوع شود به قصه ۲ و ۱۱۴ ) ¨ موجودات و پدیده های اساطیری - تبدیل انسان به گیاه و برعکس (رجوع شود به قصهی ۱۱۲ و۱۱۴ ). در این قصه، بمونی در هر بار کشته شدن به گیاه تبدیل میشود و در نهایت از آن بیرون میآید؛ اما با این تفاوت که همه تبدیلها از دست بمونی آغاز میشود. ■ عناصر اجتماعی ¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها در این قصه، پدر و مادر بمونی افرادی ثروتمند محسوب میشوند؛ چرا که نذری که میکنند در خور شاهان بوده است، علاوه بر آن در دست بمونی که اسکندر در بیابان پیدا میکند، النگویی طلا میدرخشد و دیگر اینکه وقتی در قصه از دختر ماهیگیر صحبت میکند، به گونهای آن را میآورد که تقابل فقر و ثروت را میبینیم. دختر ماهیگیر، ضد قهرمان قصه است که هر چند مدتی جای بمونی را میگیرد؛ اما در نهایت به مجازات کارش میرسد. بمونی، شخصیت اصلی قصه بعد از پشت سر گذاشتن سختیهای بسیار به خواسته و مطلوب خود میرسد. اسکندر به عنوان مکمل شخصیت اول قصه، در ابتدا فریب دختر ماهیگیر را میخورد؛ اما در نهایت متوجه حقیقت میشود. این افسانه به نوعی به روابط و سنن ازدواج که دختر و پسری نادیده یکدیگر را قبول میکردند، اشاره دارد و معایب این ازدواج را به نوعی ذکر میکند. در مورد این مطلب در آداب و رسوم توضیح داده میشود. ¨ آداب و رسوم یکی از رسومی که در میان مردم رایج است. رسم نامگذاری کودکان بر حسب شرایط و موقعیتهای ویژه است، مثلا کودکی را که بعد از سالها یا بعد از مرگ فرزندان بسیارمتولد میشد بمونی، ماندنی و … میگذاشتند. «اگر اولاد پدر و مادری نمیمانند و زود میمیرند، آخرین اولادشان را اگر دختر باشد «بمانی خانم» و اگر پسر باشد «آقا مانده»، «خدا بگذار» یا «مانده علی» مینامند» (ماسه، ۲۵۳۵ (۱۳۵۵): ۴۹). در این قصه هم نام بمونی اشارهای به این رسوم است. در بخش طبقات اجتماعی، به نادیده ازدواج کردن جوانان در گذشته اشاره شد. در گذشته رسم بر این بوده که دختر و پسر گاه تا روز ازدواج یکدیگر را نمیدیدند و بزرگان خانواده همهی امور مربوط به ازدواج را انجام میدادند. هانری ماسه در کتاب معتقدات و آداب ایرانی در مورد این موضوع به تفصیل در بخش زناشویی توضیح داده است که برای جلوگیری از اطناب فقط به بخشی از آن اشاره میشود. «وقتی که مقدمات ازدواج انجام یافت، روزی را برای مراسم نامزدی و امضای عقدنامه تعیین میکنند. عجالتاً زن و شوهر هنوز همدیگر را ندیدهاند» (ماسه، ۲۵۳۵ (۱۳۵۵): ۷۶).
 در این قصه هم بمونی و اسکندر هرگز یکدیگر را ندیدهاند، به همین دلیل وقتی دختر ماهیگیر به جای بمونی به قصر اسکندر میرود، اسکندر متوجه نمیشود و با وی زندگی میکند. -وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت ___________________________ ■ عناصر روانشناسی این قصه، از لحاظ روانشناسی به قصهی ۱۱۴ و ۱۰۳ شبیه است. این قصه همان تکامل روانی را بیان میکند، با این تفاوت که در این قصه بمونی، یعنی شخصیت زن قصه به دنبال نیمهی دیگر وجودش رهسپار میشود. در راه اتفاقاتی برای وی شبیه به بلبل خیارک در قصهی ۱۱۴ میافتد. بمونی تغییر شکلهای مختلف میدهد تا اینکه سرانجام به واسطهی پیرزنی به هیئت انسانی در میآید و با آموختن رموز زناشویی، پنبه پاککنی، سرانجام به نیمهی دیگر وجودش میرسد. در قصهی ۱۱۴ و بمونی، قسمت خودآگاه ذهن مدتی را با ضد قهرمان میگذراند. این سرگرم شدن را میتوان پرداختن به امور مادی و غریزی توسط خودآگاه فرض کرد. وقتی که خودآگاه متوجه نیمهی واقعی وجودش میشود، آنها را رها کرده و تکامل روانی اتفاق میافتد. بلعیده شدن بمونی توسط گرگ با آنچه که در مورد بلعیده شدن در قصهی ۱۰۳ گفته شده، مطابقت دارد. در واقع بمونی برای کسب آمادگی باید به تولد ثانوی دست یابد، این بلعیده شدن و دوباره زاده شدن همان کسب تولد ثانوی است. ■ باورهای عامیانه و خرافی ______________ ■ سایر عناصر ___________ ۳-۱۱۷- بنهکی[۱۳] * خلاصهی قصه پدر و مادری با دخترشان بنهکی، زندگی میکردند. شبی پدر خانه نبود. مادر به دخترش گفت: «برو در را ببند». دختر گفت: « ننه بگذار این لا پنبه را بریسم، بعد در را میبندم». در این موقع مرد قویهیکل و درشتاندامی وارد اتاق شد و از آنها چای، قلیان، طعام و رختخواب برای خواب خواست. مادر بنهکی که مدام به او برای نبستن در غر میزد به مرد گفت: «ما همیشه قبل از خواب آب به سر میکنیم». دیگ آب جوشی حاضر کرد تا مرد قوی هیکل آب به سر بگیرد. مرد روی سنگی که دهانهی چاه با آن پوشانده شده بود، رفت. مادر بنهکی، آجری از زیر سنگ برداشت و مرد درون چاه افتاد. آنگاه دیگ آبجوش را روی سر مرد ریخت. ■ عناصر اساطیری ¨ شخصیتهای اساطیری ____________ ¨ کنشهای اساطیری ____________ ¨ موجودات و پدیده های اساطیری __________________ ■ عناصر اجتماعی ¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها این قصه شبیه قصهی نمکی و دیو است. در این قصه مادر و دختری در خانه تنها هستند. مادر دختر مدام به وی گوشزد میکند که در را ببندد؛ اما بنهکی مدام آنرا پشت گوش میاندازد تا اینکه مردی قوی هیکل وارد خانه میشود. در قصهی نمکی هم، نمکی در خانه را نمیبندد و دیوی وارد خانه شده، از آنجا که در قصههای عامیانه دیو معمولا به صورت جنس مذکر است، در قصهی بنهکی هم مرد قوی هیکل و درشتاندام میتواند همان دیو قصهی نمکی باشد. در قصهی« بنهکی» مرد از آنها قلیان و طعام و رختخواب میخواهد، در واقع این درخواست آخری به نوعی همخوابگی را به ذهن متبادر میکند و مادر بنهکی چون او را مقصر میداند، بنهکی را مسئول پذیرایی از مرد میکند. این دقیقا همان اتفاقی است که در قصهی نمکی میافتد. درآن قصه هم چون مادر، نمکی را مسئول باز ماندن در و ورود دیو به خانه میداند. وی را به پذیرایی و حتی همخوابگی با دیو وامیدارد. این دو قصه تا اینجا به هم شبیه هستند؛ اما در پایان قصهها تفاوتی دیده میشود. در این قصه، مادر خود اقدام به از بین بردن مرد قوی هیکل میکند؛ اما در قصهی نمکی، نمکی با دیو همراه میشود و در راه وی را فریب میدهد و به خانه باز میگردد. آنچه قابل توجه است، حاکم بودن روحیهی مادرسالاری در هر دو قصه است. ¨ آداب و رسوم ___________ ¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت ___________________________ ■ عناصر روانشناسی در تحلیل روانشناسی این قصه، توجه به عقدهای ادیپ، آنچه بتلهایم دشواریها و مشکلات ادیپی مینامد، ضروری است. میتوان چنین گفت که نبود پدر در خانه نوعی تمایل درونی برای پیوند با جنس مخالف در بنهکی به وجود میآورد و به همین دلیل در خانه را نمیبندد؛ اما وابستگی بنهکی به پدر و مادر همچنان وجود دارد، لذا مادر مرد قوی هیکل را از بین میبرد. به عبارتی مرد قوی هیکل به عنوان جنس مخالف نمیتواند نقش مثبتی در گذر بنهکی از عقدهی ادیپ داشته باشد. ■ باورهای عامیانه و خرافی ________________ ■ سایر عناصر __________ ۳-۱۱۸- بوتهی گل محمدی و هفت سرو * خلاصهی قصه بازرگانی هفت پسر داشت. روزی، میخواست به سفر رود و زنش حامله بود. به زن گفت:« اگر پسر زاییدی که هیچ، ولی اگر دختر آوردی، او را بکش». این را گفت و به سفر رفت. زن بازرگان دختری زایید. هفت برادر نگذاشتند که مادر، خواهرشان را بکشد. دختر را به پیرزنی دادند تا او را بزرگ کند. بعد از یک سال بازرگان بازگشت و سراغ بچه را گرفت. به او گفتند: «دختر بود و به حرفت او را کشتیم». بازرگان قبول کرد. یکی از همسایههای بدجنس حقیقت ماجرا را به بازرگان گفت. برادران قبل از اینکه بازرگان به خانه پیرزن برود، رفتند و خواهر را با خود بردند. آن شب، شب سردی بود. هفت برادر برای اینکه سرما به خواهرشان آسیبی نرساند، گرداگردش حلقه زدند. خواهر بوتهی گل محمدی و برادرها هفت سرو سبز شدند. روزی، بازرگان به بوتهی گل و هفت سرو برخورد کرد، میخواست از بوتهی گل، گل بچیند که بوتهی گل به سخن درآمد و از هفت سرو اجازه گرفت که آیا به بازرگان گل بدهد یا نه؟ هفت سرو پاسخ منفی دادند. بازرگان که متوجه شد، اینها فرزندانش هستند. ناراحت و غمزده به خانه برگشت. روز بعد، زن بازرگان برای چیدن گل رفت. اینبار هفت سرو اجازه دادند. زن وقتی به خانه بازگشت، به بازرگان گفت: «تو گناهکاری، باید از مال و ثروت آن قدر به مردم ببخشی تا تو را ببخشند». بازرگان چنین کرد و به مردم فقیر و بیچاره بسیار بخشید. او در دل از کردههایش پشیمان بود، بنابراین هفت سرو سبز و بوتهی گل هم به صورت اولشان درآمدند و به خانه برگشتند. ■ عناصر اساطیری ¨ شخصیتهای اساطیری _______________ ¨ کنشهای اساطیری _____________ ¨ موجودات و پدیده های اساطیری - تبدیل انسان به گیاه تبدیل شدن آدمی به گیاه، همانگونه که پیشتر هم گفته شد آیین ایزدان نباتی و قربانی کردن آنها و همچنین اسطوره ایشتر و دوموزی را به یاد میآورد ( رجوع شود به قصهی ۱۱۳). در این قصه هم، فرزندان بازرگان به دلیل تصمیم او مبنی بر کشتن دختر از خانه فرار میکنند و در راه به بوتهی گل و سرو تبدیل میشوند؛ اما بعد از پشیمانی پدر به حالت نخست بازگشته و به خانه برمیگردند. عناصر اجتماعی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Ebbs, S.D., Lasa, M.M. Brady, D.J., Cornish.J., Gordon.R., Kochion, L.V., 1997. Journal of Environmental Quality, V26: 5p.1424(7). Ensley, B. D. (2000). Rationale for use of phytoremediation. In I. Raskin, & B. D. Ensley (Eds.), Phytoremediation of toxic metals: Using plants to clean.up the environment (pp. 12- 3). New york: Wiley EPA – ۱۹۹۹ – Phytoremediation Resource Guide – United States Environmental Protection Agency EPA – ۲۰۱۲ – A citizen`s guide to phytoremediation – United States Environmental Protection Agency Epstein, Emanuel. 1972. Mineral Nutrition of Plants: Principles and Perspective,Wiley, New York, 1972. Evans, C. S., Asher, C., & Johnson, C. M. (1968). Isolation of dimethyl diselende and other volatile selenium compounds from Astragalus racemosus (Pursh.) Aust. Journal of Biological Sciences, 20- 13, 21. Facchinelli, A., Sacchi, E., Mallen, L., 2001. Multivariate statistical and GIS –based approach to identify heavy metal sources in soils, Journal of Environmental Pollution, 114, 313-324. Fischerova, Z., Tlustos, P., Szakova, J. and Sichorova, K. 2006. A comparison of phytoremediation capability of selected plant species for given trace elements. Environment Pollution, 144: 93-100. Flatman, P. E., & Lanza, G. R. (1998). Phytoremediation: Current views on an emerging green technology.Journal of Soil Contamination, 432- 415, (4)7. Gallego, J.L.R., Ordonez, A., Loredo, J., 2002. Investigation of trace element sources from an industrialized area (Aviles, northern Spain) using multivariate statistical methods, Journal of Environment International, 27, 589–۵۹۶٫ Gardea–Torresdey, J. L., J. R. Peraha–Videa, G. D. L. Rosa, J. G. Parsons. 2005. Phytoremediation of heavy Ghaderian, S. M., Hemmat, G. R., Reeves, R. D. and Baker A. J. M. (2007) Accumulation of lead and zinc by plants colonizing a metal mining area in Central Iran. Journal of Applied Botany and Food Quality 18: 145-150. Ghiwa M. N, Voleskey, B., 2009. Toxicity and sources of Pb, Cd, Hg, Cr, As, and Radionuclides in the Environment: 13-61. Ghosh M, Singh S. 2005. A review on phytoremediation of heavy metals and utilization of it’s by products. Applied Ecology and Environmental Res 2005; 3(1): 1-18. Glass, D. J. (1999). U.S. and international markets for phytoremediation, 2000- 1999 (p. 266). Needham, MA: D. Glass Associates. Gosh, M. and Singh, S.P., 2005. A review on phytoremediation of heavy metals and utilization of its hypoducts. Applied ecology and environmental research, 3(1): 1-18. Groppa, M. D., M. L. Tomaro, M. P. Benarides. 2007. Polyamines and heavy metal stress: the antioxidant Grytsyuk, N., Arapis, G., Perepelyatnikova, L., Ivanova, T. and Vynogradska, V. (2006) Heavy metals effects on forage crops yields and estimation of elements accumulation in plants as affected by soil. Science of Total Environment, 354: 224-231. Hannigan,M.2002. EnvironmentalToxicology. http://www.cluin.org/download/ remed/ introphyto.pdf. Hassan, M. J., G. Zhang, F. Wu, K. Wei and Z. Chen. 2005. Zinc alleviates growth inhibition and oxidative stress caused by cadmium in rice. J. Plant Nutr. Soil Sci. 168: 255-261. Heaton, A. C. P., Rugh, C. L, Wang, N., & Meagher, R. B. (1998). Phytoremediation of mercury. And methyl mercurypolluted soils using genetically engineered plants. Journal of Soil Contamination, 510- 497, 74. Heinrichs, H. 1989. Aufschlussverfahren in der analytischen. Geochemic (Teily). Labor Praxis 12/ 89: 1140- 1146. Hinchman, R., and Cristiana Negri, N. (2002). Using green plants to clean up contaminated soil,groundwater and wastewater, Agronne National Laboratory and Applied Natural Sciences Inc, USA. Huang , Kuo-Ming , Saulwood Lin. 2003. Consequences and implication of heavy metal spatial variations in sediments of the Keelung River drainage basin, Taiwan. Chemosphere, Volume 53, Issue 9, December 2003, Pages 1113-1121 Hulme, K.A., Hill, S.M., 2004. Seasonal element variations of Eucalyptus Camaldulensis biogeochemistry and implications for mineral exploration: an example from teilta, Curnamona Province, Western NSW. Regolith. International Journal of Agriculture and Biology 9(3):462-465. Hutchinson T.C. 1979. Copper contamination of ecosystem caused by smelter activities. In: Copper in the Environment. Part I: Ecological Cycling, ed. J.O. Nriagu, 451–۵۰۲, Wiley, New York. Imperato, M., Adamo, P., Naimo, D., Arienzo, M., Stanzions, D. and Violante, P. 2003. Spatial distribution pf heavy metals in urban soils of Naples city (Italy). Environmental Pollution, 124: 247-256. Ismails assessment of Heavy metal Pollution in mangrave habitat of Karachi and Vicinity. 2002. Tnesis submitted for the fulfillment of the degree pf p.h.d. botany department, Karachi University: 1-173 Jaja, E. T. and Odoemena, C. S. I. (2004) Effect of Pb, Cu and Fe compounds on the germination and early seedling growth of tomato varieties. Journal of Applied Sciences and Environmental Management 8(2): 51-53. Jian, Xingyu., & Wang, Ch. 2008. Zinc distribution and zinc-binding forms in Phragmites australis under zinc pollution. J. Plant Physiology, 165(8): 697-704. John R., Ahmad, P., Gadgil, K. and Sharma, S. (2008) Effect of cadmium and lead on growth, biochemical parameters and uptake in Lemna polyrrhiza L. PLANT SOIL ENVIRON., 54 (6): 262 270 Joonki, Y., Xinde, C., Qixing, Z. and Lena, Q. (2006) Accumulation of Pb, Cu, and Zn in native plants growing on a contaminated Florida site. Science of the Total Environment 368: 456-464. Kabata-Pendias A., Sadurski W. 2004. Trace elements and compounds in soil. In: Elements and Their Compounds in the Environment, 2 eds. E. Merian, M. Anke, M. Ihnat, M. Stoeppler, 79–۹۹, Wiley-VCH, Weinheim. Kabata-Pendias, A. 2011. trace elements in soils and plants. Fourth edition, CRC Press, Taylor & Francis Group, New york, 505 pp. Kadirvela, K. Thamaraiselvi, K. Namasivayam, C. 2001. “Removal of heavy metals from industrial wastewaters by adsorption onto activated carbon prepared from an agricultural solid waste” j.Bioresource Technology 76(2001)63-65. Kenish, M. J., 1992. Ecology of Estuaries: anthropogenic effect. CRC Press: Boca Raton Khan AG. Role of soil microbes in the rhizospheres of plants growing on trace metal contaminated soils in phytoremediation. J Trace Elem Med Biol 2005; 18(4): 355-64. Khan, S., I. Ahmad, M. Tahir Shah, S. Rehman & A. Khaliq, 2009. Use of constructed wetland for the removal of heavy metals from industrial wastewater. J. environmental management, 90(7): 3451-3457. Khodaverdiloo H and Homaee M, 2008. Modeling of cadmium and lead phytoextraction from contaminated soils. Polish Journal of Soil Science 41:149-162. Kumar, P. B. A. N., Dushenkov, V., Motto, H., & Raskin, I. (1995). Phytoextraction: The use of plants to remove heavy metals from soils. Environmental Science and Technology, 1238- 1232, (5)29. Kupper, H., Zhao, F. and McGrath, S. (1999) Cellular compartmentation of zinc in leaves of the hyperaccumulator Thlaspi caerulescens. Plant Physiology 119: 305-311. Kwong, Y.T.J., Roots, C.F., Roach, P.and Kettley, W. 1997. Post-mine, metal transport and attenuation in theb Keni Hill mining district, central Yukon, Canada. Environ. Geol. 30(1,2):98-107. Lalor, G. C. (2008). Review of cadmium transfers from soil to humans and its health effects in the Jamaican environment. Science of the Total Environment, 400, 162–۱۷۲٫ Levy DB, Redente EF, Uphoff Gd. 1999. Evaluating the phytotoxicity of Pb–Zn tailings to big bluesteam (Andropogon gerardii vitman) and switchgrass (Panicum virgatum L.). Soil Sci 1999;164: 363–۷۵٫ Li, M., Eriksson, S., Nesly, H. 1996, The Effect of soil type on Cadmium uptake in sunfbwer plants in North Dakota and Minnesota. J. Plant and Soil, 167: 255- 264. Li, M.S. Luo, Y.P. Su, Z.Y. 2007. Heavy metal concentrations in soils and plant accumulation in a restored manganese mineland in Guangxi, South China. Environmental Pollution, 147: 168 – ۱۷۵٫ Li, Y. M., Chaney, R. L., Angle, J. S., & Baker, A. J. M. (2000). Phytoremediation of heavy metal contaminated soils. In D. L. Wise et al. (Eds.), Bioremediation of contaminated soils. New York: Marcel Dekker. Lide. D. R., 2001. Handbook of chemistry and physics, 75 nd Edn. CRC press. Bocaraton. 886p. Iimura, K., Ito, H., Chino, M., Morishita, T., and Hirata, H.1977. Behavior of contaminant heavy metals in soil-plant system, in Proceedings International Seminar. SEFMIA, Tokyo, 357p. Liphadzi MS, Kirkham MB. Availability and plant uptake of heavy metals in EDTA-assisted phytoremediation of soil and composted biosolids. South African Journal of Botany 2006; 72(3): 391-7. Logan E. M, Pulford I. D., Cook G. T. and MacKenzie A. B. Complexation of Cu2+ and Pb2+ by peat and humic acid. European Journal of Soil Science. 1997, 48, 685-696.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- شاخص چهار شهر مهتا:
- شاخص موما و الوصابی:
- شاخص تمرکز هرفیندال: از این شاخص واسه بررسی اندازه تمرکز در کل نظام شهری و اینکه درمقاطع جور واجور وقتی از شدت تمرکز کم شده و نظام شهری به سمت تعادل نسبی پیش میره یا نه استفاده می شه (زبردست، ۱۳۸۶: ۳۵؛ رهنمایی، ۱۳۹۰: ۱۶). طبق فرمول برابر با جمعیت شهرهای شهرستان به ترتیب از اول تا آخر هم برابر کل جمعیت همه شهرهای منطقه مورد مطالعه س.
- شاخص هندرسون: در این شاخص هم، برابر با جمعیت شهرهای شهرستان به ترتیب از اول تا آخر میباشه. هم برابرمجموع جمعیت همه شهرهای شهرستان میباشه.
۳ -۲ -۳ - سازمان یافتگی مکانای مرکزی منظور از این معنی اینه که شبکه شهری و هم شبکه دهاتی ناحیه چقدر براساس نظام کارکردی و خدمات رسانی به صورت سلسله مراتبی سازمان پیدا کرده. پارگی در نظام سکونتگاهی ناحیه هست یا نه. سطوحی از نظام مراکز دهاتی شکل گرفته یا نه که میشه با به کار گیری شاخص مرکزیت محاسبه کرد. روستاهای ناحیه ای دارای سلسله مراتب نظام یافته از نظر کارکرده و روستاهای بالاتر در شبکه دهاتی از نظر سطح کارکردی پخش مناسبی در سطح ناحیه دارن یا نه. - ضریب مکانی و شاخص مرکزیت: جمع عملکردها در تموم نواحی/۱۰۰=C i ضریب مکانی تعداد عملکردای مورد نظر تو یه ناحیه * ضریب مکانی = شاخص مرکزیت ۳ -۳ - روش تحقیق این تحقیق به تحلیل نظام سکونتگاه های شهری و دهاتی استان فارس می پردازه و شهرستان لارستان هم مثلا موردی، مورد بررسی قرار میگیره. با در نظر گرفتن وجود موضوع، نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی اون «توصیفی – تحلیلی» است. ۳ -۴ - روش جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات بخشی از اطلاعات و داده های لازم از راه کتابخونه ای و با مراجعه به سازمانا وگزارشا و منابع موجود بدست میاد. اطلاعات و داده های لازم هم به شکل متن، جدول آماری، عکس و نقشه های رقومی جمع آوری شده و به شکل نرم افزارای Word، Excel ، GIS ذخیره و پردازش گردید. ۳ -۵ - روش موشکافی و آزمون فرضیه ها واسه موشکافی اطلاعات در این تحقیق، با در نظر گرفتن فرضیه ها، هم از تحلیل کمی و هم از تحلیل کیفی استفاده می شه. روش های تحلیل دادهها متناسب با فرضیههای تحقیق به توضیح زیر میباشه: - فرضیه اول: از راه روشهای آنتروپی، شاخص مرکزیت، شاخص هندرسون و ضریب پخش؛ - فرضیه دوم: از راه شاخصای اول شهری مثل شاخصای اول شهر، دوشهر، چهارشهر مهتا، چهارشهر کینزبرگ، ضریب کشش پذیری، ضریب پاره تو و شاخص تمرکز هرفیندال؛ - فرضیه سوم: از راه شاخص مرکزیت و توابع تحلیلی GIS. فصل چهارم یافته ها و آزمون فرضیه ها مقدمه در این فصل جهت بررسی مسئله تحقیق و آزمون فرضیه ها برابر تعریف عملیاتی و روشای بیان شده در فصل روش شناسی به موشکافی داده های جمع آوری شده پرداخته شده. محتوای فصل به ترتیب براساس فرضیه های تحقیق عنوان گذاری و یافته های تحلیل و آزمون فرضیه ها بیان شده. در واقع در روش تحقیق علمی بهتره که یافته ها و یافته های تحلیل داده ها متناسب با هر فرضیه دسته بندی و به صورت منظم و به همراه آزمون اون فرضیه آورده شه. چون که تحقیق علمی چیزی منظم و هدف دار و سیستماتیکه. ۴ -۱ - پخش و تعادل و تراکم فضایی جمعیت و سکونتگاه ها ۴ -۱ -۱ - تقسیمات سیاسی شهرستان و پخش جمعیت شهری و دهاتی براساس سرشماری سال ۱۳۹۰ و تقسیمات سیاسی سال ۱۳۸۹ در شهرستان لارستان، جمعیت شهرستان ۲۲۶۸۷۹ نفر که از این تعداد ۱۳۳۰۱۴ نفر در مناطق شهری و ۹۳۸۰۳ نفر در مناطق دهاتی سکن بودن. در این شهرستان ۸ نقطه شهری و ۱۳ دهستان و ۶ بخش و ۴۰۱ آبادی که از این تعداد ۱۸۸ آبادی دارای ساکنان و ۲۱۳ آبادی خالی از سکنه س (جدول ۴- ۱ و ۴- ۲). پخش جمعیت شهرستان برابر نبوده و کلی جمعیت در شهر لار تمرکز پیدا کردن. از جمعیت کل شهرستان، شهر لار با ۲۸٫۸۴ درصد، شهر اوز ۹٫۸۷ درصد بیشترین جمعیت رو به خود اختصاص داده اندو کمترین تراکم جمعیت رو در شهرهای عماده ۱٫۹۸ درصد، لطیفی ۲٫۹۳ درصد هست (شکل می خواد). از نظر سلسله مراتب جمعیتی بعد از شهر لار به ترتیب شهرهای اوز، بنارویه، جویم، بیرم، خور، لطیفی و عماده قرار دارن. شهرهای شهرستان لارستان از نظر تراکم جمعیتی در رتبه های بسیار پایینی قرار دارن و این روند نشون دهنده شرایط نامساعد جغرافیایی و پایین بودن امکانات و دور بودن از مرکز استانه. علاوه بر این پخش جمعیت در شهرها و مناطق شهری شهرستان لارستان یکنواخت نیس. در پخش جمعیت مناطق دهاتی هم، این روند جور واجور رو میشه دید. جدول (۴ -۱) تقسیمات سیاسی شهرستان لارستان
| شهرستان لارستان |
مساحت |
جمعیت |
تقسیمات کشوری (تعداد) |
شهر و جمعیت شهری (تعداد) |
داهات و جمعیت دهاتی (تعداد) |
| بخش |
دهستان |
آبادی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻓﺼﻞ ﭘﻨﺠﻢ- ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮي و ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدات
-
- ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻓﺮﻋﯽ -1-3 ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺗﺤﻮل ﮔﺮا ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ
ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻌﻨﯽ داري دارد
-
- ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻓﺮﻋﯽ -2-3 ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺗﺒﺎدل ﮔﺮا ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ
ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻌﻨﯽ داري دارد
-
- ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻓﺮﻋﯽ -3-3 ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي اﻧﻔﻌﺎﻟﯽ ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﺗﺎﺛﯿﺮ
ﻣﻨﻔﯽ و ﻣﻌﻨﯽ داري دارد ﻓﺮﺿﯿﻪ اﺻﻠﯽ -4 ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ 13 از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﺶ از ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ اﺳﺖ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻓﺮﻋﯽ -1- 4 ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ از
-
- ﻃﺮﯾﻖ ﺑﻌﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎري ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﺶ از ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ اﺳﺖ
ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻓﺮﻋﯽ -2-4 ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ از ﻃﺮﯾﻖ
-
- ﺑﻌﺪ راﺑﻄﻪ اي ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﺶ از ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ اﺳﺖ
ﻓﺮﺿﯿﻪ ﻓﺮﻋﯽ -3-4 ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ از ﻃﺮﯾﻖ
-
- ﺑﻌﺪ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﺶ از ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ اﺳﺖ
ﺟﺪول : 1-5 ﻧﺘﺎﯾﺞ آزﻣﻮن ﻓﺮﺿﯿﺎت -4-5 اراﺋﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدات ﮐﺎرﺑﺮدي ١٦٠ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻓﺮﺿﯿﻪ رد ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻓﺮﺿﯿﻪ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻓﺮﺿﯿﻪ در اﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺳﻌﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻖ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﻫﺎي ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﭘﯿﺸﻨﻬﺎداﺗﯽ اراﺋﻪ ﮔﺮدد. .1 ﺑﺮاي ﺗﺮﻏﯿﺐ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﻪ ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي، رﻫﺒﺮي ﺗﺤﻮل ﮔﺮا ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽ ﮔﺮدد ﻣﺪﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ داراي ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺗﺤﻮل ﮔﺮا ﻫﺴﺘﻨﺪ آﻧﺮا ﺣﻔﻆ ﮐﺮده و در ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺒﻮد آن ﺑﺮآﯾﻨﺪ. ﻣﺪﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺗﺒﺎدل ﮔﺮا را ﺑﺮﮔﺰﯾﺪه اﻧﺪ آﻧﺮا ﺑﻪ ﺗﺤﻮل ﮔﺮا ﺗﻐﯿﯿﺮ دﻫﻨﺪ و ﻣﺪﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي اﻧﻔﻔﻌﺎﻟﯽ را اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻤﻮده اﻧﺪ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﺛﺮ ﻣﻨﻔﯽ اﯾﻦ ﺳﺒﮏ ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ، در راه ﺗﻐﯿﯿﺮ آن ﺑﻪ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺗﺤﻮل ﮔﺮا ﻗﺪم ﮔﺬارﻧﺪ. ﻓﺼﻞ ﭘﻨﺠﻢ- ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮي و ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدات ١٦١
-
- ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻘﺸﯽ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﮔﺮ را در راﺑﻄﻪ ﻣﯿﺎن ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي و ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ دارا ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽ ﮔﺮدد ﺑﺮاي ﺗﺮﻏﯿﺐ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﻪ ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ، ﻣﺪﯾﺮان ﺑﺎ ﺑﻬﺒﻮد و اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺳﺎزﻣﺎن، ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮔﺮ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﻀﺎﻋﻔﯽ ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ.
-
- ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽ ﮔﺮدد ﺑﺮاي ﺑﻬﺒﻮد و اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺳﺎزﻣﺎن، ﻣﺪﯾﺮان ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ رﻓﺘﺎر ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ﮐﻪ در ﻧﻈﺮ ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺸﺎن داراي ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي ﺗﺤﻮل ﮔﺮا ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ. در اﯾﻦ راﺳﺘﺎ او ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ زﻣﺎﻧﯽ را ﺑﻪ آﻣﻮزش و ﭘﺮورش ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺶ اﺧﺘﺼﺎص دﻫﺪ؛ درﺑﺎره ارزﺷﻬﺎ، اﻫﺪاف، آﯾﻨﺪه ﮐﺎري و ﻧﺤﻮه اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫﺎ ﺑﺎ آﻧﺎن ﮔﻔﺘﮕﻮ ﮐﻨﺪ؛ ﻧﻈﺮات آﻧﺎن را در زﻣﺎن ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﻫﺎي ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﺶ ﺟﻮﯾﺎ ﺷﻮد؛ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻓﺮدي ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﻪ دارد رﻓﺘﺎر ﻧﻤﺎﯾﺪ؛ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ از ﺧﻮد ﺻﻼﺑﺖ و اﻃﻤﯿﻨﺎن ﻧﺸﺎن دﻫﺪ.
-
- ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﻬﺒﻮد و اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺳﺎزﻣﺎن ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽ ﮔﺮدد ﻣﺪﯾﺮان ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ارﺗﻘﺎي رواﺑﻂ ﮐﺎري و اﯾﺠﺎد ﺳﺎﺧﺘﺎر ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﮐﻨﻨﺪه ﺗﺮي در ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﮐﺎرﻫﺎي ﺗﯿﻤﯽ را ﮔﺴﺘﺮش دﻫﻨﺪ؛ ﺑﻪ اﯾﺠﺎد ﺑﺴﺘﺮﺳﺎزي ﺑﺮاي اﻓﺰاﯾﺶ اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﯿﺎن اﻓﺮاد ﺑﭙﺮدازﻧﺪ؛ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ در ﮔﺴﺘﺮش ارزﺷﻬﺎي ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﺸﺘﺮك در ﻣﯿﺎن ﮐﺎرﻣﻨﺪان و ﺑﺎزﮔﻮ ﮐﺮدن و ﯾﺎدآور ﺷﺪن اﻫﺪاف ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻣﺸﺘﺮك ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﮐﻮﺷﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
-5-5 ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدات ﺑﺮاي ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت آﺗﯽ .1 ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺪل رﻓﺘﺎر ﻣﻨﻄﻘﯽ و ﻣﺪل رﻓﺘﺎر ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﺷﺪه در ﻓﺼﻞ دوم، ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽ ﮔﺮدد ﮐﻪ در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت آﺗﯽ ﺑﺮرﺳﯽ ﮔﺮدد ﮐﻪ ﺣﺎل ﮐﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺳﺒﮏ رﻫﺒﺮي و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺮ ﻧﯿﺖ ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﻣﻮرد ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ، آﯾﺎ اﯾﻦ اﻋﻤﺎل در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ رﻓﺘﺎر ﺗﺴﻬﯿﻢ داﻧﺶ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﯾﺎ ﺧﯿﺮ. ﻓﺼﻞ ﭘﻨﺠﻢ- ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮي و ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدات ١٦٢
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اپوکسی اپوکسی
۱۹ ۱۹ ۱۹ ۱۹ ۹ ۹ ۹ ۹
۳-۲ طرح آماری در این بررسی از آزمون فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی استفاده گردید. با توجه به عوامل متغیر و سطوح مربوطه ۸ تیمار حاصل شد که از هر شرایط ۵ بار تکرار شد. درتجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری minitab استفاده گردید. این تحقیق در قالب طرح آزمایشی فاکتوریل و با سه متغیر و به کمک تجزیه و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحقیق قرار گرفت. با بهره گرفتن از این روش آماری، تاثیر مستقل و متقابل هر یک از عوامل متغیر بر خواص مورد مطالعه در سطح اعتماد ۹۵ درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جدول ۳-۱ تیمارهای مورد مطالعه را نشان میدهد. ۳-۱ تهیه مواد اولیه در این پژوهش برای ساخت چند سازه پانل ساندویچی، از چوب پالونیا به عنوان لایه مغزی و الیاف شیشه به همراه دو نوع رزین پلی استر و اپوکسی به عنوان تقویت کننده در لایه رویی پانل مورد استفاده قرار گرفت.
 برای تهیه هر کدام از موارد فوق، مراحل زیر صورت گرفت: ۳-۱-۱ پالونیا گونه مورد استفاده گونه P.Fortunei پانزده ساله بود که در جنگل تحقیقاتی شصت کلاته وابسته به دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان کشت شده است. این گونه مراحل آزمایشی خود را به خوبی سپری کرده است و دارای خصوصیاتی منحصر به فرد مانند سرعت رشد، آسانی کشت، سبکی و استحکام است. ۳-۱-۲ الیاف شیشه برای این تحقیق از لایه های الیاف شیشه بریده شده از نوع E-glass، محصول Exssonکره جنوبی استفاده شد. دو نوع الیاف شیشه حصیری[۱۰۸] و سوزنی[۱۰۹] برای این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. لایه های الیاف شیشه به ابعاد طولی ۵۰×۱۰ سانتی متر برش خوردند و به تعداد مورد نظر برای هر پانل (۱۰ عدد لایه) تهیه گردیدند. تعداد لایه های نوع سوزنی (نمد) که به صورت خالص برای پانل ها به کار رفتند، ۵ عدد در هر رویه بود و در پانل هایی که از لایه های الیاف شیشه به صورت ترکیبی استفاده شد، به صورت سه لایه سوزنی و دو لایه حصیری در هر رویه بود. شکل۳- ۱ ترتیب قرار گرفتن لایه های الیاف شیشه در سطوح پانل ساندویچی شکل۳-۲ نمونه ای از دو نوع الیاف شیشه مورد استفاده در ساخت پانل ساندویچی ۳-۱-۳ نوع و مقدار مصرف رزین در این تحقیق از رزین های پلی استر و اپوکسی استفاده گردید. مقدار رزین مصرفی با توجه به ابعاد سطح هر رویه (۵۰×۱۰سانتی متر مربع) و ضخامت آن (۵/۲ میلی متر) حدود ۲۵۰ گرم برای هر رویه نظر گرفته شد. ۳-۱-۳-۱ رزین اپوکسی رزین اپوکسی یا اپوکساید مورد استفاده در این تحقیق با مارک هانستمن ترکیه[۱۱۰] از نوع HY950©Ren بود که به صورت دو جزئی مورد استفاده قرار گرفت. این رزین جزء چسبنده های قوی است و به همراه کاتالیزور یا همان هاردنر به سرعت پلیمر شده و به گیرایی لازم میرسد. این رزین علاوه بر استفاده در الیاف شیشه ها جزء اتصال دهنده های چوب و الیاف نیز به شمار میآید]۱۴[. مشخصات فنی رزین اپوکسی مورد استفاده به شرح جدول ۳-۳ میباشد. جدول ۳-۳ مشخصات رزین اپوکسی مصرفی کمیت فیزیکی واحد مشخصات شکل ظاهری — زرد کمرنگ شفاف ویسکوزیته mPa 470-370 دانسیته g/cm3 ۱ زمان انعقاد در C˚ h 5/0 زمان سخت شدن h 24 ۳-۱-۳-۲ سخت کننده جهت پلیمریزاسیون رزین اپوکسی جهت گیرایی رزین اپوکسی به کاررفته در این تحقیق، از سخت کننده F205 ساخت شرکت Hexion ترکیه استفاده شد. نسبت اختلاط وزنی سخت کننده به رزین ۱۵ به ۱۰۰ درصد بود. ۳-۱-۳-۳ رزین پلی استر رزین پلی استر مورد استفاده در این تحقیق با مارک تابا از کارخانه اصفهان بود. طبق مشخصات فنی این رزین، این محصول پوششی شفاف، براق و سخت مانند شیشه روی سطح چوب تشکیل می دهد که بسیار مقاوم است و چوب را از تاثیر عواملی نظیر آب، مواد شوینده و آلودگی شیمیایی به خوبی حفظ میکند. این رزین برای زیبایی و حفاظت سطوح چوبی، بویژه در مکان هایی که جلای پایدار سطح مورد نیاز است به کار میرود و مصرف عمده آن در صنایع چوب و مصنوعات چوبی است. مشخصات فنی این رزین به شرح جدول ۳-۴ میباشد. جدول ۳-۴ مشخصات رزین پلی استر مصرفی کمیت فیزیکی واحد مشخصات شکل ظاهری — بیرنگ ویسکوزیته ثانیه ۴۰ دانسیته g/cm3 ۰۵/۱ زمان انعقاد در C˚ h 1 زمان سخت شدن h 25 ۳-۱-۳-۴ کاتالیزور جهت سرعت واکنش رزین پلی استر جهت گیرا شدن رزین نیاز به یک مرکز فعال (رادیکال) است تا واکنش پلیمریزاسیون آغاز شود که این نقش را کاتالیزورها ایفا میکنند. گیرا شدن رزین بلافاصله بعد از اضافه کردن کاتالیزور شروع میشود. سرعت واکنش گیرا شدن بستگی به نوع رزین و میزان فعالیت کاتالیزور دارد. مقدار کاتالیزور، زمان ژل شدن و سرعت سخت شدن را کنترل میکند. مقدار کاتالیزور از آن جهت که تعیین کننده میزان اتصالات عرضی است بهتر است بدون تغییر در نظر گرفته شود.]۶[. کاتالیزور مورد استفاده در این تحقیق متیل اتیل کتون پراکسید[۱۱۱] بود که به میزان ۲ درصد وزن پلی استر، به آن افزوده شد و به خوبی با پلی استر موجود در بشر مخلوط گردید. ۳-۱-۳-۵ شتاب دهنده جهت پلیمریزاسیون رزین پلی استر برای گیرا شدن رزین پلی استر در دمای محیط بایستی همراه با کاتالیزور از یک شتاب دهنده نیز استفاده کرد. شتاب دهنده ها باید کمی قبل از استفاده به رزین اضافه شوند. ترکیبات شیمیایی زیادی به عنوان شتاب دهنده میتوانند مورد استفاده قرار میگیرند. مهمترین نوع شتاب دهنده ها آنهایی هستند که بر پایه صابون های قلع، کبالت و یا بر پایه آمینهای نوع سوم میباشند]۶[.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(شکل۱-۲) دیاگرام اجرایی تحقیق فصل دوم مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
در این فصل ابتدا محقق به تشریح دو موضوع اصلی مدنظر تحقیق یعنی چابکی سازمانی و اعتماد عمومی پرداخته و سپس پیشینه موضوعات مرتبط و یا نزدیک به موضوع تحقیق را بررسی کرده است.شینسازمانها عموماً از جنبههای رقابتی مختلفی همچون هزینه، کیفیت، تحویل، انعطافپذیری و این قبیل موارد با یکدیگر به رقابت میپردازند (ویل رایت، ۱۹۸۴). امروزه محیط و شرایط فوقالعاده رقابت با تغییر و تحول مداوم و غیر قابل پیشبینی بودن بازار مشخص میشوند. پیچیدگی تکنولوژیهای پیشرفته، کوتاه و کوتاهتر شدن چرخه عمر محصولات، نیازمندیهای متمایز مشتریان و گسترش میل به تنوعخواهی و تقاضا برای محصولات متنوع در بازار جهانی شفافیت بازار را تقلیل داده و بر عدم اطمینان آن افزوده است. در چنین شرایط متغیر و فراگیر، سازمانهای موفق برای حفظ توان رقابتی خود باید خود را با شرایط متلاطم و متحول محیط کسب و کار منطبق نموده و چابک عمل نمایند. و این مستلزم اتحاد سازمانها با تامین کنندگان و مشتریانشان در جهت دستیابی به سطوح بالاتر چابکی میباشد. به بیان دیگر زنجیره چابک (ACS)[15]به عنوان یک استراتژی برنده برای رهبران سازمان محسوب میگردد. یوسف و همکارانش در سال ۲۰۰۴ از ترکیب مفهوم چابکی و زنجیره تامین به عنوان مزیت عمده رقابتی امروز یاد میکنند. زنجیره تامین چابک قادر است به سطح بالای پویایی در عملکرد رقابتی دست یافته و بر شرایط غیر منتظره و تجربه نشده کسب و کار فایق آید.

۲-۱- مدیریت زنجیره تأمین
اصطلاح مدیریت زنجیره تأمین[۱۶](SCM) اولین بار در اوایل دهه ۸۰ میلادی توسط مشاوران مدیریت مورد استفاده قرار گرفت. این مفهوم در بدو پیدایش عمدتاً برای تبیین منافع یکپارچهسازی حوزههای کارکردی درونی یک بنگاه همچون خرید، تولید، لجستیک و بازاریابی به کار گرفته میشد. در دهه ۹۰ به همراه بهبود در فرآیندهای تولید و به کارگیری الگوهای مهندسی مجدد، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرآیندهای داخلی و انعطافپذیری کافی نیست بکله تأمین کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید نمایند و توزیعکنندگان محصولات هم باید ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با خطمشیهای توسعهای داشته باشند. با چنین نگرشی رویکرد مدیریت زنجیره تأمین پا به عرصه وجود نهاد. از طرف دیگر با توسعه سریع فناوری اطلاعات در سالهای اخیر و کاربرد سریع آن در مدیریت زنجیره تأمین بسیاری از فعالیتهای اساسی مدیریت زنجیره تأمین با روشهای جدید در حال انجام است. مدیریت زنجیره تأمین بسیاری از مفاهیم مدیریتی را با هم تلفیق نموده است از جمله تولید به هنگام[۱۷]، کنترل کیفیت جامع[۱۸]، مدیریت کیفیت جامع[۱۹]، مدیریت مبتنی بر زمان[۲۰]، تفکر ناب[۲۱]، مدیریت مبتنی بر فعالیت و مهندسی مجدد فرایند کسب و کار[۲۲] (شکل ۲-۱). که تمامی آنها مبتنی بر تجزیه و تحلیل و ارتقاء فرایند کسب و کار میباشند (ایسکانیوس، ۲۰۰۶). ۱۹۷۰ ۱۹۸۰ ۱۹۹۰ ۲۰۰۰ شکل ۲-۱- مفاهیم مدیریتی نهفته در SCM (ایسکانیوس، ۲۰۰۶)
۲-۱-۱- تعاریف زنجیره تأمین
تاکنون تعاریف بسیاری برای مدیریت زنجیره تأمین SCM بیان شده است. به طور مثال کوپر و همکاران در سال ۱۹۹۷، SCM را یکپارچگی فرآیندهای کلیدی کسب و کار از مشتری نهایی تا اولین تأمین کننده تعریف نمودهاند که باعث فراهم آوردن محصولات خدمات و اطلاعات و همچنین ایجاد ارزش برای مشتریان یا سهامداران میگردد (کوپر، ۱۹۹۷). کریستوفر، مدیریت زنجیره تأمین را به عنوان شبکهای از سازمانهای متصل به هم از طریق (ارتباطات رو به بالا و رو به پایین) در قالب فرآیندها و فعالیتهای مختلف که هدف آنها خلق ارزش در محصولات و خدمات ارائه شده به مشتریان نهایی میباشد معرفی کرده است (کریستوفر،۱۹۹۸). نکته اساسی در این تعریف تأکید بر این است که طراحی یک زنجیره تأمین باید براساس ارضای نیازهای مشتری نهایی سازمان باشد در واقع مشتریان بخش جداناپذیر زنجیره تأمین میباشند. لی در سال ۲۰۰۰، SCM را به صورت وظیفه یکپارچهسازی واحدهای سازمانی در طول زنجیره تأمین و هماهنگسازی جریانهای مواد، اطلاعات و مالی به منظور برآوردن تقاضای مشتری نهایی و با هدف بهبود رقابتپذیری یک زنجیره تأمین تعریف می کند. استدلر، مدیریت زنجیره تأمین را اینگونه بیان میکند: مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از ادغام واحدهای سازمانی در قالب یک زنجیره تأمین و هماهنگی مواد، اطلاعات و جریانهای مواد به منظور ارضای نیازهای مشتریان نهایی برای به دست آوردن مزایای رقابتی(استدلر، ۲۰۰۵). استدلر با بهره گرفتن از تعریفی که از مدیریت زنجیره تأمین ارائه کرد خانه مدیریت زنجیره تأمین را به شکل زیر ارائه داد (شکل ۲-۲).
| |
رقابتپذیری |
|
| خدمات مشتری |
| یکپارچهسازی |
|
هماهنگسازی |
| انتخاب شرکا |
استفاده از IT و ارتباطات |
| همکاری بین سازمانی و درونسازمانی |
فرآیندگرایی |
| رهبری |
برنامهریزی پیشرفته |
| فونداسیون |
| لجستیک، بازاریابی، تحقیق در عملیات، تئوری سازمانی، خرید، عرضه، … |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زنخزن: طعنه زن، بیهودهگو، لافزن سپاری: به هندی فوفل باشد و آن چیزی است شبیه به فندق و در هندوستان با برگی که آن را پان گویند خورند. سدر: درختی است از تیرۀ مخروطیان که شباهت زیادی با کاج دارد ولی از کاج بسیار تنومندتر و بلندتر میشود و تا بیش از سه هزار سال عمر میکند. سرادق: خیمه، سراپرده، چادری که بر فراز صحن خانه کشند. سَلخ: به آخر رسیدن ماه سَلَم: بیع سلف. در فقه بیعی که بهای جنس (مبیع) از پیش پرداخته شود و تحویل جنس پس از موعدی که در عقد مقرر شده است صورت گیرد. در مقابل آن بیع نسیه است که جنس نقد است و بها پس از مدتی پرداخت شود. سَمی: همنام، هماسم سنج: یکی از آلات موسیقی و آن دو صفحه مدور فلزی است که با دست به هم کوفته میشود. سونش: ریزههای فلزی که از دم سوهان ریزد. ریزگی. براده سوهان: شیرینی چون قرصهای بزرگ نشکن که از شیرینی سبزهی گندم درست میکنند. نوعی از شیرینی که از گندم نیده میپزند و دارای انواع مختلفی است مانند: سوهان عسلی. سوهان قندی و… سها: ستارهای کوچک و کم نور در صورت فلکی دب اکبر در انتهای ملاقه پهلوی عناق. سه برگه: نام گلی است. یونجه. شبدر سیلان: شیرهی خرما. نوعی دوشاب سَیلان: جزیرهای است که از کوهش یاقوت بهتر حاصل میشود و آن به طرف جنوب هند است . محصول عمدهی آن چای، برنج، ادویه، کائوچو و روغن خرما است .نام نوعی از یاقوت . سیلی: آن است که انگشتان دست را راست کنند و به هم بچسبانند و تیغوار بر گردن مجرمان، گناهکاران و بیادبان زنند و اینکه طپانچه را سیلی میگویند غلط است . شاخچهبندی: پیوند کردن درخت. کنایه از تهمت و بهتان. تهمتسازی شخ: هر چیز محکم و استوار. شاخ شَد: کوک کردن، بلند و پست کردن نغمه تا موافق مطلوب گردد. شست: زهگیر، انگشتر مانندی که از استخوان و جزو آن سازند و در ابهام کرده و در وقت کمانداری زه کمان را بدان گیرند و آن را به اعتبار انگشت ابهام شست گویند. شطحیات: سخنانی که ظاهر آن خلاف شرع باشد و عرفای کامل در شدت وجد و حال آن ها را بر زبان رانند. شطر: بخش، پاره شَعری: نام دو ستاره نورانی در دو صورت فلکی سگ بزرگ و سگ کوچک که به شِعرای یمانی و شِعرای شامی معروفند. نام دو ستاره، یکی شعری العَبور و دیگری شعری الغمیصاء. شعری العبور که شعرای یمانی گویند ستارهای است بسیار روشن که بعد از جوزا برآید و در آخر تابستان اول شب بر فلک نمایان گردد و آن را شعری العبور از آن جهت گویند که از مجرّه عبور کرده است. شعری الغمیصاء که اخت سهیل است روشنی کم دارد و گویا از سهیل دور افتاده بر آن میگرید و چشم وی چرکآلود شده و روشنی کم دارد و این ستاره را شعرای شامی نیز گویند. شعشعه: پراکنده شدن روشنایی (آفتاب و غیره) شکرپا: در نسخهی د به معنای لنگ پا آمده است. شکرپاره: نوعی از حلوا. قطعهای از شکر. قسمی از زردآلوی بسیار شیرین، رنگ آن زرد است و به قرمز میزند. در متن در معنای نوعی حلوا به کار رفته است. شکرخا: شکرشکن، سخت شیرین شکرقند: نبات. نوعی از سیبزمینی شیرین. در نسخهی د آمده است: «زردآلوی شیرین را هم گویند.» شمایل: خویها و خصلتها. شاخههای نو رستهی درخت. شیرینباف: قسمی از جامه که ظریف بافته شده باشد. نام قماشی لطیف. نوعی از جامهی لطیف که آن را به غلط سری صاف گویند و از بعضی اساتذه مسموع است که به معنی جامه که نه نهایت غفص باشد و نه نهایت تنک که به هندی آن را میشها گویند. شیم: ج شیم. خلق و خوی صاحبی: قسمی انگور درشت و پوست نازک و قرمزرنگ. نوعی پارچهی ابریشمی. صُداع: درد سر، دردی که در یک جانب سر حادث شود. صرصر: باد سخت و سرد. اسب و شتر قویهیکل و جلد صرع: مرضی است که مریض گاه گاه ناگهان بیفتد و اعضاء و تن او بپیچد و به اضطراب آید و در آن حال فاقد عقل باشد. بیماریی است که از باعث سدهی دماغی از خلط غلیظ حادث شود پس اعضاء نفسیه را از افعال وی منع غیر تام نماید. به هندی آن را مرگی گویند. صرعی: کسی که مرض صرع دارد. صعوه: هر پرنده کوچک و خواننده به اندازه یک گنجشک را گویند. گنجشک صلا: آواز دادن برای طعام خورانیدن یا چیزی دادن به کسی .
 صنع: ساختن، آفریدن. نیکویی کردن، احسان. صور: بوق .شاخ حیوان که آن را مینوازند. ضراعت: فروتنی نمودن، خواری نمودن، حقیر گردیدن طبله: صندوقچهی کوچک. طبل عطار. طرّهی طرار: موی پیشانی که دل رباید. طنبور: ج طنابیر، طنبور ترکی: یکی از آلات زهی و آن سازی بود که کاسه و سطح آن کوچکتر از کاسه و سطح طنبور شروانیان بود و سطح آن هموار بود. طنبور شروانی: یکی از آلات زهی که سطح آن بلند و به روی دو وتر میبستند و بر ساعد آن پردهها قرار میگرفت. عَدن: جاویدان. بهشت عدن. اقامتکردن. عَدَن: شهری است از شهرهای مشهور عربستان واقع بر ساحل دریای هند از جانب یمن. منطقهای است که تا حدودی کم آب است، آب مشروب آنها از چشمه و رود تأمین میشود. وضع تجارتی خوبی دارد و محل تجمع تجار و مراکب هندی است. از محصولات آن قهوه است که صادر میشود و مروارید خوب از آنجا حاصل میشود. عراء: به اصطلاح شطرنجبازان خانهای از شطرنج که مابین رخ و شاه باشد. مهرهای که میان شاه خود و رخ حریف حایل سازند برای حفاظت شاه. صحرا بیدرخت و گیاه که به هیچ چیز نبات در آن نتوان برد. عراق: مقامی است از موسیقی و آن گوشهای است از «نوا» که در افشاری و ماهور هم بهکار میرود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گویای دو سویه صندوق پست صوتی پست یافته پست هیبرید (ترکیبی) رهگیری مرسولات پست پیشتاز تمبر شخصی و … به طور کلی با پیشرفت فناوری در زمینه های مختلف و به خصوص در بازار ارتباطات، بدیل های متنوع تری در پیش روی استفاده کنندگان از خدمات ارتباطی قرار می گیرد که طبیعتاً حق انتخاب بیشتری را در اختیار مشتریان قرار می دهد. با این وجود این فنآوری ها خود می توانند به فرصتی برای ایجاد بازارهای جدید ارتباطی و ایفای نقش پست در این بازارها تبدیل شوند. در این راستا اینترنت خود به زمینه ای برای ایجاد بازارهای مجازی خرید و فروش بدل شده و پست تنها سازمانی است که می تواند به خوبی از عهده نقش ارتباط گری بین فروشندگان و خریداران این فروشگاه های مجازی بر آید.
 ۱۳-۲-۳-بررسی جهانی شدن و اثر آن بر پست ۱-۱۳-۲-۲-جهانی شدن چیست؟ صندوق بین المللی پول[۷۹]، جهانی شدن را این گونه تعریف می نماید : «رشد وابستگی و ارتباط اقتصادی کشورها در سراسر جهان از طریق افزایش حجم و تنوع مبادلات بین المللی محصولات و خدمات، جریان آزاد سرمایه های بین المللی، و انتشار و نفوذ سریع و وسیع فناوری.» همچنین مجمع بین المللی جهانی شدن[۸۰] تعریف جهانی شدن را چنین ارائه می نماید : «وجود تمایل و کشش به سمت یک سیستم اقتصاد جهانی توسط مبادلات فراملی شرکت ها و بانک ها.» گر چه تعاریف بیشماری در مورد جهانی شدن ارائه شده است، ولی همگان متفق القول اند که جهانی شدن ابعاد و جنبه های وابسته و مرتبطی دارد که می بایستی مد نظر قرار گیرند. این ابعاد که در شکل بصورت شماتیک نمایش داده شده اند، عبارتند از : اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و تکنولوژیکی شکل۲-۲ : ابعاد جهانی شدن با توجه به این که ابعاد فوق الذکر در تعیین کیفیت زندگی افراد تاثیر به سزایی دارند، مزایا و معایبی که جهانی شدن به همراه دارد، بسیار مورد بحث قرار گرفته است و باعث شده است که جهانی شدن، نظر تعداد زیادی موافق و منتقد را در سراسر دنیا به خود جلب نماید. از نقطه نظر اقتصادی، جهانی شدن مبادلات موجب شده تا انسان به محدوده بسیار گسترده تری از محصولات اعم از کالاها و خدمات دسترسی پیدا نماید. موقعیتی که در طول تاریخ سابقه نداشته است. در نتیجه جهانی شدن، هر کس می تواند محدوده وسیعی از کالا و خدمات از ماشین های آلمانی، تا قهوه کلمبیایی، لباس های چینی، فرش ایرانی، موسیقی آمریکایی و نرم افزارهای هندی را خریداری نماید. از سوی دیگر، مخالفان جهانی شدن معتقدند که این پدیده ممکن است منجر به تخریب صنایع ملی، محیط زیست و از دست دادن شغل تعداد زیادی از افراد گردد. از نقطه نظر سیاسی نیز، مخالفان معتقدند که شرکت های چند ملیتی[۸۱] که اقدام به سرمایه گذاری در کشوری می نمایند، ممکن است به قدرت و نفوذ سیاسی بیش از حد در میان شهروندان و ساکنان منطقه دست یابند. همچنین جهانی شدن به صورت ضمنی منجر به مهاجرت تعداد زیادی نیروی کار به کشورها و محل هایی که کار بهتر و بیشتر و با درآمد مناسب تری وجود دارد، می شود که می تواند باعث «انفجار جمعیت» در این نواحی گردد. از نظر این گروه هدف اصلی جهانی شدن از نظر سیاسی تسلط شرکت های چند ملیتی بر مقررات دیگر کشورهاست. مبادلات بیشتر فرهنگی نیز با توجه به این که ایده ها، سبک های لباس پوشیدن و رفتار از طریق مسافرت ها، مبادلات و رسانه ها با سرعت بسیار زیادی به سراسر دنیا انتقال می یابد، رشد زیادی می نماید. نام های تجاری معتبری مانند کوکاکولا، سونی و غیره به عنوان مرجع در صنعت خود، در سراسر دنیا شناخته شده هستند. به عنوان نمونه یک شهروند چینی همان نوشیدنی را که فردی در پورتوریکو، یعنی درست آن سر دنیا، استفاده می نماید، خریداری می کند. اما برخورد فرهنگ ها و تهاجم فرهنگی نیز مسائلی هستند که بسیاری از منتقدین جهانی شدن به عنوان یک نتیجه مخرب از آن یاد می کنند. (استیگلیتس، جوزف، ۱۳۸۲ : ۳۸) شکل ۳-۲ : اشاره به جنبه فرهنگی جهانی شدن یکی از مهمترین ابعاد و جنبه های جهانی شدن، بعد تکنولوژیکی آن بخصوص در صنعت حمل و نقل و ارتباطات است که در نهایت منجر به شکل گیری مفهوم «دهکده جهانی» شده است. در حالی که در سال ۱۸۵۰ طی مسافت دور دنیا با کشتی نزدیک به یک سال طول می کشید، هم اکنون به سادگی می توان در یک روز با هواپیما دور دنیا را طی کرد. همچنین می توان به صورت لحظه ای با بهره گرفتن از نامه الکترونیکی با تمام نقاط دنیا در تماس بود و یا به صورت زنده و به عنوان یک نفر از۵/۱ به میلیارد بیننده به مشاهده فینال جام جهانی پرداخت. در نتیجه پیشرفت های تکنولوژیکی، هزینه حمل و نقل کاهش بسیار یافته است و دسترسی به بازارهای جهانی بسیار آسان تر شده است. ۲-۱۳-۲-۳-تاثیر جهانی شدن بر پست کشور گزارش ۲۰۰۸ پست[۸۲] که توسط اتحادیه جهانی پست ارائه شده است، نشان می دهد که سهم نامه فیزیکی از بازار جهانی ارتباطات در سال۲۰۰۵ ، از نقطه نظر حجم، تقریبا ۲۰ درصد بوده است. درحالیکه سهم تلفن و فکس در آن سال ۷۵ درصد و سهم نامه الکترونیکی ۵ درصد حجم بازار جهانی ارتباطات برآورد شده است. نامه ترکیبی[۸۳] در آن زمان سهم بسیار اندک و ناچیزی داشته است. در سال های اخیر، رواج استفاده از تجارت الکترونیک[۸۴] بازار ارتباطات و پست را بسیار دستخوش تغییر و تحول نموده است. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی[۸۵]، تجارت الکترونیک را به عنوان «بخشی از یک فرایند وسیع تغییرات اجتماعی که بر مبنای جهانی شدن بازارها شکل گرفته است و منجر به اقتصاد دانایی محور و اطلاعات محور که تا سال ها ادامه خواهد داشت، می شود» تعریف می نماید. اگر چه معمولاً عبارت «جهانی شدن» برای توصیف توسعه فعالیت شرکت های چند ملیتی[۸۶] در بازارهای بین المللی در رقابت با محصولات داخلی و یا سایر شرکت های چند ملیتی استفاده می شود، اما جهانی شدن به عنوان یک «روند جهانی»[۸۷] باعث حرکت کشورها به سمت تجارت آزادتر گردیده است. ورود شرکت ها و بنگاه های اقتصادی در بازارهای داخلی کشورها دارای دو جنبه می باشد : از منظر تولید کنندگان و ارائه دهندگان داخلی کالاها و خدمات، جهانی شدن به مفهوم اجبار برای رقابت با بهترین های جهان در صنعت خواهد بود. این شرایط تولید کنندگان داخلی را مجبور خواهد نمود که عملکرد خود را بهبود و ارتقاء دهند. به عبارتی دیگر، تولید کنندگان داخلی مجبور خواهند بود که برای «بقاء» در یک محیط کاملاً رقابتی، کیفیت، قیمت کالا و خدمات تولیدی خود را در یک کلاس جهانی قابل قبول ارائه نمایند. مهم تر اینکه در اثر جهانی شدن و ادغام اقتصادی، تولید کنندگان می توانند بر محدودیت بازار داخلی غلبه کرده و با بهره گرفتن از مزیت حاصل از صرفه های مقیاسی به تولید انبوه دسترسی یابند. بنابراین افزایش رشد اقتصادی مسئله مهمی است که حاصل این یکپارچگی خواهد بود. از منظر مصرف کنندگان و استفاده کنندگان از کالا و خدمات، جهانی شدن کالاها و خدماتی را در اختیار آن ها قرار می دهد که از نقطه نظر کیفیت و قیمت، مطلوبیت بیشتری را برای آن ها ایجاد می نماید. در کنار این مسئله، کاهش هزینه های تبدیل پول ملی و تحرک آسان نیروی کار نیز از مزایای عمده این امر محسوب می شود. اما آنچه مسلم است برای جهانی شدن، تحقق زمینه هایی نیاز است که در صورت فراهم نبودن آن، ممکن است مشکلاتی برای کشورها خصوصاً کشورهای ضعیف تر به بار آورد. از جمله اینکه کشورهایی که در سطح جهانی با یکدیگر ادغام می شوند، بایستی به لحاظ جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی تشابهاتی داشته باشند. بعنوان مثال اگر دو کشور که با یکدیگر به تجارت آزاد می پردازند در دو سطح متفاوت اقتصادی باشند در نهایت کشور ضعیف تر متضرر خواهد شد. صاحبنظران معتقدند که جهانی شدن تاثیر بسزا و روز افزونی بر بسیاری از صنایع مادر مانند ارتباطات، رسانه، بازارهای مالی و صنعت پست داشته است. ادغام شرکت ها[۸۸]، خرید شرکت ها توسط شرکت های دیگر[۸۹]، همکاری های استراتژیک[۹۰] و سایر روش های همکاری و توسعه فعالیت های تجاری، روش هایی هستند که به کمک آن ها بازیگران عمده صنایع مختلف جایگاه خود را در نگاه مشتریان تثبیت می نمایند. همچنین به کمک توسعه فعالیت های تجاری، شرکت های برتر موفق خواهند شد به سهم بیشتر از بازارهای جهانی دست یابند و از فرصت های جهانی، فراتر از مرزهای کشورها استفاده نمایند. تغییرات تکنولوژیکی و اجتماعی، تجارت آزادتر و حرکت آزادانه تر سرمایه که همگی به عنوان نتایج جهانی شدن به وجود آمده اند، در کنار مواردی دیگر مانند فروپاشیدن و بی معنی شدن مرز کشورها به مفهوم سنتی و همچنین پیدایش مناطق ویژه و جدید اقتصادی، به عنوان بستری برای توسعه فعالیت ها و پیشرفت بنگاه های اقتصادی دیده می شود. جهانی شدن به عنوان حرکتی که نمی توان و نباید در برابرش مقاومت نمود، روندی است که بسیاری از شرکت های موفق و پیشرو، نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان یک فرصت استراتژیک برای توسعه بازارها و فعالیت های خود از آن بهره جسته اند. (رابرتسون، رولاند،۱۳۸۰: ۸۹) به طور مشخص و در ارتباط با پست، جهانی شدن باعث هدایت تعدادی از پست های بزرگتر اروپایی به سمت سایر بازارهای اروپایی و حتی فراتر از آن شده است. در این فرایند، ساختار صنعت پست دائماً در حال تغییر است که در این تغییر مرزهای بخش خصوصی و بخش دولتی فعال در صنعت پست در هم آمیخته است. به دلیل جهانی شدن فعالیت ها در صنعت پست، شرکت های پستی توسعه یافته، خود را با سایر شرکت های پستی، چه دولتی و چه بخش های قدرتمند خصوصی، در رقابت تنگاتنگ یافتند. در مقابل، شرکت هایی که در بازار محدود، مشخص و تعریف شده ای در حال فعالیت بودند، نیز مجبور شدند تا به این جنبه پاسخ مناسبی دهند. تغییرات ناشی از جهانی شدن در صنعت پست به حدی بوده که حتی کشورهای در حال توسعه نیز حضور رقیبانی با ملیت های متفاوت - که خدمات بسیار مناسبی را با قیمت رقابتی بسیار قابل قبول، خصوصاً تحت عنوان خدمات پستی تجاری به بنگاه های اقتصادی، ارائه می دهند- را به عنوان یک چالش جدی و غیر قابل اجتناب احساس نموده اند. صاحبنظران معتقدند که شرکت های پستی در کشورهای در حال توسعه مجبور خواهند بود برای تداوم و بقاء فعالیت های خود، انتخاب ها و بدیل های استراتژیک را در قالب فرصت ها و تهدیدهایی که در نتیجه جهانی شدن ایجاد شده است، دقیق تر بررسی نموده و به کمک مکانیزم هایی مانند همکاری های استراتژیک با شرکت های برتر، فعالیت های خود را تقویت نمایند و بتوانند به رقابت در کلاس جهانی بپردازند. بخش چهارم ۴-۲- پست به مفهوم یک نهاد ارتباطی ۱-۴-۲ مقدمه اندیشمندان مختلفی پیرامون پدیده های اجتماعی قرن بیست و یکم تاکنون سخن رانده اند که از میان همه آنان، دیدگاه های فوکویاما، هانتینگتون و آلوین تافلر بیش از همه شهرت یافته است. فوکویاما در «پایان تاریخ» و «آخرین انسان» با ارائه دستورالعمل هایی کوشیده است ثابت کند که جامعه بشری در قرن آینده رو به سوی لیبرال دموکراسی خواهد رفت. هانتینگتون نیز در «برخورد تمدن ها» از احتمال برخورد تمدن های شرقی با تمدن های غربی سخن به میان آورده و به جهان غرب هشدار می دهد. اما آلوین تافلر در «شوک آینده، موج سوم، جابجایی در قدرت، جنگ و پاد جنگ و به سوی تمدن جدید» با نظری جامع، تحولات پیچیده جهان را تحلیل نموده است و دیدگاهی مبتنی بر پیدایش اثر امواج بر جهان را مطرح می نماید. تافلر معتقد است که نوع بشر تاکنون دو موج عظیم تحول را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته و درگیری عمیق و همه جانبه ای بین موج سوم (اطلاعات و ارتباطات) با موج دوم (تمدن صنعتی) و موج اول (انقلاب کشاورزی) وجود دارد. (آلوین تافلر و هایدی تافلر، ۱۳۷۵: ۹-۱۱) در تشریح امواج سه گانه وی می توان گفت که موج اول، انقلاب کشاورزی، در عصری که به چند هزار سال پیش بر می گردد، کره زمین را در نوردیده است. از گذر آن، گله داران و شکارچیان، صیادان و توشه چینان به کسوت دهقانان در آمدند و دهکده ها ظاهر شدند. این آغاز آن چیزی بود که تمدن نام گرفت. برای سهولت امر، آنرا نخستین موج دگرگونی می نامد. موج دیگر از حدود ۳۰۰ سال پیش شروع شد. ویژگی های این موج عبارت بودند از ماشینیسم، تولید و مصرف انبوه، اطلاعات انبوه و آموزش و پرورش انبوه. شیوه ای از زندگی بر پایه کارخانه، که تقریباً در ربع قرن جانشین تمدن کشاورزی کهن گردید. از این توسعه صنعتی، وی با عنوان موج دوم یاد می نماید. تافلر در تشریح موج سوم ضمن اشاره به دشواری تشریح آن، این موج را دارای چندین وجه می بیند. او اشاره می کند که موج سوم در برگیرنده انقلاب کامپیوتر و انقلاب بیولوژی است، اما فقط انقلاب کامپیوتر و انقلاب بیولوژی نیست. گذر به صورت های نوین انرژی، پیدایش تعادل نوین در مرزبندی های جغرافیایی و سیاسی، شورش علیه پدر سالاری، عصر کارت های اعتباری، سرگرمی های ویدئویی، تکنسین های انفورماتیک و بانک های اتوماتیک، گرایش به عدم تمرکز و تحولاتی فراوان از این دست است. (آلوین تافلر، ۱۳۶۴ : ۲۱-۲۳) کارخانه های تولید انبوه سنتی موج دوم، انواع اشیاء هم شکل را به شیوه زنجیره ای بیرون می دادند. اما در موج سوم، جریان معکوس است. از تولید، انبوه زدایی شده است، محصولات در سری های کوچک، به صورت قطعه، که مرتباً انفرادی تر می شود، تولید می شوند. مساله تنها متنوع تر شدن محصولات نیست، بلکه خود فرآیندهای تولید نیز تغییر کرده اند. این تغییرات را در نظام توزیع هم می توان یافت : بازار بیش از پیش تقسیم شده است و به صورت فروش مستقیم از طریق پست، مغازه های تخصصی و تحویل انفرادی کالا به برکت کامپیوترهای خانگی در آمده است. ( آلوین تافلر، ۱۳۶۴ : ۲۵ ) مصرف کنندگان و اشخاص ثالث وظایفی را که در تعهد تولیدکنندگان بود، برعهده می گیرند و مرزهای کهنه به تدریج زایل می شوند. دانستن اینکه اطلاعات را چه زمانی به چه کسی و به چه قیمتی عرضه می کنند، چه وظایفی از عهده تولیدکننده به مصرف کننده محول شده است، دانستن اینکه چه سهمی از کالاها و خدمات توسط مصرف کنندگان خارج از بازار مبادله برای مصارف شخصی تولید شده است، مسائلی هستند که در این تحول، مفهومی فزاینده پیدا می کنند. (آلوین تافلر، ۱۳۶۴ : ۲۵) تافلر در آخرین دیدگاه های خود از مشاغلی یاد می کند که انجام آن ها بر عهده مصرف کننده قرار گرفته است. او اشاره می دارد که : «چند سال پیش اگر می خواستم ببینم محموله ای که به دی. اچ. ال[۹۱] یا فدکس[۹۲] داده بودم، در چه مرحله ای است، به کارمندی در دفتر فرانکفورت یا توکیو یا ممفیس زنگ می زدم. امروز من کارمند خودم هستم، پای کامپیوترم می نشینم، شماره ردیابی را وارد می کنم و خودم بسته را ردیابی می کنم. کاری می کنم که کارمند انجام می داد و در قبال آن حقوق می گرفت» (آلوین تافلر، ۱۳۶۴ : ۲۱). توجه دقیق به دیدگاه های آلوین تافلر نشانگر آن است که وی به پیچیده تر و سریعتر شدن ارتباطات و تاثیر آن بر جهان، گوشه چشمی داشته است. بنابراین از منظر تافلر، پدیده هائی در جهان درحال رخ دادن می باشند که قبلا وجود نداشته اند و امروز به مدد گسترش ارتباطات و وسائل ارتباطی، سرعت گرفته و رشد کرده اند. در این میان کشورهای جهان یا باید ناظر این پدیده ها باشند و یا اینکه برای بهره گیری از فرصت های ناشی از امواج تغییر، برنامه ریزی کرده و سوار بر آن ها شوند. با این دیدگاه پست به عنوان یک نهاد ارتباطی نقش ویژه ای در اداره امور جوامع امروزی در موج سوم تافلر ایفا می کند که لزوم توجه و تقویت آن که تأثیری زیر ساختی در حوزه های مختلف زندگی بشر دارد کاملاً محسوس است. در ادامه نقش پست در نظام های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد. ۲-۴-۲ بررسی نقش و جایگاه پست در نظام اجتماعی آموزش و اطلاع رسانی به مشتریان، انجام تبلیغات موثر پستی در رسانه های جمعی، توزیع روزنامه و انواع نشریات علمی و تخصصی، توزیع انواع کتب، پاسخگویی نظام مند و تکریم مشتریان زمینه ساز رشد و تعالی افراد جامعه و ارتقاء حقوق شهروندی است. توزیع بهینه امکانات پستی برای ایجاد بهره مندی برابر از فرصت ها و امکانات ارتباطی در تامین عدالت اجتماعی موثر بوده و راه اندازی شیوه مکاتبه از طریق شبکه پستی به جای مراجعه مستقیم افراد، بسیاری از آسیب های اجتماعی و ناکارآمدی و فساد اداری را کاهش داده و توسعه فیزیکی شبکه پستی به خصوص در مناطق غیر برخوردار باعث تقلیل فقر، محرومیت و انزوای مناطق مذکور می شود. پست در سلامت روان و اطمینان خاطر در اجتماعی نیر تاثیر دارد. حراست از مرسولات پستی و عدم افشای محتوی آنان در چارچوب قانونی باعث افزایش امنیت فردی و سلامت روانی جامعه می شود. امنیت و رفاه اجتماعی و تامین نیازهای جامعه که از وظایف اصلی دولت ها است. نیازمند ابزار قدرتمند و کارآمد است. پست نیز بعنوان یک بنگاه ارائه کننده خدمات با تنوع خدمات، سهولت دسترسی، تعرفه های مناسب ارتقاء کیفیت خدمات امنیت پیام ها می تواند سطح رضایتمندی جامعه را تا حدی زیادی ارتقاء دهد. حضور مطمئن و شناخته شده کارکنان پست در مکان های مسکونی، تجاری و اداری و ارائه خدمات در بخش توزیع و جلوگیری از تعدد مراجعات افراد به این مکان ها برای ارائه خدمات می تواند تاثیر بسزایی در جلوگیری از برخی جرایم و تامین امنیت شهروندان داشته باشد. آلاینده های زیست محیطی که بهره وری سبز را دچار اختلال می کند، ناشی از مصرف بی رویه انرژی و بهره برداری نامناسب از عناصر آب، هوا و خاک می باشد. اگر پست بتواند جانشین مطمئن و ارزان تردد افراد و خودروها در سطح کلان شهرها شود، جایگزین مناسبی در حفظ محیط زیست خواهد بود. فعال کردن شبکه ارتباطی، علاوه بر تاثیرات مورد اشاره، می تواند موجب کاهش بار سفرهای زائد گردد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیازهای روزانه شهروندان (از قبیل تهیه کتاب، مواد غذایی، اثاثه و پرداخت های مختلف قبوض آب و برق و تلفن) از طریق پست انجام می پذیرد. در واقع پست به عنوان عامل تسهیل کننده ارائه خدمات به شهروندان و تامین کننده رفاه و آسایش آنان عمل کرده و قادر است تا از طریق برقراری ارتباط مردم با دستگاه های دولتی، مانع مراجعه حضوری افراد و افزایش ترافیک و سفرهای درون شهری شود. به همین دلیل است که تعداد مرسولات پستی در کشورهای توسعه یافته چندین برابر کشورهای در حال توسعه و یا عقب نگه داشته شده است. به این ترتیب، پست علاوه بر جلوگیری از اتلاف وقت شهروندان و کاهش بار سفرهای درون شهری، مانع ایجاد آلودگی هوا، فرسودگی وسائط نقلیه، مصرف سوخت، فشارهای روانی و روحی شهروندان می گردد. در ادبیات رایج پستچی ها چنین رایج است که «خروج هر پستچی از خانه برای کار به معنی حذف۱۰۰۰ سفر درون شهری است».
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در استرالیا نیز بال کریشنا و همکاران[۴۲] (۲۰۰۷) نشان دادند که ۴۰ درصد شرکت های نمونه ی تحقیق طی دوره ۱۰ ساله ۱۹۹۳ الی ۲۰۰۳ زیان گزارش کرده اند و میزان محافظه کاری شرطی نیز افزایش یافته است. نتایج پژوهش قوآنگ (۲۰۰۷) نشان دادکه محافظه کاری شرطی و غیرشرطی نقش های متفاوتی در هریک از تفاسیر محافظه کاری بازی می کنند . تفسیر قراردادی منجر به محافظه کاری شرطی و تفسیر دعاوی حقوقی منجر به هر دو شکل محافظه کاری شرطی و غیرشرطی می شود . سایر تفاسیر نیز منجر به محافظه کاری غیرشرطی می گردند. او همچنین دریافت که با افزایش محافظه کاری غیرشرطی، محافظه کاری شرطی کاهش می یابد. بنابراین لازم است تا نوعی تعادل میان آنها ایجاد گردد. گیولی و همکاران (۲۰۰۷) اشاره دارند که برای محاسبه شاخص محافظه کاری همزمان باید از مدل های مختلف استفاده نمود. آنها در پژوهش خود نشان دادند که نتایج مدل باسو با سایر مدل ها متفاوت است و با توجه به اینکه محیط گزارشگری از نظر نوع صنعت ، کشور و دوره زمانی متفاوت است باید هم زمان از مدل های متفاوت استفاده نمود.
 احمد و دلمن[۴۳] (۲۰۰۸) در تحقیق دیگری نتیجه می گیرند ، محافظه کاری حسابداری مانع سرمایه گذاری مدیران در پروژه هایی با بازده منفی می شود. همچنین او در می یابد که رابطه مستقیمی بین درصد سهام متعلق به اعضا هیئت مدیره و محافظه کاری وجود دارد. ۲-۳-۲ تحقیقات داخلی بهمن بنی مهد در سال ۱۳۸۵ بر اساس اطلاعات یک دوره یازده ساله (۱۳۷۳ الی ۱۳۸۳) از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، عوامل مؤثر بر محافظه کاری حسابداری را تعیین و مدلی را برای اندازه گیری آن پیشنهاد داد. نتایج تحقیق او نشان داد که محافظه کاری حسابداری و شاخص سودآوری ( بازده و دارایی ها ) در ایران طی دوره تحقیق به طور همزمان کاهش یافته است. اندازه شرکت ها و مالیات ، بر محافظه کاری حسابداری اثری نداشته و محافظه کاری حسابداری نمی تواند به عنوان یک مکانیزم قراردادی کارآمد برای کاهش تعارض های تقسیم سود بین سهامداران و اعتباردهندگان محسوب شود . محسن خوش طنیت و فرزانه یوسفی اصل در سال ۱۳۸۶ در پژوهشی با عنوان « رابطه بین تقارن و عدم تقارن اطلاعاتی با محافظه کاری » به بررسی این رابطه در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از سال ۸۱ تا ۸۵ پرداختند. سه فرضیه اصلی پژوهش به این صورت بیان شدند:
-
- هرچه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه بیشتر باشد، محافظهکاری در صورت های مالی بیشتر است.
-
- تغییرات در عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه در طول زمان ، بر میزان محافظهکاری در صورتهای مالی مؤثر است.
-
- تغییرات در محافظهکاری در طول زمان ، بر میزان تغییرات در عدم تقارن اطلاعاتی مؤثراست.
برای آزمون فرضیات از آزمون F استفاده شد. آن ها در این تحقیق بیان کردند عدم تقارن مابین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه موجب ایجاد هزینههای نمایندگی میشود که این امر به نوبه خود موجب افزایش بازده مورد انتظار سرمایهگذاران میگردد . لذا ذینفعان هر شرکتی به دنبال مکانیزمی در جهت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میباشند. از طرفی محافظهکاری انگیزه و توانایی مدیران را برای دستکاری ارقام حسابداری کاهش داده و لذا موجب کاهش هزینههای نمایندگی میگردد. نتایج تحقیق نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی مابین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه منجر به تغییرات محافظهکاری میگردد ، اما محافظهکاری منجر به عدم تقارن اطلاعاتی نمیگردد. این نتایج مغایر با پیشنهاد FASB است که عنوان میکند محافظهکاری منجر به ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی میشود. در پژوهش دیگر ، جواد رضازاده و عبدالله آزاد در سال ۱۳۸۷ در مقاله ای با همین عنوان رابطه بین محافظه کاری حسابداری و عدم تقارن اطلاعاتی را بر روی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ مورد بررسی قرار دادند. فرضیه های اصلی این پژوهش عبارت بودند از : ۱- هر چه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران بیشتر باشد ، محافظه کاری در صورت های مالی بیشتر است. ۲- تغییر عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب تغییر در میزان محافظه کاری صورت های مالی می شود. برای آزمون فرضیات از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش آنها حاکی از وجود چنین رابطه ای بود. طبق نتیجه گیری آنها، تغییر در عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب تغییر در سطح محافظه کاری می شود. بهمن بنی مهد و تهمینه باغبانی در سال ۱۳۸۸ در تحقیقی با عنوان « اثر محافظه کاری حسابداری، مالکیت دولتی، اندازه شرکت و نسبت اهرمی بر زیان دهی شرکت ها » این رابطه را در ۴۸ شرکت زیان ده از شرکت های خارج شده از تابلوی بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۷ ساله ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۶ مورد بررسی قرار دادند. فرضیه اصلی به این صورت بیان شد : ۱- میان محافظه کاری حسابداری و زیان شرکت ها رابطه معنی دار وجود دارد. آزمون فرضیه با بهره گرفتن از نرم افزار spss و به روش تجزیه و تحلیل گام به گام انجام و مشخص شد که محافظه کاری حسابداری ، اندازه شرکت ، و نسبت اهرمی با زیان دهی شرکت ها رابطه معنی دار دارند و بر آن تأثیر می گذارند. درصد مالکیت دولت و نسبت فروش به جمع دارایی ها با زیان دهی شرکت ها رابطه معنی داری ندارند. نتایج پژوهش نشان می دهد که محافظه کاری حسابداری با زیان دهی شرکت ها رابطه ای مستقیم دارد. این موضوع از دیدگاه نظری پذیرفته شده و مشابه نتایج پژوهش های خارجی می باشد. همچنین نتایج پژوهش بر وجود رابطه ای مستقیم میان اندازه شرکت ها و زیان دهی رابطه ای معکوس میان نسبت اهرمی و زیان دهی تأکید دارد. محمد حسین قائمی، محمد حسین ودیعی و میثم حاجی پور در سال ۱۳۸۹ در تحقیقی با عنوان « تأثیر محافظه کاری بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود P/E » به بررسی تأثیر حسابداری محافظه کارانه بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود (P/E) در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در محدوده زمانی ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۶پرداخته اند. فرضیه های اصلی در این تحقیق به این صورت مطرح شد : ۱- پایداری سود در شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند کمتر است. ۲- نسبت قیمت به سود (P/E) شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند کمتر است. آزمون فرضیات با بهره گرفتن از رگرسیون انجام شد. یافته های تحقیق حاکی است که حسابداری محافظه کارانه به ایجاد درآمد های موقت (درآمدهای با پایداری کم) منجر می گردد. این موضوع به ویژه برای استفاده کنندگان صورت های مالی که تلاش می کنند سود و جریانهای نقدی آتی را بر اساس سود دوره جاری پیش بینی کنند مفید و مهم است، لذا ضمن معطوف کردن توجه سرمایه گذاران و تحلیلگران به این موضوع به منظور گرفتن تصمیمات سرمایه گذاری، پیشنهاد می کنند که نهاد های وضع کننده استاندارد، منافع و مزایای حسابداری محافظه کارانه را توأماً مد نظر قرار دهند. کاوه تهرانی ، جلال وافی ثانی و محمد حلاج در سال ۱۳۸۹ در تحقیقی به عنوان «رابطه قراردادهای بدهی و اندازه شرکت با محافظه کاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران » رابطه اندازه شرکت و قراردادهای بدهی با محافظه کاری در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند. آن ها برای اندازه گیری محافظه کاری از سه معیار مبتنی بر اقلام تعهدی ، مبتنی بر ارزش بازار و رابطه بازدهی سهام و سود استفاده نمودند. فرضیه های بیان شده عبارت بودند از : ۱- بین محافظه کاری و اندازه ی شرکت رابطه منفی وجود دارد. ۲- بین محافظه کاری و نسبت بدهی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین برای آزمون فرضیه های تحقیق ،۸۵ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سالهای ۸۵-۱۳۸۲ با بهره گرفتن از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش بیانگر این است که رابطه مثبت معناداری بین بدهی و محافظه کاری در دو معیار مبتنی بر اقلام تعهدی و مبتنی بر ارزش بازار وجود دارد. همچنین ، رابطه منفی اندازه شرکت و محافظه کاری تنها در معیار مبتنی بر ارزش بازار مورد تأیید قرار گرفت ، بنابراین در کل نمی توان استنباط کرد که بین اندازه شرکت و محافظه کاری رابطه منفی و معنا داری وجود دارد. فصل سوم روش تحقیق ۳-۱ مقدمه در این فصل روش شناسی تحقیق انجام می گیرد .به این صورت که روش تحقیق ، متغیرهای تحقیق و جامعه و نمونه آماری و چگونگی انجام تحقیق بیان می شود. ۳-۲ روش تحقیق این تحقیق یک تحقیق کاربردی است که با بهره گرفتن از روش کتابخانه ای مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق از منابع داخلی و خارجی استخراج و گزارش می شود و سپس به جمع آوری اطلاعات پرداخته و فرضیه ها با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . برای جمع آوری داده های مورد نیاز از نرم افزار تدبیرپرداز و سایت های اینترنتی حاوی اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است . برای آزمون فرضیات نیز از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. ۳-۳ اهداف تحقیق هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه بین محافظه کاری حسابداری و ریسک ورشکستگی است به عبارت دیگر با بررسی شرکت هایی که به طریقی ورشکسته محسوب می شوند سعی می شود این موضوع بررسی که شود که آیا این ورشکستگی تحت تأثیر محافظه کاری غیرشرطی قرار می گیرد یا خیر؟ ۳-۴ متغیرها متغیر مستقل در این تحقیق ریسک ورشکستگی است و متغیر وابسته محافظه کاری غیر شرطی حسابداری می باشد که اثر آن بر ریسک ورشکستگی مورد بررسی قرار می گیرد. ۳-۵ جامعه و نمونه آماری این تحقیق را با بهره گرفتن از اطلاعات چهار دسته از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام رسانده ایم . این شرکت ها عبارتند از:۱-شرکت های دارویی ۲- کانی غیر فلزی۳- خود رو و ساخت قطعات ۳- مواد غذایی و آشامیدنی در بین این ۴ نوع ، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که می توانستیم از اطلاعات آن ها استفاده نماییم حدود ۱۳۰ شرکت بود که با بهره گرفتن از فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه ، نمونه ای با حجم ۵۶ شرکت انتخاب شد . فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه به صورت زیر می باشد . (۳-۱) n= پیش فرض ها : ۱.۹۶ = z ، ۰.۵ =q=p ، ضریب اطمینان ۹۵ % N حجم جامعه ، n حجم نمونه ، ۰.۱ =d مقدار خطا ( درصد خطا ذکر نشده بلکه مقدار خطایی که در اندازه گیری متغیر مورد نظر قابل تحمل است قید می شود) ۳-۶ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه ها برای انجام تحقیق ابتدا وضعیت مالی شرکت های مورد بررسی را با بهره گرفتن از نسبت Q توبین محاسبه می نماییم . این نسبت یکی از معیار های ارزیابی عملکرد مالی شرکت هاست که از تقسیم ارزش بازار شرکت بر ارزش دفتری آن محاسبه می شود: Q= (۳-۲) در این رابطه M.V.S نشانگر ارزش بازار سهام عادی ، B.V.Dارزش دفتری بدهی ها و B.V.A ارزش دفتری دارایی هاست . اگر Q<1 شرکت دچار بحران مالی است و اگر Q>1باشد شرکت به بحران مالی دچار نیست. (لی وای لن و بادرنت[۴۴] ۱۹۹۷ ) در بین شرکت های مورد بررسی مشخص شد که ۱۲ شرکت در سال ۸۹ و ۱۷ شرکت در سال ۸۸ ، دارای نسبت Q توبین کمتر از یک بودند که نشان دهنده این است که این شرکت ها دچار بحران مالی می باشند. در مرحله بعد در بین شرکت هایی که دچار بحران مالی هستند (Q < 1) ، ریسک ورشکستگی آنها را با بهره گرفتن از مدل آلتمن اندازه گیری می نماییم . این مدل که از پنج نسبت مالی : سرمایه در گردش به کل دارایی (X1) ، سود انباشته به کل دارایی (X2)، درآمد قبل از ارتباط بین بهره و مالیات به کل دارایی (X3) ، ارزش بازار سهام عادی به ارزش دفتری بدهی ها(X4) ، فروش به کل دارایی (X5) تشکیل شده به صورت زیر است : Z=1/2X1+1/4X2+3/3X3+0/6X4+0/99X5 (۳-۳) در این رابطه اگر:
-
- Z < 1.8 باشد احتمال ورشکستگی زیاد
-
- ۸ < Z < 3 باشد احتمال ورشکستگی بنا به میزان Z از کم به زیاد
-
- Z > 3 باشد احتمال ورشکستگی ناچیز (رودپشتی ، علی خانی و مران جوری ۱۳۸۸ )
بعد از انجام محاسبات مشخص شد که در بین ۱۲ شرکتی که در سال ۸۹ دچار بحران مالی بودند ، ۹ شرکت ورشکسته محسوب می شوند و در بین ۱۷ شرکتی که در سال ۸۸ دچار بحران مالی بودند نیز ۹ شرکت ورشکسته می باشند. در مرحله بعد در بین شرکت های ورشکسته ، ارتباط بین این ورشکستگی با محافظه کاری غیر شرطی حسابداری بررسی می شود . محافظه کاری غیر شرطی را نیز با بهره گرفتن از نسبت ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام به ارزش بازار سهام محاسبه می نماییم ( گری بیدل، مری ما و فرانک سونگ[۴۵] ۲۰۱۱). ارتباط بین ریسک ورشکستگی و محافظه کاری غیر شرطی را نیز با بهره گرفتن از مدل زیر محاسبه می نماییم. BRT=α+βBRT-1+γuct-1+ConrolsT+ɛ (۳-۴) در این مدل Controls شامل همه متغیر های شناخته شده قبلی است که بر ریسک ورشکستگی تأثیر می گذارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-در درون مرزها سیستم تابع بین عوامل جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی کنش متقابل برقرار است. ۵-قدرت های خارجی نیز نقش مهمی در شرح و ترسیم یک سیستم تابع دارند. ۶-فاکتور جغرافیایی و اجتماعی به ندرت تغییر میکند، ولی متغیرهای سیاسی و ایدئولوژیکی سیال خواهند بود.( contori,1970: 4-5). آن ها پانزده سیستم تابع مطرح می کنند که خاورمیانه نیز یکی از آن ها می باشد. آن ها در بیان عملکرد هر سیستم تابع به چهار متغیر الگویی: میزان و سطح انسجام و همبستگی(همبستگی فرهنگی و قومی) ، ماهیت ارتباطات((رسانه های جمعی و روزنامهها)، سطح قدرت(قدرت مادی و نظامی) و ساختار روابط(همکاری و منازعه) اشاره میکنند. آنها در تقسیم بندی سطوح قدرت کشورها را به چند دسته تقسیم میکنند: اول بازیگرانی که در نقش موثر در نظام منطقه ای خود بازی میکنند مثل ایران و عربستان، دوم بازیگرانی که بر اثرگذاری در نظام منطقهای محدود است مثل امارات و سوم بازیگرانی که توانایی دگرگونی در نظام منطقهای خود را ندارند مثل بحرین(جعفری ولدانی، ۱۶، ۱۳۸۸). نظریه وابستگی متقابل: رابرت دال در مقابل کارکرد گرایی نظریه وابستگی متقابل را مطرح کرد. این نظریه همگرایی را فراتر از یک منطقه و قاره می بیند. تاکید آنها این است که بعد از جنگ جهانی دوم مسائلی مثل گسترش تجارت جهانی و انقلاب تکنولوژیک رابطه میان کشورها را تغییر داده است.در این دوره بازیگران بین المللی تغییر یافته اند. دولت ها را از نقش بازیگری بین المللی قبل خارج کرده اند.روابط بین کشورها میل به سمت حوزه های سیاست سفلی پیدا کرده است.این تغییرات نظام بین الملل را به یک نظام چند لایه که همگرایی در سطح بین المللی را شکل داده اند تبدیل کرده است و به روابط علی نمی پردازد. نظریه وابستگی متقابل را در زمره نظریه هایی در روابط بین الملل می دانند که در راستای پیوند دو سطح تحلیل خرد وکلان در مطالعه روابط بین الملل مطرح شده است. کوهن ونای می کوشند«سیاست جهانی را با طرح توضیحاتی درسطح نظام بین الملل» درک کنند اما درعین حال به روند های داخلی نیز توجه دارند. مفاهیم بنیادین وابستگی متقابل را می توان شامل وابستگی متقابل،قدرت،حساسیت،آسیب پذیری، هزینه، تقارن وعدم تقارن دانست. وابستگی متقابل در ساده ترین مفهوم وابستگی دو جانبه است. قدرت ناشی از وابستگی متقابل نامتقارن است.حساسیت متضمن درجه واکنش در یک چهاچوب سیاست گذاری است.آسیب پذیری « قابلیت یک بازیگر در تحمل هزینه های ناشی از وقایع خارجی، حتی پس از تغییر سیاست ها» است.(مشیر زاده، ۱۳۸۹: ۴۹-۴۸) مفهوم هزینه در مقابل سودقرار می گیرد. مفروضه های اصلی این نظریه:۱.کانال های متعددی جوامع را به یکدیگر می پیوندند.بنابراین دولت ها نقش انحصاری ،آزادی عمل خود را در روابط بین الملل ازدست می دهند وتمایز بین سیاست داخلی وبین المللی کمرنگ میشود واز میزان خشونت در روابط جوامع کاسته میشود۲.دیگر سلسله مراتب روشنی در دستور کار بین المللی وجود ندارد وبنابراین ترتیب موضوعات داخلی و بین المللی بر اساس مسائل اقتصادی و وابستگی متقابل تعیین می شود و همینطور اهداف دولت ها تنوع پیدا کرده و دیگر هدف اصلی دولت ها امنیت نظامی نمی باشد۳.کاربرد نیروی نظامی از سوی دولتها کاهش پیدا می کند وازاین رو مفهوم بحران تغییر می کند.
 وابستگی متقابل وضعیتی است که رفتار های دویا چند بازیگر تحت تاثیر متقابل یکدیگر باشد. بر این اساس وابستگی متقابل یک نظریه تکثر گراست و به کشورها و بازیگران دیگر هم اعتقاد دارد. جوزف نای ورابرت کوهین معتقدند وابستگی متقابل لزوما مثبت ومبتنی بر منافع مشترک نیست وممکن است منفی باشد. میزان وابستگی متقابل حساسیت، سرعت،کمیت وکیفیت تاثیر گذاری کشورهاست.(دهقانی فیروزآبادی، ۱۳۸۹: ۴۳-۴۴) نظریه پردازان وابستگی متقابل، صرفا به افزایش کمی پیوندهای متقابل در انواع حوزه های موضوعی گوناگون اشاره نکرده بلکه به جنبه های کیفی این تحول نیز عنایت داشته اند. (قوام،۱۳۸۴: ۳۹) نظریه وابستگی متقابل پس از ناامیدی از نظریه نوکارکردگرایی ایجاد شد. مهمترین تفاوت وابستگی متقابل وهمگرایی در دونکته است: ۱.وابستگی متقابل غایتمند نیست.۲.نظریات نوکارکرد گرایی وهمگرایی، همگرایی را در یک منطقه خاص توضیح می دادند اما وابستگی متقابل در صدد توضیح آن در نظام بین الملل است در عین حال وابستگی متقابل اهمیتی برای حوزه های علیا وسفلای سیاست قائل نیست وامنیت نظامی را مهمترین خواسته کشور ها نمی داند. وابستگی متقابل تا اندازه ای واکنشی به واقعیت های عینی در صحنه روابط بین الملل است وتلاش نظری برای تلفیق دو دیدگاه نوکارکرد گرا وواقع گرا است. (دهقانی فیروزآبادی ۱۳۸۹: ۴۳-۴۴) نظریهپردازانی مثل کوهن و نای معتقدند وابستگی متقابل لزوما مثبت و مبتنی بر منافع مشترک نیست و ممکن است منفی باشد. نکته دیگر اینکه وابستگی متقابل لزوما متقارن نیست، یعنی دو کشور صد در صد وابستگی یکسانی به یکدیگر ندارند و تاثیر گذاری یکی به اندازه دیگری نیست. فصل سوم فرصتها بین جمهوری اسلامی ایران و شورا بخش اول: روابط ایران و شورا روابط ایران و شورای همکاری خلیج فارس در ادوار مختلف دارای فراز و نشیب های فراوانی بوده است و بیشتر میل به واگرایی داشته تا همگرایی، اما با توجه به وجود برخی از فرصت ها در برهه هایی از زمان میل به همگرایی در روابط طرفین افزایش یافته است که به آن اشاره میشود. در دوره اصلاحات سیاست بهبود روابط با همسایگان از اولویت اساسی برخوردار شد، به طوری که در عرصه منطقه ای تنش زدایی و عادی سازی روابط که در دوره سازندگی آغاز شده بود با شدت بیشتری دنبال شد. در این راستا، روابط ایران با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بهبود یافت، به طوری که از دوره آقای خاتمی به عنوان گرم ترین مرحله تاریخ سیاسی روابط ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به ویژه عربستان یاد میکنند. سرآغاز اعمال و اجرای سیاست تنش زدایی، هشتمین اجلاس سران کنفرانس اسلامی در آذر ۱۳۷۶ در تهران بود. مهمترین دستاورد این اجلاس، توسعه و تعمیق روابط ایران و عربستان بود به گونه ای که امیر عبدالله، ولیعهد عربستان در اجلاس حضور داشت و آن را دیداری تاریخی خواند(حافظیان، ۱۳۸۸: ۱۰) بعد از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ روند تحولات منطقه ای دارای ویژگی هایی بوده است که تاثیرات عمده ای بر روابط شورای همکاری خلیج فارس و ایران دارد. اولین موضوع بحث تردید در روابط سنتی شورا در جهت کاهش آسیب پذیری ها و تهدیدات خود است، زیرا شورا همواره پیوند با قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا را در دستور کار خود قرار داده بود، اما با وقوع حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر و انتقاد آمریکا از اعضای شورای همکاری به خصوص از عربستان، باعث شد که تا حدی در روابط سنتی خود بازنگری کند. روابط ایران با شورای همکاری خلیج فارس بیشتر تحت تاثیر روابط ایران با کشور عربستان میباشد. بنابراین از دوره اصلاحات و به ویژه از سال ۲۰۰۱ بعد از امضای قرارداد امنیتی بین ایران و عربستان را میتوان نقطه عطف روابط و سر آغاز فصل نوینی در تعاملات دو کشور دانست. سعودی ها از نتایج انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ و سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی دولت جدید به گرمی استقبال کرده، و با اشتیاق بیشتر ، گامهای جدیدی را در به منظور ارتقای روابط سیاسی – فرهنگی – اجتماعی برداشتند . دوره اصلاحات به لحاظ حجم رفت و آمد ها و تنوع فعالیتهای دو جانبه ، دوره ای استثنایی به شمار می رفت و برخی اقدامات انجام شده برای اولین بار در طول تاریخ روابط دو کشور به وقوع پیوسته است. (فرازمند،۱۳۷۸: ۴۲۲-۴۲۱) برخی از اهم این تحولات به شرح زیر است :
-
- سفر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به عربستان و استقبال امیر عبدالله از ایشان
-
- امضای موافقتنامه عمومی همکاریهای بازرگانی ، اقتصادی ، سرمایه گذاری ، فنی ، علمی ، آموزشی، ورزشی و فرهنگی
-
- تشکیل اولین کمیسیون تجاری دو کشور
-
- رفع ممنوعیت حضور ایرانیان در عربستان در غیر از سفرهای زیارتی
-
- سفرهای مکرر وزرای خارجه دو کشور در این دوره
-
- سفر سید محمد خاتمی رییس جمهور ایران به عربستان و استقبال بی سابقه طرف عربستانی از ایشان
-
- سفر امیر سلطان بن عبدالعزیز – وزیر دفاع و هوانوردی و بازرس کل عربستان – به تهران و امضای موافقت نامه حمل ونقل هوایی میان دو کشور
-
- امضای پیمان امنیتی میان ایران و عربستان در سال ۲۰۰۱
-
- افزایش تعداد عمره گزازان از ۱۰۰ هزار نفر در سال ۷۸ به ۵۳۵ هزار نفر در سال ۸۳
-
- افزایش حجم مبادلات اقتصادی تا ۵۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۳
در دور جدید بعد از سال ۱۹۹۷ شورای همکاری کمیته ای متشکل از وزرای خارجه عربستان سعودی قطر و عمان جهت حل و فصل موضوع جزایر تشکیل می دهد. در این دوره برخی از کشورهای شورا از جمله عربستان تمایل چندانی به پیوند زدن مسئله جزایر به روابط دو جانبه خود با ایران نداشتند بعد از سال ۱۹۹۷ شورای همکاری تصمیم گرفت که موضوع رابطه با ایران را از موضوع جزایر جدا کند اما امارات سرسختی نشان داد سپس تصمیم گرفته شد که کشورهای در پیشبرد روابط دو جانبه خود با ایران جدا از موضوع جزایر آزاد باشند در این دوره تشکیل کمیته شورا برای میانجیگری در مورد مسئله جزایر نتیجه خاصی در پی نداشت. در این دوره مذاکرات مستقیم بین مقامات ایران و امارات و سفرهای علنی و نیمه علنی آغاز شد و امیدواری هایی برای حل مسئله جزایر ایجاد شد. این مذاکرات از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ ادامه داشت و در بیانیه های شورای همکاری مورد حمایت قرار گرفت اما این مذاکرات به دلیل ضعف محتوایی و فقدان کار کارشناسی و حقوقی و مبتنی بودن بر سلایق شخصی بدون نتیجه ای خاص در سال ۲۰۰۴پایان یافت. با پایان این دوره از مذاکرات شورای همکاری از عدم نتیجه بخشی آن اظهار تاسف کرد و بار دیگر بیا نیه های تند شورا در خصوص ایران آغاز شد. از سال ۲۰۰۵ با وقوع تحولاتی مانند اشغال عراق و متهم کردن ایران به نفوذ و دخالت در عراق از سوی کشورهای عربی و پرونده هستهای ایران دوره ای از تنش در روابط ایران وشورای همکاری آغاز می شود. این دوره کنونی را می توان یکی از پرتنش ترین و پرانتقادترین دوره ها در تاریخ روابط ایران و شورا برشمرد که موضوعات و محورهای متنوع تری را شامل می شود۰در این فصل به بررسی همگرایی بین جمهوری اسلامی ایران با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مس پردازیم بخش دوم: فرصتها و زمینه های همگرایی روابط اقتصادی وتجاری ایران باکشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، بیشتر تحت تاثیر ملاحظات روابط سیاسی قراردارد. اما با این وجود، زمینه هایی برای گسترش روابط اقتصادی تجاری بین طرفین وجود دارد. تحولات بین المللی و در هم تنیدگی اقتصاد جهانی را میتوان از عوامل گسترش این فرایند محسوب کرد، و همچنین نیازهای داخلی رو به فزاینده ای که طرفها با آن درگیرند به نوعی اقتضا می کند که به همگرایی و گسترش روابط و مبادلات روی بیاورند. بنابراین طیق نظریه های همگرایی کارکردگرایی و نوکارکردگرایی فرصت های موجود در قالب منافع مشترک، زمینه های همکاری و همگرایی را تسهیل می بخشد. در اینجا به فرصتهایی که برای همگرایی هر چه بیشتر جمهوری اسلامی ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس اشاره میکنیم. ۱-وضعیت ژئو استراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز عامل همگرایی خلیج فارس از قدیمالایام برای کشورهای قدرتمند و کشورهای منطقه دارای اهمیت استراتژیک بوده است. خلیج فارس از آغاز برای استعمارگران آن عصر از دو نظر هائز اهمیت بود. نخست؛ از این جهت که در سر راه هندوستان قرار داشت و کشورهای استعمارگر اروپایی، این کشور را انبار ثروتهای بیکران به شمار میآورند. از طرف دیگر، تسلط بر خلیج فارس برای تسلط بر راه های آبی منطقه وسیعی از آسیا و آفریقا، نقش منحصر به فردی داشت. خلیج فارس از همان آغاز عصر استعمار، همواره تحت سلطه کشوری قرار داشت که بر هندوستان و دریاهای پیرامون آن مسلط بود. از سال ۱۵۰۷ تا ۱۶۲۲ یعنی به مدت ۱۱۵ سال پرتغالیها بر خلیج فارس تسلط داشتند و با افول این کشور انگلیسیها جای آنرا گرفتند و بعد از این کشور نیز آمریکا در این منطقه حضور یافت. (روشندل و سیف زاده، ۱۳۸۹: ۱۵۶) هرمز یک کانال منحنی و باریک است که خلیج فارس را به اقیانوس هند متصل میکند. طول این تنگه حدود ۱۰۰ مایل دریایی است. که عبور و مرور کشتیها از این منطقه صورت میگیرد. بنابراین تأمین امنیت کشتیها که از این تنگه میگذرد از وظایف کشورهای مجاور میباشد. ایران برای محافظت از تنگه هرمز در مقابل هر نوع تهدید خارجی پس از خروج بریتانیا در دهه۷۰ میلادی خود را بهترین جایگزین برای آن در مقایسه با سایر کشورها احساس کرد. و نقش اصلی در تأمین امنیت آن را بر عهده گرفت. زیرا که محافظت از این تنگه از بندرهایی که در نقاط استراتژیک در امتداد آبراه مربوطه و همچنین از جزایر ایرانی که در نقاط مناسبی در تنگه هرمز و در مسیر نزدیک شدن به آن قرار دارند بهتر انجام میشود. ایران در منطقه ورودی خلیج فارس چندین جزیره استراتژیک دارد که شش تای آن یک نوع خط منحنی تشکیل میدهد که از بیشترین اهمیت استراتژیک برخوردار است بدین ترتیب ایران نقش اساسی در تأمین امنیت آن دارد، که به عنوان فرصتی برای همکاری منطقهای مطرح میشود. همچنین از نظر استراتژیک کلید ورود به خلیج فارس است و این وضعیت باعث اهمیت تنگه برای قدرتهای محلی و همچنین فرامنطقهای شده است. به علت اهمیت تنگه هرمز در روابط ایران و کشورهای شورا، همکاری در این چارچوب میتواند به عنوان فرصتی برای همکاری و همگرایی در روابط ایران و عمان و در سطوح بالاتر بین ایران و شورای همکاری تلقی شود همکاری در مورد این موضوع میتواند در زمینههای زیر مورد اشاره قرار گیرد. ۱- تنگه هرمز از معدود تنگههایی است که وجود امنیت عبور در آن نه تنها مورد توجه در دولت حاشیه آن و تمام کشورهای حوزه خلیج فارس است بلکه مورد توجه و علاقهی دولتها و قدرتهای فرامنطقهای نیز میباشد و عدم امنیت در این منطقه، امنیت همه کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد. (الهی، ۱۳۸۷: ۵۵) بنابراین کشورهای منطقه میتوانند با همکاری دو جانبه و چند جانبه نقش مهمی را در تأمین امنیت تنگه هرمز ایفا کنند و این همکاری به عنوان فرصتی برای همگرایی مطرح میشود، زیرا که با این اقدام منافع و طرف تأمین و به نفع طرفین میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جامعه شناسان بر این باورند که سپردن مسئولیت به افراد و شرکت دادن آنها در تعاملات اجتماعی برای رشد شخصی آنها ضروری است. مسئولیت پذیری فرصتی برای فرد فراهم می سازد تا ایده های خود را در جریان کار به مرحله آزمایش بگذارد همین مسئله به وی کمک می کند تا راه رشد خود را به تدریج گسترش دهد و طرح مناسبی برای ایفای نقش های شغلی و اجتماعی و در کل برنامه زندگی اش تعیین کند. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده، پیش بینی کنندگی مسئولیت پذیری برای جهت گیری هدف بدین شکل قابل می باشد که، مسئولیت پذیری در برنامه ریزی و جهت گیری هدف نقش مهمی را ایفا می کند. فردی که مسئولیت پذیری خوبی داشته باشد تمایل به یادگیری، برنامه ریزی و پیشرفت دارد و انجام مسئولیت ها را به عنوان فرصتی برای یادگیری در نظر می گیرد و از آن ها بهترین استفاده را در این جهت می کند، این شکل از مسئولیت پذیری با تعاریف جهت گیری هدف از جمله جهت گیری هدف یادگیری شبیه می باشد. جهت گیری هدف عملکرد گرایشی که تاکید بر کسب شایستگی و تایید در نزد دیگران دارد، در افرادی دیده می شود که مسئولیت پذیری دارند اما مسئولیت پذیری برای آن ها به عنوان امری درونی وجود ندارد، بدین معنی که مسئولیت پذیری آن ها در حدی است که توجهات مثبت اطرافیان را جلب نمایند. جهت گیری هدف عملکرد گریزی که تاکید بر دوری جویی از عدم شایستگی در نزد دیگران دارد به نظر می رسد در افرادی دیده می شود که تحت فشار های بالایی برای مسئولیت قرار گرفته و اغلب مواقع به علت اینکه مسئولیت های محول شده از توان وی بیشتر بوده است در این تکالیف دچار شکست شده اند و اغلب وی تلاش می کند تا در امور و مسئولیت ها خود از شکست خوردن دوری کند و در اهداف و برنامه های خود نیز بیشتر بر همین مسئله تأکید دارد.
 با توجه به توضیحات نظری ارائه شده در فوق به نظر می رسد که یافته های پژوهش حاضر با پیکری نظری دانش موجود همسو می باشد ، هر چند در این زمینه پژوهش های تجربی انجام نشده است، اما از نظر پایه های نظری مورد تأیید قرار می گیرد. فرضیه دوم: کمال گرایی قادر به پیش بینی بخشی از واریانس جهت گیری هدف می باشد. جهت بررسی این فرضیه از روش آماری تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شده است که میزان پیش بینی مولفه های جهت گیری هدف (از جمله جهت گیری هدف یادگیری ، جهت گیری هدف عملکرد گرایشی،جهت گیری هدف عملکرد گریزی، و بلاتکلیفی در جهتگیری هدف) بر اساس مولفه های کمال گرایی محاسبه شده است. یافته های پژوهش حاضر فرضیه فوق را مورد تأیید قرار داده و ابراز می دارد که ، کمال گرایی خودمدار قادر به پیش بینی ۷۲/۰ از واریانس جهت گیری هدف یادگیری و مناسبترین پیش بینی کننده این جهت گیری هدف بوده است، علاوه بر این، کمال گرایی دیگر مدار قادر به پیش بینی ۹۲/۰ از واریانس جهت گیری هدف عملکرد گرایشی، ۴۵/۰ از واریانس جهت گیری هدف عملکرد گریزی و ۶۹/۰- از واریانس بلاتکلیفی در جهت گیری هدف بود که مناسبترین پیش بینی کننده این سه جهت گیری هدف می باشد. یافته های حاصل از پژوهش حاضر با نتایج پژوهش های هاشمی و لطیفیان (۱۳۸۸)، نیومیستر(٢٠٠۴)، نیومیستر و فینچ(٢٠٠۶)،زاهد بابلیان، پوربهرام، رحمانی(۱۳۸۹) همسو بوده است. هاشمی و لطیفیان ( ۱۳۸۸) دریافتند کمال گرایی خود مدار با جهت گزینی های یادگیری و گرایشی رابطه منفی دارد و این جهت گزینی ها را به صورت منفی پیش بینی می کند. کمال گرایی جامعه مدار نیز با اهداف گرایشی و اجتنابی رابطه منفی دارد و این جهت گزینی ها را به صورت منفی پیش بینی می کند. نیومیستر و فینچ(٢٠٠۶) به این نتیجه رسیدند که کمال گرایان خود مدار استانداردهای بالایی برای خود انتخاب می کنند و عملکرد خود را بر اساس این استانداردها ارزشیابی می کنند و بر این اساس، اهداف تبحری یا اهداف عملکرد گرایشی دارند. همچنین کمال گرایان جامعه مدار بیشتر احتمال دارد که اهداف عملکرد گرایشی یا عملکرد گریزی را بپذیرند، که از ترس آنها از شکست نشأت می گیرد. در پژوهش زاهد بابلیان، پوربهرام، رحمانی(۱۳۸۹) نتایج حاکی از این بود که بین کمال گرایی، جهت گزینی هدف و عملکرد تحصیلی با فرسودگی تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد. فلت و هویت(۱۹۹۱) هم بر این باورند که کمالگرایی از سه بعد جداگانه که شامل کمالگرایی خودمدار، کمال گرایی دیگر مدار و کمال گرایی جامعه مدار تشکیل می شود. کمال گرایی خودمدار، یک مؤلفه انگیزشی شامل کوشش های فرد برای دستیابی به خویشتن کامل است و در این بعد افراد انگیزه قوی برای کمال، معیارهای بالای غیرواقعی و تفکر همه یا هیچ دارند. کمال گرایی دیگرمدار، یک بعد میان فردی و دربردارنده گرایش به داشتن معیارهای کمالگرایانه برای اشخاصی است که برای فرد اهمیت زیادی دارند، مانند گرایش های کمالگرایانه والدین برای فرزندانشان، در نهایت کمالگرایی جامعه مدار برداشتی شامل معیارهای کمالگرایانه یا غیرواقع بینانه تحمیلی از سوی دیگران بر فرد است و دسترسی به این معیارهای تحمیل شده اگر محال نباشد، حداقل دشوار است. به عقیده تری شوت و همکاران(۲۰۰۵) کسانی که کمال گرایی مثبت(به هنجار) دارند، معیارهایی را برای خود در نظر می گیرند، اما به جای این که ر سیدن و یا نرسیدن به آن معیارها برایشان مهم باشد، نفس تلاش کردن برا ی رسیدن به هدف در نظرشان اهمیت دارد. در واقع این افراد از کار و تلاش زیاد لذت می برند و وقتی در انجام دادن یا ندادن کاری آزادند ، سعی می کنند آن را به بهترین نحوی که می توانند انجام د هند. به نظر می رسد این نوع کمال گرایی با جهت گیری هدف یادگیری و تبحری در ارتباط است که این گونه افراد در تلاش های خود بر نفس یادگیری تأکید دارند. از نظر لی، اسکپسالیوان و کمپداش ( ۲۰۱۲ )، بین کمالگرایی بهنجار و روان آزرده تمایز وجود دارد . کمالگرایی بهنجار به عنوان تلاش برای معیار های معقول و واقعی تعریف شده است؛ کمالگرایی روان آزرده تمایل به تلاش برای معیارهای بسیار بالا است که با ترس از شکست و تمرکز بر مأیوس کردن دیگران ، همراه است. فلت و هویت(۱۹۹۱) هم بر این باورند که کمالگرایی از سه بعد جداگانه که شامل کمالگرایی خودمدار، کمال گرایی دیگر مدار و کمال گرایی جامعه مدار تشکیل می شود. کمال گرایی خودمدار، یک مؤلفه انگیزشی شامل کوشش های فرد برای دستیابی به خویشتن کامل است و در این بعد افراد انگیزه قوی برای کمال، معیارهای بالای غیرواقعی و تفکر همه یا هیچ دارند. این بعد از کمال گرایی در بر گیرنده وضع معیار های غیر واقع بینانه برای خود، ارزیابی سختگیرانه خود با تمرکز بر نواقص و ضعف ها و تعمیم این انتظارات غیر منطقی و ارزیابی های تند و تیز به انواع حیطه های رفتاری می باشد. علاوه بر این مولفه ها، کمال گرایی خود مدار در بر گیرنده عامل انگیزشی قوی ای است که موجب می شود فرد برای بدست آوردن کمال اجتناب از شکست تلاش کند. به بیانی دیگر کمال گرایان خود مدار برای نائل شدن به هدف خود که کمال است انگیزش دارند. این تعریف از کمال گرایی و بعد خود مدار آن بیشترین شباهت را با جهت گیری هدف یادگیری و همچنین جهت گیری هدف عملکرد گرایشی دارد. جهت گیری یادگیری و سازه های مشابه مانند جهت گیری تبحری با واژه ها و اصطلاحاتی مانند تمرکز بر یادگیری، تبحریابی در تکلیف بوسیله معیارهای تدوین شده بوسیله خود، افزایش مهارت های نو، رشد دهی و فزون بخشی شایستگی، کوشش برای مواجهه با مسائل چالش برانگیز و کوشش برای کسب بینش و بصیرت معرفی شده است (ایمز، b1992، دوک و لگت، ۱۹۸۸، میهر و میگلی،۱۹۹۱، میگلی و همکارانف ۱۹۹۸، نیکولز، ۱۹۸۴، هارتر[۹۲]، b 1981). کمال گرایی دیگرمدار، یک بعد میان فردی و دربردارنده گرایش به داشتن معیارهای کمالگرایانه، سبک ارزیابی بسیار انتقادی و انگیزش قوی برای نائل شدن به کمال و اجتناب از شکست برای اشخاصی است که برای فرد اهمیت زیادی دارند. این نوع کمال گرایی از آنجایی که ممکن است به خوبی به افراد دیگر منتقل نشود و تنها در قالب انتقاد مطرح می شود موجب سردرگمی و بلاتکلیفی افراد شود، و لذا در جهت گیری هدف و برنامه ریزی ها فرد نیز تأثبر منفی بر جای می گذارند و ممکن است فرد را دچار نوعی جهت گیری هدف کند که با نام بلاتکلیفی در جهت گزینی هدف مشخص میشود. این گونه افراد ممکن است قادر به شناخت درست از نادرست، صحیح از غلط، و … نبوده و در نهایت بین دو قطب همه یا هیچ گرفتار شده باشند و در نهایت هدف مشخصی را انتخاب ننمایند و یا اهداف خود را مرتباً تغییر دهند. در نهایت کمالگرایی جامعه مدار برداشتی شامل معیارهای کمالگرایانه یا غیرواقع بینانه تحمیلی از سوی دیگران بر فرد است و دسترسی به این معیارهای تحمیل شده اگر محال نباشد، حداقل دشوار است. کمال گرایی دیگر مدار با مشخصه های منفی، از جمله سرزنش دیگران، اقتدار گرایی و سلطه جویی، ویژگی های شخصیتی نمایشی، خود شیفته و ضد اجتماعی همبستگی دارد. کمال گرایی جامعه مدار با نیاز به تأیید دیگران، ترس از ارزشیابی منفی، منبع کنترل بیرونی، بیش تعمیم دهی شکست، افسردگی و اضطراب مرتبط است(بشارت، ۱۳۸۳). بنابراین به نظر منطقی می رسد که افراد دارای کمال گرایی دیگر مدار و جامعه مدار در اهداف خود به دنبال راضی نگه داشتن دیگران بر آید و این ویژگی از جمله تعاریفی است که در جهت گیری هدف عملکرد گرایشی و جهت گیری هدف عملکرد گریزی آمده است. جهت گیری اهداف عملکردی معمولا در مقابل اهداف یادگیری و تبحری قرار می گیرد. این جهت گیری بر اثبات شایستگی یا توانایی تاکید دارد. محور جهت گیری عملکردی این است که چگونه توانایی فرد بوسیله دیگران مورد قضاوت قرار خواهد گرفت. برای مثال کوشش برای بهتر از دیگران بودن، کوشش برای تفوق در تناسب با معیارهای هنجاری، بکارگیری معیارهای اجتماعی برای مقایسه خود با دیگران، سعی برای برجسته بودن در گروه یا کوشش برای برتری در انجام تکالیف کلاسی، اجتناب از مورد قضاوت واقع شدن بعنوان فردی با توانایی ضعیف و یا اجتناب از مشخص شدن بعنوان فردی کند فهم و جستجوی این موضوع که فرد بعنوان شخصی دارای توانایی بالا مورد قضاوت قرار گیرد (ایمز،b1992، دوک و لگت،۱۹۸۸، میگلی و همکاران[۹۳]،۱۹۹۸). بنا برنظریات ارائه شده در فوق و ترکیب نظریاتی که در باب جهت گیری هدف و کمال گرایی مطرح شده بودند، به نظر می رسد که یافته های حاصل از پژوهش حاضر علاوه بر اینکه مورد تأیید پژوهش های انجام شده بوده است، از لحاظ نظری نیز تا حدود زیادی مورد تأیید واقع می گردد. بنابراین نتیجه گیری می شود که افرادی که کمال گرایی خود مدار دارند بیشتر از افراد دارای انواع دیگر کمال گرایی، در اهداف و جهت گیری هدف به نوع جهت گیری هدف یادگیری متکی بوده و افراد دارای کمال گرایی جامعه مدار و دیگر مدار به جهت گیری هدف عملکرد گرایشی و عملکرد گریزی روی می آورند. ۵-۳ محدودیت ها و پیشنهادات: ۵-۳-۱ محدودیت های پژوهش: الف: محدودیت های در اختیار محقق: ۱- تحقیق حاضر از نوع کمی است و ابزار مورد استفاده در آن پرسشنامه بود تا مصاحبه و مشاهده . ۲- جامعه تحقیق حاضر شامل دانشجویان دانشگاه واحد ارسنجان بود و محدود شدن جامعه به به این افراد ممکن است تعمیم پذیری نتایج را به گروه های دیگر تحت تاثیر قرار دهد. ۳- همبستگی بین متغیر ها ممکن است به دلیل متغیر های مداخله گر دیگری باشد که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار نگرفته اند. ب: محدودیت های خارج از اختیار محقق: ۱- عدم وجود منابع پژوهشی کافی جهت مقایسه نتایج با گستره پژوهش های قبلی ۲- بی دقتی و عدم همکاری مناسب دانش آموزان ۵-۳-۲ پیشنهادات: الف: پیشنهادات کاربردی: ۱- با توجه به وجو ارتباط بین مسئولیت پذیری و جهت گیری هدف و تأثیر بی بدیل آن در پیشبرد اهداف و دستیابی به موفقیت، به نظر آگاه سازی در این زمینه برگزاری کارگاه های آموزشی در دانشگاه ها در جهت بهبود وضعیت مسئولیت پذیری در دانشجویان و بالابردن روهیه جهت گیری هدف سالم لازم و ضروری می نماید. ۲- با در نظر داشتن ارتباط بین کمال گرایی و جهت گیری هدف و همچنین پیش بینی پذیری جهت گیری هدف توسط ابعاد کمال گرایی، به نظر می رسد باید در این زمینه تلاش های بسیاری نمود، چرا که کمال گرایی از جمله عوامل موثر در شکست ها و عدم پیشبرد اهداف می باشد. و افراد کمال گرا با داشتن معیار های غیر واقع بینانه خود و یا دیگران در مورد آن ها، از جهت گیری هدف صحیح و موفقیت دور می گردند. و لذا کارگا های آموزشی در جهت بهبود کمال گرایی و کمک به جهت گیری هدف و پیشرفت مفید می نماید. ب: پیشنهادات پژوهشی: ۱- با توجه به اینکه پژوهش حاضر از جمله پژوهش های همبستگی محسوب می گردد، و در اینگونه پژوهش ها متغیر های دیگری نیز ممکن است در تعیین میزان همبستگی و پیش بینی پذیری دخیل بوده باشند، بویژه این متغیر ها می توان به میزان موفقیت های قبلی فرد، میزان کمال گرایی و مسئولیت پذیری والدین، شیوه جهت گیری هدف والدین، سبک های فرزند پروری و … اشاره کرد. پیشنهاد می گردد در پژوهش های آتی به بررسی نقش اینگونه متغیر ها در وضعیت جهت گیری هدف نیز پرداخته شود. ۲- با توجه به اینکه به نظر می رسد کمال گرایی و مسئولیت پذیری و همچنین جهت گیری هدف در موفقیت ها و دستیابی به اهداف موثر می باشند، پیشنهاد می گردد در پژوهش های آتی به بررسی اینگونه متغیر ها نیز پرداخته شود. منابع منابع فارسی: احمدی، سید احمد، و رمضانی، علی(۱۳۸۶) تأثیر آموزش مسئولیت پذیری به شیوه گلاسر بر کاهش بحران هویت دانش آموزان متوسطه اصفهان. پژوهش های تربیتی و روانشناختی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، سال سوم، دوره دوم، شماره پیاپی ۸، ص ۲۳-۳۲. اعرابیان، ا، خداپناهی، م.ک، حیدری، م، صالح صدق پور،ب.(۱۳۸۳). بررسی رابطه باورهای خودکارآمدی بر سلامت روانی و موفقیت تحصیلی دانشجویان. مجله روانشناسی، ۸، ص ۳۶۰-۳۷۱. برنز، د.(۱۹۸۴) شناخت درمانی: روان شناسی افسردگی و فنون و شناخت شخصیت و تغییر آن. مترجم مهدی قراچه داغی(۱۳۸۸) نشر دایره، چاپ دهم، ۱۲-۲۱. بشارت، محمد علی(۱۳۸۳) بررسی رابطه بین کمال گرایی والدین و اضطراب امتحان در دانش آموزان. مجله روان نشاسی تربیتی، سال سی و چهارم، شماره ۱، صص ۱-۱۹. بشارت. محمد علی، حبیب نژاد. محمد و گرانمایه پور. شیوا( ۱۳۸۹) کمالگرایی و سلامت روان. تازه های و پژوهش های مشاوره. جلد ۸. ص ۷-۲۲. بشارت. محمد علی(۱۳۸۳) کمالگرایی و موفقیت تحصیلی. مجله علوم روانشناختی. دوره سوم. شماره ۱۲. ص ۳۲۱-۳۳۵. بشارت.محمد علی، جوشن لو، محسن، میرزمانی. سید محمود(۱۳۸۶) رابطه سبک های دلبستگی و کمال گرایی. دوماهنامه علمی پژوهشی دانشور رفتار. دانشگاه شاهد. سال ۱۴. شماره ۲۵. ص ۱۱-۱۹. جوکار.بهرام(۱۳۸۴) بررسی رابطه جهت گیری هدف و خودتنظیمی در دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی دانشگاه شیراز. مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز. دوره ۲۲. شماره ۴. ص ۵۶ تا ۷۱. جوکار. بهرام و لطیفیان. مرتضی(۱۳۸۵) رابطه ابعاد هویت و جهت گیری هدف در گروهی از دانش آموزان پیش دانشگاهی شهرستان شیراز و یاسوج. محله علوم اجتماعی و انشانی دانشگاه شیراز. دوره ۲۵. شماره ۴. ص ۲۷- ۴۶. حمیدی، فریده و قیطاسی، معصومه(۱۳۹۰) مقایسه کمالگرایی و مسئولیت پذیری در دانشجویان مراکز تربیت معلم شهر اهواز به تفکیک جنس. فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، سال ششم، شماره ۱۸، ص ۱۵۹-۱۸۸. حواله کیا، سعید (۱۳۸۴)، افزایش حس مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس در نوجانان ، فرهنگ همدان شماره ۳۶و ۳۷. حاجی یخچالی، علیرضا، حقیقی، جمال و شکرکن، حسین.(۱۳۸۰) بررسی روابط ساده و چندگانه پیشایندهای مهم و مربوط با جهت گیری هدف تبحری و رابطه آن با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان پسر سال اول دبیرستان های اهواز. مجله علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز. شماره ۸. صص ۳۱-۴۸.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در جایی دیگر ،همان وجود ظاهری« شمع» را در خیال خود به طرزی دیگر پرورانده و بروز داده است: شمع حریم عشقم،پروای کشتنم نیست بسیار دیده ام من،در زیر پا سر خویش( پیشین ، ۱۳۹۱ :۳ ) اغلب سرایندگان راجع به« گل و باغ و بلبل» بارها سخن گفته اند.اما آنچه درتخیل کسی مانند صائب تبریزی پیشرو مشخصه نازک خیالی شاعران سبک هندی، جوشیده است،نمونه ای می تواند باشد از تصورات شاعرانه خاص، که بکلی ازحوزه تخیل دیگر شاعران متفاوت می نماید. دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد که بلبلان همه مستند و باغبان تنها( پیشین،۳:۱۳۹۱) پس،می توان ادعا نمود که دامنه خیال در اشعار شاعران بسیار گسترده است و تصویر های متنوع و ابتکاری، نتیجه جستجوی ذهن آنان در پرورش ایماژ و یا معانی تخیلی می باشد. زیرا خیال تحت تاثیر احساس وعاطفه درذهن شاعر به پرواز در می آید و تصویری جدا از سروده های گویندگان دیگر خلق می گردد. مولوی، «نی» را سمبل و بدل فردی انسانی به تصویر خیال می کشد که غریب وار به جهان مادی افتاده و از«نیستان» آفرینش جدا شده است.اکنون حکایت جدایی خویش را با زبانی سوزناک بازگومی کند و سعی دارد تا به «اصل» خویش باز گردد. هرکسی کو باز ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش( پیشین،۴:۱۳۹۱) اما صورت خیال و یا ایماژ در شعر همه شاعران ،اینگونه نیست وهرکدام در تصویرسازی تخیلی بنا به ذوق و مطابق شدت و ضعف تصویر برداری خیالی خویش ،هریک راهی دیگر برگزیده اند. صائب تبریزی در مورد همین ماده «نی» تصویر خیالش با مولانا متفاوت بوده و می سراید: صور اسرافیل باشد،مرده را دل ناله اش چهره زرین او،آهن دلان را کیمیاست گرچه سرتا پای اویک مصرع برجسته است هر سر بندی از او ترجیع بند ناله هاست ترجمان ناز معشوق و تبار عاشق است با دهان بی زبان،با هر زبانی آشناست( هاشمی پور ، ۱۳۹۱ :۴ ) ۲-۳ :انواع طبیعت گرایی در میان شاعران به نظر می رسد سه گونه طبیعت گرایی در میان شاعران رواج داشته است: الف) طبیعت گرایی تقلیدی: در این نوع شعر، شاعر از طبیعت گرایان دیگر تقلید می کند که نمونه ی بارز آن شعر برخی از شاعران سده های آغازین است که تقلید از تصویر سازی های شاعران عرب است و بیابان ، کاروان شتران و … نمونه هایی که نه با محیط زیست و شیوه ی زندگی شاعر منطبق است و نه شاعر آن منظره ها را دیده است. همین طور درشعر برخی از شاعران این روزگار، که بی آن که با طبیعت آشنا باشند و حتی شناختی مختصر از طبیعت و جلوه های گوناگون آن داشته باشند، به تقلید ازشاعران طبیعت گرا از روستا و پدیدههای طبیعت دم می زنند. ( شاه حسینی ، ۱۳۸۰ : ۸۸ ). ب) طبیعت گرایی توصیفی: در این نوع، شاعر خواه معاصر باشد و خواه گذشته، در برابر پدیده ی طبیعی می ایستد و مانند گزارشگری آن چه را که می بیند وصف می کند. این وصف ها گاهی بسیار دقیق است و حاکی از دقت نظر شاعر، ولی به هر حال وصف است و از حد وصف تجاوز نمیکند. در چند دهه ی قبل که طبیعت گرایی توصیفی، ذهن و زبان شاعران سیاسی را نیز به خود مشغول کرده بود، شاعر گاهی از فقیری سخن می گفت که بی خانمان است و با تن پوش پاره در برف راه میرود و سرانجام کنج دیوار یا نبش کوچه ای آسمان برای او کفنی تدارک می بیند و او را زیر برف دفن می کند !
 پ) طبیعت گرایی تالیفی یا تاویلی: در این نوع، شاعر با طبیعت است، خواه به گونه ی تالیفی یعنی دوست بودن و الفت داشتن و خواه به گونه ی تاویلی یعنی تعبیر و تفسیر کردن. از این رو نمی توان گفت شاعر آن چنان با طبیعت در آمیخته است که خود را از آن جدا تصور نمی کند و هم از پدیدههای طبیعت برای بیان رساتر منظور خود کمک می طلبد. گاهی از پدیده ای به عنوان نماد استفاده می کند و گاهی به عنوان تمثیل. گاهی پدیده ای را چنان گسترش می دهد و به گونه ای عام مطرح می کند که جامعه یا جامعه هایی را در بر می گیرد و به صورت مانند در می آید و به مناسبت بر زبان جاری می شود. شاعری که این گونه به طبیعت می نگرد نه تنها با شکل ظاهری بلکه با اجزای طبیعت و کارکرد گوناگون پدیده های آن آشنا است. و گاهی حتی مفهوم نمادین و فولکوریک هر پدیده را نیز میشناسد و به هنگام از آن در ارتقای زبان و بیان شعری خود استفاده می کند. تفاوت ناظمی که از دور به طبیعت می نگرد و با انواع صنایع بدیعی و بازی با لغات، قصیده ای در وصف بهار یا توصیف خزان می سراید ـ کاری که بسیاری از ناظمان سنتی عمری در آن تلف کرده اند ـ با شاعری مانند نیما که عطر و طعم و صدای طبیعت در شعر او تجلی می کند در همین آگاهی از پیوستگی با طبیعت و همبستگی با آن است. ولی این آگاهی درجه ها و جلوه های گوناگون دارد. برای مثال از یک طرف منوچهری را داریم که غرق تماشا و توصیف عاشقانه ی زیبایی های طبیعت است و هر چیز را چنان حاضر و بی واسطه می بیند که مجالی برای تفسیرها و تعبیرهای گوناگون نمی گذارد و در شعر او عشق همین عشق انسانی و باده، همین بادهی انگوری است. در طرف دیگر حافظ را داریم که طبیعت در شعر او جنبه نمادی و سمبلیک دارد و آن هم به حدی است که هنوز بعد از صدها سال بحث در این است که آیا شراب در شعر او واقعا شراب است یا ابزاری برای بیان مطلب عرفانی و اجتماعی. در شعر معاصر نیز از یک سو نیما را داریم که در شعر او همه مرغکان و گل و گیاه شمال نغمه سر می دهند و می رویند و محمل مستقیم و غیر مستقیم اندیشه های او می شوند و از سوی دیگر شاملو را که در شعر او طبیعت از درون جامعه ی شهری سرک می کشد و این شهر و ذهنیت انسان شهری است که به طبیعت می نگرد و آن را ابزار بیان خود می کند. تا سده ی نوزدهم این حضور طبیعت در شعر و اصولن در همه ی هنرها تجلی داشت. ولی در سده ی ما و در شعر بسیاری از شاعران، دیگر مظاهر صنعتی شعری جای طبیعت بکر را گرفته است. در شعر یک شاعر شهرنشین که با سرسام صدا و صنعت و خیابان و مترو سر و کار دارد، با شعر یک شاعر روستانشین که در آرامش سکوت و کشاورزی و جدول و جویبار، شب و روز می گذراند، تفاوت بسیار وجود دارد. اگر چه گاه همین تفاوت را در شعر دو شاعر شهر نشین نیز آشکارا می توانیم دید. مثلن تفاوت میان شعر ” فروغ فرخزاد ” و شعر “سهراب سپهری". “فروغ” نکوهشگر، “فروغ ” همه اضطراب و اعتراض و بیگانه با طبیعت و “سهراب ستایشگر، “سهراب” همه تسلیم و تکریم و آشنا با طبیعت. (شاه حسینی ، ۱۳۸۰ : ۹۰) ۲-۴ :اصطلاحات و تعاریف ۲-۴-۱ :تعریف کنایه : معنای لغوی کنایه کنایه از ماده «کنی» است، و یکی از انواع فن بیان در زبان فارسی است.کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است . در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی نزدیک و دور باشد و این دو معنی باید لازم و ملزوم یکدیگر باشند؛پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل گردد.مانند بیت زیر: عابدانی که روی بر خلقند پشت بر قبله می کنند نماز در بیت بالا، روی بر خلق کردن و پشت بر قبله کردن هر دو کنایه از ریاکاری و توجه بر مردم به جای توجه به خداست. اما کنایه در زبان هنر بیان عبارت است از ایراد لفظ و اراده معنی غیر حقیقی آن، آن گونه که بتوان معنی حقیقی آن را نیز اراده کرد چنان که فردوسی فرزانه طوس در بیت زیرگفته است : نگه کرد رستم بدان سرفراز بدان یال سفت و رکیب دراز قامت بلند آن پهلوان را اراده کرده است چرا که درازی رکاب لازمه اش بلندی قامت است . باید دانست که تفاوت کنایه و مجاز در این است که در کنایه می توان معنی حقیقی اراده کرد ولی در مجاز معنی حقیقی اراده نمی شود.( همایی ، ۱۳۶۸ : ۲۵۷-۲۵۵ ). ۲-۴-۲ :تشبیه و انواع آن تشبیه، از ریشه عربی « شبه» و مصدر متعددی به معنای مانند کردن می باشد. در اصطلاح فن بیان و بدیع، مانند کردن چیزی است به چیز دیگر در صفتی در شعر یا متن ادبی. در زبان عربی ابتدا شیوههای بلاغت به هم آمیخته بود و بعد به سه شاخه جداگانه (معانی، بیان و بدیع) تقسیم شد. در این تقسیمبندی تشبیه در شاخه بیان قرار میگیرد. در زبان فارسی بیشتر فنون بیان (از جمله تشبیه) و قسمتی از مباحث مربوط به معانی را در بخش بدیع (سخن آرایی) آوردهاند و به همین علت در زبان فارسی تشبیه از اصطلاحات مشترک فن بیان و بدیع است. ۲-۴-۲-۱ :ارکان تشبیه: تشبیه دارای چهار رکن است که به مجموع آنها «ارکان تشبیه» گفته میشود:
-
- مشبه؛
-
- مشبه به؛
-
- ادات تشبیه؛
-
- وجه شبه.
برخی غایت و هدف از تشبیه را نیز جزو ارکان تشبیه آوردهاند. هدف و خواست سخنور از تشبیه گوناگون است؛ مانند: بیان امکان مشبه، بیان حال او یا میزان شدت و ضعف صفت در آن، ستایش یا نکوهش مشبه، برتری دادن مشبه بر مشبهبه و نشان دادن اهمیت و مشبهبه و دلیل دل بستگی و یا نیاز به آن.( شمیسا ، ۱۳۸۱ : ۱۵۳ ) . ۲-۵ :استعاره و انواع آن استعاره، در لغت به معنای “عاریه خواستن لغتی به جای لغت دیگر است( شمیسا ، ۱۳۸۱ : ۱۵۴ ) . و در اصطلاح ادبیات فارسی بکار بردن واژهای است به جای واژه دیگر با علاقه شباهت، با وجود قرینه. استعاره در واقع تشبیهی موجز و فشرده است؛ که تنها “مشبه به” آن باقی مانده باشد. علاوه بر آن شاعر در تشبیه، ادعای همانندی دو پدیده را دارد؛ اما در استعاره ادعای یکسانی آن دو را. این دو ویژگی، استعاره را هنریتر و خیالانگیزتر از تشبیه می کند. همچنین استعاره نوعی مجاز است؛ با این تفاوت که اگر علاقه(ارتباط بین معنای حقیقی و مجازی) از نوع مشابهت باشد، استعاره است و اگر علاقه، مشابهت نباشد، مَجاز است( همایی ، ۱۳۷۴ :۲۲۰ ) ۲-۵-۱ :ارکان استعاره ۱ـ مستعارمنه(مشبه به): معنای اولیه و ظاهری. ۲ـ مستعارله(مشبه): معنای باطنی و مورد نظر شاعر. ۳ـ جامع(وجه شبه): ارتباط میان واژه اولیه و واژه مورد نظر. ۴ـ مستعار: لفظی که در آن استعاره شده است. مثلاً در این بیت: ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان مضطرب حال مگردان! من سرگردان را در این بیت، مه “مستعارمنه” است. روی یار که به ماه تشبیه شده “مستعارله” است. “جامع” زیبایی و درخشندگی است؛ که باعث تشبیه روی دلدار به ماه شده است و لفظ “مه” مستعار است. ( کزازی، ۱۳۶۸ : ۱۵۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زیرا شهود با گواهی خود حق تمتع زوج را از بین برده اند و بدل این بضع مهر المثل است. اما اگر قبل از دخول از شهادت خود برگردند نصف مهریه را باید پرداخت کنند. ولی این قول مربوط به بلقینی است و نظر شافعیان ضعیف است و پذیرفته نیست. اگر شهود گواهی به طلاق داده اند و بعد رجوع کنند و در عین حال بینه اقامه شود که بین زوجین محرمیت رضاع وجود داشته در این صورت بر شهود غرامتی نیست[۲۷۸]. حنبلیه: اگر شهود طلاق قبل از دخول رجوع کنند و قاضی هم حکم به جدایی صادر کند، بر شهود نصف مهریه و اجب است (نظر ابوحنیفه – مالکیه) دلیل: زیرا خارج شدن بضع در ملکیت شوهر به دلیلی استوار نیست. اما نصف مهر المسمی به این دلیل واجب است که شهود شوهر را بر اثر شهادت ملزم کرده اند و او باید در الزام این پرداخت نصف مهریه به شهود مراجعه کند و آن را دریافت کند و به زن بدهد[۲۷۹]. اگر شهود در طلاق بعد از دخول رجوع کنند در این مورد شهود ضامن چیزی نمی باشند و قول ابوحنیفه نیز همین بوده ولی روایتی دیگر از احمد حنبل نقل شده است که اگر شهود طلاق بعد از دخول رجوع کنند در این صورت ضامن مهر المسمی برای شوهر اول می باشد.
 زیرا با شهادت و رجوع بعد از آن نکاحی از مشهود علیه فوت کرده اند و باید عوض نکاح فوت شده را با مهر المسمی جبران نمود و اگر قبل از دخول نیز از شهادت خود رجوع کنند، باز هم بر اساس روایت احمد مهر المسمی بر عهده شهود است[۲۸۰]. گفتار هفتم: نکاح نکاح جز حقوقی است یعنی هم جنبه حق الناسی مالی در آن موجود است و هم جنبه حق الناسی غیر مالی. جنبه حق الناسی مالی آن (مانند مهریه و نفقه) با شاهد و قسم هم ثابت می شود. جنبه حق الناسی غیر مالی آن (زوجیت و زناشویی)) فقط با شهادت دو مرد عادل ثابت می شود[۲۸۱]. با این عقد به بررسی موارد رجوع شاهد از شهات در آن می پردازیم: ۱- نکاح به مبلغی معادل مهریه اگر دو شاهد شهادت دهند که این زوج، این زوجه را در مقابل ۱۰۰۰ درهم به عقد نکاح خود درآورده است با توجه به این نکته که ۱۰۰۰ درهم معادل مهر مثل زوجه می باشد و زوج نکاح را انکار کند. قاضی بر اساس شهادت شهود، حکم به نکاح زوجه و زوج می نماید. پس از آن زوج، زوجه را نزد قاضی طلاق می دهد. پس از طلاق شهود از شهادت خود رجوع نمایند، سرخسی می فرماید: ((شهود ضامن چیزی نیستند زیرا شهود چیزی را به ملکیت زوج در آورده اند (بضع) که معادل آن چیزی است که زوج را به آن ملزم کرده اند ۰ مهر المثل)، اما اینکه این زوج، زوجه را طلاق داده و ملزم به پرداخت نصف مهریه شده با اختیار خودش بوده و ارتباطی به شهادت شهود ندارد[۲۸۲]. صاحب جواهر در فرق این مساله و طلاق قبل از دخول حکم به عدم ضمانت شهود کرده است. زیرا معتقد است که شهود در اینجا چیزی را اتلاف نکرده اند[۲۸۳]. ۲- رجوع پس از دخول چنانچه شهود، شهادت دهند که این زوج، این زوجه را به عقد نکاح خود در آورده است، آنگاه شهود از شهادت خود رجوع نمایند (چه در فرض طلاق، چه در فرض عدم طلاق) چند صورت می توان ترسیم کرد[۲۸۴]. الف – مدعی نکاح زوج است و مهر المسمی به اندازه مهر المثل یا بیشتر است و به زوجه پرداخت شده است. در این حالت شهود هیچ غرامتی به زوجه نباید بپردازد. صاحب جواهر در تعلیق این مطلب می فرماید: ((زن عوض آن چیزی را که شهود از بضع بر او تفویت کرده اند گرفته است. البته اگر فرض کنیم که بضع با تفویت ضمانت می شود. ب- همان صورت مذکور است، منتهی با این تفاوت که مهر المسمی زوجه کمتر از مهر المثل باشد[۲۸۵]. صاحب جواهر می فرماید: در این صورت شهود ضامن تفاوت مهر المثل و مهر المسمی برای زوجه می باشند، هر چند زوجه مهر المسمی را از شوهر دریافت نکرده باشد[۲۸۶]. اما عبدا… بن قدامه اظهار می کند: ((و ان شهدا علی امره بنکاح… فان طلقها الزوج قبل دخوله… و ان دخل بها و کان الصداق المسمی بقدر مهر المثل او اکثر منه…. و ان کان دونه فعلیها ما بینهما و ان لم یصل الیها فعلیهما ضمان مهر مثلها لانه عوض ها فوتاه علیها[۲۸۷] ). یعنی در این صورت شهود باید مهر المثل زوجه را بپردازد، زیرا مهر المثل در مقابل چیزی است که آن را از زن تفویت کرده اند (بضع). ج – اگر مدعی نکاح زوجه باشد و زوج قبل از دخول، زن را طلاق دهد، به این شکل که بگوید: اگر این زن زوجه ام بود، پس او را طلاق دادم، صاحب جواهر معتقد است در این حالت شهود ضامن نصف مهر المسمی برای زوج می باشند[۲۸۸]. زیرا نصف المسمی میزان مالی است که شهود در اثر شهادت دروغ خود، مرد را ملزم بر پرداخت آن نموده اند. د- در مساله فوق اگر زوج پس از دخول، زن را طلاق دهد چنانچه مهر المسمی زنی که به نکاح آن با مردی شهادت داده اند، از مهر المثل بیشتر باشد، مطابق قول صاحب جواهر ((ما به تفاوت مهر المسمی و مهر المثل را که شوهر پرداخته، باید شهود به او غرامت دهند[۲۸۹])). اما اگر مهر المسمی کمتر یا مساوی مهر المثل باشد، شهود ضامن پرداخت غرامتی به مرد نیستند[۲۹۰]. اشکال در این فرض (ادعای نکاح از سوی زن و انکار از سوی مرد) وارد است و آن اینکه وقتی زوج منکر نکاح می باشد چطور دخول برای زن برای او جایز است. پاسخی که برای این اشکال ارائه شده این است که حاکم، حکم به نکاح زن و مرد نموده است لذا دخول زن به حکم حاکم جایز است و شرعاً ایراد ندارد[۲۹۱]. ۳- نکاح بدون ذکر مهر چنانچه دو شاهد شهادت دهند که این مرد در مقابل ۱۰۰۰ درهم (مهر المثل زن) او را به نکاح درآورده، ولی مرد منکر آن است بر اساس حکم حاکم، نکاح بین زن و مرد صورت گیرد ولی زوج، زوجه را پیش از دخول طلاق دهد و ادعا کند که من زن را بدون ذکر مهر به عقد نکاح خود در آورده بودم. در نکاح بدون ذکر مهر چنانچه زن پیش از دخول، طلاق داده شود، مستحق مهر المتعه است. با در نظر گرفتن این نکته، سرخسی در حل مساله مذکور می فرماید: ((شهود باید پس از رجوع از شهادت مبلغ ما بین مهر المتعه تا ۵۰۰ درهمی را که مرد در مقابل طلاق پیش از دخول داده، به او غرامت دهند. زیرا در این حالت که زوج ادعای نکاح بدون مهر را می کند، هم زوجه و هم زوج تصادق در نکاح دارند. اگر شهادت شهود نبود قول مردی که منکر تعیین مهر بود پذیرفته می شد ولی شهود با شهادت خود چیزی بیش از مهر المتعه را بر مرد ملزم نمودند. لذا ضامن غرامت برای مرد هستند[۲۹۲]. ۴- نکاح، دخول، طلاق فرض این مساله این است که چنانچه دو شاهد شهادت به نکاح در مقابل ۱۰۰۰ درهم دهند. حال آنکه مهر المثل زن ۵۰۰ درهم است. دو شاهد شهادت به دخول و دو شاهد شهادت به طلاق دهند. اما زوج همه فروض را انکار کند، سپس هر سه گروه شهود رجوع کنند، چه کسی ضامن است ؟ اصلاً خسارتی بر زوج یا زوجه وارد آمده است یا نه؟ اگر شهود دخول همراه یکی از دو گروه شهود نکاح یا طلاق رجوع نمی کردند، نکاح یا طلاق مربوط به پس از دخول بود و قطعاً جمیع مهریه بر مرد واجب بود. اگر شهود دخول رجوع می کردند ولی شهود طلاق یا نکاح رجوع نمی کردند، قطعاً زوج نصف مهرالمسمی بر ذمه اش آمده بود. اما در این مساله هر سه گروه رجوع کرده اند. در پاسخ به این مساله گفته شده است شهود نکاح، باید ۵۰۰ درهم را غرامت بپردازند. سرخسی اینگونه استدلال می کند ((۵۰۰ درهم بعدی بدون عوض است، لذا باید شهود نکاح آن را به مرد غرامت دهند. زیرا با شهادت خود زوج را ملزم به پرداخت آن به زن نموده اند[۲۹۳])). سپس در ادامه به عنوان تفریع مطلب می فرماید: ((اگر دو شاهد نکاح در مقابل ۵۰۰ درهم شهادت دادند نیازی به پرداخت غرامت به زوج نبود. ۵- نکاح مبتنی بر خلاف ادعای زن چنانچه مردی ادعا کند که او زنی را در مقابل ۱۰۰۰ درهم تزویج کرده ولی زن مدعی باشد که مرد، مرا در مقابل ۱۰۰۰ درهم تزویج کرده، البته با عنایت به این نکته که ۱۰۰۰ درهم مهر المثل زن است مرد دو شاهد اقامه کند و قاضی بر اساس ادعای او حکم کند. پس از حکم حاکم شهود از شهادت خود رجوع کنند، بین علمای اهل سنت اختلاف است. این اختلاف را سرخسی ذکر کرده است[۲۹۴]. ابوحنیفه و محمد معتقد هستند دو شاهد باید برای زن ۹۰۰ درهم غرامت بپردازند. اما ابویوسف معتقد است باید دو شاهد را رجم کرد، ولی ضامن پرداخت غرامت برای زن نیستند. سرخسی علت اختلاف را اختلاف این دو گروه در یک مساله در باب نکاح می داند. آن مساله این است که اگر زوجین در باب مهریه اختلاف پیدا کردند، در حالی که مهر مثل همان میزان بود که زوجه مدعی آن بود، آنگاه در این مساله ((ابوحنیفه و محمد، قول را قول زوجه و ابویوسف قول را قول زوج می داند[۲۹۵]. بنابراین اختلاف اگر شهادت دو شاهد نبود باید زوج ۱۰۰۰ درهم به زوجه می پرداخت. لذا دو شاهد ۹۰۰ درهم را با شهادت خود به زوجه اتلاف کردند و ضامن آن هستند مطابق دیدگاه ابوحنیفه و محمد) مطابق دیدگاه ابویوسف در باب مساله نکاح که قول زوج را مقدم می دانست شهود چیزی برای مشهود علیه اتلاف نکرده اند. لذا ضامن هیچ غرامتی نیستند. برای تحلیل و بررسی باید گفت، اصل اولیه این است که هر زن بر اساس مهر مثل خود با مردی ازدواج می کند. برای ادعای بیشتر از مهر المثل، زن در مقام مدعی و مرد در مقام منکر و برای ادعای کمتر از مهر المثل مرد در مقام مدعی و زن در مقام منکر است. قاعده کلی هم این است که ((البینه علی المدعی و الیمین من المنکر)). در مساله مذکور، مرد مدعی است و زن منکر. لذا باید مرد بینه بیاورد. او بینه آورد و حکم به نفع مدعی صادر شد. اما شهود رجوع کردند. پس اگر نبود شهادت دو شاهد این حکم به نفع مرد صادر نمی شد. لذا باید ۹۰۰ درهم به زن غرامت بپردازند. با این وصف قول ابوحنیفه و محمد صحیح تر است. ۶- رجوع پس از موت زوج چنانچه دو شاهد به نفع زنی به نکاح در مقابل مهر مثل او شهادت دهند، قاضی بر اساس شهادت شهود حکم کند، زوج بمیرد. زوجه از ترکه زوج ارث ببرد. پس از تقسیم ارث شهود از شهادت خود رجوع کنند، سرخسی بدون ذکر دلیل معتقد است ضمان بر شهود نیست[۲۹۶]. اگر شهود پس از موت زوج، شهادت به ن کاح فوق دهند، آنگاه (۰ ضمنا جمیع ما اخذته المراه)) یعنی شهود ضامن پرداخت همه آن چیزی هستند که زوجه اخذ کرده است. (میراث، مهریه و…) در تحلیل قول خود می فرماید ((دو وصف برای میراث وجود دارد: ۱- موت مورث ۲- اثبات نسبت میرات خور اولی اتفاق افتاد، آنچه موجب انتقال میرتث از زوج به زوجه است شهادت شهود می باشد. اگر این مورد موجود نبود علتی برای استحقاق میراث برای زوجه نبود. لذا شهود باید غرامت این نقص را که به ورثه آوردند بپردازند. گفتار هشتم: وقف چنانچه دو شاهد نزد قاضی شهادت دهند بر اینکه این فرد شما بر اوقف مسجد یا سایر جهات عامه نموده است. قاضی حکم به حبس مال در مورد مشهود به نماید. آنگاه شهود از شهادت خود رجوع نمایند مطابق قول صاحب جواهر و نووی ((لایردالوقف بالرجوع[۲۹۷])) یعنی مال موقوفه با رجوع شهود از موقوفه بودن خارج نمی شود. به نظر می رسد علت این باشد که این مال به حکم حاکم وقف شده است. چیزی که وصف موقوفه بودن بر آن حکم حاکم صادر شود دیگر از این وصف خارج نمی شود. زیرا خروج آن هم با حکم حاکم و هم با ماهیت وقف تعارض دارد. نووی همچنین ادامه می دهد که شهود باید قیمت این مال موقوفه را به صاحبش بپردازند. گفتار نهم: ارتداد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ابزار اندازه گیری : در این تحقیق جهت بررسی علل افت تحصیلی دانش آموزان دختر مقاطع متوسطه ناحیه ۲ اردبیل از پرسش نامه ای که توسط پژوهشگر آقای سید ناصر آمیغی اردبیل در سال ۱۳۷۹ در مقطع کارشناسی ارشد برای بررسی علل افت تحصیلی در شهرستان نمین تنظیم شده بود استفاده شد و این پرسش نامه در میان معلمان اجرا شد.
 روش تحقیق: تحقیق حاضر با توجه به موضوع و اهداف به روش >>علی و همبستگی<< انجام گرفت در ارتباط با مزایایی این روش دلاور بیان میدارد >> مزیت عمده آن این است که به محقق اجازه می دهد تغییر های زیادی را اندازه گیری کند و همزمان همبستگی درونی آنها را محاسبه نماید . روش همبستگی به محقق اجازه می دهد که احتمال ارتباط چند متغیر را با یک الگوی رفتاری مشخص مورد پژوهش قرار دهد . امتیاز دیگر روش همبستگی در این است که می تواند درباره درجه همبستگی بین متغیر های مطالعه اطلاعات لازم را فراهم سازد… روش همبستگی برای دو هدف عمده به کار می رود: ۱-کشف همبستگی بین متغیر ها. ۲- پیش بینی یک متغیر از روی یک یا چند متغیر دیگر<< تحقیق حاضر نیز با توجه به این که درصدد دستیابی متغیر ها و عواملی می باشد که در افت تحصیلی موثرند و باعث بروز افت تحصیل می شوند از روش علّی و همچنین چگونگی ارتباط این عوامل با افت تحصیلی را در نظر دارد بسنجد بدان جهت روش بکار رفته در این پژوهش از نوع علّی و روش همبستگی می باشد. روش جمع آوری داده ها : از مراحل با اهمیت هر پژوهش شیوه جمع آوری اطلاعات است که به آن قدرت می بخشد برای اجرای هر نوع مطالعه تحقیقی نوع خاصی از ابزار و وسایل جمع آوری اطلاعات مورد نیاز می باشد. در تحقیق حاضر ابزاری که برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته است پرسش نامه ای می باشد که توسط پژوهشگر سید ناصر آمیغی اردبیل طراحی شده است و در زمستان سال ۱۳۷۹ در شهرستان نمین که دارای قبولی از ۵٫/۰می باشد در میان معلمان به اجرا درآمده است. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها مقدمه گزارش توصیفی نتایج استنباطی یافته های جانبی مقدمه این فصل از تحقیق حاضر شامل دو بخش می باشد: بخش اول: تحت عنوان تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها بخش دوم: تحت عنوان تجزیه و تحلیل استنباطی و آزمون فرضیات بخش سوم : تحت عنوان یافته های جانبی بخش اول این فصل شامل جداول توصیفی مربوط به پرسشنامه می باشند که در این بخش سوال های مربوط به به پرسش نامه ها از نظر تعداد و درصد پاسخ های ارائه شده به گزینه ها مورد جمع بندی قرار گرفته و در جدولی استخراج گردیده است که در زیر هر یک از جداول نیز با توجه به داده های جدول به توصیف مطالب پرداخته شده است. بخش دوم این فصل به تجزیه و تحلیل فرضیات پرداخته و هریک از فرضیه های تحقیق با توجه به سوال های مربوط به آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند . بخش سوم این فصل به یافته های جانبی بخش اول یعنی آمار توصیفی پرداخته است. آمار توصیفی نتایج آماری با توجه به نتایج آماری بدست آمده تعداد پاسخ دهندگان به سوال یک (میزان در آمد والدین و افت تحصیلی ) از بین ۴۰ نفر که بیشترین تعداد به گزینه زیاد با فراوانی ۱۸ و ۴۵ درصد و کمترین آن به گزینه کم با فراوانی ۲ و ۵ درصد می باشد و بقیه نیز به ترتیبی که در جدول و نمودار زیر آمده مشخص و نشان داده شده است. جدول ۴-۱ توزیع میزان درآمد خانواده و افت تحصیلی
| |
فراوانی |
درصد |
| کم |
۲ |
۵٫۰ |
| متوسط |
۱۱ |
۲۷٫۵ |
| زیاد |
۱۸ |
۴۵٫۰ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۸-۳- بار معلق: ۲۸ ۲-۱۹- نمونه برداری از مواد معلق ۲۹ ۲-۱۹-۱- نمونه بردارهای بار معلق ۲۹ ۲-۱۹-۲- روش های نمونه برداری از مواد معلق : ۳۱ ۲-۲۰- روش های برآورد رسوب معلق ۳۲ ۲-۲۱- محاسبه رسوب معلق با بهره گرفتن از منحنی سنجه رسوب و دبی های متوسط روزانه : ۳۲ عنوان صفحه ۲-۲۲- محاسبه رسوب معلق با بهره گرفتن از روش اداره عمران ایلات متحده(USBR) 33 ۲-۲۲-۱- منحنی سنجه رسوب ۳۳ ۲-۲۲-۲ - انواع منحنی سنجه ۳۴ ۲-۲۳-کلیاتی در خصوص هیدرولیک کانال های روباز ۳۵ ۲-۲۳-۱- دانه بندی رسوبات ۳۵ ۳۶ ۲-۲۴- انجام محاسبات هیدرولیکی ۳۷ ۲-۲۴-۱ قوانین حاکم بر حرکت جریان ۳۸ ۲-۲۵-طبقه بندی جریان در کانالهای روباز ۴۰ ۲-۲۶ -روش های تعیین معادله های شیب اصطکاکی ۴۱ ۲-۲۷- تحلیل جریان ماندگار و غیرماندگار ۴۱ ۲-۲۸- شرایط مرزی ۴۱ ۲-۲۹- معرفی اجمالی برخی از مدل های کامپیوتری توسعه یافته برای مطالعات فرسایش و رسوب ۴۲
 ۲-۳۰- دلیل انتخاب مدل HEC RAS 43 ۲-۳۱- دلایل انتخاب GEP4.3 44 ۲-۳۲- بررسی پیشینه تحقیق در داخل و خارج کشور ۴۴ منابع داخلی ۴۵ منابع خارجی ۵۳ ۳-مواد و روش ها ۶۱ ۳-۱مقدمه ۶۱ عنوان صفحه ۳-۲- معرفی منطقه مورد مطالعه ۶۱ ۳-۲-۱- موقعیت و مشخصات حوزه آبخیز کشکان ۶۱ ۳-۲-۲- بررسی و ویژگی های رودخانه کشکان ۶۳ ۳-۲-۳- بررسی ویژگی های توپوگرافیک و فیزیوگرافیک رودخانه کشکان ۶۴ ۳-۲-۴- بررسی وضعیت پوشش گیاهی رودخانه کشکان ۶۴ ۳-۲-۵ ویژگی های زمینشناسی ۶۵ ۳-۲-۶ – ویژگی های آب و هوایی ۶۵ ۳-۳-جمع آوری آمار و اطلاعات هواشناسی و هیدرومتری مشاهده شده ۶۶ ۳-۴ تعیین منحنی سنجه رسوب و معادله توانی آن در ایستگاه کشکان پلدختر ۶۸ ۳-۴-۱- تعیین سیلاب ها ۶۸ ۳-۵- آماده سازی داده ها برای ورود به نرم افزار ۶۹ ۳-۶ معرفی مدل ها ۷۰ ۳-۶-۱- مدلHEC RAS 4.1 70 ۳-۷ مراحل اجرای مدل HEC-RAS 71 ۳-۷-۱ شروع یک پروژه جدید ۷۱ ۳-۷-۲وارد کردن داده های هندسی ۷۲ ۳-۸- وارد کردن داده های جریان و شرایط مرزی ۷۲ ۳-۹- ورود داده های رسوب ۷۳ ۳-۹-۲ دانه بندی مواد بستری ۷۴ ۳-۹-۳ بررسی معادلات انتقال رسوب و انتخاب معادله مناسب ۷۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
TEMED 100% بافر نمونه (۴X): طبق جدول ۳-۵ تهیه گردید. محلول رنگآمیزی: ۰۵/۰ گرم کوماسی آبی ۲۵۰-R در ۴۰ میلیلیتر متانول حل شد و محلول به مدت ۱ ساعت در تاریکی روی استیرر بهم خورد. سپس ۱۰ میلیلیتر اسید استیک گلاسیال و ۵۰ میلیلیتر آب مقطر به آن اضافه گردید. غلظت رنگ در این محلول ۰۵/۰% وزنی/ حجمی است. قبل از استفاده محلول رنگ با کاغذ واتمن صاف شد و در ظرف تیره نگهداری می شود. محلول رنگبر: ۱۵ میلیلیتر متانول، ۱۰ میلیلیتر اسید استیک گلاسیال و ۷۵ میلیلیتر آب مقطر با هم مخلوط شدند (بالا بردن نسبت متانول رنگبری را تسریع می کند. با این حال باید توجه داشت که اگر ژل مدت طولانی در محلولهایی با درصد بالای متانول قرار گیرد، باندهای پروتئینی نیز بیرنگ میشوند). ۳-۳-۵-۲- آماده سازی سیستم الکتروفورز یک قالب شیشه ای به کمک صفحات شیشه ای کاملاً تمیز و فاصلهاندازها[۹۱] که با توجه به ضخامت مورد نیاز ژل انتخاب شده اند، ایجاد شد و با چند گیره محکم گردید. به انتهای صفحات شیشه ای به اندازه ۲/۰ سانتیمتر آگار مذاب ۵/۰% اضافه شد. محلول ژل پایین (ژل جدا کننده): مقادیر مورد نیاز برای تهیه ژل با درصد مشخص در جدول ۳-۶ آورده شده است. پس از افزودن مواد، محلول را به سرعت بهم زده و با دقت در قالب شیشه ای تا ارتفاع مناسبی ریخته شد، به طوریکه حدود ۳ سانتیمتر فضا برای ژل بالا باقی ماند. سپس به آرامی از کناره شیشه روی سطح ژل اتانول اضافه گردید (این کار به منظور صاف شدن ژل و جلوگیری از چین خوردن در اثر خشک شدن به دلیل تماس هوا با آن است). انعقاد ژل پایین معمولاً ۴۵-۱۵ دقیقه طول میکشد.
 محلول ژل بالا (ژل متراکم کننده) طبق جدول ۳-۶ تهیه شد ، بعد از انعقاد ژل پایین، اتانول روی ژل پایین کاملاً خالی شد و پس از تهیه محلول ژل بالا و هم زدن آن، سریعاً تا ارتفاع مناسب روی ژل پایین ریخته شد. سپس شانه در ژل بالا قرار گرفت، به صورتی که حدود ۵/۱ سانتیمتر از سطح ژل پایین فاصله داشت. انعقاد ژل بالا حدود ۴۵-۶۰ دقیقه طول میکشد. پس از خارج ساختن فاصلهانداز پایین از حد فاصل شیشهها، قالب شیشه ای با چند گیره به تانک الکتروفورز متصل گردید و مخازن بالا و پایین تانک با بافر الکتروفورز پر شد (به وسیله یک سرنگ حبابهای هوا در حد فاصل شیشهها خارج شد)، سپس شانه به آرامی خارج و درون چاهکها با تزریق بافر الکتروفورز تمیز گردید. برای آماده سازی نمونههای پروتئینی، یک حجم بافر نمونه به ۳ حجم نمونه پروتئین حاوی ۶ تا ۲۰ میکروگرم پروتئین اضافه شد (بافر نمونه ۴x) و به مدت ۵ دقیقه در دمای ˚C 100 قرار داده شد. سپس حجم مناسبی از آن (حداکثر ۴۰ میکرولیتر) به کمک سمپلر وارد چاهک شد. کابلها به الکترودهای مربوطه وصل گردید. برای الکتروفورز در جریان الکتریکی ثابت، شدت جریان ۳۰-۲۰ میلیآمپر برای یک مینی ژل مناسب است. در صورت استفاده از ولتاژ ثابت، ولتاژ ۱۵۰-۱۰۰ ولت مناسب میباشد. جریان برق قبل از رسیدن رنگ نشانگر به انتهای ژل قطع شد (حدود ۵/۲-۵/۱ ساعت). بعد از قطع جریان، قالب شیشه ای از تانک جدا گردید و با فرو بردن یک فاصلهانداز به حد فاصل شیشهها و حرکت آرام آن، شیشهی بالا برداشته شد و سپس ژل درون یک ظرف مناسب قرار گرفت. حجم کافی از محلول رنگ (۱۰۰ میلیلیتر) به ژل اضافه شد. محلول رنگ تخلیه و سپس ژل را شسته و حجم مناسبی از محلول رنگبر (۱۰۰ میلیلیتر) به آن اضافه گردید. اگر زمینه ژل تیره بود تا شفاف شدن آن از محلول رنگبر تازه استفاده میشد تا باندهای پروتئینی به وضوح دیده شوند. ژل در محلول آبی ۷% اسید استیک قرار داده شد که ژل در این حالت برای مدتهای طولانی قابل نگهداری است. جدول ۳-۵- نحوه تهیه بافر نمونه ۴X
| ماده |
مقدار |
| SDS |
(mg) 750 |
| تریس- HCl |
(mg) 380 |
| گلیسرول |
(ml) 5/2 |
| برموفنول بلو |
(mg) 5 |
| ۲- مرکاپتواتانول |
(ml) 5/2 |
جدول ۳-۶- نحوه تهیه ژل پلی اکریل آمید
| |
درصد ژل |
اجزاء ژل* |
| بافر |
محلول استوک اکریل آمید |
آب مقطر |
SDS ۲۰% |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- هويت : هويت در شبكههاي اجتماعي به سمت واقعيتر شدن پيش ميرود چون هيچ كس مايل نيست فرد ناشناس را به ليست دوستان خودش اضافه كند ، شما در ليست دوستانتان در فيس بوك با افراد واقعي طرف هستيد . اما مثلاً در عصر وبلاگها اين مسأله تا حد زيادي قابل پنهان كردن بود.
- به اشتراك گذاري و يادگيري : افراد علاقمند هستند هر چه سريعتر اطلاعات يا محتوايي را كه توليد كردهاند به اشتراك بگذارند . اين محتوا ممكن است خبر ، فيلم ، عكس يا مقاله يا طنز يا ديدگاه شخصي يا تجربيات آن ها باشد.
- بسيجكنندگي و سازماندهي : شبكههاي اجتماعي قدرت بسيجكنندگي دارند يعني ميتوانند افراد را در يك زمان و يا مكان در محيط واقعي گرد هم آورند ، يا در محيط مجازي به كمپين بپردازند . طرح شبکههای اجتماعی خودجوش و خودمختار بیشمار و گسترده در سطح جامعه را بايد از بديعترين اقدامات او دانست که میتواند تجربه و رويکردی نو در تشکيلات و سازماندهی در ايران معاصر محسوب شود.
- دوستي : تعميق دوستيها بين جنس مخالف، بين همكلاسيها، همكاران، هم عقيدهها، دوستي با دوستان دوستان .
- اعتماد : قابليت اعتماد به شبكههاي اجتماعي بيش از وب سايتها است چون اطلاعات، فيلتر نشده و خام منتقل ميشود ، قدرت اعتماد به شاخص بودن يا مشهور بودن فرد توليد كنندهی اطلاعات بستگي دارد .
- حلقههاي مخاطبان : به جاي مخاطبان انبوه، حلقههايي كوچك و بزرگ از مخاطبان شكل ميگيرد.اين حلقهها در جاهايي با يكديگر همپوشاني دارد . تأثيرگذاري هر شبكه بر هر حلقه به تناسب تخصصي بودن يا گرايش خاص آن شبكه است.
- قدرت كندوسازي : قابيلت لينكدهي، ترك بك و دنبال كردن علايق مشترك يعني كندوسازي.
- استناد و تعميم : فيلم، عكس، صدا و متون اصلي رسانهها، قابليت استناد و تعميم را بالا برده است. شنيدن كي بود مانند ديدن ؟
- چند رسانهاي : استفاده از چند رسآنهايها در شبكههاي اجتماعي ، قابليت جديدي است كه قدرت اين نوع رسانهها را بالا برده است . فيلم، صوت، عكس، انيميشن، متن، گرافيك و لينك .
- ادغام فنآوريها : شبكههاي اجتماعي محصول ادغام فنآوريهاي جديد وب 2 هستند ،Ajax ، XML ، HTTPS، RSS.
- پرستيژ : امروزه افراد، مجريان تلويزيون، اساتيد دانشگاه، دانشجويان، روزنامه نگاران، سياستمداران و هنرمندان به جاي آدرس ايميل يا وب سايت يا وبلاگ، شناسه فيسبوك خود را اعلام ميكنند . حتي برنامههاي تلويزيوني نيز آدرس فيسبوك دارند.
- گپ : شبكهها قابليت گپ يا همان چت كردن را با خود به همراه دارند .
- نقد بيرحمانه : شبكههاي اجتماعي فضاي تعاملي جسورترين آدمهايي است كه سرشان درد ميكند و فعاليت در اين شبكهها را نوعي فعاليت مدني و حتي مبارزهی مدني ميدانند . لذا از نقد بيرحمانهی حاكميت ، سياستمداران؛ رسانههاي رسمي ابايي ندارند . به همين جهت زبان آن ها متفاوت با ساير رسانهها به نظر ميرسد .
- دنبالكردن و دنبالشدن : فالوشدن و فالوكردن افراد امري لذتبخش است . شما نيز دوست داريد دنبال شويد. شخصي نگاري يا روزنگاري در وبلاگها بر همين اساس اتفاق افتاده است. مانند توئيتر.
- باز انتشار : در محيط شبكهها به خصوص سايتهاي لينكدوني، خبرها پالايش و انتخاب شده و باز انتشار ميشوند .
- خرد جمعي : همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشدهاند : حكيم بزرگمهر. اما در عصر شبكهها همگان در حال زاده شدن است. گرايش عمومي را ميشود از اين فضاها سنجيد. شبكههاي اجتماعي بهترين فضاي افكارسنجي هستنند.
- جهاني بودن (مترجم گوگل) : حذف مرزهاي زباني مهمترين اتفاقي است كه در فضاي جديد وب اتفاق افتاده است.
- سرگرمي : سرگرمي، ظنر، خنده، شوخي، سركار گذاشتن، سوتي و گافگرفتن، كارهاي مونتاژي و فتوشاپي كردن، دست انداختن سياستمداران و معما طرحكردن، از ويژگيهاي اين شبكهها است.
- سفارشي شدن : هرزهگردي و ولگردي در فضاي وب در حال حذف شدن است. شما محتوا را سفارش ميدهيد. با بهره گرفتن از فيدها، خروجيها و ريدرهاي آنلاين و آفلاين.
- جستجو شدن : از طريق تركيب موتورهاي جستجو با بسياري از شبكهها شما ميتوانيد در اين فضاها همزمان جستجو كنيد و جستجو شويد.
- اطلاعرساني و خبررساني : رسانههاي شهروندي، خبرنگاران شهروند. از سونامي تا رخدادهاي انتخاباتي.
- رسانهی نسل جوان : نو بودن، خلاق بودن و ابتكاري بودن باعث جذب جوانها به اين پديده شده است.
- رسانهی جايگزين : نقش رسانههاي جايگزين را ايفا ميكنند در مقابل رسانههاي جريان اصلي.
- تركيب با موبايل : اغلب اين فنآوري ها يا نسخهی موبايل دارند، يا با بهره گرفتن از موبايل قابل انتشار و دسترسي هستند. مستندات محتوايي اين رسانهها نيز توسط موبايل توليد ميشود.
- شفاف شدن بيش از گذشته : درون خانههاي شيشهاي زندگي ميكنند؛ از كوچكترين رخدادهاي همديگر مطلع ميشوند .
- ابتكار و خلاقيت : نوآوري در ذات شبكهها است . ارتباطات افقي، پيشنهادات خلاقه، طوفانهاي مكرر فكري در اين محيطها اتفاق ميافتد .
- ساختار دمكراتيك : مانند بالاترين، ويكي پديا، گوگل زمين، وبلاگها، فرومها و همه برابرند.
- قدرت سرمايه اجتماعي : فوکوياما : سرمايه اجتماعي مجموعهی معيني از ارزشهاي غير رسمي است که در ميان اعضاي گروه مشترک بوده و همکاري را در ميان آن ها بهبود ميبخشد.
- تحرك اجتماعي : جنبشهای اجتماعی با تحرک[34] يا تجمع گروههايی از افراد متولد میشوند. اين تحرک از يک سو به معنای جابجايی جمعيت است و از سوی ديگر به معنای سرعت يافتن ايدهها، ارتباطات و تماسها است. در اين شرايط افرادی که کمتر محتمل بود با همديگر ارتباط داشته باشند يا پيوندی بين آن ها به وجود آيد، فرصت آن را خواهند يافت تا يکديگر را هميابی کنند. تحرک جغرافيايی يا جابجايی جمعيت امکان فراتر رفتن از محيط سنتی و قرار گرفتن در شرايط جديدی را مهيا خواهدکرد که ظرفيتهای افراد را افزايش خواهدداد.
- ارتباطات غيررسمي : خارج از نهادهاي رسمي آموزشي، رسانهاي، حكومتي و سياسي .
به اين ترتيب، شبکههای اجتماعی يكي از انواع رسانههای اجتماعی محسوب میشوند. كاربردهاي سايتهای شبکه اجتماعی آن است که کاربران را از طريق ايجاد پروفايل اطلاعات شخصی و دعوت کردن از دوستان و همکاران برای دسترسی به پروفايل و ايميلشان، قادر به اتصال با يکديگر و ارسال پيامهای لحظهای میکنند. اين پروفايلهای شخصی میتواند هر نوع از اطلاعات را از جمله عکس، ويدئو، فايلهای صوتی و وبلاگها شامل شود (کاپلان و هنلين؛2010: 63). ميان سايتهای شبکه اجتماعی و ساير مفاهيم مانند جهان مجازی نيز مشابهتهايی به چشم میخورد. پاپ درخصوص اين مشابهت مینويسد: “سايتهای شبکه اجتماعی مثل ماياسپيس، و لينکدين با جهآنهای مجازی در عرضه کردن ميزان خاصی از تعامل و ارتباطات مجازی مشابه هستند و هنوز کاربران از خلق يک آواتار برای تعامل با ديگران بینيازند و بيشتر تعاملات به طور ناهمزمان با تأخير زمانی صورت میگيرد.” (پاپ[35]؛ 2009: 3). مثالهای مشهور اين نوع شبکههای اجتماعی، فيسبوک، ماياسپيس، تگد، سایورلد، هایفايو، زينگ، اورکات، و لينکدين هستند، اما از ميان اين سايتها فيسبوک و ماياسپيس از جايگاهی خاص در ميان کاربران برخوردارند و ريشهی اين دو سايت نيز به شبکه اجتماعی فرنداستر بازمیگردد. كه در اين پژوهش عضويت در شبكه اجتماعي فيسبوك مورد توجه قرار گرفته است.
 “فرنداستر، فيسبوك و (ماي اسپيس) سه شبکه اجتماعی کليدی هستند که چشمانداز تجارت، فرهنگ و پژوهش را شکل دادهاند.” (بويد[36]، 2007: 4). فيسبوک ، کار خود را از يک جمعيت ويژه آغاز کرد. فيسبوک به عنوان شبکه اجتماعي مخصوص هاروارد در اوايل 2004 شروع به کار کرد. کاربران با پيوستن به آن از يک آدرس پست الکترونيک با پسوند Harvard.edu برخوردار میشدند. فيسبوک در حمايت از دانشگاههای ديگر، همزمان با نياز به ارائه ايميل آدرس دانشگاهی مرتبط با آن مؤسسات سبب میشد دريافت کاربران از آن به عنوان يک جماعت صميمی و خصوصی باشد (بويد،2007: 7). 2-3-3 فیسبوک با شروع سپتامبر 2005، فيسبوک در ميان دانشآموزان دبيرستانها، حرفهایهای درون شبکههای سازمانی و در نهايت همه، توسعهی همگاني يافت. باز کردن عضويت به اين معنی نبود که کاربران جديد میتوانستند به راحتی به شبکههای بسته دسترسی داشته باشند، با اين حال دسترسی به شبکهی دبيرستان به درخواست عضويت نياز داشت. تنظيم دسترسی به پروفايل و امکان شخصیسازی آن، اضافه کردن کاربردهايی به پروفايل از جمله امکانات فيسبوک است. کاربران فيسبوک به طور ميانگين مسنتر از ساير شبکههای اجتماعی هستند. کاربران اين شبکهاجتماعی، 40% متأهل، 80% سفيدپوستو 6% بازنشسته هستند و در اين زمينهها از ساير شبکههای اجتماعی آمار بالاتری دارند. کاربران فيسبوک از نظر بيشترين ميانگين درآمد ساليانه با 61 هزار دلار در ردهی دوم قرار میگيرند. فيسبوکیها به طور ميانگين هر کدام با 121نفر در صفحاتشان بهعنوان دوست در تماس هستند. برای فيسبوکیها علاقهی مشترک عمدهای ديده نمیشود و حوزهی علايق کاربران اين سايت بسيار متنوع است. دليل اين پراکندگی علايق، تعداد بسيار زياد کاربران اين شبکه اجتماعی با ويژگیهای متفاوت است که بيشترين تعداد در بين سايتهای مشابه است. کاربران فيسبوک همچنين نسبت به اين سايت بسيار وفادار هستند (گلزردي, 1388). آمارها نشان ميدهد به دليل افزايش استقبال از اين شبكه اجتماعي، در برزيل و هند نيز تعداد كاربران اين شبكه اجتماعي افزايش تصاعدي يافته است. كشورهايي همچون برزيل، مكزيك، اندوزي، آرژانتين و فيليپين قسمت اعظم كاربران فيسبوك را به خود اختصاص دادهاند؛ نيمي از مردم آمريكا يعني 149 ميليون نفر عضو فيسبوك هستند و اندونزي نيز با 37 ميليون كاربر در ردهی دوم بيشترين كاربر فيسبوك قرار دارد. بر اساس آمار، سه چهارم از كودكان اروپا در شبكههاي اجتماعي عضو هستند و اين در حالي است كه يك نفر از پنج نفر كه داراي سن زير 13 سال است، كه اين موضوع محدوديتهاي سني فيسبوك را نقض كرده است. نظرسنجي جديدي كه از سوي كميسيون اروپا انجام شده نشان ميدهد كه 77 درصد از كودكان 13 تا 16 ساله و 38 درصد از كودكان 9 تا 12 ساله در اروپا در شبكههاي اجتماعي عضو هستند. نتيجه اين نظرسنجيها نشان ميدهد كه يك چهارم از آن ها پروفايل خود را در معرض ديد عموم قرار دادهاند، بدين معنا كه هر فردي ميتواند به اطلاعات آن ها دسترسي داشته باشد كه همين امر آن ها را در خطر سوء استفاده از سوي برخي افراد قرار داده است. يكي از مقامات كميسيون اروپا كه مسؤول امور اينترنتي در اين كميسيون است، از شركتهاي شبكههاي اجتماعي خواست تا پروفايل كودكان را تنها در دسترس افراد تأييد شده قرار دهند و اين پروفايلها را در موتورهاي جستوجوگر ناپديد كنند. اما موضوع قابل توجه اين است كه تعداد پروفايلهاي نوجوانان 13 تا 16 ساله در شبكههاي اجتماعي در غرب اروپا بسيار زياد است، به طور مثال هلند با 70 درصد داراي بيشترين كودك زير 13 سال عضو در يك شبكه اجتماعي است و فرانسه با 25 درصد در انتهاي جدول قرار دارد. اين نظرسنجي همچنين نشان ميدهد كه فيسبوك محبوبترين شبكه اجتماعي در 17 كشور از 25 كشور اروپايي است و 57 درصد از افراد 9 تا 16 ساله عضو اين شبكه اجتماعي هستند. با وجود محدوديتهاي سني، 20 درصد از كودكان 9 تا 12 ساله كه تحت نظرسنجي قرار گرفتند، اظهار كردند داراي يك اشتراك فيسبوك هستند. اما مقامات اين شبكهی بزرگ اجتماعي مدعي شدند از راهكارهاي جديد امنيتي براي افزايش سطح امنيت كاربران استفاده كردهاند. (مشرقنيوز, 1390) مدير رسانهاي فيسبوك اعلام كرد كه براي مقابله با كلاهبرداري از كاربران فيسبوك و ارسال هرزنامهها به آن ها، تدابير امنيتي جديدي اتخاذ كردهاند. وي مدعياست كه فيسبوك روند ورود كاربران به اين شبكه اجتماعي را ارتقاء بخشيده و از ابزار جديدي براي افزايش امنيت لينكهايي كه در اين شبكه به اشتراك گذاشته ميشود، استفاده كردهاند. از سويي ديگر يكي از مديران فيسبوك اظهار كرده است كه اين شركت متعلق به ارائه فضاي امن به كاربران در اينترنت است. طبق اعلام شركت امنيتي سيمنتك[37]، اشخاص ثالث و كمپانيهاي مختلف اين فرصت را داشتهاند كه به اطلاعات شخصي كاربران فيسبوك از جمله اطلاعات پروفايلها، عكسها و محتويات چتها دسترسي داشته باشند و براي كاربران پيغام ارسال كنند. تخمين آن ها در اين باره اينگونه بوده كه از ماه آوريل سال 2011 نزديك به صد هزار برنامه[38]، افشاي اين اطلاعات را تسهيل كرده است. همچنين مشاهده شده كه در طول سالها، صدها هزار برنامه به طور سهوي باعث افشاي اطلاعات كاربران فيسبوك و قرار گرفتن آن ها در اختيار اشخاص ثالث شده و ممكن است اشخاص ثالث خود به توانايي دسترسي به اين اطلاعات واقف نبودهاند و فيسبوك مطالب اعلام شده از سوي سيمانتك را تأييد كرد. براي ميزان تأثيرگذاري اين شبكه ميتوان نگاهي به اخبار كشته شدن بن لادن انداخت؛ پس از انتشار خبر كشته شدن اسامه بنلادن، صفحهی مربوط به اين اتفاق به نام “اسامه بنلادن مرده است” در فيسبوك با استقبال چشمگير كاربران اين شبكه اجتماعي روبهرو شد. تنها ظرف چند ساعت پس از انتشار اين خبر، بيش از 200 هزار نفر صفحهی “اسامه بنلادن مرده است” را Like[39] كردند. اما اين شبكه يا هدف جذب كاربران هر چه بيشتر، در تلاش براي تقويت بخش News Feeds خود در نظر دارد تا اخبار بيشتر و واقعيتري منتشر كند. براي همين منظور، فيسبوك چندي پيش به استخدام فردي براي ايجاد روابط ميان خبرنگاران و سازمآنهاي خبري پرداخت. اقدامات جديد فيسبوك همچنين به سازماندهي رويدادهاي رسانهمحور كمك ميكند و قرار است يكي از اين رويدادها به زودي در دفتر فيسبوك در كاليفرنيا برگزار شود. واديم لاوروسيك كه مسؤول بخش برنامههاي مرتبط با خبرنگاران در فيسبوك شده، مأموريت پيدا كرده است تا امكانات بيشتري در اين شبكه ايجاد كند تا اينكه بتوان از آن به عنوان يك ابزار خبري نيز استفاده كرد (ايسنا, 1390). و اما طبق آمار (CIA world Fact book, 2011) و با توجه به گزارش آماري كه مديران فيسبوك در سال 2010 ميلادي منتشر كردند؛ جالب است بدانيم كه:
- تا سال 2010 ميلادي بيش از 500 ميليون كاربر فعال فيسبوك وجود دارد كه نصف آن ها هر روز به فيس بوك ميآيند. يعني بهطور تقريبي از هر 13 نفر در جهان يك نفر عضو اين شبكهاجتماعي است. (اين آمار تا ماه جولاي سال 2011 ميلادي به بيش ار 700 ميليون نفر رسيده است).
- 48% از افراد بين 18 تا 34 ساله، صفحهی فيسبوك خود را درست زماني كه از خواب بيدار ميشوند چك ميكنند.
- حدود 28% فيسبوك خود را با موبايل و قبل از خارجشدن از رختخواب چك ميكنند.
- آمارها نشان ميدهد 30% از كل كاربران فيسبوك بالاي 35 سال سن دارند.
- بالاترين رشد استفاده از فيسبوك در ميان 18 تا 24 سالهها و كارمندان بودهاست.
- فيسبوك دو سال متوالي سايتي بوده كه بيشترين جستجو را توسط كاربران به خود اختصاص دادهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۴۰/۱۱۱
Log likehood 2-
۸۵۰/۲۷۲
۰۵۴/۲۵۴
Nagelkerke R squar
۳۸۶/۰
۴۱۵/۰
* = معنیدار در سطح ۰۵/۰ ** = معنیدار در سطح ۰۱/۰ ns = غیر معنیدار مقدار آمارهی Nagelkerke R squar نشان میدهد که بهطور کلی مدل ۲، ۵/۴۱ درصد از تغییرات متغیّر وابسته را پیشبینی میکند. همانگونه که مشاهده میکنیم در مدل رگرسیون لجستیک مردان، مدل ۱، در جدول ۴-۲۶، متغیّرهای جمعیّتی به تنهایی و بدون تأثیر سایر متغیّرها ۶/۳۸ درصد از تغییرات متغیّر وابسته (وضعیّت اشتغال فارغالتّحصیلان ) را پیشبینی میکند در حالی که در مدل ۲، متغیّرهای جمعیّتی و متغیّرهای اجتماعی، ۵/۴۱ درصد از تغییرات متغیّر وابسته (وضعیّت اشتغال فارغالتّحصیلان) را پیشبینی میکند. به عبارتی، با وارد کردن متغیّرهای اجتماعی نزدیک به ۳ درصد بیشتر متغیّر وابسته (وضعیّت اشتغال فارغالتّحصیلان) توسّط متغیّرهای مستقل قابل پیشبینی میباشد. همچنین نکتهی قابل توجّه دیگر این است که در جدول ۴- ۲۶ با وارد کردن متغیّرهای اجتماعی در مدل ۲ متغیّر مهاجرت اخیر معنادار نمیشود، این در حالی است که، در مدل ۱ معنادار میباشد. ۴-۴-۳) برآورد احتمال عدم اشتغال فارغالتّحصیلان ۳۴-۲۴ سالهی زن آموزش عالی استان کردستان در این قسمت احتمال عدم اشتغال فارغالتّحصیلان ۳۴-۲۴ ساله زن آموزش عالی به دو صورت مورد محاسبه قرار گرفته است، در ابتدا محاسبه رگرسیون لجستیک زنان همانند رگرسیون کلّ جمعیّت در جدول ۴-۲۴ و مردان در جدول۴- ۲۵ میباشد، به عبارت دیگر متغیّر باروری را وارد مدل نکردهایم تا تأثیر سایر متغیّرها را بدون دخالت متغیّر باروری بر روی احتمال عدم اشتغال زنان بررسی کنیم، و در صورت دوّم سعی شده است در محاسبه رگرسیون لجستیک زنان علاوه بر متغیّرهای که در رگرسیون کلّ جمعیّت در جدول ۴-۲۴ و مردان در جدول ۴- ۲۵ به کار بردیم، متغیّرهای مربوط به باروی نیز وارد مدل میشود. به عبارت دیگر متغیّر باروری را وارد مدل کردیم تا تأثیر تمامی متغیّرها را بر روی احتمال عدم اشتغال زنان بررسی کنیم. ۴-۴-۳-۱) برآورد احتمال عدم اشتغال فارغالتّحصیلان ۳۴-۲۴ سالهی زن آموزش عالی استان کردستان ( بدون متغیّرهای باروری ) در این قسمت محاسبه رگرسیون لجستیک زنان همانند رگرسیون کلّ جمعیّت در جدول ۴-۲۴ و مردان در جدول ۴- ۲۵ میباشد، به عبارت دیگر، در جدول ۴ - ۲۶ متغیّرهای مربوط به باروری (داشتن فرزندان و تعداد فرزند) را وارد مدل نکردهایم تا تأثیر سایر متغیّرها را بدون دخالت متغیّرهای مربوط به باروری (داشتن فرزندان و تعداد فرزند) بر روی احتمال اشتغال زنان بررسی کنیم. همانطور که در جدول ۴-۲۶ ملاحظه میگردد، در مدل ۱، متغیّرهای جمعیّتی (سن، وضعیّت زناشویی، مهاجرت طول عمر و مهاجرت اخیر) وارد شدهاند. متغیّر سن و یکی از سطوح زناشویی در ارتباط با متغیّر وابسته از نظر آماری معنیدار شدهاند. همانگونه که مشاهده میشود، احتمال بیکاری زنان فارغالتّحصیل ۳۴-۳۰ ساله نسبت به زنان فارغالتّحصیل ۲۹-۲۴ ساله، ۸۲ درصد کمتر است. به عبارتی، احتمال اشتغال زنان (۳۴-۳۰) نسبت به طبقهی مرجع، زنان (۲۹- ۲۴)، بیشتر است. همچنین احتمال بیکاری افراد هرگز ازدواج نکرده ۷۳/۳ برابر بیشتر از زنان دارای همسر میباشد. بهعبارتی احتمال اشتغال زنان دارای همسر از زنان هرگز ازدواج نکرده بیشتر است. مقدار آمارهیNagelkerke R Squar نشان میدهد که به طور کلی مدل ۱، ۹/۲۹ درصد از تغییرات متغیّر وابسته را پیشبینی میکند. در مدل ۲ علاوه بر متغیّرهای جمعیّتی (سن، وضعیّت زناشویی، مهاجرت طول عمر و مهاجرت اخیر)، متغیّرهای اجتماعی (سطح تحصیلات و رشته تحصیلی) نیز وارد تحلیل شدهاند. و تأثیر همزمان متغیّرهای جمعیّتی و اجتماعی را بر متغیّر وابسته مورد سنجش قرار میدهند. نتایج این مدل حاکی از آن است که، متغیّر سن، یکی از سطوح زناشویی، متغیّر سطح تحصیلات و بعضی از سطوح مربوط به رشته تحصیلی در ارتباط با متغیّر وابسته از نظر آماری معنیدار شدهاند. همانگونه که مشاهده میشود، زنان فارغالتّحصیل ۳۴-۳۰ ساله احتمال بیکاری آنان نسبت به افراد ۲۹-۲۴، ۸۱ درصد کمتر است. به عبارتی، احتمال اشتغال طبقهی دوّم (۳۴-۳۰) نسبت به طبقهی مرجع (۲۹-۲۴) بیشتر است. همچنین احتمال بیکاری افراد هرگز ازدواج نکرده ۷۳/۳ برابر بیشتر از زنان دارای همسر میباشد. به عبارتی، احتمال اشتغال زنان دارای همسر از زنان هرگز ازدواج نکرده بیشتر است. همچنین، مشاهده میشود که زنان فارغالتّحصیل در سطح کارشناسی (حدود ۳۷ درصد) و در سطح کارشناسی ارشد (حدود ۷۷ درصد) احتمال بیکاری آنها نسبت به طبقهی مرجع (کاردانی)، کمتر است. به عبارتی احتمال اشتغال زنان فارغالتّحصیل در سطوح تحصیلی بالاتر، بیشتر از فارغالتّحصیلان کاردانی است. همانگونه که مشاهده میشود زنان فارغالتّحصیل در رشته های علوم انسانی و هنر (۹۲/۲ برابر)، علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق (۱۷/۴ برابر)، علوم، ریاضیات و محاسبات (۴۳/۳ برابر) و زنان فارغالتّحصیل در رشته مهندسی، تولید و ساخت (۸۱/۲ برابر) احتمال بیکاری آنها نسبت به فارغالتّحصیلان زن طبقهی مرجع (علوم تربیتی) بیشتر است. به عبارتی احتمال اشتغال فارغالتّحصیلان زن رشته علوم تربیتی نسبت به فارغالتّحصیلان زن رشته های علوم انسانی و هنر، علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق، علوم، ریاضیات و محاسبات و مهندسی، تولید و ساخت بیشتر است. جدول (۴-۲۶) برآورد احتمال عدم اشتغال فارغالتّحصیلان ۳۴-۲۴ سالهی زن آموزش عالی استان کردستان (بدون متغیّرهای باروری) با بهره گرفتن از مدل رگرسیون لجستیک
متغیّرهای مستقل
مدل ۱
مدل ۲
B
EX(B)
Sig
B
EX(B)
Sig
سن
۲۹-۲۴ ساله (مرجع)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هی دختر doxto hey هی پسر yro hey ۴-۳-۸- نشانه تصغیر در این لهجه بیشتر /u/ می باشد که به انتهای اسم افزوده می شود که برای تصغیر و تحبیب هم به کار می رود که /u/ نقش معرفه هم دارد مانند :
 دختر doxter-u کتاب ketb-u حسن hsnn-u نشانه تصغیر دیگر (eke) می باشد مانند : مرد mrdeke زن zneke ۴-۳-۹- اصوات بیان کننده حالات روحی و عاطفی انسان هستند. (۱)کوتاه ترین پیوستگاه زبانی – بانگی گویشوران رفسنجان شبه جمله است . این پیوستگاه تا آن جا که گویشوران را با خود و دیگر مردم می پیوندد زبانی است و از آن جا که پیوند آنان را با جان داران دیگر فراهم می کند ، بانگی شمرده می شود. (۲) شبه جمله ، سخنی یک بخشی و نامی است : بدین سبب یک بخشی دانسته شده که نمی توان آن را به دو بخش نهاد و گزاره تقسیم کرد . نامی بودن بدین سبب از ویژگی هایش شمرده شد که امکانی برای کاربرد گروه فعلی (به مفهوم شناخته و آشکارش برای گویشوران) در آن نیست. الف) شبه جمله بانگی : فراخوانی : این گستره هنگامی به کار می آید که بخواهند حیوان از سر مهر ، فراخوانده شود مانند : پیش پیش pepe (گربه) توتوتو tututu (مرغ) راندن : چت et (گربه) چخ ex (سگ) واداشتن : هش ho (خر) خ x (برای خواباندن) الف-۱) انواع شبه جمله : (۱)نوع عاطفی : این نوع را با ویژگی های زیر می شناسیم : ۱-بر آمده ی انگیزه های تند احساسی و عاطفی اند. ۲-ساخت ساده تجربه ناپذیری دارند : آخ (x) ، إ (e) ، اوخ (ux) ، اُف (of) ، اَق (q) این گونه شبه جمله ها را صوت هم نامیده اند . (۲)نوع غیر عاطفی : دو ویژگی دارد : ۱-خاستگاه عاطفی و احساسی ندارد . ۲-محدودیت ساختنی ندارد ، هم می تواند ساده و تجربه ناپذیر باشد و هم غیر ساده و تجزیه شدنی : ها h نه خیر nxer لغمه حروم lomehrum از دید ساخت : ساده : اِ (e) ، حیف (heyf) ، استخفرلا (esxfro:l) مشتق : خدایا xody مرکب : توله سگ tule sg وابسته دار : m ds I mrdeke ۴-۳-۱۰- فعل منظور از فعل “کار واژه” ایست که بر وقوع (بودن ، شدن ، کردن (کاری در زمانی (گذشته ، اکنون (حال) ، آینده)) دلالت کند و یا کاری را به طور فرمان یا خواهش (امر) بخواهد و بیان نماید . فعل در این قسمت از دیدهای گوناگون بررسی می شود : ۱-زمان ۲-شخص ۳-ساخت ۴-وجه- ۵-ستاک(بن) ۶-مصدر ۷-لازم ، متعدّی ۸-معلوم و مجهول ۹-فعل کمکی (معین) ۱۰-فعل خاص ، ربطی . ۱۰-۱-زمان : وقتی را که فعل در آن پدید آمده است یا پدید می آید ، زمان فعل گویند. زمان در رفسنجانی ، رویداد هر فعل ، در یکی از زمان های دستوری مضارع ، مستقبل و ماضی بیان می شود . گذشته (ماضی) حال و آینده (مضارع) آینده (مستقبل) (رفت) (می رود) (خواهد رفت) شکل های مضارع و مستقبل از بن مضارع و شکل های ماضی ؛ از بن ماضی ساخته می شود . ۱۰-۱-۱- شکل ساخته شده از بن مضارع : ۱۰-۱-۱-۱- مضارع اخباری : ساخت می + بن مضارع + شناسه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علم الهدایی، سید حسن (۱۳۸۱). راهبردهای نوین در آموزش ریاضی، تهران، نشر شیوه. غلامی، سمیه؛ حسین چاری، مسعود (۱۳۹۰). پیشبینی شادمانی دانش آموزان با توجه به ادراک آن ها از انتظارات معلم، نحوه تعامل. مجله مطالعات آموزش و یادگیری، دوره سوم، شماره اول بهار و تابستان. فانی، حجت اله و خلیفه، مصطفی (۱۳۸۸). بررسی رابطه ادراک از رفتار معلم با خود پندارهی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دورهی راهنمایی شهر شیراز، فصلنامه رهیافتی نو در مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، سال دوم، شماره ۳ صص ۳۷-۶۴ فتاحی، قاسم (۱۳۹۳). نگرش دانش آموزان نسبت به توانایی علمی و حرفهای دبیران در آموزش تاریخ ، مجله رشد تاریخ دوره پانزدهم، شماره ۴٫ فرهنگی، ع.ا. (۱۳۸۲). ارتباطات انسانی، تهران، انتشارات خدمات فرهنگی رسا فقیهی، علینقی (۱۳۷۶). هدفهای تربیتی معلم و متعلم ، مجله تربیت، شماره ۱۱۸ ص ۵٫ قدیری، پروین؛ اسد زاده، حسن؛ در تاج، فریبرز (۱۳۸۹). بررسی رابطه ادراک از محیط کلاس درس وجهت گیری هدف با پیشرفت تحصیلی ریاضی در دانش آموزان دختر پایه سوم متوسطه، مجله روانشناسی تربیتی، شماره ۱۹. قلی زاده، آذر؛ یاراحمدی، خدیجه (۱۳۸۰). بررسی مشکلات ارتباطی- عاطفی دانش آموزان و معلمان دوره متوسطه از دیدگاه دانش آموزان، معلمان و مدیران شهر اهواز سال ۸۰-۷۹ مجله دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی، شماره ۱۰، ص ۲۲-۲۳ کریمی، یوسف (۱۳۷۳). روانشناسی اجتماعی آموزشوپرورش، نشر ویرایش. کریمی، یوسف (۱۳۷۹). روانشناسی اجتماعی. نشر ارسباران. تهران. گینات، ه.(۱۹۷۷). روابط مـعلم و دانـشآموز، ترجمه س.سرتیپی، ۱۳۷۱، تهران، نشر فاخته. لیتل جان، استیفن (۱۳۸۴)، نظریههای ارتباطات، ترجمه سید مرتضی نوربخش و سید اکبر میر حسینی، چاپ اول، تهران، نشر جنگل. ماهی دشتی، غلام محمد (۱۳۸۴). بررسی نگرش دانش آموزان پیشدانشگاهی شهرستان گناباد به درس جغرافیا، مجله رشد آموزش جغرافیا، شماره ۷۲٫ مبینی، سیروس (۱۳۷۳). ارتباط معلم و شاگرد وتاثیر آن در بهداشت روانی، مجله پیوند، شماره ۱۸۰٫ محمودی، امیرحسین (۱۳۷۷). بررسی ویژگیهای معلم اثربخش از دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانهای شهریار. پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیتمعلم تهران. ملتفت، قوام، محمد خیر (۱۳۹۱). رابطه ادراک دانش آموزان از سبکهای رفتاری معلمان با بهزیستی روانشناختی در آن ها، گروه روانشناسی دانشگاه یاسوج بخش روانشناسی تربیتی دانشگاه شیراز، شماره ۳، دوره ۶، صص ۲۶۳-۲۷۰٫ ملکی، حسن.(۱۳۸۴). صلاحیتهای حرفهای معلمی، پژوهش در برنامهریزی درسی انتشارات مـدرسه، چاپ سوم، تهران. مورهـد، گریفتن (۱۳۹۰). رفتـــار سازمانی، ترجمه سید مهدی الوانی و غلامرضا معمار زاده، انتشارات مروارید، ویرایش اول، چاپ شانزدهم. موسوی، سید عباس (۱۳۸۵). ادراک و نقش آن در رفتار سازمانی، مجله اصلاح و تربیت ، شماره ۵۱ صص صفحه ۳۸ -۴۰٫ نادری، عزتالله و سیف نراقی، مریم (۱۳۸۸). روشهای تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی (با تأکید بر علوم تربیتی). تهران، نشر ارسباران. نادریها، مـ (۱۳۷۵). تـأثیر مشکلات عاطفی مـعلمان در پیـشرفت تحصیلی دانشآموزان دوره راهنمایی تهران، پایاننامه کارشناسی ارشد، تهران. نیکنامی، مصطفی؛ کریمی، فریبا (۱۳۸۸). صلاحیتهای حرفهای معلمان آموزش عمومی و ارائه چارچوب ادراکی مناسب، مجله پژوهش در برنامهریزی درسی، شماره ۲۳، صص ۲۲-۲۳ نیکدل، فریبرز؛ کدیور، پروین؛ فرزاد، ولی اله؛ کریمی، یوسف (۱۳۸۹) بررسی شاخصهای روانسنجی پرسشنامه ادراک از کلاس، فصلنامه اندازهگیری تربیتی. Anderson, J.F. (1979). Teacher immediacy as a predictor of teaching effectiveness. In D.Nimmo (Ed.), Communication Yearbook, 3, (pp.543-559). New Brunswick, NJ: Transaction Books. Anderson, J.F., Norton, R.W., & Nussbaum, J.F. (1981). Three investigations exploring relationships between perceived teacher communication behaviors and student learning.Communication Education, 30, 377-392. Aune, R.K., Levine, R., Ching, P.U., &Yoshimoto, J.M. (1993). The influence of perceived source reward value on attributions of deception. Comuunication Research Reports,10, 15-27. Brekelmans mieke, wubbels Theo, and Creton hans (1990). a study of student perceptions of physics theacher behavior. Centre for Science and Mathematics Education, University of Utrecht, P.O. Box Utrecht, The Netherlands. Journal of Research in scince teaching vol. 27, NO. 4, PP. 335-350 Burgoon, J.K. (1978). A communication model of personal space violations: Explication and an initial test. Human Communicaiton Research, 4, 129-142. Burgoon, J.K., & Hale, J.L. (1988). Nonverbal expectancy violations: Model elaboration and application to immediacy behaviors. Comuunication Monographs, 55, 58-79. Burgoon, J.K., & Jones, S.B. (1976). Toward a theory of personal space expectations and their violations. Human Communication Research, 2, 131-146. Burgoon, J.K., Coker, D.A., & Coker, R.A. (1986). Communicative effects of gaze behavior: A test of two contrasting explanations. Human Communication Research, 12, 495-424. Christensen, L.J., & Menzel, K.E. (1998). The linear relationship between student reports of teacher immediacy behaviors and perceptions of state motivation, and of cognitive, affective, and behavioral learning. Communication Education, 47, 82-89. 26. Christophel, D.M. (1990). The relationship among teacher immediacy behaviors, student motivation, and learning. Communication Education, 39, 323-340. Christophel, D.M., & Gorham, J. (1995). A test-retest analysis of student motivation, teacher immediacy, and perceived sources of motivation and demotivation in college classes.Communication Education, 44, 292-305. Christopher M. Knoell.(2012).the role of the student-teacher relationship in the lives of fifth graders: a mixed methods analysis a disserationEducational Studies (Teaching, Curriculum, & Learning) Under the Supervision of Professor Delwyn L. Harnisch Lincoln, Nebraska. Fatt, J.T. (1999). Itís not what you say itís how you say it. Communication World, 16,37-41. Frymier, A.B. (1993). The relationships among communication apprehension, immediacy and motivation to study. Communication Reports, 6, 8-18. Frymier, A.B. (1994). A model of immediacy in the classroom. CommunicationQuarterly, 42, 133-144. Georgakopoulos Alexia. BREKELMANS MIEKE, WUBBELS THE0, AND CREToN HANS. . (2010). Student Perceptions of Teachers’ Nonverbal and Verbal Communication: A Comparison of Best and Worst Professors across Six Cultures International Education Studies Vol2. 3, No. Gorham, J. (1988). The relationship between verbal immediacy behaviors and student learning. Communication Education, 37, 40-53. Gorham, J., & Zakahi, W.R. (1990). A comparison of teacher and student perceptionimmediacy and learning. Communication ducation, 39, 354-368. Gorham. J., & Christophel, D.M. (1992). Studentsí perceptions of teacher behaviors asmotivating and demotivation factors in college classes. Communication Quarterly, 40, 239-252. Kearney, P., Plax, T.G., Hays, E.R., & Ivey, M.J. (1991). An attributional analysis of college students resistance decisions. Communication Education, 40, 325-342. Kelley, D.H., & Gorham, J., (1988). Effects of immediacy on recall of information. Communication Education, 37, 198-207. McCroskey, J.C. (1966). Scales for the measurement of ethos. Speech Monographs, 33, 65-72. 27. McCroskey, J.C., & Young, T.J. (1981). Ethos and credibility: The construct and its measurement after three decades. The Central States Speech Journal, 32, 24-34. Mehrabian, A. (1969). Some referents and measures of nonverbal behavior. Behavioral Research Methods and Instruments, 1,213-217. Richmond, V.P., & McCroskey, J.C. (1992). Power in the Classroom. Hillsdale, NJ: Lawrence Erlbaum Associates, Inc., Publishers. Richmond, V.P., Gorham, J.S., & McCroskey, J.C. (1987). The relationship between selected immediacy behaviors and cognitive learning. Communication Yearbook, 10, 574-590. Rubin, R.B., Palmgreen, P. & Sypher, H.E. (1994). Communication research measures: A sourcebook, New York: The Guilford Press.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶۰
۳۰
۲
۵
۳
مثالهایی از نقصهای ساختاری در شکل ۲-۲ نشان داده شدهاست. CR3 CH2 CH2 C CH2 Cl ساختار بیقاعده کلر سهتایی Cl CH2 C CH CH C CH2 O ساختارهای کتوآلیلی تولیدی بهوسیله فرایند اکسایش گرمایی مثالهایی از نقصهای ساختاری پلیوینیلکلراید سایر محلهای آغازی شاخه های ۲، ۴-دیکلروبوتیل و وجود گروه های پروکسی هستند. پایدار کننده های گرمایی، هیدروکلراید زدایی و خوداکسایش را کند کرده و قطعه قطعه شدن را کاهش می دهند، به علاوه صدمات موجود را بهبود میبخشند. همچنین آنها به حفظ پایداری نوری در طول استفاده کمک می کنند. فرایند تخریب گرمایی بهوسیله تجزیه رنگ تولیدی در محیط ایستا یا پویا با بهره گرفتن از مرجع به عنوان استاندارد ردیابی می شود. پایداری گرمایی براساس زمان آزادسازی هیدروکلریدریک اسید اندازه گیری می شود. نقش پایدارکنندههای گرمایی به موارد زیر خلاصه می شود: جانشین کردن نقصهای ساختاری با گروه های پایدارتر. توقف اکسایشی خود به خود هیدروکلرید زدایی به وسیله جانشین کردن آلیل کلرید تشکیل شده در طول تخریب. ربایش هیدروکلریدریک اسید آزاد شده که اثر پیش برندگی تخریب را دارد. واکنش با رادیکالهای آزاد تشکیل شده ( ضد اکسنده ) برای جلوگیری از تغییر رنگ و تشکیل پیوند عرضی به وسیله فرایندهای گرمایی، تنش زیاد و نور شیمیایی.
 تاثیر در فرایند به عنوان روان کننده. انواع بسیار مختلفی از پایدار کننده های گرمایی بر پایه نمکهای فلزات مختلف یا صابونها با واکنشپذیری مضاعف برای پلیوینیلکلراید وجود دارند.
۲-۲-۳-افزودنیهای حالت جامد[۲۷]
۲-۲-۳-۱-پایدار کننده های سرب
ترکیبهای سرب معمولا بر اساس مخلوط نمکهای سرب مانند سولفات سرب تریبازی ( ۳PbO.PbSO4.H2O )، فسفیت سرب دیبازی ( ۲PbO.PbHPO3.1/2H2O)، صابونهای سرب با مقداری اثر روان کنندگی،استئارات سرب دیبازی [۲PbO.Pb(C17H35COO)2] یا استئارات سرب عادی [ Pb – ( C17H35COO)2]، پایدار کننده های گرمایی با قیمت بسیار مناسب برای سالیان درازی هستند. این ترکیبات به عنوان جاذب هیدروکلریدریک اسید موثر عمل می کنند. همچنین، فسفیت سرب دیبازی پایدارکننده نوری موثری است. آنها به ویژه به دلیل نارسانا بودن و ماهیت بیاثر کلریدهای تشکیل شده با هیدروکلریدریک اسید، برای عایق سیم و کابل مناسب هستند. در آمریکای شمالی ترکیبات سرب برای کاربردهای پلیوینیلکلراید سخت پذیرفته نشده و استفاده از ترکیبات آلی قلع ترجیح داده می شود. بههرحال، براساس طبقه بندی اخطار EU و برچسبدار کردن پایدارکنندههای سرب به عنوان مواد سمی که احتمال بروز خطراتی از جمله باروری معیوب و همچنین آسیب رساندن به محیط زیست و آثار جمع شونده خطر و زیان منجر به از رده خارج شدن این مواد در اروپا شده است.
۲-۲-۳-۲-پایدارکنندههای بر پایه کلسیم-روی
در سالهای اخیر پیشرفتهایی در فرمول بندی پایدارکننده کلسیم-روی جامد به منظور جایگزینی برای سرب با قیمت مناسب بدست آمده است که ترکیبهای این سامانه سمیت کمی دارند. فرمول بندیهای کلسیم-روی آمیزه کمپلکسی شامل: صابون کلسیم ( استئارات یا لورات ) صابون روی ( استئارات یا لورات ) جاروب کننده های اسید از قبیل هیدروتالیست، زئولیت و اکسیدهای فلزی-هیدروکسیدها پایدارکنندههای همران آلی مانند دیکتون استئاروئیل بنزوئیل متان ضد اکسنده و … کلسیم استئارات علاوه بر روان کننده به عنوان پذیرنده اسید نیز عمل می کند. روی استئارات در ترکیب با کمک پایدارکنندهها برای بهبود رنگ اولیه و نهایی استفاده می شود. این امر به وسیله کمپلکس شدن کمک پایدارکننده روی استئارات انجام می شود، به طوری که از تشکیل سریع روی کلرید ( پیش برنده تخریب ) جلوگیری می کند. همچنین باید توجه داشت که رزینهای پلیوینیلکلراید به طور متفاوت در مجاورت روی واکنش داده و این موضوع روی فرمول بندیهای پایدارکننده اثر دارد. هیدروتالیستها و زئولیتهای سنتزی برای پایدارکردن پلیوینیلکلراید استفاده میشوند. این پایدار کنندهها کمپلکسهای اضافی در محلهای تخریب تشکیل می دهند. چنین محلهایی تمایل دارند غیرفعال شود و هیدروکلریدیک اسد بسیار واکنشپذیر و کاتالیزوری پیش از حذف بیشتر آن به دام بیفتد. زئولیتها، آلومینوسیلیکاتهای سدیم بلوری با ساختار بلور مکعبی زئولیت A هستند. آنها ریز متخلخل با منافذ یکنواخت و منطقه سطح داخلی بسیار هستند. ضداکسندهها در مقادیر بسیار کم برای جلوگیری از اکسایش ماتریس پلیمر در فراورش گرمایی و در برابر اثر نور شیمیایی و محیطی افزوده میشوند. سامانههای مختلفی بر پایه کلسیم-روی برای ایجاد پایداری گرمایی و نیازهای رئولوژی متفاوت برای لوله، رابطها، پروفیل، سیم و کابل موجود مناسب هستند. مقدار یک بسته کلسیم-روی حدود ۲٫۰ – ۴٫۰ phr است. سامانههای کلسیم-روی به ویژه برای استفاده در تماس با غذا و کاربردهای پزشکی به وضوح نشان می دهند که مواد ایمنتری هستند.
۲-۲-۳-۳-پایدارکننده بر پایه ترکیب آلی کلسیم
توسعه عمده دیگر،جایگزینی روی با کمک پایدارکنندههای آلی ویژهای است که تاکیدی بر فلز روی برای تولید رنگ اولیه و نهایی ندارند. پایدار کننده های بدون روی، کارآیی فراورش بهتری نسبت به کلسیم روی دارند. سامانههایی براساس مواد آلی به عنوان جایگزین برای کاربرد در لوله سخت و رابطهای لوله استفاده میشوند.
۲-۲-۴-پایدارکنندههای مایع[۲۷]
۲-۲-۴-۱-ترکیبات آلی قلع
ترکیبات آلی قلع بر پایه آلکیل قلع مانند معمولا مخلوطهایی از دیآلکیل و مونوآلکیل هستند که با پیوند کوالانسی C-Sn به اتم قلع متصل شده اند.
۲-۲-۴-۲-ترکیبات باریم-کادمیم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- - ر.ک: تاریخ تمدن ، ویل دورانت، اصلاح دینی /۶/۸۷ ↑
- -ر.ک: دوچ هلن، روانکاوی دختران /۳۰۵ ↑
- -ر.ک: دوچ هلن، روانکاوی دختران /۳۱۱ ↑
- - ر.ک: مصباح یزدی ، محمد تقی، نظریه حقوقی اسلام /۳۰۳-۳۵۳ ↑
- - « فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتىِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهْا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ الله. . .»الروم/۳۰ ↑
- - «. . . مَّا تَرَى فىِ خَلْقِ الرَّحْمَانِ مِن تَفَاوُت. . »الملک/۳ ↑
- -« وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنهَ مَا إِلَّا بِالْحَق. . »الحجر/۸۵ ↑
- - « وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنهَمَا بَاطِلًا . . »ص/۲۷و نیز« وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنهَمَا لَاعِبِین»الانبیاء/۱۶ ↑
- -« إِنَّا کلَُّ شىَْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَر»القمر/۴۹ونیز« . . وَ کاَنَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا»الاحزاب/۳۸ ↑
- - اسمایلز ساموئل، اخلاق/ ۲ / ۱۲۹ ↑
- -ر.ک: روانکاوی دختران، هلن دوچ /۱۸۱ ↑
- -البته تمام زن ها مانند هم نیستند همانطور که مردها نیز با هم تفاوت دارند اما زن ها و مردها با هم تفاوت کلی و اصولی دارند. ↑
- - محلاتی ذبیح الله، ریاحین الشریعه/۳۰۴-۳۳۳ ↑
- –« قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى کلَُّ شىَْءٍ خَلْقَهُ ثمَُّ هَدَى»طه/۵۰ ونیز« الَّذِى خَلَقَ فَسَوَّىوَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدَى»الاعلی/۲و۳ ↑
- -ر.ک: رساله بدیعه در تفسیر الرجال قوامون علی النساء، محمدحسین حسینی طهرانی /۲۵-۳۰ ↑
- -« کاَنَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّنَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنذِرِینَ وَ أَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَینَْ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیَا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدِى مَن یَشَاءُ إِلىَ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیم»البقره/۲۱۳ ↑
- - نقی پور، ولی الله، مدیریت در اسلام/۱۸۶ ↑
- - « فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتىِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهْا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ الله. . .»الروم/۳۰ ↑
- - «. . . مَّا تَرَى فىِ خَلْقِ الرَّحْمَانِ مِن تَفَاوُت. . »الملک/۳ ↑
- -« وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنهَ مَا إِلَّا بِالْحَق. . »الحجر/۸۵ ↑
- - « وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنهَمَا بَاطِلًا . . »ص/۲۷و نیز« وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنهَمَا لَاعِبِین»الانبیاء/۱۶ ↑
- -« إِنَّا کلَُّ شىَْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَر»القمر/۴۹ونیز« . . وَ کاَنَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا»الاحزاب/۳۸ ↑
- - آبوت پاملا /کلر والاس جامعه شناسی زنان /۲۸۲ ↑
- - آبوت پاملا /کلر والاس جامعه شناسی زنان/۲۸۵ ↑
- - ر.ک: آبوت پاملا /کلر والاس جامعه شناسی زنان/۲۸۵ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-نقطه سیلان یا ریزش : عبارت است از پایین ترین درجه حرارتی که نفت تحت آن دما سیال خواهد بود. نقطه ریزش پایین، هنگام حمل محموله های دریایی به ویژه در مناطق قطبی و نیز در مواقع نشت نفت حائز اهمیت است. چنانچه نقطه سیلان نفت حمل شده، پایین تر از درجه حرارت محیط باشد، تمام نفت به هنگام نشت نفت منعقد شده و جمع آوری و کنترل آن ساده تر می باشد. نقطه سیلان تابعی از چگالی بوده که با ازدیاد چگالی افزایش می یابد. ۴-درجه حرارت تقطیر جزء به جزء : ترکیبات یا اجزاء تشکیل دهنده نفت با روش تقطیر جزء به جزء از یکدیگر تفکیک می شوند (۱۲). ۱-۱۱-۲ خواص شیمیایی نفت خام نفت خام به علت منشأ تشکیل یافتن آن مخلوطی پیچیده از مولکول هایی است که اغلب آن ها هیدروکربنی هستند، مقدار کمی نیز ترکیبات گوگردی و اکسیژن دار در آن وجود دارد. ترکیبات پایه و اولیه نفت خام عبارتند از : کربن ۸۴ تا ۸۷ % هیدروژن ۱۱ تا ۱۴ % گوگرد ۰ تا ۵ % نیتروژن ۰ تا ۵ % اکسیژن ۰ تا ۱ % (۱۲) ۱-۱۲ باکتری های بی هوازی به هر اندامگانی که برای رشد به اکسیژن نیاز نداشته باشد و حتی شاید در حضور اکسیژن بمیرد، اندامگان بی هوازی (imAnaerobic organis) یا باکتری بی هوازی (Anaerobic bacteria) گفته می شود (۱۵).
 ۱-۱۳ دسته بندی باکتری های بی هوازی دسته ای که در حضور اکسیژن توانایی زندگی نخواهند داشت. دسته ای که توانایی استفاده از الکترون موجود در اکسیژن را هم دارند، در واقع قابل شیفت شدن به هوازی در محیط های حاوی اکسیژن اند (۱۵). ۱-۱۳-۱ باکتری های بی هوازی احیاکننده نیترات باکتری هایی هستند که در شرایط بی هوازی خاص با حذف و کاهش نیترات در نفت خام روی ویژگی های آن تاثیر میگذارد . ۱-۱۴ اندامگان بی هوازی شکل ۱-۳ شناسایی اندامگان بی هوازی و هوازی در محیط کشت مایع تایوگلایکولیت اندامگان بی هوازی انواع باکتری های هوازی و غیر هوازی را می توان با قرار دادنشان در محیط کشت مایع تایوگلایکولیت (Thigolycollate Broth ) شناسایی نمود، که حاصل آن در شکل بالا مشخص شده است: ۱-هوازی اجباری: آن دسته که تنها در حضور اکسیژن توانایی زندگی دارند. ۲-بی هوازی اجباری: آن دسته که در حضور اکسیژن توانایی زندگی ندارند. ۳-بی هوازی اختیاری : آن دسته که توانایی استفاده از الکترون موجود در اکسیژن را هم دارند و در واقع قابل تغییر دادن متابولیسم خود به هوازی در محیط های حاوی اکسیژن اند. ۴-خرد هوازی : آن دسته که به اکسیژن نیاز دارند، اما غلظت عادی اکسیژن موجود در جو برای آنها بیش از اندازه و مرگبار است. ۵-تحمل کننده هوا : آن بی هوازیانی که در حضور اکسیژن هم می توانند به فعالیت خود ادامه دهند ولی قادر به استفاده از الکترون اکسیژن نیستند (۱۶). به هر اندامگانی که برای رشد به اکسیژن نیاز نداشته باشد و حتی شاید در حضور اکسیژن بمیرد، اندامگان بی هوازی (Organism Anaerobic) گفته می شود (۱۷). ۱-۱۵ متابولیسم بی هوازی ها باکتری های بی هوازی اجباری فسفوریلاسیون اکسیداتیو را انجام نمی دهند. علاوه براین، آنها در حضور اکسیژن کشته میشوند. این باکتریها فاقد آنزیمهای خاصی مثل کاتالاز (که پراکسید هیدروژن را به آب و اکسیژن تجزیه می کند )، ( که به واسطه آنH + NADH2O2به DAN ,O2 تبدیل می شود. ) و سوپر اکسید دیسموتاز ( که به واسطه آن سوپر اکسید به پراکسید هیدروژن تبدیل می شود ) هستند. در سایر باکتری ها این آنزیم ها وجود دارند و آنها سمیت پراکسید و رادیکال های آزاد اکسیژن را که طی متابولیسم در حضور اکسیژن تولید شده اند برطرف می کنند. ارگانیسم های بی هوازی اختیاری مانند اشریشیا کولی می توانند بین انواع هوازی و غیر هوازی دگرگشت ( متابولیسم ) تغییر جهت دهند. تحت شرایط بی هوازی، آنها به وسیله تخمیر یا تنفس بی هوازی رشد کرده، اما در حضور اکسیژن به سمت تنفس هوازی بر می گردند. ارگانیسم های تحمل کننده هوا فقط متابولیسم غیر اکسیداتیو دارند ولی به دلایلی مانند وجود آنزیم های فوق در برابر اکسیژن مقاومند (۱۶). ۱-۱۶ بیوسورفکتانت باکتری های هدف یعنی باکتری های بی هوازی و هالوفیل می بایست توانایی این امر را داشته باشند که از نفت به عنوان تنها منبع کربن و انرژی استفاده کنند. بنابر این تولید فاکتور های کمکی میزان دسترسی زیستی به ترکیبات نفتی را بالا می برد. یکی از این ترکیبات مورد بررسی بیوسورفکتانت می باشد (۱۷). ۱-۱۷ تعریف بیوسورفکتانت ها ترکیبات آمفی فیلیکی هستند که در سطوح زنده توسط میکروارگانیسم های مختلفی تولید می شوند. این مولکول ها یا در سطح سلول قرار میگیرند و یا به محیط خارج از سلولی ترشح می شوند. بیوسورفکتانت ها با داشتن قسمت های هیدروفیلیک و هیدروفوبیک، کشش سطحی و بین سطحی را به ترتیب در سطح و بین سطوح(مثلا آب و نفت)کاهش می دهند (۱۸). ۱-۱۸ بیوسورفکتانت ها از نظر وزن مولکولی میکروارگانیسم ها اغلب به سطوح متصل شده و در بین سطوح تجمع می یابند، بنابراین تعجب آور نیست که یک باکتری با نسبت سطح به حجم بالا، عوامل فعال در سطح مختلفی را تولید کند. تحقیقات نشان داده که بیوامولسیفایرهای سنگین وزنی که سطح باکتری را می پوشانند می توانند به صورت افقی به دیگر باکتری ها منتقل شده، ویژگی های سطحی آن ها را تغییر داده و سبب میانکنش آنها با محیط می شود. از نظر وزن مولکولی بیوسورفکتانت ها به دو گروه سبک و سنگین تقسیم بندی می شوند(۱۸). ۱-۱۸-۱ بیوسورفکتانت های با وزن مولکولی پایین مولکول هایی هستند که کشش سطحی و بین سطحی را کاهش داده و عموما شامل گلیکولیپید ها و لیپوپپتیدها می باشند. بهترین بیوسورفکتانت های گلیکولیپیدی رامنولیپید ها، تره هالولیپیدها و سوفورولیپیدها هستند، دی ساکاریدهایی که با یک زنجیره بلند اسید چرب یا هیدروکسی اسید چرب آسیله شده اند (۱۸). ۱-۱۸-۲ بیوسورفکتانت های با وزن مولکولی بالا(بیوپلیمرها ) گونه های باکتری بسیاری سورفکتانت های پلیمری خارج سلولی تشکیل شده از پلی ساکاریدها، پروتئین ها، لیپوپلی ساکاریدها، لیپوپروتئین ها و مخلوط های پیچیده این پلیمرها را تولید می کنند. بهترین بیوپلیمر شناخته شده امولسان ها هستند که توسط گونه های مختلف cterAcinetobaتولید می شوند. امولسان یک امولسیفایر فعال در غلظت های کم می باشد. اجزاء پروتئین و پلی ساکارید تنهایی هیچکدام فعالیت امولسیفیکاسیون ندارند اما مخلوط پروتئین و پلی ساکاریدی خالص شده اجازه بازسازی فعالیت امولسیفیکاسیون را به آنها می دهد. امولسیفایرها زیرمجموعه ای از سورفکتانت ها هستند که انتشار یک مایع در دیگری را پایدار می کند (۱۸). ۱-۱۹ تولید بیوسورفکتانت ها محققین زیادی در مراکز تحقیقاتی مختلف در سراسر دنیا سعی در تولید حداکثری بیوسورفکتانت ها با بهره گرفتن از منابع متفاوت و ارزان قیمت داشته اند، ولی تاکنون از نظر صرفه اقتصادی توانایی رقابت با انواع شیمیاییسورفکتانت ها را نداشته اند. منابع کربنی مورد استفاده در تولید بیوسورفکتانت ها اغلب هیدروکربن ها، کربوهیدرات ها و روغن های گیاهی هستند. برای کاهش هزینه های تولید، دیگر منابع کربنی مانند ضایعات ناشی از روغن زیتون، ضایعات آبی تهیه پنیر و ملاس هایی که تلفات صنعتی به شمار می روند نیز به خوبی مورد استفاده قرار می گیرند (۱۷). ۱-۲۰ اثر فاکتورهای مختلف بر تولید بیوسورفکتانت عوامل متنوعی بر تولید بیوسورفکتانت اثر می گذارند که خلاصه ای از آنها به قرار زیر است : ۱-۲۰-۱ اثر منبع کربن بر تولید بیوسورفکتانت منبع کربن مورد استفاده در تولید بیوسورفکتانت بسیار مهم است. این منبع به طور کلی در سه گروه طبقه بندی می شود. کربوهیدرات ها، هیدروکربن ها و روغن های گیاهی. برخی میکروارگانیسم ها فقط با بهره گرفتن از منبع کربنی هیدروفوبیکی هیدروکربن و روغن های گیاهی و برخی نیز توسط کربوهیدرات و یا چندین منبع کربنی مختلف بیوسورفکتانت تولید می کنند (۱۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیفکند پیل ژیان را به خاک نه شرم آمدش ز او بنیز و نه باک آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانست این نهاد حرف «ب» الصاق است (مثنوی ،گولپینارلی ،دفترسوم ،بیت ،۱۲۶۲) امیر فرمود تا دو قبای حاضر آوردند هر دو بزر، و دو شمشیر حمایل مُرصع به جواهر تاریخ بیهقی،به کوشش دکتر خطیب رهبر، ج ۱،ص ۱۷۱ و به تو نرسیده است که زاغی به حیلت مار را هلاک کرد. (کلیله و دمنه، توضیح مینوی، ص ۸۱) و تاج مرصّع به جواهر و طوق و یاره مرصّع همه پیش براند و بپرسیدند و بر دست راست بر تخت بنهادند. (تاریخ بیهقی،به کوشش دکتر خطیب رهبر، ج۲، ص ۵۰۸) أمْسَکْتُ بزیدٍ (جنگ زدم زید را) (ترجمه و شرح مغنی دیب، سیدعلی حسینی،ج ۲،ص ۱۳) أمْسَکْتُ بِثوبِهِ. (جامه اش را به دست گرفتم) (معانی حروف با شواهد از قرآن و حدیث، دکتر رادمنش،ص۲۵ ) و مَسَحْتُ رأسی بِیدی. (سرم را به دستم مسح کردم .) (جامع الدروس العربیه،غلایینی،الجزءالثالث،ص ۱۶۶) ب: مجازی اگر به وقار گراید،کاهل نماید و اگر زبان آوری و فصاحت نماید،بسیار گوی نام کنند. (کلیله و دمنه،تصحیح مینوی، ص ۱۷۵) اگر چه ملالت به کمال رسیده باشد،إهمال جانب من جایز نشمری. (همان، ص ۱۶۱) و هر که مالی ندارد از فایده رأی و عقل بی بهره ماند، در دنیا و آخرت به مرادی نرسد. (همان، ص ۱۷۴) و اگر چیزی رفته است که از آن وهنی بجاه وی یا کراهیتی به دل وی پیوسته است،آنرا بواجبی دریافته شود. (تاریخ بیهقی،به کوشش دکتر خطیب رهبر،ج ۲ص ۴۶۹ ) هر دو با هم در خزیدند از نشاط جان به جان پیوست آن دم از اختلاط (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۱۷۵) از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید ایمن ز شر فتنه آخر زمان شدم. ( حافظ،غزل۳۲۱ ) زجور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت بسویِ دیوِ محن ناوکِ شهاب انداز (حافظ، غزل ۲۶۳) « مَرَرْتُ بزیدٍ » یعنی متصل کردم مرور خود را به مکانی که نسبت به زید، نزدیک بود. (شرح ابن عقیل، بهاء الدین عبدالله بن عقیل ،المجلد الثانی، ص ۲۲) «مَرَرْتُ بدارِکَ، أوْبِک » یعنی عبور کردم به مکانی که نزدیک خانهتو یا نفس تو است. (جامع الدروس العربیه، غلایینی،الجز الثالث،ص ۱۶۶) ۳-انتهای غایت در آخر مجلد ششم بگفته ام که امیر عزّه ماه جمادی الأولی سنهاثنین و عشرین و اربعمأئه از باغ به کوشک در عبدالاعلی باز آمد. (تاریخ بیهقی، به کوشش دکتر خطیب رهبر،ج ۲،ص ۳۹۵) « تا چون رأیت دولت چنگیزخان افراخته گشت و از مضایق شدت به فراخی نعمت رسیدند و از زندان مستان و از بیابان درویشی به ا یوان خوشی و از عذاب مقیم به جنات نعیم…». (تاریخ جهانگشا جوینی، تصحیح علامه قزوینی، ج ۱،ص ۱۵) از سال دیگر مژده بهار به دلها می رسید شاه أنجم از منازل هبوط و بال بتدریج به اوج درجات عزّوجلال می شتافت. (همان، ج ۳، ص ۲۴) چاکرانت شهرها گیرند و جاه دین تو گیرد زماهی تا به ماه (مثنوی، گولپینارلی، دفتر سوم، بیت ۱۲۰۵) برلب بحرِفنا منتظریم،ای ساقی فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست. (حافظ، غزل ۷۴) «قدأحْسَنَ بی إذْ أخْرَجَنی مِن السِّجْن » یعنی:خداوند درباره من احسان فرمود که مرا از تاریکی زندان نجات داد. باء در « بی» به معنای « إلی» است،زیرا ماده «حسن » به « إلی» متعدی می شود. (ترجمه و شرح مغنی الأدیب،سیدعلی حسینی، ج۱،ص ۳۲)
-
- تعدیه
بدو گفت « برگرد گردِ جهان ، سه دختر گزین از نژاد مهمان (نامه باستان،دکتر کزازی ج اول، ص ۶۰) کلید خورشخانه پادشاه بدو داد دستور فرمانروا (همان، ص ۳۵) از همه فا قه رستی ارگردی همچو لقمان به لقمه ای خرسند (تازیانه های سلوک، دکتر کدکنی ص ۱۱۲) بزرگ زاده نادان به شهر واماند که در دیار غریبش به هیچ نستانتد. (گلستان سعدی،تصحیح فروغی، ص ۹۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
میانگین سپردهها
این نسبت بیانگر این است که بانکها برای جذب سپرده به چه میزان هزینه پرسنلی متحمل میشوند(وفادار، ۱۳۷۷، ص۱۲).
 ۲-۸ ارزیابی عملکرد مالی بانکها ارزیابی عملکرد حوزه راهبردی سازمان جایی که سیاستگذاریها در آنجا صورت می گیرد. ارزیابی عملکرد حوزه راهبردی سازمان چیزی غیر از اندازه گیری اثر بخشی سازمان نیست. نهایتاً ارزیابی عملکرد کل سازماناندازهگیری بهرهوری است که به اصطلاح اقتصادی بودن میشناسیم. ارتباط مفاهیم کارآیی، اثر بخشی و اقتصادی بودن با مفهوم ارزیابی عملکرد در شکل زیر آورده شده است(خدامرادی، ۱۳۹۰، ص۴۸). شکل ۲-۱ ارتباط مفاهیم کارآیی، اثر بخشی و اقتصادی بودن با مفهوم ارزیابی عملکرد (خدامرادی، ۱۳۹۰، ص۴۹) جستجوهای اولیه برای دستیابی به معیارهای ارزیابی عملکرد منجر به استفاده از اعداد و اطلاعات حسابداری در این زمینه شده است. بسیاری از معیارهای ارزیابی عملکرد، مبتنی بر مدل های حسابداری؛ بویژه مدل سود حسابداری گزارش شده یا سود هر سهم است. با گذشت زمان، مدیران به منظور حفظ سطح پاداش و بهبود آن، به مدیریت سود از طریق تحریف اعداد حسابداری پرداختند این موضوع باعث شده است که علیرغم آنکه برخی از شرکتها دارای وضعیت مالی مطلوبی از نظر اعداد حسابداری و معیار های ارزیابی عملکرد مبتنی بر مدل های حسابداری بوده اند، با بحرانهای مالی از جمله کمبود نقدینگی مواجه شوند. بنابراین، معیار های ارزیابی عملکرد مبتنی بر مدل های حسابداری و طرحهای پاداش مبتنی بر آنها نتوانستند در جهت منافع سهامداران و سایر گروه های برونسازمانی حرکت کنند و موجب تعدیل تضاد منافع شوند(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷، ص۳). برای رفع نارسائیهای مدل های ارزیابی عملکرد که به دلیل استفاده از اطلاعات حسابداری بوجود می آید، پژوهشگرانی مانند « سوجانن » ، « استیوارت » ، « باسیدور و همکاران » و «باش و همکاران» به جستجوی ارائه معیاری جدید برای ارزیابی عملکرد پرداختند. با پیدایش نظریه هایی در زمینه سود اقتصادی یا سود باقیمانده، مدلهایی به منظور محاسبه سود اقتصادی پیشنهاد شد. در این مدل ها، سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات و هزینه سرمایه به عنوان سود اقتصادی یا سود باقیمانده تعریف می شود. هدف اصلی بنگاهها، حفظ و افزایش ثروت سهامداران است و ارزش آفرینی برای بنگاهها تنها راه نیل به این هدف تلقی می شود. بنابراین، خلق سود و یا ارزش افزوده اقتصادی را که باعث افزایش ارزش سهام در بازار و بهبود ثروت سهامداران می شود، می توان عامل ارزش آفرینی بنگاهها تلقی کرد. بنابراین معیارهای ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، ارزش افزوده بازار و سود باقیمانده اقتصادی در سیر تکاملی خود تلاش دارند ضمن توجه به پیچیدگیهای رفتاری مدیران، به ارزیابی عملکرد آنها و تعدیل تضاد منافع پرداخته و اطلاعات موجود در قیمت و بازده سهام را توضیح دهند(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷، ص۴). ۲-۸-۱ مدلهای ارزیابی عملکرد استفاده کنندگان گزارشهای مالی با بهره گرفتن از معیارهای مختلف، عملکرد شرکت را ارزیابی می کنند. روش های متعددی برای ارزیابی عملکرد وجود دارد که بطور کلی می توان آنها را به دو دسته مدل های حسابداری و مدل های اقتصادی تقسیم کرد(مهدوی، حسینی، ص۵). ۲-۸-۲مدلهای حسابداری ارزیابی عملکرد حاصل سیستم اطلاعات حسابداری، گزارشهای مالی است که سود گزارششده در آنها از اهمیت زیادی برای استفاده کنندگان برخوردار است. سرمایه گذاران با اتکا به سود حسابداری، عملکرد شرکت را ارزیابی کرده و پیش بینی های خود را بر آن اساس انجام می دهند. مدیران نیز از سود برای برنامه ریزی آینده شرکت استفاده می کنند. در مدل حسابداری ارزیابی عملکرد، ارزش شرکت از حاصلضرب دو عدد بدست می آید؛ عدد اول، سود شرکت و عدد دوم، ضریب تبدیل سود به ارزش است. همانطور که پیش از این نیز بیان شد در مدل های حسابداری ارزیابی عملکرد، ارزش یک شرکت، تابعی از معیارهای مختلفی نظیر سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سرمایه گذاری ، جریان نقدی آزاد و سود تقسیمی است(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۵). سود حسابداری، سنتی ترین معیار ارزیابی عملکرد است که برای سرمایه گذاران، سهامداران، مدیران، اعتباردهندگان و تحلیلگران اوراق بهادار از اهمیت زیادی برخوردار است. سود حسابداری که با فرض تعهدی محاسبه می شود به نظر بسیاری از پژوهشگران مانند « لهن و ماخیجا »، «چن و داد» و «ورثینگتون و وست» یکی از مهمترین معیار های سنجش عملکرد محسوب می شود. با توجه به مزیت در دسترس بودن اطلاعات مورد نیاز در این مدل ها و آسانی محاسبات مربوط به آن، این گروه از معیارهای ارزیابی عملکرد به شکل گستردهای توسط استفاده کنندگان از اطلاعات مالی، مورد استفاده قرار می گیرد. بررسیهای انجام شده توسط پژوهشگران نیز نشان می دهد که سود حسابداری و اطلاعات بدست آمده از آن، اطلاعات مفیدی را در اختیار استفاده کنندگان قرار میدهد که در تصمیم گیرهای آنها بسیار مؤثر است. در پژوهش انجام شده توسط جنینگز و همکاران محتوای اطلاعاتی شکلهای مختلف سود حسابداری مورد ارزیابی قرار گرفته است که نشان می دهد سود هر سهم در تمام اشکال محاسبه خود، برای استفاده کنندگان مفید می باشد. با این حال، مدل های حسابداری(سنتی (ارزیابی عملکرد دارای نارساییهای زیر است(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۶):
- امکان تحریف و دستکاری سود از طریق انتخاب روش های مختلف.
- رویه های عمومی پذیرفته شده حسابداری، عدم یکنواختی را در اندازه گیری سود در شرکتهای مختلف مجاز می کند.
- با تغییرات سطح قیمتها سود اندازه گیری شده با واحد پول تاریخی، تغییر می کند.
- به دلیل کاربرد اصل بهای تمام شده و تحقق درآمد، ارزش فروش تحقق نیافته داراییهایی که در یک دوره زمانی مشخص نگهداری شده اند، در محاسبه سود حسابداری شناسایی نمی شود. این ویژگی باعث می شود که نتوان اطلاعاتی سودمند را افشا کرد.
- به دلیل استفاده از روش های مختلف پذیرفته شده برای محاسبه بهای تمام شده و روش های مختلف برای تخصیص هزینه ها، تکیه بر سود حسابداری مبتنی بر اصل بهای تمام شده تاریخی، کار مقایسه اقلام را بسیار مشکل می سازد.
- تکیه بر سود حسابداری مبتنی بر اصل تحقق درآمد، اصل بهای تمام شده تاریخی و محافظه کاری باعث میشود تا اطلاعات گمراهکننده ای در اختیار استفاده کنندگان قرار گیرد.
- در نظر نگرفتن هزینه سرمایه.
نارساییهای بالا نشان می دهد که معیارهای حسابداری مبتنی بر سود حسابداری نمی تواند به عنوان تنها معیار و مبنای ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرار گیرد. ۲-۸-۳ مدلهای اقتصادی ارزیابی عملکرد همانطور که در بخش مربوط به مدل های حسابداری ارزیابی عملکرد نیز بیان شد علیرغم کاربردهای مختلف سود حسابداری، برخی معتقد بودند که سود حسابداری معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد شرکت نیست؛ برای مثال، با بهره گرفتن از هر یک از روش های مختلف ارزیابی، اندازهگیری و شناسایی موجودی کالا، مخارج پژوهش و توسعه و استهلاک داراییهای ثابت، مبلغ سود نیز متفاوت خواهد بود در حالیکه این تفاوت به دلیل نحوه عملکرد نیست؛ بلکه به دلیل استفاده از روش های مختلف حسابداری است. معرفی معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد، نتیجه تلاش پژوهشگران برای رفع نارساییهای مد لهای مبتنی بر اعداد حسابداری است. در مدل های اقتصادی، ارزش شرکت، تابعی از قدرت سودآوری، اولویتهای موجود، سرمایه گذاریهای بالقوه و ما به التفاوت نرخ بازده و هزینه سرمایه شرکت است. در بین مفاهیم متعدد، معیارهای اندازهگیری سود باقیمانده که در سالهای اخیر مطرح شده است، استفاده از ارزشهای دفتری و ارزشهای بازار در تعیین هزینه سرمایه تفاوت چشمگیری بین نتایج حاصل از آنها را موجب شده است. اندازهگیری های مختلف در مدلهای ارزیابی عملکرد، منجر به معیارهای متفاوتی شده که در ادامه به تشریح هر یک از آنها پرداخته میشود(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۷). الف) ارزش افزودهی اقتصادی ارزش افزوده اقتصادی، بعنوان مهمترین معیار ارزیابی عملکرد توسط « استرن استیوارت » در سال ۱۹۹۱ معرفی شد. این معیار ارزیابی عملکرد به این منظور ارائه و بسط داده شده است که معیاری مربوط تر و کارآمدتر از معیارهای ارزیابی عملکرد سنتی مانند سود حسابداری، برای منطبقکردن اهداف مدیران و سهامداران و سایر ذینفعان ایجاد کند. ارزش افزوده اقتصادی برابر سود پس از کسر تمام هزینه ها از جمله هزینه سرمایه است. از آنجایی که سرمایه گذاران در قبال فراهم ساختن منابع مالی و متحمل شدن ریسک تجاری، در انتظار دریافت پاداش هستند؛ سود عملیاتی شرکت باید به منظور خلق ارزش برای سهامداران، از هزینه سرمایه فراتر برود. این موضوع که فلسفه زیربنایی ارزش افزوده اقتصادی است، از طریق رابطه زیر بیان می شود: که در آن: علیرغم بیان مزایایی برای ارزش افزوده اقتصادی نسبت به مدل های ارزیابی عملکرد مبتنی بر سود حسابداری، این مدل نیز از نظر پژوهشگران دارای نارساییهایی به شرح زیر است(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۸):
- ارزش افزوده اقتصادی به لحاظ اینکه هزینه فرصت، منابع بکارگرفته شده را بر مبنای ارزش دفتری آنها محاسبه می کند؛ می تواند تا حدودی گمراه کننده باشد.
- برای تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی، شناسایی همه منابعی که در یک شرکت مورد استفاده قرار گرفته اند، ضروری است. بسیاری از داراییهایی که در فعالیتهای یک شرکت بکار گرفته می شود، داراییهای نامشهود هستند که شناسایی، تعیین ارزش و تعیین هزینه سرمایه برای آنها مشکل است.
- گاهی اوقات تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی غیرعملی است. به عنوان یک قاعده کلی، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی برای شرکتهای تازه تأسیس و شرکتهای سرمایه گذاری مناسب نیست.
- مشکل دیگر ارزش افزوده اقتصادی آن است که تورم، نتایج آن را تحریف می کند و بنابراین، در طول دوره های تورمی نمی توان ارزش افزوده را برای برآورد ارزش آفرینی واقعی شرکت بکار برد.
- اجرای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی هزینه بسیاری در بردارد و محاسبه آن، عملیاتی بسیار وقتگیر و پرهزینه است؛ زیرا مخارج زیادی باید صرف طراحی و اندازهگیری مؤلفه های آن شود. از طرف دیگر مدیران و کارکنان باید در مورد این معیار اندازه گیری عملکرد آموزش ببینند تا بتوانند عملکرد خود را تغییر دهند.
ب) ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده همانطورکه در بخش گذشته آمد، یکی از نارساییهای ارزش افزوده اقتصادی، اتکای آن بر ارقام تاریخی است. هر چند که ارزش افزوده اقتصادی از اطلاعات قابل اتکاتری استفاده می کند؛ اما این اطلاعات لزوماً مربوط نیستند. به عبارت دیگر، ارزش افزوده اقتصادی هزینه فرصت منابع بکار گرفته شده را بر مبنای ارزش دفتری آنها محاسبه می کند در حالیکه سرمایه گذاران انتظار بازده مبتنی بر ارزش بازار را دارند. اگر سرمایه گذاران شرکت را به ارزش بازار آن فروخته و وجوه حاصل از آن را در داراییهای با ریسکی برابر با ریسک شرکت سرمایه گذاری کنند، می توانند انتظار تحصیل بازدهی معادل میانگین موزون هزینه سرمایه بر مبنای ارزش بازار کل شرکت و نه صرفاً ارزش دفتری سرمایه گذاری نمایش داده شده در ترازنامه شرکت را داشته باشند؛ بنابراین، هزینه سرمایه، ناگزیر باید هزینه فرصت واقعی سرمایه گذاران را منعکس کند(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۱۰). به اعتقاد باسیدور و همکاران در روش مبتنی بر ارزش افزوده اقتصادی، به منظور برآورد ارزش داراییهای بکارگرفته شده در یک شرکت، اقلام ترازنامه تهیه شده بر مبنای اصول و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری تعدیل و اصلاح می شود. این تعدیلات اغلب شامل خالصکردن بدهیهای جاری بدون بهره با داراییهای جاری، برگشت مبلغ ناخالص سرقفلی به خالص حقوق صاحبان سهام (اضافه کردن استهلاک انباشته سرقفلی به کل داراییها)، سرمایهای کردن مخارج پژوهش و توسعه و برخی از مخارج بازاریابی و سایر موارد است. همچنین سرمایه ایکردن اجاره های عملیاتی که موجب افزایش ستون بدهکار ترازنامه می شود. هدف، ارائه ترازنامه تعدیل شد های است که ارزش اقتصادی داراییهای بکار گرفته شده را بسیار دقیقتر از ترازنامه محافظه کارانه و مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی منعکس کند(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۱۱). بعد از انجام تعدیلات بالا، ترازنامه یک شرکت حاوی ارزشهای دفتری اقتصادی است. با این حال این ترازنامه نیز هنوز نمی تواند کل ارزش شرکت؛ شامل ارزش فرصت های آینده را نشان دهد. ارزش کل شرکت عبارت از مجموع داراییهای بکار گرفته شده و ارزش فعلی خالص فرصتهای سرمایه گذاری جاری و آینده است که همچنین مساوی ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به علاوه ارزش بازار بدهیها است. بنابراین، تفاوت بین ارزش بازار شرکت و ارزش دفتری اقتصادی داراییهای بکارگرفته شده آن نشان دهنده ارزیابی بازار از ارزش فرصتهای سرمایه گذاری جاری و آینده شرکت است. این تفاوت را می توان یک ارزیابی از ارزش استراتژی رقابتی شرکت و تخصیص منابع آن تلقی کرد. ارزش بازار شرکت می تواند بالاتر یا پایین تر از ارزش دفتری اقتصادی داراییهای بکارگرفته شده باشد. اگر شرکت به عقیده بازار استراتژی ضعیفی را اتخاذ کند و یا فاقد منابع انسانی مورد نیاز برای اجرای یک استراتژی مطلوب و موفقیت آمیز باشد، ارزش شرکت در بازار به همان میزان پایین برآورد خواهد شد که ممکن است حتی کمتر از ارزش دفتری اقتصادی داراییهای آن باشد. با توجه به تفاوت ذکر شده بین ارزش بازار شرکت و ارزش دفتری اقتصادی داراییهای شرکت، برای محاسبه هزینه سرمایه شرکت باید ازکدام یک از این اعداد استفاده شود؟ به عبارت دیگر چه مقدار سرمایه در شرکت سرمایه گذاری شده است؟ یک اندازه گیری مناسب از عملکرد مالی باید علاوه بر میزان سود عملیاتی، به دنبال مقدار سرمایه بکارگرفته شده برای ایجاد چنین سودی نیز باشد. سرمایه گذاران و سایر تأمین کنندگان منابع مالی شرکت در فسخ قرارداد و سرمایه گذاری منابع خود در جای دیگر آزاد هستند. بنابراین، آنها باید حداقل هزینه فرصت سرمایه خود را بدست آورند. در این حالت هزینه سرمایه باید از سود عملیاتی کسر شود تا بتواند معیاری برای ارزیابی عملکرد تلقی شود. به این دلیل در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی، هزینه سرمایه بر اساس ارزش دفتری داراییها محاسبه و از سود عملیاتی پس از کسر مالیات کسر م یشود. ارزش دفتری اقتصادی داراییهای بکار گرفته شده به عنوان معیاری برای سرمایه تأمین شده در شرکت تلقی می شود. اما آیا این مبلغ به درستی مبین سرمایه استفاده شده در تولید سود عملیاتی است؟ جواب این سؤال منفی است. در ابتدای هر دوره مالی، تأمین کنندگان منابع مالی به عنوان یک گروه می توانند سهام هر شرکتی را از بازار، خریداری کنند. آنها منابع خود را در داراییهای شرکت، سرمایه گذاری می کنند و با توجه به ریسک، بازده مورد انتظاری معادل بهای میانگین موزون سرمایه بدست می آورند. با این کار، آنها فرصت سرمایه گذاری خود را از دست داده و هزینه فرصت آنها برابر بهای میانگین موزون سرمایه در ارزش بازار شرکت در ابتدای دوره است. در صورتی که شرکتی خواهانه ایجاد سود عملیاتی واقعی بیشتر باشد، باید در طی دوره مالی سود عملیاتی بیشتر از هزینه سرمایه بر مبنای ارزش بازار شرکت در ابتدای دوره و نه سود عملیاتی بیشتر از هزینه سرمایه، بر مبنای ارزش دفتری اقتصادی داراییهای بکارگرفته شده. سرمایه سهامداران و اعتباردهندگان یک شرکت نه فقط ارزش دفتری اقتصادی داراییهای بکارگرفته شده در شرکت؛ بلکه شامل ارزش بازار شرکت نیز میشود(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷،ص۱۲). ۲-۸-۴ چالشهای ارزیابی عملکرد
- تغییرات محیطی که اغلب سالها طول میکشد تا قابل رویت شوند.
- تعداد زیاد نقش آفرینانی که باید برای راه حلهای اجرای موفق در نظر گرفت.
- اجتناب از صدمات در رفتار متغیر و عملکرد احتیاطی به سختی تشریح می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۳ روشهای اندازهگیری ۳-۳-۱ اندازه گیری رطوبت ۳-۳-۲ اندازه گیری چربی کل ۳-۳-۳ اندازه گیری پروتئین ۳-۳-۴ اندازه گیری pH ۳-۳-۵ اندازه گیری خاکستر ۳-۳-۶ اسید چرب ۳-۳-۷ اندازه گیری نمک ۳-۳-۸ آب آزاد شده ۳-۳-۹ اندازه گیری میزان رطوبت تحت فشار (EM) ۳-۳-۱۰ بافتسنجی ۳-۳-۱۱ اندازه گیری ترکیباته نیتروژنی فرار(TVN) ۳-۳-۱۲ آزمایش تیوباربیتوریک اسید (TBA) ۳-۳-۱۳ اندازهگیری میزان اسیدهای چرب آزاد (FFA) ۳-۳-۱۴ اندازه گیری شمارش کلی باکتریها (TVC) ۳-۳-۱۵ رنگسنجی ۳-۳-۱۶ ارزیابی حسی ۳-۴ روشهای آماری فصل چهارم نتایج ۴-۱ کیفیت مغذی ۴-۱-۱ کیفیت مغذی ماده خام ۴-۱-۱-۱ ترکیبات تقریبی ۴-۱-۱-۲ ترکیب اسیدهای چرب ۴-۱-۲ کیفیت مغذی سوسیسهای ماهی ۴-۱-۲-۱ ترکیبات تقریبی و شاخصهای کیفی ۴-۱-۲-۲ ترکیبات اسیدهای چرب ۴-۱-۲-۳ ارزیابی حسی ۴-۲ نتایج تغییرات کیفی در طی دوره نگهداری در یخچال و فریزر ۴-۲-۱ میزان رطوبت کل ۴-۲-۲ میزان چربی کل ۴-۲-۳ میزان آب آزاد شده ۴-۲-۴ میزان رطوبت تحت فشار ۴-۲-۵ خصوصیات بافتی ۴-۲-۵-۱ سختی ۴-۲-۵-۲ انسجام ۴-۲-۵-۳ فنریت ۴-۲-۵-۴ چسبناکی ۴-۲-۶ میزان pH ۴-۲-۷ میزان ازت تام فرار ۴-۲-۸ میزان تیوباربیتوریک اسید ۴-۲-۹ میزان اسیدهای چرب آزاد ۴-۲-۱۰ خصوصیات رنگی ۴-۲-۱۰-۱ میزان روشنایی ۴-۲-۱۰-۲ میزان قرمزی ۴-۲-۱۰-۳ میزان زردی ۴-۲-۱۰-۴ میزان تهرنگ ۴-۲-۱۰-۵ میزان فام ۴-۲-۱۰-۶ میزان سفیدی ۴-۲-۱۰-۷ شاخص قرمزی ۴-۲-۱۱ شمارش و بررسیهای میکروبی و کپک و مخمر ۴-۲-۱۲ ارزیابی حسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|