آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



 



    • ابن تیمیه وى مى‏گوید: «اگر اعتقاد داشته باشد که بر مردم واجب است که از یکى از امامان چهارگانه‏ به طور خاص تبعیت کنند، نه عالم دیگر، باید توبه‏اش داد، اگر توبه کرد خوب است وگرنه باید کشته شود».[۲۷۳]

    • سیف الرحمان احمد، یکى دیگر از پیروان این مکتب، در زمان معاصر، معتقد است: «کسى که شیعیان را یهود این امت مى‏داند، راست گفته است و یهود اهل‏سنت همان کسانى هستند که تقلید مى‏کنند و بر تقلید خود اصرار مى‏ورزند؛ خصوصاًً بعضى از حنفى‏ها، مانند جماعت تبلیغ که یاور نادانى و جمود بر تقلیدند.[۲۷۴]

    • شیخ عبدالله بن جبرین، از مفتى‏هاى افراطى عربستان سعودى، تصریح مى‏کند که شیعیان به چهار دلیل بدون‏شک کافر هستند: «علما در کتاب‏هاى‏شان در باب مستحقین زکات گفته‏اند که، زکات به کافر و بدعت‏گذار داده نمى‏شود. پس رافضه بدون تردید کافرند؛ به چهار دلیل: دلیل اول: طعن آن‏ها به قرآن و ادعاى‏شان که بیش از دو سوم قرآن حذف شده است. و هر کس بر قرآن طعنى وارد کند، کافر است و این سخن خداوند را تکذیب ‌کرده‌است که «ما قرآن را حفظ مى‏کنیم.» دلیل دوم: طعن آن‏ها به سنت و احادیث بخارى و مسلم. آن‏ها به روایات این دو کتاب عمل نمى‏کنند؛ زیرا از صحابه نقل شده است که آنان از دیدگاه شیعیان کافرند. دلیل سوم: آن‏ها اهل سنت را کافر مى‏دانند، بلکه اعتقاد به نجاست تک‏تک آن‏ها دارند، هر وقت با شیعیان دست مى‏دهیم، دست‏شان را بعد از آن مى‏شویند، و کسى که مسلمانان را کافر بداند، خودش براى‏ کافر بودن شایسته‏تر است؛ پس آن‏ها را تکفیر مى‏کنیم؛ همان‏طورى که آنان، ما را تکفیر مى‏کنند. دلیل چهارم: شرک صریح، به سبب غلو درباره على و فرزندانش او و خواندن آنان به همراه خداوند. این مطلب به صورت آشکار در کتاب‏هاى آن‏ها آمده است. هم‏چنین غلو آن‏ها و توصیف اهل بیت که این ویژگى‏ها تنها شایسته خداوند است. من این مطلب را از نوارهاى ایشان شنیده‏ام.[۲۷۵]

    • لجنه دائمى افتاى عربستان سعودى به سرپرستى عبدالله بن باز، مفتى اعظم سابق عربستان سعودى، فتوا داده ‏اند که شیعیان جعفرى، چون اهل بیت را مى‏خوانند مشرک هستند و خوردن ذبیحه آنان نیز جایز نیست: «پیروان مذهب جعفرى که على، حسن، حسین و بزرگان‏شان را مى‏خوانند، مشرک و مرتد از اسلام هستند. به خدا پناه مى‏بریم. خوردن ذبیحه آنان حلال نیست؛ زیرا مردار است؛ حتى اگر اسم خدا را بر آن بخوانند».[۲۷۶]

    • دکتر حسام عقاد، وهابى افراطى معاصر در کتاب حلقات ممنوع که علیه صوفیه نوشته است، درباره جلساتى که براى ذکر «لا اله الا الله» و یا صلوات بر پیامبر گرفته مى‏شود، مى‏نویسد: «یکى از بدعت‏هایى که در این حلقات وجود دارد این است که شیخ، ارقامى را تعیین مى‏کند که ذاکر بگوید؛ مثلا هزار مرتبه «لا اله الا الله» و یا ده هزار مرتبه صلوات بر پیامبر و یا بیشتر از این. این ذکرها در شرع ما وارد نشده است، بلکه از بدعت‏هاى جاهلان است. این افراد از ذکر شرعى به سوى شرک به خداوند خارج شده‏اند».[۲۷۷]

    • ابن‏تیمیه به عنوان بارزترین شخصیتى است که آشکارا فتوا به کشتن مسلمانان داده است؛ هر چند که نخستین فرد نمى‏تواند باشد؛ چون پیش از او بنى‏امیه و بنى‏العباس با فتوا و بدون فتوا، صدها هزار نفر از مسلمانان را به بهانه‏هاى واهى کشته‏اند. از ابن‏تیمیه درباره کسى که اعتقاد داشته باشد، صحابه، حق امیرمؤمنان را غصب کرده ‏اند، سؤال شد، وى در پاسخ فتوا داد که جهاد با چنین طایفه‏اى واجب است: از شیخ الإسلام تقى الدین سؤال شد از کسى که ادعا دارد به خدا، ملائکه، کتاب‏ها، پیامبران و روز قیامت ایمان دارد، اما در عین حال اعتقاد دارد که امامِ برحق پس از رسول خدا، على بن ابى‏طالب است و پیامبر، به امامت ایشان تصریح ‌کرده‌است، صحابه با ظلم، او را از حقش بازداشتند و آن‏ها با این کار کافر شدند. آیا کشتن آن‏ها جایز است؟ آیا با این اعتقاد کافرند یا خیر؟ او جواب داد: سپاس پروردگار جهانیان را، علماى مسلمان اجماع دارند که هر کس از پذیرفتن شریعتى از شریعت‏هاى اسلامى که آشکار و متواتر است، امتناع کرد، کشتن او واجب است تا تنها دین خدا روى زمین باقى باشد. پس اگر بگویند که نماز مى‏خوانیم و زکات نمى‏دهیم، یا نماز پنج‏گانه را مى‏خوانیم و نماز جمعه و جماعت نمى‏خوانیم و … یا بگویند که همراه با مسلمانان با کفار نمى‏جنگیم و … از امورى که مخالف با شریعت و سنت رسول خدا است و مسلمانان بر آن اجماع دارند؛ به درستى که جهاد با همه این گروه ها واجب است؛ همان‏طورى‏که مسلمانان با مانعین زکات، خوارج، خرمیه، قرامطه، باطنیه و دیگر طوایفى که از هواى نفس و بدعت‏ها پیروى مى‏کنند و از شریعت اسلام خارج هستند، جهاد کردند.[۲۷۸] در جاى دیگرى با زدنِ تهمت‏هاى فراوان به شیعیان، تصریح مى‏کند که کشتن شیعیان، از کشتن خوارج ثواب بیشترى دارد: رافضى‏ها، با این حال مساجد را تعطیل کرده ‏اند، همان مساجدى که خداوند دستور داده دیوارهاى آن بلند و نام خداوند در آن برده شود. رافضى‏ها، نه نماز جمعه را برپا مى‏کنند و نه نماز جماعت در مساجد مى‏خوانند. بر قبرهاى دروغین و غیردروغین مسجد مى‏سازند و آن‏ها را براى خود حرم قرار داده ‏اند؛ در حالى‏که رسول خدا لعنت ‌کرده‌است کسانى را که روى قبور، مسجد بسازند و امتش را از آن نهى ‌کرده‌است. شیعیان، اعتقاد دارند که به‏جا آوردن حج در این حرم‏ها از بزرگ‏ترین عبادات محسوب مى‏شود، تا جایى‏که بزرگان رافضه، حجِ این حرم‏ها را از حج خانه‏اى که خدا و رسولش به آن دستور داده، برتر مى‏دانند. با این توضیح روشن مى‏شود که رافضى‏ها از تمام گروه‏هایى که از هواى نفس پیروى مى‏کنند، شرورتر و حتى از خوارج نیز سزاوارتر به‏ کشتن هستند، و به همین دلیل در عرف عام شایع شده است که مقصود از اهل بدعت، رافضه هستند. عوام بر این باورند که ضدّ سنى همان رافضى‏ها هستند؛ زیرا آن‏ها آشکارترین دشمنان سنت رسول خدا و شرایع دین ایشان نسبت به سایر فرقه‏هاى اهل هوا هستند. هم‏چنین هیچ‏یک از خوارج، زندیق و غالى نبودند، در حالى‏که در میان روافض، زندیق و غالى به حدى است که جز خداوند، دیگران از شمارش آن عاجز است. هم‏چنین بیشتر ائمه آن‏ها از زنادقه هستند و اظهار رفض مى‏کنند تا دین اسلام را از بین ببرند. خوارج از راستگوترین مردم و باوفاترین آن‏ها به عهدشان هستند، اما رافضى‏ها از دروغگوترین و پیمان‏شکن‏ترین مردم‏اند.[۲۷۹]

      • شیخ عبدالله بن جبرین که فتاواى تکفیرى او را در فصل پیشین ملاحظه کردید، در فتواى دیگر مى‏گوید که چون شیعیان معتقد به توسل و استغاثه هستند، کشتن آنان جایز است:وى در پاسخ ‌به این سؤال که: در شهر ما مرد رافضى هست که شغلش قصابى است، اهل سنت او را مى‏آورند تا حیوانات آن‏ها را ذبح کند. هم‏چنین اهل سنت با این شخص رافضى و رافضى‏هاى دیگرى که در همین شغل هستند، تعامل مى‏کنند. ‌بنابرین‏، حکم معامله با این رافضى و امثال او چیست؟ حکم ذبیحه آن‏ها چیست؟ حرام است یا حلال؟ پاسخ: ذبح کردن به وسیله رافضى و هم‏چنین خوردن ذبیحه او حلال نیست؛ زیرا رافضى‏ها غالبا مشرک هستند و على بن أبى طالب را در سختى‏ها و مشکلات مى‏خوانند؛ حتى در عرفات، طواف و سعى. هم‏چنین فرزندان آن حضرت را مى‏خوانند؛ همان‏طورى که بارها از ایشان شنیده‏ایم. این شرک بزرگ و ارتداد از اسلام است که به سبب آن شایسته کشتن هستند.[۲۸۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-29] [ 06:10:00 ب.ظ ]




۲٫ اشتباه موضوعی که قلمرو این اشتباه محدود به جرایم عمدی است و در جرایم غیر عمدی باعث تنزل مسئولیت جزائی مرتکب جرم می شود و به تعبیری می توان گفت که اشتباه موضوعی در جرایم شبه عمدی و غیر عمدی یکی از مصادیق خطا ست. در خصوص جهل به قانون فرقی نمی کند که نا آگاهی از قانون به خاطر جهل قصوری باشد یا جهل تقصیری ‌به این معنی که در جهل قصوری شخصی در شرایطی قرار گرفته که به هیچ وجه نمی تواند دسترسی و آگاهی به حکم پیدا کند جهل تقصیری ‌به این معنی است که شخص جاهل می‌تواند از قانون آگاه شود اما در اثر سهل انگاری به دنبال آگاهی نمی رود که این جهل زمانی موجب زائل شدن مسئولیت می‌گردد که جاهل مقصر غیر ملتفت باشد پس جاهل مقصر ملتفت معذور نیست بلکه مسئول است در قوانین مدنی اشتباه مصادیق بسیاری دارد که عمده آن ها به قرار ذیل می‌باشند:

۱٫ تهدیدی که مؤثر در شخص با شعوری باشد.

۲٫ تهدید در تهدید شونده مؤثر واقع شود.

۳٫ اکراه به طور نا مشروع واقع شود یعنی اکراه کننده حق اعمال چنین تهدیدی را قانوناً نداشته باشد

۲٫ مرحله تدبر: یعنی پس از تصور مرحله سنجش و اندیشیدن سود و زیان عمل در ذهن است

۳٫ مرحله تصمیم: در نتیجه اشتیاقی که نفس به سوی انشاء عمل کشیده می شود شخص قصد و تصمیم انجام عمل را پیدا می‌کند

۴٫ مرحله اجرای تصمیم: در آخرین مرحله شخص تمایل و رضای درونی خود را به فعلیت می رسانداهمیت عنصر قصد در ساختار عقد بیشتر از رضاست رضا به عقد اعتبار می‌دهد ولی قصد انشاء عقد را محقق می‌کند و این دو را نباید با هم خلط کرد پس فقدان قصد معامله را باطل می‌کند و فقدان رضا نیز معامله را غیر نافذ می‌کند. اراده اعم از قصد و رضا و انشا است که مکره قصد لفظ دارد اما قصد معنا را ندارد و چون با انعقاد عقد کمترین دو ضرر را انتخاب می‌کند ‌بنابرین‏ حداقل قصد را خواهد داشت در نتیجه اکراه چون با خلل به یکی از عناصر تهدید شوند مؤثر واقع شود.

که باز اشتباه به عنصر روانی جرم تعلق می‌گیرد و آن را از بین می‌برد. پس بر خلاف اکراه در قوانین و مقررات جزایی اشتباه همیشه علت تام رافع مسئولیت نخواهد بود و به طور کامل مسئولیت را رفع نمی کند بلکه گاهی ممکن است با توجه به شرایط و اوضاع و احوال به طور نسبی رافع مسئولیت جزایی می‌باشد.هدف غائی از مسئولیت مدنی جبران زیان متضرر از عمل بدون مجوز قانونی است و اکراه در امور کیفری تحت شرایط خاصی ازعلل تام رافع مسئولیت جزایی خواهد بود و قاعده اقوی بودن سبب از مباشر مطرح است که حاکم می‌باشد در قوانین و وقایع حقوقی نیز چون سبب در اکراه مؤثر بوده لذاضمان قهری مکره که تقصیر از او می‌باشد زائل نخواهد شد چون طبق اصل ۴۰ ق. ا و م ۳۲۲ ق. م و اصل لا ضَرَرَ و لا ضِرارَفى الاسلام از سوی مکره فشار ناروا بر مکره وارد شده ‌بنابرین‏ معاف از مسئولیت مدنی نخواهد بود.

گفتار ششم: مفهوم مستی

مستی به معنی حالتی است که میان انسان و عقل او عارض می شود یا قرار می‌گیرد و یا حالتی است که از نوشیدن الکل اتیلیک و اقسام دیگر آن حاصل می شود،سکر اسمی است برای هر چیز که سکر آورد و مست کننده باشدسکر یعنی بند آوردن و بسته شدن مجرای آب و این تعبیر به جهت اینکه میان انسان و عقلش که آب حیات او است سد می‌گردد.خمر، به معنی ستر و پوشاندن چیزی است. هرچیزی که با آن یا به وسیله آن پوشانده شود خمار نیز گفته می شود که جمع آن خمر است و به روسری هم می‌گویند. همان گونه که خداوند سبحان در سوره نور آیه ۳۱ می فرماید « و لیضربن بخشر هن علی جیوبهن »یعنی: روپوش خویش را بایستی بر طرفین شانه ها و گریبان خود قرار دهند به هر نوشیدنی مست کننده و یا به شراب یا آشامیدنی مست کننده یا می و باده از آن جهت خمر می‌گویند، که عقل را می پوشاند و زایل می‌کند.خَمْر در لغت: مایع مسکر، از خَمَرَ: او را پوشاند، شهادت را کتمان کرد، آرد را خمیر نمود، دو چیز را در هم آمیخت، غذا یا میوه دگرگون شد.مسکر را از این جهت خمر گویند که عقل را مى‏پوشاند و یا اندیشه‏هاى در هم پدید مى‏آوردخمره در اصطلاح دین: به معنی شراب انگور نیست بلکه هر مایع مست کننده خواه ازانگور گرفته شده باشد یا هر چند دیگر. وخمر به معنی پوشانیدن است و از آنجا که شراب عقل را می پوشاند سبب مستی می شود. و پرده ای روی عقل می افکند و نمی گذارد انسان خوب و بد را تشخیص بدهد.

بند نخست: انواع مستی

مستی اتفاقی: حالتی است که فرد از روی اتفاق مست شده باشد و از تأثیری که مسکر بر روان او خواهد داشت نیز آگاه نباشد اما در عین حال کاملآ مسلوب الاراده شده باشد. چنین فردی را نمی توان برای جرمی که در حالت مستی مرتکب شده مسئول قلمداد نمود مصرف مفرط الکل در زمان طولانی ممکن است موجب دگرگونی‌های روانی و جسمانی عمیق در انسان شود[۳]. این دگرگونیها در اصطلاح مستی مزمن نامیده می‌شوند. مهمترین و مبتلا به ترین این ‌آشفتگی‌ها هذیان گویی است. مستی مزمن به هر درجه و شدتی که باشد چون در اثر مصرف سابق مواد سکر آور ایجاد شده است نمی تواند رافع مسئولیت کیفری فرد باشد. البته باید در نظر داشت که اگر این دگرگونیها و ‌آشفتگی‌ها به مرحله ای برسد که موجب صدق عنوان مجنون بر فرد گردد از باب جنون جزء علل تام رافع مسئولیت کیفری خواهد بود

مستی تعمدی: زمانی است که بزهکار عمدآ شرب مسکر کرده تا بتواند جرم را با قوت قلب بیشتری انجام دهد. این نوع مستی قطعآ رافع مسئولیت کیفری نخواهد بود و فرد علاوه بر مجازات شرب خمر به مجازات جرم انجام شده نیز محکوم خواهد گردید.

مستی خشک: حالتی است شبیه مستی الکلی که در اثر مصرف مواد مخدری که به صورت داروهای آرام بخش و خواب آور در دسترس عموم قرار دارند حاصل می‌گردد. مهمترین این داروها انواع باربیتوریک ها هستند که نمونه های شاخص آن عبارتند از: آسپرین، اپتالیدون ،….

بند دوم- عوارض مستی

عوارض جسمی الکل ـ مقدار الکل در خون به هر میزانی که باشد به همان نسبت درجه ی دقت، قدرت ادراک و فهم را ضعیف می کند. مصرف کنندگان نوشابه های الکلی به دلیل مسمومیت ناشی از مصرف این ماده به بیماری‌های عروقی، کبدی، قلبی، اختلال غدد تیروئیدی، سوء هاضمه و بی اشتهایی، حالت تهوع،کاستریت، لرزش و گرفتگی عضلات دچار شده و در اثر کاهش قدرت تدافعی بدن در برابر بیماری‌ها، معمولآ عمر ‌کوتاه‌تری نسبت به افراد عادی دارند.

عوارض روانی الکل: الکلیسم موجب زوال شخصیت و انحطاط شعور و اخلاق و قیود اجتماعی و شخصی شده و اختلال حواس، حافظه و عاطفه را در پی دارد. به تدریج شخص قضاوت نادرستی نسبت به مسائل پیدا کرده و حس مسئولیت پذیری در وی از بین می رود.

عوارض جسمی باربیتوریک ها: داروهای آرام بخش نیز اثری مشابه الکل دارند. مصرف کنندگان این مواد به بیماری‌های قلبی، سوء هاضمه، بی اشتهایی، حالت تهوع، لرزش و انقباض عضلات مبتلا می‌شوند. توهم این افراد در حس بینایی و شنوایی گاهی منجر به هذیان گویی آن ها می شود. این همان حالتی است که در مستی مزمن نیز دیده می شود. این داروها قدرت سمی و اثرات تخریبی قوی داشته و رخوت و سستی بدن و در صورت اعتیاد بی خوابی، خواب آلودگی و به هم خوردن تعادل بدن را به همراه دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:45:00 ب.ظ ]




در تحقیقی با عنوان « فواید گزارش حسابرسی در تصمیمات سرمایه گذاری و تامین مالی » که توسط دورندز [۳۵](۲۰۰۳) انجام شد هدف این تحقیق مقایسه شرکت های کارگزاری و فروشی با بانک ها از لحاظ گزارشات حسابرسی در تصمیمات سرمایه گزاری و تامین مالی آن ها در اسپانیا صورت گرفت نتایج نشان داد که استفاده از گزارشات حسابرسی در تصمیمات سرمایه گذاری و تامین مالی مفید و مهم می‌باشد.

در رابطه با تامین مالی یکی از تحقیقات صورت گرفته مربوط به ارمرود (۲۰۱۳) با عنوان « اثر شوک های اخیر مالی در سیاست سرمایه گذاری و تامین مالی شرکت های خصوصی انگلیس » می‌باشد که در جامعه آماری شرکت های خصوصی، که دفتر ثبت شده در انگلیس دارند با نمونه ای به حجم ۴۹۷۳ شرکت، انجام شد؛ که اثر بحران مالی سال ۲۰۰۹-۲۰۰۷را بر تصمیمات تامین مالی و سرمایه گذاری شرکت های خصوصی با بهره گرفتن از روش تحقیق کتابخانه ای و از پایگاه داده تجزیه و تحلیل های مالی آسان (FAME) و یا گزارش های سالانه، برای سال ۲۰۰۹-۲۰۰۴ استخراج و با بهره گرفتن از روش رگرسیون ‌به این نتیجه رسیدند؛ که انقباضات اعتباری بر عملکرد و سرمایه گذاری شرکت های خصوصی اثر منفی دارد و سیاست های مالی و سرمایه گذاری در شرکت های خصوصی به تغییرات و تنوع تامین اعتبار حساس است .

کاستل نووا [۳۶](۲۰۱۳) در تحقیقی با عنوان « شوک های سیاست های پولی و شرایط تامین مالی با آزمایش مونت کارلو » با هدف بررسی اثرات شوک های سیاست پولی بر روی موقعیت های تامین مالی، که با رگرسیون اتوماتیک برداری (VAR)، در آمریکا انجام و نشان داد که cholesty-vars ممکن است به علت نوسانات اقتصاد بزرگ، تخمین کمی را برای هزینه های رفاه بزند.

کریسوستومو [۳۷](۲۰۱۳) در پژوهش « محدودیت های تامین مالی برای سرمایه گذاری در برزیل » با هدف مطالعه نحوه مواجه شدن شرکت های برزیلی با محدودیت های تامین مالی برای سرمایه گذاری ‌به این نتیجه رسید؛ که سرمایه گذاری شرکت های برزیلی به تسویه پذیری وابسته است.

گادوو [۳۸](۲۰۱۳) در تحقیقی با عنوان « ترکیبی از منابع رسمی و غیر رسمی تامین مالی » با هدف آنالیز کمی و کیفی مقررات شرکت های کوچک و بزرگ روسیه در منابع تامین مالی همراه با فرصت ها و محدودیت ها در بسیج سرمایه گذاری در بخش های مختلف چرخه عمر شرکت انجام شد و نتایج نشان داد که تحقیق، می‌تواند به مقامات در فرموله کردن یک برنامه SME ، برای پشتیبانی از مراحل مختلف زنجیره تامین مالی روسیه، کمک کند.

منگ [۳۹]و همکاران (۲۰۱۳ ) در پژوهش، « شرکت های کارآفرین و تامین مالی از طریق بدهی » با هدف بررسی اینکه آیا فقدان کارآفرینی شرکت GCC، بر توانایشان در به دست اوردن تامین مالی تاثیر می‌گذارد ؟ در شورای همکاری خلیج فارس انجام داده و نتیجه گرفتند؛ که فعالیت های کار آفرینی توانایی شرکت برای وام گرفتن از بانک را افزایش می‌دهد.

کیم(۲۰۱۴) نقدی در تحقیقی با عنوان « تاثیر منابع نقدی و تامین مالی خارجی بر حساسیت جریان سرمایه گذاری نقدی» با هدف توزیع عوامل متعددی که می‌تواند رابطه منفی بین محدودیت های مالی و حساسیت جریان سرمایه گذاری نقدی را نشان دهد، جایگزینی بین منابع نقدی و جریان نقدی آزاد تا حدی می‌تواند تو ضیح دهد که چرا شرکت های مالی محدود به جریان نقدی به شدت وابسته نیستند. وسطح تامین مالی خالص خارجی نیز می‌تواند بخشی از سرمایه گذاری نقدی مجموعه حساسیت جریان را توضیح دهد.

جدول ۲-۱ خلاصه پیشینه – ملی

محقق

سال

موضوع

نتایج

هاشم پور و هادیان

۱۳۸۲

شناسایی چرخه های تجاری در اقتصاد ایران

نرخ رشد بلند مدت تولید ناخالص داخلی درآغاز انقلاب و سال های پایانی جنگ منفی بوده است .

طیب نیا و قاسمی

۱۳۸۵

نقش تکانه های نفتی در چرخه های تجاری اقتصاد ایران

اقتصاد ایران به شدت تحت تاثیر تکانه نفتی است.

محرابیان و همکاران

۱۳۸۶

تاثیر نوسان های چرخه های تجاری بر رشد اقتصادی ایران

نوسانات در رشد تولید به نا اطمینانی تولید و کاهش سرمایه گذاری و رشد اقتصادی منجر شده است.

طیب نیا

۱۳۸۹

اندازه گیری چرخه های تجاری در ایران

ایران ۷ دوره تجاری داشته که ۱۷ سال آن رونق و ۱۵ سال آن رکود بوده است.

پور حیدری و عالی پور

۱۳۹۰

بررسی ارتباط بین داده های حسابداری با چرخه های تجاری در بورس اوراق بهادار تهران

ارتباط داده های حسابداری و چرخه های تجاری تحت تاثیر اندازه شرکت می‌باشد

خدامی پور و همکاران

۱۳۹۱

بررسی رابطه محافظه کاری و رابطه ارزشی سود با چرخه تجاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

رابطه محافظه کاری و ارزشی سود جاری در دوره های رکود بالا تر اما رابطه ارزشی سود مورد انتظار آتی در دوره رونق بیشتر است.

ابزری و همکاران

۱۳۸۶

بررسی و تجزیه و تحلیل روش های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

بین نحوه تامین مالی شرکت ها و اندازه آن ها رابطه معنی دار وجود دارد

ملا نظری و همکاران

۱۳۸۸

بررسی رابطه بین روش های تامین مالی موفقیت و عدم موفقیت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

که بین روش های تامین مالی و موفقیت و عدم موفقیت این شرکت ها ارتباط معنی داری وجود دارد

مرادزاده مرد

۱۳۸۸

رابطه جریان های نقدی ناشی از فعالیت های تامین مالی و بازده سهام

بین وجوه نقد حاصل از فعالیت های تامین مالی و بازده سهام رابطه معکوس وجود دارد

دسینه و همکاران

۱۳۸۸

ارزیابی ارتباط بین ساختار تامین مالی و تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری منابع در دارایی های شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

و جود ارتباط بین ساختار تامین مالی و تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری منابع در ساختار دارایی ها

طیب نیا و همکاران

۱۳۸۹

بررسی تاثیر تامین مالی خارج از ترازنامه بر نسبت های سودآوری

تامین مالی خارج از ترازنامه تاثیر قابل ملاحظه ای بر نسبت های سودآوری نداشته است.

کردستانی و نجفی

۱۳۸۹

بررسی تاثیر روش های تامین مالی بر بازده سهام آتی

رابطه بین خالص تغییر در تامین مالی خارج و تغییر در خالص دارایی های عملیاتی تامین شده از محل منابع مالی داخلی با بازده غیر عادی انباشته سهام معنادار بود

عرب صالحی و اخلاقی

۱۳۹۰

تاثیر فرصت های سرمایه گذاری منابع تامین مالی و مالیات بر خط مشی مستقیم سود

رابطه منفی و معنی دار بین فرصت های سرمایه گذاری با خط مشی مستقیم سود وجود دارد

جدول ۲-۲ خلاصه پیشینه – بین‌المللی

محقق

سال

موضوع

نتایج

روسار و همکاران

۲۰۱۴

تحرک شغلی در طی چرخه کسب و کار

تحرک شغلی در طول دوره های رونق بالاتر و در طول دوره های روکود پایین تر است.

سونسون

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:19:00 ب.ظ ]




فرهنگ بازارگرایی

فرهنگ بازارگرایی به فرهنگ سازمانی اشاره دارد که در آن ایجاد ارزش برتر برای مشتری و عملکرد برتر برای واحدکسب وکار در اولویت قرار دارد. اهمیت فرهنگ بازارگرایی برای سازمان‌ها بسیار مهم است. دیدگاه فرهنگی مبتنی بر بازارگرایی توسط بسیاری از محققان مورد تأیید قرار گرفته است. به منظورعملیاتی ساختن مفهوم بازارگرایی باید بر فرهنگ بازارگرایی تأکید کرد تا تغییر در ساختار سازمان و فرآیندهای آن. تمرکز برارزش‌های مشتری­ گرایی و بازارگرایی قلب مفهوم بازارگرایی راتشکیل می‌دهد. مطالعات دشپند و همکارانش نشان داد که شرکت‌های بازارگرا از یک نوع فرهنگ خاص به نام فرهنگ بوروکراتیک تبعیت می‌کنند. نقش فرهنگ درعملیاتی سازی بازارگرایی بسیار روشن است. ‌بر اساس مفهوم یادگیری سازمانی، ابتدا باید بازارگرایی را بومی نمود و بعد عملیات مربوط به آن‌را آغاز نماییم تا اینکه اثربخشی فرهنگ بازارگرایی را به حداکثر برسانیم. نارور و اسلاتر ‌بر اساس تعاریف قبلی خود از بازارگرایی، آن را فرهنگی می‌دانند که:

۱٫ بالاترین ارجحیت را بر ایجاد سود و حفظ برتری در ایجاد ارزش برای مشتریان به عنوان مهم‌ترین ذینفع شرکت می‌دهد.

۲٫ یک نوع هنجار رفتاری به وجود می‌‌آورد که با توجه به آن توسعه سازمانی و ‌پاسخ‌گویی‌ به اطلاعات بازار صورت می‌گیرد.

‌بر اساس تعریف، «نارورواسلاتر» بازارگرایی را جزئی از فرهنگ سازمانی می‌دانند که محصول رفتار افراد است. هریس[۶۸](۱۹۹۶) فرهنگ را یک عامل تعیین کننده رفتار می‌داند. ولی معتقد است که فرهنگ از سه لایه تشکیل شده است:

۱٫ مصنوعات: ساختارسازمانی، استراتژی‌ها، سیستم‌ها، الگوهای رفتاری، نوع زبان و …که در سازمان رایجند، به عنوان مصنوعات در فرهنگ سازمانی محسوب می‌شوند. مصنوعات قابل مشاهده و مهم می‌باشند.

۲٫ ارزش‌ها: نگرش‌ها و اعتقاداتی هستند که به طورگسترده در سازمان انتشار یافته است.

۳٫ مفروضات اساسی: مفروضات غیرقابل مشاهده و ذهنی که عامل تعیین کننده حس مشترک افراد از محیط، در رویدادهای درون سازمانی است.

عناصر سه‌ گانه فوق در فرهنگ سازمانی به گونه‌ای مختلف عمل می‌کنند. مصنوعات سطح قابل مشاهده فرهنگ است و ارزش‌ها در ضمیر افراد (ضمیرخودآگاه) قراردارد اما مفروضات اساسی ‌در عمق سازمان و ریشه در درون افراد دارد و در ضمیرناخود آگاه انسان است. هریس به ارتباط بین عناصر سه‌ گانه توجه دارد. در فرهنگ سازمانی ساختارها، سیستم‌ها، نحوه رفتار افراد بایکدیگر تحت تأثیر نگرش‌های افراد قراردارد. فرهنگ تمایل به خود تقویتی دارد و بازاریابی تحت تأثیر پویایی عناصرسه‌ گانه فوق قرار دارد. هریس ازاین عناصر سه‌ گانه در فرهنگ بازاریابی استفاده کرد و سپس آن‌را برای توسعه بازارگرایی به کاربست. ‌او معتقد است که مفروضات اساسی شامل سودآوری، تمرکز بر مشتری و هماهنگی سازمانی است. این مفروضات به محیط بستگی دارد. در چنین محیطی است که سازمان می‌تواند نیازها و خواسته‌های مشتری را ارضاکند و به سودآوری و بقای بلند مدت دست یابد. اصطلاح ارزش‌ها یعنی گسترش نوآوری وکار تیمی در جهت بازاریابی وکسب نتایج مطلوب است. اصطلاح مصنوعات اشاره به ساختارها، سیستم‌ها و استراتژی‌هایی دارد که تعارض و سیاسی کاری را به حداقل ممکن می‌رساند و به توزیع گسترده اطلاعات بازار درسازمان کمک می‌کند و پاداش را بر اساس کیفیت خدمت رسانی به مشتری تعیین می‌کند. ایجاد هر یک ازجنبه‌های فرهنگ سازمانی ابزار تغییر در شرکت‌هاست ‌بنابرین‏ بازارگرایی منجر به تغییر فرهنگی می‌شود. وی اشاره به یک فرهنگ سازمانی کلی دارد که چندین زیر فرهنگ درآن قراردارد و در بسیاری از سازمان‌ها، بازاریابی یکی ازاین زیر فرهنگ‌ها است. ‌بنابرین‏ جهت گسترش بازارگرایی لازم است فرهنگ بازاریابی حاکم شود برای این منظور انجام اقدامات زیر ضروری است:

۱٫ فرهنگ بازارگرایی بتواند خودش رانسبت به بقیه زیر فرهنگ‌ها برجسته نموده و این زیرفرهنگ به تمام بخش‌ها نفوذکند و ریشه عمیق در مفروضات و مصنوعات سازمان ‌پیداکند. به عبارت دیگر فرهنگ غالب بازارگرایی شود.

۲٫ ازنظرقدرت، فرهنگ بازارگرایی باید نسبت به سایر زیرفرهنگ‌ها از قدرت بیشتری برخوردار شود تا بتواند بین اعضا نفوذ یابد یعنی مفروضات، ارزش‌ها و مصنوعات بازاریابی حاکمیت مطلق در سازمان داشته باشند.

۳٫ انتخاب زمان مناسب برای حاکم شدن این فرهنگ مهم است و مهم‌تر اینکه به خوبی این فرهنگ مدیریت شود. اگر این فرهنگ به خوبی مدیریت نشود منجر به ایجاد ریسک، پیچیدگی و نتایج غیرقابل انتظار می‌شود. پس تغییر فرهنگ به خوبی صورت نمی‌گیرد. مثلاً در زمان بحران یا تغییر رهبری، بهتر است تغییر فرهنگ صورت نگیرد.

۴٫ فرهنگ بازارگرایی باید بتواند خود را سازگار با سایر زیر فرهنگ‌ها کند به خصوص در سطح مصنوعات این موضوع مهم‌تر است. یعنی در مصنوعات مانند سیستم‌ها، ساختار و رفتار اعضای خودش را تغییردهد اما عنصر قوی ‌تر فرهنگ یعنی مفروضات اساسی وارزش‌ها کمتر آمادگی تغییر را دارند(

هریس،۱۹۹۶).

نحوه­ شکل گیری بازارگرایی

‌در مورد اجرای بازارگرایی وعملیاتی سازی آن مفاهیم متعددی ارائه شده است. شاپیرو ‌در سال‌ ۱۹۸۸ به عنوان اولین محقق به جنبه‌های مفهومی بازارگرایی توجه نمود. وی شرکت‌های بازارگرا را شرکت‌هایی می‌داند که:

۱٫ اهمیت اطلاعات مربوط به مشتری (خرید) درتمام بخش‌های سازمان شناخته شده است.

۲٫ تصمیمات استراتژیکی و تاکتیکی به صورت بین بخشی و با همکاری تمام بخش‌ها اتخاذ می‌شود.

۳٫ بخش‌های سازمان تصمیمات هماهنگ می‌گیرند و خود را متعهد به اجرای آن تصمیمات می‌دانند.

از سوی دیگر نارور و اسلاتر درسال۱۹۹۰ اولین تلاش را جهت عملیاتی سازی ساختار بازارگرایی انجام دادند و فرض نمودند که بازارگرایی ساختاری یک بعدی دارد که از سه جزء رفتاری (مشتری گرایی،رقیب گرایی،هماهنگی بین بخشی) و دو معیار تصمیم گیری (تمرکز بلندمدت و سود) تشکیل شده است. این دو نویسنده ‌به این دلیل ساختار بازارگرایی را یک بعدی می دانند که سه جزء رفتاری و دو معیار تصمیم گیری ارتباط نزدیکی با هم دارند البته قابلیت اعتبار و اعتماد این دو معیار تصمیم گیری پایین است. لذا فقط سه جزء رفتاری بازارگرایی را بررسی کردند. ‌در سال‌ ۱۹۹۱، دیویس[۶۹]، موریس[۷۰] و آلن[۷۱] به بررسی تأثیر نوسانات محیطی بر بازاریابی، کارآفرینی و ویژگی‌های سازمانی پرداختند. آنان با بهره گرفتن از تجزیه و تحلیل عاملی،۹ مورد را از ادبیات بازارگرایی استخراج کردند و به یک ساختار دو بعدی رسیدند که عبارتند از:

۱٫ فعالیت‌های جمع‌ آوری اطلاعات

۲٫ فعالیت‌های بازارگرایی

روکرت[۷۲] ‌در سال‌ ۱۹۹۲ مفهوم دیگری از بازارگرایی ارائه داد. وی بازارگرایی را شامل فرآیندهای زیر می‌داند:

۱٫ دست‌یابی و استفاده از اطلاعات مربوط به مشتری

۲٫ طراحی و تدوین استراتژی مربوط به برآوردن نیازهای مشتری

۳٫ اجرای استراتژی فوق و پاسخگوئی به نیازها و خواسته‌های مشتری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:19:00 ب.ظ ]




۳-۲-۱-۱۴- کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم ۱۸۰

۳-۲-۱-۱۵- کنوانسیون سازمان کشورهای آمریکایی راجع به پیشگیری و مجازات اعمال تروریستی ۱۸۰

۳-۲-۱-۱۶- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبری و تلاش‌های ملّی برای حفاظت از زیرساخت‌های اطلاعاتی حساس ۱۸۱

۳-۲-۱-۱۷- قعنامۀ مبارزه با سوءاستفادۀ جنایتکارانه از فناوری اطلاعات ۱۸۱

۳-۲-۱-۱۸- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبر و حمایت از زیرساخت‌های اطلاعاتی حساس ۱۸۲

۳-۲-۱-۱۹- کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۸۲

۳-۲-۱-۲۰- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان تخلفات فاحش بین‌المللی از قواعد بشر بین‌المللی و تخلفات جدی از حقوق بشردوستانۀ بین‌المللی ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۱- نشست هفتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۲- نشست هشتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۳- نشست دهم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۴

۳-۲-۱-۲۴- پیش نویس کنوانسیون سازمان ملل متحد دربارۀ عدالت و پشتیبانی برای بزه‌دیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت ۱۸۴

۳-۲-۲- حمایت‌های مدنی ۱۸۶

۳-۲-۲-۱- حمایت مادی ۱۸۶

۳-۲-۲-۱-۱- کنوانسیون پیشگیری از تروریسم شورای اروپا ۱۸۷

۳-۲-۲-۱-۲- کنوانسیون منع حمایت مالی از تروریسم ۱۸۷

۳-۲-۲-۱-۳- توصیه نامۀ کمیتۀ وزیران عضو اتحادیۀ اروپا برای حمایت از قربانیان جرایم ۱۸۸

۳-۲-۲-۱-۴- راهبرد جهانی ضد تروریسم سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ ۱۸۸

۳-۲-۲-۱-۵- پیوست اعلامیۀ اصول بنیادین عدالت برای بزه‌دیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت ۱۸۹

۳-۲-۲-۱-۶- پیش نویس کنوانسیون سازمان ملل متحد دربارۀ عدالت و پشتیبانی برای بزه‌دیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت مصوب ۲۰۱۰ ۱۹۰

۳-۲-۲-۱-۷- کنوانسیون اروپایی پرداخت غرامت به بزه‌دیدگان جرم‌های خشونت بار ۱۹۲

۳-۲-۲-۱-۸- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان نقض فاحش قوانین بین‌الملل حقوق بشر و نقض جدی حقوق بین‌الملل بشر دوستانه ۱۹۲

۳-۲-۳- حمایت‌های عاطفی و حیثیتی ۱۹۴

۳-۲-۳-۱- اختلال‌های فوبی ۱۹۵

۳-۲-۳-۲- اختلال استرس پس از سانحه ۱۹۶

۳-۲-۳-۳- پیوست اعلامیۀ اصول بنیادین عدالت برای بزه‌دیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت.۱۹۶

۳-۲-۳-۴- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان نقض‌های فاحش حقوق بین‌المللی حقوق بشر و نقض شدید حقوق بشر دوستانۀ بین‌المللی ۱۹۸

۳-۲-۳-۵- کنوانسیون اروپایی پرداخت غرامت به بزه‌دیدگان جرم‌های خشونت بار ۱۹۹

۳-۲-۳-۶- اصول بنیادین به‌کارگیری برنامه های عدالت ترمیمی در موضوع های جنایی ۱۹۹

۳-۲-۳-۷- کنوانسیون اروپایی پیشگیری از تروریسم ۲۰۰

۳-۱- روش‌های حمایت از بزه‌دیدگان تروریسم سایبری در حقوق کیفری ایران ۱۴۷

۳-۱-۱- حمایت کیفری ۱۴۸

۳-۱-۱-۱- حمایت کیفری ساده ۱۴۹

۳-۱-۱-۱-۱- قانون جرایم رایانه‌ای مصوب ۱۳۸۸ ۱۵۰

۳-۱-۱-۱-۲- قانون تجارت الکترونیکی مصوب ۱۳۸۲ ۱۵۵

۳-۱-۱-۱-۳- قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ ۱۵۶

۳-۱-۱-۱-۴- قانون راجع به مجازات اخلال‌گران در صنایع نفت مصوب ۱۶ مهر ۱۳۳۶ ۱۵۸

۳-۱-۱-۱-۵- قانون مجازات اخلال‌گران در تأسیسات آب، برق، گاز و مخابرات کشور مصوب ۱۲ دی ماه ۱۳۵۱ ۱۵۹

۳-۱-۱-۱-۶- قانون‌ کیفر بزه‌های مربوط به راه‌آهن مصوب ۳۱ فروردین ۱۳۲۰و اصلاحات بعدی. ۱۶۱

۳-۱-۱-۱-۷- لایحۀ مبارزه با تروریسم ۱۶۲

۳-۱-۱-۲ حمایت کیفری ویژه یا افتراقی ۱۶۲

۳-۱-۱-۲-۱- قانون جرایم رایانه‌ای مصوب ۱۳۸۸ ۱۶۳

۳-۱-۱-۲-۲- قانون تجارت الکترونیکی مصوب ۱۳۸۲ ۱۶۴

۳-۱-۱-۲-۳- قانون راجع به مجازات اخلال‌گران در صنایع نفت مصوب ۱۶ مهر ۱۳۳۶ ۱۶۴

۳-۱-۱-۲-۴- قانون مجازات اخلال‌گران در تأسیسات آب، برق، گاز و مخابرات کشور مصوب ۱۲ دی ماه ۱۳۵۱ ۱۶۵

۳-۱-۱-۳- حمایت کیفری دنباله‌دار ۱۶۵

۳-۱-۱-۳-۱- قانون جرایم رایانه‌ای مصوب ۱۳۸۸ ۱۶۶

۳-۲- روش‌های حمایت از بزه‌دیدگان تروریسم سایبری در اسناد بین‌المللی ۱۶۶

۳-۲-۱- حمایت‌ کیفری ۱۶۷

۳-۲-۱-۱- کنوانسیون جرایم سایبر شورای اروپا ۱۶۸

۳-۲-۱-۲- کنوانسیون راجع به جلوگیری از اعمال غیرقانونی علیه امنیت هواپیمایی کشوری ۱۶۹

۳-۲-۱-۳- کنوانسیون جلوگیری از بمب گذاری تروریستی ۱۷۰

۳-۲-۱-۴- کنوانسیون سرکوب حمایت مالی از تروریسم ۱۷۱

۳-۲-۱-۵- کنوانسیون توکیو راجع به جرائم و برخی از اعمال ارتکابی دیگر در هواپیما ۱۷۲

۳-۲-۱-۶- قطعنامۀ شمارۀ ۱۳۷۳ شورای امنیت ۱۷۳

۳-۲-۱-۷- راهبرد جهانی ضد تروریسم سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ ۱۷۳

۳-۲-۱-۸- بیانیۀ یازدهمین نشست پیشگیری از جرایم و بسط عدالت کیفری سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ ۱۷۴

۳-۲-۱-۹- کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم ۱۷۴

۳-۲-۱-۱۰- کنوانسیون منطقه‌ای سازمان همکاری‌های منطقه‌ای آسیای جنوبی ۱۷۵

۳-۲-۱-۱۱- کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی در زمینۀ مبارزه با تروریسم بین‌المللی ۱۷۶

۳-۲-۱-۱۲- معاهدۀ همکاری میان دولت‌های عضو کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در مبارزه یا تروریسم ۱۷۷

۳-۲-۱-۱۳- کنوانسیون سازمان وحدت آفریقا دربارۀ پیشگیری و مبارزه با تروریسم و پروتکل سال ۲۰۰۴ الحاقی به آن ۱۷۸

۳-۲-۱-۱۴- کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم ۱۸۰

۳-۲-۱-۱۵- کنوانسیون سازمان کشورهای آمریکایی راجع به پیشگیری و مجازات اعمال تروریستی ۱۸۰

۳-۲-۱-۱۶- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبری و تلاش‌های ملّی برای حفاظت از زیرساخت‌های اطلاعاتی حساس ۱۸۱

۳-۲-۱-۱۷- قعنامۀ مبارزه با سوءاستفادۀ جنایتکارانه از فناوری اطلاعات ۱۸۱

۳-۲-۱-۱۸- قطعنامۀ ایجاد فرهنگ جهانی امنیت سایبر و حمایت از زیرساخت‌های اطلاعاتی حساس ۱۸۲

۳-۲-۱-۱۹- کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۸۲

۳-۲-۱-۲۰- قطعنامۀ راجع به حمایت از قربانیان تخلفات فاحش بین‌المللی از قواعد بشر بین‌المللی و تخلفات جدی از حقوق بشردوستانۀ بین‌المللی ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۱- نشست هفتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۲- نشست هشتم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۳

۳-۲-۱-۲۳- نشست دهم سازمان ملل متحد دربارۀ پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان ۱۸۴

۳-۲-۱-۲۴- پیش نویس کنوانسیون سازمان ملل متحد دربارۀ عدالت و پشتیبانی برای بزه‌دیدگان و قربانیان سوءاستفاده از قدرت ۱۸۴

۳-۲-۲- حمایت‌های مدنی ۱۸۶

۳-۲-۲-۱- حمایت مادی ۱۸۶

۳-۲-۲-۱-۱- کنوانسیون پیشگیری از تروریسم شورای اروپا ۱۸۷

۳-۲-۲-۱-۲- کنوانسیون منع حمایت مالی از تروریسم ۱۸۷

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:19:00 ب.ظ ]




در این بازار فوق العاده پویا مشتری از سازمان انتظار دارد که بیشترین ارزش‌ها را با مناسب‌ترین قیمت عرضه کند و سازمان‌ها نیز مدام به دنبال روش های جدید و ایجاد نوآوری در خلق و ارائه ارزش هستند و حتی از ارزش مشتری تحت عنوان « منبع آتی مزیت رقابتی » خویش نام می‌برند (کاندامپلی،۲۰۰۴،۳۵۰) [۳۲].

۸-۲بازاریابی رابطه مند

تحقیقات نشان می‌دهند که هزینه جذب مشتریان جدید ۵ برابر هزینه حفظ مشتریان کنونی است. شرکت‌ها دریافته اند که از دست دادن یک مشتری چیزی بیش از، از دست دادن یک قلم فروش است، بلکه به معنی از دست دادن کل جریان خریدهایی است که مشتــری می توانسته در طول زندگی یا دوره زمانی که مشتری بوده، انجام دهد (فروزنده، ۱۳۷۶،۴۱۲).[۳۳]

۹-۲فلسفه به حداکثر رساندن رضایت مشتری

برد – برد – برد

رضایتمندی مشتریان ، تاثیری شگرف بر حیات حال و آینده یک سازمان خواهد داشت . اشلسینگر و هسکیت[۳۴] (۱۹۹۱) با ارائه یک نظریه تحت عنوان«چرخه خدمت مطلوب » اعتقاد خویش را مبنی بر وجود رابطه ما بین مشتریان رضایتمند و کارکنان رضایتمند در سازمان به صراحت بیان کرده‌اند .مطابق نظریه مذکور ، احساس رضایتمندی ، موجب افزایش آستانه تحمل برای پرداخت بهای بیشتر در قبال محصول مورد نیاز خواهد شد که می توان از این طریق میزان مزایا و سطح دستمزد پرداختی به کارکنان سازمان را افزایش داد . این امر ، خروج و جایگزنی نیروهای کار را کاهش می‌دهد . علاوه بر تامین رضایت شغلی کارکنان و بهبود روحیه کاری ، احتمال تامین رضایت مشتری نیز بیشتر می‌گردد . سازمانی که این فلسفه را دنبال می کند ، موفق تر و در نهایت دارای سود بیشتری می شود . در این وضعیت منافع کارکنان ، مشتریان و صاحبان سازمان تامین می شود ، فلذا وضعیت برد – برد – برد حاکم می‌گردد .(کاووسی و سقایی، ۱۳۸۴،۱۰).[۳۵]

شکل ۲-۲چرخه خدمت مطلوب هسکت ۱۹۹۱(کاوسی و سقایی ،۱۳۸۴، ،۱۰)۱.

۱۰-۲عوامل انگیزشی و عوامل بهداشت در جلب رضایت مشتری

مدل کادوت و ترجیون

در راستای خدمات سه گانه پرفسور کانو این دو دانشمند نیز تحقیقات مفصلی را بر روی صنعت گردشگری و مهمان پذیری در سال ۱۹۸۷ انجام دادند و شکایات و نظرات مثبت مشتریان چند شرکت غذایی را که ۲۲ هزار واحد سرو غذا داشتند ، مورد مطالعه قرارداده و ‌به این نتیجه رسیدند که بعضی ازخدمات بیشتر در معرض شکایت قراردارند تا تشویق و ستایش ، و بعضی برعکس اگر خوب ارائه شوند تعریف و اگر اجرا نشوند شکایتی نخواهد داشت و تعدادی هم در دو لیست شکایت و تعاریف قرارداشتند .

نتیجه این بود که عوامل مؤثر در رضایت خدمات ارائه شده را به چهار گروه می توان تقسیم کرد ولی باید توجه داشت که این طبقه بندی همیشگی نیست و همانند مدل کانو دائما به دلیل بالا رفتن توقعات در حال تغییرند .

گروه اول – عوال انگیزشی و تقویت کننده ( ارضا کنند ها )

گروه دوم – عوامل بهداشتی و نگهدارنده ( ناراضی کننده ها)

گروه سوم- عوامل دو گانه شامل انتقاد کننده ها

گروه چهارم – عوامل دوگانه شامل خنثی ( بی تفاوت ها ) ( جزنی ، ۱۳۸۱، ۱۳۹)۲.

۱۱-۲رضایت و وفاداری مشتری

مشتریان سطوح گوناگونی از رضایت و نارضیاتی را بعد از هر تجربه ، بنابر میزان برآورده شدن انتظارات خود یا دریافت خدمات و کالاهای مافوق انتظار خود ، تجربه می نمایند . از آنجا که رضایت یک حالت احساسی است ، واکنش‌های پس از خرید آن ها می‌تواند شامل خشم ، نارضایتی ، هیجان ، بی طرفی ، مسرت یا رغبت باشد .

تا کنون تعاریف مختلفی از رضایت مشتری ارائه گردیده است . برخی محققان رضایت را از لحاظ روانشناختی ، احساسی می دانند که در نتیجه مقایسه بین مشخصات محصول دریافت شده با نیازها یا خواست های مشتریان و انتظارات اجتماعی در رابطه بامحصول حاصل می شود . (کاوسی ، و سقایی ، ۱۳۸۴،۳۸)[۳۶].

راپ و دکر[۳۷] در سال ۲۰۰۳بر مبنای تعریف فوق ، رضایت مشتری را به عنوان یک دیدگاه فردی برای مشتری تعریف می‌کنند که از انجام مقایسه های دائمی ما بین عملکرد واقعی سازمان و عملکرد مورد انتظار مشتری ناشی می‌گردد .

نکته جالب توجه در تعریف مفهوم رضایت مشتری آن است که «رضایت مندی مشتری به نوع فعالیت تجاری یک سازمان و یا به موقعیت سازمان در بازار بستگی ندارد ، بلکه رضایت مشتری به توانایی و قابلیت سازمان در تامین کیفیت مورد انتظار مشتری بستگی دارد »(کاوسی و سقایی۱۳۸۴)[۳۸].

ژوران رضایت مشتری را اینگونه تعریف می کند : « رضایت مشتری ، حالتی است که مشتری احساس می‌کند که ویژگی های فرآورده ، منطبق بر انتظارت اوست » ژوران عدم رضایت یا ناخرسندی مشتریان را به ‌عنوان یک مفهوم جداگانه در نظر گرفته و آن را چنین تعریف می‌کند : «نارضایتی مشتری حالتی است که در آن نواقص و معایب فرآورده موجب ناراحتی ، شکایت و انتقاد مشتری می شود »( همان منبع،۱۲۴ )[۳۹].

به عقیده این دانشمند ، رضایت مشتری و عدم رضایت مشتری متضاد نیستند . در واقع رضایتمندی مشتری ناشی از ویژگی های محصول یا خدمت عرضه شده می‌باشد که مشتری را برای خرید و استفاده از آن ترغیب می کند . از سوی دیگر عدم رضایت مشتری از نقایص و کمبودهای موجود در محصول یا خدمت سرچشمه می‌گیرد که موجب دلخوری و شکایت مشتریان خواهد شد .

با این وجود باید ‌به این نکته توجه داشت که بسیاری از محصولات با اینکه هرگز سبب ناخرسندی مشتریان نمی شوند اما از فروش بسیار کمی برخوردار می‌باشند . دلیل این امر آن است که سایر رقبا محصول موردنظر را به گونه ای عرضه می‌کنند که ویژگی های آن ، رضایت مشتریان را در سطحی بالاتر برآورده می‌سازد .

ریچارد اولیور[۴۰] از جمله معروف‌ترین محققین در زمینه رضایت مشتری برای تعریف این مفهوم از مدل زیر استفاده می‌کند . الیور عقیده دارد رضایتمندی مشتری یا عدم رضایت او از تفاوت ما بین انتظارات مشتری و کیفیتی که او دریافت ‌کرده‌است حاصل می شود .

شکل۳-۲ تعریف مفهوم رضایت مشتری اولیور۱۹۹۹(تیموری ،۱۳۸۶، ،۳۲)[۴۱]

در زمینه تعریف مفوم رضایت مشتری ، استاندارد ایزو ۹۰۰۰ ویرایش ۲۰۰۰ نیز مرجع مناسبی است . واژه نامه مذکور ، رضایت مشتری را چنین تعریف نموده است : « تلقی مشتری از میزان تامین نیازمندی‌های مشتری »

این واژه نامه در ادامه تعریف رضایت مشتری با یک نکته بسیار مهم توجه خواننده را جلب ‌کرده‌است:

«وجود شکایات مشتری یک شاخص متداول از رضایت پایین مشتری است ، اما عدم وجود شکایات مشتریان لزوماً به معنای رضایت بالای مشتری نیست »(همان منبع ،۳۲)[۴۲].

۱-۱۱-۲رضایت مشتری و رابطه آن با وفاداری مشتری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:19:00 ب.ظ ]




در کتاب شریف مفاتیح، اوقات و مکان­هایی به انسان ها معرّفی شده اند که در آن زمان و مکان، رحمت پروردگار فزونی می‌یابد و انسان به نحو احسن می‌تواند از آن بهره مند گردد. حرم امامان معصوم و امامزادگان، مساجد (کوفه، سهله و براثا) مثال هایی از مکان ها و ماه رمضان، روز دحوالأرض (روز بیست و پنجم ماه ذی القعده) نمونه هایی از زمان هایی است که رحمت حق بارش گسترده­تری می‌یابد و با خواندن ادعیه و اذکار و انجام عبادات خاصّ در آن ها ـ به شرط تفکّر و تقویت ایمان ـ از رحمات و برکات آن برخوردار خواهند شد. درباره «مکان» می توان این مثال را از مفاتیح آورد: «… بشیر الدهان عن أبی عبد الله (ع) قال‏ إن الرجل لیخرج إلى قبر الحسین (ع) فله إذا خرج من أهله بأول خطوه مغفره ذنوبه ثم لم یزل یقدس بکل خطوه حتى یأتیه فإذا أتاه ناجاه الله تعالى فقال عبدی سلنی أعطک ادعنی أجبک اطلب منی أعطک سلنی حاجه أقضیها لک قال و قال أبو عبد الله (ع) و حق على الله أن یعطی ما بذل » (قمی، ۱۳۵۶ق، ص ۱۳۲)، «بشیر ابن دهان از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که فرمود: زائر قبر حسین علیه السلام با اولین گامی که بر می‌دارد و از اهل بیتش جدا می شود، مغفرت گناهانش آغاز می‌گردد، سپس پیوسته با قدم هایی که برمی دارد پاکتر می شود تا به قبر آن حضرت برسد. وقتی نزد قبر مطهّر آمد خداوند سبحان می فرماید: بنده من از من طلب کن تا عطایت کنم، دعا کن تا به اجابت رسانم و برخداست که آن چه را در این راه بذل کرد، به او برگرداند» (فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام از نزدیک، ص ۳۶۰)؛ و ‌می‌توان برای «زمان» از اهمیت ماه رمضان و روز دحو الارض شاهد آورد: «در اهمیت این ماه همین بس که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در آستانه ماه مبارک رمضان طی خطبه­ای چنین فرمود: «ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روی آورده؛ ماهی که نزد خدا برترین ماه­هاست، روزهایش برترین روزها، و شب هایش برترین شب ها و ساعاتش برترین ساعات است، … ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از خداوند بخواهید آن را به روی شما نبندد و درهای دوزخ بسته است از پروردگارتان بخواهید آن را به روی شما نگشاید! و شیاطین در این ماه در زنجیرند، از خداوند بخواهید آن ها را بر شما مسلّط نکند!» » (فضیلت ماه مبارک رمضان، ص ۶۹۵).

«روز بیست و پنجم (روز دحوالأرض): … روز بیست و پنجم ذی القعده روزی است که نخستین خشکی ها از زیر آب سر برآورد، و سپس گسترش یافت … در روایتی از امیر مؤمنان علیه السلام نقل شده است: اول رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، روز بیست و پنجم ذی القعده بود … در آن روز اگر گروهی به ذکر خداوند بپردازند، خداوند حاجتشان را پیش از آن که متفرق شوند بر آورده سازد؛ خداوند در این روز هزار هزار رحمت نازل می‌کند که قسمتی از آن شامل کسانی است که جمع گردند به ذکر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت کنند» (فضیلت ماه ذی القعده، اعمال روز دحوالأرض، ص ۸۳۱).

زمان و مکان دعا توسط بعضی از دانشمندان نیز بررسی گردیده است (تهرانی، ۱۳۸۹)، ‌می‌توان از این موضوع این گونه استنتاج نمود که برای تعلیم و تربیت انسان ها نیز باید مکان ها و زمان‌های خاص را در نظر گرفت. در گذشته مساجد، محل تعلیم و تربیت به شمار می رفتند که بهترین و ‌مقدس‌ترین مکان برای این امر است. امّا در صورت عدم امکان ، باید سعی نمود مکان آموزش و پرورش طوری انتخاب شود که متناسب با امر تعلیم و تربیت باشد.

قرآن کریم، کتاب رحمت (اعراف: ۵۲ و انعام: ۱۵۷) است که از جانب ربّ العالمین برای هدایت بشر فرو فرستاده شده است. در دعای مشلول مفاتیح می خوانیم: «أَسْأَلُک‏… بِمُنْتَهَى الرَّحْمَهِ مِنْ کِتَابِک‏، تو را می خوانم … به منتهای رحمت از کتابت» (ص ۱۲۶) و این مطلب واضح و مبرهن است که «جمیع قرآن، هدایت و ارشاد و رحمت و شفا و موعظه و نور و راهنمایی عالمیان است» (نراقی، ۱۳۷۷، ص ۸۷۵) و در قرآن کریم، سوره مبارکه اسراء آیه شریفه ۸۲ خداوند متعال می­فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنین، از قرآن چیزی را فرو می فرستیم که برای گروه با ایمان شفا و رحمت است» (سبحانی، ۱۳۶۴، ص ۲۳۰). «قرآن از جهت این که معالج امراض قلبی است، برای مؤمنین «شفا» و به لحاظ این که صحّت و استقامت نفسانی می آورد «رحمت» است» (تفسیر المیزان ، ج ۱۳، ص ۲۵۱). قرآن کتاب رحمت، برنامه سعادت زندگانی دنیوی و اخروی بشر است که از جانب خالق او ـ که همه زوایای وجود او را می شناسد و سعادت او را می‌خواهد ـ تنظیم گردیده است. پس با توجه ‌به این مطالب می توان استنتاج نمود که اولاً تنظیم کننده محتواهای درسی باید با دید رحمت به مخاطبین خود نگریسته، استعدادها، ظرفیت ها و نیازهای آن ها را بشناسد تا بتواند سودمندترین مطالب درسی را با توجه به نیازها و قابلیت های ایشان تدوین نماید. ثانیاًً منابع درسی افراد باید به گونه ­ای تنظیم گردند که محتویات آن ها به حال زندگی مادی و معنوی انسان مفید و سودمند باشد و از گزافه­گویی و بیهوده­گویی دور باشند و همچنین با داستان، حکایت، مثال، توصیف، تبشیر، انذار و صنایع ادبی آن چنان تزئین و غنی گردند که هم فهم مطلب راحت تر شود و هم این که انگیزه یادگیری در مخاطبین افزایش یابد.

دست اندرکاران امر آموزش و پرورش از وزراء و مدیران کلان گرفته تا معلمان، مربیان و معاونان مدارس باید نسبت به دانش آموزان با دید رحمت نگریسته، آنان را همچون فرزندان دلبند خویش بدانند و در برنامه­ ریزی ها و طراحی فعالیت­های آموزشی و پرورشی و همچنین رفتار با دانش آموزان و نحوه اجرای فعالیت های تعلیم و تربیت (تدریس، ارزشیابی، تنظیم محتواهای درسی و …) نه تنها سعادت شاگردان، بلکه سعادت جامعه و خوشبختی نسل های آتی را در نظر بگیرند تا بتوانند نقاط ضعف را اصلاح نموده و نقاط قوت خود را گسترش دهند و امر تعلیم و تربیت را به سمت هدف آفرینش انسان ـ عبودیت (باقری، ۱۳۸۷) ـ پیش ببرند.

خداوند، حکیم است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




بررسی فرض عدم وجود هم خطی چندگانه. هم خطی چندگانه زمانی اتفاق می افتد که یک محقق از دو متغیر همپوش که در واقع یک چیز واحد را اندازه گیری می‌کنند استفاده کند. به عبارت دیگر هم خطی چندگانه زمانی رخ می‌دهد که دو متغیر پیش بین با هم همبستگی بالایی داشته و مقدار واریانس یکسانی از متغیر ملاک را تبیین کنند (کلاین، ۲۰۰۵). برای بررسی عدم وجود هم­خطی چندگانه از آماره تحمل[۸۹] و عامل افزایش واریانس[۹۰] (VIF) استفاده می شود. مقدار تحمل یک پیش بین بیانگر نسبتی از واریانس استاندارد کل است که از فرمول R2 – ۱ به دست می‌آید. عامل افزایش واریانس نیز بیانگر نسبت واریانس اســتاندارد کل به واریــانس اختصــاصی (یا مقدار تحمل) می‌باشد (R2-1/1). مقدار تحمل کمتر از ۱/۰ بیانگر هم خطی چندگانه بین متغیرها است. همچنین در صورتی که عامل افزایش واریانس بزرگتر از ۱۰ باشد هم خطی چندگانه بین متغیرها را تأیید می کند (کلاین، ۲۰۱۰، به نقل از آتش افروز، ۱۳۹۱). در پژوهش حاضر آماره های تحمل و عامل

    1. ۸- Chambliss ↑

    1. ۹- Li ↑

    1. ۱-Bonnano ↑

    1. ۲-Crokzec۳-Alexandbr۴-Haris

      ۵-Willsol

      ۶-Halofer ↑

    1. ۱ . Thompson ↑

    1. ۲ . Saarni, Mumme & Campos ↑

    1. ۳ . Garnefski, Kraaij & Spinhoven ↑

    1. ۱٫ Problem Syndrome Behavior ↑

    1. ۱-Kargerg & Groger ↑

    1. -Lenenberg 1 ↑

    1. -Bogest 2 ↑

    1. -Williyams 3 ↑

    1. -Bergman 4 ↑

    1. -Scott 5 ↑

    1. -Rodham 6-Stalard 7 ↑

    1. ۱-Rina & Farlly ↑

    1. ۱-Gedard ↑

    1. ۲-hotton ↑

    1. ۳-Santesten۴-Lanorens Eshtenberg ↑

    1. ۱-Farington۲-West۳-Paterson

      ۴-Feric

      ۵-Lahi

      ۶-Hartdajaen

      ۷-Hind ↑

    1. ۱-Lovery۲-Yesgel۳-Gosnese

      ۴-Robotiz

      ۵-Mofit ↑

    1. ۱-Petit۲–Daj & Brogen۳-Wais ↑

    1. ۱-Garnefski ↑

    1. ۲-Groos۳-Tampson ↑

    1. ۱-Munoz ↑

    1. Keltner ↑

    1. Kring ↑

    1. ۱-Rothbart ↑

    1. ۲-Sheese۳-Stiffer۴-Mayer

      ۵-Campbel

      ۶-Barlow

      ۷-Just ↑

    1. ۱-Richard & Johan ↑

    1. ۱-Bosse ↑

    1. ۲-Pontier ↑

    1. ۳-Treur۴-Kim & Hamana ↑

    1. ۱-Goldin۲-Arena۳-Light & Milert

      ۴-Delgado

      ۵-Neyrig

      ۶- Leedox & Palfez

      ۷-Harrir

      ۸-Maty

      ۹- Fero Winberger ↑

    1. ۱-Emotion Regulation ↑

    1. ۲-Tampson ↑

    1. ۳-Gross ↑

    1. ۴-Oxter ↑

    1. ۱-Snayder ↑

    1. ۱-Shempayn۲-Brown۳-Zindniz

      ۴-Mitos

      ۵-Robert

      ۶-Menisnay

      ۷-Naiklichec ↑

    1. ۱-Diner ↑

    1. ۲-Garsiadia ↑

    1. ۳-Dinapoli ↑

    1. ۴-Garsiaona ↑

    1. ۵-Jakoisky ↑

    1. ۶-Safi ↑

    1. ۷-Libperg ↑

    1. ۸-Angar ↑

    1. ۹-Resiliensy ↑

    1. ۱٫Masten ↑

    1. ۲-Bona ↑

    1. ۳-Garmzi ↑

    1. ۴-Nochterlin ↑

    1. ۱-Fooler ↑

    1. ۲-Dayvis ↑

    1. ۳-Later ↑

    1. ۱-Later ↑

    1. ۲-Sischti۳-Beker۴-Masten & Koatsors

      ۵-Rite ↑

    1. ۱-Togod ↑

    1. ۲-Feredrikson ↑

    1. ۱-Paidmont ↑

    1. ۱-Freeberg۲-Richi۳-Fitspatric ↑

    1. ۱-Alvord et al

    1. ۱-Joker ↑

    1. ۲-Garnefski & Kraaij ↑

    1. ۳- ji min lee ↑

    1. ۱-Tara E Kater ↑

    1. ۲-Levy۳-Pandiyam ↑

    1. . tolerance ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




متغیر های قدرت کسب و کار (محور X )
متغیرهای جذابیت بازار (محورY)

      • سهم نسبی بازار

      • پوشش شبکه توزیع

      • اثربخشی شبکه توزیع

      • مهارت های تکنولوژیکی

      • عمق و وسعت خط محصول

      • (تعداد خطوط و تنوع اندازه های محصول)

      • تسهیلات و مکان یابی

      • کارائی تولید

      • منحنی تجربه

      • تامین مواد اولیه مورد نیاز فرایند

      • کیفیت محصول

      • تحقیق و توسعه

    • صرفه جویی ناشی از مقیاس خدمات پس از فروش
      • نرخ رشد بازار

      • سودآوری نسبی صنعت

      • ارزش موردنظر مشتری

      • وفاداری مشتری به نام و نشان

      • نسبت زمان تحویل رقابتی به تحویل (lead Time)

      • ثبات سنی سودآوری صنعت

      • موانع فنی ورود به بازار

      • نسبت توان چانه زنی مشتری به تولید کننده

      • توان چانه زنی تامین کننده

      • تاثیر مقررات دولتی

      • استفاده از ظرفیت صنعت

      • قابلیت جانشینی محصول

      • ایجاد کسب و کار پس از فروش

      • ظرفیت صنعت در پاسخگوئی به تقاضای جدید

    • تصویر ذهنی صنعت

شکل۲-۶ : متغیرهای ارزیابی در ماتریس شل/دی پی ام

ماخذ: مایکل گولد , اندرو کمپل ،مارکوس الکساندر ۱۳۸۹، کتاب استراتژی بنگاه مادر

    1. قدرت رقابتی

هدف استراتژی رقابتی برای واحد کسب و کار در یک صنعت یافتن موقعیتی است که در آن شرکت بتواند به بهترین وجه ممکن در مقابل این عوامل رقابتی از خود دفاع کند و یا آن ها را در راستای اهداف خود متاثر سازد.تئوری های قدرت رقابتی یا مزیت رقابتی اساسا در سطح بنگاه ارائه شده اند، ولی این تئوری ها قابل تعمیم به سطوح صنعت و کشور نیز می‌باشند. آنچه موجب تمایز مزیت رقابتی در سطوح بنگاه و صنعت می شود عمدتاً مربوط به عوامل ایجاد کننده مزیت است.

پیتراف (Peteraf, 1993) مزیت رقابتی را حفظ درآمد بالاتر از حد طبیعی تعریف می‌کند.از طرف دیگر پورتر(Porter, 1985) مزیت رقابتی را در چارچوب استراتژی رقابتی مورد توجه قرار می‌دهد. وی استراتژی رقابتی را به ‌عنوان تعیین موقعیت بنگاه در محیط رقابتی قلمداد می‌کند. هدف از استراتژی رقابتی، تدبیر بازار از طریق درک و پیش‌بینی عوامل اقتصادی به ویژه رفتار سایر رقبا است. استراتژی رقابتی، موجب می شود بنگاه محصولی را تولید کند که از سوی رقبا قابل تولید نیست. بدین ترتیب، استراتژی رقابتی، استراتژی است برای خلق بازار رقابت ناقص که بارنی بیان کرد(Barney, 1986) . در این چارچوب، مزیت رقابتی شامل مواردی است که یک بنگاه می‌تواند انجام دهد ولی بنگاه های دیگر قادر به انجام آن ها نیستند، که خود موجب تقاضای بیشتر و یا هزینه کمتر برای آن بنگاه می شود:

الف- مزیت رقابتی در میزان تقاضا: که امکان دستیابی متفاوت بنگاه ها را به مشتریان فراهم می آورد. این نوع مزیت می‌تواند ناشی از عادات مشتری و هزینه های جستجو یا هزینه ی تصمیم گیری باشد.

ب- مزیت رقابتی در هزینه: که می‌تواند به دو دلیل ایجاد شود:

      • دستیابی به یک تکنولوژی پیشرفته

    • مقیاس اقتصادی بزرگ

البته دلایل دیگری نظیر حمایت دولت و دستیابی بیشتر به اطلاعات و سایر برتری ها می‌تواند موجب مزیت رقابتی شود. پس از مطرح شدن مزیت رقابتی موضوع دیگری تحت عنوان مفهوم مزیت رقابتی پایدار در سال ۱۹۸۴ و هنگامی مطرح شد که دی استراتژی های حفظ مزیت رقابتی را تبیین کرد(De et al. 2003).این اصطلاح به شکل جدی در سال ۱۹۸۵ از سوی پورتر (Porter, 1985)و در چارچوب انواع استراتژی رقابتی که شامل رهبری هزینه، تمایز و تمرکز برای رسیدن به مزیت رقابتی بلند مدت مطرح شد. علی رغم این موضوع، پورتر تعریف رسمی درباره قدرت رقابتی پایدار ارائه نکرد.تئوری های قدرت رقابتی را به سه دسته تقسیم می‌شوند:

۱-تئوری سازمان صنعتی

۲-تئوری چمبرلینی(منبع پایه)

۳-تئوری شومپتر

    1. تئوری سازمان صنعتی

تئوری سازمان صنعتی، دیدگاه خارج مداری است که در آن ساختار صنعت حائز اهمیت است. ویژگی های ساختاری صنعت عبارتند از: وجود و ارتفاع موانع برای ورود، تعداد بنگاه ها و اندازه نسبی آن ها، وجود و درجه تمایز محصول در صنعت توسط پورترارائه شد(Porter, 1980) . تأکید اولیه این تئوری بر تجزیه و تحلیل بیرونی رقابت متمرکز است که چابرت به آن اشاره کرد(Chabert,1998). در دهه ۱۹۸۰، پورتر به دنبال پاسخ به برخی سوال ها (Porter, 1980) از قبیل این که چرا بعضی بنگاه ها موفق، و بعضی دیگر ناموفق هستند؟ و چرا برخی کشورها در یک صنعت با یکدیگر با یکدیگر رقابت می‌کنند در حالی که بعضی دیگر حتی درباره وجود چنین صنعتی آگاهی نیز ندارند؟نظریه ی پورتر مبتنی بر سه عنصر است: محیط بیرون، رفتار بنگاه و نتایج بازاری که بنگاه با اعمال استراتژی اش مشاهده می کنددرباره محیط بیرون، پورتر به تبیین پنج نیرو در بازار می پردازد. این پنج نیرو عبارتند از :

۱-تهدید تازه واردها

۲- تهدید کالاهای جانشین

۳- قدرت چانه زنی عرضه کنندگان

۴- قدرت چانه زنی خریداران

۵–شدت رقابت

تعامل این نیروها بر سود بنگاه تاثیر می‌گذارد. بنگاه پس از تشخیص این پنج نیرو، بازار را در جاهایی که این نیروها ضعیف هستند، توسعه می‌دهد (Porter, 1979). بنگاه درباره انتخاب استراتژی های مختلف اقدام به تصمیم گیری می‌کند. انتخاب از میان سه استراتژی (استراتژی عمومی رقابت) صورت می‌گیرد: ۱-رهبری هزینه؛ ۲- تمایز ؛ ۳- تمرکز

پورتر معتقد است که قیمت یا تمایز محصول، موفقیت استراتژی را تضمین نمی کند مگر این که ارزش برای مشتری ایجاد شود. هابر، هرمان و مورگان(Huber et al. 2001) . پورتر در سال ۱۹۸۵ در تکمیل استراتژی خود به بیان زنجیره ارزش پرداخت. وی زنجیره ارزش را ارزش خلق شده از سوی بنگاه در مقایسه با صنعت و محیط رقابتی اش تعریف می‌کند. ‌بر اساس دیدگاه پورتر، هر بنگاه مجموعه ای از فعالیت هاست و بنگاه این فعالیت ها را برای طراحی، تولید، بازاریابی، تحویل و پشتیبانی محصول انجام می‌دهد. پورتر مدل زنجیره ارزش را به ‌عنوان ابزاری برای تحلیل این که کدام فعالیت ها بر مزیت رقابتی موثرند، توسعه داد .(Porter, 1985)

شکل ۲-۷: مدل زنجیره ارزش پورتر،ماخذ :

Porter, M. (١٩٨۵), Competitive Advantage: Creating and Sustaining Superior Performance, Free Press New York

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




لورنتز (۲۰۰۲) در یک مطالعه طولی ارتباط بین تقاضا / اجتناب و تغییرات رضایت را در ۴۶ زوج مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از همبستگی بین الگوی تقاضا / اجتناب و عدم رضایت زناشویی بود که تا حدی دوام پیدا می‌کند، اما این الگو همچنین افزایش رضایت در همسران را نیز پیش‌بینی می‌کند.

بعضی از تحقیقات نشان می‌دهند که الگوی تقاضای شوهر / کناره گیری زن، رضایت بیشتر زن را به همراه دارد. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد که تقاضای شوهر / اجتناب زن به طور معکوس با رضایت زناشویی همسران، همزمان یا چند سال بعد مرتبط می‌باشد (هیوی و همکاران، ۱۹۹۶).

زوجین باید با آگاه بودن از تفاوت‌های جنسیتی موجود از افتادن در الگوهای مخرب ارتباطی اجتناب نمایند، کوردک[۲۳] (۱۹۹۵) دریافت که همسران به علت تفاوت‌های جنسیتی اغلب در یک الگوی مخرب تقاضا / اجتناب می افتد و این وقتی است که یک همسر غر می زند یا شکایت می‌کند در حالی که دیگری کناره گیری و اجتناب می‌کند. تفاوت‌های فردی یا شخصیتی ممکن است نقش مهمی در الگوهای ارتباطی تقاضا / اجتناب ایفا کند (همان منبع).

کوقلین[۲۴] و ونجلیستی[۲۵] (۲۰۰۰) تصدیق کردند دلایلی که در پس الگوهای ارتباطی مخرب وجود دارند، کاملا واضح نیستند. تقاضا / اجتناب ممکن است بخشی از سبک ارتباطی زوجین شود. در برخی از زوجین به جای اینکه فقط یک همسر تقاضا کند و دیگری اجتناب کند، الگویی تشکیل می‌دهند که در آن هر نفر به نوبت شکایت و تقاضا می‌کند، در حالی که دیگری اجتناب و خودداری می‌کند؛ داده های به دست آمده از زنان و شوهران دائما و قویا از تفاوت‌های جنسیتی ‌در مورد رفتار تقاضا / اجتناب حمایت می‌کند.

هیوی، کریستنسن و مالاموت[۲۶] (۱۹۹۵) بیان می‌کنند که رفتار تقاضا / کناره گیری بخصوص هنگامی که زن تقاضا می‌کند در حالی که شوهر کناره گیری می‌کند پیش‌بینی کننده افت رضایت زناشویی است؛ بر این اساس گاتمن و لونسون[۲۷] (۲۰۰۰) اظهار می دارند که افت رضایت در نهایت به طلاق منتهی خواهد شد (نقل از کوقلین، ۲۰۰۰).

محققان، الگوی تقاضا / کناره گیری در ارتباط زناشویی را با نارضایتی زناشویی، افسردگی، اضطراب و طلاق مرتبط دانسته اند (فورگارتی[۲۸] ۱۹۷۶، پترسون[۲۹] ۱۹۷۹، نولر، فینی، بونل و کالان[۳۰]، ۱۹۹۴؛ به نقل از کوقلین و ونجلیستی، ۲۰۰۰).

گوردن[۳۱] و دیگران (۱۹۹۹) دریافتند که برای اغلب زنان ‌در رفتار ارتباطی با سازگاری و رضایت زناشویی آن ها ارتباط بالایی دارد. زنان گرایش دارند که اهمیت بیشتری برای موضوعات کلامی در زندگی زناشویی قائل شوند.

گوردن و دیگران (۱۹۹۹) همچنین در تحقیقی دریافتند که ارتباط بین رفتارهای حل تعارض و رضایت زناشویی با ثبات می‌باشد؛ برای مثال رضایت زناشویی هر یک از زوجین رابطه مثبت معناداری با تعداد دفعاتی که هر یک از آن ها استراتژیهای سازنده (مثل موافقت؛ کاوش متقابل مقصود و مصالحه) برای رفع تعارض به کار می‌برند، دارند. همچنین با تعداد دفعاتی که هر یک از زوجین از رفتاری مخرب (مشارکت در تعارض، کناره گیری، تدافعی بودن) استفاده می‌کنند، رابطه منفی معنی داری دارند. همچنین رضایت زناشویی با تعداد دفعاتی که زن در تعارض شرکت می‌کند یا تقاضا می‌کند و مرد کناره گیری می‌کند رابطه منفی معنا داری دارد.

گاتمن (۱۹۹۴) بیان می‌دارد که زنان در شرایطی که شوهرانشان از آن ها کناره گیری می‌کنند دارای مشکلات بیشتری می‌باشند و سلامت آن ها تهدید می شود و مردان نیز به احتمال قوی به رفتارهای کناره گیری دامن می‌زنند (نقل از شرفی، ۱۳۸۲).

بابکوک[۳۲] و کولیاجویس[۳۳] (۱۹۹۳) اولین کسانی بودند که نقش الگوی ارتباطی تقاضا / کناره گیری را در ایجاد خشونت همسران مورد بررسی قرار دادند. آن ها در تحقیقاتی ۹۵ زوج را بر اساس میزان پرخاشگری و سطح رضایت زناشویی انتخاب نموده و آن ها را به سه گروه زوجین دارای خشونت (۴۹n=)، زوجین دارای رضایت و بدون خشونت (۱۶(n= و زوجین درمانده پریشان بدون خشونت (۳۰n=) تقسیم نمودند. سپس با بهره گرفتن از پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ)؛ الگوهای تقاضای شوهر / کناره گیری زن و الگوی تقاضای زن / کناره گیری شوهر به وسیله مقیاس سه قسمتی مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج نشان داد که الگوی تقاضای شوهر / کناره گیری زن به طور معنادار با خشونت فیزیکی مرد همبستگی دارد. علاوه بر آن، شوهران سوء استفاده گر بیشتر الگوی تقاضای شوهر / کناره گیری زن را (در مقایسه با مردان غیر خشن درمانده و غیر درمانده) گزارش نمودند، اما الگوی تقاضای زن / کناره گیری شوهر نیز مشخصه روابطی بود که در آن خشونت شوهر نسبت به زن اتفاق می افتاد، که این خود نشان می‌دهد که روابط خشونت آمیز اغلب به وسیله تعامل ناهماهنگ بین الگوی تقاضای شوهر / کناره گیری زن مشخص می شود؛ زوجین غیر خشن گزارش نمودند که الگوی تقاضا / کناره گیری یا اصلا وجود ندارد ویا یک الگوی ثابتی از یکی از این دو وجود دارد (یعنی شوهر کناره گیری می‌کند و زن همیشه تقاضا می‌کند و یا برعکس) (همان منبع).

ساگرستانو و کولیا جویس (۱۹۹۹) الگوهای ارتباطی تقاضای شوهر / کناره گیری زن و تقاضای زن / کناره گیری شوهر را مورد بررسی قرار دادند و رابطه این دو الگو را با پرخاشگری فیزیکی مردان و زنان در ۴۲ زوج مورد توجه قرار دادند. الگوهای تقاضا / کناره گیری با بهره گرفتن از سیستم سنجش که توسط کریستنسن و هیوی و مالاموت(۱۹۹۵) ساخته شده است مورد ارزیابی قرار گرفت. رفتار همسران مربوط به الگوی تقاضا / کنره گیری در این بحث ۱۰ دقیقه ای مشاهده و کد گذاری گردید، در این مبحث از زوج ها خواسته شده بود تا یک موضوع مورد اختلاف را به کمک یکدیگر حل کنند. نتایج نشان داد که الگوی تقاضای شوهر / کناره گیری زن به طور معنادار با خشونت فیزیکی و پرخاشگری کلامی مرد دارای همبستگی است و الگوی تقاضای زن / کناره گیری شوهر به طور معنا دار با بهره گرفتن از پرخاشگری فیزیکی توسط زن دارای همبستگی نبود. تحقیقات نشان می‌دهد روابطی که با خشونت فیزیکی همراه هستند، ثبات کمتری نسبت به روابط بدون خشونت دارند. تحقیقات در دهه اخیر تعاملات زناشویی منفی را قویترین عامل در ایجاد نارضایتی زناشویی می دانند (روبرتز[۳۴]، ۲۰۰۰).

تئوری های ارتباط

نظریه ارتباطی واتزلاویک[۳۵]

واتزلاویک و همکاران او درباره ارتباط به ویژه روابط اولیه بین مردم صحبت کرده‌اند. روابط توسط الگوهای ارتباطی پویا همچنان پایدار باقی می مانند، حتی وقتی عنوان تغییر می‌کند. هر ارتباط هم پاسخ به یک محرک جدید می‌باشد که به منظور حذف یک پاسخ طراحی می‌گردد (هر پاسخی همزمان محرکی است که پاسخ یا واکنش دیگری را بر می گزیند). بازخورد دو نوع است، بازخورد مثبت یا بازخورد منفی. بازخورد مثبت هر نوع ارتباطی است که منجر به تغییر در رابطه می‌گردد و بازخورد منفی هر نوع ارتباطی است که تغییری در رابطه ایجاد نکند. رفتار هر فرد به وسیله رفتار دیگری متأثر شده و بر آن تأثیر می‌گذارد زیرا ارتباط مداوم و زنجیره ای است (نقل از آذری، ۱۳۸۴).

واتزلاویک پنج واقعیت و اصل بنیادین را در تئوری خود مطرح ‌کرده‌است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




    1. طرح‌های استراتژی( ۵-۳ سال)

    1. برنامه های سرمایه گذاری

    1. ارزیابی ریسک سیاسی

    1. برنامه های ادغام و اکتساب، سرمایه گذاری مشترک و طرح‌ها و سیاست‌های اتحاد شرکت‌ها

  1. پژوهش‌های بلند مدت و نوآوری

مونتگومری و وینبرگ[۳۷](۱۹۹۸) هوش استراتژیک را به عنوان سیستمی که تمرکزش بر انتخاب، جمع‌ آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات که برای تصمیم گیری استراتژیک مورد نیاز است، تعریف کرده‌اند. آن‌ ها هوش استراتژیک را به عنوان افزایش چرخه اطلاعاتی ودانش، هنگامی که در برنامه ریزی استراتژیک، توسط مدیریت مورد استفاده قرار می‌گیرند و می‌توانند به نوآوری و مزیت سازمانی منجر شود، بیان کرده‌اند.

هوش استراتژیک یک ابزار مهم در اطلاع رسانی و حمایت از فعالیت‌های مدیریت استراتژیک در مراحل مختلف توسعه استراتژی است. از دیدگاه فرایندی هوش استراتژیک را به عنوان یک فرایند سیستماتیک و مستمر با هدف تسهیل کنندگی تصمیم گیری استراتژیک، از طریق استفاده از هوش مورد نیاز در زمان مناسب در فرم عملیاتی است. فعالیت‌های هوش استراتژیک به طور مستقیم بر حمایت از تصمیم گیری‌های استراتژیک، با نظارت بر ابعاد با اهمیت استراتژیک تمرکز دارد. افق زمانی هوش استراتژیک گسترده است و بر همه رویدادهای مهم گذشته، حال و آینده تمرکز دارد. به طور معمول، در سطح تجزیه و تحلیل استراتژیک، بیشتر به ارتباطات هوشی و کمتر به مقدار اطلاعات نیاز است. به طور نمونه مفادی که هوش استراتژیک به آن نیاز دارد شامل(جی.آی.ای، ۲۰۰۴):

    • مؤثر بودن تجزیه و تحلیل و نوع تجزیه و تحلیل: چگونه یک پدیده مشخص بر روی کسب و کار شرکت تأثیر می‌گذارد.

    • تجزیه و تحلیل کسب و کار: چه نیروهایی محرک اصلی مؤثر بر محیط کسب و کار هستند.

    • دیدگاهی با محدوده وسیع از توسعه و پیشرفت عرصه منازعه.

    • آنالیز عمیق از رقبا و مشتریان کلیدی.

    • داشتن دیدگاهی وسیع و دقیق به محیط کسب و کار.

    • بررسی موضوعات کلان و تجزیه و تحلیل آن‌ ها و بررسی تأثیر این موضوعات.

  • تجزیه و تحلیل موضوعات استراتژیک بحرانی و مهم.

شش نقش پایه برای هوش استراتژیک در تصمیم گیری‌های استراتژیک بیان شده است( همان):

  1. توصیف محیط رقابتی:

تجزیه و تحلیل مفاهیم و اطلاعات باید در عرصه رقابتی فعلی که شرکت در آن به فعالیت‌های عملیاتی می‌پردازد انجام شود. ارزیابی اطلاعاتی باید از نیروها و عواملی که محیط رقابتی شرکت را تشکیل می‌دهند ساخته شده باشد.

  1. پیش‌بینی آینده محیط رقابتی:

بخش هوش و اطلاعات باید قادر به پیش‌بینی‌های مربوط به محیط رقابتی که شرکت تمایل دارد، خود را در آینده در آن محیط ببیند، باشد. موضوع آینده درباره تغییر است که بعضی از آن‌ ها قابل پیش‌بینی و بعضی غیر قابل پیش‌بینی هستند. طرح ریزی باید به عنوان ابزاری برای حمایت از برنامه ریزی استراتژیک از طریق ظهور رقابت تکنولوژی و دانش نیازهای مشتری از قبل به منظور تدوین پیش‌بینی که می‌تواند شروعی برای تغییر اولیه باشد، تعریف شود. در متون بسیار زیاد، به صراحت بیان شده است که هوش استراتژیک یک پیش نیاز مهم برای تغییر است.

  1. به چالش کشیدن مفروضات اساسی- پرسیدن سؤال‌های درست و به جا:

یکی از نقش‌های بسیار مهم برای هوش شناسایی و به چالش کشیدن مفروضات اساسی توسط مدیران است. شامل مفروضات اقتصادی، سیاسی، تکنولوژی‌های مربوطه و همچنین بازار و مشتریان مربوطه است که ممکن است بر تفکر استراتژیک تأثیر بگذارند.

  1. شناسایی و ارزیابی نقاط ضعف شرکت در برابر فرصت‌ها و تهدیدات بازار:

هوش را می‌توان برای شناسایی و ارزیابی نقاط ضعف و آسیب پذیری خود شرکت مورد استفاده قرار داد.

  1. از هوش به منظور اجرا کردن و وفق دادن استراتژی با محیط‌های رقابتی درحال تغییر استفاده می‌شود:

هوش خوب برای پی بردن به نحوه پاسخ رقبا و وفق پیدا کردن با اجرای اولیه استراتژی بسیار با ارزش است.

  1. تصمیم گیری به هنگامی که استراتژی به مدت طولانی پایدار نیست:

زمانی که یک استراتژی موفق بعد از اجرای فاز اولیه هنوز باقی می‌ماند، ضروری است که یک برنامه جمع‌ آوری و گزارش دهی پیشرفت برای نظارت بر فعالیت رقبا ایجاد گردد.

در طی سالیان اخیر، هوش تجاری[۳۸]، هوش رقابتی[۳۹] و مدیریت دانش[۴۰] برای تشکیل و توسعه هوش استراتژیک مشارکت ‌داشته‌اند. سازمان‌ها به اجرای این عوامل برای رشد هوش استراتژیک جهت بهبود تصمیم گیری نیازمندند. با انجام آن، هوش سازمان بالا رفته و قابلیت نگهداری حافظه بنگاهی سازمان بهبود و تقویت خواهد شد( همان).

هوش تجاری:

ایجاد توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات کسب و کار به منظور حمایت کردن از تصمیمات مدیریتی و بهبود تصمیمات مدیریتی است( البشیر[۴۱]، کولیر[۴۲] و همکاران،۲۰۰۸ ).هوش کسب و کار را به عنوان سیستم‌های جمع‌ آوری، تبدیل و ارائه داده های ساختار یافته از منابع مختلف می‌دانند. هوش کسب و کار جزء سیستم‌هایی به شمار می‌آید که به صورت بالقوه باعث کاهش زمان به دست آوردن اطلاعات مربوطه و بهره برداری مؤثر می‌شود( نوفال و یوسف[۴۳]، ۲۰۱۳).

مزایای هوش تجاری:

تسهیل در روش‌های خلاقیت، تغییرات و اصلاح، انتشار گزارشات استاندارد، کاوش در داده ها، روابط داده ها و روندهای مربوط به نتیجه گیری می‌شود، همچنین باعث رشد درآمد و بهبود اثربخشی عملیاتی در سازمان می‌شود( همان).

دو ویژگی اصلی هوش تجاری(آزما و مصطفی پور،۲۰۱۲(:

    1. یادگیری سازمانی: فرایندی پویاکه دانش جدید را آشکار می‌کند وانتشار این دانش را به سازمان‌های مربوطه و کسانی که به آن نیاز دارند را برای سازمان‌ها فراهم می‌کند. این دانش باعث بهبود فرایندهای داخلی و انطباق خارجی می‌شود.

  1. پردازش هوشمند: فرایند پیچیده ای است که شامل تجزیه و تحلیل و ارزیابی اطلاعات، پشتیبانی تصمیم گیری و همکاری کامل در تصمیم گیری‌های مختلف که به طور مستقیم بر عملکرد توسعه سازمان‌ها که جزء بهترین تصمیم گیری‌ها است تأثیر می‌گذارد.

هوش رقابتی:

ممکن است هوش رقابتی را به عنوان” تبدیل داده های خام به اطلاعات، با توجه به محیط رقابتی بیرونی برای حمایت از تصمیم گیری‌های کسب و کار” تعریف نمود. هوش رقابتی را می‌توان به عنوان” یک برنامه سیستماتیک و اخلاقی جمع‌ آوری، تحلیل و آنالیز و مدیریت اطلاعات خارجی دانست که می‌تواند طرح‌ها، تصمیم‌ها و عملیات شرکت را تحت تأثیر قرار دهد” تعریف نمود( کولاکوگلو[۴۴]، ۲۰۱۱).

مزایای استفاده از هوش رقابتی( همان):

    • افزایش رقابت پذیری سازمان

    • پیش‌بینی با سطح بالایی از اطمینان از تحولات محیط کسب و کار، عملیات رقبا، نیازهای مشتریان و تاثیرات ایجاد شده توسط تغییرات سیاسی

  • بهبود فرایند تصمیم گیری استراتژیک

مدیریت دانش:

به عنوان فرایند جمع‌ آوری، سازماندهی و ذخیره سازی تخصص‌ها و تجربه های سازمانی از جاهایی که وجود دارد و توزیع آن‌ ها در جاهایی که می‌تواند به بهبود و تغییر ادراکات و عملکرد کارکنان سطوح مختلف سازمان یا ایجاد درآمد بیشتر و به طور کلی ایجاد ارزش برای سازمان کمک کند، تعریف شده است( سرلک و فراتی،۱۳۸۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




در این سلسله مراتب، چنانچه هر یک از این نیازها به مقدار کافی ارضاء شود، نیاز بعدی خود نمایی می‌کند. از دیدگاه انگیزش، نظریه مذبور بیانگر این مطلب است که؛ اگر چه هیچ نیازی به صورت کامل ارضاء نمی شود، اما اگر نیازی به شکل بنیادی و به مقدار لازم ارضاء شود، دیگر ایجاد انگیزه نمی کند و باعث تحریک فرد نمی گردد. ‌بنابرین‏ اگر طبق نظریه دانشمندان این علم کسی بخواهد دیگری را تحریک کند، باید دریابد که از نظر سلسله مراتب نیازها آن شخص در کجا قرار دارد و آنگاه در جهت ارضای همان نیازها اقدام نماید. این نظریه چارچوب انگیزش کاربردی را برای مدیران بیان می‌کند. آنان برای ایجاد انگیزه در افراد باید به هر کسی از کارمندان اعتماد کرده و پاداش های افراد را مرتبط و متناسب با عملکردشان پرداخت کنند (شفیع آبادی،۱۳۸۶). در جدول زیر سلسله مراتب نیازهای مزلو ارائه می­گردد.

جدول(۲-۱) سلسله مراتب نیازهای مازلو (شفیع آبادی،۱۳۸۶).

سطح نیاز

ارضاء کننده

فیزیولوژیک

حقوق مناسب و مکفی، استراحت­های کوتاه مدت، موقعیت های ایمن کاری

ایمنی

افزایش حقوق برای جبران تورم، امنیت شغلی، موقعیت­های ایمن کاری –مزایای جانبی (مانند: بیمه درمانی، حقوق در زمان بیماری، خانه های سازمانی).

اجتماعی

ایجاد فرصت برای تعامل کارکنان با یکدیگر، پذیرفته شدن و دوست داشتن از طریق فعالیت‌هایی مانند جشن­ها، مراسم سازمانی، سفرهای دسته جمعی کارکنان و تیم های ورزشی.

عزت نفس

پست سازمانی، رضایت حاصل از اتمام یک کار، افزایش شایستگی، حقوق، بازشناسی، قدر دانی، وظایف چالش برانگیز، شرکت در تصمیم گیری و فرصت­های پیشرفت.

خود شکوفایی

رشد مهارت‌های کارکنان، فرصت برای خلاق بودن، پیشرفت و ارتقاء توانایی کنترل کامل بر شغل.

نظریه نیازهای آموخته شده مک کللند

بر اساس نظریه مک کللند[۵۲] نیازهای انسان یاد گرفته می‌شوند و مهمترین نیازهای ارضای آن در محیط کار نقش اساسی در رضایت شغلی بازی می‌کند. نیاز به پیشرفت، پیوند جویی و قدرت است. افرادی که نیاز به پیشرفت در آن ها شدید است، هنگامی از کار خود رضایت دارند که برای انجام وظایف و حل مشکلات کاری مسئولیت شخصی دارند،مجموعه ای از هدف های تا اندازه ای دشوار برای آن ها طرح می شود و تمایل شدید آن ها برای باز خورد گرفتن از عملکرد خویش بر آورده می‌گردد. علاوه بر این آن ها ارزش­گذاری به وسیله پول را برای خود آن دوست ندارند، بلکه از پول تنها به ‌عنوان نمادی برای موفقیت لذت می­برند.

بنابر نظریه مک کللند (۱۹۷۸) ارضای نیاز پیشرفت به ویژه برای توسعه اقتصادی و رقابت سازمانی اهمیت زیادی برخوردار است و مدیران می‌توانند با اجرای یک برنامه چهار مرحله ای رضایت شغلی افراد و در نتیجه پیشرفت سازمان را تامین کنند.

    1. طرح ریز هدف­هایی با دشواری متوسط و ثبت کارکرد افراد نسبت ‌به این هدف­ها.

    1. اقدامات شناختی برای ارتقاء زمینه تفکر، صحبت و انجام کار به گونه ­ای که بسیار شبیه به افرادی با انگیزه پیشرفت بالا باشد.

    1. تمرکز آموزش­های سازمانی برای ایجاد رابطه مثبت بین نیاز زیاد به پیشرفت.

  1. فراهم آوردن حمایت‌های گروهی از همکاران(رابینز،۱۳۷۷).

نظریه برابری و انتظار

بنا بر نظریه آدامز[۵۳] نارضایتی شغلی زمانی به وقوع می پیوندد که نسبت بازده های فردی یک فرد (هدف) به دروندادهای فردی افراد دیگر مورد مقایسه قرار گرفته و کمتر از آن ها برآورده می شود، رضایت یا نارضایتی شغلی نه تنها حاصل مقایسه کارکنان با یکدیگر است، بلکه می‌تواند ناشی از بازده های مورد انتظار نیز باشد.

وروم[۵۴] در نظریه خود (ارزش_واسطه_انتظار) فرض را بر این قرار می‌دهد که افراد به گونه کلی به شکلی عمل می‌کنند که لذت را بیشینه و رنج را کمینه سازند.

برای به کارگیری نظریه وروم در محیط کار و فراهم آوردن رضایت شغلی بر مبنای آن مدیران باید ارزش‌های مثبت پاداش دهنده را با عملکرد خوب شغلی همانند کنند. طبق نظریه پورتر و لاولر (۱۹۸۹) محرک­ها و عواملی که برای برانگیختن به کار خوب در نظر گرفته می­ شود تنها زمانی می‌تواند به گونه عملی به کار رود که از نظر ادراکی برای فرد ارزش داشته باشد. از این رو، به جای مجموعه ­ای پاداش­های کلی و همگانی که همه کارکنان ارزش یکسانی برای آن در نظر می گیرند، باید درباره آن ها به عواملی اندیشید که برای هر یک از افراد ارزش جداگانه و با معنا دارد. به نظر وی کارکنان نیاز دارند پاداشها را به گونه واقعی قابل دسترس ببینند(رابینز،۱۳۷۷).

نظریه دو عاملی هرزبرگ

هر چند نظریه هرزبرگ تا اندازه ای بر پایه اندیشه نیازهای سلسله مراتبی استوار است، اما وی از به کار بردن واژه نیاز خودداری و به جای آن محیط کار را به دو گروه عمده عوامل برانگیزانده تقسیم می‌کند.هرزبرگ و همکاران وی تحقیقات خود را در دهه ۱۹۵۰ بر روی ۲۰۰ نفر حسابدار و مهندس شروع کردند و نتیجه گرفتند شاخصهایی که سبب به وجود آمدن رضایت شغلی می‌شوند (عوامل برانگیزنده) و شاخصهایی که سبب نارضایتی شغلی می‌گردد (عوامل بهداشتی) با یکدیگر تفاوت دارد. به اعتقاد وی بر انگیزنده ها (مانند پیشرفت، بازشناسی[۵۵]، مسئولیت و رشد) در ذات (درون) یک شغل خاص وجود دارند و هنگامی که تقویت شوند، سطح رضایت شغلی افراد افزایش می­یابد. اما عوامل بهداشتی خارج از شغل است. با وجود این در بردارنده شاخصهایی است که در بافت سازمانی قرار دارد. شاخص­ هایی مانند سیاست­های سازمانی، حقوق، روابط کارکنان، سبک و کیفیت مدیریت سرپرستی، راهبردهای سازمان و شرایط کار و مقام.

به نظر هرزبرگ در جامعه معاصر، نیازهای اساسی مردم برآورده شده است. از این رو نیازهای پایین تر منجر به رضایت شغلی نمی شود. بهترین احساسی که این ارضاء ایجاد می‌کند نگرشی بی تفاوت نسبت به شغل است، هر چند عدم ارضای آن ها منجر به نارضایتی می شود. از این رو، رضایت شغلی اساساً تابع ارضای نیازهای بالاتر است زیرا دستیابی و ارضای آن ها نسبتاً دشوار است. به همین دلیل عدم ارضای این نیازها تنها به بی تفاوتی نسبت به شغل می‌ انجامد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




اخلاق از ابعاد مختلف

اخلاق در ساحت معرفت شناختی:

در دنیای اسلام علم اخلاق، از برخی مبادی و اصول موضوعه بهره می‌برد. این مبادی و اصول موضوعه مربوط به علم اخلاق نیست، بلکه مربوط به علوم دیگری است؛ مثلا برخی از این مبادی معرفت شناسانه، بعضی فلسفی و بعضی دیگر نیز مبادی انسان شناختی است. این دانش، کوششی منظم برای درک حقیقت گزاره ­های اخلاقی است؛ مثل این که «صدق قضایای اخلاقی از کجا معلوم می‌شود؟»، « قضایای اخلاقی انشایی هستند یا اخباری؟»، «آیا قضایای اخلاقی از دانش قابل استنتاج است؟»، « نسبت بین گزاره­ های اخلاقی و گزاره ­های دینی چیست؟»، «آیا حکم اخلاقی مطلق است یا نسبی؟»، « داوری ‌در مورد احکام اخلاقی چگونه است؟»(گارنر،۱۹۶۷: ۲۱۵).

در اسلام ، علم اخلاق مبتنی بر معرفت حسی، عقلی و وحیانی است. حس، در شناخت، امور متغیر و رفتار و اعمال روزانه افراد کارآمد است و عقل، احکام و قواعد کلی اخلاقی را می شناسد . پیش از اسلام، علم اخلاق از دو منبع معرفتی حسی و عقلی بهره می‌برد، لکن حضور وحی و مرجعیت معرفتی که سبب شد که مجموعه ای از آیات و روایات که به آن ها «نقل» گفته می شود، به عنوان منبع معرفتی نوین در اختیار عالمان اخلاق قرار گیرد . حضور زنده و فعال وحی و نقلی که در حاشیه وحی اعتبار یافته است، در بسیاری از آثار و کتب اخلاقی اسلامی، به چشم می‌خورد. حذف عقل و مرجعیت معرفتی آن در فلسفه ها و جریان های معرفتی مدرن، علم اخلاق را دچار تحولات بنیادین نموده است؛ در صورتی که عنصر عقل وجوه اشتراک فراوانی را میان علم اخلاق اسلامی و علم اخلاق در یونان پدید آورده است. روشی که علم اخلاق در دنیای اسلام با توجه به مرجعیت عقل از آن استفاده می‌کند، روش برهانی است. در این روش، از شواهد نقلی نیز استفاده می شود .

اخلاق در ساحت هستی شناختی:

این دانش، کوششی منظم برای درک حقیقت اخلاق است که در آن به پرسش­هایی چون: «اخلاق واقعیت دارد یا امری اعتباری است» و یا «اخلاق امر کشفی است یا قرار دادی؟» می ­پردازد. مثلاً آیا وقتی می گوییم: «کشتن اسب بد است»، مثل این است که می گوییم: «اسب چهار پا دارد»؟ اگر این گزاره ­ها حکایت از امر واقع ندارند، آیا پرده از احساسات و یا عواطف گوینده یا اراده ی جمع بر می­دارند؟

ما در این نوشتار پرسش­های پیش روی هر فیلسوف اخلاقی را در مقابل آرای مرحوم علّامه طباطبایی قرار می‌دهیم و از اندیشه­ های ایشان پاسخ طلب می­کنیم. به عبارت دیگر، تلاش ما مصروف این است تا این مباحث را از نقطه نظر علّامه ی طباطبایی در مرحله ی اول گزارش کنیم تا مبانی اندیشه ی اخلاقی علّامه ی طباطبایی را واضح و متمایز سازیم. آن گاه با تحلیل آن دیدگاه، پیش فرض ها و لوازم قول ایشان را روشن نماییم و سپس به نقد پیش فرض ها و لوازم آن دیدگاه بپردازیم.علم اخلاق ، بر اساس اعتقاد به ساحت ها و مراتب متکثر هستی شکل گرفته است. علم اخلاق بر هستی شناسی ماتریالیستی و دنیوی مبتنی نیست. جهان ماده، بخشی از عالم هستی است. اعتقاد به متافیزیک و علم ماوراء طبیعت، مهم ترین بنیاد هستی شناختی علم اخلاق اسلامی محسوب می شود و خیر و کمال در این هستی شناسی به علم طبیعت، مهم ترین بنیاد هستی شناختی علم اخلاق اسلامی محسوب می شود و خیر و کمال در این هستی شناسی به عالم طبیعت محدود نمی شود، بلکه عالم عقلانی را نیز در بر می‌گیرد. اعتقاد به عالم عقلانی و فرشتگان، رکن اساسی علم اخلاق اسلامی است. مباحث وجود شناختی مانند اتحاد عاقل و معقول، تشکیک در هستی ، و حرکت جوهری از جمله مباحث فلسفی است که در تاریخ تفکر اسلامی برای تبیین مسائل اخلاقی نقش مهمی داشته است .

علم اخلاق اسلامی از هستی شناسی فلسفی اسلامی بهره می‌گیرد . این هستی شناسی با گرایش های سه گانه: مشایی، اشراقی و صدرایی، اصول موضوعه هستی شناختی علم اخلاق را در اسلام تامین می‌کند.

اخلاق در ساحت انسان شناختی:

مبنای انسان شناختی اخلاق اسلامی که از دو مبنای هستی شناختی و معرفت شناختی آن متأثر است ، اعتقاد به ابعاد دو گانه وجود انسان، یعنی نفس و بدن است. بدن، موجود مادی و مربوط به عالم طبیعت است و نفس انسانی، موجودی فوق طبیعی و عقلی است. بدن انسان را با حس و نفس او را با عقل می توان شناخت. بعد عقلانی وجود انسان با ذات و هویت او در ارتباط است و با وجود دیدگاه های مختلفی که درباره ارتباط نفس و بدن مطرح است، می توان گفت: نفس جنبه عالی تر و برتر وجود انسان را تشکیل می‌دهد؛ به گونه ای که لذت، سعادت، کمال و خیر حقیقی انسان ‌به این بعد از وجود او مربوط می شود. اثبات مراتب سه گانه وجود انسان؛ یعنی حس، خیال و عقل، تبیین رابطه میان این مراتب بر اساس حرکت جوهری و جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس، از مؤثرترین مسائل انسان شناختی در علم اخلاق است .

اخلاق از دیدگاه اسلام

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




واقعیت درمانی به منظور مشاوره در زمینه ی فعالیت های اجتماعی ، آموزشی ، بازپروری ، مدیریت مؤسسات و رشد ارتباطات کاربرد دارد . این رویکرد در مدارس ، مراکز اصلاح و تربیت ، بیمارستان ها ، مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و مراکز مشاوره مورد استفاده قرار می‌گیرد . گلاسر (۱۹۸۶ ) اظهار داشته است واقعیت درمانی به منظور حل بسیاری از مشکلات روان شناختی مورد استفاده قرار می کیرد . این روش ‌در مورد مشکلات هیجانی خفیف تا عمیق و ‌در مورد کودکان ، نوجوانان ، بزرگسالان و افراد پیر نیز کاربرد دارد . به نظر گلاسر ، مهارت تکنیکی درمانگر بر کاربرد این روش تاثیر بسیاری دارد . اگر درمانگر مهارت کافی داشته باشد می‌تواند افسردگی مراجعان را درمان کند ، افراد معتاد را در جهت یافتن زندگی نو یاری دهد ، حس خود ارزشمندی را در نوجوانانی که دست به خود کشی زده اند ، افزایش دهد ، با افراد مبتلا به معلولت های شدید به خوبی کار کند و معلمان و مشاوران مدرسه را با شیوه های مناسب رفتار با کودکان آشنا سازد . درمانگر ماهر می‌تواند با توجه به ویژگی و مشکلات مراجع شیوه ی خاص او را انتخاب کند ، شیوه ای که به مراجع کمک می‌کند از طریق انتخاب رفتارهای مناسب و جایگزین کردن آن به جای رفتارهای مشکل ساز زندگی جدیدی را برای خود طرح ریزی کند . ( گلاسر، ۱۹۸۶ )

به طور کلی در این پژوهش به اهمیت و ضرورت تاثیر واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی دانش آموزان پرداخته می شود که برای درمان ضرورت دارد درمانگر بداند که بیماری مراجع چه مدت ادامه داشته است تا مشخص شود که آیا زمان درمان باید طولانی باشد یا کوتاه. در واقعیت‌درمانی از داروهای مسکن استفاده نمی شود، زیرا این داروها موجب می‌شوند مراجع از واقعیت بگریزد و با آن مواجه نشود. فقط باید برای کسانی دارو تجویز کرد که از نظر جسمانی قابل کنترل نیستند. معمولا درمانگر در جریان روان درمانی، از نظر کلامی فعال است. درمانگر و مراجع روبروی هم می نشینند و شروع به گفتن مطالبی می‌کنند که ممکن است برای هر دو خوشایند و یا ناخوشایند باشد. تعیین حد و مرزها بخش مهمی از وظیفه واقعیت درمانگر است.(شفیع آبادی،۱۳۸۳)

۱-۴-اهداف پژوهش:

اهداف کلی پژوهش:

    1. تعیین اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی در دانش آموزان

  1. تعیین اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش نارسایی هیجانی در دانش آموزان

اهداف جزئی پژوهش:

    1. تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی دانش آموزان

    1. تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در شناسایی احساسات دانش آموزان

    1. تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در توصیف احساساتدانش آموزان

  1. تعیین اثر بخشی آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر تفکر عینی دانش آموزان

۱-۵- فرضیه‌ها:

    1. آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی دانش آموزان مؤثر است.

    1. آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در شناسایی احساسات دانش آموزان مؤثر است.

    1. آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر دشواری در توصیف احساسات دانش آموزان مؤثر است.

  1. آموزش به شیوه واقعیت درمانی بر تفکر عینی دانش آموزان مؤثر است.

۱-۶-تعاریف نظری تحقیق:

واقعیت درمانی:

تعریف واقعیت درمانی که مبدع آن گلاسر ( ۱۹۸۶ ) است از بسیاری جهات به گشتالت درمانی و درمان مراجع – محوری شباهت دارد . در همه ی نظریه های یاد شده نحوه ی دریافت واقعیت از سوی مراجع و شیوه ی ارزشیابی درونی او از واقعیت مورد تأکید قرار می‌گیرد .

واقعیت واژه­ای است که دربرگیرنده رفتار کنونی فرد است. گلاسر از واقعیت یک دیدگاه پدیدارشناختی ندارد.(گلاسر،۱۹۸۶)

کمرویی :

کم رویی پدیده ای جهانی است. پایه ای ترین یافته ی تحقیقات، راجع به کم رویی رایج، کاملاً گسترده و جهانی است. روان شناسان در تعریف می‌گویند: «کسی کم رو است که فاقد جرات است» یا به عبارتی کسی که تحت تأثیر فلج روانی قرار گرفته است. تأثیر کم رویی در توجهات است در «فعالیت های بدنی» و در «فعالیت های فکری» و فعالیت های «احساسی».(اکبری،۱۳۸۹)

نارسایی هیجانی:

نارسایی هیجانی سازه ای است چند وجهی متشکل ازدشواری ‌در شناسایی احساسات و تمایز بین احساسات و تهییج های بدنی مربوط به انگیختگی هیجانی، دشواری در توصیف احساسات برای دیگران، قدرت تجسم محدود که بر حسب فقر خیال پردازی ها مشخص می شود؛ سبک شناختی عینی (غیر تجسمی)، عمل گرا و واقعیت مدار یا تفکر عینی افراد مبتلا به نارسایی هیجانی، تهییج های بدنی بهنجار را بزرگ می‌کنند، نشانه های بدنی انگیختگی هیجانی را بد تفسیر می‌کنند، درماندگی هیجانی را از طریق شکایت های بدنی نشان می‌دهند و در اقدامات درمانی نیز به دنبال درمان نشانه های جسمانی هستند.(شه ناسی،۱۳۸۲)

۱-۷-تعریف عملیاتی متغیرها:

واقعیت درمانی:

در این پژوهش منظور از واقعیت درمانی برنامه هایی است که طی ۸ جلسه (ارتباط ودرگیری عاطفی – توجه ‌و تاکید بررفتارکنونی ونه ‌بر احساسات – تأکید بر زمان حال – قضاوت ارزشی – تهیه ی طرح وبرنامه – تعهد به انجام برنامه – نپذیرفتن هر گونه عذروبهانه – حذف تنبیه ) در پژوهش انجام گرفته شده است.

کمرویی

در این پژوهش منظور از نارسایی هیجانی نمره ای است که فرد در آزمون کمرویی (RFF): مقیاس بازبینی شده توسط چیک و بریگز (۱۹۹۰؛ گروزیر ۲۰۰۵) دریافت می‌کند.

نارسایی هیجانی:

در این پژوهش منظور از نارسایی هیجانی نمره ای است که فرد در مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو- (TAS-20) که توسط بگبی و همکاران (۱۹۹۴) ساخته شده است دریافت می‌کند.

فصل دوم

مبانی نظری و سوابق پژوهشی

۲-۱-مقدمه

واقعیت درمانی به صورتی که گلاسر در جدیدترین کتاب های خود شرح داده است، بر نظریه انتخاب استوار است. واقعیت درمانگران معتقدند که مشکل اساسی اغلب درمانجویان یکی است،آن ها یا درگیر رابطه ای ناخوشایند یا فاقد چیزی هستند که بتوان آن را رابطه نامید. بیشتر مشکلات درمانجویان ازناتوانی آن ها در برقرار کردن رابطه ،صمیمی شدن با دیگران یا برقراری رابطه ای رضایت بخش با حداقل یک نفر در زندگی آن ها ناشی می‌شوند. درمانگر، درمانجویان را به سمت رابطه رضایت بخش هدایت کرده و به آن ها می آموزد چگونه رفتار کنند که از رفتار کردن فعلی آن ها مؤثرترباشد، هر چه درمانجویان بیشتر بتوانند با دیگران رابطه برقرار کنند به احتمال بیشتری خشنودی را تجربه خواهند کرد.

واقعیت درمانگران معتقدند که درمانجویان رفتارهای خود را به عنوان راهی برای حل ناکامی ناشی از رابطه ای ناخوشایند انتخاب کرده‌اند.

گلاسر معتقد است که درمانگر باید رابطه رضایت بخشی با درمانجویان برقرار کند، وقتی این رابطه برقرار شد، مهارت درمانگر به عنوان معلم خیلی مهم می شود.(گلاسر،۱۳۸۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




یا کسانی که تمایل دارند اختلاف خود را به اتاق بازرگانی بین‌المللی ارجاع کنند، کلیه اختلافات ناشی از یا در ارتباط با این قرارداد، نهایتاًً بر اساس قواعد داوری اتاق بازرگانی بین‌المللی، به وسیله یک یا چند نفر داور که طبق قواعد مذکور منصوب می‌شوند، حل و فصل خواهد شد.

سازمان‌های داوری علاوه بر داشتن آیین رسیدگی از تجربه و دانش لازم جهت بهره مندی از داوران متخصص و هدایت روند داوری برخوردارند ‌بنابرین‏ طرفین می‌توانند از این دانش و تخصص استفاده کنند. در فقدان چنین سازمانی، طرفین باید ضمن توافق بر آیین رسیدگی، هدایت و روند داوری را نیز کنترل کنند که ممکن است برای افراد معمولی مشکل باشد. گاهی این وظایف به داوران محول می‌شود که در این صورت نیز کنترل آن با مشکلاتی روبرو است. ‌بنابرین‏ زمانی که افراد از تخصص و تجربه کافی در امر داوری برخوردار نیستند، بهتر است از سازمان‌های داوری کمک گرفته شود که در این زمینه صاحب تجربه و دانش هستند.

سازمان‌های داوری بدون اینکه از جهت ماهوی وارد رأی‌ صادره از سوی داوران شوند، بر مسائل شکلی صدور رأی‌ و کنترل کیفی آن نظارت دارند. آن‌ ها اطلاع دارند که رأی‌ داوری باید حاوی چه شرایطی باشد که در کشور محل اجرا مورد شناسایی و اجرا قرار گیرد. هر چه سازمان داوری مورد نظر از حسن شهرت و سابقه بهتری برخوردار باشد، رأی‌ داوری با سهولت و سرعت بیشتری مورد شناسایی و اجرا قرار می‌گیرند زیرا اطمینان وجود دارد که کنترل و نظارت کیفی لازم بر روند داوری و صدور رأی‌ اعمال شده است.[۱۳]

از آنجا که تغییر مقررات سازمان داوری می‌تواند به نحوه مدیریت و نظارت سازمان بر فرایند داوری آسیب بزند و یا آن را مختل نماید، در داوری سازمانی طرفین باید اصولاً به آیین رسیدگی و مقررات آن سازمان وفادار باشند و به جز در موارد مشخص حق تغییر آن مقررات را ندارند. در حالی که در داوری موردی، طرفین آزادی کامل دارند که نحوه رسیدگی و مقررات ناظر به فرایند داوری را به تمایل خود تنظیم کنند و از این جهت داوری موردی از انعطاف بیشتری برخوردار است.

در بسیاری از سازمان‌های داوری، حق‌الزحمه داورها و نحوه وصل آن به سازمان محول شده است و ‌بنابرین‏ داوران خود شخصاً در این مسائل دخیل نمی‌شوند. این امر به داوران کمک می‌کند که بر نحوه حل و فصل اختلاف تمرکز کنند بدون اینکه درگیر مسائل شخصی شوند. نگرانی‌ای که معمولاً ‌در مورد داوری‌های سازمانی مطرح می‌شود، هزینه اضافی است که سازمان برای مدیریت و کنترل خود مطالبه می‌کند. این هزینه علاوه بر مخارجی است که طرفین دعوی برای حق‌الزحمه داوران، مشاورین حقوقی، کارشناسان و سایر هزینه های مربوط از قبیل هزینه های مسافرت، ترجمه اسناد و حق‌الزحمه شهود، تحمل می‌کنند.[۱۴] هزینه سازمان داوری بعضاً درصدی از مبلغ مورد اختلاف است که در صورت سنگین بودن مبلغ مورد اختلاف، هزینه مراجعه به سازمان خیلی قابل توجه خواهد شد.

۲-۱-۳-۳- داوری اختیاری و اجباری

ویژگی اساسی داوری در اختیاری بودن آن است. داوری روشی است که طرفین برای حل و فصل اختلاف خود انتخاب می‌کنند. همان طور که در فصل سوم به طور مفصل بیان خواهد شد، داوری متکی به موافقت نامه داوری است و چنانچه موضوعی خارج از حدود موافقت نامه داوری مورد رسیدگی داوران قرار گیرد، قابل ابطال است. همچنین به استناد اصل نسبی بودن آثار قراردادها، موافقت نامه داوری تنها بین طرفین آن لازم الاتباع است و نسبت به اشخاص ثالث الزام آور نیست.

از طرف دیگر، دسترسی به سیستم قضایی جهت حل و فصل اختلافات حق تک تک ملت محسوب شده و نمی‌توان آن‌ ها را از آن حق محروم کرد. تاریخ حقوق گواه است که حتی در صورت توافق طرفین به ارجاع اختلافات خود به داوری، دادگاه‌ها از خود سلب صلاحیت نمی‌کردند و در صورت عدم رضایت طرفین به رأی‌ داور، دادگاه‌ها به موضوع اختلاف رسیدگی می‌کردند. عمدتاًً در قرن بیستم کشورها پذیرفتند که چنانچه طرفین با رضایت اختلاف خود را به داوری ارجاع دهند، دادگاه از رسیدگی امتناع خواهد کرد.[۱۵]

هر چند امروزه این امر در کشورهای گوناگون پذیرفته شده است که در صورت توافق بر داوری دادگاه‌ها باید از رسیدگی به اختلاف منظور خودداری کنند، اما کلیه نظام‌های حقوقی در موارد خاص و معین به دادگاه‌ها اجازه می‌دهند که در امر داوری دخالت کنند. البته میزان دخالت دادگاه‌ها در فرایند داوری از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.

از آنجا که داوری دارای امتیازات زیادی است، قانون گذار ممکن است مقرر نماید که اختلافات خاصی تنها از طریق داوری حل و فصل شود. مسلماًً نمی‌توان بدون مجوز قانونی داوری اجباری مقرر نمود و افراد را از تمسک به سیستم قضایی باز داشت. در برخی از کشورها داوری اجباری حتی با وضع قانون نیز امکان پذیر نیست، زیرا داوری اجباری بر خلاف اصول قانون اساسی آن‌ ها تلقی شده است. اخیراًً دادگاه تجدیدنظر آتن در یونان داوری اجباری را خلاف قانون اساسی تلقی ‌کرده‌است، زیرا ‌به این وسیله حق دسترسی به سیستم قضایی را از افراد سلب ‌کرده‌است در حالی که این حق به وسیله قانون اساسی یونان برای افراد تضمین شده است.[۱۶]

در ایران داوری اجباری به دو شیوه مطرح شده است: نوع اول این است که برخی از اختلافات به تجویز قانون الزاماًً به داوری ارجاع می‌شود. نوع دوم این است که طرفین یک قرارداد به موجب قانون ملزم می‌شوند که در قرارداد خود شرط داوری را درج کنند.

داوری اجباری نوع اول ابتدا در قانون حکمیت مصوب ۲۹/۱۲/۱۳۰۶ پیش‌بینی شد. به موجب ماده یک این قانون، «هرگاه در دعاوی حقوقی یکی از متداعیین محکمه صلح بدایت و تجارت از محکمه تقاضا کند قطع دعوی به طریق حکمیت انجام گیرد محکمه طرف دیگر دعوی را به موافقت با این تقاضا تکلیف و مطابق مواد ذیل رفتار خواهد کرد مشروط بر اینکه تقاضای حکمیت تا آخر جلسه اول محاکمه به عمل آمده و دعوی در آن محکمه بدایتاً طرح شده باشد». بر اساس این قانون، چنانچه تقاضای ارجاع به داوری از سوی خواهان یا خوانده مطرح می‌شد، دادگاه به طرفین تکلیف می‌کرد که داور خود را انتخاب کنند و داور سوم نیز از طریق دادگاه انتخاب می‌شد. چنانچه خواهان از معرفی داور خود ظرف دو ماه خودداری می‌کرد، دادگاه قرار رد دعوی را صادر می‌کرد. چنانچه خوانده از معرفی داور خود امتناع می‌کرد، دادگاه داور وی را انتخاب می‌نمود.

در این داوری اجباری، داورها موظف نبودند که در رسیدگی خود ، آیین دادرسی مدنی (اصول محاکمات حقوقی) را رعایت کنند، اما آن‌ ها نبایستی بر خلاف قوانین و یا شرایط قرارداد حاکمیت عمل کنند. این داوری اجباری که به صورت گسترده پیش‌بینی شده بود، مدت زیادی دوام نیاورد و به دلیل مشکلاتی که برای طرفین اختلاف ایجاد کرده بود بعد از یک سال و اندی تقریباً لغو شد و تنها دعاوی خاصی از قبیل دعاوی مربوط به تخلیه دکان‌ها و مغازه‌ها هنوز مشمول داوری اجباری بود.[۱۷] هر چند این داوری اجباری یک سال و اندی بعد در اصلاحیه همان قانون مصوب ۲۰/۱/۱۳۰۸ و متعاقباً با تصویب آیین دادرسی مدنی مصوب ۲۵/۶/۱۳۱۸ کنار گذاشته شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:17:00 ب.ظ ]




شرکت هایی که بیشتر در دارایی های ثابت سرمایه گذاری می‌کنند محدودتر از شرکت هایی هستند که سرمایه گذاری کمتری در دارایی های ثابت دارند .سرمایه گذاری زیاد در دارایی های ثابت توانایی تغییر روش های ارائه خدمات ، تغییر مکان فیزیکی یا حتی ارائه محصولات جدید را محدود می‌کند. افزایش سرمایه گذاری در دارایی های ثابت انعطاف پذیری در ارائه محصول را کم و گزینه های استراتژیک مدیران را کاهش می‌دهد با توجه به استدلال های فوق در این دیدگاه می توان این گونه نتیجه گیری نمود که؛ افزایش سرمایه گذاری در دارایی های ثابت کاهش عملکرد شرکت را به دنبال خواهد داشت.

      1. دیدگاه دوم این گونه استدلال می‌کند که؛ سرمایه گذاری در دارایی های ثابت به دلیل مخارجی که برای تولید در طی عمر مفید دارایی ها صرف می شود، می‌تواند از لحاظ مالی بسیار به شرکت کمک کند . سرمایه گذاری در دارایی های ثابت کمک می‌کند تا شرکت ریسک خود را کاهش دهد یا عملکرد خود را افزایش دهد. منطق این استدلال این است که یک شرکت سرمایه بر از طریق تبدیل بخش عمده ای از سرمایه به دارایی های ثابت (مشهود)، می‌تواند از صرفه جویی در هزینه برخوردار شود (بارتون، ۱۹۸۸). این مزیت ممکن است در طول رکود اقتصادی برجسته تر شود .نتایج این بررسی نشان می‌دهد که بگارگیری استراتژی تنوع بر عملکرد مالی شرکت های تولیدی تاثیری ندارد.

مبانی نظری رابطه بین سرمایه گذاری و جریان وجوه نقد و ساختار مالکیت

دو توضیح رقابتی برای وجود رابطه بین جریان وجوه و سرمایه گذاری های ثابت وجود دارد. اولین توضیح مبتنی بر هزینه های نمایندگی شرکت مربوط به جریان وجوه آزاد است که توسط جنسن (۱۹۸۶)[۳] پیشنهاد شده است.

جریان وجه نقد آزاد بیان می‌دارد که وجوه نقد داخلی بیشتر به مدیران اجازه می‌دهد تا از کنترل بازار اجتناب کنند. در این حالت، آن ها به موافقت سهام‌داران نیاز ندارند و برای تصمیم گیری ‌در مورد سرمایه گذاری ها بر حسب اختیار خود آزاد هستند. مدیران مایل به پرداخت وجه نقد(مثل سود سهام) نبوده، دارای انگیزه برای سرمایه گذاری هستند؛ حتی زمانی که هیچ سرمایه گذاری با خالص ارزش فعلی مثبت موجود نباشد (دروبرتز و گرونینگر ،۲۰۱۰)[۴].

جریان نقد آزاد جریان نقدی است، مازاد بر آنچه که برای تأمین مالی تمامی پروژه های با خالص ارزش فعلی مثبت که با نرخ هزینه سرمایه مربوطه تنزیل می شود، باقی می ماند. تضاد منافع بین سهام‌داران و مدیران در خصوص سیاست‌های پرداخت سود سهام، مخصوصاً زمانی که سازمان‌ها جریان های نقد آزاد قابل توجهی دارند، بیشتر است. مسأله اینجا است که چگونه میتوان مدیران را به جای سرمایه گذاری یا اسراف در مصرف جریان نقد آزاد، مجبور به پرداخت سود سهام کرد. پرداخت به سهام‌داران از قدرت مدیران می کاهد و از سوی دیگر، ممکن است در صورت نیاز به تأمین سرمایه توسط بازارهای سرمایه، تحت کنترل و نظارت قرار گیرند، در حالی که تأمین مالی داخلی مدیران را قادر می‌سازد از این نظارت شانه خالی کنند. همچنین، اگر مدیران جریان های نقدی آزاد را به جای سرمایه گذاری در پروژه های کم بازده توزیع نمایند، سبب می شود ‌در مورد چگونگی استفاده از جریان‌های نقدی آتی هم تصمیم گیری نمایند، چرا که اگر در آینده سود پرداخت نکنند، قیمت سهام آن ها به شدت کاهش خواهد یافت(جنسن و مکلینگ ،۱۹۸۶).[۵]

توضیح بعدی مربوط به مسئله عدم تقارن اطلاعاتی است که از نظریه سلسله مراتب تامین مالی پیروی می‌کند. طبق این نظریه ، شرکت ها تأمین مالی از منابع داخل شرکت را به تأمین مالی خارجی که به اطلاعات حساس است، ترجیح می‌دهند( مایرز و مجلوف[۶]، ۱۹۸۴).این نظریه بر مبنای این فرض قرار دارد که افراد داخل شرکت آگاه‌تر از سهام‌داران هستند. اگر منابع داخل شرکت، برای تأمین مالی برنامه های سرمایه گذاری بهینه، کافی نباشد و عدم تقارن اطلاعاتی نیز مانع شود، مدیران ممکن است مجبور به صرفنظر کردن از پروژه های سودآور شوند. در این حالت وجه نقد بسیار ارزشمند است و تنها فرصت برای انتشار سهام بدون از دست دادن ارزش بازار، زمانی رخ می‌دهد که عدم تقارن اطلاعات وجود نداشته و یا بسیار کم باشد(دروبرتز و گرونینگر[۷] ،۲۰۱۰).‌بنابرین‏، در بحث تأمین مالی، شرکت ها منابع سرمایه گذاری را ابتدا از منبع سود انباشته، بعد از آن با بدهی های کم خطر و سپس پرخطر و سرانجام با انتشار سهام، تأمین مالی می نمایند. هدف از رعایت ترتیب مذکور این است که از هزینه های عدم تقارن اطلاعاتی و سایر هزینه های تأمین مالی کاسته شود.

در این میان زمانی که جریان‌های نقد عملیاتی برای تأمین مالی سرمایه گذاریهای جدید کافی هستند، شرکت ها بدهی را بازپرداخت نموده، وجه نقد را انباشته می‌کنند و زمانی که برای تأمین سرمایه گذاری- های جاری، سود انباشته کافی نباشد، شرکت ها از مانده وجه نقد انباشته شده استفاده می نمایند و اگر نیاز باشد، بدهی ایجاد می‌نمایند. طبق این دیدگاه، به واسطه عدم تقارن اطلاعاتی و مشکلات ناشی از تأمین مالی خارجی، سیاست‌های تأمین مالی از یک رویه سلسله مراتبی مبنی بر ترجیح منابع داخلی بر خارجی پیروی می‌کنند. در نتیجه، چون مدیریت، منابع داخلی تأمین مالی را بر منابع خارجی ترجیح می‌دهد، تمایل به انباشت وجه نقد دارد تا بتواند در مرحله اول از داخل شرکت تأمین مالی را انجام دهد و به خارج از شرکت رجوع ننماید( فریرا و ویللا[۸] ، ۲۰۰۴).

بر اساس این نظریه، مدیران، انگیزه دارند که وجه نقد را انباشت نمایند تا منابع تحت کنترل خود را افزایش داده، بتوانند در خصوص تصمیم های سرمایه گذاری شرکت از قدرت قضاوت و تشخیص بهره مند شوند. به همین دلیل، با وجه نقد شرکت فعالیت می‌کنند تا از این طریق مجبور به ارائه اطلاعات مشروح به بازار سرمایه نشوند؛ هر چند مدیران ممکن است سرمایه گذاریهایی را انجام دهند که اثر منفی بر ثروت سهام‌داران داشته باشد( همان منبع ).

یکی از عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه سلسله مراتبی ، فرصت‌های سرمایه گذاری است.

فرصت‌های سرمایه گذاری زیادتر، برای انباشت بیشتر وجه نقد تقاضا ایجاد می‌کند، زیرا کمبود وجه نقد منجر ‌به این خواهد شد که شرکت فرصت های سرمایه گذاری سودآورد خود را از دست بدهد، مگر اینکه به تامین مالی پرهزینه خارجی دست یابد. ‌بنابرین‏، رابطه ای مثبت بین فرصت های سرمایه گذاری و نگهداری وجه نقد انتظار می رود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:17:00 ب.ظ ]




روش تجزیه و تحلیل داده ها

به منظور تجزیه و تحلیل داده های خام به دست آمده از آمار توصیفی و استنباطی استفاده می‌گردد. آمار توصیفى را عمدتاًً مفاهیمى از قبیل جدول توزیع فراوانى و نسبت‌هاى توزیع، نمایش هندسى و تصویرى توزیع، اندازه‌هاى گرایش به مرکز، اندازه‌هاى پراکندگى و نظایر آن تشکیل مى‌دهد. آمار توصیفى براى تبیین وضعیت پدیده یا مسئله یا موضوع مورد مطالعه مورد استفاده قرار مى‌گیرد یا در واقع ویژگى‌هاى موضوع مورد مطالعه به زبان آمار تصویرسازى و توصیف مى‌گردد. در تحلیل‌هاى آمار استنباطى همواره نظر بر این است که نتایج حاصل از مطالعه گروه کوچکى به نام نمونه چگونه به گروه بزرگترى به نام جامعه تعمیم داده شود. در تحقیق حاضر در آمار توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و نمودار استفاده گردید و در آمار استنباطی از آزمون تحلیل کواریانس یک راهه (آنکوا) و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های جمع‌ آوری شده از نرم افزار آماری «SPSS»[۱۱۴] نسخه نوزدهم استفاده شده است. ضمناً برای کلیه فرضیه‌ها سطح معنی داری ۰۵/۰= در نظر گرفته شده است.

بررسی جمعیت شناختی

در ادامه به بررسی جمعیت شناختی متغیرهای مورد بررسی پرداخته می‌شود.

جدول۱-۴٫ بررسی وضعیت جمعیت شناختی در گروه‌های مورد مطالعه

گروه آزمایش

گروه کنترل

فراوانی (درصد)

فراوانی (درصد)

سن

۲۵-۲۰

۶ (۵/۳۷)

۸ (۵۰)

۳۰-۲۶

۴ (۲۵)

۶ (۵/۳۷)

۳۵-۳۰

۶ (۵/۳۷)

۲ (۵/۱۲)

تحصیلات

دیپلم

۴ (۲۵)

۴ (۲۵)

فوق دیپلم

۲ (۵/۱۲)

۲ (۵/۱۲)

کارشناسی

۶ (۵/۳۷)

۸ (۵۰)

کارشناسی ارشد

۴ (۲۵)

۲ (۵/۱۲)

همان گونه که در جدول ۱-۴ملاحظه می‌گردد، در گروه آزمایش، ۳۷ درصد بین ۲۵ تا۲۰ سال؛ ۲۵ درصد بین ۲۶ تا ۳۰ سال و ۳۷ درصد بین ۳۱ تا ۳۵ سال سن دارند. در گروه کنترل، ۵۰ بین ۲۵ تا۲۰ سال؛ ۳۷ درصد بین ۲۶ تا ۳۰ سال و ۱۲ درصد بین ۳۱ تا ۳۵ سال سن دارند.

در گروه آزمایش، ۲۵ درصد داری تحصیلات دیپلم و ۱۲ درصد داری تحصیلات فوق دیپلم، ۳۷ درصد دارای تحصیلات کارشناسی و ۲۵ درصد دارای تحصیلات کارشناسی ارشد می‌باشند. در گروه کنترل، ۲۵ درصد داری تحصیلات دیپلم و ۱۲ درصد داری تحصیلات فوق دیپلم، ۵۰ درصد دارای تحصیلات کارشناسی و ۱۲ درصد دارای تحصیلات کارشناسی ارشد می‌باشند.

بررسی فرضیه‌ها

در این بخش ابتدا به توصیف آماری داده های حاصل از اجرای پرسشنامه پرداخته شده و سپس فرضیه‌ مطرح شده مورد آزمون قرار گرفته است. به منظور توصیف داده های مذکور با بهره گرفتن از نرم افزار Spss شاخص‌های میانگین و انحراف استاندارد استفاده شده‌اند و در سطح استنباطی برای بررسی روابط از آزمون تحلیل کواریانس یا آنکوا (Ancova) و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره یا مآنکوا (Mancova) استفاده شده است. این آزمون برای مقایسه میانگین یک متغیر در دو یا بیش از دو گروه مستقل استفاده می­ شود. آزمون آنکوا، می‌تواند با کاهش پراکندگی خطای درون گروهی[۱۱۵]، توان آماری[۱۱۶] را افزایش دهد. در مطالعه حاضر، در هر فرضیه چهار گروه وجود دارد. دو گروه پیش آزمون آزمایش و کنترل و دو گروه پس آزمون آزمایش و کنترل. ‌بنابرین‏ می‌بایست با توجه به فرضیه و تعداد متغیرهای وابسته، از آزمون تحلیل کواریانس یا آنکوا (Ancova) و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره یا مآنکوا (Mancova) استفاده کرد.

    • پیش فرض‌های آزمون‌های مذکور عبارتند از[۱۱۷]:

    • فاصله‌ای و نسبی بودن داده ها[۱۱۸]

    • بررسی نرمال بودن داده ها[۱۱۹] از طریق آزمون کولموگورف-اسمیرنف[۱۲۰]

    • بررسی همگنی واریانس‌ها یا پراکندگی[۱۲۱] یا یکسانی پراکندگی[۱۲۲] از طریق آزمون لوین[۱۲۳]

    • مفروضه همگنی شیب رگرسیون‌ها[۱۲۴]

    • خطی بودن رگرسیون[۱۲۵]

    • مستقل بودن خطاها[۱۲۶] توسط آزمون دوربین واتسن[۱۲۷]

    • استقلال مشاهدات یا گروه‌ها

  • همگنی ماتریس واریانس-کوواریانس

فرضیه‌های اصلی

فرضیه اول: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان وسواس فکری و وسواس عملی و وسواس کلی تفاوت معناداری وجود دارد.

جهت تحلیل این فرضیه از تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد. برای استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره ابتدا پیش فرض‌های آن، یعنی فاصله‌ای و نسبی بودن داده ها، مستقل بودن، نرمال بودن، همگنی واریانس‌ها، همگنی شیب رگرسیون و خطی بودن بررسی شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگورف- اسمیرنف و برای بررسی مفروضه همگنی واریانس‌ها از آزمون لوین استفاده شد. نتایج نشان دهنده رعایت و برقراری این پیش فرض‌ها برای انجام تحلیل کوواریانس بود (۰۵/۰<P). مفروضه همگنی شیب رگرسیون‌ها نیز نشان داد که بین گروه ها و پیش آزمون تعامل وجود ندارد (۰۵/۰<P). پس از بررسی و تأیید مفروضه یکسانی واریانس‌ها و مفروضه یکسانی شیب رگرسیونی، مستقل بودن گروه ها مورد توجه است که چون آزمودنی‌ها در گروه‌های آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شده‌اند، این مفروضه هم مورد تأیید است. همچنین آزمون باکس معنادار نبود و این ‌به این معنا است که مفروضه همگنی ماتریس واریانس-کوواریانس رعایت شده است (۰۵/۰<P). بعلاوه اثر متغیرهای جمعیت شناختی و پیش آزمون، کووریت (کنترل) شده و اثرشان حذف گردیده است.

در جدول ۲-۴ به آماره‌های توصیفی متغیرهای وسواس فکری و وسواس عملی در دو زمان پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل پرداخته شده است.

جدول۲-۴٫ آماره‌های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه

گروه

وسواس فکری

وسواس عملی

وسواس کلی

زمان

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

آزمایش

پیش آزمون

۳/۱۰

۹/۲

۳/۱۲

۷/۲

۶/۲۲

۹/۶

پس آزمون

۶/۷

۵/۴

۹

۶/۳

۶/۱۶

۵/۹

کنترل

پیش آزمون

۱۲

۶/۲

۲/۱۱

۴/۱

۱۱/۲۰

۷/۵

پس آزمون

۸/۱۲

۷/۵

۶/۱۲

۵/۲

۰۶/۱۹

۳/۸

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:17:00 ب.ظ ]




۱- فاصله بین تاریخ اطلاعیه سود و زیان و پیش‌بینی سود هر سهم حداکثر ۷ روز باشد.

۲- قیمت ها، در روزهای ۱- ، ۰ و ۱ پیرامون اطلاعیه سود و زیان و ‌در روزهای ۰ و ۱ پیرامون اطلاعیه پیش‌بینی سود هر سهم، موجود باشد.

جدول ۳-۱: نمونه گیری حذفی شرکت های ارائه دهنده پیش‌بینی

کل اطلاعیه های سود ( زیان) شرکت ها

(۱) فاصله بین تاریخ اطلاعیه سود (زیان) و اطلاعیه Peps حداکثر ۷ روز باشد.

(۲) اطلاعیه هایی که قیمت‌ها درروز ۱-،۰و ۱ حول آن ها موجود باشد.(نمونه نهایی)

سال۹۰ تا ۱۷/۸

۲۴۲

۳۸

۱۷

سال ۸۹

۱۷۱۱

۱۷۷

۵۵

سال ۸۸

۱۸۶۲

۱۹۰

۷۵

سال ۸۷

۸۵۸

۷۷

۲۴

سال ۸۶

۱۶۸۷

۲۳۴

۷۶

سال ۸۵

۱۷۲۰

۲۴۷

۶۴

سال ۸۴

۱۶۵۱

۱۴۶

۳۳

سال ۸۳

۱۲۸۶

۹۱

۱۶

سال ۸۲

۱۴۳۹

۹۷

۱۸

سال ۸۱

۲۲۷۲

۴۸

۷

جمع کل

۱۴۷۲۸

۱۳۴۵

۳۸۹

همان‌ طور که در جدول۱ مشاهده می شود، بعد از بررسی تعداد ۱۴۷۲۸ اطلاعیه سود و زیان منتشر شده طی ۱۰ سال، تعداد ۳۸۹ مشاهده هر دو شرط را دارا بودند.

برای تعیین نمونه گروه (۲) (شرکت های بدون ارائه پیش‌بینی)، از بین ۱۳۳۸۳ (۱۳۴۵- ۱۴۷۲۸) مورد اطلاعیه سود و زیان، آن هایی که متعلق به شرکت های تعیین شده در نمونه گیری گروه(۱) (شرکت های ارائه دهنده پیش‌بینی)[۷۴] و دارای ویژگی های زیر بودند، همانند نمونه قبل به صورت غیرساختاری (رویداد شرکت) انتخاب شدند. ویژگی­های مورد نظر عبارتند از:

    1. حداکثر تا ۳۰ روز پس از تاریخ اطلاعیه سود و زیان، پیش‌بینی ای ارائه نداده باشند[۷۵].

    1. قیمت ها، در روزهای ۱- ، ۰ و ۱ پیرامون اطلاعیه سود وزیان موجود باشند.

  1. در نهایت تعداد ۱۱۱ مورد برای نمونه گروه (۲) به دست آمد.

فرضیات تحقیق

چهار فرضیه اول، با توجه به کاهش یا افزایش در قیمت سهام پیرامون اطلاعیه سود و زیان و نیز خوب یا بد بودن اخبار، مربوط به سوال اول تحقیق و فرضیه های پنجم و ششم بترتیب مربوط به سوالات دوم و سوم ، بشرح زیر می‌باشند:

فرضیه اول:

بین کاهش در قیمت سهام و تمایل به افشای اختیاری اخبار خوب رابطه معنی داری وجود دارد.

فرضیه دوم:

بین افزایش در قیمت سهام و تمایل به افشای اختیاری اخبار خوب رابطه معنی داری وجود ندارد.

فرضیه سوم:

بین کاهش در قیمت سهام و تمایل به افشای اختیاری اخبار بد رابطه معنی داری وجود دارد.

فرضیه چهارم:

بین افزایش در قیمت سهام و تمایل به افشای اختیاری اخبار بد رابطه معنی داری وجود ندارد.

فرضیه پنجم:

اخبار خوب افشا شده بعد از کاهش قیمت ناشی از رویداد انتشار اطلاعیه سود و زیان ، همان اخبار بدی است که قبلاً از افشای آن ها خودداری می شد.

فرضیه ششم:

بین خطای پیش‌بینی موجود در پیش‌بینی های اخبار خوب(پیش‌بینی های خوش بینانه) و اندازه تغییر قیمت ناشی از رویداد انتشار اطلاعیه سود و ریان، رابطه معنی داری وجود ندارد.

معرفی متغیر­های تحقیق

متغیر به ویژگی یا صفت یا عاملی اطلاق می­ شود که بین افراد جامعه مشترک بوده، می ­تواند مقادیر کمی و ارزش­های متفاوتی داشته باشد. تقریباً در هر تحقیق شناخت متغیر­ها، اندازه ­گیری آن ها وبررسی نحوه آثار و روابط آن ها با یکدیگر مورد نظر است. متغیر­ها انواع گوناگونی دارند و بر اساس مبانی مختلفی طبقه بندی می­گردند (حافظ نیا، ۱۳۸۳، ۴۱۰ ). در تحقیق حاضر، متغیرهای مختلفی مورد استفاده قرار ‌گرفته‌اند که در مدل­ها به کار گرفته ‌شده‌اند. در ادامه به معرفی متغیرهای تحقیق خواهیم پرداخت.

متغیر­های وابسته و شیوه محاسبه آن ها

متغیر وابسته متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش‌بینی تغییر پذیری در آن است، به عبارت دیگر، آن یک متغیر اصلی است که به صورت یک مسئله حیاتی مورد بررسی قرار می‌گیرد. با تجزیه و تحلیل متغیر وابسته و شناسایی عوامل مؤثر برآن، ‌می‌توان پاسخ­ها یا راه حل هایی را برای مسئله شناخت. محقق به تعیین مقدار و اندازه ­گیری این متغیر و متغیر­های دیگری که روی این متغیر اثر می‌گذارند علاقه­مند است ( خاکی، ۱۳۸۴، ۷۵ ). متغیر­های وابسته که در این تحقیق در مدل ­لاجیت (۱) مورد بررسی قرار ‌گرفته‌اند عبارتند از پیش‌بینی خوب و پیش‌بینی بد، و متغیر وابسته که در مدل پروبیت (۲) مورد بررسی قرار گرفته، عبارت است از خطای پیش‌بینی.

لازم به ذکر است، اطلاعیه پیش‌بینی سود هر سهم (Eps) به عنوان مصداقی از افشای اختیاری در نظر گرفته شده است. اما باید توجه داشت که در ایران، طبق دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مصوب سال ۱۳۸۶، انتشار اطلاعیه پیش‌بینی سود هر سهم الزامی می‌باشد (جدول ۲-۱). با این وجود مدیران در زمانبندی انتشار پیش‌بینی دارای اختیار هستند، و برای تحقق مصداق افشای اختیاری بودنِ پیش‌بینی سود هر سهم، معیار فاصله زمانی حداکثر ۷ روز، بین تاریخ اطلاعیه سود و زیان و پیش‌بینی سود هر سهم، لحاظ می شود. با این حال برخی از پژوهش­ها حاکی از آن است که حتی با وجود اجباری بودن افشا در برخی از کشورهای در حال توسعه، شرکت­ها اطلاعات را به صورت کامل افشا نمی­کنند. از آن جمله ‌می‌توان به تحقیق اخترالدین (۲۰۰۵) در بنگلادش اشاره کرد.

پیش‌بینی خوب (Good forecast)

پیش‌بینی (Forecast): متغیر موهومی است اگر شرکت طی حداکثر ۷ روز پس از اعلامیه سود و زیان، حداقل یک پیش‌بینی سود هر سهم ارائه دهد برابر است با ۱ ، در غیر اینصورت ۰ .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:17:00 ب.ظ ]




با مروری بر تحقیقات و پژوهش های انجام شده پیرامون یادگیری، خواهیم دید که عوامل بسیاری می‌توانند فرد را در یادگیری خود تنظیمی کمک نمایند. شناخت این عوامل می‌تواند فراگیر را در یادگیری خود تنظمی یاری رساند. در این راستا، بر اساس عوامل مؤثر بر یادگیری دانش آموزان از جمله متغیر های که می‌تواند بر یادگیری دانش آموزان تاثیر بگذارد می توان به جهت گیری هدف ، سبک های یادگیری اشاره کرد.

ایمز[۴](۱۹۹۲) جهت گیری هدف را بیانگر الگوی منسجمی از باور های فرد می‌داند که سبب می شود تا فرد به شیوه های مختلف به موقعیت ها گرایش پیدا کند، در آن زمینه به فعالیت بپردازد و نهایتاًً پاسخی را ارائه دهد. جهت گیری هدف یکی از رویکردهایی است که در زمینه انگیزه پیشرفت توجه نظریه پردازان و محققان را به عنوان رویکردی(شناختی- اجتماعی)، که در آن مفهوم هدف و هدف گرایی نقشی محوری دارند، به خود جلب ‌کرده‌است (دویک،۱۹۸۶،به نقل از اردنو ماهر۱۹۹۵، آیمز و آرچر ۱۹۸۸).

از دیگر متغیر های که می‌تواند فراگیر را در یادگیری خود تنظیمی یاری نماید، سبک های یادگیری است. نظریه یادگیری تجربی اساس نظریه کُلب[۵] است. از آنجا که این نظریه بر نقش محوری تجربه در فرایند یادگیری تأکید می‌کند، یادگیری تجربی نامیده می‌شود. در این نظریه، یادگیری فرایندی توصیف می‌شود که از تغییر شکل تجربه، دانش یا علم تولید می‌کند. به طور کلی در نظریه کُلب، چهار شیوه اصلی برای یادگیری وجود دارد: تجربه‌ عینی، مشاهده‌ تأملی، مفهوم‌سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال.

‌بنابرین‏ پژوهش حاضر در صدد ‌پاسخ‌گویی‌ به سوالات زیر می‌باشد:

    1. آیا جهت گیری هدف با سبک های یادگیری رابطه دارد؟

    1. آیا جهت گیری هدف با خود تنظیمی رابطه دارد؟

  1. آیا سبک های یادگیری با خود تنظیمی رابطه دارد؟

۱-۲- اهمیت و ضرورت تحقیق

با توجه به متغیر های پژوهش، آنچه که سبب اهمیت و ضرورت تحقیق پیرامون رابطه جهت گیری هدف و سبک های یادگیری با یادگیری خود تنظیمی می شود این است که در پژوهش های انجام شده پیرامون این سه متغیر اولا، پژوهشی مشابه با این پژوهش که همزمان از رابطه سه متغیر مورد نظر را بررسی کرده باشد صورت نگرفته است و تنها تعداد معدودی از پژوهش ها ارتباط بین دو مورد از این متغیرها را بررسی نموده اند. ‌بنابرین‏، مشخص نمودن ارتباط بین این سه متغیر به طور همزمان نشان از بکر و جدید بودن موضوع تحقیق است.

همچنین، دانش آموزان به عنوان آینده سازان یک کشور و به عنوان سرمایه های اصلی یک جامعه، ممکن است با مشکلات یادگیری فراوانی روبرو شوند و به دلیل کم تجربگی و ناآشنایی با مسئله ای که گریبان گیر آنان شده است مسیری را انتخاب نمایند که آن ها را از هدف اصلیشان دور نماید و به بیراهه ببرد. اگر ما به مسائل و مشکلات دانش آموزان در یادگیری اهمیت کافی ندهیم، موجب نابودی استعدادهایی خواهیم شد که با کمی توجه و تمرکز بر مشکلات پیش رویشان می توانستیم آنان را به مسیر اصلی و در نتیجه شکوفایی استعداد هایشان هدایت نماییم. در زمینه یادگیری دانش آموزان، یادگیری خود تنظیمی به عنوان یکی از جنبه‌های یادگیری است که دانش آموز باید بخوبی آن را یاد بگیرد، شناخته می شود. بی توجهی به یادگیری خود تنظیم موجبات، بی نظمی، آشفتگی و احساس ناکارآمدی را در دانش آموز پدید می آورد و اعتماد به نفس را از بین برده و وی را منفعل می کند.

بررسی عوامل مؤثر بربهبود یادگیری خود تنظیمی و شناسایی راهکارهای تقویت آن دردانش آموزان می‌تواند معلمان و والدین را دربرطرف کردن مشکلات یادگیری خود تنظیمی دانش آموزان کمک کند. همچنین، تحقیقات نشان داده‌اند نوع اهدافی که فراگیران برای خود برمی گزینند (هدف گرایی) با راهبردهای خود نظم جویی و چگونگی فعالیت دانش آموزان در موقعیت های تحصیلی ارتباط دارند. (جوکار، ۱۳۸۴؛ خادمی و نوشادی، ۱۳۷۸) و از سویی سبک های یادگیری در میزان یادگیری دانش آموزان مؤثر است(سیف، ۱۳۸۶). همچنین ‌در مورد اهمیت جهت گیری هدف پژوهش های انجام شده در این حوزه نشان می‌دهد که هدف گرایی پیامدهای شناختی، هیجانی و انگیزشی در افراد دارد. به عبارت دیگر جهت گیری هدف افراد هم عملکرد تحصیلی آن ها و هم میزان رضایت و احساس شادمانی آن ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از این رو شناخت ای نگونه ارتباطات یکی از محورهای پژوهشی بوده است (جوکار و کهولت، ۱۳۹۱)

در این راستا، با توجه به توضیحات فوق و اهمیت سبک های یادگیری و جهت گیری هدف در فرایند یادگیری، بررسی ارتباط این دو متغیر با یادگیری خود تنظیمی از اهمیت و ضرورت برخوردار است.

اهداف پژوهش:

اهداف اصلی پژوهش:

    1. بررسی قدرت پیش‌بینی کنندگی جهت گیری هدف بر یادگیری خود تنظیمی.

    1. بررسی قدرت پیش‌بینی کنندگی سبک های یادگیری بر یادگیری خود تنظیمی.

  1. بررسی قدرت پیش‌بینی کنندگی جهت گیری هدف بر سبک های یادگیری.

اهداف فرعی پژوهش:

    1. بررسی تفاوت جهت گیری هدف در دانش آموزان پسر و دختر.

    1. بررسی تفاوت یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان پسر و دختر.

  1. بررسی تفاوت سبک یادگیری در دانش آموزان پسر و دختر.

فرضیات اصلی پژوهش:

    1. ابعاد جهت گیری هدف قادر به پیش‌بینی یادگیری خودتنظیمی است.

    1. ابعاد سبک های یادگیری قادر به پیش‌بینی یادگیری خودتنظیمی است.

  1. ابعاد جهت گیری هدف قادر به پیش‌بینی سبک های یادگیری است.

فرضیات فرعی پژوهش:

    1. بین جهت گیری هدف در دانش آموزان به تفکیک جنسیت تفاوت معنادار وجود دارد.

    1. بین یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان به تفکیک جنسیت تفاوت معنادار وجود دارد.

  1. بین سبک یادگیری در دانش آموزان به تفکیک جنسیت تفاوت معنادار وجود دارد.

۱-۶- تعریف نظری وعملیاتی متغیرها:

۱-۶-۱- تعریف نظری متغیرها:

جهت گیری هدف: جهت گیری هدف بیانگر الگوی منسجمی ازباورها، اسنادها وهیجانات فرداست که مقاصد رفتاروی راتعیین، وسبب می‌گردد تانسبت به برخی موقعیت ها گرایش بیشتری داشته ودرآن موقعیت ها به گونه ای خاص عمل نماید(دویک ولگلت[۶]، ۱۹۸۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:17:00 ب.ظ ]




به طور مشابه در صنعت بانکداری نیز تحقیقات محدودی برای اندازه گیری سرمایه فکری صورت گرفته است. پولیک با بهره گرفتن از مدل ضریب فکری ارزش افزوده، عملکرد سرمابه فکری را در بانک های اطریشی طی سال های۱۹۹۳- ۱۹۹۵ و بانک های کرواسی طی سال های ۱۹۹۶- ۲۰۰۰ اندازه گیری کرد. نتایج این دو تحقیق اختلاف معنی داری را در رتبه بندی بانک ها ‌بر اساس سنجه های کارایی و حسابداری سنتی آشار کرد. مطالعه پولیک نشان داد که در بسیاری از بنگاه های خدماتی هنزو سرمایه فکری هم تراز با سرمایه های فیزیکی و مالی تلقی نیم شود. به همین دلیل ناسازگاری شدیدی در مدل های اندازه گیری جدید و سیستم حسابداری حال حاضر دیده می شود ( پولیک، سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱).

با بهره گرفتن از مدلی مشابه، مَوریدیس نیز بررسی عملکرد بانک های ژاپنی را مورد مطالعه قرار داد. او نیز به اختلاف معنی داری در بین ‌گروه‌های مختلف بانکی رسید ( مَوریدیس، سال ۲۰۰۴).

مطالعه ای در سال ۱۹۹۸ توسط آژانس دانمارکی صنعت بازرگانی بر روی ده مؤسسه‌ انجام گرفت که این مؤسسات در مسیر سرمایه فکری کار می‌کردند. این آژانس اعلام کرد که پیاده سازی و عملیاتی کردن سرمایه فکری سهم عمده ای در موفقیت بلند مدت سازمان ها دارد ( بونتیس، سال ۲۰۰۱).

فری یر و مک کینزی نیز در سال ۱۹۹۹ مطالعه ای روی شرکت های استرالیایی انجام دادند. نتایج آن ها مزایای دانش از قبیل: بهبود اطلاعات سهام داران و تقویت سرمایه گذاری، افزایش اطلاعات به منظرو هدایت بهتر تصمیم گیریها، کمک به مدیریت منابع انسانی و مدیریت ارتباط با مشتری را تأیید کرد ( فری یر و مک کینزی، سال ۱۹۹۹).

تحقیق بر روی رابطه عملکرد سرمایه فکری و شیوه های فاش سازی آن تحقیق انجام داد ولی هیچ گونه رابطه سینماتیک قابل توجهی بین این دو نیافت. اگرچه به نظر می رسید که در سطوح بسیار بالای عملکردی سرمایه فکری از بی پرده بودن آن کاسته می شود ( ویلیامز، سال ۲۰۰۱).

چن و همکاران در سال ۲۰۰۴ تحقیقی درباره رابطه سرمایه فکری و عملکرد مالی و ارزش بازاری بنگاه انجام دادند. مطالعه آن ها درک وسیعی از نقش سرمایه فکری در خلق ارزش و اساس مزایای پایداری را فراهم ساخت ( چن و همکاران، سال ۲۰۰۵).

ونگ و همکاران در سال ۲۰۰۵ بررسی اثر سرمایه فکری بر عملکرد شغلی را بررسیکردند و ( ونگ و همکاران، سال ۲۰۰۵).

جدول ۲-۱: نقد و بررسی (مقایسه تحقیقات داخلی و خارجی)

تحقیقات داخلی
ردیف
موضوع
نام محقق
سال
نتیجه گیری
۱
بررسی ارتباط سرمایه فکری و عملکرد سازمانی صنعت بانکداری ایران
شجاعی و باغبانیان ۱۳۸۸
۱۳۸۸
در تحقیق مذکور برای اکتشاف عوامل و بسط گویه های پرسشنامه از روش تحلیل مؤلفه‌ های اصلی (PCA) و روابط خطی ساختاری (LISREL) استفاده گردید. مدل برآورد شده نهایی ایشان، بیانگر اثرگذاری مثبت هری از اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی و صنعت بانکداری بوده است
۲

بررسی سه مؤلفه‌ سرمایه فکری یعنی، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری و روابط داخلی آن ها در دو بخش صنعت بانکداری ( دولتی و خصوصی) ایران پرداختند

فطرس وبیگی،

۱۳۸۹

نتایج پژوهش مذبور بر این دلالت دارد که در بانکداری خصوصی، بالاترین میزان اثر گذاری به ترتیب مربوط به سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است. با این تفاوت که سرمایه انسانی و سرمایه مشتری در بخش خصوصی و سرمایه ساختاری در بخش دولتی در مقایسه با بخش دیگر اثرگذاری بیشتری بر عملکرد دارند

۳

دنبال شناسایی نقش مؤلفه‌ های سرمایه فکری ( سرمایه ارتباطی، انسانی و ساختاری) بر بهره وری صنعت بانکداری در استان گیلان برآمدند

محمدی پیراسته، ۱۳۹۰

۱۳۹۰

‌بر اساس یافته های این تحقیق، بین سرمایه فکری و بهره وری کارکنان صنعت بانکداری رابطه قوی و معناداری وجود دارد و همه ابعاد سرمایه فکری به طور مثبت و معنی داری بر بهره وری تاثیر دارند و از میان عناصر سرمایه فکری، سرمایه مشتری بیشترین تاثیر را بر بهره وری دارد

۴

تاثیر سرمایه های فکری و اجزای آن بر ارزیابی عملیات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را برای دوره ای زمانی سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶

نمازی و ابراهیمی،

۱۳۹۰

تحقیقات خارجی
ردیف
موضوع
نام محقق
سال
۵

چارچوبی جامع به اضافه یک بررسی مقدماتی که از هر دو جنبه علمی و تجربی، اجزاری سرمایه فکری و اثرات آن بر عملکرد سازمان را به آسانی قابل فهم می کرد

بونتیس

۱۹۹۸

۶

بررسی نتایج مقدماتی بونتیس

هونگ و چانگ

۲۰۰۵

۷

تحقیق روی اجزای سرمایه فکری یعنی سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری در دو بخش فعالیت های خدماتی و غیر خدماتی

بونتیس

۲۰۰۰

۸

اندازه گیری سرمایه فکری

پولیک

۲۰۰۰ و ۲۰۰۱

۸

اندازه گیری سرمایه فکری

پولیک

۲۰۰۰ و ۲۰۰۱

. مطالعه پولیک نشان داد که در بسیاری از بنگاه های خدماتی هنزو سرمایه فکری هم تراز با سرمایه های فیزیکی و مالی تلقی نیم شود. به همین دلیل ناسازگاری شدیدی در مدل های اندازه گیری جدید و سیستم حسابداری حال حاضر دیده می شود

۹

بررسی عملکرد بانک های ژاپنی

مَوریدیس

۲۰۰۴

اختلاف معنی داری در بین ‌گروه‌های مختلف بانکی رسید

۱۰

مطالعه ای در سال ۱۹۹۸ توسط آژانس دانمارکی صنعت بازرگانی بر روی ده مؤسسه‌

بونتیس

۲۰۰۱

پیاده سازی و عملیاتی کردن سرمایه فکری سهم عمده ای در موفقیت بلند مدت سازمان ها دارد

۱۱

مطالعه ای روی شرکت های استرالیایی

فری یر و مک کینزی

۱۹۹۹

نتایج آن ها مزایای دانش از قبیل: بهبود اطلاعات سهام داران و تقویت سرمایه گذاری، افزایش اطلاعات به منظرو هدایت بهتر تصمیم گیریها، کمک به مدیریت منابع انسانی و مدیریت ارتباط با مشتری را تأیید کرد

۱۲

تحقیق بر روی رابطه عملکرد سرمایه فکری و شیوه های فاش سازی آن

ویلیامز

۲۰۰۱

هیچ گونه رابطه سینماتیک قابل توجهی بین این دو نیافت. اگرچه به نظر می رسید که در سطوح بسیار بالای عملکردی سرمایه فکری از بی پرده بودن آن کاسته می شود

۱۳

رابطه سرمایه فکری و عملکرد مالی و ارزش بازاری بنگاه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:17:00 ب.ظ ]




ویژگی های خاص این نوع از اوراق را نیز می توان به شرح زیر بیان کرد:

      • اوراق اجاره به شرط تملیک نیز می‌تواند به سه صورت طراحی شود، اجاره یک کالای خاص، اجاره ترکیبی از کالاها برای یک دوره زمانی مشخص و اجاره ترکیبی از کالاها به صورت مستمر و دائمی‌.

    • همانند اوراق اجاره عادی در اوراق اجاره به شرط تملیک نیز مؤسسه‌ مالی می‌تواند بخشی از هزینه های حفظ و نگهداری عین مستاجره در طول مدت اجاره را به صورت شرط ضمن عقد به مستاجر منتقل نماید و بخشی دیگر را از طریق بیمه پوشش دهد.

  • اجاره بهای کالاهای اجاره داده شده به روش اجاره به شرط تملیک به صورتی تعیین می‌شود که افزون بر پوشش قیمت خرید کالا، هزینه های حفظ و نگهداری و حق الوکاله مؤسسه‌ شامل سود خالصی برای صاحبان اوراق باشد، نرخ این سود در بلندمدت نمی‌تواند کمتر از نرخ سود ابزارهای مالی مشابه باشد (همان منبع).

۲-۶-۲- اوراق مرابحه

از آنجا که اوراق مرابحه انواع مختلف دارد، نمی‌توان تعریف جامعی از این اوراق ارائه کرد؛ اما در نگاه عام می‌توان گفت: اوراق مرابحه، اوراق بهاداری هستند که دارندگان آن ها به صورت مشاع مالک دارایی مالی (دینی) هستند که بر اساس قرارداد مرابحه حاصل شده است. این اوراق بازدهی ثابت داشته و قابل خرید و فروش در بازار ثانوی می‌باشند (همان منبع).

۲-۶-۳- اوراق رهنی

اکثر تسهیلات اعطایی از طرف بانک‌های بدون ربا قابل تبدیل به اوراق بهادار هستند لیکن از این میان تسهیلات فروش اقساطی و اجاره به شرط تملیک به دلایل زیر از اولویت برخوردارند: این تسهیلات دارای بازدهی ثابت و معین هستند و برای افراد ریسک‌گریز و برای تبدیل کردن دارایی‌های بانکی به اوراق بهادار شروع مناسبی به حساب می‌آیند. در این تسهیلات، دارایی تا پرداخت آخرین اجاره بها در مالکیت بانک می‌ماند یا بانک می‌تواند معادل آن را به عنوان رهن دریافت نماید، ‌بنابرین‏، این تسهیلات از کمترین ریسک برخوردار است. این تسهیلات دارای زمان‌بندی کاملاً معلوم بوده بانک‌ها می‌توانند متناسب با شرایط بازار، بسته های مناسب تسهیلات را از جهت سررسید انتخاب و به بازار عرضه کنند.

۲-۶-۴- اوراق استصناع

قرارداد استصناع به معنای سفارش ساخت است و در اصطلاح فقهی و حقوقی، قراردادی “صنع” است که به موجب آن یکی از طرفین قرارداد، در مقابل مبلغی معین، ساخت و تحویل کالا یا طرح مشخصی را در زمان معین نسبت به طرف دیگر به عهده می‌گیرد.

وزارتخانه‌ها، شهرداری‌ها، شرکت‌های دولتی و خصوصی که درصدد احداث یا توسعه پروژه خاصی چون احداث مسکن به صورت انبوه هستند و اعتبار مالی لازم برای انجام آن را به صورت نقد ندارند، می‌توانند با بهره گرفتن از اوراق بهادار استصناع، به احداث پروژه اقدام کنند و قیمت آن را طبق زمان‌بندی معینی از محل بودجه سالانه یا از طریق واگذاری واحدهای ساخته شده به تدریج بپردازند.

۲-۶-۵- صکوک مشارکت

یکی از مهمترین انواع صکوک معرفی شده صکوک مشارکت است. صکوک مشارکت در حقیقت اوراق بهاداری است که دارنده آن به صورت مشاع، مالک بخشی از منافعی است که ناشی از اجرای یک طرح یا پروژه سرمایه ­گذاری است. مدت قرارداد مشارکت مشخص است و می توان سود اوراق را در ابتدای دوره، انتهای دوره، با سررسیدهای ماهانه، فصلی یا سالانه پرداخت کرد. از آنجا که صکوک مشارکت اوراق بهاداری است که بیانگر مالکیت مشاع فرد است، می‌توان آن را در بازار ثانویه و به قیمتی که توسط عوامل بازار تعیین می‌شود، معامله کرد. این نوع صکوک نیز همانند برخی از ابزارهای مالی در برخی از کشورهای اسلامی به مرحله اجرا رسیده و چند سالی است مورد استفاده قرار می‌گیرد. ایران و سودان از پیشگامان انتشار این گونه اوراق بوده اند. در ایران، قانون حاکم بر این اوراق قانون اوراق مشارکت مصوب ۱۳۷۶ می‌باشد. ماده ۲ قانون اوراق مشارکت این اوراق را به صورت زیر تعریف نموده است: اوراق مشارکت (صکوک مشارکت) اوراق بهادار با نام یا بی نامی است که به قیمت اسمی مشخص برای مدت معین منتشر می‏ شود و به سرمایه‏ گذارانی که قصد مشارکت در طرح‏های سوداور تولیدی، ساختمانی و خدماتی را دارند واگذار می‌گردد. دارندگان این اوراق به نسبت قیمت اسمی و مدت زمان مشارکت، در سود حاصل از اجرای طرح مربوط شریک خواهند بود. همچنین “سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی[۱۰]” (استاندارد شماره ۱۸) صکوک مشارکت را بدین صورت تعریف نموده است: “صکوک مشارکت، اسناد و گواهی‌های دارای ارزش یکسان هستند که بر اساس عقد مشارکت ایجاد شده اند و در آن یکی از طرفین یا شخص ثالثی مدیریت عملیات را بر عهده می‌گیرد”. در اوراق مشارکت، ناشر بخشی از سرمایه مورد نیاز را خود تهیه نموده و بخش دیگر را از طریق انتشار اوراق مشارکت تامین می‌کند. در واقع دارندگان اوراق مشارکت به صورت مشاع و به تناسب سرمایه آورده شده با ناشر در یک فعالیت اقتصادی وارد شده و در سود حاصل نیز شریک می‌شوند. دارندگان صکوک به میزان سهم خود از مشارکت، مالک طرح یا دارایی‌های آن می‌شوند. از آنجا که امکان عملی جهت مدیریت پروژه یا طرح توسط دارندگان اوراق وجود ندارد، لذا ناشر یا هر شخص دیگری که وی معرفی نماید به عنوان وکیل صاحبان اوراق مشارکت مدیریت طرح را بر عهده خواهد داشت. ‌بنابرین‏، اوراق مشارکت سندی است گویای مالکیت دارنده آن، نسبت به بخشی از یک دارایی حقیقی که متعلق به دولت، شرکت‏های تعاونی یا خصوصی است و تا سررسید اوراق، هر نوع تغییر قیمت دارایی متوجه صاحب اوراق مشارکت خواهد بود.

۲-۶-۶- اوراق مضاربه

اوراق مضاربه اوراق بهاداری است که ‌بر اساس عقد مضاربه طراحی می‌شود. ناشر اوراق مضاربه با واگذاری اوراق، وجوه متقاضیان اوراق را جمع‌ آوری کرده به عنوان مضاربه در اختیار بانی قرار می‌دهد، بانی در فعالیت اقتصادی سوداور (بازرگانی) به کار می‌گیرد و در پایان هر معامله یا پایان هر دوره مالی سود حاصله را بر اساس نسبت‌هایی که روی اوراق نوشته شده، میان خود و صاحبان اوراق تقسیم می‌کند. دارندگان اوراق نقش مالک و بانی نقش عامل قرارداد مضاربه را دارند. اوراق مضاربه را می‌توان با کاربری‌های مختلف طراحی کرد.

۲-۶-۷- اوراق جعاله

اوراق جعاله، اوراق مالکیت مشاع دارایی (کار، خدمت یا کالا) است که ‌بر اساس قرارداد جعاله تعهد انجام و تحویل شده است. بعد از پایان عمل (موضوع قرارداد جعاله)، صاحبان اوراق، مالک مشاع نتیجه عمل خواهند بود. نتیجه عمل ممکن است خدمت یا دارایی فیزیکی باشد. اوراق جعاله کاربردهای متنوع دارد.

۲-۶-۸- اوراق مشتقه

مشتقه ها قراردادی بین دو یا چند طرف است که پرداخت های آن بر اساس موقعیت سنجی تعیین می شود، در واقع مشتقه ها ابزارهایی برای کاهش یا انتقال ریسک به شمار می‌آید. برخی از مهمترین مشتقه ها عبارتند از:

    1. “قرارداد سلف[۱۱]

    1. “قرارداد های آینده[۱۲]

    1. “قرارداد های معاوضه[۱۳]

    1. “قرارداد های اختیار[۱۴]

  1. و غیره

۲-۷- ریسک اوراق صکوک

۲-۷-۱- تعریف ریسک

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




با توجه ‌به این آنچه برای همگامی با تحولات شگرف و سریع لازم است تغییر، انطباق و هماهنگی است که مستلزم رقابتهای فشرده، تلاش­های شدیدتر و چالش برانگیز است. به واسطه این تلاش­هاست که سازمان­ها به سوی تغییر همه جانبه حرکت می­کنند و ارتباطات و فرهنگ بین سازمانی را در نظام دهکده جهانی توسعه می­دهند (سنجری، ۱۳۷۸، ص ۳۴).

۲۰

      1. ضرورت به کار گیری و ارتقاء هوش سازمانی

همان گونه که در دنیای انسانی و در حیات پر تلاطم دنیای بشری انسانهایی موفق و کارا خواهند بود که دارای هوشی سرشار و بهره مند از درجه هوشی بالا باشند، بی­تردید این انسان‌ها با بهره­گیری از هوش خدادادی خود خواهند توانست بر مسائل و مشکلات زندگی خود فائق آیند. قطعا در سازمان­ها نیز وضع به همین گونه خواهد بود، بخصوص اینکه در عصر حاضر هر چه زمان جلوتر می رود با توجه به پیشرفت علوم و فنون و پیدایش نیازها و چالش­های جدید، سازمان ­ا نیز پیچیده­تر و اداره آن ها نیز مشکل­تر می­شود. این معنا زمانی پر اهمیت خواهد شد که بپذیریم در هر سازمان امروزی علاوه بر منبع عظیم و خلاق انسانی، استفاده از ماشین آلات هوشمند نیز در فرایند عملکرد سازمان ها نقش مؤثری ایفا می­­کنند. با اطمینان کامل می توان از راه حل هوش سازمانی که می‌تواند قدرت رقابت پذیری یک سازمان را افزایش دهد و از دیگر سازمان ها متمایز نماید استفاده کرد ( حمیدی زاده،۱۳۸۷،ص۱۵). امروزه ارتقاء هوش سازمانی یکی از الزامات غیرقابل انکار برای اغلب سازمان­هاست تا بتوانند از طریق کسب و تجزیه وتحلیل اطلاعات، و همین طور افزایش دانش و ایجاد آگاهی، ‌بر قابلیت­های خود بیفزایند. افزایش هوش سازمانی موجب می‌گردد سازمان­ها اطلاعات محیط اطراف خود را سریعتر و با دقت بیشتری تجزیه و تحلیل کرده ونتایج حاصل را به طریق سودمند ذخیره و در مواقع مقتضی در دسترس تصمیم گیرندگان قرار دهند. این امر جریان تبادل اطلاعات ودانش را در بستر سازمان تسریع کرده و اثربخشی فرایند تفکر و تصمیم­گیری جمعی را به نحو چشم­گیری بهبود می­بخشد. میزان هوش سازمانی سازمان­ها، مانند انسان‌ها، متغیر و متفاوت است. یعنی مجموعه­هایی از عوامل درونی و بیرونی در بروز و رشد آن تأثیر می­گذارد (غلامی و همکاران، ۱۳۹۰، ص۹۰).

هوش سازمانی می­تواند قدرت رقابت پذیری یک سازمان را افزایش دهد و از دیگر سازمان­ها متمایز نماید. بالا بردن سطح هوش سازمانی به سازمان­ها این امکان را می­دهد تا با به کار گیری اطلاعات موجود از مزایای رقابتی و پیشرو بودن بهره برداری نمایند. کارل آلبرخت موفقیت یک سازمان را مشروط به داشتن عواملی مثل؛ انسان هوشمند، تیم­های هوشمند و سازمان هوشمند می‌داند(پوراحمد و سلیمانی نژاد، ۱۳۸۹، ص ۷).

دنیای پیچیده امروز نیازمند تمرکز قدرت افراد و سازمان ها در رسیدن به اهداف پیش‌بینی شده می‌باشد. در دنیای پر طلاطم امروزی سازمان‌هایی وجود دارند که بجای قدرت بازو قدرت ذهن حاکمیت دارد (نسبی، ۱۳۸۷، ص۶). سازمان­ها برای به دست آوردن سرعت رشد بالاتر در محیط پویا لازم است به سمت بهبود هوش سازمان حرکت نمایند. دسترسی به اطلاعات مورد نیاز، پردازش و تحلیل بر اساس دانش و به دست آوردن نتایج هر تصمیم با آمار و اطلاعات بروز از جمله نیازهای یک سازمان می‌باشد. هوش سازمانی ارتباط مستقیم و محکمی با بعضی فاکتورهای سازمانی دارد از جمله این موارد تاثیر­گذار در هوش سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت سازمان و مدیریت دانش است، که بدون همکاری و عزم جدی مدیریت و استفاده از تکنیک­های مدیریت استراتژیک پیاده سازی هوش سازمانی امکان پذیر نخواهد بود( خسروی، ۱۳۹۰، ص۴-۳).

۲۱

      1. ابعاد هفت گانه هوش سازمانی

هوش سازمانی مفهومی جدید در عرصه ادبیات سازمان و مدیریت قرن ۲۱ می‌باشد. کارل آلبرخت این مفهوم را در سال ۲۰۰۲ در کتاب ” قدرت اذهان در کار ” (هوش سازمان در عمل ) بیان نموده است. او در این کتاب هفت بعد برای هوش سازمانی معرفی می‌کند، وی معتقد است این هفت بعد صفت هستند نه مجموعه ای از رفتارها یا ویژگی­های ساختاری ، یا فرایند و یا روش خاص عملیاتی؛ هر یک از این صفات پیشایندها و عوامل علی مختلفی دارند، پیشایندها می­تواند شامل رهبری شایسته، محصولات و فرآیندهای مناسب، تقاضای بازار، مأموریت‌ های منسجم، اهداف و روش، ارزش­های محوری و سیاست­هایی که تعیین کننده حقوق و رفتارهای کارکنان باشند. تأکید اصلی آلبرخت در مسئله هوش سازمانی تکیه بر قدرت ذهنی کارکنان می‌باشد (­آلبرخت، ۲۰۰۳، ص ۶۱-۴۱). آلبرخت برای تبیین هوش سازمانی مدلی را ارائه می کند که دارای ابعاد هفت گانه ی ذیل می‌باشد:

چشم انداز راهبردی : چشم­انداز راهبردی ‌به این اشاره دارد که راهبردهای اساسی و مهم در سازمان شناسایی و کلیه کارکنان آن را پذیرفته و در جهت آن هماهنگ شده باشند، در عین حال متخصصان و رهبرا­­ن فرصت بازبینی ‌و بازنگری آن را در نشست های سالیانه فراهم کنند وفرصت­ها و تهدیدهای ناشی از عوامل محیطی به طور دایم مورد بازبینی قرار گیرد ( جعفری، فقیهی،۱۳۸۸،ص ۵۰).

سرنوشت مشترک: کارکنان خود را به عنوان عضوی مؤثر از سازمان تلقی کنند و مدیران در طرح­ها، برنامه­ ها ،اجرا و ارزشیابی با مشارکت کارکنان عمل نمایند. در نتیجه آن­ها مأموریت­های سازمانی را می­شناسند و یک حس همدلی و همبستگی نسبت به اهداف پیدا ‌می‌کنند (بنی سی و ملک شاهی، ۱۳۹۰،ص ۳). از علائم کلیدی سرنوشت مشترک میتوان به داشتن برنامه­ها و نتایج مشترک در بین کارکنان، فهم همگانی، کمک و تشریک مساعی بخش­ها به یکدیگر، وجود احساس تعلق کارکنان به سازمان، احساس مشارکت در کارکنان، اعتقاد کارکنان به موفقیت و ارتباط با دوام کارکنان با سازمان می‌باشد (ستاری قهفرخی، ۱۳۸۹،ص۴).

۲۲

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




کلیات پژوهش

۱-۱- مقدمه

در دنیای امروز داشتن مسأله جزئی از زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها محسوب می شود (پروند، ۱۳۸۵: ۴۸). و جهان سرشار از مسائلی است که نیازمند راه حلهای جدید است (جویس، کالهون و هاپکینز[۱]، ترجمه مهر محمدی و عابدی، ۱۳۸۵: ۱۱۸). و انسان از بدو تولد تا آخرین لحظات حیات با مسائل مختلفی مواجه می شود. بعضی از این مسائل را فرد خود به وجود می آورد و معمولاً خود نیز قادر به حل و فصل بعضی از آن ها‌ است و بعضی از مسائل دیگر را جامعه و زندگی اجتماعی برای او به وجود می آورد که فرد به تنهائی قادر به حل و فصل آن ها نیست. پیشرفت و تحولات صنعت و تکنولوژی همراه با دست آوردهای رفاهی اش مسائل و مشکلات تازه ای برای انسان امروز و فردا به وجود آورده است (پروند، ۱۳۸۵: ۴۸). این پیشرفتها در حوزه سلامت و مسائل بهداشتی نیز علاوه بر رفاه، گاه پدید آورنده مشکلاتی همچون بیماری های نوپدید، بیماری های جنسی، رفتارهای تغذیه ای غلط و عادات غیر بهداشتی در بین نوجوانان، تولد نوزادان با وزن کم و مشکلات و بیماری هایی است که گریبانگیر این خانواده ها و کودک نه تنها در ایام کودکی بلکه در نوجوانی و بزرگسالی خواهد شد، از آنجایی که سلامت جسمی، روحی و اجتماعی هر یک از افراد جامعه به عنوان مهمترین سرمایه شمرده می شود ( ایرانپور، ۱۳۸۱: ۱)، و یکی از ارکان پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی هر کشور، داشتن نیروی انسانی سالم و کارآمد است، آموزش و پرورش نیروهای انسانی سالم، بویژه کودکان و نوجوانان در هر کشور از اولویت و اهمیت خاصی برخوردار است ( صادقی، ۱۳۷۰: ۱)، می توان گفت که این مهم بیشتر از هر نهادی از عهده نهاد تعلیم و تربیت بر می‌آید زیرا نظام های آموزشی از مهم ترین و زیربنایی ترین نظام های هر کشور برای تربیت سرمایه های انسانی و توسعه همه جانبه و پایدار محسوب می‌شوند (علیخانی، ۱۳۸۳: ۲). بخشی از جمعیت نظام های آموزشی را نوجوانان تشکیل می‌دهند و در اهمیت این دوران می توان گفت: نوجوانی یکی از مهمترین و پرارزش ترین دوران زندگی هر فرد است زیرا سرآغاز تحولات و دگرگونی‌های جسمی، روانی و حضور در فعالیت های اجتماعی برای آنان است، این دوران، زیربنا و جهت دهنده دوره های بعدی زندگی در بزرگسالی و سالمندی است (احمدی، ۱۳۷۶: ۲-۱). بسیاری از رفتارهای ناسالم بهداشتی که در بزرگسالی ظاهر می‌شوند در سال‌های اولیه زندگی یا در دوران نوجوانی شکل می گیرند، آموزش رفتارهای بهداشتی مثبت در سنین نوجوانی در مقابل تغییر رفتارهای بهداشتی در دوران بزرگسالی، هزینه کمتری به دنبال دارد و کیفیت زندگی نیز در مراحل بعدی از طریق کاهش بیماری و پیشرفت‌های خود مراقبتی به میزان زیادی افزایش می‌یابد (ایرانپور، ۱۳۸۱: ۲). توجه به بهداشت دختران بویژه در این دوران از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این دوران زمان اکتساب قدرت باروری است، زمانی است که تغییرات دینامیک در مغز و غدد باعث تغییرات جسمانی، روحی و رفتاری فرد شده و برنامه باروری وی پی ریزی می‌گردد، بسیاری از مشکلات نازایی، بیماری های عفونی، ازدواجهای ناموفق، حاملگی های مخاطره آمیز، مرگ و میر و ‌معلولیت‌ها از این دوران نشأت می گیرند (احمدی، ۱۳۷۶: ۲). علاوه بر مسائل ذکر شده دختران نوجوان به علت مشکلات تغذیه ای و دریافت ناکافی آهن از طریق رژیم غذایی جزء ‌گروه‌های آسیب پذیرند که بخش عمده ای از مبتلایان به فقر آهن و کم خونی ناشی از آن را تشکیل می‌دهند (حیدرنیا و همکاران، ۱۳۸۱: ۳۳). سوء تغذیه عامل اصلی ضعف و ناتوانی جسمی نوجوانان می‌باشد، کودکان و نوجوانان مبتلا به سوء تغذیه ضمن ناتوانی جسمی، آمادگی کافی برای آموزش گرفتن و استفاده از امکانات را ندارند (رجایی و همکاران، ۱۳۸۰: ۱۲۸). با توجه به نکات ذکر شده و با عنایت به اینکه دقت در بهداشت دختران تأثیر مستقیمی بر خانواده و کودکان آن ها و جامعه خواهد داشت، مطالعاتی در این باب و بررسی آگاهی، دانش و عملکرد دختران نوجوان اطلاعاتی به دست می‌دهد تا بر اساس آن برنامه های آموزشی، رسانه ها و نهاد تعلیم و تربیت نقاط قوت خود را تقویت و نقاط ضعف برنامه های خود را اصلاح نمایند و این به بهتر زیستن حال و آینده شخص کمک می کند (پویه، ۱۳۷۵: ۱). زیرا برنامه های صحیح می‌توانند سبب ایجاد دانش در فرد شوند (ایرانپور، ۱۳۸۱: ۵). ایجاد دانش و حساسیت در دانش آموزان نسبت به رشد خود در زمینه‌های گوناگون به نظر می‌رسد برای مقابله با رشد نابسامانی های فردی و اجتماعی در آن ها مفید واقع شود اما این به تنهایی کافی نمی باشد زیرا گاه دانش آموزان از طریق محتواهای آموزشی به آگاهی در خور توجهی می‌رسند، اما این آگاهی تغییری در رفتار آن ها ایجاد نمی کند، دلیل این مطلب روشن است زیرا طبیعت انسان طوری است که برای انجام عملی نیاز به سه رکن شناخت، مهارت و شور و شوق دارد، به عبارتی زمانی که عوامل شناختی، عاطفی و عوامل مهارتی در کنار هم قرار می گیرند باعث انجام عملی می شود (تیموری، ۱۳۸۲: ۴-۳). ‌بنابرین‏ در این امر، بررسی هر سه وجه شناخت، نگرش و عملکرد افراد مهم می‌باشد.

این پژوهش نیز به علت اهمیت این مسئله به بررسی هر سه رکن آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر مقطع متوسطه در دو حوزه بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی پرداخته است.

۱-۲- بیان مسأله

آنچه طراحان و برنامه ریزان درسی برای رشد و تربیت فراگیران طراحی و برنامه ریزی می‌کنند‏‎‏‎‍،. برنامه درسی رسمی است، برنامه رسمی ‌هدف‌های‌ آموزشی مدون و آشکار دارد و اصول و روش های یاددهی و یادگیری متناسب با هدفها و محتوا تعیین و ‌پیشنهاد می شود و ‌در مورد ارزشیابی نیز تصمیم گیری هماهنگی به عمل می‌آید. پرسش اساسی این است که آیا مجموعه یادگیریهای دانش آموز محدود به برنامه درسی رسمی است؟ آیا می توان عوامل مؤثر در شکل گیری تجربه ها را تحت کنترل در آورد و جز تأثیر و دخالت برنامه درسی آشکار از تأثیر عوامل دیگر مانع شد؟ چنین چیزی در عمل ناممکن است (ملکی، ۶۴:۱۳۸۸).

فتحی در تقسیم بندی خود به هشت نوع برنامه درسی اشاره ‌کرده‌است که یکی از آن ها، برنامه درسی یاد گرفته شده است، وی این نوع برنامه درسی را به شکل زیر تعریف می‌کند:

برنامه درسی آموخته شده عبارت است از آنچه که واقعاً بچه ها از کل تجربیات در انتهای یک برنامه درسی معین فرا گرفته اند و این چیزی است که شناسایی و فهم آن به علت تعدد و تکثر متغیرهای اثرگذار بر آن بسیار دشوار و پیچیده است. آن چه که بچه ها واقعاً یاد می گیرند همان چیزی نیست که تجویز، تدریس یا حتی آزمون شده است.

به تصویر کشیدن برداشت و فهم دانش آموزان از برنامه درسی رسمی و پنهان و نحوه ترکیب آموخته ها، مرتبط ساختن آن ها با یادگیری قبلی و آنچه که در خارج از محیط مدرسه ( از طریق رسانه های ارتباط جمعی، اینترنت، فعالیت های سیاسی و اجتماعی و …) فرا گرفته اند بسیار دشوار است و حتی نمی توان آن را به کل دانش آموزان تعمیم داد، چه آن که هر یک از یادگیرندگان دارای تجربیات متفاوت، باورهای ایدئولوژیک و نگرش ها و بینش های متفاوت هستند و به همین دلیل از یک درس معین که توسط معلم در کلاس تدریس می شود، معانی و برداشت های متفاوتی خواهند داشت (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۸: ۷۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




۲-۱-۳-۴- تئوری سلسله مراتب گزینه‌های تأمین مالی[۲۴]

این تئوری بیان می‌کند که شرکت‌ها در تأمین مالی مورد نیاز خود سلسله مراتب معینی را طی می‌کنند. شکل گیری این سلسله مراتب نتیجه عدم تقارن اطلاعات است. طبق این تئوری در مواردی که بین مدیران و سرمایه گذاران برون سازمانی عدم تقارن اطلاعاتی وجود داشته باشد، مدیران تأمین مالی از محل منابع داخلی شرکت را به منابع خارج از شرکت ترجیح می‌دهند. در این تئوری برخلاف تئوری توازن ثابت یا پایدار، هیچ ترکیب بدهی به حقوق صاحبان سهام هدف از قبل تعریف شده ای وجود ندارد زیرا دو نوع حقوق مالکانه وجود دارد داخلی و خارجی، یکی در اولویت اول و دیگری در اولویت آخر، از این رو نسبت بدهی هر شرکتی نیازهای انباشته آن شرکت برای تأمین مالی خارجی را منعکس می‌سازد (بریلی و مایرز، ۱۳۸۳).

۲-۱-۳-۵- فرضیه‌های نقدی آزاد[۲۵]

از دیگر فرضیه هایی که در مقام تشریح ساختار سرمایه برآمده و از پشتوانه تحقیقی مناسبی برخوردار است فرضیه جریان نقدی آزاد می‌باشد که در سال ۱۹۸۶ توسط جنسن معرفی گردیده است. این فرضیه بازتاب‌های مهمی برای ساختار سرمایه دنبال دارد. طبق این فرضیه، پرداخت سود سهام به سهام‌داران، جریان نقدی آزاد شرکت را کاهش می‌دهد. ‌بنابرین‏، انتظار می‌رود افزایش در سود سهام پرداختی، با کاهش دادن توان مدیران در تعقیب اهداف یا فعالیت‌های مغایر با منافع سهام‌داران، منافع سهام‌داران را افزایش دهد.

علاوه بر این، نظر به اینکه بهره و اصل بدهی جزء تعهدات ثابت شرکت بوده و باید در موعد مقرر پرداخت گردد افزایش سطح استقراض نیز جریان نقدی آزاد شرکت را کاهش می‌دهد و در واقع، اثر بدهی در پیشگیری از اهداف شخصی مدیران، بیشتر از اثر پرداخت سود سهام است زیرا در صورتی که شرکت در موعد مقرر تعهدات خود را ایفا نکند با مشکل ورشکستگی روبرو خواهد شد در حالی که کاهش یا عدم پرداخت سود سهام، مشکلات کمتری برای شرکت ایجاد می‌کند زیرا شرکت هیچگونه تعهد قانونی مبنی بر پرداخت سود به سهام‌داران ندارد. از این رو، فرضیه جریان نقدی آزاد بیان می‌دارد از آنجایی که بدهی فرصت اتلاف منابع شرکت توسط مدیران را کاهش می‌دهد روی آوردن از سهام به بدهی در تأمین منابع مالی، ارزش شرکت را افزایش خواهد داد.

۲-۱-۴- روش‌های تأمین مالی

هدف اصلی انتخاب ترکیبی از منابع مالی این است که هزینه سرمایه را حداقل و ارزش شرکت را برای سرمایه گذاران حداکثرنماید. شرکت راه های مختلفی را برای تأمین مالی در اختیار دارد که از نظر زمان سررسید به تأمین مالی کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می‌گردند.

۲-۱-۴-۱- تأمین مالی کوتاه مدت[۲۶]

تأمین مالی از منابعی است که حداکثر ظرف یکسال یا کمتر بازپرداخت گردد. منابع تأمین مالی کوتاه مدت به دو دسته تقسیم می‌شوند که شامل منابع تضمین شده و تضمین نشده می‌باشند. منابع مالی کوتاه مدت تضمین نشده عمدتاًً شامل اعتبارات تجاری (خرید نسیه کالا، پیش دریافت از مشتریان، هزینه های پرداختی، وام‌های بانکی و اسناد تجاری می‌گردند. منابع مالی تضمین نشده عمدتاًً توسط بانک‌ها و مؤسسات مالی و خریداران حسابهای دریافتنی تأمین مالی می‌گردند (ون هورن، ۱۹۸۹، ص ۴۴۵).

۲-۱-۴-۲- تأمین مالی میان مدت[۲۷]

تأمین مالی از منابعی است که سررسید آن ها بیش از یکسال و کمتر از هفت سال است. بدهی‌های با کمتر از سررسید ۵ یا ۱۰ سال را جزء بدهی‌های میان مدت تلقی نموده اند. بدهی میان مدت شامل مواردی مانند اعتبار در گرفتن وام‌های مدت دار و قرارداد‌های اجاره می‌گردند ( شباهنگ، ۱۳۷۵,ص ۲۳۹).

۲-۱-۴-۳- تأمین مالی بلند مدت[۲۸]

تامین مالی بلند مدت عمدتاً به منظور سرمایه گذاری‌های بلند مد، مانند خرید دارایی‌های جدید، احداث کارخانه‌ها و یا مدرنیزه کردن امکانات موجود مورد استفاده قرار می‌گیرند. منابع تأمین مالی بلند مدت شامل استقراض(بدهی) بلند مدت، سهام عادی و سهام ممتاز می‌گردد (شباهنگ، ۱۳۷۵، ص ۲۱۶).

۲-۱-۴-۴- تأمین مالی از طریق سرمایه استقراضی[۲۹]

سرمایه استقراضی عمدتاً شامل وام‌های رهنی، تسهیلات بانکی، اوراق قرضه و سایر بدهی‌های بلند مدت می‌باشد که توسط بانک‌ها و مؤسسات تامین مالی و سایر اشخاص حقیقی تأمین و اعطا می‌شوند. در مجموع تأمین مالی بواسطه استقراض، مزایایی را برای شرکت به دنبال دارد. از جمله اینکه بهره بدهی‌ها جزء هزینه های قابل قبول مالیاتی بوده و در نتیجه صرفه جویی‌های مالیاتی به همراه خواهد داشت. از طرف دیگر تامین مالی بدین طریق سهم سهام‌داران در کنترل شرکت راکاهش نداده و در دوره تورمی بازپرداخت آن ارزان تر تمام خواهد شد. تأمین مالی از طریق بدهی صرفه نظر از مزایای ذکر شده در فوق، معایبی هم دارد. تضمین پرداخت بدهی و لزوم بازپرداخت اصل آن در سررسید و محدودیت هالی مالی که شرایط وام‌های اخذ شده بر شرکت را تحمیل می‌کند، از جمله این موارد می‌باشد. همچنین استفاده بیش از حد بدهی، ریسک ساختار سرمایه و در نتیجه هزینه سرمایه شرکت را افزایش می‌دهد (عبدالله زاده و مدرس، ۱۳۷۳، ص ۱۹۶).

۲-۱-۴-۵- تأمین مالی از طریق سهام عادی[۳۰]

شرکت‌ها می‌توانند از طریق صدور و فروش سهام عادی به سرمایه گذارانی که قبلا سهامدار بوده اند و یا با خرید سهام جدید سهامدار شده اند، وجوه مورد نیاز خود را تامین نمایند. اگر شرکتی قصد افزایش سرمایه را داشته باشد سهام جدید را باید نخست به سهام‌داران فعلی خود عرضه نماید و بدین ترتیب هر سهامدار به نسبت سهام خود در پذیره نویسی سهام عادی جدید مشارکت نموده و از این طریق سهم مالکانه خود را در شرکت حفظ می‌کند (جهانخانی و پارساییان، ۱۳۷۴).

با توجه به اینکه میزان ریسک و هزینه سهام عادی در مقایسه با سایر راه‌های تأمین مالی بیشتر است، لذا بدیهی است که نرخ بازده مورد انتظار سهام‌داران عادی بیش از نرخ بازده مورد انتظار توقع در بدهی‌ها می‌باشد و در نتیجه تأمین مالی از طریق سهام عادی یکی از گران ترین راه‌های تأمین مالی برای شرکت به شمار می‌آید (الن شاپیرو، ۱۹۹۳، ص ۱۰).

۲-۱-۴-۶- تأمین مالی از طریق سهام ممتاز[۳۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




۲-۵-۱- فراهم کردن بسترهای فرهنگی در سازمان:

نخستین و بنیادی ترن اقدام در زمینه توسعه و اعتلای توسعه مدیریت استعداد در سازمان ها ایجاد بسترهای فرهنگی لازم در این زمینه است که البته این مهم، فرایندی زمان بر و هزینه بر بوده و نیازمند انجان سرمایه گذاریهای کلان می‌باشد، به دیگر سخن برای نهادینه کردن فرهنگ توجه به استعدادها در سازمان ها، می توان به ارائه مفهوم جدیدی از سازمان شایسته پرداخت ‌به این ترتیب که: سازمان مجموعه ­ای از شایستگان(در زمینه سازمانی) است که جهت رسیدن به هدف مشترک سازمانی(شایستگی سازمانی) تلاش می‌کنند (سمینار اصل،۱۳۸۵، ص ۲۳).

مرور نوشته های صاحب‌نظران مدیریت این واقعیت را نشان می‌دهد که فرهنگ سازمانی، رفتار کارکنان را در سازمان شکل می‌دهد. با توجه ‌به این که فرهنگ سازمانی، تاثیر بسزایی بر رفتار مدیران و کارکنان در تمام سطوح سازمان دارد،آن ها با قدرت می‌توانند توانایی یک شرکت را در تغییر جهت گیری راهبردی آن، تحت تاثیر قرار دهند (حاجی کریمی و حسینی، ۱۳۸۹، ص ۶۳).

۲-۵-۲- مدیریت غیرمتمرکز:

از آنجا که در دنیای جدید، منبع کلیدی کسب و کار، سرمایه و تجهیزات نیست، بلکه دانش و فناوری اطلاعات و نیروی انسانی شایسته است، لذا سازمان ها به تجدید ساختار و مدیریت متمرکز روی می آورند و در کل ساختار سازمان ها به سوی مجازی شدن، عدم تمرکز و منعطف شدن در حال تغییر هستند.گرایش فلسفه، اهداف و فعالیت‌های سازمان­ها از تمرکز به سوی عدم تمرکز موجب تفویض اختیار بیشتر به زیردستان خواهد شد و همین امر در شایسته­پروری و شایسته­سالاری آنان و کیفیت کار، اثرات قابل توجهی خواهد داشت (تصدیقی،۱۳۸۵، ص ۴۳).

۲-۵-۳- اصلاح ساختارهای استخدامی:

سومین گام در توسعه فرایند مدیریت استعداد در سازمان ها، اصلاح ساختارهای استخدامی و نحوه جذب و گزینش نیروهای متخصص، تجدید نظر در برخی قوانین استخدامی، قرار دادن ضمانت اجرایی مؤثر جهت اجرای صحیح و دقیق آن ها و ایجاد بازو های قدرتمند نظارتی در سطح کشور به منظور نظارت هر چه بیشتر و بهتر بر حسن اجرای قوانین و بخشنامه ها می‌باشد (سمینار اصل،۱۳۸۵، ص ۲۶).

۲-۵-۴- ایجاد یک نظام ارزشیابی عملکرد سیستماتیک:

برای توسعه شایسته محوری در منابع انسانی سازمان ها ایجاد یک نظام ارزشیابی و ‌پاسخ‌گویی‌ عملکرد، ضروری به نظر می‌رسد. این نظام ارزشیابی بایستی به طور مستمر تمام فعالیت‌های سازمان و عملکرد افراد را با اهداف از پیش تعیین شده، مورد مقایسه قرار دهد و مشخص کند که آیا قوانین، مقررات، طرح ها، سیاست ها، خط مشی ها و روش های مصوب توسط واحد های عملیاتی یا کارکنان سازمان به درستی اجرا و پیگیری شده اند یا خیر؟ آیا فعالیت‌های سازمان، بر طبق دستورالعملهای لازم انجام شده است یا خیر؟ این نظام ارزشیابی در اصل یک نظام نظارت و کنترل نیز هست زیرا فرایند عملیات سازمانی را در سازمان،نظارت و کنترل می‌کند و نواقص کار را مشخص می‌سازد و منجر به اعمال مدیریت صحیح و بهبود فعالیت­های سازمانی می شود (تصدیقی،۱۳۸۵، ص ۴۱).

۲-۵-۵- نقش و حمایت مدیران:

کلید موفقیت مدیریت استعداد در سازمان آن است که همه مدیران در هر سطحی نقش مؤثری را در این زمینه ایفا کنند. مدیر به عنوان نماینده رسمی سازمان برای ایجاد هماهنگی و افزایش بهره وری در رأس سازمان قرار دارد. موفقیت سازمان درتحقق اهداف درگرو چگونگی اعمال مدیریت و سبک‌های مؤثر رهبری است. مدیر در نقش رهبری سازمان می‌تواند سبک‌های متفاوتی را در هدایت نیروی انسانی انتخاب کند. الگوهای رفتاری مناسب مدیر در هر سازمان باعث به وجود آمدن روحیه و انگیزش قوی در کارکنان می شود و میزان رضایت آن ها را از شغل و حرفه خویش افزایش می‌دهد. مدیران با بهره گرفتن از سبک صحیح رهبری می‌توانند رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان و بهره وری سازمان خود را افزایش دهند (فرانک و همکاران[۱۳]، ۱۹۹۷، ص ۲).

همان‌ طور که قبلا نیز مطرح شد سازمان‌های موفق در بحث مدیریت استعداد آنهایی هستند که مدیران عالی آن در این زمینه حمایت لازم را داشته اند و همه مدیران زیر مجموعه را ملزم به رعایت آن دانسته اند. این حمایت دو طرفه است. ‌به این صورت که مدیریت استعداد با انتصاب افراد مناسب در مشاغل کلیدی از تصمیم گیری و تفکر مدیران حمایت می کند (حاجی کریمی و حسینی، ۱۳۸۹، ص ۵۸).

۲-۵-۶- کاهش بوروکراسی و مقررات دست و پاگیر اداری:

امروزه حرکت از دیوان سالاری به سوی شایسته سالاری در سازمان ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است.سازمان ها اگر به دنبال نواوری،خلاقیت و ابتکار و پرورش افراد شایسته باشند و بر کیفیت و اثربخشی فعالیت ها تأکید کنند، لزوماً” باید بسیاری از مقررات دست و پا گیر اداری را تعدیل کنند،زیرا بوروکراسی به خاطر ویژگی های ذاتی خود نمی تواند به خلاقیت ها و ابتکارات میدان دهد و در بسیاری ازموارد کیفیت را فدای کمیت می‌سازد. کاهش بوروکراسی در سازمان ها، زمینه مشارکت و خلاقیت را تسهیل می‌کند و این خود تحولی دیگر در جهت توسعه مدیریت استعداد در سازمان است(تصدیقی،۱۳۸۵، ص ۴۴).

۲-۵-۷- کشف افراد باهوش و لایق:

بازبینی برنامه استخدام و یا حفظ نیروها همیشه ساده نبوده است. سازمان‌ها به شدت ‌در تلاش و رقابتند تا باهـوشترین وکارآزموده­ترین­ها را به خدمت گیرند. همزمان بسیاری در تلاشند تا قدرتمندسازی و رهبری مؤثر را توسعه دهند. امروزه، یافتن افراد لایق و فعالیت‌های جبرانی و پاداش به نظام (سیستم) برای نگهداری مغز سازمان مهمترین کار است. کوهن می‌گوید که سازمان‌ها درحال درگیری و مطالعه این مهم هستند که چگونه می‌توانند افراد لایق را حفظ کنند (جمشیدی و پور یوسفی،۱۳۸۳، ص ۵۲).

۲-۵-۸- آموزش مدیریت منابع انسانی:

در دهه اخیر آموزش به عنوان زیربنای اصلی در فرایند توسعه منابع انسانی همواره مورد تأکید بوده و پارادایم جدید توسعه منابع انسانی، نظام­های یادگیری یکپارچه را عامل اصلی ارتقای شایستگی­های سرمایه های انسانی می­داند (دهقانان، ۱۳۸۶، ص ۲۸).

روند مستمر تغییر و تحول در شئون مختلف حیات اجتماعی، پیشرفت های شگرف در علوم و فنون مجموعه پدیده ها و مسائلی هستند که نیازهای آموزشی نیروی انسانی شاغل در یک سازمان را افزایش می‌دهد. امروزه رشد نیروی انسانی از طریق آموزش و پرورش بیش از پیش مورد توجه و تأکید سازمان‌ها قرار گرفته است. تأکیدی که در کوشش های مدیریت نوین، تحولی چشمگیر به شمار می‌آید. به بیان دیگر اکنون آموزش و پرورش مدیران در ردیف اساسی ترین وظایف هر سازمان قرار گرفته است. در این راستا مهمترین وظیفه سازمان آن است که با تدوین مستمر برنامه های آموزشی، راه دگرگون شدن و بهبود کار را هموار نماید (ذبیحی و عرفانیان خانزاده، ۱۳۸۹، ص ۴۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




ماده ۱قانون تجارت‌: تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار بدهد. در این ماده منظور از«کس» همه اشخاص عم از حقیقی یا حقوقی است.به نظر بعض حقوق ‌دانان«معاملات تجاری به عملیاتی گفته می‌شود که برای تجاری تلقی شدن نیاز به تکرار ندارند، یعنی تجاری است – حتی اگر یک بار هم انجام شود(مثل صدور برات) – و فعالیت‌های تجاری عملیاتی است که شرط حتمی وجود آن استمرار است(مثل تصدی به حمل و نقل).[۱۹]

اگر چه عبارت قانون‌گذار در ماده ۲ ق.ت. تحت عنوان معاملات تجاری مصادیقی را عنوان می‌کند که مصداق عملی فعالیت تجاری هستند[۲۰]

واز طرف دیگر وبه تبعیت از تعریف مفهوم شخصی، شخص تاجر را معرفی می‌کند وهراقدامی که این شخص انجام دهد راتجاری می‌داند، قاعده ای که در مواد ۳قانون تجارت و ۲ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب۲۴ اسفند ۱۳۴۷ به دست داده می شود.[۲۱]

ملاحظه می‌گردد که قانونگذاربابه دست دادن دومعیاردرصد شناسایی تاجر می‌باشد، و در واقع باعنوان کردن اعمال تجاری ذاتی وپیش بینی اعمال تجاری تبعی (تجاری دانستن اعمال به تبع تاجربودن عامل) از سیستم موضوعی اتخاذ شده درماده ۲ ق.ت در ماده سوم همان قانون عدول کرده وسستم مختلط (شخصی-موضوعی)را پذیرفته است.

اگرچه حسب ظاهر بندهای ماده ۳ق.ت معاملات بین تجار حتی اگر برای امور غیر تجاری باشد، تجاری محسوب می‌‌شود لکن همچنان که برخی از حقوق دانان متذکر شده اند، باید قائل ‌به این بو.د که معاملات بین تجاروتنها در صورتی تجاری محسوب می‌شود که برای امور (حوائج)تجاری انجام گرفته باشند.

نظریه به متابعت قانون‌گذار از سیستم مختلط (شخصی-موضوعی)رویه قضائی نیز از این روش متابعت نموده است، چنان که در حکم شماره ۲۷۷۴-۱۹/۱۲/۱۶، صادره از شعبه چهارم دیوان در مقام به دست دادن ملاک تاجر بودن آمده است که:

نظر به اینکه مطابق ماده ۱ قانون تجارت، تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار بدهد ‌بنابرین‏ مجرد بستن قرارداد وشرکت تجارتی کسی با دیگری برای امری (در صورتی که شغل معمولی خود را تجارت قرار نداده باشد) موجب نمی شود که آن شخص تاجر شناخته شود ‌و نتواند دادخواست اعسار بدهد.[۲۲]

به نظر می‌رسد در تعریف تاجر باید گفت تاجر کسی است که به قصد انتفاع معاملات موضوع ماده ۲ق.ت. را شغل معمولی خود قراردهدواینکه قاتنونگذار در ماده ۳ق.ت پاره‌ای اقدامات را به اعتبارتاجر بودن متعاملین تجارتی قلمداد نموده است ارتباطی به تعریف تاجر ندارد چرا که نخست تاجر بر اساس ماده ۲ق.ت وانجام فعالیت‌های موضوع آن راشناسائی وتعریف می‌شود سپس اقدامات تبعی او تجاری قلمداد می‌کردد لذا قانون‌گذار از همان سیستم موضوعی تبعیت نموده است نه مختلط.

ه- رویه قضائی

در فرهنگ حقوقی رویه قضائی اینگونه شناسنانده شده: «آرای صادرشده در هیئت عمومی تمیزراخواه به صورت اصراری باشدخواه به صورت لازم الاتباع رویه قضائی ورویه تمیزی گویند.»[۲۳]

ولی عمده این است که بدانیم رویه قضائی در هرشکل ‌و نوعی که باشد ساخته فکروعمل قضات است وهیمن امر نیزوجه تمیزآن از قانون است چرا که قانون ساخته وپرداخته قانون‌گذار است ‌و عموماًً جایگاه عرض اندام کردن رویه قضائی به ‌عنوان یک منبع صدور حکم در کنار قانون وعرف، مواردی همچون تفسیرتناقض یا تعارض قانون، تزاحم دوقانون، نقص قانون ویا احمال قانون است.

‌بنابرین‏ در تعریف رویه قضائی گفته شده: «شکل کلی تصمیم مکرر قضائی که در موارد مشابه به لحاظ الزام معنوی ویا الزام قانونی مبنای حکم مرجع قضائی قرار گیرد رویه قضائی است.[۲۴] با این تعریف می‌توان عناصر ذیل را در رویه قضائی شناسائی نمود:

۱- رویه قضائی شکل کلی تصمیم قضائی است. یعنی با رأی قضائی تفاوت دارد قاضی در هر پرونده اعم از حقوقی یا جزائی تصمیمات مختلفی می‌گیرد، دستور اداری می‌دهد، انواع قرارها را صادر می‌کند وبالاخره با رأی‌ نهایی خود پرونده را در آن مرحله از رسیدگی مختومه می‌سازد. همه این تصمیمات مربوط به یک پرونده است اما هیچ یک از این اقدامات عنوان رویه قضائی را ندارد. همه نظریات ‌و دستورات قاضی پرونده جزئی است وخاص همان پرونده، رویه قضائی شکل کلی دارد، نظیر قاعده حقوقی وقانون که مربوط به یک پرونده نمی باشد رویه قضائی هم تنها به یک پرونده ارتباط ندارد.[۲۵]

۲-رویه قضائی شکل کلی تصمیم مکرر قضائی است، رویه قضائی فقط با حالت کلی پیدا نمی شود، مربوط به یک رأی‌ وتصمیم قضائی نیست. رأی‌ قاضی باید ‌در مورد مشابه تکرار شود. ریشه رویه قضائی، رأی‌ ونظر ‌و دستور متکی به قانون دارس است، ولی نه یک رأی‌. ‌بنابرین‏ اگر قاضی در یک پرونده را به به شکلی کلی دربیاوریم و در موارد مشابه از آن استفاده کنیم به رویه قضائی می‌رسیم.[۲۶]

۳ – وجود حالت الزام در رویه قضائی حالت الزام وجود دارد یعنی رویه قضائی باید دارای آنچنان ارزش علمی ویا عدالت جویی باشد که در موارد مشابه قاضی به آن رغبت وتمایل ‌و الزام معنوی پیدا کندوآن را به کارگیرد یا قانون استفاده از آن را اجباری استفاده ساخته باشد. با این ترتیب حالت الزام به یکی از دوصورت در رویه قضائی تجلی پیدا می‌کند. الزام معنوی ‌به این معنا که قضات دیگری آن را مبنای استنباط خود قرار می‌دهند ‌و الزام قانونی مثل آرای وحدت رویه دیون عالی ‌کشور که همچون قوانین لازم الاتباع هستند.»[۲۷]

در یک تعریف دیگر گفته شده‌: «رویه قضائی وسیله جذب داده های نو ورفع نهادهای کهنه وزیان بار است وباید آن را به جهازتنفس نظام حقوق مانند کرد وانگهی برای رفع اجمال وتضادهای موجود در متون قوانین تنها راه رسمی وموثر دخالت رویه قضائی است که باید قانون را تفسیر کند وبه وازه های مکتوب جان بخشد وبنابراین بی اعتنایی به جمع‌ آوری ونقد قضائی گناهی است نابخشودنی که هر چه بر ‌عمر آن می‌گذرد سنگین تر می‌شود».[۲۸]

واز این تعاریف که بگذریم عمده دلیل بر اهمیت رویه قضائی این است که احد از حقوق ‌دانان معتقدند که: «رویه قضائی چکیده حقوق زنده وپالایشگاه قوانین است واز این دریچه است که اراده دولت آمیخته وتعدیل شده با معجون جادوئی پنهان عدالت به زندگی اجتماعی تزریق می‌شود وسلامت ونظم حقوق را تامین می‌کند پس بی اعتنایی به آنچه در دادگاه ها می‌گذرد پشت کردن به واقعیت است. همان گونه که در همه کشورهای پیشرفته مرسوم است باید آرای بدیع وجالب تمام محاکم با دقت تمام جمع‌ آوری شود وهر رأی‌ از طرف یکی از بزرگان ومحققان مورد انتقاد قرار گیرد و در مجموعه های دوره‌ای منتشر شود تا با مراجعه ‌به این گونه مجموعه ها دادرسان بتوانند به آسانی فواید وزیان های آرای گذشته را دریابند وبرای ایجا یک رویه ثابت واستوار از آن الهام بگیرند.»[۲۹]

در نتیجه رویه قضایی را می‌توان به رویه قضایی با منشأ الزام قانونی ورویه قضایی با منشأ الزام معنوی تقسیم کرد که عموماً رویه قضایی با منشأ الزام قانونی شامل آرای وحدت رویه می‌شود ورویه قضائی با مشنأ الزام معنوی متکی به دلایل موجب قناعت وجدان دادرس است، گرچه راجع به آن موضوع رأی وحدت رویه‌ای صادر نشده است لذا نظریات مشورتی می‌تواند مصداقی از آن باشد یا با اینکه اماره رشد با این تحلیل که اگرچه قانون رشد متعاملین نسخ ضمنی شده است وقانون سن خاصی برای رشد ندارد اما محاکم ۱۸سال را سن رشد می‌دانند.

گفتار دوم: اعسا وانواع آن و اعطاء مهلت

الف-اعسار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




۱-۱-بیان مسئله

شرط موافق مقتضای عقد شرطی است که با مقتضای عقد مخالف نبوده و در صورت توافق طرفین می‌توان آن را جایگزین قانون کرد. شروط ضمن عقد راه‌حلی است برای جبران مشکلاتی که ممکن است در آینده در زندگی مشترک خانوادگی بروز کند. آشنایی با این راه‌حل به زنان اجازه می‌دهد تا زمانی که قوانین اصلاح شود، از این شروط برای جبران کمبودهای حقوقی خود استفاده کنند و در صورت بروز اختلاف تا حدودی از حقوق خود دفاع کنند.

‌بنابرین‏ از سال ۱۳۶۰ به بعد در سند ازدواج که از طرف اداره ثبت اسناد چاپ می‌شود، شروطی به عنوان «شرط ضمن‌العقد» پیش‌بینی شده و سردفتر مکلف است قبل از اجرای صیغه عقد آن ها را برای زوجین قرائت و مفهوم آن ها را به زوجین برساند تا هر شرطی که مورد قبول آن ها است، امضا کنند. باید افزود که زوجین می‌توانند علاوه بر شروط چاپ شده در قباله نکاحیه هر شرطی را که مایل باشند و خلاف مقتضای عقد نباشد، به آن اضافه کنند، از جمله زن می‌تواند شرط کند که اجازه خروج از کشور را دارد و مرد نمی‌تواند مانع از خروج او شود یا زن حق انتخاب مسکن یا ادامه تحصیل و اشتغال به کار و حق حضانت اطفال در صورت وقوع طلاق را داشته باشد.

شروطی که در قباله‌های ازدواج مندرج بوده، به قرار زیر است:

الف) شرط تحصیل: زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب کند، مخیر

می‌سازد.

ب) شرط اشتغال: مطابق قانون، اگر شغل زن منافی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن باشد، مرد می‌تواند همسر خود را از آن شغل منع کند. با توجه ‌به این که امکان تفسیرهای مختلف از این متن قانونی وجود دارد، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می‌شود: زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب کند، مخیر می‌سازد.
ج) شرط وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور: مطابق قانون گذرنامه، زنان متأهل فقط با اجاره‌ کتبی همسر خود می‌توانند از کشور خارج شوند. یا توجه به اینکه این مسأله در عمل مشکلات فراوانی را ایجاد می‌کند، عبارت زیر به منزله‌ شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می‌شود:
زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می‌دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.

د) شرط تقسیم اموال موجود میان شوهر و زن پس از جدایی: زوج متعهد می‌شود هنگام جدایی ـ اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن ـ نیمی از دارایی موجود خود را ـ اعم از منقول و غیرمنقول که طی مدت ازدواج به دست آورده است به زن منتقل کند.
بر این اساس، زوج ضمن عقد ازدواج متعهد می‌شود که هر گاه طلاق به‌درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسرداری یا سوءاخلاق و رفتار او نباشد، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود را که در ایام زناشویی با او به‌ دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه، بلاعوض به زوجه منتقل کند.

هـ) حضانت فرزندان پس از طلاق: زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق ‌کنند اولویت در حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق با مادر باشد یا زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق کنند حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق با هر کدام از والدین خواهد بود که بنا بر مصلحت طفل باشد. تعیین مصلحت طفل بر عهده کارشناس یا داور مرضی‌الطرفین خواهد بود.
و) شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق: زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می‌دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج، به مطلقه کردن خود از قید زوجیت زوج به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه اقدام کند.

بر این اساس، ضمن عقد نکاح، زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر می‌دهد تا در موارد مشروحه ذیل با رجوع به دادگاه و اخذ مجوز دادگاه پس از انتخاب نوع طلاق، خود را مطلقه کند که این موارد عبارتند از:

الف ـ استنکاف شوهر از دادن نفقه به مدت ۶ ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت ۶ ماه ایفا نکند و اجبار او به ایفا هم ممکن نباشد.

ب ـ سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل کند.

ج ـ ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌انگیز باشد.
د ـ جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد. (منظور جنون ادواری است.

هـ ـ عدم رعایت دستور دادگاه ‌در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح، منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد (مثلا زوج گدایی کند.

و ـ محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که مجموعا منتهی به ۵ سال یا بیشتر بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد. در تمام این موارد، در صورتی حق طرح دعوای طلاق برای زن ایجاد می‌شود که حکم قطعی محکومیت شوهر صادر شود و مرد در زندان باشد.

ز ـ ابتلای زوج به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار کند.

ح ـ زوج، زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند (تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است) یا ۶ ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند.
ط ـ محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم و اجرای هر گونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زوجه باشد. تشخیص اینکه مجازات مغایر با حیثیت خانوادگی بوده، با توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.
ی ـ در صورتی که پس از گذشت ۵ سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود.

ک ـ در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف ۶ ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.

هـ ـ زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار کند یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار نکند. در این پایان نامه نگارنده به توضیح و تحلیل شروط مذکور در پرتو فقه امامیه و حقوق ایران خواهد پرداخت.

۱-۲-اهداف تحقیق

اهداف این پژوهش را می توان از دو حیث تئوریک و کاربردی مورد تحلیل قرار داد. از حیث تئوریک گستری دامنه علمی موضوع مهمترین هدف از انجام این پژوهش می‌باشد. زیرا با وجود اینکه گذشتگان نیز ‌در مورد آن نوشته اند اما گستره موضوع به حدی است که نیاز به تحلیل های عمیق تری دارد. از حیث عملی نیز با توجه به آنکه نکاح یکی از بیشترین موارد مطروحه در دادرسی است می‌تواند این موضوع بسیاری از چالش‌ها را در این حوزه رفع نماید.

۱-۳-روش تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




۴- شکل‌گیری اجتماعات برخط: این اجتماعات می‌توانند حول علایق مشترکی مانند عکاسی، تیم ورزشی، برنامه تلویزیونی یا تحقیقات علمی شکل گرفته‌باشد.

۵- توانایی برقراری ارتباط: اغلب شبکه های اجتماعی در حال گسترش و برقراری پیوند با دیگر سایت‌ها و منابع هستند.

از این دیدگاه رسانه های اجتماعی را می‌توان به هفت گروه شامل شبکه های اجتماعی[۱۷]، وبلاگ‌ها[۱۸]، ویکی‌ها[۱۹]، پادکست‌ها[۲۰]، اتاق‌های گفتگو، اجتماعات محتوایی[۲۱] و میکرو‌‌وبلاگ‌ها[۲۲] تقسیم کرد. علاوه بر این برخی منابع دنیاهای مجازی[۲۳] را نیز گونه‌ای از رسانه های اجتماعی می‌دانند که در سال‌های آینده گسترش بیشتری خواهند داشت.

شبکه های اجتماعی برخط نرم‌افزارهایی هستند که به کاربران خود امکان اتصال از طریق ساخت پروفایل‌های[۲۴] شخصی، دعوت دوستان و همکاران و فرستادن پیام به یکدیگر را می‌دهند (کاپلان و هائنلین، ۲۰۱۰). وبلاگ‌ها روزنامه‌های برخطی هستند که با محتوای جدید کاربران به‌روز می‌شوند. وبلاگ‌ها می‌توانند در انواع مختلفی از قبیل خاطرات شخصی و شرح زندگی نویسنده تا تمام اطلاعات مربوط به یک موضوع خاص در یک مکان خاص ظاهر شوند. ویکی‌ها سایت‌هایی هستند که به کاربران اجازه اضافه کردن و ویرایش محتوا می‌دهند و محتوای تولیدشده در آن‌ ها حاصل مشارکت اعضاست. پادکست‌ها فایل‌های صوتی تصویری هستند که با قابلیت مشترک‌شدن در اینترنت قرار داده شده‌اند. فروم‌ها که از دوران پیش از تولد مفهوم رسانه های اجتماعی فعالیت می‌کردند فضایی برای گفتگو در موضوعات مختلف محسوب می‌شوند. اجتماعات محتوایی امکان مدیریت و به اشتراک‌گذاری نوع خاصی از محتوا از قبیل عکس، فایل‌های ویدئویی، متن یا لینک را فراهم می‌کنند. میکروبلاگ‌ها که تلفیقی از شبکه های اجتماعی و وبلاگ‌های کوچک هستند با محتواهای کوتاه کاربران به روز می‌شوند (ساعی و نظری مقدم،۱۳۹۲).

دنیاهای اجتماعی مجازی به کاربران خود اجازه می‌دهند تا یک زندگی مجازی مانند زندگی حقیقی داشته باشند و به شکل‌های مختلف در فضاهای سه‌بعدی ظاهر شوند. در این جوامع قوانین خاصی برای تعاملات افراد وضع نشده‌است و همین باعث شده افراد رفتاری بسیار شبیه به رفتار خود در دنیای واقعی از خود نشان دهند. مهمترین مثال دنیاهای اجتماعی مجازی برنامه زندگی دوم[۲۵] است که توسط یک کمپانی در سان‌فرانسیسکو ایجاد شده‌است. علاوه بر این، در این برنامه امکان ایجاد محتوا (مانند طراحی لوازم مجازی و…) و فروش آن به دیگران در ازای پول مجازی امکان‌پذیر است. این دنیاهای مجازی موقعیت‌های بسیار مناسب تبلیغاتی، بازاریابی، ارتباطی، تحقیقاتی و … برای شرکت‌ها ایجاد می‌کنند (کاپلان و هائنلین، ۲۰۱۰).

در شکل ۲-۱ فناوری‌های اصلی که با رسانه‌اجتماعی ارتباط ‌دارند نشان داده‌شده‌است.

شکل ۲-۱- فناوری‌های مرتبط با رسانه های اجتماعی (منبع: فریرا، ۲۰۰۹)

یکی از رایج‌ترین مزایای رسانه های اجتماعی توانایی آن‌ ها در تسهیل‌سازی همکاری و ارتباطات میان همکاران، بالاخص به طور بین‌المللی است (کولینز و هاید، ۲۰۱۰). در جریان تحقیقات جاری قرارگرفتن نیز یکی دیگر از مزایای رایج مرتبط با به کارگیری رسانه های اجتماعی است (گروزد، استیو و ویلک، ۲۰۱۲). این کار نه تنها آن‌ ها را نسبت به مسائل و تحقیقات زمینه کاری خود مطلع می‌کند، بلکه آشنایی آن‌ ها با محققان هم‌رشته خود را بیشتر می‌کند. همچنین رسانه های اجتماعی فضایی برای گفتگوهای غیررسمی ایجاد می‌کند، روابط بین‌فردی را بهبود می‌بخشد و نیز روابط جدیدی ‌بر اساس علایق مشابه و حوزه تحقیقی ایجاد می‌کند (گروزد، ولمن و تاختیو،۲۰۱۱). یکی دیگر از مزایای ذکر شده برای رسانه های اجتماعی توانایی آن‌ ها در آسان‌سازی انتشار اطلاعات است. به عنوان مثال، بلاگ‌ها به وسیله بسیاری از محققین به منظور انتشار اطلاعات تخصصی خود یا اطلاعات عمومی استفاده می‌شوند (بوک ووا و همکاران،۲۰۱۰).

اگرچه استفاده از رسانه های اجتماعی در مجامع علمی مزایای زیادی دارد، محدودیت‌ها و نگرانی‌هایی هم در این زمینه به وجود آمده‌است. یکی از مهمترین موانع استفاده از رسانه های اجتماعی در تحقیقات، کمبود زمان برای آن است. همچنین مشکلات حق تکثیر[۲۶] نیز به عنوان یکی از نگرانی‌های اصلی برای محققان وجود دارد (رولندز و همکاران، ۲۰۱۱).

اگرچه فناوری‌های برخط در حال کسب محبوبیت و اهمیت بیشتری هستند، این روند همیشه به مؤسسات و سازمان‌ها انتقال پیدا نمی‌کند. به عنوان مثال بسیاری از دانشگاه‌ها در حال حاضر از نرم‌افزارها و سیستم‌های ارتباطی استفاده می‌کنند که در مؤسسات و ارگان‌ها قابل استفاده نیست و کمبود ابزارهای خلاقانه برای تسهیل جستجو وجود دارد. به همین دلیل دانشگاهیان و کارکنان تحقیقاتی ممکن است از استفاده از رسانه های اجتماعی جدید که ممکن است به کارشان کمک کند منصرف شوند. بسیاری از محققان ادعا کرده‌اند که انتشار برخط همانند حضور در مجامع برخط به وسیله مؤسسه محلی‌شان حمایت نمی‌شود. در بعضی نمونه ها، اقدامات شدیدی مانند اخراج فرد توسط مؤسسه برای جلوگیری از استفاده کارکنانشان از رسانه های اجتماعی صورت گرفته‌است. این نمونه ها عقبگرد زیادی در به کارگیری رسانه های اجتماعی توسط محققین ایجاد می‌کنند (کولینز و هاید، ۲۰۱۰).

نتایج تحقیقات تا به امروز نشان می‌دهد با وجود محدودیت در به کارگیری رسانه های اجتماعی، محققین در حال استفاده از طیف وسیعی از این رسانه ها در زندگی حرفه‌ای خود هستند.

شبکه های اجتماعی مجازی

یکی از شیوه های برقراری ارتباط بین افراد که خود دچار تحول عمیقی شده‌است ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی است. شبکه های اجتماعی تار و پود روابط اجتماعی هستند که فرد را به دیگران و سایر گروه‌ها ارتباط می‌دهند. اصطلاح شبکه های اجتماعی نخستین بار توسط بارنز[۲۷] در سال ١٩۵۴ مطرح گردید و از آن زمان به بعد به سرعت به شیوه کلیدی در تحقیقات و مطالعات جامعه‌شناسی مدرن، روانشناسی اجتماعی، مطالعات سازمانی، مدیریت و غیره بدل گشت (زراتی، ۲۰۰۹).

اولین شبکه اجتماعی برخط سایت سیکس دیگریز[۲۸] در سال ۱۹۹۷ معرفی شد و به کاربران خود اجازه ساخت پروفایل، تهیه لیست دوستان و جستجو بین لیست‌های دوستان را می‌داد. هرکدام از این امکانات که توسط این سایت ادغام شده‌ ‌بود، در گذشته به شکل‌های دیگری وجود داشت. اگرچه این شبکه اجتماعی میلیون‌ها کاربر جذب کرد، نتوانست به یک تجارت پایدار برسد و در سال ۲۰۰۰ منحل شد (بوید و الیسون،۲۰۰۷).

لیوژورنال[۲۹] و رایز[۳۰] از جمله اولین شبکه های اجتماعی با اهداف حرفه‌ای بودند. انفجار تجارت در وب‌سایت‌های اجتماعی در سال ۲۰۰۲ باعث به وجود آمدن شبکه های اجتماعی مانند فرندستر[۳۱]، اورکات[۳۲]، لینکداین[۳۳] شد که خود باعث رشد قارچ‌گونه وب‌سایت‌های شبکه های اجتماعی در اینترنت شد. در این سال‌ها شبکه های اجتماعی، وب‌سایت‌های حاشیه‌ای در دنیای مجازی محسوب می‌شدند و هنوز وب‌سایت‌های کلاسیک “وب.۱” در اینترنت حرف اول را می‌زدند. با ورود فناوری وب.۲ تغییرات زیادی در این عرصه به وجود آمد. با فراگیر شدن این فناوری؛ کم‌کم غول‌های شبکه های اجتماعی مانند اورکات، مای اسپیس[۳۴] و فیس‌بوک[۳۵] در سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ شروع به فعالیت کردند (عقیلی و جعفری، ۱۳۹۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏، از آنجا که قانون مدنی متکی بر فقه امامیه است؛ ارائه نظر حقوقی جز از راه بازکاوی در فقه امکان پذیر نمی باشد. پس تحقیق حاضر تحقیقی فقهی – حقوقی خواهد بود.

۱-۲- بیان مسأله

ایقاع از لحاظ ماهیت نوعی عمل حقوقی است که تنها با اراده یک شخص محقق می شود .لزوم یا جواز قراردادها تا حد بسیار زیادی با اثر حقوقی آن ها ارتباط دارد، بدین معنی که هرگاه اثر عقد وابسته به اراده طرفین آن ها باشد، جایز است و برعکس به هنگامی که اثر حقوقی به دارایی طرف قرارداد می پیوندد و ارتباط آن ها با اراده قطع می شود باید حکم به لزوم عقد داد. در ایقاع نیز وضع به همین منوال است و می توان در تشخیص لزوم یا جواز آن از این معیار استفاده نمود. ‌در مورد واژه (اصل) در قاعده لزوم چهار نظر(رجحان و غلبه ـ ضابطه ـ استصحاب ـ بنای عرف و شرع) از سوی فقها مطرح است که آن ها را جداگانه نقد و بررسی خواهیم کرد .

تفسیر تاریخی ماده ۲۱۹ ق،م ایران؛ ترجمه و اقتباسی از ماده ۱۱۳۴ ق،م فرانسه است که ماده اخیر بیان می‌دارد: «قراردادهایی که بر طبق قانون تشکیل شده اند، برای کسانی که آن ها را منعقد نموده اند، به منزلهی قانونند. آن ها فقط با توافق طرفین، یا به علل قانونی، قابل فسخ می‌باشند؛ آن ها باید با حسن نیت اجرا شوند». با مطالعه عبارات این ماده ملاحظه می‌گردد که مقنن ما به جای آنکه قرارداد را در حکم قانون بداند، آن را لازم الاتباع معرفی ‌کرده‌است، بدیهی است منظور مقنن فرانسوی چیزی جز این نیست که مفاد عقد باید رعایت شود نه اینکه قرارداد غیر قابل فسخ باشد.

دو واژه (لازم الاتباع) و (لازم) نه تنها مرادف یکدیگر نمی باشند ملازمه ای نیز میان آن دو وجود ندارد، پس نمی توان گفت واژه (لازم الاتباع) مؤید حکم لزوم در ماده ۲۱۹ ق،م می‌باشد.

وجوب وفای به عقد، حکمی است که اختصاص به قراردادهای لازم ندارد بلکه هر عقدی(خواه لازم باشد ویا جایز) بر طبق آیه شریفه (اوفوا بالعقود) و نیز ماده ۲۱۹ ق،م؛ لازم الوفا می‌باشد.

ما برآنیم که نظری را قابل دفاع بدانیم و ثابت نماییم که معتقد است اصل لزوم از ادله استنباط احکام به دست نمی آید؛ خواهیم گفت به هنگام مواجه شدن با عقد یا ایقاعی که لازم یا جایز بودن آن مورد تردید است باید ابتدا ماهیت اثر حقوقی هر کدام را جداگانه بررسی نماییم. در واقع همان طور که قانون‌گذار خود به لزوم و جواز برخی از اعمال حقوقی تصریح کرده و این امر جز با امعان نظر در ماهیت هر کدام محقق نشده ما نیز از این روش در تبیین حکم لزوم و جواز ایقاعات بهره می بریم.

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

بحث ‌در مورد لزوم ‌و جواز در باب اعمال حقوقی به خصوص ایقاعات که قانون‌گذار کمتر به آن پرداخته، ضروری می کند که با شناخت دقیق ‌به این مهم دست یافت چراکه با شناخت مبنای لزوم و جواز آثار و نتایجی به دست می‌آید که آن مهمترین بخش قواعد عمومی است .

پس از آنجا که نظریات و اختلافات بسیاری در این مورد وجود دارد و نیز اینکه اصل لزوم چگونه به وجود آمده و بر چه مبنایی استوار است و همچنین از آنجایی که قانون‌گذار حکم برخی را مشخص و برخی را بلاتکلیف رها نموده است و اینکه ما در این دسته اخیر چه تکلیفی داریم و آیا بایستی به اصل لزوم تمسک کرده و حکم به لزوم آن دهیم و پاره ای از سوالات دیگر که اهمیت این مسائل باعث شده با یک ریشه یابی درست به واقعیت دست یابیم.

۱-۴- سؤالات تحقیق

۱-۴-۱- سؤال اصلی

آنچه در این تحقیق باید بررسی و هدف این پایان نامه را بیان می‌کند پاسخ به سؤالات اصلی ذیل است:

الف : آیا اصل لزوم در ایقاعات جاری است؟

ب : آیا ماده ۲۱۹ قانون مدنی بیانگر اصل لزوم می‌باشد یا خیر؟

۱-۴-۲- سؤال فرعی

پ : آیا ضابطه مشخصی برای شناخت لازم و جایز بودن ایقاعات می توان تصور کرد؟

۱-۵- فرضیه‌ها

الف: به نظر می‌رسد آن گونه که اصل لزوم در عقود بحث شده دارای اشکالات اساسی و مهم است و استناد ‌به این اصل محل تردید و جای تأمل بیشتر دارد و در ایقاعات به سکوت و در مواقعی حکم به عدم شمول آن می شود. پس هم در ایقاعات و هم در عقود، در صورت تردید میان (لزوم و جواز) باید اثر حقوقی هر کدام را جستجو و تبیین کرد .

ب: اصل لزوم چه در فقه و چه در قانون مدنی مبنایی ندارد و ماده ۲۱۹ قانون مدنی بیانگر اصل لزوم به معنای (غیر قابل فسخ بودن) نیست.

پ : با شناخت ماهیت اثر حقوقی هر یک از ایقاعات می توان به لزوم و جواز آن ها حکم کرد.

۱-۶- اهداف تحقیق

هدف اصلی از این تحقیق بیان مبنای منطقی و عقلایی و تبیین حکم اصلی و دقیق مسئله در موضوع مورد بحث می‌باشد. در این تحقیق سعی شده است دلایل موافقین و مخالفین در باب مسائل مورد اختلاف و همچنین تحلیل نقاط ابهام و اجمال و سکوت قانون مطرح شود. به بیان دیگر آنچه ضرورت دارد شناخت مبنای درست موضوع به صورت مستدل و مستند است که از دید حقوق دانان و پژوهشگران بسیار پراهمیت می‌باشد و امید است که روشنی بخش در راه پژوهش ها اعم از علمی و کاربردی باشد.

۱-۷- ساختار تحقیق

بدین ترتیب، موضوع پایان نامه را در پنج فصل مورد مطالعه قرار می‌دهیم :

در فصل اول – کلیات تحقیق .

در فصل دوم – مبانی، مفاهیم و تاریخچه .

در فصل سوم – اصل لزوم در قراردادها و نیز ایقاعات آن گونه که مطرح شده مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

درفصل چهارم – به مبنای لزوم و جواز ایقاعات می پردازیم؛ اینجا است که باید تبیین نمود منشأ لزوم و جواز چه می‌باشد. ‌در مورد این امر، ضابطه ای توسط نگارنده تدوین شده است .

در فصل پنجم – نتیجه گیری و پیشنهادها ارائه خواهد شد .

بدیهی است آنچه در پی می‌آید در حد بضاعت علمی نگارنده بوده و احتمالاً کاستی هایی دارد. ‌به این امید که بتوان آن را به عنوان جرقه ای در راه پژوهش های علمی تلقی نمود .

فصل دوم

مبانی، مفاهیم و تاریخچه

طرح بحث :

حوادثی که در اجتماع رخ می‌دهد و بر آن آثار حقوقی بار است، به دو گروه ممتاز «اعمال حقوقی» و «وقایع حقوقی» تقسیم شده است.

  1. وقایع حقوقی: آن دسته از وقایع است که آثار حقوقی آن نتیجه اراده شخص نیست و به حکم قانون به وجود می‌آید اعم از اینکه ایجاد واقعه ارادی باشد : مانند غصب و اتلاف مال غیر، یا غیر ارادی : مانند فوت و تولد شخص .
  2. اعمال حقوقی: در ابتدا باید گفت که اصطلاح اعمال حقوقی در مواد ۹۶۲ و ۱۲۱۳ ق.م، آمده است که در ذیل مفهوم و تقسیم بندی آن را بیان خواهیم نمود :

آن دسته از کارهای ارادی است که به منظور ایجاد اثر حقوقی خاص انجام می شود و قانون نیز اثر دلخواه را بر آن بار می‌کند. به عبارت دیگر، عمل حقوقی، کار ارادی است که اثر حقوقی آن با آنچه فاعل می خواسته منطبق است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




وظیفه این اقلام، گزارش بخشی از رویدادهای مالی است که در سیستم نقدی نادیده گرفته شده است. برای مثال، مبلغ بدهی مشتریان در فروش‌های اعتباری (حسابهای دریافتنی) در سیستم حسابداری نقدی گزارش نمی‌شود و اقلام تعهدی که این بخش گزارش‌نشده رویدادهای مالی تحت حسابداری نقدی را گزارش می‌کنند، مربوط به اقلام تعهدی ساختاری هستند.

دلیل این طبقه‌بندی این است که ساختارها به ارزش غافلگیرکننده اطلاعات مربوطند و اقلام تعهدی رویدادهای مالی گزارش‌نشده تحت سیستم حسابداری نقدی را گزارش می‌کنند که ارزش غافلگیرکننده نسبت به اقلام نقدی مرتبط دارند (اتریج و هسو،۲۰۰۴)[۱۲].

۲-۲-۷-۲ اقلام تعهدی معنایی

اقلام تعهدی معنایی (ارتباط با واقعیت های اقتصادی) نتیجه تفسیر و تحلیل رویدادهای مالی است که اگر ساختاری با آنان برخورد شود، باعث گمراه‌کننده‌شدن اطلاعات مالی می‌شوند. در حسابداری و گزارشگری مالی بر محتوای اقتصادی عملیات و رویدادها تأکید می‌شود؛ هر چند شکل عملیات و رویدادها مغایر با محتوای آن‌ ها باشد و نحوه عمل دیگری را ایجاب کند.

برای مثال، جهت افشای خرید تجهیزات با عمر طولانی، می‌توان دو نوع برخورد داشت:

ساختاری؛ اعتقاد بر تاثیرگذاری این رویداد فقط بر دوره وقوع، معنایی؛ اعتقاد بر تاثیرگذاری این رویداد بر کل دوره انتفاع دارایی.

برخورد ساختاری یعنی قبول این‌که دارایی‌ها تنها در دوره خرید دارای انتفاع‌اند و بعد از آن ناباب شده و بی‌استفاده می‌مانند. اما واقعیت این است که تنها در مواقع استثنایی (سیل، زلزله، آتش‌سوزی و…) است که احتمال دارد دارایی‌ها در کوتاه‌مدت ناباب شوند و معمولاً دارای عمر طولانی‌اند. از دارایی‌ها در طول دوره حیاتشان استفاده می‌شود؛ هرچند به‌دلیل فرسودگی منافع حاصل، رویه نزولی دارند. ‌بنابرین‏ پر واضح است که اختصاص هزینه ها به دوره خرید و استفاده از منافع آن در دوره انتفاع دارایی‌ها، نقص سیستم اطلاعاتی مورد استفاده است. از طرف دیگر، زمانی‌که ما خرید دارایی را در دوره خرید به عنوان هزینه شناسایی می‌کنیم، نداشتن تناسب میان درآمدهای حاصل با هزینه های تحمیل‌شده، سبب می‌شود هزینه ها در دوره وقوع متورم، سود کم و در نتیجه برداشت صحیحی از عملکرد مدیریت، وضعیت واحد اقتصادی و … نداشته باشیم. در دوره های آینده نیز شناسایی فقط منافع حاصل، ایجاد سود فرضی می‌کند و این امر، از یک‌سو اطلاعات نادرستی جهت استفاده‌ کنندگان از اطلاعات مالی ارائه می‌دهد و از سوی دیگر در صورت تقسیم سود، اصل سرمایه است که تقسیم می‌شود.

به طور کلی در برخورد ساختاری، رویدادهای مالی فقط بر دوره جاری تاثیر گذار است (گسسته۸) و این واقعیت که این رویدادها بر جریان‌های نقدی آینده و عملکرد آینده شرکت مؤثر است، منعکس نمی‌شود (پیوسته۹). تفسیر نادرست این رویدادها باعث ایجاد اختلال‌های معنایی می‌شود.

۲-۲-۸- تئوری محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی

شناخت آثار اقلام تعهدی بر جریان ورود و خروج وجه نقد آینده با کمک علم نشانه‌شناسی که از طریق رمزگشایی از اطلاعات مالی امکان‌پذیر است، پیش‌بینی دقیق‌تر جریان نقد مورد انتظار را ممکن می‌سازد. هر یک از انواع اقلام تعهدی آثار متفاوتی بر جریان‌های نقد آینده می‌گذارد که از تفاوت در عملکردشان ناشی می‌شود.

تئوری محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی توضیح می‌دهد که اقلام تعهدی ساختاری و معنایی زمانی‌که به اقلام نقدی اضافه می‌شوند، پیش‌بینی جریان نقد آینده را بهبود می‌بخشند. در بیانیه مفهومی شماره ۱ هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی نیز آمده است، آن داده هایی که برای پیش‌بینی جریان‌های نقد آینده به جریان‌های نقد اضافه شده و برآوردها را دقیق‌تر می‌سازند، دارای محتوای اطلاعاتی هستند. ‌بنابرین‏، اقلام تعهدی ساختاری و معنایی دارای محتوای اطلاعاتی هستند.

سه فرض در نظر گرفته می‌شود تا تئوری محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی به دست آید:

    1. پیش‌بینی جریان‌های نقد آینده را می‌توان با اضافه کردن اقلام تعهدی ساختاری به اقلام نقدی بهبود داد.

    1. پیش‌بینی جریان‌های نقد آینده را می‌توان با اضافه کردن اقلام تعهدی معنایی به اقلام نقدی بهبود داد.

  1. اقلامی که پیش‌بینی جریان‌های نقد آینده را در زمان اضافه شدن به جریان‌های نقد بهبود می‌دهد، دارای محتوای اطلاعاتی هستند.

فرض‌های۱و۲ از راهبرد هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه مفهومی شماره۱ حسابداری مالی، استنباط شده است که بیان می‌کند، اقلام تعهدی استفاده‌ کنندگان از صورت‌های مالی را در پیش‌بینی جریان‌های نقدی یاری می‌دهند.

هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی(فاسب، ۱۹۷۸)[۱۳] اشاره می‌کند که سرمایه‌گذاران و بستانکاران به جریان‌های نقد آینده و توانایی شرکت در تولید جریان‌های نقد مطلوب علاقه دارند. این تمایل از علاقه نسبت به اطلاعات ‌در مورد درامد ناشی ‌شده است تا به طور مستقیم ‌در مورد جریان‌های نقد. اقلام تعهدی در واقع عملکرد شرکت را بهتر از اطلاعات مربوط به دریافت‌ها و پرداخت‌های نقدی جاری ارائه می‌کنند.

فرض شماره ۳ متعاقب راهبرد هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه مفهومی شماره ۱ حسابداری مالی بیان می‌شود. این بیانیه بیان می‌کند داده هایی که استفاده‌ کنندگان از صورت‌های مالی را قادر به پیش‌بینی جریان‌های نقد آینده می‌سازد، برای سرمایه‌گذاران و بستانکاران مفید است (اطلاعات کاربردی فراهم می‌سازد .(

هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی (۱۹۷۸) اشاره می‌کند که گزارش‌های مالی باید اطلاعات مورد نیاز سرمایه‌گذاران و بستانکاران را فراهم سازد تا به آن ها در تعیین مبلغ، زمان‌بندی و قطعیت داشتن جریان‌های نقد مورد انتظار کمک کند.

سرمایه گذاران، بستانکاران و دیگر استفاده‌ کنندگان نیاز به اطلاعاتی دارند که آن‌ ها را در انتظار معقولشان ‌در مورد پیش‌بینی جریان‌های نقد آینده کمک و ریسک ناشی از تفاوت زمان و مبلغ دریافت‌ها و پیش‌بینی‌ها را بررسی کند(اتریج و هسو ، ۲۰۱۴).

استرلینگ[۱۴] سودمندی اطلاعات را برای طرح‌ریزی سیستم حسابداری پیش کشید و می‌گوید که با توجه به تنوع گروه‌های استفاده‌کننده از اطلاعات حسابداری و تنوع نیازهای اطلاعاتی آن‌ ها و ناممکن بودن ارائه تمامی اطلاعات مورد نیاز آن‌ ها، کاربرد معیار فوق این امکان را برای ما فراهم می‌سازد که بر انواعی از اطلاعات در سیستم حسابداری تأکید کنیم که اثربخشی آن‌ ها در تامین هدف‌های تصمیم‌گیرندگان به اثبات رسیده است (تهرانی و فنی اصل، ۱۳۸۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




کنوانسیون در ماده ۸۸ هیچ اشاره ای به جبران موقتی که از سوی طرف دیگر می‌تواند صورت گیرد تا از بازفروش جلوگیری به عمل آورد را پیش‌بینی نکرده است [۶۱]۱. همچنین هیچ حکمی در ماده ۸۸ کنوانسیون در خصوص اعتراض به اقدام به بازفروش کالا وجود ندارد ، یکی از نویسندگان در خصوص اثر اعتراض نسبت به بازفروش کالا ، تنها تأثیر آن را در بیشتر شدن دقت طرف مقابل برای تحقق شروط حق بازفروش اعلام ‌کرده‌است [۶۲]۲ .

در صورتی که طرفی که اقدام به بازفروش کالا کرده ، این عمل را با شرایط بسیار نامساعدی مثل قیمت شکنی صورت داده باشد ، چون این اقدام وی بازفروش به طریق مقتضی نمی باشد باید به طرف مقابل خساراتی که از این اقدام وی وارد می شود را بپردازد . در صورتی که الزامات مربوط به فروش به طریق مقتضی رعایت نشود در جایی که فروش بر اساس حقوق داخلی قابل اعمال صورت گرفته باشد ، قاعده حقوق بین الملل خصوصی حقوق داخلی کشور مذبور بر انتقال مالکیت کالای بازفروش شده حاکم می‌باشد[۶۳]۳.

لذا نحوه فروش از قبیل مزایده ، حراج یا . . . و همچنین تشریفات مورد نیاز از قبیل درج آگهی در جراید کثیرالانتشار محلی یا کشوری و زمان فروش و قیمت را قانون کشور محل فروش و عرف رایج بازرگانی در آن نوع از کالا معیین می‌کند . همچنین است ، تشکیل عقد بازفروش ، انتقال مالکیت و ایفا و سقوط تعهد نیز تابع قانون کشور محل برگذاری بازفروش می‌باشد [۶۴]۴ .

مبحث دوم : بازفروش اجباری کالا

مطابق بند ۲ ماده ۸۸ کنوانسیون « هرگاه کالا در معرض فساد سریع باشد یا نگاهداری آن مستلزم هزینه غیر متعارف باشد ، طرفی که مطابق مواد ۸۵ یا ۸۶ ملزم به حفظ آن است ، مکلف است جهت فروش آن اقدامات متعارفی معمول دارد . مشارالیه حتی الامکان مکلف است اخطاری مبنی بر قصد فروش جهت طرف دیگر ارسال نماید » .

همان طوری که دیده می شود اگر کالا در شرایط فوق قرار گیرد ، نگهدارنده نه تنها یک اختیار بلکه وظیفه دارد تا کالا را به فروش برساند ، به همین دلیل فروشی که در بند ۲ ماده ۸۸ پیش‌بینی شده به « فروش اضطراری » معروف است [۶۵]۱ و نگهدارنده در این مورد مکلف به فروش است و در صورتی که ‌به این تکلیف قانونی خود عمل نکند خسارات بیشتری به وجود می‌آید و ایشان به علت قصور در انجام تکلیف قانونی در مقابل خسارات طرف مقابل مسئول می‌باشد [۶۶]۲.

سابقه تاریخی این قاعده ( فروش اضطراری )را باید در قانون فروش اسکاندیناوی جستجوکرد که قانون متحدالشکل بیع بین‌المللی و در نتیجه کنوانسیون وین از آن الهام گرفته اند[۶۷]۳ .

فروش اضطراری در واقع نوعی استثناء بر ماده ۶۲ کنوانسیون می‌باشد ، چرا که ماده ۶۲ مقرر می‌دارد که فروشنده می‌تواند خریدار را به پرداخت ثمن و پذیرش کالا ملزم کند [۶۸]۴ ، اما همان طوری که گفته شده ماده ۸۸ راه دیگری را نیز جلو راه فروشنده می‌گذارد و آن بازفروش می‌باشد .

در خصوص فروش اضطراری پیشنهاد شده بود که فروش در صورتی که خریدار چنین درخواستی کرده باشد صورت گیرد ، که مورد پذیرش کمیته قرار نگرفت [۶۹]۵ ، چرا که با وجود این که در این بند هیچ نقض قراردادی صورت نگرفته [۷۰]۶ ، اما طرف باید به دلیل فوریت امر و احتراز از هزینه ها و خسارات بیشتر این

کار را در اسرع وقت صورت دهد و هر مانعی که این امر را با تأخیر مواجه کند را باید کنار گذاشت .

و همین فوریت امر است که فلسفه وجودی این بند را تشکیل می‌دهد به عبارت دیگر وجود کالای در معرض یا در اثنای فساد سریع و هزینه غیرمتعارف نگهداری که نوعی تغییر در اوضاع و احوال که عامل اختلاف بین بند یک و دو است باعث پیدایش مقررات این بند می‌باشد [۷۱]۷ .

در زیر به بررسی بازفروش اضطراری می پردازیم و ابتدا موارد و سپس شرایط آن را متذکر می‌شویم :

گفتار اول : موارد بازفروش اجباری کالا

مطابق بند ۲ ماده ۸۸ در دو صورت طرفی که کالا را در اختیار دارد مکلف است کالای مذبور را به فروش رساند . برعکس بازفروش اختیاری در این جا هر دو مورد به صورت مشترک بوده و در صورت تحقق شرایط چه فروشنده باشد چه خریدار ملزم به فروش کالا خواهد بود .

این دو صورت به ترتیبی که در کنوانسیون آمده عبارتند از :

۱ ) بازفروش اضطراری کالای در معرض فساد سریع

۲) بازفروش اضطراری کالایی که نگهداری اش مستلزم مخارج غیرمتعارف باشد

بند اول : بازفروش اضطراری کالای در معرض فساد سریع

همان طوری که از بند ۲ ماده ۸۸ کنوانسیون برمی آید در صورتی که کالا در معرض فساد سریع باشد طرفی که کالا را در تصرف دارد مکلف است کالا را به فروش رساند .

نکته ای که باید در اینجا باید متذکر شد این است که نوع کالا مهم نیست ، یعنی مهم نیست که فساد کالا ناشی از طبیعت یا ذات خود کالا باشد ، کنوانسیون در این خصوص هیچ محدودیتی را وارد نکرده بلکه خواسته هر نوع کالایی را که در معرض فساد می‌باشد را دربر گیرد .

سوالی که در این جا مطرح می شود این است که منظور از فساد چیست و آیا مفهوم فساد کاهش سریع در ارزش کالا ناشی از تغییرات بازار را دربر می‌گیرد یا نه .

کنفرانس وین خواستار تمایز بین وضعیت تلف و فاسد شدن شد ، دبیرخانه آنسیترال در این خصوص توضیح داد که مفهوم تلف محدود به فساد مادی یا ازبین رفتن کالا نیست و وضعیتی که کالا در معرض کاهش سریع ارزش به واسطه تغییرات در بازار است را نیز دربر می‌گیرد . با این وجود زمانی که این ماده مورد بحث واقع

شده بود کلمه « تلف » [۷۲]۱ از متن کنوانسیون حذف شد و فقط عبارت فاسد شدن سریع باقی ماند [۷۳]۲ . اما می توان تفسیر موسعی از مفهوم « فساد سریع »[۷۴]۳ به عمل آورد و آن را شامل مورد تلف نیز دانست [۷۵]۴ .

با توجه به مطالب بالا به عنوان یک قاعده می توان گفت که فساد سریع فقط به « فاسد شدن مادی » [۷۶]۱ اختصاص دارد [۷۷]۲ و کاهش ارزش اقتصادی که ناشی از کاهش سریع قیمت بازار است را دربر نمی گیرد [۷۸]۳.

ضمناً در صورتی که امکان جلوگیری از بروز فساد وجود داشته باشد هر چند کالا نوعاً سریع الفساد باشد نمی توان با استناد به بند ۲ ماده ۸۸ کنوانسیون اقدام به بازفروش کرد [۷۹]۴ .

بند دوم : بازفروش اضطراری کالایی که نگهداری اش مستلزم مخارج غیرمتعارف باشد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




که تقسیم این عایدات اضافی بر متوسط هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت را به دست می‌دهد. ضریب عمده این روش ، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات موردنیاز در صورت های مالی تاریخی شرکت می‌باشد. عیب عمده این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت مؤثر سرمایه فکریشان به آن ها نیازمند می‌باشند.

۲-۲-۴-۷- روش تشکیل سرمایه بازار

این روش معیاری از ارزش بازار، سرمایه فکری شرکت را ارائه می‌دهد. در این روش فرض بر این است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود در آن می‌باشد. این روش مبتنی بر عرف بازارهای سرمایه و برآورد قیمت سهام است. در این روش جهت سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری ضروری است تا صورت های تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینه های جایگزینی آن ها تعدیل شوند. ‌بر اساس روش یاد شده ، سرمایه فکری در شرکت های تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، تمامی ارزش شرکت را تشکیل خواهد داد چرا که تفاوت فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پائین اینگونه شرکت ها وجود دارد.

۲-۲-۲-۸-کارگزار تکنولوژی

این نگرش نوعی پیشرفت در امر سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری به شمار می‌آید چرا که شرکت را قادر می‌سازد تا ارزش پولی سرمایه فکریشان را محاسبه نمایند. بروکینگ سرمایه فکری را ترکیبی از چهار جزء دارایی های بازار، دارایی های مبتنی بر انسان، دارایی های مالکیت معنوی، دارایی های زیربنایی می‌داند( بروکینگ،۱۹۹۷، ۲۰۷)[۳۴].

دارایی های بازار مزایای بلقوه ای که یک سازمان از دارایی های غیرملموس مرتبط با بازار کسب می‌کند را متعادل می کند.

۲-۲-۴- ۹-روش سرمایه فکری مستقیم

تأکید این روش اندازه گیری ارزش سرمایه فکری ابتدا بر شناسایی اجزای مختلف آن و سپس ارزیابی هر یک از این اجزا قرار گرفته است. با تعیین اجزای سرمایه فکری شرکت و تعیین ارزش هر یک از این اجزا می توان ارزش کلی سرمایه فکری شرکت را محاسبه نمود.

این روش پیچیده ترین اما دقیق ترین ابزار اندازه گیری سرمایه فکری است. عیب اصلی این روش در ضرورت شناسایی تعداد زیادی از اجزا و یا ارزش گذاری هر یک از آن ها می‌باشد که موجب پر هزینه و پیچیده شدن این روش می‌گردد.

۲-۲-۴- ۱۰-روش های مالی و مراحل اندازه گیری مالی سرمایه فکری

‌بر اساس این روش سرمایه فکری شرکت متشکل از سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آن ها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان می‌دهد. ترکیب سرمایه انسانی و مشتری منجر به روابط افراد و نزدیکی آن ها با مشتریان و به کارگیری خلاقیت های آن ها جهت ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهای خاص مشتریان می‌گردد. ترکیب سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری منعکس کننده توانایی شرکت در انتقال نامهای تجاری به مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت می‌دهند مرتبط می‌باشد.

۲-۲-۴-۱۱- مدل مدیریت سرمایه فکری

زمانی که از سنجش و اندازه گیری صحبت می‌کنیم، ابتدا ضروری است تا منابع غیرملموس و حیاتی شرکت که نیازمند نظارت مدیریت هستند را به منظور نیل به اهداف استراتژیک یا برای ارتقای مزیت اصلی آن ها شناسایی نموده و سپس باید اشخاص ثابتی که دارای اطلاعات معتبری درباره ارزش واقعی شرکت هستند را شناسایی کرد. فرایند مدیریت سرمایه فکری دارای سه مرحله اساسی شناسایی، اندازه گیری و مدیریت این منابع می‌باشد.

۲-۲-۴-۱۲- کیوتوبین[۳۵]

روش کیوتوبین ، توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد. این نسبت ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت هزینه جایگزینی دارایی های آن شرکت را اندازه گیری می‌کند. به صورت تئوری در بلندمدت این نسبت به سمت واحد میل می‌کند. اما شواهد تجربی نشان می‌دهد که در همین زمان این نسبت می‌تواند به طور معناداری با عدد یک متفاوت باشد. نسبت کیوی توبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار به دفتر می‌باشد.

با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه هزینه جایگزینی دارایی های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارایی های فیزیکی به کار می‌گیرد. نسبت حاصله ‌به این شکل به کار می رود که چنانچه نسبت کیوی توبین یک شرکت بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مذبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکت های مشابه را دارا است.

۲-۲-۴-۱۳- هوش سرمایه انسانی

فیتز- انز[۳۶]روش هوش سرمایه انسانی را بدین نحوه توسعه داد که مجموعه هایی از شاخص های سرمایه انسانی جمع‌ آوری شده را از طریق یک پایگاه داده ، الگوبرداری نمود. بنا به عقیده فیتز- انز در زمانی که هزینه نیروی انسانی بالغ بر ۴۰ درصد از هزینه سازمان ها را شامل می شود. فیتز انز مدعی است که وظایف بخش منابع انسانی در یک سازمان می باید فراتر از مواردی نظیر جذب، آموزش و جبران خدمات باشد. هم چنین در زمانی که دانش به یک عنصر جدی در موفقیت اقتصادی تبدیل شده است، اندازه گیری و مدیریت دارایی های فکری یک وظیفه بحرانی کسب و کار می‌باشد.

۲-۲-۴-۱۴- مدل کارگزار فناوری

این مدل توسط بروکینگ توسعه داده شده است و دانش سازمانی را به چهار طبقه : دارایی های انسان- محور، دارایی های زیرساختی ، دارایی های فکری و دارایی های بازار تقسیم می‌کند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرایند ارزیابی مشخص می‌کند. و هر یک از مدل به وسیله پرسشنامه های ممیزی مخصوص درباره متغیرهای مرتبط با طبقه دارایی ها بررسی می شود.

۲-۲-۱۵- روش ارزش گذاری جامع

این روش توسط مکفرسون[۳۷] توسعه یافت، ارتباط مابین اندازه گیری ارزش شرکت سرمایه فکری و مقادیر پولی را به منظور ارزش گذاری جامع کسب و کار مورد استفاده قرار می‌دهند. این روش سه دسته ارزش زیر را مورد استفاده قرار می‌دهد.

ارزش اصلی که نشان دهنده اثربخشی داخلی شرکت است.

ارزش فرعی که توسط اثربخشی توزیع شرکت اندازه گیری می شود.

ارزش ابزاری که نشان دهنده فشارها در محیط رقابتی می‌باشد.

۲-۲- ۵-ارزیابی تحلیلی – تطبیقی و مدل های سنجش سرمایه فکری

جدول ۲-۲نتایج تحلیلی – تطبیقی روش های مختلف سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری ارائه می­ نماید. هر یک از این روش ها برحسب کمی یا کیفی بودن، مبتنی بر عملکرد گذشته ویا آینده بودن و قابل الگوبرداری بودن یا نبودن مورد مقایسه قرار می گرفته اند.

جدول ۲-۲ : مقایسه ارزش گذاری سرمایه های فکری(رودو ولیرت)[۳۸]

روش

کمی یا کیفی

عملکرد تاریخی یا آینده

قابلیت استفاده در الگوگیری

ترازنامه نامرئی

سرمایه ساختاری

سرمایه فردی

تا حد کمی

مبتنی بر هزینه های تاریخی

خیر

کنترل دارایی های ناملموس

دید بیرونی

دید درونی

شایستگی افراد

دارایی های ناملموس

کیفی

هر دو

خیر

کارت نمره متوازن

دید مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




سازمان بهداشت جهانی چند مهارت اساسی در زندگی را مشخّص نموده که عبارت اند از: مهارت خودآگاهی، مهارت همدلی، مهارت روابط بین فردی، مهارت ارتباط مؤثّر، مهارت مقابله با استرس، مهارت مدیریّت هیجان، مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم گیری، مهارت تفکر خلاقانه.[۹۸]

مهارت های زندگی فواید متعدّدی دارندکه مهم ترین آن ها عبارتند از: نحوه ی کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر و…، رفع فشارهای روانی محیطی، تقویت اعتماد به نفس، تأمین سلامت جسمانی و روانی، خود شکوفایی، تقویت مدیریت زندگی و بحران های آن و… . واضح است که فراگیری چنین مهارت هایی چه تأثیر بالایی بر بهنجار بودن شخصیت کودک و نوجوان در بزرگسالی خواهد داشت و اگر افراد به درستی و به نحو کامل این ها را فرا بگیرند به طور قطع عاملی مهم در جلوگیری از بروز رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه خواهد بود.

آموزش مهارت های زندگی در محیط های آموزشی از طرق مختلفی امکان پذیر است که مهم ترین آن آموزش از طریق کتب درسی می‌باشد.با توجّه به اینکه بخش اصلی و مهم آموزش، از طریق کتب درسی صورت می پذیرد، لذا محتوای این کتب مهم ترین نقش را در آموزش مهارت های زندگی، هنجارها، ارزش ها، باورها و حسن و قبح های اخلاقی و اجتماعی، دارا می باشدکه در فصل آینده به آن خواهیم پرداخت. ‌بنابرین‏ محتوای کتب، مستقیما با شکل گیری شخصیت فرد و جامعه پذیری وی در ارتباط است و این امر ضرورت توجّه ویژه به محتوای کتب درسی را مشخّص می‌سازد.

مهارت های زندگی و آموزش آن نسبت به دو گونه از کودکان و نوجوانان دانش آموز قابل بررسی است. دسته اوّل شامل کودکان و نوجوانان دانش آموز عادی و دسته دوم شامل کودکان و نوجوانان دانش آموز با نیازهای ویژه است.

افراد عادی زیر سن ۱۶ سال درصد بالایی از تأثیر پذیری آموزش های مرتبط با مهارت های زندگی را به خود اختصاص داده‌اند و این امر به واسطه تأثیر آموزش و پرورش در محیط های یادگیری است که کودکان با آن ارتباط مستقیم دارند. بسیاری از برنامه ها و طرح ها بر مبنای این فرض اساسی پایه گذاری شده اندکه یادگیری و به خصوص آموختن مهارت های زندگی، سبب تغییر رفتار کودک و نوجوان شده و این تغییر رفتار خود سبب کاهش سوءرفتار و صدمه به وی می شود. ‌بنابرین‏ با کسب مهارت های خود حمایتی از سوی کودک، شاهدکاهش میزان صدمات و سوء رفتار وی هستیم. به طور کلی آموختن مهارت‌های زندگی برای کودکان سبب سلامت، ثبات رفتاری، پرورش و توسعه روابط آن ها با محیط پیرامون می شود. توسعه روابط کودکان با محیط بیرونی، استقرار رفتار، سلامت روحی و جسمانی، توسعه مهارت­ های مقابله با خطر نظیر اعتیاد و توسعه مهارت های ارتباطی، از دستاوردهای مهم این نوع از آموزش ها محسوب می‌شوند.

در قوانین و سیاست گذاری های داخلی، نهادهای آموزشی، به خصوص نهاد آموزش و پرورش، به سوی اجرای برنامه های تربیتی–پرورشی هدایت شده اند. قانون گذار در ماده ۲۵ قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش وپرورش (مصوب ۱۳۶۶ شمسی ) به پرورش کودکان و دانش آموزان، رشد فضائل اخلاقی و تزکیه آن ها و شناخت، شکوفا کردن و پرورش استعدادهای آنان پرداخته است. طبق این قانون، نهاد آموزش و پرورش مکلف است که نسبت به تهیه و پیشنهاد برنامه های میان مدت و بلند مدت درجهت تأمین اهداف و آموزش و پرورش همت گمارد. مدیریت پیشگیری از آسیب های اجتماعی (تأسیس ۱۳۸۳ ) حاصل چنین رویکردی در بدنه آموزش و پرورش بوده است که شرح فعّالیت های آن، در این تحقیق نمی گنجد.

پیرامون کودکان با نیازهای ویژه، تمرکز نهاد آموزش بر اجرای طرح های «بینابین» قرار داشته است. طرح های بینابین به طرح هایی اطلاق می شود که در میان رویه استاندارد کشور پذیرنده و خصوصیّات فرهنگی و محیطی کودک قرار داشته و غایت آن حمایت و پیشگیری از بزه دیدگی آن هاست. بسیاری از کودکان با نیازهای ویژه، به خصوص کودکانی که خود و خانواده آن ها دچار نوعی جابه جایی اجباری بوده اند، نظیر کودکان پناه جو یا آواره دچار نوعی عارضه موسوم به سندرم استرس پس از حادثه هستند و تمرکز برنامه های پیشگیرانه بر رفع و درمان این بیماری قرار داده می شود.[۹۹]

آموزش مهارت های زندگی در قالب آموزش های مکمل یادگیری در مدرسه برای این این قشر از کودکان و نوجوانان و توانمندسازی فرهنگی والدین این گونه از کودکان، از جمله اهداف و کارکردهای طرح های مرتبط با کودکان نیازمند محسوب می شود.

پیرامون دسته دیگری از کودکان با نیازهای ویژه، همچون کودکان استثنایی، آموزش مهارت­ های زندگی به دو صورت آموزش در راستای پذیرش در گروه هم سالان و افزایش دوره های یادگیری مهارت های حرفه ای تعریف شده است. ‌در مورد اوّل مهارت های کلامی و غیرکلامی در راستای روابط اجتماعی موفّق و ایجاد روابط رفتاری مناسب صورت گرفته و ‌در مورد دوم مهارت های حرفه ای در راستای فراهم آوردن زمینه‌های لازم جهت دستیابی این کودکان به خودکفایی شخصی و اجتماعی انجام می‌گیرد.[۱۰۰]

از جمله مهم ترین موانع و چالش های فرا روی آموزش مهارت های زندگی به کودکان ‌می‌توان به دوگانگی و یا چندگانگی نقش های تربیتی خانواده و مدرسه از یک سو و ضعف ارتباط میان خانواده و مدرسه از سوی دیگر اشاره کرد. بازسازی ارتباط بین این دو نهاد و بهره گیری هر چه بیشتر از ظرفیت خانواده در امر آموزش، ضرورتی حیاتی برای نظام آموزش و پرورش محسوب می شود. ‌بنابرین‏ با توجّه ‌به این چالش ها، بازسازی تعاریف ارتباط خانواده با مدرسه برحسب ظرفیت های وجودی خانواده و نقش آن در تعلیم و تربیت رسمی کشور و گسترش آموزش خانواده به منظور آشنایی بهتر و بیشتر و همراه کردن والدین با الگوهای تربیتی مطلوب در نظام آموزشی کشور توصیه می شود.[۱۰۱]

۲-آموزش مهارت های زندگی و راهکاری های پیشگیری به والدین

پیش از شروع تحصیل و ارتباط با محیط های آموزش رسمی، کودک به صورت مستمر تحت شرایط تاثیر و آموزش های نظام خانواده قرار می‌گیرد. تاثیر پیشگیری در محیط آموزشی مدرسه تا حدّ زیادی مرتبط با مراقبت ها و آموزش های پس از مدرسه توسط والدین است. ‌بنابرین‏ آموزش اصول و فنون پیشگیری توسط نهادهای آموزشی به خانواده ها به عنوان عامل مکمّل در اجرای وظایف نهاد آموزش پیرامون پیشگیری از جرم محسوب می شود. به طور مثال مدارس می‌توانند با چاپ بروشور و تشکیل کلاس های مشاوره، خانواده ها را نیز تحت آموزش قرار دهند.[۱۰۲] این آموزش ها در راستای کاهش خطرات و سوء رفتار نسبت به کودک و نوجوان انجام می‌گیرد.

هماهنگی و همکاری نظام آموزشی با والدین و خانواده، با مرکزیت و پشتیبانی نظام آموزشی، در روند پرورش و آموزشی کودکان و ایجاد رویه ای واحد در راستای پیشگیری از آسیب های اجتماعی بسیار مؤثر است. همان‌ طور که پیش تر هم ذکر شد، اگر راه و رسم خانواده با آموزش های مدرسه در تضاد باشد، فرزندان را با تعارض مواجه ساخته و این امر پیامد های نامناسبی در پی خواهد داشت.[۱۰۳]

۳-اجرای طرح های آموزشی نسبت به مربیان و معلمان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




۱۴- برای تأکید بر پایان ناپذیری فرایند بهبود کیفیت ،مراحل مختلف این برنامه باید تکرار شود تا تعهد کارکنان قدیمی ، تجدید شود و کارکنان جدید در فرایند وارد شوند. (انصاری، ۱۳۸۳)

  • بیل کانوی

بیل کانوی؛ کمتر از سایر پایه گذاران نهضت کیفیت معروف است. او چند سال در آکادمی ناول آمریکا به کار اشتغال داشت و سپس رئیس شرکت ناشا شد او در سال ۱۹۷۹ دمینگ را به ناشا دعوت کردتا او را در بهبود کیفیت کمک کند.پس از این بازدید که سه سال بطول انجامید او مرکز مشاوره خود را بنا نهاد.کانوی را به دلیل این ارتباط، غالباً مرید دمینگ می‌نامند. (کیماسی، ۱۳۸۳)

کانوی تمایل دارد از کیفیت کمتر سخن گوید و بجای آن روش صحیح مدیریت را به کار برد.او همچون سایر پایه گذاران معتقد است؛ مدیریت های ارشد غالباً نمی دانند که کیفیت بهره وری را افزایش و هزینه را کاهش می‌دهد.کانوی از نظام جدید مدیریت سخن می‌گوید و معتقد به استفاده از آمار برای بهبود کیفیت است. او بین روش های آماری پیچیده و ساده تمایز قایل است و روش های آماری ساده را ابراز می‌کند. (انصاری، ۱۳۸۳)

مشتری

تعریف مشتری

درفرهنگ و ادب پارسی مفهوم ” مشتری ” مترادف با ” خریدار ” است و در مباحث مربوط با بازاریابی و فروش ، مشتری به مخاطبانی گفته می شود که توانایی وفروش ، مشتری به مخاطبانی گفته می شود که توانایی و استعداد خرید کالا و یا خدمتی را داشته باشند . در این تعریف ” توانایی ” به معنی امکان پرداخت وجه و ” استعداد ” به مفهوم درک و شناخت مزیت‌های ‌کالا و خدمتی که موجب تامین بخشی از نیازهای مخاطب می شود ، بکارگرفته شده است . ‌بنابرین‏ ، تبدیل یک مخاطب به مشتری هنگامی محقق خواهد شد که عناصر توانایی و استعداد به صورت تداوم در وی بروز کند تا عمل ” خرید ” انجام پذیرد. برخورداری از توانایی بدون داشتن استعدادخرید ولی فاقد توانایی پرداخت ، امکان شکل گیری فرایند خرید را میسر نمی سازد. (کیماسی، ۱۳۸۳)

انواع مشتری

تقسیم بندی مشتری به لحاظ نحوه حضور وی در فرایند خرید به شکل های زیر انجام می شود.

• مشتری حقیقی: به افرادی با ماهیت فردی و حقیقی خود درفرآیند خرید شرکت می‌کنند . مشتری حقیقی گفته می شود ، مانند بسیاری از خریدهای روزانه که افراد حقیقی انجام می‌دهند. (کیماسی، ۱۳۸۳)

• مشتری حقوقی : به شرکت‌ها ، سازمان‌ها ، نهادها وبنگاههای اقتصادی که در چارچوب شخصیت های حقوقی در فرایند خرید شرکت می‌کنند ، مشتری حقوقی گفته می شود ، مانند خریدهای که وزارتخانه ها ، مؤسسات و شرکت‌ها انجام می‌دهند. (کیماسی، ۱۳۸۳)

• مشتری سازمانی : مشتری از دیدگاه سازمان تولید کننده کالا یا عرضه کننده خدمات نیز به دو قسمت درون وبرون سازمانی تقسیم بندی شده است . بدین ترتیب که در زنجیره های خدماتی و تولیدی ، مشتریان کسانی هستند که نتیجه کار ، معطوف به ایشان است . مثلا” خط تولید خودرو ، واحد موتناژ کننده مشتری سازنده قطعه است . اینگونه مشتریان را مشتری درون سازمانی می‌گویند . در همین سازمان ، مصرف کننده خودرو ، مشتری برون سازمانی است. (انصاری، ۱۳۸۳)

• مشتری جغرافیایی : تقسیم بندی دیگری که برای مشتری مطرح شده است ، مربوط به محدوده جغرافیایی است ، بدین ترتیب که مشتری موجود در یک جغرافیایی است . بدین ترتیب که مشتری موجود در یک محدوده جغرافیایی ( محله ، منطقه ، شهر ، کشور) مشتری داخلی و خارج از محدوده جغرافیایی مورد نظر ” مشتری خارجی ” نام دارد . (کیماسی، ۱۳۸۳)

نیاز مشتری

به لحاظ مفهومی و درنظر عامه ، نیاز ، مترادف با حاجت ، درخواست ، استدعا ، التماس ، مقصود ، آرزو ، میل ، خواهش ، محبوب ، فقر ، تنگدستی ، اظهار خضوع ، خشوع ، تضرع و… کاربرد یافته است . از مجموع این مفاهیم میتوان نیاز را هر نوع کمبودی دانست که برای انسان به وجود می آورد . ما برای تعریف نیاز مشتری ، به شکل زیر از آن استفاده می‌کنیم : ” نیاز مشتری عبارت است ازهرنوع حساب کمبودی که برای مشتری موجود می‌آید و او تلاش می‌کند تا با بهره گیری از استعداد و توانایی خود نسبت به رفع آن اقدام نماید”. (کیماسی، ۱۳۸۳)

انواع نیازهای مشتری

با توجه به مفهوم گسترده ای که درتعریف نیاز مشتری وجود دارد ، امکان تقسیم بندی جامع و کاملی از نیازهای مشتری دشوار است . لیکن از آن جایی که نیاز مبنای رفتار مشتری در فرایند خرید است ، طبقه بندی زیر را که بیشتر به لحاظ مفهومی در جامعه متداول گردیده است ، در اختیار خوانندگان قرار می‌دهیم . این طبقه بندی می‌تواند زمینه‌های مساعدی را در شناخت رفتارهایی مبنایی مشتری نشان دهد و در تامین بخش‌های از نیاز وی مؤثر باشد . (کیماسی، ۱۳۸۳)

• نیازهای حیاتی ( بیولوژیک ) : نیازهایی را که با تداوم زندگی و حیات مشتری ارتباط تنگاتنگ دارد ، نیازهای حیاتی می‌گویند . مانند هوا، آب ، غذا ، دارو و … (کیماسی، ۱۳۸۳)

• نیازهای اساسی : به نیازهایی گفته می شود که از نظر مشتری نقش اساسی وتعیین کننده ای دارد . مانند پوشاک ، مسکن برای افراد حقیقی ، آب ، برق ، راه و ارتباطات ازنظر دولت . (کیماسی، ۱۳۸۳)

• نیازهای عادی : به نیازهایی گفته می شود که مشتری در توانایی و استعداد خود برای تامین آن ها از روند عادی و یکنواخت بهره می‌گیرد . مانند ایاب و ذهاب و …

• نیازهای فردی : نیازهایی که مشتری در تامین آن ها به توانایی و استعداد خود متکی است مانند فکر کردن ، خوابیدن ، کارکردن ، استراحت یا مطالعه و …

• نیازهای اجتماعی به نیازهایی که مشتری از طریق جمع ویا افراد دیگر نسبت به تامین آن اقدام می کند ، نیازهای اجتماعی گفته می شود . مانند آموزش ، درمان و ..

• نیازهای مادی : نیازهای ملموسی را که مشتری به آن توجه دارد . نیازهای مادی می‌گویند . مانند غذا ، پوشاک ؛ خودرو و …

• نیازهای معنوی ( غیر مادی ) : دربرابر نیازهای مادی ، نیازهایی نیز وجود دارند که به چشم دیده نمی شوند . مانند آرامش ، عبادت ، تفریح ، عدالت خواهی ، امنیت و … که به آن ها نیازهای معنوی اطلاق می شود . (انصاری، ۱۳۸۳)

• پیشنهاددات:

• برگزاری کلاس های آموزشی ‌در مورد نحوه ارائه خدمات ‌و برخورد با مشتر ی حهت تعاونیها

• معرفی راه و روش های ارائه بهتر خدمات(کیماسی، ۱۳۸۳)

انتظارات مشتری

باورهایی هستند در طول زمان قابل تغییرند یعنی انتظارات را ‌می‌توان با افزودن اطلاعات جدید تعدیل کرد در نتیجه از طریق عرضه­کنندگان خدمات آن ها را کنترل نمود (روس[۱۴] و دیگران، ۱۹۸۷).

انتظارات مشتری باورهایی هستند که ‌در مورد ویژگی­ها و خصوصیات گوناگون یک خدمت وجود دارد (اندرسون[۱۵]، ۱۹۷۳).

انتظارات می ­تواند خواسته مشتریان از یک عرضه­کننده خدمات باشد نه آنچه خود عرضه­کننده به مشتریان ارائه می­ کند (پاراسورمان، ۱۹۸۸).

نیازها را دیدگاه ­ها و طرز فکر ما تعدیل می­ کند و ادراکات ما نیز توقعات و انتظاراتمان را شکل می­دهد. احساسات و ادراکات مشتریان معیاری است عینی برای ارزیابی عملکرد یک مجموعه در خدمات­رسانی و رفع نیازهای مشتری. انتظارات رابطه نزدیکی با سطح کیفی عملکرد شما در رابطه با مشتریان دارد (اعرابی و ایزدی، ۱۳۸۹، ۲۰،۱۹).

اگر رفع و درک نشود، موجب نارضایتی مشتری می­شوند

اگر درک یا رفع نشود، موجب ترغیب مشتری به مراجعه به شرکت دیگری می­ شود

پنهان است وقتی که مشتری سوال می­ شود

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




پس افرادی که بدون دلیل خود را ناراحت می‌کنند نمی‌توانند سالم زندگی کنند و از زندگی رضایت خاطر داشته باشد و علت عمده آن نیز وجود یک رشته تفکرات غیرعاقلانه آزار دهنده است افرادی که پیام‌های ملال آور، عجیب و غریب، تکراری یا متضاد را منتقل می‌کنند در واقع از یک شیوه تفکر گژ کار بهره می‌برند.

گرایش به جزمی فکر کردن، یاد آوری مداوم افکار منفی و امتناع از تقابل با این تفکرات در فرد استرس، تنش، بیماری و… ایجاد می‌کند. (آلیس[۱۷]، ۱۹۷۳).

جلالی طهرانی (۱۳۷۲) می‌گویند یک فکر غیر منطقی که منجر به آسیب و تشویق می‌شود حقیقت ندارد یعنی ظن و گمان بوده، به وسیله دلیل و برهان قابل اثبات نیست و نوعی ماهیت اجبار و الزام دارد به آشفتگی و تشویش در فرد منجر شده، انرژی فرد را به هدر می‌دهد او را از اهدافش دور می‌سازد و یک فکر غیرمنطقی از مواجهه موفق فرد با رویداد‌ها ممانعت می­ کند هوش معنوی بیانگر مجموعه‌ای از توانایی‌ها و ظرفیت‌ها و منابع معنوی است که به کارگیری آن‌ ها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می‌شود هوش معنوی هوشی است که مشکلات معنایی و ارزشی انسان را حل کرده و به اعمال و زندگی انسان در سطحی وسیع تر و قدرتمندتر مفهوم می‌بخشد به واسطه آن معنا و مسیر زندگی فرد قابل ارزیابی خواهد بود. بنیان عملکرد هوش معنوی کاراتر از هوش عقلانی و عاطفی می‌باشد. کینگ راهبرد­های مقابله‌ای و تکنیک‌های حل مسئله با بهره گرفتن از معنویت را کاربرد‌های انطباقی هوش معنوی می‌داند. هوش معنوی به ‌عنوان یک میانجی در ارتباطات عمل کرده و همبستگی معنی داری با سازگاری داشته به ما در درک موقعیت کمک می‌کند (معلمی، رقیبی، سالاری درگی، ۱۳۸۹).

تحقیقات نشان داده است که اعتقادات معنوی و روحانی و اقدامات و تعهدات به هم مرتبط بوده و نتایج مثبتی در روح و روان وسلامت جسمانی ما داشته و زمینه ساز بهبود ارتباطات مثبت میان فردی می‌شود (ضیایی، نرگسی و آبیاقی اصفهانی، ۱۳۸۷). هوش معنوی ممکن است امری شناختی – انگیزشی باشد که مجموعه‌ای از مهارت‌های انطباقی بوده و منابعی را که حل مسئله و دستیابی به هدف را تسهیل می‌کند معرفی می‌کند فرد می‌تواند از این هوش برای چارچوب دهی و تفسیر مجدد تجارب خود بهره ببرد (غباری بناب و همکاران، ۱۳۸۶).

یکی از مشخصه‌ های کلیدی هوش معنوی استفاده از معنویت برای حل مشکلات است (ادواردز[۱۸]، ۲۰۰۳).

لذا در این پژوهش به دنبال بررسی ارتباط دو عامل اصلی مؤثر در وضعیت استرس و کنترل آن یعنی هوش معنوی و تفکرات غیر منطقی هستیم تا با اصلاح و تقویت این دو متغیر به ‌عنوان پیشنهادات پژوهشی از میزان استرس و تبعات آن بکاهیم و نیز راهبرد‌های ناسازگارانه مقابله‌ای موجود شناسایی شده و در جهت اصلاح راهبردها، راهکار‌ها و پیشنهادات مؤثر گام برداریم.

۱-۳)اهمیت و ضرورت مسئله

جامعه سالم بستر مناسبی برای زندگی افراد در محیط سالم است. چنین جامعه‌ای می‌تواند مولد عقلانیت و پیشروی حوزه در سلامت ذهن جسم و روان باشد.

بدیهی است انسان سالم محور و شاه‌کلید تمامی آمال انسانی است و این همه پیچیدگی در دنیای امروزی حاصل تلاش‌ها برای رفاه و آسایش بیشتر بشر بوده است. هر چند گاهی خود عاملی در جهت سلب آرامش شده است جامعه سالم مجموعه انسان‌های سالمی است که در قالب ارتباطات مناسب با هم تعامل می‌کنند ولی همچنان بیماری‌ها و ناگواری‌ها و تشویش‌ها رویای دنیای برین انسان‌ها را به چالش می‌کشند و آدمیانی پیدا می‌شوند که در مرحله جراحات روحی و کاستی‌های فکری غوطه می‌خورند و در انتظار کمک همنوعانشان چشم به راهند و بدیهی است یکی از منادیان بزرگ سلامت مداری و ایثار و نوع دوستی کارمندان ند که بار سنگین یکی از مشاغل دشوار و زیان‌آور را به دوش می‌کشند. کارمندان متناسب با نیاز‌های سیستم و مددجویان و بدون توجه به نیاز‌های خود وخانواده شان می‌بایست در ساعات و ایام مختلف شبانه روز در محل کار حاضر شده و زندگی مشترک خویش را نیز با این همه مشکلات هماهنگ سازند (خرم آبادی، شمس، فرضی، عبدالرسولی ۱۳۸۳).

لذا بخش زیادی از زندگی کارمندان در محیط کار و در شرایط دشوار می‌گذرد و بسیاری از وقایع مشکلات کاری اثر عمیقی بر سلامت جسمی و روانی آن‌ ها دارد ‌بنابرین‏ استرس که به ‌عنوان معضل مبتلا به تمامی کارمندان بوده و اکثراً درگیر عوارض ثانوی آن می‌باشند به ‌عنوان مؤلفه‌‌ای در خور پژوهش می‌باشد تا به واسطه بررسی ارتباط کیفیت مقابله با استرس و هوش معنوی و باور‌های نادرست کارمندان گامی هر چند ناچیز در جهت شفافیت این ارتباط برداشته و در جهت آسیب شناسی این ارتباطات ارائه راهکار‌های مفید برای این قشر خدوم کاری کرده باشیم گفتنی است که ارتباط هوش معنوی به ‌عنوان مؤلفه‌‌ای اثرگذار در ایجاد سلامت بهبود قابلیت و سازگاری افراد و معنی بخشی به زندگی فردی، اجتماعی انسانی و معنوی جزء عوامل است که اثر آن در کاهش تنش و آرامش بدیهی و فارغ از توضیح می‌کند و نیز نگاه واقع بینانه به مسائل و درکی فارغ از اغلاط متداول که ریشه شخصیت ارث محیط، تربیت و… دارد می‌تواند زمینه ساز بسیاری از کژکاری‌ها و ناراستی‌ها بوده و فرد را مستعد ناسازگاری و بی ثباتی در تفکر، تصمیم‌گیری، رفتار و ارتباط بسازد و او را به سمت عدم تعادل و عدم سلامت روان سوق دهد و اینجا است که فرد مملو از اضطراب و تشویش می‌شود و به بیمار ی‌ها و ناراحتی‌های جسمی و روحی مبتلا می‌گردد در مقابل تفکر منطقی و سالم بستر ساز سلامت جسم و روان بوده.

۱-۴)اهداف پژوهش

۱-۴-۱)هدف اصلی:

    • بررسی و تعیین رابطه بین هوش معنوی و باورهای غیر منطقی با میزان توان مقابله با استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان اثرگذار است.

۱-۴-۲)اهداف فرعی:

    • شناسایی تاثیر روش مقابله مسئله مدار بر توان مقابله با شرایط پراسترس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان .

    • شناسایی تاثیر روش مقابله هیجان مدار بر توان مقابله با شرایط پر استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان

    • شناسایی تاثیر روش مقابله اجتناب مدار ‌بر توان مقابله با شرایط پر استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان

    • شناسایی تاثیر باورهای غیرمنطقی ‌بر توان مقابله با شرایط پر استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان

  • شناسایی تاثیر باورهای غیرمنطقی بر هوش معنوی کارکنان شرگت ملی گاز ناحیه کاشان

۱-۵)فرضیات پژوهش

۱-۵-۱)فرضیه اصلی:

هوش معنوی و باورهای غیرمنطقی با توان مقابله با استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان اثرگذار است.

۱-۵-۲) فرضیات فرعی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




۴ـ رعایت شؤون اجتماعی اسلام و عرف مذهبی ایجاب می‌کند که انسان از پوشیدن لباس های رنگینی که سَبُک و زننده محسوب می‌شوند، اجتناب نماید و برای هر جایی پوشش خاصی داشته باشد و از هر نوع لباس زیبایی در انظار عمومی بهره نبرد.

علامه مامقانی در این زمینه گوید:

“آنچه از پاره ای از روایات استفاده می شود، این است که بهترین و زیباترین لباس از لحاظ جنس و ویژگی، آن است که به سان لباس هایی که میان متدینین متعارف است، باشد. و شایسته ترین لباس هر دوره، پوشش مردم آن عصر است.”[۸۴]

‌بنابرین‏ انسان متعهد باید از عرف زمان و مکانی که در آن زیست می‌کند، پیروی کند و در کیفیت تزیین و رنگ لباس های خود با توجه به متعارف گام بردارد. از همین روست که در برخی از عرف ها و حتی برخی از دوره ها بعضی از لباس های رنگی، شایسته است، اما در جوامع و یا اعصار دیگر همان لباس ها را سبک و دور از شأن یک مسلمان به شمار می آورند. حتی می بینیم در یک زمان و بین متدینین، استفاده از لباسی یا رنگی مخصوص را برای محیط خانه و یا محیط کار، مناسب می دانند، اما برای خیابان و مجامع عمومی نه.

بند دوم:حدود خود آرایی در سلام

اسلام ضمن تأکید بر آراستگی و ‌خودآرایی مشروع زنان در برابر محارم به ویژه همسر، از آنان خواسته است تا از ‌خودآرایی نامشروع در برابر نامحرمان و در محیط اجتماع بپرهیزند وزیور وزینت خود را جز در برابر محارم آشکار نکنند واز هر عاملی که موجب تحریک و جلب توجه نامحرمان شود دوری کنند.

مظاهر ‌خودآرایی زنان عبارتند از: الف – زیور آلات زنانه اعم از گردنبند (سینه گردن) ، گوشواره، خلخال، بازوبند، دست برنجی، تاج و … «…. و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها…» زینتهای خود را (از جمله زیورآلات) جو آن مقداری که آشکار است ظاهر ننمایند. ب – آرایش نمودن، سر، صورت، دستها و پاها و… اعم از سرمه زدن، رنگ مو، آرایش صورت، خضاب کردن دست، ابرو گرفتن، لک زدن ناخنها و … «… و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی …»‌و هرگز مانند دوره جاهلیت نخستین آرایش و ‌خودآرایی نکنید. ج – استعمال عطر: پیامبر فرمود: «اذا تطیب المراه لغیر زوجها فانما هو نار» زنی که خود را برای دیگران خوشبو کند، او خود آتش است و ننگ محسوب می شود. د – پوشیدن لباسهای فاخر، زننده و زینتی که باعث جلب توجه شود: پیامبر فرمود: «ویل للمراه من الاحمر ین الذهب و المعصفه» وای بر زنان از دو سرخی طلا و جامه زیبا (که هر دو زینت بوده و موجب فتنه هستند.

فصل سوم:بررسی حجاب در حوزه اخلاق اجتماعی[۸۵]

مسئله دیگر اینکه مقوله پوشش ‌و لباس او ویژگی‌های منحصر بفرد انسان است، لذا این امر در میان سایر موجودات و از جمله حیوانات وجود ندارد و حیوانات با بهره گرفتن از قابلیت‌های فیزیکی اندام بدن خود از جمله پوست بدن، مو و پشم یا پر در پرندگان از خود در شرایط متنوع جوی و محیطی محافظت می‌کنند. لباس در زندگی امروزه انسان‌ها کارکردهای گسترده و متنوعی دارد. از جمله کارکردهای فردی این مقوله، پاسخگوئی به نیاز فطری خود استتاری است. ‌بر اساس این نیاز، انسان در هر شرایطی حتی در محیطی که کسی نباشد، تمایل درونی به برخورداری از حداقل میزان پوشش دارد و از برهنگی می پرهیزد. از سوی دیگر کارکردهای اجتماعی لباس را نمی توان نادیده گرفت. امروزه لباس هویت خاصی را به افراد و حتی جوامع بخشیده است. الگوهای­مختلف پوشش ضمن ایجاد شخصیت و منزلت فردی می‌توانند بیانگر سنت‌ها، ارزش‌ها و نوع فرهنگ حاکم بر جوامع باشند. مهمتر از همه، لباس امروزه نماد فرهنگی جوامع و جزئی از پیکره آن محسوب می­ شود تا جائی­که باهنجارها و ارزش‌های حاکم برجوامع­گره خورده ‌و بعنوان یکی از ابزار مهم درجهت شناسائی فرهنگ‌های مختلف وحتی تحول درساختارفرهنگی یک جامعه بکارگرفته می­ شود.

مبحث اول:بررسی آثار اجتماعی حجاب اسلامی

حجاب درکنار آثارفردی دارای تبعاتی اجتماعی نیز می‌باشد به همین دلیل در این گفتار درگفتار اول به ریشه یابی جامعه شناختی بی حجابی میپردازیم ودرنهایت در گفتار دوم وسوم به بررسی آثار مثبت ومنفی اجتماعی آن پرداخته می شود.

گفتار اول: جامعه شناختی بی حجابی

الگوی پوشش و کیفیت لباس در هر جامعه، بیش از هر چیز از ساختار باورها، ارزش‌ها، هنجارها و سلیقه های گروهی اثر می‌پذیرد. لباس، نشان دهنده ناخودآگاه فرهنگی جامعه است. لباس پوشیدن، نشانه اجتماعی بودن انسان است و مانند دیگر جنبه‌های اجتماعی بودن انسان بر اساس ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و انتظارات جمعی شکل می‌یابد. ضرورت هم‌نوایی با اقتضاهای فرهنگ غالب و رعایت انتظارات جمعی، کمترین هزینه‌ای است که زندگی اجتماعی در ساحت‌های مختلف بر افراد تحمیل می‌کند. این هم‌نوایی برخلاف تصویر خام و ابتدایی آن، به معنای پذیرش قطعی اشکال متعین و تمکین بی‌چون و چرا در برابر الزامات انعطاف پذیر و تسلیم نشدن در برابر اراده و خواست جمعی نیست، بلکه به معنای هم‌نوایی صوری، تشبه و هم‌آوایی ظاهری و تخلف نکردن آشکار از حداقل‌های هنجاری جامعه است. در حوزه پوشش نیز جامعه، انتظار خویش را نه در چارچوب‌های معین، بلکه در قالب‌ گزینه‌های متنوعی مطرح ساخته است که امکان اعمال گزینش‌های فردی همواره وجود خواهد داشت. در جامعه ما، به دلیل حساسیت‌های خاص درباره الگوی پوشش بانوان گزینه‌های محدودتری فراروی آن ها قرار دارد و دخالت سلیقه کمتر است.

به دلیل الزامات ارزشی و هنجاری جامعه، پوشش، اجباری و گریز‌ناپذیر است و افراد در هر شرایطی باید از آن برخوردار باشند. رعایت این حداقل، نیازمند حضور و مشارکت اجتماعی است و رعایت نکردن آن، به عنوان تخلف اجتماعی، واکنش‌هایی را برخواهد انگیخت. درجه این واکنش را میزان حساسیت و آستانه صبر جامعه تعیین خواهد کرد. هر جامعه به طور متوسط، از میرانی از تخلف و ناهم‌سویی، با نگاه به سطح انتظار، در همه عرصه‌های رفتاری پوشش، چشم‌پوشی و آن را تحمل می‌کند یا واکنش به آن را بنا به ملاحظاتی به تأخیر می‌اندازد. پیوستگی با هنجارها و ارزش‌های جمعی اجباری نیست، بلکه موجب ایجاد محدودیت در مسیر انتخاب و تصمیم اعضای اجتماع خواهد شد. هم‌نوایی نسبی، همواره با امکان استفاده از حاشیه آزادی و برخورداری از خودمختاری همراه خواهد بود. از این رو، رخ دادن رفتارهای ناهم‌خوان و ناهم‌سو با انتظارات جامعه و ظرفیت‌های هنجاری آن، چندان خلاف انتظار نیست.[۸۶]

گفتار دوم:آثار مثبت اجتماعی رعایت حجاب وعفاف

رعایت حجاب وعفاف درجامعه علاوه بر آثار مثبت فردی دارای تبعات وآثارمثبت متعددی در اجتماعی باشد که به مهمترین این آثار می پردازیم:

بنداول:کاهش چشمگیر جرایم و جنایات جنسی و جرایم مرتبط با امور جنسی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




      1. در دسترس بودن برای پاسخ به سؤالات مشتریان.

    1. پاسخ نسبت به خواسته‌های مشتریان.

  1. سرعت و کارایی در انجام امور

۳-۶-۲-۲ مدل کانو

در دهه ۱۹۳۰ دکتر والتر تعریف خود را در رابطه با کیفیت از طریق به کارگیری آمار و اصطلاح کنترل کیفیت آماری ارائه نمود، سپس با مشارکت دیگر دانشمند ان مانند دمینگ و همکاران[۶۰]۲ مفاهیم جدیدی بنام مدیریت کیفیت جامع ابداع شد.

در همین راستا، در اواخر دهه ۱۹۷۰ دکتر نوریاکی کانو در مفهوم کیفیت تجدید نظر نمود و مطالعه خود را با الهام از نظریه «عوامل نگهدارنده – انگیزشی» هرزبرگ بنا نمود. در حالی که در بسیاری از مدل‌های قبلی، کیفیت ماهیت خطی و یک بعدی داشت، مانند خوب یا بد، کوچک در برابر بزرگ، دکتر کانو مفهوم کیفیت را به صورت دو بعدی مطرح نمود،

۱) عملکرد؛ درجه ای است که محصول یا خدمت، کار یا عمل می‌کند.

۲) رضایت، که کاربر یا خدمت گیرنده رضایت به دست می آورد.

به نظر کانو عملکرد و رضایت از خدمات دریافتی به طور تعاملی شکل دهنده کیفیت نهایی خدمات هستند. در واقع وی پارامترهای کیفیت عملکرد و رضایت مشتریان را در دو محور عمود بر هم ترسیم نموده بدین وسیله قادر به تعریف کیفیت به صورت کامل و جامع گردید. محور عمودی میزان رضایت مشتری و محور افقی میزان ارا ئه الزامات کیفیتی مورد نظر مشتری را نشان می‌دهد. نقطه تلاقی محور افقی و عمودی بیانگر جایی است که مشتری در حالت تعادل از نظر رضایت و عدم رضایت قرار دارد. سمت راست محور افقی، بیانگر جای نمودن آن ها در محصول، یا خدمت حداقل تلاشی است که موجب حفظ موقعیت سازمان در محیط رقابتی می شود.

از نظر قابلیت شناسایی و تشخیص، این الزامات در مقایسه با دو نوع دیگر الزامات اساسی و انگیزشی بسیار ساده تر و ملموس تر می‌باشد. از طرف دیگر این نوع خواسته‌ها برخلاف دسته اول (الزامات اساسی) گفتاری بوده و توسط مشتریان و مصرف کنندگان محصول به طور مستقیم عنوان می‌گردد. خصوصیات یا ویژگی‌های عملکردی به طور مستقیم به رضایت مشتریان مرتبط می‌شوند. افزایش کارکرد یا کیفیت عملی محصول / خدمت منجر به افزایش رضایت مشتریان مرتبط می شود. برعکس کاهش آن ها نارضایتی شدیدی را ایجاد می‌کند(مایکل،۲۰۰۲،ص۱)[۶۱]۱٫

در واقع فقدان یا ضعف الزامات عملکردی رضایت مشتریان را کاهش می‌دهد. معمولاً قیمت محصول یا خدمت جزء خصوصیات عملکردی تلقی می‌شود. قیمتی که مشتری دوست دارد برای یک محصول / خدمت ارائه دهد. به شدت با الزامات عملکردی آن ارتباط دارد. ‌در مورد لاستیک اتومبیل، قیمت مناسب و گارانتی محصول برحسب میزان کیلومتر، از جمله الزامات عملکردی است. حال آنکه خصوصیاتی از قبیل ایمن بودن لاستیکها در سرعت ۹۰ کیلومتر به بالا ، ایمنی اتومبیل در هنگام ترکیدن ناگهانی، اندازه مناسب آن ها در مقایسه با اندازه رینگ چرخها از جمله الزامات اساسی هستندکه از نظر مشتری ، تولید کننده ملزم به لحاظ نمودن آن ها در محصولات خود می‌باشد.

۷-۲-۲ نیازها، خواسته‌ها و انتظارات بیمه گذاران

بشر برای بقا و ادامه حیات خود نیاز به غذا، هوا، مسکن،و …. بعلاوه او نیاز به تأمین امنیت و آسایش نیز دارد. تأمین و بیمه یکی از نیازها و خواسته‌های بشر است که زاییده ریسک‌ها و خطرات بشمار می رود.

بعبارتی تأمین و بیمه چیزی است که قادر به ارضای یک نیاز انسانی است. نیاز بیان کننده حالت محرومیت احساس شده در فرد است(کاتلر،۱۹۹۴،ص۵)[۶۲]۱٫

این محرومیت آرامش آدمی را بر هم می زند و در او شوقی برای بر طرف کردن آن به وجود می آورد. شخص چیزهای خاصی را که ارضاء کننده نیازهای اوست، خارج از وجود خویش تصور می‌کند. این چیزها محصولات نامیده می‌شوند. این محصولات به هر اندازه که خواسته‌های فرد را برآورده کنند، دارای ارزشند.

شرکت‌های بیمه به تولید محصولی می پردازند که میتوان آن را تأمین یا اطمینان خاطر نسبت به مخاطرات نام نهاد. امر تولید در نخستین منشا برخاسته از نیاز است. حضور نیاز پیامی به تولید کننده می‌دهد که علم اقتصاد آن را «تقاضا» می نامد. تولید کنند بعد از دریافت پیام و آگاهی از وجود تقاضا به تصمیم گیری به امر تولید می پردازد.

در این راستا اگر برآِیند فعالیت مؤسسات بیمه را «تامین وآرامش خاطر نسبت به مخاطرات » بدانیم به نظر می‌رسد که نیاز به چنین محصولی از ابتدای زندگی بشر وجود داشته و همواره قرین زندگی او بوده است تعاون و همیاری گروهی در کمک به جبران اعتبارات ناشی از وقایع ناخواسته، ابتدایی ترین پاسخی بوده که ‌به این نیاز می داده‌اند. همچنان که پیدا‌ است این نیاز جنبه حیاتی داشته و نه فرهنگی و به موازات پیشرفت جوامع و افزایش خطرات پیدا‌ است این نیاز رو به گسترش می‌باشد.

با این حال آنچه در کشورمان با آن روبرو هستیم این است که با وجود چنین نیاز حیاتی، بیمه در ایران تقاضای فراوانی ندارد چرا با وجود نیاز به تأمین و اطمینان خاطر نسبت به آینده، در نظرگاه بیمه گران بیمه آن چنان مورد تقاضا نیست تا آنان را به تولید و عرضه هر چه بیشتر ترغیب کند. در پاسخ ‌به این سؤال نظراتی چندی عنوان شده است.

برخی بیمه ها را برخاسته از شرایط جوامع مدرن می‌دانند و علت امر را به عدم انطباق آن با شرایط جامعه غیر مدرن مناسب می‌نمایند.

وجود علقه‌های مذهبی و فرهنگی و اعتقاد به تقدیر و سرنوشت در اقشار مردم و از طرف دیگر محدودیت دامنه و شدت خطرات باعث می‌شود که نیاز کمتری به پوششهای بیمه وجود داشته باشد گاهی هم علت را در عدم شناخت و آگاهی مردم (عدم وجود فرهنگ بیمه و کارکرهای آن) می‌دانند. که به طور روشن مسئولیت به عهده سازمان‌ها و شرکت‌های بیمه می‌باشد زیرا نشان می‌دهد این مؤسسات توفیقی در تبلیغات و اطلاع رسانی نداشته اند.

بعضی عدم توان اقتصادی برای خرید بیمه را هم یکی از علل عدم گرایش به خرید بیمه مطرح می‌کنند.. بعبارتی خواسته و نیازهای افراد با قدرت خرید همراه نیست که تبدیل به تقاضا شود.

با نگاه به ضرایب خسارت در رشته‌های مختلف بیمه پایه استدلال فوق نیز سست می‌شود. ضرایب خسارت در اکثر قریب به اتفاق درشته‌های بیمه ای بسیار پایین است که نشان دهند نرخ بالای حق بیمه‌هاست. بعلاوه چنین استدلالی در واقع نقض توانمندی‌های تئوری‌های اقتصادی در برآورد کشش قیمتی و درآمدی تقاضا است و این هنرها و درایت‌های هر بنگاه اقتصادی است که با مطالعه بازار تقاضای کالای خود، آن را با قیمتی عرضه کند که ضمن تطابق بامحدودیت‌های درآمدی جامعه، نفع اقتصادی خود را نیز بهینه نماید(ثبات مدار، ۱۳۷۴،ص ۳۷-۳۰)۱.

حال نگاهمان را تغییر داده و از منظر بیمه‌گذار به چگونگی ارائه خدمات بیمه از طرف شرکت‌های بیمه ، به سؤال فوق پاسخ می‌دهیم، محصول بیمه ای مطلوبیت و رضایت متناسب را فراهم نمی آورد. بیمه‌گزار که مصرف کننده نهایی بیمه بشمار می‌رود از خدمات شرکت‌های بیمه احساس رضایت و مطلوبیت نمی کند تا مجددا با تقاضای بیشتر به تداوم و سرعت مدار تولید بیفزاید. رابطه ای بین یک نیاز و خواسته ‌و درجات مختلف ارضاء افراد وجود دارد. بدین معنی که هرچه محصول با تمایل مصرف کننده (بیمه شده) بیشتر مطابقت داشته باشد. تولید کننده (شرکت‌های بیمه) موفق تر خواهند بود ( کاتلر،۱۹۹۴، ص۸)[۶۳]۲٫

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




۳-حسابرسان باید به شکل قانونی و تکنیکی حسابداری وگزارشگری مالی توجه بیشتری مبذول نمایند ۴-دامنه مسئولیت حسابرس در کشف تقلب و گزارش موارد قانونی و برخلاف هنجار های جامعه تا کجااست ؟

این فصل به عنوان فصل ادبیات موضوعی ‌و پیشینه تحقیق ابتدا مبانی نظری را مورد بحث قرار می‌دهد ‌و در ادامه خلاصه ای از پژوهش های مرتبط را به عنوان پیشینه تحقیق بیان خواهد کرد.

۲-۲- حسابرسی به عنوان یک رشته علمی :

دکتر حساس یگانه (۱۳۹۰) رابطه حسابداری با حسابرسی رابطه نزدیکی است اما ماهیت بسیار متفاوت است. آن ها همکاران علمی و شغلی اند نه پدر و فرزند. حسابداری شامل شناسایی، تجزیه و تحلیل، اندازه گیری وگزارش داده های مالی است. کار حسابداری کاهش انبوه اطلاعات به اطلاعاتی قابل کنترل وقابل درک است .

حسابرسی هیچ یک از این کارها را شامل نمی شود. در حسابرسی نیز رویداد های مالی و شرایط تجاری در نظر گرفته می شود. حوزه حسابرسی بررسی فرایند شناسایی و پردازش وگزارش اطلاعات مالی وارائه نظر حرفه ای می‌باشد. بدین ترتیب حسابرسی ریشه ای عمیق در منطقی دارد که ایده ها وروش هایش بر پایه آن استوار است نه در حسابداری که موضوع مورد بررسی آن است. ‌در مورد حسابرسی و حسابداری می توان اظهار داشت که هر دو مکمل یکدیگر هستند، اگر چه ابزار وروش متفاوتی دارند. ‌بنابرین‏ نباید انتظار داست که مبانی، تئوری وفلسفه حسابرسی را با بررسی تئوری و عملکرد حسابداری بیابیم. باید دقیق تر از این بود و باید ماهیت عملکرد حسابرسی را مورد بررسی قرار دهیم. بعد از تعمق جدی وبسیار ‌به این نتیجه می‌رسیم که حسابرسی یک زمینه علمی تخصصی است و توسعه یک فلسفه صحیح ومناسب ‌در مورد حسابرسی تلاشی شایسته به نظر می‌رسد. فلسفه حسابرسی به عقاید انتزاعی می پردازد ‌و ساختاری منطقی از فرضیات بدیهی، مفاهیم، روش ها ورویه ها دارد بدین ترتیب بیان تئوری حسابرسی از منظر فلسفی نوعی بررسی عقلی دقیق است. ‌بنابرین‏ حسابرسی ارزش این را دارد که رشته علمی نامیده شود بدین ترتیب حسابرسی برای تلاش عقلی فرصت ایجاد می‌کند ونیاز به تلاش عقلی زیادی دارد.( خاکی ، ۱۳۸۸)

۲-۳-مختصری از فرایند حسابرسی در ایران :

حسابرسی به مفهوم نظارت و بازرسی درایران و اسلام به زمانی باز می‌گردد که منبعی اعم از مالی یا غیر مالی در جایی وجود داشته است. هرگاه انتقال ثروت مطرح شده، نوعی نظارت وبازرسی نیز با خود به همراه داشته باشد. خصوصاًً نظارت حکومت بر اعضاء و کارکنان خود و نقش اعمال و رفتار والیان و مامورین دولتی از دیرباز وجود داشته و شاید بتوان گفت سابقه آن نزدیک وهمراه تشکیل جوامع اولیه وحکومت ها است.با پیروزی انقلاب مشروطه و تصویب قانون اساسی درآن زمان فضا جدیدی در پیشینه حسابداری ‌و حسابرسی درایران آغاز شد. پیدایش مفاهیم اولیه دفتر داری، حسابداری و حسابرسی درایران مولود این دوران بود.هرچند که به موجب قانون تشکیل سازمان حسابرسی ، عملاً در نظر بود که سازمان مذکور به عنوان تشکیلات اصلی و حرفه ای ومتوالی حرفه حسابداری ‌و حسابرسی درایران باشد. لیکن به دلیل مشکلات موجود در حرفه ونیاز فراوان جامعه به خدمات حرفه ای حسابداری ‌و حسابرسی لایحه استفاده از خدمات تخصصی وحرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی درسال۱۳۷۲ در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و آیین نامه مربوط به تعیین صلاحیت حسابداران مذکور در ۲۳ مهر ماه ۱۳۷۴ در هیات دولت تصویب گردید در پی اقدامات مذکور در اواخر سال ۱۳۷۵ پیش نویس اساسنامه جامعه حسابداران رسمی توسط وزارت امور اقتصادی ودارایی تنظیم وجهت تصویب به هیات دولت ارسال شد.اساسنامه یک بار در هیات دولت (دولت آقای رفسنجانی )مطرح شد وبه دلیل وجود مواردی در آن که به طور ضمنی جامعه را زیر مجموعه ای از وزرات امور اقتصادی و دارایی می نمود به تصویب نرسید، برای چک واصلاح به کمیته ای ‌در دولت ارسال شد. کمیته مذکور جلسات خود را پس از تشکیل دولت جدید ادامه داد و مواردی از پیش نویس اساسنامه را اصلاح نمود. تصویب و ثبت اساسنامه به سرنوشت اساسنامه کانون حسابداران رسمی قبلی دچار نشد ‌و کمتر از ۹ سال پس از تصویب قانون این کار انجام شد. واز مرداد ماه سال ۱۳۸۰ جامعه حسابدارن رسمی شکل گرفت وفعالیت خود را آغاز کرد. در خاتمه یادآور می شود پیشینه حسابداری و حسابرسی به مفهوم فعلی آن در ایران ارتباط مستقیم با پیشینه تدریس وتعلیم دارد.( اسماعیل عرفانی، ۱۳۴۹)

۲- ۴-شک و تردید،رسیدگی ‌و حسابرسی (چرایی حسابرسی ):

هدف از ارائه این موضوع این است که جایگاه کنونی حرفه حسابرسی را درجامعه به خوبی درک کنیم. اگر چنین درکی از رسیدگی ‌و حسابرسی ایجاد نشود آن گاه حسابرسی نیز مفهومی پیدا نخواهد کرد. در این صورت تعبیری که از حسابرس وحرفه حسابرسی می شود این است که کار وی مجموعه ای از عملیات فنی وپیچیده ظاهراًًمرتبط با یکدیگر است که باید متناسب با آنچه که توسط قانون گذارن، ویا استاندارد گذاران عنوان شده است، باشد. در این شرایط حسابرس وحرفه وی هیچ نقش واضح ‌و روشنی نخواهد داشت.

۲-۴-۱-شک و تردید ورسیدگی ‌و حسابرسی :

برای این که به ماهیت و هدف برخی از کارهای حرفه حسابرسی پی ببریم لازم است به موضوع نسبتاً ساده و در عین حال مرتبط با یکدیگر توجه داشته باشیم.به نظر می‌رسد یک سری پدیده ها که لزوماًً قابل مشاهده نیستند باعث ایجاد شک، تردید وابهام در ذهن افراد می‌شوند.هر فرد برای بر طرف کردن یا کاهش شک، تردید وابهامی که درذهنش ایجاد شده شروع به بررسی وارزیابی صحت وسقم امور مربوط به آن پدیده ها می‌کند.هر مکانیسمی برای این که انتخاب شود،به هر حال، رسیدگی را می توان نوع عام حسابرسی دانست که هدف ایجاد همبستگی بین(۱) موضوع ویا موضوع های مورد شک، تردید وبا ابهام ویک معیار قابل قبول که کمک آن بتوان ‌در مورد اعتبار موضوع ویا موضوع هاومعیار انتخاب شده بیشتر باشد. احتمال برطرف شدن ویا کاهش شک، تردید وابهام درباره اعتبار موضوع ویا موضوع های مورد نظر بیشتر می شودوباالطبع ابهام درباره آن موضوع یا موضوع ها کاهش می‌یابد.نیاز بشر به برطرف کردن یا کاهش شک، تردید وابهام هایش، چیزی است که به طور کلی مأموریت فرایند رسیدگی و به ویژه کار حسابرسی را شکل می‌دهد. این نیاز همچنین تعیین کننده نقش های اجتماعی، اقتصادی، و روانی است که انتظار می رود فرایند ارزیابی یا حسابرسی را دراجتماع ایجاد کند. حسابرسی و به طور عام رسیدگی از طریق کاهش نگرانی های بشر در انسان ابهام های موجود دررابطه باپدیده ها در حقیقت به عنوان یک عامل تثبیت کننده رفتار انسان عمل می‌کند(مورفی ،۱۹۴۳ )[۶]

.۲-۵-استفاده کنندگان از صورت ها ی مالی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




پژوهشگر

سال

هدف

مدل DEA مورد استفاده

نجفی، ‌آریان نژاد، حسین‌زاده لطفی، ابن‌الرسول

۱۳۸۷

سرپرستی یکی از بانک‌های ایرانی

CCR

افشاریان و کوشا

۱۳۸۸

ارائه مدل

اسعدی، میرغفوری، صادقی آرانی، خسروانیان

۱۳۸۹

بیمارستان‌های دولتی استان یزد – ایران

CCR ورودی محور و CCR خروجی محور

آذر، زارعی محمودآبادی

۱۳۸۹

ارزیابی شرکت های کاشی و سرامیک استان یزد

BCC,CCR

یعقوبی

۱۳۹۰

ارزیابی کارایی واحدهای ارزی بانک کشاورزی – ایران

دانشیان

۱۳۹۱

ارزیابی عملکرد شرکت‌های زیرمجموعه شرکت خودروسازی سایپا – ایران

تسر و لینگ

۲۰۰۷

صنعت نیمه‌هادی- تایوان

CCR

آمادو ، سانتوز و مارکس

۲۰۱۲

یک شرکت چندملیتی- پرتغال

BCC خروجی محور

وان و یینگ

۲۰۱۳

ارزیابی عملکرد ۳۸ شرکت خط هوایی

CCR

یعقوبی (۱۳۹۰) با ترکیب روش‌های BSC، DEA و AHP کارایی واحدهای ارزی بانک کشاورزی را ارزیابی نموده است. برای این کار با کمک خبرگان حوزه ارزی، پنج شاخص تعداد پرسنل، جمع کل ساعات آموزشی کارکنان، میزان سود عملیاتی، تعداد حساب های ارزی و متوسط تعداد ارائه خدمات ارزی مهم در روز، در چهار منظر روش کارت امتیازی متوازن انتخاب گردید. سپس با به‌کارگیری روش تحلیل پوششی داده ها، کارایی واحدهای اشاره شده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ۱۴/۵۷% از واحدهای ارزی، کارا و بقیه ناکارا هستند. در ادامه، واحدهای ناکارا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و ضمن تبیین علل ناکارایی آن ها، پیشنهادهایی برای افزایش کارایی ایشان ارائه گردید. در پایان نیز با بهره گرفتن از روش ترکیبی AHP/DEA واحدهای ارزی بانک کشاورزی به طور کامل رتبه‌بندی شدند.

دانشیان (۱۳۹۱) برای ارزیابی عملکرد شرکت‌های زیرمجموعه شرکت خودروسازی سایپا از تلفیق کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوششی داده ها استفاده نموده است تا علی‌رغم داشتن فرآیندهای کاری متفاوت، بتوان آن ها را ارزیابی و مقایسه نمود. در این تحقیق ابتدا شاخص‌های مشترک این شرکت‌ها ‌بر اساس مدل BSC در منظرهای مختلف استخراج گردید. سپس با بهره گرفتن از مدل‌های مختلف DEA ارزیابی این شرکت‌ها صورت پذیرفت و شرکت‌ها ‌بر اساس میزان کارایی در حوزه های مختلف BSC رتبه‌بندی و برای شرکت‌های ناکارا، عوامل ناکارایی شناسایی و تحلیل گردید.

انواری رستمی (۱۳۸۹) از مدل متوازن ترکیبی DEA-BSC در ارزیابی عملکرد شرکت‌های کاشی و سرامیک یزد استفاده نموده است. در ابتدا با بهره گرفتن از کارت امتیازی متوازن که ابزار مناسبی جهت طراحی شاخص‌های ارزیابی عملکرد می‌باشد و سنجش آن ها از چهار دیدگاه: مشتری، فرآیندهای داخلی، رشد و یادگیری و مالی، شاخص‌هایی شناسایی شده و با بهره گرفتن از تکنیک DEA شرکت‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس با توجه به لزوم حفظ تعادل و توازن بین شاخص‌های طراحی شده، از مدل متوازن تحلیل پوششی داده ها استفاده شد. نتایج نهایی که بیانگر توانایی بالای مدل در ارزیابی عملکرد شرکت‌ها بود، نشان داد که در مدل BCC متوازن ترکیبی، تنها ۱۰ شرکت و در مدل CCR متوازن ترکیبی، تنها ۵ شرکت توانستند علاوه بر حفظ تعادل بین شاخص‌های BSC همچنان امتیاز کارایی %۱۰۰ را کسب کنند.

اسعدی و همکاران (۱۳۸۹) به تعیین کارایی نسبی ۱۳ بیمارستان دولتی استان یزد با بهره گرفتن از تلفیق تکنیک تحلیل پوششی داده ها (DEA)، کارت امتیازی متوازن (BSC) و مدل سرکوال پرداختند. در این مقاله، از کارت امتیازی متوازن به عنوان ابزاری برای طراحی شاخص‌های ارزیابی عملکرد و از تحلیل پوششی داده ها به عنوان ابزاری برای ارزیابی عملکرد و رتبه بندی استفاده شده است. در این مقاله، با بهره گرفتن از ترکیب دو مدل ارزیابی عملکرد DEA و BSC سعی شده است تا شاخص‌های ارزیابی عملکرد واحدهای درمانی شناسایی شده و تلفیق این دو مدل، ضمن کاهش معایب دو مدل محاسن آن دو تقویت و مدلی جامع برای ارزیابی عملکرد واحدها ارائه گردیده است.

نجفی و همکاران (۱۳۸۷) یک مدل تلفیقی DEA و BSC ارائه نموده‌اند که در آن ورودی‌ها و خروجی‌ها از کارت امتیازی متوازن استخراج می‌شوند. کاربرد مدل مذکور برای سرپرستی یکی از بانک‌های ایران مورد بررسی قرار گرفته و نتایج در قالب جدولی ارائه شده است.

افشاریان و کوشا (۱۳۸۸) ‌به کمک تحلیل پوششی داده ها، مدلی ارائه داده‌اند که مرز بیشینه مطلوبیت چند گزینه راهبردی را با اندازه‌گیری و مقایسه اثربخشی راهبردها به‌تصویر کشیده و سنجیده‌ترین راهبردها را با توجه به توانمندی‌ها و کاستی‌های منابع به انگیزه دست‌یابی به خواسته‌های سازمان در اختیار قرار داده است. ویژگی این پژوهش، هم‌افزایی کاربرد بهینه کاوی الگوی تحلیل پوششی داده ها با کاربرد سنجش اثربخشی راهبردها در مدل کارت امتیازی متوازن به انگیزه گزینش کاراترین راهبرد با کمترین مصرف منابع سازمان است. مطابق مدل ارائه شده در این مقاله ابتدا با بهره‌گیری از ابزار موجود مهمترین زمینه‌های اصلی راهبری سازمان انتخاب می‌شوند. سپس این زمینه‌های اصلی، با تکیه بر متد BSC در قالب نقشه راهبردی به هدف‌ها و برنامه های عملیاتی تفسیر می‌شوند. شاخص‌های مناسب برای ارزیابی راهبردها گزینش شده و سپس برای هر شاخص، روش سلسله مراتبی تفسیر شده در مقاله، به کار گرفته و میزان هر شاخص را با بهره‌گیری از ماتریس رابطه هدف‌ها و برنامه ها و ماتریس رابطه راهبردها و هدف‌ها محاسبه می‌شوند. در انتها نیز مدل آماده شده تحلیل پوششی داده ها را حل می‌کنند.

فصل سوم

(روش اجرای تحقیق/ مواد و روش‌ها)

    1. Strategic Choice / Selection ↑

    1. Ihsan Yüksel ↑

    1. Metin Dag˘deviren ↑

    1. Ihsan Yüksel ↑

    1. Metin Dag˘deviren ↑

    1. vision ↑

    1. Strategy ↑

    1. Strategy Map ↑

    1. Performance Evaluation ↑

    1. Efficiency ↑

    1. Relative efficiency ↑

    1. Decision Making Unit ↑

    1. peer entities ↑

    1. Return to Scale ↑

    1. Data Envelopment Analysis ↑

    1. Data Oriented ↑

    1. Peer Entities ↑

    1. Balanced Scorecard ↑

    1. Key Performance Indicators ↑

    1. Analytical Hierarchy Process ↑

    1. Balanced Scorecard ↑

    1. Goal Programing ↑

    1. European Foundation Quality Management ↑

    1. قانون ساربنز-آکسلی ۲۰۰۲ که ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۲ به امضای جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا رسید. این قانون، استانداردهای جدید یا بهبود یافته‎ای را برای هیئت مدیره‌آموزش‌ها و مدیران شرکت‎های عام، و مؤسسات حسابداری عمومی آمریکا مقرر ‌کرده‌است. طبق این قانون، مدیران ارشد شرکت‎های عام آمریکا مکلفند شخصاً درستی اطلاعات مالی شرکت را گواهی کنند. همچنین، جریمه‎های سنگین و جدی‎تری نیز برای فعالیت‎های مالی متقلبانه مقرر شده است. (Wikipedia) ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




افراد شاد عملکرد بهتری در کار (حرفه ) خود دارند و به وسیله مافوق خود، خیلی خوب ارزیابی می‌شوند، راه حل‌های بهتری را برای حل مسائل خلق می‌کنند، اغلب در رفتارهای ایثار گرانه داوطلب شده و درگیر کار می‌شوند و برخی شواهد نشان داده که سالم تر هستند و زندگی طولانی تری دارند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴).

این افراد بسیار اجتماعی بوده و روابط اجتماعی و عاشقانه قوی تری نسبت به افراد دیگر دارند و زمان کمتری را نسبت به متوسط افراد در تنهایی می‌گذرانند. این افراد هیجانات ناخوشایند را به ندرت تجربه می‌کنند و در اکثر زمان‌ها احساس شادی می‌کنند (داینر و سلیگمن، ۲۰۰۲).

آن ها کمتر شیوه اجتماعی محتاطانه ای دارند، به عنوان مثال درخواست خود را مستقیماً مطرح می‌کنند ؛ در صورتی که افراد دارای خلق منفی، این کار را به زحمت انجام می‌دهند و به طور غیر مستقیم درخواست خودشان را مطرح می‌سازند (فرگاس[۸۰]، ۱۹۹۹ ؛ نقل از آرجیل ؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳). این بدان معنی است که به خصوص در جوامع فردگرا این افراد با آرامش و اطمینان بیشتری به ابراز وجود می‌پردازند.

۲-۵ رویکردهای نظری به بهزیستی

سازه بهزیستی، بنا بر جهت گیری‌های نظری گوناگون از مؤلفه‌‌ها و اجزای مختلفی تشکیل شده است. هر یک از پژوهشگرانی که در این حیطه به کار پرداخته‌اند، عوامل و ابعاد خاصی معرفی کرده‌اند. در این بخش سعی می‌گردد، تبیین‌های نظری گوناگون در این خصوص بررسی شود.

۱-۲-۵- دیدگاه لذت گرایانه[۸۱]

تاریخچه طولانی این دیدگاه به قرن چهارم قبل از میلاد می‌رسد. برخی از فیلسوفان یونانی، هدف از زندگی را تجربه لذت و به حداکثر رساندن آن می‌دانستند. از نظر آنان، بهزیستی، کل لحظات لذت بخش زندگی افراد است و از طریق افراد مختلف از جمله‌هابز[۸۲]،دی سد [۸۳]،بنتهام[۸۴]مطرح گردیده است.

هابز معتقد بود که بهزیستی، دنبال کردن موفقیت آمیز امیال ذاتی انسان است ؛ دی‌سد بر این باور بود که دنبال کردن احساس لذت، هدف نهایی زندگی است و بنتهام نیز ادعا داشت که برای ساختن یک جامعه خوب، کوشش افراد برای به حداکثر رساندن لذت و علائق فردی مهم می‌باشد (ریان [۸۵]،۲۰۰۱ ؛ به نقل از یزدانی، ۱۳۸۲). روشن است که دامنه توجه دیدگاه لذت گرایی، از لذت‌های بدنی تا امیال ذاتی و علائق فردی در نوسان بوده است، و بر مفهوم گسترده ای از لذت گرایی که شامل رجحان‌ها و لذائذ ذهنی و بدنی است (کوبووی[۸۶]،۱۹۹۹ ؛ کاهنی من[۸۷]،و داینر و شوارتز،[۸۸]۱۹۹۹ ؛ به نقل از یزدانی، ۱۳۸۲ )تأکید شده است. از این رو نیز، کاهنی من و داینر و شوارتز (۱۹۹۹) روانشناسی لذت گرایانه را مطالعه امور و پدیده‌هایی می‌دانند که تجارب لذت بخش و غیر لذت بخش زندگی را به وجود می‌آورد. در واقع دیدگاه مسلط در بین این روانشناسان آن است که بهزیستی شامل شادکامی ذهنی و تجارب لذت بخش می‌باشد (ریان، ۲۰۰۱؛ به نقل از یزدانی، ۱۳۸۲). ‌بنابرین‏ هدف اصلی پژوهش از این دیدگاه نظری، مداخله و به حداکثر رساندن بهزیستی است و بحث بر سر این می‌باشد که مردم چگونه سودمندی‌ها را محاسبه می‌کنند، شدت پاداش‌ها را به حداکثر می‌رسانند و درون دادهای مربوط به عوامل لذت بخش را به سطح بهینه می‌رسانند (یزدانی، ۱۳۸۲).

۲-۲-۵- دیدگاه شناختی

موضوع تعیین کننده های بهزیستی و چگونگی ادراک و شناخت آن ها، از مدت‌ها قبل مورد بحث بوده است و دامنه آن دیدگاه‌های دینی و فلسفی را نیز در بر دارد. این دیدگاه‌ها، بر سودمندی تفکرات و شناخت‌هایی تأکید دارند که باعث هدایت هیجان‌ها و خلقیات فرد می‌گردد (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷).

یکی از نظریه های شناختی بهزیستی و رضامندی از زندگی، نظریه «اسناد» می‌باشد که در حیطه افسردگی به خوبی شناخته شده است (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷). در این نظریه، اعتقاد برآن است که افراد افسرده، وقایع منفی را علل پابرجا وکلی می‌دانند وبه روش‌های خود ویرانگری ‌در مورد جهان می‌اندیشند (داینر و داینر [۸۹]،۱۹۹۶).

نظریه واینر[۹۰](۱۹۸۶ ؛ نقل از داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷) به خوبی اسنادهای مربوط به موفقیت و شکست را توصیف ‌کرده‌است ؛ به اعتقاد وی رویدادهای ذهنی، نقش واسطه را بین متغیرهای مربوط به تکلیف و نتایج رفتارها دارند و افراد نتایج رفتاری خود را به عوامل درونی (شخصی)، بیرونی (موقعیتی)، پایدار یا ناپایدار و کنترل‌پذیر یا کنترل ناپذیر اسناد می‌دهند. این ویژگی، انتظارات متفاوتی را برای افراد در مراحل بعدی ایجاد می‌کند و منجر به واکنش‌های عاطفی مثبت یا منفی می‌گردد. وقتی که موفقیت یا شکست به عوامل درونی نسبت داده شود، غرور و شادی یا شرمساری و اندوه افزایش می‌یابد؛ اگر موفقیت یا شکست به عوامل بیرونی نسبت داده شود، غرور و شادی یا شرمساری و اندوه کاهش می‌یابد. ‌بنابرین‏ موفقیتی که افراد آن را به سادگی تکلیف یا خوش اقبالی (عوامل بیرونی ) نسبت دهند، از جنبه تقویتی برخوردار نخواهد بود.

یکی از پیامدهای نسبت دادن‌های علی در رابطه با منابع کنترل درونی و بیرونی، رابطه آن با یکی از عوامل بهزیستی، یعنی عزت نفس[۹۱]می‌باشد. اگر پیامدهای مثبت رفتار به علل درونی، مانند توانایی و تلاش نسبت داده شود، باعث افزایش عزت نفس خواهد بود و در بسیاری از جوامع، به ویژه جوامعی که بر فرد و خصوصیات مختلف او از جمله عزت نفس تأکید دارند، ‌عزت نفس می‌تواند به افزایش بهزیستی در افراد منجر شود. (زنجانی طبسی، ۱۳۸۳).

پژوهشگران شناختی نشان داده‌اند که افراد می‌توانند هیجانات خود را از طریق باورها و افکارشان کاهش یا افزایش دهند و بدین ترتیب شادمانی و غمگینی را تجربه نمایند (لارسن، داینر، کروپونزانو[۹۲]،۱۹۸۷ ؛ به نقل از داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷). در واقع مردم قادرند که از طریق کنترل افکارشان، بهزیستی خود را افزایش دهند (داینرو و داینر، ۱۹۹۶).

۳-۲-۵- دیدگاه‌های اهداف و ارزش‌ها

در نظریه های موسوم به «هدف نهایی»[۹۳]، اعتقاد بر این است که بهزیستی زمانی حاصل می‌شود که افراد به اهداف مبتنی بر ارزش‌ها و نیازهای خود دست یافته باشند. از این نظر، بهزیستی بستگی به ارزش‌ها و آرزوهای افراد دارد و آن را نمی‌توان به صورت مطلق تصور کرد. افرادی که اهدافشان را مهمتر و احتمال موفقیت و رسیدن به آن ها را بیشتر در نظر می‌گیرند، احساس بهزیستی بالاتری خواهند کرد ؛ در حالی که افراد با بهزیستی پایین، آنهایی هستند که تعارض بیشتری را در اهدافشان احساس می‌کنند (ایمونز[۹۴]،۱۹۸۶؛ ایمونز و کینگ، ۱۹۸۸ ؛ به نقل از داینر و بیسواس – داینر، ۲۰۰۰).

نظریه بهزیستی روسالو[۹۵](۱۹۸۹) مبتنی بر «ناهمخوانی هدف»[۹۶]می‌باشد. از نظر وی بهزیستی، بستگی به میزان همخوانی بین اهداف و دستیابی به آن هدف دارد. انتظار می‌رود که ناهمخوانی بیشتر در افرادی دیده شود که از نظر هیجانی بی ثبات بوده و فاصله زیادی بین آرزوها و پیشرفت‌هایشان احساس می‌کنند (داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




۲ حقوق بشر از دیدگاه فلسفی

حقوق بشر توصیف کننده حقوق طبیعی سنتی و حقوق انسان معاصر بیانگر حقوقی است که برای هر فرد به جهت انسان بودن ثابت است.(حبیبی،۲۲۰،۱۳۸۴)

۳ حقوق بشر از نگاه جامعه شناسی

حقوق بشر مجموعه قواعد شناخته شده ای است که در رابطه با رشد شخصیت انسان ضروری بوده و دارای نقش حیاتی می‌باشد. ‌بنابرین‏ حقوق بشر باید در افراد انسان بیدار شود تا ببینند چگونه زنجیرهای اسارت را از دست و پای خود باز کنند.(ابوسعیدی،۲۰۷،۱۳۴۵)

۴تعریف لیبرالیستی حقوق بشر

حقوق بشر مجموعه اصول و قواعد حمایتی است که افراد را در عرصه اجتماع و در برابر اقتدار دولت از تعرض مصون می‌دارد.(عمید زنجانی،۱۳۸۸،۲۷) حمایتی بودن قواعد حقوق بشر بیانگر وجود نوعی تبعیض در نظام های حقوقی است.

۵ حقوق بشر در رویکرد دینی

حقوق بشر عبارت از مجموعه امتیازات متعلق به افراد یک جامعه و مقرر در قواعد موضوعه است که افراد به اعتبار انسان بودن و در روابط خود با دیگر افراد جامعه یا قدرت حاکم با تضمینات و حمایت­های لازم از آن برخوردار می­باشند.(سلیمی،۸۱،۱۳۹۱) این تعریف ناظر به حقوق شهروندی است، زیرا حقوق و امتیازات افراد را در قلمرو یک حاکمیت و در روابط داخلی یک جامعه و در برابر اقتدار حاکم مورد تأکید قرار می­دهد. حقوقی که در قوانین اساسی کشورها تحت عنوان حقوق ملت یا حقوق مردم تبیین می­گردد، در صورتی که حقوق بشر صبغه جهانی دارد و محدود به قلمرو جغرافیایی خاص نیست. حقوق بشر برای هر فرد انسانی از جهت انسان بودن ثابت است، نه از آن جهت که در قلمرو حاکمیت معین زندگی می‌کند.

دیدگاه اسلام که مبتنی بر فطرت است ویژگی­های ثبات و جهانی بودن حقوق بشر را تامین می­ کند. اهتمام ‌به این دو ویژگی وجه اشتراک اسلام و اعلامیه جهانی حقوق بشر است چون تعریف حقوق بشر ‌بر اساس فطرت در واقع به دیدگاه فلسفی بر می­گردد و مبتنی بر واقعیت است اگر مراد از ذات انسان که مورد تأکید اعلامیه جهانی حقوق بشر است همان فطرت انسان باشد دو رویکرد به هم نزدیک می­ شود. با این تفاوت که نگاه اعلامیه جهانی حقوق بشر اومانیستی است ولی دیدگاه اسلام صبغه الهی دارد و مبتنی بر فطرت خدادادی انسان است. در رویکرد اومانیستی حقوق بشر ذاتی است اما در نگرش اسلامی حقوق بشر عطیه الهی است.

حقوق بشر از جمله موضوعاتی است که هدایت و سعادت انسان­ها در گرو شناخت و رعایت آن است و با روش­های عادی شناخت نیز قابل دسترسی نیست از اینرو حقوق بشر در قلمرو انتظار بشر از دین قرار ‌می‌گیرد، یعنی تبیین آن را باید جزء انتظارات بشر از دین دانست.

گفتار سوم: مفهوم تاریخی و اجتماعی حقوق بشر

مفهوم حقوق بشر، به رغم برداشت غریزی و شهرت جهانی، در هاله­ای از ابهام و تردید قرار دارد. چیستی انسان و حقوق بشر از پرسش­هایی است که هنوز به پاسخ قطعی و کاملی نرسیده است. در حال حاضر، هرگاه سخن از حقوق بشر به میان می ­آید، مراد آن دسته از حقوقی است که انسان صرفا به جهت انسان بودن از آن بهره­مند می­ شود.(لیپیست،۶۱۱،۱۳۸۳؛ میلر،۲۲۲،۱۹۹۱)از اینرو کلیه­ افراد بشر به طور مساوی از چنین حقوقی برخوردار می­گردند.(الترابی،۶۹،۲۰۰۴) حقوق بشر با این نگاه و رویکرد حقوقی است که برای هر فرد، حقی بنیادین یا طبیعی شمرده می­ شود، در صورتی که کشوری بخواهد در زمره آن دسته از کشورهایی قرار گیرد که تحت عنوان کشورهای متمدن از آن ها یاد می­ شود، باید حقوق بشر در آن به صورتی بنیادین، ضروری و غیرقابل انکار وجود داشته و رعایت شود.

حقوق بشر از جمله مسائلی است که در صحنه جهانی مورد توجه زیادی واقع شده است، محققان بسیاری در اطراف این مسئله به کنکاش پرداخته­اند. برخی صرفا مسائل ماهوی را بررسی کرده و برخی دیگر نیز به مسائل شکلی پرداخته­اند. بررسی فلسفه حقوق بشر، مبانی، اهداف و منابع از جمله مباحثی است که در زمره­ مسائل ماهوی مطرح می­گردد.(راعی،۱۰،۱۳۹۱)

عده­ای معتقدند که حقوق بشر مفهومی تاریخی اجتماعی است و از دیدی ‌می‌توان آن را نسبی پنداشت یعنی حقوقی که تا به حال جز حقوق بشر قلمداد نمی­شدند و اکنون به واسطه طبیعت رو به پیشرفت جامعه بین ­الملل جز حقوق بشر محسوب می­شوند. لذا این حقوق را تابع شرایط زمانی و مکانی قلمداد ‌می‌کنند. از سوی دیگر هیچ دلیل قابل قبولی وجود ندارد که نشان دهد حقوق بشر غیر قابل تغییرند. مقوله حقوق بشر نیز در مواجه با تغییر است و شعاع دایره آن رو به گستردگی است. در زمان ما حقوق بشر بر پایه ارزش و کرامت فزاینده بشری است اما شکل اصلی در خصوص ارائه معنایی باز از کرامت بشری است که در پذیرش آن اجماع وجود داشته باشد و مکاتب مختلف اعم از مذهبی و فرهنگی آن را پذیرا شوند.(دبیری،۱۳۷۲،۱۷۷) شاید تعریف زیر به واقعیت­های حقوق بشری بیشتر نزدیک باشد: “حداقل حقوقی که خداوند به انسان از آن جهت که انسان است و فارغ از رنگ، نژاد، زبان، ملیت، جغرافیا، اوضاع و احوال متغیر اجتماعی یا میزان قابلیت و صلاحیت ممتاز و فردی او اعطا ‌کرده‌است.” (باقرزاده،۹۸،۱۳۸۳)

گفتار چهارم: ماهیت حقوق بشر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




همانند تعداد زیادی از عناوین مدیریت مالی، سرمایه در گردش نیز به وسیله افراد مختلفی در مفاهیم متفاوتی به کار رفته است. از لحاظ واژه شناسی نیز سرمایه در گردش در مقابل عبارت انگلیسی Circulated Capital آورده شده است و در تعبیر دیگر مترادف Working Capital می‌باشد(بردیا[۸]،۱۹۸۸). سرمایه درگردش به سرمایه گذاری شرکت در دارایی های کوتاه مدت گفته می شود. خالص سرمایه در گردش نیز برابر است با دارایی های جاری منهای بدهی های جاری. به طور کلی مدیریت سرمایه در گردش به کلیه جنبه‌های اداره دارایی های جاری و بدهی های جاری اتلاق می شود(عبده تبریزی و مشیر زاده،۱۳۷۶). مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از، تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهام‌داران افزایش یابد. بسیاری از دارایی های جاری از محل بدهی های جاری تامین مالی می‌شوند. البته بعضی از شرکت ها بخشی از دارایی های جاری خود را از محل بدهی های بلند مدت یا از محل حقوق صاحبان سهام تامین مالی می‌کنند. سرمایه در گردش، تصمیمات مربوط به تامین مالی بلند مدت لازم، برای پشتیبانی از دارایی های جاری واحد انتفاعی را در بر می‌گیرد(جهانخانی و پارسائیان،۱۳۸۰).

سرمایه در گردش مصرف آن بخش از دارایی های جاری است که بر بدهی های جاری فزونی دارد و از طریق استقراض بلند مدت و حقوق صاحبان سهام پشتیبانی مالی شده است. هر واحد تجاری که نسبت جاری بیش از یک دارد، سرمایه در گردش مثبت دارد. برای سطح معینی از بدهی های جاری هر چه سرمایه در گردش واحد انتفاعی بیشتر باشد، نسبت جاری هم رقم بزرگتری می شود. قراردادهای وام های بلند مدت غالبا شامل مواردی ناظر بر نگهداری مبلغ معینی از سرمایه در گردش است. این کار برای تامین حاشیه ایمنی مناسب برای وام دهندگان است، زیرا فرض بر این است که دارایی های جاری در مقایسه با سایر دارایی های واحد انتفاعی نقدینگی بیشتری را تامین می‌کنند، به همین دلیل سرمایه در گردش را نقدینگی هم می‌گویند(شباهنگ،۱۳۸۱).

تعریف دیگری از سرمایه در گردش، سرمایه در گردش عملیاتی خالص[۹] است. هنگامی که دارایی جاری عملیاتی منهای بدهی جاری عملیاتی شود سرمایه در گردش عملیاتی خالص به دست می‌آید. معمولا (Nowc) عبارت است از سرمایه در گردش که به وسیله وجوه عرضه شده توسط سرمایه گذاران برای عملیات عادی به دست می‌آید(احمدپور،۱۳۸۶).

بدهی های جاری عملیاتی ـ دارایی های جاری عملیاتی = سرمایه در گردش عملیاتی خالص

(حساب های معوق + حساب های پرداختنی) ـ (موجودی + حساب های دریافتنی + وجه نقد) = سرمایه در گردش عملیاتی خالص

۲-۳ اهمیت رشد دارایی ها و سرمایه در گردش

تمام واحدهای تجاری که کالا را تولید می‌کنند و یا به قصد فروش خریداری می‌کنند، دارایی های جاری دائمی به کار می‌برند. با رشد واحدهای انتفاعی دارایی ها نیز افزایش می‌یابد.

با توجه به پیش‌بینی مدیران، برنامه ریزی دارایی های جاری هم تغییر می‌کند، به طوری که حجم تولید با فروش پیش‌بینی شده منطبق است. فروش واقعی و پیش‌بینی شده شرکت بر مقدار سرمایه در گردش که شرکت مصرف می‌کند و ملزم به تامین آن است اثر زیادی دارد. در نتیجه فروش بر حجم دارایی ها و بدهی های جاری اثر مستقیم دارد و باعث افزایش آن ها می شود. مثلا خریدها به صورت موجودی کالا و حساب های پرداختنی در می‌آیند، فروش موجب ایجاد وجه نقد و حساب های دریافتنی می شود و به دلیل تقاضاهای فصلی و غیر منتظره برای محصول، شرکت از وام های کوتاه مدت استفاده می‌کند(عبده تبریزی و مشیرزاده،۱۳۷۶).

شرکت هایی که فروش مستمر داشته باشند دارایی های جاری و بدهی های جاری آن ها جز لاینفک ترازنامه خواهد بود که این مورد در نمودارهای ۲-۱و ۲-۲ نشان داده شده است. در نمودار ۲-۱ اقلام دارایی در طول زمان ترسیم شده است. فرض بر این است که فروش مرتبا افزایش می‌یابد و بخشی از کل فروش به صورت فصلی صورت می‌گیرد، دارایی های جاری دائمی شرکت که در نمودار ۲-۱ است شامل اقلامی از دارایی های جاری است که برای رسیدن به حجم فروش مورد انتظار لازم است. نوسانات دارایی های جاری در آن بخش از فروش به وجود می‌آید که به صورت فصلی انجام می شود. منابع مالی که برای خرید و تحصیل دارایی های شرکت به کار گرفته می شود در نمودار ۲-۲ نشان داده شده است. بدهی های جاری دائمی در نمودار ۲-۲ شامل اقلامی از بدهی های جاری است که خود به خود برای رسیدن به حجم فروش مورد انتظار لازم است. بدهی های متغیر نتیجه فروش فصلی است. شرکت ها می‌توانند بخشی از دارایی های جاری خود را از محل وام های بلند مدت یا حقوق صاحبان سهام تامین کنند که خود نوعی استراتژی در مدیریت سرمایه در گردش است(جهانخانی و پارسائیان،۱۳۸۰).

نمودار (۲-۱): ساختار دارایی ها در طول زمان

نمودار (۲-۲): ساختار سرمایه و بدهی ها در طول زمان

نمودار (۲-۱):ساختار دارایی ها در طول زمان نمودار (۲-۲):ساختار سرمایه و بدهی ها در طول زمان

(دارایی های جاری که نوسان می‌یابند) ( بدهی های جاری که نوسان می‌یابند)

ریال

ریال

بدهی های جاری دائمی

دارایی های جاری

وام های بلند مدت

دارایی های ثابت

سرمایه(حقوق صاحبان سهام)

زمان زمان

۲-۴ مدیریت سرمایه در گردش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




ارگونومی در گستره رو به افزایش فعالیت های تولیدی امروزی، همواره راه گشا بوده است، و رسالت خطیر بهبود عملکرد را به صورت افزایش سرعت، دقت و ایمنی، کاهش مصرف انرژی و در نتیجه کاهش میزان هزینه های آموزشی، کاهش میزان حوتدث ناشی از اشتباهات انسانی و حصول ایمنی و راحتی مصرف کننده را دنبال می‌کند (همان منبع، ۵۹- ۵۸)

  • بررسی محل و وضعیت کار از دیدگاه ارگونومی

به طور خلاصه برای بهبود محیط کار از نظر ارگونومی لازم است به عوامل زیر توجه شود :

– طراحی درست محل کار

الف- ابعاد بدن انسان

ب- طراحی دستگیره ها

    • شکل دسنگیره و ابعاد آن

  • استقرار و موقعیت صحیح دستگیره ها

ج- وسایل و دستگاه های سرویس دهی ماشین آلات

د- نشیمنگاه

  • طراحی محل کار از دیدگاه فیزیولوژیکی

الف- کار ماهیچه ای

    • کار ماهیچه ای پویا( دینامیک)

  • کار ماهیچه ای ایستا (استاتیک)

ب- اثرات فیزیکی محیط بر کار

    • آب و هوا (تهویه)

    • نور وروشنایی

    • سر و صدا (آلودگی های صوتی)

    • سایر عوامل تاثیر گذار محیطی

    • طراحی و بهبود محیط کار از دیدگاه بهداشت روانی و شغلی

    • نظافت، رنگ و تزئینات

    • استفاده از گل و گیاه

    • روابط با همکاران و رفتار سرپرستان بهبود روابط عاطفی و انسانی و محیط کار

    • طراحی محل کار از دیدگاه اطلاعات فنی

    • مناسب بودن وسایل سنجش و اندازه گیری (نمایشگرها و پانل های اطلاعاتی)

    • درک اطلاعات از طریق چشم

    • درک اطلاعات از طریق گوش

    • درک اطلاعات از طریق احساس و لمس

    • بررسی و بهبود محتوا و ماهیت کار از دیدگاه شغلی و سازمانی

    • طراحی وظایف با توجه به وجود تنوع و نوع آوری و خلاقیت در کار و کاهش کارهای یکنواخت و خسته کننده.

    • ارائه پیشنهادات برای اصلاحات و بهبود کیفی(طرح پیشنها د کارکنان و استفاده از نظرات و پیشنهادات کارکنان)

    • غنی ساختن شغلی

    • تامین نیازهای جسمانی و روانی و اجتماعی کارکنان(همان منبع، ۶۰- ۵۸)

  • تعمیرات و نگهداری

علاوه بر تطبیق ابزار و ماشین آلات با توانایی‌های انسان، عملکرد صحیح ماشین آلات و افزایش درجه اطمینان به آن ها، در بهبود کیفیت و افزایش بهره وری بسیار مهم است. ماشینی که ضریب اطمینان آن کم باشد، در عمل دو مشکل ایجاد می‌کند :

    • لطمه خردن به تولید و کاهش کارایی (از نظر کمی و کیفی)

  • ایجاد خطر و حادثه برای کارکنان

برای اینکه تولید در حد بهینه باشد و میزان ایمنی و بهداشت در محیط کار افزایش یابد، لازم است ماشین آلات و ابزار کار از لحاظ حفاظت و نگهداری نیز در بهترین وضعیت باشد . به منظور افزایش”ضریب اطمینان و اعتماد آن ها ” اجزاء و قطعات تشکیل دهنده ی آن ها مرتباً بازرسی و به موقغ نغویض شوند، ولو هنوز سالم و کارآمد باشند. تاریخ تجدید قطعات بر مبنای دستورات کارخانه سازنده طبق محاسبات و آزمایشات قبلی تعیین می شود. بدین ترتیب با تعویض به موقع، ضریب سلامت ماشین آلات را افزایش می‌دهند. هم چنین تعمیرات و نگهداری صحیح از ابزار کار، ایمنی محیط کار را به میزان قابل ملاحظه ای بالا می‌برد و از ایجاد حوادث در حین کار جلوگیری می‌کند.

‌بنابرین‏ یکی از اصول مهم حفاظتی، بازرسی مرتب از ابزار کار و و خارج کردن وسایل معیوب از محیط کار اعم از کارهای دسته جمعی و انفرادی است.

معیوب بودن و خوب کار نکردن وسایل و ابزار کار و ماشین آلات نه تنها حادثه ساز است، بلکه باعث وقفه در اجرای کارها و کاهش کارایی نیز می شود و انجام کارها را هم طولانی می‌کند و در نتیجه هزینه تولید را هم بالا می‌برد. به طور کلی باید توجه داشت که وجود نقص فنی در ماشین آلات، ابزار و لوازم کار یکی از متداول ترین و بزرگترین علل ایجاد حوادث و کاهش کمی و کیفی محصول است. تجهیزات و دستگاه‌ها باید دارای برنامه منظم برای تعمیرات و نگهداری باشند. لازم است انواع تعمیرات و نگهداری مورد لزوم به صورت روزانه، هفتگی، ماهیانه، شش ماهه و سالیانه را مشخص و در فرم های مخصوص ثبت کرد. این عمل برای حفظ سوابق کارماشین ها و دقت در حسن اجرای برنامه ها ی تعمیراتی ضروری است. معمولا هر ماشین دارای یک دفترچه تعمیرات و نگهداری است و جزئیات تعمیرات و زمان انجام و قطعات یدکی که باید عوض شوند، هم چنین مقررات و استانداردهای مربوط به ایمنی در آن مشخص شده است که لازم است طبق آن عمل شود(همان منبع، ۶۰)

– توجه به ارگونومی در انتقال فن آوری (تکنولوژی)

انتقال تکنولوژی صنعتی، یکی از مهم ترین ابزار ها در اهداف رشد و توسعه کشورهای در حال توسعه است. اما باید توجه کرد که انتقال تکنولوژی نا موجه و ناسازگار، باعث افزایش حوادث و بیماری های شغلی می شود. طبق بررسی ها و مطالعاتی که توسط سازمان بین‌المللی کار به عمل آمده است، ضایع شدن منابع انسانی و مادی در حوادث شغلی و بیماری های حرفه ای بار مالی زیادی در کشورهای در حال توسعه به جای می‌گذارد.

در انتقال تکنولوژی ها از کشورهای پیشرفته به کشورهای در حال توسعه، یکی از بزرگترین، عوامل موفقیت هر صنعت و تکنولوژی، نحوه و کیفیت رابطه تعامل انسان – سازمان – تکنولوژی است و وجود این عامل و تاثیرات حیاتی آن یکی از واقعیت های غیر قابل انکار در بهره برداری از هر گونه تکنولوژی است. با بهره گرفتن از ارگونومی و انتقال یک تکنولوژی مناسب می توان بهره وری را افزایش داد(همان منبع، ۶۰)

۲-۱۶ بررسی عوامل انسانی

یکی از عوامل بسیار مهمی که در ارگونومی مورد تجزیه و تحلیل و بررسی دقیق قرار می‌گیرد عوامل انسانی است که این عوامل در رابطه توانایی ها و محدودیت های طبیعی انسان است.

توانایی ها و محدودیت های طبیعی انسان با مد نظر قرار دادن محیط کاری انسان اعم از محیط فیزیکی ابزار، ماشین آلات، مواد، متدها و روش های تولیدی، سیستم های کار و تولید در محدوده محیط کار مورد مطالعه قرار می‌گیرد، زیرا تمامی فاکتورهای انسانی اهمیت بسیاری در کارایی و بازدهی انسان در سیستم تولیدی دارند. چون انسان در حین انجام کار تحت تاثیر عوامل متعددی به تبع کار قرار می‌گیرد که در ارتباط مستقیم با توانایی ها و محدودیت های طبیعی انسان است.

کارهای مختلف به صورت کلی به دو گروه کارهای فیزیکی یا بدنی و فکری و مغزی تقسیم می شود. که البه کارهایی که انسان انجام می‌دهد تلفیقی از کارهای فکری و بدنی است . این تقسیم بندی بدین صورت می‌باشد که در انجام کار اگر بیشتر از نیروی جسمی استفاده شود به نام کار بدنی و اگر بیشتر از مغز استفاده شود به نام کار فکری نامیده می شود. میزان توانایی انسان بستگی به عولمل مشخصه کار دارد که عبارتند از :

    1. نوع کار و نحوه کار چگونگی انجام کار : کار در وضعیت ایستاده، نشسته، و .. انجام می شود

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




نوع سازمان

فعالیت

دانشگاه

دولتی

شرکت

تحقیق وتوسعه

()

()

زیر ساخت های عمومی وخدمات

()

()

گسترش تولید وتولید برای سود آوری

()

()

تازمانی که دانشگاه ها تعداد محدودی از محققان ‌و دانشجویان را می پذیرفتند ، حفظ هویت ، ارزش ‌و شبکه هایشان آسان بود، اما با افزایش منابع وتقاضا برای ورود ، وظایف دانشگاه ها نیز چند گانه شده است.

تئوری‌های مربوط به سیاست های مدرن نوآوری، اغلب ‌بر اساس گسترش فعالیت سازمان ها خارج از حوزه های سنتی شان پایه ریزی شده اند. سرمایه های اجتماعی هر یک از سازمان‌ها ‌بر اساس فعالیت های سنتی آن ها که در طول زمان تغییر نکرده بود، شکل گرفته اند.از این رو سرمایه های اجتماعی سازمان ها، موانع نامحسوسی در مقابل اجرای سیاست های نوآوری مدرن ایجاد می‌کنند

* سرمایه اجتماعی افراد

نیازهای فرد متفاوت از نیازهای سازمان است اولین نیاز هر فرد ، برخورداری از امنیت است این مسئله بسیاری از اعمال راتحت تأثیر قرار می‌دهد. به طور مثال ، کار،فعالیتی نیست که تنها با هدف کسب سود انجام شود بلکه عملی است که در حفظ امنیت جامعه مؤثر است. افراد هر روز با برقراری ارتباط با وابستگان ، دوستان وهمکارانشان به تولید سرمایه اجتماعی می پردازند روابط ساخته می شود وارزش ها وگرایش ها برای ایجاد ثبات وامنیت لازم در دنیای عدم قطعیت شکل می‌گیرد.

سرمایه اجتماعی ایجاد شده توسط افراد درمحل کارشان، در طبقه بندی سرمایه اجتماعی خودجوش سازمانی قرار می‌گیرد. این نوع سرمایه اجتماعی قابل کنترل توسط سازمان نیست ، اما از آنجایی که در روابط کاری ایجادشده دارای تأثیرات متفاوت (مثبت ومنفی) ‌بر توان بالقوه نوآوری سازمان است ، دردیدگاه سنتی اقتصاد ، بحث ‌در مورد تأثیر سرمایه اجتماعی ای که افراد در اوقات فراغت خود ایجاد می‌کنند، کمتر دیده می شود. درتعاریف سنتی ، زمان کار با تولید همراه است وزمان فراغت با مصرف، به همین دلیل انتظار می رود نوآوری در زمان کار صورت گیرد(هانی وستلوند[۳۵] ،۲۰۰۶: ۹۸-۹۳).

۲-۱۳- دیدگاه ها ی مطرح در سرمایه اجتماعی

چهار دیدگاه در سرمایه اجتماعی را می توان شامل موراد زیر دانست:

* دیدگاه اجتماع گرایی:

سرمایه اجتماعی با سازمان‌های محلی مثل باشگاه ها (انجمن ها و ‌گروه‌های مدنی) برابرانگاشته می شود.اجتماع گرا ها بر این اعتقادند که سرمایه اجتماعی ذاتاً خیر است وهر چه بیشتر باشد بهتر است و وجود آن همواره اثری مثبت بر رفاه اجتماع دارد و وجه منفی آن را نادیده گرفته اند (رحمانی وکاوسی به نقل از پورتس ،لاندولت :۱۳۸۷).

* دیدگاه شبکه ای :

در این دیدگاه سعی می شود هر دو جنبه مثبت ومنفی سرمایه اجتماعی به حساب آورده شود. اهمیت پیوندهای عمودی وهمچنین افقی در بین مردم وروابط درونی وفی مابین این قبیل هویت های سازمانی به عنوان گروه ها ‌و بنگاه ها مورد تأکید قرار می‌گیرد. دو خصلت برجسته این دیدگاه عبارت از : اولاًسرمایه اجتماعی یک شمشیر دو لبه است که می‌تواند طیفی ازخدمات گرانبها برای اعضای جامعه تأمین کند که از نگهداری اطفال شیر خوارگرفته تا مواظبت از خانه وخانه داری وکار پیدا کردن و……رادر برمی گیرد . ولی هزینه های هم دارد. دوم آنکه باید بین منابع سرمایه اجتماعی وعوارض ناشی از آن تمایز قائل شد.عیب اینکه فقط نتایج مطلوب را به سرمایه اجتماعی نسبت دهیم یا سرمایه اجتماعی را معادل نتایج مطلوب بنگاریم این است که سبب می شود این امکان نادیده بماند که شاید این نتایج به زبان فردا برایمان خیلی گران تمام شود(کاوسی،۷۸:۱۳۸۷)

* دیدگاه نهادی :

مدعی است که سرزندگی شبکه های اجتماعی محصول محیط سیاسی ،قانونی ونهادی است.

نگرش نهادی، سرمایه اجتماعی را به ‌عنوان متغییر وابسته تلقی می کند. (رحمانی وکاوسی به نقل از نورث ،۱۳۸۷: ۷۸)و همچنین تأکید دارند که چگونه عملکرد دولت ها ‌و بنگاه ها وابسته به انسجام درونی ، اعتبار وصلاحیت درونی خودشان از یک سو وپاسخگویی آن ها در برابر جامعه مدنی از سوی دیگرند. نقطه قوت این دیدگاه در پرداختن به دغدغه سیاست گذاری کلان اقتصادی ونقطه ضعف آن در توجه به ابعاد اقتصاد فرد قضیه محسوب می شود.

* دیدگاه همیاری:

این دیدگاه می کوشد آثار قوی دو دیدگاه شبکه ای ونهادی را در یکدیگر ادغام کند: ائتلاف های پویای حرفه ای ‌و مناسبات مابین دیوان سالاری های دولتی وکنشگران گوناگون جامعه مدنی ودرون دیوان سالاری دولتی وجامعه مدنی را مورد بررسی قرار می‌دهد.(رحمانی وکاوسی به نقل از اواتر،۷۹:۱۳۸۷).

۲-۱۴- پیامد های مثبت سرمایه اجتماعی

با توجه به نظرات «کلمن» ، «پاتنام»، «فوکویاما»، سرمایه اجتماعی :

– سودمند است ؛

– باعث کاهش هزینه عمل می شود؛

– منبعی برای همکاری وروابط دوجانبه است؛

پیامدهای مثبت سرمایه اجتماعی به موارد ذیل اشاره دارد:

* کنترل اجتماعی:

سرمایه اجتماعی وایجاد همبستگی وافزایش اعتماد ، به افزایش نظم اجتماعی کمک می‌کند

* حمایت خانوادگی :

رشد شخصیتی وعلمی بچه ها در خانواده های سالم ، بیشتر از خانواده های ناسالم است

منافع حاصل از شبکه های فرا خانوادگی : این نوع سرمایه اجتماعی در بحث قشربندی اجتماعی مطرح است.مثلاً باعث موفقیت ‌گروه‌های مهاجر قومی ویا اتحادیه ها شده وبعضاً موجبات توسعه را فراهم می آورد.

کارآمدی نهادهای دموکراتیک: پاتنام ضمن مقایسه شمال ایتالیا با جنوب آن، شمال ایتالیا را به دلیل وجود نهادهای دموکراتیک موفق تر وبا ثبات تر ، در خصوص توزیع ونظارت بودجه ای بهتر وبا سرمایه اجتماعی بالاتر می‌داند، اما در جنوب ایتالیا به دلیل بی اعتمادی عمومی ، نهادهای ناموفق قانونی وعدم مشارکت سیاسی واجتماعی مردم ، سرمایه اجتماعی پایین تر است.(نیکو مرام ودیگران،۴۲:۱۳۸۷-۴۱ ).

۲-۱۵- روش های اندازه گیری سرمایه اجتماعی

رابرت پاتنام شاخص هایی را برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی به قرار ذیل ارائه داده است:

– مشارکت عمومی مشابه رأی گیری

– اجتماعی شدن غیر رسمی (دید وبازدیدهای دوستانه)

– سطح اعتماد بین اشخاص

مهمترین انتقاد به شیوه پاتنام این است که او ترکیب شاخص های اعتماد ومشارکت پذیری را ناصحیح دانسته است، زیرا عضویت گروهی ومشارکت پذیری برای تساهل و وحدت اجتماعی مهم است ، ولی اعتماد بیشتر برای نتایج اقتصادی اهمیت دارد.

کامل‌ترین سنجش سرمایه اجتماعی این که در تمامی ابعاد آن سنجش صورت گیرد:

* سنجش ساختاری : میزان ارتباطات ‌و شبکه های موجود بین افراد می‌تواند یک شاخص اندازه گیری باشد

* سنجش محتوایی: میزان اعتمادپذیری در جوامع ، شاخص دیگر سرمایه اجتماعی است

* سنجش کارکردی : میزان فداکاری ، ایثارگری ، تعاون وعمل متقابل که بین مردم یک دوره زمانی صورت گرفته است (فوکویاما،۱۹:۱۳۷۹)

۲-۱۶- نمونه ای از تهدیدات سرمایه اجتماعی

* هر چه اعتماد وحس ارزشمند بودن افراد در جامعه ای بالاتر باشد ، جامعه پویاتر شده وفعالیت ، مشارکت ‌و گذشت در آن جامعه بیشتر خواهد بود ، متأسفانه در جامعه ما مشاهده شده می شود که بعضی از افراد دچار نوعی انزوای اجتماعی شده اند که این امر نشانه رکود سرمایه اجتماعی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




در کشور انگلستان مسئولیت تدوین خط مشی های حسابداری دولت مرکزی و استانداردهای حسابداری بخش عمومی به عهده خزانه داری این کشور می‌باشد.

با توجه به تحولاتی که اخیراًً در نظام حسابداری دولت مرکزی انگلیس به وجود آمده است، مقرر گردیده یک هیئت مشورتی برای گزارشگری مالی در خزانه داری تشکیل می شود. این هیئت قرار است نظر مشورتی را ‌در مورد کاربرد استانداردهای پذیرفته شده ی حسابداری مصوب هیئت استانداردهای حسابداری در اجرای نظام جدید حسابداری به خزانه داری انگلیس ارائه نماید. حسابداران حرفه ای کشور انگلیس معتقدند که تدوین استانداردهای حسابداری دولت مرکزی انگلیس به بخش عمومی هیئت استانداردهای حسابداری انگلیس محول شود. با توجه به مطالب فوق کشورهایی نظیر آمریکا و استرالیا وانگلیس از محدود کشورهایی هستند که از نیمه دوم قرن حاضر با تشکیل انجمن ها وهیئت های تدوین استانداردهای حسابداری از جمله حسابداری دولتی زمینه‌های لازم رابرای تدوین چارچوب نظری حسابداری فراهم نمودند.کشورآمریکا اولین کشوری است که در سال ۱۹۷۹ میلادی با صدور بیانیه ی مفهومی شماره ی یک (NCGA)، اصول حسابداری و گزارشگری مالی دولتی را انتشار، و در سال ۱۹۸۷ باتصویب و ابلاغ بیانیه ی مفهومی شماره یک (GASB) و در سال ۱۹۹۳ با انتشار بیانیه ی مفهومی شماره یک (FASAB) چهارچوب های نظری حسابداری و گزارشگری مالی دولت مبتنی ‌بر مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ را بنیان نهاد.کشور استرالیا نیز ازسال۱۹۹۱ میلادی با تصویب و صدور بیانیه مفهومی شماره ی دو توسط کمیته استانداردهای حسابداری بنیاد تحقیقات حسابداری استرالیا، چارچوب نظری حسابداری و گزارشگری مالی دولتی خود را بر مبنای مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ استوار نمود. بنابر دلایل فوق در مطالعات مربوط به مبنای نظری این پایان نامه چارچوب های نظری و اصول حسابداری دولتی این قبیل کشورها مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است.

هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی (۱۹۹۲) چارچوب نظری را به شرح زیر تعریف می‌کند

چارچوب نظری یک منشور،یک سیستم منسجم ازاهداف ومبانی به هم پیوسته است که می‌تواند منجربه استانداردهای سازگار و توصیف ماهیت، نقش و محدودیت های حسابداری مالی و صورت های مالی شود. این اهداف شامل شناسایی مقاصد حسابداری، مبانی و مفاهیم زیربنایی حسابداری است. همچنین شامل مفاهیمی است که راهنمای انتخاب وقایع، اندازه گیری آن و ابزار تلخیص و انتقال آن ها به اشخاص ذینفع است.

‌در مورد ویژگی های چارچوب نظری حسابداری و گزارشگری مالی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. بر اساس دیدگاه اول، چارچوب نظری باید بر مبنای کمک به تصمیم گیری استفاده کنندگان تدوین شود. در این دیدگاه بر تصمیم گیرندگان که همان استفاده کنندگان از اطلاعات مالی هستند تأکید می شود. این دیدگاه در اولین تلاش ها برای تدوین اصول حسابداری مورد استفاده قرارگرفته است.

برای مثال، پیتون[۲۵] (۱۹۲۲) براین موضوع پافشاری کرد که وظیفه حسابداری، توجه به نیازها و هدف های مالکان و استفاده کنندگان از صورت های مالی است. در بیانیه ی شماره ی چهار هیئت اصول حسابداری[۲۶] نیز حسابداری یک نوع فعالیت خدماتی تعریف شده است که وظیفه آن ارائه اطلاعات کمی در باره واحدهای اقتصادی است. این اطلاعات از نظر ماهیت مالی هستند، زیرا باید بتواند در تصمیم گیری های اقتصادی مورد استفاده قرارگیرند (هیئت اصول حسابداری، ۱۹۷۰ ، بند۹).

هیئت تدوین استانداردهای حسابداری دولتی(GASB)نیزدراستاندارد شماره ی یک از مفاهیم حسابداری مالی (۱۹۷۸) با عنوان «هدف های حسابداری برای واحدهای تجاری» ‌به این دیدگاه توجه ‌کرده‌است. در مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران نیز این دیدگاه مدنظر قرارگرفته است. در بند یک از فصل اول این بیانیه هدف صورت های مالی را ارائه اطلاعات تلخیص و طبقه بندی شده ای می‌داند که برای طیف گستردهای از استفاده کنندگان ‌در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع شود. همچنین دربند دو بیان شده است که صورت های مالی نتایج وظیفه مباشرت یا حسابدهی مدیریت، درقبال منابعی که دراختیارشان قرارگرفته را منعکس می‌کنند. استفاده کنندگان از صورت های مالی برای اتخاذ تصمیمات اقتصادی، خواهان ارزیابی وظیفه مباشرت یاحسابدهی مدیریت هستند(کمیته فنی سازمان حسابرسی،۱۳۸۱:۴۸۷). ‌در زمینه حسابداری دولتی نیزتوجه به استفاده کنندگان از صورت های مالی را می توان درچارچوب نظری مصوب سال۱۹۸۲ شورای ملی حسابداری دولتی[۲۷] که در بیانیه ی شماره یک این شورا منعکس شده است به روشنی مشاهده کرد. در این بیانیه تأکید شده است که هدف کلی حسابداری و گزاشگری مالی دولتی فراهم کردن اطلاعات مالی سودمند برای تصمیم گیری های اقتصادی،سیاسی واجتماعی وانجام مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ و مباشرت و همچنین فراهم کردن اطلاعات سودمند برای ارزیابی عملکرد سازمانی و مدیریت است (شورای ملی حسابداری دولتی آمریکا، ۱۹۸۲، بند ۱۰۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




۱-۷-۱ شکل گیری پرتفوی

پرتفوی بازار شامل چندین قلم دارایی پرریسک است که در سیستم اقتصاد بین الملل وجود دارد در این سیستم هر قلم دارایی متناسب با کل ارزش بازار سهم است (در رابطه با کل ارزش سایر همه دارایی ها) معمولا این نوع پرتفوی را پرتفوی مبتنی بر ارزش می‌نامند.

معیار عامل اندازه شرکت سهام ها با بهره گرفتن از سرمایه گذاری بازار از کوچکتر به بزرگتر تقسیم می‌شوند. برای جداکردن نمونه به دو گروه کوچک و بزرگ از مقدار میانه استفاده می شود. سپس نمونه ها هر سال بر مبنای نسبت ارزش دفتری به بازار و معیار کم ، متوسط و زیاد طبقه بندی می‌شوند.

معیار نسبت BE/ME زیر ۳۰% LOW، ۴۰% MEDIUM ‌و بالای ۷۰% HIGH و معیار WML بیش از ۳۰% افزایش قیمت متوسط سهم به عنوان سهام برنده تلقی می شود، درحالی که سی درصد کاهش قیمت متوسط، سهام بازنده تلقی می شود. دامنه ی بین سهام برنده وسهام بازنده (۴۰%) سهام بی طرف تلقی می شود.

۱-۷-۲ روش گرد آوری اطلاعات

در این پژوهش برای جمع‌ آوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و می‌دانی استفاده شده است در بخش کتابخانه ای مبانی نظری پژوهش در کتب و مجلات تخصصی فارسی و لاتین استخراج شده است و دربخش می‌دانی پژوهش برای جمع‌ آوری داده ها از بانک اطلاعاتی ره آورد نوین ۳ و وب سایت سازمان بورس و اوراق بهادار تهران، سایت کدال، www.rdis.ir، www.tsetmc.com استفاده شده است تا داده های ترازنامه، سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد برای دوره های مورد نظر گردآوری شود همچنین به منظور قابلیت اتکای بالای اطلاعات مالی تلاش زیادی انجام شده تا این اطلاعات از صورت های مالی حسابرسی شده استخراج شوند. این اطلاعات در نرم افزار excel نسخه ۲۰۰۷ مرتب و سازماندهی می‌شوند و سپس برای آزمون فرضیه و تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از روش panel data از نرم افزار Eviewes استفاده می‌گردد.

۱-۸ متغیر های پژوهش

متغیر وابسته تحقیق بازده مورد انتظار یک دارایی (اوراق بهادار) یا به عبارتی ERi Rf که بازده اضافی شرکت نسبت به بازده بدون ریسک است و متغیر های مستقل؛ کشیدگی، چولگی، بتا، SMB، HML، WML می‌باشند.

۱) بتای بازار(): ضریب ریسک سیستماتیک سهم در بازار بورس(MKT)

۲)HML: تفاوت بین میانگین ساده بازده دو پورتفوی با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام بالاو میانگین ساده بازده دو پورتفوی با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام پایین است.( LOW, MEDIUM, HIGH)

۳) SMB: تفاوت بین متوسط نرخ بازده شرکتهایی با اندازه کوچک و نرخ متوسط بازده شرکتهایی با اندازه بزرگ (BIG,SMALL)

۴) WML: تفاوت بین نرخ متوسط بازده پورتفوی سهام برنده (SMALL/BIG WINNER & WINNER)ونرخ متوسط بازده بازنده پورتفوی سهام(SMALL/BIG LOOSER & (LOOSER است. (WINNER,[2]NEUTRAL,LOOSER)

۱-۹ کاربران پژوهش

‌گروه‌های مختلف استفاده کننده از مدل های مختلف قیمت گذاری سرمایه ای از قبیل سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان، مدیریت جهت اتخاذ تصمیم های اقتصادی و افزایش توانایی آن ها برای شناخت عوامل تاثیر گذار بر روند بازده سهام به اطلاعاتی ‌در مورد علل تغییر دارایی ها و بدهی ها، توضیح تغییرات روند بازده سهام، تخمین بازده مورد انتظار سهام، برآورد هزینه سرمایه، نتایج معاملات و آثار رویداد ها و شرایط برخاسته از محیط نیاز دارند این ‌گروه‌های استفاده کننده عبارت اند از :

    1. مدیران شرکت‌ها

    1. سهام‌داران

    1. سرمایه گذاران بالفعل وبالقوه

    1. تحلیل گران مالی

  1. اعتبار دهندگان و تامین کنندگان مالی

۱-۱۰ قلمرو پژوهش

۱-۱۰-۱ قلمرو مکانی پژوهش

قلمرو مکانی پژوهش ۱۰۰ شرکت برترعضو بورس اوراق بهادار تهران است که با توجه به شرایط تشریح شده در ادامه به روش حذفی از میان ۴۱۷ شرکت‌های پذیرفته شده در بورس تهران برگزیده شده است. از این فهرست، بانک ها و مؤسسات مالی و شرکت های سرمایه گذاری و هلدینگ ها و شرکت‌های بیمه (به دلیل ماهیت متفاوت آن ها از دیگر واحدهای تجاری) و آنهایی که فعالیتی در این دوره ی زمانی نداشته اند، حذف می‌شوند. فهرست شرکت‌های مذکور در نگاره۴-۱ فصل چهارم درج گردیده است.

۱-۱۰-۲ قلمرو زمانی پژوهش

به لحاظ زمانی اطلاعات شرکت های فوق از تاریخ ۱/۱/۸۶ لغایت ۲۹/۱۲/۸۹ جمع‌ آوری شده و مورد استفاده قرار گرفته است و به دلیل اینکه اطلاعات و صورت‌های مالی حسابرسی منتهی به ۲۹/۱۲/۹۰ شرکت‌ها حداقل پنج ماه بعد از پایان سال مالی مذکور منتشر می‌گردد و در زمان اجرای تحقیق در سازمان بورس تهران منتشر نشده بود این سال از دوره ی زمانی پژوهش حذف گردید.

۱-۱۰-۳ قلمرو موضوعی پژوهش

از نظر محتوی و موضوعی، قلمرو این پژوهش تبیین تغییرات بازده در سه مدل CAPM، TFPM، FFPM در بورس اوراق بهادارتهران می‌باشد.

۱-۱۱ ساختار پژوهش

ساختار نگارش پژوهش با توجه به استاندارد های موجود به شرح زیر می‌باشد :

فصل اول : کلیات پژوهش

فصل دوم : چارچوب نظری و پیشینه پژوهش

فصل سوم : روش شناسی پژوهش

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

فصل پنجم: بحث ونتیجه گیری و پیشنهاد ها

در پایان پیوست ها و منابع آورده شده است.

فصل دوم

چارچوب نظری و پیشینه پژوهش

۲-۱ مقدمه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:14:00 ب.ظ ]




پژوهش های زیادی نیز، رابطه دینداری و ابعاد شخصیت را به طور جداگانه ، با سلامت روان بررسی کرده‌اند، از جمله رابطه مثبت پایبندی مذهبی با سلامت روان (گل پرور و خاکسار، ۱۳۸۸)، رابطه منفی جهت گیری مذهبی با افسردگی و اضطراب (بیانی ، گودرزی و کوچکی،۱۳۸۷) . همچنین در مطالعه ی (شهبازی ، ۱۳۷۶، به نقل از عارفی ، ۱۳۸۹) به بررسی رابطه جهت گیری مذهبی و سلامت روان در دانشجویان شهر تهران پرداخته است نتایج حاکی از آن است که بین جهت گیری مذهبی و نوروز های هیپوکندریا ، افسردگی و ضعف روانی ارتباط معکوس معناداری وجود دارد.

دنو و کوپر [۴](۱۹۹۸) با بررسی فرا تحلیلی در زمینه ۱۳۷ صفت شخصیتی و سلامت روان ‌به این نتیجه رسیده اند که برون گرایی و نوروز گرایی قویترین پیش‌بینی کننده های رضایت از زندگی می‌باشند.

لنی و اندرو [۵] (۲۰۰۸) در بررسی رابطه ی عوامل شخصیتی با رضایت شغلی در زنان و مردان ‌به این نتیجه رسیدند که بین برونگرایی و روان نژندی با رضایت شغلی بالا و پایین ارتباط وجود دارد.

آرگیل[۶] و لو[۷] (۱۹۸۷) نشان دادند که بین ویژگی های شخصیتی با سطح سلامت روانی که افراد گزارش می‌کنند ، همبستگی وجود دارد. نتایج پژوهش آن ها نشان داد که سبک نگرش خوش بین و روان رنجور خویی و برون گرایی قادر به پیش‌بینی سطح سلامت روان افراد هستند.

با توجه به همسانی اهداف آموزش و پروش و بهداشت روانی که مقصود هر دو تربیت انسان های سالم، مفید و خوشبخت است ضرورت پژوهش حاضر در آموزش و پرورش مهم به نظر می‌رسد.

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

سلامت روان از آن جهت که رابط مستقیمی با عملکرد فردی ، اجتماعی و آسیب های روانی دارد از اهمیت زیادی برخوردار است و نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می‌کند . معلمان به عنوان اجرا کننده های اصلی برنامه های آموزش و پرورش نقش بسیار اساسی ایفا می‌کنند و بیشترین تاثیر را در تحقق اهداف آموزش و پرورش در همه ی حوزه ها بر عهده دارند . ‌بنابرین‏ سلامت روان آنان به عنوان پرورش دهندگان نسل های آتی جامعه از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد.

یکی از اهداف بسیار مهم آموزش و پرورش ، تربیت نسلی مومن و آگاه است که رسیدن ‌به این هدف در گرو دینداری و تعهد معلمان می‌باشد. ‌بنابرین‏ اهمیت جهت گیری مذهبی معلمان و به تبع آن پژوهش در این مورد ، بیشتر از سایر اقشار جامعه است. چرا که جهت گیری مذهبی معلم از تاثیر بر خود او فراتر رفته و بر دانش آموزان نیز می‌تواند مؤثر واقع شود.

علاوه بر جهت گیری مذهبی معلمان ، مفهوم دیگری که در پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد شخصیت و ابعاد شخصیت (پنج عامل بزرگ شخصیت) و نقش تعیین کننده هریک از این ابعاد در سلامت روان معلمان می‌باشد. شخصیت معلمان شامل همه جنبه‌های با ثبات از قبیل : الگوهای تفکر و عواطف و رفتار آن ها می‌باشد که سرمشق دانش آموزان قرار می گیرند و کودکان خواسته یا ناخواسته با رفتارهای معلمان خود همانندسازی می‌کنند.

با توجه به اینکه سلامت روانی معلمان به دلایل گوناگون از جمله : انتظارات و توقعات بالا از معلم ، مشکلات اقتصادی ، خانوادگی ، فشار کاری ، مشکلات ارتباط با والدین دانش آموزان و فقدان حمایت مسئولان مدرسه در معرض خطر است و خصوصاً معلمان زن به خاطر حساسیت زیاد دچار مشکلات روانی گردیده اند ، ضرورت شناسایی سلامت روان معلمان ، بخصوص معلمان زن و برنامه ریزی جهت بهبود سلامت روانی آنان الزامی می‌باشد.

‌بنابرین‏ با توجه به اهمیت شناسایی عوامل مؤثر بر سلامت روان معلمان این پژوهش در صدد تعیین میزان نقش تعیین کننده جهت گیری مذهبی و هریک از ابعاد شخصیت در سلامت روان معلمان زن شهر کرمانشاه می‌باشد. با امید به اینکه شناسایی وضعیت موجود معلمان از نظر سلامت روانی بتواند اطلاعات مفیدی در اختیار مدیران و سازمان آموزش و پرورش قرار دهد تا آنان نیز بتوانند در برنامه ریزی های آتی خود با لحاظ کردن این اطلاعات زمینه پویایی و ارتقاء سیستم تعلیم و تربیت را فراهم آورند.

اهداف مشخص تحقیق

هدف اصلی

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت باسلامت روان در بین معلمان زن مقطع ابتدایی شهرستان کرمانشاه در سال ۱۳۹۴-۱۳۹۳ است.

اهداف فرعی

    • تعیین رابطه بین جهت گیری مذهبی با سلامت روان معلمان زن

    • تعیین رابطه بین ابعاد شخصیت با سلامت روان معلمان زن

  • تعیین رابطه بین جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت و سلامت روان معلمان زن

فرضیه های تحقیق

    • بین جهت گیری مذهبی با سلامت روان معلمان زن رابطه وجود دارد .

    • بین ابعاد شخصیت با سلامت روان معلمان زن رابطه وجود دارد .

  • جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت پیش‌بینی کننده سلامت روان معلمان زن است.

تعاریف مفهومی و عملیاتی

تعاریف مفهومی

جهت گیری مذهبی : عبارت است از اعتقاد به قوای لاهوتی و ماوراء الطبیعی و رعایت یک سلسله قواعد اخلاقی در زمینه ارتباط با خود، سایر بندگان و خدا و انجام مناسک عبادی در جهت تقریب خالق و جلب رضایت او به منظور تعالی روح. (کتابی و همکاران، ۱۳۸۲).

ابعاد شخصیت (ویژگی های شخصیت ): عبارت است از مجموعه ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت وپایدار که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می‌سازد و می‌تواند مبنای درجه بندی یااندازه گیری افرادقرار گیرد (شاملو ،۱۳۸۲)

سلامت روان :سلامت روان بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت ،عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران ،تغییر واصلاح محیط فردی و اجتماعی وحل تضاد ها وتمایلات شخصی به طور منطقی ، عادلانه و مناسب. (۲۰۰۵، WHO )

تعاریف عملیاتی

جهت گیری مذهبی: در این پژوهش منظور از جهت گیری مذهبی نمره ای است که معلمان از پرسشنامه سنجش جهت گیری های درونی و بیرونی مذهبی آلپورت کسب کردند.

ابعاد شخصیت : منظور از ویژگی های شخصیت یا ابعاد پنج گانه نمره ای است که افراد (معلمان ) در هریک از ابعاد روان رنجوری (N) ، برون گرایی (E) ، انعطاف پذیری (O) ، دلپذیر بودن (A) و وجدانی بودن © در پرسشنامه ۶۰ سوالی NEO- FFI [۸]ساخته مگ کری و کوستا (۲۰۰۳) به دست آوردند.

سلامت روان : سلامت روانی در این پژوهش بر اساس نمره معلمان که از پرسشنامه ۲۸ –[۹] GHQ کسب کردند، مشخص گردید.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

فصل دوم شامل تعریف متغیرهای تحقیق می شود که عبارتند از: سلامت روان (تعریف سلامت روانی، سلامت روان زنان ، مشخصه‌ های سلامت و نظریه ها و دیدگاه ها)، جهت گیری مذهبی شامل (تعاریف و تاریخچه، مذهب و بهداشت روان و نظریه ها) و ابعاد شخصیت شامل (تعاریف و رویکردها و نظریه ها و مدل پنج عاملی صفات شخصیت) را در بر می‌گیرد. همچنین پیشینه تحقیق شامل تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه نیز در ادامه ذکر شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




وزیری، کاشانی، حسینیان، غفاری(۱۳۸۹) در پژوهشی تحت عنوان خودکارآمدی جنسی و رضایت زناشویی دریافتند، خودکارآمدی جنسی با رضایت زناشویی رابطه ی معناداری داشته و از نمرات خودکارآمدی جنسی می توان نمرات رضایت زناشویی افراد را پیش‌بینی کرد.

درمطالعه ای همایی ، خیاطان و سلیمی (۱۳۸۷) ‌به این نتیجه رسیدند بین رضایت زناشویی و رضایت جنسی رابطه معناداری مشاهده شد.

وکیلی (۱۳۸۶) رابطه بین رضایت کلی از سایر ابعاد زندگی با رضایت جنسی را نشان داد و ‌به این نتیجه رسید که رضایت جنسی در رابطه زوج باعث رضایت از زندگی در زوج می شود(به نقل از نسیمی،مهدوی،۱۳۸۷).

‌بر اساس پژوهش‌های بخشایش ومرتضوی(۱۳۸۵) بین رضایت زناشویی و رضایت جنسی رابطه معناداری مشاهده شد در این پژوهش نیز رضایت جنسی عامل مؤثری در روابط زناشویی گزارش و بیان شده است فعالیت جنسی چنان در رضایت زناشویی مهم است که عدم فعالیت جنسی می‌تواند نشانه وجود مشکلات دیگری در پیوند ازدواج باشد.

درمطالعه ای دانش(۱۳۸۴) ‌به این نتیجه رسید داشتن مهارت‌های ارتباطی ایجاد تفاهم وشیوه های محبت وارضای نیاز جنسی زوجین می‌تواند باعث رضایت زناشویی زوجین شود.

طبق مطالعات هربرت[۸۶](۲۰۱۰) مشکلات ارتباطی و نارضایتی از رابطه زناشویی متاثر از مؤلفه‌ های گوناگونی از قبیل تعاملات مثبت روزانه، میزان محبت زوجین، حل تعارض، پرخاشگری، عوامل جنسی و رویدادهای زندگی است، که در بین این مؤلفه‌ ها رضایتمندی زناشویی با فعالیت و رضایت جنسی رابطه نیرومندی دارد، به گونه ای که رضایتمندی زناشویی در همسرانی که از رضایت جنسی برخوردارند، علی رغم وجود مشکلات ارتباطی بین آن ها بالاتر از همسرانی خواهد بود که از رضایت جنسی لازم بهره مند نیستند.

دی یر و استیلزر[۸۷](۲۰۱۰) به بررسی آموزش زناشویی زوجهای اسپانیایی پرداختند و نتایج نشان داد که کارگاه های آموزشی بر رضایت زناشویی زوجهای اسپانیایی مؤثر بوده است. این تحقیق که مؤلفه های ارتباطات مثبت، حل تعارض ها، تعاملات منفی و تعهد رابطه را بررسی می کرد، نشان داد که کمترین تأثیر در تعهد رابطه و بیشترین تأثیر در کاهش تعاملات منفی بوده است(به نقل از منجزی و همکاران، ۱۳۹۰).

درمطالعه ی وستیمر(۲۰۰۵)‌به این نتیجه رسیدکه دانش وآگاهی نسبت به مسائل جنسی زندگی راتغییر می‌دهد و اغلب بهتر می‌کند ( به نقل از یوسفی،۱۳۸۴).

ویسمن و برزنیاک[۸۸](۲۰۰۴)، نیکولز[۸۹](۲۰۰۵)، سلوسارز[۹۰](۲۰۰۰)، بایرز[۹۱](۲۰۰۵) نشان داده‌اند که رضایت جنسی عامل مؤثری در روابط زناشویی می‌باشد فعالیت جنسی چنان ‌در رضایت زناشویی مهم است که عدم فعالیت جنسی می‌تواند نشانه وجود مشکلات دیگری در پیوند ازدواج باشد (به نقل از نادری، حیدری،حسین زاده مالکی،۱۳۸۹).

هندرسون، کینگ، وروف[۹۲](۲۰۰۳) ‌به این نتیجه رسیدند که رضایت از رابطه جنسی نقش مهمی در رضایت زناشویی و رابطه زوجها دارد و نارضایتی در رابطه جنسی در سال های اول ازدواج به اختلاف بین زوج ها ‌و احتمالاً جدایی در سال های بعد منجر می شود.

پژوهش ساکولسکی وهنریک(۱۹۹۹)، یانگ و همکاران(۲۰۰۰)، فرانک( ۱۹۷۹)و کوپر و آلوین(۱۹۸۷)، وجود رابطه میان رضایت جنسی و رضایت از روابط عاطفی و زناشویی را نشان داد(به نقل از مهدوی،نسیمی ،۱۳۸۸).

درمطالعه ای کوپر و آلوین(۱۹۸۷) ‌به این نتیجه رسیدند بالا بودن کیفیت رضایت جنسی باعث بالارفتن سطح رضایت از روابط عاطفی و زناشویی می شود(به نقل ازنسیمی، مهدوی ،۱۳۸۷).

جمع بندی

برخی مطالعات نظری وتحقیقات انجام شده پیرامون پژوهش ومتغیرهای مرتبط یا کمتر مرتبط اطلاعات زیادی به دست داده لیکن هنوز ابهامات ‌و سوالات زیادی پیرامون رابطه بین متغیرها به ویژه مؤلفه‌ های متغیر جنسی وجود دارد.انجام این پژوهش رهگشای تحقیقات نظری ونیز مرجعی برای شناخت مسائل پیچیده زناشویی است که می‌تواند مورد استفاده در بسیاری از مشاوران وروانشناسان و مددکاران قرار گیرد.‌بنابرین‏ فرضیه‌ها ‌و سوالات ذیل تنظیم شد.

۲-۲۲-فر ضیه ها :

۲-۲۲-۱- بین مهارت های ارتباطی و رضایت زناشویی زنان رابطه معناداری وجود دارد.

۲-۲۲-۲- بین مسائل جنسی و رضایت زناشویی زنان رابطه معناداری وجود دارد.

۲-۲۲-۳- مسائل جنسی و مهارت های ارتباطی پیش‌بینی کننده رضایت زناشویی می‌باشد.

۲-۲۳-سوالات پژوهش:

۲-۲۳-۱- آیا مؤلفه های مهارت های ارتباطی پیش‌بینی کننده ی معناداری برای رضایت زناشویی هستند؟

۲-۲۳-۲- آیا مؤلفه های مهارت های ارتباطی پیش‌بینی کننده ی معناداری برای بعد رضایت زناشویی هستند؟

۲-۲۳-۳- آیا مؤلفه های مهارت های ارتباطی پیش‌بینی کننده ی معناداری برای بعد ارتباطات هستند؟

۲-۲۳-۴- آیا مؤلفه های مهارت های ارتباطی پیش‌بینی کننده ی معناداری برای بعد حل تعارض هستند؟

۲-۲۳-۵- آیا مؤلفه های مهارت های ارتباطی پیش‌بینی کننده ی معناداری برای بعد تحریف آرمانی هستند؟

۲-۲۳-۶- آیا مؤلفه های مسائل جنسی، پیش‌بینی کننده‌ معنی‌داری برای رضایت زناشویی هستند؟

۲-۲۳-۷- آیا مؤلفه های مسائل جنسی، پیش‌بینی کننده‌ معنی‌داری برای بعد رضایت زناشویی هستند؟

۲-۲۳-۸- آیا مؤلفه های مسائل جنسی، پیش‌بینی کننده‌ معنی‌داری برای بعد ارتباطات هستند؟

۲-۲۳-۹- آیا مؤلفه های مسائل جنسی، پیش‌بینی کننده‌ معنی‌داری برای بعد حل تعارض هستند؟

۲-۲۳-۱۰- آیا مؤلفه های مسائل جنسی، پیش‌بینی کننده‌ معنی‌داری برای بعد تحریف آرمانی هستند؟

۲-۲۳-۱۱-کدامیک از ابعاد مهارت‌های ارتباطی و مسائل جنسی، پیش‌بینی کننده‌ قویتری برای رضایت زناشویی هستند؟

    1. – Greeff, A.P., & Malherbe, H.L ↑

    1. – Rosen-Grandon, J.R., Myers, J.E., & Hattoe, J.A. ↑

    1. ۳. Spence ↑

    1. ۴. Masters & johnson ↑

    1. -Qadir ,Desilva , Prince , Khan ↑

    1. – Khrlv ↑

    1. – communication skills training ↑

    1. – Guo B, Huang J ↑

    1. -Spanier& Lewis ↑

    1. ۲- Sinha., &, mukerjee. ↑

    1. ۳- Winch ↑

    1. ۴- Ellis ↑

    1. -Donnellan BM, Conger RD, Bryant Ch M. ↑

    1. -Occhetti ↑

    1. -Olson et al ↑

    1. – Winch. ↑

    1. – Meyers, S.A., & Landsberger, S.A۲-Bavcom.&, Epstein.&, Sayerz. &, sher.

      ۳- Albert Ellis. ↑

    1. -Individuality.۲- differentiation of self. ↑

    1. -self-disclosure. ↑

    1. -Greeff, A.P., & Malherbe, H.L. ↑

    1. -Markman., &, Kraft. ↑

    1. – Emotional skill fullness. ↑

    1. -Beach. ↑

    1. – Sadok ↑

    1. – John Gogfn ↑

    1. -Crowe ,Ridley ↑

    1. – Westheimer ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




۲-۴. مفهوم ارزیابی عملکرد مالی

سنجش از میزان موفقیت یا عدم موفقیت هر فعالیتی دارای ارزش بازخوردی و بازنگری خیلی با اهمیتی است مبنی بر اینکه؛ ارزش بازخوردی مربوط به ارزیابی تصمیمات اتخاذ شده گذشته و ارزش بازنگری مربوط به ارزیابی تصمیمات در حال اتخاذ است. سنجش موفقیت یا عدم موفقیت فعالیت­های یک شرکت در قالب اصطلاح “ارزیابی عملکرد”در دو حیطه مالی و غیر مالی تعریف وشاخه­بندی می­ شود. در حیطه عملکرد مالی شاخص­ های مالی و در حیطه عملکرد غیرمالی شاخص­ های غیر مالی (شاخص­ های تولیدی، شاخص­ های بازاریابی، شاخص­ های اداری و… (مهرانی و رسائیان ۱۳۸۸: ۹۴) مورد استفاده قرار می­ گیرند.

در حیطه مالی منظور از سنجش عملکرد شرکت­ها ارزیابی کلی از وضعیت مالی و نتایج عملیات ،به منظور اخذ تصمیمات منطقی است(طالب نیا و حسین پور ۱۳۸۹: ۲۵) که به عنوان نیاز مشترک همه استفاده­کنندگان از صورت‌های مالی مورد توجه است.البته ‌به این مفهوم که هریک از استفاده­کنندگان­در تجزیه و تحلیل­های خود از صورت‌های مالی شرکت‌ها عملکرد مالی آن ها را از طریق معیارهای ارزیابی عملکرد مالی مورد سنجش قرار داده و سپس با نتایج برآمده از آن تصمیم ­گیری­های نهایی خود را انجام می­ دهند.

۲-۵. انواع معیارهای ارزیابی عملکرد مالی

با توجه به اینکه سود حسابداری که با بهره گرفتن از سیستم تعهدی تهیه می­ شود،از نظر بسیاری از استفاده­کنندگان از صورت­های مالی ،ابزاری برای سنجش عملکرد شرکت­ها محسوب می­ شود (طالب نیا و حسین پور ۱۳۸۹: ۲۵)اما این سنجش و ارزیابی عملکرد

می بایست از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد که در این رابطه تحلیل­گران مالی جهت نظم بخشیدن به نیازه ای مختلف استفاده کنندگان در رابطه با مفهوم ارزیابی کلی از وضعیت مالی ونتایج عملیات به محاسبه تعدادی از نسبت­های مالی می پردازند که این نسبت­ها به نوعی نکات قوّت و ضعف شرکت‌ها را خلاصه ‌می‌کنند(برِلی و مِیِر[۳۰] ۲۰۰۳: ۸۱۷)، که در مفهوم کلی این نسبت­های مالی محاسبه شده به همراه ارقام نهایی هریک از گزارش‌های مالی[۳۱] به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد مالی شرکت‌ها[۳۲] محسوب می­شوند.

در یک دسته­بندی کلی، معیارهای ارزیابی عملکرد مالی به طور معمول در دوسته کلی اعم از معیارهای سنتی و معیارهای توسعه یافته نوظهور تقسیم می­شوند و از آنجا که معیارهای سنتی با تأکید بر سود حسابداری هستند به عنوان معیارهای حسابداری و معیارهای توسعه یافته نوظهور که با تأکید به سود اقتصادی هستند به عنوان معیارهای اقتصادی نام برده می­شوند

۲-۶. معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد مالی

معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد شامل مواردی از قبیل سود خالص شرکت و سایر ارقام از گزارش‌های مالی[۳۳] به همراه نسبت­های مالی محاسبه شده است، که این نسبت­های مالی با توجه به موضوعیت خود در پنج طبقه(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۳). اعم از نسبت­های نقدینگی، نسبت­های مربوط به مدیریت دارایی­ ها، نسبت­های مربوط به مدیریت بدهی­ها، نسبت­های سودآوری و نسبت­های قیمت بازار تفکیک می­شوند.که در یک تعریف کوتاه به شرح زیر می‌باشند؛

۲-۶-۱. سود خالص[۳۴]

سود خالص به عنوان رقم انتهایی در صورت حساب سود وزیان، به عنوان معیاری از سودآوری شرکت در طی یک دوره محسوب می شود(برک و همکاران ۲۰۱۲: ۳۳) و نشان­دهنده مجموع درآمدها از حقوق صاحبان سهام یک شرکت[۳۵]است(۳۴) و به عنوان یکی از با اهمیت­ترین معیارهای ارزیابی عملکرد مالی مورد توجه بسیاری از استفاده­کنندگان است از این بابت که این رقم در محاسبه بسیاری از معیارهای ارزیابی عملکرد مالی استفاده می­ شود.

۲-۶-۲. نسبت­های نقدینگی[۳۶]

نسبت­های نقدینگی از جمله معیارهایی هستند که توانایی شرکت را در پرداخت بدهی­های کوتاه مدت ارزیابی ‌می‌کنند(دیلِن[۳۷] و همکاران ۲۰۱۳: ۳۹۷۰)، و از توجهات اصلی، وام دهندگان و تأمین کنندگانی بشمار می­رود یعنی کسانی که کالاها و خدمات را به صورت نسیه به شرکت ارائه می­نمایند(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۳). از جمله این نسبت­ها می توان به نسبت جاری و نسبت آنی اشاره کرد.

۲-۶-۳. نسبت­های مربوط به مدیریت دارایی­ ها[۳۸]

این نسبت­ها بیان کننده بهره ­وری[۳۹] بنیادی یک شرکت هستند، که به وسیله آن آغاز فعالیت می­ کند(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۴)،که به تعریفی میزان موفقیت یک شرکت در ایجاد درآمد از طریق دارایی­ های مصرفی، دریافت مطالبات و فروش سرمایه ­گذاری­ ارزیابی ‌می‌کنند(دیلِن و همکاران ۲۰۱۳: ۳۹۷۰). از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به متوسط دوره وصول مطالبات، گردش کالا، گردش دارایی ثابت و گردش مجموع دارایی­ ها اشاره کرد که مشتمل بر ترکیبی از اطلاعات ترازنامه و صورت سود و زیان هستند.

۲-۶-۴. نسبت­های مربوط به مدیریت بدهی­ها[۴۰]

این نسبت­ها نشان می­ دهند که یک شرکت چطور از وجوه نقد افراد جهت منافع خود استفاده می­ کند(لَشِر ۲۰۰۸: ۸۷). به بیان دیگر نشان­دهنده میزان بدهی(برِلی و همکاران ۲۰۰۱: ۱۳۵) و سنجشی از میزان اهرم مالی استفاده شده توسط شرکت هستند(۱۳۸). از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به نسبت بدهی، پوشش بهره، پوشش وجه نقد و پوشش مخارج ثابت اشاره کرد.

۲-۶-۵. نسبت­های سودآوری[۴۱]

نسبت­های سودآوری از مهمترین معیارهای اندازه ­گیری موفقیت شرکت در کسب سود هستند به نوعی که، این نسبت­ها میزان توانایی ایجاد سود یک شرکت را بر مبنای فروش، حقوق صاحبان سهام و دارایی­ های آن ارزیابی ‌می‌کنند(دیلِن و همکاران ۲۰۱۳: ۳۹۷۰). همچنین این نسبت­ها نشان­دهنده تأثیرات ترکیبی از نقدینگی، مدیریت دارایی­ ها و بدهی­ها روی نتایج عملیاتی هستند)اِرهارت و بیرگِم[۴۲] ۲۰۱۱: ۹۸( و از این جهت برای تمامی استفاده­کنندگان حائز اهمیت شایانی هستند. از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به نسبت بازده فروش، بازده دارایی،نسبت بازدهی ارزش ویژه( بازده حقوق صاحبان سهام ) اشاره کرد.

۲-۶-۷. نسبت­های قیمت بازار[۴۳]

این نسبت­ها یک راه اندازه ­گیری برای ارزش سهام یک شرکت نسبت به سهام دیگر شرکت‌ها است(اِرهارت و بیرگِم ۲۰۱۱: ۱۰۰). از آنجا که قیمت سهام منعکس کننده سودآوری شرکت، ریسک شرکت، کیفیت مدیریت و بسیاری از فاکتور­های دیگر است، ­‌می‌توان گفت این نسبت­ها شامل معیارهایی هستند که مبتنی بر ارزیابی­های متفاوت از اکثر جنبه­ های عملکردی یک شرکت است. از جمله این نسبت­ها ‌می‌توان به نسبت قیمت بازر هر سهم به سود هر سهم، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام(قیمت بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم) ، بازده درآمدی هر سهم و قیمت بازار هر سهم اشاره کرد.

۲-۷. معیارهای اقتصادی، ارزیابی عملکرد مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




وایتساید و لینام (۲۰۰۱) با معرفی چهار بخش مرتبط با رفتارهای ‌تکانش‌گرانه گام­های بزرگی در روشن­سازی طبیعت چند وجهی تکانشگری برداشتند: اضطرار، نبود دوراندیشی، نداشتن پشتکار و حس­جویی (زرماتن[۱۵۶]، وان درلیندن[۱۵۷] و آکرمنت[۱۵۸] ۲۰۰۵).

پتری (۲۰۰۱) در بررسی ۱۵ زیرمعیار تکانشگری، تفاوت میانگین امتیازهای افراد گروه دارای سابقه سوء مصرف مواد و قماربازی بیمارگونه از یک سو و گروه گواه از سوی دیگر را به طور معنی­داری متفاوت گزارش کرد. همچنین بین زیرمعیارهای مورد بررسی نیز رابطه­ای معنی­دار کشف نمود. وی ۱۵ زیر معیار یادشده را در سه دسته جمع ­بندی نمود و نشان داد که به کمک پرسش­نامه­ های طراحی شده بر پایه شخصیت­سنجی، امکان سنجش سه جنبه تکانشگری (نوجویی، کنترل تکانه و موقعیت زمانی) در افراد وجود دارد. در طرح یاد شده به دو جنبه کنترل تکانه و موقعیت­سنجی زمانی به عنوان خطری برای سوء مصرف مواد تأکید شده است (پتری، ۲۰۰۱).

۲-۱-۲-۳-۲ رویکرد رفتارگرایانه

برخلاف سایر رویکردها که بر پایه گزارش­های شخصی و خویشتن نگاری­ها استوار است. این رویکرد به سنجش عینی و ثبت رفتارهای تکانشی می ­پردازد؛ همچنین در این رویکرد رفتارهای جانوری نیز بررسی می­ شود. دو بحث بازداری رفتاری[۱۵۹] و زمان سنجی رفتاری [۱۶۰]در این زمینه مطرح شده و آزمایش­های تجربی نیز برای بررسی آن ها انجام شده است:

الف) بازدارندگی رفتاری: سوبریه[۱۶۱] (۱۹۸۶) با دستکاری داروشناختی دستگاه سروتونرژیک دریافت که یاخته­های عصبی سروتونرژیک، زمانی که نیاز به بازداری رفتاری است، فعال می­شوند. وی همچنین ارتباطی میان میزان پایین HIAA-5[162] و بروز رفتارهای خودکشی جویانه، وسواسی و می بارگی بیان نمود. لینویلا[۱۶۳] و همکاران (۱۹۸۳) میزان پایین HIAA-5 در مایع مغزی – نخاعی را با اختلال در کنترل تکانه­ها همراه دانستند. آنان میزان بالای تستوسترون آزاد را نیز در میزان افزایش خشونت و تهاجم­جویی افراد مؤثر گزارش کردند.

برونر[۱۶۴] و هن[۱۶۵] (۱۹۹۷) عواملی را با تاثیر اختصاصی بر این ساز و کار به کار گرفتند. از کار انداختن گیرنده ­های سروتونین در موش­ها سبب افزایش رفتارهای تکانشی آن ها گردید. هرنشتاین[۱۶۶] (۱۹۷۰) نیز الگوهایی را برای ارزیابی کمی مفهوم تکانشگری بر پایه نظریه­ های رفتاری ارائه داد.

ب) زمان سنجی رفتاری: وان دن بروک[۱۶۷]، برادشو[۱۶۸] و سزابادی[۱۶۹] (۱۹۹۲) به بررسی تأثیر زمان بر تکانشگری پرداختند. به باور آن ها، افراد تکانشگر در ارزیابی زمان مشکل دارند و از این رو زمان برای آن ها بسیار آهسته­تر از افراد بهنجار می­گذرد (اختیاری و همکاران، ۱۳۸۳). هو[۱۷۰]، الزهرانی[۱۷۱] و والازکوز – مارتینز[۱۷۲] (۱۹۹۵) در بررسی­ های انجام شده با انجام یک رشته آزمایشاتی به ارزیابی پایه عصب – زیست­شناختی زمان­سنجی در موش­های صحرایی پرداختند: بررسی آنان نشان داد که سامانه سروتونرژیک می ­تواند با تغییر عملکرد سیستم درک زمان، بر تکانشگری مؤثر باشد.

‌بنابرین‏ بررسی تکانشگری به عنوان برآیندی از فاکتورهای مختلف مؤثر بر رفتار، بینش بهتری نسبت ‌به این پدیده ایجاد خواهد کرد.

۲-۱-۲-۳-۳ رویکرد زیستی

بررسی­ها نشان داده ­اند که دو عامل زیستی عمده بر پدیده ­های تکانشگری و خشونت تأثیرگذار هستند.

الف) سروتونین به عنوان میانجی عصبی درگیر تکانشگری: میزان تکانشگری فرد تحت تأثیر درجات متفاوتی از سامانه­های سروتونرژیک، نورآدرنرژیک، دوپامینرژیک و گابایرژیک، قرار دارد (اوندن، ۱۹۹۹). تأثیر سامانه سروتونرژیک بیش از سایر سامانه­ها برآورد شده و گیرنده ­های ۵TH1A، ۵TH۵TH1B به طور برجسته­ای در بروز رفتارهای تکانشی تهاجمی نقش داشته اند (سوان و هلندر، ۲۰۰۲). در بررسی­ های جانوری، با مهار گیرنده ­های ۵HT توانایی بازداری رفتارهای نامناسب از جانور گرفته شد به طوری که همچنان به پاسخ­هایی که پاداش در پی نداشتند یا حتی در اثر انتخاب آن ها تنبیه می­شدند، ادامه می­دادند. این وضعیت تکانشگری حرکتی نیز خوانده می­ شود.

همچنین بررسی­ها ارتباط معنی­داری بین میزان کم HIAA5 در مایع مغزی – نخاعی (که نشانگر کم بودن حجم در چرخش سروتونین در مغز ‌می‌باشد) و بروز رفتارهای تکانشی و خشونت نشان داده ­اند. کاهش میزان سروتونین و بلوکه شدن گیرنده ­های آن موجب افزایش تکانشگری حرکتی می­ شود، ولی هیچ تأثیر شناخته شده­ای بر افزایش انتخاب­های تکانشی ندارد. این یافته نشان می­دهد که سروتونین بر همه انواع تکانشگری تأثیر ندارد (کاردینال[۱۷۳]، ۲۰۰۴).

به کارگیری مهارکننده­های انتخابی بازجذب سروتونین و یا افزایش سروتونین موجب کاهش رفتارهای تکانشی در طیف گسترده ­ای از اختلال ها مانند قماربازی مرضی، اختلال شخصیت مرزی و اختلال وسواسی- اجباری شده است (اوندن، ۱۹۹۹). به کارگیری داروهای محرک روان[۱۷۴] مانند آمفتامین و متیل فنیدات در درمان اختلال بیش فعالی -کم توجهی سودمند است. این داروها موجب آزاد شدن پیام رسان­های عصبی مونوآمینی از جمله دوپامین از نورون­ها شده و در نتیجه موجب برتری گزینه­ های تعویقی در مقایسه با گزینه­ های تکانشی می­گردند (کاردینال،۲۰۰۴).

ب) لوب فرونتال به عنوان مرکز عصبی درگیر تکانشگری: بررسی­ها نشان داده ­اند که افراد با اختلال عملکرد بخش پیشانی مغز، تکانشگری بیشتری را تجربه ‌می‌کنند. این افراد مشکلی در برآورد شانس موفقیت خود ندارند، بلکه نمی ­توانند اعمال خود را کنترل کنند، هر چند بر زیان­بار بودن آن ها آگاهی دارند.

سه ناحیه مغزی یعنی بخش مرکزی هسته اکومبنس[۱۷۵] (NAc) و دو راه آوران قشری آن یعنی کورتکس سینگولیت قدامی[۱۷۶] (ACC) و کورتکس پره فرونتال داخلی[۱۷۷] (MPFC) نقش مهمی در بروز رفتارهای تکانشی دارند، به طوری که آسیب­های وارده به هسته اکومبنس (ناحیه کلیدی پاداش و تنبیه در مغز)، باعث افزایش بروز انتخاب­های تکانشی در موش­ها شده است. این جانوران پیوسته پاداش کم و سریع را؛ بر پاداش تأخیری بزرگتر ترجیح داده ­اند (اوندن،۱۹۹۱؛ کاردینال،۲۰۰۴). بررسی آسیب­های وارده بر آمیگدال، نشان داده است که ضایعه در این ناحیه نیز با ناتوانی تحمل تأخیر و بازداری از بروز تکانه­ها و یا ناتوانی در برآورد پیامدهای منفی یک پاسخ، ارتباط دارد (اوندن،۱۹۹۹).

۲-۱-۲-۳-۴رویکرد اجتماعی

در این رویکرد تکانشگری به عنوان یک رفتار آموخته­شده از محیط، به شمار می­رود. کودک بر اساس تجربیات خود می­آموزد برای به دست آوردن پاداش، واکنش شتاب­زده نشان دهد. از این رو افراد تکانشگر فرصت ارزیابی پیامدهای رفتار خود را نخواهند داشت (مولر و همکاران،۲۰۰۱). بر این اساس تکانشگری می ­تواند در پاره­ای از اجتماعات، یک رفتار شایسته و سودمند به حساب آید.

۲-۱-۲-۴ تکانشگری و جنسیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




۱- مخالفت‏با ادله ارث، زیرا این گونه شرط به محرومیت ورثه از ارث منجر مى‏شود، چون اگر این شرط نبود،این مال از جمله ماترک فرد فوت شده بوده و ورثه آن را به ارث مالک مى‏شدند، ولى با این شرط، مال از ملکیت او خارج شده و به ملکیت‏برادر دیگر در خواهد آمد.

۲- نتیجه این شرط، توقیت ملکیت است و ملکیت، زمان‏پذیر نیست.

در پاسخ از اشکال اول آمده است که چنین توقیتى مضر نیست و مانند آن را مى‏توان در ملکیت طبقات ارث یافت که ملکیت آنان مغیا به موت است. ارث بردن نیز فرع مالک بودن مورث است، در اینجا مالکیت مورث مطلق نیست تا ورثه آن را به ارث برند بلکه موقت است. به عبارت دیگر مورث، مالى ندارد تا به ارث برده شود. پاسخ اشکال دوم را مى‏توان چنین یافت که توقیت‏بر دو گونه است: توقیت صریح و توقیت غیر صریح. آنچه که باطل است، توقیت صریح مى‏باشد نه توقیت غیر صریح.

با ذکر دو نکته بررسى این سؤال و جواب پایان مى‏یابد:

۱- مرحوم سید توقیت ملکیت را پذیرفت و هیچ مانعى از نظر ثبوتى و اثباتى براى آن قرار نداد. پس معلوم مى‏شود که «طبیعت ملکیت، اقتضاى دوام ندارد بلکه اطلاق ملکیت اقتضاى دوام دارد» زیرا ملکیت قابل تقیید است و تقیید فرع بر امکان اطلاق است.

۲- مرحوم سید براى بطلان توقیت صریح، دلیلى اقامه نکرده است و تنها به ذکر دو مثال اکتفا نموده است: «بعتک الى یوم کذا او صالحتک الى زمان کذا» و «بشرط ان یکون لفلان فى زمان کذا» که اولى باطل ولى دومى صحیح‏است. از مثال دوم بخوبى برمى‏آید که منظور ایشان «توقیت غیر صریح‏» یا«توقیت ضمن شرط‏» است.

پرسشى که از سید مى‏شود این است که اگر کسى بخواهد ملکیت منزل مسکونى خویش را براى مدت ۲۰ سال به زید منتقل کند و پس از آن به خالد، چه تفاوتى دارد که بگوید «خانه خود را براى ۲۰ سال به زید فروختم‏» یا بگوید: «خانه خود را به زید فروختم به شرط آنکه پس از ۲۰ سال، از آن خالد باشد»؟ ممکن است گفته شود که «ذات ملکیت اقتضاى دوام دارد» تا آنکه چنین شرطى خلاف مقتضاى ملکیت‏باشد ولى این بیان صحیح نمى‏باشد زیرا خود سید یزدى «توقیت ملکیت‏» را پذیرفته است و در بطلان شرط خلاف مقتضاى عقد، تفاوتى میان شرط صریح و غیر صریح نیست.

۲- شرط اختیار فسخ مادام الحیاه ضمن عقد صلح

در این قسمت نیز همانند قسمت پیش ابتدا متن پرسش و پاسخ آورده مى‏شود:

سؤال: کسى چیزى به پسرهایش صلح کند و اختیار فسخ از براى خود بگذارد مادام الحیاه. و بعد از خود، براى اینکه چیزى به مادر بچه‏هایش نرسد،اختیار فسخ از براى هر یک از اولاد قرار دهد نسبت‏به قسمت اولاد دیگر به شرط موت او، که اگر بمیرد و او زنده، فسخ کند و ملک در حکم ملک پدر شود و بالارث ببرد، چه صورت دارد؟

جواب: على الظاهر مانعى ندارد لکن به فسخ که برمى‏گردد بر پدر، مشترک مى‏شود مابین وراث پدر که از جمله آن ها زوجه اوست که مادر باشد، اگر از منقولات است، و از جمله همان پسرى است که فوت شده است. و حصه او بالارث منتقل مى‏شود به مادرش، اگر وارث دیگر نداشته باشد.

و اگر شرط کند بر هر یک که عندالموت او آنچه منتقل به او شده است‏برسد به برادرش، این محذور مرتفع است لکن خالى از اشکال نیست از جهت لزوم توقیت ملکیت، هر چند ممکن است دفع آن به اینکه این، تقیید ملکیت است که لازم آن توقیت [است] و آنچه باطل است، توقیت صریح است. کما اینکه اشکال دیگر که آن این است که این شرط منافى شرع است از جهت اینکه به موت مالک باید مال او برسد به ورثه او، پس این شرط مخالف با ادله ارث است، مدفوع است‏به اینکه لازم این شرط، قصور ملکیت است‏بر وجهى که قابل انتقال به وارث نیست (والله العالم).

ذیل جواب در باره «ملکیت موقت‏» است که متضمن دو مطلب مى‏باشد: ۱- بیان لزوم اشکال توقیت ملکیت در نتیجه این طریق و دفع آن به اینکه «این، تقیید ملکیت است که لازم آن توقیت است و آنچه باطل است، توقیت صریح است‏».۲- بیان اشکال مخالفت‏با ادله ارث و دفع آن به اینکه «لازم این شرط، قصور ملکیت است‏بر وجهى که قابل انتقال به وارث نیست‏». به عبارت دیگر با توجه ‌به این شرط، مالى براى مورث نخواهد بود تا به ارث برسد و ارث بردن فرع بر وجود مال است. این مطلب در پرسش پیش توضیح داده شد. اما از مطلب دوم به‏دست مى‏آید که مرحوم سید یزدى توقیت ملکیت را به دو گونه تقسیم ‌کرده‌است: صریح و غیر صریح و تنها «توقیت صریح‏» را باطل مى‏داند.

با توجه به توضیحات ارائه شده باید از مرحوم سید یزدى سؤال کرد که چه تفاوتى میان این دو نوع توقیت وجود دارد؟ اگر بطلان توقیت صریح به جهت آن است که «طبیعت ملکیت اقتضاى دوام دارد»، این بیان با پذیرش ملکیت موقت‏به صورت غیر صریح نیز منافات دارد زیرا اگر چیزى مخالف اقتضاى ذات باشد، امکان حصول آن، چه بصراحت و چه به صورت غیر صریح، وجود ندارد; و اگر دلیل دیگرى براى بطلان صریح وجود دارد، اقامه نشده است.

با بررسى دو پرسش و پاسخ به نظر مى‏رسد تحصیل ملکیت موقت، چه به نحو صریح و چه به صورت غیر صریح – از طریق هر عقد و ایقاعى که نتیجه آن انتقال ملکیت‏باشد، رواست مگر آنکه اقتضاى ذات آن عقد، انتقال دایم باشد – چنان که برخى ‌در مورد عقد بیع پنداشته‏اند – یا دلیل دیگرى مانند اجماع در منع توقیت صریح وقف وجود داشته باشد (نجفی، ۱۳۶۶: ص ۲۸).

۲-۵-۳- بدل حیلوله

بدل حیلوله عبارت است از عوض مالی که در پی حصول یکی از اسباب ضمان، مانند غصب و سرقت و عدم امکان دسترسی مالک به عین مال (با وجود آن) بر عهده شخص آمده است (خویی، ۱۳۷۱: ج ۳، ص ۲۰۳).

ابتدا باید بیان داشت که در مسأله غصب، هرگاه غاصب به جهتی از جهات نتواند عین مغصوب را که وجود دارد، به مالک آن رد نماید، باید بدل آن را بپردازد. این بدل را بدل حیلوله می‌گویند.

مالکیت بدل حیلوله، مورد اختلاف میان فقهاست. برخی بدل حیلوله را ملک مالک مال غصب شده می‌دانند (بجنوردی، ۱۳۷۷: ج ۴، ص ۸۷) و برخی دیگر تنها اباحه تصرف در آن را برای مالک عین ثابت دانسته‌اند (موسوی خمینی، ۱۳۶۶: ج ۲، ص ۷۶). به نظر دسته نخست، بدل حیلوله، غرامت و خسارتی است که به مالک مال مغصوب داده می‌شود و به مالکیت وی در می‌آید، ولی مالکیت وی بر بدل حیلوله، دائمی و مستمر نبوده، بلکه موقت می‌باشد. به عبارت دیگر این مالکیت صرفاً تا زمان تعذّر رد یا استرداد مال مغصوب باقی است، زیرا بدل حیلوله نوعی غرامت و تدارک خسارت است و فقط بر مقداری صدق می‌کند که خسارت وارد شده است. از طرف دیگر در این گونه موارد مال موجود است و ‌در مورد اصل مال هم خسارتی وارد نشده است و خسارت، محدود به زمان معینی است و تدارک آن هم تا زمانی است که سلطنت مالک بر مال باز گردد (بجنوردی، ۱۳۷۷: ج ۴، ص ۸۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




  1. منفعت باید دارای قیمت باشد. [۶۲]

۲-۷- اجرت

اجرت باضم همزه به معنای کرایه می‌باشد و جمع آن اُجر است مانند غرفه و غرف، و در تفسیر اجرت گفته‌اند:

الاُجرهُ هو ما یعطی الاجیر فی مقابلِ العَمَلِِ: اجرت آن چیزی است که در مقابل عمل اجیر به وی پرداخت می‌شود.[۶۳]

۲-۷-۱- شرایط اجرت

۱- اجرت باید معلوم باشد، لیکن در طریق معلوم شدن اجرت بین فقها اختلاف است، چنانچه به عقیده شیخ طوسی در معلوم شدن اجرت مشاهده کفایت می‌کند و لازم نیست مقدارش معلوم شود. اما اکثر فقهای شیعه معین شدن مقدار اجرت را لازم می‌دانند.

لذا اجرتهایی که کیلی و وزنی هستند حتماً باید در تعیین مقدار آن ها از کیل یا وزن استفاده نمود و در صورت عدم تعیین مقدار آن، امکان ایجاد ضرر برای متعاقدین (موجر و مستأجر) یا برای یکی از آنهاوجود دارد.[۶۴]

به اجماع فقها معلوم نبودن اجرت موجب جهالت به عوضین می‌شود، که اثر جهل به عوضین بطلان عقد است.[۶۵] و موجب ضرر و زیان می شود و در صورتی که با وزن و کیل و شماره قابل تعیین نباشد با مشاهده، رفع جهالت می‌شود. و در صورتی که با سه معیار قابل تعیین باشد ولی طرفین بخواهند با مشاهده معلوم کنند مرحوم شهید ثانی می‌فرماید: «اقرب این است که در این مورد مشاهده کافی باشد.»[۶۶]

و ملاک کلی رفع جهالت است و فقها معلوم بودن عوض یا اجرت را با بیع مقایسه کرده و احکام بیـــع را درآن جاری می‌دانند.

گاه اجرت در عرف معین نمی‌شود و اجیر آن را به تناسب اهمیت کار و مدتی که صرف آن می‌کند تعیین می‌کند و یا آن را منوط به انجام دادن کار می‌کند، مانند اجرتی که پزشکان در درمان بعضی بیماری‌های خاص و عملهای جراحی سخت دریافت می‌کنند و یا وکلای دادگستری برای مطالعه پرونده و دفاع و تهیه لایحه دفاعیه و اظهار نظر در بعضی از دعاوی می‌گیرند.[۶۷]

در چنین مواردی اگر ‌درباره تعیین اجرت که از شرایط صحت عقد است تراضی نشود، ناچار باید اجرت المثل را جایگزین آن نمود.

امام در تحریر الوسیله می‌فرماید: « اگر مستأجر اجیری را بدون اجرای صیغه عقد و بدون تعیین اجرت استخدام کند بعد از انجام عمل باید اجرت المثل بپردازد».

با این وجود، در تعیین قطعی و کامل اجرت در زمان تراضی سختگیری جایز نیست. کافی است که اجرت با ضابطه ای که در عقد معین شده است قابل تعیین باشد. مانند انجام دادن کاری که اجرت آن به تناسب مدت کار معین می‌شود و طرف درباره میزان اجرت هر ساعت یا هر روز کار، توافق می‌کند، مثل دستمزد راننده با تاکسی متر.

۲-۷-۲- مالیت داشتن اجرت

اگر اجرت مالیت نداشته باشد نمی‌توان به ‌عنوان اجرت در عقد اجاره قرار گیرد، مثل خمر و خوک. فقها مذاهب چهارگانه این شرط را ‌در مورد اجرت ضروری می‌دانند.[۶۸]

[۶۹].

به اتفاق فقهای مذاهب پنج گانه، هرآنچه که بتوان قیمت در عقد بیع تعیین کرد می‌توان به ‌عنوان اجرت در اجاره قرار داد.[۷۰]

اجرت به مجرد عقد، ملک موجر می‌شود، لیکن تسلیم آن قبل از آنکه اجیر عمل مورد اجاره را انجام دهد و یا مستأجر از عین مستأجره استفاده نماید، واجب نیست، بلکه به عقیده برخی از فقهای شیعه موجر، به مجرد عقد اجاره علاوه بر اینکه مالک اجرت می‌شود، استحقاق اخذ اجرت را نیز پیدا می‌کند و این استحقاق یافتن متوقف بر انجام عملی که بعهده اجیر است نمی‌باشد.[۷۱]

۲-۷-۳- اقسام اجرت

اجرت ممکن است به دو صورت باشد:

  1. منفعت[۷۲]

اما در اینکه اگر منفعتی به ‌عنوان اجرت در عقد اجاره معین شود، آیا جایز است از جنس همان منفعت باشد که طبق عقد اجاره، تحت مالکیت مستأجر در آمده است یا خیر ؟

فقهای شیعه می‌گویند: جایز است جنس اجرت با جنس آنچه عقد بر آن منعقد شده است ( منفعت )، یکی باشد مانند سکونت خانه ای دیگر، همینطور که جایز است جنس اجرت با جنس منفعت مورد اجاره مختلف باشد۵٫

۲-۷-۴- شرط تأجیل یا تعجیل پرداخت اجرت در عقد اجاره

جائز است در عقد اجاره برای پرداخت اجرت مدت تعیین شود و یا شرط شود که اجرت بدون مدت و فوری پرداخت گردد. در صورت شرط فوریت پرداخت اجرت، اجرای آن از طرف مستأجر لازم و ضروری است و مستلزم استیفاء منفعت و یا به پایان رسانیدن عمل مورد اجاره نمی‌باشد. [۷۳]

دستمزد

دستمزد همان اجرت است در قانون کار: همان‌ طور که گفتیم یکی از ارکان اجاره اشخاص در قانون مدنی و فقه اجرت است که در قانون کار به دستمزد و مزد و در بعضی از متون فقهی ( حق السعی ) نامیده می‌شود.[۷۴] در قوانین پیشین کار واژه هایی از قبیل مزد – حقوق – دستمزد – اجرت و پاداش به کار رفته بود ولی در قانون کار جدید حق السعی به کار گرفته شده که این واژه از آیه شریفه ‍» و اِِن لیس لِلانسانِ الّا ماسَعی و ان سَعیه سُوفَ یری»[۷۵] اقتباس شده است.

۲-۷-۵- اجرت یا مزد از نظر حقوقی

از نظر حقوقی مزد عبارت است از وجوه نقدی و یا غیر نقدی یا مرکب از هر دو که در عوض عمل به کارگر داده می‌شود و یا کلیه دریافت های قانونی از قرارداد کار که حق السعی نامیده می‌شود مانند مزد، حقوق، کمک عائله مندی، هزینه های مسکن، خواربار، خرج رفت و آمد به کارگاه، مزایای جانبی، پاداش افزایش تولید سالانه و مانند این ها.[۷۶]

۲-۷-۶- شرط کاهش اجرت در صورت تأخیر

اگر در عقد مقرر شود که در صورت خاتمه عمل در مدت معین فلان مبلغ اجرت می‌دهم و اگر زاید بر هفته، عمل تمام شود، نصف آن مبلغ را اجرت می‌دهم، این عقد صحیح است۵. و اگر کسی را اجیر کند که کالائی را به عمل معینی با اجرت معین حمل نماید وبا او شرط کند که آن کالا را در وقت معین به آن محل برساند و در صورتی که اجیر کوتاه کند از اجرتش کاسته می‌شود، چنین شرطی جایز است۱.

ماده ۲۲۶ قانون مدنی می‌گوید: « ‌در مورد عدم ایفاء تعهدات از طرف یکی از متعاملین، طرف دیگر نمی‌تواند ادعای خسارت نماید مگر اینکه برای ایفاء، مدت معین مقرر شده و مدت مذبور مقتضی شده باشد. اگر برای ایفاء تعهد، مدتی مقرر نبوده، طرف وقتی می‌تواند ادعای خسارت نماید که اختیار موقع انجام با او بوده و ثابت نماید که انجام تعهد را مطالبه ‌کرده‌است.

۲-۸- شرایط متعاقدین

۲-۸-۱- شرایط متعاقدین از نظر فقهی

۱– مالک بودن: یعنی مستأجر مالک اجرت پرداختی یا دستمزد و حقوق پرداختی باشد و اجیر مالک کار خود باشد. یا اینکه عینی که موجر بر حسب عقد اجاره تحت اختیار مستأجر قرار می‌دهد باید ملک وی باشد یا از مالک اذن داشته باشد. در غیر این صورت اجاره فضولی است و برای صحت نیاز به تنفیذ دارد.

۲– کمال: یعنی بلوغ و عقل و اختیار.

    1. جایز التصرف بودن: یعنی عدم محجوریت به دلیل تفلیس یا سفاهت، واینکه هیچ یک از اسباب حجر در آن نباشد. پس اگر مجنون و صغیر اعم از ممیز و غیر ممیز خود را اجیر کند یا بخواهد کسی را اجیر کند، عقدش منعقد نمی‌شود.[۷۷]
  1. قصد: موجر و مستأجر باید قصد اجرای صیغه عقد اجاره را داشته باشند لذا اگر کسی در حالت خواب یا سهو و یا غفلت و یا مستی عقد اجاره را منعقد کند، عقد وی اعتبار ندارد.[۷۸]

شهید ثانی فقط به سه شرط بلوغ و عقل و جائز التصرف بودن اشاره نموده و این سه شرط را جزء شرایط متعاقدین می‌داند.[۷۹]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




۲-۱۵ نیاز مالی کوتاه مدت به منظور ادامه فعالیت و یا به تعبیری ادامه حیات واحدها

این نیاز که می توان به آن سرمایه در گردش نیز اطلاق نمود موضوعی است که امروزه اکثریت قریب به اتفاق واحدهای دولتی و غیر دولتی با آن دست به گریبان می‌باشند. برخی، سرمایه در گردش را برای تهیه مواد اولیه مورد نیاز خود و برخی برای پرداخت هزینه های جاری، از قبیل: پرداخت حقوق کارکنان، تعمیرات و… لازم دارند. ‌به این لحاظ، بسیاری از واحدها نیاز خود در این زمینه را با توجه به ماهیت کوتاه مدت آن (حداکثر یک ساله) از طریق اخذ تسهیلات بانکی تامین می نمایند و از آنجایی که مشخصات این گونه نیازها با دامنه گسترده و بعد زمانی کوتاه مدت شناسایی می شود، می توان این گونه نیازها را از طریق بازار پول که دارای چنین مشخصاتی می‌باشد تامین نمود(زنور۱۳۸۲).

۲-۱۶نیاز مالی بلند مدت به منظور ایجاد، توسعه و تکمیل طرح های در دست اجرای واحدها

این گونه نیاز که به تعبیری به آن سرمایه گذاری نیز می توان گفت نیازی است که دستگاه‌ها یا واحدها از طرق ذیل نسبت به تامین آن اقدام می نمایند:

افزایش سرمایه

استفاده از تسهیلات سیستم بانکی

سایر ابزارها

‌بر اساس تجربیات حاصله، دستگاه‌ها و واحدهای دولتی و غیر دولتی برای ایجاد طرح های دولتی و غیر دولتی قادر به تامین کامل منابع مالی لازم از طریق اعتبارات تخصیص یافته، یا سرمایه ثبت شده و همچنین افزایش سرمایه نبوده و سیستم بانکی را در این زمینه به یاری خود طلبیده اند. برای مثال در طرح های ایجاد کارخانه های سیمان در کشور مشاهده می شود که یکی از بانک های تجاری به عنوان سهام داران اصلی وجود دارد. مکانیزم درگیر شدن بانک ها و منابع شان در این گونه طرح ها نیز ‌به این منوال بوده است که در ابتدا بخشی از منابع مالی لازم برای ایجاد این طرح ها و کارخانه ها از طریق عقد مشارکت مدنی تامین گردیده و پس از پایان مدت مشارکت، بانک مربوطه تسهیلات مجدد را به شکل مشارکت حقوقی و سهیم شدن بانک در آن کارخانه یا واحد تولیدی تامین نموده است. در حالی که علاوه بر طرق مذکور، راه جدیدی برای سرمایه گذاری در طرح ها پیش روی واحدها وجود دارد و آن استفاده از ابزار اوراق مشارکت است که به همین منظور و رفع نیازهای مالی کوتاه مدت و بلند مدت واحدها و همچنین مشارکت عموم در اجرای طرح های عمرانی دولت و سودآور تولیدی، ساختمانی و خدماتی در چارچوبی مشخص و تعریف شده، در ابتدا مقررات ناظر بر انتشار اوراق مشارکت در سال ۱۳۷۳ مصوب گردید و سپس قانون نحوه انتشار اوراق مشارکت در نیمه اول سال ۱۳۷۶ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. ‌بر اساس مقررات این قانون، دولت، شرکت های دولتی، شهرداری ها، مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و شرکت های سهامی عام و خاص و تعاونی ها اجازه یافته اند تا قسمتی از منابع مالی مورد نیاز (اعم از کوتاه مدت و بلند مدت) برای اجرای طرح های خود را از طریق انتشار و عرضه عمومی اوراق مشارکت تامین نمایند. در ادامه موارد استفاده از این ابزار با تفصیل بیشتری بیان می شود(لطفعلی پور و احمدی ۱۳۸۹).

۲-۱۷اوراق مشارکت به عنوان ابزار ضد تورمی در اقتصاد

میزان و ترکیب نقدینگی بخش خصوصی همواره نقش برجسته ای در ایجاد تورم و افزایش آن در جامعه دارد. انتشار اسکناس در سال های بعد از انقلاب و استقراض از سیستم بانکی توسط دولت در تامین کسر بودجه سبب گردیده که نرخ تورم در جامعه به شدت افزایش یابد. اوراق مشارکت ابزار نوینی است که از یک طرف نیاز اعتباری صاحبان طرح های تولیدی و عمرانی را که یا از طریق بودجه و یا از طریق سیستم بانکی تامین می شد را جبران می کند و از طرف دیگر سبب جمع‌ آوری نقدینگی در دست مردم می‌گردد که نهایتاً از قدرت خرید بالفعل مردم و از تقاضای کل جامعه به ویژه تقاضاهای مصرفی خواهد کاست. جذب نقدینگی توسط اوراق مشارکت سبب تعدیل دو فاکتور اساسی بروز تورم یعنی عرضه کل و تقاضای کل می‌گردد که در نهایت از میزان تورم جامعه خواهد کاست(موسوی و قائدی ۱۳۸۵).

۲-۱۸اوراق مشارکت به عنوان ابزار جدیدی در تنوع بخشی به بازار سرمایه

در بازار سرمایه ایران، علاوه بر استفاده از سیستم بانکی در جهت بهره مند شدن از اعتبارات و تسهیلات بانکی و سپرده گذاری (تجهیز و مصرف منابع) می توان از بورس اوراق بهادار نیز استفاده نمود. خرید و فروش سهام شرکت های سهامی عام در بورس وسیله ای جهت تامین سرمایه شرکت ها است. در بازار سرمایه، بدون وجود معیار مقایسه سودآوری امکان ایجاد بازار سرمایه کارا وجود ندارد. در بازار ایران سود سهام، سود سپرده های ثابت بلند مدت و بالاخره سود اوراق مشارکت مبنای مقایسه سرمایه گذاری هستند. هر سرمایه گذاری معمولاً بازده سرمایه گذاری و شرح خود را با سودهای فوق الاشاره مقایسه و تصمیم گیری می کند. هرچه بر تعداد و انواع این بازارها افزوده شود، هم سلایق مختلف سرمایه گذاران را پاسخ می‌دهد و در نتیجه رغبت به سرمایه گذاری بیشتر می‌گردد و هم بهره برداری از سرمایه مطلوب تر می‌گردد و از هدر دادن سرمایه در پروژه های کم بازده جلوگیری می‌کند. همچنین نرخ سود اوراق مشارکت خود ابزاری کنترلی نیز در جامعه است: هرچه نرخ سود سرمایه در کل جامعه پایین تر باشد، خریداران اوراق مشارکت بیشتر و هرچه نرخ سود سرمایه در کل جامعه بالاتر باشد خریداران اوراق مشارکت کمتر خواهند بود. این نوسان در جامعه سبب تعدیل بازار سرمایه و بهبود آن خواهد شد(dailami2007).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




تعدادی از متغیرهای این دسته بیش از سایر متغیرها مورد توجه بازاریان قرار گرفته است. به عنوان مثال بازاریان بیان می‌دارند که تابلو(های) بیرونی فروشگاه باید تنها در برگیرنده نام و نشان و تلفن فروشگاه باشد تا به راحتی و از فاصله دور قابل رویت و درک باشد. تعداد ورودی‌ها باید از یکی بیشتر باشد تا در هنگام ورود و خروج هم زمان افراد ازدحامی صورت نگیرد. چیدمان ویترین‌های بیرونی باید منجر به جذب افراد برای بازدید از فروشگاه شود. استفاده از شرایط محیطی مطلوب هم چون فضای سبز و حتی یک صندلی برای نشستن افراد مسن و یا کودکان می‌تواند در افراد احساس خوشایندی ایجاد کند.

در نظر گرفتن جای پارک خودرو برای مشتریان هم یکی از عواملی است که افراد را برای خرید از خرده فروشی ترغیب می‌کند. هم چنین یکی از متغیرهایی که مورد تأکید فراوان کارشناسان مدیریتی می‌باشد مکان فروشگاه است. خرده فروشان معمولاً دلایل موفقیت خود را در این سه عامل مهم می‌دانند: مکان، مکان و مکان. ‌بنابرین‏ تصمیم درباره محل ایجاد خرده فروشی از جمله تصمیمات مهمی است که یک خرده فروش با آن مواجه است. معمولاً مشتری برای خرید مناسب ترین و راحت ترین مکان را انتخاب می‌کند. در شرایطی که تمامی عوامل نسبتاً یکسان باشند، مشتری ترجیح می‌دهد مغازه ای را برای خرید انتخاب کند که از نظر مکانی به او نزدیک تر باشد.

همچنین مشخص شده است فاصله محل زندگی فرد تا فروشگاهی که از آن خرید می‌کند بر حسب نوع محصول بر فرد تأثیرات متفاوتی می‌گذارد. مثلاً ‌در مورد کالاهای روزمره زندگی و کالاهای کم قیمت، بعد مسافت یک عامل مهم است چرا که خریدارن دوست ندارند برای هر چیز کم اهمیت فاصله ای طولانی را بپیمایند. ‌بنابرین‏، میزان علاقه افراد به خرده فروشی‌ها تا حد زیادی تابعی از موقعیت مکانی خرده فروشی، میزان نزدیکی و ارتباط آن با سایر مغازه‌ها و موقعیت قرار گرفتن آن در مسیرهای رفت و آمد آن‌ ها است. نکته مورد تأکید در بررسی متغیرهای خارجی این است که تاکنون این جنبه به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته است.

در حالی که این جنبه نخستین بخش از فرایند خرید است که مشتری با آن مواجه می‌شود و چنانچه متغیرهای این بخش به خوبی مدیریت نشوند، بقیه عوامل یا فاکتورهای فضا مورد توجه و اهمیت نخواهند بود. این عوامل باید مطلوب و خوشایند باشند تا منجر به رفتارهای رویکردی نسبت به مغازه و خدمات ارائه شده در آن شوند (تورلی و میلیمان، ۲۰۰۰).

متغیر‌های عمومی داخلی در برگیرنده متغیرهایی همچون: پوشش کف، نورپردازی، موسیقی، به کار گیری بلندگو جهت اطلاع رسانی، بوی مطبوع داخل، پهنای راهروها، ترکیب دیوارها، رنگ، مدل سقف، اجناس، دما و پاکیزگی است. ‌بر اساس متون روانشناسی و به خصوص در روانشناسی رنگ‌ها اغلب افراد مایلند مراکز خرید با رنگ‌های روشن و در عین حال آرام بخش و یا آبی روشن رنگ آمیزی شود. زیرا این گونه رنگ‌ها علاوه بر ایجاد آرامش محیط را نیز وسیع تر و تمیز تر نشان می‌دهند (شروه، ۱۳۸۴).

از طرفی دمای محیطی که فرد در آن قرار گرفته مستقیماً بر رفتارهای رویکردی اثر گذار است بدین معنا که در دماهای بسیار سرد یا گرم فرد تمایل به باقی ماندن در آن فضا را ندارد. یکی از متغیرهای این دسته که بسیار مورد توجه بازاریابان و خرده فروشان است، معطر بودن فضای خرده فروشی است. البته در این مورد می‌بایست به فرهنگ هر کشور و گرایشات جمعی افراد توجه کرد. ولی در مجموع ‌بر اساس پژوهش‌های مختلف ارتباط منطقی بین اجناس داخل فروشگاه و بوی داخل فروشگاه وجود دارد که در افراد احساس خوبی ایجاد می‌کند. همچنین رایحه مغازه چنانچه با اجناس ارائه شده برای فروش در مغازه از نظر ماهیت یکسان نباشد (تفاوت داشته باشد) تأثیر منفی براحساس مشتری خواهد داشت (الن و بون، ۱۹۹۶).

پخش موسیقی‌های مورد علاقه بازار هدف نیز یکی دیگر از متغیرهای مهم این دسته است. یالچ و اسپنبرگ[۱۵] (۱۹۸۸) بیان می‌کنند که موسیقی براحساس افراد اثر گذار است حتی اگر از آن اطلاع نداشته باشند یا به آن توجهی نکنند. ‌در مورد نور پردازی هم بیان می‌شود که ‌در مورد فضاهای خرده فروشی بهتر است از نور زیاد ولی غیر مستقیم استفاده گردد (ارنی و کیم، ۱۹۹۴).

در نهایت می‌توان گفت مهم ترین متغیر این دسته اجناس است. خرده فروش با توجه به بازار مورد هدف خود آن‌ ها را تدارک می‌بیند. ترکیب اجناس خرده فروش باید با انتظارات خریداران هدف آن سازگاری کامل داشته باشد. این وظیفه خرده فروش است که عمق و عرض ترکیب اجناس خود را تعیین کند. از طرف دیگر خرده فروش باید نسبت به کیفیت کالا توجه داشته باشد. همچنین خرده فروش می‌تواند جنس یا اجناس خود را از دیگر خرده فروشان متمایز کند و کالایی را که رقبا فاقد آن هستند را عرضه کند.

دسته سوم در برگیرنده متغیرهای طراحی و چیدمان است و ‌بر اساس دسته بندی برمن و ایوانز شامل طراحی و گروه بندی اجناس، چیدمان اجناس، دسته بندی اجناس، محل استقرار فروشنده، محل تجهیزات، محل صندوق، محوطه انتظار و بخش‌های مختلف مغازه می‌شود. گروه بندی اجناس در خرده فروشی‌ها باید به گونه ای باشد که بتواند انتظارات خریداران را برآورده سازد. خرده فروش باید بتواند ‌در مورد گروه بندی، مقدار و میزان اجناسی که ارائه می‌کند، تصمیم بگیرد.

تنها مطالب موجود در رابطه با متغیرهای این دسته پیشنهاد به خرده فروشان جهت استفاده بهینه از قفسه‌های بزرگ در مغازه‌های خوار بار فروشی است. و منظور استفاده از قفسه‌های بزرگی است که تعداد زیادی از اجناس کوچک را در خود جای می‌دهند؛ به طوری که این قفسه‌ها می‌توانند باعث شوند مشتری تصور کند که اجناس ارائه شده با قیمت مناسب و یا حتی پایین عرضه شده اند. در واقع ترکیب بندی تعداد بیشتری از اجناس کوچک تر در قفسه‌ها قیمت کم تر را به مشتری القا می‌کند در حالی که تنوع بیشتری از اجناس اما با تعداد کم تر این ویژگی را ندارد (اسمیت و بارنز، ۱۹۹۶).

همچنین با پژوهش‌های گوناگون این نتیجه حاصل شده است که صندوق نباید در مغازه‌هایی که تنها یک ورودی دارند کنار درب ورودی قرار گیرد زیرا این نوع قرار گیری منجر به ازدحام بیشتر و عدم تمرکز فروشنده و مشتری می‌شود (پارک، ایر و اسمیت، ۱۹۸۹).

متغیرهای مربوط به دکوراسیون و محل خرید نیز شامل ویترین‌های محل خرید، علائم و نشانه ها، دکوراسیون دیوار، مدارک و مجوزها، تصاویر و آثار هنری، نحوه ارئه اجناس، دستور العمل استفاده از اجناس، نحوه ارائه قیمت و تلتکس می‌باشد. نگاه اجمالی به ادبیات موجود در رابطه با این متغیرها نشان دهنده این است که ارتباط مثبتی بین نحوه ارائه اجناس و فروش واحد وجود دارد. این ارتباط البته بسته به جنس (اجناس)، و موقعیت‌های مختلف درون مغازه یکسان و همیشگی نیست و متفاوت است (کروهان، صفحه ۵۶،۱۹۷۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ب.ظ ]




همان گونه که مشاهده می شود این نهاد، شبیه عقد رهن است اما با آن تفاوت دارد که در گفتار بعدی ‌به این تفاوت‌ها خواهیم پرداخت.

شخص متعهد معمولا یک سند یا چکی را به عنوان ضمانت حسن انجام تعهد خود قرار می‌دهد، زیرا معمولا متعهدله قبول نمی کند که شخص دیگری ضامن متعهد بشود و به سند یا چک بیشتر رقبت نشان داده می شود.

در خصوص حسن انجام تعهد، ضمانتهای مختلفی وجود دارد از ضمانتهای اخلاقی و عرفی مثل ریش گرو گذاشتن تا معرفی ضامن و یا سپردن وثیقه ی معتبر، که این قسم دوم از ضمانتهایی که برای حسن انجام تعهدات وجود دارد مدنظر ما می‌باشد.

تضمین، تکلیف به جبران خسارت وارد شده به غیر است ولو آنکه خسارت برآمده از حادثه ای پیش‌بینی ناپذیر و غلبه ناپذیر باشد.

تضمینات به تناسب وسعت یا ضیق دامنه ضمانت از حوادث و اینکه ضامن، جبران همه حوادث غیر مترقبه را به عهده بگیرد یا برخی از آن حوادث را، با یکدیگر متفاوتند.

تضمین می تواندبا توافق اراده طرفین قرارداد برقرار شود، در این صورت ضامن با گنجاندن شرطی در قرارداد، جبران خسارات پدید آمده از عامل غیر قابل دفع را می پذیرد، اما برقراری تضمین در قراردادها تنها منوط به اراده متعاقدین نیست و گاه قانون نیز به رعایت مصلحت یا به اقتضای عدالت، تضمیناتی را بر یکی از متعاقدین و به نفع دیگری بار می‌کند.

یکی از تضمینات پیش‌بینی شده در قانون مدنی ما، تضمین نبود عیب در مبیع است، به تجویز ماده ۴۲۲ قانون مدنی، چنانچه کالای خریداری شده معیوب باشد، خریدار محروم از تمتع، مختار در اخذ ارش یا فسخ معامله است، در این صورت فروشنده نمی تواند با اثبات علت خارجی غیرقابل پیش‌بینی و غیر قابل دفع، از الزام مقرر رهایی یابد.

هم چنین قانون مدنی، بنا به بعضی مصالح، مستعیر طلا و نقره را ضامن تلف و نقص آن دانسته و در ماده ۶۴۴ مقرر داشته است که: «در عاریه طلا و نقره، اعم از مسکوک و غیر مسکوک، مستعیر ضامن است هرچند شرط ضمان نشده و تفریط یا تعدی هم نکرده باشد.» لذا در صورت تلف طلا یا نقره ماخوذ به عقد عاریه، مستعیر نمی تواند با استناد به قوه قاهره از مسئولیت برقرار شده معاف شود[۵].

اما به طور کلی در اینکه عقد ضمان برای رسیدن به کدام هدف تشریع شده و ضامن چه عمل حقوقی را انجام می‌دهد و موضوع تعهد او چیست، نویسندگان حقوقی اختلاف نظر دارند و این اختلاف نظرها به قوانین هم سرایت ‌کرده‌است و گروهی از نویسندگان اعتقاد دارند که هدف از عقد ضمان این است که وسیله گشایشی برای بدهکار شود، که چنین تعبیری از ضمان با حقوق های مذهبی تناسب بیشتری دارد[۶].

جمع دیگر گفته اند، هدف طلبکار از پذیرفتن ضمان این است که برای طلب خود وثیقه ای به دست آورد و در برابر اعسار مدیون بی پناه نماند.

عرف کنونی ضمان را وثیقه اعتباری می‌داند و تعهد ضامن را فرعی و تبعی می بیند.

مفهوم ضمانت در قانون مدنی

بموجب ماده ۶۹۸ ق.م «بعد از اینکه ضمان به طور صحیح واقع شد ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود» پس نویسندگان قانون مدنی به پیروی از فقیهان امامیه، مفهومی از ضمان را پذیرفته اند که به موجب آن ذمه مدیون به ضامن منتقل می شود: ذمه ضامن وثیقه طلب نیست و جنبه فرعی ندارد و جابجایی دین جوهر ضمان را تشکیل می‌دهد، با وجود این، نباید پنداشت که توافق اشخاص در این زمینه اثر ندارد وطرفین عقد نمی توانند ترتیبی دهند که طلبکار ناچار باشد، ابتدا به مدیون اصلی رجوع کند و پس از آن طلب خود را از ضامن بخواهد.

در ماده ۶۹۹ قانون مدنی تعلیق ضمان موجب بطلان عقد است یعنی ضامن نمی تواند انتقال دین به ذمه خود را معلق به امور احتمالی، از جمله نپرداختن دین از سوی مدیون، سازد.

اثر عقد ضمان، تعهد ضامن به پرداخت دین است و این اثر را نمی توان از عقد گرفت یا معلق کرد، ولی در پایان ماده آمده است: «التزام به تأدیه ممکن است معلق باشد»

پس در عقد ضمان می توان شرط کرد که طلبکار در صورتی می‌تواند برای وفای به عهد به ضامن رجوع کند که پیش از آن به مدیون مراجعه و مأیوس شده باشد.

هم چنین، در ماده ۷۲۳ قانون مدنی آمده است که «ممکن است کسی در ضمن عقد لازمی به تأدیه دین دیگری ملتزم شود، در این صورت تعلیق به التزام مبطل نیست، مثل این که کسی التزام خود را به تأدیه دین مدیون معلق به عدم تأدیه او نماید» در این فرض، چون دین همچنان بر ذمه مدیون اصلی باقی می ماند و به متعهد منتقل نمی شود، قانون‌گذار آن را ضمان نمی داند بلکه التزامی است که شخص درباره پرداختن دین مدیون پیدا می‌کند و این التزام می‌تواند معلق به عدم تأدیه مدیون اصلی شود.

در این فرض ملتزم به عنوان مسئول پرداخت دین، طرف مطالبه قرار می‌گیرد نه مدیون، در حالی که فرض ماده ۶۹۹، ناظر به موردی است که دین به ذمه ضامن منتقل شده و او پرداخت دین خویش را معلق می‌سازد.

تنها پرسشی که باقی می ماند این است که در فرض ماده ۶۹۹ آیا معنی ضمان، انتقال دین و بری شدن مدیون اصلی است یا در این حالت علاوه بر ضامن، مدیون اصلی نیز پایبند است؟ به بیان دیگر اگر طلبکار در اثر شرط تعلیق ناچار شود که به مدیون اصلی رجوع کند و طلب خود را بگیرد، آیا مدیون دین خویش را پرداخته یا به منزله کسی است که دین دیگری را می پردازد؟

پاره ای از مؤلفان، امکان رجوع طلبکار به مدیون را دلیل بر اشتغال ذمه او دانسته اند و نتیجه گرفته اند که در این فرض مضمون عنه و ضامن هر دو مدیون هستند و نوعی تضامن بین آنان برقرار است.[۷]

ولی پذیرفتن این نظر دشوار است زیرا ماده ۶۹۸ اثر ضمان را بری شدن مضنون عنه از دین اعلام ‌کرده‌است و بخش نخست ماده ۶۹۹ نیز، برای جلوگیری از تعلیق انتقال دین به ضا من، عقدی را که مدیون همچنان ملتزم باقی می ماند باطل می‌داند.

پس، چگونه ممکن است امری را که بخش نخست ماده ممنوع ساخته است، بخش دوم مباح شناسد؟

دلیل اباحه در بخش دوم این است که انتقال دین معلق نیست و مدیون، در اثر نتیجه طبیعی عقد ضمان، بری شده است و مدیون جدید (ضامن) اجرای تعهد را معلق به امری می‌کند.

درست است که به طور معمول برای گرفتن طلب به مدیون باید رجوع شود، ولی باید توجه داشت که مضمون عنه، حتی پس از انتقال ذمه او به ضامن، نسبت به رابطه حقوقی میان ضامن و طلبکار بیگانه نیست زیرا دین اوست که به وسیله ضامن پرداخت می شود و به همین جهت نیز هرگاه ضمان به اذن او باشد، ضامن می‌تواند برای گرفتن آنچه غرامت کشیده به مدیون رجوع کند.

پس اگر در عقد ضمان شرط شود که التزام به تأدیه از سوی ضامن منوط به مطالبه از مدیون پیشین باشد، نباید تعجب کرد.

در قانون آئین دادرسی مدنی که ابتدا در سال ۱۳۱۸ مورد تصویب قرار گرفت و بارها مورد تجدید نظر واقع شده است، ضمان به عنوان وسیله دادن وثیقه مورد توجه است، در این قانون، دادن ضامن یکی از راه های تأمین خواسته است و «مدعی علیه یا محکوم علیه می‌تواند به عوض مالی که دادگاه می‌خواهد توقیف کند و یا توقیف ‌کرده‌است با دادن ضامن معتبر درخواست رفع توقیف کند…» (ماده ۲۴۳)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




    1. فرشادمهر و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی تحت عنوان “ارائه مدلی جهت محاسبه کارایی ادارات خدمات انفورماتیک مدیریت های شعب بانک ملت و هریک از مؤلفه‌ های زیر مجموعه با بهره گرفتن از روش تحلیل پوششی داد ها” به سنجش کارایی ۳۸ اداره خدمات انفورماتیک بانک ملت و واحدهای زیرمجموعه آن ها پرداخته شده است .ابتدا طی فرایندهای مختلف شاخص های ورودی و خروجی شناسایی و با بهره گرفتن از تکنیک دلفی و منطق فازی، اعتبار و ضریب اهمیت شاخص ها مشخص گردید سپس با ترکیب سه مدل راسل اصلاح شده، ارزیابی کارایی مؤلفه ای و مدل رتبه بندی اندرسون- پترسون و افزودن محدودیت وزنی، مدل پیشنهادی جهت سنجش کارایی و رتبه بندی این ادارات استخراج گردید و عملکرد این ادارات در سال ۸۸ مورد ارزیابی قرار گرفت.

    1. طلوعی و همکاران (۱۳۹۰)، با توجه به اهمیت بانک ها به عنوان شریان اقتصادی جامعه تحقیقی تحت عنوان “ارائه مدل مناسب تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی عملکرد شعب بانک های خصوصی ” را به انجام رسانده اند؛ که در آن با رویکرد جدیدی به ارزیابی عملکرد شعب بانک ها پراداخته اند. در این پژوهش به بانک از منظر سازمانی با نگرش تولیدی -واسطه ای به صورت توام پرداخته شده است. علاوه بر آن با به کار گیری ستاده ی نامطلوبی همچون مطالبات معوق و تاثیر آن بر کارایی اقدام به ارزیابی عملکرد نه تنها با معیار ها و شاخص‌های مثبت، بلکه معیار های منفی نیز لحاظ شده است.

      1. طحاری و همکاران در سال ۱۳۹۰ به تحقیقی تحت عنوان، ارائه یک مدل ترکیبی از تحلیل پوششی داده ها و برنامه ریزی آرمانی برای بهبود سنجش کارایی واحدهای تصمیم گیری (مطالعه موردی: شعب بانک)، پرداخت. در این پژوهش، اساس مدل سازی تکنیک تحلیل پوششی داده ها تشکیل داده، ولی به منظور افزایش دقت در ارزیابی عملکرد واحدهای تصمیم گیری و شناسایی دقیق واحدهای کارا و ناکارا، از یک مدل که از ترکیب تکنیک تحلیل پوششی داده ها و برنامه ریزی آرمانی طراحی و ساخته شده است، استفاده و عملکرد واحدها از منظر این مدل سنجیده شده است. واحدهای مورد ارزیابی این پژوهش مربوط به شعب یکی از بانک ها می‌باشد که نتایج حاصل از آن توانایی- بالاتر مدل ترکیبی را در تفکیک واحدهای بانکی نسبت به مدل های پایه ای نشان می‌دهد.

  1. یعقوبی، حسن. (۱۳۹۰). در پژوهشی به دنبال ارزیابی کارایی واحدهای ارزی بانک کشاورزی با بهره گرفتن از روش های ترکیبی BSC,DEA و AHP در سال ۱۳۸۹ بوده است. در این راستا، با مطالعه شاخص های استفاده شده برای ارزیابی بانک ها و با کمک خبرگان حوزه ارزی، پنج شاخص تعداد پرسنل، جمع کل ساعات آموزشی کارکنان، میزان سود عملیاتی، تعداد حساب های ارزی و متوسط تعداد ارائه خدمات ارزی مهم در روز، در چهار منظر روش کارت امتیازی متوازن انتخاب گردید. سپس با به کارگیری روش تحلیل پوششی داده ها، کارایی واحدهای اشاره شده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ۵۷٫۱۴% از واحدهای ارزی، کارا و بقیه ناکارا هستند. در پایان با بهره گرفتن از روش ترکیبی /DEA AHP واحدهای ارزی بانک کشاورزی به طور کامل رتبه بندی شدند.

تحقیقات خارجی

    1. شرمن و لاندینو[۲۴](۱۹۹۵). این مطالعه با هدف اندازه گیری کارایی ۳۳ شعبه یک بانک تجاری صورت گرفت. نهاده های مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از: تعداد تحویل داران، تعداد کارکنان خدماتی، مدیر شعبه، هزینه های عملیاتی بانک بجز هزینه های پرسنلی و اجاره و زیر بنای شعبه.

    1. همچنین، ستانده های مورد استفاده در این مطالعه در ۵ گروه به شرح زیر طبقه بندی شده بودند.:

    1. سپرده ها، برداشت ها، چک های وصول شده، چک های بانکی، چک های مسافرتی، وام ها، حساب های جدید(مدت دار، پس انداز، گواهی سپرده) و کارکرد شبانه شعب.

    1. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که از میان ۳۳ شعبه مورد مطالعه، تعداد ۲۳ شعبه کارا بوده اند و با کارا نمودن شعب باقیمانده می توان هزینه ای بیش از ۹ میلیون دلار صرفه جویی نمود.

    1. کرکوود ونحم[۲۵] (۲۰۰۴) نیز پژوهشی باعنوان “کارایی بانکداری استرالیایی ورابطه آن با بازده سهام ” را به انجام رسانیدند. در این تحقیق کارایی و هزینه بانک های استرالیایی، طی سال‌های ۱۹۹۵ تا۲۰۰۲ با بهره گرفتن از مدل های تحلیل پوششی داده ها، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجربی نشان می‌دهد که بانک های اصلی و بزگتر کارایی بهتری نسبت به بانک های منطقه ای تجربه کرده‌اند، در این تحقیق سعی شده است که رابطه بین کارایی و بازده سهام با به کارگری روشی که نسبت به روش های پذیرفته قبلی ممتازتر (روش DEA )است مشخص گردد.

    1. اوبرهلزر و دروستویزن[۲۶] (۲۰۰۴). در مطالعه ای با عنوان مطالعه تجربی اندازه گیری کارایی و سودآوری بانک ها ” کارایی و نیز عملکرد بانک های بزرگ آفریقای جنوبی را محاسبه نمودند. روش مورد استفاده پژوهشگران در این مطالعه روش تحلیل فراگیر داده ها بوده است. فرض صفر این مطالعه نبود ارتباط معنادار بین استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها و نیز تحلیل مالی بانک ها می‌باشد. داده های مورد استفاده در این مطالعه نیز در ۳۶ ماه از ۴ بانک اصلی آفریقای جنوبی، جمع‌ آوری شده است.

    1. در این مطالعه، ستانده های بانکی شامل درآمدهای ناشی از بهره و درآمدهای غیر بهره ای و نهاده های مورد استفاده شامل ارزش بهره های پرداخت شده، کل هزینه های عملیاتی ( به جز هزینه نیروی کار، بهره های پرداخت شده و استهلاک)، تعداد کارمندان بانک و ارزش دارایی های ثابت بانک است. در پایان، کارایی محاسباتی با شاخص های مالی بانک ها مقایسه و پیشنهادهایی نیز ارائه شده است.

    1. یانگ و چانگ (۲۰۰۸) در پژوهشی با عنوان ” استفاده از تحلیل پنجره ای داده ها جهت محاسبه کارایی بنگاه های مخابراتی تایوان” با کاربرد تحلیل پنجره ای داده ها اقدام به اندازه گیری کارایی بنگاه های مخابراتی تایوان در دوره (۲۰۰۵-۲۰۰۱) با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس نمودند. نتایج تحقیق آن ها نشان می‌دهد کارایی مقیاس در سطح بالایی قرار دارد ولی کارایی تکنیکی در سطح پایینی است و سیاست های دولت در خصوصی سازی تاثیر مثبتی در افزایش کارایی و قدرت رقابتی بازاری این بنگاه ها داشته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




قانون نمونه آنسیترال ماده ۱۵ بند ۱ مقرر می‌دارد:

۱- در صورت عدم توافق مغایر بین فرستنده و گیرنده مخابره داده پیام زمانی انجام می شود که به یک سیستم اطلاعاتی خارج از دسترس شخص فرستنده یا شخصی که داده پیام را به نمایندگی از وی ارسال می‌کند، وارد شود.

قانون تجارت الکترونیک ایران در ماده ۲۶ مقرر نموده است:

ماده ۲۶: ارسال داده پیام زمانی تحقق می‌یابد که به یک سیستم اطلاعاتی خارج از کنترل اصل ساز یا قائم مقام وی وارد شود.

همان طوری که ملاحظه می شود ماده ۲۶ قانون تجارت الکترونیک ایران از بند ۱ ماده ۱۵ قانون نمونه تجارت الکترونیک آنسیترال اقتباس شده است و با کنوانسیون۲۰۰۵ تفاوت دارد.

در قانون نمونه آنسیترال مقرر شده است که ارسال داده پیام وقتی محقق می شود که به سیستم اطلاعاتی خارج از کنترل اصل و قائم مقام وی وارد شود. یعنی وارد سیستم اطلاعاتی شود که در کنترل اصل ساز یا قائم مقام وی نباشد.

لکن کنوانسیون۲۰۰۵ مقرر می‌دارد که ارسال ارتباط الکترونیکی زمانی محقق می شود که سیستم اطلاعاتی تحت کنترل اصل ساز یا قائم مقام وی را ترک می‌کند.

بدین ترتیب قانون نمونه آنسیترال ۱۹۹۶ برای تحقق ارسال به زمان ورود داده پیام به سیستم اطلاعاتی خارج از کنترل اصل ساز توجه دارد. در حالی که کنوانسیون۲۰۰۵ زمان خروج ارتباط الکترونیکی از سیستم اطلاعاتی را مورد توجه قرار داده است (عربی، ۱۳۸۹: ص ۱۴۶).

زمان دریافت (وصول) داده پیام

بند ۲ از ماده ۱۰ کنوانسیون ۵-۲ مقرر داشته است:

زمان دریافت (وصول) ارتباط الکترونیکی هنگامی است که ارتباط الکترونیکی توسط مخاطب در آدرسی الکترونیکی که توسط او تعیین شده قابل دسترسی است.

زمان دریافت ارتباط الکترونیکی در نشانی دیگری از مخاطب هنگامی است که توسط او در آن آدرس قابل دسترسی است و مخاطب آگاه شود که ارتباط الکترونیکی به آدرس او ارسال شده است. چنین فرض می شود که ارتباط الکترونیکی توسط مخاطب، هنگامی که به آدرس الکترونیکی او می‌رسد قابل دسترسی است.

این بند نیز در خصوص زمان وصول دو حالت را در نظر گرفته است. در حالت اول، مخاطب به ارسال کننده ارتباط الکترونیکی، آدرسی داده و از او خواسته که آن ارتباط را به آن آدرس (اصطلاحاً آدرس از پیش تعیین شده یا طراحی شده) ارسال نماید. در این مورد زمان وصول ارتباط الکترونیکی هنگامی است که آن ارتباط در آن آدرس برای مخاطب قابل دسترسی باشد.

اما در حالت دوم از قبل آدرسی برای ارسال ارتباط، توسط طرفین، تعیین نشده و یا اگر تعیین شده ارتباط به آدرسی غیر از آن آدرس تعیین شده، ارسال شده است. در این مورد به صراحت مقرره، زمان وصول ارتباط الکترونیکی هنگامی است که ارتباط توسط مخاطب قابل دسترسی بوده و هم چنین مخاطب آگاه می شود که آن ارتباط به آدرس او ارسال شده است. در واقع آگاهی از ارسال ارتباط، شرط اضافی است که عهدنامه برای حالت دوم در نظر گرفته است.

قواعد مربوط به زمان وصول مندرج در عهدنامه۲۰۰۵ مبتنی بر توانایی مخاطب در دستیابی به ارتباط است نه ورود به سیستم اطلاعاتی مخاطب (رضایی، ۱۳۸۷: ص ۲۱۱).

ماده ۱۵ قانون تجارت الکترونیک نمونه آنسیترال ۱۹۹۶ برای تحقق زمان وصول داده پیام معیار ورود به سیستم اطلاعاتی را مقرر نموده است که در مقابل کنوانسیون ۲۰۰۵ که قابلیت دسترسی به داده پیام را به عنوان معیار پذیرفته است معیاری عینی تر است.

قانون نمونه تجارت الکترونیک آنسیترال در ماده ۱۵ بیان نموده است:

۲- زمان دریافت داده پیام مطابق شرایط ذیل خواهد بود:

مگر اینکه اصل ساز و مخاطب (دریافت کننده) به شکل دیگری توافق نشده باشد:

الف: اگر مخاطب سیستم اطلاعاتی به منظور دریافت داده پیام معین کرده باشد دریافت از راه های زیر صورت می‌گیرد:

زمانی که داده پیام به سیستم اطلاعاتی معین وارد شود.

زمانی که داده پیام به سیستم اطلاعاتی مخاطب غیر از سیستمی که فقط برای این کار معین شده وارد شود زمانی که داده پیام بازیافت می شود.

ب: اگر مخاطب یک سیستم اطلاعاتی را برای دریافت معین نکرده باشد، دریافت زمانی محقق می شودکه داده پیام وارد سیستم اطلاعاتی مخاطب شود.

تفاوت مهم میان کنوانسیون ۲۰۰۵و قانون نمونه تجارت الکترونیک آنسیترال راجع به زمان وصول ارتباطات الکترونیکی آن است که بر خلاف قانون نمونه ، عهدنامه بین حالتی که اصلاً آدرسی از قبل بین طرفین برای ارسال ارتباطات الکترونیکی تعیین نشده و حالتی که آدرس تعیین شده ولی ارتباطات به آن آدرس ارسال نشده تفاوتی قایل نشد (رضایی، ۱۳۸۷: ص ۲۱۵).

قانون تجارت الکترونیکی ایران در ماده ۲۷ مقرر نموده است:

ماده ۲۷ – زمان دریافت «داده پیام» مطابق شرایط زیر خواهد بود:

الف- اگر سیستم اطلاعاتی مخاطب برای دریافت «داده پیام» معین شده باشد دریافت، زمانی محقق می شود که :

۱- «داده پیام» به سیستم اطلاعاتی معین شده وارد شود؛ یا

۲- چنانچه «داده پیام» به سیستم اطلاعاتی مخاطب غیر از سیستمی که منحصراًً برای این کار معین شده وارد شود «داده پیام» بازیافت شود.

ب- اگر مخاطب، یک سیستم اطلاعاتی برای دریافت معین نکرده باشد، دریافت زمانی محقق می شود که «داده پیام» وارد سیستم اطلاعاتی مخاطب شود.

در خصوص زمان وصول داده پیام ماده ۲۷ قانون تجارت الکترونیک ایران که دارای دو بند الف و ب است و متناظر بند ۲ ماده ۱۵ قانون نمونه آنسیترال است برای تبیین زمان وصول داده پیام دو فرض را در نظر گرفته است:

فرض اول آن است که مخاطب سیستم اطلاعاتی معینی را برای دریافت داده پیام تعیین کرده باشد در این صورت دو حالت متصور است: ممکن است اصل ساز پیام را به سیستم اطلاعاتی تعیین شده بفرستد در این حالت وصول داده پیام زمانی محقق می شود که داده پیام به همان سیستم اطلاعاتی وارد شود ولو اینکه مخاطب از آن مطلع نشده باشد. ممکن است اصل ساز داده پیام را به یکی دیگر از سیستم های اطلاعاتی مخاطب و غیر از سیستمی که منحصراًً برای این کار معین شده بفرستد. در این حالت از لحظه ای که این داده پیام توسط مخاطب بازیافت شود، واصل شده تلقی می‌گردد نه لحظه ای که به سیستم این سیستم وارد شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




۲- با اندازه‌گیری نتایج مورد انتظار سازمانی و همچنین ارزیابی و اندازه‌گیری و رضایت کارکنان و مشتری ها مشخص می‌شود آیا سیاست‌ها به طور صحیح تدوین شده‌اند یا خیر.

۳- ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد امکان شناسایی زمینه‌هایی که مدیریت باید توجه بیشتری به آن ها بنماید را میسر می‌سازد و به شناسایی فرصت ها و محدودیت ها کمک می‌کند.

۴- ارزیابی عملکرد باعث ایجاد اطلاعات برای مدیران در تصمیم‌گیری های مدیریتی خواهد بود. چرا که بخش زیادی از اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری های مدیریتی از طریق اندازه‌گیری و ارزیابی سیستم عملکرد و ارزیابی سیستم عملکرد فراهم می‌آید.

هر تلاشی که به منظور دستیابی به موفقیت صورت می‌گیرد باید دارای چارچوبی باشد و بهبود عملکرد سازمانی باید بر آگهی فرآیندی باشد که «چرخه عملکرد» نامیده می‌شود. هر برنامه بهبود عملکرد سازمانی باید از اندازه‌گیری عملکرد و بعد ارزیابی عملکرد شروع نماید. (الهی، ۱۳۷۸، ص۵۲)

۲-۲-۷ مسئولیت اجتماعی و عملکرد مالی

تمایل و اصرار واحد تجاری به تعهد نسبت به مسئولیت اجتماعی در تمامی ابعاد، اثر قابل توجهی را روی عملکرد مالی دارد، در واقع گرایش به سمت مسئولیت اجتماعی، واحد تجاری را ترغیب می‌کند تا برای بهبود محیط زیست، استفاده از انرژی و مواد کمتر، مدیریت ضایعات و غیره تلاش می‌کند. (ساندهو، کاپور، ۲۰۱۰). در نتیجه واحدهای تجاری می‌توانند بازده های بلند مدت خود را از طریق کاهش اثرات منفی خودبر اجتماع، به صورت اختیاری، حداکثر نمایند. به طوری که امروزه این تفکر در میان واحدهای تجاری به صورت روز افزون در حال شکل گیری است که موفقیت بلند مدت آن ها می‌تواند از طریق مدیریت کردن عملیات شرکت، هم زمان با ایجاد اطمینان از حمایت محیطی و پیشرفت مسئولیت های اجتماعی شرکت، تحقق می‌یابد. (سامی و همکاران، ۲۰۰۸). ‌بنابرین‏ اجرای مسئولیت اجتماعی شرکت منجر به بهبود موفقیت شرکت ها در بلند مدت ی شود و در نهایت منجر به رشد اقتصادی و افزایش توان رقابتی شرکت و بهبود عملکرد مالی آن می‌گردد. (سانچز و همکاران، ۲۰۱۰).

بر اساس پژوهش هایی که صورت گرفته است وجود سه نوع رابطه مثبت، منفی و خنثی (عدم وجود رابطه) بین مسئولیت اجتماعی و عملکرد مالی مطرح است. چندین دیدگاه مختلف در زمنیه ارتباط مثبت بین مسئولیت اجتماعی شرکت و عملکرد مالی وجود دارد. دیدگاه اول این است که رابطه ی بین هزینه های کمی شرکت ها، مثل پرداخت های بهره به دارندگان اوراق قرضه، و هزینه های کیفی آن ها، مثل کیفیت تولید یا هزینه های امنیتی، وجود دارد. تلاش شرکت ها برای تحمل هزینه های کیفی کمتر از طریق فعالیت های اجتماعی، به هزینه های کمی بالاتری منجر می شود. همچنین، “فرضیه اثر اجتماع” به عنوان پایه و اساس ارتباط مثبت بین عملکرد اجتماعی و عملکرد مالی شرکت ارائه شده است. در واقع این فرضیه پیشنهاد می‌کند که تامین مجموع نیازهای ذینفعان غیر مالک شرکت اثر مثبتی روی عملکرد مالی خواهد داشت. دیدگاه دوم این است که شرکت های موفق از لحاظ مالی منابع کمتری در ایجاد عملکرد مالی بالای خود به کار می گیرند در نتیجه می‌توانند بخش اعظم منابع خود را به عملکرد اجتماعی اختصاص دهند. دیدگاه سوم نیز بیان می‌کند که شرکت هایی که مسئولیت اجتماعی بیشتری می پذیرد کمتر در معرض ریسک رویدادهای منفی هستند زیرا احتمال کمتری وجود دارد که جریمه های سنگینی برای آلودگی زیاد (محیط زیست) پرداخت کنند، یا احتمال کمی وجود دارد که دعاوی پر هزینه بر علیه آن ها وجود داشته باشد، یا به ندرت فعالیت های منفی اجتماعی که ممکن است برای اعتبار آن ها مخرب باشد را، انجام دهند، که این موارد در نهایت بر عملکرد مالی شرکت ها تاثیر مثبت دارد. به طور کلی، اگر دو شرکت که از هر نظر یکسان هستند و تنها تفاوت آن ها در پذیرش مسئولیت اجتماعی در سطح وسیع توسط یکی از این دو شرکت و عدم پذیرش مسئولیت اجتماعی توسط شرکت دیگری باشد، می توان انتظار داشت که شرکت اولی ریسک منفی کمتر داشته باشد و با رویدادهای زیان آور کمتری مواجه شود.

    1. . Corporate Social Responsibility (CSR) ↑

    1. . Tsoutsoura ↑

    1. . Reputation ↑

    1. . SCHWAIGER ↑

    1. . Tesotesora ↑

    1. . Shahin ↑

    1. – Van Eupen ↑

    1. – Pohle ↑

    1. – Hittner ↑

    1. – sustainable ↑

    1. – corporate citizenship ↑

    1. – social responsiveness ↑

    1. – corporate governance ↑

    1. – stakeholder management ↑

    1. – Carriga ↑

    1. – Mele ↑

    1. – Bowen ↑

    1. – social contract theory ↑

    1. – Legitimacy theory ↑

    1. – Friedman ↑

    1. – conceptualization ↑

    1. – Carroll ↑

    1. – Gardberg ↑

    1. – Fombron ↑

    1. . Danko ↑

    1. . Holm & Vatez ↑

    1. . W.Griffin & JAYB.Barney ↑

    1. .Business for Social Responsibility (BSR) ↑

    1. .McWiliiams & Siegel ↑

    1. .Frooman ↑

    1. . Havard Bowen ↑

    1. . The social Responsibility Of the Businessman ↑

    1. .Weihrich & Koontz ↑

    1. .Igor Ansoff ↑

    1. .Corporate Strategy ↑

    1. . Philanthropy ↑

    1. .Mele & Guillen ↑

    1. .Neo- Guillen ↑

    1. . Milton Friedman ↑

    1. .NewYork Times ↑

    1. . Vehrikh & Kontez ↑

    1. . Neo-Keynesian View ↑

    1. .Radical Political Economy View ↑

    1. .Social Responsiveness ↑

    1. .robbins & Coulter ↑

    1. .The Classical View ↑

    1. .The Socio Economic View ↑

    1. . Philip Kotler ↑

    1. . The holistic Marketing Concept ↑

    1. . Social Responsibility Marketing ↑

    1. . Socitel Marketing ↑

    1. . Socitel vigeo Corporate Social Responsibility (www. Vigeo.com). ↑

    1. . Social Dialog ↑

    1. . Transparency ↑

    1. . Van de Velde et al ↑

    1. . Ferench & Saverd ↑

    1. . Ketro ↑

    1. – Buchholts ↑

    1. – Davis ↑

    1. – Blomstrom ↑

    1. – Holme ↑

    1. – Watts ↑

    1. . Lantos ↑

    1. . G.B.Stewart, 1991,22 ↑

    1. . K.Lehn, K.Makhija, 1996,97 ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




۵٫ وابستگی اجتماعی زندگی کاری

به چگونگی برداشت (ادراک) کارکنان ‌در مورد مسئولیت اجتماعی سازمان اشاره دارد. در زمینه وابستگی اجتماعی زندگی کاری مباحث زیادی مطرح شده است. بدین ترتیب که نقش‌های سودمند اجتماعی سازمان و اثرات صدمات اجتماعی و فعالیت‌های آن به گونه ای فزاینده از مسائل اصلی کارکنان شده است. بر همین اساس چنین برداشت می‌شود که سازمان‌هایی که مسئولیت اجتماعی خود را احساس نمی کنند موجبات حقیر شمردن ارزش کار و حرفه کارکنان شان که مبنایی برای احساس نیاز عزت نفس آن ها است را فراهم می‌آورند. در عین حال میزان اعتماد نسبی مصرف کنندگان به محصول تولید شده، میزان تنوع محصول با قیمت رقابتی و کیفیت مناسب از دیگر مواردی هستند که بر این امر تأثیری مثبت دارند.

۶٫ فضای کلی زندگی

این مؤلفه‌ به قراری تعادل بین زندگی کاری و دیگر بخش‌های کارکنان که شامل اوقات فراغت، تحصیلات و زندگی خانوادگی می‌شود مربوط می‌باشد. ایجاد وابستگی مستقیم تر کار به فضای کل زندگی از طریق برقراری مفهوم تعادل بین وقت کارکنان در محل کار و وقت او برای خانواده اش می‌تواند به میزان زیادی تعادل میان کار و زندگی فرد را ایجاد نماید. هم چنین تعیین شرح وظایف شغلی و شرایط احراز آن تأثیر خوبی بر روحیه کارکنان و ترسیم مسیر ارتقاء شغلی خواهد داشت.

۷٫ یک پارچگی و انسجام در سازمان کار

این موضوع شامل حذف ارزش حفظ اصالت منافع افراد درسازمان و تشویق به شکل گیری تیم‌ها و گروه‌های اجتماعی می‌شود. عدم تعصب نسبت به نژاد و جنس و ایجاد حس اجتماعی بودن در سازمان و آزادی افراد در بیان ایده ها و احساساتشان در قالب تشکل‌های صنفی و به وجود آوردن زمینه مشارکت فکری و عملی شاغلین در وضع مقررات مواردی هستند که به ایجاد یک پارچگی سازمانی کمک می‌کند.

۸٫ توسعه قابلیت‌های انسانی

به فراهم بودن فرصت‌هایی چون استفاده از استقلال و خودکنترلی در کار، بهره مند شدن از مهارت گوناگون، دسترسی به اطلا عات متناسب با کار و برنامه ریزی برای کارکنان اشاره دارد . هدف این متغیر آن است که فرصت کسب مهارت‌ها و آموزش‌ها را ب ه وجود آورد و در عین حال زمینه هماهنگ شدن پرسنل با مأموریت‌‌ها، اهداف، برنامه ها و استراتژی‌های سازمان را در جهت تامین نیازهای فرد و سازمان به وجود آورد (میرسپاسی، ۱۳۸۶).

کیفیـت زنـدگی کـاری پایین یعنی این که کارمند شغلش را صرفاً به عنوان وسیله ای برای رفع نیازهای اقتصادی می‌داند و کارمندانی با چنین تفکر، غالباً وفاداری کمی به سازمان دارند و عموماً برای جبران کمبودها مجبور هستند دست به کارهای دیگری نیز بزنند.

۲-۵-۴- افت کیفیت زندگی کاری و کم کاری

امروزه عدّه زیادی از افراد به شغل خود به عنوان یک کار موقّت نگاه می‌کنند و در بسیاری از موارد به دلیل عدم رضایت از کیفیت زندگی کاری خود، صرفاً می خواهند جای خود را عوض کنند حتّی اگر موقعیّت پایین تری باشد و در تلاش هستند که در اولین فرصت، از موقعیّت کنونی به موقعیتی بهتر و بالاتر دست پیدا کنند. لذا کمتر فردی شغل خود را آن طور که باید جدّی تلقی می‌کند و این امر در اکثر کارکنان عادی سازمان که دارای شغل دوّم در خارج از سازمان، با درآمد نسبتاً زیادتری هستند نمود بیشتری پیدا می‌کند.

بدین ترتیب موقعیّت‌ها و نقش‌های درون سازمانی از ثبات لازم و کافی برخوردار نبوده و موقعیت‌ها دچار یک نوع بی ثباتی می‌گردد. در ادامـــه، این فراینــــد با فرایند عـدم ثبات اقتصادی (افزایـش تـورم و قیمـت‌ها) که تاثیـر قوی تری بر رفتار کارکنان دارد تشدید می‌گردد.

اما علّت این امر چیست؟ در زمان کنونی و در پی نابرابری زیاد اقتصادی به وجود آمده، میل به کسب موقعیّت شغلی بالاتر به هر وسیله در نظام اداری جامعه ایران به صورت عادی در آمده است؛ از طرف دیگر فشار اقتصادی و همچنین اقداماتی نظیر نظام پرداخت‌ها، مدرک گرایی و امکان استفاده عدّه ای خاص از مراکز ارائه مدرک؛ و استفاده از امکانات خاص دولتی نظیر منازل سازمانی، خودرو، تلفن همراه و اعزام به مأموریت‌‌های خارجی و داخلی مختلف برای مدیران و رئیسان، در دراز مدّت کاهش انگیزه کار را در سمت فعلی کارکنان موجب می‌گردد.

افراد وقتی می‌توانند با تمام وجود به سازمان خود خدمت نمایند که نیازهای شخصی و خانوادگی آنان به طور نسبی ارضا شود. به عبارت دیگر نفع فردی و نفع جمعی باید هر دو در یک مسیر و در یک جهت باشند. اما در کشورهای جهان سوّم و در حال توسعه، متاسفانه این مسئله عموما بر عکس است. اگر فـردی به فـکر نفـع جمعـی باشد، در زندگی شخصی عقب می‌ماند و اگر بخواهد تنها به فکر منافع شخصی خود باشد در واقع نمی تواند صادقانه به سازمان خدمت نماید (نعیمی و همکاران، ۱۳۹۱).

۲-۵-۵- رابطه کیفیت زندگی کاری با کارایی و اثر بخشی عملکرد

یکی از ویژگی‌های بخش‌های اقتصادی کشورهای درحال توسعه، کم بودن میزان بهره وری، به ویژه بهره وری منابع انسانی است. درچند سال اخیر، رابطه بهره وری و کیفیت زندگی کاری، مورد توجه و مطالعه محافل علمی مدیریت دنیا قرار گرفته است و سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان بهره وری آسیایی (APO) در این زمینه، کنفرانس‌های متعددی برپا کرده‌اند (غلامی، ۱۳۸۸).

این مقاله تأیید این نظریه است که توجه بیش از حد به کیفیت زندگی کاری، یعنی صرفاً تامین حقوق و مزایا، خدمات رفاهی و توقع حصول بهره وری بیشتر از منابع انسانی، باعث ایجاد فرهنگ تنبلی و کم کاری می‌شود. درصورتی که با تامین رفاه و حقوق و مزایای بیشتر ‌در مقابل‌ تلاش و کسب بهره وری بالاتر، فرهنگ کار و کوشش، رایج خواهد شد. متخصصان روان شناسی رفتاری، معتقدند که بهره وری به احساس موفقیت می‌ انجامد و این احساس، باعث ایجاد انگیزه برای کار کردن بیشتر می‌شود. اگر ‌به این موفقیت‌ها، پاسخ بجا داده شود. افراد، راضی خواهند شد و رضایت بخش عمده ای از کیفیت زندگی کاری را تشکیل می‌دهد. در بیشتر کنفرانس‌های بین‌المللی بهره وری، گفته می‌شود که میزان بهره وری، به ویژه بهره وری منابع انسانی، در بخش‌های اقتصادی کشورهای درحال توسعه، کم است ضمن اینکه این کشورها با افزایش جمعیت نیز روبه رویند. افراد، سرمایه و تکنولوژی، هر سه از عوامل عمده افزایش بهر ه وری اند و تقریباً همه صاحب‌نظران و مدیران سرشناس صنایع جهان؛ منابع انسانی را اساسی ترین عامل افزایش بهره وری می‌دانند و معتقدند که سرمایه و تکنولوژی را می‌توان به صورت وام، تامین کرد و خرید؛ اما انسان‌ها را نه می‌توان به وام گرفت و نه می‌توان خرید. انسان‌ها باید به عنوان سرمایه های اصلی کشورهای جهان سوم، پرورش یابند و در آن ها انگیزه تلاش ایجاد شود (غلامی، ۱۳۸۸).

۲-۵-۶- کیفیت زندگی کاری و چگونگی ارتقای آن

در یک تعریف کلی، می‌توان گفت که کیفیت زندگی کاری به معنی تصور ذهنی و درک و برداشت کارکنان یک سازمان از مطلوبیت فیزیکی و روانی محیط کار است. طبعاً با توجه به تعریف ارائه شده، در هر جامعه، یا هر منطقه از یک کشور، به ویژه مناطق مختلف کشور خودمان که دارای خرده فرهنگ‌های گوناگون درباره زندگی و کار است، شاخص‌های اندازه گیری کیفیت زندگی، متفاوت خواهد بود.

تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد با وجود وجه تمایز برداشت‌ها از کیفیت زندگی کاری، بعضی از شاخص‌ها در اغلب جوامع مختلف، مشترک اند.

شاخص‌های مشترکی که در اغلب موارد به آن اشاره می‌شود، عبارتند از:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




فایده گرایی

فایده گرایی دیدگاهی اخلاقی است که نخستین بار توسط جرمی بنتام (۱۷۸۹) مطرح شد و بعدها توسط جان استوارت میل و هربرت اسپنسر گسترش یافت. این دیدگاه معتقد است ؛ مؤلفه اخلاقی بودن یعنی فراهم آوردن خوشی بیشتری برای تعداد بیشتری از افراد. بنتام از دموکراسی سیاسی که در آن قوانین و نهادها به جامعه خدمت می‌کنند و خیر عمومی را بر منافع شخصی مقدم می دانند، دفاع می‌کند. این دیدگاه فلسفه اخلاق به اصول میزگرد کاکس نزدیک است.

قرارداد اجتماعی

قبل از مطرح شدن فایده گرایی بن تام، جان لاک (۱۶۸۹) گفته بود که اگر حقوق طبیعی و منافع افراد محفوظ باشد، به صورت آزاد، برابر و مستقل به قراردادهای اجتماعی پایبند خواهند بود. دیوید هیوم (۱۷۴۰) نیز این دیدگاه را گسترش داد .این نوع از فلسفه اخلاق تا حدود زیادی شبیه اصول» شبکه همیاری اجتماعی« است.

فردگرایی یا رویکرد اقتصاد آزاد

آدام اسمیت ( ۱۷۵۹)، علی رغم آنکه بعضی از اندیشمندان نظیر توماس هابز معتقدند فرصت طلبی خودخواهانه برای پیشبرد منافع شخصی می‌تواند به زیان منافع دیگران تمام شود، منافع انسان را در گرو خوشی و خیر دیگران می‌داند. ‌بنابرین‏ به وجود اقتدار خشن برای وادار کردن مردم به درگیر ی در یک روند متمدنانه با یکدیگر ، نیازی نیست . طبق اظهارات اولیه اسمیت که بعدها آن را بسط و توسعه داد » : اگر تمامی کارآفرینان برای به حداکثر رساندن منافع تجاری آزاد باشند، در دراز مدت، سود و رفاه بیشتری برای آنان و برای کل جامعه به ارمغان می آورند« در نظریه اسمیت، کارآفرینان تشخیص می‌دهند که فرصت های کوتاه و محدود ، یک معنای غیرقابل اعتماد به وجود می آورد که برای تجارت در درازمدت مضر و ضد تولید است . این فلسفه اخلاق تا حد زیادی شبیه »تجارت برای مسئولیت اجتماعی « است. بخش» کانادایی تجارت برای مسئولیت اجتماع « نیز پیشروی این عقیده است.

اگر به کلیه گفتمان های موجود در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکت ها نگاه کنیم ، دو رهیافت مسلط به موضوع مسئولیت اجتماعی شرکت ها وجود دارد که به نظر می‌رسد نشانه افتراق این دو رهیافت ، سود باشد. اولی که می توان آن را رهیافت شرکتی نامید، توسط اغلب شرکت های فراملی، سازمان بین‌المللی استاندارد، سازمان های تجاری و نهادهای مالی بین‌المللی مورد حمایت قرار گرفته است که در نهایت به سودآوری مرتبط است. غالب تحقیقات درباره مسئولیت پذیری شرکت ها، توسط طرفداران این رهیافت به دلیل امکانات و مقدورات بیشتر صورت پذیرفته است. دامنه این تحقیقات از حمایت اندک از مسئولیت اجتماعی شرکتی شروع شده و تا حمایت زیاد از مسئولیت پذیری اجتماعی ادامه می‌یابد. اما انگیزه سود شرکت بدون استثنا اصل هدایتگر این قضیه است .رهیافت شرکتی ، رویکرد تدریجی ضعیف به توسعه پایدار دارد. حامی برجسته این رهیافت، شورای تجارت جهانی برای توسعه پایدار و بانک جهانی می‌باشد. سازمان ملل و مجمع جهانی اقتصاد نیز در این زمینه فعالیت گسترده ای می‌کنند. سازمان ملل ، معاهده جهانی[۲۵] را که ‌بر اساس آن باید شرکت ها ۹ اصل را در فعالیت هایشان رعایت کنند، ارائه ‌کرده‌است. اصل اول :سازمان ها، بنگاه های اقتصادی و بازرگانان باید در حوزه فعالیت و نفوذ خود از حقوق بشر حمایت کنند و به آن احترام بگذارند. اصل دوم :سازمان ها و بنگاه های اقتصادی تضمین کنند که نقشی در نقض حقوق بشر ندارند. اصل سوم : سازمان ها و بنگا ه ها و به طور کلی بخش خصوصی باید از آزادی انجمن ها و سندیکاها و شناسایی مؤثر حقوق مذاکره و قدرت عمل دسته جمعی حمایت کرده و حق چانه زنی متقابل را به رسمیت بشناسند. اصل چهارم : سازمان ها باید در حذف کامل هر نوع کار اجباری بکوشند. اصل پنجم: سازمان ها باید به طور مؤثری کار کودکان را ملغی کنند. اصل ششم: سازمان ها باید هر گونه تبعیض شغلی را منع کنند. اصل هفتم : سازمان ها باید حامی رویکرد پیشگیرانه در مقابله با مشکلات محیط زیست باشند. اصل هشتم : سازمان ها باید متعهد شوند که در حفاظت از محیط زیست مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرند و پیشقدم باشند. اصل نهم : سازمان ها باید در تشویق، توسعه و گسترش فن اوری سازگار با محیط زیست بکوشند . معاهده تجاری ، ابزاری داوطلبانه برای ارتقای مسئولیت اجتماعی سازمان ها است. این معاهده از شرکت ها دعوت می‌کند تا ‌به این اصول متعهد باشند و گزا رش سالیانه خود را پیرامون گام هایی که در این خصوص برداشته اند، به سازمان ملل ارائه کنند .اهمیت معاهده جهانی صرفاً به شروط آن ؛ یعنی یک چارچوب جهانی برای گسترش رشد پایدار و شهروندی خوب از طریق مدیریت خلاق و متعهدانه شرکت ها، مربوط نیست، بلکه به تلاش برای تشخیص تفضیلی اصولی که باید فعالیت های شرکتی در مقیاس جهانی بر پایه آن ها شکل گیرد نیز مربوط می شود. .(white house2002)

جدول (۲-۲) اصول معاهده تجاری

حقوق بشر

استانداردهای کار

محیط زیست

احترام، حمایت و دفاع ازاعلامیه جهانی حقوق بشر.

ایجاد اطمینان در عدم نقض حقوق بشر و همدستیبا فعالیت های ضد حقوقبشر.

حذف تمامی اشکال کاراجباری، کار کودکان و تبعیض در کار و اشتغال.

به رسمیت شناختن آزادی تجمعات و حقوق اتحادیه ها و چانه زنی متقابل.

حمایت از نگرش هایپیشگیرانه در خصوصچالش های محیط زیست.

مسئولیت پذیری بیشتر درحفاظت از محیط زیست.

توسعه وگسترش فناوری های سازگار ودوستدار محیط زیست.

سازمان جهانی استاندارد، در خصوص مسئولیت پذیری شرکت ها و بنگاه های اقتصادی نسبت به تدوین استانداردهایی در حوزه های مختلف مدیریت کیفیت، محیط زیست و مسئولیت های اجتماعی اقدام نموده است . مجموعه استانداردهای ۹۰۰۰ Iso که پیرامون مدیریت کیفیت طراحی شده اند، استانداردهای Iso 14000 پیرامون محیط زیست و استانداردSA 8000 پیرامون ‌پاسخ‌گویی‌ اجتماعی از این دسته می‌باشند. استاندارد ‌پاسخ‌گویی‌ اجتماعی، موضوعاتی نظیر کار کودکان، کار اجباری، تبعیض، شیوه های انضباطی، غرامت، حق آزادی انجمن ها، حق چانه زنی و مذاکره جمعی، امنیت و سلامتی کار و نظائر آن را شامل می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




۱-۱-۱-۳-۷-۱انواع شرکت‌های تعاونی

شرکت‌های تعاونی دارای انواعی هستند که در اینجا مورد بررسی قرار می گیرند.

۱-۱-۱-۳-۷-۱-۲ شرکت‌های تعاونی تولید و توزیع

با توجه به بند ۳ ، اصل ۴۴ قانون اساسی که مقررمی دارد « بخش تعاونی شامل شرکت ها و مؤسسات تعاونی تولید وتوزیع است که در شهر ‌و روستا بر طبق ضوابط اسلامی تشکیل می شود »

انواع شرکت‌های تعاونی را می توان به چهار گروه زیر تقسیم کرد:

الف- شرکت‌های تعاونی تولید شهری ب – شرکت‌های تعاونی توزیع شهری

پ -شرکت‌های تعاونی تولید روستایی ت-شرکت‌های تعاونی توزیع روستایی

طبق مواد ۲۶و۲۷ قانون بخش تعاونی، تعاونی های تولید ، شامل تعاونی هایی است که در امور مربوط به کشاورزی ، دامداری ، دامپروری ، پرورش وصید ماهی ، شیلات ، صنعت ، معدن ، عمران شهری و روستایی و عشایری ونظیر این ها فعالیت می نمایند .

تعاونی های توزیع نیز عبارت از تعاونی های است که نیاز به مشاغل تولیدی یا مصرف کنندگان عضو خود را در چارچوب مصالح عمومی وبه منظور کاهش هزینه ها وقیمت ها برآورده می‌کنند.

۱-۱-۱-۳-۷-۳ شرکت های تعاونی عام و خاص

شرکت تعاونی عام :طبق ماده ۲ “دستورالعمل تشکیل تعاونی ها”، شرکتی است که عضویت در آن ، برای همه آزاد است و قسمتی از سرمایه آن ، ازطریق فروش سهام به مردم ، تامین می شود .

شرکت تعاونی خاص :طبق دستورالعمل فوق ، شرکتی است که عضویت درآن فقط برای گروهی خاص آزاد است ، مانند شرکت تعاونی مربوط به کارگران ، کارمندان و کشاورزان و … .

در این خصوص ، چند مطلب قابل ذکر است:

الف : تعداد اعضای شرکت های تعاونی عام ، نباید از ۵۰۰نفر کمتر باشد.

ب: حداقل سرمایه اولیه شرکت های تعاونی عام ، یکصد میلیون ریال و در شرکت‌های تعاونی خاص ، ده میلیون ریال است.

ج: حداقل مبلغ اسمی هر سهم در تعاونی های عام ، یکصد هزارریال و در تعاونی های خاص ، سیصد هزار ریال است .

۱-۱-۱-۳-۷-۴ شرکت‌های تعاونی چند منظوره و شرکت های تعاونی بزرگ

  1. مطابق بند۱تا۳ضوابط تشکیل شرکت‌های تعاونی چند منظوره مصوب ۱۳۷۳وزارت تعاون، “شرکت تعاونی چند منظوره ، شرکتی است که تمام یا بخشی از چند هدف وموضوع فعالیت مختلف مرتبط یا غیر مرتبط با یکدیگر را که درانواع شرکت های تعاونی وجود دارد، باهم در اهداف وموضوع فعالیت خود منظور کند”.هریک از انواع شرکت‌های تعاونی برای نیل به اهداف و موضوع فعالیت مقرر در اساسنامه خود،می‌تواند به هر گونه اقدام قانونی مرتبط با اهداف وموضوع فعالیت خود دست بزند و در این صورت تعاونی چند منظوره محسوب نخواهد شد.مثلا یک شرکت تعاونی مصرف کارمندی می‌تواند به منظور تامین نیازمندی‌های مشترک اعضای خود ،اقدام به فعالیت تولیدی ،واردات ،صادرات وسرمایه گذاری در شرکت‌های دیگر کند،بدون اینکه شرکت چند منظوره به حساب آید،مشروط بر اینکه فعالیت‌های مذکور مرتبط و در جهت فعالیت تامین نیازمندی‌های عمومی مصرف کارمندان عضو باشد.(حسنی ،۱۳۹۲ :۵۶ و۵۷ )

لازم است که « چند منظوره » بودن، در اساسنامه شرکت تعاونی، ذکر شود.

  1. مطابق تبصره ۳ماده ۲ دستور العمل تشکیل تعاونیهامصوب ۱۳۷۹وزارت تعاون ، “شرکت‌های تعاونی بزرگ به شرکت هایی گفته می شود که تعداد اعضای آن ها از ۵۰۰نفر بیشتر باشد “.

فصل دوم

ماهیت حقوقی سهام

شرکت‌های تعاونی

۲-۱تعریف سهم

سهم دارای دو معنای لغوی واصطلاحی است.

۲-۱-۱تعریف سهم از نظر لغوی

سهام جمع سهم است وسهم در لغت به معنای حصه،نصیب وبخشش است وجمع آن سهام می‌باشد.به واحد النبل چیزی که به منزله جاودانگی وبلند پایه است تعبیر کرده‌اند .(دشتی به نقل از عبد الغفار الشریف ،۱۳۹۰ :۱۵ )دیگر تعریف لغوی سهم عبارت است از :

۱-حصـــه شریک در مال الشرکه۲-سندی است عادی که حکایت از مالکیت حصه معلوم در شرکت سهامی می‌کند.صاحب سهام در زیانها وسودهای شرکت ،شریک خواهد بود و در اداره شرکت دخالت دارد.(جعفری لنگرودی ،۱۳۸۸ :۳۶۹ )

۲-۱-۲-تعریف سهم از نظر اصطلاحی

در حقوق ایران سهم به حقوق سهامدار در شرکت تعریف شده است.سرمایه هر شرکت سهامی یه قطعاتی تقسیم شده که هر یک از آن ها را سهم می‌گویند. (عبادی ،۱۳۶۸ :۸۷ )

در ماده ۲۴ لایحه اصلاح قانون تجارت سهم چنین تعریف شده است: “سهم قسمتی از سرمایه ی شرکت سهامی که مشخص میزان مشارکت وتعهدات ومنافع صاحب آن در شرکت سهامی می‌باشد…

در شرکتهـــای دیگر سهم هر شریک را سهم الشرکه می‌گویند،ولی در شرکت سهامی به ذکر “سهم” اکتفا می شود.مثلا گفته می شود فلان شخص در فلان شرکت دارای یک یا چند سهم است .دارنده سهم نمی تواند به نسبت سهم از مایملک شرکت مالک باشد،بلکه به نسبت سهم خود از شرکت دارای حق می‌باشد وبه موجب آن از منافع شرکت استفاده کرده و در مجمع عمومی رأی‌ می‌دهد و در صورت انحلال از دارایی شرکت سهم خواهد برد.(دشتی ،۱۳۹۰ :۱۶ )

طبق ماده ۱ قانون شرکت‌های تعاونی مصوب ۱۳۵۰با اصلاحات والحاقات بعدی آن ونیز قانون بخش تعاونی مصوب ۱۳۷۷”سهم واحدی از سرمایه یک شرکت یا اتحادیه تعاونی است که میزان آن در اساسنامه ذکر می شود.”

سهم معرف قسمتی از سرمایه شرکت تعاونی است .جمع مبالغ سهام هر صاحب سهم ،مقدار مبلغی است که وی در شرکت سرمایه گذاری ‌کرده‌است .سهام شرکت تعاونی متساوی القیمه اند،یعنی مبلغ سهام با یکدیگر مساوی است .چنین مبلغی را مبلغ اسمی یا مبلغ رسمی می‌نامند.سهام شرکت تعاونی قابل تجزیه نیست ،یعنی به قطعه یا پاره سهم تقسیم نمی شود.(حسنی ،۱۳۹۲ :۶۸ )

سهم شرکت تعاونی مبین میزان حق رأی‌ اعضا در مجمع عمومی نیست ،زیرا در شرکت‌های تعاونی هر عضو بدون در نظر گرفتن میزان سهام ،فقط دارای یک رأی‌ است ،ولی با توجه به بند ۵ماده۵۷ “نمونه اساسنامه شرکت تعاونی”باید گفت که در شرکت‌های تعاونی ،سهم مبین میزان منافع اعضا در شرکت است ،زیرا ‌تعداد سهام اعضا در منتفع شدن آن ها از سود شرکت مؤثر است.

۲-۱-۳انواع سهام شرکت تعاونی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




با توجه به تعاریفی که ارائه شده در تمام تعاریف ذکر شده سه نکته مشابه وجود دارد:

الف) دارایی­ هایی موضوع پولشویی قرار می­ گیرند که ماهیت غیر قانونی داشته باشند.

ب) عملی پولشویی تلقی می­ شود که عالماً و عامداً به منظور قانونی جلوه دادن این اموال انجام می­ شود.

ج) مرتکب با پنهان کردن ماهیت و منشاء اصلی عواید مجرمانه، شناسایی مجرمانه بود عواید را غیر ممکن یا دشوار کند.

با توجه به مطالب گفته شده ‌می‌توان پولشویی ( در فضای مجازی ) را به شرح ذیل تعریف کرد:

« انتقال الکترونیکی عواید ناشی از جرم با بهره­گریزی از ابزارهای فناوری اطلاعات و در بستر شبکه­ های اطلاع رسانی رایانه­ای، نظیر اینترنت و سیستم­های مخابراتی به منظور پنهان سازی عالمانه منشا و ماهیت اصلی این عواید و تبدیل آن ها به اموال پاک به گونه ­ای که شناسایی منبع مجرمانه آن را غیر ممکن یا دشوار سازد»[۲۸]۱٫

در ماده ۲ قانون مبارزه با پولشویی اینگونه تعریف شده است:

الف- تحصیل، تملک، نگهداری یا استفاده از عواید حاصل از فعالیت­های غیر قانونی با علم بر اینکه به طور مستقیم یا غیر مستقیم در نتیجه ارتکاب جرم به دست آمده باشد.

ب – تبدیل، مبادله یا انتقال عوایدی به منظور پنهان کردن منشاء غیر قانونی آن با علم به اینکه به­ طور مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از ارتکاب جرم بوده یا کمک به مرتکب به نحوری که وی مشمول آثار و تبعات قانونی ارتکاب آن جرم نگردد.

ج – اخفاء یا پنهان یا کتمان کردن ماهیت واقعی، منشاء، منبع، محل، نقل و انتقال جابجایی یا مالکیت عوایدی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در نتجه جرم تحصیل شده است.

ب) نحوه پولشویی در فضای مجازی (سیبری)

پولشویی برای تطهیر درآمدهای مجرمانه خود از روش­های نوین و مدرنی بهره می­برند. از جمله این روش­ها استفاده از پول الکترنیکی و خدمات بانکداری الکترونیکی و همچنین بازار بورس ‌می‌باشد. که در این گفتار به بررسی این روش­ها می­پردازیم.

  1. پول و بانکداری الکترونیک

پول الکترونیک، همان تکانه­های الکترونیکی یا داده ­های رایانه­ای است که واجد اعتبار مالی شده است و با به­ طور کلی دو نوع ‌می‌باشد:

۱ – ۱ – کارت­های هوشمند[۲۹]۱: که به آن ها پول الکترونیک آنلاین هم گفته می­ شود و در قابل کارت­های اعتباری یا بدهی (debit cards) یا حتی ساده­ترین شکل آن ها یعنی کارت­های تلفن ظهور پیدا کرده ­اند. دلیل نامگذاری این کارت­ها به پول الکترونیک آنلاین است که نقل و انتقال وجوه به وسیله آن ها از طریق دستگاه­های خاصی نظیر خود پردازها صورت ‌می‌گیرد.

۲ – ۱ – پول الکترونیک کامپیوتری: این پول حتی به اندازه کارت­های هوشمند هم وجود خارجی ندارد و به­ طور کلی برای فضای تبادل اطلاعات طرح ریزی شده است. برای دسترسی به وجود آنلاین لازم است پیشاپیش نزد مؤسسه اعتباری یا بانکی که از این فناوری برخوردار است وجه یا اعتباری سپرده شود، سپس یک شماره اعتباری در اختیار مشتری قرار ‌می‌گیرد که می ­تواند از طریق رایانه شخصی خود از منزل یا هر جای دیگر با اتصال به اینترنت اقلام مورد نیاز خود را تهیه و برای پرداخت وجه فقط آن شماره در اختیار سایت مورد نظر قرار می­دهد که آن نیز به­ طور خودکار به سایت بانک یا مؤسسه مربوطه متصل می­ شود و وجه مورد نظر را به حساب خود منتقل می­ کند . با توجه به مطالب گفته شده مفهوم بانکداری الکترونیک نیز روش می­ شود که به طور کلی می­­توان آن را انجام امور بانکی به شکل الکترونیکی دانست که در اینجا به جای ساختمان، نیروی انسانی و اسناد و اوراق کاغذی با فضای تبادل اطلاعات و یک سری برنامه ­های کاربردی و اسناد دیجیتال سروکار داریم.[۳۰]۲

این فناوری جدید چنان برای پولشویان شگفت انگیز بوده که آن را بهشت خود نامیده­اند یکی از مهم­ترین ابزارهایی که در پول و بانکداری الکترونیک برای اجرای صحیح امور و بالا برد ضریب اطمینان کارکردها به کار می­رود، فناوری رمزنگاری و امضای دیجیتال ‌می‌باشد. به­ طور خلاصه کارکرد فناوری رمزنگاری این است که محتوا را به شکلی نامفهوم و غیر قابل درک تبدیل می­ کند و برای اینکه به حالت اولیه برگردد لازم است فرایند رمز گشایی

اجرا شود که بدیهی است فقط سازنده و واگذارنده این فناوری و ارسال کننده و دریافت کننده محتوا توانایی انجام آن را دارند[۳۱]۱٫ با توجه ‌به این توضیحات مشخص می­ شود که اگر پول الکترونیک رمزنگاری شود دیگر محتوای آن نامفهوم خواهد شد و تنها دریافت کننده آن که مشخص نیست در کدام نقطه از جهان قرار دارد می ­تواند با اجرای برنامه رمزگشایی مربوطه از آن آگاهی یابد. ‌به این ترتیب چنان سطحی از محرمانه بودن و ناشناس ماندن برای این مبادلات مهیا می­ شود که هر کس می ­تواند از هر جای دنیا مبلغ مورد نظر خود را به نقطه­ای دیگر ارسال کند، بی آنکه کسی از محتوای آن آگاهی یابد. و این حالت بهترین وضعیت ممکن را برای پولشویان فرهم می­ کند چون آن ها دیگر مجبور نخواهند بود برای تطهیر اموال نامشروع خود مراحل سه گانه مورد نظر را طی کنند یا به خاطر آن مرتکب جرایم دیگری نظیر حمل، تطهیر یا تهدید کارمندان مؤسسات مالی و بانکی شوند.

در کشورهایی مثل آمریکا که محل عمده خرید و فروش مواد مخدر است امکان واریز این وجوه کلان به حساب­های بانکی یا انجام خریدهای نقدی به وسیله آن ها وجود ندارد. چرا که اولاً بانک­­ها بدون شناسایی کامل مشتری از افتتاخ حساب برای وی سرباز می­زنند. ثانیاًً در آمریکا نه تنها بانک­ها که افراد و مؤسساتی مثل صرافی­ها، بنگاه­­های ملی و حتی و کلا از اواسط دهه ۸۰ میلادی طبق قانون موظف شده­­اند موارد مشکوک و نیز معاملات نقدی بالاتر از ده هزار دلار را به مقامات دولتی گزارش دهند.[۳۲]۲

‌بنابرین‏ پولشویان راهی جز انتقال اسکناس­ها و چک­­ها به خارج از آمریکا و گذاشتن آن ها در بانک­های کشورهای دیگر و سپس در صورت لزوم، انتقال مجدد آن ها از طریق نظام بانکی بین ­المللی به بانک­های آمریکایی ندارند.

به­ طور کلی کشورهای جهان را از لحاظ نظام ارزی به دو دسته اصلی ‌می‌توان تقسیم کرد: در یک دسته از کشوها، نظام ارزی حاکم ‌می‌باشد که در آن ها ورود و خروج ارز آزاد ‌می‌باشد. دولت و بانک مرکزی در بازار ارز مداخله نمی­کنند و بازار ارزی این دسته از کشورها در واقع یک بازار جهانی ارز را تشکیل می­دهد. در مقابل دسته­ دیگری از کشورها، دارای نظام کنترل ارزی می­باشند. در این کشورها ورود و خروج ارز در کنترل و هدایت مقامات سیاسی و ارزی ‌می‌باشد و بالطبع ارتباط آزاد با بازارهای جهانی وجود ندارد. بسیاریاز کشورها به ویژه کشورهای جهان سوم با جای گرفتن در دسته اخیر، حق دشتن حساب­های ارزی را به شهروندان خود نمی­دهند. کنترل­های تبدیل ارز همچنین در کشورهایی که ارز آن ها در مقایسه با ارزهای خرجی قوی­تر، ضعیف است برای جلوگیری از اقدام شهروندان به خارج

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




الف ) گروه اول یا مقام مشورتی عمومی :

ب ) گروه دوم یا مقام مشورتی ویژه :

ج ) گروه سوم یا سازمان های غیر دولتی معروف به روستر:

یک سازمان غیر دولتی حقوق بشری اگر بخواهد کارکرد مناسبی در حمایت و اعتلای قواعد حقوق بشر داشته باشد، ناگزیر باید حائز خصوصیات و ویژگی هایی باشد که در چنبره فشارهای دولتی و سیاسی نظام موجود بین الملل ، ابزاری برای تمایلات دولتی خاص نبوده و با نقدهای مناسب و ایجاد فشار مستمر، از قربانیان نقض و با داشتن دانش کافی و تخصص در موضوعات گوناگون حقوق بشر و نمایندگی از میان توده مردم ، حمایت کافی به عمل بیاورد. برخورداری از اطلاعات معتبر، نمایندگی جامعه بین‌المللی ، استقلال از دولت ها، مهمترین ویژگی های یک سازمان غیردولتی حقوق بشری در نقد نقض های مختلف حقوق بشری است .

ارائه اطلاعات معتبر برای دولت ها، سازمان های بین‌المللی دولتی ، سیاستمداران ، روزنامه ها و عموماً رسانه ها و افکار عمومی ، مهمترین پیش شرط تأثیر هر سازمان غیر دولتی در محدوده کاری خود است . البته ، برای رسیدن ‌به این هدف ، شرط ها و زمینه هایی وجود دارد که اهم آن ها «داشتن کارمندانی متخصص و آموزش دیده ، دستیابی به اطلاعات دست اول ، برخورداری از منابع مالی لازم برای پرداخت به کارمندان ، ایجاد مراکز مجهز رایانه ای ، صرف هزینه دیدارهای می‌دانی و انتشارات سازمانی است .»

در ترتیبات جدید مقام مشورت با شورا در سال ۱۹۹۶ یکی از اصول مهم ، برخورداری از ساختار نمایندگی مکانیسم مناسب برای جوابگویی به اعضا است، که می باید کنترل مؤثری بر سیاست ها و اعمال از طریق حقوق رأی‌ دهندگی یا دیگر روندهای تصمیم گیری و دموکراتیک مناسب ، داشته باشد.

بعضی از دولت ها با توجه به نقش مهمی که سازمان های غیر دولتی به عنوان نمایندگان جامعه بین‌المللی در فعالیت های حقوق بشری ملل متحد دارند، جهت اعمال عقاید و نظرات خود، سازمان هایی مشابه و هم نام سازمان های غیر دولتی واقعی تأسیس نموده اند. از این رو، بحث «استقلال » این سازمان ها از دولت ها، به عنوان نکته مهمی در حوزه کارکردی آن ها، جلوه می‌کند. البته برای تشخیص سازمان های غیر دولتی واقعی از مشابه آن ها، نیاز به ملاک هایی است که تا حد ممکن بتواند در این زمینه مؤثر باشد.

یکی از ملاک هایی که پیشنهاد شده است و مناسب به نظر می‌رسد، نوع بودجه سازمان و منابعی است که از آن ، تغذیه می‌گردد. شورا نیز در قطعنامه۱۲۹۶ خود برای جلوگیری از گرفتار شدن این سازمان ها در سوء استفاده های دولت ها و برخورداری از فعالیت هایی غیر وابسته ، علاوه بر مقرر کردن این نکته که اهداف سازمان ناسازگار با اهداف و اصول منشور نباشد، از آن ها خواسته است اگر کمک مالی ‌به این سازمان ها از سوی دولت ها به طور مستقیم و یا غیر مستقیم می شود، باید آن را آشکار اعلام کنند. حتی در صورت نقض این امر، آن ها را تهدید به تعلیق سه ساله و یا الغای مقام مشورتی نموده است

به هر حال، در این فضای انکار و اصرار، سازمان های غیر دولتی از روش های عمده زیر برای پرداختن به موضوعات حقوق بشر و کمک به نظارت و حمایت از آن ها، استفاده می‌کنند:

۱- بحث های علنی راجع به نقض ها

۲- کمک به ایین های تحقیقی بین‌المللی

تعدادی از این مؤسسات و سازمان های غیردولتی بدین نامند:
۱-عفوبین الملل Amnesty International
۲- دیده بان حقوق بشرHuman Rights Watch
۳- کمیسیون بین‌المللی قضات International Commission of Jurists
۴-پزشکان بدون مرزDoctors without Borders [۴۹]

و اغلب مشارکت دارند. این سازمان هااز طریق گزارش ها و مشاهدات شان اطلاعاتی ‌در مورد وضعیت حقوق بشر ارائه می‌دهند و برنامه های کاری، سیاست ها، و معاهدات سازمان ملل را از طریق همکاری ها و اعمال نظر هاشان شکل می بخشند، و پیوند های میان نظام حقوق بشر بین‌المللی و سیاست در سطح منطقه ای برقرار می‌کنند .

سازمانی خصوصی که منابع مهمی را برای ارتقا و حمایت از حقوق بشر صرف می‌کند و مستقل از دولت ها و ‌گروه‌های سیاسی که به دنبال اعمال قدرت سیاسی هستند، عمل می‌کند و خود نیز ساعی برای به دست آوردن چنین قدرتی نیست.

بنا بر تقسیم بندی مشهور، بر اساس گستره صلاحیت و مقام و منزلت سازمان های غیر دولتی در سیستم سازمان ملل متحد و بر طبق قطعنامه ۱۲۹۶مورخ ۲۳مه ۱۹۶۸شورا، سازمان های غیر دولتی در یکی از ۳ نوع حالت مشورتی جای داد. این سه حالت در قطعنامه۳۱/۱۹۹۶ شورا باقی ماند ولی تنها دو گروه اول ، تغییر نام دادند؛ گرچه توسعه هایی در اعطای صلاحیت های مداخله ایی رخ داد که به آن ها اشاره خواهیم کرد:

الف ) گروه اول یا مقام مشورتی عمومی :

ب ) گروه دوم یا مقام مشورتی ویژه :

ج ) گروه سوم یا سازمان های غیر دولتی معروف به روستر:

یک سازمان غیر دولتی حقوق بشری اگر بخواهد کارکرد مناسبی در حمایت و اعتلای قواعد حقوق بشر داشته باشد، ناگزیر باید حائز خصوصیات و ویژگی هایی باشد که در چنبره فشارهای دولتی و سیاسی نظام موجود بین الملل ، ابزاری برای تمایلات دولتی خاص نبوده و با نقدهای مناسب و ایجاد فشار مستمر، از قربانیان نقض و با داشتن دانش کافی و تخصص در موضوعات گوناگون حقوق بشر و نمایندگی از میان توده مردم ، حمایت کافی به عمل بیاورد. برخورداری از اطلاعات معتبر، نمایندگی جامعه بین‌المللی ، استقلال از دولت ها، مهمترین ویژگی های یک سازمان غیردولتی حقوق بشری در نقد نقض های مختلف حقوق بشری است .

ارائه اطلاعات معتبر برای دولت ها، سازمان های بین‌المللی دولتی ، سیاستمداران ، روزنامه ها و عموماً رسانه ها و افکار عمومی ، مهمترین پیش شرط تأثیر هر سازمان غیر دولتی در محدوده کاری خود است . البته ، برای رسیدن ‌به این هدف ، شرط ها و زمینه هایی وجود دارد که اهم آن ها «داشتن کارمندانی متخصص و آموزش دیده ، دستیابی به اطلاعات دست اول ، برخورداری از منابع مالی لازم برای پرداخت به کارمندان ، ایجاد مراکز مجهز رایانه ای ، صرف هزینه دیدارهای می‌دانی و انتشارات سازمانی است .»

در ترتیبات جدید مقام مشورت با شورا در سال ۱۹۹۶ یکی از اصول مهم ، برخورداری از ساختار نمایندگی مکانیسم مناسب برای جوابگویی به اعضا است، که می باید کنترل مؤثری بر سیاست ها و اعمال از طریق حقوق رأی‌ دهندگی یا دیگر روندهای تصمیم گیری و دموکراتیک مناسب ، داشته باشد.

بعضی از دولت ها با توجه به نقش مهمی که سازمان های غیر دولتی به عنوان نمایندگان جامعه بین‌المللی در فعالیت های حقوق بشری ملل متحد دارند، جهت اعمال عقاید و نظرات خود، سازمان هایی مشابه و هم نام سازمان های غیر دولتی واقعی تأسیس نموده اند. از این رو، بحث «استقلال » این سازمان ها از دولت ها، به عنوان نکته مهمی در حوزه کارکردی آن ها، جلوه می‌کند. البته برای تشخیص سازمان های غیر دولتی واقعی از مشابه آن ها، نیاز به ملاک هایی است که تا حد ممکن بتواند در این زمینه مؤثر باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:12:00 ب.ظ ]




آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری می‌خواهد که اعضای گروه را به ابزاری مجهز کند که احساسات ناسالم را کاهش داده یا محدود کند به طوری که بتوانند زندگی رضایت بخش تری داشته باشند. برای دستیابی ‌به این اهداف، به مراجعان راه های عملی برای شناسایی افکار و باور های درست را نشان می‌دهند تا به صورت نقادانه این باور ها را ارزیابی کنند و یا به باور های سازنده آن ها را تغییر دهند .

۱. Rational Emotive Behavior Therapy

۲.Bucher

۳,Mineka

۴.Hooley

حال با توجه به اینکه نوجوانان خوابگاهی دختر در طول دوران تحصیل و در محیط های خوابگاهی می‌توانند مسائل و مشکلات روحی و روانی بسیاری، مخصوصا بحران هویت و شادکامی پایین را تجربه نمایند و آموزش گروهی به شیوه عقلانی، هیجانی، رفتاری می‌تواند موجب تغییر باورهای ناکارآمد، پاسخهای هیجانی ناسازگارانه و رفتارهای وابسته به آن گردد، پژوهش حاضر به منظور کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی آنان انجام خواهد گرفت. در این راستا پرسش اصلی پژوهش حاضر ‌به این شرح است:

آیا آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری می‌تواند موجب کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی در نوجوانان خوابگاهی دختر گردد؟

۱-۳٫ اهمیت و ضرورت پژوهش

ضرورت طرح هویت از آنجا ناشی می شود که بسیاری از مشکلات جوانان در کشور ما و سایر کشورهای جهان ، به دلیل مشکلات هویت است. هویت یابی یکی از نیازهای اساسی آدمی است. با اندکی تأمل در ادیان الهی و مکاتب مشرق زمین که آثار آن را در نظریه روانشناسانی مانند راجرز۱ می بینیم، ضرورت خودشناسی و درک کامل از هدف و مقصد و سیر آفاق و انفس مطرح شده است. هدف این جستجوها رسیدن به مفهومی از خود و پایبندی به روش های انتخابی است. و این دو موضوع (جستجو و تعهد به انتخاب خود) دو عنصر اساسی هویت یابی است. بررسی تحقیقات نشانگر آن است که افراد به کمک هویت است که به تدوینی از خویشتن می‌رسند که اگر این تعریف با واقعیت اجتماعی آنان در تعارض باشد حالت هایی مثل عدم پختگی، فشار روانی، مشکلات رفتاری و تحصیلی و غیره را تجربه می‌کنند. (بهاری و فرکیش، ۱۳۸۸).

۱.Rogers

امروزه، از خود بیگانگی ،معمای بزرگ و معضل فکری اندیشمندان و نویسندگان نام آور می‌باشد.به گفته«اریک فرم۱» از زمان «دکارت» تاکنون هویت فرد از بزرگترین مشکلات فلسفه جدید بوده است.تعبیری که امروز ابرای «از خود بیگانگی۲» به کار می رود«فقدان هویت» است،که به عقیده اریکسون ،مفهوم «بحران هویت» گویاتر و جامع تر است.اگر توجهی به آثار ،پیامدها و نتایج ناگوار«فقدان هویت» داشته باشیم و از عمق رنج و دردی که جوانان بی هویت احساس می‌کنند،آگاه شویم می بینیم که بخش قابل توجهی از افسردگی ها ،پوچی و درون تهی شدن ها و روزمرگی ها نتیجه منطقی بی هویتی است( شرفی ،۱۳۸۰).

هویت یابی از مهم ترین تکالیف هر نوجوان است و نوجوان با ورود ‌به این دوره بایستی به شناخت یکپارچه و مطمئنی از جهات مختلف ‌در مورد خود دست یابد ،تا با اطمینان هر چه بیشتر به خود و امید به آینده ای روشن ،پا به دوران بزرگسالی گذاشته و سلامت روانی او تامین شود(صداقتیان،۱۳۸۹).

هال۳[۲]و براسارد(۲۰۰۸) به نقل از مجد آبادی فراهانی ، فرزاد،شهرآرایو مرادی،(۱۳۹۰) می نویسد در اوایل دوره نوجوانی ، یک رشته تغییرات جسمانی ، بین شخصی و دورن شخصی آغاز می شود.یکی از این تغییرات ، آغاز جستجوی فعال یک شخصیت متمایز است .از زمان نظریه پردازی اریکسوندر باب تحول روانی اجتماعی، تحول هویت تکلیف روانی اجتماعی بنیادی در دوره نوجوانی قلمداد شده است. شوارتز۴ (۲۰۰۵)به نقل از زارع(۱۳۹۱) نیز بیان می‌کنند در دوره نوجوانی ، نه تنها شکل گیری روندهای تحولی مثبت همچون یک هویت منسجم آغاز می شود ، بلکه رفتارهای مشکل آفرین نیز معمولا ظاهر می‌شوند و افزایش می‌یابند.

فرانکن(ترجمه شمس آبادی ، محمودی و امامی پور، ۱۳۸۴) می نویسد افراد افسرده و بی هویت زندگی را جعبه بزرگی می بینند که همه چیز در آن در هم ریخته است.وقتی یک چیز با ارزش در آن می شکند ،تمام چیزهای دیگر آن نیز می شکند.آن ها در بدبختی خود غرق می‌شوند. یکی از ویژگی های اصلی آن ها این است که درگیر تحلیل افراطی یا نشخوار ذهنی می‌شوند و احساس طرد شدگیوتنهایی می‌کنند. جهان را بسیار منفی برای خود خلق می‌کنند . تفکر افراد ا فسرده اغلب به تحریف های شناختی منجر می شود.

در حال حاضر یکی از اصلی ترین وظایف نوجوانان تحصیل می‌باشد، بحران هویت می‌تواند در این مسأله تاثیر گذار باشد. چنانچه افراد نتوانند هویت مناسب و موفق را کسب کنند، این مسئله می‌تواند باعث خسارت در وقت و سرمایه گردد و در نتیجه باعث افت و ترک تحصیل شده، نهایت اختلال در رفتار و ناسازگاری اجتماعی و مشکلات عاطفی و روانی گردد(مداحی و همکاران، ۱۳۸۹).

شادکامی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در زندگی بشر است. انسان‌ها بنابر سرشت و ماهیت وجودی خویش، همواره از افسرده بودن گریزانند و دوست دارند به سوی شاد بودن وزندگی کردن در حرکت باشند. بیش از یک قرن است که با پذیرش اصل شفا بخشی، طرح و بیان مشکلات، مراجعه به روان درمانگران به صورت امری متداول در آمده است اگر چه تمرکز بر آسیب شناسی روانی و کاربرد روش های مختلف درمان گری به کاهش نشانه های مرضی منجر می شود اما الزاماًً افزایش شادکامی را که همچنان در فرایند درمان مورد غفلت قرار گرفته در پی ندارد و این در حالی است که دستیابی به شادکامی هدف نهایی اغلب مراجعان است. ‌بنابرین‏ زمان آن رسیده که اصول پذیرفته شده پیشین درباره هدف های روان درمانگری بازنگری شوند. باید قبول شود که روان درمانگری به بررسی، بحث و تخفیف نشان های مرضی و یا درمان اختلال ها محدود نمی شود بلکه در چهار چوب آن باید نقطه های قوت کشف شود. هیجانهای مثبت پرورش یابند، حق شناسی و خوش بینی ترغیب شوند. هرگز نباید پیامدهای روان درمانگری را با کاهش نشانه های مرضی متعادل دانست بکله باید ارتقاء کیفیت زندگی در ارزیابی پیامدهای درمان گنجانده شود( رشید۱[۳]، ۲۰۰۹ به نقل از سعادت، ۱۳۹۰)

این مهم ‌در مورد نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، نوجوانی علاوه بر تعریف ظاهری اش که به یک دوره سنی خاص اشاره دارد، معانی متعددی را با خود یدک می کشد.

نوجوان بسیار کنجکاو، تحلیل گرا و آرمان طلب است و سرشار از صفاتی چون آسیب پذیری، ماجراجویی، خود محوری و شکوفایی و شکنندگی، سردرگمی و طغیان می‌باشد(اشنایدر۲، ۱۳۸۶ به نقل از سعادت، ۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




به موجب این مصوبه، اداره‌ ثبت احوال مکلف است شناسنامه‌ جدیدی برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی با درج نام و نام‌خانوادگی سرپرست یا زوجین سرپرست صادر و در قسمت توضیحات مفاد حکم سرپرستی و نام و نام‌خانوادگی والدین واقعی وی را در صورت مشخص بودن قید کند.

در تبصره‌ای از این ماده مقرر شد که کودک یا نوجوان می‌تواند پس از رسیدن به سن ۱۸ سالگی تقاضای صدور شناسنامه‌ جدیدی را برای خود با درج نام والدین واقعی در صورت معلوم بودن یا نام‌خانوادگی مورد درخواست وی در صورت معلوم نبودن والدین واقعی از اداره‌ ثبت احوال بنماید.

۱۰٫ در تبصره ماده ۲۷ لایحه جدید آمده است‌: ازدواج چه در زمان ضمانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرند خوانده ممنوع است. شورای نگهبان ‌به این تبصره ایراد وارد کرده، زیرا بر اساس فقه شیعه والدین سرپرست به فرزند خوانده نامحرم هستند مگر آنکه به طریقی مانند رضاع یا صیغه محرمیت در صورت وجود شرایط محرمیت ایجاد شود و در غیر این صورت آن ها نامحرم و مانعی در جهت ازدواج بینشان وجود ندارد؛ اما از نظر اخلاقی این مسئله صورت خوشی ندارد و شاید بتوان گفت ممکن است باعث برخی سوءاستفاده‌های اخلاقی شود. به همین علت نمایندگان در جهت رفع این اشکال و ایراد، این تبصره را ‌به این شکل اصلاح کردند که ازدواج چه در زمان ضمانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرند خوانده‌ ممنوع است؛ مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزند خوانده تشخیص دهد.

قانون مصوب ۱۳۵۳ داری ۱۷ ماده بود و در این لایحه جدید به ۳۷ ماده افزایش پیدا ‌کرده‌است که مسیر ۳ ساله‌ای را میان ایرادات شورای نگهبان و حل آن ها توسط مجلس طی ‌کرده‌است؛ انتظار می‌رود با تصویب این قانون جدید مشکلات بسیاری در زمینه سرپرستی کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست رفع شود.

پی‌نوشت
۱٫ غمامی سید محمد مهدی – فرزند‌خواندگی در خانواده رومی –ژرمنی با بررسی تطبیقی در حقوق آلمان وفرانسه ” ماهنامه کانون.

۲٫ مبین حجت، تحولات فرزند‌خواندگی در نظام حقوقی اسلام ،ایران و فرانسه www.govah.net.؛ توسلی نایینی منوچهر، فرزند‌خواندگی مطالعه تطبیقی درفقه امامیه، حقوق ایران و فرانسه.

۳٫ آقای دکتر کاتوزیان بدوا اعتقاد دارند که ایجاد قرابت مجازی جهت انفاق به فرزندان با زوال ضغر سن فرزند خوانده از بین نمی رود و فرزند خوانده تا زمان وجود رابطه فرزند‌خواندگی از انفاق والدین حکمی خود بهره مند خواهد شد لیکن در خصوص قرابت واقعی ایشان اعتقاد دارند که به واسطه فرزند‌خواندگی قرابتی بین فرزند خوانده و پدر خوانده و مادر خوانده ایجاد نمی گردد اما در اصل عدم قرابت‌، ممنوعیت نکاح بین پدر خوانده و مادر خوانده با فرزند خوانده را به عنوان استثناء (به دلیل مغایرت با اخلاق عمومی)از شمول اصل یاد شده خارج می‌سازد حقوق مدنی –خانواده ،روابط والدین با فرزندان ج ۲ ص ۳۹۵و ۳۹۹

۴٫ کودکان بی‌سرپرستی که فاقد ولی ‌و سرپرست هستند بر اساس قاعده فقهی” الحاکم ولی من لا ولی له “حاکم شرعی ولی و سرپرست آن ها است مانند کودکانی که در بهزیستی هستندکه در لایحه جدید به اجازه مقام معظم رهبری سرپرستی این کودکان به صورت نیابتی به بهزیستی واگذار شد تا مراحل فرزند‌خواندگی آن ها تسهیل شود.

۵٫ کاتوزیان ناصر، دوره مقدماتی حقوق خانواده،ص ۴۵۳٫

۶٫ به نقل از خبرگزاری مهر خانه ” نام والدین واقعی در شناسنامه کودک درج می‌شود “

*کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی

مطالب مرتبط :

ازدواج با فرزندخوانده از نگاه فقه

چگونه فرزندخوانده محرم می‌شود؟

فرزندخواندگی در گذر تاریخ

خانه

درباره‌

فرایند فرزندپذیری

جاهای دیگر

ارسال تجربه های فرزندپذیری

تماس با ما

قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست ۱۳۹۲

مدیر سایت ۴:۳۵ ب.ظ ۰

مقایسه قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب ۱۳۵۳ با قانون حاضر حاکی از آن است که ادعاهای طراحان لایحه برای تسهیل فرزندخواندگی و افزایش دامنه کودکانی که می‌توان سرپرستی آن ها را واگذار کرد، تامین نشده است. به زودی در نوشته های جداگانه‌ای مطالعه‌ای مقایسه‌ای میان قانون مصوب ۱۳۵۳، قانون حاضر و لایحه دولت تغییرات قانونی را موشکافی خواهیم کرد.

ماده۱ سرپرستی کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست به منظور تأمین نیازهای مادی و معنوی آنان، با اذن مقام معظم رهبری و مطابق مقررات این قانون صورت می‌گیرد.

ماده۲ امور مربوط به سرپرستی کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست، با سازمان بهزیستی کشور است که در این قانون به اختصار سازمان نامیده می‌شود.

برای اطلاع ار روند تصویب این قانون و دسترسی به مستندات این مراحل به فرزندخواندگی: قانونی که به آخر رسید، مراجعه کنید. برای مرور سریع آنچه در این مسیر اتفاق افتاده است به تاریخ‌نگاری این قانون مراجعه کنید

ماده۳ کلیه اتباع ایرانی مقیم ایران می‌توانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را با رعایت مقررات مندرج در آن و با حکم دادگاه صالح برعهده گیرند.

ماده۴ ایرانیان مقیم خارج از کشور می‌توانند تقاضای سرپرستی خود را از طریق سفارتخانه یا دفاتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران به سازمان تقدیم نمایند. سفارتخانه‌ها و یا دفاتر یاد شده موظفند در اجرای این قانون، با سازمان همکاری نمایند و سازمان موظف است با حکم دادگاه صالح به درخواست متقاضی رسیدگی نماید.

ماده۵ افراد زیر می‌توانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را از سازمان درخواست نمایند.

الف ـ زن و شوهری که پنج‌سال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند، مشروط ‌به این‌که حداقل یکی‌از آنان بیش از سی‌سال سن داشته باشد.
ب ـ زن و شوهر دارای فرزند مشروط بر این‌که حداقل یکی از آنان بیش از سی‌سال سن داشته باشد.
ج ـ دختران و زنان بدون شوهر، ‌در صورتیکه حداقل سی‌سال سن داشته باشند، منحصراًً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.

تبصره۱ چنانچه به تشخیص سازمان پزشکی قانونی امکان بچه‌دار شدن زوجین وجود نداشته باشد، درخواست‌کنندگان از شرط مدت پنج‌سال مقرر در بند (الف) این ماده مستثنی می‌باشند.

تبصره۲ چنانچه درخواست‌کنندگان سرپرستی از بستگان کودک یا نوجوان باشند، دادگاه با اخذ نظر سازمان و با رعایت مصلحت کودک و نوجوان می‌تواند آنان را از برخی شرایط مقرر در این ماده مستثنی نماید.

تبصره۳ اولویت در پذیرش سرپرستی به ترتیب با زن و شوهر بدون فرزند، سپس زنان و دختران بدون‌شوهر فاقدفرزند و در نهایت زن و شوهر دارای فرزند است.

تبصره۴ درخواست‌کنندگان کمتر از پنجاه‌سال سن، نسبت‌به درخواست‌کنندگانی که پنجاه‌سال و بیشتر دارند، درشرایط مساوی اولویت ‌دارند.

تبصره۵ در مواردی که زن و شوهر ‌درخواست کننده سرپرستی باشند، درخواست باید به طور مشترک از طرف آنان تنظیم و ارائه گردد.

ماده۶ درخواست‌کنندگان سرپرستی باید دارای شرایط زیر باشند:

الف ـ تقیّد به انجام واجبات و ترک محرمات
ب ـ عدم محکومیت جزائی مؤثر با رعایت موارد مقرر در قانون مجازات اسلامی
ج ـ تمکن مالی
دـ عدم حجر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




      1. تلاش کند تا رفتارهای خود را به شیوه ای که برای آموزش گیرنده سهل تر، است برای موقعیت های جدیدی که در آن قرار می‌گیرد، اصلاح و سازگار کند.

    1. دقت کند افرادی که با وی در تعامل هستند چگونه به سازگاری رفتاری وی پاسخ می‌دهند.

    1. علاوه بر استفاده از روش های سازگاری اندیشیده و برنامه ریزی شده، روش های سازگاری فی البداهه را نیز آزمایش کند و گزارشی از نتایج آن تهیه نماید.

  1. رفتارهای جدیدی را که اثر بخش بوده اند، تکرار نماید. به نحوی که به صورت خودکار در آیند.

دو الگوی مورد بررسی قابلیت ترکیب با یکدیگر را دارند. در حالی که الگوی ارلی و ماساکوفسکی عمدتاً بر محیط آموزشی نظیر محیط های دانشگاهی تمرکز دارد. الگوی توماس و اینکسون یک محیط کاری واقعی و چند فرهنگی را به عنوان محیط آموزشی خود برمی گزیند. الگوی اول می‌تواند با سرعت کمتر، اثرات عمیق تری را بر رفتارهای واقعی آموزش گیرندگان بگذارد. در هر حال چنین به نظر می‌رسد که بهره گیری از الگویی که از نقاط قوت این دو الگو(سرعت آموزش و اثر رفتاری ) ترکیب یافته باشد، امکان پذیر است.

۲-۱۱-۳ الگوی حلقه های سه گانه باووک[۵۷] و همکاران

باووک و همکاران(۲۰۰۸) با برجسته کردن مفهوم حساسیت بین فرهنگی و طرح اهمیت و ضرورت آن برای رسیدن به روابط بین فرهنگی اثربخش، الگوی خود را برای توسعه این حساسیت فرهنگی به نام” الگوی یادگیری فرهنگی حلقه های سه گانه [۵۸] ” نام نهادند و همچنین داشتن حساسیت بین فرهنگی را متغیر ضروری برای علاقمندی به فرهنگ های سایرین، و توجه به تفاوت های بین فرهنگی و پس از آن تمایل به اصلاح رفتاری عنوان شد. ارلی و انگ(۲۰۰۳) در اثر خود با نام “هوش فرهنگی: تعاملات فردی در بین فرهنگ ها ” فردی را دارای هوش فرهنگی بالا می دانند که بتواند به شیوه مؤثری در یک زمینه فرهنگی نوین و متفاوت با زمینه فرهنگی رشد یافته در آن خود را سازگار کند، بدون آنکه هویت فرهنگی خود را کنار بگذارد( به نقل از قاسمی، وحیدا،یزد خواستی ،۲:۱۳۸۹).

۲-۱۲ ویژگی های مؤثر در هوش فرهنگی

    1. انسجام: انسجام شخصیت در اینجا به معنی دانستن معنی کاملی از خود است. یعنی اینکه فرد شناخت کافی از خود داشته باشد و بداند چگونه نظام اعتقادی او محرک رفتارش است. در حقیقت خود شناسی پایه اصلی هوش فرهنگی است. هریک از ما درک منحصر به فردی از خویشتن داریم.

    1. وسعت نظر: این وسعت نظر منفعل و عاری از تعصب به معنای تواضع و احترام گذاشتن به دیگران و تمایل به یادگیری از آن ها است.

  1. سرسختی: جرئت و توانایی روبرویی و سازگاری با شرایط نامطلوب است. تنها یک فرد سرسخت و جسور می‌تواند بر فشارها و شک های روحی و روانی غلبه نماید و آن ها را موقعیتی برای رشد و یادگیری بیشتر تلقی نماید.

۲-۱۳ پیشینه تحقیق

۲-۱۳-۱ تحقیقات داخلی

    1. نعمت الله(۱۳۹۲) تحقیقی با عنوان ” بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و کارآفرینی فرهنگی کارکنان در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران” انجام داد. پژوهش از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها یک تحقیق توصیفی پیمایشی و به دلیل بررسی رابطه بین متغیرها، از نوع همبستگی بود. و نتیجه حاصل از پژوهش، رابطه مثبت و معناداری را بین هوش فرهنگی با کارآفرینی فرهنگی نشان داد.

    1. رضائیان و نائیچی(۱۳۹۱) به” بررسی هوش فرهنگی در تعامل با کارآفرینی استراتژیک “پرداخته‌اند. در این مقاله برای ارزیابی هوش فرهنگی، ابزار سنجشی متناسب با فرهنگ جامعه ایرانی تدوین شده است که آن را مقیاس ایرانی هوش فرهنگی می نامیم. همچنین رابطه ابعاد هوش فرهنگی با کار آفرینی استراتژیک نیز بررسی شده است. جامعه آماری تحقیق را آن دسته از مدیران و کارشناسان صنایع نفت، گاز و پتروشیمی تشکیل می‌دهند که سابقه حداقل سه سال تعاملات بین‌المللی فرهنگی و دو مسافرت خارج از کشور را داشته باشند، که نهایتاً ۴۱۳ نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق شناخته شدند. داده های به دست آمده، با تحلیل عاملی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج بیانگر این است که هوش فرهنگی مشتمل برسه بعد ادراکی، ارتباطی و انطباقی می‌باشد. همچنین، نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در جامعه ایران، متغیرهای جمعیت شناسی مانند جنسیت، سن، سطح تحصیلات و سابقه تعاملات فرهنگی، با برخی جنبه‌های هوش فرهنگی ارتباطی قوی دارند.

    1. سعید کیا(۱۳۹۱) به” بررسی رابطه میان مؤلفه های هوش فرهنگی و معنویت در سازمان ” پرداخت. در این مدل علاوه بر ابعاد هوش فرهنگی، معنویت نیز دارای ابعاد چهار گانه ارتباط فرافردی، ارتباط درون فردی، ارتباط میان فردی و ارتباط برون فردی با نشانگرهای مربوط به آن می‌باشد. و بر اساس نتیجه تحقیق رابطه کاملی میان معنویت و هوش فرهنگی وجود ندارد.

    1. زمندی(۱۳۹۱) به” رابطه هوش اجتماعی، هوش فرهنگی و بلوغ حرفه ای با رضایت شغلی در میان معلمان شهرستان جغتای ” پرداخت که در انتها ‌به این نتیجه رسید که بین بلوغ حرفه ای و رضایت شغلی و هوش اجتماعی و رضایت شغلی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. و بین هوش فرهنگی و رضایت شغلی رابطه ای به دست نیامد. از بین مؤلفه های هوش فرهنگی، تنها مؤلفه رفتاری با رضایت شغلی رابطه معکوس و معناداری دارد.

    1. احمدی(۱۳۹۰)” رابطه بین نگرش دینی و هوش فرهنگی شهروندان بالای ۱۵ سال سنندج ” را بررسی کرد و ‌به این نتیجه رسید که بین آن ها رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. یعنی افراد دارای نگرش مذهبی(اسلامی)، دارای شاخص هوش فرهنگی پایین تری هستند.

    1. ابراهیم زاده، ‌آهن‌چیان، مشهدی(۱۳۸۹) تحقیقی تحت عنوان ” بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و سبک رهبری مدیران مدارس متوسطه نظری” انجام دادند. در این پژوهش از پرسشنامه ۲۰ سؤالی هوش فرهنگی به روش سرشماری برای مدیران و نمونه گیری تصادفی ساده برای کارکنان استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش فرهنگی ۹۳/. به دست آمد. پس از تجزیه و تحلیل آماری بر اساس ارزیابی کارکنان، بین هوش فرهنگی وسبک رهبری همبستگی معناداری یافت نشد. اما در موردی که مدیران به ارزیابی سبک رهبری خود پرداخته بودند، رابطه مثبت معناداری بین هوش فرهنگی و سبک رهبری تحولی مدیران مشاهده شد. بر اساس این تحقیق هوش فرهنگی به طور کلی می‌تواند رهبری تحولی را پیش‌بینی کند؛ اما هیچ کدام از مؤلفه های آن به تنهایی قادر به پیش‌بینی سبک رهبری نیستند.

    1. ایزدی، اعتباریان، خانی(۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان” تأثیر هوش فرهنگی بر اثر بخشی گروهی” (مورد مطالعه: شرکت فولاد مبارکه اصفهان ) نشان دادند که بین هوش فرهنگی و اثر بخشی گروهی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. و از سوی دیگر بین ابعاد هوش فرهنگی با اثر بخشی گروهی رابطه معنادار و مستقیمی به دست آمد.

    1. خیری و همکاران(۱۳۸۸) در تحقیقی به” بررسی هوش فرهنگی و رابطه آن با ویژگی های کار آفرینانه مدیران سازمان های غیردولتی در ایران” پرداخته‌اند. ‌بر اساس نتایج این مطالعه، رابطه عمیقی میان مدل چهار عاملی هوش فرهنگی و هر یک از ویژگی‌های کار آفرینان مشاهده شد. همچنین مقاله پیشنهاد می‌دهد که هوش فرهنگی را می توان به عنوان یک عامل حیاتی موفقیت برای اداره کنندگان سازمان های غیر دولتی به حساب آورد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




در فلسفه اصطلاح علل معده وجود دارد که این اصطلاح به معنای اموری است که هر یک به تنهایی مؤثر در وجود معلول نیستند و لکن موجب نزدیک شدن صدور معلول از علت موثره اند. به عبارت دیگر مجموع اموری که معلول را مهیای صدور از علت موثره می نمایند علل معده هستند،آن را علل مؤثر می‌نامند ، چرا که سبب نزدیک شدن صدور معلول از علت می‌شوند و معلول را به مرتبه صدور از علت موثره می رساند محققان فلسفه می‌گویند که علل معده اصولا مشمول عنوان علیت نمی شوند نه ناقص و نه تام ، بلکه معداتی می‌باشند که سبب مهیا شدن علت برای ایجاد و صدور معلول اند. [۸]

در جرم شناسی علت شناسی از مجموعه چندین عامل جرم زا و فقدان عوامل بازدارنده است. کین برگ بیان می‌دارد که هر عملی که از فرد سر می زند واکنش یک محرک است ، تمام اعمال انسانی ، تحت تاثیر وضع جسمی – روانی و محیط اجتماعی است که در اثر مجموع عوامل ، یک علت پدید می‌آید .[۹] عامل نیز بیانگر هر وضعیت جسمانی ، روانی یا اجتماعی است که بتواند در پیدایی یا افزایش جرم نقش مؤثری داشته باشد ، عامل هیچ گاه به وجود آورنده جرم نیست بلکه پرورش دهنده آن است. نقش عامل از نظر تاثیر بخشی و اهمیت بستگی کامل به افراد دارد، زیرا عاملی با قدرت فراوان بر فردی تاثیر عمیق دارد ، ممکن است نسبت به دیگری فاقد تاثیر باشد. [۱۰]

‌بنابرین‏ با توجه به معنای عامل و علت از منظر فلسفه و جرم شناسی باید بدانیم که بین علل و عوامل که در بروز یک پدیده نقش دارند فرق است . با توجه به مطالب بیان شده منظور از علت یک پدیده آن چیزی است که اگر باشد آن پدیده (معلول) محقق می‌گردد. ولی منظور از عوامل ایجاد یک پدیده اموری هستند که در صورت وجود آن ها حتما وجود آن پدیده محقق نمی گردد بلکه هر یک از آن عوامل می‌تواند در ایجاد آن پدیده تاثیر داشته باشد. این تفاوت را با وجود مثالی از موضوع پایان نامه بیان می‌کنیم به طور مثال در ارتکاب سرقت عوامل متعددی دخالت دارند یکی از این عوامل فقر مادی است ، اینگونه نیست که هرکس دچار فقر مادی باشد مرتکب سرقت می‌گردد ، اما این عامل در کنار عوامل دیگر نظیر پایبند نبودن به اعتقادات دینی، داشتن خانواده از هم گسیخته ، اعتیاد و غیره می‌تواند در بروز سرقت توسط مرتکب مؤثر باشد.

‌بنابرین‏ نمی توان برای ارتکاب سرقت علت واحدی (به مفهوم علت در فلسفه) ذکر کرد و اساسا تحقق چنین علتی در اینجا امکان پذیر نیست . شاید بتوان گفت منظور علل در این پایان نامه شامل مفهوم علل معده در فلسفه می شود. به هر حال در این پایان نامه منظور از علل بررسی ، عوامل مؤثر بر ارتکاب سرقت توسط مرتکبین سرقت در استان قم را شناسایی و بررسی کنیم .

ب: عوامل

عوامل ایجاد یک پدیده اموری هستند که در صورت وجود آن ها حتما وجود آن پدیده محقق نمی گردد بلکه هر یک از آن عوامل می‌تواند در ایجاد آن پدیده تاثیر داشته باشد

ج: سرقت

سرقت عبارت است از اینکه انسان مال دیگری را به طور پنهانی برباید.

۱-از منظر فقه

با مطالعه در منابع فقهی در بیان حد سرقت بیانگر آن است که فقهای عظام صراحتا جرم سرقت را تعریف نکرده ، لیکن اگر شرایط اجرای حد سرقت در باب نفس عمل سرقت ، مال مسروقه و سارق دقیقا مطالعه شود ،می توان قیود یا خصوصیاتی را به عنوان ماهیت عمل سرقت تلقی نمود و تعریفی از آن به دست آورد.

مرحوم شهید ثانی در فصل سرقت می فرماید : وتعلیق الحکم و هنا قطع …من الحرز بعد هتکه و ازالته بلاشبهه موهمر للمک عارض للسارق ، او للحاکم، کما لو ادعی السارق ملکه مع علمه باطنا بانه لیس ملکه …من غیر . [۱۱]

در این عبارت سه خصوصیت اصلی برای عمل سرقت ملحوظ شده که عبارتند از :

    1. هتک حرز و بردن مال از آن

    1. عدم وجود شبهه در این که مال متعلق به غیر است

  1. تحقق سرقت به طور مخفیانه و سری

مرحوم علامه حلی و صاحب جواهر در شرایع الاسلام با تأکید بر همین معانی مطالب شهید ثانی را تصدیق و تأیید نموده اند .

۲-از منظر قانون

در قانون مجازات عمومی سابق قانون‌گذار در بیان تعریف سرقت برنیامده و فقط در صدر ماده ۲۲۲ گفته بود : هرگاه سرقت جامع شرایط مقرره در شرع نبوده ولی مقرون به تمام پنج شرط ذیل باشد ، جزای مرتکب حبس دائم است.

در قانون حدود و قصاص مصوب۱۳۶۱ مقنن در ماده ۲۱۲ در مقام تعریف سرقت بر آمده و می‌گوید: سرقت عبارت است از اینکه انسان مال دیگری را به طور پنهانی برباید.

در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ مقنن در ماده ۱۹۷ می‌گوید: سرقت عبارت از ربودن مال دیگری به طور پنهانی است . [۱۲]

در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ مقنن در ماده ۲۶۷ می‌گوید:سرقت عبارت از ربودن مال متعلق به غیر است.

د: پیشگیری

‌در مورد پیشگیری دیدگاه ها و بینش های مختلفی وجود دارد که هر یک تعریفی را از پیشگیری ارائه می‌دهد ، اما به طور کلی و با توجه به فلسفه حقوق کیفری و دیدگاه های جرم شناسی پیشگیری را در دو مفهوم عام وخاص می توان تعریف کرد . تعریف عام از پیشگیری عبارت است از هر اقدامی اعم از کیفری وغیرکیفری که برای مقابله با جرم و با هدف کاهش جرم صورت می‌گیرد. [۱۳]

هینگ و رومانو پیشگیری را مشتمل بر آن دسته از تلاش هایی می دانند که یک یا چند مورد از جنبه‌های زیر را داشته باشند: از وقوع رفتار نابهنجار جلوگیری کند ، شروع رفتار نابهنجار را به تأخیر اندازد ، آثار یک رفتار نابهنجار موجود را کاهش دهند ، رفتارهای را که باعث افزایش بهبود جسمی و عاطفی افراد می شود را گسترش دهند ، از سیاست های سازمانی ، اجتماعی و دولتی که بهبود وضعیت جسمانی و روانی افراد را در پی دارد حمایت کنند. [۱۴]

در واقع اکثر جرم شناسان و نهادهای بین‌المللی بر مفهوم خاص پیشگیری از جرم تأکید می‌کنند در این مفهوم پیشگیری تنعا شامل اقدامات غیر کیفری با هدف مقابله با بزهکاری از طریق کاهش یا از بین بردن علل جرم زا و نیز اثر گذاری بر فرصت های پیش جنایی است.[۱۵] موریس کوسن ، جرم شناس کانادایی پیشگیری را چنین تعریف می‌کند : مجموعه ی اقدامات و تدابیر غیر قهر آمیز که با هدف خاص مهار بزهکاری ، کاهش احتمال جرم ، کاهش وخامت جرم پیرامون علل جرائم اتخاذ می‌گردد.[۱۶] در نتیجه به لحاظ فلسفی یک رابطه عموم و خصوص مطلق ‌در مورد پیشگیری در دو مفهوم عام و خاص بر قرار است .

۱-پیشگیری بر اساس مدل پزشکی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




متینه فتحعلی­(۱۳۹۱) در­پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تاثیر ویژگی های جمعیت شناختی و روانشناختی بر روی قصد­­خرید و متغیر­های این تحقیق عبارت بود­ از: ویژگی­های روانشناختی (انگیزه ها، جمعیت شناختی (جنسیت، سن، درآمد)، کیفیت خدمات، نگرش مصرف ­کننده نسبت به محصولات­، تصویر ذهنی­، ادراک از برند­، اثر اجتماعی­، اثر خودبینی­، قصد خرید و تعیین اثر تعدیلگر خودبینی بر رابطه ادراک از برند لوکس با قصد خرید ـ بررسی و تعیین اثر تعدیلگر خودبینی بر رابطه اثر­اجتماعی با قصد­خرید. این پژوهش از طریق نظرسنجی(پیمایشی از نوع مقطعی) از مشتریان مراجعه کننده به رستوران­های لوکس­انجام­شده است. روش پیمایشی از دسته تحقیقات توصیفی یا غیرآزمایشی است. جامعه آماری، ­مشتریان رستوران­های لوکس منتخب در تهران و نمونه آماری با توجه به اینکه تعداد جامعه مورد نظر نامحدود ‌می‌باشد با بهره گرفتن از جدول کرجسی مورگان (۱۹۷۰)، حجم نمونه ۳۸۵ نفر تعیین شد و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. ابزار اصلی جمع‌ آوری اطلاعات پرسشنامه با مقیاس پنج رتبه­ای لیکرت بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ­ها از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار SPSS و­Lisrel­ استفاده شد و از مدل­یابی معادلات ساختاری­[۹۵] به عنوان تکنیک تحلیل چند متغیری برای آزمون میزان وابستگی روابط متغیرها استفاده شد. نتایج این تحقیق مشخص کرد که ویژگی­های روانشناختی (انگیزه­ ها) بر نگرش مصرف ­کننده نسبت به محصولات لوکس و کیفیت خدمات رستوران­های لوکس اثر می­ گذارد. در رابطه با متغیر ویژگی­های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، درآمد) تنها متغیر سن بر نگرش مصرف ­کننده نسبت به محصولات لوکس­اثر می­ گذارد و متغیرهای جنسیت و درآمد بر نگرش مصرف ­کننده نسبت به محصولات لوکس تاثیری ندارند و متغیر ویژگی­های جمعیت شناختی بر کیفیت خدمات رستوران­های لوکس تاثیری ندارد. همچنین متغیرهای نگرش مصرف ­کننده نسبت به محصولات لوکس، کیفیت خدمات رستوران های لوکس، ادراک از برند لوکس، اثر اجتماعی بر قصد خرید تاثیر دارند در حالی که متغیر تصویر ذهنی (رستوران) و خودبینی تاثیری بر قصد خرید ندارند. علاوه بر این متغیر خودبینی تاثیر تعدیل­گر بر رابطه ادراک از برند لوکس با قصد خرید و اثر اجتماعی با قصد خرید ندارد.

محمد­علی شاه حسینی­، امیر اخلاصی­، کمال رحمانی (۱۳۹۰). در پژوهشی با عنوان ارزش ویژه برند خدمات و رفتار خرید مشتریان که متغیرهای این تحقیق عبارت بود از تبلیغات دهان به دهان ،تصمیم به خرید، ­ارزش ویژه برندخدمات­، وفاداری یا عدم وفاداری، عکس العمل درونی­، ادراک مصرف کننده، آمیخته بازاریابی خدمات­، ویژگی­های فردی. تحقیق از طریق توزیع پرسشنامه بین مشتریان بانک در سطح استان قزوین شعبه(۱۰) صورت ‌می‌گیرد که با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری نمونه گیری به روش طبقه بندی شده تصادفی انجام گرفته است. تعداد نمونه آماری ۳۸۵ مورد بوده و برای اطمینان از پایایی پرسشنامه از آلفای­کرونباخ استفاده شده­است. نتایج حاصل از تحقیق روابط مطابق با مدل ارائه شده را تأیید می­نمایند. از نتایج مهم ‌می‌توان به تاثیرپذیری برجسته تبلیغات دهان به دهان از آمیخته بازاریابی و تاثیر زیاد آن بر خرید مشتریان اشاره کرد، در­حالی که این متغیر با ادراکات درونی هیچ رابطه­ای ندارد. همچنین نقش متغیر عکس العمل درونی و ادراکات در وفاداری و خرید بلندمدت مصرف­ کنندگان بسیار­حائز اهمیت است. عکس­العمل درونی تنها از ادراکات درونی مشتری ناشی می­ شود و هیچ تاثیر مستقیمی بر روی ارزش ویژه برند خدمات ندارد.

صبا ثنایی نسب (۱۳۹۲) در پایان نامه کارشناسی­ارشد با موضوع بررسی تاثیر عوامل فردی و عوامل مرتبط با محصول ‌بر قصد خرید مشتری در شهرستان خرم آباد که متغیر­های مورد بررسی عبارتند از­: عوامل فردی (مانند خود پنداره­، نیاز به منحصر به فرد بودن­، علاقه به خودرو­، کیفیت ادراک شده و ارزش احساسی)­، عوامل مرتبط با محصول (­مانند نام ونشان تجاری، خدمات پس از فروش و قیمت)، قصد خرید. جامعه آماری این پژوهش کلیه خریداران خودرو در شهرستان خرم آباد هستند که برای خرید به نمایندگی­های مجاز فروش ایران خودرو مستقر در شهرستان خرم­آباد مراجعه می­نمایند و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای جمع‌ آوری داده ­ها مورد نیاز از پرسشنامه شامل­۳۰سوال بسته استفاده شده است پس از طراحی و تأیید روایی پرسشنامه توسط اساتید­راهنما و مشاور با توزیع۳۰ پرسشنامه در بین خریداران خودرو سنجش اعتبار پرسشنامه با بهره گرفتن از آلفای­کرونباخ صورت گرفت. سپس تعداد۲۰۰پرسشنامه توزیع گردید. نتایج این تحقیق بیانگر این است که همه عوامل فردی و عوامل مرتبط با محصول به جز ارزش احساسی بر قصد خرید خودرو تأثیر می­گذارند. ­اولویت متغیرها ‌بر اساس میزان تأثیر بر قصد خرید به صورت زیر است­: علاقه به خودرو بیشترین تأثیر را بر قصد خرید خودرو دارد و سپس نیاز به منحصر به فرد بودن، قیمت­، کیفیت ادراک شده­، خدمات پس از فروش­، برند یا نام و نشان تجاری­، و خودپنداره در رتبه ­های بعدی قرار دارند­. ارزش احساسی کمترین تأثیر را بر قصد خرید مشتریان خودرو دارد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




۴-۱- ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان:

در این قسمت به ارائه آماره‌های توصیفی و جداول مربوط به ویژگی‌های جمعیت شناختی نمونه می‌پردازیم. شناخت ویژگی‌های جمعیت شناختی نمونه، از این جهت مفید است که به کمک آن مشخصات کلی جامعه مورد بررسی و ویژگی‌های عمومی آن برای سایر محققان مشخص می شود. بعلاوه، این شناخت باعث می‌شود در تعمیم نتایج به جوامع دیگر، یا در طراحی سوالات تحقیقات آتی برای جوامع دیگر از این اطلاعات استفاده کنیم.

جدول۴-۱)نتایج توصیفی ویژگی‌های دموگرافیک(اندازه نمونه=۳۸۴)

ردیف

فراوانی

درصد

۱

جنسیت

زن

۱۳۸

۳۶٫۰

مرد

۲۴۶

۶۴٫۰

۲

تحصیلات

فوق دیپلم

۶۶

۱۷٫۳

لیسانس

۲۱۰

۵۴٫۷

فوق لیسانس و بالاتر

۱۰۸

۲۸٫۰

۳

سن

کمتر از ۳۰ سال

۹۲

۲۴٫۰

بین ۳۰ تا ۴۰ سال

۹۲

۲۴٫۰

بین ۴۰ تا ۴۵ سال

۷۲

۱۸٫۷

بیشتر از ۴۵ سال

۱۲۸

۳۳٫۳

شکل ۴-۱) وضعیت گرافیکی جنسیت پاسخ دهندگان

شکل۴-۲) وضعیت گرافیکی تحصیلات پاسخ دهندگان

شکل ۴-۳) وضعیت گرافیکی سن پاسخ دهندگان

نتایج توصیفی نشان می‌دهد که مردان سطح مشارکت بیشتری داشتند به طوری که ۶۴% درصد مشارکت مربوط به مردان بوده بوده اند. به لحاظ تحصیلی بیش از ۸۲% افراد دارای تحصیلات لیسانس و بالاتر بوده اند که نشان دهنده سطح بالای تحصیلات پاسخ دهندگان بوده است. توزیع سنی پاسخ دهندگان نشان داده است بیش از نصف افراد ۵۲% افراد بیشتر از ۴۰ سال سن داشته اند.

۴-۲آزمون کفایت اندازه نمونه

شاخص کفایت نمونه‌برداری(KMO) به منظور مجاز بودن تحلیل عاملی: در این تحقیق به منظور بررسی وجود شرایط لازم برای انجام تحلیل عاملی از شاخص کفایت نمونه برداری

    1. Amber & Et al ↑

    1. Kim & Etal ↑

    1. Customer relationship management ↑

    1. Chernatory & Segal ↑

    1. Tourism Management ↑

    1. Boonghee Yoo & Donthu ↑

    1. Eagle & Kitchen ↑

    1. – General Liner Model ↑

    1. – Structural Equation Modeling ↑

    1. ،The American Marketing Association ↑

    1. Brand recognition. ↑

    1. Satisfaction rating ↑

    1. Transaction-specific satisfaction ↑

    1. Cumulative satisfaction ↑

    1. Brand Awareness ↑

    1. Familiarity/ Linking ↑

    1. substance/ commitment ↑

    1. – Mckinsey & Co. ↑

    1. – Intelliquest ↑

    1. – Packard Bell ↑

    1. – Compaq ↑

    1. – IBM ↑

    1. vup ↑

    1. . Biased Behavioral Response ↑

    1. Non-Rando ↑

    1. – Proportion Of Purchases Method ↑

    1. – Arbitrary Proportion ↑

    1. – Undivided Loyalty ↑

    1. – Occasional Switch ↑

    1. – Switch Loyalty ↑

    1. – Divided Loyalty ↑

    1. – Repeat Purchase Behavior ↑

    1. – Brand Commitment ↑

    1. – Monopoly Loyalty ↑

    1. – Cost Of Change Loyalty ↑

    1. – Incentivised Loyalty ↑

    1. – Southwest ↑

    1. – Easy Jet ↑

    1. – ASDA ↑

    1. – Habitual Loyalty ↑

    1. – Committed Loyalty ↑

    1. Boonghee Yoo & Donthu ↑

    1. Eagle & Kitchen ↑

    1. Villarejo-Ramos& Sanchez-Franco ↑

    1. Konecnik& Gartner ↑

    1. Ordinal – ↑

    1. Ranks – ↑

    1. Validity ↑

    1. Content Validity ↑

    1. Face Validity ↑

    1. Reliability ↑

    1. – LISREL ↑

    1. Statistical Package for Social Sciencesχ ↑

    1. Structural Equation Modeling ↑

    1. Lisrel ↑

    1. Partial Least Squares ↑

    1. Herman Wold ↑

    1. van den Wollenberg ↑

    1. Partial Least Squares ↑

    1. Joreskog ↑

    1. Goodness of fit index ↑

    1. Adjusted Goodness of fit index ↑

    1. Root mean square error of approximation ↑

    1. Normed Fit Index ↑

    1. Comparative Fit Index ↑

    1. Non-Normed Fit Index ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




تعریف دیگر از کرامت انسانی مربوط به امانوئل کانت، فیلسوف معروف آلمانی است کانت با طرح نظریه «خودمختاری اخلاقی و استقلال ذاتی انسان» می‌گوید: « کرامت انسانی، حیثیت و ارزش است که تمام انسان‌ها به جهت استقلال ذاتی و توانایی اخلاقی که دارند به طور ذاتی و یکسان از آن برخوردارند[۶۰]

به نظر می‌رسد تعریف کانت از کرامت ذاتی انسان، جامعیت لازم را ندارد چون افرادی را که از توانایی عقلانی و اخلاقی لازم برخوردار نیستند، شامل نمی‌شود.

برخی دیگر از اندیشمندان نیز در تعریف کرامت انسانی می‌گویند: کرامت انسانی به آن نوع حرمت و ارزشی گفته می‌شود که انسان از آن جهت که انسان است از آن برخوردار است آنان منشا این کرامت را در انسانیت انسان و فرزند آدم بودن او جستجو کرده، می‌گویند: این انسانیت در تمام انسان‌ها به طور مساوی وجود دارد[۶۱].

بند دوم: اقسام کرامت انسانی

کرامت انسانی به دو نوع کرامت انسانی ذاتی و کرامت انسانی اکتسابی تقسیم می‌شود که در ذیل به تعریف آن ها پرداخته می‌شود.

کرامت انسانی ذاتی:

یکی از محققان در تعریف کرامت ذاتی چنین می‌نویسد: « کرامتی است که در قوس نزول و درجریان تکوین آفرینش انسان مطرح می‌باشد و مدح آدمی به خاطر داشتن این وصف، در واقع مدح پروردگار کریم است، چرا که در نتیجه فعل الهی انسان را ذاتاً و فی نفسه بر سایر موجودات ظاهری و باطنی برتری و فضیلت داده است. این صفت مربوط به مقام انسانیت است و در تمام افراد انسان به صورت بالقوه وجود دارد[۶۲]. اگرچه این جملات درصدد تعریف کرامت ذاتی است ولی واژه « بالقوه » در این تعریف، با کرامت اکتسابی تناسب دارد و نه با کرامت ذاتی و برای اینکه این تعریف از کرامت ذاتی صحیح باشد باید واژه « بالقوه » حذف شود و یا تبدیل به واژه « بالفعل » گردد.[۶۳]

یکی از مفسرین معاصر در توضیح ذاتی بودن کرامت چنین می‌نویسد: « کرامت، ناظر به شرافت ذاتی شی است که ویژه اوست و مقایسه با غیر در آن ها لحاظ نمی‌شود[۶۴] » یعنی وقتی از کرامت ذاتی انسان سخن گفته می‌شود به معنای آن است که این کرامت، ذاتی انسان است وذاتی شی قابل سلب و اثبات نیست. همه انسان‌ها در همه زمان‌ها و مکان‌ها از کرامت ذاتی برخوردار هستند و این کرامت هرگز از آن ها سلب نمی‌شود ‌بنابرین‏ کرامت ذاتی را می‌توان اینگونه تعریف کرد: کرامت ذاتی به آن نوع شرافت و حیثیتی گفته می‌شود که تمام انسان‌ها به جهت استقلال ذاتی، توانایی تعقل و تفکر و وجهه ونفخه الهی که دارند، به طور فطری و یکسان از آن برخوردار هستند.

کرامت انسانی اکتسابی:

یکی از نویسندگان در تعریف این قسم از کرامت چنین می‌نویسد: « مقصود از کرامت اکتسابی دست یابی به کمال‌هایی است که انسان در پرتو ایمان و عمل صالح اختیاری خود به دست می‌آورد. این نوع کرامت برخاسته از تلاش و ایثار و معیار ارزش‌های انسانی و ملاک تقرب در پیشگاه خداوند است. با این کرامت است که می‌توان واقعا انسانی را بر انسان دیگر برتری داد[۶۵]. » در واقع کرامت اکتسابی بیانگر ویژگی‌هایی است که از شکوفایی استعدادهای نهفته در وجود انسان و تلاش در مسیر رشد و تکامل ناشی می‌شوند و داشتن این قسم کرامت است که برای انسان فضیلت محسوب می‌شود.

قرآن مجید ملاک این نوع کرامت را تقوا معرفی می‌کند و با کرامت‌ترین افراد را با تقواترین آن ها می‌داند[۶۶].

گفتار دوم: مبانی نظری کرامت انسانی

در پاسخ ‌به این سوال که چرا و بر چه مبنایی انسان دارای کرامت ذاتی است نظریه های مختلفی مطرح گردیده است که به مهم‌ترین آن ها به اختصار اشاره می‌کنیم.

بند اول: نظریه حقوق فطری

نظریه حقوق فطری یا طبیعی دارای تاریخی بس کهن و قدیمی است و نخستین بار به وسیله فلاسفه یونان به صورت یک نظریه علمی مطرح گردیده است و سپس توسط مکتب فلسفی رواقیان به رهبری زنون مورد بحث دقیق قرارگرفته است[۶۷].

اندیشه حقوق طبیعی این‌گونه تبیین می‌شود که مجموعه‌ای از قواعد با موضوعیت جهانی وجود دارد که کاملاً معقول و منطقی است واز آنجا که قواعد و مفاهیم مربوط به حقوق طبیعی ریشه در شعور بشر دارد، لذا این قواعد را نمی‌توان به یک گروه یا ملت خاص محدود ساخت[۶۸]. ‌بر اساس این نظریه قواعد و اصول حقوق طبیعی، اصول ‌و قواعدی هستند که از فطرت و طبیعت انسان نشأت گرفته و از طریق عقل کشف و استنباط می‌گردند یعنی عقل انسان به طور مستقل و قطع نظر از منبع دیگری چون احکام و فرامین الهی بر آن ها حکم می‌کند و چنان بدیهی هستند که جای هیچ گونه تردیدی در آن ها باقی نمی‌ماند[۶۹].

سیسرون نظریه پرداز مشهور رومی در تبیین نظریه حقوق فطری می‌گوید، قانون حقیقی عبارت از دستوری است که عقل سلیم آن را در توافق و هماهنگی کامل با طبیعت انشا می‌کند چنین قانونی جهانشمول، تغییرناپذیر و ازلی است.مفاد آمرانه این قانون مردم را به انجام وظیفه وادار می‌کند و نواهی‌اش از انجام عمل نادرست باز می‌دارد تغییر این قانون گناه و تلاش برای بی‌اعتبار کردن آن مجاز نیست اراده و تصویب مجلس قانون‌گذاری و یا اراده مردم نمی‌تواند ما را از تعهد نسبت ‌به این قانون رها سازد. برای تفسیر و تبیین آن نیازی به مراجعه به خارج از خود را نداریم یک قانون جاوید و غیر قابل تغییر برای تمام ملت‌ها و زمان ها است. ارباب و حکمرانی بر تمام ما جز خداوند وجود ندارد، هرکس از این قانون اطاعت نکند از خود می‌گریزد و طبیعت خود را انکار می‌کند و به دلیل همین واقعیت چنین کسی از بدترین مجازات‌ها رنج خواهد کشید، حتی اگر بتواند از مجازات‌های متداول رهایی یابد. از دقت و تأمل در این سخنان سیسرون چنین استنباط می‌شود که حقوق طبیعی از نظر وی دارای ویژگی‌های زیر است:اولاً این حقوق عقلانی است و عقل انسان توانایی ادراک و استنباط و تفسیر آن را دارد. ثانیاًً هرچند این حقوق دارای ریشه الهی است، در عمل دستگاه ادراکی انسان و نفس ملهم یا وجدان اخلاقی اوست که آن را مشخص و تعیین و تفسیر می‌کند، ثالثاً این حقوق جهان‌شمولی و ازلی و ابدی و تغییر ناپذیر و موافق با فطرت و طبیعت انسانی است. رابعاً حقوق فطری به دلیل عقلانی و اخلاقی بودن آن، علاوه بر ضمانت اجراهای رسمی، دارای ضمانت اجراهای اخلاقی و وجدانی است[۷۰].

ازلی، ابدی و جهانشمول بودن قواعد و مقررات حقوق طبیعی و همچنین اخلاقی و عقلانی بودن آن از جمله ویژگی‌هایی است که مورد تأیید و تأکید سایر نظریه پردازان حقوق فطری نیز قرارگرفته است.

‌بنابرین‏، این اعتقاد در مکتب حقوق طبیعی که انسان دارای وجدان اخلاقی بوده و عقل وی به طور مستقل و قطع نظر از هرمنبع دیگری چون احکام و فرامین الهی، قادر به درک حسن و قبح اعمال و کشف و استنباط یک سلسله قوانین ازلی و ابدی و جهانی تغییر ناپذیر است، در واقع اذعان و اعتراف ‌به این حقیقت است که انسان دارای کرامت ذاتی است و بدین ترتیب می‌توان گفت مبنای کرامت ذاتی انسان از دیدگاه این مکتب، توانایی عقلانی و شخصیت و وجدان اخلاقی انسان است.

بند دوم: نظریه اصالت فرد [۷۱]

پس از مکتب حقوق طبیعی، مکتب اصالت فرد از جمله مکاتب مهم فکری است که در فرایند تکوین و تکامل اندیشه کرامت انسانی بسیار مؤثر بوده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




عادت را در لغت به معنای رسم و خو و استمرار به شیء استعمال کرده‌اند. همچنین آن را ماخوذ از معاودت به معنای تکرار و رسیم برای تکرار فعل یا انفعال دانسته اند به نحوی که پس از آن حصول آن آسان می‌گردد. و جمع آن عادات و عوائد می‌باشد. همینطور در تعریف آن آورده اند که عادت عبارت است از استعداد اکتسابی صدور حرکات یا تحمل تاثیراتی معین، عادت برخلاف غریزه فطری نیست بلکه هر فردی بواسطه لزوم انطباق با محیط و تعقیب اغراض خود آن را تحصیل می‌کند و آن بر دو گونه است؛ مثبت ومنفی. آن را مثبت خوانند وقتی که مراد استعداد صدور حرکاتی باشد که در آغاز امر دشوار بوده و ‌به‌تدریج‌ آسان شوند. مانند عادت خواندن و نوشتن و منفی نام دارد وقتی که توانایی تحمل موثرات خارجی یا باقی ماندن در حالات گذشته را برساند. مانند عادت به بعضی بوها و زندگی در مناطق مرتفع[۲] و آن را با الفاظ گردانیدن، نهادن، برداشتن، کردن، دادن و گرفتن استعمال نمایند.[۳] بهر حال در یک تعریف کلی می توان گفت که، استعداد اکتسابی صدور حرکات یا تحمل تاثیراتی معین را عادت می‌نامند.[۴]

عادت از نظر شخصی، حالت روانی خاصی است که در اثر تکرار ایجاد می شود و پس از حصول آن، برای انجام کاری که عادت شده نیازی به اراده صریح نمی باشد و هرگاه شرایط آن فراهم آید خود بخود و بر طبق سابقه جریان می‌یابد[۵] به گفته ابن خلدون؛ در حقیقت انسان ساخته عادات خویش است نه ساخته خاندان و نسبش[۶] باز از او نقل شده است که، انسان ساخته و فرزند عادات و مانوسات خویش می‌باشد، نه فرزند طبیعت و مزاج خود و هرچه در آداب و رسوم مختلف انس بگیرد تا آنکه خوی و ملکه و عادات او شود سرانجام همان چیز جانشین طبیعت و سرشت او می شود.[۷]

برای انجام ‌کارهایی که هنوز به صورت عادت نشده است، مراحل چندی باید طی شود. ابتدا انجام آن عمل در پرده ذهن و صفحه مخیله انسان نقش می بندد، سپس شروع به سنجش و سبک و سنگین کردن مضار و منافع انجام آن امر می‌کند. پس از آن اگر انجام عمل را به نفع خویش بیابد، دستور انجام آن از سوی مغز صادر می شود و در پی دستور مذکور عضو مربوطه به انجام آن عمل اقدام می‌کند. این امر اگر هیچ مانعی در سر راه خود نبیند، به منصه ظهور می‌رسد.[۸]

حال اگر به کرات و دفعات چندی این عمل و این فرایند طی شود، در دفعات بعدی بر سرعت این فرایند افزوده می شود به نحوی که پس از مدتی، چند مرلحه از این مراحل طی نمی شود و تنها حاصل فرایند که همان انجام فعل توسط عضو مربوطه می‌باشد تحقق می پذیرد، ‌به این وضعیت عادت گویند. این وضعیت رفته رفته آنچنان استحکام می‌یابد که انحراف از آن باعث بر هم خوردن تعادل کل آدمی و ناراحتی دستگاه عصبی خواهد شد.[۹]

حالت جوامع بشری نیز ظاهراً به همین ترتیب است. امری در اثر تکرار زیاد به حالت عرف در آن جامعه متجلی و متظاهر می شود به نحوی که جامعه نمی تواند به راحتی عدم انجام آن را در موقع مقتضی نادیده انگارد و تحول آن ها موجب رخ دادن دگرگونی‌های بسیاری در مظاهر زندگی اجتماعی می‌گردد. به گفته ابن خلدون؛ «هنگامی که عادات و احوال بشر یکسره تغییر یابد، چنان است که گوئی آفریدگان از بن و اساس دگرگونه شده اند و سراسر جهان دچار تحول و تغییر گردیده است. گوئی خلقی تازه و آفرینشی نو بنیاد و جهانی تازه پدیدار آمده است»[۱۰] و باز از او ذکر شده است که، «انواع گوناگون عادات در نتیجه کثرت تکرار و مرور زمان رسوخ می‌یابد و آنگاه در زمره آئین های زندگی استوار می شود و در نسل های پی در پی ریشه می دواند و هرگاه آئینی استوار می‌گردد، منسوخ کردن آن بسی دشوار است.»[۱۱]

بهر حال وقتی پیدایش عادات را در زندگی اجتماعی در نظر می آوریم، متوجه می‌شویم که افراد در انتخاب راه حل های مختلفی که برای ارضاء احتیاجات آنان وجود دارد، آزادی کامل ندارند بلکه در حقیقت تا حد زیادی تابع تعلیم و تربیت اجتماعی خود هستند. هر اجتماعی طی قرنهای متمادی حیات خود، روش و طریقه مناسبی برای کوچک‌ترین و کم اهمیت ترین رفتار اجتماعی انتخاب ‌کرده‌است. در هر جامعه طرز تغذیه، آداب معاشرت و هزاران رفتار دیگر، هریک ماهیتی خاص دارد که مختص همان جامعه است. این رفتارها، اعتقادات و واکنش ها طی سالیان متمادی و تحت شرایط بسیار متنوع انتخاب شده و از طریق نهادهای مختلف فرهنگی به نوزادان جامعه انتقال می‌یابد و عاداتی که افراد از زمان تولد تا بلوغ کامل به دست می آورند، در واقع مشخص ماهیت کلی رفتار اجتماعی آن ها‌ است.

عامل دیگری که در پیدایش عادات ورسوم تاثیر کلی دارد آن است که افراد به طور دسته جمعی زندگی می‌کنند و رفتار و حالات هریک در دیگران تاثیر می‌گذارد و هریک از افراد جامعه رفتار خود را تا حد زیادی طوری تنظیم می‌کند که مورد علاقه و تصویب سایرین باشد و این امر نتیجه زندگی اجتماعی است که در ابتدا از طریق پدر و مادر و بعد به وسیله سایر نهادها و عوامل اجتماعی از قبیل زبان، تعلیم و تربیت و تأسیسات اجتماعی مشترک دیگر، حالات، روحیات و انتظارات ویژه ای را به افراد تحمیل می‌کند.

بند سوم: تفاوت عرف داخلی با عرف بین‌المللی و تجاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




۱ – ۵ – فرضیات تحقیق

فرضیه اصلی : بین ارزیابی عملکرد و بهبود نیروی انسانی رابطه معناداری وجود دارد

فرضیات فرعی :

۱ – بین ارزیابی عملکرد و قابلیت‌های فردی رابطه معناداری وجود دارد

۲ – بین ارزیابی عملکرد و خلاقیت رابطه معناداری وجود دارد

۳ – بین ارزیابی عملکرد و آموزش رابطه معناداری وجود دارد

۴ – بین ارزیابی عملکرد و انگیزش رابطه معناداری وجود دارد

۵ – بین ارزیابی عملکرد و رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد

۱ – ۶ – تعریف مفاهیم و اصطلاحات و متغیرهای پژوهش

ابعاد ارزشیابی عملکرد

یک نظام ارزیابی عملکرد خوب باید پنج ویژگی داشته باشد که شامل سادگی و قابل درک بودن به ویژه از دید کارکنان سازمان، منصفانه بودن، عینیت ‌به این معنی که حتی الامکان از قضاوت‌های ذهنی و ارزیابی‌های سلیقه‌ای جلوگیری کند، باز و گشوده بودن به نحوی که کارکنان از معیارها و شاخص‌های ارزیابی مطلع و آگاه باشند و مفید بودن ‌به این معنی که در طول زمان و پس از یک یا چند بار اجرا به بهبود رفتار و عملکرد کارکنان بیانجامد(ابوالعلایی،۱۳۸۹ ).

۱ ۰ منصفانه بودن: چنان‌ چه در امر قضاوت و ارزیابی کارکنان، اصول و روش‌های منطقی رعایت نگردد، بیم آن می رود که اثر احساسات زودگذر و همچنین اغراض شخصی نتایج ارزیابی را مخدوش سازد. انجام عملیات ارزیابی می باید خارج از حب و بغض و تبعیض انجام شود. بدیهی است چنان چه این امر در ارزشیابی کارکنان ملحوظ نگردد نتیجه جز ایجاد و حس محرومیت و ناکامی در کارکنان و تقلیل بازده کار و کاهش کارایی چیز دیگری را به دنبال نخواهد داشت .

۲ – عینیت: عینیت ‌به این معنی که حتی‌الامکان از قضاوت‌های ذهنی و ارزیابی‌های سلیقه‌ای جلوگیری کند و یا عبارت است از ارزشیابی‌هایی که توسط دیگران هم قابل تصدیق و تأیید باشد و از اعتبار بالایی برخوردار است و در مقابل آن ارزشیابی ذهنی عبارت است از ارزشیابی‌هایی که توسط دیگران قابل تصدیق و تأیید نمی‌باشند و از اعتبار کمتری برخوردارند.

۳ – مفید بودن: مفید بودن ‌به این معنی که در طول زمان وپس از یک یا چند بار اجرا به بهبود رفتار و عملکرد کارکنان بیانجامد (ابوالعلایی، ۱۳۸۹ ).

ابعاد بهبود نیروی انسانی (بهبود عملکرد)

۱- قابلیت‌های فردی: فیلپوت و همکاران(۲۰۰۲) قابلیت را به عنوان ترکیبی از مهارت‌ها، دانش و
نگرش‌های مورد نیاز برای انجام یک نقش بگونه‌ای اثربخش تعریف می‌کند. در این تعریف مؤلفه‌ نگرش‌ها به جای توانایی‌ها آمده است. در تعریفی دیگر، مؤلفه‌ انگیزه به جای این دو به تعریف افزوده شده است. تعریف هانستین(۲۰۰۰) به صورت زیر است: قابلیت عموماً به عنوان مجموعه رفتارها یا فعالیت‌های مرتبط، انواع دانش، مهارت‌ها و انگیزه هایی است که پیش نیازهای رفتاری، فنی و انگیزشی برای عملکرد موفقیت‌آمیز در یک نقش یا شغل مشخص به شمار می‌روند(انصاری ، ۱۳۸۸).

۲ – رضایت شغلی: بنا بر تعریف بالرز و همکارانش (۱۹۹۰)، رضایت شغلی عبارت است از احساسات فرد که نسبت به شغل یا تجارب شغلی اش در خصوص تجارب قبلی، انتظارات کنونی یا فرصت‌های شغلی دیگر دارد. چندان(۱۹۹۷)، نیز رضایت شغلی را میزان احساسات و نگرش‌های مثبت افراد نسبت به شغل خود می‌داند(اسدی و همکاران،۱۳۸۰).

۳ – خلاقیت: بنا به نقل الوانی (۱۳۸۵)، خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و تفکر است به عبارت دیگر خلاقیت به قدرت ایجاد اندیشه‌های نو اشاره دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو ‌و تازه است(الوانی، ۱۳۸۵).

۴ – آموزش: آموزش رسیدن به اهداف سازمان به توانایی کارکنان در انجام وظایف محوله و انطباق با محیط متغیر بستگی دارد. اجرای آموزش و بهبود نیروی انسانی سبب می‌شود تا افراد بتوانند متناسب با تغییرات سازمانی و محیطی، به طور مؤثر فعالیت‌هایشان را ادامه داده و بر کارایی خود بیفزایند. ‌بنابرین‏ آموزش و بهبود، کوششی مداوم و برنامه‌ریزی شده از جانب مدیریت سازمان جهت بهبود سطوح شایستگی کارکنان و عملکرد سازمانی است(میرسپاسی،۱۳۷۵).

۵ – انگیزش : انگیزش: عاملی است درونی که رفتار فرد را در جهت معینی هدایت می‌کند و راهنمای او برای گزینش کوششی از میان کوشش‌های ارادی وی می‌شود(نائلی،۱۳۷۳).

تعریف دیگر انگیزه ‌به این شکل می‌باشد که «میل به کوشش فراوان در جهت تامین هدف‌های سازمان به گونه‌ای که این تلاش در جهت ارضای برخی از نیازهای فردی سوق داده شود(استیفن پی رابینز۱۳۷۳).

۱ – ۷ – تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش

تعریف عملیاتی یعنی بر قرار ساختن ارتباط بین مفهوم و مصداق آن در واقعیت و دنیای عینی است. به عبارت دیگر در تعریف عملی، مفاهیم عام و کلی و انتزاعی و صفات نظری به مصادیق خاص تبدیل می‌شوند. تعریف عملی محقق را از مفهوم به مصداق می‌رساند و دستورالعمل اندازه‌گیری صفات اصلی مورد نظر در مفهوم را برای محقق روشن می‌سازد. پس تعریف عملیاتی یک نوع تعریف کاربردی و بومی شده با توجه به جامعه تحقیق است که در آن فرایندهای حرکت از ذهن به عین فراهم شده و مفاهیم دارای قابلیت اندازه‌گیری و سنجش می‌شوند(صفری شالی ،۱۳۸۶).

در پژوهش حاضر برای عملیاتی کردن متغیرهای قابل اندازه‌گیری با توجه به فرضیه‌های تحقیق بدین صورت تعریف می‌شوند:

۱ – ارزیابی عملکرد به عنوان متغیر مستقل در سه بعد منصفانه بودن، عینیت و مفید بودن سنجیده می‌شود که بعد منصفانه بودن با ۴ گویه و بعد عینیت با ۳ گویه و بعد مفید بودن با ۴گویه که در پرسشنامه تنظیم گردیده است .

۲ – بهبود نیروی انسانی در پنج بعد انگیزش، قابلیت‌های فردی، آموزش، خلاقیت و رضایت شغلی قابل سنجش است که بعد انگیزش با ۴ گویه، بعد قابلیت‌های فردی با ۵ گویه، بعد آموزش با ۵ گویه، بعد خلاقیت با ۵ گویه و بعد رضایت شغلی با ۵ گویه سنجیده می‌شوند که برای سنجش هر یک از
گویه‌ها از طیف لیکرت استفاده شده است که در آن به گزینه “خیلی کم” امتیاز ۱ و گزینه ” کم “
امتیاز ۲ ، گزینه ” متوسط ” ۳ ، گزینه “زیاد ” ۴ و گزینه “خیلی زیاد” امتیاز ۵ داده شده است. لازم به ذکر است که بهبود نیروی انسانی به عنوان متغیر وابسته می‌باشد. در مجموع ارزیابی عملکرد (متغیر مستقل) با ۱۱ گویه و بهبود نیروی انسانی (متغیر وابسته ) با ۲۴ گویه سنجیده می‌شوند.

۱ – ۸ – مدل مفهومی تحقیق

قابلیت‌های فردی

ارزیابی عملکرد

بهبود نیروی انسانی

انگیزش

خلاقیت

آموزش

رضایت

منبع : یافته های محقق

۱ – ۹ – خلاصه فصل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




بند سی ام: قابلیت پیش‌بینی ضرر[۲۳۴]

در رأی هادلی علیه باکسن دال (۱۸۵۴) بارون آلدرسون[۲۳۵] اصل مذکور را با شرایط زیر بنا نهاد : هنگامی که طرفین قراردادی را منعقد می‌کنند و سپس یکی عقد را نقض می‌کند ، خساراتی که طرف متضرر در رابطه با نقض قرارداد دریافت می کند ، شامل آن دسته از خساراتی شود که به طور عادلانه و منطقی قابل محاسبه هستند ، خواه به طور ذاتی و طبیعی ایجاد شده باشند ( بر اساس حالت طبیعی امور و به علت وقوع نقض قرارداد حادث شده باشند ) و یا به طور منطقی بتوان فرض نمود که خسارت ایجاد شده هنگام انعقاد عقد به عنوان نتیجه ناشی از نقض قرارداد در ذهنیت و تصور طرفین قرارداد وجو داشته است .

در رأی هادلی ، ‌خواهان ( آسیابان ) یک میل لنگ شکسته را جهت ارسال برای مهندسین مربوطه که در شهر گرینویچ[۲۳۶] قرار داشتند به متصدی حمل و نقل ( پیک فورد اند کو ) تحویل داد . آسیاب متعلق به خواهان تا پیش از آنکه مهندسین مربوط میلک لنگ شکسته را به عنوان نمونه مشاهده نمی کردند و بر طبق آن یک میل لنگ جدید تهیه نمی کردند ، قادر به ادامه کار نبود . متصدی حمل و نقل قرارداد را نقض کرد و پنج روز در تحویل تأخیر نمود . به همین علت آسیابان برای دریافت خسارت منافع از دست رفته به مدت ۵ روز طرح دعوا کرد . دادگاه بر اساس اصل بعید و دور از ذهن بودن خسارت ، دعوای خواهان را مردود اعلام کرد . با این استدلال که منافع از دست رفته آسیابان به طور ذاتی و طبیعی ایجاد نشده بود ، یعنی بر اساس حالت طبیعی امور به وجود نیامده بود زیرا متصدی حمل و نقل به طور منطقی انتظار داشت که آسیاب با یک میل لنگ یدکی تجهیز شود . همچنین منافع از دست رفته آسیابان از نوعی نبود که بتوان به طور منطقی فرض کرد که در ذهنیت و تصور متصدی حمل و نقل وجود داشته اند .

به عبارت دیگر به متصدی حمل و نقل هشدار خاصی داده نشده بود مبنی بر اینکه قید زمان در این قرارداد از حساسیت بالایی برخوردار است و ادامه کار آسیاب متوقف بر نصب میل لنگ جدید است .

فصل سوم: اجرای عین تعهدات در اسناد و کنوانسیون های بین‌المللی

مبحث اول: اجرای عین تعهد در کنوانسیون بیع بین‌المللی کالا ۱۹۸۰ و اینکو ترمز

گفتار اول: بیع بین‌المللی کالا ۱۹۸۰

فصل سوم از کنوانسیون مذکور ‌در مورد بیع کالا ، مواد ۲۵ الی ۸۸ به اجرای عین تعهد و ‌تعهدات بایع و خریدار می پردازد[۲۳۷] . در تعهداتی که بایع دارد ، ماده ۳۱ ، ۳۲ و ۹ این کنوانسیون اشاره به آن دارد . در صورتی که کالای تحویل شده با چیزی که در قرارداد ذکر شده منطبق نباشد ، ماده ۳۵ این کنوانسیون به آن اشاره دارد .[۲۳۸] پس باید مورد قرارداد سریعاً مورد بازرسی قرار گیرد تا بشود از این حق فسخ استفاده شود . در ماده ۴۴ این کنوانسیون خریدار حق دارد از ثمن به نسبت عدم انطباق بکاهد و یا خسارات را که وارد شده مطالبه نماید . در هر حال در مدت زمانی کمتر از دو سال باید این عدم انطباق اعلام گردد .

عدم انطباق حقوقی : ماده های ۴۱ و ۴۲ کنوانسیون آن را اعلام می دارند ، شامل موردی است که شخص ثالث نسبت به قرارداد ادعای مالکیت ، رهن و … دارد . و یا در مالکیت صنعتی هم همین طور است ، که ادعای افراد ثالث ناشی از مالکیت صنعتی باشد . و مقررات این کنوانسیون طبق ماده ۴۸ بر رفتار مسالمیت آمیز و حل روابط از طریق جبران خسارات است . در حد امکان سعی بر جلوگیری از فسخ و ابطال قراردادها و تعهدات می‌باشد .

تعهدات خریدار : ماده ۵۳ کنوانسیون ‌در مورد تعهدات خریدار می‌باشد . پرداخت ثمن پس از تحویل و قبض کالا از این موارد است . ماده ۵۵ به عرف تجاری در عدم تعیین ثمن و ضوابط آن اشاره دارد . در کشورهای کامن لا به همین طریق کنوانسیون عمل می شود . در سیستم فرانسوی و اسلامی این گونه نمی باشد . محل تادیه ثمن و تاریخ آن در مواد کنوانسیون مشروحاً اعلام شده است . ضمانت اجرای عدم اجرای تعهدات مشتری جبران خسارت می‌باشد . که به حقوق اسلامی نزدیک است تا به حقوق کشورهای کامن لا ، شیوه جبران خسارت را ماده ۲۸ کنوانسیون بدان پرداخته است . در اجرای عین تعهد در صورتی که در نظام قضایی دادگاه صلاحیتدار صدور حکم پیش‌بینی شده باشد ، به اجرای اجباری محکوم می شود . در کامن لا چنین چیزی پیش‌بینی نشده است . در خواست خسارات منوط به درخواست اجرای عین تعهد است . ماده ۶۳ کنوانسیون به مهلت اضافه و اعطای آن به بایع اشاره ‌کرده‌است .[۲۳۹] ماده ۷۱ و ۷۲ کنوانسیون در موردی است که متعهد به تعهد خود عمل نمی نماید ، که طرف او هم می‌تواند اجرای تعهدات خود را در عمل معلق به انجام توسط متعهد طرف دیگر نماید و یا فسخ قرارداد و تعهدات را اعلام نماید .[۲۴۰]

گفتار دوم : ‌بر اساس اینکو ترمز[۲۴۱]

در سال ۱۹۳۶ اتاق بازرگانی بین‌المللی ، اینکوترمز ( اصطلاحات بازرگانی بین‌المللی ) را مدون و چاپ نموده است . طرفین تعهدات می‌توانند به آن اشاره نمایند و در قرارداد صریحاً بعضی از موارد را تابع آن قرار دهند . اینکوترمز فقط به بخشی از تعهدات و روابط میان فروشنده و خریدار می پردازد ، شامل حمل و تحویل کالا می‌باشد . در موارد فسخ ، اجبار و برائت نکته ای ‌در مورد مسئولیت خریدار و فروشنده وجود ندارد و از این لحاظ جامعیت ندارد . چند اصطلاح رایج در اینکوترمز

۱- اصطلاح گروه E : می‌باشد . ( EX.works ) : فقط به تحویل کالا اشاره دارد . تحویل کالا به خریدار در محلی که در قرارداد ذکر اشاره شده است .

۲- گروه F.C.A.F ( named place ) Freecarvier : تحویل کالا به حمل کننده ای که از جانب خریدار تعیین می شود . در گروه F ( named prot of shipment ) ship Free Alongsido تحویل کالا در بندر بارگیری ، که از سوی خریدار تعیین شده است .

کالا جهت صدور ترخیص می‌گردد . در بندر بارگیری ، در کنار کشتی قرار می‌گیرد . تفاوت این دو در طریق حمل است . F.c.A از هر طریقی حمل امکان پذیر است . مورد بعدی فقط کشتی و آبراه ها می‌باشد .

FOB: Free on Boread (named port of shipment) ترخیص توسط فروشنده ، جهت صدور و تحویل کالا در بندر بارگیری ، روی عرشه کشتی می‌باشد . گروه C : C.I.F و C.I.P استفاده شده و به پرداخت بیمه کالا اختصاص دارد . C.F.R حمل کالا تا بندر مقصد بدون مسئولیت از بین رفتن و حوادث احتمالی آن و ترخیص توسط فروشنده جهت صدور می‌باشد . C.P.T مانند : C.F.R‌ با مسئولیت خطرهایی که متوجه کالا می‌باشد و هر گونه هزینه ای در این خصوص می‌باشد . گروه D‌ : گروه D بر خلاف گروه C حالت رسید دارد . مسئولیت رسیدن کالا به محل را دارد . در حالی که گروه C فقط به حمل و ارسال توجه دارد .

۱- Delived Atfrontiey: DAF : تحویل کالا در مرز پس از ترخیص می‌باشد .

۲- DES : Deleverad Exship : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بندر مقصد می‌باشد و مسئولیت کلیه هزینه ها و خطرها ، تا قبل از تخلیه دارد . DEQ : تحویل کالا در اسکله در بندر مقصد است . با مسئولیت کلیه هزینه ها و خطرهای تخلیه کالا می‌باشد .

۳- DDU : ِDelivered Dutyuhpaid : تحویل کالا در محل تعیین شده در مقصد به خریدار با مسئولیت خطرها و هزینه ها بدون عوارض و حقوق گمرکی و بدون ترخیص می‌باشد . مسئولیت قصور خریدار در ترخیص به موقع را نیز شامل می‌گردد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




برای رهبری خدمتگزار مؤلفه های متفاوتی توسط نظریه پردازان حوزه مدیریت رفتار سازمانی ارائه شده است که از میان آن ها به ده ویژگی اشاره می شود :

    1. گوش دادن[۱۴] : رهبران خدمتگزار برای شناسایی و تشخیص خواسته های گروه در سازمان سعی می‌کنند خوب بشنوند. همچنین از طریق نشانه های غیر کلامی ، پیام افراد را به طور مستقیم تفسیر می‌کنند( Zehiri et al,2013,p2153).

    1. همدلی[۱۵] : رهبران خدمتگزار تلاش می‌کنند تا با احساسات و عواطف دیگران همدلی کنند.

    1. بهبود بخشی[۱۶] :رهبران خدمتگزار قادر به تغییر دادن و هماهنگ کردن افراد هستند.

    1. آگاهی[۱۷] : آگاهی عمومی و خودآگاهی از محدودیت ها و نقاط قوت و ضعف ، یکی از مؤلفه های رهبر خدمتگزار است.

    1. اقناع[۱۸] : رهبران خدمت گزار بیشتر به ترغیب افراد می پردازند. همچنین آن ها در ایجاد توافق بین گروه به طور اثر بخش عمل می‌کنند.

    1. مفهوم سازی[۱۹] :مفهوم سازی به معنای توانایی نگاه کلی به یک مسأله می‌باشد. داشتن یک دور نمای مفهوم سازی شده باعث می شود که از فراسوی واقعیت روزانه به یک مسأله نگاه شود. رهبران خدمتگزار توانایی رؤیایی متعالی را دارند و می‌توانند بین گرایش های مفهومی درازمدت و کوتاه مدت تعادل مناسب ایجاد کنند.

    1. دوراندیشی و آینــده نگری[۲۰] : رهبران خدمتگزار از گذشته درس می گیرند.آنان واقعیت های زمان حال و پیامد های احتمالی یک تصمیم در آینده را درک می‌کنند.

    1. نظارت[۲۱]: رهبران خدمتگزار خود را ناظر بر افراد و منابعی می دانند که تحت سرپرستی آن ها ست.

    1. تعهد نسبت به رشد و پیشرفت دیگران [۲۲]: رهبران خدمتگزار فضایی را فراهم می‌کنند که ضامن رشد فردی ،حرفه ای و معنوی افراد باشد.

  1. برقراری ارتباط[۲۳]: رهبران خدمتگزار از اهداف افراد باخبر هستند .آنان آشکار و واضح سخن می‌گویند و در نتیجه، افراد پیام آنان را بهتر درک می‌کنند (Van Dierendonck, & Nuijten,2011,p255).

این مؤلفه ها در قلب مدیرانی که خواهان بهبود شرایط انسانی هستند به وفور مشهود است(نصر اصفهانی، نصر اصفهانی،۱۳۸۹،ص۱۴۹).

جدول۲-۲- ویژگی های رهبر خدمت گزار

ارزش قائل شدن برای افراد[۲۴] از طریق

اعتقاد به افراد

‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهای افراد قبل از نیازهای خود

گوش دادن مؤثر

توانمند سازی افراد[۲۵] از طریق

فراهم کردن شرایط برای یادگیری

ارائه مدل های رفتاری صحیح و درست

تشویق دیگران

ایجاد محیط دوستانه[۲۶] از طریق

برقراری روابط قوی،شخصی

همکاری کردن با دیگران

ارزیابی تفاوت های دیگران

نشان دادن اعتبار خود[۲۷] از طریق

باز بودن و پاسخگو بودن به دیگران

میل به یاد گرفتن از دیگران

حفظ درستی و اعتماد

ارائه رهبری خود[۲۸] از طریق

چشم انداز به آینده

ابتکار داشتن

آشکار کردن هدف

مأخذ: (نصر اصفهانی، نصر اصفهانی،۱۳۸۹).

۲-۱-۱۱- مدل های رهبـــری خدمتگزار

اگر رهبری خدمتگزار را متفاوت از دیگر اشکال رهبری بدانیم، باید قادر باشیم تا مشخصات،ویژگی ها ،مدل ها و رفتارهایی مجزا از سایر انواع رهبری را در چنین رهبرانی مشاهده کنیم. متاسفانه ادبیات مرتبط با بحث رهبری خدمتگزار نسبتاً نامشخص، مبهم و اغلب به صورت داستان و حکایت هستند. به‌هر حال به رغم محدودیت هایی که وجود دارد بررسی ادبیات رهبری خدمتگزار در منابع مختلف، اعم از مجلات، کتب و تحقیقات نشان می‌دهد که سازگاری کافی در آن ها وجود دارد تا بتوان ویژگی یا صفات را برای چنین رهبرانی استخراج کرد که متناسب با موضوع تحقیق، مهم ترین مدل هایی که وجود دارند، ارائه و بررسی خواهند شد(قرایی پور،۱۳۸۷،ص۴).

۲-۱-۱۱-۱- مدل اسپیرز[۲۹]

از مدیران ارشد مرکز گرین لیف از نوشته های گرین لیف، ده ویژگی رهبری خدمتگزار را استخراج ‌کرده‌است که عبارتند از:

۱٫گوش دادن ۲٫همدلی ۳٫بهبودبخشی ۴٫آگاهی ۵٫تشویق و ترغیب ۶٫مفهوم سازی ۷٫آینده نگری و دوراندیشی ۸٫خادمیت ۹٫تعهد به رشد افراد ۱۰٫ایجاد گروه.

با این وجود، بیان ‌کرده‌است هر چند که این ده مشخصه جزء ویژگی­های رهبری خدمتگزار می­باشند، اما ‌به این معنی نیست که همه ویژگی ها همین ده مورد باشد Spears,1998,p35)به نقل از قرایی پور، ۱۳۸۷).

۲-۱-۱۱-۲- مدل پیج و ونگ[۳۰]

پیج و ونگ (۲۰۰۰) چارچوبی را برای اندازه ­گیری رهبری خدمتگزار ارائه کرده‌اند. مدل آن ها شامل توجه به چهار حوزه رهبری است که خروجی آن ها اثر مثبتی بر جامعه و فرهنگ دارد:

۱- شخصیت: شخصیت رهبر و کاراکترهایی از شخصیت وی مورد توجه قرار می‌گیرد شامل شجاعت خدمتگزاری، روحیه خدمت رسانی به دیگران، کمال جویی و تعهد می‌باشد.

۲- روابط: انواع روابط، پیوندها و ارتباطاتی که رهبر با دیگران برقرار می‌کند، مورد توجه قرار می‌گیرد.

۳- وظیفه: رهبر برای اعمال رهبری باید وظایفی را انجام دهد که شامل خلق بینش و تصمیم گیری می شود.

۴- فرایند: در این حوزه بهبود فرایند های سازمانی مورد توجه قرار می‌گیرد که شامل تیم سازی و مدلسازی می شود.

آن ها از بررسی گسترده ادبیات رهبری خدمتگزار حدود ۲۰۰معیار شناسایى کردند و پس از حذف و ادغام به ۹۹ معیار نهایی دست یافتند و آن ها را در دوازده طبقه اصلی قرار دادند که عبارتند از کمال جویی، فروتنی، خدمت رسانی، توجه به دیگران، توانمندسازی کارکنان، توسعه کارکنان، بینش مداری، هدفگذاری، هدایت، مدلسازی، تیم سازی و تصمیم‌گیری مشارکتی.

کار نیمه تمام پیج و ونگ را با تجربه و تحلیل عاملی تکمیل کردند که عوامل از ۹۹ معیار به ۲۲معیار و از ۱۲طبقه به ۳ طبقه (بینش مداری، توانمندسازی و خدمت رسانی) تقلیل یافت(دنیس و وینستون،۲۰۰۳، صص۴۵۵-۴۵۹ به نقل از قرایی پور،۱۳۸۷).

۲-۱-۱۱-۳- مدل ونگ[۳۱]

ونگ در سال ۲۰۰۳، مدل قبلی خود را تکمیل کرد. در مدل وی، دوازده متغیر اصلی در چهار جزء اصلی ارائه شده است که مهم ترین متغیرهای هر جزء در جدول زیر نشان داده شده اند:

تحلیل درونی

تواضع

نوع سنجی

بینش

اعتماد

توانمدنسازی

خدمت دهی

تمایل درونی رهبر

تعهد به رهبر

عزت نفس

انگیزش

نوع دوستی و توجه به علائق رهبر

خدمت دهی

نمودار ۲-۱- متغیرهای مدل ونگ

۲-۱-۱۱-۴- مدل پترسون [۳۲]

مدل پترسون (۲۰۰۳) از هفت متغیر اصلی تشکیل شده است. او در این تئوری با تعریف ارزش‌های رهبری خدمتگزار، آن ها را سازه‌های[۳۳] رهبری خدمتگزار نامید. مهمترین ،سازه‌های رهبری خدمتگزار طبق نظریات پترسون عبارتند از: عشق الهی[۳۴] ،تواضع و فرتنی [۳۵]،نوع دوستی[۳۶] ، قابلیت اعتماد [۳۷] ، چشم انداز [۳۸] ، خدمت رسانی[۳۹] و توانمند سازی[۴۰] (نصر اصفهانی و همکاران ،۱۳۹۰،ص۱۰۹).رهبری خدمتگزار بر اساس این هفت سازه قرار دارد. در شکل یک مدل پترسون نشان داده شده است.

عشق الهی

تواضع

نوع دوستی

اعتماد

چشم انداز

توانمند سازی

خدمت رسانی

نمودار ۲-۲- مدل پترسون (پترسون،۲۰۰۵)

۲-۱-۱۱-۵- مدل راسل و استون[۴۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




۲-۲۰ مرحله نظارت و اجرا

به ندرت اتفاق می افتد که در پروژه ای تمام فعالیت‌ها از زودترین تاریخ شروع خود اجرا یا در دیرترین تاریخ خاتمه خود به پایان برسند یا مدت و هزینه واقعی اجرای آن ها با مدت و هزینه پیش‌بینی شده برابر باشد. همچنین در مراحل مختلف اجرای یک پروژه ممکن است فعالیت‌هایی به پروژه افزوده و یا فعالیت‌هایی ازآن کاسته شود. ‌بنابرین‏ کنترل و نظارت یک مرحله اساسی در مدیریت پروژه محسوب می‌گردد و به هنگام نمودن برنامه زمانبندی در پرودهای معین می‌تواند باعث بالا رفتن کیفیت نحوه انجام فعالیتهاگردیده و از تاخیرهای احتمالی جلوگیری نماید. به هنگام نمودن (Up Date) پروژه به معنی به هنگام کردن فعالیـتهای پروژه و روابط میان آن ها، به هنگام کردن اطلاعات زمانی فعالیت‌ها، به هنگام کردن اطلاعات هزطنه و منابع اجرایی فعالیت‌ها می‌باشد. در مرحله نظارت و کنترل وضعیت کنونی پروژه در پریود زمانی تعیین شده و میزان انحرافات از برنامه زمانبندی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و راهکارهایی جهت انجام پروژه حتی المقدور در تاریخ پایان پیش‌بینی شده آن و یا حداقل نزدیک به زمان مورد انتظار با کمترین مقدار افزایش هزینه ارائه می‌گردد. در این مرحله گزارشاتی از قبیل زمانبندی به هنگام شده، منحنی های تحلیل هزینه، هیستوگرام های مربوط به هزینه های مربوط به هزینه های مصرف شده و منابع مورد نیاز پروژه و نمودارهای پیشرفت تهیه می‌شوند؛ که این گزارشات و تحلیل های آن به مدیر پروژه کمک می‌کند تا بتواند صحیح و به موقع تصمیم گیری نماید.

۲-۲۱ تجزیه و تحلیل، ارزشیابی و ذخیره سازی اطلاعات پروژه

برنامه ریزی و کنترل پروژه وقتی می‌تواند مؤثر و مفید بوده و عملیات اجرائی آن را تسهیل نماید که به صورت نظام گرا و با نگرش سیستمی اجرا گردد. یکی از توانایی‌های سیستم ثبت و تجزیه و تحلیل نتایج حاصله از اجرای پروژه و تاثیر آن بر روند پیشرفت پروژه می‌باشد. کنترل پروژه علاوه بر اینکه نحوه پیشرفت مالی پروژه را مورد بررسی قرار می‌دهد در مقاطعی که مشکلاتی از قبیل افزایش بی مورد هزینه های اجرائی، کمبود منابع و مواد مورد نیاز، عدم اجراء فعالیت‌های کلیدی پروژه در تاریخ تعیین شده و … بروز نماید، مدیر پروژه را در تشخیص راه حل مشکل یاری می کند. راه حل مشکل در بسیاری از مواقع می‌تواند باعث زمانبندی و برنامه ریزی مجدد پروژه شود. ایجاد یک بانک اطلاعاتی و سیستم پشتیبان تصمیم در مرحله ارزشیابی پروژه می‌تواند بسیار مفید واقع شود. این سیستم باید شامل موارد زیر باشد: سیستم تدارکات و کنترل موجودی برای مواد مورد نیاز پروژه. سیستم بودجه بندی و مالی پروژه. سیستم بایگانی فنی اسناد و مدارک پروژه. سیستم مقایسات کیفی و تهیه و تأیید صورت وضعیت ها.· سیستم اطلاعاتی انبار جهت کنترل صحیح و کاهش هزینه ها. سیستم ذخیره و تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصله در مرحله کنترل پروژه. اگر پروژه را به صورت یک سیستم در نظر بگیریم که علاوه بر داده، ستاده و پردازش شامل بازخورها (Feedback) نیز می‌باشد، در مرحله کنترل این بازخورها پس از بررسی و ذخیره سازی می‌توانند به عنوان اطلاعاتی ارزشمند در جهت تسهیل برنامه ریزی و اجراء پروژه های بعدی و راهبری سیستم برنامه ریزی و کنترل پروژه در چرخه حیات آن مفید و مؤثر واقع شوند.

۲-۲۲ مراحل اجرایی فعالیت‌های مربوط به برنامه ریزی و کنترل پروژه

برنامه ریزی پروژه شامل موارد زیر می‌باشد:

۱- دریافت اطلاعات و داده های مورد نیاز در امر برنامه ریزی و کنترل پروژه از کارفرما شامل:

· اهداف، سیاست‌ها و خط مشی های کارفرما. اطلاعات کامل ‌در مورد وضعیت موجود واحد اجرایی پروژه. نسخه ای از قرارداد فیمابین کارفرما و پیمانکاران. نقشه های اصل و نقشه های مهندسی. اطلاعات لازم دررابطه با وضعیت سفارش درراه بودجه مصوب سالانه ازقسمتهای ذیرربط کارفرما

۲ – طراحی و ارسال نظام جمع‌ آوری و گردش اطلاعات در امر برنامه ریزی و کنترل پروژه شامل:

· نمودارهای گردش اطلاعات. فرمت فرمهای ثبت اطلاعات و تعداد نسخ هر فرم. دستورالعمل استفاده از هر فرم.

۳ – شناسایی نرم افزارهی موجود کنترل پروژه و انتخاب نرم افزار مناسب.

۴ – تعیین تمام وقایع و رخدادهای اجرایی پروژه (Milestones).

۵ – مشخص نمودن فاز بندی اجرای پروژه.

۶ – شکستن هر فاز به جزییات و طراحی و ارسال WBS پروژه.

۷ – طراحی و ارسال برنامه زمانبندی جامع پروژه که منعکس کننده منطق اجرایی پروژه، اولویتها و سیاست‌های مدیریت پروژه و رخدادهای اجرائی پروژه می‌باشد.

۸ – دریافت برنامه زمانبندی اجرای فعالیت‌های هر پیمانکار به همراه اطلاعات منابع و نیروی انسانی به تفکیک هر فعالیت.

۹ – طراحی و ارسال برنامه زمانبندی تفصیلی پروژه، منعکس کننده کلیه فعالیت‌های اجرایی پروژه از آغاز تا پایان به همراه برآورد منابع لازم برای اجرای هر فعالیت شامل موارد ذیل: معرفی فعالیت.· تعریف روابط تقدم و تاخر فعالیت ها. زمان پیش‌بینی شده برای اجرای فعالیت. منابع ونیروی انسانی مورد نیاز جهت اجرای هر فعالیت. شبکه زمانی پروژه که به وسیله کامپیوتر پردازش گردیده است. آنالیز زمانی شبکه، تعیین مسیر بحرانی و شناسایی فعالیت‌های بحرانی. تسطیح منابع در صورت لزوم. انواع جداول هیستوگرام لازم در جهت معرفی پروژه.

۱۰ – تعیین و توافق برروی پریودهای کنترل پروژه.

۲-۲۳ کنترل پیشرفت فعالیت‌ها

۱ – دریافت گزارشات دورهای پیشرفت فعالیت‌های اجرایی پروژه ازمشاوران اجراوپیمانکاران مربوطه.

۲ – انجام بازدیدهای موردی از نحوه پیشرفت اجرایی و اعمال کنترل‌های لازم.

۳ – دریافت اطلاعات مربوط به وضعیت خرید، سفارشات و دریافت مواد و تجهیزات پروژه از بخش‌های مربوطه در سازمان کارفرما به صورت دوره ای.

۴ – دریافت صورت وضعیت مصوب هر پیمانکار.

۵ – انتقال اطلاعات پیشرفت اجرای هر فعالیت به کامپیوتر جهت پردازش و با بهره گرفتن از نرم افزار تخصصی برنامه ریزی و کنترل پروژه.

۶ – تهیه گزارشات دوره ای از پیشرفت اجرای پروژه، مصرف منابع و هزینه ها در مقایسه با برنامه زمانبندی اولیه درقالب انواع مختلف جداول هیستوگرام ونمودارهای میله ای و S–Curves(گزارش تحلیلی).

۷ – ارسال گزارشات تحلیلی مورد نیاز کارفرما.

۸ – تهیه گزارش وضعیت سفارشات درراه و اعلام عواقب تاخیرات احتمالی این مسئله دراجرای پروژه.

۹ – بهنگام نمودن زمانبندی تفصیلی، برنامه زمانبندی جامع،WBS ‌و وقایع کلیدی پروژه درمواردزیر:

· تغییر در سیاست و استراتژی کارفرما در اجرای پروژه.· تأخیر در اجرای فعالیت‌های دارای شناوری کم که موجب افزایش زمان اجراء پروژه می‌گردد. ایجاد تغییرات در تاریخ وقایع کلیدی

۱۰ – ارسال برنامه زمانی بهنگام شده تفصیلی پروژه به همراه سایر اطلاعات لازم و پیشنهادات مشاور برنامه ریزی و کنترل پروژه جهت ممانعت از بروز تاخیرات و بررسی و تصویب آن تصویب آن توسط کارفرما.

۲-۲۴ مهندسی ارزش در پروژه های عمرانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




توانمندسازی روان­شناختی یک مفهوم انگیزشی است که شامل چهار بعد: احساس شایستگی، احساس آزادی عمل، احساس معنی­دار بودن و احساس موثربودن ‌می‌باشد که این ابعاد انعکاس دهنده ادراکات فرد نسبت به نقش خویش درشغل و سازمان ‌می‌باشد. در حقیقت، اسپریتزر با تمرکز بر رویکرد شناختی به دنبال توسعه یک شبکه قانونمند توانمندسازی در محیط کار بود. در مدل اسپریتزر، توانمندسازی نه به عنوان نتیجه یک فرایند، بلکه به عنوان عاملی که از یک سو تحت تاثیر عوامل محیطی و سازمانی فردی قرار دارد و از طرف دیگر می ­تواند به عنوان عاملی مؤثر در اثربخشی سازمان عمل کند، نگریسته می­ شود. از این منظر توانمندسازی دارای کارکردی سازمانی است که تحت تاثیر فرهنگ جامعه قابلیت ارتقاء، اثربخشی و کارایی سازمان را دارد(اسپریتزر، ۱۹۹۵).

توانمندسازی روان­شناختی عبارت است از فرایند افزایش انگیزش درونی نسبت به انجام وظایف محوله در چهار بعد شناختی مؤثر بودن، شایستگی، معنی­داربودن و داشتن حق انتخاب(توماس و ولتهوس[۲۹]، ۱۹۹۰).

منابع انسانی دارای ظرفیت­های بالقوه­ای از خودگردانی و کارتیمی می­باشند و موفقیت سازمان به میزان قابل توجهی تابع رشد و به کارگیری کامل این ظرفیت­هاست. کارکردهای روان­شناختی در سازمان­ها به عنوان یک رویکرد فرایندمحور سازمانی از مدیران می­خواهد که استعدادهای خاص هر فرد را تشخیص و رشد دهند، محیطی باز و قابل اعتماد برای آنان فراهم سازند، موانع جو مشارکتی و اظهارنظرهای فردی را برطرف نمایند، مسئولیت را به رده ­های پائین­تر تفویض کنند و کارتیمی را تشویق نمایند. محور اصلی این رویکرد این است که مدیران با ایجاد فرصت­هایی برای کارکنان با هدف تأمین رضایت درونی آن ها، می ­توانند سطوح بالاتری از تغییر و نوآوری فردی و تعهد جمعی را محقق سازند(افشارفر، عباس­پور و حجازی، ۱۳۹۰).

در یکی از منابع اخیر از توانمندسازی روان­شناختی به عنوان یک احساس کنترل شخصی از درک کار نام برده ­اند(شپیرا و زمک[۳۰]، ۲۰۱۴) در واقع توانمندسازی را از دیدگاه کارکنان می نگرند، توانمندسازی، وضعیت روان­شناختی کارکنان را انعکاس می­دهد(ارگنل و همکاران، ۲۰۰۷).

ابعاد تونمندسازی روان­شناختی

توانمندسازی توسط دانشمندان زیادی در علم مدیریت مورد مطالعه قرار گرفته که اکثر این دانشمندان(اسپریتزر، توماس و ولتهوس، کانگر و کاننگو، و میشرا) ابعاد مختلفی از توانمندسازی را در نظر گرفته و مدل­های مختلفی را ارئه دادند که یکی از این مدل­های مشهور به مدل توانمندسازی روان­شناختی اسپریتزر است ابعاد این مدل برای اولین بار توسط توماس و ولتهوس مطرح شد(منون، ۲۰۰۱).

بیشترین مطالعات تجربی ‌در مورد این چهاربعد توسط اسپریتزر مطرح گردید و اسپریتزر با مطالعات خود در دانشگاه کالیفرنیا این چهار بعد را به عنوان ابعاد توانمندسازی روان­شناختی شناسایی کرد(مووی، هنکین و اگلی[۳۱]، ۲۰۰۵).

این ابعاد، اقدامات خاص مدیریتی نیستند، بلکه منعکس کننده­ تجربیات یا باورهای کارکنان ‌در مورد نقش آن­ها در سازمان هستند. ‌بنابرین‏ توانمندسازی چیزی نیست که مدیران برای کارکنان انجام دهند، بلکه طرز فکر کارکنان ‌در مورد نقش آن­ها در سازمان است(حسین­بر، کرد، سالارزهی و محمدپور، ۱۳۹۲).

ابعاد توانمندسازی روان­شناختی را با توجه به تحقیقات گذشته به ابعاد زیر تقسیم کرده ­اند: احساس شایستگی، احساس معنی­داری، احساس حق انتخاب، احساس تاثیر(استوارت.، ریتا مک نالتی، کوین گریفین و فیتزپاتریک[۳۲]، ۲۰۱۰).

۱) احساس شایستگی[۳۳](احساس خوداثربخشی)[۳۴]: اشاره به احساس خودکارآمدی یا آن دسته از ویژگی­هایی که باعث می­ شود فرد کارهای خود را به طور موفقیت­آمیزتری انجام دهد، دارد( چو و فیرمن[۳۵]، ۲۰۱۰). این بعد زمانی که فرد دانش، توانایی، مهارت و تعلیم لازم را داشته باشد، نمایان­تر است(آمیچی و مککنا[۳۶]، ۲۰۰۸). افراد توانمند احساس ‌می‌کنند قابلیت و تبحر لازم را برای انجام موفقیت­آمیز یک کار دارند. افراد توانمند نه تنها احساس شایستگی، بلکه احساس اطمینان ‌می‌کنند که می ­توانند کار را با کفایت انجام دهند(همان). این احساس بر چگونگی برخورد آن ها در موقعیت­های مختلف شغلی تاثیرگذار خواهد بود و باعث می­ شود به طور حساب شده و حرفه­ای با مسائل و مشکلات برخورد کنند(کالینز – مایکل، دواین[۳۷]، ۲۰۰۹).

آنان احساس خودبرتری[۳۸] کرده و معتقدند می ­توانند برای رویارویی با چالش­های تازه بیاموزند و رشد یابند. بعضی از نویسندگان بر این باورند که این ویژگی مهم­ترین عنصر توانمندی روان­شناختی است، زیرا داشتن احساس خود اثربخشی است که منجر به پشتکار و تلاش افراد برای انجام دادن امور دشوار می­ شود. در واقع این احساس مشمول باور فرد نسبت به قابلیت­هایش برای انجام موفقیت­آمیز وظایف محوله است. چنانچه فرد بتواند وظایفش را با مهارت تام انجام دهد احساس مثبتی نسبت به لیاقت خود کسب خواهد کرد و این به مفهوم روحیه چالش برانگیز خود در رویارویی با مسائل و برتری­های وی در انجام کار است. این احساس زمانی قوت ‌می‌گیرد که یک فرد توانایی، تبحر، دانش و آموزش لازم برای انجام کار را داشته باشد(آمیچی و مککنا، ۲۰۰۸). سه شرط لازم یرای احساس شایستگی را ۱٫ باور ‌به این که توانایی انجام کار را دارند ۲٫ باور ‌به این که ظرفیت به کار بستن تلاش لازم را دارند ۳٫ باور ‌به این که هیچ مانع خارجی آن ها را از انجام دادن کار مورد نظر باز نخواهد داشت می­دانند(دیمیتردس[۳۹]، ۲۰۰۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




زن

۵/۸۶۱۴۱مرد۰/۱۰۰۱۶۳مجموع

.

شکل۴-۴ : درصد فراوانی آزمودنی­ها بر حسب جنسیت

۴-۳- بررسی پایایی پرسشنامه با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ

میزان پایایی را با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ برای هر کدام از متغیرهای پژوهش(اختیارات سرمایه‌گذاری، عدم اطمینان، نرخ بهره بدون ریسک، کیفیت اطلاعات در دسترس و هزینه های سرمایه‌گذاری) به شرح زیر به دست آورده‌ایم، از آنجایی که آلفای کرونباخ متغیرهای پژوهش همه در سطح بالایی به دست آمده‌اند، ‌بنابرین‏ قابلیت اعتبار یا پایایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. نتایج در جدول ۴-۵ آمده است.

جدول ۴-۵ : ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای پژوهش

متغیرهای پژوهش
ضریب آلفای کرونباخ

اختیارات سرمایه‌گذاری

۸۷۹/۰

عدم اطمینان

۷۴۱/۰

نرخ بهره بدون ریسک

۶۹۹/۰

کیفیت اطلاعات در دسترس

۶۹۸/۰

هزینه های سرمایه‌گذاری

۷۹۵/۰

۴-۴- بررسی متغیرهای اصلی پژوهش

داده های پرسشنامه علمی هستند، داده های مربوط به متغیرهای مستقل[۴۲] مانند: عدم اطمینان، نرخ بهره بدون ریسک، کیفیت اطلاعات در دسترس و هزینه های سرمایه‌گذاری و متغیر مستقل که همان میزان کاربرد اختیارات سرمایه‌گذاری است توسط سوال از مدیران شرکت‌ها سنجیده شده است و میانگین[۴۳] و انحراف معیار[۴۴] متغیرهای اصلی پژوهش در جدول ۴-۶ آمده است.

جدول ۴-۶ : میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش

متغیرهای پژوهش
میانگین
انحراف معیار

کاربرد اختیارات سرمایه‌گذاری

۵۷/۲
۵۳۴/۰

عدم اطمینان

۴۸/۲
۷۶۱/۰

نرخ بهره بدون ریسک

۶۳/۲
۵۹۳/۰

کیفیت اطلاعات در دسترس

۵۷/۲
۸۰۵/۰

هزینه های سرمایه‌گذاری

۵۹/۲
۵۴۹/۰

۴-۵- بررسی فرضیه‌های پژوهش

در ابتدا باید برای پذیرش و یا رد فرضیه‌های تحقیق با استفاده ضریب همبستگی پیرسون همبسته بودن متغیرها را نشان می‌دهیم و در ادامه برای متغیرهای مستقلی که با متغیر کاربرد اختیارات سرمایه‌گذاری همبسته هستند رگرسیون خطی را انجام می‌دهیم.

۴-۵-۱- ضریب همبستگی پیرسون بین متغیر استفاده از اختیارات سرمایه‌گذاری و سایر متغیرهای مستقل

ضریب همبستگی[۴۵]، آماره‌ای است که جهت اندازه‌گیری قدرت یا درجه‎ی یک رابطه خطی بین دو متغیر به کار می‎رود. مشهورترین ضریب همبستگی، همبستگی پیرسون[۴۶] است. این ضریب به گونه‎ای تعریف شده است که مقادیری بین ۱- تا ۱ را می‎گیرد. هر چه مقدار آن بدون توجه به علامت آن بزرگتر باشد، میزان همبستگی دو متغیر بیشتر است. زمانی یک همبستگی کامل رخ می‎دهد که بتوان مقدار یک متغیر را از روی مقدار متغیر دیگر دقیقا پیش‎بینی کرد. در این حالت ضریب همبستگی پیرسون ۱ یا ۱- خواهد بود. هنگامی که رابطه بین دو متغیر وجود ندارد، ضریب پیرسون تقریبا صفر خواهد شد(آذر،۴۷،۱۳۸۵)

ضریب همبستگی پیرسون بین متغیر کاربرد اختیارات سرمایه‌گذاری و سایر متغیرهای مستقل در جدول ۴-۷ آمده است، با توجه به اینکه p-مقدار[۴۷] به دست‌آمده مربوط به همه آزمونها در جدول ۴-۷ ، از ۰۵/۰ کمتر است، پس نتیجه می‌گیریم که بین متغیر کاربرد اختیارات سرمایه‌گذاری و هر چهار متغیر مستقل رابطه خطی وجود دارد، که مقدار همبستگی‌ها نیز در جدول آمده است.

در واقع ما آزمون زیر را انجام می‌دهیم:

r، مقدار همبستگی بین دو متغیر را نشان می‌دهد و H0 یعنی بین دو متغیر هیچ رابطه خطی وجود ندارد، و چون در اینجا برای هر چهار آزمون سطح معنی‌داری حاصل از آزمون از۰۵/۰ کمتر شده پس در همه چهار آزمون فرضیه H0 رد می‌شود و نشان‌دهنده رابطه خطی بین متغیر کاربرد اختیارات سرمایه گذاری و چهار متغیر وابسته دیگر است.

جدول ۴-۷ : ضریب همبستگی پیرسون

کاربرد اختیارات سرمایه‌گذاری
متغیرهای مستقل
ضریب همبستگی
p-مقدار
عدم اطمینان
۷۸۷/۰
۰۰۰/۰
نرخ بهره بدون ریسک
۸۲۳/۰
۰۰۰/۰
کیفیت اطلاعات در دسترس
۷۸۹/۰
۰۰۰/۰
هزینه های سرمایه‌گذاری
۷۵۲/۰
۰۰۰/۰

حال با توجه به اینکه متغیر کاربرد اختیارات سرمایه‌گذاری و همه چهار متغیر مستقل دیگر همبسته هستند از رگرسیون خطی استفاده شده است، ‌بنابرین‏ باید پیش‌فرض‌های مدل رگرسیون خطی رعایت شده باشند. در هر مدل رگرسیون خطی چند پذیره داریم که با فرض درستی آن ها نتایج رگرسیون معتبر هستند. باقیمانده‌ها[۴۸]، تفاوت بین مقدار مشاهده شده متغیر وابسته[۴۹] و مقداری که توسط خط رگرسیون پیش‌بینی می‌شود، هستند. بخش مهمی از آنالیز رگرسیون[۵۰] بررسی پذیره‌های رگرسیون یعنی خطی بودن، نرمال بودن، ثابت بودن واریانس و مستقل بودن مشاهدات است. با بررسی توزیع باقیمانده‌ها و روابط آن با سایر متغیرها می‌توان صادق بودن فرضهای رگرسیون را تعیین نمود.

تذکر: همه فرضیه‌های تحقیق پذیرفته شده‌اند، در بخش بعد در ابتدا به دنبال ارائه یک رابطه خطی تک متغیره بین متغیر کاربرد اختیارات سرمایه گذاری و چهار متغیر مستقل دیگر هستیم و سپس رگرسیون خطی چند متغیره[۵۱] بین متغیر کاربرد اختیارات سرمایه گذاری و چهار متغیر مستقل دیگر ارائه می‌دهیم.

۴-۵-۲- ایجاد مدل رگرسیون برای متغیر کاربرد اختیارات سرمایه گذاری و متغیر عدم اطمینان محیطی

۴-۵-۲-۱- بررسی نرمال بودن

برای بررسی اینکه آیا یک نمونه متعلق به جامعه نرمال می‌باشد، می‌توان از نمودارهایی که به وسیله گزینه نمودارهای احتمال نرمال در نرم‌افزار SPSS قابل دسترس می‌باشند، استفاده کرد. اگر داده ها مربوط به نمونه‌ای از یک جامعه نرمال باشند، انتظار داریم که نقاط کم و بیش روی یک خط مستقیم قرار بگیرند. نمودار ۴-۵، نمودار P-P[52] را نشان می‌دهد. در نمودار مذکور روندی مشاهده نمی‌شود، ‌بنابرین‏ فرض نرمال بودن مدل پذیرفته می‌شود.

همچنین با بهره گرفتن از مشاهده نمودار فراوانی باقیمانده‌های استاندارد شده(نمودار ۴-۶) می‌توان نرمال بودن توزیع داده ها را بخوبی مشاهده نمود.

شکل۴-۵ : نمودار P-P مربوط به مدل

شکل۴-۶ : نمودار هیستوگرام مربوط به مد

۴-۵-۲-۲- بررسی ثابت بودن واریانس

برای بررسی ثابت بودن واریانس متغیر وابسته برای تمام متغیر مستقل، می‌توان از نمودار باقیمانده‌های استاندارد شده در مقابل مقادیر پیش‌بینی شده استفاده نمود. اگر واریانس ثابت باشد، الگویی در نقاط مربوط به داده ها مشاهده نخواهد شد. باید چنین بنظر برسد که اکثر باقیمانده‌ها به صورت تصادفی اطراف خط افقی صفر پراکنده شده‌اند.

شکل۴-۷ : آزمون ثابت بودن مدل (پراکنش متغیر وابسته)

۴-۵-۲-۳- بررسی خطی بودن

نخستین گام در تحلیل رگرسیون، رسم نمودار پراکنش متغیر وابسته در مقابل متغیر مستقل است. تنها هنگامی باید یک مدل رگرسیون خطی را پردازش کرد که در این نمودار نقاط اطراف یک خط مستقیم جمع شوند که در شکل ۴-۸ این امر کاملا واضح است.

شکل۴-۸ : آزمون خطی بودن واریانس مربوط به مدل

۴-۵-۲-۴- بررسی مستقل بودن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




کلیات تحقیق

۱-۱- مقدمه

مسئله ­های زمان­بندی و برنامه­ ریزی، سازگارسازی و هماهنگ نمودن مجموعه ­ای از نهاد­ها مانند رخدادها، فعالیت­ها، افراد، ابزار و دستگاه­ها، خودروها، مکان­ها و مانند این­ها در یک الگوی مکان- زمان است. در این دسته از مسئله­ ها هدف این است که منابع در دسترس به بهترین روش ممکن مورد بهره ­برداری قرار گیرند و محدودیت­ها و شرایط موجود مورد توجه قرار گرفته و برآورده شوند (مسعودیان و استکی، ۱۳۸۸). مسائل زمان­بندی ماهیتاً مسائل پویایی بوده و لحاظ نمودن انواع انعطاف پذیری­ها منجر به رفع مشکلات گلوگاهی، بهبود عملکرد سیستم و ایجاد مزیت رقابتی می­شوند (نهاوندی و عباسیان، ۱۳۸۹). زمان­بندی کلاس­ها در سطح دانشگاه بسیار پیچیده است، این بدان علت است که در زمان­بندی کلاس­های دانشگاه، عامل­های زیادی اثرگذار هستند و شمار و انواع زیادی از محدودیت­ها نیز باید برآورده شوند (بابایی زاده، ۱۳۹۰).

در این مسئله­ ها سعی بر این است که مجموعه ­ای از منابع معین، متشکل از کلاس­ها، اساتید دروس تحت شرایط خاص به مجموعه ­ای از ساعت­های درسی اختصاص یابد. ‌بنابرین‏، لزوم در نظر گرفتن متغیر­های متناظر با دروس، اساتید، کلاس­ها، روزهای هفته و ساعات قابل برنامه­ ریزی در روز سبب می­ شود که با یک مسئله برنامه­ ریزی ریاضی از نوع برنامه­ ریزی غیر­خطی صفر و یک مواجه باشیم که حتی نرم افزار­های قوی نیز نمی ­توانند آن را در زمان کم حل کنند، ‌بنابرین‏ الگوریتم­های فراابتکاری مورد توجه قرار ‌گرفته‌اند که بتوانند مسائل بهینه­ سازی با ابعاد بزرگ را با زمان اجرای مناسب تا حدودی حل کنند (خلیلی و منصورزاده، ۱۳۸۵).

از میان الگوریتم­های فرا­ابتکاری الگوریتم ژنتیک یکی از قوی­ترین و پرکاربرد­ترین الگوریتم­ها در مسائل جستجو و بهینه­ سازی است. یکی از دلایل محبوبیت الگوریتم­های ژنتیکی عدم نیاز به مدل ریاضی سطح بالا و پیشرفته ‌می‌باشد، این الگوریتم­ها از قانون تکامل پیروی ‌می‌کنند. عمل تکامل توسط آمیزش کروموزوم­ها و عمل جهش بر روی آن­ها انجام می­ شود و کروموزوم­هایی که دارای برازندگی بیشتری هستند شانس بیشتری برای انتقال به نسل­های بعد را دارند (مسعودیان و استکی، ۱۳۸۸).

۱-۲- بیان موضوع

با توجه به تعداد روزافزون دانشجویان، رشته­ های جدید، کمبود کلاس­ها، اتاق­های کنفرانس و آزمایشگاه­ها و تعداد رو به افزایش درس­های ارائه شده برای دانشجویان، برنامه­ ریزی با محدودیت­های بسیاری برای ساخت یک جدول مناسب مواجه خواهد بود (مسعودیان و استکی، ۱۳۸۸).

از این رو انتخاب این موضوع با توجه به محدودیت­های بسیار زیاد، به جهت استفاده صحیح از منابع مختلف موجود در دانشگاه­ها و مراکز آموزشی از اهمیت خاصی برخوردار است.

این پژوهش با توجه به موارد اشاره شده فوق و افزایش تعداد رشته­ ها و دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد پذیرفته شده در هر نیمسال تحصیلی در دانشگاه علم و هنر یزد، با ارائه یک مدل ریاضی و حل آن با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک سعی در تحقق اهداف موجود در مسئله زمان­بندی دارد.

مسئله برنامه­ ریزی دروس دانشگاهی از جمله مسائل NP-hard است که به لحاظ تاثیر عوامل بسیار و وجود محدودیت­های مختلف از مشهورترین مسائل بهینه­ سازی است (راستگارامینی، ۱۳۹۱). یکی از دسته­های خاص مسائل زمان بندی را جدول­بندی زمانی می­نامند. جدول­بندی زمانی، در واقع زمان­بندی مجموعه ­ای از رویدادهای هم­پیوند، در کم­ترین بازه ­های زمانی است به گونه ­ای که منابع مورد نیاز، همزمان توسط بیش از یک رویداد استفاده نشوند (دتین و همکاران، ۲۰۰۹٫م).

در این مسئله سعی بر این است که مجموعه ­ای از منابع معین، متشکل از کلاس­ها، اساتید و دروس تحت شرایط خاص به مجموعه ­ای از ساعت­های درسی اختصاص یابد (خلیلی و منصورزاده، ۱۳۸۵). با توجه به توضیحات و پیچیدگی مسئله، روش­های مختلفی برای حل این مسئله در مقالات مختلف پیشنهاد شده است (غافری، ۱۳۸۷)، مانند برنامه­ ریزی­های خودکار (باشی زاده، ۱۳۹۱) و در نظرگیری معیار­های ارزیابی نظیر ترجیحات اساتید ­(­اولویت زمانی و اولویت درسی­) و رعایت محدودیت­هایی مانند تعداد ظرفیت کلاس­ها ‌می‌باشد (راستگار­امینی، ۱۳۹۱).

در مسئله زمان­بندی کلاس­های دانشگاه، این محدودیت­ها به دو دسته محدودیت­های سخت و محدودیت­های نرم گروه بندی می­شوند. محدودیت­های سخت، محدودیت­هایی هستند که در هر زمان­بندی، باید رعایت شوند. اگر یک زمان­بندی، این دسته از محدودیت­ها را نقض کند، آن زمان­بندی پذیرفتنی نخواهد بود. هر چه این محدودیت­ها بیشتر برآورده شوند، زمان­بندی به دست آمده از مطلوبیت بیشتری برخوردار خواهد بود (بابایی زاده، ۱۳۹۰).

الگوریتم ژنتیک یکی از قوی­ترین و پرکاربردترین الگوریتم­ها در مسائل جستجو و بهینه­ سازی است. یکی از دلایل محبوبیت الگوریتم­های ژنتیکی عدم نیاز به مدل ریاضی سطح بالا و پیشرفته ‌می‌باشد، این الگوریتم­ها از قانون تکامل پیروی ‌می‌کنند. عمل تکامل توسط آمیزش کروموزوم­ها و عمل جهش بر روی آن ها انجام می­ شود و کروموزوم­هایی که دارای برازندگی بیشتری هستند، شانس بیشتری برای انتقال به نسل­های بعد را دارند یکی از دلایل محبوبیت الگوریتم­های ژنتیکی عدم نیاز به مدل ریاضی سطح بالا و پیشرفته ‌می‌باشد (مسعودیان و استکی، ۱۳۸۸). این الگوریتم­ها بر روی یک سری از جواب­های مسئله، به امید به دست آوردن جواب­های بهتر، قانون بقای بهترین را اعمال می­ کند. در هر نسل به کمک فرایند انتخابی متناسب با ارزش جواب­ها و تولید مثل جواب­های انتخاب شده به کمک عملگرهایی که از ژنتیک طبیعی تقلید ‌شده‌اند، تقریباً جواب­های بهتری از جواب نهایی به دست می ­آید (باوی و صالحی، ۱۳۸۹).

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

مسئله زمان­بندی کلاس­های دانشگاه، چالشی جدی برای مدیران دانشگاهی در هر نیم­سال تحصیلی است، زیرا در این­گونه مسائل با محدودیت­های فراوانی مواجه خواهیم بود، تمامی محققان در این زمینه اتفاق نظر دارند که مسئله جدول­های زمانی دارای فضای پاسخ نمایی بوده و مانند تمامی مسائل NP-hard نیاز به استفاده از الگوریتم­های هوشمند جهت حل آن اجتناب ناپذیر است (غافری، ۱۳۸۷).

دستیابی به یک برنامه زمان­بندی پذیرفتنی که محدودیت­های سخت را برآورده نماید و بتواند محدودیت­های نرم را تا حد ممکن برآورده کند، کاری بس دشوار و بسیار زمان­بر است (بابایی زاده، ۱۳۹۰). ‌در مورد محدودیت­های سخت ‌می‌توان به قوانین و مقررات آموزشی اشاره نمود که این گونه محدودیت­ها حتماً باید در نظر

گرفته شوند زیرا نشان­دهنده اهمیت نحوه برنامه­ ریزی درسی ‌می‌باشد (حاجی یخچالی، ۱۳۷۸)، و رعایت نکردن این قوانین و مقررات به عنوان محدودیت­های سخت نشان­دهنده نامعتبر بودن برنامه درسی ‌می‌باشد (دهقانی و ذاکر تولائی، ۱۳۸۵ ).

‌بنابرین‏ با توجه به افزایش تعداد رشته­ ها و دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد پذیرفته شده در هر نیم­سال تحصیلی در دانشگاه علم و هنر یزد به برنامه­ای جامع که علاوه بر رعایت کردن محدودیت­های سخت و نرم بتواند در زمان کم جواب­های بهینه را در بهترین شرایط ایجاد کند نیاز است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




جدول ۴-۵- ماتریس همبستگی بین سه سبک فرزندپروری و چهار بعد مشکلات رفتاری

در پسران با اختلال یادگیری ۶۶

جدول ۴-۶- میزان پیش ­بینی­کنندگی سبک­های فرزندپروری برای

بعد مشکلات سلوک ۶۷

جدول ۴ -۷- میزان پیش ­بینی­کنندگی سبک­های فرزندپروری برای

بعد اضطراب‌خجالتی ۶۸

جدول ۴ -۸- میزان پیش ­بینی­کنندگی سبک­های فرزندپروری برای بعد

مشکلات روان­تنی ۶۹

جدول ۴ -۹ – میزان پیش ­بینی­کنندگی سبک­های فرزندپروری برای بعد

مشکلات اجتماعی ۷۰

فصل اوّل

مقدمه

۱-۱-کلیات

بسیاری از کودکان که ظاهری طبیعی دارند و رشد جسمی، قد و وزن­شان بهنجار بوده و هوش­بهر عادی دارند، زمانی­که به مدرسه می‏ روند تا خواندن، نوشتن و حساب یاد بگیرند، دچار مشکلات جدی می ‏شوند. این کودکان به تدریج درمی‏یابند که سایر کودکان از نظر تحصیلی بهتر از آن ها هستند و احساس حقارت را تجربه می‏ کنند. ‌بنابرین‏ به تدریج بیزاری از درس و مدرسه در آن ها به وجود می ‏آید(احدی و کاکاوند، ۱۳۸۸). برخی از این دانش ­آموزان در واکنش به عدم موفقیت تحصیلی خود مشکلات اجتماعی، هیجانی و رفتاری بروز می­ دهند(هالاهان، لوید، کافمن، ویس و مارتینز[۱]، ۲۰۰۹؛ ترجمه علیزاده، همتی علمدارلو، رضایی دهنوی و شجاعی، ۱۳۹۰) و نسبت به همکلاسی­های خود از نظر توانایی آموزشی و تحصیلی پایین­تر هستند(شریفی درآمدی، ۱۳۸۱). از آنجایی که این دانش ­آموزان در مقایسه با همسالان طبیعی­شان از­­ محبوبیت کمتری برخوردارند، به همین دلیل در معرض مشکلات اجتماعی بیشتری قرار دارند، مشکلات رفتاری بیشتری از خود نشان می­ دهند و نمی ­توانند خود را با دستورعمل­های موجود در کلاس عادی تطبیق دهند(تکلوی، ۱۳۹۰).

از سوی دیگر، والدین این دانش ­آموزان که اغلب از دلایل اختلال یادگیری آن ها بی‏خبر هستند، مشکل را بیشتر می‏ کنند و با فشارهایی که به کودک وارد می ‏آورند، دشواری را چندین برابر می­نمایند(احدی و کاکاوند،۱۳۸۶). با ورود کودک به مدرسه کل خانواده با مسائل و مشکلات جدیدی روبه­رو می­ شود، یکی از این مسائل یادگیری فرزندان در مدرسه است. شیوه تربیتی و رفتاری والدین به­ ویژه در سال­های پیش­دبستانی و دبستان تأثیر زیادی در ایجاد یک شخصیت سالم در فرزندان دارد و پایه­ های اعتماد به والدین را بنا می­ کند. در مقابل، رفتار نامناسب و بی­توجهی به کودک موجب تنش و اضطراب در کودک می­ شود و بر یادگیری او در مدرسه تأثیر می­ گذارد. والدینی که برای کودک خود وقت ندارند و به تکالیف او رسیدگی نمی‌کنند، حس طردشدگی و تنهایی را در کودک ایجاد ‌می‌کنند. گاهی این بی­مهری و بی‌توجهی ناشی از این است که والدین انتظارات نامعقولی را از فرزندان دارند. برای مثال در اوایل ورود به مدرسه فرزندان خود را باهوش تصور ‌می‌کنند و انتظار دارند که در امور درسی به موفقیت­های عالی دست یابند و محدودیت­های آن ها را نادیده می­ گیرند و زمانی­که در واقعیت فرزندان مطابق میل آن ها رفتار نمی­کنند، به کودک بی­توجهی ‌می‌کنند و یا شیوه تربیتی نامناسبی را به­کار می­ گیرند و این شرایط به­تدریج زمینه­ ساز مشکلات عاطفی و رفتاری در کودکان می­ شود(به­پژوه، ۱۳۹۱).

در واقع، ‌می‌توان گفت که سبک فرزندپروری والدین مستقیماً بر رفتار فرزندان تأثیر می‌گذارد(علیزاده، ابوطالب[۲]، عبدالله و منصور، ۲۰۱۱). به سخن دیگر، رابطه بین کودکان و والدین و سایر اعضای خانواده را ‌می‌توان به عنوان نظام یا شبکه ­ای دانست که در کنش متقابل با یکدیگر هستند و این نظام به طور مستقیم یا غیرمستقیم، از طریق سبک­ها و روش­های مختلف فرزندپروری در کودکان تأثیر می­ گذارد(خوی نژاد، ۱۳۸۶). از این­رو پژوهش حاضر در نظر دارد به پیش ­بینی مشکلات رفتاری دانش ­آموزان با اختلال­های یادگیری بر اساس سبک فرزندپروری والدین بپردازد.

۱-۲-بیان مسأله

دانش‌آموزان با اختلال­های یادگیری یکی از رایج­­ترین گروه افراد با نیازهای ویژه هستند. این افراد گروه بسیار ناهمگنی را تشکیل می­ دهند که با وجود هوش متوسط و بالاتر، در یک یا چند حیطه تحصیلی مشکلات جدی دارند. مشکلات تحصیلی آن ها از آسیب­های حسی و حرکتی، کم­توانی­ذهنی و محرومیّت­های محیطی ناشی نمی­ شود. حتی بعضی از آن ها با داشتن توانایی‌های ذهنی بسیار بالا در یک یا چند حیطه با مشکلات جدی مواجه هستند(شکوهی یکتا و پرند، ۱۳۸۵). همچنین، دانش ­آموزان با اختلال­های یادگیری شایستگی­های اجتماعی کمتری نسبت به خواهران و برادران خود دارند و شکایت­های جسمی و مشکلات رفتاری بیشتری را بروز می­ دهند(دیسون[۳]، ۲۰۰۳). این دانش ­آموزان اغلب در خانواده­هایی هستند که پیوند گرم و صمیمی میان والد- فرزند برقرار نیست و گاهی والدین فرزندان را تحقیر ‌می‌کنند و از تنبیه فیزیکی استفاده ‌می‌کنند. این دانش ­آموزان اغلب به دلیل مشکلات رفتاری نمی ­توانند قوانین کلاس را رعایت کنند و اغلب به صورت خودمدارانه­ای با همسالان و اطرافیان برخورد ‌می‌کنند(تکلوی، ۱۳۹۰).

شهیم(۱۳۸۲) در پژوهشی ‌به این نتیجه رسیده است که کودکان با اختلال­های یادگیری بیشتر از کودکان عادی در خانه دارای مشکلات رفتاری بوده و این وضعیت در هر سه عامل مشکلات رفتاری درون­نمود[۴]، برون­نمود[۵]و رفتارهای پرتحرکی دیده می­ شود. افزون بر این، یافته ­های این پژوهش نشان می­دهد که دانش ­آموزان با اختلال­های یادگیری در خانه دارای کاستی مهارت­ های اجتماعی و رفتار نامناسب نیز هستند. همچنین، تحقیقات حاکی از این است که عامل خانواده، به ویژه الگوی رفتاری والدین در بروز مشکلات رفتاری از سوی فرزندان نقش مهمی دارد. به سخن دیگر، مشکلات رفتاری فرزندان به میزان زیادی به شیوه ارتباط والدین با کودک مربوط می­ شود. ‌بنابرین‏، محققان ‌به این نتیجه رسیده ­اند که بین بدرفتاری والدین و مشکل رفتاری فرزندان ارتباط وجود دارد(آهنگرانزابی، شریفی­ درآمدی، فرج­زاده،۱۳۹۰). در همین راستا، آنولا و نورمی[۶](۲۰۰۵) بیان ‌می‌کنند که ترکیب سطح بالایی از کنترل روانشناختی توسط مادران با سطح بالای مهربانی و عاطفه می ­تواند افزایش مشکلات رفتاری برون­نمود و درون­نمود را در فرزندان پیش ­بینی کند اما سطح کنترل روانشناختی کم توسط مادر می ­تواند مشکلات رفتاری برون­نمود را کاهش دهد. در راستای تحقیقات مذکور، دیسون(۲۰۰۳) در پژوهشی ‌به این نتیجه رسیده است که مشکلات رفتاری دانش ­آموزان با اختلال­های یادگیری با استرس فراگرفته شده والدین از اختلال کودک­شان مرتبط ‌می‌باشد و کودکانی که مشکلات رفتاری زیادی بروز می­ دهند، والدینی دارند که سطح بالایی از استرس را نشان می­ دهند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




الف: عنصر پیوستگی

عنصر پیوستگی در چنین قراردادهایی به اعتبار سبب تعهداست نه اجرای آن[۱۰۳]. پس وجود پیوستگی وارتباط بین تعهدات از شرایط اساسی و ضروری این گونه تعهدات است؛ واگر این پیوستگی وجود نداشته باشد؛ تعهدات مذکور نیز وجود نخواهد داشت پس می‌توان گفت پیوستگی تعهد ‌به این معنی است که تعهداتی که جدا از هم و به صورت انفرادی، در حالت عادی فقط مدیون اصلی را متعهد می‌گرداند، بواسطه عواملی به هم پیوند خورده و چندین متعهد به هم منضم می‌شود. و چندین نفر را در مقابل یک دین قرار می‌دهند. ‌بنابرین‏ پیوستگی و ارتباط تعهدها در خصوص موضوع واحد شرط اصلی ایجاد اینگونه تعهدات است. ماده ۶۰۶ ق.م. نمونه بارز چنین تعهداتی است. بر طبق این ماده طلبکار در صورت فوت مورث می‌تواند به هر یک از ورثه بقدر سهم او رجوع کند.

ب: عنصر به نحو تسهیم

این عنصر ویژگی بارز تعهدهای انحلال­پذیر است و اینگونه از تعهدات را، از تعهدهای انحلال ناپذیر متمایز می‌کند، بموجب این قید هر متعهدی در قرارداد جمعی که شرکت داشته است، به میزان سهم خویش بدهکار محسوب می‌شود، و نمی‌توان از او انتظار بیش از سهم وی در اجرای تعهد را داشت. در واقع مجموع قرارداد به نسبت مدیون­ها تقسیم می‌شود. و هر شخصی مسئول سهم خویش هست.

۲٫ تعهدات انحلال ناپذیر[۱۰۴]

همان‌ طور که گفتیم در تعهدات انحلال­پذیر هر شخص مسئول پرداخت دین خویش است و نمی توان بیش از سهم وی از او مطالبه دین کرد. این امر به صورت مطلق نبوده و با موانعی روبرو می‌شود . این موانع می‌تواند ناشی از طبیعت تعهد باشد یا از قرارداد ناشی شود و یا اینکه قانون بعضی مواقع حکم به عدم انحلال عقد کند. تحقق این موانع به وجود آمدن تعهدات انحلال ناپذیر را موجب می‌شود. لذا تعهدات انحلال ناپذیر تعهداتی هستند مشترک بین چند متعهد که مسئولیت متعهدها نسبت به کل تعهد است. و هر متعهد مسئول اجرای کل قرارداد است. در این تعهدات متعهد نمی‌تواند قائل به سهم مسئولیت خویش شود از این لحاظ است که این نوع از تعهدات، تشابه تامی به تعهدات تضامنی دارند.[۱۰۵]و مسئولیت متعدها، همانند تعهدات تضامنی­در مقابل طلبکاران به صورت تضامنی است.

۳- تعهدات تضامنی[۱۰۶]

در برخی قراردادها هر یک از بدهکاران در برابر طلبکاران ملتزم به تادیه تمام دین هستند، هرچند که بدهکار بخشی از طلب باشند، چنین تعهداتی، تعهدات تضامنی نامیده می‌شوند. در تعهدات تضامنی متعهدها هر یک ضامن اجرای تمام تعهد هستند. ولی باید در نظر گرفت که یک دین را بیش از یک بار نمی‌توان مطالبه کرد. واگر یکی از متعهدها دین را پرداخت کند، دیگر نمی‌توان به دیگر متعهد ها رجوع کرد.

تضامن در چنین تعهداتی ممکن است بین طلبکاران یا بین بدهکاران باشد. در تضامن میان بدهکاران، هر یک از بدهکاران این اختیار را دارنند که خود به تنهایی و بدون داشتن نمایندگی از سوی دیگران تمام طلب را مطالبه کند. در قانون مدنی ایران بر خلاف قانون مدنی فرانسه در خصوص این تعهدها مقرراتی وجود ندارد. و قانون‌گذار تعهد تضامنی را مورد شناسایی قرار نداده است. اما با این وجود می‌توان نمونه ­هایی از این تعهدات را مطرح کرد. برای مثال: در فرضی که خیار فسخ به وارثان منتقل می­ شود. عده‌ایی بر این نظر هستند که حق فسخ در چنین موردی تجزیه ناپذیر و متعلق به هر یک از ورثه است. و از این نتیجه می‌گیرند که هر یک از وراث حق فسخ قرارداد را به تنهایی دارد و در صورت اختلاف میان وارثان، نظری مقدم است که به فسخ تمایل دارد[۱۰۷].هرچند تضامن طلبکاران در عمل کمتر دیده می‌شود، ولی در نفوذ قراردادهایی که تضامن میان طلبکاران را مقرر کرده‌اند نباید تردید کرد.

بر خلاف تضامن طلبکاران، تضامن میان بدهکاران رواج بیشتری دارد، در این تعهدات هر یک از بدهکاران و متعهدها مسئول اجرای تمام عقد هستند. التزامی که باعث افزایش اطمینان طلبکاران نسبت به وصول طلب می­ شود. می‌دهد. و وجود چنین تضامنی را وثیقه و تضمینی برای تعهد می‌دانند. و شوق عمده‌ای جهت انعقاد قرارداد بحساب می‌آید. باید در نظر گرفت که در این تعهدها التزام هر یک از بدهکاران نسبت به کل قرارداد بدل التزام دیگران نسبت به سهم خویش است و با ایفای تعهد از جانب یکی از متعهدها، متعهدهای دیگر بری می‌شوند.

دلایل منع مسئولیت تضامن:

در این مقال دلایل نقلی و عقلی منبع مسئولیت تضامنی را مطرح می‌کنیم.

الف:توجیه نقلی

مقصود از دلیل نقلی مجموع روایاتی است که نصوص یا ظواهر آن ها مفید برائت ذمه مضمون عنه پس از انعقاد عقد ضمان است. ولی از آنجا که این روایات غالباً ناظر به ضمان از میت هستند، استناد به آن ها مورد ایراد واقع شده است از آن جهت که اولاً، ضمان از میت به دلیل فقدان عنصر توثیق، به عنوان یکی از عناصر سازنده ضمان، بنابر ماهیت تبدیل تعهد است و نه ضمان واقعی[۱۰۸]؛ ثانیاًً، به فرض واقعی بودن، ناظر به اوضاع و احوال خاص (وضعیت خاص میت)[۱۰۹] است؛ به عبارتی، حکم انتقالی بودن ضمان دارای خصوصیت است و تعمیم آن به سوداگران، که فرع بر امکان الغای خصوصیات است، ممکن نیست و ثالثاً، این روایات، در نهایت، صحت ضمان انتقالی را ثابت می‌کنند واثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند.

ب:توجیه عقلی

برخلاف دلایل نقلی رد ضامن تضامنی، که در فوق آمد، دلیل عقلی مطروحه وسعت شمول داشته، از محدوده رد و منع ضمان تضمنی یا اثبات اثر انتقالی فراتر می‌رود و با جوهره مسئولیت تضامنی در هر کجا ظاهر شده باشد، در می‌آویزد، زیرا تکرار و تکثر بدل یا اشتغال ذمم متعدد به شیء واحد را محال و ممتنع می‌داند. به همین جهت، بررسی دلیل مذبور از لحاظ این بحث از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است. دلیل یا توجیه عقلی به دو شکل مطرح شده است که به ترتیب به آن ها اشاره خواهیم کرد.

منع عقلی تکرار بدل و منع اشتغال ذمه های متعدد به شیء واحد:

این استدلال عقلی این گونه توضیح داده شده که مانع پذیرش ضمانتهای متعدد، در ملازمه آن با پذیرش چند بدل برای یک چیز است که عقلاً محال است، زیرا بدل، تکثر و تکرار نمی‌پذیرد؛ مثلاً، ایراد شده است که در ایادی متعدده، اگر همه ضامن مال مغصوب باشند، همه متعهد به رد و بدل مال مغصوب خواهند بود؛ حال چگونه یک مال مغصوب پس از تلف، چندین بدل در چندین ذمه خواهد داشت؟ ‌به این اشکال پاسخ داده شد که بدل مستقر در هر ذمه غیر از بخشی که در ذمه دیگری است نمی‌باشد، بلکه بدل یگانه چنان بر ذمه‌ها قرار می‌گیرد که آنچه در ذمه یکی است عین چیزی است که در ذمه دیگری است. این نحوه استدلال، یعنی استقرار بدل واحد در ذمه­های متعدد، خود منشاء پیدایش اشکال بزرگتری شده است که عبارت است از منع تصور اشتغال ذمه­های متعدد به شیء واحد، است زیرا این امر به منزله استقرار شیء واحد در زمان واحد در مکان‌های متعدد است که عقلاً محال است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




لازم به ذکر است، از آن جا که تابعان حقوق تجارت، بازرگانان حقیقی یا حقوقی می‌باشند که شغل معمول خود را معاملات تجارتی قرار می‌دهند (ماده ۱ ق.ت)طبیعتاً اموال در دسترس آن ها با اشخاص غیر تاجر، تفاوت های ماهوی دارد. ‌بنابرین‏ شایسته است برخی شرایط، احکام و آثار عقد وثیقه تجاری با عقود توثیقی مدنی متفاوت باشد. از سوی دیگر برای تجار کاربرد استفاده از عقد وثیقه محدود به کسب اعتبار نیست؛ همان‌ طور که استفاده عمده تجاری از معاملات وثیقه ای، در بانک ها در کنار تضمین بازپرداخت تسهیلات اعطایی، تضمین حسن انجام تعهدات است. به ‌عنوان نمونه می توان به قراردادهای انجام خدمات پیمانکاری اشاره کرد که از متعهد برای تضمین حسن خدمات، تقاضای وثیقه می شود و برای این منظور در بین اسناد، عموماً سفته جایگاه خاصی دارد.[۱۷۰]

فلذا به نظر می‌رسد، این سخن گزاف نباشد قوانین تجارتی را استثناء بر قوانین مدنی تلقی نماییم؛ چراکه این استثنائات به قدری قابل اهمیت بوده است که خود موضوع جداگانه ای را به نام قوانین تجاری به وجود آورده است. قطعاً توجه به همین ملاحظات بوده است که در کشور ما نیز همانند اکثر نظام های حقوقی دنیا، قانون تجارت جداگانه تنظیم شده و جزء قوانین مدنی به شمار نیامده است. البته می بایست التفات داشت که ارتباط حقوق تجارت با حقوق مدنی به نحوی است که نمی توان آن ها را، کاملاً از یکدیگر تجزیه نمود بلکه در هر موردی که حکم آن به صراحت در هیچ یک از قوانین تجاری و اصول حاکم بر آن، معلوم نشده باشد، مقررات قانون مدنی به عنوان قانونی نیکو مجری دانست. این است که در شمول منابع حقوق تجارت، پس از قانون تجارت، قانون مدنی را نیز افزوده اند. در این گفتار پس از ذکر موجز تشابهات وثایق تجاری و مدنی به تفصیل تفاوت های آن ها تبیین می شود.

گفتار اول- تشابهات قراردادهای توثیقی مدنی و تجاری

وجوه اشتراک عقود وثیقه ای در قلمرو حقوق مدنی و تجارت به قواعد عمومی قراردادها بر می‌گردد؛ زیرا همان‌ طور که گفته شد یکی از منابع حقوق تجارت، قانون مدنی می‌باشد. ‌بنابرین‏ غالب آثار غیر قراردادی و قراردادی وثایق تجاری همانند عقد رهن است. برای مثال قرارداد وثیقه تجاری نیز نسبت به وثیقه گذار، ابقاء مالکیت عین و منافع منفصل را در پی دارد و وثیقه گذاران همچنان مالک مورد وثیقه تلقی می‌شوند، مانند وثیقه گذاران سهامدار که سهم خود در یک شرکت را به وثیقه می سپارند، اما همچنان حقوق و امتیازات سهم از آنِ آنان خواهد بود و یا در ظهرنویسی اسناد تجاری به ‌عنوان وثیقه که مالکیت اسناد تغییری نمی کند.[۱۷۱] لذا همانند وثایق مدنی در ماده ۷۸۶ ق.م منافع سهم اگر متصل باشد جزئی از مورد وثیقه خواهد بود و چنانچه همچون سود سهام، منفصل باشد متعلق به سهامدار خواهد بود.[۱۷۲]

همچنین ماده۷ “دستورالعمل توثیق اوراق بهادار” مصوب۱۳۸۹ هیئت مدیره سازمان بورس اوراق بهادار صراحتاً مقرر داشته است که منافع منفصل سهم، صرفاً در صورت توافق طرفین وفق قرارداد فیمابین، جزء متعلقات وثیقه محسوب خواهد شد.[۱۷۳]

از سوی دیگر در بحث تکالیف، وثایق تجاری برای وثیقه گیرنده تکالیفی را مقرر می‌دارد؛ برای نمونه به حکم ماده ۷۸۹ ق.م ید مرتهن امانی است و در صورت تقصیر اعم از تفریط و تعدی مسئول تلف یا نقص مال خواهد بود. در قانون تجارت نیز برای توضیح این اثر، می توان به تکالیف وثیقه گیرنده اسناد براتی اشاره نمود؛ چراکه سند تجاری در تصرف و استیلاء طلبکار وثیقه گیرنده قرار می‌گیرد و وی ملزم است کلیه اقدامات قانونی را که برای حفظ حقوق دارنده سند لازم است بعمل آورد. این اقدامات برای نمونه عبارتند از: ارائه برات به منظور قبول و در صورت لزوم انجام واخواست نکول موضوع ماده ۲۳۷ ق.ت، اقدام برای وصول در سررسید و در صورت عدم تأدیه، اعتراض نکولی موضوع مواد ۲۷۹ و ۲۸۰ ق.ت، در برات های به رؤیت یا به وعده از رؤیت وفق ماده۲۷۴ ق.ت ظرف یکسال از تاریخ تحریر به محال علیه مراجعه شود و اقامه دعوا نیز برابر ماده ۲۸۶ق.ت طی یکسال بعمل آید. این تکالیف هرگز برای دارنده فعلی سند که وثیقه گیرنده است مرتفع نمی شوند. لذا در صورت عجز وی از ادای تکالیف مذکور یا با اجازه وثیقه سپار و یا با مسئولیت خود می بایست به دیگری برای این امور وکالت دهد. این تکالیف در دو فرض موعد برات پیش از سررسید دین باشد و نیز موعد، پس از سررسید دین باشد و بدهکار در سررسید دین خود را تأدیه نکرده باشد، مقرر شده است.[۱۷۴] ‌بنابرین‏ در تمام موارد فوق چنانچه بر اثر ترک عمل وثیقه گیرنده، بر وثیقه گذار خساراتی وارد آید، می بایست جبران خسارت شود. مثلاً اگر به جهت کوتاه وثیقه گیرنده که دارنده توثیقی سند براتی است، وجه سند تجاری به موقع مطالبه نشود و محال علیه ورشکست شود بنا به قاعده لاضرر، وثیقه گیرنده مقابل وثیقه گذار، مسئول خواهد بود.[۱۷۵] در بخش شرایط نیز باید گفت، شرایط متعاملین در مصادیق متعدد وثیقه در حقوق تجارت، همان است که در گفتار تشابهات وثایق مدنی آمد. فلذا شرایط صحت معاملات در ماده ۱۹۰ ق.م نیز در خصوص قراردادهای توثیقی تجاری شامل توافق قصد و رضا، اهلیت طرفین وثیقه گذار و وثیقه گیرنده و مشروعیت جهت معامله لازم الرعایه است. مضافاً همچنان که در ماده ۳۴۵ ق.م، در طرفین معامله آمده است، آن ها علاوه بر اهلیت قانونی برای معامله، می بایست اهلیت برای تصرف در عوضین را نیز داشته باشند. منظور از اهلیت تصرف آن است که وثیقه گذار، ورشکسته نباشد؛ زیرا بموجب ماده ۴۱۸ ق.ت مشارالیه از دخالت در تمام اموال خویش محروم بوده و مجاز به چنین عملی نیست و هرآنچه را که استفاده از آن مؤثر در تأدیه دیون او باشد به اختیارات ‌مدیر تصفیه سپرده می شود و حتی پیش از حکم توقف (دوران مشکوک)نیز اگر توثیق اسناد تجاری برای تضمین و تحکیم پرداخت دین سابق صورت پذیرفته باشد، به حکم بند سوم ماده۴۲۳ق.ت که مقرر داشته است«هر معامله ای که مالی از اموال منقول یا غیرمنقول تاجر را مقیّد نماید و به ضرر طلبکاران تمام شود» قابل ابطال خواهد بود و از سوی دیگر وثیقه گذار اگر نماینده یا وکیل است، در حدود اختیارات خود تصرف کند. ‌در مورد وثیقه گیرنده نیز این شروط می بایست مراعات گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




خوشایندی ( توافق پذیری، سازگاری ) (A)

همانند برون گرایی، شاخص سازگاری بیش از هر چیز ‌بر تمایل نسبت به ارتباطات بین فردی تأکید دارد. فرد سازگار اساسا نوع دوست است، با دیگران احساس همدردی می‌کند، مشتاق است که به آنان کمک کند و اعتقاد دارد که دیگران نیز متقابلا به او کمک می‌کنند و در مقابل شخص ناسازگار، ستیزه جو، خوددار و شکاک است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری (حق شناس، ۱۳۸۵) .

این حقیقت وجود دارد که افراد سازگار مقبول تر و محبوب تر از افراد ستیزه جو هستند، اما باید توجه داشت که آمادگی برای دفاع از خود هم یک امتیاز است و لذا سازگار بودن مثلا در میدان جنگ فضیلتی محسوب نمی شود. هیچ یک از دو قطب این شاخص دارای منزلت اجتماعی بالاتر نیستند. هم چنین نمی توانیم بگوییم کدام گروه از کسانی که در قطب های این شاخص قرار می گیرند، بهداشت روانی بهتری دارند. نمره ی پایین در سازگاری با حالت خود شیفتگی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی و پارانوئید همراه بوده ، در حالی که نمره ی بالا در سازگاری با اختلالات شخصیت وابسته همراه است (سون[۱۳۱]، ۲۰۰۴).

وظیفه شناسی ( مسئولیت پذیری ) ©

یکی از موضوعات مهم نظریه شخصیت و ویژه در نظریه روان پویایی، موضوع کنترل تکانه هاست. در روند تکوین و رشد فردی بیشتر افراد می آموزند که چگونه کشش ها و نیازهای خود را اداره کنند. به طور کلی، ناتوانی در برابرکنترل تکانه ها و تمایلات نشان دهنده ی مسئولیت پذیری بالا در افراد بالغ است. از سوی دیگر کنترل خویشتن می‌تواند به فرایند طراحی، سازماندهی و اجرای وظایف نیز اطلاق شود و تفاوت های فردی در این زمینه، مبنای شاخص مسئولیت پذیری در آزمونNEO است. به طور خلاصه دو ویژگی عمده ی کنترل تکانه ها و تمایلات و به کارگیری طرح و برنامه برای رسیدن به اهداف مورد بررسی در شاخص مسئولیت پذیری آزمون NEO قرار می‌گیرد (حق شناس، ۱۳۸۵).

افراد دارای نمره ی بالا در مسئولیت پذیری افرادی دقیق، وسواسی، وقت شناس و قابل اعتماد هستند. افراد دارای نمره ی پایین را نباید افرادی فاقد پایبندی با اصول اخلاقی دانست. بلکه این افراد معمولا دقت کافی را برای انجام کارها نشان نمی دهند، هم چنین، در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستند (همان منبع). برخی از شواهد پژوهش نشان می‌دهد که نیاز به لذت طلبی و علاقه مندی به امور جنسی در افراد دارای نمره ی پایین، بیشتر از افرادی است که نمره ی بالا کسب می‌کنند (جان و اسریواستاوا، ۱۹۹۹، به نقل از جان و پروین، ۲۰۰۱، ترجمه ی جوادی و کدیور، ۱۳۹۲).

۲-۵-۶) مدل شش عاملی مایکل اشتون وکیبوم لی

مایکل اشتون[۱۳۲] و کیبوم لی[۱۳۳](۲۰۰۹،۲۰۰۷؛ به نقل ازشولتز و شولتز،۲۰۱۳؛ ترجمه سید محمدی،۱۳۹۲) مدل شخصیت شش عاملی را ارئه داده‌اند.دو تا از عوامل- برون گرایی و وظیفه شناسی- شبیه عواملی هستند که در مدل پنج عاملی یافت می‌شوند؛ چهار عامل دیگر با نظریه پیشین تا اندازه ای تفاوت دارند ومنحصر ‌به این مدل شخصیت هستند(اشتون و لی،۲۰۰۸؛شپارد و بلیکی،۲۰۰۸؛به نقل از شولتز وشولتز،۲۰۱۳؛ترجمه سید محمدی،۱۳۹۲). این شش عامل یا ابعاد مدل (HEXACO ) درجدول زیر فهرست شده اند.

جدول ۲-۳: شش عاملی مایکل اشتون وکیبوم لی منبع (شولتز و شولتز، ۲۰۱۳؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۲)

جدول شش عامل شخصیت مدل HEXACO

عامل شرح

صداقت/فروتنی صمیمی، ساده، باوفا دربرابر طماع، پرادعا، ریاکار، خودستا

تهییج پذیری هیجانی، بیش از حد حساس، باوفا، مضطرب در برابر متهور، مقاوم، ازخودمطمئن، باثبات

برون گرایی معاشرتی، سرزنده، مردم آمیز، بشاش در برابر خجالتی، منفعل، گوشه گیر، خوددار

خوشایندی بردبار، صلح جو، آرام، دلپذیر دربرابر ستیزه جو، ‌یک‌دنده، بدخلق

وظیفه شناسی منضبط، کوشا، دقیق، با وجدان دربرابر بی باک، تنبل، غیر مسئول، حواس پرت

تجربه پذیری خلاق، مبتکر، نا متعارف در برابر سطحی، متعارف، فاقد قدرت خلاقه

۲-۶) اساسی عصب زیست شناختی برای نیرومندهای مرتبط با صفت

دیپو (۱۹۹۶؛ به نقل از کار، ۲۰۰۴؛ ترجمه ی پاشاشریفی و همکاران، ۱۳۸۵) استدلال کرد که می توان بین سه سامانه ی عصب زیست شناختی یعنی سامانه ی آسان سازی رفتار (BFS) با نشانه های پاداش فعال می شود. BFS گذرگاه دوپامین فرولومبیک (لیمبیک میانی) است. در مدل صفت شخصیت، BFS تا حدودی با برون گرایی مطابقت دارد. سطح بالای فعالیت BFS با برون گرایی اما سطح پایین آن با درون گرایی مرتبط است.

دومین سامانه در مدل دیپو، با ترکیب باوجودان بودن و توافق پذیری در مدل پنج عاملی شخصیت مطابقت دارد و در مقیاس روان پریش خویی آیزنک در پایین ترین حد نمره قرار می‌گیرد. این سامانه ی محدود کننده جریان اطلاعات به سوی مغز را بازداری می‌کند. این سامانه شامل گذرگاه های بالارونده سروتونین است که الگوی گسترده ی بخش تحریک عصبی در مغز را فرهم می‌سازد. سامانه ‌محدود کننده با BFS تعامل دارد و نقش آن تنظیم نقش پاداش است. جایی که سامانه ی محدود کننده خیلی فعال است (و سطح بالایی از سروتونین وجود دارد)، فعالیت BFS کند می شود، ‌بنابرین‏ برای فراخوانی رفتار هدفمند به مشوق های نیرومندی نیاز است. در چنین مواردی رفتار هدفمند بازداری شده و محتاطانه است. جایی که سامانه ی بازدارانده فعال است (و سطح پایین تری از سروتونین وجود دارد) فعالیت BFS را (که شامل دوپامین است) کند می‌کند، ‌بنابرین‏، حتی در پاسخ به مترین مشوق ها رفتار هدفمند شدید رخ می‌دهد.

سومین سامانه در مدل دیپو با صفت روان رنجورخویی مطابقت دارد. نقش آن تشخیص محرک های تهدید کننده از محرک های بدون تهدید و بازداری یا توقف رفتار در شرایط بالقوه تهدید کننده یا خطرناک است که می‌تواند به تجارب تنبیه منجر شود. آن از انعکاس های نورآدرنالین تاثیر می پذیرد که در لوکوس سرولوس سرچشمه می‌گیرد و دارای الگوی عصبی معکوس در سرتاسر بسیاری از نواحی مغز است. کاهش در نورآدرنالین با از هم گسیختگی توجه انتخابی و توانایی تشخیص محرک های تهدید کننده از محرک های عاری از تهدید مرتبط است. این امر با بیش فعالی مزمن لوکوس سرولوس سامانه ی نورآدرنالین همراه است که بی اطمینانی، نگرانی، ترس و بیش برانگیختگی مزمن را به همراه دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




این اصل در مقدمه کنوانسیون تغییرات آب و هوایی (۱۹۹۲) آمده است. پس از ذکر اصل ۲۱ اعلامیه استکهلم و اصل ۲ اعلامیه ریو به عنوان اسناد قابل استفاده در سطح بین‌المللی، دیوان دادگستری تعهد ‌به این اصول را قسمتی از حقوق بین الملل محیط زیست می‌داند [۴۶].

واقعیت این است که تخریب محیط زیست حتی وقتی که خارج از مرزهای یک کشور اتفاق می افتد، ممکن است سبب بروز خسارت جهانی شود، از جمله این خسارت ها (تخریب لایه ازون، گرم شدن کره زمین، تغییرات آب و هوایی، فرسایش خاک، بیابان زایی و …) می‌باشد. با بهره گرفتن از اصل ۲۱ اعلامیه استکهلم و اصل ۲ اعلامیه ریو که ریشه عرفی دارد [۲۲]، می توان کشورها را به سوی قبول تعهد کلی حفاظت از محیط زیست و در نهایت اعمال توسعه پایدار هدایت کرد.

اعلامیه دهلی نو، هند (آوریل ۲۰۰۲) در پارگراف دوم اصل اول، دولت‌ها را مکلف به مدیریت منابع طبیعی سرزمینی یا تحت قلمرو ملی به روش عاقلانه و پایدار و با در نظر گرفتن توسعه ملت ها و با توجه ویژه بر حقوق مردم بومی و حفاظت و استفاده پایدار از منابع طبیعی و حمایت از محیط زیست از جمله اکوسیستم ها می‌داند و بیان می‌دارد که دولت‌ها باید خواسته و نیازهای نسل آینده را در نظر بگیرند. تمام عوامل مربوط (از جمله دولت ها، صنایع مربوط و سایر مؤلفه‌ های جامعه مدنی) مکلف به منع استفاده اسراف گرایانه از منابع طبیعی هستند و در پاراگراف سوم اصل اول این اعلامیه بیان می‌کند که: حفاظت و حمایت و تقویت محیط زیست طبیعی به ویژه مدیریت صحیح سیستم آب و هوا، تنوع زیستی، جانوران و گیاهان، مسائل مشترک بشریت هستند. منابع خارج از جو و اجرام سماوی و منابع کف دریاها و اقیانوس ها و زیر خاک که تحت محدوده های قلمرو ملی هستند، جزو میراث مشترک بشریت می‌باشند.

۳-۲-۲-۲-۲- اصل تعهد به همکاری و اطلاع رسانی و کمک در مواقع اضطراری زیست محیطی

در زمینه حمایت از محیط زیست، موضوع همکاری بین‌المللی برای حفاظت از محیط زیست یک اصل ضروری می‌باشد، به ویژه برای دولت ها در جهت حق اعمال صلاحیت سرزمینی در فضای خارج از قلمرو و مرزهایشان، از جمله دریاهای آزاد، منطقه قطب جنوب و یا جاهای دیگر این همکاری ضروری است. برطبق این اصل دولت‌ها موظف هستند، در همه شرایط و با حسن نیت برای حفاظت از محیط زیست با یکدیگر همکاری کنند. در این راستا آن ها باید قبل از وقوع حوادث زیست محیطی، سایر کشورها را از وجود خطرات احتمالی زیست محیطی آگاه سازند و با هدف جلوگیری از گسترش و کاهش آثار مخرب این گونه وقایع بر محیط زیست با آنان همکاری نموده و به کشورهای در معرض خطر کمک کنند [۴۷].

اصل تعهد به همکاری همه کشورهای جهان در حفاظت از محیط زیست در بسیاری از اسناد بین‌المللی از جمله بیانیه استکهلم، بیانیه ریو، برخی قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل و آرای قضایی محاکم بین‌المللی مورد استناد قرار گرفته است. چنان که بر اساس این اصل، دادگاه بررسی کننده قضیه مجارستان و اسلواکی اعلام داشت: اسلواکی به دلیل عدم همکاری بر اساس حسن نیت، تعهدات خود در پرتو حقوق بین الملل را نقض ‌کرده‌است. تعهد به همکاری طیف وسیعی از همکاری ها، از تامین منابع و فناوری لازم، برگزاری دوره های آموزشی تا تبادل اطلاعات و مشورت و کمک به موقع موارد اضطراری زیست محیطی را شامل می شود. اعلامیه استکهلم در اصل ۲۲ محدوده و موضوعات همکاری را مشخص ‌کرده‌است و پس از آن تعهد دولت ها را به فعال کردن سازمان‌های بین‌المللی به عنوان بزرگترین نماد همکاری بین دولت‌ها در زمینه محیط زیست بیان نموده است. اصل ۲۴ این اعلامیه نیز راهکارهایی را برای همکاری بین‌المللی پیشنهاد ‌کرده‌است از جمله: انعقاد قراردادهای دو یا چند جانبه که البته همکاری را فقط ‌به این راه ها منحصر نکرده و در ادامه طرق مناسب دیگری که به تشخیص خود دولت‌ها گذاشته، متذکر شده است.

در این چارچوب اعلامیه استکهلم صرفاً چند اصل کلی مربوط به روند همکاری بین‌المللی را با عنوان های محدود بیان کرده و ترتیبی برای همکاری بین‌المللی در زمینه مبادله اطلاعات راجع به فعالیت‌ها یا رخدادهای تازه درون محدوده های صلاحیت ملی که برای محیط زیست مناطق خارج از این محدوده خطرناک هستند، ندارد [۴۶]. اما اعلامیه ریو این خلا را پوشش داده و اصولی را به تعهد دولت ها به دادن اطلاع اختصاص داد و تعهد عمومی به همکاری مبنای بسیاری از تعهدات دیگر از جمله تعهد به مبادله اطلاعات، مشاوره، مذاکره و اطلاع رسانی شد. اصل ۵ اعلامیه ریو، همه دولت ها و تمامی انسان‌ها را موظف به همکاری با یکدیگر برای رفع محرومیت ها به عنوان شرط لازم الاجرای توسعه پایدار دانسته است. اصل ۹ اعلامیه ریو، تقویت همکاری در راستای اصل توسعه پایدار یا اصلاح و بهبود بخشیدن فهم یا تبادل اطلاعات علمی و شناخت درست فناوری و توسعه را خواستار شده و توسعه و انتقال فناوری و دسترسی به دستاوردهای جدید فناوری و سرعت بخشیدن به آن ها را مورد توجه قرار داده است. اصل ۱۴ اعلامیه ریو نیز راجع به تعهد دولت ها به همکاری ‌در مورد انتقال و جابه جایی مواد زیانبار است. در اصل ۱۸ اعلامیه ریو، دولت ها موظف شده اند، کشورهای دیگر را بلافاصله از حوادث و فجایع طبیعی یا موارد اضطراری دیگر که به نظر می‌رسد آثار سویی بر محیط زیست شان داشته باشد، مطلع نمایند. اصل ۱۹ تأکید می‌کند که اطلاع رسانی باید تخصصی و به موقع باشد و در انتهای این اصل می‌گوید: «مشاوره باید در فضای با اعتماد کامل صورت بگیرد». باید توجه کرد که اعتماد کامل شرط اساسی در روابط بین دولت‌ها تلقی می شود و جایگاه ویژه ای در حوزه آثار برون مرزی فعالیت‌های معین دارد. اصل ۲۷ اعلامیه ریو مبتنی بر تعهد کلی و عمومی دولت ها در همکاری برای رسیدن به توسعه پایدار است.

اصل تعهد به مشورت به هنگام انجام فعالیت های خطرناک یا حوادث اضطراری هسته ای و کمک در این موارد از مصادیق تعهد به همکاری در زمینه حفاظت از محیط زیست است. این امر در شرایط خاصی مانند آلودگی های گسترده دریایی و حوادث هسته ای از اهمیت بالایی برخوردار است و کشورها علاوه بر تبادل اطلاعات و مشورت با کشورهای در معرض خطر باید به هنگام موارد اضطراری به آن ها کمک کنند و هر گونه کمکی باید با درخواست و اجازه کشور مورد نظر صورت پذیرد، در غیر این صورت اقدام به کمک رسانی بدون مجوز کشور حادثه دیده، مداخله در امور داخلی آن کشور محسوب خواهد شد. البته بر اساس حقوق بین الملل محیط زیست دخالت در امور سایر کشورها به بهانه حفاظت از محیط زیست ممنوع است. اصل اطلاع رسانی در ماده ۱۹۸ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها نیز وارد گردیده و بر طبق آن، یک دولت بلافاصله پس از آگاهی از احتمال خطر قریب الوقوع یا ورود خسارت به محیط زیست دریایی موضوع را به سایر دولی که احتمال می‌دهد چنین خسارتی به آن ها لطمه بزند، اطلاع خواهد داد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




۱- حمایت و احترام مافوق

۲- ساختار سازمانی

۳- منابع کافی

۴- حمایت کارکنان

۵- عوامل روانشناختی

۶- کار با محتوا

اما با بررسی سوال دوم که به نوعی رتبه بندی عوامل مؤثر مطرح شده است، نتایج رتبه بندی عوامل مؤثر با توجه به نتایج تکنیک در فصل چهارم موارد ذیل را نشان می‌دهد:

از بین۶ عامل مؤثر بر عزت نفس کارکنان، در رتبه اول عوامل روانشناختی و در رتبه دوم، حمایت و احترام مافوق و در رتبه سوم، کار با محتوا ، در رتبه چهارم حکایت همکاران، در رتبه پنجم منابع کافی و در رتبه ششم ساختار سازمانی قرار گرفته است.

۱- عوامل روانشناختی

در رتبه اول عوامل روانشناختی قرار می‌گیرد که بیانگر درونی بودن عزت نفس کارکنان است. درونی بودن بدین معنی نیست که غیر قابل تعمیم و ارتقا باشد بلکه برای شناخت آن نیاز به مطالعات و بررسی بسیار است تا بتوان نقاط قوت و ضعف فرد را شناخت. به واقع باید در کارمندان حسی ایجاد کرد تا بدانند فردی مفید در محیط کار بوده و وجود آن ها برای پیشبرد اهداف سازمان حساتی است. این سبب می شود شخص به توانایی‌های خود ایمان بیاورد و احساس رضایت از خود داشته باشد. این موارد در نهایت فرد را به داشتن عزت نفس بالا سوق می‌دهد.

۲- حمایت و احترام مدیران مافوق

فضای کاری هر سازمان بسیار تحت تاثیر شخصیت و شیوه مدیریت مافوق قرار دارد. اگر کارمند متفوق خود را فردی بداند با شیوه های اثربخش مدیریتی که علاوه بر ایجاد روابط دوستانه، از طق مختلف دانش خود را به مقامات زیرست انتقال دهد سبب می شود که نگرش کارکنان به او مثبت شود. حمایت مدیریت از کارکنان روی آن ها تاثیر شگرفی خواهد داشت و شخصیت مدیر را بر کارکنان غالب می‌کند. تمامی این موارد در نهابت منجر به عزت نفس یالای کارکنان می شود.

۳- کار با محتوا

با توجه به اینکه کار با محتوا در عزت نفس کارکنان ب درجه اهمیت بالایی را در بین گزینه های ذکر شده دارد ، در نتیجه بخشی اعظمی از آنچه که عزت نفس کارکنان را بالا می‌برد ناشی از کار با محتوا است، در نتیجه وجود مشاغلی چالشی و جذاب که در عین حال موجبات رضایتمندی و بالندگی کارکنان فراهم کنند و مسیر دستیابی به موفقیت را برای آنان هموار نماید تاثیر به سزایی در ارتقای سطح عزت نفس کارکنان دارد. محیط شغلی را باید به کلاس درسی تبدیل کنیم که فرد خودآگاه و ناخودآگاه از محیط می آموزد و موانع کاری را یک به یک از میان بر می‌دارد.

۴- حمایت همکاران

در این پژوهش و پس از بررسی محقق، حمایت همکاران به عنوان چهارمین عامل مؤثر بر عزت نفس کارکنان شناخته شد. فردی که در سازمان و میان همکاران از احترام برخوردار باشد و در مقابل دیدگاه ها و نظرات خویش حمایت همه جانبه همکاران را داشته باشد و با محبت و مهربانی همکاران مواجه شود مسلماًً در قیاس با فردی که از این مزایا و محیط برخوردار نیست، از عزت نفس بالاتری برخوردار است.

  1. منابع کافی

نتایج این پژوهش آشکار ساخت که منابع برای ایجاد عزت نفس در اولویت پنجم کارکنان قرار دارد. این بدین معنی است که امکان اجرایی کردن ایده ها، خلاقیت و نوآوری سازمان که اجرایی شدن آن در راستای منابع سازمان قرار دارد و همچنین فرصت های پیشرفت در سازمان بر سطح عزت نفس کارکنان مؤثر است.

  1. ساختار سازمانی

در اولویت بندی عوامل مؤثر بر عزت نفس کارکنان ساختار سازمانی در پایین ترین سطح قرار گرفتو البته این بدان معنی نیست که در ایجاد عزت نفس بی تاثیر است بلکه در اولویت های بالا قرار ندارد. از جمله مواردی که تحت مؤلفه‌ ساختار سازمانی می‌توانند بر عزت نفس تاثیرگذار باشند تفویض اختیار و مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی است. این امر که تصمیمات از طریق شور و مشورت انجام شود جو سازمان را به جوی خانوادگی تبدیل می‌کند که فرد اظهار نظر را حق و وظیفه خود می‌داند. این امور در کنار هم میـواند موجب بالاتر رفتن عزت نفس فرد گردد.

۳-۵٫ پیشنهادات کاربردی

با توجه به بررسی های انجام شده پیشنهاد می‌شود که:

با توجه به اولویت‌بندی گزینه‌ها، شایسته است که مدیران و مسئولین امر دقت و توجه بیشتری به اولویت‌بندی‌ها داشته تا بتوانند جهت افزایش سطح عزت نفس کارکنان تدابیر بهتر و مفیدتری اتخاذ نمایند.

عوامل روانشناختی به عنوان مهمترین عامل در ایجاد عزت نفس باید بیش از پیش مورد عنایت قرار گیرد. تست ها و مصاحبه هایی برای سنجش شخصیت و روان کارکنان توصیه می‌گردد تا بتوان به لایه‌های پنهان آن ها نفوذ کرد و بتوان در ایجاد عزت نفس کارکنان بهبودی حاصل کرد. باید تشویق ها به گونه ای باشد که فرد خود ا فردی مفید بداند و در برابر شکست ها نباید او را دلسرد کرد.

مدیران به عنوان افراد مافوق در سازمان با حفظ شخصیت کاریزماتیک و نخبه خود باید علاوه بر تاثیرگذاری علمی، روابط دوستانه ای با زیردستان برقرار نماید تا موجبات عزت نفس و خودباوری کارکنان را فراهم آورد.

مدیران باید در این راستا تلاش کنند که فرد محتوای شغلی خود را در موفقیت سازمان و نیل به استراتژی های بلندمدت سازمان حیاتی بداند. باید از طریق اعطای آزادی عمل به کارکنان، فرصت رشد را برای آن ها فراهم آورند و موانع بر سر راه آن ها را تا حد امکان حذف نمایند.

ایجاد محیطی دوستانه نیازمند همکاری تمامی کارمندان و حمایت آنان از یکدیگر استو این مهم امکان پذیر نیست مگر آنکه افراد به عقاید یکدیگر احترام بگذارند و در مقابل دیدگاه ها واکنش منطقی داشته باشند. باید مهر و محبت در سازمان جاری باشد تا کارکنان از عزت نفس بالایی برخوردار شوند.

کشور ما به ‌عنوان کشوری اسلامی که دارای پایه های اعتقادی قوی می‌باشد شهره است و عزت نفس در اسلام صفتی بسیار حیاتی شناخته شده است، و از اینرو توجه و تمرکز بر تاثیرات این عامل باید در دستور کار مدیران سازمان آب و فاضلاب شهر تهران قرار گیرد.

۴-۵٫ پیشنهادات برای تحقیقات آتی

    • پیشنهاد می‌شود که هریک از عوامل مؤثر شناسایی شده در این پژوهش به تنهایی و با موشکافی موضوع بسیاری دیگر از پژوهش ها قرار گیرند تا ابعاد جدیدی از موضوع شناخته شود.

  • پیشنهاد می‌گردد برای هر سطح از کامندان تحقیات متفاوتی صورت گیرد چون عزت نفس در سطوح مختلف سازمانی می‌تواند تحت تاثیر عوامل مختلف و متفاوتی باشد.

۵-۵٫ محدودیت های تحقیق

اساس و پایه هر پژوهشی اطلاعاتی می‌باشند که با بهره گرفتن از آن ها یافته های تحقیق حاصل می‌شوند و بدیهی است که هر چقدر اطلاعات دقیق‌تر و کامل‌تر در اختیار محقق قرار گیرد، به همان میزان نتایج حاصله از تحقیق نیز دقیق‌تر بوده و از قابلیت بیشتری جهت تعمیم نتایج حاصل برخوردار خواهد بود، لذا اساسی ترین مشکلات تحقیق در ایران می توان به مشکل دستیابی به اطلاعات نام برد که تحقیق حاضر نیز از آن مستثنی نبوده است.همچنین کمبود اطلاعات و پژوهش های پشتیبانی کننده که خود از پایه ای ترین واقعیات نامطلوب بوده،به ناچار موجب بروز برخی نقصان در ابعاد نظری شده است.

منابع

    1. آذر، عادل، رجب‌زاده، علی، (۱۳۸۹) تصمیم‌گیری‌های کاربردی رویکردMADM تهران: انتشارات نگاه دانش چاپ چهارم ویرایش اول

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




کارکنانی که برای رهبران تحول‌آفرین کار می‌کنند اغلب فراتر از وظایف رسمی برای منفعت رساندن به سازمان انگیزش پیدا می‌کنند، در ضمن کارکنان در صورتی‌ که آن‌ ها روابط نزدیک، صمیمانه، حمایتی و توسعه‌یافته را پرورش دهند در آن صورت کارکنان برای درگیری در شهروندی سطوح بالای ارتقاءیافته تمایل خواهند داشت. به‌طورکلی سرپرستانی که با کارکنانشان پیوند و روابط ضعیفی را به وجود می‌آورند و با آن‌ ها دیرآشنا ‌شوند و نیز هنگامی که کارکنان سرپرستانشان را ناآگاه و بی مطلع تلقی کنند احتمالاً کمتر در رفتار سازمانی درگیر می‌شوند.

۳ درگیری شغلی و شغل‌ها و مأموریت‌های جذاب

درگیری شغلی یعنی ایجاد فرصت و مجال‌هایی برای تکمیل وظایف و مأموریت‌های جذاب به‌طوری‌که کارکنان در کارشان بیشتر غوطه‌ور و غرق شوند. بررسی‌ها و مطالعات قبلی در خصوص رضایت شغلی روشن ساخت که درگیری شغلی با شاخص‌های سنتی عملکرد یا بهره‌وری پیوند ضعیف و محدودی را نشان می‌دهد. هرچند افرادی که به طور گسترده در کارشان درگیر هستند آن‌ ها در واقع بیشتر رفتار شهروندی سازمانی را از خود بروز می‌دهند ضمناً‌ وظایف و مشاغلی که بازخورد کافی را برای افراد فراهم می‌کند در صورتی‌ که آن وظایف روتین، تکراری و مشخص باشند رفتار شهروندی به طور فراوان پایین‌تری را نشان می‌دهند. خط‌مشی‌های بوروکراتیک و رویه‌هایی که عمدتاًً‌ طرق انجام کارکنان را محدود و مسدود می‌کنند می‌تواند نیز به عنوان موانع عملکرد رفتار شهروندی سازمانی عمل کنند.

۴ حمایت سازمانی

کارکنانی که احساس می‌کنند که سازمانشان به آن‌ ها توجه و رغبت کاملی را نشان می‌دهند کسانی هستند که سطوح بالایی از رضایت را از خود نشان می‌دهند و آن‌ ها احتمالاً رفتار شهروندی را در سازمان ارتقاء و پرورش می‌دهند، ضمناً کارکنان هنگامی به طور واقعی در رفتار شهروندی سازمانی درگیر می‌شوند که سازمان به اهداف، ارزش، شأن و منزلت و اعتقادات آن‌ ها توجه بکنند. به نظر می‌رسد ثبات و سازگاری بین مفاهیم ‌مهیا کردن منافع حیات شغلی و انواع رفتارهایی که کارکنان از خود بروز می‌دهند از رفتار شهروندی اقتباس می‌گردد. برای نمونه کارکنانی که تمایل و رغبت بیشتری برای بروز رفتارهای فراتر از وظایف رسمی داشته باشند آن‌ ها بیشتر قادر به تعادل و ثبات بین مسئولیت‌های شغلی، خانوادگی، شرایط و موقعیت‌های مختلفی که تحت آن می‌خواهند به دیگران کمک ارائه بدهند خواهند شد. مؤسسه SAS اغلب در بلندمدت به آن‌هایی که تمایل و گرایش به بروز رفتارهای فراتر از وظایف رسمی داشته باشند پرداخت مجدد شرکت در خصوص طرح‌های بهداشتی، مشکلات و مسائل خانوادگی ارائه خواهند کرد (یعنی تکمیل تقاضاهای پروژه و توجه مدیران ارشد به والدین).

۵ تحقق قراردادهای روان‌شناختی، عدالت سازمانی و اعتماد

شهروندی احتمالاً زمانی رخ خواهد داد که کارکنان قابل‌اعتماد و منصف بتوانند حیات شغلی‌شان را با تعهد ارتقاء و بهبود ببخشند و ضمناً کارکنانی که به سرپرستانشان اعتماد می‌کنند سطوح بالایی از رفتار شهروندی را ابراز می‌کنند.

انصاف یکی از پیش‌بینی کننده های رفتار شهروندی به همان میزان است به‌ویژه تحقیقات نشان می‌دهند که کارکنان برای اجرای رفتارهایی که تحت عنوان فراتر و متواری وظایف رسمی نامیده می‌شوند اعلام آمادگی خواهند کرد در صورتی‌ که آن‌ ها اعتقاد داشته باشند:

    • پیامدهای مهم یعنی ارتقاء و افزایش پرداخت‌ها به شکل منصفانه‌ای از طرف سازمان توزیع و انتشار پیداکرده باشد.

    • رویه‌های مورداستفاده برای تصمیم‌گیری عادلانه باشد یعنی «عدالت رویه‌ای».

    • سرپرستان مستقیم در صورتی‌ که اعتمادآفرین باشند و دیدگاه‌های کارکنان را در نظر بگیرند ‌بنابرین‏ تا حد زیادی کارکنان سطوح بالای رفتار شهروندی را از خود نشان می‌دهند.

  • ایده و تفکرات عدالت سازمانی به مفاهیم قراردادهای روان‌شناختی که بین کارکنان و سازمان‌ها وجود دارد برمی‌گردد، قراردادهای روان‌شناختی شامل تعهدات دوجانبه است بدین معنی که کارکنان معتقدند که سازمانشان مدیون و بدهکار آن‌ ها است و تعهداتی که کارکنان بر این باورند آن‌ ها مدیون سازمانشان هستند. به‌علاوه تحقق قراردادهای روان‌شناختی وقتی رخ می‌دهند که سازمان‌ها تعهداتشان را در قبال آنچه به کارکنان مرتبط می‌گردد برآورده سازند. در صورتی‌ که کارکنان احساس کنند که قراردادهای روان‌شناختی نقص و خدشه‌دار گردیده است، اغلب از طریق نزول رفتارهای شهروندی عکس‌العمل نشان خواهند داد.

۶ ) خصوصیات و خصلت‌های شخصی کارکنان

محققان خاطرنشان ساختند کارکنانی که وظیفه‌شناس، آگاه، باوجدان، خوش‌بین، مثبت‌گرا، برون‌گرا و نسبت به دیگران ابراز همدلی و همدردی می‌کنند و در همان حال گروه گرا و گروه‌محور هستند، رفتار شهروندی را بیشتر ابراز می‌کنند. به نظر می‌رسد افرادی که سطوح بالایی از رفتارهای وظیفه‌شناسی را داشته باشند، بیشتر در رفتار شهروندی درگیر می‌شوند. (مارک بولینو[۱۱], ویلیام ترنلی[۱۲], ۲۰۰۳، صص ۶۴-۶۲)

سیاست و اقدامات سازمانی که رفتار شهروندی را تشویق و ترغیب می‌کنند:

* استخدام و جذب

برخی از پژوهشگران به طور ذاتی استدلال می‌کنند افرادی که علائم شهروندی خوب را در حوزه زندگی‌شان بروز می‌نمایند به همان اندازه تمایل دارند، شهروندان خوب سازمانی باشند. از میان ابزارهای انتخاب و گزینش کارکنان که ممکن است برای تشخیص و شناسایی شهروندان خوب سازمانی مورداستفاده قرار گیرند رویه‌های مصاحبه‌ای بیشتر بر روی رفتارهای هم کارانه تمرکز می‌کنند و احتمال انتخاب کارکنانی که برای درگیری در شهروندی مستعدتر هستند را افزایش می‌دهد. بدین ترتیب است که مصاحبه ها بیشتر بر روی مؤلفه‌های کلیدی تأکید می‌کنند و آن منتهی به شناسایی کارکنان بالقوه‌ای می‌گردد که رفتار شهروندی را به‌خوبی بروز داده‌اند. به طور مشابهی اکثر مصاحبه ها ممکن است برای سنجش و اندازه‌گیری علاقه متقاضیان در کارهای گروهی طراحی ‌شده باشد البته حداقل بررسی‌ها و مطالعات نشان می‌دهند که مصاحبه های اقتضائی می‌توانند در شناسایی شهروندان خوب مفید و سازنده باشد مصاحبه های اقتضائی سناریوهای مربوط به کار و درخواست متقاضیان و کاربران در خصوص آنچه تحت شرایط و موقعیت‌های مختلف در نظر دارند انجام بدهند، ارائه می‌دهد. برخی از ویژگی‌ها نظیر، وظیفه‌شناسی که با رفتار شهروندی روابط و پیوند مثبتی دارند به‌واسطه ویژگی‌های شخصیت برای تکمیل فرایند انتخاب می‌تواند گمراه‌کننده باشد، البته در صورتی‌ که سازمان‌ها از آزمون ویژگی‌های شخصیت استفاده می‌کنند نیازمند اطمینان بخشیدن در خصوص اعتبار و روایی این‌گونه آزمون‌ها هستند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




فرضیه ی خلاف : بین دختران و پسران از لحاظ اضطراب تفاوت معنی داری وجود ندارد.

با توجه به درجه ی آزادی ( d . f = 30 + 30 – ۲ = ۵۸) و با توجه به جدول توزیع t استودنت با سطح اطمینان ۰۵/۰ و با توجه به اینکه t محاسبه شده (۱۶۴/۱ -) کوچکتر از (۲۰۰۰) t جدول می‌باشد ‌بنابرین‏ فرضیه ی صفر تأیید می شود و فرض محقق (پژوهش) تأیید می شود و نتیجه می گیریم که بین میانگین های مورد مقایسه تفاوت معنی داری وجود دارد.

فرضیه سوم : محاسبه ضریب هم بستگی پیرسون رابطه ی بین انگیزه ی پیشرفت و اضطراب

xy

اضطراب y

انگیزه پیشرفت x

ردیف

۳۴۸۵

۱۶۸۱

۷۲۲۵

۴۱

۸۵

۱

۲۳۲۰

۸۴۱

۶۴۰۰

۲۹

۸۰

۲

۳۵۴۹

۱۵۲۱

۸۲۸۱

۳۹

۹۱

۳

۲۹۰۵

۱۲۲۵

۶۸۸۹

۳۵

۸۳

۴

۳۲۷۶

۱۵۲۱

۷۰۵۶

۳۹

۸۴

۵

۲۹۱۰

۹۰۰

۹۴۰۹

۳۰

۹۷

۶

۲۲۱۲

۷۸۴

۶۲۴۱

۲۸

۷۹

۷

۲۷۲۸

۹۶۱

۷۷۴۴

۳۱

۸۸

۸

۲۴۳۶

۷۸۴

۷۵۶۹

۲۸

۸۷

۹

۱۳۱۱

۳۶۱

۴۷۶۱

۱۹

۶۹

۱۰

۳۲۰۴

۱۲۹۶

۷۹۲۱

۳۶

۸۹

۱۱

۱۸۴۶

۶۷۶

۵۰۴۱

۲۶

۷۱

۱۲

۲۸۸۶

۱۳۶۹

۶۰۸۴

۳۷

۷۸

۱۳

۲۲۴۰

۷۸۴

۶۴۰۰

۲۸

۸۰

۱۴

۳۴۳۲

۱۵۲۱

۷۷۴۴

۳۹

۸۸

۱۵

۲۲۶۲

۸۴۱

۶۰۸۴

۲۹

۷۸

۱۶

۱۴۴۵

۲۸۹

۷۲۲۵

۱۷

۸۵

۱۷

۳۵۴۹

۱۵۲۱

۸۲۸۱

۳۹

۹۱

۱۸

۲۴۸۲

۱۱۵۶

۵۳۲۹

۳۴

۷۳

۱۹

۲۸۳۸

۱۰۸۹

۷۳۹۶

۳۳

۸۶

۲۰

۲۶۰۴

۹۶۱

۷۰۵۶

۳۱

۸۴

۲۱

۴۲۳۰

۲۲۰۹

۸۱۰۰

۴۷

۹۰

۲۲

۲۵۶۰

۱۰۲۴

۶۴۰۰

۳۲

۸۰

۲۳

۲۸۱۲

۱۳۶۹

۵۷۷۶

۳۷

۷۶

۲۴

۲۹۲۶

۱۴۴۴

۵۹۲۹

۳۸

۷۷

۲۵

۳۱۲۰

۱۶۰۰

۶۰۸۶

۴۰

۷۸

۲۶

۲۲۴۰

۱۰۲۴

۴۹۰۰

۳۲

۷۰

۲۷

۲۰۸۸

۸۴۱

۵۱۸۴

۲۹

۷۲

۲۸

۲۱۳۲

۶۷۶

۶۷۲۴

۲۶

۸۲

۲۹

۳۳۸۴

۱۲۹۶

۸۸۳۶

۳۶

۹۴

۳۰

۳۱

۲۹ = ۱ – ۳۰ = ۱ – d . f = n 355/0 = r جدول

همانطوریکه مشاهده می شود مقدار r محاسبه شده برابر است با ۳۸/۰ – می‌باشد. و r جدول در سطح ۰۵/۰ با درجه آزادی ۲۹ برابر است با ۳۵۵/۰ می‌باشد. پس مقدار r به دست آمده از r جدول بزرگتر است. ‌بنابرین‏ فرضیه صفر رد می شود و فرضیه محقق تأیید می شود نتیجه می گیریم که بین انگیزه پیشرفت در پسران اضطراب در آنان رابطه وجود دارد.

فرضیه چهارم : ضریب محاسبه هم بستگی پیرسون رابطه ی بین انگیزه ی پیشرفت و اضطراب دختران

xy

y

x

ردیف

۳۵۷۲

۱۴۴۴

۸۸۳۶

۳۸

۹۴

۱

۳۴۸۶

۱۷۶۴

۶۸۸۹

۴۲

۸۲

۲

۳۱۵۴

۱۴۴۴

۶۸۸۹

۳۸

۸۳

۳

۲۸۱۶

۱۰۲۴

۷۷۴۴

۳۲

۸۸

۴

۲۲۱۴

۷۲۹

۶۷۲۴

۲۷

۸۲

۵

۲۶۰۴

۹۶۱

۷۰۵۶

۳۱

۸۴

۶

۲۹۵۸

۱۱۵۶

۷۵۶۹

۳۴

۷۸

۷

۲۶۴۰

۱۰۸۹

۶۴۰۰

۳۳

۸۰

۸

۲۵۲۴

۸۴۱

۷۵۶۹

۲۹

۸۷

۹

۲۶۳۲

۷۸۴

۸۸۳۶

۲۸

۹۴

۱۰

۲۹۲۴

۱۱۵۶

۷۳۹۶

۳۴

۸۶

۱۱

۸۲۸۱

۱۱۵۶

۸۲۸۱

۳۴

۹۱

۱۲

۵۴۷۶

۷۲۹

۵۴۷۶

۲۷

۷۴

۱۳

۸۸۳۶

۹۰۰

۸۸۳۶

۳۰

۹۴

۱۴

۵۶۲۵

۱۹۶

۵۶۲۵

۱۴

۷۵

۱۵

۲۴۸۰

۹۶۱

۶۴۰۰

۳۱

۸۰

۱۶

۲۱۰۰

۶۲۵

۷۰۵۶

۲۵

۸۴

۱۷

۳۴۸۵

۱۶۸۱

۷۲۲۵

۴۱

۸۵

۱۸

۲۵۲۳

۸۴۱

۷۵۶۹

۲۹

۸۷

۱۹

۲۰۱۶

۷۸۴

۵۱۸۴

۳۹

۷۲

۲۰

۲۸۰۸

۱۰۲۴

۷۲۲۵

۳۲

۸۵

۲۱

۲۴۶۴

۱۵۲۱

۷۷۴۴

۲۸

۸۸

۲۲

۲۴۰۳

۷۲۹

۷۹۲۱

۲۷

۸۹

۲۳

۲۹۷۰

۱۰۸۹

۸۱۰۰

۳۳

۹۰

۲۴

۲۴۰۰

۱۶۰۰

۳۶۰۰

۴۰

۶۰

۲۵

۱۶۳۸

۶۷۶

۳۹۶۹

۲۶

۶۳

۲۶

۳۲۳۰

۱۴۴۴

۷۲۲۵

۳۸

۸۵

۲۷

۳۷۶۰

۲۲۰۹

۶۴۰۰

۴۷

۸۰

۲۸

۳۵۱۰

۱۵۲۱

۸۱۰۰

۳۹

۹۰

۲۹

۲۸۸۰

۱۰۲۴

۸۱۰۰

۳۲

۹۰

۳۰

۳۱

۲۹ = ۱ – ۳۰ = ۱ – d . f = n 35/0 = r جدول

همانطوریکه مشاهده می شود مقدار r محاسبه شده برابر است با ۲۷۶/۰ می‌باشد و r جدول در سطح ۰۵/۰ با درجه آزادی ۲۹ برابر است با ۳۵/۰ می‌باشد. r به دست آمده از r جدول کوچکتر است. ‌بنابرین‏ فرضیه صفر رد می شود و نتیجه می گیریم فرضیه محقق تأیید می شود. و بین میانگین های مورد مقایسه تفاوت معناداری وجود دارد.

اگر r به دست آمده کوچکتر از r جدول باشد فرض صفر تأیید و فرض تحقیق رد می شود.

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:09:00 ب.ظ ]




گفتار دوم-تعریف جرم در اصطلاح

در اصطلاح، علی‌رغم تعاریف زیادی که از جرم شده هنوز هم این موفقیّت به دست نیامده تا از جرم، آن چنان تعریفی به عمل آید که مورد قبول همگان قرار گیرد و در زمان و مکان واجد ارزش باشد و دلیل این امر نیز این است که پدیدۀ جرم بر حسب نظر دانشمندان و محققان دارای مبانی و صور گوناگون بوده، به سخنی دیگر، آنچه که از نظر یکی جرم محسوب می‌شود بر حسب دیگری نه تنها ممکن است عنوان جرم به خود نگیرد، بلکه امکان دارد که حتی عملی پسندیده به شمار آید. محیط اجتماعی بر اثر عوامل مختلفی، افراد را به طرف ارتکاب جرم می کشاند، پس لازم است برای بررسی بهتر موضوع، محیط اجتماعی را از چند منظر مورد بررسی قرار دهیم. محیط اجتماعی را می توان به محیط های خانوادگی، اتفاقی، انتخابی و تحمیلی تقسیم کرد که هر کدام از این محیط ها به سهم خود تاثیر بسزایی در بروز رفتار انحرافی و ارتکاب جرم دارد.خانواده محیطی است که شخص بدون اینکه حق انتخاب داشته باشد در آن متولد می شود و در این محیط شخصیت وی پی ریزی می شود. این محیط رابطه مستقیمی با بروز انحرافات اجتماعی از جمله ارتکاب جرم دارد.باید توجه داشت که وقتی محیط خانواده رو به هم گسیختگی می رود، غالباً منجر به فرار کودکان از منزل، مدرسه و ولگردی می شود و آن ها را به ارتکاب جرایم مختلف می کشاند.‌بنابرین‏ می توان گفت که فرایند تربیت زیستی اجتماعی کودک از خانواده آغاز می شود. خانواده نیز جمعی کوچک از یک جامعه بزرگ است. خانواده و محیطی که کودک در آن متولد می شود و رشد می‌یابد، نقش مهمی در رشد جسمی و روانی و تکوین شخصیت کودک ایفا می‌کند. پس باید محیط او را مساعد و آماده ساخت.محیط اتفاقی یا محیط موقت شامل محیط مدرسه، کار و سربازی می شود. این محیطها تشکیل دهنده مراحل خاصی از زندگی است و به سهم خود افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به همان اندازه که در تعلیم و تربیت افراد و عادت دادن آنان برای انطباق یا زندگی عادی اجتماعی مؤثر است، در انحراف و ارتکاب بزه نیز تاثیر دارد.محیط انتخابی محیطی است که فرد، خود انتخاب می‌کند. از جمله محیط‌های انتخابی می توان به محیط خانوادگی که با انتخاب همسر و امر زناشویی آغاز می‌گردد، محیط کار، انجمن ها، کانونها و محیط هایی که برای گذراندن اوقات فراغت انتخاب می‌شوند، اشاره کرد.محیط تحمیلی، محیطی است که در آن آزادی فرد محدود شده و فرد نمی تواند کوچک‌ترین قدرتی در انتخاب از خود نشان دهد که از جمله این محیط ها، می توان بازداشتگاه ها، ندامتگاه ها، کانون های اصلاح و تربیت و دیگر سازمان های مشابه را نام برد.باید ‌به این نکته مهم توجه داشته باشیم که میزان ارتکاب جرم در همه جا یکسان نیست و تحت تاثیر شرایط جغرافیایی و اقلیمی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، شرایط و موقعیت خانوادگی، تربیتی و شغلی و طرز فکر و نگرش افراد جامعه، قرار دارد. ‌بنابرین‏ در ادامه چند مورد از این عوامل محیطی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.شهرنشینی و مهاجرتهای بی رویه روستاییان به شهرها: شهرنشینی و مهاجرت های گروهی و گسترده به شهرها باعث شده است که بخش اصلی و هسته ای شهرها از بین برود و به جای آن زاغه ها، زورآبادها، حلبی آبادها و احداث مسکنهای غیربهداشتی و غیرقانونی در محلات فقیرنشین به وجود بیاید. که این عامل به سهم خود در افزایش انحرافات اجتماعی و بروز رفتار انحرافی و ارتکاب جرم نقش بسزایی داشته است. در شهرهای بزرگ، به دلیل افزایش بی حد جمعیت، هیجان، آشفتگی، نگرانی، ترس و تشویق و اضطراب در بین شهرنشینان رو به فزونی نهاده، به طوری که اغلب شهروندان را کشمکش و فشارهای روانی تهدید می‌کند. همچنین انحرافات جنسی، اعتیاد به مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و نیز روحیه سودجویی و سوداگری و روابط ناسالم و غلط اقتصادی در شهرها رونق بیشتری دارد. در واقع در فعالیت های شهری فردگرایی و تکروی بیشتر دیده می شود و روابط صمیمانه و چهره به چهره در بین شهروندان کمتر است و احساس انزوا شدت بیشتری دارد.از سوی دیگر با مهاجرت روستاییان به شهرها فقر روستاها به شهرها انتقال می‌یابد. و این مهاجرت های بی رویه باعث ایجاد شغلهای کاذب در شهر می شود. روستاییان بدون اینکه برنامه ریزی قبلی برای ادامه زندگی در شهر داشته باشند ، با مهاجرت به شهر با مشکلات عدیده ای مواجه می‌شوند که از جمله آن می توان به بیکاری اشاره کرد و وقتی این افراد با بیکاری مواجه می‌شوند ناچار رو به کارهای غیرقانونی و ضداجتماعی چون: خرید و فروش مواد مخدر، واسطه گری و دلالی و … می آورند و در نتیجه به اشاعه جرم در جامعه کمک می‌کنند.همچنین روستاییان وقتی که به شهر مهاجرت می‌کنند با یک فرهنگ جدید مواجه شده و در بسیاری از موارد به خاطر نامتجانس بودن با شیوه زندگی شهری، هویت خود را کم و بیش از دست می‌دهند و در محیط‌های نامانوس شهری مرتکب جرم می‌شوند.به جرات می توان گفت که فقر و بیکاری از جمله عوامل مؤثر و تاثیرگذار در پیدایش جرم و ارتکاب آن است. به نظر برخی از جامعه شناسان فقر و بیکاری در برخی از افراد تهیدست عقده حقارت ایجاد می‌کند و فرد را به ارتکاب جرم وا می‌دارد. مثلاَ در اغلب دخترانی که منحرف شده اند از یک سو، این دختران دارای زندگی محقر بوده و از سوی دیگر تمایل داشته اند لباسهای فاخر و تجملات دیگر را داشته باشند.ادواردگلور (E. Glover) می نویسد:« دختران خانواده های کارگر فقیر از سن ۱۰ سالگی به مسایل جنسی پی می‌برند چون سرپرست و مربی شایسته ای ندارند. از همان سن بلوغ با همسال
ان خود در این خصوص صحبت کرده، تماس
می گیرند و پس از بلوغ حجب و حیا نمی شناسند و این عمل را یکی از وسایل لازم زندگی فرض می‌کنند.»‌بنابرین‏ در جامعه ای که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نمی گیرد، هر روز شاهد فقیرتر شدن فقرا و غنی تر شدن ثروتمندان خواهیم بود که این امر باعث افزایش فاصله طبقاتی شده و اثرات مخربی را در پی دارد که از جمله آن پیدایش جرم و اشاعه آن در جامعه است.[۵]

مبحث سوم-تعریف مجازات

گفتار اول-تعریف مجازات در لغت

مـجازات در لغت به مـعنای جزا دادن ، پاداش ‌و کیفر آمده است[۶] در اصـطلاح حقوقی تعاریف متفاوتی از مـجازات آمـده اسـت : « مجازات عبارت از تنبیه ‌و کیفری است که بر مرتکب جرم تحمیل می شود. مفهوم رنج از مفهوم مجازات غیر قابل تفکیک است و در واقع رنج و تعب است که مشخص حقیقی مجازات می‌باشد.»ویا «مجازات واکنش جامعه علیه مجرم » است.[۷]

‌در مورد تعریف ارائه شده باید اذعان نمود که علمای حقوق در به دست آوردن حقیقتی از مجازات وتعریف واقعی و اصطلاحی آن عنایت خاصی مبذول نداشته اند چرا در تعریف مجازات بایستی جنبه‌های مختلف آن مطمح نظر قرار گیرد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:08:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏ در صورت عدم اجرای قرارداد از جانب مدیون هر یک از طلبکاران می‌توانند برای دریافت مطالبات خود به ضامن رجوع نمایند. البته در صورتی که شرط رجوع ابتدائی به مدیون اصلی انجام نشده باشد. (ماده ۴۰۲ ق.ت)

۲- ضامن یا ضامن ها اجرای تمام یا قسمتی از قرارداد را می‌توانند تضمین نمایند:

‌بنابرین‏ لازم نیست اجرای تمام قرارداد تضمین شود منظور از عبارت «قسمتی از قرارداد» آن است که قسمتی از تعهدات قرارداد می‌تواند تضمین شود اما از این تضمین مطابق اصل تساوی طلبکاران می بایست منتفع باشند. لذا مدیون نمی تواند مطالبات برخی از طلبکاران را به وسیله ضامن تضمین کند. و برخی از تعهدات قرارداد بدون تضمین باقی بماند.

‌بنابرین‏ هر ضامن می بایست درصدی از تمام مطالبات را تضمین کند. همینطور در صورتی که چند ضامن بخواهد اجرای قرارداد را ضمانت نمایند هریک از ضامن ها می‌توانند اجرای قسمتی از مفاد قرارداد را بر عهده بگیرند به طوری که مطالبات گروهی از طلبکاران بر عهده ضامن اول باشد و گروهی دیگر بر عهده ضامن دوم و در صورت تعدد ضامن ها نیز لازم نیست تمام تعهدات قرارداد به وسیله هریک از آن ها تضمین شود.

۳- در صورت تعدد ضامن مسئولیت آن ها تضامنی است:

در این حالت ضمانت تضامنی است ‌بنابرین‏ هر یک از طلبکاران می‌توانند برای دریافت تمام یا قسمتی از مطالبات خود به هر یک از ضامن ها مراجعه نمایند. در این صورت تعدد هر ضامن بعد از پرداخت دیون می‌تواند برای تمام آن به مدیون اصلی و سایر مسئولان دیون رجوع کند زیرا در توزیع نهایی مسئولیت نیز سهمی به او تعلق نمی گیرد و ضامن او تنها به منظور تضمین حق طلبکاران ایجاد شده و وثیقه طلب است و در صورتی که هر ضامن پرداخت کننده به یکی دیگر از ضامن ها رجوع نماید او نیز حق دارد برای دریافت مبلغ پرداخت شده به هر یک از ضامن ها و مدیون اصلی رجوع نماید.

ضامن تضامنی میان ضامن های متعدد قاعده ای قانونی است و لذا آثار تضامن قراردادی بر آن مترتب نمی شود ‌بنابرین‏ تراضی میان ضامن ها بر خلاف این قاعده قانونی قابل اجرا نیست و جعل به آن مسموع نخواهد بود.

فصل سوم: محو قرارداد ارفاقی و آثار آن

مبحث اول: انحلال قرارداد ارفاقی

از آنجا که قرارداد ارفاقی ماهیتاً عقد می‌باشد این قرارداد نیز می بایست مطابق قواعد عمومی قرادادها که در هر نظام حقوقی سیستم خاصی از آن به اجرا در می‌آید، ایجاد و منحل شود. اما قرارداد ارفاقی به ‌عنوان یکی از مصادیق عقود جمعی تا حدود زیادی استثنائی بر قواعد عمومی قراردادها محسوب می‌گردد. این قرارداد به لحاظ موقعیت اطراف آن همانند عقد نکاح، نه تنها به ‌عنوان یک عقد معین شناخته می شود بلکه از لحاظ انعقاد و انحلال نیز قواعد خاص خود را با اجرا در می آورد. قرارداد ارفاقی از حیث مقررات مربوط به زوال قرارداد مهمترین و بیشترین محل قواعد خاص و استثنائی است قانون تجارت به تبعیت از قانون موطن اصلی خود موارد سقوط این قرارداد را تحت سه عنوان فسخ، بطلان و حدوث ورشکستگی جدید، بررسی می کند. هر چند قانون‌گذار به منظور نزدیک شدن به قواعد عمومی قراردادها از اصطلاح فسخ و بطلان استفاده ‌کرده‌است ولیکن باید گفت: اثار اعمال این اسباب انحلال این قرارداد با قواعد عمومی، مطابقت ندارد. در مودر حدوث ورشکستگی مجدد نیز قانون‌گذار اشاره ای به سرنوشت قرارداد ارفاقی نمی کند اما از آنجا اجرای قواعد ورشکستگی و قرارداد ارفاقی به طور همزمان ممکن نیست به ناچار می بایست ورشکستگی جدید را سبب انفساخ قرراداد ارتفاقی بدانیم.

با توجه به تصریح قانون‌گذار راجع به موارد زوال این قرارداد، به نظر اکثر حقوق ‌دانان، عدم بیان قانون دلات بر آن دارد که وقوع حوادثی که صحت قرارداد یا ادامه اجرای آن را زیر سوال می‌برد، قابل ترتیب اثر نیست. به طور معمول انحلال قرارداد و بطلان آن به طور جداگانه مورد بحث قرار می‌گیرد.[۸۵] به طوری که عقد باطل صورتی که از آغاز نفوذ و اعتبار نداشته و به عبارت دیگر حالتی است که در آن عقد هرگز به وجود نیامده است. اما در انحلال قراداد سببی عقد موجود را بر هم می زند و حکم دادگاه ناظر به وقوع این سبب است ‌بنابرین‏ در صورت انحلال قرارداد ما با قراردادی مواجه هستیم که از آغاز تراضی تا زمان وقوع سبب انحلال، قراردادی نافذ بر رابطه حقوقی طرفین قرارداد بوده است. در بحث ما، این تمایز و تقسیم قابل اعمال نیست زیرا قرارداد ارفاقی باطل نیز تا زمان صدور حکم بطلان، قراردادی نافذ در رابطه حقوقی دو طرف مؤثر می‌باشد و اثار بطلان همانند فسخ بعد از صدور حکم ایجاد می شود در حالی که مبنای تمایز این دو مفهوم بر این اساس استوار است که آثار قرارداد در موارد انحلال به طور ناقص ایجاد می شود ولیکن بر قرارداد باطل هیچ اثری مترتب نیست. به همین جهت ما انحلال و بطلان قرارداد ارفاقی را تحت یک عنوان مورد مطالعه قرار می‌دهیم. در قواعد عمومی قراردادها یکی از طرق انحلال، تراضی طرفین آن می‌باشد. در این حالت همان اراده ها که سبب ایجاد عقد را فراهم آورده اند می بایست درباره انحلال به توافق رسند و از تعهدها بگذارند در این حالت دو عوض بجای نخستین بازگرداننده می شود. اما طرفین قرارداد ارفاقی نیز می‌توانند به تراضی این قرارداد را منحل نموده و در نتیجه ورشکستگی مدیون مجدداً حاصل گردد؟

به نظر می‌رسد، از آنجا که در نتیجه اقاله قرارداد ارفاقی حالت توقف پرداخت ها مجدداً به وجود می‌آید در حالی که با تصدیق قرارداد ورشکستگی ختم شده بود و حدوث ورشکستگی مجدد می بایست با حکم دادگاه صالح اعلان شود. ‌بنابرین‏ بازگشت به حالت قبل از قرارداد، در حدود اختیارات طرفین قرارداد نمی باشد. بعلاوه ضمن اینکه اقاله این قرارداد حکایت از عدم جدیت پیشنهاد مدیون می کند، به منافع عمومی جامعه نیز زیان می رساند. ‌بنابرین‏ جامعه در بقای آن نفع مستقیم دارد همانند عقد نکاح و وقف. همچنین با اقاله این قرارداد به حقوق اشخاص ثالث صدمه وارد می‌آید زیرا توافق مدیون با طلبکارانی ارفاقی، موجب می‌گردد طلبکارانی که بعد از تصدیق قرارداد با مدیون معامله نموده اند از رسیدن به تمام مطالبات خود، با تقسیم اموال مدیون به نسبت غرما، محروم شوند و در نتیجه، اقاله قرارداد تبدیل به وسیله‌ای برای کلاهبرداری و سوء استفاده می‌گردد.

قرارداد ارفاقی ممکن است مطابق شرایط اجرا شود و منحل شود. موارد بطلان یا فسخ قرارداد ارفاقی تابع مقررات عام مدنی نیست. کلیه قانون تجارت رژیم خاص خود را برای انحلال در مواد ۴۹۲ لغایت ۵۰۳ پیش‌بینی ‌کرده‌است. همان‌ طور که هر کشوری قوانین خاص خود را برای محور قرارداد ارفاقی وضع ‌کرده‌است.

‌در مورد نهاد بازسازی آمریکا، همان‌ طور که گفته شد این نهاد یک عمل حقوقی طرفینی و عقد تلقی می شود. به همین دلیل ممکن است مانند سایر عقود از طریق فسخ یا ابطال از بین برود. علاوه بر این دو، روش های دیگری برای محو نهاد بازسازی وجود دارد که عبارتند از: تبدیل بازسازی به مقررات تصفیه اموال و مختومه شدن پرونده بازسازی به علت ردّ مراتب ورشکستگی بدهکار توسط دادگاه.

گفتار اول: فسخ قرارداد ارفاقی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:08:00 ب.ظ ]




استقلال و بی­طرفی داور: فرد یا افرادی که به عنوان داور معرفی می­شوند، باید مستقل از طرفین باشند و در طول جریان داوری هم استقلال خود را حفظ نمایند. منظور از استقلال داور آن است که رابطه­ خادم و مخدومی با طرف نداشته باشد، با هیچ یک از طرفین اشتراک یا تعارض منافع نداشته باشد، و شرایطی داشته باشد که بتواند فارغ از هر ملاحظه­ای بی­طرفانه به دعوی رسیدگی نماید و رأی‌ دهد. منظور از بی­طرفی داور نیز آن است که هنگام رسیدگی و رأی‌ تحت تاثیر عوامل و ملاحظات گوناگون قرار نگیرد و فقط قانون و موازین حقوقی و عدالت را در نظر بگیرد. شرط استقلال و بی­طرفی داور، نهایت اهمیت را دارد و در صورتی که مخدوش شود، او را در معرض جرح و سلب سمت داوری قرار می­دهد.

وصف استقلال و بی­طرفی، هم عینی است و هم ذهنی و باید به طور قطعی وجود داشته باشد و نسبیت بردار نیست و خود شخص داور بهتر از هر کس به آن وقوف دارد و موظف است آن را حفظ نماید. از این رو، داوران نیز نهایت مراقبت را ‌می‌کنند که این اوصاف را حفظ نمایند زیرا اساس حیثیت و اعتبار ایشان است. ماده ۷ (۲) قواعد در این مورد می­گوید، کسی که به عنوان داور نامزد و معرفی شده و قرار است با تصویب دیوان داوری، داور بشود مکلف است ابتدا اعلامیه­ای کتبی مبنی بر این که مستقل از اصحاب دعوی است امضا کند و به دبیرخانه­ی دیوان تسلیم نماید و ضمن آن باید هر گونه اوضاع و احوال یا واقعیت­هایی که ممکن است استقلال او را در نظر طرفین با تردید مواجه سازد، اعلام و افشا کند. (مانند این که در استخدام یکی از طرفین بوده، یا مشاور حقوقی یا وکیل یکی از طرفین باشد، یا در شرکت او سهامدار باشد، یا در پرونده­ی دیگری وکیل طرف مقابل باشد و مانند این ها). دبیرخانه این اعلامیه­ مستقل بودن داور را به طرفین می­دهد و مهلتی قایل می­ شود که درباره آن اظهار نظر نمایند. در صورتی که هیچ یک از طرفین نظری ندهند، بدان معنی است که استقلال داور در نظر ایشان مخدوش نیست، اما در صورتی که به نظر ایشان مفاد اطلاعات و واقعیاتی که در اعلامیه­ مذکور آمده یا اطلاعاتی که خود ایشان از سایر منابع دارند، استقلال او را در معرض تردید قرار دهد، می ­توانند به معرفی او به عنوان داور اعتراض نمایند که رسیدگی به آن با دیوان داوری است. در هر حال، تصمیم دیوان درباره تصویب و تأیید داور یا رد نامزدی او، قطعی است (ماده ۷ (۴) قواعد).

استقلال و بی­طرفی داور، تکلیف اوست و موظف است در طول رسیدگی هم آن را حفظ نمایند. به همین لحاظ ماده ۷ (۳) قواعد مقرر می­ کند در صورتی که در اثنای رسیدگی، برای داور واقعیات و اوضاع و احوالی پیش آید که استقلال او را در معرض تردید و شبهه قرار دهد (مانند این که در شرکت یکی از طرفین سهامدار شود). مکلف است آن را افشا نماید. در صورتی که چنین وضعی پیش آید و داور اعلام نکند، اما یکی از طرفین از آن آگاه شود می ­تواند مراتب را به دیوان اعلام کند و داور مربوط را جرح نماید.

۳-۲- انتخاب داور در داوری­های چند طرفه

منظور از داوری چند طرفه آن است که یکی از طرفین و یا گاه هر دو آن ها، مرکب از چند شرکت یا شخص حقیقی باشند که متفقاً طرف خواهان یا طرف خوانده را تشکیل دهند و نفع مشترک در دعوی دارند. این وضعیت در قراردادهای بین ­المللی چند طرفه که به صورت کنسرسیوم منعقد می­ شود، بیشتر پیش می ­آید. در چنین حالتی، اگر بین طرفین اختلافی حاصل شود و به داوری رجوع کنند، آن را «داوری چند طرفه» گویند. در این صورت، اگر قرار باشد هر یک از اعضای طرف خواهان یا طرف خوانده داور خود را معرفی نماید، هیات داوری حداقل چهار نفره خواهد شد که رسیدگی و تصمیم ­گیری را با مشکل مواجه می­سازد و هنگام صدور رأی‌ حصول اکثریت را غیرممکن می­ کند. همچنین یکی از طرف­ها که مرکب از دو واحد یا شرکت است، دو نفر داور خواهد داشت و طرف دیگر یک نفر که این هم به معنای عدم تساوی طرفین خواهد بود. از سوی دیگر، وادار کردن اعضای طرف خواهان یا طرف خوانده که مشترکاً یک نفر داور را انتخاب نمایند، به معنای محروم کردن ایشان از داشتن داور مورد نظر خود ‌می‌باشد، و از این حیث به منزله­ عدم تساوی طرفین است. مسئله داوری­های چند طرفه از مسایل پیچیده و مهم داوری بین ­المللی است که مدت­ها در محافل حقوقی مورد بحث بوده، اما امروزه رفته رفته رویه­ نسبتاً مشخصی ‌در مورد آن به وجود آمده است.

قواعد داوری اتاق تا پیش از اصلاح سال ۱۹۹۸ درباره داوری­های چند طرفه صراحت کافی نداشت، اما ماده ۱۰ قواعد فعلی مشخصاً ‌به این موضوع اختصاص یافته و سعی کرده حداکثر تساوی و بی­طرفی را در مرحله­ انتخاب داور در داوری­های چند طرفه رعایت کند. به موجب بند ۱ این ماده در داوری­های چند طرفه که باید به هیات داوری سه نفره ارجاع شود، هر یک از طرف­های دعوی، اعم از خواهان یا خوانده که به صورت متعدد باشند باید متفقاً یک نفر داور مشترک معرفی نمایند. مطابق بند ۲ همین ماده، اگر اعضای تشکیل دهنده طرف مربوط نتواند متفقاً داور مشترک انتخاب نمایند یا در صورتی که همه طرف­ها اساساً نتوانند ‌در مورد نحوه­ تشکیل مرجع داوری توافق کنند، دیوان داوری اتاق همه اعضای هیات داوری را انتخاب و منصوب می­نمایند و یک نفر از ایشان را نیز به عنوان رئیس هیات داوری بر می­گزینند. همان گونه که ملاحظه می­شودف در چنین حالتی دیوان داوری اتاق حتی برای طرف مقابل که ممکن است داور خود را معرفی کند و مشکلی نداشته باشد، نیز داور منصوب می­ کند. علت اتخاذ این رویه در ماده مذکور آن است که با همه طرف­ها رفتار مساوی شده باشد و هیچ یک از طرفین دعوی در موقعیت بهتر و مساعدتری از حیث داشتن داور اختصاصی، قرار نگیرد. زیرا اگر قرار باشد دیوان فقط برای طرفی که اعضای آن نتوانسته­اند در انتخاب داور مشترک به توافق برسند، داور نصب کند اما طرف مقابل داور منتخب خود را داشته باشد، عملاً طرف اول در موقعیت فروتر و بدتری قرار گرفته است. به همین لحاظ، در این قبیل موارد دیوان، کل هیات داوری را تعیین می­ کند تا همه طرف­ها از حیث داشتن داور در وضعیت مساوی باشند.

۳-۳- جرح داور

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:08:00 ب.ظ ]




۲-۴-۱-۳ مدل زِهنگ و دِران

زِهنگ و دِران نیز طبقه بندی هرزبرگ (۱۹۵۹) در ارتباط با رضایتمندی یا نارضایتی در ادبیات بازاریابی را مورد تأیید قرار دادند. آن‏ها عوامل انگیزاننده را به عنوان عواملی که ارزش افزوده ایجاد ‌می‌کنند تعریف کردند. از طرف دیگر، عوامل بهداشتی عواملی هستند که کارکردی و سودمند هستند، به طور مثال در اتومبیل، جنبه‏ های تکنیکی، سیستم هدایت و امنیت آن، عوامل بهداشتی هستند. آن‏ها همچنین پی بردند که عواملی انتقادی هم وجود دارد­. این ها عواملی هستند که پیچیده­ترند و می-توانند هم به صورت عوامل بهداشتی و هم انگیزاننده به کار برده شوند. مانند (همان منبع،۴۴) ، زهنگ و ردان[۵۸] (۲۰۰۰) بیان کردند که برآورده کردن عوامل بهداشتی پیش نیاز عوامل انگیزاننده است (رضوانی و ملک پور، ۱۳۸۸، ۶۱-۵۸).

۲-۴-۱-۴ مدل سوآن و کامبز

سوآن و کامبز مدل انگیزشی- بهداشتی هرزبرگ (۱۹۵۹) را در مطالعاتشان در صنعت پوشاک مورد تأیید قرار دادند. آن‏ها عوامل انگیزاننده و بهداشتی را به عوامل بیان شده و سودمند ارتباط دادند. آن‏ها عوامل بیان شده را به عنوان جنبه‏ های روانشناسی محصولات تعریف کردند که شامل؛ راحتی، رنگ و واکنش دیگر افراد با آن چیز می‏ باشد. عوامل سودمند به جنبه‏ های فیزیکی محصول مربوط می‏ شود مثل دوام، خاصیت شستشو و اتو کشیدن، گرم یا سرد بودن پوشش، ماندگاری رنگ یا شکل، چروک نشدن، مناسب بودن.مادوکس مطالعات سوآن وکامبز را تکرار کرد و عوامل ضروری و سودمند را مورد تأیید قرار داد. مادوکس، این تصویر را که عوامل سودمند پیش نیاز عوامل بیان شده برای رضایتمندی از محصول هستند را تقویت کرد.

۲-۴-۱-۵ مدل کانو

به طور مشابه، در رشته مهندسی مکانیک، کانو مدلی را پیشنهاد کرد که انعکاس مدل انگیزشی- بهداشتی هرزبرگ (۱۹۵۹) بود و ۵ عامل را به عنوان پیش نیاز رضایتمندی یا نارضایتی شناخت. کانو آن‏ها را عناصر هیجان برانگیز (جذاب) ، ضروری، درخواستی (بیان شده) ، بی تفاوت و معکوس نامید. عناصر هیجان برانگیز (جذاب) ، به عنوان عواملی شناخته شدند که هنگامی که وجود داشته باشند، رضایتمندی را افزایش می ‏دهند و حتی وقتی که حضور دارند برای ضمانت هستند اما اگر حضور نداشته باشد سبب نارضایتی می ‏شوند (مثل ارائه کتاب راهنمایی محصول به مصرف کننده). عناصر درخواستی (بیان شده) ، عناصری هستند که وقتی وجود داشته باشند سبب رضایتمندی می ‏شوند و اگر وجود نداشته باشد سبب نارضایتی می‏ شود (مثل خدمات پس از فروش).عناصر بی تفاوتی عواملی هستند که صرف نظر از اینکه وجود داشته باشند یا وجود نداشته باشد، نه سبب رضایتمندی می ‏شوند نه نارضایتی. عناصر معکوس، عواملی هستند که اگر وجود داشته باشد سبب نارضایتی می ‏شوند و اگر وجود نداشته باشند سبب رضایتمندی می ‏شوند. آن ها نقطه مقابل عوامل درخواستی هستند این عناصر در نمودار۲-۱ نشان داده شده اند.

نمودار ۲-۱ مدل کانو

(رضوانی و ملک پور، ۱۳۸۸، ۶۲)

محور عمودی میزان رضایت و یا خشنودی مشتری و محور افقی میزان ارائه الزام کیفی مورد نظر مشتری را نشان می­دهد. بالاترین و پایین­ترین نقطه از محور عمودی نمودار به ترتیب بیانگر نهایت رضایت مشتریان و عدم رضایت مشتریان است. محل تلاقی محور افقی و عمودی بیانگر جایی است که مشتری در حالت تعادل از نظر رضایت و عدم رضایت قرار دارد. سمت راست محور افقی، بیانگر جایی است که الزام کیفی مورد انتظار به طور کامل عرضه شده است و سمت چپ محور افقی، نقطه­ ارائه محصولی است که خصوصیات کیفی مورد انتظار ندارد و الزام کیفی مورد انتظار ندارد و الزام کیفی مورد نظر به هیچ عنوان در محصول یا خدمت لحاظ نشده است.

۲-۴-۱-۶ مدل کانو، سِراکو، تاکاهاشی و تسوجی

کانو، سِراکو، تاکاهاشی و تسوجی سه نوع از ویژگی‏های محصول مربوط به رضایت مشتری را پیشنهاد کردند:

۱٫ ویژگی‏های ضروری (ناراضی کننده ها)

۲٫ راضی کننده‏های خطی (راضی کننده ها)

۳٫ ویژگی‏های جاذب (خشنود کننده ها)

ویژگی‏های ضروری، نیازهای محض هستند؛ برطرف کردن این دسته از نیازها باعث رضایت مشتری نمی شود. کیفیت راضی کننده‏های خطی یک رابطه خطی با رضایتمندی مشتری دارد. بهبود کیفیت این قبیل ویژگی‏های جذاب نیز باعث رضایتمندی می‏ شود. سرانجام کیفیت ارائه ویژگی‏های جذاب نیز باعث رضایتمندی می­ شود. سرانجام کیفیت ارائه ی ویژگی‏های جذاب نیز باعث رضایتمندی می‏ شود اما نه ارائه­ آن دسته از ویژگی‌ها که رضایمندی را کاهش می­دهد. کانو[۵۹] (۱۹۸۴) یک روابط سلسله مراتبی را بین انواع مختلف ویژگی‏ها پیشنهاد نکرد ولی به طور مثال آن ها، انتظار داشتند که یک مشتری از یک اتومبیل با مکانیزم هدایت ضعیف (از ویژگی‏های ضروری) نهایت نارضایتی را داشته باشد، حتی اگر این اتومبیل سرعت بسیار بالایی نیز داشته باشد (راضی کننده خطی) و کمربندهای ایمنی اش نیز اتوماتیک باشد (ویژگی‏های جاذب).

۲-۴-۱-۷ مدل اینگ بِرِچان

اینگ برچان تمایز میان ویژگی ای اولیه و ثانویه ی محصول بر رضایتمندی مشتری را مورد بررسی قرار داد. او فرض کرد که کیفیت ادراک شده از ویژگی‏های اولیه باید اثر بیشتری بر ارزش مشتری نسبت به کیفیت ادراک شده از ویژگی ثانویه داشته باشد و اینکه کیفیت ویژگی ثانویه توسط کیفیت ویژگی اولیه تعدیل می‏ شود. برای مثال، وقتی فردی یک فنجان قهوه می‏خرد، کیفیت قهوه اثر بیشتری در رضایت فرد نسبت به ادب و نزاکت کارمندی که به او خدمت ارائه می‏ دهد دارد. اینگونه فرض می‏ شود که انگیزه اصلی فرد داشتن یک فنجان قهوه است. بِرِچان مطالعه­ ای ‌در مورد سیستم حمل و نقل عمومی انجام داد. وی اینگونه یافت که ۸۷ درصد از شرکت کنندگان در این تحقیق به صورت همیشگی از سیستم حمل و نقل عمومی استفاده می‏ کنند. ۱۰ درصد روزانه از این سیستم حمل و نقل استفاده می‏ کردند و ۱۷ درصد به صورت هفتگی و ۲۵ درصد به صورت ماهانه مسافر بودند و ۳۶ درصد از سیستم حمل و نقل به ندرت استفاده می­کردند، با توجه به اینکه تحقیق او ‌در مورد رضایتمندی مشتریان بود اشخاصی که هرگز از سیستم حمل و نقل عمومی استفاده نکرده بودند را از تحقیق حذف کرد.

با توجه به تحقیقات به عمل آمده همه فاکتورهای کیفیت و رضایت کلی مشتریان به طور قابل توجهی به هم پیوسته بودند. اینگونه یافت شد که همبستگی بین کیفیت هسته خدمات و رضایت مشتری، نسبت به همبستگی بین کیفیت لذت بخش بودن و رضایتمندی مشتری قوی تر است. در نتیجه این فرضیه که کیفیت ویژگی اولیه اثر بزرگتری بر رضایتمندی مشتری در مقایسه با ویژگی ثانویه دارد، تأیید شد. همچنین نتایج تحقیقات نشان داد که ویژگی اولیه، اثر کیفیت ویژگی ثانویه را بر رضایتمندی مشتری تعدیل می ‏کند. این نتیجه فرضیه دوم برچان را هم تأیید کرد.

۲-۴-۱-۸ مدل اولیور

اولیور با دسته بندی کادوت و ترجیون موافق بود، اما مجددا لغات را به عنوان ناراضی کننده ی تک ظرفیتی تعریف کرد. او روابط بین نیازهای تکمیل شده (برطرف شده) و رضایت­مندی را در نمودار۲-۲ نشان داد. این نمودار نشان می‏ دهد که:

۱ – عوامل راضی کننده ی تک ظرفیتی، منبع بزرگ نارضایتی را فراهم می‌کند.

۲- عوامل راضی کننده ی تک ظرفیتی، منبع بزرگ رضایتمندی را فراهم می ‏کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:08:00 ب.ظ ]




کارها و وظایف در داخل زنجیره تامین شامل پیش‌بینی تقاضای کالا یا خدمـت، انتخاب تامین کنندگان (تامین منبع)، سفارش مواد و ملزومات (تهیه و تدارک)، کنترل موجودی، برنامه ریزی تولید، ارسال و تحویل، مدیریت اطلاعات، مدیریت کیفیت و خدمت به مشتری می شود.

زنجیره عرضه با ارزش برای هر سازمانی دارای دو بخش است: یک بخش عرضه و یک بخش تقاضا. بخش عرضه از شروع زنجیره (ابتدای زنجیره) آغاز شده و با عملیات داخلی سازمان خاتمه می‌یابد. بخش تقاضا در زنجیره از نقطه ای که ستاده سازمان به مشتری بلافصل آن تحویل داده می شود شروع شده و به مشتری نهایی در زنجیره پایان می‌یابد. زنجیره تقاضا عبارت است از بخش فروش و توزیع در زنجیره ارزش. طول و اندازه هر بخش وابسته به مکانی است که یک سازمان خاص در زنجیره قرار دارد؛ سازمانی که به مشتری نهایی نزدیکتر است، بخش تقاضای آن کوتاهتر، و بخش عرضه آن طولانی تر است. (‌کوهن و دیگران،۲۰۱۰)

همه سازمان‌ها، بدون توجه به مکانی که در زنجیره قرار دارند، باید با مباحث و موضوعهای عرضه و تقاضا سروکار داشته باشند. هدف مدیریت زنجیره تامین عبارت است از مرتبط کردن همه بخش‌های زنجیره تامین (عرضه) به طوری که تقاضای بازار تا اندازه ممکن به طور کارا و مؤثری در سرتاسر کل زنجیره برآورده شود. این مستلزم تطابق عرضه و تقاضا در هر مرحله از زنجیره است. توجه کنید که به استثناء تامین کننده یا تامین کنندگان اولیه و مشتریان نهایی،سازمان‌ها در یک زنجیره تامین هم مشتری و هم تامین کننده هستند.(سعیدی‏کیا، علی اکبر و همکاران،۱۳۸۹)

عموما منافع مدیریت مؤثر زنجیره تأمین‏ شامل ‌موجودی‌های‌ پایین‏تر، هزینه‏ های کمتر، بهره ‏وری بالاتر، توانایی بهبودیافته برای پاسخ‏ به نوسانات تقاضا،زمان‌های تحویل کوتاه‌تر، سود بیشتر و وفاداری بیشتر مشتری است.که همگی در گرو مدیریت تقاضای مطلوب می‌باشد. معمولا بازاریابی برای تعیین آنچه که مشتریان‏ می‏خواهند و همین‏طور پیش ‏بینی مقدار و زمان تقاضای مشتری است. (غضنفری و همکاران،۱۳۸۷)

۲-۲-۲-۱) اثر شلاق چرمی‌

زنجیره تأمین مدیریت نشده مطلقا پایدار نیست. مشکلی که به طور متعدد در زنجیره تأمین مدیریت نشده دیده می‌شود اثر شلاق چرمی‌است. این اثر نوسانی در زنجیره تأمین ایجاد می‌کند که عامل اصلی آن تغییرات در میزان تقاضا است. وقتی از سطح مشتری جزء به سطح بالاتری در این زنجیره حرکت می‌کنیم دیده می‌شود که تغییرات کوچک در سطح پایین تغییرات عمده‌ای را در سطح بالاتر زنجیره ایجاد می‌کند. در نهایت شبکه می‌تواند نوسان بزرگی داشته باشد. هر سازمانی در زنجیره تأمین سعی می‌کند تا مسأله را از دیدگاه خود حل کند. این پدیده به عنوان اثر شلاق چرمی‌شناخته می‌شود که در تمامی‌صنایع مورد توجه قرار می‌گیرد و اثر خود را از طریق افزایش هزینه و ضعف در سطح خدمات نشان می‌دهد (نوروزی‏زاده،۱۳۸۰).

علل مرتبط با مدیریت تقاضا مؤثر در وقوع اثر شلاق چرمی‌

بازی کمبود ـ سهمیه بندی: به علت اینکه تولید کنندگان در زمانی که کمبود عرضه وجود دارد اقدام به سهمیه بندی می‌کنند مشتریان در هنگام سفارش دهی بیش از نیاز واقعی سفارش می‌دهند.

‌زمان‌بندی تولید ‌بر مبنای‌ پیش‌بینی تقاضای عمده فروشان به جای پیش‌بینی تقاضای مشتری

نوسان تقاضا، مشکلات کیفی، اعتصابات، آتش سوزی کارخانه

زمان تحویل

بروز کردن پیش‌بینی تقاضا

اقدامات مرتبط با مدیریت تقاضا برای مقابله با شلاق چرمی‌

اقدامات متقابل دسته بندی سفارشات

اقدام متقابل به بازی کمبود

اقدام متقابل قیمتهای نوسانی

اقدام متقابل عدم دقت در پیش‌بینی تقاضا

کاهش عدم قطعیت

متمرکز کردن اطلاعات تقاضا

کاهش نوسان تقاضا

کاهش زمان‌های تحویل سفارش وزمان تحویل اطلاعات

آسان سازی دسترسی وتقسیم اطلاعات

تغییر و تقسیم نقش ها

(میان آبادی،عباسعلی ۱۳۸۹).

۲-۲-۳) بخش‌بندی

بخش‌بندی یا تقسیم بندی بازار، فرایندی است که بر اساس آن یک بازار به زیربخش‌های متمایزی از مشتریانی که نیازها و مشخصاتشان یکسان است تقسیم‌بندی می‌شود. از آنجا که مشتریان هر بخش نیازها و خواسته‌های یکسانی دارند، به یک طرح بازاریابی و یک محصول خاص به شیوه‌ای مشابه پاسخ می‌دهند. بخش‌بندی بازار کمک می‌کند با تقسیم یک بازار بزرگ به بخش‌های کوچکتر، منابع سازمان به طور بهینه صرف مشتریان اصلی شود.

بخش‌بندی بازار، فرایندی است که بر اساس آن یک بازار به زیربخش‌های متمایزی از مشتریانی که نیازها و مشخصاتشان یکسان است تقسیم‌بندی می شود. از ‌آنجا که مشتریان هر بخش نیازها و خواسته‌های یکسانی دارند، به یک طرح بازاریابی و یک محصول خاص به شیوه‌ای مشابه پاسخ می‌دهند. بخش‌بندی بازار کمک می‌کند با تقسیم یک بازار بزرگ به بخش‌های کوچکتر، منابع سازمان به طور بهینه صرف مشتریان اصلی شود.

تقسیم ­بندی بازار عبارت است از فرایند تقسیم بازارها به زیرمجموعه­های مشخص که در آن ها، مشتریان دارای رفتارها و نیازهای یکسانی هستند

در حقیقت، تقسیم ­بندی یا بخش­بندی بازار، فرآیندی جهت تشخیص و مجزّا کردن ویژگی‌های خریداران، به منظور انتخاب بازارهایی که سازمان می‌خواهد یا می ­تواند محصولاتش را به آن ها عرضه کند؛ همچنین طراحی محصولات و برنامه های بازاریابی برای پاسخ‌گویی به احتیاجات خریداران مورد نظر است.

تقسیم بندی بازار عبارت است از فرایند تقسیم بازارها به زیر مجموعه های مشخص که در آن ها، مشتریان دارای رفتارها و نیازهای یکسانی هستند و هریک از این زیرمجموعه‌ها را می‌توان به عنوان یک بازار هدف[۹] قلمداد کرد و با راهبرد (استراتژی)های مشخص به آن ها دسترسی پیدا کرد.
همچنین تقسیم بندی بازار، به‌معنای فرایند ارزیابی ‌جذابیت‌های هربخش از بازار و گزینش یک یا چند بخش از این بازار (بازار هدف) است. (پارسائیان، علی، ۱۳۸۳) با بالاترین درآمد بالقوه، به عنوان مشتری یا مشتریان، نیز آمده است. (ابراهیمی،عبدالحمید،۱۳۸۳).

۲-۲-۳-۱) اهمیت بخش‌بندی بازار

به دلایل مختلف، نقش بخش‌بندی بازار افزایش یافته است. اولاً روند رشد جمعیت کند شده و بیشتر بازار – محصول‌ها رو به بلوغ هستند. که این امر موجب افزایش رقابت شده چراکه شرکت‌ها رشد خود را در کسب سهم بازار بیشتر و همچنین در افزایش انواع محصولات مختلف تحت یک نام تجاری جستجو می‌کنند.

ثانیاًً عوامل اجتماعی و اقتصادی مانند افزایش سطح درآمدهای خالص، ارتقای سطح تحصیلات و افزایش آگاهی مردم، موجب شده است نیازها، خواسته‌ها، سلایق و سبک‌های زندگی مشتریان نسبت به قبل متنوع‌تر و پیچیده‌تر گردد. این امر موجب افزایش تعداد و تنوع کالاها و خدماتی شده است که با یکدیگر بر سر جلب گروهی از مشتریان رقابت می‌کنند.

بخش‌بندی بازار علاوه بر این که شرکت‌ها را به پذیرش واقعیت‌های بازار وا می‌دارد، منافع زیر را نیز به آن ها عرضه می‌کند:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:08:00 ب.ظ ]




فرضیه دوم: بین درصد مدیران غیر موظف هیات مدیره و تجدید ارائه صورت های مالی شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: بین دوگانگی مدیر عامل و تجدید ارائه صورت های مالی شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد.

مدل تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرهای آن

RESTATE it۰+ β۱ COC it۲ OUTSIDER it + β۳ CEOCHAIR it ۴GROWTH it + β۵LEVERAGE it + β۶ ROA it + ε it

متغیر وابسته:

RESTATE = میزان (مبلغ ریالی) مجموع اقلام تجدید ارائه شده در صورت های مالی شرکت در سال مورد نظر (برای محاسبه این متغیر ازتقسیم مبلغ ریالی مجموع اقلام تجدید ارائه شده برمجموع

دارایی ها استفاده گردید).

متغیر مستقل:

COC = بیش اعتمادی مدیریت. روش های مختلفی برای ارزیابی بیش اعتمادی مدیریت ارائه شده است. مالمِندیر و تِیت[۱] (۲۰۰۵ و ۲۰۰۸) تصمیمات مربوط به اعمال اختیار معامله سهام شرکت را به عنوان معیار ارزیابی اعتقادات بارز مدیران مورد استفاده قرار دادند. از آنجایی که مدیران به خاطر ویژگی­های اختیار معامله سهام در معرض ریسک بالایی قرار دارند، مدیران ریسک گریز نسبت به نگه­داری اختیار سهام
بی علاقه هستند و تمایل دارند که اختیار معامله را سریعتر اعمال کنند. ‌بنابرین‏ مدیرانی که اختیارهای معامله را برای مدت طولانی تری نگه داری می‌کنند، نسبت به عملکرد آینده دارای بیش اعتمادی هستند. در ایران اختیار معامله سهام تاکنون به وجود نیامده است ‌بنابرین‏ از معیار لین و همکاران
[۲] (۲۰۰۵) به شرح زیر استفاده می­ شود:

(میانگین قیمت سهام در۶ ماهه منتهی به پایان سال مالی)÷ (سود واقعی– سود پیش ­بینی)

چنانچه مقدار عبارت فوق مثبت باشد نشان دهنده مدیریت بیش اعتماد و در غیر اینصورت مدیریت محافظه کار ویا به عبارتی عقلائی می‌باشد.

OUTSIDER = درصد اعضای غیر موظف هیات مدیره

CEOCHAIR = دوگانگی مدیر عامل که متغیر دامی است. در صورتی که مدیر عامل عضو هیات مدیره باشد عدد یک، در غیر اینصورت عدد صفر منظور می شود.

متغیرهای کنترل:

GROWTH = رشد جمع کل دارایی های شرکت نسبت به دوره قبل.

ROA = بازده دارایی ها که از طریق نسبت سود خالص به جمع دارایی ها محاسبه می شود.

LEV = اهرم مالی که از طریق نسبت جمع بدهی ها به جمع دارایی ها محاسبه می شود.

روش تحقیق

پژوهش حاضر از نظر طبقه بندی بر مبنای هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. هدف تحقیق کاربردی، توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. هم چنین تحقیق حاضر، از نظر روش و ماهیت از نوع تحقیق همبستگی است. در این تحقیق هدف، تعیین میزان رابطه بین متغیر هاست. این تحقیق در حوزه تحقیقات اثباتی قرار می‌گیرد و با توجه به اینکه برای آزمون فرضیات تحقیق از اطلاعات تاریخی استفاده می شود در گروه تحققیات شبه آزمایشی قرار می‌گیرد. روش تحقیق از لحاظ نوع استدلال قیاسی- استقرایی است بدین معنی که در مبانی نظری و پیشینه پژوهش از راه مطالعه کتابخانه ای، سایر سایت ها، مقالات در چارچوب قیاسی و گرداوری اطلاعات برای تأئید یا رد فرضیه‌ها در قالب استقرایی صورت گرفته است.(خاکی، ۱۳۸۲).

روش گردآوری اطلاعات

در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است. در این روش از مقاله های موجود در نشریات معتبر که از سایت‌های علمی اینترنتی اخذ گردیده است، به ­علاوه مجله‌های علمی، نمایه‌ها، پایان‌نامه‌های دکترا و کارشناسی ارشد و کتاب‌های مرتبط با موضوعات استفاده شده است. در این تحقیق برای جمع‌ آوری اطلاعات از سایت سازمان بورس اوراق بهادار، نرم افزارهای ره­آور نوین و تدبیر پرداز استفاده گردید(خاکی، ۱۳۸۲).

قلمرو تحقیق

۱-۹-۱) قلمرو موضوعی تحقیق

تاثیر بیش اعتمادی مدیریت بر تجدید ارائه صورت‌های مالی

۱-۹-۲) قلمرو زمانی تحقیق

قلمرو زمانی این تحقیق شامل اطلاعات مربوط به سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ (دوره ۵ ساله) می‌باشد.

۱-۹-۳) قلمرو مکانی تحقیق

مکان این تحقیق بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.

تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی

یکی از اقدامات ابتدایی در فرایند حل مسئله تحقیقاتی این است که اصطلاحات مهم وتخصصی که در روند آن مسئله مطرح گردیده است برای اهل فن در آن بگونه ای روشن تعریف شود

تجدید ارائه صورت های مالی: تجدید ارائه صورت های مالی یعنی اقلام صورت های مالی سال قبل یا سال های قبل به دلیل تغییرات در مانده اقلام یا به دلیل تغییر در طبقه بندی مجدداً ارائه شود. تجدید ارائه در صورت های مالی به جز مواردی مثل مالیات عملکرد و … عمدتاً نشان از وجود اشتباه یا تغییر روش اساسی که آثار مالی با اهمیتی داشته است، می‌باشد(‌نیک‌بخت و رفیعی،۱۳۹۱).

درصد اعضای غیر موظف هیات مدیره: این متغیر نشان دهنده نسبت اعضاء غیر مؤظف هیئت مدیره به کل اعضائ هیئت مدیره می‌باشد. مدیر غیر موظف؛ عضو پاره وقت هیات مدیره است که فاقد مسئولیت اجرایی در شرکت می‌باشد(‌نیک‌بخت و رفیعی،۱۳۹۱).

بیش اعتمادی مدیریت: پیش‌بینی مدیران اغلب تحت تاثیر اعتقاداتشان قرار می‌گیرد. مدیران را بر اساس اعتقاداتشان می توان به دو دسته “عقلایی” و “دارای اطمینان بیش از حد به خود” طبقه بندی کرد (سانجای[۳]، ۲۰۱۲). مدیران دارای اطمینان بیش از حد نسبت به مدیران عقلائی سود را بیش از واقع برآورد و پیش‌بینی می‌کنند که این امر منجر به افزایش خطا پیش‌بینی مدیران که به ناچار تعدیل سود و ارقام صورت ها مالی دوره های بعد را به همراه خواهد داشت، ‌بنابرین‏ انتظار می رود هرچه میزان اطمینان بیش از حد مدیران به سود بیشتر باشد، به تبع آن میزان تجدید ارائه صورت های مالی نیز بیشتر باشد(پرسلی و آبوت[۴]، ۲۰۱۳).

ساختار تحقیق

در این فصل مسئله و هدف تحقیق بیان شده و فرضیه‌های مبتنی بر مسئله تحقیق پایه‌گذاری و تعریف شدند. همچنین قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق بیان شده و روش های جمع‌ آوری داده ها تشریح و متغیرهای تحقیق تعریف شدند. این تحقیق شامل ۵ فصل به شرح زیر می‌باشد:

فصل اول: کلیات تحقیق

فصل دوم: چارچوب نظری و پیشینه تحقیق

قصل سوم: روش شناسی تحقیق

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها

در پایان نیز پیوست ها و نگاره ها ارائه می شود.

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:08:00 ب.ظ ]




– بالا بردن نیاز پیشرفت افراد از طریق آموزش‌های مستقیم و غیر مستقیم.

– آموزش کار آفرینی و شناسایی افراد ارزش آفرین (کارآفرین) جامعه توسط گروهی خبره به صورت سالیانه و معرفی و تشویق و حمایت آن ها در سطح کشور و استان از طریق رسانه های جمعی و اعطای جوائز توسط مسئولان عالی رتبه کشوری.

– تشکیل انجمن کارآفرینان جهت ارتباط، همفکری، همکاری و تعاون کار آفرینان با یکدیگر.
– ترویج فرهنگ کارآفرینی از طریق مؤسسات فرهنگی و رسانه های جمعی.
– تأسيس مراکز توسعه کار آفرینی جهت برنامه ریزی، آموزش، تحقیق و مشاوره در خصوص کار آفرینی

اگر به دنبال راه حل های جدید هستیم، فضای کشور باید به گونه ای طراحی شود که کار آفرینان رشد کنند. در اغلب موارد مدیریت با تصمیم گیری متمرکز ضد روحیه کارآفرینی است. کار آفرینی در جایی رشد می‌کند که تمرکز تمام عیار نباشد. امروزه در جهان برای جوانان آموزش کار آفرینی گذاشته اند. در سطح دبیرستانها همه را تشویق می‌کنند. به نظر می‌رسد، در جهان امروز بدون داشتن دانش ومهارت کار آفرینی، صرف اینکه ایده ای داشته باشید ولی دانش لازم را ندانسته باشید، با شکست مواجه می شوید.

۲-۲-۱۸-چالش‌های آموزش کار آفرینی

آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن، هم اکنون با چالش‌های متعددی مواجه شده است که برخی از این چالش‌ها توسط بلاک [۱۸] و استامپ [۱۹] ارائه شده است. این چالش‌ها عبارتند از:

– چالش در ایجاد مترولوژی های تحقیق برای اندازه گیری اثر بخشی کارآفرینی.
– چالش در محتوا و شیوه های آموزش کار آفرینی.
– چالش در کیفیت مدرسان کار آفرینی.
– چالش در پذیرش آموزش کار آفرینی در دانشکده ها نسبت به کسب و کار.
– چالش در ایجاد یک پیکره عمومی (مشترک) در زمینه دانشی مختلف.
– چالش در اثر بخشی روش های آموزشی.

-چالش در نیازهای یادگیری کار آفرینانی که در حال کار هستند، متناسب با دوره زندگی کسب و کاری که هم اکنون در آن به سر می‌برند.

در سال ۱۹۹۰ میلادی تحقیق در خصوص آموزش کار آفرینی همچون یک رشته جدید مورد توجه قرار گرفت. و موارد همچون توسعه روش های تحقیق برای سنجش اثر بخشی آموزش کارآفرین، محتوا و روش های آموزش کار آفرینی، مورد توجه قرارگرفت. به طور کلی تا سال ۱۹۹۰ میلادی چهار دسته اصلی از دوره های آموزش کار آفرینی شکل گرفت که این دوره ها عبارتند از:
▪ دسته اول: برنامه هایی برای «آگاهی و جهت گیری به سوی کار آفرینی» است هدف از این دوره ها، افزایش آگاهی، درک و بینش نسبت به کار آفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است. این گونه برنامه ها در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تدریس می شود تا انگیزه و تمایل دانش آموزان و دانشجویان برای کار آفرین شدن افزایش یابد. ‌گروه‌های نژادی، مخترعان، دانشمندان،کارکنان دولت و باز نشستگان ارتشی و ‌گروه‌های مختلف، می‌توانند تحت پوشش این دوره قرار گیرند.

▪ دسته دوم: شامل برنامه های آموزش است که «توسعه تأسيس شرکت» را پوشش می‌دهد. این برنامه ها به اقتضای شرایط خاص هر کشور طراحی شده اند.

▪ دسته سوم: دوره هایی جهت «رشد و بقای کار آفرینان و شرکت‌های کوچک» طراحی شده است، که شرکت‌های کوچک موجود را پوشش می‌دهد. نیازهای آموزشی در این برنامه ها بسیار متنوع است. ▪ ▪دسته چهارم: برنامه «توسعه آموزش کار آفرینی» است که شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقشهای نوین دانشجو و استاد در فرایند آموزش کار آفرینی است. هدف دیگر این برنامه ها آموزش و گسترش کمی استادان جدید از میان صنعتگران و دست اندرکاران فعالیت‌های اقتصادی برای آموزش کار آفرینی است. (مریدی ، ۱۳۷۹)

در کشور ما در زمینه آموزش کار آفرینی کوشش ویژه ای انجام نشده است، هر چند که میان مقوله های مدیریت عمومی، مدیریت راهبردی (استراتژیک) و کار آفرینی فصل مشترک وجود دارد و آموزش‌های اجراء شده در قلمروهای فوق برای ترویج کار آفرینی نیز مفید بوده است اما می توان گفت غالب برنامه های آموزشی سازمان‌هایی که تصدی این مهم را به عهده دانسته اند متمرکز بر نیازهای مدیران سازمان‌های بزرگ و متوسط بوده است که غالباً در بخش دولتی و عمومی اقتصاد فعالیت داشته و دارند. به همین دلیل کار آفرینانی که در سال‌های اخیر علاقمند به استفاده از آموزش‌های مدیریت شده اند و به مؤسسات آموزشی جذب می‌شوند برنامه ها را چندان مناسب نیازهای خود نمی یابند. در همین جا مسئولیت چنین مراکزی را باید یاد آور شد.
سازماندهی آغازین کار آفرینی در کشورمان در گرو پیمودن راه های زیر است:

▪ شناخت عوامل مساعد و باز دارنده کارآفرینی و راه های عملی رفع موانع.
▪ شناخت بهتر فرصت‌های کار آفرینی و سیاست‌گذاری برای استفاده از فرصت‌های مذکور.
▪ ترغیب دانش آموختگان مستعد مؤسسات آموزشی به فعالیت‌های کار آفرینی.
▪ توسعه کسب و کارهای کوچک در جهت ایجاد اشتغال مولد.

۲-۲-۱۹- پرورش گروهی از جوانان مستعد کار آفرین.

کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصت‌های جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آن ها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.

امروزه بسیاری از جوانان که در دانشگاه ها و مراکز علمی کشور به تحصیل مشغولند امیدوارند که پس از فراغت از تحصیل هر چه سریعتر وارد «بازار کار» شوند. عبارت «بازار کار» عبارتی است بسیار حساس و برداشت جوانان از این عبارت، یکی از عوامل حیاتی مؤثر در آینده کشور به حساب می‌آید متاسفانه امروزه «بازار کار» در اذهان بسیاری از جوانان و دانشجویان کشور یک سری پست های از پیش تعیین شده و به عبارتی یک سری «صندلیهای پیش ساخته» تعبیر می شود که در جامعه منتظر آن ها‌ است. اما دیدگاه کار آفرینانه نسبت به پدیده اشتغال، تا حد زیادی از مشکلات جوانان در مواجهه با آینده، خواهد کاست. یک چنین دیدگاهی می‌تواند در پوشش تحولات فرهنگی لازم برای توسعه کار آفرینی درکشور، حاصل شود.

اعتقاد بر این است که برای کار آفرینی باید نظام آموزشی ما به سمتی برود که نیروهای با شهامت و شجاعت در تصمیم گیری پرورش دهد. وقتی ما از فارغ التحصیلان رشته‌های صنعتی می‌خواهیم که برای اشتغال در رشته‌های فنی جهت خود و دیگران می‌توانند از تسهیلات قانونی استفاده نمایند معمولاً یک حالت عدم اعتماد به نفس درآنها مشاهده می شود. به بیان دیگر شهامت ریسک کردن را برای استفاده از مزایای قانونی و تسهیلات برای خودشان و دیگران ندارند و اغلب هم به دنبال فرصت شغلی مزد بگیری هستند. (باشگاه اندیشه ، ۱۳۸۸)

اگر می‌خواهیم بحث کار آفرینی را در کشور جدی بگیریم باید نظام آموزشی ما ‌به این سو هدایت شود که افرادی که فارغ التحصیل می‌شوند ویژگی‌های کار آفرین را داشته باشند و البته خانواده هم نقش دارد، اما نقش اصلی را شاید نظام آموزشی ما بخصوص در مقاطع کارشناسی و بالاتر دارد. ما باید در بین فارغ التحصیلان دانشگاه ها رغبت ایجاد کنیم که به تفکر خلاق بپردازند. تأسيس مراکز آموزش کار آفرینی و کانونهای آموزش روش زندگی در شرایط دشواری اقتصادی مانند آموزش دید مثبت و چاره جویانه، دوری از تفکر منفی، پشتکار و خلاقیت برای رفع موانع موجود و کسب مهارت‌های لازم از جمله افکاری است که باید به آن توجه شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




۳-۲ جامعه آماری

پژوهش علمی با هدف شناخت یک پدیده در یک جامعه آماری انجام می شود ‌به این دلیل موضوع پژوهش ممکن است متوجه صفات، ویژگی ها، کارکردها و متغیر های آن باشد یا اینکه روابط بین متغیر ها، صفات، کنش و واکنش عوامل تاثیر گذار در جامعه را مورد مطالعه قرار دهد.

جامعه آماری عبارت است ‌از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی مشخص دارای یک یا چند صفت مشترک باشند.

با توجه به اینکه در ایران بورس اوراق بهادار تنها سازمانی است که دارای اطلاعات در دسترس می‌باشد و مراکز اطلاعاتی جامع و کامل دیگر که بتوان از اطلاعات آن جهت پژوهش استفاده کرد وجود ندارد جامعه آماری این پژوهش ۱۰۰شرکت برترعضو بورس اوراق بهادار تهران است که با توجه به شرایط تشریح شده در ادامه به روش حذفی از میان ۴۱۷شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران برگزیده شده است.

۳-۳ حجم نمونه و روش نمونه گیری:

نمونه عبارت است از تعدادی از افراد جامعه که صفات آن ها با صفات جامعه مشابهت داشته و معرف جامعه بوده، از تجانس و همگنی با افراد جامعه برخوردارند (حافظ نیا ۱۳۸۴ ص ۱۲۱) با توجه به حجم کم شرکت‌های جامعه، آمارتمام شرکت‌های موجود در جامعه مورد بررسی و آزمون قرار می‌گیرد از این روی در این پژوهش نیازی به فرایند نمونه گیری نمی باشد.

تعداد شرکت‌های موجود در نمونه به طور کلی در طی سال‌های مالی ۸۶ الی ۸۹ تعداد ۳۳ شرکت می‌باشد که به خاطر قابلیت اتکای بیشتر، فعال بودن و زیان ده نبودن شرکت‌ها، از بین۱۰۰ شرکت برتر از ۴۱۷ شرکت عضو بورس در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده است. از این فهرست، بانک ها و مؤسسات مالی و شرکت های سرمایه گذاری و هلدینگ ها و شرکت‌های بیمه (به دلیل ماهیت متفاوت آن ها از دیگر واحدهای تجاری) و آنهایی که فعالیتی در این دوره ی زمانی نداشته اند، یا فاقد اطلاعات مورد نیاز ما در این پژوهش بودند، حذف می‌شوند.

سایرشرایط و مشخصات اقدام به انتخاب نمونه ها:

    1. شرکت‌ها باید قبل از سال ۸۶ در بورس تهران پذیرفته شده باشد و از ابتدای سال ۸۶ سهامشان در بورس مورد مطالعه قرار گرفته باشد.

    1. این شرکت‌ها نباید در طول سال‌های ۸۶ تا ۸۹ معاملاتشان در بورس دچار وقفه شده باشد. به عبارت دیگر سهام این شرکت‌ها باید در طول سال‌های مذکور در بورس فعال باشد به استثنای توقف ناشی از تشکیل مجمع عمومی

    1. باید دسترسی لازم به صورت‌های مالی آن ها وجود داشته باشد.

    1. سال مالی شرکت‌های انتخاب شده باید منتهی به پایان سال باشد.

  1. این شرکت‌ها نباید در طول سال ۸۶-۸۹ زیان ده باشند.

۳-۴ شکل گیری پرتفوی

پرتفوی بازار شامل چندین قلم دارایی پرریسک است که در سیستم اقتصاد بین الملل وجود دارد در این سیستم هر قلم دارایی متناسب با کل ارزش بازار سهم است (در رابطه با کل ارزش سایر همه دارایی ها) معمولا این نوع پرتفوی را پرتفوی مبتنی بر ارزش می‌نامند.

معیار عامل اندازه شرکت سهام ها با بهره گرفتن از سرمایه گذاری بازار از کوچکتر به بزرگتر تقسیم می‌شوند. برای جداکردن نمونه به دو گروه کوچک و بزرگ از مقدار میانه استفاده می شود. سپس نمونه ها هر سال بر مبنای نسبت ارزش دفتری به بازار و معیار کم، متوسط و زیاد طبقه بندی می‌شوند.

معیار نسبت BE/ME زیر ۳۰%LOW ،۴۰%MEDIUM ‌و بالای ۷۰%HIGH ‌و معیار WML بیش از ۳۰% افزایش قیمت متوسط سهم به عنوان سهام برنده تلقی می شود، درحالی که سی درصد کاهش قیمت متوسط، سهام بازنده تلقی می شود. دامنه ی بین سهام برنده وسهام بازنده (۴۰%) سهام بی طرف تلقی می شود.

۳-۵ پرسش های پژوهش

این تحقیق این سوال را مطرح می‌کند که آیا افزودن چولگی و کشیدگی در شاخص مدل قیمت گذاری دارایی در دوره ی کوتاه مدت، قابلیت و توانایی بالاتری نسبت به سایر مدل های قیمت گذاری دارایی برای توضیح تغییرات بازده سهام مورد انتظار خواهد داشت؟

۳-۶ متغیر های عملیاتی پژوهش

متغیر های پژوهش حاضر بر اساس رابطه ای که با یکدیگر دارند از نوع متغیر های مستقل و وابسته می‌باشند که تقسیم بندی آن ها به شرح نگاره زیر می‌باشد.

نگاره ۳-۱ متغیرهای عملیاتی پژوهش

مدل ها

متغیر مستقل

متغیر وابسته

مدلCAPM

بتا(RM-RF)

بازده مورد انتظار سهام

مدل SCAPM

بتا(RM-RF)-چولگی

بازده مورد انتظار سهام

مدلKCAPM

بتا(RM-RF)-چولگی-کشیدگی

بازده مورد انتظار سهام

مدل TFPM

بتا-SMB-HML

بازده مورد انتظار سهام

مدلSTFPM

بتا-SMB-HML –چولگی

بازده مورد انتظار سهام

مدلKTFPM

بتا-SMB-HML-چولگی-کشیدگی

بازده مورد انتظار سهام

مدل FFPM

بتا-SMB-HML-عامل گشتاوری(WML)

بازده مورد انتظار سهام

مدلSFFPM

بتا-SMB-HML- WML-چولگی

بازده مورد انتظار سهام

مدلKFFPM

بتا-SMB-HML- WML-چولگی –کشیدگی

بازده مورد انتظار سهام

۳-۶-۱ متغیر وابسته پژوهش

بازده سهام یک سرمایه گذارعبارت است از جریان نقدی قابل تحققی که توسط صاحبان آن سرمایه گذار در طول یک دوره زمانی معین تحصیل می شود. بازده به صورت درصدی از ارزش سرمایه گذاری انجام شده در آغاز دوره بیان می شود. متغیر وابسته تحقیق نرخ بازده مورد انتظار یک دارایی(اوراق بهادار) یا به عبارتی ERi Rf بازده اضافی شرکت نسبت به بازده بدون ریسک است. این بازده اضافی سهام به چند عامل مربوط می‌باشد که در زیر توضیح داده شده اند. Rf، نرخ بازده دارایی بدون ریسک است که سرمایه گذار قادر به وام دادن و وام گرفتن در آن نرخ بهره است که این جز از نرخ بازده مورد انتظار سهام برای جبران به تعویق انداختن مصرف توسط سرمایه گذار و اختصاص وجوه مورد نظر به امر سرمایه گذاری منظور می شود.

۳-۶-۲ متغیرهای مستقل و نحوه اندازه گیری آن ها

۳-۶-۲-۱عامل بتا ()

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




۱۴

۱۳

۱۲

۱۱

۱۰

۹

۸

۷

۶

۵

۴

۳

۲

۱

متغیرهای پژوهش

۱

۱٫ دلیل تراشی

۱

۱۴/۰-

۲٫ فرافکنی

۱

*۲۲/۰

۱۷/۰

۳٫ انکار

۱

**۴۸/۰

**۲۵/۰

**۳۶/۰

۴٫ همه کارتوانی

۱

**۲۹/۰

**۳۴/۰

**۴۰/۰

۱۴/۰

۵٫ ناارزنده سازی

۱

**۴۰/۰

۱۶/۰

*۱۹/۰

**۳۷/۰

۰۲/۰

۶٫ ‌گذار به عمل

۱

**۵۱/۰

**۳۳/۰

۰۱/۰

۱۳/۰

**۳۸/۰

۱۲/۰

۷٫ بدنی سازی

۱

**۳۰/۰

**۴۹/۰

**۳۱/۰

*۲۱/۰

*۲۰/۰

**۴۶/۰

۰۷/۰

۸٫ خیال پردازی اوتیستیک

۱

**۳۳/۰

*۲۰/۰

**۴۲/۰

**۳۰/۰

۱۷/۰

*۲۱/۰

**۴۵/۰

۰۴/۰

۹٫ لایه سازی

۱

**۲۸/۰

**۳۵/۰

**۴۹/۰

**۴۹/۰

**۲۹/۰

۱۳/۰

۱۲/۰

**۴۰/۰

۰۵/۰

۱۰٫ پرخاشگری منفعلانه

۱

**۴۹/۰

*۱۹/۰

**۳۱/۰

**۳۲/۰

**۲۹/۰

۱۵/۰

*۲۱/۰

*۱۹/۰

**۳۳/۰

۱۰/۰-

۱۱٫ جابه جایی

۱

**۳۴/۰

**۳۶/۰

*۲۲/۰

**۳۲/۰

*۲۱/۰

*۲۲/۰

*۲۱/۰

**۳۵/۰

**۲۷/۰

**۳۰/۰

۰۴/۰

۱۲٫ مجزا سازی

۱

**۴۶/۰

**۵۱/۰

**۵۴/۰

**۴۳/۰

**۵۲/۰

**۴۶/۰

**۵۱/۰

**۴۷/۰

**۳۰/۰

**۳۸/۰

**۶۰/۰

۱۴/۰

۱۳٫ سبک دفاعی رشد نایافته (نمره کل)

۱

**۲۶/۰-

*۲۰/۰-

۱۰/۰-

**۲۶/۰-

*۲۰/۰-

**۳۵/۰-

**۳۴/۰-

**۴۲/۰-

۱۶/۰-

۱۵/۰

۰۱/۰-

**۳۶/۰-

۱۴/۰

۱۴٫ رضایت از زندگی

۰۱/۰≥α ** , ۰۵/۰≥α *

جدول ۴-۹: ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره های دانشجویان ‌در مورد مکانیسم های دفاعی (سبک رشد یافته ‌و خرده مقیاس‌های آن) با رضایت از زندگی

۱
۲
۳
۴
۵
۶

۱٫ فرونشانی

۱

۲٫ والایش

*۲۱/۰
۱

۳٫شوخ طبعی

**۲۹/۰
*۲۲/۰
۱

۴٫پیشاپیش نگری

**۲۶/۰
**۲۷/۰
۱۵/۰
۱

۵٫سبک دفاعی رشدیافته(نمره کل)

**۵۹/۰
**۶۴/۰
**۵۶/۰
**۵۳/۰
۱
۶٫ رضایت از زندگی
۱۰/۰
۰۲/۰
۰۸/۰-
۰۰۲/۰-
۰۱۲/۰-
۱

۰۱/۰≥α ** , ۰۵/۰≥α *

جدول ۴-۱۰: ضرایب همبستگی پیرسون بین نمره ­های دانشجویان ‌در مورد مکانیسم­های دفاعی (سبک روان­آزرده و خرده مقیاس‌های آن) با رضایت از زندگی

۱
۲
۳
۴
۵
۶

۱٫ ‌دیگردوستی کاذب

۱

۲٫ تشکل واکنشی

۰۶/۰
۱

۳٫ عقلانی سازی

**۳۵/۰
*۲۰/۰
۱

۴٫ ابطال

**۳۴/۰
**۲۶/۰
**۴۰/۰
۱

۵٫ سبک دفاعی روان آزرده

**۶۳/۰
**۵۶/۰
**۷۳/۰
**۷۵/۰
۱

۶٫ رضایت از زندگی

*۲۰/۰-
۰۳/۰-
۰۲/۰
۰۰۲/۰
۰۶/۰-
۱

۰۱/۰≥α ** , ۰۵/۰≥α *

نتایج آزمون همبستگی پیرسون در جداول ۴-۸، ۴-۹ و ۴-۱۰ نشان داده شده است. ‌بر اساس داده ­های جدول ۴-۸، سبک دفاعی رشدنایافته و برخی از مکانیسم­های دفاعی مربوط به آن ( فرافکنی، ‌گذار به عمل، بدنی سازی، خیال پردازی اوتیستیک، لایه سازی، پرخاشگری منفعلانه، مجزا سازی) با رضایت از زندگی همبستگی منفی معنا دار داشته و ‌بر اساس داده ­های جدول ۴-۹، بین سبک دفاعی رشدیافته و مکانیسم­های دفاعی مربوط به آن با رضایت از زندگی همبستگی معناداری وجود ندارد. ‌بر اساس داده ­های جدول ۴-۱۰، در سبک دفاعی روان­آزرده فقط بین مکانیسم دفاعی دیگر دوستی کاذب با رضایت از زندگی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. به بیان دیگر افزایش سبک­های دفاعی رشدنایافته و روان­آزرده با کاهش رضایت از زندگی همراه است.

در ادامه رابطه طرحواره­های ناسازگار اولیه و مؤلفه­ های آن به عنوان متغیرهای پیش بین و رضایت از زندگی به عنوان متغیر ملاک در معادله رگرسیون تحلیل شد. قبل از آن پیش نیازهای رگرسیون لحاظ شد تا مشخص گردد که آیا مجاز به گرفتن رگرسیون هستیم؟ برای بررسی و کنترل داده ­های پرت افتاده از روش ماهالا نوبایس استفاده شد. خطی بودن را با نمودار پراکندگی و آزمون دوربین واتسون مشخص کردیم. نتایج نشان داد که داده ­های ما از قانون خطی بودن پیروی ‌می‌کنند (۵/۲>DW >5/1 خطی بودن متغیر­های پیش­بین را تأیید می­ کند). البته هم خطی چندگانه با تورم واریانس سنجیده شد که زیر ۱۰ گزارش شده، ‌بنابرین‏ هم خطی چندگانه نیز حاکم بوده و مجاز به گرفتن رگرسیون هستیم.

فرضیه سوم: طرحواره­های ناسازگار اولیه قادر هستند به طور معنی­دار رضایت از زندگی دانشجویان را پیش ­بینی کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




به طور کلی بحران­های مالی از طریق تغییر در نرخ ارز صادرات و واردات کشورها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به علاوه، بحران­های مالی(شامل بحران­های ارزی، بحران­های مالی یا هر دو) می‌تواند تجارت را از کانال­های دیگری به جز نرخ ارز متاثر سازد. رکود اقتصادی نه تنها تقاضای داخلی، بلکه تولید کل و ظرفیت صادرات را نیز کاهش می‌دهد، اگر چه جریان سرمایه منجر به افزایش صادرات می شود. ‌بنابرین‏، افزایش یا کاهش صادرات در اثر بحران مالی هنوز شفاف نیست و نیازمند مطالعات بیشتری است. در ادامه به بررسی اثرات بحران­های بانکی و ارزی بر تجارت پرداخته شده است.

عملکرد بانک­ها ‌به این صورت است که از سپرده ­ها برای سرمایه ­گذاری در پروژه­ های مطرح استفاده شده و سود حاصل به عنوان بهره سپرده ­ها در نظر گرفته می­ شود. اما اگر شرکت­های اجرایی طرح­ها به علت سقوط بازار و یا عوامل دیگر نظیر نرخ ارز و محدودیت واردات از ادامه طرح منصرف شوند، سرمایه گذاری صورت گرفته با شکست روبرو می­ شود و باعث ضرر زیادی برای بانک می­ شود. موفق نبودن سرمایه ­گذاری­ها برای بانک ضرر بیشتری نسبت به نبود سرمایه برای سرمایه ­گذاری به همراه دارد؛ زیرا بانک­ها، قبل از سررسید پروژه­ ها باید آن ها را به صورت نقدینگی در آورند. ورشکستگی بانک­ها باعث می­ شود که تمام مؤسسه‌­ها، بنگاه­های تولیدی، پروژه­ های خدماتی در بخش مالیشان با مشکل مواجه شوند و باعث سقوط فعالیت­های اقتصادی و مشکلات اجتماعی ناشی از اخراج­های دسته جمعی می­ شود. نتیجه این فرایند کاهش در مصرف کالاهای واسطه­ای و نهایی شده، همچنین به علت مشکلات مالی ظرفیت تولید بنگاه­ها کاهش داده می­ شود که باعث کاهش در تجارت مواد خام و منابع انرژی است. در بخش خدمات نیز پوشش دهی مؤسسات خدماتی در برخی شاخه­ های خدماتیشان، به علت هزینه بر بودن و مشکلات مالی، منحل می شود و سبب کاهش شدید حجم تجارت خدمات می­گردد. پایین بودن تقاضا، افت شدید قیمت­ها را به همراه داشت. قیمت پایین کالا و خدمات به شدت از ارزش صادرات کشورهای در حال توسعه کاست.

عامل دیگری که تجارت خارجی را تحت تاثیر قرار داده است، کاهش اعتبارات بازرگانی و تجاری تحت شرایط رکودی بازارهای بین‌المللی رکودی است. با توجه ‌به این واقعیت که به طور معمول بخش بزرگی از تراکنش­های تجارت خارجی از طریق اعتبارات کوتاه مدت مالی و تامین مالی مؤسسات نقدینه می شود. ظرفیت کم و ضعیف مؤسسات بازرگانی و تجاری منجر به رکود آن­ها می شود.

تولید و صادرات به دلیل کاهش در جریان اعتبارات داخلی در یک اقتصاد دچار رکود می­ شود و نهایتاً منجر به کاهش واردات می­ شود. در آن سوی دیگر کاهش واردات می ­تواند اثرات مفیدی داشته باشد مثل تثبیت موازنه تجارت خارجی، به خصوص کشورهایی که موازنه منفی دارند. همچنین ممکن است برخی از عوارض جانبی منفی را ایجاد کند، با توجه به اینکه منابع مالی عمومی بسیاری از کشورهای در حال توسعه به شدت هنوز به درآمد­های مالیاتی وارداتی بستگی دارد لذا کاهش واردات می‌تواند تبدیل به یک بحران برای آن­ها شود مگر اینکه یک جایگزین منبع درآمد برای آن پیدا کنند.

ابعاد اقتصادی بحران پولی بسیار سهمگین بوده است. هزینه­ های مستقیم بحران­های پولی (ارزی)، بر حسب شکاف بین تولید ناخالص داخلی در دوره بحران از مقدار پیش ­بینی شده آن در صورت عدم وقوع بحران، گاه تا بیش از ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی نیز بوده است. بدیهی است هزینه­ های غیر مستقیم بحران، شامل شغل­های از دست رفته، سرمایه ­گذاری­های انجام نشده و بازارهای از دست رفته است.

اثر بحران پولی بر روی صادرات و واردات اثری دائمی است زیرا بحران ارزی از سه طریق بر روی حجم مبادلات اثر می­گزارد.

    1. اثر درآمدی: زمانی که بحران همراه با شوک اضافی باشد این اثر به وجود می ­آید. درصورتی که تقاضای داخلی محصولات کاهش یابد، درآمد فروشندگان کاهش می­یابد. ‌بنابرین‏ هم واردات و هم صادرات کاهش می‌یابد.

    1. اثر جانشینی: مثل اثر درآمدی درصورتی که بحران همراه شوک اضافی باشد وجود خواهد داشت. با کاهش قیمت کالاهای داخلی، مصرف کننده شروع به بیشتر جانشین کردن کالاهای داخلی و کاهش مصرف کالاهای خارجی می­ کند؛ ‌بنابرین‏ صادرات و واردات کاهش می‌یابد.

  1. اثر ثروت: مصرف کننده در زمان کسر مالی و شوک بزرگ، نسبت به از دست دادن ثروتشان حساس هستند و این باعث کاهش در تقاضا برای کالای خرجی و کاهش واردات می­ شود. همچین در این زمان تقاضا برای کالاهای داخلی نیز کاهش می‌یابد.

بحران پولی معمولا زمانی که دولت نرخ ثابت ارز را به صورت غیر منتظره آزاد کند رخ می­دهد. بحران مکزیک مثال مناسبی از بحران پولی است. در بین اثرات بحران پولی اثر ثروت ماندگاری بیشتری دارد.

۲-۵-شواهدی از اثرگذاری بحران مالی بر اقتصاد گردشگری بین الملل:

۲-۵-۱- فاکتورهای اقتصادی گردشگری تحت تاثیر بحران (جهان):

.بررسی فاکتورهای اقتصادی گردشگری قبل، بعد و در طی بحران مالی به صورت خلاصه در جدول زیر آمده است. این جدول نشان می­دهد که صادرات ناشی از گردشگری بر اثر بحران مالی حدود ۷۰ میلیون کاهش داشته و با وجود نرخ رشدی که در سال ۲۰۱۰ وجود داشت هنوز حجم صادرات به سال قبل از بحران نرسیده است. فاکتور مهم دیگر سهم صنعت گردشگری از تولید ناخالص ملی است که بر اثر بحران از ۱۹۳۶ به ۱۸۶۸ رسید. سرمایه گذاری پس از بحران ۲۰۰۸ با نرخ رشد بسیار ناچیزی همراه بوده به گونه ای که حتی تا سال ۲۰۱۳ به مقدار سال قبل از بحران نرسیده است؛ به دنبال عدم سرمایه گذاری کافی اشتغال در این صنعت نیز که وابسته به سرمایه گذاری بیشتر در این صنعت است نرخ رشد اندکی دارد و در سال ۲۰۱۳ به میزان اشتغال قبل از بحران می­رسد.

جدول (۲-۱): روند شاخص­ های اقتصادی گردشگری (قبل، بعد و در طی بحران مالی).

جهان
۲۰۰۷
۲۰۰۸
۲۰۰۹
۲۰۱۰
۲۰۱۱
۲۰۱۲
۲۰۱۳
۲۰۲۳

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




بند پنجم :موضوع وفای به عهد


موضوع ایفای تعهد ممکن است تسلیم عین معین یا کلی ،تعهد به انتقال مال معین یا مال کلی یا تأدیه پول و فعل یا ترک فعل باشد و همچنین ممکن است ناظر به تعهد به نتیجه معین و گاه فراهم آوردن وسیله آن است . که ما با توجه ‌به این گفتار که مربوط به اثر تسلیم در ایفای تعهد مبیع کلی می‌باشد صرفاً به همین مقوله می پردازیم.

الف ) تسلیم مال کلی :

تسلیم عین کلی همیشه با تعهد تملیک آن همراه است . فرض کنیم که مال کلی با اوصاف معین انتقال داده می شود . متعهد باید مصداق کلی را در هنگام اجرای قرارداد (تعهد) معین کند وبه متعهد له بدهد . گروهی از نویسندگان این تسلیم را به تملیک تعبیر کرده‌اند .

‌به این صورت که بین دو طرف قرارداد درباره تملیک جدیدی منعقد می شود که اثر این عقد انتقال است و قرارداد نخستین تنها تعهد به انتقال ایجاد می‌کند . اما باید بدانیم که تملیک نتیجه عقد نخستین و مبتنی بر انتخاب مصداق کلی از سوی متعهد است . که این انتخاب معمولاً با تسلیم انجام می شود. پس تسلیم و پذیرش آن عقد جدید به شمار نمی آید.

‌بنابرین‏ ،تسلیم در این فرض نیز تسلیم عین کلی انتقال داده شده است. و به موجب قانون مدنی [۲۰۲] متعهد ،در انتخاب مصداق کلی ، از عالی ترین نوع آن یا مصداقی که در عرف معیوب نیست آزادی دارد.چون ظاهر عرفی بر این است که کالای سالم تحویل داده شود. و سود متعهد هم در این است که مصداقی میانه و متوسط را انتخاب کند . مصداقی که عیب قابل ملاحظه ای ندارد ولی اعلی هم نیست .[۲۰۳]


‌بنابرین‏ متعهد له می‌تواند ‌از گرفتن فرد معیوب امتناع کند و الزام متعهد را به تسلیم مصداق متعارف موضوع تعهد را از دادگاه بخواهد.[۲۰۴]

و برای اینکه تسلیم مبیع کلی سبب ساقط شدن تعهد بایع شود باید مبیعی را که تحویل می‌دهد همانی باشد که در قرارداد تعهد ‌کرده‌است به عبارت دیگر میان اجرای تعهد و مفاد آن باید یگانگی وجود داشته باشد که بر اساس همین اصل دو نتیجه می توان گرفت:

۱- طلبکار را نمی توان مجبور کرد که مال دیگری را به جای موضوع تعهد بپذیرد.

۲ – طلبکار را نمی تواند به پذیرش بخشی از موضوع تعهد اجبار کرد.

۱- عدم اجبار طلبکار به قبول مال دیگر

وحدت و هماهنگی موضوع تأدیه از شرایط وفای به عهد می‌باشد . که قانون مدنی در ماده ۲۷۵ در این باره بیان می‌دارد که :«متعهد له را نمی توان اجبار نمود که چیز دیگری به غیر آنچه موضوع تعهدات قبول نماید ،اگر چه آن شی قیمتاً معادل یا بیشتر از موضوع تعهد باشد».

یعنی اگر موضوع تعهد تأدیه صد کیلو پرتقال باشد ،متعهد با تأدیه صد کیلو سیب برائت پیدا نمی کند . حتی اگر کالایی که به طلبکار پرداخت می شود از نظر قیمت پربهاتر باشد .

ولی اگر کالا ازهمان جنس و با همان وزن و پر بهاتر باشد و نپذیرفتن طلبکار معقول نباشد، به نظر می‌رسد که وفای به عهد تحقق پیدا می‌کند .وجود یگانگی و وحدت در موردی که تعهد به تسلیم یا انتقال عین معین است باید دقیق تر باشد .یعنی باید همان عین را بدهد ،هرچند که نقصانی درآن ایجاد شده باشد .[۲۰۵]

اما اگر موضوع تعهد عین کلی باشد ،انعطاف پذیرتر است . زیرا در عین کلی ،عین مشخص و معینی مورد نظر نیست و متعهد حق انتخاب دارد و کافی است که مصداقی از همان جنس و وصف را در اختیار طلبکار بگذارد . اما این مصداق باید بدون عیب باشد.[۲۰۶] و در صورت معیوب بودن طلبکار می‌تواند آن را رد کند و نپذیرد.

البته وجود یگانگی موضوع تأدیه و تعهد منافاتی با تراضی متعهد و متعهد له به قبول چیز دیگری غیراز آن ندارد . و اگر با توجه به مثال بالا بجای صد کیلو پرتقال ، متعهد له صد کیلو سیب را بپذیرد در این مورد

    1. ماده ۳۳۸ قانون مدنی:«بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم» ↑

    1. جعفری لنگرودی،محمد جعفر،مبسوط در ترمینولوژی حقوق،جلد دوم،کتابخانه گنج دانش،چاپ دوم،۱۳۸۱،ص ۵۴۳ ↑

    1. معین،محمد،فرهنگ فارسی،چاپ اول،انتشارت بهزاد،۱۳۸۱،ذیل واژه ↑

    1. عبده بروجردی،محمد، حقوق مدنی،تهران ،چاپ محمد علی علمی ،۱۳۳۹،ص۱۳۰ ↑

    1. ماده ۳۵۰ و۳۳۸ قانون مدنی ↑

    1. حقوق کامن لا:(common law) یعنی حقوق عرفی و ننوشته.کشاورز،بهمن،فرهنگ حقوقی(انگلیسی به فارسی)،تهران،انتشارت امیر کبیر،چاپ سپهر،۱۳۵۶ ،ذیل واژه ↑

    1. معزی،امیر،حقوق مدنی ۳،عقود و ایقاعات،انتشارات مجد،چاپ اول،۱۳۸۰،ص۳۵ ↑

    1. کاتوزیان،ناصر،دوره مقدماتی حقوق مدنی:اموال و مالکیت،نشر میزان،چاپ یازدهم ،بهار۱۳۸۵،ص۳۷ ↑

    1. همو، حقوق مدنی،دوره عقودمعین،‌جلد اول،شرکت انتشارسهامی،چاپ ششم،۱۳۷۴،ص۱۱۱،به نقل ازمازو،دروس حقوق مدنی،ج۳،ش۸۴۵ ↑

    1. همو، قواعد عمومی قراردادها،جلددوم ،تهران، شرکت انتشاربه همکاری بهمن برنا ،۱۳۷۴،صص۱۸۶و۱۸۷ ↑

    1. همو ، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی ،انتشارات میزان،چاپ هفدهم،بهار۱۳۸۷،ذیل ماده۳۴۲،ص۲۹۵ ↑

    1. همو،عقود معین ،جلد اول،ص۱۱۲ ↑

    1. امامی ،سید حسن،حقوق مدنی،جلد اول،انتشارات اسلامیه،۱۳۷۳،صص۴۲۶و۴۲۷و۴۳۰ ↑

    1. کاتوزیان ،ناصر، حقوق مدنی ،دوره مقدماتی عقود معین، ‌جلد اول،کتابخانه گنج دانش ، چاپ نهم ،۱۳۸۲،ص۴۳ به نقل از کیهان،مجموعه رویه قضایی،از سال ۱۳۲۸تا۱۳۴۲،جلد دوم،ص۳۲۵ ↑

    1. ماده ۲۳-۲۷ قانون مدنی ↑

    1. ماده ۵ قانون منع کشت خشخاش و استعمال مواد افیونی ↑

    1. حائری (شاه باغ)،سید علی،شرح قانون مدنی،جلد دوم،انتشارات گنج دانش،۱۳۸۷،ص۳۴۵؛ماده ۴۳ قانون مجازات مرتکبین مصوب ۲۹اسفند ۱۳۱۲ ↑

    1. ر.ک ،سید حسین صفایی،دوره مقدماتی حقوق مدنی،قواعد عمومی قراردادها،جلد دوم،انتشارات میزان،۱۳۸۲،صص۱۳۰و۱۳۱ ↑

    1. ماده ۳۴۹ قانون مدنی ↑

    1. مسجد سرایی،حمید؛زراعت،عباس،متون فقه(۱)،انتشارات خط سوم،۱۳۸۹،ص۳۲ ↑

    1. انصاری،مرتضی بن محمد امین،المکاسب،قم،مجمع الفکر الاسلامی،۱۴۲۰ ه.ق،۲۰۰۰م،۱۳۷۸ش. ↑

    1. ر.ک،شهیدی،مهدی،تشکیل قراردادها و تعهدات،انتشارت مجد،۱۳۸۱،ص۳۰۷ ↑

    1. همو،آثار قراردادها،انتشارات مجد،چاپ اول،۱۳۸۲،ش۱۴ ↑

    1. ماده ۳۴۸ قانون مدنی ↑

    1. ماده ۴۷۰ قانون مدنی ↑

    1. ماده۶۶۲ قانون مدنی ↑

    1. ر.ک، کاتوزیان،ناصر، منبع پیشین،ص۶۵ ↑

    1. عبده بروجردی،محمد،کلیات حقوق اسلامی،تهران،انتشارات وعظ و تبلیغ اسلامی ،۱۳۳۵،ص۴۴ ↑

    1. ماده ۳۷۱ قانون مدنی ↑

    1. کاتوزیان،ناصر،منبع پیشین،ص۶۳ ↑

    1. منبع پیشین ،ص۶۲ ↑

    1. ر.ک،کاتوزیان،ناصر،عقود معین،جلد اول،ص۱۵ ↑

    1. ر.ک،شهیدی،مهدی، عقود معین(۱)،حقوق مدنی ۶،انتشارت مجد ،چاپ ششم،۱۳۸۵ ،صص ۳۰و۳۱ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




آزادی بیان، به صورت مکتوب و شفاهی، عدم تعرض به حیثیت و مصئونیت از بازداشت، عمده ترین مصئونیت هایی است که وکلا از آن برخورداراند.

در واقع مصونیت پارلمانی اساسا پوششی است برای حفاظت نماینده در برابر تعقیب قضایی یا اعمال پلیسی. که هدف از آن حفظ آزادی و آزادگی نماینده برای ادای وظایف نمایندگی است. مصونیت پارلمانی دو صورت دارد: ۱٫ عدم مسئولیت (مصونیت ماهوی) ۲٫ تعرض ناپذیری( مصونیت شکلی).[۱۳۲]

۱٫ عدم مسئولیت (مصونیت ماهوی): بدین معنی که نماینده در مقام انجام وظایف نمایندگی به مناسبت گفتار، نوشتار، اعمال و تصمیمات و موضع گیری خود نباید مورد تعقیب قرار بگیرد. نماینده با توجه به جایگاه خود که نمایندگی ملت است و در مقام انجام وظیفه ممکن است از شخصیت های مهم و با نفوذ سیاسی انتقاد کند(در جلسات استیضاح)، افشا گری یا مخالفت کند ‌بنابرین‏ همیشه در معرض شکایت، مزاحمت و اعلام جرم از سوی مخالفینش قرار دارد. اصل عدم مسئولیت این امکان را فراهم می‌کند که نماینده بدون دغدغه وظایف خود را انجام دهد و از گزند دشمنی و انتقام محفوظ بماند.

عدم مسئولیت برای تامین هدف استقلال و آزادگی بایددو ویژگی مهم داشته باشد ۱٫ مطلق باشد یعنی استثنا نداشته باشد و هر آنچه در قلمرو وظایف نمایندگی است مشمول مصونیت شود ۲٫ مداوم باشد ‌به این معنا که حتی بعد از اتمام دوره نمایندگی نیز نتوان نماینده را بابت اعمال نمایندگی اش مورد تعقیب قرار داد.

البته باید توجه داشت که این اصل نباید موجب سوء استفاده شود و بواسطه آن تهمت، توهین به اشخاص صورت گیرد برای جلوگیری از سوء استفاده برخی کشورها استثنائاتی بر اصل عدم مسئولیت زده اند. مثلا در فنلاند و سوئد اگر پنج ششم نمایندگان رأی موافق دهند می توان از نماینده در خصوص رفتار بخصوص سلب مصونیت کرد یا در آلمان مصونیت پارلمانی شامل توهین، افترا نمی شود.

۲٫ تعرض ناپذیری( مصونیت شکلی): تعرض ناپذیری مصونیت از آیین دادرسی کیفری است یعنی ممنوعیت تعرض به نمایندگان بابت اعمالی که در خارج از پارلمان انجام می‌دهد و طبق قوانین و عرف جامعه جرم است. بر اساس این مصونیت شیوه های معمول پیگرد و دارسی برای نماینده اجرا نمی شود بلکه آیین ویژه ای برای تعقیب و دادرسی نماینده متهم اعمال می شود. اگر عنوان شود که نماینده بیرون از مجلس دست به اعمالی زده که طبق قوانین جاری جرم است مأموران انتظامی نمی توانند با نماینده همان رفتاری را بکنند که با افراد عادی می‌کنند. (بازداشت، بازجویی، ارسال به دادسرا و…). چراکه همیشه احتمال صحنه سازی، توطئه، اسباب چینی توسط مخالفین و کسانی که از نماینده زخم خورده اند وجود دارد. بلکه شیوه مخصوص دیگر اجزا می شود. مرسوم ترین شیوه آن است که موضوع به آگاهی مجلس برسد و رسیدگی مقدماتی در داخل مجلس توسط کمیسیون ویژه ای صورت گیرد اگر ظن قوی به ارتکاب جرم و عدم غرض سیاسی شاکی حاصل شود توسط پارلمان از نماینده سلب مصونیت شده ، اجازه بازداشت و پیگرد با تصویب اکثریت نمایندگان صادر می شود.

باید توجه داشت که مصونیت نماینده شامل جرم مشهود نمی شود و در این حالت مأموران حق بازداشت دارند.جرم مشهود جرمی است که به وضوح و روشنی و بدون شک وشبهه مرتکب جرم شناسایی می شود. همچنین شامل جرائم کم اهمیت که نیازمند بازداشت نیست نیز نمی شود.

نکته دیگر اینکه تعرض ناپذیری محدود به دوره اجلاسیه یا دوره تقنین است و پس از طی شدن دوره امکان بازداشت و رسیدگی و محاکمه وجود دارد.

( تعرض ناپذیری دعاوی حقوقی و مسئولیت مدنی را شامل نمی شود بلکه نوعی مصونیت در برابر آیین دادرسی کیفری است)

تفاوت های عدم مسئولیت و عدم تعرض: عدم مسئولیت مربوط به وظایف نمایندگی است اما عدم تعرض مربوط به اعمال نماینده در خارج از پارلمان و غیر وظایف نمایندگی است. تفاوت دیگر اینکه عدم مسئولیت دائمی و مداوم است یعنی پس از اتمام دوره نمایندگی نیز قابل پیگیری نیست اما عدم تعرض محدود و موقتی است و پس از دوره نمایندگی قابل پیگیری است. تفاوت دیگر اینکه عدم مسئولیت جنبه ماهوی دارد یعنی به کل از نظر ماهیتی جرمی وجود ندارد اما در عدم تعرض اتهام به ارتکاب جرمی وجود دارد اما به لحاظ شکلی و آیین دادرسی برای مدت محدود قابل پیگیری نیست یا به شیوه خاص نه معمولی قابل پیگیری است.

حمایت از پارلمان در برابر اهانت

حفظ نظم داخلی مجلس با رئیس مجلس است و مأموران انتظامی زیر نظر وی انجام وظیفه می‌کنند اگر تماشاچیان اعمال توهین آمیز مرتکب شوند رئیس مجلس در محدوده نظامنامه مجلس با آن ها برخورد می‌کند. اگر اهانت توسط نمایندگان صورت گیرد( نظیر کتک کاری نمایندگان یا فحاشی به یکدیگر) در اینصورت خود مجلس همانند دادگاه به جرم ارتکابی رسیدگی کرده و کیفرهای زیر را نسبت به نماینده اعمال می‌کند: ۱٫ اخطار رسمی در جلسه عمومی۲٫ توبیخ نماینده ۳٫ زندانی کردن نماینده ۴٫ اخراج موقتی نماینده

گفتار سوم: اصل مانع الجمع بودن برخی مشاغل با نمایندگی

بر اساس این اصل عضویت در قوه مقننه با داشتن شغل در دو قوه دیگر متعارض است. نماینده مجلس حتی المقدور باید آزاده و وارسته بماند و استقلال رأی خود را به دلیل وابسته شدن به غیر پارلمان از دست ندهد. متصدین مشاغل اداری و قضایی اگر خواستار سمت نمایندگی هستند ابتدا باید از سمت خود استعفا دهند.

البته در کشورهای مختلف این اصل مطلق نیست و حدود و ثغور آن متفاوت است مثلا در انگلیس وزرا لزوماً از میان نمایندگان مجلس انتخاب می‌شوند. اما در فرانسه محدوده این اصل بسیار وسیع است و منع جمع مشاغل به جد اجرا می شود. یا در کشور موناکو تنها شغل مدیریتی ممنوعیت دارد نه هر شغل اجرایی.[۱۳۳]

گفتار چهارم- اصل علنی بودن جلسات

مذاکرات مجلس شورای اسلامی باید علنی باشد و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود. در شرایط اضطراری, در صورتی که رعایت امنیت کشور ایجاب کند, به تقاضای رئیس جمهور یا یکی از وزرا یا ده نفر از نمایندگان, جلسه غیر علنی تشکیل می شود.[۱۳۴]

مصوبات جلسه غیر علنی در صورتی معتبر است که با حضور شورای نگهبان به تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان برسد. گزارش و مصوبات این جلسات باید پس از بر طرف شدن شرایط اضطراری برای اطلاع عموم منتشر گردد.

گفتار پنجم- اصل استقلال مالی نمایندگان

پارلمان از سه جهت اداری، مالی، نظام نامه ای استقلال دارد:

استقلال اداری: سازمان اداری پارلمان( کارمندان و کارکنان اداری) نباید تابع ارگان و دستگاه دیگر ( قوه مجریه) باشند. بلکه باید زیر نظر رئیس و هیات رئیسه مجلس و از حیث مقررات استخدامی، ارتقاء و بازنشستگی تابع قوانین جداگانه باشند.البته این استقلال تا اندازه ای لازم است که جلوی وابستگی ارگانیک و تشکیلاتی قوه مقننه به قوه مجریه را بگیرد.

استقلال مالی: پارلمان باید در تصویب و اجرای بودجه خود مختار باشد. اگر به قوه مجریه حق داده شود که رقم بودجه مجلس و چگونگی مصرف آن را تعیین کند استقلال قوه مقننه زیر سوال می رود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




۲-۲-۱۰ ) فاوا و ارتقاء یادگیری دانش آموزان

برخی ادعا می‌کنند که فاوا نه تنها از توانایی بالقوه حمایت از برنامه درسی رسمی مدارس برخوردار است ، بلکه می‌تواند تجربه و فهم برنامه درسی را نیز ارتقا بخشد و حتی تفکر و یادگیری به شیوه های جدید را نیز گسترش بدهد . هنگامی که تعامل پیچیده بین دانش آموزان در حین فعالیت های کلاسی منابع فاوا معلم و ماهیت وظایف محوله مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد تاثیر مثبت فاوا بر یادگیری دانش آموزان کاملا آشکار می شود . یادگیری اثر بخشی هنگامی تحقق می‌یابد که موضوع درس جالب ، مرتبط و هدفمند باشد و علاقه دانش آموزان را برانگیزد . ‌بنابرین‏ بررسی آن دسته از ویژگی های فاوا که می‌تواند در ایجاد محیط های یادگیری فعال نقش داشته باشد شایان اهمیت است . یکی از ویژگی های بارزی که اساس ایجاد انگیزه در کودکان برای استفاده از فاوا است ویژگی تعاملی آن است . دانش آموزان بازخورد مستقیم پویا و به ظاهر صبورانه دریافت می‌کنند که فرصت لازم را در اختیار آنان می‌گذارد تا امکانات متعدد را امتحان کنند ، پیامدهای تصمیمات واکنش های خود را ملاحضه کنند و بر اساس آن ها برای اقدامات بعدی برنامه ریزی کنند . برخورداری فاوا از قابلیت ذخیره سازی ، مرتب کردن و بازیابی مقادیر زیادی از اطلاعات منابع از پایگاه های اطلاعات را در اختیار دانش آموزان قرار می‌دهد . با بهره گرفتن از اینترنت و دیسک های فشرده دانش آموزان می‌توانند به منابعی نظیر ( تصاویر آثار هنری موجود در موزه های سراسر دنیا ، آرشیو روزنامه ها ، سخنرانی ها یا فیلم های متحرک ضبط شده ) دسترسی داشته باشند که ضرورتا در کلاس های معمولی و یا کتابخانه مدرسه موجود نیستند .

یکی از نقش های مهیج فاوا در محیط های یادگیری کودکان ، برخورداری از قابلیت ارائه اطلاعات به شیوه های متفاوت و پویا شامل استفاده از تصاویر ، صدا و حرکت است . ارائه داده و روابط بین آن ها به صورت تصاویر و نمودار ها نمونه ای بارز از تسهیل درک و فهم تفسیر و تجزیه و تحلیل اطلاعات است. با بهره گرفتن از تصاویر متحرک می توان تاثیر کودهای متفاوت را بر روی رشد گل‌ها و سایر گیاهان در شرایط متفاوت نشان داد . یکی دیگر از ویژگی های مهم فاوا موقتی بودن آن است بدین معنی که کاربران می‌توانند در کارهایی که انجام داده‌اند تغییراتی را اعمال کنند . از موقتی بودن منابع فاوا می توان در اصلاح متون با بهره گرفتن از واژه پرداز ، دستکاری تصاویر گرافیک دیجیتالی ، طراحی و ترکیب بازنمایی های چند رسانه ای و تدوین صدا و … استفاده کرد ( نجفی و محمدی ، ۱۳۸۰ : ۱۷ ) . از طرفی ناگفته نماند که ، اثر به کارگیری فاوا بر دانش آموزان بسیار زیاد به شیوه های یاددهی ، و مهارت کامل‌تر یاددهنده هنگامی که آموزش ، دانش آموز محور ، کار گروهی همراه با پرسش و پاسخو باشد ، وابسته می‌باشد ( لاو و همکاران[۲۹] ، ۲۰۰۸ ) .

۲-۲-۱۱ ) نقش های یاددهی – یادگیری فاوا

استفاده و بهره گیری از فاوا و فرایند یاددهی و یادگیری در زمینه‌های تسهیل فرایند یاددهی – یادگیری، انگیزش یادگیری، یادگیری شاگرد محور، ارزیابی یادگیری و ارتقای مهارت تفکر صورت می‌گیرد . درباره ی هر یک از این نقش‌ها در ادامه به طور جداگانه و مشروح توضیح داده می شود .

شکل ۲-۱ ) نقش های فاو در فرایند یاددهی – یادگیری

نقش های یاددهی – یادگیری

تسهیل یادگیری

انگیزش یادگیری

یادگیری شاگرد محور

ارزیابی یادگیری

ارتقاء مهارت تفکر

۲-۲-۱۱-۱ ) نقش فاوا در تسهیل یاددهی – یادگیری

فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی به دلیل قابلیت ها و ویژگی هایی که دارند مهمترین نقش خود را در تسهیل و آسان سازی یادگیری ایفا می نمایند . از فاوا می توان به عنوان یک ابزار قدرتمند در فرایند تدریس و یادگیری استفاده کرد. نقش های ابزاری در تسهیل فرایند یاد دهی – یادگیری در شکل ۲-۲ نشان داده شده است .

شکل ۲-۲ ) نقش های فاوا در تسهیل یادگیری

تسهیل یادگیری

ابزار ارائه اطلاعات

ابزار موقعیت ساز

ابزار سازندگی

ابزار برقراری ارتباط

متن ، صوت ، تصویر ، فیلم و… ارائه اطلاعات

بازی آموزشی ، شبیه سازی ، واقعیت مجازی و …

نامه الکترونیکی ، گفتگوی اینترنتی ، تله کنفرانس

لایم و چای[۳۰] ( ۲۰۰۳ ) چهار نقش ابزاری فاوا و امکانات مربوط به آن را به شرح زیر متمایز کرده‌اند :

    1. ابزارهای اطلاعاتی : کاربردهایی از فاوا هستند که اطلاعات بسیار زیادی را در فرمت ها و شکل های مختلف از قبیل متنی، صوتی، گرافیگی یا ویدیویی ارائه می‌کنند. دایره المعارف های چند رسانه ای یا منابع اطلاعاتی موجود در اینترنت از این مقوله هستند.

    1. ابزارهای موقعیت ساز : ابزارهایی که دانش آموزان را در محیطی قرار می‌دهند که می‌توانند دست به تجربه ی عملی بزنند. محیط های یاد گیری شبیه سازی شده ، بازی‌های آموزشی و واقعیت مجازی مثال هایی از این مورد است. فاوا قابلیتی دارد که می‌تواند موارد غیرقابل مشاهده را مشاهده پذیر سازد ، برای مثال انجام واکنش های شیمیایی غیرممکن در آزمایشگاه مدرسه را برای دانش آموزان امکان پذیر می‌سازد ( ممتاز[۳۱] ، ۲۰۰۰ ) .

    1. ابزارهای سازندگی : ابزارهایی هستند که به منطوز پردازش اطلاعات ، ساختن دانش یا برای عینیت دادن به ادراک فرد مورد استفاده قرار می‌گیرد . برای مثال نرم افزار وب سازی به دانش آموزان این امکان را می‌دهد که صفحات وب مخموص خودشان ایجاد کنند و ایده های خود را به جهان عرضه نمایند.

  1. ابزارهای ارتباطی : ابزارهای ارتباطی سیستم هایی هستند که برقراری ارتباط آسان بین معلم و دانش آموزان ، یا دانش آموزان با یکدیگر ورای موانع فیزیکی ( موانع مربوط به فضا و مکان ، موانع مربوط به زمان ) که به طور معمول در کلاس وجود دارد ، میسر می‌سازند . نمونه هایی از ابزارهای ارتباطی عبارت اند از: پست الکترویکی، بولتن ها و وایت بردهای الکترویکی، چت یا گفت وگوی زنده ی اینترنتی و کنفرانس از راه دور که به کمک آن ها یادگیرندگان می‌توانند با منابع مختلفی از قبیل متخصصان، صاحب‌نظران ، معلمان و سایر دانش آموزان ارتباط برقرار نمایند.

۲-۲-۱۱-۲ ) نقش فاوا در انگیزش یادگیری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:07:00 ب.ظ ]




اندواز و میراندا[۲۶] (۲۰۰۵) در تحقیقی به جاذبه های گردشگری ورزشی در کشور اسپانیا پرداختند.آن ها دریافتند، که عامل جاذبه های طبیعی با ۳/۷۸ درصد مهمترین عامل در جذب گردشگران ورزشی به کشور اسپانیا است. آن ها همچنین دریافتند که ورزش های ابی با ۸۴/۳۶ درصد و گردش و پیاده روی با ۵۸/۳۱ درصد از اهمیت بیشتری در جذب گردشگران ورزشی برخوردارند.

کوساسی[۲۷] (۲۰۰۵) در تحقیق خود با عنوان گردشگری ورزشی در هند، جاذبه های طبیعی ورزشی در هند که از اهمیت بیشتری برخوردارند را ورزش های زمستانی مانند اسکی و اسکیت در منطقه گلمارج کشمیر، تپه نوردی، گذراندن اوقات فراغت در خانه های قایقی در منطقه دال لیک، گاری سواری و گلف ذکر می‌کند.

یاما گوشی[۲۸] (۲۰۰۸) طی یک پیمایش پرسش نامه ای بر گردشگران ورزشی که در رویدادهای خارجی پیاده روی شرکت کرده‌اند، عوامل جذب کننده مؤثر بر شرکت آنان را به صورت زیر بیان می‌کند:

    1. فرهنگ خاص محلی

    1. طبیعت زیبا

    1. مکان های دیدنی

    1. جذابیت مسیر پیاده روی

    1. ویژگی ها و تصویر رویداد

    1. مسافت مسیر پیاده روی

    1. هزینه

  1. جذابیت شهر میزبان

یاما گوشی عنوان می‌کند به دلیل این که رویدادهای ورزشی زیادی در مکان های مختلف برگزار می شود، افزایش یا حفظ شرکت کنندگان و گردشگران مشکل است. لذا جذب کردن دوباره آن ها جهت برگزاری موفق رویداد اهمیت زیادی دارد. یاما گوشی طی تحقیق پیمایشی و ‌بر اساس اطلاعات به دست آمده از پرسش نامه ها ، مدلی از متغیرهای اثر گذار بر بازدید از رویدادهای ورزشی ارائه کرد.

دیری و جاگو[۲۹] (۲۰۱۰) در مقاله خود به مدیریت گردشگری ورزشی در استرالیا پرداختند: گردشگری ورزشی نقش مهمی در اقتصاد ملی و محلی دارد و به نظر می‌رسد از توانایی بالقوه برای افزایش این نقش برخوردار است. سهم گردشگری ورزشی در استرالیا سالیانه حدود سه میلیارد دلار برآورد می شود. در استرالیا، هر کدام از حوزه های ورزش و گردشگری اغلب به وسیله بخش های جداگانه ای از دولت مدیریت می‌شوند. این بدان معنی است که یک منبع مشخص مسئولیت کلی گردشگری ورزشی را بر عهده ندارد و در نتیجه پیشرفت به مشکل بر می‌خورد. در استرالیا مسئولیت گردشگری بر عده ی بخش صنعت گردشگری و منابع است ،در حالی که ‌در مورد ورزش این مسئولیت بر عهده ی بخش ارتباطات، تکنولوژی و اطلاعات و هنر است. به علت نبود ارتباط بین این دو بخش در استرالیا توسعه ی ورزشی دچار مشکل شده است. ارتباط بین ورزش و گردشگری واضح و روشن است اما دانستن این نکته بسیار مهم است که سوق دهنده های کلیدی این دو حوزه کاملاً متفاوت هستند. ورزش به ترویج سبک زندگی سالم در جامعه کمک می‌کند و فعالیت های اوقات فراغت بیشتری را برای ساکنان محلی و نیز رقابت های ملی و بین‌المللی به وجود می آورد و گردشگری تشویق مردم به مسافرت دور از محل زندگی و صرف پول در این فرایند است. صنعت گردشگری به ورزش به عنوان یکی از عوامل بر انگیزاننده ی مسافرت توجه می‌کند.

در استرالیا به هنگام میزبانی بازی های المپیک تابستانی، گردشگری ورزشی تحت پوشش یک وزارت فدرال واحد در دستگاه دولتی قرار گرفت. این کار به خاطر افزایش منافع استرالیا از میزبانی این رویداد بزرگ صورت گرفت و سکویی برای توسعه راهبرد گردشگری ورزشی ملی ایجاد کرد .بعد از بحث ها و مشورت های زیاد وزارت فدرال طرح پیشنهادی راهبرد گردشگری را در سال ۲۰۰۰ منتشر ساخت. اجزای مهم راهبرد گردشگری عبارت بودند از: هماهنگی صنعت، تعلیم و تربیت، تنظیم دولتی، ساختار، ارزیابی درآمد های اقتصادی و تحقیقات. این طرح عاملی بود که مهارت ها و انرژی عوامل زیادی را که به صورت مجزا در بخش گردشگری ورزشی فعال بودند را گرد هم آورد. با این حال این سند راهبردی از شکل یک طرح پیش نویس فراتر نرفت. بعد از بازی های المپیک تابستانی ۲۰۰۰ سیدنی ساختار دهی مجدد دولتی انجام شد که باعث جدایی مجدد دو حوزه ی ورزش و گردشگری از هم شد و هر کدام از آن ها دوباره به بخش های مختلف دولتی تقسیم شدند.

دیوید[۳۰] (۲۰۱۳) در این مقاله یک مدل مفهومی با کیفیت در رویداد گردشگری ورزشی در جایی که کیفیت درک شده از گردشگری ورزشی ( توریسم ورزشی با کیفیت ) برای تاثیر گذاشتن بر رضایت توریستی که قصد بازگشت به محل رویداد و یا خود رویداد را دارد گفته شده است. در این پژوهش کیفیت گردشگری ورزشی دارای چهار بعد اصلی است که هر کدام دو یا چند زیر مجموعه تعریف شده دارند . بعد اولیه شامل کیفیت دسترسی ( متشکل از دسترسی به مقصد، محل ورزش، هتل)، بعد دوم شامل کیفیت محل های اسکان ( از جمله محیط زیست، تعامل و ارزش ) ، بعد سوم شامل کیفیت محل برگزاری ( متشکل از ورزشگاه، دسترسی آسان) ، و بعد چهارم شامل کیفیت مسابقه ( از جمله روند مسابقه و محصول مسابقه ) . مدل چند بعدی ارائه شده از کیفیت گردشگری ورزشی در این پژوهش به پویایی گردشگری ورزشی و ارائه دستورالعمل برای تسهیل در رضایت گردشگران و همچنین تلاش برای ارائه بهترین تجربه برای گردشگران ورزشی است.در این مقاله مشخص شد که هر چه کیفیت ارائه شده توسط مسیولان مسابقات بیشتر باشد امید به بازگشت گردشگران نیز بیشتر است.به بیان دیگر هرچه امکانات و تسهیلات برگزاری مسابقات از نظر کیفی و کمی بیشتر باشد امکان باز گشت گردشگران به مسابقات و رویدادهای بعدی بیشتر است.

لیم[۳۱](۲۰۱۳)در بررسی خود به تحقیقی به بررسی عوامل مؤثر در موفقیت ارائه دهندگان گردشگری ورزشی جهت سازماندهی افرادی که از لحاظ جسمی از کار افتاده هستند پرداخت. به طور کلی تجزیه و تحلیل جهت گیری افرادی که از لحاظ جسمی معلول هستند ، علاوه بر تسهیل در امر برنامه ریزی برای ارائه دهندگان مربوط و سیاست گذاران ،در درک توسعه استراتژی برای ترویج رویدادهای ورزشی بین افراد با معلولیت بسیار مؤثر است. این مقاله در مالزی و هدف از آن مطالعه افرادی بود که ازلحاظ جسمی معلول بودند . این تحقیقات در یک نمونه از ۳۱۲ نفر معلول انجام شد. با توجه به نتایج ، افراد معلول با ترکیبی از محدودیت های ساختاری ، محدودیت های فردی ، محدودیت های درون و محدودیت های فرهنگی مواجه هستند. اکثر آن ها به لحاظ ساختاری در مشارکت رویداد ورزشی محدود ند. اگر چه حمل و نقل عامل اصلی محدودیت است اما مشارکت از طریق اتخاذ استراتژی های هماهنگی بین فردی، استراتژی کسب مهارت ، استراتژی های مدیریت زمان، و استراتژی های منابع مالی می‌تواند تاثیر بسیار زیادی در مشارکت این گروه از افراد جامعه داشته باشد.با توجه ‌به این که این قشر از افراد به دلیل معلولیت مشارکت کمتری در رویدادهای ورزشی دارند ، ارائه دهندگان مربوط و سیاست گذاران می‌توانند با شناسایی محدودیت های آنان و ارائه راه کار لازم و برنامه ریزی مدون و دقیق به مشارکت هرچه بیشتر این افراد کمک کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:06:00 ب.ظ ]
1 3 4 5 6