|
|
|
فرضیۀ «تصادف اجباری» سورآایست ها بر پیوند عینّیت انسان استوار است. بدین معنی که قّوۀ تخیّل” فرد خلّاق می تواند به عین در بیابد. بر اثر برونفکنی perojection میل و شوق désir شدید انسان در اشیاء و پدیده های موجود، اتّفاقی غیر منتظره، غیر معمول به وجود می آید. گویی که ناخودآگاه در «جنگل نشانه ها»۱ جهان ارتباطات پنهانی را که عقل نمی بیند در طی جریان و ترکیب عینی – ذهنی ویژه ای خبر آشکار می کند. این بینایی مختص آفرینشگران و اندیشمندان خلّاق است. آنان همبستگی ها۲ را می بینند، «حادثه» آفرینند. یعنی از طریق کشف و شهود یا استعداد ذهن خود به جهان عینی یک واقعّیت حائز معنی می بخشند. باید افزود که در نظر سورآلیست ها، این جویندگان واقعّیت برتر. عوامل تعیین کننده در شکل گرفتن «تصادف اجباری» اصولاً عشق، دوستی، همفکریو همدلی می باشند.
 بدین ترتیب، مابین «هم زمانی» یونگ و مقوله «تصادف اجباری» سورآلیست ها تشابهی فاحش است. امّا می توان به قرابت های فکری و همدلی های دیگری که بین آنان وجود دارد اشاره کرد: ۱- هم یونگ، هم سورآلیست ها با علم شیفتگی و خردزدگی مخالف بودند، یعنی آنان از خرد، منطق و علم بت نمی ساختند و ارزش و حدودی را برای منطق انسان قائل بودند. در ضمن باید گفت که خردستیزی آنان ار لحاظی، ریشه در آثار نویسندگان و اندیشمندان بزرگ پیشین دارد: مثلاً، از طرفی می دانیم که یونگ به نوشته های نیچه، شوپنهاوئر، کوته، دکارت و پاراسلز توجه به سزائی داشته و تحت تأثیر متون غنوسیه، کیمیاگری یا عرفانی شرق بوده است. از طرف دیگر، پژوهش های اخیر نشان داده که افکار نیچه و گوته یا نوشته های عرفان و کیمیاگری و حتی جلسات احضار روح در شکل گیری نهضت سورآلیست مؤثر بوده است. ۲- علی رغم ستایشی که از دستاوردهای فروید کردند، چه یونگ، چه پرچمداران سورآلیست با روانکاوی فروید همراه نشدند و اساساً این عدم همگامی از جهان بینی خردستیز آنان سرچشمه می گیرد. اگر به مکاتبات فروید نگاهی اندازیم متوجه می شویم که خود او از ساختار «اعتقادی» غیر فرویدی یونگ آگاه بوده است: «دوست من… ملاحظه یونگ را بکنید… شما چون قرابت نژادی (منظور فروید«نژاد» یهود است) و فکری (مقصود او خردگرائی بی دینی است) با من دارید راحت تر افکار مرا می پذیرید… او مسیحی است و … » (نامه فروید به کارل آبراهام،۳مه ۱۹۰۸). همچنین اگر نوشته های آندره برتون ولوئی آراگن (که هر دو دانشجوی روانپزشکی بودند و در بخش روانی های بیمارستانی در پاریس مدتی مشغول کار بودند) را بررسی کنیم متوجه می شویم که بنیانگذاران سورآلیسم از همان سال های بیست (ملاقات برتون با فروید در ۱۹۲۱ است) به فرضیه ها و شخصیت «خرَدزده» فروید تردید کرده بودند و بینش تک بعدی او را (از جنسیت، رویا و ضمیر ناخودآگاه) نمی پذیرفتند. ۳- توجه به شرق و فرهنگ های غیر اروپایی عامل مشترک دیگر یونگ و سورآلیست ها است: مثلاً می دانیم که یونگ تحقیقات و مسافرت های مختلفی به خارج اروپا (آسیا، آمریکا، آفریقا) کرده و سپس از این پژوهش ها بود (بویژه بعد از سال۱۹۱۸) که در بینش او نوعی غرب زدائی۱۳ به خوبی آشکار می شود. «علم بهترین ابزار ذهن غربی است و بوسیلۀ آن بیشتر درها باز می شوند… امّا شرق به ما چیزی وسیعتر، عمیقتر و مهمتری را آموخته که عبارت است از درک حقایق بوسیلۀ تجربه زندگی». می توان اضافه کرد که علاقۀ یونگ به شرق و اساطیرش چنان شدید بود که با آثار خاورشناسان و ایرانشناسان کاملاً آشنا بود (مثلاً هانری کربن ایرانشناس بزرگ از مریدانش بود). این گرایش به شرق و فرهنگ های غیر اروپائی در نهضت سورآلیسم مشاهده می شود و دلایل گوناگونی دارد: بعد جنگ اوّل جهانی اکثر جوانان اروپا ناراضی بودند و برداشت بسیار منفی از غرب (مظهر ستمگری، استعمار، استثمار) داشتند و روی به جهان و دیدگاه های غیر اروپائیی کردند. «منطق» و «علم» غرب پاسخ خواسته های معنوی و وجودی آنان را نمی داد و بینش نمای خاور زمین توجه آنان را جلب کرد. مثلاً هم برتون، هم آراگون به آثار شرقی و شعرای ایران زمین علاقمند می شوند و اندیشه های جوانی آنان با تصویر سرزمین های دور و ادبیات چینی و اسلامی غنی تر می شود. ۴- در عرصه نفوذ فکری و تأثیر اجتماعی می توان بین یونگ و نهضت سورآلیسم نکات مشترکی یافت: اولاً و بر خلاف عقاید فروید، اندیشه یونگ بیشتر در محافل و کشورهایی مورد توجه قرار گرفت که سلطۀ خردگرائی و علم پرستی کمتر بود ( مانند آمریکا و جوامع غیر اروپائی)؛ مثلاً در فرانسه عقاید فروید ار لحاظی بیشتر مورد توجّه قرار گرفت چون با دیدگاه خردگرا هموطنان دکارت سازگارتربود. با این حال، بزرگانی چون گاستون باشلار و هانری کربن نظریات یونگ را به فرویدیسم ترجیح دادند. به نظر من، حتی میشل فوکو که در جوانی (می خواست روان کاو شود و) تحت تأثیر فروید و لاکان بود، پس از مطالعه هایدگر، نیچه، مراویونتی و بررسی تجربه جنون از فرودیسم فاصله گرفت. با اینکه او به ندرت به نظریات یونگ اشاره داشته، امّا در آخرین پژوهش خود درمورد تاریخ جنسیّت فوکو کاملاً فروید زدائی می کند و تفکیکی که ما بین هنر عشق ورزی جوامع شرقی (چین، ژاپن، جهان اسلامی) و علم جنسی قائل می شود یادآور برداشت های یونگ است. می توان گفت که اندیشه دوران پختگی فوکو فروید و خردگرائی را کنار گذاشته و به پیچیدگی سرزمین عظیم ناآگاهی پی برده است. در ضمن روش ساختاری «باستانشناسی دانش فوکو (که از پژوهش های دومزیل و باشلار به وا
 م گرفته ) با شیوه «باستانشناسی روان» یونگ بی شباهت نیست. همچنین، افکار و آثار سورآلیست ها در کشور (آمریکا، آمریکای جنوبی) و محافلی (ادبی، هنری) اساساً رونق گرفت که «خرد شورانگیز» (اصطلاح شاعر فرانسوی آپولینر) را بر «خرد خشک» منطق ترجیح می دادند. زیرا «خرد شورانگیز» همان خرد دل و منبع آفرینش و شعر است. در چنین اقلیمی عنصر مادینه راهبر عنصر نرینه روح است و آنجا فقط همدل می پذیرند و نااهل نمی خواهند… آری، دکتر یونگ هم پیرو و طالب خرد دل بود و به نقاشان (پیکاسو، ماگریت و دالی) و نویسندگان و شاعران (گوته، نیچه، جویس) عشق می ورزید. در دیداری (۱۹۵۹) با میگوئل سرانو (نویسنده اهل شیلی) به او گفت: تنها شاعران می توانند سخن مرا دریابند… “ دکتر حامد فولادوند (۱۳ آبان ۱۳۷۶) “تنها در قرن پیش روح شریر و جادوگر درمانگر قبیله با تئوری های روان شناختی فروید و دیگران جایگزین شد و فصل جدیدی در تاریخ طولانی روان آدمی گشود. در این دوران روان شناسان در یافتند که نیروهای گوناگونی در درون انسان به فعالیت مشغول هستند و هر یک نام و نشان ویژه ی مکتب خود را بر آن نهادند. برخی از این محققان در یافتند که انسان دارای استعداد و خیال پردازی است و از این طریق می کوشد واقعیت بیرونی را مناسب حال خود باز سازی کند؛ سیر تکاملی این نظریه تا آن جا پیش رفت که شاخه ی درمانی جدیدی به نام درمان از طریق هنر شکل گرفت. “ (محامدی – ۱۳۸۶- صفحه ۲۳) برخی از پدیده های جسمانی به علت ماهیت مخصوص خود تجربیات عاطفی و ذهنی خاصی را القاء” می کند. و بطور سمبولیک جانشین آنها می شوند. سمبولهای جهانی با آنچه که جانشین شده اند رابطه ای ذاتی و درونی دارند و ریشه های این رابطه را در وابستگی کاملی که بین یک عاطفه یا فکر در یک سوی دیگر وجود دارد باید جستجو کرد. به خلاف سمبولهای تصادفی که فی نفسه کاملاً جنبۀ فردی دارد، و سمبولهای متعارف که مربوط است به گروهی از مردم با مواضعات۱ مشترک، سمبولهای جهانی را همۀ انسانها درک می کنند. سمبول جهانی در خواص جسم ما، حواس ما وذهن ما که مشترک بین تمام افراد است ریشه دارد و بنابراین به افراد یا گروه های خاص محدود نیست. در واقع زبان سمبول جهانی زبانی مشترک است که نژاد انسانی به وجود آورده است، زبانی که نژاد انسانی پیش از آنکه موفق به تکوین یک زبان متعارف جهانی شود فراموش کرد.” (فروم – ۱۳۷۸ – صفحه ۲۵و۲۴) «بهترین نکته ای که در مورد خاستگاه های قصه گویی می توان گفت، آن است که برای بسیاری از این نظریه ها دلایلی وجود دارد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1400-03-22] [ 02:47:00 ب.ظ ]
|
|
بند دوم : تلف مبیع پیش از قبض ۱۳۳ بند سوم :مستندات ضمان بایع قبل از قبض مبیع ۱۳۴ عنوان صفحه بند چهارم : تحلیل و بررسی قاعده تلف مبیع قبل از قبض ۱۳۵ بند پنجم : میزان دلالت قاعده تلف مبیع قبل از قبض ۱۳۶ بند ششم : اثر تراضی در ضمان معاوضی ۱۳۷ بند هفتم : قبض رافع ضمان معاوضی ۱۳۸ بند هشتم : شرایط اجرای قاعده – ماده ۳۸۷ قانون مدنی ۱۳۸ بند نهم : معنای تلف در ماده ۳۸۷ قانون مدنی ۱۴۲ بند دهم : اتلاف مبیع ۱۴۲ بند یازدهم : تلف مبیع در مدت حبس ۱۴۶ بند دوازدهم : تلف نمائات مبیع ۱۴۶ بند سیزدهم :نقص و عیب مبیع قبل از قبض ۱۴۷ بند چهاردهم : بررسی وجود یا عدم وجود تعارض بین دو ماده ۳۸۸و ۴۲۵ ۱۴۸ بند پانزدهم: استثنائات ۱۴۹ بند شانزدهم : اثر تسلیم درانتقال ضمان معاوضی در کنوانسیون بیع بین المللی ۱۵۱ مبحث دوم : اثر تسلیم در سایر موارد ۱۵۳ گفتار اول : اثر تسلیم در بیع صرف ۱۵۳ گفتار دوم : اثر تسلیم در ساقط شدن خیار تأخیر ثمن ۱۵۴ گفتار سوم : اثر تسلیم در عقد فاسد ۱۵۴ خلاصه فصل سوم ۱۵۵ نتایج: ۱۵۶ پیشنهادات ۱۶۱ فهرست منابع و مآخذ ۱۶۲ مقدمه از عهده عهد اگر برون آید مرد از هر چه گمان بری فزون آید مرد الف: طرح مساله تحقیق رفع نیاز یا کسب منافع افراد را به سوی انعقاد معامله هدایت می کند که یکی از این معامله ها بیع می باشد.مسأله خرید و فروش یا بیع یکی از مهم ترین و متداول ترین قراردادهای اقتصادی بین مردم است و نقش بسیار مهمی در روابط تجاری و اجتماعی دارد و حتی می توان گفت که اگر خرید و فروش در جامعه امروزی نباشد موجب مختل شدن آن می شود.زیرا تمام انسان ها به یکدیگر نیازمند و محتاج هستند و این رفع احتیاج از طریق داد و ستد با یکدیگر حاصل می شود .
 عقد بیعی که به صورت صحیح منعقد شده باشد آثاری در بردارد که یکی از مهم ترین این آثار تسلیم مبیع می باشد.در قرارداد ها دو طرف تعهداتی بر عهده می گیرند که تسلیم مبیع یکی از مهم ترین تعهدات و آثار فرعی ناشی از عقد بیع می باشد. بنابراین الزام فروشنده به تسلیم مبیع ریشه قراردادی دارد و با تسلیم مبیع از طرف بایع به مشتری ،تسلیم ثمن از ناحیه مشتری نیز به مقتضای عقد بیع واجب می گردد. نظر به اینکه آثار تسلیم مبیع دارای اهمیت بسزایی می باشد و بر حسب اینکه مبیع عین معین،کلی در معین و یا کلی فی الذمه باشد،در بعضی از موارد آثار متفاوتی دارد در این رساله ما تنها آثار تسلیم درمبیع کلی را مورد بررسی قرارداده ایم.
 ب:پرسش های اصلی و فرعی از آنجایی که هر تحقیقی با طرح سوالاتی آغاز می گردد و مجموعه این پرسش و پاسخ هاست که محتوای تحقیقات را تشکیل می دهند به طبع مسائل بسیاری در این حوزه هم مطرح می شود که باید با رجوع به قواعد کلی و اصول حقوقی و نظرات فقها به آنها پاسخ مناسب داده شود.از جمله اینکه : ۱- مسئولیت تلف مبیع به آفت سماوی درمدت حبس به عهده چه کسی است؟ ۲- تسلیم در مبیع کلی چه تأثیری در انتقال مالکیت دارد؟ ۳- آیا قاعده کلی انتقال ضمان را می توان به تراضی وتوافق طرفین عقد تغییر داد؟ پ:فرضیه ها ۱- به نظرمی رسدبا توجه به اینکه دراین موردقبض تحقق نیافته ضمان معاوضی همچنان برعهده بایع است. ۲- بر خلاف نظر فقها و قانون مدنی، با تسلیم مبیع کلی مالکیت به خریدار منتقل می شود. ۳- به نظر می رسد که ضمان معاوضی از حقوق قابل اسقاط نیست. ت:پیشینه تحقیق در خصوص موضوع تحقیق در فقه امامیه و حقوق مدنی کتابهای گوناگونی وجود دارد که مطالب ارائه شده در این کتابها بیشتر جنبه کلی و صرف مسائل ابتدایی می باشدوتحت این عنوان سابقه ای یافت نشد. همچنین پایان نامه ایی در مورد تسلیم مبیع کلی مورد توجه قرار نگرفت و موضوعیت نیافته است.از این رو سعی شده است به صورت تخصصی تر در تمام ابعاد حقوقی و فقهی مسائل مورد بحث قرار گیرد. ث:هدف تحقیق از آنجایی که عقد بیع نقش بسزایی در جامعه امروزی دارد پیوسته مورد توجه محققین و حقوق دانان قرار داشته است و به دلیل ضرورت های بازرگانی و گسترش روابط معاملاتی در این عقد مسائل بسیار جدیدی مطرح می شود که در قانون مدنی بی پاسخ مانده و یا اینکه دارای پاسخ مبهمی می باشند. از این رو در این تحقیق سعی شده است با مراجعه به آراء فقها و اصول حقوقی وقواعد کلی، خلأهای موجود مرتفع شود. ج:روش تحقیق در این تحقیق از روش کتابخانه ای جهت گردآوری مطالب استفاده شده و با مراجعه به منابع موجود و مطالعه آنها مطالب مربوط به موضوع تحقیق را جمع آوری نموده و سپس با تحلیل آنها در صدد پاسخگویی به سوالات مطرح شده پرداخته شد. چ:سازماندهی مطالب این پایان نامه مشتمل بر سه فصل تحت عناوین تعاریف و مفاهیم،احکام تسلیم وتسلم و آثار تسلیم و تسلم می باشد. فصل اول سه مبحث وچند گفتار را دربرمی گیردکه ابتدا برای آشنایی بیشتر به اختصار به تعریف مبیع پرداخته ایم و در گفتارهای دیگر اقسام مبیع و اوصاف و توابع مبیع را بیان کرده ایم.در مبحث دیگر به تعریف تسلیم و تسلم در حقوق ایران را بیان کرده ایم و برای روشن شدن مفهوم آن تعاریف فقها را نیزذکر کرده ایم.در گفتار دیگر مبنا و ماهیت حقوقی تسلیم و تسلم مبیع مورد مطالعه قرار گرفته است . در این راستا نظرات حقوق دانان و فقهای بزرگوار و موضع قانون مدنی را روشن نموده ایم و در گفتارهای دیگر کیفیت و اقسام تسلیم مبیع را بیان کردیم و در آخرین مبحث این فصل که خود مشتمل بر پنج گفتار می باشد ،موضوع تسلیم مبیع را بیان کردیم. فصل دوم مشتمل بر دو مبحث می باشد که مبحث اول شامل سه گفتار است.در گفتار اول زمان تسلیم مبیع را به عنوان یکی از احکام تسلیم مبیع مورد بررسی قرار دادیم. در گفتار دوم مکان تسلیم مبیع را به عنوان یکی دیگر از احکام تسلیم را بیان کرده و در آخرین گفتار این مبحث هزینه تسلیم مبیع را بیان کرده که در تمام این گفتارها علاوه بر حقوق ایران در این موارد ،به صورت کلی حقوق و قوانین خارجی و کنوانسیون بین المللی بیع نیز مورد بررسی قرار گرفته است.در مبحث دیگر که مشتمل بر دو گفتار می باشدتسلم مبیع و تحمل هزینه ها را بیان نموده ایم. فصل سوم که هسته اصلی پایان نامه را دربرمی گیرد شامل دو مبحث است که هر کدام از مباحث شامل چند گفتار می باشد.گفتار اول مبحث اول در مورد اثر تسلیم در ایفای تعهد می باشد و بیان کردیم که بایع چگونه باید اعمال کند تا تعهدش ایفاء شده تلقی گردد.گفتار دوم در مورد اثر تسلیم در سقوط حق حبس می باشد.گفتار سوم در مورد اثر تسلیم در انتقال مالکیت می باشد و گفتار چهارم در مورد اثر تسلیم در انتقال ضمان معاوضی است که در تمام این موارد موضع کلی کنوانسیون را نیز مورد بررسی قرار داده ایم و مبحث دوم که شامل سه گفتار می باشد اثر تسلیم در موارد دیگر از جمله در بیع صرف،سقوط خیار تأخیر ثمن و در عقد فاسد مورد بررسی قرار گرفته است. فصل اول تعاریف و مفاهیم
فصل اول : تعاریف و مفاهیم
طرح بحث :
تسلیم مبیع یکی از آثار عقد بیعی می باشد که به صورت صحیح منعقد شده باشد.بنابراین برای آشنایی بیشتردراین فصل به اختصار در مورد مفهوم مبیع و اوصاف آن و همچنین مفهوم تسلیم و تسلم و موضوع آن سخن خواهیم گفت و در جای خود به بررسی فروعات وارد بر موضوع نیز می پردازیم تا زمینه ای را برای ورود به مبحث اصلی فراهم کرده باشیم.
مبحث اول : مبیع
با توجه به تعریفی که از بیع در قانون مدنی آمده است اوصافی مانند تملیکی بودن،معاوضی بودن و عین بودن مبیع، بدست می آید .[۱] معوض بودن نشان می دهد که بیع دارای دو موضوع می باشد: ۱- مبیع یا مثمن ۲- ثمن در نظام های گوناگون حقوقی در اینکه مبیع باید عین باشد اتفاق نظر دارند . و اگر در عقدی مالی انتقال پیدا کند که از انواع عین نباشد،جزء عقد بیع محسوب نمی شود. مانند تملیک منفعت که از عقود اجاره است نه بیع .در حالی که ثمن می تواند هر مالی باشد . در این مبحث به مبیع و ویژگی های آن می پردازیم.
گفتار اول : مفهوم مبیع
مبیع را می توان اینگونه تعریف کرد : «عین مال موجود در خارج و یا عین کلی در ذمه که معوض در عقد بیع است و در برابر عوض ، به طرف تملیک می شود و آن را مثمن هم گفته اند . » [۲] قانون مدنی به پیروی از فقه ، عقد بیع را در صورتی صحیح می داند که مبیع آن «عین» باشد . عین در لغت عبارت است از :«ذات هر چیز ،نفس شی و آنچه در خارج تحقق دارد» [۳]عین مالی است که وجود خارجی داشته و وجودش وابسته به مال دیگری نیست . و دارای ابعاد سه گانه (طول و عرض و عمق) است. پس مبیع حتماً باید از اعیان باشد پس هیچ یک از حق و منفعت و انتفاع،مبیع واقع نمی شود.[۴]در حالی که ثمن می تواند هر مالی باشد . بنابراین نه تنها این قید سبب خارج شدن تملیک منفعت از تعریف بیع می شود،نقل و انتقال «حقوق» مانند حق خیار ،حق تحجیر و نیز امتیازات را هم از تعریف خارج می کند.در این صورت می توان گفت هر مالی که مبیع باشد می تواند به عنوان ثمن قرار بگیرد .در حالی که بعضی از اموال می توانند به عنوان ثمن باشند در حالی که نمی توانند مبیع قرار بگیرند.
گفتار دوم : اقسام مبیع
با توجه به قانون مدنی [۵] فروش اموال به چند قسم صورت می گیرد.
بند اول: عین معین و یا در حکم آن
الف) عین معین مالی است که وجود مشخص و متمایز خارجی و قابل اشاره دارد و در حین عقد در عالم خارج موجود است و همان مورد معامله جزئی را گویند که عین شخصی و خارجی هم نامیده می شود.مانند آن درخت ،این خانه . در حقوق کامن لا[۶] به آن «Identified goods» یا «Personal chattels »گفته شده است و به کالایی گفته می شود که اختصاصاً برای ایفای تعهد در عقد بیع تعیین گردیده و در زمان انعقاد عقد موجود است.در حقوق انگلیس علاوه بر قابل لمس و اشاره بودن عین منقول به قابل رویت بودن نیز تحت عنوان عین شخصی اشاره شده است .[۷] عین معین می تواند به دو صورت«مفروز» و «مشاع» باشد . «مفروز» عینی است که تمام آن متعلق به یک شخص باشد مانند خانه ایی که منحصراً متعلق به محمد است و شریکی در آن ندارد. و«مشاع» مالی است که در آن واحد بیش از یک مالک داشته باشد و سهام هر مالک را نتوان در خارج تمیز داد. هر ذره ای از اجزای عین معین مشاع ، متعلق حق تمام شرکا است وهیچ شریکی نمی تواند ادعا کند که بخشی از آن عین سهم اختصاصی اوست . مگر اینکه با توافق طرفین یا به حکم دادگاه افراز شود. اگر مبیع عین معین باشد کافی است که مقدار،جنس و وصف مبیع را هر یک از طرفین بدانند و لازم نیست که توافق در این باره صورت گیرد . چنانچه مبیع عین معین باشد چه مفروز و چه مشاع به محض انعقاد عقد ، مبیع در مالکیت مشتری قرار می گیرد. ب) کلی در معین
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳-۴)
(۳-۵) = مقدار خروجی مطلوب =مقدار خروجی به دست آمده =نرخ یادگیری (پارامتر تنظیم سرعت یادگیری شبکه می باشد) = وزن مربوطه
=ورودی به نرون وخروجی از نرون اثبات این قانون از روش تندترین فرود میباشد که بیان میکند با حرکتهای پی در پی خلاف جهت بردار گرادیان خطا میتوان به نقطه حداقل خطا رسید. این ادعا را نیز می توان با بهره گرفتن از بسط تیلور تایید کرد (هیکین،۱۹۹۹). در این شیوه وزنها به وسیله یک مقدار با مشتق (گرادیان) اول خطای بین خروجی مطلوب و خروجی واقعی و با توجه به مقدار وزنها تعدیل مییابد. در این روش هدف کاهش تابع خطا و رسیدن به حداقل مطلق است .

(۳-۶) (۳-۷) (۳-۸) (۳-۹) = ورودی به نرون وخروجی از نرون در لایه ماقبل آخر
= بردار گرادیان محلی در لایه آخر
فرایند یادگیری و محاسبات در نرون ها و لایه های پنهان، با بهره گرفتن از معادلهی ورودی-خروجی زیر صورت می گیرد:
(۳-۱۰)
جائیکه وزن ارتباطی بین نرون iام در لایهی (۱-k) و نرون pام در لایهی kام؛ خروجی نرون pام در لایهی kام و تابع فعال سازی سیگموئید نرون pام در لایهی kام است. همچنین تابع فعال سازی سیگموئید به صورت زیر است:
(۳-۱۱) ساختار یک شبکهی MLP سه لایه با چهار ورودی، یک لایهی پنهان و یک خروجی در نگارهی ۳-۱ نشان داده شده است. شکل۳-۱:ساختار MLP به منظور آموزش شبکهی MLP، و دستیابی به پیش بینی مطلوب، باید شبکه را تحت پارامترهای مختلف که همان ویژگی های شبکه است مورد آموزش و یادگیری قرار داد. به عبارت دیگر با تغییر دادن این پارامترها، شبکه وزنهای خروجی متفاوتی خواهد داد که در نهایت وزنی که کمترین خطا را منجر شود، به عنوان وزن نهایی و پارامترهایی که موجب دستیابی به این وزن شدند به عنوان پارامترها و مشخصه های شبکه معرفی می شوند. این پارامترها به صورت زیر است: تعداد لایه ها ی شبکه استفاده از یک شبکه تک لایه نمیتواند پیش بینی خوبی برای ما در حل مسائل پیچیده غیر خطی ارائه کند (زیرا تابع فعالسازی آن خطی می باشد). در واقع تمام شبکه های عصبی با بیش از یک لایه، در بخشی از کار خود از توابع غیر خطی فعال ساز استفاده میکنند. استفاده از توابع غیرخطی فعال ساز باعث میشود که توانایی شبکه های عصبی در مدلکردن مسائل غیرخطی بروز نماید و جوابهای مطلوبی در خروجی به ما بدهند. این ویژگی با یک تابع فعال سازی غیر خطی مشتق پذیر و پیوسته اتفاق میافتد. بنابراین برای یک پیش بینی دقیق بایستی از شبکه های عصبی با بیش از یک لایه استفاده شود، که در لایه های میانی آن توابع غیرخطی وجود داشته باشد. البته توجه کرد که افزایش بیش از حد لایه های شبکه های عصبی (بیش از ۳ لایه ) نیز اصلاً توصیه نمی شود. تعداد نرون های هرلایه مسئله بعدی تعیین تعداد نرونهای لایه های میانی و خروجی است. اگر هدف از استفاده از شبکه های عصبی پیشبینی باشد، در لایه خروجی بایستی یک نرون داشته باشیم. اما اگر به منظور طبقه بندی یا شناسایی الگو از شبکه های عصبی استفاده شود، میتوان در لایه خروجی از چند نرون استفاده کرد. در تعیین تعداد نرونهای لایه میانی نیز روش های متعددی ارائه شده است که هیچ کدام از آنها عموما کلیت ندارد. اما بهترین روش برای تعیین تعداد نرون ها، روش آزمون و خطا می باشد. با افزایش تعداد نرونهای لایه پنهان از یک مقدار کوچک به مقادیر بزرگ، ابتدا مجموع خطا کاهش می یابد اما پس از رسیدن مقدار نرونها به اندازه معین این خطا دوباره افزایش می یابد. بدین روش می توان بهترین اندازه شبکه را انتخاب نمود. نرخ یادگیری نرخ یادگیری یکی از پارامترهای تعیین کننده در سرعت یادگیری شبکه های عصبی است و در کارائی یادگیری شبکه نقش مؤثری دارد. این نرخ در فاصلهی بین ۰ و ۱ اختیار می شود. عموماً نرخ یادگیری شبکه های عصبی به صورت تصادفی و آزمون و خطا بدست می آید. اما در اکثر کاربردهای عملی، این نرخ بین ۱/۰ و ۳/۰ اختیار میشود. نرخ یادگیری بالاتر باعث میشود شبکه سریعتر یادگیری کند اما وقتی که تنوع داده های ورودی زیاد باشد، شبکه به جای یادگیری حفظ خواهد کرد و کارائی شبکه پائین خواهد آمد. تعداد تکرار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مقدمه و بیان مسئله ۱-۱٫ مقدمه کسب عنوانهای قهرمانی در بازیهای المپیک،جهانی، قارهای در بین کشورها به ویژه کشورمان اهمیت بیسابقهای یافته و تلاش برای بهبود عملکرد ورزشکاران، دانشمندان علوم ورزشی را نیز به فعالیت دوچندان در این بخش واداشته و پژوهش در علوم ورزشی را فزونی بخشیده است. از آنجا که اکسیژن مصرفی بیشینه (VO2max)، معیاری پذیرفته شده برای آمادگی قلبی عروقی محسوب میشود، اغلب برنامههای تمرینی طوری طراحی میشوند که آن را گسترش دهند. این تصور وجود دارد که بین VO2max و عملکرد استقامتی رابطه قوی برقرار است(۵۷). با وجود این، نشان داده شده است که استفاده از آستانه لاکتات این امکان را فراهم میآورد که عملکرد استقامتی با دقت بیشتری برآورد و این شاخصبه عنوان ابزاری قوی در پیشبینی عملکرد استقامتی معرفی میشود که نسبت بهVO2max شاخص مفیدتری است(۵۷).هر دوی این فاکتورها در برآورد عملکرد استقامتی قدرت قابل قبولی دارند، لیکن در پیشبینی ظرفیت هوازی در ورزشهاییکه تلفیقی از دو سیستم هوازی و بیهوازی را نیاز دارند، دارای محدودیتهایی هستند و ارائه فاکتورهای دیگر که بتوانند این محدودیت را برطرف سازند، ضروری به نظر میرسد.
 لاکتات که نمک اسیدلاکتیک میباشد، جایگاه ویژهای در پژوهشهای ورزشی و طراحی برنامههای تمرینی به خود اختصاص داده است و اندازه گیری آن چه در سطح سرم و چه در سطح عضله اسکلتی هنوز بارزترین شاخص سنجش فرایندهای متابولیکی بیهوازی است. در سطح کاربردی، مربیان فراوانی وجود دارند که با بهره گرفتن از همین شاخص، کمیت و کیفیت برنامههای تمرینی خود را از طریق اندازهگیریهای آستانه لاکتات، حداکثر حالت پایداری (MLSS)[1]،آستانه هوازی، آستانه بی هوازی، آستانه بیهوازی فردی[۲]، کنترل میکنند. با توجه به خصوصیات منحصر به فرد لاکتات و خواص متابولیکی دو جانبه آن، امکان استفاده از این شاخص در جداسازی ظرفیتهای هوازی و بیهوازی میسر و انجام تحقیقاتی که بر این امر صحه علمی بگذارند ضروری است. لذا تحقیق حاضر در صدد پاسخگویی به این مسئله است و در شکل ایدهآل امید آن میرود که انجام تحقیق حاضر به ارائه فاکتوری جدید در سنجش ظرفیتهای هوازی و بی هوازی منجر گردد. ۱-۲٫ بیان مسئله و سؤال اصلی تحقیق در ادبیات از شاخصهای آستانه لاکتات و VO2max، بهکرات جهت تعیین عملکرد هوازی و برآورد سازگاریهای تمرینی ورزشکاران استفاده شده است(۱۱ ،۳۶ ،۲۲،۱۳). هر چند عقیده کلی بر این است که شاخص آستانه لاکتات در محدوده معینی بهتر از VO2maxعملکرد هوازی را برآورد میسازد(۳۶،۲۲)، به هر حال سازگاریهای مرکزی که بیشتر در ورزشهای استقامتی اتفاق میافتند تمایل به بهبودVO2max دارند، در حالی که سازگاریهای محیطی که در تمرینات بیهوازی غالب هستند، تأثیر بیشتری بر مقادیر آستانه میگذارند(۵۷). بدین جهت است که در برخی از مواقع مشاهده میشود، ورزشکاران رقابتی بیهوازی با اینکه دارای مقادیر پایینترVO2maxدر مقایسه با ورزشکاران استقامتی هستند، در مقادیر آستانه با ورزشکاران استقامتی اختلاف چندانی ندارند یا اختلاف کمتری در مقایسه با مقادیر VO2maxدارند (۵۷). بنابراین تاکید کردن بر VO2max یا مقادیر آستانه به تنهایی جهت پیشبینی عملکرد در ورزشکارانی که سیستم غالب در آنهاصرفاً سیستم هوازی یا بی هوازی نیست میتواند گمراه کننده باشد. لذا استفاده از شاخصی که بتواند به گونهای سازگاریهای مرکزی و پیرامونی را با یکدیگر ادغام کند (هر چند به طور نسبی) جهت پیشبینی عملکرد هوازی و بیهوازی ورزشکاران منطقی به نظر میرسد. مرحله بافرینگ که به عنوان مدت زمان بین وقوع آستانه لاکتات و آستانه تنفسی جبرانی تعریف میشود، ماحصل مکانیزمهای فیزیولوژیک مختلف میباشد(۸۰،۴۵). این مرحله با افزایش ناگهانی در غلظت لاکتات خون (وقوع آستانه لاکتات) آغاز و با شروع پر تهویهای[۳](وقوع آستانه تنفسی جبرانی[۴]) به اتمام میرسد و در طی این مراحل اسید لاکتیک تولیدی به وسیله سیستم بافرینگ بدن بافر میشود تا زمانی که سیستم بافرینگ در مقابل اسید لاکتیک تولیدی شکست میخورد که با سقوط در PH و وقوع پر تهویهای همراه میشود(۸۰). هرچند در ادبیات مدت زمان این مرحله را بیشتر به حساسیت اجسام کاروتید نسبت میدهند(۷۲)، لیکن عوامل دیگر از قبیل فرایند کینتیک لاکتات[۵] و ظرفیت بافرینگ نیز در مدت زمان این مرحله دخیل هستند(۵۲). ظرفیت بافرینگ بدن از اجزای مختلفی- اعم از مرکزی (ظرفیت بافرینگ بیکربناتی خون) و پیرامونی (ظرفیت بافرینگ غیر بیکربناتی متشکل از بافرهای پروتئینی و فسفاتی) تشکیل شده است که این اجزا از نظر جبری با یکدیگر قابل جمع هستند(۵۲،۱۹). ظرفیت بافرینگ بدن شاخصی تمرین پذیر میباشد که با توجه به نوع تمرین تطابق ایجاد شده در آن متفاوت میباشد. کل ظرفیت بافرینگ بدن در مرحله بافرینگ توسط سه بخش اصلی بافر بیکربنات، بافر فسفاتها و بافر پروتئینها مشخص میشود که میزان آن را میتوان با بهره گرفتن از فرمول[PH]) Δ [LA] .Δ)به دست آورد(۲۰،۱۹). همچنین میزان ظرفیت بافرینگ بیکربنات را نیز میتوان از طریق[PH]) Δ[HCO3] .Δ( مشخص نمود و ماحصل تفریق ظرفیت بافرینگ بیکربنات از ظرفیت کل بافرینگ یعنی[ Δ [LA] . Δ [PH] ] – [Δ [HCO3] . Δ [PH] ]که بیانگر ظرفیت بافرینگ غیر بیکربنات یعنی فسفاتها و پروتئینها میباشد(۱۹،۲۰). در بعضی از تحقیقات این موضوع نشان داده شده است که ظرفیت بافرینگ در عضلات (بافرینگ غیر بیکربناتی) در ورزشکاران رقابتی بیهوازی نسبت به ورزشکاران استقامتی بالاتر است(۱۹،۵۷)، که با ماهیت و نوع تمرین اینگونه ورزشکاران همخوانی دارد. به این دلیل در ورزشکاران بیهوازی مراحل آغازین تجمع لاکتات با کاهش همزمان در غلظت بیکربنات خون همراه نیست. این موضوع بازگو کننده این مطلب است که یون هیدروژن بیشتر از طریق بافرینگ غیر بیکربناتی درون عضلات و مستقل از یون لاکتات انجام میگیرد در حالی که عکس این امر یعنی بافر کردن یون هیدروژن بیشتر از طریق بافرینگ بیکربناتی در ورزشکاران استقامتی صادق باشد(۱۹). چنانچه این امر صادق و سهم نسبی ظرفیتهای بافرینگ ورزشکاران استقامتی و بیهوازی در مرحله بافرینگ به دلیل سازگاریهای متفاوت ایجاد شده در آن ها متفاوت باشد، این امر محتمل به نظر میرسد که تغییرات لاکتات، بیکربنات و PH در مرحله بافرینگ بین این دو گروه ورزشکار متفاوت باشد. لذا هدف از مطالعه حاضر، در وهله اول بررسی تغییرات لاکتات، بیکربنات و PH در مرحله بافرینگ بین ورزشکاران استقامتی و بیهوازی و تعیین سهم نسبی اجزای بافرینگ در این دو گروه ورزشکار است. تغییرات لاکتات خون در حین استراحت و یا فعالیت بدنی ماحصلی از فرایند تولید که عمدتاً به واسطه فعالیت دستگاه بی هوازی انجام میشود و فرایند پاکسازی آن است که با توان دستگاه هوازی در ارتباط است. نشان داده شده است که ورزشکارانی که ظرفیت هوازی بالاتری دارند در پاکسازی لاکتات عملکرد بهتری دارند. به عبارت دیگر میتوان گفت که تغییرات لاکتات در خون تلفیقی از فعالیت سیستم بی هوازی (تولید) و هوازی (پاکسازی) است. لذا میتوان این فرضیه را توسعه داد که با اندازه گیری تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ بتوان ظرفیت هوازی و بی هوازی ورزشکاران را پیش بینی نمود. لذا به منظور به آزمون گذاشتن این فرضیه، تغییرات لاکتات، بیکربنات، PH در مرحله بافرینگ در آزمودنیهای نخبه بیهوازی و هوازی در خلال یک آزمون فزاینده استاندارد مورد بررسی قرار گرفت. سپس ارتباط بین تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ با شاخصهای VO2maxو اکسیژن مصرفی معادل با آستانه لاکتات جهت پیش بینی ظرفیت هوازی به وسیله تغییرات لاکتات مطالعه شد. جهت تعیین اینکه آیا تغییرات لاکتات دوره بافرینگ میتواند عملکرد بیهوازی را پیشبینی کند یا نه از ارتباط بین تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ و بیشینه لاکتات تحمل شده و کسر اکسیژن توسعه یافته استفاده گردید. ۱-۳٫ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق اکثر تحقیقات انجام شده در زمینه پیشبینی عملکرد هوازی و بیهوازی معمولاً بر روی یک شاخص تمرکز کردهاند و نتایج آن ها بر اساس متغیری واحد ارائه شده است و تحقیقاتی که در آن ها از شاخصی ترکیبی در پیشبینی عملکرد هوازی و بیهوازی استفاده شده باشد، نادر است. از آنجایی که استنباط بر اساس یک متغیر واحد میتواند در رشته های ورزشی که تلفیقی از سیستمهای هوازی و بیهوازی را نیاز دارند تا حدودی گمراه کننده باشد، انجام این گونه تحقیقات جهت استفاده از شاخصی ترکیبی در پیشبینی عملکرد هوازی و بیهوازی ضروری میباشد. همچنین در مقایسه با آستانه لاکتات، پاسخهای فیزیولوژیک در خلال مرحله بافرینگ شاخص بهتر و دقیقتری برای تطابقهای ایجاد شده به اسیدوز متابولیک ناشی از تجمع لاکتات است. بنابراین با توجه فقدان اطلاعات و مطالعات در زمینه پیشبینی ظرفیت هوازی و بیهوازی به وسیله شاخصی که هم سازگاریهای مرکزی (بیشتر در ورزشهای استقامتی اتفاق میافتد) و هم سازگاریهای محیطی (بیشتر در ورزشهای بیهوازی اتفاق میافتد) را با هم ادغام کند(هر چند به صورت نسبی)، تحقیق حاضر سعی بر آن دارد تا با بهره گرفتن از تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا جهت پیشبینی ظرفیت هوازی و بیهوازی تا حدودی مشکل پیش رو را بر طرف نماید. ۱-۴٫ اهداف تحقیق ۱-۴-۱٫ هدف کلی پیش بینی عملکرد هوازی و بیهوازی ورزشکاران نخبه با بهره گرفتن از تغییرات لاکتات در مرحله بافرینگ ایزوکاپنیا ۱-۴-۲٫ اهداف اختصاصی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تسهیل تحت کنترل منابع غیر متمرکز (محلی) انجام می شود
هر کارمند مهارت های تسهیل کننده را به دست می آورد و در صورت نیاز نقش تسهیل کننده را ایفا می کند.
آموزش و تعلیم
نیاز به آموزش و تعلیم توسط منابع خارجی و به صورت متمرکز تعیین و ارائه می شود. تأکید بر اجرای برنامه های توجیهی برای جمیع کارکنان است و بر توسعه مهارت های تسهیل کنندگان تأکید می شود.
گروه های نیازهای آموزشی خود را شناسایی می کنند. تأکید بر هارت های مورد نیاز کلیه کسانی است که در فرایند کیفیت زندگی کاری دخالت دارند.

آموزش در جایگاه خاص خود تعیین می شود تا شامل کلیه فرایند ها و مهارت ها کیفیت زندگی کاری و مدیریت سازمان شود.

رابطه اتحادیه ـ مدیریت
رابطه رسمی رقابت آمیز میان مدیریت و اتحادیه ، زمان زیادی در جهت بنای یک ارتباط غیر رسمی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل صرف می شود.
رابطه اتحادیه و مدیریت آهنگ مشارکت جویانه تری به خود می گیرد. هر دو طرف دائماً برحسب نیاز نقش های خود را در قالب مشارکت جوو رقابت طلب تغییر می دهند.
رابطه مبتنی بر تشریک مساعی بین اتحادیه و مدیریت وجود دارد یا همچنان که تمایزات موجود بین مدیریت و غیر مدیریت به تدریج کم رنگ می شود، نقش های طرفین بدداً تعریف می شود.
محتوای موضوعات
موضوعاتی که نسبت به موسسه بیرونی است و تمایل به تأکید بر محیطی بودن دارد
دامنه گسترده ای از موضوعاتی که از محیط فراتر رفته و موضوعات مربوط به کارکنان، اتحادیه ها، برنامه ریزی، خط مشی ها و موضوعات کاری روزمره را در بر می گیرد محدودیت موجود خط مشی های سازمان است.
بین موضوعات کیفیت زندگی کاری و دیگر موضوعات تمایزی وجود ندارد. کلیه ایده ها مورد ملاحظه قرار می گیرند. خط مشی های سازمانی، مبنای کیفیت زندگی کاری را تشکیل می دهد.
۲-۱-۴۴- تعابیر نوین کیفیت زندگی کاری امروزه عوامل برنامه های کیفیت زندگی کاری در مفاهیم مدیریت کیفیت فراگیر[۱۱۵] توانمند سازی[۱۱۶]کارکنان و مهندسی دوباره سازمان گنجانده است(نجفی،۱۳۸۵). ۲-۱-۴۵- مدیریت کیفیت فراگیر این مفهوم به عنوان یکی از مفاهیم بهبود سازمانی محسوب می شود. یکی از صاحبنظران بهبود سازمانی رابطه بین مدیریت کیفیت فراگیر و بهبود سازمانی را اینگونه تعریف می کند: مدیریت کیفیت فراگیر تلاشی است که به دنبال ایجاد ودائمی ساختن جوی در سراسر سازمان است که در آن کارکنان به طور مداوم توانمندی های خود را جهت ارائه محصولاتی که مشتریان ارزش ویژه ای برای آنها قائلند، بهبود بخشند(نجفی،۱۳۸۵). ویژگی های زیر از خصوصیات مدیریت کیفیت فراگیر است: ـ تاکید بر سنجش به وسیله فنون کنترل فرایند آماری و کنترل کیفیت آماری ـ الگو سازی رقابتی ـ جستجو مداوم علل منشأ نواقص با هدف حذف کلی آن ها ـ مدیریت مشارکتی و تأکید بر تیم ها و کارتیمی ـ تأکید عمده بر آموزش مستمر(تمجیدی،۱۳۸۶). ۲-۱-۴۶- توانمند سازی کارکنان مفهوم توانمند سازی کارکنان در طی ده سال گذشته شهرت بسیاری پیدا کرده است. دو تن از صاحب نظران دو نظریه کاملاً متفاوت از توانمند سازی کارکنان ارائه کرده اند. برخی از این افراد، بر این باورند که توانمند سازی به تفویض اختیارت و مسئولیت مربوط می شود و آن را فرایندی از بالا به پایین می دانند که طی آن مدیریت ارشد دورنمای خود را کاملاً مشخص نموده و آن را بر عهده کارکنان می گذارند. بر اساس این دیدگاه که آن را دیدگاه مکانستیک (ایستا) می نامند، تفویض اختیار تصمیم گیری، از طریق مرزبندی ها و واگذاری مسئولیت به طور دقیق انجام می شود که موجب افزایش کنترل مدیریت می شود. دیدگاه دوم آن را دیدگاه ارگانیک می نامند، براین بارو است که توانمند سازی، رویکردی از پایین به بالا است و بر مفاهیمی نظیر ریسک پذیری آگاهانه، رشد و تغییر، اعتماد و مالکیت ، تأکید می کند. در این شیوه کارکنان به عنوان کارآفرینان و مالکین مطرح می شوند که تصمیمات هوشمندانه اتخاذ می کنند(نجفی،۱۳۸۵). توانمند سازی یک رویکرد مدیریتی است که به کارکنان اختیار اساسی داده می شود تا خودشان به اختیار تصمیم بپردازند. به عبارت دیگر توانمند سازی عبارت است از تفویض اختیار به غیر مدیران برای اتخاذ تصمیمات هم سازمانی که در این صورت اغلب کارکنان به صورت تیمی گروه بندی می شوند و سپس برای فعالیت های خود مدیریتی همچون استخدام، اخراج، آموزش افراد، تعیین اهداف و ارزیابی کیفیت نتایج، مسئولیت کامل به تیم داده می شود. توانمند سازی زمانی اتفاق می افتد که کارکنان به اندازه کافی آموزش دیده باشند، تمامی اطلاعات مربوط به کار فراهم گردیده باشد، ابزار ممکن در دسترس باشند، تمامی اطلاعات مربوط به کار فراهم گردیده باشد، ابزار ممکن در دسترس باشد، افراد کاملاً درگیر کار باشند، در تصمیمات مشارکت کنند و برای نتایج مطلوب، به آن ها پاداش مناسب داده شود(مقیمی، ۱۳۸۶) ۲-۱-۴۷- مهندسی مجدد(باز مهندسی) سازمان باز مهندسی که از نهضت مدیریت کیفیت جامع نشأت گرفته است، در سالهای اخیر توجه قابل ملاحظه ای را به خود جلب کرده است. کوتاه ترین تعریف مهندسی مجدد سازمان در همه چیز از نوآغاز کردن است. مهندسی مجدد به معنای کنار گذاشتن نظم موجود و بر پا کردن نظامی نوین است. نویسندگان کتاب مهندسی مجدد سازمان تعریف رسمی از این مفهوم را چنان بیان می کنند: باز اندیشی بنیادین و طرحی نو و ریشه ای فرایندها برای دستیابی به بهبود و پیشرفتی چشم گیر در معیارهای حساس امروزی همچون قیمت، کیفیت خدمات و سرعت(همروچیمی،۱۳۷۵، به نقل از نجفی،۱۳۸۵). ۲-۱-۴۸- شاخص های کیفیت زندگی کاری با وجود وجه تمایز برداشت ها از کیفیت زندگی کاری، تحقیقات انجام شده نشان می دهد که برخی از شاخص ها در اغلب جوامع مشترک هستند. از جمله شاخص های مشترک که در اغلب موارد به آن اشاره می شود،می توان حقوق و مزایا، خدمات درمانی و رفاهی، بیمه و بازنشستگی و مواردی از این قبل را نام برد(کاسیو،۱۹۹۲، به نقل دانشمندان و مراکز علمی برای کیفیت زندگی کاری شاخص های متفاوتی را ذکر کرده اند که در جدول شماره ۲-۴نشان داده شده است. جدول ۲-۴- شاخص های کیفیت زندگی کاری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعداد ۱۹۹۷
۴-۴-۱ بررسی معنادار بودن فرضیه اصلی ۱ در مدل اول، مقدار احتمال نسبت درستنمایی برابر با ۰۰۷/۰ است واین مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ کمتر است بنابراین فرض صفر در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود بنابراین مدل اول معنادار است و این بدان معناست که در مدل اول، حداقل یک متغیر بر متغیر وابسته تاثیر گذار است (مدل خطی است.).
 بررسی متغیرهای فرضیه اصلی ۱ به شرح زیر است: اعتبار هیأت مدیره: مقدار احتمال برای متغیر اعتبار هیأت مدیره ، برابر است با ۰۲۴/۰ و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ کمتر است بنابراین فرض صفر در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود و رابطه معناداری بین اعتبار هیأت مدیره و تجدید ارائه صورتهای مالی وجود دارد. همچنین با توجه به اینکه ضریب متغیر “اعتبار هیأت مدیره” منفی است میتوان چنین نتیجهگیری کرد که این متغیر رابطه منفی و معناداری با تجدید ارائه صورتهای مالی دارد اندازه: مقدار احتمال برای متغیر اندازه شرکتها ، برابر با ۰۴۸/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ کمتر است بنابراین فرض صفر در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری بین اندازه شرکت ها و ارائه مجدد صورت های مالی وجود دارد. بازده حقوق صاحبان سهام مقدار احتمال برای متغیر بازده حقوق صاحبان سهام برابر با ۵۲۵/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ بیشتر است بنابراین فرض یک در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری بین بازده حقوق صاحبان سهام و ارائه مجدد صورت های مالی وجود ندارد. نسبت مطالبات و بدهی به کل دارایی مقدار احتمال برای متغیر نسبت مطالبات و بدهی بر کل دارایی برابر با ۵۱۶/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ بیشتر است بنابراین فرض یک در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری نسبت مطالبات و بدهی به کل دارایی و ارائه مجدد صورت های مالی وجود ندارد. مالکیت نهادی مقدار احتمال برای متغیر مالکیت نهادی برابر با ۱۲۸/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ بیشتر است بنابراین فرض یک در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری بین مالکیت نهادی و ارائه مجدد صورت های مالی وجود ندارد. زیان دوره قبل از ارائه مجدد صورت های مالی مقدار احتمال برای متغیر زیان دوره قبل از ارائه مجدد صورت های مالی برابر با ۴۱۲/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ بیشتر است بنابراین فرض یک در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری بین زیان دوره قبل از ارائه مجدد و ارائه مجدد صورت های مالی وجود ندارد. ارزش بازار به ارزش دفتری مقدار احتمال برای متغیر ارزش بازار به ارزش دفتری برابر با ۳۱۳/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ کمتر است بنابراین فرض یک در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری بین ارزش بازار به ارزش دفتری و ارائه مجدد صورت های مالی وجود ندارد. درجه اهرم مالی مقدار احتمال برای متغیر اهرم مالی برابر با ۰۷/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ بیشتر است بنابراین فرض یک در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری بین درجه اهرم مالی و ارائه مجدد صورت های مالی وجود ندارد. تامین مالی مقدار احتمال برای متغیر تامین مالی برابر با ۰۸۲/۰ است و این مقدار چون از مقدار ۰۵/۰ بیشتر است بنابراین فرض یک در سطح ۹۵ درصد اطمینان رد میشود.و رابطه معنی داری زیان دوره قبل از ارائه مجدد و ارائه مجدد صورت های مالی وجود ندارد. فرضیه فرعی ۱-۱ : دوره تصدی اعضاء هیأت مدیره بر ارائه مجدد صورتهای مالی موثر است.
| |
| پارامترها |
ضرایب |
انحراف معیار |
مقدار z |
مقدار احتمال نسبت درستنمایی |
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
18- درونی كردن اهداف: میزان پذیرش اهداف سازمانی و قبول و صحت و تناسب آنها. 19- تناسب ارزشها و نقشها: درجهایی كه اعضا یک سازمان روی نگرشهای نظارتی مطلوب و عملكرد مورد انتظار، روحیه و الزامات نقش، توافق دارند. 20- مهارتهای وظیفهای بین شخصی مدیریتی: سطح مهارتهای لازم برای مدیران در سروكار داشتن با ناظران، زیردستان و همتایشان برحسب ایجاد حمایت لازم، تسهیل تعاملات و ایجاد اشتیاق برای رسیدن به اهداف عملكرد. 21- مهارتهای وظیفهایی مدیریتی: میزان مهارتی كه مدیران با آن سازمان را فرماندهی میكنند یا رهبران گروه وظایف كاری خود را اجرا میكنند. 22- اطلاعات و ارتباطات: كمال، كارایی و صحت تجزیه و تحلیل و توزیع اطلاعات بحرانی در اثر بخشی سازمان. 23- آمادگی: توانایی سازمان در مورد اجرای موفق وظایف خاص مورد نظر. 24- بهرهگیری از محیط: میزان تعادل موفق سازمان با محیط و كسب منابع ارزشمند و نادر. 25- ارزشیابی به وسیله افراد خارجی: ارزشیابی سازمان توسط افراد سازمانهای متعامل با آن. 26- استحكام و حفظ ساختار، وظیفه و منابع در طول زمان. 27- ارزش منابع انسانی: معیاری مركب كه به مجموع ارزشهای افراد واعضا سازمان برمیگردد. 28- مشاركت: میزان مشاركت افراد در تصمیمگیریهای سازمان. 29- تأكید بر امور آموزش و توسعه: میزان فعالیتهای سازمان در جهت توسعه منابع انسانی. 30- تأكید بر پیشرفت: میزان اهمیت و ارزش اهداف جدید برای سازمان (لاكت، 1994). رابینز (1375) معیارهای اثر بخشی سازمانی را در كانون هشتگانه زیر مشخص نموده است: 1- انعطافپذیری: تعدیل، تطبیق با تغییرات و نیازها با شرایط خارجی اثرگذاری بر سازمان. 2- جذب منافع: قادر به جلب حمایت خارجی و گسترش حجم نیروی كار سازمان است. 3- برنامهریزی و هدفگذاری: اهداف روشن و واضحتر هستند و به خوبی قابل اداركند (تعیین اهداف مشخص و شفاف و تدوین برنامه عملیاتی سازمان). 4- بهرهوری و كارایی: حجم ستادهها بالاست، نسبت ستاده به داده بالاست(افزایش كمی و كیفی خروجی ها نسبت به ورودیهای سیستم.) 5- دسترسی به اطلاعات (مدیریت اطلاعات): ایجاد كانالهای ارتباطی و اطلاع رسانی جهت كسب كاربرد سریعتر و مطلوبتر اطلاعات و كانالهای ارتباطی بر آگاهی افراد را در خصوص مسایل مرتبط با كارشان تسهیل میكند. 6- ثبات: احساس نظم و یكنواخت بودن عملیات سازمان (برقراری نظم و انضباط كاری و تداوم فرایند یكنواخت عملیات سازمان).
 7- نیروی كار منسجم (انجام منابع انسانی): اعتماد به احترام به كاركنان و خوب كار كردن با هم و انجام فعالیتهای محوله بطور هماهنگ و برقراری اعتماد متقابل بین كاركنان). 8- نیروی كار ماهر (بهسازی و بهپروری منابع انسانی): كاركنان برای انجام درست كار خود از آموزش، مهارت و استعداد لازم برخوردارند(آموزش و پرورش نیروی انسانی به منظور كسب دانش و تجربه و مهارت هرچه بیشتر) (رابینز، 1996). به طور خلاصه مطالعات تجربی نشان میدهد كه اثربخشی به رهبر، زیردستان، سایر متغیرهای وضعیتی بستگی دارد (هرسی و بلانچارد، 2000). هوی و میكسل دو مدل برای تعیین اثربخشی مدرسه ارائه میدهند. 1- مدل هدف 2- مدل منبع- اثر سیستم. در مدل هدف، اثربخشی به طور سنتی برحسب درجه كسب هدف[100] تعریف شده است. در این مدل ابتدا اهداف اداری[101] و اهداف عملیاتی[102]، را از هم تمیز داد. اهداف اداری عبارت از بیانات رسمی است كه درباره ماهیت وظیفه مدارس به وسیله هیئت امنای آموزش و پرورش تنظیم شده است. و اهداف عملیاتی برخلاف اهداف اداری مقاصد حقیقی سازمان مدرسه را منعكس میكند. پس از تمیز دادن این اهداف برای تعیین اثربخشی مدرسه بایستی میزان دستیابی به آن اهداف را مشخص نمود. در مدل منبع- سیستم اثربخشی را به عنوان توانایی سازمان برای داشتن موقعیت ممتاز در مذاكرات با محیط خود و استفاده از موقعیت خود برای كسب منابع كمیاب و با ارزش تعریف میكند. بر طبق مدل منبع سیستم مدارس اثربخش رشد و توسعه خود را حفظ كرده یا به وسیله موقعیت بهتر در مذاكره با والدین، دانش آموزان و قانونگذاران، كاهش خود را به حداقل خواهد رساند. از این رو، معیار اثربخشی عبارت از توانایی سازمان برای كسب منابع خواهد بود. از جمله اولین كسانی كه میان مفهوم اثر بخشی و كارایی تفاوت قایل شد چستر بارنارد[103] را میتوان نام برد. او معتقد است كه اثربخشی سیستم گراست و مربوط به تحقیق اهداف سازمان میشود. كارایی فردگراست و مربوط به احساس رضایت كاركنان از عضویت در سازمان متبوعشان میگردد. بر این اساس اثربخشی را میزان توافق رفتار مشهود به فرد با نیازها و سرشتهای ناشی از نقش فرد قلمداد میكنند (پرداختچی، 1372). نیكنامی (1375) تركیبهای گوناگونی از كارایی و اثربخشی را در جدول زیر نمایش داده است. 2-16-تحقق بخش اهداف جدول 2-3 تركیبهای گوناگونی از كارایی و اثربخشی
| استفاده از منابع حداكثر سهم را در عملكرد دارد ولی اهداف محقق نشدهاند |
اهداف را متحقق نمیسازد منابع را تلف نمیكند |
اهداف را متحقق نمیسازد منابع را تلف نمیكند |
اهداف با بهره گرفتن از منابع محقق شدهاندd> |
| استفاده از منابع سهم بسیار ناچیزی در عملكرد دارد و اهداف سازمان محقق نشدهاند. |
اهداف را متحقق میسازد منابع را تلف میكند |
اهداف را متحقق میسازد منابع را تلف میكند |
از منابع بسیار زیاد برای تحقق اهداف استفاده شده است |
برای محاسبه كارایی و اثربخشی بیان تناسبهای زیر را ارائه كرده است: (بیان، 1372).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- بهبود در عملکردپزشکان وپرستاران و کادر درمانی بیمارستانهابرای درمان بیماران. - دسترسی سریع به اطلاعات ومنابع آماری وتحلیلی برای استفاده مدیران دربیمارستانها. - افزایش توانایی مدیران دربرنامه ریزی دقیق منابع انسانی. ۱-۹- روش تحقیق: تحقیق به شکل رابطه علی ومعلولی بااستفاده ازطراحی پرسشنامه بین مدیران سطوح عالی،میانی وعملیاتی بیمارستان های دولتی بندرعباس انجام خواهد شد. ۱-۱۰- روش وابزارگردآوری اطلاعات: روش گرداوری اطلاعات پژوهش حاضر ازدوبخش تشکیل شده است: ۱-۱۰-۱- مطالعات کتابخانهای: برای بررسی ادبیات موضوعی تحقیق به طورعمده ازکتب ،مقالات ومنابع لاتین وفارسی حاصل ازجستجودراینترنت،بانک ها ومنابع اطلاعاتی وکتابخانه ها استفاده شده است.
 ۱-۱۰-۲- تحقیقات میدانی: به منظورجمع اوری اطلاعات مورد نظروسنجش متغیرهای تحقیق ازپرسشنامه استفاده شده است.دراین پژوهش اطلاعات دربیمارستان به سه رده اطلاعات مالی،اطلاعات منابع انسانی،اطلاعات بالینی تقسیم شد.سپس بامطالعات کتابخانه ای شاخص هاکه دراین سه زمینه برای مدیران جهت تصمیم گیری مورد نیاز می باشدشناسایی گردید ودرمرحله بعد این شاخص ها بصورت پرسشنامه طراحی شدکه روایی وپایایی ان بررسی وتایید گردید ودرنهایت پرسشنامه دراختیار مدیران جامعه پژوهش قرار گرفت تامشخص کند چه میزان ازاین شاخص هاازطریق سیستم اطلاعات بیمارستان قابل استخراج است. ۱-۱۱- جامعه آماری: این تحقیق جهت استفاده دربیمارستانهاودانشگاه های علوم پزشکی می باشدلذاازمدیران دربیمارستان هادرسه سطح عالی،میانی،عملیاتی استفاده شده است.جامعه اماری دراین تحقیق باتوجه به اینکه دربندرعباس سه بیمارستان دولتی ازسیستم های اطلاعاتی بیمارستانی استفاده می کنندحدود۱۰۶نفر می باشد. دراین پایان نامه فرضیه های تحقیق از طریق آزمون آماری متناسب باسوالات پرسشنامه هابااستفاده ازآمارهای: ۱-توصیفی به منظورشاخص های مرکزی پراکندگی محاسبه وتجزیه وتحلیل می شوند. ۲-استنباطی بااستفاده ازآزمون میانگین براساس TوZ وآزمون نسبت ها براساس Z بااستفاده ازنرم افزارSpSS15وMicrosaft office-xpتجزیه وتحلیل داده هاانجام خواهد شد. ۱-۱۲- قلمروزمانی ومکانی تحقیق: قلمروزمانی این پژوهش به تاثیراتی که سیستم اطلاعاتی بیمارستانی برمدیریت دانش مدیران دربیمارستان ها می گذارد دارد.ارائه مرقبت های بهداشتی باکیفیت،مستلزم اینست که ارائه دهندگان مراقبت وبیماران اطلاعات زیادی راازمنابع مختلف ومتنوع باهم ادغام کنند. بعلاوه افزایش قابلیت دسترسی اسان ونیزاستفاده ازاطلاعات صحیح وفوری برای مدیران وپزشکان،پرستاران وسایرکارکنان بیمارستان موجب تسریع درروند درمانی بیماران بستری در بیمارستان می شود. ۱-۱۳- ساختار کلی پایان نامه:همانطوریکه در شکل۱-۱نشان داده شده است این پایان نامه ازپنج فصل تشکیل شده است.درفصل اول کلیات پژوهش شامل شرح موضوع و منطق پشتوانه ان، زمینه پژوهش،دامنه پژوهش، پرسش های پژوهش، اهداف و ضرورت ها ومزایای پژوهش مورد بررسی قرارگرفته است. فصل دوم بررسی ادبیات موضوع بوده وبه دنبال آن درفصل سوم روش تحقیق و بررسی فرضیه های ارائه شده و فصل چهارم تجزیه وتحلیل فرضیه های ارائه شده و فصل پنجم به نتایج یافته ها، برداشت های حاصل ازتحلیل ها، دستاوردها و پیشنهادات تحقیقات آتی اختصاص یافته است. فصل اول : کلیات پژوهش فصل دوم : مروری بر ادبیات موضوع : سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت دانش فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها، با کمک نرم افزارهای آماری فصل سوم : روش تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این انتظار با گفتوگوی میان عزرائیل و سلیمان باز هم ادامه پیدا میکند. پاسخ عزرائیل که میگوید: من از خشم به آن مسلمان نظر نکردم بلکه از تعجّب او را در رهگذر دیدم، باز هم حالت تعلیق و انتظار خواننده را طولانیتر میکند تا اینکه در دو بیت پایانی همهچیز روشن میشود و خواننده یا مخاطب را به فکر فرومیبرد.
 و اما حکایتهای کوتاه مثنوی که طرح سادهای دارند و همین طرح سادۀ آنها موجب میشود سایر عناصر داستانی محدود باشد عبارتاند از: دفتر اول: «حکایت بقّال و طوطی…» (۲۴۸)، «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد…» (۹۶۱)، «قصۀ هدهد و سلیمان در بین آنکه چون قضا آید…» (۱۲۰۷)، «قصۀ سؤال کردن عایشه-رضیالله عنها- از مصطفی-صلیالله علیه و سلّم-…» (۲۰۲۲)، «کبودی زدن قزوینی بر شانه…» (۲۹۹۴)، «قصۀ آنکس که در یاری کوفت، از درون گفت کیست…» (۳۰۶۹)، «آمدن مهمان یوسف- علیه السلام-و …» (۳۱۷۰)، «به عیادت رفتن کر بر همسایۀ رنجور» (۳۳۷۴)، «قصۀ مریکردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری» (۳۴۸۱)، «پرسیدن پیغمبر-صلیالله علیه و سلّم- زید را…» (۳۵۱۴)، «متهمکردن غلامان و خواجهتاشان لقمان را…» (۳۶۹۸)، «آتش افتادن در شهر در ایّام عمر» (۳۷۲۱) دفتر دوم: «هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عُمر» (۱۱۳)، «التماس کردن همراه عیسی- علیهالسلام- زندهکردن استخوانها…» (۱۴۲)، «یافتن شاه باز را به خانۀ کمپیر زن» (۳۲۴)، «کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار…» (۱۱۹۵)، «فرمودن والی آن مرد را که این خاربن که نشاندهای» (۱۲۳۰)، «آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش از ذوالنون…» (۱۳۸۸)، «امتحان کردن خواجۀ لقمان زیرکی لقمان را» (۱۴۶۵)، «انکار فلسفی بر قرائت…» (۱۶۳۶)، «رنجاندن امیری خفتهای را که مار در دهانش رفته بود» (۱۸۸۰)، «اعتمادکردن بر تملّق و وفای خرس» (۱۹۳۴)، «گفتن نابینای سایل که دو کوری دارم» (۱۹۹۴)، «سبب پریدن و چریدن مرغی با مرغو که جنس او نبود» (۲۱۰۴۹)، «تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر» (۲۱۶۹)، «گفتن شیخی ابویزید را که کعبه منم…» (۲۲۲۱)، «خواندن محتسب مست خرابافتاده را به زندان» (۲۳۹۲)، «بیدار کردن ابلیس معاویه را…» (۲۶۱۱)، «فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت» (۲۷۷۹)، «فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص…» (۲۸۰۱)، «قصۀ آن شخص که اشتر ضّالۀ خود را میجست و میپرسید» (۲۹۱۹)، «قصد کردن غُزان به کشتن مردی تا آن دگر بترسد» (۳۰۵۴)، «شکایت گفتن پیرمردی به طبیب…» (۳۰۹۷)، «قصۀ جوحی و آن کودک که…» (۳۱۳۴)، «قصۀ اعرابی و ریگ در جوال کردن…» (۳۱۸۴)، «کرامات ابراهیم -قدس الله سرّه- بر لب دریا» (۳۴۱۸)، «طعن زدن بیگانه بر شیخ و جواب گفتن مرید شیخ را» (۳۳۱۱)، «دعوی کردن آن شخص که خدای تعالی نمیگیرد مرا به گناه…» (۳۳۷۶)، «کشیدن موش مهار شتر را…» (۳۴۴۸)، «منازعت چار کس جهت انگور…» (۳۶۹۳)، «حیران شدن حاجیان در کرامات…» (۳۸۰۰) دفتر سوم: «بیان آنکه الله گفتن نیازمند لبیک گفتن است» (۱۹۰)، «نواختن مجنون آن سگ را…» (۵۶۷)، «افتادن شغال در خُم رنگ» (۷۲۱)، «چربکردن مرد لافی لب و سبلت خود هر بامداد…» (۷۳۳)، «اختلافکردن در چگونگی و شکل پیل» (۱۲۶۰)، «داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن…» (۱۴۰۶)، «دیدن زرگر عاقبت کار را…» (۱۶۲۶)، «حکایت استر پیش شتر که من بسیار در اوفتم…» (۱۷۴۷)، «جَزَع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود» (۱۷۷۳)، «قصۀ خواندن شیخ ضریر مصحف را…» (۱۸۳۷)، «صبرکردن لقمان چون دید که داود حلقه ها میساخت از سؤال کردن…» (۱۸۴۳)، «سؤالکردن بهلول آن درویش را» (۱۸۸۵)، «گریختن عیسی-علیهالسلام-فراز کوه از احمقان» (۲۵۷۱)، «حکایت خرگوشان که خرگوشی را پیش پیل فرستادند…» (۲۷۳۹)، «حکایت نذرکردن سگان در هر زمستان که این تابستان چون بیاید…» (۲۸۸۶)، «حکایت امیر و غلامش که نمازباره بود و …» (۳۰۵۶)، «حکایت مندیل در تنور پرآتش انداختن» (۳۱۱۱)، «آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی- علیهالسلام- و…» (۳۲۲۱)، «ربودن عقاب موزۀ مصطفی- علیهالسلام- و بردن بر هوا و…» (۳۲۳۹)، «حکایت آن زنی که فرزندش نمیزیست، بنالید…» (۳۴۰۰)، «در آمدن حمزه- رضیالله عنه- در جنگ بیزره» (۳۴۲۰)، «وفات یافتن بلال- رضیالله عنه- از شادی» (۳۵۱۸)، «پیدا شدن روحالقدس به صورت آدمی بر مریم…» (۳۷۰۱)، «گفتن شیطان قریش را که به جنگ احمد آیید…» (۴۰۳۷)، «نظر کردن پیغامبر- علیهالسلام- بر اسیران و…» (۴۴۷۴)، «داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان» (۴۶۲۵) دفتر چهارم: «حکایت آن واعظ که آغاز هر تذکیری…» (۶۱)، «قصۀ آن صوفی که زن خود را با بیگانهای بگرفت» (۱۵۸)، «قصۀ آن دبّاغ که در بازار عطّاران از بوی عطر و مشک بیهوش شد» (۲۵۷)، «گفتن آن جهود علی را -کرّمالله وجه- که اگر اعتماد داری…» (۳۵۲)، «قصۀ آغاز خلافت عثمان- رضیالله عنه- و…» (۴۸۷)، «کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی» (۵۹۸)، «قصۀ عطاری که سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و…» (۶۲۵)، «سبب هجرت ابراهیم ادهم و ترک مملکت خراسان» (۷۲۶)، «حکایت آن مرد تشنه که از سر جوزبن جوز میریخت…» (۷۴۵)، «قصۀ صوفی که در میان گلستان سر بر زانوی مراقبت بود» (۱۳۵۸)، «چالیش عقل با نفس همچون تنازع مجنون با ناقه…» (۱۵۳۳)، «حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنکه بربود دستارش و…» (۱۵۷۸)، «حکایت آن مداح که از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد…» (۱۷۳۹)، «کژ وزیدن باد بر سلیمان-علیهالسلام- به سبب زلّت» (۱۸۹۷)، «قصۀ آنکه با کسی مشورت میکرد گفتش مشورت با دیگری کن» (۱۹۶۹)، «امیرکردن رسول-علیهالسلام- جوان هذیلی را بر سرّیهای که …» (۱۹۹۳)، «قصۀ سبحانی ما اعظم شأنی گفتن ابویزید…» (۲۱۰۲)، «قصۀ آن آبگیر و صیّادان و آن سه ماهی…» (۲۲۰۲)، «قصۀ آن مرغ گرفته که وصیت کرد که بر گذشته پشیمانی مخور» (۲۴۴۵)، «قوله- علیهالسلام- من بشّرنی یخروج صَفر بشّرنه بالجنّه» (۲۵۸۵)، «قصۀ باز پادشاه و کمپیر زن» (۲۶۲۹)، «قصۀ آن زن که طفل او بر سر ناودان غیژید و…» (۲۶۵۷)، «منازعت امیران عرب با مصطفی- علیهالسلام- که…» (۲۷۷۹)، «وحیکردن موسی-علیهالسلام- که…» (۲۹۲۱)، «خشمکردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن را» (۲۹۳۳)، «مطالبهکردن موسی- علیهالسلام- خضرت را که…» (۳۰۰۱)، «حکایت آن زاهد که در سال قحط شاد و خندان بودیا…» (۳۲۴۲)، «قصۀ فرزندان عُزیر –علیهالسلام- که پدر از احوال پدر میپرسیدند…» (۳۲۷۱)، «حکایت آن زن پلیدکار که شوهر را گفت آن خیالات از سر اَمرودبن مینماید تو را…» (۳۵۴۴)، «رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و…» (۳۷۱۱)، «موری بر کاغذ میرفت، بنبشتن قلم و قلم را ستودن گرفت…» (۳۷۲۱)، «نمودن جبرئیل– علیهالسلام- خود را به مصطفی- صلیالله علیه و آله- به…» (۳۷۵۵) دفتر پنجم: «حکایت آن اعرابی که سگ او از گرسنگی میمرد و انبان او پرنان…» (۴۷۷)، «قصۀ آن حکیمی که دید طاووسی را…» (۵۳۶)، «قصۀ محبوس شدن آن آهوبچه در آخُر خران و…» (۸۳۳)، «حکایت محمد خوارزمشاه که شهر سبزوار که همه رافضی باشند به جنگ بگرفت…» (۸۴۵)، «قصۀ آن شخص که دعوی پیغامبری میکرد، گفتندش…» (۱۱۱۹)، «مریدی درآمد به خدمت شیخ و…» (۱۲۷۱)، «صاحبدلی دید سگ حامله در شکم آن سگبچگان بانگ میکردند» (۱۴۴۵)، «قصۀ اهل ضروان و حسد ایشان بر…» (۱۴۷۴)، «قصۀ قوم یونس– علیهالسلام- بیان و برهان است…» (۱۶۰۸)، «بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت…» (۱۹۹۹)، «در بیان کسی که سخنی گوید که حال او مناسب آن سخن و دعوی نباشد…» (۲۱۶۳)، «حکایت دیدن خر هیزمفروش با نوایی اسپان تازی را…» (۲۳۶۱)، «در تقریر معنی توکّل، حکایت آن زاهد که توکّل را امتحان کرد…» (۲۴۰۲)، «حکایت مریدی که شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد…» (۲۸۴۲)، «حکایت آن گاو که تنها در جزیرهایست بزرگ…» (۲۸۴۲)، «حکایت آن راهب که روز با چاغ میگشت در میان بازار» (۲۸۸۸)، «حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق…» (۳۰۵۹)، «حکایت هم در جواب حِبری و اثبات اختیار» (۳۰۷۸)، «حکایت آن درویش که در هری غلامان آراسته عمید خراسان را دید و…» (۳۱۶۶)، «حکایت جوحی که چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و…» (۳۲۲۶)، «حکایت کافری که گفتندش در عهد بایزید که مسلمان شو…» (۳۳۵۷)، «حکایت آن مؤذّن زشتآواز که در کافرستان بانگ نماز داد و…» (۳۳۶۸)، «حکایت آن زن که گفت شوهر را که گوشت را گربه خورد، شوهر گربه را به ترازو برکشید…» (۳۴۱۰)، «حکایت ضیاءِ دلق که سخت دراز بود و…» (۳۴۷۰)، «حکایت مات کردن دلقک سیدشاه ترمذ را» (۳۵۰۸)، «حکایت آن مهمان که زن خداوند خانه گفت که…» (۳۶۴۸)، «وصیت کردن پدر دختر را که خود را نگهدار تا حامله نشوی» (۳۷۱۷)، «حکایت عیاضی-رحمهالله- که هفتاد غزوه کرد…» (۳۷۸۱) دفتر ششم: «وانمودن به اُمرا و متعصبان در راه ایاز…» (۳۸۸)، «حکایت آن شخص که دزدان قوچ او را بدزدیدند و…» (۴۷۰)، «حکایت پاسبان که خاموش کرد تا دزدان رخت تاجران بردند…» (۵۴۵)، «حکایت آن عاشق که شب بیامد بر امید وعدۀ معشوق…» (۵۹۶)، «در آمدن ضریر در خانۀ مصطفی– علیهالسلام- و…» (۶۷۳)، «حکایت آن مطرب که در بزم امیر ترک این غزل کرد…» (۷۰۶)، «تشبیه مغَفَّلی که عُمر ضایع کند و…» (۷۸۰)، «داستان آن شخص که بر در سرایی نیمشب سحوری میزد…» (۸۴۹)، «قصۀ هلال که بندۀ مخلص بود خدای را…» (۱۱۱۵)، «داستان آن عجوزه که روی زشت خویشتن را…» (۱۲۲۶)، «قصۀ درویش که از آن خانه هرچه میخواست میگفتند…» (۱۲۵۴)، «قصۀ سلطان محمود و غلام هندو» (۱۳۸۷)، «قصۀ ترک و درزی» (۱۶۵۵)، «حکایت اشتر و گاو و قچ که راه بند گیاه یافتند…» (۲۴۶۳)، «مقدرکردن سید ملک ترمذ که هرکه در سه یا چهار روز به سمرقند رود…» (۲۵۱۶)، «قصۀ آنکه گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا برمیآورد…» (۲۹۳۰)، «آمدن جعفر– رضیالله عنه- به گرفتن قلعه بهتنهایی» (۳۰۳۷)، «مثل دوبین همچون آن غریب شهر کاش، عُمرنام…» (۳۲۹۰)، «حکایت آن دو برادر، یکی کوسه و یکی اَمرد…» (۳۸۵۶)، «حکایت أمرؤالقیس که پادشاه عرب بود…» (۳۹۹۹)، «خطاب حق تعالی به عزرائیل– علیهالسلام- که تو را رحم بر که بیشتر آمد…» (۴۸۱۰). ۲-۱-۳٫ طرح در داستانهای بلند مثنوی طرح در داستانهای بلند به ویژه در رمان، دارای انشعابهای مختلفی از خط طرح اصلی است و شروعهای متعدّدی در آن وجود دارد. در اینگونه داستانها میتوان از دوره های زمانیِ مختلف استفاده کرد، زیرا انتقالها، مکانها، زمانها و سوابق افراد متعدّد، ساختار رمان و داستان بلند را دلنشینتر میکند. خط طرح اصلی آن، مانند شریان بزرگی است که دیگر سرخرگها (خط طرحها) از آن منشعب میشود (ر.ک: بیشاپ، ۲۵۶٫۲۵۷:۱۳۷۴) . رمان و داستان بلند قابلیّت بیشتری در پردازش عناصر داستانی دارند، چنانکه مخاطب با شخصیّتها، نگرش و انگیزههای آنها بیشتر آشنا میشود. گاه در طرح این داستانها تعلیقهای پیدرپی دیده میشود و مجال بسط و گسترش عناصر فراهم است. نویسنده میتواند کنشهای بسیاری را در داستان بگنجاند و برای هر عمل داستانی صحنۀ متناسب با آن را خلق کند، در مکان و زمان داستان خود چرخش ایجاد کند تا در راستای عمل داستانی پیش روند. درواقع در کنار داستانکها و حکایات کوتاه مثنوی، قسم دیگری از حکایات وجود دارد که طرح پیچیدهتری دارند. به بیانی دیگر عناصر طرح (شروع، ناپایداری، گرهافکنی، تعلیق،گسترش، نقطۀ اوج، گرهگشایی و پایان) در داستان نمود بیشتری مییابد. شروع و پایان حکایت به هم نزدیک نیست زیرا طرح از بسط و پردازش بیشتری برخوردار است؛ پیچیدگی طرح موجب کثرت حضور شخصیتها، حوادث پیدرپی یا تغییر و تحوّل روحی برخی اشخاص میگردد. بنابراین، این حکایتها از نظر کمّی در مقایسه با داستانهای دیگر مثنوی، حجم بیشتری از ابیات را به خود اختصاص میدهند؛ اینگونه حکایتها را میتوان حکایت بلند قلمداد کرد. در روایت داستانهای بلند مثنوی با زمان حال اخلاقی بسیاری روبهرو هستیم که بر پیکرۀ اصلی روایت، شکاف ایجاد میکند، چنانکه گاه جرّ جرار کلام، ادامۀ داستان را از دفتری به دفتر دیگر میکشاند و شتاب روایی داستان را متوقّف میسازد (ر.ک: «حکایت عاشقی، دراز هجرانی، بسیار امتحانی… »۳/۴۷۵۰) . گسترۀ حکایتهای بلند مثنوی ، این امکان را فراهم میسازد تا عناصر داستانی پرداختهتر شوند. برای مثال، زوایای درونی اشخاص بیشتر اشکار میگردد و مخاطب با گذشته و آیندۀ آنها آشنا میشود، کنش و گفتوگو نیز ساخته و پرداختهتر میشوند. با وجود حوادث پیاپی و گرهافکنی و گرهگشاییهایی که در اینگونه داستانها وجود دارد، توجه به حضور صحنه الزامی است، زیرا صحنۀ داستانی باید متناسب با طرح داستان، در هرجا که نیاز است به چرخش درآید تا عمل داستانی باورپذیر گردد. این داستانها میتوانند برهۀ زمانیِ طولانیتری را دربرگیرند و زمان داستانی را در فواصل مختلف به نمایش بگذارند. مکان داستان نیز به فراخور کنش و شخصیتها معمولاً متغیّر است؛ بهگونهای که گاه مخاطب به کمک راوی همزمان در چندینجا حضور مییابد. بنابراین چرخشهای زمانی نه تنها در برخی از داستانهای بلند امکان پذیر است بلکه امری الزامی است. مولانا نیز در برخی از داستانهای بلند خود به مکان داستان اشاره دارد؛ گرچه این اشاره، گاه ضمنی و کوتاه است اما اینکه داستان دقیقاً در چه دورۀ زمانی رخ میدهد، گاهی مورد تغافل قرار میگیرد ولی مخاطب در طول حکایت، فواصل مختلف زمانی را با اشاراتی که ارائه میشود، درمییابد. باید گفت بیتوجهی به طرح و پیرنگ در داستانهای بلند نقیصه محسوب میشود، زیرا مخاطب آگاه است که کمیّت حاکم بر داستان بلند و ویژگیهای کیفیِ آن، امکان پرداختن به عناصر پیرنگ را در کنار دیگر عناصر داستانی فراهم ساخته است. لذا بیتوجّهی به این عنصر از سویی موجب عدم باورپذیری داستان میشود و داستان در نظر خواننده اقناعکننده نمیگردد، و از دیگرسو، باعث سردرگمی او در خلال پیشرویِ داستان میشود. بنابراین، در این قسمت، برخی از حکایتهای بلند مثنوی که به لحاظ عناصر ساختاری طرح و پیرنگ قابلیّت بیشتری دارند، تحلیل و بررسی میشوند. ۲-۱-۳-۱٫ تحلیل ساختاری داستان پادشاه و کنیزک بیتوجّهی به طرح و پیرنگ در داستانهای بلند نقیصه محسوب میشود، زیرا مخاطب آگاه است که کمیّت حاکم بر داستان بلند و ویژگیهای کیفیِ آن امکان پرداختن به پیرنگ را در کنار دیگر عناصر داستانی فراهم ساخته است. لذا بیتوجّهی به این عنصر از سویی موجب عدم باورپذیری داستان میشود و داستان در نظر خواننده اقناعکننده نمیگردد، و از دیگرسو، باعث سردرگمی او در خلال پیشرویِ داستان میشود. برای تبیین بیشتر داستان اول مثنوی مورد بررسی قرار میگیرد. البته قبل از بررسی طرح این داستان باید خاطر نشان کرد که برای استخراج طرح از پیکرۀ داستان، توجه به این نکته ضروری است که طرح داستان با خلاصۀ داستان متفاوت است؛ خلاصۀ داستان نقل موجز داستان است، درحالیکه طرح، روایت چارچوب و سببیّت در داستان است. در گزارش و استخراج طرح یک داستان باید به چهار اصل مهم توجه کرد: ۱٫ زمان طرح همواره زمان حال انتخاب شود. ۲٫ طرح به صورت سومشخص نقل شود. ۳٫ وقایع با رعایت توالیِ زمانی مرتب شوند. ۴٫ به جزئیات پرداخته نشود (ر.ک: مستور، ۱۵:۱۳۸۷). در این قسمت، داستان “عاشق شدن بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن بر صحت او” برگزیده شده است تا از جهت عناصر ساختاری طرح بررسی شود. طرح این داستان را بر مبنای اصول چهارگانهای که در گزارش طرح، پیش از این ذکر شد، میتوان اینگونه بیان کرد: ۱٫ پادشاهی کنیزکی را میبیند، شیفتۀ او میشود و کنیزک را میخرد. ۲٫ کنیزک بیمار میشود زیرا او عاشق زرگری در شهر سمرقند است. ۳٫ پادشاه طبیبان را فرا میخواند اما همۀ آنان از کشف علّت بیماری و درمان عاجز میشوند، زیرا بر خداوند توکل نکردهاند. ۴٫ پادشاه از درگاه خداوند طلب کمک میکند زیرا از طبیبان ناامید میشود. او در خواب از حضور حکیمی آگاه میشود. ۵٫ حکیم نزد پادشاه میآید و علّت بیماری کنیزک را که همان دوری از زرگر است، کشف میکند. ۶٫ پادشاه به پیشنهاد حکیم، دستور میدهد زرگر را نزد او آورند تا کنیزک را از عشق زرگر رها کند. ۷٫ پس از وصال کنیزک به زرگر، پادشاه شربتی به زرگر مینوشاند تا بیمار و رنجور شود. ۸٫ عشق کنیزک به زرگر سرد میشود و دست از او میکشد زیرا زرگر زشترو و بیمار شده است. ۹٫ زرگر از فرط رنجوری میمیرد و کنیزک از عشق او و رنج رهایی مییابد. این داستان با بیتی ترغیبکننده آغاز میشود: بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن (۱/۳۶) همین یک بیت بسنده است تا خواننده را به داستان مشتاق کند زیرا مخاطب معمولاً شیفتۀ داستانهایی است که بتواند با آنها همذاتپنداری کند؛ داستانهایی که نقد حال او باشند. مولانا در این داستان به زمان کرنولوژیکی خاصی اشاره ندارد زیرا اینکه داستان دقیقاً در چه دورۀ زمانی رخ داده است، عملاً در کنش و حوادث داستان اثرگذار نیست و طرح داستان نیز مؤیّد همین مطلب است. او با بیت: بود شاهی در زمانی پیش از این ملک دنیا بودش و هم ملک دین (۱/۳۷) در بیان زمان داستان به عبارت “زمان پیش از این” بسنده کرده است و در حقیقت، بدینگونه از زمان به بیزمانی نقب میزند. او خود را در پردازش زمان داستان محدود نمیسازد؛ زمان داستان او هر زمانی میتواند باشد زیرا همانطور که بیان گردید داستان نقد حال همۀ ماست. مولانا در دو بیت بعدی، به زمان و مکان اشارهای کلی میکند: اتفاقاَ شاه روزی شد سوار با خواص خویش از بهر شکار یک کنیزک دید شه بر شاهراه شد غلام آن کنیزک پادشاه (۱/۳۸-۳۹) «روز» زمان داستان و «شاهراه» مکان آن است. همانطور که ذکر شد، زمان تقویمی در کنش اولیّه که همان دیدار پادشاه و کنیزک است، چندان تأثیری ندارد و تا همین مقدار که مخاطب بداند زمان داستان روزی است که مناسب شکار پادشاه است- بدون آنکه به گاهشماری روز یا ماه و فصل آن اشارهای شده باشد- کافی است. در اینجا هنرمندی مولانا آشکار است زیرا روز شکار، تلویحاً به شکارشدن دل پادشاه در آن روز اشاره دارد. حضور کنیزک در شاهراه نیز، موجب نوعی بزرگنمایی در باب کنیزک میگردد زیرا واژۀ «شاه» در شاهراه و غلامشدن پادشاه نسبت به کنیزک، ذهن را به جمال کنیزک و صیدشدن دل پادشاه رهنمود میکند: یک کنیزک دید شه بر شاهراه شد غلام آن کنیزک پادشاه (۱/۴۰) بنابراین صحنۀ برگزیدۀ مولانا برای شروع داستان و کنش اولیّۀ آن، در شاهراه و هنگام شکار است. در قسمت دوم و سوم طرح به زمان و مکان خاصی اشاره ندارد بلکه بهطور ضمنی میتوان دریافت که مکان این عملهای داستانی، یعنی بیمارشدن کنیزک و عجز طبیبان در کشف و درمان بیماری او، قصر پادشاه است. صحنه چنان بدیهی است که نیاز به توضیح ندارد. اما نکتۀ حائز اهمیت در تفاوت این قسمت طرح با پیکرۀ داستان در این است که مولانا در طرح به علّت بیماری کنیزک که در حقیقت همان عشق او به زرگر است، واقف است. اما پیداست که اگر در همان جا سبب بیماری را بیان کند، خواننده بهراحتی پایان آن را حدس خواهد زد و داستان جذابیّت خود را از دست میدهد. مولانا به زیبایی توانسته است در داستان و نسبت علیّ و معلولی آگاهسازی مخاطب هم بیان نمیکند بلکه او را با پادشاه داستان همراه میسازد و هر دو را در تعلیق این پرسش نگهمیدارد. مولانا دیدار پادشاه و کنیزک و خریدن کنیزک، بیمارشدن او، و عجز طبیبان در کشف علّت بیماری را با شتاب بیان میکند تا مخاطب را بهسرعت از این قسمت داستان گذر دهد. به عبارتی، از قسمتهای شروع طرح، ناپایداری و گسترش میگذرد تا به قسمت تعلیق برسد. در قسمتهای ۱و ۲و ۳، طرح تنها به دو مکان، «شاهراه» و تلویحاً «قصر پادشاه» اشاره میکند و چندان تمرکزی بر روی صحنهپردازی ندارد اما گویا در قسمت چهارم طرح (ناامید شدن پادشاه از طبیبان و رویآوردن او به درگاه خداوند) از شتاب روایتی خود میکاهد، زیرا بهخوبی آگاه است که این بخش داستانی نیاز به پردازش بیشتری دارد. مکان این قسمت داستان «مسجد» است: شه چو عجز آن حکیمان را بدید پابرهنه جانب مسجد دوید رفت در مسجد سوی محراب شد سجدهگاه از اشک شه پرآب شد (۱/۵۵-۵۶) در این دو بیت، علاوه بر اشاره به عجز حکیمان، خواننده را از حالت روحی و آشفتگی درونی پادشاه نیز آگاه میسازد. پادشاهی که پابرهنه سوی مسجد میرود و محراب مسجد از اشک او پرآب گشته است. «مسجد» که بهعنوان مکان داستان معرفی شده است و توصیف محراب و سجدهگاه آن، که از اشک پادشاه پرآب گشته است، علاوه بر بیان کیفیّت فضای مسجد، مؤید استیصال و درماندگی پادشاه است. پابرهنگی و دویدن او به مسجد القاکنندۀ شتاب پادشاه و البته خاکساری او نسبت به خداوند است. در همین قسمت از داستان، هنگامی که پادشاه در میان گریه به خواب میرود، در خواب او، از نظر زمانی بهنوعی آیندهنگری و به اصطلاح پیشگویی اشاره میشود. درواقع یکی از تمایزات طرح در داستانهای معاصر با داستانهای کهن در پیشگویی و عدول از قانون علیّت است که در طرح داستانهای کهن دیده میشود. در این قسمت طرح هم مشاهده میشود که چگونه حضور حکیم پیشگویی میشود و قانون علّی تا حدودی گسسته میشود. گرچه این آیندهنگری تا حدّی تعلیق داستانی را از بین میبرد اما باز هم حسّ کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزاند که آیا خواب او رؤیای صادقه بوده است یا نه؟ آیا فردا کسی به قصر خواهد آمد؟ و… درواقع چنین کنجکاوی مخاطب را به ادامۀ داستان ترغیب میکند. گفت ای شه مژده حاجاتت رواست گر غریبی آیدت فردا ز ماست (۱/۶۳) در بخش پنجم طرح که بهنوعی نقطۀ اوج داستان است، به حضور حکیم و کشف علّت بیماری کنیزک اشاره میشود. مولانا از باریکبینی بیشتری در توصیف زمان، مکان و البته فضا و داستان استفاده کرده است. در ابتدا زمان وقوع عمل داستانی را بیان میکند: چون رسید آن وعدهگاه و روز شد آفتاب از شرق اخترسوز شد (۱/۶۶) مولانا تنها به زمان گاهشمارانۀ روز اکتفا نکرده است بلکه توصیفی مختصر از آن را نیز ارائه میدهد. همچنین در بیت: میرسید از دور مانند هلال نیست بود و هست، بر شکل خیال (۱/۶۹) واژۀ «دور» در حقیقت اشارۀ وصفی به مکان است. بنابراین مولانا تأکیدی بر این موضوع ندارد که این حکیم دقیقاً از کجا آمده است، بلکه معتقد است مبدأ او هرکجا بوده، پادشاه مشتاقانه چشمانتظار اوست و حتی از دور نیز او را دیده است. پادشاه با دیدن او از دور، خود به جای حاجیان به پیشواز حکیم میرود. شه به جای حاجیان فاپیش رفت پیش آن مهمان غیب خویش رفت (۱/۷۴) در اینجا، گویی مولانا لحظۀ ملاقات پادشاه و حکیم را ارزشمند دانسته است. بنابراین یک صحنۀ نمایشی دقیق را به توصیف حالات پادشاه و شخصیّتپردازی در این قسمت اختصاص داده است. دست بگشاد و کنارانش گرفت همچو عشق اندر دل و جانش گرفت دست و پیشانیش بوسیدن گرفت وز مقام و راه پرسیدن گرفت پرسپرسان میکشیدش تا به صدر گفت گنجی یافتم آخر به صبر گفت ای نور حق و دفع حرج معنی الصبر مفتاح الفرج چون گذشت آن مجلس و خوان کرم دست او بگرفت و برد اندر حرم (۱/۹۷-۱۰۱) این ابیات اشتیاق پادشاه را در دیدار با حکیم ملموستر میکند اما بعد از گفتگوی پادشاه و گستردن مجلس و خوان کرم، گویی پادشاه به یاد کنیزک میافتد: پادشاه «دست او بگرفت و برد اندر حرم». در اینجا داستان وارد صحنۀ دیگری میشود. «حرم» را میتوان مکان داستان دانست که تأکیدی بر محرم دانستن حکیم و سخن گفتن با او دربارۀ «قصۀ رنجور و رنجوری» است. در ادامۀ این بخش طرح که متضمن کشف علّت بیماری کنیزک از سوی حکیم است، کیفیّت مکان داستانی در ضمن سخن حکیم روشن میشود. گفت ای شه خلوتی کن خانه را دور کن هم خویش و هم بیگانه را کس ندارد گوش در دهلیزها تا بپرسم زین کنیزک چیزها خانه خالی ماند و یک دیّار نه جز طبیب و جز همان بیمار نه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-رادیو -اینترنت
 ۶)ارتباط با شهر:که مستقیم می شود سوال کرد. ۷)کاهش وابستگی روانی به دولت: -شخصیتهای مذهبی وسیاسی (امام جمعه،رئیس جمهور) -به ادارات دولتی و نهادهای آن، -به رهبری به عنوان شخصیتی بانفوذ وتاثیرگذار ۸)احساس با قدرت بودن:مستقیم و غیر مستقیم می توان برای آن سوال کرد. ۹)اعتماد: -به دولت وماموران آن، -به شخصیت های مذهبی جامعه(رهبری،مراجع تقلید،روحانی محل،امام جمعه) -به اعضای شورای روستا، (این متغیر رابطه نزدیکی با متغیر وابستگی روانی دارد). -معرفی روستای مورد نظر: روستای اسفندیار دراستان یزد،شهرستان طبس،بخش دیهوک،دهستان کویر قرار گرفته است.فاصله از مرکز استان:۵۲۰کیلومتر ودر۱۳۵کیلومتری وجنوب شرقی شهرستان طبس قرار دارد.فاصله ی این روستا از مرکزبخش ۵۰کیلومتر است.این روستا نیز درغرب استان خراسان جنوبی ودر فاصله ی ۱۹۰کیلومتری مرکز این استان(بیرجند)قرار دارد.و مردم این روستا برام انجام کارهایشان، به دلیل نزدیکی به این شهرمی روند.به دو دلیل اسم اسفندیار را برای آن گذاشته اند،۱)اینکه در این منطقه اسپند فراوان بوده است و به همین دلیل آنرا دیار اسپند یا(اسپندیار)می گفتند و بعدا به اسفندیارتغییرشکل و اسم داده است.۲)اینکه چون از گذشته های دور مردم این روستا قوی هیکل و تنومند بوده اند،نیای آنها را به اسفندیار ربط می دهند که به اسفندیار معروف شده است.چون درنزدیکی همین روستا مکان هایی با نام چاه رستم ودیک رستم وجود دارد(که این وجه تسمیه تا حدی دور از واقعیت است). این روستا به دلیل پیشینه مذهبی وفرهنگی قوی ای که دارد درشهرستان وحتی استان زبانزداست،که این پیشینه واراده ی زیاد باعث شده که با تحمل سختی های فراوان درجات علمی وحوزوی را به خوبی طی کنند.فاصله این روستا تا جاده ترانزیتی بندرعباس-مشهد ۱۰کیلومتر است(در ضمیمه پایان نامه موقعیت جغرافیایی آن در روی نقشه مشخص شده است). جمعیت این روستا براساس آخرین سرشماری(اردیبهشت ۹۰)خانه بهداشت روستا،۱۲۴۹ نفر(۶۴۲مرد، ۶۰۷زن)است.افراد زیر۱۵ سال این روستا۳۵۳نفر یعنی حدود۲۸%جمعیت کل است.جمعیت۱۵تا۶۵ سال(جمعیت فعال)این روستا۸۲۴نفر یعنی۶۶%جمعیت کل،و افرا۶۵سال به بالا۷۲نفر یعنی۶%جمعیت کل را تشکیل می دهند. این روستا۳۴۴خانواردارد.در این روستا به دلیل اینکه زمینه شغلی فراهم نیست اغلب تحصیل کرده های آن به شهرهای اطراف مهاجرت کرده اند.تعداددانشجویان وتحصیلات دانشگاهی این روستا۲۰۰، و تعداد روحانی آن۴۶نفراست که فقط دو روحانی آن در روستا زندگی می کنند و باقی مهاجرت کرده اند.تعداد آموزشگاه آن ۴عدد(دوابتدایی و دو راهنمایی)است،و۳۵ معلم دارد.سطح اقتصادی و معیشتی این روستا به گفته کارشناسان بهزیستی و کمیته امداد نسبت به سایرروستاهای بخش بهتر است.
 مددجویان کمیته امداد۶۷ خانوار است(حدود۱۵۱نفر)که ۱۰ نفر آنها زیر۱۵سال دارند.سطح محرومیت این روستا از نظر وضعیت معیشت در حد متوسط است واز نظر شکل ظاهری مسکن ضعیف،ولی پس انداز شخصی آنها خوب است.مددجویان بهزیستی ۲۵خانوار،حدود۵۵نفر که ۱۵نفرآنها زیر ۱۵ سال دارند.بالاترین مشارکت های مردمی در دادن صدقه،زکات،خمس،و کارهای مذهبی و دینی دارند وبه یک روستای حزب اللهی شهرت دارد. -روش تحقیق و تکنیک جمع آوری اطلاعات: در این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع و حوزه مورد مطالعه،روش تحقیق ما پیمایشی است و تکنیک جمع آوری اطلاعات نیز پرسش نامه است ودر قالب طیف ها و سوالاتی که داریم،به دنبال سنجش عوامل موثر بر مشارکت سیاسی مردم روستای اسفندیاربودیم.این پرسش نامه بین نمونه مورد نظر توزیع شد تا نوع نگرش ونظرات آنها سنجیده شود ودر مواردی که افرادمورد نظرسواد خواندن و نوشتن نداشته اند به صورت حضوری از آنها سوال شد. -جامعه و نمونه آماری: جامعه آماری ما تمام افرادبالای۱۵سال روستای اسفندیاراست(یعنی کسانیکه می تواننددرانتخابات مختلف از جمله شورای اسلامی روستایی شرکت کنند).تعداد این افراد بر طبق آخرین آمار این روستا ۸۹۶نفراست(تعداد۴۶۳مرد و۴۳۳زن).این افراد ۷۳/۷۱%جمعیت کل(۱۲۴۹نفر)را تشکیل می دهند. برای انتخاب نمونه از میان جامعه ۸۹۶نفری خود،،ابتدا تعداد زنان ومردان رامشخص کردیم.زنان به ۴۳۳نفر ومردان ۴۶۳نفر بودند وبعد آنها را براساس گروه سنی جدا کردیم ومتناسب باتعداد افرادی که در هر رده ی سنی قرار دارند،نمونه ی خوددر آن رده مشخص کردیم.کل نمونه ی ما۱۰۰نفر شدند که ۵۱نفر نمونه مرد و۴۹نفر نمونه ی زن بودند، وما برای آن افرادی که سواد خواندن ونوشتن نداشتند خود به صورت حضوری سؤالات را پرسیدم.همچنین برای اینکه بفهمیم فردی که قرار است با اومصاحبه شود کیست؟به خانه ی بهداشت روستا رفته ولیست تمام افرادی که در آن رده ی سنی مورد نظر قرار داشتند مشخص کردیم واز میان آنها تعداد نمونه ی موردنظر رابه طور تصادفی انتخاب کردیم وبعد از آنکه نشانی آنها واسم آنها را پیدا کردیم به سراغشان رفتیم در نتیجه نمونه ی ما متناسب با هر گروه سنی وجنسیت بود و روش انتخاب فردی که قرار بود از او پرسیده شود به صورت تصادفی بود(لازم به توضیح است برای انتخاب نمونه از فرمول خاصی استفاده نکردیم و روش انتخاب نمونه غیر احتمالی بود). جدول (۱-۳) تعداد نمونه بر حسب جنسیت وگروه سنی
| —— |
تعداد نمونه در هر گروه سنی به نسبت جامعه(نفر) |
تعداد افراد در هر رده ی سنی(نفر) |
رده ی سنی |
جنسیت |
| ۴۸%کل جامعه را تشکیل می دهند |
۱۳ |
۱۱۵ |
۲۴-۱۵ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲-۷: مقایسه یادگیری دوحلقه و تک حلقه ۴۴ شکل ۲-۸: زیر سیستم سازمان ۴۷ شکل ۲-۹: زیر سیستم افراد ۵۴ شکل ۲-۱۰: توازن بین سازمان و فرد ۵۸ شکل ۲-۱۱: زیر سیستم دانش ۶۴ شکل ۲-۱۲: زیر سیستم فن آوری ۷۱ شکل ۲-۳: مدل سیستمی سازمان یادگیرنده مایکل مارکوارت ۸۶ جدول۳‑۴: متغیر های تحقیق و سؤالات پرسش نامه ۹۰ جدول ۳-۵ آزمون اعتبار کل پرسش نامه با بهره گرفتن از آزمون کرونباخ ۹۳ جدول ۳-۶: تأثیر حذف هر یک از سؤالات در آلفای برآورد شده برای اعتبار پرسش نامه ۹۴ جدول۴‑۷: جنسیت پاسخ دهندگان ۱۰۲ ۴-۲: نمودار کلوچهای جنسیت ۱۰۲ جدول۴‑۸: توزیع فراوانی پاسخ دهندگان بر اساس مدرک تحصیلی ۱۰۲ نمودار۴‑۳: محور افقی تحصیلات و محور عمودی فراوانی نسبی ۱۰۳ جدول ۴-۹: نوع شغل پاسخدهندگان ۱۰۴ نمودار ۴-۴: نوع شغل پاسخدهندگان ۱۰۴ جدول ۴-۱۰: توزیع فراوانی پاسخ دهدگان بر اساس محل خدمت ۱۰۵ نمودار۴‑۵: محل خدمت پاسخدهندگان ۱۰۵ جدول ۴‑۱۱: سابقه کار بانکی ۱۰۶ نمودار ۴‑۶: سابقه کار بانکی پاسخدهندگان ۱۰۶ جدول ۴‑۱۲: آمار توصیفی مربوط به متغیرهای وابسته ۱۰۷ جدول۴‑۱۳: دستاوردهای آزمون کلموگروف-اسمیرنوف برای سنجش نرمال بودن متغیرها ۱۰۷ جدول ۴‑۴: نتایج آزمون میانگین ویژگیهای سازمان یادگیرنده ۱۰۸ جدول ۴-۱۵: نتایج آزمون میانگین پویایی یادگیری ۱۰۹ جدول ۴‑۱۶: نتایج آزمون میانگین تحول سازمانی ۱۰۹ جدول ۴-۱۷: نتایج آزمون میانگین توانمند سازی افراد ۱۱۰ جدول ۴-۱۸: نتایج آزمون میانگین مدیریت دانش ۱۱۱ جدول ۴- ۱۹: نتایج آزمون میانگین فن آوری اثربخش یادگیری ۱۱۱ جدول ۴‑۲۰: نتایج آزمونهای میانگین در مردان ۱۱۲ جدول ۴-۲۱: نتایج آزمونهای میانگین در زنان ۱۱۲ جدول ۴-۲۲: نتایج آزمونهای تفاوت میانگینها در دو گروه جنسیت ۱۱۳ جدول ۴-۲۳: نتایج آزمون میانگین ویژگیهای سازمان یادگیرنده براساس سطح تحصیلات ۱۱۴ جدول ۴-۲۴: نتایج آزمون میانگین پویایی یادگیری براساس سطح تحصیلات پاسخدهندگان ۱۱۵ جدول ۴-۲۵: نتایج آزمون میانگین تحول سازمانی براساس سطح تحصیلات پاسخدهندگان ۱۱۵ جدول ۴-۲۶: نتایج آزمون میانگین توانمند سازی افراد براساس سطح تحصیلات پاسخدهندگان ۱۱۶ جدول ۴-۲۷: نتایج آزمون میانگین مدیریت دانش براساس سطح تحصیلات پاسخدهندگان ۱۱۷ جدول ۴-۲۸: نتایج آزمون میانگین فن آوری اثربخش یادگیری براساس سطح تحصیلات ۱۱۸ جدول ۴-۲۹: نتایج آزمونهای تفاوت میانگینها در سه گروه مربوط به مدرک تحصیلی ۱۱۸ جدول ۴- ۳۰: نتایج آزمون میانگین ویژگیهای سازمان یادگیرنده به تفکیک نوع شغل ۱۱۹ جدول ۴‑۳۱: نتایج آزمون میانگین پویایی یادگیری به تفکیک نوع شغل پاسخدهندگان ۱۲۰ جدول ۴- ۳۲: نتایج آزمون میانگین تحول سازمانی به تفکیک نوع شغل پاسخدهندگان ۱۲۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این وزنها نمیتوانند اعداد منفی را در بر گرفته و مستقل از مقیاس معیارها میباشند. هرچه وزن یک معیار بیشتر باشد اهمیت آن افزایش می یابد. همچنین:
 در روش پرومته نرم افزار PROMCALC و DECISION LAB به کاربر اجازه آن را میدهد که تعدادی از وزنها را به صورت اختیاری معرفی کرده و سبب راحتتر شدن تعیین اهمیت نسبی معیارها گردد. سپس این اعداد را بر مجموعشان تقسیم کرده و به این واسطه به طور اتوماتیک نرمالشان میکند. ارزیابی وزن معیارها به صورت مستقیم انجام نمیگیرد. این ارزیابی شامل اولویتها و نظر تصمیمگیران است. ۱-۱۱-۲- انواع روش های رایج پرومته: ۱-۱۱-۲-۱- رتبه بندی بخشی پرومته- ۱: رتبه بندی بخشی (PI, II, RI) پرومته-۱ از جریانهای رتبه بندی مثبت و منفی حاصل میشود. این دو جریان معمولا شامل رتبهبندیهای یکسان نیستند. پرومته- ۱ ما بین این دو جریان قرار دارد. در معادله بالا (PI, II, RI) به ترتیب نشانگر ترجیح، بیتفاوتی و غیر قابل مقایسه بودن هستند. همچنین aPIb توان بالاترa و نیز ضعف کمتر آن را در مقایسه با b نشان می دهد. aPIb بیانگر آن است که جریانهای مثبت و منفی مساوی میباشند. همچنین aRIb نشان دهنده قدرت بالای یکی از گزینه ها و ضعف سایر گزینههاست. این وضعیت در شرایطی اتفاق میافتد که گزینه a در مجموعهای از معیارها دارای قدرت زیاد و گزینه b دارای قدرت کم بوده و یا عکس این قضیه اتفاق بیافتد. در چنین مواردی اطلاعات تهیه شده توسط جریانهای فرارتبهای پایدار نیست. به نظر میرسد که در این موارد گزینه بهتر است که بگوییم این دو گزینه غیر قابل قیاس با یکدیگر هستند. روش پرومته- ۱، روشی محتاط است. این روش در چنین مواردی تصمیمگیری را به عهده تصمیمگیرنده میگذارد. ۱-۱۱-۲-۲- رتبه بندی کامل پرومته- ۲: پرومته- ۲شامل رتبه بندی کامل (PII, RII) میباشد. اصولا در مواردی از این نوع رتبه بندی استفاده میشود که تصمیمگیرنده خواهان یک رتبه بندی کامل باشد. جریان رتبه بندی خالص به صورت زیر مطرح میگردد: در این نوع از طبقهبندی میان رتبه بندی مثبت و منفی نوعی توازن وجود دارد. هرچه میزان رتبه بندی کل بیشتر باشد، گزینه مورد نظر بهتر است. بنابراین: وقتی پرومته- ۲ مد نظر است همه گزینه ها قابل قیاس بوده و هیچ گزینه غیر قابل قیاسی باقی نمیماند. ولی گاهی ممکن است در این روش هنگام مقایسه تفاوتها کمی از اطلاعات نادیده گرفته شده و به همین گاها اشکالاتی به آن وارد است. در روش ذکر شده ویژگی های زیر وجود دارد: وقتی ، در نتیجه a بیشتر سبب رتبه بندی سایر گزینه ها در همه معیارهاست. و هنگامی که گزینهa در همه معیارها بیشتر به وسیله سایر گزینه ها مورد رتبه بندی قرار میگیرد. توصیه میشود که در دنیای واقعی، تحلیلگران و تصمیمگیرندگان از هر دوی روش های پرومته-۱ و ۲ استفاده کنند. زیرا استفاده از روش رتبه بندی کامل بسیار راحت است ولی تحلیل موارد غیر قابل قیاس معمولا به اتمام یک تصمیم گیری مناسب کمک می کند. از آنجایی که جریان کل رتبه بندی کاملی را به وجود میآورد، ممکن است با تابع سود مقایسه شود. یکی از مزایای آن است که بر اساس اطلاعات ترجیحی ساده و واضح ساخته شده است( وزنها و توابع ترجیحی) که بیشتر بر پایه جملات مقایسهای هستند تا جملات قطعی. ۱-۱۱-۳- نمودارهای گزینه ها: بر طبق تعریف جریانات رتبه بندی مثبت و منفی ارائه شده در ۵٫ ۱۳ و ۵٫ ۱۴ شاخصهای تجمعی ۵٫ ۱۰ میتوان به معادله زیر دست یافت: در نتیجه: اگر جریان خالص معیار واحد هنگامی به دست میآید که تنها معیار در نظر گرفته شود( صد در صد وزن خالص به این معیار اختصاص یابد). این امر نشان میدهد که گزینه a چگونه میتواند رتبه بندی کند () و یا توسط سایر گزینههای معیار مورد رتبه بندی قرار گیرد(). نمودار یک گزینه شامل مجموعهای از همه جریانات خالص معیار واحد است: . نمودار گزینه ها در موارد زیادی، به خصوص برای مطلوب کردن کیفیت در معیارهای مختلف، مفید میباشد. بر طبق ۵٫ ۲۰ مشاهده می شود که جریان خالص کل، یک گزینه تولیدی عددی بین بردار وزنها و بردار نمودار این گزینه خواهد بود. این خاصیت به طور گستردهای در ساخت گایا مورد استفاده قرار میگیرد. ۱-۱۱-۴- مدل فعل و انفعالی دیداری گایا: ۱-۱۱-۴-۱- طرح گایا: اطلاعات موجود در ماتریس M بسیار گسترهتر از اطلاعات موجود در جدول ارزیابی مطر شده میباشد، چون درجات اولویتهای داده شده توسط معیار تعمیم داده شده در ماتریس M به شمار میروند. به علاوه، در مقیاس خودشان توضیح داده میشوند، در حالی که بعدی ندارد. به علاوه، M به وزن معیارها وابسته نیست. در نتیجه، مجموعه ای از n گزینه میتواند به عنوان ابری از n نقطه در یک فضای k بعدی نمایش داده شود. از آنجایی که تعداد معیارها معمولا بیشتر از دو هستند، به دست آوردن دید روشنی از جایگاه نسبی نقاط با در نظر گرفتن معیارها غیرممکن به نظر میرسد. در شکل زیر غیر از نقاط نمایش دهنده گزینه ها، بردارهای دستگاه مختصات معیارها نیز نشان داده شدهاند. شکل ۱-۱: طرح گایا در طرح گایا پس از انجام طرح، اطلاعات تا حد ممکن نگهداری میشوند. بر حسب روش تحلیل اجزای اصلی، این طرح توسط دو بردار مرتبط با دو تا از بلندترین بردارهای کوواریانس ماتریس M’M جریانات خالص تکمعیاره تعریف میشود. البته برخی اطلاعات پس از انجام عملیات از بین خواهند رفت. طرح گایا یک متامدل( مدل یک مدل) است. که به δ اجازه میدهد که کمیت اطلاعات را حفظ کند. در بیشتر مطالعاتی که انجام شده δ بیشتر از ۶۰% بود و همچنین در بسیاری از موارد این عدد حتی به بیشتر از ۸۰% هم رسیده است. این اعداد نشان دهنده آن است که طرح گایا به نسبت قابل اعتماد است. اطلاعات حاصل از این طرح بسیار غنی بوده و به
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تنها کسانی دروغ می بندند که به آیات خدا ایمان ندارند (آری) دروغگویان واقعی آنها هستند.
ولی در واقع فاقد چنین دلالتی میباشد چرا که تدبر در مضامین آیات قبلی مقصود بودن دروغ بر خدا و اولیای دین را اثبات می کند.
روایات:
اختلاف روایات و مضمون روایات موجود در ارتباط با مسئله کذب و نشر اکاذیب موجب آن گردیده است که علمای ما دچار اختلاف شده، جمعی این عمل را به طور کلی گناه کبیره بدانند،ولی دسته دیگر کبیره بودن گناه را در همه موارد انکار کرده و آن را با معیار آثار و پیامدهای دروغ میسنجند.

در نظر دسته دوم اگر نشر اکاذیب، پیامدهای سنگینی مثل ایجاد اختلاف بین مسلمانان یا وارد آوردن ضرر و آسیب به ایشان را در پی داشته و یا متضمن دروغ بستن بر خدا،رسول و پیشوایان دین باشد، گناه کبیره به شمار می آید و در غیر این صورت چنین عنوانی ندارد. از این رو به روایاتی از این قبیل متوسل میشوند:
از امام صادق(ع) نقل شده است: دروغ بستن بر خدا و پیامبر (ص) از گناهان کبیره است.
نقل شده است پیامبر (ص) خطاب به علی (ع) فرمودند:
” ای علی (ع) هر کس عمداً بر من دروغ ببندد جایگاهش در جهنم خواهد بود.”
” هر کس با نداشتن علم فتوا دهد، فرشتگان، آسمانها و زمین او را لعنت میکنند.”
از امام باقر(ع) در بیان زشتی دروغ، ضمن مقایسه آن با دیگر پلیدی ها نقل شده است:
“خداوند عزوجل برای بدی ها قفل هایی قرار داد، که کلید بازگشایی این قفل ها همانا شراب است، و دروغ از شراب بدتر است.”
در هر حال دروغ در همه صور گناهی کبیره است و روایات فوق و روایات دیگر نمیتواند تفصیل بین موارد دروغ را اثبات نماید: زیرا آن دسته از روایات که همانند سخن از کذب بر خدا و رسول به میان آورده، دلالت بر انحصار کبیره بودن کذب در موارد یاد شده ندارد،مگر آنکه مفهوم لقب را حجت بدانیم که البته محققین آن را نپذیرفته اند.
عقل:
در ممنوعیت و ناروایی عقلی نشر اکاذیب، برخی از بزرگان و حتی امام راحل (ره) مناقشه کردهاند. دلیل ایشان این است که در نظر عقل دروغگویی به خودی خود مذموم نیست، بلکه عقل با در نظر گرفتن مفاسدی که بر آن مترتب میشود دروغ را ممنوع میبیند، به همین جهت عقل دروغهایی را که پیامد منفی به دنبال نداشته باشد، هرگز مورد مذمت و ملامت قرار نمیدهد.
ترویج بدعت در دین:
مفهوم بدعت:
بدعت از مصادیق کذب بر خدا و رسول است که ادله فراوان (از کتاب وسنت) بر حرمت آن دلالت دارد. به طور خلاصه می توان گفت بدعت عملی است، که دارای دو ویژگی باشد:
اول آن که اصل و اساسی در شریعت نداشته باشد و دوم آن که به عنوان طریق شرعی وانمود گردد.
مرحوم علامه مجلسی(ره) ضمن نقل حدیثی از رسول اکرم(ص) در خصوص ضلالت بودن هر نوع بدعت و این که هر ضلالتی رو به آتش دارد (… الا و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله ففی النار) می گوید:
بدعت، هر رای یا حکم یا عبادتی است که شارع آن را نفرموده، نه به صورت خاص و نه در ضمن حکم عام، بنابراین، می توان سخن کسانی را که به تبعیت از عامه ( اهل تسنن) بدعت را همانند احکام خمسه، پنج قسمت کرده، دارای پنج حکم می دانند، سخن باطل دانست.
راه مقابله با بدعت گذاری رسانههای خبری و مطبوعات:
روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است، که در آن راهکار مقابله با بدعت گذاران را بیان فرموده اند:
“هرگاه پس از من گمراهان و بدعت گذاران را دیدید بیزاری خود را از ایشان آشکار سازید و بسیار مبهوتشان کنید و عیوبشان را بسیار یاد کنید تا دندان طمع خویش را در ایجاد تباهی در اسلام برکنند و مردم از ایشان گریزان شوند و از بدعت هایشان چیزی فرا نگیرند و جذب آنان نشوند، که خداوند به این عمل برای شما ثواب بسیار می نویسد و درجات شما را در آخرت بالا می برد.”
باهتوهم از ریشه لغوی بهته بهتاً می باشد و بهت به معنای دهش و تحیر می باشد و بهتان به معنای دروغی است که شنونده دروغ را به تحیر وا می دارد.
این کلمه به دو معنا مورد استعمال واقع شده است:
۱- به معنای جدال و اسکات خصم
۲- به معنای بهتان و افتراء
که علامه مجلسی دوم،ملا محسن فیض کاشانی و محمد صالح مازندرانی معنای اول را بکار بردهاند.
و آیه الله خویی، آیهالله گلپایگانی معنای دوم را استعمال کرده اند.
مواردی که نشر اکاذیب و اخبار دروغ مجاز است:
نشر اکاذیب در موارد اضطراری :
چون احکام شرعی مقید به عدم اضطرار هستند در شرایط اضطراری حکم الزامی از میان برداشته می شود و این مساله در مورد حرمت کذب هم وجود دارد.
یکی از دلایلی که بر جواز اظهار کفر (به دروغ) در صورت اضطرار دلالت میکند، این آیه شریفه است:
«الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان» که براساس آن مسلمان میتواند به دروغ ، عدم اعتقاد خویش را به باورهای اسلامی بیان دارد و تجویز دروغ در باب اعتقادات دینی به طریق اولی مجاز بودن دروغ در سایر موارد اضطراری را نتیجه میدهد.
مرحوم شیخ(ره) می فرماید: جواز دروغ در مقام ضرورت، امری است اجماعی. و اخبار و روایاتی که دلالت بر جواز دروغ در مقام اضطرار می کند ، بیشتر از حد شمارش است و ذکر این نکته ما را بس که قسم دروغ برای دفع ضرر بدنی یا مالی از گوینده یا از برادر دینی وی ، به حسب روایات، امری جایز قلمداد شده و روایات دال بر این مطلب به سر حد استفاضه یا تواتر رسیده است.
روایات دارای این مضمون که خداوند همه محرمات را برای شخص مضطر تجویز نموده است و روایاتی که قسم دروغ را برای دفع ضرر بدنی یا مالی مجاز میشمارد، از ادله جواز دروغ در مورد ضرورت را تشکیل می دهد.
نشر اکاذیب در موارد تزاحم:
قاعده تقدم اهم بر مهم اقتضا میکند که براساس درجه اهمیت و ارزش مصلحتی که در اهم وجود دارد نیرو و امکانات به سمت اجرای آن متمرکز گردد و بر مصالحی که بدان پایه از اهمیت نمیرسند مقدم شود. بر همین اساس اگر نجات جان انسانی بسته به ورود در ملک دیگران و تصرف در اموال آنان باشد، حفظ جان انسان به دلیل حساسیتش لازم میگردد. و نه تنها شرع که عقل نیز برتری یافتن اهم را ایجاب میکند. توجه به این امر باعث شده است، که مواردی از دایره ممنوعیت نشر اکاذیب استثناء شوند که به طور مختصر به آنها پرداخته می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدل جامع عدالت سازمانی(شکل شماره ۱٫۲ ) بیان می دارد که ادراکات از عدالت سازمانی توسط دو دسته از متغیرها شکل می پذیرد : فردی و سازمانی .
ویژگی های آماری(جنس ، سطح تحصیلات ، جایگاه شغل[۸۵] و سابقه خدمت )، ویژگی ها و متغیرهای شخصیتی ( حالت عاطفی منفی[۸۶]، سوگیری اسنادی خصمانه[۸۷]) و نگرش های شناختی ( سوگیری خود خدمتی[۸۸]، اسنادهای علی[۸۹]) به عنوان متغیرهای فردی تاثیر گذارنده بر عدالت سازمانی در نظر گرفته می شوند( بورگ، ۱۹۹۸٫ ص ۵۱) . برای مثال نقش داشتن حالت عاطفی منفی در تحقیقات مربوط به عدالت در نظر گرفته شده است .صاحب نظران ( فلوگر ، کنوسکی ۱۹۸۹) این حالت را بازتاب تمایل افراد به دادن پاسخ منفی قطع نظر از موقعیتی که در آن قرار دارند می دانند( لی ، پیلوتا . ۲۰۰۰ . ص ۹) . در برخی تحقیقات ( آیروینگ ، کلمن . ۲۰۰۵) این متغیر تعدیل کننده روابط میان عدالت و نگرشهای کاری مانند رضایت شغلی در نظر گرفته شده است و برخی دیگر از آن به عنوان عاملی تاثیر گذارنده که در روابط میان عدالت و سایر متغیرها باید کنترل شود استفاده نموده اند( لی ، پیلوتا . ۲۰۰۰).
 - ویژگی های فردی جنس ، سطح تحصیلات رضایت شغلی عدالت توزیعی موقعیت و مقام در سازمانی شهروندی سازمانی عدالت رویه ای سابقه خدمت تعهد سازمانی عدالت تعاملی - متغیرهای شناختی سرقت عدالت سیستمی اسنادهای علی ، سوگیری اعتماد خود خدمتی ترک شغل - متغیرهای شخصی خشونت در شغل حالت عاطفی منفی، سوگیری خصمانه - عوامل سازمانی به کارگیری کارکنان ، رفتار رهبر تغییر سازمانی، فرهنگ سازمانی حقوق ، مجازات و تنبیه ، ارزیابی عملکرد شکل شماره ۱٫۲ . مدل جامع از پیشینه ها و پیامدهای عدالت سازمانی( بورگ ، ۱۹۹۸) ویژگی های شخصیتی مانند داشتن خصومت و روان رنجوری برادراکات از عدالت موثر هستند. لی لای و ویریک[۹۰](۲۰۰۶)، در بررسی تاثیر ویژگی کانون کنترل[۹۱] بر عدالت سازمانی در یافتند که این ویژگی شخصیتی به عنوان پیشینه و عامل تاثیر گذارنده بر ادراکات از اعتماد سازمانی ، حمایت سازمانی و عدالت سازمانی محسوب می شوند. به گذارش کوهن کاراش و اسپکتر (۲۰۰۱) ادراکات از عدالت سازمانی می توانند به وسیله متغیرهایی جون عزت نفس و تمایل عاطفی منفی تحت تاثیر قرار گیرند.
 تحقیقات در باره رابطه عدالت سازمانی و جنسیت بیان می داردکه تفاوت میان مردان وزنان در ادراک از عدالت سازمانی وجود دارد. سیمپستون و کامنسکی (۲۰۰۷) در تحقیقی نتیجه گرفتند که زنان به عدالت تعاملی بیش از دو نوع دیگر اهمیت قائل هستند . در این تحقیق بر روی نقش پر اهمیت زنان در اتحادیه ها در جوامع صنعتی متمرکز بودند. رامورتی و فلود[۹۲] (۲۰۰۴) نقش عدالت رویه ای را به عنوان متغیر میانجی[۹۳]میان جنسیت و عدالت توزیعی باز شناختند . در تحقیقی محققان با بررسی تفاوتهای جنسیتی در ادراک از عدالت سازمانی و نقش جنسیت به عنوان متغیر تعدیل کننده روابط میان عدالت و ارزیابی اعتماد به مدیر و تکمیل قرارداد سازمانی در یافتند که زنان نسبت به مردان تمرکز کمتری بر عدالت رویه ای دارند و انتظارات بیشتری نسبت به عدالت توزیعی دارند که نتایج این تحقیق همسو با نتایج تحقیق فارا[۹۴]و همکاران(۱۹۹۹) می باشد( لی ، پیلوتا. ۲۰۰۰). همینطور کلکولیت در تحقیقی با هدف بررسی تاثیرات تفاوتهای فردی بر ادراکات از عدالت و ارتباط آن با بازده های شغلی (عملکرد شغلی ، رفتارهای شهروندی ، کناره گیری و ضد تولیدی) دو تعدیل کننده[۹۵]تاثیرات عدالت یعنی حساسیت به برابری[۹۶]و ایدئولوژی مبادله[۹۷]را مورد آزمون قرار داد.او دریافت که ایدئولوژی مبادله (اسینبرگر ، ۱۹۸۶) تعدیل کننده معنادارتری از تاثیرات عدالت بر رفتارها و عملکرد شغلی نسبت به حساسیت به برابری بود. افرادی با ایدئولوژی مبادله ای قوی بیشتر به قاعده مقابله به مثل پایبند هستند به این صورت که آنها به افرادی که یاریشان می کنند باید یاری برسانند .بنابراین افرادی با ایدئولوژی مبادله ای قوی هنگامی که با رفتار نابرابر مواجه می شوند این را با عملکرد شغلی یا رفتار شهروندی پایین و کناره گیری بیشتر جبران می کنند. همینطور با مقایسه نقش دو تفاوت فردی ذکر شده در بالا و پنج ویژگی بزرگ شخصیت[۹۸]دریافتند که دو متغیر تعدیل کننده های موثرتری برای تاثیرات عدالت نسبت به پنج ویژگی بزرگ شخصیت بودند. این تحقیقات و مشابه ان بر اهمیت بررسی نقش تفاوت های فردی افراد در ادراکات از عدالت سازمانی تاکید می نماید( کلکولیت ، اسکات . ۲۰۰۷).
دسته دوم زمینه گسترده عوامل سازمانی یا ساختاری هستند که بر محمل آن ادراکات از عدالت سازمانی شکل می گیرد. آن عوامل شامل ساختار سازمانی ، فرهنگ سازمانی ، تغییر سازمانی ، ارزیابی عملکرد، رفتار رهبر ، پرداخت و حقوق ، انتخاب و تنبیه می باشد . برای مثال گیلیاند با بررسی عدالت رویه ای و توزیعی در واکنشها نسبت به سیستم انتخاب و بکارگیری و با توجه به ده قانون عدالت رویه ای و سه قانون عدالت توزیعی( برابری[۹۹]، یکسانی[۱۰۰] ، نیاز) بر اهمیت مدل واکنشهای متقاضیان کار به سیستم های انتخاب و فرایندهای اجتماعی احاطه کننده آن تاکید ورزید . عدالت سازمانی مولفه های رویه ای و توزیعی را در فرایند انتخاب فراهم می سازد.گیلیاند بر اهمیت چهار جنبه عدالت سازمانی ( رویه ای توزیعی ، میان فردی و اطلاعاتی ) برای کارکنان ورزید و ارزشمند بودن برخی جنبه های عدالت رویه ای در فرایند انتخاب را متذکر شد که کارکنان هم به خاطر تصمیمات درستی که گرفته می شود و هم رفتار محترمانه با آنان ( تاثیرات ابزاری و غیر ابزاری) این فرایند انتخاب را ارزیابی می کنند. آنان هم چنین به عدالت در فرایند تصمیمات مربوط به انتخاب به خاطر نفس عدالت توجه نشان می دهند و در پایان پیشنهاد می کند که محققان باید مدلی را توسعه و مورد آزمون قرار دهند که در آن عدالت میان فردی و توزیعی تاثیرات ابزاری و غیر ابزاری عدالت اطلاعاتی و رویه ای را میانجگری می کند( گیلیاند ، ۱۹۹۳٫ گیلیاند و همکاران ، ۲۰۰۴٫گیلیاند ، ۲۰۰۵ ).
 در زمینه فرهنگ به عقیده گرینبرگ به علت اینکه عدالت سازمانی ذاتا مبتنی بر هنجار[۱۰۱] است فهم ادراکات افراد از عدالت در سازمانها نیازمند ملاحظه استانداردهای غالب فرهنگی در آن سازمانها است. مطالعات میان فرهنگی[۱۰۲] پیشنهاد می کند که اگرچه ملاحظات درباره عدالت ممکن است جهان شمول باشد ، عملیاتی سازی استانداردهای مربوط به عدالت بسیار اختصاصی است . برای مثال این ارزش های فرهنگی می توانند در سطح اولویت دهی و ترجیح هنجارهای تخصیص ستانده ها( برابری ، یکسانی و نیاز) متفاوت باشند و فرهنگ سازمانی می تواند بر هنجارهای تخصیصی که در موقعیتهای خاص سازمانی ممکن است مناسب باشند تاثیر گذارد( گرینبرگ ، ۲۰۰۱) . هافستد[۱۰۳] (۱۹۸۰) با جمع آوری داده هایی از چهل کشور چشم انداز ی ازچهار بعد فرهنگی ( فاصله قدرت[۱۰۴]، تحمل عدم اطمینان[۱۰۵]، فرد گرایی / جمع گرایی[۱۰۶] و مردانگی / زنانگی[۱۰۷]) ارائه داد که در این میان دو بعد فاصله قدرت و ارزشهای فرهنگی جمع گرایی / فرد گرایی در تحقیقات مربوط به عدالت سازمانی بیشترین حجم را به خود اختصاص داده اند( کوهن ، اوارهامی . ۲۰۰۶) . افرادی که باور دارند مدیران باید درجه بالایی از قدرت را بر زیردستان اعمال کنند در زمینه گرایش فاصله قدرت نمره بالایی دارند. در این زمینه تحقیقاتی صورت گرفته است که نشان از ازتباط این بعد فرهنگی و عدالت سازمانی ( خصوصا عدالت رویه ای)دارد. (لی، پیلوتا .۲۰۰۰، چوان وو . ۲۰۰۹) . نتایج چهار تحقیق در باره موضوع ارتباط فرهنگ و عدالت رویه ای و تاثیر بعد فاصله قدرت بر آزادی بیان نشان داد که چگونه عناصر عدالت رویه ای مانند آزادی بیان می توانند از طریق باورها و پیش زمینه های مختلف فرهنگی بر افراد تاثیر گذارند . محققان نتیجه گرفتند که مانند رابطه میان تفاوت در باور فاصله قدرت و آزادی بیان دیگر عوامل فرهنگی هم می توانند بر مولفه های عدالت رویه ای تاثیر گذارند(بروکنر ، گرینبرگ و همکاران . ۲۰۰۱) . در زمینه فرهنگ فردگرایی/ جمع گرایی اسچوردر و نیکول ( ۲۰۰۹) نتیجه گرفتند که بی عدالتی در افرادی با گرایش های فردی تر و کمتر جمعی بیشتر منجر به رفتارهای منحرف شغلی خواهد شد. تحقیقات مربوط به این ابعاد فرهنگی به دلیل محدودیتهایی قابل تعمیم به سایر فرهنگها نمی باشد ولی چهارچوبی را برای تحقیقات بیشتر فراهم خواهد کرد( بورگ ، ۲۰۰۷). عوامل ساختاری در تحقیقات مختلف بر خصیصه های رفتاری ( نرخ جابجایی، رفتار شهروندی، عملکرد) و نگرشی (رضایت شغلی، تعارض نقشی ادراکات عدالت، انگیزش، مداخله کاری و…) تاثیر گذار بوده اند و بنابراین ساختار بر ادراکات از عدالت موثر هستند(راجلبرگ ، ۲۰۰۷) . آمبروس و شمینیک ( ۲۰۰۳) در پژوهشی بر اساس تحقیق قبلی کلکولیت(۲۰۰۱) بررسی کردند که آیا ساختار سازمانی روابط میان عدالت توزیعی، حمایت سازمانی، عدالت تعاملی و اعتماد به مدیر یا سرپرستان را تعدیل می کند. این تحقیق شامل ۵۰۶ تن از کارکنان در ۶۸ سازمان، آشکار کرد که عدالت رویه ای تاثیرات قوی تری در سساختارهای مکانیکی دارد و عدالت تعاملی تاثیرات قویتری در ساختارهای ارگانیک برجا می گذارد. در تحقیق دیگری رابطه میان ادراکات از عدالت و عوامل ساختاری( تمرکز ، رسمیت ، اندازه و پیچیدگی ساختاری ) مورد بررسی قرار گرفت . محققان با بهره گرفتن از سطوح سازمانی به عنوان متغیر تعدیل کننده و بر اساس نظریه مبادله اجتماعی نتیجه گرفتند که تاثیر ساختار سازمانی بر عدالت در سطوح پایین نسبت به سطوح بالاتر سازمانی قوی تر است. همچنین عوامل ساختاری – بخصوص رسمیت و تمرکز – تاثیرات نیرومندی بر ادراکات از عدالت توزیعی ، رویه ای و تعاملی نشان دادند. ۲٫۲٫۲٫ مبانی نظری اعتماد سازمانی * مفاهیم و تعاریف اعتماد سازمانی تعاریف بسیار گوناگونی از اعتماد در ادبیات نظری وجود دارد. اعتماد اهداف مختلف یا چیزهایی که یک فرد می تواند به ان اعتماد داشته باشد را در بر می گیرد. یک فرد می تواند به جنبه های مختلف رفتار اعتماد داشته باشد و اعتماد می توان با شرایط رفتاری تغییر کند .اعتماد بنیانها و منابع گوناگونی دارد. بنابراین در یک سازمان فرد میی توان به همکاران ، مدیر یا سرپرست خود و یا حتی به سازمان و مدیریت در سطحی بالاتر اعتماد داشته باشد. اعتماد می تواند از روی خیرخواهی و اشتیاق و یا از روی ترس باشد.در تمامی تعاریف این جنبه ها کما بیش به چشم می خورد(نتبوم و سیکس ، ۲۰۰۳) . مولرینگ[۱۰۸] هم اشاره می کند که توافق کمی بر روی تعاریف و مفاهیم اعتماد وجود دارد اما معتقد است بر روی شرایطی که تحت آن مسئله اعتماد رخ می دهد توافق اساسی وجود دارد : ” آن پدیده ای اجتماعی شامل دو بازیگر یا بیشتر است که در یک بافت اجتماعی قرار گرفته اند(مورلینک ، ۲۰۰۵). مجموعه از تعاریف اعتماد و عناصر اصلی آن در جدول صفحه بعد آمده است. ما به برخی از این عناصر در بخشهای بعد اشاره می کنیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خانوادهی کرم سیبTortricidae
جنسکرم انگورLobesiaگونهکرم انگورbotrana
این شبپره نخستین بار در سال ۱۷۷۵ از نمونههایی که از کشور ایتالیا جمع آوری شده بود توصیف و در سال ۱۸۰۰ در اتریش به عنوان یک آفت قلمداد شد. متعاقب آن از سایر کشورهای اروپایی و روسیه گزارش گردید. سپس دامنهی گسترش آن به خاورمیانه و شمال و غرب آفریقا کشیده شد. براساس شواهد جمع آوری شده این آفت تا قبل از سال ۱۹۷۴ به ژاپن وارد گردید. از ورود آن به قارهی آمریکا مدت زمان زیادی نمیگذرد. سال ۲۰۰۸ از شیلی و سال ۲۰۰۹ برای اولین بار از شمال آمریکا گزارش شد (ورلا[۷] و همکاران، ۲۰۱۰). در ایران اولین بار توسط کوثری در سال ۱۳۲۴ از تاکستانهای ارومیه گزارش شد (بهداد، ۱۳۸۸). در حال حاضر این آفت پراکنش بسیار گستردهای داشته و در حوزهی مدیترانه و آسیای صغیر در بین عرضهای جغرافیایی ۲۹ - ۴۷ درجه از آفات اصلی و مهم میباشد (ردیتاکیس و کاراندینوس[۸]، ۲۰۰۱). شکل ۲- ۱ وضعیت پراکندگی این آفت را در سطح جهان نشان میدهد.
 شکل ۲- ۱- پراکنش جغرافیایی کرم خوشهخوار انگور در کشورهای مختلف جهان (ورلا و همکاران، ۲۰۱۰) ۲- ۲- ۲- ریختشناسی حشرهی کامل شبپرهای است که عرض بدن آن با بالهای باز کمی بیشتر از یک سانتیمتر (۱۱- ۱۳ میلیمتر) و طول آن کمتر از یک سانتیمتر (۶- ۸ میلیمتر) است. مادهها کمی بزرگتر از نرها میباشند. رنگ زمینه در بالهای جلوئی کرم تیره میباشد و در این زمینه لکههای با رنگهای گوناگون مانند سیاه، قهوهای و آبی خاکستری دیده میشود. بال جلو در انتها ریشکدار میباشد. بالهای عقبی شبپره خاکستری و دارای حاشیهی ریشکدار هستند. در حالت استراحت بالها به صورت شیروانی روی بدن قرار میگیرند. تخمها پهن و بیضی شکل، قطر آن ها حدود ۶/- ۸/ میلیمتر و با چشم غیرمسلح دیده میشوند. در ابتدا تخمها سفید متمایل به کرم هستند. در مراحل جنینی کمکم به رنگ زرد درآمده و پس از تشکیل کپسول سر، به رنگ تیره در میآیند (شکل ۲- ۲- الف و ب). این آفت دارای پنج سن لاروی میباشد. اندازهی لارو از یک میلیمتر در سن یک تا ۱۵ میلیمتر در لارو کامل رشد یافتهی سن پنج متغیر است. لارو سن یک هنگام خروج از تخم دارای بدنی سفید متمایل به کرم و سر سیاه رنگ میباشد. اما به تدریج و با تغذیه لاروها از مواد گیاهی لارو به رنگ سبز تیره تا قرمز آلبالویی تغییر رنگ میدهد (شکل ۲- ۲- ج و د). پاهای سینهای در لاروها قهوهای تیره تا سیاه میباشند. شفیره به رنگ قهوهای روشن تا قهوهای تیره است (شکل ۲- ۲- ه). شفیره نر ۴- ۷ میلیمتر و شفیره ماده ۵- ۹ میلیمتر طول دارد (کوپر[۹]و همکاران، ۲۰۱۰). ۲- ۲- ۳- زیستشناسی و خسارت کرم خوشهخوار انگور یک گونهی پالئارکتیک است و معمولاً در شرایط آب و هوایی خشک به سر میبرد. چند نسلی است و تعداد نسلها از یک نسل در رومانی (فیلیپ[۱۰]، ۱۹۸۶)، تا ۴ نسل در اسپانیا (کاسکلا[۱۱]، ۱۹۹۷) و حتی ۵ نسل در ترکمنستان گزارش شده است. عوامل گوناگونی مانند دما، رطوبت، طول روز و کیفیت غذا در تعداد نسل آفت مؤثر میباشند. به طور کلی این آفت در مناطق سرد و عرضهای جغرافیایی بالا ۲ نسل و در مناطق معتدل و عرضهای جغرافیایی پایین ۳ نسل دارد (گابل و موکو[۱۲]، ۱۹۸۴). میزبان اصلی این آفت انگور است اما خسارت آن بر روی دیگر ستهها مانند کیوی، خرمالو، زیتون، زرشک و تمشک دیده شده است (ویتزگال و همکاران، ۲۰۰۰). این آفت زمستان را به صورت شفیره در پیلهی ابریشمی، زیر پوست ساقههای مو یا زیر برگهای ریخته شده یا شکافها و پناهگاههای مختلف میگذراند. در بهار پس از اینکه به مدت ۱۰- ۱۲ روز، دمای هوا از ۱۰ درجه سانتیگراد بگذرد، شبپرهها ظاهر میشوند. خروج شبپرهها تدریجی و حدود ۱۰- ۱۵ روز طول میکشد که این زمان مصادف با شروع باز شدن جوانهها و رشد آن ها میباشد. شبپرههای نر یک هفته زودتر از مادهها پیدا میشوند. طول دورهی زندگی این شبپرهها ۶- ۱۰ روز است. شبپرهها پس از تغذیه و جفتگیری تخمریزی میکنند. شبپرههای نسل اول (نسل زمستانگذران) روی خوشههای گل و دمگلها، اما نسلهای بعدی روی حبههای انگور تخمریزی میکنند (تئری و گابل[۱۳]، ۲۰۰۰). دوره رشد جنینی این حشره با توجه به شرایط دمایی ۱۲- ۱۶ روز و دورهی لاروی ۲۵- ۳۰ روز طول میکشد. شفیرهها در لابلای خوشه گل، زیر پوست ساقه و یا شکافهای زمین درون پیله شکل میگیرند. دوره شفیرگی ۱۰- ۱۴ روز طول میکشد. لاروهای نسل اول با تنیدن تار، گلها را به همدیگر میچسبانند و درون این گلهای به همبافته از گلها و ساقهی گلدهنده تغذیه میکنند (فوولر و لاکین[۱۴]، ۲۰۰۲). آن ها ممکن است وارد ساقهی گلدهنده شده و موجب خشک شدن خوشه و افتادن آن ها شوند (شکل ۲- ۳- الف). خسارت این نسل در مقایسه با خسارت نسلهای بعد کمتر میباشد. لاروهای دومین نسل، غورهها یا حبههای کال و سبز را سوراخ کرده و پس از خوردن محتویات، هسته و پوست را رها کرده و به سمت حبهی دیگر میروند (شکل ۲- ۳- ب). نسلهای بعد (نسل سوم و دیگر نسلها در صورت وجود) با سوراخ کردن حبههای شیرین انگور از آن ها تغذیه میکنند (شکل ۲-۳- ج). خسارت این نسل فقط به تغذیه از حبهی شیرین انگور محدود نمیشود بلکه لاروها با تغذیه از حبهها، تنیدن تار و آلوده کردن آن ها با فضولات موجب میشوند تا حبهها و کل خوشه در معرض انواع آلودگیهای ثانوی قارچی و حشرهای قرار گیرند. قارچ بوتریتیس (Botrytis cinerea Vilches) از جمله قارچهای ساپروفیتی است که به انگورهای آلوده به کرم خوشهخوار خسارت قابل توجهی وارد میکند. همچنین آفات ثانویه مثل شبپرههای کشمش، مگسهای میوه و مورچهها به حبههای خسارت دیده جلب شده و خسارت را تشدید میکنند (ورلا و همکاران، ۲۰۱۰؛ زالوم [۱۵]و همکاران، ۲۰۱۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در صورت توانمند شدن دو نظام زیر، به طور خاص بهبود پیدا می کند : الف- نظام پیشنهادات: نظامی است که توسط خود مدیریت ایجاد می شود و در صورت توانمند شدن مناسب نظام پیشنهادات به خوبی پیشرفت می کند و اثرات چشم گیری دارد. در اجرای نظام پیشنهادات با مشکلاتی مواجه می شویم که به طور خلاصه می توان به آنها اشاره کرد : احساس عدم تعهد و تعلق به سازمان مغایرت اهداف فردی و سازمانی احساس نگرانی از مشارکت از سوی کارکنان و مدیران استفاده از سبک های مدیریتی غیر مشارکتی عدم وجود خصلت های کار گروهی عدم وجود بستر های مناسب برای مشارکت عدم تفویض اختیار مدیران و عدم اعتقداتشان به مشارکت کمبود آموزش ضعف مدیریت عدم انعکاس آثار مشارکت کارکنان به آموزش دخالت سلیقه های فردی در بررسی نظرات کارکنان با پیاده سازی ماکروارگونومی بیشتر، این مسایل راحت تر حل می شود.
 ب- خود نظارتی : افزایش فرهنگ سازمانی باعث خود نظارتی در کارکنان می شود. گرچه ارزیابی خود نظارتی بسیار سخت است اما افزایش کارآمدی نشان از توانمندی است. -دانش مهندسی دسترسی به اطلاعات: یکی از ابزارهای افزایش سطح دانش، دسترسی به اطلاعات صحیح و به روز است. ایجاد سندیکای کارگری : ایجاد سندیکای کارگری باعث افزایش اطلاعات کارگران می شود. در این صورت نسبت به سلامتی خود حساس شده و خود این عمل باعث می شود توجه به ارگونومی افزایش یابد. تمام پیشرفت های صنعت ایمنی در در کشور های توسعه یافته در اثر فشار اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری بدست آمده که غالباً نتیجه وقوع حوادث و صدمه دیدن تعدادی از کارگران بوده است، اما در کشور ما به دلیل قانون کاری ضعیف و عدم حمایت از سندیکاها شاهد وقوع حوادثی خواهیم شد. با بهره گرفتن از فشار سندیکاها علاوه بر اشتیاق عمومی جهت فراگیری مطالب، می توان شغل های بومی را نیز ایمن کرد. اهمیت به ارگونومی در صنعت : باید کوشش شود تا مدیرانی که بر رأس کار می آیند زمینه فکری ارگونومیک را داشته و سعی در پیاده سازی آن در صنعت داشته باشند. بومی کردن استانداردهای جهانی خاصه استاندارد صنعتی : با توجه به اینکه OSHA استاندارد ارگونومی را تدوین نموده است می توان با بومی کردن این استانداردها در صنایع ایرانی امکان استفاده از آنها را افزایش داد. به روز کردن تکنولوژی: با به روز شدن تکنولوژی و ماشین آلات، دانش مهندسی نیز افزایش می یابد و می توان از توجه به انتقال تکنولوژی ماشین آلاتی استفاده نمود که به صورت ارگونومیک طراحی شده اند. تغییر مدیریت از سنتی به مدرن : این امر باعث توجه به مدیریت به تمام شئونات مدیریت بحران از جمله ماکروارگونومی می شود. با این نگرش، سیستم های مدیریتی دستخوش تغییرات مناسبی می شوند. -اهرم های قانونی اهرم های قانونی یکی از مهم ترین ابزارهای فرهنگ سازی در جامعه و عادت دادن عموم مردم به رعایت رفتاری خاص است. در زیر به مهم ترین آنها اشاره می شود : نظام پاداش و تنبیه: مهم ترین ابزار سازمان برای عملی کردن موضوعات ایمنی و ارگونومی است. در این نظام به ازای رعایت الگوها، ارائه نظر و بهبود وضعیت پاداش و در ازای کم توجهی به مسائل ایمنی تنبیهاتی اعمال می شود . الزام پیمانکارها به رعایت اصول ارگونومی : یکی از معضلات اخیر سازمان ها در رعایت نکردن ایمنی استفاده از پیمانکاران است. برون سپاری به منظور کوچک کردن سازمان اصلی و کم کردن مسئولیت سیاست خاصی است که در سازمان های پیشرو در حال اجرا می باشد. این مساله به طور نامناسبی بومی شده ، زیرا غالبا ابزارهای نظارتی در بومی شدن به فراموشی سپرده می شود. در کشور، اصولا به نحوه اجرای کار پیمانکاران توجهی نمی شود و فقط نتیجه مورد نظر است. درصوذتی که یکی از اصول برون سپاری یعنی نظارت بر نحوه اجرا کمتر رعایت می شود. متاسفانه سود جویی برخی از پیمانکاران نیز به این مساله دامن زده است: عدم پرداخت حقوق و رد توافق با کارفرما به کارگران عدم پرداخت حق بیمه کارگران با سوء استفاده از قانون کار عدم امنیت شغلی کارگران و بعضا امضای قراردادهای سفید با پیمانکار دریافت چک و سفته به مبلغ بسیار بالا سازمان های دولتی ملزم به کار با پیمانکارانی هستند که به تایید دولت رسیده باشند . در این راستا تعداد قابل توجهی پیمانکار ثبت شدند ولی پس از گذشت تقریباً دو سال از این مطلب، ملاحظه می شود که بعضی فاقد دفتر کار هستند و از طرفی چون دولت از پیمانکاران فوق وثیقه ای و حتی سفته ای دریافت نکرده است پیمانکار می تواند از تمام مسئولیت هایش شانه خالی کند تدوین آیین نامه های با ایجاد واحد مدیریت ارگونومی، ایمنی و یا … می توان آیین نامه های ایمنی را برای شغل های موجود در سازمان نوشت و شرایط اجرای آنها را بررسی نمود. استاندارد : با وجود اینکه از تدوین استاندارد ارگونومی مدت زیادی نمی گذرد و هنوز جنبه رسمی به خود نگرفته، تلاش برای رسیدن به این استاندارد نشان از توجه بالای مدیران سازمان به سلامتی و رضایت کارکنان دارد. در ضمن می تواند از استاندارد های ایمنی متداول دیگر همچون HSE و OHSAD18000 نیز استفاده نمود. تدوین قانون ججدید کار : قانون کاری حاضر به لحاظ کلی گویی، عدم شفافیت سازی، همگام نبودن با سازمان بین المللی کار، ایرادات ساختاری و تضاد در قوانین، عدم استفاده از کارشناسان این امر در تدوین آن دچار اشکالات اساسی است. ایجاد شوراهای اسلامی کار نیز معضل دیگری است. بعضاً مشاهده می شو د نماینده کارگری خود پیمانکار است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مجموع شبکه گاز شهری احداث شده تا پایان سال ۱۳۸۸ برابر با ۱۷۳۸۸۷ کیلومتر بوده است و در طول ۵ سال برنامه چهارم توسعه و ۹ ماهه سال ۱۳۸۹ به ترتیب معادل با ۱۳۶۵۵ ، ۱۲۸۹۴ ، ۱۵۷۰۰ و ۱۳۳۰۶ ، ۱۳۶۲۶ و ۱۱۸۸۱ کیلومتر می باشد. بدین ترتیب مجموع شبکه های توزیع گاز کشور تا پایان آذر ماه سال ۱۳۸۹ به ۱۸۵۶۷۱ کیلومتر رسیده است». (شکل شماره ۴-۱) شکل (۲-۵)خطوط اصلی گاز و نفت ایران ۲-۲۹- میزان صادرات گاز طبیعی ایران در حال حاضر بالغ بر ۱۵ پروژه خط لوله برای تامین گاز کشورهای همسایه ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس و قاره اروپا در برنامه صادرات گاز ایران وجود دارد که از آن جمله می توان به پروژه( ایران -پاکستان - هند ( IPI با هدف انتقال گاز ایران به هند از طریق پاکستان و پروژه «ناباکو» با هدف تامین گاز قاره اروپا اشاره کرد و همچنین مذاکرات متعددی نیز در خصوص صادرات گاز از طریق خط لوله با کشورهای همسایه در جریان است. اگر چه در حال حاضر گاز ایران به ترکیه و نخجوان صادر می شود اما برنامه هایی برای صدور گاز ایران به امارات متحده عربی، کویت، عمان، بحرین، پاکستان، هند، ارمنستان و اروپا و از طریق خط موجود (ترکیه) یا خط لوله «ناباکو» در دست مطالعه است. صادرات گاز ایران از طریق خط لوله در حال حاضر تنها به دو کشور ترکیه و ارمنستان میباشد. ایران در سال ۲۰۱۰ میزان ۴۰/۰ میلیارد متر مکعب گاز به ارمنستان صادر نموده و در ازای آن ۳/۳ میلیارد کیلووات ساعت برق وارد نموده است. میزان صادرات گاز طبیعی طبق گزارش «شرکت ملی گاز ایران» در طول ۵ سال برنامه چهارم توسعه و ۹ ماههی سال ۸۹ به ترتیب برابر ۹/۱۲ ، ۷/۱۵ ، ۴/۱۵ ، ۹/۱۲، ۶/۱۸ و ۷/۲۲ میلیون مترمکعب در روز است. ۲-۲۹- میزان واردات گاز طبیعی ایران ایران با توجه به اینکه دومین دارنده ذخایر گازی جهان است ولی یکی از واردکنندگان گاز نیز بهشمار میرود و میتوان گفت میزان صادرات گاز ایران با واردات آن تا حدودی برابر است. ایران گاز مورد نیاز خود را از کشورهای آذربایجان و ترکمنستان تامین میکند. در سال ۲۰۱۰ میزان گاز وارداتی ایران از ترکمنستان ۵۰/۶ میلیارد متر مکعب و از آذربایجان ۳۵/۰ میلیارد متر مکعب بوده است.
 واردات گاز از ترکمنستان و آذربایجان به ایران با هدف تامین گاز استان های شمالی و شمال شرق کشور انجام میشود. شرکت ملی گاز ایران تصمیم دارد واردات گاز خود از آذربایجان را افزایش داده و در آینده به میزان ۲ میلیون متر مکعب در روز برساند. میزان واردات گاز طبیعی طبق گزارش «شرکت ملی گاز ایران» در طول ۵ سال برنامه چهارم توسعه و ۹ ماهه سال ۸۹ به ترتیب برابر۲/۱۴ ، ۲/۱۷ ، ۹/۱۶ ، ۳/۱۹ ، ۹/۱۵ و ۲/۱۹ میلیون مترمکعب در روز است. ۲-۳۰-میزان مصرف گاز طبیعی در ایران در سال ۱۳۸۸ مجموع مصرف در بخشهای خانگی، تجاری ، صنعتی ، نیروگاهها و صنایع عمده به ۲/۱۴۱ میلیارد مترمکعب رسید. «این شاخص در ۹ ماهه سال ۱۳۸۹ برابر با ۵۵/۱۰۵ میلیارد مترمکعب بوده است. عملکرد این شاخص (مجموع مصرف در بخش های خانگی ، تجاری ، صنعتی، نیروگاه ها و صنایع عمده) در طول ۵ سال برنامه چهارم توسعه و ۹ ماهه سال ۸۹ برابر ۷/۲۶۷ ، ۹/۲۹۸ ، ۸/۳۳۳، ۴/۳۶۲ ، ۹/۳۸۶ و ۸/۴۷۷ میلیون مترمکعب در روز است. در دوره مورد بررسی، رشد فزاینده مصرف در بخش خانگی ، تجاری، صنعتی تداوم یافته است. به طور کلی روند مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی باعث گردیده است که در برخی از فصول سال، سهم اختصاصی به بخشهای صنعتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲٫۱۳۱مقدار ثابت
مقدار Beta که در جدول ۱۵-۴ آمده است نشان می دهد که متغیر وارد شده در گام نخست (برونگرایی) با متغیر وابسته همبستگی مستقیم و مثبت داشته، هم بستگی متغیر گام دوم (خوشایندی) با متغیر وابسته همبستگی مستقیم و مثبت دارد.
 فصل پنجم بحث و نتیجه گیری ۵-۱٫ مقدمه: در این فصل ابتدا خلاصه ای از پژوهش ارائه گردیده و یافته های پژوهش حاضر مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. همان طور که قبلا ذکر شده، هدف پژوهش حاضر بین ویژگی های شخصیتی با راهبردهای مدیریت تعارض در مدیران هیات های ورزشی استان فارس بود. بنابراین پس از ذکر خلاصه ای از پژوهش و نتایج به دست آمده فرضیه های پژوهش که در بخش یافته های پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند، نتیجه گیری و تبیین خواهند شد. در ادامه محدودیت های پژوهش بیان خواهد شد. در پایان برای مدیران و مسئولین و هم چنین پیشنهاداتی برای پژوهش های بعدی ارائه می گردد. ۵-۲٫ خلاصه تحقیق موضوع مدیریت یکی از مباحث مهم وتاثیر گذار در سازمانها محسوب می گردد. مدیریت می تواند با شیوه های مدیریتی خود موجب رشد و توسعه و یا سقوط سازمان گردد. هیات های ورزشی در مراکز استان ها نیز به عنوان یکی از مراکز مهم ورزشی کشور نیازمند مدیرانی با ویژگی های مثبت شخصیتی و هم چنین هوش و ذکاوت بالایی بوده تا در زمان های بحرانی و بروز تعارضات در درون سازمان بتواند به طور صحیح با آن برخورد نمایند. شخصیت افراد تا حد زیادی شیوه حل تعارض آنان را تعیین می کند. بنابراین برخورداری از ویژگی های مناسب شخصیتی برای مدیران باعث خواهد شد، آنان در مواجهه با تضاد ها، از شیوه های کارآمد و سازنده ای برای کنترل و هدایت آن سود برده و کارآیی سازمان تحت سرپرستی خود را بالا ببرند. بنابراین هدف اصلی از انجام تحقیق حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و راهبرد مدیریت تعارض در مدیران هیات های ورزشی استان فارس می باشد. برای دستیابی به این هدف فرضیاتی تدوین و مورد آزمون قرار گرفت. در این راستا راهبرد های مدیریت تعارض(راه حل گرایی، عدم مقابله و کنترل و همچنین ویژگی های شخصیتی (برونگرایی، روان رنجوری، باز بودن، خوشایندی و وجدانی بودن) مدیران هیات های ورزشی استان فارس مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
 جامعه مورد نظر این تحقیق شامل رؤسا و نایب رئیس های هیات های ورزشی استان فارس بوده که کل جامعه مذکور به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده برای گردآوری داده ها ، شامل پرسش نامه محقق ساخته ویژگی های فردی، پرسش نامه استاندارد ویژگی های شخصیتی نئو، ساخته شده توسط کاستا و مک کری(۱۹۹۲) و پرسش نامه استاندارد مدیریت تعارض پوتنام و ویلسون(۱۹۹۱)بود. در نهایت نتایج همبستگی ساده نشان داد، که بین ویژگی های شخصیتی روان رنجور خویی با راهبرد عدم مقابله و کنترل رابطه مثبت و معنی دار و با راهبرد راه حل گرایی رابطه منفی معنی دار وجود دارد. هم چنین بین ویژگی های شخصیتی برونگرایی، خوشایندی و وجدانی بودن با راهبرد راه حل گرایی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین ویژگی های شخصیتی خوشایندی با راهبرد عدم مقابله و کنترل رابطه منفی معنا دار و بین وجدانی بودن و راهبرد عدم مقابله رابطه مثبت معنی دار مشاهده شد. در بقیه موارد رابطه ای مشاهده نشد. نتیجه رگرسیون چند گانه نشان داد ویژگی های پنج گانه شخصیتی، راهبرد عدم مقابله را با R ۲ =۰/۰۸۴ و در سطح معنی داری P=0/001تبیین می کند. هم چنین ویژگی های پنج گانه شخصیتی، راهبرد راه حل گرایی را با R ۲ =۰/۴۶۲ و در سطح معنی داری P=0/000 تبیین می کند. ۵-۳٫ بحث و نتیجه گیری در این قسمت نتایج مربوط به آزمون فرضیه ها که در فصل ۴ ذکر شد، تبیین و تفسیر خواهند شد. ابتدا فرضیه های مربوط به رابطه ساده بین هر یک از ویژگی های شخصیتی با راهبرد های مدیریت تعارض و سپس فرضیه های مربوط به رابطه ی چندگانه ویژگی های شخصیتی با راهبرد مدیریت تعارض مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ۱) تبیین فرضیه مربوط به رابطه ویژگی شخصیتی فراخ ذهنی و راهبرد های مدیریت تعارض (راه حل گرایی، عدم مقابله،کنترل) یافته های تحقیق نشان داد، بین ویژگی های فراخ ذهنی و راهبرد عدم مقابله مدیران هیات های ورزشی استان فارس رابطه معنا دار وجود ندارد. در نتیجه فرضیه شماره ۱-۱ این پژوهش تائید نشد. این با نتایج پارک و آنتونیونی(۲۰۰۷)، اوساچ و آندوسکی (۲۰۰۶) و ما(۲۰۰۵) همخوانی دارد و با نتایج تحقیق آنتونیونی(۲۰۰۰) همخوانی ندارد. یافته های تحقیق نشان داد، بین ویژگی های فراخ ذهنی و راهبرد کنترل هیات های ورزشی استان فارس رابطه معنا دار وجود ندارد. در نتیجه فرضیه شماره ۲-۲ پژوهش تایید نشد. این نتیجه با نتایج پارک و آنتونی(۲۰۰۷) اوساچ و آندوسکی (۲۰۰۶)، ما(۲۰۰۵) و آنتونیونی(۲۰۰۰) و حیدری نژاد(۱۳۸۹) همخوانی دارد. یافته های تحقیق نشان داد بین فراخ ذهنی و راهبرد راه حل گرایی مدیران هیات های ورزشی استان فارس رابطه معنا وجود ندارد. در نتیجه فرض ۳-۳ پژوهش تایید نشد. این نتایج با نتایج تحقیقی پارک و آنتونی (۲۰۰۷) اوساچ و آندوسکی(۲۰۰۶)، ما(۲۰۰۵) و حیدری نژاد(۱۳۸۹) همخوانی دارد ولی با نتیجه تحقیق آنتونیونی(۲۰۰۰) همخوانی ندارد. که احتمال دارد این تفاوت به دلیل ویژگی های متفاوت نمونه آماری دو پژوهش باشد. دلیل اینکه ویژگی های شخصیتی فراخ ذهنی با هیچ یک از سبک های حل تعارض مرتبط نبود، می تواند این باشد که افراد فراخ ذهن توانایی بالایی در قضاوت و سازش در موقعیت تعارض دارند و این انعطاف پذیری باعث می شود که به سرعت در مورد روش هایشان قضاوت کنند و راهبرد برتریشان را بر طبق موقعیت های گوناگون انتخاب کنند. بنابراین فراخ ذهنی با هیچ یک از سبک های مدیریت تعارض مرتبط نیست. با توجه به نتایج بدست آمده از این سه فرضیه مشخص شد که بین ویژگی های شخصیتی فراخ ذهنی و سه راهبرد مدیریت تعارض رابطه ای وجود ندارد. پروین(۱۹۹۴) بیان می کند که ویژگی های شخصیتی فراخ ذهنی کم ثبات ترین فاکتور در ۵ فاکتور نئو می باشد. همچنین نتایج تحقیق روشن و همکاران (۱۳۸۵) در برسی جنبه های روان سنجی پرسش نامه ۵ عاملی نئو نشان داد عامل فراخ ذهنی در نمونه ایرانی نیز فاقد ثبات درونی قابل قبول است(o=0/35). بنابراین، با توجه به نکات ذکر شده احتمال دارد که یکی از دلایل معنی دار بودن رابطه ویژگی های فراخ ذهنی و سه سبک راهبرد مدیریت تعارض فقدان ثبات درونی این ویژگی، در جامعه ایرانی است. به علاوه با توجه به تعریف مفهومی فراخ ذهنی که در فصل اول ارائه شده است. به نظر می رسد که این ویژگی در جامعه ما چندان مورد توجه و استقبال نیست. ۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این کشور تا کنون دو بار برنامه آیندهنگاری ملی برگزار شده است. اولین برنامه در سال 2000 به پایان رسید و دومین آن در سالهای 2003 و 2004 انجام پذیرفت. در این دو برنامه تلاش شد تا برنامهای کوچک از آیندهنگاری اجرا شود.
 افق زمانی این برنامهها 15 تا 20 ساله بوده و نکته قابل توجه آن بود که برخلاف اکثر مطالعه کشورهای دیگر، پروژه آیندهنگاری سوئد از طرف سازمانها و نهادهای غیردولتی آغاز شد و کاملاً از یک رویکرد پایین به بالا بهره میگرفت. البته نباید از ذهن دور داشت که اگرچه آیندهنگاری از طرف دولت صورت نگرفته است، اما از حمایت و علاقه نیرومند دولت برخوردار بوده است. در این برنامه از چندین برنامه آیندهنگاری خارجی الگو گرفته شد و چندین مدل خارجی مناسب در آن وجود داشت. یکی از مهمترین این برنامهها، آیندهنگاری انگلستان بود که به عنوان یک منبع مهم الهام بود. فدراسیون صنایع سوئد، به تحلیل تأثیرهای مطالعههای اروپایی مرتبط پرداخت و تصمیم به آغاز مطالعه در سوئد گرفت. همچنین در این برنامه از یک گروه ارزیابی خارج از پروژه برای ارزیابی نتایج گروهها نیز بهره گرفته شد که در نوع خود تجربه نوینی بود. این گروه پس از اتمام کار بخشها، به ارزیابی این نتایج میپرداختند. (دانشنامه آیندهپژوهی(2)، 1389، 5-103) فرانسه و آیندهپژوهی: بازسازی و توسعه اقتصادی فرانسه پس از جنگ به ایجاد یک رشته طرحهای ملی انجام شد که مستلزم حدس و گمان درباره تحولات آینده بود. از جمله آن ها تأسیس “مرکز بین المللی آینده” در سال 1957میلادی توسط “گاستون برگر”[38] در شهر پاریس است. این مرکز با انتشار نشریه “پراسپکتیو”[39] (چرخش به سوی آینده) مقالههایی را درباره جوانب متفاوت و گوناگون آینده ارائه نمود. ولی در این نشریه مطرح میکند که “چرخش به سوی آینده” نه یک مرام است و نه یک نظام. این دیدگاه به معنای تعمق در آینده و تلاش برای توصیف شاکله کلی آن و ابداع یک روش عملیاتی برای شکل بخشیدن به آینده مطلوب است. (ملکی فر و همکاران، 1386، 36) در سال 1960 با حمایت مالی “بنیاد فورد” پروژه دیگری توسط “برتراند دو ژوونل”[40] فرانسوی و همکاران وی با نام “فوتوریبل” با هدف طرح جنبش آیندهپژوهی فرانسه در میان پژوهشگران سراسر جهان آغاز گردید. در واقع این پروژه، یک نشریه آیندهپژوهی و شامل سلسله مقالههایی بود به قلم اندیشمندان برجسته درباره وقایعی که شاید در آینده به ویژه در حوزه سیاسی رخ دهد. در سال 1964میلادی “ژوونل” کتاب کلاسیک خود یعنی “هنر گمانه زنی” را منتشر ساخت که حاوی مبانی معرفتی مطالعه آینده بود و درباره امکان مطالعه آینده و سودمندی آن به خوبی بحث کرد. هنر گمانی زنی، از این لحاظ قابل توجه است که مطالعه آینده را یک علم نمی داند، بلکه آن را یک هنر تلقی میکند. اما امروز پذیرفتهایم که آیندهپژوهی هم علم است و هم هنر، درست همان دیدگاهی که نسبت به مدیریت داریم. “ژوونل” و همسرش “هلن"، “انجمن بین المللی آیندهپژوهان”[41] را پایه گذاری کردند که هم اکنون پسرشان “هوگو” آن را میچرخاند. همچنین سازمان دیگری به نام “آژانس برنامهریزی منطقهای فرانسه” به ریاست “ژروم مونو” نیز در هدایت فرانسه به سمت آینده فعال بوده است. (ملکی فر و همکاران، 1386، 40-39)
 فرانسویان تأثیر شدیدی بر جنبش جهانی آیندهپژوهی داشتهاند که بخش اعظم آن از طرح ژوونل و پروژه فوتوریبل ناشی میشود. ژوونل شالوده فکری مستحکمی را بنیان گذارد که مطالعه آینده را به یک فعالیت فکری مهم در فرانسه و حتی در ایتالیا، ایالات متحده و سایر نقاط جهان تبدیل کرد. در پرتو تلاشهای ژوونل و هم فکرانش، اکنون آینده صرفاً عرصهای متعلق به دانشمندان محسوب نمیشود، بلکه حوزه تأمل هنرمندان، فیلسوفان و شاید بیش از همه، قلمرو تک تک انسانهایی است که در خلوت روحی و روحانی خویش برای پی ریزی آیندههای بهتر و با شکوه تر برنامهریزی میکنند. (ملکی فر و همکاران، 1386، 40) 2-2-2) نمونه کاربردی آیندهپژوهی در سازمان
سابقه پروژه نيروي هوايي 2025 پيشينه فعاليتهاي آينده اندیشی در آمريكا، كه ابتدا رنگ تكنولوژيك داشت، به دهه 1930، زمان رياست جمهوري “روزولت"، باز مي گردد. با شروع جنگ جهاني دوم، پاي مطالعههای رسمي آينده اندیشی به نيروهاي مسلح آمريكا باز شد. در سال 1945 كه مقارن با تأسيس انديشگاه رند در نيروي هوايي آمريكاست، ارتش اين كشور مطالعاتي را با عنوان “به سوي افقهاي نو” براي پي بردن به تأثير تكنولوژيهاي آينده بر قدرت دفاعي آغاز كرد. به اين منظور، بسيج همگاني آينده پژوهان، دانشمندان، نويسندگان داستانهاي علمي ـ تخيلي، افسران، و تكنولوژيستهاي غيرنظامي را به راه انداخت و آن ها را در هم انديشيهاي متعدد گرد هم آورد. اين مطالعهها، به ويژه با كوشش نيروي هوايي كه بازوي اصلي فعاليتهاي آينده اندیشی در ارتش آمريكاست، كماكان تا امروز دنبال شده است. عظيم ترين پروژه آينده پژوهی نيروي هوايي آمريكا تا به امروز پروژه “نيروي هوايي 2025″ است كه در اواي
ل سال 1995 آغاز شد و يافتههاي آن سرانجام در 3300 صفحه و 10 مجلد تنظيم و به فرماندهي نيروي هوايي آمريكا ارائه گرديد. نيروي هوايي آمريكا، تني چند از افسران كارآمد خود و تعدادي از افسران ساير نيروها را مأمور كرد تا عميقاً به پيشرفتهاي تكنولوژي، سياستهاي جهاني، روندهاي اجتماعي و ديگر عوامل تعيين كننده نگاه كنند و “بدترين” وضعيتي را كه ممكن است ايالات متحده در 30 سال آينده با آن روبرو شود به تصوير در آورند و به اين وسيله نيروي هوايي را براي مواجهه با چالشهاي آينده مهيا نمايند. در بخشي از اسناد اين پروژه خاطر نشان شده است: هدف نهايي پروژه اين بود كه شرايط اقتصادي، سياسي و نظامي جهان در سال 2025 ترسيم و نيز راههاي افزايش استعدادها و قابليتهاي نيروي هوايي آمريكا براي سازگاري با اين شرايط بررسي شود. فرمانده وقت نيروي هوايي آمريكا به صراحت در مورد ديدگاه حاكم بر پروژه نيروي هوايي 2025 گفته است: “چيزي كه ما سعي در انجام آن داشتيم اين بود كه يك موقعيت بسيار مشكل را پيش روي نيروي هوايي قرار دهيم. از نظر ما اين يك روش دورانديشي و كسب آمادگي براي آينده است. ما نميخواهيم ناگهان با ابر ليزرهاي 30 سال آينده روبرو شده و غافل گير شويم. “ اهداف كليدي در پروژه نيروي هوايي 2025پروژه نيروي هوايي 2025 آمريكا، سه هدف كليدي زير را دنبال مي كرد: ۱-خلق چند تصوير واقع بينانه از جهان در سال 2025 ۲-نشان دادن “بدترين وضعیتي” كه آمريكا ممكن است در 30 سال آينده با آن روبرو شود. ۳-تدوين استراتژي 30 ساله نيروي هوايي آمريكا، به طوري كه اين نيرو را براي مواجهه با بدترين شرايط ممكن در سال 2025 آماده نمايد. پرسشهاي محورياين پروژه سه پرسش محوري داشت: 1-ارتش آمريكا در 30 سال آينده با چه مسايلي در بعدهای جهاني و ملي روبرو خواهد شد؟ ۲-به طور خاص، نيروي هوايي آمريكا در 30 سال آينده با چه چالشها و مسايلي دست به گريبان خواهد بود؟ ۳-نيروي هوايي براي غلبه بر اين چالشها و مسايل از هم اكنون بايد به استقبال چه تحولهایي در مأموريت، سازماندهي، دكترين، استعدادهاي نظامي، سلاحها و تكنولوژيهاي خود برود؟ به خصوص بايد روي كدام تكنولوژيها و سلاحها سرمايه گذاري نمايد؟ بديهي است پاسخگويي به اين سؤالها يكباره امكان پذير نبوده، و قبل از آن مي بايست به زنجيره اي از سؤالهاي ديگر پاسخ داده میشد: الف- اوضاع كلي جهان در 30 سال آينده چگونه خواهد بود؟ ب- وضعيت كلي ايالات متحده در سال 2025 چگونه خواهد بود؟ پ- سرعت رشد و وضعيت كلي تكنولوژي در خلال 30 سال آينده چگونه خواهد بود؟ ت - در طول 30 سال آينده، احتمالاً چه سلاحهاي جديدي ظهور خواهند كرد؟ چارچوب تولید سناریوها در پروژه نيروي هوايي 2025به نظر مي رسد كه آينده پژوهان آمريكايي در پروژه نيروي هوايي 2025، يك “ديدگاه كلنگر” را براي سناریونگاری انتخاب كردهاند. براساس اين ديدگاه، آن ها توانستند يك فضاي سه بعدي خلق كنند كه بتوان انواع آيندهها را از زاويه ديد آمريكا در آن نمايش داد. خلق اين فضا، كه خصوصاً با افراد “ديداري” ارتباط برقرار مي كند، يكي از هنرنماييهاي آينده پژوهان آمريكايي در اين پروژه بوده است. پروژه نيروي هوايي 2025 آمريكا از سه بُعد به آينده نگاه ميكند و سه نیروی پیشران کلیدی را در نظر مي گيرد. الف. بُعد ايدئولوژيك / فرهنگي. (محور z) اين بُعد كه “وضعيت جهاني نگرش آمريكايي” نام دارد به اين سؤالها پاسخ مي دهد كه آيا مردم جهان در 30 سال آينده، آمريكائي فكر خواهند كرد؟ آيا جهان بيني و ارزشهاي آمريكايي طرد نخواهد شد؟ آيا نگرشها و ارزشهاي غیر آمریکائی مغلوب نخواهند شد؟ بسته به پاسخ اين سؤالها، آمريكا حتي ممكن است در جهان آينده به كلي “منزوي” شود. ب. بُعد تكنولوژيك. (محور x) اين بُعد كه “سرعت پيشرفت تكنولوژي و توزيع جهاني” ناميده مي شود، به اين سؤالها پاسخ مي دهد كه آيا سرعت پيشرفت تكنولوژي طي 30 سال آينده مانند امروز خواهد بود و يا صورت تصاعدی و انقلابي پيدا خواهد كرد؟ آيا تكنولوژي برتر كماكان در دست عده انگشت شماري از ملتها باقي خواهد ماند يا ملتهاي ديگري هم صاحب تكنولوژي برتر خواهند شد؟ پ. بُعد سياسي ـ امنيتي (محور y) اين بُعد كه “شبكه جهاني قدرت” نام دارد به اين سؤال پاسخ ميدهد كه آيا قدرت سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي در جهان 30 سال آينده همچنان در انحصار برخي از ملتها خواهد بود و يا كاملاً در جهان توزيع خواهد شد؟ چهار سناريوي اصلي براي جهان و آمريكا در سال 2025 آينده پژوهان آمريكايي مقادير مختلفي را براي هر يك از هنجارها انتخاب نمودند و براساس آن ها توانستند چهار نقطه را در فضا مشخص كنند كه نمايانگر چهار آينده باورکردنی براي جهان و آمريكا در سال 2025 بود. براي هر آينده يك استعاره انتخاب كرده و يك سناريو براي آن ابداع نمودند. اين استعارهها و سناريوها عبارت است از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موسسه های دینی درآمریکا ، معین کرده اند درلشکریانی که به سمت بیت القدس حرکت می کنند ، میلیون ها لشکرازآمریکا، واروپا،روسیه، ترکیه، مصرودولتهای مغرب عربی ولشکریان عراق ، ایران ، لیبی ، سودان، قفقازوسوریه واردن درآن شرکت خواهند داشت . www.tebyan.net/nevindex.aspx?pid=17257&threadid=185879 تمام فرقه های مسیحی درآمریکا ، ازوقوع حادثه آرماگدون خبرمی دهند وتمام موسسات دینی ، همگام با وسایل ارتباط جمعی از رادیووتلفزیون ، کشورهای غربی وآمریکا را متوجه این منطقه کرده اند که به تحقیق جنگی هسته ای منجر خواهد شد . آن گاه مسیح ، دوباره به زمین فروخواهدآمد ورهبری عالم را بر عهده خواهد گرفت .(همان)
 …رونالد ریگان ، جورج بوش وکلینتون این سه نفراز روسای جمهور آمریکا ، به حتمی بودن واقعه آرماگدون ایمان داشته وزمان ریاست جمهوری خود، همگام باسایر دولت های بزرگ ، سیاست های خارجی خود را بر اساس این واقعه تنظیم می کردند. …حادثه آرماگدون که کلیسا وقوع آن را بشارت می دهد ، همان حادثه بزرگی است که قبل از ظهورامام مهدی واقع خواهد شد ؛ واقعه بزرگی که درروایات ، از آن به « معرکه قرقیسیا» تعبیر شده است .(همان) این واقعه در نصوص اسلامی درروایات شیعی وسنی مطرح شده است . ازمجموع این روایات استفاده می شود فرمانده این جنگ از جانب دشمنان اسلام ، شخصی به نام سفیانی است . اوبا کمک نیروهای یهودی میان مردم تفرقه انداخته ومردم را برضد اسلام واهل بیت «ع»تحریک می کند . وی ، تمام محرمات را برای لشکریان خود تجویز می کند ودر آخر با تمام نیروهایش ، در سرزمین بیداء در زمین فرو می روند؛ ولی قبل از آن در منطقه آرماگدون یا ( قرقیسیا) به جنگی تمام عیار خواهند پرداخت . دراین جنگ ،اتحاد یهودیان از هم پاشیده وبسیاری از آنها نابود خواهند شد.(همان) روایات درباره این جریان در کتب معتبر اهل سنت ونیزدرصحاح سته وجود دارد که به متن آن ها می پردازیم : بخاری در صحیح خود از رسول خدا «ص» نقل کرده است که حضرت فرمود : انّه لاتقوم الساعه حتی تقاتلوا الیهود حتی یقول: الحجرورائه الیهودی :« یا مسلم ، هذا یهودی ورائی فاقتله » «قیامت بر پا نمی شود تا آن که با یهودیان بجنگید . در آن جنگ ، یهودیان به حدی نابود می شوند که حتی سنگی که یک نفرکنارآن پناه گرفته می گویداو یهودی است او را به قتل برسان ».ترجمه ماتن» (بخاری،1401ق، ج3 ص232) پ – فتح کاخ سفید : یکی از احادیثی که از سویی بسیار نوید بخش ودلگرم کننده واز سوی دیگر مایه تعجب است که چرا مورد توجه واقع نشده ، حدیثی است که مسلم در صحیح خود از جابر بن سمره نقل کرده است که رسول خدا ص فرمود : عصیبه ( عصابه) من المسلمین یفتتحون البیت الابیض بیت کسری او آل کسری ؛ گروهی از مسلمانان ، کاخ سفید را فتح خواهند کرد ؛ کاخی که نمادی از کاخ کسری ویا خاندان کسری است . کاخ سفید ، نمادی از مرکز ثروت وقدرت دنیوی ودر دنیای امروز، همان مرکزحاکمیت در آمریکا است که هسته استکباری جهان امروز است . بعید نیست دامنه جنگ منطقه آرماگدون ویهودیان ، به آمریکا کشیده شود واین کاخ سفید که منشاء ظلم وستم وفتنه دنیای امروز است ، به دست مسلمین فتح شود. نکته قابل توجه آن است که مسلم ، این حدیث را در کتاب الاماره مطرح کرده وحدیث نیز حول موضوع دوازده خلیفه است ؛ بنابراین در زمان خلیفه دوازدهم که مهدی موعود است ، این فتح عظیم – ان شاالله – صورت خواهد گرفت .(قادری،1388ق،ص166)
- بخاری به سندش از ابو هریره از رسول خدا«ص» نقل می کند:
والذی نفسی بیده لیوشکن ان ینزل فیکم ابن مریم حکما مقسطا فیکسر الصلیب ویقتل الخنزیر ویضع الجزیه ویفیض المال حتی لا یقبله احد.( بخاری،1410ق،ج3 ص.107) « قسم به آان که جان من به دست اوست زمانی فرامی رسد که فرزند مریم فرود می آورد حاکمی دادگر وصلیب را می شکند وخوک را می کشد وجزیه می گیرد ومال آن چنان فراوان می شود به مقداری که مردم آن را نمی خواهند «ترجمه ماتن» 2- حدیث دوم بخاری با اسنادش به ابوهریره ؛ حدثنا ابن بکیر، حدثنا اللیث ،عن یونس، عن ابن شهاب ، عن نافع مولی قتاده الانصاری ان ابا هریره قال : قال :رسول الله «ص» : «کیف بکم اذا نزل فیکم ابن مریم حکما وامامکم منکم» . ابن حجر عسقلانی در فتح الباری درذیل حدیث مزبور می نویسد : وقال : الآبری فی مناقب الشافعی :«تواترالاخباربان المهدی من هذه الامه وانّ عیسی یصلّی خلفه »، وفی صلاه عیسی خلف رجل من هذه الامه مع کونه فی آخر الزمان وقرب قیام الساعه دلاله للصحیح من الاقوال انّ الارض لا تخلوا عن قائم لله بحجه . والله اعلم . (عسقلانی ، 1410 ق، ج6 ،ص611). «وآبری در مناقب شافعی گفته : روایات متواتر است بر اینکه مهدی از این امت است واین که عیسی«ع» پشت سراو نماز می خواند ، ودر مورد این مساله که عیسی«ع» پشت سراو نماز می خواند در حالی که آخر زمان است ونزدیک بودن قیامت دلیل واضحی است بر اینکه زمین از وجود قائم وحجه خدا خالی نمی شود ، وخدا داناتر است«ترجمه ماتن» عنوان هفتم : ویژگی های حکومت حضرت مهدی «ع» الف- ربا خوری : ابوداوود بااسنادش ازابو هریره از پیامبر«ص» نقل می کند: عن ابی هریره قال: قال النبی«ص»: یاتی علی الناس زمان یاکلون فیه الربا قال: قیل له : الناس کلهم ؟ قال: من لم یاکله منهم ناله من غباره (المفردات: المقصود انه عندما یکثر الربا فی المجتمع یتلوث جو المعاملات ویصل غبارالربا الی الجمیع.؛ روزی را رسد که مردم به ربا خوری رومی آورند،ازاوپرس
یدن آیا همه مردم ؟ فرمود : هرکس ربا نخورد گردوغبارآن به او می رسد.(ابی داوود ،بی تا،ج3 ص243-244) ب- تجدید گر دین : ابوداوود از ابوهریره ازرسول خدا «ص» نقل می کند: عن ابی هریره عن رسول الله «ص»: قال: ان الله تعالی یبعث لهذه الامه علی راس کل مائه سنه من یجدد لها دینها ؛ «خداوند برای این امت ، درهرصد سال یک نوآوروتجدیدگری می فرستد تا دینش را تجدید کند.«ترجمه ماتن»( ابی داوود بی تا،ج4ص109). پ – حاکمیت اسلام بر جهان : بی تردید، دین اسلام دین خاتم است . خاتمیت این دین به سبب معارف واحکامی است که هم جهان شمول بوده وهم در تمام گذر زمان تا قیامت جوابگو است . طبق وعده الهی در قران کریم ، جهان روزی را خواهد دید که این دین ، بر تمام ادیان دیگرغلبه کرده وبر جهان عالم مسلط می شود. «هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله»(فتح 28) ؛ اواست خدایی که رسولش را به دین وهدایت خلق فرستاد ، تااورا برهمه ادیان عالم برتری دهد. ماتن آیا می شود پذیرفت مسیحیت یا یهودیت امروز که تعالیم حضرت موسی (ع) وحضرت عیسی (ع) فقط نامی بر خود گرفته اند ونیز کتاب انجیل وتورات پر از تحریف بتوانند جهان رااداره کنند؟ آیا مسیحیت ویهودیت که امروز بدترین جنایات را در حق ومظلومان روا می دارند، ممکن است داعیه دار صلح وعدالت ان هم در جامعه جهانی شوند؟ یکی ازدلایل این که قرآن ، ازهرگونه تحریف مصون مانده ، این است که تاابد بتوان عالم را با آن اداره کرد . این دین مبین اسلام است که معارف وحیانی واحکام شفاف وخالص آن ، با سیره وسنت نبوی به وسیله یک انسان معصوم وکامل در عالم حکمفرما می شود.( قادری،1388ش،ص170) 1-درسنن ابوداوود از ام سلمه نقل کرده است که پیامبر «ص» فرمود: ویعمل فی الناس بسنه نبیهم ویلقی الاسلام بجراته الی الارض ؛ واو در بین مردم به سنت پیامبر ص عمل می کند واسلام را برتمام زمین ، سلطنت وعزت می دهد. (ابوداوود،بی تا، ج2 ،ح4286) نیز از ابوهریره نقل کرده است که رسول خدا ص فرمود: 2 -ویهلک الله فی زمانه الملل کلها الا الاسلام …؛ در آخرالزمان ، خداوند تمام ادیان را نابود می کند ، مگر اسلام را … (همان ح4324) این روایات وروایات دیگری با این مضمون که پیامبر ص فرمود: « اگر یک روز از عمر این دنیا باقی بماند، خداوند آن قدر آن روز را طولانی خواهد کرد که مهدی از خاندان من ظهور کند وبر مردم حکومت کند». همگی می فهماند که انتهای جهان ، همراه غلبه دین اسلام وبا حاکمیت امام مهدی ع خواهد بود. البته فراگیر شدن اسلام وحاکمیت امام مهدی بر کل جهان از مواردی است که درروایات متعدد شیعی نیز مطرح شده است . برای نمونه مرحوم شیخ صدوق از حضرت امام باقر ع نقل می کند: القائم منصور بالرعب ، موید بالنصر ، … ویبلغ سلطانه المشرق والمغرب ویظهر الله عزوجل به دینه ولو کره المشرکون .( صدوق،بی تا، ج1باب30) ت- عدالت گستری : از اموری که بشر همیشه خواستارآن بوده ، عدالت گستری است . از آن جا که بیشتر حاکمان ودولتمردان در طول تاریخ ، با ندای عدالت خواهی وعدالت گستری قیام کرده وپس از کسب قدرت وحکومت ، فورا لباس استبداد وخود خواهی می پوشیدند ، بشر همیشه عدالت را دررویا وآرزوی خود جست وجو می کند ، تا روزی تحقق یابد. درروایاتی(روایات شیعی:صدوق درکمال الدین،بی تا،ج2،ص578؛ ودرروایات اهل سنت مقدسی شافعی درعقد الدرر باب3 ص67ومسند احمد ج3 ص37)که درباره امام مهدی «ع» وحکومت آن حضرت مطرح شده است ، می بینیم عدالت گستری در سراسر گیتی ، درراس آرمان های آن حکومت قرار دارد . با عدالت است که روابط غیر انسانی وتبعیض وظلم وفساد می سوزد وبر باد می رود. قرآن کریم ، این عطش انسانی ودرد درون انسانی را چه زیبا وبه جا تشخیص داده است که می فرماید : ( لقد ارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط …) ؛(حدید آیه 25) همانا ما پیامبران را با نشانه های اشکار فرستادیم ، وبا آنان کتاب ومیزان فرستادیم تا میان مردمان به عدالت ودادگری برخیزند . اکنون به نقل برخی روایات اهل تسنن درباره عدالت گستری در آخر الزمان می پردازیم : 1-در سنن ابوداوود آمده است که پیامبر فرمود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماهیت معیار آیا معیار کامل است عامل انگیزشی تنها اگر اعتماد بلا وجود داشته باشد آیا فرد میتواند بر معیار موثر باشد؟ آیا فرد میتواند بر معیار موثر باشد؟ ایدهآل است اما طراحی آن برای کارهای غیرمعمول دشوار میباشد کنترل محدود رفتار نادرست غفلت شکل۲-۶) ماهیت معیارها (دعائی و بختیاری; ۱۳۸۶) یک معیار عینی می تواند به صورت مستقل ارزیابی و تایید شود.فعالیت یک کارمند را می توان به صورت ذهنی و بر اساس مشاهدات مافوق وی ارزیابی نمود اما باید توجه داشت که مافوق مذکور بایستی اطلاعات کافی در اختیار داشته باشد تا قادر به داوری منصفانه گردد.علاوه بر این وجود اعتماد کامل نیز ضروری میباشد زیرا فرد زیردست باید از منصفانه بودن قضاوت ذهنی مذبور مطمئن باشد.معیارها بر اساس درجهی کمال و پاسخگویی نیز متغیرند.یک معیار کامل تمامی جنبه های موفقیت را در بر می گیرد.یک معیار پاسخگو منعکس کننده ی فعالیت هایی است که یک مدیر برآنها نفوذ دارد.به عنوان مثال: سرعت، برای سنجش میزان مسافت طی شده از بوستون تا ونکوور، معیاری پاسخگو اما ناقص است.راننده می تواند با افزایش یا کاهش شتاب وسیله ی نقلیه بر این عامل تاثیر گذارد اما چون تعداد و زمان توقف ها را لحاظ نمی کند ناقص است.در یک کسب و کار، قیمت سهام به عنوان یک معیار کامل عملکرد مدیر ارشد در نظر گرفته می شود زیرا تمام اقدامات مدیریت در نهایت در قیمت سهام آن شرکت منعکس می گردد.البته قیمت سهام، نرخ های بهره و عوامل دیگری را که خارج از کنترل مدیران ارشد هستند نیز منعکس میسازد.بنابراین به طور کامل پاسخگوی اقدامات آنان نیست.از سوی دیگر معیارهای سود دهی مانند نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) مسئولیت تمام اقدامات مدیران ارشد را بر عهده دارد اما این معیارها کامل نیستند زیرا بازتاب ارزش آتی تصمیمات بلند مدت از قبیل سرمایه گذاری در تکنولوژی های جدید نمیباشد.برای افزایش پاسخگویی معیار های عملکرد، کارکنان رده ی پایین تر معمولا بر اساس فعالیتهای حیطه ی کنترل خویش مورد سنجش قرار می گیرند.افراد در رفتارهایی که سبب افزایش معیار می شود، شرکت می کنند اما این امر افزایش اندکی در ارزش کلی شرکت خواهد داشت (سایمونز;۱۳۸۵).بنابراین می توان گفت اگرچه عملکرد می تواند معانی متنوعی داشته باشد اما به طور عمده از دو دیدگاه می توان به آن نگریست: نخست مفهوم ذهنی که در وحله ی اول مرتبط است با عملکرد شرکت ها نسبت به رقبای آنها و دیدگاه دوم مفهوم عینی است که بر پایه ی اندازه گیری مطلق عملکرد می باشد (Sin; 2005).در گذشته عمدت شاخص های مالی مستقیما از سازمان ها یا از منابع ثانویه به دست می آمدند.بعدها به قضاوت داورانه ی پاسخگویان داخلی و خارجی سازمان گرایش پیدا شد.آنها اغلب هر دو شاخص مالی، عملیاتی و تجاری را تحت پوشش قرار می دادند.در برخی از مطالعات نوعی سازگاری قوی بین معیار های عینی و ذهنی یافت شد اما برخی دیگر از مطالعات تفاوت هایی را بین این دو رویکرد تشخیص دادند.معیار های عینی عملکرد، به سختی حاصل می شوند و یا اینکه پایایی کافی ندارند.رویکرد ذهنی، اندازه گیری ابعاد عملکرد از قبیل ارزش نام تجاری یا رضایت مشتری را تسهیل می کند.اندازه گیری ذهنی همچنین تجزیه و تحلیل مقطعی داده های مربوط به بخش ها و بازار ها را تسهیل می نماید.به دلیل آنکه عملکرد می تواند در مقایسه با اهداف شرکت یا اهداف رقبایش، قابل اندازه گیری شود.ارزیابی ذهنی همچنین باعث می شود که اثرات آهسته و ویژه ی استراتژی سازمان در نظر گرفته شوند.این امر موجب می گردد که دریابیم عملکرد ذهنی نسبت به عملکرد عینی معیار مناسب تری برای سنجش عملکرد بازاریابی است (Benito and Javier; 2005).البته ذکر این مطلب هم حائز اهمیت است که به خاطر داشته باشیم استفاده از معیار های ذهنی هم برای اندازه گیری عملکرد بازاریابی محدودیت های خاص خود را دارد.مثلا ممکن است افراد در ارائه ی آنها اغراق کنند و آنها را فراتر از مقدار واقعی بیان نمایند (Panigyrakis and Theodoridis; 2007 ).اصطلاح ذهنی عملکرد به این معناست که امتیاز عملکرد شرکت بوسیله ی طیفی پاسخی در مقایسه با عملکرد رقبای عمده، درجه بندی می شود (Martin et al.., 2007; ).پژوهشگران در مطالعات مربوط به عملکرد بازاریابی و مالی، مولفه های مختلفی را برای سنجش آن به کار برده اند.معدودی از پژوهشگران مولفه هایی از عملکرد که با یکدیگر مرتبط هستند را در گروه هایی جای داده و آنها را نام گذاری کرده اند.به عنوان مثال پلهام مولفه های عملکرد را در سه دسته جای داده است:
 اثربخشی سازمانی: شامل مولفه های کیفیت محصول، موفقیت محصول جدید، نرخ حفظ مشتری رشد/ سهم: شامل مولفه های سطح فروش، نرخ رشد فروش، سهم بازار سود آوری شامل مولفه های نرخ بازده ویژه، (ROE) نرخ بازگشت سرمایه، حاشیه ی سود ناویژه چیکوان نیز مولفه های عملکرد را در دو دسته قرار داده است که عبارتند از: عملکرد بازار: مشتمل برمولفه های حفظ مشتری، جذب مشتری جدید عملکرد مالی: مشتمل بر مولفه های نرخ بازده دارایی، سهم بازار و رشد فروش (بختیاری; ۱۳۸۵) پاینگراکیس و تئودوریدسدر یکی از مطالعات خود، عملکرد شرکت را در مقایسه با رقبای عمده ی آن در سه سال گذشته به وسیله دو دسته از شاخص ها شامل: شاخص های عملکرد مالی: فروش نهایی، نرخ رشد فروش، حاشیه سود ناخالص. شاخص های عملکرد غیر مالی: سهم بازار، بهره وری، زمان و دوره ی عمر سهام که مجموعا جز شاخص های ذهنی و غیر مستقیم بودند را مورد سنجش قرار دادند.
 در برخی از مطالعات نیز بین معیارهای اثربخشی و کارآیی تفاوت قایل شده اند.به این ترتیب خاطرنشان شده است که پیش تر به تقویت و تثبیت موقعیت بازار قوی، برای مثال: رضایت مشتری، تصویر ذهنی و وجهه مناسب، افزایش فروش، سهم بازار یا موقعیت محصول جدید اشاره می شود.تفاوت بین معیار های موقعیتی (در ارتباط با عملکرد جاری) و معیار های روند (در ارتباط با تغییر عملکرد) می تواند همچنین مورد ملاحظه قرار گیرد.در این مورد سینکولا و باکر بین بعد اثربخشی عملکرد (در ارتباط با موفقیت در مقایسه با رقبا) و معیار های سازگاری با محیط (در ارتباط با موفقیت پاسخگویی همزمان به شرایط و فرصت های متغیر محیطی) تفاوت قایل شدند ( Panigyrakis and Theodoridis; 2007).بنیتو نیز از سه معیار عینی عملکرد به نام های فروش، سود و نرخ بازده دارایی ها (ROA ) استفاده کرد که فروش، تمرکز بر اثربخشی شرکت در جذب تقاضا داشت که این امر می توانست شاخصی برای موفقیت بازار باشد ولی این مطلب را که چگونه می توان به طور کارآ به چنین موقعیتی دست یافت، منعکس نمی نماید.سود از طریق کارآیی در محاسبه ی حاشیه سود ناخالص نمایش داده می شود و نرخ بازده دارایی به وسیله مقایسه سود در ازای منابع مورد استفاده، تاثیرات اندازه را از بین می برد (Benito and Javier;2005).در یک مطالعه در سال ۲۰۰۸ تایلور و دیگران معیار هایی چون بهبود کیفیت خدمات، کاهش هزینه های تولید، سازگاری محصول با تقاضای مشتری و سطوح سازگاری خدمات را به عنوان معیار های عملکرد به کار برده و خاطرنشان می کنند که این متغیر های فرعی از بین متغیر هایی انتخاب می شوند که وابستگی بیشتری به رابطه ی بین عرضه کنندگان و فروشندگان در بازار های صنعتی داشته و به وسیله کارشناسان صنعت نشان داده شده اند (Taylor; 2008).دشپانده و همکاران در سال ۱۹۹۳ چهار معیار ذهنی را برای سنجش عملکرد شرکت مورد استفاده قرار دادند که شامل: سودآوری، اندازه، سهم بازار و نرخ رشد میباشد.سینگ و رانچورد نیز در تحقیق خود بر روی صنعت قطعه سازی خودرو در انگلستان، ضمن استفاده از رویکرد ذهنی، دلیل این امر را سختی در حصول داده های عینی از منابع مستند و عدم دسترسی عمومی به آن، به دلیل مخالفت شرکت ها جهت بروز این اطلاعات محرمانه دانسته.با این وجود ایشان پنج شاخص عملکرد را برای اندازه گیری عملکرد تجاری مورد ملاحظه قرار دارند که به شرح زیر می باشند: حفظ مشتری سهم بازار موفقیت محصول جدید بازده دارایی ها رشد فروش این پنج شاخص به وسیله مقیاس طیف هفت گزینه ای لیکرت از ۱= خیلی مخالف تا ۷= خیلی موافق درجه بندی شده است (Singh and Ranchod; 2004). مطالعات متعدد دیگری وجود داشته اند که آنها نیز رویه مشابهی را برای سنجش عملکرد تجاری شرکت ها اتخاذ کرده اند.برخی از محققان سازمانی و بازاریابی، عملکرد شرکت را در دو بخش مورد بحث قرار میدهند که شامل یک بعد اثربخشی و یک بعد کارآیی است.این رویکرد استاندارد، اثربخشی شرکت را از لحاظ رشد سود، رشد فروش و رشد سهم بازار و کارآیی شرکت را از لحاظ سودآوری، بازده فروش (ROS)، بازده سرمایه گذاری (ROI)، و بازده دارایی ها (ROA) مورد سنجش قرار می دهد (Menguic et al..; 2007). در جدول۲-۲-۴ پارامترهایی را که دانشمندان مختلف علم مدیریت در پژوهش های خویش برای سنجش عملکرد بازاریابی شرکت های تولیدی به کار بسته اند، به اختصار نشان داده شده است: جدول ۲ -۳) متغیر های اندازه گیری عملکرد بازاریابی (Vinod and Uma Kumar; 2009)
| ردیف |
متغیر های عملکرد بازاریابی |
محقق |
سال |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول۴-۲۱ میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در تودههای مورد مطالعه در لایه سطحی خاک……………………………………………………………………………………………………………………………………۵۰ جدول۴-۲۲ آنالیز واریانس میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در تودههای مورد مطالعه در لایه عمقی خاک…………………………………………………………………………………………………………………………………۵۱ جدول۴-۲۳ میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در تودههای مورد مطالعه در لایه عمقی خاک….۵۱ جدول۴-۲۴ آزمون T غیر جفتی جهت مقایسه تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در تودههای طبیعی و مصنوعی…………………………………………………………………………………………………………………………….۵۲ جدول۴-۲۵ آزمون T غیر جفتی جهت مقایسه تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در تودههای سوزنی برگ و پهن برگ…………………………………………………………………………………………………………………………….۵۳ جدول ۴-۲۶ آزمونT غیرجفتی جهت مقایسه تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در تودههای مورد مطالعه در لایه سطحی و عمقی خاک………………………………………………………………………………..۵۴جدول ۴-۲۷ آزمون T غیرجفتی جهت مقایسه تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در لایه سطحی و عمقی خاک در تودههای طبیعی……………………………………………………………………………………………………..۵۵ جدول ۴-۲۸ آزمون T غیر جفتی جهت مقایسه تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در لایه سطحی و عمقی خاک در تودههای مصنوعی…………………………………………………………………………………………………………………...……..۵۶ جدول ۴-۲۹ آنالیز واریانس میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در ماههای سال در لایه سطحی خاک ………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۷ جدول ۴-۳۰میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در ماههای سال در لایه سطحی خاک……………………………………………………………………………………………………………………………………۵۷ جدول ۴-۳۱آنالیز واریانس میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در ماههای سال در لایه عمقی خاک…………………………………………………………………………………………………………………………………..۵۸ جدول ۴-۳۲ میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در ماههای سال در لایه عمقی خاک…………………………………………………………………………………………………………………………………۵۸ جدول ۴-۳۳ آنالیز واریانس میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در فصلهای سال در لایه سطحی خاک………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۰ جدول ۴-۳۴ میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در فصلهای سال در لایه سطحی خاک………..۶۰ جدول ۴-۳۵ آنالیز واریانس میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در فصلهای سال در لایه عمقی خاک ……………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۰ جدول ۴-۳۶ میانگین تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در فصلهای سال در لایه عمقی خاک………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۱ جدول ۴-۳۷زیتوده کرم خاکی( گرم در متر مربع) در لایه سطحی خاک…………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۲ جدول ۴-۳۸ زیتوده کرم خاکی( گرم در متر مربع) در لایه عمقی خاک………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۳ جدول ۴-۳۹ تعداد کرم خاکی(در مترمربع) در لایه سطحی خاک………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۴ جدول ۴-۴۰ تعداد کرم خاکی(در متر مربع) در لایه عمقی خاک……………………………………………………………………………………………………………………………………۶۵ جدول ۴-۴۱ مشخصات شیمیایی و فیزیکی اندازه گیری شده خاک در توده زربین……………………. ۶۶ جدول ۴-۴۲ مشخصات شیمیایی و فیزیکی اندازه گیری شده خاک در توده بلوط………………………….. ۶۷ جدول ۴-۴۳ مشخصات شیمیایی و فیزیکی اندازه گیری شده خاک در توده انجیلی - ممرز تولیدی…….۶۸ جدول ۴-۴۴ مشخصات شیمیایی و فیزیکی اندازه گیری شده خاک در توده انجیلی - ممرز کم بازده . ۶۹ جدول ۴-۴۵ مشخصات شیمیایی و فیزیکی اندازه گیری شده خاک در توده توسکا………………………… ۶۹ جدول ۴-۴۶ مشخصات شیمیایی و فیزیکی اندازه گیری شده خاک در توده بلوط – آزاد………………… ۷۰ جدول ۴-۴۷ همبستگی بین زیتوده کرم خاکی و ویژگیهای خاک در تودههای موردمطالعه……………. ۷۱ فهرست اشکال صفحه عنوان شکل ۳-۱ موقعیت جغرافیایی منطقه مورد تحقیق……………………………………………………………………………….۳۰ شکل۴-۱ زیتوده کرم خاکی در لایه سطحی و عمقی خاک در تودههای مورد مطالعه ….۳۸ شکل ۴-۲ مقایسه میانگین زیتوده کرم خاکی در دو لایه سطحی و عمقی خاک بین تودههای طبیعی و مصنوعی …۴۰ شکل ۴ ـ۳ مقایسه میانگین زیتوده کرم خاکی در دو لایه سطحی و عمقی خاک بین تودههای سوزنی و پهن برگ.. …۴۱ شکل۴ ـ۴ مقایسه میانگین زیتوده کرم خاکی در تودههای مورد مطالعه در دو لایه سطحی و عمقی ….۴۲ شکل ۴-۵ مقایسه میانگین زیتوده کرم خاکی در دو لایه سطحی و عمقی در تودههای طبیعی ….۴۳ شکل ۴-۶ مقایسه میانگین زیتوده کرم خاکی در دو لایه سطحی و عمقی در تودههای مصنوعی ..۴۴ شکل ۴-۷زیتوده کرم خاکی در لایه سطحی و عمقی خاک در ماههای سال ..۴۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یادت به هر شعر منظور من بود زین باغ پر گل منظر نکردی هنگام مستی شور آفرین بود لطفی که با ما دیگر نکردی آتش گرفتم چون شاخ نارنج گفتم، نظرکن! سر بر نکردی (مجموعه اشعار، مرمر، بر من گذشتی، صفحه ۴۰۸) از مشخصه های بیانی موجود در شعر آوردن چند استعاره است: گفتم گلم را می بویی از لطف حتی به قهرش پرپر نکردی در این بیت « گل » استعاره از وجود زن است یا در مصراع:
 دیدی سبویی پر نوش دارم با تشنگی ها لب تر نکردی « سبو » استعاره از لب است. باز در مصراع: یادت به هر شعرمنظور من بود زین باغ پر گل منظر نکردی عبارت « باغ پر گل » استعاره از وجود زن و زیبایی های ظاهری اوست. در بیت: آتش گرفتم چون شاخ نارنج گفتم، نظرکن! سر بر نکردی شعله های عشق را که در وجودش زبانه می کشد در سرخی به نارنج های میان شاخ و برگ مانند کرده است. « بی وفایی به زن، در جامعه همیشه رایج بوده و هست. گاهی از احساس و علاقهی او سوء استفاده می شود و تمام آرزو هایش بر باد می رود. اعتماد او از همهی مردم سلب می شود و تا آخر عمر، از یادآوری چنین بی وفایی، دل آزرده می شود. گاهی متأسف می گردد که چرا عمر گران بهای خویش را در وهمی ناپایدار به هدر داده است.»۱۰ در شعر « نامه » که شاعر ذیل عنوان آن نگاشته است « تا شکست قانون زن شکن»۱۱ شکوه های زنی را می بینیم که همسر او، وی را با داشتن کودکی خردسال ترک گفته و اکنون زن نامه ای از وی دریافت کرده است، و در این اثناء پس از حدیث نفسی از سر شور و مهر، گمان می کند که محتوای نامه اعلام بازگشت همسر و طلب آشتی باشد. لذا پس از گشودن متوجه می شود که قرار است این مهر برای همیشه گسسته شود، به شعر نگاهی کنیم: نامه آه، ای پیک، پیک شادی بخش! نامه آورده ای ز همسر من نامه از او، که روزگاری داشت سایه ی لطف و مهر بر سر من نامه از اوست، او که از تن او بسترم گرم بود و رویائی او که از بوسه بر رخم می زد نقش صدگونه عشق و شیدایی او که می گفت:« دوستت دارم» او که می گفت:« نگسلم پیوند» او که می گفت:« با وفای تو ام» و که می گفت:« نشکنم سوگند» نامه از اوست، او که رفت و شکست عهد و پیمان مهر و یاری را او که در گوش دیگران سر داد نغمه ی عشق و بیقراری را او که آگه نشد که همسر او از کجا می خورد، چه می پوشد او که آگه نشد که کودک او خون ز PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) رنج می نوشد نامه از اوست، او که سوی رهش باز هم چشم انتظار من است آه! می بخشمش که با همه عیب پدر طفل شیرخوار من است نامه از اوست، ای خدا! از اوست بی وفا بر سر وفا آمد او که بیجا ز کوی یاران رفت عاقبت آمد و به جا آمد می تپد دل درون سینه من نامه را وا کنم؟ بگو… چه کنم؟ نامه واشد ببوسمش یا نه؟ با خط دلفریب او چه کنم؟ چه؟ در این نامه چیست؟ هان! این چیست؟ وای… فرمان افتراق من است مهر واخوردگی، خط بطلان بر من و هستیم، طلاق من است (مجموعه اشعار، مرمر، نامه، صفحه ۳۸۰) این شعر می تواند مبین احساس نیاز زن به داشتن پشتوانه و تکیه گاه نیز باشد که در بخش های بعد ذیل همین عنوان اشعاری از این دست را خواهیم آورد. تشبیه بوسه های عاشقانهی یار به نقش و نگار زدن بر گونه، را می توان مشخصهی بیانی موجود در این شعر ذکر کرد. در مطاوی شعر سخن ساده است بر شمردن اقوال همسر در هنگام عاشقی و سپس شکوه از بی وفایی و نرد عشق باختن وی با دگران، شکوه از بی خبری همسر از رنج زنی بی سر پناه که مادر طفلی خردسال است؛ و پس از بر شمردن رنج های خویش اظهار چشم انتظاری و حتی بخشش مرد به سبب این که « پدر طفل شیر خوار من است » و اظهار شادی و ذوق زدگی از دریافت نامه از سوی او و در پایان شوک و شگفتی زن در برخورد با حکم طلاق همه مفاهیمی است که خالق اثر برای به وجود آوردن تصویر یکی دیگر از معضلات اجتماعی « طلاق » و علل و عوامل آن، از آن ها استفاده کرده است شاید بتوان گفت سیمین چون خود نیز تجربه گر این مرحلهی سخت در زندگی بوده است در پدید آمدن ابیات پایانی که القاء کنندهی شوکی همراه با اندوه بسیار است بی تأثیر نبوده است چه این که با این ابیات:
 می تپد دل درون سینه من نامه را وا کنم؟ بگو… چه کنم؟ نامه واشد ببوسمش یا نه؟ با خط دلفریب او چه کنم؟ خواننده، در اوج گذشت از سر مهر زن مترصد پاسخی گرم است که ناگهان با محتوای تلخ و سرد نامه مواجه می شود و می تواند احساس زن، چهرهی او و رفتار او را در مقابل خود مجسم کند. سیمین بهبهانی در شعر « تاریکی شب » ضمن گله از بی وفایی یار به بیان ترفندهای زنانه می پردازد. دلبری کردن، از سر لجاجت و به رغم خواست یار مرتکب عملی شدن درون مایهی این غزل است: تاریکی شب من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم / گشتم و گشتم و بهتر ز تو را یار گرفتم خنده یی کردم و دل بُردم و با لطف نگاهی / تا بمیری ز حسد وعدهی دیدار گرفتم!
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
i= 1,2,…,m مدل ۹- مدل پوششی CCR خروجی محور برای پرهیز از صفر شدن متغیرهای تصمیم و جلوگیری از حذف تاثیر واحدی از واحدهای تصمیم گیری در مقدار کارایی، مدل فوق به شرح زیر اصلاح می شود: Max y0 = Ѳ - ϵ ( s.t: r=1,2,…,s i= 1,2,…,m مدل ۱۰- مدل پوششی CCR اصلاح شده خروجی محور در مدل شماره ۹ و ۱۰ نیز y0 به عنوان واحد تحت بررسی، مازاد متغیر کمکی کمبود در میزان ستاده تولید برای ستاده مشخص شدهr و متغیر کمکی دیگری است که ورودی i استفاده شده از آن را بیان می دارد. سایر متغیر ها نیز مشابه مدل قبل تعریف می شود. ۲-۷-۷ مدل نسبت BCC ورودی محور یکی از مشکلات روش CCR فرض بازده به مقیاس ثابت است. همانطور که در بخش ۲-۶-۲ گفته شد، منظور از بازده به مقیاس ثابت این است که خروجی های یک واحد تولیدی متناسب با ورودیها تغییر کند. به عبارت دیگر، برابر شدن تمام ورودیها به برابر شدن خروجی بیانجامد. این فرض در برخی شرایط قابل قبول است اما گاهی هم باید بازده به مقیاس را متغیر در نظر گرفت. یعنی با برابر شدن تمام ورودیها، خروجی کمتر یا بیشتر از برابر گردد. مدل BCC (Banker,1984) برای رفع این مشکل ارائه شده است. در این مدل، مرز کارا توسعه یافته و اگر واحدی در مدل BCC روی مرز کارا باشد، لزوما در مدل CCR کارا نیست. اما اگر واحدی در مدل CCR کارا باشد، آنگاه حتما از نظر BCC نیز کارا خواهد بود.
 بنکر[۴۷]، چارنز و کوپر این مدل را که از حروف اول نامشان تشکیل شده با فرض بازده به مقیاس متغیر به صورت زیر ارائه کردند: Max Z0 = Subject to: ≤ ۱ j=1,2,…,n , ur,vi≥۰ u0 free in sign مدل۱۱- مدل نسبت BCC ورودی محور در مدل فوق کلیه متغیر ها مثل مدل شماره ۲ تعریف می شود. در این مدل اگر: u0 < 0 باشد↔ نوع بازده به مقیاس، افزایشی است. u0 = ۰ باشد↔ نوع بازده به مقیاس، ثابت است. u0 > 0 باشد↔ نوع بازده به مقیاس، کاهشی است. ۲-۷-۸ مدل اولیه ( مضربی ) BCC ورودی محور مدل فوق را می توان با انجام عملیات ریاضی به یک مدل برنامه ریزی خطی به صورت زیر تغییر داد (Banker,Charnes,cooper,1984): Max Z0 = j=1,2,…,n , ur,vi≥۰ u0 free in sign مدل۱۲- مدل مضربی BCC ورودی محور با استدلالی که در موارد مشابه آمد، این مدل در همان مرجع به صورت زیر اصلاح شده است: Max Z0 = u0 , j=1,2,…,n , ur,vi≥ϵ آزاد در علامت ϵ مقدار کوچک بزرگتر از صفر است. مدل۱۳- مدل مضربی BCC اصلاح شده ورودی محور در مدل ۱۲و۱۳ کلیه متغیر ها مشابه مدل ۱۱ بوده و علامت u0 وضعیت بازده به مقیاس را تعیین می کند. ۲-۷-۹ مدل ثانویه ( پوششی ) BCC ورودی محور در مدل شماره ۱۲ می توان متغیر Ѳرا متناظر با محدودیت اول و را متناظر با محدودیت دوم در نظر گرفت و ثانویه آن را به صورت زیر نوشت: Min y0 = Ѳ i= 1,2,…,m
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شناخت ابعاد مختلف فرهنگ این تکنولوژی، به هر عنوان، یکی از موضوعات مهم است و ضرورت دارد فلسفه، ماهیت، ظرفیت ها، نظریه های مختلف ارتباطی، آثار فرهنگی، لوازم و شیوه های به کارگیری، عناصر ارتباطی و… آن را برای پیام رسانی دینی، به خوبی بشناسیم تا بتوانیم نسبت خود را با این پدیده نوین روشن نماییم و با آگاهی کامل و کمترین آسیب، از ظرفیت های آن در مسیر تبلیغ ارزش های اسلامی و مجاهدت در مقابل توطئه های دشمنان به بهترین وجه ممکن استفاده کنیم.
 فلسفه وجودی هر رسانه ای، ارتباط و جذب مخاطب است. تعدد و تکثر تصاعدی وسایل ارتباط جمعی، محدودیت زمان و توان مخاطبان از طرفی و آثار مخرب انفجار اطلاعات و ترویج افکار سکولاری در سطوح مختلف، از طرف دیگر، ما را در عرصه رقابتی جدی قرار داده است که ضمن جدیت در تبلیغ و گسترش ارزشهای الهی، باید به مجاهدت در این جهاد فرهنگی بپردازیم و شگردهای تبلیغی دشمن را شناسایی و با آنها مقابله کنیم. با توجه به موقعیت رسانه ملی در ایران، شناسایی جایگاه ویژه آن در سپهر رسانه ای جهان برای تبیین اهداف انقلاب و ترویج ارزش های اسلامی در داخل و خارج از کشور از اهمیت ویژه برخوردار است؛ زیرا وضعیت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در دنیا از جهات مختلف کاملاً ویژه و منحصر به فرد است. ما باید به عنوان متولیان نهاد دینی در کشور، تکلیف خود را با این ظرفیت ویژه که اکنون کاملاً می تواند و باید در خدمت ترویج معارف اسلامی و مقابله با پیامهای گمراه کننده دشمنان قرار گیرد روشن کنیم. تناسب تبلیغ با پیام و موقعیت زمانی و مکانی آن، از مهم ترین موضوعاتی است که باید همواره مورد توجه مبلغان دینی قرار گیرد. از این جهت است که معجزات انبیای الهی علیهم السلام نیز با هم تفاوت داشته و مناسب موقعیت زمانی و مکانی و مخاطب ایشان بوده است. خداوند متعال می فرمایند: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ» (هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [ دشمنان ]، آماده سازید!(انفال/۶۰). در سایه این دستور ما باید به آن درجه از توانمندی نایل شویم که موجب ترس دشمنان شود. اکنون باید ببینیم مظهر توانمندی هر ملّت و فرهنگ چیست و جبهه دشمن چه تغییراتی پیدا کرده است و در جهاد فرهنگی، ابزارها و شیوه مبارزه چیست و چگونه باید خود را به درجه ای از توانمندی تبلیغی برسانیم که موجب ارهاب دشمنان فرهنگ اسلام ناب محمدی شویم؟ آیا قدرت رسانه ها یکی از مهم ترین مصادیق توانمندی دشمن، در جبهه فرهنگی نیست؟ سیره پیامبر اعظم(ص) و ائمه اطهار(ع) گویای این حقیقت است که آنان نیز برای ترویج اسلام و تعمیم ارزش های الهی از تمام ابزارها، قالب ها و شیوه های تبلیغی در چارچوپ دستورات شرع مقدس بهره گرفته و از ارتباطات «گفتاری»، «نوشتاری» و حتی «دیداری» به خوبی استفاده کرده اند. اسلام برای توانمند کردن جامعه اسلامی در مقابل توطئه های دشمن، دستوراتی مبنی بر شناخت دشمن و یادگیری شگردهای آنان جهت خنثی سازی آثار مخرب فرهنگی داده است و تعلیم و تعلم برخی از فنون را لازم می داند.این دستور با رویکردهایی چون: کاهش آثار سوء، تولیدات همانند، مقابله به مثل، خنثی سازی و مقابله با نقشه های شوم آنان صادر شده است که آثار سوء و عملکرد سحرگونه رسانه های صوتی و تصویری، ما را ملزم به فراگیری و مجاهده علمی و فرهنگی در این جبهه می کند. ۱۰-۵-۱-۲-۲-رسانه دینی و دین رسانه ای از مهم ترین مسائلی که در نظریه پردازی «تبلیغ دین در رسانه های نوین» باید به آن توجه شود، شناخت محدوده و ظرفیت های دین و قلمرو دین برای تبلیغ مفاهیم خود و آشنایی با ظرفیت های رسانه های نوین است. بدون شک، رسانه های «مکتوب»، «صوتی» و «تصویری» کاملاً در مزیّت ها و معایب، با هم متفاوت اند و هر کدام از آنها، ماهیت و جنس ویژه ای دارند و در حمل مفاهیم یکسان نیستند. همچنین، دین نسبت به چگونگی تبلیغ خود نظر دارد و اجازه استفاده از هر نوع ابزار، قالب و شیوه ای را برای گسترش خود نمی دهد؛ علاوه بر آنکه درباره قلمرو تبلیغ مفاهیم خود، نظر خاص دارد. در کشور ایران تعامل دین و رسانه تقریباً با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده است؛ اما دغدغه های جدی درباره این موضوع و فعالیت های علمی و تولید محتوا، حدود یک دهه بیشتر سابقه ندارد و چندان کاری به ویژه در حوزه علمیه، درباره آن صورت نگرفته است. وقتی مفاهیم دینی در رسانه های نوین مطرح می شود، ما با دو اصطلاح جدید رو به رو هستیم: «رسانه دینی» و «دین رسانه ای» و باید بررسی شود که این آموزه ها وقتی از این رسانه ها پخش می شوند، چه ویژگیها و شرایطی پیدا میکنند؟ بنابراین، با اصطلاحات دیگری چون: «مذهب مدرن»، «دین حقیقی و مجازی»، «شبه دین»، «دین کالایی»، «دین انتزاعی»، «دین انعطافی» و مباحث مربوط به هر یک از آنها، مواجه می شویم که بررسی آنها در این مختصر نمی گنجد. شاخصه های رسانه دینی از موضوعات بسیار مهمی است که در صورت تعیین مؤلفه های مورد نظر، بسیاری از مشکلات دین در تعامل با رسانه ها روشن خواهد شد. اگر رسانه دینی را به یک معنا همان «مبلغ نوین دینی» بدانیم، راحت تر می توانیم شاخصه های آن را متناسب با اقتضائاتی که رسانه های ارتباط جمعی دارند، به دست آوریم و اگر هدف از دین را «هدایت» انسان به سوی خدا بدانیم، آنگاه می توانیم بگوییم که: رسانه دینی، رسانه ای است که: «محتوا، پیام ها، ابزارها، قالب ها، شیوه ها و… به کار گرفته شده در برنامه های آن مقبول و مشروع بوده و باید به گونه ای تنظیم و به کار گرفته شوند که تأمین کننده آن هدف غایی باشند و هرچه سبب غفلت و دوری از آن هدف نهایی باشد، به عنوان مانع «پیام» به شمار رود.» در رسانه دینی، نقش کارگزاران و کسانی که در مراحل مختلف تولید پیام فعالیت می کنند، در خروجی و تأثیرگذاری موضوعیت دارد و نباید از نظر دور بماند. ۱۱-۵-۱-۲-۲-رسالت حوزه علمیه برای تبلیغ دین از رسانه ملّی حوزه علمیه، همواره در عرصه تبلیغ فرهنگی به ویژه به صورت سنتی و حضوری، پیشتاز بوده است؛ امّا این واقعیت را باید پذیرفت که ارتباطات و تبلیغات در سایه رسانه های نوین، کاملاً با آنچه که ما در ارتباطات و تبلیغات در مدل سنّتی با آن سرو کار داشته ایم، تفاوت دارد. شاید بشود گفت، امروز روزگاری است که نیاز به تبلیغ از همیشه بیشتر است؛ برای اینکه تبلیغات ضد دینی و ضد اسلامی با بهره گرفتن از مدرن ترین شیوه ها و اسلوب ها توسط قدرتمندان دنیا که ضد اسلام اند، امروز حداکثر رواج را دارد. آنها بسیاری از فیلم ها را ساخته اند که ظاهرش هم نشان نمی دهد؛ اما تبلیغ مسیحیت است. حتی دوستان خود ما در تلویزیون پخش می کنند. من نگاه کردم، دیدم که اغلب اینها تبلیغ کلیساست… کسی که این فیلم را می بیند، متأثّر می شود.(خامنهای، ۱۳۷۵، ۹۷) ما در حکومت اسلامی برای نهاد دین (حوزه علمیه) سه نقش اساسی، از مهم ترین مسائلی که در نظریه پردازی «تبلیغ دین در رسانه های نوین» باید به آن توجه شود، شناخت محدوده و ظرفیت های دین و قلمرو دین برای تبلیغ مفاهیم خود و آشنایی با ظرفیت های رسانه های نوین است. یعنی: «تحقیق»، «تبلیغ» و «تحقق» دین قائل هستیم؛ علاوه بر آنکه ایجاد فضای سالم برای پرداختن به این نقش های اساسی، همچنین مجاهدات در مقابل توطئه های دشمن و مقابله با پیام های گمراه کننده رسانه های رقیب و استنباط و بیان احکام آنها را نیز از وظایف مهم حوزه علمیه می دانیم. مقام معظم رهبری در دیدار طلاب، فضلا و مسئولان رده های مختلف حوزه علمیه، دو نکته بسیار مهم و کلیدی را به عنوان رمز بقا و پویایی این نهاد سرنوشت ساز مطرح کردند: اول، ضرورت دور اندیشی دوم، ضرورت تحول. یکی از اساسی ترین گام ها در این جهت، نگاهی دور اندیشانه و تحول گرا در زمینه تبلیغ و طراحی نظام جامع ارتباطی و تبلیغی پویا و متناسب با چشم انداز آینده رسانه هاست. آینده ای که بر اساس واقعیات موجود و تحلیل دقیق مقام معظم رهبری، به شدّت عرصه های تبلیغی را در داخل و خارج از کشور، بر ما تنگ تر و لزوم حضور حوزه های علمیه را صد چندان می کند.(خامنهای، ۱۳۸۶) ۱۲-۵-۱-۲-۲-ضرورت تحوّل نظام تبلیغی حوزه علمیه حوزه های علمیه، در عصر غیبت از لحاظ دینی موقعیت ویژه ای دارند و علمای اسلام به عنوان حجّت های الهی، وظیفه دارند بر اساس دستورات دین اسلام، مردم و جامعه را از جهات مختلف روحی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، فرهنگی و… هدایت کنند. «حوزه های علمیه در حقیقت سازندگان فردای این جامعه و همه جوامع مسلمان هستند.»(خامنهای،۴،۱۳۷۵) از طرفی، حوزه های علمیه مسئول پاسداری ایمان جامعه اسلامی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس اسلام هستند و قطعاً این مسئولیت در همه زمان ها و مکان ها یکسان نیست و بستگی به میزان آگاهی مردم و درجه فعالیت نیروهای دشمنان اسلام دارد. «حوزه علمیه مثل گذشته جدا از مسائل و حوادث نیست. امروز حوزه علمیه یک حقیقتی است که با همه دنیا مستقیم و غیر مستقیم مرتبط است؛ بنابراین، سخن گفتـن از حوزه علمیـه با مسـائل جاری جهـان اسـلام هم مرتبط است».(خامنهای،۲۷۳،۱۳۷۵)
 ۱-۱۲-۵-۱-۲-۲-موقعیت سیاسی جایگاه و نقش سیاسی حوزه علمیه نیز قابل توجه است؛ چرا که نظام جمهوری اسلامی، متفرع و وابسته به آن نهاد است و علمای اسلام همچنان که در ایجاد و استقرار حکومت، نقش اساسی داشته اند، در ادامه نیز به عنوان مرجع دینی در زوایای مختلف در نظام اسلامی مسئول اند. «حوزه های علمیه و علمای دین، نمی توانند نسبت به دستگاه و امور کشور و آنچه که می گذرد بی تفاوت باشند و بگویند: حالا خودشان می دانند، دیگر ما چـه کار کنیـم؟ اگر علمـا کنـار کشیدند، به تدریج جمهـوری، غیر اسلامـــی خواهـد شـد.» (خامنهای،۲۷۴،۱۳۷۵) «حوزه علمیه و علمای دین و جوامع دینی و روحانی، نمی توانند از وضع نظام بی خبر باشند و بی خبر بمانند و این بی خبری را تحمل کنند».(خامنهای،۲۶۳،۱۳۷۵) یکی از وظایف دولت اسلامی، حفظ و ترویج ارزش های الهی است؛ چنان که حضرت علی(ع) می فرماید: « وَ عَلَی الاِمامِ أَن یُعَلِّمَ أَهلَ وَلایَتِهِ حُدُودَ الاِسلامِ و الاِیمانِ» (و بر امام لازم است که حدود و ثغور اسلام و ایمان را به پیروانش یاد دهد).(خوانساری،۳۱۸،۱۳۵۹) بنابراین تبلیغ دینی از شئون حکومت اسلامی است و با توجه به جایگاه رسانه های نوین در تبلیغات دینی، دولت اسلامی باید به بهترین وجه ممکن از این ابزارها در جهت ترویج و دفاع ارزش های دینی و جلوگیری از ضد ارزش ها استفاده کند. ۲-۱۲-۵-۱-۲-۲-موقعیت رسانه ای حوزه علمیه، موقعیت و نقش رسانه ای نیز پیدا می کند و همچنان که در تبلیغ سنتی دین مسئول است، در تبلیغ رسانه ای و تعامل با رسانه ملی هم مسئولیت دارد؛ زیرا «صدا و سیما مسئولیت آموزش عمومی و ارشاد فرهنگی و سیاسی و تبیین مبانی اسلام و مقابله با توطئه های تبلیغاتی دشمن را با بهره گیری از هنر اصیل و سالم بر عهده دارد.» (خامنهای،۴۱۷،۱۳۷۵) «رادیو و تلویزیون، اصلاً برای ساختن باب اسلام و انقلاب است و غیر این نیست. هیچ هدفی فراتر و بالاتر از این هدف وجود ندارد. ما می خواهیم روی مخاطب خودمان اثر بگذاریم».(خامنهای،۴۲۳،۱۳۷۵) در مقدمه قانون اساسی آمده است: «رسانه های ارتباط جمعی، رادیو و تلویزیون باید در جهت تکامل انقلاب اسلامی، در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرند و در این زمینه از برخورد سالم با اندیشه های متفاوت بهره جویند و از اشاعه و ترویج خصلت های تخریبی و ضد اسلامی جداً پرهیز کنند».(قانون اساسی/ اصل ۱۷۵) تبلیغ دینی در ایران، به ویژه تا قبل از انقلاب، عمدتاً مبتنی بر ارتباطات سنّتی بوده است که به دلیل جوّ حاکم بر کشور و تنگناهای سیاسی، امکان بهره گیری از رسانه های نوین وجود نداشته است؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، «برای نخستین بار در طول تاریخ ایران پس از اسلام، مقتضیاتی پدید آمده تا به دور از موانع و تجربیات واگرایانه گذشته، آرزوی همگرایی و معاضدت همسوی رسانه های سنّتی و وسایل ارتباط جمعی در جهت مقاصد عالیه اسلام، تحقق یابد. دستیابی به این مهم، در گرو شناخت مبانی حاکم بر این سیستم ارتباطی و اصولی است که در درون این سیستم، زمینه همکاری دینی رسانه ها را فراهم می سازد».(باهنر،۱۳۸۴، ۸۶) برای آنکه تصویر روشنی از وضعیت موجود و ترسیمی بهتر از شرایط مطلوب در این زمینه داشته باشیم، به برخی از فرصت ها، تهدیدها، قوت ها و ضعف های حوزه علمیه اشاره می کنیم. با توجه به موقعیت ها و نقش های حوزه علمیه که خود فرصتی ارزشمند برای تبلیغ رسانه ای دین است، موارد ذیل ذکر می گردد: فرصت ها: - ویژگی های دین مبین اسلام، به ویژه غنای فرهنگی و مطابقت آن با فطرت انسان. - موقعیت انقلاب اسلامی و ظرفیتهای آن، که در دنیای امروز امیدی برای همه مسلمانان است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس از این قانون «قانون مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی» مصوب 1346 نیر در بند 6 ماده یک (الحاقی 18/12/1353) جرم تقلب در ساختن مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی را مورد تصریح قرار داد و مجازاتهای خاصی برای آن پیش بینی نمود.
 علاوه بر ماده یک قانون فوق، ماده 35 «قانون تعزیرات حكومتی امور بهداشتی و درمانی» مصوب 1367 نیر مقرر میدارد: «تولید كنندگان مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی ملزم به رعایت فرمول تأیید شده در پروانه ساخت میباشد». تخلف از مفاد این ماده و عدم رعایت فرمول ساخت در دو صورت مختلف باعث دو نوع مجازات متفاوت است در صورتی كه عدم رعایت فرمول ساخت بر اساس كاهش مصرف مواد متشكله آن باشد، از مصادیق كم فروشی و یا گرانفروشی محسوب میشود و متخلف به مجازات مقرر در همین ماده محكوم میشود و در صورتی كه مواد اولیه بكار رفته در فرمول ساخت از مواد غیرمجاز یا سمیباشد مجازاتهای سنگین تری پیش بینی شده كه در همین ماده آمده است.
2- تخلف از مقررات و ضوابط تولید مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی
علاوه بر جرایمیكه در رابطه با تقلب در مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی و بكار بردن مواد غیرمجاز در آن در قانون پیش بینی شده، مقامات و مؤسسات مسئول در امر تولید مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی نیز مقرراتی را برای تولید وضع كرده اند كه تخلف از آن موجب مجازات است. این جرایم بشرح زیراست: 1-2- عدم درج مشخصات فراورده ها بر روی بستهبندی ماده 11 قانون مواد خوردنی، آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی مصوب 1346 مقرر میدارد: «در مؤسسات داخلی كه نوع آنها از طرف وزارت بهداری معین و صورت آن منتشر میگردد صاحبان آنها مكلفند طبق دستور وزارت بهداری مشخصات لازم را در مورد هر نوع فرآورده به خط فارسی خوانا روی بسته بندی یا ظرف محتوی جنس قید نمایند. در مواردی كه فرمول محصول با مواد تركیبی طبق تقاضای سازنده فرمول بایستی محفوظ بماند باید فرمول را قبلاً به وزارت بهداری تسلیم و شماره پروانه آن را روی بسته بندی ذكر نمایند». ماده 34 قانون تعزیرات حكومتی امور بهداشتی و درمانی مصوب 1367 نیز مجازاتهایی را برای عدم الصاق برچسب اطلاعاتی و عدم درج اطلاعات لازم بر روی محصولات مشخص كرده است. «كلیه تولید كنندگان موظفند برچسب اطلاعاتی بر روی كلیه محصولات و فرآورده های تولیدی خود الصاق نمایند و شماره پروانه ساخت و مهلت اعتبار مصرف (تاریخ مصرف) را نیز روی محصولات، حسب مورد درج نمایند. تخلف از این امر جرم بوده و متخلف به مجازاتهای زیر محكوم میشود. قانونگذار در ماده 11، نوشتن مشخصات لازم را به خط فارسی خوانا بر روی بسته بندی یا ظرف محتوی جنس لازم دانسته و در موارد لزوم محفوظ ماندن فرمول، نوشتن شماره پروانه آن ضروری دانسته شده، در ماده 34 قانون اخیر التصویب، الصاق بر چسب اطلاعاتی و درج شماره پروانه ساخت و مهلت اعتبار مصرف لازم دانسته شده است. چنانكه ملاحظه میشود هر دو ماده در حقیقت بیان كننده یک نكته است و آن این است كه تولید كنندگان باید بر اساس ضوابط و مقرراتی كه از سوی موسسات و نهادهای مسئول مانند وزارت بهداری، درمان و آموزش پزشكی یا مؤسسه استاندارد تعیین میشود، كلیه اطلاعات لازم و مشخص را بر روی تولیدات و فرآورده های خود درج نمایند و تخلف از این تكلیف موجب مجازات مرتكب خواهد بود. 2-2- تولید مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی بدون اخذ پروانه ساخت ماده 31 قانون تعزیرات حكومتی امور بهداشتی و درمانی مصوب 1367 مقرر میدارد: «تولید مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی كه با علامت و بسته بندی مشخص بصورت بازرگانی عرضه میگردد طبق فهرست ماده یک آئین نامه اجرائی ماده 8 و 9 قانون مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی منوط به اخذ پروانه ساخت از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی میباشد و تخلف از آن جرم بوده و متخلف به مجازاتهای زیر محكوم میشود». منظور از مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی چنانكه در ماده قانون فوق آمده همان مواردی است كه در ماده یک آیین نامه مزبور ذكر شده است كه به قرار زیر است: 1- مواد خوردنی و آشامیدنی: فرآورده های گوشتی، فرآورده های ماهی و پرندگان، شیر و فرآورده های آن، غذاهای تقویتی، فرآورده های انواع میوه، فرآورده های سبزی های خوردنی، انواع چربی ها و روغن های خوراكی، فرآورده های غلات، انواع شیرنی و قند، نوشابه های الكلی و غیر الكلی ، شربت ها و ترشی ها و فرآورده های آن ها ،چای و كاكائو و قهوه و مشابهین، و فرآوردههای آنها. 2- مراكز تهیه و ساخت مواد آرایشی و بهداشتی: مواد آرایشی و تقویت كننده ها، مواد بهداشتی و تنظیفی، گندزداها و حشره كش ها. به موجب ماده 7 قانون مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی مصوب 1346 «از تاریخ تصویب این قانون تأسیس هر گونه كارخانه یا كارگاه تهیه مواد خوردنی، آشامیدنی آرایشی و بهداشتی منوط به تحصیل پروانه از وزارت بهداری و در مورد كارخانه ها پروانه تأسیس نیز از وزارت اقتصاد است. شرایط صدور پروانه و طرز كار و تولید و بهره برداری و اداره مؤسسات مزبور در آئین نامه ای كه به وسیله وزارت بهداری تهیه میشود تعیین خواهد گردید».
 علاوه بر این تهیه هر نوع فرآورده باید پس از اخذ پروانه ساخت باشد و به موجب ماده 8 همین قانون وزارت بهداری میتواند جهت صدور پروانه ساخت هر نوع فرآورده مبالغی را د ریافت و به مصرف تأسیس و توسعه و تكمیل آزمایشگاه های مواد غذایی برساند. تبصره یک همین ماده مقرر میدارد: «كارگاه هایی كه فرآوردههای خود را با علامت و بستهبندی مشخص بصورت بازگانی عرضه میكنند مشمول این قانون خواهند بود.» از این تبصره و متن ماده 31 قانون تعزیرات حكومتی به خوبی فهمیده میشود كه تكلیف اخذ پروانه ساخت برای تولید فرآورده های غذایی، بهداشتی و آرایشی، متوجه كسانی است كه به صورت بازرگانی به این امر اشتغال دارند و كالاهای تولیدی خود را با بسته بندی و علامت مشخص بصورت بازرگانی عرضه میكنند بنابراین تهیة این قبیل مواد در خانه و برای مصارف خانگی مشمول مجازات مقرر در قانون تعزیرات نخواهد بود. علاوه بر این كسانی كه در حد محدودی به تولید مواد مذكور اشتغال دارند و تولید آنان در سطح بسیار محدودی بوده و بدون علامت و بسته بندی مشخص میباشد از شمول این ماده خارجند هر چند این افراد تولیدات خود را در معرض فروش قرار دهند به عنوان مثال كسانی كه در سطح بسیار محدودی پنیر یا خامه یا كره حیوانی تولید میكنند یا صابون و مانند آن میسازند بدون آنكه به صورت بازرگانی و با علامت و بسته بندی مشخص تولید نمایند مشمول ماده نخواهند بود.
3-2- تولید مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی بدون حضور مسئول فنی
ماده 32 قانون تعزیرات حكومتی امور بهداشتی و درمانی مقرر میدارد: «تولید مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی باید با حضور مسئول فنی انجام گیرد، در صورت تخلف: مرتبه اول- تعطیل تولید تا حضور مسئول فنی و اخطار كتبی و درج در پرونده مرتبه دوم- علاوه بر مجازات های مرتبه اول، ضبط كالای تولیدی به نفع دولت. مرتبه سوم- علاوه بر مجازاتهای مرتبه دوم، جریمه نقدی تا مبلغ یک میلیون ریال. مرتبه چهارم- تعطیل واحد تولیدی تا یكسال.» حضور مسؤول فنی در تمام مراحل تولید لازم است بر این اساس، هم عدم حضور مسئول فنی و عدم نظارت او بر مراحل تولید تخلف محسوب و موجب مجازات است و هم تولید مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی بدون حضور مسؤول فنی، جرم اول متوجه مسئولان فنی و جرم اخیر متوجه متصدیان امر تولید میباشد. ماده فوق الذكر به جرم تولید بدون حضور مسئول فنی اشاره كرده و بر همین اساس، مخاطب این ماده، مؤسسة تولیدی است و ادامة تولید بدون حضور مسئول فنی جرم محسوب میشود چه مسئول فنی با عذر موجه، در موسسه حضور نداشته باشد یا بدون عذر موجه.
4-2- عدم حضور مسئول فنی وعدم نظارت دائم در تمام مراحل تولید.
ماده 33 قانون تعزیرات حكومتی امور بهداشتی و درمانی مقرر میدارد: حضور مسئول فنی در كلیة مراحل تولید الزامیبوده و مسئول فنی باید نظارت دائم در امر تولید داشته باشد. تخلف ازاین امر جرم بوده و متخلف به مجازاتهای زیر محكوم میشود: مرتبه اول- اخطار كتبی و درج در پرونده مسئول فنی . مرتبه دوم- علاوه بر مجازات های مرتبه اول، جریمه نقدی تا مبلغ یكصدهزار ریال. مرتبه سوم- جریمه نقدی تا مبلغ پانصد هزار ریال مرتبه چهارم- تعلیق پروانه مسئول فنی تا شش ماه.» به موجب تبصره ماده 7 قانون مواد خوردنی و آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی مصوب 1346: «مسئولیت فنی كارخانه های مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی»به عهده افردی خواهد بود كه در فنون پزشكی، داروسازی، دامپزشكی، رشته های تغذیه، شیمیو علوم تجربی دارای درجه تحصیلی دانشگاهی از لیسانس به بالا باشند با توجه به رشته های مربوط (مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی) درجه تحصیلی رشته تخصصی و میزان تجربه لازم برای مسئولیت فنی مؤسسات فوقالذكر كه به موجب آیین نامه های كه بوسیله وزارت بهداری تهیه میشود تعیین خواهد شد.» این جرم متوجه مسئولان فنی است و مجازات مقرر نیز نسبت به آنان اعمال میشود. غرض اساسی از وضع این ماده آن است كه اولا مسئول فنی در تمام مراحل تولید در مؤسسه حضور داشته باشد ثانیاً نظارت كامل بر روند تولید داشته باشد بنابراین صرف حضور مسئول فنی در مؤسسه تولید كافی نیست بلكه وی علاوه بر حضور باید به طور مرتب و مستمر به امر تولید نظارت داشته باشد. بر این اساس كارخانه ها و كارگاه هایی كه به صورت شبانهروزی یا در ساعات پیاپی به تولید میپردازند باید دارای چند مسئول فنی باشند تا همواره حضور و نظارت مستمر مسئول فنی بر امر تولید وجود داشته باشد. 5-2- عرضه مواد اولیه به تولید كنندگان فاقد مجوز یا پروانه ساخت. به موجب ماده 38 قانون تعزیرات حكومتی امور بهداشتی و درمانی مصوب 1367 «سازمانها و شركتهای وارده كنندة مواد اولیه غذایی، آرایشی و بهداشتی در صورتی میتوانند كالای خود را به تولید كنندگان موضوع ماده 31 این قانون عرضه نمایند كه واحدهای مذكور دارای مجوز یا پروانه ساخت معتبر از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی باشند و متخلفین از مفاد این ماده به مجازاتهای زیر محكوم میشوند.
الف- وارد كنندگان:
مرتبه اول- اخطار و جریمه نقدی تا مبلغ یک میلیون ریال. مرتبه دوم- جریمه نقدی از یک میلیون تا ده میلیون ریال. مرتبه سوم- جریمه نقدی تا مبلغ ده میلیون ریال و لغو كارت بازرگانی بمدت یكسال.
ب- تولید كنندگان
مرتبه اول- اخطار و جریمه نقدی تا مبلغ یک میلیون ریال. مرتبه دوم- جریمه نقدی از یک میلیون تا پنج میلیون ریال. مرتبه سوم- جریمه نقدی تا ده میلیون ریال.» این ماده چنانچه در آن به صراحت آمده مربوط به تولید كنندگان و وارد كنندگان مواد اولیه لازم برای ت ولید مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی است و به همین جهت شامل مصرف كنندگان و فروشندگان و حتی تولید كنندگان مواد غذایی و آرایشی و بهداشتی نمیشود.
ب- جرایم مربوط به توزیع، عرضه و فروش مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی:
در توزیع، عرضه و فروش مواد غذایی نیز باید ضوابط و مقررات مربوطه رعایت شود عدم رعایت این مقرارت موجب مجازات مرتكب خواهد بود اهم این جرایم به شرح زیر است:
1- عرضه یا فروش جنسی به جای جنس دیگر
به موجب اولین بند از ماده یک قانون مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی مصوب 1346 عرضه یا فروش جنسی به جای جنسی دیگر جرم بوده و مرتكب به مجازات های مقرر در مواد 2 و 3 همین قانون محكوم میشود. در این جرم ممكن است فروشنده به جای عرضه كالای خواسته شده با مارك مشخص و با كیفیت معین، كالای دیگری از همان جنس، با كیفیت نامرغوب و مارك تقلبی عرضه كند و حتی ممكن است جنس عرضه شده به كلی چیزی غیر از جنس خواسته شده باشد، مثلاً عرضه كننده روغن نباتی، به جای روغن نباتی، مقداری از پیه و سیب زمینی استفاده كرده و آنرا به جای روغن نباتی به مشتری عرضه كند و یا شامپوی تهیه شده در كارگاه خود را كه فاقد پروانه و مجوز است با مارك خارجی به مصرف كننده بفروشد.[62] نكته ای كه در این جرم نباید فراموش كرد آن است كه صرف عرضه جنسی به جای جنس دیگر ولو اینكه به مرحله فروش نرسد جرم بوده و موجب پیگرد است. بنابراین چنانچه فروشنده مواد بهداشتی و آرایشی یا مواد خوردنی و آشامیدنی كالا را در معرض فروش قرار دهد مرتكب جرم شده است.
2- فروش و عرضه جنس فاسد یا موعد گذشته
به موجب بند چهار ماده یک قانون مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی مصوب 1346: «فروش و عرضه جنس فاسد و یا فروش و عرضه جنسی كه موعد آن گذشته باشد» جرم بوده و مرتكب به مجازات مقرر در مواد 2 و 3 محكوم میشود. به عقیدة بعضی از نویسندگان جنس فاسد جنسی است كه مسلوب المنفعه شده و هیچگونه انتفاعی نمیتوان از آن برد. در بعضی از مواد غذایی خصوصیتی وجود دارد كه تا مدت زمان معینی قابلیت مصرف دارند و بعد از انقضای مدت آن اگرچه ممكن است قابل استفاده در جهات دیگر باشد ولی دیگر نمیتوان آن را به مصرف انسان رسانید.[63] زمانی كه یک ماده غذایی دچار تغییراتی شود و یا این كه واكنش های شیمیایی در آن به صورتی به وقوع پیوندد. به طوری كه ارزش مصرفی آن كاملاً پایین آمده یا از بین برود در این صورت چنین ماده غذایی را فاسد مینامند. فساد یا توسط عواملی خارجی و یا در اثر مواد موجود در خود ماده غذایی ایجاد میشود.[64] به نظر میرسد معنای فساد جنس چیزی فراتر از مسلوب المنفعه شدن آن است زیرا ممكن است یک ماده غذایی یا بهداشتی به دلایل مختلف، اثر خاص خود را از دست بدهد. اما فاسد و خراب نشده باشد از نظر عرفی به جنسی فاسد گفته میشود كه ویژگیهای اساسی و كیفیت آن به گونه ای تغییر یافته باشد كه مصرف آن نه تنها نفعی ندارد بلكه باعث ضرر و آسیب است. اما عرضه كالای موعد مصرف گذشته منوط به فاسد شدن آن نیست بلكه معیار همان تاریخی است كه بر روی كالای تولید شده یا بسته بندی آن درج شده است. 3- عرضه و فروش كالای فاقد پروانه ساخت یا مجوز ورود به موجب ماده 36 «قانون تعزیرات حكومتی امور بهداشتی و درمانی» مصوب 1367 «شركتهای پخش، فروشگاه ها، سوپرماركتها، تعاونی ها و سایر اماكن كه حق فروش یا توزیع كالای خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی را دارند، مجاز به عرضه و فروش آندسته از كالاهای مشمول قانون مواد خوردنی ، آشامیدنی ، آرایشی و بهداشتی میباشند. تخلف از این امر جرم بوده و متخلف به مجازاتهای زیر محكوم میشود. الف- شركتهای پخش و تعاونیهای بزرگ مرتبه اول- اخطار و ضبط كالا به نفع دولت. مرتبه دوم- علاوه بر مجازاتهای مرتبه اول، جریمه نقدی تا مبلغ یک میلیون ریال با توجه به حجم كالا. مرتبه سوم- علاوه بر مجازاتهای مرتبه دوم، محكومیت مدیر عامل شركت به زندان از یک تا شش ماه.
ب: فروشگاه ها و سوپرماركتها و سایر اماكن
مرتبه اول- اخطار و ضبط كالا به نفع دولت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱۳ نتیجه گیری در این فصل، معماری خزنده های وب مورد بررسی قرار گرفت و چالش هایی که یک خزنده در هنگام اجرا شدن با آن ها مواجه خواهد شد بیان گردید. با توجه به تعداد بسیار زیاد صفحات وب و چالش های موجود، یک خزنده همواره باید بتواند بهترین گزینه را انتخاب و مرتبط ترین مطالب را در اختیار کاربر قرار دهد به همین جهت در این فصل، استراتژی های سنجش انتخاب صفحات به طور کامل مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه استرتژی های خزش معرفی و الگوریتم های هر یک از آن ها به طور کامل تشریح گردید و همچنین پیچیدگی های زمانی و مکانی آن ها نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در فصل بعد این الگوریتم ها را بر روی چند پرس و جو[۱۲۶] بررسی و پیاده سازی خواهیم نمود.
 فصل چهارم تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از تحقیق ۴-۱ مقدمه در آزمایش صورت گرفته در این تحقیق، روش های اول عمق، اول سطح، الگوریتم ترکیبی اول عمق و اول سطح، بهترین-شروع و تپه نوردی را به هدف انتخاب الگوریتمی جامع جهت تشخیص اهمیت لینک ها مورد بررسی قرار داده و به کاوش و بررسی صفحـات بدسـت آمده و تحلیل و اندازه گیری انحـراف موضـوع در آنها تا عمـق و سطـح موردنـظر پرداخته شده است. منظور از انحراف موضوع این است که وقتی از یک صفحه ای به صفحه دیگر لینکی برقرار می شود، صفحه دوم از موضوع مورد جستجو دور می شود. در واقع صفحه دوم، صفحه ای بی ربط با موضوع مورد جستجـو می باشد. به طـور کلی می توان گفت که در آزمایش صورت گرفته در این تحقیق، همواره درصد مرتبط و غیر مرتبط بودن صفحات یافت شده نسبت به موضوع مورد جستجو، محاسبه می گردد. در این پژوهش، به علت بهینه نبودن سایر روش های جستجو و غیر عمـلی بودن استفاده ی آن ها در حـوزه ی موتورهای جستجو، از بررسی آنها خودداری شده است زیرا سایر روش ها زمان و هزینه زیادی صرف می کنند و امروزه نیز به علت بهینه نبودن در موتورهای جستجو کاربرد چندانی ندارند. همچنین سایر روش ها، همواره گره ای را به عنوان گره هدف در نظر می گیرند در صورتیکه وقتی در یک موتور جستجو، پرس و جویی را مورد کاوش قرار می دهیم، منظور رسیدن به گره ای با هدف مشخص و معین نمی باشد بلکه دنبال صفحات مرتبط با موضوع موردنظر می باشیم در حالیکه روش های استفـاده نشده، همواره هدفشـان رسیـدن به یک گره مشخص و معین می باشـد نه دستیابی به یک سری مطالب مرتبط. در این تحقیـق، با ارسال پرس و جوهایی نظیر “Computer networks، Artificial Intelligence، crawler Web،Search engine ، Cloud computing، Software Engineering، Data mining، Computer Architecture، Operation System و Wi-Fi “ به موتور جستجوی گوگل، نتایج بدست آمده از روش های پیمایش گوناگون مورد تجزیه و تحلیل و اندازه گیری قرار گرفتند. تمامی آزمایشـات صـورت گرفته در این پژوهش به صورت دستی و بر روی سیستمـی مبتنی بر سیستـم عامـل وینـدوز ۷، ۶۴ بیتـی و با ۴ گیگابایت حافظه اصلی و واحد پردازنده مرکزیIntel® coreTM i7-Q720 با فرکانس ۱٫۶۰ گیگاهرتز انجام گرفته است. همچنین بازه زمانی که آزمایش در آن صورت گرفته از ۸ تیرماه الی ۱۸ مهرماه سال ۹۳ می باشد. ۴-۲ مرحله اول: بررسی روش اول سطح در حرکت اول سطح، واحد کنترل پس از تعیین صفحه هسته، کلیه گرههای هم عمق با یکدیگر را تعیین و به ترتیب به گردآورنده معرفی میکند. پس از رجوع به کلیه صفحات مشخص شده در آن سطح، واحد کنترل سطح دوم را مورد بررسی قرار می دهد]۱[. در این آزمایش نیز از این سیاست پیروی و به ترتیب وارد سطوح مورد نظر شده و تا سطح تعیین شده پیش می رویم. در ذیل به شرح آزمایش انجام گرفته بر روی اولین پرس و جو یعنی Computer networks پرداخته شده و نتایج حاصل از هر یک از صفحات هسته را به طور کامل شرح داده شده است. در بررسـی انجام شـده با استفـاده از روش اول سطـح، با جستجـوی اولیـن پرس و جـو، یعنی Computer networks در موتور جستجوی گوگل، از میان تمامی صفحات پیدا شده، سه صفحه ای که دارای بیشترین لینک های خارجی مرتبط با موضوع موردنظر می باشند را به عنوان صفحات هسته انتخاب نموده و آن ها را به ترتیب s1، s2 و s3 می نامیم و الگوریتم اول سطح را بر روی تک تک این صفحات هسته پیاده سازی می نماییم. در سطـح اول مربـوط بـه اولیـن صفحه هسته[۱۲۷]، تمـامـی زیـر لینـک هـای خـارجـی آن را استخـراج نمـوده و مطابق شکل ۱-۴ بـه ترتیـب a1 , a2 , . . . , an می نامیم:
شکل ۴-۱ لینک های استخراج شده سطح اول با بهره گرفتن از تکنیک BFS در این سطح، درصد مرتبط بودن صفحات با بهره گرفتن از روش اول سطح را محاسبه نمـوده که مقدار ۹۰/۹۰ درصد بدست می آید. مشاهده می شود که اکثریت صفحات در این سطح مرتبط بوده و کلیات موضوع موردنظر کاوش و استخراج خواهد شد. در سطـح دوم نیز همانند سطح قبل عمل نموده و تمـامی زیرلینـک های خـارجی a1 , a2 , . . . , an را استخـراج نمـوده و مطابق شکل ۴-۲ آن هـا را b1 , b2 , . . . , bn می نامیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرضیهی فرعیمعنادارینتیجه
۱بین کل اقلام تعهدی شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد.۰۱۲/۰تأیید فرضیه۲بین اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد.۰۰۶/۰تأیید فرضیه۳بین اقلام تعهدی غیراختیاری شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد.۶۹۸/۰رد فرضیه
به طور کلی نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه های فرعی فرضیه اصلی دوم نشان داد که بین کل اقلام تعهدی و اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهشهای العطار و همکاران (۲۰۰۸)، تسای و چیو (۲۰۰۹)، خواجوی و همکاران (۱۳۹۱) و ثقفی و جمالیانپور (۱۳۹۲) همسو و با نتیجه یون و میلر (۲۰۰۲) همسو نیست.
 ۵-۲-۳- فرضیه اصلی سوم فرضیه اصلی سوم این پژوهش به آزمون تفاوت معنادار بین سرعت گزارشگری مالی شرکتهای سالم و شرکتهای دارای بحران مالی اختصاص داشت. با توجه به اینکه مقدار معناداری مربوط به فرضیه فرعی اول بیشتر از میزان α یعنی ۵% است (جدول شماره ۴-۱۱)، این فرضیه رد میشود. انتظار بر این بود که شرکتهای سالم سرعت گزارشگری بیشتری نسبت به شرکتهای دارای بحران مالی داشته باشند اما نتیجه فرضیه اصلی سوم نشان داد که سرعت گزارشگری مالی شرکتهای دارای بحران برای پنهان کردن وضعیت مالی خود و به تعویق انداختن اخبار بد، نسبت به شرکتهای سالم تفاوت معناداری ندارد. نتایج این فرضیه مخالف با نتایج پژوهشهای وایترد و زیمر (۱۹۸۴) و اسماعیل و چندر (۲۰۰۴) است. با توجه به اینکه در ایران پژوهشی یافت نشد که به بررسی رابطه بین سرعت گزارشگری مالی و بحران مالی شرکتها پرداخته باشد، مقایسه یافتههای پژوهش حاضر با سایر پژوهشهای داخلی، عملاً امکانپذیر نیست. ۵-۲-۴- فرضیه اصلی چهارم فرضیه اصلی چهارم این پژوهش به بررسی رابطه معنادار و توانایی متغیرهای جریانهای نقدی، اقلام تعهدی و سرعت گزارشگری مالی در پیشبینی بحران مالی اختصاص داشت. فرضیه اصلی چهارم به سه فرضیه فرعی تقسیم شد. فرضیه های فرعی اول، دوم و سوم، به ترتیب، به بررسی توانایی پیشبینی بحران مالی با بهره گرفتن از متغیرهای جریانهای نقدی، اقلام تعهدی و سرعت گزارشگری مالی در سال مبنا، یکسال قبل از سال مبنا و دو سال قبل از سال مبنا پرداخت. مقدار معناداری فرضیه فرعی اول که به توانایی متغیرهای جریانهای نقدی، اقلام تعهدی و سرعت گزارشگری مالی در پیشبینی بحران مالی در سال مبنا میپردازد کمتر از میزان α یعنی ۵% است. بنابراین، فرضیه فرعی اول تأیید شده و ضریب تشخیص مک فادون ۵۷۴/۰را نشان میدهد، به این معنا که ۴/۵۷ درصد وضعیت مالی شرکت بهوسیله الگو قابل توضیح است. در این فرضیه متغیرهای اقلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری، وجه نقد عملیاتی، نسبت وجه نقد عملیاتی به کل داراییها، نسبت وجه نقد عملیاتی به فروش و نسبت بدهی شرط ورود به الگو را پیدا کرده و توانایی پیشبینی بحران مالی را دارد. مقدار معناداری فرضیه فرعی دوم که به توانایی متغیرهای جریانهای نقدی، اقلام تعهدی و سرعت گزارشگری مالی در پیشبینی بحران مالی یکسال قبل از سال مبنا پرداخت، کمتر از میزان α یعنی ۵% است بنابراین، فرضیه فرعی دوم تأیید شد و ضریب تشخیص مک فادون ۴۵۴/۰ و به این معنی است که ۴/۴۵ درصد وضعیت مالی شرکت بهوسیله الگو قابل توضیح است. در این فرضیه متغیرهای اقلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری، نسبت وجه نقد عملیاتی به کل داراییها، نسبت وجه نقد عملیاتی به فروش و نسبت بدهی شرط ورود به الگو را پیدا کرد و توانایی پیشبینی بحران مالی را دارد. سرانجام، مقدار معناداری فرضیه فرعی سوم که به توانایی متغیرهای جریانهای نقدی، اقلام تعهدی و سرعت گزارشگری مالی در پیشبینی بحران مالی در دو سال قبل از سال مبنا پرداخت، کمتر از میزان α یعنی ۵% است. بنابراین، فرضیه فرعی سوم تأیید شد و ضریب تشخیص مک فادون ۳۴۹/۰ و به این معنی است که ۹/۳۴ درصد وضعیت مالی شرکت بهوسیله الگو قابل توضیح است. در این فرضیه نیز متغیرهای اقلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری، وجه نقد عملیاتی، نسبت وجه نقد عملیاتی به کل داراییها و نسبت بدهی شرط ورود به الگو را پیدا کرد و توانایی پیشبینی بحران مالی را دارد. به طور کلی نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه های فرعی فرضیه اصلی چهارم نشان داد که در سال مبنا، یکسال قبل از سال مبنا و دو سال قبل از سال مبنا برخی از متغیرهای اقلام تعهدی، جریانهای نقدی و سرعت گزارشگری مالی توانایی پیشبینی بحران مالی را دارد. متغیرهای اقلام تعهدی، جریانهای نقدی و سرعت گزارشگری مالی به ترتیب، در سال مبنا نسبت به یکسال قبل از سال مبنا و دو سال قبل از سال مبنا توانایی بیشتری در پیشبینی بحران مالی دارد که با دور شدن از سال مبنا این توانایی پیشبینی کمتر میشود. همچنین، نتایج آزمون در سال مبنا نشان داد که، به ترتیب، متغیرهای جریان نقدی، اقلام تعهدی، نسبت بدهی، اندازه و سرعت گزارشگری مالی و در یک و دو سال قبل از سال مبنا، به ترتیب، متغیرهای اقلام تعه
دی، نسبت بدهی، جریان نقدی، اندازه و سرعت گزارشگری مالی از تأثیر بیشتری در توانایی پیشبینی بحران مالی برخوردارند که این نتایج میتواند مبنایی برای تصمیمگیری و کمک به مدیران، سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان برای پیشبینی بحران مالی، تصمیمگیری به موقع، پیشگیری و دوری از زیانهای ناشی از بحران مالی باشد. جدول شماره ۵-۳ خلاصه نتایج بدست آمده از آزمون فرضیههای فرعی مربوط به فرضیه اصلی چهارم را نشان میدهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۹- توریسم فرهنگ عامه سفری که تصمیم آن پس از مطالعه کتابی یا مشاهده فیلمی در مورد مقصد توسط گردشگر گرفته می شود. ۳۰- توریسم پیوسته برخی از افراد بسیار ثروتمند برای فرار از مالیات پیوسته در سفر هستند تا مشمول قوانین اقامت در محلی خاص نشوند. ۳۱- توریسم زیارتی سفر به منظور زیارت مکانی مقدس ۳۲- توریسم تنها سفر به تنهایی ۳۳- توریسم آبهای معدنی و چشمه ها سفر برای دیدن و استفاده کردن از آبهای معدنی و چشمه های آب درمانی برای درمان بعضی بیماری های خاص و لذت بردن از این نعمت خدادادی .
 ۳۴- توریسم مناطق کویری سفربه اعماق بیابان و سرزمینهای ناشناخته و مبارزه با گرمای طاقت فرسا و کم آبی در کویر. ۳۵- توریسم چمدانی سفر برای خرید از بازارهای خاص ۳۶- توریسم کاروتجارت سفر برای تجارت و کسب درآمد و تجربه برای پیشرفت در صنعت کارو کار در کارخانجات و کارگاه ها . ۳۷- توریسم مناسبتها و وقایع خاص سفر برای شرکت در مناسبتها و برنامه های ویژه به خصوص مراسم آیینی و ملی ۳۸- توریسم شکار سفر برای شکار حیوانات و زندگی در طبیعت در کنار حیوانات ۳۹- توریسم حادثه جو دیدن از بعضی موارد خاص مانند دیدن از یک کوه در حال آتشفشان و یا یک منطقه سیل زده و زلزله زده . خبرنگاران خود مصداق کاملی از این تگروه هستند . ۴۰- توریسم تشویقی مانند کارمندانی که به دلایل خاص از سهمیه تشویقی استفاده میکنند و با خرج کارفرمای خود به سفر میروند .(ایزدی،۲۰۱۲، ۵۰) ۲-۷ تأسیسات اقامتی مجموعه واحدهایی که برای اقامت گردشگران، خدمات اقامتی و یا وابسته به آنرا ارائه می دهند تأسیسات اقامتی نامیده می شوند. انواع تأسیسات اقامتی توریستی عبارتند از: هتل، متل، مهمانسرا، مسافرخانه یا مهمانپذیر، پانسیون، هتل آپارتمان، اردوگاه جهانگردی، کمپینگ، مجتمع توریستی، ویلا یا آپارتمان شخصی (خانه دوم) - هتل: اقامتگاهی است با کیفیت و درجه بندی مختلف که متناسب با امکانات، وسعت، تجهیزات، تعداد اطاق و تخت از یک تا پنج ستاره طبقه بندی می شوند. - متل: اقامتگاههایی هستند که بصورت مجموعه یا منفرد در مسیر راه های ارتباطی اصلی عمدتاً برای مسافران عبوری احداث می شوند. - مسافرخانهیامهمانپذیر: تأسیسات اقامتی ساده و ارزان قیمتی هستند که عموماً خدمات اقامتی ارائه می دهند و از نظر کیفیت پایین تر از هتلها قرار دارند. - مهمانسرا: به گروهی از تأسیسات اقامتی گفته می شود که در سالهای قبل از انقلاب در نقاط دور دست و شهرهای فاقد هتل و اقامتگاه مناسب توسط سازمان جلب سیاحان ساخته شدند. همچنین به اقامتگاههای اختصاصی گفته می شود که سازمانها و ادارات مختلف برای اسکان مهمانان خود احداث می کنند و معمولاً استفاده از آنها برای عموم مردم امکان پذیر نیست. - هتل آپارتمان: به اقامتگاههایی اتلاق می شود که واحد اقامتی در آنها نه بصورت اتاق، بلکه بصورت آپارتمان بوده و دارای اتاق خواب، پذیرایی، آشپزخانه و سرویس بهداشتی بوده و بصورت مبله تجهیز شده و در اختیار مهمانان قرار می گیرد. - مجتمعتوریستی: به مجموعه ای از تأسیسات اقامتی، پذیرایی، تفریحی، تفرجگاهی، ورزشی گفته می شود که دارای تأسیسات متنوع بوده و مهمانان ضمن اقامات در آنها می توانند از خدمات جانبی دیگری که در آنها وجود دارد، استفاده نمایند، تأسیسات اقامتی در مجتمع های توریستی متنوع است و می تواند بصورت اتاق، ویلا، آپارتمان، کمپینگ، محل پارک کاروان یا اتاقهای سیار که با اتومبیل یدک کشیده می شوند باشد. - اردوگاه جهانگردی: به مجموعه ای از تأسیسات اقامتی منفرد گفته می شود که بصورت واحدهای مجزا از هم در محوطه ای باز، ساخته می شوند. عمدتاً این اردوگاهها دارای اتاقکهای کوچک و ساده ای هستند که برای مشتریان کم درآمد در نظر گرفته می شوند. - بنگالو: به مجموعه ای از اقامتگاههای منفرد گفته می شود که دارای یک اتاق بزرگ با امکانات آشپزخانه، سرویس بهداشتی بوده و اغلب بصورت یک سوئیت یک اتاقه ساخته می شود. - (شالهChallet) : به خانه های ییلاقی گفته می شود که در نواحی کوهستانی با مصالحی مانند چوب ساخته می شوند. شاله ها می توانند ابعاد متفاوت داشته باشند. - پانسیون: به نوعی واحد اقامتی گفته می شود که ظاهری ساده داشته و ضمن اقامت از خدمات پذیرایی نیز برخوردار است. - پانسیونهای خانگی: به واحدهای اقامتی گفته می شود که در تعداد از اتاقهای ساختمان مسکونی صاحبان آن خدمات اقامتی ارائه می دهند. در اینگونه پانسیونها، خانواده صاحب پانسیون تعدادی از اتاقهای مازاد خودرابهاقامتمسافراناختصاصدادهوازآنان پذیرایی می کنند. - ویلاهای خصوصی: به این نوع اقامتگاهها در ادبیات گردشگری خانه دوّم یا Secound home نیز می گویند. خانه های دوم که عمدتاً در مناطق توریستی احداث می شوند، بصورت اختصاصی توسط صاحبان و مهمانان آنها مورد استفاده قرار می گیرند. مسافران اینگونه خانه ها هر چند که عملکرد توریستی دارند، لیکن از نظر اقامت به تأسیسات اقامتی موجود در محل وابسته نیستند. لیکن نیازهای روزمره خود را از مـحـل تهیه کــرده و از خدمات موجود در مناطق توریستی استفاده می کنند.

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل اول: مقدمه
پیشگفتار
از ابتدای خلقت انسان تا کنون حمل بار یکی از بزرگترین چالشهای است که بشر با آن مواجه بوده، و به گواه باستانشناسان همواره در تکاپو بوده تا رهیافتی سادهتر و دقیقتر برای آن داشته باشد. یکی از اولین و مهمترین این روشها، اختراع چرخ بوده که با گذر تاریخ این وسیله پیشرفتهای بسیاری داشته به گونهای که در دنیای مدرن امروزی میتوان مدعی بود که حمل هر نوع باری با دقت بسیار بالا امکان پذیر است.
 پس از کشف ماشین بخار و بهرهگیری از آن در کشتیها که قدمت آن به بیش از سیصد سال میرسد، بیش از پیش حملونقل دریایی یکی از مطمئنترین و ارزانترین روشها برای حمل بار بوده و امروزه نیز با وجود پیشرفت فراوان در سایر روش های حملونقل، هنوز هم راه دریایی یکی از بهترین روشها محسوب میشود؛ به گونهای که دسترسی به آبهای آزاد و امکان تجارت دریایی یکی از موارد استراتژیک برای دولتها بهشمار میآید. امروزه به منظور حمل بارهای خطرآفرین، پرحجم و سنگین در کارخانه ها، بندرها، تاسیسات هستهای و سازه های مرتفع از جرثقیل استفاده میکنند. جرثقیلها را بر اساس ساختاری به دو نوع چرخشی[۱] و ستوندار[۲] تقسیم بندی میکنند. جرثقیلهای حامل کانتینر از نوع جرثقیلهای ستوندار میباشد. دو نوع جرثقیل حامل کانتینر وجود دارند. این دو عبارتند از: جرثقیل سوار بر ریل مجاور بندر[۳] و جرثقیل لاستیک پلاستیکی ستون دار[۴]. جرثقیلهای ستوندار دارای یک ارابه[۵] میباشند که به صورت افقی حرکت میکند. بار توسط یک کابل به ارابه وصل میگردد. طول این کابل به هنگام فرایند بالاکشیدن بار[۶] تغییر میکند. اغلب این دسته از جرثقیلها را به صورت یک پاندول ساده[۷] مدل میکنند. این جرثقیلها انواع مختلفی دارند که جرثقیلهای حامل کانتینر یکی از آنها میباشد. این جرثقیلها در حمل کانتینر از کشتی به اسکله و بالعکس مورد استفاده قرار میگیرد. (شکل ۱‑۱) نمونهای از این نوع جرثقیلها را نشان میدهد. در این کار به کنترل و مدلسازی این دسته از جرثقیلهای ستوندار میپردازیم. از اقسام دیگر جرثقیلهای ستوندار، جرثقیلهای ستوندار محلکار[۸] و جرثقیلهای ستوندار سوار بر ریل[۹]، که به ترتیب در حمل اجناس کوچک در کارخانه ها و اجناس سنگین در کارخانهای اتومبیلسازی، کاغذسازی و نورد فولاد استفاده میشوند، میباشند. جرثقیلهای حامل کانتینر نوع اول، در این کار مدنظر ما خواهد بود. به طور معمول کنترل این دسته از جرثقیلها بر اساس سه عملکرد گذاشتن ارابه[۱۰] (انتقال بار از کشتی به بندر و بالعکس)، بالاکشیدن بار و پایینآوردن آن؛ جداگانه مورد بررسی قرار میگیرند. ما در این کار، روی کنترل فرایند گذشتن ارابه تمرکز خواهیم کرد. این نوع از جرثقیلها تفاوت مهمی با سایر جرثقیلهای ستوندار دارند، که این تفاوت در داشتن چهار عدد طناب برای بالاکشیدن است؛ به طوریکه این چهار طناب به چهار گوشهی یک تختهی پخشکننده[۱۱]، که بر روی کانتینر قرار گرفته است، وصل میشوند. به این تخته پخش کننده در جرثقیلهای حامل کانتینر، سکوی کانتینر[۱۲] نیز میگویند. این تغییر ساختار، مدل و دینامیک این جرثقیلها را نسبت به سایر جرثقیلهای ستوندار متفاوت میکند. بنابراین دیگر نمیتوان مدل این جرثقیلها را به صورت یک پاندول ساده در نظر گرفت. شکل ۱‑۱: جرثقیل حامل کانتینر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طبق نتایج جدول ۴-۱۴ و با توجه به مقدار خطای آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای سطح اطمینان ۹۵/۰ و از آنجا که سطح خطا (p-value=0/010) در این آزمون کمتر از ۰۵/۰ است، بنابراین نتیجه می گیریم که بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS)در سال ۱۳۸۷ رابطه معنی داری وجود دارد و ضریب همبستگی دو متغیر برابر ۲۸/۰است .بنابراین، در این آزمون برای سال۸۷ H0 را میتوان رد کرد.
 جدول- ۴-۱۵- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS)برای سال ۱۳۸۸

| سال |
شرح |
نتیجه آزمون |
| ۱۳۸۸ |
حجم نمونه |
۸۰ |
رد |
| ضریب همبستگی |
۴۰۰/۰ |
| |
۰۰۱/۰ |
طبق نتایج جدول ۴-۱۵ و با توجه به مقدار خطای آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای سطح اطمینان ۹۵/۰ و از آنجا که سطح خطا (p-value=0/001) در این آزمون کمتر از ۰۵/۰ است، بنابراین نتیجه می گیریم که بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS)در سال ۱۳۸۸ رابطه معنی داری وجود دارد و ضریب همبستگی دو متغیر برابر ۴۰/۰است .بنابراین، در این آزمون برای سال۸۷ H0 را میتوان رد کرد. فرضیه سوم : تغییرات ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده نسبت به ارزش افزوده اقتصادی، با سود هر سهم(EPS)بیشتر هم جهت می باشد. برای بررسی فرضیه سوم، میتوان از جدولهای قبل استفاده کرد. نتایج حاصل از این بررسی بهصورت زیر بیان میشود. در تمامی سالها از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۸۸ براساس ضریب همبستگی بدست آمده، می توان بیان کرد که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، رابطه بیشتری با سود هر سهم دارد. بطور کلی، براساس ضریب همبستگی بدست آمده، میتوان بیان کرد که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده ، رابطه بیشتری با سود هر سهم دارد،بنابراین فرضیه سوم تایید نمی شود.
فصل پنجم
تلخیص، نتیجهگیری و پیشنهادات
۵-۱- مقدمه هدف از انجام این تحقیق،بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) با سود هر سهم(EPS) شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است.در فصل اول کلیات تحقیق بیان شد. فصل دوم به بیان مبانی نظری تحقیق و پیشینه تحقیق اختصاص داشت. در فصل سوم روش انجام تحقیق بیان شد. در فصل چهارم یافته های تحقیق، تجزیه و تحلیل و نتایج حاصل تفسیر شد. این فصل به تشریح نتایج به دست آمده از تحقیق، محدودیتهای تحقیق و پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی اختصاص دارد.

۵-۲- خلاصه یافته ها
نتایج حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش حاضر نشاندهنده وجود رابطه معنادار بین ارزش افزوده اقتصادی در تمامی سال های ۱۳۸۴، ۱۳۸۵،۱۳۸۶ ،۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ و همچنین نشان دهنده عدم وجود رابطه معنادار بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هرسهم در سالهای ۱۳۸۴ ،۱۳۸۵، ۱۳۸۶و رابطه معنادار در سالهای ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ می باشد. البته عدم وجود رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم در ۳ سال اول صرفاً بر اساس تحلیلهای آماری استنباط میشود و به معنی عدم وجود هیچگونه رابطه بین متغیرهای پژوهش نیست، بلکه درصدهای ضریب همبستگی و ضریب تعیین محاسبه شده نشاندهنده آن است که بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم، در ۳ سال اول رابطه همبستگی بسیار کمی وجود دارد که قابل چشمپوشی است، در حالی که در مورد ۲ سال آخر ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و تمامی سالهای متغیر ارزش افزوده اقتصادی می توان گفت که همبستگی بین متغیرها در در حدی است که می توان آن را معنادار تلقی کرد.
۵-۳- نتیجه گیری
الف- نتایج مربوط به فرضیه اول در فرضیه اول بیان شد که آیا بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم رابطه وجود دارد؟ نتایج پژوهش نشان داد که بین دو متغیر برای تمامی سال ها رابطه معنی داری وجود دارد و ضریب همبستگی ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم برای سال های مذکور به ترتیب برابر ۵۴۶/۰، ۶۵۱/۰،۶۸۴/۰ ،۶۷۹/۰ و ۷۱۰/۰ است.
ب- نتایج مربوط به فرضیه دوم در فرضیه دوم بیان شد که آیا بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و سود هر سهم رابطه وجود دارد؟ نتایج پژوهش نشان داد که بین دو متغیر برای ۳ سال ۱۳۸۴،۱۳۸۵و۱۳۸۶ رابطه ای وجود ندارد . به عبارتی دیگر از آنجا که ضریب همبستگی متغیرها برای سالهای مذکور به ترتیب برابر ۱۲۳/۰-، ۱۱۳/۰ ، ۱۳۶/۰ بود، می توانیم از رابطه بین متغیرها چشم پوشی کنیم. اما در مورد رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم برای سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۸ نتایج بدست آمده حاکی از وجود رابطه معنی دار بین متغیرها بود. به عبارتی دیگر از آنجا که ضریب همبستگی متغیرها برای سالهای مذکور به ترتیب برابر ۲۸۶/۰ ۴۰/۰ بود، می توانیم بگوییم بین این دو متغیر رابطه معنی دار وجود دارد. ج- نتایج مربوط به فرضیه سوم در فرضیه سوم بیان شدکه تغییرات ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده نسبت به ارزش افزوده اقتصادی، با سود هر سهم بیشتر هم جهت می باشد. با توجه به نتایج بدست آمده از ضرایب همبستگی اسپیرمن برای دو متغیر در تمامی سالها (۱۳۸۴، ۱۳۸۵، ۱۳۸۶، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸) میتوان بیان کرد که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، با سود هر سهم بیشتر هم جهت است. بنابراین فرضیه سوم تایید نمی شود.
۵-۴- جمع بندی
نتایج پژوهش نشان داد که شدت همبستگی بین ارزش افزوده اقتصادی با سود هرسهم و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم متفاوت است. طبق نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر، میزان ارتباط بین ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم نسبت به میزان ارتباط بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم بیشتر است. به دلیل ضعیف بودن میزان ضریب همبستگی بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شدهبه عنوان معیار اقتصادی ارزیابی عملکرد ، قابلیت توضیح درصد بسیار ضعیفی از تغییرات سود هر سهم را به عنوان معیار مالی ارزیابی عملکرد دارا می باشد و تصمیمگیری بر اساس این معیار، میتواند به نتایج متفاوتی منجر شود. در توجیه این وضعیت میتوان به موارد زیر اشاره کرد: همانطور که مشاهده میشود نتیجه این پژوهش مانند برخی از پژوهشهای گذشته، حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم است. البته این نتیجه با نتایج برخی دیگر از پژوهشهای گذشته که بر وجود رابطه معنادار بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم دلالت دارد، همسو نیست. به نظر میرسد دلیل این امر مربوط به عدم کارایی بازار سرمایه در برخی از کشورها و در مقابل، وجود بازار سرمایه کارا در سایر کشورها باشد. بدین ترتیب، عدم وجود رابطه معنادار بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده در سالهای ۱۳۸۴،۱۳۸۵و ۱۳۸۶ با سود هر سهم قابل توجیه است. در مقابل، کشورهایی که در آنها بازار سرمایه کاراست، ارزش بازار سهام، ارزش واقعی آن را منعکس میکند و در نتیجه ارزش بازار سهام با ارزش واقعی آن برابر است.

۵-۵- پیشنهادهای کاربردی پژوهش
۱- سازمان بورس اوراق بهادار تهران اقدام به ایجاد یک بانک اطلاعاتی کند تا اطلاعاتی همانند ارزش افزوده اقتصادی، میانگین موزون هزینه سرمایه، ارزش افزوده نقدی و سایر اطلاعات مورد نیاز از طریق این بانک اطلاعاتی در اختیار متقاضیان قرار گیرد. ۲- سازمان بورس اوراق بهادار تهران شرکتها را بر اساس ارزش افزوده اقتصادی رتبه بندی کند. سازمان بورس اوراق بهادار تهران با انجام این عمل، بخشی از وظیفه اطلاعرسانی خود را انجام داده و به شفاف سازی بازار سرمایه کمک میکند همان طور که شرکت استیوارت، ارزش افزوده اقتصادی را برای ۱۰۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی محاسبه و آنها را بر اساس ایجاد ارزش رتبه بندی میکند. ۳- از آنجایی که امکان دارد مدیران زیادی با معیارهای ارزیابی عملکرد بر مبنای ارزش آشنا نباشند، پیشنهاد میشود که سازمان بورس اوراق بهادار تهران در این زمینه سمینارها و کلاسهای آموزشی برگزار کند. ۴- سازمان بورس اوراق بهادار تهران، شرکتها را ملزم به تهیه صورت ارزش افزوده و ارائه آن همراه با سایر گزارشهای مالی به استفاده کنندگان کند. ۵- باتوجه به اینکه نرخ هزینه سرمایه یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر تغییرات ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده است، به مدیران مالی شرکتها پیشنهاد میشود بهمنظور حداکثر کردن ارزش ایجاد شده برای سهامداران، ترکیب بهینهای از منابع تأمین مالی بهمنظور به حداقل رساندن هزینه تأمین مالی را انتخاب کنند. ۶- به سرمایهگذاران در بورس اوراق بهادار تهران پیشنهاد میشود در تصمیمگیریهای خود، فقط به میزان بازده سهام شرکتها اکتفا نکنند و سایر معیارهای ارزیابی عملکرد را نیز مورد توجه قرار دهند. معیار ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده بهعنوان معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد، میتوانند در کنار سایر معیارها، برای کمک به تصمیمگیری مناسب سرمایهگذاران، مفید واقع شوند.
۵-۶- پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی
به منظور انجام پژوهشهای آتی در ارتباط با این پژوهش، موضوعات زیر پیشنهاد میشود: ۱- بررسی رابطه اجزاء ارزش افزوده اقتصادی با بازده سهام. ۲- بررسی رابطه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده نقدی با ارزش افزوده بازار. ۳- موضوع همین تحقیق به تفکیک صنعت انجام شود. ۴- بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی، بازده داراییها و بازده حقوق صاحبان سهام به تفکیک نوع صنعت. ۵- محاسبه هزینه سرمایه با روشهای دیگر همانند روش گوردون یا مدل CAPM ۶- بررسی رابطه بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و ارزش افزوده نقدی. ۷- بررسی رابطه ارزش افزوده اقتصادی و معیارهای سنتی حسابداری با ارزش افزوده بازار. ۸- بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و مدلهای مختلف Qتوبین در ارزیابی عملکرد شرکتها. ۹- بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با جریانات نقدی آزاد. ۱۰- بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با جریانات نقدی آزاد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۰۰۲
دوکاس و همکاران
بررسی تأثیر تحلیلگران بر هزینه های نمایندگی

ایشان دریافتند که تحلیل گران اوراق بهادار به عنوان یکی از ساز و کارهای کاهش هزینه های نمایندگی مؤثرند. همچنین در این بررسی از نسبت بدهی بلند مدت به ارزش دفتری کل دارایی ها به عنوان متغیر کنترل و نقش نظارتی بستانکاران بر نحوه استفاده مدیریت از جریان های نقد آزاد استفاده گردید که طبق یافته ها تأثیر این متغیر بر هزینه های نمایندگی معنا دار نبوده است.
۲۰۰۰
آنگ و همکاران
رابطه هزینه های نمایندگی و ساختار مالکیت
هزینه های نمایندگی رابطه معکوس با نسبت مالکیت مدیران دارد. بین هزینه های نمایندگی و تعداد سهامداران عمده مستقل از مدیریت در صورت اندازه گیری هزینه های نمایندگی به صورت گردش دارایی ها رابطه مستقیم وجود دارد. در صورت استفاده از روش اول برای اندازه گیری هزینه های نمایندگی بین نسبتبدهی و هزینه های نمایندگی رابطه معناداری وجود دارد.
۲۰۰۰
مک کنل و سرواس
رابطه بین ارزش شرکت و ساختار مالکیت شرکت ها
نتایج تحقیق ایشان نشان دهنده رابطه قوی و غیر خطی بین نسبت Q توبین و نسبت مالکیت مدیران اجرایی شرکت بود. در سطوح پایین نسبت مالکیت مدیران اجرایی، رابطه بسیار قوی و مثبت مشاهده گردید لیکن با افزایش نسبت مالکیت مدیران، بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد این رابطه بصورت منفی، البته با شیب بسیار کمی برقرار بود. بعلاوه آن ها شاهد برقراری رابطه ای قوی و مثبت بین نسبت Q توبین و نسبت مالکیت سرمایه گذاران نهادی نیز بودند در پایان آن ها با وارد نمودن نسبت مالکیت مالکان عمده دریافتند که هیچ رابطه ای بین نسبت Q توبین و مالکیت مالکان عمده برقرار نیست.
۱۹۹۶
سینگ و دیوید سون
رابطه ساختار مالکیت و هزینه های نمایندگی
در صورت استفاده از نسبت گردش دارایی ها به عنوان هزینه های نمایندگی، افزایش مالکیت مدیران منجر به افزایش همسویی بین منافع مدیران و مالکان شده و هزینه های نمایندگی را کاهش می دهد. بین نسبت مالکیت عمده بیرونی و هزینه های نمایندگی اعم از نسبت هزینه های عملیاتی به فروش و یا نسبت گردش دارایی ها ارتباط معناداری وجود نداشت. بین اندازه هیئت مدیره و هزینه های نمایندگی شرکت رابطه معکوس مشاهده گردید.
۱۹۹۵
کراچلی، جنسن ، جاهرا و ریموند
تأیید همزمان تصمیمات مالی مبنی بر میزان بدهی، مالکیت نهادی، مالکیت مدیران و سیاست تقسیم سود بر سود را بر هزینه نمایندگی
نتایج تحقیق نشان داد که در سه ساله منتهی به ۱۹۹۳، نفوذ مالکان نهادی به طرز قابل توجهی بیشتر شده است. همچنین طبق نتایج در دوره سه ساله منتهی به ۱۹۹۳ مشخص گردید که نظارت اعمال شده از سوی مالکان نهادی جانشین مناسبی برای سایر ساز و کارهای کنترل هزینه نمایندگی بوده و در کاهش مشکل نمایندگی مؤثر می باشد.
۱۹۹۴
درن هنری
مطابقت هزینه های نمایندگی، ساختار مالکیت و حاکمیت شرکتی به بررسی روابط بین ساختار مالکیت و هزینه های نمایندگی
نتایج این تحقیق حاکی از وجود رابطه بین ساختار مالکیت و هزینه های نمایندگی شرکت های پذیرفته شده در بورس استرالیا است. این مقاله به عنوان مقاله کلیدی این تحقیق استفاده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با ملاحظه استدلال فقیهان در خصوص شرطیت عین در مبیع و تأمل در آن، چند نکته قابل توجه است. با توجه به این که بیع از امور عرفی است و احکام شارع نیز راجع به آن جزو احکام امضایی است، این پرسش مطرح می شود که آیا در نظر عرف یا شارع، مبیع باید عین باشد؟ (خمینی،۱۳۶۳: ۱/۱۶)
 همچنین برخی از فقهای دیگر نیز دلیلی بر اختصاص مبیع به اعیان نمی بینند و بلکه آن را اعم از اعیان، منافع و حقوق می دانند و به روایاتی استناد می کنند که در آنها مثلاً ازتملیک منافع به بیع تعبیر شده از جمله فروش خدمت عبد مدبر، بیع سکونت خانه که از آن تعبیر به حق سر قفلی کرده اند و اطلاق بیع بر آن را صحیح دانسته اند. به دلیل آنکه در آن، مدت وجود ندارد بر خلاف اجاره و از فقیهانی که این گونه روایات را حمل بر مجاز کرده اند انتقاد کرده و بدین ترتیب بیع حقوق مالی را نیز قابل انکار نمی دانند و می گویند: «چنانکه در بین عقلاء نیز فروش سر قفلی، حق انشعاب آب و برق و تلفن امری رایج و متداول است ممکن نیست از اجرای احکام بیع بر فروش این قبیل حقوق مانع شویم؛ زیرا فروش آنها در نزد عرف شایع است؛ به طوریکه همه آن را قبول دارند و مانعی از اطلاق بیع بر آنها نیز وجود ندارد و عمومات کتاب و سنت نیز شامل حال آنهاست».(مکارم شیرازی، ۱۴۱۲ق: ۲۲) در این میان حقوقدانان نیز ضمن انتقاد از قلمرو محدود بیع، معتقدند که عقد بیع علاوه بر انتقال اموال مادی، اموال غیر مادی را نیز در بر می گیرد و در مقام استدلال نوشته اند: « آنچه متاخران را به تبدیل مال به عین وا داشته، احتراز از شمول تعریف به اجاره است. پس برای این که بیع از اجاره ممتاز شود، قید عین را بر آن افزوده اند. رویه قضایی نیز می تواند از همین سو حرکت کند و قید عین را ویژه خروج تملیک منفعت سازد و ان را وسیله دفع تملیک حق و اموال غیر مادی نکند ».(کاتوزیان،۱۳۸۰: ۷) یکی دیگر از حقوقدانان نیز نیز با توجه به برخی از قوانینی که بعد از تصویب قانون مدنی، به تصویب رسیده است اعتقاد دارد که ماده ۳۳۸ ق.م فسخ گردیده و امروزه در عقد بیع عینیت مبیع شرط نیست و در توضیح آن نوشته اند:« به نظرم ماده ۳۳۸ ق.م منسوخ است یعنی قانونگذار در موارد فراوان که پس از سال ۱۳۰۷ شمسی تصویب کرده است، در مورد تعریف بیع خود را پایبند ماده ۳۳۸ نمی داند؛ یعنی عین بودن مبیع را عنصر سازنده بیع نمی شمرد؛ زیرا مانند حقوق فرانسه، طلب را هم قابل خرید و فروش می داند، چنانکه در ماده پنج قانون اصلاحات ارضی می گوید:« همین ماده و امثال آن ] از جمله ماده ۲۷ قانون بازار اوراق بهادار[ است که ماده ۳۳۸ ق.م را فسخ کرده و ما را مجبور به تجدید نظر در تعریف بیع می کند.(جعفری لنگرودی، ۱۳۵۷: ۴۲۶) بنابراین می توان گفت اگر چه از ظاهر ماده ۳۸۸ ق.م از عینیت مبیع سخن می گوید اما با توجه به ماده ۳۵۰ ق.م مبیع را به مفروز و مشاع و کلی در معین و کلی فی الزمه تقسیم می کند، معلوم می شود که قانونگذار از عین در ماده ۳۸۸ یاد شده، معنای لغوی یا عرفی آن را اراده نکرده و نباید آن را به معنی لغوی و عرفی حمل کرد و عین را به اموال مادی اختصاص داد، زیرا وقتی در زبان قانونگذار واژه ای مورد استفاده قرار می گیرد، ابتدا معنی واژه را باید از خود قانونگذار استفاده کرد و چه بسا قانونگذار، به طور صریح یا ضمنی قابل استفاده نباشد. در این صورت باید آن را حمل بر معنی لغوی یا عرفی کرد و نتیجه گرفت که در قانون نیز به همان معنی لغوی یا عرفی مورد استفاده قرار گرفته است. از سوی دیگر، اطلاق فروش به انتقال سهام دو لایحه اصلاحیه قانون تجارت از جمله در موارد ۲۱،۳۵،۳۶ و. .. و نیز قانون بازار اوراق بهادار دلیل بر فسخ ماده ۳۳۸ نیست بلکه مؤید آن است منتهی با این تعبیر که در ماده ۳۳۸ ق.م ، عین اختصاص به اموال مادی یعنی اعیان به معنی لغوی ندارد و جمع بین این ماده با مواد دیگری که ناظر به خرید و فروش اوراق بهادار است اقتضاء می کند که عین در ماده مزبور را اعم از اموال مادی و غیر مادی و از جمله اوراق بهادار بدانیم. مبحث سوم: قالب حقوقی صندوق سرمایه گذاری نهاد صندوق های سرمایه گذاری،برای اولین بار در قانون بازار اوراق بهادار مصوب ۱۳۸۴ پایه گذاری و در بند ۲۰ ماده یک این قانون ،ضمن ارائه تعریفی، این نهاد به رسمیت شناخته شد. بند ۲۰ ماده مزبور بیان می دارد « صندوق سرمایه گذاری نهادی مالی است که فعالیت اصلی آن سرمایه گذاری در اوراق بهادار می باشد و مالکان آن به نسبت سرمایه گذاری خود، در سود و زیان صندوق شریک اند. »[۲۰۹] مطابق این تعریف، صندوق نهاد مالی محسوب می گردد که به سرمایه گذاری در حوزه اوراق بهادار می پردازد سرمایه گذاران نیز به نسبت مشارکت خود در سود و زیان شریک می گردند. بنابراین قانون بازار اوراق بهادار، نهادی با این مشخصات کلی که متداعی نوعی مشارکت بود مطرح نمود ولی در هیچ یک از مواد دیگر آن در خصوص ماهیت این ساختار حقوقی بحثی به میان نیامد. در واقع قانون، نهادی را به رسمیت شناخت که قالب حقوقی وبه تبع آثار ونتایج حقوقی آن ناشناخته بود. مع الوصف، به جهت نقش و تأثیری که این نهاد مالی در توسعه وکارآیی بازار سرمایه داشت، تمایل به ایجاد چنین صندوق هایی نضج گرفت. در این میان، با عنایت به صراحت قانون و به منظور اجرایی نمودن ایده تأسیس این صندوق ها ،سازمان بورس و اوراق بهادار در چارچوب وظایف و اختیارات تفویضی بند ۷ ماده ۷ قانون بازار، اقدام به تدوین اساسنامه و امید نامه در خصوص صندوق ها کرد هرچند که از حیث حقوقی این سوال اساسی همچنان مطرح بود که قانونگذار درایجاد این صندوق ها چه قالب حقوقی را در نظر داشته است؟ زیرا با وجود تاسیس ساختار مبتنی برارکان سه گانه تصمیم گیری، اجرایی و نظارتی و اینکه سرمایه گذارانی با تامین سرمایه صندوق، در سود وزیان حاصل از مشارکتشان شریک هستند. نوع مشارکت آنها که تاکنون در نظام حقوقی ایران در چارچوب های حقوقی متعارفی نظیر شرکتهای تجاری وموسسات غیرتجاری. .. رایج بوده است، همچنان درابهام ماند. به عبارتی دیگرقالب حقوقی صندوق ها محل پرسش بود که با عنایت به مبانی و کارکردها و ساختار حقوقی آن بیان شد ذیل عناوین زیر به تحلیل آن می پردازیم؛ گفتاراول) تحلیل و امکان سنجی قالب حقوقی ازآنجا که در صندوق های سرمایه گذاری ، سرمایه گذاران با پرداخت وجه نقد و خرید گواهی سرمایه گذاری ، وجوه خود را با سایرین به میان می نهند و در نهایت سود و زیان ناشی از این سرمایه گذاری بین همگی به نسبت واحدهای سرمایه گذاری تقسیم می گردد صندوق سرمایه گذاری،در واقع اجتماعی از اوراق بهادار و وجوهی است که مالکیت مجموعه آن نیز به سرمایه گذاران مختلف تعلق دارد. لذا آن چه در اینجا ناگزیر می نماید در هم آمیختن حق مالکیت اشخاص مختلف به منظور رسیدن به یک نوع یگانگی مالکیتی است که می تواند در قالب نوعی مشارکت جمعی به سرانجام برسد. «در تعریف شرکت نیز می توان گفت که شرکت عقدی است که به موجب آن دو یا چند شخص به منظور تصرف مشترک و تقسیم سود و زیان و گاه مقاصد دیگر ،حقوق خود را در میان می نهند تا به جای آن مالک سهمی مشاع از این مجموعه شوند. »(کاتوزیان،۱۳۷۶: ۱۷) قانون مدنی نیز در ماده ۵۷۱ شرکت را این گونه تعریف می کند؛ « شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه». گاه اتحاد مالکیت ها به کمال نمی رسد بلکه به حالت اجتماع در می آید، بی آنکه اصالت هر کدام از بین برود. در هر حال، شرط ایجاد شرکت، مزج و آمیختگی حقوق چند مالک در هر جزء از مال مشترک و انتشار هر حق در مجموع اجزاء است که این حالت امتزاج را اشاعه می نامند .(کاتوزیان،۱۳۸۴: ۲۹۴) در این صورت که اصطلاحاً با شرکت مدنی روبرو هستیم و مالکیت هر ذره مال و در نتیجه مجموع آن به شریکان تعلق دارد. مجموعه مالکان و حقوق آمیخته آنان شخصیتی جدای از شریکان ندارد و مالکیت در جهان اعتبار، چهره فردی دارد.(کاتوزیان،۱۳۸۶: ۶۰) این نوع شرکت فاقد شخصیت حقوقی است اما شکل تحول یافته و کامل شرکت در حقوق کنونی صورتی است که در آن مالکیت های جزء، اصالت خود را از دست می دهند و در یک مالکیت جمعی و مشترک ادغام می شوند، اجتماع مالکیت ها، وجودی جداگانه می یابد که از آن به « شخصیت حقوقی»تعبیر می کنند. شرکت با داشتن شخصیت حقوقی، متعاقد و متعاملی متمایز از سهامداران ، مدیران و کارکناش محسوب می شود و می تواند دارای دارایی و اموالی شود همانند خود سهامداران، بدان گونه که سهامداران به صرف اراده خود قادر به خارج کردن آورده هایشان نخواهند بود. بدین ترتیب شرکت نه تنها قادر به خرید و فروش و کاستن و افزودن دارایی خود است بلکه می تواند آن را در وثیقه طلب طلبکاران خود نیز قرار دهد به گونه ای که اینان نسبت به طلبکاران شخصی سهامداران در اولویت خواهند بود. (Hansmann and Rainier,2001:7)ابداع شخصیت حقوقی به معنای توسعه روابط اقتصادی و ایجاد بازیگری جدید است که درتعاملات اجتماعی و اقتصادی نقش موثرتر و کارآمدتری از شخص حقیقی دارد و از نظر اعتباری به تعداد بازیگران اقتصادی نیز می افزاید. ماهیت شرکت صرفا ایجاد برخی تعهدات در میان افراد مختلف نیست بلکه وضعیتی را ایجاد می کند که خود واجد آثاری است هم صاحب و هم متعلق حق و تکلیف قرار می گیرد که در برابر اشخاص ثالث قابل استناد است.این شخص جدید می تواند همه حقوق و تکالیف اشخاص حقیقی جز برخی استثناها را واجد باشد و ارتباط آن با نظم عمومی اقتصادی ایجاب می کند تا تحت نظارت حاکمیت قرار گیرد. (باقری، ۱۳۹۰: ۵۸)
 درمورد نوع مشارکت جاری در صندوق های سرمایه گذاری، براساس ماده ۲ قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید که بیان می دارد :« سازمان ثبت اسناد و املاک کشور موظف است صرفاً با مجوز سازمان ،صندوق های موضوع بندهای (۱۹) و (۲۰) ماده (۱) قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران و صندوق های سرمایه گذاری مشترک موضوع بند (۱) ماده (۱۴) قانون « ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن»- مصوب ۲۵/۲/۱۳۸۷ –و سایر صندوق هایی را که به موجب مقررات قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران نهاد مالی محسوب می شوند ، ثبت نماید. این صندوق ها از تاریخ ثبت دارای شخصیت حقوقی می باشند »[۲۱۰] صندوق های سرمایه گذاری واجد شخصیت حقوقی مستقل گردیدندو لذا با این رفع ابهام اساسی سوالات دیگر درخصوص نوع قالب حقوقی این شخصیت حقوقی مطرح گردید که باید بر اساس سایر ویژگی ها و ساختارشان بدان دست یابیم. از این رو درباب فعالیت صندوق های سرمایه گذاری نیز چون عمدتا به امر خرید وفروش اوراق بهادارمی پردازند ومطابق بند ۱ ماده ۲ قانون تجارت، خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره از مصادیق فعالیت های تجاری قلمداد می شود. و از آنجا که حقوقدانان ، اسناد در وجه حامل و حقوق مالی دیگر مانند دیون،سهم الشرکه و حقوق معنوی را نیز مال منقول تلقی می کند.(کاتوزیان،۱۳۷۶: ۶۵) ویا برخی بیان می دارند که « علاوه بر کلیه اموال منقولی که صراحتاً در قانون مدنی ذکر شده است اموال دیگری را هم منقول محسوب می شوند مانند مطالبات ،اوراق تجارتی ،سهام اوراق قرضه ،حقوق مالکیت تجارتی و. .. را نیز باید مشمول اموال منقول قرار داد. » (ستوده تهرانی، ۱۳۷۶: ۱۳۷) وهمچنین در تایید این نظر می توان گفت؛ نقل وانتقال اوراق بهادار در واقع مصداق بارز بند ۱ ماده ۲ قانون تجارت است. بند ۱ از ماده ۲، خرید وتحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره را از جمله فعالیت های تجاری می داند و از آن جا که اوراق بهادار از جمله اموال منقول محسوب می گردند. لذا خرید و فروش آنها نیز ذاتاً عملی تجاری محسوب گردیده و به موجب آن فعالیت صندوق نیز تجاری می باشد و براین اساس این نهاد مالی نیز همچون شرکتهای سهامی می توانند یک شخصیت حقوقی تجاری تلقی شود.با این وصف یکی از ساختارهای واجد شخصیت حقوقی درقانون تجارت موسسات غیرتجاری هستند که بر اساس ماده ۵۸۴ قانون تجارت؛ « تشکیلات و موسساتی که برای مقاصد غیر تجارتی تأسیس شده یا بشوند از تاریخ ثبت در دفتر مخصوصی که وزارت عدلیه معین خواهد کرد شخصیت حقوقی پیدا می کند » قابلیت انطباق خود را با صندوق های سرمایه گذاری از دست می دهند بویژه آنکه ماده یک آیین نامه اصلاحی ثبت تشکیلات و موسسات غیر تجاری اذعان می دارد که « مقصود از تشکیلات و موسسات غیر تجاری مذکور در ماده ۵۸۴ قانون تجارت، کلیه تشکیلات و موسساتی است که برای مقاصد غیر تجارتی از قبیل امور علمی و ادبی و یا امور خیریه و امثال ان تشکیل می شود اعم از آنکه موسسین و تشکیل دهندگان قصد انتفاع داشته یا نداشته باشند»[۲۱۱]. لذا درجستجوی ماهیت حقوقی این نوع مشارکت قائم به شخصیت حقوقی که واجد وصف تجاری نیز می گردد و سرمایه آن به واحد های سرمایه گذاری یکسان و کاملا مشابه سهام تقسیم می شود. ناگزیر به ساختارحقوقی شرکتهای تجاری نزدیک می شویم که با عنایت سکوت قانونگذار در خصوص نوع شرکت ممکن است به استناد ماده ۲۲۰ قانون تجارت که می گوید؛«هر شرکت ایرانی که فعلا وجود داشته یا در آتیه تشکیل شود و با اشتغال به امور تجاری خود را به صورت یکی از شرکتهای مذکور در این قانون در نیاورد و مطابق مقررات مربوط به آن شرکت عمل ننماید شرکت تضامنی محسوب شده و احکام راجع به شرکتهای تضامنی در مورد آن اجراء می گردد…» صندوق ها را نوعی شرکت تضامنی محسوب داشت در حالی که همواره سرمایه گذارانی که وارد این صندوق ها می شوند به دنبال کسب سود با ریسک و مسئولیت کمترند و به هیچ وجه، تضامنی بودن بودن مسئولیت سرمایه گذاران، با اهداف و ماهیت صندوق تناسب ندارد. (باقری ،۱۳۹۰: ۱۴۴)بنابراین به نظر می رسد در جستجوی نوع شرکت تجاری باید به شرکتهایی با ساختارسهامی، متوسل شد و بدین منظور وجوه شباهت و قرابت این دو نهاد را در موارد متعددی که به تجانس شکلی و ماهوی آنها می انجامد بررسی می کنیم. گفتاردوم) وجوه شباهت صندوق ها با شرکتهای سهامی الف)شخصیت حقوقی مستقل صندوق ها مستلزم آن است که آنها نیز همچون شرکتهای تجاری براساس ماده ۵۸۸ قانون تجارت،دارای تمامی اختیارات و البته تکالیف شخص حقیقی به استثناء حقوق و تکالیفی که بالطبیعه فقط متعلق به انسان است باشند. لذا صندوق ها نیز به موجب این ماده می بایست دارای نام و نشان، اقامتگاه،اهلیت ،تابعیت،دارایی و مسئولیت باشند که تا حدودی در اساسنامه نمونه پیش بینی گردیده و ابهام در پاره ای از این ممیزات به جهت عدم مغایرت اصولی با مقررات شرکتهای تجاری قابل اقتباس و یا استناد است. ب) بر اساس ماده ۳ قانون توسعه ابزارها ونهادهای مالی جدید مصوب۱۳۸۸، در ازای سرمایه گذاری در صندوق ها ،گواهی سرمایه گذاری بانام صادر می شود و مسئولیت سرمایه گذاران در این صندوق ها محدود به میزان مبلغ سرمایه گذاری آنها است، موضوعی که با صراحت بیشتری در ماده ۱۸ اساسنامه نمونه این صندو ق ها نیز تاکید شده است. فی الواقع این همان مطلبی است که در ماده یک لایحه اصلاحی ۱۳۴۷قانون تجارت در تعریف شرکت سهامی بدان اشاره شده است و حاکی از شباهت ساختار سرمایه و مسئولیت سرمایه گذار در این دو نهاد مشارکت تجاری است. ج) همانطور که در بخش پیشین گذشت ازحیث ساختار حقوقی نیز با برخورداری صندوق ها از ارکان سه گانه تصمیم گیری(مجمع) ،اجرایی (مدیران) و نظارتی (بازرس یا حسابرس)، نوعی همسانی با شرکتهای سهامی مشاهده می شود بخصوص آن که کارویژه های این ارکان نیز واجد مشابهت زیادی با یکدیگرند. د) نقل وانتقال سهام در شرکتهای سهامی نیز بطور نسبی در صندوق ها پذیرفته شده است. چون واحدهای سرمایه گذاری ممتاز که مشابهتی با سهام ممتاز در شرکتهای سهامی دارد با برخورداری از بسیاری از حقوق سهام ، همواره قابل نقل وانتقال است و واحدهای سرمایه گذاری عادی نیز گرچه قابل انتقال به غیر نیست اما با پیش بینی امکان ابطال ویا استرداد همواره به نوعی امکان فروش آن فراهم است و لذا نظام نقل و انتقال سهام وحتی ثنویت سرمایه گذاران عادی وممتاز در صندوق ها نیز از در شرکتهای سهامی با اندکی تفاوت برقرار است. ه) صندوق با جمع آوری آورده اشخاص،اقدام به سرمایه گذاری در اوراق بهادار می نماید و افرادی که سرمایه خود را در اختیار صندوق قرار داده اند با دریافت گواهی سرمایه گذاری، دارنده واحدسرمایه گذاری صندوق محسوب شده و در سود و زیان ناشی از آن شریک می باشند. این ویژگی صندوق و فعالیتی که در آن صورت می پذیرد، قرابت زیادی با موضوع فعالیت وعملکرد شرکتهای سرمایه گذاری دارد که در قالب شرکت های سهامی تاسیس می شوند. و) اصل لزوم ثابت ماندن سرمایه یا غیر قابل برداشت بودن آن ، در مورد شرکتهای سهامی بدان معنی است که در هیچ موردی نمی توان سرمایه شرکت را پایین تر از حداقل قانونی آن تعیین کرد.[۲۱۲] که البته در مورد همه شرکتها صدق می کند در مورد صندوق های سرمایه گذاری نیز حفظ حداقل قانونی سرمایه یعنی حداقل واحدهای سرمایه گذاری مقرر در امیدنامه ضروری است (ماده ۲۳ اساسنامه نمونه) بدیهی است مفهوم اصل مذکور این نیست که سرمایه نقدی شرکت در هر زمان باید به همان میزان باشد که در زمان تأسیس بوده است. در واقع، نمی توان گفت سرمایه شرکت همیشه در یک سطح باقی می ماند ؛ چه این سرمایه در حال گردش است و ممکن است به کارهای متعددی اختصاص یابد؛ برای مثال، ممکن است این سرمایه به سبب زیان شرکت کم شود یا اینکه از بین برود به عکس ممکن است به دلیل سود شرکت ، بیشترا ز آن مبلغی شود که در ابتدا شرکاء آورده اند ؛ به همین دلیل، باید سرمایه واقعی شرکت را در دارایی آن جستجو کرد. منظور از ثابت ماندن سرمایه یا غیر قابل برداشت بودن آن این است که مبلغ سرمایه همیشه در صورتهای مالی به عنوان یکی از اقلام بدهی شرکت نوشته شود و نتوان به عنوان سود تمام یا قسمتی از آن را میان صاحبان سهام تقسیم کرد. ز) شاید مهم ترین وجه اختلاف صندوق ها با شرکتهای سهامی متغیر بودن سرمایه آنهاست که به جهت امکان انتشار واحدهای سرمایه گذاری جدید تا حداکثر مجاز مطابق امیدنامه ویا ابطال آنها تا حداقل مجاز مربوطه مدیران صندوق ها امکان افزایش تا حداکثر مجاز و کاهش آن تا حداقل مجاز دارند در شرکتهای سهامی نیز با وجود اینکه افزایش یا کاهش سرمایه از صلاحیتهای مجمع عمومی فوق العاده است اما به استناد ماده ۱۶۱ لایحه قانونی ۱۳۴۷ این مجمع می تواند ضمن تصویب افزایش سرمایه تا سقف معینی، ترتیب اجرای آنرا طی مراحل مختلف به مدیران واگذار کند. در حقوق تجارت فرانسه این انعطاف در شرکت های سهامی نیز دیده شده که مثلاٌ چنانچه در افزایش سرمایه، مبلغی که شرکت برای افزایش سرمایه مقرر کرده حاصل نشود تحت شرایطی افزایش سرمایه تا میزان سهام پذیره نویسی شده محقق شده تلقی گردیده و به همین میزان سرمایه شرکت تغییر می کند و اساسنامه تصحیح می گردد. [۲۱۳] در حقوق تجارت فرانسه همچنین در مورد شرکتهای سهامی خاصی که نقل و انتقال سهامشان منوط به موافقت هیأت مدیره است و خروج سهامداران از شرکت با موانعی روبرو می گردد یا اساساً خریداری برای سهام مزبور یافت نمی شود خود شرکت می تواند سهام شریک مایل به خروج را خریداری کند و بعداً آن را به دیگری منتقل کند یا سرمایه خود را به میزان مبلغ سهام خریداری شده کاهش دهد. (Riper,2001:224) درحقوق تجارت ایران نیز شرکتهای پذیرفته شده در بورس و بازارهای خارج از بورس بر اساس میزان سهام شناور خود در هر یک از بازارهای مذکور و بر اساس مقرراتی که به پیشنهاد سازمان بورس و اوراق بهادار به تصویب می رسد می توانند تا ۱۰ درصد سهام خود را خریداری و تحت عنوان سهام خزانه در شرکت نگهداری کنند و احتمالا برابر مقرراتی تهیه آن بعهده سازمان بورس و اوراق بهادار نهاده شده این سهام توسط شرکت قابل ابطال هم خواهد بود[۲۱۴]. همانطور که در سایر کشورها نظیر آمریکا و انگلیس و… قابلیت ابطال آنها نیز به رسمیت شناخته شده است.حال آن که پیش از تصویب این ماده عملیات خرید و فروش و یا ابطال سهام شرکت توسط خودشان به استناد ماده ۱۹۸ لایحه اصلاحی ۱۳۴۷ ،مجاز نبود و همین ماده مانع اصلی متغیرشناختن سرمایه شرکتها محسوب می شد. بنابراین می توان گفت با تصویب این ابزار جدید عملاً این نقطه افتراق جدی شرکتهای سهامی و صندوق های سرمایه گذاری نیز از بین رفته و زمینه حقوقی تاسیس شرکت های سهامی با سرمایه متغیر نیز تسهیل گردیده است. گفتار سوم) شرکت سرمایه گذاری با سرمایه متغیر بر اساس جهات پیش گفته وجوه شباهت بسیار زیادی از حیث ساختاری و رفتاری بین صندوق های سرمایه گذاری و شرکتهای سهامی قابل شناسایی است که عملا زمینه اقتباس پذیری آنها را به سهولت فراهم می کند. گفتیم که در این میان وجه اساسی تمایز آنها در این است که سرمایه صندوق های سرمایه گذاری متغیر بوده و در صورتیکه بخواهیم آن را در قالب شرکت تجاری تأسیس کنیم می باید همانند حقوق کشورهای مختلف آن را در قالب یک شرکت سهامی با سرمایه متغیر طرح ریزی نماییم. بدیهی است که تاسیس چنین شرکتی در برخی موارد با مقررات حاکم بر شرکت های سهامی که تغییر سرمایه در آنها مستلزم برگزاری مجمع عمومی فوق العاده با تشریفات قانونی خاص است،دچار تعارض می گردد. در واقع، سهولت تغییرسرمایه در صندوقها که به مدیران اجازه می دهد تا با آورده هر سرمایه گذاری به هنگام خرید واحدهای سرمایه گذاری موجبات افزایش سرمایه صندوق وبا ابطال واحدهای سرمایه گذاری به هنگام فروش آن توسط سرمایه گذاران اسباب کاهش سرمایه صندوق را فراهم کنند. تأسیس صندوق در قالب شرکت های سهامی را با قابلیت متغیر بودن سرمایه ضروری می سازد هرچند ممکن است سرمایه صندوق نه قابل بازخرید بلکه قابل معامله در بورس باشد که در این صورت سرمایه صندوق می تواند ثابت باشد و بدین لحاظ با اصل ثابت بودن سرمایه شرکت های سهامی هم تعارض پیدا نمی کند. اما در صندوق های غیر قابل معامله در بورس باید ساختاری با قابلیت انعطاف در تغییرسرمایه و فارغ از تشریفات قانونی مجامع پیش بینی کرد. در این راستا می توان علاوه بر الگویی که در ایالات متحده آمریکا رایج است. همانند آنچه در حقوق برخی کشورهای اروپای غربی به خصوص لوکزامبورگ، سوئیس ، ایتالیا،اسپانیا، بلژیک،فرانسه رایج است.( P.Gentili and al, 2011:42) آن را در قالب یک شرکت سهامی با سرمایه متغیر طراحی کرد. این نوع شرکتهای سرمایه گذاری با سرمایه متغیر را در فرانسه بصورت مخفف « SICAV»[۲۱۵]می گویند. در چنین شرکتهایی که از همان ساختار و ویژگی های یک شرکت سهامی برخوردارند خرید و فروش واحدهای سرمایه گذاری یا همان سهام بر مبنای ارزش واقعی و یا ارزش بورسی انجام می شود. مدیریت پرتفوی اوراق بهادار ممکن است بر عهده خود شرکت باشد، ضمن اینکه می تواند تحت مسئولیت خود،اداره پرتفوی را به شرکت متخصص دیگری بسپارد. موضوع اخیر تأثیر مهمی بر رژیم حقوقی شرکت نخواهد گذاشت هر چند باید رابطه حقوقی میان مجمع عمومی، هیأت مدیره و مدیر عامل و نیز شرکت تخصصی که مدیریت شرکت را بر عهده می گیرد تبیین گردد. وجه تمایز این شرکتها معمولا در تشریفات قانونی تشکیل مجامع عمومی آنها و احیانا حدود وظایف و اختیارات آنها ظاهر می گرددکه می توان به منظور تسهیل فعالیت شرکت، چنین الزاماتی را منعطف نمود. بدین ترتیب که همانند آنچه در حقوق فرانسه و بر اساس قانون پولی و مالی[۲۱۶] این کشور مقرر گردیده است. برای تشکیل مجمع عمومی سالانه این نوع شرکتهای با سرمایه متغیر حد نصابی وجود نداشته باشد. به همین ترتیب مجمع عمومی فوق العاده نیز در نوبت دوم، با هر نسبتی بتواند تشکیل گردد[۲۱۷] و یا با بهره گرفتن از تجربه تأسیس « شرکت سرمایه گذاری با سرمایه متغیر» در تونس که بر اساس قانون نهادهای سرمایه گذاری جمعی[۲۱۸]این کشور در قالب شرکت سهامی عام با سرمایه ای حداقل یک میلیون دینار تأسیس گردیده و متناسب با خرید و فروش سهام آن توسط سرمایه گذاران افزایش یا کاهش می یابد. تغییر سرمایه بدون تغییر اساسنامه و بی نیاز از تصویب مجمع عمومی فوق العاده صورت گیرد.[۲۱۹] یعنی تغییر سرمایه را از صلاحیت مجمع عمومی خارج کرد و یا با تصویب کلی افزایش یا کاهش سرمایه بین یک حداقل و حداکثری توسط مجمع، امکان متغیر بودن آن را در دامنه معین فراهم ساخت. همانطور که در امکان سنجی قالب حقوقی متناسب با ویژگی های صندوق گذشت تاسیس حقوقی در چارچوب یک شخصیت حقوقی مستقل و متناسب با مفهوم شرکت های سهامی با عنایت به وجوه شباهت و قابلیت انطباق آنها که بتواند سرعت وسهولت وپویایی صندوق ها در امر تغییر سرمایه نیز با خود داشته باشد ذیل عنوان«شرکت سرمایه گذاری با سرمایه متغیر»بصورت شرکت سهامی عام می تواند ضمن تامین مبانی و اهداف صندو ق های سرمایه گذاری در هویت بخشی حقوقی این نهاد مالی بر اساس یک قالب شناخته شده حقوقی که ازحیث پیش بینی کلیه آثار و نتایج حقوقی علاوه بر مقررات لازم از پشتوانه نظری و عملی رویه قضایی ۸۰ساله شرکتهای سهامی در ایران نیز برخوردار است، امنیت حقوقی متناسب با نقش تاثیرگذار صندوق ها در بازارهای مالی نیز فراهم کند. از این روست که در تبصره ماده ۱۵۱ لایحه جدید قانون تجارت مصوب کمیسـیون قضـائی و حقـوقی مجلـس شـورای اسلامی که در تاریخ ۲۳//۱/۱۳۹۱ مجلس برای اجرای آزمایشی به مدت پنج سال موافقت گردیده است به شرح زیر امکان تاسیس چنین شرکتهایی را فراهم ساخته اند؛ « متغیر یا ثابت بودن سرمایه و قابلیت و نحوه نقل و انتقال سهم الشـرکه ویـا سهام شرکتهای موضوع ماده(۱۴۴) این قانون از طریق صدور و ابطال و یا خرید و فـروش باید در اساسنامه این شرکتها قید شود.». فصل چهارم: دعاوی و آیین دادرسی صندوق ها صندوق های سرمایه گذاری بعنوان یک نهاد مالی در بازار سرمایه بواسطه مجموعه تعاملاتی که بر اساس قانون با سایر اجزای این بازار دارند و یا فیمابین ارکان خود حسب مقررات و ضوابط معین، در ارتباط می باشند. نقض این قوانین و مقررات موجب بروز ناهنجاری هایی در نظام حاکم بر این نهادها در بازار سرمایه می گردد بر اساس توصیف قانونی آن می تواند در زمره جرائم یا تخلفاتی قرار گیرد که پیگرد قانونی و به تبع مجازات و تنبیهات انضباطی را در پی داشته باشد. گاهی نیز میان ارکان این صندوق در ارتباط با یکدیگر یا اشخاص ثالث ممکن است، اختلافاتی بروز کند که لزوماً ناشی از نقض مقررات کیفری نباشد اما به نظم و کارآیی این نهاد مالی آسیب بزند. به هر رو به منظور تضمین حقوق سرمایه گذاران و تنظیم روابط سایر اجزای این نهاد مالی علاوه بر مجموعه مقررات و ضوابطی که در فصول پیشین بدان اشاره شد، ضمانت اجرای قضایی و شبه قضایی پیش بینی شده در قوانین نیز در این فصل مورد بررسی قرار می گیرد. بدین منظور نخست در گفتاری به بررسی مجموعه رفتارهایی که در چارچوب صندوق ها می تواند با عنوان جرم یا تخلفات انضباطی منجر به تعقیب کیفری گردد اشاره می کنیم و به شیوه رسیدگی آن نیز می پردازیم و آنگاه در گفتاری دیگر به اختلافات حقوقی و آیین دادرسی آن به تفضیل خواهیم پرداخت.

مبحث اول: جرائم و تخلفات و آئین دادرسی جرائم و تخلفات آن دسته از افعال یا ترک فعل هایی هستند که برابر قانون یا مقررات دیگر مستوجب مجازات یا تنبیهات انضباطی می گردند با این تفاوت که جرم صرفاً فعل یا ترک فعلی است که به موجب قانون مصوب قوه مقننه قابل مجازات است ولی تخلف انضباطی فعل، ترک فعلی است که می تواند به استناد قانون و یا مقررات مادون آن یعنی آیین نامه ، دستورالعمل، بخشنامه و. .. عکس العمل کیفری از نوع تنبیهات انضباطی را در پی داشته باشد. بدیهی است که به همین سبب مرجع رسیدگی و شیوه دادرسی این دو نیز با یکدیگر متفاوت هستند. جرایم را صرفاً در محاکم دادگستری بر اساس آیین دادرسی کیفری می توان رسیدگی کرد حال آنکه مرجع رسیدگی به تخلفات معمولاً مراجع شبه قضایی نظیر کمیته های رسیدگی به تخلفات. .. بر اساس آیین نامه یا دستور العمل های اجرایی می باشند. لذا در اینجا نخست به آن دسته از جرایمی که در قانون بازار اوراق بهادار قابل انتساب به ارکان صندوق های سرمایه گذاری نیز می باشند اشاره می کنیم و سپس تخلفات انضباطی آنها را حسب آنچه در مجموعه مقررات قابل شناسایی است می آوریم. این در حالی است که در مجموعه قوانین و مقررات و اساسنامه صندوق ها به این موضوع اشاره روشنی نشده است. گفتاراول) جرائم در ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده جرم شناخته شده است در مجموعه قوانین ناظر به بازار سرمایه، فصل ششم قانون بازار با عنوان جرایم و مجازات ها، سعی کرده تا عمده رفتارهایی که موجب اختلال در بازار سرمایه می شوند را با در نظر گرفتن مجازات جرم تلقی کند که پاره ای از آنها می تواند در صندوق های سرمایه گذاری نیز اتفاق بیفتد. ۱-انتشار آگهی یا اعلامیه پذیره نویسی به منظور عرضه عمومی بدون رعایت مقررات بند ۴ ماده ۴۶ قانون بازار اوراق بهادار هر شخصی را که بدون رعایت مقررات اقدام به انتشار آگهی یا اعلامیه پذیره نویسی به منظور عرضه عمومی اوراق بهادار کند به مجازات مقرر در این ماده که حبس تعزیری از سه ماه تا یکسال یا جزای نقدی معادل دو تا پنج برابر سود به دست آمده یا زیان متحمل نشده یا هر دو مجازات است محکوم می کند. به نظر می رسد این جرم مؤسسین صندوق های سرمایه گذاری را نیز بدون رعایت ماده ۸ اساسنامه نمونه اقدام پذیره نویسی اولیه و عرضه عمومی واحدهای سرمایه گذاری بعنوان اوراق بهادار می کنند نیز در بر می گیرد. یعنی مؤسسین چنانچه بدون خرید واحدهای سرمایه گذاری ممتاز و تأدیه وجه آن و تشکیل مجمع و تصویب اساسنامه و امیدنامه و انتخاب و قبولی سمت توسط مدیر، متولی، ضامن، حسابرس و. .. اقدام به پذیره نویسی نمایند می توانند به استناد بند ۴ ماده ۴۶ قانون بازار تحت تعقیب کیفری قرار گیرند. ۲-تصدیق و ارائه اطلاعات خلاف واقع یا مستندات جعلی و استفاده در گزارشات ماده ۴۷ قانون بازار اوراق بهادار مقرر می دارد اشخاصی که اطلاعات خلاف یا مستندات جعلی را به سازمان و یا «بورس» ارائه نمایند یا تصدیق کنند و یا اطلاعات و اسناد و مدارک جعلی را در تهیه گزارش موضوع این قانون مورد استفاده قرار دهند حسب مورد به مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم خواهند شد. بنابراین سه رفتار مجرمانه که شامل ارائه، تصدیق یا استفاده از گزارشات خلاف واقع و جعلی می تواند موجب تحقق این جرم گردد که حسب مورد مجازات جرائم جعل یا استفاده از سند مجعول را در پی خواهد داشت. برابر تبصره ماده ۸ اساسنامه، مدارک و مستنداتی باید توسط مؤسسین به سازمان تحویل گردد و پس از انجام پذیره نویسی نیز باید نتایج آن بهمراه مستندات توسط مدیر به سازمان ارائه گردد. همچنین خالص ارزش، قیمت ابطال و قیمت صدور واحد سرمایه گذاری نیز باید بر اساس دستور العمل مصوب سازمان تعیین گردد و خلاف آن می تواند مشمول این جرم گردد. همچنین چنانچه تعداد واحدهای سرمایه گذاری به کمتر از حداقل اساسنامه برسد و تصمیم گیری مجمع عمومی لازم آورد موضوع مزبور و همچنین تشکیل مجمع و تصمیمات آن از جمله تغییر اساسنامه، جابجایی ارکان و همچنین گزارشات مالی ادواری باید به سازمان گزارش گردد. بدیهی است هر یک از این موارد و یا سایر موضوعاتی که باید به سازمان ارائه شود چنانچه به صورت غیر واقعی و مجعول گزارش گردد می تواند مسئولین صندوق را با مجازات مورد نظر ماده ۴۷ روبرو کند. ۳-خودداری از ارائه اطلاعات، اسناد و یا مدارک مهم به سازمان یا بورس بند ۲ ماده ۴۹ قانون بازار اوراق بهادار می گوید:« هر شخصی که بموجب این قانون مکلف به ارائه اطلاعات و اسناد یا مدارک مهم به سازمان یا بورس بوده و از انجام آن خودداری کند به حبس تعزیری از یک ماه تا شش ماه یا جزای نقدی معادل یک تا سه برابر سود به دست آمده یا زیان متحمل نشده یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد». بدیهی است که برابر اساسنامه نمونه در موارد متعددی موسس و ارکان اجرایی و نظارتی صندوق موظف به ارائه گزارش به سازمان هستند که تخطی از هر یک از آن موارد می تواند موجب تحقق این جرم گردد. ۴-دستکاری در قیمت اوراق بهادار؛ بر اساس بند ۳ ماده ۴۶ قانون بازار اوراق بهادار، هر شخصی که اقدامات وی نوعاً منجر به ایجاد ظاهری گمراه کننده از روند معاملات اوراق بهادار با ایجاد قیمت های کاذب و یا اغوای اشخاص به انجام معاملات اوراق بهادار شود مجرم می باشند. در این بند، ایجاد ظاهر گمراه کننده از روند معاملات، ایجاد قیمت کاذب، اغوای اشخاص به انجام معاملات اوراق بهادار جزء مصادیق دستکاری قیمت می باشند. هر چند در قانون لفظ«دستکاری در قیمت اوراق بهادار» به کار نرفته است لکن تعریف ارائه شده مبین همین مفهوم است که در حقوق بسیاری از کشورها مفهوم شناخته شده است و می توان آنرا تلاش عامرانه به منظور دخالت در عملکرد آزاد و عادلانه بازار از طریق اقداماتی از قبیل اشاعه اطلاعات نادرست و با هدف کسب سود دانست. (میرزایی منفرد، ۱۳۸۹: ۱۲۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۵-۲ تسهیم دانش آشکار زمانی رخ می دهد که از تجربیات کارکنان یک گروه دانشی در انجام فعالیتی مشابه در تیمی دیگر استفاده شود. دانش گروه به طور آشکار و به صورت واژگان اعداد فرمول علمی، مشخصات و مانند آن تسهیم می شود. از نظر دیکسون در بسیاری از سازمان ها این نوع سیستم مشابه استفاده از بهترین الگوها در اجرای پروژه ها می باشد. ماهیت کار گروه، تکراری و یکنواخت است.
 ۲-۲-۵-۳تسهیم دانش پنهان زمانی رخ می دهد که گروهی از کارکنان دانشی کار مشابهی را با به کارگیری دانش گروهی دیگر در بافتی دیگر انجام دهند. دانش گروه دیگر از طریق فعالیت اجتماعی به صورت دانش پنهان منتقل می شود. از نظر دیکسون تسهیم دانش پنهان برای برخی سازمان ها بسیار حیاتی است، زیرا دانش ضمنی منجر به ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان ها می شود. ماهیت کار گروه، تکراری و غیریکنواخت است. این سازوکار همچنین “تسهیم نزدیک” نامیده می شود، نه به دلیل موقعیت فیزیکی بلکه به دلیل تشابه بین گروه منبع و گروه دریافت کننده.
 ۲-۲-۵-۴ تسهیم دانش استراتژیک زمانی رخ می دهد که یک گروه، مسئولیت کاری که به ندرت اتفاق می افتد یا یک پروژه استثنایی را برعهده میگیرد و می خواهد از تجربه دیگران در درون سازمان – که کار مشابهی را انجام داده اند- استفاده کند. در این سازوکار، اغلب مدیران سطح عالی سازمان شرکت دارند و نوع دانش مورد نیاز برای انجام کار را تعیین می کنند. نوع دانشی که منتقل می شود می تواند هم پنهان و هم آشکار باشد. ۲-۲-۵- ۵تسهیم دانش کارشناسی زمانی رخ می دهد که دانش عمومی و آشکار از یک منبع کارشناسی درون یا بیرون سازمان به منظور توانمند کردن گروه برای حل مسائل جدید با روش ها و دانش جدید منتقل می شود. این دانش وقتی مناسب است که گروه در حال انجام کاری استثنایی و یکنواخت باشد و با یک مساله فنی غیر معمول فراسوی قلمرو دانش خود مواجه شده باشد. معمولا دانشی که درخواست می شود، دریک راهنما یا در مدارک استاندارد یافت نمی شود. ۲-۲-۶ موانع تسهیم دانش در پژوهشی که غفوری و همکاران (۱۳۸۹) در جهت شناسایی موانع اشتراک گذاری دانش در سازمان ها، انجام داده بودند، موانع اشترا ک گذاری دانش را در سه بعد: موانع بالقوه فردی، موانع بالقوه سازمانی و موانع بالقوه فناورانه شناسایی کردند. این مدل در شکل۲-۱ و توضیح مختصری از هر یک از این ابعاد در ادامه آورده شده است.
شکل۲-۱ موانع تسهیم دانش ۲-۲-۶-۱ موانع بالقوه فردی این موانع شامل موانعی است که از رفتار فردی و یا اعمال و برداشتهای افراد سرچشمه میگیرند که میتوانند مربوط به افراد و یا گروه های موجود در داخل واحدهای عملیاتی سازمان باشند. ۲-۲-۶-۲ موانع بالقوه سازمانی یکی از موضوع های کلیدی تسهیم دانش در سازمان وجود محیط و شرایط مناسب سازمانی است. موانع بالقوه ای که می توانند منجر به کاهش اشتراک گذاری دانش در سازمان شوند. ۲-۲-۶-۳ موانع بالقوه فناورانه تبادل دانش به همان اندازه که یک موضوع مربوط به افراد و سازمان است، یک چالش فناورانه نیز هست. فضایی را که در آن افراد هم یافته ها و تجارب خود را به اشتراک گذارند و هم از آنچه که دیگران می دانند استفاده نمایند کاری چالش برانگیز است. توانایی فناوری در این رابطه این است که دسترسی فوری به حجم وسیعی از داده ها و اطلاعات را فراهم میکند و تشریک مساعی از راه دور را ممکن کرده و در نتیجه روش های کار گروهی را هم در داخل واحدها و همین واحدها و شعبات سازمان تسهیل میکند. فناوری می تواند به عنوان یک تسهیل کننده فرایندهای تسهیم دانش را از طریق آسانترکردن و کاراترکردن تشویق و پشتیبانی کند. بدون توجه به اندازه سازمان، تعداد زیادی از فعالیت های اشتراک گذاری دانش به زیرساخت فناوری اطلاعات وابسته است. زیرساخت های زیادی وجود دارد که پشتیبانی مربوط به کسب، سازماندهی، ذخیره، بازیابی، جستجو، نمایش، توزیع و بازسازی اطلاعات را انجام میدهند.
شبکه های نوآوری ۲-۳-۱ نوآوری تد و همکاران[۹۷] (۲۰۰۵) مفهوم نوآوری را با بیان دانش تعریف می کنند و می نویسد که نوآوری در اصل عبارت است از دانش – ایجاد فرصت های جدید از طریق ترکیب مجموعه دانش جدید-. نوآوری حاصل تعاملات مداوم و ارتباطات بین بازیگران و سازمانهای مختلف می باشد که از طریق اجرای فعالیت های فرایند نوآوری در شبکه ها با یکدیگر درهمکاری و رقابت هستند. نوآوری برای رشد اقتصادی بلند مدت ضروری است. نوآوری می تواند منجر به محصول یا خدمات جدید، بهبود تولید، بهبود فرایندهای کسب و کار و راه های تازه در زمینه مدیریت (مدیریت منابع مالی، بازاریابی، و یا منابع انسانی) شود .
 نوآوری، محصولات دانش است که حاصل اجرای فرایندهای نوآورانه می باشد. فرایندهای نوآوری شامل فعالیت های زیر است: توسعه ی یک مفهوم راه حلی جدید، بسط نوآوری، کاربرد نوآوری، ارتقاء و فروش در بازار نوآوری، و همچنین بهبود مداوم آن. تکمیل هر مرحله از فرایندهای نوآوری با درنظر گرفتن راه حلهای نوآورانه که برای ارائه به بازار مد نظر است انجام میگیرد. در طی این فرایند، ارتباطات و تعاملات بین پیمانکارانی که با این جریان، کاربرد و توسعه ی تسهیم دانش و اطلاعات مرتبط اند شکل میگیرد.این امر به نوبه ی خود می تواند منبعی برای را
ه حل های نوآورانه تازه و انتشار آنها باشد. فرایندهای نوآوری مستلزم تسهیم دانش و توسعه ی دانش و یادگیری شرکت های مرتبط پی است که از طریق شبکه در بهره برداری از منابعشان با هم همکاری می کنند (دالینسکا، ۲۰۱۲). ۲-۳-۲ضرورت ایجاد شبکه ها برای تسهیم دانش کرکارت و هانسون[۹۸] (۱۹۹۳) معتقدند که دانش ممکن است به وسیله شبکه های غیر رسمی و خود سازمان یافته در شرکت هایی که به مرور نظام مند تر می شوند به وجود آید. این گونه شبکه ها، آن قدر به تسهیم دانش مشترک می پردازند که امکان ایجاد ارتباطات مشترک و کارساز فراهم می آید، گفت و گوهای مداوم آنها غالبا به خلق دانش جدید در سازمان منجر می شود. اگرچه رمزگذاری این فرایند مشکل است اما خود فرایند می تواند به افزایش دانش کلی سازمان بینجامد. چنین شبکه هایی گاهی به ویرایشگران حرفه ای دانش یا تسهیل کنندگان شبکه ای نیازمندند. با این روش شیوه مشخص انجام کارها به تدریج بخشی از دانش پایه و فعالی شرکت خواهد شد (جعفری، اخوان و اختری،۱۳۹۰). بنابراین دیگر نباید تعجب آور باشد که بسیاری از شرکتهای خدماتی و مشاوره با درک اینکه محصول واقعی آنها دانش است، محافل کاری غیر رسمی خود را به صورت شبکه های رسمی نظام مند درآورده اند و بودجه ای را برای بهره گیری از فناوری های معین فعالیت ها، هماهنگ سازان دانش، کتابداران، نویسندگان و کارکنان اداری تخصیص می دهند (رحمان سرشت، ۱۳۷۹). جعفری و همکاران (۱۳۹۰) مینویسند که در صورت وجود انجمن ها و شبکه هایی مجازی متشکل از متخصصین در یک سازمان، مدیر انجمن یا شبکه[۹۹] دارای مسئولیت هایی است که به صورت زیر پیشنهاد شده است. هرچند می توان این نقشها را به اعضای انجمن نیز محول کرد؛ ولی ترجیح داده می شود؛ گروه کوچکی از اعضا شامل تقریبا دو تا شش نفر که از آغاز راه اندازی انجمن حضور داشتند، مسئولیت این نقشها را بر عهده بگیرند. پذیرش اعضای جدید و اجتماعی سازی: اعضای جدید انجمن را پذیرش کرده و آنها را به اعضای گذشته انجمن معرفی نموده و این افراد را با محیط و وظایف انجمن آشنا می کند. میزبانی: به عنوان میزبان انجمن، افراد را به شرکت در گفت و گوهای علمی تشویق نماید. ویراستار: مسئولیت بررسی و ویرایش موضوعات و صورت جلسات انجمن را برعهده دارد. ناظر: مسدولیت پیگیری و اعمال قانون در انجمن را برعهده دارد. آموزگار: مسئولیت آموزش و یاددهی به اعضای انجمن را برعهده دارد. شناسایی: مسئولیت تقویت، انتشار و رهبری اندیشه ها و دانش های موجود در انجمن را بر عهده دارد. هماهنگ کننده: مسئول برنامه ریزی و سازماندهی جلسات و رویدادهای خاص را برعهده دارد. پشتیبانی کننده: مسئولیت پاسخ به سوالات و نکات فنی سیستم ها و فرایندهای انجمن را برعهده دارد. ۲-۳-۳ ضرورت ایجاد شبکه ها برای اشاعه ی نوآوری امروزه سازمانها با محیط های پویا و آشفته ای روبرو می شوند که باید به رقابت در حال رشد در بازارها و تغییر نیاز مصرف کنندگان و انتظارات آنها واکنشهای انعطاف پذیر و سریع ارائه دهد. بیشتر آنها با شرکت در اجرای فرایندهای نوآورانه در ساختارهای غیر متمرکز، تیم محور، توزیع شده و درحال تغییر به نام شبکه ها به این شرایط پاسخ می دهند. شرکت ها باید به صورت اثربخش با سایر سازمانها و موسسات در حوزه نوآوری همکاری کنند چراکه از این طریق یک شبکه ی ارزشی رقابتی برتر در بازار نوآوری شکل میگیرد. (دالینسکا، ۲۰۱۲). برخی از ویژگی های مشخصه مثل ناامنی، وابستگی فزاینده پیشرفتهای علمی، پیچیدگی فزاینده ی تحقیقات و یادگیری و … فرایند های نوآوری را تشکیل می دهند. چنین پیشینه ای زمینه ساز این عبارت خواهد بود: هیچ شرکتی نمی تواند بدون داشتن شبکه، نوآوری داشته باشد و باقی بماند (موسسه اس ام ای[۱۰۰]، ۲۰۰۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
معادله نخست: درصد واردات هند از پاکستان نسبت به کل واردات این کشور به طور میانگین در دوره ۲۰۱۰-۱۹۹۸ را میتوان از قاعده زیر به دست آورد:
 بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که: معادله دوم: درصد واردات پاکستان از هند نسبت به کل واردات این کشور به طور میانگین در دوره ۲۰۱۰-۱۹۹۸ را میتوان از قاعده زیر به دست آورد: بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که: بنابراین، همان طور که روشن است سهم واردات پاکستان از هند در کل واردات این کشور حدود چهل برابر سهم واردات هند از پاکستان در کل واردات این کشور میباشد (نک. نمودارهای ۱، ۲ و ۳). معادله سوم: درصد صادرات هند به پاکستان نسبت به کل صادرات این کشور به طور میانگین در دوره ۲۰۱۰-۱۹۹۸ را میتوان از قاعده زیر به دست آورد: بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که: معادله چهارم: درصد صادرات پاکستان به هند نسبت به کل صادرات این کشور به طور میانگین در دوره ۲۰۱۰-۱۹۹۸ را میتوان از قاعده زیر به دست آورد: بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که: بنابراین، مشخص میشود که سهم صادرات پاکستان به هند در کل صادرات این کشور نیز بیشتر از سهم صادرات هند به پاکستان در کل صادرات آن بوده و حدود دو برابر میباشد (نک. نمودارهای ۴، ۵ و ۶). دوم، مقایسه سطح تجارت میان هند و پاکستان در دوره مورد بررسی با تجارت آنها با بقیه جهان نشان میدهد که تجارت میان آنها تمایلات منطقهگرایانه داشته و رشد تجارت میان این دو کشور بیش از رشد کلی تجارت آنها است. این امر در معادلات و نمودارهای زیر به خوبی روشن میگردد. معادله اول: درصد رشد تجارت هند و پاکستان با همدیگر در دوره ۲۰۱۰- ۱۹۹۸ را میتوان از طریق زیر به دست آورد: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که: معادله دوم: درصد رشد کل تجارت هند و پاکستان در دوره ۲۰۱۰- ۱۹۹۸ را میتوان از طریق زیر به دست آورد: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که: همان طور که مشخص است رشد تجارت کلی این دو کشور در دوره مورد بررسی حدود ۵/۲ درصد کمتر از رشد تجارت دوجانبه میان آنها است (نک. نمودارهای ۷ و ۸). سوم، علیرغم نتایج مثبت بالا باید اذعان کرد که سهم تجارت هند و پاکستان با همدیگر در کل تجارت آنها هنوز هم بسیار پایین و حتی ناچیز است. درصد سهم تجارت و هند و پاکستان از کل تجارت آنها در دوره ۲۰۱۰-۱۹۹۸ را میتوان به طریق زیر به دست آورد: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که: همان طور که روشن است سهم تجارت میان هند و پاکستان در کل تجارت آنها طی دوره مورد بررسی حدود ۴/۰ درصد بوده و مجموع تجارت آنها با همدیگر هرگز از نظر حجمی به بالای سه میلیارد دلار امریکا نرسیده است (نک. نمودار ۹). چهارم، لیبرالها بر این باورند که تجارت بدون توجه به بستر پیوندهای بیندولتی باعث صلح میشود. هرچه پیوندهای تجاری بیشتر باشد، موانع منازعه بیشتر است (Barbieri, 1996: 34). تجارت میان هند و پاکستان هرچند بسیار اندک است اما این امر را تأیید میکند. به طور مشخص، میتوان گفت که روند رو به رشد تجارت میان هند و پاکستان بعد از سال ۲۰۰۲ در مدیریت منازعه آنها طی مواجهه ناتمام ۲۰۰۸ و جلوگیری از تشدید آن به جنگ در همین سال بیتأثیر نبوده است (نک. نمودار ۱۰). پنجم، هم نظریههای لیبرال و هم نظریههای واقعگرا به این فرضیه میرسند که شیوع جنگ میان شرکای تجاری سطح تجارت را حداقل در دوران جنگ به طور اساسی کاهش میدهد (Barbieri and Levy, 1999: 465). به عبارت دیگر، منازعه بر دوره های تجاری تأثیر میگذارد. به ویژه، منازعههای شدیدتر تجارت را دشوارتر میکنند. از جمله علتهای این امر میتوان به تعرفههای تلافیجویانه، تحریمها، سهمیهبندیها و سایر موانع تجاری اشاره کرد (Polachek, 1980: 60). این امر در مورد تجارت میان هند و پاکستان صدق میکند. روابط تجاری دو کشور بعد از تنشزدایی پس از جنگ محدود کارگیل در سال ۲۰۰۰ اوج میگیرد اما بحران ۲- ۲۰۰۱ به آن آسیب زده و به پایینترین حد ممکن افت میکند. مجدداً پس از نشست سران اسلامآباد و هند در حاشیه دوازدهمین اجلاس سارک در اسلامآباد و پس از آن برگزاری گفتگوهای مرکب، تجارت میان دو کشور رونق گرفته اما باز هم بحران سال ۲۰۰۸ به آن ضربه میزند (نک. نمودار ۱۰). در مجموع، نوعی همبستگی منفی میان تجارت و منازعه وجود دارد. هرچه تجارت دو دولت با یکدیگر بیشتر باشد انتظار میرود که منازعه بین آنها کمتر و همکاری آنها بیشتر شود (Polachek, 1980: 59). اما در مورد روابط هند و پاکستان این قاعده دو استثنا دارد. همان طور که در نمودارهای ۷، ۸، ۹ و ۱۰ پیدا است، روابط تجاری این دو کشور در جریان جنگ محدود کارگیل ۱۹۹۹ کمتر از آن بوده است که تأثیری بر سرنوشت منازعه آنها داشته باشد (رابطه پوچ بین تجارت و منازعه)؛ در بنبست بزرگ ۲-۲۰۰۱ نیز تجارت هند و پاکستان از منازعه آنها تأثیر پذیرفته است (نتیجه منازعهآمیز تجارت)؛ اما در مواجهه ناتمام ۲۰۰۸ میتوان نوعی روند منطقی رشد تجاری را مشاهده کرد که از این مواجهه تأثیر چندانی نپذیرفته و به مسیر خود ادامه داده است. بنابراین، میتوان گفت روابط تجاری دهلی نو و اسلامآباد در پرهیز آنها از ورود به جنگ در جریان این مواجهه تأثیر داشته است (نتیجه صلحآمیز تجارت). سرمایه گذاری کشورهای آسیای جنوبی در ابتدا رویکرد محافظهکارانه و محدودکنندهای نسبت به سرمایه گذاری مستقیم خارجی داشتند اما این خطمشی از دهه ۱۹۹۰ به بعد تغییر یافت (Sahoo, 2006: 9). این مسأله با عث رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی در منطقه آسیای جنوبی شده است.([۷۱]) با وجود این، پدیدهای که در اینجا مدنظر است سرمایه گذاری متقابل هند و پاکستان در یکدیگر و در نتیجه پیوند بیشتر اقتصادهای آنها است. اگر این اتفاق رخ داده باشد، میتوان گفت که به مدیریت منازعه آنها کمک کرده است.
 هند به علت فقر منابع همواره دریافتکننده سرمایه گذاری خارجی بوده است. بحران ارز خارجی در سال ۸-۱۹۵۷ تا حدودی بر رویکرد دهلی نسبت به سرمایه گذاری مستقیم خارجی تأثیر گذاشت و در اواخر دهه ۱۹۸۰ تا حدود زیادی در این زمینه آزادسازی شد. نهایتاً در سال ۱۹۹۱، اقدامات جدیدی برای آزادسازی فضا برای سرمایه گذاری مستقیم خارجی اعلام شد و در در نتیجه آن، هند اکنون یکی از جذابترین کشورهای آسیای جنوبی برای این سرمایهگذاریها است (Sahoo, 2006: 9). اما هنوز هم محدودیتهایی در این زمینه وجود دارد. این سرمایهگذاریها به کمتر از ۱۰۰ درصد در بانکهای بخش خصوصی، بیمه، ارتباطات راه دور، شرکتهای تجاری عمدهفروش، معادن زغالسنگ، الماس و سایر سنگهای قیمتی، و فرودگاهها محدود میشود. اما سرمایه گذاری در بخشهایی مانند تجارت خردهفروشی، مسکن و املاک، کشاورزی با برخی استثنائات، و مزارع از جمله مزارع چای مجاز نیست (Dutz, 2010: 201). نخستین گام پاکستان برای آزادسازی سرمایه گذاری مستقیم خارجی در سال ۱۹۸۴ و طی بیانیهی خطمشی صنعتی بود که سهم برابری به بخشهای خصوصی و دولتی میداد. در نتیجه، سرمایهگذاران خصوصی خارجی برای مشارکت با سرمایهگذاران محلی در پاکستان تشویق شدند. با وجود این، گام عملی پاکستان برای آزادسازی سرمایه گذاری مستقیم خارجی در اواخر دهه ۱۹۸۰ و با ارائه بسته جدید خطمشی صنعتی برداشته شد. بر این اساس، یک هیأت سرمایه گذاری([۷۲]) به راه افتاد و تحت نظر نخستوزیری این کشور برای ارائه خدمات سرمایه گذاری به فعالیت پرداخت. پاکستان برای تسهیل سرمایه گذاری با ۴۶ کشور موافقتنامههای دوجانبه امضا کرده است (Sahoo, 2006: 12). پاکستان سرمایه گذاری مستقیم خارجی در بخشهای خدمات، زیرساختها، حوزه های اجتماعی و کشاورزی را مجاز کرده است؛ مشروط بر اینکه سهم سرمایه گذاری خارجی حداقل سیصد هزار دلار امریکا یا معادل آن باشد. اما این کشور سرمایه گذاری مستقیم خارجی در مشروبات الکلی را اجازه نمیدهد (Dutz, 2010: 201).
 با وجود این، سرمایه گذاری مستقیم خارجی در آسیای جنوبی عمدتاً از منابع خارج از این منطقه بوده و سرمایه گذاری درونمنطقهای سهم چندانی در این زمینه ندارد. از این رو، بدیهی است که سرمایه گذاری متقابل میان هند و پاکستان نیز کمتر از آن است که بتواند نقشی در مدیریت منازعه بین آنها ایفا کند. البته، همان میزان اندک سرمایه گذاری درونمنطقهای در سالهای گذشته رو به رشد بوده است. بخش عمدهای از سرمایه گذاری مستقیم خارجی درونمنطقهای را شرکتهای هندی تأمین میکنند. پاکستان بعد از سریلانکا دومین مقصد سرمایه گذاری مستقیم خارجی شرکتهای هندی در منطقه آسیای جنوبی بوده است. در حالی که بزرگترین سرمایهگذاران درونمنطقهای در هند به ترتیب بنگلادش، سریلانکا، نپال و مالدیو بودهاند و پاکستان در رده های نخست این سرمایهگذاریها در هند جایی ندارد (Alam, 2010: 115-6). هند و پاکستان برای افزایش همگرایی در زمینه سرمایه گذاری باید حداقل مراحل زیر را طی کنند: الف) مقرراتزدایی مشترک در حوزه های منتخب، مانند حذف نظاممند موانع تجارت و سرمایه گذاری، حذف محدودیتهای سهمبندی و مجاز کردن سهم ۱۰۰ درصدی برای تمام سرمایهگذاران، و …؛ ب) همگرایی بخش مالی با رفع محدودیتهای سرمایهای؛ ج) افزایش تبادل اطلاعات میان ناظران زیرساختهای منطقهای با ایجاد مشاوران ناظر منطقهای برای تسهیل مشاوره نامحدود در موضوعات مشترک؛ د) راهاندازی نوعی کانون منطقهای در سطح سارک برای هماهنگسازی ابتکارات بازرگانان فردی در سطح منطقه و در نتیجه، تقویت تعاملات بخش خصوصی و دولتی در این موضوعات (Dutz, 2010: 196). در هر حال، میتوان پیشبینی کرد که این مقوله طی سالهای آینده بتواند به متغیر قابل ملاحظهای در روابط هند و پاکستان تبدیل شود. همکاری هند و پاکستان در قالب نهادها مسائل متعددی در آسیای جنوبی وجود دارد که به طور یکجانبه یا حتی دوجانبه نمیتوان به آنها پرداخت و مستلزم همکاری منطقهای است. از جمله این مسائل میتوان به بلایای طبیعی، تقسیم آبها، سهمبندی منابع انرژی، حفظ محیط زیست، آموزش، فقر، تروریسم و … اشاره کرد (Mazhar, 2011: 742). اما حل این مسائل مستلزم شرایط و عوامل متعددی است که از جمله آنها میتوان به الف) وجود هژمون خیرخواه؛([۷۳]) ب) وجود حکومتهای قدرتمند در دولتهای عضو؛ ج) تعهد عمیق میان نخبگان حاکم به آزادسازی اقتصادی (Dash, 2001: 201) اشاره کرد. اما سیاست دوجانبهگرایی که مورد حمایت کشورهای بزرگتر آسیای جنوبی به ویژه هند است، اغلب در تضاد با رویکرد منطقهای است (Mohsin, 2005: 36).
 در ادامه، دو مورد از برجستهترین مصادیق رفتار نهادین در آسیای جنوبی یعنی سارک و نهادهای تجاری یعنی موافقتنامه تجارت ترجیحی آسیای جنوبی (سپتا)([۷۴]) و موافقتنامه تجارت آزاد آسیای جنوبی (سفتا)([۷۵]) مورد بررسی قرار میگیرند. البته طبیعی است که هدف نهایی، بررسی روابط هند و پاکستان در قالب این نهادها و برآیند آن برای مدیریت منازعه میان آنها میباشد. سارک همکاری منطقهای نوعی فرایند عملی است که از ابتکارات بازیگران دولتی و واکنش حمایتی یا تقابلی گروه های اجتماعی داخلی به آن تشکیل میشود (Dash, 2008: 40). هر گونه طرح همکاری منطقهای یا فرومنطقهای در آسیای جنوبی برای دستیابی به موفقیت باید متضمن دو ویژگی باشد: الف) مورد پذیرش مردم کشورهای عضو باشد؛ ب) حمایت سیاسی مثبت و قدرتمند داشته باشد (Nuruzzaman, 1999: 319). اما در فرایند منطقهگرایی، آسیای جنوبی نوعی استثنا به حساب میآید. این تفاوت تا حدی بوده است که بعضاً از آن به عنوان «منطقه بدون منطقهگرایی»([۷۶]) یاد میشود (Maass, 1996: 262). با وجود این، میتوان از سارک به عنوان برجستهترین تلاش کشورهای آسیای جنوبی در جهت همکاری نهادین برای تقویت منطقهگرایی یاد کرد([۷۷])- که البته در مورد قدرت و ضعف آن با توجه به بسترهای موجود در آسیای جنوبی رویکردهای گوناگونی وجود دارد که در زیر به آن پرداخته خواهد شد. پاکستان از عضویت در سارک دو هدف را دنبال میکرد: الف) پاکستان فکر میکرد که این سازمان میتواند برای تقویت روابطش با سایر کشورهای کوچکتر منطقه مورد استفاده قرار گیرد؛ ب) پاکستان میخواست از این سازمان برای کاهش میزان نفوذ هند استفاده کند. اما به طور همزمان اسلامآباد نسبت به دو مسأله نگران بود: الف) هند این سازمان را در جهت تقویت هژمونی خود مورد استفاده قرار دهد؛ ب) پیوستن اسلامآباد به سارک به روابط نزدیک این کشور با آسیای غربی آسیب بزند (Pattanaik, 2004: 427-8). به عبارت دیگر، سران اسلامآباد بر این باور بودند که سازمان منطقهای سارک ممکن است به آزادی آنها در امور خارجی لطمه زند و تبدیل به ابزار هند برای متحد کردن شبهقاره علیه پاکستان، تضمین بازار منطقه برای کالاهای هندی و در نتیجه تحکیم سلطه اقتصادیاش بر منطقه شود (Dash, 2008: 87). همین امر باعث شده است که اسلامآباد رغبتی به رشد سارک نداشته (Dash, 1996: 193) و از راهاندازی روابط تجاری گسترده با هند خودداری کند (Pattanaik, 2004: 433). هند نیز در ابتدا در مورد سارک از دو مسأله هراس داشت: نخست اینکه، دست غرب در این سازمان باشد؛ دوم اینکه، سازمان مزبور باعث متحد کردن همسایگان این کشور و فشار بر دهلی نو شود (Pattanaik, 2004: 427). به بیان دقیقتر، هند نگران بود که تشکیل سارک فرصتی را برای همسایگان کوچکتر فراهم آورد تا تمام مسائل دوجانبه را منطقهای کنند و از طریق پیوند با پاکستان علیه هند متحد شوند. علاوه بر این، سیاستمداران هند بر این باور بودند که اگر همکاری منطقهای نهادینه شده و تصمیمات بر مبنای اکثریت آراء اتخاذ شوند، هند جایگاه خود را از دست میدهد (Dash, 2008: 87). در هر صورت، سارک در سال ۱۹۸۵ در کلمبو تأسیس شد. اعضای اولیه آن هند، پاکستان، مالدیو، بوتان، نپال، بنگلادش و سریلانکا بودند و سپس در سال ۲۰۰۷ افغانستان نیز به جمع آنها افزوده شد. هدف اولیه سارک حفظ صلح در آسیای جنوبی و ایجاد فرصت تعامل میان اعضای آن بود اما بعداً پنج هدف عمده برای آن در نظر گرفته شد که عبارتند از: الف) ارتباطات بهتر؛ ب) هموار کردن مسیر تجارت و سرمایه گذاری؛ ج) گسترش توریسم؛ د) همکاری در بخش برق و انرژی؛ و هـ) تقویت بخش خصوصی (Zaman et al. 2011: 1). در مجموع، هدف سارک این بوده و هست که با تقویت همکاری منطقهای و بهبود رفاه و کیفیت زندگی باعث ثبات در منطقه شود (Khan, et al., 2009: 73). اما آیا در این زمینه موفق شده است؟ رفتار هند و پاکستان در توفیق یا ناکامی سارک از اهمیت ویژهای برخوردار است. زیرا از یکسو این دو کشور بزرگترین و مهمترین کشورهای آسیای جنوبی هستند که بدون حضور و فعالیت آنها هر گونه طرح منطقهای تقریباً فاقد معنا است. از سوی دیگر، هند و پاکستان شدیدترین رقابت را در آسیای جنوبی رقم زده و تأثیرگذاری مثبت سارک در رفتار آنها را میتوان به عنوان موفقیت سارک تلقی کرد. همین امر باعث شده است که برخی سارک را «قربانی» آشتیناپذیری هند و پاکستان معرفی کرده (Sridharan, 2008: 12) و پیشنهاد دهند که برای گسترش تجارت درونمنطقهای باید مسأله کشمیر یا حل شود یا به دغدغهی دوجانبهی هند و پاکستان تقلیل یافته و از فرایند چندجانبه خارج شود (Faizal, 2004: 352). با وجود این، سارک موفقیتهایی نیز کسب کرده که میتوان آنها را در چند دسته مورد توجه قرار داد. نخست، سارک تا اندازهای هرچند مختصر در مدیریت منازعه هند و پاکستان نقش ایفا کرده است. هرچند مسائل دوجانبه در دستور کار این سازمان نیست اما سارک به طور غیررسمی فضای مناسبی را برای ملاقات سران کشورها در مورد مسائل دوجانبه فراهم میکند،[۷۸] زیرا هرگونه تصمیم برای اجلاس رسمی بین آنها باعث بالا رفتن انتظارات و دشواری تصمیمگیری در این مورد میشود (Pattanaik, 2004: 434). به عبارت دیگر، گفتگوهای غیررسمی میان رهبران در نشستهای منظم سارک باعث مصالحه نخبگان در بسیاری از موضوعات حساس شده و نتایج ارزشمندی را برای آسیای جنوبی به همراه آورده است (Dash, 1996: 189). دوم، سارک علیرغم تمام ناکامیها فرصت مطلوبی را برای کشورهای کوچک آسیای جنوبی فراهم آورده تا دیده شوند و نقش ایفا کنند. برای آنها، حتی سارک ورشکسته بهتر از این است که در روابط دوجانبه تحتالشعاع هژمونی هند باشند (Pattanaik, 2010: 676). به علاوه، هند و پاکستان نیز علیرغم حفظ ملاحظات مخصوص به خود، موفق شدهاند تا از این کانون منطقهای برای تقویت پیوندهای اجتماعی و اقتصادیشان با کشورهای مزبور استفاده کنند (Pattanaik, 2004: 427). سوم، سارک باعث آگاهی و هویت منطقهای در آسیای حنوبی شده است. این هویت منطقهای میتواند سکویی برای پرداختن به ملاحظات منطقه در سطح جهانی باشد (Zaki, 1996: 64). به عبارت دیگر، هرچند تلاشهای معطوف به ارتقای همگرایی منطقه ای در آسیای جنوبی از منازعات سیاسی منطقه به ویژه منازعه هند و پاکستان آسیب دیده است اما چشماندازهای همگرایی به آهستگی در حال بهبود هستند (Ahmed and Ghani, 2007: 33). سرانجام، در حالی که حکومتهای ضعیف، حمایت ناکافی داخلی، فقدان شفافیت داخلی و ارتباطات محدود مانع رشد سارک میشوند، آزادسازی اقتصادی در کشورهای عضو این سازمان باعث خوشبینی به آینده آن میگردد (Dash, 2001: 215). بنگلادش، نپال و سریلانکا به ترتیب آزادترین کشورهای آسیای جنوبی برای واردات منطقهای و هند و پاکستان نیز به ترتیب بستهترین کشورها در این زمینه هستند (Rahman, 2007: 59-60).([79]) در مجموع، به نظر میرسد سارک به غیر از فراهم کردن فرصت گفتگو در حاشیه اجلاسهای رسمی برای سران هند و پاکستان، نقش قابل ملاحظهای در مدیریت منازعه این دو کشور ایفا نکرده است. در این زمینه نیز میتوان به ملاقات سران هند و پاکستان در حاشیه اجلاس ۲۰۰۴ سارک اشاره کرد که مقدمهای برای مذاکرات گسترده بین این دو کشور در سالهای بعد شد. بنابراین، میتوان گفت سارک نقش محدودی در مدیریت منازعه این دو کشور طی مواجهه ناتمام ۲۰۰۸ داشته است. اما در مورد بحران کارگیل ۱۹۹۹ و بنبست ۲-۲۰۰۱ نقشی ایفا نکرده است. این ضعف از یکسو ریشه در ضعف نهادین سارک در مدیریت منازعه داشته و از سوی دیگر به شدت منازعه هند و پاکستان برمیگردد که مدیریت آن را از توان سارک خارج میکند. نهادهای تجاری آسیای جنوبی در زمینه نهادهای تجاری منطقهای با دو مشکل عمده مواجه بود. از یکسو، میزان تجارت درون منطقهای قانونی در آسیای جنوبی بسیار پایین بود (Dash, 1996: 201) و از سوی دیگر تا اواسط دهه ۱۹۹۰ نهاد تجاری ویژه و فراگیری در این منطقه وجود نداشت. این امر تا حدودی از موانع تجاری گسترده در این منطقه نشأت میگرفت. موانع تجاری عبارتند از سیاستها و اتفاقاتی که تجارت بین المللی را محدود میکنند. این موانع شامل تحریمها، محدودیتهای واردات، مجوزهای واردات و … میباشد. از جمله موانع تجاری موجود در آسیای جنوبی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: الف) موانع مربوط به مقوله های امنیت و دموکراسی؛ ب) منازعات و تنشهای دوجانبه جاری میان کشورهای عضو(Alam et al., 2011: 121-2)؛ ج) بالا بودن نرخ تعرفهها؛ د) بالا بودن هزینه های حمل و نقل؛ هـ) موانع مرزی؛ و) فقدان نظام حمل و نقل هماهنگ؛ ز) ضعف در زمینه تخلیه و بارگیری کالاها؛ ح) دشواریهای حمل و نقل دریایی و بنادر؛ ط) رویه های گمرکی پیچیده؛ و ی) رویه های غیرشفاف مدیریتی در امور گمرک (Wilson and Otsuki, 2007: 4).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Cariferae ۷ ۶۸% Legaminoseae ۶ Convolualaceae ۵ Euphorbiaceae ۵ Chenopodiaceae ۴ Malvaceae ۴ Solanaceae ۴ جدول ۱-۲٫ تیرههای تشکیل دهنده گیاهان زراعی عمده جهان:
| تیره گیاه زراعی |
| Poaceae جو، ذرت، یولاف، برنج، سوگورم، نیشکر، گندم |
| Solanaceae سیبزمینی |
| Convolulaceae سیبزمینی شیرین |
| Euphoribiaceae کاساوا |
| Legaminoseae سویا |
۱-۳- تعاریف علف هرز علفهای هرز گیاهانی هستند که در جای یا زمانی رشد میکنند که متعلق به گیاه دیگر یا اصلاً هیچ گیاهی نیست طبق این تعریف بین علفهای هرز مشکلساز و گیاهانی که تنها مزاحمتهای اتفاقی به وجود میآورند، تفاوت چندانی وجود ندارد. برای مثال اگر در مزرعه سویا بوته ذرت یا در مزرعه گندم بوته چاودار رشد کند، ذرت و چاودار به عنوان علف هرز تلقی میشوند، ولی در اصل هیچ یک از آنها پتانسیل خسارت برخی علفهای هرز نظیر پیچک (Convolvulus arveensis) و مرغ (Cynodon dactylon) و قیاق (Sorghum halopense) را ندارند (میرشکاری، ۱۳۸۲).
 طبق تعریف علفهای هرز گیاهان بیخاصیت هستند که هنوز کاربرد آنها شناخته نشده است (میرشکاری، ۱۳۸۲) ولی میدانیم که برخی علفهای هرز نظیر (Artemisia herba-alba)، بومادران (Achillea millefolium) و شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra) در پزشکی، روناس (Rubia tinctorum) در صنایع رنگرزی و گونههای مختلف سازو (Juncus spp) در صنایع دستی کاربرد دارند. همچنین بعضی علفهای هرز پایههای اجدادی تعداد زیادی از گیاهان زراعی امروزی به شمار میروند. به عنوان مثال گندم نیای هرز (Aegilops spuarros) تکامل گندم زراعی و علف هرز نیشکر وحشی(Saccharum spontantaneum) در تکامل ارقام نیشکر امروزی مورد استفاده بودهاند (میرشکاری، ۱۳۸۲). طبق نظر زیمرمن علف هرز گیاهی است که: ۱- به حالت مجتمع زندگی میکند. ۲- عضو دایمی جامعه گیاهی نیست. ۳- به صورت موضعی زیاد است. ۴- مضر، مخرب و مزاحم است. ۵- از نظر اقتصادی ارزش کمی دارد (میرشکاری، ۱۳۸۲).
 ظهور بدون کشت شدن، گیاهی غیر از گیاه زراعی کشت شده، (برنکلی، ۱۹۲۰)، گیاهی که خود به خود در محلی میروید که آنجا بوسیله انسان تغییر پیدا کرده است (هاپر، ۱۹۴۴). تعریف کامل علفهای هرز گیاهانی رقیب، مقاوم و ناخواسته هستند، که در مزارع و سایر مکان ظاهر شده و به دلیل ویژگیهای خاص خود موجب اختلال در کارهای کشاورزی شده و ضمن پایین آوردن ارزشهای کمی و کیفی محصول، خساراتی را نیز در بخشهای عمرانی، اجتماعی، بهداشتی، و اقتصادی ایجاد میکنند (میرشکاری، ۱۳۸۲).
 ۱-۴- خصوصیات علفهای هرز ۱- جوانهزنی در محیطهای مختلفی انجام میگیرد. چون اکثر علفهای هرز خیلی کمتوقع و در شرایط مساعد خیلی پرتوقعتر از نباتات زراعی، هستند و در زمینهای نامساعد و آب و هوای مختلف مقاومتر میباشند. ۲- رشد سریع از مرحله رشد رویش تا مرحله گلدهی. ۳- تولید مداوم بذر تا زمانی که شرایط رشد اجازه بدهند (راشد محصل و همکاران، ۱۳۷۴؛ ساداتی و ابطالی، ۱۳۷۹ و کوچکی و همکاران، ۱۳۷۳). ۴- منقطع بودن جوانهزنی (کنترل داخلی است) و طول عمر زیاد بذور. ۵- خود ناسازگاری البته نه اتوگامی یا آپومیکسی کامل. ۶- دگر گرده افشانی بوسیله حشرات غیرتخصصی یا بوسیله باد. ۷- تولید بذر زیاد در شرایط محیطی مساعد (ساداتی، ۱۳۷۲) ۸- تولید مقداری بذر در شرایط مختلف، در اثر تحمل و انعطافپذیری. ۹- سازگاری برای انتشار در فواصل کم و فواصل زیاد. ۱۰- اگر چند ساله باشد تولید مثل رویشی قوی یا تولید مثل توسط بعضی اندامها. ۱۱- اگر چند ساله باشد، خاصیت شکنندگی دارد به طوری که به آسانی از زمین کشیده نمیشود. ۱۲- توانایی رقابت بین گونهای بوسیله دارا بودن عادات خاصی (روزت، رشد خفه کننده، خاصیت آللوپاتی). ۱-۵- خسارتهای علفهای هرز علفهای هرز اجزای مهم اکوسیستمهای زراعی هستند که به منظور استفاده بیشتر و بهتر از منابعی مانند خاک، آب، موادغذایی و نور با گیاهان زراعی به طور مستقیم و غیرمستقیم رقابت نموده و کمیت و کیفیت محصول را در اکثر موارد کاهش میدهند. لازم به ذکر است که اغلب به دلیل نیازهای غذایی و سیستم ریشهای مشابه، گیاهان هرز تیره گندمیان با غلات و گیاهان هرز پهن برگ با نباتات زراعی پهن برگ رقابت میکنند (میرشکاری، ۱۳۸۲). خسارت حاصل از علفهای هرز را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد: ۱-۵-۱- خسارتهای کمّی علفهای هرز رقیب قوی برای گیاهان زراعی هستند و چرخه زندگی آنها اغلب با گیاهان زراعی همزمان است (علیمرادی و همکاران، ۱۳۸۳). اکثر گیاهان هرز به دلیل تنازع بقاء از سیستم ریشهای قوی با توسعه عمودی و افقی زیاد برخوردار میباشند که ضمن اشغال سطح مزرعه دو تا سه برابر سریعتر از گیاهان زراعی آب و مواد غذایی خاک را جذب میکنند. ذکر این نکته حایز اهمیت است که کل مواد غذایی جذب شده توسط علفهای هرز چند ساله به مصرف گیاه نمیرسد و حدود ۶۰-۷۰ درصد آن در اندامهای مختلفی نظیر ریشه، ساقه و غده ذخیره میشود و همچنین مواد ذخیرهای موجب بقای آنها را برای سالهای بعد فراهم میآورد. همچنین به دلیل گسترش ریشهای، کمبود آب و مواد غذایی، سایهاندازی و کمبود نور و در برخی موارد دارا بودن خاصیت آللوپاتی رشد گیاهان زراعی را با مشکل مواجه کرده و عملکرد آنها را از نظر کمی کاهش میدهند (رستگار، ۱۳۷۸ و میرشکاری، ۱۳۸۲). ۱-۵-۲- خسارتهای کیفی علفهای هرز بر روی کیفیت محصولات زراعی و دامی به روشهای مختلف موثر هستند. اختلاط دانه علف هرز به خصوص انواع سمی و اندامهای رویشی آنها با گیاهان زراعی در موقع برداشت، به روشهای مختلف کیفیت و ارزش محصول را کاهش میدهند (میرشکاری، ۱۳۸۲؛ هلالی، ۱۳۸۴؛ و رستگار، ۱۳۷۸؛). خسارت حاصل از این طریق حدود ۲۰ درصد گزارش شده است. لازم به ذکر است که ارقام ذکر شده در مورد میزان خسارت وارده از علفهای هرز فقط مربوط به محصولات کشاورزی میشود و در صورتی که اگر خسارتهای حاصله در سایر مناطق نیز در نظر گرفته شود رقم قابل توجهی به دست خواهد آمد. علاوه بر موارد ذکر شده، علفهای هرز در افزایش قیمت محصولات کشاورزی، افزایش هزینه حمل و نقل، کاهش بازده کاری، ایجاد مزاحمت در کاشت، داشت و برداشت گیاهان زراعی و ایجاد خسارتهای عمرانی، نیز نقش دارند (میرشکاری، ۱۳۸۲). ۱-۶- کنترل علفهای هرز بنا به گفته لاسی (۱۹۸۵) کنترل علفها ی هرز، بر موارد زیر تاکید دارد: الف- کاهش قدرت رقابت جمعیت علف هرز، در یک گیاه زراعی خاص ب- ایجاد موضعی به منظور جلوگیری از رشد و نمو بیشتر علف هرز در بین گیاه زراعی ۱-۷- گیاهشناسی یولاف وحشی یکساله پائیزه و بهاره، حاوی کرکهای پراکنده نرم و کوتاه، ارتفاع تا ۳/۱ متر. ساقه ایستاده، بلند، زانودار، منتهی به پانیکولی (خوشه مرکب) آویخته. برگ در سطح فوقانی و تحتانی صاف، حاشیه مختصر مودار بخصوص به طرف قاعده.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روابط شغلی
روابط کار عبارت از روابط کار فرایند تصمیمات هم آهنگ در چارچوب شرایط سیاسی ، اقتصادی ، و اجتماعی به منظور تنظیم روابط کارکنان و مدیریت در جهت رعایت حقوق طرفین است. اغلب صاحب نظران معتقدند که نظام روابط کار در هر جامعه ای بازتاب شرایط محیطی آن جامعه است .

نقش شخصی
شخصیت از دیدگاه روانشناسان عبارت است از خصوصیات و شیوههای رفتاری و کیفیت سازگاری فرد که جنبهی دائمی داشته، فرد را از دیگران متمایز میکند و سبب ارتباط بین او و دیگران در محیط میگردد. نگرشهای فرد نسبت به خودش، عادتهای رفتاری، نگرش فرد نسبت به دیگران و نوع اندیشیدن و چگونگی شیوههای بیان آن، رغبتها و آرزوهای فرد، طرحها و برنامههای او در زندگی و به طور کلی نگرش وی نسبت به زندگی، سازگاری کلی فرد که الگوی خاصی در زندگی برای او تشکیل میدهد را شخصیت مینامند. شخصیت بسیار پیچیده و دارای قابلیت رشد دادن میباشد. که عوامل متعددی در رشد آن دخالت دارد. برخی از عوامل دارای ماهیت بیولوژیکی است که مبانی وراثت را تشکیل میدهد. توانایی های ذهنی فرد عامل دیگر در رشد شخصیت است و عوامل فرهنگی و محیطی نیز نقش مهمی در ساخت و رشد شخصیت دارد. از نظر توارث عناصر، ژنتیکی، فیزیولوژیکی و جسمانی و از نظر محیطی مسائلی مانند شرایط قبل از تولد، تجارب ماه های اولیهی زندگی، نظام خانواده و روابط درون خانواده، تجارب کودکی، بلوغ و نهادهای آموزشی نیز هر کدام در جائی خود مطرح میباشند
نقش خانوادگی و خویشاوندی
خانواده عبارت است از گروهی از افراد که میان آنها روابط خویشاوندی برقراراست ودر مکان واحدی زیست می کنند وتغذیه مشترک دارند.این گروه درجوامع امروزاز پدر،مادروفرزندان تشکیل میگردد.
 خویشاوندی مجموعه ای است ازپیوندهاکه به دلیل قرابت نسبی وسببی،یا رضاعی بین عده ای ازافرادبه وجودمی آیدوموجب تعهدومسئولیت افراد نسبت به یکدیگرمی گرددوشبکه ای رابه وجودمی ایدکه ازقدرت زیادی برخوداراست.
ارزش های اجتماعی
اصطلاح ارزشبه همان اندازه واژهنهادو نظام اجتماعیداراى اهمیت است. واژه ارزش مانند بسیارى از واژههاى جامعهشناسى داراى معانى بىشمارى است. وجه مشترک تعریف ارزش از نظر بسیارى از جامعهشناسان و مردمشناسان آن است که:ارزشها عبارت از نتیجه غائى هدف و مقاصد کنش اجتماعى است. ارزشها چندان مربوط به اصول موجود نیست بلکه مربوط به اصول آرمانى است. یعنى در حقیقت ارزشها، گویاى احکام اخلاقیاست: ژان کازنومردمشناس فرانسوى مىنویسد: عقاید،هنجارها، شناسائىها، فنون و اشیاء مادى که افکار و گرایشها در پیرامون آن شکل گرفته و به تجربه رسیدهاند، ارزشهاى اجتماعى یک گروه را تشکیل مىدهند. در اصطلاح جامعهشناسى نیز ارزشهاى اجتماعى عبارت از چیزهائى است که موضوع پذیرش همگان است. ارزشهاى اجتماعى واقعیتها و امورى را تشکیل مىدهند که مطلوبیت دارد و مورد درخواست و آرزوى اکثریت افراد جامعه است. در همین رابطه اگ برنو نیم کفمىنویسند: ارزش اجتماعى واقعه یا امرى است که مورد اعتناء جامعه قرار دارد. ارزش اجتماعی، انگیزهٔ گرایشهاى اجتماعى مىشود و گرایشهاى اجتماعی، تمایلات کلى هستند که در فرد بهوجود مىآیند و ادراکات، عواطف و افعال او را در جهتهاى معینى به جریان مىاندازد.
جمع گرایی وفرد گرایی
واژه ایست که بر نوع تعامل رفتاری بین افراد، گروهها و یا اقوام مختلف اطلاق میشود که بر رفتار گروهی و تعامل گروهی استوار میشود. جمعگرایی نقطهمقابل فردگراییمیباشد . جمعگرایی بر جامعه و گروه متمرکز میشود در حالی که فردگرایی بر فرد و خواستههای شخصی او استوار است. جمعگرایی بر اساس همین گروه گرا بودن، خواستار کسب هویتاز جمع و رفتار طبق الگوهای از پیش تعیین شده جمعی است و خودانگاشتهایگروهی، خودانگاشتهای فردی اعضا را به وجود میآورند. از جمله شاخصههای جوامع جمعگرا مراسم گروهی، رقصهایدسته جمعی، پدرسالاریو یا پیرسالاریو… میباشد و به طور کل جوامع جمعگرا خشنودتر از جوامع فردگرا هستند زیرا بسیاری از اصول زندگی خود را تایید شده در دسترس دارند و نیازی به فهم و اثبات دوباره آنها ندارند. در مقابل جوامع فردگرا، بر اصول فردی و چه بسا منافع فردی اهمیت میدهند و این اهمیت به هویت فردی، باعث میشود فرد بسیار تکمیل شده تر از جوامع جمعگرا بار بیاید. گروهی جمعگرایی را در ارتباط با پدیدههای «همه با هم گرایی» و یا «گروهی گرایی» میدانند و «کل گرایی» این دو نظریه به صورت نوعی انسجام بسیار بالای ساختاری، آن را غیرقابل تفکیک می کند. اغلب پنداشته می شود آنچه در یک فرهنگ صادق است برای تک تک افراد درون آن فرهنگ نیز درست می باشد. به عبارت دیگر افراد درونیک فرهنگ فرد گرا همگی فردگرا بوده (فرد محوری) و آنهایی که در فرهنگ جمع گرا زندگی می کنند همگی جمع گرا هستند (جمع محوری). باید گفت که این دیدگاه همیشه صحیح نیست. تریاندیس و همکارانش (۲۰۰۱) چندین فرهنگ را مطالعه کردند و به این نتیجه رسیدند که تنها حدود % ۶۰ افرادی که در یک فرهنگ فرد گرا زندگی می کنند فرد محور هستند. در فرهنگ های جمع گرا نیز حدود %۶۰ از افراد جمع محور بودند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بینخصوصیاتیک فرهنگ و افراد درون فرهنگمزبور رابطه ی کاملاً مستقیم وجود ندارد. واژه «Individualisفردگرایی از واژۀ لاتین «Individus» به معنای غیرقابل تجزیه و غیرقابل تقسیم اقتباس شده و به مفهوم «فرد گرایی» و اصالت فرد به کار میرود. در این گرایش استقلال فرد نسبت به جمع، گروه و جامعه ترجیح داده میشود.
آینده گرایی وگذشته گرایی
آینده گرایی، اعتقاد بهوقوع پیشگوییهای کتاب مقدس، عقیده به آخرت، خیال پرستی (utopianis
تجملگرایی
تجملگراییدر دیدگاه عرف، به معنای روی آوری بیش از حد به مادیات وگردآوری اشیا و لوازم غیرضروری و دل بستن به آنهاست، به گونه ای که این عمل، به یک هدفبرای انسان ها تبدیل شود. این نوعتجملگرایینه تنها سفارش نشده، بلکه به دلیل پی آمدهایناخوشایند آن، از جمله گرفتار شدن در دام اسراف نکوهش نیز شده است.
امنیت وآسایش
امنیت حالت فراغت نسبی از تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند.مفهومهای مرتبط با امنیت در فارسی کلاسیک با واژههای زِنهار و زینهاری ادا میشد. برای افزایش امنیت اقداماتی چون حفاظت، حراست، کنترل، تقویت، تسلیح، مهار و بیمهانجام میشود و اگر فرد یا مجموعهای قصد کاهش امنیت فرد یا مجموعه دیگر را داشتهباشد از فرآیندهایی چون تحریم، تضعیف، خلع سلاح، آسیبرسانی، تفرقهافکنی و تهدید استفاده میکند.
معنویت گرایی
یکی از مفاهیمی که در زندگی انسان نقش بسزایی دارد و زمینه را برای سعادت آدمی فراهم میکند، معنویت است. معنویت برآیند مجموعه اعمال و رفتارهایی است که منشأ الهی دارد. این خود میتواند در مسیر هر حرکتی مانند چراغی پر نور روشنایی بدهد تا در ادامه راه انحراف حاصل نگردد، این اثری که معنویت در زندگی فردی و اجتماعی معتقدان به دین الهی دارد.
الگوهای رفتاری
الگو به فرایندی اطلاق می شود که در آن رفتار یک فرد یا گروه یعنی الگو ، به مثابه محرکی برای افکار، نگرشها و یا رفتارهای شخصی دیگری که او را مشاهده نموده به کار گرفته می شود. یک الگو چیزی است که ساخته می شود تا برای ساختن نمونه های دیگر سرمشق قرار گیرد. الگوی رفتاری با تکرار مداوم یک «ژست» توسط اشخاص بسیار ساخته می شود. یک عادت وقتی بوجود می آید که شخص عملی را مرتباً و با شیوه ای یکسان تکرار کند . به حکم قیاس می توان گفت وقتی عده زیادی از اشخاص در جامعه ای به طرزی نسبتاً مشابه و در مدتی طولانی عملی را تکرار می کنند «عادت اجتماعی » بوجود می آید. این شیوه تکراری فکرکردن و عمل کردن یک الگو یا یک میزان فرهنگی است. الگوی رفتاری کوچکترین واحد نقشها ، نهادها و فرهنگ است، رفتار انتزاعی استاندارد شده و نظم یافتهای است که در یک جامعه برای تشخیص این که چه رفتاری پذیرفته نیست به عنوان الگو و میزان بکار می رود.
اوقات فراغت
امروزه در بسیاری از جوامع اوقات فراغت بخش مهمی از زندگی افراد را تشکیل می دهد اوقات فراغت زمان بیهوده وبدون حس مسئولیت در زندگی افراد نیست بلکه بر عکس در این زمان از انسان انتظار بیشتری می رود که احساس مسولیت کند وحتی در زمانی که انسان به خودش واگذار شده،تصمیم گیری به عهده خودش است ومی تواند آزادانه عمل کند مسولیت پذیری نسبت به خود واطرافیان وجامعه اهمیت زیادی دارد. اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست. چون در اوقات بیکاری فرد کاری برای انجام دادن ندارد ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی میتواند داشته باشد که تفاوت آن با اوقات دیگرکه در آنها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است در هدف این کارها و فعالیتهاست. هدف از فعالیتهای اوقات فراغت کسب آرامش، لذت است. فرد کاری را نه از روی اجبار و نه بخاطر منافع مادی انجام میدهد. این لحظات به او اختصاص دارد و تنها با هدف مرتبط با شخص وی و آرزوها و خواستهایش انجام میشود. اوقات فراغت و نحوه گذران آن از جمله مفاهیم اخیر و نوینی است که معنای واقعی خود را پس از دوران صنعتی شدن جوامع و رشد سرمایه داری و نیز گسترش شهرها پیدا نمود.در واقع با توسعه انواع تکنولوژی در زندگی مردم و جایگزینی آن به جای نیروی انسانی،عملاً فرصتی برای انسانها ایجاد شد که بتوانند از اوقات خود به آن صورتی که مورد دلخواهشان می باشد، استفاده نمایند.
الگوی مصرف
مصرف یعنی بهره گرفتن از یک شیء، یک سرمایه، یک ابزار یا یک فرصت برای رفع یک نیاز. منظور از اصلاح الگوی مصرف در حقیقت عبارت است از بررسی و کشف روش های صحیح مصرف به بیان دیگر، هدف از تولید یک شیء یا ارائه یک خدمت، استفاده از آن به منظور رفع یک نیاز است.
بیان لهجه
به انواع هر گویش، لهجه می گویند، برای مثال گویش فارسیدارای لهجههای تهرانی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی و غیره است و گویش گیلکی دارایلهجههای رشتی، لاهیجانی، رودسری، آستانه ای و … و گویش کردی دارای لهجههای مهابادی،سنندجی، کرمانشاهی، ایلامی و غیره است. گویش ها از نظر آوایی، واژگانی و دستوری باهم تفاوت های بسیاری دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش دارد، ولی لهجههای هر گویشمعمولن تنها تفاوت های آوایی و واژگانی دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش چندانیندارد. مثلاً یک نفر اصفهانی با یک تهرانی یا شیرازی به راحتی میتواند هم صحبتشود، ولی همین فرد اصفهانی وقتی با گویشور گیلکی یا مازندرانی و یا بلوچی روبرومی شود، اگر نخواهد از فارسی که برای آنان زبان میانجی به شمار می آید استفاده کند، دچار مشکلمی شود. هر لهجه دارای گونه های زبانی نیز هست که وابسته به شغل، تحصیل، سن و جنسگویشور است. مثلاً یک مرد اصفهانی تحصیل کرده با یک مرد بی سواد اصفهانی تفاوت لهجهدارد و یا یک جوان اصفهانی در مقابل افراد مسن لهجه متفاوتی دارد. شغل و جنس نیزدر ایجاد گونههای زبانی تاثیر می گذارد.
آرایش و پیرایش
آرایش به معنی اضافه کردن است و در اصل، در مقابل واژه پیرایش قرار می گیرد که به معنی کم کردن است. امروزه، در اصطلاح عام، هر دو واژه در مورد زیبایی چهره یا بدن به کار میروند و به معنی عملیاتی هستند که ظاهر فرد (بیشتر صورت و مو) را زیباتر جلوه دهد. معمولاً در ایران آرایش برای خانمها و پیرایش برای آقایان به کار میرود. آرایش و پیرایش اغلب در مکانی به نام سلمانییا آرایشگاهتوسط آرایشگرانجام می گیرد و لوازم آرایشنیز در فروشگاههایی با همین عنوان فروخته میشود. در ایران، آرایشگرها باید دورههای فنی حرفهای مربوطه را که مهمترین آنها دوره «آرایش - پیرایش» است، با موفقیت گذرانده باشند.
مد گرایی
مدگرایی به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد یک جامعه اطلاق مىشود و منجر به گرایش به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالاى به خصوصى یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مىشود. مد (به فرانسوی Mode) اصطلاح کلی در حیطه هنر طراحی پوشاک است که تحت تاثیر اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه در یک دوره زمانی مشخص انجام میپذیرد. در تعریف دیگری از مد (Fashion) آمده است: «شیوه رفتاری که به طور موقت توسط بخش مشخصی از اعضاء یک گروه اجتماعی اتخاذ می شود، به این دلیل که آن رفتار انتخابی را از نظر اجتماعی برای آن زمان و موقعیت مناسب تشخیص می دهند.» و «مد نوع لباسی است که اخیراً پذیرفته شده است ». اما واژه مد در لغت به معناى سلیقه، اسلوب، روش و شیوه به کار مىرود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقهی موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان طرز زندگی، لباس پوشیدن را تنظیم میکند. مدگرایى نیز آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن پیروى نماید. بنابراین، مىتوان گفت: مدگرایی به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد یک جامعه اطلاق مىشود و منجر به گرایش به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالاى به خصوصى یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مىشود.
گرایشدینی
گرایش دینی رامیتوان گرایش انسانهابه سوی وجودوالای خداوندیانیروهای برین ویااحساس ساده وابستگی به آنان به منظورتبیین علل وجودی خویشتن در جهان وبازیابی معنایی برای هستی داشت (بیرو، ۱۳۶۶ ).
فصل دوم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رطوبت۷/۲۵
مواد نشاستهای۲۱/۴۵ قندها۵/۱۳ پروتئین۱/۱۲ چربیها۰/۴۱ فیبر۱/۱۱ خاکستر۰/۵۴
۲-۱-۱-۲- فرآوری و تبدیل کاساوا عمر مفید کاساوا چند روز است و خواص ویژه خود را از دست میدهد اگر برگ های کاساوا دو هفته قبل از برداشت حذف شوند عمر مفید آن دو هفته طولانی تر میشود. قرار دادن ریشه در پارافین یا موم یا ذخیره کردن آن در کیسه پلاستیکی خطرات آن را کاهش داده و عمر مفید آن را به ۳ تا ۴ هفته افزایش میدهد ریشه پوست گیری شده را میتوان منجمد کرد.روش سنتی عبارتست از بسته بتدی ریشه در مالچ مرطوب برای تمدید عمر مفید آن میباشد .ریشه های خشک را میتوان کوبید و به آرد تبدیل کرد در خلال فرایند کوبیدن ریشه، ذرت را میتوان اضافه کرد تا پروتئین آرد افزوده شود. آرد کاساوا دارای ظرفیت نگهداری آب زیادی میباشد و از آن در تهیه پخت نان، کیک، کراکر و پودینگ استفاده میشود. بعضا آرد کاساوا با مشتقات جزیی ممکن است به عنوان جانشین آرد گندم در تهیه نان استفاده شود. نانی که بطور کامل از آرد کاساوا تهیه شده در امریکا به بازار عرضه شده و نیاز افراد دارای آلرژی به آرد گندم را برآورده کرده است. ریشه های تازه را میتوان به صورت قطعه های نازک کاملا سرخ کرده و محصولی مشابه چیپس سیب زمینی تهیه کرد.ریشه ها را میتوان پوست گیری رنده کرده و با آب شستشو داده و نشاسته را استخراج نمود و همچنین پروتئین برگ را میتوان به خوراک دام اضافه کرد. در افریقا فرآوری ریشه به چند روش مختلف صورت میگیرد. آن ها ممکن است برای اولین بار در آب تخمیر شده سپس آن ها را بوسیله آفتاب خشک کرده برای ذخیره سازی یا رنده نمودن آن سپس خمیر تهیه می نمایند و می پزند. نوشیدنی های الکلی را نیز میتوان از ریشه کاساوا تهیه نمود. برگهای جوان حساس می تواند به عنوان سبزیهای معطر خوراکی مورد استفاده قرار گیرد که حاوی سطوح بالایی از پروتئین می باشد. استفاده های صنعتی از کاساوا و فرایند تبدیل آن در کارخانجات و تولید محصولاتی شامل کاغذسازی، پارچه، چسب، شربت فروکتوز، سوخت زیستی، خوراک دام و کیسه های زیست تخریب پذیر میباشد ( ماریا و همکاران، ۲۰۰۹ ؛ بچ و همکاران، ۲۰۱۲).
 ۲-۲- سویا سویا یکی از بقولات است. نیام و دانه آن غذای میلیونها نفر را فراهم میکنند و در تهیه مواد شیمیایی نقش عمده دارند. سویا احتمالاً حاصل اهلیسازی گیاهی وحشی در شرق آسیا است. روغن استخراج شده از دانههای سویا یکی از مهمترین انواع روغنها است. این روغن حاوی اسید لینولئیک بسیار بالایی است و به همین دلیل از آن نمیتوان برای تهیه روغن سرخ کردنی استفاده کرد. دانه سویا از لحاظ اسید آمینه میتونین نسبت به کنجد فقیر است اما از لحاظ اسید آمینه لیزین در سطح بالایی قرار دارد. سویا بیش از سایر دانهها به پروتئین حیوانی شباهت دارد. روغن سویا ۴۹ درصد لینولئیک اسید و ۲۵ درصد اسیداولئیک دارد. میزان پروتئین دانه سویا بسیار بیشتر از سایر دانههای روغنی است. ارقام زیر نشان دهنده تفاوت عمده سویا با سایر دانههای روغنی به لحاظ میزان روغن و پروتئین است. میزان پروتئین سویا (۳۰-۵۰ ) درصد، کلزا (۱۸-۲۵) درصد، آفتابگردان ( ۱۵-۲۵) درصد، گلرنگ ( ۱۵-۲۵ ) درصد، کنجد ( ۱۹-۲۵ ) درصد، بادام زمینی ( ۲۵-۳۵ ) درصد میباشد. وجود پروتئین زیاد سبب شده است که کنجاله روغن کشیده شده آن برای تغذیه انسان بسیار مناسب باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چنانچه هرکدام از نظرات، پیشنهادات و شکایات به تعیین یک اقدام اصلاحی و یا پیش گیرانه منتهی گردد، مطابق با مفاد مندرج در روش اجرایی اقدام اصلاحی و پیش گیرانه، اقدامات لازم صورت گرفته و نتایج حاصله از طریق مدیریتهای بازرگانی داخلی، بازرگانی خارجی، به اطلاع نمایندگان فروش و مشتریان مرتبط، با موضوع اقدام رسانیده میشود.
 ۲-۲۹-۶ اطلاعات مرتبط با مشتری یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد نظام مدیریت کیفیت شرکت، اندازهگیری و نظارت بر رضایت مشتری است، به این معنی که شرکت اطلاعات مرتبط با تلقی مشتری را، در مورد اینکه آیا انتظارات وی توسط شرکت برآورده شده است یا نه، تحت نظارت قرار داده و رضایت مشتری را مورد پایش و اندازهگیری قرار میدهد. اندازهگیری و نظارت بر میزان رضایت مشتری، بر پایه اطلاعات مرتبط با مشتری استوار است. سودآوری چنین اطلاعاتی در شرکت ممکن است از طرق زیر صورت گیرد: نظرات و شکایات مشتریان و نمایندگان فروش شرکت و مراکز پخش که به صورت شفاهی مطرح میگردد توسط رئیس واحد فروش در فرم رسیدگی به شکایات/نظرات مشتری ثبت گردیده و اقدامات لازم صورت میگیرد. نظرات و پیشنهادات مشتریان که از طریق فرم ارزیابی رضایت مشتری به هنگام تحویل محصول به مشتری یا مراکز پخش و نماینده فروش شرکت توسط رئیس واحد فروش به ایشان تحویل گردیده و از وی نظرخواهی میشود. نیازمندی های مشتری و اطلاعات قرارداد که از سوابق ناشی از اجرای روش اجرایی بازنگری قرارداد میباشد و شامل کلیه الزامات مربوط به محصول است. تحقیق از مشتری و نمایندگان فروش شرکت و مراکز پخش از طریق برقراری ارتباط مستقیم با مشتری. تحقیق در مورد چگونگی آشنایی مشتریان با محصولات شرکت و دلایل درخواست سفارش محصول یا خدمات از جانب وی. نیازهای بازار، مطالعات بخش بهداشت و درمان. دادههای مربوط به ارائه خدمات. اطلاعات مرتبط با رقابت بازار و شناخت مزیتهای نسبی رقبای شرکت. گزارشات واصله از مشتریان و یا سازمانهای مرتبط (پست[۱۲۶]، فاکس[۱۲۷]، ایمیل[۱۲۸] و …) بخصوص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. گزارشات واصله از طرق مختلف دیگر. استانداردهای ملی و بینالمللی، مورد استفاده در تولید محصولات شرکت و آیین نامههای مرتبط با این محصولات. اطلاعات مربوط به علل ایجاد عدم رضایت در مشتریان شرکت، از جنبههای مختلف. . اسوه(۱۳۵۰) کلیه اطلاعات مورد نیاز از آن استخراج شده است. ۲-۲۹-۷ نحوه اندازهگیری میزان رضایت مشتری اندازهگیری میزان رضایت مشتریان شرکت، به عنوان یک ابزار حیاتی برای شرکت میباشد و اطلاعات مرتبط با مشتری، اندازهگیری و نظارت بر بازخور رضایت مشتری، بطور مداوم اطلاعات مورد نیاز را جهت ایجاد بهبود در سطح شرکت فراهم میسازد. از آنجایی که یکی از ورودی های جلسات بازنگری مدیریت، اندازهگیری میزان رضایتمندی مشتریان است، لذا رئیس واحد فروش، پس از انجام عملیات فروش محصول به هر یک از مشتریان شرکت، اقدام به ارزیابی مشتریان و سنجش میزان رضایتمندی آنان از مشخصه های کمی و کیفی محصول نموده و پس از اعمال نظر مدیر بازرگانی داخلی، نتایج حاصل از همه ارزیابیها و بررسیها را جهت بحث و مطرح شدن در جلسات بازنگری مدیریت، جهت نماینده مدیریت در سیستم مدیریت کیفیت، ارسال می کند. کسب نتایج حاصل از دریافت و بررسی فرمهای ارزیابی رضایت مشتری طی جلساتی با حضور نماینده مدیریت، مدیر واحد تضمین کیفیت، رئیس واحد فروش و در صورت نیاز با حضور سایر مدیران و مسئولین مرتبط دیگر، صورت میگیرد. در این جلسات بر اساس اطلاعات مرتبط با مشتری با بهره گرفتن از فنون آماری مناسب، تحلیل های آماری صورت گرفته و میزان رضایتمندی مشتری از محصولات سازمان اندازهگیری شده و نتایج آن مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. واحد فروش با توجه به طیف مشتریان شرکت، بصورت سالیانه و موردی، اقدام بنظرخواهی از مشتریان خود می کند. فرم ارزیابی رضایت مشتری، که دربرگیرنده مواردی همچون خدمات پس از فروش، مشخصه های کیفی و کمیمحصول، مشخصه های فنی، تحویل به موقع، نحوه برخورد پرسنل شرکت و … میباشد، جهت هریک از مراکز پخش و مشتریان ارسال شده و نظرات و پیشنهادات مشتریان طی این فرم دریافت میگردد. حداکثر امتیازی که جهت ارزیابی از سوی مشتریان درنظر گرفته میشود، امتیاز ۱۰۰ میباشد که ۴۰ امتیاز آن به عوامل کیفی، ۲۰ امتیاز به مدت زمان تحویل و ۴۰ امتیاز باقی مانده به سایر عوامل ذکر شده در فرم ارزیابی رضایت مشتری اختصاص دارد. امتیاز درنظر گرفته شده در فرم ارزیابی مشتری، جهت عالی ۴۰، خوب ۳۰، متوسط ۲۰ و ضعیف ۱۰، به موقع ۲۰، تا یک هفته تأخیر ۱۵، بیش از یک هفته تأخیر ۱۰، ۱۰۰% امتیاز ۴۰، ۸۰% امتیاز ۳۰، ۵۰% امتیاز ۲۰، ۳۰% امتیاز ۱۵ و ۲۰% امتیاز ۱۰ میباشد. براساس امتیازات کسب شده از نظرخواهی از مشتریان شرکت، طبقه بندیهای لازم صورت گرفته و با بهره گرفتن از نمودارهای آماری مناسب، اطلاعات بدست آمده مورد تحلیل قرار گرفته و زمینههای بهبود و شناسایی و راه کارهای مناسب با بهره گرفتن از روش های مشخص شده در سیستم مدیریت کیفیت، پیشبینی و به اجرا گذاشته میشوند. نتایج اجرای این گونه اقدامات، در نهایت باعث افزایش رضایت مشتری و ایجاد وفاداری در وی میگردد. واحد تضمین کیفیت هرشش ماه یکبار به منظور تعیین عملکرد کارکنان (به عنوان مشتریان داخلی شرکت) اقدام به نظرخواهی از مدیران و رؤسای واحدها نموده و پس از انجام بررسیهای لازم و تحلیل های صورت گرفته، میزان رضایت مشتریان داخلی شرکت مورد اندازهگیری و ارزیابی قرار میگیرند. اسوه(۱۳۵۰) کلیه اطلاعات مورد نیاز از آن استخراج شده است. ۲-۲۹-۸ دیدگاه کاتلر ۲-۲۹-۸-۱ عوامل تعیین کننده فایده و رضایت مورد انتظار مشتری کاتلر بیان می دارد که خریداران(مشتریان) در صورتی کالایی را می خرند، که بنا بر تصورشان، دارای بالاترین فایده ی مورد انتظار باشد و موجب تامین رضایت شان شود. (منبع:کاتلر،۱۳۸۵) ۲-۳۰ بخش پنجم: نوآوری ۲-۳۰-۱ تعریف نوآوری فراگرد ایجاد فکر های جدید و تبدیل آن فکرها به عمل و کاربردهای سودمند را نوآوری گویند. در بنگاهها این کاربردها به دو صورت انجام می شود: ۱) نوآوری در فراگرد- که موجب بهینه شدن راه های انجام کار می گردد، ۲) نوآوری در محصول- که به تولید محصولات یا ارائه خدمات جدید و بهبود یافته منجر می شود. (رضائیان،۱۰۵:۱۳۸۰) ۲-۳۰-۲ اهمیت نوآوری امروزه نوآوری در فضای فناورانه حاضر برای سازمان ها الزامی و نقش مهمی را ایفا می نماید و اکثر سازمان ها در جستجوی خلق ایده های جدید می باشند تا از دانش برای عرضه تولیدات و خدمات جدید برای مشتریان و ذی نفعان بهره ببرند و از این طریق زیرساخت های لازم را برای عمل تجاری، نوآوری و یادگیری ایجاد کنند.افزایش اهمیت نوآوری به دلیل جهانی شدن بازارها و فشار رقابت به شرکت هاست تا همواره به دنبال نوآوری باشند.این واقعیت ها شرکت ها را بر می انگیزد که به عنوان یک الزام، تمرکز خود را بر نوآوری افزایش دهند.اهمیت پیشرفت کسب و کارهای کوچک و متوسط از توجه دولت ها به دور نمانده است.مسولان امور بیشتر و بیشتر زمینه را برای فعالیت های نوآوری در این کسب و کارها فراهم می کنند زیرا کسب و کارهای کوچک و متوسط درصد زیادی از اقتصاد را تشکیل داده و نقش مهمی را در توسعه نوآوری بازی می کنند. طی دو دهه گذشته هم در میان مردم و هم افراد دانشگاهی شاهد توجه بیش از حد به نوآوری به عنوان ابزاری جهت خلق و حفظ مزایای رقابتی بودهایم. نوآوری به عنوان جزء اساسی کارآفرینی و تاسیس شرکت و عنصر کلیدی موفقیت کاری قلمداد میشود. این امر با حرکت ما به سوی جامعه ی فراسرمایه داری و دانش محور، حتی مشهودتر نیز می شود. یاکوبسن[۱۲۹] معتقد است که تحولات کشورها در زمینه ی دانش، شرایط عدم تعادل جدیدی را ایجاد کرده و متعاقبا باعث ایجاد فرصت های سودآور یا “شکاف ها[۱۳۰]” می شود.سرعت تغییر نیز تا حدودی به جهت پیشرفت های ظاهری در فناوری، تغییرات زیاد در ماهیت تقاضای مشتری و رقابت جهانی روزافزون در حال افزایش است. داونی[۱۳۱] این موقعیت را در شکل نهایی خود به عنوان “فرا رقابت[۱۳۲]” دسته بندی می کند، و با حرکت ما به سوی جامعه ی دانش محور، شمار روزافزونی از صنایع و شرکت ها مایل به روبرو شدن با چنین شرایط فرا رقابتی هستند.از این رو، جریان روزافزون و بی انتهای دانش که بازار را در حرکت دائمی نگه می دارد مستلزم این است که شرکت ها حتی بیشتر بر نوآوری تمرکز کنند تا بتوانند مزایای رقابتی را ایجاد و حفظ کنند.(غفاری، ۳۳:۱۳۸۷)
 ۲-۳۰-۳ تفکیک مفهوم نوآوری از مفاهیم مشابه مفهوم نوآوری معمولاً با مفاهیمی مانند خلاقیت، اختراع و کارآفرینی مقایسه می شود و بعضاً با آنها یکسان فرض می شود.لازم است به تفکیک این مفاهیم اشاره کنیم. اگرچه تعریف دقیق برای آن وجود ندارد، به طور کلی، خلاقیت به معنی خلق ایده های نو در نظر گرفته می شود.فرد می تواند بدون انجام هیچ کاری و فقط با تولید ایده های نو خلاق باشد.اگر توانست یک ایده ی نو را تبدیل به طرحی برای یک وسیله یا روشی یا شئ یا کاربرد مفید کند، مخترع است.اگر توانست این اختراع را به شکل یک محصول درآورد و به بازار عرضه کند، نوآور است. شکل ۲-۱) خلاقیت، اختراع و نوآوری (منبع:الهیاری و همکاران،۱۳۸۲) در واقع، اختراعات و نوآوری ها محصول تفکر خلاق هستند.اما تفکر خلاق به تنهایی برای تبدیل یک ایده به اختراع یا نوآوری کافب نیست. نوآوری بسیار اجرایی تر از خلاقیت است.به گفته تئودور لویت[۱۳۳]: خلاقیت فکر کردن به چیزهای جدید است، نوآوری انجام دادن کارهای جدید است.(الهیاری و همکاران، ۱۱۲:۱۳۸۲) ۲-۳۰-۴ طبقه بندی انواع نوآوری ها یکی از جامع ترین طبقه بندی ها از انواع نوآوری توسط شومپتر ارائه شد که معیار اصلی این است که نوآوری در چه چیزی صورت گرفته است. این طبقه بندی عبارت است از: محصولات جدید خدمات جدید روش های جدید تولید منابع تامین جدید بهره کشی بازار های جدید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قلمرو پژوهش: از لحاظ موضوعی در حوزه کارآفرینی و در شاخه تشخیص فرصت قرار دارد. دوره های زمانی انجام پژوهش: سال۱۳۹۲ مکان پژوهش: دانشگاه شاهد شیوه تحلیل داده ها : برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از فنون آمار توصیفی و استنباطی استفاده میشود. برای تأیید نیز از آزمون الگوی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS یا Lisrel استفاده میشود. تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی مدل : موجودیت[۴] وضعیت هر سیستم، تصویر لحظهای مقادیر خصیصههای است که موجودیتهای سیستم را تشکیل میدهند. این موجودیتها در واقع عناصر تشکیل دهنده سیستم پیشنهادیاند[۵]( پدامالو و همکاران۲۰۱۱).
 خصیصه[۶] خصیصهها متغییرهای هستند که موجودیتهای سیستم را تشکیل میدهند. در هر سیستمی، یک موجودیت دارای خصیصههای متعددی است که از آنها به مساله مورد بررسی ارتباط دارند[۷] (پدامالو و همکاران۲۰۱۱). رفتار مدل[۸] از تغییر پویایی سیستم به عنوان ” رفتار سیستم” یاد می شود[۹](پدامالو و همکاران۲۰۱۱). تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق : فرصت[۱۰] لغت نامه دهخدا: فرصت مترادف با موقع و مجال است. فرهنگ انگلیسی آکسفورد: وجود شرایط مساعد در یک دوره زمانی برای تحقق یک هدف یا مقصود، یا مساعد بودن شرایط برای اینکه چیزی انجام شود یا تأثیر بپذیرد[۱۱]. لغت نامه کمبریج: شرایط و موقعیتی که امکان انجام کاری که تمایل به انجام آن یا مجبور به انجام آن هستید باشد[۱۲]. لغت نامه وبستر: یک موقعیت مناسب از وقایع، یک شانس خوب برای پیشرفت و توسعه[۱۳]. کرزنر: فرصتها فضاهای خالی در بازار است که به علت تخصیص نامناسب منابع به وجود آمده است. از آنجایی که چارچوبهای تصمیمگیری افراد همیشه صحیح نیست، آنها در تصمیمات خود دچار اشتباه میشوند و باعث کمبودها و یا مازادهایی میشوند. به منظور واکنش به این کمبودها و مازادها، افراد میتوانند منابع را کسب کرده، آنها را ترکیب مجدد کنند و محصول را به امید کسب سود به فروش برسانند[۱۴]. تیمونز: خصوصیات فرصت جذابیت، پایایی و بههنگام بودن است که در محصولات و خدمات تجلی مییابد[۱۵]. شین: فرصت به موقعیتی اطلاق میگردد که در آن فرد بر این باور است که، با ترکیبی نو از منابع، می تواند به سودی برسد[۱۶]. برینگر و آیرلند: مجموعه مساعد و مطلوب از شرایط که نیازی را برای یک محصول، خدمت یا کسب و کار جدید ایجاد میکند[۱۷]. تشخیص فرصت[۱۸] فعالیت اصلی کارآفرینی ایجاد کسب و کار جدید می باشد[۱۹]و ایجاد کسب وکار یک فرایند می باشد[۲۰] تشخیص فرصت آغاز کننده فرایند کارآفرینی می باشد[۲۱]. چریستنسن و پترسون: تشخیص فرصت امکان درک سود بالقوه جدید از طریق شکل گیری کسب وکار جدید یا بهبود کسب وکار موجود می باشد و امکان دارد در مراحل ابتدایی تاسیس شرکت یا بعد از تاسیس شرکت اتفاق بیفتد[۲۲]. تیمونز: تشخیص فرصت فعالیتی است که ایده های کسب وکار را ارزیابی و اولویت بندی میکند و از میان ایده ها بهترین فرصت را انتخاب می نماید[۲۳]. هیلز و دکونینگ: فرصتها همانگونه که افراد ایدههای اولیه را به سمت طرحهای تمام و کمال کسب و کار شکل میدهند، توسعه مییابند. اما فرایند توسعه فرصت از نظر مفهومی با تشخیص یا شناسایی فرصت متفاوت است. آنچه که در بیشتر ادبیات کارآفرینی به عنوان “تشخیص فرصت” شناخته میشود، شامل سه فرایند متمایز است[۲۴]: ۱) درک یا فهم نیازهای بازار و/یا منابعی که به اندازه کافی مورد استفاده قرار نگرفتهاند. ۲) تشخیص یا کشف یک “تناسب” بین نیازهای ویژهی بازار و منابع مشخص. ۳) ایجاد یک “تناسب” جدید بین نیازهای که قبلاً جدا از هم بودهاند و منابع، در قالب یک مفهوم کسب و کار . شین و ونکاترمن: تشخیص فرصت های کارآفرینی یک فعالیت کلیدی خلق ثروت و پیامد مشترک یک طرز فکر کارآفرینانه است[۲۵]. سارسوتی و همکاران: اگر هر دو طرف عرضه و تقاضا مشخص باشند، در این صورت فرصت جمع کردن آنها در کنار هم باید “تشخیص داده شده” و بین عرضه و تقاضا هماهنگی به وجود آورد. این گونه فرصتها را هم میتوان از طریق بنگاه موجود و هم از طریق راهاندازی بنگاه جدید بهرهبرداری نمود[۲۶]. خلاصه فصل اول این فصل پس از ارائه مقدمه با شرح وبیان مساله آغاز شد وسپس اهمیت وارزش پژوهش بیان گردید.در ادامه اهدافی که اهدافی که از انجام این پژوهش دنبال می شود وفرضیات بیان گردید.که پس از آن قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی ارائه گردید، در پایان این فصل واژگان اختصاصی پژوهش به صورت مفهومی وعملیاتی تعریف گردیده است. فصل دوم: مروری بر مبانی نظری و ادبیات موضوع مفهوم فرصت، ماهیت فرصت، مدلهای ایجاد و کشف فرصت، دانشگاه، محیط مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محدودیت مسئولیت قاعدهای قدیمی است و یکی از اصول حقوق دریایی است. در فرانسه ماده ۲ عنوان هفتم کتاب دوم از قانون دریایی مصوب ۱۶۸۱ محدودیت مسئولیت مالکان کشتی را مقرر نموده است. این مقررات در قانون تجارت فرانسه، قوانین اسپانیا، یونان، هلند، پرتغال و ایتالیا و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین مورد نمود یافته است.[۱۷۳]
 پاتریک گریک توضیح میدهد که در انگلستان محدودیت مسئولیت مالکان کشتی با قانون مسئولیت مالکان کشتی مصوب ۱۷۳۳ معرفی گردید و متعاقباً در مورد خدمه نیز اعمال گردید.[۱۷۴] امروزه دو نوع محدودیت مسئولیت متفاوت در حقوق دریایی وجود دارد: الف) محدودیت کلی برای اعتبارات دریایی و ب) محدودیت مسئولیت متصدیان حمل و نقل محدودیت قسم اول از موضوع تحقیق حاضر خارج است و ما در خصوص محدودیت مسئولیت متصدی بحث خواهیم کرد. تا پیش از مقررات لاهه بارنامهها حاوی قیدی در محدودیت مسئولیت متصدی بود که به وسیله دادگاههای برخی کشورها مورد قبول قرار میگرفت. در واکنش به این قید، برخی کشورها صاحب کالا، قوانینی را به تصویب رساندند که حق متصدیان را در محدود کردن مسئولیت کنترل مینمود. در این راستا قانون هارتر را میتوان مثال زد که در سال ۱۸۹۹ در آمریکا به تصویب رسید، قوانین مشابهی در استرالیا، ۱۹۰۴، کانادا ۱۹۱۰ نیوزیلند ۱۹۰۸ و چند کشور دیگر به تصویب رسید. تا اینکه مقررات لاهه در سال ۱۹۲۴ توسط مؤسسه حقوق بین المللی به تصویب رسید و مقررات بینالمللی یک نواختی پدید آورد و لذا شرایط و ضوابط محدودیت مسئولیت متصدی و کارکنان وی در آن به رسمیت شناخته شد.[۱۷۵] متعاقباً پروتکل اصلاحی ۱۹۶۷ ویزبی برخی ایرادات آن را در این خصوص اصلاح نمود، و در کنوانسیونهای هامبورگ و روتردام نیز در این خصوص مقررات مفصلی وضع گردید. بر اساس قواعد عمومی مسئولیت، با محقق شدن مسئولیت، مدعی حق پیدا میکند که جبران خسارتی را که به او وارد شده است، بخواهد و عامل ورود زیان نیز ملزم میشود که خسارت وارده را تماماً جبران نماید که البته در مسئولیت قراردادی، این جبران خسارت به «خسارات قابل پیشبینی» محدود شده است که تحدیدی بر اصل جبران کامل خسارت میباشد علاوه بر این، در موارد دیگری نیز خواه به موجب قانون، خواه به موجب قرارداد اصل جبران کامل خسارت، تحدید شده است. در بسیاری از نظامهای حقوقی نیز به همین منوال از پذیرش اصل جبران کامل خسارت امتناع شده است.[۱۷۶] در حقوق حمل و نقل دریایی اصل تحدید مسئولیت به طور تنگاتنگی با بیمه مسئولیت ارتباط مییابد. زیرا در صورت تبعیت از اصل جبران کامل خسارت، میزان حق بیمهای که متصدی برای پوشش سقف خسارت احتمالی پرداخت میکند، بسیار گزاف خواهد بود و به تبع آن کرایه حمل نیز افزایش غیر معقولی مییابد و بدین ترتیب حمل و نقل دریایی صرفه اقتصادی خود را از دست میدهد. همه کنوانسیونهای بین المللی حمل و نقل،[۱۷۷] محدودیت مسئولیت متصدی را به عنوان یک اصل در حقوق حمل و نقل پذیرفتهاند. البته این محدودیت مسئولیت همواره پابرجا نیست و اغلب کنوانسیونها[۱۷۸] در مورد تقصیرهای عمدی و سنگین این محدودیت را زائل دانستهاند.
 ۳ـ۱ـ۲ـ۲ شرایط و میزان محدودیت مسئولیت متصدی، در کنوانسیونهای سهگانه بر اساس کنوانسیونهای لاهه- ویزبی، هامبورگ و روتردام، مسئولیت متصدیان حمل و نقل دریایی کالا محدود به میزان معینی شده است، البته باید گفت تحدید مسئولیت با قرار دادن وجه التزام در قرارداد، که مبلغ مقطوع خسارت عدم انجام تعهد است متفاوت میباشد. به عبارت دیگر، تحدید مسئولیت، خواهان را از اثبات وقوع و میزان خسارت وارده معاف نمیکند.[۱۷۹] بعلاوه در تعیین سقف مسئولیت متصدی حمل در مورد تلف جزئی و یا خسارت وارده به کالا، نسبت میان میزان خسارت وارده و ارزش کلی کالا، ملاک عمل نخواهد بود. توضیح اینکه، اگر بر اساس مقررات لاهه مسئولیت متصدی حمل در ازاء هر بسته به صد لیره طلا محدود شده است، بدین معنی نیست که اگر ۵۰ درصد بسته، خسارت دیده باشد، مسئولیت متصدی در قبال آن پنجاه لیره طلا خواهد بود بلکه در هر مورد متصدی حمل مکلف به جبران کامل خسارت میباشد. تا آنجا که از سقف تعیین شده تجاوز نکند. مقررات سه گانه در این موضوع تخلف از اصل تحدید مسئولیت را به نفع متصدی حمل، باطل و بیاثر شناختهاند. اما توافق بر میزانی بیش از آنچه در این مقررات آمده، بلامانع است.[۱۸۰] ۳ـ۱ـ۲ـ۲ـ۱ موارد و معیار محدودیت مسئولیت و زوال آن ۳ـ۱ـ۲ـ۲ـ۱ـ۱ مقررات لاهه و قانون دریایی ایران و اشکالات آن در خصوص فقدان و خسارت، پاراگراف ۵ ماده ۴ مقررات لاهه (بند ۵ ماده ۵۵ قانون دریایی ایران) محدودیت مسئولیت متصدی را ۱۰۰ پوند استرلینگ به ازای هر بسته یا واحد، یا معادل این مقدار در ارزهای دیگر، تعیین کرده است به شرط اینکه کیفیت و ارزش کالاها توسط فرستنده اعلام شده و در بارنامه درج شده باشد. ماده ۹ نیز مقرر میدارد واحد پولی تعیین شده باید بر اساس ارزش طلا محاسبه شود. این دو ماده در مقررات لاهه باعث پدید آمدن دو دسته مسائل مبهم شده است: اول ابهامات کلی در خصوص معیارهای اساسی اندازه گیری از جمله اینکه: آیا کانتینر یک بسته محسوب میشود؟ آیا یک ماشین عظیم و بستهبندی نشده یک واحد محسوب میشود؟ واحد یک محموله فله چیست؟ چه بسته یا واحدی مبنای برقراری محدودیت مسئولیت است؟ بسته یا واحدی که در بارنامه درج میشود؟ یا بسته یا واحدی که در اثر واقعه، تلف یا ناقص میشود؟ آیا متصدی ممکن است حق محدودیت مسئولیتش را از دست بدهد؟ آیا خسارت تأخیر در تحویل مشمول محدودیت مسئولیت میگردد؟ دسته دوم مشکلات ساختاری به واحد پولی مربوط میشد از جمله اینکه ارزش طلای معادل ۱۰۰ پوند استرلینگ به منظور تبدیل آن به ارز دیگر چگونه باید محاسبه شود؟ ۳ـ۱ـ۲ـ۲ـ۱ـ۲ راهحلها در مقررات لاهه - ویزبی دسته اول سؤالات غالباً به وسیله پروتکل الحاقی ویزبی در سال ۱۹۶۸ اصلاح گردیدند. مقررات ویزبی بند ۵ ماده ۴ را با عبارات جدیدی اصلاح کرد. مطابق اصلاحات جدید «هر گاه از یک کانتینر، پالت یا هر وسیله مشابه دیگری برای بارگیری کالا استفاده شده باشد، تعداد بسته ها یا واحدهایی که در بارنامه تحت آن شمارش و بستهبندی صورت گرفته است، به عنوان تعداد بسته ها یا واحدهای مورد نظر این پاراگراف تلقی میشوند. مگر آن دسته از محفظههای حمل مذکور که به عنوان بسته یا واحد تلقی شدهاند». گفتیم که در مقررات لاهه یکی از مشکلات اساسی محاسبه کالاهای فله بود. کالای فله کالای بستهبندی نشده است و لذا بسته و واحد به وضوح بر آن قابل اعمال نیست. مثلاً چگونه یک دانه ذرت بسته یا واحد محسوب نمیشود. لذا کالای فله از مواردی است که ممکن است نتوان آن را تحت شمول محدودیت مسئولیت قرار داد. این مشکل در کنوانسیون لاهه- ویزبی و در بند الف پاراگراف ۵ ماده ۴ به این صورت حل شد که وزن ناخالص کالاهایی که تلف یا آسیب دیدهاند را نیز به عنوان یک معیار در کنار بسته یا واحد اضافه نمودند. لذا زمانی که محدودیت مسئولیت بر اساس وزن کالا بیشتر از معیار بسته یا واحد باشد، این معیار قابل محاسبه است. اصلاحات ویزبی ابهامات دیگر کنوانسیون لاهه را نیز حل نمودند از جمله اینکه محدودیت مسئولیت قابلیت اعمال بر یک کیف استاندارد یا یک جعبه و همچنین کالاهایی نظیر خودرو، کامیون یا ماشین آلات عظیم و غیره بدون توجه به وزن آنها، نیز دارد. همچنین گفتیم که مقررات لاهه مشخص نکرده بود تعداد بسته ها یا واحدهایی که میزان محدودیت را مستقر میگرداند بر چه اساسی تعیین میشود؟ بر اساس بسته ها و واحدهای مذکور در بارنامه یا بر اساس بسته یا واحدهای تلف شده یا خسارت دیده؟ این مسأله در پروتکل الحاقی لاهه - ویزبی بدین صورت حل شد که ملاک تعداد بسته ها یا واحدهایی است که واقعاً تلف یا خسارت دیدهاند. البته سکوت کنوانسیون اصلی لاهه در این خصوص نیز حمل به همان راه حلی که در پروتکل الحاقی ویزبی مقرر شد، شده بود و اختلاف چندانی در این زمینه وجود نداشت.[۱۸۱] در خصوص زوال مزیت استفاده از محدودیت مسئولیت، مقررات لاهه- ویزبی پاراگراف جدیدی را به ماده ۴ مقررات لاهه اضافه نمود. مطابق پاراگراف ۵ ماده ۴ مقررات لاهه- ویزبی اگر که ثابت شود خسارات ناشی از فعل یا ترک فعلی است که متصدی با قصد ورود خسارت انجام داده یا اینکه چنان بیاحتیاط انجام داده که میدانسته قطعاً یا احتمالاً به ورود خسارت میانجامد دیگر مسئولیت متصدی محدود نمیشود. پروتکل الحاقی ۱۹۷۹، یک معیار متفاوت را در خصوص واحد محاسبه وارد اصل محدودیت مسئولیت نمود بدین صورت که «حق برداشت ویژه»[۱۸۲] که توسط صندوق بین المللی پول تعیین میشود را به جای فرانک پوانکاره برای محاسبه مقرر نمود. البته قابل ذکر است که مقررات لاهه - ویزبی به جای لیره طلای استرلینگ، فرانک پوان کاره[۱۸۳] را که معادل ۵/۶۵ میلی گرم طلای «نهصد در هزار» میباشد تعیین نموده بود(پاراگراف ۴ ماده ۲). ۳ـ۱ـ۲ـ۲ـ۱ـ۳ موضع کنوانسیون هامبورگ بند الف پاراگراف ۱ ماده ۶ مقررات هامبورگ، با سقف محدودیت بالاتری از همان بند ۵ ماده ۴ مقررات لاهه- ویزبی که در سال ۱۹۷۹ اصلاح شده بود، پیروی کرده است. بنابراین محدودیتها به همان سیاق همچنان برقرار شد و در آن به تعداد بسته یا واحدی که خسارت دیده یا تلف شده است یا وزن آنها ارجاع شد. کنوانسیون هامبورگ اما حاوی مقرره جدید در خصوص محدودیت مسئولیت در خصوص خسارت ناشی از تأخیر در تحویل کالا است. سقف خسارات قابل پرداخت برای چنین زیان هایی، معادل دو و نیم برابر کرایه قابل پرداخت کالاهای تأخیر شده است اما نباید از کل کرایه قابل پرداخت در قرارداد حمل کالا از طریق دریا فراتر رود. (بند ب پاراگراف ۱ ماده ۶ مقررات هامبورگ) در هیچ موردی حداکثر مسئولیت متصدی در قبال تلف، خسارت و تأخیر، از محدودیت قابل اعمال بر کل خسارت وارده فراتر نخواهد رفت (بند ج پاراگراف ۱ ماده ۶ مقررات هامبورگ). ۳ـ۱ـ۲ـ۲ـ۱ـ۴ موضع مقررات روتردام ماده ۵۹ مقررات روتردام با تغییراتی از همان قاعده مقرر در کنوانسیون هامبورگ پیروی نموده است. مقررات کنوانسیون جدید روتردام را در خصوص محدودیت مسئولیت مفصلاً بحث میکنیم، به ویژه در خصوص محدودیت در قبال خسارت ناشی از تأخیر در تحویل که موضوعی جدید محسوب میشود به طول تفصیلی تری بحث میشود. از تغییرات صورت گرفته در کنوانسیون روتردام به نسبت مقررات لاهه و در برخی موارد هامبورگ، میتوان به استفاده از اصطلاح «وسیله نقلیه» در کنار کانتینر، پالت و سایر محفظههای نگهداری کالا اشاره کرد. تغییر دیگر و مهمتر اینست که در کنوانسیونهای لاهه، لاهه- ویزبی و هامبورگ محدودیت ممکن است در مورد «کالاهای تلف شده یا خسارت دیده» درخواست شود. اما با توجه به پاراگراف ۱ ماده ۵۹ مقررات روتردام متصدی ممکن است، محدودیت مسئولیت را در مورد «نقض هر کدام از تعهداتی که تحت این کنوانسیون مقرر شده»، درخواست نماید.[۱۸۴] محققان[۱۸۵] یادآور شدهاند تعهدات زیر ممکن است از سوی متصدی نقض شوند بدون اینکه منجر به زوال مزیت محدودیت مسئولیت شود: تعهد مقرر در ماده ۳۵ در صدور سند حمل و نقل با مشخصات مذکور در ماده ۳۶؛ تعهد مقرر در ماده ۴۰ در خصوص تکلیف تعیین کیفیت مربوط به کالاها اگر که متصدی علم واقعی داشته باشد یا زمینه عقلانی برای باور وجود داشته باشد که هر موضوعی که در سند حمل و نقل اظهار شده، نادرست یا گمراه کننده است. تعهدات مقرر در مواد ۴۵ تا ۴۷ مربوط به تحویل کالاها، و تعهد در خصوص اجرای دستورالعملهای طرف کنترل کننده که از ماده ۵۲ قابل برداشت است. در نگاه اول در خصوص حق محدودیت مسئولیت متصدی حمل و نقل در مقررات روتردام موارد زیر جلب توجه میکند: - قاعده محدودیت از جهت گیری کلی مقررات پیشین تبعیت میکند. (فصل ۱۲ مقررات روتردام)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدلهای کیفی مختلفی برای سنجش سرمایه اجتماعی ارائه شده است. به عنوان مثال ، CRLRA که توسط فالک و کیلپاتریک در سال ۲۰۰۰ میلادی ارائه شده و توسط پژوهشگریق زیادی مورد استفاده قرار گرفته است .
 این مدل سرمایه اجتماعی را در سه سطح خود، میانی و کلان مورد بررسی قرار می دهد. در سطح خورد،سرمایه اجتماعی اشاره به افراد موجود در شبکه دارد که بر اثر تعامل میان این افراد، شناخت حاصل و هویت اعضا شکل می گیرد. در سطح میانی، سرمایه اجتماعی به اجتماعا و گروههاو سازمانها اشاره دارد و باعث تقویت و ساخت بنیه ارزشی و تعاملی گروه می شود. در سطح کلان به به جامعه که در بر گیرنده سازمان ها و گروه های مختلف است تمرکز داشته و موجب شکل گیری و تقویت مراودات و ارتباط جمعی شده و ارزشهای مشترک را بهبود می بخشد. مطابق شکل شماره ی ۱ همه این سطوح با هم در ارتباط بوده و موجب تقویت یا نقصان همدیگر می شودند (کیلپاتریک و فالک، ۲۰۰۱به نقل از الوانی، ۱۳۸۰ ).
 شکل۲-۱- نحوه ارتباط سرمایه اجتماعی در سطوح مختلف مدلCRLRAمبتنی بر تئوری منابع اجتماعی است که قبلاً توضیح داده شده، بر پایه این مدل، سرمایهاجتماعی شامل منابعی که موجب افزایش ظرفیت جامعه/ سازمانی می شود. در سطح فردی این منابع شامل شناخت و هویت است. منظور از منابع شناخت و دانش، دانستن منبع اطلاعات و شیوه های انجام کار و یا بر طرف نمودن مشکلات پیش آمده در شبکه می باشد. منابع هویت، اشاره به هنجارها و ارزشها و بینش ها مشترک بوده و قادر به کار با دیگران هستند تمرکز دارد. این منابع شناخت و هویت در سطح اجتماعی و سازمان با هم تلفیق شده و منبعی از سرمایه اجتماعی برا آن سازمان / اجتماع پدید می آورند که در سطح میانی به زیر ساخت های ارزشی و تعاملی سازمان مربوط و در سطح کلان به زیر ساخت های مراوده ای و ارتباط اجتماعی ختم می شود. مدل نسبتاً جامع کیفی که گزارش به تحلیل سرمایه اجتماعی در سطح سازمان دارد. مدلSCAT است که برای اولین بار در سال ۱۹۹۸ توسط بین و هیکس ارائه و سپس توسط پژوهشگرین دیگر از جمله ((کریشنا و شرادر )) در سال ۱۹۹۹ توسعه داده شد. مدل SCAT سعی در تصویر ابعاد و ترکیب سرمایه اجتماعی در سطح زمان دارد . (کریشنا و شرودر، ۱۹۹۹ به نقل از الوانی، ۱۳۸۰ ) .
شکل۲-۲ : مدل SCAT در این مدل، سرمایه اجتماعی به دو سطح کلان و خرد تقسیم شده است، سطح کلان اشاره به محیطی دارد که سازمان در آن فعالیت دارد که شامل نقش قوانین، چهارچوب حقوقی، نوع حکومت و نظام سیاسی، میزان عدم تمرکز و میزان مشارکت سیاسی افراد در خط مشی کلان است. سرمایه اجتماعی در سطح خرد به دو بعد شناختی و ساختاری تقسیم شده است. بعد شتاختی به بخش نامحسوس سرمایه اجتماعی مانند ارزش ها، عقاید،نگرش ها، رفتار. هنجار اجتماعی می پردازد. ارزش های شناختی به روحیه اعتماد و یکپارچگی اعضا و همین طور ارتباط متقابل که میان اعضای یک جامعه وجود دارد می پردازد این ارزش ها شرایطی را در جامعه/ سازمان بوجود می آورند که در آن اعضا برای تولید کالای مشترک می توانند با هم همکاری نمایند. بعد ساختاری سرمایه اجتماعی در بر گیرنده ساختارها و شبکه هایی است که حاوی فرایند های تصمیم گیری جمعی و روشن، رهبران پاسخگو و مسئولیت متقابل است . اگرچه پرداختن به سرمایه اجتماعی در سطج کلان ضروری است، اما مدل SCAT تلاش دارد تا با ارائه شاخصهایی به اندازه گیری سطح خود پرداخته و تلاش دارد تا میزان سرمایه اجتماعی را در شرکتها، سازمان ها اندازه گیری کند . ۲-۶-۲- مدل کمی برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی مدل های کمی مختلفی در چند سال اخیر ارائه شده است که در اینجا به توصیف یکی از این مدلها اکتفا می کنیم؛ مطابق این مدل میزان سرمایه اجتماعی تابعی است از مجموع ارزش منابع در اختیار اعضای شبکه ضربدر احتمال این که این اعضا منابع را در اختیار فرد قرار دهند (در صورتیکه فرد به این منابع محتاج باشد ) ( اشنایدر ، ۱۹۹۹ به نقل از الوانی ، ۱۳۸۰ ) . تبعاً میزان سرمایه اجتماعی قید شده در فرمول فوق، بستگی به سه عامل تعداد اعضای موجود در شبکه، احتمال واگذاری منابع در اختیار اعضای موجود در شبکه و میزان ارزش منابع در اختیار اعضای موجود در شبکه است. به عبارتی هرچه شبکه گسترده تر و وسیعتر باشد، سرمایه اجتماعی تقویت و بالعکس. همین طور هر چه میزان ارزش منابع و احتمال واگذای منابع افزایش یابد، تعداد سرمایه اجتماعی بشکل تصاعدی افزوده می شود . ۲-۷- مزایای سرمایه اجتماعی مزایای متعدد و زیادی را می توان برای سرمایه اجتماعی برشمرد؛ مزیت اصلی و عمده سرمایه اجتماعی در اختیار گذاشتن اطلاعات زیادی با هزینه پایین و زمان اندک برای بازیگرانی است که نقش اصلی را در سرمایه اجتماعی ایفا می کنند. سرمایه اجتماعی علاوه بر در اختیار قرار دادن سرمایه زمینه های تحلیل و ارزیابی آن را نیز فراهم می نماید. بعنوان مثال، کلمن نشان داد که پیوندهای موجود در شبکه ، محور تئوری سرمایه اجتماعی، امکان ارزیابی اطلاعات مربوط به فرصتهای شغلی را به اعضای می دهد و آنها را در انتخاب شغل مورد نظر کمک می کند. شبکه های میان سازمانی که حاصل کار سرمایه اجتماعی است مزایای مختلفی برای سازمان دارد که از جمله کسب مهارتها و دانش جدید از سوی اعضای شبکه های مزیتی است که می تواند در سازمان های چند بخش کاربرد داشته باشد. تحقیقات دیگری نشان داد که شرکت های چند ملیتی برای تبادل اطلاعات و تسریع در جریان ارتباطات می توانند از این تئوری استفادده برند. کسب قدرت و نفوذ از مزایای دیگر سرمایه اجتماعی است. کلمن در نوشته های خود اشاره به واژه (( کلوب نمایندگان مجلس )) دارد که در واقع منظور بحث (( قدرت )) است برخی نمایندگان قدرت بیشتری نسبت به نمایندگان دیگر دارند چرا که آنها تعهدات متفاوت با سایر نمایندگان برای خود ایجاد کرده اند و ا ز اعتبار این تعهدات برای مشروعیت بخشیدن به رفتار خود استفاده می کنند. یک چنین قدرتی به بازیگر اصلی ( در سرمایه اجتماعی ) اجازه می دهد تا به اهداف خود دست یابد. مزیت دیگر سرمایه اجتماعی ایجاد (( یکپارچگی )) در نیان اعضا است. هنجارها و باورهای محکم موجب ایجاد شبکه اجتماعی قوی می شود که در بر گیرنده آداب و رسوم و قوانین خاصی است و این هنجار جایگزینی کنترلهای رسمی می شود. در این رابطه اُچی ( ۱۹۸۰ ) چنین استدلال می کند که سازمان های قبیله ای با هنجارهای مشترک قوی از هزینه های اندک نظارت بهرمند بوده و تعهد بالایی را در اختیار دارند که در واقع همان سرمایه اجتماعی است (آلدر و ووکون، ۱۹۹۹ به نقل از الوانی، ۱۳۸۰ ) . علاوه بر مزایایی فوق بکار گیری سرمایه اجتماعی در سطح سازمان دارای مزایایی مانندک ایجاد سازمان کاری و تیمهای منعطف، ارائه ساز و کارهای برای بهبود مدیریت عملکرد گروهی، زمینه سازی برای توسعه سرمایه های غیر مادی در سازمان و افزایش تعهد اعضا و کارکنان سازمان نسبت به مصلحت عامه است ) لیانا و برن، ۱۹۹۹ به نقل از الوانی، ۱۳۸۰ ) . ۲-۸- خطرات ناشی از بکار گیری سرمایه اجتماعی سرمایه اجتماعی توأم به هزینه های است و می تواند در برخی مواقع به عنوان ابزار مخرب محسوب شود. تحقیقات زیادی در ارتباط با مزایایی حاصل از بکار گیری سرمایه اجتماعی انجام شده است اما به خطرات و تهدیدات آن کمتر پرداخته شده است. اولین اشکال بازیگرانی که در سرمایه اجتماعی نقش اصلی و محوری دارند مربوط می شود. ایجاد و نگهداری سرمایه اجتماعی در یک سازمان نیازمند صرف سرمایه مالی قابل توجه به منظور حفظ و نگهداری” روابط” میان اعضا است. در برخی مواقع مزایای حاصل از سرمایه اجتماعی به مراتب کمتر از سرمایه اختصاص یافته به آن است. به عبارتی هموراه نباید نامساوی زیر برقرار باشد . مزایای حاصل از سرمایه > هزینه نگهداری روابط میان اعضا دومین تهدید ناشی از بکار گیری سرمایه اجتماعی به پیوندهای قوی بوجود آمده در سازمان مربوط می شود؛ بدین صورت که سرمایه اجتماعی گرایش به تقویت روابط میان اعضا و استحکام این روابط دارد، اما تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان داده است که سازمان و تیم های که دارای پیوندهای قوی با سایر واحد ها هستند برای انجام وظایف خود نسبت به تیم های که پیوند ضعیفتر دارند کندتر عمل می کنند. به عبارتی، پیوند و ارتباط قوی ۰که حاصل سرمایه اجتماعی است( دارای اثر بخشی کمتری نسبت به پیوندهای ضعیف است و تیم های که دارای پیوند ضعیفی با سایر واحدها هستند مار سریعتر و بهتر انجام می دهند. ایراد دیگر سرمایه اجتماعی به مزیت (( یکپارچگی )) مربوط است. این مزیت که در قسمت قبلی به آن اشاره شد ممکن است، در برخی موارد نتیجه عکس برای بازیگران اصلی به بار بیاورد. داشتن اتحاد و یکپارچگی بیش از اندازه با اعضا یک گروه ممکن است بازیگران را مشغول روابط و ارتباط با آنان ساخته و از توجه به اهداف و مأموریت های اصلی می کاهد و در برخی مواقع حتی جابجای هدف و وسیله صورت می گیرد، بدین صورت که حفظ روابط میان اعضا جایگزین اهداف و مأموریت های سازمان می شود. علاوه بر امکان جابجایی اهداف، تقویت روحیه (( یکپارچگی )) می تواند موجب کاهش افکار جدید در سازمان، تنبلی و کوته نظر اعضا شود. همانگونه که (( دور و پایول )) متذکر می شوند پیوندهای که موجب وسعت دید و تقویت بینش اعضا در سازمان می شود ممکن است، تبدیل به پبوندهای شود که موجب کوری و نابینایی آنان شود . (آلدر و ووکون، ۱۹۹۹ به نقل از الوانی، ۱۳۸۰ ) . ۲-۹- معرفی مدل های مختلف سرمایه اجتماعی ۲-۹-۱- مدل سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال ( ( ۱۹۹۸ ناهاپیت و گوشال از دیدگاه سازمانی به مقوله سرمایه اجتماعی پرداخته اند. آن ها جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی را در سه طبقه جای دادند : ساختاری، رابطه ای و شناختی. به عبارت دیگر گوشال و ناهاپیت برای سرمایه اجتماعی سه بعد را در نظر گرفته اند که می توان آن را به صورت شکل زیر نمایش داد (گوشال و ناهاپیت، ۱۹۹۸ به نقل از ثمری و مقیمی، ۱۳۸۹ ) . شکل۲-۳- مدل سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال ۲-۹-۲- مدل سرمایه اجتماعی و ایجاد ارزش تسای و گوشال ( ۱۹۹۸ ) ۲-۹-۳- مدل سرمایه اجتماعی پاکستون ( ۱۹۹۹ ) ۲-۹-۴- مدل ساختاری سرمایه اجتماعی پاتنام و کلمن ۲-۹-۲- مدل سرمایه اجتماعی استون ( ۲۰۰۱ ) ۲-۹-۳- مدل سرمایه اجتماعی هدسون ( ۲۰۰۵ ) ۲-۹- انتخاب مدل مورد استفاده و دلیل انتخاب در قسمت قبل چهار مورد از مهمترین مدل ها پیرامون سرمایه اجتماعی ذکر گردید و مولفه های مرتبط با هر یک از این مدل ها را نیز آورده شد. ما در این پژوهش قصد داریم تا از مدل (( گوشال و ناهاپیت )) استفاده نماییم . مدل۲-۶- مدل سرمایه اجتماعی انتخاب شده از دلایل انتخاب این مدل می توان به مواردی از قبیل :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار پنجم: تجسّس و تفحص در مورد امام جماعت ۷۶ بخش دوم: تحقیق و تجسّس در امور حکومتی ۷۷ گفتار اول: تجسّس و تفحص حاکم و حکومت اسلامی ۷۷ ۱- تجسّس و تفحص از احوال محرومان جامعه ۷۸ ۲- گزینش کارگزاران حکومت اسلامی ۸۰ ۳- تجسّس و تفحص از احوال و اعمال کارگزارن حکومت اسلامی ۸۳ الف: ادله ی عقلی نظارت بر اعمال کارگزاران ۸۵ ب: ادله نقلی نظارت بر اعمال کارگزاران حکومت اسلامی ۸۶ گفتار دوم: تجسّس از اعمال دشمنان ۹۰ ۱- تجسّس از اعمال دشمنان داخلی ۹۰ ۲- تجسّس از اعمال دشمنان خارجی ۹۳ فصل چهارم: احکام و ضمانت اجرای انواع تجسّس حرام ۱۰۰ بخش اول: احکام تجسّس در امور خصوصی افراد ۱۰۱ گفتار اول: موارد ضمان ۱۰۲ گفتار دوم: موارد عدم ضمان ۱۰۳ بخش دوم: احکام تجسّس بر ضد نظام و بیضه اسلامی ۱۰۴ ۱ـ حکم خبر رسانی مسلمان برای دشمن ۱۰۴ ۲ـ حکم جاسوس ذمی ۱۰۶ ۳ ـ حکم جاسوس کافر غیر ذمی و مانند آن ۱۰۹ گفتار سوم: ضمان ناشی از جاسوسی و خبر رسانی مأموران تجسّس ۱۱۲ نتیجه گیری ۱۲۱ پیشنهادات ۱۲۳ فهرست منابع ومآخذ ۱۲۴ Abstract ۱۳۳
مقدمه
تمامی ستایش ها از آن خدایی است که مهر و مودت به دیگران را در دل آدمی قرار داد و میان مسلمانان اخوت و برادری برقرار کرده است و برای استقرار و دوام آن به اموری فرمان داده و از آنچه این رابطه را تباه می کند نهی کرده است. از جمله ویژگی هایی که این پیوند را گسسته می کند تجسس در امور دیگران و جستجوی عیب ها و لغزش های آنان و آشکار کردن آنهاست.
 خدای متعال راضی نیست که آبروی مؤمنان ریخته شود و ستّار بودن خداوند، اقتضا می کند که خطاها و کمبودهای افراد از نظر دیگران پوشیده باشد مصالح جامعه اسلامی نیز اقتضا می کند که این لغزش ها و کمبودها و مسائل مربوط به زندگی شخص افراد برای دیگران آشکار نشود. این تحقیق بر آن است تا مسئله تجسّس و جاسوسی را با توجه به آیات و روایات معصومین (علیهم السلام) و دیدگاه فقهای امامیه مورد بررسی قرار دهد و موارد استثنائی آن را برشمارد.
۱ـ بیان مسئله
برای دست یابی به جامعه سالم بشر، آموزه های قرآنی، جهت گیری برخی از قوانین کلی و قواعد اصلی فقهی را به گونه ای سامان داده که به همگرایی، همدلی، وفاق، اتحاد و انسجام اجتماعی و اسلامی منجر شود.
 هر گونه رفتاری که بنیاد اجتماع را تهدید و یا با بحران مواجه کند، از نظر اسلام مردود است. یکی از این موانع تحقق جامعه سالم، تجسس است. تجسّس مرتبط با مسایل علوم اجتماعی و در حوزه روان شناختی اجتماعی و مانند آن قرار می گیرد و در اخلاق تربیتی و اجتماعی از آن سخن به میان می آید. پس تجسّس فعل و گاه صفتی در برخی از انسان هاست که با سرکشی در زندگی و حریم خصوصی دیگران ارتباط دارد. اسلام تجسّس را به عنوان یک فعل زشت ضد اخلاقی و گناه معرفی کرده است و یکی از محرمات مسلم و قطعی در اسلام است. (احمدی میانجی، ۱۳۸۱، ۱۲۰) از نظر اسلام، حفظ حریم خصوصی افراد یک اصل اساسی است و هیچ کسی حق ندارد با جست و جو و کند و کاو در زندگی دیگران از مسائل یا رازهای آنان آگاه شود؛ چرا که تجسّس یکی از عوامل اختلاف انگیز و گسست اجتماعی است. در حالی که اسلام بارها بر وحدت و انسجام اجتماعی امت اسلام تأکید دارد و به هیچ وجه اجازه نمی دهد که این وحدت و اتحاد میان مؤمنان و امت اسلامی آسیب ببیند. ادله ای در احکام فقه بر این ادعای ما وجود دارد که دلالت بر حرمت تجسس می کنند. خداوند متعال در قرآن کریم افراد را صریحأ از تجسس نهی کرده است. «یاایهاالذین ء امَنُوا اِجتَنِبوا کثیراً منَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ وَ لا تَجَسَّسوا وَ لا یَغتِب بَعضُکُم بَعضاً …»حجرات آیه ی(۱۲) یعنی ای مومنان از بسیاری از گمان های بد بپرهیزید زیرا بعضی از گمان ها گناه است ودر کار یکدیگر تجسس نکنید و بعضی از شما به غیبت بعضی دیگر نپردازد. این آیه ی شریفه افراد را از تجسس به صورت مطلق نهی کرده است یعنی اینکه تجسس به طور مطلق از نظر اسلام حرام است و بنا بر قول اکثر علمای فقه نهی هم ظهور در حرمت دارد. (علی اکبری بابوکانی،۱۳۹۱، ۴) بنا براین علاوه بر تصریح حرمت تجسس به طور مطلق در قرآن کریم، آیات و روایات بسیاری نیز وجود دارند، که یا صریحا دلالت بر حرمت تجسس میکنند و یا اجمالا تجسس را نزد شارع قبیح و مذموم می دانند. از سویی با وجود این ادله که دلالت بر حرمت تجسس دارند، موارد بسیاری را شاهدیم که رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) عمل تجسس را مشروع دانسته و گاهی خود معصومین مبادرت به تجسس کرده اند. حال با وجود مسلم بودن حرمت تجسس از حریم و اسرار مردم در فقه امامیه این سؤال مطرح میگردد که آیا تجسس در تمام موارد آن حرام است یا اینکه مانند غیبت و دروغ و دیگر محرمات استثناء دارد و در حالات مختلف احکام دیگری دارد و گاهی واجب و گاهی مستحب یا مکروه است؟ تجسس در مواردی که جایز است ولی موجب هتک حرمت افراد می شود حکم آن چگونه است؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کسی که اقدام به ضرر خود می کند و در این تقصیر نقش دارد حق فسخ ندارد مهمترین نکته: نوع شرط باطل و نتیجۀ آن در جعل و ثبوت خیار برای مشروط له می باشد.
 یعنی آنچه که ابتدائاً به ذهن متبادر می گردد، این است که جهل خیار در اساس مواردی است که شرط باطل محسوب شود اعم از اینکه عمل به آن مقدور نباشد. با موانع قانون مکلف را از انجام آن ممنوع سازد و یا نتیجه اجرای آن نفعی را عاید مشروط له نکرده و از این جهت انجام شرط بر مکلف واجب نگردد، اما با تحقیق و امعان نظر معلوم می شود که «خیار» برای مشروط له واساساً برای دفع ضرر او جعل شده است و بطلان هر شرطی به منزلۀ ایجاد ضرر به مشروط له نخواهد بود. بطور مثال شرط غیر مقدور موجب جعل خیار به نفع مشروط له می باشد. بیگمان آنچه از ماده ۳۴۰ ق. م استنباط می شود وجود خیار فسخ در مورد بطلان شرط غیر مقدور برای آن است که انجامش ممتنع است. اینگونه که برای دفع ضرر مسلم یا احتمالی از ناحیه عدم اجرای شرط، مشروط له را حقی ثابت می گردد که به موجب آن می تواند عقد را بدون حصول شرط بپذیرد و یا آنرا فسخ نماید. به عبارت دیگر جعل خیار به نفع مشروط له بواسطه جبران خسارت ناشی از ممتنع بودن شرط غیمقدور است که در صورت ثبوت، حق می تواند آنرا اعمال کرده و یا از حق خود نسبت به اعمال آن چشم پوشی نماید. در صورتی که شرط در حین عقد مقدور بوده و پس از عقد ممتنع شود. در این صورت نیز حق فسخ برای مشروط له، محفوظ است، فرضاً اگر در مثال فوق، مشروط ؟ قدرت بر اجرای مفاد شرط را داشته باشد، لکن خانه موضوع شرط یک روز پس از عقد به واسطۀ حادثه خارجی تلف شود انجام شرط ممتنع شده و مشروط له حق فسخ عقد اصلی را دارد. اما اگر امتناع مستند به فعل مشروط له باشد برضایت او به عقد بدون شرط نیز کشف می شود و دیگر دلیلی بر اعطای حق فسخ به نامبرده وجود ندارد. مثل اینکه در سال مذکور، بلافاصله پس از عقد مشروط له شخصاً منزل موضوع شرط را خراب کند در خصوص شرط بی فایده نیز باید گفت: در نظر هر شخصی «نفع و فایده» با شخص دیگر فرق می کند. هر کس بدنبال منفعتی است که شاید همان نفع برای دیگری بی معنی باشد. در وجود حق فسخ نسبت به شرط بی فایده و نامعقول تردید وجود دارد زیرا به هشیاری می توان حکم چنین شرطی را تابع شرط ممتنع» و مفاد ماده ۲۳۰ ق.م قرار داد مگر در صورتیکه شرط بی فایده از انواع شرط نامشروع و بر همین اساس ممتنع باشد.[۱۲۴] با این حال در موضوع حکم هر آنچه با مقیاس مثل سنجیده شود، مقبول خواهد بود بحث نفع و فایده باید جنبه معاملاتی داشته باشد با این ترتیب هرگاه معلوم شد که شرط نفعی عاقلانه ندارد باطل و از دائره شمول عموم وفا خارج است و البته عقدش موجب ثبوت خیار نمی باشد برای اینکه عدم شرط بدون نفع و فایده موجب ضرر نیست تا بواسطه دفع آن خیار ثابت گردد.[۱۲۵] دسته دیگر با تمسک به این صدای خیار فسخ اناطه التزام به مضمون عقد به وجود شرط است و با این وصف حذف شرط بی فایده نیز موجب از بین رفتن التزام مشروط له به مفاد عقد می شود خیار فسخ عقد را برای مشروط له ثابت دانسته اند.[۱۲۶] شروط نامشروع شرطی که وفای بدان نامشروع باشد مانند شرط امر مقدور است «؟؟ شرعاً کالمستوع عقلاً» بنابراین شرط نامشروع نیز مصداق «شرط ممتنع» است وبه حکم ماده ۳۴۰ قانون مدنی سبب ایجاد خیار فسخ برای مشروط له می شود.[۱۲۷] چنانچه شرط با قانون مخالفت داشته باشد یا بواسطه امر قانونی ممتنع و انجام آن ممنوع گردد چنین شرطی، باطل و غیرقابل اجرا و انجام است و چنانچه بیان شده مشروط علیه را نمی توان بر چنین شرطی ملزوم نمود. این وضعیت اگر چه عقد را منحل نمی کند و مقصود را منقضی نمی سازد اما از همین جهت برای جبران ضرر ناشی از چنین وضعیتی «جعل خیار» برای مشروط له ضرورت می یابد تا با وجود شرایط لازم بتواند از آن به نفع خویش استفاده نماید. بنابراین، فلسفه وجودی این اختیار، فرع بر پذیرش احتمال ضرر از جهت بطلان شرط نامشروع است و این گفته در جائی قوت بیشتری دارد که امر مورد اشتراط در زمان توافق مشروع و یا مقدور بوده است. اما با وضع قانون لاحق انجام شرط با قانون جدید مغایرت می یابد و یا عمل به آن غیرمقدور می شود. هر شرط مجهولی که موجب جهل به عوضین یا صدمه به ارکان عقد نمی شود نیز گفته شود« چون مبنای خیار فسخ ورود ضرر از جهت بطلان شرط می باشد و نمی توان گفت که شرط مجهول در تمام موارد موجب ورود ضرر است چرا که کلاً نمی دانیم مقصود از شرط چه بوده است. پس خیار فسخ وجود ندارد و در نتیجه خیار فسخ مختص مواردی می گردد که احراز نمائیم. شرط مجهول فایده ای برای طرفین داشته و فقدان آن برای مشروط له نفعی را به همراه دارد مگر اینکه خلاف آن اثبات گردد پس باید گفت که شرط مجهول برای مشروط له حق فسخ ایجاد می کند. ۲- تأثیر علم و جهل طرفین در ایجاد خیار از مباحث پیشین معلوم شد که فساد شرط اصولاً موجب بطلان عقدنمی شود، مگر در مواردی که شرط فاسد، ارکان عقد یا شرایط صحت آن را مختل سازد یا به دلایلی، ثابت شود که تعهد ناشی از شرط، مقصود و انگیزه اصلی و اساسی طرفین در انعقاد مجموعه عقد و شرط است. ممکن است در ضمن انعقاد عقد و اشتراک بر امری که مبطل عقد خواهد بود، طرفین یا یکی از آن دو به مبطل بودن شرط مورد حامل باشد، یعنی ندانسته شرطی که در حال توافق بر آن می باشد عقد را اساساً باطل و بی اثر می کند. در این صورت آیا جهل یک یا هر دو متعاهدین تأثیری در بطلان یا عدم بطلان عقد متضمن چنین شرطی دارد یا خیر. در فرض اینکه مبنای ثبوت خیار را نفی ضرر و قاعده لاضرر بدانیم باز باید قائل به ثبوت خیار فسخ در صورت فساد شرط شد. زیرا حذف شرط از مجموعه تراضی طرفین، به لحاظ فساد آن و التزام مشروط به مفاد عقد چنین شرط، موجب ضرر اوست. برای جبران این ضرر، اعطای حق فسخ به مشروط له ضرورت دارد. برخی از فقها که این مبنا را برای خیار فسخ برگزیده اند در ثبوت خیار در صورت فساد شرط دچار تردید شده اند. تردید مذکور ناشی از این است که ادله نفی ضرر چنانچه معتقدند به عمل جنسی از اصحاب نباشد. صلاحیت تأسیس حکم شرعی را ندارد زیرا عمل به سوم ادله مذکور، سبب تأسیس فقه جدیدی خواهد بود. و چون در ماده شرط فاسد، در کلمات اصحال، اثری از اول به ثبوت خیار دیده نمی شود، بنابراین قول به عدم تحقق خیار فسخ، قوی دانسته شده است.[۱۲۸] در مقابل بعضی دیگر، عدم تصریح به ثبوت خیار توسط معتقدین به حفظ عقد مشروط به شرط فاسد را ناشی از وضوح مسئله دانسته و قائل به ثبوت حق فسخ شده اند.[۱۲۹] به هر تقدیر با توجه به این که مبنای خیار فسخ را رعایت مفاد تراضی و بر اساس قواعد کلی دانستیم. لذا بدون تردید باید در صورت فساد شرط، مشروط له را مخبر در فسخ معامله دانست. در عین حال بین فرض علم و جهل مشروط له به فساد در حین انعقاد قرارداد، باید قائل به تفصیل شده در صورتی که مشروط له هنگام عقد عالم به فساد شرط باشد، اعطای حق فسخ به نامبرده صحیح به نظر نمی رسد، زیرا اقدام به انشای معامله علی رغم علم به فساد شرط نشانگر این است که مشروط له، بدون شرط نیز رضایت به مفاد عقد داشته و گویی عقد بدون شرط معتقد شده است.[۱۳۰] علم وی به بطلان شرط به منزله اقدام بر علیه خود تلقی و نتیجتاً از ثبوت خیار فسخ به نفع او جلوگیری می کند. بنابراین مشمول ادله وفای به عقود و ماده ۳۹۹ قانون مدنی است و وجهی برای ثبوت خیار فسخ در آن وجود ندارد. غالب فقها نیز وجود خیار را متوسط به جهل مشروط له کرده اند.[۱۳۱] نتایج فوق را به روشنی می توان از ماده ۲۴۰ قانون مدنی استفاده کرد که مقرر می دارد « بعد از عقد انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است کسی که شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروط له باشد. با توجه به ماده مذکور می توان گفت اولاً فساد شرط نیز از مصادیق ممتنع به وقت آن است. بنابراین در صورت بطلان شرط به صراحت این ماده اختیار فسخ برای مشروط له، پیش بینی شده است. ثانیاً در صورت علم مشروط له به فساد شرط، خیار فسخ برای او وجود ندارد زیرا از عبارت : «معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است» استفاده می شود که اگر در حین عقد برای مشروط له معلوم باشد که شرط فاسد و ممتنع بوده است دیگر خیار فسخی برای او وجود ندارد به علاوه قسمت اخیر ماده نیز ظهور در این مطلب دارد زیرا مستفاد از آن، این است که اگر است؟ ع شرط، مستعد به فعل مشروط له باشد، اختیار فسخ معامله برای او موجود نیست کسی که با علم به فساد شرط به اشتراط آن در ضمن عقد مبادرت می کند، همانند شخصی است که عمداً یا سهواً شرط را ممتنع می سازد. بنابراین برای چنین شخصی قانونگذار قائل به ثبوت خیار فسخ نشده است در خصوص شرط مجهول می توان گفت اگر مشروط له با علم به اینکه شرط مجهول است آنرا پذیرفته باشد نه تنها حق فسخی وجود ندارد بلکه به نظر می رسد نوعی سفه وجود دارد که می تواند عقد صدمه بزند ولیکن اغلب چنین نیست یعنی طرفین بر امری توافق نموده اند که از دیدگاه خودشان معلوم بوده است ولی در زمان اجرا و حدوث اختلاف ناتوان از اثبات آن می باشند و یا اینکه به اعتقاد خود تصور می نموده اند که شرط مجهول نیست و اشکال قانونی ندارد مانند فروش یک دستگاه آپارتمان از ده دستگاه بطور نامعین یا یکی از دو اسب به طور نامعین و در اینگونه موارد حق فسخ باقی است. اما آنچه بیان شد مربوط به شرط باطلی است که به عقد اصلی خلل وارد نمی آورد. و نقش علم و جهل مشروط له نیز در صورت ثبوت خیار یا عدم آن موثر است و در هر حال نمی تواند در ماهیت شرط باطل موثر واقع گردد. بعبارت دیگر جهل به فساد یک شرط موجب برای عدم بطلان آن نیست و طریق اولی هنگامی که شرط محلل عقد نیز باشد عدم آگاهی در چنین وضعیتی موجب صحت عقد نخواهد شد زیرا شرائط و ارکان اساسی صحت یک عقد لازمۀ تحقق آن است و هر کدام از این شرایط در مرحله ایجاد عقد به منزلۀ عدم تحقق آن است. ۳- تأثیر اسقاط شرط باطل نسبت به عقد از آنجا که شرط باطل به ارکان اساسی عقد خللی وارد نمی سازد، در جواز اسقاط آن هیچ تردیدی نباید داشت و مشروط له می تواند، مانند هر صاحب حق دیگر، از امتیازی که به سود او ایجاد شده است بگذرد. در جایی که با مانع خاصی روبرو نشود (مانند شرط نتیجه که قابل اسقاط نیست) باعث حذف شرط از عقد می شود، گویی که عقد بدون شرط بوده است ماده ۲۲۲ ق.م. در این باره می گوید: «طرف معامله که شرط به نفع او شد می تواند از عمل به آن شرط صرف نظر کند. در این صورت مثل آن است که این شرط در معامله قید نشده باشد. لیکن شرط قابل اسقاط نیست.[۱۳۲] مشروط له با صرف نظر نمودن از آن از امر فاسدی می گذرد که اساساً لازم الوفاء نبوده و تنها ممکن است با اثبات جهل خود به بطلان چنین شرطی، اختیار فسخ عقد اصلی را بدست آورد. بنابراین زدودن منبع تعهد از شرط فاسد، فضای آن را سالم تر و تداوم آن را پایدارتر می کند. با سقوط شرط باطل، دیگر از بابت حذف آن از عقد خیار فسخ به وجود نمی آید. به ویژه که این اقدام به منزلۀ اسقاط حق فسخ نیز هست و اگر زیانی به بار آورد منسوب به منتفع از شرط است. اما آیا این شرط نیز قابل اسقاط است؟ شرط مبطل قابل اسقاط نیست تا بتوان به امتیاز آن عقد را صحیح پنداشت. در نخستین نگاه به نظر می رسد که پاسخ را در ماده ۲۲۲ ق.م می توان یافت. زیرا اگر در اسقاط، شرط مثال آن است که در مسئله قید نشده باشد دیگر نباید نگران بطلان عقد بود. بخش فاسد از عقد زدوده می شود و اصل تراضی به سلامت باقی می ماند. ولی اندکی تأمل این خوش خیالی را از بین می برد. احتمال دارد که مادۀ ۲۲۲ ناظر به شرط فعل درست باشد. قانون به مشروط له حق می دهد که از عمل به آن صرف نظر کند و نتیجه آن را مستقیماً حق او اعلام می کند ولی در شرط باطل حقی به سود مشروط له بوجود نمی آید تا سخن از امکان اسقاط آن معنی داشته باشد مقصود از اسقاط شرط فاسد در واقع رضای مشروط له بر عقد بدون شرط است، از این رو نه تنها اسقاط شرط مخلل توجه عقد نیست و آنرا دوباره بوجود نمی آورد بلکه بواسطه بطلان هر دو فرض مرحلۀ ایجاد اکنون چیزی وجود ندارد تا اسقاط گردد. بنابراین اسقاط شرط مفسد نتیجه ای ندارد در میان فقیهان این تردید منطقی وجود دارد که آیا اسقاط شرط می تواند فساد را از عقد خارج کند و به آن نفوذ حقوقی بدهد یا در عقد باطل اثر ندارد بر آنچه به این تردید قوت می بخشد، وضع شرطی است که به ارکان عقد رخنه نمی کند و خود فاسد است، مانند اینکه در فروش ملکی در برابر عوض معین شرط شود که خریدار کار نامشروعی را به سود فروشنده انجام دهد. در این فرض، اگر فروشنده از خیال خام بگذرد چرا عقد بیع که از نظر ارکان درونی سالم است فاسد بماند؟آیا حذف شرط به منزلۀ از بین بردن مانع نفوذ بیع و اعلام تراضی دوباره نسبت به عقد نیست؟ یا باید گفت چون بیع با شرط انشاء شده از اصل باطل است، و اسقاط شرط آن را صحیح نمی کند.[۱۳۳] در این اختلاف، از نظر اصولی، باید جانب کسانی را گرفت که با اسقاط شرط به نفوذ جعقد سالم اعتقاد دارند. به ویژه که قانون مدنی جایی برای تردید باقی نگذاشته است و عقد را پیش از اسقاط شرط نیز باقی و نافذ می داند. ولی این تردید در فرضی که شرط فاسد به یکی از ارکان عقد صدمه می زند، بی مورد است زیرا، عقد و شرط با هم انشاء می شود از آغاز نیز هر دو باطل است. پس اسقاط شرط و رضای به عقد بدون فایده نمی تواند باطلی را درست کند. این فرضی را نباید با رضای مالک به عقد فضولی قیاس کرد در عقد فضولی، استخوان بندی، قرارداد سالم است و رضای مالک می تواند ناشی تراضی را جبران کند و نفوذ عقد را در اموال او ممکن سازد. در حالی که، هر فرض ما عقد به دلیل وجود تضاد درونی در تراضی با مخالفت با قانون و نظم عمومی، ارکان لازم برای استناد را ندارد و رضای مشروط له ضمیمۀ هم می شود به همین جهت فقهایی که بطلان عقد دراثر فساد شرط را ویژه همین مورد ساخته اند، در بیهودگی اسقاط شرط باطل تردید ندارد[۱۳۴]. با وجود این، اگر دو طرف قرارداد نسبت به حذف شرط و باقی گذاردن عقد و صلح عیب تراضی کنند باید آن را محترم شمرد زیرا، این اقدام به معنی انشاء عقد جدید یا همان عقد پیشین است و نباید در راه نفوذ حکومت «اراده مشترک» سختگیری کرد. پس اگر آنچه باقی می ماند در قوانین نافذ باشد و امری مجهول نماند، رعایت آن الزامی ا ست. همچنین است هر موردی که شرط فاسد حسن اصلاحیه ای به عقد درست ملحق شود و دو طرف از آن بگذرد یا طرفی که به تنهایی از آن سود می برد شرط را اسقاط کند، زیرا در این فرض برخلاف موردی که شرط ضمن عقد می آید یا عقد بر آن مبنا واقع شود. عامل خارجی مانع از نفوذ عفد است بی گمان می توان گفت اصلاح قرارداد و الحاق شرط فاسد به آن نیز به منزلۀ این است که عقد پیشین افتاده شود و عقد مشروط بجای آن قرار گیرد و در نتیجه، تابع فرضی است که شرط ضمن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته فقهایی که قائل به اخذ کارمزد هستند تأکید فراوان بر این امر دارند که کارمزد واقعاً مزد کار باشد و حقیقی باشد، بدین معنی که متناسب با هزینههای بانک باشد نه این که پوششی برای گرفتن ربا واقع شود.
 برخی به همین لحاظ گفتهاند که کارمزد نباید متناسب با مقدار وام باشد، بلکه برای وام کم و زیاد باید کارمزد مساوی گرفته شود. چون هزینههای پرداخت وام در وام کم و زیاد مساوی است. اما باید توجه کرد که بانک فقط هزینههای پرداخت وام را متقبل نمیشود. بلکه هزینههای تجهیز و گردآوری منابع نیز به عهده بانک است. علاوه بر آن بانک در هنگام اعطای تسهیلات متحمل مقداری ریسک میشود که بسیار عقلایی است که تحمل ریسک کمتر هزینه کمتر و تحمل ریسک بیشتر هزینه بیشتری دارد. همانگونه که شرکت بیمه یک خودرو سواری را با هزینهای بسیار کمتر از یک اتوبوس یا کشتی بیمه می کند. چون ریسک خسارت در خودرو سواری به مراتب کمتر از اتوبوس یا کشتی است. پس میتوان گفت وام بیشتر قطعاً هزینه بیشتری برای بانک دارد، لذا اگر کارمزد متناسب با مقدار وام باشد مشکلی ندارد. مسئله دیگری که مطرح است این است که اگر کارمزد در قبال عقد اجاره گرفته میشود چرا تأکید میشود که متناسب با هزینههای تجهیز منابع باشد؟ اگر بانکی بگوید من کارمزدم زیاد است مثل کارگری است که بگوید من مزد بیشتری میگیرم. مگر گرفتن مزد بیشتر در قبال کار مشکلی دارد؟ در پاسخ باید گفت که علت این تأکید بزرگی خطر ربا است. اگر این تأکید صورت نگیرد و کارمزد مطابق با هزینههای بانک نباشد به سادگی مورد سوء استفاده قرار گرفته وسیله ای برای تحلیل ربا میشود. از آنجا که بانک یا مؤسسه مالی فعالیتهای گوناگونی دارد که هزینه بر هستند، بایستی فقط هزینههایی که برای تجهیز و نگهداری حسابهای قرضالحسنه صورت میگیرد، برای محاسبه کارمزد مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال ممکن است بانک هزینهای را برای تبلیغات اختصاص داده باشد، تنها میتواند آن مقداری را که برای تجهیز یا افزایش حجم حسابهای قرضالحسنه صورت گرفته است در محاسبه کارمزد لحاظ نماید. ۲-۷٫ فقهای موافق برخی از فقها به شرطی که کارمزد حیلهای برای دریافت ربا نباشد، یعنی به نحو عقلایی و متناسب با هزینههای واقعی بانک بوده مورد توافق طرفین باشد، جایز میدانند. ۲-۷-۱٫ امام خمینی; سؤال: نظر به اینکه صندوق قرضالحسنهاى مخارجى دارد از قبیل: حقوق کارمندان، صرف اوراق بهادار و اجارۀ مکان و …، و در اخذ مبلغى به عنوان کارمزد شبهه ربا در کار است، لذا بر این شدیم از متقاضیان وام مبلغى عادلانه در قبال اوراق و دفاتر صندوق و … طى قراردادى غیر از قرارداد وام به یک منوال گرفته شود. مثلاً، از متقاضیان وام چه کم چه زیاد، مبلغ ۱۰۰ تومان گرفته مىشود، آیا به نظر مبارک اشکال دارد؟ج- اگر واقعاً مزد کار و به نحو متعارف است اشکال ندارد.[۱۳۶] چیزى را که صندوقهاى قرضالحسنه به عنوان کارمزد و حق الزحمه در برابر خدماتى که براى نگهدارى حساب اقساط و امثال این امور مىگیرند اشکال ندارد، ولى احتیاط واجب آن است که این مبلغ متناسب با زحمات و هزینههاى بانک باشد نه اینکه همان سود پول را به نام کارمزد بگیرند.[۱۳۷] ۲-۷-۲٫ آیتالله شهید سید محمد باقر صدر; شهید صدر نیز در پیوست اول کتاب «البنک اللاربوی» میفرماید اگر بانک خود را وکیل سپردهگذاران قرار دهد و اموالشان را به وام گیرندگان قرض دهد، میتواند کارمزد این واسطه گری را از وام گیرندگان بگیرد و این زیاده چون به قرض دهندگان که همان سپردهگذاران هستند، نمیرسد، ربا نیست و مشکلی ندارد. البته این استدلال در صورتی صحیح است که ادله حرمت قرض ربوی منحصر در زیاده ای باشد که به نفع مالک است، اما اگر از ادله حرمت ربا که در برخی از روایات آمده «فَلَا یَشْتَرِطْ إِلَّا مِثْلَهَا»،[۱۳۸] میتوان استفاده کرد که هر شرطی غیر از شرط بازپرداخت مثل مال قرض گرفته شده جایز نیست. در این صورت طبق فرض فوق گرفتن کارمزد جایز نخواهد بود.[۱۳۹] ۲-۷-۳٫ آیتالله محمد فاضل لنکرانی سؤال ۱۰۸۸: صندوقهای قرضالحسنه با توجه به مخارج خود، مثل حقوق کارمندان، اجاره ساختمان، هزینه آب و برق و تلفن و لوازمالتحریر، دفترچه اقساط، مبلغى به عنوان کارمزد که به صور مختلف محاسبه مىشود از وامگیرندگان دریافت مىکنند، حکم آن را بیان فرمایید. جواب: پولى که براى امور مذکوره با رضایت وامگیرندگان دریافت مىشود، مانعى ندارد و داراى مشروعیت است.[۱۴۰] ۲-۷-۴٫ آیتالله مکارم شیرازی منظور از کارمزد، حقالزحمهای است که به کارمندان بانک، یا صندوق قرضالحسنه، و مانند آن به عنوان حقوق در مقابل زحماتى که جهت حفظ حسابها و سایر خدمات انجام مىدهند، داده مىشود، و چنانچه مبلغ اضافى به همین نیّت گرفته شود و به عنوان حقوق صرف کارمندان و هزینههاى دیگر شود، مانعى ندارد، و بقیّه نیز صرف کارمندان و هزینههاى جارى مىشود.[۱۴۱] البتّه در اینجا براى این که هزینهاى بر بانک تحمیل نشود، اشکالى ندارد که کارمزد مختصرى بگیرند، ولى همانگونه که از نام آن پیداست «کارمزد» مزد کار پرسنل و خدماتى است که بانک مىدهد و باید به نسبت بین وامگیرندگان تقسیم شود، و چیزى اضافه بر هزینههاى لازم براى این کار نباشد. کارمزد اگر چه در متن عقد قرضالحسنه شرط شود هیچ اشکالى ندارد چون کارمزد، نفع و سودى نیست که عاید وامدهنده شود، بلکه اجرت اجیر و هزینه حسابدارى و امثال آن محسوب مىشود و نوعى قرارداد اجاره است. در واقع وامگیرنده یک قرارداد وام با وامدهنده یعنى بانک مىبندد و یک قرارداد جهت خدمات مربوط به این کار. بنابراین کارمزدها اگر به معنى واقعى کلمه و به صورت حقیقى باشد هیچ اشکالى ندارد ولى متأسّفانه در بسیارى از موارد کارمزد پوششى است براى رباخوارى و دلیل آن این است که کارمزدى که گرفته مىشود چندین برابر مزد کار کارمندان و خدمات بانک در رابطه با وام است.[۱۴۲] ۲-۸٫ نتیجهگیری با توجه به کلام فقها میتوان گفت در مورد کارمزد سه نظریه وجود دارد: دریافت کارمزد از جواز شرعی برخوردار است. دریافت کارمزد در صورتی که با رضایت طرفین باشد، جایز است. دریافت کارمزد مصداق زیاده در قرض و حرام است. البته طرفداران نظریه سوم برای دریافت مشروع کارمزد و تأمین هزینههای بانک یا صندوق، راهکارهایی را ارائه کردهاند: بانک دفترچههایی (با عنوان دفترچه اقساط) تهیه کنند که دارای مالیت (اگرچه مالیت کم) باشد، سپس این دفترچهها را به قیمت دلخواه به مشتریان بفروشد و در ضمن عقد بیع شرط شود که به مشتری فلان مقدار وام بدون بهره داده شود. ارزش دفترچه نیز اگرچه با قیمت پرداخت شده در برابر آن همخوانی ندارد، اما با شرط مذکور، ارزش مییابد. مخارج صندوق را مؤمنین و افراد خیر از تبرعات و هدایا به صندوق تأمین کنند. مخارج صندوق را از راه معاملات مشروع دیگر تأمین کنند. فصل سوم دیرکرد مقدمه مفهوم کارمزد پیشینه دیرکرد آثار منفی دیرکرد بر اقتصاد و بانکداری
 روایات مرتبط با دیرکرد عوامل دیرکرد انواع دیرکرد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیامدها - پیامدهای رابطه، هم از دیدگاه مشتریان و هم کارکنان قابل بررسی است. این دو دیدگاه تاثیر متقابل دارند و یکدیگر را تقویت میکنند. مشتریان با دریافت خدمات خشنود میشوند و به رابطه پایبند میگردند که این امر خود کارکنان را تحت فشار قرار داده تا نسبت به گذشته تعهد بیشتری داشته باشند. (عباسی، ۱۳۸۱: ۴۵) هر چند سودآوری شرکت توسط تعداد زیادی از متغیرهای مستقل از فعالیتهای بازاریابی رابطهمند تحت تاثیر قرار میگیرد ولی مناسب به نظر میرسد که پیامدهای بازاریابی رابطهمند روی یک سطح محسوس مفهوم سازی شود. دو ساختار در ادبیات بازاریابی بعنوان پیامدهای کلیدی بازاریابی رابطهمند، وفاداری مشتری و ارتباطات دهان به دهان مثبت مشتری نام برده میشود. مشتریان نیز با دریافت خدمات خشنود میشوند و به رابطه پایبند میگردند که این امر خود کارکنان را تحت فشار قرار داده تا نسبت به گذشته تعهد بیشتری داشته باشند.(تنیگ، تارا و همکاران[۱۷۷]، ۲۰۰۱: ۲۳۲)
 شکل۲-۵ مدل بازاریابی رابطهمند در بخش خرده فروشی(عباسی، ۱۳۸۱: ۴۴) ۲-۳-۶-۲ مدل کاربردی بازاریابی رابطهمند[۱۷۸] شیوه اجرای بازاریابی رابطهمند اساساً روی مفاهیمی برای مدیریت کانال و کاربردهای کسب و کار با کسب و کار(B2B) تمرکز کرده است. این بدان دلیل است که از زمان معرفی این بازاریابی توسط بری، بحث درباره بازاریابی رابطهمند بطور گسترده و زیادی در زمینه های ارزش بالا، درگیری بالا و زمینه های صنعتی با ریسک بالا توسعه داده شده بود و تا کنون، بیشتر توسعه و پیشرفت بازاریابی رابطهمند تئوریکی بوده و بر تعاریف، مدلها و فهرستها متمرکز شده بود تعاریف زیادی درباره طبیعت و ماهیت بازاریابی رابطهمند وجود دارند و بازاریابی رابطهمند بعنوان یک توسعه بازاریابی معاملهای و در واقع دلیل و چالش نگرش درباره اینکه نگهداری مشتریان فعلی بهتر از جذب مشتریان جدید است، پیشنهاد میشود. شث و پاراواتیار مدل کاربردی بازاریابی رابطهمند را تعریف نمودند که بر طبق این مدل، اجرای بازاریابی رابطهمند میتواند شامل سه بعد باشد که عبارتند از: ۱) هدف استراتژی ۲) طرفین درگیر(شرکا) ۳) برنامههای مورد نیاز. هر چند همانطوریکه مدیران نیازمند برنامهریزی استراتژیهایشان هستند، همچنین نیازمند ابزارهایی کاربردی و سیستم های قابل دسترس در بازار برای رسیدن به بکارگیری سراسری بازاریابی رابطهمند با مشتریان خود میباشند. (شث و پاراواتیار، ۱۹۹۴) شکل۲-۶ مدل اجرایی بازاریابی رابطهمند (شث و پاراواتیار، ۱۹۹۴) ۲-۳-۶-۳ مدل بازاریابی رابطهمند میان سازمانهای صنعتی این مدل ریشههایش در تئوری بازاریابی رابطهمند است که نشان میدهد روابط نزدیک، کمک به نگهداری و توسعه روابط بطور کل در بلند مدت می کند. مدل، عوامل تعیین کننده رابطهای و فرهنگی روابط میان سازمانهای صنعتی را بررسی می کند و تاثیرشان را روی نتایج رابطهای کلیدی کشف میکند. پالماتیر[۱۷۹] و همکاران نشان میدهند که تحقیق درباره اینکه کدام ویژگی یک مبادله رابطهای، بهترین آن برای تشریح عملکرد است مخالفت کردند. بنابراین مناسب است که از ویژگیهای متعددی برای افزایش درک این بازاریابی استفاده شود. رضایت رابطهمند، اعتماد و تعهد معمولاً بعنوان بهترین تخمین از استحکام و پایداری رابطهمند وعامل مشخصتری از عملکرد مبادله نسبت داده میشوند هر چند رضایت رابطهمند و اعتماد، دو فاکتور با همبستگی بالا میباشند.( پالماتیر و همکاران، ۲۰۰۷: ۴). شکل۲-۷ مدل بازاریابی رابطهمند میان سازمانهای صنعتی ۲-۳-۶-۴ بازاریابی رابطهمند مدار(RMO) تغییر ماهرانه در مفهوم و شیوه کسب و کار اساساً باعث تغییر شکل نظم بازاریابی بوده است. بر طبق اظهارات گرون[۱۸۰] و گرونروس، فلسفه کسب و کار از یک تولید محوری به فروش محوری و سپس به بازاریابی محوری و سرانجام به بازاریابی رابطهمند محوری تغییر مکان داده است. بازاریابی رابطهمند مدار پیشنهاد میکند که معامله محوری کوتاه مدت سنتی و تحقیقات مبادلهای باید با تحقیقات بر روی روابط بلندمدت بین خریدار و فروشنده جایگزین شوند. ادبیات بازاریابی خدمات یکی از اولین بحثهایی بود که در تحقیق بازاریابی رابطهمند شروع شده بود. در این مقوله بحث میشود که رضایت مشتری با یک خدمت، اولاً نتیجه یک رابطه متقابل بین پرسنل خدمتی و مشتری است و از اینرو سازمانهای خدماتی باید روابط بلندمدت با مشتریان خود را توسعه دهند تا بتوانند یک مزیت رقابتی بدست آورند و آنرا حفظ کنند. از چشم انداز یک شرکت، مفهوم بازاریابی رابطهمند میتواند بعنوان یک فلسفه موفق کسب و کار دیده شود یا بعنوان یک فرهنگ یا ارزش سازمانی ممتاز و متمایز که رابطه خریدار– فروشنده را در مرکز استراتژیک شرکت یا تفکر عملیاتی شرکت قرار میدهند اما تحقیق روی بازاریابی رابطهمند مدار و اجرای آن کمتر انجام شده است. در این مدل با توجه به مطالعات قبلی از کالاقان[۱۸۱]، مورگان و هانت[۱۸۲]، ویلسون[۱۸۳] و سایرین فرض شده است که بازاریابی رابطهمند مدار یک سازه تک بعدی شامل شش جزء میباشدکه عبارتند از(سین و همکاران[۱۸۴]، ۲۰۰۵: ۱۸۷-۱۸۶) اعتماد، پیوند[۱۸۵]، ارتباطات[۱۸۶]، ارزش مشترک[۱۸۷]، یکدلی[۱۸۸]، معامله متقابل[۱۸۹]. شکل۲-۸ اجزای شش گانه بازاریابی رابطهمند مدار اعتماد - همانطور که در قبل نیز گفته شد اعتماد بعنوان یک جز از یک رابطه کسب و کار که تعیین کننده سطحی که هر کدام از طرفین احساس میکند میتواند به درستی وعده طرف مقابل اطمینان کند تعریف میشود. سطوح بالاتر از اعتماد میان خریدار و فروشنده، احتمال رابطه بلند مدت و متناوب را باعث میشود. پیوند- پیوند بعنوان جزئی از یک رابطه کسب و کار که بین طرفین معامله (خریدار– فروشنده) در حین انجام یک راه و روش واحد جهت رسیدن به یک هدف مطلوب بوجود میآید تعریف میشود. پیوند توسط شانی و چالاسانی[۱۹۰] در سال ۱۹۹۲ در شناسایی توسعه پیوند میان مشتری، تهیه کننده ومحصول به واسطه بکارگیری بازاریابی رابطهمند تشخیص داده شد. کاربرد آن برای بازاریابی رابطهمند مداری شامل توسعه و افزایش وفاداری مشتری که مستقیماً در احساسات علاقهای و حس تعلق به رابطه و غیرمستقیم در یک حس تعلق به سازمان نتیجه میشود. بر طبق مطالعات ویلسون و مومالاننی[۱۹۱] پیوندهای شخصی قویتر بین خریدار و فروشنده به یک تعهد بیشتر برای نگهداری رابطه منجر میشود. پس بدین ترتیب رابطه بلندمدت بین خریدار – فروشنده نیازمند پیوند است. ارتباطات- ارتباطات معادل به اشتراک گذاشتن رسمی یا غیررسمی اطلاعات معتبر و معنی دار بین طرفین تعریف میشود. (سین و همکاران، ۲۰۰۵: ۱۸۷) کیفیت تبادل ارتباطات و اطلاعات یکی از مهمترین ویژگیهای ارتباطات تجاری میباشد. ارتباطات یک نقش تعیین کننده مهم در اثر بخشی روابط است و بعنوان چسبی که روابط بازاریابی را متصل نگه می دارد تعریف شده است. هسته این تعریف صحت، مرتبط بودن و به موقع بودن اطلاعاتی است که مبادله میشود و نه حجم و تناوب آن. ارتباطات بطور موازات هنجار ارتباطی تبادل اطلاعات قرار می گیرد و بطور مختصر اینکه تبادل اطلاعات انتظار دو جانبهای است که شرکت کننده ها در طرفین بطور فعالانه اطلاعات مهم ومعتبر را باشرکا مبادله میکنند. برطبق تحقیقات محققین ارتباطات نقش تعیین کننده در شراکت برای تشکیل همکاری و اعتماد داشته و یک تاثیر مثبت و غیر مستقیم هم روی تعهد رابطه دارا میباشد.(کوت و همکاران، ۲۰۰۳: ۵۹۷) ارزش مشترک- ارزش مشترک بعنوان توسعه اعتقادات مشترک طرفین درباره اینکه چه رفتارها، اهداف، سیاستهایی مهم یا غیر مهم، مناسب یا غیر مناسب و درست یا غلط می باشند،تعریف میشود. ارزش مشترک به مدت زیادی بعنوان یکی از مهمترین عناصر در ساخت روابط خریدار– فروشنده مورد تحقیق قرار گرفت و نتیجه اینکه وقتی طرفین معامله اهداف و یا ارزشهای مشترک دارند، آنها به روابطشان بیشتر متعهد خواهند بود(سین و همکاران، ۲۰۰۵: ۱۸۷). یکدلی- یکدلی یکی از اجزای رابطه کسب و کار است که دو طرف را قادر به دیدن موقعیت از دیدگاه و دورنمای یکدیگر میسازد. یکدلی بعنوان جستجو برای فهمیدن خواسته ها و اهداف نفر دیگر تعریف میشود. در ادبیات بازاریابی خدمات یکدلی توسط بری در توسعه تست سروکوال[۱۹۲] برای کیفیت خدمت استفاده میشود. ادبیات شبکهای[۱۹۳]، یکدلی را بعنوان متغیر مستقل در تشریح روابط کارهای (امتیاز دهنده– امتیاز گیرنده )[۱۹۴] قرار میدهد. (سین و همکاران، ۲۰۰۵: ۱۸۷) همچنین قانون یکدلی تمرکز بر روی رفتار خیرخواه[۱۹۵] مینمایدکه با اصول بخش کنفوسیوس[۱۹۶] کاری را که دوست نداری دیگران نسبت به تو انجام دهند، نسبت به دیگران انجام نده و عکس آن، همان کاری را انجام بده که دوست داری دیگران درباره ات انجام دهند، هدایت میشود. (وانگ و همکاران، ۲۰۰۴: ۸۴) معامله متقابل- معامله متقابل یکی از ابعاد رابطه کسب و کار است که باعث میشود هر یک از طرفین مساعدت و توجه یا تخفیف مزایا برای درگیری در عوض بدست آوردن مساعدتها وتخفیفهای مشابه در زمان های دیگر فراهم و ایجادنماید. پیوندهای معامله متقابل به بازاریابی رابطهمند بعنوان یک اساس برای وجه اشتراک میان معاملات معاوضه ای و فعالیتهای بازاریابی معرفی شد و این توسط تحقیقات بعدی بیشتر مورد تقویت قرار گرفته و تشریح میکند که بازاریابی رابطهمند به وسیله تاثیر متقابل و معامله متقابل و تعهدات بلند مدت مشخص میشود. (سین و همکاران، ۲۰۰۵: ۱۸۷) قانون معامله به مثل روی رفتار گیرنده با توجه به هنجارهای اجتماعی تمرکز می کند و هوانگ[۱۹۷]میگوید اگر تو قطره ای احساس از سوی فردی دریافت کردی، باید در عوض چشمه ای از احساس به او برگردانی. (وانگ و همکاران[۱۹۸]، ۲۰۰۴: ۸۴)
 ۲-۳-۶-۵ مدل بازاریابی رابطهمند مورگان و هانت [۱۹۹] نوشتههای مربوط به بازاریابی رابطهمند بر نگهداری مشتری، تاکید روی توسعه و نگهداری روابط بلندمدت بامشتریان و سایر ذی نفعها داشتهاند. در مدل مورگان وهانت اعتماد بعنوان یک متغیر کلیدی شناخته میشود که واسطه میان مقدمات رابطه و نتایج آن میباشد(الورزگیل و همکاران[۲۰۰]، ۲۰۰۱: ۱۶) مدل (تعهد– اعتماد) توسط مورگان و هانت گسترش یافت که مدل نشان میدهد که اعتماد و تعهد رابطهمند مهمترین متغیرهای میانی در بازاریابی رابطهمند هستند. (وانگ و همکاران[۲۰۱]، ۲۰۰۴: ۳۴) براساس یافتههای آنها اعتماد و تعهد در قلب هر ارتباط موفق با مشتریان قرار دارند. آنها اعتقاد داشتند که تعهد به چهار متغیر ۱) منافع ارتباطی،۲) هزینههای ختم رابطه،۳) ارزش های مشترک و۴)اعتماد، و اعتماد به خودی خود به سه متغیر ۱) ارزشهای مشترک،۲) ارتباطات و ۳)رفتار فرصت طلبانه بستگی دارد. (مکمیلان و همکاران[۲۰۲]، ۲۰۰۵: ۸۰۷) شکل۲-۹ مدل بازاریابی مورگان و هانت (مکمیلان و همکاران، ۲۰۰۵: ۸۰۸) اعتماد در ارتباط با سازمانها، هسته مرکزی میباشد. عموماً گسترش اعتماد یک فعالیت کلیدی در بازاریابی رابطهمند میباشد. در مدل مورگان و هانت تعهد یک خروجی مهم از اعتماد است و اعتماد یک محرک کلیدی برای تعهد به حساب میآید. (مکمیلان و همکاران، ۲۰۰۵: ۸۰۷) آنها سعی به تشریح اعتماد به واسطه مفهوم اطمینان و قابلیت اطمینان[۲۰۳] نمودند و فرض کردند که اعتماد سطح متصور اطمینان نسبت به صداقت و قابلیت اطمینان شریک معامله میباشد. (وانگ و همکاران،۲۰۰۴: ۳۴ ) پیشبینی اینکه منافع رابطه، هزینههای ختم رابطه محرک تعهد هستند، ریشه در تئوری مبادله دارد و پیوند میان ارزشهای( مشترک – تعهد ) مشتق شده از تئوری روان شناسی- اجتماعی جذب بر مبنای شباهت میباشد. همچنین پیوند میان اعتماد و تعهد بر پایه تئوریهای مبادلات بلندمدت است. (مکمیلان و همکاران، ۲۰۰۵: ۸۰۸) مورگان و هانت پشتیبانی تجربی برای رابطه میان تعهد یک مشتری و رضایت، گرایش به ترک و همکاری یافتند و درک کردند که همه آنها بعنوان پیامدهای رفتاری رابطه مورد ملاحظه قرار می گیرد. (وانگ و همکاران،۲۰۰۴: ۳۵) مفهومسازی مورگان و هانت از اعتماد در حال توسعه برای رابطه مشتری – شرکت خیلی معامله گرا دیده شده بود و بدین ترتیب پذیرفته نشد. در عوض، اندازه و مقیاس اعتماد بر پایه مفهوم سازی رمپل و همکاران بود که بر حسب اجزای (قابلیت اطمینان – قابلیت اعتماد[۲۰۴] – اعتقاد[۲۰۵]) معرفی شد. (مکمیلان و همکاران، ۲۰۰۵: ۸۰۷) ۲-۴ پیشینه تحقیق ۲-۴-۱ تحقیقات داخلی عباسی(۱۳۸۱) در تحقیقی تحت عنوان نقش و جایگاه بازاریابی رابطهمند بر رضایت مشتریان کلیدی بانک ملت استان تهران نشان داد که فعالیتهای اجتماعی، فعالیتهای فروش، مبادله اطلاعات بین بانک و مشتری و نحوه رضایت مشتری از رابطه ایجاد شده با بانک، از جمله عوامل موثر در بازاریابی رابطهمند بانک ملت در خصوص مشتریان کلیدیاش است. این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل موثر بازاریابی رابطهمند بر رضایت مشتریان کلیدی بانک ملت استان تهران بود. این عوامل به چهار دسته طبقه بندی میشوند: الف) فعالیت های اجتماعی، ب) فعالیتهای فروش ج) تبادل اطلاعات، د) نظارت بر رابطه. در این پژوهش، محقق به این نتیجه رسید که عوامل بازاریابی رابطهمند – فعالیتهای اجتماعی، فعالیتهای فروش، تبادل اطلاعات و نظارت بر روابط- در رابطه رضایت بخش مشتریان کلیدی با بانک ملت نقش اساسی ایفا میکند. پرورنده(۱۳۸۳) در تحقیق در سازمان مدیریت و برنامهریزی با عنوان میزان تاثیر نمایشگاههای تخصصی در پیشبرد فروش از دیدگاه مدیران به بررسی شرکتهایی که در نمایشگاه تخصصی کامپیوتر و لوازم خانگی خراسان شرکت نمودهاند، پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان میدهد ۷/۴۱ درصد مدیران موسسات کامپیوتری و ۷/۴۰ درصد مدیران موسسات لوازم خانگی شرکت در نمایشگاه را عمدهترین روش بازاریابی خود ندانسته و فقط ۲/۴ درصد مدیران کامپیوتری و ۵/۷ درصد مدیران لوازم خانگی عنوان کردهاند که شرکت در نمایشگاه توانسته است هزینههای دیگر روشهای بازاریابی آنان را بکاهد و جایگزین دیگر روشهای بازاریابی گردد. دیگر نتایج این تحقیق مشخص نموده است که حضور در نمایشگاه توانسته تاثیر به سزایی در افزایش فروش داخلی محصولات موسسات داشته باشد. البته تاثیر این عامل در فروش داخلی موسسات کامپیوتری بیشتر ارزیابی شده است. توکلیزاده(۱۳۸۴) در تحقیقی تحت عنوان “بررسی تأثیر ابزارهای پیشبرد فروش بر وفاداری مشتریان بانکهای تجاری"، به بررسی تأثیر ابزارهای پیشبرد فروش شامل : قرعهکشی حسابها، اشانتیون، هدایا، تخفیفات، تسهیلات اعتباری، برنامههایوفاداری و نمونههایمجانی بر وفاداری مشتریان بانکها پرداخته است. در این پژوهش یک فرضیه اصلی و هفت فرضیه فرعی مورد آزمون قرار گرفته است. یافتههای این پژوهش نشان داده است که از میان ابزارهای پیشبردی : اشانتیون، هدایا، تخفیفات، تسهیلات اعتباری و برنامههای وفاداری با سطح اطمینان ۹۹% بر وفاداری مشتریان بانکهای تجاری ایران تأثیر داشته است، لیکن تأثیر قرعه کشی حسابها و نمونههای مجانی بر وفاداری مشتریان به اثبات نرسیده است. عدم تأثیر قرعه کشی در وفاداری مشتریان بانکهای تجاری از یافتههای این پژوهش است. رنجبریان و همکاران(۱۳۸۸) در تحقیقی تحت عنوان بازاریابی رابطهمند، رویکردی برای بهبود رضایت مشتری پرداختند. پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی است که به روش همبستگی از نوع رگرسیون چند متغیره انجام شده و جامعهی آماری آن ۱۶۰ نفر از مشتریان بانک سامان در شهرستان اصفهان میباشد. ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق پرسشنامه و دادهها نیز با روش رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد که به ترتیب الویت، شایستگی، ارتباطات، اعتماد و مدیریت تعارض بر رضایت مشتری از خدمات بانک سامان رابطه داشته، اما تعهد رابطهی معناداری با رضایت آن ها نداشته است. قاضیزاده و همکاران(۱۳۹۰) در تحقیقی تحت عنوان بررسی تاثیر بازاریابی رابطهمند بر وفاداری مشتریان با بهره گرفتن از مدل توسعه یافته بازاریابی رابطهمند(مطالعه موردی شرکت بیمه ملت) پرداختند. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که پیوندهای ارتباطی(شامل منافع مالی، عوامل اجتماعی و ساختاری) باعث بهبود رابطه و در نتیجه افزایش وفاداری مشتری میشوند. مرحوم داور ونوس و بهاره ظهوری(۱۳۹۰) در تحقیق به بررسی تأثیر ابعاد ارزشی بازاریابی رابطهمند بر وفاداری مشتری به برند گوشیهای تلفن همراه پرداختند. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. نمونه آماری این پژوهش شامل ۲۱۵ نفر که از میان سه منطقه اصلی فروش گوشیهای تلفن همراه در شهر تهران که بر اساس قضاوت پژوهشگر به عنوان جامعه آماری پژوهش انتخاب شدهاند، به دست آمده و دادههای بهدست آمده با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری بررسی شدهاند.نتایج پژوهش نشان میدهد، از میان ابعاد ارزشی بازاریابی رابطهمند تنها سه متغیر منافع عملکردی، منافع نمادین و منافع تجربی بر وفاداری نگرشی تأثیر داشتهاند.همچنین رابطه وفاداری نگرشی و وفاداری رفتاری نیز تأیید شده است.از میان متغیرهای تعدیل کننده در نظر گرفته شده در این پژوهش نیز، تنها متغیر میزان تعهد به برند نقش تعدیل کنندگی در رابطه میان ابعاد ارزشی بازاریابی رابطهمند و وفاداری به برند داشته است. نوربخش و پشنگ(۱۳۹۰) در پژوهش تحت عنوان بررسی تاثیر عوامل موثر بر بازاریابی رابطهمند در روابط کامل خریدار- فروشنده(مطالعه موردی شرکت بهمن دیزل) پرداختند. پژوهش حاضر بر مبنای هدف، کاربردی و بر مبنای روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. از روش سرشماری برای انتخاب جامعه آماری (فروشندگان و مشتریان کلیدی شرکت بهمن دیزل) و برای آزمون فرضیهها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از میان عوامل موثر بر بازاریابی رابطهمند از دیدگاه فروشندگان سه عامل داراییهای ارتباطی فروشنده، عدم رضایت، پیوندهای اجتماعی/ شخصی بر گرایش ارتباطی خریدار-فروشنده تاثیر دارند و از دیدگاه خریداران علاوه بر عوامل فوق، داراییهای ارتباطی خریدار و عدم نوآوری فروشنده نیز بر گرایش ارتباطی خریدار- فروشنده تاثیر دارند. ۲-۴-۲ تحقیقات خارجی در سال ۲۰۰۴ در اسپانیا تحقیقی تحت عنوان ارزیابی مصرف کننده از پیشبرد فروش و تاثیر آن بر انتخاب برند. توسط “رادولف وازکویز و بگونا آلوارز ” انجام شد. این تحقیق یک فرضیه داشت که عبارت بود از : اثری که ابزار پیشبردی تخفیف قیمت، روی انتخاب برند دارد، احتمالاً از اثر بقیه ابزارهای پیشبرد فروش بیشتر است. برای این تحقیق تعداد ۲۰۰ پرسشنامه بین خریداران ۵۴ دسته از کالاها در ۱۲ ماه سال پخش شد که تعداد ۱۸۷ پرسشنامه قابل استفاده به دست آمد. در نهایت فرضیه این تحقیق تایید شد و نتایج آن نشان داد، ترفیع ابزاری است که میتواند به تولید کننده یا خرده فروش کمک کند تا به اهدافش دست پیدا کند. کاهش قیمت فوری تکنیکی است که روی فرایند انتخاب برند نفوذ زیادی دارد. کلارو و همکاران[۲۰۶](۲۰۰۵) در پژوهشی با عنوان استراتژیهای بازاریابی رابطهمند: زمانی که خریدار و فروشنده استراتژیهای مختلفی را برای عملکرد بهتر دنبال میکند، انجام دادند که آنها مهمترین مولفههای یک رابطه بلندمدت را اعتماد، سرمایهگذاریهای ویژه معاملاتی و رفتارهای مشارکتی که به همکاری مشترک و انعطافپذیری تقسیم میشود، معرفی کردند. نتایج بیان کرد که اطلاعات به دست آمده از شبکه تجاری تاثیر مثبت بر سرمایهگذاریهای ویژه معاملاتی و انعطافپذیری خریدار و فروشنده و اثر غیرمستقیم بر همکاری مشترک دارد و این اطلاعات بر اعتماد از دیدگاه فروشنده تاثیر مثبت و از دیدگاه خریدار اثر منفی دارد. همچنین در ارتباطات خریدار- فروشنده اعتماد اثر مثبت بر انعطافپذیری دارد و اثر غیرمستقیم بر همکاری مشترک دارد و سرمایهگذاریهای ویژه معاملاتی تاثیر مثبت بر همکاری مشترک دارد و از دیدگاه خریدار انعطافپذیری تاثیر مثبت بر همکاری مشترک دارد، اما از دیدگاه فروشنده این فرضیه رد میشود. از دیدگاه خریدار همکاری مشترک تاثیر مثبت بر عملکرد دارد. اما از دیدگاه فروشنده، همکاری مشترک اثر منفی بر عملکرد دارد و در نهایت انعطافپذیری از دیدگاه فروشنده تاثیر مثبت بر عملکرد دارد و از دیدگاه خریدار این فرضیه رد میشود. در مقالهای که توسط پالماتیر[۲۰۷] و همکاران(۲۰۰۷) تحت عنوان بکارگیری برنامههای بازاریابی رابطهمند در ایجاد ارتباط نیروی فروش- مشتری و شرکت- مشتری: اثرات حاصله بر مبنای دستاوردهای مالی تدوین شد، محققین نشان دادند که برنامههای مالی، اجتماعی، ساختاری بازاریابی رابطهمند روی کیفیت ارتباط خریدار با نیروی فروش و شرکت تاثیر مثبتی دارد. همچنین کیفیت ارتباط خریدار با هر دو نیروی فروش و شرکت بر روی دستآوردهای مالی فروشنده اثری مثبت میگذارد. تراواتاناونگ و همکاران[۲۰۸](۲۰۰۷) تأثیر بنیانهای بازاریابی رابطهمند، وابستگی، اعتماد، تعهد، هنجارهای مبتنی برای همکاری و مدیریت تعارض را بر رضایت مشتری در طول چرخهی حیات مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که متغیرهای اعتماد و وابستگی با رضایت از رابطه در مراحل ساخت و بلوغ رابطه، در ارتباط بوده، درحالی که متغیر تعهد در مرحلهی بلوغ با رضایت از رابطه ارتباط داشته است. همچنین متغیر مدیریت تعارض نیز بر رضایت از رابطه در مرحلهی افول تأثیری نداشته است. تحقیقی تحت عنوان بررسی اثر استراتژی بازاریابی رابطهمند بر وفاداری مشتری توسط اندوبیسی[۲۰۹](۲۰۰۷) در بانکهای مالزی انجام گرفت. در این تحقیق اثر چهار عامل کلیدی بازاریابی رابطهمند یعنی اعتماد، تعهد، رابطه، رسیدگی به شکایات مشتریان بر وفاداری مشتریان ارزیابی شد. با استناد به نتایج تحقیق، محقق پیشنهاد نمود که در پرورش مشتریان وفادار ضرورت دارد، توجه ویژهای به این چهار عامل کلیدی بازاریابی رابطهمند داده شود. چو[۲۱۰] و همکاران(۲۰۰۹) در پژوهشی تحت عنوان بازاریابی رابطهمند و تغییر رفتار مشتری نشان دادند که منافع مالی، عوامل اجتماعی و پیوندهای ساختاری ارزشهای مصرف کننده را بهبود بخشیده و در نتیجه منجر به افزایش وفاداری مشتری میشوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
معيارهاي يک چشمانداز مناسب - آينده نگري؛ - آرمان گرايي (انجام کار با استاندارد بالا)؛ - تناسب با سازمان؛ - انعکاس دهندهي آرزوهاي بزرگ؛ - شوق انگيزبودن و ايجاد تعهد در کارکنان؛ - منحصر به فرد بودن؛ فرآيند تدوين چشمانداز به طور کلي ميتوان جهت تدوين چشمانداز از الگوي ارائه شده در شکل(2-5)، استفاده نمود. آرمانها ارزشها اسناد چشم انداز بالا دست شناخت محیط شناخت محیط داخلی شناخت محیط خارجی رهنمودها و نظرات رهبران عالی نظام بررسی مأموریت، اهداف و راهبردهای سازمان چالشهای راهبردی سازمان قوت ضعف فرصت تهدید تعیین چشم انداز سازمان شکل2-5. فرایند تدوين چشمانداز

منبع: (فروزنده دهکردی،1394). ب- مأموريت سازمان در آغاز كار هر سازمان و يا به هنگام تجديد نظر در صورت بندي يك سازمان در حال كار، هدفهاي اصلي، ويژگيها و فلسفههايي كه موضع راهبردي سازمان را شكل ميدهند بايد معين و مشخص شوند. مجموع اين عوامل بنيادين ماموريت سازمان را تشكيل ميدهد كه در واقع راهنمايي كننده سازمان در فعاليتهاي اجرايي است به نحوي كه سازمان را از ساير سازمانهاي مشابه متمايز ميسازد و دامنه عمليات آنرا بر حسب نوع محصول يا خدمت و حيطه فعاليت يا بازار تعيين ميكند. مأموريت، فلسفه تصميم گيران راهبردي سازمان را در بر دارد؛ تصوير ذهنياي كه سازمان مايل است از خود پديد آورد، نمايان ميسازد و خود پنداري[18] سازمان را منعكس ميكند، حوزههاي محصولات يا خدمات اصلي و نيازهاي اوليه ذينفعان كه سازمان سعي در ارضاي آنها خواهد داشت را خاطر نشان ميكند. مأموريت سندي است که سازمان را از ساير سازمانهاي مشابه متمايز ميسازد و دامنه عمليات آنرا برحسب نوع محصول يا خدمت و حيطه فعاليت يا بازار تعيين ميكند. به طور خلاصه ماموريت سازمان، حوزههاي محصول يا خدمت، بازار، تكنولوژي، ذينفعان و فلسفه مورد تاكيد سازمان را شرح ميدهد و اين كار را به شيوهاي انجام ميدهد كه ارزشها و رجحانهاي تصميمگيران راهبردي باز تابانده شود. پ- اهداف سازمان هدف يک دستاورد خاص و قابل سنجش است که در يک زمان معين و با هزينه محدود به آن دست خواهيم يافت.هدف يک “خواسته” است که افراد براي دستيابي به آن تلاش ميکنند. در اين مفهوم “خواسته “ نتيجه دقيق و ملموسي است که افراد آمادگي دارند براي رسيدن به آن کوشش کنند. ت- بررسي عوامل خارجي هدف از بررسي عوامل خارجي اين است که از فرصتهايي که ميتوان از آنها بهره برداري کرد و تهديداتي را که ميتوان از آنها احتراز نمود يک فهرست نهايي تهيه شود. محيط خارجي مؤسسه همه شرايط و عواملي را كه بر گزينههاي راهبردي آن اثر دارند و نوعاً خارج از كنترل مؤسسه هستند را در بر ميگيرد. مدل مديريت راهبردي، محيط خارجي را در دو بخش مرتبط به هم و متقابل نشان ميدهد. محيط عملياتي (محيط خرد)، و محيط دور (محيط كلان). محيط عملياتي عوامل و شرايط درون صنعت و وضعيت رقابتي صنعت را كه بر انتخاب و دستيابي به تركيبهاي مختلف هدف و راهبرد تأثير دارند را در بر ميگيرد. نيروهاي عمده در هر صنعتي عبارتند از : تهديد تازه واردان، قدرت چانه زني مشتريان، قدرت چانه زني تأمين كنندگان، تهديد محصولات يا خدمات جانشين و همچشمي شركتهاي رقيب. نيروهاي محيط کلان:
-
- نيروهاي اقتصادي

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- مهارت های روان-تنی شامل: واکنش به استرس، آرمیدگی، کنترل استرس و نیرو بخشی
- مهارت های شناختی شامل: تمرکز، بازیافت تمرکز، تصویرسازی، تمرین ذهنی و طرح ریزی برای مسابقه
گزینه های پاسخ به سوالات پرسشنامه OMSAT-3 بر اساس مقیاس لیکرت و در ۷ سطح طراحی شده اند. آزمودنیها براساس وضعیت فعلی یا گذشتهی خود در رقابتها و تمرینات، به یکی از این هفت گزینه در هر سوال پاسخ میدهند.
 ۳-۴-۱ نحوه امتیازدهی تعداد ۴۸ سئوال ۷ گزینه ای وجود دارد که ورزشکار باید یکی از این گزینه ها را برای هر سوال انتخاب کند: کاملا موافق، موافق، تا حدی موافق، موافق یا مخالف نیستم، تا حدی مخالف، مخالف و کاملا مخالف در سئوالات معمولی به ازای هر کدام از این گزینه ها به ترتیب ۷، ۶، ۵، ۴، ۳، ۲ و ۱ امتیاز داده می شود. در سئوالاتی که نحوه امتیاز دهی آنها معکوس است به ترتیب ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶ و ۷ امتیاز داده می شود. سوالات مهارت واکنش به استرس (۶-۱۴-۳۲-۳۶)، کنترل استرس (۴-۱۶-۲۴-۴۳)، تمرکز (۸-۱۵-۳۱-۳۸)، بازیافت تمرکز (۲۲-۲۷-۳۴-۴۴) امتیاز دهی معکوس داشتند. بدین ترتیب، حداکثر امتیاز قابل کسب در مهارتهای پایه، روان تنی و شناختی به ترتیب ۸۴، ۱۲۰ و۱۴۰ امتیاز می باشد. مجموع این امتیازات که حداکثر ۳۴۴ امتیاز می باشد به عنوان امتیاز کلی آمادگی روانی فرد در نظر گرفته می شود. ۳-۴- روایی و پایایی پرسشنامه اوتاوا-۳ واعظ موسوی در سال ۱۳۷۹پرسشنامه OMSAT-3 را در ایران اعتباریابی کرده است. واعظ موسوی پژوهش خود را بر روی ۳۰۰ نفر از کل ورزشکاران که در اردوی آمادگی برای اعزام به مسابقات ۲۰۰۰ سیدنی به سر میبردند و در باشگاههای درجه یک کشور مشغول به تمرین بودند، انجام داد. اعتباریابی مجدد این پرسشنامه توسط صنعتی منفرد در سال ۱۳۸۵ صورت گرفت. صنعتی منفرد پژوهش خود را بر روی ۳۳۳ نفر از ورزشکاران تیمهای ملی ایران انجام داد. روایی ( ثبات درونی) پرسشنامه را براساس آزمون آلفای کرونباخ بین ۳۷% تا ۷۱% و پایایی آن را با بهره گرفتن از آزمون مجدد، ۶۴% تا ۹۲% گزارش کرد. سپس نتیجه گرفت که ویراست فارسی پرسشنامه OMSAT-3 برای سنجش مهارتهای روانی ورزشکاران ایرانی از پایایی مناسبی برخوردار است. اخیرا زیدآبادی، رضایی و متشرعی (۱۳۹۲) روایی و پایایی پرسشنامه را در جامعه جدید سنجیدند. جامعه آماری تحقیق را ۴۸۰ ورزشکار با سطوح مختلف مهارتی در ۱۰ رشته ورزشی تیمی و انفرادی تشکیل دادند. نتایج نشان داد که تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم نسخۀ فارسی پرسشنامهی سنجش مهارتهای ذهنی اوتاوا ۳، از ساختار۱۲ عاملی ۴۸ سوالی پرسشنامۀ اصلی حمایت کرده، روایی عاملی و پایایی آن را تأیید میکند. در پرسشنامه اصلی روایی ۶۸% تا ۸۸% و پایایی ۷۸% تا ۹۶% گزارش شده بود ( بوش و سالملا، ۲۰۰۱). ۳-۵- روش جمعآوری اطلاعات محقق پس از ایجاد هماهنگی لازم با اداره کل تربیت بدنی استان همدان و همچنین هیئتهای ورزشی مربوطه و کسب مجوز های لازم، در تاریخهایی که قبلاً مقرر شده بود، اقدام به توزیع پرسشنامه و جمعآوری داده ها نمود. محقق در ابتدای کار، پس از معرفی خود به ورزشکاران،. توضیح مختصری در مورد پرسشنامه و نحوه پر کردن آنها به آزمودنی ها می داد و از ورزشکاران میخواست که اگر منظور سؤالی را درک نکردهاند، از وی توضیح بخواهند. در ضمن محقق با تأکید بر اینکه لازم نیست نام و نام خانوادگی خود را بر روی پرسشنامه بنویسند، از آنها تقاضا میکرد تا صادقانه و بدون غرض به سؤالات پاسخ دهند. پس از پایان کار جمع آوری داده ها، پرسشنامه های تکمیل شده و عودت داده شده مورد بررسی نهایی قرار گرفتند. لازم به ذکر است که ابتدا داده های مربوط به گروه نخبه جمعآوری شد که در رشته والیبال تعداد نفرات در هرگروه سنی ۱۵ نفر و در گروه جودو تعداد نفرات ۱۴ نفر بودند. برهمین اساس محقق بر آن شد تا تعداد پرسشنامه های گروه های زیر نخبه هم مانند گروه نخبه جمعآوری کنند هرچند در میان گروه زیرنخبه تعداد پرسشنامه های بیشتری توزیع شد ولی به علت اینکه برخی از پرسشنامه ها ناقص تکمیل شده بودند در تجزیه و تحلیل کنار گذاشته شدند. در نهایت، پرسشنامه های ۲۳۲ نفر از آزمودنیها برای تجزیه و تحلیل وارد نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ گردیدند. ۳-۶- روش آماری: با بهره گرفتن از آمار توصیفی، شاخصهای گرایش به مرکز و شاخصهای پراکندگی متغیرها از جمله میانگین و انحراف استاندارد محاسبه شدند. برای سنجش تفاوتهای احتمالی در بین گروه های مختلف آزمودنی ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) استفاده شد. چنانچه هر یک از مقایسه ها معنی دار میشد از آزمون تعقیبی LSD جهت تشخیص محل اختلاف استفاده شد. لازم به یادآوری است که پیش از بکارگیری آزمون تحلیل واریانس، پیش فرض نرمال بودن داده ها توسط آزمون کولموگروف– اسمیرنوف و نیز به شکل گرافیکی با رسم نمودارهای هیستوگرام و منحنی نرمال، مورد سنجش واقع شد. همچنین آزمون لون جهت سنجش تجانس واریانس ها استفاده گردید. داده ها با سطح اطمینان ۹۵% مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند (۰۵/۰ = ). فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها ۴-۱- مقدمه یکی از پایه های اساسی هر مطالعه، تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده میباشد که به عنوان بخشی از فرایند روش تحقیق علمی مطرح است. روند موضوعی این فصل، از آمار توصیفی به سمت آمار استنباطی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 20 و همچنین برای رسم نمودار و جداول از نرم افزار EXCEL 2010 استفاده شده است. در ادامه این فصل نتایج آمار توصیفی در قالب جداول در چند بخش ارائه می شود و سپس در بخش آمار استنباطی ابتدا نتایج بررسی پیش فرض های آزمون تحلیل واریانس و سپس نتایج آزمون فرض های تحقیق به ترتیب نشان داده خواهند شد. ۴-۲- نتایج آمار توصیفی. جدول ۱ اطلاعات توصیفی مربوط به گروه های مختلف در این تحقیق را نشان میدهد. لازم به توضیح است که هر یک از گروه های معرفی شده در جدول زیر از چهار زیر گروه در رده های سنی ۱۴ تا ۱۷ سال تشکیل شده اند. تعداد آزمودنی های هر رده سنی در رشته جودو به طور مساوی ۱۴ نفر و در رشته والیبال ۱۵ نفر می باشد. جدول ۱٫ مشخصات آزمودنی ها در گروه های مختلف
گروه ها مشخصات والیبالیست نخبه والیبالیست زیرنخبه جودوکاران نخبه جودوکاران زیر نخبه کل گروه ها
تعداد افراد ۶۰ ۶۰ ۵۶
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مطرح تدریس صورت بگیرد تا بتواند شرایط لازم را برای انتقال مفاهیم داشته باشند. این پژوهش نیز در این راستا و به منظور به کارگیری اصول الگوی دریافت مفهوم در طراحی و تهیه ی یک چندرسانه ای آموزش زبان انگلیسی برای دانش آموزان سال اول دوره دوم متوسطه و بررسی تأثیر آن بر یادگیری و یادداری زبان انگلیسی در دانش آموزان گروه هدف، صورت گرفت.
 ۱-۲ بیان مسأله: تعلیم و تربیت فرآیندی است که فکر انسان را پرورش می دهد. بنا بر عقیده کریستین و مک روبی اهمیت اندیشیدن و تفکر برای انسان به اندازه ای است که بدون آن زندگی ممکن نیست و هدف اصلی هر نظام آموزشی متفکر بار آوردن افراد است (کریستین و مک روبی[۳]، ۲۰۱۲). در حقیقت هر گام در راه تفکر، تنها تلاشی محسوب می شود برای آن که انسان را متفکرانه، در یافتن مسیر ذات خویش همیاری کند (هایدگر، ۱۳۹۱، ص ۱). اهمیت توجه به تفکر در نظام های آموزشی دنیا در هر دوره ای، سبب پیدایش شیوه های نوینی از آموزش گردید که در آن ها بر تفکر و شیوه ی علمی حل مسائل تأکید گردید. از جمله ی این شیوه های آموزشی می توان به الگوی دریافت مفهوم[۴] اشاره نمود. الگوی دریافت مفهوم در سال ۱۹۸۵ و به وسیله ی جویس و ویل[۵] و بر اساس تئوری برونر از دریافت مفهوم گسترش یافت. آن ها سه روش از این الگو را مطرح کردند که عبارتاند از: مدل پذیرش گرا، مدل انتخاب گرا و مدل مواد سازمان نیافته (بهاسکارا[۶] و همکاران، ۲۰۰۶، ص ۱۱). این شیوه ی آموزشی می تواند در هر سطح و کلاسی مورد استفاده قرار گیرد و زمینه ساز ارتقاء سطح تفکر انتقادی و مهارتهای فراشناختی دانش آموزان گردد (مایر[۷]، ۲۰۱۲، ص VII). بررسی مبانی تجربی موضوع بیانگر آن است که استفاده از الگوی دریافت مفهوم در بسیاری از پژوهش ها دارای آثار مثبتی بوده است. اما امروزه با رشد و گسترش فناوری های نوین آموزشی و ورود این فناوری ها به عرصه ی آموزش، توجه به آموزش های مبتنی بر درس افزارها و شیوه های دیجیتالی افزایش یافته و به نوعی الزام برای محیط های یادگیری تبدیل گردیده است. از این رو ساخت و به کارگیری درس افزارهای مبتنی بر شیوه های یادگیری دارای پشتوانه از اهمیت، خاصی برخوردار است. این موضوع در خصوص دروس مشکل نظیر زبان انگلیسی لزوم بیشتری یافته و نیازمند پژوهش های نوین است. استفاده از چند رسانه ای ها، بعد تازه ای به ابعاد روشهای تدریس قدیمی می افزاید که قبلاً در دسترس معلمان نبود (هروی و فرقاندوست حقیقی، ۱۳۷۷، ص ۲۲). لذا توان این نرم افزارها در آموزش سطح بالا از یک سو و پیچیدگی ها و نیازهای روزافزون دنیای کنونی در زمینه های آموزشی از سوی دیگر، ما را وا می دارد تا به الگوهای نوین، کارا و مؤثر مناسب در آموزش و پرورش روی آوریم (نوروزی و همکاران، ۱۳۸۷، ص ۱۱). و با به کارگیری نظریه های بنیادین مربوط به این الگوها در ساخت و طراحی چند رسانه ای ها، شرایط یادگیری فراگیران را آسان و آسان تر نماییم. پژوهشها نشان دادهاند که آموزش مبتنی بر چندرسانهای ها میتواند به درک مطلب و یادداری دانش آموزان کمک کند. در واقع چند رسانه ای های آموزشی از جمله نظام رسانه ای هستند که با توجه به ماهیت چند حسی شان، میتوانند به راحتی با انواع سبکهای یادگیری سازگار شده و با شکلهای گوناگون تعامل، یادگیری آسان و پایداری را فراهم نمایند. از مزایای چندرسانهای ها میتوان به ایجاد خلاقیت، صرفه جویی در زمان، حذف فعالیتهای غیر مفید، افزودن زمان برای ارتباط با شاگرد و مباحثه، ارائه مطالب در قالبهای متنوع، شناسایی سبکهای متفاوت یادگیری، یادگیری فعال همراه با بازخورد، امکان تکرار، یادگیری متناسب با سرعت ویژهی فراگیر ضمن کنترل فرایند یادگیری، تسهیل مشارکت در فعالیتها و برقراری تعامل و رابطه دو سویه با کاربر نام برد (زارعی زوارکی و جعفرخانی، ۱۳۸۸، ص ۲۳). مایر (۲۰۰۱) نیز دلیل منطقی ارائه چند رسانه ای یعنی ارائه مطالب در قالب کلمات و تصاویر را به کار گیری کل ظرفیت شناختی انسان برای پردازش اطلاعات میداند.و مزایای آموزش با چندرسانهای در محورهای زیر قابل تبیین می داند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با تأسیس شهر بصره به عنوان یک پادگان نظامی عدهای از مردم بحرین به این منطقه کوچ کردند[168] که جارود بن معلی عبدی ـ بزرگ عبدالقیس ـ از این مهاجرین بود.[169]
 عبدالقیسِ بصره، در جنگهای جمل، صفین و نهروان از لشکریان امیرالمؤمنین بودند.[170] 2. بکر بن وائل از بزرگترین قبیلههای عرب و از تیرۀ عدنانی هستند. محل سکونت آنها از یمامه تا بحرین و سپس تا عراق بوده است.[171] از شاخه ها و بطون این قبیلۀ بزرگ، بنی قیس بن ثعلبة بن عصابه هستند که در بحرین اقامت داشتهاند.[172] برخی منازل آنها نیز عبارتاند از: هَجَر، السیدان، الشیطان، تاج، عباعب.[173] 3. تمیم از مهمترین و بزرگترین قبایل عربی است که گروه هایی از آنها در بحرین سکونت داشتهاند.[174] از جمله این آنها، بنی سعد بن زید بن تمیم و بنی دارم بن مالک است.[175] 4. الأزد از قبایل عربی هستند که گروه هایی از آنها از پیش از اسلام در بحرین سکونت داشتهاند.[176] 5. العقوب (بنوعتبه) از قبایل مهم بحرین است.[177] از شاخه های آنها آل علی هستند که در قطر سکونت دارند.[178] 6. ودعه همدانی این قبیله را در بحرین نام برده است.[179] 7. رزاح بن ربیعه گروهی از عذرة بن زید از کلب هستند که در نطاحِ بحرین سکونت داشتهاند.[180] 8. طسم دریمامه و نزدیکی بحرین سکونت داشتهاند.[181] 9. الجلاهمه شاخهای از الجملان است که از قبایل دمشق به حساب میآید. این طائفه در زباره، در قطر زندگی میکردهاند.[182] 10. خلیفه از بزرگترین قبایل بحرین هستند که حاکمین کنونی مجمع الجزایر بحرین، از ایشانند.[183] 11. دنفل از بطون آل عامر از بنی عامر بن صعصعة هستند که در بحرین سکونت داشتهاند.[184] 12. الدواثر از قبایل نجدی هستند که در عراق و بحرین نیز حضور و نفوذ داشتهاند.[185] 13. الدواوده از عمائر از بطون بنی خالد هستند که در قطیف سکونت داشتهاند.[186] 14. ثعلب ابن خلدون این قبیله را از بزرگترین قبایل بحرین شمرده است.[187] قبیلهای به این نام در بحرین نمیشناسیم. مورخین قبائلی را در این منطقه نام بردهاند که ممکن است منظور ابن خلدون از قبیلۀ ثعلب آنها باشد. این قبایل عبارتاند از: ثعلبة بن عمرو از خزاعه، ثعلبة بن عمر از خزرج، ثعلبة بن عمرو از اوس، ثعلبة بن کعب و ثعلبة بن مالک از بنی خزاعه که همه از قبیلۀ بزرگ أزد هستند و همچنین ثعلبة بن عکابه از بطون بکر بن وائل.[188] 15. ربیعه بن نزار از مهمترین قبیلههای بحرین هستند که معروفترین شاخۀ ایشان عبدالقیس است.[189] 16. عامر بن عوف ابن خلدون از ابن سعید نقل کرده است: سألت اهل البحرین حین لقیتهم بالمدینة النبویه سنة إحدی وخمسین وستمائة عن البحرین، فقالوا: الملک فیها لبنی عامر بن عوف و بنو ثعلبة، من جملة رعایاهم.[190] از بطون این قبیله عقیل بن کعب هستند که در بحرین ساکن بودهاند.[191] ب. غیر اعراب 1. ایرانیان از دیرباز و به خصوص از آغاز حکومت ساسانی (226 ق) گروه هایی از پارسیان، در سواحل بحرین حضور و گاهی حکومت داشتهاند. گروهی به نام «جیلان» در بحرین بودهاند که نام آنها در کلام امرء القیس نیز آمده است، آنجا که میگوید:
| أطافت به جیلان عند قطاعه |
تردد فیه العین حتی تحیراً<s up>[192]</s |
و گفتهاند که جیلان قومی از فارس بودهاند که کسری آنها را به بحرین فرستاد.[193] همچنین در هَجَر، قطیف، زارّه و غابه جمعیتهایی از ایرانیان حضور داشتهاند.[194] 2. سیابجه یا سبابجه افرادی بودند که اصل آنها از سِند[195] بود و در میان لشکر ساسانی در بحرین حضور داشتند.[196] 3. زُطّیها اصل آنها از هند یا سودان بوده است.[197] گروهی از آنها در مناطقی از بحرین بودهاند.[198] بلاذری مینویسد: قوم زط در لشکر فارس (ساسانی) بودهاند، که بعدها توسط ابو موسی اشعری، در بصره ساکن شدند.[199] در جنگ جمل و حوادث بعد از آن، نام زطیها به چشم میخورد.[200] نقد نظر از میان قبیلههای ساکن در بحرین، مهمترین ایشان از لحاظ جمعیت و تأثیرگزارترین آنها در تاریخ تشیع به صورت عموم و در حدیث و روایت به طور خاص، عبدالقیس هستند. جمع زیادی از صحابه پیامبر، یاران امیرالمؤمنین و راویان ائمه، از میان این قبیلۀ بزرگ هستند. برخی امتیازها و اختصاصات آنها را میتوان چنین برشمرد: 1ـ رغبت به قبول اسلام به خواست خود عبدالقیس با آنکه قدرت و ریاست بحرین را در دست داشتند، برخلاف بیشتر زورمداران، خود نمایندگی را به مدینه فرستادند و دعوت نبوی را شنیدند و قبول کردند. این معنا نشان دوری آنها از تکبر و عصبیت رایج عرب است. آنچه آمد از بیان پیامبر اکرم در مدح و وصف عبدالقیس، قابل برداشت است. آنجا که فرمود: «اللهم اغفر لعبد القیس، إذ أسلموا طائعین غیر کارهین، غیر خزایا ولاموتورین، إذ بعض قومنا لا یسلمون حتی یخزوا أو یوتروا».[201] 2ـ بعد از وفات پیامبر اکرم که بیشتر مردم بحرین از اسلام روی برگرداندند، عبدالقیس ثابت قدم ماندند و در جنگ با مرتدین، حضور فعال داشتند.[202] 3ـ عبدالقیس و ربیعه به ولایت و اتصال به امیرالمؤمنین علی شناخته میشدند و در جنگهای سهگانۀ حضرت، در کنار ایشان حضور چشمگیری داشتهاند.[203] چنانچه از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «عبدالقیس خیر ربیعة وفی کلّ ربیعة خیر».[204] 4. حیات دینی قبل از اسلام در کاوشهای باستانشناسیِ بحرین ظروف سفالیِ محتویِ اسکلت مار، همراه با اشیاء زینتی به دست آمده که حاکی از وجود نوعی مارپرستی است. همچنین کشف مجسمۀ کاهنی که شبیه به مجسمه های سومری است و قربانگاه هایی شبیه معابد سومری و کشف اشیاء زینتی و مُهرهایی شبیه به آنچه در درۀ سند پیدا شده است، باستانشناسان را به این باور رسانده که مردم بحرین، دارای تمدنی، بین تمدنِ بینالنهرین و تمدن درۀ سند بودهاند.[205] به سبب اینکه بحرین مرکز تجاری بوده و با ممالک اطراف خود، مثل حجاز و ایران، ارتباط زیادی داشته است، ادیان مختلفی در بین مناطق و قبایل آن قابل شناسایی و رهگیری است. بعد از اسلام نیز این ادیان به صورت پراکنده در بحرین وجود داشته است، که عبارتاند از: 1. بتپرستی حمیری (د 900ق) مردم هَجَر را «عبدة اوثان» معرفی میکند.[206] مصادر تاریخی بتهایی را در میان قبایل بحرین نام بردهاند. مانند: ذواللبا که بت عبدالقیس در مُشَّقَر بوده است و طایفۀ بنی عامر نگهبان آن بودهاند.[207] و اُوال که بت قبیلۀ بنی بکر بن وائل و ثعلب بن وائل بوده است.[208] گروهی از بنی تمیم نیز خورشیدپرست بودهاند.[209] 2. مسیحیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در جدول شماره ۴-۱۴، علاوه بر عرض از مبدأ یا مقدار ثابت رابطه برآوردی، به ازای هریک از متغیرهای مستقل شیب و انحراف معیار رابطه خطی برآوردی اول، آماره توزیع تی استیودنت و نهایتاً مبتنی بر این آماره سطح معنیدار یا کوچکترین سطح آزمون برای رد فرض صفر آورده شده است.
 ب) رابطه ریاضی: اگر پارامترهای برآوردی در جدول شماره ۴-۱۴ را در رابطه خطی پارامتریک رابطه ریاضی پارامتریک مدل تحقیق، به شرح بیانشده در فصل سوم، جایگزین شود، رابطه ریاضی بین متغیرها در قالب یک معادله خطی بهصورت زیر درمیآید: Q-TOBIN=249/0+143/0NN1274/0-NN2 + ۳۵/۱NB386/7-NB ۴ +۶۶/۴ NB ۵۰۴۸/۰-NF6+ 0006/0 NF ۷ ۰۲/۳-NF ۸+ ۰۸۰/۰ NF ۹ + ۱۲۱/۰ NF ۱۰۰۰۴/۰-NF ۱۱ ۵۳/۲-NF ۱۲۰۱۱/۰-NS13+ 05/1 NS ۱۴ + ۰۸/۲ NS ۱۵+۰۰۲/۰NS ۱۶ +۰۴۶/۰ NS ۱۷۷۰/۱-NS ۱۸۰۰۰۵/۰-NBS19 + ۴۲/۹NBS20+ ε ج) نوع ارتباط بین متغیرها بر مبنای نتایج مربوط به برآورد پارامترهای رگرسیونی به شرحی که در جدول شماره ۴-۱۴ خلاصه شده است، میتوان نوع ارتباط بین هریک از متغیرهای مستقل را با متغیر وابسته یعنی کیوتوبین (عملکرد مالی) را تفسیر کرد. بهعنوان یک قاعده کلی در مواردی که ضریب برآوردی یا شیب متغیر مستقل مثبت بوده بین متغیر مستقل مربوطه و متغیر وابسته رابطه مستقیم و در حالتی که شیب برآوردی منفی و کوچکتر از صفر برآورد شده است حاکی از وجود رابطه معکوس بین متغیرهای مستقل و تابعی بوده است. در این بخش با عنایت به این قاعده کلی و علامتهای ضرایب یا شیبهای برآوردی، نوع ارتباط بین متغیرها تحلیل شده است: ۱) رابطه بین ﻧﺴﺒﺖ ﺟﺎریو کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی X1 نشان دادهشده برابر ۱۴۳/۰ محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب مثبت بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین نسبت جاری در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه مستقیمی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش نسبت جاری بهعنوان یکی از سنجههای متغیر نقدینگی شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل افزایشیافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۰۰۱/۰ و کمتر از یک درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین میزان نسبت جاری و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران رد شده است. به عبارتی در سطح ۹۹ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین نسبت جاری و کیوتوبین (عملکرد مالی) پذیرفتهشده است.
 ۲) رابطه بین ﻧﺴﺒﺖ آنیو کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۲X نشان دادهشده برابر ۲۷۴/۰ -محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب منفی بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین نسبت آنی در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه معکوسی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش نسبت آنی بهعنوان یکی از سنجههای متغیر نقدینگی شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل کاهشیافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۰۰۰/۰ و کمتر از یک درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین میزان نسبت آنی و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران رد شده است. به عبارتی در سطح ۹۹ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین نسبت آنی و کیوتوبین (عملکرد مالی) پذیرفتهشده است. ۳) رابطه بین ﻧﺴﺒﺖ بدهیو کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۳X نشان دادهشده برابر ۳۵/۱ محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب مثبت بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین نسبت بدهی در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه مستقیمی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش نسبت بدهی بهعنوان یکی از سنجههای نسبت بدهی شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل افزایش یافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۰۰۰/۰ و کمتر از یک درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین میزان نسبت بدهی و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران رد شده است. به عبارتی در سطح ۹۹ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین نسبت بدهی و کیوتوبین (عملکرد مالی) پذیرفتهشده است. ۴) رابطه بین ﻧﺴﺒﺖ بدهی به حقوق صاحبان سهامو کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۴X نشان دادهشده برابر ۷۶/۷- محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب منفی بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه معکوسی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بهعنوان یکی از سنجههای نسبت بدهی شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل کاهشیافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۰۰۰/۰ و کمتر از یک درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین میزان نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران رد شده است. به عبارتی در سطح ۹۹ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و کیوتوبین (عملکرد مالی) پذیرفتهشده است. ۵) رابطه بین توان پرداخت بهرهو کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۵X نشان دادهشده برابر ۶۶/۴ محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب مثبت بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین توان پرداخت بدهی در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه مستقیمی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش توان پرداخت بدهی بهعنوان یکی از سنجههای نسبت بدهی شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل افزایش یافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۲۷۲/۰ و بیشتر از یک و پنج درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین میزان توان پرداخت بدهی و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران پذیرفتهشده است. به عبارتی در سطح ۹۹ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین توان پرداخت بدهی و کیوتوبین (عملکرد مالی) رد شده است. ۶) رابطه بین گردش حساب دریافتنیو کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۶X نشان دادهشده برابر ۴۸/۰- محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب منفی بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین توان گردش حساب دریافتنی در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه معکوسی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش گردش حساب دریافتنی بهعنوان یکی از سنجههای نسبت فعالیت شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل کاهشیافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۰۱۱/۰ و کمتر از پنج درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین گردش حساب دریافتنی و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران رد شده است. به عبارتی در سطح ۹۵ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین گردش حساب دریافتنی و کیوتوبین (عملکرد مالی) پذیرفتهشده است. ۷) رابطه بین ﻣﺘﻮﺳﻂ دورهی وﺻﻮل ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت و کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۷X نشان دادهشده برابر ۰۰۰۶/۰ محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب مثبت بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین ﻣﺘﻮﺳﻂ دورهی وﺻﻮل ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه مستقیمی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش ﻣﺘﻮﺳﻂ دورهی وﺻﻮل ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت بهعنوان یکی از سنجههای نسبت فعالیت شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل افزایش یافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۳۱۸/۰ و بیشتر از پنج درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین ﻣﺘﻮﺳﻂ دورهی وﺻﻮل ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران پذیرفتهشده است. به عبارتی در سطح ۹۵ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین ﻣﺘﻮﺳﻂ دورهی وﺻﻮل ﻣﻄﺎﻟﺒﺎت و کیوتوبین (عملکرد مالی) رد شده است. ۸) رابطه بین ﮔﺮدش ﻣﻮﺟﻮدی ﻛﺎﻻو کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۸X نشان دادهشده برابر ۰۲/۳- محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب منفی بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین ﮔﺮدش ﻣﻮﺟﻮدی ﻛﺎﻻدر شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه معکوسی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش ﻣﺘﻮﺳﻂ ﮔﺮدش ﻣﻮﺟﻮدی ﻛﺎﻻبهعنوان یکی از سنجههای نسبت فعالیت شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل کاهشیافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۵۲۶/۰ و بیشتر از پنج درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین ﮔﺮدش ﻣﻮﺟﻮدی ﻛﺎﻻ و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران پذیرفتهشده است. به عبارتی در سطح ۹۵ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین ﮔﺮدش ﻣﻮﺟﻮدی ﻛﺎﻻو کیوتوبین (عملکرد مالی) رد شده است. ۹) رابطه بین دورهی ﮔﺮدش ﻛﺎﻻ و کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۹X نشان دادهشده برابر ۰۰۸/۰ محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب مثبت بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین دورهی ﮔﺮدش ﻛﺎﻻ در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه مستقیمی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش دورهی ﮔﺮدش ﻛﺎﻻ بهعنوان یکی از سنجههای نسبت فعالیت شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل افزایش یافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۵۲۵/۰ و بیشتر از پنج درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین دورهی ﮔﺮدش ﻛﺎﻻ و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران پذیرفتهشده است. به عبارتی در سطح ۹۵ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین دورهی ﮔﺮدش ﻛﺎﻻ و کیوتوبین (عملکرد مالی) رد شده است. ۱۰) رابطه بین ﮔﺮدش ﻣﺠﻤﻮع داراییها و کیوتوبین (عملکرد مالی): بر مبنای برآوردهای رگرسیونی به شرح خلاصه شده در جدول ۴-۱۴ ضریب این متغیر که با نماد ریاضی ۱۰X نشان دادهشده برابر ۱۲۱/۰ محاسبه شده است. با توجه به اینکه علامت این ضریب مثبت بوده است میتوان نتیجه گرفت که: “بین ﮔﺮدش ﻣﺠﻤﻮع داراییها در شرکتهای نمونه تصادفی و میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) رابطه مستقیمی وجود داشته است. به این معنی که بهموازات افزایش ﮔﺮدش ﻣﺠﻤﻮع داراییها بهعنوان یکی از سنجههای نسبت فعالیت شرکت، میزان کیوتوبین (عملکرد مالی) نسبت به قبل افزایش یافته است. سطح معنیدار آنکه در ستون آخر آورده شده و متناظر با آماره تی استیودنت میباشد، برابر با ۰۰۴/۰ و کمتر از پنج و یک درصد میباشد. لذا فرض H0 مبنی بر فقدان رابطه خطی بین ﮔﺮدش ﻣﺠﻤﻮع داراییها و کیوتوبین (عملکرد مالی) در جامعه آماری یا شرکتهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران رد شده است. به عبارتی در سطح ۹۵ درصد اطمینان فرض H1 مبنی بر وجود رابطه خطی بین ﮔﺮدش ﻣﺠﻤﻮع داراییها و کیوتوبین (عملکرد مالی) پذیرفتهشده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۵-۱- حقوق ایران: با بررسی مجموعه قواعد و مقرراتی که از بهمنماه سال ۱۳۰۳ تابهحال درباره تشکیل شرکتهای تجاری وضع گردیده است میتوان گفت که قانونگذار برای تشکیل اینگونه شرکتها لزوم داشتن «موضوع صریح و منجز» را شرط دانسته است.برخی از این مقررات عبارتند از: ماده ۲۶ ق.ت (منسوخ) ۴-۱۳۰۳، ماده ۲۱ (منسوخ) ق.ت ۱۳۱۱، ماده ۲ و بند ۲، ماده ۸ و بند ۱ ماده ۲۰ ل.۱٫ ق.ت (با فرض این نکته که اساسنامه شرکت سهامی خاص نیز باید متضمن مطالب مندرج در ماده ۸ لایحه قانونی مذکور باشد) و سایر مواد قانون تجارت ۱۳۱۱ در خصوص لزوم تنظیم شرکتنامه شرکتهای تجاری با قید این نکته که در شرکتنامه باید موضوع شرکت ذکر شود و ماده ۵،۲۶،۲۷ قانون بخش تعاونی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۷۰). شایانذکر است طبق ماده ۱۹۹ ل.۱٫ ق.ت (۱۳۴۷) و ماده ۹۳ ق.ت (۱۳۱۱) انجام موضوع شرکت و یا غیرممکن بودن آن، به ترتیب از موارد انحلال قهری شرکت سهامی و سایر انواع شرکتهای تجاری است[۲۱] (عیسائی تفرشی،۱۳۷۵: ۲۷)؛همانطور که ملاحظه شد در قوانین ما تعریفی از «شرکت تجاری» ارائه نشده است. با توجه به اینکه قانونگذار در تعریف غالب شرکتهای تجاری به عبارت «برای امور تجاری» تصریح کرده است، میتوان گفت که اصولاً موضوع شرکتهای تجاری باید «انجام دادن امور تجاری» باشد و فقط موضوع شرکتهای سهامی ممکن است به تجویز ماده ۲ ل.ا.ق.ت (۱۳۴۷) امور غیرتجاری باشد و درواقع این نوع از شرکتها، شرکتهایی هستند که ازلحاظ شکل تجاری هستند حتی اگر موضوع آن «امور غیرتجاری» باشد. طبق قانون بخش تعاون اقتصاد جمهوری اسلامی ایران (۱۳۷۰)، موضوع شرکتهای تعاونی نیز ممکن است امور غیرتجاری باشد. موضوع شرکت ازاینجهت اهمیت دارد که حقوق و وظایف شرکتهای تجاری محدود به موضوعی میشود که در اساسنامه آن پیشبینیشده است و نمیتواند از آن تجاوز کند؛ بهبیاندیگر، موضوع شرکت تجاری، حدود عملیات شرکت و اهمیت آن را معین میکند. بر این اساس یکی از حقوقدانان مینویسد: موضوع شرکت در اساسنامه آن تعیین میشود و معاملات بازرگانی باید با موضوع شرکت مرتبط باشد، مثلاً اگر شرکتی برای استخراج معدن زغالسنگ درشهرستان مخصوص تشکیلشده است و این موضوع در اساسنامه آن تصریحشده باشد، این شرکت نمیتواند مبادرت به عملیات فلاحتی در نقطه دیگر نماید، زیرا امر مزبور با موضوع شرکت که طبق قرار شرکا در اساسنامه تصریح شده است مغایرت دارد و تا زمانی که اساسنامه شرکت تغییر پیدا نکرده است، اگر شرکت چنین عملی انجام دهد برخلاف قرارداد شرکا میباشد؛ بنابراین، شرکتهای تجاری دارای اهلیت برای معاملاتی میباشند که در اساسنامه آن ها پیشبینیشده است و خارج از این حدود، مدیران شرکت مجاز به معامله نیستند (کاویانی، ۱۳۷۶: ۱۹).شرکتهای سهامی برای موضوع معینی تشکیل میشوند و خارج از موضوعی که در اساسنامه پیشبینیشده است نمیتوانند به فعالیت دیگری مبادرت نمایند. قانون تجارت ایران، موضوع شرکتهای سهامی را محدود نکرده است و اصولاً هر شرکتی میتواند در اساسنامه، موضوع عملیات خود را بهطور وسیع و یا محدود تعیین کند و چون طبق ماده ۵۸۸ ق.ت شخص حقوقی میتواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است، بنابراین شرکای شرکت میتوانند هرگونه عملی را که افراد بتوانند انجام دهند موضوع شرکت قرار دهند؛ ولی بعدازآنکه موضوع شرکت تعیین گردید نمایندگان مجاز شرکت موظفاند موضوع شرکت را مدنظر قرار دهند و خارج از موضوع مزبور اقدامی انجام ندهند.مدیران شرکت چنانچه برخلاف اساسنامه، مبادرت به عملیاتی کنند که «خارج از موضوع شرکت» باشد شخصاً مسئول بوده، هر یک از شرکا و اشخاص ثالث که با شرکت معامله کردهاند میتوانند ابطال عملیات مزبور را تقاضا کنند؛ بهبیاندیگر، تنها مورد محدودکننده اهلیت شخص حقوقی ازجمله شرکتهای تجاری، «اصل تخصص[۲۲]» شخص حقوقی است: زیرا اشخاص حقوقی، اعم از عمومی و خصوصی، تابع اصل تخصص هستند؛ به این معنا که هر شخص حقوقی فقط میتواند در حدود صلاحیت قانونی، یعنی در اموری که بهموجب قانون یا بر طبق اساسنامه، جزء اختیارت و وظایفش منظور شده عمل کند.
 با قبول شخصیت حقوقی برای شرکتهای تجاری، نمایندگان مجاز شرکتها در حدود اختیارت و موضوعات مندرج در اساسنامه حق همه گونه تعهد دارند، ولی اگر اختیارات آن ها از هر حیث وسیع باشد، ولی موضوع تعهد برخلاف اساسنامه شرکت باشد نمایندگان شرکت مجاز به قبول آن تعهد نیستند. در ماده ۱۱۸ ل.۱٫ ق. ت آمده است: جز درباره موضوعاتی که بهموجب مقررات این قانون اخذ تصمیم و اقدام درباره آن ها در صلاحیت خاص مجامع عمومی است مدیران شرکت دارای کلیه اختیارات لازم برای اداره امور شرکت میباشند، مشروط بر آنکه تصمیمات و اقدامات آن ها در حدود موضوع شرکت باشد. اقدامات و تصمیمات مدیران در مقابل اشخاص ثالث، در صورتی معتبر بوده که در حدود موضوع شرکت باشد. این قاعده با این منطق حقوقی منطبق است که مدیران نمیتوانند بیشتر از شرکت دارای حق باشند. و در پایان میتوان به این موضوع اشاره کرد که مدیرعامل شرکت، مانند اعضای هیات مدیره نمیتواند خارج از موضوع شرکت اقدام کند حتی اگر هیات مدیره چنین اختیاری به او داده باشد، چراکه وقتی هیات مدیره، خود چنین اختیاری ندارد نمیتواند آن را به مدیرعامل شرکت اعطا کند و اشخاص ثالث که خارج از موضوع شرکت با مدیرعامل قراردادی منعقد کرده باشند، نمیتوانند آن را در مقابل شرکت مطرح کنند (آذری،۱۳۵۶: ۱۷۷). ۲-۵-۲- حقوق انگلیس: با عنایت به قانون شرکتهای ۲۰۰۶ انگلیس اهداف و موضوع شرکت عنوانی دربرگیرنده توامان دو مساله مهم در اساسنامه شرکت، یعنی موضوع فعالیت و هدف از تشکیل شرکت میباشد. در تعریف آن در متون انگلیسی عبارت «what it intends to do» یعنی اینکه چهکاری میخواهد بکند؟ آمده است و نیز این هدف که دربرگیرنده مقصود و موضوع تشکیل شرکت است، نباید غیرقانونی باشد که البته اهداف قابلتغییر میباشد(Goulding,1999:76). این عبارت که اساسنامه مشخصکننده اهداف و موضوع فعالیتهای شرکت خواهد بود در حقوق انگلیس محدود کننده اهلیت شرکت و قدرت مدیران خواهد بود و تجاوز از آن طبق دکترین سنتی تجاوز از اختیارت[۲۳] (Dine,1994:26) باطل خواهد بود. البته امروزه با عنایت به اصلاحات انجام شده در ماده ۳۱ ق ۲۰۰۶ این نظریه فقط در رابطه مدیران و شرکت قابل استناد بوده و مدیر به علت تقصیر و تخلف از اساسنامه مسئولیت دارد ولی در مقابل ثالث اعتباری ندارد. سابقه تاریخی این دکترین به نظریه تئوری امتیاز[۲۴] بر میگردد که بر اساس آن چون قبل از انقلاب صنعتی شرکتها بر اساس امتیاز شکل میگرفتند، فلذا قدرت آن ها نیز ناشی از همین امتیاز و اجازه بود و تجاوز از آن موجب بطلان عملیات میگردید. این نظر بر مبنا و همگام با تئوری اولیه و خام وجود فرضی[۲۵] و مجازی در مورد ماهیت شخصیت حقوقی در مقابل شخصیت واقعی میباشد؛ زیرا حتی اگر برای گروه یا اموال شخصیت واقعی قائل نشویم، حداقل این امر غیرقابل انکار است که این شخصیت پس از ایجاد استقلال داشته و با توجه به اینکه برگرفته از شخصیت انسان است فلذا طبع آن به نامحدود بودن تمایل دارد و حتی اگر قائل به محدودیت باشیم باید برای حمایت از ثالث اقداماتی توسط مبدع این شخصیت یعنی قانونگذار صورت گیرد. فلذا باوجوداینکه در حقوق انگلیس ایجاد شخصیت حقوقی با ثبت شرکت است، مواد متعددی که بیان شد، درصدد نفی نظریات قدیمی و حفظ حقوق ثالث هستند که این امر نشان از کمال اهلیت تمتع شخصیت های حقوقی در جهان امروز میباشد (Goulding,1999:36). ۲-۶- انواع شرکتها درحقوق ایران وانگلیس: ۲-۶-۱ - حقوق ایران: در ماده ۲۰قانون تجارت ایران شرکتهای تجاری به هفت قسم تقسیم شدهاند که عبارتند از: ۱- شرکت سهامی که یکی از ویژگیهای مهم آن به حدود مسئولیت شرکا برمیگردد. ماده ۱ ل.ا.ق.ت مقررمیدارد؛ شرکت سهامی، شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام، محدود به مبلغ اسمی سهام آنهاست. شرکت سهامی خود به دو نوع سهامی عام که در آن موسسین قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق پذیره نویسی سهام توسط مردم تامین میکنند و شرکت سهامی خاص که تمام سرمایه آن در موقع تأسیس منحصراً توسط موسسین تامین میگردد تقسیم میشود. ۲- شرکت با مسئولیت محدود که مطابق ماده ۹۴ ق.ت: شرکت با مسئولیت محدود شرکتی است که بین دو یا چند شخص برای امور تجارتی تشکیلشده است و هریک از شرکا بدون اینکه سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیمشده باشد فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت مسئول قروض و تعهدات شرکت است. ۳- شرکت تضامنی که در این خصوص ماده ۱۱۶ ق.ت مقرر میدارد: شرکت تضامنی شرکتی است که در تحت اسم مخصوص برای امور تجاری بین دو یا چند شخص تشکیل میگردد و اگر دارایی شرکت برای تأدیه تمام قروض کافی نباشد، هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است. ۴- شرکت نسبی که مطابق ماده ۱۸۳ ق.ت شرکتی است که برای امور تجارتی و در تحت اسم مخصوص بین دو یا چند شخص تشکیل و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایهای است که در شرکت گذاشته. ۵- شرکت مختلط سهامی که برابر ماده ۱۶۲ ق.ت شرکتی است که در تحت اسم مخصوص بین یک عده شرکا سهامی و یک یا چند شریک ضامن تشکیل میشود. شرکا سهامی کسانی هستند که سرمایه آن ها بهصورت سهام یا قطعات سهام متساوی القیمه درآمده و مسئولیت آن ها تا میزان همان سرمایه است که در شرکت دارند و شریک ضامن کسی است که سرمایه او بهصورت سهام درنیامده است و مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود و در صورت تعدد شریک ضامن مسئولیت آن ها در مقابل طلبکاران و روابط آن ها با یکدیگر تابع مقررات شرکت تضامنی خواهد بود. ۶- شرکت مختلط غیر سهامی که همانطور که ماده ۱۴۱ ق.ت مقرر میدارد؛ شرکتی است که برای امور تجارتی و در تحت اسم مخصوص بین یک یا چند شریک ضامن و یک یا چند شریک با مسئولیت محدود و بدون انتشار سهام تشکیل میشود. شریک ضامن مسئول کلیه قروضی است که شرکت ممکن است علاوه بر داراییاش داشته باشد و شریک با مسئولیت محدود کسی است که مسئولیت او فقط تا میزان سرمایهای است که در شرکت گذارده و یا بایستی بگذارد. ۷- شرکت تعاونی که طبق ماده ۲ قانون شرکتهای تعاونی۱۳۵۲ : شرکتی است که از اشخاص حقیقی یا حقوقی که بهمنظور رفع نیازمندیهای مشترک و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضا از طریق خودیاری و کمک متقابل و همکاری آنان موافق اصولی که در این قانون مصرح است تشکیل میگردد.
 ۲-۶-۲- حقوق انگلیس: در حقوق شرکتهای انگلیس، عبارت شرکت تجاری در دو مفهوم عام و خاص به کار میرود. مفهوم عام آن علاوه بر شرکتهای تعریفشده در قانون شرکتهای ۲۰۰۶، مشارکتها را نیز در برمیگیرد. درحالیکه حقوقدانان انگلیسی شرکتها و حقوق شرکتها را در معنای خاص بهعنوان حوزهای متمایز از مشارکتها به تعریف درمیآوردند. بهموجب بند یک ماده ۳ قانون یادشده:«شرکت اجتماع دو یا چند شخص است برای هدفی مشروع که ممکن است با ذکر نام خود در اساسنامه و یا به طریق دیگری با رعایت مقررات قانون شرکتها ناظر به ثبت شرکت، شرکتی را با مسئولیت محدود یا بدون مسئولیت محدود تاسیس نماید». شرکتها را درحقوق انگلیس به چند جهت میتوان دستهبندی نمود،مهمترین تقسیمبندی عبارتاند از: شرکتهای با مسئولیت محدود و شرکتهای با مسئولیت نامحدود، شرکتهای انتفاعی[۲۶] و شرکتهای غیر انتفاعی[۲۷]، شرکتهای فهرست شده[۲۸] و فهرست نشده[۲۹]، شرکتهای با مسئولیت محدود به سهام[۳۰] و بامسئولیت محدود به ضمانت[۳۱] پرداخت.(mayson,2007:13). حقوقدانان دستهبندیهای دیگری برای شرکتها ذکر نمودهاند. مهمترین تقسیم بندی عبارت از تقسیم شرکتها به دو گروه اصلی شرکتهای ثبتشده مطابق قانون شرکتهای ۱۹۸۵ و شرکتهای ثبتنشده است. یکی دیگر از انواع شرکتها، شرکتهای خرد[۳۲] هستند. در این شرکتها مدیران همان سهامداران و حجم عملیات بازرگانی نیز بسیار محدود و کوچک است. کمیته بازبینی حقوق شرکتها بر اساس گزارشی پژوهشی اعلام نمود که ۶۵% از شرکتهای فعال[۳۳] گردش مالی کمتر از ۲۵۰۰۰۰ پوند در سال و ۷۰% از آن ها تنها دو سهامدار و ۹۰% این شرکتها کمتر از پنج سهامدار دارند (morse,1996:63). شرکتها در مفهوم خاص در ماده یک و بهویژه ماده سه قانون شرکتهای ۱۹۸۵ بدین شکل دستهبندی شدهاند: شرکت عام با مسئولیت محدود به سهام (سهامی عام). شرکت عام با مسئولیت محدود به ضمانت. شرکت خاص با مسئولیت محدود به سهام (سهامی خاص). ۴- شرکت خاص با مسئولیت محدود به ضمانت. شرکت خاص با مسئولیت محدودبه ضمانت پرداخت و دارای سهام (شرکت خاص سهامی با مسئولیت محدود) شرکت با مسئولیت نامحدود دارای سهام (شرکت سهامی بامسئولیت نامحدود) (Black,1995:86). در تقسیمبندی بالا برخی اصطلاحات نیازمند تعریف و توضیح به نظر میرسند.اول آنکه، تفاوت میان مسئولیت محدود به سهام و مسئولیت محدود به ضمانت پرداخت آن است که در نوع اول، شریک بایستی سهم خود از سرمایه شرکت را پرداختنموده و مطابق مقررات اساسنامه بخش تعهد شده را، اگر چنین تعهدی وجود دارد، بپردازد. درحالیکه در مسئولیت محدود به ضمانت یا تضمین پرداخت، شریک متعهد به گذاردن هیچ سرمایهای اعم از نقد یا غیر نقد، در شرکت نیست. بلکه، در صورت انحلال شرکت و در صورت لزوم به میزان سرمایهای که ضمانت نموده به مدیر تصفیه پرداخت خواهد کرد. دوم آنکه، وجود شرکتهای با مسئولیت محدود به ضمانت پرداخت دارای سهام، مربوط به سال ۱۹۸۰ و پیش از آن است و بهموجب بند ۴ ماده ۱۳ قانون شرکتهای ۱۹۸۵ از تاریخ ۲۲ دسامبر ۱۹۸۶، یک شرکت نمیتواند بهصورت شرکت با مسئولیت محدود به ضمانت پرداخت دارای سهام، تاسیس یا به آن تبدیل گردد. درنتیجه شرکتهای دارای سهام، شرکتهایی هستند که سرمایه آن ها پرداخت شده و عنوان شرکتهای سهامی را دارند. شایانذکر است که شرکتهای با مسئولیت محدود به ضمانت پرداخت، بیشتر با اهداف غیرتجاری مانند خیریه، آموزشی و حرفهای تاسیس میشوند. سومین نکته در رابطه با طبقه بندی شرکتها به شرح بالا، ممنوعیت تاسیس شرکتهای با مسئولیت نامحدود براساس ضمانت پرداخت است. درحقیقت دردسته بندی ششگانه بالا، تنها یک مورد به شرکتهای با مسئولیت نامحدود اختصاص دادهشده است. مشخص نیست که با وصف مسئولیت نامحدود، علت منع پیشبینی مسئولیت نامحدود با ضمانت پرداخت چیست. شاید بتوان ممنوعیت مزبور را اینگونه توجیه نمود که مسئولیت نامحدود ویژگی شرکتهای بازرگانی به شمار میرود، درحالیکه شرکتهای با مسئولیت محدود با ضمانت پرداخت، همانگونه که گفته شد، به شکل نهادهای خیریه و آموزشگاهها و موسسات حرفهای به فعالیت میپردازند (Handly,1996:19). مفهوم دیگری از شرکتها که بهعنوان مشارکتها[۳۴] خوانده میشوند از موضوعات قانون شرکتهای ۱۹۸۵ و قوانین شرکتهای پیش از آن نبوده و در شمول قانون مشارکتهای ۱۸۹۰ و قانون مشارکتهای محدود ۱۹۰۷ و قانون مشارکتهای با مسئولیت محدود سال ۲۰۰۰ قرار دارند. این نهاد در حقوق انگلیس از پیچیدگیهای چندی برخوردار بوده و درگذر قانونگذاری دگرگونیهای بنیادینی را شاهد بوده است، بهگونهای که مفهوم اولیه و همچنان معتبر مشارکت در قانون ۱۸۹۰ با نهاد مشارکت در قوانین بعدی و بهویژه قانون سال ۲۰۰۰ مشابهتی ندارد. در نظام حقوقی مزبور، «مشارکت یک رابطه و نه سازمانی باشخصیت حقوقی جدا تعریفشده است». در حقیقت «مشارکت نمیتواند بیش ازآنچه معمول است به انعقاد قرارداد مبادرت ورزد، اشخاص را به کار گیرد، مرتکب بزه گردد و یا حتی طرف دعوی قرار گیرد. هنگامیکه از مشارکت (اغلب موسسه خواند میشود.) سخن به میان میآید منظور شرکایی است که مشارکت را شکل داده اند» (Ridly,2002:18). مشارکتهای موضوع قانون ۱۹۰۷ وضعیتی بینابین مشارکتهای مذکور در قوانین ۱۸۹۰ و ۲۰۰۰ دارند. در مشارکتهای سال ۱۹۰۷، همانند شرکتهای مختلط در حقوق ایران، دودسته شریک وجود دارند که از حداقل یک شریک که شریک عمومی نامیده میشود و دستکم یک شریک با مسئولیت محدود تشکیل میگردد. مسئولیت شریک گروه دوم محدود به آورده وی در مشارکت است. همچنین شریک اخیر مجاز نیست آورده خود را از مشارکت خارج سازد در غیر این صورت، تامیزان سرمایه خارجشده، نسبت به تعهدات و دیون مشارکت مسئولیت خواهد داشت. شریک با مسئولیت محدود نمیتواند در مدیریت شرکت دخالت نماید و یا شرکت را متعهد سازد، در غیر این صورت خود مسئول کلیه تعهدات و دیون مشارکت در دوره مدیریت یا انجام اعمال حقوقی انجامشده خواهد بود. یک شرکت و یا شخصیت حقوقی هم ممکن است شریک با مسئولیت محدود و نه شریک عمومی اینگونه مشارکت باشد. مشارکت بایستی در مرجع ثبت مربوطه به ثبت برسد وگرنه مسئولیت همه شرکا ازجمله شریک با مسئولیت محدود در برابر دیون و تعهدات شرکت نامحدود خواهد بود واینگونه مشارکتها از شخصیت حقوقی برخوردار نیستند (Boven,2002:106). بهموجب قواعد حقوق عرفی و مواد ۷۱۶ و ۷۱۷ قانون شرکتهای ۱۹۸۵ و نیز بند ۲ ماده ۴ قانون مشارکتهای ۱۹۰۷ شمار اعضای مشارکت نمیبایست از بیست شخص فراتر رود. لکن در سال ۲۰۰۲ مقررات مزبور حذف و درنتیجه محدودیت گفتهشده برطرف و تنها حلقه پیوند ارتباطی مشارکتها از قانون شرکتها قطع گردید. قانون مشارکتهای با مسئولیت محدود سال ۲۰۰۰ بدون آنکه قانون مشارکت سال ۱۸۹۰ و قانون مشارکتهای محدود ۱۹۰۷ را نسخ نماید، دگرگونیهای بنیادینی در مفهوم مشارکت به وجود آورد که با اصل اولیه خود جز نام همسانی تفاوت چشمگیر دیگری ندارد. بهموجب بند ۵ ماده یک قانون سال ۲۰۰۰، مشارکتهای با مسئولیت محدود از شمول قانون ۱۸۹۰ و حقوق شرکتها خارج است. این مشارکتها بیشتر به شرکتها شباهت دارند تا به مشارکتها. سه ویژگی مهم، مشارکتهای مذکور در قانون مشارکتهای با مسئولیت محدود سال ۲۰۰۰ را در نهاد شرکت نزدیک میسازد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جبهه ی دوم خرداد فاقد برنامه ی اقتصادی و سازندگی مدون بود.خاتمی اعلام کرده بود که برنامه های موفق دولت آقای هاشمی در جریان دوران سازندگی،به توفیقاتی ستودنی دست یافته که باید استمرار داشته باشد"( سلام،۱/۲/۷۶،۱)،اما درون مایه ی دولت وی،سیاسی و فرهنگی بود.نتیجه وضعی وجود کادر سیاسی در رهبری دولت،پیروی از روشی بود که به زعم دولت مردان،توسعه سیاسی با آن از رشد برخوردار می شد.
 دست یازیدن به تکثیر کمی ابزارهای توسعه ی سیاسی،برگ برنده ی جبهه ی دوم خرداد بود؛بر این اساس دولت خاتمی از ابتدای کار خود گسترش مطبوعات را در دستور کار قرار داد؛به طوری که تعداد عناوین مطبوعات از ۵۱۳ عنوان در سال ۷۰ به ۱۲۵۰ عنوان در سال ۱۳۷۸ افزایش یافت.همچنین دولت،ایجاد تشکل های سیاسی را تشویق کرد؛طوری که ۶۱ تشکل در طول سال های ۷۶ تا ۷۸ به تعداد تشکلهای موجود افزوده شد.(دارابی،۳۰۰:۱۳۸۰)
 جبهه ی دوم خرداد برای تصاحب مابقی سنگرهای قدرت و تداوم حضور خود در دولت،پس از استقرار اولیه،"استراتژی فتح سنگر به سنگر"مناصب نظام را در پیش گرفت.در این راهبرد،بهره گیری از مطبوعات،تشکل های سیاسی و بهره گیری از تحولاتی که در جامعه رخ می داد جایگاه ویژه ای داشت.نیز انگشت نهادن بر حساسیت های دینی و سیاسی جناح رقیب،نقطه ی کانونی این راهبرد را تشکیل می داد. راهبرد سازان جبهه ی دوم خرداد،که احتمالاً به ضعف ستاد اقتصادی و کارایی عملی جبهه وقوف کامل داشتند؛در اجرای برنامه ی فتح سنگرهای باقیمانده ی نظام،شعار دیگری سر دادند و آن این که"نمی گذارند کار کنیم".این شعار که در طول زمان به “نمی گذارند"تبدیل شد و بر سر زبان ها افتاد،تقریباً از طرف افکار عمومی پذیرفته شد.شاید دلیل این پذیرش سریع و همگانی آن بوده باشد که جناح راست همچنان اکثریت خود را در مجلس حفظ کرده و تغییر در حاکمیت خود بر مجلس ایجاد نکرده بود. شهردار وقت تهران و دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی،در اواخر سال ۷۶ به وسیله ی دادگستری تهران دستگیر و زندانی گردید.حضور یکی از اعضای جامعه ی روحانیت مبارز تهران در سمت ریاست قوه ی قضائیه و تصدی ریاست دادگستری تهران توسط حجه الاسلام علی رازینی،از دانش آموختگان مدرسه ی علمیه ی حقانی و یکی از موسسان جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی،اتهام سنگ اندازی از جانب جناح بازنده در راه مدیریت دولت و تلاش برای تضعیف قدرت دولت خاتمی را به طور نسبی به حقیقت تبدیل کرد. مطبوعات جناح راست نیز از اقدام دادگستری تهران حمایت کردند.اختلاف جناح راست با شهردار تهران به اوایل آغاز به کار شهردار تهران برمیگشت.سیاست های شهردار تهران،در حوزه ی فرهنگی و سازوکارهای اجرایی شهرداری و اقدامات شهرداری تهران،در انتخابات مجلس پنجم_که به حمایت از نامزهای کارگزاران صورت گرفت_عمده ترین عوامل اختلاف بود. دولت خاتمی نیز به شدت از شهردار تهران حمایت کرد و جلسه ی شش ساعته ی خود را به بررسی دستگیری شهردار تهران اختصاص داد و به حمایت از وی تصویب کرد که وزارت کشور نمایشگاهی از خدمات شهردار تهران برپا نماید.وزارت کشور،با وزیری عبدالله نوری_هم حزبی شهردار_به اقداماتی گسترده در این رابطه دست زد.پاره ای زا تحرکات اعراض آمیز نیز در سطح شهر تهران صورت گرفت.(همشهری،۲۳/۱/۷۷،۳)نیز سخنگوی وقت دولت،مهاجرانی،این موضوع را در آستانه عید نوروز"هدیه ی قوه قضائیه به دولت"دانست.(همشهری،۱۷/۱/۷۷،۱) وزیر وقت کشور از همان آغاز تشکیل دولت،با انتصاب یکی از اعضای موثر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به سمت معاونت سیاسی وزارت کشور،حساسیت های زیادی در میان جناح رقیب برانگیخت. به علاوه در پرتو شعار رئیس دولت،دایر بر"حمایت از آزادی مخالف"وزارت کشور با تسامح بیشتری نسبت به گروه های دوم خردادی برای تجمعات یا راهپیمایی های حدود و اعتراض آمیز،به صدور مجوز اقدام کرد.در بسیاری از تجمعاتی که برگزار شد،علیه مجلس،قوه ی قضائیه،صدا و سیما،نهاد ولایت فقیه و شخص ولی فقیه شعارهایی سرداده شد و گاهی نیز در نطق های مختلف،همین مضامین تکرار گردید.از رفتار وزارت کشور چنین برداشت شد که شخص وزیر کشور و معاون سیاسی وی،رقابت با جناح حاکم در مجلس را از راه تشدید تشنج در عرصه،اجتماع و دامن زدن به آن پی می گیرد. برگزاری نمایشگاه خدمات شهرداری تهران،در بهار سال ۱۳۷۷ در وزارت کشور و حمایت سازمان یافته از شهردار تهران بر اقدامات سابق وزارت کشور افزود.در حاشیه ی نمایشگاه مزبور نیز،علیه جناح رقیب،که با عناوین محافظه کار،شکست خورده،انحصار طلب،خشونت طلب،سنتی متحجر،حامی گروه های فشار و جامعه ی تک صدایی از ان یاد می شد،علیه قوه ی قضائیه و گاه اصول نظام،مطالبی ایرادمی گردید.این تحرکات از طریق مطبوعات دوم خرداد در سطحی وسیع پوشش داده می شد. جناح راست در اولین برخورد سازمان یافته ی خود با جناح رقیب،که خود را دوم خردادی،اهل گفت و گو،اصلاح طلب،مدرن،قانون گرا،طرفدار مشارکت سیاسی،حامی جامعه ی چند صدایی وآزادی می نامید،در ۳۱ خرداد ماه ۱۳۷۷،وزیر کشور دولت را استیضاح کرد که رهبری این استیضاح را عناصر شاخص جناح راست به عهده داشتند.افرادی چون مهندس محمد رضا باهنر،دکتر مرضیه دستجردی،دکتر مهدی رضا درویش زاده،مهندس سید طاهر طاهری،عباسعلی نورا در استیضاح مشارکت کردند. دلایلی که توسط استیضاح کنندگان برای استیضاح برشمرده شد،به طور عمده حول دو محور ایجاد تشنج در جامعه به جای ایجاد امنیت و ثبات توسط وزیر کشور و عزل و نصب های جناحی دور میزد. به علاوه موضوعاتی چون بهره برداری رادیوهای بیگانه و امپریالیسم خبری از مواضع وزیر کشور در خصوص بازداشت شهردار تهران،وضعیت بسیار نامطلوب امنیتی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انتصاب استاندار صعیف،دامن زدن به بحران های قومی با انتصاب استاندار آذربایجان غربی،صدور مجوز برای تجمعات نهضت آزادی و دیگر گروه های دگر اندیش و حمایت از آنان،احیای مجدد باند سید مهدی هاشمی از طریق انتصاب یکی از طرفداران وی به سمت فرماندار نجف آباد و مخالفت وی با راهپیمایی حمایت از ولایت و تحریک بازاریان نجف آباد توسط وی به اعتصاب،دلایل استیضاح وزیر کشور دانسته شده است. در مجموع با عنایت به طراحی دقیق استیضاح و دفاع به نسبت ضعیف وزیر و مدافعان وی،وزیر کشور دولت دوم خرداد با ۱۳۷ رای با عدم اعتماد خود مواجه و پس از ده ماه و نیم از سمت خود برکنار گردید. وزیر کشور بعدی خاتمی عبدالواحد موسوی لاری،در حالی که از میان مجمع روحانیون مبارز تهران انتخاب شد که موج تحرکات مطبوعاتی جبهه ی دوم خرداد به شدت فضای کشور را تحت تاثیر خود قرار داده بود.در این فضا می بایست انتخابات سومین دوره ی مجلس خبرگان رهبری برگزار می شد. مطابق ایین نامه ی انتخابات خبرگان رهبری،تنها فردی می تواند به عضویت خبرگان انتخاب شود که مرتبه ی اجتهاد او به روش های مختلف پذیرفته شده،در آیین نامه ثابت گردد.این آیین نامه در دور دوم انتخابات خبرگان تدوین و اجرا گردید و در دور سوم نیز همچنان به قوت خود باقی بود. این واقعیتی است که به طور طبیعی شمار مجتهدان مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز و جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه قم،یا معرفی شده یا تایید شده از طرف آن دو تشکل،بیش از تعداد مجتهدان مورد حمایت یا معرفی یا تایید مجمع روحانیون مبارز تهران است:بر همین اساس جناح چپ ضمن تاکید بر اصل انتخابات و اعلام شرکت در آن،تلاش کرد که از روش های مختلف،تعداد نامزدهای خود را افزایش دهد.مطبوعات دوم خردادی مطالب متعددی درباره ی انتخابات خبرگان مطرح کردند.عمده ترین موضوعی که مطرح شد و مانور زیادی روی آن صورت گرفت،موضوع نیمه روحانی یا غیر روحانی سازی مجلس خبرگان بود.این موضوع بدین گونه طرح گردید که شرایط رهبر تنها در اجتهاد خلاصه نمی شود،بلکه شرایط دیگری از قبیل مدیر و مدبر بودن،آگاه به زمان بودن و غیره نیز از صلاحیت های رهبری است.بنابراین نباید نمایندگان خبرگان تنها در مجتهدان خلاصه شوند؛بلکه باید افرادی از رشته های مختلف در خبرگان حضور یابند.پرچمدار طرح و پیگیر چنین دیدگاهی وزیر برکنار شده ی کشور بود که به شدت علیه جناح رقیب فعالیت می کرد. در انتخابات خبرگان،که در اول آبان ماه ۱۳۷۷ با آرامش برگزار شد،۱۸ میلیون نفر شرکت کردند.حاصل این انتخابات اکثریت یافتن نامزدهای مورد حمایت جامعه مدرسین و جامعه ی روحانیت مبارز تهران در مجلس خبرگان بود. دولت خاتمی از ابتدای سال ۱۳۷۷ تصمیم خود را دایر بر برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در سراسر کشور اعلام داشت.از لحاظ تاریخی این اولین بار در جمهوری اسلامی بود که دولت به طور رسمی تشکیل سراسری شورها را در دستور کار قرار می داد. شعار توسعه ی سیاسی دولت خاتمی،اقتضای فعال سازی ظرفیت های غیر فعال قانون اساسی را داشت.شوراها نیز یکی از ظرفیت های قانون اساسی بود که هم با شعارهای دولت تناسب داشت و هم می توانست پایه ی اجتماعی قدرت دولت را تعمیق و تثبیت نماید.برگزاری انتخابات شوراها از نظر دیگری هم با شعار مشارکت جبهه ی دوم خرداد تناسب داشت.به هر حال برگزاری انتخابات شوراها می توانست با به صحنه کشانیدن مردم و تشکیل شوراها از نامزدهای احتمالاً دوم خردادی،به طور همه جانبه به نفع جبهه ی دوم خرداد باشد.

| انتخابات |
تاریخ برگزاری |
تعداد واجدین شرایط |
تعداد شرکت کننده |
درصد |
| سومین دوره مجلس خبرگان |
۱/۸/۷۷ |
۳۸۵۵۰۵۹۷ |
۱۷۸۵۷۸۶۹ |
۳۲/۴۶ |
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که در آن حد پائین کارائی نسبی DMU تحت ارزیابی می باشد. با جایگذاری روابط (۲-۳) تا (۵-۳) در مدل (۱۳-۳)، مدل (۱۴-۳) بدست خواهد آمد : از آنجایی که اعداد فازی بصورت بازه نشان داده می شوند بنابراین منطقی است که کارائی نسبی محاسبه شده نیز به صورت بازه بدست آید. بنابراین در مدل پیشنهادی این پژوهش به جای استفاده از اعداد از بازه استفاده شده است در نتیجه کارائی بدست امده نیز بصورت بازه خواهد بود. در این مدل های قبلی حد بالا و پائین کارائی را با بهره گرفتن از مدل های جداگانه بدست می آوردیم، اما در مدل جدید حد بالا و پائین را با بهره گرفتن از یک مدل به صورت یک بازه بدست می آوریم. مدل پیشنهادی در زیر نشان داده شده است :
 همانگونه که مشخص است مدل (۱۶-۳) یک مدل غیرخطی بوده و به متغیرهایی از جنس آلفا-برش نیز وابسته است. لذا امکان بدست آوردن جواب بهینه سراسری برای آن در حالت عمومی میسر نمی باشد. همچنین بایستی به ازاء آلفا-برش های مختلفی حل شود که حجم محاسبات را بسیار بالا می برد. از طرفی قانون عمومی ای برای تعیین مقدار بهینه طول قدم آلفا-برش ها وجود ندارد. علاوه بر این ممکن است که رتبه های متناقضی برای یک DMU واحد حاصل شود. لذا با انجام تغییر متغیرهای لازم مدل (۱۶-۳) را به یک مدل خطی تبدیل می نمائیم. بدین منظور تغییر متغیرهای زیر برای تمامی ورودی ها و خروجی های مدل(۱۶-۳) اعمال می شوند : اعمال تغییر متغیرهای (۱۷-۳) و (۱۸-۳) بر روی مدل (۱۹-۳) را نتیجه می دهد: مدل (۱۹-۳) یک مدل خطی بوده و مستقل از متغیرهایی از جنس آلفا-برش می باشد. با حل کردن آن به ازاء هر کدام از n عدد DMU تحت ارزیابی حد پائین کارائی نسبی DMU مورد نظر حاصل خواهد شد. به دلیل خطی بودن مدل (۱۹-۳) جواب بهینه سراسری در صورت وجود به راحتی توسط نرم افزارهای تحقیق در عملیات قابل حصول می باشد. نتیجه بکارگیری دو دیدگاه خوشبینانه و بدبینانه یک بازه برای کارائی هر کدام از DMU های مورد ارزیابی می باشد. ۵-۳- ویژگی ها و منافع مدل پیشنهادی تغییر متغیرهای انجام شده علاوه بر خطی سازی و یافتن جواب بهینه سراسری، مزیت دیگری نیز در مدل های ارائه شده ایجاد می کند. این مزیت، که یکی از بارزترین مشخصه های مدل های ارائه شده نیز می باشد، حجم بسیار کم محاسبات در حالت ورودی ها و خروجی های فازی می باشد. یک مدل DEAدر حالت فازی چنان چه با بهره گرفتن از مفهوم آلفا-برش اقدام به حل آن شود، بایستی به ازاء آلفا-برش های مختلف حل شود که علاوه بر پیچیدگی و افزایش حجم محاسبات، برای تعیین اندازه طول قدم آلفا-برش نیز تا کنون روش دقیقی ارائه نشده است. همچنین تعارضاتی که در رتبه DMUها در اثر استفاده از آلفا-برش های مختلف بوجود می آیند، مساله تصمیم گیری در مورد DMUهای کارا را دچار مشکلات اساسی می نماید که تحلیل آن ها نیازمند روش های پیچیده رتبه بندی و یا استفاده از رتبه بندی اعداد فازی می باشد. برای روشن شدن مطلب فرض می کنیم که nعدد DMU جهت ارزیابی و تعیین کارائی نسبی در دست می باشند که وروردی و خروجی های آن نیز فازی است. اگر بخواهیم از رویکرد خوشبینانه-بدبینانه در DEAبرای حل بهره برداری نمائیم و قائل به استفاده از رویکرد آلفا-برش برای تحلیل باشیم لازم است که در بازه صفر و یک با طول قدم مشخصی حرکت نموده و برای هر آلفا-برش ۲n عدد برنامه ریزی خطی (یک برنامه ریزی خطی برای هر DMUدر حالت خوشبینانه و یک برنامه ریزی خطی برای هر DMUدر حالت بدبینانه) را حل کنیم. برای مثال با در نظر گرفتن طول قدم آلفا-برش ۰٫۰۱ و n=40 عدد DMUو استفاده از روش خوشبینانه-بدبینانه، لازمست که ۸۰۰۰ عدد برنامه ریزی خطی برای تکمیل تحلیل DEAفازی حل شوند. علاوه بر این در هر آلفا-برش ممکن است نتایجی در مورد رتبه DMUبدست آید که با نتایج یک آلفا-برش دیگر متناقض و متفاوت باشد. این وضعیت تحلیل نهایی در مورد کارائی ها را دچار اشکالات اساسی می نماید. همچنین همانطور که اشاره شد برای تعیین اندازه مناسب طول قدم های آلفا-برش ها رویکرد مشخصی ارائه نشده است و در نوشتارهای مختلف با توجه به شرایط و تحلیل حساسیت بر روی رتبه های حاصل شده، کفایت طول قدم آلفا-برش تعیین می شود که بر پیچیدگی و عدم تفسیر مناسب از نتایج نهایی می افزاید. اما تغییر متغیرهای انجام شده و لحاظ نمودن محدودیت های اضافی که رابطه های جدیدی را بین متغیرهایی از جنس آلفا-برش برای ورودی ها و خروجی ها و متغیرهای تصمیم مساله در نظر می گیرد، علاوه بر خطی سازی مساله غیرخطی اولیه، باعث می شود که مقادیر بهینه آلفا-برش مستقل باشد. ۶-۳- جمع بندی در این فصل در ابتدا به شرح مدل کلاسیک تحلیل پوششی داده ها پرداخته و با وارد کردن اعداد فازی بصورت بازه مدل مزبور به مدل تحلیل پوششی داده ها فازی تبدیل شده است. برای حل مدل را به دو مدل خوشبینانه و بدبینانه تبدیل کرده و به شرح هر کدام پرداخته شد. و با اشاره به اشکالات مدل ها مبنی بر اینکه مرزهای کارایی متفاوتی برای واحد تصمیم گیری ایجاد می کند با یکسان کردن محدودیت ها این مشکل اصلاح شد و در ادامه با شرح روش آلفا-برش، از این روش برای تبدیل این مدل های فازی به قطعی استفاده شده است. ولی از آنجایی که با بهره گرفتن از آلفا مدل غیر خطی می شود با بهره گرفتن از تغییر متغیر به مدل خطی تبدیل شده و در نهایت به منافع آن اشاره شده است. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها۱-۴- مقدمه در فصل دوم، مروری بر ادبیات ارزیابی عملکرد، تحلیل پوششی داده ها و مدلهای فازی آن صورت گرفت. در فصل سوم، مدلی جهت ارزیابی عملکرد شرکت های سیمانی از ترکیب DEA و منطق فازی ارائه گردید و داده ها -که در اینجا نهادهها و ستاندهها هستند- گردآوری گردیدند. در این فصل داده های جمعآوری شده، با بهره گرفتن از نرمافزار Lingo 13مورد تجزیه تحلیل قرار میگیرد، نمرات کارایی شرکت های مختلف با روش تحلیل پوششی داده های فازی با توجه به حدود بالا و پایین محاسبه میگردند. ۲-۴- جامعه و نمونه آماری برای آزمون مدل پیشنهادی این پژوهش شرکت های سیمانی فعال در بورس اوراق بهادار انتخاب گردیده اند. با توجه به نیاز به شباهت کاری نمونه های مورد بررسی در تحلیل پوششی داده ها و داده های در دسترس از بین شرکت های موجود ۳۰ شرکت سیمانی به عنوان نمونه انتخاب گردیدند که در این مطالعه نمونه گیری معنای نمونه گیری در سایر تحقیقات را ندارد و نتایج حاصل فقط در رابطه با موارد بررسی قابل تحلیل و توجیه است.
 ۳-۴- روش گردآوری داده ها داده هایی که برای این پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند مربوط به اطلاعات مالی و غیر مالی شرکت های سیمانی فعال در بورس اوراق بهادار می باشد که قسمتی از این داده ها از طریق بورس و قسمت دیگر با همکاری مرکز بهره وری جمع آوری شده اند. این داده ها پنج متغیر ورودی شامل نسبت کل بدهی به کل دارایی، میانگین دوره وصول مطالبات، انرژی و مواد اولیه و پنج خروجی شامل نسبت آنی، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، گردش موجودی کالا، ظرفیت و بهره برداری از ظرفیت را در بر می گیرد که مربوط به سال های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۲ می باشد.
 ۴-۴- اجرای مدل FDEA و استخراج نتایج ارزیابی در این بخش تجزیه و تحلیل نتایج مدل سازی ارزیابی عملکرد با مدل های تحلیل پوششی داده های فازی برای نمونه مورد بررسی با توجه به مطالب ارائه شده در فصل دوم و سوم در زمینه مدل های تحلیل پوششی داده ها و مدل سازی صورت گرفته، انجام می شود. چنانچه گفته شد در مدل پیشنهادی، نسبت کل بدهی به کل دارایی و میانگین دوره وصول مطالبات به عنوان متغیرهای مالی ورودی و نیروی انسانی، انرژی و مواد اولیه به عنوان متغیرهای غیرمالی ورودی محسوب می شوند. هم چنین نسبت آنی، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام وگردش موجودی کالا به عنوان متغیرهای مالی خروجی و ظرفیت و بهره برداری از ظرفیت به عنوان متغیرهای غیرمالی خروجی این پژوهش محسوب می شوند. شکل (۱-۴). نهاده ها و ستاده های مدل اجرایی مقدار هر یک از نهاده ها و ستانده های فوق که در حقیقت وضعیت موجود سازمان در آن بعد را نشان می دهد از داده های موجود استخراج می شود. در جدول (۱-۴) دسته بندی این متغیرها نشان داده شده است. جدول(۱-۴). جدول دسته بندی متغیرهای ورودی و خروجی مدل
| متغیرهای خروجی |
متغیرهای ورودی |
| غیر مالی |
مالی |
غیر مالی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۷-۹- نمودار سرعت خروجی پرتابه برحسب سرعت اولیه برای شش لایه متقارن با تکیهگاه تماما صلب ۱۱۳ شکل ۷-۱۰- نمودار سرعت خروجی پرتابه برحسب سرعت اولیه برای شش لایه متقارن با تکیهگاه تماما ساده ۱۱۳ شکل ۷-۱۱- نمودار سرعت خروجی پرتابه برحسب سرعت اولیه برای سهلایه با تکیهگاه تماما صلب ۱۱۴ شکل ۷-۱۲- نمودار سرعت خروجی پرتابه برحسب سرعت اولیه برای سهلایه با تکیهگاه تماما ساده ۱۱۴ شکل ۷-۱۳- نمودار تغییرات سرعت پرتابه برحسب زمان برای شش لایه متقارن با تکیهگاه تماما صلب ۱۱۵ شکل ۷-۱۴- نمودار تغییرات سرعت پرتابه برحسب زمان برای شش لایه متقارن با تکیهگاه تماما ساده ۱۱۵ شکل ۷-۱۵- نمودار تغییرات سرعت پرتابه برحسب زمان برای سهلایه با تکیهگاه تماما صلب ۱۱۶ شکل ۷-۱۶- نمودار تغییرات سرعت پرتابه برحسب زمان برای سهلایه با تکیهگاه تماما ساده ۱۱۶ شکل ۷-۱۷- کانتور توزیع تنش ایجاد شده در قطعه شش لایه با تکیهگاه تماما صلب تحت سرعتهای اولیه مختلف ۱۱۷ فصل اول مقدمه ۱-۱- مقدمه استفاده از سازههای چندلایهای کامپوزیتی در صنایع مختلف، در سالهای اخیر روند روبه رشد و فزایندهای داشتهاست. نسبت استحکام ویژه بالا، چقرمگی، مقاومت در برابر خوردگی و خستگی، مقاومت مناسب در مقابل واکنشهای موجود در محیطهای شیمیایی، نفوذناپذیری در برابر آب، عایق مناسب حرارتی، قابلیت متنوع شکل دهی و دوخت و … از جمله دلایل قرارگیری این مواد در کانون توجه و اهمیت طراحان و صنعتکاران بشمار میآیند.
 چند لایههای کامپوزیت از طریق قرار دادن لایههای حصیری و سوزنی روی هم و چسباندن آنها بوسیله رزین و با بهره گرفتن از پروسههای ساخت دستی، کیسه خلا و تزریق رزین در خلا ساخته می شوند. با وجود مزایای چند لایههای کامپوزیت، همواره معایبی نیز در بکارگیری این چند لایه ها وجود داشته است که ذهن دانشمندان و سازندگان را درگیر کرده است. مهمترین معایب آنها عبارتند از : الف) خواص مکانیکی آنها در راستای ضخامت نسبت به خواص مکانیکی درون صفحهای پایینتر میباشد. ب) در برابر جدایش لایه ها ضعیف میباشند. ج) در برابر ضربه ضعیف بوده و خواص مکانیکی آنها پس از ضربه پایین میباشد. د) هزینه ساخت آنها نسبتاً بالا میباشد. در سالهای گذشته روشهای مختلفی برای حل مسائل فوق ارائه گردیده است. یکی از این روشها بکارگیری کامپوزیتهای سه بعدی می باشد. ساخت اولین نمونههای کامپوزیت سه بعدی به سال ۱۹۶۰ برمیگردد. در طی این ۵۰ سال تحقیقات زیادی در زمینه روش های تولید کامپوزیت سه بعدی، افزایش خواص مکانیکی، تجاری سازی آنها و … انجام شده است. تنوع ساختار و روشهای تولید گوناگون، دامنه وسیعی از خواص مکانیکی را برای کامپوزیتهای سه بعدی به ارمغان آوردهاست. همچنین این کامپوزیت ها برخلاف کامپوزیتهای دو بعدی دارای رشته های فایبر در جهت ضخامت میباشند. این موضوع علاوه بر تقویت خواص مکانیکی در راستای ضخامت، از جدایش لایه ها تا حد امکان جلوگیری نموده و مقاومت در برابر ضربه را افزایش میدهد. در حقیقت کامپوزیتهای سه بعدی برخی از معایب اصلی کامپوزیت های دو بعدی را تا حد زیادی مرتفع کرده اند. کامپوزیت های سه بعدی به چهار دسته اصلیِ Braided,Woven، Knitted و Stitched تقسیم بندی میشوند که تفاوت آنها در نوع ساختار داخلی و قرارگیری الیاف میباشد. یکی از انواع کامپوزیت های سه بعدیِ Stitched، کامپوزیت پیشرفته چند راستا یا NCF میباشد. کامپوزیت های پیشرفته چند راستا از طریق قرارگیری الیاف تک جهته روی یکدیگر و اتصال آنها به یکدیگر به کمک الیاف عمودی (الیاف در راستای ضخامت) تولید میگردند، در حالیکه در کامپوزیت های دو بعدی رشته های فایبر بصورت تار و پود در محل خود قرار گرفتهاند. کامپوزیت های پیشرفته چند راستا در مقایسه با کامپوزیت های دو بعدی، دارای خواص مکانیکی بهتر، سختی بیشتر، مقاومت بالاتر در برابر جدایش لایه ها و استحکام بیشتر در برابر بارهای ضربه ای و انفجاری میباشند. در ساختار داخلی سه بعدی کامپوزیت های پیشرفته چند راستا، الیاف عمودی در فواصل معین در راستای ضخامت و روی سطح لایه های بالا و پایین قرار گرفته است. با عبور الیاف عمودی از ضخامت، الیافِ لایه ها دچار انحراف شده و حفره هایی در ساختار داخلی ایجاد میگردد. این حفرهها در پروسه های ساخت کاملاً با رزین پر میشوند. با توجه به این موضوع ساختار داخلی کامپوزیتهای پیشرفته چند راستا یک ساختار ناهمگن و غیر ایزوتروپیک میباشد و خواص مکانیکی آنها با روش های متداولِ مورد استفاده در کامپوزیت های دو بعدی قابل محاسبه نیست. همچنین با توجه به وجود الیاف عمودی در راستای ضخامت، نمیتوان کامپوزیت های پیشرفته چند راستا را ایزوتروپیکِ عرضی فرض نمود]۲[. انجام بررسیهای تجربی، تئوری و عددی متعدد جهت شناخت هرچه بیشتر خصلتهای رفتاری کامپوزیتهای مختلف تحت شرایط بیرونی مختلف یکی از دلمشغولیهای عمده محققان در سالهای اخیر بوده بطوریکه نتایج به بارنشسته قبلی در کارکردهای عملی و صنعتی نیز به نمره قابل قبولی دست پیدا کردهاند. از جمله این آزمایشات و مشاهدات که بر روی کامپوزیت ها انجام پذیرفته، پاسخ این لایه ها تحت بارگذاری ضربه است. ضربه قطعه خارجی در برخورد با قطعه کامپوزیتی از جمله مواردی است که اجزایی همچون بال و بدنه سازه های هوایی و دریایی را تهدید میکند و در صورت عدم دارایی استحکام مناسب می تواند به تخریب های گسترده و زیان آور بیانجامد. چرا که با همه این تفاسیر و تفاصیل، هنوز نیز کم و کیف پاسخ چندلایه های کامپوزیتی سه بعدی تحت بارگذاری های مساله سازی چون ضربه، محل دغدغه و اندیشه محققان است. بارهای ضربهای محتملی که در طول پروسه تولید و یا حین سرویس دهی و یا تعمیرات رخ میدهند گاهی تولید آسیب های داخلی کرده که با بازرسی های چشمی قابل تشخیص نیستند و در بارگذاریهای بعدی گسترش پیدا کرده و موجب کاهش استحکام سازه و متعاقبا وارد آمدن خسارت و صدمات به سازه و سازه های مرتبط و مجاور میشود. لذا منطقی است که در هنگام طراحی این سازه ها، جهت حصول اطمینان از میزان مقاومت شان در برابر بارهای ضربهای، استحکام آنها در این بارگذاریها مورد بررسی قرار گیرد. ۱-۲- پیشینه تحقیق بعلت فراگیر و حائز اهمیت بودن پدیده ضربه بر روی سازههای کامپوزیتی، تاکنون مطالعات تجربی، عددی و تحلیلی متعددی جهت مطالعه پروسه ضربه بر روی انواع مختلف کامپوزیتها صورت پذیرفته است. شاید بتوان گفت اولین مطالعات تجربی و آزمایشگاهی بر روی مواد مرکب تحت ضربه بالستیک به دهه ۶۰ میلادی برمی گردد که اسناد آن تا مدتها بعلت ارتباط با تحقیقات صنایع نظامی تا اواخر دهه ۸۰ بصورت سری باقی ماند تا اینکه در آن زمان مقالات متعددی در این زمینه انتشار یافت که از آن جمله می توان بررسی رفتار بالستیک چندلایه های فایبر با ماتریسهای اپوکسی و وینیل استر توسط واسادف[۱] در ۱۹۸۷ اشاره کرد]۳۴[. کانت وِل[۲] در ۱۹۸۸ به آنالیز چندلایه های کربن-اپوکسی تحت محدوده وسیعی از سرعتها (۱۰ تا ۵۰۰ متر بر ثانیه) با بهره گرفتن از آزمایشات غیرمخرب اولتراسونیک پرداخت]۳۵[. چن چانگ[۳] و وو[۴] در ۱۹۹۴ با ترتیب آزمایشی برای چندلایه های بافته شده گلاس – اپوکسی تحت ضربه گلوله با سر نیم کروی و محدوده سرعت بین ۲/۸ تا ۸/۹۲ دریافتند که به موازات افزایش سرعت گلوله، الگوی ناحیه تخریب از حالت دایره به فرم بیضوی و نهایتا لوزی تغییر شکل می دهد. ضمن اینکه برای سرعت های پایین تر از حد بالستیک انرژی جذب شده و ناحیه لایه لایه شده دارای رابطه خطی با انرژی اولیه گلوله هستند ]۳۶[. سان[۵] و پوتی[۶] در ۱۹۹۶ سرعت حد بالستیک و سرعت باقیمانده گلوله بعد از پروسه ضربه را با بهره گرفتن از یک مدل المان محدود دو گرهی و دو درجه آزادی به ازای هر گره پیش بینی کردند]۳۷[. ناندال[۷] و همکارانش در ۱۹۹۸ ضمن نادیده گرفتن رفتار غیرایزوترپیک چندلایههای گلاس- پلی استر تحت ضربه از یک کد اجزاء محدود دوبعدی LS-DYNA جهت پیش بینی توسعه گونه های مختلف تخریب آنها بهره بردند]۳۸[. لوناسی[۸] و همکارانش در سال ۲۰۰۰ یک مدل تحلیلی شکست برای آنالیز سازه های نازک بافته شده گلاس-اپوکسی تحت بارگذاری ضربه ارائه کردند که به پیش بینی تخریب درون صفحهای کامپوزیت شامل شکست ماتریس و فایبر در جهات تار و پور می انجامید]۳۹[. نایک[۹] و همکارانش در سال ۲۰۰۰ با بهره گیری از قانون تماسی هرتز به ارائه مدلی عددی برمبنای اجزاء محدود جهت بررسی و مقایسه رفتار (شامل ماکزیمم نیروی تماسی بوجودآمده در ضربه، ماکزیمم جابجایی، طول زمان ضربه) چندلایه های تک جهته و بافته شده صفحهای که در هر چهار وجه خود مهار شده اند تحت ضربه سرعت پایین پرداختند]۴۰[. فوجی[۱۰] و همکارانش در ۲۰۰۲ نشان دادند که برای CFRP ها هرچه سرعت ضربه بیشتر باشد، توسعه ناحیه تخریب کمتر است]۴۱[ . لوپزپونت[۱۱] و همکارانش در ۲۰۰۲ تاثیر دما و نواری یا بافته شده بودن[۱۲] فایبرها را روی سایز ناحیه تخریب CFRP ها تحت ضربه سرعت بالا بررسی کردند.]۴۲[. کیم[۱۳] و همکارانش در ۲۰۰۳ رفتار پنل های شبه ایزوتروپیک کربن-اپوکسی را تحت ضربه دانههای تگرگ مورد بررسی قرار دادند و به مکانیزمهای تخریب مختلف تحت سرعتهای مختلف دست یافتند]۴۳[. مدلسازیهای تماما سه بعدی نظیر آنچه بعدا لوپزپونت و همکارانش در ۲۰۰۳ ارائه کردند نیز مطرح شد، که بعنوان مثال می توان به تلاش چن[۱۴] و همکارانش در ۱۹۹۷ اشاره کرد که از یک روش بسیار بدیع برای بررسی ضربه های با سرعت بالاتر از ۵۰۰ متر بر ثانیه بر چندلایه های کربن – اپوکسی بهره بردند. آنها از هیدرودینامیک ذره مسطح شده[۱۵] که در اواخر دهه ۷۰ جهت حل مسائل اجرام سماوی و برخورد اجسام ریزاتمی با یکدیگر استفاده می شد، برای گسسته سازی فضایی مدل سه بعدی استفاده کردند]۴۴[. روش های تحلیلی متعددی نیز برای دریافت پاسخ کلی سیستم تحت ضربه با در نظر گرفتن قانون بقای مومنتم و معادله انرژی که شامل معادلات جبری و دیفرانسیل می شوند ارائه شدهاند. نایک و همکارانش در ۲۰۰۵ با بررسی تحلیلی چندلایه های بافته شده دوبعدی تحت ضربه بالستیک براساس تئوری موج توانستند ضمن تعیین انرژی جذب شده توسط مکانیزمهای مختلف تخریب در هر بازه زمانی و میزان کاهش سرعت در انتهای هر بازه به پیش بینی سرعت حد بالستیک، طول زمان تماس و شعاع ناحیه تخریب دست یابند که توسط نتایج آزمایشگاهی نیز صحت نتایج خود را تایید کردند]۴۵[. در سال ۲۰۰۶ نیز لوپزپونت و همکارانش یک مدل تحلیلی برای پیش بینی سرعت باقیمانده گلوله در پلیت های بافته شده صفحهای نازک از جنس کربن-اپوکسی تحت ضربه آن گلوله با سرعت بالا ارائه کردند]۴۶[. در ۲۰۰۶ یونسانگ[۱۶] و همکارانش به بررسی آزمایشگاهی رفتار تحت ضربه یک چندلایه سه جهته عمودی با بهره گرفتن از دستگاه ارتقاء یافته میله فشاری هاپکینسون[۱۷] پرداختند و با تحلیل نمودار نیرو-جابجایی کامپوزیت، حساسیت انرژی جذب شده شکست و نیروی شکست را نسبت به نرخ کرنش مورد آنالیز قرار دادند و دریافتند این انرژی رابطه مستقیمی با سرعت اولیه گلوله و به تبع آن نرخ کرنش دارد. همچنین مود شکست در بارگذاری شبه استاتیکی عرضی را شکست کششی لایه عقبی و شکست فشاری لایه جلویی، و در بارگذاری عرضی ناشی از ضربه شکست ماتریس و فایبر ارزیابی کردند و هیچگونه مکانیزم لایه لایه شدن را نیز گزارش نکردند]۴۷[.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
I2Z0SA1
۱۰/۶ hi۲۱/۲ a-d۸۷/۰ a۱۷/۶ c-eI2Z1SA0۴۸/۶ g-i۱۶/۲ b-d۷۵/۰ ab۸۰/۵ c-fI2Z1SA1۲۳/۸ e-g۰۰/۲ cd۶۰/۰ cd۸۵/۴ h-jI2Z2SA0۶۲/۹ c-e۴۲/۲ ab۳۶/۰ gh۶۱/۴ i-kI2Z2SA1میانگین هایی که حداقل در یک حرف مشترکند، اختلاف آماری معنی داری در آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح احتمال پنج درصد ندارند.
۴-۹: عملکرد دانه: عملکرد دانه تحت تأثیر سطوح مختلف آبیاری، مصرف زئولیت و مصرف سالیسیلیک اسید قرار گرفت و در سطح آماری یک درصد معنی دار شدند ( جدول۴-۹). در جدول مقایسه میانگین اثرات اصلی، تیمار بدون تنش آبی با میانگین ۷۵/۹۵۴ کیلوگرم در هکتار بیشترین و تیمار تنش آبی بر اساس ۷۰ درصد نیاز آبی گیاه با میانگین ۲۹/۴۵۵ کیلوگرم در هکتار کمترین عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند ( جدول۴-۱۰). همچنین در بین سطوح مختلف مصرف زئولیت بیشترین عملکرد دانه با میانگین ۵۸/۸۲۳ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار مصرف ۸ تن در هکتار زئولیت و کمترین آن با میانگین ۳۳/۵۸۹ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار عدم مصرف زئولیت بود (جدول۴-۱۰). مهم ترین و تأثیر گذارترین صفت در گیاهان زراعی عملکرد دانه می باشد. بر اساس نتایج مقایسه میانگین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و زئولیت بیشترین عملکرد دانه با میانگین ۲۵/۱۰۷۱ کیلوگرم در هکتار متعلق به تیمار آبیاری بر اساس ۱۰۰ درصد نیاز آبی گیاه و مصرف ۸ تن زئولیت در هکتار و کمترین عملکرد دانه با میانگین ۷۵/۳۱۸ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۷۰ درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف زئولیت بود (جدول۴-۱۱). در بین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و سالیسیلیک اسید بیشترین عملکرد دانه با میانگین ۹۸۶ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۱۰۰ درصد نیاز آبی گیاه به همراه محلول پاشی سالیسیلیک اسید و کمترین مقدار آن با میانگین ۳۳/۴۲۷ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۷۰ درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف سالیسیلیک اسید بود. همچنین در بین اثرات متقابل زئولیت و سالیسیلیک اسید بیشترین عملکرد دانه با میانگین ۰۸/۸۲۵ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار مصرف ۸ تن زئولیت در هکتار و محلول پاشی سالیسیلیک اسید و کمترین آن با میانگین ۱۷/۵۵۷ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار عدم مصرف زئولیت و سالیسیلیک اسید بود (جدول۴-۱۱). به نظر می رسد در مرحله ی رشد رویشی تنش خشکی منجر به کاهش سطح برگ، شاخص سطح برگ و فتوسنتز در واحد سطح برگ می شود. در نتیجه کاهش عملکرد در این مرحله به واسطه ی کاهش تعداد دانه در غوزه می باشد (Rostami et al., 2003). بیشترین عملکرد دانه در تیمار آبیاری معادل ۱۰۰ درصد نیاز آبی گیاه با ۱۶/۱۱۹۸ کیلوگرم بر هکتار و کمترین عملکرد دانه در تیمار آبیاری معادل ۵۰ درصد نیاز آبی گیاه با ۴۶/۹۳۶ کیلوگرم بر هکتار به ثبت رسید (فراست، ۱۳۸۹). کاهش عملکرد در مرحله ی زایشی به واسطه ی کاهش دوره ی پر شدن دانه ها، کوچک شدن دانه ها و کاهش وزن دانه ها می باشد. بر اساس نتایج حاصله از مقایسه میانگین های اثرات متقابل سه گانهی صفات مشاهده شد که بیشترین عملکرد دانه با میانگین ۱۱۱۰ کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار (آبیاری بر اساس ۱۰۰ درصد نیاز آبی گیاه + مصرف ۸ تن در هکتار زئولیت + محلول پاشی سالیسیلیک اسید) و کمترین عملکرد دانه با میانگین ۲۵/۲۷۷ کیلوگرم در هکتار متعلق به تیمار (آبیاری بر اساس ۷۰ درصد نیاز آبی گیاه + عدم مصرف زئولیت و سالیسیلیک اسید) بود (جدول۴-۱۲). کاهش عملکرد و اجزای آن در تیمار تنش شدید (آبیاری معادل ۵۰% نیاز آبی گیاه) را می توان به علت کاهش تعداد دانه و وزن هزار دانه دانست (فراست، ۱۳۸۹). دلیل کاهش تعداد دانه ممکن است به علت کاهش تعداد سلول های آندوسپرمی تولید شده در مرحله ی پر شدن دانه باشد و بیشترین اثر تنش رطوبتی روی وزن دانه در مدت پر شدن دانه می باشد. همچنین دلیل این امر را می توان به عدم نمو دانه پس از گرده افشانی و باروری دانست. نتایج بدست آمده از تحقیقات انجام شده روی گلرنگ در رابطه با عملکرد دانه در مناطق مختلف تحت تنش خشکی بیانگر این موضوع است که عملکرد دانه از ۱ تا ۳/۳ تن در هکتار متغییر است ( Esendal et al., 2008). این نتایج در مناطق دیگر مانند ساکرامنتوی کالیفرنیا (Cavero et al., 1999)، آریانای تونس (Hamrouni et al., 2001)، پامپاس آرژانتین (Quiroga et al., 2001)، پونتزای ایتالیا (Lovelli et al., 2007) و اوریسای هند (Kar et al., 2007) نیز گزارش شده است.
 ۴-۱۰: عملکرد دانهی غوزه ی اصلی: برخی ار محققان عنوان کرده اند که بین سطوح قطع آبیاری از نظر عملکرد دانه، اختلاف معنی درای در سطح یک درصد وجود دارد (Moosavifar et al., 2009). در جدول تجزیه واریانس مشاهده شد که عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی تحت تأثیر سطوح مختلف مصرف زئولیت، اثر متقابل آبیاری و زئولیت و اثر متقابل آبیاری و سالیسیلیک اسید قرار گرفته و در سطح آماری یک درصد و همچنین تحت تأثیر سطوح مختلف تنش آبی، اثر متقابل زئولیت و سالیسیلیک اسید و اثرات متقابل سه گانه ی آبیاری، زئولیت و سالیسیلیک اسید قرار گرفته و در سطح آماری پنج درصد معنی دار شده ولی مصرف سالیسیلیک اسید بر این صفت از لحاظ آماری تأثیر معنی داری را نداشت (جدول۴-۹). (Kafi and rostami, 2008; Cabuslay et al., 2002)، عنوان کردند که افزایش محدودیت آب در طی دوران زایشی گیاه، در کاهش عملکرد دانه مؤثر است. کاهش عملکرد دانه در شرایط آبیاری محدود را می توان به اثر کمبود آب ناشی از قطع آبیاری، که با تسریع پیری و کاهش طول دوره ی رشد و پر شدن دانه ی گیاه همراه است و همین طور به علائم ارسالی از ریشه به برگ و القای بسته شدن روزنه ها و در نهایت کاهش فتوسنتز خالص نسبت داد (Clavel et al., 2005). سایر محققان نیز علت کاهش عملکرد دانه در شرایط تنش خشکی را به عدم دسترسی گیاهان به آب آبیاری نسبت دادند که در نتیجه ی آن افزایش رقابت بین گیاهان برای آب و کاهش در تعداد طبق در گیاه و تعداد دانه در طبق و
 وزن هزار دانه و افزایش درصد پوکی طبق اتفاق می افتد که همبستگی معنی دار و مثبتی با عملکرد دانه دارد (Koutroubas et al., 2000). در جدول مقایسه میانگین اثرات اصلی عملکرد اقتصادی غوزه های اصلی با افزایش شدت تنش آبی مقدار آن نیز افزایش پیدا کرده به طوری که بیشترین عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی با میانگین ۵۷۶/۰ گرم مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۸۵ درصد نیاز آبی گیاه و کمترین عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی با میانگین ۵۱۱/۰ گرم مربوط به تیمار عدم تنش آبی (شاهد) بود (جدول۴-۱۰). در مورد سطوح مختلف مصرف زئولیت مشاهده شد که با افزایش سطوح مصرف زئولیت عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی نیز افزایش می یابد به طوری که بیشترین و کمترین عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی با میانگین های ۵۶۹/۰ و ۴۹۵/۰ گرم به ترتیب مربوط به تیمار مصرف ۸ تن در هکتار و عدم مصرف زئولیت می باشد (جدول۴-۱۰). مصرف سالیسیلیک اسید با میانگین ۵۲۹/۰ گرم باعث کاهش عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی نسبت به تیمار عدم مصرف سالیسیلیک اسید با میانگین ۵۳۸/۰ گرم شد (جدول۴-۱۰). نتایج مقایسه میانگین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و زئولیت نشان داد که بیشترین عملکرد اقتصادی غوزهی اصلی با میانگین ۵۹۵/۰ گرم مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۷۰ درصد نیاز آبی گیاه به همراه مصرف ۸ تن زئولیت در هکتار و کمترین آن با میانگین ۴۱۶/۰ گرم مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۱۰۰ درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف زئولیت بود (جدول۴-۱۱). در بین اثرات متقابل آبیاری و سالیسیلیک اسید نیز بیشترین عملکرد اقتصادی غوزهی اصلی با میانگین ۵۹۴/۰ گرم مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۸۵ درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف سالیسیلیک اسید و کمترین آن با میانگین ۴۸۶/۰ گرم مربوط به تیمار آبیاری بر اساس ۷۰ درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف سالیسیلیک اسید بود. همچنین در بین اثرات متقابل زئولیت و سالیسیلیک اسید نیز بیشترین مقدار با میانگین ۵۷۹/۰ گرم مربوط به تیمار مصرف ۸ تن زئولیت در هکتار به همراه محلول پاشی سالیسیلیک اسید و کمترین مقدار آن با میانگین ۴۹۱/۰گرم مربوط به تیمار عدم مصرف زئولیت و سالیسیلیک اسید بود (جدول۴-۱۱). به نظر می رسد در مرحله ی رشد رویشی تنش خشکی منجر به کاهش سطح برگ، شاخص سطح برگ و فتوسنتز در واحد سطح برگ می شود. در نتیجه ی کاهش عملکرد در این مرحله به واسطه ی کاهش تعداد دانه در غوزه می باشد (Rostami et al., 2003). طبق نتایج جدول مقایسه میانگین های اثرات متقابل سه گانهی صفات مشاهده شد که بیشترین عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی با میانگین ۶۵۷/۰ گرم مربوط به تیمار (آبیاری بر اساس ۷۵ درصد نیاز آبی گیاه + مصرف ۸ تن در هکتار زئولیت + مصرف سالیسیلیک اسید) بود و کمترین عملکرد اقتصادی غوزه ی اصلی با میانگین ۴۰۲/۰ گرم مربوط به تیمار (عدم تنش آبی + عدم مصرف زئولیت + مصرف سالیسیلیک اسید) بود (جدول۴-۱۲). عملکرد اقتصادی در تمامی گیاهان زراعی به عنوان عامل مهم اقتصادی مطرح می باشد و عوامل محیطی باعث کاهش یا افزایش آن می شود و تنش آبی یکی از آن عوامل بوده و هرچه تنش آبی شدت آن بیشتر باشد بر روی رشد کلی گیاه، فتوسنتز گیاه و سایر عوامل که در نهایت بر روی عملکرد دانه تأثیر می گذارند مؤثر بوده و باعث کاهش آن می شود ولی از طرفی مصرف زئولیت و سالیسیلیک اسید رطوبت مورد نیاز گیاه را تا حد قابل ملاحظه ای جبران کرده و از تبخیر و تعرق بیش از حد گیاه جلوگیری کرده و موجب افزایش عملکرد گیاه نسبت به حالتی که بدون زئولیت و سالیسیلیک اسید هستند می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آن چه مسلّم است سعدی در حلب ازدواج کرده، امّا درباره ی ادامه ی زندگی و زمان سکونت او نمی توان سخن گفت. ۳-۲-۷- طایفه ی سعدی شیخ شیراز در غزلی از غیرتمندی خود یاد می نماید و این مسئله را شگفت نمی داند و اعتقاد دارد که از سعد غیور، غیرتمندی عجیب نیست. گویا سعدی اعتقاد دارد که از طایفه ی سعد، صحابی مشهور پیامبر است.
 سختم آید که به هر دیده تو را می نگرند سعدیا! غیرتت آمد نه عجب سعد غیور(همان،۴۳۲) ۳-۳- آثار سعدی آثار سعدی به دو دسته ی منظوم و منثور تقسیم می شوند. هر کدام از آن ها زیبایی خاص خود را دارند . گلستان زیباترین اثر منثور شیخ ، نیز به اشعار عربی و فارسی آمیخته است. در واقع می توان گفت آثار سعدی، گنجینه ای از دانش و معارف گوناگون است که شیخ آن را چون زنبور عسل گرد آورده است . ۳-۳-۱- گلستان سعدی می توان گفت، آن چه سبب زیبایی گلستان شده است نه تنها موضوع و محتوای آن، بلکه زیبایی کلام، تناسب جملات و عبارات، نثر آهنگین، اختصار و ایجاز مناسب و سادگی آن است، دیباچه ی زیبا ی گلستان از دیباچه های نادر، در ادبیّات فارسی است و می توان آن را از زیباترین دیباچه های تاریخ ادب فارسی نامید زیرا از همه ی زیبایی های ادبی بهره مند است. ۳-۳-۱-۱- نام گذاری کتاب توسط سعدی نام کتاب گلستان در مقدمّه آمده است و بدون شک، این نام را سعدی برای کتاب، انتخاب کرده است. در دیباچه ی کتاب می خوانیم: ((گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن.)) (سعدی ،۱۳۸۴ ، ۱۲) و نیز آمده است که: به چه کار آیدت زگل طبقی از گلستان من ببر ورقی (همان ،۱۲) امید هست که روی ملال در نکشد از این سخن که گلستان نه جای دلتنگی است (همان ، ۱۲) در پایان کتاب نیز نام آن ذکر شده است. ((تمام شد کتاب گلستان ولله المستعان به توفیق باری عزّ اسمه در این جمله.)) (همان،۱۴۷) ۳-۳-۱-۲- علّت تألیف گلستان علّت تألیف گلستان، در دیباچه ی کتاب بیان شده است. می توان گفت سعدی در تألیف گلستان، شناسنامه ی کتاب را تدوین کرد. در زمینه ی تألیف کتاب گفته است: ((یک شب تأمل ایّام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه ی دل به الماس آب دیده می سفتم و این بیت ها مناسب حال خود می گفتم: هر دم از عمر می رود نفسی چون نگه می کنم نماند بسی))(همان، ۱۰) سعدی از گذر بیهوده ی عمر، احساس زیان می کند و تصمیم می گیرد که گوشه نشینی اختیار کند. او در مقدّمه ی گلستان گفته است:((مصلحت چنان دیدم، که در عزلت نشیمن نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفت های پریشان بشویم و، من بعد، پریشان نگویم.)) (همان ،۱۱) یکی از دوستان قدیم نزد سعدی می آید، امّا سعدی از سخن گفتن با او خود داری می کند تا جایی که دوست می گوید: ((خلاف راه صواب است و نقض رأی اولی الباب. ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام.)) (سعدی،۱۳۸۴، ۱۱) سعدی با دوست خود، شب در بوستانی می آرمد و صبح دوستش از بوستان مقداری گل می چیند، تا هدیه ای برای دوستان ببرد، امّا در ذهن سعدی زمینه ی نوشتن گلستان فراهم می شود و تصمیم می گیرد که شروع به نوشتن گلستان کند. شیخ اجل گفته است: (( گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن، که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد.)) (همان،۱۲) ۳-۳-۱-۳- نام گذاری باب ها توسط سعدی در دیباچه ی گلستان می خوانیم، ((امعان نظر در ترتیب کتاب و تهذیب ابواب، ایجاز سخن مصلحت دید، تا بر این روضه ی غنا و حدیقه ی علیا، چون بهشت ، هشت باب اتّفاق افتاد، از آن مختصر آمد، تا به ملال نینجامد: باب اول : در سیرت پادشاهان باب دوم : در اخلاق درویشان باب سوم : در فضیلت قناعت باب چهارم : در فواید خاموشی باب پنجم : در عشق جوانی باب ششم : در ضعف و پیری باب هفتم : در تأثیر تربیت باب هشتم : در آداب صحبت ))(همان، ۱۴) چنان چه پیدا است، نام باب ها و تقسیم بندی کتاب، توسط سعدی صورت گرفته، این تقسیم بندی در کلیّه ی چاپ های مختلف گلستان، رعایت شده است. ۳-۳-۱-۴- سال تألیف گلستان بنابر اعلام صریح حضرت سعدی، نگارش کتاب در سال ۶۵۶ هجری شروع و در همان سال نیز به پایان رسید. ((فصلی در همان روز اتّفاق بیاض افتاد، در حسن معاشرت و آداب محاورت،… فی الجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد.)) (سعدی،۱۳۸۴ ،۱۲) در این مدّت که ما را وقت خوش بود ز هجرت شش صد و پنجاه و شش بود (همان ، ۱۴ ) ۳-۳-۱-۵- هدف از تألیف کتاب هدف از تألیف کتاب گلستان، پند و اندرز است. مخاطبین نصیحت سعدی، همه ی اقشار جامعه از شاهزاده ی سلغری تا روستایی محروم از مواهب زندگی هستند. مراد ما نصیحت بود و گفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم (همان، ۱۴ ) در حکایت دوم از باب هفتم می گوید: وقتی افتاد فتنه ای در شام هر کس از گوشه ای فرا رفتند روستازادگان دانشمند به وزیری پادشا رفتند پسران وزیر ناقص عقل به گدایی به روستا رفتند (همان ، ۱۱۱ ) با بیان سه بیت به صورتی بسیار ساده، ارزش علم آموزی را بیان می کند تا هر کس با هر مقامی به کسب علم بپردازد. ۳-۳-۱-۶- عدم استفاده از شعر گذشتگان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴-۵- پیشنهادات کاربردی ۱- به کمک تکنیک DEA واحدهای کارا شناسایی شدند. بنابراین می توان از این واحدهای کارا به عنوان الگوی واحدهای ناکارآمد استفاده کرد و آنها را در جهت کارایی بیشتر تا رسیدن به مرز کارایی تشویق و سازمان دهی کرد.
 ۲- بر اساس نتایج حاصل از حل مدلهای تحلیل پوششی داده ها فازی میتوان با معرفی واحد الگو به هریک از واحدهای ناکارا و مسئولان اجرایی، جهت افزایش کارایی و عملکرد بهینه واحد ناکارا برنامه ریزی نمود، بدین منظور برای هر شرکت سیمانی ناکارا، مقادیر مطلوب مشخص شوند (در بخش ایجاد واحد مجازی) و این واحدها برای رسیدن به کارایی تلاش کنند تا به این مقادیر نزدیک شوند. ۲-۴-۵- پیشنهادات تحقیقات آتی ۱- از پیشنهادات آتی میتوان به حل مدل RDEA با فرض وجود ورودیها و خروجی های غیرقطعی اشاره کرد. برای این منظور باید مدل RDEA به یک مدل برنامه ریزی نیمه معین یا یک مدل NP-hard تبدیل شود و سپس با تکنیکهای مناسب حل گردد. ۲- بررسی بحث سازگاری بین جوابهای مدل RDEA و سایر مدلهای عدم قطعیت در این حوزه مثل SFA. ۳- توسعه سایر مدلهای مرتبط با DEA مثل مدل جمعی، شاخص مالمکوئیست و … در فضای بهینهسازی استوار. ۴- به کارگیری مدل ارائه شده در صنایع دیگر. ۵- انجام پژوهش برای کلیه DMU های موجود در صنعت. ۶- مجال این تحقیق برای موشکافی کارایی واحدهای بسیار کم بوده، لذا با توجه در اختیار داشتن نتایج مدل های CCR و BCC می توان به تجزیه بیشتر کارایی و مقدار کارایی به مقیاس واحدها نیز پرداخت. ۷- در مورد نهاده ها و ستانده های واحدهای تحت بررسی، تنها ستانده های مطلوب و مثبت در نظر گرفته شده اند لذا با بررسی میزان تاثیر ستاده های نامطلوب هر واحد و یا در نظر گرفتن برخی عوامل محیطی شاید به نتایج واقعی تری بتوان دست یافت. ۵-۵- محدودیت های تحقیق هر تحقیق و پژوهش در مراحل مختلف (از برنامه ریزی گرفته تا اجرا) با محدودیت ها یا حتی مشکلاتی مواجه می باشد. در این تحقیق نیز محدودیت هایی به شرح ذیل قابل طرح است:
-
- شاخص هایی که در زمینه ارزیابی عملکرد شرکت های سیمانی می توان بکار برد بسیار زیاد می باشند اما به دلیل محدودیتی که در روش تحلیل پوششی داده ها وجود دارد مبنی بر اینکه مجموع ورودی ها و خروجی ها نباید از یک سوم تعداد واحدهای مورد بررسی بیشتر باشد، ناگزیر به محدود کردن شاخص ها و انتخاب شاخص های مهم تر توسط خبرگان بودیم.
-
- محدودیت های مالی و در اختیار نداشتن زمان کافی
-
- عدم دسترسی سریع به داده و طولانی و وقت گیر بودن محاسبات
-
- محرمانه بودن بعضی از اطلاعات و داده های مربوطه
-
- شرکت های سیمانی به دو دسته شرکت های هلدینگ و شرکت های تولیدی تقسیم می شوند، شرکت های هلدینگ مانند شرکت سیمان تهران، شرکت های سرمایه گذاری می باشند که شرکت های تولیدی متعددی زیر مجموعه آن می باشند، در نتیجه مقایسه کارایی این شرکت ها با شرکت های تولیدی سیمان از نظر علمی درست نمی باشد و نتایج واقع بینانه ای را به دنبال نخواهد داشت. در این پژوهش می بایست ارزیابی و مقایسه شرکت های هلدینگ و شرکت های تولیدی سیمان به صورت جداگانه صورت می گرفت که به دلیل عدم دسترسی بکامل به متخصصین امکان پذیر نبود.
-
- در این پژوهش برای دستیابی به ارزیابی عملی و واقع بینانه تر باید از شاخص هایی مانند استهلاک که در عملکرد شرکت های سیمانی اهمیت بسزایی دارند و شاخص های دیگری که در این صنعت تعیین کننده هستند، استفاده می شد. اما به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات چنین شاخص هایی به ناچار از شاخص هایی با اهمیت کمتر نسبت به آن ها استفاده شد
۶-۵- نتیجه گیری تحقیق حاضر مدلی را برای ارزیابی عملکرد با ترکیب رویکرد تحلیل پوششی داده ها و منطق فازی ارائه داده است که در آن با رفع کاستی های مدل های سابق امکان مقایسه و ارزیابی بهتری داشته باشیم. مدل مذکور برای ارزیابی کارایی شرکت های سیمانی بورس اوراق بهادار مورد استفاده قرار گرفت. و با بهره گرفتن از روش MRA به رتبه بندی شرکت ها پرداختیم. و نتایج را در غالب جداولی ارائه دادیم. و در نهایت با در نظر گرفتن رویکرد خوشبینانه و با بهره گرفتن از روش اندرسون- پیترسون به رتبه بندی شرکت های کارا پرداختیم. در مقایسه با پژوهش های صورت گرفته در این زمینه، نوآوری پژوهش حاضر در این است که در دو رویکرد خوشبینانه و بدبینانه مدل تحلیل پوششی داده ها به جای استفاده از محدودیت های متفاوت محدودیت های یکسانی را بکار می گیرد و این عمل منجر به بکار گیری مرز کارایی یکسانی برای ارزیابی و مقایسه کارایی واحدهای متفاوت می شود و در این صورت مقایسه، دقیق تر و عملی تر خواهد بود. از آنجایی که داده های ما فازی هستند برای تبدیل آن ها به داده های قطعی از روش برش آلفا استفاده می شود که باعث می شود مدل مذکور به یک مدل غیر خطی تبدیل شود از این رو با اعمال تغییر متغیر، مدل را به مدل خطی تبدیل می کنیم که باعث سهولت حل مدل و کاهش محاسبات می شود و از طرفی دیگر با حذف آلفا از مدل دیگر شرکت ها ( واحدهای تصمیم گیرنده ) قادر نخواهند بود که با کاهش یا افزایش آلفا نتایج ارزیابی خود را تغییر دهند و نتایج غیر واقعی را به دنبال نخواهد داشت.
 فهرست منابع ۱) آذر، عادل و صفوی، سعید(۱۳۸۳)،"ارزیابی عملکرد سازمان براساس شاخص های جوایز کیفیت- رویکرد DEA"، دانشور رفتار،۸: ۱-۱۴ ۲) جوهری، عباس(۱۳۸۷)، “تحلیلی بر وضعیت شرکت های تعاونی کانی غیر فلزی و ماشین سازی و ریخته گری"، وزارت تعاون (معاونت نظارت و بهره برداری) ۳) خلیلی دامغانی، کاوه(۱۳۹۱)،"توسعه رویکردی ترکیبی، مبتنی بر تحلیل پوششی داده های شبکه ای- فازی و شبیه سازی جهت سنجش کارایی چابکی در فرایندهای زنجیره تامین"، پایان نامه دکتری، دانشگاه علامه طباطبایی ۴) خواجوی، شکراله، غیوری مقدم، علی(۱۳۹۰)،"بررسی کاربرد تحلیل پوششی داده ها در مقایسه و ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری"، پژوهش حسابداری، شماره۲
 ۵) خواجوی، شکراله، و همکاران(۱۳۸۴)، “کاربرد تحلیل پوششی داده ها(DEA) در تعیین پرتفویی از کارآترین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، شماره دوم
 ۶) سالک روشنی، اکرم(۱۳۹۰)، “رتبه بندی کارایی بانک ها ی منتخب سیستم بانکی ایران با بهره گرفتن از روش تحلیل پوششی داده ها"، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشکاه علامه طباطبایی ۷) سعادت، اسفندیار(۱۳۷۶)، مدیریت منابع انسانی،انتشارات سمت،چاپ دوم، تهران ۸) شوندی، حسن(۱۳۸۴)، نظریه مجموعه های فازی و کاربردهای آن در مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی شریف ۹) فتحی هفشجانی، کیامرث(۱۳۸۸)، “توسعه مدل پویای تحلیل پوششی داده ها برای ارزیابی کارائی واحدهای تصمیم گیری"، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب ۱۰)قنبری،رعنا(۱۳۹۰)، “ارزیابی عملکرد واحدهای مرکز معاینه فنی خودروهای سبک در سطح شهر تهران با بهره گرفتن از مدل های DEA و MCDM” ،پایان نامه کارشناسی ارشد،تهران، دانشگاه علامه طباطبایی ۱۱) کاظمی، عالیه، منهاج، محمدباقر، مهرگان، محمدرضا و کامیاب مقدس، امین(۱۳۸۶)، “طراحی مدل رتبه بندی پالایشگاه های نفت کشور به روش تحلیل پوششی داده های فازی"،هفتمین کنفرانس سیستم های فازی، دانشگاه فردوسی مشهد ۱۲) کاشانی، مجتبی(۱۳۹۲)، “ارزیابی عملکرد چند دوره ای شرکت های تولید کننده سیمان با بهره گرفتن از رویکرد DEA-PCA"، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳) کاشانی پور، محمد(۱۳۸۳)،"مقایسه و ارزیابی روش های سنجش کارایی شعب بانک و الگوی مناسب(شعب بانک تجارت استان تهران)"، پایان نامه دکتری، دانشگاه تهران
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۷ جدول مقایسه با راهکارهای پیشین ۳۶ ۳-۸ خلاصه فصل ۳۷ فصل چهارم: نتیجهگیری و کارهای آینده ۴-۱ نتیجه گیری ۳۹ ۴-۲ پیشنهادها ۳۹ واژهنامه ۴۱ مراجع ۴۲ فهرست اشکال عنوان صفحه شکل۱‑۱ : مکانها، انتقالها و کمانها در یک شبکه پتری ۶ شکل۱-۲: نمایش FPN قوانین فازی ۹ شکل۱-۳: فرایند آتش ۱۰
 شکل ۳-۱: نمایش شبکه پتری فازی ۲۶ شکل۳-۲: گراف دسترسی ۲۷ شکل۳-۳: وضعیت هر گره در حین اجرا ۳۱ شکل۳-۴: وضعیت گرههای Q3(h) و Q4(h) 32 فهرست جداول عنوان صفحه جدول۳-۱: پرسشنامه ۲۴ جدول۳-۲: فاکتورهای مورد بررسی ۲۵ جدول۳-۳: نتایج اعتبارسنجی ایستا ۲۸ جدول۳-۴: نتایج شبیهسازی ۲۹ جدول۳-۵: جدول قطعیت محاسبه شده ۳۵ جدول۳-۶: میزان قطعیت ۳۶ جدول۳-۷: مقایسه روش پیشنهادی با راهکارهای پیشین ۳۶
فصل اول: مقدمه
۱-۱ مقدمه
با توجه به اینکه تکنولوژی سیستمهای مبتنی بر دانش، در حال گسترش است، نیاز بیشتری برای اعتبارسنجی سیستمهای مبتنی بر دانش نسبت به گذشته احساس میشود. در سطح ارزیابی ایستا تنها خطاهایی از قبیل تکرار، تنتاقض و چرخه قابل تشخیص هستند. و هیچگونه خطای معنایی از قبیل ناهماهنگی در سطح مشخصات نیازمندیهای سیستم ارائه شده توسط پایگاه دانش مورد بررسی قرار نمیگیرد. در این بخش ما به فرایند مدلسازی سیستمهای مدل انسانی با بهره گرفتن از شبکههای پتری و ارزیابی ایستای شبکهی پتری میپردازیم. سپس در مرحله ارزیابی پویا به بررسی ارتباط بین نودهای شبکه میپردازیم و از بررسی ساختار قوانین فازی برای تشخیص ناکاملی معنایی در سطح ورودیهای سیستم و دانش محیطی و ارائه روشی برای رفع این ناکاملی میپردازیم.
۱-۲ اعتبار و درستیسنجی
برای اطمینان از صحت مدل بدستآمده از طریق شبیهسازی عموما از روش اعتبار و درستیسنجی (v&v) [۱] استفاده میشود. اعتبارسنجی و درستیسنجی به فرایندی گفته میشود که پس از تولید یا در طی آن اعمال میگردد تا از صحت و کارایی سیستم مورد نظر اطمینان حاصل گردد. اعتبارسنجی، به این مفهوم است که نتایجی که پس از اجرای سیستم گرفته میشود با نتایجی که هدف ساخت سیستم بوده مطابقت کند (کار درست را انجام میدهد). اما درستیسنجی، به مفهوم انطباق کامل سیستم با توصیفی است که از سیستم ارائه شده (کار را درست انجام میدهد). هدف از اعتبار و درستیسنجی دو مورد میباشد: ۱) کاهش خطاها ۲)تعیین صحت سیستم.[۱]
۱-۳ توصیف مدلهای رفتاری انسان
به منظور توصیف مدل رفتاری انسان و همچنین نگاشت آن به شبکه پتری روشی در [۱] ارائه شده است: تعریف ۱: یک مدل رفتاری انسان ۵تایی است که Na نام مدل کنترل و فرمان، IPS مجموعه خصوصیت ورودی، InPS مجموعه خصوصیت داخلی، OPS مجموعه خصوصیت خروجی و RS نیز مجموعه قوانین است. تعریف ۲: یک خصوصیت یک ۲تایی است که Na نام خصوصیت و Va مجموعهای از حالات خصوصیت است. برای یک مدل کنترل و فرمان، خصوصیت میتواند به ۳ نوع تقسیم شود: که IP خصوصیت ورودی، Inp خصوصیت داخلی و OP خصوصیت خارجی است. تعریف ۳: یک قانون یک ۴تایی است که Na نام قانون، AntS مجموعه مقدمهای قانون، ConS مجموعه تالیهای قانون و CF فاکتور قطعیت قانون است. تعریف ۴: یک مقدم از یک قانون به شکل A(F) تعریف شده که A یک خصوصیت ورودی و F یک ارزش زبانی فازی است. تعریف ۵: یک تالی از یک قانون به شکل C(G) تعریف شده که C یک خصوصیت خروجی و G یک ارزش زبانی فازی است. تعریف ۶: یک درجه اطمینان تالی یا مقدم به شکل α(p) تعریف شده که p نشاندهنده یک تالی یا یک مقدم است. حال با این توصیف به راحتی میتوان مدل رفتاری انسان را به شبکه پتری نگاشت داد. با این توصیف میتوان مدل کنترل و فرمان را به این صورت تعریف کرد:
۱-۴ شبکه پتری[۲]
امروزه استفاده از متدهای مدلسازی در کاربردهای صنعتی خصوصاً با گسترش علوم رایانهای و افزایش سرعت پردازندهها، کاربرد وسیعی پیدا کرده است. یکی از روشهای مدلسازی استفاده از شبکههای پتری است که در این قسمت به بیان عملکرد آن پرداخته میشود[۲]. شبیهسازی یعنی ساختمان شبیه یک سیستم به هر روش یا صورت ممکن که میتواند از بعضی جهات با سیستم مرجع متفاوت باشد. هدف شبیهسازی، مطالعه و بررسی سیستم مرجع میباشد. اساس و رکن مدلسازی انتخاب مدل مناسب است. انتخاب مدل مناسب، پارامتر تعیین کنندهای است، لذا در ابتدا باید مدل را خوب شناخت. هر نوع ارائه یا بیان یک سیستم را مدل می گویند. مدل رفتار سیستم را بیان میکند و از خواص مدلسازی، سادهسازی و ایجاد یکنواختی و یگانگی است. یکی از روشهای مدلسازی استفاده از شبکه پتری میباشد. شبکه پتری در سال ۱۹۶۲ توسط ادعای آقای کارل آدام پتری[۳] ابداع شد. وی بیشتر کار خود را روی سیستم اطلاعات قرار داد. کاربرد شبکه پتری در مدلسازی و تحلیل سیستمها میباشد. سیستمها ابتدا به صورت شبکه پتری مدل میشوند سپس مدل تحلیل میگردد. درک صحیح سیستم از نتایج حاصل، ما را به یک سیستم مفید هدایت میکند.
۱-۵ اجزای شبکه پتری[۲]
۱٫ مکان[۴]: برای نگهداری موقت token ها . ۲٫ انتقال[۵]: مرکز فعالیت که بر روی token اثر می گذارد و شاید token جدید ایجاد کند . ۳٫ کمان[۶]: مسیر حرکت tokenها در گراف شبکه پتری . ۴٫ token : نشانه یا مهره . در شبکه های پتری مکانها و انتقالها به عنوان دو مجموعه مجزا از گرهها در نظر گرفته میشوند و کمانها در حکم یال اتصال دهنده آنها میباشند که یک سر آنها به مکانها و سر دیگرشان به انتقالها متصل است.
۱-۵-۱ نمایش ساختار
نمایش گرافیکی شبکههای پتری برای تشریح مفاهیم نظری شبکه پتری بسیار مفید است. گراف شبکه پتری روشی برای ارائه ساختار شبکههای پتری است که در آن دو نوع گره وجود دارد. گرههایی به صورت دایره (O) و خط (׀) وجود دارد که دایرهها نشانگر مکانها و خطوط نشانگر انتقالها هستند. این مکانها و انتقالها توسط کمانهایی به همدیگر متصل میشوند. وقتی یک کمان از یک انتقال به یک مکان متصل شود نشاندهنده آن است که آن مکان به عنوان خروجی انتقال مذکور خواهد بود و اگر کمانی از یک مکان به یک انتقال رسم شود نشاندهنده آن است که آن مکان ورودی انتقال مذکور خواهد بود. شکل ۱-۱ یک مثال ساده از شبکه پتری است.
شکل۱‑۱ : مکانها، انتقالها و کمانها در یک شبکه پتری [۲]
۱-۵-۲ تعریف رسمی شبکه پتری
یک شبکه پتری یک ۵-تایی است که: یک مجموعه محدود از مکانها است. یک مجموعه محدود از انتقالها است. یک مجموعه از کمانها است. یک تابع وزن است . نشان اولیه[۷] است.
۱-۶ شبکه پتری فازی
شبکه پتری فازی (FPN[8]) ترکیبی از شبکههای پتری و نمایش دانش است. اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرد، ابزار موثری برای اعتبار و درستیسنجی مدلهای رفتاری انسان است. FPN به عنوان یک ۸ تایی تعریف میشود[۱]:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴- ۷مزایا و معایب از مزایای فرایند DMC می توان به ارزان بودن فرایند و قابلیت حذف مرکاپتان های سبک آن اشاره کرد.
 از معایب فرایند DMC نیز می توان به موارد زیر اشاره کرد: عدم قابلیت حذف همه سولفورها مصرف مواد شیمیایی( سود) که بعداً نیاز به تصفیه دارند.]۵[ ۱-۵ ترکیبات میعانات گازی میعانات گازی به جریان هیدروکربنی مایعی گفته می شود که در ذخایر گاز طبیعی وجود دارد و به صورت رسوب و ته نشین در گاز استخراجی یافت می شود و عمدتا از پنتان و هیدرو کربنهای سنگین تر (+C5) تشکیل شده و دارای گوگرد پایین می باشد و معمولا عاری از انواع فلزات است و تقریبا نیمی از ان را نفتا تشکیل می دهد. ترکیب میعانات گازی از هر میدان گازی به میدان گازی دیگر متفاوت است ،اما به صورت کلی ترکیبات آن شامل اجزای زیر خواهد بود.عموما میعانات گازی دارای وزن مخصوص ۵/۰ تا ۸/۰ بوده واغلب دارای ترکیبات ذیل می باشد:]۶[ ۱- ۶ مقادیر کمی از ترکیبات گوگردی و مرکاپتانها: الف)سولفید هیدروژن ب) تیول ها یا همان مرکاپتانها ج) دی اکسید کربن د) زنجیره آلکان های خطی شامل ۲ تا ۱۲ کربن: ۱-مقادیر بالایی(قریب به %۷۰) از نفتای سبک و سنگین و هیدروکربور هایگروه نفت سفید و گروه گازوییل ۲- مقادیر بسیار کمی از هیدروکربورهای C1تا C5 ۳- مقادیر کمی از ترکیبات هیدروکربوری سنگین ه) سیکلو هگزان و) آروماتیک ها(بنزین،تولوئن،زایلن،اتیل بنزن)]۵[ فصل دوم مروری بر تحقیقات گذشته مازگاروف[۶] و ویل دانوف[۷] در سال ۲۰۰۰ در مقاله با عنوان ” کاتالیست ها و فرآیندهای جدید برای گوگرد زدایی از نفت خام و فاضلاب های صنعتی ” بر روی انواع فرآیندهای مرکاپتان زدایی از نفت خام و میعانات گازی مطالعات دقیقی انجام داده اند و نفت خام میدان های نفتی مختلف را با درصد گوگرد موجود در هر یک ار آنها مقایسه نموده اند.]۶[ در این روش از کاتالیست های فتالو سیانین ها استفاده شده است ، این کاتالیست ها در شرکت becthal engineering [۸] و با توسعه فن آوری[۹] VNIIUS انجام گردید. در این روش ابتدا نفت خام در دمای ۵۰-۶ درجه سانتی گراد وارد دستگاه شست و شوی اولیه می شود که در آنجا با بهره گرفتن از محلول هیدروکسید سدیم ۱% سولفید هیدروژن و اسید های نفتیک سبک از نفت خام جدا می شود، سپس نفت خام خروجی از این مرحله با کاتالیزور و هوا ترکیب شده و وارد راکتور اکسیداسیون می گردد که در این راکتور واکنش زیر صورت می گیرد: ۲RSNa + 0/5O2 + H2O RSSR + 2NaOH (2-1) که خلاصه ای از فرایند مزبور در شکل زیر آمده است:
شکل۲-۱: دیاگرام واکنش اکسیداسیون مخلوط خروجی از راکتور اکسیداسیون از بالا به سمت ته نشین کنندهV-4 جریان می یابد که در آنجا نفت خام با ته نشینی از کاتالیست جدا می شود. کمپلکس کاتالیست از پایین بوسیله پمپP-1 به راکتور بر می گردد و نفت خام مرکاپتان زدایی شده از بالای مخزنV-4 به جداکنندهV-5 وارد می شود تا قطرات باقی مانده سود و کاتالیست از نفت خام جدا می گردد. این مرکاپتان زدایی نظیر DMC,DMC-1M,DMC-3و DMD-2K و فرایند زراکس می باشد که شکل های هر فرایند به تفکیک آمده است. محلول ها از پایین جدا کنندهV-5 به ظروف V-2وV-3 بر می گردند و از بالایV-5 نفت خام مرکاپتان زدایی شده که حاوی مقداری دی سولفید(RSSR) می باشد، خارج می شود. همچنین در این مقاله به انواع فرآیندهای مرکاپتان در فرآیندDMC-1Mعلاوه بر جدا کردن سولفید هیدروژن و مرکاپتان های سبک از نفت خام سبک و میعانات گازی از نفت خام سنگین با و یسکوزیته های بالا نیز جداسازی صورت می گیرد.]۶[
شکل ۲-۲: دیاگرام فرایند DMC-1M در فرایند DMC-3مرکاپتان های سبک و نیمه سنگین شامل مرکاپتان های متان، اتان ، پروپان و بوتان از نفت خام میعانات گازی می تواند جدا شود که نمایی از آن در شکل آمده است.
شکل۲-۳:دیاگرام فرایند ۳DMC- در فرآیندDMD-2K جداسازی ترکیبات گوگرد دار نظیرH2S,RSH,COS,CS2 از هیدروکربن های اتان تا هگزان صورت می گیرد که فرایند این جداسازی در شکل آمده است.]۶[
شکل۲-۴ :دیاگرام فرایندDMD-2K
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- Fifty Years of International Court of Justic (Lowe, Vaughan) - Fundamental perspective on international law (Slomanson, W) - The statute of the International Court of Justice (Zimmermann, A) سازماندهی تحقیق این تحقیق در ۴ فصل سازماندهی می شود که در فصل اول به کلیات تحقیق شامل: شرح بیان مسئله، سئوالات تحقیق و ارائه فرضیات پرداخته می شود. سپس در فصل دوم نقش دیوان بین المللی دادگستری در حفظ صلح و امنیت بین المللی مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. و به دنبال آن در فصل سوم؛ به چالشهای پیش روی دیوان که در راستای انجام وظایف و اهداف سازمانی اش با آن موانع، مشکلات و محدودیت ها روبرو است، اشاره خواهد شد و در نتیجه با شناخت کافی و اطلاع از آن چالشها، در فصل چهارم به لزوم اصلاحات در تشکیلات و ساختار دیوان که می تواند در زمینه های گوناگونی از جمله: در تشکیلات و ساختار آن، اصلاحات سازمانی و گسترش حوزه صلاحیتی دیوان پرداخته می شود. در پایان نیز با جمع بندی بحث و نتیجه گیری، پیشنهادات و راهکارهایی در جهت افزایش کارآیی دیوان برای انجام بهتر وظایف سازمانی اش، در زمینه حفظ صلح و امنیت و بین المللی ارائه خواهد گردید.
 فصل دوم: نقش دیوان بین المللی دادگستری در حفظ صلح و امنیت بین المللی حفظ صلح و امنیت بین المللی از مهمترین اهداف ملل متحد به شمار می آید و سازمان و اعضای آن موظف شده اند تا در راستای انجام وظایف خویش بر طبق اصول مندرج در ماده ۲ منشور منجمله: «اصل برابری حاکمیت ها، اصل منع مداخله در امور داخلی دولتها، اصل منع توسل به زور و لزوم حل و فصل اختلافات بین المللی از طرق مسالمت آمیز»،[۱] عمل نمایند. به این منظور ملل متحد، دیوان بین المللی دادگستری را به عنوان رکن اصلی و قضایی سازمان تأسیس نموده است تا با همکاری سایر ارکان و اعضا جهت دستیابی به حفظ صلح و امنیت گام بردارد.[۲] از طرفی مهمترین فعالیت های سازمان ملل متحد که دچار تحول شده، فعالیت در قلمرو صلح و امنیت جهانی است که اصلی ترین هدف سازمان هم می باشد. اگر روزی فقط بروز مخاصمات مسلحانه تهدیدی بر ضد صلح و یا نقض صلح به شمار می رفت، امروزه نقض حقوق بشر، نقض حقوق بشر دوستانه، کشتار جمعی، پاکساری قومی، تروریسم، عدم وجود نظام دموکراتیک در کشورها و …. نیز صلح جهانی را تهدید می کند.[۳] در این راستا دیوان بین المللی دادگستری نقش مهم و اساسی در حفظ صلح و امنیت بین المللی دارد که می توان از مهمترین آنها به موارد ذیل اشاره نمود: ۱-رکن اصلی قضایی سازمان ملل متحد که با همکاری دیگر ارکان در راستای اهداف سازمان عمل می نماید؛ ۲-نقش دیوان در تداوم و توسعه حقوق بین الملل که، با مشارکت دیوان در توسعه حقوق بین الملل و حفاظت از تمامیت آن و ارائه تفاسیر قضایی از منشور ملل متحد و معاهدات بین المللی محقق می شود؛ ۳-حل و فصل حقوقی اختلافات بین المللی که، با ایجاد رویه قضایی بین المللی در زمینه ترسیم جایگاه اصل ممنوعیت توسل به زور، تعیین استثنائات و شرایط معیارهای آن از یک طرف، و رسیدگی به قضایای ترافعی و صدور آرای مشورتی به عنوان رکن اصلی قضایی سازمان از سوی دیگر عمل می نماید. مبحث اول) جایگاه دیوان در نظام بین المللی در طول تاریخ حقوق بین الملل بی تردید میثاق جامعه ملل و منشور ملل متحد عمده ترین اسناد حقوق بین الملل به شمار می آیند؛ که، منعکس کننده سیر تحول حقوق بینالملل و آخرین وضعیت دیدگاه حقوقی حاکم در زمان تدوین این اسناد می باشد. میثاق جامعه ملل منعکس کننده تحولات حقوق بین الملل طی دو قرن پیش از خود بود و تداوم این سنت به همراه وقوع تغییراتی در ساختار سیاسی و حقوقی جامعه بین المللی در فاصله سالهای میان دو جنگ جهانی و به ویژه تحولات و فجایع جنگ جهانی دوم در منشور ملل متحد انعکاس یافته است که به رغم گذشت هفت دهه از تصویب منشور، کماکان در تعامل میان دولت ها، ارجاع به منشور و استفاده مستقیم از عبارات و مفاد آن– – حتی بدون تغییر جمله بندی– – نه فقط در مسائل مرتبط با سازمان ملل متحد، بلکه در روابط دوجانبه دولت ها نیز به شکل مداوم صورت می گیرد.[۴] منشور ملل متحد نه تنها سند تأسیس و چهارچوب حقوقی رفتار، مسئولیت ها و وظایف اعضا در این سازمان چند جانبه است، بلکه مهمترین سند حقوقی در سطح جامعه بین المللی نیز قلمداد می شود[۵] که تاکنون در تاریخ مدون بشریت تهیه شده و مورد قبول قریب به اتفاق کشورهای جهان قرار گرفته است.[۶] تصویب هیچ سند حقوقی دیگری در داخل قلمرو دولت ها یا میان آنها نمی تواند ناقض مفاد منشور باشد؛ و در صورت وقوع چنین امری، سند مذکور از ارزش حقوقی برخوردار نخواهد بود؛ ولی اعتبار منشور و الزام آور بودن آن برای اعضا بدون خدشه باقی می ماند.[۷] گفتار اول: جایگاه دیوان در نظام ملل متحد از آنجایی که منشور ملل متحد، دیوان بین المللی دادگستری را به عنوان یکی از ارکان اصلی سازمان تأسیس نموده است لذا بررسی این جایگاه موجب آشنایی بیشتر با موقعیت دیوان در ساختار ملل متحد و شرح وظایف آن خواهد شد، از طرف دیگر مشارکت دیوان در اهداف و اصول بنیادین منشور ملل متحد مستلزم ارتباط و همکاری با سایر ارکان دیگر بخصوص مجمع عمومی و شورای امنیت گردیده است. در این راستا، مقررات ناظر بر دیوان در منشور و همچنین شرح وظایف و اختیارات دیوان در مجموع مواد اساسنامه بیانگر آن است که چهارچوب وظایف دیوان به خوبی مشخص و م
نفک شده است به طوری که هر یک از ارکان اصلی ملل متحد اجزاء مجموعه واحدی هستند که دارای اهداف و آرمان های مشترکی می باشند، هرچند که برای رسیدن به این اهداف و آرمان ها به طور مستقل عمل می کنند.[۸] این ارتباط و پیوستگی را می توان در مواد منشور و اساسنامه دیوان به وضوح مشاهده نمود البته این جایگاه محدودیت هایی را نیز برای دیوان بوجود آورده است و سبب شده تا این دادگاه بین المللی با سایر مراجع قضایی بین المللی متفاوت باشد و دیوان را ملزم می سازد تا در هنگام انجام وظایفش در حل و فصل اختلافات بین المللی، محدودیت های ذکر شده در منشور را رعایت نماید. ازطرفی به رسمیت شناختن دیوان به عنوان رکن اصلی سازمان ملل متحد موجب نوعی وظیفه سازمانی برای آن شده است تا با سازمان ملل برای دستیابی به اهداف مذکور در منشور همکاری و ایفای وظیفه نماید.[۹] بند ۱- رکن اصلی ملل متحد منشور ملل متحد دیوان بین المللی دادگستری را به عنوان یکی از ارکان اصلی ملل متحد تأسیس نموده است.[۱۰] این خصوصیت در دیوان بین المللی دادگستری منحصر به فرد است و آن را درموقعیتی ممتاز در مقایسه با دیگر مراجع قضایی بین المللی قرار می دهد.[۱۱] که علاوه بر رکن حل و فصل اختلافات، باید از زاویه سازمانی در نظام ملل متحد و سیستم حقوقی بین المللی بدان نگریسته شود. بدین دلیل دیوان حائز نقش بسیار مهمی در تقویت صلح و ثبات بین المللی است.[۱۲] در تکمیل این اقدام فصل چهاردهم منشور (مواد ۹۶-۹۲) شالوده تأسیس دیوان قرار گرفته است و منشور در ماده ۹۲ خود مقرر می دارد که دیوان بین المللی دادگستری رکن اصلی قضایی ملل متحد خواهد بود و بر طبق اساسنامه ای که مبتنی بر اساسنامه دیوان دائمی دادگستری بین المللی است، فعالیت خواهد نمود.[۱۳] بنابراین مفاد منشور (مواد ۹۶-۹۲) و همچنین اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری روشن می سازد که وابستگی دیوان به سیستم ملل متحد به عنوان رکن اصلی قضایی آن، نه تنها مورد تصریح این اسناد قرار گرفته؛ بلکه به طرق مختلف در منشأ تأسیس دیوان، در صلاحیت ترافعی و مشورتی و همچنین در آثار مترتب بر آراء آن تأمین شده است. به طوری که اساسنامه دیوان بخش لاینفک و پیوست منشور بوده و درنتیجه کلیه اعضاء ملل متحد خود به خود عضو اساسنامه دیوان نیز هستند.[۱۴] تعهد دولت ها به اجرای آراء دیوان در قضایای ترافعی نه تنها مبتنی بر اصلی قضایی است، بلکه در منشور و اساسنامه نیز مورد تصریح قرار گرفته است. به بیان دیگر، این تعهد چه به دلیل موقعیت دیوان به عنوان رکن اصلی قضایی ملل متحد و اعتبار اساسنامه آن به عنوان بخش لاینفک منشور، و چه به دلیل تصریح بند ۱ ماده ۹۴منشور،[۱۵] تعهدی ناشی از منشور تلقی می گردد. نتیجه این است که تعهد ناشی از آراء دیوان در قضایای ترافعی، تعهدی ناشی از منشور بوده و به موجب ماده ۱۰۳ منشور[۱۶] در صورت تعارض بر تعهدات جاری دولت ها اولویت دارد. در صورتی که این خصوصیت بر آراء الزام آور دیگر مراجع قضایی بین المللی مترتب نیست.[۱۷] ضمن اینکه در بند ۲ ماده ۹۴ منشور،[۱۸] قابلیت مراجعه به شورای امنیت و درنتیجه امکان صدور توصیه یا اقداماتی توسط شورای امنیت برای اجرای آرای دیوان پیش بینی شده است. از طرفی امکان درخواست نظریه مشورتی از دیوان توسط مجمع عمومی و شورای امنیت راجع به هر مسئله حقوقی و نیز از سوی سایر ارکان سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای تخصصی که چنین اجازه ای را از مجمع عمومی تحصیل کرده باشند در مورد مسائل حقوقی مطروحه در حدود فعالیتهایشان پیش بینی شده است.[۱۹] درنتیجه مقررات ناظر بر دیوان در منشور و همچینن شرح وظایف و اختیارات دیوان در مجموع مواد اساسنامه بیانگر آن است که چهارچوب وظایف دیوان به خوبی مشخص و منفک شده است. به طوری که هریک از ارکان اصلی ملل متحد اجزاء مجموعه واحدی هستند که دارای اهداف و آرمان های مشترکی می باشند، هرچند که برای رسیدن به این اهداف و آرمان ها به طور مستقل عمل می کنند.[۲۰] در این مورد می توان به وظایف و صلاحیت های دیوان و شورای امنیت که مهمترین رکن اجرایی در حفظ صلح و امنیت بین المللی است، در حل و فصل اختلافات اشاره نمود که گاه با وجود ایرادات مقدماتی در رسیدگی های قضایی، مبنی بر عدم صلاحیت دیوان در رسیدگی به پرونده ای که به طور همزمان و موازی در شورای امنیت نیز در حال رسیدگی است؛ دیوان در پاسخ همواره اظهار داشته است: «در منشور قواعد خاصی وجود ندارد تا دیوان در رسیدگی به موضوع دعوایی که بطور همزمان در شورای امینت هم مطرح است، نپردازد» بطور کلی دیوان همواره بیان داشته است که در صورت فقدان قواعد مشابه، خود را ملزم به پیروی از شورای امنیت نمی داند.[۲۱] برای اینکه وظایف شورای امنیت ماهیت سیاسی دارند در حالی که دیوان به جنبه حقوقی موضوعات مطروحه می پردازد لذا هر دو رکن سازمان ملل (شورا و دیوان) می توانند بطور جداگانه و همزمان به صورت تکمیلی، به جنبه های مختلف (سیاسی یا حقوقی) یک پرونده بپردازند.[۲۲] بند ۲- ارتباط دیوان با سایر ارکان ملل متحد ویژگی دیگر دیوان به عنوان رکن اصلی قضایی ملل متحد این است که در اهداف و اصولی که بنیاد ملل متحد و منشور بر آن استوار است با دیگر ارکان ملل مت حد سهیم است، به این معنی که دیوان از طریق فعالیت قضایی خاص خود در جهت تحقق آن اهداف و اصول گام برمی دارد. بدین منظور دیوان حق دارد که اسناد مؤسس خود را تفسیر نماید و اختیارات و صلاحیت های خود را تشخیص دهد. بنابراین دیوان حق تفسیر منشور ملل متحد را دارد این تفسیر هرچند تفسیری رسمی از منشور تلقی نمی گردد، اما می تواند واجد تبعات فراوانی برای صلاحیت ها و اختیارات دیگر ارکان ملل متحد باشد. در نتیجه بر تفکیک قوای اجرایی، پارلمانی و قضایی ارکان اصلی ملل متحد تأثیر بگذارد. این مقوله پتانسیل نوعی نظارت قضایی غیررسمی و ضمنی از ناحیه دیوان بر اعمال شورای امنیت و مجمع عمومی را در خود دارد.[۲۳] ویژگی دیگر دیوان به عنوان رکن اصلی قضایی ملل متحد صلاحیت صدور نظریه مشورتی طبق بند ۱ ماده ۹۶ منشور، به در خواست مجمع عمومی و شورای امنیت است. هر چند که دیوان در مقام صدور نظریه مشورتی آداب و آئین تصمیم گیری قضایی را تا حد لازم رعایت می کند، در واقع به عنوان مشاور حقوقی ملل متحد ایفای نقش کرده و این اقدام خود را مشارکت در فعالیت های ملل متحد تلقی می نماید. دیوان در قضیه تفسیر معاهدات صلح اظهارداشت: «نظریه دیوان نه به دولتها، بلکه به ارگان های ملل متحد که حق درخواست آن را دارند داده می شود؛ جواب دیوان هم که خود ارگان ملل متحد است نشانگر مشارکت آن در فعالیتهای ملل متحد بوده و علی الاصول از ارائه آن نباید خودداری شود.» همچنین دیوان در مقام تفسیر حقوق بین الملل در قضایای مشورتی یا ترافعی، ضمن عنایت به اصول تفسیری مقبول در حقوق معاهدات، مانند مواد ۳۱ و ۳۲ کنوانسیون ۱۹۶۹ وین و یا اعمال روش های استنباط عرف، همواره باید اهداف و اصول ملل متحد را به عنوان مبانی مصحح نتیجه تفسیر خود مد نظر قرار دهد و نتیجه ای را برگزیند که با اهداف و اصول مذکور منطبق باشد.[۲۴] جایگاه سازمانی دیوان در ملل متحد موجب گردیده تا این دیوان با سایر مراجع قضایی بین المللی متفاوت بوده و به هنگام انجام وظایف خویش و حل و فصل اختلافات ملزم به رعایت محدودیت های موجود در منشور ملل متحد باشد. براساس رویکرد دیوان به عنوان رکن اصلی سازمان، نوعی وظیفه سازمانی برای دیوان در نظر گرفته می شود. از این زاویه، با لحاظ اقتضائات قضایی (از جمله اصل صحت عمل قضایی)، دیوان در اعمال کار ویژه قضایی خویش برای تصمیم گیری نسبت به یک اختلاف (بند ۱ ماده ۳۸ اساسنامه) یا ارائه نظریه مشورتی (ماده ۹۶ منشور و بند ۱ ماده ۶۵ اساسنامه) باید در جهت دستیابی به اهداف سازمان همکاری نماید و بکوشد تا به تصمیمات ارکان اصلی سازمان جنبه اجرایی ببخشد[۲۵] و از رسیدن به نتیجه ای که به عدم اجرای آنها منتج می گردد، خودداری کند.[۲۶] گفتار دوم: جایگاه دیوان در نظام حقوقی بین المللی تا سال ۱۸۹۳هیچ گونه مرجع ثابت قضایی وجود نداشت اما پس از دیوان دائمی داوری که حاصل کنفرانس صلح لاهه در ۱۸۹۹ بود. تأسیس دیوان دائمی دادگستری (در سال ۱۹۲۰) پس از جنگ جهانی اول و به دنبال شکل گیری جامعه ملل، تحول بنیادینی در این زمینه بوجود آورد و در پی انحلال این دیوان )در سال ۱۹۴۶-۱۹۴۵( نیز، دیوان بین المللی دادگستری جایگزین آن گردید. پس ازآن دادگاه های دیگری نیز به سرعت تأسیس شدند که از آن جمله می توان به دیوان اروپای حقوق بشر (۱۹۵۰)، دیوان میان آمریکای حقوق بشر (۱۹۶۹) و دیوان دادگستری امریکای مرکزی (۱۹۹۱) اشاره نمود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مرحله رشد چرخه عمر اندازه شرکت بیش از اندازه شرکت های در مرحله ظهور بوده و میزان فروش و درآمد ها نیز نسبت به مرحله ظهور بیشتر است. منافع مالی نیز بیشتر در دارایی های مولد سرمایه گذاری شده، شرکت از انعطاف پذیری بیشتری در شاخص های نقدینگی برخوردار است. نسبت سود تقسیمی در این طیف از این شرکت ها معمولا بین ۱۰ درصد و ۵۰ درصد در نوسان است. نرخ بازده داخلی نیز در اغلب موارد بر نرخ هزینه تامین مالی فزونی دارد؛ به عبارتی رابطه (IRR>K) برقرار است (کرمی و همکاران، ۱۳۸۹،ص ۵۲). شرکت نیاز بیشتری به سرمایه در این مرحله دارد. استراتژی های تامین مالی مثبت بیشتری در مرحله است. توانایی تامین مالی شرکت افزایش یافته و بوسیله ی کانال های گوناگونی پول افزایش می یابد. تکنولوژی های جدید بلوغ به طور ثابت، و محصولات جدید بتدریج به وسیله ی افزایش فروش کاهش می یابد. (شی چن و هسیا لای،۲۰۱۰) در مرحله بلوغ شرکت ها فروش با ثبات و متعادلی را تجربه نموده، نیاز به وجوه نقد در اکثر موارد از طریق منابع داخلی تامین می شود. اندازه دارایی های این شرکت ها نیز به تناسب بیش از اندازه شرکت های در مرحله رشد بوده، نسبت سود تقسیمی نیز در این شرکت ها معمولا بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد در نوسان است. به دلیل وفور نقدینگی و کاهش اتکا به سیاست تامین منابع مالی از خارج، معمولا نرخ بازده داخلی در این شرکت ها معادل یا بیش از نرخ تامین مالی است؛ به عبارتی رابطه (IRR≥K) برقرار است.(کرمی و همکاران، ۱۳۸۹،ص ۵۲).تحلیل کسب و کار در این مرحله بسیار محکم و دقیق است، اما انتظار زیادی از رشد یا عملکرد آینده نمی رود. ساز و کارهای مالی بیشتر پایدار هستند. شرکت ها در مرحله بلوغ، تکنولوژی تولید و مهارت های مدیریتی بالایی دارند. سهم بازار و سطح سودآوری پیوسته و یکنواخت است. جریان نقدی آرام بوده و ساختار سرمایه متعادل است. (شی چن و هسیا لای،۲۰۱۰). در مرحله افول فرصت های رشد عموما بسیار ناچیز است. شاخص های سود آوری نقدینگی و ایفای تعهدات روند نزولی داشته و شرکت در شرایط رقابتی بسیار سخت محاط شده است؛ ضمن اینکه هزینه تامین مالی از منابع خارجی بالاست به گونه ای که در اغلب موارد نرخ بازده داخلی کمتر از تامین مالی است؛ به عبارتی رابطه (IRR<K) برقرار است. (کرمی و عمرانی، ۱۳۸۹، ص ۵۱-۵۲) سودآوری شرکت کم است و موقعیت مالی بدی دارد. در افول، عرضه ی محصولات بیشتر از تقاضای آنهاست. در این مرحله یک شرکت قوی قیمت محصول را کاهش داده و خط اعتباری خود را منظم خواهد کرد. تامین کنندگان مالی مانند بانکهای سرمایه گذاری و شرکت های سرمایه ای خصوصی نقش مهمی در این مرحله ایفا می نمایند. به دلیل اینکه بازارهای مالی ارزش کم یا هیچ ارزشی برای برنامه های سرمایه گذاری شرکت قائل نیستند، متقابلا شرکت نمی تواند از طریق بازارهای عمومی تامین مالی کند. (شی چن و هسیا لای،۲۰۱۰)
 در این تحقیق به علت غیر فعال بودن معامله (خرید و فروش) سهام یا غیر بورسی بودن شرکت های نوظهور، مراحل چرخه عمر به سه شکل رشد، بلوغ و افول تعریف شده و از مرحله تولد یا ظهور چشم پوشی شده است. نکته مهمی که قابل ذکر است این است که در موجودات زنده چرخه عمر هر موجود به صورت طبیعی ابتدا مرحله تولد سپس رشد ، بلوغ، و در نهایت پیری و افول را طی می کند، اما در حوزه مالی و بررسی صنعت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ، شاید به دلیل سرمایه گذاری های انجام شده، محصولات جدید، خطوط تولید جدید، وضعیت اقتصادی کشور و… به همان ترتیبی که در موجودات زنده هست نباشد برای مثال شرکتی از مرحله بلوغ یا افول وارد مرحله ی رشد شود که این به دلیل موقعیت و شرایط مالی و استراتژی های آن دوره بوده است.
 نتایج تفصیلی حاصل از طبقه بندی، امتیاز دهی و مرحله عمر منتج هر شرکت در طول سال های ۱۳۸۰-۱۳۸۹ داده های چرخه عمر صنعت خودرو به شرح ذیل است: جدول۴-۲- مراحل چرخه عمر صنعت خودرو
| نام مختصر |
امتیاز نهایی۸۰ |
مرحله عمر |
امتیاز نهایی۸۱ |
مرحله عمر |
امتیاز نهایی۸۲ |
مرحله عمر |
امتیاز نهایی۸۳ |
مرحله عمر |
امتیاز نهایی۸۴ |
مرحله عمر |
| آهنگری تراکتور |
۶ |
رشد |
۶ |
رشد |
۱۰ |
بلوغ |
۸ |
رشد |
۹ |
بلوغ |
| ایران خودرو |
۱۱ |
بلوغ |
۱۱ |
بلوغ |
۱۳ |
افول |
۱۲ |
|
|
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در یک پژوهش ری[۴۷] و همکارانش به بررسی نقش فصل مشترک میان رزین و ماده پرکننده بر خواص دی الکتریک نانو کامپوزیت ها پرداختند [۴۱] . برای این منظور، پلیاتیلن پرشده با ذرات میکرو و نانو مورد مطالعه قرار گرفت و مشاهده شد که میزان بار فضایی در نانو کامپوزیت نسبت به میکرو کامپوزیت کاهش مییابد. به همین دلیل استحکام الکتریکی در نانو کامپوزیت بیشتر از میکرو کامپوزیت است. همچنین توزیع بار در نانو کامپوزیت یکنواخت تر از پلیمر خالص است. از نتایج حاصلشده چنین به دست آمد که نانو ذرات موجب کاهش حرکت زنجیرهای پلیمر میشوند که این امر به دلیل ایجاد شدن باندهای فیزیکی میان نانوذرات و زنجیرهای پلیمری است. به علاوه همین باندهای فیزیکی موجب افزایش استحکام شکست الکتریکی نیز میشوند.
 اثر نانو ذرات خاک رس بر خواص الکتریکی نانو کامپوزیت پلیاتیلنی توسط گرین[۴۸] و همکارانش بررسی شد. نتایج حاصل از آن نشان داد که افزایش خاک رس موجب افزایش فاکتور اتلاف و همچنین افزایش ولتاژ شکست میشود [۴۲]. در پژوهشی دیگر ساراثی[۴۹] و همکارانش مشاهده کردند که افزایش نانو ذرات خاک رس تا ۵ درصد وزنی به ماتریس اپوکسی باعث افزایش ولتاژ شکست و در درصدهای بالاتر آن موجب کاهش ولتاژ شکست میشود [۴۳] . وانگ[۵۰] و همکاران مشاهده کردند که در درصدهای کم نانو ذرات SiO2(5/. و ۱ درصد) مقدار ثابت دی الکتریک نانو کامپوزیت در تمام فرکانسها کمتر از ماتریس پلیاتیلنی است ولی در درصدهای بالاتر روند تغییرات آن نسبت به ماتریس، وابسته به فرکانس است. افزایش ۳ و۵ درصد این نانو ذرات به ماتریس پلی اتیلنی باعث افزایش ثابت دی الکتریک نانو کامپوزیت نسبت به پلیاتیلن شد. اما تغییرات آن با فرکانس روند نزولی داشت و در فرکانسهای بالاتر از Hz 104 نمودار ثابت دی الکتریک نانو کامپوزیت در زیر ماتریس خالص قرارگرفت [۴۴]. اهداف پروژه : با توجه به مطالب ذکر شده و مطالعات قبلی محققان دیده شد که پلی اتیلن اتصال عرضی شده علاوه بر داشتن خواص مکانیکی، شیمیایی و حرارتی برتر نسبت به پلی اتیلن، دارای خواص الکتریکی مناسبی نیز برای استفاده در عایق کابلهای برق میباشد و با پیشینهای نزدیک به شصت سال در بسیاری از کارخانههای جهان در حال تولید است. همچنین نتایج بررسیهای انجام شده روی نانو کامپوزیتها نشان میدهد که حضور نانو ذرات در ماتریس پلیمری میتواند خواص مکانیکی، حرارتی و الکتریکی آن ها را بهبود دهد. در این پروژه اثر ایجاد تصالات عرضی و اثر نانو ذرات خاک رس در ماتریس پلی اتیلنی به صورت توأم مورد بررسی قرار گرفته و خواص مکانیکی، حرارتی و الکتریکی نانو کامپوزیتهای تهیه شده با ماتریس XLPE مطالعه شده است. در واقع هدف، علاوه بر پخش صفحات خاک رس در ماتریس جهت بهبود خواص، قرار دادن مولکولهای پراکسید بین این صفحات است تا از این طریق بهبود فرایند پخت نیز حاصل شود. به این ترتیب که این کار از واکنش همزمان همهی رادیکالها جلوگیری کرده و موجب شودکه فرایند ایجاد اتصالات عرضی به صورت تدریجی با زمان انجام شود و در نهایت ایجاد اتصالات عرضی با بازده بیشتر و به صورت یکسان تری صورت پذیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲-۵- خاک شهرستان رشت که در جلگه مرکزی قرار دارد از حاصلخیزترین نقاط کشور محسوب می گردد شرایط خاص اقلیمی این ناحیه در تشکیل خاکهای آن نقش عمده ای دارد تکامل خاکهای منطقه عمدتاً تحت تأثیر رطوبت و عمل آب صورت گرفته است. به طور کلی خاکهای محدوده شهرستان به شکل زیر می باشد:

ــ خاکهای مناطق کوهستانی : این تیپ اراضی کوههای کم ارتفاع وتپه های جنوب شهرستان را که عمدتاً دارای پوشش خاکی عمیق و بدون ساختمان سنگی است در بر می گیرد .این کوهها پوشیده از جنگلهای انبوه هستند و در بعضی قسمتها با جنگل تراشی به کاربری های دیگر اختصاص داده شده اند. ــ تراسهای فوقانی: شامل اراضی مسطحی که متشکل از رسوبات خیلی قدیمی و در سطحی مرتفعتر از جلگه محلی قرار گرفته است و عمواً قسمتهای غرب و جنوب غرب شهرستان را تشکیل می دهد این اراضی دارای خاکهای اسیدی و رسی توأم با سیلیس زیاد است و شهر رشت واطراف آن در این واحد اراضی استقرار یافته اند. ــ دشتهای آبرفتی: در مجاورت واحد کوهستان و قسمتهای فوقانی و بالادست دشتهای آبرفتی که رودخانه های متعددی در درون مناطق جریان دارند تشکیل شده اند این اراضی دارای خاکهای سنگین رسی و به صورت جنگلهای قدیمی است. ــ دشتهای رسوبی رودخانه ای: این نوع اراضی عموماً به اراضی متشکل از رسوبات رودخانه ای سفیدرود اختصاص دارد و شامل زمینهای نسبتاً مسطحی است که در طی زمان طولانی به وسیله سفیدرود رسوبگذاری شده است این واحد اراضی با توجه به موقعیت جغرافیایی آن به دو تیپ دشتی و جلگه ای تقسیم می گردد. بخش دشتی آن از دو قسمت رسوبهای کناره ای با خاک سبکتر و رسوبات حوضه ای با خاک رسی و سنگین تر تشکیل شده و هر دو نوع خاک آهکی با خاصیت قلیایی کم می باشد. بخش جلگه ای این واحد اراضی شامل جلگه های آبرفتی پایین رودخانه سفیدرود است که دارای خاک رس و خیلی سنگین می باشد . این اراضی مسطح بوده و سطح آب زیر زمینی در آن نسبتاً بالاست. ــ ماسه های ساحلی: شامل شنهای ساحلی و دریایی می باشند که از ماسه های نسبتاً ریز تا متوسط تشکیل شده و دارای پستی و بلندی نیز می باشد . در حاشیه این شنهای دورتر از ساحل ماسه های قدیمی وجود دارد که در حال حاضر به صورت تپه های تثبیت شده مرتفع و جنگلی بوده و در قسمتی از آن نیز زراعت رایج است این واحد اراضی بصورت باریکه ای بین دریا و خشکی قرار دارند.
نقشه ۳-۳- خاک ۳-۲-۶- پوشش گیاهی پوشش گیاهی به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر اکوسیستم های طبیعی از ابعاد مختلف دارای نقش و اهمیت است. جذب انرژی خورشید، آب، غذا از خاک توسط پوشش گیاهی و وارد شدن آن در زنجیره غذایی اکوسیستم از مهمترین فواید پوشش گیاهی است . پوشش گیاهی با کند نمودن جریان آبهای سطحی ناشی از بارش باران و نفوذ تدریجی آن به خاک، موجب غنی شدن سفره های آب زیر زمینی شده و همچنین آب مورد نیاز مصارف کشاورزی را افزایش می دهد و علاوه بر این نقش بسیار با ارزشی در جلوگیری از وقوع سیلابها ی مخرب ایفا می کند (کریم زاده، ۱۳۸۲، ص ۶۷). در محدوده مورد مطالعه به دلیل داشتن خاک مناسب و مرغوب و میزان آب کافی شرایط مناسبی را برای رشد انواع گیاهان فراهم می نماید و به طور کلی پوشش گیاهی منطقه به دو شکل مشاهده می شود. الف) پوشش درختی: درختان این محدوده عبارتند از گیلاس، انار، فندق، انجیر، ازگیل و ممرز، لرگ، لیلکی ، توت و غیره که از میوه آنها برای مصرف خود و مقداری نیز برای فروش به شهر رشت عرضه می گردد. ب) پوشش مرتعی: مارچنگ، پونه، هویج وحشی، شاه پسند وحشی، گزنه، یونجه یکساله، تمشک و غیره گیاهان تشکیل دهنده این مراتع هستند. در این محدوده « نی» و انواع « لی» نیز دیده می شوند که در تولید صنایع دستی از این گیاه استفاده فراوانی به عمل می آید. مراتع بیجارخاله، کفته رود جزء مراتع این محدوده به شمار می روند (رمضانی گورابی، ۱۳۷۹، ص). ۳-۳- ویژگی های اجتماعی- جمعیتی
 ۳-۳-۱- تعداد و توزیع خانوار با بررسی آمار و اطلاعات اخذ شده از سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران شهرستان رشت طی سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ ؛ ۱۳۹۰به ترتیب دارای جمعیتی برابر ۹۶، ۷۱۵ و ۸۵۷۶۰۶ و ۲۲۴۲۲ نفر می باشد همچنین تعداد خانوار به ترتیب برابر ۱۶۹۴۳۶ و ۲۴۴۷۴۳ و ۷۴۹۱ خانوار می باشد. ۳-۳-۲- توزیع جمعیت بررسی روندتغییر و تحولات جمعیت شهری و روستایی بیانگر این است که در سال ۱۳۷۵ از کل جمعیت این شهرستان ۲/۶۴ درصد شهری، ۸/۳۰ درصد روستایی بوده اند ودر سال ۱۳۸۵ این شاخص به ترتیب به ۴/۷۰ درصدشهری و ۶/۲۹ درصد روستایی تغییر یافته است و این نشان از کاهش جمعیت روستایی وافزایش جمعیت مراکزشهری است که یکی از عمده ترین دلایل آن مهاجرت روستائیان به شهرها می باشدجدول (۳-۸ ). ۳-۳-۳- مهاجرت مهاجرت را می توان مهمترین عامل تغییر در ساخت جمعیت دانست براساس نتایج بدست آمده از آخرین سرشماری کل مهاجران وارد شده به شهرستان رشت طی ۱۰ سال گذشته ۱۸۰۳۵۲ نفر می باشد که از این تعداد ۱۳۴۳۰۰ نفر برابر با ۵/۷۴ درصد مربوط به نقاط شهری و ۴۶۰۵۲ نفر برابر با ۵/۲۵ درصد مربوط به نقاط روستایی می باشد جدول ( ۳- ۱۱ ) و جدول (۳-۱۲) . جدول ۳-۶- برآورد مهاجران وارد شده طی ۱۰ سال گذشته به تفکیک نقاط شهری و روستایی-۱۳۸۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در ادامه احسان پوری پرسید آیا حرفهی روزنامهنگاری نیاز دارد که نظام صنفی داشته باشد؟ آیا شرایط این اجازه را به ما میدهد یا خیر؟
 کسری نوری در ادامه بیان کرد: در آن که اصل نظام صنفی برای حرفهی روزنامهنگاری وجود داشته باشد بحثی وجود ندارد، به هر ترتیب چنین نظامی به سلامت این صنف نیز کمک میکند. اما بحث اصلی آن است که این نظامنامهها محصول چه افرادی است؟ ابتدا باید وجود تشکل صنفی را به رسمیت بشناسیم و سپس اجازه دهیم اهالی رسانه آن را برگزار کنند. او افزود: نظامهای لیبرال این مسئولیت را بر عهدهی خود صنف میگذارند چراکه احساس مسئولیت از طریق افراد صنف بیشتر است. نگاه دولت و افراد به مسایل تغییر کند. صالح آبادی با اشاره به آن که نظامهای صنفی به دولتها مربوط هستند، ادامه داد: نظامهای صنفی به نوعی به دولتها مرتبط هستند. تجربهی من میگوید تا دولت و افراد نگاهشان به مسایل تغییر نکند نمیتوانیم نظام صنفی برای رسانهها ایجاد کنیم. هنگامی که از بودن یا نبودن چیزی در این نظام صحبت میکنیم یعنی آن که دایرهی انتخاب را محدود کردیم. برای مثال یکی از تغییرات در همین نمایشگاه اینترنتی بودن و حق انتخاب آزادانهی آن است تا هر مطبوعاتی بر اساس انتخاب خود محل استقرار خود را انتخاب کند. در ادامه کسری نوری در پاسخ به سوال احسان پوری مبنی بر آن که این نظام صنفی چگونه عضو میگیرد، پاسخ داد: به نظر من این بحث کهنه است. هر کسی از طریق یکی از صاحبان مطبوعاتی ارتزاق میکند اما ابهام جدی در این پیشنویس آنجاست که چرا جایگاه رسانهی ملی مشخص نیست؟ از یک طرف آزادی بیحد و حصر به رسانهها میدهیم و از طرف دیگر یک عده را کاملا محدود میکنیم. اجازه دهیم نهادهای مطبوعاتی شکل بگیرد سردبیر روزنامه شهروند در انتها بیان کرد: ما تنها صنفی هستیم که علیه یکدیگر کیفر خواست صادر میکنیم، این مورد اصلا درست نیست. اعضای صنف هنوز نتوانستند به یک تعریف مشترک برسند. بنابراین اجازه دهیم تا نهادهای مطبوعاتی شکل بگیرد و تجارب در این زمینه بیشتر شود، سپس در مورد آن پیشنویس ارائه دهیم. صالح آبادی توضیح داد: فرهنگ مکتوب زنجیرهای است که گسترهی آن وسیع است. اگر قرار است که قانون جامعی برای این صنف نوشته شود، باید تمامی زنجیرههایی که به این صنف مربوط است را در بر گیرد و جایگاه آنها را مشخص کند. مدیر مسوول هفتهنامهی ستاره صبح در انتها افزود: به نظر من در هیچ دورهای مانند این دوره مطبوعات کم مخاطب نبودهاند، چرا که رسانههای مکتوب کم مخاطب شدهاند. در اروپا با وجود فضای مجازی تیراژ مطبوعات کاهش پیدا نکرده است و مردم آنها مطبوعات مکتوب را نیز همچنان میخوانند. تصور میکنم به جای ایجاد چنین پیشنویسی بهتر است تحقیقاتی دربارهی کاهش خواندن نشریات مکتوب و فرهنگ آن انجام گیرد و در پایان از دولت میخواهم که چنین پیشنویسی را تصویب نکنند. کاستیهای جریانهای ارتباطی مفاهیمی نظیر آزادی اطلاعات،جریان آزاد و متوازن اطلاعات و دسترسی آزادانه به رسانه ها که در واقع در حیطه آزادی بیان و عقیده فرد می باشد در کشورهای جهان اعمال نمی شود حتی اگر مردم جهان اکنون از فرصتهای بیشتری برای دریافت اطلاعات برخوردار باشند اما باز نمی توانند حق خود را دایر بر کسب اطلاعات و انتشار آن به اجرا بگذارند.حیطه موانع جریان آزاد اطلاعات حیطه ای وسیع و نامحدود است که اکثر رسانه ها مانند تلویزیون، رادیو، خبرگزاری و حقوق روزنامه نگاران را در بر می گیرد. در واقع در جهان یک جریان یک طرفه وجود دارد که در سطح ملی اطلاعات از سطوح بالا به عموم مردم در پایین انتقال می یابد و در سطوح بین المللی از آنهایی که دارای پیشرفته ترین وسایل هستند به کسانی که صاحب کمترین وسیله هستند و از کشورهای بزرگتر به سوی کشورهای کوچکتر منتقل می شود.بنابراین عامه مردم تنها به یک نوع جریان اطلاعات از رسانه ها متکی می شوند و جریان یک طرفه بالا به پایین پیامهای ناشناخته ای را که چند نفری تهیه کرده و به آگاهی همه می رسانند به عنوان جریان عادی می پذیرند.این در حالی است که جریانهای افقی اطلاعات این امکان را به مردم می دهند تا آن گونه اطلاعاتی را به دست آورند که برای حل مشکلات و دنبال کردن منافع خاص خود با آن نیازمند هستند. ۲۵-۲- حقوق و مسئولیتهای روزنامه نگار برای اینکه افراد اجتماع نقش خود را به عنوان شهروندان مسئول ایفا کنند باید به حد کافی به حقایق دسترسی داشته باشند تا بر اساس آن به داوریهای معقول بپردازند.تا کنون گامهای بلندی در امر گردآوری و پخش خبر در سراسر جهان برداشته شده است برای مثال مقادیر بیشتر خبری پخش می شود و این خبرها بیش از پیش دقیق، به جا و به موقع می باشد. ( کتاب یک جهان چندین صدا ، ویرایش شن مک براید ، ترجمه ایرج پاد،سروش ۱۳۷۵) اکنون نه تنها نخبگام تحصیل کرده بلکه گروه های بیشتری از مردم دسترسی افزون تر به اطلاعات دارند اما با این وجود بررسیهای متعدد نشان می دهد که عموم مردم هنوز کاملا آگاه نیستند و در برخی موارد حتی دولتها،ارگانهای عمومی و خصوصی نیز ممکن است نیمه آگاه یا ناآگاه و حتی آگاهی نادرست داشته باشند که این کژیها و نارساییها هنوز در آفت جریان خبر می باشد که نمی توان آن را انکار کرد. بحث هویت فرهنگی نیز از جمله مباحث مهم در حیطه مذکور است.هویت فرهنگی نه از راه خودداری از سهیم شدن در فرهنگ دیگران بلکه از طریق اشتیاق به سهیم شدن در آن غنی می شود.به دلیل اینکه ارتباط به اندازه تاثیری که بر فرهنگ دارد جزئی از آن به شمار می رود نظامهای ارتباطی اگر رسوم سنتی و نیز رسانه های جمعی را انسجام دهند می توانند به تقویت فرهنگ ملی و هویت فرهنگی مترقی کمک کنند. روزنامه نگاران به خاطر ماهیت کارشان در جهت شکل دادن به اندیشه ها و عقاید در موضعی نیرومند قرار دارند.از نظر بسیاری از مردم روزنامه نگاری تنها یک حرفه نیست بلکه یک رسالت است.روزنامه نگاران خواستار حق کسب اطلاعات بدون مانع و پخش کامل و سریع آن هستند. سردبیران و مفسرین نیز خواستار حق بیان آزادانه عقاید می باشند. پیگیری فعال حقایق مربوط به مصالح عمومی،یکی از معیارهایی است که با آن استعدادهای حرفه ای یک روزنامه نگار را می سنجند. نقش یک روزنامه نگار کنجکاو،وارسی اقدامات مصادر امور و نشان دادن هر گونه سوء استفاده از قدرت یا شایستگی است.امروزه در صحنه بین المللی در حیطه روزنامه نگاری موضوعات و مسائلی از جمله نظامنامه های اصول اخلاق حرفه ای،مقررات صنفی،شوراهای مطبوعاتی و رسانه ای،حقوق پاسخ و تصحیح مطرح و بیان شده است. ( کتاب یک جهان چندین صدا ، ویرایش شن مک براید ، ترجمه ایرج پاد،سروش ۱۳۷۵) فصل سوم اجرای روش تحقیق ۱-۳- مقدمه : علم آمار، دانش بکارگیری داده های تجربی برای تولید بهترین اطلاعات است. امروزه وقتی در جامعه سخن از آمار می شود بدون توجه به دانش بودن آمار و فرمول های پیچیده علمی آن حوزه، ذهن ها متوجه ارقام و شاخص های رقمی اطلاعات در محورهای مختلف فعالیت های موجود می شود. البته این نکته را نباید منفی تلقی کرد، بلکه لازم است در این زمینه به نحوی فرهنگ سازی شود که توجه افکار عمومی علاوه بر جلب شدن به آمار رقم های کمی، به«آمارهای کیفی» شامل رویکردهای اساسی و میزان تحقق سیاست های کلان و برنامه های اعلامی نیز جلب شود. آمار کمی اطلاعات در زمینه های مختلف تنها قدم های اولیه برنامه ریزی و اجرای برنامه ها محسوب می شود. شاخص سازی از اقلام آماری باید یکی از فعالیت های مستمر بخش های آمار و برنامه ریزی دستگاه های اجرایی باشد و برنامه ها و گزارش عملکرد از اجرای آن ها براساس -شاخص های احصاء شده مورد نقد و بررسی قرار گیرد. با توجه به نقش اساسی آمار و اطلاعات در برنامه ریزی ملاحظه می شود که کشورهای پیشرفته همان کشور هایی هستند که حوزه مشمول آمار و اطلاعات وضعیت موجود خود را در سطح گسترده و کاملی دارند و در مقابل، کشورهای کمتر توسعه یافته حوزه آماری زنده و به روز کمتری دارند، دولت در این کشورها حتی در آمار نیروی انسانی، امکانات، کمیت و کیفیت خدماتی که ارائه می نماید نیز دچار مشکل است. ۲-۳- روش تحقیق: از اصطلاح “روش پژوهش ” معانی خاص و متمایزی در متون علمی استنباط می شود. در اینجا روش تحقیق به عنوان یک فرایند نظام مند برای یافتن پاسخ یک پرسش و یا راه حل یک مسئله در نظر گرفته شده است.(غلامرضا خاکی، ۱۳۷۹،ص ۲۰۱) پژوهش ها از نظر هدف به سه دسته تقسیم میشوند.(محمدی فاتح، ۱۳۸۶) ۱-بنیادی(Basic Research) ۲-کاربردی((Applied Research ۳-توسعه ای(Development Research ) این تحقیق در رشته پژوهش های کاربردی تعریف می گردد و از نظر چگونگی بدست آوردن داده- های علمی در زمره تحقیقات توصیفی- پیمایشی قرار میگیرد و روش آن نیز همبستگی است. تحقیقات توصیفی شامل مجموعه ای از روشهایی هستند که هدف آنها شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای این گونه تحقیقات می تواند به منظور شناخت بیشتر شرایط یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری باشد.(سرمد و همکاران، ۱۳۸۳ ) پژوهش های پیمایشی به منظور بررسی مسایل سازمانهای آموزشی، صنعتی، دولتی و سیاسی استفاده می شوند. در اینگونه پژوهشها محقق درباره وضعیت موجود تحقیق میکند تا برای اصلاح یا بهسازی موضوع تحقیق طرح هایی بر اساس آن شکل بگیرد. (حسن زاده، ۱۳۸۵) پژوهش ها براساس روش تحقیق به گونه تحقیقات کتابخانه ای و میدانی تقسیم میشوند.(اورمزدی ،۱۳۸۷)که این پژوهش شامل هر دو نوع میباشد.به این نحو که در مرحله ابتدایی با بهره گرفتن از مطالعه کتابخانه ای فرمول بندی موقتی طرح تحقیق بصورت یک پرسش آغازین شکل گرفت.سپس مطالعات اکتشافی جهت کسب اطلاعات در خصوص موضوع مطالعه و بهترین شیوه بررسی موضوع انجام شده شاخص های کلیدی شناسایی شدند و در نهایت آن شاخص ها مورد بررسی و تحقیق قرار گرفتند. با عنایت به موضوع پژوهش و اهداف مورد نظر روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه، از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی– پیمایشی از شاخه تحقیقات میدانی می باشد. ۳-۳- نحوه جمع آوری اطلاعات هر یک از ابزارهای جمع آوری داده ها، در واقع این امکان را فراهم می آورد که داده های مختلف را از آزمودنی ها (یا پیرامون آنها) جمع آوری نمود. در میان این ابزارها، پرسشنامه هایی که دارای سئوالات بسته وگاهی چند سوال باز هستند به علت وسعت کاربردی که دارند از اهمیت خاصی برخورداند . (خاکی، ۱۳۷۸،ص۲۴۷) پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش بی نام و از نوع سئوالات بسته و دو سوال باز بر اساس مقیاس لیکرت می باشد. در مورد هر یک از این گزینه ها پاسخگو آزاد می باشد که با بهره گرفتن از دیدگاه خویش یکی از این ۵ الی ۳ گزینه را که با نگرش وی همخوانی بیشتری دارد را انتخاب و علامت گذاری کند. و در سوال های باز سوالات ۴ و سوال ۵ پاسخگو می تواند نکات مهم و نظر شخصی خود را برای پرسشگر یاداشت نماید. ابزار اندازه گیری در این پژوهش بر اساس طیف نگرش سنجی طرح ریزی شده است که در پایان شخص پاسخگو به سئوالات عمومی نظیر جنسیت سن ، میزان تحصیلات ، رشته تحصیلی ، سابقه فعالیت خود پاسخ می دهد تفکیک سئوا لات در پرسشنامه و تناظر آنها با فرضیات تحقیق به شرح زیر می باشد : پرسشنامه ای که برای این تحقیق طراحی گردیده متشکل است از تعداد ۳۶ سئوال در ۶ بخش تنظیم شده است . ۴-۳- جامعه آماری جامعه آماری به کل افراد ویا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق در مورد آنها بپردازد. با توجه به تعریف فوق، جامعه آماری عبارتست از مجموعه ای از افراد یا اشیایی که دارای ویژگیهای همگون مشترک و قابل اندازه گیری می باشند.(عزت الله نادری و مریم سیف فراقی، ۱۳۷۵ ،ص۴۱) به عبارت دیگر جامعه آماری مجموعه حقیقی یا فرضی است که نتایج تحقیق به آنها انتقال داده می شود.(علی دلاور، ۱۳۸۷ ،ص۱۰۱) جامعه آماری عبارتست از گروهی از افراد یا اشیایی که در خاصیت یا خاصیت های مورد تحقیق مشترک باشند و با اهداف موضوع مرتبط باشند.(ناصر خلیلی وابراهیم دانشوری ،۱۳۸۷ ،ص۸۷) جامعه آماری این تحقیق را خبرنگاران و روزنامه نگاران و جمعی از اصحاب رسانه شرکت کننده در بیستمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات تشکیل داده اند که تعداد آنها ۵۰۹۳ نفر می باشند که از این تعداد جمعیت جامعه، اندازه جامعه نمونه در جدول مورگان..می باشد که محقق برای اطمینان خاطر اقدام به توزیع ۳۸۶ پرسشنامه بین خبرنگاران نموده که داده های ۳۸۶ پرسشنامه قابل استفاده بوده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درونمایهی داستان مفهوم انتظار را منتقل میکند در سایهی این انتظار، امید، شکر و زندگی وجود دارد. تمام زندگی پیرزن در این انتظار سپری میشود؛ منتظر پسرش یا حتی خبری از او. آنقدر چشم انتظار که حتی وقتی قطار نمیایستد، چشمانش، پشت پنجرهها را جستجو میکند.
 هرچه صدا نزدیک تر میشد، قلبش تندتر میزد. مثل همیشه، پیچ و تاب میخورد و با سرعت جلو میآمد؛ دیگر با پیرزن فاصله چندانی نداشت؛ سوتی کشید و از جلویش رد شد. اشک در چشمانش حلقه زده بود و با کنجکاوی، در میان پنجرهها، به دنبال او میگشت؛ ولی از او خبری نبود. (ص۳۲) ۳-۲-۲-۳-۳ تحلیل کلی داستان با تمام کوتاهی، زیبا و رساست. میتوان گفت هم آغاز و پایان مناسبی دارد و هم در حد خودش، دارای اوج و فرود است. ۳-۲-۲-۳-۴ تحلیل شخصیت کل این داستان دو صفحهای، از سه شخصیت ساخته شده است. پیرزن، پسرش و قطار. پسر پیرزن حضور فیزیکی ندارد اما مفقودالاثر شدنش باعث سرگردانی و چشم انتظاری پیرزن شده است. در واقع غیبت این شخصیت حادثه ساز شده است. پیرزن با وجود خستگی زیاد و علیرغم حرف مردم، امیدش را از دست نمیدهد. به بیان دیگر، او نمیخواهد که از چشم انتظاری تنها تکیه گاهش که بیست سال برای او زحمت کشیده، دست بردارد. خیلیها به پیرزن میگفتند که دیگر فکر برگشتنش را نکند؛ اما مگر میشد؟ شوخی که نبود. اصلا اگر خودشان بودند، بعد از این همه زحمت، این کار را میکردند؟ (ص۳۱) گاهی دلش میشکند و از تنهایی به خدا گله میکند ولی از ترس اینکه مبادا ناشکری کرده باشد گلههایش را در قالب درد و دل آن هم خیلی لطیف بیان میکند. آمادهی برگشتن شد. با خودش میگفت: “خدایا شکر! تنها پسرم بود؛ مونسم بود؛ بیست سال برایش زحمت کشیدم که موقع پیری عصای دستم باشد؛ به راه تو فرستادمش. اگر بدانم تو او را بردهای، تحمل میکنم؛ ولی بیخبر چکار کنم؟ لااقل خبرش را بیاورند که شهید شده؛ جنازهاش را هم نمیخواهم. خدایا اگر خبری ازش بیاورند، راحت میشوم. (ص۳۲) قطار هم یکی از شخصیتهای داستان است؛ همان طور که جزئی از زندگی پیرزن شده است. هر روز به انتظار آمدن قطار و گاهی حتی چند بار، به ایستگاه میآید. این شخصیت به طرزی متفاوت معرفی میشود و خواننده را غافلگیر میکند. گرچه هدف از آمدن قطار، پیدا شدن پسر پیرزن است اما او طوری از قطار حرف میزند که خواننده ابتدا فکر میکند شخصیت اصلی مورد نظر، قطار است. پیرزن قدری که این پا و آن پا کرد، خسته شد. نمیدانست چقدر گذشته است؛ ولی همین اندازه میفهمید که آفتاب دارد غروب میکند و او هنوز نیامده است. -«امروز دیر کرده؛ هر روز زودتر از اینها پیدایش میشد.» خستگی که بهش فشار آورد، گوشه چادرش را جمع کرد و نشست. همان طور که نگاهش را به دوردستها دوخته بود، با خود میاندیشید: «یعنی میشود امروز او هم با آن بیاید؟» (ص۳۱) ۳-۲-۲-۴ در مسیر بازگشت ۳-۲-۲-۴-۱ خلاصه در اواسط یک عملیات، گروهی از رزمندگان مجروح که قصد بازگشت به خط خودی را دارند، راه را گم میکنند و پنج نفر که از بقیه سالمتر هستند، مسئولیت بازگشتن چهل نفر دیگر را به عهده میگیرند. پس از چند ساعت پیادهروی بر شیار کانال، به نتیجه قطعی میرسند که گم شدهاند. از آنجا که حال برخی وخیم است و بیش از این راه رفتن برای مجروحها ضرر دارد، دو نفر که سرحالتر به نظر میآیند را برای پیدا کردن مسیر درست راهی میکنند. محمد و قهرمان داستان ابتدا به اشتباه به سنگر عراقیها میرسند اما با یاری خدا و با کمی زیرکی، آن ها را نابود و اسیر مینمایند. پس از به غنیمت گرفتن نقشه و مهمات، نزد مجروحان بر میگردند. آنها برخی مجروحان را به وسیلهی عراقیها حمل کرده، در نهایت به جبههی ایران باز میگردند. ۳-۲-۲-۴-۲ درونمایه سختیها، ناکامیها و موفقیتهای بسیجیان، بن مایههای اصلی این داستان و چاشنی آن توکل و شجاعت است. داستان اوج و فرودهای حساسی ندارد در نتیجه خواننده را زیاد درگیر نمیکند. پایانش نیز مثل قصهها، به خوبی و خوشی ختم میشود. ۳-۲-۲-۴-۳ تحلیل کلی این داستان برداشتی معمولی از یک اتفاق هنگام جنگ تحمیلی است. اتفاقاتی از این قبیل، بارها رخ داده بود و این بار، محسن پرویز آن را دستمایه ی داستان خود قرار داده است. محتوای داستان را اتفاقات رخ داده در مسیر تشکیل میدهد. در مقایسه با داستانهای دیگر، این داستان- حداقل در ظاهر- حرف کمتری برای گفتن دارد در عین حال نباید این قبیل فدا کاریها و سلحشوریها، کم اهمیت پنداشته شوند. گویا شگرد نویسنده به تحریر در آوردن اتفاقاتی اینچنینی است؛ آن هم با قلمی زیبا و جذاب. آخر داستان گرچه به خوبی و خوشی تمام میشود اما عکسالعمل نیروهای خودی –یا در واقع عکسالعمل نشان ندادن رزمندگان- به نجات بچهها آن هم با گرفتن چند اسیر، کمی غیرمعمول است. ۳-۲-۲-۴-۴ تحلیل شخصیت شخصیت کانونی، راوی داستان است. مثل همیشه اسم ندارد و این امر با هنرمندی صورت گرفته به طوری که اگر کسی آگاهانه به دنبال اسم او نباشد، متوجه این قضیه نمیشود. راوی به دستور مافوق خود به همراه دوستش محمد، راهی پرخطر را در پیش میگیرند تا یاران مجروح و بدحال خود را از مسیری صحیح به پشت جبهه منتقل کنند. ابراهیم، دوست بچهها، در این صحنه حاضر شده و به عنوان فرمانده، ایفای نقش میکند. هرچه اصرار کردم، فایدهای نداشت. ابراهیم راضی نمیشد که برود. چارهای نبود؛ مجبور بودم خودم با محمد بروم… . این دفعه حرفهایش بوی دستور میداد! دیگر نمیشد حرفی زد؛ آخر ناسلامتی او فرمانده بود نه من! یعنی وقتی فرمانده گردانمان، ما پنج نفر از سالمها را مامور برگرداندن چهل تا از مجروحهای سرپایی کرد؛ بهمان گفت که حرفهای ابراهیم را گوش کنیم. (ص۳۵ ) سپس تا پایان ماجرا، حرفی از او به میان نمیآید. در پایان هم چند متن کوتاه را به خود اختصاص میدهد و در کل تاثیر چندانی نمیگذارد. در طول داستان هیچ تعریف مستقیمی از محمد به چشم نمیآید زیرا داستان از زبان شخصیت اصلی روایت میشود اما او برتر از شخصیت اصلی است. خواننده باید از طریق اعمال شخصیتها، پی به این برتری ببرد. راوی از همان ابتدا میخواهد از بار مسئولیت راه یابی، شانه خالی کند درحالیکه محمد بیچون و چرا میپذیرد. او با همهی خستگی، کلاشینکف را به دوش میکشد اما راوی فقط یک نارنجک با خود برمیدارد؛ مسیر حرکت را او انتخاب میکند، در واقع مسئولیت این کار را به عهده میگیرد پیشنهاد حمله به دشمن را میدهد و آن را هدایت میکند و … . تنها موردی که راوی از محمد تعریف و از کارش اظهار شگفتی میکند، هنگام تیراندازی به عراقیهاست؛ وقتی میبیند محمد که در میدان تیربار از هر ده گلوله، حتی یکی را هم به هدف نمیزد، دو تیر وسط پیشانی رئیس و بیسیمچیاش نشانده است. برای این حادثه، نویسنده توضیح قابل قبولی ارائه نمیدهد. حتی به نظر میرسد خود محمد هم در این باره تردید دارد. “خوب زده بودی شانها! درست خورده بود وسط پیشانیهایشان!” -"کیها را؟” - “بیسیمچی و ستوان رئیسشان را دیگر!” -"آهان، آره دیگر؛ گفتم که میزنمشان. تو هم خوب خمپارههایشان را فرستادی هوا!” (ص۴۳) در این مورد، خواننده رها شده تا هر برداشتی که میخواهد داشته باشد. گفتگوی ما بین شخصیتها و نیز قلم نویسنده، خالی از طنز نیست. این طنز، هم فضای سنگین داستان را تلطیف میکند و هم به سر زندگی و شوخ طبعی رزمندگان اشاره دارد. تمام بدنم عرق کرد و احساس سرما کردم. «یعنی این همه راه را عوضی آمدهایم؟ حالا چه کار کنیم؟» «حالا که تا اینجا آمدهایم، این چند قدم را هم جلو برویم، ببینیم چه خبر است.» ترسیدم و گفتم: «مگر خل شدهای؟ ما وظیفهمان پیدا کردن راه است نه خبر گرفتن از خمپارهاندازها. یک وقت میبینند و اسیرمان میکنند یا با گلوله میزنندمان!»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ابزار جمع آوری اطلاعات محقق در روش کتابخانهای، همه اسناد چاپی همانند کتاب، دایرهالمعارفها، فرهنگنامهها، مجلات، روزنامهها، هفتهنامهها، ماهنامهها، لغتنامهها، سالنامهها، مصاحبههای چاپ شده، پژوهشنامهها، کتابهای همایشهای علمی، متون چاپی نمایه شده در بانکهای اطلاعاتی و اینترنت و اینترانت و هر منبعی که به صورت چاپی قابل شناسایی باشد؛ است.
 اطلاعات این پژوهش بااستفاده از منابع کتابخانه ای، کتابها، مجلات و مقالههای منتشر شده گردآوری شده است. ۱-۷-۲- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پس از جمع آوری اطلاعات و فیشبرداری از آنها، با بهره گرفتن از نظرات اساتید گرامی و دکترین حقوقی اطلاعات را تحلیل نموده و به نتیجهگیری و تأیید یا رد فرضیات اقدام خواهیم نمود. ۱-۷-۳- سازماندهی تحقیق این پژوهش شامل چهار فصلمیباشد: فصل اول با عنوان «کلیات پژوهش» به ارائه بیان مسأله، ضرورت انجام تحقیق، سوالات اصلی و فرعی، فرضیات تحقیق و روش تحقیق اختصاص دارد. فصل دوم با عنوان «صمیمت زوجین و شیوههای ابراز آن» به بررسی مصادیق صمیمیت زوجین اختصاص دارد. فصل سوم با عنوان «حسن معاشرت از دیدگاه قرآن، فقه و حقوق» به بررسی قوانین فقهی و حقوقی پیرامون پژوهش حاضر میپردازد. نهایتا، در فصل چهارم با عنوان «نتیجه و پیشنهادات» به ارائه نتایج پیشنهادات حاصل از این پژوهش میپردازیم. ۱-۸- تعاریف عملیاتی صمیمیت: صمیمیت یک فرایند تعاملی است و شامل ابعادی مرتبط به هم است. محور این فرایند شناخت، درک، پذیرش، همدلی با احساسات فرد دیگر، قدردانی و پذیرش دیدگاه اوست. صمیمیت، تنها یک تمایل یا آرزو نیست؛ بلکه یک نیاز اساسی و واقعی بوده و مفهوم وسیعی دارد که شامل خود افشایی، رابطهی جنسی، نزدیکی هیجانی، بدنی و عقلی است (بطلانی و همکاران، ۱۳۸۹). زوجین: زن و شوهری که به صورت رسمی و با رضایت آگاهانه به عنوان زوجین شناخته میشوند و توسط مرگ یکی و یا طلاق از یکدگیر جدا میشوند (فاتحی و دهقانی، ۱۳۸۹). فصل دوم صمیمیت بین زوجین و شیوههای ابراز آن مقدمه محبت که آسودگی و آرامش است همچون کشتی نجاتی است که بر امواج خشمگین مشکلات زندگی در حرکت است. کشتی که یک زن مهربان و هنرمند ناخدای آن است زیرا تسکین و آرامش بخشیدن به زندگی رسالتی است که بر دوش زنان نهاده شده است. «اما حقا الزوجه فان تعلم ان الله جعلهالک سکنا و انسا فتعلم ان ذالک نعمه من الله علیک فتکرمها وترفق بها[۵]» خداوند متعال زن را برای شوهرش مایه آسودگی و آسایش قرار داده او نعمت بزرگ الهی است، دست حکیم پروردگار همخوان یا رسالتی که بر دوش انسان قرارداده استعداد مهرورزی، محبوبیت و مطلوبیت را نیز در فطرت و غریزه انسان نهاده است. به قول استاد شهید مطهری «طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن، معشوق بودن، غریزه مرد طلب و نیاز است و غریزه زن جلوه و ناز» (مطهری، ۱۳۸۹) روشن است اگر زنان در مسیر طبیعی فطرت خویش و در پرتو آشنایی با معارف دینی و آموزههای روانشناسی که روشنگر راه زندگی خانوادگی است بتوانند به وظایف خویش عمل کنند به جای آن که مأمور نظافت باشند،میتوانند نماد رحمت و مهربانی بوده و بسیاری از مشکلات و موانع را در مسیر زندگی عاشقانه از سر راه بردارند. «بدون تردید غالب کشاکشهای خانوادگی، سردیها، بیاعتناییها، بیرغبتیها، خانهگریزیها، ستیزهها، جدایی ها، طلاقهای بین زن و شوهرها به دلیل فقدان آرامش روانی در کانون خانواده و عدم تأمین نیازهای عاطفی- روانی بوجودمیآید.» (تورنیر، ۱۹۹۱). لذا برای مرتفع شدن چنین مشکلاتی علاوه بر ضرورت محبت در تحکیم بنیان خانواده، شیوههای ابراز آن توسط زوجین بالاخص زنان مورد بررسی قرارمیگیرد. ۲- ۱- ضرورت محبت و ابراز علاقه در روابط زوجین قرآن کریم[۶] از رابطه میان زوجین با کلمه مودت و رحمت یاد میکند که این مسئله اشاره به جنبه انسانی و فوق حیوانی زندگی زناشویی دارد.زیرا عامل شهوت تنها رابطه طبیعی زندگی زناشویی نیست، بلکه رابطه اصلی، صفا و صمیمیت و اتحاد دو روح است.(مطهری،۱۳۷۷)، عبارت «وَ جَعَلَ بَینَکُم مَودهٌ وَ رَحمَه» بیانگر رابطهی دوستی و مهربانی است .بدین معنا که هم یکدیگر را دوست بدارند و به هم عشق بورزند، و هم با یکدیگر مهربان باشند .(خامنه ای،۱۳۸۱). از سویی خداوند[۷] متعال پیامبر اکرم (ص) را رحمتی برای عالم معرفی کرده است که به برکت وجود ایشان بسیاری از بلاها و مصیبتها از عالمیان برداشته شده است. شاید بتوان بین رَحْمَهً لِلْعالَمینَ بودن پیامبر و وجود مودت و رحمت بین زوجین، این ارتباط مفهومی را برقرار ساخت که دوستی و محبت بین زن و شوهر علاوه بر اینکه آرامش و رحمت الهی را به ارمغان میآورد، دژ محکمی در برابر بلایا و آسیبهایی است که میتواند بنیان خانواده را متزلزل سازد. با توجه به اینکه همسران نمونه، امانتدار خوبی برای این هدیه الهی هستند در دعاهایشان از درگاه خدا مىخواهند که همسران و فرزندان آنان را از کسانى قرار دهد که مایه روشنى چشم آنان گردد.[۸] خداوند این اوصاف را برای گروه ممتاز مؤمنان که در صف مقدم قرار دارند تحت عنوان “عباد الرحمن” شرح مىدهد، و همانگونه که رحمت عام خدا همگان را فرا مىگیرد، رحمت این بندگان خدا نیز از جهاتى عام است،و علم و فکر و بیان و قلم و مال و قدرتشان پیوسته در مسیر هدایت خلق خدا کار مىکند. )مکارم شیرازی،۱۳۷۴) در نتیجه دیگران که دوستدار تقوایند از آنان میآموزند و پیروى میکنند، بدون تردید اهل بیت (ع) از روشنترین مصداقهاى این آیه هستند، اما این مانع از گسترش مفهوم آیه نخواهد بود که مؤمنان دیگر نیز هر کدام در شعاعهاى مختلف، امام و پیشواى دیگران باشند.( مکارم شیرازی، ۱۳۷۴). پس میتوان نتیجه گرفت که مودت و علاقه و ابراز آن دربین زوجین از آنرو دارای اهمیت است که هم سبب آرامش و نشاط روح و جسم زن و شوهر است و هم گامی مؤثر در مسیر بندگی است که ضمن جلب رحمت الهی میتواند الگو و سرمش خوبی برای دیگران در جهت گسترش این فرهنگ باشد . با توجه به اینکه، ابراز علاقه در محیط خانواده درنگاه درون دینی، دارای نمودهایی در ابعاد مختلف است، در این حوزه به موارد زیر میتوان اشاره نمود: ۲-۲- جلوههای کلامی یکی از مهمترین شیوههای ابراز علاقه در بین همسران استفاده از کلام و نعمت بیان کردن محبت و علاقه در ارتباطات زن و شوهر است .از جمله جلوههای این شیوه در روابط زن و شوهر عبارت است از: ۲-۲- ۱-گفتگو و تعامل همراه با درک و محبت تعامل و گفتگو شایسته در ارتباطات زناشوئی یکی از مهمترین مهارتهای یک خانواده موفق و نشانه مهر و علاقه دوسویه بین همسران است. در این خصوص، بایستی مرد در خانه حرف بزند و به نیازهای عاطفی زن پاسخ دهد. که این امر نقشی اساسی در قلمرو محبت ایفا میکند. چنانچه پیغمبراکرم(ص) هر روز صبح بعد از نماز صبح از خانمهایشان دلجویی میکردند و میپرسیدند: نیازهایتان چیست؟ و چه درخواستی دارید؟ این رفتار پیامبر حامل این درس است که نیازهای عاطفی و معنوی زن و فرزندان بایستی تأمین گردد. و یکی از راه های تأمین این نیازها، گفتگو و دل جویی از سوی مرد است. (عرفان،۱۳۸۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پژوهش های توسعه ای (توسعه تجربی) به هر گونه فعالیت منظم مبتنی بر دانش موجود، حاصل از پژوهشها و یا تجاربی که به منظور تولید مواد، فرآوردها ،وسایل، ابزار، فرآیندها و روش های جدید و یا بهبود آن ها صورت می گیرد. پژوهش حاضر نیز از نوع پژوهشهای کاربردی است در زمینه پژوهشهای کاربردی روش های متعددی وجود دارد که اهم این روش ها عبارتند از تاریخی، توصیفی، همبستگی، علّی(پس رویدادی) و آزمایشگاهی (خاکی، ۱۳۷۸).
 این تحقیق بر اساس هدف از نوع کاربردی است. و از لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی (پیمایشی) است. روششناسی مورد استفاده در این تحقیق از نوع پسرویدادی بوده و از اطلاعات گذشته استفاده شده است. در مواردی که بررسی ارتباط بین یک متغیر وابسته با چند متغیر مستقل مد نظر باشد، هدف محقق این است که با بهره گرفتن از دادههای تاریخی، پارامتر (پارامترهایی) برای متغیر (متغیرهای)، مستقل برآورد و با ارائه مدل اقدام به پیش بینی نماید. به بیان دیگراین تحقیق، تحقیقی توصیفی است که در آن درصدد توصیف روابط بین متغیرها (وابسته و مستقل) با بهره گرفتن از آزمون های آماری هستیم. پس از تدوین مدل، ضرایب متغیرهای مستقل و اندازه تاثیر گذاری آنها بر متغیرهای وابسته با بهره گرفتن از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی برآوردی(EGLS[37]) مشخص خواهد شد. ۳-۳- روش گردآوری اطلاعات روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، روش کتابخانه ای می باشد که در آن، اطلاعات لازم از مقالات، گزارشهای پژوهشی و پایاننامههای داخلی و بخصوص خارجی استفاده شده است. همچنین اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق از بانک های اطلاعاتی سازمان بورس و اوراق بهادار تهران جمع آوری شده است. ۳-۴- جامعه آماری و حجم نمونه جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه بانکهای خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که اطلاعات آن ها به صورت کامل طی سالهای ۱۳۸۵تا ۱۳۹۲ قابل دستیابی بوده است می باشد.بنابراین کل حجم نمونه مورد مطالعه در این تحقیق در مجموع ۸۰ بوده است، که این تعداد مربوط به بانک هایی است که قبل از شروع سال ۱۳۸۵ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده اند و تا پایان سال ۱۳۹۲ در بورس حضور داشته اند. این۱۰بانک عبارتند از: بانک اقتصاد نوین، پارسیان، پاسارگارد، تجارت، سامان، سینا، صادرات، قوامین، کارآفرین و ملت.
 ۳-۵- روش انجام کار یکی از اهداف به کارگیری روش های آماری و اقتصاد سنجی، ارزیابی سیاست های اقتصادی و در آخر پیش بینی مقادیر آتی متغیرها و تدوین سیاست های مناسب است. در این راستا یک کار تجربی مشتمل بر مراحل زیر می باشد: (صمدی ،۱۳۸۸ ، ۱۷).

-
- ارزیابی الگو و تخمین ها و استنباط آماری
-
- تحلیل نتایج و در صورت نیاز پیش بینی
۳-۵-۱- مرحله اول : تصریح سنجی اولین و مهمترین مرحله در یک کار تجربی، مشخص کردن متغیر های وابسته و مستقل، شکل تابعی الگو و مقادیر و علائم مورد انتظار پارامترها است. اغلب پژوهشگران الگویی را انتخاب کرده، پارامترهای آن را تخمین زده و فرضیه های مدنظر خود را به بوته آزمایش می گذارند. اما سوال اساسی این است که چه الگویی باید انتخاب شود تا کار کاربردی با آن شروع شود. تعیین چنین الگویی بسیار اساسی بوده و به تصریح سنجی معروف است. در متون اقتصادسنجی و به هنگام ارزیابی تجربی الگوها، دو نوع خطا معرفی می شود:
خطای تصریح زمانی مطرح می شود که محقق الگوی درست و مناسبی را انتخاب می کند، اما به شیوه های متعددی در تخمین آن دچار خطا می شود. وجود خود همبستگی پیاپی، ناهمسانی واریانس ها، نرمال نبودن اجزا جمله اخلال، خطای تصریح جز اخلال، حذف یک متغیر مهم، وارد کردن یک متغیر غیر ضروری، شکل تابعی غلط، خطای اندازه گیری (در متغیرهای مستقل ) و … برخی از این نوع خطاها هستند. اما خطای تعیین غلط الگو در وضعیتی رخ می دهد که الگوی واقعی معلوم نیست و ممکن است که در نتیجه انتخاب اشتباه بین نظریه های رقیب رخ دهد(همان ،ص ۱۹).در تحقیق حاضر با تبعیت از مقاله های کارشده در داخل و خارج از کشور ونیز روابط منطقی حاکم بر متغیرها، الگوی مورد نظر انتخاب شده و برازش می شود. ۳-۵-۲- مرحله دوم : تجزیه و تحلیل داده ها (داده سنجی) مرحله بسیار مهم بعدی استخراج داده های مور نیاز و مناسب می باشد. برخی از دادهها مستقیما از منابع آماری قابل استخراج بوده ، برخی دیگر مانند نرخ ارز واقعی موثر و … باید محاسبه گردد و برای برخی از متغیرهای دیگر باید متغیر نماینده و یا جانشین تعیین گردد (صمدی،۱۳۸۸).در تحقیق حاضر اطلاعات لازم مبتنی بر بانک اطلاعاتی سازمان بورس اوراق بهادار تهران می باشد. ۳-۵-۳- مرحله سوم : روش سنجی پس از تبیین مدل، باید روش مناسب بررسی مساله و همچنین روش مناسب تخمین انتخاب شود. در تحقیق حاضر، با توجه به ماهیت داده ها از روش پانل دیتا که ترکیبی از داده های سری زمانی و مقطعی است، استفاده شده است. ۳-۵-۳-۱- مدل پانل دیتا اطلاعات آماری مورد استفاده در مباحث اقتصاد سنجی به سه دسته تقسیم میشود که عبارتند از: الف- اطلاعات سری زمانی که مربوط به اندازه گیری یک متغیر در یک دوره از زمان است نظیر آمار حسابهای ملی. ب- اطلاعات مقطعی که مربوط به اندازه گیری یک متغیر در یک زمان معین برای واحدهای مختلف است. همانند آمار بودجه خانوار که در هر سال از خانوارهای نمونه مناطق مختلف کشور تهیه میشود. ج- اطلاعات تلفیقی سری زمانی و مقطعی. بسیاری از مطالعات اخیر که در زمینه اقتصاد صورت گرفته از مجموعه دادهای تلفیقی استفاده کرده اند. در این گونه اطلاعات چندین بنگاه، خانوار، کشور و … از لحاظ کمی و کیفی در طول زمان مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. در بسیاری از موارد، محقق میتواند از پانلدیتا[۳۸] برای مواردی که مسائل را نمیتوان به صورت سری زمانی و یا مقطعی بررسی کرد استفاده کند. مثلا در بررسیهای تابع تولید مسئله این است که بتوان تغییرات تکنولوژیکی را از صرفههای ناشی از مقیاس تفکیک کنیم (گجراتی، ۱۳۸۸). در ذیل به مزایا و محدودیتهای این مدل میپردازیم. ۳-۵-۳-۱-۱- محاسن استفاده از مدل پانلدیتا به دلیل افزودن به مشاهدات، درجه آزادی زیاد میکند لذا استنتاج آماری قویتر میشود. استنتاج براساس ۲۰ مشاهده ضعیفتر از ۱۰۰ مشاهده است. تغییرات مشاهدات را زیاد میکند که باعث کاهش Var برآوردگر میشود. در مدل مرسوم دو متغیره: Var( لذا به یافتن نتایج معنادار کمک میکند، زیرا:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
العجز » دارد و به بی تفاوتی مردم خود اشاره دارد و چنین می گوید : فی اللیلِ طائرٌ غریب … طائرٌحزین ینفض ریشَه الدّمیمِ فی حدیقتی اللیلُ فی حدیقتی ملوّنُ العیون ! مدینتی أمسِ مساء تحت سورک الرخامی اتّکأت کنتُ کئیباً موجعاً ، حینَ أتیت وضعت کالبنی ، طیبتی بجانبی و سَّد قلبی حجرا … تمّ اضطجعت و کالذی یَحلُم أبصَرتُ علی الأفقِ سنابک الخیول تخوضُ فی وجهِک یا مدینتی فی دَمِکَ النبیل و کلّما هَمَمتُ یا مدینتی أن تقفی طوحک الهزال و النحول حتی صَحَوت صارخاً : وجهک یا مدینتی تحتَ سنابِک الخیول ثم عدوتَ باکیاً من شارعٍ لشارعِ و کلّما أبصَرَنی الناسُ أهیم فی الشوارِع تکسّر الزجاجَ فی عیونِهم کأنّهم لایُبصِرون تساقطُ الترابُ من حلوِقهم کأنّهم لاینطِقون
 الناسُ یا مدینتی کأنهم منومون الناسُ أصبحوا عجائباً تضحَکُ للمأساةِ أصبعوا … کأنهم لایقدرون ! ( اغانی افریقیا ، ص 284 – 286 ) او پرنده ای محزون را تصور می کند که با پرهای خونین در شبی تاریک در باغ او می نشیـند او شهر خود را زیر سُم اسبها می بیند که یارای ایستادگی در مقابل دشمن را ندارد و خود را چنان می بیند که در مقابل این ظلم و ستم در خیابان های شهر گریان می رود و از مردم می خواهد که تسلیم دشمن نشوند اما گویی در چشمان مردم شیشه ریخته و جایی را نمی بینند و از گلوهایشان خاک می ریزد گویی آنها نمی توانند حرف بزنند و گویی مردم شهر خواب هستند ، او مردم را بگونه ای می بیند که عجیب شده اند و در برابر مصیبت می خندند و توانایی انجام هیچ کاری را ندارند. همچنین فیتوری در قصیده ای دیگر تحت عنوان « أغنیة فی الضوضاء » اظهار عشق خـود را به وطنش اینگونه بیان می دارد : ماذا أصنعُ لک یا أجمل أجملَ شیٍ ء فی دنیای ماذا أضعُ لک ؟ هل أملِک شیئاً آخَر غیرَ هوای الظلمةُ تملأُ عینیّ و قیدُ الظالِم حول خُطای و طریقی أخَرسُ لکنّی أسکُب فی شغتیه غنای ماذا أمِلکُ لک یا أختی ؟ و أنافیک أعیش … و تنمو شجراتی و یفوحُ شذای … و تدوُر شموسَک فی لیلی … فیضی ء … وینهار دجای ( اغانی افریقیا ، ص 211 – 213 ) خطاب به سرزمین خود می گوید : نمی دانم چه کاری می توانم برای تـو انجـام دهـم زیـرا تـو زیباترین چیز در دنیای من هستی و آیا چیزی غیر از عشق به تو دارم ، ظلمت و تاریکی چشمانم را پر کرده است و غل و زنجیر ظلم در پای من است اما آوازی برلب دارم. او می گوید من در تو زندگی می کنم و درختانم در تو رشد می کند و بوی خوش من در تو می پراکند و خورشید تو در شب من می چرخد و آن را روشن می کند و تاریکی ام فرو می ریزد. با همه مشکلات و مصائبی که فیتوری در کشور خود سودان و آفریقا می بیند امید و انتظار دارد که مردمش بیدار شوند و قیام کنند و خود را از ظلم و ستم نجات دهند ، او می گوید : و مثلَما یسحق الماُرِد السجین قیودَه و مثلَما تنغض أغلالَها الریاحُ الشدیدة تحرّکت ذاتَ یوم إفریقیا الموعوده و قام فی قلبها السودانُ یُعلن عیدَ باسم جمیعِ الشعوب المسجونةِ المصفوده ( اغانی افریقیا ، ص 154 ) فیتوری در اشعار میهنی خود نیـز با آمیخـتن دیدگاهـهای سیـاسی خود روزی را می بیـند که آفریقا به پا خیزد و سودان هم در قلب آن قیام کند و به همه ملت های در بند بشارت عید دهد. فیتوری در موضوع وطنیت از چهره های با ارزشی که از وطن خود دفاع کرده اند و مقابل ظلم و ستمکاران ایستاده اند تمجید نموده و چنین می گوید : یا وطنی هاهو ذا الناصرعاد المجد و الجلال فی رکابه یسیر و الفرح الکبیر والحب ، والضیاء ، والزهور یا أیها الثوار یا أیها الأحرار یا من وقفتم وحدةً فی وجه الاستعمار یا من تحدیتم قوی الظلام و الدمار یا من تعیشون جلال هذا العصر عصرنا العظیم یا من غسلتم من جبمین الشرق عاره القدیم طوبی لکم ( اغانی افریقیا ، ص 231 )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برآورد عرضه نیرو از منابع داخلی: قبل از مبادرت به کارمندیابی و استخدام از خارج از سازمان باید نیرو های موجود در داخل سازمان بررسی و معین شود برای مشاغلی که انتظار می رود در آینده بدون متصدی بمانند یا در اثر گسترش عملیات سازمان ایجاد شوند چه تعداد نیرو را می توان از منابع داخلی تامین کرد. روش های اصلی برآورد نیرو های موجود در سازمان عبارتند از : الف) فهرست موجودی مهارت های مدیریتی : در مورد تهیه فهرست موجودی مهارت ها در سازمان ( در مرحله اول فرایند برنامه ریزی نیروی انسانی ) توضیح داده شد. در مواردی ممکن است که تهیه فهرست مهارت ها تنها شامل مدیران و کسانی شود که برای تصدی پست های مدیریتی در نظر گرفته شده اند . فهرستی که بدین شکل به دست می آید اصطلاحا فهرست موجودی مهارت های مدیریتی خوانده میشود. در فرم هایی که برای جمع آوری اطلاعات درباره مدیران طراحی شده است علاوه برسوالات عمومی از قبیل سطح تحصیلات ، تجربیات ، سوابق استخدامی و مهارت های فرد سوالات دیگری نیز مطرح می شود که با بررسی آنها می توان قابلیت ارتقا ، شایستگی ، توانایی و استعداد ، جنبه های شخصی و سایر صفات و خصوصیات مدیر را مطالعه و آمادگی او را برای احراز پست های بالاتر و مسولیت های سنگین تر ارزیابی کرد.
 ب) جدول جایگزینی : جدول جایگزینی تصویر روشنی از وضعیت استخدامی افراد در سازمان یا در واحد هایی از سازمان به مدیر ارائه می دهد. علاوه بر این ابزاری است که به وسیله آن می توان بنا به به مورد وضعیت عرضه و تقاضا را تعیین نمود . از این جدول برای تعیین مسیر شغلی افراد و پیش بینی هایی که باید برای پرورش و آماده سازی آنها به عمل آید نیز استفاده می شود. تنظیم جدول جایگزینی کاری وقت گیر است اما مطالعات مهم را به صورت طبقه بندی شده و کامل برای تصمیم گیری های مربوط به نیروی انسانی در اختیار برنامه ریزان قرار میدهد، طبیعی است هر قدر در تنظیم جدول معیار ها و شاخص های دقیقتر و واقعی تری برای تعیین شایستگی و قابلیت ارتقای کارکنان به کار برده شود،اقدامات مبتنی برآن نیز صحیحتر و موثرتر خواهد بود. ج) نظر سرپرست : گروهی از محققان معتقدند که هیچکس بهتر از فردی که سپرستی کاری را به عهده دارد. نمی داند که انجام دادن آن کار به چند نفر نیاز دارد یا چند نفر برای انجام دادن آن کار آمادگی دارند. سرپرستان به دلیل تجربه و بینشی که درباره ماهیت و ویژگی های مشاغل تحت سرپرستی خود پیدا کرده اند،بدرستی و به سرعت میتوانند تعداد کارکنان مورد نیاز یا تعداد افراد موجود برای کار را برآورده کنند.در این روش سرپرست هر واحد با توجه به اهدافی که برای واحد او در نظر گرفته شده است پیش بینی می کند:
-
- چه وظایف و عملیات جدیدی باید انجام گیرد و به چه نیرو هایی نیاز است؟
-
- چه وظایف و عملیاتی را باید حذف کرد؟
-
- وظایف و مسیولیت های فعلی چه تغییری خواهد کرد؟
-
- به حجم عملیات چه مشاغلی باید افزود شود و در نتیجه نیاز به اضافه کاری خواهد بود؟
-
- از حجم عملیات چه مشاغلی باید کاسته شود و در نتیجه کارکنان آن وقت اضافی خواهند داشت؟
-
- هزینه ها چه تغییری خواهد کرد و چه تاثیری در بودجه تعیین شده برای واحد خواهد داشت؟
گزارش های سرپرستان درباره نیاز های استخدامی واحد ها به نظر مسیولان مربوط می رسد و بعد از بررسی تجدیدنظر و انجام اصلاحات لازم برای مدیر رده بالاتر در سلسله مراتب سازمانی ارسال می شود. با تکرار این کار انبوه گزارشات از واحد ها،واحدها،دوایر،اداراتو حوزه های مختلف سازمانی به سوی رده های بالای سازمان رفته درنهایت به نظر رییس اداره و سایر مسئولان برنامه ریزی نیروی انسانی می رسد. با مطالعه و مقایسه گزارشات رسیده از بخشهای مختلف گزارش نهایی درباره پیش بینی نیاز های استخدامی سازمان تهیه و تقدیم مدیر عامل و سایر مدیران ارشد می گردد. د) روش دلفای : در جلسات تصمیم گیری گروهی هنگامی که اعضا روبروی یکدیگر می نشینند،رودربایستی به وجود می آید که مانع از ابزار صریح عقاید واقعی می گردد. اصولا کارایی روش دلفای هنگامی بیشتر است که اعضا از هویت یکدیگر آگاه نباشند و ندانند به جزء خودشان چه کسان دیگری در تصمیم گیری مشارکت دارند.در این روش یکسری پرسشنامه میان اعضاء توزیع و نظر های آنها جمع آوری می شود و طی مراحلی به نظر اکثریت می رسد این مراحل عبارتند از : ۱) برای هریک از اعضای گروه به طور جداگانه و محرمانه پرسشنامه ای فرستاده میشود که در آن مساله مورد نظر مطرح و از عضو خواسته میشود هر راه حلی که به فکرش میرسد بنویسد. ۲) هر یک از اعضای گروه بدون ذکر نام خود پرسشنامه را تکمیل میکند و آن را به ایستگاه مرکزی ارسال می دارد. در انجام نظرات گردآوری و خلاصه میشود و بر ارسال اطلاعات به دست آمده پرسشنامه جدیدی تنظیم و مجددا برای اعضاء ارسال میگردد. ۳)اعضاء پرسشنامه دوم را تکمیل میکنند و آن را به ایستگاه مرکزی بر میگردانند ۴) مراحل دوم و سوم آنقدر تکرار میشود تا نظرات تا حدممکن به هم نزدیک شود. ۲- برآورد عرضه نیرو از منابع خارجی اگر در نتیجه برآوردی که از منابع داخلی به عمل آمده است معلوم میگردد که نیروهای موجود در سازمان برای انجام دادن امور یا تصدی پست های سازمانی در آینده کافی نخواهند بود،مسیولان سازمان باید به منابع خارجی یعنی نیرو هایی از خارج از سازمان متوسل شوند. میزان عرضه نیرو در بازار کار به وضعیت عمومی اقتصادی ،بازار های محلی کار و بازارهای تخصصی کار بستگی دارد..
 الف) وضعیت عمومی اقتصادی : پیش بینی وضعیت عمومی اقتصادی بخصوص میزان بیکاری اولین قدم برای برآورد عرضه نیروی انسانی در بازار کار است، زیرا هرقدر میزان بیکاری کمتر باشد عرضه نیرو نیز کمتر و در نتیجه کارمندیابی مشکلتر خواهد بود. بدین منظور می توان از آمار و ارقامی که بانک مرکزی، وزارت کار امور اجتماعی،سازمان امور استخدامی و سایر موسسات دولتی و همچنین دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی منتشر می کنند استفاده نمود.
 ب) بازار های محلی کار : علاوه بر وضعیت عمومی اقتصادی، وضعیت بازارهای محلی نیز در میزان عرضه نیرو بسیار موثر است. برای مثال اگر در شهر یا منطقه ای، کارخانه بزرگی راه اندازی یا تعطیل شود این امر در کمیابی یا فراوانی نیروی کار در آن شهر یا منطقه اثر می گذارد علاوه بر این کار خانه ای که در مجاورت شهر بزرگ و پرجمعیتی قرار گرفته است مسلما از نظر دسترسی به نیرو های مورد نیازش در وضعیت مناسبتری خواهد بود تا کارخانه ای که در مکانی دور افتاده و خالی از سکنه قرار گرفته است. ج) بازار های تخصصی کار: ممکن است که سازمان به افرادی با تخصصهای خاصی نیاز داشته باشد در این صورت موضوع مورد توجه تامین تخصصهای مورد نظر است و مناسب بودن وضعیت عرضه نیروی انسانی به تنهایی کمکی به سازمان نمی کند،بدیهی است هر قدر کارکنانی با تخصصهای ویژه تری مورد نیاز سازمان باشدکارمندیابی نیز دشوارتر است.
-
- مرحله پنجم : مقایسه عرضه و تقاضا
آخرین مرحله در فرایند برنامه ریزی نیروی انسانی مقایسه تقاضای سازمان برای نیروی انسانی و عرضه آن است. نتیجه این مقایسه از سه حالت خارج نیست: تقاضا با عرضه مساوی است: در چنین حالتی تعداد کارکنان کافی است و لازم نیست اقدامی صورت گیرد فقط در صورتی که تخصص نیرو ها با اهداف اتی سازمان متناسب نباشد باید دور های آموزشی به خصوصی طراحی و برپا شود تا افراد با گذاراندن آنها مهارت های ضروری و مورد نیاز سازمان را بیاموزند. تقاضا بیشتر از عرضه است : در این حالت نیاز سازمان به نیرو بیشتر از تعدادی است که در حال حاضر در سازمان وجود دارند. در چنین وضعیتی علاوه بر تعیین تعداد نفرات باید تخصصها و مهارتهای مورد نیاز به طور دقیق، مشخص شود. برای تامین کسری نیرو سازمان باید به اقداماتی از قبیل کارمندیابی، انتخاب و استخدام نیروهای جدید،آموزش کارکنان،تربیت مدیر،فراخوانی کسانی که سازمان را ترک کرده اند استخدام پیمانی یا اضافه کاری توسل شود. تقاضا کمتر از عرضه است : در این حالت نه تنها سازمان برای نیل به اهداف خویش در آینده نیازی به استخدام نیروهای جدید نخواهد داشت.بلکه نیروهای موجود نیز بیش از نیاز سازمان است. به عبارت دیگر سازمان با اضافه نیرو مواجه است. (سعادت،۱۳۸۳،۸۴) ۲-۶-۵- روش های برآورد نیروی انسانی مورد نیاز الف) روش روندیابی _ پیش بینی نیاز های آتی سازمان به نیروی انسانی را می توان با مطالعه تعداد افرادی که در چند سال گذشته به استخدام سازمان درآمده اند آغاز کرد.با محاسباتی که انجام می گیرد احتمال ادامه این روند تعیین میشود و مبنای پیش بینی نیاز های آتی سازمان به نیروی انسانی قرار میگیرد. ب) روش نسبت یابی _ روش دیگر برای پیش بینی تعداد کارکنان مورد نیاز تعیین نسبتی است که میان یک عامل معین (مانند حجم فروش ) و تعداد افراد مورد نیاز وجود دارد. ج) روش همبستگی _ رابطه آماری میان دو متغیر را می توان به وسیله روش همبستگی محاسبه کرد، در این روش ارتباط میان میزان فعالیتی در سازمان و تعداد افراد مورد نیاز بررسی میشود. چنانچه ارتباط و همبستگی میان این دو عامل وجود داشته باشد می توان پیش بینی کرد در صورت تغییر میزان فعالیت مورد نظر تعداد افراد مورد نیاز چقدر خواهد بود. پیش بینی هایی که براساس روش همبستگی انجام میگیرد به مراتب دقیقتر از پیش بینی هایی است که براساس دو روش قبلی یعنی روش روند یابی و روش نسبت یابی انجام گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همبستگی جمعی تعهدگواه با کنترل تعهدرفتاری تعهد نگرشی تعهد عاطفی تعهد هویت تعلق وفاداری ایورمن ری پورتر وکوک بارهایم وبرمن آلن ومایر گریس وآرجریس مارچ وسایمون استاو تعهد بیرونی تعهد درونی اتزیونی کانتر ابعاد تعهدسازمانی ازدیدگاههایمختلف تعهد عاطفی تعهد مستمر تعهدهنجاری تعهدارزشی تعهد مستمر نمودار ۲- ۹ ابعاد مختلف تعهد سازمانی از دیدگاههای مختلف ۲-۴-۶- شاخصهای تعهد سازمانی بطور کلی عنصر اصلی تعهد از دیدگاه رفتاری عبارت است از رفتار و اقدام[۶۰] هر انسانی با میزان تعهد متفاوتی همراه بوده که بر حسب شاخصهای تعهد عنوان میشود. سالانسیک[۶۱] مهمترین عامل تعهد را پیوند[۶۲] فرد با اقدام خود میداند و سه ویژگی را در این خصوص متذکر میشود که عبارتند از:
 ۱- صراحت و آشکار بودن عمل[۶۳] عوامل اصلی که موجب افزایش صراحت میشود عبارتند از: قابلیت مشاهده و عدم ابهام[۶۴] و روشن بودن عمل یا اقدام. بطور مثال بعضی از اقدامات به راحتی قابل مشاهده و روشن نیستند و با تردید همراهند و فرد نسبت به آن ها فکر میکند. ۲- قابلیت تجدید نظر[۶۵] و فسخ بودن عمل و یکسری از اقدامات میتواند بر اساس آزمون و خطا صورت گیرند که در صورت مناسب بودن میتوان آن ها را تکرار کرد. بر این اساس، تحلیل بعضی از اقدامات قبل از فسخ و عدم تکرار است و فرد میتواند به راحتی تعهد خود را قبول نماید؛ مانند پس دادن کالای خریداری شده، استعفا و … بر عکس انجام بعضی از اقدامات تعهدآور بوده و نمیتوان از خود عمل و آثار آن رها شد مثل قفل و شکستن چیزی و مصرف غذا، که قابل فسخ نبوده گرچه قابل بخشش باشند. ۳- اراده[۶۶]: اراده اغلب با مفاهیم آزادی و مسئولیت شخص ارتباط دارد ولی همیشه همراه نیست، اراده به معنای پذیرش مسئولیت نیز میباشد. برای مدیری که با اراده خویش تصمیمی لحاظ نموده، چه بسا تصمیم ناگواری باشد و سعی میکند آن را به دیگران نسبت دهد. این سه شاخص دارای ارتباط مستقیم با تعهد سازمانی بوده و استفاده درست آن ها، میزان تعهد فرد را برای ما قابل پیشبینی میکند. این تحلیل از دیدگاه رفتاری و کاربردی مدیران را قادر میسازد که بر اساس متغیرهای سازمانی و مدیریتی حاکم به نحو مناسبی درجات هر یک از شاخصهای مذکور را در سطح فردی، گروهی و سازمانی مشخص نموده و سطح تعهد را پیش بینی نماید (حسینی کاشانی، ۱۳۸۵، ۶۲). ۲-۴-۱۱- راهبردهای افزایش تعهد سازمانی تعهد سازمانی باید به عنوان یک مقوله مهم در سازمانها گسترش یابد وتوجه به آن بیشتر شود .تعدادی از راهکارهای مهم برای ارتقاء تعهد سازمانی عبارتند از : هر چه فرد در شغل محوله دارای سطح بالاتری از مسئولیت ، استقلال، وشغل مورد علاقه وغیر تکراری باشد، تعهد سازمانی بیشتری ابراز میدارد. درمقابل فرصتهای ارتقاء شغلی کمتر، تنش بیشتر و ابهامات مربوط به شغل، تمایل به نشان دادن سطح پایینتر از تعهد را به وجود میاورد(استرون، به نقل از کرمانی، ۱۳۸۷، ۸۲) بالا بودن پیوستگی عاطفی در کارکنان و درگیر نمودن بیشتر آن ها با اهداف سازمان. بهبود شبکههای ارتباط در تصمیمگیری و مشارکت کارکنان در تصمیمگیری. ارزیابی عملکرد کارکنان به منظور ایجاد بازخورد کاری. تشریح اهداف و رسالتهای سازمانی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱ضرورت و اهمیت پیش بینی قیمت طلا
طلا همواره به عنوان رقیبی برای پولهای رایج و جایگزینی برای آن ها در ایفای نقش ذخیره ارزش، موقعیت خود را در بحرانهای سیاسی و اقتصادی حفظ کرده است. طلا همچنان کالایی امن، برای سرمایهگذاری در شرایط نامطمئن اقتصادی است.مارتین هنکه، تحلیلگر اقتصادی در این باره میگوید:” با وجود تمام این بی ثباتیهای اقتصادی موجود، سرمایهگذاران به دلیل ترس از دست دادن داراییهای خود و به منظور رویایی با افزایش تورم، به طلا به عنوان کالایی امن روی آوردهاند.” تداوم سرمایه گذاری در بازار طلا و نقره موجب تداوم روند صعودی قیمت این فلزات گرانبها در بازارهای جهانی و ثبت رکوردهای جدید شده است.قاعدتاً پول رایج هر کشور باید علاوه بر وظیفه مبادله پرداخت، به عنوان وسیله ذخیره ارزش نیز مورد استفاده قرار گیرد. در زمان جنگ، انقلاب و تورم شدید، پول رایج یک کشور نمیتواند نقش خود را به عنوان ذخیره ارزش به خوبی ایفا نماید؛ چرا که دولتها برای تأمین هزینههای جنگ ناگزیر پولهای بدون پشتوانه تولید چاپ می کنند. افزایش حجم پول در گردش و کاهش تولید و انحراف منابع کشور از تولیدات رفاهی به تولیدات و تجهیزات جنگی، موجب تورم می شود و ارزش پول را کاهش می دهد در این زمان مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به طلا روی می آورند که ارزش آن با تورم افزایش می یابد و به دارنده خود در مقابل تورم منفعت می رساند؛
 بنابراین، طلا از دیرباز، به عنوان پول یا شبه پول، به دلیل قدرت نقدشوندگی بالا در سطح جهانی یک دارایی مهم و مقبول بوده است. قیمت طلا در سطح جهان،با توجه به مقدار عرضه و تقاضا برای آن تعیین می گردد. تولیدکنندگان طلا (معادن)، بانکهای مرکزی و فروشندگان طلای قراضه از بزرگترین عرضه کنندگان طلا به بازارهای جهانی هستند؛ همچنین جواهرسازان، صنعتگران، محتکران شمش طلا و سرمایه گذاران از متقاضیان اصلی طلا در بازار به شمار میروند. اهمیت طلا به عنوان یک منبع ثروت و همچنین نقش کنترلی آن در سیستم پولی جهان که به عنوان نیروی محرکه اصلی در اکتشاف، استخراج و تولید طلا مطرح میباشند.اگرچه روابط متقابل پول و طلا بسیار پیچیده است و روابطی که در قطعی بودن آن اتفاق نظر وجود داشته باشد نادر است، ولی حداقل در این خصوص که این دو به یکدیگر مرتبط هستند اتفاق نظر وجود دارد. این ارتباط در قالبهای مختلفی بیان شده است.گفتارهای زیر همه به نحوی دلالت براین ارتباط اساسی بین پول و طلا دارند:
-
- جدا از اینکه یک معدن دارای چه نوع ماده معدنی است،معدنکاری آن برای دستیابی به طلاست.
- قیمت طلا نه فقط از طریق میزان عرضه و تقاضای آن تعیین میشود، بلکه از طریق میزان عرضه و تقاضا برای سرمایه و اعتبار(پول) به منظور رهایی از رکورد اقتصادی نیز کنترل میشود.

- اگر بخواهیم در اصلاح پایداری قیمتها و اعتماد به پول رایج خاصی موفق باشیم باید ارتباط آن را با طلا تقویت کنیم.
- تحت شرایط ثابت از نرخ مبادلات پولی، حتی با رشد اقتصادی بسیار سریع، موازنه مالی جهان وقتی قابل حصول است که افزایش کل ذخایر پولی بین المللی منطبق بر افزایش تولید طلا باشد نه منطبق بر افزایش یک نوع ذخیره پولی خاص مانند دلار.
به رغم مشکلات موجود در تخمین حوادث سیاسی کوتاه مدت در جهان و اثرات آن در قیمت و تولید طلا در بازار آزاد، میتوان طلا را به عنوان یک شاخص حساس نسبت به شرایط ملی و بینالمللی معین از قبیل تورم و یا جنگ معرفی کرد. با توجه به تئوریهای سنّتی اقتصاد، یکی از ویژگیهای یک رژیم تغییر پذیر مثل نظام پولی طلای کلاسیکی[۱] که حدود سال ۱۸۸۰ تا وقوع جنگ جهانی اول حاکم بود، وجود مجموعه ای از نیروهای بازاری خود به خود تنظیم شونده ای است که باعث ثبات بلند مدت سطح قیمت ها میشوند. سازوکاری که این نیروها توسط آن فعالیّت میکنند معمولاً توسط تئوری کلاسیکی کالایی پول توصیف میشود (بوردو[۲] ۱۹۸۴). با توجه به تئوری مذکور، تغییرات تولید طلا در نهایت هر حرکت تورمی یا ضد تورمی سطح قیمت را خنثی خواهد کرد. به هر حال مسئله این است که شوکهای غیر منتظره عرضه یا تقاضای طلا میتوانند اثرات کوتاه مدت قابل توجهی بر سطح قیمت و محصول واقعی در مواجهه با انعطاف ناپذیریهای اسمی داشته باشند. در یک رژیم بین المللی تغییر پذیر، تثبیت ارزش پول رایج کشورها به قیمت ثابت طلا، تکیه گاه اسمی پایداری برای سیستم پولی بین المللی فراهم میکند. گذشته از این، تبعیت از رژیم بین المللی تغییر پذیر به معنای فقدان استقلال پولی و مالی است، چون تحت چنین رژیمی الزام نخست حفظ قابلیت تبدیل پولهای رایج به فلز قیمتی و نه تثبیت اقتصاد داخلی است (برگمن ۱۹۹۸). فلز طلا به عنوان یک سرمایه ملی و پشتوانه اقتصادی کشور مطرح میباشد، بنابراین اطلاع رسانی در مورد آمار قیمت، تولید، ذخیره و… این فلز گرانبها در ایران در مقایسه با دیگر کشورها، برای برنامهریزی بهتر در جهت استخراج و استفاده از آن مفید و حتی ضروری میباشد.
۱-۲-هدف پایان نامه
۱ -ساخت بانک داده برای محققانی که در آینده قصد ادامه فعالیت دراین زمینه را دارند.دادههای مورد استفاده برای تورم و دلار و شاخص کل از سایت بانک مرکزی،داده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
می شود تا شاید در ورای آن وی را به فکر فرو برد و از خواب گران بیدار کند : أنتم المخلصون للوطنیِّه أنتم الحاملون عبء القضیّه !! أنتم العاملون مِن غیر قول !! بارَکَ اللهُ فی الزنودِ القویّه !! ما جَحَدنا أفضالَکم ، غیر أنّآ لم تزل فی نفوسِنا أمنیّه : فی یدینا بقیّه مِن بلادٍ فاستریحوا کَیلا تطیرُ البقیّه ( همان ، ص ۳۳۹ )
شما پاک نهادان وفادار به میهن و شما مسؤلیت پذیران !! شما عمل کنندگان بدون سخن !! آفرین باد بر این دستان قوی !!
 ما به بزرگواریتان اعتراف و اذعان داریم اما از شما تمنایی هم داریم. هنوز اندکی زمین در دست باقیست ، پس شمایان استراحت کنید تا مابقی زمین از دست نرود. اگر قصیده « الشاعرالمعلّم » طوقان را بخوانی درد والم حقیقی را دروجود شاعرحس می کنی اندوهی که با کلامی شیرین وسرگرم کننده واقعیت وجود اورا بیان می کند، چرا که او شاعری است که امر تدریس برایش خیلی گران است . ( شراره ، ۱۹۶۴م ، ص ۲۸ ) الشاعر المعلّم شوقی یقولُ وما دری بمُصیبتی « قــم لِلمعلم وَفِّـه التبجـیـلا » أُقعد فدیتک هل یکون مُبجلا مَن کان للنشءِ الصِّغار خلیلا ! وَ یَکادُ یَفلقنی الامیرُ بقولِه کادَ المعلمُ أن یکونَ رسـولا ! لو جرَّب التدریسَ شوقی ساعه لرأی الحیاه شقاوه وَ خمـولا حسبَ المعلمُ غمه و کآبه مرأی الدفاتر بُکره وَأصـیلا مئه علی مئهٍ اذا هی صلّحت وَجَدَ العمَی نحوَالعیون سَبـیلا وَ لو أنّ التصلیحَ نفعاً یُرتجی وَأبیک ، لم أکُ بالعیون بخـیلا فأنا أصلّحُ غلطه نحویه مثلاً وَ اتـّخذ ُ الکتابَ دلـیلا مُستشهداً بالغـرّ مِـن آیاتـه أو بالحدیث مفصلاً تفصیلا وأکـاد أبعثُ سیبویه مِـن الثـری وَذویه من أهل العصورالأولی فأری حماراً بعدَ ذلک کلّـه رفـعَ المضافَ إلیـه وَالمفعولا لا تعجبوا إن صحتُ یوماً صیحه و وَقعتُ ما بین البنوک قتیـلا یا مَن یُرید الإنتحارَ وَجَدتهُ إنَّ المُعلمَ لا یَعیشُ طویـلا ! ( ابراهـیــم ط . ،۲۰۰۵م، ص ۴۳۵ )
شوقی به پاسداشت مقام معلم فرا می خواند ؟ زیرا او از رنج معلم بی خبر است. بنشین فدایت شوم ، چگونه می تواند مورد احترام باشد کسیکه همدم کودکان است.
امیر الشعراء با این تشبیه خود که معلم را بسان پیامبر فرض کرده، مرا به خشم می آورد. اگر شوقی کار تدریس را آنگونه که من تجربه کردم به خود می دید، از زندگی بیزار می شد. معلم را همین غم واندوه بس است که صبح تا شام دفترهای دانش آموزان را جهت تصحیح می بیند . صدها دفتری است که اگر معلم آنها را تصحیح کند به کوری مبتلا شود. و اگر در غلط گیری آنها امید نفعی می رفت ، به پدرت سوگند که من به داشتن چشمها حسودی نمی ورزیدم . من با الهام و هدایت از قرآن و حدیث شریف ، غلطهای دستوری دانش آموزان را تصحیح می کنم. سیبویه و اجداد نخستینش را از خاک بیرون می آورم ( به آراء آنها استناد می کنم ) . با تمامی این اوصاف الاغی ( دانش آموز نادانی ) پیدا می شود که مضاف الیه و مفعول را رفع می دهد . پس اگر روزی با صدای بلند فریاد بر آورم و یا در فاصله بین بانکها هلاک شوم تعجب نکنید . به کسی که از زندگی مأیوس شده و قصد خودکشی دارد می گویم که من راهش را یافته ام : همانا معلم عمر طولانی نخواهد داشت . سخریــه و بذلــه گـویـی در دیــوان ابراهیـم بـا شیـوه هـای متفـاوت و بــه وفــور آمــده اسـت . اوّل : با استعمال صیغـه های امر یا استفهـام ، چون تأثیر این جملات بـر مخاطب بیشتر است . ( طه ، ۱۹۹۲م ، ص۱۶۲) فَاهدَأی یا عَواصِـــفُ خَجَـــلاً مِن جَراءَتِـــــه ( ابراهیــم ط . ، ۲۰۰۵م ، ص ۳۱۴ ) ای طوفان ها! از شهامت او شرم کنید و آرام گیرید. ما لم تقم بالعبءِ أنتَ ، فَمَن یقوم به إذن ؟ ( همان ، ص۲۸۷) اگرتو بار مشکلات خود را به دوش نکشی ، پس چه کسی آن را به دوش کشد ؟ لِیَصُم عَن مَبیعِه الأرضَ یحفظ بقعه تستریحُ فیها عظامُه ( همان ، ص۲۹۵ ) بایستی از فروش زمین روزه بگیرد تا قطعه ای باقی گذارد و استخوانهایش در آن استراحت کنند . دوم : بـه کارگیری لغتهـای کهن و کوچـه و بازاری ، کاربرد این شیـوه در قصیـده های ( إلی الثقیـل ، أیها الأقویاء ، السماسره ، إلی الأحرارو أنتم ) بیشتر به چشم می خورد . ( طه،۱۹۹۲م ، ص ۱۶۴) إنّ (المظفّر) مِن حدیدٍ جسمُه ُ فیما أری ، وجسومُهم مِن سُکَّرِ ( ابراهیــم . ط ، ۲۰۰۵م ، ص ۳۳۰) آن گونه که من دریافتم ، جسم عبد القادر مظفر از آهن بود و جسم آنها از شکر . فأری حماراً بعد ذلک کلّه رفع المضافَ إلیه و المفعولا ( هـمان، ص۴۳۷) با تمامی این اوصاف الاغی ( دانش آموز کودنی ) پیدا می شود که مضاف الیه و مفعول را رفع می دهد . سوم : استفاده از « مقابله » کـه کاملترین شیوه به سخریه گرفتن است . بـه این معنا کـه شاعر صورت و شکلـی را ارائه مـی دهد و با آوردن مثالـی در مقابل آن منظورش را بیـان و تکمیل می کند . ( طه ، ۱۹۹۲م ، ص ۱۶۴) حبّذا لو یصوم منّا زعیمٌ مثلُ (غَندی) عسی یُفیدُ صیامُه لا یَصُم عن طعامِ … فی فلسطین یموت الزعیمُُ لولا طعامُه ( ابراهیم ط. ،۲۰۰۵ م ،
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خودناتوانسازی تحصیلی : به نظر برگلاس و جونز (۱۹۷۸) خودناتوانسازی عبارتاست از هر عمل یا زمینه عملی که به فرد امکان میدهد تا شکست را به عوامل بیرونی (بهانه) و موفقیّت را به عوامل درونی به منظور کسب افتخار نسبتدهد. لازم به ذکراست این متغیر شامل سه خرده مقیاس شامل خلق منفی، تلاش و عذرتراشی است.
 تعریف عملیاتی خودناتوانسازی تحصیلی : نمره حاصل از اجرای مقیاس خودناتوانسازی (SHS)[12] جونز و رودالت.[۱۳] (۱۹۸۲) تعریف نظری جرأتورزی : جرأتورزی شامل محکمبودن برای حقوق شخصی و اظهار عقاید، احساسات و باورها به طور کلی مستقیم، صادقانه و به طریقی مناسب، که به این گونهای است که به حقوق دیگران تجاوز نکند. (لانگ[۱۴] و جاکویسکی[۱۵]،۱۹۷۶، به نقل از یوشیوکاف ۲۰۰۰) تعریف عملیاتی جرأتورزی : نمره حاصل از اجرای پرسشنامه جرأتورزی گمبریل وریجی (۱۹۷۵) فصل دوم: ادبیات پژوهش نظریههای مربوط به خودناتوانسازی هیگینز (۱۹۹۰، به نقل از نیکنام و همکاران،۱۳۸۹) بنیانهای اصلی رفتارهای خودناتوانساز را از گذشته تا روانشناسی عزتنفس آدلر دنبال میکند که طبق آن، انگیزههای افراد از نیاز به جبران احساسات ذهنی، حقارت و ضعف نشأت میگیرند. در سالهای اخیر نیز، نظریههای مختلفی از خودناتوانسازی تحت تئوریهای هدف (مارتین و همکاران[۱۶]،۲۰۰۳)، نیاز (الیوت و چرچ[۱۷]،۲۰۰۳)، انگیزش خودارزشی (کاوینگتون[۱۸]،۱۹۷۳)، خودتائیدی(سیگل و همکاران[۱۹]،۲۰۰۵) و خود تنظیمی[۲۰](هندریکس و هیرت[۲۱]،۲۰۰۹) تعیین شدهاست. نظریه آدلر آدلر معتقد بود که احساسهای حقارت[۲۲] همیشه به عنوان یک نیروی برانگیزاننده در رفتار وجود دارند. او نوشت: انسانبودن یعنی خود را حقیر احساسکردن، چون این حالت در همه ما مشترک است، نشانه ضعف نا بههنجاری نیست. این احساسها منبع همه تلاشهای انسان برای غلبهکردن بر حقارت حتی واقعی یا تخیلیمان است. آدلر معتقد بود که کودک از قدرت و نیرومندی والدین خود و از نا امیدی تلاش برای مقاومت یا مبارزه با آن قدرت آگاه است. در نتیجه کودک نسبت افراد بزرگتر و نیرومندتر اطراف خود احساس حقارت را پرورش میدهد. اگر چه تجربه اوّلیه حقارت به کودکی مربوط میشود ولی به صورت ارثی تعیین نشدهاست، بلکه این تجربه از محیط ناشی میشود که برای همه کودکان یکسان است، بنابراین احساسهای حقارت، گریز ناپذیرند، امّا از آن مهمتر ضروری هستند، زیرا برای تلاش و رشدکردن انگیزش فراهم میآورند. هر چه سن فرد بالاتر میرود؛ بر تمایل او به اینکه بر ضعف خود غلبه کند و همانند دیگران شود و کارهایی کند که آنها میکنند افزوده میشود. او به پیشرفتهای خود قانع نیست و پیوسته احساس حقارت میکند و به دنبال هدفهای تازهتر و عالیتر میرود امّا گاهی نیز پیش میآید که آدمی نقص یا ضعف (چشمان ضعیف، سردرد، زخم معده) را بهانه قرارداده و برای خودداری از انجام کارهای دشوار یا برای توجیه شکستی که در به ثمررساندن آنها برخوردار است، دلیلتراشی کنند. آدلر بر این باور است، کودکانی که دارای نقص بدنی هستند، خود را برای روبرو شدن با پیشامدهای زندگی ناتوان احساس میکنند و این احساس ممکن است آنها را از کار و کوشش بازدارد و بر ناتوانی آنها بیافزاید. (به نقل از سیاسی، ۱۳۸۸) نظریه موری همه روانشناسان نسبت به نیازها که انگیزههای مهم رفتار آدمی هستند توجه داشتهاند، ولی هیچیک از آن ها به اندازه موری در این باب تأکید نکرده و به شرح و بسط و طبقهبندی آنها نپرداخته است. به نظر موری، نیاز تصور آدمی از نیرویی است که در مغز جای دارد و اندیشه و عمل را چنان تنظیم میکند که وضعیت نامطلوبی را به جهت معینی تغییر میدهد. درایت تعریف مقصود موری از تنظیم اندیشه و عمل این است که حرکت و فعلی را که نیاز موجب میشود، تصادفی و خود به خودی نیست و مقصود او از وضعیت نامطلوب، این است که نیاز زادهی نارضایتی است و آدمی را به سوی هدف رضایت بخش متوجه میسازد. موری فهرستی ۲۰گانه از نیازها ارائه داده است، در این فهرست موری به دو نیاز اشاره کردهاست که به نظر میرسد این نیازها فرد را به خودناتوانسازی سوق میدهد. نیاز به حفظ حیثیت: در برابر انتقاد، سرزنش، حمله و هجوم به دفاع از خود پرداختن، اشتباه یا شکستی را پنهان داشتن، یا با دلیل تراشی به توجیه آن پرداختن. نیاز به پرهیز از شکست: خودداری از عمل از بیم شکست احتمالی، دوریجستن از هرچیزی که موجب تحقیر باشد، اجتنابکردن از وضعیت یا شرایطی که در آن احتمال تمسخر، بیزاری یا بیاعتنایی دیگران میرود. در یک طبقهبندی موری نیازها را به دو طبقه نیازهای آشکار و نیازهای ناآشکار تقسیم میکند. نیازهای آشکار آنهایی هستند که برآوردشان را فرامن مجاز میداند و احیاناً از طرف اجتماع مورد ستایش و پاداش هستند، مانند نیاز به حفظ حیثیت و جبران شکست، نیازهای ناآشکار، نیازهایی هستند که از نظر فرامن چندان مقبول نیستند و در اجتماع نیز ناپسند به شمار میآیند مانند نیاز به پرخاش و لذت جویی، البته در اجتماعات مختلف نوع نیازهای ناپسند و پسندیده ممکن است فرق داشته باشد. (سیاسی، ۱۳۸۸) نظریه اسناد فرضیه اصلی نظریه اسناد این است که مردم فعالانه در جست وجوی کشف چرایی رخدادن وقایع هستند. به عبارت دیگر، ما نه فقط میتوانیم بدانیم دیگران چگونه رفتار میکنند، بلکه میخواهیم بدانیم چرا اینگونه رفتار میکنند، زیرا تشخیص میدهیم که این دانش میتواند به ما کمک کند پیشبینی کنیم آنها در آینده چگونه رفتار خواهند کرد. فرآیندی که از طریق آن ما چنین اطلاعاتی را جست وجو میکنیم، اسناد گفته میشود. به تعریفی رسمیتر اسناد به تلاشهای ما برای درک علل زیربنایی رفتار دیگران و در برخی موارد علل رفتار خودمان اطلاق میشود. (بارون و بیرن و برنسکامب[۲۳]، به نقل از کریمی، ۱۳۸۸) در زمینه های آموزشگاهی و تحصیلی، موفقّیت و شکست اغلب به توانایی، تلاش، شانس و دشواری یا آسانی تکلیف نسبت داده میشود که در این میان، توانایی و تلاش بیش از همه به عنوان علّت موفقّیت و شکست در نظر گرفته شدهاند. افراد به هنگام تبیین پیامدهای پیشرفت، بیشتر این اهمّیت را به شایستگی (توانایی) و میزان تلاش خود میدهند. (گراهام[۲۴]،۱۹۹۷) علتهای بالقوه موفقّیت و شکست دارای یکسری ویژگیهای زیربنایی هستند. در این رابطه سه ویژگی تحت عنوان ابعاد علی شناسایی شده اند که عبارتند از «جایگاه، پایداری، کنترل » (واینر[۲۵]،۱۹۸۵) بعد پایداری یا ثبات به چگونگی حالت اسناد در طول زمان اشاره دارد و دامنهای از ثبات تا بیثباتی را در برمیگیرد. دلایل را میتوان به دو صورت درونی و بیرونی (جایگاه یا منبع) به صورت قابل کنترل و غیر قابل کنترل طبقهبندی کرد. (پینتریچ و شانک، به نقل از شهر آرای،۱۳۸۶) جایگاه علیت به درونی و بیرونی بودن علت برای فرد اشاره دارد. از بین علل مهم، توانایی (استعداد) و تلاش از علل درونی هستند، چرا که منعکسکننده ویژگیهای شخصیتی فرد میباشند. دشواری تکلیف و شانس بیرونی هستند، زیرا پیامدهای محیط میباشند.«بعد پایداری» به ثبات یا تغییرپذیری علل در طولزمان اشاره دارد. در این میان، توانایی یک علت پایدار است، زیرا توانایی انجام یک تکلیف نسبتاً ثابت است درحالیکه تلاش ناپایدار است. به همین دلیل تلاش افراد ممکن است از یک موقعیت به موقعیت دیگر تغییرکند و بالاخره کنترل به مسئولیت پذیری فرد با تأثیرپذیری علّت از اراده فرد اشاره دارد. تلاش یک علّت قابل کنترل است، چرا که افراد میتوانند اراده کنند که زیاد یا کم تلاش کنند، امّا استعداد و تلاش عللی هستند که تحت کنترل فرد نمیباشند. یکی ازجنبههای جالب فرایند اسناد، این است که برخی از پیش داوریها و سوگیریها موجب میشوند که افراد به تبیین منظم وقایع بپردازند. یکی از این سوگیریها یا خطاهای اسنادی، « سوگیری خدمت به خود » است. (به نقل از سید محمدی،۱۳۸۳) تمایل به اسناد دادن بازده های مثبت خود به علل درونی، اما اسناد دادن بازده های منفی خود به عوامل بیرونی را سوگیری خدمت به خود میگویند و به نظر میرسد که این سوگیری از نظر دامنه، عمومیت داشته و از نظر تأثیر بسیار نیرومند است. چرا چنین نوسانی در اسنادهای ما رخ میدهد، چندین احتمال مطرح شده است، امّا بیشتر آنها در دو مقوله جای میگیرند: « تبیینهای شناختی» و « تبیینهای انگیزشی». الگوی شناختی معتقد است که سوگیری خدمت به خود، اساساً ناشی از برخی گرایشها در شیوهای است که ما اطلاعات اجتماعی را پردازش میکنیم. این الگو چنین میگوید که ما به خاطر بازده های مثبت خود را به علل درونی و بازده های منفی خود را به علل بیرونی اسناد میدهیم که انتظار موفقّیت داریم و به همین دلیل تمایل داریم تا بازده های مورد انتظار خود را به علل درونی بیش از علل بیرونی اسناد بدهیم. برعکس، الگوی انگیزشی معتقد است که سوگیری خدمت به خود از نیاز ما به حفظ و افزایش عزتنفس ما، یا از تمایل ما به خوب به نظرآمدن به چشم دیگران بر میخیزد. (گرینبرگ ،پاییزسکی ، سولومون، [۲۶]۱۹۸۲، به نقل از کریمی) هر چند عوامل شناختی و انگیزشی هر دو ممکن است در این نوع خطای اسنادی نقش داشته باشند، ولی به نظر میرسد که شواهد پژوهش بیشتر در تأیید دیدگاه انگیزشی است. (همان منبع)
 بنابراین، سوگیری خدمت به خود به عنوان سپر انگیزشی علیه احساس بیارزشی خدمت میکند. مطابق با راهبرد خودناتوانسازی، مردم نه تنها بهانههایی برای اشتباهاتشان بعد از یک واقعه میآورند بلکه همچنین فرصتهای اجتماعی مناسبی را طرح میکنند، به نحوی که بهانههای خود محافظ برای توجیه عملکرد ضعیف از قبل فراهم میشوند و لزومی ندارد که حتماً به گذشته مربوط باشند. با بهره گرفتن از قواعد اسنادی، شرایط طوری ترتیب داده میشوند که عملکردهای معیوب و حتی شکستخورده نیز به عنوان تهدیدی بر عزتنفس و ارزشهای اجتماعی تفسیر نمیشوند. در خودناتوانسازی افراد به نحوی زیرکانه یک عامل ناتوانساز بیرونی را جست وجو کرده و یا خلق میکنند. ناپیوستگی بین عملکرد و ارزشیابی را حداقل در مورد شکست مبهم سازند، یک عامل ناتوانساز متقاعدکننده ممکن است احتمال موفقّیت را کاهش دهد، امّا در عوض به فرد خودناتوانساز اجازه میدهد تا شکست در شرف وقوع را به منابع دیگری غیر از فقدان شایستگی نسبت دهد. با خودناتوانسازی، افراد میتوانند بر انواع اسنادهایی که برای پیامدهای عملکرد ساخته میشوند کنترل داشته باشند، به ویژه فرد با ایجاد یا ادعای یک عامل ناتوانساز و اجتناب از ابراز توانایی، میتواند فقدان توانایی را به عنوان متقاعدکنندهترین اسناد برای شکست یا عملکرد معیوب کاهش دهد. نظریه خودارزشی ادراک توانایی، سازه اصلی نظریه خودارزشی کاوینگتون[۲۷] (۱۹۹۲) است، مطابق با این دیدگاه مردم نیاز دارند که خود را فردی شایسته ادراک کنند، به عبارت دیگر توانمندبودن نشانه ارزشمندبودن است، به خاطر اهمّیتی که خودارزشمندی دارد و به منظور حفظ خود پنداره مثبت مردم مجموعهای از راهبردهای خود حمایتی را جست وجو میکنند. این راهبردها عبارتند از: الف: تعیین هدفهای غیرقابل دسترس و غیرواقعی، به نحوی که شکست را بتوان به دشواری تکلیف نسبت داد نه فقدان توانایی ب: بهانهجویی مانند نسبتدادن شکست به عوامل غیرقابل کنترل ج: استفاده از راهبردهای خودناتوانسازی مختلف مانند مسامحهکاری یا فقدان مطالعه (گراهام ۱۹۹۱)[۲۸] نظریه خودارزشی بر نگهداری و حمایت ازعزتنفس تأکید دارد. مطابق با این نظریه، انگیزه اوّلیه انسانها، انگیزه خودارتقایی است، یعنی افراد اطلاعاتی را جست وجو میکنند که تلویحات مثبتی برای عزتنفس داشته باشد و از اطلاعاتی که تلویحات منفی دارد اجتناب میکنند. خودارزشی یک فرد توسط میزان سرمایه گذاری عزتنفس برای برآمد تعیینشده، به طوری که ارزش آنها به درک موفقّیت یا شکست یا پذیرفتن خود معیارهای مرتبط با برآمد مذکور بستگی دارد. به ویژه در تجزیه و تحلیل عزتنفس رفتار پیشرفت، افراد به دنبال رویارویی با شکستی که به سبب انتساب درونی عدم موفقّیت به ناتوانی خود، به وقوع پیوسته، احساس شرمساری را تجربه میکنند. هنگامی که تلاش به منظور بالابردن سطح استنتاج مربوط به توانایی پایین افزایش پیدا کرده، این امر منجر به پدیدآمدن احساس حقارت و افزایش سطح انتظار رویارویی با شکست میشود. الیوت و تراش[۲۹](۲۰۰۴، به نقل از لئون و ماتیوس، ۲۰۱۰) به منظور پشتیبانی از تجزیه و تحلیل عزتنفس، رفتار پیشرفت، دربارهی انتقال ترس از شکست میان نسلها به تحقیق پرداختند، از مطالعهی مقاله آنها میتوان نتیجه گرفت، اشخاصی که دارای ترس زیادی از شکستخوردن بوده، به منظور اجتناب از تجربه احساس شرمساری مواجهه با عدم موفقّیت راهبردهایی جهت حفظ خودارزشی (همانند: خودناتوانسازی و دستکشیدن از تلاشهای مؤثر) را بهکار میبرند. به طور مشابه مکگرگور و الیوت[۳۰](به نقل از لئون و ماتیوس ، ۲۰۱۰) ترس از شکست را به عنوان شاخص«بیکفایتی یکپارچهای که شخص را در معرض عدمپذیرش و رهاسازی توسط افراد مهم زندگی وی قرار داده» بررسی کردهاند. آنها دریافتند، افرادی که ترس زیادی از شکست بر دیدگاه و راهبرد فرد نسبت به شرایط پیشرفت تأثیرگذار میباشد. بنابراین، استنتاج توانایی پایین توسط دستکشیدن از انجام تلاشهای مؤثر که همراه نظریه خودارزشی رفتار پیشرفت بوده، کاهش داد. نظریه هدف این نظریه در حد یک چارچوب شناختی اجتماعی برای اهدافی که افراد در موقعیت پیشرفت پی میگیرند و اینکه چگونه به خودشان، وظایف تحصیلی و عملکردشان فکر میکنند، تمرکز دارند و محدودهای را فراهم میکنند تا افراد از طریق آن وقایع را تعبیر کنند و به آن واکنش نشاندهند. (مارتین،۲۰۰۰)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- پایین بودن میزان بیماری و غیبت - روحیه و انگیزه بالا - تصویر ذهنی خوب در جامعه - کار گروهی با ثبات و ثمربخش - احساس تعلق و پیوند میان کارکنان و دانشآموزان - تعارضهای اندک بین افراد تمام اتحادیههای معلمان زن[۶۶] گزارشهایی درباره استرس انتشار داده و مشکلات آنها را تحلیل کرده اند. همچنین درباره اینکه مدارس چگونه میتوانند به کاهش استرس کمک کنند، رهنمودهایی عرضه داشتهاند.
 در تعدادی از این رهنمودها، بر ویژگیهای بهداشت سازمانی برای کمک به مدارس در ایجاد محیط کاری بهتر برای معلمان زن، تأکید شده است. یک نمونه خوب در اینباره گزارش اتحادیه ملی معلمان زن (NUT) در سال ۱۹۹۰ است که طراحی عملی برای بهداشت سازمانی ارائه کرده که میتواند برنامه ای ثمربخش در کاهش استرس معلمان زن، فراهم آورد. این طرح عملی، به سه حیطه اصلی مربوط می شود: محیط کار حل مسئله و محیط اجتماعی
 محیط مناسب برای رشد. طرح عملی NUT به شرح زیر است: محیط کار در این بخش، درباره موقعیت پیشروی معلمان زن، در حالی که آنها تلاش میکنند کارشان را انجام دهند، بحث میشود. نیازهای مشخص شده مربوط به این حیطه عبارتند از: شغلها را چنان طرح کنید و وظایف را به نحوی به کارکنان اختصاص دهید که با مهارت های معلمان زن هماهنگ باشد. فشار زمانی را کاهش دهید و با آموزش مدیریت زمان آشنا شوید. برای آمادهسازی و نمره دادن فرصت و فراغت بیشتری به معلمان زن بدهید. از معلمان زن و مربیان کمکی، بیش از پیش کمک بگیرید. محیط فیزیکی تدریس را بهبود ببخشید و منابع تدریس بیشتری فراهم کنید. تعداد کلاسها را کاهش دهید. در مهار دانشآموزان آشوبگر، آموزش بهتری فراهم کنید و در رسیدگی به آنها حمایت بیشتری اعمال کنید. در جهت افزایش توافق در «مقاصد و اهداف» مدرسه، بکوشید. حل مسئله و محیط اجتماعی این بخش به این موضوع مربوط میشود که کارکنان یک مدرسه چگونه به صورت گروهی با هم کار کنند تا به مشکلات بپردازند. نیازهای مشخص شده مربوط به این حیطه عبارتند از : توسعه فرهنگ تشریک مساعی و حمایت فراهم کردن زمان و فرصتهایی برای کارکنان تا همگی در یک زمان، استراحت کنند. بهبود انسجام و کیفیت محیط اجتماعی رشد تفکر حل مسئله به صورت گروهی. مشروعیت بخشیدن به تفکر حل مسئله به صورت گروهی با در نظر گرفتن زمانی برای کارکنان تا درباره مشکلاتشان با هم بحث کنند. بهبود ارتباط در مدرسه فراهم کردن بازخورد بهتر برای معلمان زن درخواست از معلمان زن ارشد تا آموختههای خود را با میل بیشتری در اختیار دیگران بگذارند. محیط رشد این بخش به این موضوع مربوط میشود که مدارس چگونه میتوانند کارکنان خود را، به عنوان هم افراد و هم معلم، رشد دهند. نیازهای مشخص شده مربوط به این حیطه عبارتند از: تکوین رشد بهتر مدیریت افراد در مدارس بهبود روشهایی که ناظمها و معاونان مدرسه برای رهبری و مدیریت اتخاذ میکنند. تلاش در جهت استفاده پربسامدتر و بهتر از بازخورد بهبود آموزش مقدماتی و ضمن خدمت ارتباط دادن این آموزش به نیازهای واقعی کادر مهارتهای ارتباطی و مهار دانشآموزان آشوبگر است. جستجو برای فراهمآوردن تسهیلات بیشتر برای کارکنان مدارس که شامل خدمات بهداشت سازمانی، مشاوره و امکانات تفریحی وسیع است. تلاش برای بالا بردن درک جامعه و عموم از معلمان زن.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مطالعات صورتگرفته، که در کشورهای مختلف انجام شده است، نشان میدهد که شاخص کفایت سرمایه، کیفیت داراییها، سودآوری، نقدینگی، ساختار درآمد و هزینه و گروه سهام برای ارزیابی عملکرد مالی و شاخص قیمت گذاری، بازاریابی، بهرهوری و ارائه خدمات برای ارزیابی عملکرد غیر مالی باید در مورد بانکها مورد بررسی قرار گیرد. نتایج اکثر تحقیقات نشان میدهد که نوسان متغیرها از یک بانک به بانک دیگر متفاوت است. یعنی نمره کارآیی یک بانک با بانک دیگر تفاوت دارد. همچنین درتحقیقی به این نتیجه رسیدند که متغیرهای: اندازه بانک، ریسک اعتباری، کارایی عملیاتی و مدیریت دارایی بر بازده داراییها، تاثیر معنیداری بر عملکرد بانکهای تجاری دارد. بعضی از محققین بر این باورند که به صرف داشتن عملکرد مالی خوب نمیتوان انتظار داشت که در کل، عملکرد مالی بانک بهبود یابد. نتایج بعضی از تحقیقات در مورد واکنش بورس اوراق بهادار نشان میدهد که سرمایهگذاران پس از اخبار خوب یا بد، در بازههای زمانی مختلف،متفاوت عمل میکنند، به گونهای که در مقیاس زمانی بلند مدت واکنش رفتاری سرمایهگذاران قابل ملاحظهتر از مقیاس زمانی کوتاه مدت میباشد. همچنین بازدهی سرمایهگذاری ناشی از تغییرات قیمت نیز در بازههای زمانی مختلف بعد از اخبار خوب وبد متفاوت است.در تحقیقی دیگر اینگونه نتیجهگیری شده است که با توجه به افزایش ریسکهای سرمایه گذاری سرمایه گذاران در سهام بانکی خواهان سرمایهگذاری مطمئن با بازده بالاتری هستند. بنابراین نیاز برای کنترلهای تناوبی و اندازه گیری عملکرد مالی بانک بیشتر احساس میگردد. درارزیابی عملکرد مالی بانکها علاوه بر فاکتورهای مالی که مشخص کننده بازده بانکی می باشند باید به عوامل غیر مالی نیز توجه کرد. جدول زیر خلاصهای از نتایج پیشینه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور را نشان میدهد.
 جدول۲-۲-پیشینه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور
| نام محقق |
سال |
نتایج تحقیق |
| وکیلی فرد و همکاران |
۱۳۹۳ |
نتایج پژوهش نشان میدهد که سرمایهگذاران پس از اخبار خوب یا بد، در بازههای زمانی مختلف، متفاوت عمل میکنند، به گونهای که در مقیاس زمانی بلند مدت واکنش رفتاری سرمایهگذاران قابل ملاحظهتر از مقیاس زمانی کوتاه مدت میباشد. همچنین بازدهی سرمایه گذاری ناشی از تغییرات قیمت نیز در بازههای زمانی مختلف بعد از اخبار خوب وبد متفاوت است. این بازدهی در کوتاه مدت هم جهت با تغییرات سود هر سهم) (EPS حرکت می کند ولی در بلند مدت در خلاف جهت آن. |
| احمدی و حاج محمد حسینی |
۱۳۹۳ |
نتایج نشان داد با توجه به افزایش ریسک های سرمایه گذاری سرمایه گذاران در سهام بانکی خواهان سرمایهگذاری مطمئن با بازده بالاتری هستند. بنابراین نیاز برای کنترلهای تناوبی و اندازه گیری عملکرد بانک بیشتر احساس میگردد. در ارزیابی عملکرد بانک ها علاوه بر فاکتورهای مالی که مشخص کننده بازده بانکی می باشند باید به عوامل غیر مالی نیز توجه کرد. |
| بنیمهد و همکاران |
۱۳۹۳ |
نتایج حاصل از پژوهش آن ها نشان می دهد که مالکیت سهام شرکتهای سرمایه گذاری موجب کاهش ارزش سهام شرکتهای نمونه پژوهش میشود. |
| کارشناسان و خدایاری |
۱۳۹۲ |
نتایج این تحقیق نشان داده است که اکثر بانک های بخش خصوصی در رتبه های برتر قرار دارند و دارای کارایی بهتری نسبت به بانک های بخش دولتی بوده اند. همچنین نشان می دهد لزوماً بانک های با سرمایه بالاتر، کارایی بهتری نداشته اند. |
| گلبازخانیپور و همکاران |
۱۳۹۲ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای پیشگیری از ارتکاب جرم پولشویی باید در ارائه خدمات بانکی نسبت به مشتریان دقت کرد و این دقت و سختگیری باید متناسب با مشخصات و پیشینه حرفهای مشتریان باشد. در این راستا کنترلهای مورد نیاز از سوی بانک یا موسسه اعتباری باید بر اساس انواع ریسک باشد از جمله ریسک مشتری، ریسک محصول یا خدمتی که به مشتری ارائه میشود و ریسک منتطقه فعالیت بانک یا موسسه اعتباری ارائه دهنده خدمت به مشتری.
 مشتریان پر ریسک را میتوان به سازمانهای مالی غیربانکی، سازمانهای غیردولتی مانند خیریهها، شرکتهای برون مرزی، شرکتهای سهامی که سهام آنها بینام است و فعالان اقتصادی که خدمات خود را به صورت نقدی ارائه میدهند تعبیر نمود.
 محصولات و خدمات مالی پر ریسک، خدمات بانکی و ابزارهای پولی ای هستند که بانکها در اختیار مشتریان خود قرار میدهند. این محصولات و خدمات میتوانند به راحتی در دسترس پولشویان نیز قرار گیرند و آنها از این طریق اقدام به پولشویی نمایند؛ لذا این خدمات از نظر پولشویی پر ریسک محسوب میشوند که از جمله این خدمات عبارتند از: انقال وجوه از طریق تلفن به کمک بانکهای کارگزار بینالمللی و حسابهای کارگزاری و روابط بانکی خصوصی بدین توضیح که گاهی بانکها خدمات و محصولات مالی را به شکل خصوصی در اختیار برخی مشتریهای خاص مانند دولت مردان، دفاتر وکالت، مشاوران سرمایهگذاری و… قرار میدهند و مشتریان خدمات خصوصی دریافت نموده و لذا ریسک فعالیت این گروه بالا میرود، بانکداری الکترونیکی نیز به علت سرعت و وسعت جغرافیایی انجام عملیات نسبت به فعالیتهای پولشویی بسیار آسیبپذیر است. از جمله نقل و انتقالات الکترونیکی که تطابقی با فعالیت و حرفه و سوابق کاری مشتری ندارد علی الخصوص زمانی که به مناطق پرخطر واریز میشوند.[174] منظور از مناطق پر ریسک، مناطقی است که در نزدیکی مرزهای خارجی قرار دارند و یا مناطقی که فعالیتهای مجرمانه مانند قاچاق بیشتر در آن جا صورت میگیرد. لذا بانکها و موسسات اعتباری باید در شناسایی مشتریان خود دقت بیشتری داشته باشند و به انتقالات مبالغ جزئی که به دفعات بسیار به حساب مشتری وارد میشود و خیلی سریع از حساب مشتری به حساب دیگر در مناطق دیگری واریز میشوند دقت بیشتری داشته باشند. در رابطه با این شیوه ریسک مداری قانون مبارزه با تطهیر پول افغانستان و آیین نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی ایران نیز تدابیری در نظر گرفته و در رابطه با آن بانکها و موسسات اعتباری را به آگاهای و توجه بیشتر فراخواندهاند. برای مثال ماده 7 و 14 قانون مبارزه با تطهیر پول افغانستان موسسات مالی اعتباری را به توجه بیشتر بر نقل و انتقالات در مرزهای خارجی و انتقلات وجوه و انجام معاملات با مناطق و کشورهای پرخطر ملزم کرده است و یا دقت بیشتر در تشخیص و تثبیت هویت انتقالاتی که مربوط به معاملاتیاند که این معاملات با هم مرتبط به نظر میرسند را الزامی نموده و در رابطه با معاملات افراد پرخطر مانند دولت مردان و اشخاص متبارز سیاسی، اشخاص مشمول قانون را مکلف به اتخاذ تدابیر مراقبتی بیشتری نموده است و اقدامات لازم برای گزارش دهی را اعمال نمایند. 3-گزارشدهی و تشخیص موارد مشکوک به طور کلی برای اجرای یک برنامه مؤثر ضدپولشویی، باید کلیه موسسات مالی از یک سیستم گزارش دهی برخوردار باشند؛ بخشی که مسئول تطبیق فعالیت موسسات با قانون و مقررات ضد پولشویی است که به کنترل موارد مشکوک میپردازد. گزارش دهی مناسب به همراه ضبط و نگهداری سوابق و گزارش موارد مشکوک از الزامات موسسات مالی در زمینه مبارزه با پولشویی است. البته منظور از کنترل و گزارش موارد مشکوک این نیست که مبادلات بانکی دقیقا مرتبط با پولشویی است بلکه منظور این است که مراقبت نمایند تا مبادلات بانکی منطبق و متناسب با نوع فعالیت اقتصادی و حرفه مشتری باشد. از آنجا که گزارش دهی نقش مهمی در شناسایی موارد مشکوک و جلوگیری از جرم پولشویی دارد بنابراین مرجع گزارش دهند باید اطلاعات کامل از هویت مشتریان خود داشته باشد. به عنوان مثال بند د ماده 3 آیین نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی، موسسات اعتباری را موظف نموده تا در رابطه با شناسایی اشخاص حقیقی و تخمین سطح فعالیت مورد نظرشان به شرح زیر اقدام نمایند: - اخذ معرفی نامه معتبر با امضای حداقل یک نفر از مشتریان شناخته شده یا اشخاص مورد اعتماد یا معرفی نامه از یکی از موسسات اعتباری داراری مجوز از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، سازمانهای دولتی و یا نهادها و کانونهای حرفهای رسمی - اخذ اطلاعات از ارباب رجوع در مورد سوابق ارتباط با اشخاص مشمول و استعلام از اشخاص مذکور به منظور تعیین صحت اطلاعات ارائه شده از سوی ارباب رجوع - اخذ جواز کسب معتبر به ویژه در مورد مشاغل غیرمالی که بیشتر در معرض پولشویی قرار دارند از قبیل طلافروشان، فروشندگان اشیای گرانقیمت، بنگاههای معاملات املاک و خودرو - اخذ گواهی اشتغال به کار از اشخاص حقیقی دارای جواز کسب و یا از اشخاص حقوقی دارای شناسه ملی - اخذ اطلاعات در مورد نوع و میزان فعالیت ارباب رجوع جهت تعیین سطح گردش مورد انتظار ارباب رجوع در حوزه فعالیت خود. در این صورت با داشتن اطلاعات کامل از هویت مشتری، با کنترل و نظارت بر نقل و انتقال حسابات آنها میتوان گزارشهای مفیدی از سرعت گ
ردش وجوه یا گردش حساب مشتری داشت که با استخراج اینگونه گزارشات از فعالیتهای نقدی مشتری و تطبیق آنها با اطلاعاتی که مشتری به هنگام افتتاح حساب به بانک دادهاند، میتوان موارد مشکوک را شناسایی نمود. به عنوان مثال انتقالات نقدی یا الکترونیکی که روزانه به حساب مشتری واریز میشوند که مجموع آن از سقف تعیین شده در مقررات مبارزه با پولشویی بیشتر و یا نزدیک به آن باشد و یا زمانی که سرعت گردش وجوه یا گردش حساب مشتری که منعکس کننده بدهکاری و بستانکاری حساب مشتری و دفعات بدهکاری و بستانکاری مشتری است در صورتی که گردش حساب بسیار بالا و غیرمعمول باشد قابل شناسایی است.[175] در قوانین مبارزه با پولشویی ایران و افغانستان در رابطه با موارد مشکوک قراین و اماراتی ذکر شده است مانند ماده14 و 18 قانون مبارزه علیه تطهیر پول افغانستان که معاملات پیچیده و به صورت غیرمعمول بزرگ و یا معاملاتی که هدف واضح اقتصادی ندارند و یا معاملاتی که به نظر میرسد با هم در ارتباط هستند را از جمله موارد مشکوک دانسته است. همچنین بند “و” ماده 1 آیین نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی که در رابطه با موارد مشکوک قراین و اماراتی را ذکر نمودهاند که موارد ذکر شده در این قوانین بیشتر جنبه تمثیلی داشته و در رابطه با معاملات مشکوک است. از جمله رفتارها و موارد مشکوک به پولشویی از طریق بانکها و موسسات مالی اعتباری که لازم است نسبت به آنها هشیار و آگاه بود و به مراجع ذیصلاح گزارش داده شود عبارتند از: - وجود انواع حساب به نام مشتری در بانک یا موسسه اعتباری واحد در یک منطقه - افتتاح حسابهای متعدد و سپرده گذاری در آنها - گردش عملیات بسیار بالای حساب که تناسبی با حرفه مشتری ندارند - سپرده گذاری به دفعات و برداشت یک جا و عمده - ارائه چکهای ظهر نویسی شده متعدد به بانک برای وصول به حساب مشتری - مراجعات متعدد به صندوق امانات بانک - پیشنهاد رشوه برای انجام عملیات مشکوک - امتناع مشتری از ارائه اصل مدارک هویتی - بروز وقفه در ارائه مدارک ثبتی شرکت - تبدیل اسکناسهای ریز به اسکناسهای درشت در حجم بالا - تقاضای انتقال وجوه ارزی با مبالغ بالا به خارج از کشور بدون ارتباط با حرفه مشتری - تغییر ناگهانی الگوی مبادلات ارزی مشتری و عدم تطابق آن با فعالیتهای معمول وی - ورود یا سپرده گذاری مبالغ قابل توجه وجوه به حساب مشتری از طریق چکهای بانکی، حواله ویا انتقال تلفنی نا متناسب با نوع کار و فعالیت اقتصادی صاحب حساب - تفاوت قابل توجه الگوی سپرده نقدی یک بنگاه خرده فروشی در یک محله با بنگاه مشابه در همان محل - نقل و انتقال غیرمعمول وجوه بنی حسابهای مرتبط - تقاضای مبالغ قابل توجه چک بانکی، حواله یا چکهای مسافرتی توسط مشتری.[176] بند دوم: ضمانت اجرای کیفری

از قدیم الایام اولین روشی که برای پیشگیری از جرم به نظر جامعه میرسید مجازات بزهکاران بود. در حال حاضر نیز هر چند شیوههای گوناگون برای پیشگیری از جرایم ایجاد شده است ولی باز هم یکی از اهداف مجازات، بازدارندگی آن است. بر همین اساس یکی از مسائلی که در پیشگیری از پولشویی باید به آن توجه کرد بحث اتخاذ مجازاتهای متناسب با این جرم است به گونهای که بتواند حتی الامکان از تکرار این جرم در آینده جلوگیری کند. در این گفتار به بررسی مجازاتهایی که میتوان در جرم پولشویی از آنها استفاده کرد خواهیم پرداخت. 1- مجازاتهای اصلی برای هر جرمی نسبت به نوع جرم، مجازاتی در قانون به عنوان مجازات اصلی تعیین میشود و هر مجازاتی هدفی را دنبال میکند که یا با هدف سرکوب گرایانه و یا با هدف جلوگیری از تکرار و یا اهداف دیگر است. مجازات اصلی که برای جرم پولشویی در قوانین پولشویی ایران و افغانستان در نظر گرفته شده است حبس و مجازات مالی است که در ادامه به آنها پرداخته شده و مورد بررسی قرار میگیرند. 1-1- حبس حبس از مجازاتهایی بوده است که از قدیم الایام وجود داشته و مورد استفاده قرار میگرفته است. البته در طول زمان شیوههای اجرای این مجازات متفاوت بوده است. در حال حاضر دیگر زندان سیاهچالی نیست که مخالفین و مجرمین برای همیشه در آنجا نگهداری شوند و تا زمان مرگ در آن باقی بمانند بلکه امروزه به مجازات حبس به عنوان شیوهای برای اصلاح مجرمین نگریسته میشود. برای مجازات حبس و اصولا کلیه مجازاتها اهدافی را ذکر کردهاند مانند هدف ارعابی و هدف اصلاحی مجازاتها.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-۳- پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده
-
- انجام این تحقیق برای گردشگرانی از دیگر مناطق با در نظر گرفتن ابعاد و ویژگیهای دیگر و رسیدن به نتایج و مدل بهتر

-
- انجام این تحقیق برای گردشگران چینی در دیگر شهرها با در نظر گرفتن ابعاد و ویژگیهای دیگر و رسیدن به نتایج و مدل بهتر
- ترجیحات و اولویتهای گردشگران چینی
- اولویتبندی انتظارات گردشگران چینی با روش های آماری دقیقتر
- شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری انتظارات گردشگران
- عوامل موثر بر بازدید مجدد گردشگران چینی به اصفهان
- میزان رضایت گردشگران چینی از کیفیت خدمات
- مطالعات بیشتر در مورد تصویر ذهنی گردشگران چینی و نقش آن در برندسازی
- نقش و اهمیت بازاریابی آنلاین و شبکه های اجتماعی در تبلیغات مقصد

-
- نقش و اهمیت شبکه های اجتماعی در تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی

- نقش تبلیغات دهان به دهان در جذب گردشگران چینی
- پژوهش در زمینه ویژگیهایی که طبق نتایج این تحقیق نیازمند توجه ویژه و بهبود هستند. مانند : کیفیت خدمات اقامتی، سیستم های اطلاعرسانی، تجربه فرهنگ و آداب و رسوم متفاوت و…
- مطالعه در زمینه رفتار گردشگران چینی
- آینده پژوهی در حوزه تغییرات روند بازار بین المللی گردشگران چینی
- در زمینه تعاملات بین فرهنگی و اجتماعی
- و … .
۵-۴- محدودیت های تحقیق
- اطلاعات و آمار دقیقی از تعداد ورود گردشگران چینی وجود نداشت تا محقق بتواند چارچوب نمونهگیری بهتری را انتخاب و به نتایج بهتری دست یابد.
- اطلاعات و آمار دقیقی از تعداد و زمان ورود و خروج گردشگران چینی وجود نداشت تا محقق بتواند به آنها دسترسی داشته باشد.
- گستردگی منابع در حوزه رضایتمندی و کمبود منابع علمی در حوزه انتظارات.
- کمبود زمان
- عدم همکاری برخی از گردشگران، مسئولین هتلها و راهنمایان تور در تکمیل پرسشنامه مربوطه.
- محدودیتهای زبانی
- این تحقیق با هفت بعد انجام شده است، درحالی که در زمان و مکانهای دیگر با ابعاد و ویژگیهای دیگری میتواند نتایج متفاوتی داشته باشد.
- خطاهای ممکن در جستجو و انتخاب ابعاد و ویژگیها.
تحقیقات آینده باید بر تصحیح خطاها و گسترش پیشگیری از خطاها متمرکز شوند. منابع و ماخذ Adjei, M. T., & Clark, M. N. (2010). Relationship marketing in A B2C context: The moderating role of personality traits. Journal of Retailing and Consumer Services, 17(1), 73-79. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.jretconser.2009.10.001 Aksu, A., Tarcan İçigen, E., & Ehtiyar, R. (2010). A Comparison of Tourist Expectations and Satisfaction: A Case Study from Antalya Region of Turkey. TURIZAM, 14(2), 66-77. Aktaş, A., Aksu, A. A., & Çizel, B. (2007). Destination Choice: An Important - Satisfaction Analysis. Quality & Quantity, 41(2), 265-273. doi: 10.1007/s11135-006-9003-0 Alampay, R. B. (2003). Visitors to Guam: Modeling satisfaction, quality and intentions. (phd), Michigan State University. Alonso, A. D. (2005). Wine tourism experinces in new zealand: an explotory study. (PHD UNPublished phd thesis), lincoln university, NEW ZEALAND. Assaker, G., Vinzi, V. E., & O’Connor, P. (2011). Examining the effect of novelty seeking, satisfaction, and destination image on tourists’ return pattern: A two factor, non-linear latent growth model. Tourism Management, 32(4), 890-901. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.tourman.2010.08.004 Azar.A, & Momeni.M. (1387). آمار و کاربرد آن در مدیریت(تحلیل اماری). تهران: سمت. Bramwell, B. (1988). User satisfaction and product development in urban tourism. Tourism Management, 1911, 35-47. Caruana, A. (2002). Service loyalty. European Journal of Marketing, 36(7/8), 811-828. doi: doi:10.1108/03090560210430818
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی تاثیر ارکان کنترلی شرکت بر بیش اطمینانی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد.

۲-۷-۱- قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زمانی این تحقیق از ابتدای سال ۱۳۸۷ تا پایان سال ۱۳۹۲ میباشد.

۳-۷-۱- قلمرومکانی تحقیق
قلمرو مکانی این پژوهش، کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دلیل انتخاب شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، دسترسی آسان به اطلاعات مالی شرکتها، قابلیت اتکای بالای اطلاعات وقابل مقایسه بودن این گونه اطلاعات است.
۸-۱- تعاریف متغیرهای تحقیق
۱-۸-۱- متغیر وابسته
بیش اطمینانی یا اعتماد به نفس بیش از حد ،یکی از مهمترین مفاهیم مدرن است که هم در تئوری های مالی و هم روانشناسی جایگاه ویژه ای دارد.بیش اطمینانی سبب می شود انسان دانش ومهارت خود را بیش از حد و ریسک را کمتر از حد تخمین زده ،احساس کند روی مسایل و رویدادها کنترل دارد ، در حالی که ممکن است در واقع،اینگونه نباشد. اولین شاخص مبتنی بر سرمایه گذاری برای بیش اطمینانی (CAPEX) یک متغیر مجازی است ،اگر مخارج سرمایه ای در یک دوره معین ،تقسیم بر کل دارایی های ابتدای دوره بزرگتر ازسطح میانه آن برای صنعت مربوطه در آن سال باشد،برابر با یک ودر غیر اینصورت ،برابر صفر است .این شاخص مبتنی بر یافته های بن دیوید و همکاران ومالندیر وتیت است که نشان دادند در شرکت هایی با مدیر عامل بیش اطمینان ،مخارج سرمایه ای بزرگتر است . دومین شاخص بیش اطمینانی مبتنی بر سرمایه گذاری (Over-Invest)به پیروی از شراند و زچمن انتخاب شد . این شاخص که میزان سرمایه گذاری مازاد در دارایی را نشان می دهد ،از باقیمانده رگرسیون رشد دارایی های کل بر رشد فروش که برای هر صنعت در سال جداگانه برآورد می شود،بدست می آید.اگر باقیمانده رگرسیون بزرگتر از صفر باشد،این شاخص برابر با یک ودر غیر اینصورت،برابر با صفر است.استفاده از این شاخص بر این مبنا است که در شرکتهایی که دارایی ها با نرخ بالاتری نسبت به فروش رشد می کنند ،مدیران نسبت به همتاهای خود بیشتر در شرکت سرمایه گذاری میکنند. (ایشیکاوا و تاکاشی[۱۱]، ۲۰۱۰: ۳۷-۵۸).
۲-۸-۱- متغیر مستقل
۱-۲-۸-۱- موظف بودن مدیر عامل
اعضاء موظف علاوه بر مسئولیت های عضویت در هیئت مدیره دارای حضور فیزیکی (همانندتصدی سمت مدیریت اجرایی در شرکت) می باشند و بعنوان یک مدیر اجرایی مطرح می شوند. اگر مدیرعامل موظف باشد عدد ۱ ودر غیر اینصورت عدد ۰ داده می شود. (موضوع بند ۲۷ ماده یک قانون بازار اوراق بهادار ج.ا.ا).
۲-۲-۸-۱- درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی
این گروه از سهامداران با توجه به مالکیت بخش در خور توجهی از سهام شرکت ها از نفوذ قابل ملاحظه ای در این شرکت ها برخوردار بوده، می تواند رویه های آنها (شامل رویه های حسابداری و گزارشکری مالی) تحت تاثیر قرار دهند. همچنین از آنجا که مالکان نهادی بزرگترین گروه از سهامداران را تشکیل می دهند ،نقش آنها در نظارت بر رویه های اتخاذ شده از سوی مدیران از اهمیت بالایی برخوردار است و انتظار می رود حضور این مالکان در ترکیب سهامداران بر رویه شرکتها موثر باشد. مالکان نهادی انگیزه های زیادی برای نظارت بر گزارشگری مالی دارند.مالکیت نهادی به دو دسته منفعل و فعال تقسیم می گرد:سرمایه گذاران نهادی منفعل دارای گردش پرتفوی بالایی بوده و استراتژی معاملاتی لحظه ای دارند در مقابل سرمایه گذاران نهادی فعال عملکرد بلند مدت شرکت را مد نظر داردبنابراین انگیزه زیادی برای داشتن نماینده در هیات مدیره شرکت های سرمایه پذیر دارند. (گومپرس و متریک[۱۲]، ۲۰۰۱: ۲۲۹-۲۵۹).

فرضیه نظارت فعال بیان میکند سهامداران عمده شرکت از مدیریت رای دهی خود در جهت نظارت فعال بر عملیات شرکت وتصمیم گیری استفاده می نماید.در مقابل فرضیه منافع شخصی بیان میکند که مالکان عمده شرکت،از قدرت خود در جهت اداره شرکت در مسیر دلخواهشان استفاده می نمایند. به حالتی اطلاق می شود که میزان در خور ملاحظه ای از سهام شرکت به سهامداران عمده تعلق داشته باشد و نشان می دهد چند درصد از سهام شرکت در دست عده محدودی قرار دارد. برای اندازه گیری و محاسبه این متغیر با مراجعه به یادداشت های صورتهای مالی درصد سهامی که در دست سهامداران عمده بالای ۵ درصد قرار دارد جمع زده می شود. (موضوع بند ۲۷ ماده یک قانون بازار اوراق بهادار ج.ا.ا).
۴-۲-۸-۱- درصد هیات مدیره موظف
طبق قانون تجارت از طریق تقسیم نمودن تعداد هیات مدیره موظف بر کل تعداد هیات مدیره شرکت بدست می آید.
۵-۲-۸-۱- مالکیت نهادی
سهامداران نهادی شامل بانک ها، نهادهای مالی، شرکت های هلدینگ، سازمان ها، نهادها و شرکت های دولتی می باشد. برای اندازه گیری و محاسبه این متغیر با مراجعه به یادداشت های صورتهای مالی درصد سهامی که در دست سهامداران نهادی قرار دارد جمع زده می شود. (اساگی و همکاران[۱۳]، ۲۰۰۵).
۶-۲-۸-۱- درصد اعضای غیر موظف هیأت مدیره
حضور مدیران غیرموظف در هیأت مدیره شرکت سنگ بنای حاکمیت شرکتی مدرن است. (حسن و بوث، ۲۰۰۹). و به بازار این علامت را می دهد که شرکت و مدیران اجرایی و مؤظف به طور مؤثر کنترل و نظارت می شوند. (فاما[۱۴]، ۱۹۸۰: ۲۸۸-۳۰۷ و فاما و فرنچ[۱۵]، ۱۹۹۳: ۳-۵۶). که این امر مسأله نمایندگی را حل می کند. بحث می کنند که مدیران غیر اجرایی هیأت مدیره نقش محوری در ارتقای ظرفیت و توانایی شرکت به دلیل رویکرد برون سازمانی خود، ایفا می کنند. پیففر و سالانسیک[۱۶] (۱۹۷۸) این باعث کاهش ابهام درباره شرکت و افزایش توان شرکت برای بالابردن وجوهش می گردد. در این پژوهش همانند پژوهش های حسن و بوث (۲۰۰۹)، گادفر و همکاران[۱۷] (۲۰۰۹: ۲۴۶-۲۵۶) و ایزدی نیا و رساییان (۱۳۸۹) این متغیر از درصد (نسبت) اعضای غیر موظف هیأت مدیره به کل اعضای هیأت مدیره بدست می آید.
۹-۱- مدل تحقیق
CAPEX بیش اطمینانی مدیریت Y1 موظف بودن مدیر عامل Y2 درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی Y3 تمرکز مالکیت Y4 درصد هیات مدیره موظف Y5 مالکیت نهادی Y6 درصد اعضای غیر موظف هیأت مدیره Size اندازه شرکت NI شاخص محافظه کاری LEV اهرم مالی
۱۰-۱- روش تجزیه و تحلیل
روش پژوهش، از نوع پژوهش همبستگی است. تحلیل نتایج به کمک مدل تحقیق صورت می پذیرد .منتها از روش های امار توصیفی همچون میانه و میانگین و وارانس استفاده خواهد شد. روش های آزمون پیش فرضهای رگرسیون مثل دوربین واتسون نیز استفاده خواهد شد. علاوه بر این از روش رگرسیون ساده و چند متغیره و اماره های T, F در سطح اطمینان ۹۵ درصد استفاده خواهد گردید.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سعادت پرتو نیکان دهادش به خوی صالحانش پروراند(همان،۶۶۲) امّا این اتابک محمّد که ذکر او در اشعارشیخ، همراه با دعا و نصیحت می باشد پسر بچه ای ده ساله است که درباره ی او در تاریخ گزیده می خوانیم :((ابن سعد بن ابی بکر بن سعد زنگی بن مودود بعد از پدر و جد، پادشاهی به نام او مقرّر شد. چون او کودک بود، مادرش ترکان خاتون مدّبر ملک گشت . دو سال و هفت ماه بر این منوال بود.))(مستوفی،۱۳۸۷،۵۰۶)
 « اقبال آشتیانی» درباره ی این اتابک خردسال گوید: (( هلا کو نیز حکومت فارس را به نام محمّد صادر کرد. خواجه فخر الدّین ابو بکر به خدمت او آمد و سر به خدمتگزاری فرود آورد. ولی به فرمان ترکان او را محرمانه به قتل آوردند. اتابک محمّد بعد از دو سال و هفت ماه در ذی الحجه ۶۶۰ در همان خردسالی از بام به زیر افتاد و مرد.))( اقبال آشتیانی،۱۳۸۷،۴۰۱) در اشعاری که سعدی در مدح اتابک محمد سروده، فقط نصیحت می کند که نام نیک سبب ماندگاری است. نصیحت من به تو همان نصیحتی است که در حقّ پدر بزرگت به جای آوردم . اگر خواهان آبادی ملک و خاندان هستی، مردم را اذیّت نکن. اتابک مظفّر الدّین سلجوقشاه(۶۶۱-۶۶۲) اتابک مظفّر الدّین سلجوقشاه، به روایت اکثر مورّخین پنج ماه سلطنت کرد. امّا شیخ در حقّ این شاه سلغری، چندین مدیحه دارد. بلند ترین قصیده ای که شیخ در وصف او دارد ۲۷ بیت است و این گونه شروع می شود: خدای را چه توان گفت شکر فضل و کرم بدین نظر که دگر بار کرد بر عالم به دور دولت سلجوقشاه سلغر شاه خدایگان معظّم اتابک اعظم (سعدی،۱۳۸۴،۶۳۷) و این مدح ادامه می یابد تا جایی که می گوید: دگرخلاف نباشد میان آتش و آب دگر نزاع نیفتد میان گرگ و غنم (همان،۶۳۷) که اشاره به دشمنی خاندان سعد و سلجوقشاه و اسارت او دارد و در بیت : شها ! به خون عدو ریختن شتاب مکن که خود هلاک شوند از حسد به خون شکم(همان،۶۳۷) از دیگر قصاید سعدی در مدح سلجوقشاه، قصیده ای است با مطلع: در بهشت گشادند در جهان ناگاه خدابه چشم عنایت به خلق کرد نگاه(همان،۶۴۹) در این قصیده، ضمن توصیفی زیبا، به اسیر بودن این شاه، اشاره می کند و می گوید: که چشم داشت که یوسف عزیز مصر شود اسیر بندبلای برادران درچاه؟( سعدی،۱۳۸۴،۶۴۹) « اقبال آشتیانی » در شرح اسیری او می گوید:((سلجوقشاه برادر بزرگتر اتابک محمد شاه است که او را اتابک ابوبکر در قلعه ی اصطخر محبوس کرده بود.)) (اقبال آشتیانی،۱۳۸۷،۴۰۱) سعدی هدف خود را از نوشتن شعر نصیحت می داند و می گوید: مراد سعدی از انشای زحمت خدمت نصیحت است به سمع قبول شاهنشاه (سعدی،۱۳۸۴،۶۴۹) سعدی در مدح سلجوقشاه ، سروده ی دیگری نیز دارد که با مطلع زیر شروع می شود: آن روی بین که حسن بپوشید ماه را وآن دام زلف و دانه ی خال سیاه را(همان،۶۰۹) این شعر دوازده بیت است امّا در آن، بیتی که نشان دهد، سعدی از روی علاقه و محبّت او را ستوده است، دیده نمی شود. شعر دیگری که در مدح این شاه سلغری سروده، هفت بیت دارد و این گونه آغاز می شود: چه نیکبخت کسانی که اهل شیرازند که زیر بال همای بلند پروازند(همان،۶۲۱) در این شعر، نیز از توصیّه ها و نصایح سعدی خبری دیده نمی شود. و تنها به ذکر او بسنده می کند. در قصاید دیگر، نیز از کم بهره مندی سعدی، در زمان این امیر سلغری یاد شده است. به عبارتی، او از نزدیکان ابوبکربن سعد است و سلجوقشاه مغضوب ابوبکر، به همین دلیل احساس می شود که سعدی از سر صدق او را نستوده، زیرا لطافت موجود در قصاید مدحی سعدی، در مدایح سلجوقشاه دیده نمی شود. ترکان خاتون سعدی در مدح ترکان خاتون، قصیده ای در پانزده بیت با مطلع زیر سروده است: ای پیش از آن که در قلم آید ثنای تو واجب بر اهل مشرق و مغرب، دعای تو (همان، ۶۴۸) در مدح این بانوی سلغری، صفاتی چون بخشندگی، عدل، پارسایی، مهمان نوازی، کشور گشایی و مسلمانی دیده می شود. شیخ شیراز در بخشندگی او غلو می نماید و می گوید: نوشین روان و حاتم طایی که بوده اند هرگز نبوده اند به عدل و سخای تو (سعدی،۱۳۸۴، ۶۴۸) گر آسمان بداند قدر تو بر زمین در چشم آفتاب کشد خاک پای تو خلق از جزای خیر تو کردن مقصرند پروردگار خلق تواند جزای تو (همان،۶۴۸) سعدی در این قصیده، ضمن بیان فضایل ترکان خاتون، چنان خود را به خدا نزدیک می بیند که از خاتون می پرسد، چه آرزویی داری تا آن را از خداوند برایت طلب نمایم. شیخ اجل، در غزلی از طیّبات که پانزده بیت است، به مدح این بانوی سلغری نیز پرداخته است. این غزل با بیت زیر شروع می شود: چه دعاگویمت ای سایه ی میمون همای یارب ! این سایه بسی بر سر اسلام بپای(همان،۶۵۰) در ادامه نیکی های او را یادآوری می نماید و می گوید: حرم عفت و عصمت به تو آراسته باد! علم دین محمّد به محمّد بر پای (همان،۶۵۱) و عذر تقصیر می خواهد که نمی تواند، خدمت برسد امّا در وصف او شعر سروده و دعای خیری نیز برایش می نماید. آن چه در باره ی ترکان خاتون گفتنی است، این است که پس از سعد ابن ابوبکربن سعد، در عزل و نصب اتابکان سلغری دست دارد و هر گاه بخواهد آنان را عزل و هر که را بخواهد، منصوب می کند. در تاریخ مغول از او به عنوان حاکم شیراز نامی برده نشده، امّا در اتابکی محمّد بن سلغور می خوانیم (( بعد از فوت محمّد بن سعد، امرای دولت و ترکان خاتون محمّد بن سلغور بن سعد را که در فتح بغداد از طرف اتابک ابوبکر به خدمت هلاکو شتافته و رشادت ها از خود ظاهر ساخته بود به اتابکی برداشتند.))(اقبال آشتیانی ،۱۳۸۷،۴۰۱ ) و نیز در عزل همین اتابک،((ترکان خاتون در عاشر رمضان سنه احدی و ستین با او حرب، و او را اسیر گردانید و به منزل فنا رسانید.))(مستوفی ،۱۳۸۷،۵۰۶) امّا درباره ی نحوه ی وفات او دو نظر متفاوت وجود دارد. یکی این که سلجوقشاه بن سلغر شاه به انتقام برادر به جنگ ترکان خاتون رفت و بر ملک فارس مستولی شد و پنج ماه حکم کرد و[ترکان خاتون، مادر اتابک محمّد بن سعد] را بکشت.)) (مستوفی،۱۳۸۷،۵۰۷) دیگر آنکه (( پس از آن که ترکان خاتون بر محمّد شاه قیام نمود، امر به آوردن سلجوقشاه روانه داشت و ایشان برادر اتابک محمّد شاه را به احترام به شیراز آورده و بر کرسی اتابکی نشاند و او ترکان خاتون را به زوجیّت گرفت و دست به کار شراب و عیّاشی زد و در عالم مستی غلامی را به کشتن ترکان خاتون که قصد نفاق در سر داشت فرستاد، و غلام آن خاتون را کشت.)) (اقبال آشتیانی،۱۳۸۷،۴۰۱). ابش بنت سعد(۶۶۲-۶۶۸) فلک را این همه تمکین نباشد فروغ مهر و مه چندین نباشد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵۰/۵۰
ضریب تغییرات (%)۱۵/۱۱۹۹/۶۵۴/۲۱۹/۱۳۳/۲۹۸/۱۰۷۴/۴
ns، * و **، بهترتیب غیرمعنیدار و معنیدار بودن در سطح ۵% و ۱% شکل ۴-۱۰- مقایسه میانگین عملکرد دانه لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان عملکرد دانه لوبیا چشم بلبلی در شرایط تداخل با علفهای هرز نسبت به شرایط کنترل علفهای هرز ۶۰٪ کاهش نشان داد. همچنین مقدار این شاخص در تیمار ۲۰% افزایش لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط (لوبیا چشم بلبلی+آفتابگردان) نسبت به تیمار ۳۰، ۴۰ و ۵۰٪ این ترکیب کشت بهترتیب ۲۲، ۵۱ و ۵۶% کاهش نشان داد (شکل ۴-۱۰).
 ۴-۲-۲- تعداد غلاف در بوته نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات بررسی شده لوبیا چشم بلبلی نشان داد که تعداد غلاف در بوته لوبیا چشم بلبلی تحت تاثیر الگوهای کشت مخلوط (p<0.01) قرار گرفت (جدول ۴-۲). نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین تعداد غلاف (۹۳/۱۵) در تیمار کنترل تمام فصل علفهای هرز در تک کشتی لوبیا چشم بلبلی و کمترین تعداد غلاف (۱۶/۱۱) در تیمار تک کشتی لوبیا چشم بلبلی در شرایط تداخل علفهای هرز مشاهده شد که البته تفاوت معنیداری با تعداد غلاف تیمارهای ۲۰، ۳۰، ۴۰ و ۵۰ % لوبیا چشم بلبلی در تیمارهای افزایشی کشت مخلوط آفتابگردان+لوبیا چشم بلبلی نداشت (شکل ۴-۱۱). شکل ۴-۱۱- مقایسه میانگین تعداد غلاف لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان تعداد غلاف لوبیا چشم بلبلی در شرایط کنترل با علفهای هرز نسبت به شرایط تداخل علفهای هرز ۴۲٪ افزایش نشان داد. همچنین مقدار این شاخص در تیمار ۲۰% افزایش لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط (لوبیا چشم بلبلی+آفتابگردان) نسبت به تیمار ۳۰، ۴۰ و ۵۰٪ این ترکیب کشت بهترتیب ۵، ۵ و ۵/۰% افزایش نشان داد (شکل ۴-۱۱). ۴-۲-۳- تعداد دانه در غلاف نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات بررسی شده لوبیا چشم بلبلی نشان داد که تعداد دانه در غلاف لوبیا چشم بلبلی تحت تأثیر الگوهای کشت مخلوط (p<0.01) قرار گرفت (جدول ۴-۲). نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین تعداد دانه در غلاف (۳۶/۱۲) در تیمار کنترل تمام فصل علفهای هرز در تک کشتی لوبیا چشم بلبلی و کمترین تعداد غلاف (۱۳/۸) در تیمار تک کشت لوبیا چشم بلبلی در شرایط تداخل علفهای هرز مشاهده شد (شکل۴-۱۲). شکل ۴-۱۲- مقایسه میانگین تعداد دانه در غلاف لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان تعداد دانه در غلاف لوبیا چشم بلبلی در شرایط کنترل با علفهای هرز نسبت به شرایط تداخل علفهای هرز ۳۴٪ افزایش نشان داد. همچنین مقدار این شاخص در تیمار ۲۰% افزایش لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط (لوبیا چشم بلبلی+آفتابگردان) نسبت به تیمار ۳۰، ۴۰ و ۵۰٪ این ترکیب کشت بهترتیب ۴، ۲ و ۴% افزایش نشان داد (شکل ۴-۱۲). ۴-۲-۴- وزن صد دانه نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات بررسی شده لوبیا چشم بلبلی نشان داد که تعداد دانه در غلاف لوبیا چشم بلبلی تحت تأثیر الگوهای کشت مخلوط (p<0.01) قرار نگرفت (جدول ۴-۲). نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین وزن صد دانه (۰۳/۲۳ گرم) در تیمار کنترل تمام فصل علفهای هرز در تک کشتی لوبیا چشم بلبلی دیده شد که البته با تیمارهای ۴۰ و ۵۰% لوبیا چشم بلبلی در تیمارهای افزایشی کشت مخلوط آفتابگردان- لوبیا چشم بلبلی تفاوت معنیداری نداشت. همچنین کمترین وزن صد دانه (۴۰/۲۲ گرم) در تیمار ۱۰۰%+۳۰% (آفتابگردان+لوبیا چشم بلبلی) دیده شد که البته تفاوت معنیداری با تیمار تک کشتی لوبیا چشم بلبلی در شرایط تداخل علفهای هرز (۴۳/۲۲ گرم) نشان نداد (شکل۴-۱۳). شکل ۴-۱۳- مقایسه میانگین وزن صد دانه لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان وزن صد دانه لوبیا چشم بلبلی در شرایط کنترل با علفهای هرز نسبت به شرایط تداخل علفهای هرز ۵۲٪ افزایش نشان داد. همچنین مقدار این شاخص در تیمار ۲۰% افزایش لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط (لوبیا چشم بلبلی+آفتابگردان) نسبت به تیمار ۳۰، ۴۰ و ۵۰٪ این ترکیب به ترتیب ۴، ۲ و ۵٪ افزایش نشان داد (شکل ۴-۱۳). ۴-۲-۵-شاخص برداشت نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات بررسی شده لوبیا چشم بلبلی نشان داد که شاخص برداشت لوبیا چشم بلبلی، تحت تأثیر الگوهای کشت مخلوط (p<0.01) قرار گرفت (جدول ۴-۲). نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین شاخص برداشت (۷۶/۲۷%) در تیمار کنترل تمام فصل علفهای هرز در تک کشتی لوبیا چشم بلبلی و کمترین مقدار درصد شاخص برداشت (۵۳/۲۳%) در تیمار ۱۰۰%+۵۰% (آفتابگردان+لوبیا چشم بلبلی) دیده شد. همچنین یک روند کاهشی را با افزایش سهم کشت لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان شاهد هستیم (شکل۴-۱۴). شکل ۴-۱۴ مقایسه میانگین شاخص برداشت لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان شاخص برداشت لوبیا چشم بلبلی در شرایط کنترل با علفهای هرز نسبت به شرایط تداخل علفهای هرز ۱۲٪ افزایش نشان داد. همچنین مقدار این شاخص در تیمار ۲۰% افزایش لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط (لوبیا چشم بلبلی+آفتابگردان) نسبت به تیمار ۳۰، ۴۰ و ۵۰٪ این ترکیب کشت بهترتیب ۲، ۳ و ۵% افزایش نشان داد (شکل ۴-۱۴). ۴-۲-۶-عملکرد بیولوژیک نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات بررسی شده لوبیا چشم بلبلی نشان داد که عملکرد بیولوژیک لوبیا چشم بلبلی، تحت تأثیر الگوهای کشت مخلوط (p<0.01) قرار گرفت (جدول ۴-۲). نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیک (۷/۳۱۴۲ کیلوگرم در هکتار) در تیمار کنترل تمام فصل علفهای هرز در تک کشتی لوبیا چشم بلبلی و کمترین مقدار عملکرد بیولوژیک (۳/۴۵۵ کیلوگرم در هکتار) در تیمار ۱۰۰%+۲۰% (آفتابگردان+لوبیا چشم بلبلی) دیده شد که البته تفاوت معنیداری با تیمار ۱۰۰%+۳۰% (آفتابگردان+لوبیا چشم بلبلی) نداشت. همچنین یک روند کاهشی را با افزایش سهم کشت لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان شاهد هستیم (شکل۴-۱۵). شکل ۴-۱۵- مقایسه میانگین عملکرد بیولوژیک لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط با آفتابگردان عملکرد بیولوژیک لوبیا چشم بلبلی در شرایط کنترل علفهای هرز نسبت به شرایط تداخل علفهای هرز ۱۲۸٪ افزایش نشان داد. همچنین مقدار این صفت در تیمار ۲۰% افزایش لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط (لوبیا چشم بلبلی+آفتابگردان) نسبت به تیمار ۳۰، ۴۰ و ۵۰٪ این ترکیب کشت بهترتیب ۲۴، ۵۲ و ۵۸% کاهش نشان داد (شکل ۴-۱۵). ۴-۲-۷- ارتفاع بوته نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات بررسی شده لوبیا چشم بلبلی نشان داد که ارتفاع بوته لوبیا چشم بلبلی تحت تأثیر الگوهای کشت مخلوط (p<0.01) قرار گرفت (جدول ۴-۲). نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین ارتفاع بوته (۶۶/۱۸۲سانتیمتر) در تیمار ۱۰۰%+۲۰% (آفتابگردان+لوبیا چشم بلبلی) و کمترین مقدار این شاخص (۶۶/۹۹ سانتیمتر) در تیمار تک کشتی لوبیا چشم بلبلی در شرایط تداخل با علفهای هرز مشاهده شد. یک روند کاهشی را با افزایش سهم کشت لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط آن با آفتابگردان مشاهده میکنیم (شکل۴-۱۶). ارتفاع بوته لوبیا چشم بلبلی در شرایط کنترل علفهای هرز نسبت به شرایط تداخل علفهای هرز ۲۸٪ افزایش نشان داد. همچنین مقدار این شاخص در تیمار ۲۰% افزایش لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط (لوبیا چشم بلبلی+آفتابگردان) نسبت به تیمار ۳۰، ۴۰ و ۵۰٪ این ترکیب کشت بهترتیب ۹، ۱۱ و ۱۸% افزایش نشان داد (شکل ۴-۱۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در خصوص فرضیه چهارم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد سرمایه فرهنگی خانواده در بین دختران پیشبینی کننده متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که بعد تجسمیافته و عینیت یافته در بین دختران پیشبینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است و هر سه بعد تجسمیافته، عینیتیافته و نهادینه شده پیشبینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی است. با توجه به نتایج به دست آمده، بعد تجسمیافته بیشترین تأثیر را در گرایش زنان به آموزش عالی داشته است. در این رابطه باید گفت که تنها بعد نهادینهشده، در بعد درونی نگرش به آموزش عالی در دختران پیشبینی کننده نگرش آنان به آموزش عالی نیست.
 در رابطه با فرضیه پنچم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد سرمایه فرهنگی در پسران پیشبینی کننده متغیر درونی و بیرونی نگرش به آموزش عالی است.” نتایج معادله رگرسیون نشان دارد که تنها بعد تجسمیافته در بین پسران پیشبینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است. همچنین نتایج نشان داد که دو بعد تجسمیافته و عینیتیافته در بین پسران پیشبینی کننده نگرش بیرونی آنان به آموزش عالی است. در این رابطه باید گفت که در بعد درونی نگرش به آموزش عالی ابعاد عینیتیافته و نهادینهشده سرمایه فرهنگی، و در بعد بیرونی تنها، بعد نهادینه شده پیشبینی کننده نگرش مردان به آموزش عالی نیست. ضمن این که در مجموع بعد تجسمیافته بیشترین تأثیر را در گرایش مردان به آموزش عالی ایفا میکند. نتایج حاصل از دو متغیر سرمایه فرهنگی خانواده و نگرش به آموزش عالی در این تحقیق، با نتایج تحقیق دِگراف و همکارانش مبنی بر تأثیرگذاری سرمایه فرهنگی والدین بر مؤفقیت آموزشی فرزندان، همخوانی دارد. در خصوص فرضیه ششم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد هویت نقش جنسیتی در بین دختران پیشبینی کننده نگرش درونی و بیرونی آنان به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که هیچ یک از ابعاد سه گانه هویت نقش جنسیتی که شامل نقشها، عدالت جنسیتی و صفات شخصیتی میشود، پیشبینی کننده نگرش دختران به آموزش عالی در بعد درونی نیست، اما بعد عدالت جنسیتی در بین دختران پیشبینی کننده نگرش آنان به آموزش عال در بعد بیرونی است. بنابراین بعد عدالت جنسیتی در گرایش زنان به آموزش عالی تأثیرگذار است. در خصوص فرضیه هفتم پژوهش مبنی بر این که “ابعاد هویت نقش جنسیتی در بین پسران پیشبینی کننده نگرش درونی و بیرونی آنان به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که بعد نقشها در بین پسران پیشبینی کننده نگرش به آموزش عالی در بعد درونی و بیرونی است. اما با توجه به این که معادله رگرسیون هویت نقش جنسیتی و نگرش به آموزش عالی معنیدار نشده است، فرضیه تحقیق رد و فرضیه صفر تأیید شد. لذا بین ابعاد هویت نقش جنسیتی و نگرش به آموزش عالی در دو بعد بیرونی و درونی رابطه معنیداری وجود ندارد. در خصوص فرضیه هشتم پژوهش مبنی بر این که “ آیا متغیر سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی پیش بینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که متغیر سرمایه فرهنگی پیشبینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی است، اما هویت نقش جنسیتی پیشبینی کننده نگرش درونی به آموزش عالی نیست. در خصوص فرضیه نهم پژوهش مبنی بر این که “ آیا سرمایه فرهنگی و هویت نقش جنسیتی پیش بینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی است.” نتایج حاصل از معادله رگرسیون نشان داد که متغیر سرمایه فرهنگی پیشبینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی است، اما هویت نقش جنسیتی پیشبینی کننده نگرش بیرونی به آموزش عالی نیست. با توجه به نتایج پژوهش که مطابق است با نظریه بوردیو، میتوان برداشت نمود که سرمایه فرهنگی خانواده در نگرش زنان و مردان به آموزش عالی تأثیرگذار است و خانوادههایی که سرمایه فرهنگی بیشتری در اختیار دارند، فرزندان آنها نیز در دستیابی به مدارک بالای دانشگاهی، مؤفقتر از خانوادههایی هستند که از سرمایه فرهنگی؛ محروم هستند. همچنین مطابق با نتایج پژوهش متغیر هویت نقش جنسیتی دانشآموزان دختر در گرایش آنان به آموزش عالی تأثیرگذار است. اما مطابق با نتایج به دست آمده، هویت نقش جنسیتی در نگرش مردان به آموزش عالی تأثیری نداشته است. لذا میتوان گفت شکلگیری هویت نقش جنسیتی دانشآموزان دختر با توجه به بالا رفتن سطح فرهنگی جامعه نیز تغییر پیدا کرده و هویتی مدرن جایگزین هویت سنتی در آنان شده است و هویت جدیدی که در دختران شکل گرفته یکی از عوامل مؤثر و تأثیر گذار در گرایش زنان در آموزش عالی محسوب میشود. ۵-۲ پیشنهادات یکی از مهمترین مراحل پایان هر طرح تحقیقی، ارائۀ پیشنهادات و راهکارهایی برای انجام پژوهشهایی است که در آینده صورت خواهد گرفت. لذا با توجه به یافتههای پژوهش مبنی بر رابطه معنیداری که بین دو متغیر مستقل تحقیق یعنی سرمایه فرهنگی خانواده و هویت نقش جنسیتی در گرایش به آموزش عالی وجود دارد، توسعۀ حضور زنان در عرصۀ آموزش عالی وابسته به سطح نگرش و باورهای فرهنگی جامعه به طور عام و خانواده به طور خاص است. همچنین کاهش حضور پسران در عدم اشتغالزایی مدارک دانشگاهی است، لذا در ادامه پیشنهاداتی در ارتباط با آن ارائه میشود. ۱- ارتقا و بالا بردن نیروی جذب دانشآموختگان دانشگاه اعم از مرد و زن توسط بازار کار. ۲- ارائۀ رشتههایی توسط آموزش عالی در دانشگاهها که با تقاضای بازار کار همخوانی داشته باشد. ۳- ایجاد فرصتهای شغلی برای زنانی که با مدارک دانشگاهی در جستجوی شغلی مناسب هستند. ۴- برقراری توازن جنسیتی دانشگاهها نه با اجرایی کردن برنامۀ تفکیک جنسیتی در پذیرش دانشجوی زن و مرد، بلکه با ایجاد زیرساختهای مناسب در جذب نیروی تحصیل کرده. ۵- ایجاد فرصتهای مناسب برای حضور زنان در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، و به تبع آن پذیرش پستهای متوازن با جنسیت زنان.
 ۶- بالابردن کیفیت علمی دانشگاهها با تربیت دانشجویان زن و مردی که در آینده، ادارۀ دانشگاهها و ارگانهای مهم دولتی را بر عهده خواهند گرفت. ۷- شناسایی عواملِ کاهش دانشجویان پسر و افزایش دانشجویان دختر در گرایش به آموزش عالی و برنامهریزی جامع و حسابشده، جهت افزایش مجدد پسران در دانشگاهها. ۸- ایجاد زمینههای مناسب برای انجام پژوهشهای لازم و کارگشا در این زمینه. ۹- سعی در ایجاد محیط دانشگاهیای که دانشجویان دانشگاه اعم از پسر و دختر بتوانند به راحتی افکار خود را بیان کنند. ۱۰- استفاده از راهکارهای پیشنهادی تحقیقاتی که در این حیطه انجام میگیرد. منابع - آراسته، ح (۱۳۸۴). تکامل آموزش عالی:تحولات تاریخی و مشکلات پیشروی کشورهای در حال توسعه، رهیافت، شماره ۳۶، صص ۱۵-۵٫ - آذربایجانی، م (۱۳۸۸). عدالت جنسیتی و اشتغال زنان، مطالعات راهبردی زنان، شماره ۴۶، صص ۱۰۶- ۸۱٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۲-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت درمیان دانش آموزان دوره متوسطه دوم…..۹۹ ۲۳-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه اول پژوهش……………………………………………………………………………………………۱۰۰ ۲۴-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه دوم پژوهش……………………………………………………………………………………………۱۰۱ ۲۵-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه سوم پژوهش…………………………………………………………………………………………..۱۰۲ ۲۶-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه چهارم پژوهش……………………………………………………………………………………….۱۰۳ ۲۷-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه پنجم پژوهش………………………………………………………………………………………….۱۰۴ ۲۸-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه ششم پژوهش………………………………………………………………………………………….۱۰۵ ۲۹-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره ابتدایی با نمرات دانش آموزان دختر دوره ابتدایی…………۱۰۶ ۳۰-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۷ ۳۱-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۸ ۳۲-۴جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۹ فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری ۱-۵ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۱ ۲-۵جمع بندی نتایج بررسی فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………۱۱۲ ۱-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره یک پژوهش……………………………………………………………………………………………………..۱۱۲ ۲-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره دو پژوهش………………………………………………………………………………………………………۱۱۳ ۳-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره سه پژوهش……………………………………………………………………………………………………..۱۱۴ ۴-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره چهار پژوهش…………………………………………………………………………………………………..۱۱۵ ۵-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره پنج پژوهش…………………………………………………………………………………………………….۱۱۷ ۶-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره شش پژوهش…………………………………………………………………………………………………..۱۱۸ ۳-۵ نتیجه گیری نهایی از پژوهش حاضر با توجه به نتایج به دست آمده از شش فرضیه ی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۲۰ ۴-۵ پیشنهادهای کاربردی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………۱۲۲ ۵-۵ پیشنهاد عناوین جهت پژوهش های آتی…………………………………………………………………………………………………………….۱۲۳ ۶-۵ محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۲۴ فهرست منابع الف)منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۲۵ ب)منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۲۸ ضمائم…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۳۰ فهرست جداول عنوان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….صفحه جدول(۱-۱)نوع رفتار معلم برای گروه کنترل و آزمایش………………………………………………………………………………………………….۹ جدول (۱-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه کنترل…………………………………………..۷۹ جدول (۲-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش…………………………………………۸۰ جدول (۳-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه کنترل………………………………………….۸۱ جدول (۴-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش……………………………………….۸۲ جدول (۵-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه اول در گروه کنترل……………………………………۸۳ جدول (۶-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه اول در گروه آزمایش…………………………………۸۴ جدول (۷-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع متوسطه اول در گروه کنترل…………………………………..۸۵ جدول (۸-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع متوسطه اول در گروه آزمایش……………………………….۸۶ جدول (۹-۴)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه دوم در گروه کنترل……………………………………۸۷ جدول (۱۰-۴
)آماره های توصیفی میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع متوسطه دوم در گروه آزمایش……………………………….۸۸
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|